﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:14,000 --> 00:00:15,500
‫« آنچه در سیتادل گذشت… »

3
00:00:15,916 --> 00:00:18,333
‫خب، تو و شوهرت چطوری با هم آشنا شدید؟

4
00:00:18,416 --> 00:00:21,883
‫من درمان حافظه‌ام رو توی اون بیمارستان
‫شروع کردم؛ کایل هم توی همون برنامه بود

5
00:00:21,958 --> 00:00:23,267
‫موقع نابودی سیتادل

6
00:00:23,291 --> 00:00:24,559
‫به شاگردم، کارتر اسپنس،
‫دستور دادم

7
00:00:24,583 --> 00:00:25,958
‫کیف رو مخفی کنه

8
00:00:26,041 --> 00:00:27,833
‫میگه فقط با همین فناوری میشه

9
00:00:27,916 --> 00:00:29,142
‫مأمورهای سیتادلی که
‫شاید هنوز زنده باشن رو پیدا کرد

10
00:00:29,166 --> 00:00:30,517
‫واقعاً شرمنده

11
00:00:30,541 --> 00:00:32,166
‫- تو نادیا هستی
‫- نه

12
00:00:32,250 --> 00:00:33,708
‫تو هم مثل من جاسوسی

13
00:00:33,791 --> 00:00:35,625
‫این که…

14
00:00:35,708 --> 00:00:37,000
‫تویی

15
00:00:37,083 --> 00:00:38,833
‫اگه برم خونه، پیدام می‌کنن

16
00:00:38,916 --> 00:00:40,684
‫کارشون رو می‌سازم.
‫اینطوری از خانوادم حفاظت می‌کنم.

17
00:00:40,708 --> 00:00:42,666
‫دختره رو پیدا کردم.
‫همه‌چیو یادشـه.

18
00:00:42,750 --> 00:00:44,541
‫- دختره رو؟
‫- آره

19
00:00:44,625 --> 00:00:46,208
‫اسمش نادیاست

20
00:00:46,291 --> 00:00:47,916
‫حالت خصوصی فعال شد

21
00:00:48,331 --> 00:00:49,691
‫« محموله در چه حالـه؟ »

22
00:00:50,350 --> 00:00:51,041
‫دیگه از چی خبر داشت؟

23
00:00:51,125 --> 00:00:52,050
‫چیزهای زیادی نمی‌دونست

24
00:00:52,125 --> 00:00:53,625
‫قال این قضیه رو می‌کَنیم

25
00:00:53,708 --> 00:00:55,208
‫بعد برمی‌گردم پیش‌تون، باشه؟

26
00:00:55,291 --> 00:00:56,583
‫از اون برام بگو

27
00:00:56,666 --> 00:00:58,375
‫- از کی؟
‫- میسون، اون کی بود؟

28
00:00:58,458 --> 00:01:00,375
‫نمی‌دونم. اونقدرا صمیمی نبودیم

29
00:01:00,458 --> 00:01:02,358
‫- رابطه‌مون هیچ‌وقت شخصی نشد
‫- هیچ‌وقت؟

30
00:01:03,750 --> 00:01:06,958
‫کین، تعجب می‌کنم که تو هنوز زنی رو

31
00:01:07,041 --> 00:01:10,708
‫دوست داری که سیتادل رو به زانو در آورد

32
00:01:10,791 --> 00:01:12,271
‫ارسال تموم شد.
‫بیا بیرون.

33
00:01:12,333 --> 00:01:13,517
‫چی داری میگی؟

34
00:01:13,541 --> 00:01:14,861
‫کار دوست‌دخترت، نادیا، بود

35
00:01:14,916 --> 00:01:15,708
‫کار تو بود؟

36
00:01:17,500 --> 00:01:18,750
‫بریلـه، درستـه؟

37
00:01:18,833 --> 00:01:20,113
‫زنی که عاشقشی زنده‌ست

38
00:01:21,208 --> 00:01:23,083
‫- نه
‫- اسمش اَبیـه،

39
00:01:23,166 --> 00:01:25,000
‫و با میسون کین ازدواج کرده

40
00:01:26,083 --> 00:01:29,125
‫مأمور کارتر اسپنس هستم

41
00:01:29,208 --> 00:01:30,559
‫نیروهای منتیکور دارن میان

42
00:01:30,583 --> 00:01:32,416
‫این احتمالاً آخرین پیاممـه

43
00:01:32,500 --> 00:01:34,166
‫لعنتی

44
00:01:34,250 --> 00:01:36,000
‫می‌دونم کجاست

45
00:01:47,080 --> 00:01:49,830
‫« مراکش »

46
00:01:51,370 --> 00:01:54,120
‫« سایت سیاه منتیکور »

47
00:02:26,333 --> 00:02:28,213
‫پس قراره یه عده رو بکُشیم؟

48
00:02:28,291 --> 00:02:31,041
‫اولین بارت نیست، عشقم

49
00:02:31,125 --> 00:02:32,791
‫حالا بیا

50
00:02:41,708 --> 00:02:43,833
‫میرم بخش ۴

51
00:02:55,291 --> 00:02:56,666
‫آژیرو بزن!

52
00:03:03,208 --> 00:03:04,333
‫پناه بگیر!

53
00:03:09,833 --> 00:03:12,041
‫تیرهام تموم شد! پوششم بده!

54
00:03:28,125 --> 00:03:29,125
‫منو پوشش بده!

55
00:03:47,958 --> 00:03:49,708
‫گندش بزنن!

56
00:04:20,333 --> 00:04:22,125
‫یا اینکه من تو رو پوشش میدم

57
00:04:49,583 --> 00:04:50,708
‫میسون؟

58
00:04:50,791 --> 00:04:52,666
‫کارتر

59
00:04:52,750 --> 00:04:54,875
‫از اینجا خلاصت می‌کنیم

60
00:04:54,958 --> 00:04:56,083
‫بریم

61
00:04:56,166 --> 00:04:57,375
‫جلو نیاید

62
00:05:01,791 --> 00:05:03,125
‫کار تو بود

63
00:05:05,541 --> 00:05:07,083
‫چی کار من بود؟

64
00:05:07,107 --> 00:05:15,107
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

65
00:05:15,108 --> 00:05:23,108
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

66
00:06:28,500 --> 00:06:32,500
‫« پاریس »
‫« ۱۰ سال پیش »

67
00:06:32,750 --> 00:06:34,916
‫خب، تا حالا که خوش گذشته

68
00:06:35,000 --> 00:06:38,291
‫آره. پاریس همیشه خوش می‌گذره

69
00:06:38,375 --> 00:06:39,833
‫همیشه؟

70
00:06:39,916 --> 00:06:41,291
‫محاله فکر کنی

71
00:06:41,375 --> 00:06:43,017
‫جز تو با هیچ مرد دیگه‌ای نیومدم پاریس

72
00:06:43,041 --> 00:06:44,916
‫نه، ولی دیشب مشخصاً…

73
00:06:45,000 --> 00:06:46,916
‫از خفن‌ترین شب‌ها بود

74
00:06:47,000 --> 00:06:49,000
‫از خفن‌ترین شب‌ها

75
00:06:49,083 --> 00:06:51,416
‫جزو ۵ تا شب خفنم

76
00:06:51,500 --> 00:06:52,966
‫اون ۴ شب دیگه چی؟
‫با جاسوس‌ها بودی؟

77
00:06:53,041 --> 00:06:56,208
‫بیخیال، کین.
‫من روابطم رو واسه بقیه تعریف نمی‌کنم.

