﻿1
00:00:37,086 --> 00:00:45,086
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:45,110 --> 00:00:53,110
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:53,111 --> 00:01:01,111
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:28,672 --> 00:01:32,005
‫هرکسی که مادرش اون رو تربیت نکنه،

5
00:01:33,552 --> 00:01:35,512
‫جهان تربیتش می‌کنه.

6
00:01:51,486 --> 00:01:52,821
‫اوم...

7
00:01:52,821 --> 00:01:53,739
‫هی

8
00:01:55,532 --> 00:02:00,500
‫- من یه پیرزنی رو کنار آبشار دیدم.
‫- کنار آبشار؟

9
00:02:01,455 --> 00:02:02,289
‫آره.

10
00:02:02,581 --> 00:02:04,750
‫هرگز نباید پات رو توی چشمه بذاری.

11
00:02:05,167 --> 00:02:06,210
‫چی؟

12
00:02:06,210 --> 00:02:07,336
‫اونجا تسخیرشده‌ست!

13
00:02:07,878 --> 00:02:09,170
‫بدجوری هم تسخیرشده‌ست.

14
00:02:09,170 --> 00:02:12,049
‫اون زنی که داره لباس می‌شوره، ساحره‌ست.

15
00:02:13,050 --> 00:02:13,884
‫ساحره...

16
00:02:13,884 --> 00:02:15,511
‫هرکاری که می‌کنی بکن،

17
00:02:15,511 --> 00:02:17,721
‫ولی هرگز دیگه اونجا برنگرد.

18
00:02:17,893 --> 00:02:20,294
‫و هیچ‌وقت اجازه نده که...

19
00:02:20,349 --> 00:02:22,518
‫اون زن لمست کنه.

20
00:02:40,452 --> 00:02:45,145
‫اینکه زن‌ها قادر به انجام چه کارهایی‌ان
‫توی افسانه‌ها بهش اشاره شده.

21
00:02:45,874 --> 00:02:50,567
‫یه معمای وحشتناک، پیچیده و چند لایه.

22
00:02:51,661 --> 00:02:53,443
‫هیولاهای قدرتمند...

23
00:02:55,551 --> 00:02:58,262
‫از پس قدرتِ زن‌ها برنمی‌اومدن،

24
00:02:58,762 --> 00:03:03,267
‫پس تصمیم گرفتن که قدرت‌شون رو بگیرن،
‫و شمعِ این قدرتِ خاص رو خاموش کنن.

25
00:03:03,976 --> 00:03:06,805
‫همیشه همین‌طور بوده و خواهد بود.

26
00:03:09,106 --> 00:03:11,664
‫از قدرت جادویی‌ای که درون‌شون بود می‌ترسیدن.

27
00:03:12,067 --> 00:03:14,236
‫نمی‌بینی؟ دقیق‌تر نگاه کن.

28
00:03:16,405 --> 00:03:18,991
‫دقیق‌تر نگاه کن، دقیق‌تر نگاه کن.

29
00:04:46,995 --> 00:04:47,996
‫اوه...

30
00:04:50,791 --> 00:04:51,792
‫آخ

31
00:04:53,669 --> 00:04:55,587
‫ازش اجازه نگرفتی.

32
00:04:56,463 --> 00:04:57,464
‫اوم...

33
00:04:59,299 --> 00:05:00,342
‫ببخشید.

34
00:06:38,899 --> 00:06:39,858
‫اجازه هست؟

35
00:06:42,444 --> 00:06:43,654
‫باشه.

36
00:06:47,449 --> 00:06:48,909
‫خب، من برم دستشویی و بیام.

37
00:06:48,909 --> 00:06:49,993
‫خیلی‌خب.

38
00:10:18,577 --> 00:10:20,329
‫اون مثل یه عفریتهٔ کوفتی...

39
00:10:20,329 --> 00:10:23,858
‫به دوربین زل زده بود، آپولو.

40
00:11:17,554 --> 00:11:20,932
‫«بچهٔ جایگزین»
‫« فصل یک - قسمت پنجم »

41
00:12:03,557 --> 00:12:07,186
‫اون‌ها هنگام غروب حمامش میدن،
‫و با حلیه پنهانش می‌کنن.

42
00:12:08,228 --> 00:12:14,318
‫توی خونه‌شون، داخل جنگل،
‫تا ابد توی طبیعت گم خواهد شد.

43
00:12:15,466 --> 00:12:16,968
‫آپولو؟

44
00:12:22,117 --> 00:12:23,577
‫صبح بخیر، پرل.

45
00:12:25,454 --> 00:12:27,331
‫پرل واکر.

46
00:12:28,457 --> 00:12:32,836
‫بزرگ‌شدهٔ ساحل ایالت مین، که واسه
‫دستِ کجی که داشت، همیشه توی دردسر بود.

47
00:12:34,129 --> 00:12:38,008
‫یه الکلی تمام‌عیار
‫صاحب یه فرزند.

48
00:12:42,369 --> 00:12:44,806
‫حالا اسم شگون‌نمای
‫دوران دبیرستانت رو یادت میاد؟

49
00:12:44,806 --> 00:12:47,309
‫چون اگه احیاناً فراموشت شده،
‫خوشحال می‌شم که...

50
00:12:47,309 --> 00:12:50,896
‫دیشب می‌خواستم روت بنزین بریزم و آتیشت بزنم.

51
00:12:52,189 --> 00:12:56,527
‫ولی جلوی خودم رو گرفتم و به خودم گفتم:
‫«نه، گرتا باید این کار رو بکنه.»

52
00:12:57,027 --> 00:12:58,737
‫واسه همین یه قایق فرستادم تا بیارنش.

53
00:12:58,737 --> 00:13:01,907
‫پس دخترم چی؟

54
00:13:01,907 --> 00:13:03,575
‫همونی که کُشتیش؟

55
00:13:03,575 --> 00:13:05,494
‫- صبر کن ببینم.
‫- حتی اون دنیا هم دخترت رو نمی‌بینی.

56
00:13:05,494 --> 00:13:08,413
‫- صبر کنین، صبر کنین.
‫- عفریته، جادوگر!

57
00:13:08,413 --> 00:13:10,457
‫همهٔ حرف‌هات دروغه.

58
00:13:10,457 --> 00:13:12,292
‫صبر کن ببینم. تو گفتی اون دخترش رو کشته.

