﻿1
00:00:00,284 --> 00:00:08,284
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,308 --> 00:00:13,308
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:13,680 --> 00:00:16,808
‫با هر گونه درخواست شفاهی
‫برای ترک سیلو موافقت میشه.

4
00:00:18,352 --> 00:00:19,811
‫ولی غیرقابل برگشته.

5
00:00:22,648 --> 00:00:24,083
‫از شما خواستن دوربین رو تمیز کنی،

6
00:00:24,107 --> 00:00:26,693
‫و وسایل لازم برای این‌کار در اختیارته،

7
00:00:28,362 --> 00:00:30,572
‫اما این پاک‌سازی نباید
‫برات حالت اجبار داشته باشه.

8
00:00:31,532 --> 00:00:33,325
‫همین‌که از هوابند خارج بشی

9
00:00:34,159 --> 00:00:35,786
‫دیگه قوانین شامل حالت نمی‌شه.

10
00:00:39,206 --> 00:00:40,666
‫حرف آخری نداری؟

11
00:00:43,043 --> 00:00:44,711
‫شرمنده بابت شلوغ‌کاری.

12
00:01:21,331 --> 00:01:23,625
‫نمی‌دانیم چرا اینجاییم.

13
00:01:26,503 --> 00:01:28,630
‫نمی‌دانیم چه کسی سیلو را ساخته.

14
00:01:31,049 --> 00:01:35,012
‫نمی‌دانیم چرا شرایط
‫بیرون از سیلو این‌گونه‌ست.

15
00:01:40,184 --> 00:01:43,353
‫نمی‌دانیم چه زمانی برای بیرون رفتن امن است.

16
00:01:48,233 --> 00:01:50,027
‫تنها می‌دانیم که آن روز موعود...

17
00:01:53,280 --> 00:01:54,531
‫امروز نیست.

18
00:03:52,703 --> 00:03:55,823
«قسمت دوم: انتخابِ هولستون»

19
00:04:32,898 --> 00:04:34,149
‫چرا گفت آخه؟

20
00:04:39,530 --> 00:04:41,883
‫باورم نمیشه کلانتر رو فرستادن
‫واسه تمیز کردن دوربین.

21
00:04:41,907 --> 00:04:44,761
‫خب دیگه وقتی خودش گفت،
‫چاره‌ای نداشتن.

22
00:04:44,785 --> 00:04:46,870
‫ولی خب چرا کلانتر بخواد بره بیرون؟

23
00:04:50,791 --> 00:04:52,167
‫شروع شد.

24
00:04:53,502 --> 00:04:55,212
‫وای لعنتی. داره میاد.

25
00:05:13,146 --> 00:05:14,273
‫وای نه.

26
00:05:19,695 --> 00:05:20,696
‫یالا

27
00:05:24,616 --> 00:05:25,909
‫لامصب، آلیسون.

28
00:05:28,620 --> 00:05:29,788
‫درست می‌گفتی.

29
00:05:46,805 --> 00:05:48,056
‫باید اینو ببینن.

30
00:06:29,723 --> 00:06:31,433
‫- چقدر؟
‫- ده

31
00:06:31,934 --> 00:06:34,803
‫ده ژتون بستی که تمیزش نمی‌کنه؟

32
00:06:34,827 --> 00:06:36,039
‫همیشه تمیز می‌کنن

33
00:06:36,063 --> 00:06:37,584
‫ولی شرط سر اینه که
‫آیا می‌تونه ۳ دقیقه دووم بیاره

34
00:06:37,608 --> 00:06:39,566
‫قبل از این‌که سم وارد ریه‌ش بشه یا نه؟

35
00:07:03,423 --> 00:07:04,967
‫بجنب، کلانتر!

36
00:07:25,904 --> 00:07:27,239
‫چی‌کار می‌کنه؟

37
00:07:29,783 --> 00:07:31,910
‫کسی تا حالا کلاهش رو درآورده بود؟

38
00:07:39,668 --> 00:07:40,878
‫پا شو!

39
00:07:43,046 --> 00:07:44,006
‫کجا داره میره؟

40
00:07:45,507 --> 00:07:46,884
‫که بره پیش زنش.

41
00:08:13,994 --> 00:08:16,669
‫کلانتر مُرد.
‫الان چی میشه؟

42
00:08:17,915 --> 00:08:21,418
‫کسکشِ دروغگو.
‫اون مرتیکه دروغگوئه.

43
00:08:26,507 --> 00:08:30,302
‫هی! تمومش کنید!

44
00:08:31,261 --> 00:08:33,698
‫تمومش کنید! یالا

45
00:08:33,722 --> 00:08:37,433
‫گوش کنید! همگی آروم باشید!
‫گوش کنید!

46
00:08:41,730 --> 00:08:44,608
‫اون وضعیت خیلی تخمیه، شکی توش نیست.

47
00:08:45,442 --> 00:08:48,338
‫ولی نباید بهونه‌ای بشه که
‫ما کنترل‌مون رو از دست بدیم.

48
00:08:48,362 --> 00:08:51,382
‫اگه کسی قراره سر این‌که
‫چرا کلانتر رو فرستادن واسه تمیز کردن دوربین

49
00:08:51,406 --> 00:08:53,700
‫بذارین برن طبقات بالا یا وسط دعوا کنن.

50
00:08:54,326 --> 00:08:58,723
‫اینجا، توی طبقهٔ زیرین،
‫این چیزا هیچ ربطی به ما نداره.

51
00:08:58,747 --> 00:09:02,151
‫وظیفهٔ ما تأمین برقه.

52
00:09:02,543 --> 00:09:03,544
‫درسته!

53
00:09:04,044 --> 00:09:05,730
‫که مطمئن بشیم ژنراتور کار می‌کنه.

54
00:09:05,754 --> 00:09:07,482
‫بله!

55
00:09:07,506 --> 00:09:09,943
‫که سیلو رو زنده نگه‌داریم!

56
00:09:09,967 --> 00:09:12,010
‫آره!

57
00:09:13,136 --> 00:09:14,888
‫این پایین ما....

58
00:09:15,973 --> 00:09:19,202
‫فقط کارمون رو انجام میدیم، خب؟

59
00:09:19,226 --> 00:09:20,477
‫آره!

60
00:09:21,019 --> 00:09:21,895
‫خب؟

61
00:09:24,731 --> 00:09:26,984
‫- خب؟
‫- آره!

62
00:09:48,856 --> 00:09:50,849
‫[کلانتر بکر]

63
00:09:52,399 --> 00:09:53,646
‫[مارنز]

64
00:10:01,852 --> 00:10:03,746
‫کارینس خبر فرستاده.

65
00:10:03,770 --> 00:10:07,333
‫دوباره هشدار اومده که افرادی
‫توی بخش بازیافت جمع شدن

66
00:10:07,357 --> 00:10:09,752
‫که می‌خوان به لوله‌ها آسیب بزنن، با چکش...

67
00:10:09,776 --> 00:10:11,462
‫آره، این آدما مخ‌شون تاب داره.

68
00:10:11,486 --> 00:10:12,672
‫خب، این آدما ترسیدن.

69
00:10:12,696 --> 00:10:16,593
‫باشه، با بی‌سیم سراغ‌شون رو می‌گیرم.

