﻿1
00:00:17,838 --> 00:00:24,977
‫[خیابان برن‌ساید]

2
00:00:25,001 --> 00:00:33,001
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:33,025 --> 00:00:41,025
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

4
00:00:41,026 --> 00:00:49,026
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

5
00:00:53,161 --> 00:00:56,658
‫[بار میگنرا]

6
00:00:56,683 --> 00:00:57,766
‫سلام.

7
00:00:57,790 --> 00:01:01,062
‫احوالتون؟ یه ودکا با آب گازدار
‫لطف می‌کنین؟

8
00:01:01,146 --> 00:01:03,148
‫- خیلی‌خب.
‫- بهتره ودکاش رو دوبرابر بریزین.

9
00:01:06,151 --> 00:01:07,319
‫دوباره پرش کنین.

10
00:01:13,116 --> 00:01:14,492
‫امروز خیلی دشوار بود.

11
00:01:16,536 --> 00:01:17,537
‫واسه همه پیش میاد.

12
00:01:18,079 --> 00:01:19,331
‫وای، این‌جوری پیش نمیاد.

13
00:01:21,333 --> 00:01:22,417
‫تو چی می‌خوری؟

14
00:01:24,336 --> 00:01:25,420
‫آبجوی «بادویزر» می‌خورم.

15
00:01:25,503 --> 00:01:27,130
‫- یه «بادویزر» هم واسه دوستم لطف کنین.
‫- رو چشمم.

16
00:01:27,214 --> 00:01:28,715
‫مرسی. مارلین رید هستم.

17
00:01:29,424 --> 00:01:31,426
‫- مت دویل هستم.
‫- خوش‌وقتم.

18
00:01:33,887 --> 00:01:34,888
‫دستت چیزی شده؟

19
00:01:35,513 --> 00:01:37,474
‫آره، اِم، سر کار مجروح شدم.

20
00:01:37,557 --> 00:01:38,558
‫کدوم گوری کار می‌کنی؟

21
00:01:39,309 --> 00:01:40,560
‫فضولی نباشه‌ها.

22
00:01:40,644 --> 00:01:42,395
‫نه بابا، محل کارم اوسترویله.

23
00:01:43,396 --> 00:01:44,898
‫بچه‌ای بهم چاقو زد.

24
00:01:46,566 --> 00:01:47,567
‫عجب.

25
00:01:51,696 --> 00:01:52,697
‫چیه؟

26
00:01:53,240 --> 00:01:56,660
‫نه، چیزی نیست. صرفا کم پیش میاد
‫جراحت چاقو این‌قدر سطحی باشه.

27
00:01:57,577 --> 00:02:01,164
‫خیلی‌خب. مگه دکتری؟

28
00:02:01,748 --> 00:02:03,166
‫نه، پلیسم.

29
00:02:09,756 --> 00:02:12,050
‫- محل کارت همین‌جاست.
‫- نه، تو شهره.

30
00:02:12,102 --> 00:02:13,828
‫[کلانتری نیویورک]

31
00:02:16,054 --> 00:02:17,305
‫خیلی از شهرت دور شدی.

32
00:02:17,389 --> 00:02:19,140
‫دارم رو پرونده‌ای کار می‌کنم.

33
00:02:19,224 --> 00:02:21,434
‫بفرمایین. ممنون.

34
00:02:26,064 --> 00:02:30,694
‫مارلین، امیدوارم دستت خوب بشه.

35
00:03:01,474 --> 00:03:04,853
‫- چیه؟
‫- سلام استن، منم، متی. باهاش صحبت کردم.

36
00:03:04,936 --> 00:03:05,770
‫خب، تعریف کن.

37
00:03:05,854 --> 00:03:07,230
‫گمون نکنم همسرش راست گفته باشه.

38
00:03:07,314 --> 00:03:09,316
‫گمون نکنم اون روز پیشش بوده باشه.
‫مهم نیست.

39
00:03:09,399 --> 00:03:12,068
‫تو فیلم قابل شناسایی نیست.
‫به نظرم عذرش دروغ بوده.

40
00:03:12,152 --> 00:03:14,404
‫- یعنی به حرفش آوردی؟
‫- نه، لازم نبود.

41
00:03:15,280 --> 00:03:17,073
‫یعنی الان دیگه در حد
‫«کرسکین شگفت‌انگیز» شدی؟

42
00:03:17,157 --> 00:03:20,076
‫دست طرف زخمی شده.
‫انگار جای زخم گلوله است.

43
00:03:20,160 --> 00:03:23,079
‫گمون کنم پسره داشت راست می‌گفت.
‫حداقل اینجاش رو راست می‌گفت.

44
00:03:23,580 --> 00:03:24,831
‫گمون کنم ناپدریش اونجا حضور داشت.

45
00:03:24,915 --> 00:03:26,750
‫در واقع، گمون کنم هدفشون خودش بوده.

46
00:03:27,250 --> 00:03:30,128
‫ضمنا، از نگاهش خوشم نیومد.

47
00:03:30,212 --> 00:03:32,005
‫- از نگاهش؟
‫- آره.

48
00:03:33,465 --> 00:03:36,176
‫خیلی‌خب. مرسی کارآگاه.
‫یه آبجو مهمونت می‌کنم.

49
00:03:36,259 --> 00:03:39,387
‫آبجو؟ من بدجوری گرفتار شدم.
‫باید پرونده مهمونم کنی.

50
00:05:22,265 --> 00:05:30,679
‫«اتاق شلوغ»
‫«فصل یکم، قسمت هشتم»

51
00:05:46,223 --> 00:05:48,016
‫داری خیلی خوب پیش می‌ری دن.

52
00:05:48,099 --> 00:05:51,478
‫درک دلیل وجود باقی شخصیت‌ها
‫و اهدافشون...

53
00:05:51,561 --> 00:05:53,313
‫اولین قدم درمانه.

54
00:05:54,940 --> 00:05:55,941
‫به گذشته فکر کن.

55
00:05:56,608 --> 00:05:59,152
‫اسحاق چه لحظه‌ای وارد زندگیت شد؟

56
00:05:59,236 --> 00:06:00,570
‫خیلی شرمنده‌ام، خواهش می‌کنم.
‫نمی‌خواستم...

57
00:06:03,907 --> 00:06:05,951
‫- بسه دیگه رفیق.
‫- بزن به چاک!

58
00:06:07,369 --> 00:06:09,246
‫بیل، بیل، خواهش می‌کنم.
‫بیل، خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

59
00:06:11,206 --> 00:06:12,097
‫این دیگه چه وضعشه؟

60
00:06:12,121 --> 00:06:14,668
‫ای پسر احمق. بهتر بود
‫به حرف دوستم گوش می‌کردی.

61
00:06:17,295 --> 00:06:18,255
‫آهای!

62
00:06:22,133 --> 00:06:23,718
‫همون روزی که همه‌چی خراب شد،

63
00:06:24,427 --> 00:06:26,930
‫- موقع دعوا با اون هم‌مدرسه‌ای‌هام بود.
‫- حالت خوبه؟

64
00:06:27,472 --> 00:06:28,974
‫آره، صرفا کار دشواریه.

65
00:06:29,558 --> 00:06:31,268
‫انگار ذهنم داره فرو می‌ریزه...

66
00:06:33,436 --> 00:06:35,605
‫و تو محفظه‌ای فلزی گیر افتادم.

67
00:06:39,985 --> 00:06:42,904
‫دنی، چی شده؟

68
00:06:45,031 --> 00:06:47,367
‫صرفا یاد یکی از حرف‌های آریانا افتادم.

69
00:06:51,445 --> 00:06:54,625
‫[رستوران بارگ]

70
00:06:56,084 --> 00:06:57,294
‫ولی حرف خودش نبود، مگه نه؟

71
00:06:59,004 --> 00:07:00,505
‫نه، حرف خودت بود.

72
00:07:02,340 --> 00:07:04,384
‫کل احساساتش درون خودته.

73
00:07:07,262 --> 00:07:10,223
‫خب، قبل از پیدایش اسحاق
‫تو اون روز چه حسی داشتی؟

74
00:07:10,974 --> 00:07:11,975
‫وحشت کرده بودم.

75
00:07:12,601 --> 00:07:14,769
‫واسه همین اسحاق رو بروز دادی
‫که ازت محافظت کنه؟

76
00:07:15,395 --> 00:07:17,522
‫اختلال تو رو به وخامته.

77
00:07:18,028 --> 00:07:22,152
‫ذهنت داره بیش از پیش تقسیم می‌شه.
‫اسحاق و آریانا از علائمشن.

78
00:07:22,235 --> 00:07:26,615
‫ظاهرا اسحاق موقع واکنش
‫به تهدیدات جسمانی به درد می‌خوره.

79
00:07:26,698 --> 00:07:29,367
‫آره، خب، کاش وقتی بچه‌تر بودم پیداش می‌شد.

80
00:07:30,243 --> 00:07:31,661
‫اون موقع ناجیان دیگه‌ای داشتی.

81
00:07:35,123 --> 00:07:36,124
‫وقتمون تموم شد.

