﻿1
00:00:04,636 --> 00:00:14,636
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:14,800 --> 00:00:17,050
‫عزیزم، هنوز که ساعت ۷ نشده

3
00:00:17,140 --> 00:00:18,600
‫میشه پیشت بخوابم مامان؟

4
00:00:19,930 --> 00:00:20,930
‫باشه، بیا

5
00:00:28,440 --> 00:00:31,150
‫چرا یه سفینه فضایی توی حیاط پشتی‌مونـه؟

6
00:00:32,110 --> 00:00:33,900
‫عزیزم، خواب دیدی

7
00:00:34,490 --> 00:00:36,870
‫نه. خواب نبود

8
00:00:36,950 --> 00:00:38,910
‫واقعاً یه چیزی توی حیاط پشتی‌مونـه

9
00:00:50,880 --> 00:00:52,090
‫نگاه کن

10
00:00:55,090 --> 00:00:57,010
‫خب این یکی دیگه جدیده!

11
00:00:57,034 --> 00:01:03,034
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

12
00:01:03,114 --> 00:01:05,112
‫« عشقِ افلاطونی »
‫« فصل دوم، قسمت هفتم »

13
00:01:16,860 --> 00:01:18,530
‫سوفیا عین یه آدم سمّی می‌مونه

14
00:01:18,620 --> 00:01:20,660
‫و کلِ بچه‌ها رو انداخته به جونِ هم

15
00:01:20,740 --> 00:01:22,700
‫ولی هروقت می‌خوام قضیه رو با
‫اولیویا، ویوین و اَدی درمیون بذارم

16
00:01:22,790 --> 00:01:24,120
‫میفتن سر لجبازی و کَل کَل...

17
00:01:24,200 --> 00:01:26,870
‫دخترم، تا حالا به این فکر کردی که
‫مستقیم بری سراغ خودِ سوفیا

18
00:01:26,960 --> 00:01:28,460
‫و صادقانه و با عشق باهاش حرف بزنی؟

19
00:01:30,340 --> 00:01:32,050
‫بابا دوباره داره حرف‌های
‫مشاورش رو تکرار می‌کنه

20
00:01:32,130 --> 00:01:34,800
‫خب اگه خواسته‌هات رو شفاف

21
00:01:34,880 --> 00:01:36,340
‫و با عشق به کسی بگی

22
00:01:36,430 --> 00:01:38,390
‫همین برای طرفِ مقابلت کفایت می‌کنه

23
00:01:38,470 --> 00:01:40,260
‫- آخه تو سوفیا رو نمی‌شناسی
‫- یه سلیطه‌ی تمام عیاره

24
00:01:40,350 --> 00:01:42,100
‫فرانسیس!
‫ولی خدایی سلیطه‌ست!

25
00:01:42,180 --> 00:01:43,600
‫سوفیا خیلی جذابـه

26
00:01:43,680 --> 00:01:46,060
‫سایمون، بعداً می‌فهمی که
‫این دوتا ویژگی رابطه‌ی مستقیمی دارن

27
00:01:46,140 --> 00:01:49,900
‫خب شاید سوفیا هم به مشاوره نیاز داشته باشه.
‫برای من که خیلی اثر داشته.

28
00:01:49,980 --> 00:01:51,440
‫سر کار به روال عادیم برگشتم

29
00:01:51,520 --> 00:01:54,860
‫و همش به لطف تشویق‌های مامان‌تون بود

30
00:01:54,940 --> 00:01:56,990
‫یعنی واقعاً مشاوره آدم رو از سلیطه‌بودن
‫نجات میده؟

31
00:01:57,070 --> 00:01:58,320
‫فکر نکنم!

32
00:01:58,410 --> 00:01:59,450
‫آره

33
00:01:59,530 --> 00:02:00,950
‫وای یا خدا!

34
00:02:01,030 --> 00:02:02,620
‫داداش، امکان نداره!

35
00:02:02,700 --> 00:02:04,370
‫این دیگه کیه؟ اینجا چه خبره؟

36
00:02:06,160 --> 00:02:09,750
‫خب این مسائل مربوط به آدم بزرگ‌هاست

37
00:02:09,830 --> 00:02:11,250
‫می‌ذاریم راحت باشن و خلوت کنن

38
00:02:11,340 --> 00:02:13,590
‫- جون بابا!
‫- سایمون، این مدل تیکه‌ها دیگه خز شده

39
00:02:13,670 --> 00:02:15,340
‫موهاش که خیلی قشنگـه

40
00:02:15,420 --> 00:02:17,550
‫عزیزم، میشه تا دم ماشین همراهم بیای؟

41
00:02:17,630 --> 00:02:20,390
‫- باید ناهارِ میو رو حاضر کنم...
‫- زیاد طول نمی‌کشه

42
00:02:21,680 --> 00:02:22,680
‫باشه

43
00:02:26,680 --> 00:02:29,270
‫عزیزم ویل خیلی زود از اینجا میره. قول میدم

44
00:02:29,350 --> 00:02:32,110
‫خوبه. خوبه. خوشحالم هم‌نظریم چون

45
00:02:32,190 --> 00:02:36,150
‫بذار رک و با عشق بگم

46
00:02:36,240 --> 00:02:39,280
‫- باید از اینجا بره
‫- آره. باید بره. با عشق

47
00:02:39,360 --> 00:02:40,990
‫- باشه. خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

48
00:02:41,070 --> 00:02:45,200
‫راستی دوست داشتم

49
00:02:45,950 --> 00:02:48,750
‫جلسه بعدی مشاوره‌ام رو باهم بریم

50
00:02:50,460 --> 00:02:51,460
‫باشه. حله

51
00:02:51,540 --> 00:02:54,130
‫یه سری موضوعات هست که
‫می‌خوام باهات در میون بذارم

52
00:02:54,210 --> 00:02:57,710
‫و به نظرم اگه جلوی مشاورم بهت بگم،
‫مفید و سازنده میشه

53
00:02:57,800 --> 00:03:00,550
‫- باشه. باشه. ردیفه
‫- خوبه. خوبه

54
00:03:00,630 --> 00:03:02,220
‫- روالـه
‫- عالیه. مرسی. باشه

55
00:03:02,300 --> 00:03:03,550
‫خیلی‌خب دیگه

56
00:03:03,640 --> 00:03:05,930
‫فقط واسه آمادگی می‌پرسم

57
00:03:06,010 --> 00:03:08,390
‫چیزی هست که باید بهش فکر کنم؟

58
00:03:08,480 --> 00:03:12,270
‫با عشق می‌پرسم. نکته یا موضوعِ مهمی هست؟

59
00:03:12,350 --> 00:03:16,480
‫آهان ببخشید. زیادی روی دیدگاه
‫و نظرِ خودم مانور دادم

60
00:03:16,570 --> 00:03:18,440
‫نه، اصلاً چیز خاصی نیست

61
00:03:18,530 --> 00:03:22,280
‫صرفاً یه سری موضوعات ساختاریه،
‫مثل تعادل بین کار رو زندگی

62
00:03:22,360 --> 00:03:25,330
‫نقش من در مقابل نقش تو

63
00:03:25,410 --> 00:03:27,620
‫و یه سری چرخه بازخورد منفی احتمالی

64
00:03:27,700 --> 00:03:29,450
‫حرف‌هایی که خیلی وقت پیش باید می‌زدیم

65
00:03:29,540 --> 00:03:30,750
‫آره. عالی

66
00:03:31,460 --> 00:03:33,630
‫- باشه. دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

67
00:03:39,170 --> 00:03:41,840
‫باشه. کامل متوجه شدم.
‫میرم دنبال خونه.

68
00:03:41,930 --> 00:03:45,470
‫- ببین. همین الان دارم می‌گردم
‫- باشه. خوبه. آره

69
00:03:45,550 --> 00:03:48,100
‫نمی‌دونم چی پیش خودت فکر کردی که
‫غنیمت‌های جنسیت رو

70
00:03:48,180 --> 00:03:51,190
‫گذاشتی جلو چشم بچه‌ها.
‫خلاصه که خودت مسبب این اوضاع شدی.

71
00:03:51,270 --> 00:03:53,730
‫صرفاً یه خانم بود. غنیمتِ جنگی نبود

72
00:03:53,810 --> 00:03:55,400
‫- به زور که نیاوردمش
‫- خب...

73
00:03:55,480 --> 00:03:57,860
‫با لشکرکشی مجبورش نکردم باهام بخوابه

74
00:03:57,940 --> 00:03:59,610
‫با میل خودش بود

75
00:03:59,690 --> 00:04:01,820
‫خیلی‌خب. بیخیال.
‫میشه اینجا رو یکم جمع‌وجور کنی؟

76
00:04:01,900 --> 00:04:03,700
‫عین فاحشه‌خونه شده

77
00:04:03,780 --> 00:04:04,950
‫حرمت تختخوابم رو نگه دار

78
00:04:05,030 --> 00:04:06,700
‫هر چی تو بگی، چهار دیواری اختیاری

79
00:04:06,780 --> 00:04:08,330
‫آپارتمان پیدا کردی، بهم خبر بده

80
00:04:08,410 --> 00:04:11,460
‫و میشه لطفاً زیرلیوانی هم بذاری؟

81
00:04:11,540 --> 00:04:13,540
‫- باشه حتماً
‫- بذارش زیر لیوان قهوه‌ات

82
00:04:13,620 --> 00:04:16,290
‫- لطفاً بذار... لطفاً
‫- باشه. آهان

83
00:04:16,380 --> 00:04:18,710
‫- بسه. خیلی‌خب. میشه...
‫- آره. باشه

84
00:04:18,800 --> 00:04:21,130
‫اگه این میز برات مهم بود،
‫نمی‌ذاشتیش توی واحد مهمانت

85
00:04:21,220 --> 00:04:22,720
‫می‌ذاشتی توی خونه‌ی اصلیت
‫کنار خرت‌وپرت‌هات

86
00:04:22,800 --> 00:04:25,010
‫- من به مهمون‌هام احترام می‌ذارم
‫- باشه

87
00:04:25,840 --> 00:04:28,680
‫آهان آره. یه سوالی داشتم

88
00:04:28,760 --> 00:04:31,180
‫تو و جنا مشاوره ازدواج رفتین؟

89
00:04:31,810 --> 00:04:34,690
‫نه. من و آدری یه بار رفتیم
‫پیش زوج‌درمانگر و

90
00:04:34,770 --> 00:04:36,190
‫فاجعه شد

91
00:04:36,270 --> 00:04:42,820
‫گفتن اونجا فضای امنیه و منم
‫اعتراف کردم یه بار رفتم پیِ زن‌بازی

92
00:04:42,900 --> 00:04:46,110
‫نتیجه‌اش شد طلاق
‫و الانم توی واحد مهمانِ شما زندگی می‌کنم

93
00:04:46,200 --> 00:04:48,030
‫پس خلاصه نتیجه‌ی مطلوبی نداشت

94
00:04:48,120 --> 00:04:51,830
‫آره. مشخصـه که از اون اعتراف‌های
‫پُر از ریسکه که ممکنه نتیجه بده

95
00:04:51,910 --> 00:04:55,330
‫راستش رو بخوای پُر ریسک و بدون نتیجه بود

96
00:04:55,420 --> 00:04:57,420
‫چرا؟ مگه تو و چارلی... همه‌چی مرتبـه؟

97
00:04:57,500 --> 00:04:59,590
‫آره بابا. فقط...

