﻿1
00:00:05,992 --> 00:00:12,992
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:15,350 --> 00:00:21,481
‫می‌دونستی قدیمی‌ترین لالایی جهان
‫مربوط به یه شعر بابلیِ پنج هزار ساله‌ست؟

3
00:00:24,132 --> 00:00:29,211
‫«کوچولویی که توی خونهٔ تاریک هستی،
‫تو که طلوع خورشید رو دیدی،

4
00:00:30,365 --> 00:00:34,035
‫پس چرا گریه می‌کنی؟
‫چرا جیغ می‌کشی؟

5
00:00:34,664 --> 00:00:37,264
‫تو خواب خدای خانه را آشفته کرده‌ای.

6
00:00:40,083 --> 00:00:42,377
‫تک‌تک‌تون از ماجراجویی‌هاتون
‫برام تعریف کنین.

7
00:00:42,460 --> 00:00:46,882
‫خاطرات زندگی‌تون رو برای
‫من تعریف کنین تا بگم کی هستین.»

8
00:00:48,626 --> 00:00:55,626
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

9
00:01:36,819 --> 00:01:40,338
‫«بچهٔ جایگزین»
‫« فصل یک - قسمت اول »

10
00:01:40,970 --> 00:01:48,970
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

11
00:01:51,529 --> 00:01:52,572
‫آهای!

12
00:01:55,367 --> 00:01:56,368
‫اِما؟

13
00:02:01,957 --> 00:02:03,375
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

14
00:02:03,458 --> 00:02:06,029
‫کل هفته رو داشتم بهت
‫زنگ می‌زدم و پیام می‌دادم.

15
00:02:06,553 --> 00:02:08,801
‫شیش ماه شده،
‫گفتم به تو و برایان سر بزنم.

16
00:02:08,826 --> 00:02:11,107
‫اون اینجا نیست، من باید جایی برم.

17
00:02:11,132 --> 00:02:12,050
‫چی؟

18
00:02:13,042 --> 00:02:15,755
‫متوجه‌ای که باید بهش سر بزنیم؟

19
00:02:17,097 --> 00:02:18,598
‫خب، گفتی کجا می‌ریم؟

20
00:02:25,647 --> 00:02:29,651
‫من دیگه گوشیم رو نگاه نمی‌کنم
‫واسه همین نمی‌دونستم داری میای.

21
00:02:29,734 --> 00:02:30,819
‫از کی تا حالا؟

22
00:02:31,695 --> 00:02:33,029
‫یه ماهی می‌شه.

23
00:02:33,054 --> 00:02:34,520
‫اما! اما!

24
00:02:39,556 --> 00:02:42,205
‫آپولو بچه رو هرروز صبح پارک می‌بره.

25
00:02:42,529 --> 00:02:44,516
‫اونم خیلی نمی‌خوابه.

26
00:02:44,541 --> 00:02:45,433
‫برایان رو می‌گی؟

27
00:02:45,458 --> 00:02:49,387
‫آپولو! کابوس می‌بینه.
‫حال همه‌مون خرابه.

28
00:02:49,838 --> 00:02:52,507
‫می‌تونی «دیفن‌هیدرامین» بخوری راحت بخوابی.

29
00:02:52,532 --> 00:02:54,909
‫تا وقتی داری به بچه شیر میدی می‌تونی بخوری.

30
00:02:59,764 --> 00:03:05,145
‫من نگرانتم، اما.
‫حال و روزت رو می‌بینم و نگرانم.

31
00:03:22,621 --> 00:03:24,118
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

32
00:03:24,998 --> 00:03:29,127
‫توی تالار گفت‌وگو راجع‌بهت شنیدم.
‫توی سایت بهت گفتن که میام.

33
00:03:34,299 --> 00:03:35,694
‫کی تو رو فرستاده؟

34
00:03:36,218 --> 00:03:37,562
‫کَل من رو فرستاده.

35
00:03:49,648 --> 00:03:51,735
‫امیدوارم این‌ها به کارت بیان.

36
00:03:58,698 --> 00:04:01,826
‫چه کوفتی اون داخله؟ اما؟

37
00:04:07,332 --> 00:04:10,202
‫زنجیر؟ زنجیر؟

38
00:04:11,086 --> 00:04:14,005
‫اما؟ اما؟

39
00:04:22,162 --> 00:04:24,263
‫[شش ماه قبل...]

40
00:04:28,436 --> 00:04:31,189
‫- ما اومدیم!
‫- مادرم و خواهرت اومدن.

41
00:04:32,274 --> 00:04:34,276
‫اوه، عزیزم.

42
00:04:34,359 --> 00:04:37,932
‫سوپ لوبیا قرمز، خوراک گوشت، پورهٔ سیب‌زمینی،

43
00:04:37,957 --> 00:04:41,199
‫لازانیا، سمبوسه،
‫دوتا تارتِ کیش و سوپ دم گاو.

44
00:04:41,224 --> 00:04:42,374
‫ممنون.

45
00:04:42,951 --> 00:04:45,590
‫من عاشق این شیطونِ فسقلی‌ام!

46
00:04:49,624 --> 00:04:53,461
‫آپولو می‌گه به مشکل خوردی. منم وقتی
‫خودش بچه بود این مشکلات رو داشتم.

47
00:04:53,545 --> 00:04:57,332
‫منم مادرم دوران کودکی پیشم نبود.
‫انقدر افتادم تا راه رفتن رو یاد گرفتم.

48
00:04:57,357 --> 00:04:58,441
‫بی‌تجربه بودی.

49
00:04:58,466 --> 00:05:00,886
‫- زمان می‌بره.
‫- آره.

50
00:05:00,911 --> 00:05:03,508
‫خودم کمکت می‌کنم. بذار ببینم چیکار می‌کنی.

51
00:05:05,527 --> 00:05:08,739
‫- صبح بخیر، بیدار شدی؟
‫- اوه، صبر کن.

52
00:05:16,187 --> 00:05:17,439
‫حیف شد.

53
00:05:17,623 --> 00:05:19,333
‫- چی شده؟
‫- مشکل از سینه‌هاته.

54
00:05:19,358 --> 00:05:20,612
‫- مامان!
‫- لیلیان.

55
00:05:20,637 --> 00:05:23,395
‫بیخیال، باز شروع نکن.

56
00:05:23,420 --> 00:05:25,422
‫برو آشپزخونه، مامان.

57
00:05:29,747 --> 00:05:33,548
‫این‌جوری راحت می‌فهمی.
‫حقیقت تلخ بهتره تا یه دروغ شیرین.

58
00:05:35,754 --> 00:05:39,963
‫مامان، مرسی بابت غذاها.
‫جدی می‌گم. ولی...

59
00:05:40,915 --> 00:05:43,778
‫[پاتریس: امروز اموال متوفی رو می‌فروشم.
‫با من بیا. باید شکم خونواده رو سیر کنی.]

60
00:05:43,803 --> 00:05:45,222
‫بریان.

61
00:05:45,247 --> 00:05:46,678
‫خودشه.

62
00:05:47,178 --> 00:05:49,493
‫بریان، بریان.
‫[فعلاً زوده]

63
00:05:50,143 --> 00:05:52,570
‫- خیلی‌خب.
‫- تو به یه آدم نامرئی احترام می‌ذاری.

64
00:05:53,980 --> 00:05:56,211
‫نکنه اومدی اینجا روز همه رو خراب کنی؟

65
00:05:57,192 --> 00:05:58,836
‫مثل اینکه!

66
00:06:09,037 --> 00:06:12,540
‫وقتی بچه بدنیا میاد،
‫یه مادر هم متولد می‌شه.

67
00:06:13,565 --> 00:06:15,633
‫تا قبل از اون نبوده.

68
00:06:17,803 --> 00:06:22,391
‫یه خانمی وجود داشت،
‫ولی مادر یه چیز جدیده.

69
00:06:24,636 --> 00:06:27,430
‫من فقط می‌خوام که یه مادر ایده‌آل باشم.

70
00:06:32,277 --> 00:06:34,105
‫تو مادر ایده‌آل اونی.

71
00:06:35,105 --> 00:06:37,033
‫مادری رو از مادر خودم یاد گرفتم.

72
00:06:38,400 --> 00:06:42,404
‫من یه خروسی داشتم،

73
00:06:43,613 --> 00:06:46,533
‫خیلی دوستش می‌داشتم.

74
00:06:48,994 --> 00:06:55,041
‫خروسم کنار درخت بید قدیمی بود.

75
00:06:55,168 --> 00:06:56,168
‫آخ...

76
00:06:56,209 --> 00:06:57,544
‫انقدر داد نزن.

77
00:06:58,962 --> 00:07:01,114
‫می‌دونی که منظورم چیه؟

78
00:07:03,884 --> 00:07:06,303
‫من یه گربه‌ای داشتم...

