﻿1
00:00:00,180 --> 00:00:02,100
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,600 --> 00:00:03,560
‫- دوست‌پسر داری؟
‫- داشتم.

3
00:00:04,430 --> 00:00:05,730
‫راستش، می‌خواست باهاش
‫به شهر نقل‌مکان کنم.

4
00:00:06,230 --> 00:00:08,020
‫دست و پام رو به تخت بستی!

5
00:00:10,610 --> 00:00:12,150
‫- کلی هستم.
‫- جی هستم.

6
00:00:12,730 --> 00:00:13,570
‫خانم سادکی داشت به شوهرش
‫خیانت می‌کرد.

7
00:00:14,030 --> 00:00:15,150
‫دخترش همین امروز تأیید کرد.

8
00:00:15,570 --> 00:00:16,610
‫آدام مارتین...

9
00:00:17,070 --> 00:00:17,740
‫چندین پیام بین شما دو نفر...

10
00:00:18,280 --> 00:00:19,200
‫ثبت شده و سندش موجوده.

11
00:00:19,740 --> 00:00:20,950
‫این همه راه رو از مدرسه پیاده اومدی؟

12
00:00:21,410 --> 00:00:22,120
‫می‌خواستم ببینمت.

13
00:00:22,740 --> 00:00:23,580
‫دو ساعته که سمی تو دفتر من نشسته.

14
00:00:24,040 --> 00:00:25,040
‫می‌شه لطفا بیاین دنبالش؟

15
00:00:25,450 --> 00:00:28,620
‫خیلی... مریضی.

16
00:00:31,960 --> 00:00:33,130
‫شک ندارم داری این یادداشت رو می‌خونی.

17
00:00:33,920 --> 00:00:36,260
‫شخصی رو که سه ماه
‫تو راه‌سرائه اقامت داشت، شناسایی کردم.

18
00:00:36,800 --> 00:00:37,670
‫خیال می‌کنه «اف‌بی‌آی» قراره...

19
00:00:38,050 --> 00:00:38,880
‫فردا ازش بازجویی کنه.

20
00:00:39,430 --> 00:00:40,800
‫مأمور کوئیگلی هم می‌خواد
‫به بازجوییش بپیونده؟

21
00:00:41,430 --> 00:00:43,350
‫- وقتشه روراست باشی شانا.
‫- تکون نخور.

22
00:00:43,930 --> 00:00:44,970
‫- این‌جوری کارم رو خراب می‌کنی.
‫- گرسنه‌ای.

23
00:00:45,600 --> 00:00:46,470
‫شانا موی جکی رو گیس می‌کرده.

24
00:00:47,270 --> 00:00:48,230
‫خیر سرش آرایشش می‌کرده.

25
00:00:48,640 --> 00:00:49,850
‫از شر جسد دو ماه جکی...

26
00:00:50,400 --> 00:00:52,020
‫خلاص می‌شیم.

27
00:00:52,610 --> 00:00:53,310
‫نه، زمین منجمد و محکمه.

28
00:00:53,820 --> 00:00:55,650
‫می‌تونیم به آتش بسپاریمش.

29
00:00:57,780 --> 00:00:58,610
‫صدای چیه؟

30
00:00:59,070 --> 00:01:00,990
‫خودش می‌خواد چنین بکنیم.

31
00:01:01,014 --> 00:01:09,014
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

32
00:01:09,038 --> 00:01:17,038
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

33
00:01:17,039 --> 00:01:25,039
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

34
00:01:26,510 --> 00:01:29,350
‫بن. بن.

35
00:01:30,310 --> 00:01:31,850
‫این رو بچش.

36
00:01:36,360 --> 00:01:37,070
‫هوم.

37
00:01:37,480 --> 00:01:39,440
‫خاک بر سرم. خوشمزه است.

38
00:01:39,690 --> 00:01:40,990
‫«خوشمزه است»؟

39
00:01:41,360 --> 00:01:43,200
‫خیلی... خوشمزه است؟

40
00:01:43,660 --> 00:01:44,240
‫طعم زیره سبزش چطور بود؟

41
00:01:44,820 --> 00:01:45,490
‫وای، زیره سبزش حرف نداره.

42
00:01:46,030 --> 00:01:47,910
‫من که اصلا توش زیره سبز نریختم بن.

43
00:01:48,490 --> 00:01:49,540
‫کدوم بی‌شعوری تو سوپ صدف
‫زیره سبز می‌ریزه؟

44
00:01:50,330 --> 00:01:52,830
‫ای خدا، می‌شه لطفا حواست رو جمع کنی؟

45
00:01:53,960 --> 00:01:55,590
‫خیلی‌خب. اِم... گمون کنم...

46
00:01:56,380 --> 00:01:57,590
‫داری مسابقه آشپزی خانواده بومن رو...

47
00:01:58,380 --> 00:01:59,460
‫کمی بیش از حد جدی می‌گیری.

48
00:02:00,050 --> 00:02:01,130
‫مسابقه آشپزی نیست،
‫گردهمایی سوپ‌خوریه.

49
00:02:01,720 --> 00:02:02,800
‫خودم هم می‌دونم بیش از حد جدیش گرفتم.

50
00:02:03,220 --> 00:02:04,260
‫باور کن، اگه اصلا می‌تونستم...

51
00:02:04,890 --> 00:02:06,760
‫آروم بگیرم، حتما آروم می‌گرفتم.

52
00:02:07,140 --> 00:02:09,350
‫اِم، خب، از شانس خوبت،

53
00:02:09,810 --> 00:02:12,060
‫من چند روش...

54
00:02:12,560 --> 00:02:14,400
‫آروم گرفتن بلدم.

55
00:02:14,900 --> 00:02:16,560
‫- عه، واقعا؟
‫- هوم. اوهوم. آره.

56
00:02:16,860 --> 00:02:17,770
‫در واقع، اِم...

57
00:02:18,320 --> 00:02:20,740
‫رشته دانشگاهم آرامش بخشیدن بود.

58
00:02:22,360 --> 00:02:24,410
‫بیا بغلم.

59
00:02:37,540 --> 00:02:39,380
‫سلام.

60
00:02:50,000 --> 00:02:55,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

61
00:03:09,700 --> 00:03:11,910
‫این دیگه چیه؟

62
00:03:14,710 --> 00:03:16,710
‫ناتالی، اون دیگه چیه؟

63
00:03:17,580 --> 00:03:18,420
‫- یعنی چی؟ چی شده؟
‫- ببین، نه، نه، نه.

64
00:03:18,960 --> 00:03:20,000
‫- نه! چه بلایی سر جکی اومده؟!
‫- ببین، نه.

65
00:03:20,590 --> 00:03:22,170
‫جکیه؟
‫نات، چی شده؟!

66
00:03:22,590 --> 00:03:23,460
‫تای! تای، چیزی نیست.

67
00:03:23,920 --> 00:03:25,090
‫چیزی نیست. چیزی نیست. چیزی نیست.

68
00:03:25,760 --> 00:03:27,840
‫موجودی خوردش.

69
00:03:28,260 --> 00:03:30,560
‫- چطور...؟
‫- تائیسا!

70
00:03:31,930 --> 00:03:33,060
‫خودمون خوردیمش.

71
00:03:33,430 --> 00:03:35,100
‫نه، نـ...

72
00:03:36,640 --> 00:03:37,900
‫نمـ... نمی... من چنین کاری نمی‌کردم.

73
00:03:38,310 --> 00:03:40,190
‫منظورت چیه؟

74
00:03:40,730 --> 00:03:42,820
‫تو که کنار خودم نشسته بودی.

75
00:03:56,500 --> 00:03:57,830
‫حتما داشتم تو خواب راه می‌رفتم.

76
00:03:58,290 --> 00:03:59,500
‫خواب بودم؟ خواب بودم؟

77
00:04:00,000 --> 00:04:01,840
‫ولی باهام صحبت کرده بودی.

78
00:04:02,300 --> 00:04:05,170
‫داشتی تو چشمم نگاه می‌کردی.

79
00:04:08,130 --> 00:04:09,550
‫نه.

80
00:04:10,090 --> 00:04:11,930
‫- واقعا یادت نمیاد؟
‫- اِم...

81
00:04:12,140 --> 00:04:14,180
‫نه.

82
00:04:15,850 --> 00:04:17,190
‫تای...

83
00:04:17,640 --> 00:04:19,520
‫تو صورتش رو خوردی.

84
00:04:28,530 --> 00:04:30,200
‫نه. نه.

85
00:04:30,530 --> 00:04:31,660
‫نه!

86
00:04:44,800 --> 00:04:47,300
‫♪ خیلی باحال بود، هیچی آتش نگرفت. ♪

87
00:04:47,720 --> 00:04:48,880
‫♪ هیچی خراب نشد. ♪

88
00:04:49,180 --> 00:04:50,930
‫♪ هیچی پیچیده نشد. ♪

89
00:04:51,390 --> 00:04:55,060
‫♪ هیچ‌کس خسته نشد،
‫هیچی قدیمی نشد. ♪

90
00:04:55,890 --> 00:04:59,560
‫♪ عین خودت. ♪

91
00:05:01,690 --> 00:05:06,190
‫♪ عین خودت. ♪

92
00:05:07,530 --> 00:05:10,240
‫♪ وای، چه نازه، چه احیابخشه. ♪

93
00:05:10,700 --> 00:05:12,280
‫♪ چه تنهاست. ♪

94
00:05:12,820 --> 00:05:15,330
‫♪ کت‌شلوار تولدش رو پوشیده،
‫لبخندی بر لب داره. ♪

95
00:05:15,740 --> 00:05:18,040
‫♪ کسی خونه نیست. ♪

96
00:05:19,660 --> 00:05:23,250
‫♪ عین خودت. ♪

97
00:05:25,210 --> 00:05:29,090
‫♪ عین خودت. ♪

98
00:05:38,890 --> 00:05:41,190
‫♪ برگشتی در کار نیست،
‫برگشتی در کار نیست. ♪

99
00:05:41,600 --> 00:05:43,560
‫♪ دلیلی در کار نیست. ♪

100
00:05:44,060 --> 00:05:46,190
‫♪ برگشتی در کار نیست،
‫برگشتی در کار نیست. ♪

101
00:05:46,610 --> 00:05:48,610
‫♪ دلیلی در کار نیست. ♪

102
00:05:49,110 --> 00:05:51,530
‫♪ برگشتی در کار نیست،
‫برگشتی در کار نیست. ♪

103
00:05:51,950 --> 00:05:53,910
‫♪ دلیلی در کار نیست. ♪

104
00:05:54,280 --> 00:05:56,280
‫♪ برگشتی در کار نیست،
‫برگشتی در کار نیست. ♪

105
00:05:56,700 --> 00:06:00,080
‫♪ دلیلی در کار نیست. ♪

106
00:06:00,081 --> 00:06:02,900
‫«کاپشن‌زردها»
‫«فصل دوم، قسمت سوم»

107
00:06:10,630 --> 00:06:11,920
‫گمون نکنم...

108
00:06:12,380 --> 00:06:14,930
‫کسی صبحانه بخواد.

109
00:06:16,100 --> 00:06:18,350
‫گمون نکنم کسی گرسنه باشه.

110
00:06:18,760 --> 00:06:20,770
‫بهتره جابه‌جاش کنیم.

111
00:06:20,980 --> 00:06:22,270
‫کجا ببریمش؟

112
00:06:22,770 --> 00:06:24,440
‫هنوز هم نمی‌تونیم دفنش کنیم.

113
00:06:24,980 --> 00:06:26,610
‫من جسدش یا بقایای جسدش
‫یا هرچی که مونده رو...

114
00:06:27,110 --> 00:06:29,110
‫می‌برم دم هواپیما...

115
00:06:29,320 --> 00:06:30,280
‫و...

116
00:06:31,070 --> 00:06:34,660
‫می‌تونیم وقتی یخ زمین آب شد،
‫با بقیه خاکش کنیم.

117
00:06:35,780 --> 00:06:37,620
‫شانا؟

118
00:06:42,250 --> 00:06:42,910
‫هر چی خودت بگی.

119
00:06:43,750 --> 00:06:45,500
‫خب، حداقل اگه اونجا خاکش کنین،

120
00:06:46,130 --> 00:06:48,290
‫جوری جلوه می‌کنه که انگار
‫با بقیه‌شون مرده.

