﻿1
00:00:00,984 --> 00:00:10,984
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:11,008 --> 00:00:18,008
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:18,017 --> 00:00:19,436
‫آنچه گذشت...

4
00:00:19,519 --> 00:00:20,895
‫جو... گلدبرگ، درسته؟

5
00:00:20,979 --> 00:00:22,522
‫- اسمت چیه؟
‫- برانته

6
00:00:22,605 --> 00:00:24,024
‫نظرت چیه اینجا کار کنی، برانته؟

7
00:00:24,607 --> 00:00:28,153
‫به من یه آپارتمان میدی؟
‫من با مردهای متأهل نمی‌خوابم، باشه؟

8
00:00:28,236 --> 00:00:29,779
‫نه، اصلاً همچین چیزی نیست

9
00:00:29,863 --> 00:00:31,197
‫چرا هنری با پلیس حرف می‌زنه؟

10
00:00:31,281 --> 00:00:33,075
‫چون هنری یه هیولاست

11
00:00:33,099 --> 00:00:34,969
‫اون دماغ دخترم رو شکست

12
00:00:34,993 --> 00:00:36,494
‫به وضوح نمی‌تونه برگرده بیزلی

13
00:00:36,578 --> 00:00:40,415
‫مدارس دیگه‌ای هستن که بهتر می‌تونن
‫از پس بچه‌ای با نیازهای خاص بربیان

14
00:00:40,498 --> 00:00:42,167
‫کیت می‌خواد اون رو بکشی

15
00:00:42,250 --> 00:00:43,918
فکر کنم تو دادی عمو باب رو کشتن

16
00:00:44,002 --> 00:00:46,546
‫تو در مورد قتل مردی نوشتی که تهش مُرده

17
00:00:46,629 --> 00:00:49,007
‫اون نوشته‌ها و بقیه‌ی داستان‌های قتلت

18
00:00:49,090 --> 00:00:50,341
‫هرگز نمی‌تونن علنی بشن

19
00:00:50,425 --> 00:00:51,676
‫بهم قول بده اونا رو می‌سوزونی

20
00:00:51,760 --> 00:00:54,554
‫کاری که با باب کردیم،
‫دیگه هیچوقت همچون کاری نمی‌کنیم.

21
00:00:54,637 --> 00:00:56,556
‫وجدانم راحته.
‫به خاطر خانواده‌مون اون کارو کردم.

22
00:00:56,639 --> 00:00:57,724
من رو ترسوند

23
00:00:57,807 --> 00:01:00,810
‫این کارو فقط برای محافظت از ما می‌کنی
‫یا چیزی هست که نمی‌تونی کنترل کنی؟

24
00:01:00,894 --> 00:01:03,354
‫طبق نقشه پیش برو
‫و ببین ریگان چی می‌دونه و بعد بکشش

25
00:01:03,438 --> 00:01:05,732
من همه چی رو ازت می‌گیرم

26
00:01:05,815 --> 00:01:09,861
‫شغلت. پسرت. خانواده‌ی داغون رقت‌انگیزت

27
00:01:11,112 --> 00:01:12,739
‫- عسلم؟
‫- مدی...

28
00:01:12,822 --> 00:01:15,325
‫خواهرِ دوقلوی اشتباهی رو به قفس انداختی

29
00:01:18,953 --> 00:01:21,247
‫خب، این دفعه واقعاً گند زدی

30
00:01:21,331 --> 00:01:22,832
‫چی... این چه کاریه؟

31
00:01:22,916 --> 00:01:25,543
‫مدی مورد علاقه‌ی تو نیست،
‫ولی اون بی‌گناهه.

32
00:01:25,627 --> 00:01:28,213
‫من کدوم گوری هستم؟
‫جو، باهام چیکار کردی؟

33
00:01:28,296 --> 00:01:29,964
‫سریع. قبل از این که به خودش بیاد

34
00:01:30,048 --> 00:01:32,967
‫قبل از این که بفهمه کی هستی
‫و چه کارهایی ازت برمیاد

35
00:01:33,051 --> 00:01:34,135
‫مدی، متأسفم

36
00:01:35,220 --> 00:01:36,221
‫خیلی متأسفم

37
00:01:38,765 --> 00:01:40,809
‫خون می‌پاشه،

38
00:01:40,892 --> 00:01:43,144
‫شیشه رو به رنگ سرخ در میاره

39
00:01:46,731 --> 00:01:49,901
‫با یه قتل ناجور، بی‌توجیه
‫و در نهایت بی‌فایده،

40
00:01:49,984 --> 00:01:53,113
‫ناپدید شدن مدی یا صحنه‌سازیِ خودکشی‌اش
‫باعث شک و تردید زیادی میشه

41
00:01:53,196 --> 00:01:55,949
‫مخصوصاً وقتی همین الانم
‫زیرِ ذره بین ریگان هستی

42
00:01:56,032 --> 00:01:59,577
‫و کشتن جفتِ دوقلوها
‫مشکل رو بزرگ‌تر می‌کنه

43
00:01:59,661 --> 00:02:01,246
‫فکر کن. قبلاً این کارو کردی

44
00:02:01,329 --> 00:02:03,748
‫اگه انقدر باهوشی، چرا نمی‌تونی
‫با نوشتن خودت رو خلاص کنی؟

45
00:02:04,999 --> 00:02:07,627
‫راستش گاهی اوقات داستان
‫خیلی تر و تمیزتر از واقعیته

46
00:02:11,965 --> 00:02:12,799
‫بالأخره اومدی

47
00:02:14,592 --> 00:02:17,512
‫چه غلطی می‌کنی؟ جو، می‌تونی بهم بگی
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

48
00:02:17,595 --> 00:02:21,182
‫دندون‌هات رو نشون نده. خودت رو به نفهمی بزن.
‫کاری نکن که نتونه از یاد ببره.

49
00:02:21,266 --> 00:02:22,767
‫مدی، من بدجوری گند زدم

50
00:02:22,851 --> 00:02:25,311
‫اینا همه فقط یه سوءتفاهمه

51
00:02:25,895 --> 00:02:28,481
‫ببین، آره، این...

52
00:02:30,525 --> 00:02:32,902
‫همیشه یه چیزی بین ما بوده، درسته؟

53
00:02:32,986 --> 00:02:35,738
‫پس شاید... شاید یه ذره...

54
00:02:35,822 --> 00:02:37,115
‫روت کراش دارم

55
00:02:37,198 --> 00:02:41,619
‫و شاید فهمیدم تو با یه مرد دیگه بودی

56
00:02:42,370 --> 00:02:45,290
‫و برای همین، می‌دونی...

57
00:02:46,499 --> 00:02:48,418
‫آدم‌های خوب اشتباهات احمقانه‌ای می‌کنن

58
00:02:49,460 --> 00:02:51,546
‫همیشه، می‌دونی، اشتباهاتی از روی حسادت

59
00:02:51,629 --> 00:02:52,839
‫این حقارت آمیزه

60
00:02:52,922 --> 00:02:55,884
‫ای کاش آدم درست رو به قفس انداخته بودی،
‫کُس‌خلِ احمق!

61
00:02:55,967 --> 00:03:00,138
‫- جو... دقیقاً داری چه گُهی می‌خوری؟
‫- نمی‌دونستم مرد دیگه هریسون بود

62
00:03:00,221 --> 00:03:03,683
‫آره، روی رابطه‌ی پنهانی‌اش تمرکز کن.
‫اونم چیزی برای از دست دادن داره.

63
00:03:03,766 --> 00:03:06,769
‫پس شاید اگه بتونیم وانمود کنیم
‫هرگز چنین اتفاقی نیفتاده

64
00:03:06,853 --> 00:03:09,314
‫من مجبور نمیشم به کسی بگم

65
00:03:09,397 --> 00:03:11,816
‫که تو با شوهرِ خواهر دوقلوت می‌خوابیدی

66
00:03:15,737 --> 00:03:16,571
‫خدای من

67
00:03:16,654 --> 00:03:18,364
‫و اون طعمه رو گرفت. خوبه

68
00:03:18,448 --> 00:03:19,741
‫حق با خواهرم بود

69
00:03:19,824 --> 00:03:20,658
‫خوب نیست

70
00:03:20,742 --> 00:03:22,911
‫کیت داد عمو باب رو کشتن

71
00:03:24,412 --> 00:03:27,832
‫و تو می‌دونستی ریگان ردت رو زده

72
00:03:27,916 --> 00:03:30,793
‫برای همین می‌خواستی اون رو بکشی

73
00:03:30,877 --> 00:03:33,296
‫و من رو با خواهرم اشتباه گرفتی

74
00:03:33,379 --> 00:03:35,173
و قرار بود اینجا اون رو بکشی

75
00:03:35,256 --> 00:03:36,341
مثل دیوونه‌ها حرف می‌زنی

76
00:03:37,258 --> 00:03:39,427
‫- تو عسلِ من نیستی
‫- من عسلت هستم

77
00:03:39,510 --> 00:03:40,637
‫- نیستی
‫- هستم

78
00:03:40,720 --> 00:03:43,097
‫تو یه جانیِ روانی هستی

79
00:03:45,058 --> 00:03:49,103
‫کمک! کمک!

80
00:03:49,187 --> 00:03:51,397
‫کمکم کنید!

81
00:03:51,481 --> 00:03:53,399
‫ریدم توش. عقب‌نشینی، تجدید قوا،

82
00:03:53,483 --> 00:03:57,403
‫و دعا کن راهی پیدا کنی که این داستان
‫به هر چیزی جز حمام خون ختم شه

83
00:03:58,488 --> 00:03:59,614
‫کمک!

84
00:04:06,955 --> 00:04:10,500
‫اسمش جرجه،
‫و قراره در مورد احساساتت باهات حرف بزنه.

85
00:04:10,583 --> 00:04:12,377
‫چرا فقط «جرج»؟
‫مگه تراپیست دکتر نیست؟

86
00:04:12,460 --> 00:04:14,963
‫خب، می‌تونی به اسمِ کوچیک صداش کنی

87
00:04:15,046 --> 00:04:16,547
‫تا هردوتون احساس راحتی کنید

88
00:04:16,631 --> 00:04:20,677
‫تو و کیت شاید روی همه چی توافق نداشته باشید
‫ولی در این مورد هم‌فکرید

89
00:04:20,760 --> 00:04:22,345
‫هنری به کمک نیاز داره

90
00:04:22,428 --> 00:04:23,721
‫همه چی عالی پیش میره، رفیق

91
00:04:24,597 --> 00:04:25,974
‫حالا برو. کفش‌هات رو بپوش

92
00:04:27,267 --> 00:04:28,476
‫هی. عوارض رو بده

93
00:04:28,559 --> 00:04:31,688
‫- بابا، بس کن
‫- می‌دونم دیگه داری بزرگ میشی

94
00:04:34,107 --> 00:04:36,317
‫ممنون که قبول کردی

95
00:04:37,360 --> 00:04:39,529
‫آره، خب، تهش چیزی برای ترسیدن نیست

96
00:04:39,612 --> 00:04:40,822
‫به جز خودت

97
00:04:42,407 --> 00:04:45,910
‫یه عوضی رو کشتی و ناگهان
‫این تنها چیزیه که زنت می‌بینه

98
00:04:47,370 --> 00:04:51,249
‫مطمئنی که نمی‌تونیم از ریگان
‫واسه کودک‌آزاری شکایت کنیم؟

99
00:04:51,332 --> 00:04:54,669
‫فقط برای این که نذاریم
‫هنری رو از مدرسه اخراج کنه؟

100
00:04:55,378 --> 00:04:56,879
‫با وکیل‌ها مشورت می‌کنم

101
00:04:56,963 --> 00:04:58,589
‫کیت داره به هر دری می‌زنه

102
00:04:58,673 --> 00:05:01,843
‫قبلاً فکر می‌کردی عزمش برای حل مشکلات
‫از راه قانونی قابل تحسینه

103
00:05:01,926 --> 00:05:03,845
‫و حالا می‌بینی ساده‌لوحانه‌ست

104
00:05:03,928 --> 00:05:06,889
‫اگه گرچن رو علیه مادرش کنیم چی؟

105
00:05:10,476 --> 00:05:13,938
‫سوءاستفاده از یه بچه‌ی دیگه.
‫آره، قطعاً اینم یه گزینه‌ست.

106
00:05:14,022 --> 00:05:17,317
‫واقعاً یادم رفته بود خوار و خفیف شدن
‫توسط کیت لاکوود چه حسی داره

107
00:05:17,400 --> 00:05:21,070
‫خیلی خب، فقط این رو میگم.
‫مدارسِ خوب زیادی هست.

108
00:05:21,154 --> 00:05:23,489
‫ما پیش‌دستانه آقا کوچولو رو
‫می‌فرستیم یه مدرسه‌ی جدید

109
00:05:23,573 --> 00:05:26,451
‫از آسیب دور میشه.
‫هر جا که باشه می‌درخشه.

110
00:05:26,534 --> 00:05:27,827
‫این زهرِ ریگان رو می‌کشه

111
00:05:27,910 --> 00:05:32,165
‫نه، نه، شرمنده. هنری رو نمی‌فرستیم
‫یه مدرسه‌ی دیگه. اون ثبات لازم داره

112
00:05:39,839 --> 00:05:41,966
‫خیلی خب. متوجه شدم

113
00:05:44,510 --> 00:05:47,138
‫هر دقیقه که ریگان توی زندگی‌مونه
‫یه تهدیدی برای ماست

114
00:05:47,221 --> 00:05:49,140
‫هر چقدر بیشتر کِش پیدا کنه،
‫خطر بیشتری خودمون...

