﻿1
00:00:10,000 --> 00:00:13,000
‫[محدوده شهر وایلی]

2
00:00:13,050 --> 00:00:16,200
‫[عیسی مسیح ناجی ماست]

3
00:00:19,850 --> 00:00:22,300
‫[وایلی]

4
00:01:05,250 --> 00:01:07,650
‫[کتاب مقدس]

5
00:01:23,800 --> 00:01:27,250
‫«عشق و مرگ»
‫«فصل یکم، قسمت دوم»

6
00:01:38,150 --> 00:01:43,450
‫[این داستان واقعا رخ داده است]

7
00:02:23,311 --> 00:02:24,604
‫- کندی؟
‫- چیه؟

8
00:02:26,355 --> 00:02:28,858
‫باید زود برگردم سر کار.

9
00:02:28,858 --> 00:02:29,775
‫چرا که نه؟ بیا تو.

10
00:02:32,737 --> 00:02:34,363
‫خب، گمون نکنم تحت شرایط کنونی،

11
00:02:34,363 --> 00:02:36,532
‫خدا از با همدیگه دوش گرفتنمون
‫ناراحت بشه.

12
00:02:39,660 --> 00:02:41,120
‫احتمالا نمی‌شه.

13
00:02:46,709 --> 00:02:49,170
‫- جا هست؟
‫- آره بابا، کلی جا هست.

14
00:02:49,170 --> 00:02:51,547
‫مطمئنی؟ آخه من...

15
00:02:51,547 --> 00:02:56,552
‫نه، مشکلی نیست. دیدی؟
‫فشار آبش خیلی زیاد نیست، ولی...

16
00:03:05,937 --> 00:03:07,104
‫آلن.

17
00:03:10,399 --> 00:03:11,359
‫ممنون.

18
00:03:12,693 --> 00:03:13,903
‫بابت چی؟

19
00:03:15,112 --> 00:03:17,073
‫همین‌جوری ممنون.

20
00:03:17,097 --> 00:03:25,097
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

21
00:03:25,121 --> 00:03:33,121
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

22
00:03:33,122 --> 00:03:41,122
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

23
00:04:44,368 --> 00:04:46,662
‫وای خدا جون.

24
00:04:48,497 --> 00:04:51,667
‫چقدر دردناکه که شاید دیگه
‫اجرای این گروه سرود رو نشونم.

25
00:04:53,169 --> 00:04:54,086
‫خب...

26
00:04:55,129 --> 00:04:57,214
‫قرار نیست دیگه اجراشون رو نشنوم.
‫به همین سادگی حل شد.

27
00:04:58,132 --> 00:05:01,260
‫شاید از این به بعد کاهنتون نباشم،

28
00:05:01,260 --> 00:05:04,305
‫ولی می‌خوام بدونین
‫تحت نظر آدم کاربلدی هستین.

29
00:05:04,305 --> 00:05:06,849
‫شبان ران آدامز جام رو پر می‌کنه.

30
00:05:06,849 --> 00:05:08,392
‫بلند شو ران.

31
00:05:09,810 --> 00:05:12,521
‫خیلی خوش‌شانسین که ایشون
‫و مری، همسرشون، پیشتون هستن.

32
00:05:12,521 --> 00:05:14,023
‫لطفا بلند شو مری.

33
00:05:16,150 --> 00:05:17,818
‫خدایا،

34
00:05:18,486 --> 00:05:23,282
‫اون‌ها هم خیلی خوش‌شانسن
‫که شما رو دارن.

35
00:05:25,576 --> 00:05:27,203
‫قراره گند بزنه.

36
00:05:27,203 --> 00:05:29,538
‫- خب، باید بهش فرصت بدیم بتی.
‫- نگاهش کن.

37
00:05:31,248 --> 00:05:32,333
‫نگاهش کن.

38
00:05:34,001 --> 00:05:36,170
‫کی با کت نارنجی میاد کلیسا؟

39
00:05:36,170 --> 00:05:38,172
‫- اصلا کت نارنجی رو نباید هیچ‌جا پوشید.
‫- عزیزم، سلام.

40
00:05:38,172 --> 00:05:40,966
‫می‌خوایم از اون راهنمایی عرفانی بگیریم؟

41
00:05:40,966 --> 00:05:43,177
‫ضمنا، مگه نباید به جکی وفادار باشیم؟

42
00:05:43,177 --> 00:05:45,471
‫بتی. اخراجش که نکردن.

43
00:05:45,471 --> 00:05:47,181
‫آره، مدام همین رو می‌گی دان.

44
00:05:47,181 --> 00:05:49,100
‫خب، واسه چی باید اخراجش کرده باشن؟

45
00:05:49,100 --> 00:05:52,061
‫چون طلاق گرفت
‫و چنین کاری...

46
00:05:52,061 --> 00:05:53,395
‫از جانب کاهن جماعت قابل‌قبول نیست.

47
00:05:53,395 --> 00:05:54,897
‫انگار عصا قورت داده.

48
00:05:55,606 --> 00:05:58,025
‫عین بچه‌ها می‌مونه.

49
00:05:58,025 --> 00:06:01,403
‫همیشه موقع جمع شدن
‫گروه سرودمون مضطرب می‌شم.

50
00:06:02,154 --> 00:06:05,074
‫بتی گمون می‌کنه به خاطر طلاقت
‫به زور بیرونت کردن.

51
00:06:07,827 --> 00:06:11,789
‫خب، خیلی یهویی شد.
‫ما هم باید اسیر اون آدم بشیم؟

52
00:06:12,706 --> 00:06:14,625
‫- طرف بچه است. کت نارنجی پوشیده.
‫- بتی.

53
00:06:14,625 --> 00:06:17,586
‫باید به حرفم گوش بدی.
‫همه‌تون باید گوش بدین.

54
00:06:17,586 --> 00:06:20,673
‫باید این کلیسا رو به پیش ببرین.

55
00:06:21,465 --> 00:06:23,676
‫می‌خوام با این آدم کنار بیاین.

56
00:06:25,010 --> 00:06:27,721
‫چشم کل حضار اینجا به گروه سرودمونه.

57
00:06:30,224 --> 00:06:31,350
‫متوجه شدم. چی شده بود؟

58
00:06:33,435 --> 00:06:34,395
‫جانم؟

59
00:06:34,395 --> 00:06:36,147
‫شما دو تا همین الان
‫جوری به همدیگه نگاه کردین...

60
00:06:38,274 --> 00:06:39,233
‫که انگار راز مهمی دارین.

61
00:06:48,742 --> 00:06:49,952
‫جفتتون عضو شورایین.

62
00:06:50,995 --> 00:06:53,747
‫جفتتون از کار و بار کلیسا خبر دارین.
‫واقعا اخراجش کردن؟

63
00:06:55,207 --> 00:06:56,417
‫- اخراجت کردن؟
‫- بتی.

64
00:06:56,417 --> 00:06:58,127
‫خدا که حاضر نیست
‫همین‌جوری تو رو ازمون بگیره.

65
00:06:58,127 --> 00:06:59,879
‫ولی اسقف جماعت حاضره.

66
00:07:13,200 --> 00:07:15,800
‫[مهمانسرای کانتیننتال دالاس]

67
00:07:18,700 --> 00:07:20,550
‫[مهمانسرای کانتیننتال دالاس]

68
00:07:20,600 --> 00:07:23,500
‫[راه‌سرای کومو]

69
00:07:26,100 --> 00:07:33,700
‫[راه‌سرای کومو]

70
00:08:05,778 --> 00:08:06,946
‫کمی زننده جلوه می‌کنه.

71
00:08:06,946 --> 00:08:09,114
‫خب، گمون کنم از همین خصوصیتش خوشم میاد.

72
00:08:10,074 --> 00:08:12,493
‫شش و نیم دلار ارزون‌تره.

73
00:08:12,493 --> 00:08:14,495
‫از ارزون بودن هم خوشم میاد.
‫جذابه.

74
00:08:16,830 --> 00:08:19,166
‫خداجون. انگار خیلی خوشمزه است.

75
00:08:24,797 --> 00:08:26,006
‫تو هم خیلی خوشمزه جلوه می‌کنی.

76
00:08:27,299 --> 00:08:29,677
‫من این‌قدر خوشمزه‌ام
‫که انگشت‌هات رو هم می‌خوری.

77
00:08:36,517 --> 00:08:40,813
‫سر کار که بودم، دیدم چند شیرینی
‫رو شیشه جلو ماشینمه.

78
00:08:40,813 --> 00:08:42,690
‫کار تو که نبود، مگه نه؟

79
00:08:42,690 --> 00:08:46,944
‫خب، ای خدا، چه بدونم.
‫شکل آدم‌برفی بودن؟ شکل بچه فرشته بودن؟

80
00:08:46,944 --> 00:08:49,280
‫شیرینی‌های کریسمس خیلی متنوعن دیگه.

81
00:08:49,280 --> 00:08:52,616
‫باید با جزئیات توصیفشون کنی
‫تا بتونم جواب قطعی بدم.

