﻿1
00:00:00,969 --> 00:00:09,969
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,550 --> 00:00:13,470
‫وای بدبخت شدم! نباید
‫دیر به برنامه‌ی چارلی برسم

3
00:00:13,470 --> 00:00:15,800
‫- عملاً محاله سر وقت برسم
‫- می‌رسی بابا!

4
00:00:15,800 --> 00:00:16,890
‫از سر راه برین کنار!

5
00:00:16,890 --> 00:00:18,390
‫خیالت راحت! زودتر هم می‌رسی!

6
00:00:18,890 --> 00:00:19,930
‫راه بیفت دیگه!

7
00:00:22,060 --> 00:00:25,390
‫سیلویا چرا هنوز نیومده؟
‫تا الان باید از سن دیگو برگشته باشه.

8
00:00:25,400 --> 00:00:26,600
‫قول داده بود بیاد

9
00:00:26,610 --> 00:00:29,860
‫الان پیام داد گفت توی ترافیک گیر کرده
‫ولی نزدیکـه

10
00:00:29,860 --> 00:00:31,730
‫پشت فرمون پیام میده؟

11
00:00:31,740 --> 00:00:33,030
‫- شرلی رو می‌شناسی؟
‫- نخیر

12
00:00:33,030 --> 00:00:35,320
‫شوهرش لئونارد پشت فرمون
‫داشته به یکی پیام می‌داده

13
00:00:35,320 --> 00:00:37,280
‫که تصادف کرده و مُرده

14
00:00:37,280 --> 00:00:38,410
‫مرسی!

15
00:00:39,030 --> 00:00:40,910
‫- عاشقِ مامانتم!
‫- چرا آخه؟!

16
00:00:40,910 --> 00:00:43,370
‫- شاید واسه هالووین خودمو شبیهش کنم
‫- باشه

17
00:00:44,290 --> 00:00:45,960
‫بوق زدن فایده‌ای نداره

18
00:00:46,460 --> 00:00:47,830
‫اونا هم گیر کردن

19
00:00:47,840 --> 00:00:49,460
‫- لعنتی!
‫- اونا هم گیر کردن

20
00:00:49,460 --> 00:00:50,550
‫راه بیفتین دیگه!

21
00:00:50,550 --> 00:00:53,090
‫تو از اون راننده‌هایی هستی که ماشین‌شون
‫داغونه و خودشونم راننده بدی‌ هستن

22
00:00:53,090 --> 00:00:54,170
‫آدم نگاه‌شون می‌کنه و میگه:

23
00:00:54,170 --> 00:00:56,220
‫- «معلومه چرا ماشین‌شون این‌جوری شده»
‫- میشه خفه شی؟ خفه شو

24
00:00:56,220 --> 00:00:57,590
‫خیلی‌خب، اعضای خانواده برن بشینند

25
00:00:57,590 --> 00:01:00,680
‫- بابایی، برو بترکون
‫- بریم بترکونیم

26
00:01:00,680 --> 00:01:01,760
‫موفق باشی بابایی

27
00:01:01,770 --> 00:01:02,930
‫- موفق باشی
‫- مرسی

28
00:01:02,930 --> 00:01:05,690
‫وای خدایا! سه دقیقه دیگه میرن برای ضبط

29
00:01:05,690 --> 00:01:08,350
‫خیلی‌خب، ردیفه. تو برو.
‫من پارک می‌کنم.

30
00:01:08,360 --> 00:01:09,440
‫باشه. مطمئنی؟

31
00:01:09,440 --> 00:01:10,520
‫- آره
‫- باشه. ممنون

32
00:01:10,520 --> 00:01:11,900
‫پشمام. تونی شالهوبـه!

33
00:01:11,900 --> 00:01:13,690
‫داداش! «مانک» خداست!
‫(مجموعه تلویزیونی با بازی شالهوب)

34
00:01:18,820 --> 00:01:21,950
‫وای، وای، وای، وای، وای، وای

35
00:01:26,710 --> 00:01:30,170
‫از استیجِ الکس تربک در استودیو سونی پیکچرز
‫در خدمت‌تون هستیم

36
00:01:31,090 --> 00:01:34,090
‫به جپردی خوش آمدید

37
00:01:37,930 --> 00:01:40,850
‫لطفاً به شرکت‌کنندگانِ امروز خوشامد بگید

38
00:01:40,850 --> 00:01:46,180
‫آندریا کیم، معلم تاریخ
‫آمریکایی از اسکاتس‌دیل، آریزونا

39
00:01:46,190 --> 00:01:51,150
‫چارلی گریوز، وکیل از لس آنجلس

40
00:01:51,150 --> 00:01:53,940
‫و قهرمان دور قبلی مسابقات‌مون‌

41
00:01:53,940 --> 00:01:57,740
‫کارشناس فروش دارو از نیدهام، ماساچوست

42
00:01:57,740 --> 00:01:59,320
‫موریس ردی

43
00:01:59,320 --> 00:02:05,410
‫که مجموع جوایز نقدیش از دو رقابت،
‫۴۲ هزار دلار بود

44
00:02:07,460 --> 00:02:11,960
‫و حالا مجری جپردی:

45
00:02:11,960 --> 00:02:14,380
‫کن جنینگز

46
00:02:14,380 --> 00:02:16,010
‫ممنونم جانی گیلبرت

47
00:02:16,010 --> 00:02:17,220
‫به جپردی خوش آمدید

48
00:02:17,220 --> 00:02:19,760
‫قهرمان دور قبلی مسابقات‌مون‌، موریس
‫امروز با ماست

49
00:02:19,760 --> 00:02:22,470
‫و دوتا حریف جدید داره: چارلی و آندریا

50
00:02:22,470 --> 00:02:23,970
‫برای هر سه‌تاتون آرزوی موفقیت دارم

51
00:02:23,970 --> 00:02:26,140
‫خب میریم سراغ مرحله‌ی اول جپردی

52
00:02:26,140 --> 00:02:27,600
‫اینم از دسته‌بندی‌های مسابقه‌ی امروز

53
00:02:29,100 --> 00:02:32,400
‫با «دنیای شگفت‌انگیز دیزنی» شروع می‌کنیم

54
00:02:32,400 --> 00:02:34,570
‫بعدش میریم سراغِ «رمان‌های فمینیستی»

55
00:02:35,440 --> 00:02:36,610
‫و بعد «جغرافیا»،

56
00:02:37,780 --> 00:02:38,900
‫«بازی با کلمات»،

57
00:02:39,820 --> 00:02:41,160
‫«مشروبات الکلی»،

58
00:02:41,780 --> 00:02:43,990
‫و در نهایت «تمبر و طرح‌ها»

59
00:02:43,990 --> 00:02:45,330
‫با موریس شروع می‌کنم

60
00:02:45,910 --> 00:02:48,580
‫دنیای شگفت‌انگیز دیزنی، سؤالِ ۲۰۰ امتیازی

61
00:02:50,170 --> 00:02:53,960
‫حکایت معروفِ شاهزاده‌ای نفرین‌شده

62
00:02:53,960 --> 00:02:55,550
‫و دختر کتاب‌خوانی که عاشقشـه

63
00:02:56,130 --> 00:02:58,880
‫- چارلی
‫- دیو و دلبر رو بترکون

64
00:03:00,800 --> 00:03:02,470
‫ببخشید، اشتباهـه

65
00:03:02,470 --> 00:03:05,260
‫- موریس یا آندریا؟
‫- دیو و دلبر؟

66
00:03:05,260 --> 00:03:06,970
‫درسته. ۲۰۰ امتیاز

67
00:03:06,970 --> 00:03:09,350
‫ولی جوابِ باحالی بود، چارلی

68
00:03:09,350 --> 00:03:11,020
‫دلم می‌خواد این فیلم رو ببینم

69
00:03:11,650 --> 00:03:14,520
‫- موریس انتخاب کن
‫- رمان‌های فمینیستی، سؤال ۴۰۰ امتیازی

70
00:03:14,520 --> 00:03:19,440
‫نخستین اثرِ سیلویا پلات که
‫به دغدغه‌های وجودیِ

71
00:03:19,440 --> 00:03:21,700
‫دانشجویی می‌پردازه
‫که می‌خواد شاعر بشه

72
00:03:22,780 --> 00:03:23,870
‫چارلی

73
00:03:25,580 --> 00:03:26,580
‫چارلی؟

74
00:03:28,290 --> 00:03:29,290
‫وقتت تموم شد

75
00:03:29,290 --> 00:03:30,410
‫آندریا

76
00:03:30,410 --> 00:03:31,830
‫- حباب شیشه؟
‫- بله

77
00:03:31,830 --> 00:03:33,420
‫جغرافیا، سؤالِ ۲۰۰ امتیازی

78
00:03:44,300 --> 00:03:45,930
‫نگران نباش چارلی. این تیکه رو حذف می‌کنیم

79
00:03:47,100 --> 00:03:50,390
‫این تنگه در زبان لاتین
‫به «فرتوم هرکولیوم» شناخته میشه

80
00:03:50,390 --> 00:03:52,100
‫بابا چِش شده؟

81
00:03:52,100 --> 00:03:53,690
‫- موریس؟
‫- تنگه جبل‌الطارق؟

82
00:03:53,690 --> 00:03:54,900
‫درسته

83
00:03:54,900 --> 00:03:56,900
‫مشروبات الکلی، سؤال ۸۰۰ امتیازی

84
00:03:56,900 --> 00:03:58,860
‫وای خدایا! دهنت رو ببند، عزیزم

85
00:04:01,530 --> 00:04:03,660
‫فکر کنم این یارو اصلاً نمی‌دونه کجا اومده

86
00:04:06,417 --> 00:04:08,417
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت پنجم »

87
00:04:08,596 --> 00:04:18,596
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

88
00:04:19,840 --> 00:04:22,420
‫ببخشید جناب ولی کارتتون موجودی نداره

89
00:04:22,420 --> 00:04:23,720
‫کارتِ دیگه‌ای ندارید؟

90
00:04:23,720 --> 00:04:25,800
‫یه لحظه صبر کنید، الان درستش می‌کنم

91
00:04:25,800 --> 00:04:27,140
‫راحت باشید

92
00:04:28,810 --> 00:04:31,680
‫سلام، شما با بخش سفرهای کاریِ
‫جانی ۶۶ تماس گرفتید. ترنت هستم.

93
00:04:31,680 --> 00:04:34,350
‫سلام ترنت. ویل زیسمن‌ام

94
00:04:34,350 --> 00:04:36,850
‫من مسئول پروژه آزمایشی جی۶ توی لس آنجلسم

95
00:04:36,860 --> 00:04:40,570
‫و الان توی هتل گفتن کارت شرکتم
‫موجودی نداره

96
00:04:40,570 --> 00:04:42,860
‫آره، کارت شرکتت باطل شده

97
00:04:44,860 --> 00:04:47,450
‫چی؟ یعنی چی؟

98
00:04:47,450 --> 00:04:50,450
‫یعنی دیگه باید خرج هتل و این چیزها رو
‫از جیبِ خودم بدم؟

99
00:04:50,450 --> 00:04:53,500
‫آره گفتن بهت بگم...
‫بذار ببینم...

100
00:04:53,500 --> 00:04:55,040
‫«این مشکلِ ما نیست»

101
00:04:56,630 --> 00:04:59,420
‫عالیه، ترنت. دمت گرم. مرسی از کمکت

102
00:04:59,420 --> 00:05:01,710
‫- روز خوش
‫- ممنون از تماسِ شما...