59
00:13:12,292 --> 00:13:14,878
‫ولی اشتباه می‌کنی.
‫اون تا اینجا دنبال‌شون اومده.

60
00:13:14,878 --> 00:13:17,047
‫- مگه نه، ویلیام؟
‫- دروغ می‌گه، عوضی.

61
00:13:17,047 --> 00:13:20,926
‫داره وِرد می‌خونه.
‫ساحره‌ها کارشون همینه.

62
00:13:21,885 --> 00:13:23,971
‫تصمیم گرفتم تا یه شانسِ مجدد بهت بدم.

63
00:13:25,239 --> 00:13:26,740
‫چرا؟

64
00:13:26,765 --> 00:13:28,058
‫نمی‌خوای؟

65
00:13:30,346 --> 00:13:31,808
‫از کجا معلوم وقتی بیرون بیام...

66
00:13:31,833 --> 00:13:33,501
‫دوتا گلوله توی سرم خالی نمی‌کنی؟

67
00:13:33,526 --> 00:13:36,237
‫هرگز نمی‌فهمی. حتی اگه این کار رو کنم
‫باز هم کاری ازت ساخته نیست.

68
00:13:39,778 --> 00:13:42,072
‫اِما راجع‌بهت بهم گفت، آپولو.

69
00:13:42,906 --> 00:13:44,116
‫گفت که میای.

70
00:13:44,825 --> 00:13:48,495
‫ولی من بهش گفتم پیدا کردن ما
‫توی جزیره کار هرکسی نیست.

71
00:13:49,371 --> 00:13:52,332
‫با این حال تو اینجایی،
‫درست مثل حرفی که زده بود.

72
00:13:55,377 --> 00:13:59,548
‫البته نگفته بود با خودت مهمون میاری.

73
00:14:02,176 --> 00:14:07,264
‫من بهت یه شانس دوباره میدم.
‫ولی شانس سومی درکار نیست. بیا.

74
00:14:23,822 --> 00:14:25,282
‫منو یادت نره، آپولو.

75
00:14:25,782 --> 00:14:27,826
‫منو یادت نره، داداش.

76
00:14:38,170 --> 00:14:40,839
‫- مراقب سرت باش.
‫- لعنتی.

77
00:14:47,054 --> 00:14:50,450
‫اون اصلاً شبیه کسی که
‫اول باهاش آشنا شدم نبود.

78
00:14:51,099 --> 00:14:52,822
‫اون شیرین بود.

79
00:14:55,062 --> 00:14:57,105
‫واقعاً داستان چیه؟

80
00:14:58,565 --> 00:15:02,277
‫می‌خوای دخلم رو بیاری؟ چون اگه می‌خوای
‫دخلم رو بیاری، من اهمیتی نمیدم. جدی می‌گم.

81
00:15:02,277 --> 00:15:05,280
‫فقط قبل از مرگم می‌خوام
‫بدونم چه بلایی سر اِما اومده.

82
00:15:05,280 --> 00:15:07,157
‫همه‌چی به‌وقتش معلوم می‌شه.

83
00:15:07,157 --> 00:15:09,201
‫ولی نباید عجله کرد،
‫تا سوءبرداشتی نشه.

84
00:15:09,201 --> 00:15:10,410
‫- اون اینجاست؟
‫- نه.

85
00:15:10,410 --> 00:15:12,412
‫پس می‌شه یه قایق برای اون
‫هم بفرستی تا مثل گرتا دنبالش برن؟

86
00:15:12,412 --> 00:15:15,707
‫جایی که اِما هست
‫هیچ قایق نمی‌تونه بیارتش.

87
00:15:17,042 --> 00:15:21,088
‫نه خبری از قایقه، نه ماشین،
‫نه هواپیما و نه قطار.

88
00:15:21,672 --> 00:15:23,977
‫این حرف‌ها یعنی چی؟

89
00:15:24,121 --> 00:15:26,957
‫اون همین بیرونه، آپولو.

90
00:15:27,010 --> 00:15:30,529
‫ولی قبل از اینکه توام پیشش بری،
‫باید یه چیزهایی رو درک کنی.

91
00:15:30,554 --> 00:15:33,563
‫ریدم تو این کارهای مخفی و سِرّی، کدوم گوریه؟

92
00:15:45,988 --> 00:15:48,532
‫اون‌جوری که تصورش رو می‌کردم نیست.

93
00:15:51,785 --> 00:15:56,331
‫فکر نمی‌کردم انقدر درد داشته باشه.

94
00:15:58,625 --> 00:16:02,921
‫این گودال بزرگِ مصیبت...

95
00:16:04,131 --> 00:16:05,132
‫و...

96
00:16:07,718 --> 00:16:12,181
‫ببین، من می‌دونم که عشقم به تو
‫باید بدون قید و شرط باشه،

97
00:16:16,185 --> 00:16:17,603
‫ولی می‌ترسم.

98
00:16:21,440 --> 00:16:23,497
‫و حسی که دارم جلوی این عشق رو گرفته.

99
00:16:27,613 --> 00:16:33,035
‫دارم سعی می‌کنم بهت بگم، عزیزم،

100
00:16:35,329 --> 00:16:38,040
‫که ایکاش مادر بهتری برای تو بودم.

101
00:16:43,712 --> 00:16:45,088
‫نگران حال جفت‌مون‌ام.

102
00:16:48,550 --> 00:16:52,638
‫اگه موفق نشیم چی؟

103
00:17:09,195 --> 00:17:12,074
‫- بهترین شب زندگیم.
‫- اوم... بهترین!

104
00:17:13,157 --> 00:17:14,701
‫یـوهـو!

105
00:17:14,701 --> 00:17:15,868
‫ببخشید، عزیزم.

106
00:17:15,868 --> 00:17:20,556
‫هی، وقتِ پرتابِ دسته‌گله. بیاین، بیاین.

107
00:17:22,542 --> 00:17:26,588
‫خب، از الان بگم که
‫انتظار دارم سر و دست بشکنین!

108
00:17:26,588 --> 00:17:30,175
‫می‌خوام یه رقابت توی
‫سطح رقابت‌های المپیک ببینم!

109
00:17:30,175 --> 00:17:32,052
‫می‌دونم که خودت می‌گیریش.

110
00:17:32,052 --> 00:17:37,432
‫و هرکسی این رو بگیره،
ا‫ون رو بیشتر از همه دوست دارم.

111
00:17:41,270 --> 00:17:43,689
‫- آماده؟ خب...
‫- آره! پرتاب کن!

