﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:08,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,024 --> 00:00:13,024
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:13,682 --> 00:00:17,811
‫دایان اطلاعات امیدوارکنندۀ یه خونه رو فرستاد
‫بریم ببینیم چطوره؟

4
00:00:18,436 --> 00:00:19,437
‫امروز نمی‌تونم

5
00:00:19,437 --> 00:00:22,774
‫خب اگه دوست داری می‌تونیم فردا یا آخر هفته بریم

6
00:00:22,774 --> 00:00:25,318
‫می‌دونی چیه؟ من خیلی سرم شلوغه پس...

7
00:00:26,736 --> 00:00:29,072
‫چرا از ویل نمی‌خوای که بیاد؟

8
00:00:30,448 --> 00:00:34,703
‫ببخشید قبل تو بهش گفتم که اخراج شدم

9
00:00:34,703 --> 00:00:36,705
‫ببخشید ببخشید ببخشید!

10
00:00:36,705 --> 00:00:38,957
‫اشتباه کردم، ببخشید عزیزم ببخشید!

11
00:00:38,957 --> 00:00:40,542
‫چندبار باید بگم آخه؟

12
00:00:40,542 --> 00:00:43,295
‫خب اگه داد بزنی،‌ عذرخواهی حساب نمیشه

13
00:00:43,295 --> 00:00:46,298
‫ببخشید ببخشید ببخشید

14
00:00:46,298 --> 00:00:47,299
‫باشه

15
00:00:48,216 --> 00:00:49,467
‫چقدر قراره اینجوری باشی؟

16
00:00:49,467 --> 00:00:51,970
‫نمی‌دونم، گوی جادو که ندارم

17
00:00:52,971 --> 00:00:54,389
‫خب واسه شام خونه میای؟

18
00:00:56,725 --> 00:00:58,935
‫شاید، شایدم نه

19
00:01:01,187 --> 00:01:03,690
‫نه راستی،
‫ به فرانسیس گفتم تو تکالیفش کمکش می‌کنم

20
00:01:03,690 --> 00:01:05,025
‫پس قبل 9 برمی‌گردم

21
00:01:05,025 --> 00:01:06,318
‫- خب
‫- خب

22
00:01:06,318 --> 00:01:07,402
‫خب

23
00:01:11,467 --> 00:01:17,867
«عشق افلاطونی»
«فصل اول: قسمت نهم»

24
00:01:24,127 --> 00:01:29,257
‫خب، اینا قشنگ 200 ساعت اضافه کاری میشن،
‫چقدر گشنمه

25
00:01:29,257 --> 00:01:32,052
‫خب بهتره طی استراحت‌های 6 دقیقه‌ای شام بخوریم

26
00:01:32,052 --> 00:01:34,471
‫خب ونسا چی می‌خوری؟ استیک یا غذای دریایی؟

27
00:01:35,847 --> 00:01:39,309
‫نمی‌دونم، حالا که دوپان پولشو میده،
‫چطوره جفتشو بخوریم؟

28
00:01:39,935 --> 00:01:40,936
‫هم استیک هم دریایی

29
00:01:40,936 --> 00:01:43,480
‫چارلی تو کارت رو تو خونه تموم می‌کنی؟

30
00:01:43,480 --> 00:01:45,982
‫می‌دونی چیه؟
‫ امشب رو می‌مونم پیشتون کارارو انجام بدیم

31
00:01:45,982 --> 00:01:48,276
‫دلم برای استیک خوردن با چنگال پلاستیکی تنگ شده

32
00:01:49,277 --> 00:01:51,321
‫به به خبریه دوستان؟

33
00:01:51,321 --> 00:01:54,449
‫بیخیال بابا، چارلی امشب می‌مونه؟
‫تو که هیچوقت تا دیروقت نمی‌مونی

34
00:01:54,449 --> 00:01:58,036
‫معمولا کارِات رو تو خونه تموم می‌کنی،
‫مثل آدم‌هایی که عاشق خانوادشونن

35
00:01:58,036 --> 00:01:59,579
‫خب امشب نمیرم

36
00:01:59,579 --> 00:02:00,830
‫آره همینه!

37
00:02:00,830 --> 00:02:02,332
‫عالی می‌نوازی، بنواز برادر

38
00:02:03,250 --> 00:02:05,168
‫چارلیِ آخر شب، عالیه

39
00:02:05,669 --> 00:02:09,381
‫می‌دونید چیه؟ اصلا برام مهم نیست بیکار شده،
‫اتفاقه، میشه دیگه

40
00:02:09,381 --> 00:02:11,466
‫مشکل اینجاست که اول به تو نگفت

41
00:02:11,466 --> 00:02:15,011
‫یه آدم همچین چیزی رو نباید از
‫آلبوم عکس‌هاش بفهمه

42
00:02:15,011 --> 00:02:16,179
‫اشتباه ناشیانه‌ای بود

43
00:02:16,179 --> 00:02:19,724
‫هروقت داگ سفر کاری میره،
‫من یه ربع یه بار عکس‌هامو چک می‌کنم

44
00:02:19,724 --> 00:02:21,685
‫- واقعا؟
‫- آدم باید حواسش جمع باشه

45
00:02:24,479 --> 00:02:26,690
‫می‌دونی چیه؟ اصلا به درک

46
00:02:28,149 --> 00:02:32,654
‫چارلیِ آخر شبا عالیه، خیل خب بچه‌ها،
‫من باید برم یه دوستی رو ببینم

47
00:02:32,654 --> 00:02:33,738
‫ببخشید

48
00:02:34,364 --> 00:02:37,242
‫نگاش کن، حیوون درنده شدی نه؟

49
00:02:37,826 --> 00:02:40,120
‫خب، اینم از شرابی که تو تعطیلات هدیه گرفتم

50
00:02:40,745 --> 00:02:42,330
‫- چیزی اینجا داری؟
‫- می‌دونی چیه؟

51
00:02:42,330 --> 00:02:44,499
‫یه بطری ویسکی اکازیون دارم

52
00:02:45,000 --> 00:02:49,629
‫- خببب، حالا خوب شد
‫- بعله،‌ خیلیم خوب

53
00:02:50,797 --> 00:02:51,798
‫ممکنه؟

54
00:02:54,217 --> 00:02:55,427
‫ادای فرانک رو در بیار

55
00:02:55,427 --> 00:02:56,761
‫اسم شما چیه؟

56
00:02:57,762 --> 00:02:59,264
‫- اسم هیچکسو نمی‌دونه
‫- نه

57
00:03:08,189 --> 00:03:10,609
‫آلبرت هم تو اتاقش ویسکی داره،
‫هیچوقت بهش دست نمی‌زنه

58
00:03:10,609 --> 00:03:11,693
‫واقعا آلبرت همینه

59
00:03:12,569 --> 00:03:13,778
‫بریم بدزدیمش؟

60
00:03:14,446 --> 00:03:15,739
‫- خیلی خبیثی
‫- آره؟

61
00:03:15,739 --> 00:03:19,576
‫- خیلی خبیثی، بزن بریم
‫- بزن بریم، چارلیِ آخرشب‌ها همینه

62
00:03:30,629 --> 00:03:31,630
‫خیلی بدی

63
00:03:33,006 --> 00:03:34,007
‫آلبرت پسر خوبیه

64
00:03:34,966 --> 00:03:35,967
‫برو برو برو

65
00:03:53,485 --> 00:03:55,445
‫خیلی خوبه
‫اینجا جاییه که...

66
00:03:55,445 --> 00:03:57,822
‫نه نه نه بذار ببینم،
‫الان دی‌جی منم

67
00:03:57,822 --> 00:04:00,283
‫- باشه خیل خب
‫- دی‌جی منم، خب؟

68
00:04:13,547 --> 00:04:14,548
‫آره!

69
00:04:21,429 --> 00:04:22,430
‫آره

70
00:04:30,730 --> 00:04:34,234
‫خدای من، آره

71
00:04:34,943 --> 00:04:35,944
‫آره

72
00:04:41,491 --> 00:04:43,910
‫- بهتره... بهتره برم آره
‫- م... منم همینطور

73
00:04:43,910 --> 00:04:45,829
‫- باید برم
‫- آره

74
00:05:00,176 --> 00:05:02,721
‫رقص کثیف می‌کردین؟ این چیه دیگه ؟

75
00:05:02,721 --> 00:05:06,016
‫یجورایی مثل رقصیدن تو اون فیلمه

76
00:05:08,226 --> 00:05:10,770
‫چی... منظورت فیلم «رقص کثیف»ـه؟

77
00:05:11,521 --> 00:05:15,108
‫فقط دارم میگم کارم نامناسب بود، و پشیمونم

78
00:05:15,859 --> 00:05:17,777
‫- خب نشونم بده چیکار کردی
‫- نه لازم نیست

79
00:05:17,777 --> 00:05:21,031
‫نه واقعا می‌خوام بدونم چیشد

80
00:05:21,531 --> 00:05:22,365
‫نشونم بده

81
00:05:22,365 --> 00:05:24,826
‫من یکم مست بودم، خوب یادم نیست

82
00:05:25,535 --> 00:05:27,037
‫چی؟ سر کار مست بودی؟

83
00:05:27,787 --> 00:05:30,707
‫آره... یکم مشروب داشتیم، استوارت هم بود

84
00:05:31,791 --> 00:05:34,294
‫چی؟ اونم رقص کثیف می‌کرد؟
‫منظورت چیه؟

85
00:05:34,294 --> 00:05:36,129
‫نه اون موقع دیگه رفته بود

86
00:05:36,129 --> 00:05:39,299
‫دقیقا می‌خوام ببینم که چیکار کردی

87
00:05:40,884 --> 00:05:43,720
‫می‌خوای آهنگ «بهترین موقع زندگیم رو داشتم»
‫ رو بذارم؟

88
00:05:43,720 --> 00:05:45,138
‫کمک می‌کنه یادت بیاد؟

89
00:05:45,138 --> 00:05:46,348
‫اون آهنگ رو نذاشته بودیم

90
00:05:47,599 --> 00:05:48,600
‫چه آهنگی بود؟

91
00:05:48,600 --> 00:05:50,101
‫«شراب قرمز قرمز»

92
00:05:51,144 --> 00:05:52,687
‫- از گروه «یو‌بی40»؟
‫- آره

93
00:05:52,687 --> 00:05:54,981
‫الان جدی‌ای؟ خدای من

94
00:05:55,649 --> 00:05:58,985
‫به جای تو بدن من از خجالت مورمور شد، وای

95
00:05:58,985 --> 00:06:01,279
‫نزدیک 8 تا 10 ثانیه هم از رو لباس مالیدیم همو

96
00:06:01,279 --> 00:06:02,822
‫- چی؟
‫- من...

