﻿1
00:00:02,210 --> 00:00:04,120
‫خب بریم سراغ مرحله‌ی جپردی

2
00:00:05,500 --> 00:00:07,210
‫اینم از دسته‌بندی‌های مسابقه‌ی امروز

3
00:00:07,210 --> 00:00:09,920
‫«دنیای شگفت‌انگیز دیزنی» رو داریم

4
00:00:09,920 --> 00:00:13,050
‫و بعد «عمرهای تباه‌شده»، «فناپذیری»،

5
00:00:14,050 --> 00:00:16,550
‫«چارلی گریوز»، «حسرت‌ها»

6
00:00:16,550 --> 00:00:18,300
‫و در پایان دسته‌ی «بدون بازگشت»

7
00:00:18,310 --> 00:00:19,470
‫موریس، نوبتِ شماست

8
00:00:19,470 --> 00:00:22,020
‫فناپذیری، سؤالِ ۴۰۰ امتیازی

9
00:00:22,020 --> 00:00:24,560
‫اون چیه که هرچی بیشتر زندگی کنی،
‫سریع‌تر می‌گذره

10
00:00:25,270 --> 00:00:26,480
‫زمان؟

11
00:00:26,480 --> 00:00:28,560
‫درسته، امتیاز رو گرفتی موریس

12
00:00:28,570 --> 00:00:31,150
‫کن، بریم سراغ عمرهای تباه‌شده
‫با سؤالِ ۲۰۰ امتیازی

13
00:00:31,150 --> 00:00:34,700
‫شریکِ ارشدِ شرکت بوزالیس اند اَدینگتون
‫که توی خواب از دنیا رفت

14
00:00:34,700 --> 00:00:37,740
‫- آندریا
‫- متصدی قبلیِ چارلی؟

15
00:00:38,450 --> 00:00:40,990
‫درسته. چارلی، لطفاً دهنت رو ببند

16
00:00:45,420 --> 00:00:47,750
‫چارلی! حتی خواب‌هات هم کلیشه‌ای هستن!

17
00:00:48,381 --> 00:00:57,472
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

18
00:00:58,957 --> 00:01:00,957
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت ششم »

19
00:01:01,481 --> 00:01:11,481
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

20
00:01:13,280 --> 00:01:15,700
‫- کمک می‌خوای؟
‫- نه، ردیفه. ردیفش می‌کنم

21
00:01:17,280 --> 00:01:18,700
‫مطمئنی کارِ درستی می‌کنی؟

22
00:01:18,700 --> 00:01:20,990
‫صددرصد، می‌خوام برگردم سر کار

23
00:01:20,990 --> 00:01:23,700
‫- واقعاً الان دلم روتین می‌خواد، متوجه‌ای؟
‫- آره بابا، کاملاً

24
00:01:23,700 --> 00:01:25,620
‫آخه می‌دونی...

25
00:01:25,620 --> 00:01:27,000
‫یهو پاشدی رفتی

26
00:01:27,000 --> 00:01:29,420
‫- خونه‌ی اون یارو توی جپردی...
‫- اد... اد لیتل

27
00:01:29,420 --> 00:01:33,130
‫آره همون و یه‌جورایی شاید بشه گفت...

28
00:01:33,130 --> 00:01:36,430
‫تهدیدآمیز بود

29
00:01:37,340 --> 00:01:41,720
‫میگم شاید بهتر باشه یکم ریلکس کنی،

30
00:01:43,810 --> 00:01:45,470
‫با کسی صحبت کنی یا...

31
00:01:45,480 --> 00:01:47,770
‫چی؟ با کسی صحبت کنم؟ یعنی برم مشاوره؟

32
00:01:48,730 --> 00:01:49,730
‫آره

33
00:01:49,730 --> 00:01:52,520
‫خودت هیچ‌وقت پیشِ مشاور نرفتی،
‫چرا من برم؟

34
00:01:53,730 --> 00:01:55,280
‫چون که تو... خودت می‌دونی دیگه...

35
00:01:55,280 --> 00:01:57,320
‫بی‌اجازه واردِ خونه‌ی یه غریبه شدی

36
00:01:58,110 --> 00:02:01,910
‫عزیزم، من حالم خوبه. خیالت راحت

37
00:02:01,910 --> 00:02:04,700
‫می‌دونی مثل همون موقع‌ست که
‫فرانسیس رو به‌دنیا آوردی

38
00:02:04,700 --> 00:02:08,500
‫و تحتِ تأثیرِ هورمون‌های بعدِ زایمان بودی
‫ولی بالاخره خوب شدی

39
00:02:08,500 --> 00:02:09,920
‫خودبه‌خود خوب نشدم

40
00:02:09,920 --> 00:02:12,630
‫و هنوزم یه حالتِ افسردگی و بی‌حوصلگی دارم

41
00:02:12,630 --> 00:02:13,960
‫که هیچ‌وقت از بین نمیره

42
00:02:13,960 --> 00:02:16,720
‫ولی می‌فهمم چی میگی

43
00:02:17,510 --> 00:02:18,970
‫خیلی‌خب، من که حالم خوبه

44
00:02:18,970 --> 00:02:22,220
‫پس بیا فراموشش کنیم دیگه

45
00:02:22,220 --> 00:02:23,300
‫چی رو فراموش کنیم؟

46
00:02:23,310 --> 00:02:25,520
‫- دیدی؟ همینو می‌گفتم
‫- باشه

47
00:02:25,520 --> 00:02:27,520
‫- خوش بگذره با فرانسیس
‫- باشه

48
00:02:31,230 --> 00:02:33,610
‫میگما، میشه امشب ماشینت رو بهم قرض بدی؟

49
00:02:33,610 --> 00:02:36,030
‫- فردا عصر میارمش
‫- نخیر

50
00:02:36,030 --> 00:02:37,530
‫باید خودم رو به همایش جانی ۶۶

51
00:02:37,530 --> 00:02:39,570
‫توی لا کوئینتا برسونم

52
00:02:39,570 --> 00:02:42,240
‫- جنا هم میاد؟
‫- معلومه که میاد

53
00:02:42,240 --> 00:02:45,200
‫- ناسلامتی مدیرعامل شرکتـه
‫- و با این حساب، بازم می‌خوای بری؟

54
00:02:45,200 --> 00:02:46,410
‫مهم نیست من چی می‌خوام

55
00:02:46,410 --> 00:02:49,040
‫وظیفه‌امـه برم اونجا و میرم.
‫ماشینت رو بهم قرض میدی؟

56
00:02:49,040 --> 00:02:51,210
‫چارلی رفته سرِ کار و ماشینش رو بُرده

57
00:02:51,210 --> 00:02:53,210
‫و خودمم قراره برم پام دزرت

58
00:02:53,210 --> 00:02:55,710
‫و فرانسیس رو برسونم تورنمنت مناظره
‫پس دیگه ماشینی در کار نیست

59
00:02:55,710 --> 00:02:58,170
‫پام دزرت، درست بغلِ لا کوئینتاست.
‫منم سر راهتون برسونید.

60
00:02:58,170 --> 00:02:59,630
‫پس گمونم بتونیم برسونیمت

61
00:02:59,630 --> 00:03:02,180
‫ولی الان راه میفتیم و
‫فرانسیس پشت فرمون می‌شینه

62
00:03:02,180 --> 00:03:04,100
‫- پس مسئولیتش با خودتـه
‫- مشکلی نیست

63
00:03:04,100 --> 00:03:06,220
‫- جسد همراهتـه؟
‫- نه بابا

64
00:03:06,220 --> 00:03:08,430
‫وسایلِ کارمـه

65
00:03:09,430 --> 00:03:11,730
‫- ناهارمون رو پایونیرتاون می‌خوریم؟
‫- چرا که نه

66
00:03:11,730 --> 00:03:13,980
‫راستی دمنوش زنجبیل هم بگیریم
‫چون معده‌ام یه ذره...

