﻿1
00:00:00,113 --> 00:00:07,187
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:07,211 --> 00:00:10,503
‫« دروغـه »

3
00:00:10,524 --> 00:00:19,176
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

4
00:00:19,200 --> 00:00:20,870
‫میگم، اسمت چیـه؟

5
00:00:22,580 --> 00:00:23,790
‫جولیت

6
00:00:26,830 --> 00:00:30,130
‫جولیت؟ مثل همون نمایشنامهـه؟

7
00:00:31,210 --> 00:00:32,210
‫آره

8
00:00:34,090 --> 00:00:36,890
‫- اینجا هم هستش؟
‫- آره

9
00:00:37,430 --> 00:00:38,680
‫تو اهل کجایی؟

10
00:00:40,180 --> 00:00:44,310
‫من از بیرون اومدم، از یه سیلوی دیگه

11
00:00:44,310 --> 00:00:45,390
‫کدوم سیلو؟

12
00:00:45,400 --> 00:00:47,020
‫۵۰‌تا سیلو هست

13
00:00:49,400 --> 00:00:50,900
‫پنجاه‌تا؟

14
00:00:51,940 --> 00:00:54,030
‫آره، این سیلوی هفدهمـه

15
00:00:54,030 --> 00:00:58,410
‫پس نزدیک‌تریناش میشن ۱۵، ۱۶ و ۱۸

16
00:00:58,410 --> 00:00:59,950
‫چقدر راه اومدی؟

17
00:01:02,620 --> 00:01:04,250
‫- نمی‌دونم تقریباً...
‫- خورشید کجا بود؟

18
00:01:08,960 --> 00:01:10,210
‫نمی‌دونم... تو...

19
00:01:12,960 --> 00:01:14,300
میگم، تو کی هستی؟

20
00:01:15,380 --> 00:01:17,140
‫آهای. نه، صبر کن!

21
00:01:21,260 --> 00:01:23,470
‫ببین، من می‌خوام حرف بزنم،

22
00:01:24,180 --> 00:01:29,190
‫اما تو باید یه اطلاعاتی بهم بدی

23
00:01:33,190 --> 00:01:34,850
‫اسم من سولوئـه
‫(سولو به معنی تنها)

24
00:01:36,820 --> 00:01:37,820
‫سولو؟

25
00:01:38,570 --> 00:01:39,570
‫آره

26
00:01:42,870 --> 00:01:44,330
‫سولوی چی؟

27
00:01:45,126 --> 00:01:46,626
‫سولوی خالی

28
00:01:46,651 --> 00:01:49,460
‫چون من اینجا تنهای تنهام

29
00:01:49,485 --> 00:01:50,707
‫واسه همین من سولوام

30
00:01:55,800 --> 00:01:57,752
‫و هیچکس مردم رو مجبور نکرد برن بیرون

31
00:01:59,353 --> 00:02:00,693
‫خودشون تصمیم گرفتن برن

32
00:02:05,140 --> 00:02:08,378
‫و وقتی رفتن روز خوبی بود

33
00:02:08,810 --> 00:02:14,940
‫همه لبخند می‌زدن ‫اما
دوباره گرد و غبار بلند شد و

34
00:02:14,940 --> 00:02:20,660
فکر کنم سم تا یه مدت رفته بود ‫اما
دوباره برگشت و

35
00:02:20,660 --> 00:02:23,783
‫خیلی هم زیاد بود ‫و
واسه همین همشون مُردن

36
00:02:24,182 --> 00:02:26,750
‫اما کسایی که برای پاکسازی میرن بیرون،
‫در عرض سه دقیقه می‌میرن

37
00:02:26,750 --> 00:02:30,710
‫پس اونا چجوری بیشتر زنده موندن؟

38
00:02:31,670 --> 00:02:33,229
‫نمی‌دونم. تو چجوری زنده موندی؟

39
00:02:35,260 --> 00:02:37,220
‫من یه لباسی تنم بود و...

40
00:02:38,880 --> 00:02:42,800
‫ببینم، تو رو مثل ران فرستادن بیرون؟

41
00:02:43,059 --> 00:02:45,399
‫- ران؟ ران کیـه؟
‫- ران تاکر

42
00:02:45,640 --> 00:02:47,350
‫همون پاکسازی‌کننده‌ای که پاکسازی نکرد

43
00:02:47,350 --> 00:02:50,482
‫اون فکر می‌کرد بیرون امنـه.
‫می‌خواست بره بیرون.

44
00:02:51,133 --> 00:02:52,883
‫اما وقتی رفت، پاکسازی نکرد

45
00:02:53,686 --> 00:02:59,816
‫فقط... روی خاک لنز دوربین ‫نوشت «دروغـه»

46
00:03:03,200 --> 00:03:06,520
‫بعدش از جلوی چشم دور شد

47
00:03:06,950 --> 00:03:12,540
‫دو روز بعد، روی صفحه‌نمایش نوشتن «دروغـه»

48
00:03:12,540 --> 00:03:17,366
دقیقاً روی چیزی که اون نوشته بود ‫و
اون موقع بود که دعوا شروع شد

49
00:03:18,076 --> 00:03:20,416
‫واسه همین راسل من رو گذاشت اینجا

50
00:03:21,216 --> 00:03:25,016
‫راسل رئیس بخش آی‌تی بود.
.‫من دست‌راستش بودم

51
00:03:25,850 --> 00:03:26,850
‫و راسل بهم گفت:

52
00:03:26,850 --> 00:03:29,640
‫«تحت هیچ شرایطی

53
00:03:30,270 --> 00:03:35,716
‫نذار هیچکس وارد این اتاق بشه»

54
00:03:42,003 --> 00:03:43,923
ولی چرا همه رفتن بیرون؟

55
00:03:45,569 --> 00:03:47,409
‫چون فکر می‌کردن امنـه

56
00:03:48,540 --> 00:03:50,848
‫چون این مَرده گفتن امنـه،
...اونا هم صرفاً

57
00:03:51,370 --> 00:03:53,273
‫نه، چون مرگش رو ندیدن

58
00:03:53,298 --> 00:03:54,407
‫مرگش رو ندیدن

59
00:03:54,432 --> 00:03:58,670
‫واسه همین فکر کردن شاید هنوز زنده‌ست

60
00:03:58,685 --> 00:04:05,946
‫« ترجمه از فائزه شاهمرادی و علی محمدخانی »
‫کانال تلگرامی: FSH294@ و AliMK_Sub@

61
00:04:05,970 --> 00:04:07,389
‫بعدش همه رفتن بیرون؟

62
00:04:08,246 --> 00:04:09,329
‫آره

63
00:04:11,639 --> 00:04:12,679
‫چیـه مگه؟

64
00:04:17,150 --> 00:04:18,360
‫من پاکسازی نکردم

65
00:04:21,740 --> 00:04:25,200
‫یه لباس... من باید برگردم

66
00:04:25,200 --> 00:04:26,490
‫صبر کن! چی؟

67
00:05:49,618 --> 00:05:54,535
‫« سیلو »
‫« فصل دوم »
‫« قسمت سوم: سولو »

68
00:06:04,065 --> 00:06:06,050
‫- ولش کنید!
‫- مامان...

69
00:06:07,360 --> 00:06:08,950
‫مامان! برو خونه!

70
00:06:12,060 --> 00:06:14,350
‫درست میشه! چیزیم نمیشه!

71
00:06:16,350 --> 00:06:17,770
‫تدی!

72
00:06:18,560 --> 00:06:21,520
.‫براش پاپوش دوخته بودن
‫اونا خودشون نوشته بودن.

73
00:06:21,520 --> 00:06:22,940
‫براش پاپوش ندوخته بودن

74
00:06:23,886 --> 00:06:26,216
‫خودش اون کارو کرد.
‫من هم گفتن بهش افتخار می‌کنم.

