﻿1
00:00:07,260 --> 00:00:15,260
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:15,284 --> 00:00:23,284
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:23,285 --> 00:00:31,285
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:19,796 --> 00:01:22,536
‫[آستین، تگزاس]

5
00:01:23,626 --> 00:01:25,212
‫باشه. می‌بینمت.

6
00:01:35,070 --> 00:01:37,910
‫- گرسنه‌ته؟
‫- می‌دونی توی رستوران کار می‌کنم دیگه؟

7
00:01:38,476 --> 00:01:40,436
‫آره. برو از بیرون غذا بگیر.

8
00:01:40,450 --> 00:01:44,080
‫خیلی وقته مسمومیت غذایی نداشتم.
‫فکر کنم دیگه وقتشه.

9
00:01:44,580 --> 00:01:46,920
‫مشتری‌ها همه چی رو دوست دارن اِلا غذا رو.

10
00:01:47,723 --> 00:01:50,263
‫منم باور کردم. چرا دوست نداشته باشن؟

11
00:02:02,443 --> 00:02:03,496
‫خیلی خوشمزه‌ست.

12
00:02:05,026 --> 00:02:06,303
‫تو هم باهام نگاه می‌کنی؟

13
00:02:06,460 --> 00:02:08,390
‫نمی‌دونم تا حالا
‫اسم آزمون «ال‌ست» رو شنیدی یا نه

14
00:02:08,390 --> 00:02:10,360
‫اما راستش سخته.

15
00:02:10,360 --> 00:02:14,360
‫دو تا آزمون مقدماتی آخرو که ترکوندی.
‫می‌تونی یه ربع استراحت کنی.

16
00:02:14,360 --> 00:02:17,610
‫- ۵ دقیقه‌ی آخرش رو می‌بینم.
‫- حالا شد.

17
00:02:19,200 --> 00:02:20,070
‫ای وای!

18
00:02:25,916 --> 00:02:27,256
‫پشمام.

19
00:02:28,710 --> 00:02:29,790
‫حتما پنجر کردی.

20
00:02:32,790 --> 00:02:34,710
‫جک پیدا نمی‌کنم.

21
00:02:34,969 --> 00:02:37,059
‫فکر کنم باید زنگ بزنیم امداد خودرو.

22
00:02:37,113 --> 00:02:38,443
‫گوشیت رو میدی؟

23
00:02:38,760 --> 00:02:40,680
‫دارم به بابام پیام میدم.

24
00:02:42,100 --> 00:02:44,100
‫می‌خوای اینجوری با بابات آشنا بشم؟

25
00:02:44,100 --> 00:02:45,270
‫عیبی نداره.

26
00:02:46,270 --> 00:02:47,680
‫بوی سیب‌زمینی پیچ پیچی میدم.

27
00:02:47,680 --> 00:02:49,313
‫من که سیب‌زمینی پیچ‌پیچی دوست دارم.

28
00:02:51,020 --> 00:02:52,690
‫آروم باش.

29
00:02:52,756 --> 00:02:54,006
‫اونجوری که فکر می‌کنی نیست.

30
00:02:57,940 --> 00:03:00,570
‫اصلا تو می‌دونی نیکولاس بل چه قدر خطرناکه؟

31
00:03:00,570 --> 00:03:02,660
‫اون یکی از خطرناک‌ترین
‫وکیل‌های جنایتکارها تو کشوره.

32
00:03:02,660 --> 00:03:04,620
‫مشاور سازمان کامپانو بود.

33
00:03:04,620 --> 00:03:07,450
‫مشاور؟ مگه فیلم «پدرخوانده»ـست؟

34
00:03:07,450 --> 00:03:10,040
‫نه، یکی از پیشرفته‌ترین سندیکاهای
‫جرائم سازمان‌یافته

35
00:03:10,040 --> 00:03:11,573
‫توی آمریکای شمالیه.
‫ یه عالمه پول دارن.

36
00:03:11,606 --> 00:03:13,773
‫ولی هیچ کدوم از جذابیت‌های
‫ منحصربه‌فرد ویتو کورلئونه رو ندارن.

37
00:03:13,790 --> 00:03:15,250
‫فهمیدم دیگه. خطرناکن.

38
00:03:15,880 --> 00:03:17,260
‫متوجه نیستی.

39
00:03:17,920 --> 00:03:20,970
‫اینا آدمای بی‌نام و نشون و بی‌رحمین.

40
00:03:22,180 --> 00:03:25,100
‫مدارکی که شوهرت رو کرد
‫هشت تا از اعضای عالی‌رتبه‌ی سازمان رو

41
00:03:25,100 --> 00:03:28,020
‫انداخت پشت میله‌های زندون،
‫تازه علاوه بر نیکولاس بل.

42
00:03:28,730 --> 00:03:30,140
‫برای همین مجبور شده غیب بشه.

43
00:03:30,690 --> 00:03:32,255
‫که کاملا موفقیت‌آمیز بود

44
00:03:32,259 --> 00:03:34,002
‫تا این که «شاپ» خبرش رو تو کل کشور پخش کرد.

45
00:03:34,310 --> 00:03:36,520
‫چرا اوون از «شاپ» نرفت؟

46
00:03:37,570 --> 00:03:40,150
‫وقتی فهمید ایوت چی کار می‌کنه
‫چرا استعفا نداد؟

47
00:03:41,320 --> 00:03:43,990
‫شاید دیگه دیر بوده یا شاید هم
‫ایوت ازش آتو داشته.

48
00:03:45,780 --> 00:03:47,660
‫- اون منو تهدید کرد...
‫- ایوت؟

49
00:03:47,660 --> 00:03:48,750
‫از پشت تلفن.

50
00:03:49,266 --> 00:03:52,790
‫یه چیزهایی در مورد این گفت
‫که ماجراهای گذشته‌ی اوون باهم جور در نمیاد.

51
00:03:52,790 --> 00:03:57,090
‫آره. حتما اوون مجبور شده
‫به فکر اصلاح خود شرکت باشه،

52
00:03:58,130 --> 00:03:59,260
‫و وقتی نتونسته...

53
00:03:59,920 --> 00:04:01,220
‫اون مال اوونه؟

54
00:04:03,550 --> 00:04:04,763
‫خودش واسه‌م فرستاد.

55
00:04:04,796 --> 00:04:07,516
‫اوون تموم اتفاقایی که
‫توی «شاپ» افتاده رو ثبت کرده.

56
00:04:07,553 --> 00:04:10,553
‫یادداشت‌های رسمی، ایمیل‌ها.
‫یه گزارش از کارهای ایوته.

57
00:04:10,927 --> 00:04:12,750
‫و این که اوون چه جوری سعی کرد درستش کنه.

58
00:04:13,480 --> 00:04:16,190
‫پس چرا اوون نرفت پیش اف‌بی‌آی
‫تا براشون توضیح بده؟

59
00:04:16,230 --> 00:04:19,096
‫به محض این که اف‌بی‌آی پرینت گزارشاتش رو
‫ازش می‌گرفت، جونش به خطر میفتاد.

60
00:04:19,136 --> 00:04:20,322
‫کامپانوها همه جا آدم دارن.

61
00:04:20,334 --> 00:04:22,360
‫نتونسته این ریسک رو بکنه.
‫مجبور بوده فرار کنه.

62
00:04:26,990 --> 00:04:28,330
‫اگه این آدما بیلی رو پیدا کنن...

63
00:04:28,330 --> 00:04:29,410
‫پیداش نمی‌کنن.

64
00:04:30,330 --> 00:04:32,450
‫تو که نمی‌دونی. حتی نمی‌دونی کجاست.

65
00:04:32,490 --> 00:04:34,670
‫من یه عالمه نیرو فرستادم
‫که خیابون‌ها رو شخم بزنن.