82
00:09:02,418 --> 00:09:04,962
‫می‌شه سوالی ازت بپرسم؟

83
00:09:07,631 --> 00:09:12,219
‫حال بتی خوبه؟ آخه سر جریان شبانه
‫خیلی ناراحت شده بود.

84
00:09:12,219 --> 00:09:14,138
‫بتی زیاد از تغییر خوشش نمیاد.

85
00:09:14,930 --> 00:09:17,850
‫حتی از پیش‌آمدها هم خوشش نمیاد.

86
00:09:19,643 --> 00:09:21,228
‫گمون کنم اگه دنیا دست خودش بود،

87
00:09:21,228 --> 00:09:23,981
‫فردا هم همه‌چی عین امروز می‌بود،

88
00:09:23,981 --> 00:09:26,358
‫پسفردا هم عین فردا می‌بود.

89
00:09:26,358 --> 00:09:28,485
‫خب، کمی ترسناک شده بود.

90
00:09:28,485 --> 00:09:30,237
‫حالا کجاش رو دیدی؟

91
00:09:30,237 --> 00:09:33,240
‫فرشته‌های کوچولویی رو که ملت...

92
00:09:33,240 --> 00:09:35,200
‫- با پیپ پاک‌کن درست کرده بودن یادته؟
‫- چی شدن؟

93
00:09:37,870 --> 00:09:41,123
‫- باید این‌جور چیزها رو حذف کنیم.
‫- واسه چی؟

94
00:09:41,123 --> 00:09:44,626
‫یکی از اهدافمون
‫بهبود جلوه‌مون از نظر دیگرانه.

95
00:09:45,294 --> 00:09:47,671
‫دکوراسیون خانگی معمولا «کوته‌فکرانه»...

96
00:09:48,964 --> 00:09:52,134
‫جلوه می‌کنه و واسه جذب
‫باقی اهالی به کلیسا مناسب نیست.

97
00:09:52,885 --> 00:09:55,304
‫شاید بهتر باشه خودت رو حذف کنیم.

98
00:09:56,096 --> 00:09:57,431
‫واقعا چنین حرفی زد؟

99
00:09:58,140 --> 00:10:02,394
‫بعد از به دنیا اومدن آلیسا،
‫دوران پس از زایمان دشواری داشته...

100
00:10:03,145 --> 00:10:04,980
‫که در حین بارداریش شروع شده بود.

101
00:10:04,980 --> 00:10:08,442
‫ولی گمون کنم دوباره داره عود می‌کنه.

102
00:10:08,442 --> 00:10:12,279
‫بهتره به صرف ناهار یا قهوه بیرون ببرمش،

103
00:10:12,279 --> 00:10:14,073
‫آخه این همه مدت که حواسم به شوهرش بود،

104
00:10:14,073 --> 00:10:16,075
‫حواسم به خودش نبود.

105
00:10:22,122 --> 00:10:25,209
‫شوخی کردم آلن. عذر می‌خوام.
‫شوخی خیلی بامزه‌ای نبود.

106
00:10:25,209 --> 00:10:27,294
‫حی می‌کنم آدم خیلی بدی‌ام.

107
00:10:28,879 --> 00:10:30,089
‫بتی خارق‌العاده‌ترین...

108
00:10:30,881 --> 00:10:32,633
‫همسر دنیاست.

109
00:10:33,467 --> 00:10:36,303
‫فرزندم رو بارداره، ولی...

110
00:10:37,513 --> 00:10:40,891
‫من اینجا تو اتاق راه‌سرایی زننده...

111
00:10:42,226 --> 00:10:43,852
‫با روتختی مخمل سرخ نشستم.

112
00:10:43,852 --> 00:10:48,065
‫ببین، ما آدم‌های بدی نیستیم.
‫کافیه گوش‌به‌زنگ باشیم.

113
00:10:48,065 --> 00:10:51,527
‫اگه طبق برنامه‌مون پیش بریم،
‫امکان نداره بذاریم...

114
00:10:51,527 --> 00:10:54,405
‫بتی یا پت آسیبی ببینن.

115
00:10:54,405 --> 00:10:56,407
‫اصلا امکان نداره.

116
00:10:57,616 --> 00:10:58,909
‫امکان نداره.

117
00:11:42,500 --> 00:11:45,163
‫[کافه بک دور]

118
00:11:45,164 --> 00:11:48,834
‫به عمرم کیری به بی‌نقصی کیرش ندیدم.

119
00:11:48,834 --> 00:11:51,712
‫کندیس لین مونتگومری.

120
00:11:51,712 --> 00:11:54,715
‫البته منظورم این نیست که خودش هم
‫به بهترین شکل ازش استفاده می‌کنه.

121
00:11:54,715 --> 00:11:56,967
‫هنوز هم درک نمی‌کنم.

122
00:11:56,967 --> 00:11:59,887
‫گمون نکنم خودم هم درک کنم،
‫آخه همون‌طور که گفته بودی،

123
00:11:59,887 --> 00:12:01,889
‫کمی شکم‌گنده است، ولی...

124
00:12:02,598 --> 00:12:04,308
‫ای خدا، چه بدونم. شاید...

125
00:12:04,308 --> 00:12:06,602
‫به خاطر فرومون باشه؟

126
00:12:08,312 --> 00:12:10,230
‫چه بدونم. در مرکز توجه بودن...

127
00:12:11,190 --> 00:12:13,275
‫حس خوبیه. کمی ستایش شدن حال می‌ده.

128
00:12:13,275 --> 00:12:15,068
‫پت ستایشت نمی‌کنه؟

129
00:12:17,112 --> 00:12:18,280
‫نه، می‌کنه.

130
00:12:18,280 --> 00:12:20,782
‫- ولی روش ستایشش فرق داره.
‫- خب، باید بگم...

131
00:12:20,782 --> 00:12:23,160
‫تا حدی بهت حسودیم می‌شه.

132
00:12:24,203 --> 00:12:27,289
‫به زنای محصنه فکر می‌کنم،
‫ولی جگرش رو ندارم.

133
00:12:27,915 --> 00:12:30,083
‫راستش، گمون نکنم اون‌قدرها جگر بخواد.

134
00:12:31,543 --> 00:12:32,586
‫بیشتر ترسناکه.

135
00:12:33,170 --> 00:12:34,922
‫باید مواظب باشی.

136
00:12:44,765 --> 00:12:47,309
‫ظاهرا همه‌چی عادیه. خوبه.

137
00:12:47,809 --> 00:12:49,811
‫حتی می‌تونم بگم بچه‌تون بی‌نقصه.

138
00:12:49,811 --> 00:12:51,563
‫منظورتون چیه؟

139
00:12:51,563 --> 00:12:54,066
‫خب، باید حواستون به فشار خون بالا
‫و استرستون باشه.

140
00:12:55,025 --> 00:12:56,485
‫ممکنه رو جنین تأثیر بذاره.

141
00:12:57,694 --> 00:12:59,196
‫دیگه می‌تونین بشینین.

142
00:13:02,074 --> 00:13:05,077
‫خب، اوضاع خونه چطوره؟
‫همه‌چی روبه‌راهه؟ ردیفین؟

143
00:13:05,077 --> 00:13:07,621
‫اوضاع خونه عین خونه است دیگه.

144
00:13:07,621 --> 00:13:09,748
‫یه بچه رو بزرگ می‌کنم
‫و آماده می‌شم یکی دیگه هم به دنیا بیارم.

145
00:13:11,375 --> 00:13:13,001
‫بتی، ایشون به فکرمونن دیگه.

146
00:13:13,794 --> 00:13:15,921
‫گاهی اوقات انگار خودم دارم اشتباه می‌کنم.

147
00:13:16,755 --> 00:13:18,423
‫انگار خودم اشتباهم.

148
00:13:40,100 --> 00:13:45,300
‫[پیش‌بینی وضع فردا]
‫[خداوند حکمران دنیا و هوا آفتابی خواهد بود]

149
00:14:15,522 --> 00:14:17,691
‫احتمالا خوشمزه‌ترین شیرینی عمرم باشه.

150
00:14:18,734 --> 00:14:21,653
‫- خیلی مرطوبه.
‫- باید زود درآوردشون.

151
00:14:22,696 --> 00:14:24,531
‫به ذهنم رسید نصف مدت زمان...

152
00:14:24,531 --> 00:14:27,409
‫دستور پختش بپزمشون
‫و «والا» شد.

153
00:14:27,409 --> 00:14:28,952
‫به فرانسوی یعنی بی‌نقص شد.

154
00:14:30,537 --> 00:14:33,206
‫- یعنی نیم‌پزه؟
‫- شیرینیه نیم‌پزه، ولی فکر من نیست.

155
00:14:35,917 --> 00:14:38,420
‫چیزی از خودت که کسی نمی‌دونه رو
‫بهم بگو.

156
00:14:41,298 --> 00:14:42,674
‫گمون نکنم چیزی باشه.

157
00:14:42,674 --> 00:14:44,134
‫اذیت نکن دیگه.

