﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:17,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:18,021 --> 00:00:19,411
‫آنچه گذشت...

4
00:00:19,436 --> 00:00:21,521
‫آدمکش فسقلیت جوئـه؟

5
00:00:21,604 --> 00:00:25,099
‫امروز داشتم به‌ خواهرم نگاه می‌کردم و
‫فهمیدم که دلم می‌خواد جنازش رو ببینم

6
00:00:25,124 --> 00:00:27,001
‫عاشق همین اخلاقتم

7
00:00:27,026 --> 00:00:31,531
‫از این که حتی تلاش نمی‌کنی
‫جلوی خودت رو بگیری هم متنفرم

8
00:00:31,614 --> 00:00:34,325
‫نظرت چیه خودت رو
‫جای خواهرت جا بزنی؟

9
00:00:34,409 --> 00:00:37,495
‫یکی‌تون زنده‌ می‌مونه، یکی‌تون می‌میره.
‫اون هم همین حق انتخاب رو داره.

10
00:00:37,579 --> 00:00:40,415
‫چیزی که کیت داره جون می‌کنه بگه و
‫موفق هم نبوده اینـه که

11
00:00:40,498 --> 00:00:44,753
‫من از مسئولیتم به عنوانِ
‫ مدیر مالی شرکت لاکوود کناره‌گیری می‌کنم

12
00:00:44,778 --> 00:00:45,854
‫چیکارش کردی؟

13
00:00:45,879 --> 00:00:48,256
‫مدی ریگان رو کشت

14
00:00:48,281 --> 00:00:49,857
‫حتماً یه کاری کردی

15
00:00:50,675 --> 00:00:53,178
‫ببخشید. نباید به خودم حق می‌دادم که
‫هوات رو داشته باشم

16
00:00:53,203 --> 00:00:55,196
‫من نباید همچین حسی بهت داشته باشم

17
00:00:55,221 --> 00:00:57,724
‫من هم نباید همچین حسی
‫بهت داشته باشم

18
00:00:57,807 --> 00:00:59,976
‫مهم نیست. تو متأهلی

19
00:01:00,060 --> 00:01:04,414
‫شاید می‌خوام حرفِ دلم رو روی کاغذ بیارم.
‫که فقط دیده نشم، بلکه قورت داده شم.

20
00:01:04,439 --> 00:01:07,484
‫و توی خونه هم همینطوره؟
‫قورت داده میشی؟

21
00:01:07,509 --> 00:01:08,509
‫نه

22
00:01:22,290 --> 00:01:26,377
‫توی آثار کلاسیک،
‫از خیانت معمولاً به خوبی یاد نمیشه

23
00:01:26,461 --> 00:01:29,047
‫آنا کارِنینا خودش رو پرت کرد زیر قطار

24
00:01:29,130 --> 00:01:31,758
‫مادام بوواری مرگ موش خورد و
‫این لیست به همین شکل ادامه داره

25
00:01:34,385 --> 00:01:37,764
‫ولی عاشقانه‌ی من و تو
‫یه جنس دیگه‌ای از عاشقانه‌هاست

26
00:01:38,723 --> 00:01:42,310
‫عاشقانه‌ای که توش هر روزی که باهمیم،
‫مثل یک ابدیت باشکوهـه

27
00:01:44,229 --> 00:01:45,522
‫صبر کن ببینم

28
00:01:45,605 --> 00:01:46,689
‫چرا...

29
00:01:47,607 --> 00:01:50,401
‫چرا بعد از اینکه مهاجم رو می‌کشه،
‫ازرا اونو نمی‌بوسه؟

30
00:01:51,402 --> 00:01:53,571
‫صورتش پر خونـه

31
00:01:53,655 --> 00:01:55,949
‫آره، ناسلامتی خون‌آشامـه

32
00:01:59,119 --> 00:02:00,954
‫ولی دختره خون‌آشام نیست

33
00:02:01,780 --> 00:02:03,365
‫منو واسه فانتزی‌هام مسخره نکن

34
00:02:03,390 --> 00:02:04,641
‫چی؟

35
00:02:04,666 --> 00:02:06,417
‫اون لحظه وحشت‌زده‌ست

36
00:02:06,501 --> 00:02:09,420
‫اولین باریـه که
‫داره خود واقعیش رو بهش نشون میده

37
00:02:09,445 --> 00:02:10,863
‫خوابم برد

38
00:02:11,005 --> 00:02:14,008
‫مخاطب‌هات یه مشت آدم جذاب‌ان
‫که دلشون می‌خواد آدم بکشن

39
00:02:14,092 --> 00:02:16,010
‫اونا دنبال یه چیز واقعی نیستن

40
00:02:16,094 --> 00:02:19,222
‫اونا می‌خوان با فکر به
‫سکس و قتل ارضا بشن و

41
00:02:19,305 --> 00:02:21,516
‫بعدش... حس و حال عجیبی بهشون دست بده

42
00:02:22,684 --> 00:02:24,811
‫این که حال‌به‌هم‌زنـه.
‫کسی همچین چیزی نمی‌خواد.

43
00:02:24,894 --> 00:02:26,087
‫حال‌به‌هم‌زنـه؟

44
00:02:26,312 --> 00:02:27,564
‫واقعاً؟

45
00:02:27,647 --> 00:02:28,773
‫این چی؟

46
00:02:28,857 --> 00:02:31,609
‫خب... چیکار می‌کنی؟

47
00:02:31,693 --> 00:02:34,112
‫فقط تو می‌تونی کاری کنی که
‫دلم بخواد شلخته‌تر باشم

48
00:02:34,195 --> 00:02:37,073
‫ولی از این وحشت دارم که
‫اگه بهت نشون بدم

49
00:02:37,157 --> 00:02:41,411
‫چقدر قهرمان داستان در واقع خود منم،
‫یه روزی رابطه‌مون از هم بپاشه

50
00:02:54,841 --> 00:02:56,689
‫حالا که ریگان از سر راه برداشته شده،

51
00:02:56,714 --> 00:03:01,307
‫خب، اگه اینو می‌شنید دیوونه می‌شد،
‫ولی کیت داره خون به پا می‌کنه!

52
00:03:01,332 --> 00:03:03,725
‫جنیفر، گوش کن،
‫ما تا یک چهارمش رو قول دادیم...

53
00:03:03,808 --> 00:03:05,560
‫البته همگی این‌ها به لطف خودمـه

54
00:03:05,643 --> 00:03:07,103
‫هیچکس ازم قدردانی نمی‌کنه،
‫ولی طوری نیست

55
00:03:07,128 --> 00:03:08,861
‫حالا که کیت انقدر سرش شلوغـه،
‫منم می‌تونم به...

56
00:03:08,886 --> 00:03:10,748
‫ماجراجویی‌های خارج از ازدواجم برسم

57
00:03:10,773 --> 00:03:14,152
‫که ترجیح میدم تا
‫بررسی قدم بعدی محفوظ نگه ندارم

58
00:03:16,087 --> 00:03:17,976
‫« سینتیا »

59
00:03:18,948 --> 00:03:21,868
‫خودم می‌دونم، سینتیا.
‫خودم استخدامت کردم.

60
00:03:21,893 --> 00:03:23,812
‫گندکاری‌هایی که پنهون کردی

61
00:03:23,837 --> 00:03:27,174
‫چیزهایی که سه سال پیش
‫گفتم نمی‌خوام راجع‌به جو بدونم،

62
00:03:28,291 --> 00:03:30,168
‫الان می‌خوام بدونم

63
00:03:32,295 --> 00:03:33,755
‫یادت نره حتماً رمزگذاری بشه

64
00:03:36,806 --> 00:03:41,452
‫« ریگان، خواهش می‌کنم بگو
‫بین تو و جو چه اتفاقی افتاد »

65
00:03:41,910 --> 00:03:44,616
‫بعضی وقت‌ها هر چی ندونی، راحت‌تری و

66
00:03:44,641 --> 00:03:48,353
‫کیت تا وقتی که مدی نقشش رو
‫خوب بازی کنه، از ماجرا بی‌خبر می‌مونه

67
00:03:48,436 --> 00:03:49,604
‫تو هم می‌خوای، مامان؟

68
00:03:50,230 --> 00:03:51,230
‫حتماً

69
00:03:51,272 --> 00:03:54,651
‫راستش، نه. کلی کربوهیدرات داره،
‫دیگه همچین سؤالی ازم نپرس

70
00:03:57,320 --> 00:03:58,947
‫بالاخره می‌فهمن

71
00:04:01,074 --> 00:04:04,953
‫اینکه چیکار کردی،
‫هرزه‌ی نازک‌نارنجی

72
00:04:05,787 --> 00:04:07,872
‫بیا، رِی

73
00:04:07,956 --> 00:04:10,768
‫بیخیال، عزیزم، مشکل چیـه؟

74
00:04:10,953 --> 00:04:12,522
‫مشکل چیـه؟

75
00:04:12,669 --> 00:04:15,046
‫از زمین و آسمون داره مشکل می‌باره!

76
00:04:15,129 --> 00:04:17,590
‫چون گذاشتم برگردی خونه

77
00:04:17,674 --> 00:04:20,051
‫به این معنی نیست که همه چی خوبـه!

78
00:04:23,805 --> 00:04:25,139
‫هی، عزیزم...

79
00:04:25,807 --> 00:04:28,810
‫ببخشید اینجوری شد.
‫بیا ببینم. چیزی نیست.

80
00:04:28,893 --> 00:04:32,605
‫عزیزم... لطفاً منو ببخش.
‫واقعاً شرمنده‌ام.

81
00:04:35,858 --> 00:04:37,402
‫شرمنده که...

82
00:04:38,903 --> 00:04:42,393
‫جفت‌تون یه مشت هرزه‌ی‌ نازک‌نارنجی‌اید

83
00:04:47,049 --> 00:04:48,429
‫« کتاب‌فروشی مونی »

84
00:04:48,454 --> 00:04:51,457
‫از اینکه چقدر خوب می‌تونم چندین کار رو
‫همزمان پیش ببرم خودم هم تعجب می‌کنم

85
00:04:51,541 --> 00:04:53,214
‫اکثر مردم جا می‌زنن

86
00:04:53,918 --> 00:04:55,461
‫ولی تو مثل اکثر مردم نیستی

87
00:04:55,545 --> 00:04:57,588
‫تو عاشق قهرمان داستان منی

88
00:04:57,672 --> 00:05:00,216
‫همه‌اش دارم به نوشته‌هات فکر می‌کنم

89
00:05:01,202 --> 00:05:05,078
‫کِی میشه که منم با همون دقت و
‫اهمیتی که کار منو می‌بینی، کارتو ببینم؟

90
00:05:05,471 --> 00:05:07,515
‫اخیراً خیلی چیزی ننوشتم

91
00:05:07,598 --> 00:05:09,350
‫یکم حواسم جای دیگه‌ای بود

92
00:05:11,936 --> 00:05:12,936
‫ببخشید

93
00:05:16,316 --> 00:05:19,068
‫آمم... من میرم... کمک کنم

94
00:05:20,069 --> 00:05:21,779
‫چیزی رو داری ازم قایم می‌کنی؟

95
00:05:21,863 --> 00:05:25,325
‫آدم وقتی خود واقعیش رو
‫به نمایش می‌ذاره، آسیب‌پذیر میشه

96
00:05:25,408 --> 00:05:28,286
‫چیکار کنم که
‫چیزهای بیشتری ازت دستگیرم بشه؟

97
00:05:32,582 --> 00:05:35,418
‫خب، پس صبح می‌بینمت

98
00:05:35,501 --> 00:05:39,464
‫آره، شاید طرف‌های یازده.
‫باید به یه سری از کارهام برسم.