78
00:06:56,291 --> 00:06:58,666
‫مگه خیلی دووم میارن؟

79
00:06:58,750 --> 00:07:00,750
‫اصلاً و ابداً

80
00:07:00,833 --> 00:07:02,583
‫تا حالا عاشق شدی؟

81
00:07:03,916 --> 00:07:05,541
‫این دیگه چجور سؤالیـه؟

82
00:07:05,625 --> 00:07:07,375
‫یه سؤال صادقانه

83
00:07:09,416 --> 00:07:10,583
‫نشدم

84
00:07:13,250 --> 00:07:15,041
‫از من می‌ترسی؟

85
00:07:15,125 --> 00:07:17,375
‫آخه چرا باید ازت بترسم؟

86
00:07:17,458 --> 00:07:19,583
‫- چون دارم چهره‌ی واقعیت رو می‌بینم
‫- جداً؟

87
00:07:19,666 --> 00:07:21,250
‫پشت نقابت رو می‌بینم

88
00:07:21,333 --> 00:07:24,166
‫- کدوم نقاب؟
‫- صد تا نقاب داری

89
00:07:25,750 --> 00:07:27,550
‫اون‌وقت چرا باید به‌خاطرش ازت بترسم؟

90
00:07:28,916 --> 00:07:30,666
‫فعلاً نمی‌دونم

91
00:07:37,208 --> 00:07:39,875
‫می‌خوام یه مأمور سطح یک به تیم اضافه کنم

92
00:07:39,958 --> 00:07:41,666
‫گریس موافقت کرد

93
00:07:41,750 --> 00:07:43,708
‫- کِی موافقت کرد؟
‫- امروز صبح

94
00:07:43,791 --> 00:07:45,666
‫امروز صبح با گریس حرف زدی؟

95
00:07:45,750 --> 00:07:49,041
‫خودت که می‌دونی من به‌جز این
‫مأموریت‌های دیگه‌ای هم دارم، مگه نه؟

96
00:07:49,125 --> 00:07:51,416
‫- من کجا بودم؟
‫- نمی‌دونم

97
00:07:51,500 --> 00:07:53,166
‫نون ساندویچی می‌خوردی؟

98
00:07:53,250 --> 00:07:55,291
‫عاشق می‌شدی؟

99
00:07:55,375 --> 00:07:56,583
‫دختره حرف نداره

100
00:07:56,666 --> 00:07:58,416
‫تازه، لازمش هم داریم

101
00:07:58,500 --> 00:08:00,000
‫توی تیم براوو مافوقش بودم

102
00:08:00,083 --> 00:08:02,166
‫می‌خوای آرزوش رو برآورده کنی؟

103
00:08:03,208 --> 00:08:05,291
‫مثل چشم‌هام بهش اعتماد دارم

104
00:08:05,375 --> 00:08:06,800
‫تازه یه‌بار هم جونم رو نجات داد

105
00:08:06,875 --> 00:08:11,083
‫اسمش سلست گراهامـه،
‫عاشقش میشی

106
00:08:11,166 --> 00:08:14,416
‫خب، اگه از دوست‌هاتـه،
‫مطمئنم ازش متنفر میشم

107
00:08:18,910 --> 00:08:22,500
‫« مقر سیتادل »

108
00:08:22,750 --> 00:08:25,041
‫خب، دیر و زود شاید،

109
00:08:25,125 --> 00:08:27,750
‫- ولی سوخت و سوز نداشت
‫- واقعاً؟

110
00:08:27,833 --> 00:08:29,633
‫- ایشون مأمور سطح یک جدیدمونـه؟
‫- اوهوم

111
00:08:29,708 --> 00:08:31,666
‫میسون، ایشون سلست گراهامـه

112
00:08:31,750 --> 00:08:33,666
‫تو همونی که
‫جون نادیا رو نجات داد

113
00:08:33,750 --> 00:08:36,000
‫درسته

114
00:08:36,083 --> 00:08:38,083
‫بهم گفته عاشقت میشم

115
00:08:39,250 --> 00:08:40,791
‫عمراً بشی

116
00:08:42,950 --> 00:08:44,000
‫« اولین روز مأموریت »

117
00:08:44,083 --> 00:08:45,875
‫از پسش برمیاد

118
00:08:45,958 --> 00:08:47,000
‫نمیاد

119
00:08:47,083 --> 00:08:48,541
‫خودم اینجا نشستم‌ها

120
00:08:48,625 --> 00:08:51,958
‫دسترسی سطح یکش همین ۳۶ ساعت پیش
‫صادر شده، درسته؟

121
00:08:52,041 --> 00:08:54,341
‫بیخیال، میسون.
‫می‌خوای یه هفته ازش بیگاری بکِشی؟

122
00:08:54,416 --> 00:08:55,833
‫معاشقه‌ی جنابعالی این‌طوریـه؟

123
00:08:55,916 --> 00:08:58,375
‫اندرز و داویک رئیس
‫یه سازمان مجرمانه‌ی خشنن

124
00:08:58,458 --> 00:09:00,666
‫- می‌شناسم‌شون
‫- بعید می‌دونم

125
00:09:00,750 --> 00:09:02,333
‫برادرهای سیلژ توی آمستردام

126
00:09:02,416 --> 00:09:03,696
‫زیرزمین شهر دستشونـه

127
00:09:03,750 --> 00:09:06,000
‫قاچاق مواد، معامله‌ی اسلحه،
‫تأمین فاحشه

128
00:09:06,083 --> 00:09:07,833
‫گسترش کارشون رو شروع کردن

129
00:09:07,916 --> 00:09:10,291
‫داویک بزن‌بهادر سازمانـه،
‫اندرز هم مغز متفکرش

130
00:09:10,375 --> 00:09:11,791
‫اندرز خیلی خطرناک‌تره

131
00:09:11,875 --> 00:09:14,375
‫طرف دانش‌آموخته‌ی کمبریجـه؛
‫فناوری جنگی می‌سازه

132
00:09:14,458 --> 00:09:16,083
‫و به برنده‌ی مزایده می‌فروشدش

133
00:09:16,166 --> 00:09:17,583
‫اخیراً بخشی از

134
00:09:17,666 --> 00:09:19,958
‫نقشه‌ی سلاح جدیدش به دست‌مون رسیده

135
00:09:20,041 --> 00:09:21,916
‫اسمش رو گذاشته کلید آز

136
00:09:22,000 --> 00:09:23,916
‫- کلید آز؟
‫- اگه تکمیلش کنه،

137
00:09:24,000 --> 00:09:26,875
‫کلید آز قابلیت هک
‫تمام زیرساخت‌های یه کشور رو داره

138
00:09:26,958 --> 00:09:31,125
‫حمل‌ و نقل‌، خدمات اضطراری،
‫ارتش و تسلیحات

139
00:09:31,208 --> 00:09:33,125
‫می‌تونن باهاش کل کشور رو گروگان بگیرن

140
00:09:33,208 --> 00:09:34,583
‫نگو امکان نداره

141
00:09:34,666 --> 00:09:36,333
دلش می‌خواد بگی امکان نداره

142
00:09:36,416 --> 00:09:37,833
‫امکان نداره

143
00:09:37,916 --> 00:09:39,833
‫فقط یه مزرعه‌ی سرور

144
00:09:39,916 --> 00:09:42,175
‫به اندازه‌ی ایالت‌ نیوهامشایر
‫برای تأمین قدرت محاسباتیش لازمـه