79
00:07:06,928 --> 00:07:09,472
‫خیلی دوستش می‌داشتم...

80
00:07:10,140 --> 00:07:16,271
‫گربه‌م کنار درخت بید قدیمی بود.

81
00:07:34,515 --> 00:07:37,416
‫بعد از دو ماه کم‌خوابی و بی‌خوابی،

82
00:07:37,876 --> 00:07:40,378
‫یه شخص ممکنه حملهٔ عصبی بهش دست بده.

83
00:07:40,462 --> 00:07:45,050
‫پارانویا، فوبیاهایی که هیچ
‫لالایی تسکین‌بخش‌شون نیست.

84
00:07:50,346 --> 00:07:52,764
‫من که نمی‌فهمم،
‫پس دکمه‌هاش کجان؟

85
00:07:55,310 --> 00:07:56,686
‫- بفرما...
‫- بیا عزیزم...

86
00:07:56,770 --> 00:07:58,290
‫گوشی هوشمنده، مامان.

87
00:07:59,983 --> 00:08:01,468
‫خوابش چطوره؟

88
00:08:02,132 --> 00:08:05,865
‫جایی خوندم باید شیش تا نُه ساعت بخوابه.

89
00:08:06,363 --> 00:08:08,281
‫وقتی می‌خوابونمش به حرف خودم ایمان میارم.

90
00:08:08,306 --> 00:08:09,500
‫سلام.

91
00:08:09,866 --> 00:08:11,451
‫- هی.
‫- عزیزم.

92
00:08:11,476 --> 00:08:12,528
‫چیه؟

93
00:08:12,553 --> 00:08:14,471
‫- می‌شه لطفاً... شرمنده.
‫- آره...

94
00:08:14,496 --> 00:08:17,082
‫داریم سعی می‌کنیم کمتر پشت گوشی باشه.
‫براش ضرر داره.

95
00:08:17,107 --> 00:08:18,192
‫تلفن براش ضرره؟

96
00:08:18,217 --> 00:08:20,423
‫آره، واسه این چیزها زیادی کوچیکه.

97
00:08:21,002 --> 00:08:24,130
‫اون زیادی کوچیکه، من زیادی بزرگ.

98
00:08:24,214 --> 00:08:28,718
‫به‌جاش کل شب رو بازی می‌کنیم.

99
00:08:28,802 --> 00:08:31,346
‫و همدیگه رو بغل می‌کنیم.

100
00:08:31,371 --> 00:08:32,496
‫خوبه.

101
00:08:34,933 --> 00:08:37,636
‫خب، کجا قراره غسل بدیمش؟

102
00:08:38,227 --> 00:08:39,636
‫راستش قصد نداشتیم...

103
00:08:39,661 --> 00:08:42,706
‫مگه اینکه از آب و روح متولد شه،
‫وگرنه نمی‌شه نجاتش داد.

104
00:08:42,731 --> 00:08:44,194
‫از دست کی؟

105
00:08:45,044 --> 00:08:46,750
‫موجودات خبیث جهان.

106
00:08:48,232 --> 00:08:49,358
‫ممنون، مامان.

107
00:08:49,383 --> 00:08:51,405
‫آره، مرسی، مامان.

108
00:08:54,684 --> 00:08:56,602
‫وایسا، همون‌جا بمون.

109
00:08:58,331 --> 00:09:00,000
‫خدای من.

110
00:09:01,585 --> 00:09:02,711
‫مرسی.

111
00:09:02,736 --> 00:09:05,290
‫واسه این هدیه دارین از من تشکر می‌کنین؟

112
00:09:05,755 --> 00:09:07,757
‫تو یه هدیه‌ای!

113
00:09:09,092 --> 00:09:12,387
‫دلم تنگ شده بود.
‫واسه تو نه، واسه شراب.

114
00:09:17,309 --> 00:09:18,643
‫چه حس خوبیه.

115
00:09:20,173 --> 00:09:21,855
‫می‌شه... تو یه‌کم...

116
00:09:21,880 --> 00:09:23,090
‫- چی؟
‫- یه‌کم...

117
00:09:24,741 --> 00:09:26,739
‫- بفرما.
‫- مرسی.

118
00:09:28,629 --> 00:09:31,047
‫خب، تحریر ترکه به کجا رسید؟

119
00:09:31,072 --> 00:09:33,598
‫طرف خیلی کُنده. مثل لاک‌پشت می‌مونه.

120
00:09:33,951 --> 00:09:35,535
‫به‌نظر می‌شه بهش اعتماد کرد؟

121
00:09:35,560 --> 00:09:36,595
‫چون، می‌دونی...

122
00:09:36,620 --> 00:09:39,748
‫طرف احتمالاً هر پنج دقیقه...

123
00:09:39,773 --> 00:09:44,653
‫داره با پورن عروسکی جق می‌زنه.

124
00:09:47,088 --> 00:09:48,256
‫حالا خودت شدی!

125
00:09:49,107 --> 00:09:51,818
‫مردم شب و روز می‌گن که...

126
00:09:51,843 --> 00:09:54,471
‫یه تار موی بچه‌ت رو به دنیا نمی‌دی،

127
00:09:55,138 --> 00:09:56,802
‫که دروغ هم نمی‌گن،

128
00:09:57,182 --> 00:10:00,368
‫ولی حالا یه کسی رو داری
‫که انقدر عاشقش هستی...

129
00:10:00,393 --> 00:10:02,977
‫اگه اتفاقی براش بیفته می‌خوای خودت رو بکشی.

130
00:10:03,002 --> 00:10:04,379
‫دیگه این رو بهت نمی‌گن!

131
00:10:05,298 --> 00:10:07,032
‫- درسته.
‫- این قسمت رو نمی‌گن.

132
00:10:07,057 --> 00:10:09,377
‫همه‌جاش به‌غیر از اون قسمتی
‫که خودت رو می‌کشی درسته.

133
00:10:09,402 --> 00:10:10,576
‫نه.

134
00:10:11,309 --> 00:10:12,714
‫اون بمیره منم می‌میرم.

135
00:10:12,739 --> 00:10:14,491
‫شرمنده، خودتی و خودت.

136
00:10:14,574 --> 00:10:18,495
‫خب، اگه قرار باشه خودت رو بُکشی،
‫چطور این کار رو می‌کنی؟

137
00:10:20,205 --> 00:10:22,078
‫از پل جرج واشنگتن پایین می‌پرم.

138
00:10:22,791 --> 00:10:24,167
‫چی؟ تو؟

139
00:10:24,192 --> 00:10:25,519
‫بله، من.

140
00:10:25,544 --> 00:10:28,505
‫تو واسه من شبیه کسی نیستی
‫که از پل پایین بپره.

141
00:10:28,530 --> 00:10:30,173
‫- چرا؟ می‌خوام شیک باشه.
‫- چیزیه که...

142
00:10:30,257 --> 00:10:32,509
‫می‌خوام این‌جوری... بوم!

143
00:10:32,534 --> 00:10:35,329
‫- می‌دونی چی می‌گم؟
‫- با شکم بپری تو آب!

144
00:10:35,354 --> 00:10:36,471
‫آره.

145
00:10:39,599 --> 00:10:40,925
‫هی، می‌خوای...

146
00:10:43,019 --> 00:10:44,616
‫یه حرکتی بزنیم؟

147
00:10:59,327 --> 00:11:01,188
‫خیلی خوشحالم که بیرون اومدیم.

148
00:11:03,828 --> 00:11:07,663
‫واقعاً حس می‌کنم رابطه‌مون بهتر شد.

149
00:11:11,339 --> 00:11:12,584
‫می‌دونی؟

150
00:11:34,822 --> 00:11:35,922
‫پسر خوشتیپ.

151
00:11:35,947 --> 00:11:38,158
‫بذار همین‌جوری یه عکس ازت بگیرم.

152
00:11:38,183 --> 00:11:39,455
‫بیا.

153
00:11:40,785 --> 00:11:44,289
‫خدای من، پدر و پسر لنگهٔ هم‌ایم.
‫جفت خوشتیپ.

154
00:11:44,593 --> 00:11:45,974
‫سلام، شوجی.

155
00:11:46,245 --> 00:11:48,810
‫- سلام، پسر. خوشحالم می‌بینمت.
‫- سلام کن به عمو!

156
00:11:48,835 --> 00:11:49,669
‫صبح بخیر.

157
00:11:49,694 --> 00:11:50,778
‫- هی!
‫- سلام.

158
00:11:50,803 --> 00:11:51,871
‫سلام، اموجین.

159
00:11:51,896 --> 00:11:52,939
‫اِما چطوره؟

160
00:11:52,964 --> 00:11:55,300
‫- روند شیر دادنش چطوره؟
‫- اون هم خوبه، خسته‌ست.

161
00:11:55,383 --> 00:11:58,553
‫سعی خودمون رو می‌کنیم.
‫این هم می‌گذره. این هم می‌گذره.