75
00:06:27,356 --> 00:06:29,356
‫این پایین خونه‌ی ماست

76
00:06:29,740 --> 00:06:35,206
این دیوارها مال ماست ‫و
اگه بخوایم می‌تونیم روشون علامت بزنیم

77
00:06:37,750 --> 00:06:39,040
‫اما حالا بردنش

78
00:06:39,656 --> 00:06:41,996
‫هممون می‌دونیم نگران چی هستی، اِولین

79
00:06:42,336 --> 00:06:44,155
‫هممون می‌دونیم که اونا
‫چه کارهایی می‌تونن بکنن

80
00:06:44,420 --> 00:06:48,340
‫اونا می‌خوان یه نفر از بخش مکانیک رو
‫واسه بقیه درس عبرت کنن

81
00:06:51,260 --> 00:06:52,700
‫ولی ما بهشون اجازه نمی‌دیم

82
00:06:53,173 --> 00:06:54,753
‫- اجازه می‌دیم؟
‫- نه

83
00:06:55,396 --> 00:06:57,356
‫- اجازه می‌دیم؟
‫- نه

84
00:07:00,350 --> 00:07:01,940
‫اجازه نمی‌دیم اون فرد پسر تو باشه

85
00:07:10,346 --> 00:07:13,826
‫« اتاق سرور »

86
00:07:50,110 --> 00:07:51,360
‫برای چی اینجام؟

87
00:07:51,473 --> 00:07:54,813
‫گفتم شاید بهتره با «آیین‌نامه» شروع کنیم

88
00:07:55,330 --> 00:07:57,740
‫خب، من سعی کردم همه چی رو فراموش کنم

89
00:08:01,250 --> 00:08:02,364
‫مخصوصاً اون رو

90
00:08:05,750 --> 00:08:07,074
‫اما یه چیزهایی باقی می‌مونن

91
00:08:08,416 --> 00:08:11,956
‫ «در صورت پاکسازیِ ناموفق،
‫برای جنگ آماده شوید»

92
00:08:13,793 --> 00:08:14,978
‫و اون نوشته‌ی روی دیوار

93
00:08:17,026 --> 00:08:19,026
‫باید بابت نوشتن روی دیوار برخورد کنی

94
00:08:19,193 --> 00:08:22,033
‫مخصوصاً هر چیزی که
‫از شورش حمایت می‌کنه

95
00:08:23,850 --> 00:08:27,458
‫یا هر چیزی که «شخصی که
‫موفق به پاکسازی نشد رو

96
00:08:27,483 --> 00:08:30,073
‫- ستایش می‌کنه»
‫- «...پاکسازی نشد رو ستایش می‌کنه»

97
00:08:36,137 --> 00:08:38,418
‫بابت نوشتن روی دیوار کسی رو بازداشت کردی؟

98
00:08:38,443 --> 00:08:40,403
‫یه نفر رو از بخش مکانیک

99
00:08:41,000 --> 00:08:42,097
‫چی نوشته بود؟

100
00:08:42,683 --> 00:08:44,513
‫همون چیزی رو که دیروز دیدم

101
00:08:47,339 --> 00:08:49,509
‫جولیت زنده‌ست

102
00:08:50,084 --> 00:08:51,454
‫دوربین فیلمشو گرفته؟

103
00:08:51,479 --> 00:08:54,029
‫نه، بهمون گزارش دادن

104
00:08:54,521 --> 00:08:57,510
‫بیشتر دوربین‌های زیر طبقه‌ی۱۲۰ غیرفعال شدن

105
00:08:57,675 --> 00:08:59,300
‫حتماً نیکولز بهشون گفته

106
00:08:59,310 --> 00:09:01,010
‫درمورد دوربین‌ها از کجا خبر داشت؟

107
00:09:01,035 --> 00:09:04,165
‫تا جایی که من می‌دونم،
به سادگی کشفش کرده

108
00:09:05,866 --> 00:09:07,736
‫اون واقعاً خاص بود، نه؟

109
00:09:08,730 --> 00:09:12,070
جدای از تحلیل‌های من، کاملاً خاصـه

110
00:09:14,919 --> 00:09:17,299
‫من فقط دو بار دیدمش

111
00:09:18,580 --> 00:09:21,160
‫به نظر نمیومد بخواد بره بیرون

112
00:09:23,580 --> 00:09:25,687
‫اون رو با یه عتیقه‌ی سطح قرمز گرفتن

113
00:09:25,833 --> 00:09:28,883
‫یه هارد دیسک مال قبل از شورش

114
00:09:30,880 --> 00:09:31,960
‫چی توش بود؟

115
00:09:32,046 --> 00:09:37,565
‫به جز فیلم پاکسازی ۲۰۰ سال پیش که
‫نیکولز توی صفحه‌نمایش نشون داد،

116
00:09:38,340 --> 00:09:40,530
‫دیگه نمی‌دونم چی بود. از بین بردمش

117
00:09:42,986 --> 00:09:45,156
‫اون گفت می‌خواد بره بیرون؟

118
00:09:45,181 --> 00:09:47,931
‫- در هر صورت اون می‌رفت بیرون
‫- اما خودش گفت؟

119
00:09:48,713 --> 00:09:50,503
‫آره. خودش گفت

120
00:09:56,030 --> 00:09:58,967
‫دفعه‌ی بعد که بابت نوشتن روی دیوار
‫ کسی رو دستگیر کردی،

121
00:09:59,549 --> 00:10:02,429
‫مطمئن شو که مال طبقات بالا یا وسط باشه

122
00:10:03,980 --> 00:10:05,059
‫آیین‌نامه میگه...

123
00:10:05,084 --> 00:10:09,754
‫آیین‌نامه میگه بخش مکانیک رو مقصر جلوه بده ‫و
باقی مردم سیلو رو علیه‌شون متحد کن

124
00:10:09,790 --> 00:10:10,920
‫می‌دونم

125
00:10:11,193 --> 00:10:12,773
‫اما جولیت...

126
00:10:14,669 --> 00:10:16,259
‫اون تک‌رو بود

127
00:10:17,090 --> 00:10:19,640
‫هیچکس تا حالا همچین کاری نکرده بود

128
00:10:20,890 --> 00:10:23,010
‫پس باید خارج از آیین‌‌نامه فکر کنی

129
00:10:24,640 --> 00:10:26,180
‫نمیگم آسونـه

130
00:10:27,850 --> 00:10:28,913
‫شاید مثلِ...

131
00:10:30,440 --> 00:10:32,650
‫فکر کردن به رنگی باشه که تابحال ندیدی

132
00:10:33,570 --> 00:10:34,780
‫اما سعی کن

133
00:10:38,465 --> 00:10:42,370
‫و اون مردی که از بخش مکانیک
‫بازداشت کردی رو آزاد کن

134
00:10:42,950 --> 00:10:44,200
‫مروتت رو نشون بده

135
00:10:45,370 --> 00:10:48,080
‫حالا اگه اشکالی نداره،
‫خیلی دلم می‌خواد گورمو از اینجا گم کنم

136
00:10:54,130 --> 00:10:56,090
‫جولیت رفت سیلوی شماره‌ی ۱۷؟

137
00:10:56,223 --> 00:10:57,303
‫آره

138
00:11:00,130 --> 00:11:01,430
‫می‌تونه اونجا زنده بمونه؟

139
00:11:01,430 --> 00:11:02,510
‫بعیده

140
00:11:02,762 --> 00:11:05,102
‫اون سیلو مدت زیادیـه از بین رفته

141
00:11:06,850 --> 00:11:10,020
‫قبل از زمانی که تو رو دست‌راست خودم کنم

142
00:11:23,990 --> 00:11:24,990
‫لعنتی

143
00:11:46,255 --> 00:11:50,071
‫« ران تاکر زنده‌ست »

144
00:12:14,028 --> 00:12:16,947
‫« ما می‌خوایم بریم بیرون »

145
00:12:24,220 --> 00:12:26,314
‫از اونایی که گفتم دستگیرشون کنی چه خبر؟

146
00:12:26,680 --> 00:12:29,524
‫همونایی که ممکنه دیده باشن ‫که
نیکولز چی توی کامپیوترشون ریخته

147
00:12:29,549 --> 00:12:31,259
‫به همشون دارو می‌دیم

148
00:12:31,782 --> 00:12:33,742
‫گفتیم برای اضطرابـه

149
00:12:33,920 --> 00:12:36,525
‫اون دو نفری که به نیکولز کمک کردن چی؟

150
00:12:36,849 --> 00:12:38,729
‫پاتریک کندی و دنی بلای

151
00:12:39,023 --> 00:12:40,983
‫توی سلول انفرادی بخش قضایی‌ان

152
00:12:41,630 --> 00:12:43,663
‫- هنوز بهشون دارو ندادن؟
‫- نه

153
00:12:46,370 --> 00:12:47,448
‫چرا؟

154
00:13:00,859 --> 00:13:04,119
‫نمی‌دونم چرا باید این رو اینقدر محکم ببندن

155
00:13:19,730 --> 00:13:21,190
‫بفرما

156
00:13:24,367 --> 00:13:25,377
‫ردیفی؟

157
00:13:29,280 --> 00:13:30,410
‫می‌دونی من کی‌ام؟

158
00:13:32,870 --> 00:13:34,750
‫همه‌ می‌دونن تو کی هستی، سیمز

159
00:13:36,080 --> 00:13:39,458
‫پدر و مادرها بچه‌هایی که کلم بروکلی‌شون رو
نمی‌خورن رو از تو می‌ترسونن