82
00:07:36,708 --> 00:07:39,252
‫همون‌طور که گفتم، کارت حرف نداره، خب؟

83
00:07:39,836 --> 00:07:43,340
‫فعلا هم باید سعی کنی
‫خودت سکان رو نگه داری.

84
00:07:44,174 --> 00:07:48,053
‫تمام تلاشت رو بکن موقع آمادگی واسه دادگاهت،
‫باقی شخصیت‌ها خودشون رو بروز ندن.

85
00:07:48,136 --> 00:07:49,137
‫خب؟

86
00:07:49,971 --> 00:07:50,805
‫به همین سادگیه.

87
00:07:51,389 --> 00:07:52,807
‫نه، به این سادگی‌ها هم نیست.

88
00:07:54,017 --> 00:07:56,728
‫- چند روز دیگه می‌بینمت.
‫- چند روز دیگه می‌بینمت.

89
00:08:02,776 --> 00:08:04,527
‫ولی واسه همین شرایط آماده شده بودیم.

90
00:08:04,611 --> 00:08:06,780
‫نه‌خیر، تو واسه این شرایط
‫آماده شده بودی.

91
00:08:08,448 --> 00:08:09,950
‫چیه؟ نگران وام بلاعوضتی؟

92
00:08:10,617 --> 00:08:12,369
‫گور بابات استن.

93
00:08:12,452 --> 00:08:14,329
‫بیشترین احتمال تبرئه‌اش با اختلال روانیه.

94
00:08:14,412 --> 00:08:15,266
‫نه‌خیر، نیست.

95
00:08:15,290 --> 00:08:17,874
‫لازمه افتضاح پیش از دادگاهمون رو
‫یادت بندازم؟

96
00:08:17,958 --> 00:08:20,043
‫آخه به نقل از پنج شش متخصص،

97
00:08:20,126 --> 00:08:23,004
‫اختلال تجزیه هویت اصلا اختلال واقعی نیست.

98
00:08:23,088 --> 00:08:24,548
‫- اشتباه می‌کنن.
‫- تو هم می‌خوای حرفت رو...

99
00:08:24,631 --> 00:08:25,840
‫- با این بچه ثابت کنی؟
‫- آره.

100
00:08:25,924 --> 00:08:27,634
‫- نه‌خیر.
‫- جانم؟

101
00:08:27,717 --> 00:08:29,469
‫رایا، ببین، کارت خوب بود.

102
00:08:30,387 --> 00:08:33,390
‫به خاطر جلساتت با پسره،
‫از جریان ناپدریش خبردار شدیم.

103
00:08:33,472 --> 00:08:36,393
‫می‌دونیم به دروغ گفته بود
‫تو صحنه جرم حضور نداشته.

104
00:08:36,476 --> 00:08:37,476
‫مسئله‌ای رو مخفی کرده.

105
00:08:37,561 --> 00:08:40,981
‫ضمنا، به خاطر توئه
‫که می‌دونیم چی رو مخفی کرده.

106
00:08:41,565 --> 00:08:45,110
‫خب، اگه بتونیم ثابت کنیم
‫این بچه صرفا دنبال طرف بوده...

107
00:08:45,193 --> 00:08:48,989
‫و احتمالا دلیل خوبی داشته،
‫تیراندازی عادی محسوب نمی‌شه.

108
00:08:49,072 --> 00:08:51,908
‫خیلی مهمه که نشون بدیم
‫سابقه اعمال خشونت‌آمیز نداشته...

109
00:08:52,409 --> 00:08:54,578
‫و هدف تیراندازیش یه نفر بوده.
‫مسئله شخصی بوده.

110
00:08:54,661 --> 00:08:57,330
‫بعدش طرف رو به جایگاه احضار کرده،
‫سوال‌پیچش می‌کنیم...

111
00:08:57,414 --> 00:09:00,417
‫و شاید بتونیم نشون بدیم
‫پسره به دلیل خوبی شلیک کرده.

112
00:09:00,500 --> 00:09:03,336
‫اتهام پرونده‌اش از شش فقره اقدام به قتل...

113
00:09:03,420 --> 00:09:05,548
‫به یه فقره تعرض با سلاح گرم
‫تقلیل پیدا می‌کنه.

114
00:09:05,572 --> 00:09:06,464
‫حبسش یک‌دهم می‌شه.

115
00:09:06,548 --> 00:09:08,383
‫نه، باید درمان بشه،
‫حبس به نفعش نیست.

116
00:09:08,466 --> 00:09:10,510
‫- باقی شخصیت‌هاش فعلا عقب‌نشینی کردن،
‫- رایا...

117
00:09:10,594 --> 00:09:12,846
‫- ولی اگه درمان نشه...
‫- اینجا دفتر حقوقیه.

118
00:09:12,929 --> 00:09:13,930
‫بیمارستان نیست.

119
00:09:14,014 --> 00:09:17,475
‫خیلی‌خب، پس وقتی جانی
‫آدم نامناسبی رو مسخره کنه...

120
00:09:17,559 --> 00:09:19,477
‫یا اسحاق با کسی دعوا کنه
‫و از پسش برنیاد چی می‌شه؟

121
00:09:19,561 --> 00:09:20,979
‫اصلا می‌فهمی چی می‌گی؟

122
00:09:21,062 --> 00:09:23,023
‫- از زندان جون سالم به در نمی‌بره.
‫- می‌شه جواب تلفن رو بدی؟

123
00:09:23,106 --> 00:09:25,025
‫استن، از زندان جون سالم به در نمی‌بره.

124
00:09:25,108 --> 00:09:28,361
‫احتمال زنده موندنش طی ۵ سال
‫بیش از ۵۰ ساله.

125
00:09:28,445 --> 00:09:30,155
‫یا نکنه می‌خوای با این حرفم هم مخالفت کنی؟

126
00:09:31,323 --> 00:09:34,701
‫واسه درمانش فرصت لازم داره.

127
00:09:34,784 --> 00:09:38,455
‫اختلالش طبق قانون وجود نداره.

128
00:09:38,538 --> 00:09:39,539
‫ریدم تو قانون.

129
00:09:39,623 --> 00:09:41,917
‫سلامت روان اصلا واسه قانون مهم نیست.

130
00:09:43,418 --> 00:09:45,003
‫اگه ذهنش یکپارچه نشه...

131
00:09:45,086 --> 00:09:46,546
‫و با بلایی که سرش اومده
‫کنار نیاد،

132
00:09:46,630 --> 00:09:48,048
‫امکان نداره زنده بمونه.

133
00:09:49,090 --> 00:09:52,135
‫ببین، تا دادگاهش فرصت داری.

134
00:09:52,719 --> 00:09:53,720
‫روان‌پزشکیت رو بکن.

135
00:09:53,803 --> 00:09:56,431
‫درمانش کن. هر کاری می‌خوای بکن.
‫به جایگاه احضارش نمی‌کنیم.

136
00:09:56,514 --> 00:09:57,557
‫صرفا می‌خوام...

137
00:09:57,641 --> 00:09:59,851
‫دو هفته دیگه عین بچه آدم
‫تو جایگاه متهم بشینه.

138
00:09:59,935 --> 00:10:02,229
‫اگه تو دادگاه روانی‌بازی دربیاره،

139
00:10:02,312 --> 00:10:04,689
‫دادستانی بدبختمون می‌کنه، خب؟

140
00:10:04,773 --> 00:10:08,360
‫سعی می‌کنم حکمی منطقی براش ببرن
‫که همه راضی باشن.

141
00:10:08,443 --> 00:10:09,527
‫این‌طوری نمی‌شه.

142
00:10:09,611 --> 00:10:11,613
‫نمی‌تونم تضمین کنم
‫عین بچه آدم تو جایگاه متهم بشینه.

143
00:10:11,696 --> 00:10:14,991
‫کار دیگه‌ای از دستمون ساخته نیست،
‫نتیجه خوبی هم هست.

144
00:10:15,492 --> 00:10:17,160
‫ضمنا، اگه پسره واقعا برات مهمه،

145
00:10:17,244 --> 00:10:21,331
‫این‌قدر سعی نکن حرف خودت رو
‫باهاش ثابت کنی و موفقیتمون رو قبول کن.

146
00:10:24,740 --> 00:10:27,853
‫[خیابان مور]
‫[بار اشلیتس واکر]

147
00:10:31,758 --> 00:10:34,970
‫می‌شه آخرین پیکم رو هم بریزی توبی؟
‫دادگاه مهمی در پیش دارم.

148
00:10:38,348 --> 00:10:40,141
‫- دادگاهیش کردن؟
‫- آره.

149
00:10:41,059 --> 00:10:42,060
‫قراره تبرئه‌اش کنی؟

150
00:10:43,728 --> 00:10:44,729
‫نچ.

151
00:10:47,357 --> 00:10:50,443
‫شاید بتونه به موقع آزاد بشه.
‫بالاخره کمی زندگی کنه.

152
00:10:50,527 --> 00:10:52,503
‫خب، گمون کنم بزرگ‌ترین امیدمون
‫همینه دیگه، مگه نه؟

153
00:10:52,527 --> 00:10:53,530
‫می‌خوایم کمی زندگی کنیم.

154
00:10:59,869 --> 00:11:02,122
‫آره، بزرگ‌ترین امیدمون همینه.

