﻿1
00:00:01,390 --> 00:00:15,326
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:15,350 --> 00:00:17,102
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام.

3
00:00:17,126 --> 00:00:32,592
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

4
00:00:32,616 --> 00:00:33,994
‫آخ!

5
00:00:33,994 --> 00:00:36,496
‫هنوز 23 ثانیه وقت دارم‌ها!

6
00:00:36,520 --> 00:00:51,028
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

7
00:00:51,052 --> 00:00:52,345
‫یه ثانیه صبر کن سایمون!

8
00:01:03,106 --> 00:01:04,690
‫عالیه.

9
00:01:04,690 --> 00:01:06,318
‫- بسه دیگه.
‫- یه لحظه وایسا!

10
00:01:09,112 --> 00:01:10,572
‫پنج دقیقه‌ات تموم شده. بیا بریم.

11
00:01:13,199 --> 00:01:14,910
‫صبر کن. وای... وایسا.

12
00:01:14,910 --> 00:01:17,370
‫خیله‌خب، وایسا دیگه.

13
00:01:18,788 --> 00:01:20,290
‫خدای من. خیله‌خب، تمومه.

14
00:01:21,082 --> 00:01:23,585
‫بیا، بیا بریم... کثیف شد.

15
00:01:23,585 --> 00:01:26,087
‫بجنب، بجنب، بجنب.
‫بدو بریم، بدو بریم.

16
00:01:27,339 --> 00:01:29,841
‫- خیله‌خب، اینم از این.
‫- لازمش داری؟

17
00:01:29,841 --> 00:01:31,593
‫- امروزم می‌رم خونه ببینم عزیزم.
‫- باشه.

18
00:01:31,593 --> 00:01:32,886
‫خونه‌ای که پنج تا سرویس داشته باشه؟

19
00:01:32,886 --> 00:01:35,013
‫یکی برای هر کدوم از اعضای خونواده‌ـمون.

20
00:01:35,013 --> 00:01:36,097
‫باورت می‌شه؟ آخه...

21
00:01:36,097 --> 00:01:37,766
‫اصلا نمی‌دونستم همچین چیزی وجود داره.
‫مثل قصر می‌مونه.

22
00:01:37,766 --> 00:01:39,476
‫قراره انقدری سرویس بهداشتی داشته باشیم
‫که دیگه ندونیم باهاشون چیکار بکنیم.

23
00:01:39,476 --> 00:01:40,810
‫مهمه اصلا برات؟ خودت که سرکار می‌شاشی.

24
00:01:40,810 --> 00:01:42,479
‫- نباید بگیم «می‌شاشی».
‫- درسته، ببخشید.

25
00:01:42,479 --> 00:01:45,690
‫خب می‌دونی چیه؟ وقتی‌که از اینجا کوچ کردیم،
‫مثل یه پادشاه توی خونه می‌شاشم.

26
00:01:45,690 --> 00:01:46,900
‫شاش، شاش، شاش.

27
00:01:46,900 --> 00:01:48,985
‫- نگو «شاش».
‫- باگت کو؟

28
00:01:48,985 --> 00:01:50,487
‫- چی؟ کدوم باگت؟
‫- واسه کلاس فرانسه‌ام

29
00:01:50,487 --> 00:01:51,988
‫باگت و کلاه «بره» می‌خوام.
‫کجان؟

30
00:01:51,988 --> 00:01:54,699
‫چی؟ اولین باریِ که دارم
‫حرفی از باگت و کلاه بره می‌شنوم.

31
00:01:54,699 --> 00:01:56,076
‫- وای خدای من، مامان.
‫- چی؟ نمی...

32
00:01:56,076 --> 00:01:58,662
‫خانم لارن بهم ایمیل نزد که.
‫تو چیزی درمورد باگت شنیدی؟

33
00:01:58,662 --> 00:02:00,163
‫- شرمنده، نه والا. باید برم.
‫- کلاه چی؟

34
00:02:00,163 --> 00:02:01,248
‫- خب فعلا.
‫- موفق باشید.

35
00:02:01,248 --> 00:02:02,874
‫- بسته نمی‌شه چون...
‫- میُفتم!

36
00:02:02,874 --> 00:02:04,251
‫- اینو بیار بیرون.
‫- باشه رفیق.

37
00:02:04,251 --> 00:02:07,587
‫- نمی‌خوام... بذار باشه!
‫- باشه ولی کیفـت بسته نمی‌شه‌ها.

38
00:02:09,130 --> 00:02:11,231
«عشق افلاطونی»
[فصل اوّل، قسمت دوّم]

39
00:02:22,686 --> 00:02:26,731
‫- خب دیشب با «ویل» چطور گذشت؟
‫- خب سی ثانیه‌اش خوش گذشت.

40
00:02:26,731 --> 00:02:28,692
‫و بعدش باز دوباره الم‌شنگه به پا شد.

41
00:02:28,692 --> 00:02:30,986
‫عملا ساعت یک نصفِ شب وسط خیابون

42
00:02:30,986 --> 00:02:32,654
‫داشتیم سر همدیگه جیغ و داد می‌کشیدیم.

43
00:02:32,654 --> 00:02:35,532
‫وای خدای من، شنیدنـش...

44
00:02:35,532 --> 00:02:37,701
‫...باعث می‌شه نسبت به 20 سال
‫گذشته‌ام، بیشتر احساس سرزندگی بکنم.

45
00:02:37,701 --> 00:02:39,494
‫کم کم باید بیشتر جیغ و داد بکشم.

46
00:02:39,494 --> 00:02:40,912
‫- جیغ و داد کشیدن خیلی مهمه.
‫- می‌دونم.

47
00:02:40,912 --> 00:02:42,038
‫غر زدن مهم نیست.

48
00:02:42,038 --> 00:02:44,332
‫نه واقعا... نمی‌خوام دروغ بگم،
‫شب محشری بود.

49
00:02:44,332 --> 00:02:46,585
‫اما نمی‌تونم.... واقعا،

50
00:02:46,585 --> 00:02:48,920
‫توی زندگیـم وقتی برای
‫مشکلات ساختگی و الکی ندارم.

51
00:02:48,920 --> 00:02:51,798
‫همینجوریش به اندازۀ کافی مشکلات دارم.
‫مثلا یکیـش اون.

52
00:02:51,798 --> 00:02:55,552
‫قراره برای بار سوم خونۀ
.توی «انسینو» رو ببینم

53
00:02:55,552 --> 00:02:58,054
‫بخدا قسم اگه نخرمش،
‫دیگه ولـم می‌کنه.

54
00:02:58,054 --> 00:02:59,890
‫مگه بهت نگفته بودم «دایان»

55
00:02:59,890 --> 00:03:01,433
‫- رو واسه مشاور املاکیت استخدام نکنی؟
‫- می‌دونم، می‌دونم.

56
00:03:01,433 --> 00:03:03,560
‫یه مادر شاغلـه.
‫در حدِّش نیستیم که.

57
00:03:03,560 --> 00:03:05,353
‫کت پوشیده تنش بابا.

58
00:03:05,353 --> 00:03:06,771
‫- فهمیدیم بابا. کارمندی تو.
‫- آره.

59
00:03:06,771 --> 00:03:08,940
‫بعضی‌هامون هنوز
‫درگیر کار توی خونه هستیم.

60
00:03:08,940 --> 00:03:11,902
‫فقط بخاطر اینکه گرمکن پوشیدم،
‫دلیل نمی‌شه که شغل واقعی ندارم.

61
00:03:11,902 --> 00:03:13,820
‫- خیلی باکلاسه. می‌دونم.
‫- آره.

62
00:03:13,820 --> 00:03:16,698
‫می‌دونم.
‫اگه هیچکدوممون مادر نبودیم،

63
00:03:16,698 --> 00:03:19,159
‫اصلا امکان نداشت حاضر بشه
‫باهام همکاری بکنه.

64
00:03:19,159 --> 00:03:21,119
‫- هرگز.
‫- سلام!

65
00:03:21,119 --> 00:03:23,496
‫- دایان!
‫- اداش رو درنیار... اداش رو درنیار.

66
00:03:23,496 --> 00:03:26,041
‫- سلام سیلویا.
‫- سلام.

67
00:03:26,041 --> 00:03:29,502
‫عجب روز هیجان‌انگیزی.
‫یه تخفیفی زدیم.

68
00:03:29,502 --> 00:03:33,048
‫درسته. امروز رسما باید با پول
‫یه خونه‌ای بخریم.

69
00:03:33,048 --> 00:03:34,883
‫چون این خانم باعث شده
‫خودم رو به زمین و زمان بکوبم.

70
00:03:34,883 --> 00:03:36,176
‫- من رو می‌گه!
‫- امسال بیشتر از

71
00:03:36,176 --> 00:03:38,094
‫40‏ تا خونه رو دیدیم.

72
00:03:38,094 --> 00:03:39,888
‫- نه.
‫- الن و پورشا توی یه روز

73
00:03:39,888 --> 00:03:41,389
‫خونه‌ـشون رو خریدن.

74
00:03:41,389 --> 00:03:43,808
‫- چیزهای خوبی درمورد الن شنیدم.
‫- منم همینطور!

75
00:03:43,808 --> 00:03:45,685
‫بهش گفته بودم: «هیچ میون‌بُری نیست.

