﻿1
00:00:40,024 --> 00:00:50,024
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:50,048 --> 00:01:00,048
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:01:00,072 --> 00:01:10,072
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:12,339 --> 00:01:14,241
‫اولین بچه دووم نیورد.

5
00:01:16,243 --> 00:01:20,447
‫نه، راست... راست میگی.
‫خواهرت دووم نیورد.

6
00:01:20,480 --> 00:01:22,187
‫چرا؟

7
00:01:23,383 --> 00:01:24,886
‫خب...

8
00:01:24,919 --> 00:01:28,375
‫مامانت، واسش مشکل پیش اومد.

9
00:01:29,857 --> 00:01:32,426
‫اصلا بگو ببینم،
‫از کجا این چیزها رو می‌دونی؟

10
00:01:32,459 --> 00:01:33,695
‫عمو مایک بهم گفت.

11
00:01:33,728 --> 00:01:35,976
‫- عمو مایک.
‫- عمو مایک.

12
00:01:37,397 --> 00:01:39,734
‫باشه، خب گوش کن،
‫مامانت چیزیش نمیشه،

13
00:01:40,172 --> 00:01:42,601
‫و این دفعه بچه
‫هم صحیح و سالم بدنیا میاد.

14
00:01:45,297 --> 00:01:48,078
‫به مامانت گفتی
‫از این مسائل خبر داری؟

15
00:01:52,279 --> 00:01:53,581
‫- نه.
‫- عه، پس شاید...

16
00:01:53,615 --> 00:01:55,482
‫راز کوچیک خودمون باشه.

17
00:01:55,516 --> 00:01:56,818
‫از نظر تو ایرادی نداره؟

18
00:01:56,851 --> 00:01:58,586
‫اما خوب نیست
‫آدم راز داشته باشه.

19
00:01:59,970 --> 00:02:04,040
‫می‌دونم،
‫ولی هر از گاهی،

20
00:02:04,391 --> 00:02:05,927
‫ایرادی نداره راز تو دلت داشته باشی.

21
00:02:05,968 --> 00:02:07,737
‫مثل همین الان که اجازه دادم
‫صندلی جلو بشینی.

22
00:02:08,025 --> 00:02:09,689
‫راست میگی.

23
00:02:09,964 --> 00:02:13,534
‫و آره، بعضی‌وقت‌ها تو طول هفته
‫قراره شکلات بخریم.

24
00:02:13,626 --> 00:02:16,960
‫- اینم راز خوبیه.
‫- آره. عاشق این رازم.

25
00:02:16,985 --> 00:02:18,238
‫- آره.
‫- شکلاتی.

26
00:02:18,271 --> 00:02:19,874
‫رازهای شکلاتی رازهای خوبی‌ان.

27
00:02:20,102 --> 00:02:21,360
‫آره.

28
00:02:37,625 --> 00:02:38,982
‫چیزی نمیشه.

29
00:02:39,499 --> 00:02:40,748
‫قول میدم.

30
00:02:41,328 --> 00:02:42,864
‫پسر خوبی میشی و اذیت نکنی؟

31
00:02:52,640 --> 00:02:53,775
‫به‌نفع‌ته عجله کنی.
‫چشم انتظارته.

32
00:02:53,808 --> 00:02:55,308
‫باشه. می‌دونم.

33
00:03:07,769 --> 00:03:11,569
‫« همدردی با شیطان »

34
00:03:26,040 --> 00:03:27,709
‫- سلام رفیق...
‫- سلام.

35
00:03:27,742 --> 00:03:29,309
‫ایمیل‌مو بابتِ برنامهٔ جدید گرفتی؟

36
00:03:29,342 --> 00:03:31,278
‫- چون کسی جواب نداد.
‫- آره گرفتم.

37
00:03:31,311 --> 00:03:33,014
‫نه، همه‌چی مرتبه، رفیق.
‫برو پیش زنت.

38
00:03:33,047 --> 00:03:35,516
‫باشه، اما ریچ واسم پیغام گذاشت.

39
00:03:35,550 --> 00:03:37,317
‫- واسم سوال شده بود...
‫- بی‌خیال. توجه نکن.

40
00:03:37,350 --> 00:03:38,753
‫نمی‌خوام تا دوشنبه
‫باهات یه کلوم حرف بزنم،

41
00:03:38,786 --> 00:03:40,788
‫و ریچِ دیوث با من.

42
00:03:40,822 --> 00:03:44,357
‫- باشه. ممنون.
‫- هیجان داری؟

43
00:03:46,406 --> 00:03:48,349
‫- هیجان دارم؟
‫- باشه. خیلی‌خب. خیلی‌خب.

44
00:03:48,374 --> 00:03:49,597
‫بعدا باهات حرف می‌زنم.
‫موفق باشی.

45
00:03:49,630 --> 00:03:51,473
‫- باشه. تا بعد.
‫- وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

46
00:03:51,498 --> 00:03:53,034
‫پسره یا دختر؟
‫هیچ‌وقت نگفتی.

47
00:03:53,515 --> 00:03:55,469
‫نمی‌دونیم.
‫چیزه...

48
00:03:56,015 --> 00:03:57,572
‫می‌دونی، دلش می‌خواست... یا، می‌دونی،

49
00:03:57,605 --> 00:03:59,473
‫می‌خواستیم سوپرایز باشه.

50
00:03:59,507 --> 00:04:00,942
‫خب، امیدوارم بیشتر شبیه به زنت باشه.

51
00:04:01,093 --> 00:04:02,677
‫خدای من، خدا کنه
‫خیلی شبیه اون باشه.

52
00:04:02,710 --> 00:04:03,845
‫آره، خدا کنه.

53
00:04:32,770 --> 00:04:34,518
‫[عشق اس‌دی]

54
00:04:34,542 --> 00:04:36,309
‫- سلام.
‫- سلام. بردیش...

55
00:04:36,352 --> 00:04:38,320
‫- خونهٔ مامانم؟
‫- آره. آره، حالش خوبه.

56
00:04:38,978 --> 00:04:40,070
‫چیزی می‌خوای بگیرم...

57
00:04:40,095 --> 00:04:41,414
‫گوشی داشته باش.
‫دکترها اومدن.

58
00:04:41,448 --> 00:04:43,084
‫سلام خانم چمبرلین.

59
00:04:43,117 --> 00:04:44,852
‫- خیلی‌خب، دراز بکشید.
‫- خانم چمبرلین.

60
00:04:44,886 --> 00:04:46,888
‫- اینو بذارید پشت‌تون.
‫- اینجا.

61
00:04:46,921 --> 00:04:48,589
‫- عه!
‫- خوبه. خوبه.

62
00:04:48,623 --> 00:04:50,658
‫- خوبه.
‫- پاتون رو جابه‌جا کنید.

63
00:04:50,691 --> 00:04:52,359
‫پاتون خم باشه بهتره،

64
00:04:52,392 --> 00:04:54,427
‫این شکلی.
‫آره، دقیقا.

65
00:04:54,461 --> 00:04:56,973
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم.

66
00:04:57,619 --> 00:04:59,332
‫همه‌اش به این فکر می‌کنم
‫که نباید انقدر درد داشته باشه.

67
00:04:59,366 --> 00:05:01,468
‫یادت نمیاد انقدر درد نداشت؟

68
00:05:04,845 --> 00:05:06,339
‫- اوه!
‫- دستتو می‌گیرم.

69
00:05:06,373 --> 00:05:07,742
‫- صبر کن، صبر کن.
‫- در چه وضعیتی هستیم؟

70
00:05:07,767 --> 00:05:09,103
‫توی بارداری اولم مشکل داشتم.

71
00:05:09,128 --> 00:05:10,795
‫- اینو بهتون گفتن؟
‫- آره، توی چارت‌تون دیدم.

72
00:05:11,369 --> 00:05:13,337
‫- خیلی‌خب، فقط نفس بکشید.
‫- نفس بکش.

73
00:05:13,380 --> 00:05:15,616
‫- نفس بکش، عزیزم.
‫- می‌خوای خودتو آماده کنی؟

74
00:05:15,650 --> 00:05:17,236
‫این شکلی؟

75
00:05:17,685 --> 00:05:19,520
‫- اون نیست.
‫- دیوید، هنوز پشت خطی؟

76
00:05:19,554 --> 00:05:21,454
‫آره، هنوز پشت خطم.
‫نزدیک بیمارستانم عزیزم.

77
00:05:21,488 --> 00:05:24,159
‫- باشه؟ نزدیکم.
‫- باشه. دوستت دارم.

78
00:05:24,184 --> 00:05:25,294
‫منم دوستت دارم.

79
00:05:39,841 --> 00:05:41,108
‫بی‌خیال.

80
00:05:51,207 --> 00:05:53,207
‫[اورژانس]

81
00:06:47,909 --> 00:06:50,077
‫- داری میری؟
‫- آره، دارم جمع می‌کنم.

82
00:07:17,955 --> 00:07:19,585
‫یعنی چی؟

83
00:07:21,405 --> 00:07:23,153
‫جناب، چیکار... چیکار می‌کنید؟

84
00:07:24,645 --> 00:07:26,437
‫فقط...

85
00:07:28,273 --> 00:07:29,335
‫یه کارت انتخاب کن.

86
00:07:29,360 --> 00:07:31,095
‫رفیق، من اوبر نیستم، خب؟

87
00:07:34,781 --> 00:07:35,816
‫می‌خوای ازم دزدی کنی؟

88
00:07:35,841 --> 00:07:36,891
‫نگفتم می‌خوام ازت دزدی کنم.

89
00:07:36,924 --> 00:07:38,693
‫گفت یه کارت انتخاب کن.

90
00:07:38,726 --> 00:07:41,099
‫زود باش. یه کارت.
‫یه کارت انتخاب کن. می‌دونی.

91
00:07:41,599 --> 00:07:42,739
‫گشنیز.

92
00:07:43,359 --> 00:07:44,434
‫دل.

93
00:07:48,629 --> 00:07:51,279
‫- می‌خوای یه کارت انتخاب کنم؟
‫- آره.

94
00:07:58,517 --> 00:08:01,423
‫- تک.
‫- تک.

95
00:08:02,150 --> 00:08:03,619
‫و چی باشه؟

96
00:08:08,298 --> 00:08:09,687
‫پیک.

97
00:08:12,597 --> 00:08:14,859
‫می‌دونستم می‌خوای این کارتو انتخاب کنی.

98
00:08:17,505 --> 00:08:18,673
‫راه بیفت.

99
00:08:20,424 --> 00:08:21,872
‫آقا، زن من توی بیمارستانه.

100
00:08:21,897 --> 00:08:23,681
‫الانه زایمان کنه.

101
00:08:25,873 --> 00:08:27,580
‫راه بیفت.

102
00:08:27,808 --> 00:08:31,645
‫از بیمارستان برو بیرون
‫و بپیچ راست سمتِ منطقهٔ استریپ.

103
00:08:31,679 --> 00:08:33,485
‫- چون من...
‫- آقا.

104
00:08:33,510 --> 00:08:34,548
‫- نورها رو دوست دارم.
‫- آقا.

105
00:08:34,582 --> 00:08:35,616
‫یه مورد اورژانسیه. خب؟

106
00:08:35,649 --> 00:08:37,213
‫اورژانسی خانوادگیه.

107
00:08:45,626 --> 00:08:50,164
‫الان من مورد اورژانسی خانوادگیت هستم.

108
00:08:52,633 --> 00:08:53,667
‫راه بیفت.

109
00:08:59,247 --> 00:09:00,708
‫کجا برم؟

110
00:09:00,741 --> 00:09:02,419
‫خدای من.

111
00:09:05,676 --> 00:09:07,216
‫راه بیفت!