70
00:10:16,617 --> 00:10:18,553
‫چیزی از کافه‌تریا می‌خوای بگیرم؟

71
00:10:18,577 --> 00:10:20,120
‫برو خونه، سندی.

72
00:10:23,707 --> 00:10:25,209
‫واقعاً‌ عاشقش بود

73
00:10:26,460 --> 00:10:27,753
‫اگه دنبال دلیلش می‌گردی.

74
00:10:30,255 --> 00:10:31,256
‫باشه

75
00:11:43,453 --> 00:11:45,080
‫سایزم مدیومه راستی.

76
00:11:46,123 --> 00:11:48,041
‫۲۰ سال پیش، شاید

77
00:11:50,669 --> 00:11:52,814
‫بچهٔ جنسن هفتهٔ بعد به دنیا میاد.

78
00:11:52,838 --> 00:11:57,569
‫قبلاً سالی ۲۵تا از اینا می‌بافتم،
‫از هر ۱۰ بچه به یکی می‌رسید.

79
00:11:57,593 --> 00:11:59,553
‫حالا شانس بیارم ۵ تا بافتم.

80
00:12:01,346 --> 00:12:03,348
‫- گلویی تازه می‌کنی؟
‫- آره

81
00:12:05,142 --> 00:12:07,644
‫تو همچین روزایی به‌نظرم
‫باید چیزای ناب نوشید.

82
00:12:12,524 --> 00:12:14,359
‫مال قبل از شورشه.

83
00:12:15,277 --> 00:12:16,862
‫شاید قبل از همهٔ این اتفاقا.

84
00:12:20,324 --> 00:12:21,509
‫ممنون.

85
00:12:21,533 --> 00:12:22,826
‫به یاد هولستن بِکر

86
00:12:29,958 --> 00:12:32,169
‫کلانتر بعدی رو انتخاب نکردی؟

87
00:12:33,462 --> 00:12:34,731
‫مگه رو به روم نیست؟

88
00:12:34,755 --> 00:12:38,634
‫تو آموزش کلانتر بعدی کمک می‌کنم،
‫ولی خودم دیگه کنار می‌کشم.

89
00:12:40,886 --> 00:12:42,489
‫وقتی جمال می‌خواست بازنشسته شه

90
00:12:42,513 --> 00:12:45,617
‫خودش هولستن رو واسه کلانتر انتخاب کرد.
‫راحت بود.

91
00:12:45,641 --> 00:12:47,535
‫اگه هولستن قرار بود بازنشسته بشه،

92
00:12:47,559 --> 00:12:49,621
‫ منم می‌تونستم خواستهٔ اون رو درنظر بگیرم، ولی الان...

93
00:12:49,645 --> 00:12:53,106
‫قوهٔ قضاییه سعی می‌کنه
‫یکی از خودشون رو بذاره سر این کار.

94
00:12:53,607 --> 00:12:56,068
‫هولستن هیچی بهت نگفته بود؟

95
00:13:02,074 --> 00:13:05,410
‫مشغول خوندن دفتر ثبت‌های شهردار بودم.
‫الان نود و هفتمی‌ام.

96
00:13:06,870 --> 00:13:12,435
‫تولد. مرگ. میزان مصرف آب.
‫میزان استفاده کابل کامپیوتر.

97
00:13:12,459 --> 00:13:14,127
‫این‌که کسی رو بیرون فرستادن یا نه؟

98
00:13:15,420 --> 00:13:17,441
‫تا اینجا حتی یه نمونه هم نبوده که شهردار

99
00:13:17,465 --> 00:13:19,734
‫یه کلانتر رو واسه تمیز کردن دوربین فرستاده باشه.

100
00:13:19,758 --> 00:13:21,945
‫درسته رفت بیرون، ولی تو نفرستادیش.

101
00:13:21,969 --> 00:13:25,013
‫اینا رو از سر احساس تأسف واسه خودم نگفتم.

102
00:13:26,139 --> 00:13:30,894
‫گفتم چون نمی‌دونم قبل از وجودِ
‫این دفاتر ثبت، چه اتفاقایی افتاده

103
00:13:32,437 --> 00:13:34,040
‫قبل از شورش؟

104
00:13:34,064 --> 00:13:36,525
‫قبل از هر چیزی که باعث شورش شد.

105
00:13:38,944 --> 00:13:40,404
‫نگرانی که به‌خاطر پاک‌سازی بوده باشه؟

106
00:13:41,113 --> 00:13:44,449
‫- نگران بی‌ثباتی اوضاعم
‫- آره

107
00:13:45,742 --> 00:13:48,078
‫واسه همین باید هر چه سریع‌تر کلانتر جدید انتخاب کنیم.

108
00:13:52,291 --> 00:13:53,893
‫این دیگه آخریشه.

109
00:13:53,917 --> 00:13:55,294
‫ممنون.

110
00:13:56,336 --> 00:13:57,754
‫اینو لازم دارم.

111
00:13:58,797 --> 00:14:01,568
‫- نه، نمیشه ببریش. نه!
‫- نه، لازمش دارم

112
00:14:01,592 --> 00:14:04,112
‫- نمی‌تونی چکشم رو ببری!
‫- هی!

113
00:14:04,136 --> 00:14:05,738
‫- تمومش کنید این مسخره بازی رو
‫- باید از خونواده‌ام محافظت کنم!

114
00:14:05,768 --> 00:14:09,355
‫- چکش رو بنداز.
‫- آهای! تمومش کنید دیگه!

115
00:14:10,225 --> 00:14:12,352
‫لعنتی. مأمورای قضایی.

116
00:14:12,895 --> 00:14:14,229
‫لعنتی.

117
00:14:18,358 --> 00:14:19,735
‫معاون بروکس

118
00:14:20,402 --> 00:14:22,821
‫آقای سیمز، اوضاع تحت کنترلمه.

119
00:14:25,532 --> 00:14:26,867
‫اسماشون رو بنویس.

120
00:14:31,330 --> 00:14:33,165
‫خبر نداری کی کلانتر جدید میاد؟

121
00:14:33,832 --> 00:14:36,269
‫چون هنوز کلی تو بخش بازیافت صف بستن،

122
00:14:36,293 --> 00:14:39,129
‫ و معاون کلانتر ازم خواست ببینم
‫مهمات کافی داریم یا نه.

123
00:14:47,179 --> 00:14:48,889
‫طبقهٔ ۱۴ خبری نیست.

124
00:15:03,195 --> 00:15:05,340
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- به‌نظرت چی‌کار می‌کنم؟

125
00:15:05,364 --> 00:15:07,592
‫به‌نظرم با حال بد اومدی.

126
00:15:07,616 --> 00:15:09,385
‫حالا داری سر اون تستر خالیش می‌کنی.

127
00:15:09,409 --> 00:15:12,162
‫نه. دارم درستش می‌کنم.

128
00:15:12,955 --> 00:15:15,558
‫از ۱۳ سالگی میومدی اینجا...

129
00:15:15,582 --> 00:15:16,518
‫باز شروع شد.

130
00:15:16,542 --> 00:15:18,853
‫... که به‌جای رو به رو شدن با مشکلاتت،
‫بشینی این آت‌آشغال‌ها رو تعمیر کنی.