66
00:04:34,670 --> 00:04:36,960
‫- پیداش می‌کنن.
‫- اگه پیدا نکنن چی؟

67
00:04:37,710 --> 00:04:39,359
‫انتظار داری همینجا بشینم...

68
00:04:39,371 --> 00:04:41,460
‫تو هم به اندازه‌ی بیلی جونت در خطره.

69
00:04:41,460 --> 00:04:44,180
‫نمی‌تونم بفرستمت بیرون. پس آره.

70
00:04:44,760 --> 00:04:47,550
‫می‌خوام اینجا بشینی و بهم بگی
‫که وقتی بیلی رو برش گردوندیم

71
00:04:47,550 --> 00:04:48,970
‫چه اتفاقی میفته.

72
00:04:50,010 --> 00:04:52,230
‫اتفاقی که قراره بیفته اینه
‫که ما از آستین میریم.

73
00:04:53,020 --> 00:04:55,650
‫- میریم خونه.
‫- هانا، اصلا گوش نمیدی.

74
00:04:55,650 --> 00:04:59,190
‫خونه رفتنی در کار نیست. دیگه نمیشه.

75
00:05:09,830 --> 00:05:11,040
‫این کار دیوونگیه.

76
00:05:16,540 --> 00:05:17,380
‫لعنتی.

77
00:05:24,090 --> 00:05:25,090
‫سلام.

78
00:05:25,720 --> 00:05:26,800
‫تو کی هستی؟

79
00:05:29,260 --> 00:05:30,600
‫خدای من.

80
00:05:32,100 --> 00:05:33,100
‫داشتم می‌رفتم.

81
00:05:33,100 --> 00:05:36,980
‫صبر کن، وایستا.
‫پسرها برید اتاقتون. سریع.

82
00:05:44,530 --> 00:05:46,820
‫باید بیای تو. لطفاً.

83
00:05:55,080 --> 00:05:57,580
‫یه دختره رفت تو خونه. ممکنه خودش باشه.

84
00:05:57,580 --> 00:05:58,830
‫اومدم.

85
00:06:19,400 --> 00:06:20,400
‫آقای بل؟

86
00:06:22,020 --> 00:06:23,270
‫این تشریفات رو بیخیال.

87
00:06:24,440 --> 00:06:25,900
‫لطفا نیکولاس صدام کن.

88
00:06:26,820 --> 00:06:28,660
‫از آشناییتون خوشوقتم. من ایتانم.

89
00:06:28,660 --> 00:06:31,370
‫بالاخره دیدمت. کیت حرفتو زیاد می‌زنه.

90
00:06:32,370 --> 00:06:33,740
‫بیشتر هم تعریفتو می‌کنه.

91
00:06:33,740 --> 00:06:36,160
‫خب، راستش نمی‌خواستم
‫اینجوری باهاتون آشنا بشم، آقا.

92
00:06:36,160 --> 00:06:38,290
‫چی بگم؟ ازین بدتر هم می‌تونست باشه.

93
00:06:39,460 --> 00:06:41,670
‫حداقل دیگه نمی‌خواد نگران این باشی
‫که اسمت رو یادم بره.

94
00:06:46,630 --> 00:06:48,470
‫دیگه بیش از حد داری درس می‌خونی.

95
00:06:48,470 --> 00:06:50,800
‫واسه رفتن به یه دانشکده حقوق خوب
‫بیش از حد نیست.

96
00:06:50,800 --> 00:06:52,050
‫باشه بابا، نابغه.

97
00:06:52,050 --> 00:06:55,270
‫می‌خوای تشریفتو از ماشین بیاری بیرون
‫و بذاری دست به کار شیم؟

98
00:06:56,600 --> 00:06:57,770
‫مرسی که اومدی، بابا.

99
00:07:01,560 --> 00:07:03,570
‫نترسونی فراریش بدی ها، خب؟

100
00:07:03,570 --> 00:07:05,280
‫- کی؟ من؟
‫- بابا!

101
00:07:07,840 --> 00:07:09,599
‫[بل، نیکولاس
‫۲۳/۱۰۱]

102
00:07:14,536 --> 00:07:16,370
‫از حکم حمایت از شهود چی می‌دونی؟

103
00:07:16,370 --> 00:07:19,460
‫حمایت از شهود؟ یه کم زیاده‌روی نیست؟

104
00:07:21,500 --> 00:07:22,500
‫بیا خودت ببین.

105
00:07:26,010 --> 00:07:27,530
‫[جسد دکترِ کامپانو یافت شد.]

106
00:07:27,556 --> 00:07:30,056
‫این آدما کت شلوار «بریونی» می‌پوشن،
‫عضو باشگاه‌های برون‌شهری میشن،

107
00:07:30,097 --> 00:07:32,270
‫و به همسایه‌هاشون میگن که
‫تو کمیسیون بورس کار می‌کنن.

108
00:07:32,300 --> 00:07:34,010
‫روال کار سازمان جدید اینه.

109
00:07:34,510 --> 00:07:39,680
‫بی‌سر و صدا و به طور موثر و بی‌رحمانه.
‫[گمشده، متوقف شدن محاکمه]

110
00:07:42,650 --> 00:07:43,480
‫خدای من.

111
00:07:44,770 --> 00:07:46,444
‫آره.
‫[جسد خبرچین کامپانو یافت شد.]

112
00:07:46,480 --> 00:07:49,240
‫پیغامایی که اونا میفرستن هم مثل همیناست.

113
00:07:50,900 --> 00:07:53,490
‫راستی  از بین صد و یکی کارتن،
‫این بیست و سومیشه.

114
00:07:53,490 --> 00:07:55,446
‫اگه می‌خوای بیشتر متقاعد بشی
‫می‌تونیم همه‌ش رو بگردیم.

115
00:07:55,460 --> 00:07:58,700
‫نه. نیازی نیست. متوجه شدم.

116
00:08:00,460 --> 00:08:01,460
‫فقط...

117
00:08:02,920 --> 00:08:07,630
‫اوون ایتان توی همه‌ش دخیل بوده؟

118
00:08:10,220 --> 00:08:12,300
‫بذار اینجوری بگم
‫که وقتی دور و بر نیکولاس بل باشی

119
00:08:12,300 --> 00:08:14,220
‫سخته که قاتی این گندها نشی.

120
00:08:19,100 --> 00:08:20,640
‫- کمک می‌خواید؟
‫- نه.

121
00:08:24,940 --> 00:08:26,560
‫خیلی خب. تمومه.

122
00:08:31,740 --> 00:08:34,660
‫پس بزرگ شده‌ی «میدوی» هستی؟

123
00:08:35,200 --> 00:08:37,070
‫آره. اطرافش.

124
00:08:39,160 --> 00:08:41,830
‫خب، داداشم همون نزدیکی‌ها زندان رفته.

125
00:08:41,830 --> 00:08:43,750
‫جدی؟ کجا؟

126
00:08:44,370 --> 00:08:45,790
‫«ندامتگاه ایالت تگزاس».

127
00:08:47,290 --> 00:08:49,460
‫پلیس‌ها توی داشبوردش حشیش پیدا کرده بودن.

128
00:08:50,590 --> 00:08:54,180
‫یه جرم کوچیک بابت مواد بود
‫اما چون اولین بارش نبود...

129
00:08:56,066 --> 00:08:58,134
‫خیلی تو زندان موند.

130
00:09:00,350 --> 00:09:03,270
‫ و چیزی که همیشه رو مخم بود
‫این بود که اگه یه وکیل نیمچه حسابی داشت

131
00:09:03,270 --> 00:09:04,886
‫می‌تونست قسر در بره،

132
00:09:05,850 --> 00:09:07,270
‫ولی ما آه در بساط نداشتیم،

133
00:09:08,270 --> 00:09:11,360
‫اون کودنی هم که دادگاه براش گرفته بود
‫کل جلسه محاکمه رو خواب بود.