98
00:04:59,670 --> 00:05:05,090
‫دوستم ازم پرسیده بود و
‫دارم براش نظرسنجی می‌کنم

99
00:05:06,430 --> 00:05:09,760
‫دوستت گفت از جمع دوست‌هات نظرخواهی کنی

100
00:05:09,850 --> 00:05:12,560
‫که بره زوج‌درمانی یا نه؟

101
00:05:12,640 --> 00:05:15,480
‫- آره. دقیقاً. آره
‫- عالی. کاملاً منطقیـه

102
00:05:16,600 --> 00:05:18,860
‫خب من دیگه میرم بچه‌ها رو ببرم مدرسه

103
00:05:18,940 --> 00:05:21,860
‫میشه منم همراهتون بیام؟

104
00:05:21,940 --> 00:05:23,110
‫می‌خوای مدرسه بچه‌هام رو ببینی؟

105
00:05:24,070 --> 00:05:25,490
‫نه. با کیتی اونجا قرار دارم

106
00:05:25,570 --> 00:05:27,110
‫قراره کمکم کنه پروفایل دوست‌یابیم رو
‫ردیف کنم

107
00:05:27,200 --> 00:05:28,450
‫آهان. باشه

108
00:05:28,530 --> 00:05:31,160
‫تا بتونم غنیمت‌هام رو بیشتر کنم

109
00:05:33,370 --> 00:05:36,250
‫هدف از مشاوره فقط این بود که
‫ماجرای جپردی رو فراموش کنه

110
00:05:36,330 --> 00:05:38,750
‫نه که کل زندگی مشترک‌مون بره زیر ذره‌بین

111
00:05:38,830 --> 00:05:40,250
‫خب مشاوره همین‌جوریه دیگه

112
00:05:40,340 --> 00:05:41,670
‫جو به خاطر ترسش از پرواز رفت مشاوره

113
00:05:41,750 --> 00:05:44,010
‫شش ماه بعدش داشتیم
‫درخواست طلاق می‌دادیم

114
00:05:44,090 --> 00:05:46,260
‫مشاوره عین این می‌مونه که
‫با علائم سرماخوردگی بری دکتر

115
00:05:46,340 --> 00:05:47,970
‫و بفهمی سرطان مرحله چهار داری

116
00:05:48,050 --> 00:05:49,850
‫- اوضاع اونقدرها هم خراب نیست
‫- خراب میشه

117
00:05:49,930 --> 00:05:52,680
‫فکر کردی چون خیلی از
‫زندگی‌تون راضیـه گفته همراهش بری؟

118
00:05:52,760 --> 00:05:55,600
‫احتمالاً یا می‌خواد جدا بشه

119
00:05:55,680 --> 00:05:58,730
‫یا می‌خواد کسِ دیگه‌ای رو وارد
‫رابطه‌تون کنه یا شایدم همجنس‌گرا باشه

120
00:05:58,810 --> 00:06:00,650
‫- فهمیدم. فهمیدم
‫- شایدم یه خانواده‌ی دیگه داشته باشه

121
00:06:00,730 --> 00:06:04,150
‫ یا شاید یه پولی جایی قایم کرده باشه.
‫این یکی خوبه و خیلی رایجـه.

122
00:06:04,230 --> 00:06:07,490
‫- یا اصلاً شاید بهت سفلیس داده باشه
‫- ولش کن

123
00:06:07,570 --> 00:06:10,200
‫خیلی‌خب. چه خبر از لا سینگا هاسینداس؟

124
00:06:10,280 --> 00:06:13,450
‫نتونستم رزروش کنم.
‫پس همون شراتون رو می‌گیریم.

125
00:06:13,540 --> 00:06:16,160
‫خیلی بی‌روح و دلگیره و کسی رو
‫غافلگیر نمی‌کنه ولی

126
00:06:16,250 --> 00:06:18,710
‫تنها جاییـه که ظرفیتِ این همه وکیل رو داره

127
00:06:18,790 --> 00:06:21,563
‫وای چقدر دستشویی‌های اینجا کوچیکه

128
00:06:21,610 --> 00:06:23,944
‫خیلی عجیبه. کاسه توالتش تقریباً ۵ سانت
‫با زمین فاصله داره

129
00:06:23,969 --> 00:06:25,960
‫چون سرویس بهداشتی مهدکودکـه

130
00:06:26,050 --> 00:06:29,680
‫پس بگو چرا همه‌جا رو شاش برداشته بود

131
00:06:29,760 --> 00:06:32,600
‫- «اگه نخوای، گیرت نمیاد»
‫- مرسی دختر!

132
00:06:32,680 --> 00:06:35,310
‫شعارم داره توی مدرسه دهن به دهن می‌چرخه

133
00:06:35,390 --> 00:06:36,890
‫«اگه نخوای، گیرت نمیاد»

134
00:06:36,980 --> 00:06:39,350
‫آره یعنی تا خودت نخوای، چیزی نصیبت نمیشه

135
00:06:39,440 --> 00:06:42,770
‫شرکت مامان‌رئیس داره به صورت جدی
‫با سایت تیشرت با طرح دلخواه مذاکره می‌کنه

136
00:06:42,795 --> 00:06:44,210
‫تا این شعار رو بزنه روی تیشرت
‫و این چیزها

137
00:06:44,235 --> 00:06:45,860
‫منظورت از مذاکرات جدی،
‫ایمیل زدن به شرکت تیشرتـه؟

138
00:06:45,940 --> 00:06:47,400
‫«اگه نخوای، گیرت نمیاد»

139
00:06:47,490 --> 00:06:48,860
‫- واقعاً خوشم اومد
‫- مرسی

140
00:06:48,950 --> 00:06:51,410
‫- چون واقعاً تا نخوای، چیزی گیرت نمیاد
‫- دقیقاً

141
00:06:51,490 --> 00:06:53,450
‫- ولی اگه بخوای شاید بی‌نصیب نمونی
‫- آره

142
00:06:53,530 --> 00:06:55,080
‫خیلی‌خب، یعنی جدی داری تأییدش می‌کنی؟

143
00:06:55,160 --> 00:06:57,660
‫آخه هوشمندانه‌ست.
‫کوله باری از دانش و تجربه‌ داره.

144
00:06:57,750 --> 00:06:59,790
‫- تازه پروفایل دوست‌یابی منم ردیف کرد
‫- مرسی!

145
00:06:59,870 --> 00:07:01,790
‫- خیلی بهتر شده. ببین
‫- بده ببینم

146
00:07:01,880 --> 00:07:04,710
‫- باشه
‫- خیلی‌خب. عاشقشم. عاشقشم. چه بامزه!

147
00:07:05,590 --> 00:07:08,090
‫- اینا حداقل مال ۱۵ سال پیشـه
‫- آره

148
00:07:08,170 --> 00:07:10,023
‫چه اشکالی نداره؟ همه همین کار رو می‌کنن.
‫عکسِ منو ببین.

149
00:07:11,510 --> 00:07:13,100
‫پشت سرت تابلوی کارزار گور-لیبرمنـه

150
00:07:11,510 --> 00:07:13,110
‫{\an8}(کارزار ریاست‌جمهوری مربوط به سال ۲۰۰۰)

151
00:07:13,180 --> 00:07:15,390
‫- خاک بر سرم. باید با فتوشاپ حذفش کنم
‫- ولی خوب افتادی

152
00:07:15,470 --> 00:07:17,220
‫- سلام بچه‌ها!
‫- سلام دایان

153
00:07:17,310 --> 00:07:20,730
‫- پادکستت غوغا کرد
‫- وای مرسی دایان

154
00:07:20,810 --> 00:07:23,770
‫چیزی که خیلی خوشم اومد این بود که
‫کاملاً رها و بدون چارچوب بود

155
00:07:23,860 --> 00:07:26,730
‫انگار همون لحظه فی‌البداهه تصمیم می‌گرفتی
‫راجع‌به چی حرف بزنی

156
00:07:26,820 --> 00:07:29,900
‫ - ممنون
‫- دایان، ویل دنبال یه واحد آپارتمانـه

157
00:07:29,990 --> 00:07:31,950
‫بله. درسته

158
00:07:32,030 --> 00:07:35,080
‫ویژگی خاصی مدنظرته؟
‫محله‌ی خاصی باشه؟

159
00:07:35,160 --> 00:07:37,870
‫نوچ! هیچ شرط و محله‌ای مدنظرش نیست.
‫عملاً هرجا شد، شد.

160
00:07:37,950 --> 00:07:40,000
‫- حالا نه هرجایی ولی...
‫- چرا، هرجایی

161
00:07:40,080 --> 00:07:43,380
‫هرجایی که سقف داشته باشه، خالی باشه
‫و واحد مهمانِ من نباشه، ردیفـه

162
00:07:43,460 --> 00:07:45,420
‫یه‌جوری میگه انگار قاتل سریالی‌ام

163
00:07:45,500 --> 00:07:47,300
‫تنها مشکلش اینه که یکم دستش تنگـه

164
00:07:47,380 --> 00:07:48,380
‫آهان. مشخصـه

165
00:07:48,460 --> 00:07:51,130
‫- همین پیرهنم ۴۰۰ دلار می‌ارزه
‫- برای همینه بی‌پولـه

166
00:07:51,220 --> 00:07:53,590
‫مشخصاتت رو می‌گیرم و بعد باهات تماس می‌گیرم

167
00:07:53,680 --> 00:07:55,390
‫- عالیه
‫- فعلاً عجله دارم

168
00:07:55,470 --> 00:07:59,020
‫میرم یه خونه دوبلکس توی ساحل ونیز رو ‫به یه
آدم معروف نشون بدم که نمی‌تونم اسمش رو بگم

169
00:07:59,100 --> 00:08:02,520
‫ولی با «شمارلیز ترون» هم‌قافیه‌ست

170
00:08:03,730 --> 00:08:05,060
‫بای‌بای!