131
00:15:18,877 --> 00:15:22,065
‫میشه لطفاً بذاری تنهایی کار کنم؟

132
00:15:22,089 --> 00:15:26,153
‫به اون حرف مربوطه که
‫بعد از تمیز کردن دوربین توسط کلانتر زدی؟

133
00:15:26,468 --> 00:15:27,987
‫چون دیشب شرلی اومد اینجا.

134
00:15:28,011 --> 00:15:31,491
‫گفت که زدی به سیم آخر و داد زدی که:
‫«دروغ گفت»

135
00:15:31,515 --> 00:15:32,641
‫فکر نکنم داد زده باشم.

136
00:15:34,226 --> 00:15:37,288
‫می‌دونی، اینکه میای اینجا و
‫می‌شینی از وسایلم استفاده می‌کنی

137
00:15:37,312 --> 00:15:38,414
‫یه امتیاز ویژه‌ست.

138
00:15:38,438 --> 00:15:42,025
‫و فقط به شرطی می‌تونی اینجا بمونی
‫که بهم بگی قضیه از چی قراره.

139
00:15:45,320 --> 00:15:46,655
‫خیلی‌خب، پس نمی‌مونم.

140
00:15:47,990 --> 00:15:51,201
‫تو نیومدی اینجا که تستر رو تعمیر کنی.
‫اومدی حرف بزنی.

141
00:15:52,202 --> 00:15:53,579
‫می‌دونم سخته برات.

142
00:15:56,290 --> 00:15:57,708
‫خیلی‌خب. راحت باش.

143
00:16:08,302 --> 00:16:09,511
‫در مورد جورج‌ـه

144
00:16:10,637 --> 00:16:12,598
‫سه ماه از مرگش گذشته.

145
00:16:14,099 --> 00:16:16,810
‫- یعنی میگی جورج دروغ گفته؟
‫- نه. هولستن دروغ گفت.

146
00:16:17,311 --> 00:16:19,164
‫- هنوز فکر می‌کنی جورج رو کشتن؟
‫- آره

147
00:16:19,188 --> 00:16:22,792
‫- آره، چون خودش رو نکشته، پس...
‫- از کجا این‌قدر مطمئنی؟

148
00:16:22,816 --> 00:16:24,794
‫چون آخرین باری که دیدمش،

149
00:16:24,818 --> 00:16:26,778
‫ خیلی دلش می‌خواست یه چیزی نشونم بده.

150
00:16:27,529 --> 00:16:29,907
‫داشتیم واسه این‌که کوپر شاگردم شده بود جشن می‌گرفتیم

151
00:16:30,741 --> 00:16:33,553
‫جورج همیشه مشکوک بود
‫چون مجوز نداشتیم

152
00:16:33,577 --> 00:16:34,971
‫واسه همین نمیومد به همچین مراسماتی.

153
00:16:34,995 --> 00:16:36,205
‫خورهٔ کامپیوتر!

154
00:16:37,915 --> 00:16:39,058
‫مجبورم کردن مست کنم

155
00:16:39,082 --> 00:16:41,478
‫خب، انگاری حسابی هم مقاومت کردی.

156
00:16:41,502 --> 00:16:44,630
‫کوپ، چطوره بریم یه‌کم آب بخوری
‫و برات یه صندلی پیدا کنیم؟

157
00:16:48,592 --> 00:16:49,593
‫کیک می‌خوری؟

158
00:16:50,191 --> 00:16:51,932
‫[پشیمون میشی!]

159
00:17:02,189 --> 00:17:05,627
‫ببین، همه در موردمون خبر دارن.
‫به یه ورشونه.

160
00:17:05,651 --> 00:17:07,504
‫ما رو نمی‌فرستن معدن.

161
00:17:07,528 --> 00:17:09,530
‫از پسش بر میای، دختر سرسختی هستی.

162
00:17:10,864 --> 00:17:13,242
‫ببین، یه اتفاقی افتاده.

163
00:17:14,785 --> 00:17:15,969
‫یه اتفاق مهم.

164
00:17:15,993 --> 00:17:18,473
‫اینجا نمی‌تونم بهت بگم،
‫ولی میشه تموم شد باهات صحبت کنم؟

165
00:17:18,497 --> 00:17:20,016
‫آره، حتما.
‫تا دیر وقت سر کارم

166
00:17:20,040 --> 00:17:21,851
‫پس تو اتاق خودت بهت میگم.

167
00:17:21,875 --> 00:17:22,960
‫باشه.

168
00:17:23,544 --> 00:17:24,837
‫دوستان!

169
00:17:25,921 --> 00:17:26,981
‫کوپ کجاست؟

170
00:17:27,005 --> 00:17:28,298
‫کوپر رو بیارید اینجا.

171
00:17:29,383 --> 00:17:31,385
‫این جشن اونه. بیا اینجا.

172
00:17:32,052 --> 00:17:34,221
‫کوپ، می‌دونم که زهره ترک شدی.

173
00:17:37,224 --> 00:17:40,453
‫- آماده‌ای که شاگرد جولز باشی
‫- باید برم.

174
00:17:40,477 --> 00:17:42,980
‫بزنید اون کف قشنگه رو به افتخار کوپر!

175
00:17:55,284 --> 00:17:58,078
‫نصفه شب که از سر کار اومدم
‫جونی واسه‌م نمونده بود.

176
00:17:58,954 --> 00:18:00,831
‫مشتاق دیدن جورج بودم.

177
00:18:10,382 --> 00:18:11,383
‫جورج؟

178
00:19:04,061 --> 00:19:05,788
‫- سلام.
‫- سلام

179
00:19:05,812 --> 00:19:07,582
‫خب، خیلی خمار به‌نظر نمیای.

180
00:19:07,606 --> 00:19:09,358
‫نیستم، فقط ناراحتم.

181
00:19:10,442 --> 00:19:11,276
‫چرا؟

182
00:19:12,986 --> 00:19:14,964
‫- نشنیدی مگه؟
‫- تازه پاشدم. چی رو بشنوم؟

183
00:19:14,988 --> 00:19:17,074
‫جورج دیشب از رو پله‌ها افتاده.

184
00:19:19,535 --> 00:19:20,827
‫میگن خودکشی کرده.

185
00:19:23,539 --> 00:19:24,665
‫صمیمی بودین؟

186
00:19:41,223 --> 00:19:43,809
‫ببین، جولز.
‫نمی‌دونم انتظار داری چی بگم.

187
00:19:44,643 --> 00:19:46,079
‫واقعاً از طرف خوشم میومد.

188
00:19:46,103 --> 00:19:48,706
‫و خودکشی هم توی سیلو جرم محسوب میشه.

189
00:19:48,730 --> 00:19:51,543
‫- می‌دونم.
‫- اگه مدرکی داری که خودش نپریده

190
00:19:51,567 --> 00:19:54,111
‫از دردسر کلی کاغذبازی نجاتم میدی، ولی...

191
00:19:55,362 --> 00:19:56,488
‫آخه قتل؟

192
00:19:57,739 --> 00:20:00,009
‫توسط کی اصلا؟ چرا؟

193
00:20:00,033 --> 00:20:03,721
‫نمی‌دونم!
‫فقط مطمئنم که خودش رو نکشته، هنک

194
00:20:03,745 --> 00:20:06,474
‫خیلی‌خب، ببین.
‫واسه اثبات قتل نظر خودت کافی نیست.