76
00:03:45,685 --> 00:03:48,230
‫نمی‌شه که یه خونۀ بزرگ
‫و تازه‌ساخت

77
00:03:48,230 --> 00:03:49,773
‫رو توی یه مکان عالی
‫با قیمت مناسب پیدا کنید.»

78
00:03:49,773 --> 00:03:52,025
‫آره، حق با تو بود.
‫حق با تو بود. من اشتباه می‌کردم.

79
00:03:52,025 --> 00:03:55,362
‫و چیزی هم که گیرشون اومد
‫یه خونۀ کلنگی فوق‌العاده بود.

80
00:03:55,362 --> 00:03:57,113
‫- عه...
‫- منظورم اینه که خب قطعا یه پروژه‌ست.

81
00:03:57,113 --> 00:04:00,700
‫اما حالا که کوچولوش مهدکودکـه،
‫پروژۀ رویاییِ بعدیش خواهد بود.

82
00:04:00,700 --> 00:04:02,869
‫بالاخره وقتـش رو پیدا کردم.

83
00:04:02,869 --> 00:04:05,038
‫خب بگذریم. گوش کنید خانم‌ها.
‫من دیرم می‌شه.

84
00:04:05,038 --> 00:04:07,832
‫باید برم «مالیبو» تا یه
‫خونۀ ساحلی رو به مشتری نشون بدم.

85
00:04:07,832 --> 00:04:10,627
‫نمی‌تونم بگم مالِ کیه
‫اما با اسم «شمین لیزل» هم‌قافیه‌ست.

86
00:04:10,627 --> 00:04:11,920
‫اوه!

87
00:04:11,920 --> 00:04:14,756
‫اما دیرتر برمی‌گردم که ببینمتون.

88
00:04:14,756 --> 00:04:16,550
‫- ممنون دایان. تو بهترینی.
‫- خداحافظ.

89
00:04:16,550 --> 00:04:18,593
‫بابت سخت‌کوشی و صبوریت ممنون.

90
00:04:18,593 --> 00:04:19,970
‫- موفق باشی.
‫- می‌دونی چی عجیبـه؟

91
00:04:19,970 --> 00:04:21,221
‫خدای من.

92
00:04:21,221 --> 00:04:24,057
‫شمین لیزل اسم واقعیِ جد پدربزرگم
‫از استونیاست.

93
00:04:24,057 --> 00:04:26,601
‫- نه. نه.
‫- پاپی شمین. اوهوم.

94
00:04:27,686 --> 00:04:31,189
‫فکر کردم شمین لیزل، فرزندِ پنجمِ
‫خونوادۀ وان‌ترپـه.

95
00:04:31,189 --> 00:04:33,024
‫- عه آره شنیده بودم. آره.
‫- شمینی. شمینی.

96
00:04:33,024 --> 00:04:34,943
‫وای عزیزم.

97
00:04:36,063 --> 00:04:37,703
‫[مشنگ]

98
00:04:37,821 --> 00:04:41,658
‫خب دیگه چه خبر؟
‫قراره امروز یه کار مهیجی انجام بدیم؟

99
00:04:41,658 --> 00:04:43,994
‫- خدای من. خیلی خفنـه.
‫- خب، بگو ببینم چیه.

100
00:04:43,994 --> 00:04:46,371
‫بریم سوابق واکسیناسیون رو
‫برای سم ببریم.

101
00:04:46,371 --> 00:04:48,623
‫اولین اردوگاهی که مونده بود.
‫آره، واقعا هیجان‌انگیزه. آره.

102
00:04:48,623 --> 00:04:50,875
‫- عاشق این روزهامونم.
‫- اوه، منظورت هرروزه؟

103
00:04:50,875 --> 00:04:52,168
‫وای آره.

104
00:05:03,889 --> 00:05:07,392
‫سلام سیلویا. ویل‌ـم.
‫شرایط اضطراری و وحشتناکیـه.

105
00:05:07,392 --> 00:05:08,685
‫حتما بهم زنگ بزن.

106
00:05:13,857 --> 00:05:14,900
‫چه خبر شده؟

107
00:05:14,900 --> 00:05:18,194
‫هیچ مسئلۀ اضطراریی وجود نداره.
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم.

108
00:05:18,194 --> 00:05:19,362
‫حالت چطور مطوره؟

109
00:05:19,362 --> 00:05:21,072
‫خب. چیه... چی می‌خوای؟

110
00:05:21,072 --> 00:05:22,741
‫بیا صحبت کنیم. داری چیکار می‌کنی؟

111
00:05:22,741 --> 00:05:24,659
‫چی... چه خبر شده؟

112
00:05:24,659 --> 00:05:28,997
‫خیله‌خب. بذار بگم چی شده.
‫کارت بانکیت رو توی بارم جا گذاشتی.

113
00:05:28,997 --> 00:05:30,206
‫وای لعنتی.

114
00:05:30,206 --> 00:05:31,750
‫اگه می‌خواستی دوباره باهام وقت بگذرونی،

115
00:05:31,750 --> 00:05:33,209
‫نیازی به چنین حرکتی نبود که.

116
00:05:33,209 --> 00:05:36,171
‫- فقط کافی بود به ناهار دعوتم کنی.
‫- واقعا... وقتی برای این کارها ندارم.

117
00:05:36,171 --> 00:05:37,505
‫- پس ناهار؟
‫- نه.

118
00:05:37,505 --> 00:05:38,548
‫- عصرونه؟
‫- نه.

119
00:05:38,548 --> 00:05:41,509
‫دیم سام؟ پیشنهاد آخرمه.
‫نیای بخوری، قطعا پشیمون می‌شی.
‫(نوعی صبحونۀ کشور مالزی)

120
00:05:41,509 --> 00:05:42,636
‫باشه. خداحافظ ویل.

121
00:05:42,636 --> 00:05:45,472
‫بیخیال. وایسا، وایسا، وایسا.
‫کارت بانکیت رو نمی‌خوای؟

122
00:05:45,472 --> 00:05:48,642
‫دیشب نصف شب، وسط خیابون
‫سرم جیغ و داد کشیدی.

123
00:05:48,642 --> 00:05:51,937
‫هیچکسی جز سه تا بچه‌هام،
‫اینطوری باهام رفتار نمی‌کنه.

124
00:05:51,937 --> 00:05:54,439
‫تو هم سرم داد کشیدی.
‫داد کشیدیم دیگه. طبیعیـه.

125
00:05:54,439 --> 00:05:57,525
‫بعدش به همدیگه پیام دادیم.
‫چیزی نیست. چیزی نیست. مشکلی نیست.

126
00:05:57,525 --> 00:05:58,860
‫من فراموشش کردم. تو هم فراموشش کن.

127
00:05:58,860 --> 00:05:59,945
‫خودت فراموشش کن.

128
00:06:04,908 --> 00:06:07,452
‫خب دوباره آب جمع شده
‫اما می‌ترسم سیفون رو بکشم.

129
00:06:07,452 --> 00:06:10,580
‫نمی‌دونم. ممکنه با تلمبه زدن درست بشه،
‫ولی شاید هم بدترش بکنه.

130
00:06:10,580 --> 00:06:12,666
‫عه واقعا؟
‫باید بیای خونه درستش کنی.

131
00:06:12,666 --> 00:06:14,668
‫واقعا آمادۀ رفتن از این خراب‌شده‌ام.

132
00:06:14,668 --> 00:06:16,753
‫- از پسش برمیای.
‫- وای خدای من، سرازیر شده!

133
00:06:16,753 --> 00:06:18,421
‫- چیکار کردی مگه؟
‫- هیچی بابا، فقط داشتم نگاهش می‌کردم.

134
00:06:18,421 --> 00:06:22,509
‫وای نه! همه‌جا پخش شده.
‫وای! چرا زندگیـم اینطوریه؟

135
00:06:22,509 --> 00:06:24,427
‫نیاز داری که بیام خونه؟

136
00:06:24,427 --> 00:06:26,471
‫- خدافظ.
‫- خدافظ. دوستت دارم عزیزم.

137
00:06:26,471 --> 00:06:27,889
‫مستراح!

138
00:06:27,889 --> 00:06:30,350
‫لعنتی. گندش بزنن. نه! نه!

139
00:06:36,690 --> 00:06:38,358
‫لعنتی.

140
00:06:38,358 --> 00:06:40,485
‫وای اومدم!

141
00:06:42,946 --> 00:06:44,155
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

142
00:06:44,155 --> 00:06:46,950
‫- اسمش «قهرمان بازی درآوردن»ـه.
‫- وقت برای این خزئبلات ندارم.

143
00:06:46,950 --> 00:06:49,661
‫من آدم بزرگی هستم.
‫در مدحِ من شعر می‌نویسن.

144
00:06:49,661 --> 00:06:52,038
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- می‌تونی بیای کمکـم کنی؟

145
00:06:52,038 --> 00:06:54,583
‫می‌تونم از این آووکادوها بردارم؟

146
00:06:55,500 --> 00:06:56,543
‫آخ.

147
00:06:57,210 --> 00:06:59,129
‫وای خدا، وای خدا.

148
00:06:59,129 --> 00:07:00,797
‫بهت قول می‌دم، فقط آبـه.

149
00:07:00,797 --> 00:07:02,465
‫- عه واقعا؟ باشه.
‫- یه کاری کن قطع بشه.

150
00:07:02,465 --> 00:07:04,009
‫نمی‌دونم چطوری جلوش رو بگیرم.

151
00:07:04,593 --> 00:07:06,553
‫شرایط خوبی نیست.