145
00:09:42,250 --> 00:09:44,101
‫حالا بماند که داده‌های منبعش که…

146
00:09:44,125 --> 00:09:46,267
‫اگه درست متوجه شده باشم،
‫رسماً همه‌چیزه…

147
00:09:46,291 --> 00:09:48,216
‫خودش میلیاردها ترابایت داده رو دربرمی‌گیره

148
00:09:48,291 --> 00:09:50,059
‫پس گمونم واسه ذخیره‌ی
‫تمام اون داده‌های صفر و یکی

149
00:09:50,083 --> 00:09:51,541
‫باید کل ماساچوست رو صاحب بشه

150
00:09:51,625 --> 00:09:53,333
‫پس، اگه آمستردام

151
00:09:53,416 --> 00:09:54,976
‫چند صد برابر بزرگتر از
‫چیزی که یادمه نشده باشه،

152
00:09:55,000 --> 00:09:57,875
‫رفیق‌تون اندرز راه دور و درازی
‫تا تکمیل کلید آزش داره

153
00:09:57,958 --> 00:09:59,458
‫باهوشـه

154
00:09:59,541 --> 00:10:00,976
‫- از تو باهوش‌تره
‫- ولی اشتباه می‌کنه

155
00:10:01,000 --> 00:10:02,750
‫اشتباه نمی‌کنم

156
00:10:02,833 --> 00:10:04,591
‫در اشتباهی،
‫ولی با حرف‌هات آدم رو متقاعد می‌کنی

157
00:10:04,666 --> 00:10:06,291
‫واسه همین معرکه‌ست

158
00:10:06,375 --> 00:10:08,916
‫تازه… یه برادر دوقلو هم داره

159
00:10:09,000 --> 00:10:10,333
‫عین اندرز

160
00:10:10,416 --> 00:10:12,041
‫یه برادر هم داری؟

161
00:10:12,125 --> 00:10:13,875
‫- دیوید
‫- با هم صمیمی هستید؟

162
00:10:13,958 --> 00:10:16,291
‫- با تمام وجودم ازش متنفرم
‫- پس صمیمی‌اید

163
00:10:16,375 --> 00:10:17,916
‫از هم جدا نمیشیم

164
00:10:18,000 --> 00:10:19,875
‫- پس حق با منـه
‫- همچین حرفی نزدم

165
00:10:19,958 --> 00:10:21,550
‫هیچ‌وقت نمی‌زنی،
‫ولی من همیشه درست میگم

166
00:10:21,625 --> 00:10:24,625
‫قبلاً به دار و دسته‌ی عهدبانان نفوذ کردم

167
00:10:24,708 --> 00:10:26,184
‫- چند وقت؟
‫- ۳ هفته

168
00:10:26,208 --> 00:10:28,375
‫۳ هفته

169
00:10:28,458 --> 00:10:31,675
‫توی تیم براوو چی درمورد نفوذ
به باند جنایتکارها از نادیا یاد گرفتی؟

170
00:10:31,750 --> 00:10:33,583
‫ازش یاد گرفتم راز نفوذ اینـه که

171
00:10:33,666 --> 00:10:35,166
دست از دروغت برنداری

172
00:10:35,250 --> 00:10:38,916
‫از نظر نادیا جاسوس خوب
‫باید قشنگ دروغ بگه

173
00:10:39,000 --> 00:10:41,583
‫- صد البته
‫- نه

174
00:10:41,666 --> 00:10:43,916
‫جاسوس خوب باید حقیقت رو بگه

175
00:10:47,166 --> 00:10:50,791
‫ولی قبلش،
‫نباید اثری از خود واقعی‌ات بمونه

176
00:10:52,330 --> 00:10:54,910
‫«سومین روز مأموریت»

177
00:10:57,291 --> 00:10:58,958
‫باید وقتی تو آینه نگاه می‌کنی،

178
00:10:59,041 --> 00:11:01,750
‫یه آدم دیگه رو روبروی خودت ببینی

179
00:11:08,080 --> 00:11:09,910
‫« آمستردام »

180
00:11:10,000 --> 00:11:13,166
‫اندرز توی مِیخونه‌ی آیرن‌سایده

181
00:11:13,250 --> 00:11:17,541
‫جزو جاهاییـه به کمک برادرش
‫باهاش پول‌شویی می‌کنن

182
00:11:25,333 --> 00:11:28,416
‫یه مهندس اینجا داریم؛
‫حتماً دیوونه‌ای

183
00:11:28,500 --> 00:11:29,940
‫عمراً دور و برت بیام

184
00:11:32,875 --> 00:11:34,625
‫من اندرزم

185
00:11:36,041 --> 00:11:38,666
‫- من هم بریلم
‫- بریل

186
00:11:44,375 --> 00:11:47,166
‫ذهنت رو درگیر این نکن که
‫اندرز عاشقت میشه یا نه

187
00:11:47,250 --> 00:11:49,000
‫خودت باید عاشقش بشی

188
00:11:49,083 --> 00:11:53,375
‫خصلت‌های خوبش رو پیدا کن و
‫عاشق‌شون شو، تا واقعی باشه

189
00:12:00,160 --> 00:12:02,660
‫«۱۹ اُمین روز مأموریت »

190
00:12:07,708 --> 00:12:10,166
‫وقتی مأمور نفوذی هستی،
‫نباید دروغ بگی

191
00:12:10,250 --> 00:12:12,208
‫آدم‌هایی مثل اندرز و داویک مثل آب‌خوردن

192
00:12:12,291 --> 00:12:14,841
‫متوجه دروغ‌هات میشن.
‫اون‌وقتـه که زنده به گورت می‌کنن.

193
00:12:16,958 --> 00:12:21,625
‫تا خودت دروغ‌هات رو باور نکنی،
‫اونها هم باورشون نمی‌کنن

194
00:12:23,125 --> 00:12:25,341
‫تک‌تک حرف‌هایی که بهشون می‌زنی
‫باید برات تبدیل به حقیقت بشن

195
00:12:25,416 --> 00:12:28,000
‫باید به خودت دروغ بگی

196
00:12:28,500 --> 00:12:31,120
‫« ۴۶اُمین روز مأموریت »

197
00:12:32,625 --> 00:12:35,541
‫مأموریت اینـه که هر اطلاعاتی می‌تونی
‫درمورد کلید آز جمع کنی

198
00:12:35,625 --> 00:12:37,791
‫هر کاری که لازمـه بکن

199
00:12:37,875 --> 00:12:39,425
‫تا جایی که می‌تونی بهش نزدیک شو

200
00:12:57,125 --> 00:13:01,791
‫ملودی قشنگیـه.
‫داری آهنگ جدید می‌سازی؟

201
00:13:01,875 --> 00:13:04,458
‫دارم تلاشم رو می‌کنم

202
00:13:04,541 --> 00:13:06,541
‫تو چی؟
‫خودت چی درست می‌کنی؟

203
00:13:06,625 --> 00:13:09,500
‫خودت که دیدی بارها واسه اون

204
00:13:09,583 --> 00:13:12,708
‫کُد نوشتم

205
00:13:12,791 --> 00:13:14,541
‫چی هست حالا؟

206
00:13:14,625 --> 00:13:16,750
‫تا از کی بپرسی

207
00:13:18,125 --> 00:13:20,208
‫خودت می‌خوای چی بشه؟

208
00:13:21,875 --> 00:13:24,500
‫من فقط تو رو می‌خوام

209
00:13:24,583 --> 00:13:26,541
‫منو که داری

210
00:13:28,000 --> 00:13:30,333
‫قسمت سخت ماجرا اینه که
‫وظیفه‌ات رو یادت بمونه

211
00:13:30,416 --> 00:13:32,416
‫یادت بمونه که
‫این زندگی اصلیت نیست

212
00:13:37,291 --> 00:13:38,708
‫من نمی‌ذارم یادت بره

213
00:13:38,791 --> 00:13:41,041
‫هر هفته به من گزارش میدی

214
00:13:41,125 --> 00:13:45,041
‫باهام تماس می‌گیری.
‫من حقیقت و واقعیت رو بهت یادآوری می‌کنم.