112
00:09:32,640 --> 00:09:34,208
‫می‌خوای کجا برم؟

113
00:09:39,788 --> 00:09:41,788
‫[آمبولانس/سوانح]

114
00:10:50,751 --> 00:10:52,453
‫به چی بِر و بِر نگاه می‌کنی؟

115
00:10:56,323 --> 00:10:58,125
‫ببین، من واقعا باید برگردم بیمارستان...

116
00:10:58,159 --> 00:11:00,895
‫اینجا رو برو داخل.
‫همین‌جا.

117
00:11:16,953 --> 00:11:20,990
‫گوش کن، می‌خوام بدونی
‫که هر چی می‌خوای،

118
00:11:21,399 --> 00:11:23,251
‫واسه خودت.
‫بردار، جدی میگم.

119
00:11:23,594 --> 00:11:25,538
‫می‌خوام اینو بفهمی...

120
00:11:25,563 --> 00:11:27,988
‫الان قراره دربارهٔ خانواده‌ات حرف بزنی.

121
00:11:28,305 --> 00:11:29,957
‫- چی؟
‫- قراره یه‌کمی...

122
00:11:29,990 --> 00:11:31,594
‫بریم تو دل خانواده‌ات.

123
00:11:32,226 --> 00:11:34,290
‫اینکه چقدر دوستشون داری.

124
00:11:34,829 --> 00:11:39,333
‫با تمام قلب و روح کثافتت.

125
00:11:41,158 --> 00:11:42,455
‫آره، درسته.

126
00:11:42,480 --> 00:11:44,384
‫خب، یه‌کمی تکراری نیست؟

127
00:12:03,490 --> 00:12:05,392
‫می‌خوای من جواب بدم؟

128
00:12:20,941 --> 00:12:22,373
‫قبل از زنگِ مزاحم،

129
00:12:22,398 --> 00:12:25,601
‫می‌خواستی سخنرانی
‫در مورد خانوادهٔ مضحکت رو شروع کنی.

130
00:12:26,046 --> 00:12:29,416
‫اینکه چطور اگه یه تیر

131
00:12:29,450 --> 00:12:32,286
‫توی نرمهٔ گوشِت خالی کنم،

132
00:12:32,967 --> 00:12:36,389
‫گلوله،
‫به‌صورت استعاری میگم،

133
00:12:36,957 --> 00:12:40,163
‫کارِ زن و پسرتو هم تموم می‌کنه.

134
00:12:50,237 --> 00:12:53,340
‫کجا می‌ریم؟

135
00:12:53,374 --> 00:12:55,409
‫چی می‌خوای؟

136
00:13:02,916 --> 00:13:04,852
‫خروجی بعدی رو برو داخل.

137
00:13:07,000 --> 00:13:08,500
‫بزنم کنار؟

138
00:13:09,607 --> 00:13:12,781
‫هنوز چند کیلومتر مونده
‫قبل اینکه بخوابیم.

139
00:13:32,809 --> 00:13:34,324
‫شب خیلی خوبیه.

140
00:13:35,314 --> 00:13:36,895
‫شب محشریه.

141
00:13:40,354 --> 00:13:41,855
‫وقتی می‌ریم تو بزرگراه

142
00:13:41,889 --> 00:13:43,667
‫حواست به سرعتت باشه.

143
00:13:46,994 --> 00:13:48,530
‫آدرنالین.

144
00:13:50,632 --> 00:13:53,067
‫می‌دونی، بوستون جنوبی که بودم،

145
00:13:53,100 --> 00:13:56,655
‫تو یه ماه
‫سه تا قبض جریمه سرعت غیر مجاز گرفتم.

146
00:13:57,905 --> 00:13:59,541
‫می‌خوای دلیلشو بدونی؟

147
00:14:01,909 --> 00:14:03,211
‫اضطراب.

148
00:14:03,611 --> 00:14:05,045
‫تف توش.

149
00:14:10,852 --> 00:14:12,064
‫کمک.

150
00:14:13,153 --> 00:14:15,389
‫بوت‌ـم دو هزار دلار می‌ارزه.

151
00:14:15,907 --> 00:14:17,259
‫کمک.

152
00:14:22,324 --> 00:14:27,285
‫فقط مراقب سرعت مجاز باش،
‫از چراغ قرمز رد نشو...

153
00:14:30,037 --> 00:14:31,573
‫چیزی‌مون نمیشه.

154
00:14:51,206 --> 00:14:52,420
‫چه خبر؟

155
00:15:23,023 --> 00:15:24,626
‫سلام.

156
00:15:41,874 --> 00:15:43,345
‫تقصیر تو نیست.

157
00:15:44,780 --> 00:15:47,087
‫شاید من آخرین فرصتت باشم.

158
00:15:48,072 --> 00:15:50,083
‫ولی شاید داشتم تو رو تعقیب می‌کردم.

159
00:15:50,117 --> 00:15:52,064
‫شاید خونه‌تو بلد باشم.

160
00:15:53,499 --> 00:15:55,265
‫پس فکر فرار بزنه به سرت،

161
00:15:55,783 --> 00:15:58,445
‫اونوقته پای خانواده‌ات هم کشیدی وسط.

162
00:16:18,315 --> 00:16:19,939
‫آروم باش. خب؟

163
00:16:20,869 --> 00:16:22,182
‫سوار ماشین میشم.

164
00:16:31,850 --> 00:16:33,342
‫نهایت بی‌شخصیتیه،

165
00:16:33,367 --> 00:16:35,369
‫که با پشتِ جمجمه‌ات حرف می‌زنم.

166
00:16:48,710 --> 00:16:51,178
‫توی پمپ بنزین
‫تصمیم عاقلانه‌ای گرفتی.

167
00:16:54,686 --> 00:16:57,982
‫خیلی آروم در داشبوردتو باز می‌کنم.

168
00:16:58,853 --> 00:17:01,121
‫حدود دو ماه؟

169
00:17:11,415 --> 00:17:14,024
‫میشه یه نفر بگه سکسی؟

170
00:17:33,284 --> 00:17:35,948
‫وقتی رانندگی می‌کنی،
‫میشه لطفا به جاده نگاه کنی؟

171
00:17:41,700 --> 00:17:43,525
‫اصلا اهل کجایی؟

172
00:17:44,893 --> 00:17:48,104
‫- توسان.
‫- تابه‌حال بوستون رفتی؟

173
00:17:49,068 --> 00:17:51,637
‫آره. یه بار رفتم.
‫چند سال پیش.

174
00:17:52,637 --> 00:17:55,620
‫باید بگم منو یاد یه نفری می‌ندازی

175
00:17:55,645 --> 00:17:57,301
‫که توی بوستون می‌شناختمش.

176
00:17:58,211 --> 00:18:02,349
‫و این بابا عادت داشت
‫هر شب یه بطری ویسکی گلین لونت رو بره بالا.

177
00:18:02,731 --> 00:18:05,348
‫قبل خواب همه غم و بدبختی‌شو فراموش کنه.

178
00:18:06,754 --> 00:18:08,690
‫خب، من مشروب نمی‌خورم.

179
00:18:10,424 --> 00:18:12,426
‫ترک کردی؟

180
00:18:14,896 --> 00:18:16,798
‫چندین ساله لب نزدم.

181
00:18:17,860 --> 00:18:20,383
‫مسخره.
‫مسخره‌ست.

182
00:18:22,985 --> 00:18:27,000
‫و اون یه باری که اومدی بوستون،

183
00:18:27,307 --> 00:18:29,741
‫سفر کاری بود یا گردشی؟

184
00:18:29,766 --> 00:18:31,111
‫کاری بود.

185
00:18:39,687 --> 00:18:41,455
‫و اونوقت توی چه کاری هستی؟

186
00:18:41,488 --> 00:18:43,190
‫توی یه شرکت کشتیرانی کار می‌کنم.

187
00:18:43,223 --> 00:18:44,859
‫بیشتر کار انبار انجام میدم.

188
00:18:44,892 --> 00:18:48,437
‫و مطمئنی که فقط یه بار رفتی بوستون؟

189
00:18:48,891 --> 00:18:50,195
‫آره.

190
00:18:56,456 --> 00:18:58,679
‫کِی مشروب رو کنار گذاشتی؟

191
00:19:00,382 --> 00:19:02,710
‫پونزده سال پیش؟

192
00:19:03,484 --> 00:19:05,593
‫یادم نمیاد، ولی...

193
00:19:06,554 --> 00:19:07,687
‫آره، همین حدودا میشه.

194
00:19:10,942 --> 00:19:12,743
‫می‌بینی، جالبه.

195
00:19:15,322 --> 00:19:18,492
‫اونوقت سر شبی
‫همچین اشتباهی رو مرتکب شدی؟

196
00:19:18,689 --> 00:19:20,513
‫اصلا به تو نمیاد.

197
00:19:22,597 --> 00:19:23,564
‫چی؟

198
00:19:43,067 --> 00:19:44,919
‫می‌تونم یه سوال بپرسم؟

199
00:19:45,271 --> 00:19:47,028
‫چرا نتونی؟

200
00:19:51,121 --> 00:19:53,293
‫چقدر طول می‌کشه؟

201
00:19:53,326 --> 00:19:54,829
‫کِی برمی‌گردم خونه؟

202
00:19:54,862 --> 00:19:57,899
‫چرا فکر کردی
‫که باز میری خونه؟

203
00:19:59,934 --> 00:20:02,400
‫- چی؟
‫- نشنیدی چی گفتم؟

204
00:20:03,437 --> 00:20:05,205
‫چرا، من...

205
00:20:12,412 --> 00:20:16,104
‫باشه. سفرمون
‫نهایت یک ساعت طول بکشه.

206
00:20:16,129 --> 00:20:18,097
‫می‌ریم بولدر سیتی.

207
00:20:20,125 --> 00:20:21,261
‫باشه.

208
00:20:22,801 --> 00:20:24,734
‫- از پسش برمیام.
‫- ممنون.

209
00:20:25,110 --> 00:20:27,683
‫چقدر آدم باملاحظه‌ای هستی.

210
00:20:33,816 --> 00:20:37,331
‫مامانم،
‫به خاطر سرطان داره می‌میره...

211
00:20:39,114 --> 00:20:40,988
‫سرطان ریه داره.

212
00:20:42,309 --> 00:20:44,011
‫یه کاتولیک باایمانه،

213
00:20:44,045 --> 00:20:47,973
‫- پس باید آخرین مناسک رو...
‫- مامانت بیمارستان بستریه؟

214
00:20:47,998 --> 00:20:50,993
‫وسط حرفم نپر.

215
00:20:51,388 --> 00:20:53,487
‫بی‌ادبیه،
‫دارم حرفمو قطع می‌کنی.

216
00:20:53,551 --> 00:20:55,019
‫نکن.

217
00:21:00,427 --> 00:21:03,330
‫مامان منم مذهبی بود.

218
00:21:10,340 --> 00:21:11,839
‫اما مانع نشد
‫با بابام ازدواج نکنه،

219
00:21:11,873 --> 00:21:14,842
‫که عاشق سگ مست کردن بود
‫و بزنه مامانمو سیاه و کبود کنه.

220
00:21:19,076 --> 00:21:20,556
‫نظر شخصی منه...

221
00:21:20,581 --> 00:21:23,751
‫ابراز همدردی بهت نمی‌خوره.

222
00:21:23,785 --> 00:21:25,753
‫برگردیم سر داستان من.

223
00:21:26,124 --> 00:21:28,421
‫منو می‌رسونی بیمارستان،
‫بیمارستان بولدر سیتی...

224
00:21:28,455 --> 00:21:29,436
‫خودت ماشین نداری؟

225
00:21:37,430 --> 00:21:39,399
‫گاو بیشعور.

