﻿1
00:00:17,166 --> 00:00:27,166
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:27,190 --> 00:00:37,190
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:01:09,954 --> 00:01:11,039
ایترـه

4
00:01:31,842 --> 00:01:33,217
‫اون از کجا اومده؟

5
00:01:33,218 --> 00:01:34,510
‫نمی‌دونم. صدای یه نفرو شنیدم که
‫بدو بدو میره پایین

6
00:01:34,511 --> 00:01:35,720
‫- فکر کردم قاتلـه
‫- نه نیست

7
00:01:35,721 --> 00:01:38,723
‫دلیل نمیشه در امان باشیم.
‫ما نمی‌شناسیمش.

8
00:01:38,724 --> 00:01:39,975
‫می‌تونیم ازش بپرسیم

9
00:01:40,726 --> 00:01:43,187
‫- فقط یه ایده بود
‫- وظیفه‌ی تو ایده دادن نیست

10
00:01:52,725 --> 00:01:53,726
‫چیکار کنیم؟

11
00:01:54,740 --> 00:01:57,659
‫می‌پاییمش و سلاح‌هامونو چک می‌کنیم

12
00:02:25,612 --> 00:02:26,613
‫خیلی‌خب

13
00:03:41,982 --> 00:03:44,825
.باورم نمیشه همچین کاری کردی
‫ریک، چه فکری با خودت کردی؟

14
00:03:44,850 --> 00:03:46,601
‫اوضاع تحت کنترلم بود

15
00:03:46,602 --> 00:03:47,852
‫چرا اون کارو کردی؟

16
00:03:47,853 --> 00:03:50,313
‫- من فقط می‌خواستم...
‫- بگو دیگه!

17
00:03:50,314 --> 00:03:51,772
‫چون می‌مُرد

18
00:03:51,773 --> 00:03:53,858
‫آره، هدف همین بود، ریک

19
00:03:53,859 --> 00:03:55,484
‫من طناب رو بریدم

20
00:03:55,485 --> 00:03:57,320
‫- خب، تو...
‫- اون داشت می‌رفت بخش آی‌تی

21
00:03:57,321 --> 00:03:58,655
‫می‌تونستی بهم بگی

22
00:04:43,300 --> 00:04:44,593
‫صدای چیـه؟

23
00:04:55,912 --> 00:04:57,581
‫- اون کجاست؟
‫- برگشت داخل

24
00:05:04,137 --> 00:05:05,264
‫نرو!

25
00:05:05,764 --> 00:05:07,015
قیافه‌ام بده؟

26
00:05:07,516 --> 00:05:09,225
‫- نه نه نه. من...
‫- اون...

27
00:05:09,226 --> 00:05:11,185
...فکر می‌کردم قیافه‌ات فرق کنه، فقط

28
00:05:11,186 --> 00:05:12,228
‫اون قاتلـه؟

29
00:05:12,229 --> 00:05:14,564
هی. وایسا، بهت صدمه زدم؟ حالت خوبـه؟

30
00:05:14,565 --> 00:05:16,984
‫- آره! نه! یه جورایی
‫- نه؟ باشه. بیا

31
00:05:19,152 --> 00:05:20,737
‫- ما باید اونو بکُشیم
‫- متأسفم

32
00:05:21,655 --> 00:05:22,905
‫تقصیر تو نیست

33
00:05:22,906 --> 00:05:23,991
‫اشکال نداره

34
00:05:50,684 --> 00:05:51,685
‫خیلی‌خب

35
00:06:58,407 --> 00:06:59,742
‫چرا انجامش ندادی؟

36
00:07:02,130 --> 00:07:03,856
‫ولی اون می‌تونه ما رو ببره تو اتاق کنترل

37
00:07:05,934 --> 00:07:07,923
‫- لعنتی
‫- هنوز نفس می‌کشه

38
00:07:09,046 --> 00:07:10,429
‫- کارشو تموم می‌‌کنم
‫- نه، نه، نه

39
00:07:10,430 --> 00:07:12,474
‫اگه بمیره نمی‌تونه برامون غذا بیاره

40
00:07:17,145 --> 00:07:18,522
‫باید از اینجا بریم

41
00:07:23,151 --> 00:07:24,319
‫یالا

42
00:07:29,366 --> 00:07:32,244
‫تبر رو بردار و اگه اون
‫داشت میومد بالا بهمون بگو

43
00:07:40,991 --> 00:07:42,284
‫ببینم اون چی گفت؟

44
00:07:42,742 --> 00:07:44,670
‫می‌دونستم. رمز رو بهت نداد

45
00:07:44,695 --> 00:07:47,264
‫- نه، فقط...
‫- بهت گفتم تبر رو بیاری

46
00:07:47,289 --> 00:07:49,135
.‫اون از آب اومد بیرون
.‫داره میاد بالا

47
00:07:49,136 --> 00:07:51,194
‫خون رو می‌بینه. گندش بزنن!

48
00:07:51,219 --> 00:07:52,479
‫نه، من خون اضافه کردم

49
00:07:52,514 --> 00:07:54,098
‫خون اضافه کردی؟

50
00:07:54,099 --> 00:07:56,517
‫آره، خون خودم رو. برای این که
از اینجا دورش کنم

51
00:07:56,518 --> 00:07:58,227
،‫خب، حتی اگه پیدامون کنه
‫ممکنـه به دردمون بخوره

52
00:07:58,228 --> 00:08:00,409
‫شاید اگه دختره تو خطر باشه،
‫رمز رو بهمون بگه

53
00:08:00,434 --> 00:08:02,064
‫نه، به خطرش نمی‌ارزه

54
00:08:02,065 --> 00:08:04,650
‫اگه زیادی نزدیک شد، می‌ترسونیمش که بره و

55
00:08:04,651 --> 00:08:06,444
‫بعد همونطور که گفتیم، مَرده رو می‌کُشیم و

56
00:08:06,445 --> 00:08:09,030
‫جنازه‌اش رو اونجا ول می‌کنیم ‫تا
دختره بدونه نباید نزدیک شه

57
00:08:09,031 --> 00:08:11,866
‫- چطوره یه راه دیگه رو امتحان کنیم؟ مثلاً...
‫- کسی نمی‌خواد ایده‌های تو رو بشنوه

58
00:08:11,867 --> 00:08:13,159
‫باشه؟

59
00:08:13,160 --> 00:08:16,371
‫فقط نگهبانی بده و
بهمون خبر بده داره میاد یا نه

60
00:08:20,876 --> 00:08:22,044
‫صبر کن، آدری

61
00:08:53,885 --> 00:08:54,886
‫وایسا!

62
00:09:08,604 --> 00:09:09,605
‫آهای!

63
00:09:11,885 --> 00:09:13,946
قبلاً یه تیر تو شونه‌ات زدم

64
00:09:13,971 --> 00:09:16,389
از جات جُم بخوری، بعدی صاف می‌خوره تو قلب

65
00:09:16,390 --> 00:09:19,267
‫فقط گوش کن. اون مَردی که گرفتیدش
‫یه چیزی داره که مال منـه

66
00:09:19,268 --> 00:09:20,852
‫فقط اونو پس می‌خوام. همین

67
00:09:20,853 --> 00:09:21,976
‫بهت که گفتیم اون مُرده

68
00:09:22,001 --> 00:09:23,846
‫اگه مُرده بود جنازه‌اش رو می‌ذاشتید اونجا و

69
00:09:23,871 --> 00:09:25,915
‫به محض این که نزدیک شدم ‫منو می‌زدید

70
00:09:26,690 --> 00:09:28,150
‫ببینید، می‌تونیم معامله کنیم

71
00:09:28,777 --> 00:09:31,029
‫شما آزادش کنید، تا من هم ولش کنم

72
00:09:31,822 --> 00:09:33,615
‫اون به یه ورمون هم نیست

73
00:09:37,536 --> 00:09:39,880
‫من می‌خوام برم. وسایلمو لازم دارم

74
00:09:39,905 --> 00:09:42,671
‫واسه همین باید ببینمش.
‫باید باهاش حرف بزنم. وسایلم پیش اونـه...

75
00:09:42,696 --> 00:09:45,582
‫اگه از اتاقش برامون غذا بیاری،
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی

76
00:09:47,181 --> 00:09:49,098
‫- من رمز رو بلد نیستم
‫- پیداش کن

77
00:09:49,339 --> 00:09:51,507
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

78
00:09:51,508 --> 00:09:53,759
‫می‌خوای بذاری از جلوی چشم‌مون دور شه؟

79
00:09:53,760 --> 00:09:55,095
‫من باهاش میرم

80
00:09:55,888 --> 00:09:57,471
‫باشه. خوبـه

81
00:09:57,515 --> 00:09:59,016
‫بهرحال تقصیر خودتـه

82
00:09:59,041 --> 00:10:01,001
‫اگه دست از پا خطا کنی می‌فهمیم

83
00:10:02,100 --> 00:10:03,477
‫من تازه به بچه‌ام شیر دادم و

84
00:10:04,188 --> 00:10:06,105
‫تا وقتی که گرسنه‌اش نشه گریه نمی‌کنه

85
00:10:06,106 --> 00:10:09,025
‫اگه تا گریه‌ی بعدیش نری توی اتاق...

86
00:10:09,026 --> 00:10:10,401
‫باشه

87
00:10:10,402 --> 00:10:11,945
‫دوستت رو می‌کُشیم

88
00:11:36,368 --> 00:11:39,141
« سیلو »
« فصل دوم »
« قسمت نهُم: پادمان »

89
00:11:47,207 --> 00:11:49,433
‫ما فکر می‌کنیم برگزیده‌ایم...

