﻿1
00:00:00,586 --> 00:00:09,586
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,010 --> 00:00:12,720
‫بچه‌ها، میشه لطفاً کمکم کنید
‫جعبه‌ها رو بذارم توی مینی‌ون؟

3
00:00:12,720 --> 00:00:14,130
‫گفتی واسه چیـه؟

4
00:00:14,130 --> 00:00:15,970
‫برای تولدِ پسرِ کیتی

5
00:00:15,970 --> 00:00:17,720
‫ فرانسس، میشه لطفاً بطری‌های آب رو بیاری؟

6
00:00:17,720 --> 00:00:19,140
‫این عملاً مصداقِ بیگاری کشیدن از کودکانـه

7
00:00:19,140 --> 00:00:20,720
‫میو، میشه شما لطفاً
‫بَگ‌های مهمونی رو بیاری؟

8
00:00:20,720 --> 00:00:22,680
‫من و جسیپا مسابقه‌ی زُل‌زدن گذاشتیم

9
00:00:22,680 --> 00:00:24,060
‫میشه این‌قدر سروصدا نکنید؟ کار دارم

10
00:00:24,060 --> 00:00:26,230
‫حالا یه بار من ازتون خواستم کمکم کنید!

11
00:00:26,230 --> 00:00:28,110
‫بچه‌ها! قبلاً حرفش رو زدیم. بیاید بریم

12
00:00:29,360 --> 00:00:30,360
‫مرسی دخترم!

13
00:00:31,360 --> 00:00:33,570
‫اگه اسمش تدارکات سیلویاست،
‫چرا زحمتش روی دوشِ ماست؟

14
00:00:34,070 --> 00:00:35,200
‫گرگ صحرایی!

15
00:00:36,410 --> 00:00:38,330
‫هیچ‌کس جُم نخوره

16
00:00:40,620 --> 00:00:43,080
‫عزیزم، باید به واحد کنترل حیوانات زنگ بزنیم

17
00:00:43,080 --> 00:00:46,620
‫تا حالا چند بار زنگ زدم و گفتن بهشون ربطی
‫نداره، مگه اینکه پای جسد در میون باشه

18
00:00:46,630 --> 00:00:47,750
‫جسد یعنی چی؟

19
00:00:47,750 --> 00:00:50,500
‫یعنی جنازه. تو هم یه روزی جنازه میشی

20
00:00:50,500 --> 00:00:51,960
‫- سایمون!
‫- میشه تمومش کنی؟

21
00:00:51,960 --> 00:00:53,260
‫حقیقتـه دیگه!

22
00:01:01,680 --> 00:01:02,890
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب. بیاید

23
00:01:02,890 --> 00:01:03,980
‫باشه

24
00:01:05,480 --> 00:01:07,020
‫جسیپا می‌تونه هات داگ بخوره؟

25
00:01:07,020 --> 00:01:09,860
‫نه، نه. به‌هیچ‌وجه هات داگ بهش نده

26
00:01:09,860 --> 00:01:10,940
‫دیر گفتی!

27
00:01:12,638 --> 00:01:14,638
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت دوم »

28
00:01:14,702 --> 00:01:20,702
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

29
00:01:26,540 --> 00:01:28,210
‫زانو بزن، کثافت!

30
00:01:29,793 --> 00:01:31,292
‫« تولدت مبارک، سَم »

31
00:01:33,920 --> 00:01:35,840
‫بفرما. اینم از این

32
00:01:36,760 --> 00:01:38,010
‫واقعاً نگران‌کننده‌ست

33
00:01:39,010 --> 00:01:41,350
‫- چطور مگه؟
‫- ما نمی‌ذاریم سایمون تفنگ‌بازی کنه

34
00:01:45,180 --> 00:01:48,730
‫مرسی. دیگه با من کاری ندارید؟
‫به نظرم همه‌چی ردیفـه.

35
00:01:49,310 --> 00:01:50,940
‫- میشه کیک رو ببینم؟
‫- بله

36
00:01:52,320 --> 00:01:56,360
‫وای خدایا! چقدر بامزه‌ست! بامزه نیست؟

37
00:01:56,360 --> 00:01:57,780
‫خیلی بامزه‌ست

38
00:01:57,780 --> 00:01:59,490
‫مرسی

39
00:02:00,030 --> 00:02:02,780
‫خب حالا مرحله‌ی بعدیِ
‫برنامه‌ریزیِ مراسم ازدواج ویل چیه؟

40
00:02:02,780 --> 00:02:04,870
‫کارهای حوصله‌سربر

41
00:02:04,870 --> 00:02:07,290
‫مثل شراب تست کردن و تالار پیدا کردن

42
00:02:07,290 --> 00:02:10,460
‫ولی نمی‌دونم بازم منو بخوان یا نه
‫چون جنا دلِ خوشی ازم نداره

43
00:02:10,460 --> 00:02:12,080
‫آخه حق هم داره

44
00:02:12,090 --> 00:02:15,880
‫تو و نامزدش وسطِ جشن نامزدی غیب‌تون زده بود

45
00:02:16,800 --> 00:02:18,880
‫- تو طرفِ کی هستی؟
‫- جنا. من حرفِ زن‌ها رو باور می‌کنم

46
00:02:18,880 --> 00:02:21,720
‫خیلی‌خب. خودِ ویل گفت بریم

47
00:02:21,720 --> 00:02:23,510
‫من همش می‌خواستم برش گردونم

48
00:02:23,510 --> 00:02:26,310
‫این تیکه‌اش رو نمی‌دونستم.
‫باشه پس همه‌چی ردیفـه.

49
00:02:26,310 --> 00:02:28,140
‫من و جنا هنوز اصلاً
‫درست همدیگه رو نمی‌شناسیم

50
00:02:28,140 --> 00:02:31,270
‫فقط باید باهم رفیق بشیم
‫تا رفاقت من و ویل سرجاش بمونه

51
00:02:31,270 --> 00:02:33,060
‫- خیلی ساده‌ست
‫- دست بردار!

52
00:02:33,070 --> 00:02:35,650
‫عمراً بتونی با جنا صمیمی بشی

53
00:02:35,650 --> 00:02:38,440
‫باشه، خودم می‌دونم. ولی دلیل
‫نمیشه نتونه از اون رفیق‌هایی بشه

54
00:02:38,450 --> 00:02:40,490
‫که مدام قرار می‌ذارید مشروب بخورید،
‫ولی هیچ‌وقت جور نمیشه

55
00:02:40,490 --> 00:02:43,990
‫خیلی‌خب. نقشه‌ی خوبیـه. توقعت رو بیار پایین

56
00:02:43,990 --> 00:02:45,240
‫خیلی پایین

57
00:02:45,950 --> 00:02:48,080
‫- خوبی؟
‫- نـ... نـه!

58
00:02:48,080 --> 00:02:51,120
‫چی بگم والا. اون بچه دیگه شورش رو
در آورده. هر کی هست. اسمش چیـه؟

59
00:02:51,120 --> 00:02:55,170
‫خیلی‌خب، آروم بگیر. این بازی‌ها
‫کاملاً طبیعیـه. پسرت صرفاً پخمه‌ست.

60
00:02:56,590 --> 00:03:00,720
‫در واقع جانی ۶۶ قصد داره چند
‫شعبه بار رستوران توی کشور بزنه

61
00:03:00,720 --> 00:03:02,550
‫و این اولین شعبه‌اشـه. قشنگـه، نه؟

62
00:03:02,550 --> 00:03:04,050
‫اسمی براش انتخاب کردید؟

63
00:03:04,050 --> 00:03:07,270
‫بله. شرکت یه اسم انتخاب کرده

64
00:03:07,270 --> 00:03:09,600
‫مخفف جانی ۶۶ئـه

65
00:03:09,600 --> 00:03:11,270
‫اسمش شده «جی ۶»

66
00:03:13,230 --> 00:03:15,860
‫اسمش منو یادِ یه چیزی می‌اندازه

67
00:03:15,860 --> 00:03:17,940
‫من که نمی‌تونم تصور کنم یادِ چی میفتی

68
00:03:17,940 --> 00:03:21,320
‫ظاهراً این اسم توی تست‌ها خیلی
‫پرطرفدار بوده. اسمشم توی ذهن می‌مونه.