99
00:05:40,798 --> 00:05:44,761
‫سر جات بمون، ریلکس کن.
‫خودم بازش می‌کنم.

100
00:05:44,844 --> 00:05:46,471
‫یعنی چی دقیقاً؟

101
00:05:46,560 --> 00:05:48,896
‫کل زندگیت رو
‫مشغول مراقبت از دیگران بودی

102
00:05:48,973 --> 00:05:52,351
‫حدس می‌زنم از این که
‫یکی از خودت مراقبت کنه لذت می‌بری

103
00:05:52,435 --> 00:05:54,020
‫برای آقای گلدبرگ؟

104
00:05:54,103 --> 00:05:56,314
‫بله، یخچال اونجاست.
‫لطف کنید...

105
00:05:57,940 --> 00:06:00,151
‫بابت تمام زمان‌هایی که کار کردی ممنونم

106
00:06:00,234 --> 00:06:02,779
‫- دیدم یه سری خریدهای الزامیت عقب افتاده
‫- جو گلدبرگ؟

107
00:06:03,613 --> 00:06:05,323
‫می‌خوای بگی سوءتغذیه دارم؟

108
00:06:05,406 --> 00:06:07,487
‫بیشتر می‌خوره که استرس داشته باشی

109
00:06:09,285 --> 00:06:12,455
‫می‌تونی همون‌جا بذاریش، لطفاً.
‫خیلی ممنون.

110
00:06:12,480 --> 00:06:14,843
‫با پول میشه خیلی چیزها رو خرید،
‫بخصوص آزادی عمل رو

111
00:06:15,449 --> 00:06:16,476
‫این چیـه؟

112
00:06:16,501 --> 00:06:19,504
‫آره، چند روزی میشه که
‫گردنت رو می‌مالی، وقتشـه ریلکس کنی

113
00:06:20,755 --> 00:06:21,798
‫به شکمت برس

114
00:06:21,881 --> 00:06:24,801
‫شاید دیدی یه وقتی برای نوشتن پیدا کردی

115
00:06:26,844 --> 00:06:27,845
‫مرسی

116
00:06:29,305 --> 00:06:31,724
‫می‌تونی شونه‌هام رو از این بگایی در بیاری؟

117
00:06:32,767 --> 00:06:36,979
‫پشت همدیگه بودن
‫ابراز علاقه‌ایـه که جفت‌مون توش ماهریم

118
00:06:40,566 --> 00:06:44,904
‫هی، وایسا! من...
‫یادم رفت انعامت رو بدم

119
00:06:44,987 --> 00:06:48,449
‫نیازی به انعام نیست.
‫آقای گلدبرگ زحمتش رو کشیدن.

120
00:06:48,533 --> 00:06:49,951
‫خب، ممنونم

121
00:07:08,845 --> 00:07:11,264
‫واقعاً متأسفم

122
00:07:12,807 --> 00:07:14,725
‫بیا بغلم، بیا ببینم

123
00:07:15,893 --> 00:07:17,242
‫چیزی نیست

124
00:07:24,652 --> 00:07:26,654
‫می‌دونم، می‌دونم که...

125
00:07:28,948 --> 00:07:30,825
‫می‌دونم نباید برام مهم باشه،

126
00:07:30,908 --> 00:07:33,327
‫ولی فقط حس می‌کنم...

127
00:07:34,620 --> 00:07:38,124
‫خیلی احمق‌ام

128
00:07:38,207 --> 00:07:39,545
‫می‌دونم ولی نه

129
00:07:40,209 --> 00:07:42,170
‫الان جای این حرف‌ها نیست

130
00:07:43,171 --> 00:07:44,630
‫نباید این بار رو تنهایی به دوش بکشی

131
00:07:45,465 --> 00:07:49,552
‫تو... به عشق باور داشتی.
‫به زندگی زناشویی باور داشتی.

132
00:07:49,635 --> 00:07:53,389
‫چرا از همون اول
‫زندگیم رو باهاش تباه کردم؟

133
00:07:58,697 --> 00:07:59,862
‫چیـه؟

134
00:08:00,813 --> 00:08:02,857
‫خب، حالا که دیگه
‫لزومی نداره ازش محافظت کنی،

135
00:08:02,940 --> 00:08:04,775
‫نمی‌خوای حقیقت رو بهم بگی؟

136
00:08:04,859 --> 00:08:06,569
‫با چه آدمی ازدواج کردی؟

137
00:08:07,153 --> 00:08:08,413
‫من نمی‌دونستم

138
00:08:08,779 --> 00:08:14,827
‫به خودم می‌گفتم که
‫می‌تونیم خوش و خُرم زندگی کنیم و

139
00:08:14,911 --> 00:08:19,165
‫گذشته رو نادیده بگیریم

140
00:08:19,832 --> 00:08:21,834
‫مگه چه گذشته‌ای داشت؟

141
00:08:22,710 --> 00:08:27,715
‫لندن که بودیم بهم گفت
‫یه کارهایی توی گذشته کرده

142
00:08:27,798 --> 00:08:31,469
‫کارهایی که منِ ساده باور کردم
‫برای محافظت از خودش و

143
00:08:31,552 --> 00:08:33,221
‫عزیزانش بوده

144
00:08:33,304 --> 00:08:35,932
‫چه کارهایی کرده؟

145
00:08:36,015 --> 00:08:38,935
‫به مردم آسیب رسونده. بدتر

146
00:08:39,018 --> 00:08:40,018
‫بدتر؟

147
00:08:40,061 --> 00:08:43,147
‫اخیراً ته و توی
‫تمام کارهایی که کرده رو در آوردم و

148
00:08:43,231 --> 00:08:46,609
‫یه چیزهایی فهمیدم که ازم پنهون کرده بود

149
00:08:47,818 --> 00:08:50,696
‫مثل خیانت به همسر آخرش

150
00:08:50,780 --> 00:08:52,490
‫با زنی که از اون زمان مفقود شده

151
00:08:52,573 --> 00:08:53,616
‫این کیـه؟

152
00:08:53,699 --> 00:08:55,409
‫اسمش مریان بلامیـه

153
00:08:55,493 --> 00:08:57,745
‫کتابداریـه که برای جو کار می‌کرد

154
00:08:57,828 --> 00:08:59,413
‫رابطه‌ی نامشروع‌شون چند ماه قبل از

155
00:08:59,497 --> 00:09:02,124
‫اینکه به ظاهر لاو کوئین
‫خودش رو بکشه شروع شد

156
00:09:02,149 --> 00:09:03,275
‫به ظاهر؟

157
00:09:03,574 --> 00:09:07,647
‫من شنیدم که همسر سابقش دیوونه شد و
‫خواست جو رو بکشه

158
00:09:07,672 --> 00:09:09,670
‫این نسخه‌ی خودش
‫از ماجرا بود که باور کرده بودم

159
00:09:09,695 --> 00:09:11,775
‫کمکش کردم مردم رو متقاعد کنه

160
00:09:12,677 --> 00:09:13,677
‫باب...

161
00:09:15,471 --> 00:09:17,223
‫کار خودش بود، مگه نه؟

162
00:09:21,477 --> 00:09:23,887
‫می‌دونستم! حتی ازت پرسیدم

163
00:09:24,897 --> 00:09:26,631
‫کیت، تو در امان نیستی

164
00:09:26,899 --> 00:09:29,485
‫- منم اینجا احساس امنیت نمی‌کنم
‫- نه، ما... ما جامون امنـه

165
00:09:29,510 --> 00:09:32,438
‫تا وقتی که نفهمه
‫ما حقیقت رو می‌دونیم

166
00:09:33,197 --> 00:09:35,908
‫ببین، باید عادی رفتار کنیم، خب؟
‫راه دیگه‌ای نداریم

167
00:09:35,992 --> 00:09:39,912
‫تا وقتی که یه راه فراری پیدا کنم،
‫یه راهی که مطمئن بشم هنری رو بدست میارم

168
00:09:39,996 --> 00:09:42,212
‫ولی باید پیش پلیس بری

169
00:09:42,237 --> 00:09:43,991
‫اگه زندان بره،
‫دیگه نمی‌تونه حضانت هری رو بگیره

170
00:09:44,016 --> 00:09:45,476
‫- به این سادگی نیست
‫- چرا؟

171
00:09:45,501 --> 00:09:47,920
‫بذار خودم درستش کنم.
‫از پسش بر میام.

172
00:09:48,004 --> 00:09:50,506
‫خواهش می‌کنم، تدی، بهم اعتماد کن.
‫می‌دونم، می‌دونم.

173
00:09:50,590 --> 00:09:54,176
‫تا الان چشم‌هام رو بستم،
‫ولی دیگه نه، بهت قول میدم

174
00:09:59,932 --> 00:10:01,517
‫جای خیلی خوبی واسه شروعـه...

175
00:10:01,601 --> 00:10:03,769
‫واقعاً ریلکس‌تری

176
00:10:06,814 --> 00:10:09,025
‫و عملیات با موفقیت به انجام رسید.
‫شروع به نوشتن کردی.

177
00:10:10,401 --> 00:10:13,821
‫گمونم تنها چیزی که لازم داشتی یکی بود که
‫برات وقت جور کنه تا بتونی بنویسی

178
00:10:13,904 --> 00:10:16,657
‫ولی از اون مهم‌تر اینـه که داری
‫اولین نسخه‌ی پیش‌نویست رو بهم نشون میدی

179
00:10:16,741 --> 00:10:18,993
‫مطمئنی که قضاوت نمی‌کنم

180
00:10:19,869 --> 00:10:22,747
‫می‌فهمم چرا از نشون دادن
‫نوشته‌هات به من می‌ترسیدی

181
00:10:22,830 --> 00:10:23,830
‫رُک و مستقیمـه

182
00:10:23,873 --> 00:10:25,712
‫اونقدری شهوانی و زننده‌ست که حتی

183
00:10:25,737 --> 00:10:28,227
‫طرفدارهای دو‌آتیشه‌ی
‫داستان‌های مبتذل هم معذب کنه

184
00:10:28,252 --> 00:10:30,592
‫در برابر طناب‌ها تقلا می‌کرد

185
00:10:30,833 --> 00:10:33,691
‫افسار دست اون بود و
‫اِلا این رو می‌دونست

186
00:10:33,716 --> 00:10:36,168
‫داری کم‌کم نشون میدی
‫چه فانتزی‌ای دوست داری

187
00:10:36,193 --> 00:10:38,362
‫هر رنجی که از مراقبتِ دیگران
‫به دوش می‌کشی، باهاش خو گرفتی و

188
00:10:38,387 --> 00:10:41,140
‫این بی‌اختیاری برات عاشقانه‌ست

189
00:10:41,223 --> 00:10:43,351
‫بدنش از شهوت منقبض شده بود

190
00:10:43,434 --> 00:10:47,730
‫تنِ اِلا چنان در حصار بازوانش بر میز نقش بست
‫که نفس کشیدن برایش دشوار شده بود

191
00:10:47,813 --> 00:10:50,858
‫کلمات تاب توصیف میل و عطشش را نداشت و

192
00:10:50,941 --> 00:10:53,235
او را با تمام اشتیاق
‫به صخره‌ی وجودش می‌کوفت

193
00:10:53,260 --> 00:10:57,373
‫هنگامی که دندان‌هایش بوسه‌وار بر گردنش سایید،
‫صدای بریده بریده‌ی نفس‌هایش را شنید:

194
00:10:57,823 --> 00:10:58,878
‫«منو مال خودت کن»

195
00:10:58,903 --> 00:11:03,037
‫یعنی ممکنـه انقدر از کنترل شدن لذت ببری؟

196
00:11:03,120 --> 00:11:05,122
‫یعنی انقدر به من اعتماد داری؟

197
00:11:05,665 --> 00:11:08,084
‫ببین، اگه ازش متنفری مستقیم بهم بگو

198
00:11:08,167 --> 00:11:13,339
‫نه، نه، نه، نه.
‫راستش پسندیدم. جدی میگم. آه...