90
00:11:51,540 --> 00:11:54,835
‫ولی صرفاً قطره‌ای توی اقیانوسیم

91
00:11:56,592 --> 00:11:58,719
‫بنیان‌گذاران فقط یه سیلو نساختن

92
00:11:59,303 --> 00:12:00,679
‫۵۰تا سیلو ساختن

93
00:12:01,718 --> 00:12:03,178
‫در اصل پنجاه و یکی

94
00:12:05,174 --> 00:12:06,361
‫چرا؟

95
00:12:07,060 --> 00:12:08,269
‫سؤال خوبیـه

96
00:12:08,270 --> 00:12:09,780
‫نمی‌دونم

97
00:12:09,831 --> 00:12:11,665
‫ممکنـه جولیت رفته باشه یه سیلوی دیگه؟

98
00:12:11,690 --> 00:12:15,360
‫رفته. اما بعدش تصاویر کلاهش قطع شدن

99
00:12:16,153 --> 00:12:17,653
‫پس ممکنـه هنوز زنده باشه؟

100
00:12:17,827 --> 00:12:18,869
‫بعیده

101
00:12:18,897 --> 00:12:21,316
‫اون سیلو دیگه قابل استفاه نیست

102
00:12:21,867 --> 00:12:24,405
‫همه‌ی رئیس‌های آی‌تی ‫و دست‌راست‌هاشون

103
00:12:24,430 --> 00:12:26,516
‫از وجود سیلوهای دیگه باخبرن

104
00:12:27,206 --> 00:12:30,667
‫این چیزی نیست که کوئین بخواد
‫ به صورت رمز دربیاره

105
00:12:33,170 --> 00:12:34,208
‫به کارت ادامه بده

106
00:12:41,178 --> 00:12:44,973
‫روزی که کتاب رو پیدا کردم،
می‌دونستم باید از بین ببرمش

107
00:12:47,219 --> 00:12:51,890
‫اما یه حسی درونم بود که رهاش نمی‌کرد

108
00:12:54,733 --> 00:12:56,902
‫چرا داشتن این برای ما غیرقانونیـه؟

109
00:12:57,653 --> 00:12:58,862
‫نمی‌دونم

110
00:13:00,656 --> 00:13:01,949
‫این درست نیست، پال

111
00:13:02,658 --> 00:13:05,494
‫هر اتفاقی که افتاده، این دنیای ما بوده

112
00:13:06,590 --> 00:13:11,011
‫هر چی هم که توی منشور نوشته باشه،
‫بازم حق داریم بدونیم از کجا اومدیم

113
00:13:12,220 --> 00:13:15,223
‫می‌دونم این اذیتت می‌کنه ولی...

114
00:13:18,465 --> 00:13:20,509
همچنین می‌دونم که حقیقتـه

115
00:13:34,815 --> 00:13:36,650
‫ « ما فکر می‌کنیم برگزیده‌ایم
« ولی صرفاً قطره‌ای تو اقیانوسیم

116
00:13:36,733 --> 00:13:38,026
« ‫ »بنیان‌گذاران فقط یه سیلو نساختن

117
00:13:38,110 --> 00:13:39,111
« ۵۰تا سیلو ساختن »

118
00:13:39,194 --> 00:13:40,237
« سپس پادمان رو به وجود آوردن »

119
00:13:42,739 --> 00:13:44,711
‫می‌دونی که نمی‌تونی همینجوری شانسی عدد بزنی

120
00:13:44,736 --> 00:13:46,244
‫- روزی فقط سه‌تا رمز می‌تونی بزنی...
‫- می‌دونم

121
00:13:46,269 --> 00:13:49,453
‫ببین، اگه چیزی می‌دونی که
واقعاً می‌تونه ‫کمکم کنه، باهام بیا

122
00:13:49,454 --> 00:13:50,621
‫اگه نه، فقط منتظر بمون

123
00:13:50,622 --> 00:13:52,965
‫باشه؟ دزدکی که نمی‌تونم ‫از
یه راه دیگه فرار کنم

124
00:13:52,990 --> 00:13:55,343
‫- گفتی می‌خوای بری بیرون؟
‫- آره، سعی کردم اما هر دفعه...

125
00:13:55,368 --> 00:13:56,661
‫میشه من هم باهات بیام؟

126
00:13:58,005 --> 00:13:59,172
‫نه، فقط یه لباس هست و

127
00:13:59,197 --> 00:14:01,365
...اگه وارد اتاق نشم، من

128
00:14:01,967 --> 00:14:03,177
‫بذار کمک کنم

129
00:14:06,650 --> 00:14:08,026
‫شنیدی که چی گفتم؟ یه لباس!

130
00:14:09,308 --> 00:14:10,475
‫باشه، بریم

131
00:14:22,696 --> 00:14:26,788
‫بعد از این که هولستون مُرد،
‫اومدن سراغ من تا کلانتر بشم

132
00:14:30,120 --> 00:14:31,914
فکر کردم تو وجودم یه رهبر دیدن

133
00:14:33,248 --> 00:14:35,125
‫حالا می‌فهمم جریان این نبوده

134
00:14:36,251 --> 00:14:40,088
‫چیزی که واقعاً دیدن، کسی بود ‫که
مطمئن باشن سر به راهـه و

135
00:14:41,037 --> 00:14:42,497
‫سؤال نمی‌پرسه

136
00:14:43,050 --> 00:14:44,468
‫اما اشتباه قضاوتم کردن

137
00:14:44,968 --> 00:14:46,928
‫من سؤالات زیادی دارم و...

138
00:14:46,929 --> 00:14:50,348
‫تمایلی ندارم بی‌جواب بمونن

139
00:14:50,349 --> 00:14:51,891
‫دیگه نه

140
00:14:51,892 --> 00:14:53,559
‫کار جولیت بود

141
00:14:53,560 --> 00:14:55,978
‫اون کاری کرد که چشمامو باز کنم و

142
00:14:56,026 --> 00:14:59,154
‫ببینم که وقتشـه

143
00:15:00,392 --> 00:15:02,644
‫دروغ‌ دیگه بسـه

144
00:15:05,197 --> 00:15:07,740
‫خب، سخنرانی خوبی بود

145
00:15:07,841 --> 00:15:11,011
‫اما دقیقاً چیکار می‌تونی واسه‌مون بکنی؟

146
00:15:11,578 --> 00:15:13,275
‫شما ازم کمک خواستید

147
00:15:13,300 --> 00:15:16,220
‫نمی‌دونستم در واقع کاری نمی‌تونی بکنی

148
00:15:17,247 --> 00:15:19,353
‫یه خائن دیگه داریم که باید پیداش کنیم

149
00:15:20,089 --> 00:15:21,712
‫یه نفر نقشه‌ی حمله به تجهیزات رو لو داد

150
00:15:21,713 --> 00:15:24,590
‫اون چه کمکی می‌تونه بکنه؟
‫این پایین که کسی رو نمی‌شناسه

151
00:15:24,615 --> 00:15:26,325
‫ولی بالا آشنا داره

152
00:15:28,178 --> 00:15:30,889
‫راهی هست که مأمورهای دیگه
‫باهامون یار بشن؟

153
00:15:32,391 --> 00:15:33,976
‫- نمی‌دونم
‫- چرا نمی‌دونی؟

154
00:15:34,476 --> 00:15:37,353
‫آهان، آره، چون به لطف تو
‫همه‌ی ارتباطات قطع شدن

155
00:15:37,354 --> 00:15:38,771
‫- شرل
‫- غلط میگم؟

156
00:15:38,772 --> 00:15:40,189
‫چیکار باید می‌کردم؟

157
00:15:40,190 --> 00:15:42,400
‫شاید نباید به برنارد بی‌سیم می‌زدی که

158
00:15:42,401 --> 00:15:45,320
بهش بگی قراره در مورد اون و
سیمز ‫تحقیقات کنی

159
00:15:53,311 --> 00:15:54,354
‫ببخشید

160
00:15:55,324 --> 00:15:58,410
‫فقط... ما تنهایی نمی‌تونیم این کار رو بکنیم

161
00:16:01,336 --> 00:16:03,213
‫ولی نمی‌دونیم کسی طرف ما هست یا نه

162
00:16:04,756 --> 00:16:06,008
‫یه نفر هست

163
00:16:07,326 --> 00:16:08,910
‫زنی که کمک‌مون کرد بیایم پایین

164
00:16:08,935 --> 00:16:10,553
‫آره، من هم داشتم بهش فکر می‌کردم

165
00:16:10,647 --> 00:16:12,732
‫اما نمی‌دونم چجوری می‌تونیم
‫باهاش ارتباط بگیریم

166
00:16:13,390 --> 00:16:14,933
‫کی رو میگید؟

167
00:16:16,852 --> 00:16:18,061
‫کمیل سیمز

168
00:16:49,301 --> 00:16:50,302
‫سواد خوندن داری؟

169
00:16:52,304 --> 00:16:53,554
‫خوندن بلدی؟

170
00:16:53,555 --> 00:16:55,265
‫- آره
‫- خیلی‌خب، عالیـه

171
00:16:55,766 --> 00:17:00,562
‫می‌تونی دنبال چیزی بگردی که روش
‫نوشته باشه «راسل» یا رئیس «آی‌تی»؟

172
00:17:01,104 --> 00:17:03,425
‫اگه رمز نوشته شده بود که
‫یه نفر پیداش می‌کرد

173
00:17:03,450 --> 00:17:05,508
آره، نمی‌دونم الان چه کار دیگه‌ای
میشه کرد پس

174
00:17:05,533 --> 00:17:07,952
اگه بتونی کمکم کنی یه چیزی ‫پیدا کنم،
عالی میشه

175
00:17:11,031 --> 00:17:12,240
‫باشه

176
00:17:12,241 --> 00:17:15,536
‫کسایی که توی اون اتاق مُردن رو دیدی؟

177
00:17:16,248 --> 00:17:17,330
‫آره

178
00:17:17,355 --> 00:17:19,454
‫تس مامانِ ریک بود و چیس بابای آدری

179
00:17:19,455 --> 00:17:21,959
‫وقتی همسراشون مُردن با هم وارد رابطه شدن ‫و
بنی رو به دنیا آوردن