121
00:06:52,840 --> 00:06:54,760
‫آفرین.

122
00:06:55,300 --> 00:06:57,350
‫عذابت رو با نفس کشیدن
‫پشت سر بذار ترینیتی.

123
00:07:00,850 --> 00:07:02,480
‫آفرین. وای.

124
00:07:06,100 --> 00:07:08,480
‫وای...

125
00:07:08,810 --> 00:07:10,820
‫چه قشنگه.

126
00:07:11,030 --> 00:07:11,690
‫ممنون.

127
00:07:12,150 --> 00:07:15,660
‫♪ وقتی می‌رم قدم بزنم... ♪

128
00:07:17,280 --> 00:07:19,530
‫♪ قدم بزنم... ♪

129
00:07:19,990 --> 00:07:23,120
‫♪ وقتی می‌رم قدم بزنم... ♪

130
00:07:24,460 --> 00:07:27,420
‫♪ هوم... ♪

131
00:07:27,880 --> 00:07:32,340
‫♪ من رو به وجد... ♪

132
00:07:35,880 --> 00:07:38,510
‫♪ میاری، آها ♪

133
00:07:39,010 --> 00:07:42,100
‫♪ اوهوم، آها ♪

134
00:07:42,520 --> 00:07:47,020
‫♪ وقتی تنهاییم... ♪

135
00:07:47,310 --> 00:07:49,110
‫♪ آها ♪

136
00:07:49,480 --> 00:07:52,440
‫♪ اوهوم، آها ♪

137
00:07:52,980 --> 00:07:54,690
‫دنبال چیزی می‌گردی؟

138
00:07:57,240 --> 00:07:59,490
‫اون چه ساختمونیه؟

139
00:07:59,910 --> 00:08:01,410
‫محل زندگی شارلوته.

140
00:08:03,240 --> 00:08:06,080
‫اگه تو فکرشی،
‫بگم که قفلش می‌کنه.

141
00:08:07,370 --> 00:08:09,500
‫حتی با این همه «رشد» و «اعتماد»...

142
00:08:09,920 --> 00:08:11,210
‫حاصل کارهاتون قفلش می‌کنه؟

143
00:08:11,750 --> 00:08:13,590
‫بالاخره باید از خودش محافظت کنه دیگه.

144
00:08:14,090 --> 00:08:15,260
‫همون‌طور که مطمئنم
‫خودت تصور می‌کنی،

145
00:08:15,880 --> 00:08:19,090
‫احساسات افراد
‫گاهی تو چنین جاهایی بالا می‌زنه.

146
00:08:28,020 --> 00:08:31,060
‫بهتره اصلا اون تبر رو
‫اون‌قدر نزدیک دستت تاب ندی.

147
00:08:31,440 --> 00:08:33,440
‫ممکنه خودت رو زخمی کنی.

148
00:08:43,950 --> 00:08:46,410
‫یعنی تعداد گلبول‌های قرمزش کاهش یافته.

149
00:08:47,040 --> 00:08:50,500
‫شاید مجبور بشیم دوباره
‫به فکر انتقال خون باشیم.

150
00:08:50,960 --> 00:08:52,250
‫مامان می‌میره؟

151
00:08:53,540 --> 00:08:54,590
‫همین رو می‌خواستی؟

152
00:08:58,300 --> 00:09:00,240
‫وای، امیدوارم نترسونده باشمتون.

153
00:09:00,440 --> 00:09:01,760
‫وای خدا.

154
00:09:02,220 --> 00:09:04,640
‫حالش چطوره؟

155
00:09:05,140 --> 00:09:07,310
‫هنوز بهبود نیافته.

156
00:09:08,770 --> 00:09:10,390
‫چه طرح جالبی رو دستش کشیدین.

157
00:09:10,810 --> 00:09:12,810
‫یعنی چی؟

158
00:09:13,900 --> 00:09:15,020
‫خـ...

159
00:09:15,400 --> 00:09:17,400
‫- خوش‌شانسی میاره.
‫- هوم.

160
00:09:21,240 --> 00:09:24,120
‫وای خدایا.

161
00:09:39,300 --> 00:09:40,970
‫♪ آخ ♪

162
00:09:47,260 --> 00:09:49,480
‫♪ نمی‌تونم با آشفتگی مبارزه کنم ♪

163
00:09:50,140 --> 00:09:53,350
‫♪ نمی‌تونم با آشفتگی مبارزه کنم،
‫نمی‌تونم تا دهنم... ♪

164
00:09:53,980 --> 00:09:58,150
‫♪ کف نکرده، ببینمش ♪

165
00:10:00,650 --> 00:10:02,490
‫♪ آها ♪

166
00:10:03,360 --> 00:10:05,660
‫سلام مأمور خاکستری آفریقایی.

167
00:10:06,160 --> 00:10:08,330
‫خوشحالم که تونستی بیای.

168
00:10:09,330 --> 00:10:11,460
‫با کل اعضای انجمن گفت‌وگو صحبت می‌کنی...

169
00:10:11,870 --> 00:10:13,830
‫یا من خیلی خوش‌شانسم؟

170
00:10:14,290 --> 00:10:15,500
‫نیومده بودم تو رو بپام.

171
00:10:16,210 --> 00:10:17,840
‫دنبال آسایشگاه مناسبی
‫واسه مادرم می‌گشتم.

172
00:10:18,300 --> 00:10:19,880
‫خیلی‌خب.

173
00:10:20,510 --> 00:10:22,090
‫ببین، راستش رو بخوای،
‫فرصت رو غنیمت شمردم...

174
00:10:23,010 --> 00:10:24,840
‫تا با خاکستری آفریقایی بی‌نظیر همکاری کنم.

175
00:10:25,470 --> 00:10:27,350
‫چند وقته تو انجمن تحت‌نظرت دارم.

176
00:10:27,850 --> 00:10:29,430
‫استعداد بررسی مدارکت...

177
00:10:29,850 --> 00:10:30,770
‫بی‌نظیره.

178
00:10:31,350 --> 00:10:33,190
‫آشنایی باهات مایه افتخارمه میستی کوئیگلی.

179
00:10:33,690 --> 00:10:36,440
‫همچنین والتر تاترسال.

180
00:10:36,900 --> 00:10:38,360
‫اسمم رو بلدی.

181
00:10:40,070 --> 00:10:40,900
‫جریان کشتیه چیه؟

182
00:10:41,360 --> 00:10:42,990
‫آها، عاشق زندگی دریایی‌ام.

183
00:10:43,530 --> 00:10:45,450
‫ضمنا، از قوانین دیوان‌سالاری متنفرم.

184
00:10:46,030 --> 00:10:47,200
‫آدم اصلا نمی‌دونه ممکنه کی مجبور بشه...

185
00:10:47,580 --> 00:10:48,370
‫بدون پاسپورت از کشور خارج بشه.

186
00:10:48,910 --> 00:10:50,620
‫خیلی‌خب، یه مسئله رو روشن کنم.

187
00:10:51,160 --> 00:10:53,080
‫پرونده خودمه، طرف هم شاهد خودمه.

188
00:10:53,870 --> 00:10:54,870
‫سوالات رو هم خودم می‌پرسم.

189
00:10:55,420 --> 00:10:57,170
‫خب، بهتره آماده بشی مأمور.

190
00:10:57,540 --> 00:10:58,670
‫طرف از راه رسیده.

191
00:10:59,040 --> 00:11:00,420
‫ای وای!

192
00:11:00,710 --> 00:11:01,800
‫بی‌شوخی؟

193
00:11:02,210 --> 00:11:03,840
‫چی شده؟

194
00:11:04,260 --> 00:11:05,470
‫شاهدمون رندیه؟

195
00:11:06,050 --> 00:11:07,720
‫من از دبستان می‌شناسمش.

196
00:11:08,260 --> 00:11:09,760
‫اگه من رو ببینه، لو می‌ریم.

197
00:11:10,390 --> 00:11:12,810
‫- خب، شماره‌ات رو بهم بده.
‫- چی؟ اِم...

198
00:11:13,430 --> 00:11:14,690
‫ببین، اگه باهات تماس بگیرم
‫و گوشی بذارم،

199
00:11:15,230 --> 00:11:16,730
‫می‌تونی بهم بگی چی بپرسم.

200
00:11:17,230 --> 00:11:18,310
‫خیلی‌خب، ولی محض اطلاعت بگم...

201
00:11:18,900 --> 00:11:20,320
‫تئاتر «سیرانو» رو الکی گنده کردن.

202
00:11:20,730 --> 00:11:21,900
‫حوصله‌سربر و طولانیه.

203
00:11:22,440 --> 00:11:23,950
‫اصلا قراره راجع به چی ازش سوال کنم؟

204
00:11:24,150 --> 00:11:26,240
‫هیس!

205
00:11:28,070 --> 00:11:29,070
‫کسی نیست؟

206
00:11:29,280 --> 00:11:30,580
‫سلام آقای والش.

207
00:11:30,950 --> 00:11:32,450
‫بفرما بشین.

208
00:11:36,960 --> 00:11:38,130
‫جف.

209
00:11:38,330 --> 00:11:39,290
‫عزیز دلم؟

210
00:11:39,750 --> 00:11:41,590
‫روان‌کننده توت‌فرنگی بود.

211
00:11:41,960 --> 00:11:43,590
‫وای.

212
00:11:45,760 --> 00:11:47,970
‫- چی؟
‫- جریان خیلی وقت پیشه.

213
00:11:48,760 --> 00:11:51,180
‫از هدایای مسخره مهمونی مجردی کریسی بود.

214
00:11:51,430 --> 00:11:52,890
‫یادته؟

215
00:11:53,600 --> 00:11:55,640
‫تو هم یه روز گفتی:
‫«ببین،»

216
00:11:56,100 --> 00:11:58,150
‫«بیا امتحانش کنیم»، من هم گفتم:

217
00:11:58,940 --> 00:12:02,940
‫«گمون کنم این‌ها مخصوص
‫دوجنس‌گرایان و گوت‌ها باشه.»

218
00:12:05,150 --> 00:12:07,530
‫تو هم گفتی:

219
00:12:07,950 --> 00:12:09,530
‫«اصلا باحال نیستی.»

220
00:12:09,990 --> 00:12:12,330
‫هوم. همون لحظه بود.

221
00:12:13,620 --> 00:12:15,830
‫همون لحظه تصمیم گرفتم...

222
00:12:16,290 --> 00:12:18,040
‫چنین نسخه‌ای از خودم باشم.

223
00:12:18,580 --> 00:12:20,210
‫ولی می‌تونستم اهل توت‌فرنگی باشم.

224
00:12:20,500 --> 00:12:21,710
‫چیزی نمونده بود که باشم.

225
00:12:22,130 --> 00:12:22,800
‫تقصیر تو نیست.

226
00:12:23,340 --> 00:12:24,590
‫خب، مجبوری چنین حرفی بزنی.

227
00:12:24,960 --> 00:12:25,340
‫واقعا؟

228
00:12:25,800 --> 00:12:26,920
‫آره. نمی‌شه بگی: «آره...»

229
00:12:27,630 --> 00:12:30,390
‫«جف، درست می‌گی،
‫مجبور شدم به خاطر...»

230
00:12:30,760 --> 00:12:32,640
‫«حوصله‌سربر بودنت،
‫با یه هنرمند سکس کنم.»

231
00:12:33,510 --> 00:12:35,810
‫خیلی‌خب، ببین، اولا،

232
00:12:36,350 --> 00:12:39,140
‫دلیل سکس کردنم باهاش
‫چنین مسئله‌ای نبود، خب؟

233
00:12:39,480 --> 00:12:41,610
‫بـ...

234
00:12:42,440 --> 00:12:44,650
‫به تو ربطی نداشت.

235
00:12:46,190 --> 00:12:48,530
‫یعنی، آره، هیجان‌انگیزی بود.

236
00:12:49,450 --> 00:12:50,820
‫هیجان‌انگیز...

237
00:12:51,320 --> 00:12:52,620
‫کلمه مناسبی نیست.

238
00:12:52,830 --> 00:12:54,480
‫اِم...

239
00:12:54,680 --> 00:12:56,410
‫خیلی‌خب.

240
00:12:56,830 --> 00:12:59,330
‫باعث می‌شد حس کنم...