115
00:05:49,223 --> 00:05:51,559
‫- و بچه‌مون رو تهدید می‌کنه
‫- شرایط رو درک می‌کنم، جو

116
00:05:52,143 --> 00:05:54,312
‫- من یه کاریش می‌کنم
‫- منظورت «ما» بود دیگه؟

117
00:05:54,395 --> 00:05:55,521
‫منظورم «من» بود

118
00:05:57,940 --> 00:06:00,193
‫چرا امروز یکم نمیری کتاب‌فروشی؟

119
00:06:00,276 --> 00:06:03,404
‫خیلی برای باز کردنش دلواپسی.
‫باید روی اون تمرکز کنی.

120
00:06:04,113 --> 00:06:06,532
‫- سعی داری از شرم خلاص شی
‫- سعی دارم ازت محافظت کنم

121
00:06:06,616 --> 00:06:09,035
‫از انجام دادن کاری که شاید ازش پشیمون شی

122
00:06:10,161 --> 00:06:12,371
‫لطفاً، لطفاً، لطفاً

123
00:06:13,831 --> 00:06:15,416
‫یه جوری نگاهم نکن که انگار نقطه ضعفم

124
00:06:15,500 --> 00:06:18,461
‫ثابت کن که نیستی. الان پیشنهاد کردی
‫یه بچه رو اهرمِ فشار کنیم

125
00:06:18,544 --> 00:06:20,213
‫فقط یه چیزی پروندم

126
00:06:21,297 --> 00:06:22,924
‫هیچ کار خوبی بی‌مجازات نمی‌مونه

127
00:06:23,007 --> 00:06:24,383
‫طرد شدن دردناکه،

128
00:06:24,467 --> 00:06:25,843
حتی یه مسئله‌ی وجودیه

129
00:06:28,429 --> 00:06:30,389
‫بهتره روی چیزی که می‌تونی کنترل کنی
‫تمرکز کنی

130
00:06:30,473 --> 00:06:33,976
‫به اندازه‌ی کافی اسیر داشتی که
‫بدونی گرسنگی بهترین مشوّقه

131
00:06:34,060 --> 00:06:35,269
‫صبح بخیر

132
00:06:35,353 --> 00:06:39,774
‫داشتم مغازه رو مرتب می‌کردم
‫ولی حواسم پرت شد

133
00:06:41,067 --> 00:06:42,694
وای. شب رو نخوابیدی؟

134
00:06:42,718 --> 00:06:45,279
‫انقدر فرسوده‌ای؟ نقش بازی کن.
‫ادامه بده. زیاد پافشاری نکن.

135
00:06:45,363 --> 00:06:47,323
‫آره، توی داستانم به مشکل خوردم

136
00:06:47,406 --> 00:06:50,409
‫یه جوری نوشتم که گیر کردم.
‫به بن‌بستِ نویسندگی خوردم، می‌دونی؟

137
00:06:50,493 --> 00:06:51,619
‫نه

138
00:06:51,702 --> 00:06:54,122
‫راستش، نمی‌دونم

139
00:06:54,205 --> 00:06:55,039
‫بیشتر بگو

140
00:06:56,499 --> 00:06:58,376
‫تو به بن‌بستِ نویسندگی نمی‌خوری؟

141
00:06:58,459 --> 00:07:01,212
‫راستش، اگرم چیزی باشه،
‫توی متوقف شدن مشکل دارم،

142
00:07:01,295 --> 00:07:02,880
‫که همیشه چیز خوبی نیست

143
00:07:02,964 --> 00:07:06,717
‫راستی، به بن‌بست خوردن،
‫بیشتر یه نشونه‌ست تا علت.

144
00:07:06,801 --> 00:07:09,262
‫گمونم تو بیش از حد فکر می‌کنی

145
00:07:09,345 --> 00:07:11,180
‫از کِی فکر کردن چیز بدی شده؟

146
00:07:11,264 --> 00:07:15,560
‫گفتم «بیش از حد فکر کردن» که
‫نشونه‌ی معروف سندرمِ ایمپاستره

147
00:07:15,643 --> 00:07:18,146
‫«وای، نه. اگه کلمه‌ی عالی رو انتخاب نکنم

148
00:07:18,229 --> 00:07:20,231
‫و همه بفهمن من دغل‌کارم چی؟ وای!»

149
00:07:22,108 --> 00:07:24,402
‫البته قصد قضاوت ندارم

150
00:07:24,485 --> 00:07:28,614
‫همه این مشکل رو دارن
‫که یعنی تو خاص نیستی

151
00:07:28,698 --> 00:07:30,950
‫که یعنی لازم نیست انقدر وسواسی باشی

152
00:07:31,033 --> 00:07:33,870
‫خب، می‌دونی، وقتی روی نثرت وسواسی نباشی،

153
00:07:33,953 --> 00:07:35,371
‫یه همچین چیزی نصیبت میشه

154
00:07:35,455 --> 00:07:38,040
‫- عه... چه اتفاقی برای ایبسن افتاد؟
‫- اوه!

155
00:07:35,455 --> 00:07:37,040
{\an8}[جسیکا دیویس]
[شبحی که برهنه‌ام کرد]

156
00:07:38,124 --> 00:07:42,503
‫نمی‌خوام شوکه‌ات کنم،
‫ولی یه دختر می‌تونه بیشتر از یه چیز باشه.

157
00:07:42,587 --> 00:07:46,048
‫و این اثرِ قدیمی اما خوب،

158
00:07:42,587 --> 00:07:46,641
{\an8}[جسیکا دیویس]
[شبحی که برهنه‌ام کرد]

159
00:07:46,132 --> 00:07:49,385
‫تقریباً نصفِ کل بخش
‫رمان‌های عاشقانه‌ات رو گرفته

160
00:07:49,469 --> 00:07:51,554
‫پس، چه مشکلی با عشق داری؟

161
00:07:51,637 --> 00:07:55,266
‫ببخشید، من دانشجوی ادبیات عاشقانه هستم

162
00:07:55,349 --> 00:07:57,226
‫تجزیه و تحلیل متضاد لذت بردنه

163
00:07:57,310 --> 00:07:58,978
‫اوه، شور و شوق جوانی

164
00:07:59,061 --> 00:08:02,607
‫مگر این که فکر کنی به جای کار کردن
‫دارم زیادی لذت می‌برم،

165
00:08:02,690 --> 00:08:05,526
‫امروز یه حراجی رُمان‌های عاشقانه‌ی دست دوم

166
00:08:05,610 --> 00:08:08,571
‫با قیمت‌های خیلی ارزون هست

167
00:08:08,654 --> 00:08:10,239
‫پس...

168
00:08:10,323 --> 00:08:13,576
‫میشه کارت اعتباری و ماشینِ شرکت رو بهم بدی؟

169
00:08:13,659 --> 00:08:16,120
‫ماشینِ شرکتی در کار نیست.
‫فقط ماشینِ منه.

170
00:08:16,204 --> 00:08:18,664
‫جسارت نباشه،
‫نمی‌تونم کارتم رو بهت بسپارم.

171
00:08:18,748 --> 00:08:19,749
‫منطقیه

172
00:08:20,583 --> 00:08:22,001
‫خودم کردم که لعنت بر خودم باد

173
00:08:22,084 --> 00:08:26,214
‫باشه، خب، اگه خودم می‌تونستم
‫اون کتاب‌ها رو از کوئینز بیارم،

174
00:08:26,297 --> 00:08:29,050
‫امروز یه کاری دارم که
باید بهش برسم،‫ پس...

175
00:08:29,133 --> 00:08:31,511
‫گمونم اینجا قطعاً غیرسکسی می‌مونه

176
00:08:31,594 --> 00:08:34,722
‫حق داره اما تو یه اسیر داری

177
00:08:34,805 --> 00:08:37,058
‫خیلی خب، آره.
‫برمی‌گردم سراغ قفسه چیدن. فهمیدم.

178
00:08:37,141 --> 00:08:38,893
‫نه، ببخشید، مشکل از تو نیست

179
00:08:38,976 --> 00:08:41,521
‫ولی با عادی رفتار کردن
‫چطوری وقت می‌کنی به اسیرت برسی؟

180
00:08:41,604 --> 00:08:45,107
‫شاید ضرری نداشته باشه که یه مدت
‫از اسیرت دور نگهش داری

181
00:08:45,775 --> 00:08:47,568
‫می‌دونی چیه؟ خودم رانندگی می‌کنم

182
00:08:48,277 --> 00:08:50,488
‫اوه، تو هم باهام میای؟

183
00:08:50,571 --> 00:08:51,614
‫آره. گاز نمی‌گیرم

184
00:08:51,697 --> 00:08:53,824
‫طبقه‌ی پایین یه پروژه دارم
‫که باید برم بهش سر بزنم

185
00:08:53,908 --> 00:08:55,785
‫می‌تونی صندوق عقب رو برام خالی کنی؟

186
00:09:12,260 --> 00:09:13,261
‫مدی...

187
00:09:16,180 --> 00:09:17,348
‫خوشحالم که آروم‌تر شدی

188
00:09:19,600 --> 00:09:21,727
‫فکر کنم یه راه خلاصی پیدا کردم

189
00:09:25,898 --> 00:09:26,899
‫آتو لازم دارم

190
00:09:27,650 --> 00:09:28,609
‫از ریگان

191
00:09:28,693 --> 00:09:35,199
‫چیزی که زندگیش رو خراب کنه
‫و نذاره زندگیِ ما رو خراب کنه

192
00:09:35,283 --> 00:09:37,577
‫چیزی که فقط خواهرِ دوقلوش می‌دونه

193
00:09:38,119 --> 00:09:39,537
‫و اگه اون رو بهم بدی...

194
00:09:43,791 --> 00:09:45,543
‫می‌تونیم شروع به اعتمادسازی دوباره کنیم

195
00:09:47,461 --> 00:09:48,296
‫مدی؟

196
00:09:50,172 --> 00:09:53,259
‫فقط یه هفته به 16 سالگی‌ام مونده بود

197
00:09:55,011 --> 00:10:00,474
‫و پورتو سگورو قرار بود
‫یکی از بهترین سواحل برزیل رو داشته باشه

198
00:10:00,558 --> 00:10:05,855
‫پس بابا من، ری و چندتا از دوست‌هامون رو
‫برای یه جشن تولد برد اونجا

199
00:10:05,938 --> 00:10:07,773
‫خیلی خب، الان یه آتو دستت میده

200
00:10:07,857 --> 00:10:11,235
‫و یه شب، ریگان خیلی مست کرد،

201
00:10:11,319 --> 00:10:15,156
‫و با محافظش سکس کرد
‫و من خیلی حسودیم می‌شد

202
00:10:15,239 --> 00:10:20,244
‫همه رفتن خوابیدن،
‫ولی من بدجوری مست کرده بودم

203
00:10:20,328 --> 00:10:26,125
‫و اصلاً صدای پاها رو توی شن نشنیدم.
‫فقط... احساس درد کردم.

204
00:10:28,127 --> 00:10:31,005
‫و بعدش توی یه مرغ‌دونی بیدار شدم

205
00:10:31,964 --> 00:10:35,259
‫دست‌ها و پاهام بسته بودن

206
00:10:37,261 --> 00:10:39,305
‫آدم‌ربایی

207
00:10:39,388 --> 00:10:41,265
‫مقصودش از این حرف‌ها چیه؟

208
00:10:41,349 --> 00:10:43,684
‫این یه داستانِ بدیع نیست، می‌دونی؟

209
00:10:44,477 --> 00:10:45,394
‫بازآفرینیه

210
00:10:46,437 --> 00:10:49,982
‫رئیس برنو یه چیزی لازم داشت
‫واسه باج گرفتن برای بابا پست کنه

211
00:10:50,066 --> 00:10:52,401
‫ولی برنو یه علاقه‌ی خاصی به من داشت

212
00:10:53,653 --> 00:10:56,405
‫آره، من فقط یه دخترِ پولدار نبودم

213
00:10:57,198 --> 00:10:59,742
‫اون از کل آدم‌ربایی متنفر بود،

214
00:10:59,825 --> 00:11:03,162
‫و واقعاً می‌خواست ازش بیرون بیاد،
‫ولی نمی‌دونست چطوری.

215
00:11:04,455 --> 00:11:07,083
‫و بعدش یه روز، ازش پرسیدم

216
00:11:07,166 --> 00:11:10,378
‫به زبانِ پرتغالی چطور میگن «می‌بخشمت»؟

217
00:11:12,338 --> 00:11:14,924
‫و بعدش اون توی آغوشم به گریه افتاد

218
00:11:15,424 --> 00:11:18,135
‫و من مثل یه بچه بغلش کردم

219
00:11:19,553 --> 00:11:21,472
‫اون روزی بود که 16 ساله شدم

220
00:11:22,973 --> 00:11:26,477
‫برنو سه روز بعد به سرِ خودش شلیک کرد

221
00:11:28,729 --> 00:11:32,566
‫و من پیاده برگشتم لب ساحل

222
00:11:33,734 --> 00:11:36,654
‫اف‌بی‌آی هیچوقت چیزی
‫شبیه بهش ندیده بودن

223
00:11:39,281 --> 00:11:41,742
‫- داری بلوف می‌زنی
‫- بابا یه گوشِ جدید برام خرید

224
00:11:42,660 --> 00:11:44,912
‫مطمئن شدم دیگه هیچکس
‫در موردش حرفی نزنه

225
00:11:44,995 --> 00:11:49,041
‫ولی بعضی شب‌ها، می‌دونی،
‫درست قبل از این که قرص خواب اثر کنه،

226
00:11:49,125 --> 00:11:52,461
‫از خودم می‌پرسم،
‫چرا باید اون اتفاقات رو تجربه می‌کردم؟

227
00:11:52,545 --> 00:11:54,004
‫و حالا می‌دونم

228
00:11:56,132 --> 00:11:58,217
‫تا برای این آماده شم

229
00:11:58,300 --> 00:12:01,095
‫نذار بره روی مُخت.
‫از اهرم فشارت استفاده کن.