171
00:08:06,060 --> 00:08:09,110
‫حتی به خودش زحمت نداد بخشِ «ترون»ـش
‫رو هم عوض کنه

172
00:08:09,190 --> 00:08:12,530
‫خرپول‌ها کلاً تنبلن.
‫مفت‌خوری بهشون ساخته.

173
00:08:13,160 --> 00:08:15,870
‫شمارلیز ترون کیه؟ چارلی شین رو میگه؟

174
00:08:16,990 --> 00:08:19,540
‫نه. همون که بابتِ فیلم «شمانستر» اسکار گرفت
‫(مانستر = هیولا)

175
00:08:20,160 --> 00:08:21,540
‫هلی بری؟

176
00:08:21,620 --> 00:08:23,460
‫اون «شمانسترز بال» بود
‫(مهمانی هیولا)

177
00:08:25,170 --> 00:08:26,460
‫خب همینطور که می‌بینی

178
00:08:26,540 --> 00:08:27,790
‫- ظاهرش ساده‌ست ولی...
‫- آره

179
00:08:27,880 --> 00:08:30,630
‫صاحب‌خونه خیلی آدم نازنینیـه

180
00:08:30,710 --> 00:08:32,380
‫اونم عین خودت سابقه‌داره

181
00:08:33,380 --> 00:08:34,890
‫من سابقه‌دار نیستم

182
00:08:34,970 --> 00:08:36,050
نیستی؟

183
00:08:36,140 --> 00:08:38,180
‫شرمنده. من همچین حسی ازت گرفتم

184
00:08:38,930 --> 00:08:40,970
‫- خیلی هم عالی. مرسی
‫- گفتی چیکاره‌ای؟

185
00:08:41,060 --> 00:08:44,020
‫آبجوسازم. قبلاً توی جانی ۶۶
‫واسه خودم کسی بودم

186
00:08:44,100 --> 00:08:45,940
‫- چه عالی
‫- آره

187
00:08:46,610 --> 00:08:47,810
‫همین‌جا خوبـه

188
00:08:48,400 --> 00:08:50,110
‫راستش دنبال یه فضای تجاری‌ام

189
00:08:50,190 --> 00:08:52,320
‫که یه بارِ کوچیک بزنم.
‫البته اگه جایی رو سراغ داری.

190
00:08:57,240 --> 00:08:59,280
‫- ایول. آره. خیلی قشنگه
‫- قشنگه، نه؟

191
00:09:03,290 --> 00:09:07,000
‫خب اینجا یه ساختمون قدیمیه که سال ۱۹۲۲
‫ساخته شده

192
00:09:07,080 --> 00:09:11,590
‫و این پاسیو هم شاملشـه و مجوز
‫استفاده برای رستوران فضای باز هم داره

193
00:09:11,670 --> 00:09:13,630
‫- وای. محشره
‫- یه نکته‌ی جالب

194
00:09:13,720 --> 00:09:17,180
‫- اینجا یه زمانی اردوگاه حبس بوده
‫- پشمام

195
00:09:17,260 --> 00:09:21,100
‫نمای آجری، دوتا سرویس بهداشتی استاندارد،

196
00:09:21,180 --> 00:09:23,640
‫پشت بوم، رفت‌وآمد زیاد

197
00:09:23,730 --> 00:09:27,480
‫و دسترسی راحت به ال‌اِی لایو و
‫منطقه‌ی هنری شهر

198
00:09:27,560 --> 00:09:30,690
‫راستش رو بخوای اجاره‌ی مِلک مشابه اینجا
‫دو برابره

199
00:09:30,770 --> 00:09:32,530
‫بهتر از این گیرت نمیاد

200
00:09:32,610 --> 00:09:34,240
‫آره. اجاره‌ی ماهیانه‌اش واقعاً همینه؟

201
00:09:34,320 --> 00:09:36,660
‫- آره، درسته
‫- خب چرا اینقدر پایینه؟

202
00:09:36,740 --> 00:09:40,030
‫اینجا قبلاً رستوران وگان راسل برند بوده

203
00:09:41,790 --> 00:09:44,750
‫پس واسه همینه که بوی حمص
‫و اتهام‌های آزار جنسی میاد

204
00:09:44,830 --> 00:09:46,290
‫- آره. آدم ناجوریـه
‫- آره

205
00:09:47,290 --> 00:09:49,040
‫- وای
‫- منظره رو داشته باش

206
00:09:49,130 --> 00:09:52,500
‫آره خداییش جون میده برای بارِ نکبتیم

207
00:09:52,590 --> 00:09:54,010
‫برای چیت؟

208
00:09:54,090 --> 00:09:55,920
‫بارم. آره

209
00:09:56,010 --> 00:09:57,470
‫خب قراردادش رو ببندیم؟

210
00:09:58,470 --> 00:10:01,470
‫خیلی دوست داشتم بگم آره ولی الان
‫بیشتر دنبال آپارتمانم

211
00:10:01,560 --> 00:10:03,720
‫و بعید می‌دونم از پس هزینه‌های جفتش
‫بربیام

212
00:10:03,810 --> 00:10:06,230
‫باشه. شماره‌ات رو که دارم. پیگیری می‌کنم.

213
00:10:06,890 --> 00:10:08,730
‫- واقعاً این کار رو می‌کنی؟
‫- حتماً

214
00:10:08,810 --> 00:10:09,810
‫مرسی

215
00:10:10,400 --> 00:10:11,900
‫عجب منظره‌ای!

216
00:10:11,980 --> 00:10:13,440
‫غروب‌هاش رو ببینی چی میگی!

217
00:10:16,400 --> 00:10:18,160
‫مامان فردی اینجا چیکار می‌کنه؟

218
00:10:18,240 --> 00:10:19,910
‫یا خدا!

219
00:10:19,990 --> 00:10:21,070
‫دایان!

220
00:10:22,280 --> 00:10:24,450
‫- وای خدای من!
‫- سلام

221
00:10:24,540 --> 00:10:26,080
‫خوشحالم می‌بینمت!

222
00:10:26,160 --> 00:10:28,080
‫منم همینطور. سلام بچه‌ها!

223
00:10:29,960 --> 00:10:31,130
‫قهوه می‌خوری؟

224
00:10:31,840 --> 00:10:33,500
‫نه، مرسی. خداحافظ

225
00:10:40,890 --> 00:10:42,260
‫چیه؟ مگه چی شده؟

226
00:10:42,350 --> 00:10:43,850
‫هیچی نشده سایمون

227
00:10:45,020 --> 00:10:46,930
‫- به چی می‌خندید؟
‫- وای خداجون!

228
00:10:47,020 --> 00:10:48,020
‫هیچی

229
00:10:48,100 --> 00:10:49,190
چیه مگه؟

230
00:10:53,070 --> 00:10:54,570
‫مشخصه یه چیزی شده

231
00:10:54,650 --> 00:10:56,280
‫- نشده
‫- چرا، شده

232
00:10:58,990 --> 00:11:02,490
‫چه غلطی می‌کنی مرتیکه؟
‫چی بهت گفته بودم؟

233
00:11:02,570 --> 00:11:04,200
‫اولاً که این دیگه چه حرکتیه؟!

234
00:11:04,280 --> 00:11:06,620
‫دقیقاً همون کاری رو کردم که گفتی

235
00:11:06,700 --> 00:11:08,120
‫دنبال جای جدید بودم

236
00:11:08,210 --> 00:11:10,040
‫اولش دایان داشت بهم آپارتمان نشون می‌داد

237
00:11:10,120 --> 00:11:12,790
‫بعدش یهو جلوم لخت شد

238
00:11:12,880 --> 00:11:15,210
‫دایان از دنیای منه، می‌فهمی؟

239
00:11:15,300 --> 00:11:16,800
‫نه. چی میگی واسه خودت؟
‫دنیای تو؟

240
00:11:16,880 --> 00:11:18,630
‫- یعنی من واسطه‌ی آشنایی‌تون بودم
‫- خب؟

241
00:11:18,720 --> 00:11:20,930
‫قطعاً آخرش خراب میشه و
‫همه‌چی سرِ من خراب میشه

242
00:11:21,010 --> 00:11:24,140
‫خب؟ حق نداری به آدم‌های دنیای من نزدیک بشی

243
00:11:24,220 --> 00:11:25,720
‫یعنی چی؟ مگه فیلم آواتاره؟

244
00:11:25,810 --> 00:11:29,230
‫دایان یه زنِ بالغه با مدل موی زنونه

245
00:11:29,310 --> 00:11:31,440
‫و کت‌وشلوار زنونه‌ی بژ

246
00:11:31,520 --> 00:11:33,020
‫و اختیار زندگیش رو داره

247
00:11:33,110 --> 00:11:36,190
‫و ما رابطه جنسی با رضایت طرفین داشتیم

248
00:11:36,280 --> 00:11:39,400
‫که از این به بعد بهش میگن سکسِ توافقی

249
00:11:39,490 --> 00:11:41,450
‫اصلاً نمی‌فهمم چرا از دستم عصبانی‌ای

250
00:11:41,530 --> 00:11:43,950
‫می‌دونی که من کلاً آدم سُست‌عنصری‌ام

251
00:11:44,030 --> 00:11:46,030
والا سُست‌عنصر بودی که
کار به اینجاها نمی‌کشید

252
00:11:46,120 --> 00:11:47,200
‫خوب اومدی

253
00:11:47,290 --> 00:11:49,450
‫ببین، وقتی دایان داشت
‫آپارتمان‌ها رو نشونم می‌داد

254
00:11:49,540 --> 00:11:52,290
‫یه مورد عالی برای بار نکبتیم هم پیشنهاد داد

255
00:11:52,370 --> 00:11:53,500
بهتر از این مورد گیرم نمیاد

256
00:11:53,580 --> 00:11:57,000
‫فقط مشکل اینه که همزمان از پس اجاره‌ی بار

257
00:11:57,090 --> 00:11:59,800
‫- و آپارتمان جدید برنمیام...
‫- نه، نه، نه

258
00:11:59,880 --> 00:12:02,510
‫فکرشم نکن، خب؟ اصلاً نمی‌خوام بشنوم

259
00:12:02,590 --> 00:12:05,300
‫- چارلی گفته باید بری. منم میگم باید بری
‫- حله. باشه

260
00:12:05,390 --> 00:12:07,220
‫اصلاً چی شد کار به اینجا کشید؟

261
00:12:07,310 --> 00:12:09,390
‫برات تعریف می‌کنم ولی
‫اول باید بهت هشدار بدم

262
00:12:09,470 --> 00:12:13,400
‫- ممکنه بدجوری حشری بشی
‫- کل خرت‌وپرت‌هات رو می‌ریزم توی ساک

263
00:12:13,480 --> 00:12:15,980
‫- و پرتت می‌کنم بیرون
‫- خیلی‌خب ببین...

