﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:17,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:18,017 --> 00:00:19,436
<i>‫آنچه گذشت...</i>

4
00:00:19,519 --> 00:00:22,897
<i>‫برگشتی به بزرگترین شهر دنیا</i>

5
00:00:22,981 --> 00:00:26,151
<i>‫فقط به خاطر کسی که تونست ممکنش کنه</i>

6
00:00:26,234 --> 00:00:29,195
<i>‫فوربز... داره یه مقاله جنجالی
‫در مورد کیت جمع می‌کنه</i>

7
00:00:29,279 --> 00:00:30,113
‫غیرممکنه

8
00:00:30,196 --> 00:00:33,658
‫باب داره یه رأی عدم اعتماد آماده می‌کنه
‫و خواهرهات رو هم متقاعد کرده

9
00:00:33,742 --> 00:00:35,285
‫بابات اون موقعیت رو بهت داد

10
00:00:35,368 --> 00:00:37,704
‫چون فکر می‌کرد جربزه مدیریت رو داری

11
00:00:37,787 --> 00:00:40,206
<i>‫ولی به جاش تو بی‌روح از لندن برگشتی،</i>

12
00:00:40,290 --> 00:00:42,751
<i>‫با یه شوهر هَوَل و یه بچه وامونده</i>

13
00:00:42,834 --> 00:00:45,503
‫- می‌دونه. در مورد ریس
‫- گه توش

14
00:00:45,587 --> 00:00:47,088
‫می‌فهمه تو انجامش دادی

15
00:00:47,172 --> 00:00:48,673
‫ولی اگه کاری که کردیم لو بره...

16
00:00:48,757 --> 00:00:50,508
<i>‫یا اونه یا ما</i>

17
00:00:50,592 --> 00:00:51,801
‫منظورت چیه؟

18
00:00:51,885 --> 00:00:53,261
‫می‌دونی منظورم چیه

19
00:00:53,344 --> 00:00:55,472
<i>‫حرومی فکر کرد می‌تونه برات داستان درست کنه</i>

20
00:00:55,555 --> 00:00:56,806
‫چطور جرأت می‌کنی! بسه...

21
00:00:56,890 --> 00:01:01,227
<i>‫دلت براش تنگ شده بود.
‫تو خیلی احساس سرزندگی می‌کنی</i>

22
00:01:01,311 --> 00:01:04,439
‫صبر کن، می‌شناسمت. تو پرنس چارمینگی.
‫جو... گلدبرگ، درسته؟

23
00:01:04,522 --> 00:01:06,066
‫- اسمت چیه؟
‫- برانته

24
00:01:06,149 --> 00:01:09,069
‫- دوست داری اینجا کار کنی، برانته؟
‫- خیلی دوست دارم

25
00:01:13,948 --> 00:01:16,117
<i>‫سلام، تو</i>

26
00:01:16,201 --> 00:01:18,453
<i>‫چند سال بخشی از خودت رو مخفی کردی،</i>

27
00:01:18,536 --> 00:01:21,748
<i>‫می‌ترسیدی زندگی بی‌نقصت رو به خطر بندازی</i>

28
00:01:21,831 --> 00:01:24,042
<i>‫ولی بعد از اینکه با باب
‫مهر و مومش رو باز کردی،</i>

29
00:01:24,125 --> 00:01:26,211
<i>‫زندگی یه جور دیگه است</i>

30
00:01:27,337 --> 00:01:29,881
<i>‫چون از شخصی که عاشقشی محافظت کردی</i>

31
00:01:29,964 --> 00:01:32,634
<i>‫بالأخره دوباره حس می‌کنی خودت شدی</i>

32
00:01:32,717 --> 00:01:34,844
<i>‫فکر می‌کردی واسه خوشبختی تا ابد</i>

33
00:01:34,928 --> 00:01:36,679
<i>‫باید خود قدیمیت رو دفن کنی،</i>

34
00:01:36,763 --> 00:01:38,306
<i>‫که عشق و پذیرش</i>

35
00:01:38,389 --> 00:01:40,642
<i>‫به افراد تشنه‌به‌خون داده نمی‌شه</i>

36
00:01:40,725 --> 00:01:43,019
<i>‫ولی مثل لویی خون‌آشام،</i>

37
00:01:43,102 --> 00:01:47,190
<i>‫یاد گرفتی گاهی راه رسیدن به وجود غنی‌تر و واقعی‌تر</i>

38
00:01:47,273 --> 00:01:50,610
<i>‫خونه</i>

39
00:01:50,693 --> 00:01:52,946
<i>‫بیشتر از یه شروع تازه است</i>

40
00:01:53,029 --> 00:01:55,281
<i>‫یه احیاست</i>

41
00:01:56,491 --> 00:01:58,785
<i>‫و حسش معرکه است</i>

42
00:02:12,924 --> 00:02:15,301
<i>‫تا حالا زنت رو اینقدر ریلکس ندیده بودی</i>

43
00:02:15,385 --> 00:02:17,470
<i>‫دیگه خبری از آمارگرفتن‌های شش صبحی از طرف باب نیست</i>

44
00:02:17,554 --> 00:02:20,431
<i>‫فقط چون تو کمکش کردی شورش رو سرکوب کنه</i>

45
00:02:23,726 --> 00:02:25,436
‫بازم بوریتوی صبحونه؟

46
00:02:25,520 --> 00:02:27,147
‫خیلی خوشمزه‌ان، مامان

47
00:02:28,857 --> 00:02:31,943
‫- یکم چرب به نظر میان
‫- جوری میگی انگار چیز بدیه

48
00:02:33,403 --> 00:02:37,198
‫خدای من. چند سال دیگه نمی‌تونم فرق‌تون تشخیص بدم

49
00:02:37,282 --> 00:02:38,741
‫می‌شه امروز بریم موزه؟

50
00:02:38,825 --> 00:02:42,203
‫مدرسه چی؟ فکر کردم قراره
‫توی اون امتحان املا بترکونی، درسته؟

51
00:02:42,287 --> 00:02:44,914
‫می‌دونم، ولی واقعاً می‌خوام نمایش پیرانیاها رو ببینم

52
00:02:45,415 --> 00:02:49,043
‫شاید این آخرهفته عزیزم، باشه؟
‫برو مسواک بزن

53
00:02:52,297 --> 00:02:53,673
‫می‌دونی قضیه چی بود؟

54
00:02:53,756 --> 00:02:56,217
<i>‫فکر کنم فقط می‌خواد وقت بیشتری باهات بگذرونه</i>

55
00:02:57,302 --> 00:02:58,553
<i>‫پسر به پدرش رفته</i>

56
00:02:59,178 --> 00:03:00,054
<i>‫جدی؟</i>

57
00:03:00,138 --> 00:03:01,139
‫خب، خوبه

58
00:03:02,348 --> 00:03:03,349
‫بوی خوب میدی

59
00:03:03,433 --> 00:03:04,350
‫جدی؟

60
00:03:04,434 --> 00:03:06,853
‫- امروز صبح چت شده؟
‫- به خاطر بوریتوست

61
00:03:06,936 --> 00:03:07,937
‫خدای من

62
00:03:08,021 --> 00:03:11,149
‫...که موجش دنیای تجارت نیویورک و حتی فراتر از اون رو تکون داده

63
00:03:11,232 --> 00:03:13,693
<i>‫به یاد رابرت "بوفالو باب" کِین،</i>

64
00:03:13,776 --> 00:03:16,404
<i>‫یه هفته بعد از اینکه غول گاوداری تگزاس رو از دست دادیم</i>

65
00:03:20,575 --> 00:03:21,575
‫خوبی؟

66
00:03:23,202 --> 00:03:25,121
‫فقط همه‌اش نگرانم

67
00:03:26,331 --> 00:03:27,332
‫بهت گفتم

68
00:03:28,583 --> 00:03:29,584
‫مراقب بودم

69
00:03:29,667 --> 00:03:33,296
<i>‫نمی‌تونی برای پارانویا سرزنشش کنی.
‫به این وضعیت عادت نداره</i>

70
00:03:33,379 --> 00:03:35,798
‫صفحاتی که خوندم چی؟
‫نابودشون کردی، درسته؟

71
00:03:35,882 --> 00:03:38,176
‫به همراه کل نوشته‌های دیگه‌ات

72
00:03:38,760 --> 00:03:39,636
‫کل نوشته‌ها؟

73
00:03:39,719 --> 00:03:42,180
‫در مورد به قتل رسوندن مردی نوشتی که آخرش مُرد

74
00:03:42,263 --> 00:03:45,558
‫اون صفحات و بقیه‌ی داستان‌های قتل دیگه‌ات

75
00:03:45,642 --> 00:03:47,018
‫نباید پخش بشن

76
00:03:47,101 --> 00:03:48,394
‫قول بده می‌سوزونی‌شون

77
00:03:48,478 --> 00:03:49,979
<i>‫نگرانیش درسته</i>

78
00:03:50,063 --> 00:03:52,232
<i>‫ولی تفکراتت حق‌شون چیزی بهتر از آتیشه،</i>

79
00:03:52,315 --> 00:03:54,025
<i>‫خصوصاً وقتی مخفی‌شون کردی</i>

80
00:03:54,108 --> 00:03:55,235
<i>‫یه رازی که فقط برای توئه</i>

81
00:03:55,318 --> 00:03:56,318
‫معلومه

82
00:03:58,404 --> 00:03:59,404
‫ممنون

83
00:04:10,208 --> 00:04:11,459
‫اون چیه؟

84
00:04:11,542 --> 00:04:13,336
‫قشنگ نیست؟

85
00:04:13,419 --> 00:04:14,754
‫تو خیابون پیداش کردم

86
00:04:14,837 --> 00:04:16,130
‫باورت می‌شه؟

87
00:04:16,214 --> 00:04:19,342
‫به نظرم یه وایبِ ادگار آلن پو بعدِ فروپاشی عصبی داره،

88
00:04:19,425 --> 00:04:21,970
‫که می‌تونه خودش یه زیرژانر جداگونه

89
00:04:22,053 --> 00:04:23,888
‫از مکسیمالیسم ای‌بویِ کاتج‌کور باشه

90
00:04:23,972 --> 00:04:25,682
‫نمی‌دونم الان چی گفتی،

91
00:04:25,765 --> 00:04:28,685
‫ولی این... نه، جلوتر نمیاد. شرمنده

92
00:04:28,768 --> 00:04:29,768
‫بیخیال! فقط...

93
00:04:29,811 --> 00:04:31,646
‫یه تمیزکاری سبک می‌خواد

94
00:04:31,729 --> 00:04:33,815
‫سبک... می‌دونی ساس چیه؟

95
00:04:33,898 --> 00:04:35,733
‫باشه

96
00:04:35,817 --> 00:04:38,987
‫بچه پولدار از چیزهایی که بقیه بهشون دست زدن می‌ترسه؟

97
00:04:39,070 --> 00:04:40,321
<i>‫داره لاس می‌زنه؟</i>

98
00:04:40,405 --> 00:04:42,282
‫اینجا به معنی واقعی کلمه
‫یه فروشگاه کتاب‌های دست‌دومه

99
00:04:43,366 --> 00:04:44,450
‫کتاب حساب نمی‌شه

100
00:04:44,534 --> 00:04:48,579
‫نه از وقتی وارن بافت نوشت
‫که کتاب بعد از سهام، املاک و هنر

101
00:04:48,663 --> 00:04:50,665
‫یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌ها هستن

102
00:04:50,748 --> 00:04:52,125
‫پس خانم یه نمایش‌نامه نویسه...

103
00:04:52,208 --> 00:04:54,419
‫...که فایننشال تایمز رو هم به خوبیِ کارهای ایبسن می‌خونه

104
00:04:54,502 --> 00:04:56,254
‫خیلی تحسین‌آمیزه

105
00:04:56,337 --> 00:04:57,797
<i>‫تو داری لاس می‌زنی؟</i>

106
00:04:57,880 --> 00:05:01,843
‫خانم همچنین داستان‌های سکسی پری‌ها رو هم می‌خونه، پس...
‫باید پورتفولیوم متنوع باشه

107
00:05:01,926 --> 00:05:03,261
<i>‫قطعاً لاس می‌زنه</i>

108
00:05:03,344 --> 00:05:06,222
‫در ضمن، فکر می‌کنم
‫اگه قراره اینجا کار کنم،

109
00:05:06,306 --> 00:05:08,349
‫باید یاد بگیرم به امثال شما بفروشم

110
00:05:08,433 --> 00:05:10,351
‫منظورت از «امثال من» چیه؟

111
00:05:10,852 --> 00:05:13,479
‫می‌دونی دیگه، پولدارها

112
00:05:13,563 --> 00:05:16,691
‫می‌دونی، عکست رو توی مجله «دِ کات» دیدم

113
00:05:16,774 --> 00:05:20,945
‫که توی یه مراسم شام خیریه بودی
‫که قیمت یه بشقابش از کلیه‌های من بیشتر بود

114
00:05:21,029 --> 00:05:23,990
‫و نشسته بودی کنار شاهزاده...