226
00:21:54,949 --> 00:21:57,384
‫این چی نوشته «عشقِ اس‌دی؟»

227
00:21:57,417 --> 00:21:59,054
‫مگه نوجوونی؟

228
00:21:59,710 --> 00:22:01,889
‫کار پسرمه.
‫اول اسم‌مونه،

229
00:22:01,923 --> 00:22:03,658
‫اسم من و زنم.

230
00:22:03,944 --> 00:22:06,459
‫قشنگ نیست؟

231
00:22:06,493 --> 00:22:10,131
‫- می‌خوای جواب بدم، دی؟
‫- آره.

232
00:22:13,206 --> 00:22:15,107
‫دیوید، کجایی؟
‫داره بدنیا میاد.

233
00:22:15,132 --> 00:22:17,013
‫ببخشید، عزیزم. دارم میام.
‫نزدیکم.

234
00:22:18,358 --> 00:22:20,616
‫عالیه. حالا یه‌کم...

235
00:22:21,241 --> 00:22:22,179
‫گفتی که رسیدی!

236
00:22:22,204 --> 00:22:24,053
‫چرا انقدر دیر کردی؟
‫سابقه نداشتی دیر کنی.

237
00:22:24,078 --> 00:22:25,813
‫- خیلی دوستت دارم عزیزم.
‫- دکتر، نرماله.

238
00:22:26,268 --> 00:22:27,569
‫نزدیکم.

239
00:22:30,017 --> 00:22:32,385
‫گفتی میای!

240
00:22:32,419 --> 00:22:35,156
‫میام.
‫هر کاری بتونم انجام میدم.

241
00:22:36,452 --> 00:22:37,992
‫یه مشکلی هست.

242
00:22:38,405 --> 00:22:39,991
‫مشکل پیش اومده.

243
00:22:46,515 --> 00:22:48,741
‫چی بود؟
‫کی باهاته؟

244
00:22:49,070 --> 00:22:51,639
‫هیچکی عزیزم، چیزه...
‫شیشهٔ ماشین پایین بود.

245
00:22:51,672 --> 00:22:53,040
‫- خیلی‌خب.
‫- خانم چمبرلین،

246
00:22:53,074 --> 00:22:54,609
‫لطفا تلفن رو قطع کنید.

247
00:22:54,642 --> 00:22:56,177
‫دکتر، چرا انقدر طول کشید؟

248
00:22:56,210 --> 00:22:58,613
‫وقتی بچهٔ اول‌مون رو از دست دادیم،
‫اونم خیلی طول کشید.

249
00:22:58,638 --> 00:22:59,741
‫خانم، به من نگاه کنید.

250
00:22:59,766 --> 00:23:02,671
‫بهش بگو، عزیزم.
‫دیوید، واسش تعریف کن.

251
00:23:12,662 --> 00:23:14,164
‫کدوم قبرستونی می‌ریم؟

252
00:23:15,663 --> 00:23:18,099
‫شیطان ممکن است
‫به آنانی حَسَد بورزد

253
00:23:18,132 --> 00:23:20,167
‫که بسیار رنج می‌کشند

254
00:23:20,201 --> 00:23:22,837
‫و آن‌ها رو به بهشت می‌اندازد.

255
00:24:01,254 --> 00:24:03,114
‫[لاستیک جلو سمت راست کم باد است،
‫لاستیک را باد کنید]

256
00:24:18,259 --> 00:24:21,262
‫خب وقتی برسیم بولدر سیتی،

257
00:24:21,295 --> 00:24:24,131
‫پیاده‌ات می‌کنم، باشه؟

258
00:24:26,300 --> 00:24:29,103
‫پیاده‌ات می‌کنم و...

259
00:24:29,136 --> 00:24:30,504
‫می‌ذاری برم.

260
00:24:30,538 --> 00:24:33,507
‫می‌ذارم بری.

261
00:24:33,541 --> 00:24:34,709
‫باشه.

262
00:24:37,404 --> 00:24:39,873
‫بفرما، بالاخره کار خودتو کردی.

263
00:24:51,807 --> 00:24:53,027
‫بایستم؟

264
00:25:00,921 --> 00:25:03,023
‫میشه آروم باشی؟

265
00:25:16,751 --> 00:25:18,753
‫بایستم؟

266
00:25:22,605 --> 00:25:23,857
‫بایستم؟

267
00:25:26,355 --> 00:25:27,790
‫اینجا بپیچ.

268
00:25:42,686 --> 00:25:46,317
‫بهت گفتم، فقط ازت می‌خوام
‫منو برسونی پیش مامانم،

269
00:25:46,342 --> 00:25:48,149
‫پس هیچ دلیلی نداره
‫امشب اتفاق وحشتناکی...

270
00:25:48,174 --> 00:25:49,817
‫سر آدم بیاد.

271
00:25:49,850 --> 00:25:51,858
‫ولی اگه به این پلیسه
‫با ایما و اشاره چیزی بفهمونی،

272
00:25:52,753 --> 00:25:56,323
‫یه جوری تیر خالی می‌کنم
‫تو جمجمهٔ پوکت،

273
00:25:56,608 --> 00:26:01,442
‫که محتویات مغزت
‫بریزه رو فرم اتوزدهٔ پلیس،

274
00:26:01,467 --> 00:26:03,898
‫و صحنهٔ چندش آوری میشه.

275
00:26:05,132 --> 00:26:07,529
‫الان وقت خوبی نیست.

276
00:26:35,112 --> 00:26:36,909
‫گواهی‌نامه و کارت ماشین لطفا.

277
00:26:37,143 --> 00:26:38,632
‫باشه. یه لحظه.

278
00:26:38,666 --> 00:26:41,588
‫می‌تونم بپرسم چرا ما رو نگه داشتید؟

279
00:26:42,003 --> 00:26:44,385
‫آره، می‌تونی بپرسی.
‫گواهی‌نامه و کارت ماشین.

280
00:26:45,260 --> 00:26:47,501
‫اجازهٔ پرسیدن یه سوال...

281
00:26:47,526 --> 00:26:50,174
‫مگه همون خودِ پرسیدن سوال نمیشه؟

282
00:26:53,173 --> 00:26:55,158
‫۱۷ کیلومتر بالاتر از سرعت مجاز می‌رفتید.

283
00:26:55,651 --> 00:26:57,565
‫خب، صبر کن پس...

284
00:26:57,917 --> 00:26:59,253
‫اسمش چیه؟
‫جریان، درسته؟

285
00:26:59,286 --> 00:27:00,988
‫جریان ترافیک چی میشه؟

286
00:27:01,151 --> 00:27:04,225
‫گواهی‌نامه و کارت ماشین.
‫تکرار نمی‌کنم.

287
00:27:04,557 --> 00:27:06,837
‫خب، اگه بقیهٔ ماشین‌ها
‫یازده کیلومتر بیشتر از سرعت مجاز میرن،

288
00:27:06,862 --> 00:27:07,995
‫اونوقت باید همه ماشین‌ها رو نگه داری، درسته؟

289
00:27:08,028 --> 00:27:09,697
‫تا مطمئن بشی ترافیک درست نمی‌کنی.

290
00:27:09,722 --> 00:27:12,087
‫- یه لحظه. گواهی‌نامه‌ام...
‫- ساکت شو.

291
00:27:12,112 --> 00:27:14,904
‫دارم سوال می‌پرسم.
‫مگه جرمه؟

292
00:27:15,919 --> 00:27:18,644
‫آقا، یه سوال دیگه بپرسید
‫اونوقت به دردسر میفتید.

293
00:27:18,669 --> 00:27:21,175
‫نه، ما دنبال دردسر نیستیم.

294
00:27:21,560 --> 00:27:24,832
‫خواهش می‌کنم آقا پلیس بزرگ،
‫هر چیزی جز دردسر.

295
00:27:24,857 --> 00:27:26,793
‫- نه، نه، صبر کن، صبر کن.
‫- چیزی نیست. فقط...

296
00:27:26,818 --> 00:27:28,749
‫اما چنین چیزی نداریم درسته؟

297
00:27:28,943 --> 00:27:32,019
‫جریان.
‫اصلا واقعی نیست، آره؟

298
00:27:34,847 --> 00:27:37,542
‫آقا.
‫از ماشین پیاده بشید.

299
00:27:38,347 --> 00:27:39,902
‫از ماشین پیاده بشید.

300
00:27:40,928 --> 00:27:43,385
‫از ماشین پیاده بشم.
‫مگه دیوونه‌ای؟

301
00:27:43,410 --> 00:27:45,088
‫من فقط یه سوال ساده پرسیدم،

302
00:27:45,120 --> 00:27:47,527
‫و حالا پلیس کله‌کیری به من میگه

303
00:27:47,552 --> 00:27:48,410
‫از ماشین پیاده بشم.

304
00:27:48,435 --> 00:27:49,886
‫شما بازداشتید.

305
00:27:51,831 --> 00:27:53,974
‫آقا، از خودرو پیاده بشید.

306
00:27:54,144 --> 00:27:55,776
‫- به حرفش گوش بده، باشه؟
‫- نه!

307
00:27:55,809 --> 00:27:58,345
‫نه، اون خیلی بی‌ادبه.
‫خیلی خیلی بی‌ادبه.

308
00:27:58,370 --> 00:27:59,780
‫- پیاده شو!
‫- من این نوع رفتار رو

309
00:27:59,813 --> 00:28:01,382
‫- تحسین نمی‌کنم.
‫- از ماشین پیاده شو!

310
00:28:01,415 --> 00:28:04,118
‫وگرنه چیکار می‌کنی؟ جدی؟

311
00:28:04,151 --> 00:28:05,744
‫می‌خوای بهم شلیک کنی، مرد؟

312
00:28:05,769 --> 00:28:07,254
‫واسه پیاده نشدن از ماشین،

313
00:28:07,288 --> 00:28:08,856
‫می‌خوای جلوی دوستم
‫بهم شلیک کنی؟

314
00:28:08,881 --> 00:28:11,454
‫- ما دوست نیستیم.
‫- از ماشین لعنتی پیاده شو.

315
00:28:11,479 --> 00:28:13,995
‫چون ایشون افسر کله‌کیریه.

316
00:28:14,588 --> 00:28:16,779
‫مرکز، واحد ۱-نورا-۶۱ هستم.

317
00:28:16,805 --> 00:28:19,949
‫- دور شو، ای شیطان.
‫- چی؟

318
00:28:27,542 --> 00:28:29,109
‫آ...

319
00:29:40,180 --> 00:29:43,284
‫بهت گفتم سرعت نرو.

320
00:29:43,317 --> 00:29:45,587
‫حتی یه بار بهت هشدار دادم...
‫نه، دو بار گفتم.

321
00:29:45,620 --> 00:29:47,589
‫هشدار دادم سرعت نری،
‫و گوش ندادی.

322
00:29:47,622 --> 00:29:51,593
‫- بهم هشدار دادی.
‫- دو بار بهت گفتم.

323
00:29:51,626 --> 00:29:53,961
‫هشدار دادی...
‫هشدار دادی سرعت نرم.

324
00:29:53,994 --> 00:29:55,296
‫این کیری‌بازی‌ها چیه؟

325
00:29:55,329 --> 00:29:57,498
‫- خدای من!
‫- گذشته‌ها گذشته،

326
00:29:57,532 --> 00:29:59,266
‫همیشه میگم،
‫ولی یه عده میگن

327
00:29:59,300 --> 00:30:00,943
‫گذشته سرآغازه،
‫که همون حرف منه

328
00:30:00,968 --> 00:30:03,194
‫فقط از یه دیدگاهِ متفاوت.

329
00:30:03,219 --> 00:30:06,350
‫ولی اصل مطلب اینه،
‫فراموش کن، بگیر.

330
00:30:07,612 --> 00:30:08,780
‫راه خودمون رو برو.