67
00:03:13,980 --> 00:03:15,900
‫وای بسه دیگه. گورت رو
‫گم کن تا نظرم عوض نشده!

68
00:03:15,900 --> 00:03:17,280
‫توی ماشین منتظرم. باشه

69
00:03:21,360 --> 00:03:22,410
‫سلام

70
00:03:23,570 --> 00:03:25,870
‫چی؟ وای رفیق، حالت خوبه؟

71
00:03:25,870 --> 00:03:30,040
‫بچه! اِکسم داره بچه‌دار میشه!

72
00:03:30,040 --> 00:03:31,370
‫وایسا ببینم. گیج شدم

73
00:03:31,370 --> 00:03:32,620
‫اندی داره بچه‌دار میشه؟

74
00:03:32,620 --> 00:03:35,540
‫نه! شوهر سابقم رو میگم، جو. عشقِ اولم.

75
00:03:35,540 --> 00:03:37,040
‫بعد این چیزِ بدیه؟

76
00:03:37,050 --> 00:03:40,340
‫اگه بچه‌ی زنِ جدید و
‫جوون‌ترِ شوهر سابقم باشه آره

77
00:03:40,340 --> 00:03:42,970
‫اصلاً می‌دونی چیه؟ اون احمق می‌تونه
‫دو سالِ آینده پوشک عوض کنه

78
00:03:42,970 --> 00:03:45,510
‫و توی مهدکودک یه پدر سن‌بالا و چندش باشه

79
00:03:45,510 --> 00:03:47,680
‫و حالا جو دوباره همه‌ی اینا رو تجربه می‌کنه

80
00:03:47,680 --> 00:03:50,180
‫و نائومی نسخه‌ی بهترش رو داره

81
00:03:50,180 --> 00:03:52,390
‫باید بابتِ تربیت کردنش یه چیزی بهت بدن

82
00:03:52,390 --> 00:03:54,810
‫داری نفقه می‌گیری دیگه
‫پس یه‌جورایی جبران میشه

83
00:03:54,810 --> 00:03:56,940
‫شایدم نه. اصلاً از این چیزها سر در نمیارم

84
00:03:56,940 --> 00:04:00,030
‫کیتی، کی به این نتیجه رسیدی که
‫زندگی مشترکت به بن بست خورده؟

85
00:04:00,030 --> 00:04:03,200
‫اونجایی که فهمیدم یه کُسخلِ بچه‌ننه‌ست

86
00:04:03,200 --> 00:04:04,660
‫که هیچ‌وقت قرار نیست بزرگ شه

87
00:04:04,660 --> 00:04:08,160
‫بعدِ این ضربه دیگه نمی‌تونم کمر راست کنم

88
00:04:08,160 --> 00:04:09,990
‫صبر کن. مگه خودت رابطه رو تموم نکردی؟

89
00:04:10,000 --> 00:04:11,660
‫- گورت رو گم کن!
‫- دخالت نکن! خفه شو!

90
00:04:11,660 --> 00:04:13,580
‫- من فقط دارم میگم...
‫- از ماشین پیاده شو

91
00:04:13,580 --> 00:04:15,040
‫- منظورم این بود که...
‫- دهنت رو ببند

92
00:04:15,040 --> 00:04:16,830
‫- بحث اصلاً این نیست
‫- هیچ ربطی نداره

93
00:04:16,830 --> 00:04:19,590
‫باشه، باشه. بحث یه چیزِ دیگه‌ست

94
00:04:20,260 --> 00:04:23,380
‫اون فقط می‌تونه سراغِ
‫یکی جوون‌تر از خودش بره

95
00:04:23,380 --> 00:04:25,640
‫چون هم‌سن‌وسال‌های ما
‫سریع می‌فهمن که

96
00:04:25,640 --> 00:04:27,930
‫اصلاً کیسِ مناسبی نیست

97
00:04:27,930 --> 00:04:29,930
‫جوون‌تر از خودت؟ چه مصیبتی!

98
00:04:29,930 --> 00:04:32,020
‫اصلاً می‌دونی چیه؟ لال شو، خب؟
‫این چه طرز کمک کردنه؟

99
00:04:32,020 --> 00:04:33,810
‫- به تو ربطی نداره
‫- باشه. حق با توئه

100
00:04:33,810 --> 00:04:35,020
‫چشم. اصلاً نمی‌خوام کمک کنم

101
00:04:35,600 --> 00:04:38,230
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب عزیزم

102
00:04:39,440 --> 00:04:41,440
‫- توی تورنمنت موفق باشی
‫- مرسی

103
00:04:41,440 --> 00:04:42,820
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

104
00:04:43,570 --> 00:04:45,610
‫- سلام جما
‫- سلام خانم گریوز

105
00:04:45,610 --> 00:04:47,240
‫وای خدا رو شکر که اومدی

106
00:04:47,240 --> 00:04:49,370
‫همه اینجا یه مشت خرخونِ پلشتن

107
00:04:49,370 --> 00:04:51,240
‫خسته شدم از اینکه همیشه
‫ما جذاب‌ترین‌های جمعیم

108
00:04:51,250 --> 00:04:52,620
‫همینو بگو

109
00:04:52,620 --> 00:04:53,910
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

110
00:04:58,000 --> 00:05:00,550
‫- خیلی‌خب...
‫- می‌خواین پادکستم رو گوش کنین؟

111
00:05:03,130 --> 00:05:05,380
‫- چرا که نه
‫- باشه. ولی نمی‌خوام مجبورتون کنم ها!

112
00:05:06,090 --> 00:05:08,680
‫کیتی فیلدز هستم

113
00:05:08,680 --> 00:05:10,810
‫با من همراه باشید تا با آدم‌های تحول‌آفرین
‫صحبت کنیم...

114
00:05:10,810 --> 00:05:13,180
‫- چرا صدات رو این‌جوری کردی؟
‫- دقیقاً

115
00:05:13,180 --> 00:05:16,400
‫با برنامه‌ی شکستن سقفِ شیشه‌ای
‫در خدمتتون هستیم...

116
00:05:17,600 --> 00:05:19,360
‫- پشمام! صداش بلند بود
‫- یا خدا!

117
00:05:20,360 --> 00:05:23,400
‫بخشی از مجموعه‌ی صنایعِ مامان‌رئیس...

118
00:05:23,400 --> 00:05:25,320
‫مجموعه صنایع مامان‌رئیس دیگه چیه؟

119
00:05:25,320 --> 00:05:26,530
‫شرکتمه

120
00:05:27,160 --> 00:05:28,530
‫سلام

121
00:05:28,530 --> 00:05:31,080
‫تو روحش! به نظرم صدا خوب میکس نشده

122
00:05:31,080 --> 00:05:32,370
‫آره، یکم بلنده

123
00:05:32,370 --> 00:05:34,080
‫باشه، می‌ذارمش برای وقتی که

124
00:05:34,080 --> 00:05:35,160
‫- بتونیم تمرکز کنیم
‫- آره

125
00:05:35,160 --> 00:05:36,250
‫- عالیه، آره
‫- باشه

126
00:05:36,250 --> 00:05:38,620
‫باورم نمیشه تونستی دایان رو بیاری

127
00:05:38,630 --> 00:05:41,380
‫آره، مشاور املاک شهر رو آوردی.
‫شاخ غول شکستی!