230
00:12:01,178 --> 00:12:02,596
‫شاید اینطور باشه

231
00:12:02,680 --> 00:12:04,890
‫اگه همکاری نکنی،
‫نمی‌تونی غذا بخوری.

232
00:12:08,811 --> 00:12:10,354
‫تاکتیکِ بزرگت اینه؟

233
00:12:10,438 --> 00:12:12,481
‫الهی! عسلم

234
00:12:12,565 --> 00:12:15,651
‫هر دقیقه که بهم گرسنگی میدی،
‫من جذاب‌تر میشم.

235
00:12:16,277 --> 00:12:19,822
‫و می‌دونم که اگه می‌تونستی من رو بکشی،
‫تا الان این کارو کرده بودی.

236
00:12:19,905 --> 00:12:21,866
‫لعنتی، اون داره ذهنت رو می‌خونه

237
00:12:21,949 --> 00:12:24,660
‫اوه! و گمونم یادت رفته من انسولین می‌زنم

238
00:12:24,743 --> 00:12:27,329
‫باید بری برام آمپول انسولین بگیری

239
00:12:27,413 --> 00:12:30,207
‫وگرنه اوضاع بدجوری بهم می‌ریزه

240
00:12:31,041 --> 00:12:33,419
‫تبریک میگم که من رو انداختی
‫توی قفس کوچولوی قشنگت

241
00:12:34,295 --> 00:12:36,547
‫ولی اشتباه نکن، عسلم

242
00:12:36,630 --> 00:12:38,215
‫گروگانِ واقعی تو هستی

243
00:12:45,806 --> 00:12:47,600
‫خوشبختانه نیویورک یه داروخونه‌ی بزرگه

244
00:12:47,683 --> 00:12:49,435
‫گیر آوردن انسولینِ مدی سخت نبود

245
00:12:49,518 --> 00:12:51,770
‫شاید پیچشی باشه که داستانت لازم داره

246
00:12:51,854 --> 00:12:54,023
‫فکر می‌کنه قراره به راحتی اون رو بهش بدی

247
00:12:54,106 --> 00:12:56,150
‫اون رو تا آستانه‌ی مرگ می‌بری

248
00:12:56,233 --> 00:12:57,902
‫مجبورش می‌کنی علیه ریگان بشه

249
00:12:57,985 --> 00:13:01,572
‫- اون پول نقد رو ترجیح میده. صد دلاری خوبه
‫- پول نقد نیاوردم

250
00:13:01,655 --> 00:13:04,492
‫خیلی خب، بیا بریم از خودپرداز بگیریم

251
00:13:04,575 --> 00:13:05,951
‫تا بتونه رمزِ کارتت رو ببینه؟

252
00:13:06,660 --> 00:13:08,204
‫اه. جو

253
00:13:08,746 --> 00:13:10,998
‫- اصرار می‌کنم با زل پرداخت کنیم
‫- ممنون

254
00:13:11,081 --> 00:13:13,459
‫برانته به طرز عجیبی خوب بلده
‫چیزی رو که می‌خواد به دست بیاره

255
00:13:13,542 --> 00:13:16,962
‫این که الان اینجا هستی.
‫استخدام دوباره‌اش بعد از ورودش به زیرزمین.

256
00:13:17,046 --> 00:13:18,964
‫سؤال‌هاش...

257
00:13:19,048 --> 00:13:21,050
‫چرا انقدر بهش مشکوکی؟

258
00:13:21,133 --> 00:13:23,344
‫شاید چون سال‌هاست مدی رو می‌شناسی

259
00:13:23,427 --> 00:13:26,639
‫و یه جورایی کاملاً دست کم گرفتیش

260
00:13:26,722 --> 00:13:29,558
‫ده درصد ازت هنوز فکر می‌کنه
‫اون داره بلوف می‌زنه

261
00:13:26,848 --> 00:13:28,448
‫{\an8}[در حال تماس با کیت]

262
00:13:29,642 --> 00:13:32,102
‫کیت لاکوود هستم، پیام بذارید

263
00:13:32,186 --> 00:13:33,938
‫سلام...

264
00:13:34,021 --> 00:13:37,525
‫یکم توی ردیت چرخیدم،
‫اگه فایده‌ای داره،

265
00:13:37,608 --> 00:13:43,197
‫و این احمقانه به نظر میاد،
‫ولی مدی تا حالا ربوده شده؟

266
00:13:43,280 --> 00:13:46,742
‫یعنی... توسط کسی غیر از متخصص توانبخشی؟

267
00:13:46,825 --> 00:13:50,955
‫احتمالاً یه شایعه‌ی اینترنتی مسخره‌ست.
‫نمی‌دونم. بهم زنگ بزن.

268
00:13:51,038 --> 00:13:53,165
‫تا حالا پیامی بی‌فایده‌تر از این گذاشته شده؟

269
00:13:53,249 --> 00:13:54,458
‫- خدافظ، عزیزم
‫- اوه

270
00:13:54,542 --> 00:13:56,752
‫یه پیام صوتی کوتاه گذاشتی؟
‫عجب متأهلِ متعهدی!

271
00:13:56,835 --> 00:13:58,045
‫متأهل‌ها این کارو می‌کنن؟

272
00:13:58,128 --> 00:14:00,548
‫خب تو و خانم... بذار ببینیم

273
00:14:00,631 --> 00:14:01,840
‫کلیشه‌های عاشقانه

274
00:14:03,425 --> 00:14:06,637
‫باید یه زوج بدخلق و شاد باشید، درسته؟

275
00:14:06,720 --> 00:14:08,389
‫فکر می‌کنی من آدمِ شادی‌ام؟

276
00:14:08,472 --> 00:14:11,934
‫نه. تو به وضوح بدخلقه میشی

277
00:14:12,017 --> 00:14:13,978
‫ولی الان دستت رو رو کردی

278
00:14:14,603 --> 00:14:15,437
‫دوتا بدخلق

279
00:14:15,521 --> 00:14:16,772
‫نه، من و کیت...

280
00:14:17,731 --> 00:14:20,609
‫رابطه‌ی ما با نفرت شروع شد
‫و به عشق تبدیل شد

281
00:14:20,693 --> 00:14:23,070
‫اوه! عاشقشم

282
00:14:23,153 --> 00:14:26,532
‫خشم و عشق. سراشیبی سقوطه

283
00:14:26,615 --> 00:14:30,494
‫راضی‌اش کردم کارت اعتباری قبول کنه
‫و تخفیف بده،

284
00:14:30,578 --> 00:14:32,621
‫چون تو رو می‌شناسه

285
00:14:33,289 --> 00:14:34,665
‫جالبه که هر چقدر پولدارتر باشی،

286
00:14:34,748 --> 00:14:36,709
‫آدم‌های بیشتری می‌خوان سرت پول بریزن

287
00:14:36,792 --> 00:14:41,213
‫تخفیف رو ول کن و با پرداخت یه مبلغ گزاف
‫از خجالتِ کارتم دربیا

288
00:14:41,297 --> 00:14:43,465
‫خیّر هم که هستی

289
00:14:43,549 --> 00:14:46,927
‫باید دو بار بریم و بیایم.
‫ماشینت خیلی کوچیکه.

290
00:14:47,011 --> 00:14:50,639
‫دوتا بدخلق. زندگی مشترکت
‫نمی‌تونه انقدر ملال‌آور باشه، مگه نه؟

291
00:14:52,016 --> 00:14:54,894
‫هنری نمی‌تونه تنها چیزی باشه که
‫سه سال شما رو کنار هم نگه داشته

292
00:14:54,977 --> 00:14:58,522
‫و با این حال اینجایی
‫و داری زنت رو دور می‌زنی

293
00:14:58,606 --> 00:15:01,525
‫امیدواری قبل از این که کیت بفهمه
‫مشکلِ مدی رو حل کنی

294
00:15:01,609 --> 00:15:03,444
‫تا تو آخرین جعبه رو بیاری،

295
00:15:03,527 --> 00:15:05,863
‫اشکالی نداره دست‌نویس فراست رو ویرایش کنم؟

296
00:15:05,946 --> 00:15:06,780
‫آره

297
00:15:07,448 --> 00:15:08,282
‫می‌دونی...

298
00:15:08,908 --> 00:15:11,785
‫می‌دونی کی دوست‌داشتنی،
‫تاریک و عمیقه، جو؟

299
00:15:11,869 --> 00:15:14,038
‫بخش‌هایی از شخصیتِ اصلی‌مون کالیوپه؟

300
00:15:14,121 --> 00:15:15,331
‫- کالیوپه؟
‫- اوهوم

301
00:15:15,414 --> 00:15:17,583
‫فکر کنم می‌تونی یه چیزی از این یاد بگیری

302
00:15:15,540 --> 00:15:17,583
{\an8}[گاوچرانِ سرسخت]

303
00:15:18,500 --> 00:15:22,338
‫نه؟ باشه. خیلی طولانیه منم نخوندم

304
00:15:23,255 --> 00:15:27,843
‫ماکسیموس موی کالیوپه رو
‫از روی صورتش کنار می‌زنه

305
00:15:27,927 --> 00:15:31,513
‫و بدجوری دلش برای اون صورت تنگ شده، خب؟

306
00:15:31,597 --> 00:15:34,725
‫پس کالیوپه... لبش رو گاز می‌گیره

307
00:15:34,808 --> 00:15:39,313
‫و بعدش اون باید ببوستش،
‫البته، چون لبش رو گاز گرفته.

308
00:15:39,396 --> 00:15:42,149
‫و بعدش یه چیزی می‌لرزه
‫و بعدش چیزهای بیشتری می‌لرزن

309
00:15:42,232 --> 00:15:43,984
‫و بعد کالیوپه رو به دیوار می‌چسبونه

310
00:15:44,068 --> 00:15:45,402
‫محکم‌تر از اونی که باید

311
00:15:45,486 --> 00:15:48,697
‫ولی کالیوپه اون رو به سمتِ خودش می‌کشه

312
00:15:49,949 --> 00:15:52,201
‫و کالیوپه درِ گوشش خرخر می‌کنه

313
00:15:53,869 --> 00:15:55,788
‫و بعد ماکسیموس غرّش می‌کنه

314
00:15:56,372 --> 00:15:57,748
‫- هوم؟
‫- غرّش می‌کنه؟

315
00:15:57,831 --> 00:16:00,542
‫- اوهوم
‫- با کمال احترام آدم‌ها خرخر یا غرّش نمی‌کنن

316
00:16:00,626 --> 00:16:02,294
‫زن‌ها هم موهاشون رو کنار نمی‌زنن

317
00:16:02,378 --> 00:16:04,129
‫و مردها زن‌ها رو به در نمی‌چسبونن

318
00:16:04,213 --> 00:16:06,340
‫و کمربندهاشون رو به طرز شهوانی در نمیارن

319
00:16:06,423 --> 00:16:11,637
‫در جریانم که اینترنت ایده‌ی خاص خودش
‫از روابط عاشقانه رو داره

320
00:16:13,305 --> 00:16:14,181
‫من خرخر می‌کنم

321
00:16:17,142 --> 00:16:19,269
‫ناچارم روی حرفت حساب کنم

322
00:16:19,353 --> 00:16:23,107
‫واقعاً؟ میذاری به ضایع‌ترین روش ممکن
توی بحث برنده شم؟

323
00:16:24,942 --> 00:16:28,320
‫- نه، بیا... بیا این کارو بکنیم؟
‫- چی؟

324
00:16:28,404 --> 00:16:30,531
‫ترکیبِ کنار زدن مو و گاز گرفتن لب

325
00:16:30,614 --> 00:16:32,741
‫همین الان. بیا انجامش بدیم.
‫امتحانش کنیم. هوم؟

326
00:16:32,825 --> 00:16:35,119
‫باشه، سریع‌ترین راه برای ختم غائله‌ست...

327
00:16:35,202 --> 00:16:36,745
‫- باشه
‫- خیلی خب. من حاضرم

328
00:16:36,829 --> 00:16:38,956
‫- باشه، پس فقط...
‫- روی صورتم، برو بریم. یالا

329
00:16:39,039 --> 00:16:40,541
‫خیلی خب، خیلی خب

330
00:17:00,686 --> 00:17:02,104
‫امیدوارم درس گرفته باشی

331
00:17:02,187 --> 00:17:03,939
‫آبکیه، هنوزم با سبکِ من جور نیست

332
00:17:04,648 --> 00:17:05,482
‫خیلی خب

333
00:17:06,817 --> 00:17:10,029
‫میشه این 15 تا رو بردارم؟
‫میری جعبه رو بیاری؟

334
00:17:11,488 --> 00:17:13,866
‫یه یادآوری کوچیک،
‫اون کارمند جَوونته.

