﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:08,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,024 --> 00:00:16,024
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:16,025 --> 00:00:18,025
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

4
00:00:18,768 --> 00:00:19,686
‫عشق.

5
00:00:19,769 --> 00:00:21,187
‫سلام.

6
00:00:21,271 --> 00:00:23,982
‫از دلایل وجود داشتنه.

7
00:00:24,065 --> 00:00:27,402
‫از دلایل بهتر عمل کردن
‫و انجام کار درسته.

8
00:00:28,027 --> 00:00:29,863
‫- از دلایل شجاعته.
‫- «گرگت می‌کنم.»

9
00:00:30,447 --> 00:00:34,159
‫ولی عشق من رو تمام و کمال سوزوند.

10
00:00:34,659 --> 00:00:37,412
‫آره، عشق اصلیم، لاو رو می‌گم.
‫همسرم رو می‌گم.

11
00:00:37,495 --> 00:00:39,372
‫واسه چی دیگه دوستم نداری؟

12
00:00:39,456 --> 00:00:41,791
‫- مادر بچه‌ام رو می‌گم.
‫- من ناتالی رو به خاطرت کشتم.

13
00:00:41,875 --> 00:00:44,023
‫تمام تلاشم رو کردم، ولی خودش...

14
00:00:44,047 --> 00:00:47,380
‫اصلا خوشم نمیاد زنی رو
‫«دیوانه» خطاب کنم، اما...

15
00:00:48,423 --> 00:00:52,510
‫به هر دری زدم که آدم خوبی باشم،
‫شوهر خوبی باشم، پدر خوبی باشم.

16
00:00:52,594 --> 00:00:54,304
‫همیشه تمام تلاشم رو می‌کنم.

17
00:00:57,432 --> 00:01:01,019
‫نمی‌شه گفت سابقه روابط عاشقانه‌ام
‫چندان تحسین‌برانگیزه.

18
00:01:04,064 --> 00:01:07,192
‫ولی دلم پاکه.

19
00:01:07,275 --> 00:01:11,946
‫عشق درکم نمی‌کرد،
‫ولی تو درکم می‌کردی مریان.

20
00:01:13,615 --> 00:01:15,116
‫ما عین هم بودیم،

21
00:01:15,200 --> 00:01:17,911
‫از هر نظر واسه هم ساخته شده بودیم.

22
00:01:17,994 --> 00:01:20,371
‫- بهت دروغ گفته.
‫- عذر می‌خوام، جانم؟

23
00:01:20,455 --> 00:01:23,625
‫اگه بهت بگم جو
‫دوست‌پسر سابقت رو کشته، چیکار می‌کنی؟

24
00:01:23,708 --> 00:01:25,460
‫نه، جیب رایان رو زده بودن.

25
00:01:26,961 --> 00:01:29,422
‫باید فرار کنی. ناپدید بشی.

26
00:01:29,506 --> 00:01:31,883
‫رایان تازه حداقل کاریه که از دستش برمیاد.

27
00:01:31,966 --> 00:01:34,844
‫ولی عشق چاهمون رو مسموم کرد و فرار کردی.

28
00:01:34,928 --> 00:01:37,055
‫به نظرم تقصیری نداری مریان.

29
00:01:37,138 --> 00:01:39,599
‫جفتمون می‌دونیم تقصیر کیه.

30
00:01:39,682 --> 00:01:44,020
‫دنیای من به خاطر عشق شعله‌ور شد و خودم...

31
00:01:44,103 --> 00:01:47,273
‫خب، همون‌طور که ملت تو مجلات
‫«نیویورک»، «پیپل» و سایت «واکس» خوندن،

32
00:01:47,357 --> 00:01:51,236
‫من به دست عشق مردم.

33
00:01:53,029 --> 00:01:55,990
‫خوش‌بختانه افراد خوبی رو می‌شناختم
‫که مراقب هنری باشن.

34
00:01:56,491 --> 00:01:59,285
‫مجبور شدم فعلا ولش کنم.

35
00:01:59,369 --> 00:02:02,247
‫دشوارترین کار عمرم همین بود.

36
00:02:03,623 --> 00:02:05,208
‫عشق ما رو می‌آزمایه.

37
00:02:05,291 --> 00:02:07,210
‫من رو بیش از اکثر مردم آزموده.

38
00:02:07,293 --> 00:02:08,920
‫به شبحی بدلم کرده.

39
00:02:09,003 --> 00:02:12,590
‫به خاطر تو، نه اسمی دارم، نه خونه‌ای.

40
00:02:12,674 --> 00:02:14,008
‫واسه همین اعتراف می‌کنم،

41
00:02:14,884 --> 00:02:16,302
‫وقتی رفتم پیدات کنم،

42
00:02:17,220 --> 00:02:20,557
‫با خودم گفتم این دفعه
‫دیگه آخرین باره.

43
00:02:20,640 --> 00:02:21,766
‫یا به تو می‌رسم،

44
00:02:22,600 --> 00:02:23,643
‫یا کلا بی‌خیال می‌شم.

45
00:02:27,313 --> 00:02:31,067
‫من آدم مشکل‌داری هستم
‫و به قول شاعری کوئیر:

46
00:02:31,151 --> 00:02:33,528
‫«خواسته عشق تغییر نمی‌کنه.»

47
00:02:42,287 --> 00:02:44,122
‫عشق ما رو انتخاب می‌کنه.

48
00:02:44,706 --> 00:02:47,500
‫ما صرفا می‌تونیم اعمال خودمون
‫و حد و حدود خودمون رو...

49
00:02:48,168 --> 00:02:49,711
‫کنترل کنیم.

50
00:02:50,336 --> 00:02:53,548
‫تد چیانگ تو داستانش می‌گه:
‫«جهنم عدم حضور خداست.»

51
00:02:53,631 --> 00:02:56,384
‫نیل فیسک عشق زندگیش رو از دست می‌ده.

52
00:02:56,467 --> 00:02:59,429
‫آدم خوبی بود. رفته بهشت.

53
00:03:00,930 --> 00:03:03,433
‫در نتیجه، فقط در صورتی که خودش هم بره بهشت،

54
00:03:03,516 --> 00:03:06,102
‫می‌تونه دوباره عشقش رو حس کنه.

55
00:03:09,700 --> 00:03:13,000
‫[«جهنم عدم حضور خداست.»]

56
00:03:14,000 --> 00:03:22,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

57
00:03:23,703 --> 00:03:25,955
‫ولی آدمی نیست که تو بهشت راهش بدن.

58
00:03:26,039 --> 00:03:27,874
‫واسه همین باید راهی
‫برای رسیدن به رستگاری پیدا کنه.

59
00:03:27,957 --> 00:03:30,001
‫عذر می‌خوام، ولی نه.

60
00:03:30,752 --> 00:03:33,546
‫به نظرم کل داستانش خزعبله.

61
00:03:33,630 --> 00:03:34,923
‫مخالفم.

62
00:03:35,006 --> 00:03:38,676
‫به نظرم با این که اثری فانتزی بود،
‫به نکات عمیقی اشاره کرد.

63
00:03:38,760 --> 00:03:39,342
‫یعنی چی؟

64
00:03:39,366 --> 00:03:41,137
‫بی‌خیال، این چیزها که
‫ادبیات محسوب نمی‌شن.

65
00:03:41,221 --> 00:03:44,766
‫منظورم این نیست که نباید تدریس بشن.
‫آمریکایی‌ها کلی آثار فانتزی می‌نویسن.

66
00:03:44,849 --> 00:03:46,309
‫در این زمینه مخالفتی ندارم.

67
00:03:47,977 --> 00:03:51,564
‫درسمون
‫«شمایل‌شکنان آمریکایی داستان کوتاه»ـه.

68
00:03:51,648 --> 00:03:53,850
‫احتمالا مدیرشون دنبال
‫کسی تو مایه‌های همینگوی بود،

69
00:03:53,874 --> 00:03:55,443
‫ولی من رو دقیقه نودی استخدام کردن.

70
00:03:55,526 --> 00:03:56,945
‫نادیا، گفتی «خزعبله».

71
00:03:57,028 --> 00:03:59,781
‫اوهوم، آره، همین‌طوره،
‫کلی هم بحث ایجاد کردم.

72
00:03:59,864 --> 00:04:02,450
‫لطفا به من که آمریکایی‌ام
‫بگو خزعبل یعنی چی.

73
00:04:03,576 --> 00:04:06,246
‫یعنی چرت و پرته، بیهوده است،
‫به درد نمی‌خوره.

74
00:04:06,329 --> 00:04:08,289
‫استاد بودن حقه‌های خاصی داره،
‫یکیشون همینه:

75
00:04:08,373 --> 00:04:10,250
‫- بیشتر توضیح بده.
‫- اگه دلیلش خودخواهانه باشه،

76
00:04:10,333 --> 00:04:13,753
‫- رستگاری محسوب نمی‌شه.
‫- اگه کار خوبی بکنه، فرقی هم داره؟

77
00:04:13,836 --> 00:04:17,674
‫منظور چیانگ از این قرار نیست
‫که برترین رستگاری انجام کارهای خوبه.

78
00:04:17,757 --> 00:04:19,884
‫می‌گه همون عشقه.

79
00:04:19,968 --> 00:04:21,928
‫اکثر حقه‌های استادیم،
‫همین یه حقه است...

80
00:04:22,011 --> 00:04:24,013
‫که موقع هم‌نشینی با دختری
‫به نام الی یاد گرفتم.

81
00:04:24,097 --> 00:04:27,725
‫کافیه عصبانیشون کرده و ولشون کنم.
‫خود نوجوان‌ها کل نظرات رو بیان می‌کنن.

82
00:04:27,809 --> 00:04:30,603
‫آره، کلمه «عشق» قبلا معنای عمیق‌تری داشت.

83
00:04:30,687 --> 00:04:33,898
‫مثلا تو کلی تمدن، دین
‫و کل ادبیات نقش داشته.

84
00:04:33,982 --> 00:04:35,900
‫- اغراق می‌کنی.
‫- این دوتا یا تا آخر ترم همدیگه رو می‌کشن،

85
00:04:35,984 --> 00:04:37,652
‫یا با همدیگه ازدواج می‌کنن.

86
00:04:37,735 --> 00:04:40,255
‫جوری حرف می‌زنی که انگار تا حالا
‫عشق رو تجربه نکردی. پس از کجا می‌دونی؟

87
00:04:40,280 --> 00:04:43,616
‫باشه، خیلی‌خب، بیاین فعلا بس کنیم
‫و بعدا صحبت کنیم.

88
00:04:43,700 --> 00:04:46,369
‫همگی «قلب رازگو» رو بخونین...

89
00:04:46,452 --> 00:04:50,540
‫و آماده باشین راجع به معنای عشق
‫از نظر پو بحث کنیم.

90
00:04:50,623 --> 00:04:52,583
‫خب؟ امروز دیگه کاری نداریم.

91
00:04:56,754 --> 00:04:59,549
‫- اِم، استاد مور.
‫- هنوز به این اسم عادت نکردم.

92
00:04:59,632 --> 00:05:02,719
‫- سوالی داری؟
‫- نه. ولی آره.

93
00:05:03,386 --> 00:05:06,097
‫واسه چی همیشه آثار
‫امثال تد چیانگ رو بهمون می‌دین...

94
00:05:06,180 --> 00:05:10,101
‫و با آثار مردان نسبتا نژادپرست
‫و دائم‌الخمری که رایجن، کاری ندارین؟

95
00:05:10,184 --> 00:05:12,478
‫افرادی که آثار مهم رو برگزیده بودن،
‫اشتباه می‌کردن.

96
00:05:12,562 --> 00:05:15,346
‫افرادی که آثار
‫اون نویسنده‌ها رو می‌دن تنبلن،

97
00:05:15,370 --> 00:05:16,566
‫اینجا هم کلاس منه.

98
00:05:17,984 --> 00:05:19,360
‫خیلی‌خب، شما رو دست‌کم گرفته بودم.

99
00:05:19,444 --> 00:05:21,946
‫به خاطر لهجه‌امه، مگه نه؟
‫عذر می‌خوام.