103
00:05:07,010 --> 00:05:10,600
‫ماشینی رو که شرکت بهم داده بود، ازم گرفت.
‫کارت شرکتم رو هم که باطل کرد.

104
00:05:10,600 --> 00:05:13,390
‫داره یه کاری می‌کنه
‫نتونم به وظایفم برسم

105
00:05:13,390 --> 00:05:15,980
‫جدی می‌خوای سرِ همین کار بمونی؟

106
00:05:15,980 --> 00:05:17,520
‫من از قبلِ رابطه‌مون اونجا کار می‌کردم

107
00:05:17,520 --> 00:05:19,230
‫نمی‌خوام چون رابطه‌مون تموم شده،
‫استعفا بدم

108
00:05:19,230 --> 00:05:21,230
‫هر چند که داره بهم فشار میره
‫تا کار به اونجا برسه

109
00:05:21,230 --> 00:05:24,110
‫خب به نظرت اینکه رئیست رو دم عروسی
‫ول کردی

110
00:05:24,110 --> 00:05:26,400
‫تأثیری روی شغلت نداره؟

111
00:05:26,410 --> 00:05:29,370
‫اگه آدم کوته‌فکر و بچه‌ای باشی، شاید

112
00:05:29,370 --> 00:05:31,660
‫ولی من با کمال میل اون
‫قضیه رو فراموش می‌کنم

113
00:05:31,660 --> 00:05:34,250
‫و سرِ کارم می‌مونم تا خرجم رو در بیارم

114
00:05:34,250 --> 00:05:36,160
‫- می‌گیری چی میگم؟
‫- باشه

115
00:05:36,170 --> 00:05:38,540
‫خب من که نمی‌تونم
‫دوباره برگردم سر همون بارِ درب‌وداغونم

116
00:05:38,540 --> 00:05:41,170
‫این رو توی عصبانیت گفت.
‫بعید می‌دونم از ته دل گفته باشه.

117
00:05:41,170 --> 00:05:42,550
‫اتفاقاً از ته دل گفت

118
00:05:42,550 --> 00:05:44,260
‫قشنگ زل زد توی چشم‌هام

119
00:05:44,260 --> 00:05:47,470
‫و این حرف رو با چنان قاطعیتی گفت

120
00:05:47,470 --> 00:05:49,260
‫که انگار مدت‌ها این حرف روی دلش مونده بود

121
00:05:49,260 --> 00:05:50,760
‫و بالاخره فرصتش رو پیدا کرده بود

122
00:05:50,760 --> 00:05:52,600
‫چارلی تو جپردی چیکار کرد؟

123
00:05:52,600 --> 00:05:54,720
‫تعریفی نداشت ولی روبه‌راه میشه

124
00:05:54,730 --> 00:05:56,270
‫چرا که نه. آدمِ گنده‌بک و قوی‌ایه

125
00:05:56,270 --> 00:05:57,810
‫- آره. دوباره سرپا میشه
‫- آره

126
00:05:57,810 --> 00:06:00,150
‫آره، چه عالی! فقط اینو
‫بگم که زیاد مزاحم‌تون نمیشم.

127
00:06:00,150 --> 00:06:01,860
‫زود از دستم خلاص میشین

128
00:06:01,860 --> 00:06:03,690
‫- باشه
‫- مثل گربه‌ام. سریع سرپا میشم

129
00:06:03,690 --> 00:06:05,440
‫خیلی هم عالی

130
00:06:05,440 --> 00:06:08,910
‫خیلی‌خب، هر وقت که خواستی

131
00:06:08,910 --> 00:06:11,820
‫راحت باش و...

132
00:06:11,830 --> 00:06:13,280
‫از این زیرلیوانی‌ها استفاده کن.
‫اگه خواستی.

133
00:06:13,290 --> 00:06:15,200
‫اگه خواستم می‌ذارم

134
00:06:15,200 --> 00:06:17,000
‫ولی اگه نخواستم هم تو مشکلی نداری دیگه؟

135
00:06:17,000 --> 00:06:18,330
‫راحت باش

136
00:06:18,330 --> 00:06:22,080
‫- ولی واقعاً باید استفاده کنم
‫- ببین... راحت باش. تصمیمش با خودتـه

137
00:06:22,090 --> 00:06:23,170
‫عالی

138
00:06:32,260 --> 00:06:33,510
‫ریدم تو این زندگی

139
00:06:38,060 --> 00:06:40,100
‫سلام عزیزم. عاشق قیافه جدیدتم

140
00:06:40,100 --> 00:06:41,190
‫امروز سر کار نمیری؟

141
00:06:41,190 --> 00:06:43,440
‫نه، کل هفته رو به خاطر
‫مسابقه جپردی مرخصی گرفتم

142
00:06:43,440 --> 00:06:45,530
‫- و گفتم از این فرصت استفاده کنم
‫- مرسی

143
00:06:46,240 --> 00:06:48,030
‫چه فکرِ خوبی. آره. استراحت کن

144
00:06:48,610 --> 00:06:50,320
‫می‌دونم تا حالا هزار بار گفتم

145
00:06:50,320 --> 00:06:53,280
‫ولی خیلی عذاب وجدان دارم
‫که دیر به برنامه رسیدم و...

146
00:06:53,280 --> 00:06:55,990
‫فکرش رو نکن. جدی میگم. روالـه

147
00:06:55,990 --> 00:06:57,370
‫ببخشید

148
00:06:57,370 --> 00:06:58,450
‫بچه‌ها

149
00:06:58,460 --> 00:07:00,790
‫بابا داره وسطِ هفته براتون پنکیک درست می‌کنه

150
00:07:00,790 --> 00:07:02,540
‫حسابی دارین حال می‌کنیدها!

151
00:07:02,540 --> 00:07:06,800
‫این برای شما. اینم برای شما

152
00:07:06,800 --> 00:07:07,880
‫و...

153
00:07:07,880 --> 00:07:09,300
‫من کربوهیدرات نمی‌خورم

154
00:07:10,630 --> 00:07:11,640
‫باشه

155
00:07:13,890 --> 00:07:14,890
‫بذار ببینم کیه

156
00:07:14,890 --> 00:07:17,220
‫راستی پسر، می‌دونی چی توی غلات صبحونه‌ست؟

157
00:07:17,220 --> 00:07:18,390
‫پروتئین

158
00:07:19,430 --> 00:07:20,480
‫کربوهیدرات داره

159
00:07:20,480 --> 00:07:21,890
‫نخیر. پروتئینـه

160
00:07:21,900 --> 00:07:26,570
‫کی فراپاچینو با خامه و
‫چهارتا کیک پاپ سفارش داده؟

161
00:07:26,570 --> 00:07:27,860
‫وای، مرسی بابا

162
00:07:27,860 --> 00:07:29,570
‫صورتی هم داره؟

163
00:07:29,570 --> 00:07:32,410
‫سلام عرض شد. سفارشم رو گرفتی؟
‫عالی شد.

164
00:07:32,410 --> 00:07:34,700
‫- قربون دستت
‫- نوش جان

165
00:07:34,700 --> 00:07:36,450
‫- صبح بخیر خانواده گریوز
‫- صبح بخیر

166
00:07:36,450 --> 00:07:37,620
‫چه بوی خوبی میاد

167
00:07:37,620 --> 00:07:39,540
‫راستی فشار آبِ واحد مهمان‌تون
‫مشکل داره

168
00:07:39,540 --> 00:07:41,870
‫چکه می‌کنه

169
00:07:43,250 --> 00:07:44,500
‫ویل تا کی اینجا پلاسـه؟

170
00:07:44,500 --> 00:07:45,920
‫تا یکی‌، دو روز دیگه

171
00:07:45,920 --> 00:07:48,920
‫یکم اوضاعش ردیف شه، برمی‌گرده سن دیگو

172
00:07:48,920 --> 00:07:53,510
‫با استورات جلسه دارم. پس
‫امروز به جای تو میرم سر کارت.

173
00:07:53,510 --> 00:07:55,180
‫باشه. یه لطفی در حقم بکن

174
00:07:55,180 --> 00:07:58,430
‫چیزی از ماجرای جپردی به کسی نگو

175
00:07:58,430 --> 00:07:59,850
‫مجبور شدم قرارداد عدم افشا امضا کنم

176
00:08:01,350 --> 00:08:03,230
‫تازه یکم هم خجالت می‌کشم

177
00:08:03,230 --> 00:08:05,310
‫عزیزم، کسی متوجه نمیشه

178
00:08:05,310 --> 00:08:07,270
‫فکر نکنم! از تلویزیون پخش میشه!

179
00:08:07,270 --> 00:08:09,570
‫الان کی تلویزیون می‌بینه؟
‫همه توی تیک‌تاک می‌چرخن.

180
00:08:09,570 --> 00:08:12,360
‫- اونجا هم وایرال میشه
‫- راست میگه. می‌ترکونه!

181
00:08:12,360 --> 00:08:14,280
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب. خداحافظ

182
00:08:14,280 --> 00:08:17,200
‫- خداحافظ بچه‌ها. می‌بینم‌تون
‫- خداحافظ

183
00:08:20,580 --> 00:08:21,580
‫سلام

184
00:08:26,250 --> 00:08:27,420
‫سلام

185
00:08:28,130 --> 00:08:29,130
‫سلام

186
00:08:31,010 --> 00:08:32,010
‫کمکی از دستم برمیاد؟

187
00:08:34,840 --> 00:08:36,840
‫نه، ردیفـه

188
00:08:36,850 --> 00:08:37,930
‫چه عالی!

189
00:08:38,760 --> 00:08:39,760
‫بریم سراغِ سؤال بعدی

190
00:08:39,770 --> 00:08:41,100
‫تو کدوم خری هستی؟

191
00:08:41,100 --> 00:08:42,940
‫و پشت میز من چه غلطی می‌کنی؟

192
00:08:43,890 --> 00:08:45,390
‫- تو دیگه کی هستی؟
‫- ویل زیسمن‌ام

193
00:08:45,400 --> 00:08:48,020
‫اینجا دفترمـه. تو هم پشت میزم نشستی

194
00:08:48,020 --> 00:08:49,110
‫حالا تو جواب بده

195
00:08:49,980 --> 00:08:50,980
‫شناختمت

196
00:08:50,980 --> 00:08:52,360
‫- چه خوب!
‫- من تری‌ام

197
00:08:52,360 --> 00:08:54,200
‫جنا منو رئیس جی۶ کرده

198
00:08:54,200 --> 00:08:55,740
‫ظاهراً الان دیگه من جایگزینت شدم

199
00:08:56,240 --> 00:08:58,280
‫فعلاً برو بار رو شارژ کن.
‫مرسی رفیق.

200
00:08:59,410 --> 00:09:01,040
‫من شاگرد کوچولوتون نیستم، رفیق

201
00:09:01,660 --> 00:09:04,540
‫کوچولو که اصلاً نیستی. «ریفیق»

202
00:09:04,540 --> 00:09:06,920
‫اینجا چه خبره؟
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

203
00:09:06,920 --> 00:09:09,170
‫- با جنا صحبت کن
‫- همین کار رو می‌کنم

204
00:09:09,170 --> 00:09:11,090
‫- باشه ریفیق
‫- حله، ریفیق

205
00:09:11,090 --> 00:09:12,760
‫ حله، ریفیق

206
00:09:12,760 --> 00:09:14,300
‫این دیگه چه کسخلیه!

