﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:06,035 --> 00:00:07,326
<i>...ازم پرسیدن که</i>

3
00:00:07,768 --> 00:00:10,662
<i>...می‌شه در سال‌های آتی</i>

4
00:00:10,884 --> 00:00:13,282
<i>...یه شب‌ـه با بمب‌های ‌اتمی</i>

5
00:00:13,774 --> 00:00:17,195
40میلیون آمریکایی رو کُشت؟

6
00:00:20,038 --> 00:00:22,832
متأسفانه جواب دادم
.بله

7
00:00:25,209 --> 00:00:28,092
<i>.رابرت اوپنهایمر ، پدر بمب اتمی بود</i>

8
00:00:29,205 --> 00:00:33,051
<i>.ذهن‌ش پُر از تناقض‌ بود</i>

9
00:00:34,218 --> 00:00:36,346
<i>...بمب‌های اتمی ، عامل جنگ</i>

10
00:00:36,387 --> 00:00:38,181
<i>.غافلگیری و هراس‌افکنی هستن</i>

11
00:00:39,482 --> 00:00:42,076
<i>.اوپنهایمر می‌خواست بمب به‌کار گرفته بشه</i>

12
00:00:42,868 --> 00:00:45,163
<i>.تا مردم دنیا ببینن</i>

13
00:00:45,605 --> 00:00:47,190
<i>...دکتر اوپنهایمر</i>

14
00:00:47,332 --> 00:00:52,497
آیا قرار بر این است چیزی بسازیم که
قادر به کنترل آن نباشیم؟

15
00:00:54,322 --> 00:00:58,810
<i>،در دنیای اتمی
.خبری از جنگ نخواهد بود</i>

16
00:01:00,612 --> 00:01:02,622
<i>...یک‌ روز مانده به آزمایش</i>

17
00:01:02,664 --> 00:01:04,549
<i>.اولین سلاح اتمی جهان</i>

18
00:01:05,917 --> 00:01:08,920
<i>...این انسان فرهیخته و صلح‌طلب</i>

19
00:01:08,961 --> 00:01:11,047
<i>...مسئول اختراع</i>

20
00:01:11,089 --> 00:01:13,542
<i>.نامتعارف‌ترین سلاح تاریخ بشر بود</i>

21
00:01:14,484 --> 00:01:16,969
<i>بقیه عمرش رو هم
...صرف تلاش برای رام‌کردن</i>

22
00:01:17,011 --> 00:01:19,430
<i>.هیولایی کرد که خودش آزاد کرده بود</i>

23
00:01:20,764 --> 00:01:22,975
<i>...اگه پای جنگ جهانی دیگه‌ای وسط باشه</i>

24
00:01:26,479 --> 00:01:29,721
.مردم دنیان که آسیب می‌بینن

25
00:01:32,618 --> 00:01:34,438
<i>.منفور سیاسی شد</i>

26
00:01:35,279 --> 00:01:36,906
<i>...درسته که انسان</i>

27
00:01:36,948 --> 00:01:39,310
شیوه‌ای برای نابودی بشریت پیدا کرده؟

28
00:01:43,621 --> 00:01:46,082
.در نهایت ، این کار باعث شد به زمین بخوره

29
00:01:47,650 --> 00:01:49,120
<i>.حالا خدای مرگ شدم</i>

30
00:01:50,861 --> 00:01:52,797
.نابودگر دنیا شدم

31
00:01:57,543 --> 00:01:59,629
<i>چیزی رو اختراع کردیم که
...به لحاظ معیارهایِ</i>

32
00:01:59,670 --> 00:02:03,375
<i>،دنیای خودمون{\an8}
.مصیبت‌ـه</i>

33
00:02:01,390 --> 00:02:06,090
[خاتمه‌دادن به جنگ: اوپنهایمر و بمب اتمی]

34
00:02:06,114 --> 00:02:11,114
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

35
00:02:11,138 --> 00:02:12,649
[خانه‌ی اوپنهایمر]{\an3}
[نیومکزیکو ، لس آلاموس]

36
00:02:12,650 --> 00:02:14,777
<i>...وقتی 15ساله‌م بود</i>

37
00:02:14,819 --> 00:02:17,542
<i>.تونستم تنها با اوپنهایمر صحبت کنم</i>

38
00:02:19,407 --> 00:02:20,734
<i>.تو مهمونی مشروب‌خوری بود</i>

39
00:02:22,236 --> 00:02:24,662
<i>.منم داشتم نوشیدنی سرو می‌کردم</i>

40
00:02:27,165 --> 00:02:29,393
<i>.که دیدم اوپنهایمر تنها وایساده</i>

41
00:02:30,335 --> 00:02:33,580
گفتم{\an8}
«.به‌نظرم ، یه‌جور فرشته هستی»

42
00:02:32,104 --> 00:02:36,521
[اِلن بِرادبِری]{\an3}
[دختر دانشمند لس آلاموس]

43
00:02:34,622 --> 00:02:37,076
.یه‌دفعه ، جا خورد{\an8}

44
00:02:38,860 --> 00:02:41,972
گفت
«چ...چرا بهم این رو میگی؟»

45
00:02:43,114 --> 00:02:46,443
گفتم
«.چون مردد بودین»

46
00:02:47,185 --> 00:02:49,620
روش رو برگردوند و
.کلاهش رو برداشت

47
00:02:49,662 --> 00:02:51,048
.و از در بیرون رفت

48
00:02:52,689 --> 00:02:55,985
...مشخص بود یه جوری جا خورده بود

49
00:02:56,027 --> 00:02:58,663
.که فکرش هم نمی‌کردم

50
00:02:59,697 --> 00:03:01,741
<i>.اوپنهایمر در کنار کِرونکِیت
.ضبط اول</i>

51
00:03:03,117 --> 00:03:04,827
...دکتر اوپنهایمر

52
00:03:04,869 --> 00:03:07,538
...علی‌رغم ضرورت این تصمیمِ

53
00:03:07,580 --> 00:03:10,667
...پیش‌روی تاریخ‌

54
00:03:10,708 --> 00:03:13,336
.ظاهراً نگران هستین
...یا بهتره بگم

55
00:03:13,378 --> 00:03:16,297
.عذاب‌وجدان دارین

56
00:03:16,339 --> 00:03:17,465
درسته جناب؟

57
00:03:17,507 --> 00:03:19,843
...به‌نظرم وقتی

58
00:03:19,885 --> 00:03:24,246
...نقش مهمی در رقم‌زدن مرگِ

59
00:03:24,788 --> 00:03:26,683
...صدها هزار نفر داشته باشی

60
00:03:28,267 --> 00:03:31,289
...طبیعتاً

61
00:03:33,730 --> 00:03:36,565
.نمیشه بهش فکر نکرد

62
00:03:38,528 --> 00:03:41,565
<i>...وقتی به زندگی اوپنهایمر نگاه می‌کنین</i>

63
00:03:42,607 --> 00:03:45,868
...خیلی سخت میشه کسی رو پیدا کرد{\an8}

64
00:03:43,452 --> 00:03:47,909
[کریستوفر نولان]{\an3}
[نویسنده و کارگردان فیلم اوپنهایمر]

65
00:03:45,910 --> 00:03:49,437
...که تو چنین شرایط سختی قرار گرفته باشه{\an8}

66
00:03:50,088 --> 00:03:53,468
...و به سوال‌های سخت

67
00:03:53,710 --> 00:03:55,687
.جواب مختصری بده

68
00:03:58,846 --> 00:04:00,591
...هر کس ، تعریف‌ش

69
00:04:00,633 --> 00:04:02,836
.از رابرت اوپنهایمر فرق داره

70
00:04:03,557 --> 00:04:05,772
خب حقیقت امر اینه که
...سلاحی رو اختراع کرده

71
00:04:05,814 --> 00:04:07,949
.که می‌تونه دنیا رو با خاک یکسان کنه

72
00:04:09,442 --> 00:04:11,227
.حرفم اینه
...سلاحی که

73
00:04:11,669 --> 00:04:14,564
...می‌تونه دنیا رو با خاک یکسان کنه

74
00:04:15,188 --> 00:04:18,784
[جان الس]{\an3}
[کارگردان مستند فردای تثلیث]

75
00:04:14,605 --> 00:04:18,730
.تبدیل به ابزاری برای توسعه دنیای‌غرب شد{\an8}

76
00:04:22,954 --> 00:04:27,534
[به سینما می‌رویم تا به تماشای اخبار جهان بنیشنیم]

77
00:04:36,986 --> 00:04:39,288
<i>...در دهه‌ی 30 میلادی ، میلیون‌ها آمریکایی</i>

78
00:04:39,329 --> 00:04:41,557
<i>...اخبار سراسر اروپا رو</i>

79
00:04:41,599 --> 00:04:44,720
<i>در سینماهای کشور ، دنبال و
.مستند خبری رو تماشا می‌کردن</i>

80
00:04:45,762 --> 00:04:47,764
<i>...اون زمان ، اوپنهایمر</i>

81
00:04:47,805 --> 00:04:49,791
.از روی کار آمدن هیتلر ، هراس داشت

82
00:04:51,225 --> 00:04:55,104
<i>.احساس یهودی‌ش ، زود شصت‌ش رو خبردار کرد</i>

83
00:04:55,146 --> 00:04:58,316
.به‌شدت هم خطر فاشیسم رو حس می‌کرد

84
00:04:59,942 --> 00:05:02,395
...وقتی در سال 39 میلادی ، جنگ شروع شد

85
00:05:02,737 --> 00:05:04,781
.استاد دانشگاه برکلی بود

86
00:05:04,822 --> 00:05:06,975
...همون سال

87
00:05:07,649 --> 00:05:10,745
[کای بِرد]{\an3}
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]

88
00:05:07,216 --> 00:05:10,536
،یکی از دانشجوهاش{\an8}
...با دو به سمت اتاق‌ش اومد

89
00:05:10,578 --> 00:05:14,135
.تا بگه هسته‌ی اتم شکافته شده{\an8}

90
00:05:14,356 --> 00:05:16,635
<i>...از آلمان خبر رسیده</i>

91
00:05:14,955 --> 00:05:17,512
[نشست فیزیک نظری]{\an8}

92
00:05:17,617 --> 00:05:20,622
،که به‌خاطر بمباران نوترونی
...اتم اورانیوم

93
00:05:20,963 --> 00:05:23,100
.به دو نیم قسمت شده

94
00:05:26,010 --> 00:05:28,130
<i>.اوپنهایمر ، همون اول باورش نشد</i>

95
00:05:29,021 --> 00:05:31,983
<i>سمت تخته‌سیاه رفت و
.محاسبه کرد</i>

96
00:05:32,525 --> 00:05:34,528
<i>...به این نتیجه رسید</i>

97
00:05:35,869 --> 00:05:39,341
<i>که می‌شه از شکافت هسته‌ای
.انرژی تولید کرد</i>

98
00:05:40,183 --> 00:05:42,088
...انیشتین به وضوح ثابت کرد

99
00:05:42,360 --> 00:05:46,590
که اگه بتونین ماده رو
...به انرژی خالص تبدیل کنین

100
00:05:47,031 --> 00:05:49,458
.انرژی چشمگیری تولید می‌شه

101
00:05:49,800 --> 00:05:52,870
.{\an8}ناسلامتی ، مجذور سرعت نور می‌شه

102
00:05:49,824 --> 00:05:52,920
[بیل نای]{\an3}
[استاد شیمی]

103
00:05:54,939 --> 00:05:57,979
به این نتیجه رسیدن که
...با کوچکترین ذره‌ی اتم

104
00:05:58,081 --> 00:06:01,421
...می‌شه سوخت کشتی و هواپیما{\an8}

105
00:05:59,145 --> 00:06:02,461
[ریچارد رودز]{\an3}
[نویسنده‌ی مستند ساخت بمب اتمی]

106
00:06:01,662 --> 00:06:04,861
{\an8}و قطار و هر وسیله‌ی برقی دیگه‌ای رو
.تأمین کنه

107
00:06:05,982 --> 00:06:07,877
...در ضمن ، خیلی زود به این نتیجه رسیدن

108
00:06:08,219 --> 00:06:09,887
...که شاید بشه

109
00:06:09,929 --> 00:06:12,557
.سلاحی برای به بار آوردن ویرانی ساخت

110
00:06:12,581 --> 00:06:14,181
[حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان]

111
00:06:14,205 --> 00:06:14,876
[آلمان]

112
00:06:16,377 --> 00:06:18,288
.دل تو دل‌مون نبود

113
00:06:18,530 --> 00:06:22,157
،هر چی نباشه
.اتم توسط نازی‌های آلمان شکافته شد

114
00:06:24,361 --> 00:06:27,830
<i>،آلمان نازی
...قادر به ساختِ</i>

115
00:06:27,972 --> 00:06:28,966
<i>.بمب هسته‌ای بود</i>

116
00:06:30,508 --> 00:06:33,127
.نگرانی همه ، همین بود{\an8}
.کاملاً مشخص بود

117
00:06:30,821 --> 00:06:34,058
[دکتر مارینا رابینسون اسنودِن]{\an3}
[کارشناس امنیت هسته‌ای]

118
00:06:33,169 --> 00:06:34,058
.کاملاً مبرهن بود{\an8}

119
00:06:41,526 --> 00:06:44,606
<i>...هفتم دسامبر سال 41 میلادی</i>

120
00:06:45,548 --> 00:06:48,710
<i>.روزی‌ست که مایه ننگ خواهد بود</i>

121
00:06:49,052 --> 00:06:50,618
.توی بندرگاه «پرل هاربور» رخ می‌ده

122
00:06:51,520 --> 00:06:52,568
...اعلام می‌کنم

123
00:06:53,380 --> 00:06:55,892
...که این گونه خیانت را

124
00:06:55,933 --> 00:06:58,628
.به هیچ‌وجه دوباره بر نمی‌تابیم

125
00:07:01,145 --> 00:07:06,152
[حمله‌ی ژاپن به اقیانوس آرام]

126
00:07:02,305 --> 00:07:03,391
...حالا دیگه آمریکا{\an8}

127
00:07:03,432 --> 00:07:05,519
.یک رزمنده‌ی آماده به خدمت‌ـه{\an8}

128
00:07:09,756 --> 00:07:11,358
...نکته اینجاست که

129
00:07:11,499 --> 00:07:13,910
،باید در کمترین زمان ممکن
.وارد عمل می‌شدیم

130
00:07:13,951 --> 00:07:15,511
...چون ممکن بود فردا از خواب بیدار بشیم

131
00:07:16,135 --> 00:07:19,052
[اَلِن کارّ]{\an3}
[مورخ باسابقه‌ی آزمایشگاه لس آلاموس]

132
00:07:15,583 --> 00:07:18,102
و هیتلر امتیاز هسته‌ای رو{\an8}
.به انحصار خودش در بیاره

133
00:07:18,114 --> 00:07:19,367
{\an8}.مسئله‌ای که کسی دوست نداشت اتفاق بیفته

134
00:07:21,208 --> 00:07:25,284
بنابراین ، جایی می‌خواستیم که
...نقشه‌ی بمب رو بکشیم و بسازیم‌ش و آزمایشش کنیم

135
00:07:25,566 --> 00:07:27,649
.و تسلیحات هسته‌ای رو بفرستیم

136
00:07:29,525 --> 00:07:31,594
...ولی قبل از اینکه جایی رو انتخاب کنیم

137
00:07:31,636 --> 00:07:34,964
باید کسی رو پیدا می‌کردیم که
.بتونه مدیریت این سازه رو به عهده بگیره

138
00:07:36,106 --> 00:07:39,714
و راستش ، کسی توقع نداشت
...اوپنهایمر

139
00:07:39,735 --> 00:07:41,952
.سرپرست آزمایشگاه طراحی تسلیحات هسته‌ای بشه

140
00:07:43,898 --> 00:07:46,418
.اون فرا زمینی بود

141
00:07:47,095 --> 00:07:50,237
.هیچ دستاورد بزرگی نداشت

142
00:07:50,679 --> 00:07:53,074
یکی از دانشمندهایی که
:اوپنهایمر رو می‌شناخت ، گفت

143
00:07:53,300 --> 00:07:55,720
«.این آدم ، بلد نیست هات‌داگ بساط کنه»{\an8}

144
00:07:53,689 --> 00:07:56,006
[گِرِگ هِرکِن]{\an3}
[نویسنده‌ی کتاب انجمن بمب‌سازان]

145
00:07:56,977 --> 00:07:58,921
<i>...دوستان اوپنهایمر فکر می‌کردن</i>

146
00:07:58,963 --> 00:08:03,943
<i>.که تاحدودی ، شخصیت دوگانه داره</i>

147
00:08:04,585 --> 00:08:08,256
<i>یه‌بار گفت
...از بچگی»</i>

148
00:08:08,397 --> 00:08:10,341
<i>...نقش مهمی نداشتم»</i>

149
00:08:10,383 --> 00:08:13,197
.به کار مهمی فکر نمی‌کردم
.به آشنا‌ شدن با شخص مهمی فکر نمی‌کردم

150
00:08:13,919 --> 00:08:17,749
واسه همین
.از خودم ، زیاد متنفر نبودم

151
00:08:21,173 --> 00:08:26,473
[سال1904]

152
00:08:29,727 --> 00:08:32,538
<i>.اوپنهایمر ، سال1904 به دنیا اومد</i>

153
00:08:32,730 --> 00:08:35,559
<i>و پا به عصری با
.امکانات زیاد علمی گذاشت</i>

154
00:08:36,901 --> 00:08:39,663
<i>...دو دهه‌ی اول قرن بیستم</i>

155
00:08:40,204 --> 00:08:43,790
.عصر روشن‌فکری‌ـه بی‌پروا و حیرت‌انگیز بود{\an8}

156
00:08:40,757 --> 00:08:43,790
[جِنِت کُنانت]{\an3}
[نویسنده‌ی کتاب 109 خانه در شرق]

157
00:08:44,475 --> 00:08:47,703
...برق ، ماشین ، هواپیما

158
00:08:47,955 --> 00:08:49,923
.همه‌ی این‌ها ، زندگی‌مون رو متحول کردن

159
00:08:50,795 --> 00:08:53,600
بعد از اون هم{\an8}
.در علم ، پیشرفت چشمگیری داشتیم

160
00:08:52,884 --> 00:08:54,101
[اولین کسی که به ماه سفر کرد]
[به نویسندگی ه.ج. وِلز]

161
00:08:54,592 --> 00:08:56,087
...و ظاهراً

162
00:08:56,129 --> 00:08:58,022
.تا حدودی می‌شه توی هر کاری موفق شد

163
00:09:01,487 --> 00:09:02,818
<i>...داستان رابرت اوپنهایمر</i>

164
00:09:02,830 --> 00:09:04,921
<i>.داستان حقیقی‌ـه مهاجران آمریکاست</i>

165
00:09:05,263 --> 00:09:07,840
...پدرش ، از اون سر آمریکا میاد{\an8}

166
00:09:05,514 --> 00:09:07,840
[دیوید آیزِنباخ]{\an3}
[استاد دانشگاه درس تاریخ در دانشگاه کلمبیا]

167
00:09:08,792 --> 00:09:10,630
.تو صنعت پوشاک مشغول به کار می‌شه

168
00:09:11,136 --> 00:09:13,230
.و کلی درآمد کسب می‌کنه

169
00:09:14,367 --> 00:09:18,368
سر از محله‌ی بالانشین غربِ
.خیابان ریورساید درایو در میاره

170
00:09:21,130 --> 00:09:25,623
.یه نقاشی از پیکاسو داشت
.سه‌تا نقاشی از ون‌گوک داشت

171
00:09:27,903 --> 00:09:29,796
<i>.مادرش ، هنرمند چیره‌دست پاریس بود</i>

172
00:09:29,838 --> 00:09:32,865
<i>آثارش رو تو موزه‌های مختلف منهتن
.به نمایش گذاشته بود</i>

173
00:09:34,495 --> 00:09:36,544
<i>.زن نگرانی بود</i>

174
00:09:37,236 --> 00:09:41,216
<i>اصلاً نمی‌ذاشت پسر کوچولوش
.بیرون بره</i>

175
00:09:44,775 --> 00:09:46,429
<i>.واسه‌همین ، رابرت لای پر قو بود</i>

176
00:09:46,771 --> 00:09:48,788
.و تو جامعه ، خیلی معذب بود

177
00:09:50,239 --> 00:09:53,212
<i>،در نهایت ؛ وقتی یه تابستون به اردو رفت
...نسبت به</i>

178
00:09:53,223 --> 00:09:57,825
،نسبت بچه‌های دیگه‌ای که اذیت‌ش می‌کردن
.خیلی پرخاشگر بود

179
00:09:59,485 --> 00:10:03,847
،گفت که بعد از رفتارش
.کل شب رو بدون لباس توی سردخونه انداختن‌ش

180
00:10:05,409 --> 00:10:06,859
.و بدنش رو رنگ سبز زدن

181
00:10:08,101 --> 00:10:09,669
.حتی آلت‌ش

182
00:10:10,391 --> 00:10:13,281
عجیبه که
.اوپنهایمر خُرده نگرفت

183
00:10:13,673 --> 00:10:16,510
.بی چون و چرا ، زیر بارِ تنبیه‌ش رفت

184
00:10:19,473 --> 00:10:21,389
...واسه یه پسر جوون تو اون سن

185
00:10:21,591 --> 00:10:23,938
.واکنش خیلی عجیبی بود

186
00:10:25,252 --> 00:10:28,658
<i>یه پسر نازک‌نارنجی و
...بسیار باهوش رو تجسم کنین</i>

187
00:10:28,730 --> 00:10:31,660
<i>.که نمی‌دونه چطور با بقیه رفتار کنه</i>

188
00:10:32,542 --> 00:10:34,672
.البته منظورم فقط هم‌سن و سال‌های خودش نیست

189
00:10:34,694 --> 00:10:36,388
.خام و بی‌تجربه‌ بود

190
00:10:39,312 --> 00:10:44,288
[سال1925]

191
00:10:38,749 --> 00:10:41,434
<i>...ظاهراً مهم‌ترین دوره‌ی روانیِ{\an8}</i>

192
00:10:41,455 --> 00:10:44,637
<i>.اوپنهایمر ، دوره‌ی دانشگاه بود</i>{\an8}

193
00:10:46,255 --> 00:10:48,908
<i>،زمانی که برای یادگیری فیزیک
.به کمبریج می‌رفت</i>

194
00:10:49,550 --> 00:10:51,849
.ولی زیاد پیگیر نبود{\an8}

195
00:10:49,603 --> 00:10:51,849
[اَلکس وِلِرِستین]{\an3}
[مورخ هسته‌ای]

196
00:10:52,920 --> 00:10:54,545
.سر از آزمایشگاه در می‌آورد

197
00:10:54,574 --> 00:10:56,382
.اون‌جا ، همه‌چی مرتبط با فیزیک آزمایشگاهی بود

198
00:10:56,664 --> 00:10:58,577
.ولی از هیچی سر در نمی‌آورد

199
00:10:59,578 --> 00:11:02,814
اصلاً نمی‌دونست با دست‌هاش
.چه‌جوری آزمایش انجام بده