199
00:11:13,422 --> 00:11:16,008
‫خیلی‌خب، دقیقاً منظورت از «آه...» چیـه؟

200
00:11:16,092 --> 00:11:19,372
‫راستش مات و مبهوتم.
‫البته از نوع خوبش.

201
00:11:19,397 --> 00:11:22,480
‫چطور ممکنـه این همه کتاب خونده باشی و
‫همچنان انقدر ساده و معمولی باشی؟

202
00:11:23,224 --> 00:11:24,767
‫من سنتی رو ترجیح میدم

203
00:11:25,393 --> 00:11:26,852
‫خیلی‌خب، من اصلاً نباید...

204
00:11:26,936 --> 00:11:29,230
‫ نه، برانته. برانته...

205
00:11:29,313 --> 00:11:32,817
‫دوست دارم بیشتر با
‫این بخش از وجودت آشنا شم

206
00:11:34,527 --> 00:11:39,532
‫حالا راستش رو بهم بگو،
‫واقعاً از این چیزها دوست داری؟

207
00:11:43,869 --> 00:11:45,246
‫نمی‌دونم، شاید

208
00:11:46,705 --> 00:11:50,084
‫تو دوست نداشتی زندگی
‫اون تب و تاب داستانی رو می‌داشت؟

209
00:11:51,627 --> 00:11:56,257
‫نمایشنامه می‌نویسم چون
‫دلم می‌خواد کلمات رو با وجودم حس کنم

210
00:11:56,340 --> 00:11:57,800
‫نه فقط توی سرم باشن

211
00:11:57,883 --> 00:12:00,761
‫حتی اگه یه مفهوم کهنه‌ای
‫مثل برتری مرد بر زن باشه؟

212
00:12:00,845 --> 00:12:03,097
‫مسئله همینجاست و فقط تو نیستی

213
00:12:03,180 --> 00:12:04,306
‫همه همین رو میگن

214
00:12:04,390 --> 00:12:07,852
‫تا خودم رو زیرسؤال نبرم
‫نمی‌تونم حرفی از خواسته‌هام به بقیه بزنم

215
00:12:07,935 --> 00:12:09,979
‫وگرنه هدف از فمینیسم چیـه،

216
00:12:10,062 --> 00:12:13,566
‫اگه قرار باشه بقیه
‫راجع‌به رفتار خانمانه بهم بگن؟

217
00:12:18,529 --> 00:12:20,698
‫تعارف نکن

218
00:12:23,058 --> 00:12:26,478
‫شیش ساعت دیگه قراره تعطیل کنیم؟

219
00:12:29,039 --> 00:12:30,291
‫همین الان تعطیل کن

220
00:12:34,253 --> 00:12:36,470
‫یادت نره، مهم اونیـه که افسار دستشـه

221
00:12:36,839 --> 00:12:38,090
‫اشتباه برداشت نکن،

222
00:12:38,115 --> 00:12:39,581
‫اونقدری احمق نیستم که بخوام

223
00:12:39,606 --> 00:12:42,236
‫فانتزی جنسی رو با
‫تاریک‌ترین بخش‌های وجودم اشتباه بگیرم

224
00:12:42,261 --> 00:12:44,440
‫ولی این برام مثل یه پلی بین این دوتاست

225
00:12:45,097 --> 00:12:48,434
‫دوست داری اختیارت دست من باشه.
‫اعتماد کامل بهم داشته باشی.

226
00:12:48,517 --> 00:12:52,021
‫چیزی که هرگز
‫توی رابطه بهش فکر نمی‌کنم

227
00:12:52,104 --> 00:12:53,314
‫سفت که نیست؟

228
00:12:54,398 --> 00:12:55,399
‫عالیـه

229
00:13:00,029 --> 00:13:03,699
‫- مطمئنی کلمه‌ی امن به کارمون نمیاد؟
‫- اگه بخوام تمومش کنی، میگم: «تمومش کن»

230
00:13:07,369 --> 00:13:08,369
‫واو

231
00:13:09,079 --> 00:13:11,123
‫الان می‌تونم هر کاری که می‌خوام باهات بکنم

232
00:13:11,749 --> 00:13:15,461
‫ولی فرق بین من و
‫مردهایی مثل کلیتون توی همین چیزهاست

233
00:13:15,544 --> 00:13:17,630
‫من اومدم تو رو به خواسته‌هات برسونم

234
00:13:27,515 --> 00:13:29,781
‫یالا، خود واقعیت رو نشونم بده

235
00:13:30,392 --> 00:13:33,020
‫تو می‌خوای اختیارت دست من باشه

236
00:13:33,103 --> 00:13:34,399
‫حالا دیگه مال منی

237
00:13:35,105 --> 00:13:36,815
‫آره

238
00:13:38,041 --> 00:13:40,335
‫می‌خوای بالاخره تا این اندازه

239
00:13:40,360 --> 00:13:41,410
‫بهم اعتماد کنی

240
00:13:42,238 --> 00:13:43,447
‫و منم مال توام

241
00:13:46,099 --> 00:13:47,506
‫اگه می‌خوای پس معطل نکن

242
00:13:52,790 --> 00:13:54,500
‫بگو که می‌دونی تو هم مال منی

243
00:13:54,583 --> 00:13:55,583
‫من...

244
00:13:56,669 --> 00:13:58,295
‫آمم... تمومش کن

245
00:13:59,338 --> 00:14:01,090
‫- ببخشید
‫- باشه

246
00:14:02,091 --> 00:14:04,633
‫نه، نه، نیازی به عذرخواهی نیست.
‫من کاری کردم؟

247
00:14:04,927 --> 00:14:07,263
‫چیزی نیست. مشکلی نیست

248
00:14:07,346 --> 00:14:09,932
‫گندش بزنن.
‫نه، کجای کارم اشتباه بود؟

249
00:14:10,015 --> 00:14:12,601
‫ازت تقاضا کردم که بگی مال منی.
‫زیاده‌روی کردم.

250
00:14:12,685 --> 00:14:14,687
‫من خوبم، خواهش می‌کنم...

251
00:14:14,770 --> 00:14:16,105
‫نگران من نباش. فقط...

252
00:14:16,939 --> 00:14:19,066
‫یهو سرد شدم

253
00:14:19,775 --> 00:14:22,509
‫یعنی سردم شد، نه که دلسرد شده باشم

254
00:14:22,534 --> 00:14:24,119
‫گوشیت داره زنگ می‌خوره

255
00:14:25,913 --> 00:14:29,315
‫شاید هم بخاطر پیام‌های رگباری مدی بود؟
‫« بیا همون جای همیشگی. کجایی! جو! »

256
00:14:29,618 --> 00:14:30,619
‫من...

257
00:14:31,787 --> 00:14:32,788
‫باید برم

258
00:14:33,664 --> 00:14:34,874
‫باشه

259
00:14:36,667 --> 00:14:38,669
‫بیا. چیزی نشده، خب؟

260
00:14:38,752 --> 00:14:39,871
‫نتونستی

261
00:14:39,896 --> 00:14:42,231
‫خواستی بهم اعتماد کامل کنی،

262
00:14:42,256 --> 00:14:43,299
‫ولی پشیمون شدی

263
00:14:43,324 --> 00:14:44,650
‫زیاده‌روی کردم؟

264
00:14:44,675 --> 00:14:47,553
‫چیزی توی من دیدی که ترسوندت؟

265
00:14:55,519 --> 00:14:56,979
‫مدی مثل دندون لقـه،

266
00:14:57,062 --> 00:15:00,482
‫ولی به وضوح بهم فهموندی که
‫واسه هضم هر اتفاقی که بود زمان می‌خوای

267
00:15:00,566 --> 00:15:03,027
‫ما دیگه بچه نیستیم.
‫چیزی‌مون نمیشه. امیدوارم.

268
00:15:05,404 --> 00:15:07,990
‫جو! منم، مدی

269
00:15:08,073 --> 00:15:09,241
‫می‌دونم. بیا بریم

270
00:15:10,367 --> 00:15:12,786
‫باید زمانش رو جلو بندازیم

271
00:15:12,870 --> 00:15:14,288
‫منظورت چیـه که «زمانش رو»؟

272
00:15:14,371 --> 00:15:17,458
‫مرگ یا مفقودی ریگان یا هر چی

273
00:15:17,541 --> 00:15:19,668
‫باید فردا انجامش بدیم

274
00:15:19,752 --> 00:15:23,172
‫کیت چپ و راست ازم می‌پرسه که
‫چرا من... یعنی اون، ریگان، استعفا داده

275
00:15:23,255 --> 00:15:24,882
‫کار فوریت این بود؟

276
00:15:24,965 --> 00:15:26,383
‫نه، یه بار راجع‌بهش بحث کردیم

277
00:15:27,134 --> 00:15:28,385
‫باب هنوز کفنش خشک نشده

278
00:15:28,469 --> 00:15:30,971
‫باید یه ماه صبر کنیم،
‫وگرنه همه شک می‌کنن

279
00:15:31,055 --> 00:15:32,222
‫بیشتر از همه همسر خودم

280
00:15:33,515 --> 00:15:36,143
‫تا ماهِ دیگه عذاب‌وجدان منو می‌کشه

281
00:15:37,394 --> 00:15:41,857
‫دائماً با هریسون و گرچن بدرفتاری می‌کنم

282
00:15:41,941 --> 00:15:46,070
‫انگار... زیادی توی ریگان بودن خوبم

283
00:15:46,779 --> 00:15:48,989
‫جو، زیادی توی نقشم فرو رفتم

284
00:15:50,157 --> 00:15:51,241
‫تو متوجه نیستی

285
00:15:52,618 --> 00:15:53,618
‫ریگان...

286
00:15:54,870 --> 00:15:56,121
‫کابوس روز و شبم شده و

287
00:15:57,331 --> 00:16:00,626
‫با هیچ قرص و مریم‌گلی‌ای
‫از سرم بیرون نمیره و

288
00:16:01,418 --> 00:16:04,254
‫باور کن یه کیسه قرص مصرف می‌کنم

289
00:16:05,839 --> 00:16:09,760
‫تا یه ماه دیگه ریگان میره فیلیپین

290
00:16:10,761 --> 00:16:13,806
‫تا یه مدتی رو تنها باشه.
‫قراره یه قایقی اجاره کنه و

291
00:16:14,515 --> 00:16:16,141
‫توی دریاها گم بشه

292
00:16:17,476 --> 00:16:18,370
‫چطور؟

293
00:16:18,394 --> 00:16:20,479
‫معمولاً خیلی وارد جزئیات نمیشم،

294
00:16:20,562 --> 00:16:21,981
‫ولی باید خوب مسئله رو درک کنه

295
00:16:22,064 --> 00:16:24,900
‫من یه رفیقی توی مانیل دارم.
‫اون به همه چی رسیدگی می‌کنه.