128
00:05:42,050 --> 00:05:44,960
‫رفیق، مطمئنی دوست داری بری
‫همایش جانی ۶۶؟

129
00:05:44,970 --> 00:05:47,050
‫آخه می‌تونیم بریم ناهار بخوریم
‫و برگردیم خونه

130
00:05:47,050 --> 00:05:49,300
‫آره، مطمئنم. خب؟
‫این کارمـه، سیلویا.

131
00:05:49,300 --> 00:05:51,050
‫باید همایش رو برم. دست بردار دیگه

132
00:05:51,050 --> 00:05:53,100
‫رفیق، چرا این بلا رو سرِ خودت میاری؟

133
00:05:53,100 --> 00:05:55,730
‫کلی جاهای دیگه هست که از خداشونـه
‫استخدامت کنن

134
00:05:55,730 --> 00:05:57,440
‫یا می‌تونی کسب‌وکار خودت رو راه بندازی

135
00:05:58,020 --> 00:05:59,020
‫جنا راست می‌گفت

136
00:05:59,020 --> 00:06:01,610
‫این همه سال گفتم بارِ خودم رو می‌زنم
‫و هنوز نزدم

137
00:06:01,610 --> 00:06:04,730
‫- پس دیگه هیچ‌وقت هم نمی‌زنم
‫- باور کن جنا از ته دلش نگفته

138
00:06:04,740 --> 00:06:06,780
‫این حرفش از سر دلخوری بود

139
00:06:06,780 --> 00:06:08,910
‫آخه روزِ عروسی قالش گذاشتی

140
00:06:08,910 --> 00:06:10,450
‫تیر خلاص رو زدی، سیل

141
00:06:10,450 --> 00:06:12,830
‫جنا خودش توی این حوزه کار می‌کنه
‫پس یه چیزی می‌دونه

142
00:06:12,830 --> 00:06:14,830
‫مثلاً چیکار کنم؟ یه بار کوچیکِ نکبتی بزنم؟

143
00:06:14,830 --> 00:06:17,410
‫- اوضاعِ لاکی پنی رو ببین
‫- بعدِ رفتنِ من تازه کارشون گرفت

144
00:06:17,410 --> 00:06:18,660
‫آره ولی به خاطرِ آبجوی تو

145
00:06:18,670 --> 00:06:21,290
‫می‌خوام برم همایش. باشه؟
‫میشه دیگه حرفش رو نزنیم؟

146
00:06:21,290 --> 00:06:22,540
‫میرم همایش

147
00:06:22,540 --> 00:06:25,800
‫مطمئن باش جنا نه الان و شاید هیچ‌وقتِ دیگه
‫نمی‌خواد ببینتت

148
00:06:25,800 --> 00:06:27,760
‫ما قبل از رابطه‌مون هم همکار بودیم

149
00:06:27,760 --> 00:06:30,510
‫بعد از جدایی‌مونم مشکلی پیش نمیاد

150
00:06:30,510 --> 00:06:32,140
‫میشه بذاری دوره‌ی بعد از جداییش رو

151
00:06:32,140 --> 00:06:33,930
‫- هرجور صلاح می‌دونه، بگذرونه؟
‫- آره

152
00:06:33,930 --> 00:06:35,260
‫با غریزه‌ات پیش برو

153
00:06:35,270 --> 00:06:38,350
‫این اولین قدم توی پروسه‌ی سه مرحله‌ای
‫مامان‌رئیس برای بعد از جداییـه

154
00:06:38,350 --> 00:06:40,060
‫چه جالب! دو مرحله‌ی دیگه‌اش چیه؟

155
00:06:40,060 --> 00:06:42,480
‫به حرف دلت گوش بده
‫و هر کاری عشقت کشید، بکن

156
00:06:42,480 --> 00:06:44,190
‫جالبه که تمام مراحلش یکیـه

157
00:06:44,190 --> 00:06:47,570
‫ولی به نظرِ من رفتن به
‫همایش اصلاً به نفعت نیست

158
00:06:47,570 --> 00:06:49,450
‫این رو کسی میگه که تجربه‌ی طلاق نداشته

159
00:06:49,450 --> 00:06:50,780
‫آره، دقیقاً. آره

160
00:06:50,780 --> 00:06:52,450
‫کیتی، خودت بعدِ طلاقت چیکار کردی؟

161
00:06:52,450 --> 00:06:55,700
‫ببین، دوره‌ی بعد از طلاق یا جدایی
‫دوره‌ی عجیب‌غریبه، درست میگم؟

162
00:06:55,700 --> 00:06:57,450
‫آره خدایی، اصلا نمی‌تونم پیش‌بینی کنم

163
00:06:57,450 --> 00:06:59,290
‫یه ثانیه‌ی دیگه چه حالی دارم

164
00:06:59,290 --> 00:07:02,170
‫می‌دونی چیه؟ برمی‌گردم
‫عقب تا بتونیم صحبت کنیم

165
00:07:02,170 --> 00:07:03,500
‫- عالی. ایول
‫- وایسا ببینم

166
00:07:03,500 --> 00:07:06,750
‫آهای! وسط بزرگراهیم‌ها! خطرناکه. خطرناکه

167
00:07:06,760 --> 00:07:09,050
‫- حرف زیاد دارم در این زمینه
‫- چه عالی!

168
00:07:09,840 --> 00:07:11,720
‫می‌دونم تو رابطه رو بهم زدی

169
00:07:11,720 --> 00:07:14,100
‫ولی حق داری بهم بریزی

170
00:07:14,100 --> 00:07:16,260
‫دقیقاً. راستش همه‌ش ناراحتم

171
00:07:16,270 --> 00:07:18,350
‫بچه‌ها، بچه‌ها، صداتون رو درست نمی‌شنوم

172
00:07:18,350 --> 00:07:20,230
‫میشه بلندتر صحبت کنید؟

173
00:07:20,230 --> 00:07:22,480
‫ولی این دوران هم می‌گذره
‫فقط باید دووم بیاری

174
00:07:22,480 --> 00:07:25,020
‫- همه‌ش میگم یعنی کی قراره تموم بشه؟
‫- می‌فهمم

175
00:07:25,020 --> 00:07:28,490
‫راستش وقتی دین ازم جدا شد،
‫خیلی به هم ریختم

176
00:07:29,860 --> 00:07:31,450
‫- دین؟
‫- آره

177
00:07:31,450 --> 00:07:32,950
‫همون پسره توی گروه آکاپلا؟

178
00:07:33,490 --> 00:07:34,530
‫آره

179
00:07:35,370 --> 00:07:37,160
‫سالِ اول کالج؟

180
00:07:37,160 --> 00:07:39,870
‫نخیر. با دین نمی‌تونی وارد جمع مطلقه‌ها بشی

181
00:07:39,870 --> 00:07:41,250
‫- شرمنده
‫- نه، کور خوندی

182
00:07:41,250 --> 00:07:43,750
‫سال سوم کالج باهاش بودم، نه سالِ اول

183
00:07:43,750 --> 00:07:44,840
‫- چی؟
‫- چی؟

184
00:07:46,130 --> 00:07:48,010
‫سال سوم کالج باهاش بودم، نه سالِ اول

185
00:07:48,840 --> 00:07:50,050
‫پس هنوز داغش تازه‌ست

186
00:08:14,740 --> 00:08:16,120
‫دین. پیر شده

187
00:08:16,120 --> 00:08:18,830
‫پیر شده؟ آره.
‫دیگه مثل دوران آکاپلا نیست.