207
00:09:17,300 --> 00:09:19,600
‫- ای وای! مستقیم رفت رو پیغامگیر؟
‫- نخیر

208
00:09:19,600 --> 00:09:21,890
‫شاید به خاطر مشکلات زناشوییـه

209
00:09:21,890 --> 00:09:23,890
‫- مگه تو خبر داری؟
‫- کل ماجرا رو می‌دونم

210
00:09:23,890 --> 00:09:25,140
‫واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

211
00:09:26,140 --> 00:09:28,060
‫ای بابا. مشکلت چیه با من؟

212
00:09:28,060 --> 00:09:30,230
‫چرا به من می‌پری؟
‫من که خیلی باهات حال می‌کنم.

213
00:09:30,230 --> 00:09:32,820
‫به نظرم همون از لحظه‌ای که اومدم
‫داری دستم میندازی

214
00:09:32,820 --> 00:09:34,070
‫نه بابا

215
00:09:34,780 --> 00:09:37,150
‫- چی کُس میگی؟
‫- تو از آدم‌های محبوبِ منی

216
00:09:37,160 --> 00:09:38,870
‫یادته لحظه ورودت چیکار کردی؟

217
00:09:38,870 --> 00:09:40,160
‫یه لحظه پیش خودم گفتم:
‫«پشمام!»

218
00:09:40,160 --> 00:09:41,990
‫سلام کردم و تو شروع کردی به مسخره‌کردنم

219
00:09:41,990 --> 00:09:43,160
‫آره، دقیقاً

220
00:09:43,160 --> 00:09:45,250
‫من برمی‌گردم و این مسخره‌بازی‌ها رو
‫درست می‌کنیم، فهمیدی؟

221
00:09:45,250 --> 00:09:46,910
‫آخرش باید ازم عذرخواهی کنی

222
00:09:46,920 --> 00:09:49,710
‫- داداشِ خودمـی
‫- چی میگی تو؟!

223
00:09:53,010 --> 00:09:54,130
‫سلام جنا

224
00:09:54,130 --> 00:09:56,340
‫سلام. آره، آره، ردیفه

225
00:09:56,340 --> 00:09:58,010
‫آره، تا ۴۸ ساعت دیگه
‫دُمش رو می‌ذاره روی کولش و میره

226
00:09:58,720 --> 00:10:01,010
‫یکم تری‌بازی در آوردم.
‫تأثیر داشت.

227
00:10:02,260 --> 00:10:03,850
‫لاشیِ عوضی

228
00:10:04,980 --> 00:10:05,980
‫ایول!

229
00:10:14,440 --> 00:10:17,150
‫خواستم ازت تشکر کنم که این فرصت رو
‫بهم دادی

230
00:10:17,150 --> 00:10:20,410
‫خیلی هیجان دارم و قول میدم
‫یه مهمونیِ پایان سال برگزار کنم

231
00:10:20,410 --> 00:10:21,620
‫که تا عمر دارن یادشون نره

232
00:10:21,620 --> 00:10:23,780
‫سیلویا، تو همیشه حال و هوا رو قشنگ می‌کنی

233
00:10:23,790 --> 00:10:25,700
‫خب، خبر خوب اینه که
‫با رستورانِ لیتل دُر(=درِ کوچک) حرف زدم

234
00:10:25,700 --> 00:10:27,660
‫و گفتن اگه طبقه اول رو کرایه کنیم

235
00:10:27,660 --> 00:10:30,250
‫می‌تونن از ۲۰۰ نفر با پیش‌غذا
‫پذیرایی کنند

236
00:10:30,250 --> 00:10:31,880
‫قراردادشم اینجاست

237
00:10:31,880 --> 00:10:34,590
‫عالیه. فقط یه چیزی رو هِی یادم میره بهت بگم

238
00:10:34,590 --> 00:10:37,130
‫فرانک می‌خواد مهمونی امسال رو با
‫مهمونیِ بازنشستگیش ترکیب کنه

239
00:10:37,130 --> 00:10:39,130
‫جدی؟ چه قشنگ!

240
00:10:39,130 --> 00:10:42,220
‫پس لابد می‌خواد خانواده‌اش
‫رو هم دعوت کنه...

241
00:10:42,220 --> 00:10:43,550
‫آره، یه لیست از مهمون‌های شخصیش داره

242
00:10:43,560 --> 00:10:45,560
‫و از اونجایی که جزو بنیان‌گذارهاست

243
00:10:45,560 --> 00:10:49,060
‫باید کارکنانِ دفاترِ نیویورک

244
00:10:49,060 --> 00:10:50,980
‫دالاس و گمونم شیکاگو رو هم دعوت کنیم

245
00:10:50,980 --> 00:10:53,860
‫خلاصه بیشتر از ۲۰۰ نفر میشن.
‫حداقل ۱۵۰۰تایی میشن.

246
00:10:57,110 --> 00:10:58,490
‫- ۱۵۰۰؟
‫- تازه حداقل!

247
00:11:00,450 --> 00:11:02,320
‫- خدایی؟ ۱۵۰۰نفر؟
‫- گفتم حداقل

248
00:11:02,320 --> 00:11:05,410
‫والا بعید می‌دونم لیتل دُر
‫ظرفیت ۱۵۰۰نفر داشته باشه

249
00:11:05,410 --> 00:11:07,370
‫وگرنه اسمش رو می‌ذاشتن «بیگ دُر»(=درِ بزرگ)

250
00:11:07,370 --> 00:11:08,830
‫دقیقاً. همین رو بگو!

251
00:11:08,830 --> 00:11:11,080
‫خب پس یه جا دیگه رو برامون ردیف می‌کنی

252
00:11:11,080 --> 00:11:15,170
‫آره بابا... چه خبرِ خوبی!

253
00:11:15,170 --> 00:11:17,460
‫- و چه جمعیتی! ۱۵۰۰ نفر! ولی...
‫- اونم حداقل!

254
00:11:17,460 --> 00:11:18,760
‫فقط...

255
00:11:19,420 --> 00:11:22,390
‫فقط ممکنه...

256
00:11:22,970 --> 00:11:24,600
‫یه تداخلی این وسط پیش بیاد

257
00:11:24,600 --> 00:11:27,100
‫- تداخل؟
‫- آره. آره

258
00:11:27,100 --> 00:11:28,640
‫چه تداخلی؟

259
00:11:28,640 --> 00:11:31,980
‫ببخشید، چون خیلی گرفتار بودم

260
00:11:31,980 --> 00:11:36,520
‫تازه فهمیدم که ممکنه
‫تداخل برنامه داشته باشم

261
00:11:36,530 --> 00:11:40,150
‫و بله، تقویم‌هام باهم همگام‌سازی نشده بودن

262
00:11:41,410 --> 00:11:42,570
‫ولی...

263
00:11:44,450 --> 00:11:45,620
‫آره خلاصه

264
00:11:45,620 --> 00:11:47,330
‫پس یعنی میگی دیگه نمی‌تونی

265
00:11:47,330 --> 00:11:49,000
‫مهمونی‌ای که قبول کرده بودی رو برگزار کنی؟

266
00:11:49,000 --> 00:11:51,080
‫نه، این‌جوری نیست.
‫اصلاً این‌جوری نیست.

267
00:11:51,080 --> 00:11:52,870
‫فقط شما... من خودم...

268
00:11:52,880 --> 00:11:57,750
‫دوباره باهات تماس می‌گیرم تا هماهنگ بشیم

269
00:11:57,750 --> 00:11:59,460
‫- فوری
‫- عالی شد

270
00:11:59,460 --> 00:12:01,380
‫ساعت ۲:۱۵ جلسه دارم. به چارلی سلام برسون

271
00:12:01,380 --> 00:12:02,470
‫چشم. حتماً

272
00:12:03,260 --> 00:12:05,550
‫یا خدا! یا خدا!

273
00:12:05,550 --> 00:12:07,100
‫اصلاً نفهمیدم چی گفتم!

274
00:12:07,100 --> 00:12:08,600
‫بالای ۱۵۰۰ نفر؟

275
00:12:08,600 --> 00:12:11,100
‫اصلاً فرانک چطوری ۱۵۰۰نفر رو می‌شناسه؟

276
00:12:11,100 --> 00:12:13,690
‫مگه کیه؟ پاپ؟
‫ای بابا!

277
00:12:13,690 --> 00:12:17,400
‫والا این دیگه مهمونی سالانه نیست!
‫جشنواره زمستونی بوندای بیچـه.

278
00:12:21,240 --> 00:12:22,240
‫چیه؟

279
00:12:22,240 --> 00:12:24,530
‫دارم با امور حقوقی کینگ ورلد صحبت می‌کنم

280
00:12:24,530 --> 00:12:27,870
‫ببینم میشه جلوی پخشِ
‫این قسمت برنامه رو بگیرن یا نه

281
00:12:28,660 --> 00:12:29,950
‫چی؟ چی میگی واسه خودت؟

282
00:12:29,950 --> 00:12:32,210
‫منتظرم اد لیتل از کینگ ورلد جوابم رو بده

283
00:12:32,210 --> 00:12:35,000
‫راستش به نفعِ همه‌ست
‫که اون قسمت پخش نشه

284
00:12:35,000 --> 00:12:37,290
‫اصلاً چیزِ جالبی نشد

285
00:12:37,290 --> 00:12:40,090
‫عزیزم میشه جپردی رو فراموش کنیم؟

286
00:12:40,090 --> 00:12:44,880
‫فقط برای چند ثانیه.
‫و روی یه موضوع واقعی تمرکز کنیم؟

287
00:12:44,890 --> 00:12:48,760
‫خلاصه من به استوارت گفتم
‫تداخل برنامه برام پیش اومده

288
00:12:48,760 --> 00:12:50,890
‫چون عمراً بتونم از پسِ همچین مراسمی بربیام

289
00:12:50,890 --> 00:12:53,640
‫خلاصه یه‌جورایی پیچوندمش

290
00:12:55,100 --> 00:12:56,520
‫آره، البته که پیچوندیش

291
00:12:56,520 --> 00:12:58,020
‫تو همه‌چی رو می‌پیچونی

292
00:12:59,400 --> 00:13:01,780
‫- چی؟
‫- ببین عزیزم، حرفم اینه که مشخصه

293
00:13:02,490 --> 00:13:04,490
‫کارت رو جدی نمی‌گیری

294
00:13:07,200 --> 00:13:10,740
‫بعد برگشت بهم گفت:
‫«آره، تو همه‌چی رو می‌پیچونی»

295
00:13:11,700 --> 00:13:12,700
‫ببخشیدها!

296
00:13:13,290 --> 00:13:17,750
‫من فقط یه بار بیخیالِ کاری شدم و اونم
‫به خاطرِ بزرگ کردنِ بچه‌هات بود

297
00:13:17,750 --> 00:13:21,050
‫آره ولی خب بیراه هم نمیگه دیگه

298
00:13:21,840 --> 00:13:23,380
‫منظورت چیه؟

299
00:13:23,380 --> 00:13:26,380
‫منظورم اینه که تو مدام
‫به همه‌چی شک می‌کنی

300
00:13:26,390 --> 00:13:29,180
‫و بعدش استرس می‌گیری که نکنه خراب کنی
‫و تهش می‌کشی کنار

301
00:13:29,180 --> 00:13:31,560
‫جا می‌زنی. واقعاً میگم.
‫خودم شاهد بودم.