158
00:14:44,134 --> 00:14:46,553
‫چیزی رو که نمی‌خوای بقیه بدونن،

159
00:14:46,553 --> 00:14:48,555
‫ولی دوست داری من بدونم
‫بهم بگو.

160
00:14:52,726 --> 00:14:54,519
‫گمون نکنم چیزی باشه.

161
00:14:54,519 --> 00:14:57,981
‫حتما چیزی هست که یا خیلی...

162
00:15:00,025 --> 00:15:03,153
‫بهش افتخار می‌کنی
‫یا خیلی ازش خجالت می‌کشی.

163
00:15:07,824 --> 00:15:11,703
‫خیلی‌خب.
‫به این مسئله افتخار می‌کنم،

164
00:15:13,121 --> 00:15:16,833
‫- ولی از افتخار کردنم خجالت می‌کشم.
‫- از همین الان خوشم اومد.

165
00:15:17,334 --> 00:15:18,960
‫دبیرستانی که بودم،

166
00:15:18,960 --> 00:15:24,549
‫قهرمان مسابقات ایالتی گندم کانزاس بودم.

167
00:15:26,426 --> 00:15:28,595
‫- مسابقات گندم. آره.
‫- مسابقات گندم؟

168
00:15:28,595 --> 00:15:31,723
‫باید کل ساقه‌ها رو با موچین بررسی می‌کردیم.

169
00:15:32,474 --> 00:15:34,351
‫بهترینش رو انتخاب می‌کردیم.

170
00:15:35,936 --> 00:15:37,396
‫معلومه داری سعی می‌کنی نخندی.

171
00:15:38,021 --> 00:15:39,231
‫این‌طور نیست.

172
00:15:39,606 --> 00:15:40,732
‫باب دول...

173
00:15:41,608 --> 00:15:46,279
‫بهم سینی نقره‌ای رو داد
‫که مهم‌ترین جایزه‌شون بود.

174
00:15:48,532 --> 00:15:49,533
‫می‌تونی بخندی.

175
00:15:51,618 --> 00:15:52,786
‫خیلی عذر می‌خوام!

176
00:16:03,338 --> 00:16:05,841
‫چند وقته که خیلی...

177
00:16:06,758 --> 00:16:10,262
‫به مسئله‌ای فکر می‌کنم
‫و سعی می‌کنم هضمش کنم.

178
00:16:10,262 --> 00:16:11,263
‫چه مسئله‌ای؟

179
00:16:12,639 --> 00:16:16,226
‫اصلا به بتی نمیاد رابطه نامشروع داشته باشه.

180
00:16:17,602 --> 00:16:18,478
‫خودم می‌دونم.

181
00:16:21,148 --> 00:16:24,693
‫داشتم آماده می‌شدم
‫که شش هفته سفر کاری برم.

182
00:16:25,652 --> 00:16:28,363
‫می‌شه گفت از هم پاشید.

183
00:16:29,156 --> 00:16:32,284
‫خونه‌مون نزدیک دانشگاه ایالتی بود
‫و یه شب...

184
00:16:32,284 --> 00:16:34,870
‫رفت خونه یکی از دانشجویان.

185
00:16:34,870 --> 00:16:35,829
‫از کجا فهمیدی؟

186
00:16:35,829 --> 00:16:37,581
‫خودش اعتراف کرد.

187
00:16:38,498 --> 00:16:41,793
‫تقریبا درجا اعتراف کرد.
‫حتی خودم شک نکرده بودم.

188
00:16:41,793 --> 00:16:45,630
‫یهو اشک تو چشم‌هاش جمع شد...

189
00:16:47,549 --> 00:16:48,800
‫و اعتراف کرد.

190
00:16:48,800 --> 00:16:49,968
‫یه دلم می‌گه...

191
00:16:52,095 --> 00:16:54,973
‫به خاطر عذاب وجدانش اعتراف کرد.

192
00:16:54,973 --> 00:16:58,351
‫- یه دلم هم می‌گه...
‫- یه دلت چی می‌گه؟

193
00:16:59,436 --> 00:17:02,898
‫گمون کنم احتمالا می‌خواست
‫بابت سفر کردنم...

194
00:17:03,857 --> 00:17:04,816
‫تنبیهم کنه.

195
00:17:05,609 --> 00:17:07,068
‫دلیل اعتراف کردنش هم...

196
00:17:08,445 --> 00:17:11,448
‫حساب‌شده و در راستای کنترل...

197
00:17:12,491 --> 00:17:13,450
‫رفتار خودم بود.

198
00:17:19,247 --> 00:17:20,916
‫حتما خیلی اذیت شدی.

199
00:17:23,251 --> 00:17:24,044
‫آره.

200
00:17:27,005 --> 00:17:30,467
‫سوال دیگه‌ای ازت دارم
‫و می‌شه گفت سوال مهمیه.

201
00:17:32,260 --> 00:17:33,678
‫خیلی‌خب.

202
00:17:37,307 --> 00:17:38,391
‫از ترن هوایی خوشت میاد؟

203
00:17:55,867 --> 00:17:58,745
‫وای خدایا! وای خدایا!

204
00:18:44,457 --> 00:18:47,627
‫خیلی نازه. اینجا رو باشین.

205
00:18:47,627 --> 00:18:49,588
‫خیلی قشنگه!

206
00:18:50,380 --> 00:18:52,215
‫خیلی ممنون کندی. خیلی باارزشه.

207
00:18:52,215 --> 00:18:54,467
‫اگه از رنگش خوشت نمیاد،
‫می‌تونی عوضش کنی.

208
00:18:54,467 --> 00:18:56,303
‫چی؟ نه. خیلی خوشم میاد.
‫خیلی خوشم میاد.

209
00:18:57,345 --> 00:18:59,306
‫- قلبم.
‫- خیلی نازه.

210
00:18:59,306 --> 00:19:01,016
‫خیلی مشتاقم خودش رو ببینم.

211
00:19:02,309 --> 00:19:04,769
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب.
‫- خیلی‌خب. بعدی از طرف شریه.

212
00:19:04,769 --> 00:19:06,438
‫بفرما، ممنون.

213
00:19:15,655 --> 00:19:18,116
‫خدایا! خدایا!

214
00:19:18,116 --> 00:19:19,618
‫«خدایا.»

215
00:19:20,577 --> 00:19:22,871
‫«در گذشته کمکمان کردی.»

216
00:19:24,164 --> 00:19:25,749
‫«در آینده امیدمان هستی.»

217
00:19:27,500 --> 00:19:29,169
‫گروه سرودمون این جملات رو می‌خونه.

218
00:19:29,961 --> 00:19:31,171
‫همه‌تون...

219
00:19:32,714 --> 00:19:34,466
‫این جملات رو می‌خونین.

220
00:19:34,466 --> 00:19:37,886
‫ولی یعنی چی؟
‫بیاین بهش فکر کنیم.

221
00:19:39,930 --> 00:19:42,515
‫خب، سال‌های ساله...

222
00:19:43,558 --> 00:19:45,101
‫- از طرف پته.
‫- که خداوند به خودمون...

223
00:19:46,061 --> 00:19:47,812
‫و پیشینیانمون کمک کرده.

224
00:19:48,396 --> 00:19:50,482
‫امیدمون هم هست، مگه نه؟

225
00:19:51,524 --> 00:19:53,151
‫خداوند...

226
00:19:54,027 --> 00:19:55,153
‫امید ماست.

227
00:19:55,153 --> 00:19:57,322
‫امید خارق‌العاده و ابدیمونـ...

228
00:20:01,952 --> 00:20:04,204
‫بگذریم، ادامه داره.

229
00:20:05,246 --> 00:20:06,915
‫خداوند در طوفان‌ها بهمون پناه می‌ده.

230
00:20:06,915 --> 00:20:11,127
‫انتظار نداشتم خوب باشه،
‫ولی نمی‌دونستم این‌قدر افتضاحه.

231
00:20:11,127 --> 00:20:13,254
‫بتی می‌خواد از کلیسا کناره‌گیری کنه.

232
00:20:14,089 --> 00:20:17,050
‫- چی؟
‫- این‌قدر بدش اومده.

233
00:20:17,509 --> 00:20:19,678
‫چی؟ که چیکار کنه؟ برگرده وایلی؟

234
00:20:19,678 --> 00:20:22,681
‫نمی‌دونم. انگار کل مشکلات دنیا رو...

235
00:20:22,681 --> 00:20:26,393
‫گردن طرف انداخته و می‌گه خودش مقصره.

236
00:20:32,065 --> 00:20:38,571
‫ببین، حالا که چیزی به زایمانش نمونده،
‫باید بیشتر خونه بمونم.

237
00:20:40,407 --> 00:20:42,909
‫همین رو کم دارم که موقع زایمانش اینجا باشم.

238
00:20:44,619 --> 00:20:47,414
‫فقط همین چند هفته آینده است.

239
00:20:47,414 --> 00:20:48,915
‫معلومه.

240
00:20:51,751 --> 00:20:55,088
‫راستش، اگه واقعا موقع زایمانش بشه
‫و من دم دستش نباشم،

241
00:20:56,381 --> 00:20:57,799
‫با تو تماس می‌گیره.