134
00:09:13,650 --> 00:09:15,610
‫واسه همین وکیل مدافع شدین؟

135
00:09:16,910 --> 00:09:19,030
‫یکی از دلایلش این بود.

136
00:09:22,910 --> 00:09:24,040
‫از اون ماشینه خوشت میاد؟

137
00:09:24,620 --> 00:09:26,040
‫حالا صبر کن بشینی پشت فرمونش.

138
00:09:26,330 --> 00:09:29,290
‫خیلی وقته ماشین دنده‌ای نروندم.
‫گمون نکنم فکر خوبی باشه.

139
00:09:30,960 --> 00:09:32,880
‫قصدت درمورد دخترم جدیه؟

140
00:09:36,630 --> 00:09:37,640
‫بله، آقا.

141
00:09:40,720 --> 00:09:44,060
‫خوبه. می‌تونم بذارم کلاچ ماشینمو بپوکونی.

142
00:09:50,690 --> 00:09:52,780
‫درموردشون تا چه حد بهت گفته؟

143
00:09:53,780 --> 00:09:54,860
‫زیاد نگفته.

144
00:09:59,120 --> 00:10:00,120
‫خودت چی یادت میاد؟

145
00:10:02,410 --> 00:10:05,750
‫شما رو یادم میاد... البته یه کوچولو.

146
00:10:09,460 --> 00:10:11,460
‫آره، عاشق حیاط خلوتمون بودی.

147
00:10:13,000 --> 00:10:14,960
‫زیاد میومدی اینجا.

148
00:10:21,430 --> 00:10:23,100
‫اصلا از هیچکدوم این داستانا سردرنمیارم.

149
00:10:29,230 --> 00:10:31,408
‫خیلی وقت پیش یه مشکلی بین بابات

150
00:10:31,420 --> 00:10:33,860
‫و بابابزرگت پیش اومد.

151
00:10:35,110 --> 00:10:38,110
‫بابات مجبور شد بره.

152
00:10:38,110 --> 00:10:41,070
‫مجبور شد تو رو برداره و بره.

153
00:10:42,370 --> 00:10:43,370
‫چرا؟

154
00:10:44,330 --> 00:10:47,870
‫داستانش پیچیده‌ست.

155
00:10:50,210 --> 00:10:52,250
‫سه روز پیش بابام غیبش زد...

156
00:10:54,050 --> 00:10:56,510
‫بعدش فهمیدم که تقریباً درمورد کل زندگیم

157
00:10:56,510 --> 00:10:58,260
‫بهم دروغ گفته.

158
00:10:58,260 --> 00:11:00,430
‫اسمم، تاریخ تولدم، همه چی.

159
00:11:02,510 --> 00:11:06,140
‫واسه همین... ممنونم که بهم دروغ نمی‌گین.

160
00:11:07,730 --> 00:11:10,140
‫اما میشه لطفا توضیح بدین قضیه چیه؟

161
00:11:14,610 --> 00:11:16,690
‫خیلی‌‌ها دم از نجات دادن دنیا می‌زنن.

162
00:11:17,226 --> 00:11:19,015
‫من میگم از خونه‌ی خودت شروع کن.

163
00:11:21,070 --> 00:11:22,070
‫چیه؟

164
00:11:23,290 --> 00:11:24,797
‫نگو که تو هم از اون دهاتی‌هایی هستی

165
00:11:24,809 --> 00:11:26,576
‫که فکر می‌کنن دادستان‌ها آدم خوبای داستانن؟

166
00:11:26,790 --> 00:11:28,750
‫واقعاً تو حوزه‌ی تخصصی من نیست.

167
00:11:28,750 --> 00:11:31,460
‫باشه حوزه‌ی تخصصی منه.
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

168
00:11:32,460 --> 00:11:37,340
‫دفترهای دادستانی کمبود بودجه و نیرو دارن،

169
00:11:37,340 --> 00:11:40,380
‫و این باعث میشه از کسایی که بیشترین
‫نیاز رو به دفاع دارن، فاجعه دفاع کنن.

170
00:11:40,880 --> 00:11:45,390
‫کسایی که هیچی ندارن.
‫کسایی که مثل من و شما بزرگ شدن.

171
00:11:46,256 --> 00:11:48,997
‫می‌دونستی ۶۰% موکل‌هام کم‌بضاعتن
‫ و رایگان کارشون رو می‌کنم؟

172
00:11:49,270 --> 00:11:50,560
‫ادعای قداست نمی‌کنما.

173
00:11:51,770 --> 00:11:54,150
‫و خب مسلماً...

174
00:11:54,150 --> 00:11:56,756
‫موکل‌های جذابی هم دارم
‫که با پولشون اموراتمو می‌‌گذرونم

175
00:11:56,943 --> 00:11:58,903
‫اما محاکمه‌ی عادلانه حق اونا هم هست.

176
00:11:59,900 --> 00:12:02,490
‫باورت نمیشه چه قدرشون بی‌گناهن.

177
00:12:03,910 --> 00:12:05,830
‫حداقل از چیزی که بهش متهم شدن.

178
00:12:08,750 --> 00:12:10,710
‫شوهرت مثل موم تو دست نیکولاس بود.

179
00:12:11,089 --> 00:12:12,589
‫اوون عاشق کیت بود.

180
00:12:13,170 --> 00:12:15,420
‫نیکولاس هم خیلی جذاب و باتجربه بود.

181
00:12:15,420 --> 00:12:17,170
‫اونم مثل اوون بچه‌ی فقیری بود.

182
00:12:17,170 --> 00:12:19,130
‫خودشو ساخت و هر چی که اوون می‌خواست داشت.

183
00:12:19,463 --> 00:12:21,383
‫خانواده و زندگی خیلی خوب.

184
00:12:22,470 --> 00:12:24,890
‫- اوون به خاطر اون رفت سر اون کار؟
‫- نه.

185
00:12:26,203 --> 00:12:29,123
‫اما وقتی نیکولاس از اوون
‫کمک خواست، به ناچار قبول کرد.

186
00:12:30,310 --> 00:12:32,440
‫- کمک؟
‫- وقتی از چنین آدمایی دفاع می‌کنی،

187
00:12:32,440 --> 00:12:35,060
‫اگه می‌خوای نیفتی زندان نباید
‫از یه حدی فراتر بری.

188
00:12:35,060 --> 00:12:37,110
‫نباید بهشون بگی چه جوری
‫از زیر قانون در برن.

189
00:12:37,110 --> 00:12:38,780
‫نباید به ارتکاب جرمشون کمک کنی.

190
00:12:38,780 --> 00:12:41,740
‫و اصلا نباید از سرکرده‌ای که تو زندانه

191
00:12:41,740 --> 00:12:43,633
‫واسه اعضای خانواده‌ای که بیرونن دستور ببری.

192
00:12:43,950 --> 00:12:46,200
‫- نیکولاس از این حد و حدودها فراتر رفت.
‫- آره.

193
00:12:46,200 --> 00:12:48,580
‫وقتی که برای موکل‌هاش پیغام می‌برد،

194
00:12:48,580 --> 00:12:50,910
‫نیاز داشت که اون پیغام‌ها محافظت‌شده باشن.

195
00:12:51,960 --> 00:12:54,080
‫اوون اون سیستم رمزنگاری رو براش جور کرد.

196
00:12:55,420 --> 00:12:57,210
‫می‌دونست اون پیغام‌ها چی هستن؟

197
00:12:57,210 --> 00:13:00,316
‫نه. نیکولاس نمی‌خواست که اوون
‫اینجوری به خطر بیفته.

198
00:13:00,368 --> 00:13:02,486
‫و خود اوون هم نمی‌خواست بدونه.

199
00:13:02,920 --> 00:13:04,550
‫حداقل تا وقتی که کیت کشته شد.

200
00:13:07,050 --> 00:13:09,640
‫اوون گفت اتفاقی بوده.

201
00:13:09,640 --> 00:13:11,641
‫و طرف زده و در رفته.