302
00:13:31,560 --> 00:13:33,770
‫ولی خودتم همین‌جوری هستی‌ها!

303
00:13:33,770 --> 00:13:35,890
‫اصلاً و ابداً. من هیچ‌وقت بیخیالِ چیزی نمیشم

304
00:13:35,890 --> 00:13:40,360
‫مثلاً الان رئیسم یه کوتوله‌ی عجیب‌غریب
‫و مادرسگه که چشمِ دیدنم رو نداره

305
00:13:40,360 --> 00:13:41,770
‫ولی من کوتاه نمیام

306
00:13:41,780 --> 00:13:43,900
‫ولی تو از پسش برمیای، خب؟
‫می‌ترکونی!

307
00:13:43,900 --> 00:13:45,530
‫بعید می‌دونم.
‫واقعاً بعید می‌دونم از پسش بربیام.

308
00:13:45,530 --> 00:13:48,660
‫ببین، نذار این تردیدها کنترلت کنند، باشه؟

309
00:13:48,660 --> 00:13:51,950
‫حالا چارلی از کوره در رفت و
یه چیزی گفت که تهِ نامردی بود

310
00:13:51,950 --> 00:13:53,370
‫برای همه پیش میاد

311
00:13:53,370 --> 00:13:55,120
‫من خودم همیشه‌ی خدا دارم
دری‌وری میگم

312
00:13:55,120 --> 00:13:58,120
‫همون وسطِ حرف زدنم به خودم میگم:
‫«از ته دل نمیگم. این دیگه نامردیه.»

313
00:13:58,130 --> 00:14:02,340
‫ولی تو یه مهمونی خفن واسه
‫این شرکتِ حقوقی خشک و بی‌روح می‌گیری

314
00:14:02,340 --> 00:14:04,130
‫- می‌دونی چیه؟ حق با توئه
‫- ایولا!

315
00:14:04,130 --> 00:14:05,300
‫- بیخیالش نمیشم
‫- نخیر!

316
00:14:05,300 --> 00:14:08,630
‫و برام مهم نیست چارلی چی میگه،
‫اتفاقاً من کارم رو جدی می‌گیرم

317
00:14:08,640 --> 00:14:10,050
‫- بدجور. آره
‫- می‌گیری چی میگم؟

318
00:14:10,050 --> 00:14:13,930
‫یه مهمونیِ پشم‌ریزون برای اون
‫شرکت حقوقی خشک و بی‌روح می‌گیرم

319
00:14:13,930 --> 00:14:15,310
‫- بهت ایمان دارم
‫- آره

320
00:14:15,310 --> 00:14:16,390
‫حرف نداری!

321
00:14:16,390 --> 00:14:19,190
‫میشه دفعه دیگه رفتی خرید،
‫انگور هم بخری؟

322
00:14:19,190 --> 00:14:20,440
‫قرمز دوست داری یا سبز؟

323
00:14:20,440 --> 00:14:21,980
‫برو بابا! عمراً انگور برات بخرم

324
00:14:21,980 --> 00:14:23,230
‫باشه. امتحانش ضرری نداشت

325
00:14:26,030 --> 00:14:28,570
‫خب خلاصه ظرفیت ۱۵۰۰ نفر رو دارن

326
00:14:28,570 --> 00:14:34,580
‫بوفه هم می‌ذارن و کولرشون خفنه
‫و این داستان‌ها

327
00:14:34,580 --> 00:14:36,160
‫قبلاً اینجا اومدم

328
00:14:36,160 --> 00:14:37,870
‫آخه مگه میشه این کفپوشِ زشت رو فراموش کرد؟

329
00:14:37,870 --> 00:14:40,750
‫طرحش شبیه ویروسِ کروناست!

330
00:14:40,750 --> 00:14:42,090
‫آره

331
00:14:43,210 --> 00:14:45,590
‫اصلاً می‌دونی چیه؟
‫یه جای بهتر گیر میاریم

332
00:14:45,590 --> 00:14:47,840
‫نه بابا، خوبه. ظرفیتش هم
‫۱۵۰۰ نفره

333
00:14:47,840 --> 00:14:49,840
‫این سالن‌های بی‌روحِ
‫کنفرانس واسه همین ساخته شدن

334
00:14:49,840 --> 00:14:51,550
‫نه. این مهمونیِ خداحافظی فرانکـه

335
00:14:51,550 --> 00:14:53,300
‫کلی وکیل از گوشه‌وکنار مملکت دعوتند

336
00:14:53,310 --> 00:14:54,560
‫باید سنگ تموم بذاریم

337
00:14:54,560 --> 00:14:57,560
‫سیلویا، این یه مهمونی سالانه‌ی ساده‌ست.
‫سنگ تموم گذاشتن نمی‌خواد.

338
00:14:57,560 --> 00:15:00,270
‫خب واسه من خیلی مهمه.
‫این اولین پروژه‌ی بزرگِ شرکتیمـه.

339
00:15:00,270 --> 00:15:01,940
‫می‌خوام براتون سنگ تموم بذارم

340
00:15:01,940 --> 00:15:03,480
‫اینجا جای افتضاحیـه

341
00:15:03,480 --> 00:15:06,400
‫خیلی‌خب. کجا رو مد نظر داری؟

342
00:15:07,070 --> 00:15:09,530
‫اینجا لس آنجلسـه دیگه. بیا یکم
‫زرق‌وبرقِ هالیوودی بهش بدیم.

343
00:15:09,530 --> 00:15:10,700
‫همین چیزهاست که آدم‌ها رو می‌کِشونه اینجا

344
00:15:10,700 --> 00:15:12,160
‫مثل لا سینگا هاسینداس؟

345
00:15:13,450 --> 00:15:14,780
‫- چرا که نه!
‫- وای خدایا! رفتی اونجا؟!

346
00:15:14,790 --> 00:15:16,040
‫آره

347
00:15:16,040 --> 00:15:18,750
‫نمی‌دونستم تو و چارلی
‫اهل همچین جاهایی هستین

348
00:15:18,750 --> 00:15:20,870
‫عاشق‌تونم. عاشق‌تونم!

349
00:15:20,870 --> 00:15:22,540
‫نمی‌دونستم شما هم از اعضای اونجایید

350
00:15:22,540 --> 00:15:24,460
‫باید حتماً عضو باشی؟
‫آره دیگه!

351
00:15:24,460 --> 00:15:26,340
‫جدی به نظرت می‌ذارن اونجا مهمونی بگیریم؟

352
00:15:26,340 --> 00:15:28,300
‫چون این تقریباً هدفِ زندگی منـه

353
00:15:28,300 --> 00:15:29,670
‫- به معنی واقعیِ کلمه!
‫- آره

354
00:15:29,680 --> 00:15:31,590
‫پیگیری می‌کنم

355
00:15:31,590 --> 00:15:33,050
‫اسم‌مون توی تاریخ شرکت ثبت میشه

356
00:15:36,350 --> 00:15:38,020
‫لا سینگا هاسینداس؟

357
00:15:38,020 --> 00:15:41,850
‫خیلی هیجان‌انگیزه.
‫یکی از محبوب‌ترین جاهای شهره.

358
00:15:41,850 --> 00:15:43,400
‫پر از زرق و برق هالیوودی

359
00:15:43,400 --> 00:15:44,690
‫خیلی‌خب. توی وبسایت چی نوشته؟

360
00:15:44,690 --> 00:15:47,150
‫هیچی. نوشته استعلام ولی نمیشه
‫روش کلیک کرد.

361
00:15:47,150 --> 00:15:48,280
‫خیلی باحاله

362
00:15:48,280 --> 00:15:49,490
‫کجاش باحاله؟

363
00:15:49,490 --> 00:15:51,490
‫مگه میشه یه کسب‌وکار
‫سایتِ درست‌وحسابی نداشته باشه؟

364
00:15:51,490 --> 00:15:53,870
‫کسب‌وکاری که اونقدر خاصـه

365
00:15:53,870 --> 00:15:56,700
‫که عمداً نمی‌خواد هر کسی بهش
‫دسترسی داشته باشه

366
00:15:56,700 --> 00:15:58,580
‫- جلو چشم‌مونه ولی انگار نامرئیه
‫- یا خدا!

367
00:15:58,580 --> 00:16:02,210
‫از این جاهاست که با
‫بدبختی باید جا رزرو کنی؟

368
00:16:02,210 --> 00:16:06,130
‫دقیقاً. غریبه راه نمیدن. انحصاریه

369
00:16:06,130 --> 00:16:07,800
‫خب حالا چیکار کنم؟ چطوری...

370
00:16:07,800 --> 00:16:09,670
‫با استوارت اینجا قرار گذاشتم

371
00:16:09,670 --> 00:16:13,140
‫خیلی‌خب. با شعارم آشنا شو

372
00:16:14,300 --> 00:16:17,260
‫«اگه نخوای، گیرت نمیاد»

373
00:16:18,020 --> 00:16:19,520
‫می‌دونی یعنی چی؟

374
00:16:19,520 --> 00:16:22,480
‫یعنی اگه خودت نخوای، چیزی نصیبت نمیشه

375
00:16:22,480 --> 00:16:24,310
‫- عجب!
‫- مدام توی پادکستم تکرارش می‌کنم

376
00:16:24,310 --> 00:16:27,570
‫در واقع یکی از ستون‌های اصلیِ
‫مدل کاریِ مامان‌رئیسـه

377
00:16:27,570 --> 00:16:29,360
‫مامان‌رئیس؟ یعنی چی؟ چی میگی واسه خودت؟

378
00:16:29,360 --> 00:16:31,780
‫مامان‌رئیس برند و طرز تفکرمه

379
00:16:32,910 --> 00:16:34,820
‫- الهام‌بخشه، نه؟
‫- مگه تو برند داری؟

380
00:16:34,820 --> 00:16:36,240
‫- تقریباً
‫- باشه

381
00:16:36,240 --> 00:16:37,780
‫جدی میگم. چطوری برم اونجا؟

382
00:16:37,780 --> 00:16:40,040
‫با استوارت قرار گذاشتم.
‫حالا چیکار کنم؟

383
00:16:40,040 --> 00:16:42,460
‫نگران نباش. اونجا آشنا دارم

384
00:16:42,460 --> 00:16:45,750
‫- جدی؟ مرسی. مرسی رفیق
‫- قربانت

385
00:16:45,750 --> 00:16:47,250
‫واقعاً ممنونم

386
00:16:47,250 --> 00:16:49,550
‫خب حالا بریم سر اصل مطلب

387
00:16:49,550 --> 00:16:53,720
‫باید فکر کنیم امشب چی توی
‫لا سینگا هاسینداس بپوشی

388
00:16:56,140 --> 00:16:59,310
‫سلام. شما با ترنت از جانی ۶۶
‫تماس گرفتین. پیغام بذارید.