242
00:20:57,799 --> 00:21:00,010
‫خب، من هم سه‌سوته می‌رم پیشش.

243
00:21:01,344 --> 00:21:03,263
‫می‌دونم می‌ری.
‫خودش هم می‌دونه.

244
00:21:05,724 --> 00:21:07,142
‫آخه دوست خوبی هستی.

245
00:21:17,110 --> 00:21:17,944
‫حالت خوبه؟

246
00:21:24,284 --> 00:21:26,202
‫دارم بیش از حد درگیر می‌شم.

247
00:21:28,621 --> 00:21:29,664
‫منظورت چیه؟

248
00:21:36,463 --> 00:21:38,548
‫نمی‌خوام عاشقت بشم.

249
00:21:38,548 --> 00:21:39,466
‫نمی‌خوام...

250
00:21:41,009 --> 00:21:43,553
‫اگه بیش از حد پیش بریم،
‫با خودم کنار بیام.

251
00:21:43,553 --> 00:21:45,680
‫خیلی بهت فکر می‌کنم.

252
00:21:51,728 --> 00:21:53,229
‫تو زیاد...

253
00:21:54,814 --> 00:21:56,441
‫بهم فکر نمی‌کنی؟

254
00:21:58,276 --> 00:22:00,737
‫خب، همیشه بهت فکر می‌کنم.

255
00:22:02,781 --> 00:22:04,324
‫داره خیلی جدی می‌شه.

256
00:22:04,866 --> 00:22:06,201
‫خب...

257
00:22:08,161 --> 00:22:11,164
‫نمی‌ذاریم بشه. خب؟

258
00:22:26,262 --> 00:22:27,680
‫بچه‌ها! شام حاضره!

259
00:22:31,810 --> 00:22:33,770
‫ای وای! عجب کله‌گنجشکی خوشمزه‌ایه!

260
00:22:33,770 --> 00:22:35,730
‫عزیزم، می‌شه لطفا بری خواهرت رو پیدا کنی...

261
00:22:35,730 --> 00:22:37,565
‫و بهش بگی می‌خوایم غذا بخوریم؟

262
00:22:37,565 --> 00:22:38,817
‫ای وای!

263
00:22:39,901 --> 00:22:42,987
‫پسره بیش از حد تلویزیون تماشا می‌کنه.

264
00:22:42,987 --> 00:22:46,908
‫پت! مگه نگفته بودیم سازت رو
‫روی میز شام نذاری؟

265
00:22:46,908 --> 00:22:49,619
‫آهای جنی! ایان! بیاین دیگه، بجنبین!

266
00:22:51,621 --> 00:22:52,997
‫راستی، بهت گفتم...

267
00:22:52,997 --> 00:22:54,874
‫خانواده گور تو فکرشن
‫از کلیسا کنار بکشن؟

268
00:22:55,500 --> 00:22:56,793
‫چی؟ واسه چی؟

269
00:22:58,086 --> 00:23:00,713
‫حال بتی از شبان جدیدمون به هم می‌خوره.

270
00:23:00,713 --> 00:23:03,049
‫راستش رو بخوای، به نظرم
‫کمی بی‌انصافی می‌کنه.

271
00:23:03,049 --> 00:23:06,553
‫همه که نمی‌تونن عین جکی
‫خاکی و مهربون باشن.

272
00:23:06,553 --> 00:23:08,805
‫خب، بهم گفت دیگه عروسک نیاریم.

273
00:23:09,639 --> 00:23:10,598
‫جانم؟

274
00:23:11,891 --> 00:23:13,309
‫چرت و پرت گفت.

275
00:23:13,309 --> 00:23:15,311
‫گفت دیگه وسط مراسم مخصوص کودکان
‫عروسک نیاریم.

276
00:23:19,149 --> 00:23:20,024
‫دقیقا.

277
00:23:21,651 --> 00:23:24,988
‫من که از همون اول بهتون می‌گفتم
‫طرف سنگدل و بی‌عاطفه است.

278
00:23:24,988 --> 00:23:26,948
‫رفتارش با همسرش
‫هم رفتارش با اموالشه.

279
00:23:26,948 --> 00:23:29,033
‫- همه‌تون متوجه شدین؟
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب.

280
00:23:29,033 --> 00:23:30,952
‫واسه چی مدام ازش دفاع می‌کنی کندی؟

281
00:23:30,952 --> 00:23:34,414
‫آخه راستش رو بخواین،
‫به جکی قول داده بودم ازش دفاع کنم.

282
00:23:35,999 --> 00:23:38,626
‫تازه، گاهی اوقات با خشم
‫جلومون نفس می‌کشه.

283
00:23:39,836 --> 00:23:43,715
‫این یکی تقصیر خودش نیست.
‫ظاهرا تو بچگی سرطان سینوس داشته.

284
00:23:44,340 --> 00:23:45,258
‫چی؟

285
00:23:46,467 --> 00:23:48,344
‫می‌خوام جکی برگرده.

286
00:23:48,344 --> 00:23:50,263
‫همه‌مون می‌خوایم عزیزم.
‫همه‌مون می‌خوایم. همه‌مون می‌خوایم.

287
00:23:51,139 --> 00:23:54,976
‫عذر می‌خوام که کمی دیر کردم.
‫شروع کنیم؟

288
00:23:54,976 --> 00:23:57,478
‫- بیاین اول مراسمات رو برگزار کنیم.
‫- جانم؟

289
00:23:59,189 --> 00:24:01,441
‫- آخه حوصله‌سربرن.
‫- بتی.

290
00:24:01,441 --> 00:24:07,030
‫بی‌عاطفه هم هست! اصلا واسه چی
‫باید عروسک‌های پت رو ممنوع می‌کردی؟

291
00:24:08,031 --> 00:24:10,158
‫من که ممنوعشون نکردم.

292
00:24:10,158 --> 00:24:12,702
‫فقط گفتم دیگه پیتر خرگوشه
‫در نقش حضرت مسیح نباشه.

293
00:24:12,702 --> 00:24:14,287
‫شاید کمی خودجوشی مفید باشه.

294
00:24:16,039 --> 00:24:18,291
‫گاهی اوقات خیال می‌کنم
‫اینجا رو با انجمن اجتماعی اشتباه می‌گیری.

295
00:24:18,291 --> 00:24:20,210
‫اینجا کلیساست بتی.

296
00:24:20,210 --> 00:24:21,461
‫لزومی نداره کلیسای حوصله‌سربری باشه.

297
00:24:21,461 --> 00:24:22,837
‫بتی.

298
00:24:23,588 --> 00:24:26,299
‫باید موقع جایگزینی افراد
‫کمی صبور باشیم.

299
00:24:27,884 --> 00:24:31,512
‫من بیمار نیستم دان.
‫لطفا عین بیمارها باهام رفتار نکن.

300
00:24:35,642 --> 00:24:36,768
‫چش شده؟

301
00:24:37,310 --> 00:24:39,729
‫به خاطر استرس بارداریه.

302
00:24:39,729 --> 00:24:42,148
‫خب، داشت کمی جوآن کراوفورد بازی درمی‌آورد.

303
00:24:42,148 --> 00:24:43,608
‫بچه رو که به دنیا بیاره،

304
00:24:43,608 --> 00:24:46,527
‫دوباره سرحال می‌شه
‫و بهتر می‌شه.

305
00:24:47,070 --> 00:24:48,488
‫آلن... نه، ولش کن.

306
00:24:49,614 --> 00:24:52,951
‫- چیه؟
‫- همون حرف قبلیمه.

307
00:24:55,036 --> 00:24:57,664
‫گمون نکنم از پس احساسم به تو بربیام.

308
00:25:00,500 --> 00:25:02,335
‫خودم هم می‌دونم گفته بودیم...

309
00:25:02,335 --> 00:25:04,462
‫عاشق شدنمون خلاف قانونه،

310
00:25:04,462 --> 00:25:06,673
‫ولی داره پیش میاد.
‫دارم عاشقت می‌شم.

311
00:25:07,382 --> 00:25:10,301
‫از جانب خودم می‌ترسم
‫و نگران پت می‌شم.

312
00:25:10,301 --> 00:25:14,806
‫آخه چنین مسئله‌ای
‫خیلی براش دشوار می‌شه.

313
00:25:14,806 --> 00:25:16,099
‫ضمنا...

314
00:25:16,099 --> 00:25:19,185
‫نمی‌خوام دوستیمون رو از دست بدم.

315
00:25:20,645 --> 00:25:22,397
‫فقط نمی‌خوام کسی اذیت بشه.

316
00:25:22,397 --> 00:25:24,023
‫من هم عین خودت نمی‌خوام...

317
00:25:24,023 --> 00:25:26,734
‫اوضاع از کنترل خارج بشه کندی،
‫ولی راستش رو بخوای،

318
00:25:29,320 --> 00:25:30,655
‫رابطه من و تو...

319
00:25:33,283 --> 00:25:34,951
‫به طریقی به رابطه خودم و بتی کمک کرده.