112
00:17:43,689 --> 00:17:45,399
‫باشه، برو که رفتیم.

113
00:17:48,902 --> 00:17:51,905
‫اوه!

114
00:18:02,068 --> 00:18:04,779
‫اوه، اوه...

115
00:18:06,461 --> 00:18:09,256
‫عاشقتم، نیویورک سیتی!

116
00:18:16,346 --> 00:18:17,431
‫یکی گرفتش بالاخره.

117
00:18:22,394 --> 00:18:24,834
‫ایکاش اون زمان بودی و می‌دیدی.

118
00:18:27,399 --> 00:18:31,688
‫ایکاش یه مامانِ دیگه داشتی.

119
00:18:34,364 --> 00:18:36,172
‫ایکاش اون اینجا بود.

120
00:19:03,351 --> 00:19:06,027
‫[مادران فرزانه]

121
00:19:11,722 --> 00:19:16,254
‫[...ولی من فکر می‌کنم بچه‌م واسه خودم نیست.]

122
00:19:25,122 --> 00:19:26,799
‫[«کل» می‌خواد یه پیامی بهت بده.]

123
00:19:32,712 --> 00:19:35,930
‫[پیام‌هایی که برات میان خودبه‌خود پاک می‌شن؟]

124
00:19:46,893 --> 00:19:47,893
‫[آره.]

125
00:19:53,808 --> 00:19:58,334
‫[متأسفم. من می‌تونم کمکت کنم.]

126
00:19:59,567 --> 00:20:03,544
‫[ولی تنها وقتی که جرئتش رو داشته باشی.]

127
00:20:05,163 --> 00:20:06,164
‫چی؟

128
00:20:10,596 --> 00:20:13,284
‫[پیام ناشناس]
‫[حرف ساحره‌ها رو باور نکن. هاهاها!]

129
00:20:14,967 --> 00:20:16,324
‫کس ننت.

130
00:20:20,137 --> 00:20:22,055
‫کیری!

131
00:20:26,143 --> 00:20:27,436
‫اِما.

132
00:20:30,564 --> 00:20:31,732
‫چیزیم نیست.

133
00:20:33,525 --> 00:20:35,152
‫هی، حالت خوبـ...

134
00:20:35,905 --> 00:20:38,345
‫نمی‌خوایم بکشیمت، آپولو.

135
00:20:38,822 --> 00:20:40,244
‫مگه اینکه مجبورمون کنی.

136
00:20:41,533 --> 00:20:45,644
‫در عین حال هم خیالم راحت شد هم حالم بدتر شد.

137
00:20:51,919 --> 00:20:53,295
‫این واسه توئه.

138
00:20:53,295 --> 00:20:55,402
‫بیخیال.
‫[به سوی آب‌ها و طبیعت]

139
00:20:55,504 --> 00:20:58,266
‫من و اِما خیلی شب‌ها تا
‫دیروقت باهم حرف می‌زدیم.

140
00:21:00,036 --> 00:21:05,317
‫اِما ولنتاین، زنده و سالم، توی جزیره.

141
00:21:05,342 --> 00:21:09,638
‫خیلی هم حالش خوب نیست.
‫هرچند زنده‌ست.

142
00:21:11,305 --> 00:21:13,293
‫اون راجع‌به پدرت با من حرف زد،

143
00:21:13,318 --> 00:21:17,068
‫راجع‌به این کتاب
‫و اینکه چقدر برات باارزشه.

144
00:21:18,468 --> 00:21:23,102
‫عمیق‌ترین رازهای زندگیم رو به
‫یه کسی که هفت‌پشت غریبه‌ست گفته.

145
00:21:23,526 --> 00:21:25,369
‫این کارها فقط از خودش برمیاد.

146
00:21:25,394 --> 00:21:29,273
‫جالبه که انقدر این داستان جذبت می‌کنه.

147
00:21:30,666 --> 00:21:34,169
‫- چرا؟
‫- به‌خاطر جایی که خودت رو توش پیدا کردی.

148
00:21:35,796 --> 00:21:38,173
‫منظورت جزیرهٔ استروژن توی نیویورکه؟

149
00:21:42,553 --> 00:21:43,554
‫منظوری نداشتم.

150
00:22:07,828 --> 00:22:10,831
‫نمی‌ذارم منو دست بندازی!

151
00:22:11,540 --> 00:22:14,960
‫نمی‌ذارم منو دیوونه نشون بدی، خب؟

152
00:22:40,485 --> 00:22:43,122
‫نمی‌تونی کاری کنی حس کنم که دیوونه‌ام.

153
00:22:51,506 --> 00:22:53,539
‫[مادران فرزانه]

154
00:23:00,258 --> 00:23:02,377
‫[من آماده‌ام.]

155
00:23:31,537 --> 00:23:33,497
‫نمی‌خوام.

156
00:23:34,081 --> 00:23:35,082
‫نمی‌خوام.

157
00:23:35,749 --> 00:23:39,795
‫عزیزم، واقعاً نمی‌خوام...

158
00:23:41,964 --> 00:23:42,965
‫خدایا...

159
00:23:44,967 --> 00:23:48,011
‫کمکم کن.

160
00:24:09,408 --> 00:24:15,080
‫من بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
‫بچه‌م رو دوست دارم.

161
00:24:19,543 --> 00:24:21,211
‫به‌خاطرش قید همه‌چی رو می‌زنم.

162
00:24:22,588 --> 00:24:24,089
‫جونم هم براش میدم.

163
00:24:27,009 --> 00:24:28,135
‫جون همسرم...

164
00:24:32,264 --> 00:24:34,121
‫حتی جون تو رو!

165
00:24:53,827 --> 00:24:56,413
‫متأسفم. واقعاً متأسفم.

166
00:25:03,629 --> 00:25:06,312
‫وقتی سوار قایق ویلر شدی نیویورک بودی.

167
00:25:07,549 --> 00:25:11,261
‫و یه مدتی هم توی رودخونهٔ ایست بودی،
‫جزیرهٔ ریکرز هم رد کردی.

168
00:25:11,261 --> 00:25:13,347
‫شاید از زیر پل تراگز نیک هم رد شده باشی،

169
00:25:13,347 --> 00:25:17,935
‫ولی وقتی به جزیرهٔ ما رسیدی،
‫پا به یه سرزمین دیگه‌ای گذاشتی.

