﻿1
00:00:05,996 --> 00:00:12,996
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:17,307 --> 00:00:22,043
‫آب تجدید میشه اما چیزی رو از دست نمیده. نه.

3
00:00:27,445 --> 00:00:30,405
‫خاطرات دفن‌شده رو به زمان حال میاره.

4
00:00:35,328 --> 00:00:37,122
‫یه زمانی زیر این آب...

5
00:00:38,456 --> 00:00:43,044
‫شکارچی‌های عظیمی شنا می‌کردن.
‫شکارچی‌های افسانه‌ای.

6
00:00:45,465 --> 00:00:48,454
‫اون شکارچی‌ها پا درآوردن
‫و تو خشکی قدم گذاشتن.

7
00:00:49,551 --> 00:00:52,262
‫وقتی همچین چیزی ممکن بوده
‫آیا خیلی عجیبه که یه روزی...

8
00:00:52,262 --> 00:00:57,601
‫جادوگرها هم اینجا بوده باشن؟

9
00:00:59,895 --> 00:01:04,065
‫هر افسانه‌ی این آب،
‫خبر از حکایت بعدی...

10
00:01:05,483 --> 00:01:06,735
‫و بعدی میده.

11
00:01:07,868 --> 00:01:14,868
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

12
00:01:56,019 --> 00:01:59,463
‫«بچهٔ جایگزین»
‫« فصل یک - قسمت چهارم »

13
00:02:08,663 --> 00:02:15,663
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

14
00:02:20,809 --> 00:02:22,811
‫نمی‌فهمم چرا من باید اینجا بیام؟

15
00:02:24,104 --> 00:02:26,565
‫وقتی یکی ۷۰هزار دلار پول کتاب میده،

16
00:02:27,148 --> 00:02:29,679
‫بهتره که حضوری باهاش معامله کنی.

17
00:02:30,986 --> 00:02:35,459
‫می‌دونی ما شبیه چی هستیم؟
‫دوتا دلال مواد که می‌خوان جنس بفروشن.

18
00:02:36,616 --> 00:02:38,448
‫دلال‌ها جنس رو کادوپیچ نمی‌کنن.

19
00:02:41,162 --> 00:02:42,664
‫آره، به‌نظرم باید این کار رو بکنیم...

20
00:02:43,665 --> 00:02:45,375
‫- بیا.
‫- مرسی.

21
00:02:45,375 --> 00:02:46,459
‫قربونت.

22
00:02:50,374 --> 00:02:51,838
‫اینم از این.

23
00:02:52,841 --> 00:02:54,217
‫- هی.
‫- هی.

24
00:02:55,594 --> 00:02:57,220
‫امشب یه جلسهٔ دیگه داری؟

25
00:02:58,221 --> 00:02:59,222
‫کدوم جلسه؟

26
00:02:59,222 --> 00:03:02,058
‫همون باشگاه نجات‌یافته‌ها.
‫مرکر انجمن چینی که توی فلاشینگه.

27
00:03:03,184 --> 00:03:04,732
‫زاغ سیاه‌م رو چوب می‌زدی؟

28
00:03:05,186 --> 00:03:08,231
‫وقتی داشتی صفحهٔ بزرگ‌داشت
‫رو آنلاین چک می‌کردی دیدم.

29
00:03:08,815 --> 00:03:11,359
‫بزرگ‌داشت؟ چی می‌گی؟

30
00:03:11,359 --> 00:03:12,444
‫صفحهٔ بزرگ‌داشت.

31
00:03:14,404 --> 00:03:15,405
‫واسه برایان.

32
00:03:21,202 --> 00:03:22,996
‫«بزرگ‌داشت برایان!»

33
00:03:24,247 --> 00:03:25,457
‫منم یکی از هوادارهام.

34
00:03:25,683 --> 00:03:28,894
‫نه اون‌جور هوادار.
‫خودت می‌فهمی منظورم چیه دیگه.

35
00:03:29,294 --> 00:03:30,879
‫امیدوارم فرشته‌ها برعکس والدینش
‫هوای این بچهٔ بیچاره رو داشته باشن.

36
00:03:30,879 --> 00:03:31,796
‫شاش به قبرش بباره.

37
00:03:31,796 --> 00:03:33,381
‫پدر و مادر کارمندی که نمی‌تونن بچه بزرگ کنن.

38
00:03:33,381 --> 00:03:35,258
‫- از لحاظ ژنتیکی مشکل داره.
‫- به دنیا نیومده از دنیا رفته.

39
00:03:35,258 --> 00:03:36,343
‫آپولو گور جفت‌شون رو کند و...

40
00:03:36,343 --> 00:03:39,930
‫برنامهٔ شام امشب،
‫وعده‌ای الهام‌گرفته شده از برایان کوچولو!

41
00:03:39,930 --> 00:03:41,699
‫سبزیجات آب‌پز.

42
00:03:41,724 --> 00:03:44,936
‫«سبزیجات آب‌پز؟»
‫این‌ها دیگه کی‌ان؟

43
00:03:47,020 --> 00:03:48,021
‫این آخه...

44
00:03:49,231 --> 00:03:51,149
‫چرا باید همچین چیزی بسازه؟

45
00:03:51,149 --> 00:03:52,400
‫فکر کردم خبر داری.

46
00:03:53,007 --> 00:03:54,983
‫من هرگز خودم...

47
00:03:55,153 --> 00:03:56,863
‫وقتی رفتم دیدم که خودت با...

48
00:03:56,863 --> 00:03:58,531
‫نجات‌یافته‌ها چک کردیش.
‫گفتم حتماً در جریانی.

49
00:03:58,531 --> 00:04:01,826
‫نه، من رفتم چک کنم ببینم
‫افسر عفو مشروط وارد حسابش شده یا نه،

50
00:04:01,826 --> 00:04:03,036
‫تا حداقل حواسم به خودم باشه.

51
00:04:03,036 --> 00:04:04,955
‫من که نمی‌دونستم آخرش این‌جوری می‌شه.

52
00:04:04,955 --> 00:04:07,207
‫من اینجا فیریکِ افسونگرها رو زدم،

53
00:04:07,207 --> 00:04:10,460
‫اون‌وقت مردم توی شبکهٔ اجتماعی
‫یه آش بدتر دارن واسه‌م می‌پزن.

54
00:04:11,419 --> 00:04:12,712
‫چی گفتی؟

55
00:04:12,712 --> 00:04:15,006
‫هیچی، مرد. با تو نبودم.

56
00:04:21,481 --> 00:04:22,598
‫این همون یارو نیست؟

57
00:04:24,391 --> 00:04:28,395
‫به‌به. سر تا پاش بِژه. برنزه. خیلی هم باکلاس.

58
00:04:29,697 --> 00:04:32,021
‫کدوم خری دیگه «تَب» می‌خوره؟

59
00:04:32,983 --> 00:04:36,403
‫این همون مردیه که خیلی‌وقته، یا...

60
00:04:36,403 --> 00:04:39,406
‫چند دهه‌ست، با هیچ زنی نبوده.

61
00:04:39,406 --> 00:04:42,742
‫یکی از همون دیوث‌های چاق و زن‌ندیده
‫که شبانه‌روز پست‌های قبیح می‌ذارن راجع‌به...

62
00:04:42,742 --> 00:04:44,494
‫اینکه چه آدم خاصیه و چطور
‫کسی قدرش رو نمی‌دونه...

63
00:04:44,494 --> 00:04:47,831
‫- و اینکه خانم‌ها عاشق مردهای عوضی‌ان.
‫- باشه حالا، آروم باش.

64
00:04:47,831 --> 00:04:50,709
‫همین یارو قراره یه چِکِ
‫پنج رقمی بهمون بده، خب؟

65
00:04:50,709 --> 00:04:51,886
‫ولی ادامه بده.

66
00:04:54,504 --> 00:04:57,507
‫حرفم رو پس می‌گیرم.
‫طرف توی عمرش زن ندیده.