331
00:30:12,212 --> 00:30:15,015
‫فقط داشت وظیفه‌شو انجام می‌داد.

332
00:30:17,517 --> 00:30:19,987
‫اون یه دیکتاتور بی‌شرف بود.

333
00:30:20,275 --> 00:30:21,947
‫طرف داشت کارشو انجام می‌داد.

334
00:30:23,090 --> 00:30:24,358
‫زدی کشتیش.

335
00:30:24,391 --> 00:30:26,569
‫گاله رو می‌بندی و راه بیفتی؟

336
00:30:26,830 --> 00:30:29,453
‫شاید خانواده داشته باشه.
‫زن و بچه.

337
00:30:29,478 --> 00:30:32,719
‫- خفه شو و راه بیفت!
‫- ممکنه یه خانواده رو نابود کرده باشی.

338
00:30:32,744 --> 00:30:34,335
‫من یه خانواده رو نابود کردم.

339
00:30:34,368 --> 00:30:37,539
‫من یه خانواده رو نابود کردم!

340
00:30:37,899 --> 00:30:39,283
‫من!

341
00:30:44,628 --> 00:30:45,533
‫راه بیفت!

342
00:30:49,183 --> 00:30:51,051
‫نه.

343
00:31:06,736 --> 00:31:08,643
‫بعدیش تو صورتت خالی میشه.

344
00:31:09,830 --> 00:31:11,377
‫راه بیفت.

345
00:32:14,200 --> 00:32:17,356
‫یهویی چقدر شجاع شدی.

346
00:32:17,958 --> 00:32:21,317
‫دارم فکر می‌کنم چطوری ممکنه؟

347
00:32:22,042 --> 00:32:25,097
‫از یه توله‌سگ نق‌نقو

348
00:32:25,122 --> 00:32:27,794
‫شدی آدمی که دل شیر پیدا کرده؟

349
00:32:49,771 --> 00:32:52,607
‫چرا؟

350
00:32:53,031 --> 00:32:54,408
‫برای چی؟

351
00:32:57,031 --> 00:32:59,046
‫چرا این کار رو می‌کنی؟

352
00:32:59,304 --> 00:33:01,078
‫بهت گفتم.
‫مامانم. بیمارستانه.

353
00:33:01,117 --> 00:33:02,717
‫مگه نگفتم؟

354
00:33:03,203 --> 00:33:04,843
‫مزخرف میگی.

355
00:33:11,778 --> 00:33:13,713
‫بهم بگو.

356
00:33:17,273 --> 00:33:18,332
‫راستشو بگو.

357
00:33:24,868 --> 00:33:27,134
‫حقیقتِ واضح و روشن،
‫همینو می‌خوای؟

358
00:33:27,575 --> 00:33:29,454
‫آره.

359
00:33:30,210 --> 00:33:33,274
‫حقیقت به‌ندرت واضح
‫و به‌هیچ‌وجه روشن نیست.

360
00:33:33,565 --> 00:33:36,535
‫می‌دونی این حرف رو کی زده، دی؟

361
00:33:41,203 --> 00:33:45,007
‫هنوز خیلی زوده
‫همه‌چی رو بگم.

362
00:33:45,487 --> 00:33:47,289
‫اینکه الان بگم.

363
00:33:51,379 --> 00:33:54,984
‫خروجی بعدی رو برو تو.
‫ضعف کردم.

364
00:34:00,440 --> 00:34:02,309
‫مشکلی داری؟

365
00:34:22,533 --> 00:34:25,893
‫می‌تونم صدای فکر کردنتو بشنوم.

366
00:34:28,417 --> 00:34:30,805
‫- در مورد چی حرف می‌زنی؟
‫- دنبال راه فراری.

367
00:34:31,065 --> 00:34:32,674
‫من فقط دارم رانندگی می‌کنم.

368
00:34:32,707 --> 00:34:35,610
‫نه، داری فکر می‌کنی
‫ماشینو به یه چیزی بکوبی.

369
00:34:37,683 --> 00:34:40,122
‫باید خیلی مراقب باشی.
‫ترومای کُندِ به سر.

370
00:34:40,483 --> 00:34:42,485
‫اونم به سن و سال تو.

371
00:35:22,857 --> 00:35:24,926
‫فکر کنم دماغ خوشگلمو شکوندی!

372
00:35:25,099 --> 00:35:26,934
‫دیوث!

373
00:35:53,924 --> 00:35:54,955
‫الو؟

374
00:35:55,222 --> 00:35:56,691
‫سلام.

375
00:35:57,049 --> 00:36:00,327
‫نه، نه، الان با اون یکی خط زنگ می‌زنه.

376
00:36:02,697 --> 00:36:05,142
‫کی، من؟ آ...

377
00:36:05,465 --> 00:36:07,334
‫من فروشندهٔ هدیه‌فروشی بیمارستانم.

378
00:36:07,603 --> 00:36:09,930
‫آره. نه، از انبار زنگ زده بودن
‫و باید جواب می‌داد،

379
00:36:09,955 --> 00:36:12,471
‫برای همین از خط مغازه استفاده می‌کنه.
‫آنتنش بهتره.

380
00:36:13,783 --> 00:36:15,666
‫ولی خوشحالم زنگ زدی،

381
00:36:16,343 --> 00:36:19,713
‫چون می‌خواست بپرسه
‫شماره اتاقت چنده.

382
00:36:20,748 --> 00:36:23,985
‫باشه. اوهوم.
‫خیلی متاسفم.

383
00:36:24,018 --> 00:36:26,814
‫به‌نظر خیلی دردناکه.

384
00:36:26,839 --> 00:36:27,698
‫لعنتی.

385
00:36:27,722 --> 00:36:29,256
‫اگه آروم‌تون می‌کنه،

386
00:36:29,289 --> 00:36:31,626
‫باید بگم وقتی زن من حامله بود
‫و می‌خواست زایمان کنه،

387
00:36:31,659 --> 00:36:33,828
‫فشار خیلی زیادی
‫روی مثانه‌اش بود...

388
00:36:33,861 --> 00:36:35,462
‫بخوام بگم، کثافتِ محض بود.

389
00:36:35,495 --> 00:36:37,899
‫انفجار یه‌سرهٔ گلدن شاور

390
00:36:37,932 --> 00:36:39,734
‫روی صورت دکتر بود.

391
00:36:40,017 --> 00:36:41,903
‫خیلی سکسی بود، رفیق!

392
00:36:45,283 --> 00:36:48,442
‫هی، بی‌خیال.

393
00:36:48,787 --> 00:36:51,224
‫منم تو رو گاییدم، خانم.

394
00:36:59,988 --> 00:37:01,707
‫ها؟
‫پسندته؟

395
00:37:01,777 --> 00:37:03,137
‫نظرت چیه؟

396
00:37:03,801 --> 00:37:05,629
‫هنوز جذابم؟

397
00:37:06,308 --> 00:37:07,965
‫واسه امشب شیک و پیک کرده بودم.

398
00:37:08,363 --> 00:37:11,027
‫اونوقت تو...
‫دماغ منو می‌شکنی؟

399
00:37:11,712 --> 00:37:14,182
‫امشب می‌خواستم
‫آخر جذابیت باشم،

400
00:37:14,215 --> 00:37:16,940
‫و زدی دو تیکه‌اش کردی.
‫الان نصف جذابیتمو دارم. ببین.

401
00:37:16,965 --> 00:37:17,887
‫می‌بینی؟

402
00:37:19,152 --> 00:37:22,416
‫من ادوارد جی‌ام، دیدی؟
‫ادوارد جی رابینسون.

403
00:37:22,441 --> 00:37:24,723
‫نمی‌تونی منو بکشی، می‌بینی؟

404
00:37:26,118 --> 00:37:27,159
‫آره.

405
00:37:27,996 --> 00:37:29,637
‫بیا عزیزدلم.

406
00:37:31,148 --> 00:37:33,984
‫بیا. زود باش. بیا بریم.

407
00:37:41,629 --> 00:37:43,998
‫دیگه از این کارها نکن.

408
00:37:51,550 --> 00:37:54,472
‫حالش خوبه؟
‫فقط بگو حالش خوبه.

409
00:37:54,980 --> 00:37:56,309
‫خوبه.

410
00:37:56,343 --> 00:37:59,910
‫فکر می‌کنی اولین زن دنیاست
‫که می‌خواد زایمان کنه؟

411
00:38:00,308 --> 00:38:02,597
‫دفعه قبل موقع زایمان
‫واسش مشکل پیش اومد.

412
00:38:02,650 --> 00:38:04,175
‫لطفا،
‫من باید اونجا باشم.

413
00:38:05,331 --> 00:38:06,605
‫بشین پشت فرمون!

414
00:38:17,554 --> 00:38:21,577
‫وای! دیوید چمبرلین،
‫مرد خوشگل.

415
00:38:22,420 --> 00:38:26,304
‫دوست دارم بدونم
‫چند تا کارگر بدبخت بلدن این کار رو کنن؟

416
00:38:48,428 --> 00:38:50,932
‫خب، زن خوبی به نظر میومد.

417
00:38:50,965 --> 00:38:53,000
‫فکر کنم یه‌کمی گیج بود.

418
00:38:53,378 --> 00:38:55,703
‫حتی مشکوک،
‫ولی خوب بود.

419
00:38:55,736 --> 00:38:57,505
‫شماره اتاق‌شو بهت نگفت؟

420
00:38:57,538 --> 00:39:00,128
‫می‌خواست بدونه
‫چرا هنوز نرسیدی بیمارستان.

421
00:39:00,407 --> 00:39:02,769
‫و خیلی نگران این مسئله بود.

422
00:39:03,495 --> 00:39:04,987
‫- حتی نمی‌دونی طبقهٔ چندمه.
‫- وای.

423
00:39:05,012 --> 00:39:06,261
‫بچهٔ جدید.

424
00:39:06,514 --> 00:39:08,909
‫خدای من، یه بچهٔ تر و تازه.
‫چقدر هیجان انگیزه.

425
00:39:09,448 --> 00:39:11,978
‫خوشحالی؟
‫بی‌طرفانه بگیم،

426
00:39:12,011 --> 00:39:14,441
‫از نظرت تو و زنت
‫ازدواج شادی رو دارید؟

427
00:39:15,964 --> 00:39:17,390
‫- شاد؟
‫- آره.

428
00:39:17,432 --> 00:39:18,863
‫بی‌طرفانه؟

429
00:39:20,659 --> 00:39:22,366
‫آره، شاد و راضی هستیم.

430
00:39:24,320 --> 00:39:28,585
‫بعضی‌وقت‌ها حس می‌کنیم
‫تنها آدم‌های شادی هستیم که می‌شناسیم.

431
00:39:30,511 --> 00:39:32,312
‫انگار رازشو بلدیم.

432
00:39:42,445 --> 00:39:43,890
‫خب، من هیچ‌وقت شاد و خوشحال نبودم.

433
00:39:44,632 --> 00:39:45,653
‫می‌دونی چرا؟

434
00:39:45,873 --> 00:39:47,492
‫سینوس دارم.

435
00:39:51,058 --> 00:39:54,896
‫از وقتی بچه بودم،
‫دماغم کیپ بود.

436
00:39:54,929 --> 00:39:57,865
‫حتی وقتی که دو سالم بود.

437
00:39:57,890 --> 00:39:59,992
‫می‌دونستم دلیلش چیه.

438
00:40:00,034 --> 00:40:01,969
‫حتی توی خوابم می‌دیدم.

439
00:40:02,003 --> 00:40:05,139
‫و دلیلش میوکس‌من بود.

440
00:40:08,242 --> 00:40:10,878
‫میوکس‌من یه مرد لاغری بود...