241
00:13:01,130 --> 00:13:03,920
‫انگار نمی‌دونستم قراره چی بشه.

242
00:13:04,380 --> 00:13:06,260
‫من هم از حسش خوشم می‌اومد.

243
00:13:06,510 --> 00:13:08,300
‫خوشم می‌اومد...

244
00:13:08,670 --> 00:13:11,720
‫که حس کنم این نسخه...

245
00:13:14,220 --> 00:13:16,520
‫حوصله‌سربر خودم نیستم.

246
00:13:26,190 --> 00:13:27,820
‫♪ من رو پایین‌تر از... ♪

247
00:13:28,360 --> 00:13:32,360
‫♪ میل خودم بکش ♪

248
00:13:36,240 --> 00:13:40,080
‫♪ من ازت نمی‌ترسم... ♪

249
00:13:41,750 --> 00:13:44,000
‫وای خدایا، وای!
‫چیکار می‌کنی؟

250
00:13:44,540 --> 00:13:46,050
‫می‌ریم موزه «کولونیال ویلیامزبرگ».

251
00:13:46,550 --> 00:13:48,130
‫- همون که ویرجینیاست؟
‫- آره.

252
00:13:48,590 --> 00:13:49,630
‫- واسه چی؟
‫- دارم آنی عمل می‌کنم.

253
00:13:50,260 --> 00:13:51,760
‫دارم از منطقه امنمون
‫خارجمون می‌کنم عزیزم.

254
00:13:52,220 --> 00:13:53,550
‫تا حالا کره گرفتی؟

255
00:13:53,840 --> 00:13:54,510
‫من نگرفتم.

256
00:13:55,050 --> 00:13:56,510
‫راستش، کلاس اول گرفته بودم.

257
00:13:57,060 --> 00:13:58,060
‫خیلی‌خب، پس می‌تونیم شیشه بسازیم،

258
00:13:58,600 --> 00:14:01,020
‫آهنگری یا کار دیگه‌ای بکنیم.

259
00:14:01,520 --> 00:14:03,550
‫وای خدایا! جف!

260
00:14:03,750 --> 00:14:04,860
‫وای خدا.

261
00:14:05,360 --> 00:14:06,070
‫وای خدا، زیرش کردم؟

262
00:14:06,690 --> 00:14:09,440
‫- نمی‌دونم.
‫- خاک بر سرم، خاک بر سرم.

263
00:14:10,400 --> 00:14:11,610
‫سلام.

264
00:14:12,200 --> 00:14:13,660
‫- ببین، اِم، بلند نشو پسر.
‫- خیلی شرمنده‌ایم.

265
00:14:14,200 --> 00:14:15,200
‫- حالتون خوبه؟
‫- وای خدایا.

266
00:14:16,080 --> 00:14:16,910
‫- زنگ می‌زنم آمبولانس بیاد.
‫- آره، آره، آره. زنگ بزن.

267
00:14:17,370 --> 00:14:18,620
‫نمی‌خواد زنگ بزنین.

268
00:14:19,080 --> 00:14:20,910
‫- واقعا؟
‫- سوییچ رو بدین.

269
00:14:21,540 --> 00:14:23,000
‫خیلی‌خب، فقط شلیک نکن، خب؟

270
00:14:23,620 --> 00:14:24,670
‫- بجنب دیگه.
‫- گمون کنم...

271
00:14:25,250 --> 00:14:26,420
‫- تو ماشین باشه.
‫- الان میارمش.

272
00:14:26,880 --> 00:14:28,670
‫وای، وای!

273
00:14:29,210 --> 00:14:30,210
‫اگه راست می‌گی، سوار اون مینی‌ون بشو.

274
00:14:30,760 --> 00:14:32,470
‫- سوار نشو.
‫- شانا، نه. بدش به من.

275
00:14:32,930 --> 00:14:33,720
‫جف، چیکار می‌کـ... جف!

276
00:14:34,380 --> 00:14:35,470
‫- تفنگه رو بده من. داری...؟
‫- درستش می‌کنم!

277
00:14:35,930 --> 00:14:36,800
‫ولش کن.

278
00:14:37,260 --> 00:14:39,770
‫خدایا!

279
00:14:40,970 --> 00:14:42,310
‫چت شده؟

280
00:14:42,600 --> 00:14:44,480
‫مگه رمبویی؟!

281
00:14:45,310 --> 00:14:46,770
‫همین الان ماشینمون رو تقدیمش کردی.

282
00:14:47,230 --> 00:14:48,480
‫تفنگ داشت شانا!

283
00:14:48,940 --> 00:14:50,530
‫تفنگ دست من بود!
‫تفنگ دست منه!

284
00:14:50,980 --> 00:14:52,950
‫خب، نباید دست تو باشه!

285
00:14:53,450 --> 00:14:56,240
‫آخه چنین کاری جنون‌آمیزه!

286
00:14:57,780 --> 00:14:59,540
‫واقعا می‌خواستی جفتمون رو...

287
00:15:00,120 --> 00:15:02,500
‫به خاطر مینی‌ون آشغالمون به کشتن بدی؟

288
00:15:04,160 --> 00:15:05,270
‫نه!

289
00:15:05,470 --> 00:15:06,960
‫اِم...

290
00:15:07,460 --> 00:15:09,800
‫کیفم هم تو ماشین بود.

291
00:15:10,300 --> 00:15:11,840
‫کل سکه‌هامون هم تو ماشین بود.

292
00:15:12,460 --> 00:15:15,760
‫دستگاه دو ثابتی هم که تازه خریده بودم
‫تو ماشین بود.

293
00:15:16,180 --> 00:15:19,260
‫ضمنا... آقای اشووزمز هم بود.

294
00:15:20,470 --> 00:15:21,720
‫آقای اشووزمز،
‫اسباب‌بازی قدیمی کلی رو می‌گم...

295
00:15:22,470 --> 00:15:25,140
‫که احتمالا بیشتر از من دوستش داشت.

296
00:15:26,650 --> 00:15:28,650
‫مال شش سالگیش بود.

297
00:15:46,600 --> 00:15:50,150
‫[نفس بکشین، زمان مسیری بیش نیست.]

298
00:15:50,200 --> 00:15:53,000
‫[برنامه وظایف هفتگی]

299
00:15:55,880 --> 00:15:57,680
‫اسمت رو واسه جلسه‌ای بنویس.

300
00:15:58,180 --> 00:16:00,300
‫همه مشتاقن باهات آشنا بشن.

301
00:16:01,390 --> 00:16:03,270
‫من اهل عضویت نیستم.

302
00:16:03,810 --> 00:16:06,520
‫گمون می‌کردم چنین حرفی بزنی.

303
00:16:08,520 --> 00:16:10,650
‫بیا.

304
00:16:23,990 --> 00:16:26,210
‫کندوی اصلیمونه.

305
00:16:28,250 --> 00:16:30,630
‫زمستون دور ملکه‌شون جمع می‌شن...

306
00:16:31,080 --> 00:16:33,420
‫و می‌لرزن تا گرم بمونه.

307
00:16:33,750 --> 00:16:35,210
‫چه باملاحظه‌ان.

308
00:16:35,710 --> 00:16:36,970
‫وقتی ملکه جدیدی به دنیا میاد،

309
00:16:37,510 --> 00:16:38,720
‫اول از همه
‫بقیه ملکه‌های به دنیا نیومده رو...

310
00:16:39,340 --> 00:16:41,850
‫نیش می‌زنه و می‌کشه.

311
00:16:46,560 --> 00:16:48,560
‫می‌فهمم واسه چی ازشون خوشت میاد.

312
00:16:48,850 --> 00:16:50,900
‫کار بی‌رحمانه‌ای نیست.

313
00:16:51,770 --> 00:16:53,320
‫طبیعیه.

314
00:16:53,770 --> 00:16:56,530
‫باید چنین کاری بکنن دیگه.

315
00:16:56,900 --> 00:16:59,280
‫در غیر این صورت، از گرسنگی می‌میرن.

316
00:17:00,740 --> 00:17:02,910
‫همه‌مون از گرسنگی می‌میریم.

317
00:17:21,930 --> 00:17:23,180
‫داری کار درستی می‌کنی.

318
00:17:23,600 --> 00:17:24,890
‫کار راحتی هم نیست.

319
00:17:25,260 --> 00:17:27,270
‫خب حالا.

320
00:17:31,440 --> 00:17:32,940
‫بیا.

321
00:17:35,440 --> 00:17:37,190
‫فقط می‌خوام در امان باشی.

322
00:17:37,650 --> 00:17:39,820
‫اوهوم، معلومه که می‌خوای.

323
00:17:49,620 --> 00:17:51,160
‫ببین، می‌خوای من هم بیام؟

324
00:17:51,620 --> 00:17:52,920
‫تنهایی از پسش برمیام.

325
00:17:53,420 --> 00:17:55,290
‫مطمئنی؟

326
00:18:33,330 --> 00:18:35,670
‫اگه زنده بود هم همین رو می‌خواست.

327
00:18:38,840 --> 00:18:41,050
‫شاید واسه بقیه‌مون نمی‌خواست،
‫ولی واسه تو می‌خواست.

328
00:18:41,470 --> 00:18:43,680
‫واسه بچه‌ات می‌خواست.

329
00:18:46,010 --> 00:18:48,390
‫گمون کنم خودت تا حدی می‌دونستی.

330
00:18:52,480 --> 00:18:54,350
‫ولی من هم می‌خواستم.

331
00:18:54,900 --> 00:18:58,020
‫نمی‌دونم، حس افتضاحی دارم.

332
00:18:59,730 --> 00:19:01,280
‫نباید خودت رو مقصر بدونی.

333
00:19:01,740 --> 00:19:04,070
‫همه‌مون با هم بودیم.

334
00:19:12,500 --> 00:19:14,870
‫می‌ترسم لاتی.

335
00:19:17,540 --> 00:19:19,540
‫آخه انگار کنترل همه‌چی
‫از دستم خارج شده، انگار...

336
00:19:20,090 --> 00:19:21,670
‫انگار نمی‌دونم قراره چی بشه.

337
00:19:22,050 --> 00:19:23,090
‫یعنی اگه...؟

338
00:19:23,510 --> 00:19:25,050
‫شانا، نه.

339
00:19:25,510 --> 00:19:27,930
‫بلایی سر بچه‌ات نمیاری.

340
00:19:30,510 --> 00:19:32,060
‫قراره مامان خیلی خوبی بشی،
‫همه ما هم...

341
00:19:32,850 --> 00:19:36,060
‫کمکت می‌کنیم و خیلی قشنگ می‌شه.

342
00:19:47,950 --> 00:19:50,080
‫بهتره به طریقی به پسرت
‫خوش‌آمد بگیم؟

343
00:19:54,450 --> 00:19:55,900
‫«پسرم»؟

344
00:19:56,100 --> 00:19:57,420
‫به خاطر خودت می‌گم.

345
00:19:58,130 --> 00:20:00,670
‫که بدونی همه‌مون هوات رو داریم.

346
00:20:00,960 --> 00:20:02,420
‫به علاوه...

347
00:20:02,880 --> 00:20:05,420
‫بهتره کم‌کم آماده بشیم.

348
00:20:06,800 --> 00:20:08,890
‫قراره جشن سیسمونی بگیریم؟

349
00:20:09,640 --> 00:20:11,180
‫واقعا؟

350
00:20:11,560 --> 00:20:13,770
‫می‌گیریم؟

351
00:20:16,810 --> 00:20:18,190
‫اگه خودت مشکلی نداری، بگیریم.

352
00:20:18,650 --> 00:20:21,820
‫به نظرم ممکنه قشنگ باشه.

353
00:20:29,110 --> 00:20:31,620
‫ممنون که تشریف آوردی آقای والش.

354
00:20:31,950 --> 00:20:33,540
‫اِم... خواهش می‌کنم.

355
00:20:34,160 --> 00:20:36,000
‫گمون نمی‌کردم «اف‌بی‌آی»
‫به آدم حق انتخاب بده.

356
00:20:36,620 --> 00:20:38,080
‫این‌قدر پاچه‌خاری نکن.

357
00:20:38,620 --> 00:20:40,580
‫می‌دونی واسه چی امروز اومدی اینجا؟

358
00:20:41,130 --> 00:20:43,090
‫می‌دونی واسه چی امروز اومدی اینجا؟

359
00:20:43,460 --> 00:20:45,050
‫اِم...

