﻿1
00:00:02,024 --> 00:00:12,024
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:12,048 --> 00:00:22,048
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:22,072 --> 00:00:32,072
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:39,838 --> 00:01:44,130
‫"برداشتی آزاد از داستانی از دنی دیدِرو"

5
00:02:03,062 --> 00:02:07,686
‫مادام دوموتابور، مادام دوشوازی،
کنتس لوباک

6
00:02:08,645 --> 00:02:12,728
‫بارونس کورسل
معلم سرخونه‌شون، خدمتکارشون

7
00:02:14,604 --> 00:02:18,269
‫مارکیز دومونتیگو، دخترش، دختر دیگه‌ش

8
00:02:19,312 --> 00:02:20,519
‫بانو مری ورتِلی

9
00:02:21,479 --> 00:02:24,644
‫و دوستش، که اسمش رو فراموش کردم
ولی صورت زیباش رو نه

10
00:02:25,604 --> 00:02:29,144
‫مارکیز دوسنت مران رو یادم رفت
و مادام دو وولِنی

11
00:02:30,021 --> 00:02:32,686
‫اینا فقط چندتا مثال بود از کلکسیونت

12
00:02:33,687 --> 00:02:36,728
‫که تازه به گوش منی رسیده که دور از
اجتماع زندگی میکنم

13
00:02:37,437 --> 00:02:38,269
‫مارکی

14
00:02:38,645 --> 00:02:41,895
‫آخه تو اصلا برات مهمه که اسم من هم
به لیست فتوحاتت اضافه بشه؟

15
00:02:42,437 --> 00:02:45,853
‫از دوستی با من لذت ببر و قید این
هوس زودگذرت رو بزن

16
00:02:45,937 --> 00:02:47,686
‫چقدر منو سبک‌سرانه قضاوت میکنین مادام

17
00:02:47,770 --> 00:02:50,769
‫مگه کل فلسفه‌ی تو
بر اساس سبک‌سری نیست؟

18
00:02:50,854 --> 00:02:52,686
‫آدم چجوری میتونه تعقل کنه

19
00:02:52,770 --> 00:02:55,561
‫و از خرافات، اوهام و سهل‌انگاری بگریزه

20
00:02:55,645 --> 00:02:59,352
‫بدون اینکه هوش و ذکاوتی اثیری، تیز و بز
و بازیگوش داشته باشه؟

21
00:02:59,812 --> 00:03:02,895
‫چنین مرد متعقلی چرا باید انقدر
دم‌دمی باشه؟

22
00:03:02,979 --> 00:03:04,269
‫بخاطر صداقت

23
00:03:05,353 --> 00:03:08,769
‫صداقت باعث شد
این همه زن رو اغوا کنی؟

24
00:03:09,812 --> 00:03:12,436
‫من کسی رو اغوا نمی کنم، اتفاقا اولین
کسی که اغوا میشه خود منم

25
00:03:13,479 --> 00:03:15,103
‫چقدر تو حساسی مارکی

26
00:03:16,604 --> 00:03:21,269
‫یعنی صداقت بود که اونا رو فریفته‌ی
احساسات آتشین تو کرد؟

27
00:03:21,353 --> 00:03:22,644
‫کسی رو فریفته‌ی خودم نکردم

28
00:03:24,104 --> 00:03:28,603
‫فقط احساس خالصانه‌ای که در من
برانگیختند رو ابراز کردم

29
00:03:30,270 --> 00:03:33,895
‫و عجیب هم نیست که
این احساسات اصیل شما

30
00:03:33,937 --> 00:03:36,853
‫چند روز بعدش بی‌بروبرگرد دود میشن
و به هوا میرن؟

31
00:03:37,228 --> 00:03:38,936
‫طبیعت ثباتی نداره، راه و رسم دنیا همینه

32
00:03:38,979 --> 00:03:40,394
‫غیر از این باشه یعنی صداقتی در کار نیست

33
00:03:41,437 --> 00:03:46,728
‫ولی در مورد من، طبیعت اینطور عمل کرده که
نسبت به هیجانات قلبی و عشقی، بی‌تفاوت باشم

34
00:03:48,021 --> 00:03:51,227
‫همیشه به نظرم نمایش قابل پیش‌بینی
و ملال‌آوری می‌اومده

35
00:03:53,979 --> 00:03:56,561
‫مارکی بیچاره، وقتی ناراحتت میکنم
خودمم ناراحت میشم

36
00:04:03,896 --> 00:04:06,103
‫فارغ از بی‌تفاوتی من نسبت به احساساتت

37
00:04:06,187 --> 00:04:08,853
‫هنوز هم مصممی که چند روزی بیشتر بمونی؟

38
00:04:10,729 --> 00:04:12,603
‫تا موقعی که شما اجازه بدین مادام

39
00:04:15,353 --> 00:04:18,186
‫خسته میشی مارکی
خسته میشی، حالا خواهی دید

40
00:04:18,770 --> 00:04:20,895
‫با هم خواهیم دید
هر دو با هم نظاره میکنیم

41
00:04:30,604 --> 00:04:31,728
‫صبح بخیر مارکی

42
00:04:34,520 --> 00:04:35,352
‫به این زودی پا شدی؟

43
00:04:36,437 --> 00:04:37,519
‫صبح بخیر مادام

44
00:04:38,562 --> 00:04:40,978
‫بگین ببینم، شوهر مرحومتون
رو دوست داشتین؟

45
00:04:41,645 --> 00:04:44,061
‫چه سوال عجیبی، خب معلومه مارکی

46
00:04:44,145 --> 00:04:45,144
‫عمیقاً عاشقش بودین؟

47
00:04:45,604 --> 00:04:47,728
‫همونطور که از یک زن توقع میره
شوهرش رو دوست داشته باشه

48
00:04:48,395 --> 00:04:51,436
‫زوج‌های متاهل هم بعضی وقت‌ها احساسات
صادقانه‌ای از خودشون بروز میدن

49
00:04:52,228 --> 00:04:55,811
‫راستش خیلی بهش علاقه‌مند بودم
تا وقتی که ازدواج کردیم

50
00:04:56,270 --> 00:04:57,978
‫بعد اون همه‌ش شد ستیز و نگرانی

51
00:05:01,478 --> 00:05:03,103
‫از ازدواج کردن پشیمونید؟

52
00:05:03,520 --> 00:05:05,352
‫دوست داری بدونی چه فکری می کنم؟

53
00:05:05,437 --> 00:05:07,811
‫به نظر من خیلی حیفه که ازدواج
...در دسترس

54
00:05:07,896 --> 00:05:09,352
‫انسان‌هایی هست که آماده نیستند

55
00:05:09,437 --> 00:05:12,561
‫همونطور که یک نفر لاتین و اخلاق
یاد میگیره

56
00:05:12,645 --> 00:05:15,436
‫شخص باید قبل ازدواج، زندگی به عنوان
یک زوج رو هم یاد بگیره

57
00:05:15,520 --> 00:05:18,061
‫عشق به تنهایی میتونه چنین آموزه ای
در خودش داشته باشه

58
00:05:18,145 --> 00:05:20,853
‫پس من اصلا برای
زندگی زناشویی ساخته نشدم

59
00:05:20,937 --> 00:05:24,269
‫هیچوقت میل به دوست داشتن
و دوست داشته شدن نداشتین؟

60
00:05:25,645 --> 00:05:26,478
‫دوست داشته شدن واقعی

61
00:05:27,062 --> 00:05:27,895
‫وقتی بچه بودم چرا

62
00:05:27,979 --> 00:05:28,895
‫از سنین پایین

63
00:05:28,979 --> 00:05:31,103
‫به اونهایی که ادعا میکردند عاشقند
حواسم بود

64
00:05:31,187 --> 00:05:35,394
‫ولی خیلی زود فهمیدم اونها فقط
یک نمایش راه انداختند

65
00:05:35,479 --> 00:05:38,853
‫تا دنیا، و به طبعش خودشون رو گول بزنند

66
00:05:39,812 --> 00:05:41,269
‫من فقط به دوستی باور دارم

67
00:05:41,729 --> 00:05:46,186
‫عشق که با تنانگی همراه میشه، به مرور
آسیب پذیر میشه و خیلی راحت صدمه میبینه

68
00:05:46,270 --> 00:05:49,895
‫مادام اگه شما هیچوقت عشق ندیدین
چطور میتونین بهش اهمیت بدین؟

69
00:05:50,562 --> 00:05:53,227
‫بدونین که من شاهد عشق بودم
اون هم در اصیل ترین حالت خودش

70
00:05:54,395 --> 00:05:57,561
‫خاله و دایی من که من رو بزرگ کردن
با هم در چنان هم‌آهنگی‌ئی زندگی میکردند

71
00:05:57,645 --> 00:05:59,811
‫که انگار دو نفر به یک نفر بدل شده بودند

72
00:05:59,896 --> 00:06:02,311
‫از همون کودکی، بدون اینکه خودم متوجه باشم

73
00:06:03,770 --> 00:06:05,478
‫کمال اون‌ها باعث پرورش روح من شد

74
00:06:05,770 --> 00:06:08,269
‫چرا روح پرورش یافته‌ای که از اون‌ها
الگو گرفته بود

75
00:06:08,270 --> 00:06:10,103
‫این تعداد رابطه‌ی بی‌سرانجام داشت؟

76
00:06:10,187 --> 00:06:11,020
‫چون که...

77
00:06:11,812 --> 00:06:14,186
‫با هر برخوردی، فکر میکردم دارم
اون ایده‌آل رو پیدا میکنم

78
00:06:15,312 --> 00:06:17,978
‫حتی برای یک لحظه هم که شده،
حتی به اندازه‌ی یک کورسو

79
00:06:19,812 --> 00:06:21,352
‫ایده‌آلی که هیچوقت کنار نذاشتم

80
00:06:21,437 --> 00:06:23,895
‫و تا زمانی که محقق بشه،
زندگیم رو تحلیل میبره

81
00:06:23,979 --> 00:06:25,728
‫ باید به حالت غصه بخورم؟
نه

82
00:06:26,604 --> 00:06:27,728
‫خیلی امید دارم...

83
00:06:28,812 --> 00:06:30,978
‫و امیدم هر روزی که کنار شما می گذرونم
پروارتر میشه

84
00:06:31,645 --> 00:06:33,061
‫من بهت امید میدم؟

85
00:06:34,104 --> 00:06:37,686
‫تو چقدر جالبی مارکی
!یه چیزی بهت میگن، یه چیز دیگه میشنوی

86
00:06:38,562 --> 00:06:42,020
‫با اینکه از بررسی کردن تو
و از تخیل پرشورت خسته نمیشم

87
00:06:42,645 --> 00:06:46,603
‫از اینکه هی باید این خیالات رو
از سرت دور کنم خسته شدم

88
00:06:46,687 --> 00:06:47,728
‫از سرم نه مادام

89
00:06:49,187 --> 00:06:50,020
‫از قلبم

90
00:06:51,021 --> 00:06:52,644
‫کی میدونه قلب کجا پنهان میشه؟

91
00:06:53,021 --> 00:06:55,269
‫مال تو انقدر غرق در لطافت طبع شده
که دیگه نمیشه پیداش کرد

92
00:07:29,187 --> 00:07:32,352
‫مادام قبل اینکه خدمتکارهاتون
صندلی‌ها رو بذارن

93
00:07:33,312 --> 00:07:35,311
‫لطفا بیاین یک نگاه آخر
به این منظره بندازیم

94
00:07:37,187 --> 00:07:39,311
‫منظره ای که طبیعت در اون خودش رو
...ابراز کرده، آزاد از ما

95
00:07:41,104 --> 00:07:43,352
‫جایی که خودش مونده و ابزار خودش

96
00:07:47,270 --> 00:07:48,978
‫صندلی رو بذارین اونجا

97
00:07:59,729 --> 00:08:00,561
‫نگاه کن

98
00:08:02,104 --> 00:08:06,103
‫یکی رو متصور نمیشیم که اونجا نشسته
غرق در افکار خودش؟

99
00:08:08,062 --> 00:08:11,269
‫تاملات بر رنگهای طبیعت رو حس نمی کنیم؟

100
00:08:14,228 --> 00:08:18,519
‫ما دیگه طبیعت رو نمیبینیم،
بلکه برخورد انسان با طبیعت رو میبینیم

101
00:08:21,145 --> 00:08:22,686
‫حرفت رو به خوبی درک میکنم مارکی

102
00:08:22,770 --> 00:08:25,769
‫ولی چرا خواستی دو تا صندلی بیاریم
وقتی یه دونه‌ش هم کافی بوده؟

103
00:08:25,854 --> 00:08:28,020
‫چون عرایضم هنوز تموم نشده

104
00:08:30,270 --> 00:08:31,478
‫اون یکی رو هم بذارین اونجا

105
00:08:33,896 --> 00:08:37,519
‫این دو صندلی باعث نمیشن
دو نفر رو تصور کنیم؟

106
00:08:38,770 --> 00:08:42,020
‫که در سکوت نشسته اند، کنار هم

107
00:08:44,145 --> 00:08:45,811
‫روحشون در برابر طبیعت یکی شده

108
00:08:47,770 --> 00:08:51,769
‫با پیوندی به مقدسی آرامش تزلزل‌ناپذیر طبیعت

109
00:09:14,812 --> 00:09:16,478
‫مارکی رو دیدم

110
00:09:17,062 --> 00:09:18,895
‫خیلی دیگه قراره بمونه؟

111
00:09:18,979 --> 00:09:19,811
‫نمیدونم

112
00:09:19,896 --> 00:09:22,020
‫چهار ماهه که کوشک رو ترک نکرده

113
00:09:22,729 --> 00:09:25,269
‫یک شام یا یک وعده ی غذایی
بدون حضور اون صرف نشده

114
00:09:25,770 --> 00:09:28,769
‫بارها شده که برای کار باید به پاریس
یا جای دیگه ای میرفته

115
00:09:29,062 --> 00:09:31,020
‫ولی هر بار ترجیح داده همین‌جا بمونه

116
00:09:31,896 --> 00:09:34,603
‫هیچوقت هم از هزینه ای که بابت غیبتش
متحمل میشه شِکوه نمیکنه

117
00:09:35,353 --> 00:09:40,186
‫و مادام لابد با شدیدترین توجهات
به ابراز علاقه‌ش ادامه میده

118
00:09:41,062 --> 00:09:45,227
‫تا عشقش رو به شما ثابت کنه

119
00:09:46,937 --> 00:09:47,769
‫درسته

120
00:09:49,604 --> 00:09:53,436
‫خیلی به خودش میباله، بدون شکار
طعمه‌ش هم به پاریس برنمیگرده

121
00:09:59,937 --> 00:10:01,061
‫تو فکر رفتین

122
00:10:04,228 --> 00:10:07,144
‫باید نگران این باشم که بعضی از مجیزگویی‌هاش
مثمر ثمر واقع شدن؟

123
00:10:09,104 --> 00:10:10,519
‫دوستتون در اشتباهه؟

124
00:10:12,479 --> 00:10:14,519
‫لطفا بیا بحث رو عوض کنیم

125
00:10:15,729 --> 00:10:18,269
‫از پاریس اومدم اینجا که چیزی از هم
پنهان کنیم؟

126
00:10:20,021 --> 00:10:21,895
‫یادتون باشه، شاخصه ی دوستی ما

127
00:10:21,979 --> 00:10:24,936
‫بی آلایشی و آزادی در گفتگوهامونه

128
00:10:25,854 --> 00:10:29,603
‫آیا این مرد پیوندی که از بچگی با هم
داشتیم رو شکسته؟

129
00:10:30,187 --> 00:10:34,020
‫نه عزیزم، ولی میدونم راجع به مارکی
چه فکری میکنی

130
00:10:34,687 --> 00:10:37,144
‫میترسم اگر باهات درد و دل کنم
باعث رنجشت بشم

131
00:10:38,395 --> 00:10:40,603
‫میدونی که چقدر نظرت برای من مهمه

132
00:10:43,145 --> 00:10:46,644
‫پس باید اینطور برداشت کنم که به مارکی
تمایل پیدا کردی؟

133
00:10:47,353 --> 00:10:49,478
‫نه، به هیچکس تمایل پیدا نکردم، باور کن

134
00:10:50,145 --> 00:10:50,978
‫باور میکنم

135
00:10:52,021 --> 00:10:55,144
‫خب پس... این آشفتگی ناشی از چیه؟

136
00:10:56,145 --> 00:10:56,978
‫عزیزم

137
00:10:57,353 --> 00:10:59,769
‫اون مارکی‌ای که از پاریس میشناختی
همون آدمی نیست که

138
00:10:59,854 --> 00:11:01,811
‫از چند ماه گذشته اینجا بوده

139
00:11:02,395 --> 00:11:06,269
‫یک مرد میتونه تغییر کنه، من اینجا
شاهدش بودم، روز به روز

140
00:11:07,187 --> 00:11:11,519
‫مردی مثل اون حاضره هر نقشی که شد ایفا کنه،
تا اهدافش برسه

141
00:11:12,937 --> 00:11:15,769
‫تو منو بهتر از همه میشناسی، به نظرت من
انقدر ساده لوحم؟

142
00:11:39,520 --> 00:11:43,311
‫مادام چقدر عجیب که در روز تولدم به من
چیزی پیشکش کردین

143
00:11:43,854 --> 00:11:46,186
‫در انگلستان خیلی مُده

144
00:11:46,270 --> 00:11:49,853
‫فکر نمیکنم مُدش به اینجا هم رسیده باشه،
ولی از فکر پشتش تحت تاثیر قرار گرفتم

145
00:11:49,937 --> 00:11:50,853
‫ممنونم مادام

146
00:11:52,437 --> 00:11:55,394
‫مارکی عزیز، شش ماه شده از وقتی که

147
00:11:55,395 --> 00:11:58,311
‫از جامعه دست شستین و از امورات‌تون
چشم پوشی کردین

148
00:12:00,395 --> 00:12:02,269
‫امروز، چنان‌که یک سال به سن‌تون اضافه شد

149
00:12:02,353 --> 00:12:05,686
‫مایل نیستید زمان رو
به دقت بیشتری مدنظر قرار بدین

150
00:12:06,729 --> 00:12:10,311
‫و به این فکر کنین که انقدر اینجا موندن
چه جنون آمیز بوده؟

151
00:12:10,395 --> 00:12:13,352
‫زندگی‌ای که تا این لحظه پیش گرفته بودم رو
جنون تلقی می کنم

152
00:12:14,145 --> 00:12:17,269
‫چهره‌ی شما باعث بیداری عقل و منطق‌م شد
و مصاحبت‌تون، نیرومندترش هم کرد

153
00:12:19,604 --> 00:12:21,936
‫مارکی، قبلا تبحر بیشتری در تملق گویی
ازتون دیده بودم

154
00:12:22,312 --> 00:12:24,144
‫صداقت اغلب خام‌دستانه‌ست

155
00:12:26,145 --> 00:12:27,561
‫همون راه...

156
00:12:28,604 --> 00:12:29,853
‫اغوا کردن رو پیش نمیره

157
00:12:29,896 --> 00:12:32,061
‫معصوم و آسیب پذیره

158
00:12:32,854 --> 00:12:35,644
‫در تلاشه که مثل یک بچه خالص ترین
بخش وجودمون رو به دوش بکشه

159
00:12:36,937 --> 00:12:38,519
‫یک روز دلتون برای جامعه تنگ میشه

160
00:12:39,770 --> 00:12:40,603
‫جمعیت خسته‌م میکنه

161
00:12:41,770 --> 00:12:42,895
‫و تنهایی هم همینطور

162
00:12:42,979 --> 00:12:44,186
‫من اجتماع خودم رو پیدا کردم

163
00:12:44,854 --> 00:12:47,853
‫کمال یافته‌ترین اجتماع به شکل مرد و زنی
عاشق متبلور میشه

164
00:12:48,228 --> 00:12:50,227
‫در صورتی که زنی پیدا کنین
که عاشقتون باشه

165
00:12:50,687 --> 00:12:52,811
‫خب، من به خودم این اجازه رو میدم که
امید داشته باشم مادام

166
00:12:53,270 --> 00:12:54,978
‫این امید بر چه اساسیه؟

167
00:12:55,062 --> 00:12:56,644
‫بر اساس دلایلی که هر روز به من میدین

168
00:12:57,270 --> 00:12:58,144
‫من به شما دلیل میدم؟

169
00:12:58,228 --> 00:13:00,978
‫البته، مصاحبت شما هر روز احساسات منو
مستحکم تر میکنن

170
00:13:01,520 --> 00:13:04,186
‫با این همه استحکام میترسم
مثل سنگ سخت بشن

171
00:13:05,854 --> 00:13:07,061
‫ مسخره‌م میکنین
...عذر میخوام

172
00:13:07,145 --> 00:13:07,978
‫نه، من...