320
00:25:35,827 --> 00:25:38,913
‫- چه کمکی کرده؟
‫- صرفا حس می‌کنم...

321
00:25:40,873 --> 00:25:42,292
‫بهترم.

322
00:25:44,752 --> 00:25:47,213
‫گمون کنم به خاطر داشتن توئه.

323
00:25:48,423 --> 00:25:51,467
‫گفته بودیم اگه احساساتمون
‫بیش از حد دخیل شد،

324
00:25:51,467 --> 00:25:53,469
‫تمومش می‌کنیم.

325
00:25:55,638 --> 00:25:58,099
‫اولین قانونمون همین بود.

326
00:26:13,700 --> 00:26:16,100
‫[اتاق زایمان شماره یک]

327
00:26:16,409 --> 00:26:18,453
‫سرش معلوم شد.

328
00:26:30,256 --> 00:26:32,050
‫چه دختر خوشگلی دارین.

329
00:26:33,801 --> 00:26:35,511
‫کاملا بی‌نقصه.

330
00:27:35,650 --> 00:27:40,450
‫[ژوئیه ۱۹۷۹]

331
00:27:41,994 --> 00:27:44,497
‫خیلی نازه. اصلا...

332
00:27:44,497 --> 00:27:46,582
‫- از کلام بازموندم.
‫- ممنون.

333
00:27:49,085 --> 00:27:50,086
‫شاهدخته.

334
00:27:50,878 --> 00:27:53,548
‫عزیزم، گمون کنم باید واسه شاهدخت
‫همبازی جدید جور کنیم.

335
00:27:54,006 --> 00:27:55,800
‫- هاپو بگیریم؟
‫- من هاپو می‌خوام!

336
00:27:55,800 --> 00:27:56,884
‫من هم می‌خوام!

337
00:27:58,511 --> 00:28:00,263
‫خیلی نازه. می‌شه بغلش کنم؟

338
00:28:00,263 --> 00:28:01,514
‫معلومه!

339
00:28:03,182 --> 00:28:04,225
‫خیلی‌خب.

340
00:28:05,643 --> 00:28:08,688
‫وای خدایا. وای خدایا.

341
00:28:09,564 --> 00:28:12,233
‫واقعا نوزادها نظیر دارن؟

342
00:28:12,233 --> 00:28:15,194
‫گمون نکنم.

343
00:28:15,194 --> 00:28:19,031
‫راستش، بتانی واقعا خوشگل‌ترین بچه دنیاست.

344
00:28:19,031 --> 00:28:20,825
‫وای، ممنون.

345
00:28:20,825 --> 00:28:23,911
‫راستی، انگار حال بتی خوبه. حتی خوشحاله.

346
00:28:24,787 --> 00:28:26,247
‫خب، حالش بهتر شده.
‫حالش بهتر شده.

347
00:28:27,248 --> 00:28:30,334
‫راستش، هنوز گاهی اوقات
‫یهو قاطی می‌کنه.

348
00:28:30,334 --> 00:28:31,836
‫ولی...

349
00:28:32,837 --> 00:28:35,882
‫قراره چند روز دیگه بریم کانزاس...

350
00:28:35,882 --> 00:28:39,260
‫که بتانی رو با پدربزرگ
‫و مادربزرگش آشنا کنیم.

351
00:28:39,260 --> 00:28:41,179
‫خلاصه، هفته بعد نیستیم.

352
00:28:41,679 --> 00:28:43,890
‫آها، باشه. فهمیدم. باشه.

353
00:28:43,890 --> 00:28:46,976
‫ولی پنج‌شنبه همون هفته برمی‌گردیم.

354
00:28:48,144 --> 00:28:50,354
‫پس شاید جمعه همون هفته مناسب باشه.

355
00:28:50,980 --> 00:28:53,900
‫جمعه خوبه. پرستار بچه می‌گیرم.

356
00:28:54,734 --> 00:28:56,152
‫- چه عالی.
‫- خیلی‌خب.

357
00:29:09,707 --> 00:29:10,541
‫خب...

358
00:29:26,265 --> 00:29:28,226
‫- سلام!
‫- سلام! بالاخره اومدین!

359
00:29:29,685 --> 00:29:31,312
‫سلام عزیز دلم.

360
00:29:32,563 --> 00:29:33,981
‫- حالتون چطوره جناب؟
‫- چشممون رو روشن کردین.

361
00:29:33,981 --> 00:29:37,026
‫خیلی از دیدنت خوشحالم کوچولو.

362
00:29:37,026 --> 00:29:38,194
‫سلام!

363
00:30:24,323 --> 00:30:26,951
‫خردل خان تازه خوابیده بود
‫که زنگ در خونه‌اش رو زدن.

364
00:31:15,333 --> 00:31:16,375
‫سلام.

365
00:31:19,086 --> 00:31:22,340
‫- امشب خیلی سروصدا می‌کنن، مگه نه؟
‫- آره.

366
00:31:23,424 --> 00:31:25,509
‫تا حالا دلت خواسته بدونی
‫به همدیگه چی می‌گن؟

367
00:31:26,886 --> 00:31:30,264
‫خدا می‌دونه، ولی انگار خیلی خوشحالن.

368
00:31:34,060 --> 00:31:35,353
‫چیه؟

369
00:31:36,145 --> 00:31:37,563
‫هیچی.

370
00:31:39,398 --> 00:31:40,358
‫چرا این‌جوری نگاهم می‌کنی.

371
00:31:41,901 --> 00:31:43,110
‫همین‌جوری نگاهت می‌کنم،

372
00:31:45,196 --> 00:31:47,448
‫نگاهت می‌کنم و فکر می‌کنم.

373
00:31:47,448 --> 00:31:49,033
‫به چی فکر می‌کنی؟

374
00:31:52,161 --> 00:31:54,413
‫گاهی اوقات یادم می‌ره چقدر خوشگلی.

375
00:31:58,709 --> 00:32:00,002
‫پت.

376
00:33:00,563 --> 00:33:02,231
‫ببخشید عزیزم.

377
00:33:02,732 --> 00:33:04,650
‫ببخشید. آخه...

378
00:33:05,860 --> 00:33:07,903
‫امشب خیلی خسته‌ام.

379
00:33:20,332 --> 00:33:21,208
‫بهم دست نزن.

380
00:33:22,001 --> 00:33:23,252
‫ببین، عزیزم.

381
00:33:27,673 --> 00:33:29,175
‫خیال می‌کنی خبر ندارم...

382
00:33:32,011 --> 00:33:33,971
‫که دیگه ازم خوشت نمیاد؟

383
00:33:33,971 --> 00:33:35,681
‫که نمی‌خوای بهم دست بزنی؟

384
00:33:36,265 --> 00:33:38,058
‫بی‌انصافی نکن.

385
00:33:38,893 --> 00:33:39,769
‫این‌طور نیست.

386
00:33:39,769 --> 00:33:41,562
‫می‌خوای از انصاف بگیم آلن؟

387
00:33:41,562 --> 00:33:43,063
‫چطوره خودت شروع کنی؟

388
00:33:51,363 --> 00:33:53,908
‫مدام می‌گفت: «دیگه دوستم نداری.»

389
00:33:53,908 --> 00:33:57,119
‫- «دیگه دوستم نداری.»
‫- خب، بهش اطمینان خاطر دادی دیگه، مگه نه؟

390
00:33:57,119 --> 00:34:02,625
‫آره. ولی قانع شده
‫که چون بعد از زایمان...

391
00:34:02,625 --> 00:34:04,877
‫چاق شده، دیگه ازش خوشم نمیاد.

392
00:34:05,503 --> 00:34:06,837
‫ازش خوشت میاد؟

393
00:34:08,214 --> 00:34:09,215
‫معلومه.

394
00:34:10,508 --> 00:34:12,134
‫فقط خسته بودم.

395
00:34:12,134 --> 00:34:15,137
‫چون صبح تا شب پیش تو بودم،
‫کمرم خالی شده بود.

396
00:34:17,431 --> 00:34:19,850
‫جریان از این قراره
‫که اصلا خودش شروع نمی‌کنه.

397
00:34:21,143 --> 00:34:23,062
‫از قبل از به دنیا اومدن بتانی...

398
00:34:23,979 --> 00:34:27,775
‫سکس نداشتیم، واسه همین
‫الان که خودش بهم نزدیک شد...

399
00:34:27,775 --> 00:34:30,653
‫و ردش کردم، خیلی...

400
00:34:32,279 --> 00:34:33,322
‫می‌خوای چیکار کنی؟

401
00:34:37,743 --> 00:34:40,371
‫کندی، گمون کنم بهتر باشه
‫تمومش کنیم؟

402
00:34:45,501 --> 00:34:47,002
‫رابطه خودمون رو تموم کنیم؟

403
00:34:47,002 --> 00:34:49,713
‫رابطه خودمون رو؟ نه بابا! چی؟

404
00:34:50,589 --> 00:34:51,590
‫نه! نه.

405
00:34:51,590 --> 00:34:53,717
‫- خیلی‌خب.
‫- نه، داری بی‌انصافی می‌کنی!