360
00:20:45,510 --> 00:20:46,970
‫بابت جریمه پارک ماشین اومدم؟

361
00:20:47,470 --> 00:20:48,430
‫از همین الان داره دروغ می‌گه.

362
00:20:49,130 --> 00:20:50,840
‫به نظرتون «اف‌بی‌آی» فرصت می‌کنه...

363
00:20:51,300 --> 00:20:52,510
‫به جریمه پارک رسیدگی کنه؟

364
00:20:53,010 --> 00:20:55,520
‫- اِم، نه.
‫- خوبه.

365
00:20:55,970 --> 00:20:58,230
‫بیا همچنان روراست پیش بریم.

366
00:20:58,690 --> 00:20:59,480
‫چی رو مخفی کردی؟

367
00:21:00,020 --> 00:21:01,440
‫احتمالا داری به خاطر دوستت
‫جریانی رو ماست‌مالی می‌کنی؟

368
00:21:01,860 --> 00:21:04,110
‫منظورت...

369
00:21:05,030 --> 00:21:06,860
‫- ... جفه؟
‫- ناتالی اسکارتورچیو رو می‌گم.

370
00:21:07,190 --> 00:21:09,200
‫ناتالی اسکارتورچیو رو می‌گم.

371
00:21:09,990 --> 00:21:13,200
‫جفتتون ساکن راه‌سرای ۲۴۰۰ بودین، درسته؟

372
00:21:13,700 --> 00:21:15,120
‫وایستین ببینم. جریان ناتالیه؟

373
00:21:15,830 --> 00:21:17,540
‫- شبی که غیبش زد...
‫- دیده بودیش؟

374
00:21:18,210 --> 00:21:20,250
‫پسر، من حتی یادم نمیاد
‫امروز چه جورابی پام کردم.

375
00:21:20,670 --> 00:21:21,330
‫فکر کن رندی.

376
00:21:21,960 --> 00:21:23,500
‫ناتالی رو جمعه شب دیده بودی؟

377
00:21:24,340 --> 00:21:26,340
‫چه بدونم. احتمالا داشت تو اتاقش
‫مواد مصرف می‌کرد.

378
00:21:26,840 --> 00:21:28,300
‫دختره از اولش مشکل داشت.

379
00:21:28,630 --> 00:21:29,470
‫بزنش.

380
00:21:29,970 --> 00:21:31,800
‫- چی؟
‫- چی؟

381
00:21:32,180 --> 00:21:33,890
‫زود باش بزنش.

382
00:21:35,310 --> 00:21:38,020
‫حالت خوبه داداش؟

383
00:21:38,310 --> 00:21:39,730
‫آره.

384
00:21:40,020 --> 00:21:41,440
‫باید...

385
00:21:41,900 --> 00:21:44,560
‫عذر می‌خوام سندرم روده تحریک‌پذیر دارم.

386
00:21:50,900 --> 00:21:52,910
‫چیکار می‌کنی؟
‫برگرد و بزنش.

387
00:21:53,370 --> 00:21:54,450
‫داره جواب سوالاتمون رو می‌ده.

388
00:21:54,870 --> 00:21:56,030
‫مسئله‌ای رو مخفی کرده.

389
00:21:56,540 --> 00:21:57,330
‫هر کسی یه سری چیزها رو مخفی می‌کنه.

390
00:21:57,740 --> 00:21:58,540
‫از ترس به خودش ریده.

391
00:21:59,200 --> 00:22:00,910
‫ببین، اگه بذاریم کمی آروم بشه،
‫کمکمون می‌کنه.

392
00:22:01,250 --> 00:22:02,120
‫باید باهاش صمیمی بشیم.

393
00:22:02,870 --> 00:22:05,420
‫یه بار جو فازیو رو تو زنگ تفریح
‫مجبور کرده بود قورباغه بخوره.

394
00:22:06,040 --> 00:22:08,670
‫فقط با بدجنس بودن به حرف میاد.

395
00:22:10,880 --> 00:22:12,430
‫اگه اوضاع خراب شد،

396
00:22:12,930 --> 00:22:15,550
‫وکیلم دستورالعمل‌هایی ارائه می‌ده.

397
00:22:18,350 --> 00:22:19,470
‫خوبی پسر؟

398
00:22:19,930 --> 00:22:22,040
‫پسر! این دیگه چه کاریه؟

399
00:22:25,400 --> 00:22:27,900
‫بسه!

400
00:22:31,570 --> 00:22:33,570
‫شاید بهتر باشه یه تکه دیگه کنارش بذاری.

401
00:22:34,070 --> 00:22:36,160
‫نوزادها خیلی غل می‌خورن.

402
00:22:36,700 --> 00:22:38,580
‫زیاد با نوزادها می‌گردی؟

403
00:22:39,080 --> 00:22:40,830
‫بزرگ‌ترین خواهرم بچه داره.

404
00:22:41,620 --> 00:22:45,040
‫موقع پروازمون چهار ماهه بود، اینه که...

405
00:22:45,460 --> 00:22:47,960
‫شرط می‌بندم الان غول کوچولویی شده.

406
00:22:49,920 --> 00:22:52,090
‫متأسفم که نمی‌تونی ببینیش.

407
00:22:53,380 --> 00:22:55,220
‫مرسی.

408
00:22:55,760 --> 00:22:58,470
‫بی‌وقفه می‌خنده،
‫یعنی همیشه می‌خنده.

409
00:23:00,430 --> 00:23:03,270
‫زنگ تلفن هم از نظرش بامزه است.

410
00:23:07,650 --> 00:23:11,280
‫گمون کنم حاضرم واسه دوباره دیدنش
‫دست به هر کاری بزنم، متوجهی؟

411
00:23:21,330 --> 00:23:22,330
‫خوبه مار.

412
00:23:23,160 --> 00:23:24,960
‫این‌جوری بچه‌اش هر شب خواب می‌بینه
‫دارن به ضرب چاقو می‌کشنش.

413
00:23:25,460 --> 00:23:28,290
‫وای، خب حالا. انتزاعیه.

414
00:23:30,130 --> 00:23:32,010
‫خیلی‌خب، باز هم صداش اومد.

415
00:23:33,170 --> 00:23:36,010
‫واقعا صدای چکه به گوشتون نمی‌خوره؟

416
00:23:42,180 --> 00:23:45,390
‫گمون کنم باید تو روند کارم
‫تجدید نظر کنم.

417
00:23:45,850 --> 00:23:47,270
‫اصلا نوزاد چی می‌خواد؟

418
00:23:47,980 --> 00:23:49,860
‫اوهوم؟ جشن سیسمونی
‫بیشتر به خاطر مامان بچه است.

419
00:23:50,650 --> 00:23:52,780
‫فقط یه بار شرکت کردم
‫که جشن کیت، فامیلمون، بود.

420
00:23:53,320 --> 00:23:55,570
‫یه سینی کامل خوراک تخم‌مرغ خورده بودم.

421
00:23:56,150 --> 00:23:57,860
‫چه حیف که به پیشنهاد گوشتابه‌ات گوش ندادن.

422
00:23:58,660 --> 00:24:00,830
‫مهمونی بدون تنقلات که نمی‌شه.

423
00:24:01,370 --> 00:24:03,370
‫دقیقا، خیلی هم خوب می‌شد.

424
00:24:04,000 --> 00:24:06,670
‫البته اون‌قدرها هم خوشمزه نمی‌شد.

425
00:24:07,170 --> 00:24:08,920
‫در حد خوراک تخم‌مرغ خوشمزه نمی‌شد.

426
00:24:09,210 --> 00:24:10,960
‫- درسته.
‫- آره.

427
00:24:11,170 --> 00:24:13,000
‫ولی مثلا...

428
00:24:13,380 --> 00:24:15,720
‫خیلی هم افتضاح نمی‌شد.

429
00:24:17,380 --> 00:24:21,010
‫خیلی‌خب، خیلی هم افتضاح نبود، مگه نه؟

430
00:24:22,140 --> 00:24:23,810
‫خیلی‌خب، قسم بخور به کسی نمی‌گی، ولی...

431
00:24:24,680 --> 00:24:27,690
‫اولین بارم نبود که انسان خورده بودم.

432
00:24:29,400 --> 00:24:31,610
‫راستش، دوقلوی همسانم رو
‫تو جنین جذب کرده بودم.

433
00:24:32,150 --> 00:24:34,480
‫وای خدایا، باورنکردنیه.

434
00:24:36,240 --> 00:24:37,900
‫عذاب وجدان داری؟

435
00:24:38,200 --> 00:24:39,030
‫راستش، نه.

436
00:24:39,910 --> 00:24:42,280
‫ترجیح می‌دم فرض کنم وقتی روی صحنه‌ام،
‫اون رو بروز می‌دم.

437
00:24:42,700 --> 00:24:45,080
‫وای.

438
00:24:45,370 --> 00:24:46,830
‫همیشه وقتی می‌بینم کسی...

439
00:24:47,710 --> 00:24:51,000
‫به کس دیگه‌ای بدل می‌شه،
‫شگفت‌زده می‌شم.

440
00:24:51,380 --> 00:24:53,340
‫اون‌قدرها هم سخت نیست.

441
00:24:53,710 --> 00:24:54,460
‫وای خدا جون.

442
00:24:55,090 --> 00:24:58,090
‫گمون کنم فهمیدم می‌تونی
‫چه هدیه‌ای به شانا بدی.

443
00:25:13,110 --> 00:25:15,360
‫گرسنه‌ای؟

444
00:25:17,780 --> 00:25:20,280
‫من هنوز گرسنه‌ام.

445
00:25:28,910 --> 00:25:30,750
‫چیه؟

446
00:25:39,970 --> 00:25:42,260
‫- ببین.
‫- هوم؟

447
00:25:42,550 --> 00:25:43,300
‫ببین، اِم...

448
00:25:43,930 --> 00:25:46,390
‫ببین، می‌دونی الان چطوری
‫راحت‌تر آروم می‌شم؟

449
00:25:46,770 --> 00:25:48,810
‫چطوری؟

450
00:25:53,480 --> 00:25:55,230
‫این‌طوری.

451
00:25:55,440 --> 00:25:56,150
‫دسته‌کلیده.

452
00:25:56,440 --> 00:25:58,610
‫وای، پُل، خیلی...

453
00:25:58,940 --> 00:26:00,030
‫آره.

454
00:26:00,820 --> 00:26:02,320
‫خب، خودت گفته بودی
‫بعد از تعطیلات اینجا ساکن می‌شی،

455
00:26:02,820 --> 00:26:04,620
‫الان هم که ماه مه شده، اینه که...

456
00:26:05,120 --> 00:26:07,240
‫گمون کنم واقعا گفته بودم.

457
00:26:07,450 --> 00:26:09,250
‫آره.

458
00:26:09,450 --> 00:26:11,580
‫خب؟

459
00:26:11,960 --> 00:26:13,750
‫خب... اِم...

460
00:26:14,330 --> 00:26:16,540
‫خب، خودت که می‌دونی می‌خوام
‫اینجا ساکن بشم.

461
00:26:17,300 --> 00:26:19,670
‫فقط الان خیلی مشغله دارم.

462
00:26:20,300 --> 00:26:21,630
‫راستش، به نظرم ممکنه دخترهام...

463
00:26:22,130 --> 00:26:23,130
‫امسال به مسابقات ایالتی صعود کنن،

464
00:26:23,970 --> 00:26:25,800
‫یعنی بعدش به مسابقات ملی صعود می‌کنیم و...

465
00:26:26,640 --> 00:26:29,390
‫راستش، فقط می‌خوام
‫حتما تا تهش رو رفته باشم.

466
00:26:29,850 --> 00:26:30,680
‫واسه چی؟ تو که همیشه می‌گی...

467
00:26:31,270 --> 00:26:32,810
‫اون دخترها هیولاهای کوچک بی‌رحمی‌ان.

468
00:26:33,310 --> 00:26:34,850
‫هستن، ولی...

469
00:26:35,480 --> 00:26:36,770
‫چه بدونم، نمی‌شه که همین‌جوری ولشون کنم.

470
00:26:37,320 --> 00:26:39,230
‫- بهم نیاز دارن.
‫- اون‌وقت من ندارم؟

471
00:26:39,650 --> 00:26:42,320
‫وای خدایا. پُل، آخه...