215
00:13:45,870 --> 00:13:48,580
‫« لندن »

216
00:13:49,208 --> 00:13:50,767
‫می‌دونم همین پشت مشت‌هاست

217
00:13:52,333 --> 00:13:53,958
‫بهت که گفتم

218
00:13:57,916 --> 00:13:59,208
‫از یه خانم بعیده

219
00:13:59,291 --> 00:14:01,125
‫الان که دیگه کار از کار گذشته

220
00:14:02,583 --> 00:14:06,291
‫دیمیتری رو که مجاب کردی

221
00:14:07,916 --> 00:14:09,809
‫حالا خبر داریم هم‌دست برادرهای سیلژ

222
00:14:09,833 --> 00:14:10,916
‫توی وین کیه

223
00:14:11,000 --> 00:14:15,500
‫هوم. لندن. وین

224
00:14:15,583 --> 00:14:18,000
‫گمونم به‌خاطر این عشق و حال‌هامون

225
00:14:18,083 --> 00:14:20,333
‫باید ممنون اندرز و داویک باشیم

226
00:14:20,416 --> 00:14:23,500
‫واسه لباسـه باید ممنونِ کی باشم؟

227
00:14:23,583 --> 00:14:28,583
‫♪ آهنگ You've Been Talking 'Bout Me Baby ♪
‫♪ از Ray Terrace ♪

228
00:14:50,333 --> 00:14:52,166
‫سلست لقمه‌ی گنده‌تر از دهنش برداشته

229
00:14:52,250 --> 00:14:53,791
‫سه ماهـه ازش بی‌خبریم

230
00:14:53,875 --> 00:14:55,841
‫نه واسه ملاقات اومده،
‫نه به پیام‌هام جواب داده

231
00:14:55,916 --> 00:14:57,708
‫میگی لو رفته؟
‫نمیشه به این زودی گفت

232
00:14:57,791 --> 00:14:59,500
‫خودت که از دردسرهای نفوذ خبر داری

233
00:14:59,583 --> 00:15:01,925
‫به هزار دلیل ممکنه نتونسته باشه
‫برای ملاقات بیاد

234
00:15:02,000 --> 00:15:03,851
‫اگه تو مأمور نفوذی بودی،
‫صبر می‌کردم…

235
00:15:03,875 --> 00:15:05,250
‫ببینم چی میشه.
‫ولی تو نیستی.

236
00:15:05,333 --> 00:15:07,000
‫توانایی‌هاش اندازه‌ی منـه

237
00:15:07,083 --> 00:15:09,000
‫نگران همینم

238
00:15:09,083 --> 00:15:11,500
‫کارتر متوجه یه‌سری مسائل غیرعادى شده

239
00:15:11,583 --> 00:15:13,416
‫- چه چیزهایی؟
‫- ممکنه مهم نباشه

240
00:15:13,500 --> 00:15:16,258
‫ممکن هم هست حیاتی باشه.
‫این مدت بیشتر راجع‌به زندگیش تحقیق کردم.

241
00:15:16,333 --> 00:15:18,958
‫برادر دوقلوش، دیوید،
‫تو منجلاب قمار فرو رفته

242
00:15:19,041 --> 00:15:20,508
‫بدهی شیش رقمی بالا آورده

243
00:15:20,583 --> 00:15:22,125
‫یه‌جا قایم شده چون

244
00:15:22,208 --> 00:15:23,916
‫آدم‌های خطرناکی افتادن دنبالش

245
00:15:24,000 --> 00:15:25,208
‫خب؟

246
00:15:25,291 --> 00:15:27,541
‫جفت‌مون می‌دونیم
‫آدم‌ها وقتی جون عزیزان‌شون

247
00:15:27,625 --> 00:15:29,425
‫در خطر باشه، چه حماقت‌هایی که نمی‌کنن

248
00:15:29,500 --> 00:15:32,000
‫ممکنه کلید آز رو در ازای
‫یه پول هنگفت بفروشه

249
00:15:33,041 --> 00:15:35,125
‫توهم زدی، میسون

250
00:15:35,208 --> 00:15:37,517
‫طبق شنیده‌هامون، داویک دنبال خریداره

251
00:15:37,541 --> 00:15:39,508
‫پس میشه بااطمینان گفت که
‫حتی اگه ساخت کلید آز تموم نشده باشه،

252
00:15:39,583 --> 00:15:42,833
‫توی مراحل آخرشـه. دیر یا زود…

253
00:15:42,916 --> 00:15:45,208
‫- فعلاً خیلی زوده
‫- می‌دونم دوستتـه

254
00:15:45,291 --> 00:15:47,051
‫ولی اگه کلید آز دست کسی بیفته،

255
00:15:47,125 --> 00:15:48,458
‫قدرتش سر به فلک می‌کِشه و

256
00:15:48,541 --> 00:15:50,916
‫هیچ‌جوره نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم

257
00:15:51,000 --> 00:15:52,791
‫تیم عملیاتی رو اعزام می‌کنم

258
00:16:35,750 --> 00:16:37,833
‫کسی کیفش رو اینجا نمی‌ذاره

259
00:16:40,375 --> 00:16:42,708
‫اندرز حسابی دل‌تنگت میشه

260
00:17:16,708 --> 00:17:18,750
‫تیم عملیاتی بهم گزارش داد

261
00:17:18,833 --> 00:17:21,583
‫تیراندازی شده و تلفات داشتیم

262
00:17:21,666 --> 00:17:23,333
‫- چند نفر؟
‫- کم نبوده

263
00:17:23,416 --> 00:17:24,791
‫یا خدا. سلست چی؟

264
00:17:24,875 --> 00:17:28,208
‫زنده‌ست.
‫بدنش کبود شده، ولی زنده‌ست.

265
00:17:28,291 --> 00:17:32,375
‫اندرز رو گرفتیم،
‫ولی داویک ناپدید شده

266
00:17:32,458 --> 00:17:34,000
‫کلید آز چی؟

267
00:17:35,958 --> 00:17:38,208
‫فرمانده‌ی تیم عملیاتی گفت پیداش نکردن

268
00:17:38,291 --> 00:17:39,583
‫گوه توش!

269
00:17:53,830 --> 00:17:55,440
‫« محرمانه: کیف رو برداشت »

270
00:17:55,640 --> 00:17:57,450
‫« هیچ‌وقت حرفی از این قضیه نزن »

271
00:18:08,500 --> 00:18:13,083
‫۳۰ ثانیه‌ی دیگه می‌رسن.
‫درمانگاه رو براشون آماده کن.