162
00:11:58,970 --> 00:12:00,906
‫هی، رفیقت رو نگاه کن!

163
00:12:00,931 --> 00:12:02,015
‫- مسابقهٔ زل‌زنی.
‫- آماده؟

164
00:12:02,040 --> 00:12:03,429
‫- خب، برو.
‫- برو بریم.

165
00:12:06,519 --> 00:12:07,687
‫هی...

166
00:12:08,246 --> 00:12:09,998
‫- اینجا رو باش.
‫- رفیقت!

167
00:12:10,023 --> 00:12:12,400
‫- مسابقه رو کی برد؟
‫- من شما رو می‌شناسم؟

168
00:12:13,360 --> 00:12:14,361
‫سلام کن ببینم.

169
00:12:15,904 --> 00:12:16,905
‫نمی‌کنی؟

170
00:12:18,198 --> 00:12:20,325
‫امروز دو ماه‌ت شد، عزیزم.

171
00:12:20,992 --> 00:12:22,118
‫دو ماه!

172
00:12:22,202 --> 00:12:24,496
‫دو، دو، دو ماه. واو.

173
00:12:25,089 --> 00:12:27,599
‫هی، بابایی یه قانون جدید گذاشته.
‫وقتی شروع کردیم بهش غذای جامد بدیم،

174
00:12:27,624 --> 00:12:29,417
‫باید از آووکادو استفاده کنیم.

175
00:12:29,501 --> 00:12:32,754
‫چون اگه از شیرینی‌جات استفاده کنیم،
‫میوه‌هایی مثل موز،

176
00:12:33,194 --> 00:12:35,830
‫اون‌وقت فقط غذای شیرین می‌خوره.

177
00:12:36,075 --> 00:12:39,078
‫می‌شه امروز حواست رو جمع کنی سردش نشه؟

178
00:12:39,119 --> 00:12:40,444
‫حتماً.

179
00:12:41,638 --> 00:12:42,889
‫و به‌علاوهٔ روغن نارگیل!

180
00:12:42,914 --> 00:12:44,074
‫یا زیادی گرمش نشه.

181
00:12:44,099 --> 00:12:45,767
‫می‌گن واسه پوست خوبه.

182
00:12:47,561 --> 00:12:49,347
‫خیلی فسقلیه.

183
00:12:50,647 --> 00:12:52,649
‫اون به من نیاز داره، آپولو.

184
00:12:52,674 --> 00:12:54,090
‫می‌دونم، جفت‌مون می‌دونیم.

185
00:12:55,151 --> 00:12:57,529
‫ولی به کارت و بیمهٔ سلامتت احتیاج داریم.

186
00:12:58,488 --> 00:13:01,128
‫هشت هفته بعد از زایمان برگشتن به کار ظلمه.

187
00:13:01,825 --> 00:13:02,826
‫واقعاً.

188
00:13:04,244 --> 00:13:05,453
‫نگاه‌ش کن.

189
00:13:05,537 --> 00:13:07,664
‫- آره.
‫- بی‌نظیره.

190
00:13:09,958 --> 00:13:11,494
‫چطور زنده بمونم؟

191
00:13:15,005 --> 00:13:16,525
‫نفس بکش، خنگول.

192
00:13:18,091 --> 00:13:21,553
‫می‌ذارمت اینجا. یه لحظه بمون.

193
00:13:22,804 --> 00:13:25,140
‫یه بالش هم اینجا می‌ذارم.

194
00:13:26,391 --> 00:13:29,044
‫اینجا جات امنه.
‫زود میام صحبت کنیم.

195
00:13:36,568 --> 00:13:38,687
‫بوم، خب. بزن بریم.

196
00:13:47,252 --> 00:13:49,066
‫[همین الانش هم دلم براش تنگ شده.]

197
00:13:53,168 --> 00:13:54,968
‫هی، رفیق. خوبی؟

198
00:13:55,708 --> 00:13:56,843
‫خوبه.

199
00:14:29,537 --> 00:14:30,538
‫کسی نیست؟

200
00:14:36,711 --> 00:14:39,698
‫تازه زایمان کردم، خیر سرم،
‫ولی اشکال نداره.

201
00:14:40,215 --> 00:14:42,133
‫همه‌چی آماده‌ست؟

202
00:14:42,217 --> 00:14:43,802
‫مرسی.

203
00:14:43,885 --> 00:14:45,720
‫اینم از شیر.

204
00:14:45,745 --> 00:14:46,954
‫- خیلی خوب شده.
‫- سلام!

205
00:14:48,974 --> 00:14:51,393
‫- خوش اومدی.
‫- خوش برگشتی، قشنگم.

206
00:14:53,520 --> 00:14:54,688
‫دل‌مون برات تنگ شده بود.

207
00:14:55,272 --> 00:14:57,524
‫مرسی، لعنتی.

208
00:14:57,549 --> 00:14:59,544
‫حالم خیلی بده.

209
00:15:00,110 --> 00:15:02,195
‫- حالا دیگه گریه‌ت بند نمیاد.
‫- نه.

210
00:15:02,279 --> 00:15:03,572
‫قهوه و کیک هویج؟

211
00:15:03,655 --> 00:15:06,408
‫ما همهٔ پست‌های آپولو رو دیدیم
‫ولی می‌خواستیم بیشتر بدونیم.

212
00:15:06,491 --> 00:15:08,410
‫- برام کلی عکس فرستاده.
‫- بذار ببینیم.

213
00:15:08,435 --> 00:15:10,145
‫آپولو امروز سر کار بردش.

214
00:15:10,170 --> 00:15:12,130
‫- خدای من...
‫- اوه، تمومش کنین.

215
00:15:13,707 --> 00:15:15,003
‫رسیدیم.

216
00:15:16,710 --> 00:15:17,752
‫خب.

217
00:15:18,768 --> 00:15:21,395
‫بریم چندتا کتاب بگیریم.
‫[کتاب‌دارِ اسکندریه]

218
00:15:26,803 --> 00:15:29,197
‫وقتی توی فلوجه می‌جنگیدم
‫هم این‌همه مهمات نداشتم.

219
00:15:29,222 --> 00:15:31,336
‫منم جنگ ناعادلانهٔ خودم رو دارم.

220
00:15:33,192 --> 00:15:34,570
‫اینجا رو باش.

221
00:15:34,895 --> 00:15:36,021
‫- آره.
‫- خوبه.

222
00:15:36,046 --> 00:15:38,248
‫- مامان‌بزرگ چی شد؟
‫- چهار ماه پیش فوت کرد.

223
00:15:38,273 --> 00:15:41,271
‫اینجا رو داشته باش،
‫گفتم دست‌شویی کجاست، گفتن نداریم.

224
00:15:41,607 --> 00:15:43,561
‫خونهٔ چهارخوابه دست‌شویی نداره.

225
00:15:43,586 --> 00:15:44,671
‫- خودت تصور کن.
‫- آره، خب...

226
00:15:44,696 --> 00:15:46,690
‫با خودت فکر کردی این چیزها هم باید...

227
00:15:46,715 --> 00:15:48,550
‫- قبل از خرید بپرسی!
‫- دقیقاً.

228
00:15:48,575 --> 00:15:49,576
‫هوم...

229
00:15:50,201 --> 00:15:53,705
‫- خب، مثل اینکه مامان‌بزرگ عاشق کتاب بوده.
‫- هنوز زیرزمین رو نگاه نکردم.

230
00:15:54,435 --> 00:15:56,345
‫گفتم یه جاییش رو به خودت بسپارم.

231
00:15:56,708 --> 00:15:59,419
‫عمو پاتریس از زیرزمین قدیمی
‫و تاریک خونه می‌ترسه.

232
00:15:59,444 --> 00:16:01,304
‫هرچی پیدا کردی ۶۰-۴۰ تقسیم می‌کنیم.

233
00:16:01,329 --> 00:16:03,019
‫خوب به چشم‌های من خیره شو.

234
00:16:03,305 --> 00:16:06,629
‫بگو چه اتفاقی توی اسکندریه افتاد، عمو پاتریس.

235
00:16:06,968 --> 00:16:09,755
‫برو به بابات بگو: «کون لقت!»

236
00:16:11,806 --> 00:16:14,809
‫می‌تونی بهش بگی: پی‌تی‌اس‌دی؟
‫(اختلال اضطراب پس از سانحه)

237
00:16:14,834 --> 00:16:16,494
‫کم‌کم دارم می‌فهمم چرا پدرت ولت کرد.

238
00:16:16,519 --> 00:16:19,522
‫اوه، بیخیال. حرفت نامردی بود.

239
00:16:44,172 --> 00:16:45,173
‫متأسفم.

240
00:16:46,049 --> 00:16:47,050
‫اوه، خب.

241
00:16:47,884 --> 00:16:50,262
‫خیلی‌خب، راز جعبه‌ها...

