﻿1
00:00:00,171 --> 00:00:08,171
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,195 --> 00:00:16,195
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:16,196 --> 00:00:24,196
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:37,030 --> 00:01:39,503
‫[این داستان واقعی‌ست]

5
00:01:50,060 --> 00:01:52,768
‫[وایلی، تگزاس]

6
00:02:02,578 --> 00:02:06,798
‫[جمعه، سیزدهم ژوئن، ۱۹۸۰]

7
00:02:42,523 --> 00:02:43,899
‫نه، نه، نه!

8
00:02:50,226 --> 00:02:53,166
♪ ‫شکوه از آن پدر... ♪

9
00:02:55,098 --> 00:02:58,151
♪ ‫و پسر ♪

10
00:02:59,251 --> 00:03:01,078
‫[دو سال قبل]

11
00:03:01,133 --> 00:03:04,193
‫♪ و روح القدوس ♪

12
00:03:04,544 --> 00:03:08,478
‫♪ همان‌طور که در آغاز بوده ♪

13
00:03:08,838 --> 00:03:11,778
‫[سپتامبر ۱۹۷۸]

14
00:03:12,329 --> 00:03:15,656
‫♪ اکنون و برای همیشه چنین خواهد بود ♪

15
00:03:15,858 --> 00:03:21,886
‫♪ دنیایی بی‌پایان ♪

16
00:03:22,726 --> 00:03:26,280
‫♪ آمین ♪

17
00:03:26,873 --> 00:03:31,587
‫♪ همان‌طور که در آغاز بوده ♪

18
00:03:32,510 --> 00:03:37,290
‫♪ اکنون و برای همیشه چنین خواهد بود ♪

19
00:03:38,359 --> 00:03:41,719
‫♪ دنیایی بی‌پایان ♪

20
00:03:42,955 --> 00:03:45,335
‫♪ آمین ♪

21
00:03:52,574 --> 00:03:55,970
‫پت، به‌خدا صدات انگاری
‫داره همه‌ش بهتر می‌شه.

22
00:03:55,994 --> 00:03:58,663
‫مطمئنی که مدرسه جولیاردی جایی نرفتی؟

23
00:03:59,304 --> 00:04:01,851
‫بچه که بودم یه جولی نامی دوستم بود

24
00:04:01,875 --> 00:04:04,878
‫و تو حیاط‌ خونه‌شون بازی می‌کردیم.

25
00:04:06,379 --> 00:04:07,773
‫یه وقتایی هم آهنگ می‌خوندیم

26
00:04:07,797 --> 00:04:10,234
‫وای خدا، پاتریک مانتگومری...

27
00:04:10,258 --> 00:04:12,570
‫به‌خدا اگه واسه جوک‌های
‫شوهر عمه‌ای المپیک داشتیم

28
00:04:12,594 --> 00:04:14,238
‫با برندهٔ مدال طلای اونجا ازدواج کرده بودم.

29
00:04:14,262 --> 00:04:16,574
‫راستش صدات بهتر شده.

30
00:04:16,598 --> 00:04:18,492
‫خب، من چی؟
‫مثل یه چلچله آواز می‌خونم.

31
00:04:18,516 --> 00:04:20,977
‫حالا مسابقه که نیست.

32
00:04:21,978 --> 00:04:24,624
‫زندگی مسابقه‌ست، مگه همینو نمی‌گن؟

33
00:04:24,648 --> 00:04:27,043
‫تو خوشت نمیاد از این حرفا، کشیش جکی؟

34
00:04:27,067 --> 00:04:29,712
‫ابداً
‫بعید می‌دونم فکرشم به سرم زده باشه.

35
00:04:29,736 --> 00:04:32,214
‫همه باید بهش فکر کنیم

36
00:04:32,238 --> 00:04:34,366
‫اگه جداً می‌خوایم برندهٔ
‫لیگ والیبال کلیسا باشیم.

37
00:04:35,158 --> 00:04:37,305
‫و شاید... بهتره در نظر داشته باشیم

38
00:04:37,329 --> 00:04:39,597
‫که به کنگره‌گرایان روی خوش نشون بدیم.

39
00:04:39,621 --> 00:04:42,767
‫دان آوِری قدش ۱۹۵ـه
‫و اسپایک‌هایی می‌زنه که نگو و نپرس.

40
00:04:42,791 --> 00:04:43,935
‫حرف نداره.

41
00:04:43,959 --> 00:04:46,062
‫خب، می‌دونی... من یه بار
‫با یه کنگره‌گرا قرار گذاشتم

42
00:04:46,086 --> 00:04:48,615
‫و اصرار داشت قبل از این‌که
‫بریم تو تخت، دعا کنیم.

43
00:04:49,464 --> 00:04:50,757
‫نه! صبر کنید. اون اسقف‌گرا بود.

44
00:04:52,884 --> 00:04:53,885
‫تو چی، دان؟

45
00:04:54,427 --> 00:04:55,696
‫تو قصد نداری بیای تو تیم؟

46
00:04:55,720 --> 00:04:58,491
‫- من مال والیبال بازی کردن نیستم.
‫- خشونت کافی نداره

47
00:04:58,515 --> 00:05:00,976
‫مجذوب شرارت می‌شه.
‫واسه همین زده تو کار حقوقی.

48
00:05:01,893 --> 00:05:03,996
‫مگه تو فوتبال حرفه‌ای بازی نمی‌کردی؟

49
00:05:04,020 --> 00:05:06,123
‫- واسه واشینگتن رد‌اسکینر.
‫- آره

50
00:05:06,147 --> 00:05:08,501
‫نه، واسه تیم اصلی قبول نشدم.

51
00:05:08,525 --> 00:05:10,735
‫و الان که الانه غصه‌ش رو می‌خوره.

52
00:05:12,070 --> 00:05:13,965
‫من برم سالاد سیب‌زمینی بگیرم.

53
00:05:13,989 --> 00:05:15,115
‫منم میام.

54
00:05:16,408 --> 00:05:18,886
‫دیگه وقتشه که بریم، چون نمودار پریودم می‌گه

55
00:05:18,903 --> 00:05:24,009
‫حدوداً ساعت ۱ ظهر امروز
‫ به اوج زمان باروری این ماه می‌رسم، پس...

56
00:05:24,040 --> 00:05:25,166
‫آها، درسته.

57
00:05:27,502 --> 00:05:28,795
‫یه‌کم آروم‌تر.

58
00:05:29,838 --> 00:05:31,256
‫یه‌کم آروم‌تر.

59
00:05:34,509 --> 00:05:37,488
‫و حتماً وقتی کمرت رو به جلو باشه بریزی داخل.

60
00:05:37,512 --> 00:05:40,223
‫- ظاهراً مؤثره.
‫- واقعا؟

61
00:05:41,349 --> 00:05:44,078
‫سعی کن بیشتر فرو کنی.
‫دیگه بیش‌تر از این نمی‌ره.

62
00:05:44,102 --> 00:05:45,562
‫نه، قبلاً بیشتر فرو کردی.

63
00:05:47,439 --> 00:05:50,608
‫اگه به‌جای قطره قطره،
‫ یهویی آبت رو بپاشی هم کمک می‌کنه.

64
00:05:52,235 --> 00:05:53,170
‫ولی آروم‌تر.

65
00:05:53,714 --> 00:05:54,924
‫عمیق‌تر

66
00:05:56,441 --> 00:05:57,400
‫حالا بپاش!

67
00:06:13,965 --> 00:06:16,944
‫- ادامه بده عزیزم، عالی پیش می‌ری
‫- مجبورم بخونم؟

68
00:06:16,968 --> 00:06:18,094
‫آره.

69
00:06:18,928 --> 00:06:20,341
‫اگه می‌خوای همین‌جوری

70
00:06:20,406 --> 00:06:22,474
‫دلت شاد باشه باید بخونی.

71
00:06:30,065 --> 00:06:33,068
‫- سلام، سلام، سلام.
‫- سلام، سلام، سلام.

72
00:06:33,610 --> 00:06:35,337
‫- بیا داخل.
‫- خیلی‌خب.

73
00:06:35,361 --> 00:06:37,840
‫و چی شده که مفتخر شدم

74
00:06:37,864 --> 00:06:41,868
‫کشیش محبوبم اومده در خونه‌ام؟

75
00:06:42,619 --> 00:06:43,745
‫خب...

76
00:06:44,621 --> 00:06:47,332
‫متأسفانه خیلی هم بحث
‫جالب و افتخارآمیزی نیست...

77
00:06:48,583 --> 00:06:50,251
‫شاید دیگه کشیش محبوبت نباشم.

78
00:06:54,214 --> 00:06:55,423
‫چه خبره؟

79
00:06:56,841 --> 00:06:58,259
‫بیل رفت.

80
00:06:58,927 --> 00:07:00,929
‫طلاق می‌خواد

81
00:07:04,641 --> 00:07:06,577
‫خیلی وقته که وضع‌مون همینه

82
00:07:06,601 --> 00:07:08,579
‫می‌دونم که مشکلاتی داشتین.