160
00:13:40,130 --> 00:13:42,010
‫بچه‌ها باید کلم بروکلی‌شون رو بخورن

161
00:13:43,210 --> 00:13:44,389
‫من که مال خودمو می‌خورم

162
00:13:45,090 --> 00:13:46,229
‫ولم می‌کنی؟

163
00:13:48,470 --> 00:13:50,800
‫یه کم بیشتر از اینا ازت انتظار دارم

164
00:13:50,976 --> 00:13:52,186
‫البته

165
00:13:54,390 --> 00:13:55,940
‫دیگه چی می‌تونم بهت بدم؟

166
00:13:58,120 --> 00:13:59,750
‫تو قبلاً دوریس رو ازم گرفتی

167
00:14:00,746 --> 00:14:02,126
‫زنت؟

168
00:14:03,190 --> 00:14:07,950
‫آره، زنم، لاشی

169
00:14:08,740 --> 00:14:12,410
‫هیچ چیز دیگه‌ای نیست ‫که بتونی ازم بگیری

170
00:14:13,950 --> 00:14:15,253
‫و من یه چیزهایی دیدم

171
00:14:15,620 --> 00:14:17,047
‫یه چیزهایی می‌‎‌دونم

172
00:14:20,290 --> 00:14:24,331
‫می‌دونم که همش دروغ محضـه

173
00:14:26,380 --> 00:14:29,430
‫پس چطوره بریم سراغ اون قسمتی ‫که
قراره چاقو بکنی توی چشمم؟

174
00:14:32,777 --> 00:14:35,535
‫هر کسی که اطلاعات داره نیاز نیست بمیره

175
00:14:37,350 --> 00:14:40,471
‫میشه لطفاً واسه یه لحظه هم که شده

176
00:14:40,496 --> 00:14:44,738
‫کسشعرهای مبهم تحویلم ندی ‫و
بگی من اینجا چه غلطی می‌کنم؟

177
00:14:48,090 --> 00:14:49,180
‫یه دارویی هست

178
00:14:50,406 --> 00:14:51,706
‫باعث میشه فراموش کنی

179
00:14:55,080 --> 00:14:56,120
‫چی رو فراموش کنم؟

180
00:14:58,080 --> 00:15:00,250
‫از چیزهایی شروع می‌کنیم ‫که
ما می‌خوایم فراموش کنی

181
00:15:00,796 --> 00:15:03,693
‫دوز کم باید به حساب خاطراتِ
‫ چند هفته‌ی اخیر برسه

182
00:15:06,880 --> 00:15:08,300
‫دوز زیادش چی؟

183
00:15:08,427 --> 00:15:11,017
‫می‌تونیم ببریمت به قبل از مرگ دوریس

184
00:15:13,180 --> 00:15:14,640
‫بعدش چجوری میشه؟

185
00:15:14,640 --> 00:15:18,514
‫من... اینور اونور پرسه می‌زنم ‫و
با خودم میگم اون کجا رفته؟

186
00:15:22,940 --> 00:15:29,232
‫نه. نه. اگه این دارو واقعیـه،
‫پس خیلی میرم عقب

187
00:15:30,070 --> 00:15:31,881
‫می‌خوام ۲۲ سال برگردم عقب

188
00:15:32,950 --> 00:15:34,695
‫به زمانی که هنوز ندیده بودمش

189
00:15:35,856 --> 00:15:38,606
‫ازت می‌خوام این کارو بکنی.
‫چون اینجوری راحت‌تره.

190
00:15:41,493 --> 00:15:42,833
‫می‌تونیم این کار رو واست بکنیم

191
00:15:43,590 --> 00:15:46,460
‫اما اول تو باید یه کاری برامون بکنی

192
00:15:55,488 --> 00:15:56,630
‫قشنگـه، نه؟

193
00:16:04,126 --> 00:16:05,256
‫اون چی بوده؟

194
00:16:09,000 --> 00:16:10,000
‫نمی‌دونم

195
00:16:11,903 --> 00:16:14,443
‫دلیل این که ازت خواستم بیای اینجا...

196
00:16:14,468 --> 00:16:18,018
‫گزارش پاکسازی کلانتر نیکولز رو تموم کردی؟

197
00:16:18,080 --> 00:16:19,290
‫تقریباً

198
00:16:19,290 --> 00:16:20,870
‫حرفای یه شاهد دیگه رو هم می‌خوام

199
00:16:20,870 --> 00:16:23,790
‫خانم نیکولز خودش گفت می‌خواد بره بیرون؟

200
00:16:24,783 --> 00:16:26,583
‫طبق گفته‌های شهردار،

201
00:16:26,840 --> 00:16:29,880
آقای سیمز و چهار نفر از پنج‌تا مأموری که
‫اونجا بودن، خودش گفته

202
00:16:30,543 --> 00:16:32,373
‫به زودی با مأمور پنجم هم حرف می‌زنم

203
00:16:33,063 --> 00:16:35,063
‫خب پس می‌ذارم به این کارت برسی

204
00:16:41,230 --> 00:16:42,279
‫خانم قاضی...

205
00:16:45,140 --> 00:16:46,470
‫من سندروم دارم

206
00:16:48,900 --> 00:16:50,821
‫سیمز بهم گفت برات پاداش در نظر گرفته

207
00:16:52,740 --> 00:16:54,285
‫من از تصمیم اون حمایت می‌کنم

208
00:16:55,395 --> 00:17:00,581
‫وقتشه لکه‌ی ننگی که چندتا از
‫عبارات تبعیض‌آمیز منشور

209
00:17:01,580 --> 00:17:04,122
بی‌خود و ‫بی‌جهت باعثش شدن رو از بین ببریم

210
00:17:08,696 --> 00:17:12,866
‫می‌دونی، یه نظریه
‫درمورد علت ایجاد سندروم هست

211
00:17:13,880 --> 00:17:17,300
‫که میگه این اختلال خون ‫یا فقر ویتامین نیست،

212
00:17:17,956 --> 00:17:23,626
‫فقط واکنش طبیعی انسان
‫به یه موقعیت غیرطبیعیـه

213
00:17:24,499 --> 00:17:28,749
‫انسان‌ها برای زندگی کردن
‫زیرِ زمین ساخته نشدن

214
00:17:29,570 --> 00:17:32,860
‫هیچکدوم از ما بیشتر ۶۰ متر
‫روی خط مستقیم راه نرفتیم

215
00:17:37,490 --> 00:17:38,975
‫به جز جولیت نیکولز

216
00:17:43,120 --> 00:17:44,750
‫وقتی گزارشت درمورد پاکسازیش تموم شد...

217
00:17:46,880 --> 00:17:47,880
‫اول بده من ببینمش

218
00:17:55,470 --> 00:17:56,470
‫آهای!

219
00:17:58,071 --> 00:17:59,321
‫اون چیـه؟

220
00:17:59,346 --> 00:18:00,436
‫بازش کن

221
00:18:04,786 --> 00:18:05,956
‫چی هست؟

222
00:18:19,780 --> 00:18:21,122
‫خوراک مرغـه

223
00:18:21,700 --> 00:18:22,835
‫بدک نیست

224
00:18:23,540 --> 00:18:25,328
‫یعنی، نمی‌دونم،

225
00:18:25,353 --> 00:18:28,869
‫دیگه مطمئن نیستم ‫ولی
یادمـه اوایل دوستش داشتم

226
00:18:32,880 --> 00:18:34,340
‫لعنتی

227
00:18:35,670 --> 00:18:37,803
‫- چیـه؟
‫- هیچی

228
00:18:39,043 --> 00:18:42,753
‫فقط... وای، خیلی گرسنه بودی

229
00:18:48,350 --> 00:18:49,400
‫لباس نیاوردی؟

230
00:18:51,270 --> 00:18:55,218
،‫خب، من چندتا کمربند و اینا پیدا کردم

231
00:18:55,243 --> 00:18:58,703
‫و حدود ۳ متر پارچه که از بین نرفته بود

232
00:18:59,610 --> 00:19:04,137
‫ولی این برای درست کردن لباس ‫و
مخصوصاً لباس من کافی نیست

233
00:19:04,653 --> 00:19:07,093
‫تیکه تیکه‌اش کردم، نمیشه

234
00:19:08,410 --> 00:19:12,590
‫خب، لباس‌ها فقط توی «اتاق اس» دوخته می‌شدن

235
00:19:13,290 --> 00:19:17,470
‫و پارچه و لوازم مورد نیاز لباس‌ها
‫توی بخش «تجهیزات اضطراری»ـه

236
00:19:18,780 --> 00:19:20,610
‫اما اون...