67
00:04:58,341 --> 00:05:00,594
‫می‌دونی دیگه چه کارهایی تو عمرش نکرده؟

68
00:05:03,471 --> 00:05:06,600
‫حتماً تاحالا عضو صفحهٔ هواداری
‫برایان کوچولو نشده.

69
00:05:07,858 --> 00:05:09,290
‫- سلام.
‫- آپولو.

70
00:05:11,813 --> 00:05:12,814
‫سلام، ویلیام.

71
00:05:12,814 --> 00:05:14,274
‫نگران نباش، به‌نظر خوب میاد.

72
00:05:14,274 --> 00:05:16,568
‫از دیدنت خوشحالم.
‫بذار تا دفترم ببرمت.

73
00:05:18,111 --> 00:05:20,822
‫ببخشید، یه‌مقدار شلوغه.

74
00:05:20,822 --> 00:05:21,990
‫مشکلی نیست.

75
00:05:22,913 --> 00:05:24,256
‫بذار این رو بردارم.

76
00:05:26,202 --> 00:05:27,203
‫چه بامزه‌ست.

77
00:05:27,203 --> 00:05:30,081
‫آره، واسه دخترهام‌ان.

78
00:05:31,333 --> 00:05:32,667
‫دیدی؟ طرف بچه هم داره!

79
00:05:33,710 --> 00:05:34,920
‫و یه همسر هم دارم.

80
00:05:36,922 --> 00:05:39,174
‫قبلاً توت‌فرنگی‌های کوچولوم صداشون می‌کردم.

81
00:05:40,550 --> 00:05:44,054
‫چون هروقت عصبی می‌شدن
‫صورت‌شون خیلی قرمز می‌شد.

82
00:05:47,182 --> 00:05:48,391
‫از من به ارث بردن.

83
00:06:09,371 --> 00:06:11,427
‫کسی نگفته بود قراره سوار قایق شیم.

84
00:06:12,894 --> 00:06:16,087
‫«تا حالا توی اتاقک خلبان بودی، جویی؟»
‫(فیلم «هواپیما!» - سال ۱۹۸۰)

85
00:06:18,255 --> 00:06:19,798
‫آره، من سُنتی‌ام!

86
00:06:22,175 --> 00:06:25,595
‫بیخیال، خب باشه توجه نکنین.

87
00:06:30,600 --> 00:06:32,102
‫اینم از قایق ما.

88
00:06:35,564 --> 00:06:36,898
‫بچه‌ها بیاین.

89
00:06:37,482 --> 00:06:38,483
‫اومدیم.

90
00:06:47,284 --> 00:06:48,827
‫من شنا بلد نیستم.

91
00:06:48,827 --> 00:06:51,746
‫- بیاین.
‫- بذار این رو بگیرم، خب...

92
00:06:55,250 --> 00:06:56,459
‫آبجو هم دارم.

93
00:07:00,088 --> 00:07:02,841
‫دخلم اومده‌ست، خب...

94
00:07:13,810 --> 00:07:15,312
‫قایق قشنگیه.

95
00:07:17,230 --> 00:07:20,609
‫خب بچه‌ها، من رازدار خوبی نیستم.

96
00:07:21,265 --> 00:07:22,849
‫قایق دزدیه، نه؟

97
00:07:23,987 --> 00:07:26,865
‫نه که دزدیده باشم،
‫ولی مال خودم هم نیست.

98
00:07:29,993 --> 00:07:33,038
‫این نرم‌افزار رو خودم طراحی کردم.
‫اسمش رو «لالایی» گذاشتم.

99
00:07:33,038 --> 00:07:35,665
‫مثل «ایربی‌ان‌بی» ـه ولی مخصوص قایق‌ها.

100
00:07:35,665 --> 00:07:37,834
‫اینی که داخلشیم رو دو ساعت اجاره کردم.

101
00:07:38,835 --> 00:07:41,504
‫باشه، ولی من تا پنج باید برم.

102
00:07:41,504 --> 00:07:43,840
‫قرار نیست با قایق جایی بریم.
‫من که هدایت این قایق رو بلد نیستم.

103
00:07:43,840 --> 00:07:45,550
‫- برنامه‌نویسی؟
‫- آره.

104
00:07:46,101 --> 00:07:47,811
‫و واسه دختر بزرگم یه لپ‌تاپ ساختم.

105
00:07:47,844 --> 00:07:50,513
‫- یه پردازندهٔ پنج هسته‌ای گذاشتم.
‫- چه کار خفنی.

106
00:07:50,513 --> 00:07:52,515
‫من خونهٔ خودم یه دونه...

107
00:07:54,059 --> 00:07:57,229
‫کادوپیچش هم کردین؟
‫خیلی لطف کردین.

108
00:07:58,998 --> 00:08:01,333
‫به‌هرحال قرار بود کادو بشه.

109
00:08:07,530 --> 00:08:10,116
‫امیدوار بودم قبل از خرید بتونم ببینمش.

110
00:08:11,216 --> 00:08:13,163
‫- اگه می‌خوای...
‫- مشکلی نداره.

111
00:08:13,995 --> 00:08:15,163
‫می‌دونین که من بهتون اعتماد دارم.

112
00:08:15,163 --> 00:08:18,333
‫بیا، بده‌ش من.

113
00:08:19,167 --> 00:08:20,544
‫من بازش می‌کنم.

114
00:08:20,544 --> 00:08:21,711
‫کادوئه؟

115
00:08:22,462 --> 00:08:23,463
‫آره، واسه همسرم.

116
00:08:24,047 --> 00:08:25,549
‫واسه تولدش؟

117
00:08:25,549 --> 00:08:27,300
‫الان جدا شدیم.

118
00:08:27,300 --> 00:08:29,719
‫الان با پدر و مادرش توی بِی شوره.

119
00:08:29,719 --> 00:08:31,930
‫یازده ماهه که تنهام.

120
00:08:36,635 --> 00:08:38,067
‫واو!

121
00:08:39,645 --> 00:08:40,938
‫زیباست.

122
00:08:41,523 --> 00:08:42,941
‫تازه برات... آره.

123
00:08:46,361 --> 00:08:48,071
‫«سلامتی پدر رویاهامون.»

124
00:08:49,155 --> 00:08:50,615
‫چاپ اوله!

125
00:08:52,951 --> 00:08:53,952
‫حرف نداره.

126
00:08:55,787 --> 00:08:58,540
‫می‌دونستی پدرِ گرتا وقتی
‫بچه بود این رو براش می‌خوند؟

127
00:08:59,874 --> 00:09:03,378
‫گرتا استریکلند. همسرم.

128
00:09:05,338 --> 00:09:06,506
‫از آلاباما.

129
00:09:07,841 --> 00:09:08,967
‫درست مثل پدر شخصیت اصلی کتاب.

130
00:09:09,926 --> 00:09:12,387
‫داستانِ یه پدر درستکاره، نه؟

131
00:09:13,763 --> 00:09:16,725
‫فکر کنم پدرش این کتاب رو می‌خوند
‫تا بهش نشون بده یه پدر نمونه چه شکلیه.

132
00:09:17,642 --> 00:09:19,185
‫بعدش با من ازدواج کرد.

133
00:09:21,354 --> 00:09:22,731
‫من واسه اون «اتیکاس فینچ» نبودم.
‫(پدرِ وکیلِ داخل داستان)

134
00:09:22,731 --> 00:09:25,525
‫آره، خب. این رفیق‌مون هم نبود!

135
00:09:27,472 --> 00:09:28,862
‫به‌خاطر کتاب دوم همین نویسنده.

136
00:09:29,154 --> 00:09:32,157
‫من اون مردی بودم که فکر
‫می‌کردم فقط کار می‌کنم و...

137
00:09:32,157 --> 00:09:34,536
‫و هرچی می‌خوان براشون فراهم می‌کنم،
‫و این باعث می‌شه پدر خوبی باشم.

138
00:09:35,475 --> 00:09:37,637
‫می‌دونی وقتی این کار رو کنی چی می‌شه؟

139
00:09:38,844 --> 00:09:43,933
‫بعد از ۲۵ سال به خودت میای
‫می‌بینی همسر و بچه‌ت...