296
00:16:24,984 --> 00:16:27,528
‫کی؟ تو که رفیقی نداری

297
00:16:27,553 --> 00:16:29,364
‫باید حواست رو جمع کنی. ببین...

298
00:16:31,031 --> 00:16:35,137
‫یه ماهِ دیگه تحمل کن،
‫بعدش با ریگان خداحافظی می‌کنیم.

299
00:16:35,255 --> 00:16:36,255
‫واسه همیشه

300
00:16:36,280 --> 00:16:38,199
‫خب، چرا سراغ تو نمیاد؟

301
00:16:38,747 --> 00:16:40,499
‫چون من خوشحالم که مُرده

302
00:16:41,000 --> 00:16:44,336
‫جای گوش دادن به صداهای توی سرت
‫باید به حرف‌های من گوش بدی

303
00:16:44,420 --> 00:16:45,421
‫از پسش بر میای

304
00:16:46,672 --> 00:16:49,508
‫خب؟ تو قوی‌تر از اونی.
‫همیشه بودی.

305
00:16:53,303 --> 00:16:54,304
‫فقط یه ماه دیگه تحمل کن

306
00:16:57,141 --> 00:16:58,308
‫یه ماه دیگه

307
00:17:00,519 --> 00:17:03,939
‫تا وقتی مدی دهنش رو باز نکنه،
‫مشکلی هم برای من پیش نمیاد و

308
00:17:04,023 --> 00:17:05,649
‫این قضیه هم ختم به خیر میشه

309
00:17:08,193 --> 00:17:11,238
‫یه بار بهم گفتی بدت میاد کسی بهت گل بده،
‫چون از لحظه‌ی اول داره پژمرده میشه

310
00:17:11,321 --> 00:17:15,451
‫ولی باید یه هدیه‌ای بهت می‌دادم تا تجربه‌ی
‫ناموفق اعتمادمون به همدیگه رو جبران کنه

311
00:17:15,534 --> 00:17:16,428
‫برانته؟

312
00:17:16,452 --> 00:17:19,663
‫کتاب‌فروشی رو باز نکردی.
‫هنوز ناراحتی؟

313
00:17:30,174 --> 00:17:36,138
‫جو، متأسفم. دارم از شهر میرم.
‫ممنون بابت همه چی. برانته.

314
00:17:36,468 --> 00:17:38,304
‫این کارها یعنی چی؟

315
00:17:41,602 --> 00:17:43,353
‫خدای من

316
00:17:44,104 --> 00:17:46,440
‫با من به هم زدی؟

317
00:17:47,149 --> 00:17:49,109
‫برانته؟ لوئیس؟

318
00:18:01,413 --> 00:18:02,348
‫متأسفیم

319
00:18:02,372 --> 00:18:04,750
‫شماره‌ای که با آن
‫تماس گرفته‌اید در دسترس نمی‌باشد

320
00:18:06,497 --> 00:18:09,109
‫« حالت خوبـه؟ »

321
00:18:09,526 --> 00:18:11,815
‫« ارسال ناموفق. دوباره تلاش کنید »

322
00:18:11,840 --> 00:18:13,467
‫چه بلایی سرت اومد؟

323
00:18:14,843 --> 00:18:16,887
‫چه بلایی سر رابطه‌مون اومد؟

324
00:18:22,017 --> 00:18:23,685
‫کجا رفتی؟ چرا رفتی؟

325
00:18:23,769 --> 00:18:25,437
‫می‌دونم اوضاع یکم عجیب شد

326
00:18:25,521 --> 00:18:28,190
‫ولی... امکان نداشت انقدر
‫تو رو ترسونده باشم

327
00:18:28,273 --> 00:18:32,096
‫نه جواب تماس رو میدی،
‫نه می‌تونم پیامی ارسال کنم

328
00:18:32,194 --> 00:18:33,728
‫کدوم خراب‌شده‌ای هستی؟

329
00:18:33,753 --> 00:18:36,131
‫نه استوری گذاشتی، نه پست جدیدی

330
00:18:36,156 --> 00:18:39,535
‫چرا باید همه چی رو اینجوری تموم کنی؟

331
00:18:39,618 --> 00:18:41,370
‫پای کس دیگه‌ای وسطـه؟

332
00:18:41,652 --> 00:18:46,740
‫نکنه کلیتونـه؟
‫اونـه که باهات تماس می‌گیره؟

333
00:18:47,251 --> 00:18:51,380
‫«اگر کسی را دوست دارید، رهایش کنید.
‫اگر به شما برگشت، برای شماست.»

334
00:18:51,463 --> 00:18:54,040
‫تو همچین کاری رو نمی‌کنی، مگه نه؟

335
00:18:54,387 --> 00:18:55,605
‫نه

336
00:18:55,926 --> 00:18:58,887
‫نه، دارم عجولانه قضاوت می‌کنم

337
00:18:58,971 --> 00:19:00,514
‫ولی باز باید خاطرجمع شم

338
00:19:01,807 --> 00:19:03,058
‫برام نوشتی که از شهر رفتی

339
00:19:04,017 --> 00:19:05,185
‫تئاتر انتزاعیِ مایلد

340
00:19:05,269 --> 00:19:07,396
‫تنها تئاتری که
‫نمایش‌های غیراقتباسی تولید می‌کنه

341
00:19:08,147 --> 00:19:10,899
‫اگه کلیتون توی شهر باشه،
‫لاأقل می‌دونم که تو باهاش نیستی

342
00:19:10,983 --> 00:19:13,861
‫فقط کافیـه یه حساب ایمیل جعلی بسازم

343
00:19:15,320 --> 00:19:17,322
‫نمایش جدید ما رو از دست ندید

344
00:19:17,406 --> 00:19:19,718
‫نمایشی فوق‌العاده در انتظارتونـه.
‫خوشحال می‌شیم بیاید.

345
00:19:19,743 --> 00:19:21,643
‫این هفته وقت دارید؟

346
00:19:22,064 --> 00:19:23,064
‫« ایمیل ارسال شد »

347
00:19:31,870 --> 00:19:32,913
‫توی نبودت،

348
00:19:32,938 --> 00:19:35,649
‫مجبورم تا با زندگی واقعیم مواجه بشم

349
00:19:35,674 --> 00:19:37,676
‫ولی هر چقدر هم تلاش می‌کنم،

350
00:19:37,759 --> 00:19:40,137
‫نمی‌تونم دست از فکر کردن به تو بردارم

351
00:19:40,220 --> 00:19:43,599
‫- مرسی که میز رو جمع کردی، هنری
‫- من هنری نیستم. اسم من زوهَره

352
00:19:44,308 --> 00:19:48,437
‫آره، راست میگی. ببخشید. البته.
‫حالا آقا زوهر میشه بره مسواک بزنه؟

353
00:19:51,523 --> 00:19:52,608
‫من عاشق پسرم‌ام

354
00:19:53,734 --> 00:19:55,194
‫که یعنی به تبع
‫باید عاشق خانواده‌ام هم باشم

355
00:19:55,277 --> 00:19:57,863
‫ولی با رفتنت
‫باید با این حقیقت روبه‌رو شم که

356
00:19:57,946 --> 00:20:00,365
‫تمام اعضای خانواده‌ام منو دوست ندارن

357
00:20:04,369 --> 00:20:05,526
‫کیت، چایت سرد میشه

358
00:20:06,413 --> 00:20:07,615
‫چرا زحمت کشیدی؟

359
00:20:07,640 --> 00:20:10,851
‫اگه تمام چای‌های انگلیس هم براش بریزم
‫فکر نکنم بتونه قلبش رو گرم کنه

360
00:20:10,876 --> 00:20:13,879
‫سرد و بی‌احساس.
‫همیشه انقدر بد بود؟

361
00:20:13,962 --> 00:20:15,964
‫یا صمیمیت گذشته باعث شده
‫تا سردی الانش به چشم بیاد

362
00:20:15,989 --> 00:20:16,989
‫امروز چطور بود؟

363
00:20:17,080 --> 00:20:18,080
‫خوب بود

364
00:20:18,884 --> 00:20:20,093
‫راستش...

365
00:20:21,273 --> 00:20:23,191
‫خوشحالم واسه شام اومدی خونه

366
00:20:23,847 --> 00:20:25,974
‫آره، اخیراً خیلی همدیگه رو ندیدیم

367
00:20:25,999 --> 00:20:28,312
‫یادم رفته بود کتاب‌فروشی
‫چه مسئولیت سنگینی داره

368
00:20:30,209 --> 00:20:33,253
‫میرم واسه هنری داستان بخونم

369
00:20:53,271 --> 00:20:55,148
‫خیلی‌خب، برو اون‌ور، زوهر

370
00:21:00,050 --> 00:21:02,052
‫واو! این دیگه چیـه؟

371
00:21:02,135 --> 00:21:03,262
‫این سگ‌صاحاب اینجا چی میگه؟

372
00:21:03,287 --> 00:21:05,206
‫بابا! حرف بد نزن!

373
00:21:05,231 --> 00:21:06,259
‫ببخشید، گوشت رو بگیر

374
00:21:06,284 --> 00:21:09,578
‫کیت یه چاقو روی تخت‌مون مخفی کرده

375
00:21:09,643 --> 00:21:12,813
‫همین بهم ثابت می‌کنه که
‫همسرم بهم اعتماد نداره

376
00:21:12,896 --> 00:21:16,483
‫واقعاً بهم اعتماد نداره.
‫یعنی اوضاع انقدر بد شده؟

377
00:21:16,566 --> 00:21:19,361
‫چیزی نیست.
‫مامانی واسه دایی تدی هدیه گرفته و

378
00:21:19,444 --> 00:21:21,363
‫می‌خواست قبل از خواب بهم نشون بده

379
00:21:21,860 --> 00:21:23,024
‫تدی باحاله

380
00:21:23,100 --> 00:21:26,000
‫آره. آره، خیلی آدم باحالیـه

381
00:21:27,077 --> 00:21:31,039
‫تازه، از منم می‌ترسه.
‫ممکن بود پسرم رو زخمی کنه.

382
00:21:31,123 --> 00:21:32,291
‫خیلی‌خب، کجا بودیم؟

383
00:21:32,374 --> 00:21:34,376
‫درسته، عروسی خانم فاکس

384
00:21:44,428 --> 00:21:48,473
‫می‌خوای توضیح بدی
‫چرا پسرمون زیر بالشِت اینو پیدا کرده؟

385
00:21:51,518 --> 00:21:53,353
‫بگو که بخاطر من اینو اونجا نذاشتی

386
00:21:54,021 --> 00:21:56,732
‫اگه انقدر کار مسخره‌ایـه،
‫پس چرا فوراً به این نتیجه رسیدی؟

387
00:22:04,740 --> 00:22:05,907
‫سه سالـه

388
00:22:07,784 --> 00:22:08,910
‫با هم زن و شوهریم

389
00:22:10,162 --> 00:22:11,362
‫چی عوض شده؟

390
00:22:12,080 --> 00:22:13,665
‫می‌خواستم از خانواده‌ام محافظت کنم

391
00:22:13,749 --> 00:22:15,098
‫تا نوشته‌هام رو نشونت میدم

392
00:22:15,123 --> 00:22:17,355
‫فکر می‌کنی که من
‫یه روان‌پریشِ تشنه‌ی خون‌ام؟

393
00:22:17,380 --> 00:22:19,187
‫جو، ریدم تو نویسندگیت!