100
00:05:22,030 --> 00:05:24,282
‫- استاد خوبی هستم‌ها.
‫- چی دستته؟

101
00:05:24,365 --> 00:05:27,702
‫- آها، اِم... کتاب ریس مونتروزه.
‫- [مردی خوب در دنیایی بی‌رحم]

102
00:05:28,786 --> 00:05:30,371
‫چیه؟ تو آمریکا مشهور نیست؟

103
00:05:30,955 --> 00:05:33,155
‫خب، اینجا همه می‌خوان
‫نامزد شهرداری لندن بشه...

104
00:05:33,207 --> 00:05:35,168
‫و در نهایت انگلیس رو از دست خودش نجات بده.

105
00:05:35,251 --> 00:05:37,670
‫ولی گمون کنم انتظار ملت این‌قدر پایینه...

106
00:05:37,754 --> 00:05:40,006
‫که اگه کسی کوچک‌ترین اشاره‌ای
‫به ظاهرسازی کنه،

107
00:05:40,089 --> 00:05:41,632
‫به حضرت مسیحی پالتوپوش بدل می‌شه.

108
00:05:43,676 --> 00:05:46,179
‫بخونینش. احتمالا خوشتون بیاد.

109
00:05:49,724 --> 00:05:52,810
‫- بریتانیایی‌ها ادبی‌ترین افراد روی زمینن.
‫- [مردی خوب در دنیایی بی‌رحم]

110
00:05:52,894 --> 00:05:54,604
‫اینجا واقعا مطالعه می‌کنن.

111
00:05:54,687 --> 00:05:57,940
‫منظورم این نیست که صرفا کتاب رو «بخرن».
‫کلش رو مطالعه می‌کنن.

112
00:05:58,024 --> 00:05:59,275
‫ضمنا، ببینین چقدر احترام قائله.

113
00:05:59,358 --> 00:06:03,821
‫شاید شونه نداشته باشه،
‫ولی آیا صفحه‌ای رو تا می‌زنه؟

114
00:06:03,905 --> 00:06:06,449
‫اگه لندن برزخ
‫و حومه شهر جهنم محسوب بشه،

115
00:06:06,532 --> 00:06:09,619
‫شاید لندن جایی باشه
‫که بالاخره تجربه خوبی داشته باشم.

116
00:06:11,204 --> 00:06:13,748
‫هنوز دلم برات تنگه مریان.
‫خیلی تنگه.

117
00:06:13,831 --> 00:06:17,919
‫ولی انگار به شدت به چنین تعطیلاتی
‫تو اروپا نیاز داشتم.

118
00:06:18,002 --> 00:06:20,088
‫خیلی مهمه که آفتابی نشم.

119
00:06:20,171 --> 00:06:22,252
‫پول لازم داشتم، ولی معلوم شد
‫تدریس حال می‌ده...

120
00:06:22,276 --> 00:06:23,174
‫و لندن هم بدک نیست.

121
00:06:23,257 --> 00:06:25,259
‫شهری مملو از هنر، تئاتر و کتابه.

122
00:06:25,343 --> 00:06:26,344
‫جاناتان!

123
00:06:26,427 --> 00:06:28,513
‫هر از گاهی هم بی‌شعوری از راه می‌رسه.

124
00:06:28,596 --> 00:06:30,848
‫- آمریکایی عزیزمون!
‫- همین آدم رو می‌گم.

125
00:06:30,932 --> 00:06:34,268
‫- سلام استاد هاردینگ.
‫- لطفا مالکوم صدام کن.

126
00:06:34,352 --> 00:06:36,062
‫خب، کی می‌ذاری بخش واقعی...

127
00:06:36,145 --> 00:06:37,730
‫- شهرمون رو نشونت بدم؟
‫- هیچ‌وقت.

128
00:06:37,814 --> 00:06:39,440
‫- به زودی.
‫- آپارتمانت چطوره؟

129
00:06:39,524 --> 00:06:40,691
‫خیلی خوبه، ممنون.

130
00:06:40,775 --> 00:06:44,737
‫بعد از مصاحبه کاریم دیده بودمش.
‫ساعت دو بود و احتمالا مست بود.

131
00:06:44,821 --> 00:06:48,658
‫- خیلی خوشحالم که حواست بهش هست.
‫- آره، باز هم خیلی سپاس‌گزارم، ممنون.

132
00:06:49,659 --> 00:06:51,869
‫ای وای. راستش، گمون کنم باید برم سر کار.

133
00:06:51,953 --> 00:06:56,332
‫آها، نه، نه، نه. برو، برو، برو.
‫ذهن جوانان رو بیدار کن و از این حرف‌ها.

134
00:06:56,415 --> 00:07:00,294
‫می‌گن از مزایای کارمونه.
‫من که اصلا خبر ندارم.

135
00:07:00,378 --> 00:07:01,629
‫شرط می‌بندم همین‌طوره.

136
00:07:01,712 --> 00:07:04,549
‫- بعدا مشروب می‌خوریم.
‫- ترجیح می‌دم رنگ بخورم.

137
00:07:08,761 --> 00:07:13,182
‫دانشگاه و محل سکونتم دو سر شهرن،
‫ولی از قدم زدن...

138
00:07:13,766 --> 00:07:15,226
‫تو شهری چون لندن بدم نمیاد.

139
00:07:16,686 --> 00:07:19,522
‫گمون کنم می‌شه گفت
‫موجب جوان موندنم می‌شه.

140
00:07:19,605 --> 00:07:23,693
‫مطمئن نیستم نسل زد کی واقعا بالغ شدن،
‫ولی راستش، خوشم میاد.

141
00:07:23,776 --> 00:07:26,821
‫هدف شهر همینه.
‫آدم رو مجبور می‌کنه واسه بقا تلاش کنه.

142
00:07:28,573 --> 00:07:30,491
‫کل شهرهای بزرگ از جهاتی بنیادی،

143
00:07:30,575 --> 00:07:32,452
‫عین همدیگه هستن.

144
00:07:33,119 --> 00:07:35,538
‫ظاهرا هیپسترهای رواعصاب همه‌جای دنیا هستن،

145
00:07:36,080 --> 00:07:38,541
‫افراد اجتماعی هم همه‌جا هستن.

146
00:07:38,624 --> 00:07:42,879
‫ضمنا، مشروب خوردن رو زود شروع می‌کنن.
‫میخانه رفتن و آخرهفته‌ها براشون مقدسه.

147
00:07:45,006 --> 00:07:46,886
‫اولین بار که محله‌ام رو دیدم،
‫با خودم گفتم:

148
00:07:46,924 --> 00:07:49,051
‫وارد یکی از فیلم‌های هیو گرانت شدم.

149
00:07:49,844 --> 00:07:52,346
‫اشتباه برداشت نکنین،
‫عین عاشقانه «ناتینگ هیل» یا دقیق‌تر بگم،

150
00:07:52,430 --> 00:07:56,559
‫«کنزیگتون جنوبی» نیست،
‫ولی باید قبول کنم انرژی قشنگی داره.

151
00:07:56,642 --> 00:07:58,978
‫ساکته. خیلی‌خب، خواب‌آوره.

152
00:07:59,061 --> 00:08:01,147
‫خیلی هم خوبه.

153
00:08:01,230 --> 00:08:02,857
‫حتی حرف نداره.

154
00:08:05,693 --> 00:08:10,740
‫موقع قدم زدن تو لندن، کلی فرصت داشتم
‫که به مریان فکر کنم.

155
00:08:11,240 --> 00:08:12,575
‫به قول شاعری:

156
00:08:12,658 --> 00:08:15,411
‫«شکست عشقی بهترین استاد آدم است
‫و در این صورت...»

157
00:08:15,495 --> 00:08:18,039
‫«ممنونم که عاقلم ساختی.»

158
00:08:25,796 --> 00:08:29,800
‫فقط می‌تونم بگم دیگه تکرار نمی‌شه.

159
00:08:30,593 --> 00:08:31,594
‫عشق بی عشق.

160
00:08:32,178 --> 00:08:33,262
‫آدم بی آدم.

161
00:08:34,138 --> 00:08:35,223
‫فقط کتاب.

162
00:08:40,228 --> 00:08:41,646
‫عاشق اینجام.

163
00:08:41,729 --> 00:08:43,564
‫مسحورکننده است، خودش کتابخونه داره،

164
00:08:43,648 --> 00:08:45,566
‫هر گوشه خونه شومینه داره.

165
00:08:45,650 --> 00:08:48,361
‫بی‌احترامی نباشه، ولی چنین خونه‌ای
‫اصلا تو ویلیامزبرگ پیدا نمی‌شه.

166
00:08:48,444 --> 00:08:51,197
‫ولی وقایع اون‌طرف کوچه
‫که از پنجره پشتیم رخ می‌ده...

167
00:08:51,280 --> 00:08:53,950
‫نظرم رو بیش از همه جلب کرده.

168
00:08:56,410 --> 00:09:00,164
‫گمون نکنم مالکوم موقع پیشنهاد این آپارتمان،
‫از چشم‌اندازش خبر داشته بوده باشه.

169
00:09:00,248 --> 00:09:02,291
‫صفت فنی چنین آدمی «هیولای مهمانی»ـه.

170
00:09:04,669 --> 00:09:06,754
‫اون یکی کیه؟

171
00:09:07,964 --> 00:09:09,423
‫دوست‌دخترشه؟

172
00:09:10,049 --> 00:09:12,343
‫چه‌جور زنی...؟ نه. نه.

173
00:09:12,426 --> 00:09:13,803
‫علاقه‌ای ندارم.

174
00:09:13,886 --> 00:09:16,180
‫آدم بی آدم، علاقه‌ای ندارم.

175
00:09:16,264 --> 00:09:20,434
‫شخصی به نام مونی می‌گفت:
‫«سیرک من نیست، میمون‌هاش هم مال من نیستن.»

176
00:09:20,518 --> 00:09:22,353
‫نمی‌خوام بدونم.

177
00:09:31,404 --> 00:09:33,406
‫بهترین راه دخالت نکردن تو کار ملت...

178
00:09:33,489 --> 00:09:35,783
‫از این قراره که از کارشون باخبر باشی.

179
00:09:36,993 --> 00:09:38,452
‫اکثر مواقع کار می‌کنه.

180
00:09:38,536 --> 00:09:39,912
‫خودش اکثر مواقع آهنگ می‌زنه.

181
00:09:43,165 --> 00:09:46,794
‫مالکوم عین پدر و پدربزرگش،
‫تو مدارس و دانشگاه‌های مناسبی درس خونده.

182
00:09:46,877 --> 00:09:48,557
‫اصلا لزومی نداره کار کنه،

183
00:09:48,588 --> 00:09:50,423
‫ولی از تدریس خوشش میاد،

184
00:09:50,506 --> 00:09:53,509
‫این‌جوری احترامی براش قائل می‌شن
‫و تعداد کمتری فرض می‌کنن...

185
00:09:53,593 --> 00:09:57,096
‫چون از چند نسل پیش ثروتمند بودن
‫و خانوادگی ازدواج کردن، زیاد باهوش نیست.

186
00:09:57,179 --> 00:10:00,224
‫متأسفانه، از نظر اکثر اساتید،
‫آدم موقشنگ و دلربایی بیش نیست.

187
00:10:00,308 --> 00:10:03,936
‫البته طبق شایعات، تو تخت‌خواب
‫خیلی خوب عمل می‌کنه و بهتر از سطح متوسط...

188
00:10:04,020 --> 00:10:06,272
‫می‌دونین چیه؟
‫کلاسم تو کتابخونه برگزار می‌شه.

189
00:10:06,355 --> 00:10:08,190
‫چه بخوام، چه نخوام،
‫همه‌چی رو می‌شنوم.

190
00:10:08,983 --> 00:10:11,402
‫خب، دختره کیه؟

191
00:10:15,740 --> 00:10:17,283
‫کیت گالوینه.

192
00:10:17,366 --> 00:10:19,160
‫کیت اطلاعات اندکی به اشتراک می‌ذاره.

193
00:10:19,243 --> 00:10:21,579
‫فعالیت اینترنتیش صرفا کاریه.