335
00:17:13,949 --> 00:17:15,242
‫از اون مردها نباش

336
00:17:15,993 --> 00:17:19,371
‫تونستی در مورد عصبانیت‌هات حرف بزنی؟

337
00:17:19,455 --> 00:17:21,957
‫یه ذره. جرج فکر می‌کنه
‫احساسی که دارم عادیه

338
00:17:22,041 --> 00:17:23,250
‫خودش این رو گفت؟

339
00:17:23,333 --> 00:17:24,334
‫آره

340
00:17:24,918 --> 00:17:26,378
‫خب، خوبه

341
00:17:26,462 --> 00:17:27,921
‫چون حق با اونه

342
00:17:28,005 --> 00:17:30,340
یه شایعه‌ی داغ آوردم

343
00:17:30,424 --> 00:17:32,676
‫هنری، وقتِ بازیه. حداکثر یک ساعت

344
00:17:34,261 --> 00:17:35,220
‫برو

345
00:17:35,304 --> 00:17:37,431
‫شنیدی مامانت چی گفت.
‫برو شاهدخت رو نجات بده.

346
00:17:38,140 --> 00:17:39,641
‫بگو که یکی ریگان رو لو داد

347
00:17:39,725 --> 00:17:43,228
‫حسابدارِ شخصی که تو من رو
‫فرستادی سراغش. احسنت!

348
00:17:43,312 --> 00:17:45,189
‫لطفاً بهم بگو که اختلاسه

349
00:17:45,272 --> 00:17:47,316
‫البته که اختلاسه! اوهوم

350
00:17:47,399 --> 00:17:50,527
‫عاشق دزدیِ وقیحانه هستیم

351
00:17:50,611 --> 00:17:52,154
‫- اوهوم
‫- و توی چنین لحظه‌ای؟

352
00:17:52,237 --> 00:17:53,614
‫- خیلی خب، هیچی نگو
‫- اوهوم

353
00:17:53,697 --> 00:17:57,201
‫می‌خوام توی چشم‌های اون گاو نگاه کنم
‫وقتی زخمِ کاری رو بهش می‌زنم

354
00:17:57,284 --> 00:17:59,745
‫- می‌خوای جو رو در جریان بذارم؟
‫- نه

355
00:18:00,662 --> 00:18:03,207
‫چیه، نگرانی خودش خفه‌اش کنه؟

356
00:18:05,000 --> 00:18:06,710
‫اون فقط عصبانیه. همین

357
00:18:09,463 --> 00:18:10,380
‫البته

358
00:18:12,966 --> 00:18:16,220
‫لعنتی. عوارض تزریق نکردن انسولین
‫سریع‌تر از برنامه‌ریزیت ظاهر شدن

359
00:18:16,303 --> 00:18:17,429
‫الان تحت فشار قرارش بده

360
00:18:19,306 --> 00:18:20,641
‫زیاد جذاب به نظر نمیای

361
00:18:21,350 --> 00:18:22,434
‫هی...

362
00:18:22,518 --> 00:18:23,936
‫آمپولت رو گرفتم

363
00:18:25,521 --> 00:18:26,522
‫پس اگه می‌خوایش...

364
00:18:28,565 --> 00:18:29,441
‫بیا حرف بزنیم

365
00:18:31,735 --> 00:18:33,779
‫جو. خواهش می‌کنم

366
00:18:33,862 --> 00:18:35,989
‫قند خونم بالا رفته

367
00:18:38,242 --> 00:18:39,910
‫انگشت‌های پام رو حس نمی‌کنم

368
00:18:42,913 --> 00:18:45,749
‫یعنی، اصلاً می‌دونی انسولین چطور عمل می‌کنه؟

369
00:18:46,792 --> 00:18:48,753
‫جالبه. درکِ من اینه که

370
00:18:48,777 --> 00:18:51,755
به زودی ناراحتیت تبدیل میشه
‫به تهدید واقعی مرگ

371
00:18:51,839 --> 00:18:54,174
‫که اتفاقیه که نمی‌تونی بذاری بیفته

372
00:18:56,009 --> 00:18:56,844
‫وای

373
00:18:56,927 --> 00:19:00,013
‫پس چند ساعت غیبت زد
‫و این چیزیه که باهاش برگشتی؟

374
00:19:00,681 --> 00:19:02,182
‫کیت این رو تأیید کرده؟

375
00:19:03,183 --> 00:19:05,727
‫حتی مدی هم می‌دونه زنت مخالفه

376
00:19:05,811 --> 00:19:07,437
‫خیلی خب. این یعنی نه

377
00:19:07,521 --> 00:19:11,316
‫ولی عاشق این تلاشِ رقت‌انگیزت
‫برای تهدید کردن هستم

378
00:19:12,317 --> 00:19:13,735
‫من و کیت زن و شوهریم

379
00:19:15,154 --> 00:19:18,740
‫تو یه جور پسرِ تیتیش زن‌ستیزی، آره؟

380
00:19:18,824 --> 00:19:22,536
‫یه دیوِ تشنه‌ی کنترل پشتِ
‫لبخند مهربون مردونه؟

381
00:19:23,662 --> 00:19:27,457
‫شاهزاده‌ی ادب و نزاکتی که
‫تظاهر به حامی بودن می‌کنی

382
00:19:27,541 --> 00:19:29,626
‫در حالی که به قدرتِ زنت چشم طمع داری

383
00:19:30,169 --> 00:19:33,547
‫نمی‌تونستی بی‌راه‌تر از این بگی.
‫زندگیِ مشترک من در معرض قضاوت نیست.

384
00:19:34,464 --> 00:19:40,387
‫و با این حال هنوز توی مجلات معماری
‫تصویری از این شکنجه‌گاه شیشه‌ای دنج ندیدم

385
00:19:40,470 --> 00:19:42,055
‫برای کتاب‌هاست

386
00:19:42,139 --> 00:19:47,561
‫پس ما توی کتاب‌فروشی‌ای هستیم
‫که کیت پولش رو میده

387
00:19:49,229 --> 00:19:51,356
‫اینجا مالِ منه!

388
00:19:52,858 --> 00:19:55,110
‫و یه زمانی چیزهایی بیشتر از کتاب اینجا بود

389
00:19:55,194 --> 00:19:56,862
‫آدم‌های زیادی زنده نموندن

390
00:19:56,945 --> 00:20:00,908
‫آدم‌های زیادی هم نبودن که
‫این روم رو ببینن و زنده بمونن

391
00:20:01,450 --> 00:20:05,996
‫پس بهم گوش کن وقتی بهت میگم

392
00:20:06,997 --> 00:20:11,376
‫اگه می‌خوای از اینجا بیرون بری
‫به من نیاز داری

393
00:20:17,382 --> 00:20:20,802
‫یه جانیِ روانی شکنجه‌شده چطوری

394
00:20:20,886 --> 00:20:24,139
‫مثل سگِ اخته‌ی دست‌آموز کیت
‫دُم تکون میده؟

395
00:20:25,933 --> 00:20:27,935
‫از کتواسیدوزِ دیابتی لذت ببر

396
00:20:30,729 --> 00:20:32,064
‫اوه!

397
00:20:33,106 --> 00:20:36,777
‫عسلم واقعاً تحقیق کرده!

398
00:20:42,115 --> 00:20:44,743
‫باورم نمیشه با مدی به بن‌بست رسیدی

399
00:20:44,826 --> 00:20:48,247
‫اگه چیزی به اسم منبع الهام هست،
‫خواهش می‌کنم، چندتا ایده لازم داری.

400
00:20:48,330 --> 00:20:50,499
‫خیلی خب، اینم آخری

401
00:20:51,375 --> 00:20:54,711
‫می‌تونی با جی‌پی‌اس برگردی کتاب‌فروشی، آره؟

402
00:20:54,795 --> 00:20:56,004
‫می‌خوای اینجا ولت کنم؟

403
00:20:56,088 --> 00:20:58,131
‫دیرتر از اونیه که فکر می‌کردم
‫و اون کاره رو دارم

404
00:20:58,215 --> 00:20:59,508
‫فقط ده بلوک با اینجا فاصله داره

405
00:20:59,532 --> 00:21:01,510
‫ده بلوکه. لطفاً بذار برسونمت

406
00:21:01,593 --> 00:21:05,555
‫حتی بمیرم هم با ماشین نمیرم
‫محفل ادبی کثیف،

407
00:21:05,639 --> 00:21:06,640
‫ماشینِ تو که هیچی

408
00:21:07,349 --> 00:21:10,143
‫«محفل ادبی کثیف»؟

409
00:21:10,227 --> 00:21:11,812
‫آره. ماهانه برگزارش می‌کنیم

410
00:21:11,895 --> 00:21:14,481
‫در واقع دور هم جمع می‌شیم
‫و نوشته‌هامون رو می‌خونیم

411
00:21:14,564 --> 00:21:18,235
‫از اجرای آزاد فرهیخته‌تره،
‫ولی از جلسات کتاب‌خوانی شهوانی‌تره.

412
00:21:18,318 --> 00:21:20,279
‫بعلاوه‌ی مواد،
‫فکر نکنم با روحیاتت سازگار باشه.

413
00:21:20,362 --> 00:21:21,446
‫حداقل بذار پیاده برسونمت

414
00:21:23,240 --> 00:21:26,076
‫خیلی خب... شاهزاده‌ی جوانمرد

415
00:21:27,035 --> 00:21:28,745
‫- فقط هوای کارمندم رو دارم
‫- اوهوم

416
00:21:28,769 --> 00:21:37,188
SaberFun

417
00:21:37,212 --> 00:21:41,258
‫توی دنیای برانته محفلِ ادبی همچین چیزیه؟

418
00:21:41,341 --> 00:21:43,260
‫دقیقاً میزگرد الگونکوئین نیست،

419
00:21:43,343 --> 00:21:44,761
‫فقط بوی عرق

420
00:21:44,845 --> 00:21:48,473
‫انعکاسی از اجراهای بداهه
‫و شعرخوانی آزاد گذشته‌ست

421
00:21:50,017 --> 00:21:53,145
‫هر نظریه‌پردازِ توطئه‌ی تشنه‌ی میم

422
00:21:53,228 --> 00:21:54,563
‫باید این رو باور کنه

423
00:21:54,646 --> 00:21:56,440
‫همه‌ی اینا یه مأموریتِ فرعیه...

424
00:21:56,523 --> 00:21:58,692
‫چی می‌تونه برای بن‌بستِ نویسندگیت بهتر باشه

425
00:21:58,775 --> 00:22:01,695
‫از دیدن یه مشت نویسنده‌ی غیرکمال‌گرا

426
00:22:01,778 --> 00:22:05,532
‫که آثارِ پر عیب و نقصشون رو
‫با اعتماد به نفس آتشین ارائه می‌کنن؟

427
00:22:06,283 --> 00:22:08,035
‫پس داری میگی بده؟

428
00:22:08,118 --> 00:22:09,953
‫گفتم عیب و نقص داره

429
00:22:10,871 --> 00:22:12,247
‫ناشی از تأملات درونیه

430
00:22:12,331 --> 00:22:15,542
‫یه جور فریاد در خلاء کولی‌وارانه‌ست

431
00:22:15,625 --> 00:22:18,420
‫ولی... پر از شور و شوقه

432
00:22:19,755 --> 00:22:20,881
‫سلام!

433
00:22:22,758 --> 00:22:23,842
‫سلام

434
00:22:23,925 --> 00:22:27,346
‫هنوز مطمئن نیستم چطوری
‫«بی‌ذوق» تشخیص داده شدی

435
00:22:27,429 --> 00:22:29,056
‫هر بار که در مورد نویسندگیت حرف می‌زننه

436
00:22:29,139 --> 00:22:30,891
‫انگار داره در مورد زندگی مشترکت حرف می‌زنه

437
00:22:30,974 --> 00:22:33,143
‫و الان هردوشون به بن‌بست خوردن

438
00:22:33,852 --> 00:22:35,270
‫پس چرا ذهنت رو باز نمی‌کنی؟

439
00:22:35,353 --> 00:22:36,646
‫...زندگی‌های بی‌فروغ خودتون

440
00:22:36,730 --> 00:22:39,524
‫نیش و کنایه تنها داراییِ نسل ماست؟

441
00:22:39,608 --> 00:22:43,070
‫نگاهش کن، روحش رو جلوی چشم همه عریان می‌کنه

442
00:22:43,153 --> 00:22:45,238
‫بیخیال، تو یه نویسنده‌ی واقعی نیستی

443
00:22:45,322 --> 00:22:46,615
‫کیت نوشته‌هات رو خوند

444
00:22:46,698 --> 00:22:50,994
‫فانتزی‌های ضعیف و کثیفت رو خوند
‫و بهت گفت بسوزونیشون

445
00:22:51,078 --> 00:22:53,038
‫شاید این چیزیه که انقدر دردناکه

446
00:22:53,121 --> 00:22:55,874
‫زنت از اصیل‌ترین بخش وجودت متنفره

447
00:22:58,293 --> 00:23:01,671
‫شهرِ صنعتی رو ببینید که زندگی رو می‌بلعه

448
00:23:02,380 --> 00:23:05,092
‫- اگه واقعاً موفق هستید...
‫- هی، ببخشید. خدافظ

449
00:23:06,676 --> 00:23:08,303
‫وقتی شیش سالم بود، بابام...

450
00:23:08,386 --> 00:23:10,388
‫هی، تو بمون و خوش بگذرون

451
00:23:10,472 --> 00:23:12,557
‫یادم رفت یه کاری دارم، باید برم

452
00:23:12,641 --> 00:23:14,267
‫- جدی؟
‫- من...