472
00:26:43,820 --> 00:26:46,160
‫اگه همخونه‌ات بشم، کل زندگیم عوض می‌شه.

473
00:26:46,620 --> 00:26:48,080
‫خب؟ خودت که درک می‌کنی.

474
00:26:48,370 --> 00:26:49,870
‫خب؟ کلا عوض می‌شه.

475
00:26:50,500 --> 00:26:52,000
‫خلاصه شرمنده‌ام،
‫ولی گمون نکنم انصاف باشه...

476
00:26:52,540 --> 00:26:54,750
‫خودت جای من چنین تصمیمی بگیری.

477
00:26:55,330 --> 00:26:57,460
‫می‌دونم، درست می‌گی،
‫درست می‌گی. انصاف نیست.

478
00:26:57,880 --> 00:27:00,340
‫اِم... ولی حق دارم تصمیم بگیرم...

479
00:27:00,840 --> 00:27:02,470
‫به کسی نیاز دارم...

480
00:27:03,170 --> 00:27:05,970
‫که بتونه تمام و کمال باهام زندگی کنه.

481
00:27:10,220 --> 00:27:11,890
‫من خیلی دوستت دارم بن،
‫ولی گمون کنم...

482
00:27:12,390 --> 00:27:14,890
‫گمون کنم شاید بهتر باشه بری.

483
00:27:48,430 --> 00:27:50,640
‫تو خوش‌شانسی.

484
00:27:51,010 --> 00:27:53,220
‫متوجهی؟

485
00:27:55,230 --> 00:27:58,610
‫گمون کنم شرایطمون اینجا خیلی وخیم‌تر بشه.

486
00:28:02,110 --> 00:28:04,280
‫ولی تو که همین الانش هم مردی، پس...

487
00:28:05,400 --> 00:28:08,570
‫احسنت که کاری کردی همه
‫واسه آخرین بار بهت حسادت بورزن.

488
00:28:13,950 --> 00:28:16,040
‫به خاطر کارمون...

489
00:28:17,080 --> 00:28:19,420
‫عذر می‌خوام.

490
00:28:24,090 --> 00:28:25,760
‫از کجا معلوم؟

491
00:28:27,130 --> 00:28:30,600
‫شاید به خاطر خوردن تو
‫تا آخر زمستون زنده بمونیم، پس...

492
00:28:33,100 --> 00:28:34,600
‫مرسی.

493
00:28:39,060 --> 00:28:41,440
‫روحت شاد جکی.

494
00:28:55,750 --> 00:28:58,460
‫وای، پشم‌هام.

495
00:29:06,630 --> 00:29:08,010
‫خاک بر سرم!

496
00:29:38,830 --> 00:29:40,370
‫پسر، من که دارم جواب سوالت رو می‌دم.

497
00:29:40,830 --> 00:29:42,500
‫لزومی نداره خشونت به خرج بدی!

498
00:29:43,000 --> 00:29:45,630
‫دو کلمه بهش بگو: آب‌های آزاد.

499
00:29:46,000 --> 00:29:46,630
‫ما که...

500
00:29:47,170 --> 00:29:47,880
‫- اون که نمی‌دونه.
‫- ما که چی؟

501
00:29:48,300 --> 00:29:49,170
‫به خدمتش برس!

502
00:29:50,550 --> 00:29:52,340
‫از کار بعدیم خوشت نمیاد.

503
00:29:56,060 --> 00:29:57,770
‫اون رو دیگه می‌خوای چیکار؟

504
00:29:58,220 --> 00:29:59,140
‫بازجویی از شاهد...

505
00:29:59,680 --> 00:30:01,480
‫تو آب خیلی بامزه است.

506
00:30:02,020 --> 00:30:03,980
‫اعضای القاعده از این شرایط متنفر بودن.

507
00:30:04,560 --> 00:30:07,610
‫ولی لزومی نداره اون‌قدر
‫سنتی عمل کنیم.

508
00:30:08,030 --> 00:30:08,900
‫حالا شد یه چیزی.

509
00:30:09,400 --> 00:30:12,320
‫ناتالی رو اون شب دیدی یا نه؟

510
00:30:12,570 --> 00:30:13,740
‫نه! قسم می‌خورم!

511
00:30:14,200 --> 00:30:14,910
‫چیز عجیبی به چشمت نخورد؟

512
00:30:15,490 --> 00:30:17,330
‫- نمی‌دونم.
‫- کسی اون اطراف نبود؟

513
00:30:17,700 --> 00:30:18,910
‫نه، گمون نکنم بوده باشه!

514
00:30:19,540 --> 00:30:22,210
‫- بیشتر فکر کن رندی!
‫- بیشتر فکر کن رندی.

515
00:30:22,500 --> 00:30:23,670
‫دارم سعیم رو می‌کنم!

516
00:30:24,040 --> 00:30:25,000
‫خیلی‌خب.

517
00:30:25,590 --> 00:30:27,340
‫اِم... خیلی‌خب، شاید...

518
00:30:27,710 --> 00:30:28,250
‫گروهی بوده باشن...

519
00:30:29,090 --> 00:30:29,960
‫که دو سه روزی اون اطراف بودن.

520
00:30:30,420 --> 00:30:31,170
‫دیدی همراه ناتالی باشن؟

521
00:30:31,720 --> 00:30:32,590
‫دیدی همراه ناتالی باشن؟

522
00:30:33,220 --> 00:30:34,590
‫نه، نه. اکثر مواقع کنار ونشون بودن.

523
00:30:35,220 --> 00:30:36,800
‫ولی لباس ارغوانی پوشیده بودن.
‫سرتاپا ارغوانی بودن.

524
00:30:37,390 --> 00:30:38,180
‫انگار عضو انجمن مسخره‌ای بودن.

525
00:30:38,720 --> 00:30:40,100
‫خب، به نظرت غیرعادی نبود؟

526
00:30:40,600 --> 00:30:41,270
‫واسه چی تازه داری بهم می‌گی؟

527
00:30:42,060 --> 00:30:43,350
‫چه بدونم پسر.
‫اونجا کلی...

528
00:30:43,730 --> 00:30:44,520
‫اتفاقات باورنکردنی رخ می‌ده.

529
00:30:45,060 --> 00:30:45,980
‫ازشون نپرسیده بودی واسه چی اونجان؟

530
00:30:46,440 --> 00:30:47,320
‫نه. ولی چون کل فانتاهای دستگاه...

531
00:30:48,110 --> 00:30:49,940
‫فروش نوشابه رو خورده بودن،
‫بهشون گفتم عوضی.

532
00:30:50,400 --> 00:30:51,900
‫یعنی اصلا با ناتالی صحبت نکردن؟

533
00:30:52,280 --> 00:30:53,280
‫شرمنده پسر.

534
00:30:55,070 --> 00:30:56,240
‫به درد نمی‌خوره.

535
00:30:58,370 --> 00:30:59,910
‫می‌تونی بری آقای والش.

536
00:31:00,290 --> 00:31:01,290
‫همین؟

537
00:31:02,250 --> 00:31:04,710
‫آره، ولی تو شهر بمون
‫که شاید باز هم خواستم ازت سوال کنم.

538
00:31:05,290 --> 00:31:07,170
‫اگه فرار کنی، من و این دوستم...

539
00:31:07,710 --> 00:31:10,130
‫میایم پیدات می‌کنیم.

540
00:31:28,730 --> 00:31:30,110
‫اصل داستان شکسته.

541
00:31:30,820 --> 00:31:33,530
‫مدام در راه فهم خصوصیت اصلی
‫شخصیتش شکست می‌خوری.

542
00:31:34,070 --> 00:31:36,660
‫اگه اصلا خصوصیت اصلیش رو
‫نفهمم چی؟

543
00:31:37,780 --> 00:31:39,950
‫در اون صورت، به قول مربی بازیگریم:

544
00:31:40,490 --> 00:31:42,410
‫«به مهم‌ترین حقیقت تاریخ دست پیدا کردی.»

545
00:31:42,790 --> 00:31:44,870
‫«فهمیدی همه‌مون از دروغ تشکیل شدیم.»

546
00:32:12,940 --> 00:32:14,030
‫ببین، ببین.

547
00:32:14,650 --> 00:32:17,490
‫اگه بازت کنم، می‌شه باهات بیام؟

548
00:32:21,370 --> 00:32:23,310
‫آره.

549
00:32:23,510 --> 00:32:25,410
‫بیا.

550
00:32:30,580 --> 00:32:32,170
‫پشم‌هام.

551
00:32:39,220 --> 00:32:40,260
‫آهای! وایستا.

552
00:32:40,890 --> 00:32:42,220
‫آهای، مسیرت رو از کجا بلدی؟

553
00:32:42,680 --> 00:32:44,810
‫- خودش نشونم می‌ده.
‫- «خودش» کیه؟

554
00:32:45,220 --> 00:32:46,270
‫همون بی‌چشمه رو می‌گم.

555
00:32:46,810 --> 00:32:47,980
‫همیشه دنبالش می‌کنی؟

556
00:32:48,390 --> 00:32:49,230
‫فقط وقتی بذاره دنبالش می‌کنم.

557
00:32:49,850 --> 00:32:51,560
‫خیلی‌خب، کی «بذاره»؟
‫من رو می‌گی؟

558
00:32:52,020 --> 00:32:53,770
‫- پس کی «بذاره»؟
‫- تائیسا رو می‌گم.

559
00:32:54,190 --> 00:32:56,240
‫پس خودت کی هستی؟

560
00:33:05,490 --> 00:33:07,210
‫از کجا می‌دونستی این اینجاست؟

561
00:33:08,210 --> 00:33:09,040
‫تای، جوابم رو بده.

562
00:33:09,420 --> 00:33:11,040
‫تای! آهای!

563
00:33:12,670 --> 00:33:14,210
‫چیزیت نیست، چیزیت نیست.

564
00:33:14,710 --> 00:33:16,670
‫اینجا کجاست؟

565
00:33:17,220 --> 00:33:18,720
‫نمی‌دونم.
‫خودت من رو آوردی اینجا.

566
00:33:19,260 --> 00:33:20,260
‫تو خواب راه می‌رفتی
‫و من رو آوردی اینجا.

567
00:33:20,720 --> 00:33:21,510
‫جدی می‌گم. ببین، ببین، ببین.

568
00:33:22,390 --> 00:33:25,600
‫یه راست اومدی سراغش،
‫انگار جاش رو بلد بودی.

569
00:33:27,430 --> 00:33:30,600
‫گفتی داری «همون بی‌چشمه» رو دنبال می‌کنی.

570
00:33:31,770 --> 00:33:33,270
‫من چنین حرفی زدم؟

571
00:33:33,770 --> 00:33:36,730
‫بی‌چشمه کیه؟

572
00:33:39,240 --> 00:33:40,950
‫نمی‌دونم.

573
00:33:49,620 --> 00:33:53,750
‫باز هم می‌خوای تمرین کنی؟

574
00:34:02,300 --> 00:34:04,640
‫هنوز تمرینم تموم نشده.

575
00:34:04,840 --> 00:34:06,720
‫آهای.

576
00:34:06,930 --> 00:34:08,560
‫آهای.

577
00:34:08,930 --> 00:34:10,140
‫- کوین. آهای.
‫- وای.

578
00:34:10,770 --> 00:34:12,310
‫همسرم رو اون روز خیلی ناراحت کردی پسر.

579
00:34:12,940 --> 00:34:14,980
‫واقعا جریان از چه قرار بود پسر؟

580
00:34:16,440 --> 00:34:17,230
‫یه سر اومده بودم صحبت کنیم.

581
00:34:17,650 --> 00:34:19,110
‫آها، درسته. اذیت نکن پسر.

582
00:34:19,940 --> 00:34:21,400
‫امکان نداره واقعا خیال کنی
‫شانا تو ماجرای...

583
00:34:21,950 --> 00:34:24,910
‫مفقود شدن هنرمنده نقش داشته، مگه نه؟

584
00:34:25,320 --> 00:34:26,200
‫نمی‌دونم. خب؟

585
00:34:26,780 --> 00:34:28,160
‫واسه همین می‌خواستم
‫باهاش صحبت کنم، خب؟

586
00:34:28,580 --> 00:34:30,870
‫باشه.

