﻿1
00:00:00,524 --> 00:00:10,524
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,548 --> 00:00:17,548
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:18,428 --> 00:00:19,551
‫آنچه گذشت...

4
00:00:19,576 --> 00:00:23,725
‫جو، متأسفم. دارم از شهر میرم.
‫ممنون بابت همه چی. برانته

5
00:00:23,750 --> 00:00:25,880
‫با من به هم زدی؟

6
00:00:25,960 --> 00:00:28,750
‫کلیتون هم اونجاست؟
‫اذیتت که نکرده؟

7
00:00:28,840 --> 00:00:30,590
‫- شاید بهتره که برم
‫- نه، لطفا نرو

8
00:00:31,210 --> 00:00:35,180
‫قراره طلاق بگیرم.
‫اگه فقط و فقط تو باشی چی؟

9
00:00:35,260 --> 00:00:37,140
‫راجع‌به بابام اینجوری حرف نزن

10
00:00:37,220 --> 00:00:38,850
‫دوست‌پسر سابق پلشتت از کجا پیداش شد؟

11
00:00:38,930 --> 00:00:40,720
‫- خدای من
‫- دستت رو بکش، پسر!

12
00:00:43,730 --> 00:00:44,770
‫خدای من!

13
00:00:44,850 --> 00:00:47,230
‫برانته، باید همین الان بریم

14
00:00:47,310 --> 00:00:49,190
‫تو برام پاپوش دوختی؟

15
00:00:49,270 --> 00:00:51,440
‫منو فریب دادی؟

16
00:00:57,200 --> 00:00:59,120
‫الان نمی‌تونم از شهر خارج بشم

17
00:00:59,200 --> 00:01:00,870
‫- حتی به خاطر من؟
‫- حتی به خاطر تو

18
00:01:00,950 --> 00:01:02,540
‫اذیت نکن، انقدر مثبت نباش

19
00:01:02,620 --> 00:01:05,000
‫- مثبت؟ چرا مثل مامان‌بزرگم حرف میزني؟
‫- اوچ

20
00:01:05,080 --> 00:01:06,750
‫پس چی شد می‌گفتی لجظه رو دریاب؟

21
00:01:06,830 --> 00:01:09,460
‫اسمش مسئولیت‌پذیریه.
‫باید وظایف کمک استادی‌مو انجام بدم

22
00:01:09,540 --> 00:01:12,510
‫به شاگردهات بگو عاشق شدی.
‫اگه جیم بزنی درک می‌کنن

23
00:01:12,590 --> 00:01:14,050
‫نمی‌تونم جیم بزنم

24
00:01:15,195 --> 00:01:17,590
‫خب، اگه جواب نه رو قبول نکنم چی؟
‫اونوقت چی میشه؟

25
00:01:17,680 --> 00:01:20,010
‫دارم می‌دوم به جلسه با یه دانشجو برسم.
‫باید برم

26
00:01:20,100 --> 00:01:22,810
‫- اون‌ها می‌تونن... صبر کنن!
‫- نه، جدی‌ام. همین الان هم دیرم شده

27
00:01:27,089 --> 00:01:29,209
‫میشه لطفا به جو بگی که من باید برم؟

28
00:01:30,270 --> 00:01:32,440
‫اون الان مالِ منه، جو. بای‌بای

29
00:01:33,230 --> 00:01:34,780
‫باشه، خداحافظ

30
00:01:46,460 --> 00:01:48,420
‫فکر می‌کردم عشق رو می‌شناسم

31
00:01:51,000 --> 00:01:52,840
‫اما این چیزیـه که برای من نقشه کشیدی...

32
00:01:53,670 --> 00:01:54,800
‫از همون اول، برانته

33
00:01:54,880 --> 00:01:57,130
‫لوئیز. هر اسمی که داری

34
00:01:58,760 --> 00:02:00,180
‫هر چی بین ما بود...

35
00:02:01,540 --> 00:02:02,500
‫دروغ بود

36
00:02:03,735 --> 00:02:05,325
‫خیلی قشنگ منو فریب دادی

37
00:02:05,350 --> 00:02:07,480
‫دیوونه‌ام کردی، بکن توش!

38
00:02:07,560 --> 00:02:11,060
‫- کاری کردی فکر کنم باید تو رو نجات بدم
‫- گفتم ساکت شو!

39
00:02:11,150 --> 00:02:12,480
‫- هی!
‫- خدای من

40
00:02:12,570 --> 00:02:14,360
‫دستتو بکش!

41
00:02:16,030 --> 00:02:19,490
‫و حالا حرف من در مقابل حرف توئه

42
00:02:27,540 --> 00:02:29,960
‫فعلا وکیل‌های کیت
‫منو به قید وثیقه آزاد کردن

43
00:02:31,540 --> 00:02:33,130
‫روش سنتی لاکووده

44
00:02:33,920 --> 00:02:36,510
‫«خفه‌اش کن. از داخل حل و فصلش کن»

45
00:02:46,140 --> 00:02:47,220
‫تو

46
00:02:48,600 --> 00:02:51,150
‫تو درست شبیه برانته‌ای هستی
‫که فکر می‌کردم می‌شناسم

47
00:02:51,730 --> 00:02:54,400
‫اما تو عین اون نیستی.
‫تو یه آدم مارموزی

48
00:02:55,480 --> 00:02:56,690
‫و من هیچی نمی‌دونم

49
00:03:10,210 --> 00:03:11,210
‫ممنون

50
00:03:13,040 --> 00:03:15,670
‫دوست‌های تو داستان به شدت غیر قابل باوری
‫رو تعریف می‌کنن

51
00:03:16,250 --> 00:03:19,510
‫میگن اومدی نیویورک
‫تا جو گلدبرگ رو به دام بندازی

52
00:03:20,880 --> 00:03:21,970
‫حقیقت داره؟

53
00:03:26,890 --> 00:03:27,720
‫آره

54
00:03:28,390 --> 00:03:29,220
‫چرا؟

55
00:03:34,650 --> 00:03:37,020
‫ما خواهان اجرای عدالت
‫برای گوئینور بک بودیم

56
00:03:39,860 --> 00:03:41,570
‫اونو می‌شناختی؟

57
00:03:44,570 --> 00:03:47,700
‫تو یه جور خاصی
‫وارد روح و روان شخصیت‌هات میشی

58
00:03:48,290 --> 00:03:49,950
‫حتی شخصیت‌هایی که اصلاح ناپذیر به نظر میرسن

59
00:03:50,040 --> 00:03:51,040
‫انگار...

60
00:03:51,580 --> 00:03:53,250
‫همدردیِ افراطیه

61
00:03:53,330 --> 00:03:54,830
‫واقعا تاثیرگذاره

62
00:03:55,460 --> 00:03:57,880
‫اوه. این... خیلی خوبه

63
00:03:58,750 --> 00:04:01,590
‫نه. ازت خواهش می‌کنم
‫تعریف‌های منو کمرنگ جلوه نده

64
00:04:01,670 --> 00:04:05,180
‫فقط بگیر بشین و قبول کن
‫که از نظر من تو کاربلدی

65
00:04:07,720 --> 00:04:09,850
‫خیلی‌خب. باشه

66
00:04:10,930 --> 00:04:12,560
‫آم... ممنون.

67
00:04:16,190 --> 00:04:17,820
‫عه. جز یه چیزی

68
00:04:19,320 --> 00:04:21,820
‫ارجاعت به نمایش‌نامه خانه عروسک؟ واقعا؟

69
00:04:23,950 --> 00:04:25,820
‫از خانه عروسک خوشت نمیاد؟

70
00:04:26,598 --> 00:04:27,848
‫یه اثر جریان‌ ساز فمینیسته

71
00:04:28,095 --> 00:04:30,265
‫خیلی‌خب، نه. یه مرد اونو نوشته

72
00:04:30,290 --> 00:04:31,830
‫که اسم خودش رو انسان‌گرا گذاشته

73
00:04:32,330 --> 00:04:34,420
‫تو رو به چالش می‌کشم تا چیزی رو پیدا کنی

74
00:04:34,500 --> 00:04:36,540
‫که از دیدگاه یه زن واقعی باشه

75
00:04:38,500 --> 00:04:39,710
‫چالش پذیرفته شد

76
00:04:46,890 --> 00:04:49,560
‫خدای من.
‫واقعا یادت بود پس بدی؟

77
00:04:50,180 --> 00:04:53,430
‫آره. اون... اون گروگان محبوبم بود

78
00:04:53,520 --> 00:04:55,770
‫اما الان پسش میدم

79
00:04:59,020 --> 00:05:03,360
‫می‌دونی، هیچ‌کس مثل تو
‫از من در قامت نویسنده حمایت نکرد

80
00:05:03,440 --> 00:05:04,280
‫دست بردار

81
00:05:04,360 --> 00:05:06,200
‫جدی میگم. قبل از اینکه آشنا بشیم،

82
00:05:06,280 --> 00:05:09,780
‫فکر می‌کردم اشتباه بزرگ و احمقانه‌ای
‫مرتکب شدم که اومدم اینجا،

83
00:05:09,870 --> 00:05:15,160
‫دارم... نویسندگی خلاقانه انجام میدم،
‫و جدا تو فکر بودم کنار بذارم

84
00:05:15,250 --> 00:05:17,670
‫ولی تو منو دیدی

85
00:05:17,750 --> 00:05:19,790
‫و آم، فقط...

86
00:05:19,880 --> 00:05:22,000
‫می‌خوام بدونی که برای من خیلی ارزشمنده

87
00:05:23,880 --> 00:05:25,630
‫یه جوری صحبت می‌کنی
‫که انگار می‌خوای خداحافظی کنی

88
00:05:25,720 --> 00:05:28,890
‫آره، دارم... دارم انصراف میدم

89
00:05:29,510 --> 00:05:30,470
‫چی؟

90
00:05:30,550 --> 00:05:33,770
‫مامانم. اون...
‫اون حالش بدتر شده

91
00:05:34,930 --> 00:05:37,350
‫خدای من، لوئیز. خیلی متاسفم

92
00:05:38,980 --> 00:05:41,610
‫نمی‌تونم اینجا باشم

93
00:05:43,030 --> 00:05:47,355
‫توی نیویورک دارم اون حس و حال دخترونه‌ی هنری
‫و باکلاس که همیشه آرزوشو داشتم رو تجربه می‌کنم

94
00:05:47,380 --> 00:05:48,966
‫وقتی اون...

