﻿1
00:00:22,250 --> 00:00:25,625
‫- حالا می‌شه چشمم رو باز کنم؟
‫- هنوز نمی‌شه. داریم می‌رسیم.

2
00:00:28,000 --> 00:00:29,083
‫الان کجاییم؟

3
00:00:29,166 --> 00:00:31,166
‫یه لحظه وایستا. خودت می‌بینی.

4
00:00:33,083 --> 00:00:34,833
‫خیلی‌خب. چشمت رو باز کن.

5
00:00:36,791 --> 00:00:38,250
‫بفرمایین!

6
00:00:46,666 --> 00:00:47,750
‫وای.

7
00:00:48,500 --> 00:00:50,250
‫حتما دلت خیلی
‫واسه چنین جایی تنگ شده بود.

8
00:00:51,750 --> 00:00:53,250
‫تو هم باید باهام اسکیت‌سواری کنی.

9
00:00:53,333 --> 00:00:55,333
‫- نه بابا، نه، نه، نه. نه، نه، نه.
‫- چرا بابا.

10
00:00:55,416 --> 00:00:57,166
‫- چرا. باید اسکیت‌سواری کنی. بیا دیگه.
‫- آنا. نه.

11
00:01:02,875 --> 00:01:04,000
‫آنا، وایستا.

12
00:01:12,791 --> 00:01:14,583
‫- نخندی‌ها.
‫- بیا دیگه بابا. آروم باش، خب؟

13
00:01:14,666 --> 00:01:16,208
‫باید کمی زانوت رو خم کنی.

14
00:01:16,291 --> 00:01:17,464
‫سخت نگیر. من که حرفه‌ای نیستم.

15
00:01:17,488 --> 00:01:19,333
‫خودت ماهری. من صرفا
‫پول کلاس‌هات رو حساب کردم.

16
00:01:23,625 --> 00:01:25,916
‫هورا!

17
00:01:34,333 --> 00:01:35,791
‫سرت گیج می‌ره‌ها خانم خودنما.

18
00:01:42,458 --> 00:01:45,416
‫کوله‌پشتی و عینکت رو بردار.

19
00:01:47,291 --> 00:01:48,291
‫باید بریم.

20
00:01:48,315 --> 00:01:58,315
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

21
00:01:58,339 --> 00:02:08,339
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

22
00:02:08,363 --> 00:02:18,363
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

23
00:02:34,208 --> 00:02:36,291
‫بدون دیدنت هم می‌تونم
‫صورتت رو خرد کنم.

24
00:02:36,375 --> 00:02:37,666
‫رد کن بیاد.

25
00:02:38,625 --> 00:02:40,583
‫رد کن بیاد ببینم!

26
00:02:42,541 --> 00:02:45,166
‫بریم.

27
00:02:45,250 --> 00:02:47,791
‫بریم.

28
00:02:49,291 --> 00:02:50,291
‫بجنبین!

29
00:02:55,125 --> 00:02:56,791
‫- یکیشون جا موند.
‫- برداشتمش.

30
00:03:11,875 --> 00:03:12,875
‫بریم.

31
00:03:18,791 --> 00:03:20,000
‫ممنون.

32
00:03:20,083 --> 00:03:21,375
‫بابت چی؟

33
00:03:21,458 --> 00:03:25,583
‫بابت این که نذاشتی بلایی سرشون بیارم.
‫صرفا گرسنه بودن.

34
00:03:36,500 --> 00:03:37,666
‫آماده‌ای؟

35
00:03:38,583 --> 00:03:39,666
‫آماده‌ام.

36
00:03:52,125 --> 00:03:55,416
‫... سوانح زیادی در اروپا و سیبری رخ داده.

37
00:03:55,500 --> 00:03:58,333
‫هنوز از دلیل خودکشی‌های دسته‌جمعی
‫در اروپا خبر نداریم...

38
00:03:58,416 --> 00:04:00,875
‫شدیدا به مردم پیشنهاد می‌کنیم
‫تو خونه‌شون پناه بگیرن.

39
00:04:00,958 --> 00:04:02,541
‫تنها اطلاعاتمون
‫از این موجودات...

40
00:04:02,565 --> 00:04:05,593
‫از این قراره که دیدنشون با چشم غیرمسلح
‫به خودکشی منجر می‌شه.

41
00:04:07,916 --> 00:04:11,708
‫همه باید موقع بیرون رفتن
‫چشم‌بند بسته یا عینک سیاه بزنن.

42
00:04:11,791 --> 00:04:13,750
‫چشمتون رو به هر طریقی ببندین...

43
00:04:13,833 --> 00:04:15,500
‫و از دیدن این موجودات
‫با چشم غیرمسلح اجتناب کنین.

44
00:04:15,583 --> 00:04:17,583
‫اگه آدم یکی از این موجودات رو ببینه،
‫بدبخت می‌شه.

45
00:04:17,666 --> 00:04:20,041
‫سه‌سوته مغز خودش رو می‌پاشونه.

46
00:04:20,125 --> 00:04:23,833
‫اطلاعات دیگه‌ای ندارم که بهتون بگم،
‫فقط می‌گم مواظب خودتون باشین و موفق باشین.

47
00:04:25,690 --> 00:04:35,585
‫«جعبه پرنده: بارسلون»

48
00:04:58,753 --> 00:05:03,766
‫[فروشگاه آنور]
‫[تعمیرات کوم‌کال]

49
00:05:05,765 --> 00:05:10,077
‫[فروشگاه آنور]

50
00:05:23,083 --> 00:05:24,666
‫خودت بلدی چیکار کنی.

51
00:05:24,750 --> 00:05:26,666
‫فقط وقتی خودت صدام کردی
‫بیرون میام.

52
00:05:26,750 --> 00:05:28,625
‫باید مطمئن بشم آدم‌های خوبی هستن.

53
00:05:34,416 --> 00:05:35,500
‫آهای؟

54
00:05:38,125 --> 00:05:39,625
‫کسی اونجاست؟

55
00:05:41,208 --> 00:05:42,375
‫آهای؟

56
00:05:42,958 --> 00:05:44,000
‫کی اونجاست؟

57
00:05:44,500 --> 00:05:46,541
‫سباستین هستم.

58
00:05:46,625 --> 00:05:47,625
‫مجروح شدم.

59
00:05:49,208 --> 00:05:51,041
‫چند روزه غذا نخوردم.

60
00:05:51,833 --> 00:05:53,291
‫کمکی از دستمون ساخته نیست.
‫خیلی شرمنده‌ام.

61
00:05:53,375 --> 00:05:56,125
‫اومدم بیرون غذا پیدا کنم،
‫ولی الان راه خونه رو گم کردم.

62
00:05:56,208 --> 00:05:57,916
‫مارسیال.

63
00:05:58,000 --> 00:05:59,708
‫- چیکار کنیم؟
‫- بیاین ببینیم چی می‌گه.

64
00:05:59,791 --> 00:06:01,250
‫برو دیگه. باید راه بیفتیم.

65
00:06:02,125 --> 00:06:03,375
‫شرمنده‌ام.

66
00:06:06,375 --> 00:06:08,250
‫می‌دونم از کجا مولد برق گیر بیارم!

67
00:06:11,458 --> 00:06:13,791
‫- مولد برق؟
‫- تو کار ساخت‌وساز بودم.

68
00:06:13,875 --> 00:06:16,458
‫قبل از این اتفاقات رو می‌گم.
‫مهندس بودم.

69
00:06:16,958 --> 00:06:19,708
‫آدرس انبار مولدهای برق شرکتمون رو بلدم.

70
00:06:20,458 --> 00:06:23,291
‫خودم تنهایی نمی‌تونم حملشون کنم،
‫ولی اگه شما کمکم کنین...

71
00:06:23,791 --> 00:06:24,958
‫هوم.

72
00:06:25,458 --> 00:06:28,125
‫به نظرم بد نیست کمی نور داشته باشیم.

73
00:06:28,958 --> 00:06:31,125
‫- تو خونه‌هامون رو گرم کنیم.
‫- مارسیال، بهش نیاز داریم.

74
00:06:31,208 --> 00:06:32,541
‫- قبول کن دیگه.
‫- بهش اعتماد ندارم.

75
00:06:32,625 --> 00:06:33,916
‫قبول ندارین؟

76
00:06:34,541 --> 00:06:35,625
‫مارسیال.

77
00:06:36,791 --> 00:06:37,791
‫تنهایی؟

78
00:06:39,583 --> 00:06:40,583
‫آره.

79
00:06:48,000 --> 00:06:49,125
‫دارن میان.

80
00:06:49,208 --> 00:06:50,583
‫بریم. بریم!

81
00:06:50,666 --> 00:06:52,458
‫سباستین، طنابمون رو بچسب.

82
00:06:52,541 --> 00:06:53,708
‫بجنبین!

83
00:07:11,208 --> 00:07:12,625
‫باز کنین! منم، مارسیال!

84
00:07:17,916 --> 00:07:19,583
‫بیاین تو! در رو ببندین.

85
00:07:33,875 --> 00:07:36,291
‫[پیش از باز کردن در دوم، در قبلی را ببندید]
‫[همیشه چشم‌بند ببندید]

86
00:07:36,316 --> 00:07:37,791
‫اون کیه؟

87
00:07:37,875 --> 00:07:39,041
‫گم شده بود.

88
00:07:39,541 --> 00:07:42,083
‫می‌گه می‌دونه از کجا مولد برق گیر بیاریم.

89
00:07:49,183 --> 00:07:52,083
‫ای خدا. شوخی نمی‌کردی.

90
00:07:52,875 --> 00:07:54,875
‫چی به سرت اومده؟
‫بهت میاد بوکسور باشی.

91
00:07:54,958 --> 00:07:57,125
‫نه، در واقع کیسه بوکسم.

92
00:07:57,791 --> 00:07:59,875
‫از این طرف.
‫بیا دکترمون معاینه‌ات کنه.

93
00:07:59,958 --> 00:08:00,958
‫- دکتر دارین؟
‫- چرا که نه؟

94
00:08:01,041 --> 00:08:04,583
‫هم دکتر داریم، هم نجار، هم مکانیک.

95
00:08:05,083 --> 00:08:06,916
‫راستی، تو که احیانا آشپزی بلد نیستی، ها؟

96
00:08:07,000 --> 00:08:10,166
‫گمون کنم آشپز خودمون
‫تو زندان آشپزی یاد گرفته باشه.

97
00:08:11,004 --> 00:08:13,125
‫دکتر؟ دکتر.

98
00:08:13,208 --> 00:08:16,166
‫سلام مارسیال. لطفا لیلیانا صدام کن.

99
00:08:16,250 --> 00:08:17,916
‫برات بیمار آوردم.

100
00:08:18,458 --> 00:08:20,500
‫صورتش مجروح شده.

101
00:08:23,083 --> 00:08:24,458
‫درد می‌کنه؟

102
00:08:24,541 --> 00:08:25,890
‫فقط موقع نفس کشیدن درد می‌کنه.

103
00:08:27,333 --> 00:08:29,416
‫خب، دماغت نشکسته.
‫خبر خوبیه.

104
00:08:29,500 --> 00:08:31,833
‫ابروت باید بخیه بخوره.

105
00:08:39,416 --> 00:08:43,000
‫خب، بگو ببینم...
‫کی چنین بلایی سرت آورده؟

106
00:08:43,500 --> 00:08:44,541
‫مشتی نابینا بودن.

107
00:08:44,625 --> 00:08:47,916
‫خب، همه‌مون بیرون نابیناییم.

108
00:08:48,000 --> 00:08:50,416
‫بیرون نبودم.

109
00:08:51,375 --> 00:08:52,541
‫- تو فضای بسته زدنت؟
‫- آره.

110
00:08:52,625 --> 00:08:53,583
‫- چشم‌بند نداشتی؟
‫- نه.

111
00:08:53,666 --> 00:08:54,541
‫- تونستن...
‫- اِم...

112
00:08:54,625 --> 00:08:56,333
‫- آها.
‫- سه به یک حمله کردن.

113
00:08:56,416 --> 00:08:58,833
‫خیلی تاریک بود.

114
00:09:01,416 --> 00:09:02,833
‫لطفی در حقم بکن.

115
00:09:04,666 --> 00:09:06,583
‫واسه بقیه تعریف نکن چی شده.

116
00:09:08,666 --> 00:09:10,291
‫بین خودمون می‌مونه.

117
00:09:11,708 --> 00:09:12,875
‫من هم رازی باهات در میون می‌ذارم.

118
00:09:13,416 --> 00:09:15,458
‫راستش، قبلا دندون‌پزشک بودم.

119
00:09:15,541 --> 00:09:18,833
‫نفس بکش.

120
00:09:22,708 --> 00:09:24,333
‫خب، حتما داری از گرسنگی می‌میری.

121
00:09:26,333 --> 00:09:27,916
‫راحت باش. نوش جان.

122
00:09:28,416 --> 00:09:29,958
‫- ممنون.
‫- بیا.

123
00:09:53,750 --> 00:09:56,166
‫خیره شدی.

124
00:09:58,458 --> 00:09:59,583
‫جانم؟

125
00:10:00,791 --> 00:10:02,083
‫خیره شدی.

126
00:10:04,416 --> 00:10:05,583
‫عذر می‌خوام.

127
00:10:06,250 --> 00:10:08,916
‫اگه بخوام، می‌تونم چشم‌بند ببندم
‫یا عینک آفتابی بزنم.

128
00:10:10,083 --> 00:10:13,208
‫ولی می‌خوام بقیه من رو ببینن... و بفهمن.

129
00:10:14,500 --> 00:10:15,416
‫چی رو بفهمن؟

130
00:10:15,500 --> 00:10:18,416
‫بفهمن یه سری چیزها
‫از اون موجودات هم بدترن.

131
00:10:18,500 --> 00:10:19,500
‫بدترن؟

132
00:10:21,416 --> 00:10:23,500
‫اکثر مردم با دیدنشون خودکشی می‌کنن؛

133
00:10:24,000 --> 00:10:25,583
‫ولی همه این‌طور نیستن.

134
00:10:28,416 --> 00:10:30,490
‫اولش خیال می‌کردیم دنبال غذامونن؛

135
00:10:32,125 --> 00:10:34,041
‫اما چشم‌بند نبسته بودن.

136
00:10:34,125 --> 00:10:36,541
‫با چشم باز از بیرون اومدن.

137
00:10:37,250 --> 00:10:38,708
‫این افراد اون موجودات رو دیده بودن.

138
00:10:40,791 --> 00:10:44,375
‫می‌شه گفت انگار بخشی
‫از وجودشون پوسیده بود.

139
00:10:44,458 --> 00:10:46,583
‫بخشی از مغزشون رو می‌گم.

140
00:10:48,375 --> 00:10:50,416
‫بعدش می‌خواستن ما هم ببینیم.

141
00:10:51,375 --> 00:10:52,839
‫می‌خواستن کل مردم دنیا ببینن.

142
00:10:57,250 --> 00:10:59,583
‫اول از همه دستشون به رزا رسید.

143
00:11:03,208 --> 00:11:05,666
‫یکیشون که رئیسشون بود...

144
00:11:08,708 --> 00:11:10,458
‫انگشت شستش رو
‫روی چوب سوخته کشید...

145
00:11:12,625 --> 00:11:15,041
‫و با خاکستر چشمی
‫روی پیشونیش کشید.

146
00:11:18,125 --> 00:11:20,708
‫بعدش به زور بردنش بیرون.

147
00:11:21,291 --> 00:11:22,375
‫نه!

148
00:11:22,458 --> 00:11:25,000
‫من نمی‌تونستم ببینمش،
‫ولی صداش رو می‌شنیدم.

149
00:11:25,750 --> 00:11:26,916
‫جیغ می‌کشید.

150
00:11:30,791 --> 00:11:31,958
‫هنوز هم می‌شنوم.

151
00:11:36,041 --> 00:11:38,250
‫دیدم چاقویی رو میزه.

152
00:11:39,625 --> 00:11:41,875
‫یکی در حین درگیری
‫اونجا ولش کرده بود.

153
00:11:44,208 --> 00:11:46,125
‫می‌دونستم باید سریع دست به کار بشم.

154
00:11:47,250 --> 00:11:49,166
‫ممکن بود اگه صبر می‌کردم،
‫جلوم رو بگیرن.