180
00:17:23,210 --> 00:17:25,628
‫وقتی مامانم مریض شد،
‫منو برد پیش اونا

181
00:17:25,864 --> 00:17:28,297
‫ازشون خواست منو نگه دارن و

182
00:17:28,298 --> 00:17:30,467
‫وقتی که مُرد اونا نگهم داشتن

183
00:17:33,345 --> 00:17:35,567
‫اما من یه جورایی...
‫فقط یه نون‌خور اضافه بودم

184
00:17:35,592 --> 00:17:37,594
‫واسه همین می‌خواستن برن اتاق کنترل

185
00:17:39,142 --> 00:17:40,269
‫واسه همین مُردن

186
00:17:41,436 --> 00:17:42,604
‫ما گرسنه بودیم

187
00:17:45,482 --> 00:17:47,609
‫بقیه منو مقصر می‌دونن

188
00:17:49,643 --> 00:17:51,448
،‫واسه همین بهم میگن «ایتر»
‫یعنی نون‌خور اضافه

189
00:17:51,989 --> 00:17:53,294
‫منو در همین حد حساب می‌کنن

190
00:17:53,532 --> 00:17:55,366
‫ببین، من درکت می‌کنم

191
00:17:55,467 --> 00:17:56,969
‫بیشتر از چیزی که می‌دونی

192
00:17:58,036 --> 00:18:00,832
‫- باشه؟ فقط الان باید...
‫- می‌دونم. دنبال رمز می‌گردیم

193
00:18:03,166 --> 00:18:04,960
‫فقط می‌خواستم بهت بگم

194
00:18:20,976 --> 00:18:22,160
‫این چی؟

195
00:18:26,608 --> 00:18:29,110
‫- این...
‫- این آپارتمانشـه
‫(راسل کانروی، آدرس گیرنده: آپارتمان ۱۱)

196
00:18:29,151 --> 00:18:31,528
‫- آدرسش فرق داره
‫- به‌دردبخوره؟

197
00:18:32,487 --> 00:18:33,739
‫خواهیم دید

198
00:18:36,366 --> 00:18:38,118
‫چیزی که باید بدونی اینـه

199
00:18:38,994 --> 00:18:42,257
‫باشه؟ اون برگه‌ای که دست شوهرتـه...

200
00:18:42,664 --> 00:18:43,998
‫تازه هیچی نیست

201
00:18:43,999 --> 00:18:46,125
‫یعنی خبر نداری چه چیزهایی رو
‫بهمون نمیگن

202
00:18:46,150 --> 00:18:47,610
‫چی‌ها رو بهمون نمیگن؟

203
00:18:49,261 --> 00:18:51,514
‫وقتی نیکولز رو گرفتن
کامپیوتر دور و برت بود؟

204
00:18:52,424 --> 00:18:53,674
‫نه

205
00:18:53,915 --> 00:18:57,252
‫خب، اگه بود، می‌دیدی

206
00:18:57,846 --> 00:18:59,681
‫می‌فهمیدی چی میگم

207
00:19:00,849 --> 00:19:04,061
‫اونوقت تو هم الان توی یه اتاق کوچیک ‫بودی و
کیسه سرت کشیده بودن

208
00:19:05,354 --> 00:19:06,355
‫مرسی

209
00:19:12,753 --> 00:19:14,797
‫وقتی زنِ کلانتر برای پاکسازی رفت رو یادتـه؟

210
00:19:16,156 --> 00:19:18,951
‫یادتـه قبل از این که بگه
‫ می‌خواد بره بیرون چی گفت؟

211
00:19:19,910 --> 00:19:21,953
«صفحه نمایش دروغـه»

212
00:19:22,013 --> 00:19:23,306
‫دقیقاً

213
00:19:26,041 --> 00:19:28,334
‫اون برگه‌ای که تو دیدی؟

214
00:19:28,641 --> 00:19:31,561
‫شاید فقط قبلاً اینجوری نبوده

215
00:19:32,339 --> 00:19:33,340
‫شاید...

216
00:19:35,309 --> 00:19:37,196
‫شاید الان هم همینجوریـه

217
00:19:51,526 --> 00:19:54,728
‫« اگه حرفمو باور نداری
‫برو طبقه‌ی انتهایی سیلو »

218
00:19:56,125 --> 00:19:59,032
‫« تونل رو پیدا کن. اونجا بهت ثابت میشه »

219
00:19:59,967 --> 00:20:02,010
‫آهای، آهای، شهردار هالند رو ندیدی؟

220
00:20:02,035 --> 00:20:03,057
‫نه

221
00:20:03,082 --> 00:20:05,371
‫خیلی‌خب، من همین الان باید پیداش کنم

222
00:20:05,372 --> 00:20:07,123
‫- در دسترس نیست
‫- این دیگه یعنی چی؟

223
00:20:07,124 --> 00:20:08,542
‫یعنی باید صبر کنی

224
00:20:09,376 --> 00:20:12,044
‫باشه، گوش کن.
‫متوجه نیستی، خب؟

225
00:20:12,045 --> 00:20:16,257
‫ببین، مرگ و زندگیِ سیلو به این بستگی داره که
‫من الان پیداش کنم یا نه

226
00:20:16,258 --> 00:20:17,967
‫تو متوجه نیستی

227
00:20:17,968 --> 00:20:20,637
‫مرگ و زندگی تو به این بستگی داره ‫که
الان دستمو ول کنی یا نه

228
00:20:27,352 --> 00:20:29,938
‫بهم دستور دادن که تا عصر امروز ‫مزاحمش نشم

229
00:20:46,914 --> 00:20:47,998
‫واک

230
00:20:48,984 --> 00:20:51,153
‫- چی می‌خوای؟
‫- صبحونه نیومدی

231
00:20:52,187 --> 00:20:53,353
‫گرسنه‌ام نبود

232
00:20:53,378 --> 00:20:55,630
‫شرل گفت حالت خوب نبود

233
00:20:55,631 --> 00:20:56,731
‫چرت نگو

234
00:20:56,763 --> 00:20:59,664
‫حرفش این بود که «واک دوباره
‫نمی‌تونه از کارگاهش بیاد بیرون»

235
00:20:59,870 --> 00:21:02,747
‫از وقتی که برگشتم،
‫نمی‌تونم به اون در نزدیک شم

236
00:21:02,894 --> 00:21:06,648
حتی فکر کردن بهش باعث میشه
قلبم بیاد تو دهنم

237
00:21:07,267 --> 00:21:09,852
‫اشتباه فکر می‌کردم که می‌تونم بهش غلبه کنم.
‫حماقت کردم.

238
00:21:09,853 --> 00:21:11,104
‫حماقت نکردی

239
00:21:12,856 --> 00:21:15,108
‫- فقط زمان می‌بره
‫- آره، اما وقت نیست

240
00:21:15,609 --> 00:21:17,194
‫اونا زنمو گرفتن

241
00:21:17,861 --> 00:21:21,406
‫اولین باری که از دستش دادم،
‫وقتی بود که همه‌ی این داستانا شروع شد

242
00:21:21,996 --> 00:21:24,332
‫تا وقتی که برش نگردونم،
‫این حسم از بین نمیره

243
00:21:27,079 --> 00:21:28,288
‫واک، منو نگاه کن

244
00:21:30,541 --> 00:21:31,708
‫منو نگاه

245
00:21:33,531 --> 00:21:35,116
‫برش می‌گردونی

246
00:21:35,822 --> 00:21:37,157
‫از کجا می‌دونی؟

247
00:21:37,798 --> 00:21:39,883
‫چون صبحونه نیومدی و یه خبری رو نشنیدی

248
00:21:41,861 --> 00:21:43,321
‫الان کلانتر رو داریم

249
00:21:44,304 --> 00:21:45,472
اون طرف ماست

250
00:21:46,723 --> 00:21:48,599
‫ما کنترل سیلو رو به دست می‌گیریم و

251
00:21:48,600 --> 00:21:50,394
‫اولین کاری که می‌کنیم...

252
00:21:51,270 --> 00:21:52,437
‫آزاد کردن مکلینـه

253
00:21:59,361 --> 00:22:01,446
‫فقط می‌خواستم بدونی که یه نقشه داریم

254
00:22:11,832 --> 00:22:12,958
‫یه کم استراحت کن

255
00:22:42,180 --> 00:22:43,654
‫« برنارد: وقت حرف زدنه »

256
00:22:43,780 --> 00:22:45,574
‫خودت هر چی که گفتمو شنیدی

257
00:22:52,821 --> 00:22:54,415
‫« اون گفت یه نقشه دارن.
‫نقشه‌شون چیـه؟ »

258
00:22:54,458 --> 00:22:56,877
‫من چه بدونم وقتی ‫توی این اتاق زندونیم کردی؟

259
00:22:59,532 --> 00:23:02,157
‫« یادت باشه دوربین روشن ‫می‌مونه و

260
00:23:02,181 --> 00:23:04,806
‫اگه می‌خوای دوباره زنت رو ببینی هرگز
‫از اونجا خارج نمیشی »

261
00:23:49,888 --> 00:23:50,931
‫مامان

262
00:23:51,723 --> 00:23:54,003
‫لوکاس، چی شده؟

263
00:23:54,028 --> 00:23:55,977
‫- کجا بودی؟ خوبی؟
‫- هیچی نشده، مامان

264
00:23:55,978 --> 00:23:57,634
فقط یه یادداشت بهم دادن که نوشته بود

265
00:23:57,658 --> 00:23:59,313
‫پسرم به ۵ سال کار توی معدن محکوم شده

266
00:23:59,314 --> 00:24:00,815
‫خب، آزادم کردن

267
00:24:00,816 --> 00:24:02,525
‫خیلی‌خب، ببین،
‫نمی‌تونم همش رو توضیح بدم...

