﻿1
00:00:00,624 --> 00:00:08,624
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,648 --> 00:00:16,648
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:16,649 --> 00:00:24,649
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:19,220 --> 00:01:20,536
‫الکی میگی.

5
00:01:20,560 --> 00:01:21,680
‫معلومه که نمیگم.

6
00:01:22,430 --> 00:01:24,730
‫یه تاکستان تو نیوزلند؟

7
00:01:25,810 --> 00:01:27,900
‫از بیلی یه عالمه دور میشی.

8
00:01:31,020 --> 00:01:34,860
‫شاید از ایدهٔ دور بودن خوشم بیاد.

9
00:01:41,620 --> 00:01:43,950
‫یه جایی که فقط من و تو باشیم.

10
00:01:49,170 --> 00:01:50,670
‫باید با پدرت صحبت کنم.

11
00:01:54,340 --> 00:01:56,420
‫باید بری، همین الان.

12
00:02:06,560 --> 00:02:08,866
‫شوخی ندارم باهات. باید بری.

13
00:02:08,890 --> 00:02:11,586
‫- فقط می‌خوام باهاش صحبت کنم.
‫- می‌دونستی چندتا پلیس اومدن اینجا امشب؟

14
00:02:11,610 --> 00:02:14,336
‫دیگه اسم اف‌بی‌آی و مارشال آمریکا رو نبرم.
‫باید بری.

15
00:02:14,360 --> 00:02:17,176
‫پدرت از قبل می‌دونه که ما تو آستین هستیم، مگه نه؟

16
00:02:17,200 --> 00:02:20,086
‫مقصر نیستی. اون پدربزرگشه.

17
00:02:20,110 --> 00:02:23,080
‫ولی اگه بدونه اینجاییم، تنها راهییه که دارم.

18
00:02:23,660 --> 00:02:24,806
‫راهی نداری.

19
00:02:24,830 --> 00:02:28,620
‫چارلی، اگه باهاش صحبت کنم،
‫هیچ آینده‌ای واسه کریستین نیست.

20
00:02:31,880 --> 00:02:34,800
‫هر جوری که فکر کردی پدرم قراره
‫کمکت کنه، از این خبرا نیست.

21
00:02:35,670 --> 00:02:36,800
‫ایثن بهش خیانت کرد.

22
00:02:38,260 --> 00:02:39,430
‫خونواده‌مون رو نابود کرد.

23
00:02:41,970 --> 00:02:42,970
‫می‌دونم چی‌کار کرده.

24
00:02:43,680 --> 00:02:44,680
‫شاید حق با تو باشه.

25
00:02:46,430 --> 00:02:49,230
‫ولی باید بذاری این کار رو کنم، لطفاً.

26
00:02:51,396 --> 00:02:55,896
‫[اداره مارشال‌های غربی]
‫[بخش غربی تگزاس]

27
00:02:56,570 --> 00:02:58,900
‫- هانا کجاست؟
‫- توی اتاق کنفرانسه

28
00:03:03,870 --> 00:03:04,846
‫- اد
‫- چی شده؟

29
00:03:04,870 --> 00:03:06,176
‫هانا هال کجاست؟

30
00:03:06,200 --> 00:03:07,290
‫دستشویی.

31
00:03:08,620 --> 00:03:10,290
‫چطوره بشینی؟

32
00:03:16,430 --> 00:03:17,664
‫[مخصوص بانوان]

33
00:03:17,840 --> 00:03:18,880
‫هانا؟

34
00:03:35,770 --> 00:03:37,780
‫به‌نظرم اسمت مکس نیست، درسته؟

35
00:03:41,740 --> 00:03:42,990
‫فعلاً همون مکس جوابه.

36
00:03:48,160 --> 00:03:50,330
‫پدرت خیلی وقته اینجا زندگی می‌کنه؟

37
00:03:51,580 --> 00:03:52,920
‫نه، از وقتی که آزاد شد.

38
00:03:54,000 --> 00:03:55,000
‫چند سالی میشه الان.

39
00:03:55,670 --> 00:03:57,300
‫به‌نظر جای بی سر و صداییه.

40
00:03:58,250 --> 00:04:00,840
‫در واقع فکر مادرم بود که
‫یه خونه کنار دریاچه بگیریم.

41
00:04:01,470 --> 00:04:02,606
‫مناسب آخر هفته‌ها.

42
00:04:02,630 --> 00:04:06,300
‫جایی که بشه آرامش داشته باشی.
‫بدون استرس.

43
00:04:07,810 --> 00:04:10,060
‫مادرم خونه رو وقتی خرید
‫که بابام هنوز زندان بود.

44
00:04:12,190 --> 00:04:13,770
‫ولی خب مریض شد...

45
00:04:16,310 --> 00:04:17,900
‫دیگه اینجا با هم زندگی نکردن؟

46
00:04:20,820 --> 00:04:22,780
‫مامانم همون روزی که بابام آزاد شد، مُرد.

47
00:04:25,370 --> 00:04:27,660
‫اگه خیلی دقیق بخوای بدونی
‫۳۵ ساعت بعدش.

48
00:04:34,420 --> 00:04:35,630
‫هنوز می‌تونیم دور بزنیم.

49
00:04:42,590 --> 00:04:44,930
‫هر طور راحتی، مکس.

50
00:04:46,840 --> 00:04:48,491
‫هانا، داخلی؟

51
00:04:48,515 --> 00:04:49,430
‫منم.

52
00:04:51,526 --> 00:04:53,145
‫چند وقته رفته دستشویی؟

53
00:04:53,169 --> 00:04:54,026
‫کی؟ بیلی

54
00:04:55,190 --> 00:04:57,190
‫هانا. هانا چند وقته دستشویی بوده؟

55
00:04:58,770 --> 00:05:00,440
‫در قفله. چیزی هم نمیگه.

56
00:05:02,940 --> 00:05:04,400
‫هانا، داریم میایم داخل.

57
00:05:21,960 --> 00:05:22,920
‫لامصب.

58
00:05:26,180 --> 00:05:28,736
‫زنگ بزن ادارهٔ پلیس آستین.
‫یه حکم تعقیب واسه هانا هال بگیر

59
00:05:28,760 --> 00:05:31,390
‫به همهٔ مأمورین ارسال بشه.
‫همین الان هم یه تیم تو خیابونا بفرست.