155
00:11:23,078 --> 00:11:32,552
‫[کنگره در تنگنا قرار گرفته است]

156
00:11:34,988 --> 00:11:36,072
‫صداش رو کم کن.

157
00:11:51,671 --> 00:11:53,048
‫کسی اینجا نیومده کندی؟

158
00:11:54,758 --> 00:11:55,759
‫کی بیاد؟

159
00:11:56,259 --> 00:11:59,262
‫کسی نیومده راجع به دستم سوال بپرسه؟

160
00:12:00,931 --> 00:12:01,932
‫کس دیگه‌ای نیومده؟

161
00:12:03,975 --> 00:12:05,435
‫فقط همون دفعه اومده بودن.

162
00:12:05,518 --> 00:12:08,647
‫من هم حرف خودت رو بهشون زدم،
‫گفتم اون روز پیشت بودم.

163
00:12:15,111 --> 00:12:18,615
‫هر اتفاقی که بیفته،
‫تقصیر جفت والدینه.

164
00:12:19,866 --> 00:12:20,867
‫خودت می‌دونی دیگه؟

165
00:12:22,452 --> 00:12:24,120
‫خودت می‌دونی چه کارهایی
‫در حقت می‌کنم، مگه نه؟

166
00:12:26,122 --> 00:12:27,123
‫چه کارهای در حق بچه‌ات می‌کنم؟

167
00:12:30,335 --> 00:12:31,962
‫دیگه می‌خوای چه گهی بخوری؟

168
00:12:50,814 --> 00:12:52,107
‫راهت رو برو عجیب‌الخلقه خان.

169
00:13:20,051 --> 00:13:21,928
‫می‌شه سوالی ازت بپرسم؟

170
00:13:23,096 --> 00:13:26,266
‫انگلستانیه دیگه نمیاد؟ جک رو میگم.

171
00:13:28,268 --> 00:13:29,352
‫وایستا ببینم، جک رو می‌شناسی؟

172
00:13:30,145 --> 00:13:31,146
‫معلومه که می‌شناسم.

173
00:13:31,938 --> 00:13:35,442
‫گفته بود بهم فرصت می‌ده
‫مقداری از پولم رو ببرم.

174
00:13:35,525 --> 00:13:36,401
‫اِم، ولی...

175
00:13:38,111 --> 00:13:40,697
‫خب، چند وقتی می‌شه
‫که پیداش نشده.

176
00:13:41,865 --> 00:13:42,866
‫یادت نمیاد؟

177
00:13:45,285 --> 00:13:46,286
‫نه.

178
00:13:48,788 --> 00:13:49,789
‫عجب.

179
00:13:54,711 --> 00:13:55,962
‫وایستا ببینم، رو اعصابت نیست؟

180
00:13:57,464 --> 00:13:58,632
‫به من چه ربطی داره؟

181
00:13:59,216 --> 00:14:01,551
‫خیال کردی قبل از تو
‫مجرم روانی ندیدم؟

182
00:14:02,594 --> 00:14:05,013
‫طرف استاد کارت‌بازیه
‫و هم‌نشین خوبیه.

183
00:14:05,096 --> 00:14:08,391
‫فقط دیگه اسرائیلیه رو نیار.

184
00:14:10,602 --> 00:14:13,063
‫سالیوان، ملاقاتی داری.

185
00:14:24,366 --> 00:14:25,700
‫می‌خوای ببینیش یا نه؟

186
00:14:27,702 --> 00:14:30,705
‫نگرانم کردی‌ها.
‫خیال می‌کردم من رو نمی‌شناسی.

187
00:14:32,499 --> 00:14:37,212
‫تو روزنامه‌ها نوشته بود
‫اختلال تجزیه هویت داری.

188
00:14:37,295 --> 00:14:39,297
‫پس واسه همین تماس نگرفته بودی؟

189
00:14:40,924 --> 00:14:41,758
‫آری...

190
00:14:41,841 --> 00:14:43,051
‫تو جرومی، درسته؟

191
00:14:45,178 --> 00:14:46,471
‫تعریفت رو کرده بود.

192
00:14:47,180 --> 00:14:48,181
‫تـ...

193
00:14:51,851 --> 00:14:54,771
‫خیال می‌کردم چون دوستم نداری
‫ازت خبری نشده.

194
00:14:59,192 --> 00:15:01,486
‫عکست رو تو روزنامه دیدم...

195
00:15:01,570 --> 00:15:04,007
‫و با خودم گفتم احتمالا
‫حتی اگه نخوای من رو ببینی،

196
00:15:04,031 --> 00:15:05,448
‫بد نیست یه رفیق داشته باشی.

197
00:15:05,532 --> 00:15:09,536
‫ولی حتی من رو نمی‌شناسی.

198
00:15:12,914 --> 00:15:13,915
‫من خودش نیستم.

199
00:15:16,209 --> 00:15:17,210
‫خب، خودش کجاست؟

200
00:15:20,297 --> 00:15:21,298
‫اینجا نیست.

201
00:15:24,384 --> 00:15:25,385
‫اره.

202
00:15:27,220 --> 00:15:28,680
‫همیشه استاد نبودن بود.

203
00:15:30,807 --> 00:15:31,808
‫غیبش می‌زد.

204
00:15:36,771 --> 00:15:37,772
‫عذر می‌خوام.

205
00:16:16,978 --> 00:16:18,396
‫- سلام کارل.
‫- سلام آری.

206
00:16:19,105 --> 00:16:20,941
‫- کوکتل «سون اند سون» بده.
‫- نه بابا؟

207
00:16:24,236 --> 00:16:26,404
‫سلام به روی ماهت. گریس هستم.

208
00:16:28,490 --> 00:16:30,116
‫از آریانا برام بگو.

209
00:16:30,200 --> 00:16:32,452
‫دقیقا چیکار می‌کرد؟

210
00:16:34,246 --> 00:16:37,290
‫- بهترین دوستم بود.
‫- خودم می‌دونم، ولی آریانا چیکار می‌کرد؟

211
00:16:54,474 --> 00:16:55,725
‫خب، اِم...

212
00:16:58,725 --> 00:17:00,814
‫می‌تونست سکس کنه.

213
00:17:02,566 --> 00:17:03,567
‫سکس می‌کرد.

214
00:17:04,693 --> 00:17:06,026
‫خودت تا حالا سکس کردی دنی؟

215
00:17:07,696 --> 00:17:08,822
‫نه.

216
00:17:08,905 --> 00:17:10,489
‫خب، حداقل در قالب خودم نکردم.

217
00:17:11,449 --> 00:17:13,743
‫خیلی‌خب. بیا همچنان از آریانا بگیم.

218
00:17:14,660 --> 00:17:16,246
‫می‌خوام تصورش کنی.

219
00:17:17,914 --> 00:17:19,498
‫احساساتش رو تصور کن.

220
00:17:26,214 --> 00:17:29,801
‫می‌خواست با ملت صمیمی باشه،
‫ولی خواسته‌اش رو بروز نمی‌داد.

221
00:17:31,511 --> 00:17:33,555
‫می‌تونست باهاشون صمیمی بشه،
‫ولی بعدش...

222
00:17:35,348 --> 00:17:37,851
‫بعدش خودش پسشون می‌زد.

223
00:17:41,479 --> 00:17:43,773
‫صمیمیت آسیب‌پذیری میاره.

224
00:17:43,857 --> 00:17:46,860
‫آسیب‌پذیری هم تو دوران کودکیت
‫هیچ‌جایی نداشت.

225
00:17:48,278 --> 00:17:49,279
‫نه‌خیر، نداشت.

226
00:17:49,779 --> 00:17:52,699
‫سامانه شخصیت‌های متعددت
‫به زنده موندنت کمک کرده.

227
00:17:53,700 --> 00:17:55,660
‫با احساساتی که از پسشون برنمیای،
‫دست و پنجه نرم می‌کنن.

228
00:17:56,369 --> 00:18:01,041
‫ولی صرفا برساخت‌های ذهن خودتن.
‫بی‌نقص نیستن. کلی نقص دارن.

229
00:18:03,168 --> 00:18:04,669
‫یعنی سامانه‌ام کارآمد نیست.

230
00:18:04,753 --> 00:18:06,046
‫تا مدت زیادی کارآمد بود.

231
00:18:07,130 --> 00:18:08,465
‫پس بذار سوالم رو تکرار کنم.

232
00:18:11,593 --> 00:18:14,221
‫آریانا واسه خودت چیکار می‌کرد؟

233
00:18:29,945 --> 00:18:32,155
‫گمون کنم با احساس تنهاییم
‫دست و پنجه نرم می‌کرد.

234
00:18:33,657 --> 00:18:34,658
‫با ترسم دست و پنجه نرم می‌کرد.

235
00:18:35,283 --> 00:18:38,828
‫آره، با دردت و کل عذابت هم
‫دست و پنجه نرم می‌کرد.

236
00:18:39,329 --> 00:18:44,084
‫وقتی هم از توان خودت خارج بود،
‫احساساتت رو به طور عملی واکاوی می‌کرد.

237
00:18:44,918 --> 00:18:47,587
‫مثلا همون موقع که می‌خواستی
‫با آنابل صمیمی بشی.