83
00:07:08,603 --> 00:07:09,854
‫عزیزم بلندتر بخون

84
00:07:10,462 --> 00:07:13,262
‫♪ با یه حرف ساده... ♪

85
00:07:13,900 --> 00:07:14,734
‫باریکلا.

86
00:07:15,860 --> 00:07:18,113
‫از این اتفاق عبور می‌کنی.

87
00:07:18,137 --> 00:07:20,216
‫خودم به زور می‌کشونمت.

88
00:07:20,240 --> 00:07:22,730
‫- می‌ترسم. اعتراف می‌کنم.
‫- از چی می‌ترسی؟

89
00:07:23,493 --> 00:07:26,764
‫خب اول از همه،
‫چطور جمعیت کلیسا رو اداره کنم؟

90
00:07:26,788 --> 00:07:30,000
‫همون‌طور که همیشه اداره کردی، بازم می‌کنی.

91
00:07:30,626 --> 00:07:34,439
‫و خب بعد از ۲۳ سال ازدواج
‫باید مجرد بشم.

92
00:07:34,463 --> 00:07:36,691
‫بعید می‌دونم الان حتی بلد باشم

93
00:07:36,715 --> 00:07:39,194
‫تنهایی دو قدم بردارم.

94
00:07:39,218 --> 00:07:42,177
‫فقط باید بهش به عنوان

95
00:07:42,201 --> 00:07:44,056
‫یه شروع مجدد نگاه کنی.

96
00:07:45,349 --> 00:07:47,935
‫یه سرنوشت جدید.

97
00:07:50,395 --> 00:07:53,291
‫- منصفانه نیست.
‫- کارمه دیگه، بتی.

98
00:07:53,315 --> 00:07:56,669
‫قرار شد شغل جدید پیدا کنی
‫که دیگه مجبور نشی سفر بری.

99
00:07:56,693 --> 00:07:59,714
‫که مثل قبلی نباشه.
‫و خب اون‌قدرا نمی‌رم.

100
00:07:59,738 --> 00:08:02,050
‫خب، طبیعی نیست که زن و شوهر جدا از هم باشن.

101
00:08:02,074 --> 00:08:03,116
‫حرفم همینه فقط.

102
00:08:03,909 --> 00:08:06,262
‫صحیح، ولی خب دارم می‌گم ۴ روزه.

103
00:08:06,286 --> 00:08:10,433
‫چهار روز حیاتی حین اوج باروری.

104
00:08:10,457 --> 00:08:13,440
‫مگه دکترا نگفتن که ممکنه

105
00:08:13,464 --> 00:08:16,797
‫اگه کمتر استرس بگیری راحت‌تر حامله بشی؟

106
00:08:19,341 --> 00:08:21,402
‫- پس تقصیر من شد الان؟
‫- همچین چیزی نگفتم.

107
00:08:21,426 --> 00:08:23,595
‫- بله که گفتی. گفتی.
‫- نه، نگفتم.

108
00:08:24,346 --> 00:08:25,530
‫و بد نیست اینم در نظر بگیری

109
00:08:25,554 --> 00:08:27,140
‫که سفرهای جنابعالی باعث استرس من شده.

110
00:08:48,287 --> 00:08:49,329
‫خیلی‌خب.

111
00:08:51,123 --> 00:08:55,019
‫خب، قضیه اینه که جکی، سرپرست‌مون

112
00:08:55,043 --> 00:08:57,772
‫صرفاً به‌خاطر امور کلیسا نیست
‫که خارج از شهره.

113
00:08:57,809 --> 00:09:00,746
‫بلکه به اختیار خودش
‫تصمیم گرفته اینجا نباشه.

114
00:09:00,757 --> 00:09:02,735
‫چون عضو شورای کلیسام

115
00:09:02,759 --> 00:09:06,763
‫حس کرد بهتره که من اول خبر رو اعلام کنم.

116
00:09:07,931 --> 00:09:10,726
‫جکی و همسرش، بیل...
‫دارن طلاق می‌گیرن.

117
00:09:13,437 --> 00:09:14,479
‫پیش میاد دیگه.

118
00:09:15,272 --> 00:09:18,817
‫شلوغش نکنید.
‫کشیش‌ها هم آدمن بالاخره.

119
00:09:19,860 --> 00:09:22,714
‫می‌بینم که یه‌سری‌هاتون بی‌قرار شدین

120
00:09:22,738 --> 00:09:25,800
‫انگاری مخروط کاج زیرتون قرار دادن.

121
00:09:25,824 --> 00:09:28,720
‫خب، بذارین بگم که اگه یه وقت
‫مخروط کاج تو باسن‌تون بره

122
00:09:28,744 --> 00:09:31,055
‫مثل یه خوک جیغ می‌زنید.

123
00:09:31,079 --> 00:09:35,042
‫و جکی پاندر اولین نفریه
‫که زود به دادتون می‌رسه

124
00:09:36,209 --> 00:09:37,919
‫پس الان ما بریم کمکش.

125
00:09:39,046 --> 00:09:42,716
‫الان وقتش نیست که حق به‌جانب باشید
‫و قضاوت کنید

126
00:09:44,718 --> 00:09:48,448
‫بیاید همین‌جوری متدیست‌های خوبی باشیم.

127
00:09:48,472 --> 00:09:50,241
‫می‌تونیم از همین امشب...

128
00:09:50,265 --> 00:09:52,809
‫با سرویس کردن دهن تیم والیبال کلیسای لوتران شروع کنیم.

129
00:09:57,230 --> 00:09:58,565
‫دارمش

130
00:10:04,696 --> 00:10:06,365
‫بتی، سلام.

131
00:10:08,283 --> 00:10:09,969
‫فکر می‌کردم امشب بازی می‌کنی.

132
00:10:09,993 --> 00:10:11,620
‫این یکی رو کنار کشیدم.

133
00:10:15,457 --> 00:10:17,018
‫فهمیدم.

134
00:10:17,048 --> 00:10:19,276
‫آره. منطقیه.

135
00:10:19,294 --> 00:10:20,170
‫دارمش

136
00:10:21,963 --> 00:10:24,359
‫- چی منطقیه؟
‫- چی؟

137
00:10:24,383 --> 00:10:26,361
‫این‌که این بازی رو نیمکتم منطقیه.

138
00:10:26,385 --> 00:10:29,346
‫- چرا منطقیه؟
‫- خب... اگه باردار باشی

139
00:10:30,180 --> 00:10:32,099
‫منطقیه که نخوای وارد

140
00:10:32,682 --> 00:10:35,203
‫فعالیت‌های شدید بدنی بشی.

141
00:10:35,227 --> 00:10:37,020
‫چرا فکر کردی باردارم؟

142
00:10:41,483 --> 00:10:43,127
‫نه، نه. شرمنده.

143
00:10:43,151 --> 00:10:45,088
‫فقط شنیدم تو و آلن قصدش رو دارین.

144
00:10:45,112 --> 00:10:46,738
‫من...

145
00:10:47,614 --> 00:10:50,283
‫عذر می‌خوام.
‫زیاده‌روی کردم.

146
00:10:52,244 --> 00:10:54,621
‫- بتی، حقیقتاً شرمنده.
‫- چیزی نیست بابا. مشکلی نیست.

147
00:10:58,667 --> 00:11:00,502
‫واقعاً صدای آوازت محشره.

148
00:11:01,002 --> 00:11:03,338
‫ممنون. ممنون.

149
00:11:07,050 --> 00:11:08,218
‫گرفتم، گرفتم.

150
00:11:08,593 --> 00:11:09,740
‫وای!

151
00:11:10,720 --> 00:11:11,823
‫خوبی؟

152
00:11:11,847 --> 00:11:13,473
‫خوبم. خوبم.

153
00:11:14,224 --> 00:11:16,893
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

154
00:11:17,436 --> 00:11:19,604
‫- تو خوبی؟
‫- من که خوبم.

155
00:11:20,313 --> 00:11:22,959
‫- خوبه. خیلی‌خب.
‫- نمی‌خوای یه‌کم بشینی؟

156
00:11:22,983 --> 00:11:25,753
‫نه، خوبم آلن.
‫خوبم، ممنون.

157
00:11:25,777 --> 00:11:27,463
‫- خیلی‌خب.
‫- ممنون

158
00:11:27,487 --> 00:11:30,126
‫ببخشید.
‫باید قبل از این‌که بیام صحبت کنم.

159
00:11:47,257 --> 00:11:49,759
‫منظورت چیه بوی سکس می‌داد؟

160
00:11:50,760 --> 00:11:52,387
‫یعنی بوی سکس می‌داد دیگه.

161
00:11:54,097 --> 00:11:56,491
‫مطمئنی آلن گور رو اشتباه نگرفتی؟

162
00:11:56,515 --> 00:11:57,559
‫آره می‌دونم.

163
00:11:58,727 --> 00:12:00,684
‫می‌دونم، ولی چطور ممکنه

164
00:12:00,708 --> 00:12:02,689
‫ظاهر و بوش دو چیز کاملاً متفاوت باشه.