155
00:11:50,333 --> 00:11:53,541
‫با نهایت سرعت چاقوئه رو برداشتم.
‫سریع عمل کردم.

156
00:11:57,250 --> 00:11:59,708
‫بعدش دیگه علاقمند نبودن.

157
00:12:01,291 --> 00:12:02,958
‫من هم دیگه چیزی نمی‌دیدم.

158
00:12:04,333 --> 00:12:08,000
‫وقتی پیداش کردیم،
‫گم شده بود و تو خیابون‌ها می‌چرخید.

159
00:13:25,583 --> 00:13:27,083
‫نگران نباش.

160
00:13:27,166 --> 00:13:28,958
‫- به زودی همه‌شون رها می‌شن.
‫- سباستین؟

161
00:13:29,041 --> 00:13:30,291
‫قول می‌دم.

162
00:13:31,708 --> 00:13:32,875
‫دیگه چیزی نمونده.

163
00:13:38,375 --> 00:13:39,541
‫نگران نباش.

164
00:13:40,125 --> 00:13:42,375
‫سباستین، داری چیکار می‌کنی؟

165
00:13:44,583 --> 00:13:46,041
‫سباستین؟

166
00:13:59,583 --> 00:14:00,583
‫آهای، سباستین!

167
00:14:08,208 --> 00:14:10,166
‫نه. نه، نه، نه.

168
00:14:10,250 --> 00:14:11,416
‫نه سباستین.

169
00:14:11,500 --> 00:14:13,833
‫- سباستین، بس کن! کمکم کنین!
‫- جریان چیه؟

170
00:14:13,916 --> 00:14:16,000
‫- سباستین! چیکار می‌کنی؟
‫- لیلیانا!

171
00:14:20,916 --> 00:14:22,333
‫مارسیال، بیا کمکم کن!

172
00:14:28,291 --> 00:14:29,666
‫پشم‌هام.

173
00:14:31,250 --> 00:14:33,250
‫وایستا!

174
00:14:33,333 --> 00:14:34,250
‫وایستا!

175
00:14:36,708 --> 00:14:38,125
‫بازش کن!

176
00:14:54,083 --> 00:14:56,541
‫ای بی‌شعور! بازش کن!

177
00:15:07,958 --> 00:15:09,000
‫نه!

178
00:15:09,833 --> 00:15:10,750
‫نه!

179
00:15:20,791 --> 00:15:21,791
‫وای!

180
00:15:26,458 --> 00:15:27,458
‫نه!

181
00:16:30,278 --> 00:16:33,350
‫[آربونا]

182
00:17:05,958 --> 00:17:08,125
‫ببین.

183
00:17:08,625 --> 00:17:11,041
‫ببین! دارن میان.

184
00:17:12,083 --> 00:17:14,208
‫خیلی زیبان، مگه نه؟

185
00:18:19,708 --> 00:18:23,541
‫هیس. چیزی نیست.
‫درست می‌شه.

186
00:18:27,541 --> 00:18:31,166
‫نترس.
‫به صلاح خودته.

187
00:18:33,041 --> 00:18:35,083
‫خودت با دیدنشون می‌فهمی.

188
00:18:36,666 --> 00:18:39,291
‫نه، نه! نه، نه، نه، خواهش می‌کنم!

189
00:18:39,375 --> 00:18:40,916
‫خواهش می‌کنم! نه، خواهش می‌کنم، نه!

190
00:18:44,583 --> 00:18:45,750
‫دیدی؟

191
00:18:48,750 --> 00:18:50,458
‫لیلیانا.

192
00:18:52,833 --> 00:18:54,000
‫عشقم.

193
00:18:54,083 --> 00:18:56,541
‫- لیلیانا!
‫- چی شده؟

194
00:18:56,625 --> 00:18:59,000
‫چیکار می‌کنی؟

195
00:18:59,500 --> 00:19:00,791
‫برگرد!

196
00:19:00,875 --> 00:19:02,875
‫لیلیانا.

197
00:19:27,375 --> 00:19:29,291
‫وای خدا. تو چیکار کردی؟

198
00:19:29,375 --> 00:19:30,791
‫تو چیکار کردی؟

199
00:19:32,750 --> 00:19:34,166
‫متأسفم لازارو.

200
00:19:35,833 --> 00:19:37,458
‫متأسفم که تو نمی‌تونی ببینی.

201
00:19:38,083 --> 00:19:39,125
‫متأسفم.

202
00:19:40,750 --> 00:19:41,666
‫آخه چرا؟

203
00:19:44,583 --> 00:19:45,583
‫آخه چرا؟

204
00:20:36,333 --> 00:20:38,916
‫نجاتشون دادی بابا.

205
00:20:40,541 --> 00:20:42,833
‫چیزیشون نمی‌شه؟

206
00:20:43,541 --> 00:20:46,291
‫معلومه که نمی‌شه.
‫الان دیگه روحشون رها شده.

207
00:20:47,833 --> 00:20:49,541
‫خودت نورشون رو دیدی، مگه نه؟

208
00:20:52,208 --> 00:20:56,208
‫اونجا خیلی قشنگه.
‫واقعا کاش می‌تونستی ببینیش.

209
00:20:57,500 --> 00:20:58,625
‫کی می‌بینمش؟

210
00:20:59,500 --> 00:21:01,208
‫کی بهم نشونش می‌دن؟

211
00:21:01,291 --> 00:21:02,291
‫خیلی زود نشونت می‌دن؛

212
00:21:02,375 --> 00:21:04,875
‫ولی هنوز گمراهان زیادی باقی موندن.

213
00:21:06,333 --> 00:21:08,250
‫تو راهنماشون هستی.

214
00:21:09,750 --> 00:21:12,166
‫نجاتشون بده تا دوباره به هم برسیم.

215
00:21:15,958 --> 00:21:19,291
‫خودت، خودم و مامان کنار هم خواهیم بود.

216
00:21:24,618 --> 00:21:28,083
‫[نه ماه پیش]

217
00:21:29,416 --> 00:21:31,000
‫بدک نیست، مگه نه رئیس؟

218
00:21:31,500 --> 00:21:34,375
‫شاید اگه ده هزار جای دیگه هم
‫همین‌جوری علمشون کنیم، دنیا رو نجات بدیم.

219
00:21:39,875 --> 00:21:41,083
‫یه دقیقه وایستا.

220
00:21:41,583 --> 00:21:44,333
‫- توربین شماره یک و شماره دو؟
‫- آره.

221
00:21:44,416 --> 00:21:46,416
‫جفتشون خاموش شدن؟

222
00:21:46,500 --> 00:21:48,791
‫- از ساعت ده خاموشن.
‫- ولی چطور ممکنه؟

223
00:21:50,083 --> 00:21:53,750
‫سقوط یه کارگر تو یه توربین منطقیه...

224
00:21:53,833 --> 00:21:55,916
‫- چندین کارگر افتادن.
‫- چندین کارگر افتادن؟

225
00:21:56,000 --> 00:21:57,541
‫چندین کارگر افتادن.

226
00:21:57,625 --> 00:22:00,041
‫تو توربین‌ها افتادن؟

227
00:22:00,125 --> 00:22:05,791
‫شاید هم پریده باشن.
‫یکی می‌گه شاهد پریدنشون بوده.

228
00:22:10,041 --> 00:22:11,291
‫همه‌چی مرتبه؟

229
00:22:12,958 --> 00:22:15,958
‫اِم، نیروگاه انرژی آبی دوسلدورف خراب شده.

230
00:22:19,000 --> 00:22:22,208
‫در نهایت با خبری غم‌انگیز
‫از لهستان در خدمتتون هستیم:

231
00:22:22,291 --> 00:22:24,875
‫دو قطار شهری و حومه
‫مستقیم با هم اصابت کرده...

232
00:22:24,958 --> 00:22:28,208
‫و به مرگ چند ده تن در حومه ورشو منجر شد.

233
00:22:28,875 --> 00:22:30,750
‫هنوز دلیل تصادف مشخص نشده،

234
00:22:30,833 --> 00:22:33,416
‫اما منابع می‌گن احتمالا
‫مهندس یکی از قطارها...

235
00:22:33,500 --> 00:22:36,416
‫علائم راه‌آهن رو نادیده گرفته.
‫دولت...

236
00:22:38,458 --> 00:22:40,208
‫نمی‌فهمم جریان از چه قراره.

237
00:22:41,125 --> 00:22:44,375
‫برو دنبالش.

238
00:22:44,458 --> 00:22:46,250
‫- سلام لائورا.
‫- سلام عزیزم، کجایی؟

239
00:22:46,333 --> 00:22:48,250
‫همین الان رسیدم دفترمون. همه‌چی مرتبه؟

240
00:22:48,333 --> 00:22:49,708
‫اخبار رو تماشا نکردی؟

241
00:22:49,791 --> 00:22:50,875
‫تصادف قطار لهستان رو می‌گی؟

242
00:22:50,958 --> 00:22:53,666
‫نه. فقط لهستان نیست.
‫خودت اخبار رو ببین. اخبار رو ببین.

243
00:22:53,750 --> 00:22:54,958
‫وایستا. یه لحظه صبر کن.

244
00:22:55,041 --> 00:22:56,833
‫همه‌جا پیش اومده.
‫همین‌جا هم پیش اومده.

245
00:22:56,916 --> 00:22:59,208
‫... ظاهرا به باقی نقاط اروپا سرایت کرده.

246
00:22:59,291 --> 00:23:02,833
‫سازمان بهداشت جهانی
‫گفته موجی رفتار روان‌پریشانه...

247
00:23:02,916 --> 00:23:06,875
‫که به جراحات شخصی
‫و گاها خودکشی منجر می‌شه، شایع شده.

248
00:23:06,958 --> 00:23:10,666
‫این وقایع به هیچ وجه
‫مختص به نقاط محدودی نیستن.

249
00:23:10,750 --> 00:23:13,333
‫طبق گزارشات، فقط آمار جان‌باختگان مادرید...

250
00:23:13,416 --> 00:23:14,500
‫ای خدا.

251
00:23:14,583 --> 00:23:15,916
‫... به چند صد نفر رسیده.

252
00:23:16,000 --> 00:23:17,458
‫می‌تونی بری دنبال آنا؟

253
00:23:18,458 --> 00:23:20,208
‫- آره. آره، آره.
‫- سباستین.

254
00:23:20,291 --> 00:23:21,250
‫همین الان برو دنبالش.

255
00:23:21,333 --> 00:23:22,458
‫نگران نباش عزیزم. می‌رم...

256
00:23:26,666 --> 00:23:27,791
‫نه.

257
00:23:59,208 --> 00:24:00,333
‫این دیگه چه وضعشه؟

258
00:24:00,833 --> 00:24:02,041
‫باز شو دیگه. ریدم توش!

259
00:24:04,555 --> 00:24:06,974
‫[سیگنال در دسترس نیست]
‫[سیگنال در دسترس نیست]

260
00:24:11,208 --> 00:24:13,083
‫لطفا توجه کنین که حرکت...

261
00:24:13,166 --> 00:24:17,333
‫خطوط شماره یک، دو و پنج
‫مختل شده.

262
00:24:17,416 --> 00:24:20,916
‫بابت دردسرهای احتمالی این اختلال
‫عذرخواهی می‌کنیم.

263
00:24:23,750 --> 00:24:25,375
‫لطفا توجه کنین که حرکت...

264
00:24:25,458 --> 00:24:29,625
‫خطوط شماره یک، دو و پنج
‫مختل شده.

265
00:24:29,708 --> 00:24:33,250
‫بابت دردسرهای احتمالی این اختلال
‫عذرخواهی می‌کنیم.

266
00:25:15,541 --> 00:25:17,333
‫ببخشید. عذر می‌خوام.

267
00:25:18,125 --> 00:25:19,041
‫ببخشید.

268
00:25:31,333 --> 00:25:33,625
‫نه!

269
00:25:41,791 --> 00:25:44,309
‫[قطار بعدی از راه رسید]

270
00:25:55,291 --> 00:25:57,041
‫نه، نه!

271
00:26:21,541 --> 00:26:24,458
‫دخترم کجاست؟ خیر سرتون
‫باید مراقب بچه‌هام باشین!

272
00:26:24,541 --> 00:26:25,666
‫کجاست؟

273
00:26:37,458 --> 00:26:38,500
‫آنا؟

274
00:26:40,375 --> 00:26:42,407
‫آروم باشین. آروم باشین،
‫ببینین. نه، نه، نه، نه.

275
00:26:42,431 --> 00:26:43,708
‫چیزی نیست بچه‌ها. چیزی نیست.

276
00:26:43,791 --> 00:26:44,833
‫سلام. آنا.

277
00:26:44,916 --> 00:26:48,083
‫من اومدم. سلام، ببین من رو. ببین من رو.

278
00:26:48,166 --> 00:26:49,833
‫آروم باش. منم، بابا.

279
00:26:50,691 --> 00:26:53,500
‫سلام. باید بریم. خب؟

280
00:26:54,000 --> 00:26:56,375
‫بدو! خواهرت کجاست؟

281
00:26:56,458 --> 00:26:58,333
‫پائولا! پائولا!

282
00:27:12,916 --> 00:27:14,208
‫سباستین؟

283
00:27:14,708 --> 00:27:16,750
‫سلام پدر.

284
00:27:17,791 --> 00:27:19,916
‫- داری آنا رو می‌بری خونه؟
‫- آره.

285
00:27:20,000 --> 00:27:22,375
‫لائورا منتظرمونه.
‫چند روزی از بارسلون می‌ریم.

286
00:27:23,041 --> 00:27:24,833
‫یعنی آمادگی دیدنشون رو نداری؟

287
00:27:26,708 --> 00:27:28,041
‫دیدن چی؟

288
00:27:28,125 --> 00:27:29,500
‫مطمئن نیستم؛

289
00:27:30,250 --> 00:27:31,541
‫ولی خودم آماده‌ام.

290
00:27:32,208 --> 00:27:34,458
‫کل عمرم منتظر بودم.

291
00:27:35,875 --> 00:27:38,250
‫در ۱۸ سالگی به حوزه علمیه ملحق شدم.

292
00:27:39,625 --> 00:27:41,666
‫دنبال نشانه‌ای بودم.

293
00:27:42,458 --> 00:27:45,833
‫- متوجه نمی‌شم.
‫- ولی این همه سال خبری نشده بود.

294
00:27:47,458 --> 00:27:50,416
‫می‌ترسیدم بدموقع به دنیا اومده باشم.

295
00:27:51,041 --> 00:27:55,375
‫می‌ترسیدم دوران معجزات
‫و پیامبران سر رسیده باشه.

296
00:27:55,875 --> 00:27:57,166
‫لطفا بذارین رد بشیم.

297
00:27:57,833 --> 00:28:00,083
‫خداوند از دل شعله‌های...

298
00:28:00,791 --> 00:28:04,737
‫بوته سوزان به موسی فرمان داد.

299
00:28:05,931 --> 00:28:10,958
‫ایوب رو از دل گردبادی سهمگین
‫به چالش کشید.

300
00:28:12,166 --> 00:28:16,507
‫ولی چیزی جز سکوت نصیب من نشده بود.

301
00:28:18,583 --> 00:28:19,583
‫البته الان دیگه این‌طور نیست.

302
00:28:19,666 --> 00:28:23,208
‫ملت دارن می‌میرن پدر.
‫واقعا معتقدین معجزه است؟

303
00:28:24,083 --> 00:28:27,208
‫احتمالا توانایی نگاه کردن...

304
00:28:29,458 --> 00:28:32,500
‫تو چشم خداوند از ذهن ما خارج باشه.

305
00:28:33,583 --> 00:28:37,791
‫ولی اگه خداوندمون و فرشتگانش
‫اومدن رو زمین راه برن،

306
00:28:38,291 --> 00:28:40,000
‫می‌خوام بهشون خوش‌آمد بگم.

307
00:28:41,000 --> 00:28:42,125
‫تو نمی‌خوای؟

308
00:28:43,791 --> 00:28:45,708
‫من فقط می‌خوام دخترم در امان باشه.

309
00:28:49,875 --> 00:28:51,125
‫معلومه که می‌خوای.