268
00:24:02,526 --> 00:24:05,194
‫- چند وقتـه آزادی؟
‫- زمان زیادی نیست. نمی‌تونستم بیام

269
00:24:05,195 --> 00:24:08,114
‫- نمی‌تونستی بیای بگی در امانی؟
‫- فقط... مامان، ازت می‌خوام اینو بگیری

270
00:24:08,115 --> 00:24:10,783
‫یه جایی قایمش کنی که هیچکس
‫پیداش نکنه، خب؟

271
00:24:10,784 --> 00:24:13,202
‫نه، نمی‌گیرم. من فکر کردم تو رو از دست دادم

272
00:24:13,242 --> 00:24:15,097
‫- حالا دوباره داری جونتو به خطر می‌ندازی؟
‫- متوجه نیستی

273
00:24:15,122 --> 00:24:17,164
‫تو همیشه همینجوری بودی،
‫حتی توی بچگیت

274
00:24:17,165 --> 00:24:20,042
‫- چاره‌ای ندارم
‫- ندونستن یعنی آرامش، لوکاس

275
00:24:20,043 --> 00:24:22,712
‫ای کاش می‌تونستی بهش برسی ‫اما
در تلاشی همه چی رو حل کنی

276
00:24:22,713 --> 00:24:25,339
‫حتی وقتی که قابل‌حل نیستن.
‫حالا هم کارتو به اینجا کشونده که...

277
00:24:25,340 --> 00:24:27,009
‫نه، ترسو بودن کار منو به اینجا کشونده

278
00:24:29,887 --> 00:24:33,432
‫کلانتر نیکولز اومد از من کمک بگیره

279
00:24:35,058 --> 00:24:37,185
‫و من بهش گفتم نمی‌تونم کمکش کنم چون

280
00:24:37,186 --> 00:24:40,438
جز من کسی نیست از مادرم مراقبت کنه

281
00:24:40,439 --> 00:24:42,065
‫- چی؟ اما تو که...
‫- دروغ گفتم

282
00:24:45,261 --> 00:24:47,347
‫بهش دروغ گفتم، مامان،
‫تا از زیر کار درست در برم

283
00:24:48,215 --> 00:24:49,549
‫و کمکش نکردم

284
00:24:49,574 --> 00:24:51,284
‫حتی گزارشش رو هم ندادم، ‫من فقط...

285
00:24:53,327 --> 00:24:54,494
‫هیچ کاری نکردم

286
00:24:57,456 --> 00:24:59,333
‫دوباره این اشتباه رو تکرار نمی‌کنم

287
00:25:06,465 --> 00:25:08,592
‫- باشه؟
‫- باشه

288
00:25:10,177 --> 00:25:11,303
‫عزیزم

289
00:25:12,679 --> 00:25:13,680
‫مرسی

290
00:25:22,012 --> 00:25:23,308
‫« کتابچه‌ی قوانین منشور »

291
00:25:36,912 --> 00:25:38,539
راسل یه بچه داشته

292
00:25:43,418 --> 00:25:45,629
‫راستی، شما توی سیلوتون چی می‌خورید؟

293
00:25:48,215 --> 00:25:49,715
‫متغیره

294
00:25:49,716 --> 00:25:52,009
‫بستگی داره توی کافه‌تریا چی داشته باشن

295
00:25:52,057 --> 00:25:53,809
‫پس هیچ‌وقت مجبور نشدی موش بخوری؟

296
00:25:56,974 --> 00:25:57,975
‫نه

297
00:26:24,751 --> 00:26:26,086
‫چیـه؟

298
00:26:28,088 --> 00:26:29,089
‫هیچی

299
00:26:32,593 --> 00:26:37,597
‫پس گفتی چیس و تس،
‫سعی داشتن وارد اتاق بشن

300
00:26:37,598 --> 00:26:39,141
‫آره، اما هیچ‌وقت رمز رو پیدا نکردن

301
00:26:39,641 --> 00:26:41,184
‫دیگه بیخیال گشتن شدن

302
00:26:41,185 --> 00:26:42,651
‫همش ترکیب‌های جدید رو امتحان می‌کردن

303
00:26:42,651 --> 00:26:44,910
نمی‌دونم چطوری یادشون می‌موند تا
چه رقمی رو امتحان کردن

304
00:26:47,191 --> 00:26:48,358
‫چی گفتی؟

305
00:26:51,153 --> 00:26:53,456
نمی‌دونم چطوری یادشون می‌موند تا
چه رقمی رو امتحان کردن

306
00:26:54,781 --> 00:26:55,782
‫من می‌دونم

307
00:26:58,076 --> 00:26:59,864
‫- لعنتی
‫- چیـه؟

308
00:26:59,889 --> 00:27:03,289
‫من اونو کشیدم، اما نمی‌دونستم که اعداد...

309
00:27:03,290 --> 00:27:05,708
‫چیس و تس اینا رو نوشتن.
.‫دست‌خط‌شون رو می‌شناسم

310
00:27:05,709 --> 00:27:07,044
‫پس رفتن تو، آره؟

311
00:27:07,878 --> 00:27:09,421
‫وگرنه اونا رو نمی‌کُشت

312
00:27:10,047 --> 00:27:12,882
‫پس باید اینجا بوده باشه ‫که
من پاکش کردم. عالی شد

313
00:27:13,202 --> 00:27:16,163
‫بهرحال فکر کنم بتونم ‫با چیزایی که
اینجاست بفهمم چیـه

314
00:27:17,846 --> 00:27:19,889
‫یک دو سه چهار پنج شش هفت هشت...

315
00:27:19,890 --> 00:27:21,642
‫۱۵، ۱۶، ۱۷

316
00:27:30,275 --> 00:27:33,987
‫نُه، ۲۹، ۳۰، ۳۱،

317
00:27:34,571 --> 00:27:38,241
‫۳۲، ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۳۶، ۳۷

318
00:27:38,242 --> 00:27:39,493
‫۳۷، ۳۸

319
00:27:44,873 --> 00:27:46,416
‫یک، دو، سه، چهار

320
00:27:48,418 --> 00:27:49,419
‫یک، دو

321
00:27:50,379 --> 00:27:51,797
‫صفر، سه

322
00:28:02,683 --> 00:28:04,434
‫چرا همه‌ی اینا دوتا اسم دارن؟

323
00:28:07,938 --> 00:28:12,359
‫بابی پارسونز، لین مونتگومری، امیلی ایمز

324
00:28:14,462 --> 00:28:17,840
‫اولیش اسم کوچیکـه و دومی فامیلی

325
00:28:17,865 --> 00:28:19,867
‫تو هم فامیلی داری؟

326
00:28:20,409 --> 00:28:21,629
‫آره. نیکولز

327
00:28:26,790 --> 00:28:28,333
‫مامانم فقط یه اسم برای من گذاشت

328
00:28:30,961 --> 00:28:32,254
‫دیگه مهم نیست

329
00:28:35,215 --> 00:28:36,591
‫بچه به زودی بیدار میشه

330
00:28:36,592 --> 00:28:40,011
‫باشه، میشه لطفاً یه لوح برام بیاری؟

331
00:28:40,012 --> 00:28:41,471
‫هشت، نُه

332
00:28:46,018 --> 00:28:48,394
‫- هیچکس جلوتر از این نمیره
‫- شهردار منو فرستاده

333
00:28:48,395 --> 00:28:50,605
‫می‌دونی، من دست‌راستشم

334
00:28:50,606 --> 00:28:52,319
‫اختیار عبور دارم، پس...

335
00:28:52,344 --> 00:28:54,767
‫مگر این که بخواید بابت این که
‫راهمو سد کردید گزارشتون رو بدم...

336
00:28:54,792 --> 00:28:56,527
‫اون پایین امن نیست

337
00:28:56,615 --> 00:28:58,074
‫مطمئنی می‌خوای بری؟

338
00:28:58,174 --> 00:28:59,384
‫مطمئنم

339
00:29:03,041 --> 00:29:13,041
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

340
00:29:17,799 --> 00:29:18,967
‫سریع باش

341
00:29:23,013 --> 00:29:24,764
‫آهای! بگیریدش! بیا اینجا!

342
00:29:24,765 --> 00:29:26,891
‫- خیلی‌خب، باشه
‫- خب، بریم

343
00:29:26,892 --> 00:29:28,751
‫ببینید، من باید برم طبقات پایین

344
00:29:28,898 --> 00:29:30,649
‫گذاشتن این یه نفر رد شه

345
00:29:30,743 --> 00:29:32,703
‫- تو کی هستی؟
‫- من لوکاس کایلم

346
00:29:38,946 --> 00:29:40,404
‫یه نفر از بخش آی‌تی...

347
00:29:40,491 --> 00:29:43,044
‫اونم با کارت شناسایی آبی
‫توی طبقات پایینی چیکار داره؟

348
00:29:43,116 --> 00:29:44,659
‫کی تو رو فرستاده؟

349
00:29:44,686 --> 00:29:46,604
‫هیچکس. خودم اومدم

350
00:29:48,956 --> 00:29:50,957
‫- برش گردونید
‫- نه، گوش کنید

351
00:29:50,958 --> 00:29:53,668
‫فکر کردید اگه مجبور نبودم
‫وسط این اوضاع قاراشمیش

352
00:29:53,669 --> 00:29:55,045
‫میومدم این پایین؟

353
00:29:55,587 --> 00:29:58,799
‫لعنتی. من سعی دارم سیلو رو نجات بدم

354
00:30:02,094 --> 00:30:05,388
‫اگه آقای کارت آبی به لاشی‌بازیش ‫ادامه داد،
از اون کنار بندازینش پایین

355
00:30:05,389 --> 00:30:06,625
‫لعنتی، وایسا!