97
00:06:02,822 --> 00:06:05,784
‫- خدای من... بوسش هم کردی؟
‫- نه

98
00:06:05,784 --> 00:06:07,369
‫- دوستش داری؟
‫- نه

99
00:06:07,369 --> 00:06:10,705
‫شما دوتا احساسات مخفیانه نداشتید نسبت به هم؟

100
00:06:10,705 --> 00:06:14,042
‫اصلا، من هیچ حسی به ونسا ندارم،
‫اون خیلی حوصله‌سر‌بره

101
00:06:14,042 --> 00:06:16,336
‫خب این حسم رو بهتر نکرد،
‫اون چهارتا بچه داره

102
00:06:16,336 --> 00:06:19,714
‫مثل کارخونه بچه‌سازیه،
‫احتمالا همین الان ازت دوقلو حاملست

103
00:06:19,714 --> 00:06:22,551
‫اصلا به هیچوجه،
‫من اصلا نزدیک ارضا شدن هم نبودم

104
00:06:23,134 --> 00:06:25,845
‫اون کلمه رو نگو، خیلی حال بهم زنه... حرف نزن

105
00:06:25,845 --> 00:06:30,350
‫خب پس فقط از رو لباس همو مالیدید؟
‫چی؟ خیلی مسخره‌ست این کار

106
00:06:30,350 --> 00:06:32,352
‫فکر می‌کنم داشتم تلافی می‌کردم

107
00:06:32,852 --> 00:06:34,854
‫به خاطر اینکه کلی با ویل وقت می‌گذرونی

108
00:06:35,689 --> 00:06:38,525
‫حالا اشتباه من شد؟ خیلی عوضی‌ای

109
00:06:38,525 --> 00:06:40,277
‫نمی‌خوام برای رفتارم بهونه بیارم

110
00:06:40,277 --> 00:06:43,863
‫فقط می‌خوام بدونی حسم چجوری بوده
‫من خیلی متاس...

111
00:06:43,863 --> 00:06:45,282
‫اصلا به هیچ‌وجه! همون عقب بمون

112
00:06:45,282 --> 00:06:47,534
‫ببخشید، باشه، حتما، ببخشید من فقط...

113
00:06:48,535 --> 00:06:53,039
‫ونسا، اون که خیلی مسخره و خشکه،
‫مثل کاغذ دیواری می‌مونه زنیکه

114
00:06:54,207 --> 00:06:56,376
‫اشکال نداره بیام اینجا بخوابم؟

115
00:07:02,382 --> 00:07:03,383
‫خب زود باشید

116
00:07:04,801 --> 00:07:05,969
‫- سلام
‫- صبح بخیر

117
00:07:05,969 --> 00:07:07,137
‫- صبح بخیر مامانی
‫- سلام

118
00:07:07,137 --> 00:07:08,889
‫- صبح بخیر
‫- بچه‌ها غذا خوردن و لباس پوشیدن

119
00:07:08,889 --> 00:07:10,807
‫موهاشون هم شونه شده،
‫میرم بذارمشون مدرسه

120
00:07:10,807 --> 00:07:12,309
‫برگشتن هم میارمشون

121
00:07:12,309 --> 00:07:14,102
‫برات نیمرو درست کردم، تو آشپزخونه گذاشتم

122
00:07:14,102 --> 00:07:16,605
‫اگه سرد بودن، برات دوباره درست می‌کنم

123
00:07:17,814 --> 00:07:18,648
‫آره

124
00:07:20,525 --> 00:07:21,526
‫مرسی جناب

125
00:07:22,027 --> 00:07:25,280
‫این لاته با شیر جو دو سره

126
00:07:25,780 --> 00:07:27,741
‫اگه سرد شده، یکی دیگه برات سفارش میدم

127
00:07:27,741 --> 00:07:29,451
‫- خوبه
‫- خوبه، امروز چیکاره‌ای؟

128
00:07:31,369 --> 00:07:33,955
‫فکر کنم، هرکاری بخوام

129
00:07:34,539 --> 00:07:35,540
‫خب خوبه، عالیه

130
00:07:35,540 --> 00:07:36,666
‫- خدافظ بچه‌ها
‫- خدافظ

131
00:07:36,666 --> 00:07:39,878
‫چرا مامان اینجوری نگات می‌کنه؟
‫کار بدی کردی؟

132
00:07:41,004 --> 00:07:43,089
‫نه، خب بسه دیگه، سریع باشید، بریم

133
00:07:43,089 --> 00:07:45,508
‫- بریم دیگه، خیل خب، خوبه
‫- هنوز داره بد نگاهت می‌کنه

134
00:07:50,472 --> 00:07:52,641
‫پسر دیوونه شدی؟
[ آبجوسازی لاکی پنی ]

135
00:07:52,641 --> 00:07:53,975
‫اصلا هم دیوونه نشدم

136
00:07:53,975 --> 00:07:56,770
‫اون کار چای الکلی‌تون بدون من موفق نمیشه

137
00:07:56,770 --> 00:08:00,649
‫فقط به خاطر چیزی که من تو این بار ساختم
‫می‌تونید سرمایه‌گذار پیدا کنید

138
00:08:00,649 --> 00:08:03,652
‫- من هم باید تو این کار شریک شم
‫- خیلی حرفت مسخرست

139
00:08:03,652 --> 00:08:06,696
‫چرا مسخره باشه؟ تو سن دیگو دربارش حرف زدیم
‫باهاش موافق بودی

140
00:08:06,696 --> 00:08:09,324
‫آره اون حرفا قبل این بود که
‫معامله جانی 66 رو خراب کنی احمق

141
00:08:09,324 --> 00:08:11,243
‫من اون معامله رو برای دلایل اخلاقی بهم زدم

142
00:08:11,243 --> 00:08:14,329
‫و اصلا هم ربطی به هوش تجاریم،
‫که خیلیم زیاده، نداشت

143
00:08:14,329 --> 00:08:16,748
‫به من حتی گفتن شبیه «وارن بوفه» هستی
‫( سرمایه‌گذار آمریکایی )

144
00:08:16,748 --> 00:08:18,850
‫- درستش «بافت» هست ولی ادامه بده...
‫- تو خفه شو بابا

145
00:08:18,850 --> 00:08:20,510
‫خب؟ و اگه درست یادم باشه

146
00:08:20,510 --> 00:08:22,863
‫اون معامله داشت به فنا می‌رفت
‫تا اینکه من اومدم درستش کردم

147
00:08:22,963 --> 00:08:25,799
‫خب بذار ازت یه چیزی بپرسم،
‫فکر می‌کنی چند درصد سهام حقته؟

148
00:08:25,799 --> 00:08:27,092
‫سوال خوبیه

149
00:08:27,092 --> 00:08:32,764
‫چون نمی‌خوام شما دوتا آقای محترم،
‫منو وحشیانه به فنا بدید، 51 درصد

150
00:08:32,764 --> 00:08:34,558
‫خدای من، تو دیوونه شدی

151
00:08:34,558 --> 00:08:35,475
‫52 درصد

152
00:08:35,475 --> 00:08:36,560
‫- خدای من
‫- چی...