394
00:22:19,212 --> 00:22:21,048
‫انقدر ادای قربانی‌ها رو درنیار

395
00:22:21,131 --> 00:22:23,925
‫کیت... چی عوض شده؟

396
00:22:24,009 --> 00:22:25,260
‫تو بگو چی عوض شده

397
00:22:26,803 --> 00:22:28,513
‫چه بلایی سر ریگان آوردی؟

398
00:22:28,597 --> 00:22:30,932
‫ازش اخاذی کردی؟
‫تهدیدش کردی؟

399
00:22:31,016 --> 00:22:32,684
‫می‌دونم یه کاری کردی!

400
00:22:32,768 --> 00:22:34,770
‫تو یه روده‌ی راست توی شکمت نیست، جو

401
00:22:34,795 --> 00:22:37,330
‫من فکر می‌کنم که تو همسر اولت رو کشتی

402
00:22:37,355 --> 00:22:39,982
‫چرا گوه می‌خوری؟ آخه من چطور...

403
00:22:40,007 --> 00:22:41,668
‫خودت که می‌دونی می‌خواست با من چیکار کنه!

404
00:22:41,693 --> 00:22:43,916
‫با اون دختره توی کتاب‌فروشیت هم سکس داری!

405
00:22:47,491 --> 00:22:49,910
‫تعارف نکن! یالا، بزن زیرش

406
00:22:49,935 --> 00:22:52,721
‫می‌خوام وقتی که داری با دروغ‌هات
‫روانم رو به بازی می‌گیری نگاهت کنم

407
00:22:52,746 --> 00:22:55,082
‫تا یه تصویری از سه سالِ گذشته توی ذهنم باشه

408
00:22:59,628 --> 00:23:01,713
‫یه زمانی فکر می‌کردم منو درک می‌کنی

409
00:23:01,738 --> 00:23:04,249
‫چطور میشه درکت کرد، وقتی که
‫حقیقت رو نصفه و نیمه بهم گفتی؟

410
00:23:04,274 --> 00:23:06,693
‫من عشقم رو پات گذاشتم

411
00:23:06,718 --> 00:23:09,679
‫ولی وقتی نوبت من شد،
‫عشقت رو ازم دریغ کردی

412
00:23:11,389 --> 00:23:14,601
‫خدا می‌دونه چند نفر رو کشتی

413
00:23:14,626 --> 00:23:16,378
‫تو هم همینطور، کیت

414
00:23:18,462 --> 00:23:21,666
‫من از گذشته‌ات گذشتم
‫تا تو هم بتونی از مال من بگذری

415
00:23:21,691 --> 00:23:25,195
‫ولی تو حقیقت رو دستکاری کردی
‫تا منو تنها شخصیت بد ماجرا نشون بدی

416
00:23:25,278 --> 00:23:27,364
‫واسه همینـه که پسرِ خانواده

417
00:23:27,447 --> 00:23:29,783
‫یه چاقوی شکاریِ کوفتی

418
00:23:29,866 --> 00:23:31,451
‫زیر بالش مادرش پیدا کرده

419
00:23:31,535 --> 00:23:33,745
‫بفرما. این هم از اون نگاهت. ممنون

420
00:23:33,829 --> 00:23:37,207
‫الان دیگه خود واقعیت رو می‌بینم و
‫فکر نکنم دیگه گول حرف‌هاتو بخورم

421
00:23:37,290 --> 00:23:40,836
‫یه قدم جلوتر بیای...
‫یادت نره، پسرمون بالاست. جو، من...

422
00:23:41,666 --> 00:23:42,876
‫یالا، می‌خوام تمومش کنی

423
00:23:42,901 --> 00:23:45,482
‫اگه فکر می‌کنی من همچین آدمی‌ام،
‫پس بزن

424
00:23:45,507 --> 00:23:47,134
‫من برای تو حاضر بودم هر کاری کنم

425
00:23:47,217 --> 00:23:48,510
‫هر کاری!

426
00:23:48,593 --> 00:23:51,760
‫اونوقت تو از این قضیه سوءاستفاده کردی و
‫به خواسته‌هات رسیدی

427
00:23:51,785 --> 00:23:53,811
‫بعدش هم بخاطرش منو پس زدی و

428
00:23:53,836 --> 00:23:55,934
‫اینو می‌دونم که ته قلبت
‫وقتی که ازدواج کردی،

429
00:23:56,017 --> 00:23:57,310
‫همه‌ی اینا رو می‌دونستی

430
00:23:57,335 --> 00:24:00,254
‫- تو هم این وسط قربانی نیستی
‫- خدای من

431
00:24:06,945 --> 00:24:08,405
‫می‌دونم

432
00:24:17,228 --> 00:24:20,517
‫واسه همین همه چی قراره مسالمت‌آمیز باشه

433
00:24:21,710 --> 00:24:22,794
‫چی؟

434
00:24:23,920 --> 00:24:25,191
‫طلاق‌مون

435
00:24:26,228 --> 00:24:28,312
‫لازم نیست حتماً کسی چیزیش بشه، جو

436
00:24:30,093 --> 00:24:31,028
‫هنری چی؟

437
00:24:31,052 --> 00:24:35,640
‫۹۰ درصد از همکلاسی‌های هنری
‫از بچه‌های طلاق‌ان

438
00:24:35,724 --> 00:24:38,602
‫هیچ ننگی توش نیست.
‫دوستانه از هم جدا می‌شیم.

439
00:24:38,627 --> 00:24:40,937
‫بخاطر هنری هم شده ملاحظه می‌کنیم

440
00:24:41,020 --> 00:24:45,389
‫منم دوستش دارم، جو.
‫اگه مجبور نیستی ما رو از هم جدا نکن.

441
00:24:45,414 --> 00:24:47,169
‫کجا میری؟

442
00:24:47,194 --> 00:24:50,614
‫اگه حس می‌کنی کنار من در خطری،
‫میرم توی همون کتاب‌فروشی می‌خوابم

443
00:24:54,999 --> 00:24:57,565
‫همون بهتر که
‫این ازدواج صوری زودتر تموم شه

444
00:24:57,590 --> 00:24:59,592
‫اونی که باید خانم خونه‌ام باشه تویی

445
00:25:00,239 --> 00:25:01,757
‫کجایی، برانته؟

446
00:25:05,879 --> 00:25:08,594
‫خدا رو شکر. کلیتون جواب داد.
‫اگه آخرهفته رو بیرون از شهری،

447
00:25:08,619 --> 00:25:09,983
‫پس ممکنه باهم باشید

448
00:25:10,008 --> 00:25:13,720
‫ولی حالا که کلیتون نیست،
‫یه فرصت خوبی گیرم اومده

449
00:25:16,223 --> 00:25:19,476
‫پیدا کردن کسی که
‫دلش می‌خواد پیدا شه کار سختی نیست

450
00:25:19,559 --> 00:25:22,687
‫آدرسش رو از وب‌سایتِ شعرِ یافته‌ای
‫که خیلی بهش می‌نازه پیدا کردم

451
00:25:22,712 --> 00:25:25,388
‫چه انتظاری داشتم،
‫معلومـه جاکش طبقه‌ی پنجم زندگی می‌کنه

452
00:25:51,261 --> 00:25:53,119
‫اگه یه قهرمان کلیشه‌ایِ دیگه‌ای جای من بود

453
00:25:53,144 --> 00:25:56,314
‫از سن بالای خودش
‫واسه اینجور کارها ناله می‌کرد

454
00:25:59,224 --> 00:26:01,810
‫وقتی تو رو کنار اون می‌بینم
‫حالم به هم می‌خوره

455
00:26:01,893 --> 00:26:05,689
‫ولی هیچ‌جوره نمیشه فهمید
‫این عکس‌ها قدیمی‌ان یا جدید

456
00:26:07,816 --> 00:26:09,859
‫توی بروکلین
‫هیچکس به اندازه‌ی کلیتون غرور نداره،

457
00:26:09,943 --> 00:26:13,178
‫ولی اونقدری احمق هست که
‫رمزش رو همین دور و ور بذاره

458
00:26:21,246 --> 00:26:23,873
‫«کار با کلِی»

459
00:26:28,753 --> 00:26:31,085
‫بذار ببینم کلی کجاها می‌گشته

460
00:26:31,269 --> 00:26:33,700
‫واسه همینـه همیشه
‫باید از حساب خارج بشی، داداش

461
00:26:34,342 --> 00:26:38,263
‫پمپ‌بنزین، داروخونه، کافه،
‫همگی توی آتلانتیک بیچ

462
00:26:40,015 --> 00:26:41,891
‫واقعاً با کلیتون فرار کردی؟

463
00:26:43,504 --> 00:26:50,504
Saberfun
صابرفان

464
00:26:51,234 --> 00:26:54,256
‫یا نکنه واسه اینکه باهاش بری
‫به زور متوسل شده؟

465
00:26:59,492 --> 00:27:02,132
‫پیش‌شماره‌ی ۶۳۱.
‫ممکنـه خودش باشه؟

466
00:27:04,111 --> 00:27:05,196
‫الو؟

467
00:27:05,373 --> 00:27:06,708
‫سلام

468
00:27:07,876 --> 00:27:09,143
‫حالت خوبـه؟

469
00:27:09,419 --> 00:27:10,545
‫آره، من خوبم

470
00:27:10,628 --> 00:27:12,339
‫چرا حس می‌کنم ترسیدی؟
‫چه خبر شده؟

471
00:27:13,006 --> 00:27:14,174
‫نامه‌ای که گذاشتم رو خوندی؟

472
00:27:14,257 --> 00:27:16,343
‫معلومه که خوندم. کجایی؟

473
00:27:18,428 --> 00:27:22,182
‫راستش... الان نمی‌تونم صحبت کنم. فقط...

474
00:27:23,224 --> 00:27:25,018
‫دلم می‌خواست صداتو بشنوم

475
00:27:25,810 --> 00:27:27,062
‫تنهایی؟

476
00:27:28,996 --> 00:27:30,141
‫نه

477
00:27:30,636 --> 00:27:32,023
‫کلیتون هم اونجاست؟

478
00:27:32,984 --> 00:27:34,569
‫اذیتت که نکرده؟

479
00:27:35,646 --> 00:27:36,687
‫شاید بهتره که برم

480
00:27:36,712 --> 00:27:38,256
‫نه، نه، خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم قطع نکن.

481
00:27:38,281 --> 00:27:40,200
‫می‌تونم خودم رو برسونم،
‫فقط بگو کجایی

482
00:27:42,373 --> 00:27:44,173
‫جو، میشه لطفاً فراموشم کنی؟

483
00:27:44,537 --> 00:27:48,917
‫فکر کنم فقط... زنگ زدم که بگم...

484
00:27:49,000 --> 00:27:51,467
‫نگران من نباشی. همین

485
00:27:51,492 --> 00:27:52,757
‫گندش بزنن

486
00:27:52,782 --> 00:27:55,256
‫چه جمله‌ای بهتر از «نگران من نباش»

487
00:27:55,340 --> 00:27:57,425
‫واسه اینکه بدتر نگران کسی بشی؟

488
00:28:01,054 --> 00:28:02,329
‫غذاخوری لورل

489
00:28:03,932 --> 00:28:07,644
‫سلام، آدرس‌تون رو می‌خواستم

490
00:28:07,727 --> 00:28:10,146
‫ما توی جاده‌ی شمالی،
‫شماره‌ی ۲۰۲ هستیم

491
00:28:10,230 --> 00:28:11,981
‫- آتلانتیک بیچ؟
‫- خودشـه

492
00:28:12,065 --> 00:28:13,234
‫ممنون

493
00:28:13,926 --> 00:28:15,882
‫باید پیش کلیتون باشی

494
00:28:15,907 --> 00:28:18,505
‫از تلفن عمومی زنگ زدی
‫چون می‌دونستی بهت زنگ می‌زنم

495
00:28:18,530 --> 00:28:21,121
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.
‫به کمک من نیاز داری.