173
00:13:09,562 --> 00:13:11,978
‫شاید ابلهانه به نظر بیاد ولی عاشق اینم
که ببینم لبخند میزنید

174
00:13:16,479 --> 00:13:18,769
‫هنوزم این رویا رو دارین که
من تسلیم شما بشم؟

175
00:13:19,979 --> 00:13:20,811
‫از همیشه بیشتر

176
00:13:21,896 --> 00:13:25,769
‫پس چطور میتونین با این همه بی طاقتی
باز هم انقدر صبوری کنین؟

177
00:13:27,645 --> 00:13:30,519
‫صبرم رو طوری ترتیب کردم که با بی طاقتی‌م
در تناسب باشه

178
00:13:32,270 --> 00:13:35,311
‫باید بابت خویشتن‌داری‌تون بهتون تبریک بگم

179
00:13:35,645 --> 00:13:37,561
‫و به این خاطر که هیچوقت نخواستین
منو ناگهانی ببوسین

180
00:13:37,604 --> 00:13:39,144
‫از رنجوندن شما میترسم

181
00:13:39,228 --> 00:13:41,603
‫و از اینکه لذت هم‌صحبتی با شما رو
تا ابد از دست بدم

182
00:13:42,021 --> 00:13:45,269
‫یک استدلال فوق منطقی
از یک مرد پرشور و حرارت

183
00:13:46,979 --> 00:13:48,352
‫به نظرتون من زیادی منطقی هستم؟

184
00:13:49,854 --> 00:13:51,436
‫من گفتم زیادی منطقی هستین؟

185
00:13:52,187 --> 00:13:53,020
‫نه، ولی...

186
00:13:53,770 --> 00:13:54,603
‫ولی؟

187
00:14:00,937 --> 00:14:01,853
‫منظورتون اینه که...

188
00:14:03,312 --> 00:14:04,311
‫دیگه بیشتر از این چیزی نمیگم

189
00:14:45,979 --> 00:14:46,811
‫دوست من

190
00:14:49,062 --> 00:14:49,895
‫سلام مادام

191
00:14:50,437 --> 00:14:51,269
‫سلام مارکی

192
00:14:53,145 --> 00:14:55,561
‫مادام میدونم از دوستان مارکیز هستین

193
00:14:55,645 --> 00:14:59,186
‫دوست ندارم حضورم مانع راحت
حرف زدن‌تون بشه

194
00:15:00,021 --> 00:15:01,811
‫پس اجازه بدین خودم رو از معاشرت باهاتون
محروم کنم

195
00:15:02,021 --> 00:15:04,020
‫از نکته سنجی‌تون ممنونم مارکی

196
00:15:04,729 --> 00:15:06,478
‫شاید غیاب‌تون باعث پشیمونیم بشه

197
00:15:06,562 --> 00:15:08,769
‫اصلا نمیخوام با ایجاد پشیمونی
اسباب زحمت شما بشم

198
00:15:10,228 --> 00:15:11,352
‫من میرم کمی پرسه بزنم

199
00:15:14,812 --> 00:15:17,020
‫ولی طبیعت چیزی نیست
جز پژواکی از جذابیت تو

200
00:15:25,187 --> 00:15:29,061
‫بدون که گرایش ذاتی من
به بی‌اعتمادی از بین رفته

201
00:15:29,770 --> 00:15:32,936
‫راهنمایی بود که کمک میکرد
درست رو از نادرست تشخیص بدم

202
00:15:33,562 --> 00:15:36,603
‫حالا که منو به مقصد رسونده، دیگه آزادم

203
00:15:36,687 --> 00:15:39,061
‫وای دوست من، چه عشق و علاقه ای

204
00:15:39,145 --> 00:15:40,728
‫همه‌ی عشق و علاقه ها شبیه هم نیستن

205
00:15:41,353 --> 00:15:43,352
‫مال ما شدیده بدون اینکه افراطی بشه

206
00:15:44,062 --> 00:15:47,020
‫احساساتمون همون اندازه که ظرافت دارن
منطقی هم هستن

207
00:15:49,187 --> 00:15:51,020
‫بگو ببینم، چه خبرا از پاریس؟

208
00:15:53,353 --> 00:15:58,144
‫خبری نیست که بتونه مخل زندگی آروم
و دور از حاشیه‌ی شما بشه

209
00:15:59,104 --> 00:16:03,853
‫مطمئنم اگه کل پاریس هم در مورد تو
و مارکی حرف میزدن، برات مهم نبود

210
00:16:03,937 --> 00:16:05,769
‫درست میگی، حالا همچین چیزیه؟

211
00:16:07,479 --> 00:16:10,394
‫ واقعا میخوای بدونی؟
آره، سرمو گرم کن عزیزم

212
00:16:11,937 --> 00:16:15,728
‫حالا که پیوند شما از کسی پوشیده نیست
...همه دارن با شرطبندی

213
00:16:15,770 --> 00:16:19,020
‫سر تعداد روزی که از رابطه‌ی شما با مارکی
باقی مونده، سر خودشون رو گرم میکنن

214
00:16:19,604 --> 00:16:21,811
‫عشق باعث خواری کسی میشه
که ازش بهره ای نبرده

215
00:16:22,937 --> 00:16:24,519
‫فقط در مورد ما حرف میزنن؟

216
00:16:25,353 --> 00:16:28,352
‫یه قصه ی غمگین کننده هم
میتونم براتون تعریف کنم

217
00:16:28,729 --> 00:16:29,561
‫تعریف کن

218
00:16:29,645 --> 00:16:33,811
‫نمیخوام خوشحالیم باعث بشه ناخوشی‌های
دنیا از نظرم دور بمونن

219
00:16:34,896 --> 00:16:36,895
‫مادام دوژونکیه رو یادتون میاد؟

220
00:16:37,854 --> 00:16:40,728
‫خیلی سال پیش خونه‌ش
نزدیکی‌های من بود

221
00:16:41,937 --> 00:16:43,769
‫دختر یک بارون و یک کنتس بود

222
00:16:43,812 --> 00:16:47,103
‫اما چون خارج از ازدواج حامله شده بود
در موقعیتی نبود که بتونه ادعاشو داشته باشه

223
00:16:47,520 --> 00:16:49,020
‫یک دوک اغواش کرده بود

224
00:16:50,145 --> 00:16:52,061
‫اونم فکر کرد ازدواج با دوک
میتونه نجاتش بده

225
00:16:52,145 --> 00:16:55,061
‫ولی دوک با یه ازدواج قلابی فریبش داد

226
00:16:56,104 --> 00:16:58,811
‫یه دختر بدنیا آورد،
که نتیجه ی پیوندشون بود

227
00:16:59,854 --> 00:17:01,603
‫بعد دوک رو دادگاهی کرد

228
00:17:01,687 --> 00:17:04,436
‫ولی چون به اندازه مردی که بهش
خیانت کرده بود، صاحب نفوذ نبود

229
00:17:04,645 --> 00:17:06,186
‫دادگاه رو باخت و به نابودی کشیده شد

230
00:17:06,270 --> 00:17:08,644
‫از همون موقع دیگه هیچ خبری ازش نداریم

231
00:17:09,562 --> 00:17:10,561
‫یادمه

232
00:17:10,645 --> 00:17:14,186
‫اینو تعریف کردی تا بی وفایی مردهای
به‌خصوصی رو بهم یادآور شی؟

233
00:17:14,478 --> 00:17:15,311
‫نه، مادام

234
00:17:15,979 --> 00:17:18,853
‫اینو گفتم چون یکی از خدمتکارهام
اونو یه جا دیده

235
00:17:19,729 --> 00:17:21,103
‫الان کجاست؟

236
00:17:24,270 --> 00:17:29,227
‫در جایی که انقدر دون شانه که به سختی
میتونین تصورش کنین

237
00:17:30,228 --> 00:17:31,853
‫تو یک جور خلوتگاه فاسد

238
00:17:32,770 --> 00:17:35,853
‫جایی که مردها جمع میشن تا بازی کنن
و غذا بخورن

239
00:17:36,479 --> 00:17:38,936
‫معمولا یکی دوتا از مهمونها میمونن

240
00:17:39,479 --> 00:17:42,686
‫و شب رو با مادام یا دخترش،
بسته به میل خودشون، می گذرونن

241
00:17:42,979 --> 00:17:44,186
‫دخترش چند سالشه؟

242
00:17:45,145 --> 00:17:46,311
‫پونزده یا شاید شونزده ساله

243
00:17:47,562 --> 00:17:52,561
‫ظاهرا زیبایی دختر نهایت ظرافت و لطافته
...با این حال

244
00:17:53,437 --> 00:17:56,311
‫در اون همه فرومایگی، برای کسی
قابل تشخیص نیست

245
00:17:56,979 --> 00:18:00,853
‫وقتی بداقبالی دامن‌گیر کسانی میشه که
شرایط ما رو تجربه کردن

246
00:18:00,854 --> 00:18:02,352
‫بی رحمانه تر هم به نظر میرسه

247
00:18:04,854 --> 00:18:08,020
‫تا اونجایی که به من مربوط میشه
به نظرم زبان وقتی درست بود که

248
00:18:08,854 --> 00:18:13,394
‫"خوش‌بختی" با فاصله‌ی خیلی کمی
کنار "نگون‌بختی" قرار می‌گرفت

249
00:18:14,562 --> 00:18:15,686
‫شما در اشتباهی مادام

250
00:18:16,395 --> 00:18:18,978
‫خوش‌بختی‌ای که بی‌دووم باشه،
اسمش میشه لذت

251
00:20:27,979 --> 00:20:30,020
‫بزودی مجبور میشیم درختهای
اطرافش رو قطع کنیم

252
00:20:30,645 --> 00:20:32,769
‫تا با سایه‌شون مانع رشدش نشن

253
00:20:33,812 --> 00:20:35,686
‫فکر کن که این درخت عمرش از ما درازتره

254
00:20:36,562 --> 00:20:39,519
‫و شاید تنها شاهدی باشه از پیوند ما
که باقی میمونه

255
00:20:41,145 --> 00:20:43,603
‫گوش نمیکنی، فکرت جای دیگه‌ایه

256
00:20:43,687 --> 00:20:46,686
‫ببخشید مادام، افکارم مانع شنیدن
حرفهاتون شد

257
00:20:47,395 --> 00:20:50,061
‫اینا چه فکرهایی هستند
که منو ازت دور کردن؟

258
00:20:50,062 --> 00:20:52,186
‫میترسم همونقدری که باعث ناراحتی من شد
شما رو هم ناراحت کنه

259
00:20:52,228 --> 00:20:54,769
‫بیا با هم ناراحت باشیم،
میتونیم به هم مشورت بدیم

260
00:20:54,854 --> 00:20:55,811
‫خب...

261
00:20:57,228 --> 00:20:58,603
‫باید برای مسائل کاری به پاریس برم

262
00:20:58,645 --> 00:21:00,227
‫نمیتونی کس دیگه ای رو جای
خودت بفرستی؟

263
00:21:00,312 --> 00:21:01,728
‫متاسفانه این بار نه

264
00:21:01,812 --> 00:21:04,394
‫اگه میزان قابل توجهی نبود،
اهمیتی نمیدادم

265
00:21:04,854 --> 00:21:06,477
‫مارکی عزیزم، ناراحت نباش

266
00:21:06,562 --> 00:21:08,978
‫برو به پاریس و مساله رو هر چه سریعتر
رفع و رجوع کن

267
00:21:09,062 --> 00:21:11,644
‫یعنی شما رضایت میدی که
چند روز اینجا تنهات بذارم؟

268
00:21:11,729 --> 00:21:14,853
‫چند روز در مقایسه با زمانی که
برای کنار هم بودن داریم چیزی نیست

269
00:21:15,604 --> 00:21:17,227
‫و تازه، تو به اجازه من احتیاج داری؟

270
00:21:17,729 --> 00:21:20,811
‫حس میکنی در قید یک جور تسلط هستی که
من بهت اعمال می کنم؟

271
00:21:21,395 --> 00:21:22,269
‫میتونم گلایه کنم

272
00:21:23,145 --> 00:21:25,478
‫شما درست میگی مادام، و وقتی رفتم

273
00:21:25,562 --> 00:21:28,061
‫میتونم با فکر دوباره دیدنت دلشاد بمونم

274
00:21:47,270 --> 00:21:49,394
‫هنوز چیزی از سفرت به من نگفتی

275
00:21:50,228 --> 00:21:51,728
‫فرصتش رو ندادی مادام

276
00:21:51,812 --> 00:21:54,644
‫منو ببخشید، حالا بهت فرصت میدم
گوش میکنم

277
00:21:55,812 --> 00:21:56,686
‫به تو فکر کردم

278
00:21:58,021 --> 00:21:59,853
‫و وقتی به من فکر نمیکردی؟

279
00:22:00,437 --> 00:22:01,853
‫به پاهات فکر میکردم

280
00:22:02,187 --> 00:22:03,020
‫مارکی...

281
00:22:03,562 --> 00:22:05,436
‫وقتی به پاهام فکر نمی کردی؟

282
00:22:05,896 --> 00:22:06,811
‫به پشتت فکر میکردم

283
00:22:06,896 --> 00:22:08,769
‫پشتم؟
!آره خب، خیلی دوستش دارم

284
00:22:08,854 --> 00:22:10,020
‫جدی باش، بگو دیگه

285
00:22:10,645 --> 00:22:12,603
‫به نافت فکر میکردم

286
00:22:13,145 --> 00:22:16,394
‫مارکی!
حتما تو سفرت کلی چیزهای دیگه هم بوده

287
00:22:21,062 --> 00:22:21,895
‫آره

288
00:22:33,562 --> 00:22:34,769
‫هزارن ایده برای ساخت و ساز

289
00:22:37,187 --> 00:22:38,227
‫ساخت و ساز؟

290
00:22:47,854 --> 00:22:49,436
‫مارکی پیشت نیست؟

291
00:22:49,520 --> 00:22:50,352
‫رفته رون

292
00:22:50,687 --> 00:22:53,144
‫بخاطر سلیقه ی جدیدش در کسب و کار
زیاد مسافرت میکنه

293
00:22:55,021 --> 00:22:56,436
‫میدونم چه فکری میکنی

294
00:22:56,645 --> 00:23:00,269
‫من به وفاداریش هیچ شکی ندارم
ذهنش تماما درگیر تعهدات کاریش هست

295
00:23:00,770 --> 00:23:02,020
‫مبلغ قابل توجهی ارث بهش رسیده

296
00:23:02,104 --> 00:23:05,686
‫چون مطمئن نبود با پولش چه باید بکنه
تصمیم گرفت خونه های شهری بسازه

297
00:23:05,979 --> 00:23:08,144
‫که بمونه برای نسلهای آینده

298
00:23:09,021 --> 00:23:09,978
‫پس شما نگرانی‌ای نداری؟

299
00:23:10,062 --> 00:23:11,020
‫نه، به هیچ وجه

300
00:23:11,854 --> 00:23:13,811
‫شاید یه ذره خستگی در من حس کردی

301
00:23:14,187 --> 00:23:16,311
‫اخیرا یه‌کم، کم‌بنیه شدم

302
00:23:17,479 --> 00:23:20,478
‫سفرها و وضعیت شغلی مارکی
اذیتتون نمی کنه؟

303
00:23:20,562 --> 00:23:21,436
‫نه اصلا

304
00:23:22,437 --> 00:23:25,895
‫پس میشه گفت شما و مارکی
هنوز هم مثل همیشه

305
00:23:25,979 --> 00:23:27,061
‫رابطه ی خوبی با هم دارین؟

306
00:23:27,145 --> 00:23:27,978
‫کاملا

307
00:23:28,770 --> 00:23:29,811
‫هیچ چیز، حتی زمان هم

308
00:23:29,896 --> 00:23:32,227
‫احساسات سرشار شما رو دگرگون نکرده؟

309
00:23:32,312 --> 00:23:35,603
‫هیچ چیز، هر روز قوی تر و غنی تر میشه

310
00:23:37,145 --> 00:23:38,978
‫پس منو بخاطر شک و تردیدم ببخشید

311
00:23:42,312 --> 00:23:43,936
‫شاید مساله اینه دوست عزیزم

312
00:23:45,187 --> 00:23:46,769
‫که دارم بهتون حسادت می کنم

313
00:23:47,270 --> 00:23:48,103
‫به من حسادت میکنی؟

314
00:23:49,228 --> 00:23:51,311
‫باید آرزو کنم اتفاقی که برای من افتاد،
برای تو هم بیفته؟

315
00:23:52,896 --> 00:23:55,519
‫متاسفانه طبیعت بیش از حد محتاط من
اجازه‌ش رو نمیده

316
00:23:56,770 --> 00:24:00,477
‫لجاجتم بهم اجازه ی تسلیم شدن نمیده
و کاری میکنه برای بقیه، سخنرانی هم بکنم

317
00:24:01,312 --> 00:24:04,061
‫ولی چی میتونم یاد کسی بدم، وقتی خودم
طعم هیچ چیز رو نچشیدم

318
00:24:05,395 --> 00:24:08,061
‫مردها اینو میفهمن، حتی یک نفر هم
نیست که به من ابراز علاقه کرده باشه

319
00:24:09,520 --> 00:24:13,227
‫چنان حفاظی دور خودم کشیدم که هیچ
اتفاقی برام نمیفته

320
00:24:16,228 --> 00:24:17,061
‫آخ، عزیز من...

321
00:24:19,729 --> 00:24:22,478
‫غرورم کاری کرد بهت بقبولونم که
...هیچ چیز بین من و مارکی

322
00:24:22,562 --> 00:24:23,895
‫تغییر نکرده

323
00:24:25,770 --> 00:24:29,436
‫ولی دوستی ما صادقانه تر این حرف هاست،
دیگه نمیتونم ناراحتیم رو ازت پنهان کنم

324
00:24:31,687 --> 00:24:32,769
‫دو سال پیش

325
00:24:32,854 --> 00:24:36,269
‫بهم گفتی روزی میرسه که مارکی برای یک روز
از پیشم میره و بعد میشه دو روز

326
00:24:37,062 --> 00:24:38,186
‫بعد کم کم

327
00:24:38,270 --> 00:24:40,144
‫باید بیشتر برای مسائل کاری دور بشه

328
00:24:40,729 --> 00:24:43,186
‫بعد کم کم بر میگرده بدون اینکه حرفی بزنه

329
00:24:43,270 --> 00:24:45,227
‫روی صندلیش لم میده، با سگش حرف میزنه

330
00:24:45,937 --> 00:24:46,769
‫و آروم آروم به خواب میره

331
00:24:49,145 --> 00:24:51,144
‫میترسم پیش‌بینی‌ت درست بوده باشه

332
00:24:51,604 --> 00:24:53,227
‫بگو ببینم چی شده

333
00:24:54,729 --> 00:24:56,103
‫هر چقدر عشق‌مون بیشتر باشه

334
00:24:56,687 --> 00:24:59,644
‫کوچکترین چیز رو خیلی بزرگنمایی میکنیم

335
00:25:00,228 --> 00:25:02,352
‫یه معمار به اسم کلود نیکلا لودو میشناسی؟

336
00:25:02,437 --> 00:25:03,269
‫آره

337
00:25:05,062 --> 00:25:08,186
‫قرار بود یک ماه پیش ما بمونه، در آخر
یک ماهش شد سه ماه

338
00:25:09,520 --> 00:25:12,311
‫اومده بود روی چند تا
از پروژه های مارکی کار کنه

339
00:25:13,021 --> 00:25:16,519
‫حضورش باعث میشد حرف زدن راجع به
یک سری مسائل مهم، راحت تر بشه

340
00:25:18,062 --> 00:25:20,227
‫اوایل با آقای لودو ناهار میخوردیم

341
00:25:20,312 --> 00:25:21,186
‫بعد از ظهرها

342
00:25:21,270 --> 00:25:24,103
‫مارکی زمانی رو به حرف زدن با اون
اختصاص میداد

343
00:25:25,520 --> 00:25:28,394
‫ولی چیزی نگذشت که دیگه داشتیم تمام
وعده های غذایی‌مون رو با هم میخوردیم

344
00:25:29,562 --> 00:25:32,269
‫بدون اینکه متوجه باشن منو از مکالماتشون
کنار گذاشتن

345
00:25:32,353 --> 00:25:34,269
‫شور و اشتیاق خیلی زیادی برای
پروژه هاشون داشتن

346
00:25:35,854 --> 00:25:39,394
‫از صبح تا شب، مارکی پیش معمار بود

347
00:25:40,729 --> 00:25:43,436
‫دوستی شون انقدر پر حرارت بود که انگار من
دیگه وجود نداشتم

348
00:25:47,104 --> 00:25:48,186
‫وقتی آقای لودو رفت

349
00:25:49,645 --> 00:25:52,311
‫فکر میکردم مارکی فاصله ش رو با من
کم میکنه، ولی افسوس

350
00:25:53,437 --> 00:25:56,103
‫خودش رو غرق درد در کلی نامه، کلی کتاب

351
00:25:56,187 --> 00:25:58,144
‫و خدا میدونه چه افکار عمیقی...