165
00:12:03,857 --> 00:12:05,525
‫و تازه...

166
00:12:06,401 --> 00:12:07,402
‫تازه چی؟

167
00:12:08,320 --> 00:12:10,113
‫خب، من یه جورایی...

168
00:12:11,448 --> 00:12:13,468
‫حس کردم که از عطر تن منم خوشش اومد.

169
00:12:13,492 --> 00:12:14,951
‫که مثلاً ممکنه کار به اونجاهاش بکشه.

170
00:12:15,994 --> 00:12:16,953
‫کجاهاش؟

171
00:12:17,954 --> 00:12:20,207
‫- من که نمی‌گم یه وقت می‌خوام..
‫- کندی!

172
00:12:26,755 --> 00:12:28,715
‫آخه این جریان جکی...

173
00:12:30,175 --> 00:12:33,720
‫شاید یه جورایی چشمم رو
‫به مسائلی باز کرده باشه.

174
00:12:35,430 --> 00:12:36,848
‫چه مسائلی؟

175
00:12:38,266 --> 00:12:41,686
‫که رضایت اون‌قدرا که بقیه
‫می‌گن حال نمی‌ده و کافی نیست.

176
00:12:43,605 --> 00:12:45,333
‫می‌دونی، پدرم قبلاً بهم می گفت

177
00:12:45,357 --> 00:12:48,735
‫«کندی، اگه رشد نکنی، می‌میری»

178
00:12:49,653 --> 00:12:51,255
‫و اینم می‌گفت...

179
00:12:51,279 --> 00:12:53,281
‫«اگه دنبال چیزای جدید نگردی

180
00:12:55,158 --> 00:12:56,952
‫یعنی گم شدی»

181
00:12:59,454 --> 00:13:01,081
‫آخه آلن گور؟

182
00:13:04,459 --> 00:13:06,395
‫یعنی خب خیالم راحته عاشقش نمی‌شم.

183
00:13:06,419 --> 00:13:07,980
‫یه نگاهی بهش بنداز خب.

184
00:13:08,004 --> 00:13:10,298
‫آخرین کسیه که شاید بخوای عاشقش بشی.

185
00:13:21,085 --> 00:13:23,525
‫[فیلم گریس]

186
00:14:25,123 --> 00:14:28,043
‫گری، دوست داری شعرت رو بخونی؟

187
00:14:28,835 --> 00:14:31,314
‫خیلی‌خب. کوتاهه.

188
00:14:31,338 --> 00:14:34,692
‫اشکال نداره.
‫یه سری از شعرای محبوبم کوتاهن.

189
00:14:34,716 --> 00:14:36,676
‫در واقع، هایکوها حرف ندارن.

190
00:14:39,137 --> 00:14:41,056
‫«روی توالت جدیدم

191
00:14:42,265 --> 00:14:44,184
‫همون کار تکراری رو انجام دادم.»

192
00:14:51,566 --> 00:14:54,235
‫در مورد قباحت مادی‌گرایی‌ـه

193
00:14:57,155 --> 00:14:59,074
‫خدایا، کاملاً متوجهم.

194
00:15:00,283 --> 00:15:03,679
‫همه فکر می‌کنیم با خرید وسایل جدید
‫می‌تونیم زندگی‌مون رو عوض کنیم دیگه؟

195
00:15:03,703 --> 00:15:06,349
‫من خودم با کفش و اینا این کار رو می‌کنم.

196
00:15:06,373 --> 00:15:08,996
‫که اگه بتونم فلان چیز و فلان چیز رو داشته باشم،
‫ شرایط فرق می‌کنه

197
00:15:09,334 --> 00:15:11,812
‫شعر منم در واقع هم فضا رو
‫در مورد «خواستن» داره.

198
00:15:11,836 --> 00:15:12,897
‫- عه؟
‫- آره

199
00:15:12,921 --> 00:15:14,673
‫- خب بگو، کندی.
‫- خیلی‌خب

200
00:15:15,423 --> 00:15:18,927
‫- اسمش اینه «قلبم پرسید».
‫- چه عنوان قشنگی.

201
00:15:23,139 --> 00:15:25,725
‫قلبم پرسید: جوابش چیه؟

202
00:15:27,477 --> 00:15:30,706
‫گفتم: چه جوابی؟
‫گفت: خوب می‌دونی

203
00:15:30,730 --> 00:15:34,609
‫گفتم: نمی‌دونم. تسلیم شدم، جواب چیه؟

204
00:15:36,152 --> 00:15:37,570
‫و قلب گفت...

205
00:15:38,738 --> 00:15:41,491
‫جواب اینه که تسلیم نشی.

206
00:16:07,772 --> 00:16:12,345
‫دانلود آهنگ‌های پخش شده
‫ 💢<font color="#ed0efb">@Night_sub</font>💢

207
00:16:17,118 --> 00:16:19,771
‫♪ خدایا، خدایا، خدایا ♪

208
00:16:21,217 --> 00:16:24,670
‫♪ ای قادرِ مطلق ♪

209
00:16:25,936 --> 00:16:29,430
‫♪ باشد که صبحِ زود ♪

210
00:16:29,586 --> 00:16:32,946
‫♪ صدای آواز ما به تو برسد ♪

211
00:16:34,847 --> 00:16:38,767
‫♪ خدایا، خدایا، خدایا ♪

212
00:16:42,927 --> 00:16:45,656
‫- شب به‌خیر، شری.
‫- خونه می‌بینمت.

213
00:16:45,680 --> 00:16:47,474
‫- خداحافظ، کندی.
‫- می‌بینمت.

214
00:17:33,019 --> 00:17:34,023
‫آلن.

215
00:17:34,047 --> 00:17:35,021
‫سلام!

216
00:17:36,481 --> 00:17:38,876
‫- سلام، کندی.
‫- سلام.

217
00:17:38,900 --> 00:17:41,277
‫سر فرصت می‌خوام باهات

218
00:17:42,487 --> 00:17:44,113
‫در مورد یه چیزی که
‫یه‌کم رو مخم بوده صحبت کنم.

219
00:17:44,397 --> 00:17:45,690
‫وای

220
00:17:47,158 --> 00:17:49,035
‫الان چطوره؟

221
00:17:50,453 --> 00:17:51,663
‫حتما.

222
00:18:01,798 --> 00:18:03,943
‫مدتیه خیلی بهت فکر می‌کنم،

223
00:18:03,967 --> 00:18:05,969
‫و خیلی اذیتم کرده، و خب من...

224
00:18:07,178 --> 00:18:10,181
‫مطمئن نیستم بخوام کاری در موردش کنی یا نه.

225
00:18:21,651 --> 00:18:23,796
‫خیلی مجذوبت شدم.

226
00:18:23,820 --> 00:18:25,047
‫و دیگه از فکر کردن بهش خسته شدم

227
00:18:25,071 --> 00:18:26,781
‫و می‌خواستم بهت بگم.

228
00:18:28,825 --> 00:18:29,885
‫آها

229
00:18:35,976 --> 00:18:37,130
‫خیلی‌خب.

230
00:19:08,448 --> 00:19:10,426
‫واقعاً سوار ماشینش شدی؟

231
00:19:10,450 --> 00:19:12,177
‫آره.

232
00:19:12,201 --> 00:19:14,648
‫و بهش گفتی که بهش فکر می‌کنی؟

233
00:19:14,672 --> 00:19:15,505
‫گفتم.

234
00:19:16,289 --> 00:19:18,225
‫و چی گفت؟

235
00:19:18,249 --> 00:19:20,477
‫گفت: «آها، باشه»

236
00:19:20,501 --> 00:19:22,337
‫- همین؟
‫- تقریباً

237
00:19:22,921 --> 00:19:25,649
‫مطمئنی که قضیه به آلن گور مربوطه؟

238
00:19:25,673 --> 00:19:28,384
‫نه این‌که خودت می‌خوای شیطونی کنی؟

239
00:19:29,302 --> 00:19:30,720
‫شایدم هر دوش.

240
00:19:33,097 --> 00:19:35,492
‫ولی خب آخه مردا، می‌تونن برن سر کار

241
00:19:35,516 --> 00:19:37,352
‫یه زندگی کاری هم داشته باشن

242
00:19:38,394 --> 00:19:40,688
‫و ما فقط... تو خونه می‌مونیم و...

243
00:19:42,732 --> 00:19:44,359
‫خدایا... باید به همینم قانع باشیم.

244
00:19:47,980 --> 00:19:49,815
‫بچه‌هامون رو ببین که دارن بازی می‌کنن

245
00:19:50,365 --> 00:19:54,345
‫ذات بشره که ریسک کنه

246
00:19:54,369 --> 00:19:58,790
‫که دنبال چیزی باشه که یه‌کم
‫هیجان و خطر سقوط داره

247
00:19:59,499 --> 00:20:01,042
‫یعنی خب، قیافه‌هاشون رو ببین.