441
00:40:10,912 --> 00:40:12,647
‫که کت‌وشلوار و کراوات با یه کلهٔ کچل داشت.

442
00:40:12,680 --> 00:40:15,016
‫و یه کیف که توش پر از آب بینی بود.

443
00:40:15,049 --> 00:40:19,020
‫و می‌دیدم که توی سرم...

444
00:40:19,053 --> 00:40:22,623
‫کیف به دست همین‌جوری بالا می‌‎رفت.

445
00:40:22,657 --> 00:40:26,060
‫و بعدش روی زمین سُر خورد.

446
00:40:26,093 --> 00:40:30,998
‫جاش مثل حلزون موند.

447
00:40:31,032 --> 00:40:36,037
‫و اومد روی تختم و کیفش رو باز کرد...

448
00:40:36,078 --> 00:40:38,681
‫و یه مشت آب بینی برداشت و...

449
00:40:38,706 --> 00:40:40,641
‫و توی بینی من ریختش.

450
00:40:49,617 --> 00:40:51,652
‫غذاخوری رودهاوس.

451
00:40:57,258 --> 00:40:58,960
‫برو اونجا.

452
00:41:24,018 --> 00:41:25,653
‫صورتت رو پاک کن.

453
00:42:07,405 --> 00:42:09,795
‫[آبجوی سرد]

454
00:42:17,071 --> 00:42:19,040
‫میزی که اونجاست. همون‌جا بشین.

455
00:42:27,815 --> 00:42:29,717
‫مردک کونی.

456
00:42:32,708 --> 00:42:34,591
‫[نوشیدنی‌های غیرالکلی]

457
00:42:43,030 --> 00:42:44,765
‫خب، حالا خوب گوش کن.

458
00:42:44,799 --> 00:42:48,803
‫یه مرد بخصوصی هست،
‫یه آدم خیلی خیلی مهم،

459
00:42:48,836 --> 00:42:50,805
‫که منتظرمونه.

460
00:42:50,838 --> 00:42:52,606
‫خب، ما که نه، بیشتر خودت.

461
00:42:52,640 --> 00:42:56,343
‫منتظر توئه. شریک‌های این آدم...

462
00:42:56,377 --> 00:42:58,541
‫همون کسایی بودن که در وهلهٔ اول پیدات کردن.

463
00:42:58,566 --> 00:43:00,147
‫اون‌ها من رو اشتباه گرفتن.

464
00:43:00,181 --> 00:43:03,717
‫در ابتدا نقشه این بود
‫که تو رو تا بوستون ببریم.

465
00:43:03,751 --> 00:43:05,820
‫ولی این پیری، مَکی، عجله داشت،

466
00:43:05,853 --> 00:43:09,323
‫نمی‌تونست صبر کنه.
‫مثل بچه‌ها توی شب کریسمس.

467
00:43:09,356 --> 00:43:12,126
‫واسه همون امشب توی پرواز کرد و...

468
00:43:12,159 --> 00:43:14,995
‫توی فرودگاه خصوصی بولدر سیتی
‫فرود اومد. ما هم قراره همون‌جا بریم.

469
00:43:15,029 --> 00:43:17,364
‫امیدوارم جواب بعضی
‫از سؤال‌هات رو داده باشم.

470
00:43:22,303 --> 00:43:26,941
‫سفارش تغییر داده نمی‌شود.
‫باورت می‌شه؟

471
00:43:26,974 --> 00:43:29,343
‫به‌نظرت یه‌جای این کار نمی‌لنگه؟

472
00:43:29,376 --> 00:43:33,147
‫هی، گوشت با من نیست!

473
00:43:33,180 --> 00:43:38,786
‫خب، بذار یه داستانی رو برات تعریف کنم.
‫بهتره که گوشت با من باشه.

474
00:43:38,819 --> 00:43:43,257
‫روزی روزگاری، خیلی سال‌ها پیش...

475
00:43:43,290 --> 00:43:45,326
‫یه دفترداری توی بروکلین کار می‌کرد،

476
00:43:45,359 --> 00:43:48,762
‫و یه خونه توی بوستون جنوبی داشت.

477
00:43:48,796 --> 00:43:52,433
‫و اون دفتردار پیش یه دائم‌الخمر کاتولیک،

478
00:43:52,466 --> 00:43:54,099
‫به اسم جیکوب سالیوان کار می‌کرد.

479
00:43:54,124 --> 00:43:56,370
‫که همونیه که منتظر منه؟

480
00:43:56,403 --> 00:43:58,405
‫دقیقاً.

481
00:43:59,907 --> 00:44:04,211
‫دفتردار با یه دختر زیبای بوستونی آشنا می‌شه.

482
00:44:04,245 --> 00:44:08,082
‫صد دل عاشق می‌شه، ازدواج می‌کنه. بچه میارن.

483
00:44:08,115 --> 00:44:11,452
‫یه دختر کوچولوی ناز.

484
00:44:11,485 --> 00:44:16,257
‫خب، وقتی خدمتکار پرسید
‫چه بلایی سر صورتت اومده،

485
00:44:16,290 --> 00:44:21,262
‫می‌خوام بگی از پله‌ها پایین افتادی.

486
00:44:21,295 --> 00:44:22,997
‫- می‌خوای بگم از...
‫- از پله‌ها افتادم.

487
00:44:23,037 --> 00:44:27,275
‫بگو، امتحان کن.
‫«من از پله‌ها افتادم.»

488
00:44:27,301 --> 00:44:29,203
‫- از پله‌ها افتادم.
‫- خودشه.

489
00:44:29,236 --> 00:44:33,207
‫از پله‌ها افتادی، مردک احمق دست‌وپا چلفتی.

490
00:44:35,743 --> 00:44:38,946
‫- از پله افتادم.
‫- از پله افتاده.

491
00:44:38,979 --> 00:44:41,248
‫ایشون از پله افتاده، شما از کجا افتادین؟

492
00:44:41,282 --> 00:44:43,751
‫من پایین پله‌ها بودم وقتی اون افتاد.

493
00:44:43,784 --> 00:44:46,817
‫شب‌تون بخیر، آقایون.
‫یا نکنه بامداده؟

494
00:44:46,842 --> 00:44:49,023
‫نمی‌دونم نیمه‌شب که می‌شه باید چی بگم.

495
00:44:49,056 --> 00:44:50,690
‫آها...

496
00:44:52,960 --> 00:44:56,063
‫- قهوهٔ تلخ.
‫- و شما؟

497
00:44:56,096 --> 00:44:59,433
‫- بله؟
‫- شما چی می‌خواین؟

498
00:44:59,466 --> 00:45:01,035
‫ام... منم همون رو می‌خوام.

499
00:45:01,068 --> 00:45:02,736
‫محض اطلاع‌تون سفارش مخصوص امروز ما...

500
00:45:02,770 --> 00:45:05,005
‫یا بهتره بگم امشب ما...

501
00:45:05,039 --> 00:45:07,341
‫سفارش مخصوص صبح امروزمون
‫ساندویچ تن‌ماهی و پنیره.

502
00:45:07,374 --> 00:45:10,077
‫که ترکیبیه از سس مایونز
‫همراه با جوانهٔ گندم، تن‌ماهی،

503
00:45:10,110 --> 00:45:13,747
‫روی هر ساندویچ یه برش گوجه‌ست
‫به‌علاوهٔ موزارلای آب شده.

504
00:45:13,781 --> 00:45:17,284
‫اگه جای موزارلا پنیر چدار بخوام چی؟

505
00:45:21,355 --> 00:45:24,158
‫قانون صاحب رستورانه.
‫که اتفاقاً آشپزمون هم هست.

506
00:45:24,191 --> 00:45:26,293
‫که اتفاقً همین الان توی آشپزخونه‌ست.

507
00:45:26,327 --> 00:45:28,996
‫نه بابا؟ پس اینی که اینجا نوشته جدیه؟

508
00:45:29,029 --> 00:45:32,132
‫سفارش تغییر داده نمی‌شود. جدیه پس.

509
00:45:32,166 --> 00:45:35,402
‫ولی... شاید بتونم یه برش پنیر چدار...

510
00:45:35,436 --> 00:45:37,871
‫از زیر میز برای شما رد کنم.

511
00:45:44,979 --> 00:45:46,814
‫خیلی لطف می‌کنی.

512
00:45:46,847 --> 00:45:48,749
‫می‌رم قهوه‌هاتون رو بیارم.

513
00:45:53,854 --> 00:45:55,789
‫خب، داشتم تعریف می‌کردم.

514
00:45:55,823 --> 00:45:57,891
‫داستان این‌جوری پیش می‌ره...

515
00:45:57,925 --> 00:46:01,228
‫دفتردار بین ساعت ۹ تا ۵ بعدظهر داشت...

516
00:46:01,262 --> 00:46:03,364
‫کار کتاب‌های شرکای سالیوان رو انجام می‌داد.

517
00:46:03,397 --> 00:46:05,533
‫ولی شرکا زرنگ‌بازی درمیارن،

518
00:46:05,567 --> 00:46:07,835
‫و شروع می‌کنم خرد خرد پول به جیب بزنن.

519
00:46:07,868 --> 00:46:10,572
‫وقتی که جیکوب بو می‌بره...

520
00:46:10,605 --> 00:46:13,340
‫به دفتردار می‌گه که شرکا رو خونه‌ش دعوت کنه.

521
00:46:13,374 --> 00:46:16,544
‫چون اون دوتا باهم خوب بودن.

522
00:46:16,578 --> 00:46:19,480
‫همسر و فرزند دفتردار
‫می‌رن پیش مادرش.

523
00:46:19,514 --> 00:46:21,215
‫شرکا هم می‌رن خونهٔ اون.

524
00:46:21,248 --> 00:46:23,817
‫چند شات نوشیدنی می‌خورن،
‫چند نخ سیگار می‌کشن.

525
00:46:23,851 --> 00:46:25,219
‫و وقتی که مست کرد...

526
00:46:25,252 --> 00:46:27,321
‫چندتا از آدم‌های سالیوان دزدکی میان،

527
00:46:27,354 --> 00:46:29,557
‫یکی‌شون یه کالیبر ۴۵
‫پشت جمجمه‌ش می‌ذاره،

528
00:46:29,591 --> 00:46:31,325
‫ماشه رو می‌کشه. ما هم
‫وقتی به بولدر سیتی رفتیم...

529
00:46:31,358 --> 00:46:33,394
‫همین اتفاق برای تو میفته.

530
00:46:33,427 --> 00:46:35,496
‫سلام، خب.

531
00:46:35,530 --> 00:46:38,866
‫ساندویچ تن‌ماهی و پنیر برای من،
‫جای موزارلا و چدار رو عوض کن.

532
00:46:38,899 --> 00:46:42,369
‫البته اگه بتونی چدار رو از جلوی
‫چشم‌های رئیس عجیبت رد کنی.

533
00:46:42,403 --> 00:46:44,938
‫شما چی؟

534
00:46:44,972 --> 00:46:46,273
‫چیزی نمی‌خوام.

535
00:46:46,307 --> 00:46:49,276
‫نه، یه چیزی سفارش بده.

536
00:46:49,310 --> 00:46:51,478
‫گشنه‌م نیست.

537
00:46:51,513 --> 00:46:52,980
‫می‌خوام یه سفارشی بدی.

538
00:46:53,013 --> 00:46:55,015
‫من گشنه نیستم.

539
00:46:55,049 --> 00:46:56,350
‫منظورت چیه گشنه نیستم؟

540
00:46:56,383 --> 00:46:57,851
‫یعنی گشنه نیستم!

541
00:46:57,885 --> 00:46:59,353
‫پس یه چیزی بگیر توی راه بخوریم.

542
00:46:59,386 --> 00:47:02,089
‫- گشنه‌م نیست.
‫- سفارش بده مردک کونکش.