170
00:25:18,727 --> 00:25:21,021
‫قایقت رو توی یه ساحل دیگه‌ای به گِل نشوندی.

171
00:25:21,021 --> 00:25:23,604
‫کسی تا حالا بهت گفته
‫حرف‌هات مثل معما می‌مونه؟

172
00:25:23,629 --> 00:25:27,591
‫می‌گن آمازون‌ها توی جزیره‌ای
‫به اسم تمیسکیرا زندگی می‌کردن.

173
00:25:27,616 --> 00:25:30,994
‫و یولنگو یه جزیره برای مُرده‌ها داشت.

174
00:25:31,532 --> 00:25:32,866
‫این‌ها جاهایی بودن که...

175
00:25:34,159 --> 00:25:36,495
‫قوانین‌شون با دنیای شما فرق می‌کنه.

176
00:25:37,704 --> 00:25:39,873
‫و تو هم به یکی از این جاها اومدی.

177
00:25:42,084 --> 00:25:46,713
‫درسته، ولی این جزیره‌ی نورث برادره،
‫اینجا رو از روی نقشه هم می‌شه پیدا کرد.

178
00:25:46,713 --> 00:25:49,873
‫نورث برادر بود، تا وقتی که از نو ساختیمش.

179
00:26:35,148 --> 00:26:36,530
‫کلاس دارین؟

180
00:26:36,555 --> 00:26:39,099
‫آره، کتابخونه هم داریم. بهش افتخار می‌کنیم.

181
00:26:40,980 --> 00:26:43,065
‫حرف نداره.

182
00:26:43,645 --> 00:26:44,897
‫گشنه‌ای؟

183
00:26:45,647 --> 00:26:47,316
‫آره.

184
00:26:48,942 --> 00:26:53,280
‫قبلاً این رویا رو می‌دیدم
‫که بالاخره برایان مدرسه رفته.

185
00:26:54,423 --> 00:26:58,051
‫منم می‌شدم همون پدر خل‌وچلی که دم‌به‌دقیقه
‫حواسش به اون هست. همونی که همه نگرانش‌ان...

186
00:26:58,076 --> 00:27:00,787
‫و واسه اینکه یه غریبه
‫از پشت پنجره به بچه‌ها زل زده،

187
00:27:00,787 --> 00:27:02,407
‫می‌خوان با پلیس تماس بگیرن.

188
00:27:02,739 --> 00:27:06,312
‫ما شب و روز همین کار رو می‌کنیم
‫ولی کسی به پلیس زنگ نمی‌زنه.

189
00:27:07,925 --> 00:27:11,512
‫شبکهٔ اجتماعی، تلهٔ مرگباریه.

190
00:27:12,257 --> 00:27:14,593
‫مردم خیلی راحت بچه‌هاشون،

191
00:27:14,593 --> 00:27:18,096
‫زندگی خصوصی و مهم‌ترین لحظات‌شون
‫رو هرروزه می‌ذارن تا کل دنیا ببینن.

192
00:27:19,515 --> 00:27:20,516
‫آره.

193
00:27:21,558 --> 00:27:24,019
‫در رو واسه جک و جونورهای شب باز می‌ذارن.

194
00:27:27,147 --> 00:27:28,629
‫اینجا غذا می‌خوریم.

195
00:27:35,447 --> 00:27:37,282
‫چی باعث شد این تصمیم رو بگیرین؟

196
00:27:40,452 --> 00:27:41,703
‫اِما؟

197
00:27:44,331 --> 00:27:45,332
‫ببخشید؟

198
00:27:45,874 --> 00:27:47,459
‫چی باعث شد این تصمیم رو بگیرین؟

199
00:27:50,420 --> 00:27:53,173
‫خب، کجا قراره غسل بدیمش؟

200
00:27:53,757 --> 00:27:55,509
‫راستش ما...

201
00:27:55,509 --> 00:27:58,887
‫مگه اینکه از آب و روح متولد شه،
‫وگرنه نمی‌شه نجاتش داد.

202
00:27:58,887 --> 00:28:00,722
‫از دست کی؟

203
00:28:01,515 --> 00:28:03,350
‫موجودات خبیث جهان.

204
00:28:07,729 --> 00:28:09,547
‫بهش اعتقاد داری؟

205
00:28:11,024 --> 00:28:12,938
‫نمی‌دونم به چی اعتقاد دارم.

206
00:28:13,652 --> 00:28:18,949
‫ولی می‌دونم که می‌خوام
‫تمام تلاشم رو بکنم...

207
00:28:20,325 --> 00:28:23,912
‫تا خیالم راحت شه که راه آسونی در پیش دارم.

208
00:28:27,040 --> 00:28:32,671
‫تو خودت رو یه آدم معنوی توصیف کردی
‫ولی معتقدی که فرد مذهبی‌ای نیستی.

209
00:28:34,381 --> 00:28:38,594
‫- درسته.
‫- خب، همسرت چطور؟

210
00:28:40,596 --> 00:28:41,597
‫آتئیسته.

211
00:28:43,807 --> 00:28:48,353
‫و نظر همسرتون راجع‌به غسل پسرتون چیه؟

212
00:28:55,944 --> 00:29:00,866
‫اون هنوز خبر نداره.

213
00:29:02,201 --> 00:29:05,245
‫خب، چی بهتر از یه مراسم زیبا...

214
00:29:05,245 --> 00:29:08,844
‫برای آگاه کردن روح یه انسان
‫و شاید حتی شنیدن ندا و نجوای خدا.

215
00:29:09,416 --> 00:29:12,377
‫من لحظه‌ای که خدا صدام زد
‫رو به وضوح به‌یاد دارم.

216
00:29:12,377 --> 00:29:14,358
‫نوبت فوری دارین؟

217
00:29:15,797 --> 00:29:19,551
‫می‌خوام زودتر قال قضیه رو بکنم.

218
00:29:21,345 --> 00:29:25,015
‫خیلی‌خب، باشه. آره. حتماً.

219
00:29:25,015 --> 00:29:28,018
‫بریم یه نگاه به دفتر بندازیم، خب؟

220
00:29:34,358 --> 00:29:35,734
‫خانم‌ها، صبح بخیر.

221
00:29:41,573 --> 00:29:44,785
‫اِما چند وقته که اینجاست؟

222
00:29:45,494 --> 00:29:47,579
‫یه چندماه‌ای می‌شه.

223
00:29:48,956 --> 00:29:51,750
‫قبلاً هفته‌ای یه‌بار نیویورک می‌رفت.