238
00:18:48,922 --> 00:18:50,006
‫مثلا وقتی خواستم به خدمت مارلین برسم.

239
00:18:50,090 --> 00:18:53,593
‫آره، کم‌کم داره به ذهنت رسوخ می‌کنه.
‫همه‌شون دارن رسوخ می‌کنن.

240
00:18:53,677 --> 00:18:56,555
‫همین که از وجودشون خبردار شدی،
‫باعث شده رسوخ کنن.

241
00:18:56,638 --> 00:18:58,762
‫چند وقته دارم
‫راجع به درمان جدیدی مطالعه می‌کنم.

242
00:18:58,786 --> 00:18:59,683
‫اسمش ادغام‌درمانیه.

243
00:19:00,767 --> 00:19:05,021
‫آدم طی روند درمان
‫با کل شخصیت‌هاش ادغام می‌شه.

244
00:19:05,105 --> 00:19:07,524
‫تکه‌های ذهن آدم یکپارچه می‌شن.

245
00:19:09,025 --> 00:19:10,026
‫آدم کامل می‌شه.

246
00:19:13,738 --> 00:19:15,574
‫ولی شرط می‌بندم
‫تو زندان ارائه‌اش نمی‌دن.

247
00:19:15,657 --> 00:19:18,034
‫نه، ولی قراره کوتاه‌ترین حبس ممکن رو
‫برات رقم بزنیم.

248
00:19:21,162 --> 00:19:22,622
‫احتمالا باز هم خیلی طولانی باشه.

249
00:19:25,709 --> 00:19:27,294
‫ما از این فکرها نمی‌کنیم دنی.

250
00:19:35,010 --> 00:19:36,511
‫می‌شه به حرفم گوش بدی؟

251
00:19:36,595 --> 00:19:40,223
‫نه‌خیر، دیگه ندارم،
‫آخه همین الانش هم دارم خرج بیوک،

252
00:19:40,307 --> 00:19:42,893
‫خونه و سگی که اصلا نمی‌بینم رو می‌دم.

253
00:19:46,479 --> 00:19:47,480
‫خیلی‌خب. باید قطع کنم.

254
00:19:48,523 --> 00:19:49,733
‫حکم‌رسانی؟

255
00:19:49,816 --> 00:19:52,277
‫آدرسش رو روش نوشتم.
‫احتمالا این یکی غیرقابل پیش‌بینی باشه.

256
00:20:02,954 --> 00:20:03,955
‫مارلین رید خودتونین؟

257
00:20:04,956 --> 00:20:05,957
‫شما؟

258
00:20:07,751 --> 00:20:10,003
‫وکیل مدافع پرونده دنی سالیوان
‫احضارتون کرده...

259
00:20:10,086 --> 00:20:11,504
‫که تو دادگاهش شهادت بدین.

260
00:20:21,640 --> 00:20:23,266
‫مارلین همیشه برات خطر محسوب می‌شد...

261
00:20:23,350 --> 00:20:26,311
‫و با نقل‌مکان به خونه اشباح
‫از اون خطر دور شدی.

262
00:20:26,394 --> 00:20:29,272
‫ولی اصلا پیش نیومد
‫اسحاق واقعا مداخله کنه؟

263
00:20:30,148 --> 00:20:32,317
‫واقعا مقابل مارلین
‫ازت محافظت کنه؟

264
00:20:34,194 --> 00:20:35,612
‫خفه شو. بذار خودم حلش کنم.

265
00:20:35,695 --> 00:20:37,781
‫این‌جوری با خانم صحبت نکن.

266
00:20:39,366 --> 00:20:42,118
‫- خیلی قلدری.
‫- پشم‌هام، درست یادم نمیاد.

267
00:20:42,202 --> 00:20:42,889
‫پشم‌هام.

268
00:20:42,913 --> 00:20:44,996
‫خیلی‌خب. سعی کن بدون اسحاق
‫به خاطرش بیاری.

269
00:20:45,080 --> 00:20:46,623
‫این کار به چه دردم می‌خوره رایا؟

270
00:20:46,706 --> 00:20:48,875
‫حافظه‌ات رو به کار نگیر،
‫قوه تخیلت رو به کار بگیر.

271
00:20:50,043 --> 00:20:51,127
‫چشمت رو ببند.

272
00:20:54,798 --> 00:20:58,885
‫- دنی جونم...
‫- خفه شو. بسه. بسه. بذار خودم حلش کنم.

273
00:20:59,469 --> 00:21:02,180
‫این‌جوری با خانم صحبت نکن.

274
00:21:02,264 --> 00:21:06,226
‫خیلی قلدری. قلدر جماعت همیشه بزدله.

275
00:21:09,563 --> 00:21:10,564
‫آفرین دنی.

276
00:21:11,731 --> 00:21:15,569
‫بیا اون شب رو تو خونه اشباح به یاد بیاریم.
‫همون‌طور که گفتم عمل کن.

277
00:21:15,652 --> 00:21:19,656
‫احساسش رو تجربه کن،
‫ولی سعی کن در قالب اسحاق باشی.

278
00:21:19,739 --> 00:21:22,117
‫- خیلی‌خب.
‫- در قالب اسحاق باش.

279
00:21:24,953 --> 00:21:26,246
‫چه حسی داری؟

280
00:21:27,414 --> 00:21:28,790
‫آنجلو، تفنگه رو بهت پس می‌دم.

281
00:21:28,873 --> 00:21:33,003
‫مال خودت. من اصلا...
‫پشم‌هام. ریدم توش.

282
00:21:33,086 --> 00:21:35,005
‫شرمنده‌ام. خب؟ شرمنده‌ام.

283
00:21:35,088 --> 00:21:38,633
‫عه، شرمنده‌ای؟ شرمنده‌ای پسرک مادرخراب؟
‫الان شرمندگی رو نشونت می‌دم.

284
00:21:39,426 --> 00:21:41,052
‫من اگه جات بودم، قایم نمی‌شدم.

285
00:21:51,438 --> 00:21:52,939
‫اسحاق چه حسی داره؟

286
00:21:55,150 --> 00:21:56,151
‫احساس قدرت می‌کنه؟

287
00:21:57,319 --> 00:21:58,403
‫احساس...

288
00:22:00,447 --> 00:22:01,448
‫کارآمدی می‌کنه.

289
00:22:03,700 --> 00:22:06,328
‫- نه!
‫- اینجا چه خبره؟

290
00:22:06,411 --> 00:22:09,080
‫زنیکه خراب. اینجا چه خبره؟

291
00:22:09,164 --> 00:22:12,250
‫- اینجا چه خبره، ها؟
‫- دنی! دنی!

292
00:22:14,753 --> 00:22:15,712
‫پشم‌هام.

293
00:22:23,011 --> 00:22:24,721
‫- نگاهی به خودت بنداز.
‫- خواهش می‌کنم.

294
00:22:28,225 --> 00:22:29,476
‫همین رو می‌خوای؟

295
00:22:30,977 --> 00:22:34,022
‫- حالا بگو کی زنیکه خرابه؟
‫- نه. نه، نه، خواهش می‌کنم.

296
00:22:34,105 --> 00:22:35,899
‫حالا بگو کی زنیکه خرابه، ها؟

297
00:22:35,982 --> 00:22:37,359
‫نه. نه، نه، نه.

298
00:22:41,404 --> 00:22:42,530
‫خراب خودتی.

299
00:22:45,033 --> 00:22:46,243
‫شلوارت رو خیس کردی؟

300
00:22:51,081 --> 00:22:52,082
‫فرار کن!

301
00:23:06,429 --> 00:23:07,347
‫آنابل.

302
00:23:07,430 --> 00:23:08,557
‫آنابل، چیزی نیست.

303
00:23:08,640 --> 00:23:11,142
‫- دیگه کسی اذیتت نمی‌کنه. در امانی.
‫- به من نزدیک نشو.

304
00:23:11,226 --> 00:23:13,520
‫- آنابل... در امانی.
‫- بهم دست نزن! بهم نزدیک نشو!

305
00:23:13,603 --> 00:23:16,189
‫- آنابل، چیزی نیست. چی... آنابل.
‫- کاری به کارم نداشته باش!

306
00:23:16,773 --> 00:23:19,776
‫- آنابل، خواهش می‌کنم.
‫- کاری به کارم نداشته باش.

307
00:23:22,362 --> 00:23:23,363
‫خودم بودم.

308
00:23:25,699 --> 00:23:29,035
‫آنابل ازم ترسیده بود.

309
00:23:33,456 --> 00:23:34,457
‫ببین چی می‌گم...

310
00:23:53,685 --> 00:23:54,686
‫آهای!

311
00:23:56,187 --> 00:23:57,355
‫آهای آقا پسر.

312
00:23:58,398 --> 00:23:59,399
‫آقا پسر!

313
00:24:01,401 --> 00:24:03,570
‫اونی که تقلید صدا می‌کنه خودتی، مگه نه؟

314
00:24:09,159 --> 00:24:12,329
‫بکن دیگه. بکن دیگه.
‫برامون تقلید صدا کن.

315
00:24:15,665 --> 00:24:17,667
‫می‌خوایم برامون تقلید صدا کنی
‫پسرک عجیب‌الخلقه.