140
00:09:43,966 --> 00:09:45,422
‫دیگه تو رو نمی‌شناسن.

141
00:09:45,962 --> 00:09:47,380
‫و اون پدرهای امروزی،

142
00:09:47,964 --> 00:09:50,290
‫اون‌هایی که ۶ صبح با بچه‌شون پارک‌ان.

143
00:09:55,639 --> 00:09:56,932
‫این چیزهاست که خوبه.

144
00:09:57,557 --> 00:09:58,892
‫و حالا می‌دونم که چی‌ها مهم‌ان.

145
00:10:01,260 --> 00:10:03,491
‫می‌دونم اگه همسرم برگرده
‫می‌تونم براش شوهر بهتری باشم.

146
00:10:05,315 --> 00:10:10,737
‫و عاشق دخترهام‌ام.
‫هرگز به زبون نیاوردم.

147
00:10:12,030 --> 00:10:13,031
‫نه، هرگز به زبون نیاوردم.

148
00:10:13,615 --> 00:10:15,566
‫و مردم دوست دارن این چیزها رو به زبون بیاری!

149
00:10:16,952 --> 00:10:17,953
‫آره.

150
00:10:19,746 --> 00:10:23,667
‫و می‌دونم به قیمت سرمایه‌م تموم می‌شه
‫تا با این کتاب دوباره دلش رو به‌دست بیارم.

151
00:10:25,009 --> 00:10:27,720
‫نظر شما چیه، بچه‌ها؟ موفق می‌شم؟

152
00:10:29,130 --> 00:10:31,341
‫آره، همین حرف‌هایی که
‫به ما زدی به خودش بزن.

153
00:10:31,341 --> 00:10:34,344
‫- من کادوش می‌کنم.
‫- همین‌ها رو بگو، خب؟

154
00:10:35,554 --> 00:10:36,513
‫بفرما.

155
00:10:36,513 --> 00:10:38,369
‫هزینه رو اینترنتی پرداخت کردم.

156
00:10:39,683 --> 00:10:42,018
‫باشه، باشه، اینترنتی هم خوبه.

157
00:10:42,936 --> 00:10:44,104
‫پس دیگه تمومه.

158
00:10:48,275 --> 00:10:52,988
‫اگه با این نتونم گرتا رو برگردونم،
‫بدبخت می‌شم.

159
00:10:55,516 --> 00:10:59,827
‫و این کاغذ کادوتون. واقعاً جذابه.

160
00:11:06,501 --> 00:11:07,669
‫پاتریس!

161
00:11:22,976 --> 00:11:24,311
‫چیزی نیست.

162
00:12:04,601 --> 00:12:05,644
‫خدایا.

163
00:12:10,565 --> 00:12:11,900
‫اِما!

164
00:12:58,646 --> 00:13:02,095
‫[جون مادر رو به خطر انداخت.]
‫[خودش رو بکشه.]

165
00:13:02,120 --> 00:13:05,013
‫[اعضای بدن بچه برای صبحانه...]
‫[خداحافظ برایان کوچولو...]

166
00:13:32,022 --> 00:13:33,273
‫هی.

167
00:13:35,025 --> 00:13:38,612
‫مرسی که اومدی اینجا همدیگه رو ببینیم.

168
00:13:42,198 --> 00:13:43,909
‫اینجا خاطرات خوبی داشتیم.

169
00:13:45,254 --> 00:13:47,829
‫اِما دیوونهٔ دامپلینگ‌هاش بود.

170
00:13:48,705 --> 00:13:49,998
‫تمام دوران حاملگیش.

171
00:13:54,753 --> 00:13:56,463
‫می‌خوام ازت به‌خاطر...

172
00:13:57,977 --> 00:14:00,205
‫اینکه توی ختم به مادرم
‫کمک کردی ازت تشکر کنم.

173
00:14:00,884 --> 00:14:02,761
‫برایان خواهرزاده‌م بود!

174
00:14:08,767 --> 00:14:11,519
‫هر هفته گل‌های تازه روی قبرش می‌ذاری؟

175
00:14:12,062 --> 00:14:13,614
‫ما بابتش هزینهٔ اضافه پرداخت کردیم.

176
00:14:14,814 --> 00:14:16,858
‫نتونستم برم، ولی...

177
00:14:16,858 --> 00:14:18,985
‫- باید بری...
‫- می‌خواستم...

178
00:14:21,112 --> 00:14:23,907
‫بابت هزینه‌هایی که کردی پولت رو پس بدم.

179
00:14:25,242 --> 00:14:27,535
‫چقدر می‌شه؟ ده هزار دلار واسه تولدش؟

180
00:14:27,535 --> 00:14:28,828
‫چیکار می‌کنی؟

181
00:14:32,958 --> 00:14:34,832
‫شما به من نیازی نداشتین.

182
00:14:35,206 --> 00:14:39,002
‫اِما خودش از پسش براومد.
‫خودتون بزرگش کردین.

183
00:14:40,173 --> 00:14:43,009
‫خب، تو بودی که یادمون دادی.

184
00:14:47,577 --> 00:14:48,598
‫آپولو...

185
00:14:48,598 --> 00:14:53,061
‫حتی فرصت نشد آرزوی سومش رو بشنوم.

186
00:14:54,145 --> 00:14:57,357
‫هر آرزویی می‌تونست باشه.
‫می‌تونست...

187
00:14:58,066 --> 00:14:59,651
‫می‌تونست بگه...

188
00:15:01,194 --> 00:15:03,245
‫فکر کنم حقت بود که بدونی.

189
00:15:10,036 --> 00:15:12,038
‫قرار نبود این‌جوری شه.

190
00:15:14,708 --> 00:15:15,917
‫ولی حالا که شده.

191
00:15:51,494 --> 00:15:53,246
‫خداحافظ ولنتاینز.

192
00:15:58,793 --> 00:15:59,794
‫مرسی.

193
00:16:03,653 --> 00:16:05,372
‫[حالا دیگه رابطه‌مون جدی شد.]

194
00:16:16,679 --> 00:16:19,638
‫[پیام ناشناس]
‫[اِما ولنتاین زنده‌ست.]

195
00:16:19,731 --> 00:16:21,840
‫این چیه؟ چی؟

196
00:16:39,475 --> 00:16:41,413
‫[بیا پیش من.]

197
00:16:42,087 --> 00:16:43,088
‫چی؟

198
00:16:47,057 --> 00:16:49,207
‫[نقشه رو دنبال کن.]

199
00:17:06,183 --> 00:17:07,243
‫کیرم دهنت.

200
00:17:23,910 --> 00:17:25,671
‫چی؟
‫[حواسم بهت هست.]

201
00:17:28,588 --> 00:17:31,219
‫کدوم گوری هستی؟
‫[آپولو: بگو کدوم گوری هستی؟]

202
00:17:31,244 --> 00:17:33,669
‫[ببخشید، کنار آرامگاه‌م]

203
00:17:37,225 --> 00:17:38,435
‫ویلیام.

204
00:17:39,895 --> 00:17:42,397
‫هی! ویلیام.

205
00:17:43,481 --> 00:17:44,816
‫لعنتی.

206
00:17:46,109 --> 00:17:49,946
‫- ویلیام! کدوم گوری هستی؟ آهای!
‫- آهای، آقای کاگوا...

207
00:17:49,946 --> 00:17:51,489
‫- مرتیکه‌ی حروم‌زاده!
‫- آپولو!

208
00:17:51,489 --> 00:17:52,866
‫متاسفم که دوباره تو این وضعیت می‌بینمت.

209
00:17:52,866 --> 00:17:54,701
‫- فکر کردی چیه؟
‫- بس کن، پسر.

210
00:17:54,701 --> 00:17:57,370
‫- مسخره‌بازیه؟
‫- نه نه.

211
00:17:57,954 --> 00:17:59,789
‫نمی‌خواستم معماییش کنم.