496
00:28:27,166 --> 00:28:28,987
‫یه شهر ساحلی باصفا

497
00:28:29,022 --> 00:28:30,242
‫سوت و کور

498
00:28:30,289 --> 00:28:32,810
‫چرا منو اینجا کشوندی برانته؟

499
00:28:33,253 --> 00:28:36,673
‫ببخشید. هی!
‫ببخشید، سویر. سلام

500
00:28:36,942 --> 00:28:41,196
‫این خانم رو احیاناً ندیدید؟

501
00:28:41,498 --> 00:28:42,546
‫شما؟

502
00:28:42,571 --> 00:28:45,073
‫جوری چِت بود که
‫خودش هم جلوی آینه تشخیص نمی‌داد

503
00:28:45,098 --> 00:28:48,051
‫فکر کنم دیشب با شما صحبت کردم.
‫آدرس‌تون رو گرفتم.

504
00:28:48,076 --> 00:28:50,579
‫پشمام. انگاری درست گفتم.

505
00:28:51,563 --> 00:28:52,731
‫من از دوستانش‌ام

506
00:28:52,814 --> 00:28:56,148
‫- با دوست‌پسر سابقش به مشکل خورده
‫- با همون یارو با موهای دهه شصتی؟

507
00:28:56,173 --> 00:28:57,800
‫کلیتون! گندش بزنن، می‌دونستم

508
00:28:58,534 --> 00:29:00,229
‫آره، منظورت اینـه؟
‫این هم اینجا بود؟

509
00:29:00,254 --> 00:29:01,256
‫آره

510
00:29:01,281 --> 00:29:03,883
‫واسه این‌ورها نیست،
‫ولی باهم جر و بحث‌شون شد

511
00:29:03,908 --> 00:29:07,287
‫داشت به اون یارویی که دختره
‫باهاش قرار می‌ذاشت دری وری می‌گفت

512
00:29:07,312 --> 00:29:08,571
‫خیلی کار زشتی بود، رفیق

513
00:29:08,596 --> 00:29:11,349
‫واقعاً کار زشتی بود.
‫نمی‌دونی کجا رفتن؟

514
00:29:11,374 --> 00:29:13,752
‫چرا، شنیدم دارن میرم سندباکس

515
00:29:14,880 --> 00:29:17,007
‫سندباکس یه خونه‌ی ساحلیـه

516
00:29:17,032 --> 00:29:19,093
‫جلوش یه تابلو داره. محاله پیداش نکنی

517
00:29:19,118 --> 00:29:20,119
‫باشه، ممنون

518
00:29:20,144 --> 00:29:22,241
‫هی، تو همون یاروئه‌ای

519
00:29:23,161 --> 00:29:24,517
‫- پشمام!
‫- آره

520
00:29:24,542 --> 00:29:26,753
‫ممنون، سویر.
‫کمک بزرگی بهم کردی.

521
00:29:27,724 --> 00:29:30,268
‫یه زمانی فکر می‌کردم
‫نسل زد قراره یه گره‌ای از کارمون باز کنه

522
00:29:30,293 --> 00:29:32,170
‫شاید هنوز یه امیدی به نسل هنری باشه

523
00:29:39,360 --> 00:29:41,738
‫ماشینی توی خونه نیست

524
00:29:42,405 --> 00:29:44,758
‫نکنه تو رو یه جای جدیدی برده؟

525
00:29:44,789 --> 00:29:46,948
‫« سندباکس »

526
00:30:30,829 --> 00:30:31,901
‫اِی خارشو...

527
00:30:38,711 --> 00:30:41,881
‫جو؟ جو!

528
00:30:42,229 --> 00:30:43,505
‫به‌هوش اومدی؟

529
00:30:46,636 --> 00:30:48,137
‫منو با شوکر زدی؟

530
00:30:48,221 --> 00:30:50,473
‫آره. زهره‌ترکم کردی

531
00:30:51,266 --> 00:30:53,518
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- کلیتون الان...

532
00:30:53,659 --> 00:30:54,702
‫توی دردسر افتادی؟

533
00:30:54,727 --> 00:30:55,961
‫خدای من

534
00:30:57,272 --> 00:30:59,312
‫من مال تو نیستم
‫که بخوای نجاتم بدی، جو

535
00:30:59,739 --> 00:31:03,277
‫خیلی‌خب، میشه اگه قراره دعوا کنیم،
‫من از همینجا دعوا کنم؟ چون...

536
00:31:03,302 --> 00:31:05,102
‫هنوز اثرش نرفته

537
00:31:15,748 --> 00:31:17,166
‫می‌دونم باهاش بودی

538
00:31:17,250 --> 00:31:18,334
‫با کلیتون

539
00:31:19,586 --> 00:31:20,753
‫آره، من...

540
00:31:21,838 --> 00:31:24,237
‫یه لحظه دلم لرزید و بهش زنگ زدم

541
00:31:25,018 --> 00:31:27,193
‫اومد پیشم و بعدش یادم اومد که
‫چه بیشرف لجنیـه

542
00:31:27,218 --> 00:31:28,361
‫واسه همین فرستادمش بره

543
00:31:28,386 --> 00:31:31,556
‫چرا فرار کردی؟ بخاطر سکس بود؟
‫چون اگه کار اشتباهی کردم...

544
00:31:31,581 --> 00:31:32,955
‫نه، جو، راستش...

545
00:31:35,852 --> 00:31:37,184
‫هم آره هم نه

546
00:31:40,273 --> 00:31:41,482
‫زیادی واقعی بود

547
00:31:44,429 --> 00:31:46,178
‫یه‌بار بهت گفتم،

548
00:31:46,203 --> 00:31:48,509
‫من یکی از شخصیت‌های داستانیت نیستم

549
00:31:49,490 --> 00:31:52,102
‫ولی به خودم که اومدم،
‫دیدم شدم معشوقه‌ی تو

550
00:31:54,203 --> 00:31:55,622
‫اصلاً برام آسون نیست که

551
00:31:55,705 --> 00:31:58,583
‫بخوام وانمود کنم
‫با کیت لاکوود پتیاره ازدواج نکردی

552
00:32:00,335 --> 00:32:02,754
‫من از اولش هم دنبال خیانت نبودم

553
00:32:07,007 --> 00:32:10,016
‫واسه همین ذهنم یه داستانی رو خلق کرد

554
00:32:10,041 --> 00:32:11,834
‫یه ماجراجویی جذاب

555
00:32:11,859 --> 00:32:14,225
‫رابطه با شاهزاده‌ی رؤیایی

556
00:32:16,982 --> 00:32:18,398
‫ولی بعدش تو...

557
00:32:19,604 --> 00:32:21,731
‫واقعاً مثل شاهدخت‌ها باهام برخورد کردی

558
00:32:23,274 --> 00:32:26,694
‫نه از اون دوشیزه‌های
‫کلیشه‌ایِ قصه‌ها، بلکه...

559
00:32:28,696 --> 00:32:32,325
‫یه قهرمانِ زنِ زیبا که بی‌نقص هم نیست

560
00:32:34,202 --> 00:32:35,764
‫رمان عاشقانه‌ی خودم

561
00:32:36,663 --> 00:32:38,915
‫گندش بزنن، همیشه دنبال همین بودم

562
00:32:42,794 --> 00:32:44,754
‫تو تأثیر زیادی روم داری

563
00:32:46,809 --> 00:32:48,075
‫منو می‌ترسونه

564
00:32:49,842 --> 00:32:51,678
‫اگه معشوقه‌ی من نباشی چی؟

565
00:32:55,014 --> 00:32:56,683
‫قراره طلاق بگیرم

566
00:32:59,852 --> 00:33:00,988
‫برانته

567
00:33:02,730 --> 00:33:04,190
‫اگه فقط و فقط...

568
00:33:05,650 --> 00:33:06,943
‫تو باشی چی؟

569
00:33:17,662 --> 00:33:18,670
‫- کیت!
‫- مدی!

570
00:33:18,695 --> 00:33:21,240
‫- فکر کردم انسولینم رو آوردن
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟

571
00:33:21,265 --> 00:33:24,268
‫ریگان ازم خواست بیام.
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

572
00:33:24,293 --> 00:33:27,247
‫خب، جواب تلفنم رو نمی‌داد و
‫منم یه کار واجبی باهاش داشتم

573
00:33:27,272 --> 00:33:29,444
‫اینجا چه خبره؟

574
00:33:29,469 --> 00:33:31,245
‫هریسون و گریچن کجان؟

575
00:33:31,426 --> 00:33:33,261
‫رفتن بیرون

576
00:33:33,344 --> 00:33:36,322
‫- بوی چیـه؟ چیزی رو گازه؟
‫- بوی مریم‌گلیـه

577
00:33:37,703 --> 00:33:38,908
‫بیا

578
00:33:40,672 --> 00:33:42,090
‫چه غلطی می‌کنی؟

579
00:33:42,115 --> 00:33:44,355
‫می‌دونی، واسه پاکسازیـه

580
00:33:44,606 --> 00:33:46,233
‫واو، انرژی منفی ازت می‌باره

581
00:33:46,258 --> 00:33:48,719
‫مدی، خواهش می‌کنم.
‫نگو اینجا زندگی می‌کنی!

582
00:33:50,820 --> 00:33:55,867
‫ریگان توی وضعیت بدیـه.
‫داریم اختلافات‌مون رو حل می‌کنیم.

583
00:33:55,950 --> 00:33:58,453
‫خیلی‌خب. پس اگه بابت هریسون تو رو بخشیده،

584
00:33:58,536 --> 00:33:59,935
‫قطعاً حاضره با من حرف بزنه

585
00:33:59,960 --> 00:34:01,921
‫نه! واقعاً سرش شلوغـه

586
00:34:02,331 --> 00:34:07,170
‫ماهِ آینده قراره بره فیلیپین

587
00:34:07,253 --> 00:34:10,173
‫واسه اینکه یکم
‫با من... با خودش تنها باشه!

588
00:34:10,256 --> 00:34:13,259
‫به نظرم اگه بتونی تا اون موقع
‫یکم بهش فضا بدی،

589
00:34:13,342 --> 00:34:15,344
‫وقتی که از سفر برگرده،
‫آماده‌ست که کدورت‌ها رو کنار بذاره

590
00:34:15,369 --> 00:34:17,655
‫مدی، من... جون عزیزت بس کن، مدی!

591
00:34:17,680 --> 00:34:20,683
‫یا بذار برم،
‫یا بهم بگو چرا ریگان استعفا داده

592
00:34:21,392 --> 00:34:22,650
‫تو می‌دونی چرا؟

593
00:34:23,811 --> 00:34:26,272
‫مدی، جو کاری کرده؟

594
00:34:26,981 --> 00:34:28,191
‫فقط می‌خوام کمک کنم

595
00:34:31,486 --> 00:34:33,029
‫به ریگان میگم اومدی

596
00:34:47,018 --> 00:34:48,168
‫خدا نکشتت!