195
00:20:06,498 --> 00:20:09,269
‫انگیزه و فرصت قتل لازمه.
‫منو خر فرض نکن، هنک.

196
00:20:09,293 --> 00:20:11,670
‫خر فرضت نمی‌کنم، فقط...

197
00:20:15,716 --> 00:20:16,633
‫چی؟

198
00:20:19,511 --> 00:20:21,054
‫می‌دونم شما دو تا...

199
00:20:22,222 --> 00:20:25,410
‫با خودم گفتم این پایین، کی واسش مهمه؟
‫قضیه اینه که...

200
00:20:25,434 --> 00:20:28,496
‫اگه رابطهٔ قانونی داشتین، قضیه راحت‌تر بود.

201
00:20:28,520 --> 00:20:30,022
‫شریک زندگی یه سری حقوق مشخص داره.

202
00:20:31,356 --> 00:20:32,524
‫آره، خب...

203
00:20:36,069 --> 00:20:37,070
‫جهنم و ضرر.

204
00:20:38,488 --> 00:20:40,091
‫به بالادستی‌ها حرفات رو منتقل می‌کنم.

205
00:20:40,115 --> 00:20:42,802
‫میگم این حرفا رو یکی از همکاراش زده
‫که اونو خوب می‌شناخته.

206
00:20:42,826 --> 00:20:45,412
‫ببینیم کلانتر چی میگه.
‫آدم خوبیه.

207
00:20:46,288 --> 00:20:47,998
‫کسی از خودکشی خوشش نمیاد.

208
00:20:53,629 --> 00:20:54,630
‫یالا!

209
00:21:11,355 --> 00:21:12,564
‫خودشه.

210
00:21:13,065 --> 00:21:15,001
‫- اسمش چیه؟
‫- چی؟

211
00:21:15,025 --> 00:21:17,128
‫اسمش چیه؟

212
00:21:17,152 --> 00:21:19,130
‫جولیت.

213
00:21:19,154 --> 00:21:21,031
‫جولیت نیکولز

214
00:21:32,751 --> 00:21:36,255
‫جسد رو اینجا روی این سیستم تهویه پیدا کردن.

215
00:21:40,342 --> 00:21:44,346
‫فکر کنم جورج از ارتفاع حدوداً ۳۰ متری افتاده باشه.

216
00:21:44,888 --> 00:21:46,366
‫شاهدی نبوده.

217
00:21:46,390 --> 00:21:48,851
‫پس همین اطلاعات رو فقط می‌تونم بگم.

218
00:21:51,019 --> 00:21:52,688
‫بدجوری مضطربی.

219
00:21:53,438 --> 00:21:55,065
‫من همیشه مضطربم، قربان.

220
00:21:56,525 --> 00:21:59,712
‫درک می‌کنم. خوکشی جرم بزرگیه.

221
00:21:59,736 --> 00:22:02,674
‫- نه، خودکشی نبوده.
‫- آره گفتی.

222
00:22:02,698 --> 00:22:06,803
‫آره. افسرده نبود.
‫هیچ علائمی از خودکشی نداشت.

223
00:22:06,827 --> 00:22:07,887
‫سرخوشی ناگهانی نداشته...

224
00:22:07,911 --> 00:22:10,390
‫که بالاخره تصمیمش رو گرفته که...

225
00:22:10,420 --> 00:22:12,038
‫این‌قدر تو سن پایین اون علائم رو یاد گرفتیم

226
00:22:12,062 --> 00:22:14,007
‫که دیگه همه خوب
‫می‌تونن مخفی‌شون کنن

227
00:22:14,501 --> 00:22:15,502
‫از کجا می‌شناختیش؟

228
00:22:17,462 --> 00:22:20,299
‫- جورج...
‫- این پایین همه همدیگه رو می‌شناسن.

229
00:22:21,008 --> 00:22:23,677
‫و جورج یه متخصص کامپیوتر بامزه بود.

230
00:22:24,887 --> 00:22:26,322
‫چرا فکر می‌کنی به قتل رسیده؟

231
00:22:26,346 --> 00:22:27,490
‫دشمنی داشت؟

232
00:22:27,514 --> 00:22:28,616
‫می‌دونم دیگه...

233
00:22:28,640 --> 00:22:32,620
‫بهش گفتم که واسه قتل،
‫به انگیزه و فرصت قتل نیازه و...

234
00:22:32,644 --> 00:22:34,747
‫آره، ولی گفتم که فرصتش بوده

235
00:22:34,771 --> 00:22:36,982
‫ساعت ۳ صبح مرده.

236
00:22:37,482 --> 00:22:39,359
‫اون‌موقع کسی رو پله‌ها نمیره، درسته؟

237
00:22:41,403 --> 00:22:42,946
‫مگه این‌که باربر باشی.

238
00:22:44,031 --> 00:22:45,407
‫یا بخوای خودکشی کنی.

239
00:22:47,492 --> 00:22:48,845
‫برو مرکز بی‌زحمت.

240
00:22:48,869 --> 00:22:51,472
‫ببین وقتی این اتفاق افتاده
‫باربری رو پله‌ها بوده یا نه؟

241
00:22:51,496 --> 00:22:52,581
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

242
00:22:59,087 --> 00:23:01,381
‫ساعت قشنگیه.
‫عتیقه‌ست؟

243
00:23:02,591 --> 00:23:05,469
‫- قانونیه.
‫- فقط گفتم قشنگه

244
00:23:07,971 --> 00:23:09,848
‫ببین، بابت همکارت متأسفم.

245
00:23:11,767 --> 00:23:14,412
‫بازم جسدش رو بررسی می‌کنم.
‫ببینم نشونی از درگیری هست یا نه.

246
00:23:14,436 --> 00:23:15,521
‫باشه

247
00:23:16,021 --> 00:23:19,274
‫دوست ندارم اینو ازت بخوام،
‫ولی شاید تو متوجه چیزی بشی که من نشم.

248
00:23:20,192 --> 00:23:21,610
‫البته اگه مایلی.

249
00:23:24,947 --> 00:23:27,950
‫آره، البته. حتما.

250
00:23:40,838 --> 00:23:43,423
‫دنبال هر چیز عجیبی هستیم.

251
00:23:44,383 --> 00:23:47,723
‫خراش و ساییدگی که به‌خاطر سقوط نباشه.

252
00:23:47,747 --> 00:23:49,137
‫و نشونهٔ زد و خورد باشه.

253
00:23:52,391 --> 00:23:54,226
‫- حاضری؟
‫- آره

254
00:24:07,030 --> 00:24:08,282
‫یه سریا...

255
00:24:09,324 --> 00:24:12,244
‫توی اقدامات قبلی رگ‌شون رو می‌زنن.

256
00:24:14,830 --> 00:24:16,498
‫بعد واسه این‌که مرگ حتمی داشته باشن...

257
00:24:18,792 --> 00:24:20,294
‫از ارتفاع می‌پرن.

258
00:24:26,258 --> 00:24:29,261
‫حتی بعد از این‌همه سال
‫به دیدنش عادت ندارم.

