﻿1
00:00:01,094 --> 00:00:05,906
‫در حالی که بعضی عوامل داستان الهام گرفته از حوادث واقعی می‌باشد، این سریال یک اثر ساختگی است. اشخاص،‌ اسامی،‌ مکان‌ها و جریانات این سریال به دلایل نمایشی ساخته شده‌اند و هیچ شباهتی با اشخاص واقعی (زنده یا مرده)، مکان‌ها و یا حوادث واقعی نباید استنتاج شود

2
00:00:05,930 --> 00:00:15,930
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:15,954 --> 00:00:25,954
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

4
00:00:25,978 --> 00:00:35,978


5
00:00:22,330 --> 00:00:23,250
‫ایمی؟

6
00:00:24,170 --> 00:00:25,330
‫منتظرتن.

7
00:00:27,840 --> 00:00:28,920
‫ایمی؟

8
00:00:34,800 --> 00:00:36,050
‫الان میام.

9
00:00:36,074 --> 00:01:01,596
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

10
00:01:01,620 --> 00:01:04,660
‫وقتی که 13 سالـش شد، من بزرگـش کردم.

11
00:01:05,250 --> 00:01:06,920
‫تا حالا کسی برای اون بچه‌ها
‫مادری نکرده

12
00:01:07,000 --> 00:01:09,090
‫بنابراین چطور می‌خواد
‫خودش مادری بلد باشه؟

13
00:01:09,170 --> 00:01:12,170
‫فقط با ظلم و آزار آشنایی داشته.

14
00:01:12,260 --> 00:01:15,260
‫تا به حال نه کسی در آغوش گرفتدش
‫و نه دوستش داشته.

15
00:01:18,090 --> 00:01:21,140
‫من سعی کردم اما، می‌دونی،

16
00:01:21,220 --> 00:01:23,980
‫این مسائل از زمانی‌که خیلی بچه بود
‫در اعماق درونـش ریشه کرده.

17
00:01:24,060 --> 00:01:28,100
‫من میلۀ چرخ رو از پشت ماشین برداشتم
‫تا شیشه رو بشکنم.

18
00:01:28,190 --> 00:01:29,730
‫در ماشین رو باز کردم.

19
00:01:29,810 --> 00:01:31,730
‫مکس تکون...

20
00:01:31,820 --> 00:01:34,610
‫مکس تکون نمی‌خورد
‫و چشم‌هاش بسته بودن.

21
00:01:36,450 --> 00:01:39,700
‫و با رسیدن آمبولانس
‫رفتم که بغلـش کنم.

22
00:01:39,780 --> 00:01:41,870
‫و تموم این مدت،
‫مادر این بچه کجا بود؟

23
00:01:42,490 --> 00:01:44,250
‫اون طرفِ خیابون دیدمـش.

24
00:01:44,330 --> 00:01:45,910
‫و داشت چیکار می‌کرد؟

25
00:01:52,090 --> 00:01:53,130
‫داشت...

26
00:01:57,510 --> 00:01:58,680
‫فقط اونجا وایستاده بود.

27
00:02:00,430 --> 00:02:03,640
‫به نظر شما مکسین کوچولو
‫می‌تونه تنها در کنار مادرش،

28
00:02:04,310 --> 00:02:06,270
‫امنیت داشته باشه؟

29
00:02:06,350 --> 00:02:08,350
‫با توجه به تجربیاتی که
‫بعنوان یک مددکار اجتماعی دارم،

30
00:02:08,440 --> 00:02:10,520
‫هدفـمون اینه تا جایی‌که امکانـش هست
‫اعضای خانواده در کنار همدیگه...

31
00:02:10,610 --> 00:02:13,070
‫لطفا به سوالم جواب بدید.

32
00:02:14,110 --> 00:02:16,110
‫در... این بازه زمانی،

33
00:02:16,190 --> 00:02:17,990
‫معتقدم که در زمینۀ رفاهی، این کار به نفع

34
00:02:18,070 --> 00:02:19,610
‫کودک نیست.

35
00:02:19,700 --> 00:02:22,120
‫حتما واقف هستید که
‫تنها گذاشتن یک بچه توی ماشینی

36
00:02:22,200 --> 00:02:24,200
‫که همۀ شیشه‌هاش بسته‌ان،
‫اونم توی روز گرمی از فصل تابستان

37
00:02:24,290 --> 00:02:25,870
‫عملا مهلک و کشنده‌ست؟

38
00:02:30,000 --> 00:02:32,670
‫خانم بوفرت
‫شما می‌تونید به این سوال پاسخ بدید؟

39
00:02:33,840 --> 00:02:35,840
‫رای بنده دادن حق حضانت

40
00:02:35,920 --> 00:02:37,840
‫تنها به پدر این کودک،

41
00:02:37,920 --> 00:02:39,430
وین دورکی ‫است.

42
00:02:40,130 --> 00:02:43,890
‫حق ملاقات تحت نظارت
‫هر هفته به مدت دو ساعت،

43
00:02:43,970 --> 00:02:46,220
‫در زمان و مکانی که متعاقبا بعد از 12 ماه

44
00:02:46,310 --> 00:02:51,150
‫بررسی مشاوره و ارزیابی روانشناختی انجام شود،

45
00:02:51,230 --> 00:02:54,320
‫به مادر این کودک اعطا می‌شود.

46
00:03:31,258 --> 00:03:34,883
‫«تطهیـــــر»
‫«فصل اوّل، قسمت هفتم»

47
00:03:42,410 --> 00:03:43,820
‫بلیطت رو گرفتی؟

48
00:03:43,910 --> 00:03:44,990
‫آره.

49
00:03:45,070 --> 00:03:46,910
‫هروقت رسیدی بهم خبر بده، خب؟

50
00:03:46,990 --> 00:03:49,910
‫- و یادت نره با همدیگه در چه موردی صحبت کردیم.
‫- آره، می‌دونم. دوشنبه مدرسه دارم.

51
00:03:51,660 --> 00:03:54,040
‫فقط باید اینجا یه سری مسائل رو
‫با برادرت حل و فصل کنم.