224
00:29:51,750 --> 00:29:55,325
‫دید چقدر کتاب‌خونه خالیه، سفارش جدید می‌گرفت.

225
00:29:56,672 --> 00:29:59,729
‫واسه اون زندگی بدون کتاب
‫ارزش ادامه دادن نداشت.

226
00:30:00,050 --> 00:30:01,051
‫درسته.

227
00:30:01,051 --> 00:30:03,303
‫کاری جز کتاب‌داری بلد نبود.

228
00:30:03,303 --> 00:30:05,477
‫این واسه توئه. صبر کن.

229
00:30:06,723 --> 00:30:08,825
‫صبح که هوا سرده این می‌چسبه.

230
00:30:11,520 --> 00:30:13,105
‫بفرما.

231
00:30:18,610 --> 00:30:21,697
‫بفرما، چطوره؟

232
00:30:22,281 --> 00:30:25,993
‫تو بابای عالی‌ای می‌شی.

233
00:30:25,993 --> 00:30:27,202
‫می‌دونستی؟

234
00:30:28,704 --> 00:30:32,040
‫چطور رفت‌وآمد می‌کرد؟

235
00:30:32,040 --> 00:30:35,043
‫ما کِشتی اختصاصی خودمون رو داریم.

236
00:30:35,043 --> 00:30:37,421
‫یه‌کم پیازداغش رو زیاد کردم.

237
00:30:37,421 --> 00:30:42,134
‫یه قایق ماهی‌گیری
‫و کرجی تک‌نفره با پارو هم داریم.

238
00:30:43,343 --> 00:30:46,626
‫وایسا ببینم، نه.
‫اون بلد نبود کرجی رو هدایت کنه.

239
00:30:46,651 --> 00:30:48,778
‫آره، خب. چندبار خراب کرد،

240
00:30:50,809 --> 00:30:54,062
‫ولی هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شد.
‫همسرت ارادهٔ قوی‌ای داره.

241
00:30:54,062 --> 00:30:55,189
‫آره، می‌دونم.

242
00:31:03,280 --> 00:31:05,991
‫پس، تمام این زن‌ها...

243
00:31:07,868 --> 00:31:10,245
‫اون‌ها هم کارهای اِما رو کردن؟

244
00:31:11,413 --> 00:31:12,753
‫آره، همه‌مون.

245
00:31:13,248 --> 00:31:15,626
‫پس اون بچه‌هایی که قبل‎‌تر دیدم چی؟

246
00:31:15,626 --> 00:31:17,503
‫بعضی‌هاشون بیشتر از یه بچه دارن،

247
00:31:17,503 --> 00:31:20,464
‫واسه همین وقتی پیشم میان
‫بچه‌هاشون هم میارن.

248
00:31:23,258 --> 00:31:26,637
‫زن‌ها ناامید و گمراهن وقتی اینجا میان.

249
00:31:26,637 --> 00:31:30,891
‫من جایی رو بهشون پیشنهاد دادم
‫تا بقیه باورشون کنن.

250
00:31:32,505 --> 00:31:36,593
‫می‌دونی چه تعداد کمی از زن‌ها
‫این پاداش نصیب‌شون می‌شه؟

251
00:31:37,595 --> 00:31:39,636
‫این یه معجزه‌ست.

252
00:31:51,787 --> 00:31:56,667
‫قدرت بزرگی که داره رو درک می‌کنی، آپولو؟

253
00:31:57,626 --> 00:31:58,877
‫که چه فداکاری‌هایی کرده؟

254
00:31:58,877 --> 00:32:01,964
‫قبلاً نصیحت‌ها از یه زن
‫به زن دیگه دهن‌به‌دهن می‌شد.

255
00:32:02,756 --> 00:32:06,885
‫از علم بالایی که داشت.
‫چطور از پس این کار طاقت‌فرسا برمیایم؟

256
00:32:08,500 --> 00:32:11,949
‫من رو به مادرم می‌کنم و اون دستم رو می‌گیره،

257
00:32:12,349 --> 00:32:15,853
‫و قبلش هم اون
‫رو به مادر خودش می‌کنه.

258
00:32:16,520 --> 00:32:19,982
‫یه زنجیرهٔ پیوسته از اطلاعات.

259
00:32:19,982 --> 00:32:24,528
‫برمی‌گرده به عقب
‫و عقب و عقب و عقب.

260
00:32:34,037 --> 00:32:36,248
‫«بچه‌ها رویایی‌ان که به واقعیت تبدیل شدن،

261
00:32:37,624 --> 00:32:40,419
‫ولی رویاها وعدهٔ موردعلاقهٔ پری‌هان.»

262
00:32:41,545 --> 00:32:44,464
‫«و رویاها وعدهٔ موردعلاقهٔ پری‌هان،

263
00:32:44,464 --> 00:32:47,843
‫بچه‌ای اون‌قدر زیبا که
‫پری‌ها براش اشک می‌ریزن.»

264
00:32:50,179 --> 00:32:53,932
‫خودمون می‌خوایم و بهش نیاز داریم.
‫همه‌ش واسه خودمونه.

265
00:32:54,850 --> 00:32:57,936
‫ضامن رو می‌زنه
‫و پنجره شروع می‌کنه به لرزیدن.

266
00:32:57,936 --> 00:33:01,106
‫- چه کتاب کیری‌ای!
‫- کتاب خوبیه.

267
00:33:04,067 --> 00:33:06,195
‫پدر و مادری که خواب بودن،

268
00:33:06,195 --> 00:33:09,072
‫بدن‌هایی مناسب قبر،
‫جوری استراحت می‌کردن که انگار مُرده‌ان.

269
00:33:10,741 --> 00:33:13,635
‫پری‌ها نزدیک سینه‌شون نگه‌ش می‌داشتن،

270
00:33:13,869 --> 00:33:15,378
‫دیگه پس نمی‌دادنش.

271
00:33:15,662 --> 00:33:18,095
‫- دیگه دل‌باخته‌ش شده بودن.
‫- «دل‌باخته‌ش شده بودن.»

272
00:33:20,569 --> 00:33:22,561
‫«به سوی آب‌ها و طبیعت»

273
00:33:22,586 --> 00:33:29,253
‫نمی‌دونم چرا پدرت وقتی
‫بچه بودی این کتاب رو برات خونده،

274
00:33:29,278 --> 00:33:30,888
‫واقعاً نمی‌دونم.