259
00:24:30,762 --> 00:24:32,198
‫- تا حالا ...
‫- جسد دیدم؟‌ آره

260
00:24:32,222 --> 00:24:33,575
‫مال برادرم، وقتی ۱۲ سالم بود.

261
00:24:33,599 --> 00:24:37,227
‫و مادرم وقتی ۱۳ سالم بود.
‫ولی خب دیگه خودت می‌دونی، پس...

262
00:24:39,938 --> 00:24:42,167
‫اگه کسی بگه قتل بوده بررسیش می‌کنیم.

263
00:24:42,191 --> 00:24:44,377
‫و دلیل این حرف رو پیدا می‌کنیم...

264
00:24:44,401 --> 00:24:46,361
‫دلیلش اینه که به قتل رسیده.
‫واسه همین.

265
00:24:47,119 --> 00:24:50,879
‫اما با توجه به گذشته‌ای که باهم داشتین
‫شاید نخوای باور نکنی که خودکشی کرده.

266
00:24:51,241 --> 00:24:53,327
‫این رو می‌‌تونم درک کنم.

267
00:24:56,466 --> 00:24:57,772
‫خبر جدیدی نشد؟

268
00:24:58,900 --> 00:25:00,133
‫نه والا.

269
00:25:00,501 --> 00:25:01,919
‫مرکز چی گفت؟

270
00:25:02,544 --> 00:25:05,047
‫بارلر‌ها شب بی‌سر و صدایی داشتن.
‫نه کسی بالا رفته نه پایین.

271
00:25:05,047 --> 00:25:06,840
‫- مامورهای قضائی تو راهن.
‫- خب.

272
00:25:06,840 --> 00:25:09,134
‫به خاطر جریان خودکشی احتمالی و اینا
‫اطلاعات می‌خوان.

273
00:25:09,134 --> 00:25:12,137
‫شما یه پرس و جو کنید.

274
00:25:12,846 --> 00:25:14,681
‫ببینید کس دیگه‌ای تو پله‌ها بوده یا نه.

275
00:25:15,265 --> 00:25:16,433
‫باشه.

276
00:25:24,024 --> 00:25:25,359
‫چیزی می‌خوری؟

277
00:25:25,984 --> 00:25:26,985
‫نه.

278
00:25:30,280 --> 00:25:32,241
‫تو و جورج از کی رابطه داشتین؟

279
00:25:34,368 --> 00:25:35,827
‫به کسی نمیگم.

280
00:25:36,537 --> 00:25:38,497
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.

281
00:25:39,831 --> 00:25:41,333
‫چرا مجوز نگرفتید؟

282
00:25:46,463 --> 00:25:47,464
‫چرا؟

283
00:25:49,174 --> 00:25:50,759
‫ببین، اگه قراره بفهمیم چه اتفاقی افتاده

284
00:25:50,759 --> 00:25:52,386
‫باید راستش رو بهم بگی.

285
00:25:52,386 --> 00:25:54,263
‫وقتی رفتی پیش معاونم و گفتی قتل شده،

286
00:25:54,263 --> 00:25:56,306
‫کمک می‌خواستی، درسته؟

287
00:25:57,015 --> 00:25:58,642
‫اون خودکشی نکرده.

288
00:25:59,351 --> 00:26:00,602
‫باشه.

289
00:26:04,034 --> 00:26:05,660
‫باید برم مامورهای قضائی رو ببینم.

290
00:26:09,152 --> 00:26:10,988
‫جولیت، این ندونستن،

291
00:26:12,573 --> 00:26:14,408
‫تا ابد گرفتارت می‌کنه.

292
00:26:19,955 --> 00:26:21,540
‫اون یه چیزی واسه‌م گذاشته.

293
00:26:23,333 --> 00:26:24,626
‫چی؟

294
00:26:24,626 --> 00:26:28,964
‫می‌خوام به عنوان یه کلانتر
‫به منی که کلانتر نیستم،

295
00:26:28,964 --> 00:26:32,134
‫قول بدی که آمارمو یه مامورهای قضائی ندی.

296
00:26:32,134 --> 00:26:33,296
‫عتیقه‌ست؟

297
00:26:34,261 --> 00:26:36,096
‫چون اگه باشه مجبورم ضبطش کنم.

298
00:26:40,058 --> 00:26:41,852
‫نه، اون چیزی واسه من نذاشته.

299
00:26:42,394 --> 00:26:43,593
‫چیزی نیست که نشونت بدم.

300
00:26:45,355 --> 00:26:47,107
‫اما مگه کسی می‌فهمه از کجا پیداش کردم؟

301
00:26:49,818 --> 00:26:51,028
‫سیلو جای بزرگیه.

302
00:27:24,645 --> 00:27:25,687
‫این چیه؟

303
00:27:26,813 --> 00:27:28,065
‫نمی‌دونم.

304
00:27:28,065 --> 00:27:31,068
‫شاید با دادنش بهت
‫خواسته ازت خداحافظی کنه.

305
00:27:35,864 --> 00:27:37,199
‫این رو هم کنارش گذاشته بود.

306
00:27:41,328 --> 00:27:42,538
‫بقیه‌ش کو؟

307
00:27:42,538 --> 00:27:44,122
‫فقط همین بود. نمی‌دونم.

308
00:27:46,124 --> 00:27:49,294
‫«یادته آخرین بار کی این رو دیدی؟»

309
00:27:55,676 --> 00:27:58,762
‫چیزی که الان می‌خوام نشونت بدم
‫ممنوعه‌تر از هر عتیقه‌ایه.

310
00:27:59,342 --> 00:28:02,554
‫مطمئنم بالایی‌ها درموردش می‌دونن،
‫اما ظاهراً براشون مهم نیست.

311
00:28:03,225 --> 00:28:04,810
‫من خودم از بالایی‌هام.

312
00:28:05,602 --> 00:28:07,437
‫و روحمم خبر نداره کجا داریم میریم.

313
00:28:16,655 --> 00:28:18,198
‫توافقمون هنوز سرجاشه؟

314
00:28:18,949 --> 00:28:19,950
‫آره.

315
00:28:22,619 --> 00:28:23,787
‫خیلی خب.

316
00:28:33,672 --> 00:28:35,632
‫امیدوارم از تاریکی نترسی.

317
00:28:39,428 --> 00:28:40,888
‫یا از جاهای تنگ.

318
00:28:42,806 --> 00:28:43,807
‫یا ارتفاع.

319
00:29:13,962 --> 00:29:16,006
‫-اینا رو کی کشیده؟
‫- نمی‌دونم.

320
00:29:16,715 --> 00:29:18,467
‫فکر می‌کنیم مال قبل از شورش باشه.

321
00:29:22,221 --> 00:29:24,515
‫مراقب باش.

322
00:29:28,268 --> 00:29:30,812
‫- اون پایین چیه؟
‫- حالا می‌بینی.

323
00:30:12,187 --> 00:30:13,188
‫مرسی.

324
00:30:15,399 --> 00:30:19,236
‫احتمالا یه زمانی اینجا
‫صد تا نورافکن بوده.

325
00:30:20,070 --> 00:30:23,115
‫فقط همینا مونده.

