﻿1
00:00:00,150 --> 00:00:10,150
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,174 --> 00:00:20,174
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:20,198 --> 00:00:30,198
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:37,517 --> 00:00:40,690
‫"براساس داستان واقعی"

5
00:00:42,782 --> 00:00:48,269
‫"نفوذی"

6
00:00:49,009 --> 00:00:51,720
‫ما برای یه دلیل اینجاییم

7
00:00:51,720 --> 00:00:55,015
‫یه وسیله برای یه هدف خیلی بزرگ

8
00:00:55,015 --> 00:00:57,017
‫باید باورش داشته باشم

9
00:00:57,017 --> 00:00:59,394
‫باید باور کنم هدف
‫بالایی برام اینجا،این گوشه

10
00:00:59,394 --> 00:01:03,857
‫تو این ساعت روز وجود
‫داره
‫ "بروکلین-نیویورک1983"

11
00:01:03,857 --> 00:01:07,027
‫دوباره به اون درهای کوفتی نگاه میکنم

12
00:01:07,027 --> 00:01:08,987
‫از اینکه داری نزدیکش میشی نگرانم

13
00:01:08,987 --> 00:01:11,489
‫آره، دارم نزدیک میشم_
‫به اون دنیا خیلی نزدیکی_

14
00:01:11,489 --> 00:01:14,910
‫تو کسی رو نمیکشی به صورتش شلیک نکن،باشه؟

15
00:01:14,910 --> 00:01:18,455
‫پول کوفتیش کجاست؟

16
00:01:18,455 --> 00:01:22,292
‫ولی من اول راهم
‫ و برای فهمیدن این هدف

17
00:01:22,292 --> 00:01:24,711
‫هیچ عجله‌ای ندارم

18
00:01:24,711 --> 00:01:27,172
‫...چرا و اما چطور میشه صبر کرد
‫"یک سال بعد"

19
00:01:27,172 --> 00:01:31,134
‫درواقع داستان خوب همینه
‫"یکسال قبل"

20
00:01:31,134 --> 00:01:33,011
‫بهشون گفتی که معماری

21
00:01:33,011 --> 00:01:35,388
‫اگه میخوای میتونی با یه دکتر یا وکیل بری،

22
00:01:35,388 --> 00:01:38,016
‫ببین کی بهتون گفتم،
‫اون جوجه‌ها بلافاصله بو میبرن

23
00:01:38,016 --> 00:01:39,684
‫چرا  حقیقتو  بهشون  نمیگی؟

24
00:01:39,684 --> 00:01:41,353
‫دوم اینکه ، بهشون گفتی یه پلیسی

25
00:01:41,353 --> 00:01:43,730
‫میبینی که چطور به جنب و جوش میوفتن

26
00:01:43,730 --> 00:01:45,857
‫اونا از هرکار بدی که
‫انجام دادن عبور میکنن

27
00:01:45,857 --> 00:01:47,651
‫مشتاقم چطور میشه از اونا علیه‌شون استفاده کرد

28
00:01:47,651 --> 00:01:50,320
‫پس بهشون گفتی معماری

29
00:01:50,320 --> 00:01:53,198
‫این یه کار اداریه .
‫قابل ارتباط، ایمن،

30
00:01:53,198 --> 00:01:55,659
‫اما به اندازه کافی متمایز
‫ از اونا نمیترسم

31
00:01:55,659 --> 00:02:00,372
‫و معماران پول خوبی در میارن،
‫خب این کمک می کنه.

32
00:02:00,372 --> 00:02:02,290
‫وقتی بفهمن دروغ میگی
‫چه اتفاقی می افته؟

33
00:02:02,290 --> 00:02:03,333
‫هیچوقت نمیفهمن.

34
00:02:03,333 --> 00:02:04,751
‫

35
00:02:04,751 --> 00:02:07,963
‫...باید بگم که

36
00:02:07,963 --> 00:02:12,008
‫میدونی، بنظر خوب و کافی میاد
‫ولی سرقرار رفتن مثل کابوسه.

37
00:02:12,008 --> 00:02:14,177
‫هستش.
‫  تو آدم خوش شانسی هستی

38
00:02:14,177 --> 00:02:16,638
‫با یه زن فوق‌العاده ازدواج کردی.

39
00:02:16,638 --> 00:02:19,516
‫آره...

40
00:02:19,516 --> 00:02:21,518
‫تو خونه مشکلی هست؟

41
00:02:21,518 --> 00:02:23,853
‫آره

42
00:02:23,853 --> 00:02:25,564
‫ نمیخوام در موردش صحبت کنم.

43
00:02:25,564 --> 00:02:28,942
‫این شغلته.
‫ باید تعادل پیدا کنی.

44
00:02:30,776 --> 00:02:34,071
‫ قبلاً براش گل می خریدم،
‫...می دونی، فقط به این دلیل ک

45
00:02:34,155 --> 00:02:36,908
‫و بعد فقط در مواقع خاص بود، درسته؟

46
00:02:36,908 --> 00:02:38,952
‫اما تعدادشون کمتر شد

47
00:02:38,952 --> 00:02:40,412
‫فقط زمانی بود که
‫ به فنا رفته بودم

48
00:02:40,412 --> 00:02:44,624
‫و می دونی،
‫ من خیلی گند میزنم.

49
00:02:44,624 --> 00:02:46,960
‫پس در نهایت،

50
00:02:46,960 --> 00:02:49,671
‫گل ها دیگه معنایی نداشتن،

51
00:02:49,671 --> 00:02:52,340
‫پس تمومش کردم

52
00:02:52,340 --> 00:02:54,885
‫به نظر می رسه
‫ میخوای در موردش صحبت کنی.

53
00:02:54,885 --> 00:02:58,722
‫بابی، برگرد خونه پیش زنت،

54
00:02:58,812 --> 00:03:02,295
‫براش گل بخر
‫و تعادلتو برگردون

55
00:03:13,570 --> 00:03:14,738
‫سلام.

56
00:03:14,738 --> 00:03:15,822
‫بابی

57
00:03:15,822 --> 00:03:17,532
‫دهنتو ببند

58
00:03:17,532 --> 00:03:20,327
‫هی باهاش ​​اینطوری حرف نزن

59
00:03:23,336 --> 00:03:25,046
‫چرا توهم دهنتو  نمیبندی؟

60
00:03:27,465 --> 00:03:29,634
‫...برات گل خریدم

61
00:03:31,796 --> 00:03:34,257
‫شاید باید بری مرد.

62
00:03:34,257 --> 00:03:39,971
‫باید به توصیه‌اش گوش میدادم
‫..اما بجاش

63
00:03:39,971 --> 00:03:41,681
‫بابی، بس کن!

64
00:03:41,681 --> 00:03:43,725
‫تصمیم گرفتم دکور
‫آشپزخونه رو عوض کنم

65
00:03:43,725 --> 00:03:47,312
‫!بس کن! تمومش کن

66
00:03:47,312 --> 00:03:50,232
‫بس کن!  بابی، لطفا، بس کن!

67
00:03:50,341 --> 00:03:52,760
‫

68
00:03:55,540 --> 00:03:57,667
‫لطفا!

69
00:03:57,844 --> 00:03:58,031
‫

70
00:03:58,114 --> 00:03:59,324
‫

71
00:03:59,408 --> 00:04:01,076
‫

72
00:04:21,137 --> 00:04:23,765
‫یه لحظه‌ای قبل از
‫بیداری کامل وجود داره

73
00:04:23,765 --> 00:04:27,519
‫جایی که شانس کوچیکی داره
‫هنوز داری خواب میبینی

74
00:04:27,519 --> 00:04:32,023
‫و بعد زمانی هستش که
‫مبینی خواب نیستی

75
00:04:33,984 --> 00:04:36,778
‫<i>من تقریبا ده ساله ازدواج کردم</i>

76
00:04:36,778 --> 00:04:39,781
‫و دوازده ساله که پلیسم

77
00:04:39,781 --> 00:04:41,449
‫خب، از کجا می دونید

78
00:04:41,449 --> 00:04:44,578
‫که اون مجوزش رو نداره؟

79
00:04:44,578 --> 00:04:47,289
‫نه، نه، به این دلیله
‫که شما اینجوری فکر می کنید.

80
00:04:47,289 --> 00:04:50,792
‫شما فکر می کنید. ،ببینید
‫نمیتونید فرضیاتی بسازید

81
00:04:50,792 --> 00:04:53,253
‫آره  آره

82
00:04:53,253 --> 00:04:55,839
‫!هی
‫اونجا یه گلدون تازه هست
‫(اگه میخوای بالا بیاری)

83
00:04:55,923 --> 00:04:59,385
‫من بعدا با شما تماس مگیرم
‫  باشه.  خداحافظ.

84
00:05:02,345 --> 00:05:04,014
‫تو قراره  مدتی اینجا باشی

85
00:05:04,014 --> 00:05:05,181
‫باید ازش نهایت استفاده رو ببری.

86
00:05:05,181 --> 00:05:07,559
‫عه! جدی؟
‫ چطوری میتونم؟

87
00:05:07,559 --> 00:05:09,311
‫تایپ رو شروع کن
‫...ببین چیا میشه

88
00:05:09,311 --> 00:05:11,271
‫دقیق بهتون بگم که
‫چه اتفاقی میوفته؟

89
00:05:11,271 --> 00:05:14,149
‫من میخوام یه اشتباه
‫تایپی کنم واین ماشین تحریر رو

90
00:05:14,149 --> 00:05:16,151
‫مستقیم از پنجره لعنتی پرت منم بیرون

91
00:05:16,151 --> 00:05:19,279
‫شاید.  شاید.
‫ازش خوشت میاد.

92
00:05:19,279 --> 00:05:23,325
‫کی میدونه، شاید تو
‫ارنست همینگوی بعدی باشی.

93
00:05:23,325 --> 00:05:26,286
‫

94
00:05:26,286 --> 00:05:29,289
‫آره، میرم یه فنجان قهوه بیارم و
‫ اون پنجره رو باز کنم.

95
00:05:29,289 --> 00:05:31,333
‫این یه شروعه.

96
00:05:31,333 --> 00:05:34,586
‫اونا بهم اجازه دادن نشانم رو نگه دارم
‫ولی تفنگم رو گرفتن

97
00:05:34,586 --> 00:05:36,963
‫<i>حدس می زنم این یه حرکت
‫هوشمندانه بود وگرنه مغز من</i>

98
00:05:36,963 --> 00:05:39,507
‫درحال حاضر درگیر این
‫دستگاه قهوه ساز بود.</i>

99
00:05:39,507 --> 00:05:42,719
‫هی، یه لحظه وقت داری؟

100
00:05:42,719 --> 00:05:46,792
‫من یارو رو انداختم گوشه بیمارستان
‫و اونا منو انداختن پشت میز

101
00:05:48,574 --> 00:05:50,659
‫"پت برو دفتر بیکر"
‫"این ریکه"

102
00:05:50,893 --> 00:05:52,895
‫اوضاع چطوره پم؟-
‫خوبه،ریک تو چطوری؟_

103
00:05:52,979 --> 00:05:55,065
‫خوبم_
‫چکار میتونم برات انجام بدم؟-

104
00:05:55,065 --> 00:05:56,524
‫رئیس اون اطرافه؟

105
00:05:56,524 --> 00:05:57,859
‫یه لحظه  صبر کن

106
00:05:57,859 --> 00:05:59,069
‫باشه.  ممنونم.

107
00:05:59,069 --> 00:06:00,946
‫تا وقتی تلفنم قطع نشده
‫باید منتظر بمونی

108
00:06:00,946 --> 00:06:02,989
‫شما باید کاری بیشتر از
‫کاغذبازی بهم بدید

109
00:06:02,989 --> 00:06:05,867
‫تا مشغولم کنید.
‫پشت میز دارم عقلمو از دست میدم.

110
00:06:05,867 --> 00:06:09,329
‫واقعا برای اتفاقی که بین تو و ماری
‫افتاد متاسفم

111
00:06:09,329 --> 00:06:13,667
‫قلبم رو می شکنه.
‫ اما دستام بستن.

112
00:06:13,667 --> 00:06:16,753
‫خوش شانسی که هنوز
‫تو این سازمانی

113
00:06:16,753 --> 00:06:18,672
‫خوش شانس.؟ ریک، تو باید یه کاری بکنی

114
00:06:18,672 --> 00:06:21,132
‫اول از همه،
‫من کاپیتانم.

115
00:06:21,132 --> 00:06:22,717
‫ریک نیستم.

116
00:06:22,717 --> 00:06:25,136
‫دوم اینکه من یه کاری کردم

117
00:06:25,136 --> 00:06:26,429
‫میدونی چیه؟

118
00:06:26,429 --> 00:06:27,764
‫به همین دلیله که

119
00:06:27,764 --> 00:06:29,224
‫تو دفتر من  وایستادی

120
00:06:29,224 --> 00:06:31,142
‫نه روی خط بیکاری

121
00:06:31,142 --> 00:06:33,061
‫اون با زنم بود، ریک

122
00:06:33,061 --> 00:06:34,604
‫و تو چکار کردی؟

123
00:06:34,604 --> 00:06:36,439
‫-تو هم زدی از قیافه انداختیش؟
‫- دماغش رو شکستم.

124
00:06:36,439 --> 00:06:39,484
‫باشه؟
‫حالا خیلی احساسیش نکنیم.

125
00:06:39,484 --> 00:06:41,861
‫<i>- کاپیتان کالاهان؟</i>
‫- بله، پام.

126
00:06:41,861 --> 00:06:43,989
‫می تونید کمی
‫یشتر منتظر بمونید؟

127
00:06:43,989 --> 00:06:48,076
‫باشه عزیزم.
‫  کمی بیشتر وقت داری

128
00:06:48,076 --> 00:06:50,829
‫گوش کن، می دونم.
‫  فقط، گاهی اوقات

129
00:06:50,829 --> 00:06:53,707
‫سرم کمی داغ میکنه.

130
00:06:53,707 --> 00:06:56,334
‫ داغ میکنی؟
‫مگه لعنتی، انرژی هسته‌ایی

131
00:06:56,334 --> 00:06:57,919
‫باید میدیدیش، ریک.
‫منظورم اینه که،

132
00:06:57,919 --> 00:07:00,213
‫فقط باید از اونجا رد میشدی

133
00:07:00,213 --> 00:07:03,133
‫همونطور که پیشنهاد میدم
‫از اینجا بری بیرون الان

134
00:07:03,133 --> 00:07:08,305
‫من وقته مراقبت از
‫وجدانت رو ندارم.

135
00:07:08,305 --> 00:07:11,099
‫من زیر استرس شدید
‫این سازمانم

136
00:07:11,099 --> 00:07:13,101
‫<i>- کاپیتان کالاهان؟</i>
‫- بله.

137
00:07:13,101 --> 00:07:14,519
‫الان شمارو وصل میکنم

138
00:07:14,519 --> 00:07:16,479
‫باشه ممنونم
‫گوشیو نگه دار

139
00:07:18,231 --> 00:07:21,526
‫در رو پشت سرت ببند، باشه؟

140
00:07:21,526 --> 00:07:23,904
‫هی، کاپیتان کالاهان.  سلام آقا.
‫حال شما چطوره؟

141
00:07:31,119 --> 00:07:34,080
‫<i>♪ خوش آمدید ♪</i>

142
00:07:34,080 --> 00:07:37,292
‫<i>♪ خوش آمدید، خوش آمدید ♪</i>

143
00:07:37,292 --> 00:07:39,628
‫<i>♪ خوش آمدید ♪</i>

144
00:07:46,384 --> 00:07:48,345
‫

145
00:07:48,429 --> 00:07:50,180
‫

146
00:08:11,033 --> 00:08:13,244
‫بهتون  گفته بودم
‫درجه یک کوفتی بود

147
00:08:13,328 --> 00:08:15,038
‫خیلی خوبه مرد
‫درجه یک

148
00:08:15,038 --> 00:08:17,165
‫میدونی چیه
‫یا بگیرش یا ولش کن

149
00:08:17,165 --> 00:08:19,251
‫تو همچین موقعیتی

150
00:08:19,251 --> 00:08:23,421
‫لازمه دخالت و کنترل کنم

151
00:08:23,421 --> 00:08:26,591
‫ولی جوری مست بودم
‫که نمیتونستم دخالت کنم

152
00:08:26,591 --> 00:08:27,884
‫.. تورو قطع

153
00:08:27,884 --> 00:08:29,719
‫<i>کریس روزنبرگ.</i>

154
00:08:29,719 --> 00:08:32,138
‫<i>ممکنه شبیه یه فروشنده
‫ مواد مخدر باشه</i>

155
00:08:32,138 --> 00:08:34,849
‫دقیقا همین کارست

156
00:08:34,849 --> 00:08:36,685
‫تو کارش هم خیلی خوبه

157
00:08:36,685 --> 00:08:39,563
‫اونقدر خوب بود که
‫یه روز یکی متوجه شد

158
00:08:39,563 --> 00:08:41,815
‫<i>روی دی میو.</i>

159
00:08:41,815 --> 00:08:44,192
‫<i>اگر شیطان تصمیم گرفت به زمین بیاد،</i>

160
00:08:44,192 --> 00:08:47,737
‫ این کار رو به عنوان روی دمئو انجام میده
‫و هیچکس به باهوشی اون نیست

161
00:08:47,737 --> 00:08:49,781
‫روی برادر بزرگش آنتونی رو دوست داشت.

162
00:08:49,781 --> 00:08:52,409
‫منظورم اینه که اونو  بت کرده .

163
00:08:52,409 --> 00:08:55,745
‫اما زندگی روی در بهار پنجاه ویک
‫وقتی آنتونی با کفن از کره برگشت

164
00:08:55,745 --> 00:09:00,125
‫برای همیشه تغییر کرد

165
00:09:00,125 --> 00:09:02,294
‫زمانی که از دبیرستان فارغ شد

166
00:09:02,294 --> 00:09:05,338
‫روی یک نزول‌خوار و عیاش خیلی خوب داشت.

167
00:09:05,338 --> 00:09:07,883
‫کسب و کارش خوب بود
‫چون همه میدونستن که

168
00:09:07,883 --> 00:09:09,342
‫نباید با روی سرو کله بزنن

169
00:09:09,342 --> 00:09:11,177
‫در اواخر دهه 60،

170
00:09:11,177 --> 00:09:13,096
‫روی با خانواده گامبینو رابطه داشت

171
00:09:13,096 --> 00:09:15,849
‫آنتونی گاگی.

172
00:09:15,849 --> 00:09:17,475
‫همه نینو صداش میزنن

173
00:09:17,475 --> 00:09:20,812
‫اون سر دسته مافیا در خانواده گامبینو بود.

174
00:09:20,812 --> 00:09:23,648
‫روی تو همه چی دست داشت

175
00:09:23,648 --> 00:09:25,901
‫از نزول ‌خوار و
‫ دزد بزرگ ماشین گرفته  تا  فروشنده مواد

176
00:09:25,901 --> 00:09:27,611
‫گامبینوها به آخرین نفر رو ندادن

177
00:09:27,611 --> 00:09:30,113
‫اما روی یکی از پردرآمدترین اونها شد.

178
00:09:30,113 --> 00:09:33,199
‫پس اونو به عنوان
‫راز کوچک کثیف خودشون نگه داشتن.</i>

179
00:09:33,199 --> 00:09:34,826
‫روی کریس را زیر بال خودش گرفت.

180
00:09:34,826 --> 00:09:36,369
‫چیزی در اون دید.

181
00:09:36,369 --> 00:09:38,914
‫<i>کریس دست راست روی شد.</i>

182
00:09:38,914 --> 00:09:40,874
‫<i>اما آن شب،
‫من هیچکدوم اینارو نمیدونستم

183
00:09:40,874 --> 00:09:43,668
‫<i>تنها چیزی که می دونستم این بود
‫که یه احمق توسط یه احمق دیگه</i>

184
00:09:43,668 --> 00:09:46,129
‫داره کشته میشه

185
00:09:46,129 --> 00:09:50,175
‫و در اون لحظه چیزی تو من فقط...</i>

186
00:09:50,175 --> 00:09:53,345
‫

187
00:09:58,766 --> 00:10:02,061
‫من هر رفتار نامناسبی که تا
‫اون لحظه میدونستم

188
00:10:02,145 --> 00:10:05,273
‫درست رو صورت لعنتی
‫  این حرومزاده بیچاره انجام دادم.

189
00:10:05,357 --> 00:10:07,609
‫

190
00:10:14,658 --> 00:10:18,203
‫اوه لعنتی من نمیخواستم...

191
00:10:19,663 --> 00:10:22,707
‫دمت گرم.  ماشین داری؟

192
00:10:25,710 --> 00:10:27,712
‫

193
00:10:27,796 --> 00:10:30,090
‫خب، بابی، چه کاره‌ای؟

194
00:10:30,090 --> 00:10:32,300
‫ معمارم.

195
00:10:32,300 --> 00:10:35,595
‫معمار؟
‫  خانه و کثافت می سازی ؟

196
00:10:35,595 --> 00:10:36,846
‫آره

197
00:10:40,267 --> 00:10:42,143
‫آره من نمیخرمش

198
00:10:42,143 --> 00:10:44,563
‫تو برای معمار بودن
‫زیادی احمقی .