237
00:19:21,550 --> 00:19:22,550
‫زیر آبـه؟

238
00:19:23,703 --> 00:19:25,493
‫امیدوارم خیس نشن

239
00:19:26,680 --> 00:19:27,930
‫ببخشید چی؟

240
00:19:27,930 --> 00:19:29,920
‫امیدوارم اونا...

241
00:19:30,560 --> 00:19:31,850
‫چی؟

242
00:19:31,860 --> 00:19:33,150
‫- من...
‫- می‌دونم،

243
00:19:33,150 --> 00:19:35,190
‫من فقط... سعی داشتم شوخی کنم ولی

244
00:19:35,190 --> 00:19:37,030
‫خیلی وقتـه اینجام، ببخشید

245
00:19:41,870 --> 00:19:43,580
‫- جولیت؟
‫- بله؟

246
00:19:44,200 --> 00:19:45,620
‫چرا پاکسازی نکردی؟

247
00:19:49,830 --> 00:19:52,834
‫- چون گفتم نمی‌خوام پاکسازی کنم
‫- آره همه همینو میگن

248
00:19:55,880 --> 00:19:57,988
‫می‌دونی، من فهمیدم چرا مردم پاکسازی می‌کنن

249
00:20:00,050 --> 00:20:01,050
‫می‌دونی...

250
00:20:04,640 --> 00:20:10,411
‫مردم در نهایت پاکسازی می‌کنن،
‫چون وقتی میرن بیرون، اونا...

251
00:20:11,100 --> 00:20:15,360
‫یه آسمون آبی و درخت‌های زیبا و

252
00:20:15,360 --> 00:20:18,480
چمن و گل‌های خوشگل می‌بینن و

253
00:20:18,480 --> 00:20:20,110
‫احساس می‌کنن باید این کار رو بکنن

254
00:20:20,110 --> 00:20:22,942
‫اونا می‌خوان به همه‌ی کسایی که داخلن
‫بگن که بیرون واقعاً چه شکلیـه

255
00:20:22,967 --> 00:20:24,637
‫بگن که چقدر قشنگـه

256
00:20:25,070 --> 00:20:27,258
‫- آره، اما تو نگفتی
‫- نه

257
00:20:27,700 --> 00:20:29,700
‫نه، نگفتم، چون همش چرت و پرتـه

258
00:20:29,913 --> 00:20:33,000
‫چرت و پرتـه، چون من ‫فیلمِ
پاکسازی یه نفر دیگه رو دیدم

259
00:20:33,025 --> 00:20:36,411
توی فیلمه یه سری موجودات بودن که

260
00:20:36,436 --> 00:20:38,225
‫از آسمون رد می‌شدن...

261
00:20:38,250 --> 00:20:40,401
‫پرنده‌. بهشون میگن پرنده

262
00:20:42,050 --> 00:20:45,922
،‫باشه. وقتی من رفتم بیرون
‫اون پرنده‌ها رو دیدم، خب؟

263
00:20:46,390 --> 00:20:47,510
‫اما طرز حرکت‌شون...

264
00:20:47,510 --> 00:20:51,350
دقیقاً مثل همونایی بود ‫که
توی اون فیلم دیده بودم

265
00:20:51,350 --> 00:20:53,060
‫اما دقیقاً همون

266
00:20:53,060 --> 00:20:57,270
‫واسه همین فهمیدم تصویری که
‫توی کافه‌تریا بود دروغ نیست

267
00:20:57,270 --> 00:20:59,103
‫چیزی که من می‌دیدم دروغ بوده

268
00:20:59,860 --> 00:21:01,049
‫توی اون کلاهی که سرم بود

269
00:21:01,820 --> 00:21:05,320
‫- نمی‌دونم چجوری این کارو می‌کنن
‫- با کامپیوترهای خیلی پیشرفته

270
00:21:05,320 --> 00:21:07,280
‫باشه، البته. ولی دروغ محض بود، خب؟

271
00:21:07,280 --> 00:21:08,651
‫پس چرا باید پاکسازی می‌کردم؟

272
00:21:09,120 --> 00:21:10,595
‫نه من پاکسازی نکردم

273
00:21:10,620 --> 00:21:11,750
‫من راه رفتم

274
00:21:11,775 --> 00:21:13,483
‫راه رفتم و راه رفتم...

275
00:21:13,508 --> 00:21:18,468
‫و فکر نمی‌کردم کاری که دارم می‌کنم
‫می‌تونه به اتفاقی که اینجا افتاد منجر شه

276
00:21:18,880 --> 00:21:20,840
‫- اینو نمی‌دونستم
‫- نمی‌تونستی هم بدونی

277
00:21:34,390 --> 00:21:35,480
‫چرا تو زنده‌ای؟

278
00:21:39,223 --> 00:21:43,194
‫بقیه مُردن، اما تو زنده موندی. چجوری؟

279
00:21:43,974 --> 00:21:48,530
‫من فقط... اگه من زنده نمی‌موندم،
‫کی از اتاق محافظت می‌کرد؟

280
00:21:48,676 --> 00:21:51,476
‫نه، ولی چند وقتـه اونجایی؟
‫چجوری...

281
00:21:52,540 --> 00:21:56,785
‫اونم تنها، تو میگی غذا داری، پس...

282
00:21:57,630 --> 00:22:01,044
.‫من فقط وظیفه‌ام رو انجام میدم، می‌‌دونی
.‫فقط نمی‌ذارم این در باز شه

283
00:22:01,750 --> 00:22:03,026
‫بازش نمی‌کنم

284
00:22:04,840 --> 00:22:06,478
‫- هیچ‌وقت؟
‫- نه

285
00:22:09,350 --> 00:22:11,681
‫چون مشخصه یه نفر سعی کرده وارد شه، پش...

286
00:22:14,520 --> 00:22:18,331
‫من دوست دارم کتاب بخونم،
‫آهنگ می‌ذارم...

287
00:22:18,356 --> 00:22:22,196
‫سولو؟ میشه بپرسم...

288
00:22:24,780 --> 00:22:27,570
‫جنازه‌هایی که بیرون توی راهروئن...

289
00:22:27,570 --> 00:22:29,807
‫اونا به اندازه‌ی قبلیا قدیمی نیستن

290
00:22:29,832 --> 00:22:30,912
‫پس...

291
00:22:32,540 --> 00:22:33,540
‫چه اتفاقی افتاد؟

292
00:23:06,530 --> 00:23:08,700
‫من نتونستم غذایی پیدا کنم، پس ازت ‫ممنونم

293
00:23:08,700 --> 00:23:12,490
‫خیلی لطف کردی

294
00:23:13,410 --> 00:23:14,660
‫ممنونم

295
00:23:22,090 --> 00:23:25,381
،‫من لطف نکردم
‫فقط نیاز داشتم تو اون غذا رو بخوری

296
00:23:28,550 --> 00:23:29,550
‫چرا؟

297
00:23:30,640 --> 00:23:33,890
‫چون اگه غذا رو می‌خوردی،
‫می‌فهمیدم که تو واقعی هستی و

298
00:23:33,915 --> 00:23:35,568
‫توی تصوراتم نیستی

299
00:23:38,520 --> 00:23:39,520
‫تو آدما رو تصور می‌کنی؟

300
00:23:41,150 --> 00:23:43,197
‫چی... آهای... نه، سولو

301
00:23:43,222 --> 00:23:44,432
‫من...

302
00:24:18,060 --> 00:24:21,100
‫اون مال وقتیـه که اون بچه‌ها رو
‫از دست اون مرد دیوونه نجات دادی

303
00:24:21,733 --> 00:24:23,233
‫اسمش چی بود؟

304
00:24:23,560 --> 00:24:24,980
‫هیچ‌وقت به زبون نمیارم

305
00:24:27,070 --> 00:24:28,690
‫انگار هیچ‌وقت وجود نداشته

306
00:24:29,320 --> 00:24:30,320
‫خوبه

307
00:24:31,150 --> 00:24:32,240
‫و این

308
00:24:33,450 --> 00:24:36,740
هیچ مأموری توی تیراندازی
هدفگیریش به پای تو نمیرسه

309
00:24:36,740 --> 00:24:38,160
‫بازم نمی‌تونم

310
00:24:40,790 --> 00:24:42,040
‫تو راست میگی، رجی

311
00:24:42,960 --> 00:24:44,250
تو راست میگی

312
00:24:45,500 --> 00:24:48,090
‫درسته قدم‌رنجه کردید و
‫تشریف آوردید، آقای سیمز...