69
00:03:21,320 --> 00:03:22,570
‫شما رو نمی‌دونم

70
00:03:22,570 --> 00:03:24,070
‫- ولی منو یاد ۶ ژانویه می‌اندازه
‫ - آره

71
00:03:24,070 --> 00:03:26,660
‫منم اونجا بودم ولی فقط چون
‫رفته بودم دیدنِ خانواده‌ام

72
00:03:26,660 --> 00:03:29,260
‫{\an8}(اشاره به حمله ۶ ژانویه به
‫ساختمان کنگره‌ی ایالات متحده آمریکا)

73
00:03:26,660 --> 00:03:29,580
‫یهو به خودم اومدم و دیدم وسط
‫شلوغی‌هام و رسیدم دمِ ساختمان کنگره

74
00:03:29,580 --> 00:03:30,830
‫انصافاً ساختمون قشنگی بود

75
00:03:31,580 --> 00:03:33,080
‫بهتره این ماجرا رو جایی تعریف نکنی

76
00:03:33,080 --> 00:03:34,170
‫پیرهنم رو در آوردم

77
00:03:36,090 --> 00:03:38,500
‫بگذریم، واقعاً بهت افتخار می‌کنم ویل

78
00:03:38,510 --> 00:03:41,970
‫ایول داری! اینجا رو ببین!
‫خودت داری اینجا رو می‌چرخونی

79
00:03:41,970 --> 00:03:43,890
‫رسماً یه خانم‌رئیسِ تمام‌عیار شدی

80
00:03:43,890 --> 00:03:46,140
‫آره. واقعاً همین‌طوره

81
00:03:46,140 --> 00:03:49,350
‫دیگه حالم داشت از اون فازِ هنریِ بون ایوریت
‫به هم می‌خورد

82
00:03:49,350 --> 00:03:53,270
‫ولی واقعاً پیشرفت کردی و الان
‫یه‌پا سرمایه‌دارِ خوک‌صفتِ جیگر شدی

83
00:03:53,270 --> 00:03:54,730
‫- و باهات حال می‌کنم
‫- مرسی رفیق

84
00:03:54,730 --> 00:03:57,940
‫خودمم تعجب کردم که
‫از کار کردن توی یه شرکت بزرگ خوشم اومده

85
00:03:57,940 --> 00:03:59,570
‫- دادا، جنا واقعاً یه پله آورده‌تت بالا
‫- آره

86
00:03:59,570 --> 00:04:01,070
‫- اصلاً انگار یه آدمِ دیگه شدی
‫- مرسی

87
00:04:01,070 --> 00:04:03,280
‫حالا بعدِ اتفاقاتِ جشن
‫نامزدی‌تون، آروم‌تر شده

88
00:04:03,280 --> 00:04:04,740
‫یا هنوز از دستِ تو و سیلویا کفریـه؟

89
00:04:04,740 --> 00:04:08,240
‫نه، راستش اصلاً حرفشم نزد.
‫فکر کنم قضیه کامل حل شده.

90
00:04:08,240 --> 00:04:09,830
‫آره بابا! زن‌ها دقیقاً همین‌جورین!

91
00:04:09,830 --> 00:04:11,410
‫خیلی راحت همه‌چی رو فراموش می‌کنن!

92
00:04:11,410 --> 00:04:13,370
‫- اصلاً کینه‌ای نیستن!
‫- نه بابا، چرت نگو!

93
00:04:13,370 --> 00:04:16,080
‫سیلویا و جنا چشمِ دیدنِ همدیگه رو ندارن.
‫شک نکن آخرش گیس و گیس‌کشی میشه.

94
00:04:16,830 --> 00:04:20,090
‫شر درست نکنید‌ ها!

95
00:04:20,090 --> 00:04:22,130
‫دادا، سیلویا خودش برنامه‌ی
‫جشن نامزدیت رو چید

96
00:04:22,130 --> 00:04:24,180
‫و بعد تو رو از وسط مهمونی قاپ زد
‫و اصلاً به جشنت نرسیدی

97
00:04:24,180 --> 00:04:26,430
‫قبول کن که سیلویا همیشه
‫توی رابطه‌های عاشقانه‌ات

98
00:04:26,430 --> 00:04:28,140
‫یه گندی بالا آورده

99
00:04:28,140 --> 00:04:31,020
‫هردومون سر جریان جشن نامزدی
‫به یه اندازه مقصریم

100
00:04:31,520 --> 00:04:33,328
‫ولی اگه اصلاً سیلویایی در کار نبود،
‫بازم این اتفاق می‌افتاد؟

101
00:04:38,110 --> 00:04:39,190
‫خیلی‌خب، باشه

102
00:04:39,190 --> 00:04:44,030
‫خودمم خیلی نگرانم و نمی‌خوام سیلویا و جنا
‫زیاد پیشِ هم باشن

103
00:04:44,030 --> 00:04:47,160
‫من می‌دونم باید چیکار کنی، خب؟
‫اصلاً نذار با هم حرف بزنن

104
00:04:47,160 --> 00:04:51,200
‫نذار حتی دور و بر هم باشن
‫مگه اینکه بخواید تریسام بزنید

105
00:04:51,200 --> 00:04:53,250
‫ایول. نصیحت به‌جایی بود. دمت گرم

106
00:04:53,250 --> 00:04:55,670
‫رابطه‌ی بین جنا و سیلویا
‫باید برای همیشه قطع بشه

107
00:04:55,670 --> 00:04:58,540
‫آخه چی کُس میگی؟
‫سیلویا مسئول برنامه‌ریزی مراسم ازدواجمـه

108
00:04:58,540 --> 00:05:02,420
‫جواب سربالا بده. مثلاً بگو:
‫«آره، صددرصد در آینده همدیگه رو می‌بینیم...

109
00:05:02,420 --> 00:05:04,590
‫حالا ببینیم چی میشه.»
‫و دیگه پیگیرش نشو.

110
00:05:04,590 --> 00:05:06,720
‫- دیگه پیگیر نشو
‫- دقیقاً

111
00:05:06,720 --> 00:05:09,300
‫اگه واسه مراسم‌تون دنبال یکی دیگه هستید،
‫من پایه‌ام

112
00:05:09,300 --> 00:05:11,430
‫البته اگه دنبالِ یه گزینه‌ی
‫جوون‌تر و امروزی‌تر هستید

113
00:05:11,430 --> 00:05:15,020
‫همین تازگیا مسترکلاسِ گل‌آراییِ
‫جنیفر گارنر رو رفتم

114
00:05:15,020 --> 00:05:16,560
‫وای من عاشقِ فیلم «روز بله‌گویی‌»ام

115
00:05:17,150 --> 00:05:18,350
‫چقدر این بنر تخمیـه

116
00:05:18,360 --> 00:05:19,940
‫مگه نگفتم این آشغال رو نزنید به دیوار؟

117
00:05:19,940 --> 00:05:21,820
‫«قلب آبجوفروشی، روحِ آمریکایی»؟

118
00:05:21,820 --> 00:05:23,780
‫اصلاً یعنی چی؟ خیلی کسشعره، نه؟

119
00:05:23,780 --> 00:05:25,860
‫- آره، جالب نیست
‫- من فیلسوف نیستم

120
00:05:25,860 --> 00:05:29,410
‫ولی قلبِ آبجوفروشی همون آبجوشـه

121
00:05:30,030 --> 00:05:31,950
‫میگما، یه سر به لاکی پنی هم بزن

122
00:05:31,950 --> 00:05:36,040
‫آخرِشب‌ها یه بازی پوکر غیرقانونیِ وی‌آی‌پی
‫برگزار می‌کنم

123
00:05:36,040 --> 00:05:38,620
‫تازه می‌دونی اسمش چیه؟
‫«بازی رجی»

124
00:05:38,630 --> 00:05:40,080
‫اگه خواستی رمز ورود رو برات می‌فرستم

125
00:05:40,090 --> 00:05:41,460
‫رمزش «وینی چیس»ـه؟

126
00:05:42,380 --> 00:05:44,010
‫نه بابا. چی میگی واسه خودت؟

127
00:05:44,010 --> 00:05:46,420
‫- پس همینـه! پشمام! با اولین حدس گفتمش
‫- کی لو داده بود؟

128
00:05:46,430 --> 00:05:48,590
‫ولی خدایی پاشو بیا. جمعه ساعت نه و نیم

129
00:05:48,590 --> 00:05:51,140
‫آره، صددرصد در آینده همدیگه رو می‌بینیم!

130
00:05:51,140 --> 00:05:52,810
‫- از الان داری تمرین می‌کنی
‫- بفرما!

131
00:05:52,810 --> 00:05:55,180
‫- آره، جواب میده. خوبه
‫- خدایی جوابـه

132
00:05:55,180 --> 00:05:56,770
‫- یه لحظه باورم شد که راست میگی
‫- می‌دونم

133
00:05:56,770 --> 00:05:57,940
‫- به همین راحتی
‫- به نظر کار درستیـه

134
00:06:00,400 --> 00:06:04,360
‫این یکی طعم آجیل، خزه و یکم خاک داره

135
00:06:06,280 --> 00:06:09,030
‫بهتر نیست صبر کنیم جنا بیاد
‫و بعد تصمیم بگیریم؟

136
00:06:09,700 --> 00:06:10,530
‫امروز نمی‌تونه بیاد

137
00:06:11,120 --> 00:06:12,200
‫چرا؟ مگه چی شده؟

138
00:06:12,200 --> 00:06:15,410
‫توی سن دیگو کاری براش پیش اومد.
‫خودشم خیلی ناراحت بود.