188
00:08:18,830 --> 00:08:21,250
‫ولی توی بخش منابع انسانی گوگل کار می‌کنه

189
00:08:21,250 --> 00:08:22,330
‫چه جالب!

190
00:08:22,330 --> 00:08:23,660
‫- تو می‌تونستی جاش باشی
‫- من می‌تونستم جاش باشم

191
00:08:23,670 --> 00:08:25,170
‫- خانم گوگل
‫- خانم منابع انسانی گوگل

192
00:08:25,170 --> 00:08:26,580
‫خانم منابع انسانی گوگل

193
00:08:26,590 --> 00:08:28,380
‫یه خبر ناجور شنیدم

194
00:08:29,050 --> 00:08:31,510
‫که دیگه نمی‌خوای همایش شرکتی
‫که باید ازش استعفا بدی رو بری؟

195
00:08:31,510 --> 00:08:32,590
‫نخیر. خیلی بامزه بود!

196
00:08:32,590 --> 00:08:34,880
‫- رِد داره ورشکست میشه
‫- رد کیه؟

197
00:08:34,890 --> 00:08:37,760
‫رِد دیگه. صاحبِ میخونه‌ی رِد وولف،

198
00:08:37,760 --> 00:08:40,470
‫همین‌جایی که الان نشستیم

199
00:08:40,470 --> 00:08:42,350
‫- الان باید برامون مهم باشه؟
‫- آره

200
00:08:42,350 --> 00:08:44,190
‫رد توی دنیای آبجوسازی اسطوره‌ست

201
00:08:44,190 --> 00:08:47,310
‫موقعیتِ مکانیش هم اوضاع رو خراب‌تر کرده.
‫جای دلگیریـه.

202
00:08:47,310 --> 00:08:50,570
‫نه، بحث اینه که آبجوسازها در حال حاضر
‫اصلاً وضعیتِ خوبی ندارن

203
00:08:50,570 --> 00:08:54,030
‫آمار مصرف الکل توی
‫سن ۲۱ تا ۳۴ خیلی افت کرده

204
00:08:54,030 --> 00:08:56,610
‫- آدم افسرده میشه
‫- کمتر الکل خوردن افسرده‌کننده‌ست؟

205
00:08:56,620 --> 00:08:57,780
‫- شک نکن
‫- آره

206
00:08:57,780 --> 00:08:59,030
‫الکل عملاً یه ماده‌ی افسرده‌کننده‌ست

207
00:08:59,030 --> 00:09:02,450
‫حالا این‌جوریم نیست که مشروب خوردن رو
‫با یه کارِ سالم و باحال جایگزین نکردن

208
00:09:02,450 --> 00:09:05,160
‫وقتشون رو می‌ذارن پایِ چرخیدن
‫توی فضای مجازی. ایناست که بده!

209
00:09:05,170 --> 00:09:06,960
‫بازم خطرش از آبجوخوردن کمتره

210
00:09:06,960 --> 00:09:08,750
‫- بچه‌مثبت!
‫- بچه‌مثبت!

211
00:09:09,550 --> 00:09:13,380
‫راستی، در رابطه با قضیه‌ی دیشب...
‫چارلی حالش خوبه؟

212
00:09:13,380 --> 00:09:14,720
‫مگه چی شده؟

213
00:09:14,720 --> 00:09:18,010
‫خب یه شبِ پرماجرایی داشتیم

214
00:09:18,010 --> 00:09:19,300
‫چی شد؟

215
00:09:19,970 --> 00:09:21,510
‫خودت میگی یا خودم بگم؟

216
00:09:21,520 --> 00:09:23,890
‫آخه بدتر از چیزی که واقعاً اتفاق افتاده،
‫به نظر میاد

217
00:09:23,890 --> 00:09:26,190
‫اتفاقاً مشتاقم نظرت رو بدونم

218
00:09:26,190 --> 00:09:27,730
‫چارلی با این آقا رفته بود بیرون

219
00:09:27,730 --> 00:09:31,150
‫و بعدش... چمی‌دونم
‫افتادن به مشروب‌خوری و ولگردی

220
00:09:31,150 --> 00:09:34,190
‫و در نهایت سر از خونه‌ی یکی از مدیران
‫جپردی در آوردن

221
00:09:34,190 --> 00:09:36,610
‫- از همون شیطنت‌های پسرونه‌ی همیشگی
‫- وایسا ببینم. چی؟

222
00:09:36,610 --> 00:09:38,070
‫درست شنیدی

223
00:09:38,070 --> 00:09:41,030
‫دزدکی رفتیم توی خونه‌ی یکی از مدیران جپردی

224
00:09:41,030 --> 00:09:43,540
‫و چارلی می‌خواست راضیش
‫کنه قسمتش رو نشون ندن

225
00:09:43,540 --> 00:09:45,450
‫- پشم‌ریزون بود
‫- چی؟

226
00:09:45,460 --> 00:09:47,540
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه

227
00:09:47,540 --> 00:09:50,540
‫- پشم‌ریزون نبود. یه شیطنت پسرونه بود
‫- چرا. پشم‌ریزون بود

228
00:09:50,540 --> 00:09:52,750
‫- شیطنت پسرونه؟
‫- چرا اینقدر تکرارش می‌کنی؟

229
00:09:52,750 --> 00:09:55,130
‫ولی مردم کارهای عجیب‌تری هم می‌کنن

230
00:09:55,130 --> 00:09:56,840
‫- کی مثلاً؟
‫- مایکل جکسون

231
00:09:56,840 --> 00:09:58,180
‫- مایکل جکسون؟
‫- ادامه بده

232
00:09:58,180 --> 00:10:00,300
‫بچه رو از بالکن گرفته بود بیرون

233
00:10:00,300 --> 00:10:03,310
‫بهترین مثال از فرق بین اینکه
‫چی طبیعیه و چی نه. مایکل جکسون.

234
00:10:03,310 --> 00:10:06,140
‫- ببخشید ها ولی چارلی حالش خوبه؟
‫- خوبه. اصلاً عالیه

235
00:10:06,140 --> 00:10:07,810
‫فقط یه مدت باید کفش گچ پا بپوشه

236
00:10:07,810 --> 00:10:11,560
‫- نه، منظورم اینه که حالِ روحیش خوبه؟
‫- نه بابا. داغونـه

237
00:10:11,570 --> 00:10:14,230
‫- بدجوری اوضاعش به هم ریخته
‫- نخیرم. حالش خوبه

238
00:10:14,230 --> 00:10:16,780
‫- همیشه حالش خوب بوده
‫- وای، زده به سرت؟

239
00:10:16,780 --> 00:10:18,860
‫مشخصه یه مشکلی داره

240
00:10:18,860 --> 00:10:21,240
‫- نخیر، نداره
‫- گرفتی ما رو؟

241
00:10:21,240 --> 00:10:24,700
‫من متخصص حالِ خرابم و چارلی
‫واقعاً حالش خرابه

242
00:10:24,700 --> 00:10:25,790
‫خراب!

243
00:10:25,790 --> 00:10:29,170
‫امروز برگشت سر کارش
‫پس معلومه حالش خوبـه

244
00:10:29,170 --> 00:10:30,540
‫- به نظرم فقط یه لحظه حالش بد شده
‫- نه

245
00:10:30,540 --> 00:10:33,670
‫باید قبول کنی که قضیه
‫جدی‌تر از این حرف‌هاست

246
00:10:33,670 --> 00:10:36,260
‫نه، نه، نه. لازم نیست
‫چیزی رو بپذیرم.