587
00:34:31,290 --> 00:34:33,670
‫شانا ناراحت شده بود؟

588
00:34:33,960 --> 00:34:35,330
‫نه، اِم...

589
00:34:35,960 --> 00:34:37,800
‫ببین، منظورم این بود که گیج شده بود.

590
00:34:38,420 --> 00:34:40,260
‫خبر داشتی چند صد پیام...

591
00:34:40,760 --> 00:34:42,800
‫بین خودش و آدام مارتین رد و بدل شده؟

592
00:34:45,590 --> 00:34:47,010
‫خب، تصادف کرده بودن.

593
00:34:47,810 --> 00:34:49,180
‫معلومه که مجبور می‌شن
‫کمی با هم صحبت کنن.

594
00:34:49,680 --> 00:34:51,060
‫- یعنی منطقیه دیگه.
‫- آها.

595
00:34:51,350 --> 00:34:53,190
‫بی‌خیال.

596
00:34:53,810 --> 00:34:55,440
‫راستش رو بهت می‌گم جف.

597
00:34:55,980 --> 00:34:58,270
‫یکی به بازرسمون گفته...

598
00:34:58,860 --> 00:35:00,990
‫شانا رابطه نامشروع داشته.

599
00:35:02,860 --> 00:35:04,030
‫خیلی شرمنده‌ام که این شکلی بهت می‌گم،

600
00:35:04,660 --> 00:35:06,280
‫ولی ما صرفا داریم انجام وظیفه می‌کنیم.

601
00:35:06,820 --> 00:35:08,780
‫هوم، خیلی‌خب.
‫خب، ریدم تو وظیفه‌تون.

602
00:35:09,330 --> 00:35:10,540
‫- خب؟ آخه من می‌شناسمس.
‫- خیلی‌خب.

603
00:35:11,330 --> 00:35:13,040
‫داره بیست و پنج سال
‫از ازدواجمون می‌گذره کوین.

604
00:35:13,540 --> 00:35:15,250
‫من همسرم می‌شناسم
‫و بهش اعتماد دارم.

605
00:35:15,670 --> 00:35:17,710
‫اِم، همه‌جوره بهش اعتماد دارم.

606
00:35:18,710 --> 00:35:20,130
‫ببین، اطلاعات غلطی به دست آوردین.

607
00:35:20,670 --> 00:35:22,670
‫خب؟
‫اطلاعاتتون افتضاحه.

608
00:35:23,550 --> 00:35:25,800
‫ضمنا، اگه بهترین سرنختون
‫سر این جریان همینه،

609
00:35:26,180 --> 00:35:27,220
‫خدایا، واقعا دلم می‌سوزه کوین.

610
00:35:27,800 --> 00:35:28,890
‫دلم واسه این حرومزاده بدبخت می‌سوزه...

611
00:35:29,470 --> 00:35:31,720
‫که الان باید مشغول پیدا کردنش باشین.

612
00:35:33,390 --> 00:35:35,770
‫متوجهی؟
‫آخه بدبخت شده.

613
00:35:36,150 --> 00:35:38,900
‫- خیلی‌خب.
‫- باشه، خیلی‌خب.

614
00:35:47,530 --> 00:35:50,160
‫مطمئنین مقصدتون همین‌جاست؟

615
00:35:50,580 --> 00:35:51,910
‫آره، همین‌جا عالیه.

616
00:35:52,200 --> 00:35:54,370
‫ممنون.

617
00:35:56,830 --> 00:35:59,920
‫خیلی ممنون. خیلی‌خب.

618
00:36:03,700 --> 00:36:05,400
‫[مکان‌یابی زنده]

619
00:36:40,130 --> 00:36:41,460
‫ببین، خیلی دوست دارم
‫شب پیشت بمونم،

620
00:36:42,090 --> 00:36:44,300
‫ولی گربه‌ات حال آدم رو به هم می‌زنه.
‫آره، آره.

621
00:36:44,760 --> 00:36:46,920
‫خودم می‌دونم، ولی ما...

622
00:36:48,760 --> 00:36:50,640
‫اومدم مینی‌ون سرقتیم رو...

623
00:36:50,930 --> 00:36:52,600
‫ببرم.

624
00:36:52,930 --> 00:36:54,310
‫ببین خانم.

625
00:36:54,930 --> 00:36:56,680
‫مطمئنم از هیچ ماشین سرقتی‌ای...

626
00:36:57,100 --> 00:36:58,480
‫خبر ندارم.

627
00:36:58,980 --> 00:36:59,850
‫نظرت چیه بگیریش پایین؟

628
00:37:00,400 --> 00:37:02,610
‫نه. اصلا...
‫نه، نه.

629
00:37:02,900 --> 00:37:03,610
‫جریان از این قراره...

630
00:37:04,150 --> 00:37:06,320
‫تفنگ گرفتن سمت ملت یه بحثه.

631
00:37:06,820 --> 00:37:08,950
‫شلیک کردنش هم یه بحث دیگه است.

632
00:37:09,160 --> 00:37:10,450
‫بی‌خیال.

633
00:37:10,950 --> 00:37:12,950
‫لرزش دستت معلومه.

634
00:37:14,120 --> 00:37:16,330
‫کارت خیلی نازه،
‫ولی من فرصت ندارم که...

635
00:37:16,660 --> 00:37:18,660
‫تا حالا...

636
00:37:18,960 --> 00:37:20,750
‫پوست جسد انسان رو...

637
00:37:21,130 --> 00:37:23,130
‫کندی؟

638
00:37:24,130 --> 00:37:26,300
‫سخت‌تر از تصوراتته.

639
00:37:26,800 --> 00:37:29,090
‫خیلی محکم بهمون چسبیده.

640
00:37:29,470 --> 00:37:31,260
‫پوستمون رو می‌گم.

641
00:37:31,680 --> 00:37:33,550
‫آدم باید گوشه‌هاش رو...

642
00:37:34,310 --> 00:37:36,720
‫کنار بزنه تا بتونه درست و حسابی بگیردش...

643
00:37:37,100 --> 00:37:39,270
‫و محکم بکشدش.

644
00:37:39,690 --> 00:37:41,850
‫البته کشیدنش هم راحت نیست.

645
00:37:42,310 --> 00:37:44,190
‫ملت همیشه قبل از کشته شدن...

646
00:37:44,650 --> 00:37:46,190
‫خیلی عرق می‌کنن.

647
00:37:46,650 --> 00:37:48,820
‫خیلی چرب می‌شن.

648
00:37:50,820 --> 00:37:52,700
‫وقتی ملت می‌فهمن قراره بمیرن،

649
00:37:53,700 --> 00:37:56,620
‫چهره خاصی به خودشون می‌گیرن.

650
00:37:58,700 --> 00:38:00,960
‫همین چهره رو می‌گم.

651
00:38:03,710 --> 00:38:05,790
‫لرزش دستم...

652
00:38:06,170 --> 00:38:08,170
‫به خاطر ترسم نبود.

653
00:38:09,630 --> 00:38:12,090
‫لرزش دستم...

654
00:38:12,510 --> 00:38:14,430
‫به خاطر این بود که خیلی...

655
00:38:14,850 --> 00:38:17,140
‫دلم می‌خواست این کار رو بکنم.

656
00:38:25,190 --> 00:38:26,230
‫نه.

657
00:38:27,360 --> 00:38:28,570
‫خودت ببرش.

658
00:38:29,070 --> 00:38:31,240
‫همین الانش هم خیلی زنگ زده.

659
00:38:32,360 --> 00:38:33,490
‫اشکالی نداره.

660
00:38:33,910 --> 00:38:36,030
‫سوییچش همون‌جاست.

661
00:38:37,160 --> 00:38:39,250
‫خودت ببرش.

662
00:38:47,710 --> 00:38:49,590
‫خواهش می‌کنم.

663
00:38:54,050 --> 00:38:58,100
‫اِم... خیلی‌خب.

664
00:38:58,390 --> 00:39:00,220
‫خیلی‌خب، ممـ...

665
00:39:04,060 --> 00:39:06,230
‫ممنون.

666
00:39:33,090 --> 00:39:33,970
‫یعنی چی که استعفا دادی؟

667
00:39:34,930 --> 00:39:37,180
‫مگه قرار نبود امروز با تیمت
‫به مسابقات ملی بری؟

668
00:39:37,600 --> 00:39:39,350
‫اوهوم. آره.

669
00:39:39,810 --> 00:39:41,770
‫آره، خودم می‌دونم. قرار بود برم.

670
00:39:42,060 --> 00:39:43,600
‫اِم، حتی...

671
00:39:44,310 --> 00:39:46,560
‫حتی امروز صبح که بیدار شدم،
‫خیال می‌کردم قراره برم.

672
00:39:47,100 --> 00:39:48,560
‫یعنی بلند شدم، ساکم رو برداشتم،

673
00:39:49,270 --> 00:39:51,650
‫سوار ماشین شدم
‫که برم فرودگاه، ولی...

674
00:39:52,780 --> 00:39:54,450
‫یهو همون‌جا نشستم...

675
00:39:54,950 --> 00:39:56,530
‫و مدام با خودم می‌گفتم...

676
00:39:56,990 --> 00:39:58,910
‫اگه سوار اون هواپیما بشم،

677
00:39:59,280 --> 00:40:00,120
‫قراره غم‌انگیز نسخه خودم رو...

678
00:40:00,660 --> 00:40:03,330
‫تثبیت کنم.

679
00:40:03,830 --> 00:40:06,370
‫خب؟ مربی فوتبال...

680
00:40:07,250 --> 00:40:08,728
‫دبیرستانی می‌شدم
‫که همجنسگرا بودنش رو...

681
00:40:08,752 --> 00:40:10,460
‫مخفی کرده و کل خواسته‌هاش رو
‫نادیده می‌گیره،

682
00:40:10,960 --> 00:40:12,500
‫چون خیال می‌کنه اون‌جوری...

683
00:40:13,010 --> 00:40:14,670
‫چه بدونم، در امان می‌مونه.

684
00:40:15,300 --> 00:40:17,680
‫در امان بودن اون‌قدرها هم بد نیست...

685
00:40:18,140 --> 00:40:20,220
‫نه. ببین، منظورم همینه.

686
00:40:20,640 --> 00:40:22,310
‫آدم کلا در امان نیست.

687
00:40:22,680 --> 00:40:24,770
‫واسه همین...

688
00:40:25,810 --> 00:40:28,020
‫می‌خوام...

689
00:40:29,980 --> 00:40:31,650
‫طبق میل خودم عمل کنم.

690
00:40:32,690 --> 00:40:34,690
‫طبق سرنوشتم زندگی کنم.

691
00:40:36,320 --> 00:40:39,320
‫قراره همون آدمی باشم
‫که از وجودش مطمئنم.

692
00:40:41,870 --> 00:40:43,240
‫گور بابای بقیه.

693
00:40:51,170 --> 00:40:53,000
‫همین الان خبر داغی
‫به دستمون رسید که پرواز شماره...

694
00:40:53,880 --> 00:40:56,510
‫اصلا به مقصدش یا فرودگاه دیگه‌ای نرسیده.

695
00:40:57,010 --> 00:40:57,970
‫دارن دنبالشون می‌گردن.

696
00:40:58,840 --> 00:41:02,010
‫خانواده‌هاشون همین الان
‫واسه بدترین اتفاقات آماده شدن.

697
00:41:11,150 --> 00:41:11,980
‫چیه؟

698
00:41:12,360 --> 00:41:14,690
‫مخروط تعویض پوشکه.

699
00:41:15,690 --> 00:41:16,900
‫جلوی شاشش رو می‌گیره.

700
00:41:17,190 --> 00:41:18,490
‫مخصوص پسرهاست.

701
00:41:19,030 --> 00:41:21,200
‫یه بار تو فروشگاه «پارتی امپوریوم»
‫دیده بودم.

702
00:41:21,990 --> 00:41:22,660
‫نفهمیدم به چه دردی می‌خوره.

703
00:41:23,200 --> 00:41:24,910
‫اِم، نه، آره، فکر خوبی بود.

704
00:41:25,200 --> 00:41:26,330
‫مرسی ون.

705
00:41:26,700 --> 00:41:28,750
‫خواهش.

706
00:41:32,540 --> 00:41:34,040
‫من می‌خوام هدیه‌ام...