139
00:06:15,410 --> 00:06:18,790
‫گفت: «ویل، کاش
‫می‌تونستم بیام ولی نمی‌تونم.»

140
00:06:18,790 --> 00:06:21,790
‫باشه ولی ربطی به ماجرای جشن نامزدی نداشت؟

141
00:06:21,790 --> 00:06:24,000
‫یعنی اصلاً به نظر کلافه نبود...

142
00:06:24,000 --> 00:06:26,300
‫نه بابا. نه. همه‌چی ردیفـه

143
00:06:26,300 --> 00:06:29,300
‫فقط براش سخته وسط هفته بیاد لس آنجلس

144
00:06:29,300 --> 00:06:30,380
‫چون مدیر عاملـه و این داستانا

145
00:06:30,390 --> 00:06:33,350
‫واقعاً دلم می‌خواد یه قدمی بردارم
‫که رفاقتی بین‌مون شکل بگیره

146
00:06:33,350 --> 00:06:34,720
‫- سوای رفاقتم با تو
‫- چرا که نه

147
00:06:34,720 --> 00:06:36,520
‫- این موضوع خیلی برام مهمـه
‫- اونم خیلی خوشحال میشه

148
00:06:36,520 --> 00:06:38,770
‫- پس خودم بهش زنگ می‌زنم
‫- حالا لازم نیست

149
00:06:38,770 --> 00:06:40,770
‫بازم همدیگه رو می‌بینید و گپ می‌زنید

150
00:06:40,770 --> 00:06:44,690
‫وقتی مجبوره به بقیه بگه سرش شلوغـه
‫و نمی‌تونه بیاد، عذاب وجدان می‌گیره

151
00:06:44,690 --> 00:06:47,780
‫ولی به مرور زمان، در آینده‌ی نزدیک

152
00:06:47,780 --> 00:06:48,950
‫- باهم وقت می‌گذرونید
‫- باشه

153
00:06:48,950 --> 00:06:51,490
‫آره خلاصه خیلی ناراحت شد که
‫توی سن دیگو کار براش پیش اومد

154
00:06:52,620 --> 00:06:53,450
‫آهان

155
00:06:53,450 --> 00:06:55,700
‫لس آنجلس اومدن همیشه کیف میده!

156
00:06:56,290 --> 00:06:59,160
‫پس ظاهراً جنا لس آنجلسـه

157
00:06:59,160 --> 00:07:03,330
‫اینم از مدیرعامل پرمشغله‌ای که
‫برای رفیق‌های ویل وقت نداره

158
00:07:03,340 --> 00:07:06,420
‫حالا چرا اینستاگرامش رو چک می‌کنی؟
‫صدف‌گشایی

159
00:07:06,420 --> 00:07:07,670
‫- الیوت
‫- صدف‌گشایی؟

160
00:07:07,670 --> 00:07:09,050
‫- بله
‫- آخه ویل گفته بود

161
00:07:09,050 --> 00:07:11,390
‫جنا سن دیگو مونده.
‫همچین دروغِ گنده‌ای بهم گفته.

162
00:07:11,890 --> 00:07:13,760
‫خب گمونم دقیقه نودی نظرش عوض شده

163
00:07:13,760 --> 00:07:16,010
‫نه، نه. اصلاً هم از این خبرا نیست. نگاه کن

164
00:07:16,411 --> 00:07:17,711
‫{\an8}(یکی از داوران امریکن آیدل و
‫عضو هیئت داوران رقصنده‌ی نقابدار)

165
00:07:16,010 --> 00:07:17,770
‫دارن خوش می‌گذرونن

166
00:07:17,770 --> 00:07:19,770
‫- پائولا عبدل
‫- پائولا عبدل

167
00:07:19,770 --> 00:07:21,850
‫ببین اصلاً نمی‌دونم چرا برات مهمـه

168
00:07:21,850 --> 00:07:24,270
‫تو که از لاکی پنی خوشت نمیاد.
‫پس چرا ناراحتی؟

169
00:07:24,270 --> 00:07:26,900
‫از این ناراحتم که اگه نتونم با جنا دوست بشم

170
00:07:26,900 --> 00:07:29,320
‫پس دیگه رفاقتم با ویل تمومـه

171
00:07:29,320 --> 00:07:31,030
‫این‌جوری نیست. رفاقت‌تون سرجاشـه

172
00:07:31,030 --> 00:07:32,820
‫اتفاقاً دفعه قبل که ازدواج کرد،
‫همین‌جوری شد

173
00:07:32,820 --> 00:07:35,660
‫نمی‌خوام دوباره از دستش بدم.
‫ویل از رفیق‌های قدیمیمـه.

174
00:07:35,660 --> 00:07:38,450
‫اگه الان بخوام یه دوستِ جدید پیدا کنم،
‫۲۵ سال طول می‌کشه

175
00:07:38,450 --> 00:07:41,290
‫تا به صمیمیتی که با ویل دارم، برسیم

176
00:07:41,290 --> 00:07:43,580
‫و تا اون موقع دیگه مُرده‌ام و اصلاً مهم نیست

177
00:07:43,580 --> 00:07:45,340
‫مهم نیست. آره

178
00:07:45,960 --> 00:07:48,210
‫عزیزم یکم توجه کن. این قضیه خیلی مهمـه

179
00:07:48,210 --> 00:07:51,470
‫هر چی سن‌مون بالاتر میره،
‫ارزش دوست‌های قدیمی‌مون بیشتر میشه

180
00:07:51,470 --> 00:07:52,550
‫باشه. اصلاً می‌دونی چیه؟

181
00:07:52,550 --> 00:07:56,470
‫به نظرم ویل صرفاً دوباره به
‫خاطر نامزد جدیدش هیجان داره

182
00:07:56,470 --> 00:07:58,810
‫دیر یا زود هم با جنا جور میشی

183
00:07:58,810 --> 00:08:01,270
‫صبر کن. رفاقتتون به مرور شکل می‌گیره

184
00:08:01,270 --> 00:08:03,600
‫معادل فرانسوی هشت حرفی
‫برای توشی (=باسن)

185
00:08:04,100 --> 00:08:05,100
‫«دِریِر»

186
00:08:05,110 --> 00:08:06,560
‫- دِریِر
‫- بله

187
00:08:06,570 --> 00:08:07,650
‫- ایول!
‫- اشتباه می‌کنی

188
00:08:07,650 --> 00:08:10,320
‫هر وقت ویل با کسیـه،
‫دوستی‌مون خراب میشه

189
00:08:10,320 --> 00:08:11,820
‫میشه راهنماییم کنی؟

190
00:08:11,820 --> 00:08:14,240
‫- تو رو خدا بگو چیکار کنم
‫- عزیزم، فقط یه کار لازمـه

191
00:08:14,240 --> 00:08:16,910
‫اینکه هیچ کاری نکنی.
‫خودش درست میشه.

192
00:08:16,910 --> 00:08:19,580
‫- فعلاً بذار به حالِ خودشون باشن
‫- باشه. راست میگی

193
00:08:19,580 --> 00:08:20,950
‫دیگه حساس نمیشم

194
00:08:20,950 --> 00:08:24,880
‫دقیقاً. حساس نشو. حساس نشو

195
00:08:25,830 --> 00:08:28,800
‫الان بذار...
‫ایول! بخشِ «دیلی دابل»

196
00:08:31,090 --> 00:08:32,880
‫روی چی شرط ببندیم، جسیپا؟

197
00:08:33,630 --> 00:08:35,220
‫چی؟! گفتم نیارش توی تخت!

198
00:08:35,220 --> 00:08:37,010
‫- گفته بودم نیاریش!
‫- چی میشه مگه؟

199
00:08:37,010 --> 00:08:39,600
‫- دوست داره جای گرم و نرم باشه. چیزی نشده
‫- فکرشم نکن!

200
00:08:39,600 --> 00:08:41,470
‫کجا رفت؟ وایسا ببینم، کجا رفت؟

201
00:08:41,480 --> 00:08:42,890
‫نه، جیغ نزن. جیغ نزن

202
00:08:42,890 --> 00:08:46,150
‫جسیپا، جسیپا، کجا رفتی؟ جسیپا؟

203
00:08:47,560 --> 00:08:49,530
‫ببین منو! آروم باش! آروم...

204
00:08:50,030 --> 00:08:50,980
‫جسیپا؟

205
00:08:53,650 --> 00:08:57,740
‫سلام، پنگوئنم. برای ساعت
‫هفت و نیم میز رزرو کردم...

206
00:08:57,740 --> 00:09:01,290
‫سیلویا؟ سلام، اینجا چیکار می‌کنی؟

207
00:09:01,290 --> 00:09:02,950
‫سلام ویلیام. کار و بار چطور بود؟

208
00:09:02,960 --> 00:09:08,000
‫عالی بود. یه سر رفته بودم جی ۶.
‫همه‌چیز خیلی خوب پیش میره.