326
00:30:25,242 --> 00:30:26,451
‫اون دیگه چیه؟

327
00:30:26,451 --> 00:30:29,746
‫بهترین حدسم اینه که باقی‌مونده‌ی دستگاهیه
‫که سیلو رو حفر کرده.

328
00:30:29,746 --> 00:30:33,584
‫طبق نظریه‌ها، دستگاه حفاری تا این جا اومده،

329
00:30:33,584 --> 00:30:35,460
‫و به این راحتیا نمیشه بردش بیرون.

330
00:30:35,460 --> 00:30:41,258
‫واسه همینم بنیان‌گذاران اینجا
‫با یه سرپوش بتنی ۹ متری محصورش کردن.

331
00:30:42,885 --> 00:30:47,222
‫احتمالا این دستگاه حفاری
‫صد سال همینجوری مونده.

332
00:30:47,806 --> 00:30:50,357
‫هر چی که باارزش بوده رو
‫خیلی وقت پیش بردن.

333
00:30:51,977 --> 00:30:53,937
‫اولین باری که اینجا رو دیدم،

334
00:30:54,438 --> 00:30:57,274
‫فهمیدم چه قدر اطلاعاتمون از سیلو کمه.

335
00:31:00,819 --> 00:31:01,904
‫آماده‌ای؟

336
00:31:03,847 --> 00:31:05,060
‫راستی...

337
00:31:05,240 --> 00:31:07,242
‫بهتره پایین رو نگاه نکنی.

338
00:31:14,416 --> 00:31:15,334
‫حالت خوبه؟

339
00:32:00,462 --> 00:32:01,880
‫اینجا دیگه کجاست؟

340
00:32:02,422 --> 00:32:03,590
‫جورج.

341
00:32:04,174 --> 00:32:05,955
‫اون همه‌ش رو  جمع کرده.

342
00:32:10,055 --> 00:32:13,141
‫آخرین بار این رو اینجا دیدم.

343
00:32:19,231 --> 00:32:20,357
‫توی این صندوق بود.

344
00:32:29,116 --> 00:32:32,828
‫به خاطر اینا می‌خواست
‫رابطه‌مون مخفیانه باشه.

345
00:32:32,828 --> 00:32:36,206
‫که اگه با اینا گرفتنش، منم باهاش گیر نیفتم.

346
00:32:37,624 --> 00:32:39,001
‫اینا همه‌شون عتیقه‌ن؟

347
00:32:40,252 --> 00:32:41,253
‫آره.

348
00:32:44,298 --> 00:32:45,549
‫نمی‌دونم...

349
00:32:47,217 --> 00:32:48,468
‫تا حالا این رو ندیده بودم.

350
00:32:50,470 --> 00:32:52,264
‫شاید می‌خواسته همین رو ببینی.

351
00:32:52,264 --> 00:32:53,432
‫نمی‌دونم چیه.

352
00:33:00,731 --> 00:33:04,837
‫پس جورج عتیقه خرید و فروش می‌کرد؟

353
00:33:04,857 --> 00:33:06,862
‫آره. قبلا که عاشقش بود.

354
00:33:06,862 --> 00:33:09,948
‫تنهایی میومد اینجا و دنبال یه چیزی می‌گشت.

355
00:33:09,948 --> 00:33:12,117
‫- دنبال چی می‌گشت؟
‫- نمی‌دونم. هیچوقت بهم نگفت.

356
00:33:12,117 --> 00:33:13,952
‫فقط گفت اگه ببینیش خودت می‌فهمی.

357
00:33:17,081 --> 00:33:18,183
‫عجیبه.

358
00:33:19,250 --> 00:33:22,545
‫یه سیم پلاستیکی دور قرقره بود.

359
00:33:31,970 --> 00:33:33,639
‫صبر کن. وایستا.

360
00:34:18,100 --> 00:34:19,213
‫این چیه؟

361
00:34:53,552 --> 00:34:54,553
‫چیه؟

362
00:34:59,183 --> 00:35:00,559
‫قبلا اینا رو دیده بودی؟

363
00:35:01,167 --> 00:35:02,168
‫نه.

364
00:35:03,923 --> 00:35:06,647
‫تا حالا حرفی از این نزده بود؟
‫نگفته بود چی توشه؟

365
00:35:06,698 --> 00:35:07,782
‫نه.

366
00:35:10,903 --> 00:35:14,031
‫«دستورالعمل بازگردانی فایلِ حذف شده.»

367
00:35:17,868 --> 00:35:19,870
‫پشتش دست‌نویسی شده.

368
00:35:20,746 --> 00:35:22,206
‫دستخط جورج که نیست.

369
00:35:24,666 --> 00:35:25,792
‫دستخط زنمه.

370
00:35:28,754 --> 00:35:30,380
‫فکر می‌کنی زنت جورج رو می‌شناخته؟

371
00:35:30,923 --> 00:35:33,842
‫آلیسون قبل از این که بره بیرون
‫براش کار آی‌تی می‌کرد.

372
00:35:36,136 --> 00:35:38,426
‫چرا بهم نگفته بودی؟

373
00:35:39,474 --> 00:35:40,614
‫هان؟

374
00:35:42,226 --> 00:35:44,520
‫اگه جورج و زنت...

375
00:35:46,162 --> 00:35:47,979
‫تو باهاش حرف زدی؟

376
00:35:48,075 --> 00:35:49,285
‫یه بار.

377
00:35:53,654 --> 00:35:55,489
‫لعنتی. ساعت.

378
00:35:57,283 --> 00:35:58,727
‫قبلا دیده بودیش، مگه نه؟

379
00:35:58,753 --> 00:36:00,589
‫واسه همین مچ دستش رو نگاه کردی.

380
00:36:01,411 --> 00:36:05,207
‫واسه همین می‌دونستی ما باهمیم.

381
00:36:06,750 --> 00:36:08,656
‫واسه همین اومدی اینجا؟

382
00:36:08,690 --> 00:36:11,342
‫تا ببینی دخلی به بیرون رفتن زنت
‫واسه پاکسازی داشتم یا نه؟

383
00:36:11,362 --> 00:36:13,090
‫من اومدم اینجا علت مرگش رو بفهم.

384
00:36:13,090 --> 00:36:15,592
‫مزخرف میگی! می‌خوای بدونی
‫که جورج توی بیرون رفتن زنت

385
00:36:15,592 --> 00:36:18,011
‫واسه پاکسازی نقشی داشته یا نه.

386
00:36:18,011 --> 00:36:20,764
‫و باید به قوه قضائیه بگم
‫که در اثر حادثه فوت کرده.

387
00:36:20,764 --> 00:36:23,976
‫چرا؟ چرا باید این کارو بکنی؟
‫اون رو کشتنش!

388
00:36:23,976 --> 00:36:26,061
‫- کی کشتتش؟
‫- نمی‌دونم کی کشتتش!

389
00:36:26,061 --> 00:36:28,313
‫یه دلیلی داره که جورج این رو قایم کرده.

390
00:36:28,313 --> 00:36:31,121
‫شاید اینا بهمون بفهمونن که چرا...
‫این اتفاق براش افتاده.

391
00:36:31,132 --> 00:36:33,127
‫نمی‌دونم چرا
‫یه هارد‌ درایو کوفتی رو قایم کرده.

