﻿1
00:00:00,425 --> 00:00:08,425
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,449 --> 00:00:16,449
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:16,450 --> 00:00:24,450
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:12,614 --> 00:01:14,551
مسافرین عزیز، داریم برای فرود در آستین آماده می‌شیم

5
00:01:14,575 --> 00:01:17,356
‫پس ازتون می‌خوایم که برگردین سر جاتون

6
00:01:17,411 --> 00:01:19,955
‫احتمالاً تا یه ربع دیگه فرود اومدیم.

7
00:01:21,206 --> 00:01:22,040
‫خوبی؟

8
00:01:23,250 --> 00:01:25,043
‫مطمئنی فکر خوبیه؟

9
00:01:33,135 --> 00:01:34,612
‫بیا بیلی.

10
00:01:34,636 --> 00:01:36,072
‫یکی هم واسه تو، سوز

11
00:01:36,096 --> 00:01:37,615
‫- ممنون.
‫- نوش جون

12
00:01:37,639 --> 00:01:39,339
‫می‌تونستیم یکی با هم بخوریم.

13
00:01:39,363 --> 00:01:40,767
‫دو تا دیگه زیادیه.

14
00:01:49,359 --> 00:01:50,326
‫خوبی؟

15
00:01:50,350 --> 00:01:51,820
‫ظاهراً زیادی‌ام.

16
00:01:52,946 --> 00:01:55,175
‫این هفته ۸-۹ باری اضافی بودم.

17
00:01:55,199 --> 00:01:57,743
‫دیگه دارم فکر می‌کنم داره تعریف می‌کنه.

18
00:01:59,453 --> 00:02:01,330
‫مطمئنی فکر خوبیه؟

19
00:02:02,539 --> 00:02:05,334
‫آره. شک ندارم.

20
00:02:06,001 --> 00:02:08,854
‫یعنی خب، این‌که خواستهٔ
‫خودت رو از خواستهٔ اونا

21
00:02:08,878 --> 00:02:10,824
‫از چیزی که واقعاً به صلاح‌شونه جدا کنی،

22
00:02:10,848 --> 00:02:13,050
‫ باعث می‌شه تصمیمات پیچیده‌ای بگیری

23
00:02:13,967 --> 00:02:15,487
‫که شامل تو نمی‌شه

24
00:02:15,511 --> 00:02:17,012
‫باورش برام سخته

25
00:02:17,513 --> 00:02:19,890
‫آره، چون من یه چیزی می‌دونم که تو نمی‌دونی.

26
00:02:20,432 --> 00:02:21,558
‫نه بابا؟‌ چی هست؟

27
00:02:22,518 --> 00:02:25,646
‫تو قطعاً چیزی هستی که به صلاحشه

28
00:02:30,067 --> 00:02:32,236
‫و خب می‌دونی، واسه من.

29
00:02:50,808 --> 00:02:54,961
‫[۱۰ سال زندان در انتظار مدیرعامل شاپ]

30
00:03:14,945 --> 00:03:16,154
‫ژاکتم رو می‌خوای؟

31
00:03:16,947 --> 00:03:17,948
‫نه

32
00:03:19,908 --> 00:03:20,909
‫ممنون

33
00:03:23,186 --> 00:03:24,453
‫[اف‌بی‌آی تحقیقات شاپ رو گسترش داد ]

34
00:03:24,496 --> 00:03:25,914
‫خدایا

35
00:03:28,375 --> 00:03:29,710
‫حلش می‌کنیم.

36
00:03:30,752 --> 00:03:31,753
‫آها

37
00:03:35,924 --> 00:03:37,777
‫تو فکرش بودم که بهتره از استادیوم شروع کنیم.

38
00:03:37,801 --> 00:03:38,726
‫چی؟

39
00:03:38,750 --> 00:03:41,573
‫یه سری مطالعه در مورد خاطرات بچگی داشتم

40
00:03:41,597 --> 00:03:42,782
‫خیلی‌خب

41
00:03:42,806 --> 00:03:44,975
‫و انگاری اگه بریم استادیوم، شاید..

42
00:03:46,059 --> 00:03:48,496
‫شاید بتونی جزئيات بیشتری به یاد بیاری.

43
00:03:48,520 --> 00:03:51,541
‫اینو یکی از اون مشتری‌های
‫هیپی نجارّی‌ات گفته؟

44
00:03:51,565 --> 00:03:53,784
‫خراطی بهش می‌گن

45
00:03:53,808 --> 00:03:56,588
‫و قضیه علمیه. توی این سایته در موردش...

46
00:03:56,612 --> 00:03:59,757
‫لطفاً بگو کل این ماجرا حول محور این نیست

47
00:03:59,781 --> 00:04:02,260
‫که من یه چیزایی رو از یه قرن پیش یادم بیارم؟

48
00:04:02,284 --> 00:04:03,678
‫ سلام خانوما. کمربنداتون رو بستین؟

49
00:04:03,702 --> 00:04:04,828
‫آره، بستیم.

50
00:04:08,498 --> 00:04:10,685
‫می‌فهمم، دختر خودمم نوجوونه

51
00:04:10,709 --> 00:04:11,793
‫دخترش نیستم.

52
00:04:23,005 --> 00:04:24,625
‫[آستین]

53
00:04:32,314 --> 00:04:36,461
‫سلام، منم.
‫گفتم شاید بخوای برسونمت

54
00:04:36,485 --> 00:04:39,506
‫ولی احتمالاً دیگه رفتی.

55
00:04:39,530 --> 00:04:42,115
‫گوشیت خط می‌ده؟
‫من که هنوز آنتن ندارم.

56
00:04:43,742 --> 00:04:45,953
‫- شاید یکی گوشی‌ات رو ردیابی کرده.
‫- چی؟

57
00:04:47,496 --> 00:04:48,497
‫شوخی می‌کردم.

58
00:04:49,248 --> 00:04:51,416
‫یه بار بزن رو حالت پرواز و دوباره برش دار

59
00:04:54,670 --> 00:04:56,672
‫چیزی هم از دستت در نرفته در هر صورت

60
00:04:57,172 --> 00:04:58,173
‫بابا زنگ نزده.

61
00:05:04,012 --> 00:05:04,989
‫به هتل شهر خوش اومدین.

62
00:05:05,013 --> 00:05:08,141
‫- بگم وسایل‌هاتون رو ببرن؟
‫- نه ممنون

63
00:05:21,614 --> 00:05:23,134
‫[پیغام صوتی از جولز]

64
00:05:23,208 --> 00:05:24,348
‫[پیغام صوتی از شماره بلاک شده]

65
00:05:24,992 --> 00:05:25,993
‫میای؟

66
00:05:29,037 --> 00:05:32,416
‫تو برو، منم الان میام.
‫برو تو صف.

67
00:05:47,097 --> 00:05:48,696
‫سلام، جیک هستم.
‫باید باهات صحبت کنم

68
00:05:48,720 --> 00:05:50,368
‫و هر چی زودتر باشه، بهتر.

69
00:05:50,392 --> 00:05:52,328
‫اف‌بی‌آی می‌خواد یه مصاحبهٔ رسمی ترتیب بده

70
00:05:52,352 --> 00:05:53,372
‫که یعنی یا بیشتر از

71
00:05:53,396 --> 00:05:54,789
‫اون‌چه که می‌گن در مورد اوون خبر دارن

72
00:05:54,813 --> 00:05:57,375
‫یا فکر می‌کنن یه چیزی در موردت پیدا کردن.

73
00:05:57,399 --> 00:05:59,586
‫در کل اگه من زودتر از اونا تو رو نبینم

74
00:05:59,610 --> 00:06:01,421
‫دیگه باهات مثل شاهد معارض برخورد می‌کنن

75
00:06:01,445 --> 00:06:04,448
‫پس باید بهم زنگ بزنی، همین الان یعنی.

76
00:06:36,146 --> 00:06:38,875
‫- کی زنگ زده بود؟
‫- یه دوستی از لس آنجلس

77
00:06:38,899 --> 00:06:40,668
‫- یه دوست؟
‫- سلام

78
00:06:40,692 --> 00:06:42,837
‫به آستین خوش اومدین.
‫چه امری داشتین؟

79
00:06:42,861 --> 00:06:45,197
‫به اسم مکس پارنس اتاق می‌خواستیم

80
00:06:45,279 --> 00:06:46,572
‫[مکسین پارنس]

81
00:06:46,865 --> 00:06:49,284
‫کلاه‌گیس و سیبیل مصنوعی هم آوردی؟

82
00:07:45,966 --> 00:07:49,154
‫از سال ۱۹۱۶ نماد تیم‌مون بوده

83
00:07:49,178 --> 00:07:53,158
‫یه سؤال یهویی:
‫کسی می‌دونه قبل از «بیوو» چه نمادی داشتیم؟

84
00:07:53,182 --> 00:07:54,933
‫فکر کنم یه سگ بود

85
00:07:56,018 --> 00:07:57,370
‫هشتمین استادیوم بزرگ دنیا.