200
00:11:05,183 --> 00:11:07,602
.یه جور بحران اعتماد داشت

201
00:11:08,928 --> 00:11:11,673
<i>...این بحران وقتی به سراغش اومد که</i>

202
00:11:12,095 --> 00:11:13,816
...فقط می‌تونم اسمش رو

203
00:11:13,833 --> 00:11:14,998
.بحران روحی» بذارم»

204
00:11:16,287 --> 00:11:19,946
،یکی از دوست‌هاش
.اون رو تو یه کلاس خالی دید

205
00:11:19,960 --> 00:11:22,580
.اوپنهایمر ، رو به رو تخته وایساده بود

206
00:11:23,875 --> 00:11:26,530
<i>:مدام با خودش می‌گفت</i>

207
00:11:27,342 --> 00:11:30,138
.نکته اینجاست»
«.نکته اینجاست. نکته اینجاست

208
00:11:31,260 --> 00:11:33,696
<i>.و هیچوقت هم نتونست حرف‌ش رو بزنه</i>

209
00:11:35,267 --> 00:11:36,839
<i>،بعد از اون{\an8}
...یکی دیگه از دوست‌هاش</i>

210
00:11:36,881 --> 00:11:41,220
<i>سمت خوابگاهش رفت و
.صدای ناله شنید{\an8}</i>

211
00:11:36,434 --> 00:11:41,251
[مارتین ج. شروین]{\an3}
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]
«1937-2021»

212
00:11:41,252 --> 00:11:42,879
<i>...در رو که باز کرد</i>

213
00:11:42,920 --> 00:11:45,223
<i>.اوپنهایمر مثل یه جنین شده بود</i>

214
00:11:45,264 --> 00:11:47,901
<i>چپ و راست غلط می‌خورد و
.ناله می‌کرد</i>

215
00:11:48,942 --> 00:11:51,312
<i>...واقعاً نزدیک بود</i>

216
00:11:51,354 --> 00:11:53,515
<i>.تو اون لحظه ، یه کاری دست خودش بده</i>

217
00:11:55,491 --> 00:11:58,345
<i>.واسه همین ، پیش روانپزشک رفت</i>

218
00:11:58,987 --> 00:12:00,733
<i>...روانپزشک گفت</i>

219
00:12:00,755 --> 00:12:03,234
<i>که به نوعی ، توی عالَم خودش
.زندگی می‌کنه</i>

220
00:12:04,825 --> 00:12:06,794
<i>.دچار بحران هویت شده بود</i>

221
00:12:06,836 --> 00:12:09,872
مسئله‌ای که این روزها نسبت به قبل
.شایع‌تره

222
00:12:10,564 --> 00:12:12,216
<i>.پدر و مادرش ، اون رو به پاریس بردن</i>

223
00:12:12,238 --> 00:12:14,550
<i>.اون‌جا ، پیش یه روانپزشک دیگه رفت</i>

224
00:12:14,619 --> 00:12:17,147
<i>...به روش اصیل فرانسوی</i>

225
00:12:17,738 --> 00:12:20,842
.یه زن کاربلد و شراب قرمز تجویز کرد

226
00:12:21,983 --> 00:12:22,711
...خب

227
00:12:24,253 --> 00:12:25,817
.ما تا همینجاش رو می‌دونیم

228
00:12:28,150 --> 00:12:31,769
<i>.همیشه نمره اول کلاس بود</i>

229
00:12:31,811 --> 00:12:34,397
<i>.باهوش‌ترین دانشجوی کلاس بود</i>

230
00:12:34,439 --> 00:12:37,767
<i>...به‌خاطر توانایی‌های ذهنی‌ش</i>

231
00:12:37,808 --> 00:12:39,711
<i>.همکلاسی‌هاش تحسین‌ش می‌کردن</i>

232
00:12:40,953 --> 00:12:43,497
<i>.که یه‌دفعه ، اُفت کرد</i>

233
00:12:44,889 --> 00:12:47,794
<i>به هیچ‌وجه نمی‌تونست با
.این موضوع کنار بیاد</i>

234
00:12:48,736 --> 00:12:50,718
<i>...چیزی که باعث شد به خودش بیاد</i>

235
00:12:51,929 --> 00:12:56,136
<i>.کشف فیزیک نظری کوانتوم بود</i>

236
00:12:58,038 --> 00:13:00,840
،اون زمان
.عصر طلایی علم فیزیک بود

237
00:13:01,958 --> 00:13:03,875
.بهترین زمان واسه نظریه‌پرداز شدن بود

238
00:13:04,937 --> 00:13:08,497
و اگه جوون و زرنگ باشی و
...مشتاق فکر کردن به

239
00:13:08,539 --> 00:13:10,934
نظریه‌های عجیب و غریب باشی که
...تا حالا به ذهن کسی خطور نکرده

240
00:13:11,476 --> 00:13:14,011
...قطعاً می‌تونی خیلی پیشرفت کنی

241
00:13:14,053 --> 00:13:14,981
.و اسم و رسمی دست و پا کنی

242
00:13:17,607 --> 00:13:19,505
<i>...وقتی اوپنهایمر تصمیم گرفت تا</i>

243
00:13:19,526 --> 00:13:22,264
برای تحصیل ، پیش مکس بورن
...فیزیکدان نظری

244
00:13:22,520 --> 00:13:25,840
...در گوتینگِن آلمان بره

245
00:13:26,482 --> 00:13:27,384
.پیشرفت کرد

246
00:13:29,155 --> 00:13:31,629
...با چند تن از فیزیکدان‌های مطرحِ

247
00:13:31,671 --> 00:13:32,955
.اون زمانِ آلمان دیدار کرد

248
00:13:33,557 --> 00:13:36,746
...دست بر قضا ، هایزنبرگ

249
00:13:36,777 --> 00:13:39,264
.مسئول پروژه بمب اتمی آلمان بود

250
00:13:41,172 --> 00:13:42,402
<i>...زمانی که تو گوتینگن بود</i>

251
00:13:42,593 --> 00:13:45,377
<i>.شخصیت «اوپی» رو از خودش در آورد</i>

252
00:13:47,036 --> 00:13:48,334
.از همین‌جا ، این اسم روش موند

253
00:13:48,346 --> 00:13:50,955
.«بهش می‌گفتن «اوپ جِی
.«که بعد شد «اوپی

254
00:13:52,675 --> 00:13:56,689
اوپی
...دیگه اون پسر جوون آمریکایی سست عنصرِ

255
00:13:56,721 --> 00:13:58,182
.بی‌هدف نبود

256
00:13:59,373 --> 00:14:01,235
...اوپی ، پسر باهوشی بود

257
00:14:01,385 --> 00:14:03,738
.که همیشه پنج قدم از بقیه جلوتر بود

258
00:14:03,989 --> 00:14:05,321
.و همه‌چی رو تو ذهن‌ش مرتب حلاجی می‌کرد

259
00:14:05,823 --> 00:14:08,754
.اوپی ، نابغه‌ای عجیب و خاص بود

260
00:14:08,776 --> 00:14:12,463
خیلی خوش‌قیافه بود و
.مدام سیگار می‌کشید

261
00:14:13,955 --> 00:14:17,425
چند تا عکس ازش
.در دهه‌ی 20 میلادی‌ وجود داره

262
00:14:18,860 --> 00:14:20,137
.با باب‌ دیلن مو نمی‌زد

263
00:14:22,028 --> 00:14:24,549
<i>.چشم‌هاش به پیامبرهای کتاب انجیل رفته بود</i>

264
00:14:24,740 --> 00:14:26,968
<i>.بدن نحیفی داشت</i>

265
00:14:27,270 --> 00:14:29,670
...و کج وامیستاد

266
00:14:29,712 --> 00:14:31,343
.با اون کلاه تمام‌لبه‌ای که سر داشت

267
00:14:33,124 --> 00:14:36,319
...اوپی ، یه‌جور تعبیری

268
00:14:36,721 --> 00:14:39,481
.از کسی که می‌خواست باشه ، بود

269
00:14:41,695 --> 00:14:44,272
.و این بازآفرینی ، به‌شدت موفق‌آمیز بود

270
00:14:49,226 --> 00:14:52,820
[سال1942]

271
00:14:52,854 --> 00:14:54,570
<i>...درحالی که نازی‌ها مثل توده‌های سرطانی</i>

272
00:14:54,612 --> 00:14:57,332
<i>.همچنان در حال پخش‌شدن هستند
...مردم اروپا</i>

273
00:14:57,593 --> 00:14:59,952
<i>.و جهان وارد عصر جدیدی می‌شوند</i>

274
00:15:01,194 --> 00:15:04,380
<i>...قطع به یقین ، نخستین هدف دانشمندان</i>

275
00:15:04,422 --> 00:15:06,883
.شکست‌دادن بمب‌های آلمانی‌ها بود

276
00:15:07,084 --> 00:15:09,539
...هیچ‌چیزی مثل

277
00:15:09,550 --> 00:15:11,054
.بلاتکلیفی نمی‌شه

278
00:15:11,695 --> 00:15:15,089
،و همونطور که خبر داشتن
...احتمال نابودی دنیا

279
00:15:15,151 --> 00:15:21,480
اون‌قدری فاحش بود که
...هر شک و تردیدی به لحاظ اخلاقی و وجدانی

280
00:15:21,512 --> 00:15:22,600
.که ممکن بود داشته باشن رو نقض می‌کرد

281
00:15:23,919 --> 00:15:27,092
...اساساً هر کس که اول دستش به بمب می‌رسید

282
00:15:27,403 --> 00:15:28,855
.فقط توی جنگ جهانی دوم پیروز نمی‌شد

283
00:15:28,896 --> 00:15:30,033
.بر کل دنیا هم حکمرانی می‌کرد

284
00:15:33,437 --> 00:15:35,220
...تابستان سال 1942

285
00:15:35,632 --> 00:15:38,882
،نظارت بر پروژه بمب‌ اتم
.به دست ارتش خواهد افتاد

286
00:15:39,323 --> 00:15:42,460
تحت اسم رمز
.«منطقه‌ی مهندسی منهتن»

287
00:15:39,244 --> 00:15:43,675
«حوزه‌ی جنگی»{\an5}

288
00:15:43,702 --> 00:15:44,971
<i>...پروژه‌ی منهتن</i>

289
00:15:45,163 --> 00:15:46,590
<i>.چالش خیلی بزرگ بود</i>

290
00:15:49,032 --> 00:15:51,928
...برای طراحی نقشه در سطح گسترده‌ی

291
00:15:51,969 --> 00:15:55,957
،عملیات
...ژنرالی پر توان و تنومند

292
00:15:55,999 --> 00:15:57,463
...با 1.92سانت قد

293
00:15:57,795 --> 00:16:00,313
...و 109 کیلو وزن

294
00:15:57,477 --> 00:16:00,603
[سرلشگر ل.ر. گِروِز]{\an8}

295
00:16:00,325 --> 00:16:03,240
.به اسم «لزلی ریچارد گروز» انتخاب کردن

296
00:16:05,243 --> 00:16:07,569
.رابرت از لزلی بدش میومد
.از دیک حرف‌شنوی داشت

297
00:16:09,405 --> 00:16:11,456
.ژنرال گروز ، یه مشکل داشت{\an8}

298
00:16:10,580 --> 00:16:15,097
[دکتر میچیو کاکو]{\an3}
[فیزیکدان نظری]

299
00:16:11,758 --> 00:16:14,378
بهش سپرده بودن که{\an8}
...کسایی رو به کار بگیره

300
00:16:14,400 --> 00:16:15,660
{\an8}.که بمب اتمی می‌سازن

301
00:16:15,702 --> 00:16:18,621
ولی خودش هم می‌دونست که
...منظورمون

302
00:16:18,663 --> 00:16:22,417
.بهترین دانشمندهای جهان هست

303
00:16:24,168 --> 00:16:25,537
.اون‌ها از خود راضی بودن

304
00:16:27,314 --> 00:16:29,642
در این صورت ، مجبورین کسی رو
...بنشونین که

305
00:16:29,984 --> 00:16:30,929
.سختگیره

306
00:16:31,841 --> 00:16:32,819
...مجبورین کسی رو بنشونین

307
00:16:32,831 --> 00:16:36,088
.که علم فیزیک رو بلده
...اسم و رسمی داره

308
00:16:36,255 --> 00:16:38,795
اون وقت ، این از خود راضی‌ها
.ازش حرف‌شنوی دارن

309
00:16:42,570 --> 00:16:45,189
<i>...پاییز سال 1942 ، اوپنهایمر و ژنرال گروز</i>

310
00:16:45,231 --> 00:16:46,950
<i>.با همدیگه آشنا شدن</i>

311
00:16:47,732 --> 00:16:49,994
...هر دوشون

312
00:16:50,016 --> 00:16:51,796
.زمین تا آسمون با هم فرق داشتن

313
00:16:53,351 --> 00:16:55,233
ولی انگار ژنرال گروز ، چیزی رو
...توی وجودش می‌دید

314
00:16:55,425 --> 00:16:57,046
.که کسی تا حالا ندیده بود

315
00:16:58,943 --> 00:17:00,480
...وقتی اوپنهایمر رو ببینید{\an8}

316
00:16:59,304 --> 00:17:02,760
[صدای سپهبد ژنرال لزلی گروز]{\an3}
[1896-1970]
[مدیر پروژه‌‌ی منهتن]

317
00:17:00,621 --> 00:17:02,565
.بی‌درنگ ، شیفته‌ش می‌شین {\an8}

318
00:17:02,585 --> 00:17:03,351
.نمی‌تونین جلوی خودتون رو بگیرین{\an8}

319
00:17:05,693 --> 00:17:07,137
.لنگه نداشت

320
00:17:09,472 --> 00:17:12,375
<i>...بر خلاف توصیه</i>

321
00:17:12,416 --> 00:17:15,250
روءسا ، اوپنهایمر رو
...به عنوان دست راست‌ش

322
00:17:15,288 --> 00:17:16,563
.در جامعه‌ی بر پایه علم منصوب کرد

323
00:17:17,344 --> 00:17:20,825
اوپنهایمر ، تا حالا کار مهمی رو
.رهبری نکرده بود

324
00:17:21,607 --> 00:17:25,104
ولی اوپنهایمر ، خیلی خوب
.همه چی رو توضیح می‌داد

325
00:17:26,167 --> 00:17:27,690
<i>.به شدت ، تو دل برو بود</i>

326
00:17:27,932 --> 00:17:30,316
<i>...و می‌تونست</i>

327
00:17:30,368 --> 00:17:33,484
همه‌چی رو تو یه لحظه
.تو ذهن‌ش حلاجی کنه

328
00:17:33,526 --> 00:17:37,038
.و ارتباط بین‌شون رو متوجه بشه

329
00:17:39,590 --> 00:17:40,662
...ظاهراً این همون

330
00:17:40,703 --> 00:17:42,514
چیزی بود که ژنرال گروز
.توی وجودش فهمیده بود

331
00:17:46,033 --> 00:17:47,919
<i>...به دلیل اهداف امنیتی</i>

332
00:17:48,160 --> 00:17:52,090
<i>این پروژه باید
.در خفا صورت می‌گرفت</i>

333
00:17:53,813 --> 00:17:56,219
<i>...به همین خاطر ، گروز به اوپنهایمر گفت</i>

334
00:17:56,260 --> 00:18:00,020
جایی رو پیشنهاد کنه که
.بشه این پروژه رو عملی کرد

335
00:18:00,650 --> 00:18:03,225
...پیشنهاد اوپنهایمر هم

336
00:18:03,267 --> 00:18:04,753
.صحرای نیومکزیکو بود

337
00:18:06,085 --> 00:18:08,186
.اون‌ها هم رفتن تا محل‌ش رو بررسی کنن

338
00:18:08,848 --> 00:18:10,442
.اسمش «لس آلاموس» بود

339
00:18:13,146 --> 00:18:14,974
<i>.اوپنهایمر ، اون منطقه رو خوب می‌شناخت</i>

340
00:18:15,086 --> 00:18:16,489
.مدت زیادی رو اون‌جا سپری کرده بود

341
00:18:18,324 --> 00:18:21,411
<i>...وقتی تو سن جوونی از نیویورک</i>

342
00:18:22,412 --> 00:18:23,882
<i>...به نیومکزیکو رفت</i>

343
00:18:25,831 --> 00:18:28,060
.مهم‌ترین اتفاق زندگی‌ش رقم خورد

344
00:18:29,964 --> 00:18:32,780
به نیومکزیکو رفت و
...با کابوی‌ها و

345
00:18:32,942 --> 00:18:34,030
.سوارکاری آشنا شد

346
00:18:34,312 --> 00:18:36,475
.عاشق اون‌جا بود{\an8}
.عاشق تک‌تک جاهای شهر بود

347
00:18:34,716 --> 00:18:36,330
[چارلز اوپنهایمر]{\an3}
[نوه‌ی پسری]

348
00:18:38,883 --> 00:18:41,511
<i>یه بار گفت که
...آرزوش ، ترکیب‌کردن</i>

349
00:18:41,542 --> 00:18:43,040
.دو عشق زندگی‌شه

350
00:18:44,241 --> 00:18:46,328
عشق به علم فیزیک و
.عشق به نیومکزیکو

351
00:18:49,367 --> 00:18:51,915
.و البته موفق هم شد

352
00:18:53,932 --> 00:18:55,612
[ملک دولت آمریکا]
[.نزدیک نشوید]

353
00:18:55,873 --> 00:18:57,530
<i>...یه‌دفعه ، سر و کله‌ی دولت آمریکا</i>

354
00:18:57,772 --> 00:19:00,057
<i>...با بولدوزرها و نقشه‌کش‌ها و</i>

355
00:19:00,299 --> 00:19:01,951
<i>...کارگرها و صنعتگرها پیدا شده بود</i>

356
00:19:01,993 --> 00:19:05,038
<i>...تا یه محله و آزمایشگاهی بسازن</i>

357
00:19:06,285 --> 00:19:08,800
.چیزی که تا قبل‌ش رو نقشه نبود

358
00:19:11,160 --> 00:19:12,700
<i>.کارشون رو با خراش‌دادن شروع کنین</i>

359
00:19:14,768 --> 00:19:16,708
<i>...بیشتر کارهایی که اون زمان می‌کردن</i>

360
00:19:16,750 --> 00:19:18,618
<i>.عجیب و غریب بود</i>{\an8}

361
00:19:17,122 --> 00:19:19,269
[شلیک با مجوز در دست اقدام است]

362
00:19:19,280 --> 00:19:20,470
...اصلاً از بابت موفقیت این کار

363
00:19:20,511 --> 00:19:21,637
.مطمعن نبودن

364
00:19:21,679 --> 00:19:22,812
.همه چی بر پایه نظریه بود

365
00:19:22,836 --> 00:19:24,640
[درب اصلی پروژه‌ی لس آلاموس]

366
00:19:24,690 --> 00:19:27,493
می‌دونستن که باید
...بهترین دانشمندها رو به‌کار بگیرن

367
00:19:27,515 --> 00:19:31,070
اگه می‌خواستن قبل از
.نازی‌ها ، دست‌شون به این سلاح برسه

368
00:19:36,180 --> 00:19:37,162
<i>...آلبرت انیشتین</i>

369
00:19:37,183 --> 00:19:38,705
<i>.از آمریکا فرار کرد</i>

370
00:19:39,116 --> 00:19:41,476
<i>.او ، نخستین دانشمند پناهنده‌ست</i>

371
00:19:41,720 --> 00:19:43,660
<i>...به نحوی دانشگاه‌های آلمان</i>

372
00:19:43,701 --> 00:19:44,636
<i>.نابغه‌ها را مال خود می‌کنند</i>

373
00:19:47,096 --> 00:19:49,228
<i>،هیاهوی سرتاسر اروپا
...باعث خروج اجباری</i>

374
00:19:49,250 --> 00:19:52,989
.بسیاری از فیزیکدان‌های برجسته شد

375
00:19:54,944 --> 00:19:55,880
.انریکو فِرمی

376
00:19:58,082 --> 00:19:59,110
.هانس بِتِه

377
00:20:01,242 --> 00:20:02,217
.ادوارد تلر

378
00:20:03,009 --> 00:20:06,469
که به خاطر پیشرفت بمب هیدروژن
.شهرت داشت

379
00:20:06,951 --> 00:20:09,318
...لیست رو که نگاه بندازیم

380
00:20:09,380 --> 00:20:12,493
.اشخاص مهم بسیاری رو می‌بینیم

381
00:20:14,131 --> 00:20:16,167
...اوپنهایمر به

382
00:20:16,219 --> 00:20:17,627
.جذابیت روشنفکری‌ش معروف بود

383
00:20:18,469 --> 00:20:19,737
...می‌تونست دور تا دور کشور رو بگرده

384
00:20:19,879 --> 00:20:22,407
.و به نوعی نبوغ‌ش رو به رخ بقیه بکشه

385
00:20:22,448 --> 00:20:23,988
.ملّت هم که از خداشون بود

386
00:20:25,221 --> 00:20:26,152
...می‌گفت

387
00:20:26,494 --> 00:20:29,073
«.متأسفانه نمی‌تونم اطلاعاتی بهتون بدم»

388
00:20:30,665 --> 00:20:34,022
...ولی می‌تونم بهتون بگم که اگه موفق بشیم»

389
00:20:34,494 --> 00:20:36,555
«.ممکنه به این جنگ خاتمه بده»

390
00:20:37,226 --> 00:20:39,616
«.حتی ممکنه به هرگونه جنگی خاتمه بده»

391
00:20:40,517 --> 00:20:41,800
...اوپنهایمر ازم خواست

392
00:20:41,822 --> 00:20:43,762
.که برم پیشش تو لس آلاموس

393
00:20:45,174 --> 00:20:46,670
.منم گفتم از خدامه{\an8}

394
00:20:45,414 --> 00:20:50,031
[صدای رابرت کریستی]{\an3}
[1916-2012]
[فیزیکدان نظری پروژه‌ی منهتن]

395
00:20:47,572 --> 00:20:49,400
...مثل بیشتر دانشجوهاش{\an8}

396
00:20:49,442 --> 00:20:52,863
.بگی‌نگی تا ته دنیا کنارش وامیسادم{\an8}

397
00:20:54,375 --> 00:20:57,108
اگه این فرصت رو داشتین تا
...به خاطر جنگ با نازی‌ها