212
00:17:59,789 --> 00:18:01,958
‫چه زری داری می‌زنی؟
‫می‌دونی اِما زنده‌ست؟

213
00:18:01,958 --> 00:18:03,835
‫- آره می‌دونم. به خدا...ببین..
‫- چی چه جوری؟

214
00:18:03,835 --> 00:18:06,296
‫- همینجوری فهمیدم دیگه.
‫- منظورت چیه؟

215
00:18:06,296 --> 00:18:08,965
‫اداره پلیس نیویورک و مامورهای فدرال لعنتی
‫نتونستن پیداش کنن

216
00:18:08,965 --> 00:18:11,551
‫بعد میگی تو پیدا کردی؟
‫حرفت اینه؟

217
00:18:11,551 --> 00:18:13,845
‫ببین، یه زمانی
‫سازمان‌‌های دولتی‌ای مثل اونا

218
00:18:13,845 --> 00:18:15,680
‫تنها منبعی بودن که آدما داشتن، آپولو.

219
00:18:15,680 --> 00:18:18,516
‫- این کسشعرها رو تمومش کن!
‫- دیگه اینجوری نیست.

220
00:18:20,018 --> 00:18:21,503
‫می‌دونی، صدها نفر...

221
00:18:21,515 --> 00:18:23,188
‫با صدها کامپیوتر تو کل کشور

222
00:18:23,730 --> 00:18:25,649
‫می‌تونن به اندازه‌ی همونا اطلاعات داشته باشن.

223
00:18:25,649 --> 00:18:26,942
‫بلکه هم بیشتر.

224
00:18:28,068 --> 00:18:30,971
‫اگه اون آدما واقعا براشون مهم باشه
‫ شبانه‌روز کار می‌کنن.

225
00:18:31,019 --> 00:18:32,104
‫جا نمی‌زنن.

226
00:18:32,948 --> 00:18:35,617
‫وقتی هم بهشون گفتم که می‌خوام
‫به تو کمک کنم، همین کارو کردن.

227
00:18:35,617 --> 00:18:39,204
‫باشه باشه. حالا کجاست؟

228
00:18:39,204 --> 00:18:42,415
‫اگه حرفت درسته، اما ولنتاین کجاست؟

229
00:18:43,291 --> 00:18:45,001
‫توی یه جزیره‌‌ای توی ایست‌ریوره.

230
00:18:47,420 --> 00:18:50,840
‫- جدی میگم. به خدا.
‫- مرتیکه.

231
00:18:51,466 --> 00:18:52,717
‫جدی میگم.

232
00:18:54,219 --> 00:18:56,304
‫فرزانه‌ها رو پیدا کردم، آپولو.

233
00:18:57,347 --> 00:18:58,390
‫تو کی هستی؟

234
00:18:59,266 --> 00:19:02,060
‫- آپولو، من دوستتم.
‫- نکن! تو دوست من نیستی.

235
00:19:02,060 --> 00:19:03,645
‫انقدر این حرفو نزن.
‫انقدر بهم دست نزن.

236
00:19:05,355 --> 00:19:06,606
‫چه جوری برم پیشش؟

237
00:19:08,775 --> 00:19:10,110
‫یه قایق لازمت میشه.

238
00:19:10,944 --> 00:19:14,155
‫یه قایق کوفتی.
‫عالی شد، من قایق ندارم!

239
00:19:14,155 --> 00:19:15,949
‫بیخیال پسر، آروم باش.

240
00:19:17,367 --> 00:19:18,743
‫یه اپلیکیشن براش هست.

241
00:19:21,204 --> 00:19:22,497
‫تف توش.

242
00:19:23,331 --> 00:19:24,791
‫- می‌دونی که حماقته.
‫- لعنتی.

243
00:19:26,918 --> 00:19:29,629
‫می‌دونی الکساندریا توی مصر
‫توی کدوم کتابخونه بود؟

244
00:19:29,629 --> 00:19:32,215
‫آره می‌دونم. زنم کتابداره.

245
00:19:32,215 --> 00:19:33,633
‫کل علم دنیا توشه.

246
00:19:33,633 --> 00:19:35,978
‫«محل درمان روح».

247
00:19:35,990 --> 00:19:38,346
‫اینترنت همینه، رفیق.

248
00:19:38,930 --> 00:19:40,891
‫اون یارو که قایق داشت
‫مدرک عینی‌ای از زنده بودن اِما

249
00:19:40,891 --> 00:19:42,508
‫- بهت داد؟
‫-آره.

250
00:19:42,568 --> 00:19:46,104
‫یه فایلی برام فرستاد
‫ولی نمی‌تونم بازش کنم.

251
00:19:46,104 --> 00:19:49,858
‫حتماً فلشه.
‫آره، برام فورواردش کن.

252
00:19:49,858 --> 00:19:50,942
‫باشه.

253
00:19:51,818 --> 00:19:53,778
‫خبر خوب اینه قبل این که برسی اینجا

254
00:19:53,778 --> 00:19:56,156
‫- بررسی‌های دقیق رو انجام دادم.
‫- خب؟

255
00:19:56,156 --> 00:19:59,242
‫ویلیام وبستر ویلر.
‫حتماً از واج‌آرایی خوشش میاد.

256
00:19:59,743 --> 00:20:00,785
‫متولد «لویتون»ـه.

257
00:20:00,785 --> 00:20:03,914
‫یه خونه توی «فارست هیلز»
‫توی خیابون ۸۶ام داره.

258
00:20:03,914 --> 00:20:05,168
‫اوایل دهه‌ی هشتاد

259
00:20:05,180 --> 00:20:07,125
‫به عنوان کارشناس برنامه‌نویسی
‫توی نیروی هوایی خدمت کرده.

260
00:20:07,125 --> 00:20:11,046
‫بعدش برای دانشگاه پزشکیِ کارولینای جنوبی
‫ کار کرده.

261
00:20:11,046 --> 00:20:13,529
‫دوباره رفته سمت شمال‌شرق.

262
00:20:13,541 --> 00:20:15,717
‫و به عنوان توسعه‌دهنده‌ی اپلیکیشن
‫ کار می‌کنه.

263
00:20:16,593 --> 00:20:17,636
‫لعنتی.

264
00:20:18,303 --> 00:20:20,472
‫- یارو واقعاً همینیه که میگه.
‫- آره.

265
00:20:20,472 --> 00:20:22,807
‫- تو این زمونه چیز خفنیه.
‫- آره، اون فردا شب...

266
00:20:22,807 --> 00:20:24,267
‫می‌خواد یه قایق بگیره...

267
00:20:25,018 --> 00:20:27,062
‫آره، حالا چرا این یارو داره کمکت می‌کنه؟

268
00:20:27,062 --> 00:20:29,147
‫- یعنی چه نفعی واسه خودش داره؟
‫- نمی‌دونم.

269
00:20:29,147 --> 00:20:30,190
‫شاید دیوونه‌ست.

270
00:20:30,190 --> 00:20:32,776
‫شاید می‌خواد منو از قایق بندازه.
‫واقعاً برام مهم نیست.

271
00:20:37,948 --> 00:20:38,990
‫آره.

272
00:20:44,788 --> 00:20:47,457
‫این شبیه فیلم دوربین  مداربسته‌ست.

273
00:20:47,457 --> 00:20:50,252
‫رفیقای این یارو حسابی تحقیق کردن.

274
00:20:55,173 --> 00:20:58,635
‫شبح چیه؟
‫روح یک آدم مرده،

275
00:20:58,635 --> 00:21:00,136
‫یا توهمی که کج و معوج دیده میشه؟

276
00:21:02,597 --> 00:21:05,392
‫آخرین باری که زنده دیده بودتش
‫سه ماه پیش بود

277
00:21:05,392 --> 00:21:08,728
‫و حالا اون اونجا بود.

278
00:21:19,639 --> 00:21:21,141
‫«ساوث استریت سیپورت»

279
00:21:45,932 --> 00:21:47,934
‫فکر کردم بلد نیستی قایق برونی.

280
00:21:50,061 --> 00:21:51,354
‫نمی‌تونم دروغ بگم.