389
00:16:59,850 --> 00:17:01,310
‫سلام ترنت

390
00:17:01,310 --> 00:17:03,560
ستاره‌ی سهیل شدی

391
00:17:04,140 --> 00:17:06,400
‫فقط خواستم دوباره پیگیری کنم و

392
00:17:06,400 --> 00:17:09,150
‫مطمئن بشم که وقتم اینجا
‫داره به شکل سازنده‌ای استفاده میشه

393
00:17:09,980 --> 00:17:11,860
‫آره، من در دسترسم. بهم زنگ بزن

394
00:17:11,860 --> 00:17:13,990
‫خیلی ممنون. خداحافظ

395
00:17:15,610 --> 00:17:16,700
‫اوضاع خیطـه

396
00:17:17,485 --> 00:17:27,485
‫دیــجی‌موویـــز
‫  در تلگرام: t.me/iredsub

397
00:17:27,920 --> 00:17:29,090
‫سلام

398
00:17:29,750 --> 00:17:31,550
‫- سلام
‫- خیلی ورزش می‌کنی ها، پسر

399
00:17:33,420 --> 00:17:34,760
‫آره، اگه وقت داشته باشم

400
00:17:36,340 --> 00:17:38,550
‫خب، الان... رکوردت چنده؟

401
00:17:39,350 --> 00:17:40,390
‫تو نخ این کارها نیستم

402
00:17:41,890 --> 00:17:44,020
‫خیلی‌خب. چه جالب. خوش بگذره

403
00:17:46,060 --> 00:17:48,020
‫- میگم، ویل؟
‫- بله؟

404
00:17:48,020 --> 00:17:49,360
‫می‌خوای رکوردزدنم رو ببینی؟

405
00:17:50,190 --> 00:17:51,190
‫آره

406
00:17:52,440 --> 00:17:55,400
‫ایول! تو می‌تونی!
‫آره، بلندش کن!

407
00:17:55,400 --> 00:17:57,070
‫بیارش پایین، بعد ببرش بالا!

408
00:17:57,070 --> 00:17:58,490
‫فحش بده. فحش!

409
00:17:58,490 --> 00:18:01,330
‫باشه. این وزنه‌ی کیری رو بگیر بالا،
‫مرتیکه‌ی کون‌کش!

410
00:18:01,330 --> 00:18:03,490
‫جربزه‌ی بلندکردن یه وزنه رو داری یا

411
00:18:03,500 --> 00:18:05,120
‫اصلاً مالِ این حرف‌ها نیستی؟

412
00:18:05,120 --> 00:18:07,330
‫- دارم. دارم
‫- آره، بلندش کن!

413
00:18:07,330 --> 00:18:10,040
‫ببرش بالا، مرتیکه‌ی کیریِ مادرسگ

414
00:18:10,040 --> 00:18:11,790
‫وزنه‌ی کیری رو ببر بالا!

415
00:18:11,800 --> 00:18:12,960
‫ایول. کیرم دهنت! کیرم دهنت!

416
00:18:12,960 --> 00:18:15,800
‫- ایول! آره
‫- آره! دمت گرم!

417
00:18:15,800 --> 00:18:17,880
‫- لامصب، موفق شدی! ایول، رفیق!
‫- آره!

418
00:18:17,890 --> 00:18:19,510
‫- کِیف کردم
‫- ایول!

419
00:18:19,510 --> 00:18:21,600
‫تا حالا همچین وزنه‌ای نزده بودم

420
00:18:21,600 --> 00:18:23,510
‫من هم تا حالا اینقدر سر کسی داد نزده بودم

421
00:18:23,520 --> 00:18:25,430
‫ترکوندی، دادا

422
00:18:25,430 --> 00:18:26,770
‫رفیق، اجازه هست
‫به عضله‌ات دست بزنم؟

423
00:18:26,770 --> 00:18:28,060
‫آره، پُرِ خونـه

424
00:18:28,060 --> 00:18:29,150
‫- آره
‫- بَد سفتـه

425
00:18:29,150 --> 00:18:30,440
‫- آره
‫- چطوری اینجوری بشم؟

426
00:18:30,440 --> 00:18:31,770
‫فقط مرغ می‌خورم

427
00:18:32,440 --> 00:18:34,480
‫- من هم فقط پیتزا می‌خورم، پس...
‫- صحیح. خیلی‌خب

428
00:18:34,480 --> 00:18:36,190
‫هی، نوبت توئـه

429
00:18:36,200 --> 00:18:37,700
‫- چی؟
‫- آره

430
00:18:37,700 --> 00:18:38,780
‫بریم تو کارش

431
00:18:40,660 --> 00:18:42,030
‫تو می‌تونی. زور بزن، بزن، بزن

432
00:18:42,030 --> 00:18:43,530
‫- بهم بگو کون‌کش!
‫- کون‌کش!

433
00:18:43,540 --> 00:18:45,080
‫زور بزن، زور بزن!

434
00:18:46,330 --> 00:18:49,670
‫آره! ایول!

435
00:18:50,380 --> 00:18:52,840
‫خارشو. کون‌کوش‌گفتن جوابـه ها

436
00:18:52,840 --> 00:18:54,420
‫- والا
‫- عجیب کارسازه

437
00:18:54,420 --> 00:18:56,300
‫- چه‌جورم
‫- لعنتی. کِیف کردم

438
00:18:56,300 --> 00:18:57,670
‫چقدری بود حالا؟ ۱۵۰ کیلو؟

439
00:18:57,670 --> 00:18:58,840
‫۴۵‏ کیلو بود

440
00:18:58,840 --> 00:19:00,260
‫قبولـه

441
00:19:00,260 --> 00:19:01,720
‫- عین بلندکردن یه خانم ریزه‌میزه
‫- آره

442
00:19:02,390 --> 00:19:04,890
‫حس خیلی خوبی دارم. قبلش
‫انگار داشتم از عصبانیت منفجر می‌شدم

443
00:19:04,890 --> 00:19:07,020
‫الان انگاری تبدیل شده به یه حس خوب

444
00:19:07,020 --> 00:19:11,100
‫می‌دونی دیگه چی سر کِیف میارتت؟
‫با چند سِت ددلیفت پاره بشی. یالا

445
00:19:11,100 --> 00:19:13,310
‫از خدامـه ها،
‫منتها باید به کارهام برسم

446
00:19:13,320 --> 00:19:15,320
‫بعلاوه، روحمم خبر نداره
‫از چی حرف می‌زنی

447
00:19:15,320 --> 00:19:18,280
‫- منظورم ددلیف رومانیایی بود، ولی خوددانی
‫- آره

448
00:19:18,990 --> 00:19:19,990
‫حال داد

449
00:19:19,990 --> 00:19:21,950
‫- آره، فضایی حال داد
‫- آره، باحالـه

450
00:19:22,820 --> 00:19:26,540
‫تریِ کُس‌کش. مرتیکه رو باش!
‫گرفته بنری که من رد کردم رو زده

451
00:19:26,540 --> 00:19:27,910
‫خسته شدم از دست این مرتیکه

452
00:19:28,620 --> 00:19:29,670
‫موفق باشی

453
00:19:30,290 --> 00:19:33,960
‫راستش، می‌خوام برم جی۶. میای باهام؟

454
00:19:33,960 --> 00:19:36,130
‫بعد اینکه حال تری رو گرفتم،
‫نوشیدنی مهمون منی

455
00:19:36,130 --> 00:19:37,460
‫- صددرصد
‫- عالیـه

456
00:19:37,460 --> 00:19:38,710
‫- دم در می‌بینمت
‫- محشره

457
00:19:38,720 --> 00:19:40,470
‫- ایول
‫- چه قشنگ

458
00:19:40,970 --> 00:19:42,340
‫یه شب پسرونه‌ی یهویی

459
00:19:45,350 --> 00:19:48,100
‫وای، چقدر اینجا قشنگـه

460
00:19:48,100 --> 00:19:52,770
‫برگام. زیادی به خودمون رسیدیم.
‫ملت با لباس‌های عادی‌شون اومدن.

461
00:19:52,770 --> 00:19:54,650
‫این بابا شیش‌جیب پاشـه

462
00:19:54,650 --> 00:19:55,730
‫خُل شدی؟

463
00:19:56,320 --> 00:19:59,070
‫با پیراهن‌های مشکی و
‫پاشنه‌بلندهامون محشر شدیم

464
00:19:59,070 --> 00:20:01,570
‫- ای خدا
‫- قشنگ معلومـه قدرت‌مون رو حس می‌کنن

465
00:20:02,110 --> 00:20:04,570
‫خیلی‌خب، وقتت رو
‫حروم آدم‌های به‌دردنخور نکن

466
00:20:04,580 --> 00:20:06,030
‫کمکی از دستم برمیاد؟

467
00:20:06,030 --> 00:20:07,700
‫- سلام
‫- سلام علیکم

468
00:20:07,700 --> 00:20:10,620
‫نه، بعید می‌دونم.
‫فقط می‌خوایم بریم تو.

469
00:20:10,620 --> 00:20:13,790
‫شرمنده، بی‌دعوت نمیشه.
‫اینجا کلوب خصوصیـه.

470
00:20:13,790 --> 00:20:14,880
‫بله

471
00:20:16,500 --> 00:20:18,340
این کار رو در میاره؟

472
00:20:18,880 --> 00:20:19,960
‫سه تا هم برمی‌گردونید؟

473
00:20:19,970 --> 00:20:22,300
‫- از این خبرها نیست
‫- آره

474
00:20:22,300 --> 00:20:24,260
‫اگه مرد هم بودیم،
‫همین جوری رفتار می‌کردید؟

475
00:20:24,260 --> 00:20:25,340
‫بله

476
00:20:25,350 --> 00:20:26,600
‫آره

477
00:20:28,680 --> 00:20:30,180
‫الان برمی‌گردیم

478
00:20:32,100 --> 00:20:33,350
‫- چی شده؟
‫- یعنی چی؟

479
00:20:33,350 --> 00:20:35,690
‫مگه نگفتی می‌تونی ببری‌مون داخل؟
‫خودت گفتی آشنا داری

480
00:20:35,690 --> 00:20:38,520
‫خل شدی؟ همین الان
‫بیرونِ لا سینگا هاسینداس وایسادیم

481
00:20:38,530 --> 00:20:41,280
‫می‌دونم، ولی هدف‌ اینـه که بریم تو.
‫باید برم تو.

482
00:20:42,820 --> 00:20:46,700
‫استوارت پیام داده:
‫«بیرون به مربی سم اسمیت برخوردم.

483
00:20:46,700 --> 00:20:48,990
‫تو کلاس‌های دوچرخه‌سواری آشنا شدیم.
‫اون منو برد تو.

484
00:20:48,990 --> 00:20:50,120
‫توی وی‌آی‌پی می‌بینمت.»

485
00:20:50,120 --> 00:20:51,750
‫عالی شد. می‌تونه ما رو هم ببره تو

486
00:20:51,750 --> 00:20:53,620
‫خل شدی؟
‫چجوری می‌خواد ما رو ببره تو؟

487
00:20:53,620 --> 00:20:56,130
‫اصلاً اون فکر می‌کنه
‫من و چارلی اینجا عضویم

488
00:20:56,130 --> 00:20:57,460
‫- نیستید که
‫- خودم می‌دونم

489
00:20:57,460 --> 00:20:59,710
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. یه کاریش می‌کنیم

490
00:21:01,380 --> 00:21:02,630
‫فهمیدم

491
00:21:02,630 --> 00:21:04,630
‫بیا بریم پیتزا بخوریم. خیلی گشنمـه

492
00:21:04,640 --> 00:21:07,760
‫چی میگی واسه خودت؟
‫باید هرجورشده برم تو

493
00:21:07,760 --> 00:21:09,060
‫استورات منتظرمـه

494
00:21:09,060 --> 00:21:11,220
‫خانم‌ها، با عرض معذرت باید از اینجا برید

495
00:21:11,230 --> 00:21:13,060
‫- تجمع ممنوعـه
‫- بله

496
00:21:13,060 --> 00:21:15,140
‫تجمع چی؟!