60
00:05:31,491 --> 00:05:33,885
‫[منطقهٔ بی‌خطر]

61
00:05:44,240 --> 00:05:45,860
‫باید یه کاری کنم.

62
00:05:47,360 --> 00:05:49,240
‫باید بهم اعتماد کنی.

63
00:05:51,490 --> 00:05:53,160
‫بیلی، می‌دونی کجاست؟

64
00:05:57,080 --> 00:05:59,830
‫بیلی، اگه خبری داری که کجاست، باید بدونم.

65
00:06:00,920 --> 00:06:02,460
‫نه، من که پیش خودت بودم.

66
00:06:06,130 --> 00:06:06,970
‫باشه.

67
00:06:45,710 --> 00:06:46,970
‫اگه می‌خوای می‌تونی بشینی.

68
00:06:47,510 --> 00:06:49,090
‫نمی‌دونم چقدر باید صبر کنیم.

69
00:06:56,220 --> 00:06:57,366
‫مشکلی نیست.

70
00:06:57,390 --> 00:07:00,350
‫خب، شاید بهتره نگران خودت نباشی.

71
00:07:01,150 --> 00:07:03,440
‫اون ستون‌ها اون‌قدری که
‫به‌نظر میان قوی نیستن.

72
00:07:04,360 --> 00:07:07,238
‫تیکه تیکه آوردن‌شون آستین،

73
00:07:07,262 --> 00:07:08,740
‫و اینجا سر هم‌شون کردیم.

74
00:07:09,900 --> 00:07:11,110
‫و مدریث..

75
00:07:12,740 --> 00:07:13,780
‫زنمه.

76
00:07:14,740 --> 00:07:16,830
‫علاقهٔ زیادی به طراحی داشت.

77
00:07:18,370 --> 00:07:22,170
‫همه‌چی رو قشنگ می‌کرد.

78
00:07:24,170 --> 00:07:26,146
‫همهٔ وسایل خونه رو خودش انتخاب کرد.

79
00:07:26,170 --> 00:07:27,510
‫تک تک‌شون رو.

80
00:07:28,090 --> 00:07:30,930
‫نمی‌خواستم بحثش رو کنم،
‫ولی فکر می‌کردم تو

81
00:07:31,630 --> 00:07:35,600
‫بهتر از همه بتونی این قصه رو درک کنی.

82
00:07:39,100 --> 00:07:40,850
‫- سلام بچه جون.
‫- سلام بابا

83
00:07:41,900 --> 00:07:44,036
‫- میشه دستاتون رو ببرین بالا، خانم؟
‫- جانم؟

84
00:07:44,060 --> 00:07:46,360
‫باید مطمئن بشه که شنود بهت وصل نیست.

85
00:07:47,320 --> 00:07:48,506
‫چرا شنود وصل کنم؟

86
00:07:48,530 --> 00:07:51,450
‫از اون سؤالاییه که دیگه نمی‌پرسم.

87
00:07:52,740 --> 00:07:54,160
‫دستا بالا لطفاً.

88
00:08:04,540 --> 00:08:06,356
‫پس خیلی هم منطقهٔ بی‌خطر نیست.

89
00:08:06,380 --> 00:08:08,000
‫خب، از اولشم از اسمش بدم میومد.

90
00:08:09,260 --> 00:08:12,050
‫زنم انتخابش کرد، و گرنه تا الان جایگزینش کرده بودم.

91
00:08:12,760 --> 00:08:13,906
‫با چی؟

92
00:08:13,930 --> 00:08:16,100
‫یه نقل‌قول شاید؟

93
00:08:16,800 --> 00:08:19,496
‫«به هیچ‌چیز امید نداشته باش»

94
00:08:19,520 --> 00:08:21,850
‫یه چیزی در مورد رها کردن امیده.

95
00:08:22,350 --> 00:08:24,536
‫پدر بزرگم همیشه می‌گفت
‫امید تو رو به کشتن میده.

96
00:08:24,560 --> 00:08:25,860
‫گل گفته.

97
00:08:26,360 --> 00:08:27,980
‫- مشکلی نداره، قربان.
‫- خوبه

98
00:08:29,570 --> 00:08:32,086
‫- چطوره بری ، بچه‌جون؟
‫- باید برش گردونم به شهر

99
00:08:32,110 --> 00:08:34,209
‫خب، می‌‌خوام با دوست جدیدمون

100
00:08:34,233 --> 00:08:35,320
‫یه‌کم تنها باشم.

101
00:08:36,160 --> 00:08:40,120
‫مشکلی که نداری، مگه نه، هانا؟

102
00:08:41,370 --> 00:08:42,500
‫میشه هانا صدات بزنم؟

103
00:08:44,620 --> 00:08:47,670
‫یا خانوم مایکلز رو ترجیح میدی؟

104
00:08:51,630 --> 00:08:52,800
‫هانا خوبه.

105
00:08:53,630 --> 00:08:54,856
‫دیدی؟‌ مشکلی نداره.

106
00:08:54,880 --> 00:08:57,180
‫و ند هم می‌تونه برش گردونه شهر.

107
00:08:57,680 --> 00:08:59,350
‫- بابا...
‫- روز سختی داشتی

108
00:09:01,520 --> 00:09:02,520
‫برو خونه.

109
00:09:04,140 --> 00:09:05,626
‫البته که اگه بخواد بره

110
00:09:05,650 --> 00:09:08,860
‫جلوی هانا رو نمی‌گیرم،
‫که برگرده آستین

111
00:09:10,860 --> 00:09:11,860
‫یا سائوسالیتو

112
00:09:14,780 --> 00:09:15,780
‫مشکلی نیست.

113
00:09:34,840 --> 00:09:38,316
‫موقعیت سیگنالی تلفن نیکولاس بل
‫و چارلی اسمیت رو لازم دارم.

114
00:09:38,340 --> 00:09:40,236
‫و همچنان کسی جلوی خونهٔ آندریا ریس هست؟

115
00:09:40,260 --> 00:09:42,866
‫آره. همه چی امن و امانه.
‫فعالیتی هم جلوی خونه نیکولاس نیست.

116
00:09:42,890 --> 00:09:45,456
‫ولی پلیسی که توی «نور درای»
‫مستقر بود میگه شاید هانا رو دیده.