264
00:12:16,060 --> 00:12:18,400
‫داشت آپارتمان نشونم
‫می‌داد و یهو باهم جور شدیم

265
00:12:18,480 --> 00:12:21,280
‫بعدشم واسه شام دعوتم کرد یه جای شیک

266
00:12:21,360 --> 00:12:24,110
‫لا سینگا هاسینگاس یا
‫یه چیزی توی این مایه‌ها

267
00:12:24,200 --> 00:12:25,820
‫و کلی پول خرجم کرد

268
00:12:25,910 --> 00:12:29,040
‫منم عذاب وجدان گرفتم. حس کردم
‫باید در عوض باهاش بخوابم.

269
00:12:29,120 --> 00:12:30,410
‫چاره‌ای برام نذاشته بود

270
00:12:30,500 --> 00:12:32,830
‫دایان از اعضای لا سینگا هاسینداست؟

271
00:12:32,920 --> 00:12:35,210
‫آره. خیلی جای شیک و باکلاسی بود

272
00:12:35,290 --> 00:12:37,130
‫همه هم مدام می‌گفتن هری استایلز اونجاست

273
00:12:37,210 --> 00:12:39,420
‫ولی گمونم یه مرد طاسِ با لباس زنونه بود

274
00:12:39,510 --> 00:12:41,840
‫من می‌خواستم مهمونی اداره‌ی چارلی‌اینا رو
‫اونجا بگیرم

275
00:12:41,920 --> 00:12:44,720
‫- ولی خیلی سلیطه بودن
‫- آره. بدجوری سلیطه‌ن

276
00:12:44,800 --> 00:12:46,300
‫ولی سلیطه‌بودن‌شون هیجان‌انگیز بود

277
00:12:46,390 --> 00:12:48,180
‫هوش از سر آدم می‌پروندن.
‫یه کاری کردن از خودم بیزار شدم.

278
00:12:48,260 --> 00:12:49,560
‫آدمای خفنی‌ان

279
00:12:49,640 --> 00:12:52,180
‫اگه زودتر می‌فهمیدم دایان اونجا عضوه،
‫بهش می‌گفتم

280
00:12:52,270 --> 00:12:54,190
‫یکی از اعضا باید مُعرفت بشه
‫تا بتونی مراسم بگیری

281
00:12:54,270 --> 00:12:55,270
‫نمی‌دونستم رفیقم از اعضای اونجاست

282
00:12:55,350 --> 00:12:57,480
‫یه عضوی رو می‌شناسی که با عضو من آشناست

283
00:12:58,360 --> 00:12:59,360
‫خوب بود

284
00:12:59,440 --> 00:13:01,280
‫- هنوز دیر نشده
‫- چرا، شده

285
00:13:01,360 --> 00:13:05,860
‫ببین منو. اگه نخوای، گیرت نمیاد.
‫حقیقت اینـه.

286
00:13:05,950 --> 00:13:09,200
‫جایگاهم توی حیاط مدرسه پایین‌تر از اونیـه
‫که بخوام از دایان همچین درخواستی کنم

287
00:13:09,280 --> 00:13:12,120
‫من می‌تونم ازش بخوام پس بی‌نصیب نمی‌مونم

288
00:13:12,200 --> 00:13:14,960
‫- جدی؟
‫- آره بابا. من راه ورود دارم(=پارتی)

289
00:13:15,040 --> 00:13:18,290
‫- و خروج، و ورود، و خروج، و ورود!
‫- باشه فهمیدم!

290
00:13:18,880 --> 00:13:20,210
‫ولی حتی اگه قبول کنه

291
00:13:20,300 --> 00:13:22,340
‫دو روز وقت دارم تا همه‌چی رو تغییر بدم

292
00:13:22,420 --> 00:13:24,300
‫- و به همه بگم جا عوض شده
‫- ای بابا!

293
00:13:24,380 --> 00:13:26,300
‫یه دعوتنامه‌ی اینترنتی واسه‌شون می‌فرستی

294
00:13:26,390 --> 00:13:27,800
‫و میگی آدرس عوض شده

295
00:13:27,890 --> 00:13:30,720
‫و کلش دو ثانیه زمان می‌بره. بیخیال!

296
00:13:30,810 --> 00:13:34,180
‫حقتـه که مراسمت رو
توی لا سینگا هاسینداس بگیری

297
00:13:34,270 --> 00:13:36,480
‫گور بابای شراتون. ازش بپرسم یا نه؟

298
00:13:41,020 --> 00:13:44,280
‫عملاً یه میز لمینت زپرتیـه

299
00:13:44,360 --> 00:13:45,530
‫حتی چوب هم نیست

300
00:13:46,227 --> 00:13:48,227
‫« فروشی »
‫« دایان واکن، مشاور املاک »

301
00:13:50,330 --> 00:13:51,370
‫سلام

302
00:13:52,450 --> 00:13:53,910
‫ای وای. تو اینجا چیکار می‌کنی؟

303
00:13:54,000 --> 00:13:55,960
‫- قضیه جدی که نیست، نه؟
‫- نه، چیزی نیست

304
00:13:56,040 --> 00:13:58,040
‫- چون خیلی واضح بود که...
‫- نه، اصلاً... باشه

305
00:13:58,130 --> 00:13:59,630
‫- ... یه رابطه‌ی یه شبه بود
‫- متوجه‌ام

306
00:13:59,710 --> 00:14:02,670
‫- چرا همه مردها عاشقم میشن؟
‫- عاشقت نشدم، خب؟

307
00:14:02,750 --> 00:14:04,050
‫- آره جونِ خودت!
‫- عاشقت نشدم!

308
00:14:04,130 --> 00:14:05,970
‫ببین، تجربه‌ی یه باره‌ی
‫زندگی سطح‌پایین‌ها جالب بود

309
00:14:06,050 --> 00:14:08,390
‫ولی محاله دوباره پام رو توی
‫اون پستو خرابه‌ی سیلویا بذارم

310
00:14:08,470 --> 00:14:10,100
‫باشه، شلوغش نکن تام وولف
‫(روزنامه‌نگار آمریکایی)

311
00:14:10,180 --> 00:14:11,930
‫یه خواهش ازت دارم و اگه قبول کنی

312
00:14:12,010 --> 00:14:14,140
‫- تا آخر عمرت از شرّم راحت میشی
‫- امشب برنامه‌ات چیه؟

313
00:14:14,730 --> 00:14:17,100
‫- چی؟
‫- هیچی. ولش کن

314
00:14:17,190 --> 00:14:18,560
‫امشب بیکاری؟

315
00:14:19,310 --> 00:14:20,610
‫چی؟

316
00:14:20,690 --> 00:14:23,030
‫- یه لطفی در حقم می‌کنی یا نه؟
‫- بگو ببینم

317
00:14:23,110 --> 00:14:27,450
‫لا سینگا هاسینـ...داس

318
00:14:31,120 --> 00:14:33,540
‫ببخشید. میشه لطفاً کلاً
‫این فضا رو تخلیه کنید؟

319
00:14:33,620 --> 00:14:36,790
‫دیروز هم درخواست دادم. می‌خوام مطمئن بشم
‫جا برای همه باشه.

320
00:14:36,870 --> 00:14:38,870
‫خب این توی حوزه‌ی وظایف ما نیست

321
00:14:38,960 --> 00:14:40,880
‫چون امکانات جابه‌جایی رو نداریم

322
00:14:40,960 --> 00:14:42,880
‫- پس متأسفم
‫- آره

323
00:14:42,960 --> 00:14:45,760
‫آره. من قبل رسیدنم این درخواست رو داده بودم

324
00:14:45,840 --> 00:14:48,180
‫می‌دونم و متأسفم

325
00:14:48,260 --> 00:14:49,470
‫آره

326
00:14:49,550 --> 00:14:53,060
‫شما طبق قرارداد موظفید
‫به درخواستم رسیدگی کنید

327
00:14:53,140 --> 00:14:56,180
‫وگرنه بیعانه‌ام رو پس می‌گیرم.
‫پس متأسفم.

328
00:14:56,270 --> 00:14:59,310
‫ولی من وکیلم و این مراسم برای وکیل‌هاست

329
00:14:59,390 --> 00:15:03,690
‫امیدوارم متوجه منظورم باشید. پس آره

330
00:15:03,770 --> 00:15:05,110
‫آره

331
00:15:08,700 --> 00:15:09,700
‫آره

332
00:15:14,280 --> 00:15:15,450
‫این دیگه کیه؟

333
00:15:15,540 --> 00:15:16,688
‫- سیلویا
‫- بله؟

334
00:15:16,696 --> 00:15:18,386
‫تو یه الهه‌ای

335
00:15:18,410 --> 00:15:20,000
‫نمی‌دونم چطوری راضی‌شون کردی

336
00:15:20,080 --> 00:15:21,960
‫دوآ لیپا همین یه هفته پیش اینجا بود

337
00:15:22,040 --> 00:15:24,710
‫فقط یه سوال. مهمون‌ها کجا بشینن؟

338
00:15:24,800 --> 00:15:26,380
‫آره. صندلی‌ها باید به همین زودیا برسن

339
00:15:26,460 --> 00:15:28,800
‫نمی‌دونم تأخیر واسه چیه.
‫پیگیری می‌کنم.

340
00:15:28,880 --> 00:15:31,640
‫عالیه. من میرم تو هر
‫گوشه و کناری سلفی بگیرم

341
00:15:31,720 --> 00:15:34,260
‫- باشه. خوش بگذره
‫- دارم زورم رو می‌زنم، خب؟

342
00:15:34,350 --> 00:15:36,310
‫خیلی مزخرفه

343
00:15:36,390 --> 00:15:38,180
‫خدمات تشریفات «های سوسایتی».
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

344
00:15:38,270 --> 00:15:39,890
‫سلام. سیلویا گریوز هستم

345
00:15:39,980 --> 00:15:43,060
‫می‌خواستم سفارشم رو پیگیری کنم

346
00:15:43,900 --> 00:15:45,440
‫وای خدای من! فاجعه‌ست!