95
00:05:49,410 --> 00:05:50,620
‫توی خونه رو به موته

96
00:05:51,740 --> 00:05:53,410
‫باید برگردم اوهایو

97
00:05:54,662 --> 00:05:57,370
‫می‌تونی انتقالی بگیری
‫و نویسندگی خلاقانه رو اونجا ادامه بدی

98
00:05:57,460 --> 00:06:00,710
‫میرم سر شغل سابقم توی دندون‌پزشکی

99
00:06:00,899 --> 00:06:02,449
‫خب، پول احتیاج داریم

100
00:06:03,500 --> 00:06:05,670
‫نظر مامانت چیه؟

101
00:06:07,930 --> 00:06:09,510
‫نظر خاصی نداره

102
00:06:12,140 --> 00:06:14,010
‫هر کاری لازمه برای خانواده‌ات انجام بده

103
00:06:14,100 --> 00:06:16,600
‫ولی باید عشق و علاقه‌ات رو حفظ کنی

104
00:06:16,735 --> 00:06:19,245
‫خودم شاهدم وقتی میای سر کار
‫چقدر سرزنده و شاداب هستی

105
00:06:19,270 --> 00:06:22,980
‫دوست ندارم دستش بدی.
‫از ته دل میگم

106
00:06:24,110 --> 00:06:25,900
‫آره، می‌فهمم

107
00:06:26,530 --> 00:06:27,610
‫خوبه

108
00:06:39,790 --> 00:06:43,460
‫«من پرنده نیستم و هیچ توری
‫نمی‌تونه من رو به دام بندازه

109
00:06:44,340 --> 00:06:47,760
‫من یک انسان آزاد هستم و اختیارم دست خودمه،

110
00:06:48,760 --> 00:06:50,970
‫که می‌دونم باید ازت دل بکنم

111
00:06:52,390 --> 00:06:53,220
‫بک.»

112
00:06:55,220 --> 00:06:57,850
‫فقط می‌تونیم آرزو کنیم آثارمون مث برانته
‫ماندگار و ورد زبون همه بشه

113
00:07:01,150 --> 00:07:03,360
‫اینو داشته باش تا منو فراموش نکنی

114
00:07:13,370 --> 00:07:15,870
‫سلام، مامان. حالت چطوره؟

115
00:07:17,490 --> 00:07:18,330
‫عالی‌ام

116
00:07:23,790 --> 00:07:25,420
‫اوه. خودم می‌تونم، عزیزم

117
00:07:25,500 --> 00:07:26,670
‫خودم میریزم، مامان

118
00:07:28,670 --> 00:07:31,880
‫اینو دیدی؟ خیلی ناراحت کننده‌ست

119
00:07:38,020 --> 00:07:41,600
‫جنازه در ملکِ دکتر نیکولاس آنجوین
‫پیدا شده است،

120
00:07:41,690 --> 00:07:42,900
‫تراپیستِ ساکن نیویورک

121
00:07:42,980 --> 00:07:45,650
‫چرا جنازه‌اش توی حیاط پشتی شما
‫دفن شده بود، دکتر؟

122
00:07:45,730 --> 00:07:48,360
‫منابع هویت قربانی
‫را گوئینور بک اعلام کردند،

123
00:07:48,440 --> 00:07:51,860
‫دانشجوی فارغ التحصیل شده
‫و گفته می‌شود یکی از بیماران دکتر آنجوین بوده است

124
00:07:52,360 --> 00:07:55,320
‫- رئيس پلیس در این مورد سکوت کرده است...
‫- لوئیز، چی شده؟

125
00:08:00,040 --> 00:08:02,540
‫نتونستم با مرگِ بک کنار بیام

126
00:08:02,620 --> 00:08:05,330
‫وقتی کتابش منتشر شد،
‫راهی بود برای اینکه از دستش ندم

127
00:08:06,040 --> 00:08:09,000
‫«بگو دوستش داری. تشکر کن

128
00:08:09,090 --> 00:08:11,260
‫هر چیزی بگو، جز حقیقت

129
00:08:11,340 --> 00:08:13,180
‫اگه تو نتونی اون رو دوست داشته باشی چی؟»

130
00:08:13,880 --> 00:08:15,390
‫اوه، بک

131
00:08:19,010 --> 00:08:23,310
‫شخصیت نورا در نمایش‌نامهٔ ایبسن شجاع بود،
‫تونست توی چشم شوهرش نگاه کنه

132
00:08:23,390 --> 00:08:25,900
‫ارجاع به نمایش‌نامه خانه عروسک؟ واقعا؟

133
00:08:26,690 --> 00:08:28,110
‫اما عجیب بود

134
00:08:28,190 --> 00:08:30,690
‫انگار بخش‌هایی از کتاب رو اون ننوشته بود

135
00:08:31,287 --> 00:08:35,207
‫پیش‌نویس کتاب بک بعد از مرگش
‫به صورت ناشناس ارسال شده بود

136
00:08:35,410 --> 00:08:36,700
‫کی فرستاده بود و چرا؟

137
00:08:37,320 --> 00:08:39,450
‫پلیس جوابی برای این سوال نداشت

138
00:08:39,990 --> 00:08:41,370
‫پس یه‌کم رفت رو مخم

139
00:08:43,160 --> 00:08:45,420
‫روزها، میرفتم سر کار،
‫از مامانم مراقبت می‌کردم

140
00:08:45,500 --> 00:08:49,800
‫و شب‌ها، توی اینترنت دنبال اطلاعات بیشتر می‌گشتم

141
00:08:49,880 --> 00:08:53,550
‫برای پایان. برای یه چیزی

142
00:08:54,590 --> 00:08:57,550
‫فهمیدم فقط من نبودم
‫که به قتل بک شک کرده

143
00:08:57,696 --> 00:09:02,429
‫[مظنون‌های دیگه؟؟؟ شاید همسر دکتر نیکی؟
‫ یه شخص دیگه؟ (بی دلیل نیست کلیشه‌ست) دوست پسر نداره؟]

144
00:09:04,857 --> 00:09:08,601
‫[راستش، بک کمک استاد من توی دانشگاه بود.
‫با یه نفر به اسم جو قرار می‌ذاشت]

145
00:09:10,150 --> 00:09:12,190
‫این‌طوری با بقیه آشنا شدم

146
00:09:24,376 --> 00:09:26,376
‫[دام‌استراک درخواست چت با شما را دارد]

147
00:09:26,588 --> 00:09:28,182
‫[پستت رو دیدم.
‫میشه بیشتر درباره گوئینور بک بگی؟]

148
00:09:37,355 --> 00:09:38,445
‫سلام

149
00:09:38,470 --> 00:09:43,680
‫دوستان، ایشون برانته‌ساروس۲۵۴۴ هست

150
00:09:44,825 --> 00:09:48,455
‫بـ... برانته تنها کافیه

151
00:09:48,480 --> 00:09:50,610
‫آ، شما دام هستی؟

152
00:09:50,690 --> 00:09:53,820
‫می‌تونی دامینیک صدام بزنی.
‫کلیتون و فینیکس هستن

153
00:09:55,900 --> 00:09:58,450
‫کلیتون. قربانی؟

154
00:10:01,070 --> 00:10:02,660
‫شما چطوری همدیگه رو می‌شناسید؟

155
00:10:02,740 --> 00:10:04,330
‫خب، من و فینیکس
‫توی اینترنت آشنا شدیم

156
00:10:04,410 --> 00:10:05,750
‫سر این مسئله

157
00:10:05,830 --> 00:10:09,210
‫که خانواده‌های جفت‌مون به خاطر سیستم قضایی
‫زندگی‌شون‌ به خاک سیاه نشست آشنا شدیم

158
00:10:09,290 --> 00:10:12,710
‫هر دوی ما این...
‫باید یه کاری می‌کردیم

159
00:10:12,790 --> 00:10:14,880
‫به یکی کمک کنیم
‫وقتی هیچ‌کس به ما کمک نمی‌کرد

160
00:10:14,960 --> 00:10:16,510
‫بعدش با کلیتون آشنا شدیم

161
00:10:16,590 --> 00:10:18,720
‫همین الان دارن پوست باباشو می‌کنن

162
00:10:19,380 --> 00:10:20,470
‫بابات کیه؟

163
00:10:20,550 --> 00:10:21,510
‫نیک آنجوین

164
00:10:21,600 --> 00:10:22,430
‫دکتر نیکی

165
00:10:23,180 --> 00:10:25,350
‫خدای من. حالت خوبه؟

166
00:10:26,890 --> 00:10:30,350
‫معمولا این سوال رو اول از همه نمی‌پرسن

167
00:10:30,940 --> 00:10:33,400
‫مامانم خیلی بهم‌ریخته‌ست

168
00:10:33,480 --> 00:10:37,110
‫مجبور شدم همه اکانت‌هام رو حذف کنم
‫چون مردم مدام خانواده‌ام رو اذیت می‌کردن،

169
00:10:37,190 --> 00:10:38,360
‫دنبالمون می‌کردن

170
00:10:38,450 --> 00:10:41,200
‫فامیل‌مون رو عوض کردیم
‫تا دست از سرمون بردارن

171
00:10:42,160 --> 00:10:43,490
‫وحشتناکه. متاسفم

172
00:10:43,580 --> 00:10:46,290
‫خب، برانته، چی باعث شد
‫به ساب‌ردیت ما بیای؟

173
00:10:46,370 --> 00:10:48,210
‫فکر کنم، آم...

174
00:10:49,210 --> 00:10:50,620
‫فقط می‌خواستم درک کنم

175
00:10:50,710 --> 00:10:53,420
‫داشتم کتاب بک رو می‌خوندم،
‫رویِ تاریک عشق و...

176
00:10:54,380 --> 00:10:57,670
‫یه سری چیزهایی بود
‫که به نظرم درست نمیومد

177
00:10:57,760 --> 00:11:02,220
‫احساس کردم شاید خودِ بک
‫کل کتاب رو ننوشته. انگار...