86
00:07:57,394 --> 00:07:58,840
‫حداقل ویکی‌پدیا این‌جوری گفته

87
00:07:58,864 --> 00:07:59,331
‫جغد

88
00:07:59,355 --> 00:08:01,064
‫اومدی شبکه آموزش؟

89
00:08:01,565 --> 00:08:03,042
‫چه خبره قربان؟

90
00:08:03,066 --> 00:08:04,711
‫آره، شما با لباس «رایس اولز»

91
00:08:04,735 --> 00:08:06,045
‫چه خبره؟

92
00:08:06,069 --> 00:08:08,089
‫کی گذاشته ایشون بیاد؟

93
00:08:08,113 --> 00:08:09,198
‫بریم پیش‌شون

94
00:08:10,199 --> 00:08:13,094
‫- هوا گرمه و اینا مسخره بازیه.
‫- خیلی‌خب، شاید

95
00:08:13,118 --> 00:08:15,221
‫فقط می‌گم انگاری داریم وقت تلف می‌کنیم

96
00:08:15,245 --> 00:08:16,914
‫ترجیح می‌دادی مدرسه باشی؟

97
00:08:18,123 --> 00:08:20,602
‫می‌شه حداقل بریم داخل؟
‫از اونجا شروع کنیم؟

98
00:08:20,626 --> 00:08:21,752
‫چاره‌ای هم دارم؟

99
00:08:22,753 --> 00:08:24,898
‫آره. همیشه وقتی پیش منی چاره‌ای داری

100
00:08:24,922 --> 00:08:26,500
‫خیلی‌خب، اگه دنبالم بیاید

101
00:08:26,524 --> 00:08:28,175
‫می‌ریم سمت زمین مسابقه.

102
00:08:30,093 --> 00:08:31,868
‫یعنی شما هم میای آقای اول (جغد)

103
00:08:31,892 --> 00:08:34,181
‫بذار نشونت بدم استادیوم واقعی چه شکلیه

104
00:08:41,063 --> 00:08:43,773
‫خب الان مثلا... باید چی‌کار کنم؟

105
00:08:43,797 --> 00:08:46,360
‫چشام رو ببندم و یه چیزی رو بخونم؟

106
00:08:47,694 --> 00:08:50,906
‫مقالاتی که خوندم فقط نوشته بودن که
‫سعی کنی خودت رو به محیط بسپری

107
00:08:51,406 --> 00:08:53,004
‫حس کن الان چه حسی داره

108
00:08:53,028 --> 00:08:54,719
‫که بتونی حس اون موقع رو یادت بیاد

109
00:08:54,743 --> 00:08:56,328
‫این مقالات رو از کجا گیر آوردی؟

110
00:08:56,912 --> 00:08:58,330
‫سایت «روانشناسی امروز»

111
00:08:59,164 --> 00:09:01,542
‫مکس یه مقاله از «ساینتیفیک آمریکن» فرستاد

112
00:09:34,950 --> 00:09:37,196
‫چیزی حس نمی‌کنم.

113
00:09:37,220 --> 00:09:38,453
‫عجیبه، نه؟

114
00:09:40,497 --> 00:09:42,058
‫شاید بهتره یه جا دیگه رو امتحان کنیم.

115
00:09:42,082 --> 00:09:44,352
‫هشتمین استادیوم بزرگ جهانه، هانا

116
00:09:44,376 --> 00:09:46,020
‫هزاران صندلی اینجاست.

117
00:09:46,044 --> 00:09:47,741
‫نمی‌گم که همه رو امتحان کنیم.

118
00:09:47,765 --> 00:09:48,598
‫خوبه.

119
00:10:49,024 --> 00:10:50,442
‫بیلی؟

120
00:10:55,030 --> 00:10:56,865
‫فکر کنم اینجا...

121
00:10:57,866 --> 00:10:59,576
‫- فکر کنم من...
‫- اینجا بودی

122
00:11:00,327 --> 00:11:01,328
‫آره

123
00:11:02,996 --> 00:11:05,541
‫ولی بابام، لباس کت و شلوار تنش بود.

124
00:11:06,166 --> 00:11:07,310
‫تو بازی فوتبال؟

125
00:11:07,334 --> 00:11:11,713
‫آره، عجیبه. نه؟
‫اصلاً منطقی نیست

126
00:11:12,422 --> 00:11:16,569
‫ولی جالبه، یادمه که یه جورایی هم راحت نبودم.

127
00:11:16,593 --> 00:11:20,013
‫که خارش داشتم، مثلاً یه لباسی نا راحتی تنم بود

128
00:11:20,931 --> 00:11:22,367
‫گفتی که اومده بودین دیدن دوستاتون

129
00:11:22,391 --> 00:11:26,496
‫از یه جا دیگه میومدین؟
‫یه مهمونی‌ای چیزی؟

130
00:11:26,520 --> 00:11:31,316
‫فکر کنم تو مهمونی بودیم.
‫شایدم عروسی؟

131
00:11:32,025 --> 00:11:34,069
‫فکر کنم پیاده اومدیم از اونجا

132
00:11:34,570 --> 00:11:36,029
‫- از عروسی؟
‫- آره

133
00:11:38,240 --> 00:11:41,010
‫نه، من...

134
00:11:41,034 --> 00:11:42,244
‫مطمئن نیستم.

135
00:11:46,415 --> 00:11:48,393
‫دو نفر تو ردیف ۴۰-سی هستن

136
00:11:48,417 --> 00:11:50,353
‫- آره، دیدمشون.
‫- بریم.

137
00:11:50,377 --> 00:11:52,605
‫اگه پیاده اومدین لابد نزدیک بودین

138
00:11:52,629 --> 00:11:54,298
‫خیلی‌خب، ولی...

139
00:11:55,007 --> 00:11:56,008
‫چی؟

140
00:11:56,717 --> 00:11:59,136
‫بابام، انگاری خیلی کیف می‌کرد

141
00:12:00,137 --> 00:12:00,707
‫واسه بازی؟

142
00:12:00,731 --> 00:12:02,490
‫آره. بازی، تیم، استادیوم

143
00:12:02,514 --> 00:12:04,325
‫همه‌چیش. ولی...

144
00:12:04,349 --> 00:12:05,851
‫بابا که از فوتبال خوشش نمیاد

145
00:12:07,144 --> 00:12:08,145
‫نه

146
00:12:18,989 --> 00:12:20,365
‫خیلی‌خب، عالی.
‫ممنون بچه‌ها

147
00:12:22,451 --> 00:12:24,596
‫سلام. پیشرفتی حاصل شد؟

148
00:12:24,620 --> 00:12:27,348
‫شاید. بیلی فکر می‌کنه اینجا اومدن عروسی

149
00:12:27,372 --> 00:12:28,725
‫گفتم اگه یه کلیسا پیدا کنم

150
00:12:28,749 --> 00:12:31,186
‫شاید بتونم بفهمم عروسی کی بوده

151
00:12:31,437 --> 00:12:34,147
‫- و شاید بتونم باهاشون صحبت کنم...
‫- خیلی‌خب، من چطور می‌تونم کمک کنم؟

152
00:12:34,171 --> 00:12:35,830
‫اینترنتم قطع و وصل می‌شه.

153
00:12:35,854 --> 00:12:37,859
‫می‌تونی یه لیست از همه کلیساهای
‫نزدیک استادیوم «د.ک.ر» برام بفرستی؟

154
00:12:37,883 --> 00:12:39,569
‫بیلی فکر می‌کنه پیاده اومدن

155
00:12:39,593 --> 00:12:42,071
‫پس شاید کلیساهای تا شعاع ۳ کیلومتری؟

156
00:12:42,095 --> 00:12:43,948
‫آروم. آروم. بذار برم دفتر.

157
00:12:43,972 --> 00:12:45,182
‫باشه، باشه.