209
00:09:09,170 --> 00:09:10,290
‫شما دخترا چیکارا کردید؟

210
00:09:10,300 --> 00:09:12,510
‫همه‌چی عالیـه.
‫چندتا گزینه برای اجاره رو نگاه کردیم.

211
00:09:13,090 --> 00:09:14,840
‫آره این دفترچه‌ها لیست کل ملک‌ها رو دارن

212
00:09:14,840 --> 00:09:18,340
‫و گفتم باهم مرورش کنیم،
‫کار سریع‌تر پیش میره

213
00:09:18,350 --> 00:09:20,140
‫- تا ایمیل بزنیم
‫- آره

214
00:09:20,140 --> 00:09:21,970
‫کلی موردهای قشنگ اینجا هست

215
00:09:21,970 --> 00:09:24,020
‫سیلویا اونایی که خیلی دوست دارم رو
‫جدا می‌کنه و بهت میده

216
00:09:24,020 --> 00:09:26,770
‫ایول. سیلویا می‌خوای همراهت بیام پایین

217
00:09:26,770 --> 00:09:28,980
‫و کمکت کنم تأییدیه پارکینگت رو ردیف کنی؟
‫یکم قلق داره

218
00:09:28,980 --> 00:09:32,110
‫نه. هنوز کلی کار مونده. پس، نه

219
00:09:32,110 --> 00:09:33,940
‫وای یه لحظه ببخشید

220
00:09:33,940 --> 00:09:36,110
‫- باید جواب بدم
‫- مشکلی نیست

221
00:09:37,950 --> 00:09:39,740
‫اوه، لا لا!

222
00:09:47,170 --> 00:09:48,830
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

223
00:09:48,830 --> 00:09:53,050
‫کارم رو انجام میدم. نگفته
‫بودم با جنا قرار گذاشتم؟

224
00:09:53,050 --> 00:09:54,210
‫خیلی بامزه بود!

225
00:09:54,210 --> 00:09:56,300
‫دیگه اوضاع‌مون داره شبیه

226
00:09:56,300 --> 00:09:57,430
‫فیلم «جذابیت مرگبار» میشه

227
00:09:57,430 --> 00:09:59,090
‫چرا نمی‌ذاری بیام جنا رو ببینم؟

228
00:09:59,090 --> 00:10:02,390
‫شاید به خاطر اینکه توی
‫تمام رابطه‌هام دخالت می‌کنی

229
00:10:03,060 --> 00:10:04,310
‫منظورت چیه؟

230
00:10:04,310 --> 00:10:06,730
‫منظورم اینه که اصلاً دستِ خودت نیست.
‫عین یه مکانیک می‌مونی.

231
00:10:06,730 --> 00:10:09,150
‫میری زیر کاپوت و یهو
‫یه عالمه مشکل پیدا می‌کنی

232
00:10:09,150 --> 00:10:11,360
‫- که قبلاً خبری ازشون نبوده
‫- قضیه چیه؟ به خاطر هاناست؟

233
00:10:11,360 --> 00:10:13,770
‫- واسه اینـه؟ نتونستی فراموشش کنی؟
‫- الانم داری همون کار رو می‌کنی

234
00:10:13,780 --> 00:10:16,900
‫بحث منم همینـه. به نظرم همه موافق باشن

235
00:10:16,900 --> 00:10:19,530
‫که اگه شما دوتا، ‫تا آخر عمرتون

236
00:10:19,530 --> 00:10:22,490
‫هیچ ارتباطی باهم نداشته باشین،
‫همه‌چی درست شه

237
00:10:22,490 --> 00:10:24,200
‫این احمقانه‌ترین حرفیـه که به عمرم شنیدم

238
00:10:24,200 --> 00:10:26,410
‫نمی‌دونم باهات دوست باشم
‫و هیچ ارتباطی با زنت نداشته باشم

239
00:10:26,410 --> 00:10:28,410
‫چرا نمیشه؟
‫به نظر من که خیلی واضح و ساده‌ست

240
00:10:28,420 --> 00:10:31,210
‫اینم من باید برات توضیح بدم؟
‫دیدی که توی مهمونی چه رفتاری کرد

241
00:10:31,210 --> 00:10:33,340
‫معلوم بود ناراحت شده که دوتایی رفتیم بیرون

242
00:10:33,340 --> 00:10:35,250
‫ناراحت نشد. اصلاً حرفشم نزد

243
00:10:35,260 --> 00:10:37,090
‫- فکرشم نمی‌کنه
‫- وای از دستِ تو

244
00:10:37,090 --> 00:10:39,470
‫منم زنم و می‌فهمم هنوز به خاطرش ناراحتـه

245
00:10:39,470 --> 00:10:42,470
‫- نمی‌خواد منو زن‌فهم کنی
‫- پاش بیفته کل روز زن‌فهمت می‌کنم

246
00:10:42,470 --> 00:10:44,140
‫تو اصلاً نمی‌خواد چیزی رو برای کسی توضیح بدی

247
00:10:44,140 --> 00:10:46,310
‫می‌دونی اگه نذاری من و جنا
‫همدیگه رو ببینیم، چی میشه؟

248
00:10:46,310 --> 00:10:48,430
‫فکر می‌کنه داری پنهون‌کاری می‌کنی
‫و از من بیزار میشه

249
00:10:48,440 --> 00:10:49,810
‫و رفاقت‌مون تموم میشه

250
00:10:49,810 --> 00:10:52,020
‫یکم شلوغش نمی‌کنی؟

251
00:10:52,020 --> 00:10:53,900
‫بعید می‌دونم. آخه دوباره داری ازدواج می‌کنی

252
00:10:53,900 --> 00:10:55,360
‫اگه این دفعه بخوایم
‫به رفاقت‌مون ادامه بدیم

253
00:10:55,360 --> 00:10:57,990
‫باید بریم سراغِ کارهای متعارف و بزرگسالانه

254
00:10:57,990 --> 00:10:59,780
‫مثل دورهمی چهارنفره و شام و این مزخرفات

255
00:10:59,780 --> 00:11:02,450
‫باشه. دردت دورهمی چهار نفره‌ست؟

256
00:11:02,450 --> 00:11:05,330
‫- پس برنامه‌اش رو بچینیم
‫- بی‌صبرانه منتظرم. فردا شب

257
00:11:05,330 --> 00:11:07,330
‫- این هم از برنامه‌ی کوفتیش
‫- بدجوری پایه‌ام

258
00:11:07,330 --> 00:11:08,870
‫عالیـه. هفت شب. خونه‌ی من

259
00:11:08,870 --> 00:11:11,870
‫عالی. هفت شب خونه‌ی شما.
‫شام چهار نفره، آماده باش که اومدیم.

260
00:11:11,880 --> 00:11:13,630
‫جنا محدودیت غذایی داره؟

261
00:11:13,630 --> 00:11:15,960
‫خودش میگه به گلوتن حساسیت داره ولی
‫دروغ میگه

262
00:11:15,960 --> 00:11:18,710
‫- خب من الان چیکار کنم؟
‫- همون کاری که من می‌کنم، ولش کن

263
00:11:18,720 --> 00:11:20,260
‫- عالیـه
‫- قبولش کن

264
00:11:20,260 --> 00:11:21,470
‫- که اینطور
‫- سلام!

265
00:11:21,470 --> 00:11:23,850
‫- سلام
‫- سلام. تماس کاریت چطور بود؟

266
00:11:25,600 --> 00:11:28,640
‫خوبـه. ببین پنگوئنم،
‫فردا شب خونه‌شون شام دعوتیم.

267
00:11:28,640 --> 00:11:30,310
‫من عاشق شام چهار نفره‌ام

268
00:11:30,810 --> 00:11:31,810
‫کیـه که نباشه؟

269
00:11:32,480 --> 00:11:33,690
‫من گلوتن نمی‌خورم

270
00:11:35,860 --> 00:11:38,150
‫عالیـه. فقط خودمون چهارتا

271
00:11:38,150 --> 00:11:39,570
‫- آره. بی‌صبرانه منتظرم
‫- عالیـه

272
00:11:40,450 --> 00:11:42,530
‫وای! سنگ‌ تموم گذاشتی!

273
00:11:42,530 --> 00:11:44,070
‫آخه می‌خوام شبِ خاصی باشه

274
00:11:44,070 --> 00:11:47,370
‫اولین قرار چهارنفره‌مونـه و
‫ویل میگه به نظرش تأثیری نداره

275
00:11:47,370 --> 00:11:50,250
‫می‌خوام بهش ثابت کنم چهار نفری
‫خیلی هم بهمون خوش می‌گذره

276
00:11:50,250 --> 00:11:52,000
‫و ویل داره چرت و پرت میگه

277
00:11:52,000 --> 00:11:54,460
‫خب، خوشحالم که به حرفم گوش دادی
‫و حساس نشدی!