178
00:11:03,220 --> 00:11:05,970
‫شاید یه نفر دیگه تمومش کرده

179
00:11:07,140 --> 00:11:08,180
‫ته بگاییه

180
00:11:08,270 --> 00:11:11,560
‫ببین... میرم سر اصل مطلب

181
00:11:12,770 --> 00:11:14,770
‫ما فکر می‌کنیم دوست پسرش اونو کشته

182
00:11:14,860 --> 00:11:18,490
‫می‌دونی، من نوار صوتی
‫جلسات تراپی بابام رو دارم

183
00:11:18,570 --> 00:11:20,200
‫غیر اخلاقیه. موافق نیستیم

184
00:11:20,280 --> 00:11:22,570
‫صبر کنید، جلساتِ بک؟

185
00:11:22,660 --> 00:11:26,700
‫آره. خب، در این مورد حرف میزنه
‫که با دوست پسرش، جو، به مشکلات بزرگی برخورده

186
00:11:27,910 --> 00:11:31,580
‫ولی چیزی که نظر منو جلب کرد،
‫یه بیمار دیگه بود، به اسم پاول براون

187
00:11:31,725 --> 00:11:34,185
‫همه اطلاعاتی که به مطب بابام داده
‫الکی و جعلی بوده

188
00:11:34,210 --> 00:11:38,630
‫صبر کن، تو...
‫فکر می‌کنی دوست پسر بک

189
00:11:38,710 --> 00:11:42,050
‫با یه هویت جعلی دکتر نیکی رو می‌دیده؟

190
00:11:42,130 --> 00:11:43,140
‫دیوونه‌واره، نه؟

191
00:11:44,140 --> 00:11:47,060
‫به دیوونگی اینه که فکر می‌کنی
‫یه نفر دیگه کتاب بک رو تموم کرده؟

192
00:11:53,600 --> 00:11:54,730
‫بیشتر توضیح میدید؟

193
00:11:55,810 --> 00:11:58,530
‫خب تو و دوست‌هات فکر می‌کنید
‫دکتر آنجوین بی‌گناهه؟

194
00:11:59,280 --> 00:12:00,740
‫پلیس آدم اشتباهی رو دستگیر کرده؟

195
00:12:03,070 --> 00:12:07,490
‫اینطور فکر می‌کردیم که...
‫که جو آدم‌های زیادی رو فریب داده

196
00:12:08,290 --> 00:12:11,460
‫بر اساس چندین سال...
‫پیگیری شایعات

197
00:12:11,540 --> 00:12:14,040
‫و پست‌های فضای مجازی و آرشیو اخبار

198
00:12:14,120 --> 00:12:15,330
‫و...

199
00:12:17,920 --> 00:12:21,630
‫می‌خواستیم دستِ...
‫می‌خواستیم ذاتِ واقعیشو نشون بدیم

200
00:12:25,050 --> 00:12:26,090
‫اونوقت ذات واقعی اون چیه؟

201
00:12:27,930 --> 00:12:28,760
‫یه قاتله

202
00:12:32,270 --> 00:12:34,640
‫- تولد، تولدت مبارک!
‫- تولدت مبارک!

203
00:12:34,730 --> 00:12:35,730
‫آره، عاشقشیم!

204
00:12:36,900 --> 00:12:37,770
‫خوشگل شدی

205
00:12:39,360 --> 00:12:40,400
‫بریم سر کار

206
00:12:40,480 --> 00:12:42,150
‫طی چند سال آینده،

207
00:12:42,240 --> 00:12:45,610
‫همه جای اینترنت رو زیر و رو کردیم
‫تا هر چی اطلاعات بود رو پیدا کنیم

208
00:12:46,910 --> 00:12:50,330
‫با بدتر شدن حال مامانم،
‫فکر می‌کنم برای من مثل حواس‌پرتی بود

209
00:12:53,370 --> 00:12:57,460
‫وقتی فوت کرد،
‫دوست‌های من خانواده‌ام شدن

210
00:13:01,710 --> 00:13:04,090
‫فهمیدیم جو توی کالیفرنیا مُرده

211
00:13:04,170 --> 00:13:05,510
‫بدست زنش کشته شده

212
00:13:06,720 --> 00:13:08,720
‫ولی بعدش، یه روز...

213
00:13:19,820 --> 00:13:24,312
‫[جو گلدبرگ زنده‌ست!]

214
00:13:24,337 --> 00:13:25,836
‫[مادر جنده]

215
00:13:25,860 --> 00:13:26,700
‫اوه!

216
00:13:26,725 --> 00:13:27,973
‫[مگه میشه!]

217
00:13:28,078 --> 00:13:30,078
‫[و پولدار شده!]

218
00:13:51,930 --> 00:13:55,270
‫«من یک انسان آزاد هستم و اختیارم دست خودمه،

219
00:13:55,850 --> 00:13:58,600
‫که می‌دونم باید ازت دل بکنم

220
00:13:58,690 --> 00:14:01,078
‫اینو داشته باش تا منو فراموش نکنی

221
00:14:11,372 --> 00:14:15,028
‫[دام، همخونه‌ی جدید نمی‌خوای؟]

222
00:14:18,245 --> 00:14:20,245
‫[دامینیک]

223
00:14:20,670 --> 00:14:22,540
‫خب، نیکی و پرسش؟

224
00:14:22,630 --> 00:14:25,920
‫لطفا، بالاخره میای نیویورک.
‫ولی الان چرا؟

225
00:14:27,590 --> 00:14:29,680
‫چون باید اون حرومزاده رو بگیریم

226
00:14:32,390 --> 00:14:33,680
‫اونوقت چطوری؟

227
00:14:38,020 --> 00:14:40,230
‫ببین، توی دردسر نیفتادی

228
00:14:42,401 --> 00:14:45,321
‫فقط می‌خوایم کمک کنی
‫تا متوجه بشیم امشب چه اتفاقی افتاده

229
00:14:46,360 --> 00:14:48,860
‫- چطوری به اینجا رسیدیم
‫- آ...

230
00:14:51,160 --> 00:14:52,990
‫آم...

231
00:14:54,450 --> 00:14:58,830
‫اولش... نقشه درست و حسابی نداشتیم

232
00:14:58,910 --> 00:15:00,620
‫دوست‌هام فکر می‌کردن هوشمندانه‌ست

233
00:15:00,710 --> 00:15:05,130
‫وارد جزئیات پنهان زندگیش بشیم. آم...

234
00:15:05,840 --> 00:15:09,510
‫اونقدری نزدیک باشیم
‫تا بتونیم اون رو زیر نظر بگیریم

235
00:15:09,590 --> 00:15:12,590
‫در عین حال به قدری نامرئی باشیم که...

236
00:15:13,550 --> 00:15:16,930
‫پوشش‌مون لو نره

237
00:15:19,350 --> 00:15:20,810
‫حس می‌کنم حرفت یه «اما» داره

238
00:15:24,230 --> 00:15:27,480
‫اما من از این نقشه راضی نبودم

239
00:15:32,030 --> 00:15:33,320
‫عه

240
00:15:33,410 --> 00:15:34,410
‫عه

241
00:15:37,200 --> 00:15:38,580
‫یواشکی وارد کتاب‌‌فروشیش شدم

242
00:15:39,500 --> 00:15:41,830
‫دقیقا نمی‌دونم دنبال چی بودم،

243
00:15:41,920 --> 00:15:46,460
‫ولی احساس خوبی داشت تا،
‫نمی‌دونم، فعال باشم

244
00:15:58,810 --> 00:16:01,770
‫و بعدش، اونجا بود

245
00:16:31,050 --> 00:16:33,590
‫دیگه یه خیال نبود

246
00:16:35,760 --> 00:16:38,260
‫واقعی بود

247
00:16:43,762 --> 00:16:46,552
‫برگرد اینجا، دختر قشنگم

248
00:16:46,690 --> 00:16:49,070
‫فیله مینیون آوردم
‫که انگشت‌هاتون هم می‌خورید

249
00:16:49,150 --> 00:16:50,780
‫ایول

250
00:16:50,860 --> 00:16:52,440
‫از مراسم دیشب آوردی؟

251
00:16:52,530 --> 00:16:53,780
‫توی یخچال بود

252
00:16:53,860 --> 00:16:56,490
‫نگه داشته بودم تا واسه این جلسه
‫نخوایم الکی از بیرون سفارش بدیم،

253
00:16:56,570 --> 00:16:57,570
‫پس خواهش می‌کنم

254
00:16:58,620 --> 00:17:02,160
‫مامان دام پشت و پناه بچه‌هاش هست

255
00:17:02,250 --> 00:17:03,830
‫باشه، حس می‌کنم پشت و پناهمی

256
00:17:03,910 --> 00:17:06,830
‫نمی‌خوام دروغ بگم،
‫بهترین مراسم پذیرایی بود که شرکت داشتم

257
00:17:06,920 --> 00:17:09,090
‫حقوقش خوب بود،
‫و اجازه دادن هر چی غذا مونده رو ببریم

258
00:17:09,170 --> 00:17:12,010
‫چطور بود، می‌دونی، رگاتا رو میگم

259
00:17:13,090 --> 00:17:15,930
‫گالا، عزیزم. گالا

260
00:17:16,010 --> 00:17:18,640
‫مهمونی آدم‌هایی بود
‫که پولشون از پارو بالا میرفت

261
00:17:18,720 --> 00:17:21,260
‫بوی پول نو و خشک می‌دادن

262
00:17:21,350 --> 00:17:22,970
‫حال‌بهم‌زنه. دیوونه‌شونم

263
00:17:23,640 --> 00:17:24,680
‫و...

264
00:17:28,520 --> 00:17:29,520
‫ایشون اونجا بود

265
00:17:30,110 --> 00:17:32,230
‫چطور... چطور آدمی بود؟

266
00:17:32,820 --> 00:17:36,070
‫خب، نسبت به پاییدنِ داغون
‫و به دردنخورمون توی خیابون خیلی فرق داشت

267
00:17:36,095 --> 00:17:38,185
‫با اون یه جا بودم

268
00:17:41,700 --> 00:17:44,000
‫یه هوا رو تنفس می‌کردیم.
‫خیلی عجیب بود

269
00:17:44,080 --> 00:17:46,370
‫ولی حتی از نزدیک، خیلی...