242
00:16:51,888 --> 00:16:53,548
‫من همیشه عاشقش بودم.

243
00:16:53,890 --> 00:16:55,684
‫چون هرگز نمی‌دونی چی داخل‌شونه.

244
00:16:55,767 --> 00:16:57,067
‫چی گفتی؟

245
00:16:58,144 --> 00:17:01,314
‫یه داستان از جعبه‌ها برات تعریف کنم؟
‫یه خوبش رو برات دارم.

246
00:17:02,482 --> 00:17:07,779
‫پدر من، پدربزرگت «برایان وست» بود.

247
00:17:07,804 --> 00:17:09,483
‫راستش اسم تو رو از اون برداشتیم.

248
00:17:09,948 --> 00:17:14,244
‫وقتی ۱۲ سالم بود جلوی خونه‌مون یه جعبه گذاشت.

249
00:17:15,870 --> 00:17:21,920
‫و توی اون جعبه بلیت‌های سینمای
‫اولین قرار خودش و مامان‌بزرگت،

250
00:17:22,294 --> 00:17:26,390
‫یه کتاب داستانی که قبلاً برام
‫می‌خوند و چندتا چیز دیگه گذاشت.

251
00:17:26,673 --> 00:17:29,843
‫آره، می‌دونم.
‫مثل یه کپسول زمان بود.

252
00:17:34,514 --> 00:17:38,518
‫اسم کتاب چی بود؟
‫خب، از اونجایی که محترمانه ازم پرسیدی،

253
00:17:39,603 --> 00:17:41,980
‫«به سوی آب‌ها و طبیعت.»

254
00:17:43,023 --> 00:17:44,149
‫کتاب خوبیه.

255
00:17:49,863 --> 00:17:54,910
‫«بچه رویاییه که به واقعیت تبدیل شده.
‫ولی رویاها وعدهٔ موردعلاقهٔ پری‌هان.

256
00:17:55,952 --> 00:17:58,580
‫کنار پنجره خوابیدنش رو تماشا می‌کنن.

257
00:17:59,873 --> 00:18:03,043
‫اون بچه به قدری زیباست که
‫پری‌ها براش اشک می‌ریزن.»

258
00:18:07,422 --> 00:18:09,841
‫بذار ببینم دیگه چی داریم.

259
00:18:17,390 --> 00:18:19,120
‫بازم کتاب داریم.

260
00:18:49,953 --> 00:18:51,429
‫[آپولو: ارسال عکس جدید]

261
00:18:55,095 --> 00:18:56,096
‫سلام.

262
00:18:56,179 --> 00:18:57,931
‫- سلام.
‫- دنبال چی می‌گردی؟

263
00:18:58,765 --> 00:19:01,425
‫تصویری‌ها، آره.

264
00:19:10,569 --> 00:19:11,820
‫چی شد؟

265
00:19:17,325 --> 00:19:18,451
‫کجا رفت؟

266
00:19:38,054 --> 00:19:40,390
‫آپولو؟ چی شده؟

267
00:19:40,477 --> 00:19:41,879
‫چیکار می‌کنی؟

268
00:19:42,601 --> 00:19:44,185
‫بده من بچه رو. سلام.

269
00:19:44,269 --> 00:19:47,105
‫- خدای من، آره.
‫- چی شده؟ چیه؟

270
00:19:47,188 --> 00:19:48,648
‫انگاری...

271
00:19:50,233 --> 00:19:52,694
‫خدای من، آپولو.
‫واقعاً داره شیر می‌خوره!

272
00:19:52,777 --> 00:19:55,530
‫چه روزیه!
‫واقعاً که چه روزیه.

273
00:19:56,051 --> 00:19:57,465
‫پسر عاقل.

274
00:19:59,492 --> 00:20:00,827
‫چیه؟

275
00:20:03,872 --> 00:20:06,166
‫- رمانِ کشتن مرغ مینا؟
‫- خودشه.

276
00:20:06,249 --> 00:20:08,627
‫یه نسخه از چاپ اولش!

277
00:20:08,710 --> 00:20:11,922
‫جلد اصلی. هنوز تازه‌ست. خط روش نیوفتاده.

278
00:20:12,005 --> 00:20:13,681
‫عجب چیزی پیدا کردی!

279
00:20:13,706 --> 00:20:18,502
‫همچین کتابی ۱۰ هزار دلار فروش میره!

280
00:20:19,221 --> 00:20:21,640
‫ده هزار؟ نه، چی میگی؟

281
00:20:21,665 --> 00:20:24,730
‫ولی «هارپر لی» کتاب‌هاش رو امضا نمی‌کنه.

282
00:20:24,755 --> 00:20:27,579
‫ولی این یکی رو امضا کرده!

283
00:20:27,604 --> 00:20:32,233
‫- صبر کن، «پیپ» کیه؟
‫- دوست دوران کودکی، نویسندهٔ پرکار.

284
00:20:32,258 --> 00:20:34,594
‫اسمی که احتمالاً به گوشت خورده.

285
00:20:35,724 --> 00:20:37,073
‫ترومن کاپوتی؟

286
00:20:37,781 --> 00:20:38,740
‫چی؟

287
00:20:38,765 --> 00:20:40,475
‫آره، خودشه.

288
00:20:40,500 --> 00:20:41,564
‫خدای من!

289
00:20:41,589 --> 00:20:43,800
‫این تازه بهترین قسمتش نیست!
‫ببین چی براش نوشته.

290
00:20:43,828 --> 00:20:45,690
‫سلامتی پدر رویاهامون.

291
00:20:45,887 --> 00:20:47,119
‫آره!

292
00:20:47,415 --> 00:20:50,627
‫می‌تونیم خونه بگیریم.
‫یه جا که توش زندگی کنیم.

293
00:20:50,652 --> 00:20:53,352
‫بیا قبل از اینکه به سند
‫ضمانت برسیم، تحریر ترکه کنیم.

294
00:20:53,377 --> 00:20:55,588
‫ولی حق با توئه، عزیزم.

295
00:20:57,676 --> 00:21:00,011
‫تو واقعاً اسطوره آپالویی!

296
00:21:03,181 --> 00:21:04,724
‫- نگاه‌ش کن.
‫- یه‌دور دیگه.

297
00:21:05,725 --> 00:21:09,104
‫تو واقعاً اسطوره آپالویی!

298
00:21:13,149 --> 00:21:14,437
‫می‌دونم.

299
00:21:24,578 --> 00:21:26,580
‫چی شده؟

300
00:21:31,042 --> 00:21:33,753
‫هی، چی شده؟

301
00:21:37,966 --> 00:21:39,092
‫چی شده؟

302
00:22:03,317 --> 00:22:04,567
‫بالاخره پیدات شد.

303
00:22:04,956 --> 00:22:07,020
‫خیلی خوشحالم بچه هم آوردی.

304
00:22:08,686 --> 00:22:10,433
‫شبیه «مَستر بلستر» شدی.

305
00:22:12,125 --> 00:22:13,460
‫بارترتاون دست کیه؟

306
00:22:13,543 --> 00:22:16,087
‫دستِ مَستر بلستره!

307
00:22:17,380 --> 00:22:22,385
‫با اینکه فکر می‌کنم من و برایان
‫بیشتر شبیه کواتو و برادرشیم.

308
00:22:22,469 --> 00:22:24,971
‫واقعاً می‌خوای بچه‌ت رو با کواتو مقایسه کنی؟
‫(اشاره به فیلم «یادآوری کامل»)

309
00:22:25,055 --> 00:22:29,839
‫ببخشیدها، ولی مریخی‌ها عاشق کواتو هستن،
‫اون واسه‌شون مثل جرج واشنگتن می‌مونه.

310
00:22:30,352 --> 00:22:33,190
‫یا مارتین لوتر کینگ، یا اپرا وینفری.

311
00:22:33,451 --> 00:22:35,040
‫رفیق، تو آدم عجیبی هستی.

312
00:22:35,065 --> 00:22:36,733
‫آره، می‌دونم.

313
00:22:39,724 --> 00:22:41,049
‫کون طلا.

314
00:22:48,662 --> 00:22:50,163
‫خب...

315
00:22:50,247 --> 00:22:53,031
‫بدعادت نشی.
‫همیشه این کار رو نمی‌کنم.

316
00:22:57,587 --> 00:22:58,968
‫مشکلی داری؟

317
00:23:01,466 --> 00:23:05,011
‫ظاهراً مردم تا حالا
‫پوشک عوض کردن بچه رو ندیدن.

318
00:23:06,721 --> 00:23:09,391
‫بفرما، بچهٔ عاقل.

319
00:23:11,142 --> 00:23:13,359
‫بهت گفتم چقدر خوشحالم بچه رو با خودت آوردی؟

320
00:23:14,729 --> 00:23:18,275
‫تو و دینا هم باید به فکر بچه‌دار شدن بشین.