453
00:23:14,351 --> 00:23:16,812
‫وای... سلام، برانته

454
00:23:16,895 --> 00:23:20,315
‫عالی شد. این یارو کیه؟
‫و چرا برانته سعی داره ازش دوری کنه؟

455
00:23:20,398 --> 00:23:21,483
‫جو، این کلیتونه

456
00:23:21,566 --> 00:23:22,651
‫ما قبلاً باهم می‌خوابیدیم

457
00:23:22,734 --> 00:23:25,445
‫اگه آرنجش رو می‌شکستی
‫می‌تونستی مُشتش رو بکنی تو کونش

458
00:23:25,529 --> 00:23:26,363
‫جو

459
00:23:26,446 --> 00:23:28,532
‫داداش، من تو رو می‌شناسم

460
00:23:29,449 --> 00:23:30,617
خوب پیشرفت کردی

461
00:23:30,641 --> 00:23:32,845
‫باید به ما هم یاد بدی چطوری
‫یه حامی مالی اغفال کنیم

462
00:23:32,869 --> 00:23:36,123
‫«حامی مالی». گاهی واقعاً حس می‌کنی
‫براش مثل یه بانکِ متحرک هستی

463
00:23:36,206 --> 00:23:37,999
‫راحته. فقط شغل پیدا کن

464
00:23:38,083 --> 00:23:39,709
‫فکر می‌کردم رفتی ورمونت

465
00:23:39,793 --> 00:23:42,087
‫روی مجموعه مقالاتِ شخصی‌ات کار کنی

466
00:23:42,170 --> 00:23:43,422
‫کارم زود تموم شد

467
00:23:43,446 --> 00:23:47,193
‫از قرار معلوم فقط باید اعتراف می‌کردم
‫خودم شخصیتِ اصلی هستم

468
00:23:47,217 --> 00:23:48,593
‫پاورقیِ متحرک این رو میگه

469
00:23:48,677 --> 00:23:50,262
‫امشب قراره یکی رو بخونم

470
00:23:50,345 --> 00:23:52,681
‫شرمنده، ولی ما یه قانونی داریم

471
00:23:52,764 --> 00:23:55,058
‫اگه مشارکت نکنی نمی‌تونی تماشا کنی

472
00:23:55,142 --> 00:23:57,727
‫ملت اینجا سفره‌ی دلشون رو باز می‌کنن

473
00:23:57,811 --> 00:23:59,938
‫- تماشاچی نداریم
‫- آره، ما دیگه داشتیم می‌رفتیم

474
00:24:00,021 --> 00:24:02,566
‫اوه! ولی قبلاً تماشا کردید

475
00:24:03,567 --> 00:24:07,237
‫حداقل اون تماشا کرده، و تو نویسنده نیستی،
‫مگه نه، شاهزاده‌ی رویاها؟

476
00:24:07,320 --> 00:24:08,530
‫نه. اون نویسنده نیست

477
00:24:08,613 --> 00:24:11,074
‫اون سعی داره خلاصت کنه،
‫ولی ای وای!

478
00:24:11,158 --> 00:24:13,451
‫پس به نظر میاد نوبتِ توئه، برانتوسوروس

479
00:24:13,535 --> 00:24:15,912
‫فکر کنم یه پیش‌نویسِ قدیمی

480
00:24:15,996 --> 00:24:19,166
‫از یکی از نمایشنامه‌های مستهجن
‫کوتاه پُست‌فمنیستی‌ات دارم

481
00:24:19,249 --> 00:24:22,210
‫نه! کلی، من اونا رو محرمانه
‫باهات به اشتراک گذاشتم

482
00:24:22,294 --> 00:24:24,462
‫هی، من قوانین رو نذاشتم

483
00:24:27,716 --> 00:24:31,303
‫می‌تونم بپرسم نمایشنامه‌ی مستهجن
‫کوتاه پُست‌فمنیستی دقیقاً چیه؟

484
00:24:32,345 --> 00:24:33,638
‫یکم دیگه می‌فهمی چیه

485
00:24:35,015 --> 00:24:36,808
تحمل نداری دختره رو توی این حال ببینی

486
00:24:36,892 --> 00:24:40,228
‫بدت نمیاد با مداد کُند
صورتِ یارو رو خالکوبی کنی

487
00:24:40,312 --> 00:24:44,149
‫لعنتی، این خوبه. حق با برانته‌ست.
‫همه جا پر از منبع الهامه.

488
00:24:44,733 --> 00:24:48,778
‫«هیچوقت از خوی حیوانیت نمی‌ترسی؟»

489
00:24:49,738 --> 00:24:52,741
‫«ترجیح میدم بذارم غریزه‌ام هدایتم کنه»

490
00:24:54,451 --> 00:24:55,368
‫برانته‌ی بیچاره

491
00:24:55,452 --> 00:24:58,246
‫هیچکس نمی‌خواد پیش‌نویس‌های اولیه‌اش
‫بلند خونده بشن،

492
00:24:58,330 --> 00:25:00,457
‫چه برسه به یه صحنه‌ی سکس خارج از زمینه

493
00:25:00,540 --> 00:25:02,500
‫«می‌خوام آبت رو بریزی روم»

494
00:25:04,753 --> 00:25:10,300
‫«می‌خوام آبت رو بپاشی روی لب‌هام و سینه‌ام.
‫می‌خوام توی آبت غرق شم.»

495
00:25:12,510 --> 00:25:17,057
‫خیلی خب، اینجا جای مچل کردنِ آدم‌ها نیست،
‫لاشخورهای عوضی.

496
00:25:17,140 --> 00:25:20,852
‫کلیتون، تو...
‫خدایا، تو دیگه چه عوضیِ خودشیفته‌ای هستی!

497
00:25:20,936 --> 00:25:22,896
‫آروم باش. اون از پس خودش برمیاد

498
00:25:22,979 --> 00:25:24,940
‫می‌دونید، من قبول نکردم مشارکت کنم،

499
00:25:25,023 --> 00:25:29,611
‫ولی انتظار نداشتم رضایت برات مهم باشه

500
00:25:29,694 --> 00:25:30,904
‫اوه!

501
00:25:31,488 --> 00:25:33,198
‫تلاش خوبی برای جلب توجه بود

502
00:25:33,782 --> 00:25:36,618
‫می‌دونی، حیرت‌انگیزه که بعضی‌ها
‫حاضرن دست به چه کارهایی بزنن

503
00:25:36,701 --> 00:25:37,911
‫تا مطرح بمونن

504
00:25:38,536 --> 00:25:40,664
‫- اوه!
‫- مثلاً این که اسمِ خودت رو بذاری برانته

505
00:25:41,790 --> 00:25:43,124
‫هی، بچه‌پولدار،

506
00:25:44,125 --> 00:25:46,253
‫می‌دونستی اسمِ واقعی‌اش لوئیزه؟

507
00:25:46,336 --> 00:25:47,171
‫چی؟

508
00:25:47,195 --> 00:25:51,591
‫لوئیز فلنری، دستیار دندان‌پزشکِ اهل اوهایو

509
00:25:51,675 --> 00:25:53,343
‫ادبی‌ترین اسمِ ممکن رو انتخاب کرده

510
00:25:53,426 --> 00:25:57,305
‫قبل از این که بیاد نیویورک
‫تا زندگیِ بزرگ کولی‌وارش رو شروع کنه

511
00:25:57,389 --> 00:25:59,557
‫- و بعدش ماه‌ها از من دزدی کرد
‫- امکان نداره

512
00:26:03,436 --> 00:26:07,190
‫غیرممکنه. بالأخره داره ازت کلاهبرداری میشه؟

513
00:26:07,857 --> 00:26:10,193
‫و فکر می‌کردی تو دغل‌کاری!

514
00:26:15,156 --> 00:26:15,991
‫ریگان؟

515
00:26:17,909 --> 00:26:19,828
‫ریگان، نمی‌تونی از من فرار کنی، تو...

516
00:26:19,911 --> 00:26:23,373
‫اوه، هریسون. با پسرها میری سفر؟

517
00:26:23,456 --> 00:26:26,042
‫نه، سعی نمی‌کنم توضیح بدم

518
00:26:26,126 --> 00:26:27,544
‫اگه توضیح می‌دادی خوشحال می‌شدم

519
00:26:28,461 --> 00:26:32,299
‫روایتِ من چه اهمیتی داره، کیت؟
‫اون قراره داستان رو کنترل کنه.

520
00:26:46,896 --> 00:26:48,106
‫کیت...

521
00:26:48,189 --> 00:26:50,483
‫عالی شد

522
00:26:51,234 --> 00:26:54,237
‫اوه، گرچن خوشحال میشه
‫خاله‌ی مورد علاقه‌اش رو ببینه،

523
00:26:54,321 --> 00:26:58,241
‫ولی بالا داره به خاطر خیانتِ باباش
‫با زنی که بهش محرمه گریه می‌کنه

524
00:26:58,325 --> 00:26:59,951
صبر کن ببینم، این مزخرفات چیه میگی؟

525
00:27:00,035 --> 00:27:01,578
‫دیروز بهم زنگ زدن

526
00:27:01,661 --> 00:27:07,417
‫حراست هریسون رو نیمه برهنه پیدا کرده
‫که توی کمد لوازم دفتر حبس شده بود

527
00:27:08,084 --> 00:27:09,753
‫خدایا. خدایا!

528
00:27:10,420 --> 00:27:11,713
‫با کی؟

529
00:27:11,796 --> 00:27:14,174
‫گوشیِ مدیسون روی زمین بود

530
00:27:15,216 --> 00:27:16,926
‫زنیکه‌ی جنده حتماً فرار کرده بوده

531
00:27:17,010 --> 00:27:17,844
‫لعنتی

532
00:27:18,762 --> 00:27:21,389
‫صبر کن، پس... پس برای همین
‫با من و تدی رو در رو نمیشه

533
00:27:21,473 --> 00:27:22,557
‫ببخشید

534
00:27:22,640 --> 00:27:25,226
‫تو هنوز دنبال صندلیِ مسخره‌ی تدی
‫توی هیئت مدیره هستی...

535
00:27:25,310 --> 00:27:28,021
‫- نه، نه. خبر نداشتم. خبر نداشتم
‫- ...اونم تو همچین زمانی؟

536
00:27:29,856 --> 00:27:32,567
‫خدایا، همه‌مون ته دلمون
‫عینِ بابا هستیم، مگه نه؟

537
00:27:32,650 --> 00:27:35,028
‫نه. خب، تو بیشتر از من بهش رفتی

538
00:27:35,862 --> 00:27:38,656
‫- ببخشید؟
‫- خب، برای همین مدیر عاملی، مگه نه؟

539
00:27:38,740 --> 00:27:41,117
‫اون تو رو بزرگ کرد که کوسه باشی

540
00:27:41,201 --> 00:27:43,078
‫دوست داری یکم خون توی آب باشه

541
00:27:43,161 --> 00:27:46,247
‫گاهی فکر می‌کنم اصلاً من رو نمی‌شناسی

542
00:27:46,331 --> 00:27:49,084
‫عیب نداره. من هیچی در مورد هیچکس نمی‌دونم

543
00:27:58,426 --> 00:28:03,348
‫اونا سال‌ها دور از چشمم باهم بودن، کیتی.
‫سال‌ها!

544
00:28:05,725 --> 00:28:09,604
‫این خیلی دردناکه، ری، واقعاً متأسفم

545
00:28:11,147 --> 00:28:13,566
‫- تو و هریسون...
‫- اوه، من ازش طلاق می‌گیرم

546
00:28:13,650 --> 00:28:16,653
‫اوه و بهتره حسابی خودش رو آماده کنه

547
00:28:16,736 --> 00:28:19,781
‫با خواهرِ دوقلوی من آخه؟
‫هیچکس تحقیرم نمی‌کنه!

548
00:28:20,990 --> 00:28:23,993
‫اگرم تحقیرت کنه تا فرداش زنده نمی‌مونه

549
00:28:29,958 --> 00:28:35,880
‫ببخشید که این اواخر
سلیطه بازی در آوردم

550
00:28:39,092 --> 00:28:45,098
‫فکر کنم حتماً یه جایی حس کردم
‫که یه چیزی قراره خراب شه

551
00:28:45,181 --> 00:28:46,516
‫من معذرت می‌خوام

552
00:28:47,100 --> 00:28:49,227
‫یعنی به هر حال تو یکم آشفته بودی

553
00:28:52,230 --> 00:28:55,191
‫میشه حداقل توافق کنیم
‫که بچه‌ها رو قاطی نکنیم؟

554
00:28:56,609 --> 00:28:58,820
‫- از ضربه‌ی روحی‌ام علیه‌ام استفاده می‌کنی؟
‫- باشه

555
00:28:58,903 --> 00:29:00,613
‫خیلی خب، بذار یه جور دیگه بگم

556
00:29:01,614 --> 00:29:02,824
‫بچه‌ها رو قاطی نکن

557
00:29:02,907 --> 00:29:05,952
‫وگرنه ضربه‌ی روحیت فردا صبح
‫تیتر اول روزنامه‌ها میشه

558
00:29:12,292 --> 00:29:13,293
‫باشه

559
00:29:15,044 --> 00:29:17,505
‫من مسائل رو با مدرسه حل می‌کنم

560
00:29:19,507 --> 00:29:20,341
‫ممنون

561
00:29:21,217 --> 00:29:22,135
‫لطف می‌کنی

562
00:29:25,764 --> 00:29:27,766
‫هر چقدرم که دلت می‌خواست
‫بری دنبال برانته،

563
00:29:27,849 --> 00:29:29,350
‫انسولین مدی مهم‌تر بود

564
00:29:29,434 --> 00:29:32,729
‫اگه بیشتر صبر کنی، حرف‌هاش نامفهوم‌تر از
‫اون میشه که بشه چیزی از زیر زبونش کشید

565
00:29:33,396 --> 00:29:35,440
‫واقعاً تو رو گروگان گرفته

566
00:29:35,523 --> 00:29:36,483
‫- سلام
‫- سلام

567
00:29:36,566 --> 00:29:40,028
‫فقط می‌خواستم بدونم کِی راه می‌افتی،
‫روز خیلی پرمشغله‌ای بود.