248
00:20:02,126 --> 00:20:04,045
‫از ما خیلی سرزنده‌ترن.

249
00:20:08,758 --> 00:20:10,176
‫زشته.

250
00:20:12,145 --> 00:20:14,383
‫چرا؟
‫چون هست دیگه.

251
00:20:15,181 --> 00:20:18,702
‫اینا رو اصلاً از کجا آوردی؟

252
00:20:18,726 --> 00:20:19,745
‫از مامان جنی

253
00:20:19,769 --> 00:20:21,247
‫خب باید یه لباس مبدل دیگه بپوشی.

254
00:20:21,271 --> 00:20:23,207
‫- چرا؟
‫- گفتم که، زشته

255
00:20:23,231 --> 00:20:25,584
‫- به‌خصوص واسه دختری به سن تو.
‫- بابا!

256
00:20:25,608 --> 00:20:27,127
‫نه، نه. فکرشم نکن.

257
00:20:27,151 --> 00:20:28,079
‫نمی‌ذارم واسه قاشق‌زنی

258
00:20:28,103 --> 00:20:29,380
‫شبیه هرزه‌ها بری تو خیابون.

259
00:20:29,404 --> 00:20:30,863
‫یه چیز بهتر می‌پوشی.

260
00:20:31,239 --> 00:20:33,825
‫واسه همینه که نمی‌خواستم اون فیلم رو ببینه.

261
00:20:34,826 --> 00:20:36,679
‫گریس؟ اون که فیلم خونوادگیه عزیزم.

262
00:20:36,703 --> 00:20:37,305
‫نه، نه.

263
00:20:37,329 --> 00:20:40,206
‫همه‌ش در مورد چندتا دختره
‫که می‌خوان سکس داشته باشن.

264
00:20:50,341 --> 00:20:51,599
‫قضاوتم می‌کنی.

265
00:20:51,623 --> 00:20:53,070
‫قضاوت نمی‌کنم.

266
00:20:53,094 --> 00:20:55,930
‫آلن، یه سری از بهترین
‫نظراتت رو با سکوت می‌گی.

267
00:20:59,350 --> 00:21:01,394
‫یکی از دلایلی که

268
00:21:02,854 --> 00:21:05,374
‫که سکوت می‌کنم، واسه اینه که
‫وقتی این‌جوری می‌شی

269
00:21:05,398 --> 00:21:06,941
‫نمی‌دونم چی بگم.

270
00:21:08,651 --> 00:21:09,986
‫نمی‌دونم انتظار داری چی بگم.

271
00:21:17,201 --> 00:21:19,054
‫اولین باری که زنم رو بردم بیرون
‫می‌دونستم باهوش نیست.

272
00:21:19,078 --> 00:21:20,014
‫چرا؟

273
00:21:20,038 --> 00:21:21,515
‫بردمش سینما ماشین‌، می‌دونی

274
00:21:21,539 --> 00:21:23,559
‫و پرسیدم که می‌خواد بره صندلی عقب؟

275
00:21:23,583 --> 00:21:24,959
‫و گفت می‌خوام برم دستشویی.

276
00:21:28,171 --> 00:21:30,232
‫ولی روز ازدواجم روز خاصی بود.

277
00:21:30,256 --> 00:21:31,984
‫همه گریه می‌کردن

278
00:21:32,008 --> 00:21:34,236
‫حین مراسم، مادرم گریه کرد.

279
00:21:34,260 --> 00:21:36,363
‫تا خود هتل زنم گریه کرد.

280
00:21:36,387 --> 00:21:38,514
‫وقتی که لباسش رو درآورد من زدم زیر گریه.

281
00:21:43,144 --> 00:21:44,896
‫داستان کوتاهم رو خوندی؟

282
00:21:46,022 --> 00:21:47,231
‫جان؟

283
00:21:48,691 --> 00:21:52,028
‫داستان کوتاهم مال کلاس نویسندگی.
‫پرسیدم که خوندی یا نه؟

284
00:21:52,779 --> 00:21:54,614
‫خوندم.
‫عالی بود.

285
00:21:57,158 --> 00:21:58,534
‫عه؟ در مورد چی بود؟

286
00:21:59,577 --> 00:22:01,454
‫در مورد قو بود

287
00:22:03,289 --> 00:22:04,540
‫چیش در مورد قو بود؟

288
00:22:05,500 --> 00:22:08,711
‫وای.اگه می‌دونستم امتحان می‌گیری
‫بیشتر مطالعه می‌کردم.

289
00:22:09,545 --> 00:22:11,255
‫پس بیشتر مطالعه کن، پت.

290
00:22:11,923 --> 00:22:13,132
‫دکترا داری خیر سرت.

291
00:22:13,883 --> 00:22:15,802
‫آره، ولی نه توی قو شناسی.

292
00:22:18,054 --> 00:22:19,806
‫بله.

293
00:22:24,268 --> 00:22:26,789
‫- بده دوباره بخونم.
‫- بذار از ماشینم بگم جانی

294
00:22:26,813 --> 00:22:28,916
‫- ماشین بدیه؟
‫- تنها ماشین دنیاست

295
00:22:28,940 --> 00:22:30,149
‫که اگه سگ بیفته دنبالت می‌گیرتت

296
00:22:33,605 --> 00:22:35,245
‫توصیه‌ای چیزی داری؟

297
00:22:35,655 --> 00:22:38,032
‫به کلاس فارغ‌التحصیلا گفتم...

298
00:23:53,316 --> 00:23:56,712
‫با نقاشی و بازسازی مجدد درست نمی‌شه.
‫یه محراب جدید لازم داریم.

299
00:23:56,736 --> 00:23:58,299
‫خب، واسه کلیسا بیشتر

300
00:23:58,323 --> 00:24:00,382
‫اهالی و مراجعینش مهم‌تره،
‫نه منظره و ظاهرش، جو آن.

301
00:24:00,406 --> 00:24:02,342
‫شاید حقیقت داشته باشه، ولی این کلیسا

302
00:24:02,366 --> 00:24:04,386
‫آبی ازش گرم نمی‌شه
‫اگه حضار بیشتری رو نیاریم.

303
00:24:04,410 --> 00:24:05,804
‫و واسه این هم تسهیلات جدیدی می‌خوایم.

304
00:24:05,828 --> 00:24:08,331
‫نه که فقط قدیمی باشه، جکی.
‫کثیف و داغون شده دیگه.

305
00:24:09,165 --> 00:24:12,436
‫کسی که بخواد کلیسای جدید بره
‫نمی‌‌ره جای درب و داغون.

306
00:24:12,460 --> 00:24:13,544
‫خودش گواه همه چیزه.

307
00:24:14,212 --> 00:24:16,214
‫به‌خصوص اگه بخوایم
‫زوج‌های جوون‌تر رو جذب کنیم.

308
00:24:16,839 --> 00:24:18,984
‫خب، مگه قرار نیست ما زوج‌های جوون‌تر باشیم؟

309
00:24:19,008 --> 00:24:20,509
‫نظرت چیه،‌ آلن؟
‫(حواست کجاست؟)

310
00:24:23,095 --> 00:24:24,305
‫شرمنده، چی؟

311
00:24:24,889 --> 00:24:27,725
‫نظرت چیه؟ فکر می‌کنی محراب جدید لازم داریم؟

312
00:24:31,562 --> 00:24:33,689
‫- خب...
‫- می‌دونید، یه ویژگی که

313
00:24:34,440 --> 00:24:36,692
‫مذهب و زندگی و عشق دارن

314
00:24:37,526 --> 00:24:39,320
‫اینه که تنوع و بازسازی توشون هست.

315
00:24:40,029 --> 00:24:43,491
‫و واسه من هیچی معنای تنوع و بازسازی رو

316
00:24:44,742 --> 00:24:46,202
‫بهتر از یه چیز جدید بیان نمی‌کنه.

317
00:24:48,120 --> 00:24:51,183
‫موافقم. یه ساختمون بزرگ نیاز داریم.

318
00:24:51,207 --> 00:24:53,334
‫پس اگه حساب و کتاب‌هامون رو بررسی کنیم

319
00:24:54,502 --> 00:24:57,213
‫از اول سال تا الان... می‌بینیم که

320
00:24:57,880 --> 00:24:59,966
‫همین الانشم...

321
00:25:20,988 --> 00:25:23,009
‫خب، شاید فکر کنی که خود بازیکنا

322
00:25:23,033 --> 00:25:25,008
‫قراره سالن رو مرتب کنن، نه داورها،

323
00:25:25,032 --> 00:25:27,844
‫ولی خب فکر کنم زیادی ایدئال می‌شه، نه؟

324
00:25:27,868 --> 00:25:30,013
‫خب، قرار قهوهٔ فردا سر جاشه؟

325
00:25:30,037 --> 00:25:32,156
‫اگه خورشید طلوع نکرد، منم نمیام.

326
00:25:32,707 --> 00:25:34,041
‫خب، بهت زنگ می‌زنم.