158
00:12:47,559 --> 00:12:49,009
‫خیلی‌خب. رسیدم پشت کامپیوتر

159
00:12:49,033 --> 00:12:50,788
‫همهٔ کلیساهای ۳ کیلومتری اطراف استادیوم «د.ک.ر»؟

160
00:12:50,812 --> 00:12:52,614
‫و لیست بازی‌هایی که تو فصل ۲۰۱۱

161
00:12:52,638 --> 00:12:54,501
‫میزبان بودن.

162
00:12:54,525 --> 00:12:55,441
‫سخت می‌شه پیدا کرد؟

163
00:12:55,465 --> 00:12:56,544
‫می‌دونی چندتا سایت ورزشی

164
00:12:56,568 --> 00:12:58,379
‫واسه همچین اطلاعاتی درست  کردن؟

165
00:12:58,403 --> 00:13:00,507
‫سلام. هانا هستم.
‫منو نمی‌شناسی؟

166
00:13:00,531 --> 00:13:02,300
‫خیلی‌خب. زیادن. خیلی.

167
00:13:02,324 --> 00:13:03,676
‫خیلی‌خب. پس سخت نیست؟

168
00:13:03,700 --> 00:13:06,554
‫- نوچ. فقط ۲۰۱۱؟
‫- فکر کنم

169
00:13:06,578 --> 00:13:08,765
‫بیلی تقریباً مطمئنه که
‫مامانش تو عروسی بوده.

170
00:13:08,789 --> 00:13:12,519
‫پس بازی قطعاً قبل از ۲۰۱۲ بوده

171
00:13:12,543 --> 00:13:14,896
‫و سال ۲۰۱۰ هم به زور ۳ سالش شده، پس...

172
00:13:14,920 --> 00:13:17,357
‫پس ۲۰۱۱ تنها سالیه که احتمالاً یادش بیاد

173
00:13:17,381 --> 00:13:19,341
‫- آره. فکر کنم.
‫- خیلی‌خب، فهمیدم

174
00:13:20,175 --> 00:13:22,719
‫سلام. هانا. مکس هستم
‫بیلی در چه حاله؟

175
00:13:23,846 --> 00:13:26,172
‫عالی نیست.

176
00:13:26,196 --> 00:13:28,684
‫فکر می‌کنی دیوونه‌ام که آوردمش اینجا، نه؟

177
00:13:29,184 --> 00:13:31,037
‫به‌نظرم خیلی بهتره که از شهر زدین بیرون

178
00:13:31,061 --> 00:13:32,664
‫خبرا فقط دارن بدتر می‌شن

179
00:13:32,688 --> 00:13:33,748
‫چطور بدتر یعنی؟

180
00:13:33,772 --> 00:13:34,857
‫خب، منابعم دارن می‌گن

181
00:13:34,881 --> 00:13:36,376
‫که تمرکز تحقیقات داره

182
00:13:36,400 --> 00:13:37,919
‫هر ساعت عوض می‌شه

183
00:13:37,943 --> 00:13:40,737
‫آخرین چیزی که شنیدم همهٔ
‫کارکنان ارشد ممکنه متهم بشن

184
00:13:41,738 --> 00:13:44,157
‫هنوز اسم اوون نیومده، ولی..

185
00:13:45,367 --> 00:13:46,574
‫فرض می‌کنم که اون...

186
00:13:46,598 --> 00:13:47,828
‫بچه‌ها، بعدا زنگ می‌زنم

187
00:13:48,620 --> 00:13:49,454
‫بیلی؟

188
00:13:51,498 --> 00:13:52,332
‫بیلی؟

189
00:14:01,008 --> 00:14:02,092
‫بیلی!

190
00:14:13,831 --> 00:14:16,211
‫[سالن کنسرت باس]

191
00:15:04,655 --> 00:15:06,073
‫خدایا

192
00:15:06,657 --> 00:15:08,092
‫نمی‌دونستم کجا رفتی.

193
00:15:08,116 --> 00:15:09,823
‫بهت پیام دادم.
‫تلفنی صحبت می‌کردی.

194
00:15:09,847 --> 00:15:11,554
‫پیام دادم که میام اینجا

195
00:15:11,578 --> 00:15:14,349
‫بیلی، مهم نیست.
‫نمی‌شه این‌جوری غیبت بزنه

196
00:15:14,373 --> 00:15:15,517
‫باشه. می‌شه آروم بگیری؟

197
00:15:15,541 --> 00:15:17,248
‫بیلی، گوش کن

198
00:15:17,272 --> 00:15:18,978
‫با این وضعیت موجود،
‫حتماً باید پیش من بمونی.

199
00:15:19,002 --> 00:15:20,712
‫واجبه پیش هم باشیم.

200
00:15:30,514 --> 00:15:32,683
‫قرار بود امروز تمرین تک‌نوازی‌ام رو تموم کنم.

201
00:15:34,601 --> 00:15:36,412
‫کلی ایده داشتم

202
00:15:36,436 --> 00:15:39,207
‫و... با آقای ک باهاشون صحبت کردم

203
00:15:39,231 --> 00:15:40,737
‫و مدام می‌گفت که

204
00:15:40,761 --> 00:15:43,026
‫واقعاً مشتاق‌شونه و...

205
00:15:46,488 --> 00:15:49,074
‫فکر کنم الان مسخره‌ست که بهش اهمیت بدم.

206
00:15:49,950 --> 00:15:51,076
‫نه، نیست.

207
00:15:52,536 --> 00:15:56,290
‫و بر می‌گردیم به اون روال، بیلی.
‫به همه چیزایی که داشتیم. قول می‌دم.

208
00:15:58,750 --> 00:16:00,085
‫اگه بابا برنگرده چی؟

209
00:16:01,295 --> 00:16:02,337
‫بر می‌گرده.

210
00:16:04,715 --> 00:16:05,799
‫از کجا می‌دونی؟

211
00:16:06,466 --> 00:16:08,468
‫اول این‌که، تو اینجایی.

212
00:16:13,390 --> 00:16:16,894
‫جولز زنگ زده.
‫روی لیست کلیساها کار می‌کنه.

213
00:16:17,936 --> 00:16:19,813
‫بیا قدم به قدم پیش بریم فعلا

214
00:16:23,901 --> 00:16:25,753
‫سلام، همه‌چی مرتبه؟

215
00:16:25,777 --> 00:16:27,213
‫آره. ببخشید.

216
00:16:27,237 --> 00:16:30,049
‫- مشکلی نیست. الان لیست رو فرستادم.
‫- عالی

217
00:16:30,073 --> 00:16:32,051
‫ولی بگم که خیلی زیادن.

218
00:16:32,075 --> 00:16:34,304
‫اشکال نداره.
‫فکر کنم خوبه حواس‌مون پرت شه

219
00:16:34,328 --> 00:16:35,412
‫باشه پس

220
00:16:36,538 --> 00:16:38,415
‫- در جریانم بذار، خب؟
‫- ممنون

221
00:16:42,002 --> 00:16:43,921
‫قرار نیست وضعیت‌شون بهتر بشه، نه؟

222
00:16:45,088 --> 00:16:46,256
‫نه به این زودیا

223
00:16:51,261 --> 00:16:52,679
‫اولیش همین آخر خیابونه

224
00:16:53,305 --> 00:16:54,282
‫چندتان؟

225
00:16:54,306 --> 00:16:56,075
‫یه ۱۲تایی هستن
‫ولی فقط ۳-۴ تایی‌شون

226
00:16:56,099 --> 00:16:57,687
‫تو فاصله‌ای هستن که منطقی باشه

227
00:16:57,711 --> 00:16:59,811
‫با یه دختر ۴ ساله بخوای پیاده بیای استادیوم

228
00:17:01,524 --> 00:17:02,684
‫[تماس از شمارهٔ‌ بلاک شده]

229
00:17:02,981 --> 00:17:04,733
‫- جواب می‌دی؟
‫- آره

230
00:17:07,236 --> 00:17:08,338
‫الو؟

231
00:17:08,362 --> 00:17:09,570
‫هانا، منم

232
00:17:11,781 --> 00:17:13,176
‫بابا نیست، نه؟

233
00:17:13,200 --> 00:17:14,535
‫هانا، پشت خطی؟

234
00:17:15,035 --> 00:17:15,647
‫سلام بل

235
00:17:15,671 --> 00:17:17,555
‫هانا، کلی خواستم زنگ بزنم

236
00:17:17,579 --> 00:17:19,349
‫الان وقت خوبی واسه صحبت کردن نیست

237
00:17:19,373 --> 00:17:21,642
‫آره می‌دونم واسه همین زنگ می‌زنم.