202
00:13:13,520 --> 00:13:14,730
‫عمدی بوده؟

203
00:13:15,650 --> 00:13:17,439
‫توی یه خیابون خلوت اتفاق افتاده.

204
00:13:17,770 --> 00:13:19,292
‫دقیقا یه خیابون اونورتر از پارکی که

205
00:13:19,326 --> 00:13:21,552
‫نیکولاس جمعه‌ها بیلی رو می‌برد.

206
00:13:21,780 --> 00:13:22,610
‫خدای من.

207
00:13:22,610 --> 00:13:25,490
‫نیکولاس تازه به یه پرونده‌ی بزرگ سازمان
‫ دست رد زده بود.

208
00:13:25,490 --> 00:13:26,990
‫ازش راضی نبودن.

209
00:13:26,990 --> 00:13:28,240
‫تهدیدش کرده بودن.

210
00:13:28,740 --> 00:13:30,910
‫البته بعد از کشته شدن کیت،

211
00:13:30,910 --> 00:13:32,950
‫کامپانوها تاکید داشتن که کار اونا نبوده

212
00:13:32,950 --> 00:13:34,384
‫و به احتمال زیاد یه رقیب

213
00:13:34,396 --> 00:13:36,876
‫می‌خواسته وفاداری نیکولاس رو به بازی بگیره.

214
00:13:37,550 --> 00:13:39,216
‫اما واسه اوون مهم نبود.

215
00:13:39,420 --> 00:13:42,300
‫اوون مطمئن بود که یکی از همونا کیت رو کشته

216
00:13:42,300 --> 00:13:43,840
‫تا یه پیغامی به نیکولاس بده.

217
00:13:44,340 --> 00:13:45,680
‫و نیکولاس مقصر بوده.

218
00:13:46,470 --> 00:13:49,390
‫یعنی تقصیر بابابزرگم بوده؟

219
00:13:51,970 --> 00:13:55,140
‫- مامانم به خاطر اون کشته شد؟
‫- تشخیصش سخت بود.

220
00:13:56,350 --> 00:13:58,350
‫ترجیح میدم اینجوری فکر نکنم ولی...

221
00:14:00,480 --> 00:14:04,570
‫بابات از دست بابابزرگت و خودش عصبانی شد.

222
00:14:06,030 --> 00:14:07,820
‫تصمیم گرفت اوضاع رو درست کنه.

223
00:14:08,450 --> 00:14:09,450
‫منظورت چیه؟

224
00:14:11,120 --> 00:14:13,490
‫به این نتیجه رسید که
‫موکل‌های بابابزرگت باید تاوان بدن.

225
00:14:15,710 --> 00:14:16,710
‫چه جوری؟

226
00:14:17,156 --> 00:14:19,372
‫اوون به همه چی دسترسی داشت.

227
00:14:19,790 --> 00:14:22,300
‫چون اون سیستم رمزنگاری خودش بود.

228
00:14:22,300 --> 00:14:27,180
‫آره. واسه همین کل پیغام‌ها رو
‫به پلیس اف‌بی‌آی‌ تحویل داد.

229
00:14:29,430 --> 00:14:32,760
‫همین واسه گیر انداختنِ
‫ چندتا از مهره‌های اصلی

230
00:14:32,766 --> 00:14:35,856
‫و به فنا دادن بخش بزرگی
‫از کسب و کار اکسی‌‌کدونشون کافی بود.

231
00:14:36,560 --> 00:14:38,100
‫البته نیکولاس چیزهای بیشتری می‌دونست.

232
00:14:38,100 --> 00:14:39,650
‫پلیس سعی کرد ازش اعتراف بگیره ولی...

233
00:14:40,860 --> 00:14:42,400
‫همکاری نکرد.

234
00:14:43,480 --> 00:14:46,320
‫به جای لو دادن اون سازمان
‫ شیش سال حبس کشید.

235
00:14:48,990 --> 00:14:50,700
‫که براشون قابل احترام بود

236
00:14:52,160 --> 00:14:54,160
‫اما تاثیر بزرگی روی خانواده‌ش داشت.

237
00:14:54,950 --> 00:14:58,040
و از نظر نیکولاس،
اوون مقصر همهٔ این اتفاقاته

238
00:14:58,830 --> 00:15:01,210
‫یه همچین زخمی هم به مرور زمان خوب نمیشه.

239
00:15:02,710 --> 00:15:05,550
‫پس حتماً شما بابام رو خیلی دوست داشتین؟

240
00:15:06,920 --> 00:15:10,050
‫دروغ نگم دوران تلخی بود.

241
00:15:11,260 --> 00:15:13,100
‫بابابزرگت رفت زندان.

242
00:15:13,890 --> 00:15:16,810
‫مامان‌بزرگت مریض شد.

243
00:15:17,730 --> 00:15:19,440
‫چند سال پیش از دستش دادیم.

244
00:15:20,697 --> 00:15:23,103
‫بلافاصله بعدش هم
‫من و چارلی از هم جدا شدیم.

245
00:15:26,320 --> 00:15:30,410
‫اما ببین، اینم کل ماجرا نیست.

246
00:15:31,610 --> 00:15:36,950
‫ما بابات و تو و خانواده‌مون رو دوست داشتیم.

247
00:15:38,189 --> 00:15:39,689
‫واقعا شاد بودیم.

248
00:15:40,960 --> 00:15:42,420
‫تا این که ورق برگشت.

249
00:15:46,300 --> 00:15:51,090
‫اوضاع عوض شد و به هم ریخت.

250
00:15:52,590 --> 00:15:54,850
‫و بیشتر باعث شد به خاطرات متوسل شیم.

251
00:15:58,140 --> 00:15:59,350
‫چه خاطراتی؟

252
00:16:28,090 --> 00:16:30,470
‫یه عکس انتخاب کن. تا داستانش رو برات بگم.

253
00:16:40,390 --> 00:16:43,020
‫- چه قدر موندی؟
‫- حدود یه ساعت و نیم.

254
00:16:43,020 --> 00:16:44,650
‫داره با سرعت تمام میره.

255
00:16:45,230 --> 00:16:46,560
‫اگه جایی رفت خبرم کن.

256
00:16:46,560 --> 00:16:47,820
‫حله.

257
00:16:55,450 --> 00:16:56,450
‫هانا.

258
00:16:57,950 --> 00:17:02,080
‫می‌دونم ترسناک به نظر میاد
‫ولی باید درمورد حمایت از شهود حرف بزنیم.

259
00:17:04,290 --> 00:17:06,623
‫- چرا؟
‫- جان؟

260
00:17:08,290 --> 00:17:10,420
‫چرا باید درموردش حرف بزنیم؟

261
00:17:13,810 --> 00:17:15,650
‫چون نیکولاس بل آدم خطرناکیه.

262
00:17:15,683 --> 00:17:17,330
‫معلوم نیست تو همچین وضعیتی چی کار کنه.

263
00:17:17,356 --> 00:17:19,209
‫بعدشم اگه دست کامپانوها
‫به تو یا بیلی بسه...

264
00:17:19,253 --> 00:17:20,973
‫باشه. فهمیدم.

265
00:17:22,060 --> 00:17:23,690
‫اما چرا باید درموردش حرف بزنیم؟

266
00:17:24,890 --> 00:17:28,150
‫چرا بیلی و اوون از قبل
‫حکم حمایت از شهود ندارن؟

267
00:17:29,730 --> 00:17:32,490
‫تازه با این چیزهایی که داری میگی،
‫نباید از همون اول

268
00:17:32,490 --> 00:17:36,610
‫که این داستان‌ها شروع شد
‫حکم حمایت از شهود براشون می‌گرفتین؟

269
00:17:37,570 --> 00:17:38,950
‫قرار بود بگیریم ولی...

270
00:17:41,040 --> 00:17:42,950
‫اوضاع اونطور که اوون می‌خواست پیش نرفت.