272
00:18:13,166 --> 00:18:15,333
‫درمانگاه آماده‌ست

273
00:18:18,208 --> 00:18:20,375
‫ببریدش اتاق بازجویی دو

274
00:18:20,458 --> 00:18:22,000
‫اندرز چی؟

275
00:18:23,958 --> 00:18:25,875
‫وضعیت رو پایدار کنید
‫تا بتونه صحبت کنه

276
00:18:28,375 --> 00:18:29,458
‫کی مسئولـه؟

277
00:18:29,541 --> 00:18:30,791
‫من

278
00:18:30,875 --> 00:18:33,583
‫داویک فرار کرده.
‫کلید آز کدوم گوریـه؟

279
00:18:33,666 --> 00:18:34,875
‫ردیفش می‌کنیم

280
00:18:34,958 --> 00:18:37,250
‫گندی که زدید رو جمع کن

281
00:18:40,625 --> 00:18:43,125
‫- من هم می‌خوام تو اتاق باشم
‫- نه

282
00:18:43,208 --> 00:18:44,767
‫- ازت اجازه نمی‌خوام
‫- تو زیادی بهش نزدیکی

283
00:18:44,791 --> 00:18:46,791
‫- میسون
‫- تو رفیق صمیمیش هستی

284
00:18:52,500 --> 00:18:54,041
‫ضبط کنید

285
00:18:54,125 --> 00:18:56,000
‫اینها چرنده

286
00:18:56,083 --> 00:18:58,125
‫- نام و رد‌ه؟
‫- اینها دیگه

287
00:18:58,208 --> 00:19:00,258
‫- کوچکترین اهمیتی نداره، میسون
‫- شناسایی سیستمی

288
00:19:00,333 --> 00:19:03,416
‫شناسایی شد.
‫مأمور سطح یک

289
00:19:03,500 --> 00:19:05,541
‫سلست گراهام

290
00:19:05,625 --> 00:19:08,125
‫کلید آز کجاست؟

291
00:19:08,208 --> 00:19:10,416
‫شوخیت گرفته؟

292
00:19:10,500 --> 00:19:12,083
آروم، میسون

293
00:19:12,166 --> 00:19:14,541
نباید اینجا وقتتون رو با من تلف کنید

294
00:19:14,625 --> 00:19:16,458
باید اون بیرون مشغول آماده‌سازی و

295
00:19:16,541 --> 00:19:18,208
!پیدا کردن داویک باشید

296
00:19:18,291 --> 00:19:20,458
!لعنتی

297
00:19:23,333 --> 00:19:24,416
دستبندها رو باز کن

298
00:19:30,000 --> 00:19:31,541
مثلاً می‌خوای چیز خاصی بگی؟

299
00:19:31,625 --> 00:19:34,208
می‌خوای ازت ممنون باشم؟

300
00:19:37,791 --> 00:19:39,726
با کلید آز چیکار کردی، سلست؟

301
00:19:39,750 --> 00:19:42,125
بهت که گفتم. توی کیفم بود

302
00:19:42,208 --> 00:19:43,791
کیفت خالی بود

303
00:19:43,875 --> 00:19:46,791
.تیم عملیاتی محل رو کامل گشت
.فقط اینو پیدا کردن

304
00:19:48,916 --> 00:19:51,125
جعلیـه

305
00:19:51,208 --> 00:19:53,125
اونجا چی شد؟

306
00:19:54,166 --> 00:19:55,625
اون پشتـه؟

307
00:19:58,333 --> 00:20:00,666
نادیا، اونجایی؟

308
00:20:03,375 --> 00:20:05,708
فکر می‌کنی من برش داشتم؟

309
00:20:05,791 --> 00:20:07,500
پشت آینه قایم میشی؟

310
00:20:07,583 --> 00:20:09,583
بشین، سلست

311
00:20:09,666 --> 00:20:11,416
!بعد از همه چی؟

312
00:20:11,500 --> 00:20:13,000
فکر کردی همچین کاری می‌کنم؟

313
00:20:13,083 --> 00:20:14,666
!کون لقت

314
00:20:14,750 --> 00:20:18,083
صدامو می‌شنوی، نادیا؟

315
00:20:18,166 --> 00:20:21,125
نباید منو وارد این تیم می‌کردی

316
00:20:27,083 --> 00:20:28,458
طی سه ماه گذشته

317
00:20:28,541 --> 00:20:30,791
برای هیچکدوم از ملاقات‌هامون نیومدی

318
00:20:30,875 --> 00:20:32,875
تو بودی که پروتکل رو زیر پا گذاشتی، میسون

319
00:20:32,958 --> 00:20:35,125
،قبل اینکه آماده باشم
یه تیم عملیاتی فرستادی

320
00:20:35,208 --> 00:20:36,916
چاره‌ای برام نذاشتی، مگه نه؟

321
00:20:37,000 --> 00:20:40,041
.چندین هفته خبری ازت نبود
.نمی‌دونستیم زنده‌ای یا نه

322
00:20:40,125 --> 00:20:41,684
داویک کجاست؟ -
توی زیرزمین بستمش -

323
00:20:41,708 --> 00:20:43,375
اونجا نبود

324
00:20:43,458 --> 00:20:44,666
همونجا ولش کردم

325
00:20:44,750 --> 00:20:48,208
چپ و راست همه چیز و همه کس
دور و برت غیب میشن؟

326
00:20:49,291 --> 00:20:51,250
برو به درک

327
00:20:52,583 --> 00:20:54,041
باشه

328
00:20:54,125 --> 00:20:56,583
بیا درباره‌ی دیوید صحبت کنیم

329
00:20:56,666 --> 00:21:00,208
برادرم چه ربطی به این ماجرا داره؟

330
00:21:02,458 --> 00:21:06,708
هشت ساله که بودید، جلوی ناپدری‌تون که
می‌خواست با اتوی داغ بزندت، وایساد

331
00:21:06,791 --> 00:21:08,601
اون همش کتک می‌خورد تا تو نخوری و

332
00:21:08,625 --> 00:21:10,041
همین باعث شد به‌گا بره

333
00:21:10,125 --> 00:21:11,750
چی می‌خوای بگی؟

334
00:21:11,833 --> 00:21:15,416
درک می‌کنم چه عذاب‌وجدانی داشتی

335
00:21:15,500 --> 00:21:18,000
اون برای حفاظت از تو خیلی فداکاری‌ها کرد

336
00:21:18,083 --> 00:21:20,791
بعد تمام کارایی که
،پدرخونده‌ات باهاش کرد هم

337
00:21:20,875 --> 00:21:23,375
نتونستی درمانش کنی

338
00:21:23,458 --> 00:21:26,416
،ولی اگه کلید آز رو بفروشی
می‌تونی جونشو نجات بدی

339
00:21:26,500 --> 00:21:29,166
جایزه‌ای که برای سرش گذاشتن رو بدی

340
00:21:29,250 --> 00:21:31,250
لقت، میسون

341
00:21:38,416 --> 00:21:40,125
این ساختمون رو می‌شناسی؟

342
00:21:41,375 --> 00:21:43,583
روی واحد ۸سی زوم کن

343
00:21:48,041 --> 00:21:50,208
اون کیـه؟

344
00:21:51,583 --> 00:21:54,666
میسون، برادرم هیچ ربطی به این ماجرا نداره

345
00:21:54,750 --> 00:21:56,291
ولی کلی به تو ربط داره

346
00:21:56,375 --> 00:21:58,262
یه بار در هفته بهش زنگ می‌زنی

347
00:21:58,338 --> 00:22:02,000
.هر ماه ۸۰۰ دلار براش می‌فرستی
،حتی وقتی توی آموزشی پولی در نمیاوردی