238
00:17:21,666 --> 00:17:22,751
‫پشت خطه

239
00:17:24,920 --> 00:17:25,921
‫سلام هانا

240
00:17:26,547 --> 00:17:27,548
‫ایوت

241
00:17:28,048 --> 00:17:29,234
‫کلی به شوهرت زنگ زدم.

242
00:17:29,258 --> 00:17:31,194
‫گفتم شاید بتونی بهم بگی کجاست.

243
00:17:31,218 --> 00:17:33,863
‫- بهش می‌گم زنگ زدی.
‫- عالی

244
00:17:33,887 --> 00:17:35,799
‫این قضیه به زودی تموم می‌شه.

245
00:17:35,823 --> 00:17:37,975
‫ما بی‌گناهیم.
‫می‌دونی دیگه، هانا.

246
00:17:38,475 --> 00:17:40,405
‫یعنی خب... من که یه کارآفرینم

247
00:17:40,429 --> 00:17:41,871
‫و شوهرتم یه نابغه

248
00:17:41,895 --> 00:17:45,542
‫نیازی نیست بهت بگم.
‫هر چی نباشه فناوری اونه

249
00:17:45,566 --> 00:17:48,002
‫فکر کنم منظورت فناوری شرکته

250
00:17:48,026 --> 00:17:49,712
‫البته. البته.

251
00:17:49,736 --> 00:17:53,282
‫منظورم اینه که این جریان
‫مشخصاً یه پاپوشه

252
00:17:53,782 --> 00:17:57,303
‫خیلی‌خب، و دقیقاً کی برات پاپوش دوخته؟

253
00:17:57,327 --> 00:18:00,306
‫من از کجا بدونم؟
‫دولت؟ یه رقیب

254
00:18:00,330 --> 00:18:02,451
‫ولی باید قضیه رو جمع کنیم

255
00:18:02,475 --> 00:18:04,769
‫چون این همه سال پدر خودم رو در نیاوردم

256
00:18:04,793 --> 00:18:07,480
‫که با یه اشتباه حسابداری همه‌چی نابود بشه.

257
00:18:07,504 --> 00:18:11,734
‫وایسا، پس الان اشتباه حسابداری بوده
‫و پاپوش نیست؟

258
00:18:11,758 --> 00:18:12,920
‫فقط می‌خوای یه چیزی بگی

259
00:18:12,944 --> 00:18:14,553
‫که خودت بی‌گناه نشون بدی؟

260
00:18:15,137 --> 00:18:16,221
‫جانم؟

261
00:18:16,722 --> 00:18:19,349
‫فقط می‌خوام ببینم چی می‌خوای، ایوت

262
00:18:20,475 --> 00:18:22,561
‫سعی دارم کمک کنم، هانا

263
00:18:23,520 --> 00:18:25,582
‫اف‌بی‌آی بعد از من میاد سراغ اوون

264
00:18:25,606 --> 00:18:28,501
‫و می‌دونم که نمی‌خواد طرف اشتباه این ماجرا باشه

265
00:18:28,525 --> 00:18:29,818
‫نه با سابقه‌ای که داره.

266
00:18:31,778 --> 00:18:34,299
‫- چه سابقه‌ای؟
‫- فقط بگو اوون زنگ بزنه

267
00:18:34,323 --> 00:18:35,433
‫وکلام کلی بهش زنگ زدن

268
00:18:35,457 --> 00:18:36,718
‫و می‌خوای مطمئن بشیم

269
00:18:36,742 --> 00:18:38,928
‫که قبل از این‌که با کسی صحبت کنه
‫با وکلام صحبت کنه.

270
00:18:38,952 --> 00:18:41,556
‫هر دومون می‌دونیم که به صلاح اوون‌ـه

271
00:18:41,580 --> 00:18:45,292
‫نه، نمی‌دونم. نمی‌فهمم ایوت.
‫چه سابقه‌ای؟

272
00:18:45,876 --> 00:18:49,546
‫واقعاً نمی‌دونی؟
‫پس چرا از شهر فرار کردی هانا؟

273
00:18:50,380 --> 00:18:51,649
‫کی گفته از شهر فرار کردم؟

274
00:18:51,673 --> 00:18:54,092
‫فقط به اوون بگو که باید بهم زنگ بزنه

275
00:18:55,636 --> 00:18:56,803
‫قضیه چی بود؟

276
00:18:58,805 --> 00:18:59,991
‫هیچی. نگران نباش.

277
00:19:00,015 --> 00:19:01,826
‫می‌دونی که صدای ایوت میومدا...

278
00:19:01,850 --> 00:19:04,269
‫فقط می‌خوام تو رو قاتی این مسائل نکنم، بیلی

279
00:19:05,521 --> 00:19:08,065
‫نمی‌تونم.
‫کسی نمی‌تونه

280
00:19:09,650 --> 00:19:12,277
‫چطوره که حقیقت رو بگی؟

281
00:19:14,446 --> 00:19:19,093
‫فکر کنم ایوت زنگ زده بود که
‫تهدیدم کنه. یعنی ما رو تهدید کنه

282
00:19:19,117 --> 00:19:20,944
‫به‌نظر مقصر میومد، یا حداقل

283
00:19:20,968 --> 00:19:22,871
‫انگاری سعی داره چیزی رو ماست‌مالی کنه.

284
00:19:23,372 --> 00:19:25,558
‫و به‌نظر تعجب می‌کرد که

285
00:19:25,582 --> 00:19:28,210
‫بابات به‌جای این‌که پیشش بمونه غیبش زده

286
00:19:28,710 --> 00:19:30,295
‫پس گفته که بابام مقصره؟

287
00:19:31,505 --> 00:19:33,173
‫مسلماً که خواسته ما همچین فکری کنیم

288
00:19:34,007 --> 00:19:37,469
‫و این‌که فکر کنیم یه آتویی از پدرت داره

289
00:19:41,640 --> 00:19:43,377
‫بیلی، ایوت فقط...

290
00:19:43,401 --> 00:19:45,602
‫سعی داره خودش رو نجات بده

291
00:19:46,186 --> 00:19:47,464
‫و اینم بگم، هر چی آدمای بیشتری

292
00:19:47,488 --> 00:19:48,915
‫سعی کنن قانعم کنن بابات گناهکاره

293
00:19:48,939 --> 00:19:50,396
‫من بیشتر باور می‌کنم که نیست.

294
00:19:50,420 --> 00:19:52,460
‫شاید سادگی کنم، ولی نمی‌دونم

295
00:19:52,484 --> 00:19:54,695
‫یه حس ته دلم می‌گه که اون...

296
00:19:55,654 --> 00:20:00,075
‫این کار رو داره به‌خاطر ما می‌کنه.
‫واسه تو.

297
00:20:06,790 --> 00:20:09,394
‫می‌دونی، وقتی که گفتم حقیقت رو بگی

298
00:20:09,418 --> 00:20:13,255
‫فقط منظورم این بود که
‫دروغ نگو که کی پشت خطه

299
00:20:14,131 --> 00:20:15,132
‫درسته

300
00:20:16,800 --> 00:20:17,801
‫پس زیادی گفتم؟

301
00:20:19,469 --> 00:20:20,470
‫آره

302
00:20:22,514 --> 00:20:23,724
‫ولی خوبش

303
00:20:37,909 --> 00:20:41,736
‫[کمپ ۵۱ همچنان رزرو شده]
‫[با عشق، ب]

304
00:21:17,244 --> 00:21:20,923
‫[ک.ی -- دوست پسر ساعت ۲:۱۵ ظهر]

305
00:21:24,868 --> 00:21:27,263
‫- چیه؟
‫- اون برجه...

306
00:21:27,287 --> 00:21:30,457
‫- آشنا به‌نظر میاد؟
‫- بیشتر از دو تای قبل

307
00:21:50,811 --> 00:21:52,396
‫فکر کردم آشناست، ولی..

308
00:21:53,897 --> 00:21:56,751
‫- بعدیش کجاست؟
‫- بهتره استراحت کنیم

309
00:21:56,775 --> 00:21:59,629
‫برگردیم هتل و فردا از اول شروع می‌کنیم

310
00:21:59,653 --> 00:22:03,448
‫چی رو شروع کنیم، هانا؟
‫به هیچ‌جایی نرسیدیم.