398
00:20:57,345 --> 00:20:59,670
...اون سر کوه بی‌نظیر برین

399
00:20:59,749 --> 00:21:02,447
...و مهم‌ترین کار فیزیکی تاریخ رو انجام بدین

400
00:21:02,568 --> 00:21:03,574
چی‌کار می‌کردین؟

401
00:21:04,585 --> 00:21:06,114
.من بودم سریع خودم رو اون‌جا می‌رسوندم

402
00:21:08,170 --> 00:21:09,187
...فکر نکنم مردم

403
00:21:09,229 --> 00:21:11,192
.خیلی به تبعات‌ش توجه می‌کردن

404
00:21:11,213 --> 00:21:12,265
می‌شه سرزنش‌شون کرد؟

405
00:21:13,707 --> 00:21:14,984
<i>...همه‌‌مون می‌دونستیم</i>

406
00:21:15,025 --> 00:21:17,418
<i>...که در هر صورت</i>

407
00:21:17,840 --> 00:21:24,427
،به وضوح و بی‌محابا
.تاریخ بشر رو تحت تأثیر قرار می‌دیم

408
00:21:30,280 --> 00:21:32,276
<i>...وقتی که آزمایشگاه ساخته شد</i>

409
00:21:32,318 --> 00:21:33,523
<i>.اوپنهایمر ، پدر خانواده بود</i>

410
00:21:34,204 --> 00:21:35,900
<i>.عیال‌وار بود
.یه پسر کوچولو داشت</i>

411
00:21:38,030 --> 00:21:40,360
طی مدتی که مدیریت آزمایشگاه رو{\an8}
.بر عهده داشت

412
00:21:41,086 --> 00:21:42,620
.یه دختر کوچولو هم داشت

413
00:21:44,206 --> 00:21:46,250
...تابستان 1939

414
00:21:46,270 --> 00:21:48,564
.تو مهمونی مشروب‌خوری برکلی بود{\an8}

415
00:21:48,766 --> 00:21:51,672
و خانم جوونی به اسم
...«کیتی پونینگ»

416
00:21:51,713 --> 00:21:57,502
از اون سر باغ ، زیر نظرش داشت و
.سریع ، تو نخ‌ش رفت

417
00:21:59,783 --> 00:22:03,308
.آتیش‌پاره‌ای واسه خودش بود

418
00:22:08,286 --> 00:22:11,307
.عاشق همدیگه شدن
...و سال 1940

419
00:22:11,329 --> 00:22:12,442
.حامله شد

420
00:22:16,445 --> 00:22:18,144
<i>.تا ابد با هم زندگی کردن</i>{\an8}

421
00:22:18,816 --> 00:22:20,459
<i>حواس‌ت باشه که نگفتم{\an8}
«.به خوبی و خوشی»</i>

422
00:22:22,241 --> 00:22:24,488
.همدیگه رو دوست داشتن

423
00:22:25,110 --> 00:22:28,950
.اما زندگی زناشویی پر دردسری بود
...اون هم به خاطر

424
00:22:28,972 --> 00:22:34,130
مشکلات زندگی رابرت و
...تفاوت‌های شخصیت‌شون

425
00:22:34,162 --> 00:22:36,758
.دغدغه‌های محیط پیرامون‌شون

426
00:22:40,811 --> 00:22:42,091
<i>.استاد دانشگاه بود</i>

427
00:22:42,113 --> 00:22:43,896
<i>.زیست‌شناس و گیاه‌شناس هم بود</i>

428
00:22:44,308 --> 00:22:46,501
سرانجام ، ازدواج‌شون
...باعث شد

429
00:22:46,843 --> 00:22:48,128
،سال‌ها در لس آلاموس
.زندگی به همین شکل تداوم پیدا کنه

430
00:22:49,280 --> 00:22:49,612
...به نظرم

431
00:22:49,630 --> 00:22:53,408
...به خاطرِ بودن تنها به عنوانِ{\an8}

432
00:22:53,850 --> 00:22:55,890
.همسر و مادر ، خیلی کلافه شده بود

433
00:22:58,394 --> 00:23:00,541
<i>.آب و هوای لس آلاموس بهش {\an8}نمی‌ساخت</i>

434
00:22:58,765 --> 00:23:00,982
[به دلیل قطعی آب ، تا اطلاع ثانوی بسته می‌باشد]

435
00:23:02,223 --> 00:23:04,252
.{\an8}آدم تنها و الکلی‌ای بود

436
00:23:05,785 --> 00:23:08,657
.و به نوعی ، گرفتار الکل شد

437
00:23:14,238 --> 00:23:17,790
اوپنهایمر به مخلوط‌کردن
.جین مارتینی‌هاش معروف بود

438
00:23:19,943 --> 00:23:24,481
دانشمندهاش رو وا می‌داشت
...کل هفته رو سخت کار کنن

439
00:23:25,022 --> 00:23:27,388
.تا آخر هفته‌ها رو حسابی خوش بگذرونن

440
00:23:29,230 --> 00:23:31,287
<i>.صبح یکشنبه‌ها ، همه مست و پاتیل بودن</i>

441
00:23:31,449 --> 00:23:33,631
<i>.ولی حسابی کار می‌کردن
.جون می‌کندن</i>

442
00:23:33,655 --> 00:23:34,574
<i>.و همکاری می‌کردن</i>

443
00:23:35,176 --> 00:23:37,237
.{\an8}و بخش بزرگی‌ش به خاطر اوپنهایمر بود

444
00:23:42,395 --> 00:23:44,576
<i>...پروژه‌ی لس آلاموس واسه‌ی بیشتر این جماعت</i>

445
00:23:44,600 --> 00:23:46,953
<i>.سرنوشت‌سازترین سال‌های عمرشون بود</i>

446
00:23:50,753 --> 00:23:52,542
<i>.فکر می‌کردن بخشی از یک اتفاق مهم هستن</i>

447
00:23:53,194 --> 00:23:55,579
<i>.بخشی از یک اتفاق مهم و تأثیرگذار</i>

448
00:23:56,881 --> 00:24:00,853
<i>و حرف این این مرد جوون چشم آبیِ
...آب زیرکاه</i>

449
00:24:00,875 --> 00:24:05,730
<i>و عجیب که همه تعریف‌ش می‌کردن رو
.گوش می‌کردن</i>

450
00:24:11,954 --> 00:24:12,854
[محل خرید و فروش دام‌های لس‌آلاموس]

451
00:24:12,869 --> 00:24:14,372
<i>.من توی لس آلاموس بزرگ شدم</i>

452
00:24:16,743 --> 00:24:20,014
<i>.آخه پدرم در طول پروژه‌ی منهتن اون‌جا بود{\an8}</i>

453
00:24:22,160 --> 00:24:27,376
.جای...عجیبی واسه زندگی بود

454
00:24:27,518 --> 00:24:31,239
،چون سه بار در طول روز
.انفجار رخ می‌داد

455
00:24:32,824 --> 00:24:35,719
انفجارها در ساعات 10 و 12 و 3
.رخ می‌داد

456
00:24:35,910 --> 00:24:37,212
...وقتی هم کلاس اول باشی

457
00:24:37,230 --> 00:24:38,900
.انفجار یعنی مدرسه تعطیله
.وقت نهاره و الفرار

458
00:24:41,335 --> 00:24:43,042
...راستش به عنوان بچه‌ها‌ی کوچک

459
00:24:43,084 --> 00:24:44,651
.کُشته‌مُرده‌ی انفجار بودیم

460
00:24:47,395 --> 00:24:49,113
:یه بار از پدرم پرسیدم

461
00:24:49,135 --> 00:24:50,085
«کا...کارِتون چیه؟»

462
00:24:50,847 --> 00:24:53,252
اون هم گفت
...خب. داریم کاری رو می‌کنیم»

463
00:24:53,294 --> 00:24:54,762
«.که تا حالا کسی نکرده

464
00:24:55,504 --> 00:24:57,682
پیش خودم گفتم
.حتماً کار خفنی‌ـه»

465
00:24:57,894 --> 00:24:58,726
«.حالا هر کاری که هست

466
00:25:04,590 --> 00:25:08,790
[سال 1944]

467
00:25:10,095 --> 00:25:13,855
<i>حدود یه سال
.درگیر ساخت آزمایشگاه بودیم</i>

468
00:25:14,327 --> 00:25:15,875
<i>...و به این نتیجه رسیدیم که</i>

469
00:25:15,897 --> 00:25:17,620
خیلی سخت‌تر از چیزی بود
.که فکر می‌کردیم

470
00:25:18,522 --> 00:25:20,338
.کوچک‌ترین کار هم سخته

471
00:25:21,230 --> 00:25:24,342
.چه برسه به این دستگاه‌های خیلی پیشرفته

472
00:25:25,877 --> 00:25:28,212
.سلاح هسته‌ای ، یه طرح نیست

473
00:25:28,474 --> 00:25:32,310
سلاح هسته‌ای رو به چشم
...یه عالمه طرح ببینین

474
00:25:32,336 --> 00:25:35,186
.که به صورت مجموعه در میان
.و با هم به نتیجه می‌رسن

475
00:25:37,515 --> 00:25:40,536
،واسه ساخت بمب اتمی
.سوخت نیاز دارین

476
00:25:43,294 --> 00:25:45,847
<i>ما پلوتونیوم و
.اورانیوم غنی‌شده داشتیم</i>

477
00:25:45,939 --> 00:25:47,620
...دو تا عنصر مختلف داشتیم

478
00:25:47,642 --> 00:25:49,056
.که می‌خواستیم ازشون استفاده کنیم

479
00:25:50,008 --> 00:25:53,556
.پلوتونیوم ، عنصر بهتری واسه استفاده بود

480
00:25:53,737 --> 00:25:55,073
.مقدار زیادی ازش وجود داشت

481
00:25:55,324 --> 00:25:57,300
،ولی واسه ساختن بمب
.مقدار کم هم کفایت می‌کنه

482
00:25:57,942 --> 00:26:00,512
ولی به این راحتی نمی‌شد
.منفجرش کرد

483
00:26:02,674 --> 00:26:07,418
مرحله‌ی اول ساخت بمب{\an8}
.سوار کردن سلاح‌ـه

484
00:26:03,912 --> 00:26:07,419
[رابرت اس.نوریس]{\an3}
[نویسنده‌ی کتاب رقابت بر سر بمب اتم]

485
00:26:09,243 --> 00:26:10,559
[مواد منفجره‌ی غیر اتمی]{\an4}
[حلقه‌های اورانیوم]

486
00:26:10,559 --> 00:26:13,478
[لوله‌ی اورانیوم]{\an6}
[آغازگر واکنش نوترونی]

487
00:26:08,610 --> 00:26:12,734
.قرار بود دو قطعه‌ی عنصری داشته باشه

488
00:26:13,571 --> 00:26:15,111
.و محکم به همدیگه بکوبیم‌شون

489
00:26:15,435 --> 00:26:16,927
[انفجار هسته‌ای]

490
00:26:16,958 --> 00:26:19,339
باعث افزایش حاد جرم و
.انفجار می‌شه

491
00:26:20,031 --> 00:26:22,659
،و اگه از اورانیوم بسیار غنی‌شده استفاده می‌شد
.نتیجه بخش بود

492
00:26:23,191 --> 00:26:27,264
تا اینکه یه روز متوجه شدن که
.پلوتونیوم به کار نمیاد

493
00:26:28,366 --> 00:26:31,651
معلوم شد که
...پلوتونیوم انقدری واکنش‌پذیره

494
00:26:32,213 --> 00:26:34,150
...که نمی‌شد اون رو از لوله

495
00:26:34,170 --> 00:26:36,072
.حتی با سرعت 900متر بر ثانیه شلیک کرد

496
00:26:36,604 --> 00:26:37,249
.از بین می‌رفت

497
00:26:37,361 --> 00:26:39,684
،قبل از اینکه توی لوله بره
.متلاشی می‌شد

498
00:26:40,556 --> 00:26:41,466
.شوک بزرگی بود

499
00:26:41,490 --> 00:26:43,610
...آخه این عنصر پلوتونیومی

500
00:26:43,632 --> 00:26:47,083
.صدها میلیون دلار رو به باد داده بود

501
00:26:51,370 --> 00:26:52,688
<i>.اوپنهایمر نگران بود</i>

502
00:26:52,730 --> 00:26:54,606
کارکن‌های لس آلاموس هم
.نگران بودن

503
00:26:56,160 --> 00:26:59,199
.می‌خواست استعفا بده
.خیلی ناراحت بود

504
00:26:59,221 --> 00:27:01,784
...ولی دوست‌های آزمایشگاهی‌ش بهش گفتن

505
00:27:01,806 --> 00:27:02,782
.نمی‌شه رابرت»

506
00:27:03,244 --> 00:27:05,131
باید بمونی و
.کار رو تموم کنی

507
00:27:05,153 --> 00:27:07,192
.باید بمونی
«.باید تموم‌ش کنیم

508
00:27:07,213 --> 00:27:09,131
.در آخر ، به ناچار موندگار شد

509
00:27:12,617 --> 00:27:14,243
<i>...جنگ ، تحت فرماندهی کامل</i>

510
00:27:14,285 --> 00:27:15,778
<i>.فرمانده دوآیت د.آیزنهاور است</i>

511
00:27:15,920 --> 00:27:18,259
<i>نیروهای متفقین
...حدود سه میلیون سرباز را</i>

512
00:27:18,281 --> 00:27:19,332
<i>.برای جنگ ، آموزش داده‌اند</i>

513
00:27:20,877 --> 00:27:22,418
<i>...در آن سوی کانال</i>

514
00:27:24,257 --> 00:27:25,483
<i>...نازی‌ها نیز</i>

515
00:27:25,505 --> 00:27:27,441
<i>از بسیج‌شدن نیروهای متفقین
.باخبر هستند</i>

516
00:27:28,833 --> 00:27:30,919
<i>.و خودشان را آماده می‌کنند</i>

517
00:27:34,955 --> 00:27:36,123
<i>...اوپنهایمر از این می‌ترسید</i>

518
00:27:36,165 --> 00:27:38,343
<i>.که نکنه آماده‌ی رقابت با آلمانی‌ها باشه</i>

519
00:27:38,964 --> 00:27:41,115
...حتی اواخر تابستان سال 1944

520
00:27:41,137 --> 00:27:42,713
...روح‌شون هم خبر نداشت

521
00:27:42,755 --> 00:27:45,200
.که پروژه بمب آلمانی‌ها تا چه حد پیشرفت کرده

522
00:27:48,145 --> 00:27:50,504
...و خب اگه مشکل پلوتونیوم رو حل نمی‌کردن

523
00:27:50,716 --> 00:27:52,323
ممکن بود بمب رو
.به موقع تحویل ندن

524
00:27:54,003 --> 00:27:56,661
...اوپنهایمر از کارکنان‌های آزمایشگاه

525
00:27:56,993 --> 00:27:58,580
.بی‌‌گاری می‌کشید

526
00:28:00,980 --> 00:28:03,709
<i>...واسه ساخت بمب‌های دیگه‌ای</i>

527
00:28:03,730 --> 00:28:05,394
<i>...که همون اول ردشون کرده بودن</i>

528
00:28:05,436 --> 00:28:06,604
<i>.کلی فکر به سرشون زد</i>

529
00:28:06,626 --> 00:28:08,565
<i>.ولی جواب ندادن
.چون خیلی سخت بودن</i>

530
00:28:09,267 --> 00:28:11,468
،ولی یکی‌‌ از طراحی‌ها
.اسمش «انفجار درونی» بود

531
00:28:13,764 --> 00:28:16,647
،به طور خلاصه
...طرح انفجار درونی این جوری بود که

532
00:28:16,859 --> 00:28:19,038
یه توپ توپر پلوتونیومی رو
.استفاده می‌کردن

533
00:28:19,050 --> 00:28:21,285
...یه گوی توپر پلوتونیومی

534
00:28:21,327 --> 00:28:23,613
.به اندازه یه توپ بیسبال
.شایدم یه‌کم کوچک‌تر

535
00:28:24,320 --> 00:28:29,002
و با هزاران کیلوگرم مواد منفجره
.پوشانده می‌شد

536
00:28:25,126 --> 00:28:27,860
[لایه افزوده]{\an6}

537
00:28:27,884 --> 00:28:30,484
[مواد منفجره]{\an4}

538
00:28:30,561 --> 00:28:33,306
این مواد منفجره‌ی بسیار قوی
.به طور خیلی خاصی فرآوری شده بود

539
00:28:33,818 --> 00:28:36,901
تا وقتی منفجر بشن
...به نوعی

540
00:28:36,943 --> 00:28:40,905
.به کانون موج انفجار این توپ برسن

541
00:28:41,047 --> 00:28:43,102
.از بالا و پایین فشار بیارن

542
00:28:43,184 --> 00:28:44,701
.به هر دو سمت فشار بیارن

543
00:28:44,742 --> 00:28:46,245
...از همه طرف

544
00:28:46,270 --> 00:28:49,590
نیروی انفجاری بسیار زیادی
.بهش فشار میاورد

545
00:28:51,032 --> 00:28:54,195
هدف‌ این بود که
...این فشار رو

546
00:28:54,227 --> 00:28:58,389
به طور مساوی
.درون پلوتونیوم قرار بدیم

547
00:28:58,791 --> 00:29:01,434
،اگه نامتوازن بود
.ممکن بود جواب نده

548
00:29:01,976 --> 00:29:05,104
،باید خیلی سریع
...فشار مناسب رو وارد می‌کردیم

549
00:29:05,326 --> 00:29:08,815
،تا این ذرات بنیادی اتم
.محکم به هم برخورد کنن

550
00:29:08,840 --> 00:29:12,097
...تا باعث این واکنش
.حیرت انگیز بشن

551
00:29:13,648 --> 00:29:14,648
<i>.انجام این کار ، خیلی سخت بود</i>

552
00:29:15,890 --> 00:29:19,110
<i>.به هر صورت ، مشکل دیگه‌ای وجود داشت</i>

553
00:29:19,602 --> 00:29:21,804
این ، فناوری‌ای بود که
...ده سال پیشرفت فناوری

554
00:29:21,846 --> 00:29:23,029
.برای دستیابی بهش نیاز بود

555
00:29:23,040 --> 00:29:24,400
.اون‌ها ده سال وقت نداشتن
.یه سال وقت داشتن

556
00:29:28,596 --> 00:29:30,913
<i>...ِاوپنهایمر ، شب و روز مشغول</i>

557
00:29:30,955 --> 00:29:32,089
<i>.ساخت بمب بود</i>

558
00:29:32,790 --> 00:29:36,940
،و با پیشرفت پروژه
...تیم امنیتی بیشتری هم

559
00:29:36,962 --> 00:29:39,164
.برای محافظت از پروژه حاضر شدن

560
00:29:39,905 --> 00:29:40,366
...و با اینکه

561
00:29:40,380 --> 00:29:43,918
...نزد بیشتر دانشمندهای

562
00:29:43,960 --> 00:29:46,012
،پروژه لس آلاموس
...محبوب و محترم بود

563
00:29:46,594 --> 00:29:49,398
.در دام سوء ظن بسیار بدی افتاد{\an8}

564
00:29:46,232 --> 00:29:49,269
[پایگاه امنیتی انرژی هسته‌ای ایالات متحده]

565
00:29:49,810 --> 00:29:52,338
...چون کارهای گذشته‌ش

566
00:29:52,510 --> 00:29:54,637
...به احتمال

567
00:29:54,849 --> 00:29:57,055
خطر امنیتی بودن‌ش
.قوت می‌بخشیدن

568
00:29:57,779 --> 00:30:02,319
[کالیفورنیا ، برکلی]
[دهه‌ی 30 میلادی]

569
00:30:11,225 --> 00:30:12,914
<i>...زمانی که اوپنهایمر</i>

570
00:30:12,955 --> 00:30:15,249
توی دانشگاه کالیفورنیای برکلی
...درس می‌داد

571
00:30:15,321 --> 00:30:19,229
.واقعاً توی یه عالم دیگه بود

572
00:30:20,111 --> 00:30:21,916
.تمرکزش رو علم بود

573
00:30:22,298 --> 00:30:24,918
.تا اینکه دوران رکود اقتصادی شروع شد

574
00:30:27,108 --> 00:30:29,213
...در کمال ناباوری متوجه شد

575
00:30:29,285 --> 00:30:32,209
.که دانشجوهاش ، بیشتر مواقع غذا نمی‌خورن

576
00:30:33,121 --> 00:30:35,665
یکی‌ از دانشجوهاش بهم گفت
...با

577
00:30:37,087 --> 00:30:39,048
غذای گربه و کنسروهای غذای گربه
.خودش رو سیر می‌کنه

578
00:30:39,090 --> 00:30:40,472
.آخه فقط پول همون رو داشت

579
00:30:42,473 --> 00:30:47,167
...وقتی اوپنهایمر از این مصیبت باخبر شد

580
00:30:47,189 --> 00:30:48,685
.به کل تغییر کرد

581
00:30:52,325 --> 00:30:54,888
<i>...خب طبیعتاً اوپنهایمر</i>

582
00:30:54,900 --> 00:30:57,531
<i>...مثل بیشتر دوستانش در برکلی</i>

583
00:30:58,092 --> 00:31:00,475
.چپ‌گرا شد

584
00:31:03,363 --> 00:31:06,295
[دعوتنامه]
[به حزب کمونیست بپیوندید]

585
00:31:06,326 --> 00:31:08,836
[حزب کمونیست]

586
00:31:08,920 --> 00:31:12,991
<i>در دهه‌ی 30 میلادی
.کمونیسم ، موضوع جالبی بود</i>

587
00:31:14,753 --> 00:31:15,818
<i>.اینترنت نبود</i>

588
00:31:15,860 --> 00:31:17,737
<i>...ملّت در لحظه از کارِ</i>

589
00:31:17,765 --> 00:31:19,188
<i>.شوروی خبر نداشتن</i>

590
00:31:19,230 --> 00:31:21,635
در حالی که جوزف استالین
...داشت

591
00:31:21,646 --> 00:31:24,421
.20میلیون از مردم خودش رو می‌کُشت

592
00:31:30,016 --> 00:31:32,625
در مقابل ، چیزی که
...مردم آمریکا می‌دیدن این بود که

593
00:31:32,877 --> 00:31:35,860
...می‌گم‌ ، تو شوروی

594
00:31:36,082 --> 00:31:39,218
.همه آزاد و برابرن
.همه شاغل‌ن

595
00:31:39,230 --> 00:31:41,969
.خونه و زندگی دارن
.آینده دارن

596
00:31:41,981 --> 00:31:44,648
.نقش مهمی توی جامعه دارن

597
00:31:46,971 --> 00:31:49,670
...خب وقتی کسی شکم‌ش سیر نباشه

598
00:31:50,661 --> 00:31:52,791
.این چیزها جالب به نظر میاد

599
00:31:56,508 --> 00:32:00,229
...اینکه اوپنهایمر واقعاً و رسماً

600
00:32:00,271 --> 00:32:01,565
،عضو حزب کمونیست شده
.مشخص نیست

601
00:32:02,627 --> 00:32:04,251
.ولی برادرش عضو کمونیست بود

602
00:32:04,432 --> 00:32:06,394
فرانک اوپنهایمر
.عضو این حزب بود

603
00:32:06,876 --> 00:32:09,364
،جکی ، همسر فرانک
.عضو این حزب بود

604
00:32:10,306 --> 00:32:12,567
...خیلی از دوست‌های صمیمی‌ اوپنهایمر

605
00:32:12,588 --> 00:32:13,951
.عضو حزب کمونیست بودن

606
00:32:13,993 --> 00:32:16,232
خیلی از دانشجوهاش تو برکلی و
...شهرهای دیگه

607
00:32:16,253 --> 00:32:18,538
.عضو حزب کمونیست بودن

608
00:32:20,217 --> 00:32:21,969
<i>...در اواسط دهه‌ی 30 میلادی</i>

609
00:32:21,981 --> 00:32:24,587
<i>با خانم جوونی به اسم
...جین تاتلاک» آشنا شد»</i>