356
00:30:06,650 --> 00:30:10,519
‫صبر کن، من جولیت نیکولز رو می‌شناختم

357
00:30:12,646 --> 00:30:13,981
‫ارواح عمت

358
00:30:14,606 --> 00:30:16,775
‫اسم دوست‌پسرش جُرج بود

359
00:30:19,274 --> 00:30:21,233
‫من می‌خوام به شما اعضای ارشد اداره‌‌تون

360
00:30:21,321 --> 00:30:25,711
‫در مورد حملات اخیر شورشی‌ها خبر بدم،

361
00:30:25,736 --> 00:30:26,951
‫که مطمئنم در جریانش هستید

362
00:30:26,952 --> 00:30:28,244
‫بله، قربان

363
00:30:28,245 --> 00:30:31,746
‫هدف اونا دزدیدن باروت از اتاق تجهیزات و

364
00:30:31,771 --> 00:30:34,314
‫منفجر کردن دَرِ سیلو بود

365
00:30:34,445 --> 00:30:36,989
‫ما تونستیم جلوی
‫ نقشه‌ی خطرناک‌شون رو بگیریم

366
00:30:37,254 --> 00:30:39,923
‫نقشه‌ای که بعداً متوجه شدیم

367
00:30:41,675 --> 00:30:44,026
‫توسط پال بیلینگز اجرا شده

368
00:30:44,051 --> 00:30:45,546
‫از کجا معلوم؟

369
00:30:45,637 --> 00:30:48,681
‫شورشی‌هایی که بازداشت شدن
‫گفتن اون مسئولشـه

370
00:30:48,682 --> 00:30:53,561
‫بدین ترتیب ما تصمیم گرفتیم ‫که
نشان بیلینگز رو ازش بگیریم و

371
00:30:53,562 --> 00:30:56,189
سِمتش رو تا اطلاع ثانوی خالی بذاریم

372
00:30:56,190 --> 00:30:57,356
‫حرف آخر،

373
00:30:57,357 --> 00:30:59,233
‫تمام مأمورها و نیروهای پشتیبانی‌شون

374
00:30:59,258 --> 00:31:01,594
‫به کافه‌تریای این طبقه اعزام میشن

375
00:31:02,196 --> 00:31:04,864
‫ما باید اونجا رو به زندان موقت تبدیل کنیم

376
00:31:04,865 --> 00:31:06,629
‫ازمون می‌خواید یه زندان بسازیم؟

377
00:31:06,658 --> 00:31:10,786
‫شما به ما گفتید که نیازی نیست
‫در رابطه با شورش کاری کنیم

378
00:31:10,787 --> 00:31:13,415
‫متأسفانه، شرایط عوض شده

379
00:31:21,173 --> 00:31:22,274
‫ای بابا

380
00:31:22,378 --> 00:31:24,754
یه فرصت دیگه داری -
آره، می‌دونم -

381
00:31:24,779 --> 00:31:27,762
ولی اگه اشتباه بزنم، تا ۲۴ ساعت
...نمی‌تونیم دیگه امتحان کنیم و

382
00:31:27,763 --> 00:31:29,055
سولو می‌میره

383
00:31:29,056 --> 00:31:31,349
...پس -
اسمش اینـه؟ سولو؟ -

384
00:31:31,350 --> 00:31:32,934
چرا؟ -
نمی‌دونم -

385
00:31:32,935 --> 00:31:34,560
اسم کوچیکشـه یا فامیلیش؟

386
00:31:34,561 --> 00:31:37,147
نه، اصلاً اسمش نیست

387
00:31:39,107 --> 00:31:40,399
اون سولوئـه

388
00:31:40,400 --> 00:31:41,692
اون تو نیستی

389
00:31:41,693 --> 00:31:43,402
اون دست‌راستِ واقعیِ آی‌تیـه

390
00:31:43,403 --> 00:31:44,756
نمی‌دونم کی هستی

391
00:31:44,781 --> 00:31:46,909
من دست‌راستِ آی‌تی هستم

392
00:31:47,033 --> 00:31:48,660
می‌فهمی؟

393
00:31:49,785 --> 00:31:52,995
!این حرفا رو به من نزن
!هرگز این کار رو نکن

394
00:31:52,996 --> 00:31:55,331
فهمیدی؟ من سولو هستم

395
00:31:55,332 --> 00:31:57,751
!من دست‌راستِ آی‌تی هستم

396
00:31:59,753 --> 00:32:02,965
اون کسی که ادعا می‌کنه نیست

397
00:32:03,924 --> 00:32:05,676
قبلاً کنار من می‌نشست

398
00:32:06,426 --> 00:32:10,513
گفت اسمش به معنی آبیـه یا همچین چیزی

399
00:32:10,514 --> 00:32:13,350
سولو؟ اینجا کلاس سطح «ب»ـه؟

400
00:32:14,163 --> 00:32:18,772
پس وقتی شورش شروع شده
حتماً ۱۱ یا ۱۲ سالش بوده

401
00:32:20,274 --> 00:32:21,984
پس تو چطوری کنارش می‌نشستی؟

402
00:32:24,403 --> 00:32:29,198
خب، نگفتم که این کیف مال لاپیسـه

403
00:32:29,199 --> 00:32:31,285
فقط من رو یادِ اون انداخت

404
00:32:31,869 --> 00:32:32,910
...زمان شورش

405
00:32:32,911 --> 00:32:34,663
تو چند سالت بود؟

406
00:32:35,372 --> 00:32:38,000
من به دنیا نیومده بودم

407
00:32:39,626 --> 00:32:42,296
.حتی مادرم هم یادش نبود
.اون موقع یه بچه بوده

408
00:32:47,968 --> 00:32:49,303
ای گندش بزنن

409
00:32:53,891 --> 00:32:55,684
اون فقط یه بچه بوده

410
00:33:01,315 --> 00:33:02,691
اون کلاسِ سولو بوده

411
00:33:08,138 --> 00:33:09,590
« جیمی کانروی »

412
00:33:09,615 --> 00:33:10,823
کانروی

413
00:33:10,824 --> 00:33:12,576
فامیلیِ راسلـه

414
00:33:13,076 --> 00:33:15,078
توی آپارتمان. ظرف غذا

415
00:33:20,459 --> 00:33:21,502
سلام

416
00:33:23,212 --> 00:33:24,213
خودشـه

417
00:33:24,713 --> 00:33:28,049
،اگه رئیس‌شون تویی
باید بازم کنی

418
00:33:28,050 --> 00:33:29,343
جولز رو از کجا می‌شناختی؟

419
00:33:29,927 --> 00:33:33,721
،قبلاً وقتی که از سر کار برمی‌گشت
تو کافه‌تریا صحبت می‌کردیم، خب؟

420
00:33:33,722 --> 00:33:35,390
پس واقعاً نمی‌شناختیش

421
00:33:36,517 --> 00:33:38,643
می‌دونم دنبال حقیقت بود

422
00:33:38,644 --> 00:33:39,894
من هم همینطور

423
00:33:39,895 --> 00:33:41,395
برای همین اومدم این پایین

424
00:33:41,396 --> 00:33:43,981
انگار این چیزیـه که رئیست گفته بگی

425
00:33:43,982 --> 00:33:46,360
آهای، وایسا. فکر می‌کنم جولیت
هنوز زنده باشه

426
00:33:56,662 --> 00:33:57,704
کجا؟

427
00:33:58,622 --> 00:34:00,040
بهت میگم

428
00:34:01,750 --> 00:34:03,877
ولی فقط اگه من رو ببری جایی که می‌خوام

429
00:34:11,051 --> 00:34:13,218
اصلاً نمی‌دونم کار کی می‌تونه باشه

430
00:34:13,219 --> 00:34:15,888
یه نفر در مورد حمله به برنارد خبر داده

431
00:34:15,889 --> 00:34:17,138
یه جاسوسِ دیگه؟

432
00:34:17,139 --> 00:34:18,474
ممکنـه

433
00:34:18,475 --> 00:34:20,267
چطوری بهش پیغام رسوندن؟

434
00:34:20,268 --> 00:34:22,227
نه کامپیوتری هست، نه باربری

435
00:34:22,228 --> 00:34:24,437
شاید یه تیکه کاغذ دادن به مأمورها

436
00:34:24,438 --> 00:34:26,691
تو که اینجوری پیغام رسوندی -
آره، ولی اصلاً نمی‌دونم که -

437
00:34:26,692 --> 00:34:28,819
پیغام به دست کسی که می‌خواستم رسیده یا نه

438
00:34:29,319 --> 00:34:32,571
کلانتر، دم راهبند کارِت دارن

439
00:34:32,572 --> 00:34:34,448
یکی اومده دیدنت

440
00:34:34,449 --> 00:34:36,075
انگار پیغامت به دستش رسیده

441
00:34:36,076 --> 00:34:38,745
می‌خوای باهات بیایم؟
برای قدرت‌نمایی؟

442
00:34:40,496 --> 00:34:41,581
خودم برم بهتره

443
00:34:46,837 --> 00:34:48,755
پیغام فرستادن از طریق راهبند...