271
00:17:42,950 --> 00:17:45,250
‫این مزخرفات دیگه چیه، گریدی؟

272
00:17:47,960 --> 00:17:49,210
یه خبرچین بین‌مون بود

273
00:17:49,210 --> 00:17:51,300
‫سازمان هویت‌های جدیدشون رو پیدا کرده بود.

274
00:17:51,300 --> 00:17:54,170
‫قبل از جابه‌جایی
‫گیرش انداختیم اما اوون کارشو کرده بود.

275
00:17:55,380 --> 00:17:56,470
‫خودش غیبش زد.

276
00:17:57,640 --> 00:17:59,570
‫از کجا می‌دونستین کجا بوده؟

277
00:17:59,890 --> 00:18:01,510
‫بالاخره این همه سال کمک لازم داشته.

278
00:18:01,510 --> 00:18:03,020
‫گمونم بهم اعتماد داشت.

279
00:18:04,100 --> 00:18:05,100
‫چرا؟

280
00:18:05,100 --> 00:18:06,850
‫نمی‌دونم. اینو دیگه باید از خودش بپرسی.

281
00:18:08,230 --> 00:18:10,060
‫تلفن بیلی بیش‌تر از یه ساعته که خاموشه.

282
00:18:10,690 --> 00:18:12,336
‫آخرین آدرسی که ازش هست همون هتله.

283
00:18:12,360 --> 00:18:14,086
‫هیچ خبری از افرادمون هم نشده؟

284
00:18:14,110 --> 00:18:16,240
‫- هنوز نه.
‫- باشه

285
00:18:19,240 --> 00:18:22,458
‫- چطور می‌تونم زنگ بزنم شمارهٔ خارج از اداره؟
‫- شماره ۹ رو بزن. مگه این‌که بخوای خصوصی حرف بزنی

286
00:18:22,700 --> 00:18:23,790
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

287
00:18:27,670 --> 00:18:28,503
‫به کی زنگ می‌زنی؟

288
00:18:31,790 --> 00:18:33,476
‫- جولز نیکولز هستم.
‫- سلام، منم

289
00:18:33,500 --> 00:18:34,686
‫کجایی؟

290
00:18:34,710 --> 00:18:36,590
‫هنوز تو آستین، بیلی گم شده.

291
00:18:37,090 --> 00:18:38,066
‫ای وای.

292
00:18:38,090 --> 00:18:40,140
‫جولز، باید بابی رو پیدا کنی.

293
00:18:40,680 --> 00:18:42,696
‫اگه کسی بدونه بیلی کجا رفته، اونه.

294
00:18:42,720 --> 00:18:43,866
‫شماره‌ش رو نداری؟

295
00:18:43,890 --> 00:18:47,366
‫نه. ولی یه چندباری بیلی رو بردم خونه‌شون توی «میل‌والی».

296
00:18:47,390 --> 00:18:48,746
‫باشه. آدرس رو بده.

297
00:18:48,770 --> 00:18:50,480
‫پلاک ۸۲۲ خیابون کرسنت

298
00:18:51,190 --> 00:18:52,270
‫تو راهم.

299
00:19:00,570 --> 00:19:02,160
‫قیافه‌ش به‌نظر...

300
00:19:03,740 --> 00:19:04,740
‫خطرناک نمیاد؟

301
00:19:05,790 --> 00:19:06,766
‫آره.

302
00:19:06,790 --> 00:19:08,370
‫آدم خطرناک چه شکلیه مگه؟

303
00:19:12,420 --> 00:19:14,880
‫پدربزرگت آدم صفر و صدی‌ای نیست.

304
00:19:17,550 --> 00:19:19,010
‫یا پدرت.

305
00:19:25,640 --> 00:19:28,060
‫ازش متنفر نیستی؟

306
00:19:29,730 --> 00:19:30,730
‫بابام؟

307
00:19:33,400 --> 00:19:35,980
‫هیچ‌کس نمی‌خواست اتفاقات جوری که افتاد بیفته.

308
00:19:37,440 --> 00:19:40,796
‫و حس کردیم که تصمیمات
‫دیگه‌ای بود که بابات می‌تونست بگیره

309
00:19:40,820 --> 00:19:42,570
‫تصمیماتی که ازش انتظار داشتیم بگیره.
‫ولی...

310
00:19:44,240 --> 00:19:47,516
‫خشمش رو درک کردیم،
‫و این‌که چرا حس کرده که

311
00:19:47,540 --> 00:19:50,920
‫تنها راهی که در امان باشی
‫اینه که تا جای ممکن از نیکولاس دور نگه‌ات داره.

312
00:19:52,330 --> 00:19:55,810
‫ولی خب... حتماً ناراحت شدی دیگه

313
00:19:55,834 --> 00:19:57,960
‫وقتی که غیب‌مون زده؟

314
00:20:04,100 --> 00:20:05,760
‫این‌جوری هم نشد دقیقا.

315
00:20:07,520 --> 00:20:08,520
‫منظورت چیه؟

316
00:20:12,060 --> 00:20:13,610
‫تازه مادرت رو از دست داده بودی.

317
00:20:14,190 --> 00:20:15,730
‫نمی‌تونستیم بذاریم باباتم از دست بدی.

318
00:20:17,940 --> 00:20:21,820
‫با این‌که با تصمیماتش موافق نبودیم، ولی مانع هم نشدیم.

319
00:20:24,490 --> 00:20:25,490
‫کمکش کردی.

320
00:20:28,040 --> 00:20:29,040
‫به تو کمک کردیم.

321
00:20:39,420 --> 00:20:41,380
‫مرگ مشکوک توی زندان؟

322
00:20:42,680 --> 00:20:45,600
‫حرف نداره. شبم رو ساختی.

323
00:20:49,390 --> 00:20:50,640
‫خبر خوبیه واسه پرونده.

324
00:20:51,180 --> 00:20:53,310
‫مرگ مشکوک خبر خوبیه؟

325
00:20:54,230 --> 00:20:55,690
‫توی کار من می‌تونه باشه.

326
00:20:58,230 --> 00:21:02,150
‫نمی‌خواستم جوری به‌نظر بیاد
‫که دارم قضاوت می‌کنم.

327
00:21:02,860 --> 00:21:04,740
‫- فقط داشتم...
‫- قضاوت می‌کرد؟

328
00:21:07,660 --> 00:21:08,660
‫آره.

329
00:21:10,410 --> 00:21:11,450
‫شنیدم می‌خوای تدریس کنی.

330
00:21:12,870 --> 00:21:15,096
‫آره، می‌خوام استاد بشم.

331
00:21:15,120 --> 00:21:18,800
‫ولی موقعیت‌های تدریس توی ریاضیات خیلی راحت به‌دست نمیاد

332
00:21:19,500 --> 00:21:21,340
‫خب، لابد تو رو حسابی توی دانشگاه تگزاس می‌خوان

333
00:21:22,550 --> 00:21:24,550
‫کیت گفت که توی مسابقات پاتنام مقام آوردی.

334
00:21:25,260 --> 00:21:26,566
‫استادهای عالی‌ای داشتم.

335
00:21:26,590 --> 00:21:30,390
‫خب، من و مادر کیت اونجا دوست و آشنا داریم.

336
00:21:31,020 --> 00:21:32,826
‫می‌تونیم سفارشت رو بکنیم.

337
00:21:32,850 --> 00:21:35,850
‫خیلی... لطف می‌کنی، ولی...

338
00:21:36,350 --> 00:21:39,416
‫برنامه‌ام اینه که خیلی جاها شانسم رو امتحان کنم.

339
00:21:39,446 --> 00:21:41,552
‫- از دانشگاه تگزاس خوشت نمیاد؟
‫- چرا، میاد

340
00:21:41,570 --> 00:21:43,700
‫بهترین دانشگاه توی بهترین ایالت.