497
00:21:15,150 --> 00:21:17,440
‫منتظر وایسادیم، داریم حرف می‌زنیم

498
00:21:18,820 --> 00:21:21,070
‫باشه، الان اوبر می‌گیرم

499
00:21:21,070 --> 00:21:23,780
‫باورت بشه یا نشه، موفق شدیم

500
00:21:23,780 --> 00:21:25,110
‫چی میگی واسه خودت؟

501
00:21:25,110 --> 00:21:26,450
‫نمی‌فهمم

502
00:21:26,450 --> 00:21:28,700
‫یعنی چی آخه؟
‫عملاً اومدیم تو

503
00:21:28,700 --> 00:21:30,080
‫ولی ما داخل نیستیم

504
00:21:30,080 --> 00:21:31,250
‫نرفتیم داخل

505
00:21:32,040 --> 00:21:33,700
‫می‌خواید برید داخل؟

506
00:21:33,710 --> 00:21:34,830
‫- بله
‫- آره

507
00:21:34,830 --> 00:21:37,790
‫می‌تونید همراه من بیاید.
‫منتها فقط می‌تونم یکی‌تون رو با خودم ببرم.

508
00:21:37,790 --> 00:21:39,710
‫اگه با دو نفر برم تو، متوجه میشن

509
00:21:40,340 --> 00:21:42,380
‫هر کدوم بیاد مشکلی ندارم.
‫جفت‌تون محشرید.

510
00:21:42,380 --> 00:21:43,460
‫تو برو. برو

511
00:21:43,470 --> 00:21:44,800
‫- مطمئنی؟
‫- آره بابا

512
00:21:44,800 --> 00:21:46,130
‫ممنون. خیلی ازتون ممنونم

513
00:21:46,130 --> 00:21:47,970
‫باید به خاطر مسائل کاری برم تو

514
00:21:49,350 --> 00:21:52,600
‫می‌دونم، شما روسپی هستید.
‫شغل شریفی هم دارید.

515
00:21:53,850 --> 00:21:54,850
‫برو بترکون، سیل

516
00:21:54,850 --> 00:21:57,270
‫بنرِ کُس‌شعرو!
‫همونـه. همون بنره‌ست که گفتم.

517
00:21:57,270 --> 00:21:58,560
‫حالا اونقدرهام بد نیست

518
00:21:58,560 --> 00:22:01,400
‫این وامونده اینجا چیکار می‌کنه؟
‫دلم نمی‌خواد اینجا باشه

519
00:22:01,400 --> 00:22:03,690
‫بعدشم، از کِی تا حالا
‫الکل گازدار می‌فروشیم؟

520
00:22:03,690 --> 00:22:05,530
‫ناسلامتی اینجا آبجوفروشیـه، دادا

521
00:22:05,530 --> 00:22:08,110
‫چون اون خیلی بیشتر از
‫آبجوی جنابعالی طرفدار داره

522
00:22:08,120 --> 00:22:09,700
‫نه کسی دوستش داره و نه کسی سفارش میده

523
00:22:09,700 --> 00:22:12,160
‫خودم دوست دارم ها، ولی ملت بدشون میاد.
‫عجیبـه والا.

524
00:22:12,160 --> 00:22:15,330
‫می‌دونی چیـه؟
‫این بنر عین خودت بی‌ریخت و بی‌معنیـه

525
00:22:15,330 --> 00:22:16,660
‫من هم میارمش پایین

526
00:22:16,670 --> 00:22:18,750
‫این دیگه نامردیـه.
‫داری قلبم رو می‌شکونی، رفیق.

527
00:22:18,750 --> 00:22:20,630
‫خوبـه. خوشحالم. حرفت رو باور نمی‌کنم،
‫ولی امیدوارم که همینطور باشه.

528
00:22:20,630 --> 00:22:22,840
‫خیلی‌خب. هی... وایسا.
‫بذار فیلم بگیرم.

529
00:22:22,840 --> 00:22:24,010
‫- باشه؟
‫- نه

530
00:22:24,010 --> 00:22:26,260
‫بیخیال، پسر. خیلی قشنگ میفتی

531
00:22:26,260 --> 00:22:28,550
‫خیلی‌خب، ممکنه به لحاظ قانونی
‫واست شر بشه ها

532
00:22:28,550 --> 00:22:31,350
به نظرم تخریب اموال شرکت
فراتر از یه شر کردن ساده‌ست

533
00:22:31,350 --> 00:22:32,720
‫درست نمیگم، چارلی گریوز؟

534
00:22:32,720 --> 00:22:34,060
‫وایسا ببینم، اسم منو از کجا می‌دونی؟

535
00:22:34,060 --> 00:22:36,310
‫رفیق، من جیک و پوکت رو می‌دونم، ویل.
‫تو داداشمی.

536
00:22:36,310 --> 00:22:38,140
‫حتی می‌دونم با کی
‫در حد سلام و علیک ساده‌ای

537
00:22:38,150 --> 00:22:39,270
‫مدلم اینـه، دادا

538
00:22:39,270 --> 00:22:42,230
‫عاشق سرمایه‌گذاری روی آدم‌هایی‌ام که
‫بهشون عشق می‌ورزم و برام مهمن

539
00:22:42,230 --> 00:22:43,570
‫این یارو مو به تنم سیخ می‌کنه

540
00:22:43,570 --> 00:22:45,480
‫آره، رسماً ردّیـه

541
00:22:45,490 --> 00:22:47,110
‫- بکشم؟ بکِشم؟
‫- نه... من...

542
00:22:47,110 --> 00:22:48,490
‫- الان می‌کِشمش
‫- نمی‌دونم، دادا

543
00:22:48,490 --> 00:22:49,660
‫چیکار کنی بهتره؟

544
00:22:49,660 --> 00:22:51,280
‫قلب یه آبجوسازی چیـه؟
‫اینو برام توضیح بده

545
00:22:51,280 --> 00:22:54,580
‫جلو روت وایساده، کس‌مشنگ.
‫نمی‌بینی؟ سلام علیکم

546
00:22:54,580 --> 00:22:56,870
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫نمی‌ذارم یه لحظه‌ی دیگه هم اون بالا بمونه

547
00:22:57,500 --> 00:22:58,790
‫تموم شد و رفت

548
00:22:58,790 --> 00:23:00,460
‫- من یه لحظه‌ی دیگه هم اینجا نمی‌مونم
‫- جات بودم، اونها رو برنمی‌داشتم

549
00:23:00,460 --> 00:23:02,000
‫خیلی‌خب. باشه. خودتون دیدید دیگه، رفقا

550
00:23:02,000 --> 00:23:04,170
‫کیرم دهنت. سلتزرها رو می‌برم.
‫یه لحظه‌ی دیگه هم اینجا نمی‌مونم.

551
00:23:04,170 --> 00:23:05,420
‫من هم چندتا سلتزر برمی‌دارم

552
00:23:05,420 --> 00:23:07,510
‫این کارتون دزدیـه، ولی عیب نداره.
‫بردار با خودت ببر، آره.

553
00:23:07,510 --> 00:23:09,130
‫دزدی نیست، سلتزره

554
00:23:12,800 --> 00:23:14,140
‫حال شما چطوره؟ آهای

555
00:23:14,140 --> 00:23:16,560
‫- شما عضو برنامه‌ی وفاداری ما هستید؟
‫- نه

556
00:23:18,310 --> 00:23:21,690
‫مشکل بزرگ من اینـه که پُرِ خشمم

557
00:23:21,690 --> 00:23:25,530
‫ای کاش می‌تونستم
‫به یه چیز سازنده تبدیلش کنم

558
00:23:25,530 --> 00:23:27,110
‫عین همون بارِ نکبتی خودم، می‌فهمی؟

559
00:23:27,110 --> 00:23:29,860
‫ولی بعدش به ذهنم خطور کرد که
‫ریسک خیلی بزرگیـه

560
00:23:29,860 --> 00:23:31,320
‫عملاً قماره

561
00:23:31,320 --> 00:23:33,740
‫کل زندگیم داشتم
‫سر همین چیزها قمار می‌کردم

562
00:23:33,740 --> 00:23:35,450
‫بعدش که تو رو می‌بینم،
‫پیش خودم میگم،

563
00:23:35,450 --> 00:23:37,580
‫کاشکی می‌تونستم دست‌کم
‫دو روز در سال

564
00:23:37,580 --> 00:23:40,370
‫عین تو باشم، می‌فهمی؟
‫باثبات

565
00:23:40,370 --> 00:23:44,380
‫خب، نظر لطفتـه، داداش.
‫منتها من باثباتم، چون چاره‌ی دیگه ندارم.

566
00:23:44,380 --> 00:23:46,460
‫باید زن و سه‌تا بچه‌هام رو تأمین کنم

567
00:23:46,460 --> 00:23:48,010
‫انتخاب دیگه‌ای ندارم

568
00:23:49,720 --> 00:23:50,970
‫یه چیزی بگم؟

569
00:23:52,890 --> 00:23:54,050
‫بشنوی میگی چقدر طرف خره

570
00:23:54,050 --> 00:23:55,560
‫چی رو؟

571
00:23:55,560 --> 00:23:58,680
‫خیال می‌کردم
‫توی مسابقه‌ی جپردی که شرکت کنم،

572
00:23:58,680 --> 00:24:01,730
‫کلاً زندگیم از این رو به اون رو میشه

573
00:24:02,400 --> 00:24:04,730
‫آره، بخند، عیب نداره

574
00:24:05,360 --> 00:24:09,030
‫خب، فکر بد نکن، اما
‫بعید می‌دونم زندگی کسی

575
00:24:09,030 --> 00:24:10,860
‫بعد از شرکت توی مسابقه‌ی جپردی
‫عوض شده باشه

576
00:24:10,860 --> 00:24:13,030
‫کن جنینگز چهار میلیون بُرد

577
00:24:13,030 --> 00:24:16,030
‫توی ۸۰ سالی که این برنامه پخش می‌شده،
‫همین یه نفر اینقدر شانس داشته

578
00:24:16,030 --> 00:24:17,490
‫- همین یه نفر
‫- مبارکه

579
00:24:18,120 --> 00:24:20,660
‫خیال می‌کردم از زندگیت راضی‌ای.
‫چرا می‌خوای تغییرش بدی؟

580
00:24:20,660 --> 00:24:22,830
‫نه، نمی‌خوام تغییرش بدم. حرف نداره.
‫صد البته، چیزه...