115
00:05:25,283 --> 00:05:26,284
‫هوم

116
00:05:26,993 --> 00:05:28,077
‫- دانمارک
‫- درسته

117
00:05:28,161 --> 00:05:30,621
‫شاهزاده دانمارک

118
00:05:32,248 --> 00:05:37,045
‫پس، چرا الان مشغول ولگردی توی کپنهاگ نیستی؟

119
00:05:37,670 --> 00:05:39,255
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

120
00:05:41,549 --> 00:05:43,468
‫موجودی می‌گیرم

121
00:05:47,764 --> 00:05:50,767
‫فقط انتظار نداشتم حضور داشته باشی

122
00:05:51,601 --> 00:05:53,269
‫مگه اینجا برای فرار مالیاتی نیست؟

123
00:05:53,352 --> 00:05:55,063
‫راستش چندسال اینجا کار می‌کردم

124
00:05:55,897 --> 00:05:59,442
‫تا وقتی میری دانشگاه کلمبیا
‫جالب‌تر به نظر برسی؟

125
00:05:59,525 --> 00:06:01,527
‫من دانشگاه نرفتم.
‫اینجا داشتم یه لقمه نون در می‌آوردم

126
00:06:01,611 --> 00:06:03,154
‫خب، پس باید بدونی

127
00:06:03,237 --> 00:06:06,532
‫که با حقوق من
‫نمی‌شه کرایه‌خونه این شهر رو در آورد

128
00:06:07,283 --> 00:06:08,826
‫ولی کی سیستم گرمایش مرکزی نیاز داره

129
00:06:08,910 --> 00:06:12,121
‫وقتی کتاب «عاشق لیدی چترلی» رو داری که گرمت کنه؟

130
00:06:13,289 --> 00:06:16,375
‫تو که... هنوز اینجا نمی‌خوابی، درسته؟

131
00:06:17,460 --> 00:06:18,461
‫اه...

132
00:06:19,670 --> 00:06:20,922
‫گاهی

133
00:06:21,005 --> 00:06:22,715
‫موقتیه. فقط...

134
00:06:22,799 --> 00:06:25,593
‫پیش یه اِکسی بودم
‫و وایبش بد بود

135
00:06:25,676 --> 00:06:28,679
‫ساعتی پنج دلار بیشتر کمکت می‌کنه
‫تا خونه خودت رو بگیری؟

136
00:06:30,515 --> 00:06:33,893
‫وای. واقعاً خبر نداری، درسته؟

137
00:06:33,976 --> 00:06:36,395
‫باشه. می‌فهمم

138
00:06:36,479 --> 00:06:39,023
‫می‌فهمم، جدی میگم.
‫فکر می‌کنی من قشر معمولی نیستم

139
00:06:40,650 --> 00:06:42,026
‫ولی هستم. پس این چطوره؟

140
00:06:42,110 --> 00:06:43,528
‫ساعتی هشت دلار بیشتر،

141
00:06:43,611 --> 00:06:47,198
‫که رسماً می‌شه سه‌برابر بیشتر از چیزی که من اینجا در آوردم

142
00:06:47,281 --> 00:06:49,826
‫نمی‌شه واسه هر جریانی فقط پول خرج کرد، جو

143
00:06:49,909 --> 00:06:51,244
‫من نیاز به صدقه ندارم

144
00:06:51,327 --> 00:06:52,411
‫هوم

145
00:06:53,162 --> 00:06:54,372
‫نه. البته که نه. نه...

146
00:06:54,455 --> 00:06:57,792
‫فقط دارم دستت می‌اندازم.
‫همیشه پولت رو قبول می‌کنم

147
00:06:57,875 --> 00:07:01,879
<i>‫آدم چطور می‌تونه همزمان
‫اینقدر کلافه‌کننده و به شدت فریبنده باشه؟</i>

148
00:07:01,963 --> 00:07:04,298
<i>‫لاس زدن خوبه. لاس زدن امنه</i>

149
00:07:04,382 --> 00:07:08,094
<i>‫مثل نویسندگیت، جای امنی
‫برای قرار دادن چیزهاست، به جای...</i>

150
00:07:08,177 --> 00:07:10,513
‫این قفسه... جابجاش کردی؟

151
00:07:11,556 --> 00:07:15,059
‫آره. داشتم جارو می‌زدم و یه جورایی سر راهم بود

152
00:07:16,352 --> 00:07:17,520
‫چی توشه؟

153
00:07:17,603 --> 00:07:20,231
‫واکسن کزاز تضمینی.
‫فقط یه قفسه قدیمیه،

154
00:07:20,314 --> 00:07:23,985
‫ولی یکم خطرناکه. پس... نزدیکش نرو

155
00:07:24,861 --> 00:07:25,861
‫باشه

156
00:07:26,737 --> 00:07:27,905
‫هر چی شما بگی، رئیس

157
00:07:37,540 --> 00:07:39,041
‫«مدرسه بیزلی»

158
00:07:39,125 --> 00:07:41,419
‫اونجا مگه از ییل گرون‌تر نیست؟

159
00:07:41,502 --> 00:07:42,587
‫آدم‌های خیلی معمولی

160
00:07:42,670 --> 00:07:43,670
‫الو؟

161
00:07:46,174 --> 00:07:48,551
‫هی، هی. منظورت از حادثه چیه؟

162
00:07:51,637 --> 00:07:54,056
‫- جو
‫- سلام، هنری دعوا کرده

163
00:07:54,140 --> 00:07:57,477
‫صبر کن تا اون تخم‌جنی که سر به سرش گذاشته رو گیر بیارم

164
00:07:59,061 --> 00:08:00,146
‫اینه‌هاش

165
00:08:02,023 --> 00:08:03,858
‫چرا هنری داره با یه پلیس حرف می‌زنه؟

166
00:08:03,941 --> 00:08:05,568
‫چون هنری یه هیولاست

167
00:08:05,651 --> 00:08:08,070
‫ریگان. خدای من. چی شده؟

168
00:08:08,154 --> 00:08:10,072
‫دماغ دخترم رو شکسته

169
00:08:12,408 --> 00:08:15,536
‫گرچن میگه حمله کاملاً بی‌دلیل بوده

170
00:08:15,620 --> 00:08:18,581
‫و هنری حاضر نیست داستان رو از زبون خودش بگه

171
00:08:18,664 --> 00:08:22,960
‫که وقتی یه بچه در مورد اعمالش
‫دچار شرم‌زدگی باشه طبیعیه

172
00:08:23,044 --> 00:08:25,171
‫واقعاً لازم بود که زنگ بزنید به پلیس؟

173
00:08:25,254 --> 00:08:27,590
‫ببینید، اون تصمیم والدین گرچن بود

174
00:08:29,550 --> 00:08:32,386
‫دکتر ول... این کارها از هنری بعیده

175
00:08:32,470 --> 00:08:35,223
‫امروز نمی‌خواست بره مدرسه،
‫که خیلی عجیبه

176
00:08:36,307 --> 00:08:39,685
‫حتماً یه اتفاقی افتاده.
‫هیچوقت بدون دلیل این کار رو نمی‌کنه

177
00:08:39,769 --> 00:08:40,978
‫شاید اینطور باشه

178
00:08:41,062 --> 00:08:45,900
‫ولی اینجا در بیزلی، در مورد رفتار خشونت‌آمیز
‫هیچ مدارایی نداریم

179
00:08:46,484 --> 00:08:48,194
‫من باید یه نظر بالینی بدم

180
00:08:48,277 --> 00:08:50,780
‫تا مدرسه بتونه بهترین مسیر رو مشخص کنه

181
00:08:51,614 --> 00:08:55,368
‫حالا، خوشحال می‌شم از گذشته هنری
‫یه برداشتی پیدا کنم، اگه مشکلی ندارید

182
00:08:55,451 --> 00:08:56,327
‫بفرمایید

183
00:08:56,410 --> 00:08:59,789
‫هنری تا حالا رفتار خشونت‌آمیز نشون داده بوده؟

184
00:08:59,872 --> 00:09:00,998
‫- هرگز، نه
‫- نه

185
00:09:01,082 --> 00:09:03,125
‫اوایل رشدش چطور؟

186
00:09:03,209 --> 00:09:06,170
‫سال‌های اول عمر هنری
‫خیلی پایدار نبودن

187
00:09:06,254 --> 00:09:10,633
‫بله، و اطمینان میدیم
‫که الان زندگی خانگیش خیلی پایداره

188
00:09:10,716 --> 00:09:14,720
‫عدم پایداری در اون سال‌های اولیه
‫تأثیرات طولانی‌مدت دارن

189
00:09:14,804 --> 00:09:18,057
‫می‌شه در زمان حال بمونیم؟
‫هنوز نمی‌دونیم چه اتفاقی افتاده

190
00:09:18,140 --> 00:09:22,520
‫خب، می‌دونیم که پسرتون
‫به یه دختربچه مشت زده، آقای گلدبرگ

191
00:09:23,020 --> 00:09:26,190
‫و حالا که علائم خشونت نشون داده،
‫باید بفهمیم...

192
00:09:26,274 --> 00:09:27,817
‫این یک فقره حادثه ناسازگاره

193
00:09:27,900 --> 00:09:30,653
‫پسر من خشن نیست. پسر ما خشن نیست

194
00:09:32,196 --> 00:09:34,323
‫دارم یکم مقاومت رو حس می‌کنم

195
00:09:35,199 --> 00:09:37,660
‫هیچوقت به خودم اجازه گمانه‌زنی نمیدم،

196
00:09:38,578 --> 00:09:43,666
‫ولی شما در بچگی خشونت رو تجربه کردین؟

197
00:09:45,585 --> 00:09:47,753
‫بسه! ولم کن!

198
00:09:47,837 --> 00:09:48,713
‫نه

199
00:09:48,796 --> 00:09:52,133
‫یا شاید خودتون خشن بودین؟

200
00:09:52,216 --> 00:09:55,428
‫چرا داریم از من حرف می‌زنیم؟
‫اگه مقاومتی حس می‌کنید،

201
00:09:55,511 --> 00:09:58,764
‫به خاطر اینه که خوش‌مون نمیاد
‫پسرمون رو بعد از یک حادثه

202
00:09:58,848 --> 00:10:00,308
‫خشن تلقی کنن

203
00:10:00,391 --> 00:10:01,976
‫انگار دارم شما رو ناراحت می‌کنم

204
00:10:02,059 --> 00:10:05,187
‫ببینید، فقط می‌خوام بدونم چی شده

205
00:10:05,271 --> 00:10:08,274
‫منطقی نیست که هنری این کار رو بکنه

206
00:10:09,191 --> 00:10:12,236
‫البته. ما هم تحقیق می‌کنیم

207
00:10:13,112 --> 00:10:16,115
‫ولی تو این بین، موقتاً اخراجش می‌کنیم

208
00:10:17,033 --> 00:10:19,535
‫و اگه ریگان بخواد شکایت کنه،

209
00:10:20,161 --> 00:10:22,455
‫چاره‌ای جز اخراج هنری نداریم

210
00:10:58,491 --> 00:11:00,660
<i>‫به سیلندر یکم فشار میاری</i>

211
00:11:00,743 --> 00:11:04,080
<i>‫حالا، اولین خار ضامن بخش پایین سوراخ کلید رو میزون می‌کنی،</i>

212
00:11:04,163 --> 00:11:08,417
<i>‫بعد دومین خار ضامن رو میزون می‌کنی
‫تا خارهای داخل رو بلند کنه،</i>

213
00:11:08,501 --> 00:11:11,212
<i>‫تا خار بالایی از خطِ بُرِش بالاتر باشه</i>

214
00:11:11,295 --> 00:11:15,424
<i>‫یکم فشار آوردن به سیلندر
‫باعث می‌شه خارها دوباره نیفتن</i>

215
00:11:15,508 --> 00:11:17,468
<i>‫اونش مهمه. در ضمن، مراقب باشید</i>

216
00:11:17,551 --> 00:11:18,886
<i>‫که خارهای پایینی رو...</i>

217
00:11:18,969 --> 00:11:20,888
<i>‫...بالای خط بُرِش نبرید چون این کار هم...</i>

218
00:11:21,597 --> 00:11:22,848
‫پشمام

219
00:11:22,932 --> 00:11:25,768
‫به فروشگاه مونی خوش اومدی.
‫خیلی خفنه، درسته؟

220
00:11:26,477 --> 00:11:28,396
‫هی برانته؟ هستی؟

221
00:11:30,439 --> 00:11:31,565
‫یه نردبون!