316
00:24:20,295 --> 00:24:24,883
‫اصلا معلوم نیست.
‫اصلا معلوم نیست.

317
00:24:24,966 --> 00:24:27,761
‫- بس کنین! غذاتون رو بخورین!
‫- خیلی‌خب، الان تقلید می‌کنه.

318
00:24:50,000 --> 00:25:00,000
صابرفان
SaberFun

319
00:25:11,346 --> 00:25:15,016
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه
‫که باز هم اومدم.

320
00:25:15,100 --> 00:25:16,351
‫نه، اشکالی نداره.

321
00:25:17,602 --> 00:25:20,063
‫گمون نکنم بدونم دنبال چی هستی.

322
00:25:21,523 --> 00:25:24,067
‫درست و حسابی درک نکرده بودم...

323
00:25:24,776 --> 00:25:28,071
‫که حتما خیلی برات دشواره.

324
00:25:31,575 --> 00:25:35,453
‫جروم هستم. خوش‌وقتم دنی.

325
00:25:40,875 --> 00:25:41,877
‫خوش‌وقتم.

326
00:25:43,295 --> 00:25:46,464
‫تعریفت رو زیاد شنیدم.

327
00:25:48,008 --> 00:25:50,385
‫امیدوارم تعاریف خوبی بوده باشه.

328
00:25:51,845 --> 00:25:52,679
‫اکثرا خوب بوده.

329
00:25:55,265 --> 00:25:58,351
‫خب، میونه‌مون گاهی شکرآب می‌شد.

330
00:25:58,435 --> 00:26:01,396
‫ولی به خوشی‌هامون می‌ارزید.

331
00:26:02,188 --> 00:26:03,940
‫حداقل از نظر من که می‌ارزید.

332
00:26:04,024 --> 00:26:05,191
‫نه، از نظر خودش هم می‌ارزید.

333
00:26:07,277 --> 00:26:08,361
‫حداقل گمون کنم می‌ارزید.

334
00:26:09,654 --> 00:26:10,655
‫مرسی.

335
00:26:15,827 --> 00:26:16,828
‫می‌دونی چطوری آشنا شدیم؟

336
00:26:24,544 --> 00:26:26,046
‫اولین باری که دیدمش،

337
00:26:27,547 --> 00:26:31,760
‫داشت دم بار کلابی
‫به بی‌شعوری می‌توپید.

338
00:26:32,302 --> 00:26:34,179
‫من هم رفتم پیششون.

339
00:26:34,763 --> 00:26:36,473
‫ازش پرسیدم کمک می‌خواد یا نه.

340
00:26:37,432 --> 00:26:40,060
‫یهو دیدم داره سرم داد می‌زنه،

341
00:26:40,143 --> 00:26:44,439
‫می‌گفت این این شاهدخت‌های لوس نیست
‫و خودش بلده دعوا کنه.

342
00:26:44,522 --> 00:26:45,607
‫آره، بلده.

343
00:26:46,483 --> 00:26:47,859
‫من هم بهش گفتم...

344
00:26:47,943 --> 00:26:49,277
‫صرفا می‌خواستم کمک کنم.

345
00:26:49,778 --> 00:26:54,449
‫گفت اگه واقعا می‌خوام کمک کنم،
‫باید برم تو پیست رقص.

346
00:26:54,950 --> 00:26:56,826
‫تا به خودم اومدم،

347
00:26:56,910 --> 00:27:00,705
‫دیدم داریم خیلی هماهنگ با هم می‌رقصیم.

348
00:27:03,083 --> 00:27:06,419
‫کم پیش میاد آدم کسی رو پیدا کنه...

349
00:27:06,503 --> 00:27:10,006
‫که اون‌جوری حرکاتش رو درک کنه.

350
00:27:20,684 --> 00:27:22,060
‫همدیگه رو درک می‌کردیم.

351
00:27:23,603 --> 00:27:26,022
‫از همون اولین شب همدیگه رو درک می‌کردیم.

352
00:27:30,944 --> 00:27:32,362
‫خب، من که اصلا رقص بلد نیستم.

353
00:27:34,990 --> 00:27:37,367
‫مطمئنم بالاخره کمی رقص بلدی.

354
00:27:37,951 --> 00:27:40,954
‫ظاهرا کلی مهارت تو ناخودآگاهم پنهان شده.

355
00:27:42,998 --> 00:27:44,791
‫حتما خیال می‌کنی دیوانه‌ام.

356
00:27:44,874 --> 00:27:45,917
‫نه.

357
00:27:47,419 --> 00:27:49,296
‫گمون می‌کنم حتما خیلی تنهایی.

358
00:27:57,596 --> 00:28:00,473
‫اگه برام حبس نبرن،
‫درمانی هست...

359
00:28:01,266 --> 00:28:03,727
‫که می‌تونم از اون طریق
‫به همه‌شون تبدیل بشم.

360
00:28:04,728 --> 00:28:06,146
‫خب، چند نفر هستن؟

361
00:28:06,229 --> 00:28:07,314
‫چند نفری می‌شن.

362
00:28:08,148 --> 00:28:09,107
‫ای وای.

363
00:28:09,190 --> 00:28:11,985
‫مامانم همیشه می‌گفت
‫سلیقه جالبی دارم.

364
00:28:12,068 --> 00:28:13,069
‫ای وای.

365
00:28:14,696 --> 00:28:17,407
‫آب که از سر گذشت،
‫چه یه وجب، چه صد وجب.

366
00:28:19,367 --> 00:28:20,493
‫آریانا همیشه همین رو می‌گفت.

367
00:28:20,577 --> 00:28:22,329
‫آره، از خودش یاد گرفتم.

368
00:28:24,247 --> 00:28:25,248
‫از تو هم یاد گرفتم.

369
00:28:29,502 --> 00:28:31,213
‫اگه بعد از درمان،

370
00:28:32,756 --> 00:28:34,341
‫از خودم خوشم نیاد چی؟

371
00:28:35,842 --> 00:28:40,055
‫من کل عمرم سعی کردم
‫درست عمل کنم.

372
00:28:41,473 --> 00:28:42,557
‫بفهمم چه‌جور آدمی هستم.

373
00:28:43,934 --> 00:28:45,393
‫سیاه‌پوستم.

374
00:28:45,477 --> 00:28:46,603
‫همجنسگرام.

375
00:28:47,354 --> 00:28:48,521
‫شجاعم.

376
00:28:49,147 --> 00:28:50,190
‫بزدلم.

377
00:28:50,941 --> 00:28:53,818
‫مشکل‌تراشم. صلح‌طلبم.

378
00:28:55,111 --> 00:28:57,572
‫معلوم شد همه‌شون هستم.

379
00:28:58,657 --> 00:29:00,116
‫البته زندگی آدم راحت نمی‌شه.

380
00:29:00,200 --> 00:29:06,122
‫کلی کتک خوردم، روم تف کردن
‫و از هرجایی که فکرش رو بکنی بیرونم کردن؛

381
00:29:06,206 --> 00:29:08,083
‫ولی می‌دونم کی هستم.

382
00:29:09,251 --> 00:29:11,586
‫هیچکس هم نمی‌تونه شخصیتم رو عوض کنه.

383
00:29:13,880 --> 00:29:15,340
‫آریانا می‌دونست کیه.

384
00:29:16,132 --> 00:29:17,551
‫به خودش افتخار می‌کرد.

385
00:29:18,051 --> 00:29:19,719
‫این خصوصیتش درون خودته.

386
00:29:20,595 --> 00:29:23,598
‫بخشی از وجودته.
‫خودش بخشی از وجودته.

387
00:29:24,224 --> 00:29:25,517
‫همون کاری رو بکن
‫که بقیه‌مون مجبوریم.

388
00:29:25,600 --> 00:29:29,396
‫خصوصیات خوبت رو جمع کن
‫و بهشون عشق بورز.

389
00:29:30,480 --> 00:29:33,817
‫سعی کن خصوصیات بدت رو
‫هم بهبود ببخشی.

390
00:29:34,568 --> 00:29:36,027
‫کار دیگه‌ای از دستمون ساخته نیست.

391
00:29:37,529 --> 00:29:39,030
‫می‌فهمم واسه چی ازت خوشش می‌اومد.

392
00:29:40,532 --> 00:29:41,700
‫داری باهام لاس می‌زنی؟

393
00:29:41,783 --> 00:29:42,951
‫چی؟ نه بابا.

394
00:29:43,034 --> 00:29:45,203
‫آروم باش پسر.

395
00:29:45,287 --> 00:29:46,288
‫شوخی می‌کنم.

396
00:30:04,306 --> 00:30:06,600
‫سلام رایا. اول بگم که خودم می‌دونم
‫دارم دخالت بی‌جا می‌کنم،

397
00:30:06,683 --> 00:30:08,810
‫ولی همین الان تلفنی با مارتین صحبت کردم.

398
00:30:08,894 --> 00:30:10,896
‫می‌گه به یه سری از کلاس‌هات نرسیدی.

399
00:30:12,105 --> 00:30:15,483
‫ببین رایا، خودت هم می‌دونی
‫ممکنه استاد دائمی شدنت رو به خطر بندازی.