581
00:24:22,830 --> 00:24:24,380
‫محشره. عالیـه

582
00:24:25,210 --> 00:24:28,840
خیلی سالـه که همه چی یکنواخت بوده

583
00:24:29,720 --> 00:24:32,680
‫هر از گاهی حس می‌کنم
‫توی یه قفس گیر افتادم

584
00:24:32,680 --> 00:24:35,260
گمونم هوس کردم بزنم زیر همه چی و رها بشم

585
00:24:35,260 --> 00:24:37,100
‫عین خودت که
‫هر چند وقت یک بار از این کارها می‌کنی

586
00:24:37,100 --> 00:24:38,510
‫آره

587
00:24:38,520 --> 00:24:41,600
‫مطمئن نیستم این درس عبرتیـه که
‫لروزماً باید از اتفاقی که برام افتاده بگیرم

588
00:24:41,600 --> 00:24:43,310
‫ولی وکالت رو دوست نداری؟

589
00:24:43,310 --> 00:24:46,810
‫خب، شغلمـه دیگه،
‫چون نون‌آور خانواده‌ام هستم

590
00:24:46,820 --> 00:24:48,940
‫یعنی وکالت رو دوست نداری؟

591
00:24:48,940 --> 00:24:50,820
در جایگاهی نیستم که
بتونم همچین سؤالی از خودم بپرسم

592
00:24:50,820 --> 00:24:52,360
‫خب، باید همچین سؤالی از خودت بپرسی

593
00:24:52,360 --> 00:24:54,240
‫خب، نمی‌دونم.
‫یعنی گاهی‌اوقات، چرا.

594
00:24:54,240 --> 00:24:56,280
‫قبلاً وکالت رو دوست داشتم

595
00:24:56,280 --> 00:24:59,490
‫بدیش اینـه که
‫همیشه و هر روز یکنواختـه

596
00:25:00,080 --> 00:25:01,210
‫برو استعفا بده، رفیق

597
00:25:02,620 --> 00:25:04,960
‫بگیر زیر همه چی. فصل جدیدی رو
‫رقم بزن. می‌گیری منظورم رو؟

598
00:25:04,960 --> 00:25:06,960
‫- نه، دیگه خیلی دیره
‫- هیچ هم دیر نیست

599
00:25:06,960 --> 00:25:08,040
‫بیخیال

600
00:25:08,050 --> 00:25:10,300
‫خودم صدبار تو زندگیم
‫از این شغل به اون شغل پریدم

601
00:25:10,300 --> 00:25:12,510
‫کار همیشگیِ آدم‌هاست.
‫هیچوقت برای هیچ چیز دیر نیست.

602
00:25:12,510 --> 00:25:13,840
‫بعدش چیکار کنم، داداش؟

603
00:25:13,840 --> 00:25:15,470
‫هر کاری که دلت بخواد

604
00:25:15,470 --> 00:25:17,180
‫می‌تونی رقاص برهنه بشی

605
00:25:17,180 --> 00:25:19,060
‫بری توی مجیک‌مایک‌شوی وگاس

606
00:25:19,060 --> 00:25:21,060
‫می‌تونی بادیگارد بشی

607
00:25:21,060 --> 00:25:23,520
‫از اونها که لباس چسبون می‌پوشن و

608
00:25:23,520 --> 00:25:26,020
‫از اون میله‌ها بلند می‌کنن که
‫دو سرش دوتا گلوله توپ وصلـه

609
00:25:26,020 --> 00:25:27,400
‫- مردان آهنین. آره
‫- مردان آهنین

610
00:25:27,400 --> 00:25:30,070
‫هر کاری ازت برمیاد.
‫امثال تو به هر چی بخوان می‌رسن.

611
00:25:30,070 --> 00:25:31,940
‫- مرسی، داداش
‫- آره

612
00:25:31,940 --> 00:25:33,530
‫می‌دونی چیـه؟
‫دلم می‌خواد یه بادی به کله‌ام بخوره

613
00:25:33,530 --> 00:25:35,320
‫- بریم یه قدمی بزنیم؟
‫- بریم

614
00:25:35,320 --> 00:25:38,370
‫محله، محله‌ی خطری‌ایـه، ولی
‫مردِ آهنین دارم کنارم

615
00:25:38,370 --> 00:25:39,910
‫- مرد آهنین. آره، آفرین
‫- آره

616
00:25:39,910 --> 00:25:42,160
‫خیلی‌خب، مرد آهنین باید غذا هم بخوره دیگه

617
00:25:42,160 --> 00:25:44,370
‫- همشو بگیر بیار
‫- باشه

618
00:25:44,370 --> 00:25:46,330
‫آره، من آپارتمانم
‫توی مرکز شهر رو دوست دارم

619
00:25:46,330 --> 00:25:47,960
‫ولی الان که میری اونجا،

620
00:25:47,960 --> 00:25:50,550
‫پُر از آسمون‌خراشـه و
‫سایبرتراک و کوفت‌وزهرماره

621
00:25:51,510 --> 00:25:54,260
‫برنامه دارم جمع کنم برم
‫هایلند پارکی، گلسل پارکی یا

622
00:25:54,260 --> 00:25:56,510
‫چمی‌دونم، از اون دسته محله‌ها که
‫کلمه‌ی «پارک» تنگش داره و

623
00:25:56,510 --> 00:25:57,850
‫اصلاً پارکی در کار نیست

624
00:25:58,350 --> 00:26:00,890
‫حقیقتاً، خوش گذشت
‫با هم گفتیم و خندیدیم و صمیمی شدیم

625
00:26:00,890 --> 00:26:02,270
‫آره، عالیـه

626
00:26:02,270 --> 00:26:05,520
‫خوشحالم تونستم واسه چند ساعتی از
‫فکر و خیال‌هام بیرون بیام

627
00:26:05,520 --> 00:26:08,190
‫آره، بهتره یکم برای خودت وقت بذاری

628
00:26:08,190 --> 00:26:09,400
‫آره

629
00:26:09,400 --> 00:26:11,650
‫می‌دونستی توی تاریخ جپردی
‫چندین دفعه

630
00:26:11,650 --> 00:26:14,780
‫برنامه ضبط کردن، ولی پخش نکردن؟

631
00:26:16,070 --> 00:26:17,150
‫چه خوب

632
00:26:17,160 --> 00:26:19,070
‫توی ۲۰۱۲ بود که
‫یهویی یکی لخت شد و

633
00:26:19,070 --> 00:26:23,200
‫دهه‌ی ۱۹۸۰ هم به خاطر
‫مشکلات فنی یه قسمت از دست‌شون پرید

634
00:26:23,200 --> 00:26:26,330
‫تازه، حملات ۱۱ سپتامبر هم به کنار

635
00:26:27,080 --> 00:26:28,420
‫آره، منطقیـه

636
00:26:30,380 --> 00:26:31,880
‫بریم بیلیاردی چیزی بزنیم؟

637
00:26:31,880 --> 00:26:35,130
‫رجی بعد ساعت کاری،
‫توی بار یه بازی پوکر راه میندازه

638
00:26:35,130 --> 00:26:37,630
‫اسمشو هم گذاشته «بازی رجی».
دوست داری؟

639
00:26:38,430 --> 00:26:41,850
‫مردی که اینجا زندگی می‌کنه، ‫اسمش اِد لیتلـه

640
00:26:41,850 --> 00:26:44,970
‫رئیس بخش حقوقی کینگ ورلد مدیاست و
‫اگه بخواد،

641
00:26:44,980 --> 00:26:47,730
‫می‌تونه قسمت جپردی من رو
‫نیست و نابود کنه

642
00:26:48,850 --> 00:26:50,020
‫به همین راحتی

643
00:26:51,860 --> 00:26:53,530
‫واسه چی اومدیم اینجا، چارلی؟

644
00:26:54,190 --> 00:26:56,280
‫اگه جپردی من پخش نشه،

645
00:26:57,240 --> 00:27:00,360
‫می‌تونم دوباره همون آدمِ قبل برنامه بشم

646
00:27:00,370 --> 00:27:02,330
‫بعید می‌دونم لزوماً درست باشه

647
00:27:03,080 --> 00:27:05,160
‫اومدم بنر زندگیم رو جرواجر کنم، ویل

648
00:27:05,160 --> 00:27:07,250
‫ببین، من که نگفتم

649
00:27:07,250 --> 00:27:09,710
فاز فیلم پاکسازی رو برداریم و
پا شیم بیایم دم خونه‌ی یه بنده‌خدایی، خب؟

650
00:27:09,710 --> 00:27:11,420
‫وای، مرسی که منو تا اینجا رسوندی

651
00:27:11,420 --> 00:27:13,790
‫من فقط تشویقت کردم.
‫قدم اصلی رو خودت برداشتی.

652
00:27:13,800 --> 00:27:16,630
‫قدم اصلی. بامزه بود

653
00:27:16,630 --> 00:27:18,470
‫منظورم این نبود

654
00:27:18,470 --> 00:27:20,180
‫بهمون خوش گذشت، مگه نه؟

655
00:27:20,720 --> 00:27:22,010
‫- گمونم
‫- آره

656
00:27:22,850 --> 00:27:23,970
‫خیلی هم خوش گذشت

657
00:27:27,020 --> 00:27:28,600
‫بگم خدا چیکارت نکنه

658
00:27:28,600 --> 00:27:30,900
‫به گا رفتیم.
‫اینجا چه گوهی می‌خوریم آخه؟

659
00:27:31,610 --> 00:27:35,270
‫از خر شیطون بیا پایین.
‫لعنتی، یه فکری دارم.

660
00:27:35,280 --> 00:27:37,530
‫نظرت چیـه یه نامه بنویسیم و
‫بندازیم توی صندوق پستیش؟

661
00:27:37,530 --> 00:27:39,610
‫اصلاً بهتر، بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم

662
00:27:39,610 --> 00:27:41,860
‫نه، تو یکی که باید بهتر از همه درکم کنی

663
00:27:41,870 --> 00:27:44,120
‫اد لیتل تریِ زندگی منـه

664
00:27:44,120 --> 00:27:46,620
‫نخیرم، نیست.
‫تو اصلاً این مرتیکه رو نمی‌شناسی.

665
00:27:47,660 --> 00:27:49,500
‫این چه کاریـه آخه؟

666
00:27:50,750 --> 00:27:53,880
‫یا خدا، رفیق. خدایا

667
00:27:53,880 --> 00:27:55,130
‫پشمام

668
00:27:56,590 --> 00:27:58,630
‫- خیلی‌خب، کمک لازم دارم
‫- نه، رفیق

669
00:27:58,630 --> 00:28:01,300
‫اگه دوربین‌موربین داشته باشن چی؟
‫آخر و عاقبت نداره

670
00:28:01,300 --> 00:28:03,180
‫- بیا گورمون رو از اینجا...
‫- گفتم کمک بده

671
00:28:03,180 --> 00:28:04,260
‫باشه

672
00:28:05,260 --> 00:28:06,720
‫لعنتی

673
00:28:09,730 --> 00:28:11,890
‫خیلی‌خب. آره، آره، قُلاب بگیر

674
00:28:11,900 --> 00:28:13,150
‫می‌خوام پامو بذارم رو سرت

675
00:28:13,150 --> 00:28:14,860
‫- نه! پاتو نذار رو سرم
‫- مجبورم

676
00:28:14,860 --> 00:28:16,650
‫وزنت زیاده! همش عضله‌ست

677
00:28:17,570 --> 00:28:18,740
‫- ای خدا
‫- خیلی‌خب

678
00:28:19,740 --> 00:28:21,740
‫یا خدا، حالت خوبـه؟

679
00:28:30,160 --> 00:28:31,210
‫میگما، ویل

680
00:28:31,210 --> 00:28:33,000
‫گمونم پشیمون شدم

681
00:28:33,000 --> 00:28:36,210
‫خوبـه. خدا رو شکر. بیا بریم.
‫بیا بریم پی کارمون، داداش.