52
00:03:56,000 --> 00:03:57,000
‫بیا بغلـم.

53
00:04:00,260 --> 00:04:01,670
‫این مسائل سخت پیش می‌رن مکس.

54
00:04:03,590 --> 00:04:05,340
‫من همیشه نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

55
00:04:06,220 --> 00:04:07,930
‫خداحافظ مکس!

56
00:04:08,010 --> 00:04:09,180
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

57
00:04:09,270 --> 00:04:10,100
‫درست رفتار کن.

58
00:04:10,810 --> 00:04:12,480
‫فقط اومدیم خداحافظی کنیم.

59
00:04:15,230 --> 00:04:16,810
‫خیلی زود می‌بینمت داداش کوچیکه.

60
00:04:16,900 --> 00:04:17,940
‫می‌بینمت.

61
00:04:19,070 --> 00:04:20,530
‫سفر به سلامت.

62
00:04:36,130 --> 00:04:37,670
‫خداحافظ مکس!

63
00:04:39,170 --> 00:04:40,550
‫خدافظ مکس!

64
00:04:41,800 --> 00:04:43,050
‫بهش گفتی؟

65
00:04:46,680 --> 00:04:48,390
‫به نظرم کار درستی نیست و هرگز چیزی نگفتم.

66
00:04:53,020 --> 00:04:54,440
‫من هیچوقت سرزنشت نکردم فریا.

67
00:04:56,900 --> 00:04:59,070
‫اتفاقی که افتاد بخاطر بلک‌مارش بوده.

68
00:04:59,570 --> 00:05:01,150
‫بلایی که آدرین به سرت آورد.

69
00:05:02,320 --> 00:05:03,490
‫به سرِ همۀ شما.

70
00:05:32,520 --> 00:05:33,560
‫مامان؟

71
00:05:46,280 --> 00:05:47,360
‫مامان کو؟

72
00:05:48,610 --> 00:05:49,570
‫حمومـه.

73
00:05:52,080 --> 00:05:53,870
‫اتفاق‌های همیشگی.

74
00:05:55,500 --> 00:05:58,000
‫- عه، مو اینجاست؟
‫- اوهوم.

75
00:05:58,080 --> 00:05:59,960
‫سوال اصلی اینه که
‫تو چرا همیشه اینجایی؟

76
00:06:00,040 --> 00:06:02,250
‫زر زرهات مال خودت.
‫کت و شلوار واسه چی پوشیدی؟

77
00:06:03,210 --> 00:06:04,460
‫خیلی جذاب شدم، درسته؟

78
00:06:04,760 --> 00:06:06,630
‫بخاطر چیه؟

79
00:06:07,340 --> 00:06:08,970
‫معلومه دیگه، برای عروسیه.

80
00:06:09,510 --> 00:06:11,010
‫داری عروسی می‌کنی؟

81
00:06:11,100 --> 00:06:14,890
‫من؟ نه. واسه عروسیِ ابیگیلـه.

82
00:06:14,970 --> 00:06:16,480
‫جدا قراره بری به عروسیش؟

83
00:06:16,560 --> 00:06:20,310
‫چرا نرم؟ همراهِ مامی‌ام.

84
00:06:20,400 --> 00:06:21,980
‫نمی‌تونه تو رو به عروسیِ ابی ببره!

85
00:06:22,060 --> 00:06:23,020
‫چرا که نه؟

86
00:06:23,110 --> 00:06:24,900
‫چون که ازش متنفرن.

87
00:06:26,740 --> 00:06:28,240
‫مادرشونه‌ها!

88
00:06:34,410 --> 00:06:35,450
‫مامان؟

89
00:06:36,290 --> 00:06:37,370
‫عه، چه خوب شد.

90
00:06:37,460 --> 00:06:38,920
‫می‌تونی توی پیدا کردنِ
‫اسلیپرهام کمکـم کنی.

91
00:06:40,920 --> 00:06:43,630
‫مطمئنم که مخفیـشون می‌کنه.

92
00:06:51,680 --> 00:06:54,060
‫دیشب توی «د لاج» دیدمت.

93
00:06:54,140 --> 00:06:55,510
‫وای، کجا گذاشتدشون؟

94
00:06:55,600 --> 00:06:57,810
‫چون مجبور بودم،
‫رازت رو نگه داشتم.

95
00:06:58,430 --> 00:07:02,730
‫ولی اگه قرار باشه «خانواده» رو دوباره راه بندازی،
‫من ساکت نمی‌مونم.

96
00:07:02,810 --> 00:07:05,440
‫و خودتـم می‌دونی که اگه ساکت نمونی،
‫چه اتفاقی رخ می‌ده ایمی.

97
00:07:23,830 --> 00:07:25,750
‫مهمون داری ایمی.

98
00:07:29,340 --> 00:07:30,720
‫مادرتـه.

99
00:07:32,470 --> 00:07:34,640
‫کریستین مادر من نیست.

100
00:07:35,050 --> 00:07:36,220
‫سلام فرشته خانم.

101
00:07:41,890 --> 00:07:43,150
‫حالت چطوره ایمی؟

102
00:07:44,650 --> 00:07:45,770
‫خوبـم.

103
00:07:46,360 --> 00:07:47,780
‫من اینطور فکر نمی‌کنم.

104
00:07:49,190 --> 00:07:51,570
‫بخاطر همینـم یه سوپرایز واست دارم.

105
00:07:52,950 --> 00:07:55,120
‫قراره امروز از اینجا بری.

106
00:07:56,330 --> 00:07:57,660
‫یه دکتر مهمی رو می‌شناسم

107
00:07:57,740 --> 00:08:00,410
‫که می‌تونه حکم
‫بستریِ اجباریت رو باطل بده.

108
00:08:03,540 --> 00:08:05,750
‫ولی من اون بیرون کاری ندارم.

109
00:08:07,210 --> 00:08:08,750
‫بچه‌ام رو از دست دادم.

110
00:08:08,840 --> 00:08:10,510
‫منم بچه‌هام رو از دست دادم.

111
00:08:11,300 --> 00:08:13,010
‫دبلودویلز شما رو از من گرفتن.