348
00:22:02,083 --> 00:22:03,363
از پس‌اندازت بهش می‌دادی

349
00:22:03,416 --> 00:22:04,726
از دید من، برادرت یه بگاییـه

350
00:22:04,750 --> 00:22:05,750
خفه شو

351
00:22:05,833 --> 00:22:07,750
واحد عملیاتی، سیستم رو مسلح کن

352
00:22:08,916 --> 00:22:10,142
سیستم مسلح شد

353
00:22:10,166 --> 00:22:11,833
بس کن -
بگو کلید آز کجاست -

354
00:22:11,916 --> 00:22:14,000
نمی‌دونم. واقعاً روحم هم خبر نداره

355
00:22:14,083 --> 00:22:15,601
تو گفتی تو و برادرت نزدیکید

356
00:22:15,625 --> 00:22:17,083
فاصله‌تون چقدر بود؟ ۳۸ ثانیه؟

357
00:22:17,166 --> 00:22:18,250
واحد عملیاتی، هدف‌گیری کن

358
00:22:18,333 --> 00:22:19,750
بس کن

359
00:22:19,833 --> 00:22:22,125
هدف‌گیری انجام شد

360
00:22:22,208 --> 00:22:24,666
به‌خاطر اون فروختیش، مگه نه؟

361
00:22:24,750 --> 00:22:26,750
اعتراف کن. خریدارت کیـه؟

362
00:22:26,833 --> 00:22:28,708
هیچکس -
آخرین فرصتتـه -

363
00:22:30,583 --> 00:22:32,583
…واحد عملیاتی، شروع -
بسه دیگه -

364
00:22:37,625 --> 00:22:39,583
به خیال خودت داشتی چیکار می‌کردی؟

365
00:22:39,666 --> 00:22:41,059
واقعاً نمی‌خواستم بکُشمش

366
00:22:41,083 --> 00:22:42,517
…جدی؟ خیلی متقاعدکننده داشتی

367
00:22:42,541 --> 00:22:43,833
!نباید جلوی بازجویی رو بگیری

368
00:22:43,916 --> 00:22:45,500
!اون بازجویی نبود، لعنتی

369
00:22:45,583 --> 00:22:47,541
!داشتی به یکی از خودمون حمله می‌کردی

370
00:22:47,625 --> 00:22:50,500
سلست کلید آز رو برنداشته

371
00:22:50,583 --> 00:22:52,125
گفتش توی کیفش قایمش کرده

372
00:22:52,208 --> 00:22:53,851
حتماً داویک کیف رو پیدا کرده و برش داشته

373
00:22:53,875 --> 00:22:56,083
کِی؟ وقتی توی زیرزمین بسته بوده؟

374
00:22:56,166 --> 00:22:57,375
یا وقتی از پشت ساختمون فرار کرد؟

375
00:22:57,458 --> 00:22:58,791
،اگه با سلست و تیم عملیات صحبت کنی

376
00:22:58,875 --> 00:23:00,416
!دوتا داستان مختلف بهت میدن

377
00:23:00,500 --> 00:23:02,458
من پنج سالـه که می‌شناسمش، میسون

378
00:23:02,541 --> 00:23:05,958
اینجا بهتر از همه می‌شناسمش

379
00:23:06,041 --> 00:23:08,708
اون برش نداشته

380
00:23:09,875 --> 00:23:12,750
الان هم داویک می‌دونه که مأمور مخفی بوده

381
00:23:12,833 --> 00:23:15,583
اون وبال گردنشـه و میاد پیداش کنه

382
00:23:16,833 --> 00:23:17,833
راست میگه

383
00:23:17,875 --> 00:23:20,416
باید از اینجا ببریمش، گریس

384
00:23:20,500 --> 00:23:24,416
بهترین راه اینـه که منتقلش کنیم
به یه پناهگاه غیروابسته

385
00:23:24,500 --> 00:23:27,166
می‌تونم با یه سری از رابط‌هام
توی ام‌آی۶ صحبت کنم

386
00:23:27,250 --> 00:23:29,500
باید کافی باشه

387
00:23:30,833 --> 00:23:33,458
اندرز به هوش اومده. بهتره بازجوییش کنی

388
00:23:33,541 --> 00:23:35,041
من میرم

389
00:23:41,666 --> 00:23:44,416
نگو که حرف‌های سلست رو باور کردی

390
00:23:44,500 --> 00:23:45,958
نادیا کرده

391
00:23:46,041 --> 00:23:48,166
.اون جون نادیا رو نجات داده
.معلومـه که می‌کنه

392
00:23:50,000 --> 00:23:52,750
.کلید آز دست سلست بود
.سه ماه خبری ازش نبود

393
00:23:52,833 --> 00:23:54,583
بعد یهو کلید غیبش می‌زنه؟

394
00:23:54,666 --> 00:23:56,458
بیخیال، داره هممونو بازی میده

395
00:23:56,541 --> 00:23:59,208
،سیتادل، اندرز و داویک
هر کی که لازم باشه

396
00:23:59,291 --> 00:24:01,291
تا یه پولی به جیب بزنه تا بدهی

397
00:24:01,375 --> 00:24:03,333
برادرش رو بده و جونشو نجات بده

398
00:24:03,416 --> 00:24:04,541
پس چیکار کنیم؟

399
00:24:04,625 --> 00:24:07,085
از فرماندهی کسب تکلیف می‌کنیم

400
00:24:08,875 --> 00:24:10,666
حافظه‌اش رو پاکسازی می‌کنیم

401
00:24:10,750 --> 00:24:13,000
میسون

402
00:24:13,083 --> 00:24:15,125
نمی‌تونیم همینطوری خاطراتش رو پاک کنیم

403
00:24:15,208 --> 00:24:16,416
اون سطح یکـه، گریس

404
00:24:16,500 --> 00:24:18,875
همه چی رو درباره‌ی سیتادل می‌دونه

405
00:24:18,958 --> 00:24:20,726
می‌خوای بذاری با این اطلاعات
از دستمون بره؟

406
00:24:20,750 --> 00:24:22,875
ما رو به بالاترین پیشنهاد می‌فروشه

407
00:24:22,958 --> 00:24:25,833
باید کاملاً پاکش کنیم -
فرماندهی هنوز فرایندهای -