406
00:34:53,717 --> 00:34:55,135
‫- نمی... خیلی‌خب، هیس.
‫- اصلا... نـ...

407
00:34:55,135 --> 00:34:57,805
‫نه! عه! به من نگو هیس!

408
00:34:59,807 --> 00:35:03,018
‫نمی‌شه که همین‌جوری یه آدم دیگه
‫و احساساتش رو خرد کنی.

409
00:35:03,018 --> 00:35:07,148
‫اصلا به من نگو هیس.

410
00:35:15,155 --> 00:35:17,825
‫دارم بتی رو اذیت می‌کنم کندی.

411
00:35:17,825 --> 00:35:21,287
‫رابطه نامشروعمون الان دیگه
‫داره رو زندگی مشترکم تأثیر می‌ذاره.

412
00:35:21,287 --> 00:35:24,999
‫یه بار نتونستی با بتی سکس کنی...

413
00:35:25,749 --> 00:35:27,126
‫و یهو...

414
00:35:28,210 --> 00:35:29,295
‫می‌خوای تمومش کنی؟

415
00:35:31,005 --> 00:35:32,756
‫منظورم این نیست که بهتره
‫حتما تمومش کنیم.

416
00:35:32,756 --> 00:35:34,925
‫پس منظورت چیه؟

417
00:35:36,468 --> 00:35:38,888
‫صرفا می‌گم بهتره بهش فکر کنیم.

418
00:35:40,973 --> 00:35:42,391
‫نمی‌خوام خودش یا پت رو اذیت کنم.

419
00:35:42,391 --> 00:35:46,061
‫نه. خب، آخه بهترین خواننده گروه سرودمونه.

420
00:35:47,187 --> 00:35:48,564
‫بیش از حد صمیمی شدیم.

421
00:35:50,190 --> 00:35:53,110
‫من هم می‌ترسم...

422
00:35:55,696 --> 00:35:58,032
‫که شاید دیگه عاشقش نباشم.

423
00:36:01,452 --> 00:36:02,870
‫ولی نباید بذارم این‌طور بشه.

424
00:36:03,829 --> 00:36:08,000
‫جفتمون داشتیم حفره‌های زندگی مشترکمون
‫رو با همدیگه پر می‌کردیم،

425
00:36:08,000 --> 00:36:09,793
‫ولی چنین کاری درست نیست.

426
00:36:10,586 --> 00:36:11,921
‫درست؟

427
00:36:16,383 --> 00:36:18,594
‫بیا کمی از شدتش بکاهیم.

428
00:36:34,443 --> 00:36:35,861
‫از همه‌تون خیلی ممنونم
‫که امروز تشریف آوردین...

429
00:36:35,861 --> 00:36:38,906
‫تا تو مراسم پی‌ریزی بست جدید
‫و خارق‌العاده‌ای شرکت کنین.

430
00:36:39,823 --> 00:36:42,284
‫خب، بریدن این روبان مایه افتخارمه.

431
00:36:44,000 --> 00:36:46,300
‫[خانه آینده طردشدگان از دیگر کلیساها]

432
00:36:57,200 --> 00:37:01,300
‫[سپتامبر ۱۹۷۹]

433
00:37:10,271 --> 00:37:12,314
‫- الو؟
‫- سلام.

434
00:37:13,273 --> 00:37:14,775
‫سلام غریبه.

435
00:37:15,693 --> 00:37:18,153
‫- حالت چطوره؟
‫- آره، خوبم.

436
00:37:19,947 --> 00:37:21,282
‫خوبم. آره. تو چطوری؟

437
00:37:21,282 --> 00:37:23,158
‫بدک نیستم.

438
00:37:23,158 --> 00:37:26,662
‫البته دلم واسه اون ناهارهای مخصوص تنگ شده.

439
00:37:28,038 --> 00:37:30,207
‫آره. دل من هم تنگ شده.

440
00:37:35,004 --> 00:37:35,879
‫حال بتی چطوره؟

441
00:37:38,173 --> 00:37:39,091
‫راستش...

442
00:37:40,175 --> 00:37:41,510
‫زیاد خوب نیست.

443
00:37:42,261 --> 00:37:45,889
‫بعد از اون شب که باهاش سکس نکردم،

444
00:37:45,889 --> 00:37:48,517
‫افسرده شد و هنوز بهتر نشده.

445
00:37:51,228 --> 00:37:53,230
‫خب، حال خودت چطوره؟

446
00:37:53,230 --> 00:37:55,858
‫بد نیستم. بد نیستم.

447
00:37:57,192 --> 00:37:58,527
‫دارم شغلم رو عوض می‌کنم.

448
00:37:58,527 --> 00:38:00,738
‫تو مخابرات
‫الایت‌گروپ کامپیوتر سیستمز کار می‌کنم.

449
00:38:00,738 --> 00:38:02,990
‫مگه از کار تو راکول خوشت نمی‌اومد؟

450
00:38:02,990 --> 00:38:04,033
‫چرا.

451
00:38:04,033 --> 00:38:07,661
‫آخه اگه بخوام تو این شرکت
‫پیشرفت کنم،

452
00:38:07,661 --> 00:38:09,413
‫باید بیشتر سفر کنم...

453
00:38:09,413 --> 00:38:12,750
‫- که بتی اصلا خوشش نمیاد.
‫- درسته.

454
00:38:16,128 --> 00:38:19,798
‫نظرت چیه با هم ناهار بخوریم
‫و حضوری صحبت کنیم؟

455
00:38:23,385 --> 00:38:27,473
‫منظورم این نیست که می‌خوام
‫رابطه‌مون تموم بشه کندی.

456
00:38:27,473 --> 00:38:29,433
‫نیست. ولی باید...

457
00:38:30,976 --> 00:38:34,271
‫باید رابطه‌ام با بتی بهتر بشه.

458
00:38:35,689 --> 00:38:37,358
‫قوی‌تر بشه.

459
00:38:37,358 --> 00:38:39,485
‫خودت گفته بودی با من بودن
‫کمکتون کرده بود.

460
00:38:39,485 --> 00:38:41,528
‫آره، به خودم کمک کرده بود.

461
00:38:41,528 --> 00:38:44,490
‫ولی به رابطه‌مون کمک نکرده بود.
‫به خودش که اصلا کمک نکرده بود.

462
00:38:46,950 --> 00:38:48,869
‫اصلا حالش بهتر شده؟

463
00:38:51,330 --> 00:38:53,916
‫می‌خواد به مرکز بهبود زندگی مشترک بریم.

464
00:38:55,209 --> 00:38:56,168
‫واقعا؟

465
00:38:58,295 --> 00:38:59,755
‫به نظرم به نفعمونه.

466
00:39:02,091 --> 00:39:04,009
‫مراسم بعدیشون اکتبره.

467
00:39:07,471 --> 00:39:08,430
‫چیه؟

468
00:39:09,473 --> 00:39:11,517
‫بهبود زندگی مشترک به رابطه‌مون خاتمه می‌ده.

469
00:39:13,477 --> 00:39:14,645
‫بیا ببینیم چی می‌شه.

470
00:39:16,647 --> 00:39:18,565
‫کندی، بیا ببینیم چی می‌شه دیگه.

471
00:39:30,244 --> 00:39:32,538
‫واقعا اصلا خوشم نمیاد
‫الان چنین درخواستی ازت بکنم.

472
00:39:33,247 --> 00:39:34,414
‫ولی...

473
00:39:36,083 --> 00:39:37,918
‫آخرهفته برگزار می‌شه...

474
00:39:37,918 --> 00:39:42,589
‫و خودم و بتی می‌خواستیم ببینیم
‫احیانا تو و پت...

475
00:39:42,589 --> 00:39:44,299
‫می‌تونین مواظب بچه‌هامون باشین؟

476
00:39:46,218 --> 00:39:47,636
‫آلیسا خیلی دوستت داره،

477
00:39:47,636 --> 00:39:50,806
‫بتی هم حاضر نیست بتانی رو
‫به کس دیگه‌ای بسپاره.

478
00:39:52,141 --> 00:39:54,059
‫خیلی... خیلی...

479
00:39:55,519 --> 00:39:56,812
‫چرا که نه؟

480
00:39:58,188 --> 00:39:59,148
‫خوشحال می‌شم.

481
00:40:10,550 --> 00:40:18,600
‫[مهمانسرای رویال کوچ دالاس]

482
00:40:27,467 --> 00:40:29,052
‫اصلا نگفته بودی قلعه دارن.

483
00:40:29,052 --> 00:40:30,846
‫خبر نداشتم عزیزم.

484
00:40:40,272 --> 00:40:42,191
‫اصلا مطمئن نیستم.

485
00:40:43,567 --> 00:40:46,278
‫خب، بیا امیدوار باشیم
‫حداقل غذاشون خوشمزه باشه.

486
00:40:47,821 --> 00:40:50,824
‫زن و شوهر باید همیشه...

487
00:40:50,824 --> 00:40:52,618
‫کنار همدیگه باشن.

488
00:40:52,618 --> 00:40:55,996
‫بهتره ذکر کنم که باید کنار
‫همسر خودتون باشین.