568
00:29:40,111 --> 00:29:41,946
‫الان دارم وسایلم رو جمع می‌کنم

569
00:29:42,030 --> 00:29:45,158
‫خیلی خب، باشه،
‫تونستم مشکل هنری رو حل کنم.

570
00:29:45,241 --> 00:29:47,452
‫ریگان شکایتش رو پس می‌گیره

571
00:29:47,535 --> 00:29:49,037
‫این عالیه

572
00:29:49,120 --> 00:29:50,288
‫و یه خبرِ داغ

573
00:29:50,371 --> 00:29:54,125
‫هریسون و مدیسون مدت‌ها
‫باهم رابطه‌ی پنهانی داشتن

574
00:29:54,876 --> 00:29:56,044
‫عجب!

575
00:29:56,127 --> 00:29:57,796
‫غافلگیرشده به نظر نمیای

576
00:29:57,879 --> 00:29:59,172
‫لعنتی. نقش بازی کن

577
00:29:59,255 --> 00:30:01,424
‫آره، فکر کنم متحیر شدم

578
00:30:01,508 --> 00:30:02,425
‫آره، منم همینطور

579
00:30:03,426 --> 00:30:04,260
‫اون داره میره

580
00:30:04,844 --> 00:30:06,137
‫دارن طلاق می‌گیرن

581
00:30:06,221 --> 00:30:08,431
‫حتماً مدی قایم شده

582
00:30:08,515 --> 00:30:09,557
ای کاش خبرهای بیشتری داشتم

583
00:30:09,641 --> 00:30:11,893
‫ولی با گریه و زاریِ ریگان
‫به زور تونستم چیزی بفهمم

584
00:30:11,976 --> 00:30:13,478
‫به نظر نمیاد ریگان همچین آدمی باشه

585
00:30:13,561 --> 00:30:15,772
‫اون یکی تهدیدش چی؟

586
00:30:17,357 --> 00:30:19,484
‫فقط بهش وقت بده.
‫دارم روش کار می‌کنم.

587
00:30:19,567 --> 00:30:21,945
‫زمان به نفع ریگان می‌گذره، نه ما

588
00:30:24,280 --> 00:30:26,032
‫بیا وقتی رسیدیم خونه حرف بزنیم

589
00:30:27,033 --> 00:30:28,076
‫باشه

590
00:30:28,952 --> 00:30:29,786
‫اشکالی نداره

591
00:30:33,248 --> 00:30:34,624
‫ریگان فقط داره وقت می‌خره

592
00:30:34,707 --> 00:30:37,293
‫تا آتوی قاطع و انکارناپذیری
‫از گذشته‌مون پیدا کنه

593
00:30:37,377 --> 00:30:40,922
‫نفرتِ کیت از خشونت
‫قراره به قیمتِ همه چیت تموم شه

594
00:30:41,005 --> 00:30:42,632
‫سعی داره چی رو ثابت کنه؟

595
00:30:44,008 --> 00:30:47,846
‫گرچه، افشای خیانت

596
00:30:47,929 --> 00:30:50,056
‫اگه درست استفاده شه
‫ابزار داستانی خیلی خوبیه

597
00:30:50,139 --> 00:30:53,977
‫این که ریگان از رابطه‌ی خواهرش
‫و هریسون خبر داره یه مزیتی داره

598
00:30:54,060 --> 00:30:56,062
‫این الهامه؟

599
00:30:56,145 --> 00:30:58,147
‫ممکنه کلیشه‌ای باشه،
‫ولی زیادی فکر نکن.

600
00:31:09,158 --> 00:31:11,703
‫می‌بینم که بدنت بالأخره
‫علیه خودت عمل می‌کنه

601
00:31:11,786 --> 00:31:12,871
‫شانس آوردی که خبر دارم

602
00:31:12,954 --> 00:31:15,039
‫خبری که مشکل هردومون رو حل می‌کنه

603
00:31:15,123 --> 00:31:16,124
‫واقعاً؟

604
00:31:19,711 --> 00:31:21,212
‫ریگان از رابطه‌ی پنهانی‌ات خبر داره

605
00:31:23,798 --> 00:31:25,466
‫داره درخواستِ طلاق میده

606
00:31:27,719 --> 00:31:28,845
‫دیگه پنهان‌کاری لازم نیست

607
00:31:28,928 --> 00:31:33,558
‫یعنی تو و هریسون آزادید
‫باهم فرار کنید و ناپدید شید

608
00:31:33,641 --> 00:31:36,769
‫و تا ابد توی یه منطقه‌ی استوایی
‫باهم خوش و خرم زندگی کنید

609
00:31:38,605 --> 00:31:40,273
‫من دشمنت نیستم، مدی

610
00:31:41,149 --> 00:31:43,777
‫اگه تو به پایانِ خوشت برسی
‫و من توی اتفاق افتادنش نقش داشته باشم،

611
00:31:43,801 --> 00:31:45,153
می‌تونیم راهمون رو از هم جدا کنیم

612
00:31:45,177 --> 00:31:46,112
‫ریگان فهمید؟

613
00:31:46,905 --> 00:31:49,198
‫اوه، نه، نه. نه، نه، نه!

614
00:31:49,282 --> 00:31:51,743
‫قبلاً تهدید کردم رابطه‌ی پنهانت رو
‫فاش می‌کنم و جا نخوردی

615
00:31:51,826 --> 00:31:53,036
‫داشتم بلوف می‌زدم!

616
00:31:55,079 --> 00:31:57,707
‫مدی، این خوبه.
‫بدترین قسمتش تموم شده.

617
00:31:57,790 --> 00:32:00,126
‫نه، نه، نه. بدترین قسمتش تموم نشده

618
00:32:00,209 --> 00:32:02,086
‫هنوز توی راهه

619
00:32:02,170 --> 00:32:05,131
‫لعنتی. لعنتی. لعنتی! خدای من

620
00:32:05,214 --> 00:32:10,136
‫واقعاً فکر می‌کنی من و هریسون
‫قبلاً به فرار کردن باهم فکر نکردیم؟

621
00:32:10,219 --> 00:32:13,890
‫یعنی، خدایا. امکان نداره!
‫اون ما رو نابود می‌کرد!

622
00:32:13,973 --> 00:32:16,225
‫دخترِ گروگان متخصص چی شد؟

623
00:32:16,309 --> 00:32:18,770
‫واقعاً نمی‌تونی از ریگان بیشتر از مرگ بترسی

624
00:32:18,853 --> 00:32:19,854
‫چرا، می‌تونم

625
00:32:21,397 --> 00:32:24,984
‫اونا قبل از ازدواج باهم توافق کردن، جو،

626
00:32:25,068 --> 00:32:29,155
و ریگان یه سری سند حقوقی داره
که می‌تونه باهاشون نابودمون کنه

627
00:32:30,698 --> 00:32:34,202
‫اوه، ریگان قراره همه چی رو بگیره

628
00:32:34,285 --> 00:32:38,122
‫خدایا! و هریسون عینِ یه مُرده‌ی متحرکه

629
00:32:38,206 --> 00:32:41,542
‫و گرچن... خدایا، گرچنِ بیچاره

630
00:32:42,961 --> 00:32:47,215
‫دیگه هیچوقت نمی‌بینمش.
‫بچه‌ام، وای بچه‌ام، بچه‌ام.

631
00:32:49,467 --> 00:32:50,885
‫گرچن بچه‌ی توئه؟

632
00:32:53,596 --> 00:32:55,348
‫خب، قانوناً نه

633
00:32:57,642 --> 00:33:00,311
‫ولی من گرچن رو توی شکمم حمل کردم

634
00:33:01,562 --> 00:33:05,400
‫ریگان با زورگویی مجبورم کرد
‫رحمِ اجاره‌ایش بشم

635
00:33:05,483 --> 00:33:08,069
‫چون نمی‌خواست اندامش خراب شه

636
00:33:09,278 --> 00:33:10,989
‫و منم قبول کردم

637
00:33:11,072 --> 00:33:14,283
‫فکر کردم که شاید، می‌دونی،
‫من و هریسون باهم باشیم.

638
00:33:14,367 --> 00:33:17,412
‫بتونیم باهم بچه‌دار شیم، می‌دونی؟

639
00:33:17,495 --> 00:33:21,416
‫خدایا! و ریگان.
‫خدایا، اون می‌دونست چه احساسی دارم.

640
00:33:22,041 --> 00:33:24,419
‫اون می‌دونست من چه احساسی دارم

641
00:33:24,502 --> 00:33:26,587
‫و من رو فریب داد که قبول کنم!

642
00:33:28,464 --> 00:33:30,091
‫من خیلی بدبختم

643
00:33:31,718 --> 00:33:35,054
‫برای من هیچ پایان خوشی در کار نیست

644
00:33:36,180 --> 00:33:38,182
‫سرنوشت‌های بدتر از مرگ هم هست

645
00:33:39,308 --> 00:33:40,685
‫شاید بهتر باشه من رو بکشی

646
00:33:42,186 --> 00:33:43,730
‫هنوزم نمی‌تونی،

647
00:33:43,813 --> 00:33:45,440
‫ولی الان دیگه اصلاً نمی‌خوای

648
00:33:53,114 --> 00:33:56,117
‫یه نویسنده با تمام شخصیت‌هاش همدردی می‌کنه

649
00:33:58,036 --> 00:33:59,537
‫حتی با شخصیت‌های بدبختش

650
00:34:01,789 --> 00:34:04,542
‫دیگه نه اهرمِ فشاری داری نه ایده‌ای

651
00:34:06,419 --> 00:34:07,420
‫این رو بگیر

652
00:34:16,471 --> 00:34:19,182
‫تا حالا هیچوقت انقدر احساس درموندگی نکردی

653
00:34:20,308 --> 00:34:22,602
‫چه بدبختیِ دیگه‌ای در انتظارته؟

654
00:34:24,228 --> 00:34:27,273
‫شاید بهتر باشه ببینی چه رازهای تاریکی
‫توی گذشته‌ی برانته نهفته‌ست؟

655
00:34:32,612 --> 00:34:36,175
‫[لوئیز فلنری دستیار دندان‌پزشک]

656
00:34:36,199 --> 00:34:39,619
‫لوئیز فلنری. دستیار دندان‌پزشک نیمه‌وقت

657
00:34:39,702 --> 00:34:43,831
‫هفت سال. خیلی خب، کسل‌کننده‌ست.
‫دوست‌پسرِ سابق عوضی‌اش گفت ازش دزدی می‌کرد،

658
00:34:43,915 --> 00:34:45,792
‫ولی ممکنه فقط از روی کینه‌توزی بوده باشه

659
00:34:45,875 --> 00:34:48,628
‫لینکدینش نشون میده قبل از نیویورک
‫مرخصی گرفته بوده

660
00:34:48,652 --> 00:34:49,813
[جویس فلنری]

661
00:34:49,837 --> 00:34:54,967
‫پس از نبردی طولانی با سرطان ریه،
‫دخترِ 27 ساله‌اش لوئیز را ترک کرد.

662
00:34:55,051 --> 00:34:58,346
‫مادرش رو از دست داده.
‫غم‌انگیزه. منطقیه.

663
00:34:59,055 --> 00:35:02,016
‫یه حساب قدیمی «گودریدز». سلیقه‌ی خوبی داره

664
00:35:02,100 --> 00:35:03,935
‫این رو می‌دونستی. بک

665
00:35:02,934 --> 00:35:05,362
{\an8}[روی تاریک عشق]
[اثر: گوئنویر بک]

666
00:35:04,519 --> 00:35:08,106
‫چیز چندان عجیبی هم کشف نکردی

667
00:35:08,189 --> 00:35:09,982
‫همه کتاب بک رو خوندن

668
00:35:10,066 --> 00:35:11,943
‫برانته یا همون لوئیز قبلاً بهت گفت

669
00:35:12,026 --> 00:35:15,113
‫مزخرفاتِ خودستایانه‌ی شری و کری رو خونده

670
00:35:15,947 --> 00:35:19,534
‫یا لوئیز زندگی خیلی ساده‌ای داشته
‫و اومده اینجا رویاش رو دنبال کنه

671
00:35:19,617 --> 00:35:23,079
‫یا... داره ازت سوء استفاده می‌کنه

672
00:35:24,247 --> 00:35:25,915
‫فقط یه راه واسه‌ی فهمیدنش هست

673
00:35:29,001 --> 00:35:30,002
‫برانته؟

674
00:35:36,259 --> 00:35:40,096
‫گمونم یه توضیح دیگه بهت بدهکارم

675
00:35:41,264 --> 00:35:43,641
‫نه، نه. به خاطر اون عوضی نه

676
00:35:46,686 --> 00:35:48,104
‫می‌دونی...