347
00:15:45,520 --> 00:15:48,110
‫شرکته صندلی‌ها رو فرستاده شراتون

348
00:15:48,190 --> 00:15:50,400
‫و حاضر نیستن بیارنشون اینجا

349
00:15:50,490 --> 00:15:52,160
‫نباید لقمه‌ی گنده‌تر از دهنم برمی‌داشتم

350
00:15:52,240 --> 00:15:54,660
‫ظاهراً من یه خانم باکلاسِ
‫لا سینگا هاسینداسی نیستم

351
00:15:54,740 --> 00:15:56,870
‫صرفاً یه پتیاره‌ی دوزاری شراتونی‌ام

352
00:15:56,950 --> 00:15:58,870
‫آهای. این‌جوری نگو

353
00:15:58,950 --> 00:16:02,330
‫بوی کلر، اتاق کنفرانس و رابطه‌های پنهونی
‫توی سفر کاری میدم

354
00:16:02,420 --> 00:16:03,830
‫این پیام کائناتـه به من

355
00:16:03,920 --> 00:16:05,460
‫مگه با چندتا صندلی تاشو کارت راه نمیفته؟

356
00:16:05,540 --> 00:16:07,050
‫نه، قضیه بزرگ‌تر از این حرف‌هاست

357
00:16:07,130 --> 00:16:08,590
‫سعی دارم چارلی رو
‫تحت تأثیر قرار بدم و

358
00:16:08,670 --> 00:16:11,130
‫بهش ثابت کنم که تو کارم جدی‌ام

359
00:16:11,220 --> 00:16:13,470
‫خیلی‌خب. ببین، بچه‌های لاکی‌پنی کامیون دارن

360
00:16:13,550 --> 00:16:15,760
‫بهم قرض میدن. میام کمکت که
‫صندلی‌ها رو بگیریم، خب؟

361
00:16:15,850 --> 00:16:17,180
‫- وای، جدی میگی؟
‫- آره

362
00:16:17,260 --> 00:16:19,140
‫مجانی توی واحد مهمانت تِلِپ شدم

363
00:16:19,220 --> 00:16:22,140
‫- این کم‌ترین کاریـه که از دستم برمیاد
‫- وای رفیق، دست گلت درد نکنه

364
00:16:22,230 --> 00:16:23,650
‫- ازت ممنونم
‫- کاری نکردم که

365
00:16:23,730 --> 00:16:25,400
‫تازه، خودم یه چیزی لازم دارم که
‫حواسم رو پرت کنه

366
00:16:25,480 --> 00:16:28,360
‫توی اسنورف پنج تا درخواست داشتم و
‫دیگه دارم رد میدم

367
00:16:28,440 --> 00:16:29,530
‫اسنورف چیـه دیگه؟

368
00:16:29,610 --> 00:16:31,280
‫یه برنامه‌ی دوست‌یابی جدیده که
‫اگه با یکی جفت بشی،

369
00:16:31,360 --> 00:16:32,990
‫دو هفته واسه همدیگه
‫کارت‌پستال می‌فرستید و

370
00:16:33,070 --> 00:16:35,990
‫بعد، اگه قبول کنید رودررو همدیگه رو ببینید،
صددرصد کار به سکس می‌کِشه

371
00:16:37,160 --> 00:16:38,160
‫آره، چندشـه

372
00:16:44,370 --> 00:16:46,210
‫خیلی‌خب، یکی طلبم

373
00:16:46,290 --> 00:16:48,090
‫- تو خونه‌ام پلاسی دیگه
‫- اینم یه حرفیـه

374
00:16:48,170 --> 00:16:49,170
‫بله

375
00:16:54,840 --> 00:16:55,890
‫ای لعنتی

376
00:16:56,470 --> 00:16:58,010
‫(یک ربع دیگر تا جلسه‌ی مشاوره‌ی چارلی)
‫- وای، نه - چی شده؟

377
00:16:59,180 --> 00:17:02,140
‫دیگه خیلی دیره.
‫به جلسه‌ی مشاوره‌ی چارلی نمی‌رسم.

378
00:17:02,230 --> 00:17:03,270
مشاوره‌ی چارلی؟

379
00:17:03,350 --> 00:17:04,940
‫آره، چارلی ازم خواسته بود
‫باهاش برم مشاوره

380
00:17:05,020 --> 00:17:08,310
‫ولی کل بعدازظهر درگیرِ
‫تدارکاتِ مهمونی بودم و

381
00:17:08,400 --> 00:17:10,480
‫- نشد دیگه
‫- نشد دیگه چیـه؟

382
00:17:10,570 --> 00:17:11,940
‫چارلی ازت خواسته باهاش بری مشاوره ها

383
00:17:12,030 --> 00:17:14,200
‫لابد مسئله‌ی خیلی مهمیـه، نه؟

384
00:17:14,280 --> 00:17:15,950
‫آره، خودم می‌دونم. ولی چیکار کنم خب؟

385
00:17:16,030 --> 00:17:17,820
‫طی‌العرض که نمی‌تونم بکنم.
‫اگه می‌تونستم که می‌رفتم.

386
00:17:17,910 --> 00:17:19,740
‫هرجورشده باید خودتو
‫به مشاوره‌ی چارلی برسونی

387
00:17:19,830 --> 00:17:21,660
‫اگه بخواد راجع‌به
‫همین مسئله باهات حرف بزنه چی؟

388
00:17:21,750 --> 00:17:23,620
‫اینکه شوهرت اولویتت نیست یا همچین چیزی

389
00:17:23,710 --> 00:17:26,170
‫یه نگاه به این ترافیک بنداز. خب؟

390
00:17:26,250 --> 00:17:28,420
‫کامیون هم پُرِ صندلیـه که

391
00:17:28,500 --> 00:17:30,750
‫خیلی‌خب. ببین،
‫اول تو رو دمِ مطب پیاده می‌کنم،

392
00:17:30,840 --> 00:17:33,630
‫- بعدش خودم صندلی‌ها رو می‌برم
‫- نه، تو نمی‌دونی کلوب کجاست

393
00:17:33,720 --> 00:17:36,010
‫- مسئولِ اونجا رو نمی‌شناسی
‫- خب، شماره‌اش رو بده بهم

394
00:17:36,090 --> 00:17:37,590
‫- کارت شناسایی لازم داری
‫- کارتت رو بده من خب!

395
00:17:37,680 --> 00:17:39,810
‫- تازه، رمز عبور هم داره
‫- برام مهم نیست...

396
00:17:39,890 --> 00:17:41,970
‫تو فقط داری بهونه میاری که نری!

397
00:17:42,060 --> 00:17:43,640
‫معلومـه که بهونه میارم!
‫چه توقعی داری؟

398
00:17:43,730 --> 00:17:45,890
‫دارم سکته می‌کنم.
‫خدا می‌دونه قراره چی بهم بگه.

399
00:17:45,980 --> 00:17:47,310
‫چرا نمیاد صاف تو روم بگه،

400
00:17:47,400 --> 00:17:50,320
‫جای اینکه یه سرِخر بالاسرمون باشه؟

401
00:17:50,940 --> 00:17:53,240
‫مگه همین تو نبودی که گفتی ‫مشاوره
ازدواجت رو به فنا داد؟

402
00:17:53,320 --> 00:17:56,280
‫نه، بودن توی یه ازدواج افتضاح ‫به فناش داد

403
00:17:56,360 --> 00:17:57,990
‫خب، شاید چارلی هم می‌خواد
‫همین رو بهم بگه

404
00:17:58,070 --> 00:17:59,910
‫بعیده. شماها که دم‌به‌دقیقه رو هَم‌اید

405
00:18:00,490 --> 00:18:03,790
‫خب، من نمیرم. نمیرم. دلم نمی‌خواد برم.
‫نمی‌تونی مجبورم کنی.

406
00:18:03,870 --> 00:18:05,120
‫- تازه، دیر هم شده دیگه
‫- نه، نشده

407
00:18:05,210 --> 00:18:07,250
‫- تا بربنک نمی‌رسیم
‫- یه ربع وقت داریم

408
00:18:07,330 --> 00:18:09,630
‫من کوچه پس‌کوچه‌های اینجا رو
‫عین کف دست بلدم. خب؟

409
00:18:09,710 --> 00:18:12,380
‫لعنتی. حالم به هم می‌خوره می‌بینم
‫مهربون شدی و حرفت هم منطقیـه. حالم بد میشه

410
00:18:12,460 --> 00:18:16,090
‫پس کلاً حالت از من به هم می‌خوره، چون
‫من هم آدم مهربونی‌ام و همیشه هم منطقی‌ام

411
00:18:21,640 --> 00:18:23,350
‫- ایول
‫- می‌بینی؟

412
00:18:23,430 --> 00:18:25,310
‫خیلی‌خب. این کوچه یه کوچولو تَنگـه، ولی...

413
00:18:28,600 --> 00:18:31,860
‫- وای. وای، نه. نه!
‫- لعنتی. آشغال!

414
00:18:33,070 --> 00:18:34,150
‫سگ توش

415
00:18:36,320 --> 00:18:38,780
‫- وای، نه
‫- برو. برو!

416
00:18:38,860 --> 00:18:41,410
‫- نه! گیر کردیم
‫- ببین، تو برو

417
00:18:41,490 --> 00:18:43,740
‫- اوبر بگیر. من صندلی‌ها رو می‌رسونم
‫- چطوری می‌خوای از این تو دربیای؟

418
00:18:43,830 --> 00:18:46,000
‫نگرانِ اونش نباش.
‫باید به دادِ زندگی مشترکت برسی.

419
00:18:46,080 --> 00:18:47,660
‫- برو!
‫- مطمئنی؟

420
00:18:47,750 --> 00:18:49,750
‫- مطمئنم. برو
‫- خیلی‌خب. رفتم

421
00:18:49,830 --> 00:18:51,130
‫- الان میرم
‫- باشه

422
00:18:52,290 --> 00:18:53,840
‫- گیر کردم
‫- تُف توش

423
00:18:53,920 --> 00:18:56,010
‫- نمی‌تونم برم... راهی نیست
‫- شیشه رو بده پایین

424
00:18:56,090 --> 00:18:58,340
‫- از پنجره برو بیرون. برو!
‫- مطمئنی؟

425
00:18:58,430 --> 00:19:00,300
‫صددرصد. برو دیگه!

426
00:19:06,890 --> 00:19:08,100
‫دست مریزاد! برو!

427
00:19:09,140 --> 00:19:10,600
‫چقدر دیگه مونده تا برسیم؟

428
00:19:11,150 --> 00:19:12,270
‫بیست‌وپنج دقیقه

429
00:19:14,195 --> 00:19:16,595
‫« یک دقیقه‌ی دیگر تا مشاوره‌ی چارلی »

430
00:19:20,070 --> 00:19:22,200
‫- سلام
‫- سلام، عزیزدلم

431
00:19:22,280 --> 00:19:24,280
‫طبق معمول، تو ترافیکم

432
00:19:24,370 --> 00:19:30,920
‫چند دقیقه‌ی دیگه می‌رسم.
‫میشه با فیس‌تایم توی جلسه شرکت کنم؟

433
00:19:31,000 --> 00:19:33,420
‫حتماً. بهت زنگ می‌زنم

434
00:19:33,500 --> 00:19:34,840
‫باشه

435
00:19:37,050 --> 00:19:38,670
‫تو ترافیک گیر کرده

436
00:19:41,260 --> 00:19:44,810
‫سلام، واقعاً شرمنده، عزیزم.
‫بدجور تو ترافیک گیر کردم.