270
00:17:48,290 --> 00:17:50,210
‫- معمولی بود
‫- با همین روش میاد سراغ آدم

271
00:17:50,290 --> 00:17:52,920
‫خب، تو... چیزی پیدا کردی؟

272
00:17:53,000 --> 00:17:54,800
‫چیزی که به درد ما بخوره؟

273
00:17:54,880 --> 00:17:56,630
‫خب، وارد شرکت پذیرایی شدم

274
00:17:56,655 --> 00:17:58,775
‫که مراسم‌های خانواده لاکوود رو انجام میده

275
00:17:58,930 --> 00:18:00,640
‫از همیشه نزدیک‌تر شدیم

276
00:18:00,720 --> 00:18:03,930
‫آره، این کار زمان می‌بره، لوئیز.
‫داریم مدرک جمع می‌کنیم

277
00:18:04,075 --> 00:18:06,325
‫اگه می‌خوای مو لا درزش نره
‫باید صبر به خرج بدی

278
00:18:06,350 --> 00:18:10,770
‫حرفش شد... شغل توی اتاق نامه‌های
‫شرکت لاکوود چطور پیش میره؟

279
00:18:10,860 --> 00:18:12,070
‫آم...

280
00:18:12,650 --> 00:18:15,030
‫آره، یه درخواست دیگه فرستادم

281
00:18:15,110 --> 00:18:17,360
‫نمی‌دونم، شاید فکر می‌کنن
‫واجد شرایط نیستم

282
00:18:19,820 --> 00:18:21,530
‫چرا عجیب و مشکوک رفتار می‌کنی؟

283
00:18:23,790 --> 00:18:24,990
‫آم...

284
00:18:25,080 --> 00:18:27,910
‫شاید چون دارم باقی‌مونده غذاهای لاکوود
‫که توی مایکرویو گرم شده رو می‌خورم

285
00:18:28,484 --> 00:18:29,654
‫بهتر نیست بی خیال بشی؟

286
00:18:31,710 --> 00:18:34,550
‫- نمی‌تونستم به دوست‌هام بگم چیکار کردم
‫- چرا؟

287
00:18:34,685 --> 00:18:37,525
‫اگه می‌فهمیدن که...
‫یواشکی وارد کتاب‌فروشی مونی شدم

288
00:18:37,550 --> 00:18:40,840
‫و یه قدم مونده بود جو پیدام کنه
‫و نزدیک بود همه‌چی رو به باد بدم...

289
00:18:41,430 --> 00:18:42,550
‫خب چطوری اون رو دیدی؟

290
00:18:42,575 --> 00:18:45,115
‫دوباره یواشکی وارد کتاب‌فروشی مونی شدم

291
00:18:45,140 --> 00:18:47,720
‫و جو منو پیدا کرد
‫و نزدیک بود همه‌چی رو به باد بدم

292
00:18:47,930 --> 00:18:49,600
‫- هی!
‫- صبر کن! نزن لطفا!

293
00:18:49,690 --> 00:18:52,270
‫باید سریع فکر می‌کردم،
‫کاری می‌کردم فکر کنه من بی دفاعم

294
00:18:53,110 --> 00:18:55,020
‫من... ببین، معذرت می‌خوام

295
00:18:55,610 --> 00:18:57,240
‫ببخشید، باشه؟

296
00:18:57,320 --> 00:18:58,320
‫یه داستان از خودم درآوردم

297
00:18:58,400 --> 00:19:00,660
‫میشه لطفا اونو بندازی؟

298
00:19:00,740 --> 00:19:02,780
‫انگار یه شخصیت دیگه‌ی من
‫کنترل رو بدست گرفت

299
00:19:02,870 --> 00:19:04,990
‫یه جورایی، با چرب‌زبونی خودم رو نجات دادم

300
00:19:07,660 --> 00:19:10,500
‫دیکنسون. روش جالبی برای مردنه

301
00:19:11,620 --> 00:19:14,130
‫شکافی در سرم، گویی مغزم از هم گسسته‌ست
‫[شعر امیلی دیکنسون]

302
00:19:21,010 --> 00:19:24,964
‫نمی‌تونم بهت بگم چه احساسی داشت
‫که از نزدیک با اون حرف زدم

303
00:19:25,970 --> 00:19:27,970
‫باورم نمی‌شد تونستم

304
00:19:28,810 --> 00:19:31,480
‫و می‌دونستم دفعه آخر نیست،

305
00:19:31,560 --> 00:19:33,310
‫که مهیج بود

306
00:19:34,560 --> 00:19:35,770
‫و ترسناک

307
00:19:38,990 --> 00:19:40,240
‫هی!

308
00:19:40,820 --> 00:19:42,280
‫جریان چیه؟

309
00:19:43,490 --> 00:19:44,410
‫منو تعقیب کردین؟

310
00:19:44,490 --> 00:19:47,240
‫اونم بعد از رفتار مشکوکت؟
‫تصور کن چقدر غافلگیر شدیم

311
00:19:47,330 --> 00:19:50,210
‫ وقتی دیدیم نصفه‌شب
‫از در اصلی کتاب‌فروشی بیرون میای

312
00:19:50,290 --> 00:19:52,290
‫کدوم قسمت از اینکه
‫خیلی خطرناکه تو کله‌ات نرفته؟

313
00:19:52,370 --> 00:19:54,380
‫هی، داری می‌لرزی. چی شده؟

314
00:19:57,250 --> 00:19:58,420
‫اونو دیدم

315
00:19:59,010 --> 00:20:00,340
‫- نه، ندیدی
‫- گه نخور

316
00:20:00,420 --> 00:20:02,180
‫چرا، دیدمش

317
00:20:02,970 --> 00:20:03,840
‫و...

318
00:20:05,720 --> 00:20:07,350
‫فکر می‌کنم ازم خوشش اومد

319
00:20:07,884 --> 00:20:11,104
‫نمی‌تونی دوباره این کار رو کنی.
‫نه، دام، نباید باز چنین کاری کنه

320
00:20:11,310 --> 00:20:13,770
‫کلیتون، اون ارتباط گرفته

321
00:20:14,560 --> 00:20:15,650
‫دام درست میگه

322
00:20:16,730 --> 00:20:18,610
‫رفتم تو بطن ماجرا

323
00:20:21,650 --> 00:20:23,780
‫خیلی‌خب، کلید بزرگ در اصلی رو باز می‌کنه

324
00:20:23,860 --> 00:20:26,910
‫- و کوچیکه واسه در دفتره
‫- باشه

325
00:20:26,990 --> 00:20:28,160
‫فردا می‌بینمت، رئیس

326
00:20:29,490 --> 00:20:32,290
‫نعنای تازه، اسم اکانت یه نفره
‫که توی اینترنت پست گذاشته؟

327
00:20:32,370 --> 00:20:36,040
‫آره. آ... اون یه بار با جو قرار گذاشته بود

328
00:20:36,065 --> 00:20:40,895
‫نوشته بود با چشم‌های خودش
‫یه قفس بزرگ توی زیرزمین کتاب‌فروشی دیده

329
00:20:40,956 --> 00:20:42,166
‫پس...

330
00:20:43,010 --> 00:20:44,840
‫باید خودم می‌دیدم

331
00:20:50,060 --> 00:20:51,060
‫خدای بزرگ

332
00:20:57,110 --> 00:21:00,360
‫اما اونجا پر از کتاب بود

333
00:21:01,230 --> 00:21:04,610
‫و این... این داستان‌هایی که می‌نوشت

334
00:21:06,700 --> 00:21:08,740
‫فانتری‌های قتل بود

335
00:21:09,660 --> 00:21:12,378
‫فکر می‌کردیم امکان نداره
‫اعتراف به قتل باشن، درسته؟

336
00:21:15,448 --> 00:21:16,448
‫ازشون نسخه داری؟

337
00:21:17,710 --> 00:21:21,420
‫نه، و تازه، هیچ‌کدوم از جزئیات
‫با حوادث واقعی مطابقت نداشت

338
00:21:23,510 --> 00:21:26,680
‫ولی ازشون یه چیز مهم فهمیدم

339
00:21:29,470 --> 00:21:31,310
‫فهمیدم جو آدم عاشقیه

340
00:21:31,810 --> 00:21:34,390
‫داستان‌هایی درباره اون بود
‫شاهزاده‌ای سوار بر اسب سپیده

341
00:21:34,480 --> 00:21:35,640
‫برای زنی که دوستش داشت

342
00:21:37,520 --> 00:21:42,110
‫معشوقه‌اش رو به چشم پرنده‌ای
‫با بال زخمی می‌بینه که باید نجاتش بده

343
00:21:44,900 --> 00:21:45,990
‫که یه فکری تو سرم انداخت

344
00:21:47,360 --> 00:21:49,620
‫فکر می‌کنم بتونم کاری کنم جو عاشقم بشه

345
00:21:50,660 --> 00:21:51,740
‫- چی؟
‫- شوخی می‌کنی

346
00:21:52,370 --> 00:21:53,370
‫نه. نه

347
00:21:53,450 --> 00:21:57,264
‫لوئیز، اون یه قاتل زنجیره‌ای واقعیه

348
00:21:57,289 --> 00:22:00,210
‫خب، اون آپارتمان بهم پیشنهاد داد، غیر اینه؟

349
00:22:00,290 --> 00:22:02,050
‫درسته. خدای من، آدم اسکل

350
00:22:02,130 --> 00:22:03,630
‫خب، من بک رو دوست داشتم،

351
00:22:03,710 --> 00:22:06,170
‫اما اون توی مقطعی از زندگیش بود
‫جایی که...