222
00:11:31,649 --> 00:11:34,193
‫آره. آره، فقط مراقب باش،
‫چون تکون می‌خوره

223
00:11:34,276 --> 00:11:35,444
‫باشه؟ خب...

224
00:11:36,737 --> 00:11:38,364
‫برانته؟ کجایی؟

225
00:11:39,824 --> 00:11:42,326
‫سلام. فکر کردم یه صدایی شنیدم

226
00:11:43,119 --> 00:11:44,912
‫این آقای دخترکُش کیه؟

227
00:11:44,995 --> 00:11:46,664
‫<i>چه کلمات ناگواری به کار بردی</i>

228
00:11:46,747 --> 00:11:49,583
‫ایشون هنری هستن.
‫هنری، با برانته آشنا شو

229
00:11:49,667 --> 00:11:51,794
‫سلام، هنری

230
00:11:52,420 --> 00:11:54,088
‫چی می‌خونی؟ چی داری؟

231
00:11:54,588 --> 00:11:57,550
‫اوه! هابیت. چه خوب

232
00:11:57,633 --> 00:12:00,010
‫شخصیت محبوبت چیه؟
‫و چرا اسماگه؟

233
00:12:00,094 --> 00:12:01,470
‫چی؟ تورین تا تهِش

234
00:12:01,554 --> 00:12:04,723
‫باشه. همیشه هوادار آدم خوب‌هایی، ها؟

235
00:12:04,807 --> 00:12:08,394
‫چه شریف. ولی من خودم شر و شیطون‌ها رو ترجیح میدم

236
00:12:09,770 --> 00:12:15,067
<i>‫در قیاسِ خودت گفتی؟ تو یه شر و شیطونی؟
‫جلوی... بچه که نگو</i>

237
00:12:15,151 --> 00:12:16,152
‫امروز مدرسه نرفتی؟

238
00:12:16,235 --> 00:12:18,112
‫خب...

239
00:12:18,779 --> 00:12:19,779
‫اخراج موقت شدم

240
00:12:20,573 --> 00:12:22,825
‫باشه، پس شر و شیطونه

241
00:12:25,828 --> 00:12:28,205
‫اون... افتضاحه

242
00:12:28,289 --> 00:12:30,541
‫بده، هنری

243
00:12:31,667 --> 00:12:33,461
‫می‌ذارم شماها...

244
00:12:34,044 --> 00:12:35,713
‫تنهاتون می‌ذارم

245
00:12:35,796 --> 00:12:38,215
‫من بر می‌گردم به کارم. باشه...

246
00:12:43,929 --> 00:12:44,929
‫هی پسرم

247
00:12:46,265 --> 00:12:48,767
‫می‌دونی چرا اخراج موقت شدی؟

248
00:12:48,851 --> 00:12:50,436
‫آره، چون گرچن رو زدم

249
00:12:50,978 --> 00:12:52,104
‫می‌دونم اشتباه بود

250
00:12:52,188 --> 00:12:55,191
<i>‫خوب یادش دادی، اخلاقیات رو تثبیت کردی، نه خشونت رو</i>

251
00:12:55,274 --> 00:12:58,527
<i>‫اون یه پسر خوبه که اشتباهی کرده
‫و عمیقاً پشیمونه</i>

252
00:12:58,611 --> 00:13:01,238
‫می‌تونی بگی چی شد؟

253
00:13:02,865 --> 00:13:05,993
‫مشکلی نیست. ناراحت نمی‌شم.
‫می‌تونی بهم بگی

254
00:13:06,577 --> 00:13:08,037
‫گفت مامانم قاتله

255
00:13:08,120 --> 00:13:09,663
<i>‫چی شد؟</i>

256
00:13:10,456 --> 00:13:13,876
‫بهش گفتم دروغگو، ولی اون گفت
‫حرف‌های مامانش رو شنیده

257
00:13:13,959 --> 00:13:17,338
<i>‫ریگان لاشی بی‌هوا از مامان تنیِ هنری، لاو،</i>

258
00:13:17,421 --> 00:13:19,173
<i>‫جلوی دختر دهن‌گشادش حرف زده</i>

259
00:13:19,256 --> 00:13:21,467
‫هنری، متأسفم که این حرف رو بهت زده

260
00:13:22,676 --> 00:13:24,845
‫حرفی که گرچن زد واقعیت داره؟

261
00:13:24,929 --> 00:13:27,640
<i>‫همون صحبتیه که سال‌ها ازش هراس داشتی</i>

262
00:13:27,723 --> 00:13:29,099
<i>‫صداقت بهترین سیاسته،</i>

263
00:13:29,183 --> 00:13:30,768
<i>‫ولی تو هم یه زمانی بچه بودی</i>

264
00:13:30,851 --> 00:13:33,854
<i>‫که خیلی زود به کانسپت قتل آشنا شد</i>

265
00:13:33,938 --> 00:13:35,689
‫دیگه هیچوقت بهمون صدمه نمی‌زنه

266
00:13:36,273 --> 00:13:38,275
<i>‫یه روزی حقیقت رو بهش میگی</i>

267
00:13:38,359 --> 00:13:40,361
<i>‫فعلاً، ترجیح میدی تا هر وقت که بشه</i>

268
00:13:40,444 --> 00:13:41,654
<i>‫معصومیت پسرت رو حفظ کنی</i>

269
00:13:41,737 --> 00:13:44,073
‫مامان اولت خیلی دوستت داشت،

270
00:13:45,282 --> 00:13:48,202
‫و خیلی بیمار بود، واسه همین دیگه پیش ما نیست

271
00:13:49,286 --> 00:13:50,412
‫باشه؟

272
00:13:51,539 --> 00:13:54,542
‫ولی نه، حرف گرچن درست نیست

273
00:13:58,212 --> 00:14:01,298
‫باشه عزیزم، می‌تونی بری طبقه بالا.
‫ولی نمایشگر تعطیله، باشه؟

274
00:14:09,348 --> 00:14:11,350
‫این کارها واسه چیه؟

275
00:14:12,601 --> 00:14:15,062
‫ریگان و هریسون رو به صرف شام دعوت کردم

276
00:14:15,145 --> 00:14:17,189
‫- چی؟
‫- داره ماجرای هنری رو به همه میگه

277
00:14:17,273 --> 00:14:18,190
‫باید سریع اقدام می‌کردم

278
00:14:18,274 --> 00:14:19,191
‫لعنتی

279
00:14:19,275 --> 00:14:23,153
‫باید امشب صلح کنیم
‫تا تصمیم نگرفته شکایت کنه

280
00:14:23,237 --> 00:14:24,864
<i>‫کیت فکر می‌کنه می‌تونه ریگان رو آروم کنه،</i>

281
00:14:24,947 --> 00:14:27,032
<i>‫ولی تو می‌دونی نمی‌شه با یه تروریست مذاکره کرد</i>

282
00:14:27,116 --> 00:14:28,617
‫قراره کل شب بدخلقی کنه

283
00:14:28,701 --> 00:14:31,495
‫ولی حتی اگه یکم از خشمش رو خنثی کنه،

284
00:14:31,579 --> 00:14:32,663
‫ارزشش رو داره

285
00:14:33,706 --> 00:14:36,000
‫واقعاً می‌خوام امشب طرف من باشی

286
00:14:37,918 --> 00:14:41,463
‫لورا، می‌شه فقط یه لحظه بهمون فرصت بدی؟
‫خیلی ممنون

287
00:14:41,547 --> 00:14:42,590
‫بله، ببخشید

288
00:14:52,182 --> 00:14:53,851
‫اگه خواسته‌ات اینه، باشه،

289
00:14:53,934 --> 00:14:56,854
‫ولی باید بدونی به خاطر ریگانه که هنری گرچن رو زده

290
00:14:56,937 --> 00:14:59,982
‫داشته به بچه‌های مدرسه می‌گفته
‫مامان تنیِ هنری قاتله

291
00:15:00,065 --> 00:15:02,651
‫ظاهراً از ریگان شنیده

292
00:15:02,735 --> 00:15:05,362
‫خدای من. هنری بیچاره

293
00:15:05,446 --> 00:15:08,699
‫باورم نمی‌شه ریگان جلوی بچه
‫در موردش صحبت کرده

294
00:15:09,825 --> 00:15:11,702
‫واسه امشب یه نقشه می‌خوایم

295
00:15:11,785 --> 00:15:13,829
<i>‫همیشه یه چرخ‌گوشت هست</i>

296
00:15:13,913 --> 00:15:15,581
‫کاری که ریگان کرده بی‌احتیاطی بوده،

297
00:15:15,664 --> 00:15:18,584
‫ولی اون شغل دومش کینه‌توزیه

298
00:15:19,168 --> 00:15:20,628
‫ما می‌تونیم اینجا بزرگی کنیم

299
00:15:20,711 --> 00:15:22,880
<i>‫راست میگه. تو می‌تونی خونسرد باشی</i>

300
00:15:22,963 --> 00:15:25,341
<i>‫و بازم در برابر گورگون از خانواده‌ات دفاع کنی</i>

301
00:15:25,424 --> 00:15:27,176
‫می‌تونیم میزبان‌های بی‌نقص باشیم

302
00:15:27,259 --> 00:15:29,094
‫ریگان رو شیفته کنیم که تسلیم بشه

303
00:15:29,178 --> 00:15:30,179
‫ممنون

304
00:15:41,607 --> 00:15:43,609
‫ریگان... هریسون، خوش اومدین

305
00:15:45,611 --> 00:15:47,655
‫بفرمایید. گرچن نیومده؟

306
00:15:47,738 --> 00:15:50,491
‫گفتیم بهتره خونه بمونه،
‫با توجه به اینکه ناقص شده

307
00:15:50,574 --> 00:15:52,952
<i>‫عاشق مبالغه کردنه.
‫دلسوزی خریدن</i>

308
00:15:53,035 --> 00:15:55,329
‫فقط داره استراحت می‌کنه.
‫احتمالاً فورت‌نایت بازی می‌کنه

309
00:15:55,412 --> 00:15:58,374
‫دخترمون دچار آسیب روحی شده.
‫کوچیکش نکن

310
00:15:58,457 --> 00:16:01,210
<i>‫اولین خایه‌کِشیِ شب،
‫ولی هریسون بلده ضربه رو تحمل کنه</i>

311
00:16:01,293 --> 00:16:04,171
<i>‫یه بازیکن فوتبال آمریکایی سابق
‫که کلی ضربه مغزی داشته،</i>

312
00:16:04,254 --> 00:16:06,298
<i>‫گزینه‌هاش محدود بود. خوشبختانه برای اون،</i>

313
00:16:06,382 --> 00:16:08,300
<i>‫واسه شوهرِ زینتی بودن نیاز نیست نابغه باشی</i>

314
00:16:08,384 --> 00:16:11,053
‫حیف شد. هنری دوست داشت عذرخواهی کنه

315
00:16:11,136 --> 00:16:15,099
‫خب، عذر و بهونه‌اش رو باید بعد از عمل پیوند بینی گرچن بیاره

316
00:16:15,641 --> 00:16:16,684
<i>‫زنگ نجات‌مون داد</i>

317
00:16:16,767 --> 00:16:17,768
‫من باز می‌کنم

318
00:16:19,812 --> 00:16:20,646
‫اوه

319
00:16:20,729 --> 00:16:23,899
‫- مدی!
‫- سلام، عسلم!

320
00:16:23,983 --> 00:16:26,735
‫- سلام کیت
‫- سلام...