327
00:25:37,795 --> 00:25:40,482
‫بتی بازم حالش مساعد نیست؟

328
00:25:40,506 --> 00:25:42,833
‫یه‌کم سردرد و اینا داشت.

329
00:25:43,724 --> 00:25:45,696
‫احتمالاً مربوط به استرسه

330
00:25:45,720 --> 00:25:50,349
‫مهارت خاصی نداری که زنت رو آروم کنی،‌ آلن؟

331
00:25:51,600 --> 00:25:53,728
‫بتی همهٔ مهارتام رو دیده.

332
00:25:56,230 --> 00:25:58,357
‫خب، من دیگه برم

333
00:26:00,026 --> 00:26:01,628
‫بهش بگو که امیدوارم حالش بهتر بشه

334
00:26:01,652 --> 00:26:05,257
‫و اگه یه وقت خواست استراحت کنه،
‫می‌تونه آلیسا رو بیاره پیش من.

335
00:26:05,281 --> 00:26:07,283
‫- بهش می‌گم. ممنون
‫- باشه

336
00:26:08,492 --> 00:26:10,161
‫مطمئنید که می‌شه شما دو تا رو تنها بذارم؟

337
00:26:16,500 --> 00:26:18,424
‫خب، شب به‌خیر.

338
00:26:21,088 --> 00:26:21,922
‫کندی

339
00:26:27,386 --> 00:26:30,211
‫اون شب.. تو ماشین...

340
00:26:30,272 --> 00:26:31,232
‫اوهوم

341
00:26:32,433 --> 00:26:35,686
‫دقیقاً به چی فکر می‌کردی؟

342
00:26:41,567 --> 00:26:42,526
‫سوار شو.

343
00:26:55,122 --> 00:26:57,708
‫دوست داری رابطه داشته باشیم؟

344
00:27:04,215 --> 00:27:05,692
‫فقط یه چیزی که تو فکرش بودم

345
00:27:05,716 --> 00:27:09,053
‫پس می‌خواستم بگمش، که دیگه بهش فکر نکنم.

346
00:27:15,059 --> 00:27:16,620
‫خیلی‌خب. جوابم رو گرفتم.

347
00:27:16,644 --> 00:27:18,312
‫نه، نه، فقط...

348
00:27:21,148 --> 00:27:22,358
‫فکر نکنم بتونم.

349
00:27:23,484 --> 00:27:24,860
‫می‌دونی، بتی رو دوست دارم.

350
00:27:28,656 --> 00:27:31,510
‫و وقتی که تو نیو مکزیکو بودیم
‫اون خیانت کرد.

351
00:27:31,534 --> 00:27:33,035
‫بتی؟

352
00:27:33,786 --> 00:27:35,389
‫خب، باورم نمی‌شه.

353
00:27:35,413 --> 00:27:37,349
‫می‌دونم. خودمم باورم نمی‌شد.

354
00:27:37,373 --> 00:27:39,643
‫خیلی عذاب کشیدم،
‫و نمی‌خوام این بلا رو سرش بیارم.

355
00:27:39,667 --> 00:27:41,770
‫اشکال نداره، آلن.

356
00:27:41,794 --> 00:27:43,939
‫منم پت رو دوست دارم،
‫ و نمی‌خوام منم کاری کرده باشم

357
00:27:43,963 --> 00:27:46,024
‫که بهش صدمه بزنم.

358
00:27:46,048 --> 00:27:48,050
‫- از پت خوشم میاد.
‫- آره.

359
00:27:51,345 --> 00:27:52,972
‫بهترین صدای گروه کُر کلیسا رو داره.

360
00:27:53,512 --> 00:27:54,605
‫اوهوم

361
00:27:56,684 --> 00:27:59,603
‫- و بتی هم دوباره حامله شده.
‫- واقعا؟

362
00:28:00,855 --> 00:28:03,149
‫همین اخیراً.

363
00:28:04,191 --> 00:28:06,944
‫پس خیلی نامردی می‌شه در حقش.

364
00:28:08,529 --> 00:28:11,299
‫به‌خصوص از اونجا که حسی که به اون دارم رو

365
00:28:11,323 --> 00:28:13,033
‫به تو ندارم.

366
00:28:14,869 --> 00:28:16,620
‫پس احتمالاً نمی‌تونم همچین کاری کنم.

367
00:28:17,621 --> 00:28:19,182
‫باشه.

368
00:28:19,206 --> 00:28:21,935
‫فقط به‌خاطر حسی که داشتم
‫این بحث رو مطرحش کردم.

369
00:28:21,959 --> 00:28:25,004
‫ولی قطعاً نمی‌خوام به تو
‫و ازدواجت آسیبی برسونم.

370
00:28:26,630 --> 00:28:28,549
‫تهِ کاری که می‌خواستم بکنم

371
00:28:30,176 --> 00:28:31,486
‫به تخت ختم می‌شد.

372
00:28:31,510 --> 00:28:35,097
‫ولی دیگه مطرحش نمی‌کنم.

373
00:28:43,063 --> 00:28:43,939
‫شب به‌خیر

374
00:28:58,954 --> 00:29:00,891
‫بدجوری احساس حقارت می‌کنم.

375
00:29:00,915 --> 00:29:03,143
‫احتمالاً این‌جوری به صلاحه، عزیزم.

376
00:29:03,167 --> 00:29:05,478
‫خب من دنبال صلاحم نبود.

377
00:29:05,502 --> 00:29:07,564
‫دنبال یه چیز ماورایی‌تر بودم.

378
00:29:07,588 --> 00:29:08,979
‫و خودش بحثش رو پیش کشید.

379
00:29:09,003 --> 00:29:11,133
‫خودش سر صحبت رو باز کرد.

380
00:29:12,051 --> 00:29:13,653
‫دقیقاً چی گفت؟

381
00:29:13,677 --> 00:29:16,573
‫ازم پرسید که چی تو سرم بوده

382
00:29:16,597 --> 00:29:19,826
‫در صورتی که خودش خوب می‌دونست چی بوده.

383
00:29:19,850 --> 00:29:22,853
‫و بعد سوار ماشینم شد.
‫خب ولم کن دیگه!

384
00:29:24,146 --> 00:29:26,857
‫و تازه، چرا منو بوسید؟

385
00:29:28,025 --> 00:29:28,984
‫یه راست گوشهٔ لبم.

386
00:29:29,401 --> 00:29:32,154
‫خیلی بوسهٔ پر حرارتی نبود.

387
00:29:33,078 --> 00:29:35,288
‫ولی خب بوسهٔ دوستانه هم نبود.

388
00:29:35,783 --> 00:29:39,221
‫خب، مردا همیشه بدون این‌که
‫منظوری داشته باشن زن‌ها رو می‌بوسن.

389
00:29:39,245 --> 00:29:41,640
‫نه، به‌نظرم منتظر منه که یه حرکتی بزنم.

390
00:29:41,664 --> 00:29:43,999
‫نمی‌خواد از خودش متنفر باشه
‫چون به بتی خیانت کرده.

391
00:29:44,583 --> 00:29:47,002
‫پس منتظر منه که دست به کار بشم.

392
00:29:48,712 --> 00:29:50,631
‫خب، خواب دیده خیر باشه.

393
00:29:51,632 --> 00:29:54,110
‫دیگه من سعی‌ام رو کردم،
‫تموم شد و رفت.

394
00:29:54,134 --> 00:29:55,219
‫صبح به‌خیر.

395
00:30:08,691 --> 00:30:10,377
‫ای وایِ من، تو پرنده‌ای؟

396
00:30:10,401 --> 00:30:12,212
‫نه، صبر کن. هواپیمایی، مگه نه؟

397
00:30:12,236 --> 00:30:13,880
‫من سوپرمن هستم!

398
00:30:13,904 --> 00:30:16,091
‫تو سوپرمنی! مرد فولادینی.

399
00:30:16,115 --> 00:30:17,950
‫شاید خفن‌ترین سوپرمنی باشی که تا حالا دیدم.

400
00:30:18,742 --> 00:30:21,304
‫- خب، ممنون.
‫- قربونت. سلام عزیزم

401
00:30:21,328 --> 00:30:23,265
‫- سلام مامان.
‫- به این زودی برگشتی پس؟

402
00:30:23,289 --> 00:30:26,309
‫- اومدم اینا رو خالی کنم. کدوم رو پر کردم.
‫- بله که کردی

403
00:30:26,333 --> 00:30:29,003
‫من برم خالی‌اش کنم و برگردم.

404
00:30:29,545 --> 00:30:32,023
‫خب، می‌خوای با اون همه آب‌نبات
‫چی‌کار کنی دختر خانوم؟

405
00:30:32,047 --> 00:30:34,049
‫- با ایان عوضش می‌کنم.
‫- خیلی‌خب.

406
00:30:35,968 --> 00:30:38,530
‫- ممنون که باهاشون اومدی.
‫- قربانت

407
00:30:38,554 --> 00:30:40,073
‫پت و ایان رو اومدنی دیدی؟

408
00:30:40,097 --> 00:30:42,993
‫یه الویسِ حسابی ترسناک رو دیدم.