152
00:07:07,095 --> 00:07:08,805
‫تو این کار رو کردی؟ کار تو بوده؟

153
00:07:08,805 --> 00:07:10,181
‫- می‌تونی درستش کنی؟
‫- بعله.

154
00:07:11,182 --> 00:07:12,475
‫بفرما.

155
00:07:12,475 --> 00:07:15,562
‫- ممنون. خیلی ممنونم.
‫- بفرما. تِی‌ات کجاست؟

156
00:07:15,562 --> 00:07:19,441
‫توی آشپزخونه‌ست اما...
‫نیازی نیست که چنین کاری بکنی.

157
00:07:19,441 --> 00:07:22,986
‫مشکلی نیست.
‫60‏ درصد بارتندر بودن، تِی زدنـه.

158
00:07:22,986 --> 00:07:24,446
‫ممنون. داری لطف می‌کنی.

159
00:07:24,446 --> 00:07:26,156
‫خونه‌اتون خیلی قشنگه. خیلی دنجـه.

160
00:07:26,156 --> 00:07:27,365
‫منظورت کوچیکـه.

161
00:07:27,365 --> 00:07:28,867
‫نه، منظورم اینه که خیلی دنجـه.

162
00:07:29,534 --> 00:07:32,746
‫وای خدای من. آیپدِ پسرمه.

163
00:07:32,746 --> 00:07:36,458
‫وای آیپد مخفی. پورن تماشا می‌کنه.

164
00:07:36,458 --> 00:07:37,959
‫- هشت سالشه‌ها.
‫- خب؟

165
00:07:38,501 --> 00:07:40,795
‫من هشت سالـم که بود،
.بدجور حال‌به‌هم‌زن بودم

166
00:07:42,297 --> 00:07:44,299
‫- اونجا نریز. چندشه.
‫- چرا؟

167
00:07:44,299 --> 00:07:46,468
‫- چرا چندشـه؟
‫- چون توی وان حموم دراز می‌کشیم.

168
00:07:46,468 --> 00:07:48,887
‫- چندش نیست که. می‌شه این آب رو خورد حتی.
‫- خیلی کارها می‌شه کرد.

169
00:07:48,887 --> 00:07:50,388
‫- دقیقا. تشنه‌اتـه؟
‫- لطفا ببرش اون...

170
00:07:50,388 --> 00:07:52,766
‫می‌خوای آب رشته‌های تی رو بخوری؟

171
00:07:53,808 --> 00:07:56,603
‫می‌خوای بعد اینجا چیکار کنیم؟
‫بریم ساحل؟

172
00:07:56,603 --> 00:07:58,939
‫یکمی صدف بخوریم؟ یا یه فیلمی ببینیم؟

173
00:07:58,939 --> 00:08:03,318
‫نمی‌تونم. کار دارم. درواقع می‌خوام
‫مبلغ پیشنهادیِ یه خونه‌ای رو بدم.

174
00:08:03,318 --> 00:08:05,153
‫آره، بعد از اینکه برای دور آخر ببینمش.

175
00:08:05,153 --> 00:08:06,863
‫خوبه. اینجا چشه مگه؟

176
00:08:06,863 --> 00:08:09,157
‫تعدادمون زیاد شده دیگه.
‫واسه پنج نفریـمون زیادی کوچکه.

177
00:08:09,157 --> 00:08:11,618
‫یه سرویس بیشتر نداره.
‫که اینطوری هم فوران کرده.

178
00:08:11,618 --> 00:08:13,203
‫- خونه جدیده چطوریه؟
‫- محشرـه!

179
00:08:13,203 --> 00:08:16,206
‫می‌دونی، کلنگیـه.
‫یکمی تعمیرات لازم داره.

180
00:08:16,206 --> 00:08:17,666
‫می‌شه بیام ببینمش؟

181
00:08:17,666 --> 00:08:18,625
‫- نه.
‫- خواهش می‌کنم.

182
00:08:18,625 --> 00:08:20,335
‫لطفا بذار بیام.
‫تازه کارم توی نوسازی خونه حرف نداره.

183
00:08:20,335 --> 00:08:22,295
‫- از کِی تا حالا؟
‫- بیشترِ بار رو خودم تنهایی تعمیر کردم.

184
00:08:22,295 --> 00:08:23,213
‫واقعا؟

185
00:08:23,213 --> 00:08:25,215
‫بله. کشتارگاهِ مرغ و جوجه بوده
‫وقتی که ما خریدیمش.

186
00:08:25,215 --> 00:08:26,800
‫- بیخیال.
‫- آره.

187
00:08:26,800 --> 00:08:29,261
‫هنوزم پَر و نوک پیدا می‌شه.

188
00:08:29,761 --> 00:08:33,097
‫می‌دونم. جدی می‌گم، می‌شه بیام؟
‫قول می‌دم مفید واقع بشم.

189
00:08:34,224 --> 00:08:36,308
‫باشه. فقط حرف نزن.

190
00:08:36,308 --> 00:08:37,561
‫- نمی‌زنم.
‫- نه...

191
00:08:37,561 --> 00:08:39,437
‫با من و نه کسِ دیگه‌ای نباید حرف بزنی.

192
00:08:39,437 --> 00:08:41,690
‫- حرف زدن ممنوعه. عالیه.
‫- بله.

193
00:08:41,690 --> 00:08:43,900
‫خب چند وقت یکبار آدری رو می‌بینی؟

194
00:08:44,484 --> 00:08:47,028
‫نمی‌دونم. هر چند هفته یکبار.

195
00:08:47,028 --> 00:08:50,782
‫هنوزم یه سری وسیله مسیله دارم که
‫هنوز از خونه نبردمشون.

196
00:08:50,782 --> 00:08:53,994
‫بخاطر همینم هر از گاهی می‌رم
‫که یه چیزی بردارم.

197
00:08:53,994 --> 00:08:55,287
‫چی؟ چرا؟

198
00:08:55,912 --> 00:08:57,998
‫فقط... می‌دونی.
‫اثاث‌کشی زمان‌بَره.

199
00:08:57,998 --> 00:08:59,457
‫توی یه روز می‌شه انجامش داد.

200
00:08:59,457 --> 00:09:02,127
‫می‌دونی، مسئله فقط وسایلم نیست.
‫گندالف هنوز اونجاست.

201
00:09:03,169 --> 00:09:05,130
‫- آدری گندالف داره؟
‫- آره.

202
00:09:05,130 --> 00:09:07,799
‫اما اول مال تو بوده.
‫تو عاشق اون مارمولکی.

203
00:09:07,799 --> 00:09:10,969
‫من هنوزم گندالف رو دوست دارم. فقط...
‫اصرار داشت که نگهش داره

204
00:09:10,969 --> 00:09:14,180
‫چون فکر می‌کرد من برای نگهداری ازش
‫به اندازه کافی مسئولیت‌پذیر نیستم.

205
00:09:14,180 --> 00:09:16,433
‫چه مسخره.

206
00:09:16,433 --> 00:09:19,686
‫انگار پسرته ولی خب مارمولکه.
‫باید حضانتـش رو بگیری.

207
00:09:19,686 --> 00:09:22,814
‫حضانت مشترک داریم
‫چون همیشه می‌تونم برم دیدنـش.

208
00:09:22,814 --> 00:09:24,774
‫چی؟

209
00:09:25,483 --> 00:09:28,028
‫- چیه؟ بگو بهم. بگو دیگه.
‫- هیچی. فقط... نمی‌دونم.

210
00:09:28,028 --> 00:09:31,865
‫اگه زندگیـتون همچنان به هم وصل باشه،
‫فراموش کردن طلاق کار سختی می‌شه.

211
00:09:31,865 --> 00:09:34,993
‫خب طلاق چیز خوبی نیست.
‫اینطوری نیست که با همدیگه ازدواج کنید،

212
00:09:34,993 --> 00:09:36,953
‫و روز بعد دیگه قرار نیست همدیگه رو ببینید.

213
00:09:37,996 --> 00:09:41,124
‫تا حالا به این فکر کردی
‫که تو عمدا وسایلت رو اونجا گذاشتی

214
00:09:41,124 --> 00:09:44,252
‫و اونم عمدا گندالف رو نگه داشته
‫تا ارتباطتـون از بین نره

215
00:09:44,252 --> 00:09:48,298
‫و این ماجراهای بینـتون، حالا
‫هرچیزی که هست سرجاش بمونه؟

216
00:09:48,298 --> 00:09:53,136
‫حالا که بهش اشاره کردی،
‫بحث‌هامون خیلی هیجان‌انگیزن.

217
00:09:54,304 --> 00:09:58,099
‫و اغلب به سکس ختم می‌شن.

218
00:09:58,099 --> 00:09:59,684
‫بفرما. همینه.

219
00:09:59,684 --> 00:10:01,186
‫خیلی هیجان‌انگیزـه.

220
00:10:01,186 --> 00:10:02,479
‫نه. ممنون.

221
00:10:02,479 --> 00:10:05,440
‫- دعواهامون تحریک‌آمیزه.
‫- نه ممنون.

222
00:10:05,440 --> 00:10:07,442
‫- نمی‌خوام بشنوم. نخیر.
‫- چندشه از نظرت؟

223
00:10:07,442 --> 00:10:11,279
‫- به لذتـم نگو چندش.
‫- اَه! بسه.