400
00:30:15,567 --> 00:30:16,776
‫گه نخور گرگ.

401
00:30:21,406 --> 00:30:22,407
‫خب، چرا رفتی لندن؟

402
00:30:23,992 --> 00:30:25,785
‫واسه چی رفتی لندن؟

403
00:30:26,411 --> 00:30:28,288
‫چون اسحاق راهنمای گردشگریش رو
‫بهم داده بود و گفت...

404
00:30:28,371 --> 00:30:29,831
‫نه. اسحاقی در کار نیست.

405
00:30:30,373 --> 00:30:32,584
‫نمی‌دونم رایا.
‫چطوره نظر خودت رو بهم بگی؟

406
00:30:35,128 --> 00:30:36,463
‫قهوه می‌خوری؟

407
00:30:36,546 --> 00:30:38,048
‫- چی؟
‫- می‌رم واسه خودمون قهوه بگیرم.

408
00:30:39,549 --> 00:30:40,550
‫نظرم از این قراره:

409
00:30:41,259 --> 00:30:44,304
‫به نظرم با این که باقی شخصیت‌هات
‫تمام تلاششون رو می‌کردن...

410
00:30:44,387 --> 00:30:47,766
‫که ازت محافظت کنن، مدام شرایط
‫خطرناک‌تری برات ایجاد می‌کردن.

411
00:30:48,767 --> 00:30:51,311
‫سلام، می‌شه لطفا دو لیوان قهوه
‫برامون بیاری کوین؟

412
00:30:51,394 --> 00:30:52,604
‫- آره، رو چشمم.
‫- چطور مگه؟

413
00:30:53,772 --> 00:30:56,024
‫همون‌طور که گفتم، بیماریت رو به وخامته.

414
00:30:57,108 --> 00:30:58,985
‫ممکنه باقی شخصیت‌هات خودسر بشن.

415
00:30:59,986 --> 00:31:02,197
‫گاهی اوقات هم پیش میاد...

416
00:31:02,280 --> 00:31:04,699
‫که ترکیبشون به نفع میزبان اصلی نباشه.

417
00:31:04,783 --> 00:31:10,664
‫یعنی باقی شخصیت‌هایی که هدف اصلیشون
‫محافظت از من بود، دارن اذیتم می‌کنن؟

418
00:31:10,747 --> 00:31:11,998
‫سامانه‌شون بی‌نقص نیست.

419
00:31:12,082 --> 00:31:15,627
‫هرچقدر هم که پیشرفته باشه،
‫بالاخره قطع رابطه با حقیقت محسوب می‌شه.

420
00:31:16,211 --> 00:31:20,507
‫چنین تفکیکی انرژی زیادی می‌خواد.

421
00:31:20,590 --> 00:31:23,760
‫یعنی کل تغییرات ذهنیم به خاطر
‫بلاییه که مارلین سر آدام آورده بود؟

422
00:31:24,719 --> 00:31:25,929
‫خودت بهم بگو.

423
00:31:26,972 --> 00:31:28,723
‫وایستا ببینم. منظورت چیه؟
‫یعنی...

424
00:31:30,225 --> 00:31:32,352
‫بلایی سر خودم آورده
‫که به یاد نمیارم؟

425
00:31:33,353 --> 00:31:34,938
‫به نظرت سر من هم بلایی آورده؟

426
00:31:37,524 --> 00:31:38,650
‫منظورت همینه؟

427
00:31:41,236 --> 00:31:44,239
‫لندن رو به خاطر بیار.
‫می‌خوام با احساساتت به خاطر بیاری.

428
00:31:46,533 --> 00:31:47,534
‫آریانا رفته بود.

429
00:31:48,201 --> 00:31:50,120
‫پلیس‌ها دنبالم بودن.
‫کمک لازم داشتم.

430
00:31:50,203 --> 00:31:51,037
‫خب، چیکار کردی؟

431
00:31:51,955 --> 00:31:54,499
‫ظاهرا خودم رو فرستادم دنبال بابام.

432
00:31:55,959 --> 00:32:00,338
‫احتمالا دنبال نسخه‌ای از پدرت بودی
‫که در کودکی تصور می‌کردی؟

433
00:32:00,922 --> 00:32:01,965
‫ممنون.

434
00:32:02,048 --> 00:32:03,633
‫دنبال پدری بودم که نجاتم بده.

435
00:32:04,217 --> 00:32:05,969
‫کل پسربچه‌ها چنین امیدی دارن.

436
00:32:09,097 --> 00:32:10,765
‫کل حرف‌های جک باب میلم بود.

437
00:32:11,266 --> 00:32:12,767
‫جک نمی‌تونست پدر واقعیت رو بهت بده،

438
00:32:12,851 --> 00:32:15,812
‫ولی می‌تونست عشق پدری رو
‫که تقریبا هم‌سطحش فراهم کنه.

439
00:32:15,896 --> 00:32:19,566
‫به نظرم ممکنه جک رو
‫برای نجات خودت ایجاد کرده باشی.

440
00:32:20,066 --> 00:32:21,776
‫بهت چی گفته بود؟ گفته بود...

441
00:32:22,777 --> 00:32:25,572
‫«باید برگردی و عواقب کارت رو
‫بپذیری دنی کوچولو»؟

442
00:32:27,240 --> 00:32:28,575
‫خوشحالم که باز هم می‌بینمت جک.

443
00:32:29,159 --> 00:32:30,201
‫واقعا؟

444
00:32:31,119 --> 00:32:33,538
‫با این که دلت نمی‌خواست بیای اینجا،

445
00:32:33,622 --> 00:32:37,459
‫معلومه دنی کلی تو دردسر افتاده
‫و امیدوارم بتونی کمکم کنی.

446
00:32:37,542 --> 00:32:40,587
‫خب، خودم مجبورش کردم برگرده، مگه نه؟
‫بهش گفتم...

447
00:32:40,670 --> 00:32:41,671
‫عواقب کارش رو بپذیره.

448
00:32:42,380 --> 00:32:47,719
‫یعنی خودم رو فرستادم لندن
‫پدر خیالیم رو پیدا کنم...

449
00:32:47,802 --> 00:32:51,056
‫که شکست بخورم و خودم رو برگردونم اینجا
‫و تحویل بدم؟

450
00:32:51,139 --> 00:32:53,433
‫- اصلا منطقی نیست.
‫- از منظر احساسی منطقیه.

451
00:32:54,226 --> 00:32:56,269
‫غریزه‌ات پس از تیراندازی
‫حکم می‌کرد فرار کنی...

452
00:32:56,353 --> 00:32:57,354
‫و اسحاق کمکت کرد.

453
00:32:57,437 --> 00:33:00,065
‫بعدش برگشتی که زندگیت رو پس بگیری
‫و عواقب کارت رو بپذیری.

454
00:33:00,148 --> 00:33:02,525
‫- جک برگردوندت.
‫- واقعا جنون‌آمیزه.

455
00:33:02,609 --> 00:33:04,694
‫البته من هم دچار جنونم دیگه.

456
00:33:04,778 --> 00:33:06,738
‫احساساتت عادیه دنی.

457
00:33:06,821 --> 00:33:09,115
‫روش بروز احساساتت از طریق...

458
00:33:09,199 --> 00:33:12,202
‫شخصیت‌ها مختلف منحصر به فرده.

459
00:33:12,285 --> 00:33:14,454
‫راستش، روانی خطاب کردنم
‫خلاصه‌تره.

460
00:33:16,790 --> 00:33:17,832
‫قهوه‌ات رو بخور.

461
00:33:27,050 --> 00:33:28,051
‫سلام خانم ریچاردز.

462
00:33:29,094 --> 00:33:31,972
‫شنیدم دادرس پرونده دنی سالیوان شمایین.

463
00:33:32,806 --> 00:33:33,974
‫درسته، خودم هستم.

464
00:33:34,057 --> 00:33:36,101
‫اِم، من ناپدریش هستم.

465
00:33:38,979 --> 00:33:40,355
‫می‌شه داخل صحبت کنیم؟

466
00:33:42,107 --> 00:33:45,360
‫سلام استن. لطف کردی بهمون سر زدی.

467
00:33:45,443 --> 00:33:46,736
‫وای، چه بامزه. خیلی بامزه‌ای.

468
00:33:46,820 --> 00:33:47,821
‫از دادستانی ناحیه‌ای فرستادن.

469
00:33:52,886 --> 00:34:01,398
‫[اِس کامیسا]

470
00:34:19,769 --> 00:34:21,688
‫یعنی آشناییت با مایک و جانی رو...

471
00:34:21,771 --> 00:34:22,771
‫به خاطر نداری؟

472
00:34:22,856 --> 00:34:24,983
‫نه، گمون کنم از اولش بودن.

473
00:34:25,066 --> 00:34:27,193
‫با توجه به رفتارشون،
‫شباهتشون به خودت بیش از بقیه است.

474
00:34:27,277 --> 00:34:28,570
‫به نظرت همین‌طوره؟

475
00:34:29,528 --> 00:34:30,822
‫آره، گمون کنم. چرا که نه؟

476
00:34:30,905 --> 00:34:32,949
‫- وای پسر.
‫- وای پسر.