311
00:22:03,949 --> 00:22:06,261
‫معلومه که رسیدیم.
‫ببین همین الانشم چیا یادت اومده

312
00:22:06,285 --> 00:22:07,762
‫چی، هانا؟ چی یادم اومده؟

313
00:22:07,786 --> 00:22:10,056
‫که با پدرم رفتم مسابقهٔ فوتبال؟

314
00:22:10,080 --> 00:22:11,623
‫این‌که چیزی بهمون نمی‌گه.

315
00:22:12,165 --> 00:22:14,018
‫و اصلاً شاید اشتباه یادم اومده باشه

316
00:22:14,042 --> 00:22:15,127
‫ممکنه هر جایی باشه

317
00:22:48,994 --> 00:22:49,995
‫بیلی

318
00:23:29,618 --> 00:23:30,869
‫فکر کنم اینجا بود.

319
00:23:35,249 --> 00:23:36,426
‫چی می‌خواید بدونید؟

320
00:23:36,450 --> 00:23:38,228
‫فقط یه لیست از عروسی‌هایی

321
00:23:38,252 --> 00:23:40,268
‫که کشیش‌تون حین روزهایی که

322
00:23:40,292 --> 00:23:42,607
‫سال ۲۰۱۱ بازی فوتبال
‫بوده برگزار کرده رو می‌خوایم.

323
00:23:42,631 --> 00:23:44,399
‫خودم بیشتر کارای سختش رو انجام دادم

324
00:23:44,423 --> 00:23:46,694
‫تاریخ‌ها رو اینجا دارم.

325
00:23:46,718 --> 00:23:48,679
‫فقط ۵ تا بازی بود که میزبان بودن.

326
00:23:50,806 --> 00:23:52,561
‫آها.

327
00:23:52,585 --> 00:23:55,453
‫من اجازه ندارم همچین اطلاعاتی رو بدم.

328
00:23:55,477 --> 00:23:57,813
‫اجازه ندارین؟ واقعا؟

329
00:24:00,566 --> 00:24:02,209
‫فکر کنم بیلی منظورش اینه

330
00:24:02,233 --> 00:24:03,962
‫که الان تو شرایط خیلی غیرعادی‌ای هستیم

331
00:24:03,986 --> 00:24:07,090
‫- شاید بشه یه استثناء قائل شین
‫- شرمنده

332
00:24:07,114 --> 00:24:08,951
‫که شوهرتون گم شده

333
00:24:08,975 --> 00:24:11,118
‫و مطمئنم که خیلی رنج می‌کشید

334
00:24:12,369 --> 00:24:14,681
‫ولی از این کارا نمی‌کنیم.

335
00:24:14,705 --> 00:24:16,975
‫می‌تونیم خودمون بشینیم و اسامی رو بخونیم

336
00:24:16,999 --> 00:24:18,309
‫هیچی از این اتاق خارج نمی‌شه

337
00:24:18,333 --> 00:24:20,163
‫متأسفانه باید از

338
00:24:20,187 --> 00:24:22,272
‫حریم خصوصی اعضای کلیسامون محفاظت کنیم.

339
00:24:22,296 --> 00:24:25,525
‫شوخی‌ات گرفته دیگه.
‫خدایا، فکر کردی کی هستیم؟

340
00:24:25,549 --> 00:24:28,027
‫من با اجازه‌اتون برم دیگه، دوستان.

341
00:24:28,051 --> 00:24:29,878
‫یه گروه مطالعهٔ‌ انجیل داریم

342
00:24:29,902 --> 00:24:31,781
‫و باید آماده بشم براش

343
00:24:31,805 --> 00:24:33,700
‫خانم مک‌گاورن، بیلی قصدش بی‌ادبی نبود.

344
00:24:33,724 --> 00:24:36,810
‫ولی شنیدین که پدرش چه مشکلی داره

345
00:24:37,561 --> 00:24:39,205
‫و خونواده واسه ما خیلی مهمه

346
00:24:39,229 --> 00:24:41,356
‫متوجه‌اید دیگه؟

347
00:24:42,858 --> 00:24:44,860
‫اگه شما جای من بودین

348
00:24:45,777 --> 00:24:46,921
‫امیدوار بودین چه کاری کنم؟

349
00:24:46,945 --> 00:24:49,031
‫چون می‌دونم که من بودم بهتون کمک می‌کردم.

350
00:24:55,037 --> 00:24:56,747
‫لطف خیلی بزرگی می‌کنید

351
00:25:06,089 --> 00:25:07,382
‫اسامی از این اتاق خارج نشن

352
00:25:08,383 --> 00:25:09,736
‫بشینید.

353
00:25:09,760 --> 00:25:11,237
‫ممنون، جدی می‌گم.

354
00:25:11,261 --> 00:25:13,430
‫از من تشکر نکن.
‫از نامادری‌ات تشکر کن.

355
00:25:19,561 --> 00:25:21,480
‫اینو باید جواب بدم.

356
00:25:24,191 --> 00:25:25,877
‫- سلام.
‫- کجا بودی؟

357
00:25:25,901 --> 00:25:26,961
‫ببخشید، چیزه...

358
00:25:26,985 --> 00:25:29,881
‫نمی‌شه ازم کمک بخوای
‫و یهو غیبت بزنه

359
00:25:29,905 --> 00:25:31,490
‫فهمیدم. چی شده؟

360
00:25:31,990 --> 00:25:33,742
‫ مدیر ارشد عملیاتی شاپ متهم شد.

361
00:25:36,161 --> 00:25:40,082
‫- جوردن؟
‫- کار اوون چقدر بهش نزدیک بود؟

362
00:25:40,791 --> 00:25:42,376
‫جوردن دست راست ایوون بود، پس...

363
00:25:42,960 --> 00:25:44,211
‫- خیلی نزدیک.
‫- آره

364
00:25:45,295 --> 00:25:46,726
‫هانا، رک بهت بگم

365
00:25:46,750 --> 00:25:48,274
‫قضیه واسه اوون جالب نیست.

366
00:25:48,298 --> 00:25:50,342
‫- اگه من وکیلش بودم...
‫- خب نیستی

367
00:25:51,301 --> 00:25:52,864
‫آره. درست می‌گی.

368
00:25:52,888 --> 00:25:54,763
‫و حقیقتاً شوهرت به ورمم نیست.

369
00:25:55,472 --> 00:25:59,410
‫ولی تو برام مهمی.
‫باید از خودت محافظت کنی

370
00:25:59,434 --> 00:26:00,872
‫اف‌بی‌آی تقاضای مصاحبه کرده

371
00:26:00,896 --> 00:26:03,248
‫باید باهاشون صحبت کنی.

372
00:26:03,272 --> 00:26:07,401
‫می‌دونم. فقط... باید یه روز
‫دیگه واسه‌ام وقت بخری، جیک

373
00:26:10,320 --> 00:26:13,091
‫عصبی کردن اف‌بی‌آی فکر خوبی نیست.

374
00:26:13,115 --> 00:26:15,218
‫می‌دونم روال کارشون واسه
‫همچین پرونده‌هایی چطوریه

375
00:26:15,242 --> 00:26:17,011
‫ممکنه تو رو متهم به
‫ممانعت در اجرای قانون کنن.

376
00:26:17,035 --> 00:26:19,430
‫ممکنه بخوان به‌عنوان شریک جرم متهمت کنن.

377
00:26:19,454 --> 00:26:21,266
‫دیگه نگم این‌جوری بچهٔ اوون

378
00:26:21,290 --> 00:26:23,142
‫در معرض ادعای حضانت از طرف بستگانش بشه.

379
00:26:23,166 --> 00:26:25,294
‫نه، اوون بستگانی نداره.

380
00:26:26,086 --> 00:26:27,087
‫تا جایی که تو خبر داری

381
00:26:28,255 --> 00:26:30,358
‫چیزی از کارآگاه خصوصی‌ات شنیدی؟

382
00:26:30,382 --> 00:26:32,735
‫گفت تا آخر امروز یه چیزی دستگیرش می‌شه.

383
00:26:32,759 --> 00:26:33,969
‫ایوت زنگ زد.

384
00:26:35,220 --> 00:26:37,740
‫یه‌جوری حرف می‌زد انگاری
‫یه چیز بد در مورد اوون می‌دونه

385
00:26:37,764 --> 00:26:40,160
‫در مورد گذشته‌ش یعنی.

386
00:26:40,184 --> 00:26:42,251
‫دقیقاً منم همین رو می‌گم.