281
00:21:53,273 --> 00:21:55,859
‫به دنیای شگفت‌انگیز قایق‌سواری خوش اومدین.

282
00:21:55,859 --> 00:21:57,986
‫می‌خوام نشونتون بدم که چه جوری
‫از لنگرگاه حرکت کنید.

283
00:21:57,986 --> 00:22:00,572
‫قبلش حتماً لایک و سابسکرایب کنید.

284
00:22:00,572 --> 00:22:03,199
‫از اینترنت میشه هر چیزی رو یاد گرفت.
‫دارم خودآموز یاد می‌گیرم.

285
00:22:05,619 --> 00:22:06,620
‫مرسی.

286
00:22:06,620 --> 00:22:09,247
‫ببین هر وقت خواستی می‌تونیم برگردیم.

287
00:22:10,206 --> 00:22:11,166
‫فقط لب تر کن.

288
00:22:14,336 --> 00:22:15,712
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

289
00:22:15,712 --> 00:22:18,006
‫به کس دیگه‌ای گفتی
‫که این کارو می‌کنیم؟

290
00:22:20,508 --> 00:22:21,676
‫به پاتریس گفتم.

291
00:22:25,430 --> 00:22:27,182
‫پس یه چیزی رو باید ببینی.

292
00:22:29,893 --> 00:22:33,355
‫- وای نه. نه، تو دیگه نه.
‫- اینجا رو نگاه.

293
00:22:34,871 --> 00:22:37,400
‫«هریِ موسبز». اینم از پاتریست.

294
00:22:38,860 --> 00:22:40,904
‫- پاتریس؟
‫- آره. اینم هست.

295
00:22:40,904 --> 00:22:43,156
‫خدای من.

296
00:22:44,658 --> 00:22:47,077
‫ببین، مطمئنم نیتش کمک بوده،

297
00:22:47,077 --> 00:22:48,912
‫ولی منم که باهات اومدم اینجا.

298
00:22:50,455 --> 00:22:52,082
‫ببین، باید مراقب باشیم.

299
00:22:52,082 --> 00:22:55,126
‫تا وقتی خودت ومپایرها رو دعوت نکنی خونه‌ت
‫نمی‌تونن وارد شن، آپولو.

300
00:22:55,919 --> 00:22:59,631
‫توی اینترنت پست گذاشتن مثل این می‌مونه
‫که در خونه‌ت رو باز گذاشته باشی.

301
00:23:00,590 --> 00:23:03,552
‫و به هر جک و جنده‌ای بگی بفرما تو.

302
00:23:12,018 --> 00:23:13,645
‫وای. رایکرز.

303
00:23:14,312 --> 00:23:15,480
‫برق رفت.

304
00:23:49,139 --> 00:23:50,515
‫حالا چه جوری میری؟

305
00:23:50,515 --> 00:23:52,812
‫از پل جرج واشنگتن بپر.

306
00:24:05,155 --> 00:24:06,156
‫لعنتی.

307
00:24:36,394 --> 00:24:39,648
‫اگه وارد یه افسانه می‌شدین
‫اصلا می‌فهمیدین؟

308
00:24:41,650 --> 00:24:43,610
‫وقتی که بین صفحات کتاب در حرکت باشید؟

309
00:24:48,615 --> 00:24:51,240
‫توی این دنیا درگاه‌هایی هست...

310
00:24:51,252 --> 00:24:53,954
‫که شاید هیچ‌وقت ندونیم
‫بی‌اجازه ازش عبور کردیم.

311
00:25:17,310 --> 00:25:20,855
‫اونجاست. اونجا رو نگاه کن. همونجاست.

312
00:25:21,898 --> 00:25:24,317
‫خدای من. پیداش کردی.

313
00:25:26,861 --> 00:25:27,862
‫آره. می‌خوام برم ساحل.

314
00:25:28,822 --> 00:25:29,990
‫باشه.

315
00:25:48,258 --> 00:25:49,259
‫آماده‌ای؟

316
00:25:49,885 --> 00:25:50,886
‫آره.

317
00:26:01,521 --> 00:26:02,522
‫هوا یخبندونه.

318
00:26:09,112 --> 00:26:10,947
‫- ویلیام.
‫- بله؟

319
00:26:10,947 --> 00:26:12,157
‫چرا اومدی؟

320
00:26:16,077 --> 00:26:17,245
‫گرتا گفت نه.

321
00:26:19,831 --> 00:26:21,630
‫حتی با عصبانیت هم نگفت.

322
00:26:22,292 --> 00:26:24,419
‫فقط گفت توی وصیت‌نامه‌م
‫کتاب رو به دخترها بدم.

323
00:26:25,670 --> 00:26:26,713
‫اگه با تو این بیرون نبودم

324
00:26:26,713 --> 00:26:29,132
‫الان داشتم تو زیرزمین خونه‌م دیوونه می‌شدم.

325
00:26:29,132 --> 00:26:32,886
‫می‌دونم عجیبه ولی حداقل تنها نیستم.

326
00:26:39,976 --> 00:26:41,144
‫میشه باهات بیام؟

327
00:26:49,986 --> 00:26:50,987
‫بریم.

328
00:26:51,863 --> 00:26:52,864
‫بریم.

329
00:26:58,954 --> 00:27:00,538
‫- ببین.
‫- چیه؟

330
00:27:04,501 --> 00:27:05,502
‫تخت بیمارستان.

331
00:27:06,419 --> 00:27:07,712
‫می‌دونم کجاییم.

332
00:27:08,797 --> 00:27:11,436
‫اینجا باید «جزیره‌ی نورث برادر» باشه.
‫امروز درموردش خوندم.

333
00:27:12,634 --> 00:27:14,594
‫آره، بیمارستان افراد آلوده بود.

334
00:27:19,489 --> 00:27:20,657
‫گوشیم خاموش شد.

335
00:27:20,684 --> 00:27:21,768
‫بیا ویلیام.

336
00:27:22,269 --> 00:27:23,937
‫می‌دونی ماری ملون کی بود؟

337
00:27:23,937 --> 00:27:25,021
‫ماری حصبه‌ای.

338
00:27:25,021 --> 00:27:26,606
‫باریکلا. باهوشی.

339
00:27:28,108 --> 00:27:29,442
‫بیماری فراگیر اصلی.

340
00:27:30,485 --> 00:27:33,113
‫می‌دونستی یه سوم عمرش
‫اینجا قرنطینه‌ش کردن؟

341
00:27:35,365 --> 00:27:38,618
‫حالا محل لانه‌گزینی پرنده‌ی
‫حواصیل شب تاج‌سیاهه.

342
00:27:40,245 --> 00:27:41,246
‫ویلیام!

343
00:27:46,293 --> 00:27:48,003
‫نگاه کن! اون نورو ببین.

344
00:27:48,920 --> 00:27:52,340
‫- اون چیه؟
‫- یا خدا! فرزانه‌ها.

345
00:27:53,008 --> 00:27:55,427
‫باید ببینیم اگه این زن‌ها اسلحه دارن
‫از بین ببریمشون.

346
00:27:55,427 --> 00:27:58,179
‫قایق‌هاشون رو که خراب کنیم
‫می‌تونیم راحت این جادوگرها رو بکشیم.

347
00:27:58,179 --> 00:28:01,474
‫ساکت شو.
‫تو یه کارشناس آی‌تی میان‌سالی

348
00:28:01,474 --> 00:28:02,893
‫و من یه کتاب‌فروش افسرده.

349
00:28:04,603 --> 00:28:07,397
‫ولی من اسطوره آپولوام.

350
00:28:09,816 --> 00:28:11,610
‫من اسطوره آپولوام!

351
00:28:12,611 --> 00:28:17,699
‫اِما! جنده، کجایی؟ کجایی؟

352
00:28:19,326 --> 00:28:25,123
‫کجایی؟ اِما! من اسطوره آپولوام!

353
00:28:25,624 --> 00:28:27,792
‫من اسطوره آپولوام!