310
00:28:52,083 --> 00:28:56,625
‫می‌گن ایمان یعنی باور داشتن
‫به چیزهای نامرئی؛

311
00:28:58,250 --> 00:29:00,416
‫ولی من باید خودم ببینمش.

312
00:29:08,791 --> 00:29:12,000
‫هر اتفاقی هم که بیرون افتاد،
‫هر صدایی هم که شنیدی،

313
00:29:12,618 --> 00:29:14,791
‫نگاهت به همین باشه. خب؟

314
00:29:22,958 --> 00:29:25,083
‫کل خطوط تا اطلاع ثانوی اشغال هستند.

315
00:29:25,166 --> 00:29:26,833
‫لطفا بعدا تماس بگیرید.

316
00:29:26,916 --> 00:29:28,666
‫کل خطوط...

317
00:29:28,750 --> 00:29:30,333
‫چیزی نیست. داریم می‌رسیم.

318
00:29:31,666 --> 00:29:32,583
‫لائورا!

319
00:29:33,083 --> 00:29:34,000
‫عزیزم!

320
00:29:35,666 --> 00:29:37,708
‫عزیز دلم! آنا!

321
00:29:38,541 --> 00:29:40,458
‫- من همین‌جام. عزیزم، حالت خوبه؟
‫- مامان؟

322
00:29:40,541 --> 00:29:42,666
‫- حالت خوبه؟ خودمم. خوبی؟
‫- آره.

323
00:29:42,750 --> 00:29:43,833
‫- تو چی عشقم؟
‫- خوبم.

324
00:29:43,916 --> 00:29:45,500
‫- قول می‌دی؟
‫- همه‌چی آماده است؟

325
00:29:45,583 --> 00:29:47,041
‫وسایل رو تو ماشین گذاشتم. بیاین.

326
00:29:47,125 --> 00:29:48,958
‫لائورا! مواظب باش!

327
00:29:49,041 --> 00:29:50,041
‫چیزیت نیست.

328
00:29:51,041 --> 00:29:52,625
‫لائورا!

329
00:29:53,125 --> 00:29:55,916
‫پدر، من رو ببخش، آخه مرتکب گناه شدم.

330
00:30:00,125 --> 00:30:02,791
‫آخرین اعترافم یه هفته پیش بود.

331
00:30:06,344 --> 00:30:08,708
‫نام خداوند رو بی‌هوا به زبان آوردم.

332
00:30:09,250 --> 00:30:10,583
‫بیش از یه بار به زبان آوردم.

333
00:30:12,666 --> 00:30:16,125
‫افرادی که زندگی جمعی داشتن
‫وسوسه‌ام کردن.

334
00:30:17,500 --> 00:30:18,666
‫بهشون حسودی کردم.

335
00:30:19,958 --> 00:30:21,625
‫مسئله دیگه‌ای هم هست.

336
00:30:21,708 --> 00:30:24,166
‫دروغ گفتم.

337
00:30:25,122 --> 00:30:27,708
‫چاره‌ای نداشتم. باید نجاتشون می‌دادم.

338
00:30:29,083 --> 00:30:30,500
‫ولی به هر حال، دروغ گفتم.

339
00:30:31,666 --> 00:30:35,833
‫می‌شه خداوند کسی رو که در راه
‫بازگشت پیش خانواده‌اش دروغ گفته ببخشه؟

340
00:31:35,583 --> 00:31:37,083
‫سلام برادر.

341
00:31:39,625 --> 00:31:41,208
‫تو هم دیدیشون؟

342
00:31:41,958 --> 00:31:46,000
‫چندین میلیون سال نوری با سفینه‌هاشون
‫تا اینجا سفر کردن.

343
00:31:47,291 --> 00:31:49,625
‫ما رو بین ستارگان می‌برن.

344
00:31:49,818 --> 00:31:50,984
‫نه برادر.

345
00:31:51,797 --> 00:31:53,250
‫فرشته‌ان.

346
00:31:54,959 --> 00:31:57,166
‫خیلی درخشانن.

347
00:32:35,935 --> 00:32:40,750
‫[داروخانه]

348
00:32:48,199 --> 00:32:52,407
‫[داروخانه]

349
00:33:17,833 --> 00:33:18,833
‫آهای؟

350
00:33:19,712 --> 00:33:21,166
‫کسی اونجاست؟

351
00:33:22,791 --> 00:33:24,125
‫کی اونجاست؟

352
00:33:27,083 --> 00:33:29,166
‫گمون کنم ترسیدی.

353
00:33:29,250 --> 00:33:30,583
‫اشکالی نداره.

354
00:33:31,375 --> 00:33:32,375
‫همه‌مون می‌ترسیم.

355
00:33:33,125 --> 00:33:37,416
‫فقط همین وضع
‫از این تاریکی ترسناک‌تره، مگه نه؟

356
00:33:37,500 --> 00:33:39,708
‫آخه آدم نمی‌دونه به کی اعتماد کنه.

357
00:33:42,375 --> 00:33:43,500
‫من کلر هستم.

358
00:33:44,250 --> 00:33:45,291
‫اسم تو چیه؟

359
00:33:53,583 --> 00:33:55,375
‫- کدوم خری هستی؟
‫- اِم... نه، بلایی سرم نیارین.

360
00:33:55,458 --> 00:33:58,791
‫واسه چی یواشکی بهمون نزدیک شدی پدرسگ؟
‫بیاین عقب، بیاین عقب.

361
00:33:58,875 --> 00:34:00,541
‫ازم دزدی کردن، خب؟

362
00:34:00,625 --> 00:34:03,750
‫اِم، کتکم زدن.
‫مگه دیگه می‌تونم به کسی اعتماد کنم؟

363
00:34:04,791 --> 00:34:06,166
‫خب، کار ما نبود.

364
00:34:06,250 --> 00:34:09,125
‫ببین. باید محکم‌تر بگیریشون، فهمیدی؟

365
00:34:09,750 --> 00:34:10,916
‫- کلر؟
‫- چیه؟

366
00:34:11,000 --> 00:34:12,916
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

367
00:34:15,458 --> 00:34:16,625
‫چی شده دیماس؟

368
00:34:18,708 --> 00:34:20,125
‫چی شده پسر؟

369
00:34:22,666 --> 00:34:24,041
‫ریدم توش.

370
00:34:24,625 --> 00:34:26,125
‫بریم! زود باشین!

371
00:34:26,708 --> 00:34:27,708
‫من رو با خودتون ببرین.

372
00:34:27,791 --> 00:34:31,125
‫- خیال کردی سازمان مردم‌نهادیم؟
‫- لزومی نداره بی‌شعور باشیم رافا.

373
00:34:31,208 --> 00:34:34,333
‫ببین، اگه می‌خوای بمونی
‫و با دوست جدیدت گپ بزنی، مشکلی نیست؛

374
00:34:34,416 --> 00:34:36,708
‫- ولی من می‌رم.
‫- می‌تونم براتون مولد برق جور کنم.

375
00:34:36,791 --> 00:34:38,541
‫آدرس انبارشون رو بلدم.
‫می‌تونم ببرمتون.

376
00:34:38,625 --> 00:34:40,583
‫- خیلی‌خب پسر. حتما.
‫- مهندسم.

377
00:34:40,666 --> 00:34:43,708
‫شرکتم واسه ساخت‌وساز
‫مولد برق انبار می‌کرد.

378
00:34:43,791 --> 00:34:45,583
‫- انبارش کجاست؟
‫- اول من رو با خودتون ببرین.

379
00:34:50,166 --> 00:34:51,458
‫بیاین.

380
00:34:53,000 --> 00:34:53,833
‫بریم.

381
00:34:56,375 --> 00:34:58,375
‫عقب نیفت. منتظرت نمی‌مونم‌ها.

382
00:34:58,458 --> 00:35:00,666
‫وای. خیلی‌خب. این رو بگیر.

383
00:35:01,500 --> 00:35:03,000
‫ولش نکن.

384
00:35:39,458 --> 00:35:41,083
‫کسی با خودتون آوردین؟

385
00:35:41,166 --> 00:35:43,416
‫- کمک لازم داشت.
‫- می‌گه مولد برق داره.

386
00:35:48,708 --> 00:35:51,208
‫ایزابل، نگران نباش. خودم تحت‌نظرش دارم.

387
00:35:52,762 --> 00:35:54,541
‫اینجا کجاست؟

388
00:35:54,625 --> 00:35:57,125
‫یکی از پناهگاه‌های بمباران دوران جنگه.

389
00:35:57,208 --> 00:35:59,750
‫اگه دیوارش جلوی بمب‌های
‫فاشیست‌ها مقاوم بوده،

390
00:35:59,833 --> 00:36:01,666
‫جلوی اون موجودات هم مقاومه.

391
00:36:01,750 --> 00:36:05,000
‫می‌شه یکی پیروز جنگ رو
‫به این دبیر تاریخ یادآوری کنه؟

392
00:36:05,083 --> 00:36:08,500
‫قایم شدیم.
‫در حد پیروزی نیست، ولی کم چیزی نیست.

393
00:36:18,750 --> 00:36:21,666
‫- اون کیه؟
‫- می‌گه مولد برق داره.

394
00:36:25,750 --> 00:36:26,750
‫آنا؟

395
00:36:27,250 --> 00:36:28,166
‫سوفیا.

396
00:36:29,416 --> 00:36:30,416
‫سلام کلر!

397
00:36:31,250 --> 00:36:34,500
‫حالت چطوره دخترک؟
‫وای! دل من هم برات تنگ شده بود.

398
00:36:35,833 --> 00:36:38,166
‫چیزی برات پیدا کردم.

399
00:36:39,500 --> 00:36:41,958
‫- شکلاته!
‫- اوهوم. شکلاته.

400
00:36:42,458 --> 00:36:44,541
‫- لهجه‌ات خیلی مسخره است.
‫- وای.

401
00:36:44,625 --> 00:36:46,416
‫اصلا نمی‌فهمم چی می‌گی.

402
00:36:46,500 --> 00:36:48,583
‫خب، نظرت چیه به بزرگ‌ها هم غذا بدی؟

403
00:36:49,083 --> 00:36:51,750
‫- لوبیا دوست داری؟
‫- نه.

404
00:36:51,833 --> 00:36:53,750
‫خوبه. آخه پیدا نکردیم.

405
00:36:54,875 --> 00:36:58,125
‫آهای. با من بیا.

406
00:37:05,291 --> 00:37:07,125
‫ایشون اوکتاویوئه. خودم رافا هستم.

407
00:37:07,579 --> 00:37:09,125
‫اسم تو چیه؟

408
00:37:09,208 --> 00:37:10,416
‫سباستین هستم.

409
00:37:10,500 --> 00:37:12,708
‫تنهایی سباستین؟

410
00:37:16,250 --> 00:37:17,375
‫آره.

411
00:37:18,833 --> 00:37:20,791
‫خودت ابروت رو بخیه شدی؟

412
00:37:23,666 --> 00:37:25,375
‫همراه گروهی بودم.

413
00:37:25,958 --> 00:37:28,875
‫- دکتر داشتیم.
‫- خب، دکترتون الان کجاست؟ هوم؟

414
00:37:30,333 --> 00:37:31,583
‫مرده.

415
00:37:32,166 --> 00:37:33,333
‫همه‌شون مرده‌ان.

416
00:37:33,916 --> 00:37:37,041
‫خودت کشتیشون سباستین؟

417
00:37:38,250 --> 00:37:40,666
‫- اون موجودات رو دیدن.
‫- ولی تو ندیدیشون؟

418
00:37:41,416 --> 00:37:42,708
‫آخه قایم شده بودم.

419
00:37:44,208 --> 00:37:46,000
‫همین که رسیدن، قایم شدم.

420
00:37:46,083 --> 00:37:47,208
‫کی‌ها رسیدن؟

421
00:37:49,833 --> 00:37:53,500
‫بدون چشم‌بند تو شهر می‌گردن.

422
00:37:54,041 --> 00:37:55,750
‫می‌خوان کل مردم دنیا ببیننشون.

423
00:37:57,250 --> 00:37:59,958
‫- منظورت چیه؟
‫- دارم ماجراهای بیرون رو تعریف می‌کنم.

424
00:38:00,625 --> 00:38:02,583
‫دارم از روی خونه خراب‌شده‌تون می‌گم.

425
00:38:07,333 --> 00:38:08,583
‫نقشه رو بده من.

426
00:38:11,125 --> 00:38:12,125
‫کجاست؟

427
00:38:12,208 --> 00:38:14,916
‫- چی کجاست؟
‫- مولد برق رو می‌گم. کجاست؟

428
00:38:15,000 --> 00:38:18,208
‫یکیشون باهات میاد.
‫حداکثر دوتاشون بیان.

429
00:38:18,291 --> 00:38:21,416
‫وقتی تنها برگردی، بهت شک می‌کنن.

430
00:38:21,500 --> 00:38:23,208
‫ازت می‌ترسن.

431
00:38:23,875 --> 00:38:26,541
‫- بگو دیگه.
‫- باید همه‌شون رو ببری بیرون.

432
00:38:26,625 --> 00:38:28,375
‫منتظر چی هستی پدرسگ؟

433
00:38:29,333 --> 00:38:30,333
‫دختره.

434
00:38:30,416 --> 00:38:31,875
‫دختره رو بهانه کن.

435
00:38:31,958 --> 00:38:33,875
‫- الکیه.
‫- منظورت چیه؟

436
00:38:33,958 --> 00:38:36,291
‫مولد برق رو می‌گم.
‫الکی گفتم.

437
00:38:37,125 --> 00:38:38,916
‫- آهای رافا!
‫- ای حرومزاده!

438
00:38:39,000 --> 00:38:41,041
‫- ای مادر خراب!
‫- جریان چیه؟

439
00:38:41,125 --> 00:38:43,500
‫آهای رافا، بس کن!
‫رافا، آروم باش.

440
00:38:43,583 --> 00:38:45,208
‫- دروغ گفته بود!
‫- چه دروغی گفته بود؟

441
00:38:45,291 --> 00:38:47,375
‫- ایزابل، دخالت نکن.
‫- مولد برقی در کار نیست!

442
00:38:47,458 --> 00:38:48,708
‫شرمنده‌ام، خب؟

443
00:38:48,852 --> 00:38:52,041
‫عه، شرمنده‌ای؟ آها، خیلی‌خب، عیبی نداره.

444
00:38:52,125 --> 00:38:54,291
‫تک و تنها بودم. این‌قدر ترسیده بودم
‫که عقلم کار نمی‌کرد.

445
00:38:54,375 --> 00:38:57,541
‫- واسه همین عین سگ بهمون دروغ گفتی؟
‫- می‌خواستین من رو اونجا ول کنین.

446
00:38:57,625 --> 00:38:58,791
‫پر بیراه نمی‌گه رافا.

447
00:38:58,875 --> 00:39:01,416
‫این بی‌شعور رو که پیدا کردیم،
‫داشت یواشکی بهمون نزدیک می‌شد.

448
00:39:01,500 --> 00:39:05,125
‫حالا هم عین سگ بهمون دروغ می‌گه،
‫اون‌وقت تو طرف خودش رو می‌گیری؟

449
00:39:06,666 --> 00:39:08,750
‫به من ربطی نداره.
‫من که نگفتم بیاریمش اینجا.

450
00:39:08,833 --> 00:39:10,625
‫- خب، بذارین مشکلمون رو حل کنم.
‫- نه!

451
00:39:10,708 --> 00:39:11,833
‫ببین. ببین رافا.

452
00:39:11,916 --> 00:39:13,875
‫- نه، نه، نه! خواهش می‌کنم چنین کاری نکنین.
‫- ببین.

453
00:39:13,958 --> 00:39:15,833
‫- نه، چنین کاری نکنین!
‫- نباید طرف رو بکشیم.

454
00:39:15,916 --> 00:39:18,166
‫نگران نباش. خودکشی می‌کنه.
‫مگه نه؟

455
00:39:18,666 --> 00:39:20,500
‫- وایستا. بس کن.
‫- بریم.

456
00:39:20,583 --> 00:39:22,958
‫بس کنین. می‌شه لطفا
‫این‌قدر مردانگی به خرج ندین؟

457
00:39:23,041 --> 00:39:25,333
‫بس کن رافا!

458
00:39:28,250 --> 00:39:30,208
‫هیچ خری اینجا آلمانی بلد نیست!