610
00:32:24,829 --> 00:32:28,041
<i>.که روانپزشکی می‌خوند</i>

611
00:32:28,383 --> 00:32:29,710
<i>.زن جوون بااستعدادی بود</i>

612
00:32:31,122 --> 00:32:32,340
.عاشق‌ش شد

613
00:32:34,518 --> 00:32:36,124
<i>.دو بار نامزد کردن</i>

614
00:32:36,936 --> 00:32:39,767
...به نظرم تعبیر درستیه

615
00:32:39,790 --> 00:32:41,270
.اگه بگم فکر و ذکرش شده بود

616
00:32:42,552 --> 00:32:43,793
.یه کمونیست بود

617
00:32:43,865 --> 00:32:45,982
اوپنهایمر هم
.به موضوع‌های کمونیستی علاقه داشت

618
00:32:47,268 --> 00:32:48,903
<i>...به مدت چهار سال</i>

619
00:32:48,945 --> 00:32:51,948
...اوپنهایمر کمک‌مالی هنگفتی

620
00:32:51,990 --> 00:32:53,350
.به حزب کمونیست کرد

621
00:32:54,242 --> 00:32:57,963
ولی فعالیت‌های سیاسی‌ش
.کم‌کم مورد توجه قرار گرفتن

622
00:33:02,593 --> 00:33:04,300
<i>...اون قدیم‌ها ، کار اف.بی.آی این بود که</i>

623
00:33:04,332 --> 00:33:05,462
<i>.ردّ کمونیست‌ها رو بزنن</i>

624
00:33:07,666 --> 00:33:08,530
<i>...پرسه می‌زدن و</i>

625
00:33:08,548 --> 00:33:10,834
<i>...پلاک ماشین‌هایی که</i>

626
00:33:10,855 --> 00:33:13,461
<i>جلوی خونه یا ساختمونی پارک کرده بودن رو
.می‌کندن تا از روشون پیداشون کنن</i>

627
00:33:14,403 --> 00:33:15,718
...همین موقع بود که اوپنهایمر{\an8}

628
00:33:15,730 --> 00:33:17,734
،برای اولین‌بار{\an8}
.توجه اف.بی.آی رو به خودش جلب کرد

629
00:33:15,697 --> 00:33:17,734
[گِرِگ هِرکِن]{\an3}
[نویسنده‌ی کتاب انجمن بمب‌سازان]

630
00:33:18,485 --> 00:33:21,320
<i>حتی وقتی که پروژه‌ی بمب سطح اول رو
...رهبری می‌کرد</i>

631
00:33:19,384 --> 00:33:22,231
[اداره‌ی تحقیقات فدرال]{\an8}

632
00:33:21,382 --> 00:33:24,630
<i>اف.بی.آی شنودش می‌کرد و
.ردّش رو دنبال می‌کرد</i>

633
00:33:24,912 --> 00:33:28,531
،سازمان اطلاعات
.مدام بازجویی‌ش می‌کرد

634
00:33:29,363 --> 00:33:31,431
<i>...به نظرم خیلی عجیب بود که</i>

635
00:33:31,462 --> 00:33:32,422
<i>.با این قضیه مشکلی نداشت</i>

636
00:33:32,454 --> 00:33:35,418
<i>چون پیش خودش فکر می‌کرد که
.کار درستی رو انجام می‌ده</i>

637
00:33:36,879 --> 00:33:39,168
<i>حتی به دیدنِ
.دوست‌دختر سابق‌ش رفت</i>

638
00:33:39,180 --> 00:33:41,468
<i>.در حالی که نباید همچین کاری می‌کرد</i>

639
00:33:44,278 --> 00:33:47,806
<i>،در سال 1943
.با جین تاتلاک در تماس بود</i>

640
00:33:48,287 --> 00:33:50,491
داشت با بحران عاطفی‌ش
.دست و پنجه نرم می‌کرد

641
00:33:50,503 --> 00:33:51,507
.و دلش می‌خواست اوپنهایمر رو ببینه

642
00:33:51,789 --> 00:33:53,568
.با جین در ارتباط بود

643
00:33:53,669 --> 00:33:55,120
.هنوزم دوست‌ش داشت

644
00:33:55,862 --> 00:33:58,671
.باهاش به هم زده بود
.اوپنهایمر هم با کیتی ازدواج کرده بود

645
00:33:58,873 --> 00:34:02,953
ولی می‌دونست که
.جین تاتلاک افسرده شده

646
00:34:03,484 --> 00:34:04,923
.واسه همین هم رفت ببینت‌ش

647
00:34:08,347 --> 00:34:09,947
[به ایالت کالیفورنیا خوش آمدید]{\an8}
[شهرستان سن برناردینو]

648
00:34:08,731 --> 00:34:11,870
<i>باید از لس آلاموس
.به سن فرانسیسکو می‌رفت</i>

649
00:34:16,714 --> 00:34:18,410
<i>...و البته برای حزب</i>

650
00:34:18,711 --> 00:34:21,362
.این‌ کار ، یه...یه خط قرمز بود

651
00:34:22,642 --> 00:34:25,359
.دو نفر ، بیرون آپارتمان منتظر بودن

652
00:34:26,720 --> 00:34:29,441
<i>.جین تاتلاک زیر نظر بود</i>

653
00:34:30,123 --> 00:34:32,475
<i>.هنوزم عضو حزب کمونیست بود</i>

654
00:34:33,887 --> 00:34:35,385
<i>.اوپنهایمر ، شب رو پیشش موند</i>

655
00:34:36,046 --> 00:34:36,853
<i>.یه‌بار عاشق همدیگه شدن</i>

656
00:34:36,875 --> 00:34:39,431
به نظرم ، اون شب
.دوباره این اتفاق رقم خورد

657
00:34:44,310 --> 00:34:47,779
<i>...به سرهنگ بوریس پاش</i>

658
00:34:47,805 --> 00:34:49,555
<i>...که رئیس اطلاعات سپاهِ</i>

659
00:34:49,577 --> 00:34:50,967
<i>،کرانه‌ی باختری بود
.گزارش دادن</i>

660
00:34:51,389 --> 00:34:54,436
،به عقیده‌ی پاش
...این اتفاق

661
00:34:54,458 --> 00:34:56,451
.نقض خطیرِ امنیت‌ بود

662
00:34:56,472 --> 00:35:00,118
ممکن بود اوپنهایمر
...اسرار هسته‌ای

663
00:35:00,139 --> 00:35:03,430
و اتمی رو
.از طریق تاتلاک برای حزب کمونیست فاش کنه

664
00:35:05,618 --> 00:35:08,451
.متأسفانه ، تاتلاک به شکل دردناکی فوت کرد

665
00:35:08,493 --> 00:35:11,105
.درست چند ماه بعد در بهار سال 1944

666
00:35:13,315 --> 00:35:16,969
،در وضعیتی مشکوک
...پدرش ، اون رو

667
00:35:17,661 --> 00:35:20,934
بدون لباس توی وان حموم دید که
.سرش زیر آب بود

668
00:35:21,165 --> 00:35:23,915
و به حالت خمیده‌
.لبه‌ی وان افتاده بود

669
00:35:25,965 --> 00:35:28,331
روش غیر معمولی
.واسه خودکشی بود

670
00:35:29,982 --> 00:35:32,482
...یه‌سری فرضیه‌ها می‌گن که

671
00:35:32,533 --> 00:35:34,466
.ممکنه به قتل رسیده باشه

672
00:35:36,414 --> 00:35:39,791
اوپنهایمر از این خبر
.خیلی ناراحت و شوکه شد

673
00:35:41,978 --> 00:35:45,385
مأمور امنیتی که
...این خبر رو به گوشش رسوند

674
00:35:45,616 --> 00:35:48,091
.«گفت «زد زیر گریه

675
00:35:48,383 --> 00:35:50,444
گفت که
...خیلی سرخورده شده بود

676
00:35:51,315 --> 00:35:53,663
...به کسی هم اعتماد نداشت

677
00:35:53,684 --> 00:35:55,113
.که باهاش درد و دل کنه

678
00:35:55,844 --> 00:35:58,986
،بنابراین
.تنها سوگواری می‌کرد

679
00:36:03,312 --> 00:36:04,682
<i>...به دلیل خبری مهم</i>

680
00:36:04,724 --> 00:36:05,940
<i>.برنامه را چند لحظه متوقف می‌کنیم</i>

681
00:36:06,052 --> 00:36:08,027
<i>.رئیس جمهور روزولت درگذشت</i>

682
00:36:08,219 --> 00:36:10,361
<i>رئیس جمهور
.به دلیل خونریزی مغزی درگذشت</i>

683
00:36:11,289 --> 00:36:14,388
...آپریل سال 1945 ، از ماه‌هایی‌ بود

684
00:36:14,400 --> 00:36:17,495
که سرنوشت جهان رو
.به یکباره دچار تغییر کرد

685
00:36:18,848 --> 00:36:20,606
.روزولت درگذشته بود

686
00:36:20,768 --> 00:36:23,356
.بعدش هم هیتلر خودکشی کرد

687
00:36:23,877 --> 00:36:26,256
<i>امپراطوری هیتلر
.آتش گرفت و نابود گردید</i>

688
00:36:27,788 --> 00:36:30,442
<i>برداشتی ضد هیتلری
.از بمب می‌شد</i>

689
00:36:32,334 --> 00:36:35,237
<i>،بهار سال 1945
.هیتلر از صحنه روزگار محو شده بود</i>

690
00:36:35,279 --> 00:36:36,756
<i>.نازی‌ها دیگه خطری نداشتن</i>

691
00:36:37,348 --> 00:36:39,367
<i>.قرار نبود هیتلر ، بمب اتمی بسازه</i>

692
00:36:39,448 --> 00:36:40,330
<i>.و نیویورک رو منفجر کنه</i>

693
00:36:40,802 --> 00:36:41,745
.قرار نبود چنین اتفاقی بیفته{\an8}

694
00:36:41,190 --> 00:36:41,747
[جان الس]{\an3}
[کارگردان مستند فردای تثلیث]

695
00:36:42,297 --> 00:36:45,407
،ولی اون‌ها در هر صورت
.می‌خواستن سلاح رو آماده کنن

696
00:36:47,726 --> 00:36:49,140
<i>.می‌خواستن بمب بسازن</i>

697
00:36:49,262 --> 00:36:51,383
<i>.می‌خواستن این جنگ رو تموم کنن</i>

698
00:36:52,325 --> 00:36:54,845
.اوپنهایمر می‌خواست بمب به‌کار گرفته بشه

699
00:36:55,317 --> 00:36:58,046
.تا مردم دنیا ببینن

700
00:36:58,567 --> 00:37:00,038
<i>...هری اس.ترومن سوگند یاد کرد</i>

701
00:37:00,069 --> 00:37:01,856
<i>.تا رئیس جمهور ایالات متحده باشد</i>

702
00:37:02,198 --> 00:37:04,637
<i>...وقتی ترومن رئیس جمهور شد</i>

703
00:37:04,729 --> 00:37:05,840
.روز از نو ، روزی از نو

704
00:37:05,932 --> 00:37:08,613
.قرار بود بمب ، جایی منفجر بشه

705
00:37:09,074 --> 00:37:11,966
،با مرگ هیتلر
.هدف ، ژاپن شد

706
00:37:14,393 --> 00:37:15,920
<i>...حملات بی‌وقفه‌ی هوایی</i>

707
00:37:15,942 --> 00:37:18,176
<i>علیه امپراتوری غارت‌شده‌ی ژاپن
.ادامه دارد</i>

708
00:37:18,197 --> 00:37:21,360
<i>«در حالی که هواپیماهای «بی 24
.پایگاه‌های جزایر پرو را با خاک یکسان می‌کنند</i>

709
00:37:26,314 --> 00:37:28,693
جزیره به جزیره
.پیشروی می‌کردیم

710
00:37:34,046 --> 00:37:38,192
روی سر ژاپنی‌هایی که
.سنگر گرفته بودن ، خراب می‌شدیم

711
00:37:40,162 --> 00:37:41,641
...جوون مردهای

712
00:37:42,465 --> 00:37:43,665
.زیادی کُشته شدن

713
00:37:44,782 --> 00:37:46,526
...با گذشت هر روزی که

714
00:37:46,567 --> 00:37:49,437
هنوز آزمایش بمب
...به نتیجه نرسیده بود

715
00:37:49,989 --> 00:37:52,366
روزی بود که
.هزاران آمریکایی جون‌شون رو از دست می‌دادن

716
00:37:52,558 --> 00:37:54,267
<i>.هزاران سرباز زخمی شدند</i>

717
00:37:54,398 --> 00:37:57,103
<i>و هزاران سرباز دیگر
.جان خود را فدا کردند</i>

718
00:37:57,235 --> 00:37:59,808
<i>تا دشمن متعصب را
...از این پایگاه اصلی</i>

719
00:37:59,960 --> 00:38:01,866
<i>.پایگاه اصلی خود ژاپن به عقب برانند</i>

720
00:38:02,884 --> 00:38:04,941
<i>.فکر می‌کردن ژاپنی‌ها رو شکست دادن</i>

721
00:38:05,423 --> 00:38:08,167
،ولی شکست‌دادن و تسلیم‌شدن
.دو مقوله‌ی متفاوتن

722
00:38:08,429 --> 00:38:11,025
خب شما باشین
چطور تسلیم‌شون می‌کنین؟

723
00:38:13,878 --> 00:38:16,740
<i>،در دنیای تسلیحات اتمی
.خبری از جنگ نیست</i>

724
00:38:17,422 --> 00:38:18,861
<i>.و این مسئله‌ی کمی نیست</i>

725
00:38:22,288 --> 00:38:24,185
<i>...نگاه اوپنهایمر به بمب</i>

726
00:38:24,457 --> 00:38:29,218
<i>.به نوعی ، فلسفه‌ی ماورا طبیعی‌ شرقی بود</i>

727
00:38:29,540 --> 00:38:32,814
<i>.عمل نابودی و خلقت‌ـه</i>

728
00:38:32,856 --> 00:38:34,013
<i>.که همزمان صورت می‌گیره</i>

729
00:38:35,235 --> 00:38:37,747
<i>.جنگ و صلح</i>

730
00:38:38,069 --> 00:38:41,673
<i>،اگه این بمب
...برای اقدام نابجایی صورت بگیره</i>

731
00:38:41,694 --> 00:38:45,870
.می‌تونه بشریت رو از بین ببره
...ولی اگه بجا استفاده باشه و تحت کنترل باشه

732
00:38:46,061 --> 00:38:47,959
...می‌تونه باعث ایجاد عصر جدیدی

733
00:38:47,970 --> 00:38:50,590
.از صلح و رفاه در کل جهان بشه

734
00:38:58,814 --> 00:39:01,984
[تابستان1945]

735
00:39:02,029 --> 00:39:03,516
<i>...تابستان سال 45 میلادی</i>

736
00:39:03,628 --> 00:39:07,503
یک‌ سالی بود که
.روی ساخت «انفجار درونی» کار می‌کردن

737
00:39:07,585 --> 00:39:12,270
.بهینه‌سازی‌ و وسایل‌ رو تعبیه می‌کردن
.و همچنین ، با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کردن

738
00:39:13,312 --> 00:39:14,312
<i>...برای به نتیجه رسیدن این کار</i>

739
00:39:14,514 --> 00:39:16,741
<i>...کلی مواد منفجره و چاشنی</i>

740
00:39:16,761 --> 00:39:18,788
<i>...و تقویت‌کننده و باتری</i>

741
00:39:18,819 --> 00:39:21,038
<i>.و غیره ، باید به خوبی عمل کنن</i>

742
00:39:21,579 --> 00:39:23,497
...و اگه قرار بر این بود

743
00:39:23,539 --> 00:39:24,954
.راه اصلاً مناسبی برای فهمیدن‌ش نبود

744
00:39:25,066 --> 00:39:27,561
...به جز
.آغاز یه عملیات

745
00:39:33,157 --> 00:39:34,756
<i>...محلی رو</i>

746
00:39:34,768 --> 00:39:36,402
<i>.برای آزمایش بمب انتخاب کردن</i>

747
00:39:36,644 --> 00:39:39,632
...و اوپنهایمر ، اسمش رو

748
00:39:40,217 --> 00:39:40,890
.تثلیث» گذاشت»

749
00:39:42,232 --> 00:39:43,142
...اون زمان ، اوپنهایمر

750
00:39:43,184 --> 00:39:44,627
.اشعار جان دان رو می‌خوند

751
00:39:44,699 --> 00:39:47,730
،و یکی از اشعارش
.چنین بیتی داشت

752
00:39:47,772 --> 00:39:49,975
به نام پدر ، پسر و روح‌القدس»
«در هم بشکن قلبم را

753
00:39:49,997 --> 00:39:52,929
.که اشاره‌ای به تثلیث مقدس مسیحیت داشت

754
00:39:54,629 --> 00:39:57,757
<i>به نظرم ، این کار
.ادای احترامی به جین تاتلاک بود</i>

755
00:39:58,089 --> 00:40:00,428
...چون جین و اوپی

756
00:40:00,450 --> 00:40:03,160
.اشعار جان دان رو توی تخت‌خواب می‌خوندن

757
00:40:13,384 --> 00:40:18,214
[15جولای سال 1945]{\an3}
[نیومکزیکو ، الماگوردو]

758
00:40:13,359 --> 00:40:16,586
<i>...15جولای سال 1945{\an8}</i>

759
00:40:16,928 --> 00:40:18,472
<i>.نیومکزیکو ، الماگورودو{\an8}</i>

760
00:40:19,303 --> 00:40:21,530
<i>...یک روز مانده به آزمایش{\an8}</i>

761
00:40:19,254 --> 00:40:23,311
<i>[صدای مجری شبکه‌ی ان‌بی‌سی]{\an3}
[ژانویه 1965]</i>

762
00:40:21,572 --> 00:40:23,394
<i>.اولین سلاح اتمی جهان{\an8}</i>

763
00:40:24,909 --> 00:40:27,220
<i>...«ساعات پیش از عملیات «تثلیث</i>

764
00:40:27,301 --> 00:40:30,066
<i>...یکی از بی‌نظیرترین لحظاتِ</i>

765
00:40:30,087 --> 00:40:32,300
<i>.سرشار از نگرانی قابل تصور بود</i>

766
00:40:32,742 --> 00:40:35,244
...میلیاردها دلار سرمایه

767
00:40:35,416 --> 00:40:37,155
...صدها هزار نفری که

768
00:40:37,187 --> 00:40:42,001
در ساخت لحظه‌ی آزمایش
.این سلاح جدید مشارکت داشتن

769
00:40:42,043 --> 00:40:44,295
...بار مسئولیت این آزمایش هم

770
00:40:44,537 --> 00:40:46,673
.بی‌شک ، روی دوش اوپنهایمر بود

771
00:40:47,514 --> 00:40:48,700
<i>...در محل آزمایش بمب</i>

772
00:40:48,741 --> 00:40:50,924
<i>.دانشمندان تحت فشار زیادی ، مشغول کارند</i>

773
00:40:51,546 --> 00:40:54,022
<i>به آن‌ها گفته شده که
.امکان اتلاف وقت وجود ندارد</i>

774
00:40:54,893 --> 00:40:57,033
<i>هنگامی که رئیس جمهور
...با استالین دیدار می‌کند</i>

775
00:40:57,064 --> 00:40:58,302
<i>.باید از نتایج این آزمایش مطلع شود</i>

776
00:40:59,343 --> 00:41:01,104
<i>...قرار بود رئیس جمهور آمریکا</i>

777
00:41:01,145 --> 00:41:03,766
<i>.در کنفرانس پوتسدام شرکت کنه</i>
778

778
00:41:03,797 --> 00:41:05,400
<i>.پوتسدام ، شهری در آلمان‌ـه</i>

779
00:41:05,491 --> 00:41:06,976
...قرار بود با جوزف استالین

780
00:41:07,118 --> 00:41:08,319
.و وینستون چرچیل دیدار کنه

781
00:41:08,621 --> 00:41:10,313
...تا درباره‌ی سرنوشت اروپا

782
00:41:10,354 --> 00:41:11,848
و سرنوشت جنگ اقیانوس آرام
.پای گفت‌وگو بنشینن

783
00:41:12,300 --> 00:41:14,298
...رئیس جمهور باید از بابت

784
00:41:14,340 --> 00:41:16,996
.آماده‌بودن سلاح هسته‌ای مطمعن می‌شد

785
00:41:27,038 --> 00:41:28,715
<i>.هیچ‌کس آروم و قرار نداشت</i>

786
00:41:28,756 --> 00:41:31,083
<i>.تازه ، اون‌ها باید اوپنهایمر رو آروم می‌کردن</i>

787
00:41:31,125 --> 00:41:33,088
<i>.رو پاهاش بند نمی‌شد</i>

788
00:41:34,627 --> 00:41:35,714
<i>.مدام سیگار می‌کشید</i>

789
00:41:35,755 --> 00:41:37,844
<i>.کار همیشگی‌ش بود</i>

790
00:41:39,468 --> 00:41:42,178
<i>...تو اون وضعیت ، اصلاً دلم نمی‌خواست{\an8}</i>

791
00:41:41,032 --> 00:41:43,279
[صدای سپهبد ژنرال لزلی گروز]{\an3}
[1896-1970]
[مدیر پروژه‌‌ی منهتن]

792
00:41:42,220 --> 00:41:44,105
<i>.دکتر اوپنهایمر دستپاچه باشه{\an8}</i>

793
00:41:46,877 --> 00:41:49,018
...یه عکس معروف از اون شب هست

794
00:41:49,490 --> 00:41:52,894
که اوپنهایمر خودش رو
.چهار دست و پا ، تا بالای دکل می‌رسونه