352
00:22:06,970 --> 00:22:08,800
‫داشت خیلی از مسائل رو برای خودش حل می‌کرد،

353
00:22:08,890 --> 00:22:11,050
‫و برای اون خیلی وسوسه انگیز بود

354
00:22:12,010 --> 00:22:14,560
‫بچه‌ها، من می‌تونم چنین آدمی باشم.
‫فکر همه‌جاشو کردم

355
00:22:15,430 --> 00:22:18,310
‫برانته یه دختر رمانتیکه

356
00:22:18,390 --> 00:22:21,940
‫یه دختر اهل اوهایو
‫که آرزو داره نمایش‌نامه‌نویس بشه

357
00:22:22,007 --> 00:22:23,300
‫اون عاشق رمان‌های عاشقانه‌ست

358
00:22:23,800 --> 00:22:25,218
‫چرا رمان‌های عاشقانه؟

359
00:22:25,302 --> 00:22:27,137
‫جو دلش می‌خواد به چالش کشیده بشه، خب؟

360
00:22:27,220 --> 00:22:29,514
‫بحث راجع به کتاب‌ها
‫حسابی حشریش می‌کنه

361
00:22:29,598 --> 00:22:31,391
‫می‌خواد تو رو بُکنه. تبریک میگم

362
00:22:31,475 --> 00:22:33,226
‫- کلیتون!
‫- باریکلا، کلی

363
00:22:33,310 --> 00:22:36,480
‫نه. دستت رو می‌خونه

364
00:22:37,481 --> 00:22:39,983
‫در بهترین حالت، کل نقشه به فنا میره

365
00:22:40,067 --> 00:22:43,945
‫در بدترین حالت، ناپدید میشی
‫چون اون کیری، قاتلـه

366
00:22:44,029 --> 00:22:46,615
‫آره، واسه همین هم لازمت دارم.
‫که نذاری مو لای درزش بره.

367
00:22:46,698 --> 00:22:48,992
‫خب، چطوری باید نذارم مو لای درزش بره؟

368
00:22:49,076 --> 00:22:51,536
‫باید دنیای برانته رو بسط بدیم

369
00:22:52,079 --> 00:22:55,540
‫سوق بدیمش به سمت یه دنیای واقعی

370
00:22:55,624 --> 00:22:57,250
‫یه چیزی بهش بدیم،

371
00:22:57,959 --> 00:23:01,296
‫یا یه کسی رو بهش بدیم،
‫تا منو از دستش نجات بده

372
00:23:01,379 --> 00:23:04,216
‫باید یه نمایش راه بندازیم

373
00:23:04,299 --> 00:23:06,551
‫- یادم رفته بود، یه کاری دارم باید برم
‫- وایسا، جدی؟

374
00:23:06,635 --> 00:23:08,762
‫- عه! سلام برانته
‫- من...

375
00:23:08,845 --> 00:23:11,473
‫- جو، این کلیتونـه
‫- قبلاً می‌کردمش

376
00:23:12,057 --> 00:23:15,268
‫اگه یه دروغ، 90 درصد حقیقت باشه،

377
00:23:15,894 --> 00:23:19,231
‫اون‌وقت راحت میشه اون 10 درصد
‫باقی‌مونده رو هم به طرف قبولوند

378
00:23:19,940 --> 00:23:23,527
‫می‌ذاریم جو اسم واقعیم رو بفهمه

379
00:23:23,610 --> 00:23:26,655
‫آهای، بچه‌پولدار، می‌دونستی
‫اسم واقعیش لوئیزه؟

380
00:23:26,738 --> 00:23:30,158
‫پس حساب‌ شبکه‌های اجتماعی‌ای رو که
‫ما ساختیم پیدا می‌کنه

381
00:23:30,159 --> 00:23:32,400
‫« لوئیز فلنری، اوهایو »

382
00:23:32,452 --> 00:23:34,621
‫کاری ‌کنیم حس کنه
‫یه چیزی ازم پیدا کرده

383
00:23:34,704 --> 00:23:37,207
‫شک و تردیدش بخوابه

384
00:23:37,290 --> 00:23:38,458
‫جواب هم داد؟

385
00:23:39,126 --> 00:23:42,337
‫اونقدر خوب جواب داد که
‫حتی فکرش رو هم نمی‌کردیم

386
00:23:43,171 --> 00:23:45,257
‫پی‌ش رو گرفت و رسید به بک

387
00:23:45,340 --> 00:23:48,385
‫اتفاقی که براش افتاد خیلی غم‌انگیز بود

388
00:23:48,468 --> 00:23:49,886
‫تابحال اینو به کسی نگفتم

389
00:23:49,970 --> 00:23:52,931
‫کاش دکتر نیکی رو می‌کُشتم

390
00:23:54,057 --> 00:23:56,726
‫بهم گفت کاش دکتر نیکی رو می‌کُشته

391
00:23:57,310 --> 00:23:59,980
‫- یا خدا، چه غلطا؟
‫- می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم

392
00:24:00,063 --> 00:24:03,525
‫خیلی بگاییـه.
‫ولی بدجور ذهنم رو مشغول کرده.

393
00:24:03,608 --> 00:24:04,693
‫آ...

394
00:24:05,277 --> 00:24:08,864
‫گفت شاید اگه دکتر نیکی رو می‌کُشته...

395
00:24:11,199 --> 00:24:12,617
‫شاید بک هنوز زنده بود

396
00:24:14,161 --> 00:24:16,329
‫آخه قاتلش همچین حرفی می‌زنه؟

397
00:24:17,414 --> 00:24:19,374
‫متوجه منطق و استدلالت نمیشم

398
00:24:19,457 --> 00:24:23,461
‫خب، ما... باید از این بابت
‫مطمئن باشیم، خب؟

399
00:24:23,545 --> 00:24:26,506
‫نباید یک درصد شکی باشه که
‫جو همونیـه که فکر می‌کنیم

400
00:24:26,590 --> 00:24:27,757
‫منظورت چیه؟

401
00:24:27,841 --> 00:24:29,676
‫فقط سؤال می‌پرسم

402
00:24:29,759 --> 00:24:30,927
‫خب، بس کن

403
00:24:32,137 --> 00:24:34,347
‫با آدمایی که جو رو می‌شناختن حرف زدیم

404
00:24:34,431 --> 00:24:36,558
‫فینیکس زمین و آسمون رو سوراخ کرده تا

405
00:24:36,641 --> 00:24:39,060
‫شاهدهای احتمالی رو مجاب کنه زبون وا کنن

406
00:24:39,144 --> 00:24:42,564
‫ماجرای ران رو می‌دونیم، چی‌چی بود اسمش؟
‫همسایه‌ی جو که ناپدید شد

407
00:24:42,647 --> 00:24:44,774
‫- ماجرای پارتنر سابقِ بک رو که فهمیدیم
‫- فکر می‌کنیم فهمیدیم

408
00:24:47,652 --> 00:24:50,363
‫اگه کار جو نبوده باشه،
‫اون‌وقت انگار که داری میگی

409
00:24:50,447 --> 00:24:53,366
‫بابای کلیتون مقصر قتل بک بوده

410
00:24:56,536 --> 00:24:58,288
‫من... منظورم این نیست

411
00:25:01,124 --> 00:25:06,046
‫به جو میگن شاهزاده‌ی دلربا!
‫نذار گولت بزنه.

412
00:25:07,255 --> 00:25:08,089
‫آره

413
00:25:08,173 --> 00:25:10,300
‫فقط روی مأموریت تمرکز کن

414
00:25:10,383 --> 00:25:13,428
‫بقیه‌اش رو از ذهنت بیرون کن خوشگلم

415
00:25:15,263 --> 00:25:16,598
‫- حله؟
‫- حله

416
00:25:26,524 --> 00:25:28,944
‫از کِی باهاش خوابیدی؟

417
00:25:31,696 --> 00:25:33,114
‫منظورت چیه؟

418
00:25:34,366 --> 00:25:36,201
‫الان می‌خوای تو روی پلیس دروغ بگی؟

419
00:25:36,284 --> 00:25:39,663
‫نه. نه، خانم، البته که نه

420
00:25:41,248 --> 00:25:43,416
‫باهاش خوابیدی، روی نظرت
‫نسبت بهش تأثیر نداشت؟

421
00:25:43,500 --> 00:25:45,335
‫اتفاقاً برعکس

422
00:25:47,796 --> 00:25:50,632
‫ما داشتیم طبق یه فرضیه جلو می‌رفتیم

423
00:25:50,715 --> 00:25:51,549
‫یعنی...

424
00:25:52,217 --> 00:25:55,470
‫طبق شواهدی که قطعی نبودن

425
00:25:55,553 --> 00:25:57,555
‫مرگ‌هایی که قبلاً توضیح داده شده بودن

426
00:25:57,639 --> 00:25:59,557
‫معمای قتل‌هایی که قبلاً حل شده بودن

427
00:26:00,267 --> 00:26:04,396
‫هر مدرکی هم که خلافش رو نشون بده،
‫حتی در نظر گرفته نشده

428
00:26:05,730 --> 00:26:08,692
‫فهمیدم دوستام چشم‎شون رو
‫به روی حقیقت بسته بودن

429
00:26:11,000 --> 00:26:14,000
‫« کلیتون: کِی برم کتاب‌فروشی؟ »

430
00:26:14,001 --> 00:26:20,501
‫« نظرم عوض شد.
‫امروز دل و دماغش رو ندارم. نیا. »

431
00:26:28,753 --> 00:26:30,046
‫بهت گفتم نیا

432
00:26:30,130 --> 00:26:30,964
‫داره ما رو می‌بینه؟

433
00:26:32,757 --> 00:26:34,050
‫ما رو نگاه می‌کنه، مگه نه؟

434
00:26:36,136 --> 00:26:38,847
‫- آخ، کلی!
‫- نه، بهت گفتم کافی نیست

435
00:26:39,848 --> 00:26:42,100
‫آهای! دستت رو بکش، همین الان

436
00:26:42,183 --> 00:26:44,019
‫هر وقت کارم تموم شد، مال خودت

437
00:26:46,062 --> 00:26:48,815
‫گورت رو از اینجا گم کن و نزدیکش نشو.
‫دیگه حرفم رو تکرار نمی‌کنم.