477
00:34:34,576 --> 00:34:35,577
‫خیلی‌خب.

478
00:34:36,286 --> 00:34:38,204
‫- خیلی‌خب، حالا چیکار کنیم؟
‫- پول کجاست؟

479
00:34:38,788 --> 00:34:40,081
‫پول تو جیبمه.

480
00:34:40,164 --> 00:34:41,999
‫خیلی‌خب. اِم، خونسرد باش.

481
00:34:42,959 --> 00:34:45,045
‫- خونسرد باش.
‫- خونسرد باشم؟ یعنی چی؟

482
00:34:45,128 --> 00:34:46,378
‫خونسرد باشم.

483
00:34:46,463 --> 00:34:47,797
‫- می‌شه برام...
‫- می‌شه لطفا...

484
00:34:47,881 --> 00:34:49,465
‫- مایک، می‌شه لطفا در رو برام باز کنی؟
‫- الان می‌کنم.

485
00:34:51,635 --> 00:34:54,721
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، خیلی‌خب،
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

486
00:34:55,889 --> 00:34:57,807
‫پس یعنی اگه کسی
‫خوب نمی‌شناختت،

487
00:34:58,725 --> 00:35:00,977
‫متوجه تفاوت‌هاشون نمی‌شد.

488
00:35:01,061 --> 00:35:04,814
‫شاید واسه همین این همه مدت
‫اختلالت رو تشخیص ندادن.

489
00:35:05,523 --> 00:35:06,775
‫خیلی‌خب.

490
00:35:06,858 --> 00:35:08,151
‫چه تفاوتی دارن؟

491
00:35:08,235 --> 00:35:11,154
‫- منظورت چیه؟
‫- یعنی به چه دردت می‌خورن؟

492
00:35:12,155 --> 00:35:13,865
‫چیکار می‌کنن که خودت
‫از پسش برنمی‌اومدی؟

493
00:35:15,784 --> 00:35:16,785
‫چطورین خانم‌ها؟

494
00:35:19,496 --> 00:35:20,580
‫چشم‌چرونی می‌کنی؟

495
00:35:21,581 --> 00:35:22,916
‫نامه مخصوص دارین.

496
00:35:26,002 --> 00:35:27,003
‫«خانه اشباح؟»

497
00:35:28,255 --> 00:35:30,173
‫چیه؟ خونه خودتون اسم نداره؟

498
00:35:31,550 --> 00:35:33,009
‫اگه نیاین ضرر کردین.

499
00:35:33,093 --> 00:35:35,345
‫اِم، به درد روابط اجتماعی
‫و رفاقت می‌خوردن.

500
00:35:36,179 --> 00:35:37,180
‫مایک...

501
00:35:38,223 --> 00:35:40,976
‫حرف نداشت. مواظبم بود.
‫هوام رو داشت، متوجهی؟

502
00:35:42,269 --> 00:35:43,270
‫خیلی...

503
00:35:43,770 --> 00:35:46,314
‫- خیلی باحال بود.
‫- خودت هم باحال بودی.

504
00:35:51,152 --> 00:35:52,988
‫خیلی ناراحتم کردی.

505
00:35:53,071 --> 00:35:54,573
‫نمی‌شه این‌قدر سخت نگیری؟

506
00:35:55,657 --> 00:35:57,033
‫این خیلی بهتره. این رو بکش.

507
00:35:57,701 --> 00:35:59,619
‫- بزن به چاک پسر.
‫- دنی؟

508
00:36:01,580 --> 00:36:04,040
‫- گفته بودی مهمونیه، درسته؟
‫- آره.

509
00:36:05,792 --> 00:36:07,335
‫گمون کنم باید بیشتر گل بپیچم.

510
00:36:09,379 --> 00:36:11,006
‫تو یخچال آبجو داریم.

511
00:36:13,592 --> 00:36:14,593
‫جانی چی؟

512
00:36:19,723 --> 00:36:21,808
‫دنی؟ جانی چی؟

513
00:36:31,693 --> 00:36:33,820
‫ایول، بیا اینجا رفیق.

514
00:36:44,706 --> 00:36:46,541
‫خوشت اومد، مگه نه؟

515
00:37:01,973 --> 00:37:04,476
‫دنی، داری چی می‌بینی؟

516
00:37:05,060 --> 00:37:06,478
‫گمون نکنم بخوام از جانی بگم.

517
00:37:07,187 --> 00:37:08,813
‫چه خاطره‌ای ازش یادت اومده؟

518
00:37:08,897 --> 00:37:10,148
‫تردست بود، درسته؟

519
00:37:10,232 --> 00:37:14,402
‫کمکت کرد با پول فروش مواد
‫از خونه‌تون فرار کنی.

520
00:37:14,486 --> 00:37:16,821
‫مصرف مواد هم نوعی فرار محسوب می‌شه، درسته؟

521
00:37:16,905 --> 00:37:18,490
‫گفتم نمی‌خوام از جانی بگم.

522
00:37:18,573 --> 00:37:19,824
‫- چرا نمی‌خوای؟
‫- چون نمی‌خوام.

523
00:37:19,908 --> 00:37:21,868
‫دنی، باید با کل شخصیت‌هات روبه‌رو بشی.

524
00:37:21,952 --> 00:37:23,411
‫- همه‌شون بخشی از خودتن.
‫- نمی‌خوام از جانی بگیم.

525
00:37:23,495 --> 00:37:25,080
‫- دیگه به چه زبونی بگم؟
‫- اذیت نکن دیگه.

526
00:37:25,163 --> 00:37:26,248
‫گه نخور رایا.

527
00:37:27,332 --> 00:37:28,333
‫خوبه.

528
00:37:29,042 --> 00:37:30,085
‫عصبانی شدی.

529
00:37:31,086 --> 00:37:32,087
‫آره، عصبانی‌ام.

530
00:37:32,837 --> 00:37:33,838
‫چه حسی داری؟

531
00:37:34,422 --> 00:37:36,299
‫کنترلت دست خودته. بدنت دست خودته.
‫چه حسی داری؟

532
00:37:38,969 --> 00:37:42,055
‫- خوبه. حس خوبی دارم.
‫- آره، پیشرفت کردی.

533
00:37:42,847 --> 00:37:47,477
‫به همین زودی داری
‫تفکیک‌شده‌ترین احساساتت رو درمی‌آمیزی...

534
00:37:47,561 --> 00:37:51,106
‫و مرور زمان کنترل همه‌شون رو
‫از نو به دست می‌گیری.

535
00:37:51,815 --> 00:37:54,734
‫به مرور زمان؟ ما زیاد فرصت نداریم، مگه نه؟

536
00:37:55,902 --> 00:37:56,903
‫نه، نداریم.

537
00:37:58,446 --> 00:38:01,074
‫می‌خوام وقتی
‫خاطره‌ای ناراحت‌کننده یادت میاد،

538
00:38:01,157 --> 00:38:04,828
‫رو یه مسئله که وجه اشتراک...

539
00:38:04,911 --> 00:38:08,498
‫کل شخصیت‌هاته تمرکز کنی،

540
00:38:08,582 --> 00:38:11,835
‫همه‌شون کل عمرت
‫می‌خواستن نجاتت بدن.

541
00:38:15,046 --> 00:38:16,756
‫حتی اگه نخوان باهات صحبت کنم؟

542
00:38:18,300 --> 00:38:20,677
‫به نظرشون بدون خودشون زنده نمی‌مونی.

543
00:38:21,553 --> 00:38:24,598
‫احتمالا نظرشون تا مدت زیادی درست بوده؛

544
00:38:26,308 --> 00:38:28,059
‫- ولی دیگه درست نیست.
‫- ولی دیگه درست نیست.

545
00:38:30,645 --> 00:38:33,565
‫به نظرم پیامی سری
‫در همین مسئله...

546
00:38:33,648 --> 00:38:38,778
‫که کل شخصیت‌هات می‌خواستن
‫نجاتت بدن نهفته است دنی.

547
00:38:41,823 --> 00:38:43,033
‫چه پیامی نهفته است؟

548
00:38:43,909 --> 00:38:45,160
‫ببین،

549
00:38:46,286 --> 00:38:47,454
‫خب، همه‌شون خودتن.

550
00:38:51,875 --> 00:38:54,294
‫یعنی خودت در اعماق وجودت
‫می‌خواستی خودت رو نجات بدی.

551
00:38:58,151 --> 00:39:00,591
‫[تالار موسیقی رادیو سیتی]

552
00:39:12,729 --> 00:39:14,314
‫آهای! وایستا!

553
00:39:28,578 --> 00:39:29,955
‫چیزی برات آوردم.

554
00:39:40,298 --> 00:39:41,299
‫واسه دادگاهته.

555
00:39:49,766 --> 00:39:50,767
‫نه بابا؟

556
00:39:52,227 --> 00:39:54,104
‫- نوئه؟
‫- آره.

557
00:39:55,522 --> 00:39:56,982
‫تا حالا کت‌شلوار نداشتم.

558
00:40:04,864 --> 00:40:05,865
‫اندازه‌اته.

559
00:40:09,744 --> 00:40:10,870
‫مرسی.

560
00:40:11,830 --> 00:40:13,373
‫من کل مدت دادگاه کنارتم.