387
00:26:42,275 --> 00:26:44,581
‫اگه اوون درگیر یه چیز مشکوک بوده باشه

388
00:26:44,605 --> 00:26:46,368
‫باید به اف.بی.ای کاملاً واضح بگی

389
00:26:46,392 --> 00:26:48,293
‫که تو هیچ خبری ازش نداشتی.

390
00:26:48,317 --> 00:26:49,384
‫باید همکاری کنی

391
00:26:49,408 --> 00:26:51,087
‫که باور کنن حقیقت رو می‌گی،

392
00:26:51,111 --> 00:26:52,547
‫مهم نیست چی برملا بشه.

393
00:26:52,571 --> 00:26:53,798
‫دارم حقیقت رو می‌گم

394
00:26:53,822 --> 00:26:55,119
‫پس بذار باهاشون

395
00:26:55,143 --> 00:26:56,700
‫واسه فردا صبح جلسه بذارم.

396
00:26:57,659 --> 00:27:00,346
‫اگه می‌خوای حضوری مشاوره
‫بدم می‌تونم بیام سانفرانسیسکو

397
00:27:00,370 --> 00:27:03,016
‫می‌خوای شماره و تاریخ الکی بگم؟

398
00:27:03,040 --> 00:27:04,267
‫- نه، چیزه...
‫- باید برم

399
00:27:04,291 --> 00:27:06,269
‫- صبر کن، هانا
‫- یه روز دیگه برام وقت بخر، جیک

400
00:27:06,293 --> 00:27:07,520
‫لطفاً.

401
00:27:07,544 --> 00:27:09,272
‫- اشتباهه.
‫- می‌شه مراقب حرف زدنت باشی؟

402
00:27:09,296 --> 00:27:11,357
‫منطقی نیست.
‫یه دفتر دیگه رو ببین.

403
00:27:11,381 --> 00:27:12,817
‫- نه، دفترمون اشتباه ننوشته.
‫- مطمئنم اینجا بودم

404
00:27:12,841 --> 00:27:14,225
‫می‌تونی هر کدوم از این
‫تاریخ‌ها رو که خواستی ببینی

405
00:27:14,249 --> 00:27:15,153
‫می‌شه دوباره ببینی؟

406
00:27:15,177 --> 00:27:16,905
‫- چه خبره؟
‫- نه. دوبار بررسی کردم

407
00:27:16,929 --> 00:27:19,240
‫منطقی نیست.
‫من اینجا بودم.

408
00:27:19,264 --> 00:27:21,534
‫طبق سوابقی که اینجاست

409
00:27:21,558 --> 00:27:23,870
‫واسه ساخت‌وساز توی پاییز ۲۰۱۱ تعطیل بودیم

410
00:27:23,894 --> 00:27:25,809
‫درهای کلیسا رو اول سپتامبر بستیم

411
00:27:25,833 --> 00:27:28,124
‫و تا مارس باز نشدن.

412
00:27:28,148 --> 00:27:30,835
‫هیچ خدمات، هیچ مراسم و هیچ عروسی‌ای نبوده

413
00:27:30,859 --> 00:27:32,795
‫من اینجا بودم.
‫می‌دونم که اینجا بودم.

414
00:27:32,819 --> 00:27:34,506
‫خب، شاید سالش رو اشتباه می‌گید.

415
00:27:34,530 --> 00:27:36,216
‫نه، سالش رو اشتباه نگفتیم.

416
00:27:36,240 --> 00:27:38,760
‫- حتماً ۲۰۱۱ بوده.
‫- پس اینجا نبودی

417
00:27:38,784 --> 00:27:40,970
‫کلیساهای دیگه‌ای هستن این
‫اطراف، که شبیه اینجا باشه؟

418
00:27:40,994 --> 00:27:42,538
‫فکر نکنم.

419
00:27:47,751 --> 00:27:49,103
‫چطوره شماره‌ت رو بهم بدی

420
00:27:49,127 --> 00:27:50,939
‫و اگه چیزی یادم اومد بهت زنگ بزنم؟

421
00:27:50,963 --> 00:27:52,565
‫آره انگاری چیزی هم یادت میاد.

422
00:27:52,589 --> 00:27:55,342
‫- بیلی.
‫- ولم کن بابا. دیگه خسته شدم.

423
00:28:02,182 --> 00:28:05,912
‫- شرمنده. ممنون بابت کمکتون.
‫- مشکلی نیست

424
00:28:05,936 --> 00:28:07,646
‫می‌دونم که از دست من عصبی نیست.

425
00:28:09,690 --> 00:28:11,880
‫اگه چیزی به ذهنتون اومد

426
00:28:11,904 --> 00:28:14,295
‫حتی اگه به‌نظر مهم هم نبود، لطفاً زنگ بزن.

427
00:28:14,319 --> 00:28:15,404
‫می‌زنم.

428
00:28:18,490 --> 00:28:20,325
‫کی همچین بلایی سر خونواده‌ش میاره؟

429
00:28:21,535 --> 00:28:22,786
‫کسی که چاره‌ای نداره.

430
00:28:51,565 --> 00:28:53,170
‫چی‌کار می‌کنی اینجا رفیق؟

431
00:28:53,194 --> 00:28:54,401
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

432
00:29:00,991 --> 00:29:03,285
‫- من از دوستای اوون هستم.
‫- عه، پس دوستشی

433
00:29:04,411 --> 00:29:05,662
‫همکارشم بیشتر.

434
00:29:07,372 --> 00:29:09,893
‫اریک کازینز.
‫رئيس حراست شاپ.

435
00:29:09,917 --> 00:29:11,269
‫پس ایوت تو رو فرستاده؟

436
00:29:11,293 --> 00:29:13,545
‫فقط نگران سلامت اوون هستش

437
00:29:14,671 --> 00:29:15,964
‫پس نگران اینه؟

438
00:29:17,299 --> 00:29:18,359
‫بذار شیرفهمت کنم.

439
00:29:18,383 --> 00:29:20,778
‫چطوره به ایوت بگی که
‫اگه کسی دیگه رو بفرسته

440
00:29:20,802 --> 00:29:23,013
‫کاری می‌کنم قاضی بری
‫وثیقه‌ش رو باطل کنه.

441
00:29:27,935 --> 00:29:29,978
‫حالا راه بیفت. بزن به چاک.

442
00:30:50,809 --> 00:30:52,644
‫کجا رفتی، هانا؟

443
00:31:27,137 --> 00:31:28,180
‫خدایا.

444
00:31:43,695 --> 00:31:46,132
‫می‌دونی راز پنیر گریل شده خوب چیه؟

445
00:31:46,156 --> 00:31:48,951
‫که نون رو به‌جای کره
‫توی مایونز بزنیم.

446
00:31:50,077 --> 00:31:51,070
‫لطفاً نگو که تو خونه

447
00:31:51,094 --> 00:31:52,287
‫این‌جوری پنیر گریل شده درست می‌کنی

448
00:31:53,121 --> 00:31:54,098
‫متأسفانه همینه.

449
00:31:54,122 --> 00:31:57,000
‫تنها چیزی بود که واقعاً
‫در موردت دوست داشتم.

450
00:32:00,128 --> 00:32:01,964
‫چی‌کار می‌کنی؟

451
00:32:04,967 --> 00:32:07,678
‫خب، می‌دونم کلیساها به جایی نرسیدن

452
00:32:09,346 --> 00:32:10,786
‫ولی پیش خودم گفتم که شاید

453
00:32:10,810 --> 00:32:12,558
‫هنوز بتونیم اطلاعاتی
‫در مورد این عروسی پیدا کنیم.

454
00:32:13,141 --> 00:32:14,674
‫می‌تونیم یه سر تا «استیتسمن» بریم

455
00:32:14,698 --> 00:32:15,412
‫استیتسمن چیه دیگه؟

456
00:32:15,436 --> 00:32:17,413
‫یه روزنامهٔ محلیه.
‫جولز آشنا داره.

457
00:32:17,437 --> 00:32:19,916
‫گفتم شاید بریم فایل‌های بایگانی رو ببینیم

458
00:32:19,940 --> 00:32:22,252
‫و آگهی‌های ازدواج ۲۰۱۱ رو ببینیم

459
00:32:22,276 --> 00:32:25,380
‫نه. اینجا چیزی دستگیرمون نمی‌شه.