224
00:10:12,614 --> 00:10:16,076
‫خب درمورد این خونه بهم بگو.
‫چه مدلیه؟

225
00:10:16,701 --> 00:10:19,537
‫- اسکلت محکمی داره.
‫- خب.

226
00:10:19,537 --> 00:10:22,040
‫متراژ بالایی داره.
‫استخر داره.

227
00:10:22,040 --> 00:10:24,292
‫عالیه. باید بکوبیدش دوباره بسازید؟

228
00:10:24,292 --> 00:10:26,795
‫یا فقط نیاز به بازسازی داره؟

229
00:10:26,795 --> 00:10:31,007
‫واقعا نیاز به تخریب یا خرید و فروش نداره.

230
00:10:32,175 --> 00:10:33,885
‫یه...

231
00:10:33,885 --> 00:10:36,680
‫قبلا خونه سالمندان بوده.

232
00:10:38,807 --> 00:10:39,975
‫عه.

233
00:10:42,769 --> 00:10:45,230
‫بعد از کرونا تعطیل شده.

234
00:10:46,022 --> 00:10:48,024
‫- قطعا همینطوره.
‫- گمشو. خفه شو.

235
00:10:48,024 --> 00:10:49,109
‫آها.

236
00:10:51,111 --> 00:10:53,780
‫- فقط یکمی متفاوته خب؟ آره.
‫- جالبه. بی‌صبرانه منتظر دیدنـشم.

237
00:10:53,780 --> 00:10:56,157
‫- سلام.
‫- وای سلام.

238
00:10:56,157 --> 00:11:00,120
‫- موفق شدی. خیلی از دیدنت خوشحالم.
‫- وای سلام، از دیدنت خوشحالم.

239
00:11:00,120 --> 00:11:01,746
‫حتما شمام چارلی هستید. بالاخره
‫افتخار آشنایی پیدا کردیم.

240
00:11:01,746 --> 00:11:03,623
‫- سلام.
‫- خوشحالم که بالاخره دیدمتون.

241
00:11:03,623 --> 00:11:05,000
‫- نه نه نه.
‫- سلام. نه.

242
00:11:05,000 --> 00:11:07,794
‫- ایشون ویل هستن. پیمانکار بنده.
‫- بنده ویل هستم. بله، پیمانکارم.

243
00:11:07,794 --> 00:11:10,338
‫- عالیه. خوشحالم که برای بررسی اومدید.
‫- پیمانکار حرفه‌ایم.

244
00:11:10,338 --> 00:11:13,717
‫همچنین مجری یه برنامه توی شبکۀ نیکلودئونـه.

245
00:11:13,717 --> 00:11:15,135
‫- آها.
‫- وای خدای من.

246
00:11:15,135 --> 00:11:18,096
‫و با سبک موسیقی رگا به بچه‌ها یاد می‌دیم
‫اعتماد به نفس داشته باشن.

247
00:11:18,096 --> 00:11:20,515
‫تا حالا چیزی ازش نشنیدم.
‫باید یه نگاهی بهش بندازم.

248
00:11:20,515 --> 00:11:22,934
‫چارلی نتونست امروز بیاد.
‫سرکار زیادی سرش شلوغه.

249
00:11:22,934 --> 00:11:25,729
‫- پس... آره.
‫- این خونه محشره.

250
00:11:25,729 --> 00:11:26,813
‫- باورنکردنیـه.
‫- آره.

251
00:11:26,813 --> 00:11:29,065
‫- «باترل» و این چیزهاش.
‫- آره.

252
00:11:29,065 --> 00:11:30,901
‫- جزئیاتـش رو ببین.
‫- اوهوم.

253
00:11:30,901 --> 00:11:32,694
‫واسه سال 1926ـه مشخصا؟

254
00:11:32,694 --> 00:11:34,029
‫- سال 1986.
‫- می‌خواستم بگم اتفاقا.

255
00:11:34,029 --> 00:11:36,072
‫- ببند. ببند.
‫- 50‏ سال قدمت داره. می‌دونید...

256
00:11:36,072 --> 00:11:37,782
‫پس بخش داخلیِ خونه...

257
00:11:37,782 --> 00:11:40,660
‫- دیگه 550 متر مربع می‌شه؟
‫- 320‏ متر مربعه.

258
00:11:40,660 --> 00:11:42,287
‫- شک دارم‌ها.
‫- اما...

259
00:11:42,287 --> 00:11:43,830
‫- مطمئنید؟
‫- وای آره.

260
00:11:43,830 --> 00:11:45,206
‫بریم یه نگاهی بندازیم؟ چشمی اندازه می‌گیرم.

261
00:11:45,206 --> 00:11:46,875
‫- آره، متراژ زمین 550 متر مربعه.
‫- آره، چشمی اندازه می‌گیریم.

262
00:11:46,875 --> 00:11:49,252
‫پس 6 هزار دلاری هست.

263
00:11:49,252 --> 00:11:51,296
‫بیاید بریم داخلش رو ببینیم.
‫برای چهارمه که اینجاییم،

264
00:11:51,296 --> 00:11:54,257
‫و امیدوارم که برای بار آخر باشه.

265
00:11:54,257 --> 00:11:55,675
‫- بریم!
‫- خداروشکر.

266
00:11:55,675 --> 00:11:57,636
‫- اینجا رو نگاه کن.
‫- آره.

267
00:11:57,636 --> 00:12:00,972
‫هفت تا تختۀ شطرنج داره ‫که پیدا کردنـش
کار آسونی نیست. حتی توی این دوره.

268
00:12:00,972 --> 00:12:04,726
‫اصلا بهش توجهی نکن
‫که اینجا قراره از اول طراحی بشه. آره.

269
00:12:04,726 --> 00:12:05,727
‫وای.

270
00:12:05,727 --> 00:12:08,104
‫آره. آره. اینجا می‌تونه لابی باشه یا...

271
00:12:08,104 --> 00:12:10,273
‫آره، عجب سقف بلندی.

272
00:12:10,273 --> 00:12:11,942
‫خیلی بلند و پَهنـه..

273
00:12:11,942 --> 00:12:13,985
‫- که به سختی می‌شه بهش دست زد.
‫- ...آکوستیک خوبی داره. آره.

274
00:12:13,985 --> 00:12:15,654
‫- آره، آکوستیکش خوبه.
‫- آره. آها.

275
00:12:15,654 --> 00:12:18,573
‫و فضاش مثل مدرسه‌ست.

276
00:12:18,573 --> 00:12:19,741
‫اوهوم.

277
00:12:19,741 --> 00:12:22,327
‫اگه نگران امنیت و این داستان‌هایید
‫که کلی تراس و فضاهای بزرگ داره.

278
00:12:22,327 --> 00:12:24,621
‫- اینجا رو نگاه کن. کار می‌کنه؟
‫- آره، و...

279
00:12:27,707 --> 00:12:30,335
‫آره! کار می‌کنه.

280
00:12:33,672 --> 00:12:36,758
‫می‌شه لطفا به جای اولش برگردونیش لطفا؟

281
00:12:50,188 --> 00:12:51,606
‫ممنون. خیلی ممنونم.

282
00:12:51,606 --> 00:12:52,566
‫این چیه؟

283
00:12:52,566 --> 00:12:54,943
‫پزشک. پزشک. پزشک.

284
00:12:54,943 --> 00:12:56,778
‫پزشک. پزشک. پزشک. پزشک.

285
00:12:56,778 --> 00:12:58,738
‫خدای من.

286
00:12:59,364 --> 00:13:02,200
‫همه عاشقِ این دکمه‌ان.

287
00:13:02,200 --> 00:13:04,327
‫اما می‌دونید چیه؟ خوبیش اینه که،

288
00:13:04,327 --> 00:13:07,414
‫با سیم‌کشیِ داخل سقف،
‫می‌تونید یه سیستم صوتی راه بندازید...

289
00:13:07,414 --> 00:13:08,748
‫- وای آره.
‫- ...که سرتاسر...

290
00:13:08,748 --> 00:13:10,041
‫- فکر خوبیه.
‫- نه، نه...

291
00:13:10,041 --> 00:13:11,084
‫وای آره.

292
00:13:11,084 --> 00:13:13,003
‫- ما این چیزها رو جمع می‌کنیم.
‫- آره خوب شد.

293
00:13:13,003 --> 00:13:16,006
‫- آره... گمونم آره. خدای من...
‫- بهت میاد.

294
00:13:16,006 --> 00:13:18,508
‫- اوه من فقط...
‫- من بودم اونجا نمی‌نشستم.

295
00:13:18,508 --> 00:13:20,093
‫- حتی نـ... نه...
‫- مراقب باش بابا.

296
00:13:20,093 --> 00:13:23,388
‫- وای نه. نه. این کار رو نکن. چی...
‫- چیزی نیست. فقط یه ننوی کوچکه.

297
00:13:23,388 --> 00:13:26,099
‫- پس... شما پیمانکارید؟
‫- پاشو.

298
00:13:26,099 --> 00:13:29,394
‫بله، بیشتر از ده سالی می‌شه
‫که کار پیمانکاری انجام می‌دم.

299
00:13:29,394 --> 00:13:31,897
‫و تا حالا همدیگه رو ندیدیم.

300
00:13:31,897 --> 00:13:34,357
‫راستش به نظرم همدیگه رو دیدیم.
‫شما فقط من رو یادتون نمیاد.

301
00:13:34,357 --> 00:13:36,234
‫- اگه دیده بودمتون، حتما یادم می‌موند.
‫- نه.