352
00:26:00,729 --> 00:26:02,644
‫که ناز و نوازش‌های من دیگه
روش تاثیری نداشت

353
00:26:03,520 --> 00:26:06,603
‫فقط وقتی صدام میزنه که بخواد برای رفتن
ازم اجازه بگیره

354
00:26:06,687 --> 00:26:09,978
‫که بره با گچ‌بری دودکش، پنجره و موزائیک
سر و کار داشته باشه

355
00:26:14,520 --> 00:26:17,186
‫عزیز من، بی‌خودی ترس برت داشته

356
00:26:18,062 --> 00:26:19,853
‫میتونی به تجربه ی من اعتماد کنی

357
00:26:19,937 --> 00:26:22,936
‫چیزی که شرح دادی سرنوشت هر وصلتیه

358
00:26:23,604 --> 00:26:24,561
‫کسی نمیتونه ازش فرار کنه

359
00:26:25,604 --> 00:26:28,061
‫متاسفانه اون میزان شور و عشق
قدرت دوام نداره

360
00:26:28,104 --> 00:26:31,603
‫اون احساساتی که مارکی سوگند خورد در عشقش
به من وجود داشته باشه، احساسات معمولی نبودند

361
00:26:33,021 --> 00:26:34,936
‫اگر اینطور باشه که تو میگی
برای من قابل تحمل نیست

362
00:26:35,604 --> 00:26:38,936
‫به خودت مسلط باش مادام،
ترس‌ت بی‌جاست

363
00:26:39,437 --> 00:26:41,561
‫مارکی به زن دیگه ای عشق ورزی نکرده

364
00:26:42,812 --> 00:26:47,436
‫قبل اینکه خودت رو عذاب بدی
سعی کن از احساساتش سر در بیاری

365
00:26:48,145 --> 00:26:49,936
‫مطمئنم خیالت راحت میشه، نه؟

366
00:27:23,187 --> 00:27:24,394
‫خیال پردازی میکنی دوست من؟

367
00:27:27,896 --> 00:27:29,519
‫تو هم داری خیال پردازی میکنی مارکیز

368
00:27:30,562 --> 00:27:32,519
‫درسته، و یه مقدار هم تلخ

369
00:27:32,604 --> 00:27:33,478
‫چی شده؟

370
00:27:33,562 --> 00:27:34,603
‫هیچی

371
00:27:36,312 --> 00:27:37,728
‫حرفتو باور نمیکنم مادام

372
00:27:39,604 --> 00:27:40,436
‫خب

373
00:27:41,604 --> 00:27:42,769
‫بگو بهم

374
00:27:43,729 --> 00:27:46,352
‫وقتی مشغول کار نیستی، حوصله‌ت سر میره؟

375
00:27:47,520 --> 00:27:49,603
‫نه، ولی روزهایی هست که آدم...

376
00:27:49,687 --> 00:27:50,603
‫حوصله‌ش سر میره

377
00:27:51,979 --> 00:27:52,853
‫در اشتباهی

378
00:27:53,812 --> 00:27:55,728
‫جداً، خیلی در اشتباهی

379
00:27:55,812 --> 00:27:59,436
‫فقط یکی از اون روزهاست که
آدم حوصله‌ش سر میره

380
00:28:11,645 --> 00:28:12,478
‫دوست من...

381
00:28:15,021 --> 00:28:17,103
‫الان مدتیه که میخوام یک چیزی بگم

382
00:28:17,187 --> 00:28:18,811
‫ولی میترسم باعث پریشونی تو بشه

383
00:28:20,312 --> 00:28:21,227
‫تو منو پریشون کنی؟

384
00:28:21,812 --> 00:28:22,644
‫شاید

385
00:28:23,896 --> 00:28:25,603
‫خدا شاهده که من بی گناهم

386
00:28:25,687 --> 00:28:28,269
‫بدون اینکه خودم بدونم اتفاق افتاد،
با یه نفرین

387
00:28:28,353 --> 00:28:32,269
‫نفرینی که کل نژاد بشر در معرضش قرار داره

388
00:28:33,187 --> 00:28:34,978
‫چرا که خود من هم نتونستم ازش فرار کنم

389
00:28:36,062 --> 00:28:36,978
‫یعنی از طرف شما میاد؟

390
00:28:37,562 --> 00:28:39,394
‫دارین من رو میترسونین مادام، چی شده؟

391
00:28:39,812 --> 00:28:41,603
‫مارکی، مساله...

392
00:28:43,104 --> 00:28:44,811
‫ببخشید، ناراحتت میکنه

393
00:28:44,896 --> 00:28:47,020
‫با در نظر گرفتن همه ی جوانب
صلاح در اینه که ساکت بمونم

394
00:28:47,937 --> 00:28:48,853
‫نه مادام، حرف بزنین

395
00:28:49,770 --> 00:28:52,103
‫رازی تو دلت داری؟

396
00:28:52,187 --> 00:28:58,103
‫اولین وظیفه‌ی ما این نیست که بدون هیچ
مدارایی، روحمون رو بر هم آشکار کنیم؟

397
00:28:58,937 --> 00:29:01,519
‫متوجه نشدی نشاط من از بین رفته؟

398
00:29:02,353 --> 00:29:05,686
‫اشتهام رو از دست دادم، فقط از سر نیاز
میخورم و مینوشم

399
00:29:05,770 --> 00:29:07,020
‫خوابم نمیبره

400
00:29:07,104 --> 00:29:11,478
‫شبها با خودم فکر میکنم، از خودم میپرسم
"یعنی مارکی کمتر دوست داشتنی شده؟ نه"

401
00:29:12,187 --> 00:29:14,103
‫"شکایتی داری؟ نه"

402
00:29:14,812 --> 00:29:17,603
‫"به یک رابطه‌ی نامشروع ظنین شدی؟ نه"

403
00:29:18,395 --> 00:29:20,811
‫"محبتش نسبت به تو کم شده؟ نه"

404
00:29:20,896 --> 00:29:24,394
‫"خب، پس وقتی دوستت همونه، چیزی در
"قلب تو عوض شده؟

405
00:29:26,062 --> 00:29:26,895
‫شده

406
00:29:27,979 --> 00:29:28,978
‫نمی‌تونی انکارش کنی

407
00:29:30,854 --> 00:29:33,061
‫دیگه اونطور با بی‌تابی منتظرش نیستی

408
00:29:33,979 --> 00:29:36,311
‫از دیدنش همونقدر لذت نمیبری

409
00:29:37,395 --> 00:29:39,769
‫نگرانی‌ که وقتی از موعد برگشتش میگذشت
دچارش میشدی

410
00:29:40,520 --> 00:29:42,853
‫حس شیرین شنیدن صدای کالسکه‌ش

411
00:29:42,937 --> 00:29:45,519
‫وقتی پیاده میشد، وقتی بازگشتش رو
اعلام میکردند

412
00:29:47,021 --> 00:29:48,186
‫دیگه احساسش نمیکنی

413
00:29:50,937 --> 00:29:53,269
‫ چی مادام؟
مارکی عزیزم

414
00:29:53,979 --> 00:29:56,561
‫تو همونی، ولی دوستت نمیتونه
...انکار کنه که

415
00:29:59,645 --> 00:30:01,394
‫دیگه خبری از عشق نیست

416
00:30:04,479 --> 00:30:08,519
‫کشف وحشتناکیه، ولی این از واقعی بودنش
چیزی کم نمیکنه

417
00:30:33,896 --> 00:30:34,728
‫مادام، شما...

418
00:30:35,854 --> 00:30:38,186
‫شما زن فوق العاده ای هستین، یک زن ویژه

419
00:30:38,854 --> 00:30:40,186
‫زنی که شبیه هیچ کس دیگه ای نیست

420
00:30:40,812 --> 00:30:43,269
‫صراحت و صداقت شما منو آشفته کرد

421
00:30:45,312 --> 00:30:46,436
‫باید از شرم بمیرم

422
00:30:47,520 --> 00:30:49,686
‫شما چقدر پیش چشمم
بزرگ هستین و خودم چقدر کوچک

423
00:30:50,395 --> 00:30:52,853
‫شما اول حرف زدین در حالی که
من اول گناهکار بودم

424
00:30:53,729 --> 00:30:55,103
‫صداقتتون منو تحت تاثیر قرار داد

425
00:30:55,812 --> 00:30:57,769
‫یه هیولام اگه قبول نکنم که

426
00:30:58,187 --> 00:31:00,603
‫داستان دل شما، داستان دل من هم هست
مو به مو

427
00:31:00,687 --> 00:31:02,269
‫هر چیزی که گفتین در فکر من هم بوده

428
00:31:03,312 --> 00:31:04,269
‫با این حال من هیچ نگفتم

429
00:31:05,729 --> 00:31:06,561
‫رنج کشیدم

430
00:31:08,562 --> 00:31:10,561
‫نمیدونم کِی جرئتش رو پیدا میکنم
که حرف بزنم

431
00:31:16,812 --> 00:31:19,269
‫راستش رو میگی دوست من؟
بیشتر از این نمیتونم راستش رو بگم

432
00:31:20,437 --> 00:31:21,936
‫بذار به خودمون تبریک بگیم

433
00:31:22,021 --> 00:31:25,519
‫بابت از دست دادن این احساس شکننده
و فریبنده که ما رو به هم وصل کرده بود

434
00:31:26,312 --> 00:31:29,561
‫چقدر بد میشد اگر عشق من پابرجا میموند

435
00:31:29,645 --> 00:31:31,103
‫در حالی که عشق تو از بین رفته بود

436
00:31:31,187 --> 00:31:32,144
‫وای مادام، مادام

437
00:31:32,228 --> 00:31:35,311
‫هیچوقت به اندازه الان زیبا و دلربا نبودین

438
00:31:36,896 --> 00:31:41,728
‫و اگر تجربیات گذشته، من رو
انقدر محتاط نکرده بود

439
00:31:42,270 --> 00:31:44,352
‫فکر میکردم از همیشه بیشتر دوستتون دارم

440
00:31:45,854 --> 00:31:47,519
‫مارکی، چه بلایی سرمون اومد؟

441
00:31:48,729 --> 00:31:50,811
‫مادام، ما همدیگه رو میبینیم

442
00:31:51,562 --> 00:31:55,561
‫و از صمیمیتِ پرمهرترین دوستی‌ها، لذت میبریم

443
00:31:56,353 --> 00:32:00,269
‫از هر چی نگرانی و مشکل هست در امان خواهیم بود...

444
00:33:46,353 --> 00:33:48,769
‫لطفا سر و وضعم و ایجاد مزاحمتم رو ببخشید

445
00:33:50,979 --> 00:33:52,603
‫اگر خدمتکارتون اصرار نکرده بود

446
00:33:52,687 --> 00:33:54,811
‫خودم رو معرفی نمیکردم مارکیز

447
00:33:55,104 --> 00:33:57,477
‫سرنوشت ناخوشایند من به گونه ای بود که
...چاره‌ی کار رو در

448
00:33:57,520 --> 00:34:00,769
‫دور زندگی کردن از اعیانی چون شما دیدم
...چون خودم رو

449
00:34:01,729 --> 00:34:03,561
‫فاقد ارزش توجه شما میدونم

450
00:34:05,437 --> 00:34:08,020
‫حوصله‌تون رو با قصه‌های مصائبم سر نمیبرم

451
00:34:09,353 --> 00:34:10,436
‫حوصله‌م رو سر نمی‌برین

452
00:34:11,145 --> 00:34:12,394
‫گوش میکنم مادام

453
00:34:15,687 --> 00:34:19,269
‫شاید خبر داشته باشین که من حاصل ازدواجی هستم
که هیچوقت نباید شکل می گرفت

454
00:34:19,896 --> 00:34:24,020
‫مادرم کنتس دو مونتورا بود و پدرم
بارون بولنسکی

455
00:34:25,270 --> 00:34:29,352
‫بدون والدینم بزرگ شدم ولی بهترین
تحصیلات رو داشتم

456
00:34:30,395 --> 00:34:31,227
‫خیلی جوون بودم که

457
00:34:31,312 --> 00:34:34,603
‫دوکِ گریموند ازم تقاضای ازدواج کرد

458
00:34:34,687 --> 00:34:35,561
‫فکر کردم نجات پیدا کردم

459
00:34:36,812 --> 00:34:39,186
‫ولی با یک مراسم جعلی گولم زد

460
00:34:40,104 --> 00:34:42,936
‫دیدم یک بچه دارم و شوهری هم ندارم

461
00:34:44,228 --> 00:34:48,020
‫اشتباهم این بود که خواستار عدالت شدم
و هر چی برام مونده بود رو وقفش کردم

462
00:34:49,228 --> 00:34:51,561
‫ولی چون مردی که بهم خیانت کرده بود
از من نفوذ بیشتری داشت

463
00:34:52,228 --> 00:34:53,061
‫پرونده‌م رو باختم

464
00:34:54,812 --> 00:34:58,020
‫تنگدستی قانون سرش نمیشه
من و دخترم باید زندگی میکردیم

465
00:35:00,729 --> 00:35:03,352
‫به خودمون اومدیم و دیدیم
به درجه‌ی زنان پست نزول کردیم

466
00:35:06,187 --> 00:35:09,186
‫اون کجاست؟ اونطور که درخواست کرده بودم
شما رو مشایعت نکرد؟

467
00:35:37,353 --> 00:35:39,103
‫بیا اینجا دوشیزه، بیا اینجا

468
00:35:46,687 --> 00:35:48,020
‫لطفا بشین اینجا

469
00:35:53,520 --> 00:35:54,352
‫ببخشید

470
00:35:54,854 --> 00:35:55,769
‫اونجا بشین

471
00:36:12,896 --> 00:36:14,352
‫پاشو و بیا پیش من

472
00:36:29,021 --> 00:36:30,227
‫موهای زیبایی داری

473
00:36:32,896 --> 00:36:33,811
‫ممنون مادام

474
00:36:37,021 --> 00:36:38,103
‫میشه بدیش بالا؟

475
00:36:40,604 --> 00:36:41,436
‫بله مادام

476
00:36:46,729 --> 00:36:48,436
‫گردنت حتی جذاب تر هم هست

477
00:36:50,228 --> 00:36:51,352
‫ممنون مادام

478
00:37:05,896 --> 00:37:09,227
‫مادام، برام عجیبه که
چنین موجود دلربا و زیبایی

479
00:37:09,312 --> 00:37:12,227
‫چطور خونه ای پسر از اون جایی که الان
توش سکونت دارین پیدا نکرده

480
00:37:12,687 --> 00:37:15,103
‫هم بعد و هم در طول محاکمه‌م
اینور اونور میبردمش

481
00:37:15,937 --> 00:37:19,519
‫بین قضات، اسقف‌ها، مقامات و سرمایه‌دارها

482
00:37:20,145 --> 00:37:23,269
‫همه بهش یه ناخنکی میزدن و ولش میکردن

483
00:37:23,770 --> 00:37:26,103
‫مساله طبع لطیف یا زیبایی فرشته‌وارش نیست

484
00:37:26,187 --> 00:37:27,561
‫که الحق اون خود زیباییه، بلکه...

485
00:37:28,604 --> 00:37:31,103
‫هیچ بویی از بی‌قیدی نبرده

486
00:37:31,562 --> 00:37:35,144
‫و هیچ استعدادی هم در به هیجان آوردن
مردهایی که دلشون از لذت زده شده نداره

487
00:37:36,770 --> 00:37:38,603
‫میشه گفت که زن درستکاریه؟

488
00:37:38,687 --> 00:37:40,811
‫فارغ از مساله‌ی کار

489
00:37:42,145 --> 00:37:42,978
‫درست‌کارترین‌ـه

490
00:38:41,937 --> 00:38:44,978
‫قبول دارم که چند ماهی زندگیتون سخت میشه

491
00:38:45,270 --> 00:38:48,978
‫ولی تا ابد ادامه پیدا نمی کنه
و بهترین پاداش رو بهتون وعده میدم

492
00:38:49,478 --> 00:38:50,311
‫با هم مشورت کنین

493
00:38:50,770 --> 00:38:53,269
‫اگه خواسته‌هام از توانایی‌تون
خارج هست بهم بگین

494
00:38:53,562 --> 00:38:55,436
‫نه تعجب میکنم و نه بهم برمیخوره

495
00:38:56,062 --> 00:38:58,144
‫مادام، اعتمادتون انقدر مایه ی مباهات ماست

496
00:38:58,228 --> 00:39:01,020
‫که هر کدوم از خواسته هاتون
در حکم فرصتی برای ماست

497
00:39:01,104 --> 00:39:02,519
‫که بتونیم ازتون تشکر کنیم

498
00:39:06,687 --> 00:39:08,020
‫این لباس چقدر بهت میاد

499
00:39:09,770 --> 00:39:11,936
‫برای اینکه فرصت داشته باشین تا با زندگی
جدیدتون مانوس بشین

500
00:39:12,021 --> 00:39:13,561
‫چند ماه دیگه همدیگه رو میبینیم

501
00:39:28,353 --> 00:39:30,686
‫چه روز قشنگی، همه چیز زیباست

502
00:39:31,187 --> 00:39:33,478
‫هوا، شرابی که نوشیدیم

503
00:39:33,937 --> 00:39:37,061
‫آفتاب لطیف، و حضور شما البته

504
00:39:37,770 --> 00:39:40,186
‫یه جوری میگی البته انگار فقط میخوای
جانب ادب رو نگه داری

505
00:39:40,270 --> 00:39:41,769
‫اصلا، دارین اشتباه میکنین مارکیز

506
00:39:41,854 --> 00:39:44,811
‫فکر میکنم حضور یکی از من بهتر رو
در کنار خودت ترجیح میدادی

507
00:39:44,896 --> 00:39:46,352
‫تا این تابلوی نقاشیت کامل بشه

508
00:39:47,187 --> 00:39:48,519
‫یکی مثل مادام دوبه‌یی

509
00:39:48,604 --> 00:39:50,269
‫ولی من دیگه مادام دوبه‌یی رو نمیبینم

510
00:39:50,520 --> 00:39:51,352
‫وای ببخشید

511
00:39:51,687 --> 00:39:55,227
‫یادم رفته بود رابطه‌تون به دوهفته‌ش
رسیده بود

512
00:39:57,770 --> 00:40:00,853
‫دفعه پیش به یک کنتس جوون ایتالیایی
اشاره کردی

513
00:40:01,395 --> 00:40:03,227
‫ در مورد کنتس بهتون گفته بودم؟
بله

514
00:40:03,812 --> 00:40:05,561
‫زیبایی‌هاش تاثیر خودشون رو از دست دادن؟

515
00:40:05,645 --> 00:40:08,436
‫بله، به محض اینکه خودش رو تقدیم من کرد

516
00:40:08,520 --> 00:40:10,728
‫خیلی خجالت آور بود، خاطر جمع باشین

517
00:40:10,812 --> 00:40:11,644
‫میتونم تصور کنم

518
00:40:13,520 --> 00:40:18,020
‫متاسفم برات مارکی بیچاره ی من
تو موندی و دوست قدیمیت

519
00:40:18,104 --> 00:40:18,936
‫متاسف نباش

520
00:40:19,270 --> 00:40:22,061
‫چه چیزی از دوستی بهتره و چه دوستی‌ای
بهتر از دوستی ما؟

521
00:40:22,145 --> 00:40:24,352
‫جنجال و ناراحتی بینمون نیست
سفره ی دلمون پیش هم بازه

522
00:40:24,437 --> 00:40:26,936
‫لازم نیست خودمون رو مجبور به
پنهان کاری بکنیم

523
00:40:28,479 --> 00:40:30,478
‫ دوست دارین بشینیم؟
نه، ادامه بدیم

524
00:40:32,021 --> 00:40:32,853
‫کجا بودیم؟

525
00:40:33,270 --> 00:40:36,227
‫داشتم دوستی‌مون رو ستایش میکردم ولی
انگار فقط منم که ازش لذت میبرم

526
00:40:36,312 --> 00:40:39,895
‫مارکی، انقدر دنبال جایزه نباش
مگه من الان باهات اینجا نیستم؟

527
00:40:41,145 --> 00:40:44,394
‫نظرت چیه عصری بریم
یه نمایش کمدی یا یه اپرا ببینیم؟

528
00:40:44,770 --> 00:40:47,227
‫به نظر من چیزی نمونده که ندیده باشیم

529
00:40:47,312 --> 00:40:49,811
‫چرا در چنین روز بی نقصی
خودمون رو یه جا محبوس کنیم؟

530
00:40:51,437 --> 00:40:52,561
‫دارم درست میبینم...