199
00:10:44,563 --> 00:10:47,816
‫خب،  من یه معمار بدجنسم.

200
00:10:47,816 --> 00:10:51,736
‫

201
00:10:51,736 --> 00:10:53,572
‫- ممنون که رسوندیم.
‫- اوه، آره

202
00:10:53,572 --> 00:10:56,324
‫و اوه، از اینکه
‫ اونجا برگشتی ممنونم.

203
00:10:56,324 --> 00:10:59,286
‫قابلتو نداشت

204
00:10:59,286 --> 00:11:01,663
‫اگ این کار رو نمیکردی هم تشکر میکردم.

205
00:11:01,663 --> 00:11:03,498
‫سخن بزرگان

206
00:11:03,498 --> 00:11:05,542
‫<i>میدونی...</i>

207
00:11:05,542 --> 00:11:07,085
‫کریس

208
00:11:07,085 --> 00:11:08,670
‫...برای یه شرور مشنگ...

209
00:11:08,670 --> 00:11:11,339
‫- میبینمت
‫- آره

210
00:11:11,339 --> 00:11:14,259
‫<i>... حال این پسره خوب بود.</i>

211
00:11:14,356 --> 00:11:16,483
‫سخن بزرگان

212
00:11:28,064 --> 00:11:30,399
‫ کادیلاک بود.  طلا.

213
00:11:30,483 --> 00:11:32,152
‫تازه خریدیمش

214
00:11:32,152 --> 00:11:34,654
‫وقتی میگی طلا، منظورت زرده؟

215
00:11:34,654 --> 00:11:36,990
‫چه فرقی می کنه؟ من یارو رو دیدم

216
00:11:36,990 --> 00:11:39,159
‫ اون حدود 5'9، 5'10 بود.

217
00:11:39,159 --> 00:11:41,244
‫...همون تیپ متفاوت،با

218
00:11:41,244 --> 00:11:43,997
‫- خانم.  خانم.
‫- یه سبیل.

219
00:11:43,997 --> 00:11:46,666
‫نمیخوام بی ادبی کنم
‫اما  هر ده بار 9 بار همینو گفتی

220
00:11:46,666 --> 00:11:48,418
‫میدونید وقتی یه ماشین میدزدن
‫چه اتفاقی می افته؟

221
00:11:48,418 --> 00:11:50,003
‫دزدیده می موند.

222
00:11:50,003 --> 00:11:51,713
‫ببین من گزارش می گیرم اما

223
00:11:51,713 --> 00:11:54,090
‫نمی تونم بهتون قول معجزه بدم.

224
00:11:54,090 --> 00:11:57,052
‫پس  من برای چی
‫مالیات کوفتی رو میدم؟

225
00:12:04,600 --> 00:12:06,936
‫تا به حال اسم سالن
‫ جمینی به گوشت خورده؟

226
00:12:07,020 --> 00:12:09,522
‫تو فلاتلندز؟

227
00:12:09,522 --> 00:12:12,943
‫آره بابا،
‫پاتوق  اوباشه.

228
00:12:12,943 --> 00:12:15,612
‫بنظرت طعمه بزرگی اونجاست؟

229
00:12:15,612 --> 00:12:19,449
‫بزرگ، کوچک، احتمالاً چندتا
‫  باراکودا (سردسته)هم یاشه.

230
00:12:51,231 --> 00:12:53,066
‫به تکه های پازل نگاه می کردم

231
00:12:53,066 --> 00:12:54,985
‫بدونه اینکه بدونم
‫ چجوری بچینمشون

232
00:12:54,985 --> 00:12:59,322
‫اما همین کافی بود تا
‫سرمو از برف بیارم بیرون

233
00:12:59,322 --> 00:13:02,534
‫<i>احساس کردم دوباره هدفی دارم.</i>

234
00:13:02,534 --> 00:13:04,494
‫تنها کاری که باید انجام میدادم
‫ثابت کردن بود.

235
00:13:04,494 --> 00:13:07,497
‫<i>چقدر میتونه سخت باشه</i>

236
00:13:08,921 --> 00:13:11,048
‫گمشو.  سرم شلوغه

237
00:13:14,170 --> 00:13:16,840
‫میدونی در زدن یعنی چی؟

238
00:13:16,840 --> 00:13:18,758
‫اول در میزنید

239
00:13:18,758 --> 00:13:20,510
‫منتظر می مونید تا طرف مقابل

240
00:13:20,510 --> 00:13:23,972
‫جوابتونو بده.
‫ چکار کردی؟

241
00:13:23,972 --> 00:13:26,641
‫- من مدرک پیدا کردم.
‫- چی پیدا کردی؟

242
00:13:26,641 --> 00:13:28,852
‫من دیشب با این مرد آشنا شدم

243
00:13:28,852 --> 00:13:30,896
‫- خوش به حالت.
‫- من کمی جست و جو کردم.

244
00:13:30,896 --> 00:13:35,984
‫و اون بخشی از خدمه روی دمئو ست.

245
00:13:39,112 --> 00:13:42,449
‫روی دی میو.
‫تو اصلا میدونی اون کدوم خریه؟

246
00:13:42,449 --> 00:13:45,785
‫- فکر می کنم اینجا چیزی پیدا کردم.
‫- میدونی چی پیدا کردی؟

247
00:13:45,785 --> 00:13:49,372
‫یه تن کاغذ روی میزت داری
‫.  یه کوه.

248
00:13:49,372 --> 00:13:51,833
‫و اگه نتونی
‫ اون  آشغال‌هارو  پردازش کنی

249
00:13:51,833 --> 00:13:54,044
‫به دوتا کوه تبدیل میشن

250
00:13:54,044 --> 00:13:56,046
‫منظورم اینه که
‫اینها اوباش هستن، ریک.

251
00:13:56,046 --> 00:13:59,257
‫ما یه محموله فایل از این آدما داریم
‫که استفاده نشدن

252
00:13:59,257 --> 00:14:01,259
‫بابی، میدونیی اوباش چیه؟

253
00:14:01,259 --> 00:14:03,678
‫اونها حیونای لعنتی هستن.
‫میدونی چیکار میکنن؟

254
00:14:03,678 --> 00:14:05,680
‫همدیگر رو می کشن.
‫  میدونی چیه؟

255
00:14:05,680 --> 00:14:07,307
‫نفرینشون میکنم

256
00:14:07,307 --> 00:14:10,018
‫ما میتونیم اینجا چیزی رو کنترل کنیم
‫یه چیز بزرگ

257
00:14:10,018 --> 00:14:12,520
‫ می تونم مخفیانه برم.

258
00:14:12,520 --> 00:14:14,773
‫- مخفیانه؟
‫- آره  اون شغل کوئینز یادته؟

259
00:14:14,773 --> 00:14:16,733
‫من سه ماه تو اون کار بودم.

260
00:14:16,733 --> 00:14:18,568
‫خوب میدونی که هیچکس بهتر از من
‫نمیتونست این کار رو انجام بده.

261
00:14:18,568 --> 00:14:20,820
‫میدونی اینجا چی پیدا کردم؟
‫ اینو میبینی؟

262
00:14:20,820 --> 00:14:23,823
‫این کار کاغذی هستش
‫  که به من می گه

263
00:14:23,823 --> 00:14:26,785
‫این پایان کار اداره پلیس
‫که ما میشناسیم

264
00:14:26,785 --> 00:14:30,372
‫کاهش بودجه گرفتم
‫ اخراج شدم
‫ مشکلات مالی داشتم

265
00:14:30,372 --> 00:14:31,831
‫روی یخ نازک بودیم.

266
00:14:31,831 --> 00:14:33,708
‫اینو از سر لعنتی خودت بیرون کن

267
00:14:33,792 --> 00:14:37,504
‫بابی، من تو رو دوست دارم، اما
‫اینو از ذهنت بیرون کن، لطفا.

268
00:14:45,272 --> 00:14:51,653
‫اگه تا الان نیاز نداشتم که ثابت کنم
‫یه احمق به تمام معنام
‫همین بود

269
00:14:51,737 --> 00:14:55,116
‫عقلمو از دست دادم و
‫ته خط بودم

270
00:14:55,230 --> 00:14:57,065
‫مخصوصا اگه موضوع اون (ماری)بود

271
00:15:20,922 --> 00:15:23,049
‫بابی اینجا چیکار میکنی؟

272
00:15:24,593 --> 00:15:25,677
‫میتونم ببینمش؟

273
00:15:28,095 --> 00:15:30,056
‫تو خیلی ترسوندیش

274
00:15:30,140 --> 00:15:31,725
‫تو خبر داشتی؟

275
00:15:34,101 --> 00:15:38,397
‫بابی، فکر کردی چه اتفاقی ممکنه بیوفته؟
‫توروخدا

276
00:15:38,481 --> 00:15:40,108
‫ نمی دونم.

277
00:15:40,108 --> 00:15:41,318
‫...قطعا فکر نمیکردم اون قراره

278
00:15:41,318 --> 00:15:42,819
‫ترکم کنه و با یکی دیگه باشه

279
00:15:42,903 --> 00:15:45,155
‫!هی گوش کن
‫اونا اینکارو نکردن

280
00:15:46,864 --> 00:15:49,283
‫اون اینکارو نکرده

281
00:15:49,367 --> 00:15:52,662
‫ماری به یکی نیاز داشت
‫ و اون پسره اونجا بود،باشه؟
‫تو نبودی بابی

282
00:15:52,662 --> 00:15:54,331
‫میتونم باهاش صحبت کنم؟
‫ماری.

283
00:15:54,331 --> 00:15:56,207
‫ماری، می تونم فقط پنج
‫دقیقه باهات صحبت کنم؟

284
00:15:56,207 --> 00:15:58,877
‫فقط پنج دقیقه لطفا

285
00:15:58,877 --> 00:16:00,921
‫بیا

286
00:16:02,255 --> 00:16:06,134
‫بیا اینجا.  من همینجام

287
00:16:06,134 --> 00:16:08,595
‫سلام.

288
00:16:08,679 --> 00:16:14,143
‫وای، وای، چه خوشگل شدی.

289
00:16:16,018 --> 00:16:19,313
‫گوش کن،
‫می خوام بدونی که، اوه،

290
00:16:19,397 --> 00:16:22,609
‫میدونم گاهی حالم چطور میشه

291
00:16:22,609 --> 00:16:25,403
‫و من واقعا سخت کار می کنم
‫ تا اینطور نباشم.

292
00:16:25,403 --> 00:16:29,032
‫کاپیتان میگه
‫من ترفیع میگیرم

293
00:16:29,032 --> 00:16:31,952
‫همین گوشه.
‫که همه چی رو به رشده.

294
00:16:31,952 --> 00:16:35,330
‫من نوشیدن رو ترک کردم.
‫من هر روز در حال انجام حرکات کششی هستم.

295
00:16:35,330 --> 00:16:37,499
‫میدونی که میخوام برات بهتر بشم

296
00:16:39,542 --> 00:16:40,794
‫میدونم میدونم.

297
00:16:40,794 --> 00:16:42,504
‫حرفام تکراریه، آره؟

298
00:16:42,504 --> 00:16:46,007
‫اما این بار فرق می کنه،
‫قسم می خورم، فقط...

299
00:16:46,007 --> 00:16:48,218
‫باب...

300
00:16:48,218 --> 00:16:50,971
‫فقط یه فرصت دیگه
‫ بهم بده  ماری،

301
00:16:50,971 --> 00:16:52,597
‫بابی، من...

302
00:16:54,724 --> 00:16:58,270
‫من دیگه چیزی ندارم که بهت بدهم.

303
00:17:01,564 --> 00:17:04,901
‫- من نمی تونم این کار رو کنم.
‫- هی، هی  تو نمیتونی چیکار کنی ماری؟

304
00:17:04,985 --> 00:17:06,653
‫نمیتونی چیکار کنی؟

305
00:17:06,653 --> 00:17:08,905
‫فقط تو چشمام نگاه کن

306
00:17:08,905 --> 00:17:12,200
‫تو چشمام نگاه کن و بهم بگو
‫که دیگه دوستم نداری، ها؟

307
00:17:12,200 --> 00:17:14,202
‫فقط بهم بگو که دیگه دوستم نداری

308
00:17:14,202 --> 00:17:18,582
‫بهم بگو که حاضری ده
‫سال گذشته رو دور بریزی.

309
00:17:18,582 --> 00:17:20,208
‫بعدش میرم

310
00:17:20,208 --> 00:17:23,920
‫فقط یه فرصت دیگه ازت میخوام ماری

311
00:17:23,920 --> 00:17:25,839
‫لطفا.

312
00:17:27,757 --> 00:17:30,510
‫باشه، باشه  برو تو.

313
00:17:30,510 --> 00:17:32,262
‫بابی لطفا
‫ بس کن

314
00:17:32,262 --> 00:17:34,472
‫فقط کمی بهش زمان بده
‫، باشه عزیزم؟

315
00:17:34,472 --> 00:17:36,892
‫- آره
‫- فقط یه مدت

316
00:17:36,892 --> 00:17:39,769
‫آره

317
00:17:39,769 --> 00:17:42,772
‫ باید سرم شلوغ باشه.

318
00:17:42,772 --> 00:17:46,026
‫اگه میخواستم به همه بخصوص
‫ماری احترام بزارم

319
00:17:46,026 --> 00:17:49,112
‫باید انجامش میدادم
‫نکه منتظر درخواستشون باشم

320
00:17:49,112 --> 00:17:51,156
‫و اگه واقعا قرار بود انجامش بدم

321
00:17:51,240 --> 00:17:53,742
‫باید درست انجامش میدادم

322
00:17:58,663 --> 00:18:01,374
‫من روال کریس را کاملا دقیق دارم

323
00:18:01,458 --> 00:18:04,085
‫حتی مارک سیگار
‫مورد علاقش رو میدونم

324
00:18:08,757 --> 00:18:11,927
‫یا الان ، یا هیچوقت کوفتی

325
00:18:11,927 --> 00:18:14,721
‫اینجا واقعاً جایی بود
‫که باراکودا (سردسته باند)شنا کرد

326
00:18:14,721 --> 00:18:16,514
‫<i>وقتش بود که برم ماهیگیری</i>

327
00:18:27,108 --> 00:18:29,110
‫

328
00:18:39,086 --> 00:18:42,839
‫

329
00:18:45,751 --> 00:18:49,672
‫جوزف گوگلیلمو.
‫بقیه دراکولا صداش میزنن

330
00:18:49,756 --> 00:18:51,591
‫این اسم مستعار  بهمون وایب

331
00:18:51,591 --> 00:18:53,343
‫گرم و دنجی نمیده

332
00:18:53,343 --> 00:18:55,095
‫- لعنت، جو!
‫- حالا چی؟

333
00:18:55,095 --> 00:18:56,930
‫باید به آرمنیا زنگ بزنی

334
00:18:56,930 --> 00:18:58,765
‫توالت دخترانه دوباره پر شده.

335
00:18:58,765 --> 00:19:00,725
‫- آه، جاز.
‫- صندل پوشیده‌اما.

336
00:19:00,725 --> 00:19:02,519
‫بهتره بهش بگی زود بیاد تا من بتونم

337
00:19:02,519 --> 00:19:04,938
‫- اونو تو کاسه توالت  غرق کنم.
‫- باشه، باشه.  خیلی خوب.

338
00:19:04,938 --> 00:19:06,189
‫چی میخوای؟

339
00:19:06,189 --> 00:19:09,276
‫اوم، فقط یک بوربون.

340
00:19:09,276 --> 00:19:12,737
‫جینا مثل گل مروارید بین
‫علف های هرز اونجا گیر کرده بود.

341
00:19:12,737 --> 00:19:15,282
‫<i>او خواهرزاده یا دختر عموی کسی یا چیزی بود</i>

342
00:19:15,282 --> 00:19:18,743
‫و دیوونه اینه که همچین جایی
‫کار کنه

343
00:19:18,743 --> 00:19:21,538
‫ هی، جینا، بیا اینجا.
‫میخوام باهات صحبت کنم.

344
00:19:21,538 --> 00:19:25,125
‫- اوه، آره؟
‫- کی من و تو برای شام بیرون میریم ، ها؟

345
00:19:25,125 --> 00:19:28,837
‫اوم، آخرین باری که چک
‫کردم، جهنم هنوز یخ نزده بود .

346
00:19:28,837 --> 00:19:30,213
‫

347
00:19:30,213 --> 00:19:32,549
‫<i>اون  اورانگوتان لوکا سانتی بود.</i>

348
00:19:32,549 --> 00:19:35,552
‫تنها چیز بزرگتر از دهنش
‫  بدهیش به روی بود.

349
00:19:35,552 --> 00:19:37,387
‫ دختر زیبایی مثل تو
‫  در مورد جهنم چی میدونه؟

350
00:19:37,387 --> 00:19:39,598
‫شانس تو امتحان کن
‫شاید نتیجه بگیری

351
00:19:39,598 --> 00:19:42,559
‫تف توش،اون همون یاروست
‫شما اون یارو لعنتی رو میبینید

352
00:19:42,559 --> 00:19:44,436
‫اون همونیه که داشتم
‫ درموردش بهتون میگفتم

353
00:19:44,436 --> 00:19:47,564
‫- عاشق پیشه اینجاست.
‫- با چیز، معماره.

354
00:19:47,564 --> 00:19:48,648
‫لعنت به شما بچه ها

355
00:19:48,648 --> 00:19:50,191
‫!گمشو! برو

356
00:19:52,485 --> 00:19:53,486
‫بیلی

357
00:19:54,321 --> 00:19:56,781
‫- بابی  بابی
‫- بابی، درسته؟

358
00:19:56,781 --> 00:19:58,199
‫معمار.

359
00:19:58,199 --> 00:20:01,328
‫آره خب میدونی دیگه نه

360
00:20:01,328 --> 00:20:03,038
‫اوه، تو شغلتو وا دادی؟

361
00:20:03,038 --> 00:20:05,290
‫واسه همین اینجا غم‌برک زدی؟

362
00:20:05,290 --> 00:20:08,126
‫اوه، فقط بگم که، ،

363
00:20:08,126 --> 00:20:10,795
‫ساختن اون خونه‌های
‫کثیف برام سازکار نبود.

364
00:20:10,795 --> 00:20:13,590
‫خودت میدونی چی برات خوبه.
‫هی جینا  جینا

365
00:20:13,590 --> 00:20:16,051
‫هرچی این مرد لعنتی
‫ خواست بهش بده، خب؟

366
00:20:16,051 --> 00:20:18,386
‫یکی دیگه میخوای؟

367
00:20:18,386 --> 00:20:20,847
‫خب بابی اینجا چیکار میکنی؟

368
00:20:20,847 --> 00:20:26,269
‫خب، میدونی، یه بار
‫ باره دیگه ، درسته؟

369
00:20:26,269 --> 00:20:29,481
‫بار،باره دیگه
‫درسته.

370
00:20:29,481 --> 00:20:32,067
‫اما تو اینجا چیکار میکنی؟

371
00:20:32,067 --> 00:20:34,027
‫این  سالن استراحته.

372
00:20:36,446 --> 00:20:38,281
‫فرقش چیه؟

373
00:20:38,281 --> 00:20:41,159
‫

374
00:20:41,159 --> 00:20:42,452
‫ سوال خوبیه.

375
00:20:42,452 --> 00:20:44,037
‫جینا  جوزف  بابی

376
00:20:44,037 --> 00:20:46,206
‫بابی، جینا.  جوزف  جینا خوشگله

377
00:20:46,206 --> 00:20:49,417
‫- هی من خوشگلم
‫- آره، مادرت دروغگوئه.

378
00:20:49,417 --> 00:20:52,379
‫- معمار، ها؟
‫- آره

379
00:20:52,379 --> 00:20:55,966
‫خوبه.  مدرسه زیادی براش هست؟

380
00:20:55,966 --> 00:20:58,218
‫من بیشتر از طریق
‫ تایپ کردن یاد می‌گیرم.

381
00:20:58,218 --> 00:21:00,428
‫- ازش خوشم میاد.
‫- یکی دیگه میخوای؟

382
00:21:00,428 --> 00:21:01,763
‫اوه لطفا.

383
00:21:01,763 --> 00:21:04,099
‫- دوبلش کن.
‫- لطفا.

384
00:21:04,099 --> 00:21:05,892
‫مطمئنی  جای درستی هستی؟

385
00:21:05,892 --> 00:21:08,353
‫جای مناسبیه.  گوش کن،

386
00:21:08,353 --> 00:21:10,188
‫امشب، رفقای من
‫مکان بغلی رو جور کردن.

387
00:21:10,188 --> 00:21:11,731
‫قرار   ورق بازی بازی کنیم.
‫باید بیای

388
00:21:11,731 --> 00:21:13,608
‫آره ورق
‫  باشه.

389
00:21:13,608 --> 00:21:15,402
‫ از اینجا دورش کن
‫ سلامتی.

390
00:21:15,402 --> 00:21:17,445
‫ به هر حال شما
‫لعنتیا ورق بازی نمی کنید.

391
00:21:17,445 --> 00:21:19,614
‫- من باید برم اونجا
‫- نه، بیا.