795
00:41:53,205 --> 00:41:55,092
.همون‌جایی که بمب کار گذاشته شده بود

796
00:41:56,360 --> 00:41:58,948
.آخرین درپوش‌ها رو بررسی می‌کرد

797
00:41:59,019 --> 00:42:01,582
.تا مطمعن بشه که همه‌چیز سرجاشه

798
00:42:03,023 --> 00:42:04,235
.کاملاً نگرانی‌ش پیدا بود

799
00:42:04,367 --> 00:42:06,970
.تک‌تک جزئیات رو بررسی می‌کرد

800
00:42:08,382 --> 00:42:09,869
<i>...اوپنهایمر اصلآً از بابت</i>

801
00:42:09,890 --> 00:42:10,882
<i>.کار کردن بمب مطمعن نبود</i>

802
00:42:11,253 --> 00:42:12,416
<i>...در حقیقت ، سر ده دلار</i>

803
00:42:12,438 --> 00:42:13,551
<i>...با یکی دیگه از دانشمندها</i>

804
00:42:13,593 --> 00:42:15,548
.شرط بسته بود که کار نکنه

805
00:42:16,961 --> 00:42:17,989
<i>...صدها قطعه بود</i>

806
00:42:18,030 --> 00:42:19,356
<i>،که احتمال اشتباه کار گذاشته ‌شدن‌شون
.وجود داشت</i>

807
00:42:21,458 --> 00:42:24,511
هر کدوم از این قطعه‌ها
.می‌تونست منجر به شکست آزمایش بشه

808
00:42:25,712 --> 00:42:27,290
<i>.همه دلشوره داشتن</i>

809
00:42:27,391 --> 00:42:28,939
<i>اصلاً ممکن بود کار کنه؟</i>

810
00:42:29,430 --> 00:42:32,536
.سوال دیگه هم اینه
.آخه کسی مطمعن نبود

811
00:42:32,578 --> 00:42:35,155
اگه کل جَو آتش بگیره چی؟

812
00:42:37,946 --> 00:42:39,735
<i>...اگه بمب رو منفجر کنیم</i>

813
00:42:39,877 --> 00:42:42,680
...و جَو رو به آتش بکشه{\an8}

814
00:42:42,304 --> 00:42:43,812
[دکتر مارینا رابینسون اسنودِن]{\an3}
[کارشناس امنیت هسته‌ای]

815
00:42:42,721 --> 00:42:43,812
و گریبان‌گیر همه‌مون بشه چی؟{\an8}

816
00:42:45,925 --> 00:42:48,505
<i>.به هر صورت ، جَو از اکسیژن ساخته شده</i>

817
00:42:49,003 --> 00:42:51,381
<i>...آیا ممکنه اکسیژن جَو</i>

818
00:42:51,732 --> 00:42:54,444
<i>به خاطر بمب اتمی بسوزه؟</i>

819
00:42:54,605 --> 00:42:56,661
.کسی جواب این سوال‌ها رو {\an8}نمی‌دونست

820
00:42:54,835 --> 00:42:56,705
[دکتر میچیو کاکو]{\an3}
[فیزیکدان نظری]

821
00:43:00,929 --> 00:43:06,829
[16جولای 1945]{\an3}
[ساعت 5:29 صبح]
[یک دقیقه تا شروع عملیات]

822
00:43:03,240 --> 00:43:06,888
<i>،16جولای 1945{\an8}
.هوا گرگ و میش بود</i>

823
00:43:07,690 --> 00:43:08,815
<i>.آسمون تاریک بود</i>

824
00:43:09,046 --> 00:43:12,235
<i>.بمب در 30متری دکل کار گذاشته شده بود</i>

825
00:43:12,476 --> 00:43:14,220
<i>.دیگه حاضر بودن</i>

826
00:43:15,562 --> 00:43:18,617
<i>اوپنهایمر توی یکی از
.پناهگاه‌های ساخته‌شده بود</i>

827
00:43:23,191 --> 00:43:25,156
<i>.اوپنهایمر خودش رو آماده کرده بود</i>

828
00:43:25,418 --> 00:43:28,167
<i>،طبق گفته‌ی عده‌ای
...زیر لب می‌گفت</i>

829
00:43:28,379 --> 00:43:30,862
<i>«.بارالهی ، تحمل‌ این موضوع برام سخته»</i>

830
00:43:35,082 --> 00:43:36,159
<i>.ده</i>

831
00:43:37,100 --> 00:43:37,715
<i>.نه</i>

832
00:43:38,640 --> 00:43:39,220
<i>.هشت</i>

833
00:43:39,722 --> 00:43:41,814
<i>...اوپنهایمر ، زیر لب می‌گفت</i>

834
00:43:41,846 --> 00:43:43,283
<i>«.باید به هوش باشم»</i>

835
00:43:43,795 --> 00:43:44,384
<i>.هفت</i>

836
00:43:44,776 --> 00:43:46,496
«.باید به هوش باشم»

837
00:43:47,347 --> 00:43:48,068
<i>.شش</i>

838
00:43:48,649 --> 00:43:50,332
<i>.ثانیه‌ها نمی‌گذشتن</i>

839
00:43:50,773 --> 00:43:51,638
<i>.پنج</i>

840
00:43:52,903 --> 00:43:53,627
<i>.چهار</i>

841
00:43:54,769 --> 00:43:55,477
<i>.سه</i>

842
00:43:56,752 --> 00:43:57,890
<i>.دو</i>

843
00:43:58,231 --> 00:44:00,343
<i>...و یکدفعه</i>

844
00:44:07,668 --> 00:44:08,967
<i>.همه‌جا روشن شد</i>

845
00:44:19,844 --> 00:44:21,637
<i>...یکی از دانشمندها بهم گفت</i>

846
00:44:21,879 --> 00:44:25,133
<i>مثل این می‌مونه که
.یکی در کوره رو باز کنه</i>

847
00:44:26,717 --> 00:44:28,736
<i>.یکدفعه ، گرمای خیلی شدیدی به وجود اومد</i>

848
00:44:28,778 --> 00:44:30,271
<i>.گرمای تابشی بود</i>

849
00:44:30,313 --> 00:44:32,649
<i>.با سرعت نور پیش می‌رفت</i>

850
00:44:32,990 --> 00:44:35,793
<i>.بعد هم صدای امواج این غرش رو داشتیم</i>

851
00:44:36,135 --> 00:44:39,922
<i>و در نهایت ، اولین ابر قارچی
.کم‌کم بالا رفت</i>

852
00:44:40,294 --> 00:44:44,218
<i>.نارنجی و بنفش و آبی و زرد بود</i>

853
00:44:44,260 --> 00:44:47,597
<i>می‌خروشید و
.هر چی بالاتر می‌رفت ، بیشتر می‌شد</i>

854
00:44:48,139 --> 00:44:52,001
اوپنهایمر می‌گفت «اتفاق جدیدی
«.در زمین رقم خورده

855
00:44:52,043 --> 00:44:54,077
«.مسئله‌ای جدید برای بشریت‌ـه»

856
00:44:58,573 --> 00:45:00,223
<i>.مردم ، انفجار دیده بودن</i>

857
00:45:00,245 --> 00:45:04,542
<i>.سال‌ها ، آزمایش بمب‌ها رو دیده بودن
...ولی انفجار در این حد</i>

858
00:45:04,924 --> 00:45:07,799
...خیلی
.خیلی حیرت آور بود

859
00:45:09,434 --> 00:45:11,459
<i>...تا به حال ، چنین لحظه‌ای</i>

860
00:45:11,470 --> 00:45:12,763
<i>.در تاریخ دنیا رقم نخورده بود</i>

861
00:45:13,765 --> 00:45:17,555
<i>،نگاهِ به دنیا
...نگاهِ به اهمیت این موضوع</i>

862
00:45:17,576 --> 00:45:21,931
،و ماهیت‌ خودمون
.به طور ملموسی تغییر کرد

863
00:45:22,573 --> 00:45:27,269
مثل آزاد کردن نیرویی
...غیر قابل تصور می‌مونه

864
00:45:27,361 --> 00:45:30,165
که از حالا به بعد
.مورد توجه قرار می‌گیره

865
00:45:37,854 --> 00:45:39,866
<i>می‌دونستیم که
.دنیا مثل قبل‌ش نمی‌شه</i>

866
00:45:42,760 --> 00:45:45,066
.یه سری‌ها می‌خندیدن

867
00:45:47,015 --> 00:45:48,385
.یه سری‌ها اشک می‌ریختن

868
00:45:49,267 --> 00:45:51,019
.بیشتری‌ها هم مات و مبهوت بودن

869
00:45:54,258 --> 00:45:58,109
یاد بندی از
.انجیل هندی افتادم

870
00:45:58,151 --> 00:45:59,461
.بهاگواد گیتا

871
00:46:02,739 --> 00:46:03,890
...ویشنو

872
00:46:05,930 --> 00:46:08,881
...در تلاش برای مجاب‌کردن شاهزاده‌ست تا

873
00:46:10,413 --> 00:46:12,030
.به وظیفه‌ش عمل کنه

874
00:46:12,715 --> 00:46:14,951
...و برای تحت تأثیر قرار دادن‌ش

875
00:46:15,363 --> 00:46:20,053
...چهار دست خودش رو بالا میاره و میگه

876
00:46:20,915 --> 00:46:24,703
.حالا خدای مرگ شدم
.نابودگر دنیاها شدم

877
00:46:27,538 --> 00:46:30,375
،به نظرم
.در هر صورت ، برای همه‌مون صدق می‌کنه

878
00:46:43,496 --> 00:46:47,076
<i>،بعد از اتمام آزمایش
.اوپنهایمر ، باد به غبغب انداخته بود</i>

879
00:46:47,928 --> 00:46:49,085
<i>.خدا رو بنده نبود</i>

880
00:46:49,977 --> 00:46:50,954
<i>.موفق شده بود</i>

881
00:46:52,919 --> 00:46:55,827
<i>اوپنهایمر به این دستاورد
.خیلی می‌بالید</i>

882
00:46:57,942 --> 00:46:59,636
.وقت تغییر دنیا بود

883
00:46:59,668 --> 00:47:01,665
برای دانشمندها هم
.مثل روز روشن بود

884
00:47:06,910 --> 00:47:08,039
...حالا مسئله اینجا بود

885
00:47:08,060 --> 00:47:09,988
که دولت با این اختراع
.قراره چیکار کنه

886
00:47:10,062 --> 00:47:13,072
[محل تثلیث]
[جایی که اولین سلاح هسته‌ای در تاریخ 16جولای 1945 منفجر شد]

887
00:47:13,160 --> 00:47:14,377
<i>...گروز به سرعت</i>

888
00:47:14,409 --> 00:47:16,684
.به دفتر کارش تو واشینگتن برگشت
.و خبر رو تلگرام کرد

889
00:47:16,746 --> 00:47:19,916
گفت که
...آزمایش بمب موفق آمیز بوده

890
00:47:19,957 --> 00:47:23,518
.و حتی قوی‌تر از تصورشون بوده

891
00:47:25,238 --> 00:47:28,531
.این خبر به گوش ترومن می‌رسه
...و

892
00:47:28,833 --> 00:47:30,702
.رفتارش در پوتسدام به کل تغییر می‌کنه

893
00:47:30,743 --> 00:47:34,054
یه دفعه حس می‌کنه که
.پیروزی تو مُشت‌شه

894
00:47:34,136 --> 00:47:36,235
،یه دفعه
.به استالین امر و نهی می‌کنه

895
00:47:36,377 --> 00:47:39,144
،تصمیم می‌گیره که به هیچ‌وجه
.ژاپنی‌ها هیچ امتیازی نگیرن

896
00:47:40,712 --> 00:47:41,329
...ترومن

897
00:47:41,350 --> 00:47:46,309
.از وقتی رئیس جمهور شد ، از بمب خبر داشت
...ولی با دونستن اینکه بمب کار می‌کنه

898
00:47:46,330 --> 00:47:48,036
...و حتی قوی تر از تصورمون‌ـه

899
00:47:48,377 --> 00:47:50,723
.زمین تا آسمون واسش فرق داشت

900
00:47:52,084 --> 00:47:56,028
...خواسته‌ی ما این بوده و هست

901
00:47:56,290 --> 00:47:58,415
!بی چون و چرا ، تسلیم شوید

902
00:48:02,742 --> 00:48:04,143
<i>...پدر و مادرم</i>

903
00:48:04,185 --> 00:48:05,615
<i>.هر دو ، کهنه سرباز جنگ جهانی دوم بودن</i>

904
00:48:05,647 --> 00:48:08,565
<i>...مادرم می‌گفت بعدِ</i>

905
00:48:09,687 --> 00:48:11,498
<i>...بعدِ چهار سال جنگ</i>

906
00:48:12,960 --> 00:48:15,568
<i>...دیگه کسی
.کسی اعزام نمی‌شد</i>

907
00:48:15,580 --> 00:48:18,550
،استفاده از سلاح هسته‌ای
کار درستیه؟

908
00:48:20,126 --> 00:48:21,786
درست نمی‌گم؟
.کافیه دیگه

909
00:48:23,487 --> 00:48:25,131
...خیلی ناخوشاینده که این‌جوری

910
00:48:25,283 --> 00:48:27,451
هر کاری از دست‌تون بر میاد ، انجام بدین
.تا جنگ خاتمه پیدا کنه

911
00:48:28,973 --> 00:48:31,337
.همه ترسیده و خسته بودن

912
00:48:32,449 --> 00:48:35,842
...هر کس ، آشنایی داشت

913
00:48:35,884 --> 00:48:38,378
.که به خاطر جنگ از دنیا رفته بود

914
00:48:40,850 --> 00:48:42,741
<i>...با آماده‌شدن بمب</i>

915
00:48:43,183 --> 00:48:44,702
<i>،گزینه‌های روی میز
.شوکه‌کننده بودن</i>

916
00:48:45,843 --> 00:48:48,537
مثل روز واسه‌شون روشن بود که
...اگه چنین بمبی رو

917
00:48:48,579 --> 00:48:51,541
بر سر مردان و زنان و بچه‌های
...شهرهای ژاپن بندازن

918
00:48:51,953 --> 00:48:54,347
.چند صد هزار نفر از دنیا می‌رن

919
00:48:54,709 --> 00:48:59,616
اما اگه با بمب
...جلوی جنگ رو نگیرن

920
00:49:00,487 --> 00:49:02,415
.میلیون‌ها نفر از دنیا می‌رن

921
00:49:02,726 --> 00:49:05,630
.با این حساب ، دو تا راهکار وجود داشت

922
00:49:05,672 --> 00:49:07,749
.ولی یه راهکار سومی هم بود

923
00:49:08,351 --> 00:49:11,119
،راهکار سوم
.کشیدن خط و نشون بود

924
00:49:11,460 --> 00:49:15,823
شاید انفجار خلیج توکیو و
...کُشته‌شدن عده‌ی انگشت‌شماری

925
00:49:16,035 --> 00:49:17,617
.خط و نشون خیلی خوبی باشه

926
00:49:18,318 --> 00:49:20,361
.و شاید ژاپنی‌ها تسلیم بشن

927
00:49:21,193 --> 00:49:24,733
اون هم فقط به این خاطر که
.قدرت غیر قابل کنترل این بمب رو دیده بودن

928
00:49:25,775 --> 00:49:28,311
.اوپنهایمر ، این راهکار رو قبول نکرد

929
00:49:28,352 --> 00:49:30,664
.نقشه‌کش‌های واشینگتن هم قبول نکردن

930
00:49:35,942 --> 00:49:38,037
<i>...واسه‌مون سوال بود که</i>

931
00:49:38,079 --> 00:49:39,832
<i>...ویرانگری‌‌ش</i>

932
00:49:40,873 --> 00:49:42,325
...خطرش

933
00:49:42,807 --> 00:49:46,788
.به وضوح خط و نشون می‌کشه

934
00:49:47,019 --> 00:49:50,663
اون هم با شلیک به
.زمینی بایر و خالی از سکنه

935
00:49:51,075 --> 00:49:52,946
.حسابی دو به شک بودیم

936
00:49:56,462 --> 00:50:00,593
تعداد انگشت‌شماری
...نسبت به

937
00:50:00,604 --> 00:50:04,522
...جی. رابرت اوپنهایمر متوجه اتفاقِ

938
00:50:04,564 --> 00:50:06,637
.پس از به‌کار گیری این بمب در جنگ بودن

939
00:50:06,649 --> 00:50:09,236
...اوپنهایمر خیلی خوب این رو می‌دونست

940
00:50:09,777 --> 00:50:12,147
.که این ویرانگری بی‌فایده‌ست

941
00:50:19,393 --> 00:50:23,032
،دفتردارش ، اَن ویلسون
...ماجرایی رو واسم تعریف کرد

942
00:50:23,104 --> 00:50:24,638
.که هنوز هضم‌ش نکردم

943
00:50:25,109 --> 00:50:27,035
...«بعد از عملیات «تثلیث

944
00:50:27,547 --> 00:50:30,766
.یه روز ، همراه رابرت سر کار می‌ره

945
00:50:31,787 --> 00:50:35,832
رابرت چند قدم ازش جلوتره و
...یکدفعه زیر لب می‌گه

946
00:50:36,563 --> 00:50:39,124
«.طفلکی مردم»
«.طفلکی مردم»

947
00:50:41,375 --> 00:50:44,455
ان ، میون کلام‌ش می‌پره و می‌گه
«رابرت. چی زیر لب میگی؟»

948
00:50:46,866 --> 00:50:49,036
...نگاهی بهش می‌کنه و می‌گه

949
00:50:50,217 --> 00:50:51,778
...راستش ، قراره

950
00:50:51,819 --> 00:50:54,280
.بمب تو یکی دو شهر ژاپن انداخته بشه

951
00:50:54,322 --> 00:50:56,492
...قربانیان هم

952
00:50:58,014 --> 00:51:00,204
.شهروندها باشن
.یه شهر کامل

953
00:51:01,876 --> 00:51:06,209
.طبیعی بود که بهش فکر کنه
.مثل خوره ، به ذهن‌ش افتاده‌ بود

954
00:51:07,051 --> 00:51:12,515
،یادمه که همون هفته
...با فرمانده‌هایی

955
00:51:12,556 --> 00:51:14,620
،که مسئول بمباران بودن
.دیدار کرد

956
00:51:14,892 --> 00:51:16,644
...و روشن‌شون می‌کرد که

957
00:51:16,686 --> 00:51:19,439
...دقیقاً چطور بمب انداخته بشه

958
00:51:19,780 --> 00:51:23,092
...و برای حداکثر قدرت تخریب

959
00:51:23,134 --> 00:51:25,262
.توی چه ارتفاعی منفجر بشه

960
00:51:26,984 --> 00:51:29,665
<i>...غم‌خوار بودن‌ و</i>

961
00:51:29,707 --> 00:51:35,113
<i>محترم‌ و
...بشر دوست بودن‌ش‌</i>

962
00:51:35,274 --> 00:51:39,826
با موافق‌بودن‌ش
...با انداختن بمب در شهرها

963
00:51:39,867 --> 00:51:42,573
...و محاسبه‌کردن ارتفاع مناسب

964
00:51:42,595 --> 00:51:44,213
.برای تخریب‌ خونه‌ها نمی‌خوند
درست نمی‌گم؟

965
00:51:44,255 --> 00:51:46,124
آخه چه جوری می‌شه این دو تا رو
با هم وفق داد؟

966
00:51:47,515 --> 00:51:50,870
به نظرم ، از یه لحاظ
...اوپنهایمر امیدوار بود که

967
00:51:50,912 --> 00:51:55,825
...اولین و آخرین باری باشه

968
00:51:55,857 --> 00:51:58,511
که این سلاح هسته‌ای
.به کار گرفته می‌شه

969
00:51:58,543 --> 00:52:00,341
...و در این صورت

970
00:52:00,463 --> 00:52:03,477
،برای اطمینان خاطر از اینکه همین یه‌ بار
...آخرین کاربرد این سلاح هسته‌ای هست

971
00:52:03,679 --> 00:52:07,112
باید به بدترین و شدیدترین شکل ممکن
.منفجر بشه

972
00:52:11,036 --> 00:52:14,736
[5آگوست سال 1945]{\an3}
[اقیانوس آرام ، جزیره‌ی تینیان]

973
00:52:17,685 --> 00:52:20,125
<i>...آگوست 1945</i>

974
00:52:20,526 --> 00:52:23,553
<i>تمام شهرهای ژاپن که جمعیت‌شون
...بیشتر از 50هزار نفر بود</i>

975
00:52:23,584 --> 00:52:28,516
<i>.کامل سوخته بودن
...به جز سه چهارتا شهر</i>

976
00:52:28,788 --> 00:52:31,870
.که از قصد ، اهداف بمباران اتمی نبودن

977
00:52:32,471 --> 00:52:35,514
...به خاطر داشتنِ شرایط طبیعی‌ای

978
00:52:35,556 --> 00:52:38,978
،که آزمایش بمب رو محقق می‌کردن
.انتخاب شده بودن

979
00:52:47,224 --> 00:52:49,146
.هیروشیما ، شهر کم ارتفاعی بود

980
00:52:49,947 --> 00:52:54,262
،و با انتخاب این شهر
...می‌شد

981
00:52:54,583 --> 00:52:57,388
.امواج بمب رو تا حاشیه و کناره‌ها دید

982
00:52:58,429 --> 00:53:00,241
برای همین بود که
.هیروشیما انتخاب شد

983
00:53:10,074 --> 00:53:12,327
...وقتی یه بچه‌ی کوچک بودم

984
00:53:12,419 --> 00:53:14,794
.هفت رودخونه از شهر می‌گذشت

985
00:53:15,550 --> 00:53:18,266
.کرانه‌های زیبای رودخونه‌ها{\an8}

986
00:53:15,890 --> 00:53:17,907
[دکتر هیدِکو تامورا]{\an3}
[نجات‌یافته‌ی هیروشیما در ده سالگی]

987
00:53:18,808 --> 00:53:20,533
.آب ، زلال بود

988
00:53:21,235 --> 00:53:26,349
توی باغ‌های شگفت‌انگیز و
.لا به لای گل‌ها می‌دویدم

989
00:53:26,891 --> 00:53:30,369
.دنبال حشرات بسیار زیبا می‌دویدم

990
00:53:30,511 --> 00:53:32,086
.از هر نوعی بودن

991
00:53:33,447 --> 00:53:35,033
.پرنده‌ها ، آواز می‌خوندن

992
00:53:35,224 --> 00:53:37,023
.درکی از جنگ نداشتن

993
00:53:37,085 --> 00:53:40,790
.یه دفعه ، همه‌جا ساکت شد
.صدای شادی و خوشبختی نمیومد

994
00:53:42,514 --> 00:53:43,264
[هواپیمای اِنولا گِی]
[همان هواپیمایی که بمب در هیروشیما انداخت]

995
00:53:46,192 --> 00:53:49,414
.بلکه صدای انفجار میومد

996
00:53:49,455 --> 00:53:51,333
.انگار زمین ، از کوره در رفته بود

997
00:53:55,907 --> 00:54:02,547
[6آگوست سال 1945]
[ژاپن ، هیروشیما]

998
00:54:16,224 --> 00:54:17,710
<i>...در چند روز گذشته</i>

999
00:54:17,822 --> 00:54:22,311
<i>،یک هواپیمای آمریکایی
.بمبی در خاک هیروشیما انداخت</i>