531
00:40:53,270 --> 00:40:55,686
‫فکر کنم خودشونن، آره خودشونن!

532
00:40:57,270 --> 00:40:59,895
‫مادام، منو بجا آوردین؟

533
00:41:00,687 --> 00:41:01,603
‫شمائین مادام؟

534
00:41:01,687 --> 00:41:04,144
‫بله خودمم، حالتون چطوره؟
چی به سرتون اومد؟

535
00:41:04,228 --> 00:41:07,311
‫ یه عمره که ندیدمتون
از بد اقبالی ما چیزی نشنیدین؟

536
00:41:07,395 --> 00:41:11,686
‫مجبور شدیم مطابق با استطاعت‌مون
زندگی کنیم

537
00:41:11,770 --> 00:41:13,895
‫هیچ خبری به من ندادین، فکر نکردین
ناراحت میشم؟

538
00:41:13,979 --> 00:41:16,895
‫یکی از مشکلات فقر، بی اعتمادی‌‌ایه
که ایجاد میکنه

539
00:41:19,353 --> 00:41:20,978
‫این دختر جوون چقدر بزرگ شده

540
00:41:21,437 --> 00:41:22,561
‫چقدر احساس پیری کردم

541
00:41:23,062 --> 00:41:25,978
‫وقتی اومد پاریس
نیم وجبی بود

542
00:41:26,145 --> 00:41:27,769
‫اما شما هیچ عوض نشدین، خانوم

543
00:41:28,479 --> 00:41:30,061
‫انگار زمان اصلا به شما کاری نداره

544
00:41:30,604 --> 00:41:33,811
‫من که همچین عقیده ای ندارم
ولی شما خیلی لطف داری، مثل همیشه

545
00:41:34,437 --> 00:41:36,311
‫بیاین قدم بزنیم و حرف بزنیم

546
00:41:37,479 --> 00:41:40,686
‫ببخشید، ایشون دوست من،
مارکی دزارسی هستن

547
00:41:41,437 --> 00:41:42,895
‫حضورشون برای ما مزاحمتی ایجاد نمیکنه

548
00:41:49,770 --> 00:41:50,603
‫مادام

549
00:41:50,687 --> 00:41:55,103
‫میفهمم که چطور میشه فقر رو تحمل کرد، همونطور
که زن و مردهای زیادی فقر و تحمل میکنند

550
00:41:55,520 --> 00:41:59,478
‫اما وقتی متمولی و بعد گرفتار تنگدستی میشی
...مثل وضعیت شما و بعد کنار اومدن با این وضعیت

551
00:42:00,062 --> 00:42:01,811
‫و پیدا کردن سعادت در تنگدستی...

552
00:42:02,395 --> 00:42:04,394
‫امروز دیگه هیچ پشیمونی‌ای ندارم

553
00:42:05,062 --> 00:42:09,603
‫انگار زندگی‌ای که وقف تقوا میشه، کمتر از
زندگی‌ای که وقف تجملات میشه محدود کننده‌ست

554
00:42:09,687 --> 00:42:12,227
‫باهاتون هم عقیده هستم،
بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکنین

555
00:42:12,770 --> 00:42:15,227
‫اگر قبلا میدونستم چقدر این سلوک شما
...برام شایسته‌ی احترامه

556
00:42:15,312 --> 00:42:17,436
‫خیلی هم ما رو شایسته‌ی احترام ندونین مادام

557
00:42:17,937 --> 00:42:20,978
‫ایمان پاداش ما رو میده، خیلی بیشتر از اون
چیزی که فکرشو میکنین

558
00:42:21,770 --> 00:42:25,020
‫زندگی ما، اونطور که خیلی‌ها فکر میکنند
سرتاسر فداکاری نیست

559
00:42:25,520 --> 00:42:26,561
‫بلکه یک موهبته

560
00:42:28,104 --> 00:42:29,978
‫عذر میخوام مادام، باید ازتون جدا بشیم

561
00:42:30,062 --> 00:42:31,311
‫انقدر ناگهانی؟

562
00:42:31,395 --> 00:42:34,686
‫باید بریم کلیسا، بیشتر از این
نمیتونیم بمونیم

563
00:42:34,770 --> 00:42:37,061
‫برین، از خودم متنفر میشم اگه باعث
دیر رسیدنتون بشم

564
00:42:41,812 --> 00:42:44,144
‫خب مارکی؟ دوست داری چیکار کنیم؟

565
00:42:44,770 --> 00:42:46,311
‫هیچ نمایشی امروز نیست؟ مطمئنی؟

566
00:42:46,812 --> 00:42:47,936
‫این خانم‌ها کی بودن؟

567
00:42:48,645 --> 00:42:50,352
‫مادره رو از خیلی وقت پیش میشناسم

568
00:42:50,812 --> 00:42:53,936
‫با یه قمارباز ازدواج کرد، دار و ندارشون رو
باخت و بعدم سرش رو گذاشت و مُرد

569
00:42:54,604 --> 00:42:56,978
‫اونم دید تنها مونده و یه دختر جوون رو دستشه

570
00:42:57,645 --> 00:43:00,352
‫فقر و شرمساری، از اجتماعمون دورش کرد

571
00:43:01,187 --> 00:43:03,519
‫ولی انگار هیچ ناراحتی‌ای نداره

572
00:43:03,520 --> 00:43:06,853
‫لیبرتین‌ها شاید مسخره کنند، ولی دین چیز خوبیه
(کسی که به عرف‌های اخلاقی جامعه بی‌اعتناست و لذت‌جوست)

573
00:43:06,854 --> 00:43:08,644
‫بله، به خصوص برای بیچاره ها

574
00:43:08,896 --> 00:43:11,352
‫باعث میشه این مادر و دختر،
حیثیت از دست رفته شون رو دوباره به دست بیارن

575
00:43:11,437 --> 00:43:13,895
‫اون دوک بورگارد نیست اونجا؟
با همسرش؟

576
00:43:13,979 --> 00:43:14,936
‫بریم سلامی بکنیم

577
00:43:15,437 --> 00:43:16,061
‫بیا

578
00:43:31,979 --> 00:43:33,186
‫ مارکیز
بله

579
00:43:34,145 --> 00:43:36,978
‫ یه چیزی رو نمیفهمم
میتونم کمکت کنم؟

580
00:43:37,604 --> 00:43:41,144
‫تو جامعه‌ی ما یکی اگه اون چهره رو داشته باشه
هرچی بخواد به دست میاره

581
00:43:41,228 --> 00:43:42,352
‫کی رو میگی؟

582
00:43:43,062 --> 00:43:44,227
‫دختر دوستت!

583
00:43:45,187 --> 00:43:46,561
‫چهره‌ش انقدر زیباست؟

584
00:43:47,270 --> 00:43:50,436
‫من که فقط همون بچه ای رو میبینم
که از خیلی وقت پیش میشناسم

585
00:43:50,520 --> 00:43:52,769
‫چهره‌ی یکی از تندیس‌های حضرت مریم
رافائل رو داره

586
00:43:52,854 --> 00:43:53,978
‫با همچین چهره ای

587
00:43:54,062 --> 00:43:56,644
‫نباید دنبال یک موقعیت بهتر
توی این جامعه باشه؟

588
00:43:56,937 --> 00:43:59,477
‫این بی رحمی یک مادر نیست که داره
سرنوشت خودش رو به دخترش هم تحمیل میکنه؟

589
00:43:59,520 --> 00:44:02,769
‫قناعت در داشته‌ها شاید بر ثروت ننگ آمیز
ارجحیت داشته باشه

590
00:44:09,604 --> 00:44:10,436
‫چیه؟

591
00:44:10,687 --> 00:44:12,394
‫میشناسمت مارکی، میشناسمت

592
00:44:12,479 --> 00:44:13,436
‫نه مادام، نه

593
00:44:13,896 --> 00:44:16,144
‫اگه فکر میکنی من با اون دختر زاهد
تحریک شدم

594
00:44:16,228 --> 00:44:17,227
‫باید بگم اصلا منو نمیشناسی

595
00:44:17,312 --> 00:44:18,311
‫من که چیزی نگفتم

596
00:44:18,395 --> 00:44:21,769
‫فقط از فکر اینکه دین هم میتونه وسوسه‌ت کنه
داشتم کیف میکردم

597
00:44:23,562 --> 00:44:24,394
‫ولی مهم نیست،

598
00:44:25,062 --> 00:44:27,352
‫چون تا یکی دو هفته دیگه
کلا فراموشش میکنی

599
00:44:28,145 --> 00:44:29,853
‫مثل اون کنتس ایتالیایی کوچولو

600
00:45:00,312 --> 00:45:01,144
‫خانم‌ها؟

601
00:45:15,979 --> 00:45:16,811
‫صبح بخیر مادام

602
00:45:16,896 --> 00:45:18,853
‫چه زود اومدی، نخوابیدی؟

603
00:45:18,937 --> 00:45:20,061
‫دیگه خوابم نمیبره

604
00:45:20,395 --> 00:45:21,978
‫نگرانی برات پیش اومده؟

605
00:45:22,062 --> 00:45:23,186
‫سرنوشت دوست شما

606
00:45:24,145 --> 00:45:27,227
‫ هنوز داره اذیتت میکنه؟
...الان انقدر مشغله ی فکری کم دارم

607
00:45:27,312 --> 00:45:29,311
‫که کوچکترین چیزی باعث نگرانیم میشه

608
00:45:29,395 --> 00:45:31,020
‫پس پروژه های ساخت و سازت چی؟

609
00:45:31,021 --> 00:45:33,103
‫اونا بدون اینکه من نگرانشون باشم
کارشون خوب پیش میره

610
00:45:33,104 --> 00:45:35,020
‫مادام بازم دیدین‌شون؟
کی رو؟

611
00:45:35,562 --> 00:45:36,394
‫دوستانتون

612
00:45:36,645 --> 00:45:38,144
‫ نه
اینجوری نمیشه

613
00:45:39,062 --> 00:45:40,519
‫شما ثروتمندین و اونا نیازمند

614
00:45:40,604 --> 00:45:43,311
‫لااقل میتونین برای یه وعده غذا
دعوت شون کنین

615
00:45:43,395 --> 00:45:46,352
‫تا حالا ده بار دعوت شون کردم
فایده نداشته

616
00:45:46,770 --> 00:45:48,352
‫حاضر نیستن بیان خونه ی من

617
00:45:48,437 --> 00:45:51,936
‫رفت و آمد به جامعه ی ما،
با بی آلایشی اون ها سازگاری نداره

618
00:45:52,021 --> 00:45:53,477
‫تجمل باعث گناه میشه

619
00:45:53,562 --> 00:45:56,394
‫ کاری نیست که برای کمک بهشون انجام بدیم؟
اصلا کمک ما رو لازم دارن؟

620
00:45:56,479 --> 00:45:58,853
‫مگه دین خودش گنجی یاری دهنده نیست؟

621
00:45:58,937 --> 00:46:02,394
‫اونان که نگران سرنوشت ما هستن
و برای رستگاری مون دعا میکنن

622
00:46:02,478 --> 00:46:05,103
‫اگه بیست لوئی براشون بفرستم،
به نظرتون رد میکنن؟

623
00:46:05,187 --> 00:46:06,186
‫مطمئنم رد میکنن

624
00:46:06,270 --> 00:46:08,478
‫چرا چیزی که از من قبول نمی کنن رو
باید از تو قبول کنن؟

625
00:46:08,562 --> 00:46:10,769
‫آخه به چه دلیل باید به حسن نیت
یک دوست، دست رد بزنن؟

626
00:46:10,854 --> 00:46:14,269
‫مارکی، ما که خیلی این جهانی هستیم
نباید فکر کنیم که میتونیم

627
00:46:14,353 --> 00:46:16,853
‫حساسیت های درستکارانه ی انسانهای
پارسا رو بفهمیم

628
00:46:16,937 --> 00:46:19,853
‫یعنی من هیچ کاری برای کمک به اونها
نمیتونم انجام بدم؟

629
00:46:19,937 --> 00:46:21,769
‫نه مارکی، هیچ کاری

630
00:46:23,145 --> 00:46:24,061
‫این دیگه بی رحمیه

631
00:46:25,812 --> 00:46:27,186
‫بله، بی رحمی کلمه ی درستشه

632
00:46:29,145 --> 00:46:29,978
‫نه

633
00:46:30,896 --> 00:46:31,728
‫نه مارکیز

634
00:46:32,270 --> 00:46:34,020
‫دختری که فقط یه بار دیدمش...

635
00:46:34,104 --> 00:46:35,561
‫و دیگه قرار نیست ببینیش

636
00:46:38,312 --> 00:46:39,144
‫مادام،

637
00:46:39,979 --> 00:46:41,186
‫چون شما دوست من هستین

638
00:46:41,937 --> 00:46:44,936
‫باید یه رازی رو بهتون بگم، یه اتفاقی
که ازتون پنهان کرده بودم

639
00:46:45,979 --> 00:46:46,811
‫اتفاق؟

640
00:46:49,687 --> 00:46:50,853
‫در باغ پادشاهی...

641
00:46:52,479 --> 00:46:56,144
‫وقتی داشتین با مادرش صحبت می کردین
من کنارش راه میرفتم، یادتونه؟

642
00:46:57,979 --> 00:47:01,144
‫همونطور که میتونین حدس بزنین، نمیتونستم
جلوی خودمو بگیرم و بهش نگاه نکنم

643
00:47:01,395 --> 00:47:04,811
‫هر بار که نگاه میکردم، روش رو سمت دیگه ای
میکرد و یا نگاهش رو مینداخت پایین

644
00:47:05,812 --> 00:47:06,769
‫ولی یک جا...

645
00:47:08,395 --> 00:47:10,394
‫آخرهای گفتگوی شما بود که...

646
00:47:11,729 --> 00:47:13,519
‫بالاخره نگاهش به نگاهم خورد...

647
00:47:15,812 --> 00:47:17,311
‫چه روشنایی‌ای مادام

648
00:47:18,562 --> 00:47:19,686
‫نگاهش...

649
00:47:20,896 --> 00:47:24,978
‫چقدر محجوب، چقدر صادق...

650
00:47:25,604 --> 00:47:26,436
‫چقدر ژرف

651
00:47:27,062 --> 00:47:30,769
‫بدون لوندی، رها از هر آداب و رسومی

652
00:47:30,854 --> 00:47:31,686
‫نگاهی که...

653
00:47:34,812 --> 00:47:36,561
‫پر از حقیقتی که باهات حرف میزد

654
00:47:37,645 --> 00:47:39,144
‫و در عین حال نمیشد رمزگشاییش کرد

655
00:47:41,562 --> 00:47:42,478
‫تو همه ی اینا رو دیدی؟

656
00:47:45,395 --> 00:47:47,603
‫چقدر بهت نگاه کرد؟

657
00:47:50,812 --> 00:47:51,644
‫دقیق نمیدونم

658
00:47:51,729 --> 00:47:52,561
‫شاید حتی...

659
00:47:53,395 --> 00:47:54,853
‫یک ثانیه هم نشد، ولی...

660
00:47:56,104 --> 00:47:58,936
‫طولانی ترین ثانیه ای که میشد تجربه کرد...

661
00:47:59,021 --> 00:48:01,603
‫یک ثانیه ی بی پایان
که همچنان طنینش رو میشنوم

662
00:48:02,812 --> 00:48:03,644
‫مارکی

663
00:48:03,729 --> 00:48:05,853
‫تخیل تو هیچوقت دست از
شگفت زده کردن من برنمیداره

664
00:48:05,937 --> 00:48:08,186
‫یه زن جوون، که از سماجتت
خجالت زده شده

665
00:48:08,270 --> 00:48:10,811
‫یه نگاه به بالا میندازه و تو
رویاهای خارق العاده سر هم میکنی

666
00:48:11,395 --> 00:48:12,936
‫تو، مرد منطق

667
00:48:13,479 --> 00:48:16,603
‫عشرت طلبی که اعتقاد داره ما
چیزی نیستیم جز توده ای از اتم

668
00:48:18,104 --> 00:48:20,436
‫این چیزیه که منطقم مدام داره بهم میگه مادام

669
00:48:21,270 --> 00:48:23,936
‫هرگز نگاهی که انقدر حقیقی باشه رو ندیدین

670
00:48:25,353 --> 00:48:27,728
‫"هرگز"های شما از "همیشه"هاتون
بیشتر دووم نمیارن

671
00:48:27,812 --> 00:48:29,519
‫من یکی دیگه اینو خوب میدونم

672
00:48:30,270 --> 00:48:33,020
‫شاید کلکسیونتون یه زن زاهد کم داره

673
00:48:33,604 --> 00:48:34,644
‫حق با شماست

674
00:48:36,145 --> 00:48:37,144
‫حق با شماست

675
00:48:38,021 --> 00:48:38,853
‫با این حال...

676
00:48:39,604 --> 00:48:41,561
‫مارکی مراقب باش

677
00:48:42,604 --> 00:48:45,227
‫این دختر رو با دخترهایی که
تا به حال میشناختی اشتباه نگیر

678
00:48:46,187 --> 00:48:49,061
‫اینو نه میشه وسوسه کرد، نه اغوا
و نه میشه بهش رسید

679
00:48:49,520 --> 00:48:50,561
‫نمیتونی بهش چیره بشی

680
00:48:52,062 --> 00:48:53,061
‫بهم اعتماد کن

681
00:48:53,687 --> 00:48:56,895
‫اگه میخوای از رنج کشیدن در امان بمونی،
اون دختر رو فراموش کن

682
00:49:01,145 --> 00:49:01,978
‫دوست من

683
00:49:02,645 --> 00:49:03,728
‫چه جنونی

684
00:49:04,187 --> 00:49:07,186
‫در هر حال نقشه ی شما از اساس مشکل داره

685
00:49:07,520 --> 00:49:08,352
‫به چه دلیل؟

686
00:49:09,353 --> 00:49:11,895
‫چرا مارکی باید اسیر این دختر به خصوص بشه

687
00:49:11,979 --> 00:49:13,895
‫و نه دختر دیگه ای؟

688
00:49:13,979 --> 00:49:17,061
‫چون مارکی نمیتونه به چیزی که
بهش تن نمیده، تن نده

689
00:49:17,145 --> 00:49:21,103
‫من اگه احساسات والایی رو برانگیختم
اون احساسات با مقاومتم در تناسب بودن

690
00:49:21,979 --> 00:49:26,061
‫تا حالا دقت نکردی عشق اون جایی پر و بال پیدا میکنه
که ابژه‌ی دوست داشتن از چنگمون می گریزه؟

691
00:49:27,437 --> 00:49:29,644
‫انگار خیلی از خودت مطمئنی

692
00:49:30,062 --> 00:49:32,811
‫اگه بهت بگم مارکی هر روز سر میزنه

693
00:49:32,896 --> 00:49:35,394
‫و همینجوری از هر دری میپرسه
تا شاید من خبری از مادر و دختر

694
00:49:35,479 --> 00:49:37,186
‫براش داشته باشم چی؟

695
00:49:38,228 --> 00:49:41,561
‫اعتراف میکنم که فکر نمی کردم مارکی
چنین طعمه ی راحتی باشه

696
00:49:43,854 --> 00:49:45,769
‫با این حال، میترسم که...