275
00:33:33,889 --> 00:33:35,140
‫ولی واقعیت داره.

276
00:33:39,811 --> 00:33:42,147
‫اِما خودش خواست که اینجا بیای، آپولو.

277
00:33:43,732 --> 00:33:45,707
‫تا شجاع باشی و حقیقت رو ببینی.

278
00:33:46,652 --> 00:33:50,364
‫مسیر زندگی جفت‌تون به یه
‫داستانِ جن‌وپری ناجور گره خورد.

279
00:33:51,865 --> 00:33:55,118
‫و اگه چشم‌هات رو ببندی یا
‫تظاهر کنی اتفاقی نیفتاده، فایده‌ای نداره.

280
00:33:55,118 --> 00:33:57,162
‫تو از رودخونه رد شدی،
‫دیگه راه برگشتی نیست.

281
00:33:58,747 --> 00:34:01,708
‫حداقل ویلیام یه حرف راست زد.
‫ما واقعاً ساحره‌ایم.

282
00:34:03,826 --> 00:34:06,313
‫ولی بذار یه چیز دیگه‌ای که
‫اون راجع‌به‌مون درست گفت رو بگم.

283
00:34:06,338 --> 00:34:09,308
‫مردی که داخل اون قفسه
‫هم‌دست هیولاهاست.

284
00:34:11,309 --> 00:34:12,713
‫«گرفتمش!»

285
00:34:13,469 --> 00:34:18,391
‫پیامی که داد این بود. درست پایین
‫عکسش با حروف بزرگ نوشته بود...

286
00:34:19,101 --> 00:34:21,395
‫- «گرفتمش!»
‫- نشون بده. عکس رو...

287
00:34:21,395 --> 00:34:22,563
‫- نشونم بده.
‫- حذف شدن.

288
00:34:22,563 --> 00:34:24,356
‫- حداقل یه پیام از اون نشونم بده.
‫- خودت که می‌دونی...

289
00:34:24,356 --> 00:34:26,567
‫- چون اصلاً چنین اتفاقی نیوفتاده.
‫- بیا فقط بریم.

290
00:34:26,567 --> 00:34:28,025
‫ما با تو کلیسا نمیایم، اِما.

291
00:34:29,277 --> 00:34:31,947
‫احتمالاً دنبال جن‌گیری تا غسل.

292
00:34:32,739 --> 00:34:35,909
‫تالار گفت‌وگوی سایت گفت می‌تونیم
‫پیش روانپزشک یا کلیسا بریم و...

293
00:34:35,909 --> 00:34:37,159
‫باز دوباره گفت «تالار گفت‌وگو»

294
00:34:37,159 --> 00:34:39,246
‫خوشحالم که فکر کردی یه
‫مشت پیرزن می‌تونن به ما بگن...

295
00:34:39,246 --> 00:34:40,998
‫چطور زندگی کنیم و بچه‌مون رو بزرگ کنیم.

296
00:34:40,998 --> 00:34:42,583
‫ولی می‌دونی مشکل چیه، اِما؟

297
00:34:42,583 --> 00:34:44,793
‫تویی، مشکل خود تویی، خب؟

298
00:34:44,793 --> 00:34:46,795
‫چرا نمیری یه قرصی چیزی بخوری؟

299
00:34:54,511 --> 00:34:56,013
‫«متوجه‌ش نیستی، ولی به‌زودی می‌فهمی.»

300
00:35:00,475 --> 00:35:04,021
‫حرفش رو باور نکردم.
‫فکر کردم مریضه.

301
00:35:07,892 --> 00:35:09,518
‫حالا چی؟

302
00:35:14,448 --> 00:35:17,284
‫نمی‌دونم والا.

303
00:35:17,284 --> 00:35:20,954
‫نمی‌دونم، ولی دلم می‌خواد باور کنم.

304
00:35:25,125 --> 00:35:26,126
‫دلم می‌خواد.

305
00:35:29,922 --> 00:35:32,174
‫گرفتم، گرفتم.

306
00:35:41,141 --> 00:35:42,476
‫چیزی نیست.

307
00:35:42,476 --> 00:35:44,228
‫آره، خب...

308
00:35:44,228 --> 00:35:47,606
‫همسرم هروقت کابوس می‌دیدم
‫این رو به من می‌گفت.

309
00:35:50,609 --> 00:35:52,528
‫- اوه.
‫- خدای من.

310
00:35:53,237 --> 00:35:57,991
‫اسکوتر قلق داره، مگه نه؟
‫هی، حالت خوبه؟

311
00:35:58,867 --> 00:36:01,620
‫بیا، کمک می‌خوای؟

312
00:36:03,080 --> 00:36:04,521
‫اسم من آپولوئه.

313
00:36:04,612 --> 00:36:06,169
‫ایشون هم گیل خانمه.

314
00:36:06,500 --> 00:36:10,128
‫سلام، می‌خوای دنبال چسب زخم بگردیم؟
‫می‌تونم برم برات...

315
00:36:10,629 --> 00:36:13,131
‫- اینجا خیلی مرد نمی‌بینن.
‫- مشخصه.

316
00:36:13,131 --> 00:36:14,758
‫- اوه، وای، وای...
‫- دوباره نه!

317
00:36:14,758 --> 00:36:15,843
‫- بیا اینجا.
‫- آره.

318
00:36:15,843 --> 00:36:17,928
‫هی، حالت خوبه؟

319
00:36:19,596 --> 00:36:22,349
‫آفرین، دختر سرسختی هستی.

320
00:36:22,349 --> 00:36:23,642
‫خیلی قویه.

321
00:36:24,184 --> 00:36:26,937
‫- انگار یه رفیق پیدا کردی.
‫- آره. اوه، باشه.

322
00:36:31,666 --> 00:36:34,043
‫به‌خدا اگه بدونم داریم کجا می‌ریم.

323
00:36:36,175 --> 00:36:39,783
‫راستی، می‌خواستم راجع‌به گرتا باهات صحبت کنم.

324
00:36:39,783 --> 00:36:41,058
‫چی شده مگه؟

325
00:36:41,468 --> 00:36:44,054
‫خب، می‌دونی که چطور ویلیام دخترش رو کشته.

326
00:36:44,079 --> 00:36:45,873
‫- آره.
‫- خب...

327
00:36:47,326 --> 00:36:50,287
‫عزیزم، برو داخل یه کتاب بردار.

328
00:36:52,546 --> 00:36:53,547
‫خب...