1000
00:54:24,043 --> 00:54:28,903
قدرت آن بمب ، به بیش از
.20هزار تُن تی‌ان‌تی می‌رسید

1001
00:54:31,983 --> 00:54:33,584
.یک بمب اتمی بود

1002
00:54:34,525 --> 00:54:37,796
.‌وسیله‌ای برای تسلط بر قدرت محضِ جهان

1003
00:54:46,404 --> 00:54:49,669
...بیش از دو میلیارد دلار

1004
00:54:49,690 --> 00:54:52,827
،در بزرگترین قمار علمی تاریخ
.هزینه کردیم

1005
00:54:53,269 --> 00:54:54,416
.و پیروز شدیم

1006
00:54:55,070 --> 00:55:00,170
[سه روز بعد]

1007
00:55:02,194 --> 00:55:06,694
[9آگوست سال 1945]{\an3}
[ژاپن ، ناگازاکی]

1008
00:55:07,258 --> 00:55:08,826
<i>.ژاپن ، به سرنوشت شومی دچار شده</i>

1009
00:55:09,618 --> 00:55:11,454
<i>.چنین اتفاقی ، از یک بمب ساده بر نمی‌آید</i>

1010
00:55:11,916 --> 00:55:14,117
<i>باعث تَلی از اجساد
.ملّتی متجاوز گردیده</i>

1011
00:55:42,240 --> 00:55:44,671
<i>.هر لحظه‌ش رو یادمه</i>

1012
00:55:47,497 --> 00:55:49,577
.تو عمرم ، انقدر بی‌نوا نبودم

1013
00:55:55,364 --> 00:55:56,966
.زیر آوار بودم

1014
00:55:58,208 --> 00:56:01,745
باید هر جوری بود
.به سمت نور می‌خزیدم و بیرون میومدم

1015
00:56:07,318 --> 00:56:09,659
.باید دنبال مادرم می‌گشتم

1016
00:56:22,500 --> 00:56:26,563
...وقتی مردم بی‌نوایِ در حال مرگ رو می‌بینی

1017
00:56:27,064 --> 00:56:29,439
دلت نمی‌خواد که مادرت هم
.یکی از اون‌ها باشه

1018
00:56:32,493 --> 00:56:34,954
...یه کلمه هم از

1019
00:56:35,296 --> 00:56:40,335
.پسر عموم ، مادرم یا بهترین دوستم نشنیدم

1020
00:56:47,967 --> 00:56:51,554
.از ته دلم می‌خواستم مثل اون‌ها مُرده باشم

1021
00:56:52,096 --> 00:56:55,725
چون بعد از اون اتفاق
...زندگی ، خیلی طاقت ‌فرسا

1022
00:56:55,767 --> 00:56:57,298
.و سخت بود

1023
00:56:57,310 --> 00:57:00,340
.هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی

1024
00:57:00,364 --> 00:57:01,034
[هیروشیما ، 4آوریل سال 1946]

1025
00:57:01,040 --> 00:57:01,258
[برداشت 357 اُم]

1026
00:57:09,182 --> 00:57:11,322
[فیلمبرداری شده توسط دولت آمریکا]

1027
00:57:11,471 --> 00:57:13,969
<i>...چند سال بعد از جنگ</i>

1028
00:57:15,311 --> 00:57:19,174
<i>.فیلم خام هیروشیما و ناگازاکی رو دیدم</i>

1029
00:57:23,898 --> 00:57:24,298
[برداشت 359 اُم]

1030
00:57:25,641 --> 00:57:26,761
<i>.بی‌صدا هم بود</i>

1031
00:57:26,873 --> 00:57:31,018
.فیلمی از پوست مردم‌ بود

1032
00:57:31,030 --> 00:57:34,283
...و طرح‌های واژگون گل کیمونو

1033
00:57:34,315 --> 00:57:35,715
.روی سوختگی‌شون بود

1034
00:57:35,747 --> 00:57:38,560
.اجساد هم تو رودخونه‌ها بودن

1035
00:57:39,602 --> 00:57:41,688
.خیلی شوکه‌کننده بود

1036
00:57:44,712 --> 00:57:47,244
پیش خودم گفتم
«.همه‌شون ، دوست‌های پدرم هستن»

1037
00:57:48,086 --> 00:57:50,147
«از کارشون خبر دارن؟»

1038
00:57:51,789 --> 00:57:54,518
.اصلاً باورم نمی‌شد

1039
00:57:54,560 --> 00:57:55,992
.خیلی وحشتناک بود

1040
00:58:01,057 --> 00:58:03,036
<i>...وقتی خبر ویرانگری</i>

1041
00:58:03,067 --> 00:58:04,711
<i>...به لس آلاموس رسید</i>

1042
00:58:05,453 --> 00:58:08,950
.هضم‌ش برای دانشمندها سخت بود

1043
00:58:10,825 --> 00:58:12,594
.درسته
.جنگ فاجعه‌باری بود

1044
00:58:13,256 --> 00:58:15,338
...به هر صورت ، ده‌ها هزار نفر

1045
00:58:15,379 --> 00:58:16,898
.تو این حملات کُشته شده بودن

1046
00:58:18,391 --> 00:58:19,983
.شهرها ویران شده بودن

1047
00:58:24,832 --> 00:58:28,724
و هضم این موضوع
.برای خیلی از دانشمندها سخت بود

1048
00:58:30,306 --> 00:58:32,113
...شک ندارم که هضم این موضوع{\an8}

1049
00:58:31,397 --> 00:58:34,454
[اَلِن کارّ]{\an3}
[مورخ باسابقه‌ی آزمایشگاه لس آلاموس]

1050
00:58:32,145 --> 00:58:33,769
.تا آخر برای اوپنهایمر سخت بوده{\an8}

1051
00:58:36,826 --> 00:58:41,547
...هیروشیما ، هم هزینه‌ی گزافی

1052
00:58:41,639 --> 00:58:43,851
در این دنیا داشت
...و هم رنج و بی‌رحمیِ

1053
00:58:45,593 --> 00:58:47,178
.گزافی رو به دنبال داشت

1054
00:58:49,185 --> 00:58:51,716
.گفتن‌ش الان راحت به نظر میاد

1055
00:58:58,751 --> 00:59:01,109
...اوپنهایمر ، به هیچ‌وجه

1056
00:59:01,141 --> 00:59:03,253
.به خاطر هیروشیما و ناگازاکی عذرخواهی نکرد{\an8}

1057
00:59:02,277 --> 00:59:06,793
[کریستوفر نولان]{\an3}
[نویسنده و کارگردان فیلم اوپنهایمر]

1058
00:59:03,644 --> 00:59:05,389
...بیش از حد{\an8}

1059
00:59:05,401 --> 00:59:08,891
...توی تمام اظهارات‌‌ش در مورد{\an8}

1060
00:59:09,233 --> 00:59:11,929
،وجدان‌ش پس از دست‌ داشتن در این بمب‌گذاری
.محتاط و تودار بود

1061
00:59:13,271 --> 00:59:16,032
،به هر صورت
...رفتارش بعد از حادثه‌ی هیروشیما و ناکازاکی

1062
00:59:16,754 --> 00:59:18,268
...رفتارِ

1063
00:59:18,289 --> 00:59:21,529
.کسی بود که مرتکب گناهی شده

1064
00:59:23,067 --> 00:59:24,488
<i>...همگی گرد هم آمدیم</i>

1065
00:59:26,020 --> 00:59:30,126
<i>در حضور نمایندگان هر دو قدرت بزرگِ
.درگیرِ جنگ</i>

1066
00:59:30,638 --> 00:59:33,216
<i>.تا تفاهم‌نامه‌ای رسمی وضع شود</i>

1067
00:59:33,457 --> 00:59:36,252
<i>.و به موجب آن ، صلح برقرار شود</i>

1068
00:59:40,798 --> 00:59:42,775
...بعد از ظهر امروز

1069
00:59:43,117 --> 00:59:45,245
.پیامی از سوی دولت ژاپن دریافت کردم

1070
00:59:47,163 --> 00:59:49,624
من این پاسخ را
...تسلیم کامل

1071
00:59:49,715 --> 00:59:52,377
و بی قید و شرط ژاپن
.قلمداد می‌کنم

1072
00:59:54,586 --> 00:59:56,741
...البته که خیلی‌ها فکر می‌کردن

1073
00:59:56,762 --> 00:59:59,401
.بمب اتمی ، باعث پایان جنگ جهانی دوم شده

1074
00:59:59,595 --> 01:00:00,943
[جنگ خاتمه یافت]
[ژاپن تسلیم شد]

1075
01:00:01,294 --> 01:00:02,154
.شاید هم شده بود

1076
01:00:05,031 --> 01:00:07,551
باعث و بانی‌ این اتفاق هم{\an8}
.رابرت اوپنهایمر بود

1077
01:00:05,275 --> 01:00:07,989
[جان الس]{\an3}
[کارگردان مستند فردای تثلیث]

1078
01:00:09,350 --> 01:00:11,254
<i>.اسمش همه‌جا بود</i>{\an8}

1079
01:00:10,078 --> 01:00:14,435
[صدای: روی گِلابِر]{\an3}
[1925-2018]
[دانشمند پروژه‌ی منهتن]

1080
01:00:11,296 --> 01:00:14,440
<i>.عکسش روی جلد مجله «فورتایم» بود{\an8}</i>

1081
01:00:14,522 --> 01:00:16,399
<i>.یه‌بار عکسش روی مجله «فورلایف» بود</i>

1082
01:00:16,550 --> 01:00:18,332
<i>...یه مجله هم نبود</i>

1083
01:00:18,344 --> 01:00:19,663
<i>.که عکسش روش نباشه</i>

1084
01:00:20,544 --> 01:00:23,344
«اولین چاپ مجله‌ی «علم فیزیک امروز
...به وضوح

1085
01:00:23,366 --> 01:00:25,946
یه کلاه تمام‌لبه رو روی
.یک دستگاه کنترل شتاب‌گر گذاشته بود

1086
01:00:27,310 --> 01:00:29,677
[گِرِگ هِرکِن]{\an3}
[نویسنده‌ی کتاب انجمن بمب‌سازان]

1087
01:00:27,048 --> 01:00:29,602
همه هم می‌دونستن که{\an8}
.اون ، کلاهِ اوپنهایمره

1088
01:00:32,265 --> 01:00:33,935
<i>.یه اسطوره بود</i>

1089
01:00:34,036 --> 01:00:36,646
<i>.علّامه‌ی دهر آمریکا بود</i>

1090
01:00:37,338 --> 01:00:39,337
<i>.خودش هم این وضعیت رو دوست داشت</i>

1091
01:00:42,316 --> 01:00:46,586
<i>شاید فکر می‌کرد که
...بالأخره موفق شده</i>

1092
01:00:46,917 --> 01:00:50,352
<i>.و دیگه ناشناس نیست</i>

1093
01:00:52,438 --> 01:00:55,681
...حالا ، نه تنها در مرکز توجه بود{\an8}

1094
01:00:52,605 --> 01:00:56,622
[جِنِت کُنانت]{\an3}
[نویسنده‌ی کتاب 109 خانه در شرق]

1095
01:00:55,723 --> 01:00:57,483
.بلکه به  قلّه‌ی موفقیت رسیده بود{\an8}

1096
01:01:02,312 --> 01:01:06,442
،به نظرم این وضعیت
.اون رو از خود بی‌خود کرده بود

1097
01:01:09,830 --> 01:01:13,399
،در ضمن
...خیلی نسبت به

1098
01:01:13,441 --> 01:01:15,777
پدید آوردن این سلاح در دنیا
.احساس مسئولیت می‌کرد

1099
01:01:19,597 --> 01:01:20,707
.ادامه بدین لطفاً{\an8}

1100
01:01:19,831 --> 01:01:24,458
[بازآفرینی آزمایش تثلیث]{\an3}
[مستند مارچ آو تایم ، سال 1946]

1101
01:01:23,259 --> 01:01:25,196
.روی کنترل خودکاره{\an8}

1102
01:01:26,667 --> 01:01:29,299
راب ، این دفعه
.به خطرش نمی‌ارزه

1103
01:01:29,940 --> 01:01:31,593
.رابرت ، مشکلی پیش نمیاد

1104
01:01:32,435 --> 01:01:33,858
<i>...به نظرم فکر می‌کرد</i>

1105
01:01:33,870 --> 01:01:36,731
به عنوان پدر بمب اتمی
...وظیفه‌ی اون‌ـه که

1106
01:01:36,873 --> 01:01:39,209
.بمب اتمی رو کنترل کنه

1107
01:01:39,800 --> 01:01:40,768
.ادامه بدین لطفاً

1108
01:01:41,010 --> 01:01:42,687
.خب ، تا 40ثانیه دیگه می‌فهمیم

1109
01:01:42,929 --> 01:01:43,601
.سر جاتون وایسین

1110
01:01:45,172 --> 01:01:45,732
.کات

1111
01:01:48,298 --> 01:01:50,328
<i>...با گذشت سه ماه از هیروشیما</i>

1112
01:01:50,470 --> 01:01:51,997
<i>...در مورد</i>

1113
01:01:52,438 --> 01:01:56,626
نحوه‌ی تبدیل شدن این سلاح به{\an8}
...سلاحی برای متجاوزگرها

1114
01:01:54,420 --> 01:01:57,027
[کای بِرد]{\an3}
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]

1115
01:01:57,238 --> 01:01:59,230
.و آشوبگری این سلاح سخنرانی می‌کرد

1116
01:02:00,891 --> 01:02:03,775
،خب این‌ها
.حرف‌های در بمب اتمی بود

1117
01:02:07,345 --> 01:02:09,481
<i>...اگه پای جنگ جهانی دیگه‌ای وسط باشه</i>

1118
01:02:12,166 --> 01:02:13,568
<i>...مردم دنیان</i>

1119
01:02:14,610 --> 01:02:15,984
.که آسیب می‌بینن

1120
01:02:22,293 --> 01:02:25,447
...باید از خودمون بپرسیم

1121
01:02:26,479 --> 01:02:29,883
که تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم
تا جلوی این اتفاق رو بگیریم؟

1122
01:02:32,272 --> 01:02:33,246
<i>...دوست دارم</i>

1123
01:02:33,287 --> 01:02:34,906
<i>.نوشته‌های پدر بزرگم رو بخونم</i>

1124
01:02:35,748 --> 01:02:38,037
...توی این سخنرانی‌ش گفته{\an8}

1125
01:02:37,808 --> 01:02:42,275
[چارلز اوپنهایمر]{\an3}
[نوه‌ی پسری]

1126
01:02:38,045 --> 01:02:39,644
...با در نظر گرفتن همه‌ی جوانب»{\an8}

1127
01:02:39,986 --> 01:02:41,341
...دلیل انجام این کارمون{\an8}

1128
01:02:41,352 --> 01:02:43,601
«.سیری‌ناپذیری ذات‌مونه{\an8}

1129
01:02:45,181 --> 01:02:47,469
،اگه دانشمند باشی»
«.امکان نداره چنین کاری نکنی

1130
01:02:48,711 --> 01:02:50,146
،اگه دانشمند باشی»
...معتقدی که

1131
01:02:50,168 --> 01:02:51,976
«.خوبه زیر و بم دنیا رو بدونی

1132
01:02:52,218 --> 01:02:54,332
«.خوبه که حقایق رو بدونی»

1133
01:02:55,424 --> 01:02:57,655
خوبه که برای به کارگیری»
...قدرتمندترین نیرو

1134
01:02:57,687 --> 01:03:00,122
.به قصد کنترل دنیا ، سبک و سنگین کنی

1135
01:03:00,164 --> 01:03:03,627
و با توجه به دانش‌‌ت نسبت به این مسئله
«.و عواقب‌ش ، به این موضوع بپردازی

1136
01:03:04,469 --> 01:03:07,730
از نقشش در جنگ و
.کارش پشیمون نبود

1137
01:03:08,062 --> 01:03:12,435
،ولی چیزی طول نکشید که به جد
...به جلوگیری از

1138
01:03:12,477 --> 01:03:14,613
.نتیجه‌ی کار علمی‌شون بر اومد

1139
01:03:17,807 --> 01:03:19,742
<i>...تصمیم می‌گیره که</i>

1140
01:03:19,784 --> 01:03:21,911
.دیگه بمبی نسازه

1141
01:03:21,953 --> 01:03:24,989
.از پروژه‌ی لس آلاموس کناره‌گیری می‌کنه
...و مدیرِ

1142
01:03:25,031 --> 01:03:28,718
.موسسه مطالعات پیشرفته‌ی پرینستون شد

1143
01:03:29,590 --> 01:03:32,139
.به تعبیری ، کارفرمای انیشتین بود

1144
01:03:32,881 --> 01:03:35,970
.بی‌شک ، معروف‌ترین دانشمند آمریکا بود

1145
01:03:36,612 --> 01:03:40,249
...اوپنهایمر هم می‌خواست از شهرت‌ خودش

1146
01:03:40,271 --> 01:03:41,907
.برای تحت تأثیر قرار دادن استفاده کنه

1147
01:03:43,966 --> 01:03:47,062
به دیدار هری ترومن
.تو دفتر کارش می‌ره

1148
01:03:48,304 --> 01:03:50,538
...هدف اوپنهایمر ، فهماندنِ

1149
01:03:50,560 --> 01:03:55,080
اهمیت کنترل این فناوری
.به هری ترومن بود

1150
01:03:57,179 --> 01:03:59,431
.شروع به صحبت‌کردن می‌کنه

1151
01:04:00,393 --> 01:04:03,552
...ترومن با یه سوال وسط حرف‌ش می‌پره و میگه

1152
01:04:03,594 --> 01:04:06,419
.خب دکتر اوپنهایمر»
...به‌نظرتون کِی روسیه‌

1153
01:04:06,440 --> 01:04:08,733
«دستش به این سلاح کشتار جمعی می‌رسه؟

1154
01:04:10,394 --> 01:04:13,890
...یه‌دفعه ، اوپنهایمر جا می‌خوره

1155
01:04:14,832 --> 01:04:19,636
.و میگه «راستش نمی‌دونم
«.ولی یه روزی دستش می‌رسه

1156
01:04:20,818 --> 01:04:24,524
ترومن دوباره وسط حرفش می‌پره و ‌میگه
«.ولی من می‌دونم. هیچ‌وقت دستش نمی‌رسه»

1157
01:04:27,552 --> 01:04:30,332
...همون لحظه ، اوپی می‌فهمه که

1158
01:04:30,354 --> 01:04:32,765
...هری ترومن هیچ درکی نسبت به

1159
01:04:32,806 --> 01:04:35,033
.ساز و کار این سلاح نداره

1160
01:04:36,255 --> 01:04:40,977
تو اون لحظه ، اوپنهایمر
.حرف خیلی نابه‌جایی می‌زنه

1161
01:04:42,039 --> 01:04:45,724
...با گفتن این جمله که

1162
01:04:45,736 --> 01:04:48,265
«.جناب رئیس‌جمهور ، دستانم به خون آلوده‌ست»
.رئیس‌جمهور ترومن رو حسابی عصبانی می‌کنه

1163
01:04:52,233 --> 01:04:53,786
<i>...این ، حرف خیلی نابه‌جایی</i>

1164
01:04:53,828 --> 01:04:55,988
<i>به کسی‌ـه که
...مسئول</i>

1165
01:04:56,030 --> 01:04:59,669
<i>.انداختن دو بمب ‌اتمی توی دو شهر ژاپن بود</i>

1166
01:05:01,170 --> 01:05:02,455
.می‌خواست ترومن رو تحت تأثیر قرار بده

1167
01:05:04,026 --> 01:05:06,454
.فکر می‌کرد ترومن از این حرف خوشش میاد

1168
01:05:06,586 --> 01:05:08,118
.ولی سخت در اشتباه بود

1169
01:05:08,760 --> 01:05:11,054
درسته که اوپنهایمر
.واسه خیلی‌ها طناز بود

1170
01:05:11,075 --> 01:05:13,297
...ولی اغلب به مذاق

1171
01:05:13,339 --> 01:05:15,492
روءسا و صاحب‌منصب‌ها
.خوش نمیومد

1172
01:05:16,434 --> 01:05:18,061
<i>...ترومن باورش نمی‌شد که</i>

1173
01:05:18,102 --> 01:05:20,647
<i>.مسئولیت‌ش از همه بیشتره</i>

1174
01:05:21,289 --> 01:05:24,725
ترومن گفت{\an8}
«.اون مرد رو از دفترم بندازین بیرون»

1175
01:05:21,969 --> 01:05:25,866
[ریچارد رودز]{\an3}
[نویسنده‌ی مستند ساخت بمب اتمی]

1176
01:05:24,747 --> 01:05:26,431
«.مسئولیت اون کار با من بود»{\an8}

1177
01:05:28,174 --> 01:05:30,264
<i>.یه‌مرتبه ، جلسه رو متوقف می‌کنه</i>

1178
01:05:30,316 --> 01:05:32,266
<i>...بعد هم به وردست‌هاش میگه که</i>

1179
01:05:32,288 --> 01:05:35,227
«.دیگه نمی‌خوام اون دانشمند نُنُر رو ببینم»

1180
01:05:36,111 --> 01:05:38,211
[زنگ خطر بمب اتمی]
[اخبار روز]

1181
01:05:38,981 --> 01:05:42,752
به‌نظرم ، تنها چاره برای
...ایمن نگه‌داشتن آینده‌مون

1182
01:05:42,794 --> 01:05:44,837
...همکاری‌ـه

1183
01:05:44,879 --> 01:05:47,348
...مبتنی بر اعتماد و حسن نیّت

1184
01:05:47,590 --> 01:05:49,247
.با مردم دنیاست

1185
01:05:50,418 --> 01:05:53,262
<i>،مدتی کوتاه بعد از بمباران
...اوپنهایمر</i>

1186
01:05:53,304 --> 01:05:54,590
...عضو گروهی شد تا{\an8}

1187
01:05:53,914 --> 01:05:56,720
[دکتر مارینا رابینسون اسنودِن]{\an3}
[کارشناس امنیت هسته‌ای]

1188
01:05:54,611 --> 01:05:56,971
برای خلع سلاح بین‌المللی{\an8}
.رایزنی کنه

1189
01:05:58,745 --> 01:06:00,520
.ولی دیگه نوش دارو بعد مرگ سهراب بود

1190
01:06:00,561 --> 01:06:02,355
درست نمی‌گم؟
...کسایی که دانش ساخت بمب رو داشتن

1191
01:06:02,377 --> 01:06:04,797
.می‌تونستن دنیا رو از این رو به اون رو کنن

1192
01:06:05,349 --> 01:06:08,028
چیزی نگذشت که
.توجه شوروی به این موضوع جلب شد

1193
01:06:11,698 --> 01:06:15,035
.شوروی در سال 1949 ، بمبی رو آزمایش کرد

1194
01:06:15,636 --> 01:06:17,856
.که تقریباً همه رو شوکه کرد{\an8}

1195
01:06:15,597 --> 01:06:17,856
[رابرت اس.نوریس]{\an3}
[نویسنده‌ی کتاب رقابت بر سر بمب اتم]