153
00:08:36,560 --> 00:08:38,895
‫تو هیچ اهرم فشاری نداری
‫ و الان هم مذاکره نمی‌کنیم

154
00:08:38,895 --> 00:08:41,438
‫- رسما داری پول می‌خوای ازمون
‫- 53 درصد

155
00:08:41,438 --> 00:08:43,358
‫نه رفیق، من با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنم

156
00:08:43,358 --> 00:08:44,568
‫54 درصد

157
00:08:44,568 --> 00:08:46,695
‫- عمر می‌فهمه
‫- ویل، همچین چیزی ممکن نیست

158
00:08:46,695 --> 00:08:50,865
‫ما کل کار‌های زمینه‌ای «دا بوچ» رو بدون تو کردیم

159
00:08:50,865 --> 00:08:53,618
‫شما رو شونه بزرگان وایساده بودین

160
00:08:53,618 --> 00:08:55,245
‫ببخشید، الان بزرگ تویی؟

161
00:08:55,245 --> 00:08:56,621
‫قطعا بزرگ منم

162
00:08:56,621 --> 00:08:58,582
‫من کلی وقته کسشراتو تحمل کردم

163
00:08:58,582 --> 00:09:00,417
‫می‌خوام تو چشام نگاه کنی که بفهمی

164
00:09:00,417 --> 00:09:03,086
‫که این اتفاق عمرا نمیوفته

165
00:09:03,086 --> 00:09:06,006
‫اهرم فشار می‌خوای؟
‫الان اهرم فشارمو نشونت میدم

166
00:09:06,006 --> 00:09:09,259
‫اصلا اهرم فشارم رو می‌پاشم رو صورتت
‫من اعتصاب کار می‌کنم

167
00:09:09,259 --> 00:09:11,136
‫- برو درتو بذار بابا
‫- اعتصاب می‌کنی؟

168
00:09:11,136 --> 00:09:12,637
‫تو مغازه خودت می‌خوای اعتصاب کنی؟

169
00:09:12,637 --> 00:09:16,683
‫آره قطعا همین‌کارو می‌کنم،
‫بذار ببینیم بدون من اینجا چطور می‌گرده، خوبه؟

170
00:09:16,683 --> 00:09:19,686
‫وقتی به من سهام دا بوچ رو دادید برمی‌گردم

171
00:09:19,686 --> 00:09:23,273
‫و در ضمن، اولین تصمیم کاریم،
‫به عنوان سهام‌دار اصلی،

172
00:09:23,273 --> 00:09:24,858
‫اینه که اون اسم کسشرو عوض کنم

173
00:09:25,817 --> 00:09:26,818
‫مرتیکه کیری

174
00:09:27,944 --> 00:09:29,112
‫اون برمی‌گرده

175
00:09:30,030 --> 00:09:34,743
‫یک، دو، سه،

176
00:09:36,494 --> 00:09:37,495
‫چهار...

177
00:09:38,330 --> 00:09:39,331
‫لعنت بهش

178
00:09:40,957 --> 00:09:42,976
‫عمر میشه تا وقتی برگرده،
‫ حواست به اتاق مخزن باشه؟

179
00:09:50,008 --> 00:09:51,743
اینم که خیالمون رو راحت نکرد

180
00:09:54,137 --> 00:09:57,098
‫ببین آخه چه موفقه،
‫نگاه تو چندتا هیئت مدیره هست

181
00:09:57,098 --> 00:09:59,935
‫خدای من، کی واسش مهمه که کجاها هست؟

182
00:09:59,935 --> 00:10:03,271
‫مثل آدم دیوونه‌هاست،
‫شبیه «ایمی کُنی برت»ـه

183
00:10:03,271 --> 00:10:05,815
‫منظورت یکی از قدرت‌مند‌ترین زنان آمریکاست دیگه؟

184
00:10:07,108 --> 00:10:09,569
‫آره، ولی منظورم رو خودت گرفتی

185
00:10:09,569 --> 00:10:12,739
‫چجوری فرصت این کارا رو داره؟
‫چهارتا بچه داره آخه

186
00:10:12,739 --> 00:10:15,242
‫اون تو شرکت شریکه و رسما تازه زاییده

187
00:10:15,909 --> 00:10:18,620
‫و خیلیم بچش بامزست،
‫قیافش حتی عجیب غریب هم نیست

188
00:10:18,620 --> 00:10:21,306
‫آره ولی احتمالا خیلی نمی‌بینتش
‫احتمالا هیچکدوم رو وقت نمی‌کنه ببینه

189
00:10:21,306 --> 00:10:23,166
‫احتمالا با تنفر ازش بزرگ میشن،
‫این خط و این نشون

190
00:10:23,166 --> 00:10:25,126
‫احتمالا بزرگ شدن می‌خوان شبیهش بشن

191
00:10:25,126 --> 00:10:27,254
‫یعنی نمیشد یه آدم بدتر رو انتخاب کنه؟

192
00:10:27,754 --> 00:10:29,673
‫اون شریک شرکته، چهارتا بچه داره

193
00:10:29,673 --> 00:10:31,758
‫بلوند هم هست، قدشم که بلنده

194
00:10:31,758 --> 00:10:33,885
‫خیل خب باشه، بیا از راه تو انجامش بدیم

195
00:10:33,885 --> 00:10:37,472
‫وای، واقعا خوشگله

196
00:10:37,472 --> 00:10:39,015
‫خیلی موفقه

197
00:10:39,015 --> 00:10:42,227
‫فکر می‌کنم کار درست اینه که ‫شوهرتو بدی بهش

198
00:10:42,227 --> 00:10:45,355
‫اون خیلی ساده‌ست، حوصله‌سربره

199
00:10:45,355 --> 00:10:48,942
‫آره بابا، اصلا اونقدر‌ها هم بامزه نیست

200
00:10:48,942 --> 00:10:53,613
‫و کی دیگه از رو لباس می‌ماله؟
‫شلوارتو درار درست انجامش بده

201
00:10:54,155 --> 00:10:56,116
‫اون یه بازنده‌ست و جا میزنه

202
00:10:56,116 --> 00:10:58,285
‫چارلی رو چیکار کنم؟ باید جواب این کارشو بده

203
00:10:59,411 --> 00:11:00,745
‫جواهرات بخره؟

204
00:11:01,871 --> 00:11:04,416
‫آره؟ از رو لباس مالیدن ارزش خرید جواهرات داره؟

205
00:11:05,709 --> 00:11:07,002
‫دیگه کیف خوبه دیگه

206
00:11:08,044 --> 00:11:12,841
‫سیل، حالت خوبه؟ می‌خوای بیام پیشت؟

207
00:11:12,841 --> 00:11:15,510
‫نه حالم خوبه

208
00:11:17,220 --> 00:11:19,598
‫باید برم، یکی پشت دره، مرسی عزیزم

209
00:11:22,601 --> 00:11:23,810
‫سلام، حالت خوبه؟

210
00:11:23,810 --> 00:11:27,105
‫آره خوبم، فقط... دستم با کاغذ بریده
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

211
00:11:27,105 --> 00:11:29,941
‫امروز رو دیگه نرفتم سرکار،
‫صادقانه، یکی رو می‌خوام براش غر بزنم

212
00:11:30,609 --> 00:11:32,569
‫- خب، جای درستی اومدی
‫- همین فکر رو می‌کردم

213
00:11:35,447 --> 00:11:38,074
‫خب فکر می‌کنی واقعا سهام دا بوچ میدن بهت؟

214
00:11:38,074 --> 00:11:40,994
‫آره فکر می‌کنم سهام دا بوچ رو میدن بهم
‫و بهم حتی دا پول هم میدن

215
00:11:40,994 --> 00:11:42,996
‫و بعدشم می‌تونم دا بازنشست بشم

216
00:11:42,996 --> 00:11:44,789
‫- واقعا؟
‫- بعدشم برم دا جزیره‌

217
00:11:45,957 --> 00:11:46,958
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

218
00:11:46,958 --> 00:11:48,126
‫الان طرف کی هستی تو؟

219
00:11:48,126 --> 00:11:50,795
‫نمی‌دونم، الان فقط دارم سعی می‌کنم
‫این گوشت رو برش بدم

220
00:11:51,463 --> 00:11:55,675
‫فکر می‌کنم می‌بینن که چقدر تجارتمون،
‫برای درست کار کردن به من نیاز داره

221
00:11:55,675 --> 00:11:58,345
‫و بعدش همین رو به دا بوچ تعمیم میدن
‫ و بعد، می‌دونی

222
00:11:58,345 --> 00:12:00,263
‫بهم التماس می‌کنن که باهاشون کار کنم

223
00:12:00,263 --> 00:12:02,098
‫واقعا نمی‌فهمم چجوری با این آروم میشی

224
00:12:02,098 --> 00:12:03,975
‫شام درست کردن سخت‌ترین کار روزمه

225
00:12:03,975 --> 00:12:05,060
‫خیلی آرامش‌بخشه

226
00:12:05,060 --> 00:12:08,188
‫یه بازی دیگه‌هم هست که
‫خونه یه موش کوچیک رو تمیز می‌کنی، اونم عالیه

227
00:12:09,481 --> 00:12:10,315
‫سلام ویل

228
00:12:10,315 --> 00:12:11,816
‫- سلام!
‫- چیکار دارید می‌کنید؟

229
00:12:11,816 --> 00:12:15,528
‫نمی‌بینی که داریم به صورت مجازی
‫به کمک یه جفت دست سفید قطع شده

230
00:12:15,528 --> 00:12:18,031
‫یک وعده غذایی تهیه می‌کنیم؟

231
00:12:19,115 --> 00:12:20,418
‫خیل خب می‌بینم، بچه‌ها کجان؟

232
00:12:20,442 --> 00:12:22,094
‫- ها؟
‫- بچه‌ها

233
00:12:22,118 --> 00:12:24,371
‫آها، تو باغن، آره،
‫هر کدومشون با یه دوست اومدن خونه

234
00:12:24,371 --> 00:12:26,331
‫و منتظرتن که ببریشون بیرون پیتزا بهشون بدی

235
00:12:27,540 --> 00:12:29,542
‫پیتزا؟ عالیه، خب خوبه

236
00:12:30,085 --> 00:12:31,795
‫برای شما هم چیزی بخرم؟

237
00:12:31,795 --> 00:12:33,547
‫آره من پپرونی می‌خورم
‫ویل تو چی می‌خوای؟

238
00:12:34,130 --> 00:12:36,132
‫من پیتزا قارچ می‌خورم اگه قراره پیتزا بخری

239
00:12:36,132 --> 00:12:40,262
‫و یه بطری شراب گُلی هم بگیر لطفا،
‫مثلا برند «فرشته نجواکننده» یا همچین چیزی

240
00:12:40,262 --> 00:12:43,473
‫و اگه تو راهت جایی دیدی آبجو هندی می‌فروختن
‫ممنون میشم بگیری، لازم نیست محلی باشه

241
00:12:43,473 --> 00:12:46,768
‫ولی اگه محلی هم بود، ممنون میشم

242
00:12:46,768 --> 00:12:50,272
‫خب، حتما، خیل خب

243
00:12:50,272 --> 00:12:51,481
‫- مرسی
‫- خیل خب

244
00:12:51,481 --> 00:12:53,483
‫سلام بچه‌ها! پیتزا!