321
00:23:18,358 --> 00:23:19,985
‫آره، شاید حق با تو باشه.

322
00:23:20,068 --> 00:23:22,195
‫وگرنه چطور می‌تونم از...

323
00:23:22,279 --> 00:23:24,322
‫عن گرمی که روی دستمه لذت ببرم؟

324
00:23:26,575 --> 00:23:28,389
‫اون کولهٔ حمل بچه زیادی بزرگه.

325
00:23:29,578 --> 00:23:33,498
‫باهاش باز شده، این‌جوری
‫ممکنه باسنش نامعقول رشد کنه.

326
00:23:33,793 --> 00:23:36,754
‫بسیارخب، بچهٔ خودتون چند سالشه؟

327
00:23:37,586 --> 00:23:40,255
‫- بچهٔ خودتون.
‫- من بچه ندارم.

328
00:23:42,549 --> 00:23:43,868
‫هروقت بچه‌دار شدی بهم زنگ بزن.

329
00:23:45,886 --> 00:23:47,223
‫«قحبه»

330
00:23:47,637 --> 00:23:48,889
‫جانم؟

331
00:23:48,972 --> 00:23:49,973
‫بهش گفتم «قحبه»

332
00:23:50,056 --> 00:23:53,184
‫مثل همون قهوه‌ست، ولی جای
‫اینکه دور هم بشینیم و حرف بزنیم،

333
00:23:53,209 --> 00:23:54,536
‫از عوض کردن پوشک بچه بگیم،

334
00:23:54,561 --> 00:23:57,606
‫یه لیوان از «دهن کیریت رو ببند» سفارش می‌دیم.

335
00:23:59,399 --> 00:24:01,026
‫جالبه، من که پایه‌ام.

336
00:24:01,051 --> 00:24:04,263
‫بین ساعت ۶ تا ۹ هستم.

337
00:24:04,441 --> 00:24:05,780
‫جدی گفتم.

338
00:24:05,805 --> 00:24:07,324
‫آره، نمی‌دونم چی شد.

339
00:24:07,349 --> 00:24:09,092
‫- حتماً تشنه‌ش نبود.
‫- آره احتمالاً.

340
00:24:09,117 --> 00:24:11,192
‫- به‌خاطر لحنت؟
‫- شاید.

341
00:24:12,746 --> 00:24:14,730
‫- ممنون.
‫- قابلت رو نداشت.

342
00:24:15,206 --> 00:24:17,047
‫توی زیرزمین چیز بدردبخوری پیدا نکردی؟

343
00:24:18,126 --> 00:24:19,794
‫نه، فقط یه مجسمه بود.

344
00:24:19,878 --> 00:24:22,255
‫دنبال یه جایی می‌گشتم که این رو...

345
00:24:22,339 --> 00:24:25,759
‫بیا، خودت برام نگه‌ش دار.

346
00:24:26,793 --> 00:24:28,038
‫«قحبه»

347
00:24:28,720 --> 00:24:32,474
‫- خب پس می‌ذارمش توی کتاب‌های جان گریشام.
‫- کی «قحبه» میل داره؟

348
00:24:52,911 --> 00:24:54,562
‫یه چیزی رو فراموش کردم.

349
00:24:57,373 --> 00:24:59,029
‫یه چیزهایی رو دارم فراموش می‌کنم.

350
00:24:59,876 --> 00:25:01,507
‫ذهن تازه‌مامان‌ها این‌طوریه.

351
00:25:01,586 --> 00:25:05,465
‫روزانه ۲۰تا چیز رو فراموش می‌کنی، پنج‌تاش
‫رو یادت میاد که بعدش اون‌ها هم فراموش می‌کنی.

352
00:25:05,490 --> 00:25:06,407
‫اوهوم.

353
00:25:06,432 --> 00:25:08,101
‫یه‌بار پسرم رو فراموش کردم.

354
00:25:08,361 --> 00:25:10,862
‫روی صندلیش، بالای سقف ماشین بود.

355
00:25:10,887 --> 00:25:13,890
‫رفتم خونه، موقع شام یادم اومد.

356
00:25:16,129 --> 00:25:17,202
‫چی؟

357
00:25:17,227 --> 00:25:20,397
‫آره، مشکلی واسه‌ش پیش نیومد.
‫راحت خوابید.

358
00:25:21,147 --> 00:25:22,561
‫- خوبه.
‫- آره.

359
00:25:23,275 --> 00:25:25,860
‫تو داری خوب پیش میری.
‫ادامه بده، عزیزم.

360
00:25:25,885 --> 00:25:27,248
‫- مرسی.
‫- خیلی‌خب.

361
00:25:52,409 --> 00:25:54,979
‫[مادران فرزانه]

362
00:26:21,666 --> 00:26:22,834
‫چیکار می‌کنه؟

363
00:26:32,969 --> 00:26:33,970
‫ببخشید.

364
00:27:03,083 --> 00:27:04,084
‫اِما؟

365
00:27:05,502 --> 00:27:07,921
‫چه تاریکه. اِما!

366
00:27:09,714 --> 00:27:10,715
‫چیزی نیست.

367
00:27:13,718 --> 00:27:14,719
‫اِما.

368
00:27:16,304 --> 00:27:17,514
‫تویی.

369
00:27:18,640 --> 00:27:19,849
‫چیکار می‌کنی؟

370
00:27:19,933 --> 00:27:22,727
‫یه اجتماع آنلاین مادران پیدا کردم.

371
00:27:23,770 --> 00:27:25,188
‫مادران فرزانه.

372
00:27:26,481 --> 00:27:29,442
‫اون‌ها گفتن این بهترین کار
‫واسه تاریک کردن خونه‌ست.

373
00:27:29,467 --> 00:27:32,470
‫باشه، فکر نمی‌کردم فعلاً
‫واسه خوابیدن تمرین کنیم.

374
00:27:32,495 --> 00:27:34,489
‫چرا برایان رو زمین گذاشتی؟

375
00:27:34,514 --> 00:27:36,401
‫- توی جاده منظورمه.
‫- چی؟

376
00:27:36,426 --> 00:27:38,404
‫توی جاده برایان رو زمین خوابوندی.

377
00:27:40,285 --> 00:27:42,122
‫می‌خواستم یه کاری کنم.

378
00:27:42,147 --> 00:27:43,748
‫و اون بغلم بود.
‫منم واسه چند لحظه...

379
00:27:43,773 --> 00:27:45,476
‫گذاشتمش زمین.

380
00:27:45,750 --> 00:27:48,420
‫تو اصلاً این‌ها رو از کجا می‌دونی؟

381
00:27:48,503 --> 00:27:50,978
‫تو یه عکس برام فرستادی و بعد پاکش کردی.

382
00:27:52,201 --> 00:27:53,525
‫نه، نفرستادم.

383
00:27:53,699 --> 00:27:55,291
‫منظورت چیه؟

384
00:27:55,316 --> 00:27:57,775
‫مدام برام عکس می‌فرستی و پاکش می‌کنی.

385
00:27:57,800 --> 00:27:58,889
‫منظورت...

386
00:27:58,914 --> 00:28:02,125
‫عزیزم، فکر نکنم اصلاً چنین
‫چیزی با گوشی ممکن باشه.

387
00:28:03,059 --> 00:28:04,438
‫حالت خوبه؟

388
00:28:08,148 --> 00:28:09,344
‫عزیزم؟

389
00:28:13,785 --> 00:28:16,559
‫هی، تو اصلاً به برایان سلام نکردی.

390
00:28:17,157 --> 00:28:18,360
‫بیا.

391
00:28:21,536 --> 00:28:24,414
‫- پسر عاقل.
‫- باشه، ولی عکس پاک شده.

392
00:28:25,790 --> 00:28:28,209
‫- می‌شه نگاه کنی؟ نیست، پاک شده.
‫- چی؟

393
00:28:29,635 --> 00:28:31,080
‫نمی‌دونم، عزیزم.

394
00:28:34,841 --> 00:28:38,595
‫شاید مشکل از گوشیت باشه.
‫می‌تونیم راحت حلش کنیم.

395
00:28:46,353 --> 00:28:48,230
‫چیه؟ چی شده؟

396
00:28:50,809 --> 00:28:52,067
‫گازم گرفت.

397
00:28:52,150 --> 00:28:54,819
‫نه، اون اصلاً دندون نداره.

398
00:28:54,903 --> 00:28:56,321
‫حالت خوبه؟

399
00:28:57,530 --> 00:29:02,953
‫اگه تو عکس رو نفرستادی از
‫کجا بدونم روی جاده گذاشتیش؟

400
00:29:04,955 --> 00:29:08,625
‫کی گرفت؟ کی ازت عکس گرفت؟

401
00:29:09,417 --> 00:29:13,265
‫چون هرکی بود از اون‌طرف
‫خیابون ازتون عکس گرفت.