438
00:26:54,612 --> 00:26:58,199
‫سلام. توی راه چند بسته یخ گرفتم

439
00:27:00,118 --> 00:27:01,619
‫دیگه کبود شده، کلیتون

440
00:27:09,002 --> 00:27:13,006
‫چی شد تو همونی نبودی که خیلی
‫نگران بودی یه‌وقت صدمه نبینم؟

441
00:27:13,882 --> 00:27:15,508
‫تو حتی نمی‌خواستی این کار رو بکنی،

442
00:27:15,592 --> 00:27:18,678
‫بعد حالا که بهت میگم امشب رو بیخیال،
‫منو نادیده می‌گیری

443
00:27:18,762 --> 00:27:22,015
‫- همه‌چی آماده بود، لوئیز
‫- تو حرفمو به چپت گرفتی

444
00:27:22,098 --> 00:27:23,516
‫خب، اگه حرفتو گوش می‌کردم،

445
00:27:23,600 --> 00:27:25,935
‫اون‌وقت دستاورد امروزمون رو نداشتیم

446
00:27:26,019 --> 00:27:28,938
‫مجبورش کردیم جلوی اون‌همه آدم
‫وجهه‌ی خشنش رو نشون بده

447
00:27:29,022 --> 00:27:29,898
‫جدی؟

448
00:27:29,981 --> 00:27:32,317
‫یا ثابت کردیم از یه زن دفاع می‌کنه

449
00:27:32,400 --> 00:27:34,069
‫وقتی یه یارویی داره بهش صدمه می‌زنه؟

450
00:27:34,152 --> 00:27:36,029
‫فرقی داره؟

451
00:27:36,112 --> 00:27:38,448
‫آره، کلیتون، به نظرم فرق داره

452
00:27:42,077 --> 00:27:46,331
‫عه... قرار بود با این برگرها عذرخواهی کنیم

453
00:27:46,414 --> 00:27:48,166
‫داری عذرخواهی می‌کنی، کلیتون؟

454
00:27:49,209 --> 00:27:51,544
‫پدر و مادرت چی گفتن؟
‫کلبه‌ی ساحلی بازه؟

455
00:27:51,628 --> 00:27:53,296
‫تا چند هفته‌ی دیگه نه

456
00:27:53,380 --> 00:27:57,300
‫یعنی وقت بیشتری برای نقشه ریختن داریم،
‫اگه بتونی خودت رو جمع کنی

457
00:27:58,426 --> 00:28:01,930
‫لوئیز به خدا سعی کردم جلوشو بگیرم
‫که نیاد کتاب‌فروشی

458
00:28:02,013 --> 00:28:03,098
‫می‌دونم، دام. طوری نیست

459
00:28:05,850 --> 00:28:08,853
‫خیلی‌خب، من چند تا دوربین سفارش دادم

460
00:28:08,937 --> 00:28:10,105
‫من و فینیکس می‌ریم اونجا،

461
00:28:10,188 --> 00:28:12,023
‫همه‌جای کلبه کار می‌ذاریم‌شون

462
00:28:12,107 --> 00:28:15,402
‫دارم دنبال شوکر هم می‌گردم، پس
‫تا موقع شروع عملیات شوکر هم داری

463
00:28:15,485 --> 00:28:19,030
‫تا اون‌موقع، فقط باید این نمایش رو
‫یکم دیگه ادامه بدیم

464
00:28:19,114 --> 00:28:21,199
‫- مگه اینکه بخوای دوباره نظرت رو عوض کنی
‫- بس کن!

465
00:28:21,282 --> 00:28:22,700
‫آشغال عوضی

466
00:28:23,618 --> 00:28:26,579
‫اونی که هر روز جسم و بدنش رو
‫به خطر می‌ندازه لوئیزه،

467
00:28:26,663 --> 00:28:28,164
‫پس هر چی بگه گوش می‌کنیم

468
00:28:28,248 --> 00:28:31,126
‫خب، پایه‌ای؟

469
00:28:36,798 --> 00:28:37,632
‫باشه

470
00:28:38,883 --> 00:28:41,594
‫خیلی‌خب، فینیکس داره میاد اینجا و

471
00:28:42,554 --> 00:28:45,223
‫کمکم می‌کنه اینا رو سازمان‌دهی کنیم تا

472
00:28:45,306 --> 00:28:48,518
‫بهش نشون بدی و متهمش کنی

473
00:28:49,436 --> 00:28:52,188
‫راستش لوئیز، دل توی دلم نیست که
‫چهره‌اش رو توی دوربین ببینم

474
00:28:52,272 --> 00:28:55,900
‫وقتی مثل «ماریشکا هارگیتی»
‫دونه‌دونه مدارک رو می‌کنی توی چشمش

475
00:29:03,000 --> 00:29:04,701
‫کِی به این نتیجه رسیدی که

476
00:29:04,784 --> 00:29:06,911
‫آقای گلدبرگ اونی که فکر می‌کردید نبوده؟

477
00:29:10,039 --> 00:29:11,249
‫آ...

478
00:29:14,377 --> 00:29:18,089
‫این اتفاق توی یه لحظه نیفتاد

479
00:29:18,965 --> 00:29:21,050
‫گمونم کم‌کم این ایده توی ذهنم قوت گرفت

480
00:29:21,134 --> 00:29:23,094
‫- حالت خوبه
‫- آره، خوبم

481
00:29:23,178 --> 00:29:24,763
‫فقط... یکم هوای تازه می‌خوام

482
00:29:24,846 --> 00:29:26,973
‫جو مهربونـه

483
00:29:27,056 --> 00:29:29,184
‫خوش‌قلبـه و هوای آدم رو داره

484
00:29:29,726 --> 00:29:32,228
‫اصلاً نمی‌خواستم بترسونمت

485
00:29:32,312 --> 00:29:34,105
‫نه، منو نترسوندی، جو

486
00:29:35,523 --> 00:29:38,651
‫کلیتون هم داشت به‌ بی‌راهه می‌رفت

487
00:29:39,360 --> 00:29:41,237
‫چرا با این‌حال نقشه رو ادامه دادی؟

488
00:29:45,700 --> 00:29:47,410
‫حس می‌کردم انگار چاره‌ای ندارم

489
00:29:51,915 --> 00:29:55,126
‫توی این دنیا فقط دوستام رو دارم و
‫نمی‌تونستم از دستشون بدم

490
00:29:59,339 --> 00:30:00,548
‫من...

491
00:30:00,632 --> 00:30:03,718
‫می‌خواستم یه راهی پیدا کنم که
‫قانع‌شون کنم اشتباه می‌کنن، ولی

492
00:30:07,055 --> 00:30:08,139
‫قضیه زیادی واقعی شد

493
00:30:09,265 --> 00:30:10,850
‫لطفاً به من فکر نکن، جو

494
00:30:11,601 --> 00:30:14,854
‫گمونم... من... بهت زنگ زدم که بگم...

495
00:30:16,022 --> 00:30:17,816
‫نگرانم نباشی. همین

496
00:30:28,701 --> 00:30:32,080
‫الان داشتی تلفن دستت بود؟
‫داشتی با کی حرف می‌زدی؟

497
00:30:34,499 --> 00:30:35,625
‫جو

498
00:30:37,293 --> 00:30:38,127
‫چرا؟

499
00:30:40,255 --> 00:30:44,676
‫بهش گفتم که بهم فکر نکنه

500
00:30:47,178 --> 00:30:49,764
‫- روان‌شناسی معکوس زدی روش...
‫- نمی‌تونم...

501
00:30:51,057 --> 00:30:52,767
‫امشب نمی‌تونم نقشه رو اجرا کنم

502
00:30:53,268 --> 00:30:55,728
‫وایسا. یعنی کنسلش کردی؟

503
00:30:56,521 --> 00:30:59,858
‫بلانته! قبلش یه ندا به من ندادی؟

504
00:30:59,941 --> 00:31:02,110
‫هدف نقشه‌مون اجرای عدالت بود، مگه نه؟

505
00:31:03,111 --> 00:31:07,407
‫نه فقط برای کلیتون، بلکه برای بک؟

506
00:31:09,492 --> 00:31:10,493
‫اگه اونا...

507
00:31:10,577 --> 00:31:14,831
‫اگه واسه قتل عمه‌ات آدم اشتباهی
‫رو دستگیر می‌کردن،

508
00:31:16,207 --> 00:31:17,959
‫مشکی باهاش نداشتی؟

509
00:31:20,795 --> 00:31:22,297
‫ما آدم اشتباهی رو گیر ننداختیم

510
00:31:26,134 --> 00:31:27,135
‫باشه

511
00:31:28,052 --> 00:31:29,262
‫آخه...

512
00:31:31,347 --> 00:31:32,432
‫من ساده‌لوح بودم

513
00:31:32,932 --> 00:31:35,685
‫فکر اجرای این نقشه

514
00:31:35,768 --> 00:31:37,270
‫خواب و خوراکم رو گرفته

515
00:31:37,353 --> 00:31:40,398
‫- نه، این مدت بی‌نظیر بودی
‫- فقط دارم دروغ میگم، دام

516
00:31:40,481 --> 00:31:45,737
‫این‌همه تظاهر، مزخرف در کردن،
‫بداهه‌گویی، برانته بودن

517
00:31:45,820 --> 00:31:49,782
‫دیگه دارم قاتی می‌کنم که چقدرش
‫خودمم و چقدرش تظاهره

518
00:31:51,367 --> 00:31:55,747
‫واقعاً نمی‌دونستم چقدر این کار احساس
‫چندش‌آور و تجاوز به حریم شخصی بهم میده

519
00:31:58,583 --> 00:32:02,045
‫ببین، من هیچ‌وقت مجبور به کاری نمی‌کنمت
‫که با انجامش احساس امنیت نکنی

520
00:32:07,091 --> 00:32:10,678
‫خب، هنوزم تا آخر هفته
‫کلبه‌ی ساحلی دستمونـه

521
00:32:11,638 --> 00:32:13,890
‫بیا بریم، ذهن‌مون رو خالی کنیم

522
00:32:13,973 --> 00:32:15,183
‫باشه، آره

523
00:32:18,645 --> 00:32:20,772
‫کلیتون بشنوئه خوشحال نمیشه

524
00:32:20,855 --> 00:32:23,200
‫کلیتون بازوم رو اونقدر
‫محکم گرفت که کبود شد

525
00:32:23,201 --> 00:32:25,234
‫فقط واسه اینکه حرفش رو به کرسی بشونه

526
00:32:26,986 --> 00:32:28,446
‫اون بی‌طرف نیست، دام

527
00:32:31,115 --> 00:32:34,577
‫بذار به اون و فینیکس زنگ بزنم.
‫بهشون میگم عملیاتِ امشب کنسلـه.