245
00:12:53,483 --> 00:12:56,403
‫- بچرخونش!
‫- کوفته قلقلی رو بچرخون! بچرخونش!

246
00:12:56,403 --> 00:12:58,738
‫- باریکلا! هی!
‫- هـــی! بچرخون!

247
00:12:58,738 --> 00:13:00,240
‫پیتزا!

248
00:13:00,240 --> 00:13:01,700
‫میشه جک امشب اینجا بمونه؟

249
00:13:01,700 --> 00:13:04,035
‫آره، قطعا، چرا که نه؟ جمعه شبه نه؟

250
00:13:04,536 --> 00:13:06,830
‫اگه جک امشب بمونه،
‫بقیه بچه‌ها هم می‌خوان بمونن...

251
00:13:06,830 --> 00:13:08,999
‫جما، شلبی، شما هم می‌خواین بمونید شب؟

252
00:13:10,584 --> 00:13:11,877
‫آره!

253
00:13:13,378 --> 00:13:16,256
‫- خیل خب! بریم! وقت پیتزاـه
‫- خب، به پدر مادرشون بگو، خب؟

254
00:13:16,256 --> 00:13:17,966
‫کلید‌های مینی‌ون رو جا کلیدیه

255
00:13:17,966 --> 00:13:19,217
‫- آره آره
‫- خب

256
00:13:19,217 --> 00:13:22,137
‫- خونه باحالی دارید
‫- آره، جمعه شب‌ها همینه

257
00:13:25,056 --> 00:13:27,267
‫کاش تو حیاط پشتیت یه دوربین داشتی

258
00:13:27,267 --> 00:13:28,476
‫من واسه این معروف می‌شدم

259
00:13:28,476 --> 00:13:30,312
‫اره به عنوان یه کسخل معروف می‌شدی

260
00:13:30,854 --> 00:13:33,106
‫مگه جور دیگه‌ای هم آدم معروف داریم؟

261
00:13:35,233 --> 00:13:37,277
‫چهارتا کوچولو تو تختشونن

262
00:13:37,277 --> 00:13:39,613
‫فکر نکنم شلبی تا صبح دووم بیاره

263
00:13:39,613 --> 00:13:42,782
‫چون پنج‌سالشه،
‫و تا الان خونه کسی نخوابیده

264
00:13:43,867 --> 00:13:50,248
‫خب پس من بهتره برم بخوابم،
‫چون ممکنه 2 صبح بیدارم کنن

265
00:13:50,248 --> 00:13:55,837
‫اوه من باید برم؟
‫ فکر نمی‌کردم وقت خوابتونه چون 9:23ـست

266
00:13:56,796 --> 00:13:58,298
‫نه توهم باید شب رو بمونی

267
00:13:58,798 --> 00:13:59,799
‫آره؟ مشکلی نیست؟

268
00:14:00,800 --> 00:14:02,552
‫- مشکلی نیست
‫- نمی‌خوام مزاحمتون باشم

269
00:14:02,552 --> 00:14:04,054
‫نه خب ناخون‌هات باید خشک شن به هرحال

270
00:14:04,054 --> 00:14:05,138
‫- ناخونام باید خشک شن
‫- آره

271
00:14:05,138 --> 00:14:07,515
‫نمی‌خوام خرابشون کنم،
‫خیلی سخت تلاش کردم

272
00:14:07,515 --> 00:14:10,602
‫باشه خب، راستی سیلویا، تو میای؟

273
00:14:15,815 --> 00:14:19,152
‫خیل خب، پس تشک بادی رو برمی‌دارم

274
00:14:19,152 --> 00:14:24,157
‫من رو اون کلیک نمی‌کنم،
‫ولی می‌خوام فشن شو «برندی ملویل» رو ببینم

275
00:14:25,200 --> 00:14:26,785
‫اوه خدا، من اون دختره رو می‌شناسم

276
00:14:26,785 --> 00:14:28,620
‫از تیشرتش خوشم اومد،
‫منم می‌پوشم همینو

277
00:14:28,620 --> 00:14:30,664
‫- من دنبالش بودم
‫- بامزست واقعا

278
00:14:30,664 --> 00:14:32,415
‫رنگ سبز هم داره...

279
00:14:33,208 --> 00:14:36,461
‫خدای من، میشه صبر کنی این شو رو ببینم
‫بعد اون کارو بکنی؟

280
00:14:39,798 --> 00:14:43,677
‫- خیلی خودخواه به نظر می‌رسه
‫- آره منم... خوشم نیومد ازش

281
00:14:43,677 --> 00:14:45,011
‫منم می‌تونم... منم خرید میرم،

282
00:14:45,011 --> 00:14:47,013
‫ولی هر دفعه فیلم نمی‌گیرم بذارم یوتیوب

283
00:14:47,013 --> 00:14:49,808
‫اونو باز کن، «چرا ناسا نمی‌خواد بفهمید زمین صافه»

284
00:14:49,808 --> 00:14:51,434
‫آره بابای منم همش همینو میگه

285
00:14:51,434 --> 00:14:53,520
‫آره واقعا بعضی از حرف‌هاش قانع‌کننده‌ـست

286
00:14:54,354 --> 00:14:56,022
‫- دربارش پست هم می‌ذاره
‫- آره

287
00:14:58,692 --> 00:15:00,735
‫انگار داری برای دستت جق می‌زنی

288
00:15:01,653 --> 00:15:03,154
‫بذار کرم‌هام رو بزنم

289
00:15:03,154 --> 00:15:05,365
‫مرسی که دعوتم کردی به این دورهمی شبونه

290
00:15:05,365 --> 00:15:08,159
‫اگه کل روز تنها می‌موندم
‫حالم اینقدر خوب نمیشد

291
00:15:08,743 --> 00:15:11,121
‫آره همین درمورد تنها نموندن خوبه

292
00:15:11,121 --> 00:15:13,373
‫وقت حس کردن چیزی رو نداری

293
00:15:13,373 --> 00:15:14,791
‫- به نظر عالیه
‫- خوبه

294
00:15:14,791 --> 00:15:17,627
‫تا الان به رفتن از لاکی پنی فکر کردی؟

295
00:15:18,295 --> 00:15:21,006
‫به نظر می‌رسه تو و اونا، خیلی باهم کنار نمیاین

296
00:15:21,006 --> 00:15:24,301
‫آره، با اینکه از بخش تجارت کار بدم میاد،

297
00:15:24,301 --> 00:15:27,512
‫از آبجو درست کردن خیلی خوشم میاد
‫نمی‌دونم دیگه چه کاری باید بکنم

298
00:15:28,096 --> 00:15:30,765
‫- دایناسور چیپسی
‫- دایناسور چیپسی

299
00:15:33,727 --> 00:15:36,229
‫نمی‌دونم چرا می خواین برین از اینجا
‫این خونه محشره

300
00:15:36,813 --> 00:15:38,857
‫برای پنج‌تامون خیلی کوچیکه

301
00:15:38,857 --> 00:15:40,901
‫یه گاراژ داری اون پشت که هیچی توش نیست

302
00:15:41,735 --> 00:15:44,112
‫اون پشت خیلی کثیفه، شبیه آشپزخونه شیشه‌ست

303
00:15:44,112 --> 00:15:47,157
‫اون آشپزخونه‌هایی که من رفتم،
‫بی‌اندازه تمیز بودن

304
00:15:47,157 --> 00:15:49,576
‫خب مال ما حال بهم زنه

305
00:15:49,576 --> 00:15:53,163
‫ما این خونه رو خریدیم و اصلا بهش دست نزدیم

306
00:15:53,163 --> 00:15:55,749
‫می‌تونی تبدیلش کنی به «ای‌دی‌یو»
‫یا همون واحد مسکونی اضافی

307
00:15:56,291 --> 00:15:57,834
‫مثل اتاق‌مهمونی چیزی

308
00:15:57,834 --> 00:15:59,502
‫ما که مهمون نمی‌خوایم

309
00:15:59,502 --> 00:16:01,338
‫ما فقط یه اتاق خواب و دستشویی دیگه می‌خوایم

310
00:16:01,338 --> 00:16:03,298
‫دقیقا می‌تونی همینارو اونجا بسازی

311
00:16:03,298 --> 00:16:04,966
‫نمی‌دونم، به نظره پروژه بزرگی می‌رسه

312
00:16:04,966 --> 00:16:08,553
‫از اساس‌کشی که سنگین‌تر نمیشه،
‫می‌دونی؟ به متراژ خونتون هم اضافه میشه

313
00:16:08,553 --> 00:16:10,513
‫ارزش خونتون هم بیشتر میشه

314
00:16:10,513 --> 00:16:13,016
‫که به عنوان یه آدم بالغ کار خیلی عاقلانه‌ایه

315
00:16:13,016 --> 00:16:16,311
‫خب من حتی نمی‌دونم همچین چیزی رو
‫از کجا باید شروع کنم

316
00:16:16,311 --> 00:16:18,021
‫- من می‌دونم، می‌تونم کمکت کنم
‫- واقعا؟

317
00:16:18,021 --> 00:16:21,358
‫آره، من گاراژمون رو واسه آدری،
‫تبدیل به یه دفتر کردم