278
00:11:54,460 --> 00:11:57,000
‫بیا یه کاناپ بخور و
‫بذار به کارم برسم. باشه؟

279
00:11:57,000 --> 00:11:58,210
‫خیلی‌خب. باشه

280
00:12:01,180 --> 00:12:02,470
‫خیلی‌خب

281
00:12:02,470 --> 00:12:04,010
‫می‌خوای با ظرفِ غذا بری دم در؟

282
00:12:05,470 --> 00:12:06,640
‫- سلام!
‫- سلام

283
00:12:06,640 --> 00:12:08,510
‫- سلام علیکم! حال شما؟
‫- سلام. خوش اومدید. حالتون خوبـه؟

284
00:12:08,520 --> 00:12:10,930
‫- به‌به، سلام
‫- سلام، خوشحالم از دیدنتون

285
00:12:10,930 --> 00:12:12,730
‫- بفرمایید
‫- اینو نگاه

286
00:12:12,730 --> 00:12:14,650
‫- ممنونم. اینجا رو. مرسی
‫- کاری نکردم

287
00:12:14,650 --> 00:12:16,400
‫- مرسی بابت امشب
‫- این چه حرفیـه

288
00:12:16,400 --> 00:12:18,520
‫- چه خوب که بالاخره قسمت شد
‫- واقعاً!

289
00:12:18,530 --> 00:12:20,360
‫چرا تا حالا دورِ هم جمع نشدیم؟

290
00:12:20,360 --> 00:12:22,200
‫خب، اولاً که ما خونه‌وزندگی‌مون
‫توی یه شهرِ دیگه‌ست

291
00:12:22,200 --> 00:12:23,410
‫ثانیاً، ایشون همش درگیر کاره

292
00:12:23,990 --> 00:12:25,910
‫تو خودت هم که
‫بیست‌چهاری سرِ کاری، ویلیام‌خان

293
00:12:25,910 --> 00:12:28,120
‫- واقعاً
‫- چارلی هم خیلی کار می‌کنه

294
00:12:28,120 --> 00:12:29,080
‫وکالت می‌کنه

295
00:12:29,580 --> 00:12:31,450
‫بله، جنابعالی خودت هم تو زمینه‌ی کاری

296
00:12:31,460 --> 00:12:32,870
‫همچین کم نمیاری، عزیزم

297
00:12:37,170 --> 00:12:38,420
‫قطع به یقین هممون زیاد کار می‌کنیم

298
00:12:38,420 --> 00:12:40,550
‫- آره
‫- آره، بزرگسالی همینـه دیگه

299
00:12:40,550 --> 00:12:43,260
‫آره، توی جون‌کَندن و
‫انجام کارهای بیخود خلاصه میشه

300
00:12:43,260 --> 00:12:46,600
‫خب، این در مورد تو صِدق نمی‌کنه.
‫آخه آبجو تموم زندگیتـه.

301
00:12:47,180 --> 00:12:48,350
‫درستـه. واقعاً

302
00:12:48,970 --> 00:12:49,970
‫آره

303
00:12:49,970 --> 00:12:52,810
‫- فوکاچای بدون گلوتن می‌خوری؟
‫- الان؟

304
00:12:53,310 --> 00:12:55,850
‫- بله. بفرمایید تو! یه نوشیدنی بزنیم
‫- آره

305
00:12:55,850 --> 00:12:58,360
‫- آره، بریم
‫- بریم شراب بریزم براتون

306
00:12:58,360 --> 00:13:00,030
‫واسه امشب باید از چند تا قانون پیروی کنیم

307
00:13:00,530 --> 00:13:02,610
‫- توی خونه‌ی خودم برام قانون میذاری؟
‫- بله، شک نکن

308
00:13:02,610 --> 00:13:04,530
‫نبینم حرفی از رابطه‌های قدیمیم بکِشی وسط

309
00:13:04,530 --> 00:13:07,320
‫رو گذشته‌ی من قفلی نزن.
‫واسه من کارشناس‌بازی در نیار، خب؟

310
00:13:07,320 --> 00:13:08,950
‫کارشناس‌بازی دیگه چه صیغه‌ایـه؟!

311
00:13:08,950 --> 00:13:12,000
‫دقیقاً مثل همین الان که
‫درباره‌ی علاقه‌ام به آبجو نطق کردی

312
00:13:12,500 --> 00:13:14,750
‫- نطق؟
‫- انگار داشتم ویدیوی تِدتاک می‌دیدم، خب؟

313
00:13:14,750 --> 00:13:16,830
‫فقط فاز برندار که
‫انگار از زیر و بم زندگی من با خبری

314
00:13:16,830 --> 00:13:20,170
‫من همه چیزت رو می‌دونم،
‫اِلا اینکه چرا پنگوئنم خطاب می‌کنیش

315
00:13:20,170 --> 00:13:24,170
‫پنگوئن دوست داریم، خیلی نانازی‌ان.
‫خب؟ والسلام، نامه تمام.

316
00:13:24,840 --> 00:13:27,260
‫ضمناً، رو مخش هم نرو

317
00:13:27,260 --> 00:13:29,260
‫لطف کردی یادآوری کردی

318
00:13:29,260 --> 00:13:31,720
‫- چه اشکالی داره؟ گاهاً لازمـه
‫- من رو شرمنده کردی

319
00:13:32,220 --> 00:13:33,470
‫چقدر تدارک دیدید

320
00:13:33,480 --> 00:13:36,810
‫تو که با ویل هم‌دانشگاهی بودی،
بگو ببینم ‫اون‌موقع چطوری‌ها بود؟

321
00:13:37,520 --> 00:13:39,810
عین الانش بود

322
00:13:39,820 --> 00:13:40,900
‫آره

323
00:13:42,110 --> 00:13:43,320
‫از چه لحاظ؟

324
00:13:44,530 --> 00:13:47,700
‫نمی‌دونم. آخه خیلی سالـه که گذشته

325
00:13:47,700 --> 00:13:49,830
‫زیاد یادِ ایام نمی‌کنم

326
00:13:50,700 --> 00:13:52,870
‫من که کارشناس گذشته‌ی ویل نیستم

327
00:13:54,080 --> 00:13:55,660
‫خیلی‌خب، بچه‌ها

328
00:13:55,660 --> 00:13:58,540
‫قول میدم کل شب با
‫جزئیات عروسی خسته‌تون نکنم، ولی...

329
00:13:59,290 --> 00:14:02,040
کالسکه‌ی با اسب سفید به کجا رسید؟

330
00:14:02,050 --> 00:14:04,970
‫یعنی ویل قراره سوار بر اسب سپید بیاد؟

331
00:14:09,300 --> 00:14:11,890
‫ببخشید، من نمی... راستش،
‫اولین باره دارم در موردش می‌شنوم

332
00:14:11,890 --> 00:14:14,350
‫نه، والا حقیقت نداره.
‫راجع‌بهش صحبت کردیم.

333
00:14:14,350 --> 00:14:17,640
‫قطعاً که در موردش صحبت کردیم،
‫آخه صدر لیست اولویت‌هامونـه

334
00:14:17,640 --> 00:14:18,980
‫همین که...

335
00:14:19,690 --> 00:14:22,820
‫قراره با کالسکه و اسب از مراسم بریم

336
00:14:24,230 --> 00:14:25,400
‫با، چیز...

337
00:14:26,820 --> 00:14:29,320
‫اون لحظه کبوتر هوا می‌کنیم و
‫بقیه گل میندازن سمت‌مون و

338
00:14:29,320 --> 00:14:32,370
‫یه سری‌ها هم قراره
‫از اون شیپورهای دراز که

339
00:14:32,370 --> 00:14:34,790
‫پرچم ازشون آویزونـه، بنوازن.
‫بگی‌نگی شبیه قصه‌ی سیندرلاست.

340
00:14:34,790 --> 00:14:36,700
‫عینهو سیندرلا دیگه.
‫یادمـه مطرحش کردم.

341
00:14:36,710 --> 00:14:38,500
‫شک ندارم، خب؟
‫قشنگ داشتی تو دهنم رو نگاه می‌کردی

342
00:14:38,500 --> 00:14:41,460
‫ولی هر از گاهی از این کارها می‌کنی که
‫نگاهت به طرفتـه ها،

343
00:14:41,460 --> 00:14:42,630
‫اما فکر و ذکرت جای دیگه‌ست

344
00:14:47,760 --> 00:14:49,930
‫- شاید
‫- یه چیزی بگم؟

345
00:14:51,090 --> 00:14:52,470
‫- راست میگی
‫- گفتم که

346
00:14:52,470 --> 00:14:55,890
‫تازه متوجه شدم. گند زدم.
‫تو این یه مورد کوتاهی کردم.