313
00:24:48,090 --> 00:24:49,210
‫می‌تونی راب صدام کنی

314
00:24:50,220 --> 00:24:51,873
‫نه، جناب، نمی‌تونم...

315
00:24:51,898 --> 00:24:56,220
حتماً در جریان هستی که
همه‌ی مأمورهای بازنشسته

316
00:24:56,220 --> 00:24:58,010
به خاطر وضعیت اضطراری
برگردونده میشن سر کار

317
00:24:58,010 --> 00:24:59,310
‫باید هم بشن

318
00:24:59,310 --> 00:25:00,390
‫هممون باید برگردیم

319
00:25:00,463 --> 00:25:05,803
‫اما چیزی که شاید غافلگیرت کنه،
‫اینـه که قراره بفرستیمت بخش مکانیک

320
00:25:10,780 --> 00:25:12,280
‫من با این سن و سالم؟

321
00:25:12,280 --> 00:25:16,450
با خودم گفتم ما قدیما خیلی هوای همو داشتیم

322
00:25:18,240 --> 00:25:19,950
‫پس بدهیت رو می‌خوای

323
00:25:19,950 --> 00:25:22,870
‫تو ازم خواستی پنج دقیقه
‫با آرچی برنت تنها باشی

324
00:25:23,003 --> 00:25:24,463
‫من ده دقیقه بهت وقت دادم

325
00:25:28,290 --> 00:25:30,840
‫فقط بگو که مجبور نیستم
‫زیاد تو بخش مکانیک بمونم

326
00:25:31,121 --> 00:25:33,090
‫هوای اون پایین یه طوریـه

327
00:25:33,090 --> 00:25:34,550
‫اصلاً زمان زیادی نیست

328
00:25:35,432 --> 00:25:38,140
‫رئیس... آهای.
‫نتونستیم حرف بزنیم...

329
00:25:38,140 --> 00:25:39,930
‫- وقت ندارم
‫- حرف مهمیـه

330
00:25:40,600 --> 00:25:44,640
من ازت خواستم حواست به شرلی باشه ‫و
ببینی چی تو سرشـه

331
00:25:44,640 --> 00:25:46,190
‫اما به جاش تو هم بهش ملحق شدی

332
00:25:48,230 --> 00:25:49,960
‫تعجب کردی که اینو می‌دونم؟

333
00:25:51,650 --> 00:25:53,772
‫فکر کردی فقط از تو خواستم حواست بهش باشه؟

334
00:25:55,450 --> 00:25:56,910
‫باشه، آره، من...

335
00:25:56,910 --> 00:26:00,120
‫من اونجا بودم، اما...
‫برای همین باید حرف بزنیم

336
00:26:01,593 --> 00:26:03,883
‫ازت ممنونم این همه راه رو اومدی، جین

337
00:26:04,410 --> 00:26:06,000
‫می‌دونم پیاده‌رویِ زیادیـه

338
00:26:06,000 --> 00:26:08,630
‫من می‌دونم چی دیدم! دروغ نمیگم!

339
00:26:10,550 --> 00:26:15,218
خب، توی بند مربوط به وظایفِ
کلانتری توی منشور نوشته که

340
00:26:15,243 --> 00:26:18,840
بعد از هر پاکسازی یه نفر از کلانتری
باید یه گزارش در موردش

341
00:26:18,850 --> 00:26:20,260
به قوه‌ی قضاییه تحویل بده

342
00:26:20,313 --> 00:26:22,233
‫واسه همین ازت خواستم بیای بالا

343
00:26:23,270 --> 00:26:26,640
‫من کلانتر نیکولز رو
‫بعد از بازداشت شدنش دیدم

344
00:26:28,763 --> 00:26:30,683
‫اما وقتی دستگیر شد تو اونجا بودی؟

345
00:26:31,480 --> 00:26:32,570
‫بله

346
00:26:34,320 --> 00:26:35,820
‫تو مزرعه‌ی ذرت؟

347
00:26:36,450 --> 00:26:37,820
‫درستـه

348
00:26:38,449 --> 00:26:42,579
‫و قبل این که فرار کنه، چی گفت؟

349
00:27:00,260 --> 00:27:01,260
‫خوابت نمی‌بره؟

350
00:27:03,476 --> 00:27:06,816
‫آره. فکر کنم تو زمانِ
قهوه خوردنم اشتباه کردم

351
00:27:07,376 --> 00:27:08,376
‫تو چی؟

352
00:27:10,573 --> 00:27:11,863
‫استرس نمی‌ذاره

353
00:27:14,030 --> 00:27:18,095
‫فکر نمی‌کردم توی قرعه‌ی فرزندآوری
‫یه فرصت دیگه داشته باشیم،

354
00:27:18,120 --> 00:27:21,570
‫اما با بیرون رفتن کلانتر،
‫فردا یه دور اضافه برگزار می‌کنن

355
00:27:21,595 --> 00:27:23,975
‫و مثل دفعه‌ی پیش ‫دوباره از
همون صندوق برمی‌دارن

356
00:27:24,760 --> 00:27:27,270
‫شوهرم همش بهم میگه شانس ما بیشتره

357
00:27:28,250 --> 00:27:29,500
موفق باشید

358
00:27:30,880 --> 00:27:33,888
‫من و ریک خیلی دلمون می‌خواد بچه داشته باشیم

359
00:27:33,913 --> 00:27:35,750
‫اما نمی‌دونیم با وضعیت فعلی

360
00:27:35,760 --> 00:27:37,290
‫بچه‌دار شدن‌مون اصلاً درسته یا نه

361
00:27:44,949 --> 00:27:47,829
بچه دار شدن یه جور امیدواری نامطمئنـه

362
00:27:52,060 --> 00:27:55,730
‫کسایی که این درختا رو کاشتن
‫به قدری عمر نکردن که زیر سایه‌شون بشینن

363
00:28:00,490 --> 00:28:01,660
‫شما بچه داری؟

364
00:28:04,910 --> 00:28:05,990
‫آره

365
00:28:06,620 --> 00:28:07,790
‫چجوریـه؟

366
00:28:17,109 --> 00:28:18,479
‫با اومدن اولین بچه‌مون...

367
00:28:19,090 --> 00:28:21,300
‫قبل از این که ببینمش صداش رو می‌شنیدم

368
00:28:21,300 --> 00:28:23,340
‫گوشمو می‌ذاشتم روی شکم خانمم

369
00:28:24,890 --> 00:28:27,190
‫چندین ماه برات جای سؤالـه که
قراره چطور آدمی بشه

370
00:28:28,350 --> 00:28:33,980
‫چه شکلی میشه و چجوری راه میره،
‫ لبخند می‌زنه و گریه می‌کنه

371
00:28:35,860 --> 00:28:38,230
‫بعدش، یه روز می‌بینیش

372
00:28:40,070 --> 00:28:41,450
‫و اون بی‌نقصـه

373
00:28:46,370 --> 00:28:48,870
‫فکر کنم بهتره سعی کنم یکم بخوابم

374
00:28:50,770 --> 00:28:52,190
‫فیبی ولز هستم

375
00:28:54,210 --> 00:28:55,420
‫من هم پیت نیکولزم

376
00:28:58,130 --> 00:28:59,960
‫- اوه، واقعاً متاسفم
‫- مشکلی نیست

377
00:28:59,960 --> 00:29:01,420
‫- حرفی که زدم...
‫- نه، نه

378
00:29:01,420 --> 00:29:03,380
‫حداقل یه فایده‌ای داشته

379
00:29:07,029 --> 00:29:08,189
‫و امیدوارم برنده بشید

380
00:29:10,480 --> 00:29:11,480
‫ممنونم

381
00:29:13,020 --> 00:29:14,100
‫دیگه بهتره من...

382
00:29:16,360 --> 00:29:17,610
‫شب خوش

383
00:29:49,140 --> 00:29:50,161
‫آهای

384
00:29:53,696 --> 00:29:56,276
‫- چیـه؟
‫- اوه، سلام. صبر کن

385
00:30:03,502 --> 00:30:05,252
‫یه فکری به سرم زد

386
00:30:05,843 --> 00:30:07,133
‫آتش‌نشان‌ها

387
00:30:07,240 --> 00:30:08,660
‫خب؟ چی؟

388
00:30:08,660 --> 00:30:10,467
‫اونا کلاه ایمنی دارن.
‫لباس کار دارن. اونا...