444
00:34:52,551 --> 00:34:54,052
چیـه؟ چی شده؟

445
00:34:57,054 --> 00:34:58,557
می‌دونم کی بهمون خیانت کرده

446
00:35:06,315 --> 00:35:08,733
وایـ... آهای. رفتی داخل؟ -
نه -

447
00:35:08,734 --> 00:35:12,320
آهای، باید بذاری باهاش صحبت کنم -
نه، قرارمون این نبود -

448
00:35:12,321 --> 00:35:13,821
خیلی‌خب

449
00:35:13,822 --> 00:35:16,115
ببین، پدر و مادرت رمز رو پیدا کردن، خب؟

450
00:35:16,116 --> 00:35:18,451
من به ۶تا ترکیب رسیدم

451
00:35:18,452 --> 00:35:20,286
روزی سه‌تا رو میشه امتحان کرد

452
00:35:20,287 --> 00:35:22,747
،دوتا رو امتحان کردم
پس تنها راه ورود اینـه که

453
00:35:22,748 --> 00:35:25,208
بذاری باهاش صحبت کنم -
نه، نمی‌تونی ببینیش -

454
00:35:25,209 --> 00:35:28,095
،اگه اجازه بدی بکُشتش
هرگز نمی‌تونی وارد بشی

455
00:35:28,120 --> 00:35:30,597
!باید در اتاق رو باز کنی -
نه، نباید -

456
00:35:30,622 --> 00:35:33,300
،بایدی در کار نیست
می‌تونم بذارم برم، درستـه؟

457
00:35:33,800 --> 00:35:36,093
.لزومی نداره برم تو اون اتاق کوفتی
.تو باید بری

458
00:35:36,094 --> 00:35:37,638
...تو باید بری -
وایسا، وایسا -

459
00:35:46,396 --> 00:35:47,564
این مال مادرمـه

460
00:35:49,316 --> 00:35:50,567
از کجا آوردیش؟

461
00:35:51,235 --> 00:35:54,696
بهترین فرصت‌مون واسه وارد اتاق شدن اینـه که
بذاریم اون باهاش صحبت کنه

462
00:36:34,403 --> 00:36:35,404
آهای

463
00:36:36,780 --> 00:36:38,031
آهای

464
00:36:39,575 --> 00:36:40,826
آهای، حالت خوبـه؟

465
00:36:42,202 --> 00:36:43,495
لعنتی

466
00:36:46,498 --> 00:36:48,166
من شکست خوردم -
چی؟ -

467
00:36:49,001 --> 00:36:51,002
...نه. نه... نخوردی

468
00:36:51,003 --> 00:36:52,170
...اون بهم گفت که -
منظورت چیـه؟ -

469
00:36:52,171 --> 00:36:54,380
نذارم کسی بیاد تو اتاق

470
00:36:54,381 --> 00:36:57,926
.خب، من وارد نشدم
.کسی وارد اتاق نشده

471
00:37:00,137 --> 00:37:01,513
پس چرا اینجایی؟

472
00:37:02,181 --> 00:37:06,017
ببین، می‌فهمم محافظت از اتاق چقدر مهمـه

473
00:37:06,018 --> 00:37:07,102
می‌فهمم

474
00:37:08,020 --> 00:37:09,104
درک می‌کنم

475
00:37:10,647 --> 00:37:13,983
...بهت قول میدم، اگه رمز رو بدی

476
00:37:13,984 --> 00:37:16,236
...نمیدم. من -
نه، لطفاً. فقط گوش کن -

477
00:37:16,820 --> 00:37:20,199
.میرم داخل، غذا برمی‌دارم
.فقط غذا می‌خوان

478
00:37:20,788 --> 00:37:23,826
می‌تونم... من می‌خوام برگردم سیلوی خودم

479
00:37:23,827 --> 00:37:26,913
نه. همون بهتر بیان منو بکُشن

480
00:37:26,914 --> 00:37:29,457
نه، فقط بهش فکر کن لطفاً

481
00:37:29,458 --> 00:37:32,210
راسل من رو انتخاب کرد تا دست‌راستش بشم -
نه -

482
00:37:32,211 --> 00:37:34,670
فقط من موندم تا از اتاق محافظت کنم

483
00:37:34,671 --> 00:37:36,047
تو هرگز دست‌راست اون نبودی

484
00:37:36,048 --> 00:37:37,841
من سوگند خوردم -
نه -

485
00:37:40,052 --> 00:37:42,346
ولی تو دست‌راستش نبودی

486
00:37:46,600 --> 00:37:48,310
تو پسرش بودی

487
00:38:00,113 --> 00:38:03,784
بنی، گفتم با نردبون برو

488
00:38:04,284 --> 00:38:05,953
چشم. دفعه‌ی بعد

489
00:38:14,670 --> 00:38:15,921
الان برمی‌گردم

490
00:38:16,505 --> 00:38:18,131
الان می‌خوای بکُشیش؟

491
00:38:26,723 --> 00:38:29,017
میگم، اینو یادتـه؟

492
00:38:30,644 --> 00:38:32,271
تابحال ندیدمش

493
00:38:32,938 --> 00:38:34,814
...می‌دونم نمی‌خوای سعی کنی ولی -
!برو بیرون -

494
00:38:34,815 --> 00:38:36,607
آهای، نه. نه، فقط صبر کن -
...فقط -

495
00:38:36,608 --> 00:38:37,942
باشه -
خواهش می‌کنم، بس کن -

496
00:38:37,943 --> 00:38:39,527
به اندازه‌ی جفت‌تون تیر دارم

497
00:38:39,528 --> 00:38:40,904
آدری، صبر کن

498
00:38:42,906 --> 00:38:44,408
طرف اونا رو می‌گیری؟

499
00:38:47,202 --> 00:38:48,704
می‌خوام حرف‌هاش رو بشنوم

500
00:38:49,371 --> 00:38:50,414
غلافش کن

501
00:38:56,128 --> 00:38:57,670
باشه، باشه

502
00:38:57,671 --> 00:38:59,506
بگو چطور پدر و مادرمون رو کُشتی

503
00:39:01,133 --> 00:39:04,135
چی شد؟ -
اون ازم یه کار خواست و -

504
00:39:04,136 --> 00:39:06,596
من شکست خوردم -
منظورت چیـه شکست خوردی؟ -

505
00:39:06,597 --> 00:39:09,849
اونا وارد شدن. رمز درست رو
زدن و وارد شدن

506
00:39:09,850 --> 00:39:14,937
.من هم اونجا بودم
.اونجا بودم و هیچکاری نکردم

507
00:39:14,938 --> 00:39:16,856
حتی وقتی اومدن داخل، بیدار نشدم

508
00:39:16,857 --> 00:39:18,149
...من -
خواب بودی؟ -

509
00:39:18,150 --> 00:39:19,735
...من... من... من

510
00:39:20,819 --> 00:39:22,404
...بیدار نشدم تا وقتی که

511
00:39:25,032 --> 00:39:27,116
چیزی نیست. تا وقتی که چی؟ چی؟

512
00:39:27,117 --> 00:39:29,368
صداش خیلی بلند بود

513
00:39:29,369 --> 00:39:30,453
صدای چی بلند بود؟

514
00:39:30,454 --> 00:39:34,749
.من خیلی احمقم
.تفنگ رو گذاشته بودم کنار دَر

515
00:39:34,750 --> 00:39:37,043
وقتی خواب بودی بهت شلیک کردن؟

516
00:39:37,044 --> 00:39:38,837
این اتفاقیـه که افتاده؟ -
حتماً دروغ میگه -

517
00:39:41,215 --> 00:39:43,008
ریک -
بعدش چی؟ -

518
00:39:44,134 --> 00:39:45,718
پدر و مادرمون رو کُشت

519
00:39:45,719 --> 00:39:48,513
نمی‌خواستم -
!ولی کُشتی -

520
00:39:48,514 --> 00:39:50,557
وارد اتاق غذا شدن

521
00:39:51,517 --> 00:39:52,601
...برای همین

522
00:39:54,394 --> 00:39:57,021
من هم دستگیره رو شکستم و بستمش و

523
00:39:57,022 --> 00:40:01,776
نتونستن بیان بیرون چون چِفت شده بود

524
00:40:01,777 --> 00:40:03,529
پس اکسیژن‌شون تموم شده؟

525
00:40:08,408 --> 00:40:10,369
مهم نیست چطور اونا رو کُشته

526
00:40:11,370 --> 00:40:13,996
اونا رو کُشته و دروغ میگه که
بهش شلیک کردن

527
00:40:13,997 --> 00:40:15,832
جای زخمی داری؟

528
00:40:17,584 --> 00:40:19,502
آره؟ می‌دونم نمی‌خوای نشون‌شون بدی ولی

529
00:40:19,503 --> 00:40:21,587
باید مطمئن بشن داری راستشو میگی

530
00:40:21,588 --> 00:40:23,966
دروغ نمیگم -
...میشه -

531
00:40:24,675 --> 00:40:25,843
آره؟ -
آره -

532
00:40:29,930 --> 00:40:30,931
خیلی‌خب

533
00:40:33,976 --> 00:40:36,228
حالا رمز رو میگی یا نه؟

534
00:40:40,023 --> 00:40:41,108
باشه

535
00:40:41,900 --> 00:40:43,110
نظرت راجع‌به این چیـه؟

536
00:40:43,819 --> 00:40:46,196
خودمون که بالأخره پیداش می‌کنیم، نه؟

537
00:40:46,697 --> 00:40:47,906
پس بهش نیازی نداریم

538
00:40:50,325 --> 00:40:52,410
یه نون‌خور کمتر

539
00:40:52,411 --> 00:40:54,245
اسمت جیمی کانرویـه

540
00:40:54,246 --> 00:40:57,081
!برو کنار. گفتم برو کنار -
...و زمان شورش ۱۲ سالت بوده -

541
00:40:57,082 --> 00:40:59,835
...دوازده سالت بوده
بس کن! وایسا، لطفاً. فقط گوش کن

542
00:41:00,460 --> 00:41:04,213
اون ۱۲ سالش بوده، خب؟
موقع شورش ۱۲ سالش بوده. ۱۲