247
00:10:36,260 --> 00:10:39,340
‫همه که مثل بعضی‌ها درب‌وداغون نیستن

248
00:10:39,340 --> 00:10:42,260
‫ضمناً نکنه داری عیب‌های خودت رو

249
00:10:42,260 --> 00:10:44,060
به ما نسبت میدی؟

250
00:10:44,060 --> 00:10:46,720
‫کُس میگی واسه من؟
من نسبت دادم؟

251
00:10:46,730 --> 00:10:49,850
‫فقط می‌خوام بگم زندگیم
‫یه‌نمه با زندگی شماها فرق داره

252
00:10:50,480 --> 00:10:52,480
‫- منظورت چیـه؟
‫- چی؟ والا. چه فرقی؟

253
00:10:53,150 --> 00:10:56,110
‫- فقط به لحاظ ساختاری
‫- ساختاری؟

254
00:10:56,110 --> 00:10:57,990
‫- این دیگه چه صیغه‌ایـه؟
‫- زندگیم...

255
00:10:57,990 --> 00:11:01,410
‫زندگی... زندگی من باثبات و قابل پیش‌بینـه

256
00:11:01,410 --> 00:11:04,740
‫قشنگ می‌دونم پنج سال دیگه
‫بغل کی از خواب بیدار میشم...

257
00:11:04,740 --> 00:11:06,580
‫تو هیچ گوهی نمی‌دونی، دختر

258
00:11:06,580 --> 00:11:08,830
‫- هیچی حالیت نیست
‫- طلاق که تا حالا نگرفتم

259
00:11:08,830 --> 00:11:10,920
‫عین بعضی‌ها،
‫ملت رو دم عروسی قال نمی‌ذارم

260
00:11:10,920 --> 00:11:12,330
‫پشمام

261
00:11:12,330 --> 00:11:15,920
‫گرفتی ما رو؟
‫خوب خودت رو تافته‌ی جدابافته می‌دونی

262
00:11:15,920 --> 00:11:17,210
‫من که همچین چیزی نگفتم

263
00:11:17,210 --> 00:11:18,670
‫جنابعالی هم عین ما درب‌وداغونی!

264
00:11:18,670 --> 00:11:21,550
‫- بله!
‫- نخیر، اصلاً هم نیستم. خیر

265
00:11:22,140 --> 00:11:24,260
‫شوهرت رو که با مایکل جکسون
‫مقایسه می‌کنی

266
00:11:24,260 --> 00:11:26,680
‫- ضایع‌ست. این خودش زنگ خطره
‫- بله! اصلاً می‌فهمی چی میگی؟

267
00:11:26,680 --> 00:11:29,890
‫تازشم، زندگیت بدون ما مزخرفـه

268
00:11:29,890 --> 00:11:31,850
‫بله، دقیقاً. تو کی‌ای که ما رو قضاوت می‌کنی؟

269
00:11:31,850 --> 00:11:35,020
‫بعدشم، حق نداری پاشی بیای
‫یه جایی به اسم میخونه‌ی رِد

270
00:11:35,020 --> 00:11:38,070
‫یه پیرمرد بی‌دندون متصدی بارشـه و
‫همبرگر بدون نون سفارش بدی

271
00:11:38,070 --> 00:11:39,490
‫عارت می‌کنه نون بخوری؟

272
00:11:39,490 --> 00:11:41,780
‫- نخیر. اصلاً
‫- چرا، اتفاقاً. دقیقاً

273
00:11:41,780 --> 00:11:44,870
‫- قشنگ معلومـه همینطوریـه
‫- نه، اصلاً مسئله عار و غیرِ عار نیست

274
00:11:44,870 --> 00:11:46,330
‫واقعاً عارت می‌کنه نون بخوری

275
00:11:46,330 --> 00:11:48,790
‫- عارت می‌کنه
‫- نه. نه، نمی‌کنه! من...

276
00:11:49,450 --> 00:11:52,120
‫باشه، باشه، باشه، باشه

277
00:11:55,040 --> 00:11:56,540
‫راضی شدی؟

278
00:11:56,550 --> 00:11:58,590
‫طبیعیـه. اصلاً هیچ جای کار نمی‌لنگه

279
00:11:58,590 --> 00:12:00,220
‫رفتارت طبیعیـه

280
00:12:00,920 --> 00:12:02,880
‫...کلمه‌ی «غرامت» نهایی میشه و

281
00:12:02,890 --> 00:12:05,800
‫اینکه آیا شرایط پلکانی
‫برای اعضای کمیته‌های مشورتی

282
00:12:05,800 --> 00:12:07,220
‫پذیرفته میشه یا نه،

283
00:12:07,220 --> 00:12:11,520
‫چرا که ممکنـه موضوع رعایت مقررات مطرح بشه.
‫باید مجدد تشکیل...

284
00:12:16,980 --> 00:12:18,280
‫من باید برم دستشویی

285
00:12:37,130 --> 00:12:39,920
خیلی ‫خندیدم. حالا بس کن

286
00:12:43,470 --> 00:12:44,840
‫گفتم بس کن

287
00:12:46,890 --> 00:12:48,140
‫فازت چیـه، داداش؟

288
00:12:49,890 --> 00:12:51,100
‫جدی‌ام

289
00:12:52,100 --> 00:12:54,730
‫شوخیت گرفته؟ وِل‌کُن نیستی؟

290
00:12:54,730 --> 00:12:56,940
‫آهای، داداش. حالت خوبـه؟

291
00:12:58,110 --> 00:13:00,110
‫داشتی سوت می‌زدی؟

292
00:13:00,780 --> 00:13:01,990
‫نه، داشتم می‌ریدم

293
00:13:06,370 --> 00:13:07,740
‫میرم کارم رو تموم کنم، خب؟

294
00:13:16,580 --> 00:13:19,670
‫ظاهراً در مجموع،
‫تعداد خانه‌دارها رو به افزایشـه

295
00:13:19,670 --> 00:13:21,630
‫- مردم...
‫- سم، بمیری!

296
00:13:21,630 --> 00:13:23,340
‫عجب پادکست خرتوخری

297
00:13:23,970 --> 00:13:25,340
‫چی‌پُفه کو؟

298
00:13:25,970 --> 00:13:26,970
‫خوردیش دیگه

299
00:13:26,970 --> 00:13:28,390
‫چی‌پف اصلاً مزه‌ی خاصی نداره

300
00:13:28,390 --> 00:13:30,350
‫صرفاً می‌خوام دهنم بجنبه

301
00:13:30,350 --> 00:13:31,770
‫جون، آره!

302
00:13:33,390 --> 00:13:34,520
‫پشت بازم هست

303
00:13:35,230 --> 00:13:37,270
‫خیلی‌خب. ببخشید.
‫برگردیم سراغ بحث‌مون، دایان.

304
00:13:37,270 --> 00:13:39,110
‫این هم درست شد. خیلی‌خب

305
00:13:39,770 --> 00:13:41,900
‫سرِ ضبط،
‫یه پرستار واسه بچه‌ات بگیر

306
00:13:53,540 --> 00:13:55,330
‫- کسخل شدی؟
‫- هوی!

307
00:13:55,330 --> 00:13:57,000
‫تو کیفِ من چیکار داری؟

308
00:13:57,000 --> 00:13:58,500
‫- چیکار می‌کنی با خودت؟
‫- این پنگوئن منـه!