402
00:29:15,382 --> 00:29:16,591
‫عزیزم، نمی‌دونم.

403
00:29:20,345 --> 00:29:24,933
‫سلام، عزیزم. خیالت راحت، عزیزم.

404
00:29:29,479 --> 00:29:30,942
‫عجیبه.

405
00:29:32,524 --> 00:29:33,775
‫خیلی عجیبه.

406
00:29:35,777 --> 00:29:37,146
‫شاید من...

407
00:29:38,287 --> 00:29:41,331
‫من خسته‌م. شاید خیالاتی شدم.

408
00:29:41,408 --> 00:29:44,369
‫اون روز با لباس رفتم زیر دوش.

409
00:29:45,954 --> 00:29:49,207
‫جوراب، پیراهن، کلاه.

410
00:29:49,708 --> 00:29:50,875
‫جفت‌مون خسته‌ایم.

411
00:29:59,968 --> 00:30:01,678
‫- مرسی.
‫- خواهش می‌کنم.

412
00:30:15,582 --> 00:30:16,919
‫خوابه.

413
00:30:20,530 --> 00:30:21,865
‫به‌نظرت ببریمش اتاق؟

414
00:30:21,890 --> 00:30:23,654
‫نه، همین‌جا خوبه.

415
00:30:26,286 --> 00:30:28,496
‫راه رو برای مرد شنی باز کنین!

416
00:30:35,837 --> 00:30:38,632
‫از وقتی بدنیا اومد این دورترین
‫فاصله‌ایه که نسبت بهش داشتیم.

417
00:31:02,113 --> 00:31:04,866
‫حواست باشه چه آرزویی میکنی، اِما.

418
00:31:34,521 --> 00:31:35,814
‫بیا.

419
00:31:46,366 --> 00:31:47,367
‫آپولو؟

420
00:31:48,118 --> 00:31:50,870
‫آپولو، نگاه.

421
00:31:50,895 --> 00:31:52,823
‫- باشه، عزیزم. دارم می‌بینم.
‫- دیدی؟

422
00:31:52,848 --> 00:31:55,392
‫ساعت چهار صبحه. باید بهش شیر بدیم.

423
00:31:55,417 --> 00:31:59,629
‫نه، آپولو. نگاه کن.
‫اونجاست. نگاه‌ش کن.

424
00:32:00,964 --> 00:32:03,216
‫- هیچی نیست، عزیزم.
‫- چرا، هست.

425
00:32:03,241 --> 00:32:05,336
‫یه عکس بود، همین الان دیدم.

426
00:32:05,700 --> 00:32:08,786
‫- بده‌ش من.
‫- چی شد؟ یه عکس بود.

427
00:32:08,847 --> 00:32:11,349
‫بفرما، واسه پوشکه.

428
00:32:11,433 --> 00:32:12,601
‫چیزی نیست.

429
00:32:13,894 --> 00:32:15,352
‫یعنی چی؟

430
00:32:15,520 --> 00:32:19,149
‫چیزی نیست، چیزی نیست، پسر عاقلم.

431
00:32:19,816 --> 00:32:22,104
‫- پس کجاست؟
‫- چیزیت نیست.

432
00:32:23,445 --> 00:32:24,919
‫چیزی نیست.

433
00:33:03,151 --> 00:33:09,866
‫شش ماه بی‌خوابی با خودش جنون،
‫توهم و کاهش شدید وزن به همراه میاره.

434
00:33:09,891 --> 00:33:11,445
‫بچه بخواب،

435
00:33:11,993 --> 00:33:16,122
‫اگه که می‌تونی اون چشم‌های گریونت رو ببندی.

436
00:33:18,541 --> 00:33:20,335
‫برایان کاگوا.

437
00:33:21,753 --> 00:33:23,463
‫برایان کاگوا؟

438
00:33:27,615 --> 00:33:29,395
‫جذابه.

439
00:33:30,637 --> 00:33:32,097
‫خوابش چطوره؟

440
00:33:36,893 --> 00:33:38,025
‫نمی‌خوابه.

441
00:33:38,728 --> 00:33:39,980
‫غذاش چطوره؟

442
00:33:41,731 --> 00:33:46,152
‫خب، اولش شیر مادر رو نمی‌خورد.

443
00:33:48,196 --> 00:33:51,157
‫ولی بعدش عوض شد.

444
00:33:53,399 --> 00:33:54,973
‫حالا نمی‌شه از شیر گرفتش.

445
00:33:55,495 --> 00:33:56,875
‫عالیه.

446
00:33:58,748 --> 00:34:00,086
‫یه‌بار گازم گرفت.

447
00:34:02,043 --> 00:34:05,714
‫خب، فکر نکنم... بذار ببینم.

448
00:34:07,424 --> 00:34:09,300
‫نه، دندونی نداره.

449
00:34:10,010 --> 00:34:12,429
‫خب، اِما. بیشتر نگران چی هستی؟

450
00:34:14,597 --> 00:34:16,682
‫خب، چندتا نگرانی دارم.

451
00:34:19,936 --> 00:34:21,529
‫نمی‌تونم توضیح‌شون بدم.

452
00:34:22,480 --> 00:34:27,652
‫ولی بیشتر می‌خوام مطئن شم اون چیزیش نیست.

453
00:34:28,236 --> 00:34:30,668
‫خیالت راحت، اون کاملاً عادی و طبیعیه.

454
00:34:32,324 --> 00:34:34,328
‫اِما، حالت چطور بوده؟

455
00:34:36,077 --> 00:34:39,079
‫نمی‌دونم. خوب؟

456
00:34:40,789 --> 00:34:42,374
‫جرئت داری بکن!

457
00:34:47,213 --> 00:34:50,217
‫عوضی کوچولو.
‫عوضی لعنتی کوچولو!

458
00:34:53,010 --> 00:34:55,972
‫تا حالا به این فکر افتادی
‫که به خودت آسیب بزنی؟

459
00:34:57,138 --> 00:34:58,578
‫یا به بچه؟

460
00:35:01,640 --> 00:35:03,463
‫قراره چی بشه، عزیزم؟ هوم؟

461
00:35:04,191 --> 00:35:06,499
‫قراره چی بشه؟
‫چون این‌جوری نمی‌تونیم پیش بریم.

462
00:35:06,524 --> 00:35:07,525
‫خب؟

463
00:35:08,693 --> 00:35:12,197
‫جفت‌مون خوب می‌دونیم یه جای کار می‌لنگه.
‫مگه نه؟ پس بگو چیکار کنیم؟

464
00:35:12,222 --> 00:35:13,423
‫نظر خودت چیه؟

465
00:35:13,448 --> 00:35:14,966
‫چون یکی از ما باید شرایط رو تغییر بده.

466
00:35:14,991 --> 00:35:19,829
‫یکی‌مون باید کوتاه بیاد.
‫پس بگو قراره چی بشه؟

467
00:35:19,854 --> 00:35:21,230
‫گم شو.

468
00:35:21,373 --> 00:35:23,375
‫اوه، لعنتی. خودت یه‌پا شیطونی.

469
00:35:23,458 --> 00:35:25,794
‫خودم هم همین فکر رو می‌کردم.
‫از سر راهم گم شین.

470
00:35:27,254 --> 00:35:28,547
‫اون بچه نیست!

471
00:35:29,690 --> 00:35:31,650
‫- اون بچه نیست!
‫- نگاه، همه‌مون داریم جیغ می‌کشیم.

472
00:35:31,675 --> 00:35:34,219
‫- راضی شدی؟
‫- اون بچه نیست!

473
00:35:35,637 --> 00:35:37,806
‫اِما، کجا رفتی؟

474
00:35:38,519 --> 00:35:40,354
‫بچه رو بردم یه دوری بزنه.

475
00:35:40,379 --> 00:35:42,066
‫- گفتم این‌جوری شاید آروم شه.
‫- خیلی‌خب.

476
00:35:42,091 --> 00:35:44,885
‫- ولی نشد. سه، دو، یک.
‫- پیشتم، نگران نباش.

477
00:35:46,260 --> 00:35:47,415
‫حرومی.

478
00:35:47,440 --> 00:35:51,152
‫اِما، نگو... لعنت بهش.
‫- اون یه عوضیه.

479
00:35:51,236 --> 00:35:53,488
‫- از ته دلش نگفت.
‫- اتفاقاً از ته دلم بود.

480
00:35:53,572 --> 00:35:55,782
‫- اون یه شیطونه.
‫- اون منظوری نداره.

481
00:35:59,578 --> 00:36:00,579
‫الو؟

482
00:36:31,610 --> 00:36:32,861
‫به چی می‌خندی، اِما؟

483
00:36:36,531 --> 00:36:37,532
‫هیچی.

484
00:36:39,743 --> 00:36:40,744
‫خیلی‌خب.