194
00:10:22,038 --> 00:10:25,875
‫نمایشگاه داره، عاشق هنره،
‫اصلا ازدواج نکرده، ظاهرا دختر گرتا گالوینه،

195
00:10:25,958 --> 00:10:30,212
‫مادرش تو دهه نود مدلی رها بوده
‫و الان تو ایبیزا متخصص مد عرفانیه.

196
00:10:30,296 --> 00:10:33,215
‫اگه بخوام حدس بزنم،
‫دقیقا برعکس مامان هیپیش بزرگ شده.

197
00:10:33,299 --> 00:10:36,469
‫حواسش جمعه، بلندپروازه
‫و اخلاقیات کاری مثبت آمریکایی داره.

198
00:10:41,515 --> 00:10:43,223
‫کل اطلاعاتی که از مالکوم
‫و کیت به دست آوردم،

199
00:10:43,247 --> 00:10:44,115
‫نشون می‌ده حق با منه.

200
00:10:44,143 --> 00:10:46,062
‫لزومی نداره بشناسمشون.

201
00:10:50,107 --> 00:10:54,403
‫وقتی هم مالکوم می‌ره سیاه‌مست کنه،
‫درست حدس زدین، خودش همچنان کار می‌کنه.

202
00:10:55,154 --> 00:10:56,906
‫واسه چی این‌قدر تمرکز کرده؟

203
00:11:00,910 --> 00:11:05,706
‫خیلی‌خب، گمون نکنم دیگه مشغول مطالعه
‫«آرت نیوز دیلی» باشه.

204
00:11:05,790 --> 00:11:06,791
‫سلام.

205
00:11:07,375 --> 00:11:12,380
‫یعنی مالکوم رضایتش رو جلب نمی‌کنه یا...؟
‫نه، تماشا نمی‌کنم.

206
00:11:13,214 --> 00:11:15,758
‫چرا دنیا مدام چنین کاری باهام می‌کنه؟

207
00:11:23,391 --> 00:11:24,934
‫درگیر نمی‌شم.

208
00:11:25,017 --> 00:11:26,811
‫قبلا هم زنانی رو دیدم
‫که رضایت جنسی ندارن...

209
00:11:26,894 --> 00:11:29,146
‫و یادشون می‌ره پرده رو بکشن.

210
00:11:29,230 --> 00:11:33,192
‫تحقیق می‌کنم تا طرز کارشون رو یاد بگیرم
‫و بتونم از سیرکشون دوری کنم.

211
00:11:33,818 --> 00:11:38,030
‫هیچی جلوی تعطیلات اروپاییم رو نمی‌گیره.

212
00:11:39,573 --> 00:11:42,827
‫ولی واقعا دلم تنگ شده
‫که کسی رو داشته باشم.

213
00:11:43,619 --> 00:11:45,287
‫کسی رو داشته باشم
‫که به تماشا کرده بیرزه.

214
00:11:45,913 --> 00:11:47,623
‫معمایی داشته باشم
‫که به حل کردنش بیرزه.

215
00:11:48,749 --> 00:11:49,749
‫تو رو داشته باشم.

216
00:11:51,335 --> 00:11:54,004
‫ولی تو با دلتنگی برنمی‌گردی.

217
00:11:56,799 --> 00:12:00,553
‫خیال می‌کردم چنین سفر دور و درازی
‫به دردی بخوره.

218
00:12:00,636 --> 00:12:03,973
‫چندین هفته و چندین ماه
‫کل فرانسه رو گشتم.

219
00:12:05,266 --> 00:12:08,018
‫به خاطر تو چنین کاری کردم.

220
00:12:12,356 --> 00:12:14,608
‫به کل هنرمندان پاریس سر زدم.

221
00:12:16,485 --> 00:12:18,487
‫بارها همه‌شون رو دیدم.

222
00:12:22,533 --> 00:12:24,034
‫مدام حس می‌کردم...

223
00:12:24,702 --> 00:12:26,620
‫همین الان از اونجا رفتی.

224
00:12:26,704 --> 00:12:28,581
‫چندین هفته گذشت.

225
00:12:28,664 --> 00:12:31,167
‫اصلا دست نکشیدم.

226
00:12:34,545 --> 00:12:36,213
‫می‌دونستم چیزی نمونده پیدات کنم...

227
00:12:36,297 --> 00:12:39,550
‫و سرنوشت بهم جایزه داد.

228
00:12:57,401 --> 00:12:59,487
‫- اجازه هست؟
‫- آره، معلومه.

229
00:13:01,989 --> 00:13:03,282
‫عاشق این هنرمندم.

230
00:13:03,365 --> 00:13:05,618
‫آثار دیگه‌ای ازش ندارین؟
‫یا مثلا ایمیلش رو ندارین؟

231
00:13:05,701 --> 00:13:07,203
‫چرا، ایمیلش رو دارم.

232
00:13:07,953 --> 00:13:09,205
‫بذارین ببینم.

233
00:13:09,288 --> 00:13:11,207
‫شاید جواب دادنش مدتی طول بکشه.

234
00:13:11,290 --> 00:13:14,084
‫رفته لندن که از نمایشگاه هنری
‫«آکانتوس» بازدید کنه.

235
00:13:14,710 --> 00:13:15,920
‫نمایشگاه هنری.

236
00:13:16,587 --> 00:13:17,963
‫لندن.

237
00:13:18,047 --> 00:13:20,591
‫فهمیده بودم کجا پیدات کنم.

238
00:13:21,750 --> 00:13:27,900
‫«تو»
‫[فصل چهارم، قسمت یکم]

239
00:13:30,434 --> 00:13:31,936
‫برو در خودت بذار مالکوم.

240
00:13:32,019 --> 00:13:34,623
‫مطمئنم خیلی خوشت میاد،
‫چون خیلی خودشیفته‌ای.

241
00:13:34,647 --> 00:13:36,148
‫کیت، برگرد!

242
00:13:37,274 --> 00:13:39,401
‫دیدی؟ خیال می‌کردی خودمون مشکلاتی داریم.

243
00:13:39,485 --> 00:13:40,986
‫یعنی... نه.

244
00:13:41,070 --> 00:13:43,489
‫بهش فکر نمی‌کنم.

245
00:13:45,366 --> 00:13:46,784
‫صرفا جهت شفاف‌سازی می‌گم،

246
00:13:46,867 --> 00:13:50,663
‫اگه مسیر خونه جفتتون یکسان باشه،
‫تعقیب محسوب نمی‌شه.

247
00:13:55,876 --> 00:13:57,253
‫ضمنا...

248
00:13:59,922 --> 00:14:01,423
‫به نظر نمیاد مهربون باشن.

249
00:14:01,507 --> 00:14:02,633
‫کیفش رو بگیر!

250
00:14:02,716 --> 00:14:05,010
‫امکان نداره.
‫نباید دخالت کنم.

251
00:14:05,094 --> 00:14:07,304
‫ولم کنین! ولم کنین!
‫کمک کنین! کمک کنین!

252
00:14:07,388 --> 00:14:09,040
‫ای بابا. سیرک من نیست،
‫میمون‌هاش هم مال من نیستن.

253
00:14:09,064 --> 00:14:10,474
‫سیرک من نیست،
‫میمون‌هاش هم مال من نیستن.

254
00:14:10,558 --> 00:14:11,600
‫ولم کنین!

255
00:14:14,562 --> 00:14:15,854
‫وای خدایا.

256
00:14:15,938 --> 00:14:17,982
‫بریم! به درک!

257
00:14:27,741 --> 00:14:29,785
‫- حالت خوبه؟
‫- خیلی از اون ساعت متنفر بودم.

258
00:14:29,869 --> 00:14:31,078
‫لابد حالش خوبه.

259
00:14:31,161 --> 00:14:34,415
‫احتمالا بهتر باشه گزارش بدم
‫که برنگردن و به دانشجویی حمله نکنن.

260
00:14:34,498 --> 00:14:35,708
‫گه بزنن به زندگیم!

261
00:14:35,791 --> 00:14:37,585
‫حضور پلیس به ضررم تموم می‌شه.

262
00:14:39,003 --> 00:14:41,005
‫عذر می‌خوام، جو کمی سنگین می‌شه.

263
00:14:43,424 --> 00:14:44,717
‫چیه؟ بگو دیگه.

264
00:14:44,800 --> 00:14:46,927
‫احیانا می‌شه اسم من رو نیاری؟

265
00:14:48,679 --> 00:14:50,514
‫ویزای کاریم تثبیت نشده.

266
00:14:53,058 --> 00:14:55,561
‫ای بابا. مجبور بودم چنین کاری بکنم، مگه نه؟

267
00:14:55,644 --> 00:14:57,938
‫مجبور بودم نجاتش بدم.

268
00:15:05,321 --> 00:15:08,449
‫اصرار کرد من رو برسونه خونه،
‫جو سنگین نبود.

269
00:15:08,532 --> 00:15:12,161
‫کمی از هم تعریف کردیم
‫و خودم رو جاناتان مور معرفی کردم.

270
00:15:13,829 --> 00:15:16,832
‫هنوز نمی‌دونم به پلیس‌ها گفت
‫من هم حضور داشتم یا نه.

271
00:15:16,916 --> 00:15:18,834
‫امشب من رو به خودم آورد.

272
00:15:18,918 --> 00:15:23,255
‫از این به بعد، تحت هیچ شرایطی
‫آفتابی نمی‌شم.

273
00:15:23,839 --> 00:15:27,343
‫مهم‌تر از همه، از جفتشون دوری می‌کنم.

274
00:15:29,678 --> 00:15:30,721
‫سلام جان کوچولو.

275
00:15:30,804 --> 00:15:32,222
‫می‌شه جان کوچولو صدات کنم؟

276
00:15:32,306 --> 00:15:35,351
‫عین وقتی می‌مونه که گربه‌ها می‌فهمن
‫آدم حساسیت داره و می‌پرن بغلش.

277
00:15:35,434 --> 00:15:37,519
‫ای خدا.

278
00:15:37,603 --> 00:15:39,605
‫آپارتمانمون قشنگ از اینجا معلومه.

279
00:15:40,648 --> 00:15:42,733
‫چشم‌چرانی می‌کنی جان کوچولو؟

280
00:15:43,317 --> 00:15:46,132
‫اصلا با دوست‌دخترم
‫خودارضایی نکنی‌ها، فهمیدی؟

281
00:15:46,156 --> 00:15:48,072
‫با هیچ‌کدومشون خودارضایی نکن.

282
00:15:48,155 --> 00:15:49,657
‫آره، هنوز هم از طرف متنفرم.

283
00:15:49,740 --> 00:15:52,076
‫بابت کمکت به کیت ممنونم.

284
00:15:53,869 --> 00:15:56,330
‫قبلا اگه تو لندن
‫سرمون تو کار خودمون می‌بود،

285
00:15:56,413 --> 00:15:58,499
‫دردسری پیش نمی‌اومد.

286
00:15:58,582 --> 00:16:00,876
‫الان دیگه اون عوضی‌ها
‫همه‌جا پخش شدن.

287
00:16:00,960 --> 00:16:04,755
‫دلم واسه افرادی که از سر ناچاری
‫مجبور می‌شن چنین کاری کنن، می‌سوزه.

288
00:16:05,589 --> 00:16:06,840
‫از سر ناچاری؟

289
00:16:06,924 --> 00:16:09,134
‫منظورت اینه که از بدو تولد عوضی‌ان.

290
00:16:09,218 --> 00:16:11,845
‫امثال ما رو هدف قرار می‌دن،
‫آخه می‌دونن کسی...

291
00:16:11,929 --> 00:16:15,265
‫یه حسی بهم می‌گه می‌خواد توضیح بده
‫واسه چی ثروتمندان قربانیان واقعی دنیان.

292
00:16:15,349 --> 00:16:16,600
‫... از ثروتمندان متنفرن.

293
00:16:16,684 --> 00:16:18,644
‫قربانیان واقعی دنیا خودمونیم.

294
00:16:18,727 --> 00:16:22,940
‫راستش، خانواده من در واقع سلطنتی‌ان.

295
00:16:23,023 --> 00:16:25,025
‫یعنی تقریبا سلطنتی‌ان.