341
00:21:44,450 --> 00:21:45,950
‫چرا باید بخوای بری؟

342
00:21:48,320 --> 00:21:49,700
‫دنیای بزرگیه.

343
00:21:50,990 --> 00:21:52,450
‫از اون چیزی که فکر می‌کنی کوچیک‌تره.

344
00:21:54,870 --> 00:21:57,880
‫دل مادرش رو می‌شکنی
‫اگه بخوای قانعش کنی از تگزاس برید.

345
00:22:01,300 --> 00:22:02,933
‫فکر نکنم تا حالا تونسته باشم دخترتون رو

346
00:22:02,957 --> 00:22:05,050
‫واسه چیزی که خودش
‫موافق نبوده باشه قانع کنم.

347
00:22:19,940 --> 00:22:21,336
‫چرا از خیابونا می‌ریم؟

348
00:22:21,360 --> 00:22:24,666
‫توی بزرگراه ۳۶۰ ترافیک بود،
‫گفتم اینجا سریع‌تر می‌رسیم.

349
00:22:24,690 --> 00:22:27,360
‫مشخصاً که نمی‌رسیم.
‫یه‌کم گاز بده.

350
00:22:27,950 --> 00:22:29,200
‫درک نمی‌کنم.

351
00:22:30,330 --> 00:22:33,700
‫اگه قبلاً یه خبرچین بوده،
چرا فکر می‌کنی الان نیست؟

352
00:22:34,200 --> 00:22:36,686
‫- چون طرف حسابت منم.
‫- اوون قبلا به تو رو آورده بود

353
00:22:36,710 --> 00:22:38,806
‫اون‌موقع تازه‌کار بودم، نمی‌تونستم ازش محافظت کنم.

354
00:22:38,830 --> 00:22:40,540
‫الان توی موقعیت دیگه‌ای هستم.

355
00:22:42,380 --> 00:22:45,260
‫اگه باورش کنم، که مطمئن نیستم...

356
00:22:47,050 --> 00:22:48,220
‫روال کار چطوریه؟

357
00:22:49,930 --> 00:22:52,366
‫کارت‌های تأمین اجتماعی
‫جدیدی برات صادر می‌کنیم،

358
00:22:52,390 --> 00:22:55,076
‫همراه با مسکن و حقوق

359
00:22:55,100 --> 00:22:58,350
‫مدارک جعلی برای بیلی می‌سازیم،
‫کمکت می‌کنیم یه کار جدید پیدا کنی.

360
00:22:59,150 --> 00:23:00,230
‫کار جدید؟

361
00:23:01,310 --> 00:23:03,586
‫آره. باید بی‌خیال کارها و سرگرمی‌هایی بشی

362
00:23:03,610 --> 00:23:05,336
‫که ممکن باشه ردت رو باهاش بزنن.

363
00:23:05,360 --> 00:23:07,046
‫- و چوب‌کاری هم...
‫- چوب تراشی

364
00:23:07,070 --> 00:23:09,006
‫چیز متمایزیه، پس میره کنار.

365
00:23:09,030 --> 00:23:10,596
‫همچنین تئاتر و اینای بیلی و...

366
00:23:10,620 --> 00:23:12,676
‫تئاتر و اینای بیلی؟
‫کل  دنیاش همینه.

367
00:23:12,700 --> 00:23:14,740
‫و هیچ ارتباطی با کسی نداشته باشید.

368
00:23:15,750 --> 00:23:18,806
‫باید فرض کنیم که هر کسی که الان
‫می‌شناسی رو تحت نظر دارن

369
00:23:18,830 --> 00:23:21,540
‫حتی یه تماس یا ایمیل ممکنه یه راست اونا رو بکشونه سمتت.

370
00:23:22,250 --> 00:23:23,250
‫باشه.

371
00:23:26,460 --> 00:23:27,470
‫حالا من به کنار...

372
00:23:31,590 --> 00:23:34,183
‫داری از یه دختر ۱۶ ساله می‌خوای

373
00:23:34,207 --> 00:23:36,520
‫که از هر کس و هر چیزی
‫که می‌شناسه دست بکشه

374
00:23:37,100 --> 00:23:38,520
‫هر چیزی که دوست داره.

375
00:23:40,230 --> 00:23:42,110
‫اوون محاله همچین چیزی بخواد.

376
00:23:44,900 --> 00:23:47,860
‫اگه حرفات حقیقت داشته باشه، یه نقشه‌ای داشته.

377
00:23:50,200 --> 00:23:52,517
‫مطمئنم که رفته چون می‌خواسته

378
00:23:52,541 --> 00:23:55,030
‫بیلی بتونه همونجا و همون آدم سابق بمونه.

379
00:23:55,950 --> 00:23:56,950
‫شاید.

380
00:23:58,410 --> 00:23:59,750
‫شاید. شاید حق با توئه.

381
00:24:01,500 --> 00:24:02,920
‫شاید برنامه‌ش این بوده.

382
00:24:03,880 --> 00:24:05,750
‫شاید این چیزی نیست که می‌خواستی.

383
00:24:07,550 --> 00:24:09,550
‫ولی وقتی اومدی آستین دیگه اون گزینه رو به باد دادی.

384
00:24:14,470 --> 00:24:15,470
‫من که...

385
00:24:17,430 --> 00:24:18,746
‫کسی نمی‌دونه کی هستیم.

386
00:24:18,770 --> 00:24:20,786
‫- ما که...
‫- رفتین بار «نور درای»

387
00:24:20,810 --> 00:24:22,876
‫می‌دونی اونجا چندتا دوربین داره؟

388
00:24:22,900 --> 00:24:26,796
‫اگه نیکولاس همین الانش ندونه کی هستی،
‫به زودی می‌فهمه

389
00:24:26,820 --> 00:24:28,836
‫نیکولاس بل به نوهٔ خودش صدمه نمی‌زنه.

390
00:24:28,860 --> 00:24:30,926
‫شاید. ولی افرادی که براشون کار کرده بی‌رحمن.

391
00:24:30,957 --> 00:24:32,640
‫معلوم نیست از چه اهرم فشاری بخوان استفاده

392
00:24:32,664 --> 00:24:34,327
‫کنن که اوون مجبور بشه خودش رو تحویل بده.

393
00:24:38,910 --> 00:24:40,460
‫محاله این بهترین گزینه باشه.

394
00:24:46,960 --> 00:24:50,510
‫اوون منو توی موقعیت خوبی قرار داد
‫که از طرفش با اف‌بی‌آی مذاکره کنم.

395
00:24:51,300 --> 00:24:53,760
‫که وقتی مستقر شدین بتونه
‫بیاد پیش تو و بیلی.

396
00:24:55,720 --> 00:24:56,850
‫وقتی که خطری نباشه.

397
00:24:59,640 --> 00:25:01,140
‫ولی باید بهم اعتماد کنی.

398
00:25:02,730 --> 00:25:04,520
‫این تنها راهیه که داری.

399
00:25:08,780 --> 00:25:10,110
‫به هیچ‌کس اعتماد ندارم.

400
00:25:11,950 --> 00:25:13,086
‫۵ گاز؟

401
00:25:13,110 --> 00:25:14,990
‫یه گاز چطوره؟

402
00:25:16,370 --> 00:25:18,426
‫فکر کنم یه وکیل تو خونواده‌مون داریم.

403
00:25:18,450 --> 00:25:21,700
‫اشکال نداره اگه موز دوست نداره.
‫به هیولای موز خور بیشتر می‌رسه.

404
00:25:22,210 --> 00:25:24,330
‫- می‌خوامش.
‫- چی؟ واقعا؟

405
00:25:25,210 --> 00:25:27,340
‫نگاشون کن، هم وکیله و هم دلربا.

406
00:25:30,380 --> 00:25:32,396
‫ایناش دیگه مال عروسی‌مونه.