389
00:30:10,492 --> 00:30:13,200
‫کپسول هوا دارن. میرن توی دود

390
00:30:13,200 --> 00:30:14,580
‫نه

391
00:30:15,845 --> 00:30:19,605
اونا برای این طراحی نشدن ‫که
بیرون زنده نگهت دارن. بیخیال

392
00:30:19,630 --> 00:30:21,710
‫آره اما لباس‌های پاکسازی هم همینن

393
00:30:29,350 --> 00:30:31,600
‫لباس آتشنشانی به دردم می‌خوره

394
00:30:33,140 --> 00:30:34,659
‫فکر بدی نیست

395
00:30:34,684 --> 00:30:35,850
‫واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟

396
00:30:35,850 --> 00:30:38,600
‫- آخه من مطمئن نبودم
‫- از کجا می‌تونم یکی پیدا کنم؟

397
00:30:38,610 --> 00:30:41,980
‫خب، تجهیزات ایمنی آتشسوزی
‫توی سه جا هست

398
00:30:41,980 --> 00:30:44,650
‫بخش مهندسی، طبقه‌ی ۷۰ و ۲۳

399
00:30:44,650 --> 00:30:47,700
‫- کجای طبقه‌ی ۲۳؟
‫- کنار بخش بازیافت

400
00:30:47,700 --> 00:30:51,780
‫- باشه
‫- ولی... ولی ممکنه یه مشکلی باشه

401
00:30:57,397 --> 00:31:07,397
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

402
00:31:17,940 --> 00:31:19,931
‫ببخشید. می‌دونم دیروقتـه

403
00:31:19,956 --> 00:31:21,036
‫اتفاقی افتاده؟

404
00:31:21,062 --> 00:31:23,940
‫خب، ازم خواستید گزارشِ پاکسازیِ
‫کلانتر نیکولز رو

405
00:31:23,940 --> 00:31:25,190
‫قبل تحویل دادن ببینید

406
00:31:25,190 --> 00:31:26,444
‫و نمی‌شد بمونه یه وقت دیگه؟

407
00:31:26,469 --> 00:31:30,070
‫من با پنج‌تا مأموری که
‫به دستگیری نیکولز کمک کردن حرف زدم

408
00:31:30,070 --> 00:31:33,030
‫چهار نفرشون گفتن خودش گفته ‫که
می‌خواد بره بیرون

409
00:31:33,030 --> 00:31:34,200
‫اما یکیشون نگفت؟

410
00:31:34,200 --> 00:31:38,108
‫پنجمی... میگه تمرکزش فقط روی کارش بوده

411
00:31:38,133 --> 00:31:42,303
‫میگه اگه بقیه شنیدن که گفته
‫می‌خواد بره بیرون، پس حتماً گفته

412
00:31:42,880 --> 00:31:44,000
‫اما مطمئن نیستی؟

413
00:31:44,000 --> 00:31:45,670
‫وقتی داشتم اون رو از پله‌ها می‌بردم بالا،

414
00:31:45,670 --> 00:31:48,131
‫خودِ کلانتر نیکولز بهم گفت که نگفته بود

415
00:31:48,156 --> 00:31:49,996
‫صبر کن ببینم. تازه الان اینو میگی؟

416
00:31:52,720 --> 00:31:55,600
‫مطمئن نبودم می‌تونم حرفشو باور کنم

417
00:31:55,600 --> 00:31:59,430
‫می‌خواستم با بقیه حرف بزنم،
‫اما اگه شاهدها شبهه‌ای داشتن،

418
00:31:59,440 --> 00:32:01,940
‫باید قبل از بیرون فرستادنِ نیکولز
‫تحقیقات انجام میشد

419
00:32:01,940 --> 00:32:03,440
‫- توی...
‫- توی منشور نوشته. آره

420
00:32:04,926 --> 00:32:06,306
‫می‌دونم

421
00:32:08,360 --> 00:32:09,900
‫- چیزی هست که...
‫- نه

422
00:32:10,990 --> 00:32:12,216
‫از اینجا به بعدش با من

423
00:32:14,200 --> 00:32:16,160
‫مرسی که بهم اطلاع دادی، کلانتر

424
00:32:17,012 --> 00:32:18,302
‫شب بخیر

425
00:33:40,406 --> 00:33:41,406
‫ناکس

426
00:33:44,830 --> 00:33:47,210
‫شرلی، برگرد برو خونه

427
00:33:47,210 --> 00:33:50,300
‫- تدی رو بده تا بریم
‫- این کار رو نمی‌کنیم

428
00:33:54,720 --> 00:33:56,130
‫این اراذل رو از کجا آوردی؟

429
00:33:56,140 --> 00:34:00,262
‫- اراذل؟ بس کن، شرل. اونا معاون کلانترن
اونایی که کلاه دارن رو نمیگم -

430
00:34:00,287 --> 00:34:02,560
‫نمی‌تونم اجازه بدم یه بازداشتی رو ببری!

431
00:34:02,560 --> 00:34:04,356
‫- پس آزادش کن!
‫- تدی رو آزاد کنید!

432
00:34:06,400 --> 00:34:08,440
‫پلیس. برید کنار!

433
00:34:10,110 --> 00:34:11,690
‫ما اینجوری نیستیم!

434
00:34:11,690 --> 00:34:14,150
‫شاید الان دیگه اینجوری هستیم!

435
00:34:14,150 --> 00:34:17,910
‫تدی رو آزاد کنید!

436
00:34:36,180 --> 00:34:38,550
‫گوش کنید، خواسته‌ی همه‌ی ما یکیـه

437
00:34:38,550 --> 00:34:39,720
‫هممون می‌خوایم تدی برگرده

438
00:34:39,720 --> 00:34:41,970
‫- تدی رو آزاد کنید! تدی رو آزاد کنید!
‫- ببینید...

439
00:35:01,530 --> 00:35:03,950
‫- آزادش کنید!
‫- نه!

440
00:35:17,930 --> 00:35:19,510
‫چیکار می‌کنید؟

441
00:35:24,220 --> 00:35:26,480
‫ببریدش اون پشت

442
00:35:29,900 --> 00:35:31,230
‫- کوپ؟
‫- کوپر!

443
00:35:33,820 --> 00:35:35,002
‫چیزی نیست

444
00:35:35,027 --> 00:35:37,070
‫- چیزیت نیست، کوپ
‫- کوپ

445
00:35:37,070 --> 00:35:39,774
‫- آهای، رفیق. حالت خوبـه
‫- کوپ، ما اینجاییم

446
00:35:39,799 --> 00:35:41,049
‫حالت خوبـه

447
00:35:41,700 --> 00:35:42,700
‫کوپ

448
00:35:42,700 --> 00:35:44,700
‫- کوپ
‫- چیزی نیست

449
00:35:44,700 --> 00:35:46,120
‫همه چی خوبـه

450
00:35:50,880 --> 00:35:51,880
‫رفیق؟

451
00:35:58,220 --> 00:36:00,470
‫یکی کمک کنه! لطفاً!

452
00:36:44,150 --> 00:36:47,483
« دستگاه جلوگیری از بارداریِ بیمار نباید برداشته شود »

453
00:36:47,508 --> 00:36:50,530
« بیمار باید گمان کند دستگاه جلوگیری برداشته شده »

454
00:36:56,480 --> 00:36:59,360
‫هیچکس اون لاشی‌ای که
‫ دعوا رو شروع کرد نمی‌شناسه

455
00:36:59,360 --> 00:37:01,110
‫مال بخش مکانیک نبوده

456
00:37:01,700 --> 00:37:02,950
‫اون ‌یکی چی؟

457
00:37:05,450 --> 00:37:06,450
‫آره

458
00:37:07,370 --> 00:37:09,200
‫متولد و بزرگ‌شده‌ی بخش مکانیکـه

459
00:37:09,522 --> 00:37:10,692
‫تری کوپر

460
00:37:10,717 --> 00:37:11,978
‫خیلی پسر خوبیـه

461
00:37:12,003 --> 00:37:13,213
‫اون فقط...

462
00:37:14,976 --> 00:37:18,566
‫آره، اون فقط می‌خواست با بمب
‫جلوی اون عوضی رو بگیره

463
00:37:20,510 --> 00:37:21,760
‫چی می‌خوای؟

464
00:37:22,880 --> 00:37:24,010
‫خب، رئیس...

465
00:37:25,532 --> 00:37:27,322
‫ما همه چی می‌خوایم

466
00:37:27,347 --> 00:37:28,477
‫اما اول...