485
00:36:41,786 --> 00:36:43,413
‫دکتر کارلو بود زنگ زد.

486
00:36:43,438 --> 00:36:46,207
‫گفت برایان رو بردی معاینه.

487
00:36:48,919 --> 00:36:51,504
‫نگرانت بود.

488
00:36:53,006 --> 00:36:54,174
‫و نگران برایان.

489
00:36:57,052 --> 00:36:58,372
‫چه مهربون.

490
00:37:00,096 --> 00:37:02,807
‫آره، منم نگرانم.

491
00:37:03,934 --> 00:37:07,520
‫خب؟ من فکر می‌کنم که
‫بهتره به دکتر مراجعه کنی.

492
00:37:11,858 --> 00:37:12,859
‫باشه.

493
00:37:15,737 --> 00:37:17,484
‫می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی.

494
00:37:22,118 --> 00:37:26,206
‫می‌دونم کسی حرفم رو باور نمی‌کنه.

495
00:37:28,416 --> 00:37:30,043
‫الان دیگه این‌ها رو می‌دونم.

496
00:37:31,836 --> 00:37:32,837
‫پس...

497
00:37:35,590 --> 00:37:36,591
‫میرم.

498
00:37:38,552 --> 00:37:39,803
‫خیلی‌خب.

499
00:37:39,886 --> 00:37:42,681
‫فکر می‌کنی بتونیم از پس هزینه‌ش بربیایم...

500
00:37:42,764 --> 00:37:44,641
‫- آره، مشکلی نیست.
‫- اگه چیزی تجویز کردن؟

501
00:37:44,724 --> 00:37:48,645
‫یه فکریش می‌کنیم، خب؟
‫یه فکریش می‌کنیم.

502
00:38:01,658 --> 00:38:02,659
‫مرسی.

503
00:38:04,327 --> 00:38:09,260
‫من واقعاً تو و بچه رو دوست دارم، آپولو.

504
00:38:09,624 --> 00:38:11,042
‫آره، و برایان.

505
00:38:12,043 --> 00:38:13,128
‫آره.

506
00:38:16,214 --> 00:38:17,215
‫من...

507
00:38:20,176 --> 00:38:24,347
‫فقط باید خودم رو پیدا کنم.

508
00:38:25,348 --> 00:38:28,810
‫- همین، بعدش خوب می‌شم.
‫- مشکلی نیست.

509
00:38:28,835 --> 00:38:30,810
‫- بعدش مشکلات‌مون حل می‌شه.
‫- هی.

510
00:38:32,147 --> 00:38:37,861
‫من همیشه هوات رو دارم.
‫منو نگاه کن.

511
00:38:59,257 --> 00:39:00,505
‫کَل من رو فرستاده.

512
00:39:02,302 --> 00:39:03,678
‫امیدوارم این‌ها به کارت بیان.

513
00:39:09,893 --> 00:39:12,312
‫چه کوفتی اون داخله؟ اما؟

514
00:39:18,652 --> 00:39:21,279
‫زنجیر، زنجیر؟

515
00:39:22,405 --> 00:39:25,367
‫اِما. اِما؟

516
00:39:35,252 --> 00:39:37,379
‫۱۴ آوریل ۱۹۹۰.

517
00:39:41,550 --> 00:39:43,369
‫اون روز رو یادت نمیاد؟

518
00:39:44,344 --> 00:39:46,224
‫حرفی که زدی رو یادمه.

519
00:39:47,013 --> 00:39:48,014
‫چی گفتم؟

520
00:39:48,590 --> 00:39:50,629
‫نمی‌خوام این بازی رو ادامه بدم.

521
00:39:50,662 --> 00:39:51,978
‫چیه؟

522
00:39:56,690 --> 00:40:02,009
‫من و تو از مدرسه برگشته بودیم.
‫ماشین‌های آتش‌نشانی اونجا بودن.

523
00:40:04,072 --> 00:40:05,448
‫خونه آتیش گرفته بود.

524
00:40:09,035 --> 00:40:14,291
‫مامان و بابا داخل گیر کرده بودن.
‫و آتش‌نشان‌ها هم ما رو بردن بیمارستان.

525
00:40:16,479 --> 00:40:18,503
‫هنوز نمی‌دونم چرا ما رو بیمارستان بردن.

526
00:40:18,528 --> 00:40:19,771
‫این چیزی بود که بهت گفتم.

527
00:40:19,796 --> 00:40:22,374
‫ولی حالا می‌گم که
‫واقعاً چه اتفاقی افتاده بود.

528
00:40:31,892 --> 00:40:35,395
‫مامان گفت می‌تونیم مدرسه نریم و خونه بمونیم.

529
00:40:36,771 --> 00:40:39,297
‫ما هم غلات خوردیم و تلویزیون تماشا کردیم.

530
00:40:40,734 --> 00:40:43,246
‫تلویزیون تماشا کردیم و غلات خوردیم.

531
00:40:44,029 --> 00:40:45,694
‫بعدش بابا خونه اومد.

532
00:40:46,823 --> 00:40:48,272
‫بچه‌ها چرا مدرسه نرفتن؟

533
00:40:49,163 --> 00:40:50,619
‫می‌خواستم پیش خودم باشن.

534
00:40:50,644 --> 00:40:52,746
‫تازه از شیفت شب اومدم.
‫خوابم میاد.

535
00:40:52,771 --> 00:40:54,139
‫نمی‌خوام سروصدا کنن.

536
00:40:54,164 --> 00:40:55,707
‫من می‌خوام پیشم باشن.

537
00:40:56,333 --> 00:40:57,743
‫تو دیوونه‌ای.

538
00:41:03,590 --> 00:41:05,175
‫عزیزم، بذار موهات رو درست کنم.

539
00:41:09,182 --> 00:41:10,722
‫موی من بود!

540
00:41:10,805 --> 00:41:14,559
‫من یه خروسی داشتم.

541
00:41:15,310 --> 00:41:16,311
‫نه.

542
00:41:16,978 --> 00:41:20,482
‫من یه خروسی داشتم.

543
00:41:21,233 --> 00:41:24,110
‫خیلی دوستش می‌داشتم.

544
00:41:25,779 --> 00:41:27,258
‫انقدر اعتراض نکن.

545
00:41:28,993 --> 00:41:30,330
‫یادم نمیاد.

546
00:41:38,333 --> 00:41:40,043
‫می‌دونستم اون روز هیچ‌چی سرجاش نیست.

547
00:41:42,921 --> 00:41:45,039
‫هی، بلند شو. خونه آتیش گرفته.

548
00:41:45,064 --> 00:41:46,566
‫بجنب، باید بریم. بجنب.

549
00:41:46,591 --> 00:41:48,338
‫بجنب، باید بریم.

550
00:41:49,266 --> 00:41:50,923
‫ما داخل بودیم؟

551
00:41:53,640 --> 00:41:55,742
‫بابا مامان هم از خونه بیرون برد؟

552
00:41:56,393 --> 00:41:58,571
‫خود مامان اون آتیش لعنتی رو راه انداخت.

553
00:41:59,669 --> 00:42:01,713
‫بیا، بجنب.

554
00:42:01,738 --> 00:42:02,948
‫- نه!
‫- ولش کن!

555
00:42:02,973 --> 00:42:04,375
‫نمی‌تونم بذارم یتیم شین.

556
00:42:05,986 --> 00:42:07,904
‫همه‌مون باید کنار هم باشیم.

557
00:42:08,405 --> 00:42:11,408
‫بعدش به مامان نگاه کردی
‫و اون سه کلمه رو به زبون آوردی.

558
00:42:13,827 --> 00:42:16,413
‫منو ول کن.

559
00:42:20,750 --> 00:42:22,168
‫خواهش می‌کنم.

560
00:42:36,850 --> 00:42:41,313
‫ولی بابا توی آتیش می‌میره، نه؟

561
00:43:07,672 --> 00:43:11,384
‫اون‌ها واسه استنشاق دود ما رو بیمارستان بردن.

562
00:43:12,844 --> 00:43:18,061
‫پنج روز اونجا بودیم. بعدش هم
‫پرورشگاه، تا اینکه ۱۸ سالم شد.

563
00:43:20,894 --> 00:43:23,355
‫چرا این چیزها رو قبلاً به من نگفته بودی؟

564
00:43:23,438 --> 00:43:25,411
‫چرا نظرت عوض شد؟

565
00:43:30,445 --> 00:43:33,782
‫چون همون چهرهٔ مامان رو روی صورتت دیدم.

566
00:43:41,414 --> 00:43:44,542
‫بعضی وقت‌ها که به برایان خیره می‌شم
‫حس می‌کنم که بچهٔ خودم نیست.

567
00:43:47,629 --> 00:43:49,841
‫شاید به‌خاطر چشم‌هاشه.

568
00:43:52,300 --> 00:43:55,679
‫یا... نمی‌دونم.