309
00:13:58,500 --> 00:13:59,830
‫خجالت نمی‌کشی
‫دست کردی تو کیفم؟

310
00:13:59,840 --> 00:14:02,420
‫- دوباره پنگوئن‌بازی‌هاتو شروع کردی؟
‫- آره، همینـه که... چیزه...

311
00:14:02,420 --> 00:14:04,380
‫یه پنگوئن گنده‌ست اصلاً. راضی شدید حالا؟

312
00:14:04,380 --> 00:14:05,460
‫- واسه آشتی‌کنونـه
‫- رسماً...

313
00:14:05,470 --> 00:14:06,880
‫- خل شدی، ویل
‫- خودتی خُل

314
00:14:06,880 --> 00:14:08,430
‫تو یکی که درکم می‌کنی

315
00:14:08,430 --> 00:14:10,510
‫- با دلم تصمیم گرفتم. بله!
‫- نخیر، دلت غلط کرده

316
00:14:10,510 --> 00:14:12,640
‫- غلط نکرده! چی میگی...
‫- این دیگه زیاده‌رویـه!

317
00:14:12,640 --> 00:14:13,760
‫کجاش زیاده‌رویـه؟

318
00:14:13,770 --> 00:14:16,180
‫- خل شدی تو
‫- هدیه‌ی خوب دادن شده خُل‌بازی؟

319
00:14:16,190 --> 00:14:18,270
‫ببین، من حالم بده.
‫عذاب وجدان دارم.

320
00:14:18,270 --> 00:14:19,850
‫دلم نمی‌خواد ازم متنفر باشه، خب؟

321
00:14:19,860 --> 00:14:22,900
‫تا وقتی که این احساسات از
‫این مینی‌ون خارج نشه،

322
00:14:22,900 --> 00:14:25,070
‫هیچ مشکلی ندارن و
‫قابل درک و محترمن

323
00:14:25,070 --> 00:14:26,780
‫منتها نمیشه که
‫عروست رو قال بذاری و

324
00:14:26,780 --> 00:14:28,530
‫بعد با پنگوئن پاشی بری واسه دلجویی.
‫شدنی نیست.

325
00:14:28,530 --> 00:14:30,620
‫دقیقاً نظرم عکسِ توئـه

326
00:14:30,620 --> 00:14:33,330
‫یعنی عروسیت با یکی رو به هم بزنی،
‫دیگه نمیشه بهش هدیه‌ی خوب بدی؟

327
00:14:33,330 --> 00:14:35,330
‫- نمیشه پنگوئن گنده بهش کادو بدی؟
‫- نخیر!

328
00:14:35,330 --> 00:14:38,040
‫- نمیشه اینو بهش بدی
‫- ببینم کی می‌خواد جلوی من رو بگیره!

329
00:14:38,040 --> 00:14:40,330
‫عمراً اگه بذاریم این کارو بکنی.
‫کیتی، از پنجره بندازش بیرون.

330
00:14:40,330 --> 00:14:42,460
‫- نه، هی! نه! نه!
‫- قفل کودک زدی

331
00:14:42,460 --> 00:14:44,130
‫پنگوئنِ لامصبم رو از پنجره ننداز بیرون

332
00:14:44,130 --> 00:14:46,590
‫- ۴۰۰‏ دلار خرج رو دستم گذاشت
‫- نه، پنجره رو باز کن

333
00:14:46,590 --> 00:14:48,130
‫- به صلاح خودتـه
‫- بازش کن

334
00:14:48,130 --> 00:14:49,590
‫نه! شیشه رو نده پایین

335
00:14:49,590 --> 00:14:52,220
‫- دارم همین کارو می‌کنم. ببخشید. یه لحظه
‫- نه، نه. محالـه بذاریم...

336
00:14:52,220 --> 00:14:54,010
‫- بیارش بالا
‫- سیل، بگیرش. سیل!

337
00:14:54,010 --> 00:14:57,520
‫- نمیدم! نخیر!
‫- پنگونم. مال خودمـه!

338
00:14:57,520 --> 00:14:59,600
‫بگیرش! بگیرش!

339
00:15:00,770 --> 00:15:01,900
‫کیرم تو این زندگی!

340
00:15:01,900 --> 00:15:03,360
‫وای، نه!

341
00:15:11,070 --> 00:15:12,910
‫ولی میشه روندِش، نمیشه؟

342
00:15:12,910 --> 00:15:16,040
‫با این وضعیتِ شیشه، نه.
‫شیشه‌اش خیلی خاصـه.

343
00:15:16,750 --> 00:15:17,790
‫خب، میشه عوضش کرد؟

344
00:15:17,790 --> 00:15:19,580
‫۴۸‏ ساعت طول می‌کشه تا سفارش بدیم

345
00:15:19,580 --> 00:15:22,250
‫چی؟ ۴۸ ساعت؟ چه خبره؟!

346
00:15:22,250 --> 00:15:24,960
‫متأسفانه سوای دستمزد هم
‫چهارهزار دلار هزینه داره

347
00:15:24,960 --> 00:15:27,000
‫- خیلی‌خب
‫- تقصیر من نبود ها. محض اطلاع

348
00:15:27,010 --> 00:15:29,420
‫معمولاً بیمه از این دست شیشه‌ها رو
‫پوشش نمیده، ولی

349
00:15:29,420 --> 00:15:30,880
‫نقد قبول می‌کنیم

350
00:15:30,880 --> 00:15:33,180
‫یه مسافرخونه‌ی رِدروف اون طرف هست،
‫می‌تونید پیاده برید

351
00:15:33,180 --> 00:15:35,260
‫مال داداشمـه.
‫بهتون تخفیف هم میده.

352
00:15:35,260 --> 00:15:38,430
‫آها، حالا یه جای دیگه هم ببریم
‫نشونش بدیم

353
00:15:38,430 --> 00:15:42,140
‫کاش می‌شد، ولی قانوناً نمی‌تونم
‫اجازه بدم با این تَرَک از اینجا ببریدش

354
00:15:42,150 --> 00:15:44,980
‫فکر کنم بدون اینکه پلیس جلومون رو بگیره،
‫بتونیم تا یه تعمیرگاه دیگه بریم

355
00:15:44,980 --> 00:15:48,280
‫خیال می‌کنن می‌تونن این لگن رو
‫با این وضعِ شیشه از اینجا ببرن

356
00:15:49,030 --> 00:15:50,610
‫خب، از این خبرها نیست

357
00:15:50,610 --> 00:15:53,200
‫نه امنـه و نه قانونی

358
00:15:53,200 --> 00:15:55,070
‫آره، گفتم که،

359
00:15:55,080 --> 00:15:57,160
‫مسافرخونه‌ی داداشم اون‌ورِ خیابونـه

360
00:15:57,160 --> 00:16:00,370
‫دورِ همون میدون،
‫خواهرم هم رستوران جک‌این‌دِباکس داره

361
00:16:00,370 --> 00:16:01,670
‫سوئیچ دستِ خودم می‌مونه

362
00:16:03,500 --> 00:16:06,380
‫باشه. خب، ما بریم یه صحبتی بکنیم.
‫ولی دست شما درد نکنه.