302
00:13:36,234 --> 00:13:38,361
‫آره. آها.

303
00:13:38,945 --> 00:13:40,030
‫اوه.

304
00:13:40,030 --> 00:13:43,533
‫اینجا اتاق موردعلاقمه.

305
00:13:43,533 --> 00:13:45,785
‫حس سواحل شرقی و این چیزها بهم می‌ده.

306
00:13:45,785 --> 00:13:49,289
‫آره، شبیه یه بیمارستان مستعمراتی
‫یا سردخونۀ کیپ‌کادـه.

307
00:13:49,289 --> 00:13:52,500
‫آره، می‌خوام اون دیوار رو خراب کنم
‫و یه اتاق غذاخوری بزرگ بسازم

308
00:13:52,500 --> 00:13:55,045
‫- که بتونیم با همدیگه خوش بگذرونیم. آره.
‫- خوبه. خفنه. خیلی خفنه.

309
00:13:55,045 --> 00:13:57,297
‫حس می‌کنی که انگار یکی اینجا مُرده؟

310
00:13:57,297 --> 00:13:59,132
‫چون من احساس می‌کنم که انگار
‫یکی اینجا مُرده.

311
00:13:59,132 --> 00:14:01,468
‫- مهم نیست.
‫- توی این اتاق نبوده. بعله.

312
00:14:01,468 --> 00:14:03,470
‫بسیارخب.
‫این وسایل‌ها توی خونه می‌مونه

313
00:14:03,470 --> 00:14:06,848
‫یا که صاحبـشون، برنامه داره همه‌ـشون
‫رو با خودش به قلمرو بعدیـش منتقل کنه؟

314
00:14:06,848 --> 00:14:10,644
‫می‌شه لطفا بس کنی؟ لطفا فقط بس کن.
‫می‌دونم که داره بهت خوش می‌گذره اما من...

315
00:14:10,644 --> 00:14:11,811
‫- کافیه.
‫- باشه، شرمنده.

316
00:14:11,811 --> 00:14:14,105
‫حق با توئه. زیاده‌روی کردم.
‫درست می‌گی.

317
00:14:14,105 --> 00:14:16,524
‫- ممنون. ممنون.
‫- عذر می‌خوام. عجب چوبِ خوبی.

318
00:14:16,524 --> 00:14:18,777
‫- چوبـش واقعی نیست.
‫- عه خب عالیه.

319
00:14:19,277 --> 00:14:22,239
‫و اینجا قراره اتاق سایمون بشه.

320
00:14:22,239 --> 00:14:24,241
‫یه آشپزخونۀ کوچولو داره.

321
00:14:26,076 --> 00:14:27,369
‫آرزوی هر پسریـه.

322
00:14:33,041 --> 00:14:34,501
‫ممنونم.

323
00:14:34,501 --> 00:14:38,255
‫- اینجا مال فرانسس‌ـه.
‫- اینجا یه یخچال بزرگ داره.

324
00:14:40,131 --> 00:14:42,717
‫داخلش دندون و خون هست.

325
00:14:42,717 --> 00:14:48,223
‫ولی می‌تونم برنامۀ تخلیه‌ـشون
‫از اینجا بریزم، مشکلی نیست. آسونه.

326
00:14:48,223 --> 00:14:51,184
‫- آره، ترتیب کارها رو دادن کار سختی نیست.
‫- بله.

327
00:14:52,936 --> 00:14:56,731
‫- و اینجا هم می‌شه اتاق میو.
‫- وای، یه آشپزخونۀ کوچکِ دیگه.

328
00:14:58,733 --> 00:14:59,901
‫این چه کوفتی بود؟

329
00:15:01,444 --> 00:15:04,489
‫- دیدید دیگه، درسته؟ شما هم دیدید؟
‫- بخاطر جریان هواست.

330
00:15:04,489 --> 00:15:05,824
‫قبلا هم اینطوری شده؟

331
00:15:05,824 --> 00:15:07,367
‫بریم پذیرایی رو ببینیم.

332
00:15:07,951 --> 00:15:09,786
‫جریان هوا نبودها.

333
00:15:09,786 --> 00:15:11,538
‫یعنی بچه‌ها عاشقش می‌شن.

334
00:15:11,538 --> 00:15:12,581
‫عاشق چی؟

335
00:15:14,207 --> 00:15:15,792
‫از چی حرف می‌زنید؟

336
00:15:15,792 --> 00:15:18,086
‫و اینجا اتاق ما خواهد بود.

337
00:15:18,086 --> 00:15:20,130
‫اوه اتاق اصلی.

338
00:15:20,130 --> 00:15:21,298
‫آره و مشخصا می‌دونید،

339
00:15:21,298 --> 00:15:23,425
‫بین توالت و اتاق خواب
‫یه دیوار می‌کشیم.

340
00:15:23,425 --> 00:15:26,428
‫و آشپزخونۀ کوچک و تجهیزات آی‌وی،

341
00:15:26,428 --> 00:15:28,555
‫و کرکره‌ها
‫و میله‌ـشون،

342
00:15:28,555 --> 00:15:31,141
‫و ریل و تجهیزات ایمنیـشون رو برمی‌داریم...

343
00:15:31,141 --> 00:15:33,143
‫آره و بعدش یه چندتا پنجره اینجا می‌زنیم...

344
00:15:33,143 --> 00:15:34,060
‫- آها آره.
‫- ...یه جورایی.

345
00:15:34,060 --> 00:15:36,396
‫آره کار آسونیـه. فقط کافیه
‫این دیوار رو تخریب کنید.

346
00:15:36,396 --> 00:15:38,148
‫این دیگه دیوارش بیرونی نیست.

347
00:15:38,899 --> 00:15:39,816
‫اینجا رو نگاه کنید.

348
00:15:39,816 --> 00:15:42,027
‫- پزشک. پزشک.
‫- خدایا! شرمنده. شرمنده.

349
00:15:42,027 --> 00:15:43,862
‫- پزشک. پزشک. پزشک.
‫- باید دو بار بزنیـش.

350
00:15:43,862 --> 00:15:46,573
‫- پزشک. پزشک. پز...
‫- باید دو بار بزنیـش.

351
00:15:47,908 --> 00:15:50,243
‫- با اون یکی دکمه فرق داره.
‫- آره.

352
00:15:50,911 --> 00:15:51,912
‫خوبه.

353
00:15:52,454 --> 00:15:53,538
‫صندلی واسه ریدن دارن.

354
00:15:53,538 --> 00:15:55,081
‫آره.

355
00:15:55,665 --> 00:15:56,666
‫- همراهـشه. آره.
‫- آره.

356
00:15:56,666 --> 00:15:58,001
‫- بسیارخب.
‫- آره، فقط...

357
00:15:58,710 --> 00:15:59,920
‫- درستش کنید.
‫- اوهوم.

358
00:16:04,758 --> 00:16:06,635
‫- لطفا ولش کن.
‫- واقعا دلم می‌خواد.

359
00:16:06,635 --> 00:16:08,637
‫- لطفا. التماست رو می‌کنم.
‫- واقعا، خیلی دلم می‌خواد.

360
00:16:08,637 --> 00:16:10,013
‫وای پسر.

361
00:16:10,805 --> 00:16:13,141
‫نظر چارلی... درمورد اینجا چیه؟

362
00:16:13,141 --> 00:16:14,392
‫- عاشقشه.
‫- آره.

363
00:16:14,392 --> 00:16:17,354
‫اما الان حاضره تا جایی که استطاعت خریدِ
‫یه خونۀ بزرگ رو داره، همون رو بخره.

364
00:16:17,354 --> 00:16:19,147
‫اگه می‌تونستیم به یه بلک‌باستر
متروکه کوچ می‌کردیم.

365
00:16:19,147 --> 00:16:21,316
‫متاسفانه همشون به تکنولوژی مجهزن.

366
00:16:22,359 --> 00:16:24,611
‫اما می‌شه باهات روراست باشم؟

367
00:16:24,611 --> 00:16:26,863
‫بله، لطفا با جذبه و
تدبیرِ همیشگیت ادامه بده.

368
00:16:26,863 --> 00:16:29,574
‫خیله‌خب، اینجا مثل کابوس می‌مونه.

369
00:16:29,574 --> 00:16:31,785
‫و نوسازی اینجا به فضایی که

370
00:16:31,785 --> 00:16:35,830
‫لزوما افتضاح نباشه،
‫خدا تومن واست خرج برمی‌داره.

371
00:16:35,830 --> 00:16:38,041
‫چرا نمی‌رید یه جایی که کاملا ساخته شده‌ست؟

372
00:16:38,041 --> 00:16:39,459
‫مگه چارلی وکیل نیست؟

373
00:16:39,459 --> 00:16:42,087
‫آره اما سه تا بچه داریم
‫و درآمدمون یکطرفه‌ست.

374
00:16:42,087 --> 00:16:44,756
‫و داریم توی گرونـترین
شهر آمریکا زندگی می‌کنیم.

375
00:16:44,756 --> 00:16:46,508
‫پس انقدر ول نگرد و یه شغلی پیدا کن.

376
00:16:46,508 --> 00:16:49,302
‫13‏ سالی می‌شه که بخاطر تربیت
‫بچه‌هام کار نکردم.

377
00:16:49,302 --> 00:16:50,845
‫نمی‌شه که همینطوری برم یه شغلی پیدا کنم.