392
00:21:19,614 --> 00:21:21,616
‫چی، جایی هست
‫ که باید اونجا باشی؟

393
00:21:23,285 --> 00:21:24,786
‫لعنت بهش
‫  خیلی خب.

394
00:21:24,786 --> 00:21:25,912
‫- بیا دیگه.
‫- ممنون بابت نوشیدنی

395
00:21:29,874 --> 00:21:32,335
‫این بچه ها را نادیده بگیر
‫  سلام بچه ها.

396
00:21:32,335 --> 00:21:35,130
‫بابی، این بچه ها هستن
‫.  این مردیه که در موردش به شما می گفتم، معمار.

397
00:21:35,130 --> 00:21:39,384
‫این لویی ئه.  این جیانی ، .
‫این فردی ئه.  بچه ها، بابی.

398
00:21:39,384 --> 00:21:40,677
‫هی بشین

399
00:21:40,677 --> 00:21:43,847
‫چطوری بابی؟

400
00:21:43,847 --> 00:21:47,309
‫فردی دی نوم.
‫ فردی یه راننده
‫اتومبیل های مسابقه ای حرفه ای بود

401
00:21:47,309 --> 00:21:49,936
‫که احتمالا  آچار به
‫دست به دنیا اومده.</i>

402
00:21:49,936 --> 00:21:52,105
‫یه مغازه بدنسازی رو میچرخونه و

403
00:21:52,105 --> 00:21:54,357
‫رئیس کرو  دزدای ماشینای مسابقه‌ ست

404
00:21:54,357 --> 00:21:57,068
‫<i>وقتی حرف می زنه هم خیلی
‫نزدیک صورتت میاد</i>

405
00:21:57,068 --> 00:21:58,778
‫جوری که میتونی حدس بزنی

406
00:21:58,778 --> 00:22:00,405
‫ناهار چی خورده

407
00:22:00,405 --> 00:22:02,574
‫کریس میگه اون شب
‫هواشو داشتی.

408
00:22:05,452 --> 00:22:09,706
‫به دلیل نفس بدی که
‫داشت، حدس من همیشه بد بود.

409
00:22:09,706 --> 00:22:11,583
‫دارم بهتون میگم
‫باید صورت یارو رو بعد از

410
00:22:11,583 --> 00:22:12,876
‫کاری که بابی
‫ باهاش کرد، میدیدین

411
00:22:12,876 --> 00:22:15,212
‫شبیه گوشت چرخ کرده
‫ لعنتی بود

412
00:22:15,212 --> 00:22:16,755
‫طرفو کشت؟

413
00:22:16,755 --> 00:22:19,507
‫لوئیس روسو و جیانی روسو.

414
00:22:19,507 --> 00:22:21,051
‫<i>برادران جمینی.</i>

415
00:22:21,051 --> 00:22:23,136
‫روی دیمئو شیطان بود.

416
00:22:23,136 --> 00:22:25,639
‫لویی و جیانی نوچه‌های  اصلی اون بودن.

417
00:22:25,639 --> 00:22:27,933
‫<i>اونا  دزدا  و قاتلای خوبی بودن.</i>

418
00:22:27,933 --> 00:22:29,309
‫<i>سربازای کامل</i>

419
00:22:29,309 --> 00:22:30,894
‫نه، نه، من نکشتمش.

420
00:22:30,894 --> 00:22:32,979
‫یعنی وقتی من رفتم
‫هنوز نفس میکشید.

421
00:22:32,979 --> 00:22:34,564
‫- به سختی
‫- آه، به سختی.

422
00:22:34,564 --> 00:22:36,316
‫من قصد نداشتم
‫بهش صدمه جدی بزنم

423
00:22:36,316 --> 00:22:38,401
‫پس  می خواستی چطور بهش
‫صدمه بزنی؟

424
00:22:38,401 --> 00:22:40,445
‫میدونی، به اندازه ای که
‫ تا چند هفته نتونست

425
00:22:40,445 --> 00:22:43,114
‫اسم لعنتی خودش
‫یادش بیاد.  چی بگم.

426
00:22:43,114 --> 00:22:44,699
‫

427
00:22:44,699 --> 00:22:46,660
‫- سرسخته.
‫- ما اینجا یه مارسیانو گرفتیم.

428
00:22:47,618 --> 00:22:49,162
‫مارسیانو اینجا ست

429
00:22:49,246 --> 00:22:50,914
‫این مرد یسره داره
‫درموردت حرف میزنه.

430
00:22:50,914 --> 00:22:52,499
‫حتی یه لحظه کوفتی
‫ هم مکث نمیکنه.

431
00:22:52,499 --> 00:22:54,542
‫گوش کن، گوش کن،
‫ما همیشه می‌تونیم از

432
00:22:54,542 --> 00:22:56,545
‫یک جفت دست اضافی
‫ اینجا استفاده کنیم.

433
00:22:56,545 --> 00:22:58,880
‫نظرت در مورد تغییر
‫ شغل چیه بچه؟

434
00:22:58,880 --> 00:23:00,674
‫لعنت بهش

435
00:23:00,674 --> 00:23:02,634
‫ مجبور
‫شدم کمی عقب نشینی کنم.

436
00:23:02,634 --> 00:23:03,885
‫نه...

437
00:23:03,885 --> 00:23:05,887
‫<i>خیلی مشتاق به نظر
‫نمی رسه.</i>

438
00:23:05,887 --> 00:23:08,431
‫شما بچه ها خیلی خوبید
‫، یعنی می دونید...

439
00:23:08,431 --> 00:23:10,767
‫بابی، ما به اندازه کافی
‫برات باحالیم.

440
00:23:10,767 --> 00:23:12,269
‫میخوایم مطمئن شیم
‫همه چی برات روبه راهه

441
00:23:12,269 --> 00:23:13,937
‫کریس، همه
‫  روبه راهیم.

442
00:23:13,937 --> 00:23:17,857
‫ما در مورد کار تو سایه
‫داریم حرف میزنیم، درسته؟

443
00:23:17,857 --> 00:23:20,110
‫- سایه لعنتی؟
‫- این چیه موتاون؟

444
00:23:20,110 --> 00:23:21,820
‫لعنتی در مورد چی حرف میزنی؟

445
00:23:21,820 --> 00:23:23,822
‫

446
00:23:23,822 --> 00:23:27,492
‫لامصب بهت بگم مطمئنم

447
00:23:27,492 --> 00:23:28,785
‫چیزی بیشتر از پشت میز نشینیه

448
00:23:28,785 --> 00:23:30,620
‫درست کردن کمی
‫ خمیر کوفتیه خوب

449
00:23:30,620 --> 00:23:32,414
‫قراره چکار کنم؟

450
00:23:32,414 --> 00:23:35,458
‫هر چیه لامصبی که بخواد

451
00:23:35,458 --> 00:23:37,085
‫تو هم هستی؟

452
00:23:39,546 --> 00:23:41,548
‫

453
00:23:41,548 --> 00:23:44,092
‫لعنتی تورو داشتم، درسته؟
‫من تو رو داشتم لعنتی

454
00:23:44,092 --> 00:23:47,053
‫به فناش داد
‫من این آدمارو میشناسم

455
00:23:47,137 --> 00:23:48,889
‫و میدونستم که
‫تو چنگم هستن

456
00:23:50,890 --> 00:23:53,226
‫ما اونارو از کتابا جدا نگه میداریم
‫غیرثبتی ان

457
00:23:53,310 --> 00:23:56,187
‫جیمز میتونه فایل‌های منو پاک کنه
‫و هویت جدیدم رو تنظیم کنه.

458
00:23:56,187 --> 00:23:57,606
‫اگر من یه دَم بزنم،

459
00:23:57,606 --> 00:23:59,024
‫همه چی به فنا میره.

460
00:23:59,024 --> 00:24:00,775
‫وثیقه میذارم، باشه؟
‫ رو حرفم حساب کن.

461
00:24:00,775 --> 00:24:01,985
‫و هیچ کس عاقل تر ازم نیست

462
00:24:01,985 --> 00:24:04,738
‫جوابم هنوز منفیه.

463
00:24:04,738 --> 00:24:06,740
‫میدونی با چه لعنتی سر و کار داری؟

464
00:24:06,740 --> 00:24:08,742
‫گوش کن،
‫من چند تا چیزو بررسی کردم

465
00:24:08,742 --> 00:24:10,535
‫و دارم بهت میگم
‫ این میتونه خیلی بزرگ باشه

466
00:24:10,535 --> 00:24:13,121
‫میدونی چیه؟
‫ممکنه برای تو یه بازی کوفتی باشه.

467
00:24:13,121 --> 00:24:14,623
‫شایدم میخوای ماری رو

468
00:24:14,623 --> 00:24:16,333
‫تحت تاثیر قرار بدی
‫و به دست این آشغالا بمیری

469
00:24:16,333 --> 00:24:18,168
‫ولی منو تحت تاثیر
‫ قرار نمیده، حله؟

470
00:24:21,213 --> 00:24:23,506
‫من نسبت به چیزی که تو این
‫چن هفته نشون دادم آدم خوبیم

471
00:24:23,506 --> 00:24:24,549
‫باشه؟

472
00:24:27,052 --> 00:24:29,012
‫بذار ثابتش کنم

473
00:24:29,012 --> 00:24:30,639
‫

474
00:24:38,938 --> 00:24:41,274
‫خیلی خب؟
‫ بذار ببینم  چی پیدا کردی، باشه.

475
00:24:41,358 --> 00:24:46,613
‫آره، پرونده
‫ همه این آدمارو چیدم.

476
00:24:46,613 --> 00:24:48,698
‫همشون همون جا ثبت شدن.

477
00:24:48,698 --> 00:24:53,620
‫و من باهاشون همکاری کردم
‫قلاب های لعنتی ام را گرفتم.

478
00:24:53,620 --> 00:24:56,039
‫میدونی با کی طرفی درسته؟

479
00:24:56,039 --> 00:24:58,333
‫منم به شما ملحق میشم

480
00:24:58,333 --> 00:25:01,336
‫خاطر جمع باش که همه اتفاقای
‫کوفتیه اونجارو بهم بگی

481
00:25:01,336 --> 00:25:03,004
‫نا امیدت نمیکنم ، ریک

482
00:25:03,004 --> 00:25:05,632
‫بهت قول میدم، کاپیتان.

483
00:25:07,633 --> 00:25:09,969
‫ اون باید کاملاً ناپدید بشه.

484
00:25:10,073 --> 00:25:12,117
‫تمام پرونده های لعنتی اش
‫  همه چي.

485
00:25:15,057 --> 00:25:16,934
‫ کار آسونی نیست، کاپیتان.

486
00:25:17,018 --> 00:25:19,104
‫نمیتونم که فقط انگشتامو
‫بکوبم رو کیبورد

487
00:25:19,104 --> 00:25:21,231
‫جیمی، انجامش بده

488
00:25:21,231 --> 00:25:23,024
‫  خوش شانسی که این
‫بچه ها اهل منطقه دیگه‌ای نیستن.

489
00:25:23,024 --> 00:25:24,651
‫وگرنه دستام بسته میشد

490
00:25:24,651 --> 00:25:26,653
‫هیچ کس نمیدونه
‫ ما داریم چکار می کنیم.

491
00:25:26,653 --> 00:25:29,781
‫تو می دونی، اون می دونه
‫.  من و، یک نفر دیگه

492
00:25:29,781 --> 00:25:31,366
‫رئیس امور داخلی.

493
00:25:31,366 --> 00:25:33,493
‫این فقط در صورتیه
‫ که ما  به فنا بریم

494
00:25:33,493 --> 00:25:35,370
‫و به چُخ بریم،
‫ گرفتی چی میگم؟

495
00:25:35,370 --> 00:25:38,373
‫تنها چیزی که می‌گم اینه
‫این بچه ها وقت تلف نمیکنن.

496
00:25:38,373 --> 00:25:41,918
‫من اون اطراف لعنتی نیستم.
‫  و توپ های لعنتی شون رو خطه.

497
00:25:41,918 --> 00:25:45,714
‫آماده ای پسر؟

498
00:25:45,714 --> 00:25:49,843
‫به هرحال، قرار صندلی شاگرد بشینی
‫حماقت نکن

499
00:25:49,843 --> 00:25:51,177
‫چی؟

500
00:25:51,177 --> 00:25:53,054
‫قراره هم اتاقی بشیم

501
00:25:54,555 --> 00:25:56,682
‫

502
00:25:56,766 --> 00:25:59,436
‫

503
00:26:03,773 --> 00:26:05,734
‫ دنجه.

504
00:26:05,734 --> 00:26:07,986
‫آرههه،میتونی اتاق داشته باشی.

505
00:26:07,986 --> 00:26:10,739
‫چقد سخاوتمندانه

506
00:26:10,739 --> 00:26:13,742
‫خب بریم سر کار

507
00:26:13,742 --> 00:26:16,620
‫<i>جیمز دقیق بود.
‫باید یچی بهش میدادم

508
00:26:16,620 --> 00:26:20,415
‫رابرت دبونو.

509
00:26:20,415 --> 00:26:24,211
‫فامیلیتو که بهشون نگفتی، نه؟

510
00:26:24,211 --> 00:26:27,964
‫هی فکر میکنی باید
‫ اینو بذارم پشت سرم؟

511
00:26:27,964 --> 00:26:31,927
‫میدونی، فقط در صورتی که اون
‫لعنتی ها سعی کنن منو بازرسی بدنی کنن؟

512
00:26:31,927 --> 00:26:34,429
‫فکر می کنی قبلاً  چکت کردن؟

513
00:26:34,429 --> 00:26:36,681
‫من برنامه ای نذاشتم
‫، جیمز، اما، بله،

514
00:26:36,681 --> 00:26:37,849
‫مطمئنم که
‫تو دیدم.

515
00:26:37,849 --> 00:26:40,185
‫کاملا مطمئنی؟  هه

516
00:26:40,185 --> 00:26:42,479
‫ کاملا مطمئنی؟

517
00:26:44,356 --> 00:26:46,399
‫ کسی تا به حال به روش
‫جمینی اشاره کرده ؟

518
00:26:54,824 --> 00:26:57,744
‫اون بچه‌هارو تو عکسا میبینی؟

519
00:26:57,744 --> 00:27:00,288
‫اونا به  آپارتمانه پشت باشگاه رفتن.

520
00:27:00,372 --> 00:27:01,915
‫ هرگز بیرون نیومدن.

521
00:27:05,501 --> 00:27:09,797
‫یک روش.  روش جمینی.

522
00:27:09,881 --> 00:27:11,800
‫همه چی تو اون آپارتمان اتفاق می افته.

523
00:27:17,556 --> 00:27:20,600
‫<i>مشخص بود که روی دمئو
‫کجا قرار میگیره.

524
00:27:20,600 --> 00:27:22,894
‫<i>اما اگر قرار بود بهش برسم
‫ باید تحت تاثیر قرارش بدم

525
00:27:22,894 --> 00:27:24,896
‫<i>اول بالهاش</i>

526
00:27:24,896 --> 00:27:28,984
‫و اگه بهش میرسیدم
‫باید دستگیرش میکردم

527
00:27:38,284 --> 00:27:40,703
‫من دارم برق میگیرم لعنتی

528
00:27:40,787 --> 00:27:44,207
‫پس گوش کن
‫ یه لطفی کن و خیسش نکن.

529
00:27:44,207 --> 00:27:46,751
‫زیر بارون لعنتی نرو
‫ چی میخوای ازم؟

530
00:27:46,751 --> 00:27:49,671
‫چیزی که من میخوام
‫اینه که این یارو، روی دومئو رو بگیری.

531
00:27:49,671 --> 00:27:53,258
‫میخوام دستگیر شه
‫یه دستوره.

532
00:27:53,258 --> 00:27:55,802
‫اگه انجامش بدیم

533
00:27:55,802 --> 00:27:57,637
‫میتونیم از این خرابه بیرون بریم
‫ و جشن بگیریم.

534
00:27:57,637 --> 00:27:59,639
‫کلاه لبه دار؟  کلاه، اگه
‫میخوای عکسای خوب بگیرم

535
00:27:59,639 --> 00:28:01,975
‫- من به ماشین های بیشتری نیاز دارم.
‫- ماشین ها؟

536
00:28:01,975 --> 00:28:04,978
‫بله متناوب
‫ حداقل چهارتا میخوام.

537
00:28:04,978 --> 00:28:07,898
‫جیمی ، یه هلیکوپتر کوفتی
‫ هم میخوای؟

538
00:28:07,898 --> 00:28:09,357
‫این بچه ها احمق نیستن.

539
00:28:09,357 --> 00:28:10,901
‫اونا متوجه ماشینای مشابه

540
00:28:10,901 --> 00:28:12,777
‫هرروز تو همون خیابون میشن

541
00:28:12,777 --> 00:28:14,863
‫اونا کنجکاو میشن
‫قراره تغییر روش بدن

542
00:28:14,863 --> 00:28:16,114
‫قراره یه یاروی لعنتی
‫رو تو ماشین ببینن

543
00:28:16,114 --> 00:28:17,782
‫دو تا ماشین لعنتی بهت میدم

544
00:28:17,782 --> 00:28:19,826
‫و بعد یه لنز بلندتر بهت میدم

545
00:28:19,826 --> 00:28:22,120
‫پس می تونی
‫ دو بلوک لعنتی دورتر بمونی.  باشه؟

546
00:28:22,120 --> 00:28:24,748
‫دوتا ماشین گرفتم
‫همین

547
00:28:24,748 --> 00:28:27,626
‫- بابی!  بزن بریم.

548
00:28:27,626 --> 00:28:31,838
‫خیلی خب.  هی، اون اینجاست،
‫اون اینجاست.  آماده ای؟

549
00:28:31,838 --> 00:28:33,632
‫بابی، یک لحظه به من فرصت بده
‫خودمو میرسونم، حله؟

550
00:28:33,716 --> 00:28:35,342
‫باشه.  حله.

551
00:28:38,280 --> 00:28:40,407
‫چته لعنتی؟  گمشو بریم!

552
00:28:42,140 --> 00:28:45,143
‫- هی، - هی، عروسی دعوتی؟

553
00:28:45,227 --> 00:28:47,395
‫می خوام تأثیر خوبی بذارم.

554
00:28:47,395 --> 00:28:49,481
‫هر چی.  تو رانندگی میکنی  بیا دیگه.

555
00:28:49,481 --> 00:28:51,650
‫- آره؟  - مممم

556
00:28:53,200 --> 00:28:54,660
‫خیلی خب.

557
00:29:04,871 --> 00:29:07,415
‫دومئو با فروش این چیزا مشکلی نداشت

558
00:29:07,415 --> 00:29:09,751
‫ولی هیچوقت نمیخواست
‫افرادش رو حین انجامش ببینه

559
00:29:09,751 --> 00:29:13,296
‫- یکم میخوای؟
‫-نه نه من خوبم

560
00:29:13,296 --> 00:29:16,007
‫<i>اگر مشروب یا تنباکو نبود
‫بهتره نگیری</i>

561
00:29:16,007 --> 00:29:18,218
‫هرچایی نزدیک لبتون میذاریدش

562
00:29:18,218 --> 00:29:20,345
‫بخصوص  نه رو بینیت

563
00:29:21,852 --> 00:29:24,355
‫

564
00:29:34,359 --> 00:29:37,988
‫اگه یه چیزی باشه که
‫بچه های عاقل ازش بیرون اومده باشن

565
00:29:37,988 --> 00:29:40,282
‫<i>اسم مستعار بود</i>

566
00:29:41,950 --> 00:29:44,744
‫<i>فردی که به نام برادوی فردی میشناسن،</i>

567
00:29:44,744 --> 00:29:47,330
‫<i>یادگاری از روزهای
‫ مسابقه‌ای احتمالیش.</i>

568
00:29:47,330 --> 00:29:49,082
‫ هی!

569
00:29:49,082 --> 00:29:51,001
‫ هی، پسرن.  چه خبر؟

570
00:29:51,001 --> 00:29:52,878
‫میمون گریس لعنتی
‫  به وسعتش نگاه کن

571
00:29:52,878 --> 00:29:54,504
‫- یه ماتحت خفن داره.

572
00:29:54,504 --> 00:29:56,131
‫دوسش داری بچه؟

573
00:29:56,131 --> 00:29:58,592
‫ اوه، مرد.

574
00:29:58,592 --> 00:30:00,760
‫خیلی زیاد.

575
00:30:00,760 --> 00:30:03,763
‫<i>- تیامائو.</i>
‫- خیلی زیاد.  خیلی زیاد.

576
00:30:03,763 --> 00:30:05,515
‫هی، بچه چیزی در مورد ماشین میدونی؟

577
00:30:05,515 --> 00:30:07,183
‫جدا از رانندگی باهاشون،
‫ نه زیاد.

578
00:30:07,183 --> 00:30:09,227
‫یعنی من بلدم چطور
‫لاستیک پنچر رو عوض کنم.

579
00:30:09,227 --> 00:30:10,687
‫فردی  اینجا بهت
‫چیزای بیشتری از

580
00:30:10,687 --> 00:30:12,314
‫عوض کردن لاستیک لعنتی
‫یاد میده.