112
00:08:14,430 --> 00:08:17,390
‫ولی همیشه یه زندگی جدید در انتظارته ایمی.

113
00:08:18,640 --> 00:08:21,140
‫تو جوونی.
‫می‌تونی دوباره سرپا بشی.

114
00:08:24,560 --> 00:08:26,190
‫نمی‌دونم چی باید بگم.

115
00:08:27,730 --> 00:08:28,980
‫بگو ممنونم مامی.

116
00:08:31,780 --> 00:08:33,200
‫ممنونم مامی.

117
00:08:35,240 --> 00:08:37,070
‫هرگز نباید از بچه‌هات ناامید بشی.

118
00:08:43,313 --> 00:08:47,250
‫[امضای بیمار]
‫[ایمی بوفرت]

119
00:08:50,920 --> 00:08:53,630
‫و مایتریا، باید اینجا رو امضا کنه.

120
00:08:56,510 --> 00:08:57,760
‫ممنون خانم پرستار.

121
00:08:57,850 --> 00:08:59,310
‫یه امضای دیگه خوشگلـم.

122
00:09:13,530 --> 00:09:14,950
‫هرگز برنمی‌گردم.

123
00:09:17,490 --> 00:09:18,740
‫تصمیمـش با خودته.

124
00:09:18,820 --> 00:09:20,790
‫خانم بوفرت؟

125
00:09:23,000 --> 00:09:24,710
‫حاضرید که پازلتـون رو تموم کنید؟

126
00:09:25,620 --> 00:09:27,580
‫چی داره می‌گه
‫این آقایی که مو داره؟

127
00:09:27,670 --> 00:09:29,040
‫پیداشون کردم، نگاه کنید.

128
00:09:29,880 --> 00:09:31,300
‫تکه‌های گمشده رو می‌گم.

129
00:09:31,380 --> 00:09:33,590
‫توی همۀ گلدون‌ها افتاده بودن.

130
00:09:33,670 --> 00:09:36,090
‫خب باید همونجا دنبال اسلیپرهامم بگردی.

131
00:09:42,520 --> 00:09:44,270
‫فریا. فریا.

132
00:09:45,020 --> 00:09:47,770
‫می‌شه باهات صحبت کنم فریا؟

133
00:09:48,850 --> 00:09:49,940
‫بله، آره.

134
00:09:54,740 --> 00:09:55,820
‫من نمی‌فهمم.

135
00:09:55,900 --> 00:09:56,820
‫اینجا بوکمارک گذاشته.

136
00:09:58,320 --> 00:09:59,660
‫خب، می...

137
00:09:59,740 --> 00:10:01,450
‫می‌خوای چیزی رو بخونم؟

138
00:10:01,530 --> 00:10:02,660
‫شمارۀ صفحه رو بخون.

139
00:10:05,910 --> 00:10:07,040
‫دویست و بیست و چهار.

140
00:10:07,870 --> 00:10:12,380
‫دیروز صفحۀ 191 بود.
‫پریروز روی 168 بود.

141
00:10:14,460 --> 00:10:15,590
‫داره کتاب می‌خونه.

142
00:10:15,670 --> 00:10:17,050
‫غیرممکنـه.

143
00:10:17,130 --> 00:10:19,430
‫دکترها می‌گن که تواناییِ خوندن نداره.
‫توانایی درک چیزی رو نداره.

144
00:10:19,510 --> 00:10:21,930
‫- فقط الکی این بوکمارک رو جابه‌جا می‌کنه.
‫- چرا باید چنین کاری بکنه؟

145
00:10:22,010 --> 00:10:22,930
‫نمی‌دونم.

146
00:10:23,560 --> 00:10:25,100
‫چرا روی صندلی خرابکاری می‌کنه؟

147
00:10:25,180 --> 00:10:27,230
‫چرا کنترل تلویزیون رو
‫توی یخچال می‌ذاره؟

148
00:10:27,310 --> 00:10:28,440
‫کارهای عجیب و غریب می‌کنه.

149
00:10:28,520 --> 00:10:29,650
‫باید دوباره آزمایش بشه.

150
00:10:29,730 --> 00:10:32,110
‫به طور کامل آزمایش شده.

151
00:10:33,230 --> 00:10:35,480
‫دوباره بگو ببینم،
‫مگه تو دکتری چیزی هستی؟

152
00:10:37,440 --> 00:10:39,160
‫من می‌دونم اون کیه فریا.

153
00:10:42,030 --> 00:10:43,830
‫اینجا نوشته که باید بره زندون.

154
00:10:49,330 --> 00:10:53,590
‫و اگه الان توی زندون بود،
‫تو که دیگه شغلی نداشتی، داشتی؟

155
00:10:54,880 --> 00:10:57,550
‫نمی‌تونستی برای خونواده‌ات پولی بفرستی.

156
00:10:58,760 --> 00:11:00,930
‫به نظرت کارفرمات چه احساسی بهش دست می‌ده

157
00:11:01,010 --> 00:11:04,100
‫وقتی که خبردار بشه داری به بیماری که
‫دچار زوال عقلی شده، تهمت می‌زنی که ادا درمیاره؟

158
00:11:29,870 --> 00:11:32,500
‫توی محله‌مون یه سری دوست دارم.

159
00:11:32,580 --> 00:11:34,210
‫مدرسه می‌رم.

160
00:11:34,630 --> 00:11:36,210
‫قبل خواب می‌بوسنـم.

161
00:11:54,020 --> 00:11:55,860
‫مامانـم می‌گه که درخت اذیت می‌شه.

162
00:11:58,440 --> 00:11:59,740
‫از کجا خبر داره؟

163
00:12:00,360 --> 00:12:02,990
‫می‌گه که باید خودت رو جای این درخت تصور کنی.

164
00:12:18,050 --> 00:12:19,170
‫سلام.

165
00:12:19,260 --> 00:12:21,340
‫می‌خوام که توی دلاج بیای به دیدنـم.

166
00:12:21,420 --> 00:12:23,340
‫وایسا، وای... چه خبر شده؟

167
00:12:23,430 --> 00:12:24,840
‫من دارم حرکت می‌کنم.