561
00:40:14,708 --> 00:40:15,709
‫خب؟

562
00:40:17,502 --> 00:40:18,795
‫باشه.

563
00:40:25,594 --> 00:40:26,595
‫سلام.

564
00:40:27,387 --> 00:40:28,388
‫سلام.

565
00:40:29,514 --> 00:40:32,142
‫- خوبی؟
‫- آره. آره. انگار حالت بهتره.

566
00:40:33,143 --> 00:40:34,144
‫واقعا؟

567
00:40:34,644 --> 00:40:35,729
‫انگار آروم‌تری.

568
00:40:37,314 --> 00:40:39,482
‫خب، شاید نتیجه تلاشم
‫در راستای یه نفر بودنه.

569
00:40:41,818 --> 00:40:45,238
‫اِم، ببین، نمی‌تونم زیاد بمونم.

570
00:40:45,780 --> 00:40:47,115
‫دیگه نمیام اینجا.

571
00:40:47,198 --> 00:40:48,950
‫صرفا می‌خواستم رو در رو بگم.

572
00:40:49,451 --> 00:40:50,994
‫به تو ربطی نداره.

573
00:40:51,077 --> 00:40:53,788
‫ولی باید با خودم روراست باشم...

574
00:40:53,872 --> 00:40:57,751
‫و تا حدی امیدوارم
‫آریانا هنوز وجود داشته باشه،

575
00:40:58,501 --> 00:41:00,670
‫اما چنین اتفاقی
‫در حق جفتمون بی‌انصافیه.

576
00:41:01,546 --> 00:41:05,258
‫از آشنایی باهات خوشحال شدم دن.
‫اِم...

577
00:41:07,510 --> 00:41:08,762
‫متأسفم که این‌قدر سختی می‌کشی.

578
00:41:13,350 --> 00:41:14,768
‫دلتنگیت واسه آریانا اذیتم نمی‌کنه.

579
00:41:18,230 --> 00:41:19,147
‫خودم هم دلتنگشم.

580
00:41:20,982 --> 00:41:23,026
‫ببین. چیزی برات آوردم.

581
00:41:24,778 --> 00:41:27,614
‫خوش‌شانسی میاره.

582
00:41:29,574 --> 00:41:33,787
‫شاید اگه بندازیش، یادت بیندازه که خودتی.

583
00:41:34,746 --> 00:41:37,082
‫خیلی هم بد نیست آدم خودش باشه.

584
00:41:48,969 --> 00:41:49,803
‫دنی.

585
00:42:05,986 --> 00:42:06,987
‫سلام.

586
00:42:13,201 --> 00:42:14,035
‫تویی آری؟

587
00:42:14,828 --> 00:42:16,454
‫واقعا خیلی احساساتی‌ای.

588
00:42:19,499 --> 00:42:20,667
‫سلام.

589
00:42:23,837 --> 00:42:24,838
‫دلم برات تنگ شده.

590
00:42:27,924 --> 00:42:28,925
‫می‌دونم.

591
00:42:31,845 --> 00:42:33,889
‫خیلی زیاد دوستت دارم.

592
00:42:37,642 --> 00:42:38,643
‫من هم خیلی دوستت دارم.

593
00:42:43,523 --> 00:42:44,774
‫صرفا می‌خواست خداحافظی کنه.

594
00:42:49,112 --> 00:42:50,196
‫ممنون.

595
00:42:54,492 --> 00:42:56,077
‫فعلا دنی.

596
00:43:19,879 --> 00:43:21,453
‫[قرارها دفتری لغو شدند]
‫[استاد رایا گودوین]

597
00:43:21,478 --> 00:43:23,980
‫- باز هم لغو شد؟
‫- حتما شوخیشون گرفته.

598
00:43:24,064 --> 00:43:25,732
‫الکی می‌گن بابا.

599
00:43:28,610 --> 00:43:29,903
‫چه اتفاق مهمی افتاده؟

600
00:43:30,904 --> 00:43:32,489
‫یه سالیوان جونت مربوطه.

601
00:43:32,572 --> 00:43:33,865
‫چی شده؟

602
00:43:33,949 --> 00:43:35,784
‫فهرست جدید شاهدان
‫دادستانی ناحیه‌ای همین الان رسید.

603
00:43:36,493 --> 00:43:38,536
‫ناپدریش رفته پیش دادرس،

604
00:43:38,620 --> 00:43:40,664
‫گفته صرفا می‌خواست
‫از پسرخونده‌اش محافظت کنه...

605
00:43:40,747 --> 00:43:42,749
‫و واسه همین نگفته بود تیر خورده.

606
00:43:42,832 --> 00:43:44,501
‫- چرت می‌گه.
‫- آره، خب، ممکنه.

607
00:43:44,584 --> 00:43:47,212
‫ولی می‌گه می‌تونه ثابت کنه
‫چنین واقعه‌ای بی‌سابقه نبوده...

608
00:43:47,295 --> 00:43:49,589
‫و دنی سابقه اعمال خشونت‌آمیز داشته.

609
00:43:49,673 --> 00:43:52,676
‫خیلی‌خب، به یکی از پرونده‌های
‫کلانتری محله‌شون اشاره کرده.

610
00:43:52,759 --> 00:43:55,220
‫می‌گفت تو خونه‌اش تیراندازی رخ داده.

611
00:43:55,303 --> 00:43:58,014
‫دادستانی دختری به نام آنابل استون...

612
00:43:58,098 --> 00:43:59,766
‫و آقایی به نام آنجلو روئیز رو پیدا کرده...

613
00:43:59,849 --> 00:44:02,310
‫که می‌تونن نقش دنی
‫تو اون تیراندازی خونگی رو...

614
00:44:02,394 --> 00:44:04,604
‫علاوه بر سابقه مصرف مواد
‫و اقدام به قتلش تأیید کنن.

615
00:44:04,688 --> 00:44:07,566
‫- ای مردک مادرخراب.
‫- خب، اگه این شاهدان موفق بشن،

616
00:44:08,066 --> 00:44:10,402
‫طرف رسما حکم مرگ دنی رو صادر کرده.

617
00:44:10,485 --> 00:44:12,904
‫به نظرت اصلا ممکنه موفق نشن؟

618
00:44:12,988 --> 00:44:15,532
‫نه، موفق می‌شن.
‫خب، چیکار کنیم؟

619
00:44:17,492 --> 00:44:19,953
‫می‌رم دادستانی ناحیه‌ای.
‫سعی می‌کنم باهاشون به توافق برسم.

620
00:44:20,036 --> 00:44:21,663
‫- ده تا ۱۵ سال. بدون آزادی مشروط.
‫- ده سال؟

621
00:44:21,746 --> 00:44:25,667
‫بس کن. آخه اگه قبول نکنه...
‫اصلا اگه خودم جاش بودم، قبول نمی‌کردم.

622
00:44:25,750 --> 00:44:28,211
‫به نفعته مادرش رو قانع کنی شهادت بده،

623
00:44:28,295 --> 00:44:31,420
‫هیئت منصفه باور کنن
‫اختلال تجزیه هویت واقعیه...

624
00:44:31,444 --> 00:44:32,591
‫و دنی هم دچارشه.

625
00:44:32,674 --> 00:44:34,467
‫- ولی تو که گفتی اصلا جواب نداده.
‫- استن!

626
00:44:34,551 --> 00:44:35,969
‫خب، نه، اصلا جواب نداده.

627
00:44:36,052 --> 00:44:38,805
‫به نظرم چنین کاری تو دادگاه
‫خوش‌یمن نیست؛

628
00:44:38,889 --> 00:44:42,183
‫ولی اگه جواب نده،
‫تا آخر عمرش حبس می‌کشه.

629
00:44:42,267 --> 00:44:44,019
‫- استن! استن!
‫- چیه؟

630
00:44:49,774 --> 00:44:51,776
‫صرفا جهت احتیاط... چیکار کنیم؟

631
00:44:51,860 --> 00:44:53,820
‫- می‌خوایم چیکار کنیم؟
‫- چطوری فرار کنیم؟

632
00:45:06,166 --> 00:45:07,250
‫صرفا جهت احتیاط می‌پرسم.

633
00:45:34,027 --> 00:45:35,445
‫پشم‌هام. بیا ببینم.

634
00:45:36,905 --> 00:45:38,198
‫درها رو باز کنین! درها رو باز کنین!

635
00:45:41,451 --> 00:45:43,286
‫امان از دستت سالیوان.
‫همیشه یه غلطی می‌کنی.

636
00:45:43,370 --> 00:45:45,872
‫- گمون کنم مچم شکسته باشه.
‫- بیا بریم درمونگاه.

637
00:45:45,956 --> 00:45:47,123
‫ای خدا! ریدم توش.

638
00:46:02,639 --> 00:46:03,932
‫درد داره؟

639
00:46:09,813 --> 00:46:11,648
‫دو دقیقه دیگه خاموشیه سالیوان.

640
00:46:20,800 --> 00:46:27,800
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

641
00:46:28,000 --> 00:46:35,000
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

642
00:46:40,385 --> 00:46:41,386
‫خاموشیه!

643
00:46:43,388 --> 00:46:44,639
‫صرفا جهت احتیاطه.