460
00:32:25,404 --> 00:32:26,732
‫خب حداقلش اینه که

461
00:32:26,756 --> 00:32:28,258
‫می‌خوام برم اداره مارشال‌های آمریکا

462
00:32:28,282 --> 00:32:31,285
‫و از یکی بپرسم که مأمور
‫بردفورد در خونه‌مون چی‌کار می‌کرده

463
00:32:31,952 --> 00:32:34,097
‫چرا؟ چه فرقی می‌کنه، هانا؟

464
00:32:34,121 --> 00:32:37,308
‫بابا نیست. نه زنگ زده
‫نه ایمیل و نه چیزی.

465
00:32:37,332 --> 00:32:38,643
‫نمی‌خواد پیداش کنیم.

466
00:32:38,667 --> 00:32:42,564
‫خیلی‌خب، ولی شاید دلیل خوبی براش باشه

467
00:32:42,588 --> 00:32:44,232
‫یه چیزی که باید بفهمیم چیه.

468
00:32:44,256 --> 00:32:45,368
‫نه، فقط داری کسشر می‌بافی

469
00:32:45,392 --> 00:32:46,693
‫که حال خودت رو بهتر کنی.

470
00:32:46,717 --> 00:32:49,178
‫ولی حال‌مون بهتر نمی‌شه،
‫چون شرایط کیریه.

471
00:32:50,137 --> 00:32:51,611
‫هر جریانی که هست،

472
00:32:51,635 --> 00:32:53,366
‫مسلماً درگیر چیزی بوده که بهمون نگفته

473
00:32:53,390 --> 00:32:54,747
‫و شرلوک بازی من و تو هم

474
00:32:54,771 --> 00:32:56,286
‫قرار نیست چیزی رو عوض کنه.

475
00:32:56,310 --> 00:32:57,662
‫- حالیت نیست؟
‫- آروم

476
00:32:57,686 --> 00:33:00,606
‫نه، نه. نمی‌شنوی چی می‌گم.
‫من.. می‌خوام برم خونه دیگه.

477
00:33:01,607 --> 00:33:02,667
‫نه، بابا

478
00:33:02,691 --> 00:33:03,859
‫حرفام رو نمی‌فهمی.

479
00:33:11,909 --> 00:33:13,118
‫چه خبره؟

480
00:33:13,619 --> 00:33:16,806
‫مامان بابای بابی دعوتش
‫کردن باهاشون بره تو قایق‌شون.

481
00:33:16,830 --> 00:33:17,915
‫گفتی نه

482
00:33:18,457 --> 00:33:20,593
‫تو یه چشم به هم زدن

483
00:33:20,617 --> 00:33:23,313
‫یعنی خب، هنوز ‍‍۱۶ سالشم نشده

484
00:33:23,337 --> 00:33:25,172
‫اونا هم که اصلاً مراقب نیستن.

485
00:33:25,672 --> 00:33:26,673
‫روی قایق؟

486
00:33:28,717 --> 00:33:29,718
‫قایق بزرگیه.

487
00:33:31,303 --> 00:33:33,222
‫خب، فکر کنم تصمیم منطقی‌ایه.

488
00:33:33,722 --> 00:33:34,723
‫آره

489
00:33:36,183 --> 00:33:38,995
‫پس چرا این‌جا یه گوشه تو تاریکی نشستی

490
00:33:39,019 --> 00:33:40,771
‫و قلّک‌‌ـش رو تو دستت گرفتی؟

491
00:33:43,482 --> 00:33:46,985
‫مامان‌بزرگش روز تولدش براش خرید.

492
00:33:52,282 --> 00:33:54,868
‫به زودی دیگه نمی‌تونم بهش «نه» بگم

493
00:33:56,578 --> 00:33:58,806
‫قراره از این خونه بره، دقیقا
‫همون کاری که می‌خواد رو بکنه

494
00:33:58,830 --> 00:34:03,794
‫و فکر نکنم تا حالا کاملاً بهش فکر کرده باشم.

495
00:34:05,462 --> 00:34:07,256
‫یا شاید خودم نمی‌خواستم.

496
00:34:09,091 --> 00:34:10,592
‫وای خدا

497
00:34:18,266 --> 00:34:19,869
‫یه زمانی میاد که دیگه

498
00:34:19,893 --> 00:34:21,978
‫نمی‌تونم مراقبش باشم.

499
00:34:24,231 --> 00:34:25,524
‫مقابل هیچی

500
00:34:31,530 --> 00:34:32,406
‫سلام

501
00:34:33,114 --> 00:34:34,324
‫کلیسا چطور پیش رفت؟

502
00:34:35,033 --> 00:34:38,805
‫خیلی خوب نبود.
‫فکر کنم فردا برگردیم.

503
00:34:38,829 --> 00:34:40,496
‫خب، خوشحال می‌شم ببینمت.

504
00:34:42,416 --> 00:34:44,960
‫- چیه؟
‫- فقط...

505
00:34:45,710 --> 00:34:49,106
‫بیلی خیلی حالش بده اینجا.
‫نمی‌دونم چرا.

506
00:34:49,130 --> 00:34:50,605
‫مطمئنم که بیلی

507
00:34:50,629 --> 00:34:52,176
‫هر جا می‌بود این‌جوری بوده.

508
00:34:53,051 --> 00:34:54,447
‫نمی‌دونم. فکر کنم شاید

509
00:34:54,471 --> 00:34:55,846
‫واسه این باشه که داریم یه چیزی رو پیدا می‌کنیم.

510
00:34:58,223 --> 00:35:00,102
‫ولی خب بازم شاید صرفاً سعی دارم

511
00:35:00,126 --> 00:35:01,828
‫از اون اوضاع داغون اونجا دوری کنم.

512
00:35:01,852 --> 00:35:03,788
‫می‌دونی، غرایز خیلی خوبی داری.

513
00:35:03,812 --> 00:35:07,000
‫واسه همین ۳ روزه با شوهرم صحبت نکردم.

514
00:35:07,024 --> 00:35:08,918
‫به خودت سخت نگیر، می‌شه؟

515
00:35:08,942 --> 00:35:11,033
‫من و چه به این حرفا؟

516
00:35:11,057 --> 00:35:11,921
‫هنوز سر کاری؟

517
00:35:11,945 --> 00:35:13,280
‫تازه رفتم. چرا؟

518
00:35:13,780 --> 00:35:15,517
‫می‌شه یه سر بری دم خونهٔ من

519
00:35:15,541 --> 00:35:17,886
‫شک ندارم چیزی نیست

520
00:35:17,910 --> 00:35:19,480
‫ولی یه قلک هست و

521
00:35:19,504 --> 00:35:21,747
‫توی اتاق بیلیه، یه نگاهی بهش بنداز.

522
00:35:22,414 --> 00:35:25,292
‫قلک؟ از اون استعاره‌های
‫آدماییه که تو کار تکنولوژی هستن؟

523
00:35:25,959 --> 00:35:27,103
‫کاش این‌جوری بود.

524
00:35:27,127 --> 00:35:28,880
‫یه پوشهٔ عجیب روی

525
00:35:28,904 --> 00:35:30,565
‫لپ‌تاپ اوون بود که رمز داشت.

526
00:35:30,589 --> 00:35:34,510
‫و راهنماش ل. پائول بود.
‫لیدی پائول

527
00:35:35,469 --> 00:35:38,597
‫که فکر کنم همون اسمی باشه که روی قلکه‌ست.

528
00:35:39,890 --> 00:35:43,495
‫و دیگه از ۴۸ ساعت پیش
‫بعید می‌دونم هیچ‌چیزی اتفاقی باشه

529
00:35:43,519 --> 00:35:45,646
‫خیلی‌خب. الان می‌رم.

530
00:35:46,230 --> 00:35:47,272
‫لیاقتت رو ندارم.

531
00:35:47,773 --> 00:35:48,899
‫هیچ‌کس نداره.

532
00:35:49,608 --> 00:35:50,984
‫وقتی رسیدم زنگ می‌زنم

533
00:36:02,105 --> 00:36:04,384
‫[بابی: دلم برات تنگ شده]

534
00:36:05,879 --> 00:36:08,679
‫[بابا - شاپ - بابی - سوز]

535
00:36:09,426 --> 00:36:11,332
‫[در حال تماس با بابی]

536
00:36:20,597 --> 00:36:21,723
‫- بیلی جون؟
‫- سلام

537
00:36:23,809 --> 00:36:26,270
‫پس اس‌مورها مؤثر بودن
‫(خوراکی)

538
00:36:26,937 --> 00:36:29,189
‫- چی؟
‫- خونه‌ای؟

539
00:36:29,857 --> 00:36:30,959
‫در رو باز کن.