467
00:37:30,573 --> 00:37:31,613
‫به تو نیاز داریم

468
00:37:53,250 --> 00:37:54,500
‫مرسی که اومدی

469
00:37:55,372 --> 00:37:57,830
،‫این پایین جامون امنـه
‫نه دوربینی هست نه کسی که فالگوش وایسته

470
00:37:57,855 --> 00:38:00,685
‫چرا نذاشتی کاری که می‌خوایم رو انجام بدیم؟

471
00:38:01,970 --> 00:38:04,345
‫تدی رو برمی‌گردوندیم و مشکلی پیش نمیومد

472
00:38:04,370 --> 00:38:05,590
‫واقعاً؟

473
00:38:05,590 --> 00:38:07,256
‫تا ابد می‌خواستید قایمش کنید؟

474
00:38:27,450 --> 00:38:28,740
‫ما کوپر رو از دست دادیم

475
00:38:35,040 --> 00:38:36,460
‫باورم نمیشه

476
00:38:39,790 --> 00:38:40,800
‫من هم همینطور

477
00:38:50,180 --> 00:38:51,850
‫نکن. پات رو زخمی نکن

478
00:38:51,850 --> 00:38:53,970
،‫اگه می‌خوای چیزی رو بزنی
‫به من مشت بزن

479
00:38:53,980 --> 00:38:55,520
‫تو روحت

480
00:38:57,593 --> 00:38:59,173
‫تو روحت

481
00:39:00,440 --> 00:39:02,230
‫فکر نمی‌کردم واقعاً این کار رو بکنی

482
00:39:03,530 --> 00:39:05,110
‫من هم همینطور

483
00:39:14,620 --> 00:39:15,620
‫شرل...

484
00:39:17,620 --> 00:39:19,460
‫فقط تو نیستی که عصبانیـه

485
00:39:22,243 --> 00:39:24,753
‫فقط تو نیستی که جولز رو از دست داده

486
00:39:30,260 --> 00:39:32,560
خب، مطمئنم نیستم از دست داده باشیمش

487
00:39:36,770 --> 00:39:38,350
دو روز گذشته

488
00:39:39,850 --> 00:39:41,860
ما نمی‌دونیم اون سمتِ تپه چی دیده

489
00:39:42,570 --> 00:39:48,360
ممکنه یه جایی اون بیرون زنده باشه

490
00:39:52,080 --> 00:39:53,450
...ببین، من

491
00:39:53,450 --> 00:39:55,080
خیلی‌خب. خیلی‌خب

492
00:39:55,660 --> 00:39:58,250
من هم مثل تو می‌خوام حقیقت رو بدونم ولی

493
00:39:58,920 --> 00:40:00,880
نمی‌تونیم به شیوه‌ی تو پیش بریم

494
00:40:04,300 --> 00:40:05,510
پس چیکار کنیم؟

495
00:40:07,970 --> 00:40:10,930
یادتـه بچه بودیم می‌رفتیم اون پایین و
واسه خودمون می‌گشتیم؟

496
00:40:12,850 --> 00:40:15,100
دیواری که پیدا کردیم و
روش پُر از اسم بود رو یادتـه؟

497
00:40:16,390 --> 00:40:17,520
آره

498
00:40:19,640 --> 00:40:21,350
اون موقع نمی‌دونستیم معنیش چیـه

499
00:40:24,360 --> 00:40:25,770
حالا گمونم بدونم

500
00:40:26,168 --> 00:40:27,440
،یه روز دم صبح

501
00:40:27,440 --> 00:40:31,070
صفحه‌نمایش‌های کافه‌تریا رو

502
00:40:31,780 --> 00:40:33,030
،برای تعمیر خاموش می‌کنم

503
00:40:33,030 --> 00:40:37,200
همینطور دوربین‌های کلانتری رو

504
00:40:38,330 --> 00:40:41,120
هوابند رو باز می‌کنم و

505
00:40:42,750 --> 00:40:45,130
پنج دقیقه وقت داری از بری اون‌ور تپه و

506
00:40:46,550 --> 00:40:51,090
قبل از اینکه دوباره صفحه‌نمایش‌ها رو
فعال کنم از معرض دید خارج بشی

507
00:40:55,010 --> 00:40:56,680
مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

508
00:40:59,180 --> 00:41:00,980
لباسم رو کی بهم میدی؟

509
00:41:03,730 --> 00:41:07,820
،خب، به عنوان رئیس آی‌تی
من لباس خودم رو دارم

510
00:41:10,400 --> 00:41:14,200
گفتم شاید بتونیم همون رو برات آماده کنیم

511
00:41:14,200 --> 00:41:15,910
دو متر قدتـه

512
00:41:15,910 --> 00:41:20,670
واسه همین به نظرم بهتره
یکی مخصوص خودت بسازیم

513
00:41:21,127 --> 00:41:23,837
بهشون میگم برای کسیـه که
در آینده قراره دست‌راستم بشه

514
00:41:24,166 --> 00:41:27,040
معمولاً، اول یه تیم می‌فرستن تا
اندازه‌‌شون رو بگیرن

515
00:41:27,050 --> 00:41:32,220
،ولی چون قرار نیست کسی خبردار بشه

516
00:41:32,220 --> 00:41:35,510
خودم انجامش میدم

517
00:41:35,510 --> 00:41:37,850
خودم اندازه‌ات رو می‌گیرم

518
00:42:07,590 --> 00:42:09,590
از دست‌ها شروع می‌کنن

519
00:42:10,260 --> 00:42:11,590
...اینجوری

520
00:42:26,400 --> 00:42:28,480
لازم نیست یادداشت‌شون کنی؟

521
00:42:28,480 --> 00:42:29,900
نه

522
00:42:34,650 --> 00:42:35,860
برنارد

523
00:42:35,860 --> 00:42:36,950
بله؟

524
00:42:38,530 --> 00:42:40,030
میشه یه سؤال ازت بپرسم؟

525
00:42:43,080 --> 00:42:44,460
من آدم مفیدی بودم؟

526
00:42:45,540 --> 00:42:47,500
تو تنها آدمی هستی که می‌تونم باهاش حرف بزنم

527
00:42:51,000 --> 00:42:52,800
ولی فقط نیاز داری که حرف بزنی

528
00:42:53,878 --> 00:42:57,590
نظر من نه لازمـه و نه ضروری

529
00:42:57,590 --> 00:43:01,600
هم لازمـه و هم ضروری

530
00:43:02,180 --> 00:43:03,350
با اینحال نادیده گرفته میشه

531
00:43:04,270 --> 00:43:07,640
گفتم بهتره مَردی که اون نوشته رو
روی دیوار بخش مکانیک نوشته آزاد کنی

532
00:43:07,650 --> 00:43:09,190
آزادش کردیم

533
00:43:09,190 --> 00:43:13,610
آره، ولی بعد از بمب‌گذاری و تیراندازی‌ای که
منجر به مرگ دو نفر شد

534
00:43:13,610 --> 00:43:15,240
کار تو بود؟ -
نه -

535
00:43:15,240 --> 00:43:17,780
واقعاً؟ چون به نظر میاد
دقیقاً طبق دستوراتِ «آیین‌نامه»‌ بوده

536
00:43:18,740 --> 00:43:20,030
،آنان را مجبور کنید تاوان بدهند

537
00:43:20,910 --> 00:43:24,330
که به نوبه‌ی خود باعث ایجاد نفرت مردم سیلو
،نسبت به بخش مکانیک می‌شود

538
00:43:25,250 --> 00:43:28,210
در نتیجه می‌توانید شورش را سرکوب کنید

539
00:43:31,040 --> 00:43:32,340
کار من نبود

540
00:43:32,340 --> 00:43:33,500
مطمئنی؟

541
00:43:34,920 --> 00:43:36,380
بهت دروغ نمیگم

542
00:43:37,630 --> 00:43:39,800
ولی دروغ گفتی -
چه دروغی؟ -

543
00:43:40,640 --> 00:43:44,100
جولیت نیکولز خودش نخواست که
بره بیرون، مگه نه؟

544
00:43:50,690 --> 00:43:51,690
نه

545
00:43:52,320 --> 00:43:54,070
اندازه‌های لازم رو گرفتی؟

546
00:43:54,070 --> 00:43:55,440
آره

547
00:43:55,440 --> 00:43:57,360
خب، پس حالا می‌تونی بری

548
00:43:57,360 --> 00:43:59,280
بدون لباسم برنگرد

549
00:44:09,370 --> 00:44:10,750
سولو؟

550
00:44:10,750 --> 00:44:11,920
سولو، حق با تو بود

551
00:44:11,920 --> 00:44:15,090
زیر آبـه ولی گمونم بتونم راهش بندازم

552
00:44:15,630 --> 00:44:17,800
اگه بپرم توی آب

553
00:44:17,800 --> 00:44:19,840
می‌تونم یه طبقه برم پایین و

554
00:44:19,840 --> 00:44:22,180
شاید بتونم از توی آپارتمان‌ها برم اونجا و

555
00:44:22,180 --> 00:44:23,930
برسم به راهرو

556
00:44:23,930 --> 00:44:27,520
ولی باید یه چیزی بسازم که
بتونه اکسیژن رو پُمپ کنه واسم اون پایین