168
00:12:25,430 --> 00:12:26,470
‫فریا.

169
00:12:38,400 --> 00:12:41,610
‫ماشین برایس نیست.
‫می‌تونیم از پشت وارد بشیم.

170
00:12:52,830 --> 00:12:54,580
‫اینجا جمع شده بودن.

171
00:12:54,870 --> 00:12:57,750
‫حداقل 20 نفری می‌شدن،
‫شایدم بیشتر.

172
00:12:58,710 --> 00:13:00,710
‫داشتن ترانه‌ای که بهمون
‫یاد داده بودن رو می‌خوندن.

173
00:13:01,460 --> 00:13:02,800
‫و خودشـم اینجا بود؟

174
00:13:13,810 --> 00:13:14,850
‫همینجا بودن.

175
00:13:18,310 --> 00:13:20,360
‫دیدمشون جو. اینجا بودن.

176
00:13:24,990 --> 00:13:28,530
‫یه سری بچه هم بودن،
‫بعضی‌هاشون همسنِ آشا بودن.

177
00:13:28,620 --> 00:13:29,870
‫دقیقا همینجا.

178
00:13:30,370 --> 00:13:31,990
‫تصوراتتـه فریا.

179
00:13:32,080 --> 00:13:33,660
‫نه باید حرفـم رو باور کنی.

180
00:13:34,370 --> 00:13:35,750
‫دوباره داره شروع می‌کنه.

181
00:13:35,830 --> 00:13:37,500
‫اون فقط یه پیرزنـه،

182
00:13:37,580 --> 00:13:40,710
‫هر روز توی عمارتـش با یه پرستار می‌چرخه.

183
00:13:45,760 --> 00:13:48,010
‫مبتلا به زوال عقل نیست جو.

184
00:13:50,100 --> 00:13:51,260
‫هیچوقت نبوده.

185
00:13:58,440 --> 00:13:59,810
‫من خریدهاش رو انجام می‌دم.

186
00:14:01,770 --> 00:14:03,280
‫من واسش غذا درست می‌کنم.

187
00:14:04,440 --> 00:14:07,280
‫من لباس‌هاش رو اتو می‌کنم
‫و خونه‌اش رو تمیز می‌کنم.

188
00:14:07,360 --> 00:14:09,780
‫تو خبر داشتی که شرایط محاکمه شدن رو داره.

189
00:14:10,320 --> 00:14:15,620
‫بهم گفت اگه رازش رو نگه ندارم،
‫بیلی رو ازم می‌گیرن.

190
00:14:15,700 --> 00:14:16,710
‫تو خبر داشتی!

191
00:14:18,170 --> 00:14:20,580
‫- و از من مخفی کردی!
‫- می‌تونن هروقت که دلشون خواست

192
00:14:20,670 --> 00:14:23,210
‫من رو به گرین‌هیون برگردونن.

193
00:14:23,300 --> 00:14:27,550
‫من با امضا کردن وکالتنامۀ پزشکی
‫زندگیم رو به فنا دادم جو.

194
00:14:27,630 --> 00:14:29,550
‫می‌تونه کاری کنه که تا آخر عمرم اونجا بپوسم!

195
00:14:29,640 --> 00:14:33,640
‫من همه‌چیزم رو در راه تلاش کردنـم
‫برای مجازاتـش بخاطر تو از دست دادم!

196
00:14:34,180 --> 00:14:35,520
‫بخاطر همۀ شما!

197
00:14:37,980 --> 00:14:39,600
‫هنوزم می‌تونی بگیریش جو.

198
00:14:42,020 --> 00:14:43,070
‫به من نگاه کن.

199
00:14:46,280 --> 00:14:49,860
‫دارم توی یه تابوتِ شناور زندگی می‌کنم.

200
00:14:51,030 --> 00:14:53,330
‫زنـم نمی‌خواد ارتباطی باهام داشته باشه.

201
00:14:53,950 --> 00:14:56,620
‫بچه‌هام باهام صحبت نمی‌کنن.

202
00:14:58,790 --> 00:15:00,460
‫نمی‌بینی چی به سرم آوردی؟

203
00:15:05,880 --> 00:15:06,760
‫چرا.

204
00:15:11,300 --> 00:15:12,340
‫می‌تونستم کمکت کنم.

205
00:15:13,720 --> 00:15:14,930
‫می‌تونستم ازت محافظت کنم.

206
00:15:15,010 --> 00:15:16,430
‫نه، نمی‌تونستی.

207
00:15:19,230 --> 00:15:20,310
‫هیچکس نمی‌تونه.

208
00:15:38,500 --> 00:15:39,500
‫ساد؟

209
00:15:40,660 --> 00:15:44,590
‫اعلام کردن آدرین بوفرت از لحاظ
‫پزشکی برای محاکمه مناسب نیست.

210
00:15:47,300 --> 00:15:49,210
‫ولی تازه تاریخ محاکمۀ جدید رو اعلام کردن.

211
00:15:49,300 --> 00:15:52,840
‫یه جلسۀ خصوصی تشخیصِ
‫زوال عقلی رو تایید کرد.

212
00:15:52,930 --> 00:15:54,720
‫سه تا متخصص جداگونه بودن.

213
00:15:55,220 --> 00:15:56,600
‫بیماری زودهنگام زوال عقلی رو تایید کردن.

214
00:15:57,640 --> 00:16:00,020
‫حکم نظارت غیرحبسشه.

215
00:16:01,690 --> 00:16:02,940
‫کسشعره.

216
00:16:03,020 --> 00:16:06,860
‫- به اون دکترها رشوه داده.
‫- تموم شد جو.

217
00:16:13,070 --> 00:16:14,870
‫آخه من به اون بچه‌ها چی بگم؟

218
00:16:16,410 --> 00:16:18,870
‫خب اگه شنیدنـش کمکی می‌کنه،
‫که همینجا می‌میره.

219
00:16:20,330 --> 00:16:22,500
‫همچنان پاسپورتـش ضبط شده می‌مونه.

220
00:16:22,580 --> 00:16:23,830
‫نمی‌تونه از کشور خارج بشه.