117
00:09:45,480 --> 00:09:47,536
‫داریم تصاویر دوربین‌ها رو بررسی می‌کنیم.

118
00:09:47,573 --> 00:09:50,599
‫حکم تفتیش نور درای رو بگیر،
‫و به کریون بگو ببین می‌تونه رد گوشی

119
00:09:50,610 --> 00:09:51,860
‫- هانا رو بزنه؟
‫- باشه

120
00:10:04,910 --> 00:10:05,726
‫جولز

121
00:10:05,750 --> 00:10:08,606
‫خوبی؟ هانا جواب نمیده.

122
00:10:08,630 --> 00:10:11,420
‫جواب منم.
‫نمی‌دونیم کجاست.

123
00:10:11,920 --> 00:10:13,936
‫ولی تو جات امنه دیگه؟

124
00:10:13,960 --> 00:10:15,470
‫من پیش معاون بردفوردم.

125
00:10:16,050 --> 00:10:18,970
‫ولی جولز، همه‌ش تقصیر منه.

126
00:10:19,840 --> 00:10:23,156
‫هانا می‌خواست از آستین بریم، من نمی‌خواستم

127
00:10:23,180 --> 00:10:24,946
‫و بعد غیبم زد.

128
00:10:24,970 --> 00:10:27,706
‫می‌دونی، اگه بلایی سرش بیاد چی؟

129
00:10:27,730 --> 00:10:29,416
‫بلایی سرش نمیاد، خب؟

130
00:10:29,440 --> 00:10:32,320
‫همه‌چی درست میشه.
‫الان دقیقاً کجایی؟

131
00:10:32,564 --> 00:10:34,604
‫[تماس از شمارهٔ مسدود شده]

132
00:10:34,820 --> 00:10:36,030
‫بیلی؟

133
00:10:38,950 --> 00:10:40,530
‫جولز، بعداً زنگ می‌زنم.

134
00:10:43,370 --> 00:10:44,501
‫هانا؟

135
00:10:44,525 --> 00:10:45,290
‫بیلی

136
00:10:50,500 --> 00:10:51,500
‫بابایی؟

137
00:11:04,470 --> 00:11:05,470
‫بوربون می‌خوری؟

138
00:11:05,970 --> 00:11:07,890
‫- حتما.
‫- خیلی‌خب.

139
00:11:14,520 --> 00:11:15,530
‫بشین.

140
00:11:31,040 --> 00:11:33,250
‫عکس دومین تولد کریستینه.

141
00:11:33,960 --> 00:11:35,920
‫تو اون سن همهٔ جملات رو کامل می‌گفت.

142
00:11:36,630 --> 00:11:39,220
‫یه هفته قبل از اون عکس بردمش پارک

143
00:11:40,050 --> 00:11:41,720
‫و اتفاقی پزشکش رو دیدیم.

144
00:11:42,800 --> 00:11:44,676
‫پرسید که حالش چطوره

145
00:11:44,700 --> 00:11:46,760
‫و یه جواب ۲ پاراگرافی بهش داد

146
00:11:51,230 --> 00:11:53,150
‫فکر کنم هنوز همچین اخلاقی داشته باشه.

147
00:11:53,810 --> 00:11:54,650
‫آره

148
00:11:59,280 --> 00:12:01,360
‫اینجا چه غلطی می‌کنی، هانا؟

149
00:12:06,410 --> 00:12:08,490
‫امیدوار بودم به یه توافقی برسیم.

150
00:12:13,120 --> 00:12:15,130
‫فکر نکنم. نه.

151
00:12:17,170 --> 00:12:18,476
‫هنوز پیشنهادم رو نشنیدی...

152
00:12:18,500 --> 00:12:21,050
‫نه، منظورم اینه که فکر نمی‌کنم واسه این اینجا باشی.

153
00:12:22,970 --> 00:12:25,798
‫به‌نظرم اینجایی چون امیدواری

154
00:12:25,822 --> 00:12:28,390
‫اونی نباشم که همه میگن هستم.

155
00:12:33,690 --> 00:12:35,100
‫- آقای بل.
‫- نیکولاس صدام کن

156
00:12:35,690 --> 00:12:38,626
‫نیکولاس، نیومدم اینجا
‫که گذشته‌ها رو مرور کنم.

157
00:12:38,650 --> 00:12:41,610
‫نه؟ می‌خوای شوهرت رو ببخشم

158
00:12:42,110 --> 00:12:45,716
‫می‌خوای ببخشمش، با این‌که اصلاً‌ نمی‌دونی

159
00:12:45,740 --> 00:12:47,136
‫که چی‌کار کرده.

160
00:12:47,160 --> 00:12:50,040
‫فکر کنم یه چیزایی رو بدونم.
‫از داستانش با خبرم.

161
00:12:51,000 --> 00:12:51,976
‫شوهرم رو می‌شناسم.

162
00:12:52,000 --> 00:12:53,476
‫شوهرت ایثن.

163
00:12:53,500 --> 00:12:55,630
‫می‌دونم چطور دخترت رو از دست دادی.

164
00:13:01,550 --> 00:13:03,220
‫من هیچ ربطی به اون ماجرا نداشتم.

165
00:13:04,470 --> 00:13:07,006
‫و اگه فکر کردی کسایی که براشون کار کردم،

166
00:13:08,125 --> 00:13:10,036
‫به بچه‌ام صدمه می‌زدن...

167
00:13:10,060 --> 00:13:10,996
‫اونا یه سری قوانین دارن.

168
00:13:11,020 --> 00:13:13,730
‫دیگه نگم که می‌دونستن اگه بیان سراغ خونواده‌ام

169
00:13:14,310 --> 00:13:16,496
‫- کارشون رو یه‌سره می‌کردم.
‫- آقای بل....نیکولاس....

170
00:13:16,520 --> 00:13:18,440
‫البته که ایثن، نمی‌خواست باورش کنه.

171
00:13:19,020 --> 00:13:21,650
‫نه، فقط می‌خواست یکی رو مقصر بدونه،
‫پس منو مقصر دونست.

172
00:13:22,610 --> 00:13:24,837
‫و مجازاتم کرد،

173
00:13:24,861 --> 00:13:26,386
‫انگار به اندازهٔ کافی مجازات نشدم.

174
00:13:26,410 --> 00:13:27,466
‫منو بی‌خیال....