543
00:47:08,062 --> 00:47:09,363
‫همون ساندویچ تن‌ماهی و پنیر.

544
00:47:09,396 --> 00:47:10,898
‫با چدار باشه یا موزارلا؟

545
00:47:10,931 --> 00:47:12,366
‫- چی؟
‫- با چدار باشه یا موزارلا؟

546
00:47:12,399 --> 00:47:14,468
‫چدار یا موزارلا؟ باید یکی رو انتخاب کنی.

547
00:47:14,501 --> 00:47:16,103
‫چدار.

548
00:47:27,649 --> 00:47:31,285
‫خیلی‌خب، داشتم به اطلاعاتی
‫که بهم دادی فکر می‌کردم.

549
00:47:31,318 --> 00:47:35,122
‫این بیوگرافی ننگین و جعلی تو.

550
00:47:35,155 --> 00:47:38,560
‫جوری طراحی شده که دلم آدم به رحم میاد.

551
00:47:38,593 --> 00:47:42,530
‫تجربهٔ من بهم می‌گه که با داشتن خانواده...

552
00:47:42,564 --> 00:47:44,131
‫مردم بیشتر دلشون برای تو می‌سوزه.

553
00:47:44,164 --> 00:47:46,668
‫قبل از اینکه کسی یه گلوله توی مغزش خالی شه،

554
00:47:46,701 --> 00:47:48,168
‫همیشه راجع‌به این که...

555
00:47:48,202 --> 00:47:50,204
‫دخترشون این گه رو خورد،

556
00:47:50,237 --> 00:47:51,472
‫پسرشون اون گه رو خورد،
‫دارن زر مفت می‌زنن.

557
00:47:51,506 --> 00:47:54,642
‫ولی این که تو...

558
00:47:54,676 --> 00:47:57,679
‫تو این کار رو بکنی...

559
00:47:57,712 --> 00:48:01,181
‫به منی که گوشم از این‌ها پره...

560
00:48:01,215 --> 00:48:03,016
‫خیلی بر می‌خوره.

561
00:48:05,419 --> 00:48:08,556
‫معمولاً صبر می‌کنم غروب شه
‫بعدش شروع به مشروب خوردن می‌کنم.

562
00:48:08,590 --> 00:48:11,291
‫ولی امروز از سر صبح خوردم.

563
00:48:11,325 --> 00:48:13,093
‫بپرس چرا؟

564
00:48:15,597 --> 00:48:19,466
‫بپرس چرا از سر صبح دارم مشروب می‌خورم؟

565
00:48:19,500 --> 00:48:21,536
‫بپرس.

566
00:48:30,277 --> 00:48:39,186
‫من واقعاً به زندگیت فکر می‌کنم.

567
00:48:39,226 --> 00:48:43,364
‫اینکه چقدر شاد و خوشحالی.

568
00:48:43,390 --> 00:48:46,561
‫که چطور راز خوشبختی رو کشف کردی.

569
00:48:49,029 --> 00:48:54,569
‫همسر جدید، فرزند جدید،
‫یه عشق ابدی تخمی.

570
00:48:54,602 --> 00:48:57,971
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

571
00:48:58,005 --> 00:49:00,240
‫فکر می‌کنی من کی‌ام؟

572
00:49:13,153 --> 00:49:16,390
‫تو همون نیمه‌شبی.

573
00:49:16,423 --> 00:49:18,225
‫همون حرفی که خدمتکار چند دقیقه پیش گفت.

574
00:49:18,258 --> 00:49:22,530
‫داستانش رو می‌دونی؟
‫یه افسانهٔ اروپاییه.

575
00:49:22,564 --> 00:49:25,399
‫می‌گن که توی یه زمان مشخص از نیمه‌شب...

576
00:49:25,432 --> 00:49:27,367
‫وقتی که تمام موجودات فراطبیعی...

577
00:49:27,401 --> 00:49:29,102
‫- بیرون می‌زنن و رم می‌کنن...
‫- نمی‌دونم...

578
00:49:29,136 --> 00:49:31,305
‫همیشه برام لذت‌بخش بود.
‫می‌دونی چی برای من...

579
00:49:31,338 --> 00:49:33,407
‫- نمی‌دونم چی داری می‌گی.
‫- انقدر وسط حرف من نپر.

580
00:49:33,440 --> 00:49:37,010
‫خدا لعنتت کنه. توی ماشین هم بهت گفته بودم.

581
00:49:37,044 --> 00:49:39,112
‫همیشه زیپ دهنت بازه.

582
00:49:39,146 --> 00:49:40,515
‫فکت مثل موتور کار می‌کنه.

583
00:49:40,548 --> 00:49:42,416
‫انگار تو دهنت یه قایق‌موتوریه.

584
00:49:42,449 --> 00:49:44,719
‫یه‌کم خفه شو!

585
00:49:44,752 --> 00:49:50,090
‫توام بتمرگ سر جات!

586
00:50:14,682 --> 00:50:16,383
‫حواسم بهت هست، خب؟

587
00:50:16,416 --> 00:50:18,218
‫تکون بخوری کُشتمت. فهمیدی؟

588
00:50:18,252 --> 00:50:20,487
‫آره.

589
00:50:38,238 --> 00:50:40,474
‫خب، گوشی‌هاتون رو بدین.

590
00:50:47,180 --> 00:50:49,149
‫اگه براتون زحمتی نیست،

591
00:50:49,182 --> 00:50:51,151
‫ممنون می‌شم که پشت پیشخوان بمونین،

592
00:50:51,184 --> 00:50:52,587
‫تا بتونم ببینم‌تون.

593
00:50:52,620 --> 00:50:53,925
‫نیازی نیست بهتون بگم...

594
00:50:53,950 --> 00:50:55,690
‫اگه سعی کنین زرنگ‌بازی
‫دربیارین این اسلحه ممکنه...

595
00:50:55,715 --> 00:50:57,095
‫چه بلایی سر صورت‌تون بیاره.

596
00:50:57,120 --> 00:50:59,794
‫درسته؟ خب. چقدر دیگه
‫مونده تا غذامون آماده شه؟

597
00:50:59,827 --> 00:51:01,295
‫- چند دقیقهٔ دیگه آماده‌ست.
‫- خیلی‌خب.

598
00:51:01,319 --> 00:51:03,722
‫می‌خوام تا پنج دقیقهٔ دیگه حاضر شن.
‫بیا بریم.

599
00:51:03,765 --> 00:51:05,499
‫راستش، نه. توی چهار دقیقه حاضرش کن.

600
00:51:05,533 --> 00:51:07,602
‫در ضمن می‌خوام روش چدار بریزی، فهمیدی؟

601
00:51:07,635 --> 00:51:10,572
‫چدار. هیچکس روی ساندویچ
‫تن‌ماهی موزارلا نمی‌ریزه.

602
00:51:38,432 --> 00:51:40,167
‫ببینیم چی می‌شه.

603
00:52:40,628 --> 00:52:42,697
‫خب.

604
00:52:42,730 --> 00:52:46,901
‫تصمیم گرفتم باهم یه بازی‌ای کنیم.

605
00:52:46,934 --> 00:52:49,771
‫اسمش رو گذاشتم «دروغ تعطیل.»

606
00:52:49,804 --> 00:52:51,606
‫بیا بریم. بیخیال بقیه شیم.

607
00:52:51,630 --> 00:52:53,238
‫می‌خوام حقیقت رو...

608
00:52:53,272 --> 00:52:57,310
‫تمام و کمال برای من تعریف کنی،
‫تا شاید خدا پشت و پناهت باشه.

609
00:52:57,344 --> 00:52:58,942
‫همین لحظه، همین الان.

610
00:52:58,967 --> 00:53:01,289
‫اگه بهم حقیقت رو نگی...

611
00:53:01,314 --> 00:53:04,686
‫این دوست کوچولوی خدمتکارت رو می‌کُشم.

612
00:53:04,719 --> 00:53:08,589
‫اون آقای رانندهٔ کامیونِ
‫خوشحالی که اونجاست رو می‌کشم،

613
00:53:08,623 --> 00:53:10,958
‫و هر بدبخت دیگه‌ای رو که...

614
00:53:10,992 --> 00:53:14,929
‫توی این غذاخوری بیاد.

615
00:53:14,962 --> 00:53:19,767
‫پاهای خرگوش شعبده‌باز می‌گه... برو.
‫تیک، تیک، تیک، تیک.

616
00:53:19,801 --> 00:53:21,368
‫- حقیقت رو؟
‫- آره، حقیقت رو بگو.

617
00:53:21,401 --> 00:53:23,270
‫حقیقت رو بگو. مردک قلابی.
‫حقیقت رو می‌خوام.

618
00:53:23,303 --> 00:53:26,373
‫واقعیت اینه که من روحم هم
‫خبر نداره که چی داری می‌گی.

619
00:53:26,406 --> 00:53:28,609
‫نه، نه، نه، نه، نه. این کار رو نکن.

620
00:53:28,643 --> 00:53:30,545
‫تازه اینجا بازی قشنگ می‌شه.

621
00:53:30,578 --> 00:53:32,547
‫خرابش نکن.

622
00:53:32,580 --> 00:53:34,716
‫من هیچوقت اسمت رو نپرسیدم.

623
00:53:34,749 --> 00:53:36,349
‫اوه...

624
00:53:36,383 --> 00:53:39,721
‫بیا دوتایی بریم بیرون...

625
00:53:39,754 --> 00:53:41,288
‫اینجا رو خوب اومدی.

626
00:53:41,321 --> 00:53:43,791
‫خدای من، خیلی خفن گفتی.

627
00:53:43,825 --> 00:53:47,662
‫جوری گفتی که انگار قبلاً
‫هم سمتت اسلحه کشیدن.

628
00:53:55,302 --> 00:53:59,607
‫خب، بذار خیال همه رو
‫راحت کنیم که همه‌چی خوبه.

629
00:53:59,640 --> 00:54:01,509
‫- عزیزم، من...
‫- ضمانت پس از فروش خودرو...

630
00:54:01,542 --> 00:54:03,678
‫از اونجایی که از شما تماسی دریافت نکردیم،

631
00:54:03,711 --> 00:54:05,713
‫به شما زمان ملاقات نهایی رو اعلام می‌کنیم.

632
00:54:05,747 --> 00:54:07,949
‫احتمالاً پیش دکترهاست.

633
00:54:07,982 --> 00:54:12,019
‫آره، آره، حتماً. همین‌طوره.

634
00:54:12,053 --> 00:54:15,656
‫و شایدم نه. شاید واقعاً یه اتفاقی افتاده.

635
00:54:15,690 --> 00:54:19,392
‫مردم همیشه می‌گن بدترین حالت رو تصور نکن.

636
00:54:19,426 --> 00:54:24,065
‫اتفاقاً بعضی وقت‌ها باید
‫بدترین حالت رو تصور کنی.

637
00:54:31,873 --> 00:54:36,309
‫اوه، پشمام. اوه، پشمام.

638
00:54:36,343 --> 00:54:37,879
‫داره جالب می‌شه.

639
00:54:37,912 --> 00:54:39,580
‫خدمتکار الان‌هاس که برگرده.

640
00:54:39,614 --> 00:54:41,616
‫ساندویچ تن‌ماهی کاری نداره.
‫فقط کافیه که همه‌چی رو...

641
00:54:41,649 --> 00:54:42,917
‫روی گاز بذاری.
‫یه بار دیگه...

642
00:54:42,950 --> 00:54:46,821
‫ازت می‌پرسم، حقیقت رو بگو.

643
00:54:46,854 --> 00:54:48,990
‫می‌گم من رو گیج کردی.

644
00:54:49,023 --> 00:54:51,859
‫- یعنی می‌گی...
‫- دارم سعی خودم رو می‌کنم.