318
00:16:21,358 --> 00:16:25,987
‫که بعدش رفت توش با
‫ نبیره «آدولف آیکمن» سکس کرد (افسر نازی)

319
00:16:27,530 --> 00:16:29,032
‫اوهو، خودت تنهایی درستش کردی؟

320
00:16:29,032 --> 00:16:32,160
‫آره، در طول تعطیلی‌های آخرهفته
‫انجامش دادم ولی آره، کارِ خاصی نکردم

321
00:16:32,160 --> 00:16:35,372
‫وای نگاهش کن، رو نکرده بودی
‫که یه پا مردِ خونه‌ای

322
00:16:35,372 --> 00:16:37,040
‫حالا چیش عجیبه؟ مگه مرد نیستم؟

323
00:16:37,040 --> 00:16:39,876
‫آخه کلاه و کیف زنونه داری

324
00:16:39,876 --> 00:16:42,921
‫و لاکِ خوشگل زدی و
‫الانم اومدی دورهمی شبونه

325
00:16:42,921 --> 00:16:44,005
‫آره، بی‌راه هم نمیگی

326
00:16:45,632 --> 00:16:48,677
‫- وقتی به آدری خیانت کردی...
‫- من خیانت نکردم

327
00:16:48,677 --> 00:16:51,346
‫با یه غریبه شب رو گذروندم.
‫یه کم ملاحظه کن

328
00:16:51,930 --> 00:16:53,014
‫- ببخشید
‫- باشه

329
00:16:54,015 --> 00:16:56,309
‫- وقتی با یه غریبه شبت رو گذروندی
‫- مرسی

330
00:16:56,309 --> 00:16:58,687
‫آدری به اون‌جا رسوندت؟

331
00:16:58,687 --> 00:17:02,566
‫یعنی آدری منو تا دمِ آپارتمانِ طرف
‫توی لاگونا هیلز رسوند؟

332
00:17:02,566 --> 00:17:05,026
‫آره. خودش بردت اونجا؟! چقدر قشنگ

333
00:17:05,026 --> 00:17:06,570
‫اصطلاحاً میگی؟

334
00:17:07,821 --> 00:17:11,199
‫نه، رفتارش باعث شد بخوای تلافی کنی؟

335
00:17:12,117 --> 00:17:14,869
‫می‌دونی، اون موقع

336
00:17:15,370 --> 00:17:17,497
‫می‌گفتم آره

337
00:17:17,497 --> 00:17:22,459
‫ولی فقط داشتم یه رفتار بد رو
‫توجیه می‌کردم، متوجه‌ای؟

338
00:17:22,459 --> 00:17:23,795
‫هر چقدر هم که جنگ و دعوا داشتیم

339
00:17:24,295 --> 00:17:27,799
‫بازم من کار مزخرفی کردم
‫و دیگه تکرارش نمی‌کنم

340
00:17:29,134 --> 00:17:31,044
‫به نظرت اون کار باعث شد
‫زندگی زناشوییت به طلاق ختم بشه؟

341
00:17:31,803 --> 00:17:34,514
‫نه. قطعاً نه

342
00:17:34,514 --> 00:17:37,100
‫زندگی مشترکِ ما خیلی قبل‌تر از اون قضیه
‫محکوم به فنا بود

343
00:17:37,100 --> 00:17:38,852
‫اگه وضعِ بهتری داشتیم

344
00:17:38,852 --> 00:17:40,520
‫می‌تونستیم درستش کنیم، متوجه‌ای؟

345
00:17:43,189 --> 00:17:44,566
‫حالا چرا این سوالات رو می‌پرسی؟

346
00:17:48,028 --> 00:17:51,740
‫- تو فکرِ نوشتن یه رمانم
‫- جدی؟

347
00:17:53,033 --> 00:17:56,119
‫بذار همین اول کاری بهت بگم
‫که واقعاً وحشتناک به نظر میاد!

348
00:17:58,663 --> 00:18:00,081
‫اسمش «قبل از آدولف» ـه

349
00:18:00,081 --> 00:18:02,500
‫آره، خوبه. عالیه. «"غ" مثل غریبه»

350
00:18:04,711 --> 00:18:09,591
‫- پاستیل‌ها دارن اثر می‌کنن
‫- دارن اثر می‌کنن

351
00:18:09,591 --> 00:18:11,551
‫الان‌هاست که دلم سیب‌زمینی‌سرخ‌کرده بخواد

352
00:18:11,551 --> 00:18:14,512
‫منم ۲۰ دقیقه پیش تو همین فکر بودم

353
00:18:14,512 --> 00:18:17,224
‫- چی؟
‫- می‌تونی بعداً ازم تشکر کنی

354
00:18:21,311 --> 00:18:22,395
‫صبح بخیر

355
00:18:22,395 --> 00:18:23,772
‫سلام

356
00:18:23,772 --> 00:18:25,232
‫نقاشیت رو دوست دارم

357
00:18:25,232 --> 00:18:26,942
‫- صبح بخیر
‫- خوب خوابیدی؟

358
00:18:28,235 --> 00:18:32,447
‫خیلی خوب. میو و شلبی
‫چندباری اومدن توی اتاق‌مون

359
00:18:32,447 --> 00:18:35,617
‫ولی می‌دونی، هنوز زنده‌م

360
00:18:37,827 --> 00:18:40,622
‫تو و ویل شبِ خوبی داشتین؟

361
00:18:40,622 --> 00:18:44,376
‫آره راستش ویل ایدۀ خیلی جالبی داشت

362
00:18:44,376 --> 00:18:48,838
‫نظرت چیه ویل گاراژ رو بکنه اتاق مهمان؟

363
00:18:50,507 --> 00:18:52,217
‫چیه؟ چیش خنده‌داره؟ طراحیش هم با خودمه

364
00:18:52,217 --> 00:18:53,885
‫وایسا ببینم، جدی میگی؟

365
00:18:53,885 --> 00:18:55,971
‫اتاق مهمان می‌خوایم چی کار؟
‫مگه نمی‌خوایم از اینجا بریم؟

366
00:18:55,971 --> 00:18:58,431
‫خب تا وقتی یه جای جدید
‫پیدا کنیم، به کارمون میاد

367
00:18:58,431 --> 00:18:59,808
‫تازه لازم نیست فقط واسه مهمون‌ها باشه

368
00:18:59,808 --> 00:19:02,352
‫- فقط یه جای اضافه‌ست
‫- وایسا ببینم، خب به چه دردمون می‌خوره؟

369
00:19:02,352 --> 00:19:04,688
‫نمی‌تونیم که یکی از بچه‌ها رو
‫بفرستیم توی گاراژ

370
00:19:05,272 --> 00:19:07,399
‫- می‌تونم به عنوان دفتر کار ازش استفاده کنم
‫- دفترِ چی؟

371
00:19:12,904 --> 00:19:14,364
‫آره، به نظر نقشۀ خوبیه

372
00:19:15,323 --> 00:19:16,324
‫ممنون

373
00:19:18,285 --> 00:19:19,536
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

374
00:19:20,161 --> 00:19:21,371
‫بوی قهوه اومد

375
00:19:21,371 --> 00:19:24,207
‫- قهوه؟
‫- آره مرسی. چارلز؟

376
00:19:24,207 --> 00:19:26,877
‫- بله
‫- یه سوال حقوقی ازت دارم

377
00:19:26,877 --> 00:19:28,378
‫من با شریک‌هام دعوام شده

378
00:19:28,378 --> 00:19:31,047
‫ببین، اونا بدون من یه کسب و کار فرعی
‫راه انداختن

379
00:19:31,047 --> 00:19:34,301
‫و من واقعاً حق دارم توش سهم
‫داشته باشم. حالا باید چی کار کنم؟

380
00:19:35,385 --> 00:19:38,805
‫خب، اول باید با هرکدوم جداگونه مذاکره کنی

381
00:19:38,805 --> 00:19:41,099
‫این‌جوری می‌تونی بین‌شون
‫اختلاف بندازی و موفق بشی

382
00:19:42,183 --> 00:19:43,184
‫خوشم اومد

383
00:19:44,561 --> 00:19:45,604
‫کارش خوبه‌ها!

384
00:19:45,604 --> 00:19:48,315
‫می‌خوای امروز بعدازظهر همدیگه رو
‫ببینیم و راجع به اِی‌دی‌یو صحبت کنیم؟

385
00:19:49,274 --> 00:19:50,358
‫چارلی که خیلی استقبال کرد

386
00:19:50,358 --> 00:19:53,194
‫- جدی؟ پس قانع شدی
‫- آره. آره

387
00:19:53,194 --> 00:19:56,281
‫ایول. خب، آدیو(خداحافظ). گرفتی؟

388
00:19:57,198 --> 00:19:58,992
‫- مثل ای‌دی‌یو؟
‫- ای‌دی‌یو

389
00:19:59,659 --> 00:20:02,954
‫- گرفتم
‫- آره، گرفتی‌ها

390
00:20:04,789 --> 00:20:06,666
‫ویل لباس‌های منو پوشیده؟

391
00:20:08,418 --> 00:20:09,794
‫می‌خواستی مالِ منو بپوشه؟

392
00:20:12,756 --> 00:20:15,175
‫ویل، پن‌کیک می‌خوای؟

393
00:20:18,400 --> 00:20:19,673
[ بازار بزرگ مرکزی ]

394
00:20:19,698 --> 00:20:20,698
[ می خانه جاده طلایی ]

395
00:20:21,848 --> 00:20:24,517
‫ببین، من راحت نیستم بدون رجی
‫دربارۀ کار صحبت کنم

396
00:20:25,227 --> 00:20:26,978
‫کی اولین کارِ متصدی بار رو برات جور کرد؟

397
00:20:26,978 --> 00:20:29,940
‫- خیلی‌خب، تو جور کردی
‫- ببین، شاید رجی از مسائل مالی سر در بیاره

398
00:20:29,940 --> 00:20:31,858
‫و منم قبولش دارم و کارش توی این زمینه درسته

399
00:20:31,858 --> 00:20:34,611
‫ولی در واقع هیچی از راه‌اندازی
‫شرکت تولید مشروب حالیش نمیشه

400
00:20:34,611 --> 00:20:37,197
‫ولی من حالیم میشه. من واقعاً می‌تونم...