392
00:36:33,154 --> 00:36:37,325
‫این عتیقه‌ی درجه‌ قرمزه،
‫یعنی واسه سیلو خطرناکه.

393
00:36:37,362 --> 00:36:41,034
‫نظم سیلو واسه‌م مهم نیست.
‫من می‌خوام وظیفه‌ت رو انجام بدی!

394
00:36:41,034 --> 00:36:43,208
‫برقراری نظم توی سیلو هم وظیفه‌ی منه.

395
00:36:43,261 --> 00:36:44,794
‫پس کشف حقیقت چی؟

396
00:36:44,788 --> 00:36:48,292
‫باید بندازمش توی زباله‌سوز
‫تا کسی پیداش نکرده.

397
00:36:48,292 --> 00:36:49,960
‫- نه.
‫- کافیه!

398
00:36:52,212 --> 00:36:56,675
‫شاید اگه به حرف زنت گوش می‌دادی
‫الان هنوز زنده بود!

399
00:37:02,222 --> 00:37:06,894
‫من برای اینکه برم تو دفترم
‫باید از کافه‌تریا رد بشم.

400
00:37:07,895 --> 00:37:10,856
‫حالا هم قبل از طلوع آفتاب میرم سر کار

401
00:37:10,856 --> 00:37:12,566
‫و بعد از تاریک شدن هوا میام خونه

402
00:37:12,566 --> 00:37:15,068
‫تا فقط جنازه‌شو روی اون تپه نبینم.

403
00:37:17,154 --> 00:37:19,531
‫آلیسون هم سوال‌ می‌پرسید.

404
00:37:25,704 --> 00:37:27,206
‫هیچ‌وقت نمی‌ترسید.

405
00:37:27,831 --> 00:37:30,125
‫پس لطفا... فقط...

406
00:37:31,710 --> 00:37:32,711
‫کمکم کن.

407
00:37:41,803 --> 00:37:43,555
‫من سعی می‌کنم بفهمم چی سر جورج اومد،

408
00:37:43,555 --> 00:37:46,975
‫اما باید سکوت کنی و تو چشم نباشی.

409
00:37:46,975 --> 00:37:48,602
‫اون ساعته رو هم دیگه ننداز دستت!

410
00:37:48,602 --> 00:37:51,605
‫شاید مجاز باشه، اما جلب توجه می‌کنه.

411
00:37:52,898 --> 00:37:55,526
‫هر وقت چیزی دستگیرم شد، خبرشو می‌رسونم.

412
00:37:55,526 --> 00:37:56,610
‫یه نشونه میدم.

413
00:37:57,152 --> 00:37:58,278
‫قول میدم.

414
00:37:58,278 --> 00:37:59,446
‫چه جور نشونه‌ای؟

415
00:37:59,446 --> 00:38:00,989
‫وقتی ببینیش خودت متوجه میشی.

416
00:38:01,490 --> 00:38:03,116
‫تو مدتی که منتظرم کاری ازم برنمیاد؟

417
00:38:03,116 --> 00:38:05,202
‫من باید بفهمم این چیه

418
00:38:05,202 --> 00:38:08,747
‫و تو باید بهم اعتماد کنی.

419
00:38:12,292 --> 00:38:13,502
‫باشه.

420
00:38:15,170 --> 00:38:17,464
‫تو بهش گفتی اگه به حرف زنش گوش می‌داد

421
00:38:17,464 --> 00:38:18,841
‫الان زنده بود،

422
00:38:19,675 --> 00:38:21,802
‫اون‌وقت تعجب می‌کنی
‫که چرا دیگه خبری ازش نشد.

423
00:38:23,554 --> 00:38:26,223
‫جولز، خب قبلا بهم می‌گفتی دیگه.

424
00:38:26,723 --> 00:38:31,144
‫- ازم خواست منتظر بمونم، منم موندم.
‫- اما نه خبری ازش شد، نه نشونه‌ای فرستاد.

425
00:38:33,730 --> 00:38:36,650
‫متاسفم که به جواب‌هایی که
‫امیدوار بودی بهشون برسی، نرسیدی،

426
00:38:36,650 --> 00:38:38,944
‫اما شاید بهتره یه روز به خودت استراحت بدی.

427
00:38:38,944 --> 00:38:43,198
‫مثلا یه کاری کنی. ذهنت رو ازش منحرف کنی.

428
00:38:44,408 --> 00:38:45,868
‫شاید بهتر باشه ذهنم درگیرش باشه.

429
00:38:48,203 --> 00:38:49,955
‫من همه چی رو هم به کلانتر نشون ندادم.

430
00:38:59,590 --> 00:39:01,633
‫ادامه‌ی یادداشتی
‫که جورج واسه‌م گذاشته بود.

431
00:39:01,633 --> 00:39:03,886
‫«چیزی که دنبالش بودم رو پیدا کردم.»

432
00:39:03,886 --> 00:39:06,138
‫چرا اینو به کلانتر نشون ندادی؟

433
00:39:06,138 --> 00:39:08,223
‫جورج بهم گفت چیزی که دنبالشه

434
00:39:08,223 --> 00:39:10,058
‫از هر عتیقه‌ای خطرناک‌تره.

435
00:39:10,559 --> 00:39:13,353
‫می‌ترسید حتی خبر داشتنِ من ازش
‫باعث شه بندازنم بیرون.

436
00:39:13,353 --> 00:39:15,230
‫اون دنبال چی بود؟

437
00:39:17,316 --> 00:39:19,151
‫جولز، دیگه داره خطرناک میشه.

438
00:39:24,031 --> 00:39:24,907
‫آره.

439
00:39:26,658 --> 00:39:27,868
‫بعداً این رو درست می‌کنم.

440
00:39:28,744 --> 00:39:29,953
‫نه، درست نمی‌کنی.

441
00:39:29,953 --> 00:39:31,580
‫آره. درست نمی‌کنم.

442
00:39:35,000 --> 00:39:36,001
‫خیلی خب.

443
00:39:37,294 --> 00:39:38,295
‫میگم.

444
00:39:39,546 --> 00:39:41,715
‫سعی کن اون پایین خودتو به کشتن ندی.

445
00:39:43,634 --> 00:39:44,635
‫باشه.

446
00:39:55,812 --> 00:39:57,940
‫من انتخاب‌های قاضی رو برای کلانتر آوردم.

447
00:39:58,427 --> 00:39:59,762
‫چهار تا گزینه‌ی معمولی

448
00:39:59,775 --> 00:40:02,319
‫فقط برای این که معلوم بشه
‫کدومش رو واقعا می‌خواد.

449
00:40:03,445 --> 00:40:06,258
‫- پال بیلینگز.
‫- اونو یادمه. معاون بود.

450
00:40:06,291 --> 00:40:07,358
‫آره، توی طبقات وسط.

451
00:40:07,384 --> 00:40:09,937
‫آدم خوبی بود، تا این که
‫از پیشمون رفت قوه قضائیه.

452
00:40:10,010 --> 00:40:11,995
‫ازدواج کرد و دنبال ساعت کاری بهتر بود.

453
00:40:11,995 --> 00:40:15,249
‫راستش پال بییلنگز گزینه‌ی بدی هم نبود.

454
00:40:15,249 --> 00:40:17,334
‫من کسی رو نمی‌خوام که فقط بد نباشه.