175
00:13:27,490 --> 00:13:31,200
‫چه جور مردی، بچه رو اینجوری بر می‌داره میره؟

176
00:13:31,790 --> 00:13:35,750
‫اون دختر کوچولو رو از مادربزرگش،
‫خاله‌ش و دایی‌اش دور کرد...

177
00:13:36,620 --> 00:13:38,130
‫از همهٔ عزیزاش.

178
00:13:38,880 --> 00:13:41,496
‫هر کسی که مادرش رو می‌شناخت،

179
00:13:41,520 --> 00:13:43,420
‫که می‌تونست ماجرای کیت رو تعریف کنه.

180
00:13:44,470 --> 00:13:48,050
‫و این دو رویی‌اش رو نمی‌تونم تحمل کنم.

181
00:13:49,890 --> 00:13:53,270
‫شوهرت بهتر از هر کسی می‌دونست
‫که من چی‌کار می‌کردم.

182
00:13:57,150 --> 00:13:59,110
‫از بچه‌های خودمم بیشتر می‌دونست.

183
00:14:00,270 --> 00:14:01,270
‫و اون...

184
00:14:03,440 --> 00:14:06,360
‫همیشه می‌خواست باهام رابطهٔ خوبی داشته باشه
‫و من...

185
00:14:07,700 --> 00:14:08,990
‫دوسش داشتی.

186
00:14:09,660 --> 00:14:10,910
‫جانم؟

187
00:14:13,540 --> 00:14:17,436
‫قبل از این جریانات، واقعاً دوسش داشتی.

188
00:14:17,460 --> 00:14:20,590
‫مثل هر پدر خوبی بهش فرصت دادم.

189
00:14:21,250 --> 00:14:22,670
‫به‌نظرم کارت بیشتر از فرصت دادن بوده.

190
00:14:23,500 --> 00:14:26,396
‫گیرم که کرده باشم؟
‫اشتباه کردم.

191
00:14:26,420 --> 00:14:28,946
‫اشتباه از طرف جفتمون.
‫درسته؟

192
00:14:28,970 --> 00:14:30,260
‫نه، نیست.

193
00:14:30,850 --> 00:14:33,576
‫خب، یه داستان در مورد شوهرت می‌تونم بگم

194
00:14:33,600 --> 00:14:36,036
‫و دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌تونی بهش فکر کنی.

195
00:14:36,060 --> 00:14:38,286
‫شاید. ولی فکر نکنم مسئله مهم رو تغییر بده.

196
00:14:38,310 --> 00:14:39,400
‫چه مسئله‌ای؟

197
00:14:39,980 --> 00:14:44,166
‫به نظرم خودت می‌دونی که چقدر شوهرم
‫نوه‌ات رو دوست داره.

198
00:14:44,190 --> 00:14:45,570
‫همه کارایی که کرده

199
00:14:46,070 --> 00:14:48,466
‫فارغ از این‌که چقدر فکر می‌کنی اشتباه بوده

200
00:14:48,490 --> 00:14:51,096
‫به‌نظرم می‌دونی همه‌ش به‌خاطر دخترش بوده.

201
00:14:51,120 --> 00:14:54,450
‫باورم اینه که به‌خاطر این‌که چنین پدری بوده
‫بهش احترام می‌ذاری.

202
00:14:54,950 --> 00:15:00,000
‫که چنین فداکاری‌ای کرده
‫که مراقب خونواده‌ش بوده.

203
00:15:01,460 --> 00:15:03,630
‫به‌نظر میاد هر دو این نقطهٔ مشترک رو دارین.

204
00:15:05,090 --> 00:15:06,260
‫خوب گوش کن ببین چی میگم.

205
00:15:07,300 --> 00:15:10,760
‫من نصف بیشتر یه دهه رو تو زندان بودم.
‫شش سال و نیم...

206
00:15:11,260 --> 00:15:13,249
‫چون خونواده‌ام رو به خطر ننداختم

207
00:15:13,273 --> 00:15:15,366
‫و رازهای موکل‌هام رو لو ندادم.

208
00:15:15,390 --> 00:15:19,616
‫و دخترم، نوه‌ام، زنم و کارم رو از دست دادم.

209
00:15:19,640 --> 00:15:22,786
‫پس اگه می‌خوای دم از فداکاری بزنی
‫به این میگن فداکاری.

210
00:15:22,810 --> 00:15:24,666
‫ولی تظاهر نکن که می‌تونی قانعم کنی

211
00:15:24,690 --> 00:15:26,876
‫که شوهرت این وسط قهرمانه.

212
00:15:26,900 --> 00:15:27,900
‫من...

213
00:15:33,200 --> 00:15:35,120
‫من رو با اون مقایسه نکن.

214
00:15:42,130 --> 00:15:42,937
‫گریدی بردفورد.

215
00:15:42,961 --> 00:15:47,130
‫اینجاست. تو دریاچهٔ تراویسیم، نه آپارتمان شهر.

216
00:15:51,050 --> 00:15:52,050
‫رئیس؟

217
00:15:54,430 --> 00:15:56,076
‫زنگ بزن کلانتری تراویس.

218
00:15:56,100 --> 00:15:58,980
‫همین الان باید تیم ضربت رو باید
‫بفرستیم به خونه بل کنار دریاچه.

219
00:15:59,560 --> 00:16:02,246
‫کوپر! جنکینز، اد
‫همه با من بیاید.

220
00:16:02,270 --> 00:16:03,980
‫پوزنر، حواست به بچه باشه.

221
00:16:04,650 --> 00:16:05,650
‫بریم.

222
00:16:21,790 --> 00:16:23,455
‫این‌جوری بدترش می‌کنی،

223
00:16:23,479 --> 00:16:25,056
‫که سفت می‌بندیش.

224
00:16:25,080 --> 00:16:26,516
‫الان دکتر هم شدی؟

225
00:16:26,540 --> 00:16:29,670
‫صرفاً کسی‌ام که تجربهٔ مصدومیت بد دست رو داره.

226
00:16:30,510 --> 00:16:32,050
‫خطرات شغلی محسوب میشه.

227
00:16:34,430 --> 00:16:35,890
‫بریم سر اصل مطلب، خب؟

228
00:16:37,180 --> 00:16:38,366
‫می‌خوام باهات یه معامله‌ای کنم.