528
00:32:37,830 --> 00:32:41,167
‫تماس تلفنی دام شد بهونه دستِ کلیتون

529
00:32:41,250 --> 00:32:42,085
‫اون...

530
00:32:43,836 --> 00:32:44,837
‫افسار پاره کرد

531
00:32:44,921 --> 00:32:46,464
‫فکرش رو هم نمی‌کردیم که اون...

532
00:32:54,889 --> 00:32:55,848
‫الان برمی‌گردم

533
00:33:03,064 --> 00:33:05,775
‫کاش دکتر نیکی رو می‌کُشتم

534
00:33:05,858 --> 00:33:08,069
‫اون‌وقت شاید بک الان اینجا بود

535
00:33:09,654 --> 00:33:12,782
‫گاهی آرزو می‌کنم که کاش توی
‫دنیای واقعی هم اندازه‌ی نوشته‌هام قوی بودم

536
00:33:12,865 --> 00:33:13,700
‫اوه

537
00:33:14,200 --> 00:33:18,287
‫لوئیز، اون یه قاتل سریالی واقعیـه

538
00:33:33,261 --> 00:33:37,682
‫یازده ساعت از وقتی که کیت من رو دید که
‫جلوی چشم همه یه مرد رو کشتم، گذشته

539
00:33:37,765 --> 00:33:40,518
‫ولی لام تا کام هیچی نگفته

540
00:33:41,102 --> 00:33:42,729
‫خودم رو درگیر چی کردم؟

541
00:33:42,812 --> 00:33:45,148
‫معلومه که تیک‌تاک قبلاً حذفش کرده

542
00:33:45,231 --> 00:33:47,483
‫می‌خوام از همه‌جا حذف بشه

543
00:33:48,443 --> 00:33:49,527
‫کیت؟

544
00:33:49,610 --> 00:33:52,947
‫نگید پاک کردن اون فیلم چقدر سختـه.
‫درستش کنید.

545
00:33:53,031 --> 00:33:55,324
‫نه. نه، نه، نه، نه. کافی نیست

546
00:33:59,662 --> 00:34:02,915
‫افرادمون تماس می‌گیرن.
‫ناامیدم نکنید.

547
00:34:07,336 --> 00:34:09,380
‫چه مرگتـه؟

548
00:34:09,464 --> 00:34:12,216
‫خیلی‌خب آره. حقم بود

549
00:34:12,300 --> 00:34:16,304
‫واقعاً نتونستی جلوی خودت رو بگیری.
‫لازم بود اونقدر وحشتناک کسی رو بکُشی!

550
00:34:16,387 --> 00:34:19,015
‫محض رضای خدا!
‫البته که فریب خوردی!

551
00:34:19,098 --> 00:34:21,142
‫حق با توئـه. اشتباه کردم

552
00:34:21,225 --> 00:34:23,061
‫این فروتنی کاذب رو تمومش کن

553
00:34:24,937 --> 00:34:26,147
‫خیال کردی من احمقم؟

554
00:34:26,230 --> 00:34:27,440
‫البته که نه

555
00:34:27,523 --> 00:34:29,400
‫تو یکی از باهوش‌ترین آدمایی هستی
‫که به عمرم دیدم

556
00:34:29,484 --> 00:34:32,653
‫باریکلا. پاچه‌خواری کردی
‫دست و پام شل شد

557
00:34:32,737 --> 00:34:35,323
‫هر چی بگی حقمـه

558
00:34:35,406 --> 00:34:37,366
‫آره، چون من نباشم به گای سگ میری

559
00:34:37,450 --> 00:34:39,952
‫چون رابطه‌ات با اون
‫تیک‌تاکر دغل‌باز به‌هم خورد

560
00:34:40,036 --> 00:34:43,372
‫همیشه اینقدر تابلو و رقت‌انگیز بودی؟

561
00:34:44,791 --> 00:34:47,877
‫بهت گفتم دست از سر ریگان بردار

562
00:34:50,630 --> 00:34:51,589
‫منظورت چیه؟

563
00:34:51,672 --> 00:34:53,007
‫چطوری روت میشه خودت رو بزنی به اون راه؟

564
00:34:53,883 --> 00:34:55,343
‫مدی همه‌چی رو بهم گفت

565
00:34:55,968 --> 00:34:57,136
‫باهاش چیکار کردی؟

566
00:34:57,220 --> 00:35:00,640
‫چطوری دست به همچین کار
‫فوق وحشتناکی زدی؟

567
00:35:00,723 --> 00:35:04,060
‫حادثه بود. از کنترل خارج شد.
‫ریگان می‌خواست به خانواده‌مون صدمه بزنه.

568
00:35:04,143 --> 00:35:05,812
‫تو خواهرم رو کُشتی

569
00:35:05,895 --> 00:35:08,689
‫ریگان پلید بود و
‫عملاً مدی بود که اونو کُشت

570
00:35:09,690 --> 00:35:10,775
‫تو خواهرم رو کُشتی

571
00:35:11,609 --> 00:35:13,486
‫خب چیکار می‌تونم بکنم؟

572
00:35:14,403 --> 00:35:16,864
‫هر کاری بگی می‌کنم، کیت

573
00:35:17,615 --> 00:35:19,450
‫نمی‌خوام دور و برمون باشی

574
00:35:21,828 --> 00:35:23,204
‫به‌هر حال همدستی

575
00:35:23,788 --> 00:35:25,998
‫اگه من به فنا برم، تو هم میری

576
00:35:31,462 --> 00:35:34,715
‫هنری کجاست؟

577
00:35:52,608 --> 00:35:53,818
‫پسرم کجاست؟!

578
00:35:53,901 --> 00:35:54,902
‫جاش امنـه!

579
00:35:54,986 --> 00:35:56,529
‫تو مادرش نیستی، کیت

580
00:35:56,612 --> 00:35:58,531
‫تا جایی که یادشـه من مادرش بودم

581
00:35:58,614 --> 00:36:00,241
‫حق نداری این حق رو ازم بگیری

582
00:36:00,324 --> 00:36:02,994
‫مادر هنری مُرده.
‫تو... تو جایگزینشی.

583
00:36:03,077 --> 00:36:04,495
‫می‌دونی به چه نتیجه‌ای رسیدم؟

584
00:36:04,579 --> 00:36:05,913
‫- چی؟
‫- هنری والدین خوبی داشت و

585
00:36:05,997 --> 00:36:08,833
‫گرفتنش از اونا یکی از بدترین
‫کارهایی بود که توش کمکت کردم

586
00:36:08,916 --> 00:36:11,169
‫- اون مردها دوستش داشتن
‫- من دوستش دارم! اون پسر منـه!

587
00:36:11,252 --> 00:36:14,380
‫نه، نه، نه، نداری! خیال می‌کنی
‫دوستش داری، ولی هیچ‌وقت نداشتی!

588
00:36:14,463 --> 00:36:17,842
‫تو حتی نمی‌بینیش! برای تو،
‫هنری صرفاً اسمت رو یدک می‌کشه!

589
00:36:17,925 --> 00:36:20,803
‫- همون رفتاری که پدرمون باهامون داشت
‫- من هیچ شباهتی به پدرت ندارم

590
00:36:20,887 --> 00:36:23,306
‫اگه برات مهم بود،
‫التماسم می‌کردی که ازت بگیرمش!

591
00:36:23,389 --> 00:36:25,308
‫قبلاً یه بار ولش کردی

592
00:36:25,391 --> 00:36:27,977
‫تا اون سر دنیا رفتی دنبال
‫زنی که خیال می‌کردی دوستش داری

593
00:36:28,060 --> 00:36:30,188
‫تا از همه‌ی آدمایی که کُشتی فرار کنی

594
00:36:30,271 --> 00:36:32,732
‫حالا هم عاشق یه زن جدید شدی.
‫آدمای بیشتری کُشتی.

595
00:36:32,815 --> 00:36:34,108
‫واقعاً داری بهم میگی که

596
00:36:34,192 --> 00:36:35,985
‫دلیل تازه‌ای واسه ول کردنش پیدا نمی‌کنی؟

597
00:36:36,068 --> 00:36:39,113
‫- محاله پسرم رو ازم بگیری!
‫- تموم شده رفته

598
00:36:40,406 --> 00:36:41,407
‫یعنی چی؟

599
00:36:42,450 --> 00:36:44,744
‫وقتی اون توافق‌نامه رو با وکیل امضاء کردی،

600
00:36:44,827 --> 00:36:47,121
‫توی برگه یه توافق حضانت موقت وجود داشت

601
00:36:49,415 --> 00:36:50,708
‫درست حدس زده بودم

602
00:36:50,791 --> 00:36:52,700
‫که اونقدر درگیر مزخرفاتِ خودتی

603
00:36:52,701 --> 00:36:54,086
‫که متوجه بودنِ اون بند نمیشی

604
00:36:54,170 --> 00:36:57,340
‫قبلاً پذیرفتی که شایستگی
‫مراقبت از هنری رو نداری

605
00:37:00,301 --> 00:37:01,844
‫ای هیولای لاشی

606
00:37:01,928 --> 00:37:04,222
‫- هیولا منم؟
‫- شکایت می‌کنم!

607
00:37:04,305 --> 00:37:08,226
‫با کدوم پول؟ کدوم وکیل‌ها؟
‫دار و ندارت از منـه

608
00:37:08,309 --> 00:37:09,352
‫نه!