581
00:30:12,314 --> 00:30:15,317
‫پس حدس می‌زنم
‫هیچوقت یه ماشیمو تقویت نکردی ها؟

582
00:30:15,317 --> 00:30:17,944
‫- درست حدس زدی.
‫- آره

583
00:30:17,944 --> 00:30:20,238
‫چرا این پیچ گوشتی را
‫ نمیگیری و دنبالم نمیای؟

584
00:30:20,238 --> 00:30:21,489
‫خیلی خب.

585
00:30:26,452 --> 00:30:28,830
‫اول از همه، اونارو تو
‫جرقه گیر جمع کنی

586
00:30:28,914 --> 00:30:31,041
‫و مثل پیرزنت
‫بهش سیلی بزن.

587
00:30:31,041 --> 00:30:32,250
‫هی.

588
00:30:35,879 --> 00:30:38,089
‫

589
00:30:38,089 --> 00:30:40,008
‫باشه، خوبه
‫حالا راه اندازیش کن.

590
00:30:44,304 --> 00:30:46,431
‫ دچار اضطراب عملکرده.

591
00:30:46,431 --> 00:30:48,808
‫لعنت بهش

592
00:30:48,808 --> 00:30:50,644
‫اولین بارته.

593
00:30:50,644 --> 00:30:52,562
‫این اتفاق میوفته، بچه جون

594
00:30:56,441 --> 00:30:57,943
‫نقشه  ب اینه که

595
00:31:00,361 --> 00:31:03,573
‫اون دوتا سیم اونجارو قطع کنی.

596
00:31:03,657 --> 00:31:05,951
‫و اون لامصبارو بهم گره بزنی
‫ایول، اون دوتا

597
00:31:05,951 --> 00:31:09,287
‫حله، ایول حالا اون دوتا
‫،سیم لعنتی رو قطع کن، آره اون دوتا، .

598
00:31:09,287 --> 00:31:11,164
‫لعنتی بهشون دست نزن

599
00:31:11,164 --> 00:31:14,209
‫خوبه حالا کاری کن
‫همو ماچ کنن

600
00:31:17,920 --> 00:31:19,213
‫آره

601
00:31:19,297 --> 00:31:21,049
‫خوبه، خوبه، خوبه.

602
00:31:21,049 --> 00:31:23,802
‫پسر لعنتی طبیعیه
‫نگاش کن، بهتون که گفتم

603
00:31:23,802 --> 00:31:25,887
‫از اعتراف متنفرم، اما

604
00:31:25,887 --> 00:31:29,975
‫یجورایی حس میکردم به
‫خودم افتخار میکنم

605
00:31:29,975 --> 00:31:33,395
‫<i>این بچه ها روزی هشت،
‫حتی ده تا ماشین می دزدیدن.</i>

606
00:31:33,395 --> 00:31:35,230
‫<i>حتی بدون جعبه کوفتی</i>

607
00:31:35,230 --> 00:31:38,525
‫<i>اینا باید خودروهای درجه یک بوده باشن.</i>

608
00:32:03,091 --> 00:32:04,843
‫<i> همیشه یک کوروت می خواستم.</i>

609
00:32:07,596 --> 00:32:10,765
‫<i>حتی یه خراش لعنتی
‫ روی آن چیز انداختم.</i>

610
00:32:18,690 --> 00:32:20,775
‫وای، وای، وای، میک، میک، برو اینجا!

611
00:32:20,775 --> 00:32:22,986
‫بابی حرومزاده،
‫ داری گند میزنی.

612
00:32:24,404 --> 00:32:27,699
‫هی، از ماشین پیاده شو
‫، از ماشین برو بیرون.

613
00:32:27,699 --> 00:32:29,075
‫ <i>این خوب نبود.</i>

614
00:32:29,075 --> 00:32:30,493
‫<i>احساس می کردم
‫  منو</i>

615
00:32:30,493 --> 00:32:32,120
‫<i>با زنش گرفته</i>

616
00:32:32,120 --> 00:32:34,122
‫این ماشینه تونیه، درسته؟

617
00:32:34,122 --> 00:32:35,582
‫لعنتی تونی کیه؟

618
00:32:35,582 --> 00:32:37,208
‫بریم سراغش؟

619
00:32:37,208 --> 00:32:39,419
‫صبر کن
‫ این پسره، بو برده، فهمیده.

620
00:32:39,419 --> 00:32:41,213
‫به صحبتت ادامه بده، تونی
‫...چی میگی

621
00:32:41,213 --> 00:32:43,506
‫تونی اون مرد لعنتی
‫..اون مرد لعنتب بهم گفت

622
00:32:43,506 --> 00:32:46,426
‫

623
00:32:46,426 --> 00:32:49,429
‫عقلشو از دست داده؟

624
00:32:49,429 --> 00:32:53,308
‫تو موش کثیفی
‫  آره شمایید.  موش لعنتی!

625
00:32:53,308 --> 00:32:57,062
‫ولم کن
‫گربه های لعنتی!  ها، بیا!

626
00:32:57,062 --> 00:32:59,648
‫-  لعنت به تو!
‫-  اوه آره، لعنت به من!

627
00:32:59,648 --> 00:33:01,775
‫لعنتی یه چیزی بگین بیشرفا

628
00:33:01,775 --> 00:33:03,235
‫من همین الان دهنتونو سرویس می کنم.

629
00:33:03,235 --> 00:33:05,028
‫<i>حس خوبی نداشتم</i>

630
00:33:05,028 --> 00:33:06,988
‫<i>از زمانی که تیم من در
‫لیگ کوچک به فینال رسید.</i>

631
00:33:09,866 --> 00:33:12,327
‫ حالا به خاطر تو به دردسر می افتیم.

632
00:33:12,327 --> 00:33:16,081
‫ <i>و دقیقاً همین احساس
‫رو داشتم
‫ مثل یه تیم.</i>

633
00:33:16,081 --> 00:33:18,749
‫نمی تونید یه لینکلن لعنتی یا یه
‫کادیلاک سرو کنید، یه چی لعنتی خوب ؟

634
00:33:18,833 --> 00:33:21,419
‫یه لینکلن لعنتی؟
‫ هی، این ماشینه خوشگلیه !

635
00:33:21,419 --> 00:33:24,548
‫بالاخره یه نفر با مزه لعنتی
‫  اینجا پیدا میشه.

636
00:33:24,548 --> 00:33:28,260
‫ اوه، خیلی خب!

637
00:33:28,260 --> 00:33:30,220
‫این اولین مورد از خیلی‌ها بود.

638
00:33:30,220 --> 00:33:32,806
‫روی واقعا خوشحال میشه.
‫باور کن.

639
00:33:32,806 --> 00:33:35,475
‫اولین باری بود که اونا
‫اسمی از روی میاوردن

640
00:33:35,475 --> 00:33:37,644
‫- اون خارهای ایرلندی قاپیدتت؟
‫-   بسازشون؟

641
00:33:37,644 --> 00:33:39,062
‫روحشونم خبر نداره
‫چه ضربه‌ای خوردن.

642
00:33:39,062 --> 00:33:40,647
‫آره می‌شناسیمش مگه؟

643
00:33:40,647 --> 00:33:42,315
‫توریست های لعنتی  نمی دونم.

644
00:33:42,315 --> 00:33:44,401
‫ دیبونو ئه، آره؟

645
00:33:44,401 --> 00:33:46,987
‫- چی؟
‫- اسم تو؟

646
00:33:46,987 --> 00:33:49,864
‫- اوه، آره
‫- بابی بونز.

647
00:33:49,864 --> 00:33:52,450
‫- بابی بونز.
‫- خوشم میاد.  بابی استخون.

648
00:33:52,450 --> 00:33:55,161
‫- استخون ها.
‫- بابی استخون لعنتی.  خوشم میاد.

649
00:33:55,161 --> 00:33:57,247
‫<i>افراد و اسم مستعارشون.</i>

650
00:33:57,247 --> 00:33:58,665
‫به سلامتی ایرلندی ها

651
00:33:58,665 --> 00:34:01,459
‫سلام؟

652
00:34:01,459 --> 00:34:03,628
‫دریافت کردم.

653
00:34:03,628 --> 00:34:06,715
‫پسرا.  وقت رفتنه.

654
00:34:06,715 --> 00:34:08,008
‫الان

655
00:34:13,096 --> 00:34:14,764
‫کجا میرن؟

656
00:34:14,764 --> 00:34:17,392
‫قراره بریم پیش همسایه بغلی

657
00:34:20,228 --> 00:34:22,022
‫ <i>همسایه بغلی جمینی بود</i>

658
00:34:22,022 --> 00:34:24,065
‫<i>آپارتمانی که باند
‫ دور هم جمع میشدن.</i>

659
00:34:27,586 --> 00:34:29,029
‫<i>اونجا بود.</i>

660
00:34:32,407 --> 00:34:33,658
‫<i>روی دیمیو.</i>

661
00:34:35,452 --> 00:34:38,496
‫هرچی بهش نزدیکتر میشدم
‫نفس کشیدن برام سخت میشد

662
00:34:51,760 --> 00:34:52,761
‫بشین

663
00:34:57,432 --> 00:34:59,768
‫شنیدم کار خوبی انجام دادی

664
00:34:59,768 --> 00:35:00,977
‫اون کارش عالیه .

665
00:35:04,189 --> 00:35:06,733
‫داشتم عرق میکردم
‫و یهو

666
00:35:06,733 --> 00:35:09,069
‫یاد سیم لعنتی افتادم

667
00:35:09,069 --> 00:35:11,321
‫با بچه های من خوش می گذره؟

668
00:35:11,321 --> 00:35:14,074
‫اوه، آره  منظورم اینه
‫که یه گروه بزرگ از بچه ها.

669
00:35:16,076 --> 00:35:19,246
‫میدونی من بچه که بودم
‫ شاگرد قصاب بودم.

670
00:35:19,246 --> 00:35:21,498
‫او کسیه که  یه تکه گوشت خوب و بدو

671
00:35:21,498 --> 00:35:24,084
‫بهم یاد داد

672
00:35:25,752 --> 00:35:28,505
‫نحوه بریدن مفاصل، نه استخوان ها.

673
00:35:30,632 --> 00:35:33,552
‫می دونی، مسلمونا  و یهودیا،
‫گوشت خوک نمیخورن.

674
00:35:33,552 --> 00:35:35,220
‫تو اینو  می دونستی،
‫آره؟

675
00:35:35,220 --> 00:35:37,973
‫اونا فکر می کنن
‫ حیونای کثیفین

676
00:35:37,973 --> 00:35:39,975
‫چون تو گندکاری خودشون
‫میپیچن

677
00:35:39,975 --> 00:35:42,936
‫حتی  تو گندکاری زادوولد میکنن

678
00:35:42,936 --> 00:35:46,398
‫اونا کثیف ترین از کثیف‌ها
‫ در نظر گرفته شدن.

679
00:35:46,398 --> 00:35:49,067
‫خوک، نه مسلمونا و یهودیا.

680
00:35:49,067 --> 00:35:52,320
‫

681
00:35:52,320 --> 00:35:53,947
‫برام خوک میاری

682
00:35:55,364 --> 00:35:58,493
‫و من با لذت مطلق اونو
‫قطعه کردم.

683
00:35:58,577 --> 00:36:01,871
‫یعنی هیچ چی رو بیشتر از
‫ یه خوک مرده

684
00:36:01,871 --> 00:36:02,998
‫ته چاقوم دوست ندارم.

685
00:36:07,586 --> 00:36:08,587
‫میدونی چرا؟

686
00:36:13,592 --> 00:36:15,135
‫چون من کاتولیک لعنتیم

687
00:36:23,476 --> 00:36:25,145
‫لعنت بهت

688
00:36:25,145 --> 00:36:27,272
‫- گرسنه ای؟
‫- آره

689
00:36:27,272 --> 00:36:31,234
‫خیلی خب.
‫قراره بخوریم
‫  کریس اینو بذار تو فریزر

690
00:36:31,234 --> 00:36:32,944
‫حواسم بهت هست، بابی،

691
00:36:32,944 --> 00:36:34,988
‫ چیزای خوبی میشنوم

692
00:36:34,988 --> 00:36:38,700
‫ روی دی میو لعنتی
‫از چیزی که دید خوشش اومد

693
00:36:38,700 --> 00:36:41,703
‫منگ  شده بودم

694
00:36:41,703 --> 00:36:45,790
‫اون شب مثل دوستای قدیمی دانشگاه
‫باهاشون شام خوردم

695
00:36:45,790 --> 00:36:48,501
‫

696
00:36:48,501 --> 00:36:51,213
‫بعداز اون تقریبا
‫یه ماه دیگه خبری از روی نداشتم

697
00:36:51,213 --> 00:36:53,215
‫<i>اما چیزی که اون شب از اون
‫ و خدمه گرفتم</i>

698
00:36:53,215 --> 00:36:55,926
‫<i>یه پایه محکم برای
‫ پرونده ما ایجاد میکنه.</i>

699
00:36:57,468 --> 00:36:59,679
‫روز دیوونه کننده‌ای بود

700
00:36:59,763 --> 00:37:01,181
‫ببین دارم میگم،
‫زندگی اینه

701
00:37:01,181 --> 00:37:02,766
‫روی هم پسر خوبیه.

702
00:37:02,766 --> 00:37:05,185
‫-یعنی باحاله.
‫- آره، واسه خودش کسیه.

703
00:37:05,185 --> 00:37:07,103
‫آره

704
00:37:07,103 --> 00:37:11,191
‫ برای اولین برداشتی
‫که می خواستی خوب عمل کردی.

705
00:37:11,191 --> 00:37:13,985
‫<i>این مبلغ بیشتر از پول
‫نقد من تو یه ماه بود.</i>

706
00:37:13,985 --> 00:37:16,529
‫باشه فردا میبینمت

707
00:37:16,529 --> 00:37:18,281
‫خوابای خوب ببینی، بابی.

708
00:37:18,365 --> 00:37:19,867
‫

709
00:37:30,794 --> 00:37:33,129
‫

710
00:37:37,217 --> 00:37:38,927
‫ دیوونه کننده بود

711
00:37:41,109 --> 00:37:42,819
‫تو اون  آپارتمان چه اتفاقی افتاد؟

712
00:37:49,854 --> 00:37:51,939
‫ما به فیلم بیشتری نیاز داریم

713
00:37:52,023 --> 00:37:53,942
‫ما به یه تابلوی بزرگتر نیاز داریم.

714
00:37:54,616 --> 00:37:57,286
‫

715
00:38:01,407 --> 00:38:03,910
‫چند هفته بعد ،
‫حس کار کردن بود

716
00:38:03,994 --> 00:38:05,745
‫<i>کار سخت.</i>

717
00:38:05,745 --> 00:38:08,206
‫<i>ما داشتیم سهمیه روی برای  ده
‫ماشین در روز رو میزدیم</i>

718
00:38:08,290 --> 00:38:11,418
‫<i>و من به سرعت داشتم
‫به یه  متخصص تبدیل میشدم.</i>

719
00:38:17,424 --> 00:38:19,050
‫<i>یکی از بزرگترین عملیات اونا</i>

720
00:38:19,050 --> 00:38:23,179
‫<i>فرستادن ماشین های
‫ لوکس  به کویت بود.</i>

721
00:38:23,179 --> 00:38:26,016
‫<i>منظورم اینه که
‫ همه پاداش گرفتن.</i>

722
00:38:37,360 --> 00:38:46,745
‫

723
00:38:46,829 --> 00:38:49,748
‫

724
00:38:54,294 --> 00:38:56,588
‫یا خدا.  لعنتی!

725
00:38:56,588 --> 00:38:58,548
‫ متوجه نشدم کی اومدی، مرد.

726
00:38:58,548 --> 00:39:01,635
‫- شنیدیم اومدی  - آره،
‫میدونم، میدونم،،

727
00:39:01,635 --> 00:39:03,345
‫هفته سختی بود

728
00:39:03,345 --> 00:39:04,930
‫مادر زنم با ما زندگی میمنه.

729
00:39:06,806 --> 00:39:07,807
‫ادامه نده

730
00:39:10,727 --> 00:39:13,063
‫باشه،
‫سلامت رو به روی میرسونم.

731
00:39:13,063 --> 00:39:15,607
‫ <i>اونا پورن و هر چیز
‫افتضاح دیگه رو  که فکر کنید</i>

732
00:39:15,607 --> 00:39:18,193
‫پخش کردن

733
00:39:18,193 --> 00:39:22,948
‫<i>و چند چیز که ای کاش هرگز
‫از وجودشون  خبر نداشتید.</i>

734
00:39:22,948 --> 00:39:26,910
‫

735
00:39:26,910 --> 00:39:30,497
‫<i>بیشتر وقتم را با رانندگی برای  کریس
‫ میگذروندم .</i>

736
00:39:30,497 --> 00:39:33,333
‫<i>اما وقتی او بالا بود،
‫دهن گشادی داشت

737
00:39:33,333 --> 00:39:35,210
‫<i>و همیشه بالا بود.</i>

738
00:39:35,294 --> 00:39:37,796
‫ملاقات تو یه کوچه مثل
‫یه مشت آماتور لعنتی.

739
00:39:39,672 --> 00:39:42,341
‫واسه همینه  که با
‫افراد معتاد معامله نمیکنم.

740
00:39:42,425 --> 00:39:44,928
‫از چیزای ناچیز
‫به شاه کلید میرسیدیم

741
00:39:44,928 --> 00:39:47,264
‫<i>و مشتری کم نداشت.</i>

742
00:39:47,264 --> 00:39:49,432
‫ یو.  چطوری، کریس؟

743
00:39:49,432 --> 00:39:51,518
‫خوبم،خوبم.
‫هی، حال ما چطوره؟

744
00:39:51,518 --> 00:39:53,186
‫- این دبه
‫اوناهاش اونجاست .

745
00:39:53,186 --> 00:39:55,146
‫- این رکسانه.
‫- حالت چطوره، رکسان؟

746
00:39:55,146 --> 00:39:58,108
‫-  لعنتی اسمت چیه؟
‫- جنیفر

747
00:39:58,108 --> 00:40:00,360
‫گمونم جنیفر لعنتی.
‫- جنیفره، کریس.

748
00:40:00,360 --> 00:40:02,362
‫این رفیقم بابیه
‫خوشحال میشه باهاتون آشنا شه

749
00:40:02,362 --> 00:40:05,073
‫ یو، یو، یو، شنیدی که
‫ یه حمله قلبی لعنتی داشتم؟

750
00:40:05,073 --> 00:40:07,576
‫- واقعا - جدا؟
‫- رفیق، بیدار شدم، لعنتی سکته قلبی کردم.

751
00:40:07,576 --> 00:40:10,370
‫قلبم اینطوری می تپید،
‫ نمی دونم چیم بود.

752
00:40:10,370 --> 00:40:11,871
‫نمیتونستم راست شم

753
00:40:11,871 --> 00:40:13,498
‫اینجوریم که، چه کوفتی شده؟

754
00:40:13,498 --> 00:40:15,417
‫بعد میدونی
‫ به خدا قسم بیدار شدم.

755
00:40:15,417 --> 00:40:17,627
‫ترسناکه، تو انگار 30 سالته
‫ چه کوفتیه،

756
00:40:17,627 --> 00:40:19,087
‫- لعنتی چطور ممکنه؟
‫-کوکا  بود؟

757
00:40:19,087 --> 00:40:20,255
‫من فکر نمی کنم
‫کوکا  باش، مرد

758
00:40:20,255 --> 00:40:22,007
‫این کوکای لعنتی من نیست.

759
00:40:22,007 --> 00:40:23,633
‫اگر حمله قلبی داشتید،
‫چون یه کوکا خریدی

760
00:40:23,633 --> 00:40:25,510
‫پس از یکی دیگه خریدیش

761
00:40:25,510 --> 00:40:27,262
‫میدونی من هیچوقت از
‫کسی دیگه

762
00:40:27,262 --> 00:40:29,472
‫کوکا نمیخرم، لعنتی
‫ فقط میخوام بهت بگم...

763
00:40:29,472 --> 00:40:32,309
‫اون پلیس قهرمان دوباره برگشته بود
‫تو مخم

764
00:40:32,309 --> 00:40:36,271
‫بهم گفت که دخترها
‫ میتونن از مزخرفات بو ببرن

765
00:40:36,271 --> 00:40:38,732
‫برشون میدارم مرد
‫جنسای خوبین.

766
00:40:38,732 --> 00:40:42,569
‫دیگه چیا برات بیارم
‫یالا

767
00:40:42,569 --> 00:40:44,779
‫هی دخترت خوبه

768
00:40:44,779 --> 00:40:47,616
‫اون یجورایی باهام
‫ مسابقه خیره شدن داره انگار، ها؟

769
00:40:49,075 --> 00:40:51,578
‫شاید ازت خوشش اومده، بابی.

770
00:40:53,579 --> 00:40:56,707
‫خمیر رو بده بهم .
‫خمیر لعنتی بده بهم

771
00:40:56,791 --> 00:40:58,293
‫هی! من از این خوشم نمیاد

772
00:40:58,293 --> 00:41:00,337
‫چیو خوشت نمیاد؟

773
00:41:00,337 --> 00:41:02,839
‫از اون خوشم نمیاد.
‫- ازش خوشش نمیاد .