1196
01:06:17,880 --> 01:06:20,296
[انفجار بمب روسی ، مجمع عمومی را شوکه کرد]

1197
01:06:20,297 --> 01:06:22,067
<i>...طبق خبر تکان‌دهنده‌ی رئیس‌جمهور</i>

1198
01:06:22,079 --> 01:06:24,474
<i>.روسیه ، یک بمب اتمی ساخته و منفجر کرده</i>

1199
01:06:21,438 --> 01:06:22,785
[ترومن ، انفجار اتمی توسط روسیه را تأیید کرد]{\an5}

1200
01:06:22,809 --> 01:06:24,109
[ترومن اعلام کرد که روسیه ، بمب اتمی منفجر کرده]{\an5}

1201
01:06:24,123 --> 01:06:25,225
[روسیه ، بمب اتمی دارد]{\an5}

1202
01:06:24,716 --> 01:06:26,963
<i>خبرنگارها به سرعت
.به پارک «فلاشینگ میدوز» اعزام شدن</i>

1203
01:06:27,045 --> 01:06:30,098
<i>جایی که قرار است ویشِنسکی ، وزیر امور خارجه
...برای اعضای سازمان ملل سخنرانی</i>

1204
01:06:30,559 --> 01:06:33,542
این اتفاق ، آمریکا رو{\an8}
.تو شرایط بغرنجی قرار داد

1205
01:06:30,826 --> 01:06:33,563
[اَلکس وِلِرِستین]{\an3}
[مورخ هسته‌ای]

1206
01:06:34,344 --> 01:06:38,599
چون دیگه تنها کشوری نبود که
.سلاح هسته‌ای داشت

1207
01:06:40,488 --> 01:06:42,083
...ناخودآگاه ، به این فکر فرو می‌رین

1208
01:06:42,104 --> 01:06:45,711
...که اگه بین دو کشوری

1209
01:06:45,743 --> 01:06:47,334
،که تسلیحات هسته‌ای کافی‌ای دارن
...جنگ رخ بده

1210
01:06:48,446 --> 01:06:51,421
،در عرض چند ساعت
.همدیگه رو با خاک یکسان می‌کنن

1211
01:06:52,481 --> 01:06:54,449
<i>.همگی باید به حالت آماده‌باش باشیم</i>

1212
01:06:54,490 --> 01:06:56,659
<i>...همگی می‌دانیم</i>

1213
01:06:56,781 --> 01:06:58,612
<i>در صورت انفجار بمب اتمی نزدیک‌مان
.چه‌کار کنیم</i>

1214
01:07:00,790 --> 01:07:03,070
...یکی از راه‌حل‌هایی که

1215
01:07:03,090 --> 01:07:05,577
،دانشمندها و سیاست‌مدارها
...سر اون به توافق رسیدن

1216
01:07:05,778 --> 01:07:09,844
ساخت بمب هیدروژنی
.به عنوان کار بعدی‌شون بود

1217
01:07:13,462 --> 01:07:15,711
<i>...بمب‌های هیروشیما و ناگازاکی</i>

1218
01:07:15,733 --> 01:07:18,757
<i>.حدود 15کیلوتُن تی‌ان‌تی بودن</i>

1219
01:07:18,231 --> 01:07:19,897
[ناگازاکی: 21کیلوتن]{\an6}

1220
01:07:19,898 --> 01:07:22,237
[هیروشیما: 15کیلوتن]{\an4}

1221
01:07:19,358 --> 01:07:21,265
<i>.که به هیچ‌وجه عدد کمی نیست</i>

1222
01:07:23,835 --> 01:07:26,623
<b>...وقتی صحبت از بمب‌ هیدروژنی می‌شه</b>

1223
01:07:27,325 --> 01:07:29,232
<i>.پای یه مگاتن وسط‌‌ میاد</i>

1224
01:07:29,734 --> 01:07:33,211
.پای یه میلیون تن تی‌ان‌تی وسط‌ میاد

1225
01:07:35,024 --> 01:07:36,624
.زمین تا آسمون فرق داره

1226
01:07:35,788 --> 01:07:41,625
[بمب‌هیدروژنی: 15مگاتن]{\an4}

1227
01:07:37,066 --> 01:07:39,477
...هزاران برابر قوی‌تر از انفجار

1228
01:07:39,488 --> 01:07:41,089
.بمب هیروشیما و ناگازاکی‌ـه

1229
01:07:43,174 --> 01:07:45,908
<i>...با یه بمب هیدروژنی خیلی عظیم</i>

1230
01:07:46,180 --> 01:07:47,610
...می‌شد اندازه‌ی

1231
01:07:47,641 --> 01:07:49,846
کُشته‌های جنگ جهانی دوم
.آدم کُشت

1232
01:07:51,257 --> 01:07:54,242
.اوپنهایمر ، دلیلی واسه این کار نمی‌دید

1233
01:07:54,684 --> 01:07:57,179
.«بهش می‌گفت «سلاح نسل کُشی

1234
01:07:58,143 --> 01:08:00,423
[2000کیلومتر تا تپه]

1235
01:08:00,984 --> 01:08:03,727
،با پایان جنگ
.خیلی‌ها می‌خواستن دست بکشن

1236
01:08:04,578 --> 01:08:05,048
.ولی من نه

1237
01:08:06,729 --> 01:08:08,723
...میون کسایی که

1238
01:08:08,764 --> 01:08:10,971
،با مشکل بزرگ بمب هیدروژنی{\an8}
...دست و پنجه نرم می‌کردن

1239
01:08:10,902 --> 01:08:13,971
[ادوارد تِلِر]{\an3}
[1908-2003]
[فیزیکدان نظری پروژه‌ی منهتن]

1240
01:08:11,392 --> 01:08:13,712
.من ، تنها موافق بودم{\an8}

1241
01:08:15,635 --> 01:08:18,724
.ادوارد تلر ، یهودی مجاری بود

1242
01:08:18,746 --> 01:08:22,387
از مجارستان فرار کرده و
.به آمریکا اومده بود

1243
01:08:23,589 --> 01:08:26,493
،طی جنگ جهانی دوم
.تلر روی پروژه‌ی لس آلاموس کار می‌کرد

1244
01:08:27,425 --> 01:08:30,953
حتی قبل اینکه دست‌شون
...به بمب اتمی برسه

1245
01:08:30,975 --> 01:08:33,573
.فکر و ذکرش بمب هیدروژنی بود

1246
01:08:34,515 --> 01:08:36,792
<i>...تلر ، بمب اتمی رو</i>

1247
01:08:36,834 --> 01:08:38,412
<i>.اختراع اوپنهایمر می‌دونست</i>

1248
01:08:38,983 --> 01:08:41,236
ولی سلاحی رو می‌خواست که
.بهتر و بزرگ‌تر باشه

1249
01:08:42,987 --> 01:08:44,912
<i>...اوپنهایمر هم به تلر گفت که</i>

1250
01:08:46,013 --> 01:08:49,028
<i>.برگرد سرِ کارِت»
«.همچین چیزی هم نساز</i>

1251
01:08:50,089 --> 01:08:51,278
«.نیازی نیست»

1252
01:08:52,240 --> 01:08:54,728
<i>،اوپنهایمر
...رئیس هیئتی بود</i>

1253
01:08:54,769 --> 01:08:57,814
<i>که تو واشینگتن ، گرد هم اومده بودن
...تا به نتیجه برسن که</i>

1254
01:08:57,996 --> 01:08:59,124
.چی‌کار کنن

1255
01:09:00,075 --> 01:09:02,061
.لازمه بمب هیدروژنی بسازن

1256
01:09:03,262 --> 01:09:04,662
<i>...این سوالی‌ست که</i>

1257
01:09:06,626 --> 01:09:11,103
[امروز در کنار خانم روزولت]{\an3}
[خبرگذاری ان‌بی‌سی]
[فوریه‌ی سال 1950]

1258
01:09:04,704 --> 01:09:07,515
<i>ذهن همه رو درگیر کرده{\an8}
.جناب دکتر اوپنهایمر</i>

1259
01:09:07,957 --> 01:09:13,504
آیا قرار بر این است چیزی بسازیم که
قادر به کنترل آن نباشیم؟{\an8}

1260
01:09:14,346 --> 01:09:16,732
...تصمیم به ساختن

1261
01:09:16,764 --> 01:09:18,842
...یا نساختن بمب هیدروژنی

1262
01:09:19,844 --> 01:09:22,125
.بسته به اصول اخلاقی‌مون داره

1263
01:09:22,647 --> 01:09:25,383
...پر واضح بود که جواب کمیته

1264
01:09:25,404 --> 01:09:27,635
.نه» هست»
«.ما نباید بمب هیدروژنی بسازیم»

1265
01:09:27,977 --> 01:09:30,987
...اگه ترس بَرمون داره

1266
01:09:31,389 --> 01:09:33,787
.تو این بُرهه شکست می‌خوریم

1267
01:09:35,059 --> 01:09:39,374
.گاهی وقت‌ها پاسخ ترس ، داشتن شهامت‌ـه

1268
01:09:41,449 --> 01:09:43,568
<i>...مخالفت اوپنهایمر با ساخت بمب هیدروژنی</i>

1269
01:09:43,609 --> 01:09:46,744
.اصلاً به مذاق موافق‌ها خوش نیومد

1270
01:09:49,175 --> 01:09:51,792
<i>...نیروی هوایی ، بمب‌های بیشتر</i>

1271
01:09:51,824 --> 01:09:53,495
<i>.و بزرگ‌تری می‌خواست</i>

1272
01:09:53,836 --> 01:09:56,125
،هر چه قدر بمب به لحاظ قدرت انفجار
...بزرگ‌تر باشه

1273
01:09:56,257 --> 01:09:58,086
<i>.هواپیما هم ویرانی بیشتری به بار میاره</i>

1274
01:09:59,609 --> 01:10:01,686
<i>...هدف فرماندهی هواپیمای جنگی</i>

1275
01:10:01,727 --> 01:10:03,154
<i>.منفجر کردن شوروی بود</i>

1276
01:10:04,749 --> 01:10:07,884
<i>‌‌اوپنهایمر گفت «اقدام هوشمندانه‌تر اینه که
...منابع ، صرفِ</i>

1277
01:10:07,925 --> 01:10:09,831
.شلیک به بمب‌افکن‌های شوروی بشه

1278
01:10:11,445 --> 01:10:13,356
<i>...کارش دقیقاً برخلافِ</i>

1279
01:10:13,398 --> 01:10:14,824
<i>.خواسته‌ی نیروی هوایی بود</i>

1280
01:10:15,176 --> 01:10:17,690
.می‌خواستن از قدرت بندازن‌ش
.می‌خواستن شرّش کم بشه

1281
01:10:20,738 --> 01:10:24,909
<i>سال 1953 ، اوپنهایمر
...به اندازه کافی</i>

1282
01:10:24,951 --> 01:10:27,262
<i>.توی دولت واشینگتن دشمن داشت</i>

1283
01:10:28,294 --> 01:10:30,490
بعد هم که سر و کله‌ی
.لوئیس استراوس پیدا شد

1284
01:10:33,494 --> 01:10:36,089
.رئیس جدید هیئت انرژی اتمی

1285
01:10:37,131 --> 01:10:39,657
.همین الان از آزمایشگاه اقیانوس آرام برگشتم

1286
01:10:39,818 --> 01:10:43,184
جایی که شاهد آزمایش
.تسلیحات گرما هسته‌ای بودم

1287
01:10:43,986 --> 01:10:45,965
.استراوس ، اوپنهایمر رو می‌شناخت

1288
01:10:45,997 --> 01:10:48,561
.حاضر نبود چهره‌ش رو ببینه

1289
01:10:49,583 --> 01:10:52,141
<i>...اوپنهایمر یه‌بار باهاش دعواش شده بود</i>

1290
01:10:52,163 --> 01:10:54,089
<i>.و حسابی عصبانی‌ش کرده بود</i>

1291
01:10:54,731 --> 01:10:58,097
...استراوس هم دسیسه می‌چینه

1292
01:10:59,078 --> 01:11:02,113
.تا اوپنهایمر رو از قدرت بندازه

1293
01:11:03,573 --> 01:11:05,375
<i>خب چطوری این کار رو می‌کنه؟</i>

1294
01:11:05,726 --> 01:11:11,514
<i>لوئیس استراوس ، تمرکزش رو{\an8}
...روی رابطه اوپنهایمر</i>

1295
01:11:05,938 --> 01:11:10,395
[مارتین ج. شروین]{\an3}
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]
«1937-2021»

1296
01:11:11,546 --> 01:11:14,242
<i>...با دوست‌های چپ‌گراش{\an8}</i>

1297
01:11:13,466 --> 01:11:17,382
[جولیوس رابرت اوپنهایمر]{\an4}
[ملقب به جروم رابرت اوپنهایمر]

1298
01:11:14,323 --> 01:11:17,312
<i>.تو دهه‌ی 30 میلادی شهر برکلی می‌ذاره{\an8}</i>

1299
01:11:18,354 --> 01:11:19,394
<i>«کمونیسم»</i>

1300
01:11:19,976 --> 01:11:21,624
...کی طرفدار نظامی‌ست

1301
01:11:21,666 --> 01:11:24,391
که هدف‌ش نابودی سبک‌زندگی آمریکایی‌ست؟

1302
01:11:26,187 --> 01:11:30,035
،طی جنگ جهانی دوم{\an8}
.شوروی ، متحدمون بود

1303
01:11:28,916 --> 01:11:29,928
[هنری فوربز]
[ضلع شرقی مجمع]

1304
01:11:29,929 --> 01:11:30,668
[حزب کمونیست]
[خیابان فرعی 201]

1305
01:11:26,859 --> 01:11:28,895
[دیوید آیزِنباخ]{\an3}
[استاد دانشگاه درس تاریخ در دانشگاه کلمبیا]

1306
01:11:31,086 --> 01:11:33,683
...و کمونیست‌بودن{\an8}

1307
01:11:30,677 --> 01:11:35,033
[مرگ بر استعمارگر]

1308
01:11:33,694 --> 01:11:35,434
...یا همکاری با کمونیست‌ها{\an8}

1309
01:11:35,040 --> 01:11:36,485
[آمریکا و شوروی ، پیروز جنگ شدن]
[همکاری ، صلح به همراه دارد]

1310
01:11:35,466 --> 01:11:38,509
.مسئله‌ای نداشت{\an8}

1311
01:11:36,633 --> 01:11:38,350
[رژیم سرمایه‌داری ، خواستار سوسیالیسم است]

1312
01:11:38,374 --> 01:11:39,450
[آزادی بیان]

1313
01:11:39,595 --> 01:11:41,745
.البته تا شروع جنگ سرد

1314
01:11:43,217 --> 01:11:46,029
...باعث شد که یه‌دفعه از حالا به بعد

1315
01:11:46,510 --> 01:11:50,420
...هر کس با هر گذشته‌ی کمونیستی

1316
01:11:50,622 --> 01:11:51,984
.یه تهدید امنیتی به حساب بیاد

1317
01:11:52,995 --> 01:11:55,475
<i>...اگه کمونیستی در بدنه‌ی دولت نبوده</i>

1318
01:11:55,917 --> 01:11:59,762
<i>چرا 18ماه صبر کردیم؟</i>

1319
01:12:00,174 --> 01:12:02,377
<i>و تحقیقات‌ بمب هیدروژنی رو
رو به تعویق انداختیم؟</i>

1320
01:12:03,699 --> 01:12:06,030
<i>...به خاطر این طرز فکرها بود</i>

1321
01:12:06,242 --> 01:12:09,430
<i>...که در نهایت ، دولت تصمیم گرفت</i>

1322
01:12:09,461 --> 01:12:12,103
.مجوز امنیتی اوپنهایمر رو بگیره

1323
01:12:14,823 --> 01:12:15,687
<i>...باید</i>

1324
01:12:15,728 --> 01:12:20,091
<i>.مجوز امنیتی‌ش رو تا 30 روز تحویل می‌داد
.وگرنه محاکمه می‌شد</i>

1325
01:12:23,976 --> 01:12:25,989
می‌دونست که
.نمی‌تونه مجوز امنیتی‌ش رو تحویل بده

1326
01:12:26,030 --> 01:12:27,323
...باهاشون

1327
01:12:27,365 --> 01:12:29,225
،سر مناسب بدنه‌ی دولت نبودن‌ش
.هم‌عقیده نبود

1328
01:12:31,060 --> 01:12:33,052
<i>.باید بهشون می‌گفت گورتون رو گم کنین</i>

1329
01:12:34,245 --> 01:12:36,600
<i>باید می‌گفت
.منم که بمب اتم رو ساختم</i>

1330
01:12:38,132 --> 01:12:39,511
<i>«.به خاطر من بود که جنگ جهانی رو پیروز شدیم»</i>

1331
01:12:40,163 --> 01:12:41,549
«.گم‌شین بابا»

1332
01:12:42,797 --> 01:12:45,561
.به دلیلی دک‌شون نکرد

1333
01:12:45,643 --> 01:12:46,968
.می‌خواست بجنگ‌ـه

1334
01:12:48,811 --> 01:12:50,688
<i>...قبل اینکه به واشینگتن بره</i>

1335
01:12:50,710 --> 01:12:52,482
<i>...رفت انیشتین رو ببینه</i>

1336
01:12:52,994 --> 01:12:55,991
<i>.تا بهش خبر بده که چند هفته نیست</i>

1337
01:12:57,143 --> 01:13:01,291
.واکنش انیشتین خیلی جالب بود

1338
01:13:03,187 --> 01:13:07,981
آلبرت میگه
«.رابرت ، ناسلامتی مرد اتمی هستی»‌

1339
01:13:08,423 --> 01:13:10,541
«.محتاج اون‌ها نیستی»
«.اون‌هان که محتاج توئن»

1340
01:13:10,573 --> 01:13:13,074
«.راهت رو بکش برو»
«چرا خودت رو از این مهلکه خلاص نمی‌کنی؟»

1341
01:13:14,473 --> 01:13:19,116
اوپنهایمر ، سرش رو تکون می‌ده و
...به آلبرت میگه

1342
01:13:19,148 --> 01:13:20,536
«.آخه تو در جریان نیستی»

1343
01:13:22,088 --> 01:13:24,030
.بعد هم پا می‌شه می‌ره

1344
01:13:24,052 --> 01:13:26,758
انیشتین هم رو می‌کنه
...به دفتردارش و میگه

1345
01:13:27,769 --> 01:13:28,982
«.عجب ناری‌ـه‌ها»

1346
01:13:30,284 --> 01:13:31,918
.«به یهودی یعنی «نادون

1347
01:13:37,363 --> 01:13:39,211
<i>...این هفته ، توجه مردم دنیا</i>

1348
01:13:39,253 --> 01:13:41,464
<i>به ساختمان هیئت انرژی اتمی
.در واشینگتن جلب شده</i>

1349
01:13:42,076 --> 01:13:44,378
<i>،جایی که هیئت سه‌نفره
...نشست‌هایی ویژه</i>

1350
01:13:44,400 --> 01:13:47,078
<i>در رابطه با شکایت‌های امنیتی
.دکتر جی.رابرت اوپنهایمر برگزار می‌کنن</i>

1351
01:13:47,530 --> 01:13:49,986
<i>دانشمند هسته‌ای که
.اولین بمب اتمی رو ساخت</i>

1352
01:13:51,552 --> 01:13:55,475
نشست امنیتی شروع می‌شه و
...چیزی نمی‌گذره که معلوم می‌شه

1353
01:13:55,500 --> 01:13:57,555
.نشست امنیتی‌ای در کار نیست

1354
01:13:57,597 --> 01:13:58,540
.محاکمه‌ست

1355
01:13:58,981 --> 01:14:00,383
<i>...اتهام جدیدی در خصوص</i>

1356
01:14:00,425 --> 01:14:02,992
<i>مخالفت این دانشمند با ساخت بمب هیدروژنی
.وجود دارد</i>

1357
01:14:03,604 --> 01:14:06,281
<i>.اوضاع بر وفق مرادش نبود
.و این اصلاً خوب نبود</i>

1358
01:14:06,882 --> 01:14:08,683
...مکالمه‌هاش با

1359
01:14:08,724 --> 01:14:11,297
وکیل‌ش رو به صورت غیر قانونی شنود می‌کردن
.و تحویل دادستان می‌دادن

1360
01:14:11,319 --> 01:14:12,880
.تا از جیک و پوک ماجرا خبردار بشن

1361
01:14:14,181 --> 01:14:16,632
می‌تونستن فایل‌های محرمانه
.اف.بی.آی رو ببینن

1362
01:14:16,734 --> 01:14:18,309
.ولی اون نمی‌تونست
.چون اجازه نداشت

1363
01:14:18,351 --> 01:14:20,961
سر همین هم
.نمی‌تونست فایل اف.بی.آی خودش رو ببینه

1364
01:14:23,114 --> 01:14:26,210
.رابطه‌ی اوپنهایمر با جین تاتلاک

1365
01:14:27,962 --> 01:14:30,797
.ابهام سر کمونیست‌بودن برادرش

1366
01:14:30,838 --> 01:14:31,959
.و اینکه هنوز هم کمونیست‌ـه یا نه

1367
01:14:33,501 --> 01:14:36,103
چیزهایی بودن که
.از تو پرونده بیرون کشیدن

1368
01:14:39,712 --> 01:14:42,273
<i>...یکی از مدارک کوبنده‌ای</i>

1369
01:14:42,305 --> 01:14:43,269
<i>...که بر ملا شد</i>

1370
01:14:44,011 --> 01:14:48,407
<i>،این بود که طی جنگ
...گفت‌وگویی</i>

1371
01:14:48,429 --> 01:14:51,334
<i>با هاکان شوالیه توی خونه‌اش
.تو برکلی داشته</i>

1372
01:14:51,475 --> 01:14:54,462
<i>دوست قدیمی‌ش که
...بهش گفته بود</i>

1373
01:14:54,483 --> 01:14:56,697
<i>...شاید راهی باشه که بتونه</i>

1374
01:14:56,819 --> 01:15:00,184
...اطلاعات پروژه اتمی که روش کار می‌کرد رو

1375
01:15:00,216 --> 01:15:01,399
.برای مقامات شوروی فاش کنه

1376
01:15:02,251 --> 01:15:04,450
.اون زمان ، اوپنهایمر این کار رو نمی‌کنه

1377
01:15:04,572 --> 01:15:06,533
.ولی همچین چیزی رو گزارش نکرد

1378
01:15:07,675 --> 01:15:10,361
...می‌دونست که سر متهم بودن

1379
01:15:10,403 --> 01:15:13,893
،به خاطر روابط کمونیستی‌ش
.آبش با مقامات امنیتی توی جوب نمی‌ره