321
00:16:26,819 --> 00:16:29,530
‫سلام به همه

322
00:16:29,613 --> 00:16:31,281
‫ایشون کنتون‌ـه

323
00:16:31,365 --> 00:16:33,283
‫سلام. ممنون از دعوت‌تون

324
00:16:33,367 --> 00:16:34,868
‫خواهش می‌کنم، کنتون

325
00:16:34,952 --> 00:16:37,746
‫فقط انتظار حضور هیچکدوم‌تون رو نداشتیم

326
00:16:37,830 --> 00:16:39,623
‫مدی واسه حمایت روحیه اینجاست

327
00:16:39,707 --> 00:16:42,668
<i>‫منظور واقعیش اینه که به نفرات نیاز داره
‫که بریزن سرِ کیت</i>

328
00:16:42,751 --> 00:16:45,379
‫می‌بینم جمع همه جمعه

329
00:16:46,213 --> 00:16:47,631
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

330
00:16:47,715 --> 00:16:49,800
‫فقط از کیت حمایت می‌کنم

331
00:16:49,883 --> 00:16:52,845
‫یعنی می‌خوای براش بمالی؟

332
00:16:53,470 --> 00:16:55,472
‫بدجوری دنبال عضو هیئت مدیره شدنی، نه؟

333
00:16:55,556 --> 00:16:57,808
‫منم خیلی از دیدنت خوشحالم

334
00:16:57,891 --> 00:17:00,185
<i>‫خب، باید خوش بگذره</i>

335
00:17:00,269 --> 00:17:01,269
‫بریم؟

336
00:17:05,190 --> 00:17:07,192
<i>‫یه علتی داره که فقط توی شکرگزاری‌ها و مراسمات ختم</i>

337
00:17:07,276 --> 00:17:08,986
<i>‫با خانواده غذا می‌خوریم</i>

338
00:17:09,069 --> 00:17:11,196
<i>‫سکوت کَرکننده است</i>

339
00:17:11,905 --> 00:17:15,492
‫ترافل چطوریه؟
‫فروشنده بابو میاره

340
00:17:15,576 --> 00:17:17,619
‫من انگل دوست ندارم

341
00:17:18,370 --> 00:17:22,041
‫ترافل خوشمزه است.
‫ولی سسش یکم شیرین بود

342
00:17:22,124 --> 00:17:24,293
‫- فکر کنم شکرم عود کنه
‫- دیابتی هستی؟

343
00:17:24,376 --> 00:17:26,253
‫اوهوم. نوع یک

344
00:17:26,837 --> 00:17:29,339
‫گرچه شاید فقط به خاطر اون لب‌های شیرین تو باشه

345
00:17:30,215 --> 00:17:32,092
<i>‫واقعاً هم به‌هم میان</i>

346
00:17:34,595 --> 00:17:36,513
‫واقعاً قراره از غذا صحبت کنیم، کیت؟

347
00:17:37,389 --> 00:17:42,728
‫می‌خواستم بعد از وعده اصلی صحبت کنیم،
‫ولی آره، چرا که نه، می‌تونیم به کارها سرعت بدیم

348
00:17:42,811 --> 00:17:45,022
‫خیلی ارزشمنده

349
00:17:45,856 --> 00:17:48,275
‫که با وجود همه‌چیز
‫می‌تونیم دور هم جمع بشیم

350
00:17:48,859 --> 00:17:51,570
‫فکر کنم همه قبول داریم
‫که خانواده ما خیلی...

351
00:17:51,653 --> 00:17:53,655
‫...خون‌گرم و مطبوع نیست

352
00:17:53,739 --> 00:17:55,574
<i>‫کتمان حقیقت قرن بود</i>

353
00:17:55,657 --> 00:17:56,950
‫ولی کی می‌تونه سرزنش‌مون کنه؟

354
00:17:57,576 --> 00:18:01,455
‫آخه، از وقتی توی پوشک بودیم،
‫بابا ما رو به جون هم می‌انداخت

355
00:18:01,538 --> 00:18:04,249
‫نمی‌خوای بابایی رو بابت کار هنری سرزنش کنی

356
00:18:04,333 --> 00:18:06,960
‫اینجا رو باش، ری باز هم پرید وسط صحبت

357
00:18:08,378 --> 00:18:10,089
‫حتی از زمان فوت بابا،

358
00:18:10,172 --> 00:18:12,758
‫سعی کردم رابطه‌مون خوب باشه،

359
00:18:12,841 --> 00:18:14,802
‫ولی مشخصه که به قدر کافی تلاش نکردم،

360
00:18:14,885 --> 00:18:16,720
‫و مایلم تغییرش بدم

361
00:18:16,804 --> 00:18:18,972
<i>‫هدفش از این صحبت چیه؟</i>

362
00:18:19,056 --> 00:18:20,641
‫گفتم شاید خوب باشه

363
00:18:20,724 --> 00:18:23,936
‫ک فقط چند روزی از شهر و اداره بزنیم بیرون

364
00:18:24,812 --> 00:18:27,022
‫یه سفر به همپتونز چطوره؟

365
00:18:27,606 --> 00:18:29,399
‫مثل وقتی بچه بودیم

366
00:18:30,025 --> 00:18:33,237
‫قبل از اینکه شرایط اینقدر تُند بشه

367
00:18:33,320 --> 00:18:35,906
‫راستش من حسابی پایه‌ام

368
00:18:35,989 --> 00:18:37,991
‫کنتون، باید بیای

369
00:18:38,075 --> 00:18:40,160
‫خونه خانوادگی‌مون خیلی جادوییه

370
00:18:40,244 --> 00:18:42,871
‫خونه خانواده نیست، خونه کیتـه

371
00:18:42,955 --> 00:18:46,416
‫بابا واسه اون گذاشتش،
‫انگار شرکت کافی نبود

372
00:18:46,500 --> 00:18:48,377
<i>‫تنها کسی که سوخته</i>

373
00:18:48,961 --> 00:18:54,299
‫کیت، من با سفر و سخنرانی‌های ناامیدانه گول نمی‌خورم

374
00:18:54,383 --> 00:18:56,385
‫امشب در مورد پسرتونه

375
00:18:56,468 --> 00:19:00,597
‫و صدمه اصلاح‌ناپذیری که به صورت قشنگ دخترم وارد کرده

376
00:19:01,265 --> 00:19:03,559
‫و مایلم بدونم برنامه داری براش چی کار کنی

377
00:19:03,642 --> 00:19:05,310
‫اگه پول عمل بینی رو بدن چی؟

378
00:19:05,394 --> 00:19:07,813
‫قدم اول مناسبیه

379
00:19:07,896 --> 00:19:08,897
‫باشه

380
00:19:10,482 --> 00:19:13,986
‫قدم دوم قابل‌قبول برات چیه، ریگان؟

381
00:19:14,069 --> 00:19:15,904
‫خب، قاعدتاً هنری نمی‌تونه به بیزلی برگرده

382
00:19:16,697 --> 00:19:18,365
‫مدارس دیگه‌ای هستن

383
00:19:18,448 --> 00:19:20,701
‫که بیشتر توانایی رسیدگی
‫به بچه‌ی توان‌خواه رو دارن

384
00:19:21,285 --> 00:19:22,995
‫- توان‌خواه؟
‫- اوهوم

385
00:19:24,872 --> 00:19:26,290
‫و...

386
00:19:27,416 --> 00:19:29,751
‫یه عذرخواهی از طرف دوتاتون می‌خوام

387
00:19:31,211 --> 00:19:33,547
‫اعتراف کنید قصور کامل شما به عنوان والدین

388
00:19:33,630 --> 00:19:35,257
‫منجر به رفتار خشن هنری شده

389
00:19:35,340 --> 00:19:38,051
‫- ری...
‫- این کثافت حتماً داره شوخی می‌کنه

390
00:19:38,135 --> 00:19:39,720
‫قضیه در مورد جوابگوییه

391
00:19:40,888 --> 00:19:42,848
‫هنری هم به توجه ویژه نیاز داره

392
00:19:42,931 --> 00:19:45,392
‫بعد از اینکه رها شد،

393
00:19:45,475 --> 00:19:49,229
‫و بعد از خونه قدیمیش بیرون کشیدنش
‫و صاف انداختنش تو خونه تو،

394
00:19:49,313 --> 00:19:51,315
‫باید فوراً می‌رفت تراپی

395
00:19:51,398 --> 00:19:53,317
‫- گوش کن ریگان...
‫- من عذر می‌خوام

396
00:19:53,400 --> 00:19:55,819
‫ما مسئولیت کاملش رو به عهده می‌گیریم

397
00:19:55,903 --> 00:19:58,947
‫هنری باید عقلش می‌رسید
‫و اینکه نرسید تقصیر منه

398
00:19:59,031 --> 00:20:00,282
<i>‫ریدم به مؤدب بودن</i>

399
00:20:00,365 --> 00:20:01,992
<i>‫اون یه سوکوبوس بدبخته</i>

400
00:20:02,075 --> 00:20:05,329
<i>‫که تا به پاش نیفتم دست‌بردار نیست</i>

401
00:20:05,353 --> 00:20:15,353
SaberFun
صابرفان

402
00:21:05,931 --> 00:21:07,307
‫پشمام

403
00:21:14,606 --> 00:21:16,358
‫خدای من، مثل مکه است لامصب

404
00:21:52,894 --> 00:21:54,855
‫نه، نه، نه

405
00:21:55,647 --> 00:21:56,982
‫نه، نه، نه

406
00:21:57,482 --> 00:21:58,567
‫گه توش. باشه...

407
00:22:03,674 --> 00:22:05,674
‫[عدم آنتن‌دهی]

408
00:22:05,699 --> 00:22:08,327
‫دهنش سرویس. لامصب

409
00:22:08,410 --> 00:22:09,911
‫اوه

410
00:22:09,995 --> 00:22:11,997
‫لعنتی

411
00:22:15,584 --> 00:22:16,668
‫لعنتی

412
00:22:20,797 --> 00:22:23,550
‫کیت یه عذرخواهی نسبتاً خوب کرد

413
00:22:23,574 --> 00:22:24,574
‫{\an8}[هشدار حرکتی - زیرزمین مونی]

414
00:22:23,633 --> 00:22:24,843
‫جو؟

415
00:22:25,552 --> 00:22:27,387
‫چیزی هست که بخوای اضافه کنی؟

416
00:22:27,471 --> 00:22:30,891
<i>‫می‌خواد جلوی کل خانواده
‫خودت رو پایین بیاری</i>

417
00:22:30,974 --> 00:22:33,685
<i>‫می‌تونی واسه پسرت اون کار رو بکنی؟</i>

418
00:22:36,772 --> 00:22:38,607
‫ریگان، هریسون

419
00:22:40,358 --> 00:22:42,444
‫بابت رفتار هنری عذر می‌خوام

420
00:22:43,570 --> 00:22:48,366
‫و هیچوقت به هیچ دلیلی خشونت رو نمی‌بخشم

421
00:22:51,161 --> 00:22:53,413
‫اعمال پسرم رو یه شکست شخصی برداشت می‌کنم

422
00:22:56,124 --> 00:22:58,376
‫می‌تونم اطمینان بدم که دیگه تکرار نمی‌شه

423
00:23:05,842 --> 00:23:07,469
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

424
00:23:07,552 --> 00:23:08,720
<i>‫چی؟</i>

425
00:23:08,804 --> 00:23:10,305
‫بازم همین آش و همین کاسه

426
00:23:10,388 --> 00:23:11,890
‫می‌دونی من چی رو نمی‌تونم باور کنم؟

427
00:23:11,973 --> 00:23:13,767
‫که می‌تونی بشینی اینجا
‫و به ما بگی والدین بدی هستیم

428
00:23:13,850 --> 00:23:15,936
‫وقتی علت درگیر شدن بچه‌هامون

429
00:23:16,019 --> 00:23:18,230
‫این بوده که در مورد من و زن مرحومم

430
00:23:18,313 --> 00:23:20,107
‫جلوی بچه هشت ساله‌ات پچ‌پچ می‌کردی

431
00:23:20,190 --> 00:23:21,650
‫منظورت چیه؟

432
00:23:21,733 --> 00:23:23,860
‫گرچن داشته هنری رو دست می‌انداخته،

433
00:23:23,944 --> 00:23:29,783
‫به کل بچه‌های مدرسه می‌گفته
‫که تو به مامان تنیش گفتی قاتل

434
00:23:32,661 --> 00:23:33,662
‫اوه

435
00:23:36,164 --> 00:23:38,291
‫منظورم لاو کوئین نبود

436
00:23:41,044 --> 00:23:42,921
‫منظورم کیتی بود

437
00:23:46,591 --> 00:23:48,510
‫فکر می‌کنم تو دایی باب رو به کشتن دادی

438
00:23:48,593 --> 00:23:49,636
<i>‫لعنتی</i>

439
00:23:49,719 --> 00:23:51,304
‫می‌خوای من برم؟

440
00:23:51,388 --> 00:23:52,597
‫- هیس
‫- مسخره است

441
00:23:55,183 --> 00:23:56,768
‫ریگان، باب خودکشی کرد

442
00:23:56,852 --> 00:23:59,771
‫آره؟ اونوقت چندتا از دوست‌های بابا

443
00:23:59,855 --> 00:24:02,482
‫همینجوری خودکشی کردن
‫وقتی سر راهش قرار می‌گرفتن، هوم؟

444
00:24:04,776 --> 00:24:08,613
‫آخه، تو همیشه موردعلاقه بابایی بودی
‫به خاطر...