569
00:43:58,223 --> 00:44:02,811
‫چون شبیه برایانه.

570
00:44:03,812 --> 00:44:08,483
‫ولی انگار بچهٔ یکی دیگه‌ست.

571
00:44:09,943 --> 00:44:12,612
‫اِما، تو خیلی خسته‌ای.

572
00:44:12,891 --> 00:44:15,266
‫مجبور شدی خیلی زود بعد
‫از زایمان برگردی سر کار.

573
00:44:15,740 --> 00:44:17,576
‫و وقتی که بچه بودی،

574
00:44:17,659 --> 00:44:20,579
‫پدر و مادرت رو از دست دادی.

575
00:44:20,662 --> 00:44:23,707
‫تعجبی نداره اگه نگران این باشی...

576
00:44:23,790 --> 00:44:29,421
‫کسی که بیشتر از همه توی دنیا
‫دوستش داری رو از دست بدی.

577
00:44:53,403 --> 00:44:55,405
‫با پایان ماه ششم،

578
00:44:55,488 --> 00:44:59,242
‫توهمات و حملات عصبی شدیدتر شدن.

579
00:45:01,202 --> 00:45:03,914
‫شخصْ بی‌تفاوت و ساکت شد.

580
00:45:04,414 --> 00:45:06,782
‫این قدم آخره.

581
00:45:15,133 --> 00:45:20,597
‫بفرما، پسر عاقل من.
‫بخور. نوش، نوش.

582
00:45:20,680 --> 00:45:21,681
‫صبح بخیر.

583
00:45:22,933 --> 00:45:24,226
‫صبح بخیر، مامانی.

584
00:45:25,852 --> 00:45:26,853
‫بابا...

585
00:45:27,979 --> 00:45:30,482
‫چی؟ خدای من. خب...

586
00:45:31,066 --> 00:45:34,402
‫دوباره بگو.
‫بازم بگو، بازم بگو.

587
00:45:34,486 --> 00:45:37,489
‫وایسا، خب، صبر کن.

588
00:45:37,572 --> 00:45:38,615
‫بابا...

589
00:45:41,511 --> 00:45:45,816
‫ایول، خب.
‫قراره کلی توی اینترنت معروف شی.

590
00:45:46,248 --> 00:45:49,084
‫خدای من، بی‌نظیره.

591
00:45:50,001 --> 00:45:52,963
‫خب، اون طرفی که راجع‌به تحریر
‫ترکه داشتم باهاش حرف می‌زدم...

592
00:45:52,988 --> 00:45:54,740
‫می‌خوام بچه غسل کنه.

593
00:45:58,176 --> 00:46:00,856
‫برایان، تو رو می‌گه، برایان.

594
00:46:02,389 --> 00:46:04,015
‫چه پسر عاقلی.

595
00:46:05,058 --> 00:46:07,010
‫مادرت از وقتی بدنیا اومد داره می‌گه.

596
00:46:07,035 --> 00:46:08,411
‫به‌نظرم بالاخره باید انجامش بدیم.

597
00:46:08,436 --> 00:46:09,437
‫آفرین.

598
00:46:10,146 --> 00:46:11,898
‫اشتهاش عجیب زیاده.

599
00:46:12,524 --> 00:46:13,984
‫الان دیگه از منم بیشتر می‌خوره.

600
00:46:14,067 --> 00:46:16,903
‫من از کلیسای محل یه نوبت گرفتم.

601
00:46:16,987 --> 00:46:20,907
‫هولی‌رود. پدر هیگن
‫به‌نظر آدم خوبی میاد.

602
00:46:22,909 --> 00:46:24,131
‫کِی بریم؟

603
00:46:24,411 --> 00:46:25,870
‫امروز، تا یه ساعت دیگه.

604
00:46:27,205 --> 00:46:28,206
‫عجب.

605
00:46:29,207 --> 00:46:32,961
‫باشه. از اینکه منو
‫در جریان گذاشتی خوشحال شدم.

606
00:46:32,986 --> 00:46:35,113
‫نیازی نیست بیای.
‫خودم هم می‌تونم ببرمش.

607
00:46:35,138 --> 00:46:36,231
‫واسه خودت چی می‌گی؟

608
00:46:36,256 --> 00:46:38,620
‫وقتی پسرم باهاته بدون من
‫پات رو از خونه بیرون نمی‌ذاری.

609
00:46:43,221 --> 00:46:45,456
‫اِما، چرا گوشیت توی سطل آشغاله؟

610
00:46:46,370 --> 00:46:49,227
‫- یه پیام دیگه برام اومد.
‫- خیلی‌خب.

611
00:46:49,252 --> 00:46:50,544
‫- عکس تو و بچه...
‫- حق با توئه.

612
00:46:50,569 --> 00:46:52,441
‫توی ماشین شرکت زیپکار.

613
00:46:52,466 --> 00:46:54,441
‫برایان روی صندلی بود.

614
00:46:54,524 --> 00:46:57,152
‫از بیرون پنجره عکس گرفتن.

615
00:46:58,111 --> 00:47:00,155
‫انگار که یکی یواشکی پیش بچه رفته باشه...

616
00:47:00,180 --> 00:47:01,598
‫برایان!

617
00:47:01,740 --> 00:47:03,116
‫اسمش برایانه!

618
00:47:05,535 --> 00:47:08,288
‫ببخشید عزیزم، می‌دونم.

619
00:47:08,371 --> 00:47:10,415
‫صدام بلند بود. صدام بلند بود.

620
00:47:16,838 --> 00:47:17,963
‫«گرفتمش!»

621
00:47:18,892 --> 00:47:20,141
‫چی؟

622
00:47:21,301 --> 00:47:22,636
‫پیامی که داد این بود.

623
00:47:23,678 --> 00:47:27,599
‫درست پایین عکسش با حروف
‫بزرگ نوشته بود: «گرفتمش!»

624
00:47:28,183 --> 00:47:30,301
‫نشون بده. عکس رو نشونم بده.
‫پیامش رو نشون بده ببینم.

625
00:47:30,326 --> 00:47:32,078
‫- حذف شدن. خودت که می‌دونی.
‫- حداقل یه پیام از اون نشونم بده.

626
00:47:32,103 --> 00:47:33,763
‫- حذف شدن.
‫- چون اصلاً چنین اتفاقی نیوفتاده.

627
00:47:33,788 --> 00:47:35,123
‫بیا فقط بریم. بیا آماده شیم.

628
00:47:35,148 --> 00:47:37,025
‫ما با تو کلیسا نمیایم، اِما.

629
00:47:37,692 --> 00:47:40,628
‫احتمالاً دنبال جن‌گیری تا غسل.

630
00:47:41,315 --> 00:47:43,942
‫تالار گفت‌وگوی سایت گفت می‌تونیم
‫پیش روانپزشک یا کلیسا بریم و...

631
00:47:43,967 --> 00:47:45,975
‫خوشحالم که فکر کردی یه
‫مشت پیرزن می‌تونن به ما بگن...

632
00:47:46,000 --> 00:47:48,172
‫چطور زندگی کنیم و بچه‌مون رو بزرگ کنیم.

633
00:47:48,385 --> 00:47:50,080
‫ولی می‌دونی مشکل چیه؟

634
00:47:50,105 --> 00:47:53,317
‫می‌دونی واقعاً مشکل چیه؟
‫تویی، مشکل خود تویی!

635
00:47:53,342 --> 00:47:55,335
‫چرا نمی‌ری یه قرصی چیزی بخوری؟

636
00:48:05,554 --> 00:48:06,786
‫کجا میری؟

637
00:48:27,492 --> 00:48:28,702
‫تو متوجه‌ش نیستی.

638
00:48:30,870 --> 00:48:31,871
‫ولی به‌زودی می‌فهمی.

639
00:48:47,721 --> 00:48:52,392
‫هی، هرچی می‌خواد بشه،
‫تو پیش من می‌مونی.

640
00:48:56,980 --> 00:49:00,057
‫خدای خانه می‌گوید:
‫«چه کسی من را آشفته‌خاطر کرده؟»

641
00:49:01,067 --> 00:49:05,155
‫کودک تو را آشفته کرده.
‫کودک تو را ترسانده.

642
00:49:07,599 --> 00:49:10,747
‫صدای دائم‌الخمری را درآورده،

643
00:49:10,919 --> 00:49:14,091
‫که روی چهارپایه نیز نمی‌تواند بنشید.

644
00:49:14,539 --> 00:49:16,833
‫او خواب تو را آشفته کرده.

645
00:49:19,873 --> 00:49:23,711
‫خدای خانه می‌گوید:
‫«آن کودک را صدا بزن.»

646
00:49:25,409 --> 00:49:27,213
‫خدایا من رو ببخش.

647
00:49:27,237 --> 00:49:44,237
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

648
00:49:44,261 --> 00:49:58,261
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