597
00:34:53,049 --> 00:34:55,051
‫مدی؟ مدی؟

598
00:34:55,718 --> 00:34:58,393
‫مدی، در رو باز کن،
‫باید با ریگان صحبت کنم

599
00:35:00,044 --> 00:35:01,048
‫مدی؟

600
00:35:01,073 --> 00:35:02,116
‫مدی، یالا

601
00:35:02,141 --> 00:35:03,810
‫چی از جون من می‌خوای؟

602
00:35:04,393 --> 00:35:06,372
‫- ریگان؟
‫- چیـه؟

603
00:35:06,508 --> 00:35:09,826
‫مگه بهت پیام ندادم که
‫دست از سر من برداری؟

604
00:35:09,851 --> 00:35:11,520
‫صبر کن ببینم، مدی کجاست؟

605
00:35:11,859 --> 00:35:12,944
‫گندش بزنن

606
00:35:14,695 --> 00:35:17,657
‫جفت‌مون اینجاییم! مسلماً!

607
00:35:18,407 --> 00:35:19,742
‫توی دستشویی؟

608
00:35:19,826 --> 00:35:21,119
‫دقیقاً چیکار می‌کنید؟

609
00:35:22,504 --> 00:35:26,174
‫از اون کارهاییـه که دوقلوها می‌کنن،
‫واسه همین...

610
00:35:26,199 --> 00:35:27,325
‫خدایا

611
00:35:27,350 --> 00:35:30,520
‫مدی رو بخاطر هرزه‌بازی‌ها و

612
00:35:30,545 --> 00:35:32,046
‫خوابیدن با همسرم می‌بخشم

613
00:35:32,071 --> 00:35:35,240
‫ولی تو از طرف دیگه باید بیای بری تو کونم

614
00:35:35,633 --> 00:35:37,343
‫ریگان، بیا روبه‌روی خودم صحبت کن!

615
00:35:37,426 --> 00:35:40,012
‫باید بهم بگی جو چیکار کرده
‫که راضی شدی استعفا بدی

616
00:35:40,096 --> 00:35:43,841
‫جو هیچ کاری نکرد.
‫همه‌اش کار خواهر سلیطه‌ی خودم بود.

617
00:35:43,866 --> 00:35:46,035
‫تو که همین الان گفتی منو بخشیدی!

618
00:35:46,060 --> 00:35:48,521
‫واسه خوابیدن با همسرم بخشیدمت

619
00:35:48,546 --> 00:35:49,931
‫نه واسه این کارت

620
00:35:49,956 --> 00:35:53,169
‫مجبور شدم. چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

621
00:35:53,194 --> 00:35:54,453
‫خودت هم دلت می‌خواست!

622
00:35:55,153 --> 00:35:56,737
‫چرا اعتراف نمی‌کنی؟

623
00:35:56,821 --> 00:35:58,447
‫چرا خودت اعتراف نمی‌کنی که

624
00:35:58,531 --> 00:36:01,159
‫اگه جای من بودی دقیقاً همین کارو می‌کردی؟

625
00:36:01,242 --> 00:36:03,494
‫ریگان، تمومش کن!
‫خواهش می‌کنم، لطفاً تمومش کن!

626
00:36:03,578 --> 00:36:05,663
‫تو رو خدا دست از سرم بردار!

627
00:36:10,585 --> 00:36:11,610
‫مدی؟

628
00:36:12,753 --> 00:36:14,297
‫ریگان کجاست؟

629
00:36:19,745 --> 00:36:21,121
‫ریگان مُرده

630
00:36:22,346 --> 00:36:24,432
‫روحش دست از سرم بر نمی‌داره

631
00:36:26,934 --> 00:36:28,707
‫چون خودم کشتمش

632
00:36:33,107 --> 00:36:34,984
‫ولی تقصیر من نبود

633
00:36:37,931 --> 00:36:39,099
‫ما...

634
00:36:39,124 --> 00:36:42,461
‫توی قفس گیر افتاده بودیم

635
00:36:42,700 --> 00:36:44,243
‫توی قفس جو

636
00:36:44,911 --> 00:36:46,412
‫توی کتاب‌فروشی

637
00:36:47,255 --> 00:36:49,048
‫شاید اتفاق خوبی بود

638
00:36:49,332 --> 00:36:54,295
‫چون باعث شد بفهمم
‫ریگان واقعاً چه‌جور آدمیـه

639
00:36:57,673 --> 00:36:59,903
‫حقم نیست آب‌خنک بخورم

640
00:37:00,023 --> 00:37:01,323
‫حقم نیست

641
00:37:02,722 --> 00:37:04,937
‫ریگان ازم سوءاستفاده کرد

642
00:37:05,414 --> 00:37:07,487
‫اون هم بخاطر جو!

643
00:37:09,393 --> 00:37:10,895
‫جو هم یه روانیـه

644
00:37:12,271 --> 00:37:16,567
‫ولی باعث شد تا متوجه‌ی تمام اون

645
00:37:16,592 --> 00:37:19,834
‫آسیب‌های روانی‌ای که بهم وارد شد بشم

646
00:37:21,030 --> 00:37:25,493
‫کیتی، کیتی، خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم.

647
00:37:25,518 --> 00:37:27,040
‫تدی عضو هیئت‌مدیره‌ست

648
00:37:27,722 --> 00:37:29,724
‫ریگان هم مرده

649
00:37:30,748 --> 00:37:32,632
‫شرایط هم بهتر شده

650
00:37:33,292 --> 00:37:36,212
‫خدای من. حسش می‌کنی، مگه نه؟

651
00:37:36,237 --> 00:37:37,997
‫الان دیگه اوضاع بهتره

652
00:37:40,299 --> 00:37:44,595
‫نمیشه وانمود کنیم
‫هیچ کدوم از این اتفاقات نیفتاده؟

653
00:37:49,100 --> 00:37:50,309
‫خواهش می‌کنم

654
00:37:56,274 --> 00:37:58,049
‫خب، اگه راستش رو بخوای...

655
00:37:58,651 --> 00:38:02,697
‫مدت‌هاست که می‌دونم
‫من و کیت دیگه به‌درد هم نمی‌خوریم

656
00:38:02,780 --> 00:38:05,136
‫بالاخره اون هم به این نتیجه رسید

657
00:38:07,910 --> 00:38:10,393
‫اونقدرها بابت ازدواج ناموفقت
‫ناراحت به نظر نمیای

658
00:38:10,418 --> 00:38:13,106
‫خب، به این سادگی نیست.
‫آدم شوکه میشه.

659
00:38:14,875 --> 00:38:16,961
‫ولی از همون اول هم تهش معلوم بود

660
00:38:17,670 --> 00:38:19,171
‫راستش رو بخوای خیالم راحت شد

661
00:38:20,047 --> 00:38:22,425
‫بیشتر نگران هنری‌ام. اون...

662
00:38:24,572 --> 00:38:26,658
‫همین‌جوریش هم
‫کم بچه رو اذیت نکردیم، ولی...

663
00:38:26,758 --> 00:38:32,433
‫با دوتا والدین سیاه‌بخت
‫نمیشه کودکی شادی ساخت

664
00:38:33,187 --> 00:38:34,770
‫مسئولیت سنگینی رو دوشم گذاشتی

665
00:38:35,632 --> 00:38:38,231
‫تو مسئول شادی هنری نیستی

666
00:38:38,256 --> 00:38:39,293
‫- نیازی نیست...
‫- نه

667
00:38:40,618 --> 00:38:41,841
‫شادی تو

668
00:38:43,863 --> 00:38:45,674
‫از کجا مطمئنی می‌تونم خوشبختت کنم؟

669
00:38:46,701 --> 00:38:48,610
‫تو از کجا مطمئنی
‫که من می‌تونم خوشبختت کنم؟

670
00:38:52,738 --> 00:38:54,552
‫رابطه‌ای که بین‌مونـه...

671
00:38:56,334 --> 00:39:00,629
‫وقتی که باهمیم یا توی داستان‌نویسی‌ها،
‫یا دوردست‌ترین رؤیاهامون،

672
00:39:00,654 --> 00:39:02,137
‫همه‌اش می‌تونه تبدیل به واقعیت شه

673
00:39:07,303 --> 00:39:08,471
‫ممنون

674
00:39:09,543 --> 00:39:10,984
‫بهم افتخار میدی؟

675
00:39:12,767 --> 00:39:14,643
‫چاره‌ای برام نذاشتی

676
00:39:17,094 --> 00:39:21,341
‫به نظرم طبیعیـه
‫اگه هنوز بهم اعتماد نداری

677
00:39:22,193 --> 00:39:23,835
‫رابطه‌مون داشت سریع پیش می‌رفت

678
00:39:26,484 --> 00:39:27,760
‫ولی وقتی نوشته‌هام رو می‌خونی،

679
00:39:27,785 --> 00:39:29,578
‫جوری پا توی خلوت ذهنم می‌ذاری که

680
00:39:29,603 --> 00:39:31,855
‫صادقانه‌تر از چیزیـه که
‫اکثر مردم بتونن درکش کنن

681
00:39:32,870 --> 00:39:36,665
‫تا لحظه‌ای که توی نقش‌هامون فرو رفتیم،

682
00:39:39,001 --> 00:39:40,628
‫فکر می‌کردم از
‫چیزی که می‌دیدی خوشت می‌اومد

683
00:39:41,943 --> 00:39:43,945
‫دوست داشتی کنترل بشی

684
00:39:45,591 --> 00:39:46,591
‫دوست دارم

685
00:39:48,094 --> 00:39:54,073
‫دلم می‌خواد روی بی‌اختیاریم مسلط باشم

686
00:40:00,773 --> 00:40:03,622
‫برانته. لوئیس

687
00:40:03,647 --> 00:40:07,525
‫همه‌ی اختیارات دست خودتـه

688
00:40:08,489 --> 00:40:10,699
‫فکر می‌کنم که تو
‫از داشتن این همه قدرت می‌ترسی

689
00:40:10,724 --> 00:40:12,597
‫از این که با هم می‌تونیم چی باشیم

690
00:40:15,579 --> 00:40:18,374
‫بگو که دوستم داری

691
00:40:19,968 --> 00:40:21,345
‫بعدش دیگه تمومـه، مال تو میشم

692
00:40:21,370 --> 00:40:24,872
‫تو رو بلند می‌کنم و
‫می‌برم جایی که تعلق داری

693
00:40:24,897 --> 00:40:26,607
‫توی مرکز دنیا

694
00:40:26,632 --> 00:40:30,010
‫ترجیح میدم آتیش هر دومون رو خاکستر کنه

695
00:40:30,035 --> 00:40:32,037
‫تا اینکه ببینم یه ثانیه‌ی دیگه از
‫زندگیت رو داری برای

696
00:40:32,062 --> 00:40:33,814
‫به دست آوردن چیزی که
‫لایقش نیستی تلف می‌کنی

697
00:40:36,976 --> 00:40:40,146
‫حس می‌کنم اگه منو خوب می‌شناختی
‫همچین حرفی نمی‌زدی

698
00:40:40,229 --> 00:40:41,897
‫پس ثابت کن اشتباه می‌کنم

699
00:40:43,983 --> 00:40:45,401
‫نقابت رو بردار

700
00:40:58,164 --> 00:41:01,641
‫انتظار کشیدن زیباترین نوع شکنجه‌ست

701
00:41:07,011 --> 00:41:10,011
‫♪ The xx - Fiction ♪

702
00:41:13,179 --> 00:41:16,182
‫بگو دوست داری چیکار کنم

703
00:41:45,596 --> 00:41:47,388
‫بگو حاضری هر کاری برام بکنی

704
00:41:48,672 --> 00:41:50,751
‫برات دنیا رو به آتیش می‌کشم

705
00:41:58,265 --> 00:41:59,977
‫دیوونه‌ام کردی، بکن توش!