707
00:41:34,500 --> 00:41:35,840
‫اجرای تک‌گویی‌ای...

708
00:41:36,380 --> 00:41:38,550
‫از «ماگنولیاهای فولادی» باشه.

709
00:41:51,270 --> 00:41:53,110
‫دستگاه‌ها رو خاموش کردیم.

710
00:41:53,560 --> 00:41:55,400
‫دارم رفت. طاقتش رو نداشت.

711
00:41:55,770 --> 00:41:57,570
‫جکسون رفت.

712
00:41:59,400 --> 00:42:00,400
‫به نظرم خنده‌داره.

713
00:42:01,110 --> 00:42:03,370
‫مرد جماعت باید خیر سرش فولادی باشه.

714
00:42:06,790 --> 00:42:10,210
‫من وقتی اون موجود خارق‌العاده
‫وارد زندگیم شد، حضور داشتم.

715
00:42:11,790 --> 00:42:13,380
‫وقتی از زندگی رفت هم حضور داشتم.

716
00:42:13,960 --> 00:42:16,040
‫ارزشمندترین لحظه عمرم بود.

717
00:42:16,920 --> 00:42:18,630
‫واقعا سکانسی
‫راجع به مرگ دختر رو انتخاب کرد؟

718
00:42:19,260 --> 00:42:21,720
‫- غافلگیر شدی؟
‫- حالم خوبه!

719
00:42:22,300 --> 00:42:24,760
‫حالم خوبه. حالم خوبه. حالم خوبه!

720
00:42:25,390 --> 00:42:27,680
‫می‌تونم تا تگزاس بدوم و برگردم،

721
00:42:28,100 --> 00:42:29,930
‫ولی دخترم نمی‌تونه.

722
00:42:30,770 --> 00:42:32,730
‫اصلا نتونست!
‫وای خدا، خیلی عصبانی‌ام...

723
00:42:33,440 --> 00:42:37,270
‫گمون کنم عجیب‌ترین جشن سیسمونی تاریخ باشه.

724
00:42:38,400 --> 00:42:40,780
‫حالت خوبه؟

725
00:42:41,780 --> 00:42:43,410
‫عین همیشه نیستی.

726
00:42:43,990 --> 00:42:45,030
‫اون بچه فقط همین رو فهمید...

727
00:42:45,820 --> 00:42:48,540
‫که مادرش خیلی خارق‌العاده است.
‫اصلا نمی‌فهمه...

728
00:42:49,080 --> 00:42:50,500
‫چقدر به خاطرش جون کند.

729
00:42:51,000 --> 00:42:52,540
‫وای خدا. می‌خوام دلیلش رو بدونم!

730
00:42:52,830 --> 00:42:53,830
‫آخه چرا؟!

731
00:42:54,330 --> 00:42:58,130
‫وای خدا، کاش می‌تونستم درک کنم.

732
00:42:59,130 --> 00:43:00,920
‫نه، نه. نه‌خیر. نه.

733
00:43:01,470 --> 00:43:03,130
‫نباید این شکلی بشه.

734
00:43:03,430 --> 00:43:04,840
‫قـ...

735
00:43:05,340 --> 00:43:07,640
‫قرار بود من اول بمیرم.

736
00:43:08,180 --> 00:43:09,850
‫از اولش قرار بود خودم اول بمیرم.

737
00:43:10,640 --> 00:43:12,180
‫گمون نکنم از پسش بر بیام، فقط...

738
00:43:12,640 --> 00:43:13,890
‫می‌خوام یکی رو بزنم...

739
00:43:14,440 --> 00:43:16,270
‫که حالش عین خودم خراب بشه.
‫فقط...

740
00:43:16,810 --> 00:43:18,020
‫ای خدا، می‌خوام بزنمش.
‫می‌خوام...

741
00:43:18,820 --> 00:43:21,190
‫می‌خوام یه چیزی رو بزنم!
‫می‌خوام محکم بزنمش!

742
00:43:41,050 --> 00:43:43,340
‫وای خدا.

743
00:44:20,210 --> 00:44:22,380
‫چیه؟

744
00:44:26,680 --> 00:44:29,390
‫بهم بگو چی می‌خوای!

745
00:44:32,060 --> 00:44:33,640
‫چی؟

746
00:44:45,190 --> 00:44:45,860
‫نتیجه آزمایش سم‌شناسی اومد.

747
00:44:46,450 --> 00:44:47,530
‫چیزی جز آدرال تو خونت نبود،

748
00:44:47,950 --> 00:44:48,530
‫ولی بهانه‌تراشی براش راحته.

749
00:44:49,240 --> 00:44:50,450
‫پلیس‌ها می‌خوان به خاطر
‫عبور از چراغ قرمز اذیتت کنن،

750
00:44:51,030 --> 00:44:52,030
‫ولی امیدوارم فیلم دوربین‌ها نشون بده...

751
00:44:52,740 --> 00:44:53,620
‫- سرعت اون یکی بیش از حد مجاز بـ...
‫- با ماشین اومدی اینجا؟

752
00:44:54,120 --> 00:44:56,120
‫- آره.
‫- باید سوییچت رو بدی.

753
00:44:56,910 --> 00:45:00,040
‫- واقعا الان رانندگی به نفعته؟
‫- [جسیکا رابرتس]

754
00:45:05,130 --> 00:45:07,760
‫خب سرنخ افراد ارغوانی‌پوش دستگیرمون شد،
‫ولی چیز دیگه‌ای نفهمیدیم.

755
00:45:08,260 --> 00:45:09,300
‫به نظرت هم‌تیمی‌ان؟

756
00:45:09,590 --> 00:45:10,720
‫تو لیگ سافت‌بال بازی می‌کنن؟

757
00:45:11,090 --> 00:45:12,720
‫از کجا معلوم؟

758
00:45:13,140 --> 00:45:15,310
‫خب، به بن‌بست خوردیم.

759
00:45:16,600 --> 00:45:17,890
‫مرسی که تلاش کردی.

760
00:45:18,440 --> 00:45:20,350
‫می‌خوای تا نرفتی، گلویی تازه کنیم؟

761
00:45:20,810 --> 00:45:21,810
‫- هم «مانتین دو» دارم،
‫- اِم، نه.

762
00:45:22,230 --> 00:45:23,270
‫هم «تائیتین تریت».

763
00:45:23,730 --> 00:45:25,110
‫وای خدایا. وای خدایا!

764
00:45:25,650 --> 00:45:27,110
‫فانتاها!
‫ممکنه ارغوانی‌پوش‌ها...

765
00:45:27,650 --> 00:45:29,360
‫با کارت اعتباری از دستگاه
‫فروش خودکار خرید کرده بوده باشن.

766
00:45:29,820 --> 00:45:31,410
‫مأمور خاکستری، خیلی نابغه‌ای.

767
00:45:31,990 --> 00:45:33,620
‫اِم، بذار بررسی کنم.

768
00:45:34,120 --> 00:45:35,440
‫مهارت‌های خاصی دارم.

769
00:45:35,640 --> 00:45:36,330
‫هکری دیگه.

770
00:45:36,660 --> 00:45:38,460
‫راحت باش و بگو.

771
00:45:39,670 --> 00:45:41,170
‫حالا صداقت به خرج می‌دیم،
‫نمی‌خوای بهم بگی...

772
00:45:41,960 --> 00:45:43,880
‫واسه چی به پست‌های
‫آدام مارتینم رأی منفی می‌دی؟

773
00:45:44,630 --> 00:45:47,970
‫کم‌کم داری اعتبار بی‌نظیرم رو
‫خدشه‌دار می‌کنی.

774
00:45:50,590 --> 00:45:52,720
‫اگه می‌خوای حتما بدونی،

775
00:45:53,180 --> 00:45:56,470
‫من با مادر آدام رفیقم.

776
00:45:57,310 --> 00:45:58,930
‫وقتی آدام معتاد شد،

777
00:45:59,430 --> 00:46:01,690
‫زندگیش بدجوری خراب شد.

778
00:46:02,690 --> 00:46:03,900
‫راستش رو بخوای،

779
00:46:04,440 --> 00:46:05,940
‫احتمالا خودش یه جایی...

780
00:46:06,360 --> 00:46:07,990
‫خودکشی یا اوردوز کرده.

781
00:46:08,440 --> 00:46:10,740
‫ولی اگه چنین اطلاعاتی...

782
00:46:11,280 --> 00:46:13,780
‫جایی منتشر بشه،

783
00:46:14,280 --> 00:46:16,660
‫جون خانم مارتین در می‌ره.

784
00:46:16,990 --> 00:46:18,540
‫واسه همین...

785
00:46:18,830 --> 00:46:20,410
‫به پستت رأی منفی دادم،

786
00:46:20,960 --> 00:46:22,830
‫آخه می‌خواستم هر کاری از دستم برمیاد...

787
00:46:23,210 --> 00:46:24,380
‫انجام بدم...

788
00:46:24,840 --> 00:46:26,710
‫که جلوی چنین اتفاقی رو بگیرم.

789
00:46:29,670 --> 00:46:31,760
‫کار قشنگی می‌کنی.

790
00:46:32,300 --> 00:46:34,390
‫خب، می‌دونستم درک می‌کنم.

791
00:46:34,850 --> 00:46:36,100
‫آخه خودت خیلی مصممی...

792
00:46:36,720 --> 00:46:39,680
‫مادرت آسایشگاه مناسبی پیدا کنه.

793
00:46:41,020 --> 00:46:42,350
‫چی؟ سوئتلانا رو می‌گی؟

794
00:46:42,810 --> 00:46:44,810
‫نه بابا، اون که مادرم نیست.

795
00:46:45,150 --> 00:46:46,270
‫چی؟

796
00:46:47,150 --> 00:46:48,940
‫آها، از آشنایانمه که دارن
‫از خونه‌اش بیرونش می‌کنن.

797
00:46:49,360 --> 00:46:50,820
‫می‌شه گفت با یه آسایشگاه...

798
00:46:51,320 --> 00:46:52,990
‫دو نشون زدم.

799
00:46:53,410 --> 00:46:54,910
‫واسه چی باید چنین کاری بکنی؟

800
00:46:55,320 --> 00:46:56,580
‫پولش رو دارم.

801
00:46:56,870 --> 00:46:57,990
‫نه، نه، یعنی...

802
00:46:58,580 --> 00:47:01,580
‫واسه چی باید این همه زحمت بکشی...

803
00:47:01,870 --> 00:47:04,540
‫که صرفا من رو ببینی؟

804
00:47:06,330 --> 00:47:07,540
‫شاید...

805
00:47:08,090 --> 00:47:11,590
‫موریارتی خسته‌ای باشم
‫که دنبال شرلوک خودش می‌گرده.

806
00:48:02,140 --> 00:48:04,270
‫سلام.

807
00:48:04,810 --> 00:48:08,150
‫ونمون چطوری برگشت؟

808
00:48:18,150 --> 00:48:20,616
‫[متخصص علوم قانونی خفن:
‫کارت اعتباریه مال نیویورک، شری کرنر بود.]

809
00:48:20,640 --> 00:48:22,100
‫[می‌خوای بزنیم به دل جاده مأمور گری؟]

810
00:48:38,180 --> 00:48:39,890
‫هوم.

811
00:48:40,300 --> 00:48:41,970
‫قدرتمند عمل کردین.

812
00:48:42,310 --> 00:48:44,520
‫ممنون.

813
00:48:47,850 --> 00:48:49,860
‫خیلی‌خب.

814
00:48:50,940 --> 00:48:53,280
‫حالا نوبت کیه؟

815
00:48:53,530 --> 00:48:55,110
‫کسی نبود؟

816
00:48:55,530 --> 00:48:57,820
‫کسی نبود؟

817
00:48:59,200 --> 00:49:00,530
‫ناتالی؟

818
00:49:00,820 --> 00:49:02,030
‫چیه؟

819
00:49:02,450 --> 00:49:03,410
‫نه. نه، مرسی.

820
00:49:03,790 --> 00:49:05,580
‫من بلند نمی‌شم.

821
00:49:05,950 --> 00:49:07,620
‫خیلی مهمه که...

822
00:49:08,210 --> 00:49:10,790
‫همه‌مون تلاش کنیم تو این تمرینات...

823
00:49:11,290 --> 00:49:13,210
‫حضور داشته باشیم.