774
00:41:02,839 --> 00:41:06,009
‫اوه ازم خوشت نمیاد؟
‫میدونی چیه؟  من مثل تو لعنتی نیستم

775
00:41:06,009 --> 00:41:07,761
‫- هی هی هی.
‫- لازم نیست ازش خوشت بیاد.

776
00:41:07,761 --> 00:41:09,638
‫از کجا پیدات کرده؟

777
00:41:09,638 --> 00:41:12,265
‫پول لعنتی منو بده،رونی
‫   حالم از این مزخرفات بهم میخوره

778
00:41:12,265 --> 00:41:13,725
‫زنای بی ادب
‫  لعنت بهتون.

779
00:41:13,725 --> 00:41:15,101
‫متاسفم.

780
00:41:15,101 --> 00:41:17,395
‫- لعنت بهت!
‫- از اینجا برو لعنتی

781
00:41:17,395 --> 00:41:20,190
‫<i>بعد از مدتی کمی نگران شدم.</i>

782
00:41:20,190 --> 00:41:22,484
‫نکه هویتم به باد بره
‫یا هرچی

783
00:41:22,484 --> 00:41:25,862
‫اما شروع به خوشگذرونی
‫کردم

784
00:41:25,862 --> 00:41:28,156
‫خونه لعنتی خودت!

785
00:41:28,156 --> 00:41:31,243
‫ این آخرین باریه که قیافه نحست
‫رو تو این بار میبینم، گارو.

786
00:41:31,243 --> 00:41:32,994
‫لعنتی میخوای چی بگم؟

787
00:41:32,994 --> 00:41:35,038
‫یه ساختمان قدیمی هست.  مشکلاتی قرار داشته باشه.

788
00:41:35,038 --> 00:41:36,539
‫اوه، این چیزیه که میخوای به روی بگم؟

789
00:41:36,539 --> 00:41:38,166
‫که ساختمان مشکل داره؟

790
00:41:38,166 --> 00:41:39,918
‫لازم نیست چیزی بهش بگی.

791
00:41:39,918 --> 00:41:42,462
‫- میرم درستش کنم
‫- اوه، درستش می کنی، ها؟

792
00:41:42,462 --> 00:41:45,632
‫مکان داره از هم میپاشه
‫اینم از گارو، صاحبخونه

793
00:41:45,632 --> 00:41:48,510
‫اون همیشه سعی داشت
‫لوله هارو تعمییر کنه و شکست میخورد

794
00:41:48,510 --> 00:41:50,637
‫اوه، تو میخوای
‫ تعمیرش کنی، جیگر.

795
00:41:50,637 --> 00:41:54,891
‫نه مشکلات بیشتر
‫نه اجاره بیشتر.  گرفتی؟

796
00:41:54,891 --> 00:41:57,477
‫- آره
‫-  <i>جینا خودشو  نگه داشت.</i>

797
00:41:57,477 --> 00:42:00,188
‫<i>تحت تاثیر قرار گرفتم،
‫اما بیشتر از اون</i>

798
00:42:00,285 --> 00:42:02,746
‫<i>کمی بهم ریختم
‫پس باید یه راست میرفتم سروقتش .</i>

799
00:42:05,109 --> 00:42:08,863
‫- سلام.
‫-یا خدا، بابی. ترساندیم.

800
00:42:08,947 --> 00:42:11,032
‫متاسفم.  متاسفم.
‫ منظوری نداشتم

801
00:42:11,032 --> 00:42:12,993
‫از کجا فهمیدی که قراره اینجا باشم؟

802
00:42:12,993 --> 00:42:15,620
‫من کارآگاهم،
‫یادت که نرفته؟

803
00:42:15,620 --> 00:42:17,539
‫نه، می دونی،
‫دوشنبه است.

804
00:42:17,539 --> 00:42:20,083
‫فهمیدم، می‌دونم خرید
‫دوشنبه‌هارو دوس داری.

805
00:42:20,083 --> 00:42:22,002
‫ازدحام کمی هستش
‫پس گفتم خودی نشون بدم

806
00:42:22,093 --> 00:42:24,720
‫و ببینم هنوزم اینکارو میکنی
‫یا نه.  متاسفم.

807
00:42:26,991 --> 00:42:30,301
‫هی.  نه، متوجه شدم.
‫فهمیدم.  فهمیدم.

808
00:42:30,385 --> 00:42:34,180
‫میخوام بدونی چقدر
‫متاسفم  میدونی منظورم اینه

809
00:42:34,180 --> 00:42:37,517
‫ می خوام بدونی که...

810
00:42:37,517 --> 00:42:41,062
‫روز قبل همینطور جلوی
‫در خونتون ظاهر شدم

811
00:42:41,062 --> 00:42:42,772
‫بیا رک و راست حرف بزنیم؟

812
00:42:42,772 --> 00:42:45,650
‫من یه حرومزاده بدبخت بودم.
‫من شرمنده‌ام.

813
00:42:45,650 --> 00:42:47,944
‫و متاسفم که کنارت نبودم، اما

814
00:42:47,944 --> 00:42:49,738
‫تو کارم مشکلی پیش اومد.

815
00:42:49,738 --> 00:42:51,114
‫- می دونی، یعنی،
‫- اوه، آره.

816
00:42:51,114 --> 00:42:53,450
‫این کاملا محرمانه ست
‫، اما نه، این یکی

817
00:42:53,450 --> 00:42:55,702
‫از بزرگترین چیزهای حرفه ای منه.

818
00:42:55,702 --> 00:42:58,413
‫فقط می خواستم بدونی.

819
00:42:58,413 --> 00:43:01,541
‫-بابی، من باید برم.  متاسفم.
‫- گوش کن، گوش کن، لازم نیست بری.

820
00:43:01,541 --> 00:43:03,585
‫فقط دو ثانیه باهام  حرف بزن

821
00:43:03,585 --> 00:43:05,378
‫میخوام برم.

822
00:43:05,378 --> 00:43:06,963
‫- فقط دو ثانیه لعنتی توروخدا.  .
‫-  هی.

823
00:43:06,963 --> 00:43:09,799
‫- هی، خوبید خانم؟
‫- حالش خوبه  باشه؟

824
00:43:09,799 --> 00:43:13,094
‫گوش کن رفیق،
‫  میخوام به پلیس زنگ بزنم.

825
00:43:13,094 --> 00:43:15,013
‫آره به مادرت
‫ زنگ بزن احمق

826
00:43:15,013 --> 00:43:17,224
‫باشه گوش کن ماری لطفا

827
00:43:17,224 --> 00:43:19,476
‫خانم نمی خواد حرفاتو بشنوه.

828
00:43:20,560 --> 00:43:22,478
‫بابی!

829
00:43:22,562 --> 00:43:25,941
‫ماری.  ماری.  هی، خواهش می کنم،
‫ میشه فقط با من حرف بزنی؟

830
00:43:25,941 --> 00:43:29,444
‫فقط، فقط بذار بشنوم
‫ - فقط-
‫- ماری!

831
00:43:29,528 --> 00:43:32,239
‫

832
00:43:41,038 --> 00:43:45,001
‫- تو خوبی؟
‫- آره، فقط باید تمرکز کنم.

833
00:43:45,085 --> 00:43:48,255
‫من ازکار با این تیکه
‫ لعنتی متنفرم

834
00:43:48,255 --> 00:43:50,590
‫اوه  اوه  بابی  هی.

835
00:43:50,590 --> 00:43:52,259
‫لعنتی چکار  میکنی؟

836
00:43:52,259 --> 00:43:55,053
‫بابی، استراحت کن
‫
‫کار خوبی انجام میدی.

837
00:43:55,053 --> 00:43:58,306
‫خوبه؟
‫  ما هنوز لعنتی جکو نداریم.

838
00:43:58,306 --> 00:44:00,517
‫منظورم اینه که اینه
‫ خیلی طولانی شده .

839
00:44:00,517 --> 00:44:02,811
‫مرد، این بچه ها قراره منو
‫چال کنن .

840
00:44:02,811 --> 00:44:04,437
‫تو دیوونه ای لعنتی؟

841
00:44:04,437 --> 00:44:06,523
‫همش دارین میچرخین و میچرخین .

842
00:44:06,523 --> 00:44:09,526
‫ببین ، فقط کاری کن  دمئو بگه نخ هارو کشیده

843
00:44:09,526 --> 00:44:10,735
‫بعد برمیگردیم

844
00:44:10,735 --> 00:44:13,572
‫باشه، استراحت کن

845
00:44:13,656 --> 00:44:16,742
‫- آروم باش.
‫- آره  آره

846
00:44:20,167 --> 00:44:21,502
‫تو ذهن منو خوندی.

847
00:44:24,332 --> 00:44:26,835
‫- بقیه کجان؟
‫- بیرون

848
00:44:32,256 --> 00:44:35,510
‫ <i>نینو گاجی یه حیوونه.</i>

849
00:44:35,594 --> 00:44:38,597
‫<i>با وجود اینکه یه کاپو
‫تو خانواده گامبینو،</i>

850
00:44:38,597 --> 00:44:42,142
‫<i>نینو تقریباً از "روی" و
‫گروهش نگهداری میکنه.</i>

851
00:44:42,142 --> 00:44:43,643
‫بابی

852
00:44:43,643 --> 00:44:45,186
‫<i>اگه اونا از خط بیرون برن،</i>

853
00:44:45,282 --> 00:44:47,076
‫<i>روی گوشش پر از
‫چرندیات میشه.</i>

854
00:44:48,272 --> 00:44:49,732
‫تو پسر جدیدی، ها؟

855
00:44:49,816 --> 00:44:52,235
‫اوه...

856
00:44:52,235 --> 00:44:54,237
‫بله قربان.

857
00:44:54,237 --> 00:44:57,240
‫ لعنتی، هنوز هیچی نشده از این
‫بچه خوشم اومد.  بهم می‌گه "آقا".

858
00:44:57,240 --> 00:44:58,950
‫خیلی خوبه.  اسمت چیه؟

859
00:44:58,950 --> 00:45:01,202
‫- بابی
‫- فامیلیت چیه بابی؟

860
00:45:01,202 --> 00:45:02,787
‫بابی دیبونو.

861
00:45:02,787 --> 00:45:05,373
‫اوه، باشه، حالت چطوره؟

862
00:45:05,373 --> 00:45:08,877
‫خیلی خوب.  "روی" همش ازت تعریف می‌کنه.

863
00:45:08,877 --> 00:45:10,337
‫ممنون.

864
00:45:10,337 --> 00:45:12,339
‫خیلی خوب، فقط
‫سرت تو کار خودت باشه،

865
00:45:12,339 --> 00:45:14,424
‫و گوشهاتم تیز باشه، زیپ دهنتم بسته.

866
00:45:14,424 --> 00:45:16,801
‫بله قربان گفتن رو که خوب بلدی. اینجا فقط بگو "چشم قربان."

867
00:45:16,801 --> 00:45:19,054
‫- نینو زیاد می حندید.
‫- خوش اومدید.

868
00:45:19,054 --> 00:45:20,847
‫<i>یه جورای آدم یادش می‌رفت که اون لعنتی</i>

869
00:45:20,847 --> 00:45:22,766
‫<i>یه قاتل بی‌رحمه.</i>

870
00:45:22,766 --> 00:45:25,143
‫- بهش بگو بعدا بهش زنگ می‌زنم.
‫- خیلی خوب.

871
00:45:25,143 --> 00:45:28,355
‫بابی، با من بیا.  جوزف، وقتی
‫بچه ها اومدند بهم خبر بده.

872
00:45:28,355 --> 00:45:30,315
‫اون در لعنتی رو هم ببند
‫اینجا داره سوز می‌یاد.

873
00:45:30,315 --> 00:45:32,108
‫هزار بار بهت اینو گفتم.

874
00:45:35,946 --> 00:45:37,197
‫بشین.

875
00:45:51,503 --> 00:45:55,632
‫<i>من توی تمام عمرم فقط شاید سه بار
‫ ترسیده باشم.</i>

876
00:45:55,632 --> 00:45:57,842
‫<i>این موقعیت هم یکی از اونا بود.</i>

877
00:45:59,719 --> 00:46:03,181
‫تا حالا زندون بودی؟

878
00:46:03,181 --> 00:46:04,599
‫نه.

879
00:46:06,101 --> 00:46:07,602
‫اون مردی که کتکش زدید رو می‌شناختی؟

880
00:46:07,602 --> 00:46:08,728
‫- همونی که تو و کریس دخلش و آوردین؟
‫- آره

881
00:46:08,728 --> 00:46:10,438
‫اون تو بیمارستانه.

882
00:46:10,438 --> 00:46:12,399
‫الان که حرفی ازش درنمی‌آد چون اصلا نمی‌تونه حرف بزنه.

883
00:46:13,108 --> 00:46:14,150
‫آره.

884
00:46:14,150 --> 00:46:16,861
‫اما وقتی که مرخص بشه، ممکنه که

885
00:46:16,861 --> 00:46:18,405
‫براتون مشکل‌ساز بشه.

886
00:46:18,405 --> 00:46:20,865
‫درسته. راستش من نمی‌خواستم...

887
00:46:28,540 --> 00:46:29,708
‫تا حالا کسی رو کشتی؟

888
00:46:35,380 --> 00:46:39,467
‫<i>اگر راستش رو بهش گفتم، دلیلش این نبود که ازش بترسم.</i>

889
00:46:39,467 --> 00:46:43,597
‫<i> صرفا به این خاطر بود، که یه چیزی توی وجودش داشت، انگار آشنا باشه.</i>

890
00:46:43,597 --> 00:46:46,099
‫<i>و خوب من کاری کردم که
‫عمرا فکر نمی کردم  یه روزی انجام بدم</i>

891
00:46:46,099 --> 00:46:50,312
‫<i>پس وقتی که این سوال رو ازم پرسید، راستش رو گفتم.</i>

892
00:46:50,312 --> 00:46:51,521
‫آره.

893
00:46:51,521 --> 00:46:53,106
‫چند نفر؟

894
00:46:55,901 --> 00:46:57,068
‫فقط یه نفر.

895
00:46:57,068 --> 00:46:58,737
‫جریانش چی بود؟

896
00:47:02,991 --> 00:47:05,493
‫چون می‌خواست من رو بکشه.

897
00:47:05,493 --> 00:47:08,538
‫چرا می‌خواست تو رو بکشه؟

898
00:47:08,638 --> 00:47:10,724
‫داشت به خواهرم حرف نامربوط می‌زد.

899
00:47:10,624 --> 00:47:14,628
‫منم جلوی بقیه بچه‌ها گوشمالی خوبی بهش دادم.

900
00:47:14,628 --> 00:47:20,050
‫یه جورای گنده‌ی اونا بود. بعدشم تا پشت‌بوم دنبالم اومد.

901
00:47:20,050 --> 00:47:25,347
‫همین‌جور که همدیگه رو می‌زدیم، یهو...

902
00:47:25,347 --> 00:47:31,228
‫می‌دونی، یه جاهایی آدم یه کارهایی می‌کنه
‫ و منم تصمیمم رو گرفتم و

903
00:47:31,228 --> 00:47:33,521
‫از پشت‌بوم پرتش کردم پایین.

904
00:47:35,941 --> 00:47:38,735
‫همه فکر کردن خودکشی کرده.

905
00:47:40,946 --> 00:47:43,114
‫من، اوه،

906
00:47:43,114 --> 00:47:46,076
‫قبلاً این رو به هیچکس نگفته بودم.

907
00:47:49,913 --> 00:47:52,707
‫خوب پس آدم کشتی...

908
00:47:52,707 --> 00:47:55,627
‫به خاطر خواهرتم این کار کردی، اون
‫فهمید به‌خاطرش چه کار کردی؟

909
00:47:55,627 --> 00:48:01,758
‫چیز زیادی در موردش نگفت.
‫چون راستش...
‫خواهرم اون موقع مرده بود.

910
00:48:01,758 --> 00:48:07,514
‫اوایل تابستان همون سال
‫خودکشی کرده بود،

911
00:48:07,514 --> 00:48:09,808
‫و اون یارو داشت پشت سر
‫خواهر مرده‌ی من حرف می‌زد.

912
00:48:09,808 --> 00:48:12,936
‫و منم نمی‌خواستم حرفاش دهن به دهن بچرخه.

913
00:48:12,936 --> 00:48:14,396
‫اون موقع چند سالت بود؟

914
00:48:15,897 --> 00:48:17,732
‫شانزده سال.

915
00:48:17,732 --> 00:48:19,150
‫احمق بودم.

916
00:48:25,115 --> 00:48:27,940
‫وقتی کشتیش چه حسی داشتی؟

917
00:48:30,328 --> 00:48:32,372
‫هیچ حسی نداشتم.

918
00:48:40,463 --> 00:48:41,464
‫الو؟

919
00:48:43,091 --> 00:48:44,426
‫باشه.

920
00:48:49,347 --> 00:48:52,309
‫با من بیا.  بدو.

921
00:48:52,309 --> 00:48:54,019
‫<i>یه اتفاقی افتاده بود</i>

922
00:48:54,019 --> 00:48:56,438
‫<i>یه لحظه فکر کردم که منو شناخته.</i>

923
00:48:56,438 --> 00:48:57,689
‫بیا دیگه.

924
00:49:00,317 --> 00:49:03,153
‫<i>آخه مثل عقاب چشم ازم برنمی‌داشت.</i>

925
00:49:09,534 --> 00:49:12,662
‫بچه‌ها با من بیایین. کریس، بعداً باهات تماس می‌گیرم.

926
00:49:12,662 --> 00:49:15,081
‫- آره
‫- بیا دیگه.  بیا، بیا.

927
00:49:15,081 --> 00:49:18,376
‫<i>مطمئن بودم که خیلی زود
‫قرار بود یه اتفاقی بیفته،
‫ </i>

928
00:49:18,376 --> 00:49:20,545
‫<i>و قیافه‌ی کریس داد می‌زد،</i>

929
00:49:20,545 --> 00:49:22,172
‫<i>که اتفاق کوچیکی نیست.</i>

930
00:49:22,172 --> 00:49:24,090
‫- آه
‫- چه خبرا؟

931
00:49:24,090 --> 00:49:27,969
‫-باید صبر کنیم
‫- برای چی؟

932
00:49:27,969 --> 00:49:29,679
‫تا بچه‌ها برگردن.

933
00:49:31,806 --> 00:49:33,308
‫با من بیا.

934
00:49:33,308 --> 00:49:34,809
‫می‌خوام درباره یه چیزی باهات مشورت کنم.

935
00:49:37,395 --> 00:49:41,233
‫هی، چی شده؟

936
00:49:41,233 --> 00:49:45,487
‫از زمانی که "روی" اومد روی کار همه چیز فرق کرد.

937
00:49:45,487 --> 00:49:47,739
‫پل باهاش مثل یه شازده رفتار می‌کنه.

938
00:49:47,739 --> 00:49:49,950
‫چون غربی‌ها با
‫بقیه‌ی ما معامله می‌کنن...

939
00:49:49,950 --> 00:49:51,910
‫و یه جورایی ما فقط درگیر آت و آشغال هستیم.

940
00:49:51,910 --> 00:49:54,204
‫<i>خوب بذارید روشنتون کنم که اون درباره‌ی چی داشت حرف می‌زد.</i>

941
00:49:54,204 --> 00:49:56,581
‫<i>دی میو خیلی سخت تونست
‫ جای خودشو باز کنه.</i>

942
00:49:56,581 --> 00:50:00,293
‫<i>اما زمانی که اون کمک کرد که
‫غربی‌ها، یعنی همون مافیای ایرلندی رو
‫</i>

943
00:50:00,293 --> 00:50:02,170
‫<i>توی رختخواب گامبینوها بیاندازه</i>

944
00:50:02,170 --> 00:50:03,797
‫<i>پل کاستلانو با دمش گردو می‌شکست.</i>

945
00:50:03,797 --> 00:50:05,966
‫<i>و گفت که دیگه وقتش رسیده.</i>

946
00:50:05,966 --> 00:50:08,510
‫بعضی وقتها هم کارهایی می‌کنیم که
‫ قرار نیست ولی

947
00:50:08,510 --> 00:50:11,763
‫ولی خدا خیرش بده، "روی" به رومون نمیاره.

948
00:50:11,763 --> 00:50:13,807
‫منظورم اینه که بعضی وقتها شانس می‌زنه در خونتون و

949
00:50:13,807 --> 00:50:17,185
‫یه لقمه‌ی چرب و نرم گیرمون میاد.

950
00:50:17,185 --> 00:50:21,022
‫ولی این‌بار خودمون قراره بریم دنبالش.

951
00:50:21,022 --> 00:50:23,233
‫خوب یعنی چقدره؟

952
00:50:24,442 --> 00:50:26,570
‫خوب یه یارویی توی فلوریدا می‌شناسم،

953
00:50:26,570 --> 00:50:27,946
‫این حرفها بین خودمن باشه‌ ها؟

954
00:50:27,946 --> 00:50:29,406
‫خیالت تخت.