677
00:35:48,896 --> 00:35:49,981
‫حق با کلیتونه

678
00:35:50,606 --> 00:35:54,068
‫من خیلی گُنده‌گویی می‌کنم
‫ولی یه کلاهبردارم

679
00:35:55,236 --> 00:35:57,697
‫وقتی اومدم اینجا خیلی درمونده بودم

680
00:35:57,780 --> 00:36:01,159
‫هیچ دوستی نداشتم.
‫تمام پس‌اندازم رو خرج کردم.

681
00:36:01,242 --> 00:36:05,580
‫واقعاً فکر می‌کردم که فقط
‫چندتا نمایشنامه می‌نویسم

682
00:36:05,663 --> 00:36:08,082
‫و مردم برای دیدنشون پول میدن

683
00:36:10,418 --> 00:36:11,377
زهی خیال باطل

684
00:36:12,712 --> 00:36:16,048
‫بدجوری عاشق کلیتون شدم

685
00:36:16,132 --> 00:36:20,219
‫و وقتی که گفت کمکم می‌کنه
‫حرفش رو باور کردم

686
00:36:21,304 --> 00:36:23,264
‫و حالا کلی پول بهش بدهکارم

687
00:36:24,599 --> 00:36:27,602
‫البته همش هدیه بود،
‫تا این که دیگه بهش کُس ندادم.

688
00:36:28,978 --> 00:36:30,605
‫اون دلیل اینه که...

689
00:36:32,106 --> 00:36:35,735
‫نه، من دلیل اینم که...

690
00:36:38,070 --> 00:36:39,071
‫دروغ میگم

691
00:36:41,073 --> 00:36:44,827
‫بارها و بارها. فقط... من خیلی...

692
00:36:46,204 --> 00:36:47,288
‫شرمساری

693
00:36:49,165 --> 00:36:53,044
‫می‌دونم این که بخوای از نو شروع کنی
‫و آدمِ جدیدی باشی چه حسی داره

694
00:36:54,587 --> 00:36:56,088
‫به نظر میاد برای تو جواب داده

695
00:36:56,172 --> 00:36:57,548
‫آره، آسون نبود

696
00:36:57,632 --> 00:36:59,675
‫یه روزهایی دلم برای خود قدیمم تنگ میشه

697
00:37:00,718 --> 00:37:03,304
‫- وقتی چیز زیادی برای از دست دادن نداشتم
‫- آره، می‌فهمم چی میگی

698
00:37:04,013 --> 00:37:07,850
‫خب، یه سالن پر از همکارهات بهت نخندیدن

699
00:37:10,061 --> 00:37:12,313
‫«می‌خوام توی آبت غرق شم»؟ لعنتی!

700
00:37:12,396 --> 00:37:14,899
‫وقتی اون متن رو می‌نوشتم
‫به نظرم خیلی سکسی بود

701
00:37:15,691 --> 00:37:19,654
‫حالا تنها چیزی که تصور می‌کنم،
‫موجی از آب کیره.

702
00:37:22,365 --> 00:37:24,200
‫دیگه اصلاً دلم نمی‌خواد نمایشنامه‌نویس بشم

703
00:37:24,283 --> 00:37:26,994
‫نه، نه، نه.
‫نذار یه موج آب کیر جلوت رو بگیره.

704
00:37:27,078 --> 00:37:28,287
‫این رویای توئه

705
00:37:28,371 --> 00:37:29,705
‫یه رویاست

706
00:37:32,208 --> 00:37:33,042
‫و...

707
00:37:34,043 --> 00:37:35,836
‫مامانم چند سال پیش مُرد

708
00:37:36,921 --> 00:37:40,633
‫من پنج سال تنها پرستارش بودم

709
00:37:40,716 --> 00:37:44,553
‫پنج سالِ یکنواخت و وحشتناک

710
00:37:46,264 --> 00:37:48,015
‫و از یه جایی به بعد دیگه نمی‌تونستم...

711
00:37:48,099 --> 00:37:52,228
‫نمی‌تونستم عشقم رو از نفرتم جدا کنم

712
00:37:52,311 --> 00:37:53,354
‫و بعدش مُرد

713
00:37:54,814 --> 00:37:58,317
‫و از قرار معلوم عشق...

714
00:38:00,444 --> 00:38:02,196
‫تنها چیزیه که مهمه

715
00:38:02,947 --> 00:38:05,616
‫متأسفم. سخت به نظر میاد

716
00:38:08,786 --> 00:38:09,912
‫فقط با خودم عهد کردم

717
00:38:09,996 --> 00:38:13,916
‫دیگه هرگز روی یه چیز گیر نکنم

718
00:38:14,000 --> 00:38:19,380
‫فقط می‌خوام هر چقدر که می‌تونم
‫با نهایت سرعت ممکن زندگی کنم

719
00:38:19,463 --> 00:38:21,924
‫بخشی از من می‌دونست
‫کلیتون چجور آدمیه

720
00:38:22,008 --> 00:38:25,094
‫و دوست داشتم پرنده‌ی زخمی‌اش باشم

721
00:38:26,846 --> 00:38:29,849
‫خودخواهانه فکر می‌کردم ممکنه
‫من رو سریع‌تر به مقصد برسونه

722
00:38:29,932 --> 00:38:31,517
‫و بالأخره موعدش رسید

723
00:38:31,600 --> 00:38:34,228
‫فرصتی برای پیش کشیدن آخرین شک‌هات

724
00:38:36,105 --> 00:38:39,150
‫و در اعماق وجودت می‌دونستی
‫که انقدر خوب بود که واقعی نباشه

725
00:38:39,233 --> 00:38:41,027
‫انقدر خوب بود که واقعی نباشه

726
00:38:41,110 --> 00:38:42,403
‫ولی به خودت اجازه دادی...

727
00:38:42,486 --> 00:38:44,071
‫ولی به خودت اجازه دادی بلغزی

728
00:38:44,655 --> 00:38:45,489
‫...بلغزی

729
00:38:45,573 --> 00:38:48,701
‫چون اون اولین آدمی بود که
‫قدرت بلند کردنت رو داشت

730
00:38:49,994 --> 00:38:53,664
‫چون اون اولین آدمی بود

731
00:38:54,749 --> 00:38:57,752
‫که قدرت بلند کردنت رو داشت

732
00:38:57,835 --> 00:38:58,794
‫گوئنویر بک

733
00:39:02,631 --> 00:39:05,259
‫- و می‌دونستی اون اینجا کار می‌کرد، درسته؟
‫- آره

734
00:39:06,302 --> 00:39:07,720
‫اعتراف می‌کنم

735
00:39:07,803 --> 00:39:11,015
‫می‌دونی، از بین تمام
‫کتاب‌فروشی‌های متروکه‌ی نیویورک،

736
00:39:11,098 --> 00:39:13,559
‫فکر می‌کنی اتفاقی
‫سر از کتاب‌فروشیِ مونی در آوردم؟

737
00:39:14,518 --> 00:39:18,898
‫وقتی جوون‌تر بودم
‫خودم رو توی آثارش می‌دیدم

738
00:39:20,900 --> 00:39:22,443
‫از اون برام میگی؟

739
00:39:23,194 --> 00:39:26,197
‫نمی‌دونی چه انتظاری داری،
‫ولی این بدگمانی نیست.

740
00:39:26,989 --> 00:39:30,618
‫صادقانه‌ست. کنجکاوانه‌ست.
‫میل به ارتباط برقرار کردنه.

741
00:39:30,701 --> 00:39:32,620
‫خب، اون مثل نور بود

742
00:39:34,622 --> 00:39:36,082
‫به همون زیبایی

743
00:39:37,208 --> 00:39:38,834
‫در ظاهر و باطن

744
00:39:40,628 --> 00:39:43,339
‫اون یه شاعر واقعی بود.
‫استعداد زیادی داشت.

745
00:39:47,426 --> 00:39:49,470
‫ما یه مدت کوتاه باهم رابطه داشتیم

746
00:39:49,553 --> 00:39:50,596
‫نه بابا

747
00:39:52,556 --> 00:39:53,974
‫اتفاقی که براش افتاد...

748
00:39:56,185 --> 00:39:57,728
‫...خیلی غم‌انگیز بود

749
00:39:58,896 --> 00:40:00,356
‫تا حالا این رو به هیچکس نگفتم

750
00:40:01,148 --> 00:40:04,276
‫ای کاش دکتر نیکی رو کشته بودم

751
00:40:08,322 --> 00:40:10,074
‫اون وقت شاید اون دختر هنوزم بین ما بود

752
00:40:13,994 --> 00:40:16,038
‫می‌دونم وقتی نوشته‌هام رو خوندی،

753
00:40:17,498 --> 00:40:22,420
‫می‌دونم تنها چیزی که دیدی قتل بود،
‫یه ضدقهرمان بدون هیچ سرگذشتی.

754
00:40:22,503 --> 00:40:25,506
‫ولی حالا می‌دونی که نوشته‌هام بداهه نیستن

755
00:40:25,589 --> 00:40:30,010
‫گاهی آرزو می‌کنم
‫به اندازه‌ی روی کاغذ قوی بودم

756
00:40:30,970 --> 00:40:31,971
‫همیشه

757
00:40:33,514 --> 00:40:36,934
‫ای کاش زندگی به اندازه‌ی داستان مرتب بود

758
00:40:38,394 --> 00:40:41,689
‫خیلی‌ها لایق یکم عدالتِ شاعرانه هستن

759
00:40:41,772 --> 00:40:44,567
‫حتی بدون تمام حقایق، درکت می‌کنه

760
00:40:44,650 --> 00:40:46,193
‫زمین تا آسمون با زنت فرق داره

761
00:40:46,277 --> 00:40:49,780
‫که اصرار داره جالب‌ترین
‫قسمتِ وجودت رو آتیش بزنی

762
00:40:49,864 --> 00:40:52,575
‫خب، هرچی هم که بشه، برانته... لوئیز

763
00:40:54,785 --> 00:40:57,830
‫می‌تونی با تمام وجودت بهم اعتماد کنی

764
00:40:59,832 --> 00:41:02,877
‫شاید نویسندگی داره برام
‫تبدیل به همچین چیزی میشه

765
00:41:03,669 --> 00:41:06,130
‫شاید می‌خوام حرفِ دلم رو روی کاغذ بیارم

766
00:41:07,923 --> 00:41:10,676
‫که فقط دیده نشم،
‫بلکه قورت داده شم.

767
00:41:12,386 --> 00:41:16,807
‫و توی خونه هم همینطوره؟

768
00:41:19,727 --> 00:41:20,936
‫قورت داده میشی؟

769
00:41:23,230 --> 00:41:24,231
‫نه

770
00:41:27,443 --> 00:41:28,611
‫باید برم

771
00:41:32,531 --> 00:41:34,533
‫من کلیشه‌ی تو نیستم، می‌دونی

772
00:41:35,201 --> 00:41:39,163
‫معشوقه‌ی فقیر مرد ثروتمندم نیستم

773
00:41:39,955 --> 00:41:43,125
‫اون دخترِ ساده‌ای که تصور می‌کنی هم نیستم

774
00:41:43,209 --> 00:41:44,627
‫- چی؟
‫- ما بزرگسالیم، جو

775
00:41:44,710 --> 00:41:47,963
‫می‌تونیم حرف‌های ناگفتنی رو بگیم

776
00:41:48,047 --> 00:41:49,590
‫من داغونم

777
00:41:49,673 --> 00:41:56,180
‫و فکر نکنم بتونم با یه مرد متأهل رابطه
‫داشته باشم، با این که خیلی دلم می‌خواد

778
00:41:56,263 --> 00:41:57,765
‫تو چیکار کردی؟

779
00:42:00,476 --> 00:42:03,062
‫لطفاً بهم تلقین نکن که من عوضی‌ام

780
00:42:04,230 --> 00:42:06,690
‫اوه، نه

781
00:42:06,774 --> 00:42:08,567
‫من عوضی‌ام

782
00:42:09,151 --> 00:42:12,571
‫چون حق با توئه

783
00:42:12,655 --> 00:42:14,698
‫حالا تمام وجودت رو می‌بینم

784
00:42:15,324 --> 00:42:17,826
‫پریشونی و درد پشتِ هارت و پورتت،

785
00:42:17,910 --> 00:42:22,665
‫آرزوی ارتباط برقرار کردن، نفس نفس زدنت،
‫گونه‌های سرخت. موهات رو نوازش کردی؟

786
00:42:24,166 --> 00:42:25,167
‫تو می‌ترسی

787
00:42:25,960 --> 00:42:30,839
‫و منم می‌ترسم. نه از خیالش،
‫بلکه از این واقعیت که می‌تونی مالِ من باشی؟

788
00:42:32,049 --> 00:42:34,093
‫همین‌جا، همین‌الان

789
00:42:41,267 --> 00:42:42,434
‫باید برم

790
00:43:02,871 --> 00:43:04,290
‫«عقب‌نشینی، تجدید قوا»

791
00:43:04,373 --> 00:43:05,874
‫این اواخر داره تبدیل به شعارم میشه

792
00:43:05,958 --> 00:43:07,501
‫اون چی بود؟

793
00:43:07,585 --> 00:43:10,212
‫دست کم تمایلاتِ خاص.
‫تمایلات طبیعی و سالم.

794
00:43:10,296 --> 00:43:15,634
‫لزوماً مسئله‌ای نیست که نیاز به نگرانی
‫یا حل کردن یا کنار اومدن داشته باشه

795
00:43:18,304 --> 00:43:21,181
‫«جرقه‌ها». البته.
‫آره، البته. دلم براش تنگ شده.

796
00:43:21,807 --> 00:43:24,143
‫لعنتی، یه کلمه‌ای براش هست...