489
00:40:57,706 --> 00:41:02,336
‫گاهی اوقات زوجینی از کالیفرنیا میان،
‫واسه همین همیشه اطمینان حاصل می‌کنم.

490
00:41:02,336 --> 00:41:05,881
‫نباید تلویزیون‌های اتاق‌هاتون رو روشن کنین.

491
00:41:05,881 --> 00:41:09,551
‫کوتاه هم روشن نکنین.
‫از تلفن و روزنامه خبری نیست.

492
00:41:09,551 --> 00:41:11,345
‫هیچی نباید مانع...

493
00:41:11,345 --> 00:41:14,640
‫صحبت زوجین از مشکلاتشون بشه.

494
00:41:15,098 --> 00:41:17,392
‫خودم الان فرصت رو غنیمت شمرده...

495
00:41:17,392 --> 00:41:21,355
‫و اولین سوال بهبود زندگی مشترکتون رو
‫ازتون می‌پرسم،

496
00:41:21,355 --> 00:41:23,607
‫شما هم زحمت می‌کشین...

497
00:41:23,607 --> 00:41:26,902
‫جوابتون رو تو دفترچه بهبود زندگی مشترک
‫خودتون می‌نویسین.

498
00:41:26,902 --> 00:41:31,031
‫دفترچه‌تون تو اتاقتونه.
‫سوالم از این قراره:

499
00:41:32,616 --> 00:41:39,289
‫این آخرهفته واسه چی اومدم اینجا
‫و امیدوارم به چه نتیجه‌ای برسم؟

500
00:41:41,667 --> 00:41:44,878
‫با حروف خیلی درشتی نوشتن...

501
00:41:46,380 --> 00:41:49,925
‫کارمون که تموم شد، همدیگه رو می‌بوسیم
‫و دفترچه‌هامون رو با هم عوض می‌کنیم.

502
00:41:52,261 --> 00:41:57,140
‫بعدش جواب‌های همدیگه رو خونده
‫و از احساس ناشی از خوندنشون می‌گیم.

503
00:42:14,574 --> 00:42:16,201
‫خیلی اذیت می‌شی، مگه نه؟

504
00:42:16,201 --> 00:42:19,788
‫براشون خوشحالم.
‫برای آلن خوشحالم.

505
00:42:19,788 --> 00:42:21,748
‫داری خیلی اذیت می‌شی.

506
00:42:21,748 --> 00:42:25,043
‫خب، اعصابم خرد می‌شه
‫که الان باهاش تو اتاق هتله...

507
00:42:25,043 --> 00:42:27,713
‫و کارهای لزج می‌کنن.

508
00:42:27,713 --> 00:42:29,631
‫راستش، من کاری کردم
‫تو سکس پیشرفت کنه.

509
00:42:29,631 --> 00:42:32,926
‫حتی بوسه فرانسوی بلد نبود.
‫در واقع بهش یاد دادم.

510
00:42:32,926 --> 00:42:36,138
‫ولی انگار بتی بداخلاق
‫از ثمرات کارم لذت می‌بره...

511
00:42:36,138 --> 00:42:39,641
‫و من از بچه‌هاش پرستاری می‌کنم.

512
00:42:39,641 --> 00:42:40,767
‫واقعا؟

513
00:42:40,767 --> 00:42:43,061
‫خودت گفته بودی امکان نداره عاشقش بشی.

514
00:42:43,937 --> 00:42:46,982
‫فکری به سرم زد.
‫نظرت چیه امشب بریم بیرون؟

515
00:42:47,524 --> 00:42:49,943
‫کلاب جدیدی به تازگی افتتاح شده...

516
00:42:49,943 --> 00:42:51,486
‫و همه می‌گن خیلی باحاله.

517
00:42:51,486 --> 00:42:53,113
‫باید از بچه‌هاش پرستاری کنم.

518
00:42:53,113 --> 00:42:55,574
‫اذیت نکن دیگه!
‫پت می‌تونه مواظبشون باشه.

519
00:42:55,574 --> 00:42:58,577
‫دو سه ساعت دخترونه می‌ریم بیرون.

520
00:42:58,577 --> 00:42:59,578
‫خوش می‌گذره.

521
00:43:01,079 --> 00:43:04,333
‫راستش، گاهی اوقات
‫بهترین راه رسیدن به خوشحالی...

522
00:43:04,333 --> 00:43:06,001
‫وانمود کردنه.

523
00:43:06,001 --> 00:43:08,545
‫کافیه تسلیم توهم خوشحالی بشی.

524
00:43:08,545 --> 00:43:11,048
‫خب، خیال می‌کردم دارم با آلن
‫همین کار رو می‌کنم.

525
00:43:11,923 --> 00:43:15,510
‫- حتی بوسه فرانسوی بلد نبود.
‫- حتما می‌ریم.

526
00:43:15,510 --> 00:43:18,889
‫«صحبت از سکس واسه من هم دشواره.»

527
00:43:19,681 --> 00:43:22,684
‫«گاهی اوقات آدم نمی‌تونه
‫خونسرد و آروم باشه...»

528
00:43:22,684 --> 00:43:24,686
‫«که بتونه از سکس لذت ببره.»

529
00:43:25,979 --> 00:43:29,107
‫«گمون کنم آروم شدنش
‫برام از باقی بخش‌هاش دشوارتره.»

530
00:43:29,107 --> 00:43:31,485
‫«واسه همین سوئیس که بودیم،»

531
00:43:31,485 --> 00:43:35,030
‫«یه کوچولو یا یه عالمه شراب
‫حالم رو بهتر کرد.»

532
00:43:35,989 --> 00:43:39,910
‫«با خوردنش آروم شدم که بتونم
‫بالاخره رها باشم و ازش لذت ببرم.»

533
00:43:39,910 --> 00:43:42,746
‫«یعنی حالا که باید شراب بخورم
‫که عشق برام خوش‌آیندتر باشه،»

534
00:43:42,746 --> 00:43:44,956
‫«با سکس راحت نیستم؟»

535
00:43:44,956 --> 00:43:46,458
‫«نمی‌دونم.»

536
00:43:54,633 --> 00:43:56,802
‫چه حسی بهت دست می‌ده؟

537
00:43:56,802 --> 00:43:58,303
‫خب، حس می‌کنم...

538
00:43:59,638 --> 00:44:02,682
‫بیشتر از تزلزل‌هات آگاه شدم.

539
00:44:02,682 --> 00:44:04,976
‫گمون نکنم آگاهی حس محسوب بشه.

540
00:44:05,477 --> 00:44:08,271
‫قانونی واسه تعریف احساسات وضع نکردن.

541
00:44:08,271 --> 00:44:10,107
‫چرا، تو کتابچه‌هایی که بهمون دادن
‫نوشته بود.

542
00:44:10,107 --> 00:44:11,858
‫نظرمون مهم نیست.

543
00:44:12,818 --> 00:44:15,862
‫واکنش احساسیمون مهمه.

544
00:44:15,862 --> 00:44:20,200
‫آگاهی از تزلزلم نسبت به سکس
‫احساس محسوب نمی‌شه.

545
00:44:20,951 --> 00:44:24,287
‫نباید واکنش‌های همدیگه رو
‫قضاوت کنیم.

546
00:44:24,287 --> 00:44:27,457
‫- این رو هم نوشتن.
‫- من حرف‌های متعددی...

547
00:44:27,457 --> 00:44:29,835
‫راجع به سکس زدم،

548
00:44:33,171 --> 00:44:36,508
‫ولی تو پاسخ خاصی ندادی.
‫هیچ پاسخی ندادی.

549
00:44:38,218 --> 00:44:39,636
‫گمون کنم...

550
00:44:41,138 --> 00:44:42,514
‫از دلیلش خبر دارم آلن.

551
00:44:50,188 --> 00:44:51,398
‫من رو نمی‌خوای.

552
00:44:54,151 --> 00:44:56,945
‫- این‌طور نیست.
‫- نه، اصلا بهم دست نمی‌زنی، ضمنا...

553
00:44:56,945 --> 00:44:59,614
‫آخه رفتار خودت حکم می‌کنه
‫بهت دست نزنم.

554
00:44:59,614 --> 00:45:01,324
‫قاعده اصلی...

555
00:45:03,410 --> 00:45:06,329
‫بهبود زندگی مشترک صداقته.

556
00:45:08,915 --> 00:45:14,087
‫به من میل جنسی داری آلن؟

557
00:45:16,256 --> 00:45:18,717
‫بهت قول می‌دم دارم.

558
00:45:24,181 --> 00:45:26,099
‫دارم. ببین.

559
00:45:28,268 --> 00:45:29,394
‫چیه؟

560
00:45:30,896 --> 00:45:34,649
‫خیلی نگران بودم و می‌ترسیدم
‫که من رو نخوای.

561
00:45:34,649 --> 00:45:37,486
‫که نخوای با من باشی.
‫که حتی شاید...

562
00:45:38,445 --> 00:45:39,404
‫دیگه عاشقم نباشی.