401
00:20:37,197 --> 00:20:39,783
‫اگه منو شریک کنید می‌تونم کاری
‫کنم پول بیشتری به جیب بزنید

402
00:20:39,783 --> 00:20:43,787
‫خیلی‌خب، ببین من با رجی حرف می‌زنم.
‫فردا یه قراری با هم می‌ذاریم

403
00:20:43,787 --> 00:20:45,205
‫یه فکر به حالش می‌کنیم. حله؟

404
00:20:45,205 --> 00:20:47,082
‫- عالیه. مرسی. آره
‫- رواله؟ خیلی‌خب. عالی شد

405
00:20:47,082 --> 00:20:49,918
‫حالا بریم سر اصلِ مطلب
‫می‌دونم تازه غذا خوردیم

406
00:20:49,918 --> 00:20:53,129
‫اون دکۀ اوناگی فروشی امروز بازه
‫و منم توی لیست انتظارم. برنامه‌ت چیه؟

407
00:20:53,129 --> 00:20:54,923
‫نمی‌تونم بیام. به سیلویا قول دادم برم پیشش

408
00:20:54,923 --> 00:20:56,216
‫حالش چطوره؟

409
00:20:57,050 --> 00:20:58,051
‫منظورت چیه؟

410
00:20:59,010 --> 00:21:00,679
‫یعنی... نه، ردیفه. ولش کن

411
00:21:01,513 --> 00:21:03,223
‫یعنی چی که ولش کن؟ یه‌جوری گفتی که...

412
00:21:03,723 --> 00:21:05,100
‫واضحه که یه منظوری داشتی

413
00:21:05,100 --> 00:21:06,560
‫- چیزی نیست
‫- چرا، هست

414
00:21:06,560 --> 00:21:08,562
‫- نیست
‫- معلومه که هست

415
00:21:08,562 --> 00:21:12,148
‫- چی شده مگه؟
‫- خیلی‌خب، ببین، نمی‌تونم بهت بگم

416
00:21:12,148 --> 00:21:14,484
‫من از کیتی شنیدم. سیلویا بهش اعتماد کرده

417
00:21:14,484 --> 00:21:16,319
‫و من نباید از اعتمادِ عشقم
‫سوءاستفاده کنم. این‌جوریاست

418
00:21:16,319 --> 00:21:18,780
‫- دیگه دیره! همین الانشم بهم گفتی
‫- نگفتم

419
00:21:18,780 --> 00:21:20,240
‫- همین الانشم به عشقت خیانت کردی!
‫- نه‌خیرم!

420
00:21:20,240 --> 00:21:22,033
‫- به عشقت خیانت شد! بگو ببینم
‫- نشده

421
00:21:22,033 --> 00:21:23,493
‫عشقت منم!

422
00:21:24,077 --> 00:21:25,787
‫باشه. خیلی‌خب، بهت میگم

423
00:21:25,787 --> 00:21:28,623
‫خب پریشب چارلی تا دیروقت
‫داشته با یه دختره کار می‌کرده

424
00:21:28,623 --> 00:21:31,418
‫- مست کرده...
‫- وای خدای من. چارلی به سیلویا خیانت کرده؟

425
00:21:31,418 --> 00:21:33,169
‫نه، در حدِ مالیدن از روی لباس بوده

426
00:21:35,088 --> 00:21:38,300
‫- چی؟
‫- از روی لباس مالیدن

427
00:21:40,093 --> 00:21:41,094
‫از روی لباس مالیدن؟

428
00:21:41,094 --> 00:21:42,554
‫آره

429
00:21:43,054 --> 00:21:44,055
‫همدیگه رو بوس هم کردن؟

430
00:21:44,055 --> 00:21:45,932
‫- از روی لباس مالیدن
‫- دختره کیرش رو مالیده؟

431
00:21:45,932 --> 00:21:47,142
‫از روی لباس مالیدن

432
00:21:47,142 --> 00:21:48,226
‫آبش هم اومده؟

433
00:21:48,226 --> 00:21:51,855
‫نه، چون اون‌جوری دیگه قضیه فرق
‫می‌کرد. صرفاً از روی لباس مالیدن

434
00:21:52,689 --> 00:21:56,318
‫- چه کارِ عجیب‌و‌غریبی
‫- همین رو بگو!

435
00:21:56,318 --> 00:21:58,069
‫- این که...
‫- خیلی کسشره

436
00:21:58,069 --> 00:22:00,864
‫من و کیتی کلی راجع بهش
‫صحبت کردیم، دادا. خیلی عجیبه

437
00:22:00,864 --> 00:22:01,990
‫خیلی عجیبه

438
00:22:01,990 --> 00:22:03,825
‫- واقعاً عجیبه
‫- آخه این چه کاریه؟

439
00:22:03,825 --> 00:22:04,826
‫اصلاً خیانت محسوب میشه؟

440
00:22:04,826 --> 00:22:07,162
‫در واقع خیانت نیست ولی خب
‫نمیشه گفت خیانت هم نبوده

441
00:22:07,162 --> 00:22:10,415
‫من که خوشم نمیاد پارتنرم بره
‫واسه بقیه از روی لباس بماله

442
00:22:10,415 --> 00:22:12,125
‫- یه‌جورایی بدتره
‫- چون عجیب و غریب‌تره

443
00:22:12,125 --> 00:22:13,960
‫آره و منطقی هم هست چارلی همچین کاری بکنه

444
00:22:13,960 --> 00:22:16,838
‫چون یه مرد خوشتیپ و
‫فوق‌العاده‌ست. هیچ‌کس این‌جوری نیست

445
00:22:16,838 --> 00:22:20,717
‫درسته. انگار آدمیه که با این چیزها حشری میشه

446
00:22:20,717 --> 00:22:23,053
‫- مرتیکه عجیب‌وغریبه
‫- همین خشک خشک کردن براش جذابه

447
00:22:23,053 --> 00:22:24,054
‫مالش

448
00:22:24,888 --> 00:22:26,640
‫- عجب! نمی‌دونم چرا سیلویا بهم نگفت
‫- آره

449
00:22:26,640 --> 00:22:28,099
‫منظورت چیه؟ خب خجالت می‌کشیده

450
00:22:28,099 --> 00:22:30,352
‫- درسته
‫- راستش رو بخوای فکر نمی‌کردم از این عرضه‌ها داشته باشه

451
00:22:30,352 --> 00:22:31,645
‫نداشت

452
00:22:32,729 --> 00:22:35,148
‫داشته از روی لباس
‫می‌مالیده. همین‌جور خشک خشک

453
00:22:36,149 --> 00:22:37,025
‫سلام

454
00:22:37,609 --> 00:22:40,237
‫- سلام. قرارت با اندی چطور بود؟
‫- سلام

455
00:22:40,237 --> 00:22:42,030
‫خوب بود. خوب شد باهاش حرف زدم

456
00:22:42,030 --> 00:22:44,157
‫خوبه. خوشحالم می‌شنوم

457
00:22:44,157 --> 00:22:45,242
‫آره تو چطوری؟

458
00:22:46,451 --> 00:22:48,620
‫- خوبم
‫- جدی؟ روبه‌راهی؟

459
00:22:49,371 --> 00:22:50,372
‫چطور مگه؟

460
00:22:51,665 --> 00:22:52,666
‫اندی...

461
00:22:54,167 --> 00:22:56,127
‫یعنی بهم گفت چارلی چی کار کرده

462
00:22:58,046 --> 00:22:59,047
‫چیزِ خاصی نبود

463
00:22:59,047 --> 00:23:00,715
‫- جدی؟
‫- آره

464
00:23:01,800 --> 00:23:02,926
‫می‌دونی...