221
00:16:25,540 --> 00:16:28,750
‫به صورت دوره‌ای نظارت و ارزیابی می‌شه،

222
00:16:29,300 --> 00:16:32,300
‫به همراه مراقب تمام وقت
‫که هر روز پیشش می‌ره.

223
00:16:35,340 --> 00:16:36,720
‫درست مثل زندانـه.

224
00:16:45,020 --> 00:16:46,650
‫عه، تازه داداشت رسیده.

225
00:16:46,730 --> 00:16:48,570
‫- چه خبر گل پسر؟
‫- خوبه.

226
00:16:49,860 --> 00:16:51,360
‫غذات رو می‌خوری؟

227
00:16:52,240 --> 00:16:54,570
‫بسیارخب عزیزم،
‫دیرتر باز بهت زنگ می‌زنم.

228
00:16:54,660 --> 00:16:55,570
‫باشه، خداحافظ.

229
00:16:57,120 --> 00:16:58,370
‫مکس به خونه رسید.

230
00:16:58,450 --> 00:16:59,580
‫اوه خوبه.

231
00:16:59,660 --> 00:17:01,330
‫مادربزرگ واست یه چیزی توی آشپزخونه داره.

232
00:17:01,410 --> 00:17:02,750
‫هورا!

233
00:17:02,830 --> 00:17:04,160
‫خیله‌خب، خدافظ!

234
00:17:06,460 --> 00:17:07,790
‫همه‌چیز اینجاست.

235
00:17:07,880 --> 00:17:09,550
‫پیژامه، مسواک و خرس قهوه‌ایش.

236
00:17:09,630 --> 00:17:11,170
‫می‌گه دلش‌ نمی‌خواد که با خرسش بخوابه،

237
00:17:11,260 --> 00:17:12,510
‫اما درواقع برعکسشه.

238
00:17:12,590 --> 00:17:17,050
‫و معمولا ساعت 8 و نیم می‌خوابه
‫یا هرچی، هروقت خواستی بخوابه.

239
00:17:17,140 --> 00:17:18,300
‫8‏ و نیم خوبه.

240
00:17:18,390 --> 00:17:20,140
‫- باشه.
‫- خوشگل شدی.

241
00:17:20,760 --> 00:17:21,810
‫ممنون.

242
00:17:23,770 --> 00:17:25,230
‫خیله‌خب، بهتره برم دیگه.

243
00:17:26,940 --> 00:17:30,230
‫هی باید اسمت رو توی
‫گواهی تولد بیلی ثبت کنیم.

244
00:17:32,480 --> 00:17:33,780
‫آره.

245
00:17:35,070 --> 00:17:36,530
‫خیله‌خب، اگه چیزی نیاز داشتی
‫بهم زنگ بزن.

246
00:17:52,000 --> 00:17:53,010
‫سلام

247
00:17:54,130 --> 00:17:55,220
‫سلام

248
00:17:57,590 --> 00:18:03,100
‫آم، با یه مشتری همیشگی مشغول
‫پخت و پز و خونه‌داری بودم.

249
00:18:03,680 --> 00:18:08,190
‫و آم... و یه جای جدید
‫برای زندگی کردن گرفتم.

250
00:18:08,900 --> 00:18:10,900
‫خب هرکاری که داری می‌کنه،
‫داره جواب می‌ده ایمز.

251
00:18:10,980 --> 00:18:12,400
‫خوب به نظر می‌رسی.

252
00:18:12,480 --> 00:18:14,780
‫نه، منظورم اینه که سالم و سلامتی.

253
00:18:16,070 --> 00:18:17,450
‫تو هم سالم و سلامت به نظر می‌رسی.

254
00:18:27,500 --> 00:18:28,960
‫اگه می‌خوای می‌تونی درموردش بپرسی.

255
00:18:30,670 --> 00:18:31,710
‫مشکلی نداره.

256
00:18:35,420 --> 00:18:37,840
‫من فقط... نمی‌خوام
‫چیزی رو خراب کنم.

257
00:18:40,800 --> 00:18:42,760
‫آره، مطمئن نبودم که
‫باید با خودم بیارمش یا نه.

258
00:18:43,810 --> 00:18:44,850
‫نمی‌خوام ناراحتت کنم.

259
00:18:48,140 --> 00:18:49,190
‫حالش چطوره؟

260
00:18:50,270 --> 00:18:52,650
‫خوبه، عالیه.

261
00:18:53,400 --> 00:18:57,150
‫آره مشخصا الان دیگه هفت سالش شده.
‫شاگرد خوبِ مدرسه‌ست.

262
00:18:57,240 --> 00:18:58,700
‫- آره.
‫- باهوشه.

263
00:19:00,160 --> 00:19:01,490
‫از این نظر که به من نرفته.

264
00:19:09,670 --> 00:19:11,120
‫خیلی شرمنده‌ام وین.

265
00:19:14,130 --> 00:19:20,590
‫اگه بلایی به سرش می‌اومد،
‫هرگز خودم رو نمی‌بخشیدم.

266
00:19:22,760 --> 00:19:23,760
‫می‌دونم.

267
00:19:30,440 --> 00:19:32,440
‫احتمالا باید برگردی خونه پیشش.

268
00:19:34,940 --> 00:19:36,440
‫امشب خونۀ مادرم می‌مونه.

269
00:19:59,840 --> 00:20:02,720
‫بخدا که 12 ماه دیگه
‫می‌تونستم توی اون ارزیابیِ روانی

270
00:20:02,800 --> 00:20:04,090
‫سربلند بیرون بیام.

271
00:20:05,510 --> 00:20:07,510
‫نمی‌دونم، گمونم فقط...

272
00:20:10,140 --> 00:20:11,390
‫کنترلـم رو از دست دادم.

273
00:20:16,650 --> 00:20:18,820
‫وکیلت درمورد گرین‌هیون بهم گفت.

274
00:20:24,240 --> 00:20:26,580
‫اصلا نمی‌خواستم هیچکدوم
‫از این اتفاقات رخ بده ایمی.