363
00:16:06,380 --> 00:16:07,960
‫- آره، ممنون
‫- مرسی

364
00:16:10,630 --> 00:16:12,720
‫- چیکار کنیم حالا؟
‫- زنگ می‌زنم چارلی

365
00:16:12,720 --> 00:16:14,800
‫- خودش کارو درمیاره
‫- آره، عالیـه

366
00:16:17,850 --> 00:16:18,850
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام

367
00:16:18,850 --> 00:16:22,520
‫- جاده چطوره؟
‫- خب، چه جالب که پرسیدی

368
00:16:22,520 --> 00:16:25,350
‫به یه مشکل کوچیک برخوردیم

369
00:16:25,360 --> 00:16:27,230
‫مشکل یکی دو تا نیست که

370
00:16:28,320 --> 00:16:29,820
‫اتفاقی افتاده؟
‫سر کار مشکلی پیش اومده؟

371
00:16:30,570 --> 00:16:34,700
‫- سر کار نیستم. اومدم خونه
‫- نه، مامانت طوریش شده؟

372
00:16:34,700 --> 00:16:38,080
‫نه. چرا هِی حرف مامانم رو پیش می‌کشی؟
‫اون حالش خوبـه

373
00:16:38,080 --> 00:16:39,950
‫الان داری چیکار می‌کنی؟

374
00:16:39,950 --> 00:16:42,370
‫رو کاناپه دراز کشیدم

375
00:16:43,370 --> 00:16:44,750
‫به سقف خیره شدم

376
00:16:45,540 --> 00:16:47,420
‫فکر کنم آمادگیشو نداشتم

377
00:16:47,420 --> 00:16:48,590
‫گمونم حق با توئـه

378
00:16:49,510 --> 00:16:52,550
‫شاید واقعاً لازمـه برم مشاوره

379
00:16:53,550 --> 00:16:54,800
‫گفتی تو جاده چی شده؟

380
00:16:55,340 --> 00:16:57,050
‫هیچی. هیچی

381
00:16:57,050 --> 00:16:59,010
‫همه چی روبه‌راهـه. من...

382
00:16:59,010 --> 00:17:00,470
‫به زودی می‌بینمت

383
00:17:00,470 --> 00:17:03,230
‫زود برمی‌گردم خونه. خیلی‌خب. خداحافظ

384
00:17:10,690 --> 00:17:13,070
‫- خیلی‌خب، چارلی چی گفت؟
‫- آره، برنامه چیـه؟

385
00:17:13,820 --> 00:17:15,950
‫- نتونستم بهش بگم. من...
‫- چی؟

386
00:17:15,950 --> 00:17:17,570
‫گمونم...

387
00:17:17,570 --> 00:17:19,540
‫گمونم جدی‌جدی روح‌وروانش از هم پاشیده

388
00:17:20,830 --> 00:17:25,580
‫بهم گفت به‌اجبار مرخصی گرفته،
‫چون به قولِ خودش «آمادگیشو نداره»

389
00:17:25,580 --> 00:17:27,290
‫وای، نه. اوضاع خیطـه

390
00:17:27,290 --> 00:17:29,040
‫آخه...

391
00:17:29,040 --> 00:17:32,300
‫همچین اعترافی خیلی ترسناکـه،
‫چون اون همیشه تکیه‌گاهم بوده و

392
00:17:32,300 --> 00:17:34,090
‫همه چی رو راست و ریس می‌کرده

393
00:17:34,090 --> 00:17:36,180
‫همیشه عین کوه پشتم بوده، خب؟

394
00:17:36,180 --> 00:17:37,760
‫چون گمونم خودم نیاز دارم به همچین مردی

395
00:17:37,760 --> 00:17:39,760
‫برای همین هم نمی‌تونم
‫جریان ماشین رو هم سرش خراب کنم

396
00:17:39,760 --> 00:17:41,220
‫ولی در عین حال... نیاز دارم
‫عین کوه پشتم باشه و

397
00:17:41,220 --> 00:17:43,230
‫سر و تهش رو هم بیاره

398
00:17:45,230 --> 00:17:46,980
‫یا خدا، بدبخت شدیم

399
00:17:46,980 --> 00:17:49,020
‫دیگه زندگی‌مون همینـه.
‫باید تو این شهر زندگی کنیم که

400
00:17:49,020 --> 00:17:50,940
‫کُلش مالِ این مکانیکه‌ست و
‫خواهربرادرهاش

401
00:17:50,940 --> 00:17:53,230
‫- دیگه نمی‌تونیم پامون رو از اینجا بیرون بذاریم
‫- خب، اینجوری‌هام نیست حالا

402
00:17:53,240 --> 00:17:54,320
‫آره

403
00:17:54,320 --> 00:17:55,950
‫آخه من که دارم میرم

404
00:17:55,950 --> 00:17:58,410
‫یه اوبر هفت دقیقه با اینجا فاصله داره.
‫کی فکرشو می‌کرد؟

405
00:17:58,410 --> 00:18:00,530
‫ببین، توی هر رابطه‌ای،

406
00:18:00,530 --> 00:18:02,330
زن و شوهر باید به نوبت عین کوه
‫پشت همدیگه باشن و

407
00:18:02,330 --> 00:18:04,330
‫حالا هم نوبتِ تو شده. همین

408
00:18:04,330 --> 00:18:06,750
‫بلد نیستم عین کوه باشم.
‫نمیشه عین کوه باشم.

409
00:18:06,750 --> 00:18:09,170
‫معلومـه که می‌تونی عین کوه باشی،
‫شک نکن که می‌تونی

410
00:18:09,170 --> 00:18:12,170
‫فقط از خودت بپرس
‫چارلی بود چیکار می‌کرد الان؟

411
00:18:13,300 --> 00:18:15,220
‫یحتمل یه عالمه پودر پروتئین می‌خورد

412
00:18:16,090 --> 00:18:17,090
‫خیلی‌خب

413
00:18:18,590 --> 00:18:20,260
‫- چیکار می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم

414
00:18:21,180 --> 00:18:23,260
‫ببخشید، همین الان مینی‌ون‌ام رو بدید برم

415
00:18:23,270 --> 00:18:24,390
‫باشه

416
00:18:24,390 --> 00:18:27,480
‫اگه نقد کم داری،
‫برو سمساری تهِ خیابون

417
00:18:27,480 --> 00:18:28,730
‫مالِ ناپدریمـه

418
00:18:28,730 --> 00:18:30,230
‫نخیر، خبری از پول نیست

419
00:18:30,230 --> 00:18:31,980
‫من فقط می‌خوام... فقط پس...

420
00:18:31,980 --> 00:18:37,650
‫من فقط می... و ازتون می‌خوام
‫ماشینم رو پس بدید

421
00:18:37,650 --> 00:18:39,860
‫ممکنـه ماشینم رو... داشته...

422
00:18:39,870 --> 00:18:41,200
‫مگه اینکه قصدتون کلاهبرداریـه

423
00:18:41,200 --> 00:18:43,830
‫چی گفتی؟
‫رسماً یه کلمه هم نفهمیدم

424
00:18:43,830 --> 00:18:45,200
‫ما قصدمون کمکـه، خانم

425
00:18:45,200 --> 00:18:47,160
‫- من... ماشینم رو پس بدید
‫- نمیشه

426
00:18:47,160 --> 00:18:48,830
‫- ماشینم رو بدید
‫- گفتم که،

427
00:18:48,830 --> 00:18:51,040
‫نمیشه اجازه بدم
‫با همچین تَرَکی رانندگی کنید

428
00:19:07,980 --> 00:19:09,230
‫ظاهراً مشکل تَرَک هم برطرف شد

429
00:19:09,230 --> 00:19:11,600
‫- عجب غوغایی کردی
‫- بریم

430
00:19:11,610 --> 00:19:12,730
‫- عالی بود
‫- ترکوندی!