955
00:50:32,784 --> 00:50:35,829
‫- کلمبیایی هستن.
‫- کلمبیایی؟

956
00:50:35,829 --> 00:50:37,539
‫اونا دارن جنس درجه یک میارن.

957
00:50:37,539 --> 00:50:39,374
‫کوکائین اصل، لامصب!

958
00:50:39,374 --> 00:50:41,126
‫نه این آشغالایی که ما داریم معامله می‌کنیم.

959
00:50:41,126 --> 00:50:42,961
‫و تو نمی‌خواهی به "روی" بگی؟

960
00:50:42,961 --> 00:50:45,589
‫اصلا به هیچکس نمی‌گم.

961
00:50:45,589 --> 00:50:48,216
‫خب نظرت چیه؟

962
00:50:48,216 --> 00:50:49,926
‫خوب الان دقیقا مشکل کجاست؟

963
00:50:52,137 --> 00:50:54,848
‫قراره کلی کوکائین بیارن، بابی.

964
00:50:54,848 --> 00:50:58,268
‫راستشو بگم، تنهایی نمی‌تونم
‫ راحت از پس جابه‌جا کردنشون بربیام.

965
00:50:58,268 --> 00:51:00,228
‫و خوب، فکر کردم،

966
00:51:00,228 --> 00:51:02,898
‫شاید تو بخوای بیای تو کارش،
‫با هم شریک بشیم.

967
00:51:05,108 --> 00:51:07,819
‫مرد، آه...

968
00:51:07,819 --> 00:51:10,572
‫یعنی نمی‌دونم کریس.
‫منظورم اینه که...

969
00:51:10,572 --> 00:51:12,949
‫نمی‌دونم، اصلا برای این جور
‫چیزی آماده هستم یا نه.

970
00:51:16,202 --> 00:51:20,290
‫آره می‌فهمم. باشه،
‫وقتی آمادگیش رو  نداری یعنی نداری دیگه.

971
00:51:20,290 --> 00:51:22,667
‫خوب به دل که نگرفتی؟
‫- چه می‌شه کرد دیگه!

972
00:51:24,920 --> 00:51:26,963
‫راستش فکر می‌کردم یه کم بیشتر هیجان‌زده بشی.

973
00:51:26,963 --> 00:51:30,508
‫یه جورایی از خوشحالی بالابپایین بپری
‫ولی خوب، حدسم اشتباه بود.

974
00:51:30,508 --> 00:51:32,510
‫دهنت قرصه دیگه؟ مگه نه؟

975
00:51:32,510 --> 00:51:35,555
‫دهن من همیشه قرصه. بیا دیگه.

976
00:51:35,555 --> 00:51:39,017
‫باشه، خوبه.

977
00:51:39,017 --> 00:51:41,561
‫بیا بریم بیرون.

978
00:51:41,561 --> 00:51:43,563
‫<i>عمرا اگر پیشنهاد کریس رو قبول می‌کردم.</i>

979
00:51:43,563 --> 00:51:45,357
‫<i>کریس اصلا بره با
‫روس‌ها معامله کنه،</i>

980
00:51:45,357 --> 00:51:48,151
‫<i>به من چه.
‫من فقط دنبال "روی" بودم.</i>

981
00:51:48,151 --> 00:51:50,278
‫باشه، روی.  بعدا میبینمت.

982
00:51:55,158 --> 00:51:58,411
‫بابی  بشین صندلی جلو.

983
00:51:58,411 --> 00:52:00,413
‫<i>یکی از چیزهایی که
‫سریع یاد گرفتم این بود</i>

984
00:52:00,413 --> 00:52:02,082
‫<i>نشستن روی صندلی شاگرد</i>

985
00:52:02,082 --> 00:52:04,334
‫<i>اونم وقتی یه روانی درست پشت سرت،
‫روی  صندلی عقب نشسته </i>

986
00:52:04,334 --> 00:52:07,796
‫<i>بدترین قسمت سفر با ماشین بود.</i>

987
00:52:22,602 --> 00:52:24,479
‫<i>ما داشتیم به سمت خارج شهر می‌رفتیم.</i>

988
00:52:24,479 --> 00:52:26,648
‫<i>یا جیمز قرار نبود توی این قسمت ماجرا باشه،</i>

989
00:52:26,648 --> 00:52:29,901
‫<i>یا دیگه لو رفته بودیم.</i>

990
00:52:35,407 --> 00:52:38,785
‫نه، نمی‌فههم چه خبره... اما

991
00:52:38,785 --> 00:52:40,203
‫متوجه‌ نیستم...

992
00:52:44,916 --> 00:52:46,251
‫بیا اینجا.

993
00:52:49,880 --> 00:52:50,881
‫صندوق عقب رو بزن.

994
00:52:58,697 --> 00:53:00,448
‫این یارو رو یادته؟

995
00:53:00,473 --> 00:53:02,434
‫<i>این یارو همونی بود که اون
‫شب توی حمام</i>

996
00:53:02,434 --> 00:53:04,394
‫<i>با کریس دخلش رو آوردیم.</i>

997
00:53:04,394 --> 00:53:07,480
‫<i>روی فقط یه چیزی رو نمی‌تونست تحمل کنه </i>

998
00:53:07,480 --> 00:53:09,816
‫<i>و اونم کاری بود که تهش باد بده.</i>

999
00:53:09,816 --> 00:53:14,571
‫<i>وقتی خوب نگاه کنی همه چیز کاملا واضحه.</i>

1000
00:53:14,571 --> 00:53:17,073
‫<i>من باید همه‌ی اونا رو
‫همون موقع می‌کشتم.</i>

1001
00:53:17,073 --> 00:53:19,326
‫<i>اما توی اینطور شرایطی،</i>

1002
00:53:19,326 --> 00:53:23,455
‫<i>آدم به جای اینکه کاری رو که "باید" انجام بده،</i>

1003
00:53:23,455 --> 00:53:25,832
‫<i>کاری رو می‌کنه که "مجبوره".</i>

1004
00:53:30,420 --> 00:53:32,172
‫<i>یاد اون بچه‌ی روی پشت‌بوم افتادم.</i>

1005
00:53:33,632 --> 00:53:36,816
‫<i>و خواهرم، یاد اون هم افتادم.</i>

1006
00:53:37,260 --> 00:53:40,222
‫فردی، صندوق عقب را ببند.
‫بیا بریم.  برو  برگرد تو ماشین

1007
00:53:40,222 --> 00:53:42,766
‫<i>و هیچ حس نداشتم.</i>

1008
00:53:42,766 --> 00:53:44,559
‫برو برگرد تو ماشین

1009
00:53:49,356 --> 00:53:50,357
‫بیا بریم.

1010
00:53:50,701 --> 00:54:05,649
‫مترجم:
‫مرضیه ، تلگرام: @Marziyehkhg
‫سپیده قنبرزاده، تلگرام: @sepiideh_gh

1011
00:54:06,331 --> 00:54:07,457
‫<i>این یارو رو یادته؟</i>

1012
00:54:07,785 --> 00:54:14,965
‫مترجم:
‫مرضیه ، تلگرام: @Marziyehkhg
‫سپیده قنبرزاده، تلگرام: Sepiideh_gh

1013
00:54:16,103 --> 00:54:22,143
‫مترجم:
‫مرضیه ، تلگرام: @Marziyehkhg
‫سپیده قنبرزاده، تلگرام: Sepiideh_gh

1014
00:54:32,330 --> 00:54:40,990
‫مترجم:
‫مرضیه ، تلگرام: @Marziyehkhg
‫سپیده قنبرزاده، تلگرام: Sepiideh_gh

1015
00:54:50,333 --> 00:54:51,835
‫کجا بردنت؟

1016
00:54:51,835 --> 00:54:55,088
‫اوه، اصلا نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم.

1017
00:54:55,088 --> 00:54:56,298
‫خوب این یعنی چی؟

1018
00:54:56,298 --> 00:54:57,841
‫یعنی هیچ‌چی.

1019
00:54:57,841 --> 00:55:00,677
‫نوار رو بده به من.

1020
00:55:00,677 --> 00:55:01,970
‫فقط ولش کن، باشه؟

1021
00:55:01,970 --> 00:55:03,471
‫این نوار لعنتیش کجاست؟

1022
00:55:03,471 --> 00:55:05,223
‫می‌شه بی‌خیالش بشی، آره؟

1023
00:55:05,223 --> 00:55:06,641
‫یعنی الان بنده به کاپیتان زنگ بزنم بگم جنابعالی گفتی

1024
00:55:06,641 --> 00:55:08,310
‫بهشون بگم بی‌خیالش بشن؟

1025
00:55:08,310 --> 00:55:10,228
‫ما هر چیزی که قراره برای کنارگذاشتن

1026
00:55:10,228 --> 00:55:11,938
‫این عوضیا داشته باشیم رو گیر میاریم، باشه؟

1027
00:55:11,938 --> 00:55:15,567
‫ولی الان فقط باسد به من اعتماد کنی، باشه؟

1028
00:55:15,567 --> 00:55:18,570
‫فقط بی‌خیالش شو. همین.

1029
00:55:18,570 --> 00:55:22,198
‫باشه؟  بی‌خیالش شو.

1030
00:55:32,751 --> 00:55:38,089
‫<i>دیگه نمی‌تونستم باهاش روبه‌رو بشم.
‫حداقل تا زمانی که همه چیز تموم شده باشه.</i>

1031
00:55:38,089 --> 00:55:40,634
‫<i> حتی اینجا بودن من هم می‌تونست
‫ برای اون خطرناک باشه.</i>

1032
00:55:40,634 --> 00:55:42,469
‫<i>اما باید دوباره ‌می‌دیدمش.</i>

1033
00:55:42,469 --> 00:55:45,889
‫<i>لبخندش تنها چیزی بود
‫که به‌خاطرش ادامه می‌دادم. </i>

1034
00:55:45,889 --> 00:55:47,849
‫<i>باید یه راهی برای برگشتن پیدا می‌کردم.</i>

1035
00:55:49,660 --> 00:55:56,953
‫مترجم:
‫مرضیه ، تلگرام: @Marziyehkhg
‫سپیده قنبرزاده، تلگرام: Sepiideh_gh

1036
00:56:07,744 --> 00:56:10,997
‫سلام.  آقا پسر گل.

1037
00:56:10,997 --> 00:56:15,418
‫آره، هی، اوم، کریس اینجاست؟

1038
00:56:15,418 --> 00:56:18,463
‫نه از دیروز ندیدمش.

1039
00:56:21,925 --> 00:56:23,843
‫این چه قیافه‌ایه دیگه؟

1040
00:56:23,843 --> 00:56:25,720
‫چیزی نیست،

1041
00:56:25,720 --> 00:56:27,889
‫من وقتی یکی دروغ می‌گه، می‌فههم.

1042
00:56:29,558 --> 00:56:33,687
‫خب مشکلم با یه دختره.

1043
00:56:33,687 --> 00:56:37,315
‫درست حدس زدم. همیشه همینه.

1044
00:56:37,315 --> 00:56:40,026
‫چی، به نظرت به
‫همین سادگیه؟

1045
00:56:40,026 --> 00:56:42,279
‫دقیقا. مثلا ممکن بود پاهای طرف قطع بشه ولی

1046
00:56:42,279 --> 00:56:44,239
‫حالش به بدی وقتی که با یه دختر مشکل داره، نباشه!

1047
00:56:46,283 --> 00:56:49,411
‫خوب، یکم می‌تونم به دردودلات گوش بدم.

1048
00:56:49,411 --> 00:56:51,913
‫هی، بابی  بیا بریم.

1049
00:56:51,913 --> 00:56:53,248
‫میریم دوری بزنیم.

1050
00:57:32,412 --> 00:57:35,081
‫<i>داشتیم می‌رفتیم ملاقات لوکا سانتی.</i>

1051
00:57:35,081 --> 00:57:37,626
‫<i>بدهیش زیادتر شده بود
‫و به دوقلوها دستور داشتن که </i>

1052
00:57:37,626 --> 00:57:40,503
‫<i>یه جورایی اخطار آخر رو بهش بدن.</i>

1053
00:57:56,269 --> 00:58:00,273
‫دست بهش زدی، نزدی، بتمرگ.

1054
00:58:00,273 --> 00:58:03,526
‫بچه‌ها، بس کنید،
‫آروم باشین، لطفا.

1055
00:58:03,526 --> 00:58:07,030
‫ببینید بچه‌ها، این ماه، برام خوب بوده.
‫ واقعا خوب بوده.

1056
00:58:07,030 --> 00:58:08,949
‫یکی دو ماه دیگه هم همینجوریه. و
‫من همه‌ی این بدهی ها...

1057
00:58:08,949 --> 00:58:10,283
‫پول لعنتی کجاست؟

1058
00:58:12,911 --> 00:58:15,830
‫من تو این کارها خیلی واردم.  روی هم اینو می‌دونه.

1059
00:58:15,830 --> 00:58:18,583
‫-  حرف بدرد روی نمی‌خوره.
‫- اون فقط پول لامصب بدردش می‌خوره.

1060
00:58:18,583 --> 00:58:20,961
‫میدوننم.
‫فقط بهم وقت بده.
‫یه فرصت فقط.

1061
00:58:20,961 --> 00:58:23,213
‫سه ماه وقت داشتی،
‫هنوز پول رو نرسوندی.

1062
00:58:23,213 --> 00:58:25,715
‫- میفهمی؟
‫- بچه‌ها خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم

1063
00:58:25,715 --> 00:58:28,468
‫دستت رو بذار روی کتاب.

1064
00:58:28,468 --> 00:58:30,679
‫- دستت رو بذار روی کتاب.
‫- بچه‌ها خواهش‌ می‌کنم.

1065
00:58:30,679 --> 00:58:32,806
‫اصلا این کار نیازی نیستید.
‫من حواسم هست.

1066
00:58:32,806 --> 00:58:34,808
‫می‌گم دستتو بدار روی این کتاب لامصب.

1067
00:58:36,935 --> 00:58:40,438
‫بابی، نگهش دار.
‫ بابی، برو گمشو اون ور دیگه.

1068
00:58:40,438 --> 00:58:43,275
‫- نگهش دار لعنتی.
‫- بیا دیگه.

1069
00:58:43,275 --> 00:58:46,152
‫بچه ها، خواهش می‌کنم بهم
‫فرصت بدین تا راست و ریسش کنم.

1070
00:58:46,152 --> 00:58:51,658
‫لوکا، گردنت یا اون دست
‫لعنتیت؟  کدوم؟  هان؟

1071
00:58:51,658 --> 00:58:53,827
‫گوش کن چی می‌گم، می‌تونی بیایی توی بار،

1072
00:58:53,827 --> 00:58:57,706
‫مشروب بخوری،
‫زیر دامن جینا رو نگاه کنی،
‫همه این کارا رو می‌تونی بکنی، باشه؟

1073
00:58:57,706 --> 00:58:59,249
‫اما پول روی رو  ندی،

1074
00:58:59,249 --> 00:59:01,418
‫من اون زبون کوفتیت رو می‌برم و

1075
00:59:01,418 --> 00:59:04,045
‫و می‌دم به اون زن هرزه‌تر از خودت، بخوره.

1076
00:59:04,045 --> 00:59:05,797
‫می‌فهمی؟

1077
00:59:05,797 --> 00:59:07,007
‫آره.

1078
00:59:07,007 --> 00:59:08,383
‫خوبه.

1079
00:59:25,901 --> 00:59:26,902
‫هفته آینده می‌بینمت، لوکا.

1080
00:59:31,823 --> 00:59:33,575
‫<i>دیگه هیچ‌چیز اذیتم نمی‌کرد.</i>

1081
00:59:33,575 --> 00:59:36,786
‫<i>وای خدا، یعنی توی اون  کله‌ی داغون من چه می‌گذشت؟</i>

1082
00:59:39,497 --> 00:59:41,833
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

1083
00:59:41,833 --> 00:59:44,586
‫عقلت رو از دست دادی لعنتی؟

1084
00:59:44,586 --> 00:59:46,463
‫آره؟ واقعا عقلت کجاست؟

1085
00:59:46,463 --> 00:59:48,215
‫اگر یکی ما رو
‫ببینه که دخلمون اومده.

1086
00:59:48,215 --> 00:59:50,425
‫اصلا میدونی چیه؟ امشب و مرخصی می‌گیرم.

1087
00:59:50,425 --> 00:59:53,386
‫هی، لعنتی.

1088
00:59:56,010 --> 01:00:03,990
‫مترجم:
‫مرضیه ، تلگرام: @Marziyehkhg
‫سپیده قنبرزاده، تلگرام: Sepiideh_gh

1089
01:00:14,282 --> 01:00:16,326
‫- سلام.
‫- سلام.

1090
01:00:18,745 --> 01:00:23,959
‫  اوه، بالاخره یه کم از خودت اومدی بیرون. خوشم اومد.

1091
01:00:23,959 --> 01:00:27,295
‫  - روی توی دفترشه؟
‫- نه، امروز تولد بچه‌اشه.

1092
01:00:27,295 --> 01:00:31,550
‫اوه، پس تولدش مبارک.

1093
01:00:31,550 --> 01:00:33,468
‫ساعت چند تعطیل می‌شی؟

1094
01:00:33,468 --> 01:00:35,220
‫هر وقت تو بگی.

1095
01:00:46,523 --> 01:00:50,902
‫<i>این... خوب این بهترین کار نبود، اما...</i>

1096
01:00:50,902 --> 01:00:53,196
‫<i>خداییش خیلی حال داد...</i>

1097
01:00:53,196 --> 01:00:58,910
‫<i>♪ من در بهشت ​​می‌مانم ♪</i>

1098
01:00:58,910 --> 01:01:04,040
‫<i>♪ و خود را به امواج دریای چشمان تو می‌سپارم♪</i>

1099
01:01:50,420 --> 01:01:55,008
‫همسرم، منو... منو ول کرد رفت.

1100
01:01:58,470 --> 01:01:59,971
‫بچه هم داری؟

1101
01:01:59,971 --> 01:02:04,226
‫نه، هیچ‌وقت بهش فکر نکردیم.

1102
01:02:04,226 --> 01:02:07,312
‫خوب این نکته مثبتیه، مگه نه؟

1103
01:02:07,312 --> 01:02:11,274
‫بهتر که این زبون بسته‌ها درگیر
‫ ای بدبختی‌ها نشن.

1104
01:02:11,274 --> 01:02:12,776
‫آره.

1105
01:02:14,402 --> 01:02:17,405
‫هی، روی بچه داره؟

1106
01:02:17,405 --> 01:02:19,157
‫آره، اونم سه تا.

1107
01:02:19,157 --> 01:02:22,661
‫بهش نمیاد مرد خونواده باشه اصلا.

1108
01:02:22,661 --> 01:02:27,749
‫ممم... خیلی ها اینو می‌گن، اما...

1109
01:02:27,749 --> 01:02:31,211
‫خانواده براش از همه‌چیز مهم‌تره.

1110
01:02:31,211 --> 01:02:33,004
‫تو خوب می‌شناسیش مگه نه؟

1111
01:02:33,004 --> 01:02:34,631
‫منظورم اینه، میدونی چی کار می‌کنه.

1112
01:02:37,092 --> 01:02:38,134
‫آره خوب.

1113
01:02:44,057 --> 01:02:45,308
‫و مشکلی هم باهاش نداری؟

1114
01:02:53,817 --> 01:02:55,151
‫باید کم کم تعطیل کنم.

1115
01:02:57,112 --> 01:02:58,863
‫از همصحبتیت ممنون.

1116
01:03:06,413 --> 01:03:10,208
‫<i>نمی‌‌دونستم اون فقط پشت پیشخون کار می‌کنه
‫یا توی همه‌چیز هست.</i>

1117
01:03:10,208 --> 01:03:12,752
‫<i>تنها چیزی که می‌فهمیدم
‫این بود که داشتم از دست می‌رفتم.</i>

1118
01:03:18,258 --> 01:03:20,010
‫کاپیتان.

1119
01:03:20,010 --> 01:03:22,679
‫وای.  آره

1120
01:03:22,679 --> 01:03:26,141
‫شماها واقعاً سرتون خیلی شلوغ بوده.
‫ واقعا سرتون خیلی خیلی شلوغه.

1121
01:03:26,141 --> 01:03:28,226
‫بله قربان.

1122
01:03:28,226 --> 01:03:30,770
‫میدونی چرا ساعت دو
‫نیمه شب اینجام؟

1123
01:03:30,770 --> 01:03:34,774
‫فکر می کنی اومدم اینجا تا باهات قهوه بخورم؟

1124
01:03:34,774 --> 01:03:37,444
‫بذار بهت بگم، جیم بهم زنگ زد.

1125
01:03:37,444 --> 01:03:41,573
‫و جیم خیلی نگرانته.

1126
01:03:41,573 --> 01:03:43,074
‫من نمی‌دونم بهتون چی گفته.

1127
01:03:43,074 --> 01:03:45,201
‫ ولی همه چی تحت کنترله.

1128
01:03:45,201 --> 01:03:47,203
‫مطمئنی واقعا تحت کنترله؟

1129
01:03:47,203 --> 01:03:49,331
‫- واقعا؟
‫- آره

1130
01:03:51,207 --> 01:03:55,170
‫جیم، بهش بگو که چی به من گفتی.