697
00:49:46,812 --> 00:49:48,644
‫جد و جهدت بیش از حد باشه

698
00:49:48,729 --> 00:49:52,561
‫جد و جهدم کمتر از میزان دردمه،
و کمتر از ضربه ای که مارکی بهم زد

699
00:49:53,729 --> 00:49:54,728
‫انصاف داشته باش

700
00:49:55,854 --> 00:49:58,311
‫مگه تو در جریان طبیعت دم‌دمی‌ش نبودی؟

701
00:49:59,145 --> 00:50:01,853
‫چرا باید از دست یک مرد فریبکار، عصبانی باشی

702
00:50:01,937 --> 00:50:03,561
‫وقتی طبیعت اون رو این شکلی ساخته؟

703
00:50:03,896 --> 00:50:07,061
‫ولی منصفانه ست که اجازه بدیم فریبکاری
با فراغ بال برای خودش جولان بده؟

704
00:50:08,729 --> 00:50:11,020
‫خشم من آکنده از نوعی عدالته

705
00:50:12,145 --> 00:50:13,728
‫دنبال انتقام نیستم

706
00:50:13,812 --> 00:50:15,394
‫در خودم، جنس مونث رو میبینم

707
00:50:15,770 --> 00:50:16,895
‫و در اون، جنس مذکر

708
00:50:18,687 --> 00:50:21,561
‫برای اجرای عدالت، قلب ما باید

709
00:50:21,645 --> 00:50:24,644
‫خلوص داشته باشه و خالی از خشم باشه

710
00:50:25,812 --> 00:50:26,644
‫مادام...

711
00:50:27,812 --> 00:50:29,227
‫خلوصه که منو به حرکت واداشته

712
00:50:30,812 --> 00:50:32,978
‫اگر هیچ روح عادلی برای بهبود وضعیت
مردان تلاشی نکنه

713
00:50:34,187 --> 00:50:36,061
‫چطور میتونیم امید یک جامعه ی بهتر رو
داشته باشیم؟

714
00:50:36,979 --> 00:50:40,728
‫منتظر رنج دیگران بودن، به نظر
از سخاوت به دوره

715
00:50:42,479 --> 00:50:44,686
‫چشمانت رو به روی روح نژاد بشر باز کن
دوست من

716
00:50:45,896 --> 00:50:48,686
‫فقط درد میتونه به روح کمک کنه
تا از اشکالاتش آگاه بشه

717
00:50:51,187 --> 00:50:53,728
‫یعنی از نیک سرشتی‌ـه که

718
00:50:53,812 --> 00:50:55,644
‫میخوای رنج بکشه؟

719
00:50:56,021 --> 00:50:56,853
‫بله

720
00:50:58,104 --> 00:50:59,561
‫میخوام باعث روشن شدن ذهنش بشم

721
00:51:22,479 --> 00:51:23,811
‫مادام، بفرمائین

722
00:51:59,854 --> 00:52:00,853
‫چی شده؟

723
00:52:02,812 --> 00:52:03,853
‫بگو، با من حرف بزن

724
00:52:05,604 --> 00:52:06,478
‫قضیه سر یک زن‌ـه؟

725
00:52:08,062 --> 00:52:09,603
‫میتونم بگم که سر یک زن‌ـه

726
00:52:11,062 --> 00:52:12,978
‫تو دوستش داری و اون دوستت نداره؟

727
00:52:15,437 --> 00:52:17,186
‫عشق و عاشقی همیشه اینجوریه

728
00:52:18,104 --> 00:52:20,853
‫یکی همیشه بیش از حد عاشقه
و دیگری نه به اندازه ی کافی

729
00:52:22,812 --> 00:52:26,603
‫پدرم میگفت طبیعت از برابری خوشش نمیاد
و از غصه خوردن ما لذت میبره

730
00:52:27,187 --> 00:52:31,728
‫همیشه یکی بیشتر داره و یکی کمتر،
در هر حیطه و عرصه ای

731
00:52:32,270 --> 00:52:33,436
‫حتی لذت

732
00:52:36,937 --> 00:52:37,978
‫بیا یه بازی کنیم

733
00:52:38,854 --> 00:52:40,728
‫چشماتو ببند و به اون فکر کن

734
00:52:41,062 --> 00:52:42,811
‫تصور کن با اونی

735
00:52:43,353 --> 00:52:45,603
‫تصور کن... من اونم

736
00:52:55,187 --> 00:52:58,644
‫ادامه بده مارکی، یه کم تلاش کن
نه، نه، ببخشید فایده نداره

737
00:52:59,645 --> 00:53:01,478
‫نمیتونم تصور کنم که دارم این کار رو
با اون میکنم

738
00:53:02,228 --> 00:53:04,686
‫توهینیه به حجب و پاکدامنیش

739
00:53:06,021 --> 00:53:08,519
‫یک زن پاکدامن، توی تخت با یک مرد،
بازم یک زن‌ـه

740
00:53:09,687 --> 00:53:10,519
‫نه اون نیست

741
00:53:35,604 --> 00:53:36,811
‫سلام مارکی

742
00:53:40,228 --> 00:53:41,853
‫انگار حالت از دیروز بهتره

743
00:53:42,062 --> 00:53:44,978
‫ترسیدم مریض شده باشی

744
00:53:46,312 --> 00:53:49,686
‫این نقاشی کوچولو رو ببین، به خونه‌ت میاد
مگه نه؟

745
00:53:50,729 --> 00:53:52,853
‫اون ببعی‌های کوچولو قشنگ نیستن؟

746
00:53:55,520 --> 00:53:57,227
‫نه، مارکی، خبری ندارم

747
00:53:59,645 --> 00:54:01,978
‫مادام به نظرتون میتونم پرتره ش رو
داشته باشم؟

748
00:54:02,562 --> 00:54:05,186
‫چه فکرها، به نظرم باید بیشتر استراحت کنی

749
00:54:06,604 --> 00:54:08,227
‫فقط یک نگاه به قیافه ش انداختم

750
00:54:08,312 --> 00:54:10,728
‫یک تصویر بی نقص و البته محو

751
00:54:10,812 --> 00:54:13,311
‫در ذهنم حک شده

752
00:54:14,104 --> 00:54:16,769
‫دلیل تمام عذابی که دارم میکشم
محوی اون تصویره مادام

753
00:54:16,979 --> 00:54:18,519
‫یک پرتره ی دقیق ازش

754
00:54:19,062 --> 00:54:21,352
‫میتونه آبی بشه بر آتش افراط کاری تخیلم

755
00:54:21,437 --> 00:54:25,311
‫حتی شاید نقایصی پیدا کنم که تسکینی باشن بر
عدم تواناییم در دوباره دیدنش

756
00:54:25,479 --> 00:54:26,811
‫داری خیالبافی میکنی مارکی

757
00:54:26,896 --> 00:54:31,352
‫وقتی انقدر مواظبه چهره‌ش از دید پنهان باشه
چطور ممکنه بگذاره کسی نقاشی پرتره‌ش رو بکشه؟

758
00:54:31,437 --> 00:54:34,895
‫مسخره ست، دین کاری میکنه
که الماس‌های طبیعت

759
00:54:34,979 --> 00:54:37,394
‫برن در سایه ها پنهان بشن
دیگه از این ددمنشانه تر وجود نداره

760
00:54:37,437 --> 00:54:40,311
‫حواست باشه چی میگی،
بعضی ها با کمتر از اینم بهشون برمیخوره

761
00:54:40,395 --> 00:54:44,394
‫من به کسانی که در امید خوب مردن
زندگی میکنن، بهایی نمیدم

762
00:54:44,478 --> 00:54:47,895
‫موسیو، مطمئنی در وضعیتی هستی که بتونی
موعظه کنی

763
00:54:47,979 --> 00:54:49,644
‫و با افتخار از لیبرتینیسم حرف بزنی؟

764
00:54:50,062 --> 00:54:52,644
‫الان چند هفته ست داری مثل یک سگ مریض
به زور خودت رو روی زمین میکشونی

765
00:54:54,104 --> 00:54:55,478
‫هر کاری کردم تا بتونم فراموشش کنم

766
00:54:57,270 --> 00:54:58,227
‫هر چی بگی رو امتحان کردم

767
00:54:59,937 --> 00:55:01,936
‫هر چه بیشتر تلاش کردم، بیشتر به خاطرم اومد

768
00:55:04,478 --> 00:55:05,853
‫مادام یه لطفی در حقم بکنین

769
00:55:06,270 --> 00:55:07,895
‫ چه لطفی؟
بهم رحم کنین

770
00:55:08,979 --> 00:55:10,186
‫میخوام دوباره ببینمش

771
00:55:18,270 --> 00:55:19,728
‫کار دشواریه

772
00:55:21,604 --> 00:55:23,769
‫نه مارکی
میترسم اگه کمکت کنم

773
00:55:23,770 --> 00:55:24,811
‫دوستیم باهاشون بهم بخوره

774
00:55:25,104 --> 00:55:25,936
‫نه

775
00:55:27,062 --> 00:55:27,978
‫منو به حال خودم رها نکنین

776
00:55:29,062 --> 00:55:31,061
‫دیگه نمیتونم پاسخگوی اعمالم باشم
خودمو میشناسم

777
00:55:31,145 --> 00:55:33,686
‫این خانمها برای تو عزیزن
از دیوانگی که از من برمیاد در امان نگهشون دار

778
00:55:34,562 --> 00:55:35,394
‫پیداشون میکنم

779
00:55:36,062 --> 00:55:40,227
‫ده تا، بیست تا، صد تا مرد میفرستم
تا پیداشون کنن، بالاخره پیداشون میکنم

780
00:55:41,062 --> 00:55:43,769
‫به زور میرم تو، نمیدونم چیکار میکنم
یا چی میگم

781
00:55:44,062 --> 00:55:46,269
‫یادت باشه که تو وضعیت ترسناکی‌ام

782
00:55:49,896 --> 00:55:50,728
‫راست میگی

783
00:55:51,187 --> 00:55:53,686
‫به خاطر تو نیست که کاری میکنم بلکه
به خاطر خودشونه

784
00:55:54,312 --> 00:55:56,895
‫امیدوارم لااقل بهم وقت بدی
آقای مارکی خیلی محترم

785
00:55:58,729 --> 00:56:00,103
‫تا جایی که میتونم مادام

786
00:56:00,937 --> 00:56:01,895
‫تا جایی که میتونم

787
00:56:03,812 --> 00:56:04,644
‫ممنون

788
00:56:05,812 --> 00:56:06,895
‫ممنون دوست من

789
00:56:30,062 --> 00:56:32,436
‫خانم ها، ای وای لطفا بشینین،
غذاتون رو بخورین

790
00:56:33,312 --> 00:56:37,352
‫شراب بیشتری بخورین تا بتونین به خودتون بابت
تمام محرومیت‌های این زندگی زاهدانه

791
00:56:37,395 --> 00:56:38,853
‫تسلی‌خاطر بدین

792
00:56:39,437 --> 00:56:41,561
‫از عدم حضور مارکی بیشترین استفاده رو ببرین

793
00:56:43,353 --> 00:56:46,519
‫اگه بخاطر بی‌تابیش زودتر از موعد به اینجا بیاد
هیچ تعجب نمی کنم

794
00:56:47,854 --> 00:56:50,519
‫بی صبرانه منتظر صحنه ای هستم که
قراره برامون ترتیب بده

795
00:56:51,479 --> 00:56:54,269
‫در هر صورت، مطمئنم قدردان اجرای
شما خانم ها خواهم بود

796
00:56:54,353 --> 00:56:56,936
‫مادام، من و دخترم الان چند روزه
داریم تمرین میکنیم

797
00:56:56,979 --> 00:56:59,103
‫خیالتون راحت، بهترین کاری که ازمون
برمیاد رو انجام میدیم

798
00:57:05,687 --> 00:57:07,186
‫این لباس ها چه بهت میاد

799
00:57:08,270 --> 00:57:11,269
‫تصورش سخته که همین چند وقت پیش...

800
00:57:17,687 --> 00:57:21,186
‫خانم ها، درشکه‌ی مارکی داره میرسه

801
00:57:23,687 --> 00:57:25,769
‫مادام، مارکی ازم خواستن
ورودشون رو اعلام کنم

802
00:57:26,604 --> 00:57:28,269
‫رسید، بگین بیان داخل

803
00:57:29,937 --> 00:57:32,186
‫بهش گفتم از دیدن شما در اینجا تعجب کنه

804
00:57:32,270 --> 00:57:34,477
‫و قبل از پذیرفتن دعوتم، مودبانه
پوزش بخواد

805
00:57:34,562 --> 00:57:35,686
‫که داره به میز شام ما میپیونده

806
00:57:36,478 --> 00:57:38,603
‫ببینیم چقدر خوب بازی میکنه، بخورین

807
00:57:43,729 --> 00:57:44,728
‫مارکی!

808
00:57:44,812 --> 00:57:45,644
‫اینجا چیکار میکنی؟

809
00:57:46,395 --> 00:57:49,394
‫نمیدونستم دارین شام میخورین مادام،
لباس مناسب نپوشیدم

810
00:57:49,479 --> 00:57:52,561
‫رفته بودم دیدن دوستی در همین نزدیکی ها
که میخواد عمارتش رو تخلیه کنه

811
00:57:52,645 --> 00:57:54,227
‫در راه برگشت به پاریس با خودم فکر کردم اگر
شما بفهمین این اطراف اومدم

812
00:57:54,228 --> 00:57:57,227
‫در راه برگشت به پاریس با خودم فکر کردم اگر
شما بفهمین این اطراف اومدم

813
00:57:57,312 --> 00:57:59,519
‫و به شما سری نزدم، از دستم ناراحت میشین

814
00:58:00,062 --> 00:58:02,478
‫خوب کاری کردی مارکی، خیلی هم خوش اومدی

815
00:58:02,770 --> 00:58:04,603
‫مادام دوژونکیه و دخترشون رو میشناسی؟

816
00:58:04,604 --> 00:58:05,020
‫مادام دوژونکیه و دخترشون رو میشناسی؟

817
00:58:06,479 --> 00:58:07,644
‫ای بابا، یادت رفته؟

818
00:58:07,729 --> 00:58:10,311
‫داشتیم قدم میزدیم توی باغ پادشاهی؟

819
00:58:10,395 --> 00:58:11,561
‫نه، یادمه

820
00:58:13,062 --> 00:58:15,519
‫خانم ها، دیگه بیشتر از این مزاحمتون نمیشم

821
00:58:15,604 --> 00:58:16,561
‫اجازه ی مرخصی بدین

822
00:58:16,937 --> 00:58:17,561
‫میخوای بری مارکی؟

823
00:58:17,562 --> 00:58:18,311
‫میخوای بری مارکی؟

824
00:58:19,270 --> 00:58:21,311
‫نمیخوام مزاحم بشم مادام

825
00:58:21,479 --> 00:58:24,144
‫اگه از انقدر زود رفتنتون رنجیده بشم چی؟

826
00:58:25,353 --> 00:58:27,811
‫مادام آخرین کاری که میخوام انجام بدم
رنجوندن شماست

827
00:58:35,604 --> 00:58:36,853
‫قبل از اومدن شما

828
00:58:36,937 --> 00:58:39,436
‫داشتیم درباره ی فلسفه ی
لیبرتین‌ها گپ میزدیم

829
00:58:39,520 --> 00:58:41,269
‫زمان‌بندی‌تون نمیشد دیگه بهتر از این باشه

830
00:58:45,478 --> 00:58:46,603
‫چرا من؟

831
00:58:47,021 --> 00:58:47,978
‫آره

832
00:58:48,062 --> 00:58:49,686
‫تو درباره شون تحقیق کردی، مگه نه؟

833
00:58:50,812 --> 00:58:51,644
‫نه

834
00:58:52,729 --> 00:58:54,227
‫ انقدر متواضع نباش
مادام

835
00:58:54,312 --> 00:58:55,519
‫نه، من... شما

836
00:58:55,604 --> 00:58:56,478
‫دارین اشتباه میکنین

837
00:58:56,937 --> 00:58:59,519
‫آثارشون رو مطالعه نکردی تا بتونی
بهتر تکفیرشون کنی؟

838
00:59:00,145 --> 00:59:02,103
‫آها، آره، آره، آره، البته...

839
00:59:03,228 --> 00:59:04,311
‫یه مقداری

840
00:59:04,395 --> 00:59:07,061
‫خب مارکی، پس بهمون بگو به نظرت
چرا انقدر افتضاح هستن؟

841
00:59:07,145 --> 00:59:08,936
‫اینم بدون اینکه ما همه اینجا
باهات هم عقیده ایم

842
00:59:09,021 --> 00:59:09,853
‫ولی من...

843
00:59:12,437 --> 00:59:15,728
‫ نمیدونم...
داشتیم میگفتیم خیلی از لیبرتین‌ها

844
00:59:15,812 --> 00:59:18,311
‫سر این توافق دارن که فلسفه شون
برتری نسبت به دین داره

845
00:59:18,353 --> 00:59:21,519
‫اونم اینه که انسان شادتره، نظر تو چیه؟

846
00:59:28,187 --> 00:59:29,020
‫خب

847
00:59:30,896 --> 00:59:32,811
‫ داریم گوش میکنیم
...بله، خب

848
00:59:32,896 --> 00:59:35,644
‫لذت... جستجوی لذت

849
00:59:36,353 --> 00:59:38,936
‫سرچشمه ی همه ی بدبختی‌های ماست

850
00:59:40,187 --> 00:59:41,436
‫لیبرتین‌ها مثل بچه میمونن

851
00:59:43,478 --> 00:59:45,603
‫صرفا به ارضای آنی فکر میکنن

852
00:59:47,228 --> 00:59:48,686
‫ولی یک لحظه لذت

853
00:59:49,729 --> 00:59:51,103
‫چقدر اشک و آه در پی خودش میاره؟

854
00:59:52,812 --> 00:59:54,644
‫چه تصویر درستی، اینطور نیست مادام؟

855
00:59:55,104 --> 00:59:56,103
‫چرا و بسیار حقیقی

856
00:59:56,896 --> 01:00:01,394
‫یک لذت، لذت دیگه ای رو فرا میخونه
این افراد تا ابد ناخشنود می‌مونند

857
01:00:01,478 --> 01:00:03,227
‫و تا ابد بوالهوس، نه؟

858
01:00:03,312 --> 01:00:04,603
‫و تا ابد غمگین

859
01:00:04,687 --> 01:00:07,186
‫و تا ابد به خاطر امیالشون پریشان حالند،
درسته؟

860
01:00:08,478 --> 01:00:09,311
‫قطعا

861
01:00:09,687 --> 01:00:11,227
‫موسیو، اجازه بدین سوالی ازتون بپرسم

862
01:00:12,437 --> 01:00:15,519
‫دیروز دخترم ازم پرسید آیا در مسیر والایی

863
01:00:15,604 --> 01:00:17,227
‫هوسی هم هست که باید با اون جنگید؟

864
01:00:18,228 --> 01:00:19,561
‫نمی دونستم چی بهش بگم

865
01:00:27,228 --> 01:00:28,061
‫دوشیزه...