445
00:24:08,697 --> 00:24:10,240
‫چی می‌گفت، مدی؟

446
00:24:10,949 --> 00:24:12,826
‫«غریزه قاتلش؟»

447
00:24:12,909 --> 00:24:13,910
‫هوم

448
00:24:15,120 --> 00:24:18,623
‫خیلی مشکوکه که درست قبل از رأی عدم اعتمادی
‫که می‌خواست علیه تو راه بندازه،

449
00:24:18,707 --> 00:24:22,169
‫باب یه‌دفعه دچار افسردگی شدید شد

450
00:24:22,252 --> 00:24:23,252
‫اه...

451
00:24:24,713 --> 00:24:27,549
‫وای. ری، وای

452
00:24:28,341 --> 00:24:32,095
‫خوشم میاد وقتی باهوش خودخوانده خانواده

453
00:24:32,179 --> 00:24:36,057
‫اینقدر کیری احمقانه رفتار می‌کنه

454
00:24:37,767 --> 00:24:40,270
‫البته که کیت در مورد رأی عدم اعتماد می‌دونسته

455
00:24:40,353 --> 00:24:42,147
‫کدوم مدیرعامل خوبی نمی‌دونه؟

456
00:24:43,356 --> 00:24:44,941
‫ولی اون باب رو به کشتن نداده

457
00:24:45,025 --> 00:24:47,402
‫تو از کجا اینقدر مطمئنی، مربی سگ؟

458
00:24:47,485 --> 00:24:48,695
‫چون تو کشتیش؟

459
00:24:48,778 --> 00:24:52,949
‫چون خودم فیلم امنیتی مرگش رو دیدم

460
00:24:53,825 --> 00:24:54,826
<i>‫دروغ میگه</i>

461
00:24:54,910 --> 00:24:57,537
‫خب، اگه فیلمی هست، پس می‌خوام ببینمش

462
00:24:59,831 --> 00:25:03,501
‫پاکش کردم. نیاز نیست کسی ببینتش

463
00:25:03,585 --> 00:25:06,796
‫بازم میگم، خیلی مشکوکه

464
00:25:06,880 --> 00:25:07,964
‫کافیه

465
00:25:09,382 --> 00:25:11,885
‫من و جو هر کاری خواستی کردیم

466
00:25:11,968 --> 00:25:14,846
‫عذرخواهی کردیم
‫و مسئولیتش رو پذیرفتیم

467
00:25:14,930 --> 00:25:17,849
‫پس چرا هنوز می‌خوای مجازاتم کنی؟

468
00:25:17,933 --> 00:25:19,142
‫دیگه چی می‌خوای؟

469
00:25:19,226 --> 00:25:20,352
‫چیزی که می‌خوام...

470
00:25:21,978 --> 00:25:24,856
‫...اینه که به عنوان مدیرعامل کناره‌گیری کنی

471
00:25:27,359 --> 00:25:31,154
‫خیلی خسته شدم از اینکه ببینم
‫از شرکت

472
00:25:31,238 --> 00:25:33,365
‫واسه رسیدگی به خودخواهی خودت استفاده می‌کنی

473
00:25:33,448 --> 00:25:34,908
‫باب هم خیلی خسته شده بود

474
00:25:34,991 --> 00:25:37,494
‫و دقیق نمی‌دونم چه آتویی ازت داشت

475
00:25:37,577 --> 00:25:40,622
‫ولی می‌دونم کافی بود
‫که بخوای بمیره

476
00:25:42,499 --> 00:25:46,795
‫تو یه قاتلی، کیت. بپذیرش دیگه

477
00:25:46,878 --> 00:25:48,171
‫اونجوری با زنم صحبت نکن

478
00:25:48,255 --> 00:25:49,464
‫کیر بخور، جوزف

479
00:25:50,423 --> 00:25:53,969
‫اصلاً تو و پسر بدذاتت کی هستین،

480
00:25:54,052 --> 00:25:56,930
‫به جز یه پروژه دیگه که کیت قبولش کرده
‫تا باتقواتر به نظر بیاد؟

481
00:25:57,013 --> 00:25:57,889
‫ریگان

482
00:25:57,973 --> 00:26:01,685
‫دارم تمام کارهایی که تا حالا کردی رو بررسی می‌کنم

483
00:26:01,768 --> 00:26:05,063
‫و می‌فهمم باب دقیقاً چه آتویی ازت داشت

484
00:26:05,146 --> 00:26:06,898
<i>‫نگاه‌مون به هیولای اشتباهی بود</i>

485
00:26:06,982 --> 00:26:08,400
<i>‫اگه باب گیوتین بود،</i>

486
00:26:08,483 --> 00:26:10,402
<i>‫ریگان بمب هسته‌ایه</i>

487
00:26:10,485 --> 00:26:12,988
‫دارم میام که همه‌چیز رو بگیرم

488
00:26:14,197 --> 00:26:15,323
‫کارت رو

489
00:26:16,908 --> 00:26:18,034
‫پسرت رو

490
00:26:19,077 --> 00:26:21,788
‫خانواده کیری رقت‌انگیزت رو

491
00:26:23,123 --> 00:26:24,416
‫اوه!

492
00:26:24,499 --> 00:26:25,750
‫- خفه شو!
‫- هنری!

493
00:26:25,834 --> 00:26:28,461
‫خدای من! الان یه چاقو به سمتم پرت کرد!

494
00:26:28,545 --> 00:26:30,422
‫- باشه، هی...
‫- گفتم که خشنه

495
00:26:30,505 --> 00:26:32,716
‫- هنری! برگرد!
‫- ری، خوبی؟

496
00:26:32,799 --> 00:26:33,675
‫باشه

497
00:26:33,758 --> 00:26:36,094
‫فکر کنم وقتشه که همه‌تون گمشید بیرون

498
00:26:40,515 --> 00:26:42,934
<i>‫فردا در مورد چاقو پرتاب کردن صحبت می‌کنیم</i>

499
00:26:43,018 --> 00:26:45,645
<i>‫فعلاً، جنگجوی کوچولوت به خوابش نیاز داره</i>

500
00:26:48,273 --> 00:26:51,359
<i>‫معلوم نیست چقدر از نطق بی‌رحمانه ریگان رو شنیده</i>

501
00:26:53,945 --> 00:26:56,990
<i>‫حالا مشکل ریگان‌مون بدتر از قبل شده</i>

502
00:26:57,073 --> 00:26:59,242
<i>‫می‌دونی دوست داری چی کارش کنی</i>

503
00:26:59,326 --> 00:27:00,493
<i>‫ولی آیا کیت قبول می‌کنه؟</i>

504
00:27:08,084 --> 00:27:09,084
‫خوابید؟

505
00:27:09,836 --> 00:27:13,131
‫ممکنه بعداً نیاز به رسیدگی داشته باشه.
‫تا حالا اینقدر ناراحت ندیده بودمش

506
00:27:16,134 --> 00:27:19,929
‫بعد از ماجرای باب، همه‌چیز اشتباه پیش رفته

507
00:27:20,013 --> 00:27:22,891
‫انگار داریم مجازات می‌شیم

508
00:27:23,808 --> 00:27:27,520
‫اول هنری و حالا ریگان

509
00:27:27,604 --> 00:27:31,191
‫الان توی یه اتاق پُر از آدم
‫تو رو متهم به کشتن باب کرد

510
00:27:33,360 --> 00:27:35,362
‫اون یه مشکله

511
00:27:35,445 --> 00:27:39,407
‫خب، به لطف تدی،
‫ممکنه بیخیالش شده باشه

512
00:27:40,450 --> 00:27:42,744
‫فعلاً حداقل...

513
00:27:42,827 --> 00:27:45,246
<i>‫یا تدی در مورد وجود فیلم دروغ گفت</i>

514
00:27:45,330 --> 00:27:46,956
<i>‫یا در مورد اینکه چی توش دیده</i>

515
00:27:47,040 --> 00:27:48,041
‫می‌تونیم به تدی اعتماد کنیم

516
00:27:50,335 --> 00:27:51,669
‫ریگان یه بحث دیگه است

517
00:27:53,797 --> 00:27:56,216
‫اگه همونجوری که با باب حرف زدم
‫با ریگان حرف بزنم چی؟

518
00:27:57,509 --> 00:27:58,802
‫جو، تو...

519
00:28:00,387 --> 00:28:02,597
‫نباید فکر کنی اون یه پاسخ منطقیه

520
00:28:02,680 --> 00:28:05,266
‫اون دست‌بردار نیست، کیت.
‫شنیدی چی گفت

521
00:28:05,350 --> 00:28:07,310
‫اگه آدم گذاشته درباره‌ات پرس و جو کنن،

522
00:28:07,394 --> 00:28:09,813
‫حتماً می‌فهمن باب چه آتویی از دوتامون داشته

523
00:28:09,896 --> 00:28:14,692
‫جو، نه. قاعدتاً قرار نیست خواهرم رو بکشیم

524
00:28:14,776 --> 00:28:17,404
‫فراموشش کن. فقط...
‫یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

525
00:28:17,487 --> 00:28:19,781
‫- خواهرت...
‫- بس کن! ما اینجوری نیستیم

526
00:28:19,864 --> 00:28:20,949
‫«ما اینجوری نیستیم»

527
00:28:21,866 --> 00:28:27,747
‫هیچ مرزی نیست که واسه محافظت از این خانواده ازش رد نشم

528
00:28:29,416 --> 00:28:32,293
‫پس... پس، صبر کن، چی؟
‫تو...

529
00:28:34,838 --> 00:28:36,589
‫می‌خوای هر کسی تا آخر عموم

530
00:28:37,340 --> 00:28:40,051
‫به ما مشکوک بشه رو بکشی؟

531
00:28:42,470 --> 00:28:43,555
‫تهش کجاست؟

532
00:28:45,640 --> 00:28:50,729
‫وقتی من و تو و هنری جامون امن باشه تموم می‌شه

533
00:28:54,941 --> 00:28:57,152
‫از طریق... وکلا اقدام می‌کنیم

534
00:28:58,361 --> 00:29:00,071
‫همه‌چیز قانونی باشه

535
00:29:00,155 --> 00:29:02,157
‫برای مدرسه درخواست میانجی‌گری میدیم

536
00:29:02,240 --> 00:29:04,409
‫بعدش هنری رو می‌فرستیم تراپی

537
00:29:04,492 --> 00:29:06,369
‫ببخشید. چرا...

538
00:29:07,245 --> 00:29:08,705
‫چرا هنری میره تراپی؟

539
00:29:08,788 --> 00:29:10,874
‫چون خیلی سختی کشیده

540
00:29:12,751 --> 00:29:14,753
‫راستش، تا الان باید با یکی صحبت می‌کرد

541
00:29:14,836 --> 00:29:16,671
‫پس... با ریگان موافقی

542
00:29:16,755 --> 00:29:21,509
‫به هیچ وجه. ولی تو هر سمت خانواده‌مون خشونت هست

543
00:29:21,593 --> 00:29:24,929
‫درسته. ولی امکان نداره از تو به ارث برده باشه

544
00:29:25,013 --> 00:29:27,182
‫پس بحث منه، درسته؟

545
00:29:27,265 --> 00:29:30,018
‫من خشنم، پس پسرم هم قراره خشن باشه

546
00:29:30,101 --> 00:29:31,603
‫من و بچه یتیم بدذاتم

547
00:29:31,686 --> 00:29:34,022
‫من هیچوقت این رو نگفتم.
‫هیچوقت نمیگم

548
00:29:35,064 --> 00:29:38,234
‫ولی ضرر نداره بیشتر از چیزی که ممکنه لازمش بشه
‫براش کمک جور کنیم

549
00:29:38,318 --> 00:29:39,778
‫می‌دونی چی بچه‌ها رو خشن می‌کنه؟

550
00:29:39,861 --> 00:29:43,406
‫وقتی افرادی که باید دوست‌شون داشته باشن
‫بهشون پشت کنن

551
00:29:46,367 --> 00:29:51,790
<i>‫اعلام نگرانی‌های کیت در مورد طبیعت هنری
‫دردیه که امیدوار بودی هیچوقت حس نکنی</i>

552
00:29:51,873 --> 00:29:54,709
<i>‫ریگان مثل سم می‌مونه،
‫و داره همه‌چیز رو آلوده می‌کنه</i>

553
00:30:04,000 --> 00:30:06,000
‫{\an8}[هشدار حرکتی - زیرزمین مونی]

554
00:30:15,188 --> 00:30:16,523
‫خدای من

555
00:30:16,606 --> 00:30:18,441
‫خدایا شکرت

556
00:30:18,525 --> 00:30:20,401
‫چند ساعته که اینجام

557
00:30:20,485 --> 00:30:25,198
‫شماره‌ات رو گرفتم، ولی اینجا اصلاً آنتن نیست.
‫خیلی سرده

558
00:30:25,281 --> 00:30:27,367
‫بهت گفتم نیا اینجا

559
00:30:27,951 --> 00:30:31,996
‫خب آره، که دقیقاً اینجوری باعث می‌شه یکی بخواد بیاد

560
00:30:32,622 --> 00:30:36,751
‫اصلاً اینجا چیه، اتاق پنیک تله‌گذاری‌شده پولدارها؟

561
00:30:36,835 --> 00:30:39,337
‫و چرا از بیرون قفل می‌شه؟

562
00:30:39,921 --> 00:30:42,799
‫باید همین کار رو بکنی وقتی مردم
‫وارد جاهایی می‌شن که نباید بشن

563
00:30:43,716 --> 00:30:45,301
‫تا حالا اسم صندوق امانات به گوشت خورده؟

564
00:30:45,385 --> 00:30:47,887
‫تا حالا در مورد پیروی از دستورات کاملاً پایه چیزی شنیدی؟

565
00:30:57,939 --> 00:31:00,316
‫قرار هست آزادم کنی، یا...