706
00:42:10,361 --> 00:42:14,074
‫حالا بهم بگو که
‫می‌دونی اختیارت دست منـه

707
00:42:15,313 --> 00:42:16,698
‫اختیارم دست توئه

708
00:42:17,748 --> 00:42:20,699
‫بازی‌مون همه‌اش دروغـه

709
00:42:21,455 --> 00:42:23,290
‫اختیار دست هر دومونـه

710
00:42:23,374 --> 00:42:26,794
‫بالاخره به هم اعتماد کامل داریم.
‫به هم می‌بخشیم و از هم می‌گیریم.

711
00:42:26,877 --> 00:42:28,671
‫نه تویی در کاره و نه منی

712
00:42:29,338 --> 00:42:30,338
‫فقط ما

713
00:42:48,274 --> 00:42:52,111
‫پس مدی همون ریگانـه و

714
00:42:52,136 --> 00:42:55,926
‫ریگان مرده، چون جو
‫مدی رو مجبور کرده تا اونو بکشه

715
00:42:55,951 --> 00:42:58,704
‫کیت... چه خبره؟

716
00:43:00,077 --> 00:43:01,370
‫الان مدی کجاست؟

717
00:43:01,395 --> 00:43:03,935
‫خونه‌ی ریگان،
‫خودش رو جای اون جا زده

718
00:43:04,992 --> 00:43:06,530
‫حال و روزش خوبـه؟

719
00:43:07,084 --> 00:43:08,350
‫نه راستش

720
00:43:08,609 --> 00:43:11,779
‫ولی بهش گفتم عادی رفتار کنه
‫تا وضعیت فعلی رو حفظ کنه

721
00:43:11,804 --> 00:43:13,041
‫تا بتونم حل و فصلش کنم

722
00:43:13,066 --> 00:43:16,694
‫تازه ازش موقعیت مکانی هم گرفتم
‫تا از کشور خارج نشه

723
00:43:16,719 --> 00:43:19,096
‫منظورت چیـه که حل و فصلش کنی؟

724
00:43:19,179 --> 00:43:23,225
‫نگو همچنان نمی‌خوای به پلیس خبر بدی!

725
00:43:23,309 --> 00:43:24,935
‫بهت که گفتم، نمی‌تونم

726
00:43:25,019 --> 00:43:28,188
‫خواهرمون بخاطر جو مُرده

727
00:43:29,356 --> 00:43:31,025
‫اونوقت می‌خوای بی سر و صدا حلش کنی؟

728
00:43:31,692 --> 00:43:34,486
‫دقیقاً نگران چی هستی؟

729
00:43:34,511 --> 00:43:35,671
‫برات نمود خوبی نداره؟

730
00:43:35,696 --> 00:43:37,741
‫نه، کی حرف از نمود زد!

731
00:43:39,908 --> 00:43:44,038
‫من از جو خواستم باب رو بکشه
‫تا از خانواده‌مون محافظت کنم

732
00:43:44,121 --> 00:43:47,791
‫واسه همین نمی‌تونم برم لوش بدم،
‫چون می‌تونه منم با خودش پایین بکشه

733
00:43:49,511 --> 00:43:51,304
‫تازه، مسئله فقط باب نیست

734
00:43:52,212 --> 00:43:56,955
‫یه سیاستمدار هم توی لندن کشته،
‫ریس مانتروس

735
00:43:56,980 --> 00:43:59,751
‫و وقتی داشت واسه دختری که
‫الان زندانـه پاپوش می‌بافت،

736
00:43:59,776 --> 00:44:02,209
‫من دست رو دست گذاشتم و نگاهش کردم

737
00:44:02,234 --> 00:44:05,726
‫من یه هیولا رو آزاد کردم و
‫بعد دورش خندق کندم

738
00:44:06,446 --> 00:44:08,031
‫دیگه نمیشه بهش نزدیک شد

739
00:44:08,771 --> 00:44:13,275
‫انقدر مصمم بودم یکی مثل بابا نشم
‫که با یکی مثل خودش ازدواج کردم

740
00:44:13,359 --> 00:44:14,485
‫کیت...

741
00:44:18,238 --> 00:44:20,816
‫این کِیتی که جلومـه رو دیگه نمی‌شناسم

742
00:44:20,841 --> 00:44:22,466
‫من خواهرتم

743
00:44:24,244 --> 00:44:28,123
‫خواهش می‌کنم،
‫طاقتِ از دست دادن تو رو ندارم

744
00:44:28,207 --> 00:44:32,086
‫باید قبل از اینکه پای منو
‫به این ماجرا باز کنی بهش فکر می‌کردی

745
00:44:32,169 --> 00:44:35,881
‫الان همه فکر می‌کنن که من
‫به این خاطر عضو هیئت‌مدیره شدم

746
00:44:35,906 --> 00:44:38,025
‫چون تو دستور قتل باب رو دادی

747
00:44:38,050 --> 00:44:40,633
‫یا چون خودم دستور قتلش رو دادم

748
00:44:40,658 --> 00:44:43,219
‫نه، نه، نه، من هرگز
‫اجازه نمی‌دونم کسی همچین فکری کنه

749
00:44:43,477 --> 00:44:47,426
‫واو، الان که فهمیدم
‫همه چی تحت کنترلتـه

750
00:44:47,451 --> 00:44:48,952
‫واقعاً خیالم راحت شد

751
00:44:48,977 --> 00:44:51,814
‫کیت، هر اتفاقی بیفته،
‫تو چیزیت نمیشه. ولی من؟

752
00:44:52,648 --> 00:44:56,026
‫من سیاه‌پوستی‌ام که اهل هارلمـه و
‫داره از قتل یکی دیگه سود می‌بره

753
00:44:56,110 --> 00:45:00,155
‫اگه فقط جایگاهم توی هیئت‌مدیره رو
‫از دست بدم باید برم خدا رو شکر کنم

754
00:45:00,239 --> 00:45:02,116
‫حق با البی بود.
‫هرگز نباید خودمو قاتی

755
00:45:02,141 --> 00:45:04,843
‫- کارهای تو و این خانواده می‌کردم
‫- تدی، خودم می‌تونم درستش کنم، خب؟

756
00:45:04,868 --> 00:45:08,330
‫من حقیقت رو بهت گفتم،
‫ولی کس دیگه‌ای لازم نیست بدونه

757
00:45:10,582 --> 00:45:12,751
‫نمی‌تونی همچین قولی بدی

758
00:45:12,835 --> 00:45:15,254
‫چون نمی‌دونی مدی قراره چیکار کنه

759
00:45:15,879 --> 00:45:20,717
‫نمی‌دونی جو قراره چیکار کنه

760
00:45:23,512 --> 00:45:27,032
‫من متوجه‌ام که احتمالاً این چیزها رو

761
00:45:27,057 --> 00:45:29,059
‫بغل بابا و توی ناز و نعمت یاد نگرفتی،

762
00:45:29,084 --> 00:45:32,165
‫ولی شریک جرم بودن تاوان داره

763
00:45:35,524 --> 00:45:39,778
‫تو برام مهمی، کیت.
‫امنیتت برام مهمـه، راست میگم.

764
00:45:42,239 --> 00:45:44,728
‫ولی شاید بهتره که
‫همه چی رو از دست بدی

765
00:45:54,435 --> 00:45:56,037
‫باید اعتراف کنم، برانته

766
00:45:56,062 --> 00:45:57,262
‫تا به امروز تو فکر فانتزی‌های جنسی نبودم

767
00:45:57,287 --> 00:45:59,452
‫این بهترین سکس زندگیم بود،
‫ولی از اون مهم‌تر،

768
00:45:59,477 --> 00:46:02,610
‫اعتماد عمیق‌تریـه که بین‌مون شکل گرفته

769
00:46:02,772 --> 00:46:05,821
‫ازم پرسیدی حاضرم برات هر کاری بکنم یا نه،
‫ولی فکر کنم جوابش رو می‌دونستی و

770
00:46:05,846 --> 00:46:09,187
‫وقتی گفتم حاضرم به هر قیمتی که شده
‫دنیا رو به پات بریزم،

771
00:46:09,975 --> 00:46:12,421
‫واضح و بلند بهم گفتی «آره»

772
00:46:12,811 --> 00:46:14,938
‫این دیگه چی بود؟

773
00:46:15,022 --> 00:46:17,498
‫- تو هم عینهو اون احمقی
‫- کون لقت

774
00:46:17,529 --> 00:46:20,782
‫راجع‌به بابام اینجوری حرف نزن.
‫همونجا باش و صدات در نیاد.

775
00:46:20,819 --> 00:46:22,362
‫- می‌خوای چیکار کنـ...
‫- گفتم...

776
00:46:22,446 --> 00:46:24,490
‫دوست‌پسر سابق پلشتت از کجا پیداش شد؟

777
00:46:24,573 --> 00:46:25,657
‫هی، هی!

778
00:46:25,741 --> 00:46:26,825
‫- هی!
‫- خدای من

779
00:46:26,909 --> 00:46:28,952
‫دستت رو بکش، پسر!

780
00:46:29,036 --> 00:46:32,831
‫تمومش کن، کلیتون!
‫گم شو از اینجا برو!

781
00:47:11,845 --> 00:47:13,221
‫خدای من!

782
00:47:13,487 --> 00:47:15,891
‫تو این خراب‌شده چه خبره؟

783
00:47:15,916 --> 00:47:17,167
‫بی، تو حالت خوبـه؟

784
00:47:17,251 --> 00:47:18,794
‫گندش بزنن، نه!

785
00:47:18,877 --> 00:47:21,004
‫خدای من!‌ خدای کن! خدای من!

786
00:47:21,672 --> 00:47:23,357
‫داشتم لایو می‌گرفتم، حرومی

787
00:47:23,382 --> 00:47:25,422
‫نبضش نمی‌زنه! زنگ بزن اورژانس!

788
00:47:26,426 --> 00:47:28,897
‫- همه چی به گوه کشیده شد!
‫- صبر کن ببینم، من اونو می‌شناسم

789
00:47:28,922 --> 00:47:30,006
‫خون!

790
00:47:30,031 --> 00:47:34,493
‫رفیق‌مون، کلیتون، مُرده و
‫جو گلدبرگ عوضی اونو کشتـه!

791
00:47:34,518 --> 00:47:37,053
‫کل دنیا باید اینو ببینه
‫قبل از اینکه تیک‌تاک حذفش کنه

792
00:47:37,078 --> 00:47:41,041
‫چقدر خون ازش رفته.
‫چیکارش کردی؟

793
00:47:41,066 --> 00:47:44,319
‫برانته، باید همین الان بریم

794
00:47:47,618 --> 00:47:49,464
‫بالاخره گیرش انداختیم، لوئیس

795
00:47:49,700 --> 00:47:51,135
‫منو گیر انداختین؟

796
00:47:51,592 --> 00:47:54,011
‫اینجا چه خبره؟

797
00:47:54,288 --> 00:47:57,065
برام پاپوش دوختی؟

798
00:47:58,625 --> 00:48:01,373
‫فریبم دادی؟

799
00:48:01,397 --> 00:48:11,397
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

800
00:48:11,421 --> 00:48:21,421
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