229
00:16:38,390 --> 00:16:40,350
‫حق معامله‌ای نداری.

230
00:16:41,230 --> 00:16:42,480
‫در واقع به‌نظرم دارم.

231
00:16:42,980 --> 00:16:45,150
‫در واقع به‌نظرم فقط منم که می‌تونم معامله کنم.

232
00:16:45,810 --> 00:16:47,416
‫- که این‌طور؟
‫- خب کاملاً‌ مشخصه که

233
00:16:47,440 --> 00:16:51,860
‫هیچ مهر و محبتی بین تو و شوهرم نیست.

234
00:16:52,360 --> 00:16:55,176
‫و مطمئنم که اگه اون بود این پیشنهاد رو نمی‌داد

235
00:16:55,200 --> 00:16:58,910
‫ولی خب اون اینجا نیست. من اینجام

236
00:17:00,910 --> 00:17:01,910
‫خیلي‌خب.

237
00:17:03,290 --> 00:17:04,290
‫گوش میدم.

238
00:17:06,540 --> 00:17:09,670
‫فرضم اینه که می‌خوای
‫با نوه‌ات ارتباطی داشته باشی.

239
00:17:10,840 --> 00:17:12,236
‫جوری که در موردش صحبت می‌کنی.

240
00:17:12,260 --> 00:17:16,800
‫به نظرم بیش از هر چیزی می‌خوای
‫باهاش ارتباطی داشته باشی.

241
00:17:19,390 --> 00:17:24,060
‫و این‌که حاضری توافقاتی با موکل‌هات کنی

242
00:17:24,810 --> 00:17:25,996
‫که اجازه‌ش رو بدن.

243
00:17:26,020 --> 00:17:28,916
‫فکر کردی همچین نفوذی توی سازمان دارم؟

244
00:17:28,940 --> 00:17:32,086
‫مگه الان نگفتی ۶ سال و
‫نیم به‌خاطرشون زندان رفتی؟

245
00:17:32,110 --> 00:17:34,070
‫بعید می‌دونم قدر دان نباشن.

246
00:17:34,650 --> 00:17:36,634
‫و خب یا این معامله رو قبول می‌کنی

247
00:17:36,658 --> 00:17:39,330
‫یا نوه‌ات دوباره غیبش می‌زنه.

248
00:17:40,540 --> 00:17:41,846
‫من از تهدید خوشم نمیاد.

249
00:17:41,870 --> 00:17:44,686
‫تهدید نمی‌کنم. بهم گفتن اون یکی گزینه اینه.

250
00:17:44,710 --> 00:17:46,210
‫در واقع تنها گزینه.

251
00:17:46,960 --> 00:17:48,880
‫چی باعث شده فکر کنی پیداتون  نمی‌کنم؟

252
00:17:49,670 --> 00:17:50,670
‫شاید کنی.

253
00:17:52,170 --> 00:17:55,130
‫واقعاً می‌خوای نوه‌ات دوباره
‫درگیر فرار کردن بشه؟

254
00:17:58,550 --> 00:18:00,906
‫فقط دارم می‌خوام که امنیت نوه‌ات رو تأمین کنی

255
00:18:00,930 --> 00:18:02,616
‫که اجازه بدی تونه زندگی‌ش رو کنه

256
00:18:02,640 --> 00:18:06,560
‫توی موقعیتی قرارش بدی که
‫بتونه خونواده‌ش رو بشناسه.

257
00:18:07,520 --> 00:18:08,690
‫که تو رو بشناسه.

258
00:18:13,940 --> 00:18:15,110
‫موافقم.

259
00:18:16,030 --> 00:18:18,136
‫ولی اگه ازم می‌خوای از ایثن محافظت کنم

260
00:18:18,160 --> 00:18:19,570
‫محاله.

261
00:18:21,240 --> 00:18:23,806
‫اگر می‌خواستم باز نمی‌تونستم از ایثن محافظت کنم.

262
00:18:23,830 --> 00:18:26,000
‫که باید بگم نمی‌خوام.

263
00:18:40,850 --> 00:18:42,470
‫اگه ایثن بخشی از معامله نباشه چی؟

264
00:18:43,770 --> 00:18:44,770
‫جانم؟

265
00:18:48,100 --> 00:18:49,730
‫اگه ایثن بخشی از معامله نباشه چی؟

266
00:18:52,400 --> 00:18:53,400
‫اگه فقط...

267
00:18:54,940 --> 00:18:57,280
‫فقط شامل نوه‌ات، کریستین باشه چی؟

268
00:18:58,910 --> 00:19:00,280
‫می‌تونی ضامن امنیتش باشی؟

269
00:19:01,740 --> 00:19:03,080
‫فقط کریستین؟

270
00:19:04,240 --> 00:19:05,250
‫آره.

271
00:19:07,660 --> 00:19:09,016
‫می‌فهمی چی داری میگی؟

272
00:19:09,040 --> 00:19:11,250
‫شوهرت نمی‌تونه برگرده خونه.

273
00:19:11,750 --> 00:19:13,670
‫نه الان، نه هرگز.

274
00:19:14,340 --> 00:19:15,510
‫خود ایثن هم همینو می‌خواد.

275
00:19:17,630 --> 00:19:19,470
‫که بدون دخترش زندگی کنه؟

276
00:19:19,970 --> 00:19:21,198
‫که ازش محافظت کنه.

277
00:19:21,222 --> 00:19:23,051
‫در امان باشه.

278
00:19:23,075 --> 00:19:25,010
‫و بیلی بتونه هویتش رو حفظ کنه.

279
00:19:27,390 --> 00:19:30,020
‫هر دومون بیشتر از هر چیزی همینو می‌خوایم.

280
00:19:35,610 --> 00:19:37,280
‫من مادر نداشتم.

281
00:19:39,030 --> 00:19:40,126
‫وقتی بچه بودم رفت

282
00:19:40,150 --> 00:19:42,910
‫تقریباً هم سن کریستین وقتی آخرین بار دیدیش.

283
00:19:44,740 --> 00:19:48,370
‫ولی پدربزرگم رو داشتم.
‫بیش‌تر از خیلی‌ها پیشم بود.