645
00:54:51,893 --> 00:54:54,327
‫ادا درنیار. ادا درنیار. تیک، تیک...

646
00:54:54,361 --> 00:54:56,564
‫- نمی‌دونم بهت چی بگم.
‫- حقیقت اینه که...

647
00:54:56,597 --> 00:54:59,100
‫خودشه. فقط حقیقت رو می‌خوام.
‫تیک، تیک، تیک...

648
00:54:59,133 --> 00:55:01,035
‫تو من رو با کسی دیگه اشتباه گرفتی.

649
00:55:01,068 --> 00:55:03,004
‫اون‌وقت چرا باید من تو رو...

650
00:55:03,037 --> 00:55:04,539
‫با کسی دیگه اشتباه گرفته باشم؟

651
00:55:04,572 --> 00:55:06,373
‫- تیک، تیک، تیک، تیک، تیک.
‫- چی؟

652
00:55:06,406 --> 00:55:07,809
‫مگه نشنیدی چی گفتم؟

653
00:55:07,842 --> 00:55:09,887
‫- چرا شنیدم.
‫- پس می‌شه یه لطفی بکنی و...

654
00:55:09,912 --> 00:55:11,712
‫انقدر «چی چی» نکنی؟

655
00:55:11,746 --> 00:55:13,714
‫وقتی که حرف‌هام مثل روز روشنه!

656
00:55:13,748 --> 00:55:15,583
‫تیک، تیک، تیک، تیک، تیک.
‫می‌دونی چیه؟

657
00:55:15,616 --> 00:55:20,487
‫تو باید از لحاظ ذهنی خودت رو آماده کنی.

658
00:55:20,521 --> 00:55:24,959
‫اون‌وقت دیگه برات انقدر جای تعجب نداره.

659
00:55:24,992 --> 00:55:28,095
‫منظورم اینه که بدترین حالت رو تصور کن.

660
00:55:28,129 --> 00:55:29,664
‫فقط بگو چی دوست داری بگم؟

661
00:55:29,697 --> 00:55:33,000
‫- فقط بگو چی بگم.
‫- خدای من.

662
00:55:33,034 --> 00:55:35,136
‫هنوز رَوشت رو عوض نکردی.

663
00:55:35,169 --> 00:55:37,738
‫حتی یه‌ذره.
‫این لامصب ذهنیه.

664
00:55:37,772 --> 00:55:40,541
‫- تو حرف نداری، رفیق.
‫- من اونی که تو فکر می‌کنی نیستم.

665
00:55:40,575 --> 00:55:42,375
‫من که نگفتم تو کی هستی!

666
00:55:42,409 --> 00:55:44,078
‫پس از کجا می‌دونی تو
‫اونی که فکر می‌کنم نیستی؟

667
00:55:44,111 --> 00:55:45,913
‫تیک، تیک، تیک، تیک.
‫من هرچی بخوای می‌گم.

668
00:55:45,947 --> 00:55:48,549
‫خب، می‌دونی چیه؟ وقتت تمومه.

669
00:55:48,583 --> 00:55:50,718
‫رسماً الان گند زدی به همه‌چی.

670
00:55:50,751 --> 00:55:52,485
‫تو گند زدی...

671
00:56:54,882 --> 00:56:56,984
‫هی.

672
00:57:00,988 --> 00:57:02,089
‫فرار کن.

673
00:57:39,760 --> 00:57:41,829
‫باشه، باشه.

674
00:57:43,731 --> 00:57:46,167
‫مـ...

675
00:57:46,200 --> 00:57:48,102
‫خودم‌ام.

676
00:57:51,305 --> 00:57:53,741
‫من همونی‌ام که دنبالشی.

677
00:58:06,954 --> 00:58:09,023
‫تویی؟

678
00:58:09,056 --> 00:58:12,660
‫تویی.

679
00:58:12,693 --> 00:58:14,628
‫پس تویی.

680
00:58:14,662 --> 00:58:17,098
‫پس تویی، تویی.

681
00:58:17,131 --> 00:58:20,901
‫تویی. تویی. تویی. تویی.

682
00:58:27,308 --> 00:58:29,076
‫جیمز.

683
00:58:33,347 --> 00:58:35,750
‫این‌ها پای خودته.

684
01:00:02,269 --> 01:00:04,705
‫اونجا که گفتی یه بُرش چدار...

685
01:00:04,738 --> 01:00:08,175
‫از زیر میز برای شما رد کنم...

686
01:00:08,209 --> 01:00:10,177
‫داشتی تیکه می‌انداختی؟

687
01:00:10,211 --> 01:00:13,247
‫داشتی پروبازی درمی‌آوردی؟

688
01:00:13,280 --> 01:00:15,216
‫یا از روی محبت بود؟

689
01:00:21,681 --> 01:00:23,716
‫داشتم عوضی بازی درمی‌آوردم.

690
01:00:57,358 --> 01:01:00,427
‫۹۱۱، مورد اورژانسی‌تون چیه؟

691
01:01:00,461 --> 01:01:04,031
‫یکی اینجاست. داره مردم رو می‌کشه.

692
01:01:04,064 --> 01:01:05,766
‫به مردم شلیک کرده.

693
01:01:16,477 --> 01:01:18,279
آقا الان کجایین؟

694
01:01:18,312 --> 01:01:22,149
‫ام... یه غذاخوریه.

695
01:01:24,185 --> 01:01:26,053
‫غذاخوری رودهاوس.

696
01:01:32,527 --> 01:01:34,728
‫شنیدم چی گفتین. منتظر بمونین.

697
01:01:34,762 --> 01:01:36,263
‫باهاتون تماس می‌گیریم.

698
01:02:12,433 --> 01:02:14,368
‫جیمز.

699
01:02:17,247 --> 01:02:20,149
‫جیمز.

700
01:02:20,174 --> 01:02:23,010
‫ترجیح می‌دم توی جهنم حکومت کنم، موافقی؟

701
01:02:58,212 --> 01:03:00,114
‫جیمز.

702
01:03:04,552 --> 01:03:05,919
‫جیمز.

703
01:03:18,365 --> 01:03:20,501
‫جیمز.

704
01:03:29,977 --> 01:03:31,211
‫جیمز.

705
01:03:31,245 --> 01:03:36,250
‫شب بی‌نظیریه.
‫شب واقعاً بی‌نظیریه.

706
01:03:41,288 --> 01:03:44,258
‫خیلی وقته حواسم هست، جیمز.

707
01:03:44,291 --> 01:03:46,528
‫حواسم جمع و منتظرم.

708
01:03:51,566 --> 01:03:54,301
‫تو، همسرت.

709
01:03:54,335 --> 01:03:56,303
‫اون پسر کوچولو.

710
01:04:01,375 --> 01:04:03,611
‫می‌خوام بیدار شی.

711
01:04:08,182 --> 01:04:11,151
‫وقتشه بیدار شی، کونی.

712
01:04:11,185 --> 01:04:13,120
‫باید بیدار شی.

713
01:04:16,658 --> 01:04:19,059
‫خودت می‌دونی کی‌ام.

714
01:04:19,093 --> 01:04:21,028
‫می‌دونی کجاها بودم.

715
01:04:38,412 --> 01:04:41,616
‫جواب تلفن رو بده، جیمز.

716
01:04:41,649 --> 01:04:44,017
‫می‌دونم همین اطرافی.

717
01:04:44,051 --> 01:04:45,953
‫صدای تلفن رو شنیدم.

718
01:04:45,986 --> 01:04:48,322
‫برداشتی؟

719
01:04:48,355 --> 01:04:50,625
‫این کارها چیه؟ منو می‌پیچونی؟

720
01:04:50,658 --> 01:04:53,628
‫نکنه، دکتر راس، روان‌پزشکمی؟

721
01:04:56,598 --> 01:04:59,933
‫خیلی‌خب، من داستان اون
‫دفتردار رو ادامه می‌دم.

722
01:05:02,136 --> 01:05:05,939
‫و مطمئنم از بخش بعدی داستان خوشت میاد.

723
01:05:08,442 --> 01:05:11,412
‫چون مستقیماً به تو ربط پیدا می‌کنه.

724
01:05:15,482 --> 01:05:20,120
‫همه‌چیز طبق داستان پیش می‌ره،

725
01:05:20,154 --> 01:05:24,626
‫دفتردار شرکا رو دعوت می‌کنه.

726
01:05:24,668 --> 01:05:29,338
‫آدم‌های سالیوان به سرش شلیک می‌کنن،

727
01:05:29,363 --> 01:05:32,700
‫فقط یه مشکل کوچیکی پیش میاد.

728
01:05:32,734 --> 01:05:36,203
‫متوجه‌ای؟

729
01:05:36,236 --> 01:05:39,607
‫یه مشکل کوچیک...

730
01:05:39,641 --> 01:05:42,510
‫که در واقع...

731
01:05:42,544 --> 01:05:47,481
‫اینه که همسر دفتردار وارد خونه می‌شه.

732
01:05:49,651 --> 01:05:52,654
‫و شاهد قتل همسرش می‌شه.

733
01:05:57,340 --> 01:06:01,010
‫حالا یه مشکل منجربه مشکل بعدی می‌شه، درسته؟

734
01:06:03,565 --> 01:06:09,369
‫و همسر دفتردار از درون می‌پاشه.

735
01:06:09,403 --> 01:06:12,925
‫الکلی می‌شه.

736
01:06:13,989 --> 01:06:17,892
‫قرص می‌خوره.

737
01:06:25,820 --> 01:06:31,659
‫برای هرکی که گوشش با اون باشه
‫داستان رو تعریف می‌کنه.

738
01:06:40,568 --> 01:06:44,037
‫همسرم، جیمز.

739
01:06:48,203 --> 01:06:50,805
‫وبال گردن شده.

740
01:06:59,587 --> 01:07:05,425
‫اون موقع بود که جیمز لوین بهم زنگ زد.

741
01:08:34,524 --> 01:08:36,425
‫طبقهٔ هشتم.

742
01:08:36,450 --> 01:08:38,385
‫لیبر و دلیوری.

743
01:08:38,418 --> 01:08:39,854
‫اتاق ۸۲۹.

744
01:08:54,810 --> 01:08:59,915
‫داشتم می‌گفتم. همسرت توی لیبر و دلیوری،

745
01:08:59,941 --> 01:09:02,777
‫طبقهٔ هشتم، اتاق ۸۲۹.

746
01:09:02,810 --> 01:09:06,848
‫من قانونم اینه که مادرها رو نمی‌کشم.

747
01:09:06,881 --> 01:09:10,685
‫برخلاف بعضی‌ها. ولی به‌خدا قسم جیمز،

748
01:09:10,718 --> 01:09:13,688
‫اگه دست از این رفتار
‫مسخرهٔ هرزه‌گونه‌ت برنداری،

749
01:09:13,721 --> 01:09:15,923
‫این یه بار ممکنه قانونم رو زیر پا بذارم.

750
01:09:15,957 --> 01:09:17,859
‫- خیلی‌خب.
‫- به‌خاطر تو.

751
01:09:17,892 --> 01:09:20,460
‫هرکاری بخوای می‌کنم.

752
01:09:20,494 --> 01:09:23,865
‫فقط بگو می‌خوای چیکار کنم.
‫همون کار رو می‌کنم.

753
01:09:27,669 --> 01:09:31,639
‫همین الان برمی‌گردی سمت ماشینت،

754
01:09:31,673 --> 01:09:36,511
‫و من قول می‌دم نزدیک همسرت نشم.

755
01:09:51,826 --> 01:09:56,564
‫تو، شرکات، همه‌تون...

756
01:09:56,597 --> 01:10:00,267
‫نزدیک خانوادهٔ من نشین.