275
00:20:39,630 --> 00:20:44,180
‫فکر کنم فقط،
‫یه اتفاقی بود که خیلی وقت پیش رخ داد.

276
00:20:50,640 --> 00:20:51,730
‫خب حالا به خودت نگاه کن.

277
00:21:13,660 --> 00:21:15,370
‫به نظرت یه روزی،

278
00:21:17,250 --> 00:21:19,420
‫ممکنه بتونیم راهی برای برگشتن پیدا کنیم؟

279
00:21:22,170 --> 00:21:24,510
‫من و تو و مکس مثل یه خونواده؟

280
00:21:28,050 --> 00:21:29,720
‫می‌تونیم همۀ اون مسائل
‫رو پشت‌سر بذاریم.

281
00:21:33,560 --> 00:21:35,690
‫می‌تونیم آروم پیش بریم و من می‌تونم...

282
00:21:38,610 --> 00:21:40,190
‫بیام و با ادلاید کار کنم.

283
00:21:41,610 --> 00:21:44,150
‫شاید یه خونه‌ای اون نزدیکی اجاره کنم.

284
00:21:49,030 --> 00:21:50,200
‫من مادرشم.

285
00:21:54,660 --> 00:21:55,960
‫نمی‌دونم ایمی.

286
00:22:01,920 --> 00:22:03,340
‫مطمئن نیستم که بخوام
‫مکس رو درگیر همۀ این موضوعات کنم یا نه.

287
00:22:07,430 --> 00:22:09,430
‫«Ave Maria»

288
00:23:55,740 --> 00:23:56,910
‫دوستان و آشنایان،

289
00:23:56,990 --> 00:23:59,290
‫امروز همگی در کنار همدیگه
‫جمع شدیم تا جشن...

290
00:24:26,060 --> 00:24:27,570
‫می‌خواستم به دیدنت بیام.

291
00:24:29,690 --> 00:24:30,690
‫خیلی خطرناک بود.

292
00:24:32,200 --> 00:24:34,740
‫واست نامه نوشتم ولی وکلا
‫اجازه نمی‌دادن که برات بفرستمشون.

293
00:24:36,410 --> 00:24:40,540
‫توی دانشگاه دنبالت گشتم.

294
00:24:41,160 --> 00:24:42,410
‫بازنشسته شدم.

295
00:24:43,250 --> 00:24:45,330
‫مدت زمان زیادی رو نبودی هنریک.

296
00:24:46,630 --> 00:24:52,420
‫اگه بازنشسته شدی، پس چرا
‫اسمت رو از هیئت علمیه حذف کردن؟

297
00:24:54,800 --> 00:24:56,220
‫جایی برای موندن داری؟

298
00:24:57,550 --> 00:24:59,350
‫پول؟ غذا؟

299
00:25:00,600 --> 00:25:02,100
‫خدمتکار وفاداری بودی.

300
00:25:02,180 --> 00:25:03,940
‫مایتریا هرگز لطفت رو فراموش نمی‌کنه.

301
00:25:04,020 --> 00:25:06,100
‫چنین حرفی رو به دادگاه نگی‌ها.

302
00:25:07,520 --> 00:25:09,940
‫ممکنه بالاخره بندازنـش زندون.

303
00:25:15,160 --> 00:25:18,070
‫اگه هرزمانی به چیزی نیاز پیدا کردی،
‫ما اینجاییم.

304
00:25:18,160 --> 00:25:20,540
‫باید نوار ایمی رو بگیرم.

305
00:25:23,960 --> 00:25:26,040
‫متاسفانه خیلی وقته نوارها از بین رفتن.

306
00:25:26,960 --> 00:25:28,880
‫اگه چیز دیگه‌ای می‌خوای بگو.

307
00:25:28,960 --> 00:25:30,250
‫ببخشید.

308
00:25:31,670 --> 00:25:33,130
‫سلام اومدید که.

309
00:25:33,210 --> 00:25:34,050
‫سلام آقای دکتر.

310
00:25:34,130 --> 00:25:35,010
‫راحت مسیر رو پیدا کردید؟

311
00:25:35,090 --> 00:25:36,090
‫- بله همینطوره، ممنون.
‫- بله، بله.

312
00:25:36,180 --> 00:25:37,430
‫بفرمایید داخل.

313
00:25:38,550 --> 00:25:39,470
‫سلام

314
00:25:42,310 --> 00:25:44,930
‫یک تعامل گفتاری برای
‫اذهانِ پژوهنده‌ست.

315
00:25:46,770 --> 00:25:47,940
‫می‌خوای بهمون ملحق بشی؟

316
00:25:50,070 --> 00:25:51,690
‫درواقع یه گفتگوی دوستانه‌ست.

317
00:25:51,780 --> 00:25:52,690
‫دکتر لیثهم.

318
00:25:52,780 --> 00:25:54,400
‫- بفرمایید داخل.
‫- سلام دکتر لیثهم.

319
00:25:54,490 --> 00:25:56,070
‫- از دیدنـتون خوشحالم.
‫- دور بزنید به چپ برید.

320
00:25:56,150 --> 00:25:59,280
‫- خیلی ممنونم که دعوتمون کردید.
‫- از دیدنتون خیلی خوشحالم، بفرمایید.

321
00:26:01,280 --> 00:26:06,000
‫حالا شاید فراتر از هر زمانی در تاریخ،

322
00:26:06,460 --> 00:26:12,210
‫فرصتی داریم که ناشناخته‌ها رو طی کنیم
‫و جهانـمون رو بازسازی کنیم.

323
00:26:13,380 --> 00:26:19,140
‫ما موندیم تا خاکسترهای
‫کاپیتالیسم رو حفظ کنیم.

324
00:26:19,220 --> 00:26:20,260
‫ممنونم.

325
00:26:21,050 --> 00:26:22,140
‫دکتر لیثهم؟

326
00:26:22,930 --> 00:26:25,480
‫خیلی ازتون ممنونم.
‫واقعا خیلی الهام‌بخش بود.

327
00:26:25,560 --> 00:26:26,480
‫ممنونم که تشریف آوردید.