378
00:16:50,845 --> 00:16:53,390
‫توی زیپ‌رکروتر ثبت‌نامت می‌کنم خب؟

379
00:16:53,390 --> 00:16:57,018
‫احمق‌ترین آدم‌های کرۀ خاکی هم
‫شاغل هستن. تو که دیگه می‌تونی کار پیدا کنی.

380
00:16:57,018 --> 00:17:00,438
‫ببین اگه بخوایم خونۀ بزرگتری بگیریم،
‫توان خرید اینجا رو داریم.

381
00:17:00,438 --> 00:17:05,193
‫پس منم قراره آستین بالا بزنم
‫و اینجا رو خوشگلش کنم.

382
00:17:05,193 --> 00:17:07,987
‫چند سالی زمان می‌بره
‫و بعدش به اینجا نقل مکان می‌کنیم.

383
00:17:07,987 --> 00:17:09,989
‫آره چند سال طول می‌کشه،
‫جن‌گیری هم لازم داره.

384
00:17:09,989 --> 00:17:12,575
‫گوش کن زندگی ما خیلی متفاوتـه ویل.
‫حقیقته دیگه خب؟

385
00:17:12,575 --> 00:17:14,744
‫تو می‌تونی با این کلاه مسخره‌ات
‫هرجا که دلت می‌خواد بری و

386
00:17:14,744 --> 00:17:17,497
‫هرکاری که دلت می‌خواد بکنی.

387
00:17:17,497 --> 00:17:21,251
‫مادر بودن عملا وظایفی هست
‫که جزو علایق تو نیست.

388
00:17:21,251 --> 00:17:23,169
‫مثل یه ربات می‌مونی خب؟

389
00:17:23,169 --> 00:17:25,671
‫قوانین جامعه که نیستن.
‫بیخیال این مزخرف بشو.

390
00:17:25,671 --> 00:17:27,007
‫- چی؟
‫- آره.

391
00:17:27,007 --> 00:17:28,466
‫چارلی می‌خواد خونه‌ـمون رو عوض کنیم.

392
00:17:28,466 --> 00:17:31,094
‫و بچه‌ها دارن بزرگتـر می‌شن،
‫و به فضای بیشتری نیاز دارن.

393
00:17:31,094 --> 00:17:32,220
‫می‌خوای اینجا زندگی کنی تو؟

394
00:17:32,220 --> 00:17:34,973
‫معلومه که نمی‌خوام توی این جهنم زندگی کنم.
‫چی داری می‌گی تو؟

395
00:17:34,973 --> 00:17:37,684
‫- نه.
‫- نمی‌خوام. یه کابوسِ تسخیر شده‌ست.

396
00:17:37,684 --> 00:17:42,063
‫خب پس نظرت چیه بریم گم شیم
‫و خودمون رو با آب مقدس بشوریم

397
00:17:42,063 --> 00:17:44,441
‫و به چارلی بگیم که قرار نیست
‫به اینجا نقل مکان کنید؟

398
00:17:45,901 --> 00:17:50,405
‫به چارلی می‌گم به شرط اینکه
‫بری خونۀ آدری و وسایلت رو جمع کنی

399
00:17:51,323 --> 00:17:52,574
‫و درست و حسابی باهاش کات کنی.

400
00:17:52,574 --> 00:17:55,035
‫داری اخاذی احساسی می‌کنی.

401
00:17:55,035 --> 00:17:57,579
‫چون به عنوان دوست واسم اهمیت داری
‫می‌خوای مجبورم کنی کاری رو بکنم

402
00:17:57,579 --> 00:17:59,331
‫- که نمی‌خوام؟
‫- من بیشتر بهت اهمیت می‌دم.

403
00:17:59,331 --> 00:18:00,624
‫- من در این مورد مطمئن نیستم.
‫- تو باید...

404
00:18:00,624 --> 00:18:02,375
‫- از شر اون رابطه خلاص بشی.
‫- مطمئن نیستم.

405
00:18:02,375 --> 00:18:04,669
‫- باید از خونۀ اون دختر بیای بیرون.
‫- می‌دونی چیه؟

406
00:18:05,170 --> 00:18:07,589
‫ردیفه. انجامش می‌دم.

407
00:18:07,589 --> 00:18:09,049
‫- واقعا؟ عه.
‫- انجامش می‌دم. آره.

408
00:18:09,049 --> 00:18:10,926
‫- حالا حرکت کن. آره.
‫- واقعا؟

409
00:18:11,843 --> 00:18:13,470
‫به این خانم ترسناکه بگو که
‫قرار نیست اینجا زندگی کنی.

410
00:18:13,470 --> 00:18:15,889
‫- حالا خودم باید انجامش بدم؟
‫- بله، همین الانم باید بگی. دارن میان.

411
00:18:15,889 --> 00:18:17,849
‫- شرطـمون قبوله. انجامش دادیم.
‫- چطوری آخه من...

412
00:18:17,849 --> 00:18:19,351
‫- برو بگو. فقط برو.
‫- من خیلی می‌ترسم.

413
00:18:19,351 --> 00:18:20,644
‫- بگو.
‫- می‌شه تو بگی؟

414
00:18:20,644 --> 00:18:22,103
‫بسیارخب رفقا.

415
00:18:22,103 --> 00:18:24,397
‫وقت کاغذبازیـه.

416
00:18:24,397 --> 00:18:28,276
‫می‌دونم. می‌دونم که همه از کاغذبازی بدشون
میاد ‫اما یه کاری می‌کنم باحال و سریع پیش بره.

417
00:18:28,276 --> 00:18:30,987
‫فقط می‌خوایم اسمتون رو اینجا...

418
00:18:30,987 --> 00:18:33,615
‫خیلی شرمنده، فقط...
‫نمی‌تونم انجامش بدم.

419
00:18:33,615 --> 00:18:35,450
‫- حتما شوخیت گرفته.
‫- من فقط... من...

420
00:18:35,450 --> 00:18:38,203
‫دیگه کمکـم نمی‌کنید قطعا. می‌دونم.

421
00:18:38,203 --> 00:18:40,038
‫بیاید روراست باشیم.
‫اینجا جای افتضاحیه، خب؟

422
00:18:40,705 --> 00:18:43,959
‫یعنی واقعا مزخرفه.

423
00:18:44,751 --> 00:18:46,419
‫مال پدرم بوده.

424
00:18:46,419 --> 00:18:48,213
‫خیلی متاسفم.

425
00:18:51,758 --> 00:18:54,761
‫وای خدای من!

426
00:18:55,387 --> 00:18:57,013
‫خیلی حال بهتری دارم.

427
00:18:57,013 --> 00:18:59,474
‫من شرطم رو انجام نمی‌دم. بیا بیخیالش بشیم.
‫نمی‌خوام انجامش بدم.

428
00:18:59,474 --> 00:19:00,976
‫- بیا به جاش بریم بستنی بخوریم خب؟
‫- نه.

429
00:19:00,976 --> 00:19:03,019
‫- واست بستنی می‌خرم.
‫- می‌ریم که شرط رو اجرا کنی.

430
00:19:03,019 --> 00:19:04,437
‫- نمی‌خوام. نه.
‫- نه، اصلا و ابدا.

431
00:19:04,437 --> 00:19:06,147
‫- بیخیال، لطفا. لطفا.
‫- امکان نداره.

432
00:19:06,147 --> 00:19:07,816
‫- داریم می‌ریم. داریم می‌ریم.
‫- تموم شده دیگه.

433
00:19:07,816 --> 00:19:10,569
‫به محض اینکه وسایلم رو از اونجا ببرم،
‫دیگه هیچوقت پام رو اونجا نمی‌ذارم،

434
00:19:10,569 --> 00:19:13,280
‫- و از فکر کردن درموردش هم بدم میاد.
‫- ویل داریم می‌ریم اونجا.

435
00:19:13,280 --> 00:19:14,698
‫انجامش می‌دیم و تو حالت بهتر می‌شه.

436
00:19:14,698 --> 00:19:17,826
‫- وای لعنتی.
‫- خوب پیش می‌ره!

437
00:19:26,710 --> 00:19:28,628
‫خونه نیست. ظاهرا مقدر نیست
‫چنین اتفاقی رخ بده. بیا بریم.

438
00:19:28,628 --> 00:19:30,338
‫بیا از این طرف بریم. بجنب.

439
00:19:34,050 --> 00:19:35,051
‫کسی نیست؟

440
00:19:43,143 --> 00:19:44,436
‫وای خدای من.

441
00:19:45,729 --> 00:19:46,897
‫گندالفـه.

442
00:19:46,897 --> 00:19:48,315
‫آخی.

443
00:19:48,315 --> 00:19:49,524
‫- نگاهش کن.
‫- بدجور شده.

444
00:19:49,524 --> 00:19:52,193
‫- خیلی افسرده شده. ناراحته.
‫- آره، دیدتت.

445
00:19:52,193 --> 00:19:54,821
‫- سلام. سلام. سلام.
‫- درسته. نگاه کن. سلام.

446
00:19:54,821 --> 00:19:56,323
‫- سلام.
‫- روشن شد.

447
00:19:56,323 --> 00:19:58,658
‫- آخی، خیلی...
‫- رفتارش کلا عوض شد.

448
00:19:59,451 --> 00:20:01,119
‫- سلام
‫- مثل نور روشن شد.

449
00:20:01,870 --> 00:20:03,496
‫- سلام کوچولو.
‫- خونه نیست.