1131
01:03:55,170 --> 01:03:58,715
‫گفتم نگرانم.
‫ تو داری زیادی درگیر اینا می‌شی.

1132
01:03:58,715 --> 01:04:00,759
‫داری زیادی درگیر می‌شی، بابی؟

1133
01:04:00,759 --> 01:04:03,094
‫بله که دارم زیادی درگیر می‌شم.
‫وگرنه چطوری می‌خواهیم

1134
01:04:03,094 --> 01:04:04,846
‫این عوضی‌ها رو گیر بندازیم؟ با فاصله گرفتن که نمی‌شه؟

1135
01:04:04,846 --> 01:04:06,765
‫با نزدیک شدن به اون دنیا...

1136
01:04:06,765 --> 01:04:10,352
‫بابی. اون شنود لعنتیت کجاست؟

1137
01:04:10,352 --> 01:04:13,772
‫- خب درش آوردم.
‫- چطوری میخوای حرفای این آشغال رو ضبط کنی--

1138
01:04:13,772 --> 01:04:16,233
‫می‌ترسیدم پیداش کنن.

1139
01:04:18,193 --> 01:04:20,153
‫و بعدش به جیمی می گی که

1140
01:04:20,153 --> 01:04:22,697
‫امشب و مرخصی می‌گیری؟

1141
01:04:22,697 --> 01:04:25,325
‫چی؟  نه، اوه... نمی‌گیرم، نمی‌گیرم،

1142
01:04:25,325 --> 01:04:27,702
‫یادم نیست که چی گفتم.

1143
01:04:27,702 --> 01:04:30,372
‫<i>امشب و مرخصی می‌گیرم. منتظرم نمون.</i>

1144
01:04:30,372 --> 01:04:32,249
‫گوش بده ببین چی می‌گم.

1145
01:04:32,249 --> 01:04:34,501
‫همین الان دست از این
‫عوضی بازی‌ها بر می‌داری.

1146
01:04:34,501 --> 01:04:37,504
‫فقط کافیه یکی از دستورایی که دمیو می‌ده رو
‫ ضبط کنی،

1147
01:04:37,504 --> 01:04:40,340
‫فقط یکی! بعدش ما این ماجرا رو جمعش می‌کنیم.

1148
01:04:40,340 --> 01:04:42,634
‫بعدش همه عکس‌ها، نوارها و فایل‌ها رو میذاری روی میز من

1149
01:04:42,634 --> 01:04:46,763
‫تا بدمش به سازمان.

1150
01:04:46,763 --> 01:04:48,390
‫بزار شیرفهم بشی.

1151
01:04:48,390 --> 01:04:49,849
‫یه بار می‌گم فقط،

1152
01:04:49,849 --> 01:04:52,477
‫اگر یکبار دیگه مجبور بشم بیام اینجا،

1153
01:04:52,477 --> 01:04:54,437
‫کل این عملیات کوفتی رو تعطیل می‌کنم.

1154
01:04:54,437 --> 01:04:56,690
‫نمی‌دونم توی اون کله پوکت چی می‌گذره،

1155
01:04:56,690 --> 01:05:00,443
‫ولی از کارات خوشم نمیاد.

1156
01:05:00,443 --> 01:05:03,655
‫می‌خوام این عوضی رو زیرنظر داشته باشم، روشن شد؟

1157
01:05:06,199 --> 01:05:07,450
‫باشه؟

1158
01:05:14,332 --> 01:05:17,878
‫داره دیر میشه، من میرم بخوابم.

1159
01:05:30,056 --> 01:05:31,892
‫این‌جوری در نمی‌زنن.

1160
01:05:46,865 --> 01:05:47,866
‫بابی؟

1161
01:06:10,722 --> 01:06:12,390
‫اوووووووووووووووووووووووووووووووووو
‫یواش، چه خبرته؟

1162
01:06:12,390 --> 01:06:14,226
‫دوست دخترم خوابیده.

1163
01:06:14,226 --> 01:06:17,145
‫گند زدم بابی، بد جور گند زدم.

1164
01:06:17,145 --> 01:06:19,856
‫آروم باش.  آروم باش.  چی شده؟

1165
01:06:19,856 --> 01:06:21,983
‫نمی‌دونم. معامله داشت رو روال پیش می‌رفت.

1166
01:06:21,983 --> 01:06:23,193
‫نمی‌دونم چی به سرم اومد.

1167
01:06:23,193 --> 01:06:26,238
‫<i>لعنت به  کلمبیایی‌ها.</i>

1168
01:06:29,324 --> 01:06:32,535
‫<i>اون هم رابط کوبایی خودش تو فلوریدا رو کشت، هم بقیه رو</i>

1169
01:06:32,535 --> 01:06:34,663
‫<i>اما یکی از اون دلال‌ها
‫ با رئیس کارتل مواد کوبایی </i>

1170
01:06:34,663 --> 01:06:38,041
‫<i>نسبت فامیلی داشت.</i>

1171
01:06:38,041 --> 01:06:41,545
‫<i>پسرعموی اون بوده.  و بدتر اینکه، اون یکی </i>

1172
01:06:41,545 --> 01:06:44,005
‫<i>دوست دختر اون عوضی می‌شده.</i>

1173
01:06:44,005 --> 01:06:46,091
‫<i>کریس همه رو کشته بود.</i>

1174
01:06:46,091 --> 01:06:49,094
‫باشه.  خیلی‌خوب؟
‫ جسداشون کجاست؟

1175
01:06:49,094 --> 01:06:50,512
‫به بچه‌ها زنگ زدم.

1176
01:06:50,512 --> 01:06:51,763
‫مجبور شدم اونا رو هم در جریان بذارم.

1177
01:06:51,763 --> 01:06:53,515
‫اونوقت اینجا چیکار میکنی؟

1178
01:06:53,515 --> 01:06:55,850
‫باید یه مدتی گم و گور بشم.

1179
01:06:55,850 --> 01:06:57,686
‫اینجا؟  عقلت کجاست؟

1180
01:06:57,686 --> 01:06:59,145
‫اونا دارن دنبال من می‌گردن.

1181
01:06:59,145 --> 01:07:00,939
‫اگه پیدام کنن منو می‌کشن.

1182
01:07:00,939 --> 01:07:03,108
‫<i>همون موقع هم می‌دونستم این یارو دخلش اومده،</i>

1183
01:07:03,108 --> 01:07:05,569
‫<i>اما به نظرم فرصت خوبی بود.</i>

1184
01:07:05,569 --> 01:07:06,861
‫فقط برو پیش "روی."

1185
01:07:08,947 --> 01:07:10,407
‫نمی تونم این کار رو بکنم.

1186
01:07:10,407 --> 01:07:12,534
‫گوش کن، شایدبا چندتا تلفن حلش کنه.

1187
01:07:12,534 --> 01:07:15,495
‫برات راست و ریسش کنه.
‫منم باهات میام کریس.

1188
01:07:15,495 --> 01:07:16,913
‫من اسم اون رو به اون عوضیها دادم.

1189
01:07:16,913 --> 01:07:17,998
‫چی؟

1190
01:07:17,998 --> 01:07:19,416
‫اسم اون رو به بهشون دادم.

1191
01:07:19,416 --> 01:07:20,917
‫بهشون گفتم که کریس دمیو لعنتی هستم.

1192
01:07:20,917 --> 01:07:23,587
‫کریس دمیو.
‫ عقلم کار نمی‌کرد.

1193
01:07:26,923 --> 01:07:29,885
‫فهمیدم.  بیا بریم پیش روی.

1194
01:07:33,638 --> 01:07:34,973
‫تو "روی" رو نمی‌شناسی.

1195
01:07:37,100 --> 01:07:39,477
‫کریس؟  کریس؟

1196
01:07:41,146 --> 01:07:43,148
‫لعنتی بهت زنگ میزنم.  باشه؟

1197
01:07:49,237 --> 01:07:51,031
‫هی.  اون شنود رو به من بده.

1198
01:08:00,707 --> 01:08:02,626
‫میدونم.  میخوای برات چه‌کار کنم؟

1199
01:08:10,675 --> 01:08:12,344
‫باشه، همه اینجا هستن.

1200
01:08:12,344 --> 01:08:16,348
‫خوبه. عین یه خونواده بزرگ و شاد.

1201
01:08:16,348 --> 01:08:18,099
‫ همه به جز یه نفر.

1202
01:08:22,354 --> 01:08:24,147
‫ببینین،

1203
01:08:24,147 --> 01:08:26,358
‫می‌خوام وقتی از اینجا
‫بیرون می‌رم،

1204
01:08:26,358 --> 01:08:28,818
‫خوب درباره اون کارهایی که می‌کنین، فکر کنید.

1205
01:08:28,818 --> 01:08:30,445
‫چون "روی" آمارتون رو بهم می‌ده.

1206
01:08:30,445 --> 01:08:33,240
‫اینو خوب تو کلتون فرو کنین

1207
01:08:33,240 --> 01:08:36,159
‫دیگه ظرفیت هیچ چیزی رو ندارم.

1208
01:08:36,159 --> 01:08:39,204
‫شیرفهمه؟ آره؟ شیرفهم شد؟

1209
01:08:45,335 --> 01:08:47,796
‫این حروم‌زاده رو برام پیداش کن.
‫فهمیدی؟ پیداش کن.

1210
01:08:47,796 --> 01:08:50,340
‫- آره
‫- باشه؟  من تو رو زیر پر و بال خودم گرفتم.

1211
01:08:50,340 --> 01:08:53,677
‫اگر شما گیر بیفتین، یعنی ما گیر میافتیم. روشنه؟

1212
01:08:53,677 --> 01:08:56,346
‫اینم فقط یه راه در رو داره. درسته؟

1213
01:08:56,346 --> 01:08:58,431
‫و خدا کنه که این اتفاق نیفته.

1214
01:08:58,431 --> 01:09:00,767
‫این اتفاق نمیافته. فقط یه چیزی بگم.

1215
01:09:00,767 --> 01:09:03,395
‫- من اون رو مثل بچه خودم بزرگش کردم.
‫- اوه...اینا رو به من نگو.

1216
01:09:03,395 --> 01:09:05,230
‫دفعه بعد که داریم درباره این بچه لعنتی حرف می‌زنیم،

1217
01:09:05,230 --> 01:09:07,274
‫بهتره که اثری ازش نباشه، روی.

1218
01:09:07,274 --> 01:09:09,734
‫یا دیگه باهات حرفی ندارم.

1219
01:09:09,734 --> 01:09:12,028
‫بهتره گیرش بیاری.

1220
01:09:12,028 --> 01:09:14,364
‫<i>چهره واقعی "روی" رو توی عصبانیت دیدم. </i>

1221
01:09:14,364 --> 01:09:17,659
‫<i>جلوی چشماش رو خون گرفته بود. مشخص بود</i>

1222
01:09:17,659 --> 01:09:20,203
‫<i> این گند رو کسی زده
‫که اون دوستش داشت.</i>

1223
01:09:20,203 --> 01:09:21,746
‫سلام.

1224
01:09:21,746 --> 01:09:23,331
‫کریس رو دیدی؟

1225
01:09:23,331 --> 01:09:25,584
‫نه، نه، نه، چرا؟

1226
01:09:27,836 --> 01:09:29,504
‫- شما دوتا جیک تو جیک بودین، مگه نه؟
‫- آره

1227
01:09:32,299 --> 01:09:34,426
‫پیداش کن.

1228
01:09:34,426 --> 01:09:37,262
‫- بیارش پیش من.
‫- <i>روی واقعا نگران بود.</i>

1229
01:09:37,262 --> 01:09:39,389
‫- فقط بیارش اینجا، باشه.
‫- باشه، باشه.

1230
01:09:39,389 --> 01:09:41,766
‫-اگه باهاش ​​حرف زدی بهم زنگ میزنی.
‫- خیالت راحت رئیس.

1231
01:09:41,766 --> 01:09:44,352
‫<i>اما می‌دونستم اگه کریس به اینجا
‫برگرده چی منتظرشه.</i>

1232
01:09:44,352 --> 01:09:45,478
‫<i>همه می‌دونستن.</i>

1233
01:09:45,478 --> 01:09:47,147
‫هیچ کس اونو ندیده.

1234
01:09:47,147 --> 01:09:48,982
‫<i>تا چند رو هر سوراخ سنبه ای رو گشتم</i>

1235
01:09:48,982 --> 01:09:51,276
‫<i>هر جایی که به فکر می‌رسید رو گشتم.</i>

1236
01:09:51,276 --> 01:09:54,779
‫<i>مثل این بود توی انبار کاه دنبال سوزن بگردی.</i>

1237
01:09:54,779 --> 01:09:57,782
‫<i>اون زمانی که دنبال کریس می‌گشتم،</i>

1238
01:09:57,782 --> 01:10:01,369
‫<i>بقیه داشتن کارای دیگه‌ای می‌کردن</i>

1239
01:10:01,369 --> 01:10:03,038
‫هی.<i>-لوکا سانتی.</i>

1240
01:10:03,038 --> 01:10:05,165
‫سلام لوکا

1241
01:10:05,165 --> 01:10:10,086
‫<i>فکر می‌کردم بالاخره مخ جینا رو زدم، ولی دیدم زدم به کاهدون.</i>

1242
01:10:12,214 --> 01:10:15,508
‫<i>به این روش میگفتن روش جیمینی</i>

1243
01:10:15,508 --> 01:10:17,886
‫<i>جینا بهشون آمار می‌داد</i>

1244
01:10:17,886 --> 01:10:20,805
‫<i>با اون صورت خوشگلش
‫هر مردی رو خلع سلاح می‌کرد.</i>

1245
01:10:20,805 --> 01:10:23,183
‫<i>"روی" می‌خواست خیالش راحت بشه که
‫ همه می‌دونن دارن چه‌کار می‌کنن.</i>

1246
01:10:23,183 --> 01:10:25,143
‫<i>نمی‌دونم چند بار
‫این کار رو کردن،</i>

1247
01:10:25,143 --> 01:10:28,271
‫<i>اما قطعا زیاد بوده،
‫چون توش استاد شده بودن.</i>

1248
01:10:28,271 --> 01:10:31,358
‫بیا دیگه.

1249
01:10:31,358 --> 01:10:33,985
‫<i>"روی" از بدحسابی‌های لوکا  شاکی بود</i>

1250
01:10:33,985 --> 01:10:37,697
‫<i>و صبرش دیگه تموم شد و گفت
‫وقتشه که بکشیمش.</i>

1251
01:10:37,697 --> 01:10:41,826
‫<i>"روی" کارش رو با خالی کردن گلوله
‫ تو سر اون حرومزاده بدبخت شروع می‌کرد</i>

1252
01:10:41,851 --> 01:10:46,231
‫<i>و یک نفر باید سرش رو لای یه
‫حوله بپیچه تا خونریزی رو کنترل کنه.</i>

1253
01:10:48,541 --> 01:10:52,546
‫<i>بعدش هم با یه چاقو می‌زد تو قلب اون عوضی،</i>

1254
01:10:52,546 --> 01:10:55,507
‫<i>تا هم مطمئن بشه که طرف مرده و
‫ هم خونریزش بند بیاد.</i>

1255
01:10:55,507 --> 01:10:58,343
‫جینا، خوبی؟

1256
01:10:58,343 --> 01:11:01,054
‫- آره
‫- ببرینش سمت وان حموم.

1257
01:11:01,054 --> 01:11:05,225
‫<i>جسد رو روی وان آویزون
‫می‌کردن تا خونش کامل بره.</i>

1258
01:11:05,225 --> 01:11:07,894
‫<i>و همینطور که خون بدن اون بدبخت می‌رفت.</i>

1259
01:11:07,894 --> 01:11:11,523
‫<i>این عوضی‌ها مینشیتن دور هم و پیتزامی‌خوردن.</i>

1260
01:11:11,523 --> 01:11:16,403
‫<i>"روی" یک فلسفه داشت
‫وقتی بدنی نباشه، پس جرمی هم اتفاق نیفتاده.</i>

1261
01:11:16,403 --> 01:11:19,114
‫<i>پس کاری که توش خیلی خوب بود، رو انجام می‌داد.</i>

1262
01:11:19,114 --> 01:11:21,616
‫<i>یعنی می‌زد طرف رو از صحنه روزگار محو می‌کرد.</i>

1263
01:11:28,373 --> 01:11:31,084
‫<i>آخرین مرحله هم ریختن تکه‌های جسد
‫ توی چند تا سطل زباله مختلف بود </i>

1264
01:11:31,084 --> 01:11:34,337
‫<i>که در اطراف شهر برای ته‌مونده غذا گذاشته بودند.</i>

1265
01:11:34,337 --> 01:11:36,548
‫<i>همه  تیکه‌ها رو توی جاهای مخصوص می‌گذاشتن.</i>

1266
01:11:36,548 --> 01:11:39,175
‫<i>یعنی اون قسمتی که غذا رو دفن می‌کردن،
‫ چون غذا فاسد میشه.</i>

1267
01:11:39,175 --> 01:11:41,219
‫بوی این قسمت اینقدر بد بود،

1268
01:11:41,219 --> 01:11:44,806
‫<i>
‫که اگر سگ هم می‌اوردن تشخیص نمی‌داد.</i>

1269
01:11:44,806 --> 01:11:47,601
‫<i>وقتی بدنی نباشه،
‫جرمی هم اتفاق نیفتاده. همین!</i>

1270
01:11:47,601 --> 01:11:49,436
‫<i>حدود یک هفته گذشت.</i>

1271
01:11:49,436 --> 01:11:51,521
‫<i>هنوز هم هیچ ردی از کریس نبود.</i>

1272
01:11:51,521 --> 01:11:54,566
‫<i>بچه‌ها هم حقیقتش خیلی پی اون رو نمی‌گرفتن. </i>

1273
01:11:54,566 --> 01:11:56,818
‫<i>"روی" دیگه رسما رد داده بود.</i>

1274
01:11:56,818 --> 01:12:00,739
‫<i>کلمبیایی‌ها دنبال انتقام بودند و
‫می‌خواستن خون کریس رو بریزن.</i>

1275
01:12:00,739 --> 01:12:02,824
‫<i>خانواده‌اش رو به خارج از شهر فرستاد</i>

1276
01:12:02,824 --> 01:12:05,201
‫<i>و خودش رو توی خونه‌اش حبس کرده بود.</i>

1277
01:12:05,201 --> 01:12:08,663
‫<i>یه روز، روی می‌بینه که یه مرد
‫خیلی وقته توی ماشین کشیک می‌ده،</i>

1278
01:12:08,663 --> 01:12:11,499
‫<i>و می‌فهمه که دیگه کارش تمومه</i>

1279
01:12:11,499 --> 01:12:15,503
‫<i>چون مطمئن میشه که کلمبیایی‌ها یکی رو
‫فرستاده‌اند تا اون رو بکشه.</i>

1280
01:12:15,503 --> 01:12:18,715
‫<i>روی نا یه مدت بعد از اون مفقودالاثر بود.</i>

1281
01:12:18,715 --> 01:12:22,886
‫<i>ولی بعدش معلوم شد که طرف اصلا ربطی به کلمبیایی‌ها نداشته.</i>

1282
01:12:22,886 --> 01:12:25,055
‫<i>اون فقط یه بچه بوده که در خونه‌ها رو می‌زده تا </i>

1283
01:12:25,055 --> 01:12:27,933
‫<i>جارو برقی بفروشه و هزینه‌های کالجش رو دربیاره.</i>

1284
01:12:27,933 --> 01:12:30,477
‫<i>- "روی" واقعا سر این موضوع روانی شده بود.</i>
‫- گندش بزنن.

1285
01:12:30,477 --> 01:12:32,979
‫- گندش بزنن!
‫<i>-خیلی وقت بود که حتی از خونه‌اش بیرون نرفته بود.</i>

1286
01:12:32,979 --> 01:12:35,732
‫<i>بدتر اینکه پل کاستلانو و کل خانواده گامبینو</i>

1287
01:12:35,732 --> 01:12:38,944
‫<i> بهش می‌گفتن که اگر کریس را نکشه</i>

1288
01:12:38,944 --> 01:12:41,238
‫<i>پس خودش رو می‌کشن.</i>

1289
01:12:41,238 --> 01:12:44,491
‫<i>و هیچ کس نمی‌دونست کریس کجاست.</i>

1290
01:12:46,785 --> 01:12:51,122
‫<i>یک هفته تمام دنبال اون کریس حرومزاده بودم.</i>

1291
01:12:51,122 --> 01:12:52,415
‫<i>اما آخرش...</i>

1292
01:12:52,415 --> 01:12:53,541
‫جیمز؟

1293
01:12:53,541 --> 01:12:55,126
‫<i>... اون من رو پیدا کرد.</i>

1294
01:12:59,798 --> 01:13:01,466
‫نگران نباش.

1295
01:13:01,466 --> 01:13:03,552
‫بیدارش نمی‌کنم.

1296
01:13:14,813 --> 01:13:17,232
‫تمام شد کریس

1297
01:13:17,232 --> 01:13:20,151
‫حق با توئه، بابی،همینطوره.