408
00:24:25,916 --> 00:24:28,291
.ایمنی پاکسازی رو تأیید هم نکرده
.خیلی تازه‌ست

409
00:24:28,375 --> 00:24:31,226
می‌تونم حتی بابت همچین پیشنهادی توبیخت کنم

410
00:24:31,250 --> 00:24:32,875
می‌خوای به عنوان رئیسی شناخته بشی که

411
00:24:32,958 --> 00:24:35,125
گذاشت یه نفوذی سازمان رو نابود کنه؟

412
00:24:39,875 --> 00:24:41,708
نمی‌تونم اجازه‌ی این پاکسازی رو بدم

413
00:24:43,333 --> 00:24:46,666
.لازم هم نیست
.خارج از محل انجامش میدیم

414
00:24:46,750 --> 00:24:49,000
هیچکس لازم نیست بو ببره

415
00:24:49,083 --> 00:24:50,791
نه نادیا، نه فرماندهی

416
00:24:50,875 --> 00:24:53,416
هیچکس. خودم ترتیبش رو میدم

417
00:24:55,416 --> 00:24:57,958
،ببین، اگه معلوم بشه راست میگه

418
00:24:58,041 --> 00:24:59,767
برش می‌گردونیم و خاطراتش رو پس میدیم و

419
00:24:59,791 --> 00:25:01,208
انگار هیچی نشده

420
00:25:01,291 --> 00:25:03,333
اگه کار خودش باشه چی؟

421
00:25:03,416 --> 00:25:05,416
،پس حافظه‌اش پاک می‌مونه، میفته زندان

422
00:25:05,500 --> 00:25:07,875
ولی اسرار سیتادل در امان می‌مونن

423
00:25:17,541 --> 00:25:19,750
چی بهش بگیم؟

424
00:25:27,041 --> 00:25:28,500
باید اینو دستت کنی

425
00:25:28,583 --> 00:25:29,934
اون چیـه دیگه؟ -
تراشه‌ی ردیابت و -

426
00:25:29,958 --> 00:25:31,878
صلاحیت‌های سیتادلت رو غیرفعال می‌کنه

427
00:25:31,958 --> 00:25:33,208
چرا باید همچین چیزی بخوام؟

428
00:25:33,291 --> 00:25:34,309
از اینجا می‌بریمت بیرون

429
00:25:34,333 --> 00:25:36,541
داویک می‌دونه کی هستی

430
00:25:36,625 --> 00:25:38,305
میاد سراغ تو و برادرت

431
00:25:38,333 --> 00:25:41,333
منتقلت می‌کنیم یه پناهگاه -
پناهگاه؟ -

432
00:25:41,416 --> 00:25:42,601
…بعداً می‌تونیم حرف بزنیم. فعلاً

433
00:25:42,625 --> 00:25:43,767
به نظرتون نمی‌تونه یه پناهگاه رو

434
00:25:43,791 --> 00:25:44,934
پیدا کنه؟ شما تونستید برادرمو پیدا کنید

435
00:25:44,958 --> 00:25:46,333
فکرشو بکنید اونا چقدر راحت

436
00:25:46,416 --> 00:25:48,309
می‌تونن همین کار رو بکنن -
تو میگی چیکار کنیم؟ -

437
00:25:48,333 --> 00:25:49,351
نمی‌دونم، میسون

438
00:25:49,375 --> 00:25:51,559
ولی تو زود برمی‌گردی به همه
میگی این عملیات توئـه

439
00:25:51,583 --> 00:25:54,208
خب، عملیاتت شیر تو شیر شده

440
00:25:54,291 --> 00:25:55,833
پس چطوره خودت یه راهی پیدا کنی؟

441
00:26:00,041 --> 00:26:02,875
یه راه دیگه هم هست

442
00:26:02,958 --> 00:26:05,416
یه برنامه‌ی جدیده که
هنوز راه‌اندازی نشده

443
00:26:05,500 --> 00:26:08,208
برای مأمورهای سطح یکـه
توی بدترین حالت ممکن

444
00:26:08,291 --> 00:26:10,791
اگه بنا به هر دلیلی
لازم باشه ناپدید بشن

445
00:26:10,875 --> 00:26:12,635
می‌بریمت یه تأسیسات توی مکزیکوسیتی

446
00:26:12,708 --> 00:26:14,416
بهت داروی بیهوشی می‌زنن و

447
00:26:14,500 --> 00:26:16,458
وقتی بی‌هوشی، طی یه سری عملِ

448
00:26:16,541 --> 00:26:18,333
بدون درد، شکل قرنیه و

449
00:26:18,416 --> 00:26:20,500
نوک انگشت‌هات رو تغییر میدن که
بتونی قایم شی

450
00:26:20,583 --> 00:26:22,416
دیگه سلست گراهام باقی نمی‌مونی

451
00:26:22,500 --> 00:26:23,541
میشی یکی دیگه

452
00:26:23,625 --> 00:26:26,750
یکی که داویک هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنه

453
00:26:28,375 --> 00:26:29,833
پس برنامه‌ی جابجایی شاهده؟

454
00:26:31,750 --> 00:26:34,875
درستـه. برای تو و برادرت

455
00:26:34,958 --> 00:26:38,625
،وقتی هم آب‌ها از آسیاب افتاد
می‌تونم برگردم سر زندگیم؟

456
00:26:39,666 --> 00:26:41,500
بهترین راه برای حفاظت از توئـه

457
00:26:44,958 --> 00:26:46,166
قبولـه

458
00:26:47,541 --> 00:26:49,166
تا برای انتقال آماده میشیم، قایمش کن

459
00:26:55,583 --> 00:26:57,916
نباید حقیقت رو به نادیا بگیم

460
00:27:11,583 --> 00:27:14,583
تموم شد؟ رفت خونه‌ی جدیدش؟

461
00:27:15,833 --> 00:27:17,625
خودم تماسشو گرفتم

462
00:27:17,708 --> 00:27:20,541
تو راه پناهگاهـه

463
00:27:20,625 --> 00:27:23,208
ممنونم، گریس. بابت همه چی

464
00:27:23,291 --> 00:27:28,250
.هنوز ازم تشکر نکن
.باید کلید آز رو پیدا کنیم

465
00:27:29,666 --> 00:27:32,708
آره. داریم روش کار می‌کنیم

466
00:27:53,583 --> 00:27:54,791
به جایی نرسیدی؟

467
00:27:54,875 --> 00:27:57,458
.فعلاً اثری از داویک نیست
.هنوز داریم می‌گردیم

468
00:27:58,500 --> 00:28:00,000
نظرت درباره‌ی این یکی چیـه؟

469
00:28:04,250 --> 00:28:07,125
آه…دنجـه. کلاسیکـه

470
00:28:07,208 --> 00:28:09,041
آره، توی اورگنـه

471
00:28:09,125 --> 00:28:10,875
یه شهر کوچیک که
مادربزرگم توش زندگی می‌کرد

472
00:28:10,958 --> 00:28:13,375
دو سه‌تا بچه هم براش جور کردی؟

473
00:28:13,458 --> 00:28:16,958
تو می‌خوای از هیچ و پوچ زندگی خلق کنی؟
این گوی و این میدان

474
00:28:18,250 --> 00:28:20,750
ببین…اگه فرماندهی بو ببره که دستور

475
00:28:20,833 --> 00:28:23,375
یه عمل پاکسازی حافظه‌ی
تأیید نشده رو دادی، چی میشه؟