609
00:37:11,312 --> 00:37:13,439
‫پشت این درها

610
00:37:13,522 --> 00:37:16,275
‫بادیگاردهای مسلح وایستادن و
‫آماده‌ان که بلافاصله بیان داخل

611
00:37:16,359 --> 00:37:20,780
‫اگه دوباره همچین حرکتی بزنی، دیگه
‫رنگِ حضانت هنری رو نمی‌بینی

612
00:37:21,864 --> 00:37:24,825
‫مادامی که مثل آدم رفتار کنی،
‫به منابع خانواده‌ام دسترسی داری

613
00:37:24,909 --> 00:37:28,454
‫اگه سعی کنی برگردی اینجا یا فرار کنی،
‫فقط خودتی و خودت

614
00:37:29,830 --> 00:37:31,082
‫خودت این بلا رو سر خودت آوردی

615
00:37:32,875 --> 00:37:34,502
‫تیم حراستم بدرقه‌ات می‌کنه

616
00:38:15,710 --> 00:38:17,670
‫وای خدا. وای خدا

617
00:38:42,236 --> 00:38:43,612
‫خیلی‌خب، لوئیز

618
00:38:43,696 --> 00:38:46,449
‫امشب، میگی چی شد؟

619
00:38:48,451 --> 00:38:50,202
‫من فکرم درست کار نمی‌کرد

620
00:38:51,954 --> 00:38:54,582
‫می‌دونستم جو آدم رومانتیکیـه

621
00:38:54,665 --> 00:38:57,460
‫باید حدس می‌زدم که بازم
‫می‌اومد دنبالم بگرده

622
00:39:00,504 --> 00:39:01,339
‫دام،

623
00:39:01,422 --> 00:39:04,383
‫گوش کن. فقط...
‫برنگرد اینجا. خب؟

624
00:39:04,467 --> 00:39:06,594
‫- اون اینجاست
‫- کی؟ جو؟

625
00:39:06,677 --> 00:39:10,306
‫آره اون... بی‌هوشـه.
‫با شوکر زدمش.

626
00:39:10,389 --> 00:39:14,060
‫اون... نمی‌دونم اون...
‫کیر توش، قرار نبود بیاد

627
00:39:14,143 --> 00:39:15,811
‫وای خدا، باید از اونجا بزنی بیرون

628
00:39:15,895 --> 00:39:18,981
‫نه، نه، نه، من خوبم.
‫دام، تو فقط همون بیرون بمون.

629
00:39:19,065 --> 00:39:22,818
‫لعنتی. اگه فکری به سرش زد، لوئیز،
‫ت.ف.ن.گِ کلی رو آوردم

630
00:39:22,902 --> 00:39:25,446
‫دام، حماقت نکن.
‫اون ماسماسک رو در نیار.

631
00:39:25,529 --> 00:39:28,491
‫اگه قراره فقط یک بار
‫بهم اعتماد کنی، وقتش الانـه

632
00:39:28,574 --> 00:39:30,034
‫چیزیم نمیشه

633
00:39:30,117 --> 00:39:32,370
‫باشه، ولی فینیکس رو خبر می‌کنم که
‫هوامون رو داشته باشه

634
00:39:33,537 --> 00:39:35,206
‫- وای نه
‫- چیه؟

635
00:39:35,289 --> 00:39:38,751
‫- اینستاگرام کلیتون رو دیدی؟
‫- نه

636
00:39:38,752 --> 00:39:40,752
‫« کلیتون، برای اطلاع از پورسانت پیام بدید »

637
00:39:40,753 --> 00:39:43,753
‫« اگه کسی رو دوست داری، رهاش کن.
‫اگه برگشت پیشت، واسه خودتـه. »

638
00:39:44,215 --> 00:39:47,885
‫کلیتون بی‌خبر از ما،
‫این قصه رو سر هم کرده بود

639
00:39:47,968 --> 00:39:50,638
‫می‌خواست جو خیال کنه که
‫من قالش گذاشتم

640
00:39:50,721 --> 00:39:52,681
‫تا برگردم پیش پارتنر سابق کسکشم

641
00:39:52,765 --> 00:39:54,225
‫چرا باید همچین کاری کنه؟

642
00:39:54,308 --> 00:39:56,435
‫کلیتون مطمئن شده بود جو همونیـه که

643
00:39:56,519 --> 00:39:59,188
‫همه‌ی زن‌هایی رو که
‫عاشق‌شون میشه، می‌کُشه

644
00:39:59,855 --> 00:40:02,483
‫می‌خواست جو حسودیش بشه

645
00:40:02,566 --> 00:40:04,318
‫تا عصبانی پا شه بیاد و

646
00:40:04,402 --> 00:40:08,823
‫آماده‌ی کُشتن من باشه،
‫در حالی که کلی دوربین اونجاست

647
00:40:08,906 --> 00:40:12,118
‫به نظرت حاضر بوده واسه به کرسی
‫نشوندنِ حرفش، جون تو رو به خطر بندازه؟

648
00:40:12,201 --> 00:40:13,035
‫آره!

649
00:40:18,999 --> 00:40:22,086
‫خیلی‌خب. بعدش چی شد؟

650
00:40:32,012 --> 00:40:36,642
‫می‌دونستم جو آزارش به من نمی‌رسه،
‫نه اون‌شکلی که جو توقع داشت

651
00:40:36,725 --> 00:40:40,813
‫فقط نمی‌دونستم کلیتون
‫چقدر عصبانی میشه و

652
00:40:42,606 --> 00:40:44,775
‫واکنش جو چطوری میشه

653
00:40:51,657 --> 00:40:54,869
‫- کلی، چیکار می‌کنی؟ دام بهت گفت...
‫- دوربین‌ها رو روشن کن

654
00:40:54,952 --> 00:40:57,371
‫باید از اینجا بری. چیکار می‌کنی؟

655
00:40:57,455 --> 00:40:58,581
‫می‌دونستم گند می‌زنی توش

656
00:40:58,664 --> 00:41:00,958
‫وقتی بهت گفتم دی‌ان‌ای جو رو
‫گیر بیار، منظورم این نبود که...

657
00:41:01,041 --> 00:41:02,251
‫خفه خون بگیر، کلیتون

658
00:41:02,334 --> 00:41:04,587
‫می‌دونم می‌خواستی چیکار کنی.
‫خیال کردی منو می‌کُشه.

659
00:41:04,670 --> 00:41:05,880
‫مطمئن نبودم

660
00:41:05,963 --> 00:41:09,133
‫تابلوئـه که نکُشته. پس می‌تونیم
‫برگردیم سر نقشه‌ی اصلی.

661
00:41:09,216 --> 00:41:12,386
‫نه، نه، نه. من دیگه نیستم.
‫من نیستم.

662
00:41:12,470 --> 00:41:14,138
‫خدا بگم چیکارت کنه، برانته!

663
00:41:14,221 --> 00:41:15,639
‫- خفه شو!
‫- یا لوئیز

664
00:41:15,723 --> 00:41:17,475
‫تو حتی واقعاً برانته نیستی

665
00:41:17,558 --> 00:41:19,393
‫- هیس
‫- تو یه ولگردی بیش نیستی

666
00:41:19,477 --> 00:41:21,770
‫- کون لقت
‫- این قصه‌ی تو نیست. قصه‌ی منـه

667
00:41:21,854 --> 00:41:24,231
‫- من می‌خواستم انتقام پدرم رو بگیرم
‫- هیس!

668
00:41:24,315 --> 00:41:26,775
‫تو هم پا برهنه پریدی وسطش و
‫خودت رو چسبوندی!

669
00:41:26,859 --> 00:41:29,695
‫مسئله فقط پدرت نیست.
‫اونی که مُرده بکـه.

670
00:41:29,778 --> 00:41:33,324
‫چقدر بهش وسواس داری!
‫می‌خوای جای اون باشی؟ آره؟

671
00:41:33,407 --> 00:41:34,825
‫در حدی دلت می‌خواد مثل اون باشی

672
00:41:34,909 --> 00:41:37,203
‫که احمق بودنش بهت سرایت کرده

673
00:41:37,286 --> 00:41:39,580
‫یه قاتل سریالی گولت زده

674
00:41:40,623 --> 00:41:43,792
‫خدایا! پسر کو ندارد نشان از پدر!
‫مگه نه، کلیتون؟

675
00:41:47,254 --> 00:41:50,424
‫در مورد پدرم اینطوری حرف نزن.
‫بلند نشو.

676
00:41:50,508 --> 00:41:52,551
‫- کون لقت!
‫- ساکت باش!

677
00:41:52,635 --> 00:41:53,469
‫آهای!

678
00:41:54,136 --> 00:41:56,347
‫- وای خدا
‫- ولم کن!

679
00:41:59,183 --> 00:42:02,728
‫کلیتون منو توی موقعیتی قرار داد
‫که خیال می‌کرد ممکنه بمیرم

680
00:42:05,022 --> 00:42:07,900
‫جو خیال کرد کلیتون خطرناکـه

681
00:42:07,983 --> 00:42:10,194
‫چون ما طوری چیدیم که
‫همین رو باور کنه

682
00:42:12,655 --> 00:42:15,658
‫دوستات گفتن آقای گلدبرگ
‫با عصبانیت کلیتون رو کُشته

683
00:42:15,741 --> 00:42:17,701
‫ادعا می‌کنی که دفاع از خود بوده؟

684
00:42:31,006 --> 00:42:32,007
‫بله

685
00:42:35,970 --> 00:42:37,513
‫کلیتون دعوا رو شروع کرد

686
00:42:39,139 --> 00:42:41,016
‫کاری که جو کرد قتل نبود

687
00:42:46,855 --> 00:42:48,148
‫دفاع از خود بود

688
00:42:48,172 --> 00:42:58,172
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

689
00:42:58,196 --> 00:43:08,196
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

690
00:43:31,150 --> 00:43:36,447
‫ترجیح میدم این شهر رو با خاکستر یکسان کنم
‫تا بذارم کیت پسرم رو ازم بگیره

691
00:43:48,834 --> 00:43:51,170
‫در مورد تو هم...

692
00:44:04,300 --> 00:44:07,000
‫« آپارتمان جو، دوربین یک »

693
00:44:17,571 --> 00:44:21,200
‫دروغگو. دغل‌باز. جاسوس

694
00:44:25,871 --> 00:44:27,873
‫هنوز کارمون با هم تموم نشده

695
00:44:29,208 --> 00:44:30,384
‫سلام، برانته