465
00:23:03,510 --> 00:23:07,430
‫اتفاقی بود. قرار نیست دوباره
‫تکرار بشه و ما مشکلی نداریم

466
00:23:08,014 --> 00:23:11,101
‫- اصلاً می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟
‫- نه، رواله

467
00:23:12,185 --> 00:23:13,186
‫حله

468
00:23:13,186 --> 00:23:15,355
‫خب داشتم فکر می‌کردم خیلی خوب میشه اگه

469
00:23:15,355 --> 00:23:17,232
‫بتونیم این رو به یه دفتر کاری تبدیل کنیم

470
00:23:17,232 --> 00:23:19,568
‫بسیار خب. دقیقاً چی مد نظرته؟

471
00:23:20,944 --> 00:23:25,824
‫می‌دونی مثلاً با مبل راحتی بزرگ
‫و پتوی کشمیر و این چیزها

472
00:23:25,824 --> 00:23:27,409
‫خیلی‌خب، پس یعنی مثل
‫یه کلبۀ خصوصی زنونه باشه؟

473
00:23:28,076 --> 00:23:30,579
‫نه، مثل یه دفتر کاریِ باکلاس

474
00:23:30,579 --> 00:23:34,207
‫یعنی می‌خوای لوسترهای کوچیک همه‌جاش باشه

475
00:23:34,207 --> 00:23:38,545
‫و یه یخچال کوچیک با شراب گلی و قفسه‌های پر از
‫مجله‌های یواس ویکلی و کازمو داشته باشی؟

476
00:23:39,170 --> 00:23:40,547
‫به نظر عالیه

477
00:23:40,547 --> 00:23:43,258
‫اینا که گفتی قشنگ سلیقۀ سلیطه‌های سطحیه.
‫شرمنده این حرف رو می‌زنم

478
00:23:44,301 --> 00:23:47,304
‫- وای! ایول!
‫- آره

479
00:23:47,304 --> 00:23:48,471
‫بزرگ‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم

480
00:23:48,471 --> 00:23:51,141
‫آره. خب؟ واضحه که جای کار داره

481
00:23:51,141 --> 00:23:53,268
‫ولی پتانسیلش رو داره، نه؟

482
00:23:53,268 --> 00:23:54,728
‫جون میده واسه اینکه توش رستوران تاکو بزنی

483
00:23:54,728 --> 00:23:55,937
‫خیلی‌خب

484
00:23:58,732 --> 00:24:00,108
‫- عجیبه
‫- چی؟

485
00:24:00,108 --> 00:24:04,696
‫این تیرک‌ها به زمین متصل نیستن

486
00:24:05,614 --> 00:24:06,740
‫این که اصلاً خوب نیست

487
00:24:06,740 --> 00:24:10,452
‫یعنی همین چهارتا تیرک گاراژ رو نگه داشتن

488
00:24:10,452 --> 00:24:11,995
‫و اصلاً به چیزی وصل نیستن

489
00:24:12,579 --> 00:24:14,497
‫اشکالی نداره. می‌تونیم محکم‌شون کنیم

490
00:24:14,497 --> 00:24:15,916
‫- جدی؟
‫- آره. درست میشه

491
00:24:15,916 --> 00:24:17,250
‫- باشه
‫- درست میشه

492
00:24:18,126 --> 00:24:19,294
‫شنیدی؟

493
00:24:21,713 --> 00:24:22,547
‫آره

494
00:24:26,885 --> 00:24:30,597
‫- وای خدای من!
‫- لعنتی! کمک! لعنتی!

495
00:24:31,806 --> 00:24:33,516
‫وای خدای من! لعنتی! وای خدای من!

496
00:24:36,603 --> 00:24:38,313
‫بیا بریم بیرون! بیا بریم بیرون!

497
00:24:38,313 --> 00:24:39,606
‫روی دره! من نمی‌تونم بیام!

498
00:24:49,950 --> 00:24:52,744
‫وای لعنتی! وای نه!

499
00:24:52,744 --> 00:24:53,828
‫وای خدای من

500
00:24:53,828 --> 00:24:56,915
‫- این یه مشکل ساختاریه
‫- وای نه

501
00:24:56,915 --> 00:24:58,333
‫- اصلاً خوب نیست. تو خوبی؟
‫- وای خدای من

502
00:24:58,333 --> 00:25:01,044
‫- من خوبم. وای لعنتی. تو خوبی؟
‫- من خوبم

503
00:25:01,044 --> 00:25:02,546
‫- خونه‌م رو ببین!
‫- چی شد؟

504
00:25:02,546 --> 00:25:04,464
‫رفیق، باورت نمیشه چی شد

505
00:25:04,464 --> 00:25:05,799
‫- یه راکون پرید روم...
‫- وای خدای من

506
00:25:05,799 --> 00:25:07,634
‫- من خوردم به یکی از ستون‌ها
‫- ولی بعد همه‌ش ریخت

507
00:25:07,634 --> 00:25:08,802
‫- و اونم افتاد
‫- راکـ... چی؟

508
00:25:08,802 --> 00:25:12,556
‫فکر نمی‌کنم مجوز ساخت داشته
‫باشه. انتظار همچین چیزی رو نداشتم

509
00:25:12,556 --> 00:25:14,099
‫- من که این‌جوری فکر نمی‌کنم
‫- منم همین‌طور

510
00:25:14,099 --> 00:25:16,476
‫- نه ولی میشه درستش کرد
‫- درست میشه

511
00:25:16,476 --> 00:25:18,144
‫می‌تونی این رو درست کنی؟ خدایی؟

512
00:25:18,144 --> 00:25:19,312
‫- آره!
‫- عمراً بتونم درستش کنم

513
00:25:19,312 --> 00:25:21,356
‫جدی؟ به نظر نمیاد بتونی درستش کنی

514
00:25:21,356 --> 00:25:23,483
‫- نمی‌تونم
‫- مشکلی نیست. همه‌چیز تحت کنترله

515
00:25:23,483 --> 00:25:25,110
‫جداً؟ چون داغون کردن خونه‌مون

516
00:25:25,110 --> 00:25:27,320
‫راه خوبی برای کنار اومدن با ناراحتیت نیست

517
00:25:28,572 --> 00:25:30,824
‫لازم نیست به من بگی
‫چطور با احساساتم کنار بیام

518
00:25:32,993 --> 00:25:35,287
‫میشه لطفاً تنها باهات صحبت کنم؟

519
00:25:35,287 --> 00:25:36,371
‫من دیگه میرم

520
00:25:41,793 --> 00:25:43,420
‫بی‌خیال. حالا لازم نیست بری

521
00:25:43,920 --> 00:25:46,673
‫می‌دونی شوهرت گفت می‌خواد
‫تنهایی باهات صحبت کنه. مشکلی نیست

522
00:25:46,673 --> 00:25:48,091
‫ای‌دی‌یو ایدۀ تو بود

523
00:25:48,091 --> 00:25:50,302
‫حالا که گاراژم رو داغون
‫کردی باید کمکم کنی درستش کنم

524
00:25:50,302 --> 00:25:52,429
‫یه بار دیگه برمی‌گردم و کمکت می‌کنم

525
00:25:52,429 --> 00:25:54,931
‫ولی تا اون موقع، مشکلات‌تون رو حل کنید

526
00:25:55,640 --> 00:25:57,767
‫ببخشیدها، یه دعوای کوچیک بود

527
00:25:57,767 --> 00:26:00,228
‫که در طول یه زندگی مشترک طولانی
‫ پیش میاد. مشکلی نداره

528
00:26:00,228 --> 00:26:02,647
‫ولی گمونم تو همچین چیزی رو درک نمی‌کنی

529
00:26:02,647 --> 00:26:03,982
‫خیلی هم مشکل داره

530
00:26:14,993 --> 00:26:18,830
‫وای خدای من، به نظر که خوبه

531
00:26:21,291 --> 00:26:22,292
‫عزیزم، شرمنده‌م

532
00:26:24,878 --> 00:26:25,879
‫می‌دونم

533
00:26:27,464 --> 00:26:29,174
‫می‌دونی اتفاقی که بین من و ونسا افتاد

534
00:26:29,174 --> 00:26:31,509
‫به‌هیچ‌وجه تقصیرِ تو نبود

535
00:26:32,802 --> 00:26:33,803
‫ممنون

536
00:26:33,803 --> 00:26:37,474
‫و می‌دونی که ربطی به ونسا هم نداره

537
00:26:38,183 --> 00:26:40,852
‫و می‌دونی که باعث نمیشه
‫حس بهتری داشته باشم، خب؟

538
00:26:40,852 --> 00:26:44,940
‫می‌دونم و شرمنده‌م

539
00:26:47,359 --> 00:26:48,610
‫فقط...

540
00:26:48,610 --> 00:26:49,903
‫چیه؟

541
00:26:50,528 --> 00:26:51,529
‫چیزی نیست

542
00:26:51,529 --> 00:26:53,740
‫بهم بگو عزیزم. خواهش می‌کنم. چیه؟

543
00:26:56,201 --> 00:26:59,162
‫خوشم نمیاد حس کنم دومین مردِ مهم زندگیتم

544
00:26:59,871 --> 00:27:01,581
‫منظورت بعد از سایمونه دیگه؟

545
00:27:03,750 --> 00:27:07,879
‫باشه! سومین مرد مهمِ زندگیت

546
00:27:08,880 --> 00:27:09,881
‫فقط...

547
00:27:11,258 --> 00:27:14,010
‫به نظرم از وقتی که
‫میو تمام وقت برگشته مدرسه

548
00:27:14,010 --> 00:27:17,931
‫یه کم بهم ریختم

549
00:27:17,931 --> 00:27:22,644
‫و به دلایلی برام راحت‌تره که
‫با ویل درباره‌ش حرف بزنم تا با تو

550
00:27:23,937 --> 00:27:25,105
‫این حرفت حس خوبی بهم نمیده

551
00:27:25,105 --> 00:27:29,025
‫می‌دونم، دلم می‌خواد همه‌چیز رو
‫اول به تو بگم. تو شوهرمی ولی نمی‌دونم

552
00:27:29,025 --> 00:27:30,944
‫به دلایلی برام سخته

553
00:27:30,944 --> 00:27:32,696
‫چرا؟ من که خیلی دوستت دارم

554
00:27:32,696 --> 00:27:34,114
‫- می‌تونی همه‌چی رو بهم بگی
‫- می‌دونم

555
00:27:34,114 --> 00:27:36,324
‫چون خجالت می‌کشم به تو
‫نشون بدم چقدر بهم ریختم

556
00:27:37,742 --> 00:27:41,663
‫و ویل اوضاعش از من بدتره یا حداقل
‫اندازۀ من بهم ریخته‌ست. نمی‌دونم اصلاً

557
00:27:41,663 --> 00:27:43,832
‫- خیلی‌خب، باشه...
‫- منطقیه؟

558
00:27:44,833 --> 00:27:47,085
‫درک می‌کنم. یه‌جورایی

559
00:27:47,836 --> 00:27:48,837
‫مرسی

560
00:27:52,132 --> 00:27:55,635
‫و دفعۀ بعد هم که خواستی
‫کسی رو از روی لباس بمالی

561
00:27:55,635 --> 00:27:58,889
‫میشه با یه آدمی باشه که کمتر موفقه؟

562
00:27:59,472 --> 00:28:00,974
‫مثلِ قاضی سوتومایور؟

563
00:28:00,974 --> 00:28:03,143
‫نه، اصلاً

564
00:28:04,144 --> 00:28:05,812
‫قول میدم

565
00:28:08,899 --> 00:28:09,983
‫خب...