347
00:14:55,890 --> 00:14:59,980
‫شرمنده واقعاً. اینقدر برنامه‌ زیاده که
‫این یکی رو پاک یادم رفت

348
00:14:59,980 --> 00:15:03,060
‫من یه ترفند ساده بلدم که
‫باعث میشه چیزی سرکار فراموشم نشه

349
00:15:03,070 --> 00:15:04,440
‫چی هست؟

350
00:15:05,320 --> 00:15:06,780
‫همه چی رو یادداشت می‌کنم

351
00:15:10,820 --> 00:15:12,120
‫بدون استثناء

352
00:15:13,950 --> 00:15:18,660
‫حتماً یادداشت می‌کنم. می‌نویسم که
‫باید همه چی رو یادداشت کنم.

353
00:15:18,660 --> 00:15:20,580
‫ایول، عالیـه

354
00:15:20,580 --> 00:15:22,750
‫هوشمندانه‌ست

355
00:15:25,550 --> 00:15:27,550
‫- ممنون. بله، ممنون
‫- خواهش می‌کنم

356
00:15:28,050 --> 00:15:29,970
‫ای خدا، دیدی چه راحت منو فروخت؟!

357
00:15:29,970 --> 00:15:32,010
‫عین خیار فروختت

358
00:15:32,010 --> 00:15:34,510
محالـه یه همچین حرکت ضایعی رو یادم بره

359
00:15:34,510 --> 00:15:36,560
‫خب، خوبـه که پِی‌اش رو نگرفتی

360
00:15:36,560 --> 00:15:37,770
‫یادداشتش می‌کنم و مرض

361
00:15:37,770 --> 00:15:39,310
‫آره، یکم زیاده‌روی کرد

362
00:15:39,310 --> 00:15:43,400
‫عمراً اگه بخواد با کالسکه و اسب از
‫مراسم بره، قبول داری؟

363
00:15:43,400 --> 00:15:44,610
‫ویل از این کارها خوشش نمیاد

364
00:15:44,610 --> 00:15:47,150
‫والا دل که منطق سرش نمیشه

365
00:15:47,150 --> 00:15:49,190
‫به من چه اصلاً. حس می‌کنم
‫دیگه هیچوقت دور هم جمع نمیشیم و

366
00:15:49,190 --> 00:15:51,490
‫کم‌کم من و ویل هم
‫از همدیگه فاصله می‌گیریم

367
00:15:51,490 --> 00:15:55,280
‫آره، خب، بالاخره امشب تموم میشه،
‫همین خودش غنیمتـه

368
00:15:56,030 --> 00:15:58,040
‫خیلی هیجان‌انگیزه که
‫قراره یه شعبه‌ی جدید باز کنید

369
00:15:58,040 --> 00:16:02,250
‫آره، خیلی دلم می‌خواد از نزدیک ببینم
‫ساز و کار جانی ۶۶ به چه صورتـه

370
00:16:02,250 --> 00:16:05,040
‫بخصوص اگه بخوام یه روزی
بار خودم رو باز کنم

371
00:16:05,040 --> 00:16:07,550
‫- خبرهاییـه؟
‫- بگی‌نگی، آره

372
00:16:07,550 --> 00:16:10,050
‫به نظرم برای ویل خوبـه که
‫یه هدفی رو دنبال کنه

373
00:16:10,050 --> 00:16:12,340
‫عیبی هم نداره اگه خیلی جدی نباشه

374
00:16:14,010 --> 00:16:15,640
‫آره، برام خوبـه

375
00:16:15,640 --> 00:16:17,890
‫نه، قصد بی‌احترامی نداشتم

376
00:16:17,890 --> 00:16:20,390
‫- همین‌جوری گفتم
‫- نه، بی‌احترامی چرا؟

377
00:16:20,390 --> 00:16:22,020
‫خوبـه که آدم هدفی داشته باشه که
‫جدی پیگیرش نباشه

378
00:16:22,020 --> 00:16:24,150
‫- الان تمرکزت به‌کُل روی جی۶ئـه
‫- آره، خوبـه

379
00:16:24,150 --> 00:16:25,900
‫- تمرکزم به‌کُل روی جی‌۶ئـه
‫- آره

380
00:16:28,070 --> 00:16:29,110
‫می‌فهمم

381
00:16:29,610 --> 00:16:31,110
‫شنیدم داری به ویل گلف یاد میدی

382
00:16:31,110 --> 00:16:33,360
‫آره، توی باشگاه تمرین می‌کنه

383
00:16:33,360 --> 00:16:34,610
‫- عجب
‫- اتفاقاً،

384
00:16:34,620 --> 00:16:36,570
‫- مِیو می‌خواد کلاس گلف بره
‫- راست میگه

385
00:16:36,580 --> 00:16:40,830
‫آره، آخریه‌ست، ولی اصلاً اهل ورزش نیست و
‫کلی وسیله‌ی ورزشی داریم

386
00:16:40,830 --> 00:16:43,000
‫آره، توی ۱۸ ماهگی راه افتاد

387
00:16:43,000 --> 00:16:44,790
‫چون به خودش زحمت نمی‌داد، پس...

388
00:16:44,790 --> 00:16:47,630
‫- دقیقاً
‫- من توی ۵ ماهگی راه افتادم

389
00:16:48,210 --> 00:16:50,380
‫- چی؟
‫- وایسا ببینم، جدی؟

390
00:16:50,380 --> 00:16:51,470
‫آره

391
00:16:52,260 --> 00:16:54,260
‫اولین باره دارم
‫همچین چیزی می‌شنوم

392
00:16:54,260 --> 00:16:56,010
‫چون اصلاً حقیقت نداره

393
00:16:56,010 --> 00:16:57,760
‫بین خانواده‌اش حکم افسانه رو داره و
‫دهن به دهن می‌چرخه

394
00:16:57,760 --> 00:16:59,510
‫که ایشون پنج ماهگی راه افتاده

395
00:16:59,520 --> 00:17:02,060
‫نه، افسانه نیست. واقعیـه

396
00:17:02,060 --> 00:17:05,100
‫حقیقت داره.
‫من پنج ماهگی راه افتادم.

397
00:17:05,100 --> 00:17:08,900
‫یه حقیقت جالب: من هم در بدو تولد
‫با جت‌اسکی از شیکم مامانم زدم بیرون

398
00:17:10,030 --> 00:17:12,240
‫آره، همین‌جوری که شما
‫سرگرم مزّه پروندنی

399
00:17:12,240 --> 00:17:16,160
‫باید بگم که، من یک سالم که بود،
‫پاتیناژ یاد گرفتم

400
00:17:16,700 --> 00:17:17,820
‫آره

401
00:17:17,820 --> 00:17:21,580
‫ببین، این افسانه‌ها رو
‫خانواده‌ات باب کردن،

402
00:17:21,580 --> 00:17:23,120
‫می‌گیری منظورم رو؟
‫هیچکدوم حقیقت ندارن

403
00:17:23,120 --> 00:17:26,170
‫نباید این خزئبلات رو جوری به بقیه بگی که
‫انگار واقعیت دارن

404
00:17:26,170 --> 00:17:27,630
‫خانواده‌ی من هم از این افسانه‌ها می‌سازن

405
00:17:27,630 --> 00:17:29,210
‫مثلاً می‌گفتن من تا شیش سالگی
‫پوشک پام می‌کردم

406
00:17:29,210 --> 00:17:31,210
‫نپوشیدم ها، ولی
‫خوشش میاد اینجوری بگه

407
00:17:31,210 --> 00:17:33,460
‫اینا افسانه نیستن.
‫به هرکول میگن افسانه.

408
00:17:33,470 --> 00:17:35,130
‫یا مثلاً موآنا

409
00:17:35,130 --> 00:17:38,930
‫در حالیکه همه‌ی اینا اتفاق افتادن و
‫من انجامشون دادم

410
00:17:38,930 --> 00:17:41,970
‫موآنا که انیمیشن پیکساره،
‫شما هم از این کارها نکردی

411
00:17:41,970 --> 00:17:43,980
‫اگه می‌کردی که الان
‫اسمت توی گینس ثبت می‌شد

412
00:17:43,980 --> 00:17:45,980
‫«کوچک‌ترین کودکی که راه رفت و
‫اسکیت روی یخ یاد گرفت»

413
00:17:45,980 --> 00:17:48,900
‫تا جایی که من خبر دارم، اینطور نیست.
‫فرضاً اگه بودم هم تا حالا یه چیزی می‌گفتی.