459
00:39:32,708 --> 00:39:34,541
‫ازتون می‌خواد بلایی سرم نیارین.

460
00:39:41,083 --> 00:39:42,083
‫ببین.

461
00:39:44,666 --> 00:39:45,708
‫چیزی نیست.

462
00:39:47,098 --> 00:39:48,500
‫درست می‌شه.

463
00:39:49,666 --> 00:39:51,166
‫قول می‌دم.

464
00:39:51,916 --> 00:39:52,916
‫خب؟

465
00:39:53,666 --> 00:39:55,500
‫آلمانی بلدی؟

466
00:39:56,916 --> 00:40:00,041
‫لهجه‌ام خوب نیست،
‫ولی منظورم رو می‌رسونم.

467
00:40:03,000 --> 00:40:04,666
‫ازش بپرس خانواده‌اش کجان.

468
00:40:04,750 --> 00:40:08,291
‫سوفیا، والدینت کجان؟

469
00:40:15,458 --> 00:40:17,791
‫با مامانم رفته بودیم تعطیلات.

470
00:40:18,500 --> 00:40:20,750
‫سوار کشتی شده بودیم.
‫کشتی سیاحتی بود.

471
00:40:20,833 --> 00:40:22,375
‫هیجان‌زده بودم.

472
00:40:22,875 --> 00:40:25,000
‫تا حالا سوار کشتی نشده بودم.

473
00:40:30,625 --> 00:40:34,750
‫یادمه داشتیم از سکو بالا می‌رفتیم
‫که صدای فریاد به گوشمون رسید.

474
00:40:36,083 --> 00:40:38,833
‫ملت همدیگه رو محکم هل می‌دادن
‫و به زمین می‌کوبیدن.

475
00:40:39,416 --> 00:40:40,708
‫من هم ترسیده بودم.

476
00:40:41,458 --> 00:40:45,000
‫یهو دیدم یکی تو آب دریا افتاد.

477
00:40:47,125 --> 00:40:50,625
‫بعدش دیدم چندین و چند نفر
‫تو آب افتادن.

478
00:40:57,041 --> 00:40:58,041
‫سوفیا.

479
00:40:59,750 --> 00:41:01,458
‫بعدش چی شد؟

480
00:41:04,958 --> 00:41:08,625
‫نمی‌دونم چطور تونستیم
‫از اونجا فرار کنیم.

481
00:41:08,708 --> 00:41:10,875
‫مامانم بغلم کرد و چشمم رو بست.

482
00:41:11,160 --> 00:41:14,041
‫چشمم رو که باز کردم، سوار ونی بودیم.

483
00:41:14,200 --> 00:41:19,458
‫مامانم هم کل پنجره‌ها رو
‫با کاغذ و مقوا پوشونده بود.

484
00:41:19,541 --> 00:41:21,333
‫رادیو رو روشن کرد.

485
00:41:21,416 --> 00:41:24,375
‫اولش هیچی نمی‌شنیدیم.

486
00:41:24,458 --> 00:41:26,708
‫کمی بعدش صدای کسی رو شنیدیم.

487
00:41:26,791 --> 00:41:28,833
‫صدای خانمی بود.

488
00:41:28,916 --> 00:41:31,291
‫اعلام پیام اضطراری.

489
00:41:31,375 --> 00:41:33,541
‫اعلام پیام اضطراری.

490
00:41:33,625 --> 00:41:39,778
‫خانمه گفت جای امنی بالای کوه هست.

491
00:41:41,333 --> 00:41:42,333
‫کوه؟

492
00:41:43,458 --> 00:41:44,541
‫کدوم کوه؟

493
00:42:15,166 --> 00:42:16,541
‫قلعه کشیدی؟

494
00:42:20,416 --> 00:42:21,916
‫شبیه مونتوئیکه.

495
00:42:22,000 --> 00:42:23,083
‫چطور مگه؟

496
00:42:23,583 --> 00:42:25,375
‫ترکیب قلعه و کوه تو بارسلونه.

497
00:42:25,458 --> 00:42:26,416
‫مونتوئیکه دیگه.

498
00:42:26,500 --> 00:42:29,541
‫نباید حدس بزنیم ایزابل.
‫ممکنه آلکازار واقع در تولدو باشه.

499
00:42:29,625 --> 00:42:31,541
‫از کجا معلوم نشان کجاست؟

500
00:42:32,041 --> 00:42:36,041
‫به کوه رفتین؟

501
00:42:50,541 --> 00:42:53,250
‫باید با این برین.

502
00:42:53,333 --> 00:42:56,375
‫- گوندولاست.
‫- من که گفتم مونتوئیکه.

503
00:42:59,750 --> 00:43:02,375
‫مامانم چشمم رو با شالی می‌بست.

504
00:43:05,416 --> 00:43:09,125
‫مردم بیرون جیغ می‌زدن،
‫می‌دویدن و فریاد می‌کشیدن.

505
00:43:09,875 --> 00:43:12,666
‫مامانم دستم رو این‌قدر محکم گرفته بود
‫که دردم می‌اومد.

506
00:43:13,458 --> 00:43:15,208
‫مردم مدام بهمون می‌خوردن.

507
00:43:15,291 --> 00:43:18,166
‫بعدش افتادم زمین.

508
00:43:19,333 --> 00:43:21,333
‫سوفیا!

509
00:43:23,041 --> 00:43:24,666
‫تقصیر خودم بود.

510
00:43:24,750 --> 00:43:26,583
‫- دستش رو ول کردم.
‫- چیزی نیست.

511
00:43:26,666 --> 00:43:29,291
‫- بهم گفته بود دستش رو محکم بگیرم...
‫- چیزی نیست. چیزی نیست.

512
00:43:29,375 --> 00:43:31,958
‫تقصیر تو نیست. شنیدی چی گفتم؟

513
00:43:32,041 --> 00:43:33,250
‫تقصیر تو نیست.

514
00:43:34,625 --> 00:43:36,291
‫- چیزی نیست.
‫- آروم باش.

515
00:43:36,375 --> 00:43:37,375
‫چیزی نیست.

516
00:43:38,916 --> 00:43:40,750
‫شب پیداش کرده بودم.

517
00:43:41,375 --> 00:43:42,583
‫تنها بود.

518
00:43:42,666 --> 00:43:44,166
‫از سرما می‌لرزید.

519
00:43:45,333 --> 00:43:47,666
‫اصلا نمی‌دونستم چه سختی‌هایی کشیده.

520
00:43:48,500 --> 00:43:51,541
‫عذر می‌خوام. ببینین،
‫نمی‌خوام بی‌عاطفه باشم،

521
00:43:51,625 --> 00:43:54,958
‫ولی فقط خودم جریان «جای امن» رو شنیدم؟

522
00:43:55,041 --> 00:43:56,916
‫ایزابل، اینجا پناهگاه بمبارانه.

523
00:43:57,000 --> 00:43:58,916
‫قلعه شاید فقط تو قرون وسطی به درد می‌خورد.

524
00:43:59,000 --> 00:44:02,333
‫من اگه می‌خواستم واسه پناهجویان
‫اردوگاه بزنم، همون‌جا می‌زدم.

525
00:44:02,416 --> 00:44:04,666
‫مرتفعه. اطرافش هم دیواره.

526
00:44:06,666 --> 00:44:07,916
‫مسدود کردنش راحته.

527
00:44:08,000 --> 00:44:10,541
‫تنها راه رفت و آمدش هم
‫با گوندولاست.

528
00:44:11,208 --> 00:44:12,958
‫بازماندگان واردش می‌شن،
‫ولی اون موجودات نمی‌شن.

529
00:44:13,041 --> 00:44:16,000
‫وای، حالا دیگه مربی سگمون
‫خیال می‌کنه ارتشبد پاتونه.

530
00:44:16,083 --> 00:44:17,958
‫حرف دهنت رو بفهم، خب؟
‫من واقعا تو ارتش خدمت کردم.

531
00:44:18,041 --> 00:44:20,250
‫نگین که واقعا دارین بهش فکر می‌کنین؟

532
00:44:20,333 --> 00:44:22,000
‫نمی‌دونیم هنوز به درد می‌خوره یا نه.

533
00:44:23,208 --> 00:44:26,458
‫نمی‌دونم گوندولا هنوز سالمه
‫و دیوارهاش هنوز پابرجان یا نه.

534
00:44:26,541 --> 00:44:27,833
‫ممنون.

535
00:44:27,916 --> 00:44:31,041
‫حداقل عقل پیک پیتزامون سلیمه.

536
00:44:31,125 --> 00:44:32,083
‫به نظر من بهتره بریم.

537
00:44:32,166 --> 00:44:33,583
‫مگه کسی ازت نظر خواست پدرسوخته؟

538
00:44:33,666 --> 00:44:37,416
‫بذارین حرفش رو بزنه.
‫ضمنا، حق ندارین من رو ساکت کنین.

539
00:44:37,500 --> 00:44:40,041
‫- اگه مادر سوفیا هنوز زنده باشه...
‫- احتمالش خیلی کمه.

540
00:44:40,125 --> 00:44:41,958
‫به احتمال زیاد به همون قلعه رفته.

541
00:44:42,041 --> 00:44:44,666
‫جای دیگه‌ای تو شهر به ذهنش نمی‌رسید.

542
00:44:44,750 --> 00:44:47,000
‫مونتوئیک که اون سر شهره.

543
00:44:47,083 --> 00:44:50,583
‫آدم هم اصلا خبر نداره
‫سر و کله اون موجودات کی پیدا می‌شه.

544
00:44:50,666 --> 00:44:53,125
‫خودت هم می‌دونی خودکشیه دیگه؟
‫واقعا خودکشیه.

545
00:44:53,208 --> 00:44:56,041
‫اصلا که چی بشه؟
‫که بفهمیم مادر این دختر مرده؟

546
00:44:56,125 --> 00:44:58,291
‫- بسه دیگه.
‫- دختره که نمی‌فهمه.

547
00:44:58,375 --> 00:45:02,416
‫غذاتون که تموم بشه چی می‌شه؟
‫گیاهی تو تونل رشد نمی‌کنه.

548
00:45:03,000 --> 00:45:04,416
‫اینجا موندن خودکشیه.

549
00:45:04,916 --> 00:45:07,333
‫خودکشی تدریجیه؛ ولی به هر حال خودکشیه.

550
00:45:08,250 --> 00:45:09,291
‫درست می‌گه.

551
00:45:10,291 --> 00:45:12,416
‫نمی‌شه تا ابد اینجا بمونیم.

552
00:45:12,500 --> 00:45:14,416
‫فقط مردگان این همه مدت...

553
00:45:14,500 --> 00:45:16,250
‫زیر خاک می‌مونن.

554
00:45:17,041 --> 00:45:18,166
‫بیاین رأی بگیریم.

555
00:45:18,250 --> 00:45:20,166
‫تو کشور خودت حق رأی داری؟

556
00:45:20,250 --> 00:45:21,500
‫گور بابات مارکوس.

557
00:45:23,166 --> 00:45:24,250
‫کی می‌خواد بریم؟

558
00:45:28,333 --> 00:45:30,333
‫اصلا خوشم نمیاد قبول کنم،
‫ولی درست می‌گه.

559
00:45:36,875 --> 00:45:38,375
‫- خوب فکر کنین.
‫- شرمنده‌ام عزیزم.

560
00:45:39,583 --> 00:45:41,375
‫تک و تنهایی روبرتو.

561
00:45:48,541 --> 00:45:49,541
‫می‌دونی چیه؟

562
00:45:49,625 --> 00:45:53,416
‫من سی سال ساکن بارسلون بودم،
‫ولی تا حالا تا مونتوئیک نرفتم.

563
00:45:53,500 --> 00:45:56,666
‫پس بیا این رو هم به فهرست
‫کارهای ضروری قبل از مرگت اضافه کنیم.

564
00:46:07,333 --> 00:46:08,666
‫صبح به خیر زیبای خفته.

565
00:46:10,208 --> 00:46:11,291
‫بلند شو.

566
00:46:11,791 --> 00:46:13,250
‫آروم باش گنده‌بک خان.

567
00:46:13,333 --> 00:46:15,333
‫خودم می‌دونم. من از این‌ها متنفرم. هیس.

568
00:46:15,416 --> 00:46:18,375
‫آروم باش. چیزی نیست.
‫آفرین پسر. آفرین.

569
00:46:20,500 --> 00:46:23,291
‫آفرین رفیق. چه پسر خوبی.

570
00:46:32,875 --> 00:46:34,458
‫بریم تو کارش.

571
00:46:41,833 --> 00:46:45,000
‫آروم باش پسر. خیلی‌خب، آروم باش.

572
00:47:04,634 --> 00:47:05,725
‫[جولیان سولده‌ویلا لوپز]

573
00:47:05,750 --> 00:47:08,000
‫خیابان دیپوتاکیو، پلاک ۲۵۷.

574
00:47:11,416 --> 00:47:13,375
‫بهتره فرعی بعدی رو سمت چپ بریم.

575
00:47:17,708 --> 00:47:21,166
‫برو عقب، برو عقب. چه پسر خوبی. دور نشو.

576
00:47:26,709 --> 00:47:30,541
‫[هشت ماه پیش]

577
00:47:30,625 --> 00:47:34,583
‫پانزده متر دیگر به چپ بپیچید.

578
00:47:39,916 --> 00:47:41,375
‫به چپ بپیچید.

579
00:47:44,125 --> 00:47:45,291
‫برین کنار!

580
00:47:48,250 --> 00:47:52,416
‫ده متر دیگر به مقصد می‌رسید.

581
00:47:58,125 --> 00:48:01,250
‫به مقصد رسیدید.

582
00:48:02,458 --> 00:48:03,625
‫کسی اینجا نیست؟

583
00:48:05,791 --> 00:48:08,291
‫دختر تب کرده!
‫دکتر لازم داره!

584
00:48:10,000 --> 00:48:11,291
‫کسی اینجا نیست؟

585
00:48:12,958 --> 00:48:14,583
‫کسی اینجا نیست؟

586
00:48:34,535 --> 00:48:36,291
‫شرمنده‌ام عزیزم.

587
00:48:36,375 --> 00:48:39,250
‫اگه مامان اینجا بود،
‫می‌دونست چیکار کنه.

588
00:48:50,000 --> 00:48:54,958
‫می‌خواستم ازت بپرسم
‫چی شد که از بارسلون سردرآوردی؟

589
00:48:56,583 --> 00:49:00,083
‫- به خاطر تور تبلیغاتی کتابم اومده بودم.

590
00:49:01,833 --> 00:49:03,125
‫تور چه کتابی بود؟

591
00:49:04,083 --> 00:49:06,083
‫- بهم می‌خندی.
‫- نمی‌خندم.

592
00:49:10,250 --> 00:49:14,375
‫کتاب «عصر جنون:
‫راهنمای بقا در دنیای مدرن»...

593
00:49:14,458 --> 00:49:16,583
‫به قلم دکتر کلر بارنز بود.

594
00:49:16,666 --> 00:49:19,083
‫ببخشید.

595
00:49:20,250 --> 00:49:21,416
‫اشکالی نداره.

596
00:49:21,500 --> 00:49:23,500
‫خودم هم متوجه طنز تلخش هستم.

597
00:49:27,541 --> 00:49:30,208
‫سوفیا، می‌خوای بری بخوابی؟

598
00:49:31,500 --> 00:49:32,625
‫آره؟

599
00:49:37,166 --> 00:49:39,500
‫اوهوم.

600
00:49:41,291 --> 00:49:42,291
‫هوم؟

601
00:49:44,750 --> 00:49:45,833
‫شب به خیر.

602
00:49:45,857 --> 00:51:31,684
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

603
00:51:31,708 --> 00:51:33,083
‫تو هم می‌شنوی؟

604
00:51:35,458 --> 00:51:37,000
‫آره. دارن آواز می‌خونن.

605
00:51:53,291 --> 00:51:54,500
‫دور نشین.

606
00:51:59,166 --> 00:52:01,000
‫کلر...

607
00:52:01,500 --> 00:52:03,041
‫کلر...

608
00:52:03,958 --> 00:52:04,717
‫خجالت نمی‌کشی؟

609
00:52:04,741 --> 00:52:07,041
‫وقتی باهات حرف می‌زنم
‫به خودم نگاه کن زنیکه خراب!