543
00:41:04,214 --> 00:41:07,842
اونقدر سنی نداشته که
مسئول این اتفاقات باشه

544
00:41:07,843 --> 00:41:09,219
تو ۱۲ سالت بوده

545
00:41:09,887 --> 00:41:11,220
جیمی یه بُزدل بود

546
00:41:11,221 --> 00:41:14,098
نه -
...جیمی پُشت یه در قایم شد -

547
00:41:14,099 --> 00:41:15,183
!در لعنتی رو باز کن، جیمی

548
00:41:15,184 --> 00:41:18,312
در حالی که کلانتر یه تفنگ
گذاشته بود رو سر باباش

549
00:41:19,479 --> 00:41:22,107
فقط کافی بود در رو باز کنه تا
...باباش زنده بمونه. پس

550
00:41:26,653 --> 00:41:27,987
بابا

551
00:41:27,988 --> 00:41:30,239
به نظرت این کارِ پسرِ یک قهرمانـه؟

552
00:41:30,240 --> 00:41:32,575
همچین پسری مایه‌ی ننگِ راسلـه

553
00:41:32,576 --> 00:41:34,744
.نه، اشتباه می‌کنی
اون اگه بود بهت افتخار می‌کرد چون

554
00:41:34,745 --> 00:41:36,662
کاری که ازت خواسته بود رو کردی

555
00:41:36,663 --> 00:41:38,748
.در رو باز نکن»
«نذار کسی بیاد داخل

556
00:41:38,749 --> 00:41:40,458
این چیزیـه که بهت گفت، درستـه؟ -
آره -

557
00:41:40,459 --> 00:41:42,251
آره، می‌دونی چرا این رو گفت؟

558
00:41:42,252 --> 00:41:45,546
.چون می‌خواست اتاق رو نجات بده
.می‌خواست سیلو رو نجات بده

559
00:41:45,547 --> 00:41:46,964
نه. نه، جیمی

560
00:41:46,965 --> 00:41:48,842
می‌خواست تو رو نجات بده

561
00:41:49,843 --> 00:41:51,719
می‌خواست تو زنده بمونی

562
00:41:51,720 --> 00:41:55,182
بیخیال... درست مثل پدر و مادر اونا که
می‌خواستن اونا زنده بمونن

563
00:41:55,933 --> 00:41:59,353
پدرت واسه همین داشت ازت محافظت می‌کرد

564
00:42:00,812 --> 00:42:04,274
همونطور که اونا می‌خوان از
بچه‌شون محافظت کنن. خب؟

565
00:42:05,108 --> 00:42:06,318
اونا بچه دارن؟

566
00:42:07,736 --> 00:42:09,321
یه نوزاد

567
00:42:11,740 --> 00:42:12,866
نوزاد

568
00:42:16,203 --> 00:42:17,871
چیزی نیست -
ریک -

569
00:42:19,039 --> 00:42:21,415
چیزی نیست -
باید این کار رو بکنم -

570
00:42:21,416 --> 00:42:22,751
چیزی نیست

571
00:42:29,341 --> 00:42:30,384
خیلی‌خب

572
00:42:32,386 --> 00:42:33,387
باشه؟

573
00:42:35,180 --> 00:42:36,807
باشه. خیلی‌خب -
خیلی‌خب -

574
00:42:52,030 --> 00:42:53,322
پیغامم به دستت رسید؟

575
00:42:53,323 --> 00:42:56,660
نه، پال، همینطوری به سرم زد
صد طبقه رو بیام پایین

576
00:42:57,995 --> 00:42:59,162
عیتقه‌ای که گفتی کجاست؟

577
00:42:59,663 --> 00:43:00,705
باید خصوصی حرف بزنیم

578
00:43:00,706 --> 00:43:03,333
روی پله‌ها، اون هم وسط یه شورش؟

579
00:43:15,554 --> 00:43:16,930
پس حقیقت داره

580
00:43:18,348 --> 00:43:20,308
واقعاً از خط گذشتی

581
00:43:20,309 --> 00:43:21,976
رفتی طرف اونا

582
00:43:21,977 --> 00:43:23,437
من جایی نرفتم

583
00:43:24,813 --> 00:43:26,481
این خطـه که جابجا شده

584
00:43:27,524 --> 00:43:28,901
بذار ببینمش

585
00:43:39,620 --> 00:43:40,995
باز کردنش اینجا خطرناکـه

586
00:43:40,996 --> 00:43:45,291
مجبورم کردی این همه راه بیام پایین
چون تنها کسی‌ام که بهش اعتماد داری

587
00:43:45,292 --> 00:43:48,086
بیخیال، جفت‌مون می‌دونیم دروغ میگی -
حق با توئـه -

588
00:43:49,588 --> 00:43:51,340
می‌خواستم زنت رو ببینم

589
00:43:52,341 --> 00:43:55,427
ولی طعمه‌ای جز عتیقه نداشتم پس
باید تو رو خبر می‌کردم

590
00:43:56,720 --> 00:44:00,866
اون به دوتا از شورشی‌ها که در حال فرار
،دستیگر شدن کمک کرد فرار کنن

591
00:44:01,391 --> 00:44:04,977
که منو به این فکر فرو می‌بره که
شاید بعضی‌هامون

592
00:44:04,978 --> 00:44:08,420
به امنیت سیلو بیشتر از
هر چیز دیگه‌ای اهمیت میدیم

593
00:44:12,152 --> 00:44:13,362
...وقتی این رو ببینی

594
00:44:15,697 --> 00:44:19,243
می‌فهمی چرا چاره‌ای جز اعتماد بهت ندارم

595
00:44:23,121 --> 00:44:24,289
برای چه کاری؟

596
00:44:49,815 --> 00:44:52,109
سال‌هاست اینقدر پایین نیومدم

597
00:44:54,528 --> 00:44:56,697
جولز اشاره کرده بود
با جرج اومدن اینجا

598
00:44:59,700 --> 00:45:01,577
...حق با تو بود، می‌دونی. من

599
00:45:03,662 --> 00:45:05,121
واقعاً نمی‌شناختمش

600
00:45:05,122 --> 00:45:09,750
...فقط چند بار صحبت کرده بودیم و
هرگز کسی رو مثل اون ندیده بودم

601
00:45:09,751 --> 00:45:11,253
مثل اون نداریم

602
00:45:13,130 --> 00:45:14,131
آره

603
00:45:16,800 --> 00:45:18,177
به نظرم آدم فوق‌العاده‌ای بود

604
00:45:22,431 --> 00:45:27,101
اونقدر فوق‌العاده که سعی کردم ببوسمش

605
00:45:27,102 --> 00:45:28,353
اونوقت هنوز زنده‌ای؟

606
00:45:29,313 --> 00:45:30,647
چه خَرشانسی

607
00:45:32,983 --> 00:45:34,817
از جرج خبر نداشتم

608
00:45:34,818 --> 00:45:36,528
بعداً فهمیدم

609
00:45:38,071 --> 00:45:39,197
...فقط

610
00:45:39,198 --> 00:45:42,910
آرزو می‌کنم واسه کمک بهش
بیشتر تلاش می‌کردم

611
00:45:47,080 --> 00:45:48,165
هممون همینطوریم

612
00:45:54,379 --> 00:45:55,379
آره

613
00:45:55,380 --> 00:45:57,173
من سال‌هاست میام این پایین

614
00:45:57,174 --> 00:45:59,606
چیزی در مورد تونل نشنیدم

615
00:45:59,760 --> 00:46:00,886
مطمئنی این پایینـه؟

616
00:46:04,723 --> 00:46:06,058
آره، این چیزیـه که بهم گفتن

617
00:46:08,810 --> 00:46:10,145
پس بهت دروغ گفتن

618
00:46:12,356 --> 00:46:14,066
اون پایین فقط آب هست

619
00:46:18,737 --> 00:46:20,239
فکر نکنم عمقی داشته باشه

620
00:46:21,323 --> 00:46:22,532
واقعاً؟ بهش فکر کن

621
00:46:22,533 --> 00:46:26,495
کُل اینجا باید پر از آب باشه، ولی نیست

622
00:46:27,746 --> 00:46:29,373
منظورت چیـه؟

623
00:46:31,208 --> 00:46:33,585
داری میگی پُمپ‌هایی اینجا هست که

624
00:46:34,962 --> 00:46:36,420
بخش مکانیک ازشون بی‌خبره؟

625
00:46:36,421 --> 00:46:37,589
باید باشن

626
00:46:40,926 --> 00:46:42,594
حاضری جونت رو سرش شرط ببندی؟

627
00:46:55,566 --> 00:46:56,567
آره

628
00:47:03,282 --> 00:47:04,533
باشه بابا، اومدم

629
00:47:10,998 --> 00:47:12,791
از کی تا حالا مجبوری در بزنی؟

630
00:47:14,376 --> 00:47:15,919
گفتم شاید بخوای بدونی

631
00:47:16,503 --> 00:47:18,422
فهمیدم خائن کیـه

632
00:47:30,267 --> 00:47:31,393
مادرِ تدیـه

633
00:47:37,983 --> 00:47:40,651
دیروز قبل از حمله به بخش
تجهیزات دیدمش

634
00:47:40,652 --> 00:47:41,862
رفته بود جای راهبند

635
00:47:42,613 --> 00:47:44,448
...فکر کنم صرفاً ترسیده بود که

636
00:47:46,783 --> 00:47:48,368
تدی رو بکُشن

637
00:47:49,411 --> 00:47:50,828
باهاش حرف زدی؟

638
00:47:50,829 --> 00:47:51,997
هنوز نه

639
00:47:54,249 --> 00:47:55,542
نمیشه مجازاتش کرد

640
00:47:56,210 --> 00:47:58,504
فقط می‌خواسته از پسرش محافظت کنه

641
00:48:05,219 --> 00:48:06,762
ولی الان تو مخمصه افتادیم، واک

642
00:48:08,514 --> 00:48:10,390
نقشه‌هامون جواب نمیده

643
00:48:11,266 --> 00:48:12,809
باید یه نقشه‌ی دیگه بکِشیم

644
00:48:13,393 --> 00:48:14,770
چرا داری به من میگی؟

645
00:48:16,355 --> 00:48:18,899
شرل رو پیدا نکردیم و
باید با یکی در میون می‌ذاشتم