797
00:43:24,226 --> 00:43:25,853
‫«زُل زدن توی چشم‌هات

798
00:43:26,437 --> 00:43:28,105
‫مثل پیدا کردنِ خودم بود»

799
00:43:28,188 --> 00:43:30,065
‫«عطشت من رو به سمتت می‌کشید

800
00:43:30,149 --> 00:43:32,651
‫و مشتاق بودم بدونم
‫چیکار می‌تونم باهات بکنم»

801
00:43:32,735 --> 00:43:36,238
‫«برای تو بکنم. و تو چیکار می‌تونستی با من بکنی»

802
00:43:36,322 --> 00:43:38,157
‫پس جیم شدی اومدی اینجا

803
00:43:39,325 --> 00:43:40,159
‫هی

804
00:43:42,077 --> 00:43:43,829
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

805
00:43:52,963 --> 00:43:53,797
‫این...

806
00:43:55,257 --> 00:43:56,342
‫این خیلی اشتباهه

807
00:43:56,425 --> 00:43:58,761
‫- می‌دونم. متأسفم
‫- نه

808
00:44:00,596 --> 00:44:01,805
‫ازش خوشم میاد

809
00:44:03,724 --> 00:44:04,933
‫بیشتر می‌خوام

810
00:44:15,486 --> 00:44:17,571
‫همه‌ی تو رو می‌خوام

811
00:44:22,534 --> 00:44:23,577
‫غرقم کن

812
00:44:35,047 --> 00:44:37,508
‫این بهترین چیزیه که تا حالا نوشتم

813
00:44:38,717 --> 00:44:39,718
‫یا بدترین

814
00:44:40,302 --> 00:44:42,596
‫الان دقیقاً دید واضحی به مسائل ندارم

815
00:44:45,557 --> 00:44:47,184
‫من یه پسر دارم

816
00:44:48,352 --> 00:44:49,645
‫زن دارم

817
00:44:50,396 --> 00:44:54,525
‫و چیزی که فقط برای منه

818
00:44:55,401 --> 00:44:57,611
‫نویسندگی. و فقط نویسندگی

819
00:44:57,694 --> 00:45:00,114
‫روی کاغذ امن‌ترین محل
‫برای اکتشاف تمایلاتمه،

820
00:45:00,197 --> 00:45:03,075
‫خشونت و غیره بدون آسیب‌پذیری
‫یا ترس از طرد شدن

821
00:45:03,158 --> 00:45:08,455
‫و تو به عنوان کارمندم،
‫می‌تونی توی اون بخش کوچیک از مغزم بمونی.

822
00:45:08,539 --> 00:45:12,126
‫و اگه تو می‌تونی همه‌ی من رو بپذیری،
‫شاید کیت هم می‌تونه.

823
00:45:26,640 --> 00:45:27,599
‫نه، ممنون

824
00:45:28,475 --> 00:45:29,309
‫خیلی خب

825
00:45:30,561 --> 00:45:32,271
‫امروز با مدی حرف زدی؟

826
00:45:32,354 --> 00:45:33,772
‫لعنتی. اون مشکوک شده

827
00:45:33,856 --> 00:45:36,108
‫تقریباً به نظر میاد که رفتارم مشکوک بوده

828
00:45:36,191 --> 00:45:39,153
‫نه، چرا... اوه... پیام صوتی‌ام

829
00:45:39,236 --> 00:45:41,321
‫بخشی از من می‌خواد بهش بگه

830
00:45:41,405 --> 00:45:43,240
‫شاید درک کنه. کمکم کنه درستش کنم

831
00:45:43,323 --> 00:45:45,951
‫به قول خودت زهی خیالِ باطل!

832
00:45:46,034 --> 00:45:47,494
‫ببخشید. من...

833
00:45:49,580 --> 00:45:52,291
‫تنهایی سعی کردم از خواهرهات
‫آتو گیر بیارم

834
00:45:52,374 --> 00:45:54,293
‫بی‌آزار بود، ولی باید بهتر فکر می‌کردم

835
00:45:54,376 --> 00:45:57,421
‫هیچوقت اطلاعات ارزشمندی
‫از ساب‌ردیتِ یه سلبریتی گیر نمیاد

836
00:45:57,504 --> 00:46:00,382
‫در ضمن، به نظر میاد تنهایی
‫به خوبی از پس ریگان براومدی

837
00:46:05,846 --> 00:46:08,932
‫می‌دونی من واقعاً می‌خوام باهم
‫این مشکلات رو حل کنیم

838
00:46:09,850 --> 00:46:10,851
‫واقعاً؟

839
00:46:13,020 --> 00:46:14,646
‫پس چرا من رو از خودت می‌رونی؟

840
00:46:18,233 --> 00:46:20,486
‫من نمی‌تونم یه...

841
00:46:23,071 --> 00:46:24,990
‫بانو مکبثِ خبیث باشم

842
00:46:25,657 --> 00:46:30,537
‫از وقتی تو...
‫از وقتی ما اون کارو کردیم، خوابم نمی‌بره.

843
00:46:30,621 --> 00:46:32,789
‫بیدار دراز می‌کشم

844
00:46:34,500 --> 00:46:35,834
‫حس می‌کنم فلج شدم

845
00:46:35,918 --> 00:46:40,088
‫گذشته رو مرور می‌کنم و دنبال راه‌هایی می‌گردم
‫که می‌تونست یه جور دیگه تموم شه

846
00:46:40,172 --> 00:46:45,177
‫اگر هم خوابم ببره...
‫کابوس‌های وحشتناکی می‌بینم.

847
00:46:45,969 --> 00:46:48,639
‫راستش رو بخوای،
‫دقیقاً مثل بانو مکبث شدی.

848
00:46:48,722 --> 00:46:51,183
‫لعنتی. یعنی، جدی میگم

849
00:46:51,808 --> 00:46:52,809
‫می‌دونم

850
00:46:53,519 --> 00:46:57,314
‫یه زمانی بود که می‌تونستم
‫ذهنت رو بخونم

851
00:46:59,233 --> 00:47:01,485
‫و نمی‌دونم این کِی عوض شد

852
00:47:03,237 --> 00:47:04,071
‫جو...

853
00:47:05,948 --> 00:47:07,616
‫کمکم کن بفهمم

854
00:47:09,243 --> 00:47:12,287
‫چرا تو مثل من عذاب نمی‌کشی؟

855
00:47:16,416 --> 00:47:19,336
‫چون دست از احساس گناه
‫به خاطر این بخش از وجودم برداشتم

856
00:47:20,212 --> 00:47:21,463
‫وقتی لندن رو ترک کردیم

857
00:47:22,089 --> 00:47:25,175
‫تو سه سال کمکم کردی
‫نقش آدم خوبه رو بازی کنم و اشکالی نداره

858
00:47:25,259 --> 00:47:27,094
‫ولی من یه هدف لازم دارم

859
00:47:29,346 --> 00:47:30,597
‫یه هدف لازم دارم، کیت

860
00:47:31,390 --> 00:47:33,267
‫و وقتی می‌تونم از تو محافظت کنم

861
00:47:33,850 --> 00:47:35,143
‫و از هنری محافظت کنم...

862
00:47:35,227 --> 00:47:39,565
‫حتی ذره‌ای احساس گناه نمی‌کنم

863
00:47:39,648 --> 00:47:41,483
‫در واقع، کم کم دارم فکر می‌کنم

864
00:47:42,609 --> 00:47:44,903
‫چیزیه که من رو خاص می‌کنه

865
00:47:47,197 --> 00:47:49,492
‫و وقتی اینجوری بهم نگاه می‌کنی،

866
00:47:49,516 --> 00:47:53,745
‫برام دردناکه که چنین ذهنیتِ بدی
‫نسبت به من داری

867
00:47:53,829 --> 00:47:55,414
‫تو نوشته‌هام رو خوندی و جا خوردی

868
00:47:55,497 --> 00:47:58,292
‫اون بخش از من ترسناک نیست.
‫رومانتیکه.

869
00:47:58,375 --> 00:48:01,795
‫چون تصادفی نیست و واقعاً تشنه‌ی خون نیست

870
00:48:02,963 --> 00:48:03,964
‫برای توئه

871
00:48:06,842 --> 00:48:07,843
‫من اون رو نمی‌خوام

872
00:48:14,558 --> 00:48:17,144
‫مجبورم فکر کنم یه بخش ازت می‌خوادش

873
00:48:17,227 --> 00:48:19,980
‫چرا اون همه از گذشته‌ام رو لاپوشونی کردی؟

874
00:48:20,063 --> 00:48:22,024
‫چرا من رو فرستادی سراغ باب؟

875
00:48:22,107 --> 00:48:23,817
‫کیت، من با یه ملکه ازدواج کردم

876
00:48:23,900 --> 00:48:26,028
‫یه زنِ سرسخت و قدرتمند
‫که هیچکس نمی‌تونه سر به سرش بذاره

877
00:48:26,111 --> 00:48:28,113
‫و می‌دونم اون شخص هنوز توی وجودته

878
00:48:28,196 --> 00:48:29,781
‫بذار شوالیه‌ات باشم

879
00:48:29,865 --> 00:48:31,283
‫نیاز دارم بهت خدمت کنم

880
00:48:31,366 --> 00:48:35,245
‫بذار کمکت کنم دنیا رو بهتر کنی.
‫خواهش می‌کنم.

881
00:48:38,624 --> 00:48:40,375
‫می‌تونی کمکم کنی

882
00:48:42,377 --> 00:48:44,212
‫هر طوری غیر از اون

883
00:49:19,247 --> 00:49:22,042
‫صبح قراره از زدن حرفِ دلم ‫پشیمون شم

884
00:49:22,125 --> 00:49:27,130
‫ولی تو برام روشن کردی
‫چی توی زندگیِ مشترکم کمه، برانته

885
00:49:27,214 --> 00:49:29,675
‫تو درخشان و الهام‌بخشی

886
00:49:29,758 --> 00:49:33,303
‫و کارهای زیادی هست
‫که حاضرم برات بکنم

887
00:49:33,387 --> 00:49:35,722
‫شاید از یکم محافظت خوشت بیاد

888
00:49:47,734 --> 00:49:48,568
‫عه...

889
00:49:48,652 --> 00:49:49,736
‫- مدی؟
‫- من...

890
00:49:49,820 --> 00:49:52,447
‫چه خبره؟ این قدیمیه؟
‫نوشته: «زنده»

891
00:49:52,531 --> 00:49:57,994
‫می‌خواستم جلوی شایعاتی در بیام
‫که شاید پخش شده باشه

892
00:49:58,787 --> 00:49:59,996
‫عه...

893
00:50:00,080 --> 00:50:01,039
‫حقیقت داره

894
00:50:02,040 --> 00:50:03,125
‫من گند زدم

895
00:50:03,917 --> 00:50:06,086
‫با شوهرخواهرم

896
00:50:06,169 --> 00:50:07,963
‫پشمام، اون ریگانه

897
00:50:08,922 --> 00:50:09,923
‫این رو می‌بینی؟

898
00:50:10,006 --> 00:50:12,551
‫و بیشترین پشیمونی رو حس می‌کنم

899
00:50:12,634 --> 00:50:18,098
‫که یه فاحشه‌ی خیانتکارِ ‫حسود
می‌تونه حس کنه

900
00:50:18,181 --> 00:50:20,142
‫کیت فکر می‌کرد با ریگان به توافق رسیده،

901
00:50:20,225 --> 00:50:22,185
‫ولی معلومه که ریگان
‫هنوز داره دسیسه می‌چینه

902
00:50:22,269 --> 00:50:24,029
‫خدای من، یکی باید جلوش رو بگیره

903
00:50:24,053 --> 00:50:28,066
‫نقش بازی کردنش حتی داره
‫خواهرش رو گول می‌زنه. این ممکنه؟

904
00:50:28,150 --> 00:50:33,530
‫من حقِ رأی خودم توی هیئت مدیره رو
‫به طور غیابی و فوری

905
00:50:33,613 --> 00:50:36,533
‫به خواهرم ریگان انتقال میدم

906
00:50:36,616 --> 00:50:37,784
‫فوق‌العاده‌ست

907
00:50:37,868 --> 00:50:39,619
‫واقعاً زیرکانه‌ست

908
00:50:39,703 --> 00:50:43,206
‫لعنتی. لعنتی، من کنترلِ
‫هیئت مدیره رو از دست میدم

909
00:50:44,791 --> 00:50:48,378
‫خدایا! حق رأی تدی هم همینطور.
‫باید با چند نفر تماس بگیرم.

910
00:50:48,462 --> 00:50:51,631
‫امورِ هیئت مدیره اصلاً برام مهم نیست،
‫ولی این یه فرصتِ طلاییه.

911
00:50:51,715 --> 00:50:53,759
‫من کودن نیستم، من نابغه‌ام

912
00:50:53,842 --> 00:50:57,679
‫از قرار معلوم ریگان منبع الهامیه
‫که تمام این مدت دنبالش بودم

913
00:50:57,763 --> 00:51:00,515
‫بالأخره فهمیدم داستان
‫چطور باید پیش بره

914
00:51:00,599 --> 00:51:06,146
‫اگه شانس بیارم،
‫سندرمِ ایمپاستر قراره راه نجاتم باشه.

915
00:51:06,229 --> 00:51:09,533
‫نظرت چیه خودت رو
‫جای خواهرت جا بزنی؟

916
00:51:09,557 --> 00:51:19,557
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

917
00:51:19,581 --> 00:51:29,581
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