450
00:20:03,496 --> 00:20:05,665
‫بهش زنگ بزن و یه قراری بذار
‫که بیای وسایلت رو برداری.

451
00:20:05,665 --> 00:20:07,292
‫- خب؟ بیا بریم.
‫- نه. نه. باید همین الان انجامش بدیم.

452
00:20:07,292 --> 00:20:09,211
‫شجاعتم رو از دست می‌دم.
‫باید باشی که حمایتم کنی.

453
00:20:09,211 --> 00:20:11,796
‫- بیا همین الان انجامش بدیم خب؟
‫- باشه ولی چطوری؟

454
00:20:11,796 --> 00:20:13,798
‫باید چهار دست و پا بشی
‫و از در خونۀ سگه وارد بشی.

455
00:20:13,798 --> 00:20:15,175
‫- چی؟ نه.
‫- باید انجامش بدی.

456
00:20:15,175 --> 00:20:16,760
‫- تنها راهـمونه.
‫- خودت انجامش بده.

457
00:20:16,760 --> 00:20:18,386
‫- من رد نمی‌شم که. باور
کن قبلا امتحان کردم. ‫- بیخیال.

458
00:20:18,386 --> 00:20:21,598
‫باید خیلی خیلی قلمی

459
00:20:21,598 --> 00:20:23,808
‫و لاغر و منعطف باشی.

460
00:20:23,808 --> 00:20:27,687
‫درکل بدن کشیده و جمع و جور
‫و پاهار کشیده‌ای داشته باشی.

461
00:20:27,687 --> 00:20:29,731
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی.
‫- خیلی باریک باشی.

462
00:20:29,731 --> 00:20:33,276
‫- خوشم اومد. خوشم اومد. باشه.
‫- خوبه. از در سگه برو داخل.

463
00:20:33,276 --> 00:20:35,070
‫باشه. از پسش برمیام.

464
00:20:35,070 --> 00:20:36,071
‫عجله کن. عجله.

465
00:20:36,071 --> 00:20:39,532
‫به کونـم نگاه نکن مگر اینکه
‫بخوای هیپنوتیزم بشی.

466
00:20:39,532 --> 00:20:40,951
‫در کمال احترام، نگاهی نمی‌کنم.

467
00:20:40,951 --> 00:20:42,494
‫فقط برو. بجنب.

468
00:20:46,665 --> 00:20:48,291
‫- چه با ظرافت. آفرین.
‫- بله.

469
00:20:48,291 --> 00:20:51,127
‫- نگاهش کن!
‫- موفق شدی. آره. خوبه. خوبه. خوبه.

470
00:20:51,127 --> 00:20:53,588
‫خوبه. در رو باز کن.
‫در رو باز کن. در رو باز کن.

471
00:20:55,090 --> 00:20:57,551
‫- خوبه. آفرین. بیا.
‫- آره، بجنب.

472
00:20:58,051 --> 00:20:59,803
‫- این طرفی.
‫- آره.

473
00:21:11,481 --> 00:21:14,526
‫داری چیکار می‌کنی ویل؟

474
00:21:14,526 --> 00:21:16,027
‫خونه‌ای که آدری.

475
00:21:16,027 --> 00:21:19,864
‫ویل تو که گفتی اینجا خونۀ توئه.
‫داری چیکار می‌کنی؟

476
00:21:19,864 --> 00:21:21,533
‫- تو داری چیکار می‌کنی؟
‫- سیلوی...

477
00:21:21,533 --> 00:21:24,035
‫- نه، چنین چیزی نگفتم.
‫- سیلویا ادا درنیار.

478
00:21:24,035 --> 00:21:26,204
‫توی دوربین دیدم که داری
‫از در مخصوص سگ وارد می‌شی.

479
00:21:26,204 --> 00:21:28,415
‫چرا نگفتی که دوربین داری.

480
00:21:28,415 --> 00:21:30,458
‫اگه می‌دونستی که حاضر به
‫انجام چنین کاری نمی‌شدی.

481
00:21:30,458 --> 00:21:33,420
‫من... ببین در دفاع ازش باید بگم
‫فقط اومده وسایلش رو برداره و

482
00:21:33,420 --> 00:21:35,797
‫- درست و حسابی باهات به هم بزنه. همین.
‫- وسایلت رو بهت نمی‌دم.

483
00:21:35,797 --> 00:21:37,757
‫- من وسایلم رو می‌خوام.
‫- خبری از وسایلت نیست

484
00:21:37,757 --> 00:21:39,885
‫چون شک ندارم که می‌تونی یه
‫شونۀ قدیمی

485
00:21:39,885 --> 00:21:43,263
‫و یه شارژر موبایل توی هر قبرستونی پیدا کنی
‫به جای اینکه ازشون به عنوان بهونه استفاده کنی

486
00:21:43,263 --> 00:21:46,308
‫- و بیای من رو بپایی.
‫- الان من شدم بپای تو؟

487
00:21:46,308 --> 00:21:47,767
‫باشه تو خوبی.

488
00:21:47,767 --> 00:21:50,395
‫چه مرگته سیلویا؟
‫تو اصلا چرا اینجایی؟

489
00:21:50,395 --> 00:21:52,272
‫خونه و زندگی نداری تو؟

490
00:21:52,272 --> 00:21:54,691
‫دارم. تو...
‫آره یادته. همینطوره.

491
00:21:54,691 --> 00:21:56,484
‫خب اگه واقعا به ویل اهمیت می‌دادی،

492
00:21:56,484 --> 00:21:58,695
‫هیچوقت پاش رو به مسخره‌بازی‌هایی که

493
00:21:58,695 --> 00:22:00,655
‫- چندسال پیش داشتید باز نمی‌کردی.
‫- باشه.

494
00:22:00,655 --> 00:22:03,533
‫شبیه دو تا نوجوونید که لقب‌های احمقانه

495
00:22:03,533 --> 00:22:05,493
‫و تکیه کلام و جوک‌های مسخره دارن.

496
00:22:05,493 --> 00:22:07,621
‫همیشۀ خدا تا ساعت 4 صبح
‫با همدیگه صحبت می‌کردید.

497
00:22:07,621 --> 00:22:10,749
‫با یه بچۀ نفخ کرده تنها مونده بودم.
‫با کی صحبت می‌کردم پس؟

498
00:22:10,749 --> 00:22:13,209
‫- شوهرت.
‫- خواب بود. سیستم کاریمون این بود.

499
00:22:13,209 --> 00:22:15,587
‫یعنی من شب‌ها کار می‌کردم
‫و اونم روزها فعال بود.

500
00:22:15,587 --> 00:22:16,880
‫مثلا من به بچه شیر می‌دادم...

501
00:22:16,880 --> 00:22:18,381
‫به عنم هم نیست.

502
00:22:18,381 --> 00:22:22,052
‫مسخره بازی‌های بینـتون
‫عجیب و مخرب بود.

503
00:22:22,052 --> 00:22:24,346
‫تو رو به شب‌های عاشقانه‌ـمون دعوت می‌کرد.

504
00:22:24,346 --> 00:22:26,181
‫لباس‌هایی که تو براش انتخاب کردی
‫رو می‌پوشید.

505
00:22:26,181 --> 00:22:28,225
‫چیکار باید می‌کردم؟
‫حد و حدودی مشخص نمی‌کردم؟

506
00:22:28,225 --> 00:22:29,226
‫واسش خوب نبود.

507
00:22:29,226 --> 00:22:30,769
‫می‌دونی چیه؟ حالا که دیگه با هم نیستیم،

508
00:22:30,769 --> 00:22:34,272
‫مجبور نیستم به سخنرانی‌های کسشر و
‫به حقت گوش بدم خب؟

509
00:22:34,272 --> 00:22:35,482
‫راستش بایدم گوش بدی

510
00:22:35,482 --> 00:22:37,442
‫چون الان وسط خونۀ منی

511
00:22:37,442 --> 00:22:40,528
‫اونم چی، بعد از اینکه مثل یه سگ
‫از در ورودی سگم وارد شدید.

512
00:22:41,363 --> 00:22:43,323
‫- سکس کنیم؟
‫- گورتون رو گم کنید!

513
00:22:43,323 --> 00:22:44,491
‫گم شو!

514
00:22:44,491 --> 00:22:45,784
‫می‌شه از دستشوییت استفاده کنم؟

515
00:22:45,784 --> 00:22:47,911
‫- شرمنده که درخواست کردم.
‫- آره، فقط برو بیرون.

516
00:22:47,911 --> 00:22:49,246
‫ممنونم.

517
00:22:51,206 --> 00:22:53,291
‫وای خیلی عصبانیـم می‌کنه.

518
00:22:53,875 --> 00:22:55,001
‫- کارت واقعا خوب بود.
‫- واقعا؟

519
00:22:55,001 --> 00:22:57,921
‫آره به جز اون قسمتش که داشتی التماس
‫می‌کردی باهات بخوابه.

520
00:22:57,921 --> 00:23:01,633
‫آره، تو بازنگری،
‫یکمی ترحم‌انگیز بود.

521
00:23:01,633 --> 00:23:03,093
‫- آره.
‫- اگه فقط...

522
00:23:03,093 --> 00:23:04,511
‫رفتارش ضد و نقیض بود، نبود؟

523
00:23:04,511 --> 00:23:06,429
‫- من چنین چیزی ندیدم.
‫- واقعا؟

524
00:23:06,429 --> 00:23:08,181
‫- نه.
‫- مگه توی یه اتاق نبودیم؟

525
00:23:08,181 --> 00:23:09,808
‫یه چیزی دارم که حالت رو خوب می‌کنه.