610
00:52:07,125 --> 00:52:09,541
‫بجنب.
‫نمی‌خوام شوهرم ببینه.

611
00:52:12,541 --> 00:52:15,208
‫اوکتاویو، کجایی؟ نمی‌بینمت.

612
00:52:15,291 --> 00:52:17,291
‫بهت نیاز دارم کلر.
‫همین‌جام.

613
00:52:17,375 --> 00:52:20,041
‫نگاهم کن. چرا نگاهم نمی‌کنی؟

614
00:52:20,125 --> 00:52:22,166
‫عزیز دلم، کجایی؟

615
00:52:22,250 --> 00:52:25,000
‫- بیا. پیدات نمی‌کنم.
‫- مامان؟

616
00:52:35,875 --> 00:52:39,500
‫جوناس! جوناس!

617
00:52:39,583 --> 00:52:42,750
‫بهم نگاه کن کلر!
‫چرا تنهام گذاشتی؟

618
00:52:42,833 --> 00:52:45,708
‫بیا پیش مامانی عزیزدلـم.

619
00:52:45,791 --> 00:52:47,958
‫چرا تنهام گذاشتی؟

620
00:52:51,291 --> 00:52:53,666
‫دیماس! دیماس!

621
00:52:54,250 --> 00:52:55,333
‫بیا اینجا!

622
00:52:56,500 --> 00:52:57,500
‫بیا اینجا دیماس!

623
00:52:57,583 --> 00:52:59,458
‫کجا بودی تو؟
‫کجا رفتی؟

624
00:52:59,541 --> 00:53:02,166
‫من اینجام سوفیا.

625
00:53:02,250 --> 00:53:04,333
‫مامان؟ مامان؟

626
00:53:04,416 --> 00:53:07,166
‫اوکتاویو؟ اوکتاویو؟

627
00:53:08,041 --> 00:53:09,666
‫بیا اینجا پسرجون!

628
00:53:11,750 --> 00:53:13,333
‫وایسا رفیق!

629
00:53:14,500 --> 00:53:16,833
‫بیا اینجا سوفیا!

630
00:53:17,750 --> 00:53:19,166
‫مامان؟ مامان؟

631
00:53:19,250 --> 00:53:21,500
‫بیا اینجا سوفیا.

632
00:53:22,166 --> 00:53:23,166
‫دیماس؟

633
00:53:26,625 --> 00:53:27,625
‫پیدات کردم.

634
00:53:28,666 --> 00:53:29,666
‫گرفتمت.

635
00:53:31,208 --> 00:53:32,708
‫کجا رفتی تو؟

636
00:53:33,500 --> 00:53:34,791
‫من اینجام...

637
00:53:35,416 --> 00:53:36,875
‫تو کجایی مامان؟

638
00:53:37,375 --> 00:53:39,458
‫چشم‌بندت رو دربیار.

639
00:53:39,541 --> 00:53:43,958
‫بذار چشم‌های خوشگلـت رو ببینم.
‫بذار ببینمـشون.

640
00:53:44,041 --> 00:53:47,958
‫- مطمئنی؟
‫- بله، اشکالی نداره که.

641
00:53:48,041 --> 00:53:52,041
‫اصلا اشکالی نداره، مامان پیشتـه.

642
00:53:52,125 --> 00:53:55,416
‫سوفیا. سوفیا.

643
00:53:58,958 --> 00:54:01,000
‫- مامانی!
‫- اون نیست.

644
00:54:01,083 --> 00:54:02,750
‫- اون نیست.
‫- مامان!

645
00:54:06,250 --> 00:54:07,125
‫رافا!

646
00:54:08,166 --> 00:54:09,166
‫رافا!

647
00:54:09,250 --> 00:54:11,750
‫کجایید پسرها؟

648
00:54:14,666 --> 00:54:17,958
‫چی شده؟

649
00:54:18,041 --> 00:54:19,458
‫هی پسرها، حالـتون خوبه؟

650
00:54:20,125 --> 00:54:21,125
‫ها؟

651
00:54:46,625 --> 00:54:47,625
‫رافا!

652
00:54:58,958 --> 00:55:02,083
‫من رو تنها گذاشتی!

653
00:55:02,166 --> 00:55:05,208
‫وقتی خیلی بهت احتیاج داشتم،
‫تنهام گذاشتی! بهم نگاه کن!

654
00:55:05,291 --> 00:55:07,375
‫بریم. کلر بریم.

655
00:55:22,375 --> 00:55:23,541
‫رافا!

656
00:55:26,541 --> 00:55:27,541
‫رافا!

657
00:55:30,791 --> 00:55:31,875
‫کجایی؟

658
00:55:45,166 --> 00:55:48,833
‫بجنب، بجنب، بجنب، بجنب.
‫آروم، آروم، آروم.

659
00:55:49,958 --> 00:55:52,625
‫لعنتی.

660
00:55:52,708 --> 00:55:54,208
‫- روبرتو!
‫- گازم گرفت!

661
00:55:56,583 --> 00:55:58,958
‫برید داخل، یالا.

662
00:56:00,000 --> 00:56:02,208
‫ایزابل!

663
00:56:02,791 --> 00:56:04,166
‫ایزابل! رافا!

664
00:56:04,250 --> 00:56:05,916
‫وای، لعنتی دستـم!

665
00:56:07,000 --> 00:56:08,916
‫باید بریم. زود باش.

666
00:56:09,000 --> 00:56:10,541
‫بیا بریم!

667
00:56:17,291 --> 00:56:18,625
‫برید داخل!

668
00:56:20,291 --> 00:56:21,833
‫- ایزابل؟
‫- بله.

669
00:56:21,916 --> 00:56:22,791
‫رافا!

670
00:56:23,875 --> 00:56:25,833
‫کجاست؟ رافا کو؟

671
00:56:26,333 --> 00:56:27,458
‫در رو ببند!

672
00:56:29,000 --> 00:56:30,291
‫رافا کجاست؟

673
00:56:30,375 --> 00:56:33,375
‫- فکر... فکر نکنم زنده مونده باشه.
‫- رافا مُرده.

674
00:56:33,458 --> 00:56:34,875
‫در رو ببند.

675
00:56:46,250 --> 00:56:50,083
‫اینجا پنجره نداره.
‫می‌تونید چشم‌بندهاتون رو باز کنید.

676
00:56:55,750 --> 00:56:58,875
‫برگ‌هام، بدجور گاز گرفته‌ها مارکوس.

677
00:57:00,416 --> 00:57:01,625
‫گاز پانسمان دارم.

678
00:57:02,750 --> 00:57:04,250
‫اگه بگی لطفا، بهت می‌دم.

679
00:57:13,666 --> 00:57:14,875
‫صدای تو رو شنیدم.

680
00:57:16,500 --> 00:57:18,041
‫نه روبرتو.

681
00:57:18,958 --> 00:57:21,083
‫صدای تو رو شنیدم که با اون بودی.

682
00:57:21,958 --> 00:57:23,333
‫صدای من نبود.

683
00:57:23,416 --> 00:57:25,916
‫فکر کردی صدای زنـم رو وقتی‌که
‫داره به یکی دیگه می‌ده، نمی‌شناسم؟

684
00:57:26,000 --> 00:57:28,666
‫من که چنین کاری نمی...

685
00:57:28,750 --> 00:57:31,000
‫می‌خوای بدونی من چی شنیدم؟ ها؟

686
00:57:31,083 --> 00:57:33,458
‫- لطفا ادامه نده.
‫- اون روزی که با همدیگه بحث کردیم.

687
00:57:33,541 --> 00:57:36,333
‫یادتـه وقتی که خبردار شدی
‫بهم چی گفتی؟

688
00:57:36,833 --> 00:57:38,083
‫خودم انجامش می‌دم.

689
00:57:42,458 --> 00:57:43,458
‫هی.

690
00:57:45,083 --> 00:57:46,041
‫حالت خوبه؟

691
00:57:46,125 --> 00:57:47,916
‫من دستـش رو وِل کردم.

692
00:57:49,416 --> 00:57:51,875
‫تنها چیزی بود که بهش گفتم
‫هرگز انجامـش نمی‌دم.

693
00:57:53,750 --> 00:57:54,875
‫آخه چطوری می‌تونن چنین کاری بکنن؟

694
00:57:54,958 --> 00:57:58,666
‫چطوری درموردش خبر دارن؟
‫چطوری... می‌تونن از صداش استفاده کنن؟

695
00:57:58,750 --> 00:58:01,208
‫- نمی‌دونم.
‫- شاید با استفاده از «اثر مشاهده‌گر».

696
00:58:01,291 --> 00:58:02,500
‫چی؟

697
00:58:03,916 --> 00:58:05,375
‫اثر مشاهده‌گر.

698
00:58:06,250 --> 00:58:10,750
‫توی مکانیک کوانتوم، ذرات
‫در حالت عدم قطعیت قرار دارن.

699
00:58:12,000 --> 00:58:14,541
‫همۀ حالات تا زمانِ مشاهده،
‫امکان‌پذیر هستن.

700
00:58:15,333 --> 00:58:18,708
‫بعدش همۀ احتمالات به یک احتمال ختم می‌شن.
‫فقط یکی.

701
00:58:18,791 --> 00:58:22,083
‫پس... پس حرفت یعنی اینکه همه چیز...
‫ازشون برمیاد...؟

702
00:58:22,166 --> 00:58:24,000
‫اگه به هر نحوی، این موجودات

703
00:58:25,041 --> 00:58:27,166
‫یه جور موجودِ کوانتومی باشن...

704
00:58:28,708 --> 00:58:31,000
‫ممکنه اصلا حتی حالت دائمی نداشته باشن.

705
00:58:31,500 --> 00:58:34,666
‫شاید در همه حال در نوسان،
‫و در حال تغییر باشن.

706
00:58:35,750 --> 00:58:38,833
‫تا زمانی‌که ما ببینیمـشون... یا صداشون رو بشنویم.

707
00:58:38,916 --> 00:58:41,708
‫و به این... ترتیب براساس خودِ ما،
‫شکل می‌گیرن.

708
00:58:42,708 --> 00:58:46,208
‫بر اساس ترس‌ها، غم و اندوه‌ها و درد و رنج‌های ما.

709
00:58:46,708 --> 00:58:51,125
‫پس بعضی از مردم آدم فضایی و
‫بعضی‌هام اهریمن‌ می‌بینن.

710
00:58:51,625 --> 00:58:53,625
‫یا شکنجه‌گر و یا خداوندشون رو.

711
00:58:53,708 --> 00:58:56,833
‫- بیخیال، به نظرم که همۀ حرف‌هات مزخرفـه.
‫- خفه‌شو الاغ!

712
00:58:56,916 --> 00:58:59,333
‫اینجوری با تحقیر باهام حرف می‌زنی
‫چون پیک موتوریِ رستوران بودم؟

713
00:58:59,416 --> 00:59:02,333
‫من از دانشگاه مکزیک،
‫مدرک فیزیک گرفتم.

714
00:59:02,416 --> 00:59:04,458
‫منتظرم کشورتون،
‫مدرکـم رو تایید کنه.

715
00:59:04,541 --> 00:59:07,333
‫چقدر بابتـش پول دادی؟
‫چقدر رشوه دادی؟

716
00:59:07,416 --> 00:59:10,291
‫تاج سلطنتیـت سنگینی نمی‌کنه عوضی؟
‫اصلا در میاریـش؟

717
00:59:10,375 --> 00:59:11,666
‫چی بود؟

718
00:59:13,291 --> 00:59:14,416
‫چی شنیدی؟

719
00:59:17,458 --> 00:59:18,500
‫صدای جک.

720
00:59:20,250 --> 00:59:22,000
‫مامان و بابام «جوجو» صداش می‌زدن.

721
00:59:25,083 --> 00:59:27,416
‫برادرم نابغه بود.

722
00:59:29,083 --> 00:59:31,333
‫از لحاظ پزشکی افسردگی هم داشت.

723
00:59:35,625 --> 00:59:39,166
‫اصلا وقتی که جسدش رو پیدا کردن،
‫من تو شهر نبودم.

724
00:59:41,000 --> 00:59:43,250
‫ولی همیشۀ خدا صداش تو گوشمـه.

725
00:59:48,083 --> 00:59:49,083
‫اما...

726
00:59:50,083 --> 00:59:51,375
‫اونطوری نیست. اون...

727
00:59:52,708 --> 00:59:55,791
‫اونطوری نیست که انگار بغل دستـم نشسته.
‫انگار...

728
00:59:56,458 --> 00:59:58,166
‫انگار که می‌تونم لمسش کنم.

729
00:59:59,375 --> 01:00:00,541
‫متاسفم.

730
01:00:01,791 --> 01:00:03,666
‫حقیقتا، من این مسئله رو انکار می‌کردم.

731
01:00:05,458 --> 01:00:08,375
‫اصلا پیش خودم هم نمی‌تونستم قبول کنم
‫که برادرم مُرده.

732
01:00:09,583 --> 01:00:12,291
‫می‌دونی، غم و اندوه می‌تونه
‫اینجوری خردت کنه.

733
01:00:17,750 --> 01:00:20,916
‫شما چطور؟ شما چی شنیدی؟

734
01:00:24,125 --> 01:00:25,250
‫هیچی.

735
01:00:26,166 --> 01:00:27,541
‫من هیچ صدایی نشنیدم.

736
01:00:28,666 --> 01:00:30,750
‫- می‌دونی که می‌تونی با من صحبت کنی.
‫- سوفیا کجاست؟

737
01:00:30,833 --> 01:00:33,125
‫- دخترِ کجاست؟
‫- وای لعنتی. سوفیا؟

738
01:00:33,208 --> 01:00:35,083
‫- نه. آروم باش. تو استراحت کن. من پیداش می‌کنم.
‫- سوفیا؟

739
01:00:35,166 --> 01:00:36,541
‫من ازش مراقبت می‌کنم. چیزی نیست.

740
01:00:39,625 --> 01:00:42,333
‫داری مثل بچه‌ها رفتار می‌کنی
‫وقتی که واقعا یه بچه رو گم کردیم.

741
01:00:50,791 --> 01:00:51,791
‫هی.

742
01:00:55,833 --> 01:00:57,208
‫گریه نکن.

743
01:00:58,416 --> 01:00:59,833
‫مُرده؟

744
01:01:00,541 --> 01:01:01,791
‫نه.

745
01:01:01,875 --> 01:01:03,291
‫تو از کجا خبر داری؟

746
01:01:15,041 --> 01:01:16,958
‫می‌دونی این چیه؟

747
01:01:20,500 --> 01:01:22,083
‫یه اسرافیلـه.

748
01:01:22,166 --> 01:01:24,333
‫زیباترین فرشته‌ای که وجود داره.

749
01:01:25,000 --> 01:01:30,958
‫این فرشته‌ها انقدر زیبا هستن که
‫فقط خداوند می‌تونه مستقیم بهشون نگاه کنه.

750
01:01:31,708 --> 01:01:33,416
‫خوشگله.

751
01:01:33,500 --> 01:01:34,416
‫اوهوم.

752
01:01:35,916 --> 01:01:37,541
‫مال توئه.

753
01:01:47,250 --> 01:01:49,625
‫سلام بر تو ای مریم،
‫دختری که مورد لطف پرودگار قرار گرفته‌ای.

754
01:01:47,896 --> 01:01:51,896
‫[آنـــا]

755
01:01:49,708 --> 01:01:51,416
‫خدا تو را بیش از همۀ زنان دیگر
‫مورد لطف خود قرار داده است

756
01:01:51,500 --> 01:01:54,583
‫فرزندت، مسیح نیز سرچشمۀ برکات
‫برای انسان‌ها خواهد بود.

757
01:01:54,666 --> 01:01:55,958
‫دعایم را بشنو.

758
01:01:56,041 --> 01:01:58,375
‫مریم مقدس، مادر پروردگار،
‫حالا و در زمان مرگِ ما

759
01:01:58,458 --> 01:02:00,291
‫برای ما گنه‌کاران دعا بفرما.

760
01:02:00,375 --> 01:02:01,541
‫- آمین.
‫- نه! نه! نه!