437
00:19:44,890 --> 00:19:49,390
‫ولی بیا فرض کنیم الان تو مطبم و

438
00:19:49,492 --> 00:19:50,996
‫آره، می‌تونیم صحبت کنیم

439
00:19:51,060 --> 00:19:53,020
‫سیلویا، پاندا شدی

440
00:19:53,110 --> 00:19:55,150
‫شرمنده، نمی‌دونم چطوری برش دارم

441
00:19:55,230 --> 00:19:56,400
‫واقعاً... متأ...

442
00:19:56,480 --> 00:19:59,030
‫شرمنده، خیلی رومُخـه.
‫فقط... نمی...

443
00:19:59,110 --> 00:20:01,860
‫لعنتی. بلد نیستم چطوری...

444
00:20:01,950 --> 00:20:03,240
‫هنوز پاندام؟

445
00:20:03,320 --> 00:20:05,740
‫- بله، هنوز پاندایی
‫- خیلی‌خب. ببخشید

446
00:20:05,830 --> 00:20:06,950
‫باید...

447
00:20:08,700 --> 00:20:10,790
‫- حالا چی؟
‫- الان مرغ شدی

448
00:20:11,580 --> 00:20:14,250
‫خیلی‌خب، من... واقعاً... توروخدا ببخشید

449
00:20:14,330 --> 00:20:18,760
‫خیلی رومخـه، ولی بیاید ادامه بدیم.
‫بیاید حرف بزنیم.

450
00:20:18,840 --> 00:20:22,890
‫واقعیتش، من عذرخواهیِ یه جوجه رو
‫قبول نمی‌کنم

451
00:20:25,220 --> 00:20:27,560
‫الو؟ الو؟

452
00:20:28,350 --> 00:20:29,930
‫باریکلا

453
00:20:30,020 --> 00:20:31,600
‫بهت افتخار می‌کنم.
‫خوب نشوندیش سرِ جاش.

454
00:20:32,390 --> 00:20:33,690
‫ممنون

455
00:20:33,770 --> 00:20:35,480
‫کیری! ببخشید

456
00:20:35,560 --> 00:20:37,980
‫- عیب نداره. راحت باش
‫- نه، خیلی بلند گفتم. شرمنده

457
00:20:38,070 --> 00:20:39,190
‫- اشکال نداره
‫- معذرت می‌خوام

458
00:20:39,274 --> 00:20:47,362
SaberFun

459
00:20:47,450 --> 00:20:49,790
‫یالا

460
00:20:51,870 --> 00:20:52,870
‫کیر توش

461
00:20:55,250 --> 00:20:56,250
‫سگ توش

462
00:20:56,340 --> 00:20:58,170
‫آره، همچین صدایی میده

463
00:21:01,300 --> 00:21:02,670
‫خیلی‌خب

464
00:21:04,220 --> 00:21:06,180
‫دیدمت، توله‌سگ

465
00:21:07,350 --> 00:21:08,680
‫بگیر که اومد!

466
00:21:20,320 --> 00:21:21,400
‫این دیگه چجورشـه؟!

467
00:21:21,490 --> 00:21:22,610
‫منو نگاه نکن

468
00:21:23,990 --> 00:21:26,740
‫جاکش فسقلی. دفعه‌ی بعد حالتو می‌گیرم!

469
00:21:31,330 --> 00:21:33,000
‫وای، شرمنده به‌خدا. خیلی دیر شد

470
00:21:33,080 --> 00:21:35,670
‫دوستم ویل یهو به سرش زد که

471
00:21:35,750 --> 00:21:39,210
‫مهمونی رو ببریم اون سرِ شهر و... شرمنده

472
00:21:39,290 --> 00:21:41,000
‫بله، تعریف ویل رو شنیدم

473
00:21:42,880 --> 00:21:44,170
‫ویل رو می‌شناسید؟

474
00:21:45,840 --> 00:21:49,890
‫بهرحال، الان اومدم.
‫بریم ببینیم چه خبره.

475
00:21:49,970 --> 00:21:51,850
‫چطوره چند دقیقه‌ی اول رو ‫صرفِ

476
00:21:51,930 --> 00:21:54,180
صحبت درباره‌ی دلیل اصلیِ تأخیر شما بکنیم؟

477
00:21:54,980 --> 00:21:57,150
‫از چی فرار می‌کنی؟

478
00:21:58,900 --> 00:22:01,150
‫جلسه‌ی مشاوره‌ی من که نیست

479
00:22:02,230 --> 00:22:07,280
‫چرا از صحبت درباره‌ی دلیل واقعی
تأخیرت طفره میری؟

480
00:22:08,320 --> 00:22:09,320
‫چی گفتید؟

481
00:22:09,410 --> 00:22:13,080
‫چرا از صحبت درباره‌ی دلیل واقعی

482
00:22:13,160 --> 00:22:16,500
تأخیرت طفره میری؟

483
00:22:17,040 --> 00:22:19,710
‫من که طفره نرفتم

484
00:22:19,790 --> 00:22:23,340
‫الحق که جوجه‌ای. خوب جا زدی!

485
00:22:24,200 --> 00:22:25,260
‫خیلی‌خب

486
00:22:25,880 --> 00:22:27,970
‫چارلی، داستان چیـه؟

487
00:22:28,050 --> 00:22:29,090
‫- چیز...
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب

488
00:22:30,140 --> 00:22:31,260
‫- سیلویا
‫- بله؟

489
00:22:31,350 --> 00:22:34,430
‫- چند وقتیـه درگیرِ...
‫- متأسفانه، وقت تموم شد

490
00:22:34,520 --> 00:22:36,060
‫یه مراجعه‌کننده‌ی دیگه دارم

491
00:22:36,560 --> 00:22:41,150
‫بسیارخب. ممنون.
‫مرسی که وقت گذاشتید.

492
00:22:41,730 --> 00:22:43,650
‫- خواهش می‌کنم
‫- ممنون

493
00:22:49,450 --> 00:22:50,870
‫دیدی؟ مراجعه‌کننده کجا بود؟!

494
00:22:50,950 --> 00:22:52,780
‫قشنگ می‌تونست باهامون حرف بزنه

495
00:22:52,870 --> 00:22:55,160
‫تقصیرِ دکتر مِلفی نیست

496
00:22:55,250 --> 00:22:57,330
‫واقعاً اسمش دکتر مِلفیـه؟

497
00:22:57,410 --> 00:22:58,500
‫آره

498
00:22:59,630 --> 00:23:01,670
‫- دکتر ملفیـه. چطور مگه؟
‫- چی؟

499
00:23:03,170 --> 00:23:06,510
‫خیلی‌خب. ببین، میگم اگه
‫واقعاً براش مهم بودی،

500
00:23:06,590 --> 00:23:07,970
‫می‌ذاشت بیشتر بمونیم

501
00:23:08,050 --> 00:23:09,300
‫این تویی که نمی‌خواستی بیای اینجا

502
00:23:09,380 --> 00:23:11,180
‫اصلاً اینطوری نیست، عزیزم.
‫نه، من می‌خواستم.

503
00:23:11,260 --> 00:23:13,600
‫تو دیر اومدی جلسه،
‫درست مثل مسابقه‌ی جپردی

504
00:23:13,680 --> 00:23:15,970
‫واسه همه‌چی دیر می‌رسی

505
00:23:16,060 --> 00:23:18,810
‫دقیقاً همون یک باری که بهت نیاز داشتم،
‫با ویل رفتی پیِ خوش‌گذرونی

506
00:23:18,890 --> 00:23:21,360
‫- درست مثل امروز که پیش ویل بودی
‫- عزیزدلم، من...

507
00:23:21,440 --> 00:23:24,570
‫اشتباه کردم محل مهمونی رو
‫لحظه‌ی آخری عوض کردم

508
00:23:24,650 --> 00:23:28,780
‫فقط می‌خواستم یه حرکت خیلی خاص
‫برای شرکتت و خودت بزنم

509
00:23:28,860 --> 00:23:33,950
‫حالا که دارم فکر می‌کنم می‌بینم
‫فکر مسخره‌ای بود و واقعاً خیلی بابتش متأسفم

510
00:23:34,030 --> 00:23:37,200
‫الان هم که اینجام.
‫بگو درباره‌ی چی حرف بزنیم.

511
00:23:37,290 --> 00:23:39,000
‫عزیزم، می‌دونم

512
00:23:39,080 --> 00:23:44,590
من هم ‫نباید این جلسه رو میذاشتم
‫درست روزِ مهمونی شرکت

513
00:23:45,170 --> 00:23:47,590
‫اصلاً بهش فکر نکن.
‫می‌دونم سرت خیلی شلوغـه.

514
00:23:47,670 --> 00:23:48,920
‫باشه، ولی می‌تونیم...

515
00:23:53,720 --> 00:23:55,600
‫مراجعه‌کننده نداشت. می‌دونستم

516
00:23:56,430 --> 00:24:00,600
‫برای شما چه فرقی داره
‫مراجعه‌کننده داشته باشم یا نداشته باشم؟

517
00:24:00,690 --> 00:24:03,520
‫خب، چرا به‌دروغ گفتید
‫مراجعه‌کننده دارید؟

518
00:24:03,610 --> 00:24:05,940
خودتون رو لایقِ دوچرخه‌سواری‌کردن نمی‌دونید؟

519
00:24:06,009 --> 00:24:08,860
‫نکنه دارید عوضِ مواجهه با این مسئله
‫ازش فرار می‌کنید؟

520
00:24:08,940 --> 00:24:11,530
‫مطمئنید نمی‌خوام با دوچرخه برم
‫پیشِ یکی از مراجعه‌کننده‌هام؟

521
00:24:12,410 --> 00:24:14,780
آره، ‫چون این کار دیوونگی محضـه

522
00:24:15,280 --> 00:24:16,290
‫خیلی‌خب

523
00:24:16,830 --> 00:24:22,330
‫شما واسه من ادای تراپیست‌ها رو درنیار که
‫اصلاً این کاره نیستی، خب؟

524
00:24:23,540 --> 00:24:25,250
‫جلسه‌ی خوبی بود.
‫هفته‌ی بعد می‌بینم‌تون.