566
00:31:07,866 --> 00:31:09,284
‫اینجا چی کار می‌کردی؟

567
00:31:11,035 --> 00:31:12,036
‫نگاه می‌کردم

568
00:31:12,871 --> 00:31:16,583
‫گمونم شاید اینجا کتاب کمیاب باشه،
‫پس می‌خواستم ببینمـشون

569
00:31:16,666 --> 00:31:17,834
‫پس قفل رو باز کردی؟

570
00:31:17,917 --> 00:31:21,212
‫می‌شه در رو باز کنی خواهشاً؟
‫من بدجوری ترس از فضای بسته دارم

571
00:31:25,174 --> 00:31:26,551
‫لعنتی. باشه

572
00:31:27,468 --> 00:31:31,055
‫داشتم از کتاب‌ها عکس می‌گرفتم
‫که واسه یه خریدار بفرستم

573
00:31:31,139 --> 00:31:33,099
‫گفتم شاید بتونم یکی‌شون رو بفروشم

574
00:31:34,517 --> 00:31:36,144
‫خیلی متأسفم، آخه...

575
00:31:36,227 --> 00:31:38,187
‫وقتی شنیدم بعضی‌هاشون
‫ممکنه چقدر گرون باشن...

576
00:31:38,271 --> 00:31:42,442
‫فقط یه کتاب می‌تونه کل بدهیم رو صاف کنه
‫و خرج اجرای نمایشم رو تا یه ماه کامل بده

577
00:31:42,525 --> 00:31:45,612
‫پس می‌خواستی از من دزدی کنی
‫که نمایشت رو بیاری روی صحنه؟

578
00:31:46,696 --> 00:31:49,908
‫خب، بعد از پاس کردن بدهی.
‫بدهی بخش مهم کاره

579
00:31:51,784 --> 00:31:54,454
‫علت واقعی اینکه می‌خواستی دزدکی
‫وارد فروشگاه بشی همینه، نه؟

580
00:31:54,537 --> 00:31:58,458
‫نه، نه. واقعاً میگم... من عاشق اینجام. من...

581
00:32:00,376 --> 00:32:02,045
‫واقعاً بیچاره‌ام

582
00:32:04,797 --> 00:32:06,549
‫باید برات ناراحت بشم؟

583
00:32:07,884 --> 00:32:11,137
‫خب، از کسی مثل تو انتظار ندارم درک کنی

584
00:32:22,774 --> 00:32:23,983
‫- تو اخراجی
‫- اوهوم

585
00:32:24,067 --> 00:32:26,486
‫دیگه نمی‌خوام توی این فروشگاه ببینمت

586
00:32:32,241 --> 00:32:33,493
‫نوشته‌ات رو خوندم

587
00:32:34,077 --> 00:32:36,537
‫جعبه... صفحات ماشین تحریرته، درسته؟

588
00:32:36,621 --> 00:32:38,998
<i>‫لعنتی. اینم از مخفی کردنش</i>

589
00:32:39,082 --> 00:32:40,249
‫درست و حسابیه، جو

590
00:32:41,960 --> 00:32:45,797
‫می‌دونی، خیلی از نویسنده‌ها
‫با آنتی‌هیروها آزمایش می‌کنن و من پایه‌اشم

591
00:32:45,880 --> 00:32:51,928
‫ولی شخصیت اصلی تو
‫یه قاتل زنجیره‌ای بدون پیشینه است

592
00:32:52,720 --> 00:32:55,640
‫بدون نقص. بدون زخم

593
00:32:56,224 --> 00:32:58,768
‫حسم میگه تواناییت بیشتره، پس...

594
00:33:00,645 --> 00:33:02,146
‫از چی مخفی شدی؟

595
00:33:02,981 --> 00:33:04,857
‫از چی مخفی شدم؟
‫سؤال خیلی خوبیه

596
00:33:04,941 --> 00:33:07,068
‫شاید وقتی بچه بودم یه کار اشتباه کردم،

597
00:33:07,151 --> 00:33:08,695
‫و مثل زباله پرتم کردن بیرون

598
00:33:08,778 --> 00:33:11,280
‫مادرم رو از دست دادم، خونه‌ام رو،
‫مردم من رو یه آدم ناقص دیدن،

599
00:33:11,364 --> 00:33:13,241
‫و توی پرورشگاه این دست و اون دست شدم،

600
00:33:13,324 --> 00:33:16,577
‫که تهش یه لاکوودی بشم که هیچکس درکش نمی‌کنه

601
00:33:16,661 --> 00:33:20,164
‫چون وقتی اون‌ها روی ملافه ابریشم خوابیدن،
‫من کف زمین کیری خوابیدم،

602
00:33:20,248 --> 00:33:21,582
‫اسیر توی قفس

603
00:33:30,800 --> 00:33:32,051
‫متأسفم

604
00:33:33,094 --> 00:33:34,095
‫ولی...

605
00:33:35,138 --> 00:33:36,764
‫خوبه که توی واقعی رو می‌بینم

606
00:33:45,064 --> 00:33:48,443
<i>‫برانته یه دروغگو و دزده،
‫ولی ظاهراً راست میگه</i>

607
00:33:48,526 --> 00:33:50,361
<i>‫تو مخفی شده بودی</i>

608
00:33:52,155 --> 00:33:54,073
<i>‫حتی بعد از احیای خود قدیمیت،</i>

609
00:33:54,157 --> 00:33:57,869
<i>‫یه بخشی ازت هنوز می‌ترسه</i>

610
00:33:57,952 --> 00:34:02,331
<i>‫می‌ترسه که خانواده‌ات نتونه
‫عاشق تاریک‌ترین بخش‌های وجودت بشه</i>

611
00:34:02,415 --> 00:34:06,502
<i>‫ولی الان می‌فهمی این بخش از تو
‫تو رو شوهر بهتری می‌کنه</i>

612
00:34:06,586 --> 00:34:07,879
<i>‫و پدر بهتری</i>

613
00:34:07,962 --> 00:34:11,049
<i>‫چون برخلاف والدین خودت،
‫پسر خودت رو ناامید نمی‌کنی</i>

614
00:34:11,132 --> 00:34:14,761
<i>‫نمی‌ذاری یه هیولای بی‌عاطفه
‫آینده‌اش رو از بین ببره</i>

615
00:34:14,844 --> 00:34:18,681
<i>‫مطمئن می‌شی هنری هیچوقت مجبور نباشه
‫با سختی‌هایی که تو بهشون غلبه کردی مواجه بشه،</i>

616
00:34:18,765 --> 00:34:22,518
<i>‫چون در حالی که کیت مادر خوبیه،
‫از پس کاری که لازمه انجام بشه بر نمیاد</i>

617
00:34:23,561 --> 00:34:24,729
<i>‫ولی تو بر میای</i>

618
00:34:27,315 --> 00:34:30,151
<i>‫ریگان رو می‌اندازی توی قفست،
‫ازش بازجویی می‌کنی،</i>

619
00:34:30,234 --> 00:34:32,862
<i>‫می‌فهمی چه تحقیقاتی به راه انداخته،</i>

620
00:34:32,945 --> 00:34:33,946
<i>‫بعد می‌کشیش</i>

621
00:34:34,030 --> 00:34:35,698
<i>‫دنیا باور می‌کنه که ناپدید شده،</i>

622
00:34:35,782 --> 00:34:38,701
<i>‫ولی تو حقیقت رو می‌دونی.
‫ریگان لاکوود مُرده</i>

623
00:34:41,496 --> 00:34:44,332
<i>‫کیت نباید بدونه نقشه‌ات چیه.
‫فعلاً نه</i>

624
00:34:44,415 --> 00:34:47,210
<i>‫در نهایت حقیقت رو بهش میگی
‫و اون درک می‌کنه</i>

625
00:34:47,293 --> 00:34:48,544
<i>‫چاره دیگه‌ای نداشتی</i>

626
00:34:51,214 --> 00:34:53,257
<i>‫فقط یه چیز دیگه هست که بهش رسیدگی کنی</i>

627
00:35:02,141 --> 00:35:03,643
‫خدا رو شکر که تماس گرفتی

628
00:35:04,143 --> 00:35:05,728
‫خونه آشوبه

629
00:35:06,354 --> 00:35:08,356
‫فیا تصمیم گرفته که آرمانیِ جدید بابایی

630
00:35:08,439 --> 00:35:10,399
‫اگه روش ماکارونی و پنیر باشه بهتره

631
00:35:10,483 --> 00:35:12,944
‫خب، این رو نریزی.
‫موردعلاقته

632
00:35:13,653 --> 00:35:16,280
‫حالا، بیا شبت رو بهتر کنیم. بیا بشین

633
00:35:22,203 --> 00:35:26,499
‫می‌خواستم رو در رو بهت بگم
‫که من... تو رو نامزد می‌کنم

634
00:35:27,583 --> 00:35:29,627
‫برای صندلی هیئت مدیره خالی.
‫برای صندلی باب

635
00:35:32,004 --> 00:35:35,091
‫من... من... من... ببخشید،
‫فکر کردم ما...

636
00:35:35,675 --> 00:35:37,343
‫...باید صبر کنیم تا آب‌ها از آسیاب بیفته

637
00:35:37,426 --> 00:35:40,012
‫بله. خب، بعد از اون شام فاجعه‌بار،

638
00:35:40,096 --> 00:35:42,640
‫واضحه که آب‌ها هیچوقت از آسیاب نمی‌افته

639
00:35:42,723 --> 00:35:45,059
‫عجب شامی بود

640
00:35:45,143 --> 00:35:49,647
‫ببین، با اینحال خوب بود که دیدم
‫یه نفر بالأخره جلوی اون ظالم ایستاد

641
00:35:50,314 --> 00:35:52,024
‫توهین سنگینی وارد کرد

642
00:35:54,485 --> 00:35:55,653
‫واقعاً فیلم باب مرگ رو

643
00:35:57,071 --> 00:36:00,616
‫دیدی یا... دروغ می‌گفتی؟

644
00:36:02,660 --> 00:36:05,746
‫ترجیح میدم بگم... لاف زدم

645
00:36:10,918 --> 00:36:12,128
‫چرا؟

646
00:36:13,129 --> 00:36:14,755
‫اگه بود،

647
00:36:14,839 --> 00:36:18,551
‫چیزی جز این رو می‌دیدم
‫که باب جون خودش رو بگیره؟

648
00:36:18,634 --> 00:36:21,220
‫دلیلی ندارم که اینجوری فکر کنم

649
00:36:23,347 --> 00:36:27,977
‫ولی من... خیلی ارزش داشت
‫که بدونم هوام رو داری

650
00:36:28,811 --> 00:36:31,105
‫چه مدرکی ازش داشتی یا نه

651
00:36:31,189 --> 00:36:36,402
‫من... هوات رو دارم، کیت.
‫همیشه داشتم

652
00:36:37,278 --> 00:36:39,447
‫بعد از سال‌ها نادیده گرفته شدن،

653
00:36:39,530 --> 00:36:41,574
‫دعوت نشدن به گردهمایی‌های خانوادگی،

654
00:36:43,367 --> 00:36:44,660
‫خارج موندن از وصیت تام...