431
00:19:12,730 --> 00:19:14,900
‫- تیمارستانیِ کسخل
‫- محشر بود

432
00:19:14,900 --> 00:19:16,070
‫- آره
‫- کوه‌بودنت رو ثابت کردی

433
00:19:16,070 --> 00:19:17,940
‫- ایول!
‫- لعنتی، نمیشه سوار شد حالا

434
00:19:17,950 --> 00:19:20,320
‫- پُرِ شیشه شکسته‌ست
‫- همه جا شیشه ریخته

435
00:19:20,320 --> 00:19:21,570
‫- خطرناکـه
‫- زخم و زیلی میشیم

436
00:19:23,030 --> 00:19:24,950
‫جاروبرقی دارید بهمون قرض بدید؟

437
00:19:37,130 --> 00:19:38,630
‫کسی هوسِ نوشیدنی نکرده؟

438
00:19:47,140 --> 00:19:48,140
‫دارم چیکار می‌کنم؟

439
00:19:49,770 --> 00:19:50,770
‫چی؟

440
00:19:51,480 --> 00:19:53,060
‫این سفر رو میگم

441
00:19:54,400 --> 00:19:56,610
‫الان که نمی‌تونم با جنا برم همایش

442
00:19:56,610 --> 00:19:58,780
‫- دیوونگی محضـه
‫- آره

443
00:19:59,740 --> 00:20:00,740
‫آره

444
00:20:01,700 --> 00:20:02,700
باید این پرونده رو برای همیشه ببندم

445
00:20:08,450 --> 00:20:09,830
‫سلام، ویل زیسمن هستم،

446
00:20:09,830 --> 00:20:12,620
‫می‌خوام رسماً استعفای خودم رو اعلام کنم

447
00:20:12,620 --> 00:20:14,170
‫گور بابای این شغل، من استعفا میدم

448
00:20:14,920 --> 00:20:17,500
‫خب، فرم پ۴۵ از کجا بگیرم؟

449
00:20:18,380 --> 00:20:21,130
‫عالیـه. باشه. نه، فقط...
‫آره، یه لحظه.

450
00:20:21,130 --> 00:20:23,470
‫آروم‌تر، اجازه بدید...
‫می‌ذارم روی بلندگو. یه لحظه.

451
00:20:23,470 --> 00:20:24,970
‫- بذارید... بله
‫- خودکار می‌خوای؟

452
00:20:24,970 --> 00:20:26,890
‫- ردیفـه. خیلی‌خب، رو بلندگویید
‫- خیلی‌خب

453
00:20:26,890 --> 00:20:28,930
‫دارم توی گوشیم یادداشت می‌کنم.
‫بفرمایید.

454
00:20:28,930 --> 00:20:31,560
‫- چرا به کیتی پیام نمیدید؟ آره
‫- می‌تونم براش ایمیل بزنم

455
00:20:31,560 --> 00:20:33,730
‫ببخشید، یکی‌تون وُیس بگیره

456
00:20:33,730 --> 00:20:35,900
‫بذار من... من تو یادداشت‌هام

457
00:20:35,900 --> 00:20:37,400
‫تو... خیلی‌خب. ولی می‌شد پیام...

458
00:20:37,400 --> 00:20:39,860
‫- اگه پیام بذاری...
‫- وبسایت منابع انسانی رو گوگل می‌کنم و...

459
00:20:39,860 --> 00:20:40,940
‫- نه، این کارو نکن
‫- چی؟

460
00:20:40,940 --> 00:20:42,650
‫صداتون رو ضبط می‌کنم

461
00:20:42,650 --> 00:20:44,110
‫- وایسا من ویس می‌گیرم
‫- آره، آره

462
00:20:44,110 --> 00:20:45,620
‫- وایسا... تا صدای تو رو ضبط می‌کنم
‫- آره

463
00:20:45,620 --> 00:20:46,820
‫- بگید
‫- باشه

464
00:20:46,830 --> 00:20:49,200
‫- اومد. سلام
‫- خیلی‌خب، قبول کرد؟

465
00:20:49,200 --> 00:20:50,950
‫آره، با یه قیمت عالی

466
00:20:50,950 --> 00:20:52,460
‫- محشره
‫- دست مریزاد!

467
00:20:52,460 --> 00:20:54,330
‫تجهیزات آبجوسازی رِد رو
‫می‌خوای چیکار کنی حالا؟

468
00:20:54,330 --> 00:20:56,670
‫نمی‌دونم. یه فکری می‌کنم حالا.
‫ولی عجب حس‌وحالی داره.

469
00:20:56,670 --> 00:20:58,630
‫- انرژیش خوبـه. آره
‫- جدی؟

470
00:20:58,630 --> 00:21:00,840
‫- آره، صددرصد. صددرصد
‫- آره، جدی

471
00:21:00,840 --> 00:21:02,380
‫حرکت بعدیِ رِد چیـه حالا؟

472
00:21:02,380 --> 00:21:05,720
‫گفت قراره پُخت و پخش شیشه راه بندازه

473
00:21:06,890 --> 00:21:08,220
‫نه، جدی برنامه‌اش چیـه؟

474
00:21:08,220 --> 00:21:09,770
‫می‌خواد شیشه تولید کنه و بفروشه

475
00:21:10,350 --> 00:21:12,100
‫- ایول. صحراست دیگه
‫- آره، آره

476
00:21:12,100 --> 00:21:13,180
‫تو صحرا وقتِ آزاد زیاده

477
00:21:13,190 --> 00:21:15,440
‫- کار خاصی برای انجام دادن نیست
‫- نه، چرا خب؟

478
00:21:15,440 --> 00:21:18,810
‫خب، این مینی‌ون به اندازه‌ی کافی بزرگ هست که
‫همه‌ی تجهیزات رو بار بزنیم یا...

479
00:21:18,820 --> 00:21:20,730
‫نه، باید کامیونی چیزی بگیرم

480
00:21:20,730 --> 00:21:22,070
‫من می‌تونم بمونم و کمک بدم

481
00:21:22,070 --> 00:21:24,240
‫- امشب سم پیشم نیست
‫- عالیـه، آره. خوبـه

482
00:21:24,240 --> 00:21:26,610
‫من هم می‌تونم کمک کنم.
‫به چارلی میگم یکم دیر برمی‌گردم.

483
00:21:26,620 --> 00:21:28,870
‫- ایول
‫- نه، نیازی نیست. با کیتی حلش می‌کنیم

484
00:21:28,870 --> 00:21:31,200
‫تو برگرد پیش چارلی. اون مهم‌تره

485
00:21:31,200 --> 00:21:33,750
‫مطمئنید؟ دلم نمی‌خواد
‫توی صحرا ولتون کنم

486
00:21:33,750 --> 00:21:35,620
‫- نه، نگران ما نباش
‫- آره، برو

487
00:21:35,620 --> 00:21:36,960
‫برو پیشِ چارلی

488
00:21:39,130 --> 00:21:41,750
‫- باشه پس
‫- آره. عالیـه

489
00:21:41,760 --> 00:21:42,920
‫- خیلی‌خب
‫- بریم

490
00:21:42,920 --> 00:21:44,970
‫وایسا نشونت بدم
‫چقدر می‌تونم آبجو بخورم

491
00:21:44,970 --> 00:21:46,380
‫- یه نفس
‫- وای، مشتاقم ببینم

492
00:21:46,390 --> 00:21:48,300
‫- باید از شرِ اون همه آبجو خلاص بشن
‫- شیر رو باز می‌کنم و

493
00:21:48,300 --> 00:21:50,510
یه ضرب می‌زنم بر بدن
(میخانه‌ی رد وولف)

494
00:21:50,534 --> 00:22:00,534
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

495
00:22:00,558 --> 00:22:10,558
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