354
00:28:28,710 --> 00:28:33,131
‫من اسطوره آپولوام!
‫اومدم انتقامم رو بگیرم!

355
00:28:33,715 --> 00:28:39,262
‫اِما، کجایی؟ کجایی؟ کجایی؟

356
00:28:42,849 --> 00:28:43,975
‫بس کن!

357
00:28:57,822 --> 00:29:00,075
‫ولم کنید. ولم کنید.

358
00:29:01,326 --> 00:29:03,411
‫نه نه. ولم کنید.

359
00:29:08,458 --> 00:29:09,834
‫اومدم دنبال زنم!

360
00:29:20,762 --> 00:29:22,055
‫لعنتی!

361
00:29:40,865 --> 00:29:44,494
‫وقتی از مچم دربیاد
‫اون سه تا آرزو برآورده می‌شن.

362
00:29:44,494 --> 00:29:46,454
‫من اسطوره آپولوام.

363
00:29:46,454 --> 00:29:50,709
‫نبُرش.

364
00:29:53,336 --> 00:29:54,629
‫اون بچه نیست.

365
00:29:54,629 --> 00:30:00,468
‫ببین. هر اتفاقی هم بیفته
‫با من میای.

366
00:30:01,845 --> 00:30:07,392
‫با من میای. با من میای. بای من میای.

367
00:30:13,523 --> 00:30:14,608
‫نکنید! بسه!

368
00:30:19,279 --> 00:30:20,530
‫ولم کنید!

369
00:30:20,530 --> 00:30:25,201
‫چرا از اما محافظت می‌کنید؟ چرا ازش
‫محافظت می‌کنید؟ اون بچه‌م رو کشت!

370
00:30:25,201 --> 00:30:26,870
‫اون بچه‌م رو کشت!

371
00:30:27,283 --> 00:30:28,326
‫تو شوهر اِمایی؟

372
00:30:28,997 --> 00:30:31,291
‫معلومه که خودشه.
‫اِما مایه‌ی عذاب بود.

373
00:30:31,291 --> 00:30:32,584
‫چرا شوهرش نباشه؟

374
00:30:32,584 --> 00:30:34,127
‫کل می‌خواد ببینتت.

375
00:30:35,003 --> 00:30:35,921
‫- بیا.
‫- کل؟

376
00:30:35,921 --> 00:30:38,298
‫کل بهم گفت چه جوری
‫دخترمو برگردونم.

377
00:30:38,298 --> 00:30:43,053
‫کل بهم گفت چی کار کنم.
‫فقط نمی‌دونستم می‌تونم یا نه.

378
00:30:43,533 --> 00:30:44,617
‫کل؟

379
00:30:45,764 --> 00:30:46,723
‫یالا!

380
00:30:52,812 --> 00:30:53,813
‫ولم کنید!

381
00:30:53,813 --> 00:30:59,486
‫ولم... ولم کنید!

382
00:31:00,695 --> 00:31:01,696
‫ولم کنید!

383
00:31:13,625 --> 00:31:14,793
‫اون بچه نیست.

384
00:31:15,627 --> 00:31:17,128
‫هی هی، صبر کن!

385
00:31:18,463 --> 00:31:19,464
‫من اونو می‌شناسم.

386
00:31:34,896 --> 00:31:36,314
‫افتاد توی محوطه.

387
00:31:36,314 --> 00:31:38,525
‫یکی از بچه‌ها پیداش کرد و برام آوردش.

388
00:31:39,192 --> 00:31:41,111
‫فکر کردم بهتون یاد دادم بیشتر احتیاط کنید.

389
00:31:41,111 --> 00:31:42,195
‫متاسفم.

390
00:31:42,779 --> 00:31:43,780
‫بی‌احتیاط.

391
00:31:56,835 --> 00:31:57,919
‫کدومش ترسناک‌تره؟

392
00:32:01,673 --> 00:32:02,716
‫سلام؟

393
00:32:04,261 --> 00:32:05,930
‫زبونت رو که نبریدن؟

394
00:32:06,970 --> 00:32:07,971
‫تو کلی.

395
00:32:09,723 --> 00:32:12,809
‫آره، کوتاه‌شده‌ی کلیستو. بیا نزدیک‌تر.

396
00:32:15,937 --> 00:32:17,689
‫اونا از من مراقبت می‌کنن.

397
00:32:18,622 --> 00:32:21,208
‫کار احمقانه‌ای که نمی‌خوای بکنی؟ نه؟

398
00:32:27,949 --> 00:32:29,618
‫فردا واسه بچه‌ها نمایش دارم.

399
00:32:29,618 --> 00:32:32,203
‫بیا، کمکم کن یه عروسک ترسناک بسازم.

400
00:32:32,695 --> 00:32:35,624
‫گوش کن! زن من کجاست؟

401
00:32:35,624 --> 00:32:37,842
‫یکی بود یکی نبود، یه پیرمرد...

402
00:32:37,854 --> 00:32:40,503
‫و پیرزنی بودن که خیلی وقت بود
‫آرزو داشتن بچه‌دار شن.

403
00:32:41,004 --> 00:32:42,714
‫وقتی زنه باردار شد،

404
00:32:42,714 --> 00:32:47,010
‫با حسرت به زمینِ گیاه راپونزل همسایه خیره شد.

405
00:32:47,010 --> 00:32:50,764
‫واسه همین شوهرش تصمیم گرفت
‫یه کم براش بدزده.

406
00:32:50,764 --> 00:32:54,100
‫اما یه ساحره‌ی وحشتناک ظاهر شد و گفت

407
00:32:54,100 --> 00:32:58,521
‫«به چه جرئتی اومدی اینجا، دزد؟
‫نفرینت می‌کنم»

408
00:32:59,439 --> 00:33:02,859
‫ولی گفت اگه بچه‌شون رو بدن

409
00:33:03,851 --> 00:33:06,780
‫نمی‌کشتش.

410
00:33:06,780 --> 00:33:08,281
‫بسه. کافیه.

411
00:33:09,407 --> 00:33:12,077
‫گوش کن، من باید بدونم زنم کجاست.

412
00:33:12,702 --> 00:33:14,871
‫آهای، زنم کجاست؟

413
00:33:14,871 --> 00:33:18,375
‫باید پیداش کنم، خب؟
‫اون آدمات داشتن منو می‌کشتن.

414
00:33:18,375 --> 00:33:20,293
‫سال‌ها پیش شوهر یکی پیدامون کرد.

415
00:33:21,795 --> 00:33:26,716
‫با خودش دو تا اسلحه
‫و یه تن خشم آورده بود.

416
00:33:27,884 --> 00:33:29,803
‫اشتباه کردم که سعی کردم
‫باهاش حرف بزنم.

417
00:33:29,803 --> 00:33:32,806
‫ولی اون سه تا زن و هفت تا بچه رو کشت.

418
00:33:34,849 --> 00:33:36,935
‫اون موقع بود که از کل دنیا جدا شدیم
‫و اومدیم اینجا.

419
00:33:38,019 --> 00:33:40,272
‫و تا جای ممکن خودمونو مسلح کردیم.

420
00:33:40,272 --> 00:33:45,235
‫وقتی مردها میان اینجا
‫یه کم بیشتر مراقبت می‌کنیم.

421
00:33:52,367 --> 00:33:53,827
‫چند تا مرد رو کشتین؟

422
00:33:55,370 --> 00:33:56,788
‫خدا می‌دونه. ما مثل پلیس‌ها می‌مونیم.

423
00:33:56,788 --> 00:33:58,206
‫به این آمار و ارقام کاری نداریم.

424
00:34:00,333 --> 00:34:02,294
‫حالا چه جوری از بچه‌هامون محافظت کنیم؟

425
00:34:03,336 --> 00:34:04,964
‫جریان «راپونزل» همینه.

426
00:34:04,976 --> 00:34:06,756
‫سوالی که می‌پرسه همینه.

427
00:34:06,756 --> 00:34:09,217
‫خب مشخصاً از من نباید پرسید.

428
00:34:11,635 --> 00:34:16,266
‫می‌دونی، شوهره بچه رو فدای خودش می‌کنه.