866
01:00:29,645 --> 01:00:31,769
‫هر چیز والا به خالق ما وابسته‌ست

867
01:00:33,187 --> 01:00:35,519
‫والایی در هوس نیست، در احساسه

868
01:00:38,437 --> 01:00:41,436
‫احساسی که برای یک لحظه به روح ما
برخورد میکنه، و به آنی

869
01:00:41,979 --> 01:00:42,936
‫برای یک لحظه ی گیج کننده

870
01:00:44,562 --> 01:00:46,186
‫ما رو به حقیقت مطلق میرسونه

871
01:00:49,937 --> 01:00:52,686
‫شما جوری همه ی ظرایف عشق الهی
رو درک میکنین

872
01:00:53,562 --> 01:00:56,936
‫که گویی تنها غذایی که ازش تغذیه کردین
کتاب مقدس بوده

873
01:00:57,021 --> 01:00:59,352
‫تو قبلا وسوسه نشده بودی
به کسوت کشیشی در بیای؟

874
01:01:04,270 --> 01:01:05,311
‫منو ببخشید مادام

875
01:01:05,687 --> 01:01:08,103
‫از قبل بهتون گفته بودم که
شام بسیار کوتاه باشه

876
01:01:08,104 --> 01:01:09,603
‫چون روزهای ما به شدت روی نظم پیش میره

877
01:01:10,770 --> 01:01:12,936
‫نگرانش نباش، بهم گفته بودی

878
01:01:13,021 --> 01:01:16,103
‫بعدا خیلی پشیمون میشم اگه شما
بخاطر من از وظایفتون کوتاهی کنین

879
01:01:16,687 --> 01:01:20,811
‫ولی مادام، اول میخوام اون متنی که
گفته بودم رو بهتون بدم

880
01:01:21,770 --> 01:01:22,603
‫همراه من بیاین

881
01:01:45,520 --> 01:01:46,352
‫دوشیزه...

882
01:01:48,854 --> 01:01:50,519
‫امیدوارم جواب سوالتون رو داده باشم

883
01:01:53,604 --> 01:01:54,436
‫بله، موسیو

884
01:01:56,979 --> 01:01:59,519
‫میدونین، جان هایی که در جستجوی والایی اند

885
01:02:00,645 --> 01:02:01,478
‫بهترین ها هستن

886
01:02:04,979 --> 01:02:05,811
‫دوشیزه

887
01:02:07,353 --> 01:02:08,936
‫مادرتون منتظرتونه

888
01:02:10,812 --> 01:02:11,644
‫خداحافظ مادام

889
01:02:12,062 --> 01:02:12,978
‫خداحافظ موسیو

890
01:02:13,854 --> 01:02:14,978
‫خداحافظ دوشیزه

891
01:02:18,979 --> 01:02:20,352
‫چه بچه ی شگفت انگیزی

892
01:02:20,812 --> 01:02:21,895
‫بله، موافقم

893
01:02:23,729 --> 01:02:26,144
‫ چطور بودم؟
عالی بودی مارکی

894
01:02:26,228 --> 01:02:28,936
‫از استدلال هات هم حظ کردم
و هم داشتم قانع میشدم

895
01:02:29,021 --> 01:02:31,644
‫چرا انقدر زود رفتن؟
نمیتونستی کاری کنی بیشتر بمونن؟

896
01:02:31,729 --> 01:02:33,895
‫خب، تنها پاداش ما هم شد انتقاد

897
01:02:34,353 --> 01:02:36,686
‫کدوم زنی تو پاریس
چنین کاری برای آدم میکنه؟

898
01:02:36,770 --> 01:02:38,728
‫ببخشید مادام، شما نظیر نداری

899
01:02:38,812 --> 01:02:42,311
‫شما تنها دوست واقعی من در این دنیایین،
و من یک هیولای نمک‌نشناسم

900
01:02:42,395 --> 01:02:44,020
‫وضعیت قلبت چطوره؟

901
01:02:45,187 --> 01:02:46,311
‫باید اون دختر رو داشته باشم

902
01:02:47,270 --> 01:02:48,144
‫وگرنه به هلاکت میرسم

903
01:02:49,145 --> 01:02:52,186
‫دوست من، توصیه میکنم این فکر رو
از سرت بیرون کنی

904
01:05:14,021 --> 01:05:16,769
‫خانم ها ما قبلا همدیگه رو دیدیم،
اینطور نیست؟

905
01:05:17,604 --> 01:05:20,103
‫بله، منزل مادام دولاپومره با هم شام خوردیم

906
01:05:28,562 --> 01:05:29,477
‫میگم خانم ها

907
01:05:31,145 --> 01:05:32,394
‫چه تصادف فرخنده ای

908
01:06:05,645 --> 01:06:08,644
‫مهرش رو باز نکردیم تا شما اول بخونیدش

909
01:06:08,729 --> 01:06:10,269
‫کشیش اینو داد به شما؟

910
01:06:10,353 --> 01:06:11,227
‫بله، مادام

911
01:06:11,312 --> 01:06:13,061
‫اینو بعد اعترافش بهش داده

912
01:06:13,145 --> 01:06:15,144
‫و خواسته در خفا بازش کنه

913
01:06:16,437 --> 01:06:18,686
‫این مردِ خدا چطور این کارش رو توجیه کرد؟

914
01:06:19,729 --> 01:06:22,394
‫گفته جذابیت هاش از خطرناک ترین
هدایای الهی هستند که

915
01:06:22,479 --> 01:06:23,603
‫خدا میتونه به یک زن عطا کنه

916
01:06:24,145 --> 01:06:25,728
‫هیچ مردی نمیتونه نسبت بهشون
بی تفاوت بمونه

917
01:06:25,812 --> 01:06:28,144
‫و مردها سعی و تلاش خواهند کرد که
وسوسه‌ش کنند

918
01:06:28,979 --> 01:06:32,269
‫و بعد اضافه کرده فقط یک مرد درستکار
میتونه ازش محافظت کنه

919
01:06:33,062 --> 01:06:35,103
‫چه دغلبازی، بعد شما چی گفتین؟

920
01:06:35,854 --> 01:06:37,311
‫حرفی نزدم مادام

921
01:06:38,645 --> 01:06:40,978
‫اینو هم اضافه کرده که
خدا حواسش بهش هست

922
01:06:41,062 --> 01:06:43,853
‫چرا که یک جنتلمن که ایشون باهاش آشنایی داره،
که صاحب بهترین روح هاست

923
01:06:43,937 --> 01:06:46,769
‫متوجه‌ش شده و تحت تاثیر ایمان گران قدرش
قرار گرفته

924
01:06:48,562 --> 01:06:51,352
‫مارکی عزیز، پس اینجوری پول به جیب
کلیسا میریزی

925
01:07:14,270 --> 01:07:16,603
‫خوبه، خیلی خوبه، من که راضی‌م

926
01:07:17,770 --> 01:07:20,686
‫به کلیسا رفتن ادامه بدین،
اگه کشیش جویای جوابتون شد

927
01:07:20,770 --> 01:07:22,186
‫بهش بگو نامه رو دادی به مادرت

928
01:07:22,228 --> 01:07:23,686
‫و اونم جلوی تو انداختتش توی آتیش

929
01:07:24,562 --> 01:07:27,978
‫چه حماقتی کردم، دیگه مستاصل شدم مادام

930
01:07:31,270 --> 01:07:33,895
‫التماس تون میکنم، بهتون نیاز دارم

931
01:07:35,062 --> 01:07:38,478
‫کمکم کنین، چطور میتونم سراغشون برم و باهاشون
حرف بزنم بدون اینکه رنجیده خاطرشون کنم؟

932
01:07:38,937 --> 01:07:41,436
‫خیالتون راحت باشه که بدون مشورت شما
دست به هیچ کاری نمیزنم

933
01:07:41,520 --> 01:07:43,352
‫مارکی دیگه کار بیشتری نمیشه کرد

934
01:07:47,729 --> 01:07:49,853
‫اون دختر نصیب تو نمیشه، دیگه تمومه

935
01:08:47,270 --> 01:08:49,936
‫مادام، منو ببخشید اینطوری به اینجا اومدم

936
01:08:50,021 --> 01:08:52,020
‫ولی راه دیگه ای برای حرف زدن
با شما سراغ نداشتم

937
01:08:53,395 --> 01:08:56,478
‫میتونم تصور کنم نامه‌ی من به دخترتون
چقدر باعث خجالتتون شده

938
01:08:57,562 --> 01:09:01,269
‫لطفا باور کنین که کارهام،
متاثر از عمیق ترین و صادقانه ترین

939
01:09:01,979 --> 01:09:03,227
‫احساساتیه که دارم

940
01:09:03,604 --> 01:09:06,728
‫بدونین که نیت من، فراهم کردن بهترین هاست

941
01:09:07,437 --> 01:09:08,644
‫برای دختر شما

942
01:09:09,729 --> 01:09:13,769
‫میخوام روح پاکش رو از این دنیای
پر از شرارت و خباثت

943
01:09:13,812 --> 01:09:15,895
‫در امان نگه دارم مادام

944
01:09:17,395 --> 01:09:20,519
‫هیچ چهره ی دیگه ای تا به حال، اینطور باعث
برانگیخته شدن نیک سرشتی در من نشده بود

945
01:09:21,562 --> 01:09:23,561
‫مادام، این نامه برای ضمانت

946
01:09:23,645 --> 01:09:26,227
‫که به شما حق دریافت مبلغی
برابر با ششصد لوئی رو میده

947
01:09:29,021 --> 01:09:31,686
‫میتونین اگه مایل بودین دورش بندازین

948
01:09:31,770 --> 01:09:34,352
‫اگر هم که نه برای راحتی تون،
که شما ازش بیزارین

949
01:09:34,896 --> 01:09:39,186
‫میتونین برای کمک به بیچارگان ازش استفاده کنین
کمک به کسانی که بیشتر از همه براشون دعا میکنین

950
01:09:40,812 --> 01:09:41,644
‫دوشیزه...

951
01:09:43,021 --> 01:09:46,561
‫اینها تعدادی الماس هستند برای شما،
که بر اساس خلوص‌شون انتخاب شدند

952
01:09:48,770 --> 01:09:50,853
‫به عنوان پیشکشی
دال بر خلوص علاقه ی من

953
01:09:55,812 --> 01:09:56,644
‫خداحافظ خانم ها

954
01:10:01,854 --> 01:10:03,103
‫زندگی من در دستان شماست

955
01:10:16,479 --> 01:10:18,603
‫مادام، فکر نمیکنین باید قبول کنیم؟

956
01:10:21,187 --> 01:10:22,561
‫دوست دارین قبول کنین؟

957
01:10:23,021 --> 01:10:25,519
‫بله مادام، با اجازه ی شما

958
01:10:30,979 --> 01:10:32,811
‫نه، هنوز به اونجا نرسیدیم

959
01:10:37,353 --> 01:10:39,269
‫دیگه بیشتر از این چی میخوایم؟

960
01:10:40,479 --> 01:10:43,061
‫برای زن‌هایی مثل ما خیلی زیاده

961
01:10:43,479 --> 01:10:44,561
‫نه، کافی نیست

962
01:10:45,187 --> 01:10:47,644
‫این مبلغ خوشبختی ما رو تضمین میکنه مادام

963
01:10:47,729 --> 01:10:49,519
‫خب، ولی من میگم کافی نیست

964
01:10:50,021 --> 01:10:52,519
‫میترسم بیشتر خواستن ریسک بزرگی باشه

965
01:11:07,770 --> 01:11:09,061
‫بشین

966
01:11:09,145 --> 01:11:10,352
‫این قلم و کاغذ رو بردار

967
01:11:10,437 --> 01:11:13,269
‫و جوابی براش بنویس، پر از خشم و غرور

968
01:11:14,270 --> 01:11:15,394
‫من میرسونم به دستش

969
01:11:19,687 --> 01:11:20,519
‫هیچی نگو

970
01:11:20,604 --> 01:11:21,978
‫من زیادی مهربونم مارکی

971
01:11:22,353 --> 01:11:24,478
‫پشت سر من نقشه میکشی و من باید
ساکت باشم؟

972
01:11:24,854 --> 01:11:28,103
‫اگه میدیدی چقدر از این کارت به اون
زن های بیچاره برخورده بود

973
01:11:29,062 --> 01:11:30,394
‫من تو رو به عنوان...

974
01:11:31,104 --> 01:11:33,061
‫دوستم معرفی کردم،
به عنوان یک مرد خیلی شریف

975
01:11:34,312 --> 01:11:35,895
‫خیلی خجالت کشیدم

976
01:11:38,353 --> 01:11:39,311
‫منو ببخش مادام

977
01:11:40,062 --> 01:11:42,311
‫مادام منو ببخش، تمنا می کنم

978
01:11:42,395 --> 01:11:45,978
‫حالا چون این دختر خیلی زیبا و بافضیلته
شما باید بهش تعدی کنی؟

979
01:11:47,104 --> 01:11:49,269
‫من چیکار کردم که شایسته ی
شریک جرم شدن با توئم؟

980
01:11:50,395 --> 01:11:53,478
‫بیا مارکی، خودت رو به پام بنداز،
طلب بخشش کن

981
01:11:53,812 --> 01:11:56,020
‫و قول بده دست از سر
دوستان بیچاره من برمیداری

982
01:11:56,104 --> 01:11:57,811
‫منو ببخش مادام، هزاران بار ببخش

983
01:11:59,062 --> 01:12:00,144
‫کمکم کن، التماست میکنم

984
01:12:00,770 --> 01:12:02,769
‫عشق یک نفرینه، طبیعت انسان رو عوض میکنه

985
01:12:03,270 --> 01:12:05,436
‫باید اون دختر رو داشته باشم
باید داشته باشمش

986
01:12:05,520 --> 01:12:06,895
‫ببین به چه روزی افتادم

987
01:12:07,562 --> 01:12:09,186
‫رحم داشته باش، به دوستت کمک کن

988
01:12:09,270 --> 01:12:11,853
‫بهت که گفتم، کاری نمیشه کرد،
فراموشش کن

989
01:12:16,021 --> 01:12:17,686
‫این ها سند دو خونه‌ست

990
01:12:17,770 --> 01:12:20,561
‫و مبلغی معادل با سه برابر رقم قبلی

991
01:12:21,854 --> 01:12:22,686
‫خب مادام؟

992
01:12:23,729 --> 01:12:24,644
‫نظرتون چیه؟

993
01:12:26,228 --> 01:12:30,728
‫مادام نمیتونین یه چیزی بگین که
امیدوارم یا ناامیدم کنه؟

994
01:12:32,395 --> 01:12:34,061
‫مادام اینا براتون کمه؟

995
01:12:36,437 --> 01:12:37,895
‫بار آخر که از پیش‌تون رفتم

996
01:12:38,770 --> 01:12:40,853
‫بهتون گفتم زندگیم به شما بستگی داره

997
01:12:41,854 --> 01:12:44,978
‫شاید باید اینو خاطرنشان کنم که
مساله فقط سرنوشت من نیست

998
01:12:46,645 --> 01:12:48,020
‫بلکه سلامتیم هم در گروی شماست

999
01:12:52,562 --> 01:12:54,269
‫امید دارم خدا کاری کنه زود شما رو ببینم

1000
01:13:12,645 --> 01:13:14,352
‫گریه نکن، بنویس مادام

1001
01:13:16,062 --> 01:13:18,561
‫التماستون میکنم مادام، التماس میکنم

1002
01:13:19,687 --> 01:13:23,103
‫داره دار و ندارش رو میده، این بس نیست؟

1003
01:13:23,187 --> 01:13:25,269
‫فقط یک پرنس میتونه انقدر سخاوتمند باشه

1004
01:13:25,979 --> 01:13:28,519
‫این پیشنهادات برای شما زیاده
و برای من کم

1005
01:13:28,604 --> 01:13:29,436
‫فقط بنویس

1006
01:13:29,937 --> 01:13:31,853
‫رحم داشته باشین مادام، خواهش میکنم

1007
01:13:34,270 --> 01:13:37,144
‫بنویس مادام، پاداشت رو می گیری
بهت اطمینان میدم

1008
01:13:53,854 --> 01:13:56,269
‫مارکیز، این مرد رو به جنون رسوندی

1009
01:13:58,145 --> 01:14:00,686
‫دیگه میتونی بابت انتقامت به خودت تبریک بگی

1010
01:14:01,896 --> 01:14:03,186
‫الان به خودم تبریک بگم؟

1011
01:14:04,437 --> 01:14:05,686
‫وقتی انقدر به هدفم نزدیک شدم؟

1012
01:14:06,937 --> 01:14:08,769
‫چرا؟ یعنی هنوز بهش نرسیدی؟

1013
01:14:11,479 --> 01:14:12,311
‫نه

1014
01:14:14,021 --> 01:14:15,477
‫خیلی عجیب شدی

1015
01:14:17,520 --> 01:14:20,519
‫میخوای یه کاری کنی که
اموال بیشتری رو از دست بده؟

1016
01:14:20,896 --> 01:14:22,103
‫میخوای نابودش کنی؟

1017
01:14:23,228 --> 01:14:24,352
‫دیگه بیشتر از این چی میخوای؟

1018
01:14:28,854 --> 01:14:32,103
‫نمی دونم چی تو ذهنت میگذره ولی به نظر
خیلی از خودت خاطر جمعی

1019
01:14:32,854 --> 01:14:33,686
‫مراقب باش

1020
01:14:34,896 --> 01:14:38,603
‫از این پیروزی لذت ببر و دنبال چیز
بیشتری نباش، بهم اعتماد کن

1021
01:14:39,896 --> 01:14:42,519
‫چندتا پادشاه بخاطر زیاده خواهی از بین رفتن؟

1022
01:14:43,896 --> 01:14:45,269
‫مادام، من همین الانش هم یک مُرده هستم

1023
01:14:47,228 --> 01:14:48,603
‫دیگه از چی باید بترسم؟

1024
01:15:18,437 --> 01:15:19,269
‫مارکی

1025
01:15:20,104 --> 01:15:21,936
‫به همین زودی از زمین هاتون برگشتی؟

1026
01:15:22,520 --> 01:15:24,478
‫مگه قرار نبود یک سال اونجا بمونی؟

1027
01:15:25,104 --> 01:15:26,686
‫کتاب و تنهایی حوصله ت رو سر برد؟

1028
01:15:26,770 --> 01:15:29,352
‫مادام، این سه هفته سه سال به من گذشت

1029
01:15:29,437 --> 01:15:30,603
‫هیچ جا خوشحال نیستم

1030
01:15:31,228 --> 01:15:34,728
‫تصمیم گرفتم بزرگترین حماقتی که مردی به سن
و مقام من میتونه انجام بده رو انجام بدم

1031
01:15:35,687 --> 01:15:37,436
‫مادام، من ازدواج می کنم

1032
01:15:40,312 --> 01:15:44,477
‫مارکی، این مساله خیلی جدیه
و باید حسابی مورد بررسی قرار بگیره

1033
01:15:44,687 --> 01:15:48,519
‫من فقط یک فکر سرسخت توی کله‌م دارم
دیگه بیشتر از این نمیتونم ناراحت باشم

1034
01:15:48,604 --> 01:15:49,644
‫میتونی در اشتباه باشی

1035
01:15:50,687 --> 01:15:52,269
‫برای همینه که میخوام...