476
00:28:24,500 --> 00:28:25,875
گمونم باید فراری بشم

477
00:28:25,958 --> 00:28:28,041
شاید من هم به یه زندگی ساده راضی شم

478
00:28:28,125 --> 00:28:29,958
آره، خیلی دوست دارم اینو ببینم

479
00:28:30,041 --> 00:28:32,750
بعد همچین روزی، اون خونه؟

480
00:28:32,833 --> 00:28:35,250
اون ایوون؟ نسیم خنک تابستونی؟

481
00:28:35,333 --> 00:28:39,708
پسر، پنج دقیقه هم دووم نمیاری

482
00:28:43,333 --> 00:28:45,166
مرسی که ازشون کمک خواستی

483
00:28:45,250 --> 00:28:48,041
آره، آنا میئیا از دوست‌های قدیمیمـه

484
00:28:48,125 --> 00:28:50,791
پاکسازی حافظه براش
دستاورد خیلی خاصیـه

485
00:28:54,208 --> 00:28:56,416
باید شیشه‌ی خاطرات سلست رو نابود کنیم

486
00:28:56,500 --> 00:28:59,458
برای همیشه خاطراتش رو پاک کنیم

487
00:29:02,416 --> 00:29:06,958
میسون، مطمئنی سلست نفوذیـه؟

488
00:29:08,041 --> 00:29:09,041
می‌دونم که هست

489
00:29:09,083 --> 00:29:10,833
باید مطمئن باشی

490
00:29:12,750 --> 00:29:15,458
…چون یه بار من نبودم و

491
00:29:15,541 --> 00:29:17,458
هر روز بهش فکر می‌کنم

492
00:29:17,541 --> 00:29:19,958
مطمئنم

493
00:29:20,041 --> 00:29:21,958
اگه این کار رو بکنی، راه برگشتی نیست

494
00:29:22,041 --> 00:29:23,458
هدف هم همینـه

495
00:29:23,541 --> 00:29:25,791
منظورم برای اون نیست

496
00:29:25,875 --> 00:29:28,125
برای تو راه برگشتی نیست

497
00:29:28,208 --> 00:29:30,666
دستورش رو بده

498
00:29:32,666 --> 00:29:34,708
…گوش کن -
دستورش رو بده -

499
00:29:34,791 --> 00:29:36,166
گوش کن

500
00:29:36,250 --> 00:29:37,916
،اگه دربارش اشتباه کنی

501
00:29:38,000 --> 00:29:41,791
این چیزی نیست که بتونی مثل سابق کنی

502
00:29:41,875 --> 00:29:44,208
نمی‌تونی

503
00:29:44,291 --> 00:29:47,541
یه جاسوس می‌تونه صدتا اسم و قیافه و

504
00:29:47,625 --> 00:29:49,625
هویت داشته باشه

505
00:29:49,708 --> 00:29:52,916
ولی فقط یه روح داری

506
00:29:56,000 --> 00:29:59,458
باید به هر قیمتی که شده
از سیتادل حفاظت کنیم

507
00:29:59,541 --> 00:30:00,916
تو اینو بهم گفتی

508
00:30:01,000 --> 00:30:04,375
همم. ولی کی از تو محافظت کنه؟

509
00:30:05,600 --> 00:30:08,391
نگران من نباش

510
00:30:13,500 --> 00:30:16,500
« تأسیسات پاکسازی حافظه‌ی سیتادل »
« مکزیکوسیتی »

511
00:30:28,208 --> 00:30:29,833
فقط آروم باش و معمولی نفس بکش

512
00:30:29,916 --> 00:30:32,666
از ده می‌شمرم

513
00:30:32,750 --> 00:30:36,250
…نهُ، هشت، هفت

514
00:30:36,333 --> 00:30:38,458
…شیش

515
00:30:38,541 --> 00:30:40,541
…پنج

516
00:30:43,666 --> 00:30:47,458
کارتر بهم گفت سلست منتقل شده اورگن

517
00:30:47,541 --> 00:30:49,625
مرسی که هواشو داشتی، میسون

518
00:30:52,750 --> 00:30:54,083
همینطور هوای منو

519
00:31:22,333 --> 00:31:24,250
روبراهی؟

520
00:31:24,333 --> 00:31:25,708
آره

521
00:31:29,166 --> 00:31:30,708
خبری از کلید آز نشد؟

522
00:31:31,958 --> 00:31:33,166
هیچی

523
00:31:37,875 --> 00:31:40,166
داویک پیداش نکرده

524
00:31:41,416 --> 00:31:43,776
تو هم فکر نمی‌کنی سلست بوده که برش داشته

525
00:31:44,666 --> 00:31:46,375
ببخشید؟

526
00:31:46,458 --> 00:31:50,500
فقط منم که به تمام ارتباطات رمزگذاری‌شده‌ی
سیتادل دسترسی دارم

527
00:31:50,583 --> 00:31:54,416
کارم همینـه. اینو می‌دونی دیگه؟

528
00:31:57,458 --> 00:31:59,666
من ده سالـه که می‌شناسمت، برادر

529
00:31:59,750 --> 00:32:03,125
با الگوهای رفتاریت و طرز فکرت آشنام

530
00:32:03,208 --> 00:32:06,125
امروز اصلاً خودت نبودی

531
00:32:06,208 --> 00:32:08,416
توی حالت بحران بودیم

532
00:32:09,541 --> 00:32:11,666
درستـه

533
00:32:11,750 --> 00:32:13,791
،اولش به فکرم نرسید

534
00:32:13,875 --> 00:32:15,916
ولی سرورهامون رو گشتم و

535
00:32:16,000 --> 00:32:17,958
فهمیدم یه مأمور سطح یک، مخفیانه

536
00:32:18,041 --> 00:32:21,625
یه دستور پنهان به رئیس تیم عملیاتی داده

537
00:32:21,708 --> 00:32:24,083
برخلاف پروتکل هم بوده

538
00:32:25,208 --> 00:32:28,875
اون مأمور سطح یک به رئیس تیم دستور داده
کلید آز رو مخفی کنه و

539
00:32:28,958 --> 00:32:31,375
وقتی برمی‌گردن، اونو بهش تحویل بده

540
00:32:31,458 --> 00:32:33,208
می‌دونم خوب می‌دونی اون مأمور کیـه

541
00:32:33,291 --> 00:32:35,083
بس کن، کارتر

542
00:32:38,625 --> 00:32:40,958
نادیا دستور پنهانی رو داده

543
00:32:43,833 --> 00:32:47,166
،تو گفتی حافظه‌ی سلست رو پاک کردی

544
00:32:47,250 --> 00:32:49,500
،تا اون اسرار سیتادل رو فاش نکنه

545
00:32:49,583 --> 00:32:53,500
ولی به نظرم اینکارو کردی
تا نذاری بفهمیم که

546
00:32:53,583 --> 00:32:55,125
اون اصلاً از اسرار خبر نداشته

547
00:32:56,166 --> 00:32:58,708
اون پاک بود

548
00:32:58,791 --> 00:33:02,666
باید همه رو مشکوک به سلست
نگه می‌داشتی تا تقصیرها بیفته گردنش

549
00:33:02,750 --> 00:33:05,166
پس حافظه‌اش رو پاک کردی و
خاطراتش رو ازش گرفتی

550
00:33:05,250 --> 00:33:07,625
،نه چون تهدیدی برای سیتادل محسوب می‌شد

551
00:33:07,708 --> 00:33:09,791
،بلکه چون برای نادیا تهدید بود

552
00:33:09,875 --> 00:33:12,750
چون داری از نادیا حفاظت می‌کنی

553
00:33:18,666 --> 00:33:20,583
…چون با اینکه دوستش داری

554
00:33:24,875 --> 00:33:27,541
فکر می‌کنی نادیا ممکنـه نفوذی باشه

555
00:33:31,583 --> 00:33:34,666
دیگه هیچ‌وقت این حرف رو تکرار نکن

556
00:33:43,166 --> 00:33:45,500
کار…کار تو بود

557
00:33:46,541 --> 00:33:48,250
چیکار کردم؟

558
00:33:48,333 --> 00:33:51,166
تو نه

559
00:33:51,250 --> 00:33:52,708
اون

560
00:34:08,291 --> 00:34:10,875
نمی‌تونی بهش اعتماد کنی

561
00:34:10,958 --> 00:34:12,083
چرا؟

562
00:34:12,166 --> 00:34:13,375
نادیا؟

563
00:34:13,450 --> 00:34:14,967
« ...آنچه خواهید دید »

564
00:34:15,043 --> 00:34:17,590
تو هزاران مأمور رو کُشتی

565
00:34:17,666 --> 00:34:19,059
کار خودم تنها نبود

566
00:34:19,083 --> 00:34:21,833
یه جاسوس سیتادل به همتون خیانت کرد

567
00:34:25,041 --> 00:34:26,541
دیگه نمی‌شناسمت

568
00:34:26,625 --> 00:34:28,814
دست‌های هیچکدوممون
اونقدر که می‌خوایم پاک نیست

569
00:34:29,750 --> 00:34:31,041
تو هم اینو می‌دونی

570
00:34:31,125 --> 00:34:32,291
می‌خوای حقیقتو بدونی؟

571
00:34:32,315 --> 00:34:49,315
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

572
00:34:49,339 --> 00:35:03,339
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