407
00:25:32,420 --> 00:25:34,550
‫- می‌تونم ردش کنم
‫- نه، لطفا

408
00:25:37,510 --> 00:25:38,510
‫باشه.

409
00:25:44,770 --> 00:25:50,126
‫پس اگه این‌کار رو کنیم،
‫ بیلی باید دوباره از اول شروع کنه.

410
00:25:50,150 --> 00:25:51,480
‫نه دقیقاً.

411
00:25:52,740 --> 00:25:54,216
‫لری، بیارش.

412
00:25:54,240 --> 00:25:56,926
‫حداقل الان می‌دونه.
‫و از صفر هم شروع نمی‌کنه.

413
00:25:56,950 --> 00:25:57,870
‫یعنی چی...

414
00:25:58,830 --> 00:26:01,426
‫ممنون، گریدی. ساک پر از پول غیرقابل حمل‌مون رو برداشتی.

415
00:26:01,450 --> 00:26:02,676
‫چقدر لطف کردی.

416
00:26:02,700 --> 00:26:04,636
‫- دزدکی رفتی تو خونه‌ام لامصب
‫- ببخشیدا

417
00:26:04,660 --> 00:26:06,726
‫فکر نمی‌کردم که وجههٔ خوبی داشته باشه که

418
00:26:06,750 --> 00:26:09,290
‫این ساک زیر تخت کسی باشه که
‫شرکتش به‌خاطر کلاهبرداری تحت بازجوییه

419
00:26:10,550 --> 00:26:11,670
‫پول مشکلی نداره.

420
00:26:12,170 --> 00:26:14,026
‫اوون احتمالا طی این سال‌ها کنار گذاشته باشه.

421
00:26:14,050 --> 00:26:16,300
‫و حقیقتا، خوش‌شانسی.

422
00:26:17,510 --> 00:26:18,890
‫آمادهٔ این روز بوده.

423
00:26:22,310 --> 00:26:23,470
‫منو آماده نکرده.

424
00:26:24,480 --> 00:26:25,730
‫هیچی بهم نگفته بود.

425
00:26:26,310 --> 00:26:27,326
‫هیچ‌کدوم نگفتید.

426
00:26:27,350 --> 00:26:29,400
‫به‌خاطر امنیت خودت و بیلی بود.

427
00:26:30,440 --> 00:26:31,440
‫چطور پیش رفت؟

428
00:26:35,650 --> 00:26:37,740
‫می‌تونست بهم بگه.
‫می‌تونست بهم اعتماد کنه.

429
00:26:42,040 --> 00:26:44,080
‫اوون درست قبل از خواستگاری ازت بهم گفت.

430
00:26:46,160 --> 00:26:47,620
‫اون آخرین باری بود که صحبت کردیم

431
00:26:48,460 --> 00:26:50,540
‫گفت تا حالا این‌جوری عاشق کسی نبوده.

432
00:26:52,130 --> 00:26:53,670
‫گفت که ورق رو براش برگردوندی.

433
00:26:55,010 --> 00:26:56,220
‫ده سال می‌شد.

434
00:26:56,840 --> 00:26:59,550
‫بعد از ۱۰ سال میشه احساس امنیت کرد.

435
00:27:01,140 --> 00:27:03,850
‫پس وقتی که نظرم رو پرسید،
‫گفتم که هیچی بهت نگه.

436
00:27:04,850 --> 00:27:06,406
‫در واقع، بهش گفتم اصلاً باهات ازدواج نکنه.

437
00:27:06,430 --> 00:27:07,616
‫دستت درد نکنه.

438
00:27:07,640 --> 00:27:09,326
‫گوش نمی‌کرد که، اوون همینه.

439
00:27:09,350 --> 00:27:11,586
‫می‌دونی که چقدر در مورد عزیزانش حریصه.

440
00:27:11,610 --> 00:27:12,690
‫و عاشق بود.

441
00:27:13,900 --> 00:27:16,110
‫ولی می‌خواست مقابل همهٔ اینا ازت محافظت کنه.

442
00:27:16,860 --> 00:27:20,160
‫بهش گفتم تنها راهش اینه که بتونی
‫کاملاً همه چی رو انکار کنی.

443
00:27:21,320 --> 00:27:22,740
‫واسه همین بهت گفته.

444
00:27:24,660 --> 00:27:26,540
‫فهمید باریه که باید تنهایی به دوش بکشه.

445
00:27:28,250 --> 00:27:31,630
‫هر دوتون منو دست کم گرفتید.
‫می‌تونستم از پسش بر بیام.

446
00:27:32,420 --> 00:27:34,670
‫آره. الان می‌دونم.

447
00:27:36,800 --> 00:27:39,106
‫و این‌جوریه که الان می‌دونم
‫که کاری که لازمه رو انجام میدی.

448
00:27:39,130 --> 00:27:40,680
‫که مراقب اون دختر باشی.

449
00:27:42,970 --> 00:27:46,060
‫گریدی، کاری که ازم می‌خوای اشتباه به‌نظر میاد.

450
00:27:49,310 --> 00:27:50,350
‫چون هست.

451
00:27:57,530 --> 00:27:58,530
‫دوستته.

452
00:27:59,900 --> 00:28:00,966
‫سلام، جولز.

453
00:28:00,990 --> 00:28:04,716
‫سلام، ببین بابی نمی‌دونه.
‫میگه حضوری صحبت نکردن، فقط پیام دادن

454
00:28:04,740 --> 00:28:07,596
‫- حرفش رو باور می‌کنی؟
‫- نه راستش، ولی حرف نمی‌زنه

455
00:28:07,620 --> 00:28:09,766
‫هنوز اونجایی؟ می‌تونی گوشی رو بدی بهش؟

456
00:28:09,790 --> 00:28:12,330
‫- ببین، هان... فکر نکنم...
‫- جولز، لطفا

457
00:28:15,590 --> 00:28:16,960
‫باشه. یه لحظه صبر کن.

458
00:28:24,050 --> 00:28:25,100
‫من باز می‌کنم.

459
00:28:27,970 --> 00:28:29,020
‫چیه؟

460
00:28:33,440 --> 00:28:37,480
‫بابی، پشت خطی؟
‫لطفاً، مهمه

461
00:28:38,990 --> 00:28:40,546
‫سلام، هانا.

462
00:28:40,570 --> 00:28:41,886
‫باید بدونم کجاست.

463
00:28:41,910 --> 00:28:44,296
‫ببین، الان با جولز صحبت کردم.

464
00:28:44,320 --> 00:28:46,830
‫می‌دونم، بابی. ولی جونش در خطره.

465
00:28:48,490 --> 00:28:49,596
‫منظورت چیه؟

466
00:28:49,620 --> 00:28:50,790
‫پیچیده‌ست.

467
00:28:52,290 --> 00:28:53,516
‫باید حرفم رو باور کنی.

468
00:28:53,540 --> 00:28:56,090
‫من هر کاری واسه حفاظتش می‌کنم.
‫می‌دونم تو هم همین‌کار رو می‌کنی.

469
00:28:56,590 --> 00:28:58,856
‫لطفاً، بابی.
‫وقت زیادی نداریم.

470
00:28:58,880 --> 00:29:04,116
‫خیلی‌خب. ببین. فکر می‌کرد
اون زنه ممکنه خاله‌ش باشه

471
00:29:04,140 --> 00:29:05,366
‫به‌نظر مضطرب و ناراحت میومد.

472
00:29:05,390 --> 00:29:08,036
‫گوگلش کردیم و یه آدرسی پیدا کردیم.

473
00:29:08,060 --> 00:29:10,036
‫- آندریا؟
‫- آره، درسته

474
00:29:10,060 --> 00:29:11,156
‫ممنون، بابی

475
00:29:11,180 --> 00:29:13,560
‫- خونهٔ آندریا ریِس
‫- باشه. الان میرم. همینجا بمون.