824
00:49:15,010 --> 00:49:16,670
‫بیا دیگه.

825
00:49:17,170 --> 00:49:20,550
‫اینجا کسی قضاوت نمی‌کنه.

826
00:49:22,850 --> 00:49:24,390
‫بیا دیگه.

827
00:49:31,190 --> 00:49:32,730
‫چه خارق‌العاده.

828
00:49:34,570 --> 00:49:36,070
‫خیلی‌خب.

829
00:49:36,570 --> 00:49:38,900
‫ازت می‌خوام چشمت رو ببندی...

830
00:49:39,860 --> 00:49:42,160
‫و به درون خودت توجه کنی.

831
00:49:45,410 --> 00:49:47,080
‫چیزی درونت نیست که دلت بخواد...

832
00:49:47,580 --> 00:49:49,460
‫با گروهمون بررسیش کنی؟

833
00:49:49,830 --> 00:49:51,630
‫معلومه که نه.

834
00:49:52,170 --> 00:49:53,840
‫عذر می‌خوام، من نمی...
‫از پسش برنمیام.

835
00:49:54,420 --> 00:49:56,050
‫اشکالی نداره، اشکالی نداره.
‫خواهش می‌کنم.

836
00:49:56,380 --> 00:49:57,380
‫همین‌جا بمون.

837
00:49:57,670 --> 00:49:58,880
‫اشکالی نداره.

838
00:49:59,260 --> 00:50:00,680
‫لیزا، بیا پیشمون.

839
00:50:00,880 --> 00:50:02,890
‫بیا.

840
00:50:04,390 --> 00:50:06,600
‫سلام.

841
00:50:08,270 --> 00:50:10,940
‫لیزا، ناتالی چند روز پیش
‫مجروحت کرد، مگه نه؟

842
00:50:12,230 --> 00:50:13,860
‫مگه نه؟ بهش بگو...

843
00:50:14,360 --> 00:50:15,440
‫چه حسی بهت دست داده بود.

844
00:50:15,730 --> 00:50:17,780
‫چنین کاری به‌جا نیست.

845
00:50:18,070 --> 00:50:19,400
‫ناتالی، خواهش می‌کنم.

846
00:50:19,610 --> 00:50:21,700
‫احساس...

847
00:50:21,910 --> 00:50:23,740
‫ترس بهم دست داده بود.

848
00:50:26,740 --> 00:50:28,450
‫- احساس ناامیدی هم دست داده بود.
‫- خیلی‌خب.

849
00:50:29,250 --> 00:50:30,960
‫خیال می‌کردم خودش می‌دونه
‫دارم سعی می‌کنم کمکش کنم.

850
00:50:31,460 --> 00:50:32,540
‫من به کمک کسی نیاز ندارم.

851
00:50:32,920 --> 00:50:35,290
‫ما جونت رو نجات دادیم!

852
00:50:36,960 --> 00:50:39,010
‫ببخشید، ببخشید. عذر می‌خوام.

853
00:50:39,460 --> 00:50:40,300
‫اشکالی نداره.

854
00:50:40,800 --> 00:50:41,720
‫قبلا به گروهمون گفتی...

855
00:50:42,260 --> 00:50:43,220
‫به جای بروز دادن...

856
00:50:43,760 --> 00:50:45,680
‫و حس کردن خشمت،

857
00:50:46,050 --> 00:50:47,140
‫می‌ذاری ملت خردت کنن.

858
00:50:47,720 --> 00:50:49,220
‫ولی الان داری حسش می‌کنی، مگه نه؟

859
00:50:49,640 --> 00:50:50,980
‫خشمت رو فرا بگیر.

860
00:50:51,430 --> 00:50:53,770
‫کند و کاوش کن.

861
00:50:54,060 --> 00:50:55,980
‫بهش ارج بده.

862
00:51:07,450 --> 00:51:09,950
‫خب، اگه حس کردی لازمه...

863
00:51:11,080 --> 00:51:13,670
‫خودت هم ناتالی رو اذیت کنی،

864
00:51:14,000 --> 00:51:16,920
‫ازت می‌خوام بکنی.

865
00:51:25,000 --> 00:51:40,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

866
00:51:42,610 --> 00:51:44,650
‫درک می‌کنم.

867
00:51:45,700 --> 00:51:48,030
‫می‌بخشمت.

868
00:51:54,160 --> 00:51:56,000
‫این‌جوری سردش نمی‌شه.

869
00:51:57,330 --> 00:51:58,540
‫ممنون لاتی.

870
00:51:58,840 --> 00:51:59,540
‫خیلی قشنگه.

871
00:52:00,340 --> 00:52:02,170
‫کارت قراره بامزه باشه؟

872
00:52:02,550 --> 00:52:03,890
‫یعنی...

873
00:52:04,090 --> 00:52:05,390
‫چی؟

874
00:52:05,590 --> 00:52:06,340
‫نه.

875
00:52:06,890 --> 00:52:08,550
‫پس واسه چی باید اون نماد ترسناک رو...

876
00:52:09,350 --> 00:52:11,510
‫روی پتوی نوزاد بکشی؟
‫یا نکنه یادتون رفته...

877
00:52:12,390 --> 00:52:14,020
‫که کنار جسد یه نفر
‫کلی از این نماد کشیده بودن؟

878
00:52:14,480 --> 00:52:15,850
‫آره، یادمه، ولی...

879
00:52:16,390 --> 00:52:18,270
‫گمون کنم داشت اون‌جوری
‫از خودش محافظت می‌کرد.

880
00:52:18,690 --> 00:52:19,900
‫طرف مرده بود لاتی.

881
00:52:20,520 --> 00:52:21,360
‫صرفا چون چیزی رو درک نمی‌کنی،

882
00:52:21,860 --> 00:52:22,650
‫دلیل نمی‌شه شریرانه باشه.

883
00:52:23,490 --> 00:52:24,900
‫- بدش به من.
‫- شانا، نده! هدیه بود.

884
00:52:25,530 --> 00:52:26,860
‫هنوز نمی‌دونیم دقیقا یعنی چی.

885
00:52:27,490 --> 00:52:28,700
‫خب، نوزادش حق نداره
‫ازش محافظت کنن؟

886
00:52:29,070 --> 00:52:29,780
‫خب، من به لاتی اعتماد دارم.

887
00:52:30,330 --> 00:52:31,660
‫آها، آره، خبر نداشتیم!

888
00:52:32,040 --> 00:52:32,870
‫- من هم دارم.
‫- من هم دارم.

889
00:52:33,410 --> 00:52:34,290
‫از یه چیزهایی خبر داره.
‫همگی شاهد بودیم.

890
00:52:34,870 --> 00:52:36,210
‫اون که خدا نیست بچه‌ها.

891
00:52:36,710 --> 00:52:38,290
‫کسی نمی‌گه خداست.

892
00:52:38,750 --> 00:52:40,090
‫وای خدایا، شانا.

893
00:52:42,340 --> 00:52:43,550
‫کسی یه...؟

894
00:52:43,750 --> 00:52:44,880
‫بیا.

895
00:52:45,170 --> 00:52:46,670
‫بیا، بیا.

896
00:52:52,060 --> 00:52:53,180
‫این دیگه صدای چیه؟

897
00:52:56,600 --> 00:52:58,940
‫صدای چیه؟

898
00:53:02,730 --> 00:53:04,900
‫وای.

899
00:53:07,610 --> 00:53:09,570
‫پشم‌هام.

900
00:53:10,120 --> 00:53:13,410
‫واقعا الان رو سقف ما خودکشی کردن؟

901
00:53:17,250 --> 00:53:19,250
‫بهشون دست نزنین.

902
00:53:19,750 --> 00:53:20,750
‫ممکنه مریض باشن.

903
00:53:21,630 --> 00:53:23,710
‫خودمون می‌دونیم زمین کلی آهن داره،

904
00:53:24,550 --> 00:53:27,130
‫پس شاید جهت‌یابی پرنده‌ها رو خراب کرده.

905
00:53:31,760 --> 00:53:32,470
‫بهتره نعماتش رو جمع کنیم.

906
00:53:32,494 --> 00:53:49,494
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

907
00:53:49,518 --> 00:53:56,518
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

908
00:53:58,120 --> 00:54:01,250
‫♪ از دل نیروی حیات رد شد و دوستش... ♪

909
00:54:01,750 --> 00:54:04,460
‫♪ سوار بر دوچرخه نیشیکی خودش... ♪

910
00:54:05,670 --> 00:54:09,090
‫♪ رفت ♪

911
00:54:09,510 --> 00:54:12,010
‫♪ دیگه... ♪

912
00:54:12,300 --> 00:54:14,220
‫♪ فرصت نداره ♪

913
00:54:14,760 --> 00:54:17,140
‫♪ اگه از دریچه رد بشن، ♪

914
00:54:17,640 --> 00:54:21,690
‫♪ می‌تونن اشتباهاتشون رو جبران کنن ♪

915
00:54:21,980 --> 00:54:24,190
‫♪ آهای ♪

916
00:54:24,690 --> 00:54:27,360
‫♪ حاضری هر حرفی بزنی؟ ♪

917
00:54:27,860 --> 00:54:31,030
‫♪ دوستان صمیمی‌ای هستیم ♪

918
00:54:33,320 --> 00:54:35,870
‫♪ نمی‌تونم جلوی واقعه پیش‌رو رو بگیرم ♪

919
00:54:36,330 --> 00:54:38,120
‫♪ نمی‌تونم جلوی واقعه پیش‌رو... ♪

920
00:54:38,540 --> 00:54:42,210
‫♪ رو بگیرم ♪

921
00:54:43,500 --> 00:54:45,540
‫نه.

922
00:54:51,720 --> 00:54:56,140
‫♪ از لای دیوارها، کیک گلی درست کردن... ♪

923
00:54:56,550 --> 00:54:59,220
‫وای...

924
00:54:59,560 --> 00:55:00,430
‫نه.

925
00:55:01,020 --> 00:55:03,480
‫♪ بهم گفت ذهنت رو درک کردم، گفت... ♪

926
00:55:03,900 --> 00:55:06,360
‫♪ صدات رو درک کردم ♪

927
00:55:06,860 --> 00:55:09,360
‫♪ نمی‌تونم جلوی واقعه پیش‌رو رو بگیرم ♪

928
00:55:09,860 --> 00:55:12,110
‫♪ نمی‌تونم جلوی واقعه پیش‌رو رو... ♪

929
00:55:12,530 --> 00:55:15,870
‫♪ بگیرم ♪

930
00:55:16,200 --> 00:55:17,950
‫چی؟

931
00:55:18,540 --> 00:55:21,450
‫♪ نمی‌تونم جلوی واقعه پیش‌رو رو بگیرم ♪

932
00:55:21,910 --> 00:55:24,290
‫♪ نمی‌تونم جلوی واقعه پیش‌رو... ♪

933
00:55:24,750 --> 00:55:27,540
‫♪ رو بگیرم ♪

934
00:55:29,920 --> 00:55:32,920
‫♪ الان هم خطاب به... ♪

935
00:55:33,380 --> 00:55:36,300
‫«دنبال خونه.»

936
00:55:36,590 --> 00:55:38,220
‫چی؟

937
00:55:39,220 --> 00:55:40,430
‫چی گفتی؟

938
00:55:40,890 --> 00:55:42,180
‫نمیاین ناهار؟

939
00:55:42,770 --> 00:55:45,690
‫♪ چشمش هم همین‌طور،
‫ولی تو که اون نیستی ♪

940
00:55:48,060 --> 00:55:51,190
‫♪ ما هم عین پتو به همدیگه... ♪

941
00:55:51,570 --> 00:55:53,400
‫♪ حمله... ♪

942
00:55:53,780 --> 00:55:56,280
‫♪ می‌کنیم ♪

943
00:55:56,740 --> 00:55:59,450
‫عین پتوهایی که... ♪

944
00:55:59,870 --> 00:56:03,540
‫♪ نه تارشون رو... ♪

945
00:56:03,960 --> 00:56:06,870
‫♪ پیدا می‌کنن، ♪

946
00:56:07,250 --> 00:56:11,250
‫♪ نه پودشون رو ♪

947
00:56:12,920 --> 00:56:15,260
‫♪ نمی‌تونم جلوش رو بگیرم ♪