296
00:16:25,109 --> 00:16:26,944
‫گمون کنم خواست فروتنانه فخر بفروشه؟

297
00:16:27,027 --> 00:16:30,948
‫ما این کشور رو ساختیم،
‫اون‌وقت چه شکلی ازمون تشکر می‌کنن؟

298
00:16:31,031 --> 00:16:33,367
‫آها، آره. واقعا به دستت می‌خوره
‫چیزی ساخته باشی.

299
00:16:34,535 --> 00:16:37,454
‫ولی دیگه از رعیت‌ها نگیم.

300
00:16:38,330 --> 00:16:42,292
‫دوست عزیزم، آدام پرات،
‫اخیرا «ساندری هاوس» رو افتتاح کرده.

301
00:16:42,376 --> 00:16:45,587
‫به شدت نخبه‌گرایانه است،
‫کل حضار به شدت باهوشن...

302
00:16:45,671 --> 00:16:48,549
‫و متصدی بارش یه پا جادوگره.

303
00:16:49,133 --> 00:16:50,551
‫امشب باهامون میای.

304
00:16:50,634 --> 00:16:55,597
‫- اِم، نه، باید کلی مطالعه کـ....
‫- نه، نه، نه. درخواست نکردم.

305
00:16:56,890 --> 00:16:58,851
‫تو جون کیت رو نجات دادی.

306
00:16:59,435 --> 00:17:01,603
‫دارم جبرانش می‌کنم.

307
00:17:02,187 --> 00:17:03,689
‫نیم‌ساعت دیگه حرکت می‌کنیم.

308
00:17:03,772 --> 00:17:07,860
‫خب، همچنان خیلی عالی
‫از این افراد دوری می‌کنم.

309
00:17:11,697 --> 00:17:15,576
‫«ساندری هاوس» آدام پرات
‫خاص‌ترین کلاب سوهوئه.

310
00:17:15,659 --> 00:17:19,288
‫مخفیگاه ثروتمندان و خوش‌بختان لندنه.

311
00:17:20,080 --> 00:17:22,207
‫لطفا عکس نگیرین.

312
00:17:25,502 --> 00:17:26,837
‫این همه بند و بساط واسه چیه؟

313
00:17:27,421 --> 00:17:29,214
‫- مال؟ کیت!
‫- اینجاییم!

314
00:17:29,298 --> 00:17:31,508
‫وای خدایا، چقدر خوشگل شدی.

315
00:17:31,592 --> 00:17:33,469
‫کور شدم. هلاک شدم.

316
00:17:33,552 --> 00:17:36,305
‫فیبی هستن، بانو بورهال‌لکسورث هستن.

317
00:17:36,388 --> 00:17:37,598
‫خودم می‌دونم.

318
00:17:37,681 --> 00:17:40,309
‫مسلما قبل از اومدن
‫تحقیق کرده بودم.

319
00:17:41,018 --> 00:17:43,854
‫بانو فیبی. مشهورترین دوست کیته.

320
00:17:43,937 --> 00:17:45,355
‫به شدت اشرافیه،

321
00:17:45,439 --> 00:17:46,982
‫بلوند خوش‌رنگیه...

322
00:17:47,066 --> 00:17:49,651
‫و همزمان با دو تن از کاپیتان‌های
‫تیم‌های لیگ برتر...

323
00:17:49,735 --> 00:17:50,944
‫رابطه داشته.

324
00:17:51,028 --> 00:17:52,684
‫از پونزده سالگیش، کل اشتباهات...

325
00:17:52,708 --> 00:17:55,199
‫و موم انداختن‌هاش رو
‫تو مجلات زرد ثبت کرده بودن.

326
00:17:55,282 --> 00:18:00,412
‫با این حال، همیشه
‫خیلی مهربون و ناز جلوه می‌کنه.

327
00:18:01,080 --> 00:18:02,956
‫واقعا ممکنه همین‌طور باشه؟

328
00:18:03,040 --> 00:18:05,751
‫این بچه شبگردان هندی غمگین کیه؟

329
00:18:05,834 --> 00:18:08,378
‫بیا فیبی، بیا تا نخوردنت، بریم تو.

330
00:18:16,178 --> 00:18:17,721
‫- چه قشنگ.
‫- فیبی!

331
00:18:17,805 --> 00:18:19,973
‫وای خدایا! تو اینجا چیکار می‌کنی؟

332
00:18:20,057 --> 00:18:23,811
‫پس عضویت سالانه بیست و پنج هزار پوندی
‫چنین نتیجه‌ای داره.

333
00:18:23,894 --> 00:18:26,563
‫خوشگل‌ها، خوش‌تیپ‌ها و لوس‌ها
‫لباس خز واقعی می‌پوشن...

334
00:18:26,647 --> 00:18:28,732
‫تا زیر نورپردازی مناسب «اینستاگرام»
‫مشروب بخورن.

335
00:18:28,816 --> 00:18:30,984
‫اینجا حتی بوی ثروت می‌ده.

336
00:18:31,068 --> 00:18:33,237
‫اگه اینجا رو بمباران کنن،

337
00:18:33,320 --> 00:18:35,873
‫ده درصد از تولید ناخالص داخلی
‫بریتانیا کاسته می‌شه،

338
00:18:35,897 --> 00:18:36,740
‫وی شاید بیرزه.

339
00:18:36,824 --> 00:18:38,867
‫- جاناتان!
‫- بازی رو شروع کنیم.

340
00:18:38,951 --> 00:18:41,662
‫از کدومشون بیش از همه متنفر می‌شم؟

341
00:18:41,745 --> 00:18:45,666
‫عزیزم، ایشون جاناتان موره.
‫آمریکاییه.

342
00:18:46,291 --> 00:18:47,918
‫- خوش‌وقتم.
‫- سلام.

343
00:18:48,001 --> 00:18:51,046
‫بلسینگ شاهدختی اهل نیجریه است.

344
00:18:52,256 --> 00:18:53,549
‫بلسینگ بوسده.

345
00:18:53,632 --> 00:18:56,510
‫کلی شاهدخت تو «ساندری هاوس» هست.

346
00:18:56,593 --> 00:18:58,565
‫تو کار فناوریه. ظاهرا کل
‫برنامه‌های کسب‌وکارش...

347
00:18:58,589 --> 00:19:00,055
‫حول محور کلاه‌برداری هرمی می‌چرخه.

348
00:19:00,139 --> 00:19:02,099
‫به علاوه، افاده‌ای هم هست.

349
00:19:02,182 --> 00:19:05,310
‫شرمنده، ولی شرمنده نیستم که پریدم وسط.
‫از این طرف.

350
00:19:05,394 --> 00:19:07,312
‫عه، خوبه، قراره باز هم
‫با ملت آشنا بشم.

351
00:19:07,396 --> 00:19:09,648
‫نسبت به هنر چه حسی داری جان کوچولو؟

352
00:19:09,731 --> 00:19:10,941
‫خوشم میاد.

353
00:19:11,024 --> 00:19:13,694
‫خب، پس ایشون سایمون سوئه.

354
00:19:13,777 --> 00:19:16,155
‫مطمئنم رکوردشکنی سایمون سو
‫در زمینه فروش آثار هنری...

355
00:19:16,238 --> 00:19:18,574
‫هیچ ربطی به میلیاردر بودن باباش نداره.

356
00:19:18,657 --> 00:19:22,035
‫سایمون به شدت سعی می‌کنه
‫هنرمندی عذاب‌دیده جلوه کنه،

357
00:19:22,119 --> 00:19:24,413
‫انگار به عمرش دردی بدتر
‫از برش با کاغذ رو هم تجربه کرده...

358
00:19:24,496 --> 00:19:27,166
‫که اون رو هم سریع
‫با پول بابا جونش بانداژ کرده.

359
00:19:27,249 --> 00:19:29,626
‫سایمون، ایشون جاناتان موره.

360
00:19:29,710 --> 00:19:31,211
‫من دوستان زیادی دارم.

361
00:19:31,837 --> 00:19:33,463
‫وقتی یکیشون از دنیا رفت برگردین.

362
00:19:34,298 --> 00:19:36,300
‫- آخ.
‫- سایمون جانم،

363
00:19:36,967 --> 00:19:38,260
‫بی‌شعور نباش.

364
00:19:38,886 --> 00:19:41,221
‫ایشون سوفی، خواهر سایمونه.

365
00:19:41,305 --> 00:19:42,472
‫سوفی سو.

366
00:19:42,556 --> 00:19:45,184
‫هرچیزی که پوشیده و به خودش وصل کرده رو
‫حامیان مالی تأمین کردن.

367
00:19:45,267 --> 00:19:48,520
‫این‌قدر طماعه که می‌شه گفت
‫تحت تأثیر قرار گرفتم.

368
00:19:48,604 --> 00:19:50,781
‫سوفی دانشجوی آکسفورد بوده،
‫بعدش تو هاروارد حقوق خونده،

369
00:19:50,805 --> 00:19:52,900
‫ولی وقتی داشت تو میکونوس
‫واسه آزمون وکالت می‌خوند،

370
00:19:52,983 --> 00:19:57,321
‫متوجه شد کار کردن با لایک و فالوئر جمع کردن
‫این‌قدر مطالعه لازم نداره.

371
00:19:57,404 --> 00:19:59,865
‫سوفی اینفلوئنسر موفقیه...

372
00:19:59,948 --> 00:20:03,118
‫و با بیکینی عکس می‌ذاره...

373
00:20:03,202 --> 00:20:06,371
‫تا منبع الهام عوام چاق و فقیر باشه.

374
00:20:06,455 --> 00:20:08,665
‫بی‌رحم، کاپیتالیست و توهم‌انگیزه.

375
00:20:08,749 --> 00:20:10,667
‫می‌شه گفت جامعه‌ستیزه.

376
00:20:11,376 --> 00:20:12,377
‫چیه؟

377
00:20:12,461 --> 00:20:13,962
‫طرفدارتم عزیز دلم.

378
00:20:14,046 --> 00:20:18,759
‫- برو بمیر مالکوم.
‫- از همدیگه خوششون نمیاد.

379
00:20:18,842 --> 00:20:20,260
‫خیلی خوش‌وقتم...

380
00:20:20,761 --> 00:20:24,056
‫جاناتان هستم.
‫من هم از آشناییتون خوش‌وقتم.

381
00:20:24,139 --> 00:20:25,182
‫عه...

382
00:20:25,265 --> 00:20:27,184
‫- آمریکایی هستی؟
‫- مواظب باش.

383
00:20:27,893 --> 00:20:29,061
‫همه‌شون تفنگ دارن.

384
00:20:31,021 --> 00:20:32,189
‫کاش داشتم.

385
00:20:38,445 --> 00:20:39,655
‫حقایقی راجع به مالکوم کشف کردم.

386
00:20:39,738 --> 00:20:43,867
‫عین ماهی مشروب می‌خوره، عاشق صدای خودشه،
‫دوستان زیادی داره که همه‌شون افتضاحن.

387
00:20:43,951 --> 00:20:45,351
‫یه سری نامزد دیگه هم تو مسابقه...

388
00:20:45,410 --> 00:20:47,496
‫برترین بی‌شعور لندن حضور دارن.

389
00:20:47,579 --> 00:20:49,039
‫رولد واکر برتون.

390
00:20:49,122 --> 00:20:51,541
‫بیشتر به خاطر کشتی‌هاش،
‫سکس‌های یه‌شبه‌اش...

391
00:20:51,625 --> 00:20:53,418
‫و به قول بقیه،
‫«کلکسیون چاقوی خطرناکش»، می‌شناسنش.

392
00:20:53,502 --> 00:20:56,183
‫جما گراهام‌گرین تونست در حین
‫بالا رفتن یه شات «پاترون»،

393
00:20:56,207 --> 00:20:58,340
‫آمریکایی‌ها، ترنس‌ها،
‫فقرا و یهودیان رو...

394
00:20:58,423 --> 00:21:01,343
‫تحقیر کرده و بی‌اعتبار کنه.

395
00:21:01,426 --> 00:21:05,764
‫فامیلی کانی رو یادم رفت،
‫صرفا بهم گفتن روانیه و کلی اسب داره.