429
00:34:16,266 --> 00:34:17,684
‫ساحره بچه رو می‌دزده.

430
00:34:18,602 --> 00:34:19,936
‫بعدها ساحره...

431
00:34:19,936 --> 00:34:21,938
‫نمی‌ذاشت اون بچه هیچ جا بره.

432
00:34:21,938 --> 00:34:24,356
‫عین یه والد فوق‌العاده کنترلگر.

433
00:34:24,356 --> 00:34:30,447
‫ولی باز هم شاهزاده یه جوری میاد داخل.

434
00:34:31,655 --> 00:34:34,159
‫یعنی هر کاری هم بکنیم
‫مردم یه راهی پیدا می‌کنن که بیان اینجا.

435
00:34:36,870 --> 00:34:39,664
‫حالا چه جوری از بچه‌هامون محافظت می‌کنیم؟

436
00:34:41,749 --> 00:34:44,920
‫این سوالیه که صدها ساله می‌پرسن،

437
00:34:44,920 --> 00:34:48,173
‫از وقتی که اولین بار دور یه آتیش شبونه
‫نشستن و قصه گفتن.

438
00:34:50,383 --> 00:34:54,346
‫ترس‌های جدید همون ترس‌های قدیمین
‫و ترس‌های قدیمی همون ترس‌های دوران باستان.

439
00:34:54,346 --> 00:34:59,768
‫اما وقتی نوبت ماست که باهاشون
‫مواجه بشیم، تازه میشن.

440
00:35:16,743 --> 00:35:21,122
‫بچه‌ها جوری با این عروسک
‫حرف می‌زنن که انگار عین من واقعیه.

441
00:35:26,545 --> 00:35:28,964
‫یه جور جادوی قدیمیه.

442
00:35:29,839 --> 00:35:32,634
‫اسکاتلندی‌های بهش میگن «افسون».

443
00:35:32,634 --> 00:35:34,571
‫یه توهمه که یه چیزی...

444
00:35:34,583 --> 00:35:37,264
‫وانمود می‌کنه چیز دیگه‌ایه.

445
00:35:37,847 --> 00:35:41,768
‫هیولایی که انگار یه بانوی زیباست

446
00:35:41,768 --> 00:35:45,355
‫و یه قلعه‌ی متروکه که ظاهراً یه قصر طلاییه.

447
00:35:46,439 --> 00:35:50,193
‫متوجهی چی دارم میگم؟

448
00:35:53,071 --> 00:35:54,364
‫بچه نیست.

449
00:35:54,948 --> 00:35:57,075
‫باریکلا پسر باهوش.

450
00:36:00,161 --> 00:36:03,540
‫ولی اگه توهمه،

451
00:36:03,540 --> 00:36:05,625
‫یعنی یه نفر خلقش کرده.

452
00:36:05,625 --> 00:36:09,963
‫- سلام! اینجایی؟
‫- لعنتی.

453
00:36:11,172 --> 00:36:12,173
‫تنها نیومدی!

454
00:36:38,491 --> 00:36:39,826
‫آهای، آروم.

455
00:36:54,424 --> 00:36:55,926
‫وقتی پیداش کردین داشت چی کار می‌کرد؟

456
00:36:55,926 --> 00:36:57,384
‫لب آب بود، نور گوشیش رو...

457
00:36:57,396 --> 00:36:59,387
‫بالای سرش به اینطرف و اونطرف تکون می‌داد.

458
00:36:59,387 --> 00:37:01,097
‫خاموش شده بود. گوشیم خاموش شده بود.

459
00:37:01,097 --> 00:37:03,183
‫چرا هنوز این کوفتی رو از بین نبردین؟

460
00:37:03,610 --> 00:37:05,737
‫گفتم شاید بخوای ببینی چی توش داره.

461
00:37:14,194 --> 00:37:15,278
‫ویلیام.

462
00:37:15,278 --> 00:37:19,532
‫خدای من. این شوهر گرتاست.

463
00:37:51,815 --> 00:37:54,568
‫آره، باید بهش زنگ بزنیم.
‫اونو کشتنی حتماً می‌خواد اینجا باشه.

464
00:37:54,568 --> 00:37:57,320
‫گرتا؟ لطفاً، خیلی دلم می‌خواد ببینمش.

465
00:37:57,320 --> 00:37:58,780
‫این اتفاق نمیفته.

466
00:38:13,044 --> 00:38:14,713
‫لعنتی. خیلی خب. خیلی خب.

467
00:38:21,553 --> 00:38:23,650
‫تو، بهتره تصمیم بگیری...

468
00:38:23,662 --> 00:38:26,057
‫آمادگیش رو داری که
‫یه عذرخواهی درست و درمون کنی؟

469
00:38:40,864 --> 00:38:44,784
‫صبر کنید. نمی‌دونم این...

470
00:38:55,587 --> 00:38:56,588
‫لعنتی.

471
00:38:58,006 --> 00:38:59,716
‫باز خوبه عینکم رو دادن.

472
00:39:02,385 --> 00:39:05,096
‫تو چه جوری نمردی، پسر؟

473
00:39:14,439 --> 00:39:15,982
‫همه چی رو بهم نگفتی.

474
00:39:19,444 --> 00:39:20,779
‫خب معلومه.

475
00:39:24,032 --> 00:39:27,744
‫می‌خواستن منو بکشن، پسر.
‫می‌خواستن بکشنم.

476
00:39:28,286 --> 00:39:30,872
‫آره آره. بابتش شرمنده‌م.

477
00:39:31,748 --> 00:39:35,502
‫ولی راستش رو بخوای
‫در غیر این صورت تا اینجا نمیومدیم.

478
00:39:36,127 --> 00:39:37,585
‫می‌دونی، من چندین ماه بود که این رودخونه رو

479
00:39:37,597 --> 00:39:38,964
‫بالا پایین می‌کردم
‫ و نمی‌تونستم پیداش کنم.

480
00:39:38,964 --> 00:39:42,884
‫تو همون بار اول پیداش کردی. خو‌ش‌شانسی.

481
00:39:42,884 --> 00:39:46,388
‫اگه در به در دنبال اینجا می‌گشتی

482
00:39:46,888 --> 00:39:48,431
‫پس قایق‌سواری رو امروز یاد نگرفتی.

483
00:39:50,308 --> 00:39:51,685
‫خب، خانواده‌ی من نروژی‌ان.

484
00:39:52,769 --> 00:39:55,522
‫از بچگی توی قایق بزرگ شدم.

485
00:39:56,439 --> 00:39:57,816
‫قایقرانی یه جورایی تو خونمونه.

486
00:39:57,816 --> 00:39:59,609
‫چرا نباید اینو بهم می‌گفتی، پسر؟

487
00:40:00,860 --> 00:40:01,945
‫منطقی نیست.

488
00:40:08,577 --> 00:40:10,328
‫داستان چیه؟

489
00:40:11,997 --> 00:40:12,998
‫تو کی هستی؟

490
00:40:14,040 --> 00:40:18,628
‫باشه باشه. باید یه اعترافی بکنم.

491
00:40:20,672 --> 00:40:22,507
‫قبل از این که همو ببینیم، میشناختمت.

492
00:40:27,470 --> 00:40:28,889
‫- چی؟
‫- آره.

493
00:40:30,265 --> 00:40:32,642
‫آره. خبر زایمان زنت
‫توی قطار «آ» رو خونده بودم.

494
00:40:34,477 --> 00:40:35,854
‫همون موقع فهمیدم.

495
00:40:36,479 --> 00:40:37,397
‫چی رو فهمیدی؟

496
00:40:37,397 --> 00:40:39,065
‫این که قراره دوست بشیم.

497
00:40:40,025 --> 00:40:43,028
‫خدای من. این حرومزاده دیوانه‌‌ست.

498
00:40:45,071 --> 00:40:48,700
‫این حرومزاده دیوانه‌ست.
‫بدجوری دیوونه‌‌ای، نه؟

499
00:40:48,700 --> 00:40:50,317
‫نه، فقط داستان به دنیا اومدن برایان رو

500
00:40:50,329 --> 00:40:51,870
‫خیلی دوست داشتم.