1036
01:15:53,228 --> 01:15:54,936
‫از جانب من باهاشون صحبت کنین مادام

1037
01:15:55,812 --> 01:15:58,728
‫برین مادر و دختر و ببینین
از مادرـه سوال کنین

1038
01:15:58,812 --> 01:16:01,519
‫ببینین حس دخترـه چیه،
و بهم بگین چه خواسته هایی دارن

1039
01:16:01,604 --> 01:16:02,853
‫با دقت پیش برو مارکی

1040
01:16:03,645 --> 01:16:06,186
‫داری ثروت و اعتبارت رو در این کار دخیل میکنی

1041
01:16:06,645 --> 01:16:08,020
‫راه برگشتی نیست

1042
01:16:09,062 --> 01:16:10,603
‫به طعنه های نزدیکان‌ت فکر کن

1043
01:16:10,604 --> 01:16:13,978
‫و به اون هایی که درک نمیکنن چرا
داری با یک دختر تهی‌دست ازدواج میکنی

1044
01:16:14,979 --> 01:16:18,436
‫اینو بدون که دیگه هیچ وقت نمیتونی
به زن دیگه ای پیشنهاد ازدواج بدی

1045
01:16:19,145 --> 01:16:20,477
‫اونطور که قبلا این کار رو میکردی

1046
01:16:21,770 --> 01:16:24,686
‫یادت باشه که جذابیت های این زن جوون
هم کم کم از بین میره

1047
01:16:25,520 --> 01:16:31,103
‫واقعا نمیدونی شخصیت واقعیش چجوریه
...و با این حال باید بخاطرش تا آخر عمر

1048
01:16:31,145 --> 01:16:32,478
‫عذاب بکشی

1049
01:16:32,562 --> 01:16:35,436
‫مادام بارها و بارها همه ی این ها رو توی
ذهنم مرور کردم

1050
01:16:37,479 --> 01:16:38,728
‫شما دوست خوبی هستین

1051
01:16:39,979 --> 01:16:42,644
‫که میخواین این عشق ناگوار رو
از قلبم بکنین

1052
01:16:44,062 --> 01:16:46,227
‫ولی برای این کار، باید خود قلبم رو
از سینه‌م بیرون بکشین

1053
01:16:56,729 --> 01:16:59,227
‫ممنون مادام، ممنون

1054
01:17:02,770 --> 01:17:04,269
‫تبریک میگم دوشیزه

1055
01:17:13,104 --> 01:17:14,311
‫مادام راست میگفت

1056
01:17:14,645 --> 01:17:17,519
‫پاداش صبر ما هزاران بار بیشتر از
...چیزی بود که فکر میکردیم، دخترم

1057
01:17:18,145 --> 01:17:19,769
‫مارکی میخواد باهات ازدواج کنه

1058
01:17:22,812 --> 01:17:23,853
‫چرا اینطوری شدی دخترم؟

1059
01:17:24,854 --> 01:17:26,186
‫با من خوشحالی کن

1060
01:17:29,645 --> 01:17:30,644
‫چی نگرانت کرده؟

1061
01:17:31,437 --> 01:17:33,936
‫نه تنها پول و ثروت نصیب مون میشه
بلکه صاحب یک نام هم میشیم

1062
01:17:34,021 --> 01:17:34,853
‫مادر

1063
01:17:36,145 --> 01:17:38,227
‫هیچ وقت حرفی از ازدواج نشده بود

1064
01:17:38,812 --> 01:17:40,227
‫فکر میکردم مادام فقط دنبال اینه که

1065
01:17:40,312 --> 01:17:42,436
‫مارکیز تقاص هوس بازی هاش رو بده

1066
01:17:42,520 --> 01:17:43,519
‫مادام ما رو دوست داره

1067
01:17:43,604 --> 01:17:46,895
‫علاقه ش به تو بر کینه ش
نسبت به مارکی چیره شده

1068
01:17:48,312 --> 01:17:49,144
‫منو ببخش

1069
01:17:50,145 --> 01:17:52,644
‫می خوای قدردانش باشم ولی من نمیتونم

1070
01:17:54,395 --> 01:17:56,936
‫از اون زن خوشم نمیاد
چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟

1071
01:17:58,770 --> 01:18:01,853
‫مادام از بیچارگی ما متاثر نشده بود؟
با ما خوب نبود؟

1072
01:18:01,937 --> 01:18:03,394
‫مگه ما باهاش خوب نیستیم؟

1073
01:18:04,770 --> 01:18:07,311
‫دخترم، یادت نره ما از کجا داریم میایم

1074
01:18:07,812 --> 01:18:08,811
‫من فراموش نکردم

1075
01:18:09,854 --> 01:18:13,061
‫ولی لااقل مشتری هامون در مورد اینکه ما
واقعا کی هستیم فریب نخورده بودن

1076
01:18:14,021 --> 01:18:16,352
‫مادام این ازدواج رو به خاطر
صلاح تو ترتیب داده

1077
01:18:16,562 --> 01:18:19,436
‫ازدواج با مردی که داریم فریبش میدیم
چه صلاحی در خودش داره؟

1078
01:18:20,228 --> 01:18:22,061
‫جایگاه شرافتمندانه ای پیدا میکنی

1079
01:18:23,353 --> 01:18:27,686
‫این شرافتمندانه‌ست که به دروغ سوگند بخوری
و زندگیت رو با دروغ گویی به یک مرد بگذرونی؟

1080
01:18:30,145 --> 01:18:31,269
‫سوگند رو فراموش کن

1081
01:18:32,104 --> 01:18:34,269
‫هر ازدواجی یک قرارداده

1082
01:18:34,645 --> 01:18:36,478
‫و این مساله هیچ مشکلی نداره

1083
01:18:36,979 --> 01:18:39,144
‫دوباره کرامتت رو به دست میاری
آزادی‌ت رو به دست میاری

1084
01:18:39,437 --> 01:18:41,311
‫در تظاهر به عشق چه کرامتی هست؟

1085
01:18:44,854 --> 01:18:47,394
‫قراردادها به مرور زمان،
به ایجاد احساس منجر میشن

1086
01:18:47,896 --> 01:18:49,394
‫ممکنه کم کم عاشقش بشی

1087
01:18:50,645 --> 01:18:52,144
‫اگر عاشق مارکی بشم

1088
01:18:52,228 --> 01:18:54,519
‫فقط تقدیرم از این چیزی که هست
رنج آورتر میشه

1089
01:18:54,687 --> 01:18:55,686
‫چرا همچین حرفی میزنی؟

1090
01:18:57,812 --> 01:18:59,436
‫اگه فریب دادن یک مرد بی‌گناه بیرحمانه‌ست

1091
01:18:59,479 --> 01:19:01,936
‫فریب دادن مردی که دوستش داری
بدترم میشه

1092
01:19:02,770 --> 01:19:04,603
‫آدم میتونه عاشق کسی باشه
و بهش دروغ بگه؟

1093
01:19:06,104 --> 01:19:06,936
‫مادر...

1094
01:19:08,021 --> 01:19:10,103
‫اگه مارکی بفهمه که ما کی بودیم...

1095
01:19:11,187 --> 01:19:12,519
‫ممکنه ما رو بکشه

1096
01:20:37,104 --> 01:20:37,936
‫مادام

1097
01:20:40,228 --> 01:20:42,686
‫تمام روز هیچ چیز نگفتین
انگار جای دیگه ای سیر میکنین

1098
01:20:44,062 --> 01:20:45,144
‫منو ببخشید موسیو

1099
01:20:46,812 --> 01:20:48,144
‫مراسم رو دوست داشتین؟

1100
01:20:49,104 --> 01:20:49,936
‫بله موسیو

1101
01:20:50,770 --> 01:20:52,603
‫رنگ‌تون پریده، حالتون خوبه؟

1102
01:20:54,228 --> 01:20:55,061
‫بله موسیو

1103
01:20:57,062 --> 01:20:58,811
‫راحت باشین، برگردین به اتاق‌تون

1104
01:20:59,645 --> 01:21:01,186
‫هر وقت مایل بودین بگین خبرم کنن

1105
01:21:06,145 --> 01:21:06,978
‫صبر کن

1106
01:21:10,562 --> 01:21:11,561
‫میتونم لبخندت رو ببینم؟

1107
01:21:19,021 --> 01:21:19,853
‫ممنون

1108
01:21:31,645 --> 01:21:33,352
‫لطفا من رو با دخترم تنها بذارین

1109
01:21:39,353 --> 01:21:41,769
‫اینو برات آوردم دخترم، برای احتیاط بیشتر

1110
01:21:42,937 --> 01:21:45,644
‫یادت نره که مارکی فکر میکنه
تو دست نخورده ای

1111
01:21:46,604 --> 01:21:49,644
‫تا جایی که میتونی خودت رو
معصوم نشون بده و اینو بگیر

1112
01:21:49,729 --> 01:21:52,936
‫که در مورد بکارتت شک و شبهه ای
براش پیش نیاد

1113
01:21:53,979 --> 01:21:55,352
‫یه کمش رو بریز روی ملافه ها

1114
01:22:02,562 --> 01:22:03,394
‫دخترم...

1115
01:22:04,645 --> 01:22:05,895
‫من نمی‌فهمم

1116
01:22:07,604 --> 01:22:10,603
‫مگه تو تجربه های سخت تر از این رو
پشت سر نذاشتی؟

1117
01:22:11,645 --> 01:22:12,478
‫نه، مادر

1118
01:22:14,228 --> 01:22:16,020
‫چیزی بدتر از این تجربه نکرده بودم

1119
01:22:18,645 --> 01:22:19,478
‫فکر میکنم...

1120
01:22:20,270 --> 01:22:23,103
‫خدا داره به این خاطر که نقش خادم
سرسپرده‌ش رو بازی کردم، مجازاتم میکنه

1121
01:22:23,228 --> 01:22:24,311
‫صدات رو بیار پایین

1122
01:22:26,353 --> 01:22:27,728
‫خدا رو وارد این ماجرا نکن

1123
01:22:29,312 --> 01:22:31,769
‫وقتی التماسش میکردیم که به خودش
زحمت نداد به کمک‌مون بیاد

1124
01:22:31,854 --> 01:22:34,186
‫چرا باید خودش رو
گرفتار مجازات کردن‌مون بکنه؟

1125
01:22:35,562 --> 01:22:36,728
‫از چی میترسی؟

1126
01:22:38,687 --> 01:22:41,020
‫فکر میکردم مارکی برات نفرت انگیز نیست

1127
01:22:43,812 --> 01:22:46,103
‫من از نفرت انگیز بودن خودم رنج می کشم

1128
01:22:47,479 --> 01:22:48,644
‫خودت رو جمع و جور کن

1129
01:22:50,145 --> 01:22:51,020
‫و بهم گوش بده

1130
01:22:53,021 --> 01:22:59,686
‫منم به این نقشه‌کشی‌ها افتخار نمیکنم
ولی انزجار از دروغ و فریب رو کنار بگذار

1131
01:23:00,645 --> 01:23:03,227
‫دنیا روی دروغ بنا شده

1132
01:23:04,812 --> 01:23:07,436
‫اینطوری ساخته شده، ما هم باید بهترین
استفاده رو ازش ببریم

1133
01:23:08,687 --> 01:23:11,269
‫نسل هایی از زن و مرد
پیش از ما موفق شدند

1134
01:23:12,145 --> 01:23:13,186
‫تو هم میتونی

1135
01:23:14,937 --> 01:23:15,769
‫اطمینان دارم

1136
01:23:53,770 --> 01:23:54,603
‫مادام...

1137
01:23:55,896 --> 01:23:57,895
‫از یک روز به یک روز دیگه،
...ناگهان میبینی که

1138
01:23:57,979 --> 01:24:00,436
‫توی خونه و تخت مردی هستی که
هنوز برات غریبه ست

1139
01:24:01,104 --> 01:24:01,936
‫نگران نباش

1140
01:24:05,770 --> 01:24:08,478
‫پاکدامنی که حفظ کردی
ازت گرفته نخواهد شد

1141
01:24:10,687 --> 01:24:11,644
...‫نه پیش از اون که

1142
01:24:11,687 --> 01:24:15,436
‫همون تمایل مطبوعی رو حس کنی که من میکنم،
تمایلی که دو عاشق رو غرق در لذت میکنه

1143
01:24:16,520 --> 01:24:19,853
‫من هیچ کاری نمیکنم مادام که بخواد باعث
هتک حرمت نازک‌طبعی شما بشه

1144
01:24:22,729 --> 01:24:23,561
‫کم کم با من آشنا بشین

1145
01:24:54,187 --> 01:24:55,478
‫سلام دوست عزیز من

1146
01:24:57,687 --> 01:24:59,561
‫چقدر سرحالی مارکی

1147
01:25:00,021 --> 01:25:02,186
‫حجب و حیام مانع میشه که
دلیلش رو ازتون بپرسم

1148
01:25:02,437 --> 01:25:03,519
‫نه، دارین اشتباه میکنین

1149
01:25:04,604 --> 01:25:07,394
‫حالا بخاطر لطافتشه یا اصالت روحش...

1150
01:25:08,062 --> 01:25:11,144
‫در هر صورت من حاضر نشدم اون شوهر عامی‌ای
باشم که مشتاق بهره‌مند شدن از حقوقشه

1151
01:25:14,353 --> 01:25:15,311
‫دارین منو مسخره میکنین؟

1152
01:25:15,395 --> 01:25:17,311
‫نه برعکس، خیلی خوشحالم

1153
01:25:17,854 --> 01:25:20,519
‫به نظر میاد زهد و پارسایی مُسریه

1154
01:25:21,520 --> 01:25:24,561
‫یا شایدم به تاخیر انداختن لذت
باعث شادکامی میشه

1155
01:25:24,645 --> 01:25:25,603
‫بله، قطعا

1156
01:25:26,562 --> 01:25:30,020
‫رضایت شخص اغلب برابر هست
با میزان صبوری‌ش

1157
01:25:31,437 --> 01:25:34,519
‫یادت نرفته که اومدم، تو و خانواده ی
کوچیکت رو ببرم بیرون؟

1158
01:25:34,604 --> 01:25:37,269
‫نه، منتظرتون بودم
به نظرم ایده ی خیلی قشنگی هم هست

1159
01:25:37,353 --> 01:25:40,936
‫بی صبرانه منتظر رفتن به باغ پادشاهی‌م،
می خواین ما رو همون‌جا ببرین دیگه، درسته؟

1160
01:25:41,021 --> 01:25:43,853
‫آره، و همون‌جا کادوی عروسی‌تون
رو بهتون میدم

1161
01:25:43,937 --> 01:25:45,811
‫مفتخرم که یادمه

1162
01:25:46,104 --> 01:25:48,478
‫تو همسرت رو برای بار اول،
توی همون باغ ملاقات کردی

1163
01:25:49,021 --> 01:25:49,853
‫همسرم

1164
01:25:51,021 --> 01:25:53,186
‫این کلمه هنوز به گوشم
خیلی عجیبه و خیلی تازه

1165
01:25:53,979 --> 01:25:55,186
‫بهش عادت میکنی

1166
01:25:56,979 --> 01:25:58,519
‫شما چرا ازدواج نمیکنی؟

1167
01:25:59,312 --> 01:26:00,144
‫با کی؟

1168
01:26:00,395 --> 01:26:02,269
‫و کیه که برای من سوگند وفاداری یاد کنه؟

1169
01:26:02,520 --> 01:26:05,352
‫ولی اینطور به نظر میاد که بعضی ها
بدون وفاداری شوهر هم کارشون پیش میره

1170
01:26:05,395 --> 01:26:07,686
‫درسته، ولی اگه شوهر من بی وفایی کنه

1171
01:26:07,770 --> 01:26:10,144
‫ممکنه اونقدر عجیب باشم که اعتراض کنم

1172
01:26:11,228 --> 01:26:12,644
‫و البته من کینه جوئم

1173
01:26:12,812 --> 01:26:14,853
‫خب طبیعتا انتقام می گیرین

1174
01:26:15,479 --> 01:26:18,227
‫ولی در هر صورت میتونیم
با هم یک عمارت بگیریم

1175
01:26:18,312 --> 01:26:20,603
‫چهارتایی‌مون خوش‌مشرب‌ترین
دوستان ممکن میشیم

1176
01:26:20,687 --> 01:26:23,186
‫خیلی عالی میشه،
ولی من قرار نیست ازدواج کنم

1177
01:26:24,770 --> 01:26:27,561
‫تنها مردی که ممکنه وسوسه بشم که
...باهاش ازدواج کنم

1178
01:26:32,021 --> 01:26:32,853
‫من؟

1179
01:26:34,479 --> 01:26:36,644
‫الان میتونم بدون هیچ ترسی
اینو بهت اعتراف کنم

1180
01:26:38,062 --> 01:26:39,227
‫چرا بهم نگفته بودی؟

1181
01:26:39,312 --> 01:26:40,853
‫به نظر میاد خوب کاری کردم که نگفتم

1182
01:26:42,062 --> 01:26:45,144
‫کسی که باهاش ازدواج کردی
از هر نظر بیشتر بهت میاد

1183
01:26:51,228 --> 01:26:52,061
‫همسر عزیزم

1184
01:26:54,021 --> 01:26:56,394
‫یادتون نرفته که مارکیز برامون
یک سورپرایز داره؟

1185
01:26:56,479 --> 01:26:58,644
‫میخواد ببرمون در پس کوچه های
خاطرات مون قدم بزنیم

1186
01:27:00,062 --> 01:27:00,895
‫خب، پس بریم

1187
01:27:08,854 --> 01:27:09,686
‫خب مارکیز

1188
01:27:09,770 --> 01:27:11,686
‫به نظرم جشن دیروز بسیار زیبا بود

1189
01:27:11,770 --> 01:27:12,769
‫و به نتیجه ی مطلوب رسید

1190
01:27:14,312 --> 01:27:17,103
‫ترکیبی از سادگی، شکوه و متانت

1191
01:27:17,187 --> 01:27:19,186
‫باعث شد گرمای ویژه ای داشته باشه

1192
01:27:20,187 --> 01:27:21,853
‫از جایی که نشسته بودین، احساسش کردین؟

1193
01:27:21,937 --> 01:27:22,769
‫بله مارکی

1194
01:27:22,854 --> 01:27:25,853
‫میتونی به مراسم افتخار کنی
همه رو به شدت تحت تاثیر قرار داد

1195
01:27:26,479 --> 01:27:28,728
‫امیدوارم تا مدت زیادی در یادتون باقی بمونه

1196
01:27:28,812 --> 01:27:30,186
‫شکی درش نیست

1197
01:27:35,312 --> 01:27:38,020
‫درشکه‌چی داره از چه مسیری میره
باغ پادشاهی؟

1198
01:27:38,104 --> 01:27:39,728
‫نگران نباش، میون‌بر بلده

1199
01:27:51,770 --> 01:27:55,352
‫بدون اینکه بخوام آزرده‌تون کنم باید بگم
مطمئنا درشکه‌چی درست نشنیده چی گفتین

1200
01:27:55,645 --> 01:27:57,020
‫خیلی هم خوب شنید

1201
01:27:57,770 --> 01:27:59,478
‫صبور باشین دیگه داریم میرسیم

1202
01:28:15,312 --> 01:28:16,144
‫همینجاست

1203
01:28:16,812 --> 01:28:17,644
‫رسیدیم

1204
01:28:20,687 --> 01:28:22,020
‫مادام، این چه شوخی‌ایه؟

1205
01:28:22,645 --> 01:28:25,644
‫چه بازی‌ای راه انداختین؟
چرا اومدیم دم فاحشه‌خونه؟

1206
01:28:25,937 --> 01:28:26,769
‫چی شده؟

1207
01:28:27,854 --> 01:28:29,769
‫چرا رو ترش کردین؟
مشکل چیه؟

1208
01:28:29,854 --> 01:28:31,020
‫ مادام!
بله؟

1209
01:28:34,937 --> 01:28:36,269
‫خانم ها، اول شما پیاده بشین

1210
01:28:36,770 --> 01:28:38,936
‫مادام خواهش میکنم
بیرون، تو هم همینطور

1211
01:28:39,270 --> 01:28:41,603
‫مادام چطور با این لحن
با خانواده ی من حرف میزنین؟

1212
01:28:42,520 --> 01:28:45,020
‫لحنی هست که
شایسته‌ی زن‌های این‌چنینی‌ـه

1213
01:28:46,395 --> 01:28:47,853
‫وقت پیاده شدن خانم ها

1214
01:28:49,228 --> 01:28:50,269
‫بفرمائین

1215
01:29:14,270 --> 01:29:15,644
‫معنی این کارها چیه؟

1216
01:29:15,729 --> 01:29:19,352
‫برای اینه که بهتون نشون بدم زن
و مادرزنت سالیان سال کجا کار میکردن

1217
01:29:19,395 --> 01:29:22,020
‫به عنوان مادام و دوشیزه دِنون

1218
01:29:22,062 --> 01:29:23,811
‫مادام نمیفهمم چی میگین
درست توضیح بدین

1219
01:29:23,896 --> 01:29:26,644
‫خانواده‌ت خودشون به خوبی بهت توضیح میدن

1220
01:29:45,729 --> 01:29:46,561
‫مادام؟

1221
01:29:49,520 --> 01:29:50,352
‫مادام؟

1222
01:29:54,270 --> 01:29:55,936
‫مارکیز داره راست میگه؟

1223
01:30:00,145 --> 01:30:02,020
‫این خانه‌ی فساد رو میشناسین؟
نه

1224
01:30:05,187 --> 01:30:07,311
‫موسیو، بذارین بهتون توضیح بدم

1225
01:30:08,145 --> 01:30:10,186
‫پدر من بارون ابلونسکی بود

1226
01:30:10,854 --> 01:30:12,978
‫و مادرم کنتس دومونتوآ

1227
01:30:14,854 --> 01:30:17,311
‫قرار بود با دوک گریمو ازدواج کنم...