414
00:17:50,940 --> 00:17:52,980
‫- حالا که بحث گینس به میون اومد...
‫- آفرین

415
00:17:52,990 --> 00:17:57,030
‫خان‌عموی من، لَری،
‫اسمش توی گینس ثبت شده

416
00:17:57,030 --> 00:17:59,490
‫آخه یه طوطی داشت که
‫سوار اسکوتر می‌شد

417
00:17:59,490 --> 00:18:01,990
‫تو هم همش میگی می‌تونی
‫از بوی رازک بفهمی مال کدوم منطقه‌ست،

418
00:18:01,990 --> 00:18:03,450
‫- اما این کار محال ممکنـه
‫- نخیر

419
00:18:03,450 --> 00:18:05,870
‫می‌تونم، چون شغلم همینـه و
‫درش مهارت دارم

420
00:18:05,870 --> 00:18:08,040
‫حتی یه بار توی یه مسابقه‌ی بویایی
‫یه سگه رو شکست دادم

421
00:18:08,040 --> 00:18:09,830
‫- یه سگ رو شکست دادی. چقدر تأثیرگذار!
‫- والا

422
00:18:09,840 --> 00:18:11,250
‫آخه سگ شامه‌ی تیزی داره

423
00:18:11,250 --> 00:18:14,420
عین این می‌مونه که تو توی یک سالگی
‫یه یوزپلنگ رو توی مسابقه‌ی دو شکست بدی

424
00:18:14,420 --> 00:18:16,380
‫اصلاً واسه یه بچه‌ی یک ساله
‫کفش اسکیت پیدا میشه؟

425
00:18:16,380 --> 00:18:18,720
‫- یعنی دادی کفاش برات بسازه؟
‫- وایسا یه چیزی نشونت بدم

426
00:18:18,720 --> 00:18:21,140
‫چون همچین چیزی وجود نداره،
‫چون بچه‌های یک‌ساله اسکیت نمی‌کنن

427
00:18:21,140 --> 00:18:23,390
‫عینهو پیدا کردن چتر نجات
‫برای یه بچه‌ی یک ساله‌ست

428
00:18:23,390 --> 00:18:25,180
‫- آمازون، کفش اسکیت، یک ساله
‫- این لباس مبدلـه

429
00:18:25,180 --> 00:18:27,980
‫این لباس مخصوص هالوینـه که
‫بچه وانمود کنه اسکیت‌سواره

430
00:18:27,980 --> 00:18:29,600
‫چون واقعاً از پسش برنمیاد

431
00:18:29,610 --> 00:18:33,860
‫فکر کنم کیک بدون گلوتنِ
‫آرد نخودچیم دیگه آماده شده

432
00:18:38,450 --> 00:18:39,780
‫بیخیال. ده دقیقه‌ی دیگه

433
00:18:40,320 --> 00:18:41,330
‫عالیـه

434
00:18:42,620 --> 00:18:43,790
‫- خیلی داره خوش می‌گذره
‫- حیف شد

435
00:18:45,870 --> 00:18:47,210
‫تازه شیش سالگی هم
‫می‌نشست پشت فرمون

436
00:18:47,830 --> 00:18:48,920
‫خیلی ممنونم

437
00:18:48,920 --> 00:18:51,130
‫آره. ممنون که دعوتمون کردی، سیلویا

438
00:18:51,130 --> 00:18:52,540
‫- آره، خیلی خوش گذشت
‫- گرگ صحرایی!

439
00:18:52,540 --> 00:18:54,050
‫- کسی جُم نخوره
‫- پشمام

440
00:18:56,590 --> 00:18:57,970
‫گورتو گم کن!

441
00:19:00,180 --> 00:19:02,350
‫خیلی خوش گذشت.
‫ممنونم که اومدید.

442
00:19:02,350 --> 00:19:03,430
‫- آره، عالی بود
‫- آره

443
00:19:03,430 --> 00:19:05,850
‫- آره، باحال. خوشمزه. غذای خوشمزه
‫- محشر بود

444
00:19:05,850 --> 00:19:07,850
‫- ممنون که این همه راه اومدید
‫- این چه حرفیـه!

445
00:19:07,850 --> 00:19:09,230
‫- باز هم از این کارها بکنیم
‫- آره

446
00:19:09,230 --> 00:19:10,850
‫- برید خدا پشت‌وپناهتون. عالی بود
‫- خداحافظ

447
00:19:10,850 --> 00:19:13,770
‫- مراقبت کنید
‫- خیلی از دیدنتون خوشحال شدم. حرف ندارید!

448
00:19:13,770 --> 00:19:16,240
‫خداحافظ!

449
00:19:19,188 --> 00:19:28,188
SaberFun

450
00:19:28,830 --> 00:19:32,710
‫میگما... درست نبود...

451
00:19:33,290 --> 00:19:34,960
‫- وایسا. متأسفم
‫- آره. آره. نه، نه

452
00:19:36,130 --> 00:19:38,630
‫بابت امشب ببخشید، خب؟

453
00:19:38,630 --> 00:19:39,800
من هم شرمنده‌ام

454
00:19:40,470 --> 00:19:43,300
‫نمی‌دونم چرا سر قضیه‌ی کالسکه
‫اینقدر اصرار کردم

455
00:19:44,560 --> 00:19:47,100
‫گمونم... چون قبلاً
‫به خودت گفته بودم،

456
00:19:47,100 --> 00:19:48,680
‫واسه همین از مخالفتت تعجب کردم

457
00:19:48,680 --> 00:19:50,640
‫خب، اشتباه کردم.
‫رفتارم مسخره بود.

458
00:19:50,640 --> 00:19:54,310
‫ببین، من معذرت می‌خوام

459
00:19:54,310 --> 00:19:57,280
‫اون موقع که تو راه افتادی یا
‫اسکیت روی یخ یاد گرفتی و اینا،

460
00:19:57,280 --> 00:19:58,570
‫اصلاً من کجا بودم؟!

461
00:19:58,570 --> 00:20:01,490
‫فکر کنم دوستیت با سیلویا
تهِ دلم رو خالی می‌کنه

462
00:20:02,160 --> 00:20:04,200
‫کنارِ اون کلاً یه آدم دیگه‌ای

463
00:20:05,200 --> 00:20:08,290
‫این هم می‌دونم که درباره‌ی کالسکه
‫بهش چیزی نگفتی. خنگ که نیستم.

464
00:20:08,290 --> 00:20:09,710
‫می‌دونم اهل این کارها نیستی

465
00:20:11,420 --> 00:20:12,920
‫حتماً از همین سوختم

466
00:20:12,920 --> 00:20:16,040
‫خب، من هم رفتارم بد بود.
‫شرمنده، داستان درست کردم.

467
00:20:16,040 --> 00:20:17,420
‫کارم اشتباه بود

468
00:20:17,420 --> 00:20:20,760
نظرت چیـه فرداشب
‫قبل اینکه برگردم سن‌دیگو،

469
00:20:20,760 --> 00:20:23,090
‫با سیلویا بریم بیرون؟
‫فقط خودمون ما دوتا

470
00:20:23,090 --> 00:20:26,640
‫یعنی انقدر برات مهمـه سیلویا رو بشناسی؟

471
00:20:27,680 --> 00:20:30,930
‫بستگی داره خب.
‫واقعاً واسه تو انقدر مهم هست؟

472
00:20:32,190 --> 00:20:35,150
‫گمونم بهش پیشنهاد بیرون رفتن بدی،
‫حسابی ذوق می‌کنه

473
00:20:36,190 --> 00:20:38,900
‫تا حالا بهت گفته بودم که
‫توی دو سالگی موج‌سواری یاد گرفتم؟

474
00:20:38,900 --> 00:20:41,030
‫وای، قبل این بود که

475
00:20:41,030 --> 00:20:44,070
‫برای اولین بار صخره‌ی ال‌کاپیتان رو
‫دست خالی بالا رفتی یا قبلش؟

476
00:20:44,070 --> 00:20:45,530
‫- بعدش
‫- پشمام

477
00:20:45,530 --> 00:20:47,120
‫- خیلی بعدتر
‫- محشره

478
00:20:47,830 --> 00:20:49,950
‫- خانمم عجیب تأثیرگذاره
‫- می‌دونم. آره

479
00:20:49,950 --> 00:20:51,370
خرکِیفم

480
00:20:52,000 --> 00:20:52,870
‫وایسا

481
00:20:53,420 --> 00:20:55,080
‫ای بابا، از دفتر آلمانـه

482
00:20:55,670 --> 00:20:56,590
‫درودم رو بهشون برسون

483
00:21:12,310 --> 00:21:14,390
‫- سلام
‫- یحتمل خبر داری

484
00:21:14,390 --> 00:21:15,650
‫ولی جنا شام دعوتم کرده

485
00:21:15,650 --> 00:21:17,730
‫آره، در جریانم

486
00:21:17,730 --> 00:21:19,610
‫میشه درباره‌ی اتفاقی که
‫دیشب افتاد حرف بزنیم؟

487
00:21:19,610 --> 00:21:23,610
‫آره، احتمالاً باید همین کار رو بکنیم.
‫ببین، من عاشق جنام،

488
00:21:23,610 --> 00:21:25,610
‫ولی زمین تا آسمون
‫با من و تو فرق داره و

489
00:21:25,610 --> 00:21:28,240
‫کنار همدیگه که هستیم،
‫این تفاوت‌ها بیشتر به چشم میان و