409
00:30:43,017 --> 00:30:45,352
‫آره، پس پت بوده.

410
00:30:46,186 --> 00:30:49,028
‫اون و الویس، جدا شدنی نیستن.

411
00:30:49,815 --> 00:30:51,251
‫بیا بابا. بریم.

412
00:30:51,275 --> 00:30:52,961
‫خیلی‌خب. خداحافظ.

413
00:30:52,985 --> 00:30:56,071
‫وای خدا! نگاش کن!
‫وز، وز، وز.

414
00:30:57,323 --> 00:30:59,217
‫کاش هوش شما رو داشتم.

415
00:30:59,241 --> 00:31:02,220
‫چه ناز شدین، نگاشون کن!

416
00:31:02,244 --> 00:31:05,531
‫نیشم نزنید!
‫وای! ساحرهٔ شرورِ غرب.

417
00:31:16,133 --> 00:31:17,819
‫تولدت مبارک

418
00:31:17,843 --> 00:31:20,447
‫- وای خدا.
‫- برات کیک آوردم.

419
00:31:20,471 --> 00:31:21,448
‫مرسی.

420
00:31:21,472 --> 00:31:23,617
‫و قنادی گفت که اگه قبل از ۱۰ صبح بخوریم

421
00:31:23,641 --> 00:31:25,035
‫کون‌مون چربی نمی‌گیره.

422
00:31:25,059 --> 00:31:27,436
‫حداقل، نه کاملاً.

423
00:31:28,479 --> 00:31:30,939
‫- پس بریم بخوریم؟ زود باش!
‫- آره بریم

424
00:31:32,436 --> 00:31:33,823
‫اوف

425
00:31:34,693 --> 00:31:36,254
‫واسه همینه که مردم پیروت شدن

426
00:31:36,278 --> 00:31:37,821
‫آره، می‌ذارم کیک بخورن.

427
00:31:38,739 --> 00:31:40,800
‫خب، گوش کن...

428
00:31:40,824 --> 00:31:42,594
‫از لحنش خوشم نیومد.

429
00:31:42,618 --> 00:31:45,430
‫یادته که بهت در مورد اون پیشنهاد شغلیه گفتم

430
00:31:45,454 --> 00:31:47,599
‫که از سمت دانشگاه میدوسترن اومده بود؟

431
00:31:47,623 --> 00:31:50,101
‫- که قبول نکردی.
‫- آره، آره.

432
00:31:50,125 --> 00:31:53,480
‫- انگاری تجدید نظر کردم.
‫- یعنی چی؟

433
00:31:53,504 --> 00:31:55,383
‫بهم فهموندن که اسقف کم پیش میاد

434
00:31:55,407 --> 00:31:57,758
‫از این پیشنهادها به کسی بده.

435
00:31:59,301 --> 00:32:03,198
‫- ولی توی ویچیتا فالزه
‫- خب تردد می‌کنم.

436
00:32:03,222 --> 00:32:04,991
‫منظورت چیه که تردد می‌کنی؟

437
00:32:05,015 --> 00:32:07,577
‫۳۰۰ کیلومتر دوره از اینجا

438
00:32:07,601 --> 00:32:10,402
‫کندی، مأموریت بعدی زندگی‌ام همینه.

439
00:32:11,271 --> 00:32:12,624
‫خب پس من چی؟

440
00:32:12,648 --> 00:32:14,084
‫- تو صمیمی‌ترین دوستمی.
‫- دوستی‌مون سر جاش می‌مونه

441
00:32:14,108 --> 00:32:16,419
‫نه، ولی خب تو که اینجا نیستی!

442
00:32:16,443 --> 00:32:19,214
‫- کی قراره جای تو رو پر کنه؟
‫- یه خوبش رو پیدا می‌کنیم.

443
00:32:19,238 --> 00:32:22,008
‫یکی که بتونه محراب جدید رو بسازه.

444
00:32:22,032 --> 00:32:24,118
‫وای خدا

445
00:32:24,910 --> 00:32:28,264
‫جکی، فقط تویی که می‌تونم
‫اینجا باهاش صحبت کنم.

446
00:32:28,288 --> 00:32:31,179
‫این‌جوری نیست. شری که هست.

447
00:32:31,252 --> 00:32:33,520
‫تازه‌شم، تو گل سر سبد کلیسایی.

448
00:32:33,544 --> 00:32:36,296
‫خب شری جای خودش رو داره

449
00:32:37,756 --> 00:32:39,550
‫ولی خب.. عزیزم. تو جونِ دلمی.

450
00:32:51,186 --> 00:32:52,914
‫الو؟

451
00:32:52,938 --> 00:32:55,858
‫کندی. سلام. آلن هستم.
‫آلن گور.

452
00:32:56,942 --> 00:32:58,351
‫عه، سلام.

453
00:32:58,375 --> 00:32:59,987
‫سلام

454
00:33:00,188 --> 00:33:01,348
‫چیزه...

455
00:33:03,699 --> 00:33:05,672
‫فردا باید یه سر برم مک‌کینی

456
00:33:05,696 --> 00:33:07,971
‫که چرخ‌های ماشین رو یه نگاه بندازن
‫و جاشون رو عوض کنن

457
00:33:07,995 --> 00:33:10,181
‫و خب می‌دونم مسافت زیادیه

458
00:33:10,205 --> 00:33:14,001
‫ولی خواستم ببینم تمایل داری
‫یه ناهاری با هم بزنیم؟

459
00:33:15,961 --> 00:33:19,129
‫می‌دونی، که یه‌کم بیشتر حرف بزنیم در مورد...

460
00:33:19,153 --> 00:33:22,259
‫چیزی که قبل‌تر در موردش حرف می‌زدیم.

461
00:33:22,843 --> 00:33:23,802
‫باشه.

462
00:33:25,179 --> 00:33:26,597
‫باشه، خیلی‌خب.

463
00:33:27,473 --> 00:33:29,057
‫خب، ساعت ۱۲ چطوره؟

464
00:33:30,100 --> 00:33:31,995
‫- می‌بینمت پس.
‫- خیلی‌خب.

465
00:33:32,019 --> 00:33:34,730
‫- می‌بینمت. خدافظ.
‫- خیلی‌خب.

466
00:33:43,405 --> 00:33:44,440
‫خب، کجا بودیم؟

467
00:33:44,464 --> 00:33:45,240
‫کی زنگ زد؟

468
00:33:46,158 --> 00:33:49,286
‫- یه یارویی.
‫- یه یارویی؟

469
00:33:51,830 --> 00:33:54,208
‫یه یارویی که تو فکرمه باهاش بخوابم.

470
00:33:57,127 --> 00:33:59,379
‫اینو گفتی چون می‌خوای منصرفت کنم.

471
00:34:01,507 --> 00:34:03,258
‫پت و من...

472
00:34:05,594 --> 00:34:07,322
‫خب، یه جورایی دیگه افتادیم تو چرخهٔ تکراری شدن

473
00:34:07,346 --> 00:34:09,199
‫هر ازدواجی این دوره رو داره.

474
00:34:09,223 --> 00:34:11,409
‫خب، فکر کنم مال تو هم داشته و
‫هیچ کاریش نکردی.

475
00:34:11,433 --> 00:34:13,091
‫یعنی چی الان؟ که اگه با کسی دیگه رابطه داشتم

476
00:34:13,115 --> 00:34:15,205
‫الان بیل هنوز آشغالا رو می‌ذاشت دم در؟

477
00:34:15,229 --> 00:34:18,309
‫الان در مورد آشغال خونهٔ خودم صحبت می‌کنم.

478
00:34:18,333 --> 00:34:21,985
‫و نمی‌خوام بهش قانع بشم.

479
00:34:24,029 --> 00:34:26,299
‫ببخشید، بد گفتم.
‫پت آشغال نیست.

480
00:34:26,316 --> 00:34:29,670
‫کندی، من دو نوع دوست دارم:
‫دوستای درجه دو دوستای درجه یک

481
00:34:29,701 --> 00:34:32,013
‫دوستای درجه ۲ وقتی کاری داشته باشن
‫سر و کله‌شون پیدا می‌شه

482
00:34:32,037 --> 00:34:34,790
‫مؤدب هستن. حرف درست رو می‌زنن.

483
00:34:35,499 --> 00:34:38,144
‫دوستای درجه یک که راحت‌ترن،
‫همین‌جوری سرشون رو میندازن پایین

484
00:34:38,168 --> 00:34:40,170
‫و هر چیزی که تو ذهن‌شون هست رو می‌گن.

485
00:34:41,463 --> 00:34:42,816
‫تو بهترین رفیق درجه یکم هستی

486
00:34:42,840 --> 00:34:46,027
‫پس منم نظرم رو صاف و پوست‌کنده بهت می‌گم.

487
00:34:46,051 --> 00:34:49,137
‫آخر عاقبتش خوب نیست.