761
01:02:01,625 --> 01:02:04,375
‫سلام بر تو ای مریم مقدس و بخشنده.

762
01:02:01,917 --> 01:02:05,857
‫{\an8}[هفت ماه قبل]

763
01:02:04,458 --> 01:02:05,958
‫خدا تو را بیش از همۀ زنان دیگر
‫مورد لطف خود قرار داده است

764
01:02:06,041 --> 01:02:08,958
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکنید! نه!

765
01:02:09,041 --> 01:02:10,250
‫نه! نه!

766
01:02:17,750 --> 01:02:19,541
‫نه! خواهش می‌کنم این کار رو نکنید!

767
01:02:19,625 --> 01:02:21,750
‫- نه، لطفا این کار رو نکنید!
‫- تو مضطربی، می‌دونم.

768
01:02:23,166 --> 01:02:24,958
‫منم مثل تو بودم.

769
01:02:27,541 --> 01:02:31,458
‫چیزی که قراره ببینی رو
‫نمی‌شه توصیف کرد.

770
01:02:34,166 --> 01:02:37,458
‫هم آغاز است و هم پایان.

771
01:02:38,750 --> 01:02:41,083
‫خودِ ابدّیت است.

772
01:02:47,291 --> 01:02:50,208
‫خیله‌خب، باشه، صبر کن. یه لحظه وایسا.

773
01:02:54,541 --> 01:02:56,416
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

774
01:03:06,875 --> 01:03:09,166
‫سه روز مونده‌ها.

775
01:03:09,250 --> 01:03:11,000
‫- بسه بابا.
‫- چی بسه؟

776
01:03:11,083 --> 01:03:12,541
‫تولدتـه‌ها.

777
01:03:12,625 --> 01:03:14,916
‫مگه چند دفعه یازده سالت می‌شه؟

778
01:03:15,708 --> 01:03:17,500
‫- یک بار.
‫- درسته، یک دفعه.

779
01:03:17,583 --> 01:03:19,500
‫قراره بترکونیــم.

780
01:03:19,583 --> 01:03:21,541
‫کیک داریم، می‌زنیم و می‌رقصیم.

781
01:03:22,041 --> 01:03:23,250
‫و یه دلقک هم میاریم،

782
01:03:23,333 --> 01:03:25,958
‫حتی اگه نیاز باشه
‫خودم صورتـم رو آردی بکنم.

783
01:03:26,041 --> 01:03:28,250
‫دارم 11 ساله می‌شم بابا، نه پنج ساله.

784
01:03:30,333 --> 01:03:31,500
‫آره، حق با توئه.

785
01:03:38,000 --> 01:03:39,333
‫شب بخیر عزیزدلـم.

786
01:03:58,958 --> 01:04:00,458
‫مال من بود.

787
01:04:04,458 --> 01:04:05,500
‫چی؟

788
01:04:06,583 --> 01:04:08,125
‫اون فرشته.

789
01:04:09,250 --> 01:04:10,416
‫مال من بود.

790
01:04:12,583 --> 01:04:15,416
‫تو و مامان توی اولین مراسم
‫«عشای ربانی»ـم بهم دادینـش.

791
01:04:16,708 --> 01:04:18,416
‫خیلی دوستش داشتم.

792
01:04:20,000 --> 01:04:21,791
‫اون دختر وحشت کرده بود.

793
01:04:22,833 --> 01:04:25,125
‫- به یه چیزی نیاز داشت...
‫- دختر تو که نیست.

794
01:04:25,208 --> 01:04:26,750
‫می‌دونم.

795
01:04:26,833 --> 01:04:29,541
‫- فقط یه طعمۀ دیگه‌ست.
‫- می‌دونم.

796
01:04:29,625 --> 01:04:32,791
‫کمکـش کن مسیر رو پیدا کنه
‫تا دوباره در کنار هم باشیم.

797
01:04:34,333 --> 01:04:36,916
‫- سلام.
‫- سلام.

798
01:04:42,500 --> 01:04:43,708
‫می‌شه بپرسم...

799
01:04:45,875 --> 01:04:47,041
‫آنا کیـه؟

800
01:04:49,333 --> 01:04:50,166
‫چی؟

801
01:04:50,250 --> 01:04:52,875
‫سوفیا گردنبندی که بهش دادی
‫رو نشونـم داد.

802
01:04:53,958 --> 01:04:56,625
‫همسرت... بود؟

803
01:04:57,875 --> 01:04:58,875
‫دخترت؟

804
01:05:05,333 --> 01:05:09,333
‫دیروزم صدای همون رو شنیدی
‫وقتی باهامون صحبت کردن؟

805
01:05:11,166 --> 01:05:13,625
‫اگه نخوای صحبت کنی،
‫می‌تونم درکت کنم.

806
01:05:14,166 --> 01:05:16,166
‫اما ممکنه کمکت کنه که خودت رو خالی کنی.

807
01:05:18,916 --> 01:05:20,166
‫حتی ازت پولـم نمی‌گیرم.

808
01:05:27,625 --> 01:05:31,791
‫اینکه خودم رو به اون راه بزنم و
‫باور کنم که جوجو اینجاست، کار راحتیه برام.

809
01:05:33,750 --> 01:05:35,125
‫حتی وسوسه‌کننده‌ست.

810
01:05:35,958 --> 01:05:40,083
‫حاضرم واسه شنیدنِ صداش...
‫دست به هرکاری بزنم.

811
01:05:41,583 --> 01:05:45,125
‫منظورم اینه... که واقعا صداش رو بشنوم.

812
01:05:45,625 --> 01:05:47,375
‫به حرف‌هاش گوش نکن.

813
01:05:49,166 --> 01:05:50,583
‫اما خودش نیست.

814
01:05:50,666 --> 01:05:53,166
‫اون موجودات، به ذهنِ ما نفوذ می‌کنن.

815
01:05:53,250 --> 01:05:54,166
‫داره دروغ می‌گه.

816
01:05:54,250 --> 01:05:57,916
‫از باورها و ترس‌هامون استفاده می‌کنن
‫و دستکاریـشون می‌کنن.

817
01:05:58,000 --> 01:05:59,791
‫می‌خواد که ایمانت رو از دست بدی بابا.

818
01:05:59,875 --> 01:06:04,583
‫تبدیل به چیزی می‌کننـشون
‫که می‌تونن با استفاده ازش فریبـمون بدن.

819
01:06:05,875 --> 01:06:07,000
‫روبرتو؟

820
01:06:08,041 --> 01:06:09,041
‫روبرتو!

821
01:06:10,375 --> 01:06:11,375
‫خیله‌خب.

822
01:06:12,083 --> 01:06:14,458
‫- چی شده روبرتو؟
‫- خیله‌خب.

823
01:06:14,541 --> 01:06:17,000
‫بذار یه نگاهی بندازم.

824
01:06:20,250 --> 01:06:21,583
‫چش شده؟

825
01:06:21,666 --> 01:06:23,625
‫به نظرت عفونت کرده؟

826
01:06:23,708 --> 01:06:25,083
‫دقیق نمی‌دونم.

827
01:06:25,166 --> 01:06:28,083
‫ولی با این شرایط نمی‌تونه تا قلعه
‫خودش رو برسونه.

828
01:06:28,166 --> 01:06:31,791
‫باید یکم آنتی‌بیوتیک پیدا کنیم
‫تا تبـش رو پایین بیاریم.

829
01:06:32,375 --> 01:06:33,583
‫لعنت بهت مارکوس.

830
01:06:46,666 --> 01:06:47,750
‫آهای؟

831
01:06:49,541 --> 01:06:52,291
‫لطفا بهمون کمک کنید.
‫یکی از ما زخمی شده.

832
01:07:17,583 --> 01:07:18,708
‫آهای؟

833
01:07:20,583 --> 01:07:21,958
‫کسی اینجاست؟

834
01:07:32,166 --> 01:07:34,416
‫لعنتی!

835
01:07:34,916 --> 01:07:36,291
‫ببخشید. دستـم خورد.

836
01:07:39,333 --> 01:07:40,333
‫باشه.

837
01:07:41,291 --> 01:07:42,583
‫بیاید بریم.

838
01:07:53,333 --> 01:07:55,125
‫فکر کنم اینجا سرویس بهداشتیـه.

839
01:07:55,208 --> 01:07:57,250
‫شما برید.
‫من اینجا رو بررسی می‌کنم.

840
01:08:00,583 --> 01:08:02,166
‫همۀ پنجره‌ها رو ببند.

841
01:08:26,833 --> 01:08:29,375
‫هی! آشپزخونه امنـه.

842
01:08:34,541 --> 01:08:36,541
‫[مرگِّ موش]

843
01:08:47,708 --> 01:08:50,833
‫سباستین، چند تا قوطی ماهی ساردین پیدا کردم.

844
01:08:51,333 --> 01:08:52,625
‫اتاقی که رفتی امنـه؟

845
01:08:53,708 --> 01:08:54,833
‫هیس.

846
01:08:54,916 --> 01:08:58,208
‫آره، همۀ پنجره‌ها بسته‌ان.

847
01:09:34,250 --> 01:09:36,916
‫وای نه. نه، نه. نه، نه.

848
01:09:37,000 --> 01:09:38,875
‫نه، نه. نه...

849
01:09:40,291 --> 01:09:42,791
‫- سباستین؟
‫- نه، نمی‌فهمم.

850
01:09:42,875 --> 01:09:44,916
‫- سباستین؟ اوکتاویو؟
‫- نمی‌فهمم.

851
01:09:45,416 --> 01:09:47,083
‫خوبی؟ چه اتفاقی افتاد؟

852
01:09:47,666 --> 01:09:50,541
‫نمی‌دونم. صدای فریادش رو شنیدم
‫و من...

853
01:09:50,625 --> 01:09:53,333
‫حتما... حتما یه پنجره از دستـش در رفته.

854
01:09:53,416 --> 01:09:55,958
‫یعنی چی که یه پنجره از دستـش در رفته؟

855
01:09:57,708 --> 01:09:59,041
‫اوکتاویو؟

856
01:09:59,666 --> 01:10:00,833
‫حرف بزن دیگه!

857
01:10:03,333 --> 01:10:04,958
‫کلر...

858
01:10:05,041 --> 01:10:07,208
‫یا پیغمبر. باید از اینجا بریم.

859
01:10:07,291 --> 01:10:09,000
‫چشم‌بندش.

860
01:10:09,791 --> 01:10:10,791
‫فورا بازش کن.

861
01:10:10,875 --> 01:10:12,833
‫صدام رو می‌شنوی سباستین؟

862
01:10:14,041 --> 01:10:15,125
‫بیا بریم. یالا.

863
01:10:17,375 --> 01:10:18,958
‫انجامش بده بابا. نجاتـش بده.

864
01:10:19,041 --> 01:10:20,958
‫- نجاتـش بده بابا.
‫- باید فورا بریم سباستین!

865
01:10:21,041 --> 01:10:22,000
‫بابا!

866
01:10:22,083 --> 01:10:23,125
‫- بیا بریم!
‫- بابا!

867
01:10:23,208 --> 01:10:24,500
‫- بیا بریم!
‫- آره.

868
01:10:24,583 --> 01:10:25,916
‫- آره.
‫- خیله‌خب. بریم.

869
01:10:26,000 --> 01:10:27,208
‫بابا!

870
01:10:35,041 --> 01:10:36,500
‫آروم بخور، خب؟

871
01:10:39,041 --> 01:10:40,541
‫- آفرین.
‫- ممنون.

872
01:10:41,416 --> 01:10:43,583
‫بدون من می‌خواستی چیکار بکنی؟

873
01:10:46,125 --> 01:10:47,375
‫هرگز حاضر نمی‌شدم...

874
01:10:49,291 --> 01:10:50,750
‫که طلاق بگیرم.

875
01:10:51,250 --> 01:10:52,541
‫هرگز این کار رو نمی‌کردم.

876
01:10:53,583 --> 01:10:55,666
‫- عه؟
‫- اوهوم.

877
01:10:57,041 --> 01:10:58,583
‫خیلی عصبانی و...

878
01:10:59,875 --> 01:11:03,000
‫...آسیب‌دیده بودم.
‫بیشتر از هرچیزی، غرورم رو جریحه‌دار کرده بود.

879
01:11:03,083 --> 01:11:06,875
‫- اون موقع خیلی تنها بودم روبرتو.
‫- اوه می‌دونم. می‌دونم.

880
01:11:07,625 --> 01:11:09,833
‫وکلای من دنبال انتقام بودن و...

881
01:11:11,208 --> 01:11:12,708
‫اما خودم اصلا نمی‌خواستم
‫چنین کاری بکنم.

882
01:11:12,791 --> 01:11:16,250
‫احتمالا از خوش‌شانسیته چون وکلای من
‫دنبال نصفِ همۀ اموال بودن.

883
01:11:17,666 --> 01:11:18,875
‫ایزابل.

884
01:11:20,125 --> 01:11:21,958
‫چی پیدا کردید؟

885
01:11:23,125 --> 01:11:24,416
‫اوکتاویو کو؟

886
01:11:30,041 --> 01:11:31,583
‫ولی این رو پیدا کردم.

887
01:11:32,708 --> 01:11:35,916
‫چیز زیادی نیست ولی آنتی‌بیوتیکـه، پس...

888
01:11:36,000 --> 01:11:38,625
‫- ممنون.
‫- حتما بهتر می‌شی.

889
01:11:43,125 --> 01:11:44,375
‫چه اتفاقی افتاد؟

890
01:11:48,750 --> 01:11:54,416
‫گفت که... حتما اوکتاویو...
‫فراموش کرده یکی از پنجره‌ها رو ببنده.

891
01:11:55,833 --> 01:11:56,916
‫اما...؟

892
01:11:58,750 --> 01:11:59,833
‫نمی‌دونم.

893
01:12:06,750 --> 01:12:08,333
‫چرا اون کار رو نکردی؟

894
01:12:09,875 --> 01:12:12,166
‫چرا چشم‌بندش رو درنیاوردی؟

895
01:12:12,958 --> 01:12:16,291
‫- من... ندیدمش.
‫- چی رو ندیدی؟

896
01:12:18,250 --> 01:12:20,666
‫نو... نورش.

897
01:12:21,833 --> 01:12:23,416
‫وقتی که اوکتاویو داشت...

898
01:12:24,958 --> 01:12:27,083
‫من... ندیدمش.

899
01:12:29,416 --> 01:12:31,958
‫بخاطر اینه که داری
‫ایمانت رو از دست می‌دی بابا.

900
01:12:36,833 --> 01:12:38,583
‫آنا من چوپانـم؟

901
01:12:39,875 --> 01:12:41,375
‫یا که گرگ؟

902
01:13:56,375 --> 01:13:58,833
‫لعنتی.
‫باید از اینجا بریم.

903
01:13:59,708 --> 01:14:01,333
‫فرار کنید. دست همدیگه رو بگیرید.

904
01:14:03,375 --> 01:14:05,250
‫- زنجیری! بجنبید!
‫- من رو بگیر.

905
01:14:07,916 --> 01:14:08,875
‫یالا! بجنبید!

906
01:14:09,916 --> 01:14:11,250
‫بپیچید به راست!

907
01:14:13,541 --> 01:14:14,500
‫ایزابل!

908
01:14:14,583 --> 01:14:15,833
‫- روبرتو!
‫- ایزابل!

909
01:14:17,875 --> 01:14:20,000
‫پام.

910
01:14:20,083 --> 01:14:21,375
‫روبرتو.

911
01:14:21,458 --> 01:14:23,791
‫نه! وایسا! باید برگردیم!

912
01:14:23,875 --> 01:14:26,583
‫یالا دیگه.

913
01:14:30,708 --> 01:14:33,125
‫بس کن! نمی‌شه ولـشون کنیم!

914
01:14:34,125 --> 01:14:35,458
‫بدون تو می‌خواستم چیکار بکنم؟

915
01:14:37,583 --> 01:14:40,583
‫بهم گوش کن! گوش بده به من!

916
01:14:40,666 --> 01:14:43,000
‫باید برگردیم! نه!

917
01:14:45,875 --> 01:14:48,416
‫خیلی دیر شده. اومدن.

918
01:15:04,291 --> 01:15:05,958
‫گمونم وقتِ رفتنـه.