557
00:44:27,520 --> 00:44:31,600
که یعنی وقتی من زیر آبم
نیاز دارم تو اکسیژن رو پُمپ کنی

558
00:44:34,730 --> 00:44:35,780
سولو؟

559
00:44:40,070 --> 00:44:42,280
به کمکت نیاز دارم

560
00:44:42,280 --> 00:44:44,450
!من نمی‌تونم بیام بیرون

561
00:44:44,450 --> 00:44:46,660
ولی تو که قبلاً اومدی بیرون

562
00:44:47,660 --> 00:44:48,910
...می‌دونم... ببین

563
00:44:50,160 --> 00:44:51,210
...دوتا جسدِ تو راهرو

564
00:44:51,210 --> 00:44:53,210
من نباید دَر رو باز کنم

565
00:44:54,920 --> 00:44:58,210
.تو بهم غذا دادی
.در رو باز کردی تا بهم غذا بدی

566
00:44:58,210 --> 00:45:00,090
آره -
خب؟ -

567
00:45:00,090 --> 00:45:02,260
وقتی اینجایی در رو باز نمی‌کنم

568
00:45:09,100 --> 00:45:10,930
ببین، نمی‌خوام بهت فشار بیارم

569
00:45:10,940 --> 00:45:13,400
نمی‌خوام بدونم اینجا چی شده، باشه؟

570
00:45:14,190 --> 00:45:15,190
درک می‌کنم

571
00:45:16,230 --> 00:45:17,940
می‌دونم نمی‌خوای در موردش صحبت کنی و

572
00:45:18,530 --> 00:45:21,820
می‌دونم تمام آدمای زندگیت رو
از دست دادی ولی

573
00:45:24,700 --> 00:45:25,820
من باید برگردم

574
00:45:25,830 --> 00:45:28,540
باید برگردم، باشه؟

575
00:45:29,410 --> 00:45:31,660
...و می‌دونم نباید در رو باز کنی ولی

576
00:45:31,660 --> 00:45:34,710
خب، وظیفمـه -
اما من به کمکت نیاز دارم -

577
00:45:36,000 --> 00:45:37,250
باشه؟

578
00:45:37,250 --> 00:45:40,050
...نیاز دارم کمکم کنی مردمم رو نجات بدم

579
00:45:40,920 --> 00:45:43,890
ده هزار نفرو، سولو

580
00:45:45,390 --> 00:45:46,890
ده هزار نفر رو نجات بدم

581
00:45:49,600 --> 00:45:52,520
ببین، می‌دونم اتفاقی که اینجا افتاده رو
جبران نمی‌کنه ولی

582
00:45:52,520 --> 00:45:53,890
...اگه بتونم برگردم خونه

583
00:45:53,900 --> 00:45:56,810
،اگه بتونی کمکم کنی برگردم خونه

584
00:45:58,360 --> 00:46:02,860
اونوقت شاید تونستیم نذاریم که
اونجا به این روز بیفته

585
00:46:04,950 --> 00:46:06,240
...ولی من

586
00:46:08,950 --> 00:46:10,580
بدجوری به کمکت نیاز دارم

587
00:46:16,290 --> 00:46:17,460
لطفاً

588
00:46:24,840 --> 00:46:26,140
نمی‌تونم

589
00:47:08,140 --> 00:47:10,600
«دیر یا زود میایم داخل»

590
00:47:27,990 --> 00:47:29,120
باشه

591
00:47:31,950 --> 00:47:32,950
درک می‌کنم

592
00:47:40,710 --> 00:47:42,170
اشکالی نداره. می‌فهمم

593
00:47:44,590 --> 00:47:46,090
...بابت غذا ممنون، من

594
00:47:48,260 --> 00:47:49,390
بعداً می‌بینمت

595
00:47:50,720 --> 00:47:53,060
!وایسا

596
00:47:53,060 --> 00:47:54,560
می‌خوای چیکار کنی؟

597
00:47:55,680 --> 00:47:57,190
...نمی‌دونم. من

598
00:47:57,770 --> 00:47:59,100
یه فکری می‌کنم

599
00:48:16,330 --> 00:48:17,540
چه حسی داری؟

600
00:48:17,540 --> 00:48:19,500
هیجان دارم

601
00:48:19,500 --> 00:48:21,040
نگرانم

602
00:48:21,750 --> 00:48:24,420
نه، منظورم اینـه بی‌حسی؟
دستم رو حس می‌کنی؟

603
00:48:26,210 --> 00:48:27,420
ببخشید

604
00:48:28,220 --> 00:48:29,470
بی‌حسـه

605
00:48:30,300 --> 00:48:31,300
خوبـه

606
00:48:32,050 --> 00:48:33,850
لازم نیست نگران چیزی باشی

607
00:48:35,220 --> 00:48:37,480
چشم بهم بزنی تموم شده

608
00:48:41,690 --> 00:48:42,690
دکتر نیکولز

609
00:48:44,230 --> 00:48:47,860
می‌خواستیم بدونید که چقدر ازتون ممنونیم

610
00:48:50,410 --> 00:48:55,870
و اینکه عمیقاً می‌دونیم که
شانس بچه‌دار شدنِ ما فقط به خاطر اینه که

611
00:48:55,870 --> 00:48:58,660
...دختر شما

612
00:48:58,660 --> 00:48:59,830
ممنون

613
00:49:02,290 --> 00:49:03,840
امیدوارم دختردار بشید

614
00:50:17,370 --> 00:50:19,410
حالا می‌تونید بچه‌دار بشید

615
00:50:22,250 --> 00:50:24,210
نه. تکون نخور

616
00:50:28,500 --> 00:50:31,050
چندتا بخیه بزنم بعدش می‌تونید برید

617
00:50:40,350 --> 00:50:41,600
!نرو

618
00:51:01,450 --> 00:51:02,830
قیافه‌ام بده؟

619
00:51:02,830 --> 00:51:04,540
...نه. فقط

620
00:51:04,540 --> 00:51:08,960
...فکر می‌کردم قیافه‌ات فرق کنه، فقط

621
00:51:12,340 --> 00:51:14,670
تابحال اینقدر از اونجا دور نشدم

622
00:51:18,760 --> 00:51:20,140
...چقدر بزرگـه. اینجا

623
00:51:23,180 --> 00:51:25,810
به نظر کلی فضا داره

624
00:51:30,150 --> 00:51:31,230
می‌خوای بیشتر ببینی؟

625
00:51:36,950 --> 00:51:37,950
آره

626
00:51:37,950 --> 00:51:39,870
خیلی‌خب. کجا می‌خوای بری؟

627
00:51:46,620 --> 00:51:47,750
می‌خوای بری بالا؟

628
00:51:56,800 --> 00:51:58,180
بالا؟

629
00:51:58,180 --> 00:51:59,260
باشه

630
00:52:00,800 --> 00:52:01,850
بیا

631
00:52:06,440 --> 00:52:16,440
‫« ترجمه از فائزه شاهمرادی و علی محمدخانی »
‫کانال تلگرامی: FSH294@ و AliMK_Sub@

632
00:52:17,200 --> 00:52:18,740
آره. مراقب باش

633
00:52:26,200 --> 00:52:27,790
هی

634
00:52:28,580 --> 00:52:31,630
چیزی نیست. هی -
بس کن -

635
00:52:31,630 --> 00:52:33,460
!نکن -
هی -

636
00:52:33,460 --> 00:52:35,300
نه. وایسا، بهت صدمه زدم؟ حالت خوبـه؟

637
00:52:35,300 --> 00:52:37,880
نه! آره! یه جورایی -
خدای... نه، نه -

638
00:52:38,470 --> 00:52:39,880
تقصیر تو نیست

639
00:52:39,880 --> 00:52:41,340
شرمنده -
اشکالی نداره -

640
00:52:42,010 --> 00:52:43,010
 بشین

641
00:52:43,010 --> 00:52:44,180
می‌تونیم بشینیم

642
00:52:44,720 --> 00:52:45,810
من همینجا می‌مونم

643
00:52:46,810 --> 00:52:48,560
زمان زیادی گذشته

644
00:52:51,690 --> 00:52:52,900
می‌دونم

645
00:52:57,150 --> 00:52:59,200
تو واقعی هستی، مگه نه؟

646
00:53:03,320 --> 00:53:04,370
آره

647
00:53:06,540 --> 00:53:07,580
آره، واقعی‌ام

648
00:53:07,604 --> 00:53:27,604
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

649
00:53:27,628 --> 00:53:44,628
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