396
00:21:05,847 --> 00:21:07,967
‫گمون نکنم هیچ‌کدومشون
‫از همدیگه خوششون بیاد.

397
00:21:08,016 --> 00:21:11,436
‫انگار به خاطر ثروت زیادشون
‫مجبورن عضو این کلاب باشن.

398
00:21:11,520 --> 00:21:13,730
‫الان جوایزمون رو میارم.

399
00:21:14,648 --> 00:21:17,609
‫حالا که مالکوم رفت مواد جور کنه،
‫می‌تونم یه لحظه راحت باشم.

400
00:21:17,693 --> 00:21:19,027
‫- جاناتان؟
‫- شاید هم نتونم.

401
00:21:19,111 --> 00:21:22,572
‫این حیوان وحشی آدامه، دوست‌پسرمه.

402
00:21:22,656 --> 00:21:25,158
‫احتمالا باهاش ازدواج کنم.
‫ولی هیئت منصفه هنوز تصمیم نگرفته.

403
00:21:25,242 --> 00:21:27,202
‫نگران نباش. خودم به هیئت منصفه رشوه می‌دم.

404
00:21:27,953 --> 00:21:29,037
‫آمریکاییه.

405
00:21:29,121 --> 00:21:31,081
‫ببینم می‌تونی با بریتانیایی‌ها
‫رقابت کنی یا نه.

406
00:21:31,164 --> 00:21:33,875
‫آدام پرات صاحب «ساندری هاوس»ـه.

407
00:21:33,959 --> 00:21:35,669
‫همه‌اش رو با پول بابا جونش به دست آورده.

408
00:21:35,752 --> 00:21:38,171
‫بچه مایه‌داری که درکی از کار واقعی نداره
‫این چیزها رو ساخته...

409
00:21:38,255 --> 00:21:40,549
‫که بچه مایه‌دارهایی عین خودش رو
‫تحت تأثیر قرار بده.

410
00:21:40,632 --> 00:21:44,553
‫راستی، جاناتان مور همکار ماله
‫و استاد ادبیاته. آمریکایی هم هست!

411
00:21:44,636 --> 00:21:47,514
‫عجب. مور.
‫مور، خانواده‌ات اهل کجان؟

412
00:21:48,181 --> 00:21:49,308
‫اهل همه‌جان.

413
00:21:50,350 --> 00:21:52,436
‫عاشق لباس‌های آماده‌ات شدم.

414
00:21:53,645 --> 00:21:56,523
‫- چه رمزارزی معامله می‌کنی؟
‫- به‌به. یکیشون برنده شد.

415
00:21:56,606 --> 00:21:58,066
‫نه، وایستا، صبر کن.
‫بذار خودم حدس بزنم.

416
00:21:58,150 --> 00:21:59,860
‫نه، الان شرط‌بندی می‌کنین.

417
00:21:59,943 --> 00:22:02,946
‫دفعه قبل سر سایز پای طرف
‫خونه‌ات رو مراکش رو از دست دادی.

418
00:22:03,613 --> 00:22:05,115
‫بیا عزیز دلم، بیا معاشرت کنیم.

419
00:22:05,198 --> 00:22:08,327
‫باید برم معاشرت کنم،
‫ولی برمی‌گردم جاناتان.

420
00:22:08,410 --> 00:22:10,787
‫عاشق سخنان شیرین هم‌میهنانم هستم.

421
00:22:10,871 --> 00:22:14,082
‫عجله نکن. می‌شه دیگه یواشکی برم؟

422
00:22:14,166 --> 00:22:16,501
‫- عه، عه، خودم پنج دقیقه دیگه می‌برمت.
‫- وای، خاک بر سرم.

423
00:22:16,585 --> 00:22:18,587
‫اصلا نمی‌شه تاکسی گرفت. بیا.

424
00:22:19,880 --> 00:22:20,880
‫آب بخور.

425
00:22:29,848 --> 00:22:31,767
‫کاملا مشخص بود که یه ساعت بعد...

426
00:22:31,850 --> 00:22:34,352
‫دارم گوشه‌ای مشروب می‌خورم
‫و منتظر مالکوم عوضی‌ام.

427
00:22:34,436 --> 00:22:36,521
‫مگه چی شده که این‌قدر خنده‌داره؟

428
00:22:39,524 --> 00:22:40,650
‫ریس مونتروز.

429
00:22:40,734 --> 00:22:43,445
‫همه می‌خوان نامزد شهرداری لندن بشه.

430
00:22:43,528 --> 00:22:44,905
‫واسه چی اومده اینجا؟

431
00:22:44,988 --> 00:22:45,822
‫کتاب خوبیه.

432
00:22:45,906 --> 00:22:47,157
‫وای نه. صدام مست جلوه می‌کنه.

433
00:22:48,241 --> 00:22:49,409
‫پس تازه اومدی.

434
00:22:50,535 --> 00:22:53,872
‫مال همیشه شما رو زیر بال و پرش می‌گیره،
‫از وقتی تو خوابگاه بودیم...

435
00:22:53,955 --> 00:22:56,625
‫درسته، آکسفورد بودین.
‫همه‌تون همدانشگاهی بودین.

436
00:22:56,708 --> 00:22:58,794
‫موضوع کتابش به دنیا اومدن
‫تو خانواده‌ای فقیره،

437
00:22:58,877 --> 00:23:00,269
‫مادر مجردی بی‌ثبات بزرگش کرده...

438
00:23:00,293 --> 00:23:02,255
‫که متأسفانه خیلی باهاش
‫همذات‌پنداری می‌کنم،

439
00:23:02,339 --> 00:23:04,883
‫خیلی داغون بود، بعدش فهمید پسر دوکیه،

440
00:23:04,966 --> 00:23:06,218
‫به خودش رسید،
‫رفت آکسفورد...

441
00:23:06,301 --> 00:23:09,387
‫و راستش، یکی از بهترین شرح حال‌هایی رو
‫که به عمرم خوندم، تألیف کرد.

442
00:23:09,471 --> 00:23:10,555
‫واقعا کار جالبیه.

443
00:23:10,639 --> 00:23:13,683
‫آدم سی سال داستان زندگیش رو
‫به کسی نمی‌گه، ولی بعدش می‌نویسدش...

444
00:23:13,767 --> 00:23:16,144
‫و یهو همه از تک‌تک شرم‌هاش باخبر می‌شن.

445
00:23:16,228 --> 00:23:19,481
‫شاید برات مهم نباشه،
‫ولی کتابت به نظر من فرومایه نیست.

446
00:23:19,564 --> 00:23:20,564
‫عجب...

447
00:23:21,483 --> 00:23:23,360
‫پس تو هم دوران کودکی بدی داشتی؟

448
00:23:26,321 --> 00:23:27,322
‫که این‌طور.

449
00:23:28,323 --> 00:23:29,699
‫واقعا دوران کودکی بدی داشتی.

450
00:23:30,826 --> 00:23:32,494
‫خیلی خوش‌وقتم همرزم عزیزم.

451
00:23:35,997 --> 00:23:38,959
‫آدمی که قبلا بی‌پول بوده
‫و به پول می‌رسه،

452
00:23:39,042 --> 00:23:40,752
‫اصلا احساس پولدار بودن نمی‌کنه.

453
00:23:41,628 --> 00:23:44,381
‫- کل افرادی که همیشه پولدار بودن هم...
‫- گونه دیگه‌ای هستن.

454
00:23:46,550 --> 00:23:47,759
‫احسنت.

455
00:23:47,843 --> 00:23:49,678
‫راستش، هنوز ازش متنفر نشدم.

456
00:23:49,761 --> 00:23:52,264
‫دنیا داره می‌سوزه و واسه خودشون می‌رقصن.

457
00:23:52,347 --> 00:23:54,474
‫حتی نمی‌فهمن دنیا داره می‌سوزه.

458
00:23:54,558 --> 00:23:55,642
‫واسه چی باید بفهمن؟

459
00:23:56,810 --> 00:23:58,436
‫آب و هوای خودشون مناسبه.

460
00:23:58,520 --> 00:24:01,148
‫اولین مکالمه واقعی‌ایه که امشب داشتم.

461
00:24:01,231 --> 00:24:04,484
‫با این اوصاف، دارم می‌رم برلین
‫که تو برنامه‌ای صبحگاهی راجع به...

462
00:24:04,568 --> 00:24:06,736
‫نامزد شدن یا نشدنم واسه شهرداری
‫به شدت تواضع به خرج بدم.

463
00:24:07,946 --> 00:24:09,281
‫من که بهت رأی می‌دم.

464
00:24:10,907 --> 00:24:12,659
‫می‌بینمت جاناتان.

465
00:24:12,742 --> 00:24:16,079
‫خب، باز هم تو لونه بی‌شعورها تنها شدم.

466
00:24:17,080 --> 00:24:20,792
‫خیلی‌خب، دیگه منتظر مالکوم نمی‌مونم.
‫وقتشه که برم.

467
00:24:25,005 --> 00:24:27,799
‫عه، خیلی‌خب. خیال نمی‌کردم
‫این‌قدر مست باشم.

468
00:24:28,675 --> 00:24:30,760
‫جاناتان. برو بالا!

469
00:24:30,844 --> 00:24:32,554
‫- باید بری بالا.
‫- ولم کنین دیگه.

470
00:24:36,474 --> 00:24:38,101
‫وای نه. چی بود؟

471
00:24:38,185 --> 00:24:39,561
‫ابسنت بود عزیزم.

472
00:24:39,644 --> 00:24:41,980
‫به زودی کاغذ دیواری
‫باهات صحبت می‌کنه عزیز دلم.

473
00:24:42,063 --> 00:24:44,983
‫- خب، بگو ببینم جاناتان.
‫- واسه چی اومدی اینجا؟

474
00:24:46,109 --> 00:24:48,528
‫- ای وای.
‫- کسی رو کشتی؟

475
00:24:48,612 --> 00:24:50,030
‫همیشه تشخیص می‌دم.

476
00:24:50,113 --> 00:24:52,282
‫فامیلم یکی رو کشته بود.
‫مسلما تصادفی بود.

477
00:24:52,365 --> 00:24:56,286
‫بی‌خانمانی بیش نبود. ای خدا،
‫اگه الان کشته بودش، طردش می‌کردن.

478
00:24:56,995 --> 00:24:59,372
‫- عذر می‌خوام.
‫- یا نکنه کسی اذیتت کرده؟

479
00:24:59,456 --> 00:25:02,417
‫زنی اذیتت کرده؟ همین‌طوره؟

480
00:25:06,504 --> 00:25:08,256
‫قلبت رو شکسته؟

481
00:25:08,798 --> 00:25:11,509
‫واقعا قلبم رو شکستی مریان؟

482
00:25:13,803 --> 00:25:18,266
‫وقتی دنبالت تا نمایشگاه هنری لندن اومدم،
‫حضورت رو حس می‌کردم مریان.

483
00:25:27,400 --> 00:25:31,279
‫عوض شده بودی.
‫دیگه از کتابدار رسمی مادری لیندا خبری نبود.

484
00:25:32,447 --> 00:25:34,282
‫ولی خودت بودی.

485
00:26:06,439 --> 00:26:09,526
‫یادم باشه که دیگه اصلا ابسنت نخورم.

486
00:26:13,571 --> 00:26:18,660
‫خب، جان کوچولو واسه چی
‫این‌قدر داغون شده، هوم؟

487
00:26:18,743 --> 00:26:20,996
‫دلقک مجللشون من رو جان کوچولو خطاب می‌کنه.

488
00:26:21,079 --> 00:26:22,747
‫همه خیال می‌کنن به خاطر عشقه.

489
00:26:22,831 --> 00:26:24,249
‫خب، خودت ولش کردی...

490
00:26:24,332 --> 00:26:26,835
‫- یا خودش رفت؟
‫- چه فرقی می‌کنه؟

491
00:26:26,918 --> 00:26:28,962
‫زنی رو تا پاریس دنبال کردم.

492
00:26:29,045 --> 00:26:31,631
‫عاشقانه‌ترین شهر دنیاست.