655
00:36:45,244 --> 00:36:46,245
‫هوم

656
00:36:46,329 --> 00:36:49,832
‫نمی‌دونی چقدر ارزشمنده

657
00:37:01,677 --> 00:37:04,639
<i>‫ریگان ممکنه آسونترین آدمی باشه
‫که تا حالا ردیابی کردی</i>

658
00:37:05,348 --> 00:37:08,142
<i>‫سیاست کاری «اولین نفر بیا، آخرین نفر برو» داره</i>

659
00:37:24,283 --> 00:37:26,369
<i>‫لعنتی. کجاست؟</i>

660
00:37:50,393 --> 00:37:53,479
<i>‫تنهایی مشروب می‌خوره،
‫چون کی می‌خواد با اون مشروب بخوره؟</i>

661
00:37:54,897 --> 00:37:56,816
<i>‫صبر کن، کجا داره میره؟</i>

662
00:37:58,609 --> 00:38:02,488
<i>‫لعنتی. می‌دونستی دنبال شغل کیت‌ـه،
‫معلومه که شامل دفترش هم می‌شه</i>

663
00:38:05,157 --> 00:38:07,034
<i>‫برنامه‌اش چیه؟</i>

664
00:38:09,537 --> 00:38:11,872
‫♪ درش بیار ♪

665
00:38:11,956 --> 00:38:14,000
‫♪ آروم، پیوسته، لباست رو در بیار ♪

666
00:38:14,083 --> 00:38:16,544
<i>‫سلیقه آهنگ افتضاح، جای تعجبی نداره</i>

667
00:38:17,503 --> 00:38:18,921
‫♪ درش بیار ♪

668
00:38:19,005 --> 00:38:22,008
‫♪ آروم، پیوسته، لباست رو در بیار ♪

669
00:38:22,925 --> 00:38:24,010
‫♪ موفقیت ♪

670
00:38:24,093 --> 00:38:25,094
<i>‫یعنی چی؟</i>

671
00:38:25,177 --> 00:38:26,387
‫♪ درش بیار ♪

672
00:38:26,470 --> 00:38:28,306
<i>‫ممکنه؟</i>

673
00:38:28,389 --> 00:38:30,558
<i>‫یکی می‌خواد قضیه رو برات جمع کنه؟</i>

674
00:38:30,641 --> 00:38:31,641
♪ ‫تحت‌تأثیر قرارشون بده ♪

675
00:38:32,601 --> 00:38:34,020
‫♪ درش بیار ♪

676
00:38:34,520 --> 00:38:37,189
‫♪ آروم، پیوسته، لباست رو در بیار ♪

677
00:38:37,273 --> 00:38:39,400
‫- گیرت انداختم، جنده!
‫- خدای من

678
00:38:39,483 --> 00:38:42,153
‫- بیا اینجا! وایسا!
‫- بس کن! لطفاً نکن!

679
00:38:42,236 --> 00:38:44,613
‫- بیا اینجا!
‫- تجاوز! کمک!

680
00:38:44,697 --> 00:38:47,700
<i>‫نه، نه، نه.  اون... می‌خواد...</i>

681
00:38:48,576 --> 00:38:50,870
<i>‫خواب و خیال مرگ بی‌رحمانه
‫و زودهنگام ریگان رو داشتی،</i>

682
00:38:50,953 --> 00:38:53,622
<i>‫ولی می‌تونی بشینی و اجازه این کار رو بدی؟</i>

683
00:38:53,706 --> 00:38:56,125
‫- نه. نه. نمی‌تونی
‫- لعنتی

684
00:38:58,085 --> 00:38:59,962
‫- صبر کن، عزیزم
‫- عزیزم؟

685
00:39:00,046 --> 00:39:01,297
‫اوه!

686
00:39:01,380 --> 00:39:03,174
‫عادت ندارم موقع کار شلوار پام باشه...

687
00:39:03,257 --> 00:39:05,468
<i>‫هریسون؟ لابد شوخیت گرفته</i>

688
00:39:05,551 --> 00:39:08,179
<i>‫داره با شوهرش یه فانتزی جنسی کثیف رو بازی می‌کنه</i>

689
00:39:08,262 --> 00:39:10,681
‫پاهام داره می‌سوزه

690
00:39:11,891 --> 00:39:12,891
<i>‫خب، باشه</i>

691
00:39:12,933 --> 00:39:15,853
<i>‫مطمئن بودی که سال‌هاست
‫حتی دست‌شون به‌همدیگه نخورده</i>

692
00:39:15,936 --> 00:39:18,522
‫نمی‌تونم نفس بکشم.
‫سوراخ هوا نیاز دارم

693
00:39:21,525 --> 00:39:24,153
‫نمی‌تونم پاره‌اش کنم.
‫می‌شه فقط ولش کنیم؟

694
00:39:24,236 --> 00:39:26,781
‫می‌شه سکس دفتری جذاب معمولی داشت

695
00:39:26,864 --> 00:39:29,784
‫نه. قیچی. قیچی بیار

696
00:39:29,867 --> 00:39:32,661
‫- باشه. باشه. آره
‫- برو

697
00:39:32,745 --> 00:39:34,121
‫خدای من

698
00:39:36,457 --> 00:39:39,001
<i>‫فکر نکنم از تماشای تجاوز ساختگی به خواهر زنت</i>

699
00:39:39,085 --> 00:39:41,712
<i>‫به دست شوهر سگ مهربونش دوام بیاری</i>

700
00:39:50,221 --> 00:39:51,639
‫خدای من

701
00:39:59,980 --> 00:40:03,150
‫نه. داری چی کار می‌کنی؟
‫در رو باز کن

702
00:40:03,234 --> 00:40:04,443
‫عزیزم؟

703
00:40:04,527 --> 00:40:05,778
‫عزیزم، خنده‌دار نیست

704
00:40:23,254 --> 00:40:26,674
‫چی؟ این دیگه چیه؟

705
00:40:36,600 --> 00:40:40,771
<i>‫از وقتی یه هیولا رو توی این قفس انداختی
‫سال‌ها می‌گذره</i>

706
00:40:40,855 --> 00:40:44,733
<i>‫از وقتی صدای فریادهاش رو شنیدی،
‫بعد واسه همیشه ساکتش کردی</i>

707
00:40:48,696 --> 00:40:49,864
‫هریسون؟

708
00:40:53,159 --> 00:40:54,201
‫هی!

709
00:40:59,540 --> 00:41:00,583
‫آهای؟

710
00:41:04,545 --> 00:41:05,796
‫کمک!

711
00:41:06,589 --> 00:41:08,299
<i>‫مشکلاتت الان فرق دارن</i>

712
00:41:09,216 --> 00:41:12,720
<i>‫حس خوبیه که می‌دونی هنوز می‌تونی
‫مثل قبل بهشون رسیدگی کنی</i>

713
00:41:20,227 --> 00:41:24,398
<i>‫فکر کردی نویسندگی فقط یه روش تخلیه است،
‫ولی برانته ارزش کارت رو دید</i>

714
00:41:24,982 --> 00:41:26,233
<i>‫ارزش خودت رو</i>

715
00:41:26,734 --> 00:41:30,154
<i>‫حس متفاوتیه که دردت رو روی صفحه بیاری.
‫خیلی آزادکننده است</i>

716
00:41:30,237 --> 00:41:33,282
<i>‫و همه‌اش به خاطر یه سری یادداشت‌های خیلی خوبه</i>

717
00:41:38,287 --> 00:41:39,288
‫زنگ زدی؟

718
00:41:40,456 --> 00:41:41,749
‫آره، این رو جا گذاشتی

719
00:41:44,168 --> 00:41:46,378
‫ولی همچنین، یه عذرخواهی بهم مدیونی

720
00:41:46,462 --> 00:41:47,546
‫منم همینطور

721
00:41:47,630 --> 00:41:51,383
‫که دزدکی وارد شدم
‫و نزدیک بود دزدی کنم

722
00:41:51,467 --> 00:41:53,511
‫ولی خواهش می‌کنم، شما صحبت کن

723
00:41:53,594 --> 00:41:57,223
‫متأسفم. که... اخراجت کردم

724
00:41:57,306 --> 00:42:00,518
‫و یه سری از حرف‌هایی که زدم، چون راست میگی،

725
00:42:00,601 --> 00:42:02,311
‫یه سری چیزها رو مخفی کردم

726
00:42:03,270 --> 00:42:04,355
‫حتی در نویسندگیم

727
00:42:04,438 --> 00:42:07,691
‫که... دنیایی که توش زندگی می‌کنی
‫درکش نمی‌کنه

728
00:42:08,526 --> 00:42:10,736
<i>‫ولی اون می‌کنه</i>

729
00:42:13,697 --> 00:42:15,658
‫می‌خوام کارت رو بهت پس بدم

730
00:42:16,325 --> 00:42:18,827
‫نمی‌ترسی دوباره ازت دزدی کنم؟

731
00:42:18,911 --> 00:42:20,246
‫نه، دوربین نصب کردم

732
00:42:20,871 --> 00:42:23,582
‫منحرف. ولی منصفانه است

733
00:42:23,666 --> 00:42:25,626
‫اگه پولم بهم بدی دیگه به اون زیرزمین نمیرم

734
00:42:25,709 --> 00:42:26,919
‫یه مسئله دیگه هست

735
00:42:29,838 --> 00:42:31,549
‫- باشه. باشه
‫- زود باش

736
00:42:32,841 --> 00:42:36,220
<i>‫زندگی زناشویی تو ممکنه بی‌نقص نباشه،
‫ولی خودت رو تخریب نمی‌کنی</i>

737
00:42:36,303 --> 00:42:38,222
<i>‫اون فقط یه دختره که کمک نیاز داره</i>

738
00:42:38,847 --> 00:42:40,849
<i>‫و تو کارت کمک به مردمه</i>

739
00:42:47,690 --> 00:42:50,442
‫پس مال توئه. اگه بخوایش

740
00:42:50,526 --> 00:42:53,237
‫دیگه لازم نیست پیش اِکسِ بد وایبت بمونی

741
00:42:53,320 --> 00:42:55,322
‫داری یه آپارتمان بهم میدی؟

742
00:42:55,406 --> 00:42:59,577
‫آره، هنوز طبقه پایین می‌خوابی، درسته؟
‫اینجا هم که خالی افتاده

743
00:42:59,660 --> 00:43:01,287
‫چرا آخه؟

744
00:43:01,370 --> 00:43:05,040
‫واسه چی این کار رو برام بکنی؟
‫چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است؟

745
00:43:12,089 --> 00:43:13,507
‫همه‌چیز... خوبه؟

746
00:43:13,591 --> 00:43:16,343
‫آره. آره، فقط...

747
00:43:17,886 --> 00:43:19,555
‫کیر توش. باید راستش رو بگم

748
00:43:19,638 --> 00:43:24,018
‫اون کتاب کمک به‌خودِ بی‌مزه
‫از شری و کری کنراد رو خوندم

749
00:43:24,101 --> 00:43:25,603
<i>‫اسیر کردن</i>

750
00:43:25,686 --> 00:43:26,687
<i>‫دهنش سرویس</i>

751
00:43:26,770 --> 00:43:29,648
‫آره. گفتن ایده زن مرحومت بوده

752
00:43:29,732 --> 00:43:31,609
‫که توی مادره لیندا توی قفس بندازتشون

753
00:43:31,692 --> 00:43:34,612
‫و تظاهر می‌کردم هیچی از زندگیت نمی‌دونم،

754
00:43:34,695 --> 00:43:36,447
‫ولی یه جورایی مشهوری

755
00:43:36,530 --> 00:43:40,284
‫پس گمونم وقتی اینجا یه قفس دیدم،

756
00:43:40,367 --> 00:43:43,245
‫فقط یه جورایی... یکم ترسوندم

757
00:43:43,329 --> 00:43:46,373
‫و می‌دونم واسه کتاب‌هاست.
‫تو رو به چیزی متهم نمی‌کنم، خب؟

758
00:43:46,457 --> 00:43:47,666
‫فقط...