1298
01:13:20,151 --> 01:13:23,363
‫تو یه افسر پلیس رو کشتی،
‫مرد، اون همکار لعنتی من بود.

1299
01:13:23,363 --> 01:13:26,866
‫من لعنتی بهت اعتماد کردم بابی.

1300
01:13:26,866 --> 01:13:29,077
‫تو متوجه نیستی...

1301
01:13:29,077 --> 01:13:32,872
‫نه خفه شو  خفه شو  تو مادر به...

1302
01:13:32,872 --> 01:13:36,668
‫لعنتی!  توی لعنتی پلیس هستی، بابی.

1303
01:13:41,840 --> 01:13:45,635
‫من ازت راهنمایی خواستم، ازت کمک گرفتم.

1304
01:13:45,635 --> 01:13:49,598
‫و شما یک شجره‌نامه گانگستری
‫ برای ماها درست کردین.

1305
01:13:49,598 --> 01:13:52,809
‫اصلا تصورشم نمی‌کنی،
‫"روی" وقتی بفهمه باهات چه‌کار می‌کنه.

1306
01:13:55,562 --> 01:13:59,691
‫این مساله خیلی بزرگتر از کشتن چندتا کلمبیاییه.

1307
01:13:59,691 --> 01:14:00,734
‫مگه نه؟

1308
01:14:00,734 --> 01:14:03,361
‫ گوش کن کریس.

1309
01:14:03,361 --> 01:14:05,989
‫ما جفتمون یه مشکل داریم. درسته؟

1310
01:14:05,989 --> 01:14:08,408
‫ما هر دو تامون گند زدیم.

1311
01:14:08,408 --> 01:14:10,660
‫باشه؟

1312
01:14:10,660 --> 01:14:12,787
‫می‌تونیم با هم یه معامله بکنیم، باشه؟

1313
01:14:12,787 --> 01:14:14,581
‫گوش کن، فقط به من گوش کن.

1314
01:14:14,581 --> 01:14:17,876
‫فقط باید همشون رو لو بدی، خوب؟

1315
01:14:17,876 --> 01:14:20,378
‫دیگه بعدش تو تحت حمایت پلیسی.

1316
01:14:20,378 --> 01:14:22,881
‫همین الانم می‌تونم بهشون زنگ بزنم،

1317
01:14:22,881 --> 01:14:24,382
‫وگرنه خودت رو مرده فرض کن.

1318
01:14:24,382 --> 01:14:27,344
‫من ممکنه خیلی عوضی باشم، بابی،

1319
01:14:27,344 --> 01:14:30,305
‫باشم، بابی، اما خبرچین نیستم.

1320
01:14:30,305 --> 01:14:33,892
‫بهتره بتمرگی همینجا.

1321
01:14:33,892 --> 01:14:36,353
‫بتمرگ، بابی.

1322
01:14:38,021 --> 01:14:39,648
‫دارم می‌شینم، کریس.

1323
01:14:41,566 --> 01:14:42,859
‫باشه؟

1324
01:14:50,158 --> 01:14:52,702
‫کریس.  کریس، گوش کن.

1325
01:14:52,702 --> 01:14:55,914
‫اگر همین الان به "روی" زنگ بزنی به خدا،

1326
01:14:55,914 --> 01:14:59,251
‫فاتحه جفتمون خونده‌اس.

1327
01:15:04,214 --> 01:15:05,966
‫- روی؟
‫- <i>کریس.</i>

1328
01:15:05,966 --> 01:15:08,176
‫<i>- یا عیسی مسیح.</i>
‫- آره، خودمم.

1329
01:15:08,176 --> 01:15:10,845
‫<i>کدوم گورستونی بودی؟</i>

1330
01:15:10,845 --> 01:15:14,474
‫ببین، من واقعا نمی‌تونم
‫بگم کجا بودم، اما -

1331
01:15:14,474 --> 01:15:16,017
‫<i> کجایی؟</i>

1332
01:15:16,017 --> 01:15:18,353
‫ببین، فقط به حرفام گوش کن، باشه؟

1333
01:15:18,353 --> 01:15:20,021
‫من چیزی می‌دونم که دیگه وقتی بفهمید

1334
01:15:20,021 --> 01:15:21,356
‫دیگه هیچی براتون مهم نیست.

1335
01:15:21,356 --> 01:15:23,733
‫می‌دونم گند بدی زدم، باشه؟

1336
01:15:23,733 --> 01:15:25,777
‫اما چیزی که فهمیدم باعث می‌شه که شما ازم بگذرید.

1337
01:15:25,777 --> 01:15:28,780
‫<i>-ازت بگذرم؟</i>

1338
01:15:28,780 --> 01:15:31,283
‫<i>تن لشت رو بیار اینجا ببینم، کریس.</i>

1339
01:15:31,283 --> 01:15:32,701
‫دارم میام.

1340
01:15:32,701 --> 01:15:34,494
‫<i>-  همین حالا.</i>
‫- باشه.  با باب میام -

1341
01:15:42,627 --> 01:15:44,880
‫بیا بریم بابی.

1342
01:15:48,550 --> 01:15:51,219
‫باشه.  خیلی خوب.

1343
01:15:56,975 --> 01:15:59,686
‫اون رانندگی واقعا طولانترین رانندگی عمرم بود.

1344
01:15:59,686 --> 01:16:02,147
‫<i>می‌دونستم، رسیدنم مساوی بود با مردنم.</i>

1345
01:16:02,147 --> 01:16:04,566
‫<i>فکرم هزار جا می‌رفت.</i>

1346
01:16:04,566 --> 01:16:07,027
‫<i>اما یکی‌شون از همه قوی‌تر بود.</i>

1347
01:16:07,027 --> 01:16:09,029
‫<i>اصلا برام مهم نبود که ماری بهم خیانت کرده.</i>

1348
01:16:09,029 --> 01:16:11,031
‫<i>هیچ چیز دیگه‌ای هم برام مهم نبود.</i>

1349
01:16:11,031 --> 01:16:14,034
‫<i>فقط دلم می‌خواست ماری برگرده.</i>

1350
01:16:14,034 --> 01:16:18,872
‫<i>اما اون لحظه، درست همون لحظه، متوجه شدم...</i>

1351
01:16:18,872 --> 01:16:21,958
‫<i>که من لیاقت اون رو نداشتم.</i>

1352
01:16:47,901 --> 01:16:48,902
‫لعنتی.

1353
01:16:55,325 --> 01:16:58,453
‫چرا اسلحه گذاشته بود پشت کله‌ی تو؟

1354
01:16:58,453 --> 01:17:00,288
‫روانی شده بود.

1355
01:17:00,288 --> 01:17:03,333
‫می‌خواست بیاد
‫اینجا و همه رو بکشه.

1356
01:17:03,333 --> 01:17:05,001
‫یهو اومد درخونه‌ی من و مثل روانی‌ها رفتار کرد،

1357
01:17:05,001 --> 01:17:06,795
‫می‌گفت، می‌خواد من رو طمعه کنه.

1358
01:17:06,795 --> 01:17:08,713
‫می‌خواست به تو شکلیک کنه "روی."

1359
01:17:08,713 --> 01:17:10,799
‫می‌گفت می‌خواد دخل همه رو بیاره.

1360
01:17:10,799 --> 01:17:12,509
‫حتی منم بعدش می‌خواست بکشه.

1361
01:17:12,509 --> 01:17:14,469
‫اصلا کنترل نداشت.

1362
01:17:19,432 --> 01:17:20,642
‫آه، لعنتی

1363
01:17:21,977 --> 01:17:23,019
‫بزارش تو ماشین.

1364
01:17:24,813 --> 01:17:26,314
‫- لعنتی
‫- لعنت بهش، مرد.

1365
01:17:26,314 --> 01:17:28,066
‫دیوانه شده بود.

1366
01:17:28,066 --> 01:17:29,651
‫بزارش تو ماشین.

1367
01:17:41,454 --> 01:17:53,318
‫مترجم:
‫مرضیه ، تلگرام: @Marziyehkhg
‫سپیده قنبرزاده، تلگرام: Sepiideh_gh

1368
01:18:08,690 --> 01:18:11,568
‫<i>توی مسیر کل حتی یه کلمه هم حرف نزد.</i>

1369
01:18:31,213 --> 01:18:35,008
‫<i>اگر قرار بود حرکتی بزنم، الان وقتش بود.</i>

1370
01:18:35,008 --> 01:18:38,470
‫<i>اما مسلسل‌ها واقعا مشکل‌ساز بودن.</i>

1371
01:18:38,470 --> 01:18:41,431
‫صندوق عقب رو باز می‌کنی؟

1372
01:18:56,529 --> 01:18:58,365
‫ببخشید بچه.

1373
01:19:00,242 --> 01:19:02,661
‫<i>"روی" کریس رو مثل پسر خودش دوست داشت.</i>

1374
01:19:14,631 --> 01:19:16,258
‫به صورتش شلیک نکن، باشه؟

1375
01:19:37,904 --> 01:19:38,905
‫از سر راه برو کنار.

1376
01:19:59,342 --> 01:20:01,344
‫<i>بعدا فهمیدم که برا تسلای خاطر کلمبیایی‌ها</i>

1377
01:20:01,344 --> 01:20:03,388
‫<i>اونا مجبور شدن،
‫کریس رو همون بیرون ول کنن.</i>

1378
01:20:03,388 --> 01:20:05,181
‫<i>یه جورایی یه نمایش راه بندازن.</i>

1379
01:20:05,181 --> 01:20:06,975
‫<i>تا خبرش پخش بشه.</i>

1380
01:20:10,103 --> 01:20:12,689
‫<i>این بار دیگه نمی‌ترسیدم که جلو بشینم.</i>

1381
01:20:14,983 --> 01:20:17,527
‫<i>انگار مثل گربه هفت تا جون داشتم. </i>

1382
01:20:45,096 --> 01:20:49,100
‫فردا شب بیا تو آپارتمان.

1383
01:20:49,100 --> 01:20:51,478
‫ساعت هشت.

1384
01:20:51,478 --> 01:20:53,897
‫- برای چی؟
‫- می‌خواهیم ورق بازی کنیم.

1385
01:20:58,985 --> 01:21:01,112
‫<i>جیمز مرده بود.  کریس هم مرده بود.</i>

1386
01:21:01,112 --> 01:21:02,656
‫<i>همه چیز یک نمایش مزخرف بود.</i>

1387
01:21:05,742 --> 01:21:09,412
‫<i>من دیگه هیچوقت
‫پامو توی سالن جمینی نگذاشتم.</i>

1388
01:21:22,217 --> 01:21:24,094
‫خوبی؟

1389
01:21:24,094 --> 01:21:25,428
‫آره.

1390
01:21:46,783 --> 01:21:48,535
‫این یعنی خداحافظ.

1391
01:21:48,535 --> 01:21:50,620
‫نمی... نمی‌فهمم.

1392
01:21:50,620 --> 01:21:51,955
‫بهت گفتم که دارم اضافه کار می‌کنم

1393
01:21:51,955 --> 01:21:53,540
‫تا یه کم پول دربیارم.

1394
01:21:53,540 --> 01:21:55,667
‫و اینکه، امم...

1395
01:21:55,667 --> 01:21:58,461
‫می‌خواستم بدمش به تو.

1396
01:21:58,461 --> 01:22:01,840
‫ممکنه چند روز دیگه یه خبرایی از من بشنوی.

1397
01:22:01,840 --> 01:22:03,800
‫چه خبر شده، بابی؟

1398
01:22:03,800 --> 01:22:08,179
‫فقط می‌خوام بدونی که خیلی متاسفم.

1399
01:22:08,179 --> 01:22:11,308
‫برای همه چیز و...

1400
01:22:12,851 --> 01:22:16,146
‫من واقعا امیدوارم...

1401
01:22:16,146 --> 01:22:18,857
‫که اون شادی رو که لایقش
‫هستی، پیدا کنی عزیزم.

1402
01:22:25,071 --> 01:22:26,072
‫بابی.

1403
01:22:33,622 --> 01:22:35,498
‫<i>اداره اصلا کارمون رو تشویق نکرد</i>

1404
01:22:35,498 --> 01:22:37,500
‫

1405
01:22:37,500 --> 01:22:40,212
‫<i>اخه یه افسر پلیس تو این کار، کشته شده بود.</i>

1406
01:22:40,212 --> 01:22:44,090
‫<i>و اونا چاره‌ای نداشتن به غیر از اینکه ما رو
‫درس عبرتی برای بقیه در نظر بگیرن.</i>

1407
01:22:44,090 --> 01:22:46,134
‫<i>اگر به‌خاطر اون همه شواهدی که
‫به دست آوردیم، نبود،</i>

1408
01:22:46,134 --> 01:22:49,387
‫<i>اوضاع می‌تونست
‫برامون خیلی بدتر بشه.</i>

1409
01:22:49,387 --> 01:22:51,765
‫<i>اما هیچ کدوم از اونا
‫طلوع خورشید روز بعد رو ندیدن.</i>

1410
01:22:51,765 --> 01:22:55,268
‫<i>سازمان تصمیم گرفت آبروداری کنه و همه چیز رو بایگانی کرد.</i>

1411
01:22:57,646 --> 01:22:59,564
‫<i>همه چیز مثل کار همیشگی به نظر می‌رسید.</i>

1412
01:22:59,564 --> 01:23:02,275
‫<i>ولی دیگه هیچی مثل قبل نبود.</i>

1413
01:23:02,275 --> 01:23:04,444
‫<i>اف بی آی خیلی حواسش به روی بود.</i>

1414
01:23:04,444 --> 01:23:07,197
‫ <i>و دیگه تقریبا دورانش سر اومده بود.</i>

1415
01:23:07,197 --> 01:23:08,865
‫<i>واقعا هم همینطور بود.</i>

1416
01:23:08,865 --> 01:23:11,993
‫<i>پل کاستلانو دستور قتلش رو صادر کرده بود.</i>

1417
01:23:11,993 --> 01:23:17,165
‫<i>و آخرش هم همون دوتا سرباز وفادار خودش،
‫ کار "روی" رو ساختن.</i>

1418
01:23:19,209 --> 01:23:24,381
‫<i ولی من خودم نمیتونستم
‫بذارم همه چیز اینطور بی‌نتیجه تموم بشه.</i>

1419
01:23:24,381 --> 01:23:26,800
‫<i>تماس گرفتم و جلسه گذاشتم.</i>

1420
01:23:26,800 --> 01:23:30,345
‫<i> و کسی رو پیدا کردم که همان چیزی
‫رو که من می‌خواستم می‌خواست.</i>

1421
01:23:30,345 --> 01:23:32,180
‫<i>من که نمی‌شناختمشون،</i>

1422
01:23:32,180 --> 01:23:35,934
‫ <i>ولی اونا گفتم که من رو کامل می‌شناسن. منم منتظر موندم.</i>

1423
01:23:38,562 --> 01:23:42,148
‫<i>♪ زندگی خنده‌دار است
‫آسمان آفتابی است ♪</i>

1424
01:23:42,148 --> 01:23:48,321
‫<i>♪ زنبورها عسل درست
‫می‌کنند. کی به پول نیاز دارد ♪</i>

1425
01:23:48,321 --> 01:23:51,366
‫امکان نداره؟  شما؟

1426
01:23:52,867 --> 01:23:54,452
‫لوله کش لعنتی

1427
01:23:54,452 --> 01:23:57,372
‫چندین ساله ما برای این جا دردسر درست می‌کنیم .

1428
01:23:57,372 --> 01:24:01,543
‫برای کاستلانو، و بیشتر جاهای گامبینو و نصف نیویورک.

1429
01:24:01,543 --> 01:24:03,253
‫گامبینو، نیمی از نیویورک.

1430
01:24:03,253 --> 01:24:05,463
‫لعنت بهت.

1431
01:24:05,463 --> 01:24:07,591
‫ بذار یه چیزی ازت بپرسم.

1432
01:24:09,634 --> 01:24:12,721
‫لعنتی چطور ما رو گول زدی؟

1433
01:24:12,721 --> 01:24:16,266
‫توی پرفایلت اسمت رو گذاشته بودیم بابی استخونی.

1434
01:24:24,816 --> 01:24:25,817
‫همه چیز اینجاس.

1435
01:24:30,238 --> 01:24:33,158
‫خیلی احمق بودیم.

1436
01:24:33,158 --> 01:24:35,493
‫لعنتی چرا از همون اول پیش ما نیومدی؟

1437
01:24:39,789 --> 01:24:42,709
‫دمیو مرده، اما هنوز
‫کارهای زیادی باقی مونده.

1438
01:24:42,709 --> 01:24:45,253
‫هر هفته جسد جدید پیدا می‌شه.

1439
01:24:45,253 --> 01:24:51,885
‫خیلی خوب. ببین، با من بیا
‫تو همه چیز رو ثبت کردی.

1440
01:24:51,885 --> 01:24:55,513
‫باید تحت حفاظت باشی.

1441
01:24:55,513 --> 01:24:59,976
‫و دیگه باید تا آخر عمرت ناپدید بشی.

1442
01:24:59,976 --> 01:25:02,020
‫ما هم به این کار می‌رسیم.

1443
01:25:05,607 --> 01:25:07,776
‫میدونی، اول این کار،

1444
01:25:07,776 --> 01:25:10,445
‫کاپیتان به من گفت
‫که من فقط یک...

1445
01:25:10,445 --> 01:25:12,906
‫پلیس لعنتی‌ام که مزاحمش شدم.

1446
01:25:15,116 --> 01:25:16,743
‫میدونی چیه؟

1447
01:25:19,579 --> 01:25:20,580
‫حق با اون بود.

1448
01:25:31,550 --> 01:25:35,595
‫<i>♪ جمعیت به تولید
‫مثل ادامه می دهد ♪</i>

1449
01:25:35,595 --> 01:25:39,182
‫<i>♪  ملت خون می‌دهد و دیگران از آن هنوز تغذیه می‌کنند. ♪</i>

1450
01:25:39,182 --> 01:25:41,142
‫<i>♪ زندگی خنده دار است ♪</i>

1451
01:25:41,142 --> 01:25:43,311
‫<i>♪ آسمان آفتابی است ♪</i>

1452
01:25:43,311 --> 01:25:44,990
‫<i>♪ زنبورها عسل
‫درست می کنند اوه بله ♪</i>

1453
01:25:45,097 --> 01:25:48,057
‫بعدها آزمایشهای پلیس از روی میزان خون موجود
‫ در وان حمام آپارتمان جیمینی،

1454
01:25:48,184 --> 01:25:55,875
‫نشان داد که حدود دویست نفر آنجا با روش جیمینی کشته شده‌اند.

1455
01:26:00,248 --> 01:26:04,028
‫  جسد کریس روزنبرگ را با 12 گلوله که به آن شکلیک شده بود، پیدا کردند.

1456
01:26:04,415 --> 01:26:11,978
‫اعضای گروه دمیو به قتل متهم شدند ولی مدارک کافی برای اثبات آن وجود نداشت.

1457
01:26:12,119 --> 01:26:16,646
‫بعد از شهادت علیه گروه دمیو،
‫ برادوی فردی تحت حفاظت پلیس قرار گرفت.

1458
01:26:16,693 --> 01:26:21,266
‫ولی بعدها در خانه اش در حالیکه به دار آویخته شده بود او را پیدا کردند.

1459
01:26:21,266 --> 01:26:24,728
‫و آن را خودکشی اعلام کردند.

1460
01:26:24,728 --> 01:26:28,191
‫جوزف گامبینو ملقب به دراکولا هم که در انتظار محاکمه بود،

1461
01:26:28,745 --> 01:26:31,551
‫ناگهان ناپدید شد.

1462
01:26:31,586 --> 01:26:34,826
‫آلبرت دمیو، برادرزاده اش گفت که او را به فرودگاه رسانده،

1463
01:26:35,040 --> 01:26:37,743
‫اما هیچ مدرکی دال بر این ادعا پیدا نشد.

1464
01:26:38,290 --> 01:26:41,429
‫نینو گاجی به اتهام فروش ماشین دزدی به پنج سال زندان محکوم شد.

1465
01:26:41,490 --> 01:26:45,463
‫و همانطور که در انتظار دومین محاکمه به سر می‌برد، سکته‌ی قلبی کرد و مرد.

1466
01:26:47,918 --> 01:26:51,588
‫در سال 1981، لویس و جیانی روسو، برادران جیمینی،

1467
01:26:51,667 --> 01:26:57,215
‫به حبس ابد محکوم شدند. و هنوز در زندان هستند.

1468
01:26:58,050 --> 01:27:01,337
‫روی دمیو در 20 ژانویه 1983 کشته شد.

1469
01:27:01,405 --> 01:27:05,080
‫جسد او را در صندوق عقب یک ماشین با یک چهلچراغ پیدا کردند.

1470
01:27:05,105 --> 01:27:05,227
‫

1471
01:27:07,642 --> 01:27:14,489
سالن جیمینی در سال 1996 بسته شد.
‫در سال 1997 به عبادتگاه و کلیسا تغییر کاربری داد.

1472
01:27:14,513 --> 01:27:34,513
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1473
01:27:34,537 --> 01:27:51,537
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