455
00:40:17,334 --> 00:40:20,629
‫همه‌ش حس می‌کنم هر لحظه
‫ممکنه یکی از اون در بیاد تو

456
00:40:20,629 --> 00:40:23,507
‫و بهم بگه یه مشت اراذل مسلح دارن
‫از پله‌ها میان بالا.

457
00:40:23,507 --> 00:40:26,677
‫و ۱۴۰ سال آرامش به باد میره.

458
00:40:27,511 --> 00:40:30,604
‫و فکر بعدی که به ذهنم می‌رسه اینه که
‫ باید برم درموردش با هولتسون حرف بزنم.

459
00:40:30,649 --> 00:40:33,902
‫آره. منم روزی ده بار بهش فکر می‌کنم

460
00:40:34,327 --> 00:40:36,774
‫کاش می‌گفت این کار باید مال کی بشه.

461
00:40:38,313 --> 00:40:39,690
‫گفت.

462
00:40:43,944 --> 00:40:46,663
‫- یه یادداشت نوشته.
‫- چرا واسه گفتنش تا الان صبر کردی؟

463
00:40:46,663 --> 00:40:48,782
‫چون مسخره‌ست و در واقع

464
00:40:48,782 --> 00:40:52,119
‫نشون‌ میده که در نهایت زیاد تو باغ نبوده.

465
00:40:52,703 --> 00:40:55,289
‫- اون کی رو انتخاب می‌کرد؟
‫- شاید بهتر باشه لیوانت رو پر کنی.

466
00:40:58,625 --> 00:41:02,504
‫«من، هولستون بکر،
‫برای آخرین تصمیمم به عنوان کلانتر

467
00:41:02,504 --> 00:41:06,758
‫جولیت نیکولز بخش مکانیک رو
‫به جانشینی خودم منصوب می‌کنم.»

468
00:41:06,758 --> 00:41:08,844
‫- جولیت نیکولز؟
‫- مهندسه.

469
00:41:09,803 --> 00:41:12,139
‫«حتی اگه قبول نکرد، خواستارم که این نشان

470
00:41:12,139 --> 00:41:14,892
‫که مال شخص خودمه،
‫به دستش برسه. هولتسون بکر.»

471
00:41:15,475 --> 00:41:16,351
‫چرا اون؟

472
00:41:16,351 --> 00:41:19,771
‫گفتم که، اون اواخر تو حال خودش نبود.

473
00:41:20,856 --> 00:41:21,982
‫می‌خوام دختره رو ببینم.

474
00:41:22,482 --> 00:41:23,692
‫مطمئنی؟

475
00:41:24,610 --> 00:41:26,778
‫گفتم می‌خوام ببینمش، نگفتم کارو بهش میدم.

476
00:41:26,778 --> 00:41:28,897
‫بهش خبر میدم و میگم فردا بیاد.

477
00:41:29,455 --> 00:41:31,483
‫نه. من میرم پیشش.

478
00:41:31,624 --> 00:41:33,619
‫جدی؟ ۱۴۴ طبقه میری پایین؟

479
00:41:34,578 --> 00:41:36,872
‫من تازه یه کلانترو واسه پاکسازی
‫فرستادم بیرون.

480
00:41:37,831 --> 00:41:41,168
‫باید برم توی سیلو.
‫مردم باید شهردارشون رو ببینن.

481
00:42:18,247 --> 00:42:19,790
‫چه قدر طناب داری!

482
00:42:21,458 --> 00:42:22,584
‫آره.

483
00:42:24,336 --> 00:42:25,671
‫به چه دردت می‌خوره؟

484
00:42:27,506 --> 00:42:28,924
‫واسه اینه که برم جایی که دارم میرم.

485
00:42:29,550 --> 00:42:30,759
‫خب. کجا؟

486
00:42:32,761 --> 00:42:33,846
‫به گذشته.

487
00:42:34,972 --> 00:42:36,014
‫گذشته؟

488
00:42:39,184 --> 00:42:40,602
‫دنبال چی می‌گردی؟

489
00:42:40,602 --> 00:42:44,082
‫چیزی که دنبالشم اصلا در حد
‫چیزی که پیدا کردم مهم نیست.

490
00:42:44,898 --> 00:42:46,275
‫یعنی تو.

491
00:42:46,859 --> 00:42:48,861
‫عجب. دیوونه.

492
00:42:50,445 --> 00:42:52,281
‫جدی دنبال چی می‌گردی؟

493
00:42:53,165 --> 00:42:54,908
‫اگه پیداش کردم بهت میگم.

494
00:42:54,908 --> 00:42:57,995
‫- بگو. بگو.
‫- ولم کن... باشه.

495
00:42:59,705 --> 00:43:00,873
‫فکر کنم یه دره.

496
00:43:05,169 --> 00:43:06,336
‫در؟

497
00:43:07,811 --> 00:43:09,235
‫یعنی چی که یه دره؟

498
00:43:10,007 --> 00:43:12,926
‫توی یه نقاشی قدیمی دیدمش.

499
00:43:12,926 --> 00:43:15,053
‫انتهای یه تونل کوتاهه.

500
00:43:15,053 --> 00:43:18,280
‫خب، پشتش چیه؟
‫اصلا از کجا می‌دونی واقعیه؟

501
00:43:18,320 --> 00:43:20,100
‫نمی‌دونم. واسه همینم باید پیداش کنم.

502
00:43:20,100 --> 00:43:22,853
‫یه جایی تو تهِ سیلو.

503
00:43:24,313 --> 00:43:25,647
تهِ سیلو؟

504
00:43:26,121 --> 00:43:28,874
‫آبه. اونجا آبه.

505
00:43:28,901 --> 00:43:30,819
‫چرا کسی باید تهِ سیلو در بذاره؟

506
00:43:30,819 --> 00:43:34,239
‫- می‌دونم از آب می‌ترسی.
‫- آره، می‌ترسم، جورج.

507
00:43:34,239 --> 00:43:36,325
‫چون آدم توی آب غرق میشه
‫ و نمی‌تونه نفس بکشه.

508
00:43:36,325 --> 00:43:38,827
‫اگه از طناب بیفتی چی؟

509
00:43:38,827 --> 00:43:41,121
‫اگه نتونی دوباره برگردی بالا، چی؟

510
00:43:41,121 --> 00:43:42,372
‫احتیاط می‌کنم.

511
00:43:46,168 --> 00:43:47,586
‫باشه، یه قولی بهم بده.

512
00:43:49,755 --> 00:43:51,006
‫اگه می‌خوای بری پایین،

513
00:43:51,006 --> 00:43:54,801
‫بعدش بهم بگو، نه قبلش.

514
00:43:56,470 --> 00:43:57,596
‫باشه؟

515
00:44:00,140 --> 00:44:01,350
‫قبوله.

516
00:44:02,935 --> 00:44:04,061
‫خوبه.

517
00:45:09,793 --> 00:45:10,794
‫خب.

518
00:46:17,528 --> 00:46:18,403
‫نه!

519
00:46:23,325 --> 00:46:24,326
‫لعنتی.

520
00:46:24,350 --> 00:46:41,350
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

521
00:46:41,374 --> 00:46:55,374
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