682
00:28:39,090 --> 00:28:40,130
‫باشه

683
00:28:41,380 --> 00:28:42,510
‫خیلی‌خب

684
00:28:44,340 --> 00:28:45,970
‫یا خدا

685
00:28:47,180 --> 00:28:48,180
‫وای، خدا

686
00:28:48,930 --> 00:28:50,270
‫نمی‌تونم خودم رو بالا بکشم

687
00:28:50,270 --> 00:28:51,350
‫یعنی چی؟

688
00:28:51,350 --> 00:28:52,980
‫نباید می‌گفتی رکورد بزنم

689
00:28:52,980 --> 00:28:55,230
‫من که مجبورت نکردم.
‫خودِ خرت خواستی رکورد بزنی.

690
00:28:55,230 --> 00:28:58,190
‫گردنِ من ننداز.
‫من هیچوقت به کسی نمیگم رکورد بزنه.

691
00:28:58,190 --> 00:29:02,530
‫وای، خدا. ای خدا

692
00:29:03,280 --> 00:29:04,280
‫گوه تو گورت

693
00:29:04,280 --> 00:29:05,950
‫ای خدا. وای...

694
00:29:08,870 --> 00:29:10,620
‫بجنب! بیا دیگه

695
00:29:11,580 --> 00:29:12,580
‫خب، چیکار کنم الان؟

696
00:29:12,580 --> 00:29:14,500
‫دست‌مون رو شد.
‫بدو بریم گورمون رو گم کنیم.

697
00:29:14,500 --> 00:29:16,000
‫ای خدا. بدبخت شدیم رفت

698
00:29:16,000 --> 00:29:18,040
‫این کارم ورود غیرقانونیـه.
‫پروانه‌ی وکالتم باطل میشه.

699
00:29:18,050 --> 00:29:20,590
‫تازه فهمیدی، عقل‌کل؟!
‫من هم همین رو گفتم. بیا بریم.

700
00:29:20,590 --> 00:29:22,550
‫ای خدا، چه فکر مزخرفی بود

701
00:29:22,550 --> 00:29:25,220
‫اون همه ورزش می‌کنی،
‫بعد از یه دیوار نمی‌تونی بالا بری؟

702
00:29:26,600 --> 00:29:27,800
‫می‌خوای زنگ بزنیم پلیس؟

703
00:29:27,800 --> 00:29:30,770
‫چی؟ زنگ بزنیم پلیس بیاد
‫خودمون رو ببره، کس‌مشنگ؟

704
00:29:30,770 --> 00:29:32,560
‫ولی شاید درک‌مون کنن

705
00:29:32,560 --> 00:29:33,940
‫ببین، ببین. این کار رو بکن

706
00:29:34,900 --> 00:29:37,360
‫زنگ در رو که زدیم، کسی جواب نداد.
‫شاید اصلاً کسی خونه نباشه.

707
00:29:37,360 --> 00:29:39,020
‫برو دم در پشتی، ببین بازه یا نه

708
00:29:39,020 --> 00:29:41,320
‫اگه باز بود، برو توی خونه و
‫از در ورودی بیا بیرون

709
00:29:47,990 --> 00:29:50,580
‫- داری چه گوهی می‌خوری؟
‫- کیرم توش

710
00:30:15,520 --> 00:30:16,640
‫الو؟

711
00:30:16,650 --> 00:30:18,480
‫خیلی‌خب، در بازه، ولی
‫دلم نمی‌خواد پامو بذارم داخل خونه

712
00:30:18,480 --> 00:30:21,610
‫از اینجا که همه چی امن و امانـه.
‫دست بجنبون، رفیق. بجنب. بیا.

713
00:30:28,780 --> 00:30:30,700
‫ببین، به محض اینکه
‫پامو از در بذارم تو،

714
00:30:30,700 --> 00:30:33,620
‫دیگه یه خلاف ساده نیست،
‫بلکه تجاوز به مِلک مردمـه

715
00:30:33,620 --> 00:30:36,660
‫تبریک میگم. حالا دیگه یه مجرمی.
‫گمشو بیا بیرون، تموم شه بره.

716
00:30:36,670 --> 00:30:37,790
‫بجنب. زود باش، دادا

717
00:30:43,340 --> 00:30:44,340
‫دست بجنبون

718
00:30:44,970 --> 00:30:46,220
‫چه مرگتـه؟ چرا پاورچین پاورچین میای؟

719
00:30:48,680 --> 00:30:51,550
‫- وای، یارو الکس تربکـه
‫- تمرکز کن

720
00:30:51,560 --> 00:30:53,770
‫تمرکز کن، پسر. متمرکز باش، چارلی

721
00:30:56,440 --> 00:30:57,770
‫این چیـه دیگه؟

722
00:31:04,690 --> 00:31:06,740
‫- وای، خدا
‫- بجنب، قفلش رو باز کن

723
00:31:07,320 --> 00:31:09,780
‫بچه‌های چِت‌کرده.
‫یه مُشت بچه‌ی چِت‌کرده.

724
00:31:09,780 --> 00:31:11,700
‫- بجنب. کیرم تو دهنت
‫- بدو

725
00:31:11,700 --> 00:31:14,830
‫پشمام، رفیق. سالمی؟

726
00:31:14,830 --> 00:31:16,540
‫بیا، بذار کمکت کنم

727
00:31:16,540 --> 00:31:19,290
‫بیا، دستت رو بنداز دور گردنم.
‫دستت رو بنداز دور گردنم.

728
00:31:21,630 --> 00:31:23,590
‫- داداش، یه جپردیـه به‌خدا!
‫- باشه

729
00:31:23,590 --> 00:31:24,670
‫- به تخم همه‌ست
‫- ایول

730
00:31:24,670 --> 00:31:25,760
‫چی شد؟

731
00:31:26,380 --> 00:31:27,590
‫- سلام
‫- عه، به‌به

732
00:31:28,470 --> 00:31:32,720
‫نگاهش کن، چه خوشگل کردی.
‫عجب لباس بامزه‌ای.

733
00:31:32,720 --> 00:31:33,930
‫از کجا اومدی؟

734
00:31:35,180 --> 00:31:38,020
‫خب، توی مدرسه برای بچه‌ها جشن گرفته بودن

735
00:31:38,020 --> 00:31:39,850
‫تِمش هم مُد و ظرافت بود

736
00:31:39,850 --> 00:31:41,480
‫واسه همین هم اینو پوشیدم

737
00:31:41,480 --> 00:31:42,610
‫عجیبـه

738
00:31:42,610 --> 00:31:47,070
‫خب، اینجا رؤیاییـه. ترکوندی

739
00:31:47,070 --> 00:31:51,030
‫من با تام فورد آشنا شدم

740
00:31:51,030 --> 00:31:54,280
‫فوق‌العاده مؤدب بود.
‫آخه یه آدم چقدر می‌تونه همه‌چی‌تموم باشه؟

741
00:31:54,280 --> 00:31:57,120
‫خب، کِی قراردادهای اینجا رو امضا کنم؟

742
00:31:57,120 --> 00:31:58,500
‫آره، خب...

743
00:31:59,920 --> 00:32:00,960
‫پس...

744
00:32:03,630 --> 00:32:05,670
‫- میشه رک‌وراست حرفم رو بزنم؟
‫- همیشه

745
00:32:05,670 --> 00:32:08,800
‫به نظرت این فضا یکم زیادی طبق مُد روز و

746
00:32:08,800 --> 00:32:11,380
‫هالیوودی نیست برای چیزی که مد نظرمونـه؟

747
00:32:11,390 --> 00:32:12,930
‫- معلومـه که نه
‫- نه؟

748
00:32:12,930 --> 00:32:17,140
‫فقط، ببین... من می‌خوام
‫بهترین جای ممکن رو برای مهمونی‌مون پیدا کنم

749
00:32:17,140 --> 00:32:19,980
‫اگه یه‌وقت شک‌وتردید به دلت افتاد و

750
00:32:19,980 --> 00:32:22,060
‫دیدی داری دودل میشی،

751
00:32:22,060 --> 00:32:24,400
‫الان بهترین موقع‌ست
‫برای اینکه دنبال یه جای دیگه بگردیم

752
00:32:25,190 --> 00:32:27,400
‫سیلویا، جریان چیـه؟ چی شده؟

753
00:32:27,400 --> 00:32:30,360
‫نمی‌تونیم اینجا برگزار کنیم.
‫واقعاً شرمنده. خرابکاری کردم.

754
00:32:30,360 --> 00:32:32,280
‫فکر کنم ناخواسته باعث شدم

755
00:32:32,280 --> 00:32:34,570
‫فکر کنی من و چارلی اینجا عضویم،
‫ولی نیستیم

756
00:32:34,580 --> 00:32:36,780
‫اگه عضو هم نباشیم،
‫نمی‌تونیم اینجا مهمونی برگزار کنیم

757
00:32:36,790 --> 00:32:38,870
‫متأسفم. درکم می‌کنی دیگه، نه؟

758
00:32:38,870 --> 00:32:40,580
‫واقعاً... شدنی نیست

759
00:32:40,580 --> 00:32:42,420
‫منو ببخش. شرمنده‌ام

760
00:32:42,420 --> 00:32:44,710
‫نه، نه، نه، سیلویا

761
00:32:44,710 --> 00:32:46,880
‫دیگه خیلی دیره. من به رئیس‌رؤسام گفتم

762
00:32:46,880 --> 00:32:48,300
‫فرانک خوشش اومده

763
00:32:48,300 --> 00:32:50,840
‫خانم فرانک هم پسندیده،
‫حتی شرکا پسندیدن

764
00:32:50,840 --> 00:32:52,380
‫می‌خوان مهمونی اینجا برگزار بشه

765
00:32:52,380 --> 00:32:54,890
‫اصلاً جای بحث نداره، سیلویا

766
00:32:55,800 --> 00:32:59,390
‫ما باید مهمونی رو توی
‫لا سینگا هاسینداس برگزار کنیم

767
00:32:59,390 --> 00:33:02,310
‫وگرنه دودش تو چشم من و چارلی میره

768
00:33:09,990 --> 00:33:12,650
‫باشه. باشه، راست میگی.
‫حق با توئـه

769
00:33:12,650 --> 00:33:15,950
‫من قول دادم برای شرکت حقوقی‌تون ‫مهمونی‌ای
به پا کنم که تا عمر دارید فراموش نکنید

770
00:33:15,950 --> 00:33:18,200
‫- آره
‫- آره، پس...

771
00:33:18,700 --> 00:33:20,160
‫همین کارو می‌کنم. انجامش میدم

772
00:33:20,160 --> 00:33:22,120
‫الان میرم به مدیر اینجا میگم که
‫قراره مهمونی ما رو رزرو کنه

773
00:33:22,120 --> 00:33:23,370
‫نمیشه و نشد هم نداره

774
00:33:24,040 --> 00:33:25,250
‫- ازت ممنونم
‫- قربونت

775
00:33:58,160 --> 00:33:59,370
‫دهنت

776
00:34:08,590 --> 00:34:10,210
‫وای، خدا. چی شدی تو؟

777
00:34:11,550 --> 00:34:12,550
زدم ترکوندم

778
00:34:12,574 --> 00:34:22,574
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

779
00:34:22,598 --> 00:34:32,598
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