476
00:29:18,730 --> 00:29:21,336
‫ادارهٔ مارشال صحبت می‌کنه.
‫درخواست پشتیبانی محلی در هاید پارک

477
00:29:21,360 --> 00:29:24,740
‫منزل آندریا ریِس، ۴۸۷۲ غربی، خیابون ۴۱م.

478
00:29:25,320 --> 00:29:26,176
‫چقدر مونده؟

479
00:29:26,200 --> 00:29:28,490
‫جی‌پی‌اس میگه کم‌تر از ده دقیقه دیگه می‌رسیم به هاید پارک.

480
00:29:29,240 --> 00:29:30,540
‫می‌تونم ۷ دقیقه‌ای برم.

481
00:29:32,750 --> 00:29:33,960
‫دوستت دارم، بابا.

482
00:29:34,790 --> 00:29:38,380
‫یکشنبه شب بیا واسه شام.
‫با زنم، مردیث آشنا شو.

483
00:29:40,710 --> 00:29:43,010
‫حتما. خوش‌حالم شدم از آشنایی‌تون، آقا.

484
00:29:43,630 --> 00:29:46,220
‫آقا آقا نکن، حس می‌کنم پیرم.

485
00:29:48,510 --> 00:29:49,680
‫می‌بینمت به زودی، ایتان.

486
00:30:09,910 --> 00:30:11,516
‫برادر آرتور رو دیدی؟

487
00:30:11,540 --> 00:30:13,370
‫مدافع قهّاری به‌نظر میاد.

488
00:30:14,000 --> 00:30:15,120
‫این فصل شانس خوبی داریم.

489
00:30:16,670 --> 00:30:17,806
‫حسابی با هم جورن.

490
00:30:17,830 --> 00:30:20,686
‫آره. رفیق جون جونی شدن.
‫ظاهراً از همون شبی که هم دیگه رو دیدن.

491
00:30:20,710 --> 00:30:22,340
‫- سلام، عزیزم.
‫- سلام، عشقم.

492
00:30:22,840 --> 00:30:24,800
‫مراسم عروسی توی نور درای بود؟

493
00:30:26,260 --> 00:30:27,260
‫ایدهٔ من بود.

494
00:30:28,720 --> 00:30:30,736
‫مامان‌بزرگ اینای چارلی اونجا ازدواج کردن.

495
00:30:30,760 --> 00:30:32,246
‫و مامان باباش.

496
00:30:32,270 --> 00:30:33,810
‫از رسمش خوشم اومد.

497
00:30:36,980 --> 00:30:39,150
‫وای. آره.

498
00:30:56,080 --> 00:30:57,080
‫آخه...

499
00:30:58,830 --> 00:31:02,800
‫باورم نمیشه که هیچ‌وقت نتونستم...

500
00:31:05,630 --> 00:31:07,680
‫که خونواده‌ای داشتم. ولی...

501
00:31:11,350 --> 00:31:12,930
‫هنوز خونواده داری.

502
00:31:39,330 --> 00:31:40,420
‫نزدیک‌ترین خویشاوند.

503
00:31:54,310 --> 00:31:55,246
‫جولز نیکولز هستم.

504
00:31:55,270 --> 00:31:57,270
‫- سلام، منم.
‫- پیداش کردن؟

505
00:31:57,770 --> 00:31:59,826
‫نه هنوز. نمی‌تونم.

506
00:31:59,850 --> 00:32:03,126
‫هنوز وصیت‌نامه رو داری؟
‫مال اوون؟

507
00:32:03,150 --> 00:32:04,230
‫آره، چرا؟

508
00:32:06,030 --> 00:32:10,716
‫می‌خواستم ببینم کی به عنوان
‫قیّم بیلی نوشته شده؟

509
00:32:10,740 --> 00:32:13,780
‫خیلی‌خب، یه لحظه صبر کن.
‫بذار بزنم کنار.

510
00:32:20,000 --> 00:32:22,380
‫خیلی‌خب. آوردمش. بذار ببینم.

511
00:32:24,790 --> 00:32:26,436
‫خب، هانا. تویی.

512
00:32:26,460 --> 00:32:29,066
‫در صورت مرگ اوون، تو رو قیّم معرفی کرده

513
00:32:29,090 --> 00:32:32,640
‫یا در صورت این‌که نتونه وظایف پدری رو به جا بیاره.

514
00:32:34,140 --> 00:32:36,100
‫کسی دیگه نیست؟ جز من؟

515
00:32:38,850 --> 00:32:44,850
‫چرا. چرا. اگه تو نتونی، چارلز اسمیت

516
00:32:45,820 --> 00:32:48,190
‫یه چارلز اسمت و یه آندریا ریس.

517
00:32:50,740 --> 00:32:52,660
‫هانا، چه خبره؟

518
00:32:53,160 --> 00:32:54,740
‫چیزی هست که بهم نگفته باشی؟

519
00:32:55,370 --> 00:32:57,410
‫خانم هال، گریدی پشت خطه
‫میگه فوریه.

520
00:32:58,450 --> 00:32:59,370
‫جولز، باید برم.

521
00:33:00,410 --> 00:33:01,636
‫- گریدی.
‫- پیداش کردیم

522
00:33:01,660 --> 00:33:04,670
‫داریم سوار ماشین می‌شیم الان.
‫یه راست میایم اداره.

523
00:33:07,710 --> 00:33:10,316
‫خدا رو شکر. می‌تونم باهاش صحبت کنم؟

524
00:33:10,340 --> 00:33:11,510
‫آره، سریع.

525
00:33:13,260 --> 00:33:14,093
‫سلام.

526
00:33:14,680 --> 00:33:17,156
‫بیلی. خوبی؟

527
00:33:17,180 --> 00:33:19,076
‫خوبم. خیلی ببخشید.

528
00:33:19,100 --> 00:33:21,520
‫گوشیم خاموش شد. باید بهت میگفتم.

529
00:33:22,060 --> 00:33:23,060
‫چیزی نیست.

530
00:33:24,060 --> 00:33:25,520
‫هانا، اون خاله‌مه

531
00:33:26,020 --> 00:33:27,586
‫آندریا خالهٔ منه.

532
00:33:27,610 --> 00:33:31,030
‫می‌دونم. متوجهم. عصبی نیستم.

533
00:33:37,120 --> 00:33:42,960
‫ولی... باید یه کاری کنم، بیلی.

534
00:33:43,540 --> 00:33:44,790
‫هیچی نگو.

535
00:33:46,040 --> 00:33:51,260
‫فقط... باید بهم اعتماد کنی، خب؟

536
00:33:51,840 --> 00:33:53,470
‫بهم اعتماد داری، بیلی؟

537
00:33:54,260 --> 00:33:55,890
‫آره، دارم.

538
00:34:02,270 --> 00:34:03,390
‫خیلی‌خب، خوبه.

539
00:34:06,690 --> 00:34:09,270
‫به سلامت برگرد اینجا.
‫و با گریدی مهربون باش.

540
00:34:31,000 --> 00:34:32,106
‫الو.

541
00:34:32,130 --> 00:34:34,590
‫باید زنگ بزنی به دوستمون توی ادارهٔ مارشال.

542
00:35:05,960 --> 00:35:07,596
‫خانم هال، می‌تونم کمک‌تون کنم؟

543
00:35:07,620 --> 00:35:08,920
‫میرم دستشویی.

544
00:35:29,020 --> 00:35:30,100
‫هی.

545
00:36:56,270 --> 00:36:57,690
‫شوخیت گرفته ناموسا؟

546
00:36:58,610 --> 00:37:00,030
‫باید منو ببری پیشش.

547
00:37:00,780 --> 00:37:01,780
‫چی؟

548
00:37:02,990 --> 00:37:04,660
‫باید با پدرت صحبت کنم.

549
00:37:04,684 --> 00:37:21,684
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

550
00:37:21,708 --> 00:37:35,708
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