488
00:34:50,848 --> 00:34:53,892
‫جکی، من هر کاری که یه زن باید کنه رو کردم.

489
00:34:55,352 --> 00:34:58,438
‫کارای خونه، بچه‌ها، خورد و خوراک.

490
00:35:01,483 --> 00:35:03,944
‫پس پاداشم کو؟

491
00:35:04,820 --> 00:35:05,779
‫عزیزم

492
00:35:06,947 --> 00:35:09,408
‫همین خونه زندگی پاداشته

493
00:35:10,367 --> 00:35:13,287
‫از من بشنو.
‫از منی که از دستش دادم.

494
00:35:18,292 --> 00:35:20,168
‫انگاری تصمیمت رو گرفتی.

495
00:35:37,060 --> 00:35:38,872
‫- بازم ممنون، رانی
‫- خواهش می‌کنم.

496
00:35:38,896 --> 00:35:41,815
‫- خودت رو خسته نکن.
‫- خیلی‌خب.

497
00:35:43,775 --> 00:35:46,254
‫سلام! اومدی!

498
00:35:46,278 --> 00:35:47,905
‫- سلام.
‫- سلام

499
00:35:48,739 --> 00:35:50,490
‫این پاکت رو برات آوردم.

500
00:35:53,915 --> 00:35:55,815
‫[کی از همه خوشگل‌‌تر و سکسی‌تره؟]

501
00:35:56,981 --> 00:35:58,195
‫[خودت!]

502
00:35:58,927 --> 00:36:01,168
‫وای، چه قشنگ

503
00:36:03,879 --> 00:36:05,213
‫خودتی.

504
00:36:06,340 --> 00:36:07,507
‫ممنون.

505
00:36:08,675 --> 00:36:10,653
‫فقط نگرانم، می‌دونی؟

506
00:36:10,677 --> 00:36:13,865
‫کلیسا رو بدون جکی نمی‌شه تصور کرد.

507
00:36:13,889 --> 00:36:16,451
‫امیدوارم که غریبه نشه.

508
00:36:16,475 --> 00:36:19,519
‫خب چطور نشه؟
‫حداقل یه ذره

509
00:36:20,020 --> 00:36:22,439
‫تا جایی که می‌دونم ویچیتا
‫فالز سه ساعت از اینجا دوره.

510
00:36:23,148 --> 00:36:25,651
‫و حقیقتا نمی‌دونم چطور جاش رو پر کنیم.

511
00:36:27,402 --> 00:36:29,821
‫نمی‌خوام عضو یه کلیسای
‫خشک و محافظه‌کار باشم.

512
00:36:31,073 --> 00:36:33,283
‫- نه، خیلی بد می‌شه.
‫- خیلی

513
00:36:38,914 --> 00:36:41,291
‫خب، الان در مورد بچه‌هامون صحبت کنیم؟

514
00:36:41,917 --> 00:36:43,770
‫یا شاید بیشتر در مورد پت

515
00:36:43,794 --> 00:36:47,297
‫تو دبیرستان بهترین شیپور زن شده بود،
‫گفته بودم؟

516
00:36:54,805 --> 00:36:57,241
‫شرمنده. تا حالا همچین کارایی نکردم.

517
00:36:57,265 --> 00:36:59,267
‫منم خب.

518
00:37:05,065 --> 00:37:08,986
‫اگه بتی بفهمه هیچ‌وقت
‫نمی‌تونم خودم رو ببخشم.

519
00:37:10,779 --> 00:37:14,008
‫نابودش می‌کنه.

520
00:37:14,032 --> 00:37:15,843
‫منم همین حس رو دارم.

521
00:37:15,867 --> 00:37:20,664
‫باید اون‌قدر احتیاط به‌خرج بدیم،
‫که کسی جز خودمون ندونه.

522
00:37:21,999 --> 00:37:23,291
‫درسته.

523
00:37:24,626 --> 00:37:26,753
‫خیلی در موردش فکر کردم که گفتی...

524
00:37:28,046 --> 00:37:29,524
‫فقط می‌خواستی به تخت خواب ختم شه

525
00:37:29,548 --> 00:37:35,113
‫که خیلی از لحاظ احساسی درگیر نشی و اینا.

526
00:37:35,137 --> 00:37:37,264
‫اهمیت خیلی زیادی برام داره.

527
00:37:37,848 --> 00:37:39,266
‫واسه منم،‌آلن.

528
00:37:41,226 --> 00:37:43,645
‫بابا من فقط می‌خوام یه‌کم لذت ببرم.

529
00:37:46,023 --> 00:37:50,694
‫بدون این‌که به خودم یا کسی دیگه صدمه بزنم.

530
00:37:56,491 --> 00:37:57,969
‫خب...

531
00:37:57,993 --> 00:38:00,996
‫فکر کنم باید یه‌کم دیگه
‫بهش فکر کنیم.

532
00:38:02,164 --> 00:38:04,934
‫به خطراتش فکر کنیم و بعد تصمیم بگیریم

533
00:38:04,958 --> 00:38:07,711
‫که حاضریم ریسکش رو به جون بخریم یا نه.

534
00:38:10,672 --> 00:38:13,258
‫باشه. آره، به‌نظرم خوبه این‌جوری.

535
00:38:18,013 --> 00:38:19,617
‫خب پس الان برنامه همینه؟

536
00:38:19,641 --> 00:38:20,640
‫بازم بهش فکر کنیم؟

537
00:38:21,433 --> 00:38:22,392
‫آره به‌نظرم.

538
00:38:40,771 --> 00:38:42,458
‫[خوش گذرونی]

539
00:38:47,769 --> 00:38:49,343
‫[چرا]

540
00:38:53,050 --> 00:38:55,770
‫[همراه و همدم، سکس]

541
00:39:39,594 --> 00:39:40,827
‫[کمی ماجراجویی]

542
00:39:46,393 --> 00:39:49,872
‫دیگه نمی‌تونم چندتا دیگه از این
‫ جلسات راهبردی رو تحمل کنم

543
00:39:49,896 --> 00:39:51,749
‫آره، می‌دونم، ولی..

544
00:39:51,773 --> 00:39:54,627
‫- نمی‌شه خیلی هم محافظه‌کار بود.
‫- می‌دونی

545
00:39:54,651 --> 00:39:57,654
‫اگه به این زودیا با من نخوابی...

546
00:39:59,030 --> 00:40:01,384
‫هیچ‌وقت دیگه نمی‌تونی

547
00:40:01,408 --> 00:40:04,971
‫انتظاراتی که ازت توی
‫تخت دارم رو برآورده کنی.

548
00:40:04,995 --> 00:40:08,790
‫آره، فکر نکنم به اونش فکر کرده باشم.

549
00:40:12,711 --> 00:40:15,422
‫شاید بهتره یه بار دیگه واسه
‫برنامه‌ریزیش وقت بذاریم.

550
00:40:16,882 --> 00:40:19,318
‫- می‌تونیم اینجا داشته باشیم.
‫- خونهٔ تو؟

551
00:40:19,342 --> 00:40:22,554
‫آره، ناهار همو ببینیم.
‫ملت غذا هم می‌خورن دیگه؟

552
00:40:33,023 --> 00:40:34,399
‫کار چطور بود امروز؟

553
00:40:36,860 --> 00:40:38,612
‫خوب بود تقریباً.
‫مثل همیشه.

554
00:40:45,493 --> 00:40:47,954
‫لیستت رو بررسی کردی،آلن؟

555
00:40:50,874 --> 00:40:52,542
‫- جانم، چی؟
‫- لیست رو می‌گم.

556
00:40:53,919 --> 00:40:55,879
‫لیست اسمای احتمالی بچه

557
00:40:58,673 --> 00:41:00,067
‫- بررسی می‌کنم.
‫- می‌کنی؟

558
00:41:00,091 --> 00:41:01,593
‫آره.

559
00:41:03,094 --> 00:41:04,012
‫خوبه.

560
00:41:06,190 --> 00:41:07,417
‫[مضرات: ۱. صدمه زدن به پت یا بتی]

561
00:41:07,430 --> 00:41:09,310
‫[۲. وقت کمتر برای کلیسا]
‫[۳. وقت کمتر برای خونواده]

562
00:41:09,351 --> 00:41:13,122
‫اگه هر کدوم خواستیم به هر دلیلی تمومش کنیم
‫تموم می‌شه.

563
00:41:13,146 --> 00:41:14,231
‫موافقم

564
00:41:15,232 --> 00:41:20,111
‫اگه هر کدوم زیادی از لحاظ
‫احساسی وابسته بشه، تموم می‌شه.

565
00:41:20,862 --> 00:41:22,572
‫اینو باید قانون اصلی و شماره یک بذاریم.

566
00:41:23,323 --> 00:41:25,033
‫حتما. خیلی‌خب.

567
00:41:27,827 --> 00:41:31,140
‫خیلی‌خب.
‫و اگه شروع ریسک‌هایی کردیم

568
00:41:31,164 --> 00:41:33,309
‫که نباید بکنیم، رابطه‌ باید تموم بشه.