328
00:26:26,560 --> 00:26:28,270
‫اوه بفرمایید بنشینید.

329
00:26:30,110 --> 00:26:32,570
‫ممکنه کتابـم رو امضا کنید؟

330
00:26:32,650 --> 00:26:33,650
‫یعنی کتاب خودتون.

331
00:26:34,360 --> 00:26:35,900
‫باعث افتخارمه.

332
00:26:35,990 --> 00:26:41,120
‫ما... واقعا از طرفدارهای پروپاقرصِ
‫شماییم و شما هم حقیقتا پیشگامید.

333
00:26:41,200 --> 00:26:43,160
‫بله، ما دوست داریم
‫که چیزهای بیشتری بدونیم.

334
00:26:44,870 --> 00:26:47,250
‫حالا که بحث عظمت درونی شد،
‫چند وقته که باردارید؟

335
00:26:48,830 --> 00:26:49,830
‫حدودا شش ماه.

336
00:26:55,210 --> 00:26:56,460
‫من رو توی اون عکس نگاه کن.

337
00:26:57,220 --> 00:26:58,880
‫مُدِ دهۀ هشتاد.

338
00:26:58,970 --> 00:27:00,800
‫چرا این‌ها رو گذاشته اینجا؟

339
00:27:00,890 --> 00:27:02,850
‫- سلام!
‫- چرا دعوتـش کرده؟

340
00:27:02,930 --> 00:27:05,890
‫- برید کنار، عروس داره میاد.
‫- شبیه یه پرندۀ پُر پَر و بال شدی.

341
00:27:09,810 --> 00:27:11,100
‫جو.

342
00:27:11,980 --> 00:27:14,070
‫- سلام
‫- سلام آنجلا.

343
00:27:14,150 --> 00:27:15,440
‫سلام

344
00:27:15,530 --> 00:27:16,530
‫آنابل رو که یادته.

345
00:27:16,610 --> 00:27:18,070
‫من، آم... البته.

346
00:27:19,450 --> 00:27:20,700
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

347
00:27:20,780 --> 00:27:21,700
‫نوشیدنی می‌خوای؟

348
00:27:21,780 --> 00:27:22,620
‫آب.

349
00:27:24,160 --> 00:27:27,540
‫اختلالات بی‌اشتهایی، پرخوری، نارسایی کلیوی.

350
00:27:28,250 --> 00:27:29,620
‫هر مرضی که بگی رو داشتم.

351
00:27:30,540 --> 00:27:32,710
‫دکترها می‌گن منشاشون از بلک‌مارشـه.

352
00:27:33,420 --> 00:27:34,590
‫بخاطر سوء تغذیۀ حاد.

353
00:27:35,460 --> 00:27:38,010
‫و هرگز کسی برای پرداخت
‫صورتحساب‌های پزشکی خسارتی پرداخت نکرد.

354
00:27:38,090 --> 00:27:39,920
‫پس بخاطر این...

355
00:27:40,010 --> 00:27:42,800
‫فقط بخاطر پوکی استخونم
‫نمی‌تونم مدت زمان زیادی بایستم.

356
00:27:42,890 --> 00:27:44,970
‫سلام! سلام!

357
00:27:46,560 --> 00:27:49,730
‫شما دو تا فرصت سلام و
‫احوالپرسی با همدیگه رو پیدا کردید؟

358
00:27:50,350 --> 00:27:51,520
‫سلام

359
00:27:53,770 --> 00:27:54,980
‫شما کی هستی؟

360
00:27:55,060 --> 00:27:59,190
‫مامان ایشون آنجلاست
‫و ایشونم آنابل کوچولوئه.

361
00:27:59,280 --> 00:28:00,360
‫خوبی؟

362
00:28:00,450 --> 00:28:03,530
‫چرا بهم نگفتی که قراره بیاد؟

363
00:28:03,620 --> 00:28:05,120
‫روز عروسیِ منه‌ها آنابل.

364
00:28:05,200 --> 00:28:07,240
‫- هرکسی که دلم بخواد رو دعوت می‌کنم.
‫- نمی‌تونم با حضورش اینجا بمونم.

365
00:28:07,330 --> 00:28:09,040
‫باشه، برات تاکسی می‌گیرم.

366
00:28:09,120 --> 00:28:10,830
‫نمی‌شه همگیـمون گذشته رو فراموش کنیم؟
‫من که فراموش کردم.

367
00:28:10,910 --> 00:28:12,370
‫خداحافظ

368
00:28:12,460 --> 00:28:14,380
‫نظرت چیه بیای یه جایی بشینی؟

369
00:28:14,460 --> 00:28:17,340
‫می... می‌خوام که روی صندلیِ
‫راحتیِ خودم بشینم.

370
00:28:17,420 --> 00:28:19,010
‫عه باشه. آم...

371
00:28:19,090 --> 00:28:20,880
‫- خب بیا... یکی اینجا هست.
‫- آره.

372
00:28:20,970 --> 00:28:23,640
‫- بریم یه قدمی بزنیم مامی.
‫- یه صندلی خوشگل اینجا هست.

373
00:28:23,720 --> 00:28:26,640
‫گفته بودی گرسنه‌ای، درسته؟
‫وقت شامـه.

374
00:28:26,720 --> 00:28:28,810
‫- این طرفی.
‫- آره.

375
00:28:28,890 --> 00:28:31,430
‫- بیا این طرف.
‫- توی اون لباس عالی شدی.

376
00:28:32,890 --> 00:28:34,060
‫سلام

377
00:28:34,150 --> 00:28:35,940
‫عجب کثافت کاری شده، نه؟

378
00:28:36,020 --> 00:28:37,770
‫- آره.
‫- پیش خودش چه فکری کرده؟

379
00:28:37,860 --> 00:28:38,980
سلام ‫ادم.

380
00:28:39,070 --> 00:28:40,030
سلام ‫جو.

381
00:28:44,070 --> 00:28:45,620
‫تو و ابی همچنان در تماسید پس؟

382
00:28:45,700 --> 00:28:47,740
‫نه. نه. تو چی؟

383
00:28:47,830 --> 00:28:49,490
‫نه.