1380
01:15:14,504 --> 01:15:17,628
واسه همین سعی می‌کرد
.خودش رو تو مخمصه نندازه

1381
01:15:18,729 --> 01:15:21,289
مشکل این‌جا بود که
...طی گفت‌وگوهای مداوم

1382
01:15:21,331 --> 01:15:27,270
،با مقامات امنیتی لس آلاموس
...همه‌ش از توضیحِ

1383
01:15:27,311 --> 01:15:30,587
ماجرای این گفت‌وگو
.طفره می‌رفت و سربسته جواب می‌داد

1384
01:15:32,446 --> 01:15:34,485
...وقتی جواب‌های سربسته‌ اوپنهایمر رو

1385
01:15:34,727 --> 01:15:37,680
.کنار هم قرار دادن
...ازش پرسیدن که

1386
01:15:37,722 --> 01:15:38,987
«چرا طفره می‌رفتی؟»

1387
01:15:39,033 --> 01:15:41,236
«چرا رک و پوست‌کنده جواب نمی‌دادی؟»

1388
01:15:42,328 --> 01:15:44,332
اون هم گفت
«.بی‌عقلی کردم»

1389
01:15:45,524 --> 01:15:48,367
.به نحوی ، تسلیم شده بود

1390
01:15:51,777 --> 01:15:52,872
<i>.فرو پاشیده بود</i>

1391
01:15:54,313 --> 01:15:57,575
.می‌خواست اقرار کنه
.ولی فرو پاشیده بود

1392
01:15:59,567 --> 01:16:02,372
<i>.انگار یه حمله عصبی دیگه بهش دست داده بود</i>

1393
01:16:03,164 --> 01:16:05,287
<i>مثل همون حمله‌ی عصبی‌ای که
.تو نوجوونی بهش دست داده بود</i>

1394
01:16:06,008 --> 01:16:11,397
<i>.عجیب خونسرد بود
...مثل وقتی که تو جوونی‌ش</i>

1395
01:16:11,419 --> 01:16:12,525
<i>...تو سردخونه</i>

1396
01:16:13,346 --> 01:16:16,119
<i>،کسایی که تو اردو باهاش بودن
.اذیت‌ش کردن</i>

1397
01:16:19,216 --> 01:16:23,037
تسلیم شد و
.یه کلمه هم از خودش دفاع نکرد

1398
01:16:24,894 --> 01:16:29,092
...البته کسی که تیر خلاص رو زد

1399
01:16:29,263 --> 01:16:30,290
.ادوارد تلر بود

1400
01:16:33,736 --> 01:16:36,032
<i>.تلر علیه اوپنهایمر شهادت داد</i>

1401
01:16:36,903 --> 01:16:39,117
<i>...گفت که به‌نظرش بهتر بود</i>

1402
01:16:39,158 --> 01:16:40,932
<i>...امنیت ملی</i>

1403
01:16:40,963 --> 01:16:43,414
<i>به دست کس دیگه‌ای
.جز اوپنهایمر سپرده می‌شد</i>

1404
01:16:44,965 --> 01:16:47,838
یکی از
...دانشمندهای صمیمی‌ـه اوپنهایمر گفت که

1405
01:16:48,930 --> 01:16:51,805
این کار ، نه تنها
...از پشت خنجر زدن به اوپنهایمر بود

1406
01:16:52,046 --> 01:16:53,332
.بلکه نمک هم رو زخم‌ش پاشید

1407
01:16:56,113 --> 01:16:57,201
...موقع رفتن‌

1408
01:16:57,220 --> 01:16:59,253
...پا می‌شه به اوپنهایمر دست می‌ده

1409
01:16:59,275 --> 01:17:00,572
و میگه
«.متأسفم»

1410
01:17:03,007 --> 01:17:05,603
اوپنهایمر هم تو چشم‌هاش نگاه می‌کنه
...و میگه

1411
01:17:07,145 --> 01:17:09,956
...ادوارد ، بعد حرفی که الان زدی»

1412
01:17:09,997 --> 01:17:12,530
«معذرت خواهی‌ت واسه چیه؟

1413
01:17:14,415 --> 01:17:17,230
شکی درش نیست که
...آدم به‌شدت باهوشی بود

1414
01:17:17,682 --> 01:17:19,159
...ولی به‌نظرم

1415
01:17:19,840 --> 01:17:24,071
...قدرت تشکیلات و دم و دستگاه دولت

1416
01:17:21,200 --> 01:17:24,871


1417
01:17:25,472 --> 01:17:27,256
...و عدم قدرت آدمی

1418
01:17:27,288 --> 01:17:28,375
که در مقابل‌شون قد علم کنه رو
.دست کم گرفته بود

1419
01:17:30,368 --> 01:17:32,914
<i>.نتیجه مشخص بود</i>

1420
01:17:36,561 --> 01:17:38,483
<i>.دکتر جی.رابرت اوپنهایمر</i>

1421
01:17:38,524 --> 01:17:40,770
<i>دانشمند مشهوری که
...اخراج این هفته‌ش</i>

1422
01:17:40,811 --> 01:17:43,155
<i>،توسط هئیت انرژی اتمی
.همه را شوکه کرد</i>

1423
01:17:44,357 --> 01:17:48,133
هیئت ، رأی به
.گرفتن مجوز امنیتی اوپنهایمر داد

1424
01:17:48,157 --> 01:17:49,177
[مخترع بمب اتمی متهم شد]

1425
01:17:49,191 --> 01:17:50,347
[متهم به همکاری با شوروی]

1426
01:17:50,368 --> 01:17:50,737
[متهم به اخلال در آزمایش بمب هیدروژنی]

1427
01:17:51,998 --> 01:17:55,468
.این خبر ، صفحه‌ی اول روزنامه‌های کشور بود

1428
01:17:55,492 --> 01:17:56,394
[مدیر پروژه‌ی بمب اتمی ، شوروی بود]

1429
01:17:56,425 --> 01:17:58,484
رئیس جمهور دستور داد تا]
[.مانعی میان اوپنهایمر و رازهای دفاعی آمریکا قرار دهند

1430
01:17:57,265 --> 01:17:59,347
...کمونیست‌ها رو{\an8}

1431
01:17:59,389 --> 01:18:01,591
از پروژه‌های بمب اتمی و هیدروژنی
.مطلع ساخته

1432
01:18:02,292 --> 01:18:04,494
...به گفته‌ی خودش ، همسرش

1433
01:18:04,605 --> 01:18:06,330
.از مقامات حزب کمونیستی بوده

1434
01:18:07,452 --> 01:18:09,350
.برادرش ، عضو بسیار فعال کمونیست بوده

1435
01:18:11,093 --> 01:18:12,990
<i>.منفور سیاسی شد</i>

1436
01:18:14,682 --> 01:18:16,472
...این اتفاق ، لرزه به تنِ

1437
01:18:16,824 --> 01:18:18,350
.جامعه‌ی علمی انداخت

1438
01:18:19,862 --> 01:18:22,825
<i>اگه تونستن مشهورترین {\an8}
...دانشمند اتمی زمین رو</i>

1439
01:18:21,219 --> 01:18:25,636
[دکتر میچیو کاکو]{\an3}
[فیزیکدان نظری]

1440
01:18:22,837 --> 01:18:25,966
<i>،از پا در بیارن{\an8}
.پس ما رو هم از پا در میارن</i>

1441
01:18:28,319 --> 01:18:31,054
<i>...پیام زشتی</i>

1442
01:18:28,559 --> 01:18:31,354


1443
01:18:31,116 --> 01:18:33,312
.به گوش تمام دانشمندها رسید

1444
01:18:31,396 --> 01:18:33,272


1445
01:18:33,974 --> 01:18:37,945
تحت این عنوان که{\an8}
«.مراقب روابط سیاسی‌تان باشید»

1446
01:18:34,319 --> 01:18:35,289
[...دانشمندان]

1447
01:18:34,719 --> 01:18:35,419


1448
01:18:36,313 --> 01:18:37,163
[...متهم به]

1449
01:18:38,537 --> 01:18:39,467
[.براندازی شدن]

1450
01:18:39,481 --> 01:18:41,262
[آیزنهاور ، اوپنهایمر را بازداشت کرد]

1451
01:18:41,263 --> 01:18:45,199
.این اصلاً مسئله‌ی خوبی نبود
.چون به تخصص‌شون احتیاج داشتیم

1452
01:18:45,118 --> 01:18:48,830


1453
01:18:46,118 --> 01:18:48,130
...به هر صورت ، محاکمه‌ی اوپنهایمر

1454
01:18:48,811 --> 01:18:51,094
.قوز بالا قوز شده بود

1455
01:18:57,930 --> 01:18:59,245
<i>...بعد از محاکمه‌ی امنیتی</i>

1456
01:18:59,557 --> 01:19:02,076
.اوپنهایمر دیگه اون آدم سابق نبود

1457
01:19:03,502 --> 01:19:05,791
.آدم خشکی شده بود

1458
01:19:07,858 --> 01:19:09,545
<i>...وقتی حرف‌ش بین خونواده وسط میاد می‌گیم</i>

1459
01:19:09,817 --> 01:19:10,919
<i>.احساسات‌ش جریحه دار شد</i>

1460
01:19:15,751 --> 01:19:18,935
<i>.دل ‌خوشی از اون ماجرا نداشت
.با این حال ، یه کلمه هم ازش حرف نزد</i>

1461
01:19:19,277 --> 01:19:21,983
.یه بیانیه علنی هم منتشر نکرد

1462
01:19:24,569 --> 01:19:26,451
.به هیچ‌وجه دنبال معذرت‌خواهی نبود

1463
01:19:27,223 --> 01:19:29,981
.به خونه‌ی اول‌ش برگشت

1464
01:19:31,516 --> 01:19:33,816
.هنوز کارش تو پرینستون رو داشت

1465
01:19:34,188 --> 01:19:36,460
.ولی دیگه سراغ فیزیک نرفت

1466
01:19:37,872 --> 01:19:39,848
.سال‌های غم‌انگیزی بود

1467
01:19:35,492 --> 01:19:42,590
[فرهنگستان فولد]{\an8}

1468
01:19:40,389 --> 01:19:42,808
.پروفسور انیشتین همچنان اونجاست
درسته؟

1469
01:19:43,760 --> 01:19:46,238
.درسته. البته که هست
.البته که هست

1470
01:19:47,320 --> 01:19:48,740
باهاتون تلفنی هم تماس گرفتن؟

1471
01:19:50,032 --> 01:19:50,808
.گاهی وقتی

1472
01:19:50,830 --> 01:19:52,802
...به‌نظرم وقـ
...وقتی

1473
01:19:52,844 --> 01:19:54,650
...تو روزنامه

1474
01:19:54,832 --> 01:19:56,597
مطلبی در موردم می‌خونه که
...خُلق‌ش رو تلخ کنه

1475
01:19:56,639 --> 01:19:58,620
...بهم زنگ می‌زنه و میگه

1476
01:19:58,653 --> 01:20:00,485
«.اشکالی نداره»
«.اشکالی نداره»

1477
01:20:01,040 --> 01:20:03,880
<i>.{\an8}روحیه جنگندگی‌ش رو از دست داده بود</i>

1478
01:20:01,829 --> 01:20:04,446
[مارتین ج. شروین]{\an3}
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]

1479
01:20:04,647 --> 01:20:09,075
<i>...هیچ نظری</i>

1480
01:20:09,096 --> 01:20:13,620
<i>.در مورد موضوعات هسته‌ای روز نداشت</i>

1481
01:20:14,601 --> 01:20:17,651
.دکتر اوپنهایمر
...می‌شه نظرتون رو

1482
01:20:17,673 --> 01:20:19,838
در مورد روش سیاست اتمی کشور‌ بگین؟

1483
01:20:20,380 --> 01:20:22,832
.نه
.نمیـ...نمیتونم

1484
01:20:22,864 --> 01:20:26,744
.اطلاعـ...اطلاعات کافی ندارم

1485
01:20:26,916 --> 01:20:28,171
...اطلاعات کافی

1486
01:20:28,203 --> 01:20:32,584
.نسبت به فکر و ذکر بقیه ندارم

1487
01:20:35,029 --> 01:20:37,422
...یه بار هانس بته بهم گفت که

1488
01:20:37,664 --> 01:20:40,513
«.اوپنهایمر از همه‌مون باهوش‌تر بود»

1489
01:20:41,575 --> 01:20:43,378
.برنده‌ی جایزه‌ی نوبل نشد

1490
01:20:44,070 --> 01:20:45,614
...آخه چطور ممکنه همچین کسی که

1491
01:20:45,636 --> 01:20:49,410
بهتر از چندین فیزیکدان برجسته‌ی
...قرن بیستم درخشیده بود

1492
01:20:49,432 --> 01:20:54,030
...،بیشتر از این تو حیطه‌ی کاری خودش ، فیزیک

1493
01:20:54,352 --> 01:20:55,324
موفقیت کسب نکرده بود؟

1494
01:20:56,675 --> 01:20:58,165
<i>...وقتی پای دانش اوپنهایمر وسط بیاد</i>

1495
01:20:58,187 --> 01:20:59,770
<i>.نمی‌شه ازش یاد نکرد</i>

1496
01:21:01,182 --> 01:21:02,538
<i>.بخشی از زندگی‌ش بود</i>

1497
01:21:02,630 --> 01:21:04,148
<i>وقتی از چیزی که دوست داشت
...حرف می‌زد</i>

1498
01:21:04,340 --> 01:21:07,510
<i>اون چیز تبدیل به آدمی می‌شد
.که پر از اطلاعات بود</i>

1499
01:21:08,212 --> 01:21:09,512
<i>.این‌ها ذرات منفی هستن</i>

1500
01:21:09,684 --> 01:21:13,133
<i>.این یکی خنثی‌ست
...این هم دو یون‌ش بارداره. مثبت و مثبت</i>

1501
01:21:13,574 --> 01:21:15,435
<i>...فعالیت‌‌ش روی سیاه چاله‌ها</i>

1502
01:21:15,576 --> 01:21:17,803
.شایسته جایزه‌ی نوبل بود

1503
01:21:20,339 --> 01:21:25,141
<i>...سال 1939 ، اوپنهایمر اولین مقاله‌ش رو</i>

1504
01:21:25,182 --> 01:21:29,680
<i>با موضوع آشنایی با فروپاشی ستاره‌ها
.و سیاه‌چاله نوشت</i>

1505
01:21:26,724 --> 01:21:28,941
[مطالعه‌ی فیزیکی در مورد انقباض مداوم گرانشی]{\an8}

1506
01:21:28,942 --> 01:21:30,541
[دریافت در تاریخ 10جولای 1939]{\an8}

1507
01:21:31,142 --> 01:21:34,892
<i>،خب
.سیاه‌چاله ، هدف جدیدش بود</i>

1508
01:21:34,904 --> 01:21:36,114
<i>.به‌نظرم فکر خیلی بکری بود</i>

1509
01:21:38,274 --> 01:21:39,909
...و اگه یه سیاه‌چاله

1510
01:21:39,941 --> 01:21:42,287
...قبل از فوت‌ش پیدا می‌شد

1511
01:21:43,963 --> 01:21:46,400
میتونست واسه این کارش
.جایزه‌ی نوبل بگیره

1512
01:21:49,752 --> 01:21:51,255
<i>...سال 1966</i>

1513
01:21:52,426 --> 01:21:54,700
<i>پزشک تشخیص داد که
.سرطان مری داره</i>

1514
01:21:55,901 --> 01:21:58,690
<i>،اون همه سال سیگار کشیدن
.گریبان‌گیرش شده بود</i>

1515
01:22:01,456 --> 01:22:04,626
<i>.اوایل سال 67 میلادی هم درگذشت</i>

1516
01:22:04,950 --> 01:22:07,810
[دکتر جی.رابرت اوپنهایمر در سن 62 سالگی درگذشت]

1517
01:22:07,877 --> 01:22:09,697
<i>...سرگذشت اوپنهایمر</i>

1518
01:22:09,799 --> 01:22:12,049
.سرگذشت قرن بیستم‌ـه

1519
01:22:12,761 --> 01:22:15,717
.سرگذشت عصر هسته‌ای‌مون‌ـه

1520
01:22:16,128 --> 01:22:17,489
.عصری که درش زندگی می‌کنیم

1521
01:22:18,471 --> 01:22:20,958
.و این قصه ، تمومی نداره

1522
01:22:21,100 --> 01:22:22,418
.ته نداره

1523
01:22:27,181 --> 01:22:28,208
<i>.بمب‌ش رو داریم</i>

1524
01:22:29,649 --> 01:22:31,072
.بمب‌ش همراه‌مون‌ـه

1525
01:22:31,093 --> 01:22:33,838
می‌تونیم با اعضای حزب کمونیستی
.مذاکره کنیم

1526
01:22:33,880 --> 01:22:35,865
...یا می‌تونیم سر درست‌بودنِ

1527
01:22:35,907 --> 01:22:38,593
.بمبارون شهروندی هیروشیما بحث و جدل کنیم
.تا یکی کوتاه بیاد

1528
01:22:39,185 --> 01:22:41,164
.به هر جهت ، تسلیحات هسته‌ای داریم

1529
01:22:43,064 --> 01:22:44,500
.این یه یادبودـه

1530
01:22:46,241 --> 01:22:49,783
،و تلاش برای کنترل‌ اون تسلیحات
.تا همیشه ادامه داره

1531
01:22:54,387 --> 01:22:56,777
.ما همین الان تو خطریم

1532
01:22:57,782 --> 01:23:01,174
.بمب‌ معمولی هم خیلی ترسناک بود

1533
01:23:01,876 --> 01:23:05,395
.حالا که دیگه کلی سلاح هسته‌ای کشنده دارن

1534
01:23:08,122 --> 01:23:09,374
<i>...حرف و حدیث‌های زیادی</i>

1535
01:23:09,516 --> 01:23:11,601
<i>.در مورد خلاص‌شدن از شرّ تسلیحات اتمی هست</i>

1536
01:23:12,913 --> 01:23:15,914
<i>.من هم از ته دل باهاشون هم‌عقیده‌م</i>

1537
01:23:18,440 --> 01:23:23,630
<i>.خواهش می‌کنم به تفاهم برسین</i>

1538
01:23:26,599 --> 01:23:30,980
،شک ندارم که اگه اوپی خدابیامرز هم زنده بود
.با حرف من موافق بود

1539
01:23:32,363 --> 01:23:33,473
...دو
...یک

1540
01:23:35,275 --> 01:23:37,185
<i>.به هر جهت ، نباید خودمون رو گول بزنیم</i>

1541
01:23:38,057 --> 01:23:39,854
<i>.دنیا مثل قبلش نمی‌شه</i>

1542
01:23:40,196 --> 01:23:42,599
<i>اهمیتی نداره که
...با بمب اتمی چی‌کار کنیم</i>

1543
01:23:43,941 --> 01:23:48,511
<i>چون دانش ساخت بمب اتمی رو
.نمی‌شه از بین برد</i>

1544
01:23:54,302 --> 01:23:56,688
<i>...فیزیکدان جی.رابرت اوپنهایمر{\an8}</i>

1545
01:23:54,812 --> 01:23:59,228
[جودی وودروف]{\an3}
[برنامه تلویزیونی پی.بی.اس. نیوزهَورز]
[دسامبر 2022]

1546
01:23:56,709 --> 01:24:00,184
<i>درسته که بیشتر به عنوانِ{\an8}
.پدر بمب اتمی شناخته می‌شد</i>

1547
01:24:02,016 --> 01:24:03,353
<i>...ولی به مرور زمان</i>

1548
01:24:03,394 --> 01:24:06,640
<i>حرف و حدیث‌های جدیدی
.از نقش او در تاریخ بر زبان‌ها افتاد</i>

1549
01:24:08,271 --> 01:24:11,370
اواخر سال 2022 بود که{\an8}
...وزارتخانه‌ی انرژی

1550
01:24:10,914 --> 01:24:16,451
[مهندس بمب اتمی ، رفع اتهام شد]

1551
01:24:16,452 --> 01:24:18,299
[بازجویی هئیت انرژی اتمی اشتباه بود]

1552
01:24:11,742 --> 01:24:15,859
.تصمیم به لغو دادگاه امنیتی گرفت{\an8}

1553
01:24:18,369 --> 01:24:20,570
در وهله‌ی اول، فاجعه ملی اینه که
...این دادگاه امنیتی

1554
01:24:20,881 --> 01:24:24,439
تو دوران پاپوش‌دوزی مک‌کارتی
.بر پا شد

1555
01:24:26,071 --> 01:24:27,577
...دیگه همچین اتفاقی

1556
01:24:27,618 --> 01:24:28,812
.تو این کشور نخواهد افتاد

1557
01:24:29,953 --> 01:24:33,000
.قدم بزرگ و مهمی برداشته شد

1558
01:24:35,221 --> 01:24:36,983
.ولی یه‌جورایی غم‌انگیز بود

1559
01:24:37,745 --> 01:24:39,972
...چون جی.رابرت اوپنهایمر دیگه نیست

1560
01:24:40,014 --> 01:24:41,942
.تا همچین چیزی رو ببینه

1561
01:24:45,227 --> 01:24:47,291
<i>...علم ، به شدت</i>

1562
01:24:47,313 --> 01:24:49,300
<i>...وضعیت زندگی انسان رو</i>

1563
01:24:50,681 --> 01:24:53,997
<i>هم از نظر مادی و هم معنوی
.دچار تغییر کرده</i>

1564
01:24:57,892 --> 01:24:59,450
به‌نظرم ، هنوز که هنوزه
.حرف اوپنهایمر هست

1565
01:24:59,492 --> 01:25:01,048
.چون شخص مهم و تأثیرگذاری بود

1566
01:25:02,270 --> 01:25:05,356
.ما هم برای علم ارزش قائلیم
.و هم ازش ترس داریم

1567
01:25:07,365 --> 01:25:10,212
و قطع به یقین ، باعث و بانی این اتفاق
.اوپنهایمر بود

1568
01:25:12,163 --> 01:25:14,366
.مسلّمه که دنیا رو تغییر داد

1569
01:25:15,508 --> 01:25:16,966
.دنیا رو واسه همیشه تغییر داد

1570
01:25:17,088 --> 01:25:18,111
.راه برگشتی در کار نیست

1571
01:25:18,983 --> 01:25:22,515
به هر جهت ، مطمعنیم که
...تا وقتی آزادی عمل داره

1572
01:25:22,857 --> 01:25:26,686
.تا وقتی آزادی بیان داره
.و تا وقتی آزادی اندیشه داره

1573
01:25:26,988 --> 01:25:29,032
.به هیچ وجه ، علم پسرفت نخواهد کرد

1574
01:25:29,414 --> 01:25:32,500
و آزادی ، به هیچ‌وجه
.به طور کامل از بین نخواهد رفت

1575
01:25:32,524 --> 01:25:52,524
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1576
01:25:52,548 --> 01:26:09,548
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