919
01:15:08,166 --> 01:15:10,375
‫می‌خوام برای آخرین بار ببینمت.

920
01:15:34,333 --> 01:15:36,750
‫- ای حرومزاده!
‫- نه کلر! کلر!

921
01:15:38,666 --> 01:15:39,708
‫تو می‌تونی ببینی.

922
01:15:39,791 --> 01:15:42,125
‫تو به ما دروغ گفتی لعنتی!

923
01:15:43,083 --> 01:15:45,666
‫اون موجودات رو دیدی، مگه نه؟

924
01:15:45,750 --> 01:15:47,416
‫در رو وا کن بابا.

925
01:15:47,500 --> 01:15:49,500
‫- تو یکی از اون‌هایی.
‫- من جونت رو از دستِ اون‌ها نجات دادم.

926
01:15:49,583 --> 01:15:51,875
‫در رو باز کن و بذار ببینن.

927
01:15:51,958 --> 01:15:54,250
‫- تو اوکتاویو رو کشتی.
‫- دو تا دیگه مونده.

928
01:15:54,333 --> 01:15:56,875
‫وای خدای من! احتمالا رافا رو هم کُشتی!

929
01:15:56,958 --> 01:15:58,708
‫فقط دو تا دیگه مونده
‫تا دوباره بتونیم کنار هم باشیم.

930
01:15:58,791 --> 01:16:01,083
‫- من می‌تونم کمکت کنم.
‫- وای! جلوتر نیا.

931
01:16:01,166 --> 01:16:03,916
‫تو، من و مامان، با همدیگه.

932
01:16:04,000 --> 01:16:05,625
‫- بس کن.
‫- با کی داری صحبت می‌کنی؟

933
01:16:05,708 --> 01:16:06,750
‫خیلی دلـمون برات تنگ شده.

934
01:16:06,833 --> 01:16:09,083
‫- بس کن دیگه لطفا.
‫- با کی داری صحبت می‌کنی؟

935
01:16:09,166 --> 01:16:11,583
‫- تو دلت واسه ما تنگ نشده؟
‫- بس کن دیگه. نمی‌تونم فکر کنم.

936
01:16:11,666 --> 01:16:13,291
‫- برای همیشه کنار همدیگه خواهیم بود!
‫- فقط ساکت باش!

937
01:16:13,375 --> 01:16:14,416
‫بابا!

938
01:16:15,833 --> 01:16:17,833
‫پیداشون کن بابا. روحـشون رو نجات بده.

939
01:16:19,041 --> 01:16:21,291
‫سوفیا! کلر!

940
01:16:23,666 --> 01:16:24,666
‫کلر وایسا!

941
01:16:25,166 --> 01:16:27,541
‫خواهش می‌کنم! کلر!

942
01:16:28,250 --> 01:16:29,458
‫سوفیا!

943
01:16:29,541 --> 01:16:30,541
‫صبر کنید!

944
01:16:31,291 --> 01:16:32,291
‫کلر!

945
01:16:36,500 --> 01:16:37,500
‫خیله‌خب.

946
01:16:38,541 --> 01:16:39,583
‫بهم گوش کن.

947
01:16:39,666 --> 01:16:42,625
‫مجبوریم بریم بیرون.
‫بیرون می‌ریم، متوجه شدی؟

948
01:16:42,708 --> 01:16:43,875
‫آره؟ خوبه.

949
01:16:44,791 --> 01:16:48,750
‫کل وقتی که بیرونـیم رو پیشـتم من.

950
01:16:48,833 --> 01:16:50,416
‫کلر! خواهش می‌کنم!

951
01:16:51,916 --> 01:16:54,250
‫خواهش می‌کنم کلر، صبر کنید!

952
01:16:54,333 --> 01:16:55,916
‫خیله‌خب. بریم.

953
01:17:33,791 --> 01:17:35,875
‫- کلر!
‫- برو عقب!

954
01:17:36,375 --> 01:17:38,333
‫خواهش می‌کنم کلر.

955
01:17:40,875 --> 01:17:42,083
‫گمشو عقب!

956
01:17:45,541 --> 01:17:47,166
‫من فقط قصدم کمکـه.

957
01:17:47,875 --> 01:17:49,625
‫همونطوری که به رافا کمک کردی؟

958
01:17:49,708 --> 01:17:50,833
‫یا اوکتاویو؟

959
01:17:52,041 --> 01:17:54,333
‫باور کن اینطوری بهتره.

960
01:18:15,500 --> 01:18:17,166
‫چیزی نیست.

961
01:18:19,083 --> 01:18:22,041
‫نیازی نیست که بترسی.
‫صدام رو می‌شنوی؟

962
01:18:23,458 --> 01:18:25,416
‫همه‌چیز قراره درست بشه.

963
01:18:28,750 --> 01:18:33,041
‫زیباترین فرشته‌هان، یادت میاد؟

964
01:18:35,625 --> 01:18:36,916
‫نجاتـش بده بابا.

965
01:18:38,000 --> 01:18:41,166
‫بخاطر اون و من این کار رو بکن.

966
01:18:49,250 --> 01:18:51,583
‫کمکـش کن ببینه.
‫تنها راه همینـه.

967
01:18:53,750 --> 01:18:54,583
‫آنا.

968
01:18:57,666 --> 01:18:58,916
‫دیگه بسه آنا، خواهش می‌کنم.

969
01:18:59,916 --> 01:19:01,208
‫دلت واسم تنگ نشده؟

970
01:19:01,833 --> 01:19:04,791
‫چرا، معلومه که دلم تنگ شده عزیزدلـم.

971
01:19:05,916 --> 01:19:08,500
‫نمی‌خوای دوباره پیش همدیگه باشیم؟

972
01:19:10,958 --> 01:19:12,833
‫تنها چیزی که از کلِّ دنیا می‌خوام همینـه.

973
01:19:12,916 --> 01:19:14,583
‫پس انجامـش بده.

974
01:19:14,666 --> 01:19:16,416
‫تنها راهـش همینـه بابا.

975
01:19:31,291 --> 01:19:32,791
‫با کی داری صحبت می‌کنی؟

976
01:19:34,875 --> 01:19:35,958
‫اون...

977
01:19:36,833 --> 01:19:38,250
‫آناست؟

978
01:19:45,125 --> 01:19:47,416
‫اون دخترت نیست بابا!
‫دخترت نیست!

979
01:19:48,000 --> 01:19:49,125
‫ببخشید.

980
01:19:50,458 --> 01:19:52,833
‫ببخشید.

981
01:20:01,541 --> 01:20:05,916
‫♪ تولدت مبارک ♪

982
01:20:06,000 --> 01:20:10,000
‫- ♪ تولدت مبارک ♪
‫- بابا!

983
01:20:10,083 --> 01:20:11,833
‫- ♪ صدات رو نمی‌شنوم ♪
‫- بیخیال بابا.

984
01:20:11,916 --> 01:20:14,208
‫♪ ولی تولدت خیلی مبارک باشه ♪

985
01:20:15,083 --> 01:20:19,833
‫♪ تولدت مبارک! ♪

986
01:20:22,625 --> 01:20:24,666
‫هورا!

987
01:20:31,166 --> 01:20:32,166
‫چیه؟

988
01:20:32,750 --> 01:20:36,375
‫هیچی. فقط خوشحالم که دوستش داری.

989
01:20:38,500 --> 01:20:40,041
‫وای نه، نه، نه ممنون.

990
01:20:40,125 --> 01:20:43,000
‫می‌خوام یکمی وزن کم کنم.
‫تقریبا فصل شنا و این داستان‌هاست.

991
01:20:48,500 --> 01:20:50,458
‫برو توی اتاقت.

992
01:20:51,583 --> 01:20:52,625
‫همین حالا!

993
01:20:58,000 --> 01:21:00,000
‫نه. نه. نه!

994
01:21:13,791 --> 01:21:16,583
‫وای نه. آنا؟

995
01:21:16,666 --> 01:21:19,708
‫آنا؟ آنا؟

996
01:21:19,791 --> 01:21:21,250
‫- بابا؟
‫- من اینجام خوشگلـم.

997
01:21:21,333 --> 01:21:24,125
‫بیدار شدی ولی همچنان در خوابی.

998
01:21:26,458 --> 01:21:29,500
‫ما داریم توی عصر اعجاز زندگی می‌کنیم.

999
01:21:30,291 --> 01:21:33,375
‫- چشم‌هات رو باز کن و ببین.
‫- گوش بده آنا.

1000
01:21:33,458 --> 01:21:36,250
‫چشم‌هات رو باز نکن.
‫هرکاری می‌کنی، فقط چشم‌هات رو وا نکن.

1001
01:21:37,166 --> 01:21:38,250
‫شنیدی؟

1002
01:21:51,791 --> 01:21:54,708
‫- همه‌چیز خوبـه.
‫- به حرفـش گوش نده.

1003
01:21:56,416 --> 01:21:58,791
‫- نترس.
‫- به حرفـش گوش نکن!

1004
01:22:01,541 --> 01:22:04,208
‫بهش دست نزن! بهش دست نزن!

1005
01:22:05,291 --> 01:22:07,291
‫- نه، من نمی‌خوام!
‫- آنا!

1006
01:22:07,375 --> 01:22:09,375
‫عصر، عصرِ پیامبران...

1007
01:22:10,750 --> 01:22:12,041
‫و اعجازـه.

1008
01:22:12,541 --> 01:22:13,958
‫پدر؟

1009
01:22:17,458 --> 01:22:18,625
‫بیا و ببین.

1010
01:22:24,041 --> 01:22:25,500
‫نه، نه، نه، نه!

1011
01:22:25,583 --> 01:22:27,750
‫چشم‌هات رو ببند!

1012
01:22:27,833 --> 01:22:30,208
‫پشم‌هات رو ببند. نگاه نکن!

1013
01:22:30,291 --> 01:22:32,916
‫- خیلی خوشگلـه.
‫- نه، چشم‌هات رو ببند.

1014
01:22:33,000 --> 01:22:34,416
‫نه خوشگلـم! نگاه نکن!

1015
01:22:34,500 --> 01:22:35,666
‫چشم‌هات رو ببند!

1016
01:22:35,750 --> 01:22:37,375
‫عزیزم. عزیزم... خواهش می‌کنم.

1017
01:22:37,458 --> 01:22:39,791
‫اون جا رو نگاه نکن عزیزم.
‫اونجا رو نگاه نکن عزیزم!

1018
01:22:39,875 --> 01:22:41,583
‫دخترم نه!

1019
01:22:41,666 --> 01:22:43,958
‫نه! نه، نه، نه، نه!

1020
01:22:44,708 --> 01:22:47,333
‫نه! نه، نه، نه، نه!

1021
01:22:47,833 --> 01:22:49,750
‫نه! نه، نه، نه، نه! نه، نه!

1022
01:22:49,833 --> 01:22:51,583
‫بیا و ببین بابا.

1023
01:23:53,333 --> 01:23:55,708
‫اشکالی نداره. باشه بابا؟

1024
01:23:57,041 --> 01:23:58,791
‫دوباره به زودی پیش همدیگه خواهیم بود.

1025
01:24:09,000 --> 01:24:10,208
‫هی.

1026
01:24:10,291 --> 01:24:12,666
‫- نه، نه، نه، نه، نه! هی چیزی نیست.
‫- سوفیا!

1027
01:24:12,750 --> 01:24:15,291
‫- چیزی نیست. حالـش خوبه.
‫- کلر!

1028
01:24:16,666 --> 01:24:18,208
‫من اینجام کلر!

1029
01:24:21,500 --> 01:24:24,916
‫- عمرا.
‫- ببین می‌فهمم. واقعا می‌گم.

1030
01:24:25,000 --> 01:24:27,708
‫ولی تو هم باید درک کنی
‫که من می‌تونم راهنماییت کنم.

1031
01:24:27,791 --> 01:24:30,458
‫- من می‌تونم ببینم.
‫- دقیقا بخاطر همین بهت اعتماد ندارم.

1032
01:24:30,541 --> 01:24:32,625
‫اگه منم جات بودم، اعتماد نمی‌کردم.

1033
01:24:34,000 --> 01:24:37,250
‫ولی برای رسیدن به خط تراموا،
‫من تنها شانسـتم.

1034
01:24:37,875 --> 01:24:40,333
‫شانس خودم رو امتحان می‌کنم.
‫بیا بریم سوفیا. بیا.

1035
01:24:40,416 --> 01:24:42,541
‫- و این دختر رو می‌خوای به خطر بندازی؟
‫- گور بابات.

1036
01:24:42,625 --> 01:24:44,250
‫به قیمتِ جونمم که شده از محافطت
‫می‌کنم.
‫خودت می‌دونی.

1037
01:24:44,833 --> 01:24:47,500
‫بهم گوش کن کلر. خواهش می‌کنم.

1038
01:24:49,375 --> 01:24:51,833
‫قبلا ازم پرسیدی که آنا کیه.

1039
01:24:53,708 --> 01:24:55,333
‫آنا دخترم بود.

1040
01:24:57,333 --> 01:24:58,625
‫حق با تو بود.

1041
01:25:00,208 --> 01:25:01,875
‫غم و اندوه می‌تونه آدم رو خرد کنه.

1042
01:25:02,750 --> 01:25:04,791
‫فکر می‌کردم از برگزیده‌ها بودم.

1043
01:25:08,166 --> 01:25:09,541
‫ولی فقط خرد شده بودم.

1044
01:25:11,666 --> 01:25:12,666
‫خواهش می‌کنم.

1045
01:25:14,291 --> 01:25:15,666
‫اجازه بده کمکش کنم.

1046
01:25:22,541 --> 01:25:23,958
‫خونه‌ها رو بگردید.

1047
01:25:32,958 --> 01:25:34,375
‫طبقۀ آخرن.

1048
01:25:51,333 --> 01:25:52,416
‫خیله‌خب.

1049
01:26:05,500 --> 01:26:07,041
‫کجا دارید می‌رید؟

1050
01:26:07,625 --> 01:26:10,083
‫ارتفاع خیلی بالایی داره‌ها، درسته؟

1051
01:26:10,166 --> 01:26:12,000
‫خیلی ایمن به نظر نمی‌رسه.

1052
01:26:13,208 --> 01:26:14,833
‫ما فقط می‌خوایم بریم، خب؟

1053
01:26:22,625 --> 01:26:23,916
‫سلام خوشگله.

1054
01:26:24,000 --> 01:26:25,916
‫هی بیا اینجا.
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

1055
01:26:26,000 --> 01:26:27,416
‫لطفا دست از سرش بردار.

1056
01:26:28,333 --> 01:26:29,500
‫عه؟ وگرنه چیکار می‌کنی؟

1057
01:26:31,458 --> 01:26:33,958
‫به نظرت با جلوی دیدنـش رو گرفتن،
‫داری بهش کمک می‌کنی؟

1058
01:26:55,500 --> 01:26:58,916
‫پس تو دیدیـشون
‫ولی پسـشون زدی؟

1059
01:27:08,125 --> 01:27:10,000
‫تو لایق نیستی!

1060
01:27:19,041 --> 01:27:20,208
‫چی شد؟

1061
01:27:32,916 --> 01:27:34,166
‫صبر کنید.

1062
01:27:43,041 --> 01:27:44,041
‫برید داخل.

1063
01:28:54,666 --> 01:28:55,791
‫بابا!

1064
01:29:29,916 --> 01:29:31,041
‫خیله‌خب.

1065
01:29:32,166 --> 01:29:35,458
‫بریم. بریم. برید. زود باشید.

1066
01:29:42,166 --> 01:29:44,083
‫- اون‌ها دیدنـت.
‫- نه.

1067
01:29:45,375 --> 01:29:47,833
‫نور شمع رو دیدن
‫و صدای آواز خوندنـت رو شنیدن.

1068
01:29:54,208 --> 01:29:56,250
‫- برید، برید، برید، برید!
‫- چه خبر شده؟

1069
01:30:04,500 --> 01:30:06,416
‫تو رو خدا، بهم بگو چه خبر...

1070
01:30:14,416 --> 01:30:15,833
‫شما دو تا برید. برید بالا.

1071
01:30:17,000 --> 01:30:18,125
‫واگن‌ها رو پیدا کنید.

1072
01:30:18,208 --> 01:30:20,041
‫- باشه ولی...
‫- به قلعه برسونـش.