566
00:28:11,359 --> 00:28:13,570
‫- حالا چی کار کنیم؟
‫- نمی‌دونم

567
00:28:14,154 --> 00:28:16,907
‫قضیۀ اون خونه جدیده که گفتی چیه؟
‫کی می‌تونیم بریم خونه رو ببینیم؟

568
00:28:17,699 --> 00:28:19,200
‫گفت این آخرهفته می‌تونیم بریم

569
00:28:19,951 --> 00:28:21,077
‫آره، مطمئنم همونیه که می‌خوایم

570
00:28:21,077 --> 00:28:22,329
‫- آره
‫- آره

571
00:28:23,955 --> 00:28:25,916
‫وای خدایا. این بازم پیداش شد!

572
00:28:25,916 --> 00:28:30,670
‫- نگاهش کن آخه! اصلاً بامزه نیست
‫- بامزه‌ست

573
00:28:31,713 --> 00:28:33,298
‫بامزه‌ست و من هوات رو دارم

574
00:28:33,298 --> 00:28:35,550
‫- خودت بامزه‌ای
‫- خودت بامزه‌ای

575
00:28:37,260 --> 00:28:38,094
‫خب؟

576
00:28:39,471 --> 00:28:40,472
‫خیلی‌خب، این دیگه چیه؟

577
00:28:40,472 --> 00:28:44,893
‫این لیست اسامیِ مورد تأییدم
‫برای شرکت تولید کامبوچامونـه

578
00:28:44,893 --> 00:28:47,520
‫- کامبوچا چا-چا؟
‫- کامبو چا چا چا

579
00:28:48,104 --> 00:28:50,148
‫مثل اون رقصِ افسانه‌ایِ آفریقایی - کوبایی

580
00:28:51,191 --> 00:28:53,652
‫دقیقاً. اگه باهاش حال نمی‌کنین
‫اسامی دیگه هم هست

581
00:28:54,402 --> 00:28:56,947
‫- یه‌جورایی از بوچی‌کال خوشم اومد
‫- چی؟ نه، حاجی

582
00:28:56,947 --> 00:28:59,491
‫دا بوچ اسمِ خیلی خوبیه.
‫هیچی رو هم عوض نمی‌کنیم

583
00:28:59,491 --> 00:29:01,326
‫بی‌خیال. خودت بهم زنگ زدی که بیام اینجا

584
00:29:01,326 --> 00:29:02,869
‫و صحبت کنیم و حل و فصلش کنیم

585
00:29:02,869 --> 00:29:05,413
‫درضمن، این دیگه کدوم خریه؟

586
00:29:06,081 --> 00:29:07,749
‫- هیچ‌کس
‫- آره، یه آدمِ معمولیه

587
00:29:07,749 --> 00:29:08,959
‫یه آدم معمولیه؟

588
00:29:13,213 --> 00:29:15,757
‫جلسۀ مداخله‌ست؟ مددیار ترک اعتیاده؟

589
00:29:15,757 --> 00:29:17,050
‫نه، نیست

590
00:29:17,050 --> 00:29:18,343
‫این یارو از من هم بیشتر مشروب می‌خوره

591
00:29:18,343 --> 00:29:21,137
‫اصلاً دلت نمی‌خواد بدونی این
‫حرومی چه بازی‌هایی درمیاره

592
00:29:21,137 --> 00:29:24,224
‫به علاوه من مرکز بازپروری
‫نمیرم مگر اینه توی شهرِ ملیبو باشه

593
00:29:24,224 --> 00:29:27,143
‫اونجا واقعاً... دقیقاً کنارِ دریاست، مگه نه؟

594
00:29:27,143 --> 00:29:30,105
‫بحثِ مشروب خوردنت نیست، ویل. بحثِ کاریه

595
00:29:31,106 --> 00:29:32,232
‫پس مددکار نیست؟

596
00:29:32,232 --> 00:29:34,276
‫نه، حاجی. کلارک فقط
‫اومده به حرف‌هامون گوش بده

597
00:29:34,276 --> 00:29:36,903
‫شنوندۀ حرفه‌ایه؟ الان قضیه چیه؟

598
00:29:36,903 --> 00:29:42,450
‫ویل، تو خیلی زحمت کشیدی
‫تا لاکی پنی رو راه بندازی

599
00:29:42,450 --> 00:29:44,995
‫به نظرمون شاید وقتش
‫رسیده باشه که کناره‌گیری کنی

600
00:29:45,745 --> 00:29:47,664
‫الان چرا بحثِ لاکی پنی رو پیش کشیدین؟

601
00:29:48,582 --> 00:29:50,584
‫دادا، این شراکت نتیجه نمیده. خب؟ باید بری

602
00:29:52,127 --> 00:29:54,087
‫- یعنی می‌خواین به زور بیرونم کنین؟
‫- آره

603
00:29:54,087 --> 00:29:56,882
‫نه، نباید به زور بیرونش کنید. باید
‫به میل خودش بره

604
00:29:56,882 --> 00:30:00,093
‫چرا داره حرفت رو تصحیح می‌کنه؟
‫این کره‌خر وکیله؟

605
00:30:00,093 --> 00:30:01,052
‫بله، من وکیلم

606
00:30:01,052 --> 00:30:03,054
‫داداش، حالا لازم نبود این اطلاعات رو فاش کنی

607
00:30:03,054 --> 00:30:04,264
‫چرا، بود

608
00:30:04,264 --> 00:30:06,933
‫ویل ببین، می‌دونی که من دوسِت دارم، خب؟

609
00:30:07,767 --> 00:30:09,769
‫ولی دادا، ما سر همه‌چیز اختلاف نظر داریم

610
00:30:09,769 --> 00:30:11,938
‫سر اینکه چه‌جور آبجویی بسازیم اختلاف نظر داریم

611
00:30:11,938 --> 00:30:14,691
‫سر اینکه با کی شراکت کنیم اختلاف نظر داریم

612
00:30:14,691 --> 00:30:18,111
‫ببخشید که نمی‌خواستم
‫با یه متجاوزِ جنسیِ پیر و پاتال شراکت کنم

613
00:30:18,111 --> 00:30:20,447
‫نه، گور بابای جانی رِو، خب؟
‫قضیه فراتر از ایناست

614
00:30:20,447 --> 00:30:21,990
‫همین‌طور که گفتم سر
‫همه‌چیز اختلاف نظر داریم

615
00:30:22,699 --> 00:30:24,284
‫نمی‌تونی این بار رو ازم بگیری

616
00:30:24,284 --> 00:30:28,830
‫این بار زندگیِ منه. از صفر ساختمش

617
00:30:28,830 --> 00:30:31,082
‫کسی نمی‌خواد بار رو ازت بگیره

618
00:30:31,082 --> 00:30:32,792
‫به علاوه از نظر قانونی
‫نمی‌تونیم همچین کاری کنیم

619
00:30:34,544 --> 00:30:36,838
‫- آره، از نظر قانونی نمی‌تونیم
‫- دیدی؟

620
00:30:38,423 --> 00:30:42,844
‫اصلاً تعجب نمی‌کنم اینن همچین کاری کنه
‫چون آدم مزخرفیه

621
00:30:42,844 --> 00:30:47,265
‫ولی واقعاً بیشتر از اینا ازت توقع داشتم، رفیق.
‫چطور تونستی این کار رو باهام بکنی؟

622
00:30:50,602 --> 00:30:51,937
‫- نه، ویل...
‫- کجا میری، رفیق؟

623
00:30:51,937 --> 00:30:55,440
‫من هیچ‌جا نمیرم
‫چون این بار مالِ منه

624
00:30:55,982 --> 00:30:59,653
‫اون هم آبجویِ منه. عمراً
‫بتونید از شرم خلاص بشین

625
00:31:03,698 --> 00:31:05,283
‫خیلی بهتر از چیزی که فکر می‌کردم پیش رفت

626
00:31:06,660 --> 00:31:07,953
‫عمر، مثلاً فکر کردی چه اتفاقی قراره بیفته؟

627
00:31:07,953 --> 00:31:11,957
‫چه می‌دونم. مثلاً کتک‌کاری، کاراته،
‫چاقوکشی. می‌دونی از این چیزهای سرگرم‌کننده

628
00:31:15,168 --> 00:31:16,920
‫تا حالا ویسکیِ جانی بلو خوردی؟

629
00:31:16,920 --> 00:31:18,004
‫نه

630
00:31:18,004 --> 00:31:20,215
‫شعارِ من اینه: «سخت کار کن و سخت تفریح کن»

631
00:31:23,009 --> 00:31:24,010
‫هیچی توش نیست

632
00:31:26,221 --> 00:31:29,391
‫- آره، کور که نیستم
‫- یا می‌تونیم یکی از اینا بخوریم

633
00:31:29,391 --> 00:31:31,393
‫نه. فقط گمشو بیرون. برو بیرون

634
00:31:31,417 --> 00:31:48,417
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

635
00:31:48,441 --> 00:32:02,441
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