493
00:26:33,091 --> 00:26:34,384
‫بعدش هم دلم رو شکست.

494
00:26:35,093 --> 00:26:37,387
‫- پس نیمه گمشده‌ات نبود.
‫- رابطه‌مون حرف نداشت.

495
00:26:37,470 --> 00:26:41,182
‫همسر سابقم چیزهایی ازم بهش گفت.

496
00:26:41,266 --> 00:26:44,728
‫درد اصلی این دهه همینه.

497
00:26:44,811 --> 00:26:46,479
‫زنان حرف همدیگه رو باور می‌کنن،

498
00:26:46,563 --> 00:26:49,566
‫انگار خودشون خیانت و سکس نمی‌کنن.

499
00:26:49,649 --> 00:26:51,818
‫- بیشتر از ما می‌کنن.
‫- چنین آدمی نبود.

500
00:26:51,901 --> 00:26:53,737
‫بذار مسئله‌ای رو دوستانه بهت بگم.

501
00:26:53,820 --> 00:26:55,530
‫الان که اینجا نشستی
‫و درگیر عشق...

502
00:26:55,613 --> 00:26:58,033
‫فاحشه‌ای بی‌ارزشی که اصلا براش مهم نبودی،

503
00:26:58,116 --> 00:27:00,035
‫داری آبروی خودت رو می‌بری.

504
00:27:00,118 --> 00:27:04,664
‫همین الان سوار کیر نفر بعدی شده،
‫پس بی‌خیالش شو.

505
00:27:04,748 --> 00:27:07,959
‫دردت رو با سکس درمان کن.
‫تو سوهو کلی فاحشه داریم.

506
00:27:08,043 --> 00:27:10,253
‫اگه می‌تونستم تکون بخورم،
‫طرف رو می‌کشتم.

507
00:27:10,337 --> 00:27:12,672
‫عزیز دلم، باید باز هم ابسنت بخوری.

508
00:27:12,756 --> 00:27:15,425
‫وای نه، نه، نه. بهش نده.
‫این‌جوری نابودش می‌کنی.

509
00:27:15,508 --> 00:27:17,594
‫اگه تو نباشی که چیزی مهم نیست.

510
00:27:18,636 --> 00:27:20,430
‫وای...

511
00:27:20,513 --> 00:27:22,057
‫اصلا خوب نیست.

512
00:27:22,140 --> 00:27:25,935
‫- بهت گفته تقریبا سلطنتی‌ان؟
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

513
00:27:26,019 --> 00:27:27,896
‫چطوری اومدم اینجا؟

514
00:27:27,979 --> 00:27:30,482
‫داره چی می‌گه؟

515
00:27:30,565 --> 00:27:34,402
‫... با جفت خواهران میدلتون رابطه داشته.
‫مالکوم دروغگوئه.

516
00:27:35,820 --> 00:27:36,905
‫ببخشید.

517
00:27:43,912 --> 00:27:45,372
‫من رو از این سفر خلاص کنین.

518
00:27:45,455 --> 00:27:47,874
‫اشکش رو درآوردم؟ چیکار کردم؟

519
00:27:47,957 --> 00:27:50,335
‫انگار تو جهنمم. گوشیم کجاست؟

520
00:27:50,418 --> 00:27:52,545
‫- خاک بر سرم.
‫- وقتشه ببرمش خونه.

521
00:28:03,723 --> 00:28:07,644
‫خب، حداقل رسیدم خونه.

522
00:28:08,269 --> 00:28:12,399
‫می‌بینی تلاش در راه فراموش کردنت
‫چه بلایی سرم آورده مریان؟

523
00:28:16,152 --> 00:28:17,278
‫این دیگه کت کیه؟

524
00:28:19,280 --> 00:28:22,367
‫آروم باش.
‫وقتشه ببرمش خونه.

525
00:28:22,450 --> 00:28:24,119
‫مبل، مبل، مبل.

526
00:28:25,370 --> 00:28:27,080
‫مالکوم من رو رسوند خونه.

527
00:28:27,163 --> 00:28:28,581
‫لازمه ازش تشکر کنم؟

528
00:28:28,665 --> 00:28:33,336
‫نه، شاید اگه بی‌ادبانه برخورد کنم،
‫اون زن‌ستیز معتاد بذاره به حال خودم باشم.

529
00:28:36,714 --> 00:28:39,592
‫روز جدیدی آغاز شد.
‫دیگه دیوانگی نمی‌کنم.

530
00:28:39,676 --> 00:28:41,511
‫دوباره همه‌چی آروم شد.

531
00:28:51,271 --> 00:28:52,397
‫مالکومه.

532
00:28:52,480 --> 00:28:54,315
‫یعنی از بدو تولد کثافتن.

533
00:28:54,399 --> 00:28:56,860
‫اینجا نشستی و درگیر عشق
‫فاحشه‌ای ناچیزی.

534
00:28:56,943 --> 00:28:58,361
‫وایستا ببینم. یعنی من...؟

535
00:29:05,118 --> 00:29:07,203
‫من از این جریانات فرار کرده بودم.

536
00:29:07,287 --> 00:29:09,914
‫دیگه نمی‌خواستم چاقویی دستم بگیرم.

537
00:29:13,960 --> 00:29:16,337
‫داشت خیلی ازت بد می‌گفت.

538
00:29:16,421 --> 00:29:18,590
‫جای تو عصبانی شده بودم.

539
00:29:19,340 --> 00:29:21,301
‫همین به طریقی شرایط رو وخیم‌تر می‌کنه.

540
00:29:34,606 --> 00:29:37,066
‫مالکوم توییت کرده بود رفته برمودا،
‫چقدر هم که رفت.

541
00:29:41,738 --> 00:29:42,739
‫این دیگه...؟

542
00:29:49,162 --> 00:29:51,164
‫انگشت طرف رو کجا می‌ذارم؟

543
00:30:04,093 --> 00:30:06,137
‫به این زودی گزارش مفقودیش رو ثبت کرد؟

544
00:30:07,055 --> 00:30:10,308
‫نه. حتما اومدن بابت خفت‌گیریه
‫استشهادیه پر کنن.

545
00:30:11,017 --> 00:30:12,477
‫داره از من بهشون می‌گه.

546
00:30:12,560 --> 00:30:16,481
‫همین الان‌هاست که در خونه‌ام رو بزنن
‫و قالی مشکوکی اندازه انسان پیدا کنن.

547
00:30:17,273 --> 00:30:21,236
‫ممکنه موقع حمل قالی مذکور
‫باهاشون برخورد کنم.

548
00:30:21,319 --> 00:30:22,821
‫نقشه جدیدی می‌ریزم، باید بجنبم.

549
00:30:23,696 --> 00:30:25,156
‫ای وای، چقدر سنگینه.

550
00:30:25,240 --> 00:30:26,866
‫ریدم تو این قالی کوفتی.

551
00:30:26,950 --> 00:30:27,992
‫ریدم تو زندگیم.

552
00:30:29,369 --> 00:30:33,081
‫استاد مطالعات کلاسیک بهم گفته بود
‫می‌تونم ماشینش رو در مواقع ضروری بردارم.

553
00:30:35,166 --> 00:30:36,459
‫خیلی‌خب.

554
00:30:36,543 --> 00:30:37,627
‫خیلی‌خب.

555
00:30:37,710 --> 00:30:41,631
‫تا تاریکی هوا فرصت دارم
‫بفهمم باید چیکارش کنم...

556
00:30:41,714 --> 00:30:44,676
‫و ذهنم رو آماده کنم
‫که خلاف جهت برونم.

557
00:30:49,097 --> 00:30:52,892
‫وقتی نگاهم کرده بودی،
‫چنین آدمی رو دیده بودی مریان؟

558
00:30:54,686 --> 00:30:57,188
‫- نمی‌خواستم درست فرض کرده باشی.
‫- ببخشید.

559
00:31:36,811 --> 00:31:37,937
‫مریان!

560
00:31:56,497 --> 00:31:59,584
‫می‌شه لطفا صحبت کنیم؟

561
00:32:01,502 --> 00:32:02,502
‫بس کن.

562
00:32:03,546 --> 00:32:06,507
‫- نمی‌خوام بلایی سرت بیارم.
‫- درست می‌گی، نمیاری.

563
00:32:07,133 --> 00:32:08,468
‫باهاش حمله می‌کنم‌ها.

564
00:32:17,018 --> 00:32:18,018
‫ببخشید.

565
00:32:20,897 --> 00:32:22,982
‫خیال می‌کردم از دیدنم خوشحال می‌شی.

566
00:32:25,610 --> 00:32:26,986
‫خیال می‌کردم عاشقمی.

567
00:32:27,070 --> 00:32:28,279
‫بودم.

568
00:32:30,031 --> 00:32:31,282
‫خب، من همین‌جام.

569
00:32:32,033 --> 00:32:34,369
‫- خودم هم می‌دونم کلی اتفاق افتاده...
‫- نه.

570
00:32:34,994 --> 00:32:36,037
‫نه.

571
00:32:36,120 --> 00:32:37,789
‫ژولیت پاریسه.

572
00:32:38,957 --> 00:32:40,083
‫پیش دوستشه.

573
00:32:42,293 --> 00:32:44,253
‫منتظره فردا برم خونه.

574
00:32:46,214 --> 00:32:48,716
‫اگه بتونم برم خونه پیش دخترم...؟

575
00:32:48,800 --> 00:32:50,927
‫واسه چی چنین سوالی ازم می‌پرسی؟

576
00:32:51,010 --> 00:32:52,178
‫تو رایان رو کشته بودی!

577
00:32:52,261 --> 00:32:54,263
‫اون بچه‌ات رو برده بود!

578
00:32:54,347 --> 00:32:55,807
‫همسرت رو هم کشتی؟!

579
00:32:57,141 --> 00:32:59,811
‫اگه الان اینجا وایستادی،
‫عشق تو رو نکشته.

580
00:32:59,894 --> 00:33:02,271
‫خودت کشتیش، مگه نه؟

581
00:33:05,191 --> 00:33:07,110
‫بهم بگو افراد دیگه‌ای رو نکشتی.

582
00:33:11,739 --> 00:33:13,199
‫وای خدایا.

583
00:33:14,784 --> 00:33:16,619
‫وانمود می‌کنی این‌طور نیست.

584
00:33:16,703 --> 00:33:19,497
‫انگار آدم خوبی هستی
‫که کار بدی کردی.

585
00:33:23,876 --> 00:33:26,087
‫تو قاتلی جو.

586
00:33:28,131 --> 00:33:29,549
‫اشتباه برداشت کردی.

587
00:33:29,632 --> 00:33:32,010
‫کاش. کاش کرده بودم، ولی...

588
00:33:32,093 --> 00:33:34,554
‫می‌دونی چیه؟ بهت ثابت می‌کنم.

589
00:33:42,729 --> 00:33:45,106
‫خداحافظ مریان.

590
00:34:05,168 --> 00:34:08,087
‫خیلی با ترس نگاهم می‌کردی.

591
00:34:08,713 --> 00:34:10,006
‫طاقتش رو نداشتم.

592
00:34:10,715 --> 00:34:12,967
‫گذاشتم بری که بهت ثابت کنم
‫من چنین آدمی نیستم.

593
00:34:13,051 --> 00:34:15,136
‫اصلا حاضر نیستم بلایی سرت بیارم.

594
00:34:25,688 --> 00:34:27,315
‫صرفا غریبه‌ای تو مملکتی غریبم...

595
00:34:27,398 --> 00:34:29,692
‫و دنبال جایی می‌گردم
‫که مالکوم رو سربه‌نیست کنم.

596
00:34:29,776 --> 00:34:33,571
‫ظاهرا کارخانه چوب‌بری مناسب باشه.
‫امیدوارم تعطیل باشه.

597
00:34:41,496 --> 00:34:45,583
‫اگه با جسد این آدم حراف مچم رو بگیرن،
‫به سزای اعمالم می‌رسم.

598
00:34:57,720 --> 00:35:00,264
‫خوش‌بختانه، اکثر ابزار کارگاه‌های اینجا...

599
00:35:00,348 --> 00:35:01,766
‫هم عین ایالات متحده است.