329
00:36:53,547 --> 00:36:56,633
‫تمام زن‌هایی که اینجان
‫یه کار مشابه‌ای کردن...

330
00:36:56,633 --> 00:37:01,305
‫نه، نه. این دوتا هیچ شباهتی
‫به هم ندارن. اشتباه می‌کنی.

331
00:37:01,305 --> 00:37:04,600
‫باشه، خیلی‌خب. فقط می‌خوام خودش
‫این رو به زبون بیاره، خب؟

332
00:37:04,600 --> 00:37:06,602
‫دیگه چی؟

333
00:37:06,602 --> 00:37:08,812
‫داستان چیه؟
‫تا به یکی صبحونه تعارف می‌کنی...

334
00:37:08,812 --> 00:37:12,031
‫- برمی‌گرده بهت دستور میده!
‫- خیلی‌خب، دستور نبود، درخواست بود.

335
00:37:12,274 --> 00:37:15,270
‫باشه، کَل؟ لطفاً.

336
00:37:19,465 --> 00:37:21,867
‫خیلی‌خب، ما روزها از رودخونه رد نمی‌شیم.

337
00:37:21,867 --> 00:37:23,853
‫ولی گرتا تا امشب اینجاست.

338
00:37:24,244 --> 00:37:27,039
‫بعد از شام خیمه‌شب‌بازی داریم.
‫اگه خواست باهات صحبت کنه،

339
00:37:27,039 --> 00:37:28,506
‫اون زمان بهترین زمان صحبته.

340
00:37:31,335 --> 00:37:32,861
‫مرسی.

341
00:37:36,381 --> 00:37:37,594
‫ام...

342
00:37:39,593 --> 00:37:41,614
‫هی، چی می‌خونی؟

343
00:37:44,598 --> 00:37:47,017
‫به‌نظر کتاب خوبی میاد.
‫منم می‌تونم باهات بخونم؟

344
00:37:47,518 --> 00:37:50,437
‫خب، خیلی‌خب...

345
00:37:50,979 --> 00:37:53,774
‫«خودمون می‌خوایم و بهش نیاز داریم.
‫همه‌ش واسه خودمونه.

346
00:37:53,774 --> 00:37:56,693
‫ضامن رو می‌زنه
‫و پنجره شروع می‌کنه به لرزیدن.

347
00:37:57,236 --> 00:37:59,363
‫پدر و مادری که خواب بودن،

348
00:37:59,363 --> 00:38:02,407
‫بدن‌هایی مناسب قبر،
‫جوری استراحت می‌کردن که انگار مُرده‌ان.

349
00:38:03,325 --> 00:38:06,370
‫بچه‌شون رفته، ولی اون‌ها هرگز خبردار نمی‌شن،

350
00:38:06,370 --> 00:38:10,123
‫جسمش سر جاشه ولی زندگی‌ای نداره،
‫یه زندگی سخت و سرد.»

351
00:38:13,502 --> 00:38:14,670
‫«حالا برای خوش گذرونی...

352
00:38:14,670 --> 00:38:17,673
‫توی جنگل یه جشنی برگزار شده،
‫اسب‌ها توی تاریکی رد شدن...

353
00:38:17,673 --> 00:38:19,883
‫مهمون‌ها لباس‌های شیک پوشیدن.»

354
00:38:21,385 --> 00:38:24,096
‫«موزیک پخش می‌شه،
‫رقاص‌ها سریعاً وارد عمل می‌شن،

355
00:38:24,596 --> 00:38:27,516
‫بچه‌ای که بغل‌شونه
‫هرگز مریض نمی‌شه.»

356
00:38:28,684 --> 00:38:33,438
‫♪ من یه خروسی داشتم، ♪
‫♪ خیلی دوستش می‌داشتم، ♪

357
00:38:34,606 --> 00:38:39,528
‫♪ خروسم کنار درخت بید قدیمی بود ♪

358
00:38:47,619 --> 00:38:51,665
‫به چی می‌خندی؟ من رو یاد همسرم میندازی.

359
00:38:55,794 --> 00:38:57,123
‫همسرم.

360
00:38:59,381 --> 00:39:01,258
‫حالت خوبه؟

361
00:39:02,301 --> 00:39:03,302
‫بیا.

362
00:39:03,302 --> 00:39:09,057
‫♪ من یه خروسی داشتم، ♪
‫♪ خیلی دوستش می‌داشتم، ♪

363
00:39:10,142 --> 00:39:15,939
‫♪ خروسم کنار درخت بید قدیمی بود ♪

364
00:39:20,027 --> 00:39:21,195
‫چیه؟

365
00:39:21,945 --> 00:39:23,238
‫ببخشید، فقط...

366
00:39:23,238 --> 00:39:27,284
‫نمی‌دونستم همسرم انقدر خوانندهٔ افتضاحیه.

367
00:39:27,910 --> 00:39:29,218
‫چی؟

368
00:39:29,536 --> 00:39:31,955
‫اوه، که این‌طور!

369
00:39:31,955 --> 00:39:33,290
‫می‌تونم یه‌دور دیگه بخونم!

370
00:39:33,290 --> 00:39:34,249
‫نه، نه.

371
00:39:35,042 --> 00:39:36,126
‫- من یه خـ...
‫- نه.

372
00:39:37,836 --> 00:39:40,839
‫نخیر.

373
00:39:41,381 --> 00:39:42,841
‫صدات خیلی بده!

374
00:39:43,609 --> 00:39:45,819
‫- ولی عاشقتم.
‫- نخیر.

375
00:39:45,844 --> 00:39:47,471
‫- ولی دیگه نخون، خب؟
‫- این‌جوری نمی‌شه.

376
00:39:47,471 --> 00:39:48,889
‫دیگه نخون.

377
00:39:51,558 --> 00:39:54,811
‫همه بیاین واسه نمایش خیمه‌شب بازی.
‫دیگه وقتشه.

378
00:39:54,811 --> 00:39:57,606
‫بیاین بچه‌ها، برین صندلی بیارین.

379
00:39:58,190 --> 00:40:03,237
‫زود باشین، خیمه‌شب بازیه.
‫لاکو، جویی، زکری، آیوی.

380
00:40:03,237 --> 00:40:07,032
‫بیاین، بیاین.
‫ردیف‌های اول زود پُر می‌شن.

381
00:40:07,032 --> 00:40:09,743
‫- همه بیاین.
‫- آره، نمایشه.