525
00:24:25,340 --> 00:24:27,210
‫بله، ممنون

526
00:24:34,050 --> 00:24:35,800
‫- مرسی که اومدی
‫- قربونت

527
00:24:35,890 --> 00:24:38,680
‫- کارش درستـه
‫- سال اول چطوره؟

528
00:24:38,770 --> 00:24:41,190
‫گفته بودید حدوداً سه سالـه که
‫اینجا مشغولید، درستـه؟

529
00:24:41,270 --> 00:24:43,190
‫شما چند وقتـه اینجا کار می‌کنید؟

530
00:24:44,060 --> 00:24:45,650
‫رنگِ رژت چیـه؟

531
00:24:45,730 --> 00:24:47,480
‫- قشنگـه
‫- نمی‌دونم

532
00:24:49,150 --> 00:24:50,150
‫سلام

533
00:24:50,240 --> 00:24:51,360
‫- سلام
‫- چه خوب شده اینجا

534
00:24:51,450 --> 00:24:54,110
‫- مرسی
‫- به جلسه‌ی مشاوره رسیدی؟

535
00:24:55,950 --> 00:24:56,990
‫حالم گرفته‌ست

536
00:24:57,080 --> 00:25:00,450
‫مطمئنم مشکل خاصی پیش نیومده. آره

537
00:25:00,540 --> 00:25:02,960
‫- مرسی که صندلی‌ها رو راست‌وریس کردی
‫- کاری نکردم که

538
00:25:03,040 --> 00:25:04,040
‫مرسی که دعوتم کردی

539
00:25:04,120 --> 00:25:06,460
‫حال میده آدم تو مهمونی بازنشستگیِ
‫یه غریبه شرکت کنه

540
00:25:06,540 --> 00:25:09,170
‫- برو یه نوشیدنی بزن. خیلی‌خب
‫- میرم. اصلاً واسه همینـه که اومدم

541
00:25:09,250 --> 00:25:10,260
‫سلام

542
00:25:11,170 --> 00:25:12,720
‫سلام، عزیزم. مرسی، ولی نمی‌تونم بخورم

543
00:25:12,800 --> 00:25:14,840
‫- سرِ کارم
‫- خب، مهمونی محشره

544
00:25:14,930 --> 00:25:16,680
‫خوبـه. آره، چیزه...

545
00:25:16,760 --> 00:25:17,890
‫سلام، ونسا

546
00:25:17,970 --> 00:25:19,010
‫عجب مهمونی‌ای، سیلویا

547
00:25:19,100 --> 00:25:21,180
انگار صد سالـه ندیدمت

548
00:25:23,060 --> 00:25:24,730
‫صد سال؟!

549
00:25:24,810 --> 00:25:27,560
عاشقتم. خیلی باحالی

550
00:25:29,650 --> 00:25:30,730
‫خب...

551
00:25:34,490 --> 00:25:35,820
‫- گردنش چی شده؟
‫- نمی‌دونم

552
00:25:35,910 --> 00:25:39,410
‫- دیگه خیلی باهاش حرف نمی‌زنم
‫- قطعاً همینطوره

553
00:25:39,490 --> 00:25:40,660
‫آره

554
00:25:41,700 --> 00:25:43,120
‫استوارت

555
00:25:43,210 --> 00:25:46,120
‫عزیزان. آهای، عزیزان. گوش بدید

556
00:25:46,210 --> 00:25:48,880
‫می‌خواستیم واسه بازنشستگیِ فرانک
‫سنگِ تموم بذاریم

557
00:25:48,960 --> 00:25:51,380
‫واسه همین هم یه چیز کوچولو و
‫ویژه آماده کردیم

558
00:25:51,460 --> 00:25:53,090
‫بریم که همه با هم ببینیم. پخشش کن

559
00:25:54,800 --> 00:25:56,590
‫فرانک، یه مشکلی پیش اومده

560
00:25:56,680 --> 00:25:57,680
‫چی شده؟

561
00:25:57,760 --> 00:26:00,560
‫هر چی می‌گردیم، خبری از
‫پرونده‌ی مک‌الستر علیه یونایتد پترول نیست

562
00:26:00,640 --> 00:26:03,850
‫اینقدر اینو تکرار کردم که
‫دیگه زبونم مو درآورد

563
00:26:03,930 --> 00:26:06,770
‫پرونده‌ی مک‌الستر علیه یونایتد پترولیومـه

564
00:26:07,860 --> 00:26:09,310
‫بدون تو چیکار کنیم؟

565
00:26:09,940 --> 00:26:12,280
‫انگار که من...

566
00:26:12,360 --> 00:26:16,200
‫♪ یه حسی تو کُلِ وجودمـه ♪

567
00:26:16,280 --> 00:26:20,410
‫♪ بهت که فکر می‌کنم، فوران می‌کنه ♪

568
00:26:21,290 --> 00:26:22,950
‫♪ تو سرتاسرِ شهر ♪

569
00:26:23,040 --> 00:26:25,160
‫- ♪ رو در و دیوارِ خونه‌ام ♪
‫- یکم عجیبـه، آره

570
00:26:25,250 --> 00:26:28,880
‫♪ رو دور که بیفتیم ♪
‫♪ دیگه هیچی جلودارِمون نیست ♪

571
00:26:28,960 --> 00:26:31,210
‫♪ فرانک‌فرانک از زبون‌مون نمیفته ♪

572
00:26:31,840 --> 00:26:35,510
‫♪ فرانک، فرانک، فرانک رو عشقـه ♪

573
00:26:37,380 --> 00:26:38,550
‫صدای چی بود؟

574
00:26:42,220 --> 00:26:44,980
‫- ستاره‌ی سینمان. به‌به، نگاهش کنید
‫- به‌به

575
00:26:48,230 --> 00:26:50,310
‫اینجا چه خبره؟

576
00:26:51,770 --> 00:26:54,530
‫فرانک‌فرانک راه انداختید؟

577
00:26:56,657 --> 00:26:58,363
‫« ازت ممنونیم، فرانک! »

578
00:27:05,790 --> 00:27:07,710
‫سیلویا. سیلویا؟ بیا اینجا

579
00:27:07,790 --> 00:27:09,630
‫بیا با دوستم، کَری، آشنا شو

580
00:27:09,710 --> 00:27:15,460
‫عملاً هم زنمـه، هم دخترم، دوست‌دخترم،
‫رفیق جینگم و هم ساقیِ ویکودینم

581
00:27:15,550 --> 00:27:17,510
‫وایسا ببینم، نکنه همون کَریـه که
‫باهاش میری کابو؟

582
00:27:17,590 --> 00:27:19,180
‫لو رفتم

583
00:27:19,260 --> 00:27:20,590
‫- خودِ کابو کَریـه
‫- آره

584
00:27:20,680 --> 00:27:22,430
‫خودِ کابو کَری

585
00:27:22,510 --> 00:27:25,140
‫والا چند سالـه که دلم می‌خواد
‫از نزدیک ببینمت، سیلویا

586
00:27:25,220 --> 00:27:26,430
‫من هم، کابو کَری

587
00:27:26,520 --> 00:27:27,850
‫- البته با اجازه...
‫- آره بابا

588
00:27:27,940 --> 00:27:31,730
‫می‌دونم تازه با هم آشنا شدیم ها،
‫منتها شرکتی که براش کار می‌کنم،

589
00:27:31,810 --> 00:27:35,530
‫یه مهمونی بزرگ در پیش داره و
‫تدارک‌چی‌مون رسماً پیچونده

590
00:27:35,610 --> 00:27:37,570
‫- آره
‫- اوضاع قاراشمیشـه

591
00:27:37,650 --> 00:27:41,410
‫احیاناً وقتِ خالی نداری تا دیر نشده
‫کار رو دست بگیری؟

592
00:27:41,490 --> 00:27:43,830
‫وای خدا، وقتم آزادِ آزاده

593
00:27:43,910 --> 00:27:45,990
‫شماره‌ات رو از استوارت می‌گیرم.
‫همین هفته بهت زنگ می‌زنم.

594
00:27:46,080 --> 00:27:47,870
‫محشره. حتماً. بی‌صبرانه منتظرم

595
00:27:47,960 --> 00:27:49,160
‫- بریم که بترکونیم، سلیطه!
‫- بریم تو کارش

596
00:27:49,250 --> 00:27:50,370
‫با هم حرف می‌زنیم باز

597
00:27:50,460 --> 00:27:51,960
‫- ردیفش می‌کنیم
‫- چی از این بهتر؟

598
00:27:52,040 --> 00:27:54,040
‫- وای، چه نازه
‫- دوستش دارم

599
00:27:54,130 --> 00:27:55,340
‫یه بار هم عمل زیبایی نکرده

600
00:27:56,260 --> 00:27:57,550
‫لاشیِ خرشانس

601
00:27:57,630 --> 00:28:00,090
‫همینو بگو. کونِ لقِش، نه؟

602
00:28:00,180 --> 00:28:01,930
‫آره، تابستون بعدی نوبتِ دندون‌هامـه

603
00:28:07,560 --> 00:28:08,560
‫آدری

604
00:28:08,640 --> 00:28:10,060
‫سلام، اینجا چیکار می‌کنی؟

605
00:28:10,140 --> 00:28:11,140
‫از مؤسسینِ اینجام

606
00:28:11,230 --> 00:28:12,600
‫باید حدس می‌زدم

607
00:28:14,270 --> 00:28:16,650
‫- حالت چطوره؟ چه خبرها؟
‫- خوبم. همه چی عینِ قبلـه

608
00:28:16,730 --> 00:28:18,240
‫- آره
‫- آره دیگه

609
00:28:18,320 --> 00:28:20,780
‫تازه یه دفتر تو نیویورک باز کردم،
‫رسماً یه پام نیویورکـه، یه پام لس‌آنجلس

610
00:28:20,860 --> 00:28:23,620
‫به‌به، باریکلا

611
00:28:23,700 --> 00:28:26,240
‫خبرِ بچه‌های لاکی پنی رو داری؟
‫کارشون حسابی گرفته

612
00:28:26,330 --> 00:28:28,000
‫آره، زودبه‌زود باهاشون حرف می‌زنم

613
00:28:28,080 --> 00:28:29,830
‫ترکوندن. کُلی براشون ذوق دارم

614
00:28:29,910 --> 00:28:33,920
‫شنیده بودم شدی همه‌کاره‌ی آبجوسازیِ
یه شرکتِ زنجیره‌ای و واسه خودت بروبیایی داری

615
00:28:34,000 --> 00:28:36,420
‫آره، بگی‌نگی. اوضاع یکم عوض شده

616
00:28:36,500 --> 00:28:37,800
‫آره

617
00:28:37,880 --> 00:28:39,380
‫راستش، می‌خوام برای خودم بار بزنم

618
00:28:40,590 --> 00:28:41,800
‫- عالیـه. کجا؟
‫- آره

619
00:28:43,470 --> 00:28:44,600
‫هنوز تصمیم نگرفتم

620
00:28:44,680 --> 00:28:47,430
‫فعلاً مشخص نیست، چون هنوز...