757
01:10:00,300 --> 01:10:01,836
‫بهت قول می‌دم.

758
01:11:22,784 --> 01:11:28,656
‫چه بلایی سر همسر و بچه‌ت اومد؟

759
01:11:41,669 --> 01:11:44,872
‫جیمز لوین بهم زنگ زد،

760
01:11:44,897 --> 01:11:49,416
‫و لوین کسیه که هر مشکلی باشه حلش می‌کنه.

761
01:11:49,441 --> 01:11:51,521
‫حالا هر مشکلی که می‌خواد باشه.

762
01:11:51,546 --> 01:11:57,417
‫و می‌دونم وقتی اون به
‫من خیلی یهویی زنگ بزنه...

763
01:11:57,450 --> 01:11:59,687
‫موضوع یه چیز کوچیک نیست.

764
01:12:01,789 --> 01:12:03,624
‫حرف‌های تکراری بهم می‌زنه.

765
01:12:03,658 --> 01:12:08,495
‫بهم می‌گه همسرم وبال گردن شده.

766
01:12:08,529 --> 01:12:11,799
‫که جیکوب سالیوان شخصاً
‫ازم می‌خواد تا همسرم رو...

767
01:12:11,833 --> 01:12:14,802
‫کنترل کنم چون ممکنه دردسرساز شه.

768
01:12:14,836 --> 01:12:17,738
‫ممکنه همه‌چیز رو لو بده.

769
01:12:26,814 --> 01:12:29,083
‫چی شده بود؟

770
01:12:29,116 --> 01:12:31,752
‫به لوین می‌گم حلش می‌کنم.

771
01:12:33,805 --> 01:12:39,778
‫با توجه به شناختی که نسبت بهش دارم،
‫تصمیم می‌گیریم...

772
01:12:39,827 --> 01:12:45,800
‫خانواده‌م رو واسه همیشه از بوستون خارج کنم.

773
01:12:45,833 --> 01:12:48,102
‫از خونه می‌رم بیرون.

774
01:12:48,135 --> 01:12:50,771
‫می‌رم خرید کنم و زود برگردم،

775
01:12:50,805 --> 01:12:52,773
‫و وقتی که برمی‌گردم...

776
01:13:00,915 --> 01:13:03,818
‫اون زمان ما...

777
01:13:03,851 --> 01:13:08,455
‫خرگوش خونگی داشتیم.

778
01:13:08,488 --> 01:13:11,092
‫و اون‌ها بچه داشتن.
‫و توله‌های قشنگی داشتیم.

779
01:13:11,125 --> 01:13:16,797
‫دخترم عاشق بازی با توله‌ها بود.

780
01:13:16,831 --> 01:13:19,734
‫خیلی ناز بود.

781
01:13:19,767 --> 01:13:23,470
‫دخترم صورت صاف و پشمالوشون رو می‌مالید.

782
01:13:28,643 --> 01:13:30,111
‫وقتی که برگشتم...

783
01:13:30,135 --> 01:13:33,471
‫خونه کلاً آتیش گرفته بود.

784
01:13:33,514 --> 01:13:35,917
‫خونه کامل نارنجی شده بود.

785
01:13:35,950 --> 01:13:39,887
‫مثل کدوی هالووین.

786
01:13:39,921 --> 01:13:41,989
‫همسر و دخترم داخل خونه بودن.

787
01:13:42,023 --> 01:13:46,093
‫ولی خرگوش‌ها بودن، جیمز.

788
01:13:46,127 --> 01:13:48,562
‫یادت میاد؟

789
01:13:48,596 --> 01:13:53,701
‫صدای فریاد خرگوش‌ها رو یادت میاد؟

790
01:13:53,734 --> 01:13:55,069
‫از ته دل داد می‌زدن.

791
01:14:20,528 --> 01:14:22,941
‫می‌دونم که امشب می‌میرم.

792
01:14:27,969 --> 01:14:29,837
‫متوجه‌ام.

793
01:14:31,806 --> 01:14:37,611
‫و تو قولی دادی که می‌دونم پاش می‌مونی.

794
01:14:37,645 --> 01:14:39,246
‫و پای حرفم می‌مونم.

795
01:14:41,882 --> 01:14:44,051
‫ولی می‌خوام بدونی...

796
01:14:46,887 --> 01:14:49,523
‫که من...

797
01:14:49,557 --> 01:14:51,192
‫- دیوید چمبرلینم...
‫- تو مغزت...

798
01:14:51,225 --> 01:14:53,294
‫رد داده، جیمز.

799
01:14:53,327 --> 01:14:54,929
‫انقدر رد دادی که...

800
01:14:54,962 --> 01:14:58,933
‫واقعاً باورت شده دیوید چمبرلینی.

801
01:15:06,874 --> 01:15:09,610
‫واسه سرطان ریه‌ست؟

802
01:15:12,146 --> 01:15:13,914
‫داری می‌میری، نه؟

803
01:15:13,948 --> 01:15:15,549
‫همه‌مون داریم می‌میریم.

804
01:15:15,583 --> 01:15:18,219
‫پس توام از اول داشتی
‫به آخر خط می‌رسیدی.

805
01:15:23,190 --> 01:15:25,192
‫پلیس‌های تخمی.

806
01:15:35,102 --> 01:15:36,971
‫ژاپنی‌ها می‌گن...

807
01:15:37,004 --> 01:15:41,308
‫هرچقدر مرگ بدتری داشته باشی
‫به طبقهٔ بالاتری از بهشت می‌ری.

808
01:15:41,342 --> 01:15:43,210
‫خیلی‌خب.

809
01:15:57,291 --> 01:16:00,127
‫خب، بریم سر وقتش.

810
01:16:00,161 --> 01:16:02,696
‫وایسا، وایسا، وایسا.
‫وایسا، وایسا، وایسا.

811
01:16:02,730 --> 01:16:03,931
‫باید این سؤال رو ازت بپرسم.

812
01:16:03,964 --> 01:16:07,608
‫چرا همون اول که پات رو توی ماشین گذاشتی...

813
01:16:07,633 --> 01:16:09,629
‫من رو نکشتی؟

814
01:16:12,973 --> 01:16:15,042
‫چرا گذاشتی زنده بمونم؟

815
01:16:15,076 --> 01:16:18,145
‫چون می‌خواستم با گوش‌های
‫خودم بشنوم که اعتراف می‌کنی.

816
01:16:18,179 --> 01:16:20,681
‫- اون کلمات رو.
‫- کدوم؟

817
01:16:20,714 --> 01:16:23,684
‫و می‌خواستم چهره‌ت رو ببینم.

818
01:16:23,709 --> 01:16:25,745
‫اون چهرهٔ واقعیت رو.

819
01:16:25,786 --> 01:16:31,192
‫چهرهٔ دومت رو بهم نشون بدی.

820
01:16:31,243 --> 01:16:33,969
‫کدوم کلمه؟

821
01:16:33,994 --> 01:16:37,398
‫الان بهت می‌گم.

822
01:16:37,431 --> 01:16:40,734
‫سالیوان بهم گفت.

823
01:16:42,203 --> 01:16:44,772
‫سالیوان دستور شلیک رو داد.

824
01:19:15,557 --> 01:19:20,327
‫می‌خوام این رو بدونی...

825
01:19:20,369 --> 01:19:24,206
‫هرگز قصد نداشتم دخترت رو بکشم.

826
01:19:24,231 --> 01:19:26,530
‫وقتی همسرت منو دید دیوونه شد.

827
01:19:26,555 --> 01:19:28,469
‫پرید صورتم رو چنگ زد.

828
01:19:28,502 --> 01:19:30,572
‫منم سه‌بار ماشه رو کشیدم.

829
01:19:35,976 --> 01:19:37,579
‫و د...

830
01:19:39,446 --> 01:19:41,348
‫دخترت...

831
01:19:43,951 --> 01:19:45,520
‫دیدم توی هال افتاده.

832
01:19:50,625 --> 01:19:54,962
‫من سگ مست بودم وقتی...

833
01:19:54,995 --> 01:19:58,332
‫خدا مگی رو توی زندگی من آورد.

834
01:19:58,365 --> 01:20:08,242
‫وقتی بچهٔ اول‌مون فوت کرد،
‫می‌دونستم که خدا داره تلافی می‌کنه.

835
01:20:08,275 --> 01:20:15,282
‫ولی بازم هرشب صورت‌شون رو می‌دیدم.

836
01:20:15,316 --> 01:20:17,217
‫همسر و دخترت.

837
01:20:17,251 --> 01:20:20,421
‫از مغزم بیرون نمی‌رفت.

838
01:20:23,057 --> 01:20:27,494
‫ولی بعد که خدا بهمون یه پسر داد...

839
01:20:27,529 --> 01:20:30,931
‫انگار که یه زندگی جدید بهم بخشیده بود.

840
01:20:30,972 --> 01:20:34,376
‫انگار داشت زندگی دخترت رو می‌بخشید.

841
01:20:34,401 --> 01:20:38,038
‫داشت زندگی دخترت رو به من می‌داد.

842
01:20:38,072 --> 01:20:41,375
‫زندگی‌ای که من به اشتباه ازش گرفته بودم.

843
01:21:00,961 --> 01:21:06,367
‫فکر کنم شبم رو تکمیل کردی.

844
01:21:06,400 --> 01:21:08,603
‫ایکاش منم می‌تونستم این کار رو برای تو بکنم.

845
01:21:14,074 --> 01:21:16,410
‫من...

846
01:23:25,405 --> 01:23:28,375
‫دیوید، من پشت هم داشتم بهت زنگ می‌زدم.

847
01:23:28,408 --> 01:23:32,647
‫خواهش می‌کنم بهم زنگ بزن
‫بگو که حالت خوبه.

848
01:23:32,688 --> 01:23:36,191
‫بچه‌مون دختره، دیوید.

849
01:23:36,216 --> 01:23:39,654
‫الان تو بغلمه. خیلی خوشگله.

850
01:23:39,687 --> 01:23:43,056
‫چشم‌هاش به تو رفته.

851
01:23:43,090 --> 01:23:46,493
‫نمی‌دونم دفعه قبل کی بود که جواب داد، ولی...

852
01:23:46,518 --> 01:23:49,453
‫می‌دونم که حالت خوبه. فقط حس کردم...

853
01:23:51,365 --> 01:23:54,434
‫دارم دعا می‌کنم، دیوید.

854
01:23:54,468 --> 01:23:59,641
‫دعا می‌کنم خدا راه برگشت
‫به ما رو بهت نشون بده.

855
01:23:59,674 --> 01:24:03,845
‫منتظرتیم. هردوتامون.

856
01:24:06,346 --> 01:24:09,483
‫دیوید چمبرلین.

857
01:24:09,517 --> 01:24:12,452
‫من دیوید چمبرلینم.

858
01:24:12,486 --> 01:24:13,688
‫دیوید چمبرلین.

859
01:24:15,188 --> 01:24:16,624
‫دیوید چمبرلین.

860
01:24:17,859 --> 01:24:20,394
‫دیوید چمبرلین.

861
01:24:25,465 --> 01:24:26,768
‫من دیوید چمبرلینم.

862
01:24:41,883 --> 01:24:43,751
‫کمک!

863
01:24:45,452 --> 01:24:47,154
‫کمک!

864
01:24:50,357 --> 01:24:52,760
‫جواب نمی‌ده. جواب نمی‌ده.

865
01:24:52,794 --> 01:24:54,529
‫از جات تکون نخور.

866
01:24:54,562 --> 01:24:56,430
‫حرکت نکن.

867
01:24:56,455 --> 01:24:58,390
‫دست‌هات رو بالا ببر.

868
01:24:58,414 --> 01:25:18,414
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

869
01:25:18,438 --> 01:25:35,438
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