490
00:21:28,240 --> 00:21:29,660
‫باعث میشه معذب بشم

491
00:21:29,660 --> 00:21:31,290
‫داری از روی بروشور می‌خونی؟

492
00:21:31,870 --> 00:21:34,040
‫رفیق، من واقعاً
‫جنا رو دوست دارم، خب؟

493
00:21:34,040 --> 00:21:36,000
‫این دیگه چیزی نیست که
‫بخوای خودت رو درگیرش کنی

494
00:21:36,000 --> 00:21:39,040
‫به نظرت کالسکه مسخره نیست؟
‫بی‌تعارف بگو

495
00:21:39,040 --> 00:21:41,130
‫ببین، شاید سلیقه‌ی من نباشه،

496
00:21:41,130 --> 00:21:44,340
‫اما اگه جنا رو خوشحال می‌کنه،
‫دیگه نظر من چه اهمیتی داره؟

497
00:21:44,340 --> 00:21:46,220
‫برای من مهمـه. مشکل هم همینجاست

498
00:21:46,220 --> 00:21:48,050
‫سخنرانی جی لو و کالسکه و اسب

499
00:21:48,050 --> 00:21:50,300
‫کنار تو که هستم،
‫دیدگاهم با تو یکیـه

500
00:21:50,310 --> 00:21:53,850
‫همین باعث میشه با جنا بد رفتار کنم و
‫خوشم نمیاد

501
00:21:53,850 --> 00:21:55,940
‫واسه همین هم هست که
‫سعی داشتم شما رو از هم دور نگه دارم

502
00:21:56,520 --> 00:21:58,690
‫خب، قوانینی هست که باید بدونم؟

503
00:21:58,690 --> 00:22:00,520
‫کلمه‌ی خاصی هست که
‫دوست نداری بگم؟

504
00:22:00,520 --> 00:22:04,110
‫مثلاً اگه بگم دوران دانشگاه
‫پیتزا دوست داشتی، بهت برمی‌خوره؟

505
00:22:04,110 --> 00:22:07,780
‫ببین، من اشتباه کردم.
‫حق با تو بود.

506
00:22:08,280 --> 00:22:11,240
‫می‌خوام با هم دوست باشید.
‫جفتتون رو دوست دارم و

507
00:22:11,240 --> 00:22:12,910
‫تو باید بهتر از همه بدونی که

508
00:22:12,910 --> 00:22:15,040
‫دوران دانشگاه
‫بیشتر اهلِ کالزونه بودم، تا پیتزا

509
00:22:15,040 --> 00:22:18,120
‫تُند نرو. گفتی حق با من بود، درستـه؟

510
00:22:18,130 --> 00:22:19,790
‫یه بار دیگه تکرار می‌کنی؟
‫جان؟ چی فرمودید؟

511
00:22:19,790 --> 00:22:21,670
‫آره، اون قسمتش رو
‫تموم‌شده بدون

512
00:22:21,670 --> 00:22:23,760
‫شام خوش بگذره.
‫باز با هم حرف می‌زنیم. خداحافظ.

513
00:22:25,260 --> 00:22:29,090
‫از ویل شنیدم قبلاً وکیل بودی.
‫اصلاً نمی‌دونستم.

514
00:22:29,090 --> 00:22:31,760
‫آره، دانشکده‌ی حقوق رفتم.
‫این قستمش راستـه.

515
00:22:32,260 --> 00:22:33,310
‫اتفاقاً همون جا بود که
‫با چارلی آشنا شدم

516
00:22:34,770 --> 00:22:36,140
‫وکالت هم کردی؟

517
00:22:37,310 --> 00:22:38,350
‫یه چند سالی، آره

518
00:22:38,350 --> 00:22:40,350
‫اما بعدش بچه‌دار شدم و
‫یکی شد دوتا و...

519
00:22:40,360 --> 00:22:43,270
‫ما رو باش خیال می‌کردیم
‫تو این سن دیگه نیازی نیست

520
00:22:43,280 --> 00:22:44,730
‫- بین چندتا چیز یکی رو انتخاب کنیم
‫- به‌خدا

521
00:22:44,740 --> 00:22:47,110
‫زن‌بودن از محالاتـه

522
00:22:47,110 --> 00:22:49,360
‫باید خارق‌العاده باشی، اما
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه

523
00:22:49,360 --> 00:22:51,160
‫باید لاغر باشی، نه نِی‌قلیون

524
00:22:51,160 --> 00:22:53,240
‫باید رئیس‌بازی در بیاری، اما
‫خیلی بدجنس نباشی

525
00:22:53,910 --> 00:22:55,200
‫دیالوگِ باربی نبود؟

526
00:22:56,460 --> 00:22:57,870
‫عاشقش شدم. مُردم براش. دیدیش؟

527
00:22:57,870 --> 00:23:00,750
‫آره، یه هشت‌باری مِیو مجبورم کرد
‫ببرمش ببینتش

528
00:23:00,750 --> 00:23:02,040
‫واقعاً...

529
00:23:03,880 --> 00:23:06,090
‫مردم دوستش داشتن.
‫خیلی به دل بقیه نشست.

530
00:23:06,090 --> 00:23:08,380
‫- خیلی خوب بود، آره
‫- محشر بود

531
00:23:10,180 --> 00:23:11,800
‫- مرسی دعوتم کردی
‫- آره

532
00:23:11,800 --> 00:23:14,600
‫مرسی از تو که این رستوران رو
‫بهم معرفی کردی. حرف نداره.

533
00:23:14,600 --> 00:23:18,520
‫سرِ راه یه بستنی‌فروشی جمع‌وجور دیدم،
‫البته اگه دوست داری بیشتر پیش هم باشیم

534
00:23:19,100 --> 00:23:20,770
‫می‌دونی که چقدر اهل عشق‌وحالم

535
00:23:22,190 --> 00:23:24,110
‫اون آقا رئیس دل‌تاکوئـه

536
00:23:24,110 --> 00:23:27,530
‫یه باباییـه که خیال می‌کنه ‫خالق بوریتوئـه؛
عینهو کِن ‫(=شخصیت مرد فیلم باربی)

537
00:23:27,530 --> 00:23:30,070
‫وای خدا. حالم از کِن‌جماعت به هم می‌خوره

538
00:23:30,070 --> 00:23:32,370
‫- نمی... نمی‌خوام باهاش هم‌کلام بشم
‫- خیلی‌خب، باشه

539
00:23:32,370 --> 00:23:33,820
‫بیا بریم سمتِ دستشویی. پشت من قایم شو

540
00:23:33,830 --> 00:23:35,620
‫لطف می‌کنی. دستت طلا

541
00:23:38,710 --> 00:23:40,000
‫راستش، سیلویا، دروغ چرا؟

542
00:23:40,000 --> 00:23:41,710
یه‌نمه برای آشنایی باهات دستپاچه بودم

543
00:23:41,710 --> 00:23:44,340
‫می‌دونم. من هم همینطور.
‫دلم می‌خواست رابطه‌مون خوب پیش بره.

544
00:23:44,340 --> 00:23:46,380
‫آره، آخه تو و ویل خیلی وقتـه
‫همدیگه رو می‌شناسید،

545
00:23:46,380 --> 00:23:48,210
‫در مقایسه با شما دوتا،
‫من عین تازه‌وارد محله‌تونم

546
00:23:48,220 --> 00:23:50,840
‫- بیخیال، مهم نیست که
‫- چرا. ویل خیلی دوستت داره و

547
00:23:50,840 --> 00:23:52,260
‫شماها خیلی با هم خوش می‌گذرونید

548
00:23:52,260 --> 00:23:57,770
‫تو هم شوخ‌طبعی، هم باکلاس.
‫هم خودجوشی و هم مشخصاً، خوشگلی.

549
00:23:57,770 --> 00:24:00,180
‫هر کی جای من هم بود،
‫تهِ دلش خالی می‌شد

550
00:24:00,190 --> 00:24:03,400
‫بیخیال، خانم مدیر. اونی که
‫باید تهِ دلش خالی بشه، منم.

551
00:24:03,400 --> 00:24:06,270
‫فکر کنم همیشه یکمی به
‫دوستی شما دوتا حسادت می‌کردم

552
00:24:06,280 --> 00:24:09,320
‫اما حالا که بیشتر شناختمت،
‫فهمیدم که همش فکروخیال بوده

553
00:24:09,320 --> 00:24:12,150
‫- صددرصد
‫- صرفاً یه آدم معمولی و سن‌بالایی

554
00:24:12,160 --> 00:24:14,780
‫معمولی‌تر از خودم نیست تو دیدم

555
00:24:14,780 --> 00:24:16,660
آره، به‌خدا. هیچی نیستی

556
00:24:17,790 --> 00:24:18,790
‫چی؟

557
00:24:18,814 --> 00:24:28,814
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

558
00:24:28,838 --> 00:24:38,838
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