284
00:19:49,040 --> 00:19:53,266
‫می‌خوام بگم که ایثن وقتی رفته اینو درک کرده

285
00:19:53,290 --> 00:19:55,960
‫که اولویت من نوهٔ توئه.

286
00:19:57,710 --> 00:20:01,160
‫اون مهم‌ترین چیزه این وسط.

287
00:20:01,184 --> 00:20:03,156
‫خودت بهتر از من می‌دونی.

288
00:20:03,180 --> 00:20:04,680
‫چرا همچین چیزی میگی؟

289
00:20:05,390 --> 00:20:06,470
‫تو قبل از همه اونجا بودی.

290
00:20:15,020 --> 00:20:16,650
‫مگه نگفتم برو خونه.

291
00:20:17,230 --> 00:20:21,110
‫گریدی بردفورد با یه جین مأمور مارشال و تیم ضربت اومده.

292
00:20:27,700 --> 00:20:28,790
‫خیلی‌خب. به‌نظرت...

293
00:20:34,920 --> 00:20:38,210
‫به‌نظرت خودش هم می‌خواد منو ببینه؟

294
00:20:39,050 --> 00:20:40,050
‫کریستین رو میگم.

295
00:20:41,880 --> 00:20:45,366
‫آره.
‫ترتیبی میدم که پیش قضاوتی نداشته باشه.

296
00:20:45,390 --> 00:20:47,720
‫ترتیبی میدم که بدونه...

297
00:20:49,350 --> 00:20:52,940
‫که اکثر اتفاقات اخیر ربطی به این نداره
‫که چه حسی در موردش داری.

298
00:20:54,480 --> 00:20:57,690
‫بابا، باید بره.

299
00:21:03,660 --> 00:21:07,056
‫اگه بخشی ازت معتقده

300
00:21:07,080 --> 00:21:12,000
‫که یه روز ایثن ممکنه برگرده به زندگی‌تون

301
00:21:12,500 --> 00:21:15,920
‫و ازش چشم‌پوشی کنن، نمی‌کنن.

302
00:21:18,670 --> 00:21:21,010
‫این آدما، چیزی رو فراموش نمی‌کنن.

303
00:21:23,550 --> 00:21:24,930
‫متوجهم.

304
00:21:25,720 --> 00:21:26,833
‫و شاید پیداش کنن،

305
00:21:28,046 --> 00:21:29,810
‫حتی اگه برنگرده.

306
00:21:32,230 --> 00:21:33,520
‫فعلاً که پیداش نکردن.

307
00:21:42,530 --> 00:21:43,530
‫برو خونه.

308
00:21:45,653 --> 00:21:46,893
‫امنیتش تضمینه.

309
00:21:48,525 --> 00:21:49,740
‫هر دوتون.

310
00:21:51,450 --> 00:21:52,830
‫بهت قول میدم.

311
00:21:54,790 --> 00:21:56,170
‫- ممنون.
‫- از من تشکر نکن

312
00:21:58,210 --> 00:22:00,000
‫به‌خاطر تو این کار رو نکردم.

313
00:22:58,190 --> 00:23:01,126
‫خب، برنامه‌ات چیه، هانا؟

314
00:23:01,150 --> 00:23:04,166
‫می‌خوای سوار هواپیما شی و برگردی سر زندگی‌ات

315
00:23:04,190 --> 00:23:06,570
‫به این امید که خوش و خرم زندگی کنی؟

316
00:23:09,070 --> 00:23:11,546
‫- همچین خوش و خرم هم نیست.
‫- معلومه که نیست.

317
00:23:11,570 --> 00:23:13,556
‫اگه بدونن کجایی نمی‌تونم امنیت‌تون رو تضمین کنم.

318
00:23:13,580 --> 00:23:17,000
‫- در هر صورت نمی‌تونی.
‫- فکر کردی نیکولاس بل می‌تونه؟

319
00:23:19,460 --> 00:23:21,738
‫نیکولاس بیش‌تر از این‌که بخواد اوون

320
00:23:21,762 --> 00:23:23,590
‫رو مجازات کنه می‌خواد نوه‌ش رو بشناسه.

321
00:23:28,970 --> 00:23:30,720
‫هنوزم حالیت نیست، نه؟

322
00:23:32,720 --> 00:23:36,100
‫این آدما هر کاری لازمه رو می‌کنن
‫تا دستشون به اوون برسه.

323
00:23:37,060 --> 00:23:39,536
‫میان سراغ خودت و بیلی.

324
00:23:39,560 --> 00:23:42,810
‫و از هیچ کاری دریغ نمی‌کنن
‫که اوون رو از سوراخش بکشن بیرون.

325
00:23:43,310 --> 00:23:47,216
‫- از هیچ کاری.
‫- نیکولاس بهم قول داد

326
00:23:47,240 --> 00:23:49,256
‫نیکولاس زندگی‌اش با دروغ می‌چرخه.

327
00:23:49,280 --> 00:23:50,716
‫احتمالش چقدره؟

328
00:23:50,740 --> 00:23:52,926
‫اگه بفرستی‌مون جای دیگه
‫چقدر احتمال داره که پیدامون کنن؟

329
00:23:52,950 --> 00:23:54,530
‫ده درصد؟ پنج؟

330
00:23:55,950 --> 00:24:00,096
‫چیزی که ازش مطمئنم، اینه که اوون بیاد پیشمون

331
00:24:00,120 --> 00:24:02,880
‫این آدما تا نکشنش ول کن نیستن.

332
00:24:04,130 --> 00:24:06,590
‫و اگه بیلی این وسط گیر بیفته...

333
00:24:08,670 --> 00:24:12,390
‫اوون هرگز همچین ریسکی نمی‌کنه.
‫واسه همین فرار کرده.

334
00:24:13,640 --> 00:24:16,366
‫می‌دونست اگه پیش ما باشه
‫نمی‌تونه از بیلی مراقبت کنه.

335
00:24:16,390 --> 00:24:18,455
‫پس... چطور بهم توضیح میدی که

336
00:24:18,479 --> 00:24:20,600
‫شوهرت گوشیش رو برام فرستاده؟

337
00:24:22,230 --> 00:24:24,360
‫و همهٔ اطلاعاتی که در مورد شاپ داشت.

338
00:24:25,610 --> 00:24:28,230
‫همه تدارکات برگشتش رو فراهم کرده.