563
00:45:40,071 --> 00:45:42,616
‫خب، این‌طور نیستم. هستم. عاشقتم.

564
00:45:42,616 --> 00:45:44,409
‫بتی.

565
00:45:44,409 --> 00:45:45,535
‫من می‌خوامت.

566
00:45:46,953 --> 00:45:49,080
‫چون می‌خوامت اومدیم اینجا.

567
00:45:50,832 --> 00:45:51,958
‫چون دلم برات تنگ شده اومدیم.

568
00:46:02,511 --> 00:46:03,845
‫دوست دارم زنا کنیم.

569
00:46:12,938 --> 00:46:14,356
‫دوست دارم بکنیم.

570
00:47:16,126 --> 00:47:17,919
‫جسم عیسی مسیح تقدیم به شما.

571
00:47:17,919 --> 00:47:23,174
‫متوجه شدم احساسم «ازت خوشم نمیاد» نبود،

572
00:47:23,174 --> 00:47:26,261
‫بلکه «چون خیلی به شرایطمون عادت کردم،»

573
00:47:26,261 --> 00:47:27,721
‫«با دیدنت هیجان‌زده نمی‌شم» بود.

574
00:47:27,721 --> 00:47:29,514
‫جسم عیسی مسیح تقدیم به شما.

575
00:47:29,514 --> 00:47:31,349
‫می‌خوام احساساتت رو خیلی بیشتر
‫باهام در میون بذاری...

576
00:47:31,349 --> 00:47:34,477
‫و می‌خوام احساسات خودم رو
‫باهات در میون بذارم.

577
00:47:39,524 --> 00:47:41,929
‫وقتی به دورانی که بیشتر
‫خونه نبودی فکر می‌کنم.

578
00:47:41,953 --> 00:47:43,820
‫اون روزها رو
‫با ترس به خاطر میارم.

579
00:47:43,820 --> 00:47:45,947
‫خونی که عیسی مسیح براتون ریخته.

580
00:47:45,947 --> 00:47:47,073
‫به احساس تنهاییم فکر می‌کنم.

581
00:47:47,073 --> 00:47:48,867
‫خونی که عیسی مسیح براتون ریخته.

582
00:47:48,867 --> 00:47:52,787
‫وقتی تو خونه تنها بودم،
‫اصلا بابت امنیتم نمی‌ترسیدم،

583
00:47:52,787 --> 00:47:54,456
‫ولی احساس تنهایی...

584
00:47:56,082 --> 00:47:59,294
‫بدترین احساس دنیاست.

585
00:47:59,294 --> 00:48:01,838
‫انگار آدم تو تونل تاریکیه...

586
00:48:01,838 --> 00:48:04,591
‫و کلی راه تا نور مونده.

587
00:48:05,175 --> 00:48:07,802
‫تا سالم و سلامت برنگردی خونه،

588
00:48:07,802 --> 00:48:09,804
‫از نور خبری نیست.

589
00:48:09,804 --> 00:48:13,725
‫گاهی اوقات هم که نبودی،
‫تونله خیلی طولانی می‌شد.

590
00:48:14,726 --> 00:48:19,898
‫اینجانب، آلن، تو رو به نام خدا
‫به همسری خود برمی‌گزینم بتی.

591
00:48:19,898 --> 00:48:25,528
‫از امروز به بعد همیشه کنارت می‌مونم.

592
00:48:25,528 --> 00:48:29,199
‫در شرایط خوب و بد،
‫فقر و ثروت کنارت می‌مونم.

593
00:48:29,199 --> 00:48:32,202
‫در شرایط خوب و بد،
‫فقر و ثروت کنارت می‌مونم.

594
00:48:32,202 --> 00:48:34,621
‫در شرایط خوب و بد،
‫فقر و ثروت کنارت می‌مونم.

595
00:48:34,621 --> 00:48:36,122
‫بهت عشق می‌ورزم و گرامی می‌دارمت.

596
00:48:36,748 --> 00:48:37,957
‫بهت عشق می‌ورزم و گرامی می‌دارمت.

597
00:48:39,417 --> 00:48:44,047
‫تا زمان جداییمون به دست مرگ
‫کنارت می‌مونم.

598
00:48:46,508 --> 00:48:47,926
‫از صمیم قلب سوگند می‌خورم.

599
00:48:48,343 --> 00:48:49,761
‫از صمیم قلب سوگند می‌خورم.

600
00:48:50,679 --> 00:48:54,849
‫مایه افتخارمه که به وسیله
‫قدرتی که عیسی مسیح و خداوند بزرگ...

601
00:48:54,849 --> 00:48:56,726
‫در اختیارم قرار دادن،

602
00:48:56,726 --> 00:48:59,145
‫شما رو مجددا...

603
00:48:59,145 --> 00:49:01,147
‫زن و شوهر اعلام کنم.

604
00:49:15,000 --> 00:49:30,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

605
00:49:36,975 --> 00:49:39,394
‫- سلام!
‫- سلام!

606
00:49:44,524 --> 00:49:45,859
‫سلام!

607
00:49:46,735 --> 00:49:48,862
‫- سلام.
‫- سلام عزیزم. خوش گذشت؟

608
00:49:48,862 --> 00:49:50,447
‫- آره. آره.
‫- واقعا؟

609
00:49:50,447 --> 00:49:52,657
‫- عه. چه عالی.
‫- چطور بود؟

610
00:49:52,657 --> 00:49:55,827
‫- سلام پت، باز هم مرسی.
‫- سلام آلن! خواهش می‌کنم. زحمتی نبود.

611
00:49:56,536 --> 00:49:57,495
‫سلام.

612
00:50:09,924 --> 00:50:12,051
‫فرشته کوچولوم اینجاست!

613
00:50:12,051 --> 00:50:14,012
‫چطور بود؟

614
00:50:14,012 --> 00:50:16,890
‫عین فرشته کوچولوها بی‌نقص بود.

615
00:50:18,099 --> 00:50:19,142
‫سلام.

616
00:50:19,809 --> 00:50:21,186
‫بگیرش.

617
00:50:21,686 --> 00:50:22,854
‫ممنون.

618
00:50:24,063 --> 00:50:28,860
‫خیلی ممنون که مواظبشون بودی.
‫به شدت سپاس‌گزارم.

619
00:50:28,860 --> 00:50:31,404
‫شوخیت گرفته؟
‫خیلی دوستشون دارم.

620
00:50:31,404 --> 00:50:34,532
‫مخصوصا چون جنی وقتی آلیسا خونه‌مونه،
‫مهربون‌تر می‌شه.

621
00:50:36,951 --> 00:50:38,703
‫دلم برات تنگ شده بود دختر کوچولوی قشنگم.

622
00:50:39,329 --> 00:50:40,538
‫خب، چطور بود؟

623
00:50:43,291 --> 00:50:44,250
‫شگفت‌انگیز بود.

624
00:50:45,585 --> 00:50:47,921
‫- واقعا؟
‫- واقعا حرف نداشت.

625
00:50:47,921 --> 00:50:49,839
‫چه عالی.

626
00:50:49,839 --> 00:50:51,966
‫من مطمئن نبودم. اصلا مطمئن نبودم.

627
00:50:52,717 --> 00:50:56,387
‫ولی به خدا قسم
‫حرف نداشت.

628
00:50:58,640 --> 00:51:01,935
‫بهتره خودت و پت
‫هم به فکرش باشین.

629
00:51:01,935 --> 00:51:04,145
‫- منظورم این نیست که نیاز داشته باشین‌ها.
‫- همه‌چی آماده است عزیزم.

630
00:51:05,063 --> 00:51:07,357
‫خیلی‌خب. اومدم.

631
00:51:07,357 --> 00:51:10,151
‫- باز هم خیلی ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

632
00:51:10,151 --> 00:51:11,277
‫خواهش می‌کنم.

633
00:51:14,364 --> 00:51:15,490
‫مواظب باش.

634
00:51:16,908 --> 00:51:18,284
‫- ردیفه؟
‫- سلام.

635
00:51:24,457 --> 00:51:26,751
‫خب، بتی می‌گه خوب بود.

636
00:51:26,751 --> 00:51:30,255
‫اصلا انتظار نداشتم این‌قدر خوب باشه.

637
00:51:30,255 --> 00:51:32,215
‫خوشحال شدم.

638
00:51:32,215 --> 00:51:33,925
‫- بهت زنگ می‌زنم.
‫- باشه.

639
00:51:35,301 --> 00:51:36,344
‫خداحافظ!

640
00:51:41,766 --> 00:51:43,726
‫خیلی‌خب. دیگه باید ردیف شده باشه.

641
00:51:47,647 --> 00:51:50,650
‫- باز هم مرسی بچه‌ها.
‫- خواهش.

642
00:51:53,570 --> 00:51:54,946
‫- ممنون که...
‫- خداحافظ!

643
00:51:58,992 --> 00:52:00,910
‫- خداحافظ!
‫- خداحافظ بچه‌ها.

644
00:52:00,934 --> 00:52:17,934
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

645
00:52:17,958 --> 00:52:31,958
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