540
00:36:30,983 --> 00:36:34,003
‫من الان تو آستینم

541
00:36:34,027 --> 00:36:35,904
‫آستین؟ چرا؟

542
00:36:36,488 --> 00:36:40,951
‫سؤال خوبیه. نمی‌دونم.
‫از طرفدارام قایم شدم.

543
00:36:42,578 --> 00:36:44,431
‫خب، دوست نداشتم بهت بگم

544
00:36:44,455 --> 00:36:46,331
‫ولی خب دیگه تو رو بورس نیستی.

545
00:36:46,915 --> 00:36:48,184
‫- واقعا؟
‫- آره

546
00:36:48,208 --> 00:36:52,296
‫لیوی و الکس رابطه‌شون رو
‫به طرز خیلی جالبی تموم کردن.

547
00:36:53,005 --> 00:36:54,274
‫چی شد؟

548
00:36:54,298 --> 00:36:56,025
‫این‌جوری فکر کن که تهش
‫یه بطری نوشابه رژیمی بزرگ

549
00:36:56,049 --> 00:36:57,926
‫روی سر الکس ریخته شد.

550
00:36:59,428 --> 00:37:02,347
‫تا الان این‌قدر از اهمیت نداشتن
‫خیالم راحت نشده بود.

551
00:37:03,599 --> 00:37:06,058
‫خوبه. پس...

552
00:37:06,082 --> 00:37:08,896
‫بیام از دست نامادری شرورت نجات بدم؟

553
00:37:10,898 --> 00:37:12,941
‫شاید همچین هم شرور نباشه

554
00:37:13,775 --> 00:37:17,738
‫شرمنده، فکر کردم دارم با بیلی مایکلز صحبت می‌کنم.

555
00:37:39,718 --> 00:37:40,719
‫آهای؟

556
00:38:24,513 --> 00:38:25,889
‫این دیگه چه کوفتیه؟

557
00:38:51,206 --> 00:38:54,334
‫هر کی اینجاست بدونه که الان زنگ زدم پلیس.

558
00:38:55,294 --> 00:38:56,545
‫جولز؟

559
00:39:01,800 --> 00:39:03,177
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

560
00:39:03,760 --> 00:39:04,863
‫باید با هانا صحبت کنم.

561
00:39:04,887 --> 00:39:06,990
‫همین‌جوری سرت رو انداختی پایین تو خونه‌ش؟

562
00:39:07,014 --> 00:39:08,199
‫در کاملاً باز بود

563
00:39:08,223 --> 00:39:09,558
‫ولی منم از دیدنت خوشحالم.

564
00:39:11,476 --> 00:39:14,563
‫- اینجاست؟
‫- نه، نیست.

565
00:39:15,647 --> 00:39:18,483
‫- خب باید باهاش صحبت کنم.
‫- خدایا. در مورد چی؟

566
00:39:20,235 --> 00:39:22,112
‫باید به خودش بگم.

567
00:39:23,197 --> 00:39:25,824
‫خب، باید اول به من بگی، جیک

568
00:39:26,325 --> 00:39:28,243
‫چون فقط منم که می‌دونه کجاست.

569
00:39:34,467 --> 00:39:36,880
‫[نام مسافر اول: هانا ]

570
00:39:37,307 --> 00:39:39,907
‫[نام خانوادگی: هال]

571
00:39:48,201 --> 00:39:49,767
‫[عروسی کی بوده؟]

572
00:39:49,848 --> 00:39:51,221
‫[اعلامیهٔ عروسی توی روزنامه]

573
00:39:51,355 --> 00:39:52,669
‫[احتمالات دیگر؟]

574
00:39:52,756 --> 00:39:54,030
‫[ارتباط آستین و اوون چیه؟]

575
00:39:54,156 --> 00:39:55,443
‫[گریدی بردفورد]

576
00:40:04,380 --> 00:40:06,047
‫[هانا]

577
00:40:07,464 --> 00:40:09,417
‫[مراقبش باش]

578
00:40:15,697 --> 00:40:19,036
‫[پرواز ساعت ۶ - لغو بدون هزینه طی ۲۴ ساعت آتی]

579
00:40:30,710 --> 00:40:32,437
‫[تماس از جولز]

580
00:40:38,522 --> 00:40:40,232
‫سلام، قلک رو پیدا کردی.

581
00:40:40,858 --> 00:40:41,859
‫آره

582
00:40:43,110 --> 00:40:44,111
‫ولی...

583
00:40:46,071 --> 00:40:47,322
‫بیلی صدات رو می‌شنوه؟

584
00:40:48,323 --> 00:40:50,951
‫نه، خوابیده.
‫چرا؟ چی شده؟

585
00:40:52,369 --> 00:40:54,222
‫جیک اینجاست.
‫می‌دمش بهش

586
00:40:54,246 --> 00:40:56,266
‫چی؟ جیک چرا اونجاست

587
00:40:56,290 --> 00:40:57,374
‫سلام

588
00:40:58,292 --> 00:41:00,043
‫تو خونهٔ من چی‌کار می‌کنی؟

589
00:41:01,420 --> 00:41:06,216
‫می‌خواستم اینجا بشم.
‫باید این رو حضوری بهت می‌گفتم.

590
00:41:07,134 --> 00:41:09,094
‫چی رو بگی جیک؟

591
00:41:09,887 --> 00:41:12,479
‫کارآگاهم خبر داد

592
00:41:12,503 --> 00:41:15,350
‫یه‌کم طول کشید چون خب...

593
00:41:16,351 --> 00:41:20,022
‫سوابق و گذشتهٔ اوون و بیلی
‫با هم جور در نمیان.

594
00:41:21,315 --> 00:41:23,192
‫منظورت چیه جور در نمیاد؟

595
00:41:23,859 --> 00:41:25,350
‫چندین اوون مایکلز هستن که

596
00:41:25,374 --> 00:41:27,255
‫توی نیوتونِ ماساچوست بزرگ شدن

597
00:41:27,279 --> 00:41:29,841
‫و یه چند نفری که از دانشگاه
‫پرینستون فارغ‌التحصیل شدن

598
00:41:29,865 --> 00:41:32,012
‫ولی تنها اوون مایکلزی

599
00:41:32,036 --> 00:41:34,387
‫که اهل نیوتون بوده و رفته پرینستون

600
00:41:34,411 --> 00:41:37,140
‫یه مرد ۷۸ ساله‌‌ست و الان هم
‫با پارتنرش

601
00:41:37,164 --> 00:41:40,876
‫تئو سیلوراستین توی پراوینستاونِ ماساچوست زندگی می‌کنه

602
00:41:41,668 --> 00:41:42,669
‫محاله

603
00:41:43,170 --> 00:41:44,858
‫طرف نتونست هیچ سند ازدواجی

604
00:41:44,882 --> 00:41:46,483
‫واسه اوون مایکل یا اولیویا میلر پیدا کنه.

605
00:41:46,507 --> 00:41:49,027
‫و هیچ مدرکی هم پیدا نکرده که

606
00:41:49,051 --> 00:41:52,095
‫اوون و اولیویا خونه‌ای توی سیاتل داشتن.

607
00:41:53,180 --> 00:41:54,848
‫وایسا، نمی‌فهمم، من...

608
00:41:55,933 --> 00:41:57,893
‫چیزی هم در مورد بیلی نتونستیم پیدا کنیم

609
00:41:58,477 --> 00:42:00,086
‫هیچ گواهی تولدی توی سیاتل

610
00:42:00,110 --> 00:42:02,165
‫واسه بیلی مایکلزی که توی اوایل دههٔ ۲۰۰۰ باشه نیست.

611
00:42:02,189 --> 00:42:06,109
‫هیچ سوابق زایمان بیمارستان و
‫ثبت‌نام پیش‌دبستانی هم نداره.

612
00:42:06,944 --> 00:42:08,838
‫کارآگاهه مطمئنه که هیچ‌گونه سوابقی

613
00:42:08,862 --> 00:42:12,366
‫چه از اوون و چه بیلی قبل
‫از سائوسالیتو وجود نداره

614
00:42:12,950 --> 00:42:13,951
‫واقعا؟

615
00:42:14,701 --> 00:42:20,040
‫اساساً اوون و مایکلز وجود خارجی ندارن.

616
00:42:33,679 --> 00:42:34,805
‫هانا؟

617
00:42:34,829 --> 00:42:51,829
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

618
00:42:51,853 --> 00:43:05,853
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