339
00:24:29,400 --> 00:24:31,070
‫نه. به‌نظرم یه دلیل دیگه‌ای داشته.

340
00:24:31,650 --> 00:24:35,506
‫- چیه؟ میراثش؟
‫- نه، میراث بیلی

341
00:24:35,530 --> 00:24:38,266
‫- به‌نظرم حدس الکی‌ایه.
‫- به‌نظرم می‌دونم با کی ازدواج کردم

342
00:24:38,290 --> 00:24:39,370
‫ولمون کن.

343
00:24:40,660 --> 00:24:41,726
‫اگه یه درس یاد گرفته باشی

344
00:24:41,750 --> 00:24:44,670
‫اینه که هیچ‌کدومون
‫زن و شوهرمون رو واقعا نمی‌شناسیم.

345
00:24:52,050 --> 00:24:54,590
‫اوون حلقه‌های ازدواج‌مون رو درست کرد.

346
00:24:55,090 --> 00:24:57,326
‫تا دیروقت با ماشین تراش‌ام روشون کار می‌کرد.

347
00:24:57,350 --> 00:25:01,536
‫می‌خواست غافل‌گیرم کنه،
‫ولی میومد توی تخت

348
00:25:01,560 --> 00:25:03,770
‫و پوستش بوی چوب می‌داد.

349
00:25:05,027 --> 00:25:07,604
‫قبل از این‌که حتی
‫بدونم می‌خواد چی‌کار کنه

350
00:25:07,628 --> 00:25:09,447
‫می‌دونستم داره چی‌کار می‌کنه.

351
00:25:12,950 --> 00:25:14,660
‫این‌جوری همدیگه رو شناختیم.

352
00:25:15,570 --> 00:25:18,490
‫اوون می‌دونست وقتی غیبش بزنه
‫من بعدش چی‌کار می‌کنم.

353
00:25:19,490 --> 00:25:24,370
‫می‌دونست که دقیقاً کاری که به
‫صلاح بیلی هستش رو انجام میدم

354
00:25:26,750 --> 00:25:27,750
‫هانا

355
00:25:30,380 --> 00:25:32,130
‫باید بدونی که چه خطراتی داره...

356
00:25:36,010 --> 00:25:38,100
‫میان سراغت.

357
00:25:39,890 --> 00:25:43,706
‫شاید دست از سر بیلی بردارن
‫ولی به تو صدمه می‌زنن که به اوون زده باشن.

358
00:25:43,730 --> 00:25:45,060
‫که بکشوننش بیرون.

359
00:25:49,360 --> 00:25:51,126
‫لطفاً! نمیشه با شیطان معامله کرد

360
00:25:51,150 --> 00:25:52,820
‫و انتظار داشته باشی صدمه‌ای بهت نرسه.

361
00:25:56,030 --> 00:25:57,320
‫ولی خب کردم.

362
00:26:04,580 --> 00:26:07,290
‫خانم مایکلز. بیلی

363
00:26:24,270 --> 00:26:25,480
‫ببخشید.

364
00:26:26,810 --> 00:26:28,940
‫نباید فرار می‌کردم...

365
00:26:31,650 --> 00:26:34,610
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست.

366
00:26:38,110 --> 00:26:39,120
‫بهم زنگ زد.

367
00:26:41,160 --> 00:26:42,200
‫بابات؟

368
00:26:42,700 --> 00:26:47,370
‫بسه، اینجا نمیشه.
‫همین الان برید اتاق کنفرانس.

369
00:26:50,460 --> 00:26:51,460
‫برید بیرون.

370
00:27:00,430 --> 00:27:03,140
‫- میشه تنهایی با هانا صحبت کنم، لطفاً
‫- بیلی

371
00:27:03,770 --> 00:27:06,640
‫باید بهم بگی پدرت چی گفت.
‫فقط این‌جوری می‌تونم کمک کنم.

372
00:27:07,810 --> 00:27:08,810
‫اشکال نداره.

373
00:27:13,070 --> 00:27:15,820
‫خب، وقتی سلام کردم...

374
00:27:16,530 --> 00:27:19,320
‫بابام داشت صحبت می‌کرد

375
00:27:21,530 --> 00:27:23,426
‫نگفت از کجا زنگ می‌زنه

376
00:27:23,450 --> 00:27:26,540
‫و احوالم رو نپرسید.

377
00:27:27,660 --> 00:27:31,896
‫فقط گفت ۲۲ ثانیه وقت داره

378
00:27:31,920 --> 00:27:33,750
‫اینش رو یادمه. ۲۲ ثانیه.

379
00:27:36,340 --> 00:27:38,340
‫گفت متأسفه.

380
00:27:40,510 --> 00:27:42,470
‫متأسف‌تر از اون‌که...

381
00:27:45,060 --> 00:27:46,430
‫و گفت که...

382
00:27:47,310 --> 00:27:49,850
‫خیلی طول می‌کشه که بتونه زنگ بزنه بازم.

383
00:27:52,310 --> 00:27:54,110
‫و نمی‌تونه برگرده خونه.

384
00:27:57,240 --> 00:27:59,320
‫یعنی هیچ‌وقت نمیاد؟

385
00:28:02,320 --> 00:28:05,556
‫بیلی، می‌دونم ناراحت کننده‌ست

386
00:28:05,580 --> 00:28:08,620
‫ولی باید در مورد قدم‌های بعدی صحبت کنیم.

387
00:28:10,120 --> 00:28:11,976
‫قدم‌های بعدی؟ منظورت چیه؟

388
00:28:12,000 --> 00:28:16,090
‫منظور گریدی، مقصد بعدی ما دوتاست.

389
00:28:16,960 --> 00:28:19,130
‫- یا می‌ریم خونه یا...
‫- یا...

390
00:28:20,050 --> 00:28:21,510
‫یا یه خونهٔ جدید براتون می‌گیریم.

391
00:28:22,970 --> 00:28:25,220
‫جایی که بتونیم ازتون محافظت کنیم.

392
00:28:25,810 --> 00:28:28,310
‫که وقتی پدرتون فکر کرد اوضاع امنه
‫بتونه بیاد پیش‌تون.

393
00:28:29,430 --> 00:28:31,730
‫- نمیاد پیش‌مون.
‫- از کجا می‌دونی؟

394
00:28:33,940 --> 00:28:36,746
‫بیلی، لابد بهت گفته
‫من طرف شمام.