646
00:48:20,817 --> 00:48:22,110
سراپا گوشم

647
00:48:25,405 --> 00:48:28,242
بقیه‌ی باروتی که از بخش
تجهیزات دزدیدیم رو یادتـه؟

648
00:48:31,286 --> 00:48:32,371
می‌خوایم ازش استفاده کنیم

649
00:49:23,130 --> 00:49:24,214
...فقط... می‌دونید

650
00:49:28,093 --> 00:49:29,386
...این

651
00:49:30,596 --> 00:49:31,597
...این

652
00:49:32,681 --> 00:49:34,808
قایقیـه که داشتم می‌ساختم

653
00:49:35,893 --> 00:49:36,894
یه قایق بادبانیـه

654
00:49:38,729 --> 00:49:41,314
می‌دونید، می‌خواستم یکم غذا گرم کنم ولی

655
00:49:41,315 --> 00:49:45,819
به نظرم بهتره با یه چیز دیگه شروع کنیم

656
00:49:50,240 --> 00:49:51,241
بستنی

657
00:50:04,379 --> 00:50:07,049
وایسید، وایسید -
نه، چیزی نیست. می‌تونید برید داخل -

658
00:50:12,095 --> 00:50:13,263
همینجاست

659
00:50:41,208 --> 00:50:42,209
...آره، بذار

660
00:50:43,919 --> 00:50:45,003
...ولش کن

661
00:50:46,588 --> 00:50:47,798
آهای

662
00:50:48,549 --> 00:50:50,092
خیلی‌خب. چیزی نیست

663
00:50:50,968 --> 00:50:52,469
اونا درامن. باید باهاشون درام بزنی

664
00:50:57,975 --> 00:50:59,141
آره

665
00:50:59,142 --> 00:51:00,811
اینجوری؟ -
آره -

666
00:51:11,572 --> 00:51:12,573
واو

667
00:51:24,251 --> 00:51:25,294
پرنده‌ها

668
00:51:33,177 --> 00:51:35,345
میگم، می‌خوای آهنگ گوش کنید؟

669
00:51:36,096 --> 00:51:37,097
آهنگ چیـه دیگه؟

670
00:51:38,098 --> 00:51:39,808
...آهنگـه دیگه. چیزه

671
00:51:42,936 --> 00:51:45,898
راستش به نظرم از بستنی هم بهتره

672
00:51:51,612 --> 00:51:52,988
جاش امن بود

673
00:52:18,138 --> 00:52:19,139
ممنون

674
00:52:20,891 --> 00:52:24,853
ولی این تنها لباس نیست

675
00:52:27,356 --> 00:52:29,608
یه لباس دیگه هم هست که
در موردش بهم نگفتی، نه؟

676
00:52:32,194 --> 00:52:35,613
،رئیس آی‌تی لباس مخصوص خودش رو داره
محض اینکه به هوابند نفوذ بشه و

677
00:52:35,614 --> 00:52:38,741
واسه برگشت به اتاق لازم داشته باشه

678
00:52:38,742 --> 00:52:40,243
چی شده؟ -
هیچی -

679
00:52:40,244 --> 00:52:42,662
شرمنده بهت نگفتم

680
00:52:42,663 --> 00:52:45,457
...اشکالی نداره. نزدیک بود غرق بشم و

681
00:52:46,416 --> 00:52:48,961
تیر هم خوردم

682
00:52:57,261 --> 00:52:58,762
نمی‌فهمم

683
00:53:01,265 --> 00:53:04,852
،اگه یه لباس پیدا کردی
چرا نرفتی؟

684
00:53:29,001 --> 00:53:30,085
حاضری؟

685
00:53:30,669 --> 00:53:31,753
آره

686
00:53:41,388 --> 00:53:42,389
خوبی؟

687
00:53:44,641 --> 00:53:45,850
آره

688
00:53:45,851 --> 00:53:48,519
وایسا -
چیـه؟ -

689
00:53:48,520 --> 00:53:50,189
بگو چه بلایی سر جولز اومد

690
00:53:52,691 --> 00:53:53,692
محض اینکه بمیرم؟

691
00:53:55,194 --> 00:53:56,360
خب، آره

692
00:53:56,361 --> 00:53:57,613
صحیح

693
00:53:58,780 --> 00:54:02,408
ببین. یه دوربین تو کلاه لباسش بود

694
00:54:02,409 --> 00:54:05,786
،و زمانی که از کار افتاد
هنوز زنده بود

695
00:54:05,787 --> 00:54:07,663
چی؟ -
آره -

696
00:54:07,664 --> 00:54:08,916
خودت دیدیش؟

697
00:54:09,458 --> 00:54:11,251
نه، این چیزیـه که بهم گفتن

698
00:54:13,545 --> 00:54:15,171
یعنی هنوز زنده‌ست؟

699
00:54:15,172 --> 00:54:16,506
...نمی‌دونم. من

700
00:54:16,507 --> 00:54:18,926
اگه می‌دونستم، بهت می‌گفتم

701
00:54:19,968 --> 00:54:21,220
ولی امیدوارم

702
00:54:25,766 --> 00:54:28,519
خب. برام آرزوی موفقیت کن

703
00:54:30,229 --> 00:54:31,522
بدجوری هم لازمش داری

704
00:54:32,523 --> 00:54:33,815
چون خودتی و خودت

705
00:54:35,859 --> 00:54:36,902
عالیـه

706
00:54:36,926 --> 00:54:56,926
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

707
00:55:00,509 --> 00:55:01,927
به نظرت واقعیـه؟

708
00:55:04,763 --> 00:55:05,931
نمی‌دونم

709
00:55:08,892 --> 00:55:12,019
وقتشـه یه طرف رو انتخاب کنیم -
به نظرت برنده میشن؟ -

710
00:55:12,020 --> 00:55:14,773
ممکنـه، اگه کاری که پال بیلینگز
ازت خواسته رو انجام بدی

711
00:55:15,566 --> 00:55:18,776
،راب، اگه برنده بشن
یه نفر رو می‌خوان تا سیلو رو اداره کنه

712
00:55:18,777 --> 00:55:20,070
اون فرد می‌تونی تو باشی

713
00:55:21,113 --> 00:55:23,323
این کاریـه که باید بکنیم

714
00:55:23,991 --> 00:55:25,075
برای آنتونی

715
00:55:27,286 --> 00:55:28,286
نمی‌تونم انجامش بدم

716
00:55:28,287 --> 00:55:30,162
به من به چشم دشمن نگاه می‌کنن

717
00:55:30,163 --> 00:55:31,540
خیلی‌خب

718
00:55:36,044 --> 00:55:37,212
باشه، من انجامش میدم

719
00:55:41,258 --> 00:55:43,135
یه کار دیگه هست که می‌تونم انجام بدم

720
00:55:43,760 --> 00:55:45,095
برنارد یه کلید داره

721
00:55:45,721 --> 00:55:47,055
روش عدد ۱۸ هست

722
00:55:47,598 --> 00:55:49,140
،و وقتی اوضاع قاراشمیش میشه

723
00:55:49,141 --> 00:55:52,560
،چراغش روشن میشه و صدا میده
بعد برنارد غیبش می‌زنه

724
00:55:52,561 --> 00:55:56,355
وقتی خبر رسید شهردار جانز نیکولز روی برای
سِمت کلانتری انتخاب کرده همینطوری شد

725
00:55:56,356 --> 00:55:58,734
رفت. من هم دنبالش کردم

726
00:55:59,401 --> 00:56:02,361
از کلید برای رفتن به
اتاق سرورها استفاده کرد

727
00:56:02,362 --> 00:56:05,115
وقتی برگشت، گفت باید شهردار بشه

728
00:56:06,742 --> 00:56:08,451
توی اتاق سرورها چی هست؟

729
00:56:08,452 --> 00:56:10,286
به جز سرور

730
00:56:10,287 --> 00:56:11,371
نمی‌دونم

731
00:56:12,748 --> 00:56:16,502
تنها کسایی که دسترسی دارن رئیس آی‌تیـه و

732
00:56:17,461 --> 00:56:19,254
هر کسی که اون کلید رو داره

733
00:58:10,866 --> 00:58:12,284
لوکاس کایل

734
00:58:14,077 --> 00:58:15,412
چرا اینجایی؟

735
00:58:16,788 --> 00:58:18,624
بهم دستوراتی داده شده

736
00:58:19,708 --> 00:58:20,876
توسط کی؟

737
00:58:21,960 --> 00:58:23,504
سالوادور کوئین

738
00:58:26,465 --> 00:58:29,426
،قبل از تو
:سه نفر به این دَر رسیدن

739
00:58:30,594 --> 00:58:34,932
سالوادور کوئین، مری مدوس و جرج ویلکینز

740
00:58:36,517 --> 00:58:38,185
با ویلکینز صحبت نکردم

741
00:58:38,894 --> 00:58:42,523
به کوئین و مدوس همون دستوراتی
داده شده بود که الان به تو داده شده

742
00:58:43,357 --> 00:58:45,859
اگه با کسی در مورد این مکالمه صحبت کنی یا

743
00:58:46,360 --> 00:58:48,277
،بگی این پایین چه چیزی دیدی

744
00:58:48,278 --> 00:58:51,323
چاره‌ای جز راه‌اندازیِ «پادمان» نداریم

745
00:58:52,783 --> 00:58:55,118
می‌دونی پادمان چیـه، آقای کایل؟

746
00:58:57,246 --> 00:58:58,288
بله

747
00:58:58,312 --> 00:59:18,312
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