1228
01:30:17,604 --> 01:30:18,436
‫من...

1229
01:30:19,395 --> 01:30:20,227
‫بله، موسیو

1230
01:30:22,812 --> 01:30:23,978
‫مادام حقیقت رو گفتن

1231
01:30:28,187 --> 01:30:29,769
‫من و مادرم اینجا کار میکردیم

1232
01:30:33,729 --> 01:30:34,686
‫شما دیگه نه، همسر من

1233
01:30:37,395 --> 01:30:38,227
‫بله موسیو

1234
01:30:42,812 --> 01:30:44,061
‫و اونجا چیکار میکردین؟

1235
01:30:50,312 --> 01:30:51,144
‫جوابم رو بده

1236
01:30:53,729 --> 01:30:56,103
‫هر کی میخواست میتونست
شب رو با ما بگذرونه

1237
01:31:03,312 --> 01:31:05,561
‫اگه همه دست به یکی کردین
...که منو دست بندازین

1238
01:31:08,562 --> 01:31:10,186
‫ناجورترین شوخی ممکنه مادام

1239
01:31:10,937 --> 01:31:11,769
‫ناجور؟

1240
01:31:12,228 --> 01:31:13,061
‫اینطور فکر میکنی؟

1241
01:31:14,187 --> 01:31:15,561
‫یه زن درستکار به دست آوردی

1242
01:31:16,187 --> 01:31:17,269
‫و ازش خسته شدی

1243
01:31:18,562 --> 01:31:19,478
‫اون زن من بودم

1244
01:31:20,770 --> 01:31:23,394
‫از سر خیرخواهی کاری کردم
با زنی سزوار خودت ازدواج کنی

1245
01:31:25,270 --> 01:31:26,311
‫همه‌ی این کارها رو کردی که...

1246
01:31:27,937 --> 01:31:30,769
‫اگه بقیه‌ی زن هایی که توی موقعیت من بودن
...کمی عزت نفس داشتند

1247
01:31:30,854 --> 01:31:31,936
‫همین کار رو میکردن

1248
01:31:32,979 --> 01:31:34,895
‫مردهایی مثل تو انقدر متداول نبودند

1249
01:31:37,353 --> 01:31:40,227
‫ ولی مادام پس دوستی‌مون چی؟
کدوم دوستی؟

1250
01:31:41,145 --> 01:31:41,978
‫مارکی

1251
01:31:42,812 --> 01:31:44,477
‫امیالت تو رو چنان به خودشون مشغول کردند

1252
01:31:44,520 --> 01:31:47,061
‫که دیگه بلد نیستی چطور
باید به روح دیگران نگاه کنی

1253
01:31:47,896 --> 01:31:50,769
‫نمی تونی پشت حجابی که
شرم و حیا به ما تحمیل میکنه رو ببینی

1254
01:31:51,021 --> 01:31:53,477
‫اگه یک آدم زجر کشیده به تو لبخندی بزنه
تو هم بهش لبخند میزنی

1255
01:31:53,478 --> 01:31:56,227
‫بدون اینکه تصوری از پریشونی‌ای داشته باشی
که داره اون رو از درون میخوره

1256
01:31:59,270 --> 01:32:00,519
‫پس همه‌ش یه نمایش بود؟

1257
01:32:00,687 --> 01:32:03,061
‫از این خیالت راحت باشه که کل پاریس
قراره سرشون حسابی گرم بشه

1258
01:32:17,270 --> 01:32:18,311
‫مارکی

1259
01:32:39,270 --> 01:32:40,103
‫مارکی

1260
01:32:41,270 --> 01:32:42,103
‫مارکی

1261
01:32:42,312 --> 01:32:43,936
‫مادام، چطور جرئت کردی بیای دنبال من؟

1262
01:32:44,228 --> 01:32:47,186
‫موسیو، از روی من رد بشین،
لهم کنین که سزاوارش هستم

1263
01:32:47,604 --> 01:32:49,144
‫هر کاری میخواین بکنین
ولی حرف هام رو گوش کنین

1264
01:32:49,228 --> 01:32:51,103
‫مادام یا برگرد برو یا هر چی دیدی
از چشم خودت دیدی

1265
01:32:51,187 --> 01:32:53,020
‫ رحم داشته باشین، گوش کنین
دیگه نمیخوام بشنوم

1266
01:32:53,104 --> 01:32:55,020
‫ موسیو یه لحظه به من فرصت بدین
!مادام

1267
01:32:57,104 --> 01:32:59,478
‫به من دست نزن، و دیگه نزدیکم هم نشو

1268
01:33:00,478 --> 01:33:02,144
‫وگرنه دیگه پاسخگوی اعمالم نخواهم بود

1269
01:33:16,353 --> 01:33:17,186
‫مادام...

1270
01:33:27,228 --> 01:33:28,061
‫چرا؟

1271
01:33:31,021 --> 01:33:32,144
‫چرا به ما خیانت کردین؟

1272
01:33:32,812 --> 01:33:34,186
‫بهتون خیانت نکردم

1273
01:33:34,729 --> 01:33:37,811
‫نگران نباش من سر قولم میمونم
یه مبلغ قابل توجه در انتظارتونه

1274
01:33:38,021 --> 01:33:39,686
‫دارم در مورد شرافت حرف میزنم!

1275
01:33:40,770 --> 01:33:41,978
‫شرافت دخترم

1276
01:33:42,312 --> 01:33:43,978
‫قول دادی شرفش رو حفظ میکنی

1277
01:33:44,062 --> 01:33:46,853
‫یعنی همدست من بودن اوج شرافت نیست؟

1278
01:33:47,520 --> 01:33:49,311
‫شمایی که یه مرد بهتون خیانت کرده

1279
01:33:49,395 --> 01:33:51,936
‫باید خوشحال باشین که
بخشی از این نقشه بودین

1280
01:33:52,770 --> 01:33:55,020
‫اینو به خودتون بگین که اگه تمام زن ها
اینطوری رفتار میکردن

1281
01:33:55,896 --> 01:33:58,061
‫افتخاری که در زن بودن هست
خیلی بزرگتر از این حرف‌ها میشد

1282
01:34:27,979 --> 01:34:30,311
‫مارکی، من حالت رو میفهمم

1283
01:34:30,687 --> 01:34:34,144
‫به نظر منم منصفانه نیست که این زن ها،
که اغلب خیلی آبرو دارند

1284
01:34:34,562 --> 01:34:36,061
‫بتونن تو رو اینجوری بی آبرو کنند

1285
01:34:37,104 --> 01:34:38,644
‫انقدر تو بحرش نرو

1286
01:34:39,270 --> 01:34:41,269
‫سگرمه‌ها رو وا کن،
کاری به حرف مردم نداشته باش

1287
01:34:41,353 --> 01:34:43,269
‫خود شوخ و شنگ قدیمت شو

1288
01:35:03,228 --> 01:35:05,811
‫برین کنار، برین کنار
برین کنار

1289
01:35:05,896 --> 01:35:08,436
‫بذارین برم تو خونه ی خودم،
بذارین رد بشم

1290
01:35:22,979 --> 01:35:24,686
‫این آقایون آوردنش

1291
01:35:25,228 --> 01:35:27,978
‫از رود سن کشیدنش بیرون،
هنوز نفس میکشه

1292
01:35:30,854 --> 01:35:33,352
‫منتظر چی هستی؟
بیرونشون کن

1293
01:35:34,270 --> 01:35:36,477
‫به نظرم منتظر پاداش هستند

1294
01:35:46,104 --> 01:35:48,020
‫برای یه فاحشه، پول خیلی زیادیه

1295
01:35:49,104 --> 01:35:50,144
‫من با کمتر از اینم باهاش بودم

1296
01:35:52,395 --> 01:35:53,686
‫کاش خوشگل‌تر میشد

1297
01:35:54,645 --> 01:35:55,519
‫بفرمائین آقایون

1298
01:35:57,645 --> 01:35:58,477
‫برین بیرون

1299
01:36:01,145 --> 01:36:01,978
‫بیرون

1300
01:36:21,104 --> 01:36:22,769
‫گرسنه‌مه، برام غذا بیارین

1301
01:36:47,896 --> 01:36:48,895
‫دیگه چیه؟

1302
01:36:50,770 --> 01:36:51,603
چیه؟

1303
01:36:51,979 --> 01:36:55,227
‫یه لحظه برگشت ولی بلافاصله بیهوش شد

1304
01:36:55,687 --> 01:36:58,186
‫فعلا که دکتر مطمئن نیست زنده بمونه

1305
01:37:07,937 --> 01:37:08,769
‫صبر کن

1306
01:37:10,395 --> 01:37:11,686
‫یه چیز دیگه لطفا

1307
01:37:22,854 --> 01:37:23,686
‫نه

1308
01:37:25,021 --> 01:37:25,853
‫یه چیز دیگه

1309
01:38:19,270 --> 01:38:20,352
‫برو ببین چی بود

1310
01:38:24,104 --> 01:38:25,352
موسیو، مادامه

1311
01:38:26,062 --> 01:38:28,103
‫یکی از کلفت‌ها خوابش برده بود
و ایشون فرار کردن

1312
01:38:28,645 --> 01:38:31,436
‫گذاشتین فرار کنه؟
نه، برشون گردوندیم به تختشون

1313
01:38:32,353 --> 01:38:35,103
‫مطمئنی میخواست فرار کنه؟
کاملا موسیو

1314
01:38:37,562 --> 01:38:40,519
‫چراغ های اتاق مطالعه رو روشن کنین
به همسرم بگین میخوام فورا ببینمش

1315
01:38:53,228 --> 01:38:54,061
‫بیا تو

1316
01:39:05,062 --> 01:39:07,478
‫گفتم اگه انقدر توان داشتی که فرار کنی

1317
01:39:08,021 --> 01:39:10,103
‫باید هنوز یه کم توان واسه گوش کردن
به منم داشته باشی

1318
01:39:14,562 --> 01:39:17,519
‫شرافتم اجازه نمیده همسرم و مادرش رو

1319
01:39:17,604 --> 01:39:20,020
‫بدون پول و سقفی بالای سرشون،
تو خیابون های پاریس رها کنم

1320
01:39:20,353 --> 01:39:21,811
‫به مادرت بگو

1321
01:39:22,187 --> 01:39:24,644
‫هم خرجی بهشون داده میشه
و هم خونه‌ای در روآن

1322
01:39:28,937 --> 01:39:30,519
‫ممنون موسیو، ممنون

1323
01:39:32,145 --> 01:39:33,103
‫صحبتم تموم نشده

1324
01:39:37,104 --> 01:39:38,269
‫بیا اینجا و بشین

1325
01:39:44,854 --> 01:39:45,978
‫نه موسیو، نمیتونم

1326
01:39:49,479 --> 01:39:50,394
‫لیاقت این رو ندارم که...

1327
01:39:52,145 --> 01:39:54,436
‫نه نزدیکتون بشم،
نه شما نزدیک من بشین

1328
01:39:55,770 --> 01:39:57,936
‫ خودتون اینو گفتین
خب مادام پشیمونم

1329
01:39:59,979 --> 01:40:01,394
‫به نظر من تو شرور نیستی

1330
01:40:02,312 --> 01:40:05,269
‫از روی ضعف و قدرت طلبی،
شما رو وارد یک نقشه ی شرورانه کردن

1331
01:40:06,437 --> 01:40:09,144
‫از روی فشار و محدودیت نبود که حاضر شدی
دروغ بگی و با من ازدواج کنی؟

1332
01:40:09,228 --> 01:40:10,061
‫چرا موسیو

1333
01:40:13,145 --> 01:40:16,436
‫اصول و منطق من ربطی به
اصول و منطق هم‌عصرانم نداره

1334
01:40:18,562 --> 01:40:20,644
‫مخالف ازدواج بدون علاقه‌م

1335
01:40:22,562 --> 01:40:24,020
‫آزادی‌ت رو بهت برمیگردونم

1336
01:40:26,937 --> 01:40:29,269
‫میتونی اسمم رو نگه داری
و هر جایی خواستی زندگی کنی

1337
01:40:31,353 --> 01:40:33,352
‫بهش فکر کن و بهم خبر بده

1338
01:40:35,187 --> 01:40:36,227
‫موسیو...

1339
01:40:37,687 --> 01:40:41,603
‫تاریک ترین گوشه‌ی خونه‌تون رو به من بدین
جایی که میذارین همسرتون سکنا داشته باشه

1340
01:40:42,228 --> 01:40:43,895
‫بدون کوچکترین شِکوه‌ای همون‌جا میمونم

1341
01:40:46,062 --> 01:40:47,686
‫مادام انگار متوجه نیستی
شما آزادی

1342
01:40:50,854 --> 01:40:53,644
‫من فقط وقتی آزاد میشم
...که شما بتونین رفتارم رو قضاوت کنین

1343
01:40:56,729 --> 01:41:00,186
‫وقتی که بتونین به قلبم نگاه کنین
و بفهمین که چقدر از دروغ متنفرم

1344
01:41:03,062 --> 01:41:06,394
‫روزی آزاد میشم که شما ببینین
چقدر از گذشته‌ی خودم دورم

1345
01:41:15,421 --> 01:41:17,671
مادام، از نظر من
شما بی‌ریا هستین

1346
01:41:20,171 --> 01:41:24,838
و اگه حتی کوچک‌ترین توهینی
...به شما کردم

1347
01:41:26,963 --> 01:41:27,921
عذر می‌خوام، مادام

1348
01:41:29,838 --> 01:41:30,671
...مطمئن باشید که

1349
01:41:32,421 --> 01:41:33,380
...دیگه هیچ‌وقت

1350
01:41:34,838 --> 01:41:37,338
نمی‌ذارم به همسرم
کوچک‌ترین توهینی بشه

1351
01:41:37,796 --> 01:41:39,713
من می‌تونم برای همیشه
از دیدگان شما پنهان بشم

1352
01:41:41,213 --> 01:41:42,421
لب تر کنید، من می‌رم

1353
01:41:43,046 --> 01:41:45,463
.خوش‌بختی شما رو به خطر نمی‌اندازم
من رو فراموش کنید

1354
01:41:46,505 --> 01:41:48,505
مادام، همونطور که گفتم
من شما رو بخشیدم

1355
01:41:53,213 --> 01:41:54,588
انگار حرف‌هام رو باور نمی‌کنید

1356
01:42:04,005 --> 01:42:04,838
مادام

1357
01:42:11,671 --> 01:42:12,880
مادام. مادام

1358
01:42:13,546 --> 01:42:14,463
مادام، تمنا می‌کنم

1359
01:42:15,838 --> 01:42:16,713
مادام، بلند شید

1360
01:42:17,421 --> 01:42:19,546
مارکیز، بلند شید، مادام

1361
01:42:19,630 --> 01:42:21,005
بلند شید، بلند شید

1362
01:42:34,088 --> 01:42:34,963
مادام دزارسی

1363
01:43:08,130 --> 01:43:09,755
منتظرم بمونید، الان برمی‌گردم

1364
01:43:16,755 --> 01:43:17,588
مادام

1365
01:43:19,005 --> 01:43:20,463
پاریس رو ترک می‌کنید؟
بله، مادام

1366
01:43:20,546 --> 01:43:22,963
مادام دلاپومرای شما رو برای
سرک کشیدن از کار من فرستاده؟

1367
01:43:23,880 --> 01:43:25,296
حتما شوخی‌تون گرفته، مارکیز

1368
01:43:25,546 --> 01:43:27,588
می‌دونید که من از دوستان بارونس هستم

1369
01:43:27,671 --> 01:43:29,296
نیازی به سرک کشیدن از کار شما نیست

1370
01:43:29,713 --> 01:43:31,421
شایعات زیادی وجود داره

1371
01:43:32,296 --> 01:43:34,046
شما بهتر از من خبر دارید، مارکیز

1372
01:43:34,880 --> 01:43:38,296
دوستی من با مادام دلاپومرای
باعث نمی‌شه که هم‌دستش باشم

1373
01:43:38,380 --> 01:43:41,046
بد‌بختی شما
باعث خوش‌بختی من نمی‌شه

1374
01:43:41,713 --> 01:43:43,546
من و همسرم پاریس رو
به مقصد ییلاق ترک می‌کنیم

1375
01:43:43,630 --> 01:43:46,463
تا زمانی که واکنش‌ها
از بین نرفته باشه برنمی‌گردیم

1376
01:43:46,546 --> 01:43:47,796
چه نسبت خودم و چه نسبت اون

1377
01:43:47,963 --> 01:43:49,671
فقط با یک رسوایی جدید می‌شه
از شر رسوایی قبلی خلاص شد

1378
01:43:49,921 --> 01:43:52,088
صبور باشید، مارکیز
مردم فراموش می‌کنند

1379
01:43:52,880 --> 01:43:53,796
ممنونم، مادام

1380
01:43:57,046 --> 01:43:57,880
داشت یادم می‌رفت

1381
01:43:58,630 --> 01:44:00,630
،اگه مادام دلاپومرای رو دیدید

1382
01:44:01,255 --> 01:44:02,088
ازش تشکر کنید

1383
01:44:03,046 --> 01:44:03,880
تشکر کنم؟

1384
01:44:04,213 --> 01:44:06,171
با انتقامش به من لطف کرد

1385
01:44:07,005 --> 01:44:10,463
چه لطفی؟
بهترین کاری که می‌شه برای دو نفر انجام داد

1386
01:44:10,921 --> 01:44:13,838
اگه بخاطر کینه‌ی مادام دلاپومرای
اون رو سرزنشش کنم، خودم رو گول زدم

1387
01:44:14,338 --> 01:44:16,338
،چون بدون اون
با همسرم آشنا نمی‌شدم

1388
01:45:12,755 --> 01:45:14,421
...من

1389
01:45:14,838 --> 01:45:17,046
هفته پیش به دیدن بارونس رفتم

1390
01:45:17,463 --> 01:45:19,838
واقعاً؟ حالش چطور بود؟

1391
01:45:21,171 --> 01:45:22,255
خیلی خوب بود. خیلی خوب بود

1392
01:45:23,255 --> 01:45:24,630
سال‌هاست که ندیدمش

1393
01:45:27,880 --> 01:45:29,463
هنوز توی همون خونه زندگی می‌کنه؟

1394
01:45:30,296 --> 01:45:31,130
بله

1395
01:45:31,213 --> 01:45:34,296
روبه‌روی خونه‌ی مارکیز دزارسی

1396
01:45:34,380 --> 01:45:35,338
درسته

1397
01:45:43,171 --> 01:45:45,213
راستی اون روز اتفاقی دیدمش

1398
01:45:46,046 --> 01:45:46,880
کی رو؟

1399
01:45:47,630 --> 01:45:48,546
مارکیز

1400
01:45:49,296 --> 01:45:50,130
واقعاً؟

1401
01:45:55,671 --> 01:45:56,921
باهاش حرف هم زدی؟

1402
01:46:02,713 --> 01:46:04,546
،شاید زیادی کنجکاو هستم
...ولی

1403
01:46:06,380 --> 01:46:07,255
تو دوستم هستی

1404
01:46:09,255 --> 01:46:13,630
داشت به ییلاق می‌رفت
تازه داشت سوار کالسکه‌ش می‌شد

1405
01:46:14,380 --> 01:46:15,630
اومد به سمت من

1406
01:46:18,588 --> 01:46:19,421
تنها بود؟

1407
01:46:25,505 --> 01:46:26,630
همسرش باهاش بود؟

1408
01:46:29,213 --> 01:46:30,046
نه

1409
01:46:33,255 --> 01:46:35,171
شنیدم همسرش اون رو همراهی می‌کنه

1410
01:46:36,421 --> 01:46:38,546
خوب یادمه. تنها بود

1411
01:46:39,671 --> 01:46:42,255
مردم برای شایعه پخش کردن
هر چیزی رو از خودشون در میارن

1412
01:46:42,921 --> 01:46:43,755
تنها بود

1413
01:46:44,505 --> 01:46:46,296
!به تنهاییِ الان تو

1414
01:46:51,380 --> 01:46:54,338
اگه هم با همسرش ‌بود
برام مهم نبود

1415
01:46:58,088 --> 01:47:02,171
!دلم پیشش گیر نیست

1416
01:47:02,195 --> 01:47:22,195
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1417
01:47:22,219 --> 01:47:39,219
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