759
00:43:49,043 --> 00:43:53,213
‫این وضعیت حس ناجوری داره.
‫فقط... فکر کنم باید برم

760
00:43:53,297 --> 00:43:54,798
‫ایده‌اش رو از من گرفت

761
00:43:56,467 --> 00:44:00,012
‫بهش گفتم آقای مونی قبلاً به عنوان مجازات
‫توی قفس زندانیم می‌کرده

762
00:44:00,095 --> 00:44:02,097
‫داشت قویم می‌کرد، باشه؟
‫و اون...

763
00:44:03,098 --> 00:44:04,099
‫آم...

764
00:44:06,810 --> 00:44:10,272
‫می‌دونی چه حسی داره که بدونی

765
00:44:10,356 --> 00:44:11,982
‫مورداعتمادترین آدم زندگیت

766
00:44:13,400 --> 00:44:16,153
‫از ترومای کودکیت واسه صدمه زدن
‫به دیگران استفاده کرده؟

767
00:44:19,573 --> 00:44:22,785
‫- خدای من. من خیلی کثافتم
‫- نه، نه، نه، تو باهوشی

768
00:44:22,868 --> 00:44:26,080
‫هستی. سؤالات سخت رو می‌پرسی.
‫به همینت احترام می‌ذارم. ببین

769
00:44:28,040 --> 00:44:30,876
‫آپارتمان و کار مال خودته، اگه بخوای

770
00:44:31,585 --> 00:44:33,587
‫قاعدتاً اصراری نیست

771
00:44:35,089 --> 00:44:36,089
‫باشه

772
00:44:40,469 --> 00:44:41,679
‫واقعاً کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه نیست؟

773
00:44:41,762 --> 00:44:42,763
‫نه

774
00:44:43,639 --> 00:44:45,849
‫اوهوم

775
00:44:45,933 --> 00:44:47,935
‫من با مردهای متأهل نمی‌خوابم، باشه؟

776
00:44:48,018 --> 00:44:50,521
‫نه نه، این... اونجوری نیست

777
00:44:50,604 --> 00:44:52,856
‫متوجهم که... اینجوری برداشت می‌شه

778
00:44:53,565 --> 00:44:55,776
‫به نظرم برداشت خوبی از نویسندگیم داشتی

779
00:44:56,568 --> 00:44:58,946
‫امیدوار بودم که شاید بیشتر بخونی

780
00:45:03,409 --> 00:45:04,660
‫باشه

781
00:45:04,743 --> 00:45:06,245
‫- قبوله
‫- باشه

782
00:45:06,328 --> 00:45:09,289
<i>‫به همدیگه کمک می‌کنیم.
‫فقط تا اینجا پیش میره</i>

783
00:45:11,542 --> 00:45:13,919
<i>‫ولی یه چیز دیگه هست
‫که مخفیش کردی</i>

784
00:45:14,002 --> 00:45:14,837
<i>‫گارد!</i>

785
00:45:14,920 --> 00:45:16,547
<i>‫از لحظه تولد هنری،</i>

786
00:45:16,630 --> 00:45:18,090
<i>‫از خشونتی که شاید توی خونش باشه</i>

787
00:45:18,173 --> 00:45:20,342
<i>‫ترس داشتی</i>

788
00:45:20,426 --> 00:45:24,430
‫باشه، شمشیرت رو بیار پایین، آقای جوان.
‫لطفاً بشین

789
00:45:24,513 --> 00:45:26,223
‫می‌خوام در مورد یه چیزی باهات صحبت کنم

790
00:45:26,306 --> 00:45:28,142
<i>‫اینکه واقعیه یا نه،</i>

791
00:45:28,225 --> 00:45:30,978
<i>‫راه محافظت ازش پنهون کردن حقیقت نیست</i>

792
00:45:31,061 --> 00:45:34,440
‫یادته وقتی در مورد... مامان اولت ازم پرسیدی؟

793
00:45:34,523 --> 00:45:35,523
‫مامان لاو؟

794
00:45:36,108 --> 00:45:37,151
‫آره

795
00:45:37,860 --> 00:45:39,528
‫آره، راستش رو نگفتم

796
00:45:40,112 --> 00:45:44,741
‫آره، گاهی وقتی مردم... مریضن،

797
00:45:44,825 --> 00:45:48,162
‫می‌تونن کارهای... بدی بکنن

798
00:45:49,496 --> 00:45:54,918
‫ولی این واقعیت رو تغییر نمیده
‫که خیلی دوستت داشته،

799
00:45:55,961 --> 00:45:58,046
‫و چیزی واسه شرمگین بودن وجود نداره

800
00:45:59,339 --> 00:46:00,757
‫اگه من هم مریض باشم چی؟

801
00:46:00,841 --> 00:46:01,842
‫مریض نیستی

802
00:46:02,384 --> 00:46:05,512
‫به خاطر مریض بودنت گرچن رو نزدی
‫یا چاقو رو پرت نکردی

803
00:46:05,596 --> 00:46:08,599
‫انجامش دادی چون می‌خواستی از ما محافظت کنی

804
00:46:08,682 --> 00:46:11,226
‫ولی اون کار منه

805
00:46:13,187 --> 00:46:14,271
‫کار باباها اینه

806
00:46:14,354 --> 00:46:17,816
<i>‫اصلاً خونِ تو نبوده که تو رو اینجوری کرده</i>

807
00:46:17,900 --> 00:46:19,401
<i>‫زندگی بوده</i>

808
00:46:20,027 --> 00:46:23,197
<i>‫اتفاقی که واسه تو افتاده
‫هیچوقت واسه هنری نمی‌افته</i>

809
00:46:23,280 --> 00:46:25,574
<i>‫ولی الان می‌فهمی که کیت راست می‌گفت</i>

810
00:46:25,657 --> 00:46:27,868
<i>‫یکم کمک بیشتر ضرر نداره</i>

811
00:46:27,951 --> 00:46:32,372
‫همه هر از گاهی می‌ترسن
‫یا عصبانی یا بیش از حد غیرتی می‌شن،

812
00:46:32,456 --> 00:46:36,585
‫ولی صحبت کردن درباره اون احساست
‫باعث می‌شه دیگه اینقدر حس بدی نداشته باشن

813
00:46:36,668 --> 00:46:40,339
‫پس نظرت چیه اگه یکی رو پیدا کرده باشم،

814
00:46:40,422 --> 00:46:44,134
‫یه آدم خیلی خیلی خفن که در مورد احساساتت صحبت کنی؟

815
00:46:44,218 --> 00:46:45,302
‫خوشت میاد؟

816
00:46:45,385 --> 00:46:46,385
‫باشه

817
00:46:47,471 --> 00:46:50,057
‫باشه. خیلی‌خب

818
00:46:57,105 --> 00:46:58,440
‫انگار خوب پیش رفت

819
00:46:59,358 --> 00:47:01,485
‫آره. آره، با در نظر گرفتن همه‌چیز

820
00:47:02,819 --> 00:47:04,029
‫اوه

821
00:47:06,365 --> 00:47:07,991
‫بابت اون شبی متأسفم

822
00:47:10,369 --> 00:47:12,496
‫خانواده خودمه. داستان خودمه

823
00:47:12,579 --> 00:47:14,081
‫و در مورد ریگان درست میگی

824
00:47:15,374 --> 00:47:16,583
‫باید متوقف بشه

825
00:47:16,667 --> 00:47:18,418
‫بالأخره، داره کوتاه میاد

826
00:47:18,502 --> 00:47:21,129
‫ولی مهم‌تر از همه... متأسفم که راه رو برات بستم

827
00:47:22,756 --> 00:47:25,425
‫وقتی باید واضح‌تر حرف دلم رو بهت می‌زدم

828
00:47:29,346 --> 00:47:32,849
‫وقتی هنری رو آوردیم پیش‌مون زندگی کنه
‫به خودم قول دادم،

829
00:47:32,933 --> 00:47:35,060
‫وقتی این خانواده رو ساختیم،

830
00:47:35,143 --> 00:47:37,020
‫که مادری باشم که هیچوقت نداشته

831
00:47:38,230 --> 00:47:40,357
‫مثل پدرم از نظر اخلاقی ناقص نباشم،

832
00:47:40,440 --> 00:47:43,277
‫یا مثل مادرم یه ترغیب‌کننده فجیع نباشم

833
00:47:43,360 --> 00:47:46,280
‫اصلاً شبیه هیچکدوم‌شون نیستی

834
00:47:46,363 --> 00:47:47,364
‫ولی بودم

835
00:47:49,533 --> 00:47:51,034
‫وقتی ازت خواستم...

836
00:47:54,121 --> 00:47:56,081
‫کاری که با باب کردیم...

837
00:47:57,332 --> 00:47:59,501
‫هیچوقت دیگه چنین کاری نمی‌کنیم

838
00:48:01,837 --> 00:48:03,255
‫کاری که لازم بود رو کردیم

839
00:48:05,966 --> 00:48:09,136
‫نه، یه لحظه... ضعف بود

840
00:48:10,679 --> 00:48:12,681
‫و هنری لایق والدینیه که خوبن

841
00:48:13,265 --> 00:48:15,684
‫که دست و وجدان‌شون رو پاک نگه می‌دارن

842
00:48:15,767 --> 00:48:18,103
‫وجدان من پاکه. به خاطر هنری انجامش دادم

843
00:48:18,186 --> 00:48:19,396
‫به خاطر خانواده‌مون

844
00:48:21,440 --> 00:48:22,440
‫چیه؟

845
00:48:27,029 --> 00:48:30,532
‫وقتی گفتی هیجان داشته
‫که به باب رسیدگی کردی،

846
00:48:32,034 --> 00:48:33,368
‫ترسیدم

847
00:48:33,452 --> 00:48:36,163
<i>‫تو فکر می‌کردی قدردانه</i>

848
00:48:36,913 --> 00:48:39,041
<i>‫که همه‌اش رو پذیرفته</i>

849
00:48:39,124 --> 00:48:41,084
‫این کارت فقط واسه محافظت از ماست،

850
00:48:41,168 --> 00:48:43,629
‫یا چیز دیگه‌ایه که نمی‌تونی کنترلش کنی؟

851
00:48:43,712 --> 00:48:45,964
<i>‫ولی حقیقت اینه،
‫اون اصلاً تو رو نمی‌بینه</i>

852
00:48:48,216 --> 00:48:51,303
<i>‫تو طبق نقشه پیش میری،
‫می‌فهمی ریگان چی می‌دونه بعد می‌کشیش</i>

853
00:48:51,386 --> 00:48:54,640
<i>‫فقط الان، می‌فهمی
‫هیچوقت نمی‌تونی حقیقت رو به کیت بگی</i>

854
00:48:54,723 --> 00:48:56,224
<i>‫اون باور نمی‌کنه ریگان ناپدید شده،</i>

855
00:48:56,308 --> 00:48:58,143
<i>‫پس داستان پوششیت باید محکم باشه</i>

856
00:48:58,226 --> 00:49:01,813
‫داری شوخی می‌کنی؟
‫از هنری شکایت می‌کنی؟

857
00:49:02,397 --> 00:49:05,859
‫- وکیلم سوراخ کونت رو پرچم می‌کنه
‫- بهت هشدار دادم

858
00:49:05,942 --> 00:49:07,069
<i>‫صبر کن...</i>

859
00:49:07,152 --> 00:49:09,738
<i>‫- پسر ناخلفت تازه اول کاره
‫- چی؟</i>

860
00:49:09,821 --> 00:49:13,367
‫می‌خوام از کل خانواده‌ات تقاص پس بگیرم

861
00:49:13,450 --> 00:49:15,577
‫خون خون می‌خواد

862
00:49:15,661 --> 00:49:18,747
<i>‫نه. نه. امکان نداره</i>

863
00:49:19,373 --> 00:49:21,500
<i>‫قفل گذاشتی، سه بار چکش کردی</i>

864
00:49:21,583 --> 00:49:24,753
<i>‫چطوری آخه از در رد شده؟
‫تازه قفس که هیچی</i>

865
00:49:25,337 --> 00:49:27,506
<i>‫امکان نداره</i>

866
00:49:35,138 --> 00:49:37,265
‫عسلم؟ تویی؟

867
00:49:37,349 --> 00:49:40,060
<i>‫فقط یه نفر بهت گفته عسلم</i>

868
00:49:40,143 --> 00:49:43,480
<i>‫یعنی با شوهر خواهرش سکس داشته.
‫و یعنی...</i>

869
00:49:43,563 --> 00:49:44,563
‫مدی...

870
00:49:45,273 --> 00:49:47,776
<i>‫دوقلوی اشتباهی رو توی قفس انداختی</i>

871
00:49:47,800 --> 00:49:57,800
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

872
00:49:57,824 --> 00:50:07,824
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