569
00:41:33,333 --> 00:41:36,586
‫و باید همیشه خارج از شهر همو ببینیم.

570
00:41:41,758 --> 00:41:44,851
‫همهٔ هزینه‌ها از جمله سوخت ماشین،

571
00:41:44,875 --> 00:41:47,758
‫اقامت و غذا باید برابر و تقسیم بشه

572
00:41:48,056 --> 00:41:51,827
‫فقط ایام هفته همدیگه رو می‌بینم
‫روزایی که هم رو ببینیم هم...

573
00:41:51,851 --> 00:41:54,330
‫خودم ترتیب ناهار رو می‌دم

574
00:41:54,354 --> 00:41:55,814
‫که دیگه وقت بیشتری داشته باشیم.

575
00:41:56,523 --> 00:41:59,150
‫و مسئولیت مسافرخونه هم با من.

576
00:41:59,693 --> 00:42:02,088
‫به همون دلیل قبلی.
‫وقت بیشتری گیرمون میاد.

577
00:42:02,112 --> 00:42:03,071
‫خب حالا...

578
00:42:04,698 --> 00:42:07,867
‫یه تاریخی واسه شروع رابطه بذاریم؟

579
00:42:12,330 --> 00:42:13,873
‫۱۲ دسامبر شروع کنیم.

580
00:42:14,541 --> 00:42:15,500
‫۱۲ دسامبر؟

581
00:42:16,835 --> 00:42:18,003
‫همین امسال رو می‌گم.

582
00:42:19,462 --> 00:42:20,797
‫عالی.

583
00:42:22,007 --> 00:42:24,175
‫۱۲ دسامبر تعیین شد.

584
00:42:27,095 --> 00:42:29,323
‫<i>وای مارگارت، نمی‌دونی چی سرم آورده</i>

585
00:42:29,347 --> 00:42:31,975
‫<i>که کل روز تو اتاق عمل
‫نزدیکتم، و نمی‌تونم لمست...</i>

586
00:42:42,193 --> 00:42:44,088
‫<i>خوبی؟</i>

587
00:42:44,112 --> 00:42:45,322
‫<i>خوبم</i>

588
00:42:46,614 --> 00:42:50,094
‫<i>این آهنگه رو می‌شنوم موهای بدنم سیخ می‌شه</i>

589
00:42:50,118 --> 00:42:53,246
‫<i>پنسیلوانیا ۶-۵۰۰۰ هم منو این‌جوری می‌کنه</i>

590
00:42:57,751 --> 00:42:59,169
‫چی‌کار می‌کنی؟

591
00:43:01,713 --> 00:43:02,964
‫چی‌کار می‌کنم؟!

592
00:43:03,791 --> 00:43:07,628
‫یه بار بهم گفتی که شخصیت محبوبت
‫«گربهٔ بقل کردنی» هستش

593
00:43:08,595 --> 00:43:10,906
‫خودت نگفتی، پت؟

594
00:43:10,930 --> 00:43:12,932
‫ بغل کردنی.

595
00:43:40,575 --> 00:43:43,702
‫[۱۲ دسامبر سال ۱۹۷۸]

596
00:43:55,558 --> 00:43:57,310
‫خب فرشته کوچولو.

597
00:43:58,645 --> 00:44:00,539
‫باهوش‌تر از الان برگردی.

598
00:44:00,563 --> 00:44:02,291
‫باشه مامان.

599
00:44:02,315 --> 00:44:03,691
‫- با پسرا هم حرف نزنی.
‫- خیلی خنگی

600
00:44:16,871 --> 00:44:19,749
‫خیلی‌خب، گل پسر.
‫مقصد بعدی، پیش‌دبستانی.

601
00:46:26,125 --> 00:46:27,311
‫الو؟

602
00:46:27,335 --> 00:46:28,812
‫توی «اقامتگاه کانتیننتال» هستم

603
00:46:28,836 --> 00:46:31,881
‫تو بزرگراه مرکزی به سمت دالاس، و اتاق ۲۱۴

604
00:46:32,966 --> 00:46:35,885
‫چند دقیقه دیگه میام اونجا.

605
00:47:53,838 --> 00:47:55,256
‫چی‌کار دارم می‌کنم؟

606
00:48:59,862 --> 00:49:01,030
‫ناهار درست کردم.

607
00:49:03,574 --> 00:49:04,951
‫خب، خیلی خوشگل شدی.
‫واقعاً زیبایی.

608
00:49:06,285 --> 00:49:07,704
‫ممنون

609
00:49:11,708 --> 00:49:13,876
‫- خب، بریم سر وقت غذا.
‫- عالی.

610
00:49:16,254 --> 00:49:19,048
‫وای.خوشمزه‌ به‌نظر میاد.

611
00:49:19,966 --> 00:49:21,134
‫ببخشید.

612
00:49:27,056 --> 00:49:30,786
‫می‌دونی، احتمالاً هزار بار
‫از کنار این مسافرخونه رد شدم

613
00:49:30,810 --> 00:49:32,371
‫و اصلاً متوجهش نشده باشم.

614
00:49:32,395 --> 00:49:33,938
‫آره، بامزه‌ست.

615
00:49:34,856 --> 00:49:36,566
‫توی زندگی... می‌دونی

616
00:49:37,483 --> 00:49:39,444
‫سایهٔ چیزای یک‌نواخت و خسته کننده

617
00:49:41,195 --> 00:49:43,906
‫یهو ممکنه رنگ‌ها و تصاویر واضح رو بپوشونه.

618
00:49:49,120 --> 00:49:50,621
‫کلاس نوشتار خلاقانه می‌رم.

619
00:49:51,456 --> 00:49:54,167
‫- خب، خیلی خوب بود.
‫- ممنون

620
00:49:55,501 --> 00:49:58,963
‫خیلی دوست دارم یه وقتایی از نوشته‌هات بخونم.

621
00:49:59,672 --> 00:50:00,607
‫جدی؟

622
00:50:00,631 --> 00:50:02,943
‫خب، تو اولین نفر می‌شی

623
00:50:02,967 --> 00:50:04,695
‫چون پت که اصلاً علاقه‌ای نداره

624
00:50:04,719 --> 00:50:07,197
‫و همهٔ مطالبش رو در مورد الکترومغناطیس...

625
00:50:07,221 --> 00:50:08,890
‫الان باید در مورد صحبت کنیم؟

626
00:50:10,099 --> 00:50:13,394
‫نه، ببخشید.
‫مشخصه که نه.

627
00:50:43,841 --> 00:50:45,092
‫خب، قراره همینجوری اینجا وایسی؟

628
00:50:46,511 --> 00:50:47,678
‫آره.

629
00:51:27,385 --> 00:51:28,654
‫ببخشید.

630
00:51:28,678 --> 00:51:31,430
‫آلن، تا حالا بوسهٔ فرانسوی داشتی؟

631
00:51:35,184 --> 00:51:38,146
‫تا حالا زبون یه زن تو دهنت نبوده؟

632
00:51:43,776 --> 00:51:45,903
‫خب، به‌نظرم حسابی خوشت بیاد.

633
00:53:16,243 --> 00:53:17,806
‫خوبی؟

634
00:53:17,830 --> 00:53:18,663
‫هستم

635
00:53:20,289 --> 00:53:21,958
‫خیلی هم خوبم.

636
00:53:25,211 --> 00:53:27,380
‫- تو چی؟
‫- بله که هستم

637
00:53:29,382 --> 00:53:30,299
‫آره

638
00:53:30,841 --> 00:53:32,718
‫حرف نداشت، کندی.

639
00:53:35,638 --> 00:53:37,515
‫حرف نداری.

640
00:53:42,103 --> 00:53:43,956
‫باید دوش بگیریم.

641
00:53:43,980 --> 00:53:45,791
‫احتمالا اینو باید به لیست اضافه می‌کردم.

642
00:53:45,815 --> 00:53:48,377
‫همیشه بعدش دوش بگیریم،

643
00:53:48,401 --> 00:53:51,797
‫این‌جوری دیگه بوی هم دیگه رو نمی‌دیم.

644
00:53:51,821 --> 00:53:54,407
‫- آره.
‫- آره، و آلن.

645
00:53:55,658 --> 00:53:56,742
‫آلن.

646
00:53:57,660 --> 00:53:59,537
‫سکس‌مون...

647
00:54:01,163 --> 00:54:02,581
‫محشر ربود.

648
00:54:10,006 --> 00:54:10,923
‫خیلی‌خب.

649
00:54:10,947 --> 00:54:27,947
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

650
00:54:27,971 --> 00:54:41,971
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

651
00:55:29,010 --> 00:55:31,364
‫«عشق و مرگ» نمایشی از اتفاقات،
‫مکالمات و صحنه‌های واقعی‌ست

652
00:55:31,431 --> 00:55:34,484
‫و برخی از اتفاقات در در راستای
‫اهداف نمایشی خلق شده یا تغییر کرده‌اند