526
00:23:12,602 --> 00:23:15,981
‫- گندالفه.
‫- آره.

527
00:23:15,981 --> 00:23:18,650
‫سلام

528
00:23:18,650 --> 00:23:20,193
‫- نگاه کن، نجاتـش دادی.
‫- آره.

529
00:23:20,193 --> 00:23:22,821
‫- واقعا خوشحالتـره. مشخصه.
‫- خیلی ذوق‌زده‌ست.

530
00:23:22,821 --> 00:23:24,155
‫ده سال جوونتـر شده.

531
00:23:25,198 --> 00:23:26,700
‫ممنون خانم عزیز.

532
00:23:26,700 --> 00:23:27,909
‫- آره.
‫- خیلی شیرینـه.

533
00:23:27,909 --> 00:23:30,078
‫نکن. نکن. نکن. نکن. نه... نه.

534
00:23:30,078 --> 00:23:32,122
‫گمشو! گمشو. از این کارت خوشم نمیاد.

535
00:23:33,081 --> 00:23:34,499
‫- نگاهش کن.
‫- باید از اینجا بریم.

536
00:23:34,499 --> 00:23:36,126
‫باورت می‌شه بهمون گفت مخرب؟

537
00:23:36,126 --> 00:23:38,545
‫نه، ما دقیقا برعکسشیم.

538
00:23:38,545 --> 00:23:40,922
‫- ما سازنده‌ایم. می‌سازیم.
‫- سازنده‌ایم.

539
00:23:43,008 --> 00:23:44,509
‫وای!

540
00:23:44,509 --> 00:23:47,637
‫چی شد؟ وای!

541
00:23:47,637 --> 00:23:50,682
‫- آفرین! ایول! ایول!
‫- وای چه بد شد.

542
00:23:50,682 --> 00:23:52,517
‫شرمنده آدری.

543
00:23:52,517 --> 00:23:55,186
‫واقعا گندالف سر این
داستان‌ها خیلی به هم ریخته.

544
00:23:55,186 --> 00:23:56,438
‫وای رفیق.

545
00:24:04,529 --> 00:24:05,655
‫خیله‌خب.

546
00:24:06,573 --> 00:24:09,284
‫خب برو که رفتیم. عالی شد.

547
00:24:09,284 --> 00:24:11,578
‫- رسیدی نه؟
‫- رسیدم.

548
00:24:11,578 --> 00:24:13,622
‫- محله‌ـتونه. خوبه.
‫- آره خودشه.

549
00:24:13,622 --> 00:24:16,791
‫در طول روز واقعا قشنگه
‫ولی شب‌ها یکمی عجیب و غریب می‌شه.

550
00:24:16,791 --> 00:24:19,920
‫صدای پارس کلی سگ و
‫جیغ و داد آدم‌ها میاد.

551
00:24:19,920 --> 00:24:21,630
‫و گه‌گاهی هم صدای شلیک بلندی

552
00:24:21,630 --> 00:24:23,840
‫که اصلا نباید درموردش
‫زیاد سوال بپرسی.

553
00:24:23,840 --> 00:24:24,966
‫- می‌دونی منظورم چیه؟
‫- خب...

554
00:24:24,966 --> 00:24:26,551
‫- آره اما دوستش دارم.
‫- جالبه.

555
00:24:26,551 --> 00:24:27,886
‫- آره.
‫- آره.

556
00:24:33,642 --> 00:24:35,852
‫خب بابت امروز ممنونم.

557
00:24:35,852 --> 00:24:38,230
‫فکر کنم اگه بخاطر ایدۀ تو نبود،
‫اصلا دل و جرئت رد کردنِ

558
00:24:38,230 --> 00:24:41,107
‫اون خراب شده رو نداشتم.
‫پس ازت ممنونم.

559
00:24:41,107 --> 00:24:44,486
‫خب منم ازت ممنونم، می‌دونی،

560
00:24:44,486 --> 00:24:47,614
‫بخاطر اینکه بالاخره باعث شدی
‫با آدری کامل به هم بزنم...

561
00:24:47,614 --> 00:24:49,532
‫و کار رو یه سره کنم.

562
00:24:49,532 --> 00:24:53,995
‫قطعا دیگه نباید هیچوقت ببینمش
‫پس... ازت ممنونم.

563
00:24:56,665 --> 00:24:57,666
‫و...

564
00:24:58,792 --> 00:25:00,043
‫- و؟
‫- و...

565
00:25:01,419 --> 00:25:03,630
‫- ممنون بابت نجات گندالف...
‫- بله، قابلتون رو نداشت.

566
00:25:03,630 --> 00:25:06,132
‫- که از اون محیط وحشتناک خارجش کردی.
‫- خواهش می‌کنم.

567
00:25:06,132 --> 00:25:07,634
‫ایشونم ازت تشکر می‌کنه.

568
00:25:07,634 --> 00:25:08,885
‫نگاه کن که چقدر ذوق زده‌ست.

569
00:25:08,885 --> 00:25:11,596
‫آره، نگاهـش کن.

570
00:25:11,596 --> 00:25:13,473
‫- واقعا سپاس‌گزاره.
‫- خواهش می‌کنم.

571
00:25:14,975 --> 00:25:17,852
‫موضوع اینه، اگه بخوام روراست باشم،

572
00:25:17,852 --> 00:25:20,564
‫واقعا برای مراقبت از گندالف
‫آدم درستی نیستم.

573
00:25:21,731 --> 00:25:23,400
‫آدم درستی برای مراقبت از
‫یه مارمولک نیستی؟

574
00:25:23,400 --> 00:25:26,611
‫واقعا آدم درستی برای مراقبت از هرچیزی
‫حتی خودم هم نیستم.

575
00:25:26,611 --> 00:25:28,822
‫بخاطر همینـم هست که
‫من و آدری از همدیگه جدا شدیم.

576
00:25:28,822 --> 00:25:31,616
‫- می‌بریش پیش خودت؟ لطفا ببرش.
‫- قطعا نه. ابدا نه.

577
00:25:31,616 --> 00:25:34,327
‫تو غریزی ازش مراقبت می‌کنم.
‫تواناییش رو درت دیدم.

578
00:25:34,327 --> 00:25:37,080
‫تحت هیچ شرایطی
‫من اون مارمولک رو با خودم نمی‌برم.

579
00:25:37,080 --> 00:25:38,915
‫پس داشتی می‌اومدی خونه،

580
00:25:38,915 --> 00:25:41,293
‫و فکر کردی که ما یه
اژدهای ریش‌دار می‌خوایم؟

581
00:25:42,127 --> 00:25:44,796
‫آره، یکی از سرپرستی‌های لب خیابونی

582
00:25:44,796 --> 00:25:46,047
‫برای مارمولک‌ها بود.

583
00:25:46,047 --> 00:25:47,549
‫و واقعا قلبم به درد اومد.

584
00:25:47,549 --> 00:25:49,551
‫واقعا؟
‫چون قبلا اصلا موافق حیوون خونگی نبودی.

585
00:25:49,551 --> 00:25:51,136
‫بخاطر بچه‌هاست.

586
00:25:51,136 --> 00:25:53,221
‫- اکثر مردم سگ می‌گیرن.
‫- سگ‌ها زحمت زیادی دارن.

587
00:25:53,805 --> 00:25:55,056
‫حالا درمورد خونه مطمئنی؟

588
00:25:55,056 --> 00:25:57,350
‫نمی‌خوای یک بار دیگه بری
‫و یه نگاهی بهش بندازی؟

589
00:25:57,350 --> 00:26:00,061
‫نه، اون خونه تماما دردسرـه.

590
00:26:00,061 --> 00:26:02,022
‫و ویل هم موافق بود. اونم دیدتـش.

591
00:26:02,856 --> 00:26:04,232
‫ویل هم اومده بود؟

592
00:26:04,232 --> 00:26:07,068
‫اوهوم. آره، اومده بود
‫و نگاه تازه‌ای به خونه داشت.

593
00:26:09,195 --> 00:26:11,740
‫می‌خواید اسمش رو چی بذارید؟
‫من تو ذهنم...

594
00:26:13,325 --> 00:26:15,452
‫- گندالف بود.
‫- نه، خوشم نیومد.

595
00:26:15,452 --> 00:26:16,494
‫- عجیبه.
‫- عه؟

596
00:26:16,494 --> 00:26:18,455
‫- جسیپا چطوره؟
‫- اوه.

597
00:26:18,455 --> 00:26:19,664
‫منظورت جسیکاست؟

598
00:26:19,664 --> 00:26:20,957
‫نه، جسیپا.

599
00:26:20,957 --> 00:26:22,959
‫اصلا از مارمولک خوشت میاد؟

600
00:26:23,835 --> 00:26:25,420
‫وای آره عاشقشونم.

601
00:26:26,630 --> 00:26:27,714
‫عاشقشونم.

602
00:26:33,303 --> 00:26:34,429
‫به صورتش نگاه کن.

603
00:26:35,013 --> 00:26:36,890
‫- به نظرم از اینجا خوشش میاد.
‫- آره.

604
00:26:36,890 --> 00:26:38,225
‫از جسیپا خوشم میاد.

605
00:26:38,249 --> 00:26:55,249
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

606
00:26:55,273 --> 00:27:09,273
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