395
00:28:36,770 --> 00:28:38,506
‫باید بهت گفته باشه که باید بهم گوش کنی.

396
00:28:38,530 --> 00:28:43,910
‫بهم گفت که باید به هانا گوش کنم.

397
00:28:45,910 --> 00:28:47,886
‫ببین، هانا نه دانش و نه ابزار کافی

398
00:28:47,910 --> 00:28:51,500
‫و نه تجربه کافی رو داره.
‫و پدرت هم نداره.

399
00:28:52,000 --> 00:28:55,250
‫و علی‌رغم حرفایی که زده،
‫باید بذاری از خونواده‌ات محافظت کنم.

400
00:28:57,630 --> 00:28:58,960
‫تو همچین فکری نمی‌کنی؟

401
00:29:00,220 --> 00:29:02,840
‫بیلی، به‌نظرم مشکلی برامون پیش نیاد.
‫من و تو.

402
00:29:05,180 --> 00:29:06,946
‫به‌نظرم باید همونجا که می‌خوای بریم.

403
00:29:06,970 --> 00:29:10,996
‫به‌نظرم باید تصمیمی بگیریم که
‫خودت بیشتر از همه راحتی.

404
00:29:11,020 --> 00:29:12,206
‫هانا، محض رضای خدا

405
00:29:12,230 --> 00:29:13,956
‫من ایثن رو می‌شناسم، و می‌دونم که نمی‌خواد...

406
00:29:13,980 --> 00:29:15,190
‫الان چی گفتی؟

407
00:29:16,400 --> 00:29:18,456
‫- گفتم پدرت رو می‌شناسم و...
‫- نه

408
00:29:18,480 --> 00:29:21,086
‫پدرم رو می‌شناسم، و می‌دونم
‫که اگه می‌خواست به تو گوش بدم

409
00:29:21,110 --> 00:29:22,320
‫بهم می‌گفت.

410
00:29:28,580 --> 00:29:30,636
‫- میشه بریم خونه؟
‫- بیلی

411
00:29:30,660 --> 00:29:32,410
‫میشه لطفاً منو ببری خونه؟

412
00:29:35,670 --> 00:29:36,670
‫باشه.

413
00:29:46,930 --> 00:29:49,406
‫سلام، تازه رسیدیم فرودگاه.
‫هانا رفته دستشویی.

414
00:29:49,430 --> 00:29:50,786
‫کارش داری؟

415
00:29:50,810 --> 00:29:53,560
‫خودت هم کافیه.
‫می‌خواید من و مکس امشب شام بیایم؟

416
00:29:55,690 --> 00:29:57,336
‫شاید امشب نه.

417
00:29:57,360 --> 00:30:00,256
‫خب پس، پس فردا شب میایم.

418
00:30:00,280 --> 00:30:01,610
‫به سلامت بیاین، خب؟

419
00:30:03,150 --> 00:30:04,150
‫ممنون

420
00:30:11,490 --> 00:30:12,580
‫بیلی

421
00:30:16,210 --> 00:30:17,210
‫بریم

422
00:30:40,320 --> 00:30:41,650
‫چه‌جور آدمی بود؟

423
00:30:43,110 --> 00:30:44,240
‫نیکولاس؟

424
00:30:45,700 --> 00:30:50,280
‫باهوش و غمگین بود.

425
00:30:53,370 --> 00:30:55,715
‫عاشق خونوادشه.

426
00:30:55,739 --> 00:30:56,750
‫و عاشق تو.

427
00:31:01,250 --> 00:31:03,550
‫می‌خواد منو ببینه؟

428
00:31:05,050 --> 00:31:08,788
‫هم خودش، هم آندریا و هم چارلی.

429
00:31:08,812 --> 00:31:10,616
‫می‌خوان فامیلاتم بیارن.

430
00:31:10,640 --> 00:31:14,100
‫به‌نظرم آندریا واقعاً می‌خواد تو رو بشناسن.

431
00:31:16,560 --> 00:31:18,956
‫پیش ما که نمی‌مونن؟

432
00:31:18,980 --> 00:31:20,860
‫نه. نمی‌مونن.

433
00:31:22,320 --> 00:31:25,190
‫یکی دو بار باهاشون غذا می‌خوریم.
‫از اینجا شروع می‌کنیم.

434
00:31:29,320 --> 00:31:31,910
‫لازمه الان در موردشون تصمیم بگیرم؟

435
00:31:33,830 --> 00:31:36,290
‫الان لازم نیست در مورد هیچی تصمیم بگیری

436
00:31:56,470 --> 00:31:58,600
‫- مسافرین گرامی، آمادهٔ پرواز باشید.
‫- ممنون

437
00:32:12,660 --> 00:32:16,870
‫شاید از ایدهٔ دور بودن خوشم بیاد.

438
00:32:18,040 --> 00:32:20,160
‫یه جای دور، فقط من و خودت.

439
00:32:34,640 --> 00:32:35,640
‫تو چی؟

440
00:32:36,890 --> 00:32:37,890
‫من چی؟

441
00:32:40,440 --> 00:32:42,600
‫به‌نظرت ۵ سال دیگه کجاییم؟

442
00:33:16,438 --> 00:33:21,498
‫[پنج سال بعد]

443
00:33:27,230 --> 00:33:31,900
‫گم شدی؟ خیلی‌خب.
‫طبقهٔ دومه.

444
00:33:32,950 --> 00:33:36,308
‫آره، نزدیک ورودی جنوب غربی.

445
00:33:36,332 --> 00:33:37,660
‫دنبال هواپیما بگرد.

446
00:33:39,950 --> 00:33:41,700
‫با «شپ» معروف اومدی؟

447
00:33:43,000 --> 00:33:45,245
‫بازم ژاکت پشمی پوشیده؟

448
00:33:45,269 --> 00:33:46,830
‫نه. خوب رفتار می‌کنم.

449
00:33:47,340 --> 00:33:48,800
‫خیلی‌خب. می‌بینمت.

450
00:34:35,470 --> 00:34:37,220
‫شوهرت هنوز دوستت داره.

451
00:34:37,244 --> 00:34:54,244
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

452
00:34:54,268 --> 00:35:02,268
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

453
00:35:04,330 --> 00:35:05,580
‫مامان؟