600
00:35:05,269 --> 00:35:06,979
‫آره، یکی به پاتنوم زدن.

601
00:35:07,772 --> 00:35:09,982
‫الان دارم یواشکی می‌رم میخانه
‫که نیمه دوم رو تماشا کنم.

602
00:35:12,600 --> 00:35:14,400
‫[مسابقه فوتبال پاتنوم]

603
00:35:14,450 --> 00:35:15,195
‫[یک هیچ به نفع فیلرتون]

604
00:35:15,196 --> 00:35:18,032
‫ظاهرا به اندازه یه نیمه فوتبال اروپایی
‫فرصت دارم تمومش کنم.

605
00:35:18,116 --> 00:35:20,034
‫آره، خودم می‌دونم
‫اینجا همون فوتبال عادی محسوب می‌شه.

606
00:35:43,099 --> 00:35:46,602
‫عجب شاهزاده آلبرتی. دروغ نمی‌گفت
‫که تقریبا سلطنتی محسوب می‌شن.

607
00:35:56,028 --> 00:35:59,157
‫خیال می‌کردم چنین کاری رو علاوه بر
‫چرخ‌گوشت و فر پشت‌سر گذاشتم.

608
00:36:17,884 --> 00:36:19,343
‫گل!

609
00:36:37,737 --> 00:36:41,657
‫قصد نداشتم شهر رو در حین
‫چرخیدن تو لندن بزرگ و انداختن قطعات جسدی...

610
00:36:41,741 --> 00:36:44,869
‫تو رود تیمز، تماشا کنم.

611
00:36:44,952 --> 00:36:47,205
‫چقدر هم که جاناتان بهتر عمل کرد.

612
00:36:48,873 --> 00:36:51,417
‫البته خودم قصد نداشتم
‫بعد از ول کردنت...

613
00:36:51,500 --> 00:36:52,877
‫جاناتان بشم.

614
00:36:52,960 --> 00:36:57,673
‫صرفا قصد داشتم اندوهم رو غرق کرده
‫و گورم رو از لندن گم کنم.

615
00:36:57,757 --> 00:36:59,300
‫جو کوئین گلدبرگ.

616
00:37:01,344 --> 00:37:03,638
‫خیال می‌کردم، چه بدونم...

617
00:37:05,097 --> 00:37:06,097
‫مرده باشی؟

618
00:37:07,141 --> 00:37:10,061
‫ولی بعدش گذشته‌ام گریبانم رو گرفت.

619
00:37:10,144 --> 00:37:11,229
‫الیوت تاننبرگ هستم.

620
00:37:11,729 --> 00:37:15,775
‫صاحب‌کارم، ری کوئین رو
‫که پدرزن سابقته، می‌شناسی.

621
00:37:17,902 --> 00:37:20,154
‫یعنی اومدی من رو برگردونی؟

622
00:37:20,238 --> 00:37:21,364
‫نه، اومدم بکشمت.

623
00:37:25,409 --> 00:37:26,409
‫ممنون.

624
00:37:29,747 --> 00:37:31,374
‫آره، امروز کلی کار داشتم.

625
00:37:34,335 --> 00:37:36,629
‫بعدش الیوت غافلگیرم کرد.

626
00:37:38,297 --> 00:37:39,548
‫اگه راستش رو بخوای...

627
00:37:42,260 --> 00:37:43,344
‫خسته‌ام.

628
00:37:44,720 --> 00:37:46,514
‫ترجیح می‌دم...

629
00:37:47,348 --> 00:37:49,183
‫کلا تموم بشه، متوجهی؟

630
00:37:50,601 --> 00:37:52,186
‫نمی‌خوام دیگه بلایی سر کسی بیارم.

631
00:37:54,772 --> 00:37:55,815
‫حتی سر تو هم نمیارم.

632
00:37:56,774 --> 00:37:58,025
‫- عجب.
‫- اوهوم.

633
00:37:58,859 --> 00:38:00,653
‫ولی چنین کاری پیچیده می‌شه.

634
00:38:02,863 --> 00:38:06,200
‫- از چه نظر؟
‫- هزینه‌اش بیش از دستمزد ری درمیاد.

635
00:38:06,742 --> 00:38:09,245
‫مثلا کل حساب لاو لازم می‌شه.

636
00:38:09,870 --> 00:38:11,455
‫احتمالا از حسابش خبر نداشته باشی.

637
00:38:13,124 --> 00:38:16,085
‫حتما کاملا تصادفی بوده
‫که موقع جزغاله شدنت...

638
00:38:16,168 --> 00:38:18,379
‫حسابش کلا خالی شده بود.

639
00:38:18,462 --> 00:38:19,630
‫پس اخاذی می‌کنی؟

640
00:38:19,714 --> 00:38:22,800
‫می‌شه گفت دارم به شکل تحقیرآمیزی
‫بهت پیشنهاد کمک می‌دم.

641
00:38:27,388 --> 00:38:29,515
‫این مال توئه.

642
00:38:34,020 --> 00:38:35,521
‫جاناتان بهت میاد.

643
00:38:37,940 --> 00:38:40,901
‫آدم خوبیه، دانشجوی کلمبیا بوده،
‫اعتبار بانکیش خوبه، ویزای کاری هم داره.

644
00:38:40,985 --> 00:38:43,029
‫احتمالا بتونی هر شغلی به دست بیاری.

645
00:38:43,112 --> 00:38:46,449
‫کافیه آفتابی نشی
‫و دردسر درست نکنی.

646
00:38:46,532 --> 00:38:48,409
‫کافیه ناپدید بشی.

647
00:38:49,368 --> 00:38:50,536
‫جاناتان باشی.

648
00:38:51,287 --> 00:38:54,790
‫من به ری اطمینان می‌دم مردی
‫و بعدش گورم رو در افق گم می‌کنم.

649
00:38:55,458 --> 00:38:59,503
‫شاید تو هم با جاناتان فرصت پیدا کنی
‫تصمیمات متفاوتی بگیری.

650
00:39:11,766 --> 00:39:15,353
‫مسئله دیگه‌ای هم هست،
‫مریان بلامی که تعقیبش می‌کنی...

651
00:39:15,936 --> 00:39:17,313
‫خبر داره زنده‌ای.

652
00:39:19,190 --> 00:39:20,191
‫خب، ببین.

653
00:39:21,692 --> 00:39:24,320
‫سوار قطار ساعت هشت صبح
‫به مقصد پاریس می‌شه.

654
00:39:25,363 --> 00:39:27,656
‫- اگه جلوش رو نگیری، می‌ره.
‫- ولی خودت الان گفته بودی...

655
00:39:28,741 --> 00:39:30,659
‫فرصت پیدا می‌کنم
‫تصمیمات متفاوتی بگیرم.

656
00:39:30,743 --> 00:39:32,703
‫هیچ‌کدوممون نمی‌خوایم
‫بلایی سر کسی بیاریم.

657
00:39:34,163 --> 00:39:35,163
‫درسته.

658
00:39:35,831 --> 00:39:36,831
‫خب...

659
00:39:38,292 --> 00:39:41,837
‫برو اونجا، ترتیبش رو بده
‫و بعدش جاناتان مور بشو.

660
00:39:47,635 --> 00:39:49,011
‫تموم که شد، بهم پیام بده.

661
00:39:59,647 --> 00:40:02,566
‫من هم تو شهری غریب تنها بودم.

662
00:40:03,275 --> 00:40:04,985
‫خودم و قلب شکسته‌ام تنها بودیم.

663
00:40:05,069 --> 00:40:07,135
‫نمی‌دونم موقع کشتن مالکوم
‫چه فکری تو سرم بود.

664
00:40:07,159 --> 00:40:07,839
‫همه‌چی برگشت.

665
00:40:07,863 --> 00:40:10,866
‫فقط می‌دونم شکست خوردم.

666
00:40:11,784 --> 00:40:13,786
‫حق با تو بود مریان.

667
00:40:22,253 --> 00:40:24,755
‫سلام. گمون کنم این مال آدام پرات باشه.

668
00:40:24,839 --> 00:40:27,550
‫- باشه. می‌ذارم که بردارنش.
‫- باشه. ممنون.

669
00:40:37,143 --> 00:40:40,479
‫سلام. سلام. به این زودی از برلین برگشتی.

670
00:40:40,563 --> 00:40:42,398
‫الان دیگه اومدی اروپا جاناتان.

671
00:40:42,481 --> 00:40:44,483
‫می‌تونی سه ساعته هرجایی بری.

672
00:40:45,443 --> 00:40:46,694
‫دیشب چطور پیش رفت؟

673
00:40:49,363 --> 00:40:50,363
‫آها...

674
00:40:52,491 --> 00:40:54,034
‫یه مشت حیوان عاشق مهمونی‌ان.

675
00:40:54,660 --> 00:40:56,662
‫معمولا اوضاع از کنترل خارج می‌شه.

676
00:40:57,621 --> 00:41:00,666
‫من اگه جات بودم و گندی زده بودم،
‫خودم رو مقصر نمی‌دونستم.

677
00:41:07,298 --> 00:41:11,802
‫راستش، روزی که تصمیم گرفتی
‫بری آکسفورد،

678
00:41:11,886 --> 00:41:13,721
‫گفته بودی از نو زاده شده بودی.

679
00:41:14,763 --> 00:41:16,557
‫اکثر مردم به بخشی از کتابم که خودم...

680
00:41:16,640 --> 00:41:19,852
‫بابت دعوا تو بار زندانی شده بودم
‫و مامانم از دنیا رفت اشاره می‌کنن.

681
00:41:21,270 --> 00:41:26,025
‫نوشته بودی: «شکست عشقی همیشه کاتالیزور
‫ایجاد مسیر جدیدیه.»

682
00:41:26,650 --> 00:41:27,735
‫مسیر جدید تو هم همینه؟

683
00:41:27,818 --> 00:41:29,195
‫قرار بود باشه.

684
00:41:32,156 --> 00:41:33,908
‫راستش، بدجوری نیاز دارم باشه.

685
00:41:36,076 --> 00:41:37,203
‫ولی گند زدی.

686
00:41:38,037 --> 00:41:39,872
‫آره، بدجوری گند زدم.

687
00:41:43,042 --> 00:41:45,961
‫اگه بهت بگم اون بخش کتابم دروغه،
‫حالت بهتر می‌شه؟

688
00:41:46,045 --> 00:41:49,173
‫یه بار تو زندان به چنین درکی رسیده بودم.

689
00:41:50,132 --> 00:41:53,552
‫مدام عین سابق می‌شدم، سیاه‌مست می‌شدم
‫و باز هم مشتم رو نثار ملت می‌کردم.

690
00:41:54,053 --> 00:41:56,404
‫در دفاع از خودم بگم
‫که اگه اون شکلی می‌نوشتم،

691
00:41:56,428 --> 00:41:57,973
‫بی‌جهت زیاده‌گویی کرده بودم.

692
00:42:05,147 --> 00:42:06,857
‫حسی راجع بهت بهم دست داده.

693
00:42:06,941 --> 00:42:08,192
‫چه حسی دست داده؟

694
00:42:08,859 --> 00:42:10,194
‫جدا از شوخی،

695
00:42:11,237 --> 00:42:15,866
‫حدس می‌زنم واقعا زندگی جهنم‌واری داشتی.

696
00:42:19,328 --> 00:42:22,748
‫هر کسی از زندگی تو
‫جون سالم به در نمی‌برد.

697
00:42:24,625 --> 00:42:25,626
‫تقریبا درست گفتم؟

698
00:42:27,878 --> 00:42:31,006
‫- آره.
‫- پس می‌شه گفت بدجوری آسیب دیدی.

699
00:42:31,090 --> 00:42:35,553
‫در نتیجه، می‌تونی واقعا
‫به بقیه آسیب برسونی.

700
00:42:38,347 --> 00:42:41,559
‫حس می‌کنم الان باید
‫موضع دفاعی بگیرم، ولی...

701
00:42:43,852 --> 00:42:44,853
‫نمی‌گیرم.