501
00:40:52,829 --> 00:40:54,497
‫دیدی توی اخبار جریان یکی رو می‌شنوی

502
00:40:54,497 --> 00:40:55,883
‫و توی اینترنت درموردش سرچ می‌کنی

503
00:40:55,895 --> 00:40:57,292
‫تا ببینی زندگیش چه شکلیه؟

504
00:40:58,293 --> 00:40:59,961
‫خب من فقط می‌خواستم بچه رو ببینم.

505
00:41:01,129 --> 00:41:02,721
‫و دنبال یه پایان خوش بودم

506
00:41:02,733 --> 00:41:04,382
‫چون تو خونه‌ی خودم خبری ازش نبود.

507
00:41:05,592 --> 00:41:08,094
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.
‫راضی شدی؟

508
00:41:08,094 --> 00:41:09,888
‫پایان خوش زندگی من راضیت کرد؟

509
00:41:09,888 --> 00:41:12,307
‫من از طریق‌ شبکه‌های اجتماعیت پیدات کردم.

510
00:41:13,516 --> 00:41:14,684
‫صبح‌ زود پارک رفتنات.

511
00:41:15,769 --> 00:41:17,145
‫عکسایی که پست کردی.

512
00:41:18,271 --> 00:41:21,524
‫خیلی خوشحال بودی و با خودم گفتم
‫«من عاشق این مردم.

513
00:41:22,192 --> 00:41:23,587
‫واقعاً کارش درسته.

514
00:41:23,612 --> 00:41:25,820
‫دقیقاً همون کاریو می‌کنه
‫که من باید می‌کردم.»

515
00:41:25,820 --> 00:41:29,282
‫گرتا با دخترم فرار کرد
‫و خانواده‌م رو از هم پاشوند ولی تو...

516
00:41:30,242 --> 00:41:32,410
‫تو نمادی برای این بودی
‫که زندگیم می‌تونست چطوری باشه.

517
00:41:33,453 --> 00:41:36,998
‫دختر؟ دو تا دختر داری.

518
00:41:38,750 --> 00:41:39,751
‫نه، دو تا داشتم.

519
00:41:41,503 --> 00:41:45,423
‫گرتا هم به حرف کل گوش داد،
‫درست عین اِما و اون...

520
00:41:49,506 --> 00:41:51,096
‫من نیروهای سواره‌نظام رو خبر کردم.

521
00:41:51,096 --> 00:41:54,057
‫چی هست؟
‫چی هست، پسر؟ پلیسه؟

522
00:41:55,183 --> 00:41:57,018
‫ببین، اِما احتمالاً زنده‌ست.

523
00:41:57,644 --> 00:42:00,146
‫زن‌های این جزیره کمکت نمی‌کنن پیداش کنی.

524
00:42:01,189 --> 00:42:02,691
‫ولی من می‌تونم کمکت کنم.

525
00:42:03,733 --> 00:42:04,818
‫در صورتی که تو کمکم کنی.

526
00:42:04,818 --> 00:42:08,029
‫نه نه نه نه. چرا باید همچین کاری کنم؟

527
00:42:08,029 --> 00:42:09,206
‫بعد همه‌ی این داستانایی که داشتیم

528
00:42:09,218 --> 00:42:10,407
‫چرا باید همچین کاری کنم؟

529
00:42:10,407 --> 00:42:12,075
‫فقط کمکم کن گرتا و گریس رو برگردونم.

530
00:42:12,075 --> 00:42:14,084
‫شنیدی که کل چی گفت.
‫میارنش اینجا.

531
00:42:14,109 --> 00:42:15,579
‫اگه کمکم کنی، می‌تونم کمکت کنم.

532
00:42:15,579 --> 00:42:17,581
‫خودت که دیدی چه قدر آشنا دارم.

533
00:42:17,581 --> 00:42:19,416
‫نمی‌دونم چیا درموردت فهمیدم.

534
00:42:20,584 --> 00:42:23,503
‫حتی نمی‌دونم کی هستی یا اینجا چه خبره.

535
00:42:23,503 --> 00:42:24,956
‫نمی‌دونم... من... هیچی نمی‌دونم، پسر.

536
00:42:24,968 --> 00:42:26,548
‫نمی‌دونم این چه وضع گهیه.

537
00:42:26,548 --> 00:42:28,163
‫لطفاً، فقط قبل از این که...

538
00:42:28,175 --> 00:42:29,801
‫کاری بکنن با گرتا حرف بزن.

539
00:42:29,801 --> 00:42:31,928
‫ویلیام، نمی‌دونم متوجهش شدی یا نه،

540
00:42:32,429 --> 00:42:36,766
‫ولی منم توی یه قفس کوفتی‌ام!
‫با توی خل و چل!

541
00:42:38,280 --> 00:42:40,366
‫خب کل گفت منو می‌کشه و این کارو می‌کنه.

542
00:42:41,021 --> 00:42:43,044
‫ولی به تو یه فرصت دوباره داد
‫که عذرخواهی کنی.

543
00:42:43,690 --> 00:42:45,442
‫فقط با گرتا حرف بزنی...

544
00:42:45,442 --> 00:42:49,321
‫و براش توضیح بدی.
‫متوجهم که تقصیر اون نیست.

545
00:42:49,905 --> 00:42:52,282
‫بعد مرگ آگنس جفتمون دیوونه شدیم.

546
00:42:57,203 --> 00:42:58,455
‫خب بچه‌مون بود.

547
00:43:00,332 --> 00:43:02,375
‫می‌دونی، تقریباً یه ساله که اسمش رو نگفتم.

548
00:43:04,419 --> 00:43:05,420
‫آگنس.

549
00:43:06,838 --> 00:43:07,839
‫دختر قشنگم.

550
00:43:09,655 --> 00:43:11,323
‫بهش بگو می‌دونم تقصیر اون نبود.

551
00:43:13,220 --> 00:43:14,673
‫بگو ازش معذرت می‌خوام

552
00:43:14,685 --> 00:43:16,537
‫و اگه خواست بگو منم می‌بخشمش.

553
00:43:16,562 --> 00:43:18,460
‫- دهنتو ببند. خیلی خب.
‫- می‌خوام اون و گریس برگردن خونه.

554
00:43:18,485 --> 00:43:19,233
‫خیلی خب. باشه.

555
00:43:19,258 --> 00:43:21,436
‫می‌خوام دوباره خانواده‌م رو دور هم جمع کنم.

556
00:43:21,436 --> 00:43:24,314
‫- فقط ازت می‌خوام اینو بهش بگی.
‫- خیلی خب، ساکت شو، پسر.

557
00:43:25,023 --> 00:43:27,317
‫چی باعث شده فکر کنی که من
‫قبل تو گرتا رو می‌بینم؟

558
00:43:27,317 --> 00:43:29,319
‫فقط عذرخواهی کن، داداش!

559
00:43:30,211 --> 00:43:31,712
‫برو پیش زنم.

560
00:43:33,823 --> 00:43:35,242
‫این تنها فرصتیه که برام مونده.

561
00:43:37,285 --> 00:43:38,870
‫نمی‌خوام اینجا بدون هیچ تلاشی بمیرم.

562
00:43:44,584 --> 00:43:45,835
‫اگه جوابم منفی باشه چی؟

563
00:43:46,545 --> 00:43:48,463
‫اگه بگم گور بابای تو
‫و همه‌ی این داستان‌ها...

564
00:43:49,923 --> 00:43:51,132
‫اون‌وقت چی؟

565
00:43:53,468 --> 00:43:54,678
‫متوجه نیستی.

566
00:43:59,766 --> 00:44:04,771
‫آپولو، اگه کمکم نکنی،

567
00:44:04,771 --> 00:44:07,107
‫تمام افراد این جزیره می‌میرن.

568
00:44:07,131 --> 00:44:24,131
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

569
00:44:24,155 --> 00:44:38,155
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