621
00:28:47,510 --> 00:28:50,390
‫یه‌جورایی اولِ راهم. آره

622
00:28:50,480 --> 00:28:52,560
‫خیلی‌خب، سرمایه‌گذار هم داری؟

623
00:28:53,190 --> 00:28:57,360
‫در این مورد هم میشه گفت
‫هنوز اولِ راهم، پس...

624
00:28:57,900 --> 00:28:59,650
‫- خوبـه
‫- خیلی خوبـه

625
00:29:01,490 --> 00:29:02,860
‫بهرحال، خوشحال شدم دیدمت

626
00:29:02,950 --> 00:29:05,280
‫حالا حتماً باز توی هاسینداس می‌بینمت

627
00:29:06,160 --> 00:29:07,160
‫آره

628
00:29:12,620 --> 00:29:14,670
‫یه کارِ دیگه گرفتم

629
00:29:14,750 --> 00:29:16,710
‫- ایول، عالیـه. آره
‫- دقیقاً

630
00:29:16,790 --> 00:29:19,000
‫هنوز هیچی نشده،
‫یه مراسم گنده‌ی دیگه گیرم اومد،

631
00:29:19,090 --> 00:29:20,460
‫ولی ممکنه کارهام بیشتر بشه

632
00:29:21,470 --> 00:29:22,590
‫باز هم کمکم می‌کنی؟

633
00:29:22,670 --> 00:29:24,430
‫بعید می‌دونم بدونِ تو
‫می‌تونستم از پسِ امشب بربیام

634
00:29:25,470 --> 00:29:27,850
‫آره. آره. از خدامـه

635
00:29:27,930 --> 00:29:32,390
‫حالا که قراره کمکت کنم،
‫پس می‌تونم تو واحد مهمانت بمونم دیگه، نه؟

636
00:29:32,480 --> 00:29:35,310
‫اینجوری پولی که برای اجاره‌ی اون فضا
‫برای بارم نیاز دارم، جور میشه

637
00:29:35,400 --> 00:29:36,520
‫آره، موافقم

638
00:29:36,610 --> 00:29:39,610
‫- عالیـه
‫- فقط بذار با چارلی حرف بزنم، ولی...

639
00:29:39,690 --> 00:29:41,570
کاملاً ‫می‌فهمم. ولی محض اینکه
‫خیالت راحت‌تر باشه،

640
00:29:41,650 --> 00:29:44,990
‫قول میدم دیگه با هیچ مهمون ویژه‌ای

641
00:29:45,070 --> 00:29:46,620
اونجا بُکن‌بُکن راه نندازم

642
00:29:46,700 --> 00:29:49,450
‫- چه خوب. ردیفش می‌کنم
‫- آره

643
00:29:49,540 --> 00:29:50,950
‫- ممنون. عالیـه
‫- بهش میگم

644
00:29:51,040 --> 00:29:53,120
‫- خب؟
‫- عالیـه. دقیقاً همینطوری هم بهش بگو

645
00:29:53,210 --> 00:29:54,290
‫- حتماً. قشنگ بود
‫- خیلی‌خب

646
00:29:55,870 --> 00:29:58,630
‫عزیزان، فقط می‌خواستم
‫ازتون تشکر کنم که

647
00:29:58,710 --> 00:30:02,670
‫توی مراسم بازنشستگی من شرکت کردید

648
00:30:04,630 --> 00:30:06,590
‫واقعیتش، اول با خودم گفتم
‫یه دورهمی کوچیک و

649
00:30:06,680 --> 00:30:09,260
‫خودمونی می‌گیریم،
‫ولی بعدش یهو به ذهنم رسید که:

650
00:30:09,350 --> 00:30:11,430
‫«اگه نخوای، گیرت نمیاد»، درست میگم؟

651
00:30:11,520 --> 00:30:12,680
‫پشمام

652
00:30:12,770 --> 00:30:16,440
‫خدایی دلم برای بیشترتون تنگ میشه

653
00:30:16,520 --> 00:30:19,610
‫به خاطر همین هم قراره تا چند سالِ آینده
‫تو اسلکِ شرکت وِل بچرخم

654
00:30:20,440 --> 00:30:22,110
‫می‌دونی که من هم اونجا منتظرتم

655
00:30:23,860 --> 00:30:27,070
‫بهرحال، از همه ممنونم که این خداحافظی رو
اینقدر برام خاطره‌انگیز کردید

656
00:30:27,160 --> 00:30:28,370
‫واقعاً ازتون ممنونم

657
00:30:29,450 --> 00:30:31,330
‫ممنون. مرسی

658
00:30:31,410 --> 00:30:33,200
‫- عزیـزم!
‫- سلام

659
00:30:33,870 --> 00:30:34,870
‫من...

660
00:30:36,540 --> 00:30:38,630
‫من هم می‌خوام یه چیزِ کوچولو بگم

661
00:30:38,710 --> 00:30:40,380
‫می‌خواد بگه ترکوندی

662
00:30:41,340 --> 00:30:43,670
‫امشب فقط بازنشستگیِ فرانک نیست

663
00:30:45,050 --> 00:30:47,260
‫مالِ من هم هست

664
00:30:48,050 --> 00:30:52,560
‫درستـه. من هم قراره بازنشسته بشم

665
00:30:53,180 --> 00:30:59,020
‫پس هم مبارکِ فرانک و هم من

666
00:31:00,110 --> 00:31:01,110
‫خیلی‌خب

667
00:31:01,190 --> 00:31:03,650
‫نه، اصلاً خبر خوشی نیست

668
00:31:05,860 --> 00:31:07,150
‫تو هم خبر داشتی دیگه، نه؟

669
00:31:09,990 --> 00:31:11,240
نداشتی پس

670
00:31:15,580 --> 00:31:17,210
‫می‌خواستی توی جلسه‌ی مشاوره
‫اینو بهم بگی؟

671
00:31:17,290 --> 00:31:18,870
‫نه، اون‌موقع تصمیمی نگرفته بودم

672
00:31:18,960 --> 00:31:21,210
‫فقط می‌دونستم از عالم و آدم سیرم

673
00:31:21,290 --> 00:31:26,920
‫سیلویا، این همه سال حس می‌کردم که
‫باید یه جورِ خاص زندگی کنم

674
00:31:27,010 --> 00:31:31,010
‫اینکه باید توی یه قفسِ تَنگ و کوچیک
‫سَر کنم، ولی بعدش فهمیدم که

675
00:31:31,970 --> 00:31:34,930
‫مجبور نیستم تا آخرِ عمرم
همین مسیرِ تکراری رو برم

676
00:31:35,020 --> 00:31:36,640
‫آخه، این همه مسیر

677
00:31:38,230 --> 00:31:42,110
‫کدوم مسیر... مسیرِ خاصی مد نظرتـه؟

678
00:31:42,190 --> 00:31:44,400
‫نه، دقیق نمی‌دونم قراره
قدم تو چه مسیری بذارم

679
00:31:44,480 --> 00:31:47,360
‫ولی یه سری مسیرها هستن که
‫حس می‌کنم منو می‌برن تو دلِ جنگل

680
00:31:47,440 --> 00:31:50,660
‫برای اولین بار تو زندگیم
‫حس آزادی دارم، اون هم بعدِ...

681
00:31:50,740 --> 00:31:52,660
‫اصلاً نمی‌دونم آخرین بار
‫کِی همچین حسی داشتم

682
00:31:53,330 --> 00:31:55,290
‫فهمیدم زندگی فراتر از اینـه که
‫بخوام عین فرانک

683
00:31:55,370 --> 00:31:59,580
‫۶۰‏ ساعت در هفته پا شم برم
‫دفترِ وکالت و برگردم

684
00:32:00,500 --> 00:32:01,540
‫آره

685
00:32:02,250 --> 00:32:04,340
‫زندگی‌مون کلی خرج و مخارج داره

686
00:32:04,420 --> 00:32:06,170
‫خب، فرانسیس قراره بره دانشگاه و

687
00:32:06,260 --> 00:32:07,800
‫- دیگه...
‫- آره خب، ببین،

688
00:32:07,880 --> 00:32:10,760
‫حساب پس‌انداز دانشگاهش تقریباً پُر شده و

689
00:32:10,840 --> 00:32:12,340
‫به اندازه‌ی کافی پول کنار گذاشتیم که
‫بتونیم این چند وقت رو سر کنیم،

690
00:32:12,430 --> 00:32:16,470
‫ولی باید هزینه‌هامون رو کم کنیم تا
‫یه فکری به حالِ این وضع بکنیم

691
00:32:18,680 --> 00:32:20,230
‫- می‌تونم حرفِ دلم رو بزنم، عزیزم؟
‫- آره

692
00:32:20,310 --> 00:32:24,230
‫معلومـه که می‌تونی.
‫این سینه صندوقچه‌ی اسرارِ توئـه.

693
00:32:25,020 --> 00:32:28,690
‫خیلی‌خب. من... این تصمیمت به نظرم...

694
00:32:28,780 --> 00:32:31,070
‫چطوری بگم؟

695
00:32:31,150 --> 00:32:32,870
‫نسنجیده‌ست و بچگونه

696
00:32:34,990 --> 00:32:36,160
‫عزیزم، من بهش نیاز دارم

697
00:32:36,990 --> 00:32:40,040
‫جدی... بهش احتیاج دارم.
‫یه کاریش می‌کنیم.

698
00:32:41,000 --> 00:32:43,710
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫تو که کارِت گرفته

699
00:32:43,790 --> 00:32:47,880
‫امشب هم که اون پیشنهاد جدیده رو گرفتی.
‫کسب‌وکارت حسابی گرفته.

700
00:32:47,960 --> 00:32:50,720
‫اینقدر جو نده.
‫همش یه مهمونیِ دیگه گرفتم.

701
00:32:50,800 --> 00:32:52,300
از کجا معلوم؟
شاید اولین و آخرینش باشه

702
00:32:52,380 --> 00:32:53,470
من که اینطور فکر نمی‌کنم

703
00:32:53,550 --> 00:32:54,550
‫عزیزم...

704
00:32:57,890 --> 00:33:00,270
‫با پوست‌واستخوون حسش می‌کنم

705
00:33:00,294 --> 00:33:10,294
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

706
00:33:10,318 --> 00:33:20,318
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