382
00:40:16,458 --> 00:40:17,459
‫گرتا.

383
00:40:24,341 --> 00:40:25,342
‫اوم...

384
00:40:28,095 --> 00:40:30,347
‫گریس چطوره؟

385
00:40:32,015 --> 00:40:33,141
‫پیش پدر و مادرمه.

386
00:40:38,814 --> 00:40:40,107
‫- ویلیام اینجاست؟
‫- آره.

387
00:40:41,650 --> 00:40:44,570
‫یهو پیداش شد؟ بی‌خبر؟

388
00:40:44,570 --> 00:40:45,946
‫راستش، با من اومد.

389
00:40:45,946 --> 00:40:47,030
‫- تو هم با اونی؟
‫- نه!

390
00:40:47,030 --> 00:40:48,532
‫خب، اِما همسر مـ...

391
00:40:49,700 --> 00:40:51,535
‫اِما همسرمه.

392
00:40:51,535 --> 00:40:52,619
‫مشکلی نیست.

393
00:40:53,871 --> 00:40:55,238
‫من شوهرشم.

394
00:40:57,583 --> 00:40:59,712
‫تمام فکر و ذهنم اینه که از دستش خلاص شم.

395
00:41:00,686 --> 00:41:02,729
‫از در که بیرونش کنی،
‫از پنجره تو میاد.

396
00:41:02,754 --> 00:41:04,506
‫- می‌دونم.
‫- دست‌بردار نیست.

397
00:41:04,506 --> 00:41:07,384
‫فکر می‌کنه که ما مالِ خودشیم.

398
00:41:09,970 --> 00:41:12,890
‫اون واقعاً...

399
00:41:12,890 --> 00:41:13,974
‫دخترم رو کشته؟

400
00:41:13,974 --> 00:41:17,686
‫- ام... خودش گفت...
‫- آره، خواهش می‌کنم بگو چی گفته.

401
00:41:17,686 --> 00:41:20,868
‫من این همه راه رو اومدم
‫تا تو نقطه‌نظر اون رو به من بگی.

402
00:41:22,900 --> 00:41:23,901
‫خیلی‌خب.

403
00:41:28,071 --> 00:41:31,825
‫آدرس خونهٔ جدیدم رو پیدا کرد.
‫یه کتاب برام فرستاد.

404
00:41:32,951 --> 00:41:37,581
‫- کتاب؟
‫- کشتن مرغ مینا. گند زد به کتاب.

405
00:41:39,708 --> 00:41:40,709
‫چی؟

406
00:41:40,709 --> 00:41:42,920
‫روی تمام صفحاتش یه چیز رو نوشت.

407
00:41:44,338 --> 00:41:46,798
‫هرچی داشتم رو بُرد.

408
00:41:47,883 --> 00:41:52,930
‫- تا قرون آخر حسابم رو خالی کرد.
‫- صبر کن ببینم، چقدر...

409
00:41:53,597 --> 00:41:55,040
‫چقدر برداشت؟

410
00:41:55,265 --> 00:41:56,558
‫۷۰هزار دلار.

411
00:41:59,603 --> 00:42:04,191
‫- چی؟
‫ - اون حرومی ۷۰هزار دلار ازم بالا کشید.

412
00:42:07,819 --> 00:42:09,450
‫روی صفحه‌ها چی نوشته بود؟

413
00:42:11,323 --> 00:42:12,533
‫اسم دخترمون رو.

414
00:42:12,533 --> 00:42:14,200
‫آگنس! آگنس! آگنس!

415
00:42:14,618 --> 00:42:18,413
‫آگنس، روی تک‌تک صفحاتش.

416
00:42:36,431 --> 00:42:38,058
‫ویلیام، هی.

417
00:42:44,231 --> 00:42:48,443
‫ویلیام. ویلیام، بیا صحبت کنیم.

418
00:42:49,486 --> 00:42:51,964
‫اسم من ویلیام نیست.
‫پس انقدر بهم ویلیام نگو.

419
00:42:51,989 --> 00:42:53,991
‫چرا. چرا، هست.
‫همین الان با همسرت صحبت می‌کردم.

420
00:42:53,991 --> 00:42:56,042
‫حالا باز مثل قدیم کنار هم جمع می‌شیم؟

421
00:42:56,067 --> 00:43:00,849
‫اون گفت: «ویلیام ۷۰هزار دلار ازم دزدی کرد.»
‫گفت کل کتاب رو خراب کردی.

422
00:43:01,999 --> 00:43:03,959
‫من خودم هم اسم واقعیم رو نمی‌دونستم.

423
00:43:05,252 --> 00:43:07,159
‫نمی‌دونستم حتی کی‌ام.

424
00:43:08,297 --> 00:43:09,131
‫چی؟

425
00:43:09,131 --> 00:43:11,535
‫بعدش جایی که بهش تعلق داشتم رو پیدا کردم.

426
00:43:11,884 --> 00:43:14,595
‫کسایی که درکم می‌کردن رو پیدا کردم.

427
00:43:16,611 --> 00:43:19,614
‫جوری باهاشون هم‌کلام می‌شدم
‫که با هیچکسِ دیگه نشده بودم.

428
00:43:20,976 --> 00:43:25,689
‫و وقتی دوستانم رو پیدا کردم،
‫نقابِ ویلیام ویلر رو درآوردم،

429
00:43:33,900 --> 00:43:36,830
‫و زیرش، چهرهٔ واقعی خودم رو پیدا کردم.

430
00:43:39,119 --> 00:43:42,789
‫و وقتی که دوستانم شخصیت واقعی من رو دیدن،

431
00:43:44,791 --> 00:43:47,252
‫یه اسم مناسب برای من انتخاب کردن.

432
00:43:49,755 --> 00:43:53,884
‫در واقع خودت بهتر می‌دونی، آپولو.

433
00:43:56,803 --> 00:43:58,096
‫چطور می‌دونم؟

434
00:44:00,265 --> 00:44:01,934
‫«برنامهٔ شام امشب،

435
00:44:03,268 --> 00:44:07,356
‫وعده‌ای الهام‌گرفته شده از برایان کوچولو،

436
00:44:08,857 --> 00:44:10,984
‫سبزیجات آب‌پز!»

437
00:44:12,711 --> 00:44:14,285
‫کیندر گاردن!

438
00:44:14,309 --> 00:44:31,309
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

439
00:44:31,333 --> 00:44:45,333
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