1073
01:30:20,625 --> 01:30:21,625
‫تو نمیای؟

1074
01:30:21,708 --> 01:30:24,833
‫باید جلوشون رو بگیرم.
‫باید مطمئن بشم که بهتـون نمی‌رسن.

1075
01:30:27,250 --> 01:30:28,291
‫هی.

1076
01:30:31,041 --> 01:30:34,458
‫تو دختر خیلی خیلی شجاعی هستی سوفیا.

1077
01:30:36,708 --> 01:30:39,541
‫ازت می‌خوام که از کلر مراقبت کنی.

1078
01:30:40,916 --> 01:30:41,916
‫باشه؟

1079
01:30:44,250 --> 01:30:45,208
‫برید.

1080
01:30:46,250 --> 01:30:47,250
‫برید.

1081
01:30:47,916 --> 01:30:48,958
‫- برید.
‫- باشه.

1082
01:30:50,916 --> 01:30:53,666
‫باشه، باشه، باشه.

1083
01:31:05,291 --> 01:31:06,458
‫سباستین.

1084
01:31:07,958 --> 01:31:09,125
‫دوستِ من.

1085
01:31:11,791 --> 01:31:13,750
‫چرا ترکـمون کردی؟

1086
01:31:14,916 --> 01:31:17,583
‫چون همیشه تهِ دلـم
‫می‌دونستم که تو کشتیـش.

1087
01:31:36,125 --> 01:31:38,291
‫چیزی نیست. گرفتمت.

1088
01:31:38,375 --> 01:31:39,958
‫گرفتمت.

1089
01:31:48,041 --> 01:31:50,833
‫ای خدا. خیلی نزدیک بود.

1090
01:31:51,791 --> 01:31:53,500
‫اینطوری موفق نمی‌شیم.

1091
01:32:01,375 --> 01:32:03,500
‫همانا از پیامبرانِ دروغین آگاه باشید
‫که به سراغتان می‌آیند

1092
01:32:03,583 --> 01:32:04,791
‫...درحالیکه خود را در لباس گوسفند می‌نمایانند...

1093
01:32:04,875 --> 01:32:05,708
‫بیا بریم.

1094
01:32:05,791 --> 01:32:07,333
‫اما از درون، گرگ‌های درنده‌خویی بیش نیستند.

1095
01:32:07,416 --> 01:32:09,500
‫- همانا از پیامبرانِ دروغین آگاه باشید
‫- برادر...

1096
01:32:09,583 --> 01:32:11,708
‫...که به سراغتان می‌آیند
‫درحالیکه خود را در لباس گوسفند می‌نمایانند...

1097
01:32:11,791 --> 01:32:13,166
‫بذار رد بشیم.

1098
01:32:13,250 --> 01:32:15,208
‫اما از درون، گرگ‌های درنده‌خویی بیش نیستند.

1099
01:32:15,708 --> 01:32:21,041
‫- همانا از پیامبرانِ دروغین آگاه باشید
‫- من... من دستِ راستِ حقیقیِ پروردگارم.

1100
01:32:21,125 --> 01:32:25,208
‫بنده وسیلۀ حقیری از سمتِ خواستۀ پروردگارم.

1101
01:32:25,291 --> 01:32:26,916
خواستۀ پروردگار؟

1102
01:32:27,000 --> 01:32:29,166
‫تو از خواستۀ این موجودات پیروی می‌کنی!

1103
01:32:30,000 --> 01:32:31,250
‫سباستین!

1104
01:32:31,875 --> 01:32:34,916
‫در مقابل خواسته‌اش ایستادگی نکن.

1105
01:32:35,958 --> 01:32:38,375
‫به خداوند پشت نکن!

1106
01:32:39,083 --> 01:32:40,791
‫این خدای من نیست!

1107
01:32:55,208 --> 01:32:56,833
‫خیله‌خب، با من بیا.

1108
01:32:57,458 --> 01:33:00,083
‫حسش می‌کنی؟ نگه‌اش دار.
‫از جات جُم نخور.

1109
01:33:01,583 --> 01:33:02,625
‫آم...

1110
01:33:09,750 --> 01:33:10,708
‫نه!

1111
01:33:13,791 --> 01:33:15,125
‫- نه! نه!
‫- کلر؟

1112
01:33:34,416 --> 01:33:35,916
‫خیله‌خب. بیا اینجا.

1113
01:34:12,291 --> 01:34:14,375
‫کلر...

1114
01:34:16,208 --> 01:34:18,166
‫کلر...

1115
01:34:20,541 --> 01:34:22,625
‫هرکاری می‌کنی بکن،
‫فقط چشم‌هات رو وا نکن.

1116
01:34:57,291 --> 01:34:58,500
‫بذار رد بشن.

1117
01:34:59,708 --> 01:35:01,791
‫- نه.
‫- اون نجاتـم داده بابا.

1118
01:35:02,416 --> 01:35:04,083
‫نمی‌خوای نجاتـشون بدی؟

1119
01:35:04,166 --> 01:35:06,958
‫- نمی‌خوای اون‌ها هم آزاد باشن؟
‫- نه.

1120
01:35:13,375 --> 01:35:14,541
‫نه.

1121
01:35:23,666 --> 01:35:24,666
‫نه.

1122
01:35:25,833 --> 01:35:30,250
‫کجا داری می‌ری؟
‫کجا داری می‌ری کلر؟

1123
01:35:30,333 --> 01:35:31,416
‫سوفیا.

1124
01:35:31,500 --> 01:35:33,708
‫تو نمی‌تونی کمکی بهش بکنی.
‫تو تنهام گذاشتی.

1125
01:35:33,791 --> 01:35:35,333
‫بیا سوفیا.

1126
01:35:35,416 --> 01:35:37,166
‫همونطوری که من رو ناامید کردی.

1127
01:35:37,250 --> 01:35:38,583
‫- تو چنین آدمی هستی.
‫- نه.

1128
01:35:38,666 --> 01:35:41,166
‫- تو همیشه همینطوری بودی.
‫- نه! خفه‌شو!

1129
01:35:41,250 --> 01:35:43,708
‫- باید نگاه کنی.
‫- خفه بمیر!

1130
01:35:46,083 --> 01:35:47,166
‫تو واقعی نیستی.

1131
01:35:48,458 --> 01:35:49,583
‫تو مُردی.

1132
01:36:06,250 --> 01:36:07,916
‫- کجا داری می‌ری کلر؟
‫- سوفیا!

1133
01:36:08,000 --> 01:36:09,708
‫کمکی از دستت برنمیاد.
‫به نظرت می‌تونی کمکـش کنی؟

1134
01:36:09,791 --> 01:36:12,791
‫فکر می‌کنی می‌تونی،
‫ولی فقط باعث ناامیدیـش می‌شی.

1135
01:36:14,333 --> 01:36:17,000
‫ولی فقط باعث ناامیدیش می‌شی،
‫همونجوری که من رو ناامید کردی.

1136
01:36:17,083 --> 01:36:19,333
‫- سوفیا!
‫- تو چنین آدمی هستی.

1137
01:36:19,416 --> 01:36:20,875
‫- به نظرت می‌تونی.
‫- سوفیا!

1138
01:36:20,958 --> 01:36:23,791
‫بیا سوفیا. من اینجام.

1139
01:36:23,875 --> 01:36:25,833
‫مامانیـمه.

1140
01:36:25,916 --> 01:36:27,750
‫سوفیا.

1141
01:36:27,833 --> 01:36:30,833
‫بیا سوفیا.
‫سوفیا بیا.

1142
01:36:30,916 --> 01:36:32,250
‫بیا سوفیا!

1143
01:36:36,916 --> 01:36:38,250
‫ببخشید.

1144
01:36:55,791 --> 01:36:57,125
‫به من نگاه کن! چرا؟

1145
01:36:57,208 --> 01:36:59,250
‫تو ترکـم کردی. تو ترکـم کردی.

1146
01:36:59,333 --> 01:37:01,333
‫به کمکت نیاز دارم! کمکم کن!

1147
01:37:01,416 --> 01:37:03,666
‫ترکـم کردی! تو ترکم کردی!
‫کمکـم کن!

1148
01:37:03,750 --> 01:37:06,000
‫ترکم کردی! دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

1149
01:37:06,083 --> 01:37:07,500
‫کمکـم کن!

1150
01:37:07,583 --> 01:37:08,791
‫تو تنهام گذاشتی!

1151
01:37:08,875 --> 01:37:12,791
‫چشم‌بندت رو دربیار سوفیا!
‫به من نگاه کن!

1152
01:37:14,791 --> 01:37:16,500
‫به نظرت می‌تونی کمکـش کنی؟

1153
01:37:16,583 --> 01:37:21,458
‫- فقط ناامیدش می‌کنی...
‫- یک، دو، سه، چهار.

1154
01:37:23,250 --> 01:37:26,208
‫چهار شد. چهار شد.

1155
01:37:26,291 --> 01:37:28,416
‫پس با شمارش سه می‌پَریم.

1156
01:37:42,708 --> 01:37:45,375
‫تو... زنده نمی‌مونی.

1157
01:37:47,416 --> 01:37:49,708
‫همونطوری که ناامیدم کردی.
‫من رو تنها گذاشتی!

1158
01:37:49,791 --> 01:37:52,375
‫- یک...
‫- تو تنهام گذاشتی!

1159
01:37:52,958 --> 01:37:54,250
‫ولی اون‌ها زنده می‌مونن.

1160
01:37:56,958 --> 01:37:58,791
‫- تو نمی‌تونی کمکی بهش بکنی...
‫- دو...

1161
01:38:03,916 --> 01:38:05,750
‫- سه!
‫- بهت نیاز دارم!

1162
01:38:39,875 --> 01:38:41,000
‫چیزی نیست.

1163
01:38:42,125 --> 01:38:44,000
‫چیزی نیست.

1164
01:38:44,750 --> 01:38:46,208
‫موفق شدیم.

1165
01:38:55,208 --> 01:38:56,291
‫خداحافظ جوجو.

1166
01:39:31,791 --> 01:39:35,125
‫دست‌هاتون. دست‌هاتون.

1167
01:39:35,208 --> 01:39:36,208
‫دست‌هاتون رو نشونـم بدید.

1168
01:39:37,500 --> 01:39:38,958
‫آدم دیگه‌ای داره از تراموا میاد؟

1169
01:39:39,041 --> 01:39:40,750
‫- نه.
‫- چی؟

1170
01:39:41,250 --> 01:39:42,750
‫- نه.
‫- کمکـشون کنید.

1171
01:39:58,208 --> 01:39:59,958
‫دو تا بازمانده رسیده.

1172
01:40:00,041 --> 01:40:01,791
‫یه خانم و یه بچه. غیرمسلح‌ان.

1173
01:40:02,625 --> 01:40:04,291
‫داریم میاریمشون پیش شما.

1174
01:40:36,333 --> 01:40:37,458
‫سوفیا؟

1175
01:40:39,083 --> 01:40:41,208
‫- سوفیا! سوفیا!
‫- مامان!

1176
01:40:49,250 --> 01:40:52,125
‫لطفا! لطفا! اون... دخترمـه.

1177
01:40:52,208 --> 01:40:53,458
‫بی‌خطرـه.

1178
01:40:58,083 --> 01:40:59,625
‫عزیزدلـم!

1179
01:41:01,500 --> 01:41:05,791
‫عزیزدلـم! خیلی دلـم واست تنگ شده بود!

1180
01:41:09,208 --> 01:41:11,416
‫چقدر بزرگ شدی تو!

1181
01:41:20,541 --> 01:41:21,541
‫دنبالـم بیا.

1182
01:41:25,291 --> 01:41:28,083
‫- این واسه چیه؟
‫- لطفا فقط بی‌حرکت باشید.

1183
01:41:36,125 --> 01:41:39,000
‫سعی دارید بفهمید
‫منم یکی از اون‌ها هستم یا نه، درسته؟

1184
01:41:40,625 --> 01:41:42,375
‫پس باهاشون روبه‌رو شدی.

1185
01:41:42,958 --> 01:41:44,916
‫آره، می‌شه اینجوری گفت.

1186
01:41:46,416 --> 01:41:48,083
‫ما بهشون می‌گیم «بینایان».

1187
01:41:49,708 --> 01:41:52,708
‫تعجب می‌کنم چطوری
‫از روبه‌رو شدن باهاشون جون سالم به در بردید.

1188
01:41:53,791 --> 01:41:56,333
‫بدون کمکِ یکی از آدم‌های خودشون،
‫موفق نمی‌شدم به اینجا برسم.

1189
01:41:58,583 --> 01:42:02,000
‫می‌تونیم به درونـشون نفوذ کنیم، می‌دونید؟
‫هنوزم خودِ واقعیـشون یه جایی توی ذهنشونه.

1190
01:42:04,666 --> 01:42:06,083
‫خون واسه چیه؟

1191
01:42:07,083 --> 01:42:08,833
‫دقیقا دنبال چی هستید؟

1192
01:42:09,916 --> 01:42:13,250
‫شاید بتونم کمکی بکنم.
‫من خودم روانپزشک‌ام.

1193
01:42:14,458 --> 01:42:16,375
‫دنبال یه نشانگر شیمیایی هستیم.

1194
01:42:17,041 --> 01:42:19,708
‫یک تغییر اپی‌ژنتیک در دی‌ان‌ای.

1195
01:42:20,208 --> 01:42:22,208
‫پس دنبال علائم آسیب‌های
‫روحی و روانی هستید.

1196
01:42:22,708 --> 01:42:26,875
‫در موارد نادر، استرس می‌تونه
‫روی دی‌ان‌ای افراد تاثیر بذاره.

1197
01:42:26,958 --> 01:42:28,625
‫حتی ممکنه تغییرش بده.

1198
01:42:28,708 --> 01:42:30,708
‫بدرفتاری، خشونت...

1199
01:42:33,333 --> 01:42:34,416
‫غم و اندوه.

1200
01:42:36,541 --> 01:42:37,625
‫درسته، همچنین غم و اندوه.

1201
01:42:39,166 --> 01:42:44,833
‫و این... بینایان، همه‌شون
‫تغییرات اپی‌ژنتیکیِ یکسانی دارن؟

1202
01:42:45,416 --> 01:42:47,208
‫ما هم به دنبال کشف همین موضوعیـم.

1203
01:42:47,291 --> 01:42:50,166
‫ممکنه بشه از دی‌ان‌ایـشون برای
‫ایجاد مصونیت استفاده کرد.

1204
01:42:51,958 --> 01:42:52,958
‫درسته.

1205
01:42:53,041 --> 01:42:55,458
‫اما چطوری می‌خواید چنین چیزی رو آزمایش کنید؟

1206
01:43:00,625 --> 01:43:04,041
‫شانزدهم نوامبر، ساعت 6 بعد از ظهر.

1207
01:43:04,541 --> 01:43:06,500
‫من و دکتر پاسکال در آستانۀ انجام

1208
01:43:06,583 --> 01:43:09,833
‫دوازدهمین آزمایش حیوانیِ خود
‫از زمانی‌که این موجود رو گرفتیم هستیم.

1209
01:43:10,708 --> 01:43:14,416
‫امروز سه موش بالغ و سالم رو
‫مورد آزمایش قرار می‌دیم.

1210
01:43:14,958 --> 01:43:17,541
‫موفق شدیم مدت زمان تخریبِ
‫پس از روبه‌رویی با این موجود رو

1211
01:43:17,625 --> 01:43:19,958
‫تا 48 ثانیه افزایش بدیم.

1212
01:43:22,000 --> 01:43:23,291
‫احسنت.

1213
01:43:23,375 --> 01:43:25,666
‫امید داریم که
‫ترکیب جدیدِ بینایانـمون

1214
01:43:25,750 --> 01:43:27,958
‫بتونن ما رو از
‫مرزِ یک دقیقه عبور دهند.

1215
01:43:50,625 --> 01:43:54,208
‫رویارویی در محفظه... آغاز شد.

1216
01:43:54,232 --> 01:44:14,232
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1217
01:44:14,256 --> 01:44:24,256
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

1218
01:44:25,250 --> 01:44:26,875
‫لطفا بذارید ببینم.

1219
01:44:26,958 --> 01:44:29,875
‫می‌خوام ببینمـش!