702
00:42:44,937 --> 00:42:46,647
‫من کی باشم که بخوام قضاوتت کنم؟

703
00:42:49,358 --> 00:42:50,901
‫خیلی‌خب. حالا چیکار می‌کنی؟

704
00:42:51,902 --> 00:42:54,613
‫نمی‌تونم هیچ‌کدوم از اعمالم رو از بین ببرم،
‫واسه همین الان صرفا سعی می‌کنم...

705
00:42:54,697 --> 00:42:56,949
‫از این به بعد کمی کار خوب بکنم،
‫صرفا یه کاری بکنم...

706
00:42:57,032 --> 00:42:59,743
‫که شامل محافظت از عزیزانم می‌شه...

707
00:42:59,827 --> 00:43:02,162
‫و می‌خوام واقعا واسه لندن کار مفیدی بکنم.

708
00:43:02,246 --> 00:43:04,081
‫یعنی به نظرت امکانش هست؟

709
00:43:07,126 --> 00:43:08,126
‫امکان رستگاری هست؟

710
00:43:09,295 --> 00:43:10,504
‫به نظرم هست.

711
00:43:11,547 --> 00:43:14,049
‫ولی آدم باید مصمم باشه
‫که اصلا از خودش فرار نکنه.

712
00:43:14,717 --> 00:43:16,385
‫تحت هر شرایطی، با همه‌چی روبه‌رو بشه.

713
00:43:18,971 --> 00:43:19,971
‫آسونه، مگه نه؟

714
00:43:24,435 --> 00:43:27,688
‫- به نظرت چرت و پرت می‌گم.
‫- به نظرم نویسنده‌ای.

715
00:43:32,401 --> 00:43:34,862
‫می‌خوای همین‌جا بشینی
‫و به فکر گند زدنت باشی؟

716
00:43:39,033 --> 00:43:40,743
‫همه‌چی رو قبول کن جاناتان.

717
00:43:43,037 --> 00:43:44,455
‫خماریش راحت‌تره.

718
00:43:45,372 --> 00:43:46,915
‫ظاهرا حرف نداره.

719
00:43:46,999 --> 00:43:50,461
‫ولی من کارهایی کردم که گمون نکنم
‫اصلا بتونم قبولشون کنم.

720
00:43:53,422 --> 00:43:58,010
‫لطفا مسافرین نیس، کن و مارسی...

721
00:43:58,093 --> 00:44:01,680
‫حواسشون باشه که سوار واگن‌های پشتی بشن.

722
00:44:01,764 --> 00:44:02,764
‫ممنون.

723
00:44:11,273 --> 00:44:12,733
‫عذر می‌خوام. ببخشید.

724
00:44:12,816 --> 00:44:15,527
‫- بذارین کمکتون کنم.
‫- ممنون.

725
00:44:40,010 --> 00:44:43,806
‫خیال می‌کردی جیب‌بر بود،
‫ولی من داشتم نجاتت می‌دادم.

726
00:44:43,889 --> 00:44:46,433
‫داشتم کاری می‌کردم
‫سوار اون قطار بشی.

727
00:44:48,686 --> 00:44:50,187
‫گذاشتم بری.

728
00:44:50,979 --> 00:44:54,149
‫که نشونت بدم اشتباه برداشت کردی.

729
00:44:55,526 --> 00:44:56,652
‫من آدمکش نیستم.

730
00:45:02,600 --> 00:45:06,000
‫[به جو: انجام شد.]

731
00:45:08,747 --> 00:45:10,416
‫سعی کردم این موضوع رو به حقیقت بدل کنم.

732
00:45:12,793 --> 00:45:15,254
‫ولی این‌طور نبود. مسلما...

733
00:45:15,337 --> 00:45:16,505
‫عه...

734
00:45:16,588 --> 00:45:18,590
‫خوبه. چه عالی، خودتی.

735
00:45:19,675 --> 00:45:22,302
‫غافلگیر شدی که سواد دارم؟
‫واسه چی بهشون خیره شدی؟

736
00:45:22,386 --> 00:45:25,055
‫- کنجکاوم بدونم از چه آثاری خوشت میاد.
‫- واسه کارمن.

737
00:45:25,139 --> 00:45:28,100
‫می‌تونی نتیجه بگیری
‫از هنر خوشم میاد جناب هولمز.

738
00:45:29,977 --> 00:45:31,061
‫اِم...

739
00:45:31,145 --> 00:45:34,648
‫دیشب با مالکوم از «ساندری هاوس»
‫رفته بودی، مگه نه؟

740
00:45:35,315 --> 00:45:38,152
‫احیانا امروز ندیدیش؟
‫تو دفترش نبود.

741
00:45:38,235 --> 00:45:40,904
‫نه. نه، ندیدمش.
‫لطفا از طرفم ازش تشکر کن...

742
00:45:40,988 --> 00:45:44,950
‫- که کمکم کرد برم خونه. خیلی...
‫- سیاه‌مست بودی. آره، همه‌مون شاهد بودیم.

743
00:45:45,826 --> 00:45:48,745
‫حتما رفته خونه ساری
‫و داره شعر می‌گه.

744
00:45:48,829 --> 00:45:51,039
‫طرفدار شعر نیستی.
‫خیلی‌خب، یادم می‌مونه.

745
00:45:53,083 --> 00:45:56,128
‫راستش، باید درخواست مهمی ازت بکنم.

746
00:45:56,211 --> 00:45:58,755
‫- حتما درخواست بدیه.
‫- امشب شام مهمونمون باش.

747
00:45:58,839 --> 00:46:00,966
‫- وایستا ببینم، چی؟
‫- واسه سایمون مهمانی کوچکی گرفتیم.

748
00:46:01,049 --> 00:46:03,385
‫خب، نمی‌تونم. باید امتحاناتم رو تصحیح کنم.

749
00:46:03,469 --> 00:46:06,472
‫وای خدا، شما آمریکایی‌ها
‫چقدر عاشق کارین.

750
00:46:06,555 --> 00:46:09,183
‫اینجا انگلیسه.
‫اینجا شام می‌خوریم.

751
00:46:10,017 --> 00:46:11,477
‫فیبی اصرار کرد دعوتت کنم.

752
00:46:11,560 --> 00:46:14,040
‫نمی‌دونم بهش چی گفتی،
‫ولی شیفته‌ات شده.

753
00:46:14,104 --> 00:46:15,564
‫خودم هم نمی‌دونم چی گفتم، ولی...

754
00:46:15,647 --> 00:46:18,275
‫آهای! حواست کجاست؟

755
00:46:19,276 --> 00:46:21,069
‫احضارت کرده، پس...

756
00:46:21,153 --> 00:46:24,406
‫آمریکایی‌ها از احضار شدن
‫هم زیاد خوششون نمیاد.

757
00:46:24,490 --> 00:46:27,493
‫قبوله. خواهش می‌کنم
‫شام مهمونمون باش.

758
00:46:28,035 --> 00:46:30,913
‫وای خدا. ببین، باید اعتماد رو به دست آورد.

759
00:46:31,580 --> 00:46:34,208
‫وقتی هم ملت دور و بر دوستانم بپلکن،

760
00:46:34,291 --> 00:46:37,753
‫شاید تو واقعا هدفی نداشته باشی،
‫ولی وانمود نمی‌کنم مشکوک نیستی.

761
00:46:37,836 --> 00:46:40,839
‫ضمنا، نه تنها برام مهم نیست
‫که از نظرت بی‌شعور باشم،

762
00:46:40,923 --> 00:46:43,008
‫خیلی ترجیح می‌دم چنین فکری بکنی.

763
00:46:43,091 --> 00:46:44,801
‫وحشت کردم یا تحت تأثیر قرار گرفتم؟

764
00:46:44,885 --> 00:46:47,054
‫پس قبول کن، وگرنه فیبی گریه می‌کنه،

765
00:46:47,137 --> 00:46:50,057
‫من هم اطمینان حاصل می‌کنم
‫پاپاراتزی‌ها ازش عکس بگیرن،

766
00:46:50,140 --> 00:46:51,391
‫کل مردم لندن خبردار می‌شن...

767
00:46:51,475 --> 00:46:53,769
‫- و به عکست فحش می‌دن.
‫- کیش و مات شدم.

768
00:46:53,852 --> 00:46:57,439
‫- خب، پس خیلی خوشحال می‌شم بیام.
‫- خوشحال می‌شی؟ چه سریع نظرت عوض شد.

769
00:46:59,733 --> 00:47:01,443
‫راستی، دیگه بی‌حساب شدیم.

770
00:47:02,110 --> 00:47:03,403
‫نجات جونم رو می‌گم.

771
00:47:03,487 --> 00:47:06,114
‫به پلیس‌ها گفتم ندیدم کی نجاتم داده بود.

772
00:47:06,198 --> 00:47:09,785
‫البته حس کردم اسناد کاریش تکمیله.

773
00:47:10,369 --> 00:47:11,411
‫خواهش می‌کنم.

774
00:47:12,500 --> 00:47:27,500
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

775
00:47:28,512 --> 00:47:31,807
‫سلام استاد مور.
‫مایه افتخارمونه که باز هم تشریف آوردین.

776
00:47:32,683 --> 00:47:34,726
‫مراسم خصوصی
‫تو اتاق تجمعات پاریس برگزار می‌شه.

777
00:47:35,269 --> 00:47:37,869
‫برو تو، عادی رفتار کن
‫که خیال نکنن صرفا یه شب پیششون بودم...

778
00:47:37,896 --> 00:47:40,456
‫و بعدش بفهمن مالکوم همون شب مفقود شده.

779
00:47:44,570 --> 00:47:46,738
‫«اونس»؟ این برنامه آشناست.

780
00:47:46,822 --> 00:47:50,117
‫از اون برنامه‌های پیام‌رسانه
‫که کل حرف‌ها رو پاک می‌کنه.

781
00:47:50,200 --> 00:47:52,035
‫چطوری رو گوشیم نصب شده؟

782
00:47:52,911 --> 00:47:56,081
‫«سلام، شما؟»
‫طرف کیه؟

783
00:47:56,164 --> 00:47:59,876
‫«غافلگیر شدم که اون شکلی
‫ترتیب مالکوم رو دادی.»

784
00:48:00,669 --> 00:48:01,878
‫این دیگه چـ...؟

785
00:48:06,717 --> 00:48:08,760
‫«من رو باش که خیال می‌کردم
‫وقتی رو میز خونه‌ات ولش کردم،»

786
00:48:08,844 --> 00:48:10,887
‫«به خاطر گناهان من مجازات می‌شی.»

787
00:48:10,971 --> 00:48:12,889
‫کار خودم نبوده.

788
00:48:12,973 --> 00:48:15,058
‫«خیال نمی‌کردم چنین آدمی باشی.»

789
00:48:16,602 --> 00:48:18,937
‫«کی هستی؟»

790
00:48:19,021 --> 00:48:20,439
‫من کی هستم؟

791
00:48:20,522 --> 00:48:22,941
‫خودت کی هستی؟

792
00:48:23,025 --> 00:48:24,067
‫یکی...

793
00:48:24,151 --> 00:48:26,528
‫مور. خانواده‌ات اهل کجان؟

794
00:48:26,612 --> 00:48:30,157
‫- ... یکی از خودشون...
‫- خب، این بچه شبگردان هندی غمگین کیه؟

795
00:48:31,241 --> 00:48:33,702
‫- ... مالکوم رو کشته...
‫- وقتی یکیشون مرد برگردین.

796
00:48:33,785 --> 00:48:36,705
‫- برو بمیر مالکوم.
‫- و قصد داشت گردن من بندازه.

797
00:48:36,788 --> 00:48:39,666
‫- کسی رو کشتی؟
‫- مشکلت ذات خودته.

798
00:48:39,750 --> 00:48:42,002
‫- الان هم...
‫- واسه چی اومدی اینجا؟

799
00:48:42,669 --> 00:48:44,463
‫داره بهم پیام می‌ده.

800
00:48:45,047 --> 00:48:47,633
‫تو کی هستی؟

801
00:48:47,657 --> 00:49:04,657
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

802
00:49:04,681 --> 00:49:14,681
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

803
00:49:15,243 --> 00:49:17,412
‫بعدش می‌خوای چیکار کنی؟