384
00:28:49,580 --> 00:28:50,580
‫من کسی رو نمی‌بینم.

385
00:28:51,870 --> 00:28:54,040
‫من و ارون چند وقتی بعدِ مدرسه
‫با همدیگه هم‌خونه شده بودیم.

386
00:28:55,170 --> 00:28:56,290
‫خبر داری دیگه، درسته؟

387
00:28:58,130 --> 00:28:59,130
‫آره.

388
00:29:00,050 --> 00:29:01,550
‫و من آخرین نفری بودم که دیدمش.

389
00:29:03,680 --> 00:29:05,470
‫متاسفم. این...

390
00:29:08,390 --> 00:29:11,810
‫توی گاراژ داشتم دنبال یه چیزی می‌گشتم
‫که دیدم توی تاریکی وایساده.

391
00:29:12,350 --> 00:29:14,730
‫گفتم که زهره‌ترکم کردی از!

392
00:29:14,810 --> 00:29:16,600
‫اما جوری بهم خیره شده بود...

393
00:29:18,310 --> 00:29:19,520
‫عجیب بود، می‌دونی؟

394
00:29:20,900 --> 00:29:26,320
‫بعدش یه صدایی شنیدم مثل یه...
‫مثل صدای پیچوندن چیزی.

395
00:29:27,620 --> 00:29:28,830
‫اونجا بود که طناب رو دیدم.

396
00:29:30,660 --> 00:29:32,750
‫اون شب انقدر پایین خودش رو دار زده بود،

397
00:29:32,830 --> 00:29:34,580
‫که انگار فقط وایستاده بود.

398
00:29:37,290 --> 00:29:40,630
‫و منم مثل احمق‌ها باهاش صحبت می‌کردم.

399
00:29:45,090 --> 00:29:47,590
‫فکر کنم وقتی که دید محاکمۀ مامی منتفی شد
‫دیگه کارد به استخونش رسید.

400
00:29:52,220 --> 00:29:53,220
‫آره.

401
00:30:07,979 --> 00:30:10,589
‫[تموم شد، اون زنیکه بهمون رو دست زد.]

402
00:31:08,930 --> 00:31:10,840
‫گریسون!

403
00:31:10,930 --> 00:31:12,010
‫بیا پیشـمون.

404
00:31:12,100 --> 00:31:13,640
‫نه، باید صحبت کنیم.

405
00:31:13,720 --> 00:31:15,850
‫ساد این روزها نوشیدنی نمی‌خوره اصلا،
‫درست می‌گم رفیق؟

406
00:31:15,930 --> 00:31:17,930
‫- چقدر شبیه اسامه بن لادن شدی.
‫- الان.

407
00:31:18,020 --> 00:31:19,770
‫شاید چشمش دنبال اون 72 نفر باکره‌ست.

408
00:31:19,850 --> 00:31:21,600
‫همون یدونه زنـشم نتونست نگه داره!

409
00:31:21,690 --> 00:31:23,230
‫- نظرت چیه که خفه خون بگیری؟
‫- هی

410
00:31:25,270 --> 00:31:26,320
‫بیا بریم.

411
00:31:37,450 --> 00:31:38,700
‫این چیه؟

412
00:31:40,580 --> 00:31:43,540
‫سال 89 ماشینت بیرون
‫د لاج پارک شده بود،

413
00:31:43,960 --> 00:31:46,460
‫ماشینت به اسم همسرت ثبت شده.

414
00:31:48,590 --> 00:31:50,010
‫تو همون جاسوسی.

415
00:31:51,380 --> 00:31:53,050
‫بهم دروغ نگو.

416
00:32:11,900 --> 00:32:13,110
‫قبلا بودم.

417
00:32:13,910 --> 00:32:14,820
‫اما بعد از حمله،

418
00:32:14,910 --> 00:32:16,990
‫وقتی که آدرین از کشور فرار کرد
‫و هنریک اعتراف کرد،

419
00:32:17,080 --> 00:32:18,620
‫بهشون گفتم که دیگه باهاشون نیستم.

420
00:32:18,700 --> 00:32:20,080
‫دیگه بهم نیازی نداشتن.

421
00:32:22,540 --> 00:32:24,080
‫لعنتی، آخه چرا؟

422
00:32:29,050 --> 00:32:30,170
‫اون...

423
00:32:32,050 --> 00:32:33,510
‫از کل زندگیـم خبر داشت.

424
00:32:36,800 --> 00:32:40,980
‫که ازدواجم صوری بوده
‫و راز...

425
00:32:41,980 --> 00:32:43,140
‫یه رازی داشتم.

426
00:32:45,610 --> 00:32:47,270
‫و یه راز دیگه هم بهش اضافه کردی؟

427
00:32:48,320 --> 00:32:50,900
‫می‌دونی که، شغلـمون
‫از آدم‌های متفاوت خوشش نمیاد.

428
00:32:50,990 --> 00:32:53,070
‫من رو وارد خودشون کرد.
‫چیزی که هستم رو پذیرفت.

429
00:32:53,150 --> 00:32:54,860
‫تو بهم گفتی بخاطر کاری

430
00:32:54,950 --> 00:32:56,530
‫که با اون بچه‌ها توی بلک‌مارش می‌کرد،
‫کابوس می‌دیدی.

431
00:32:56,620 --> 00:32:58,370
‫واقعا همینطور بود اما
‫تهدیدم کردن که خفه‌خون بگیرم.

432
00:32:58,450 --> 00:33:00,700
‫همه‌چیز رو ضبط می‌کنن.
‫نوار، اعترافات و هرچیزی که

433
00:33:00,790 --> 00:33:02,710
‫هیچوقت دلت نمی‌خواد
‫بقیه ازش باخبر بشن رو نگه می‌دارن.

434
00:33:02,790 --> 00:33:04,170
‫اگه النا و بچه‌هام می‌دیدنـشون،

435
00:33:05,420 --> 00:33:06,420
‫جو، من...

436
00:33:08,130 --> 00:33:09,880
‫به ویلکز چیزی نگو. شغلـم رو از دست می‌دم.

437
00:33:09,960 --> 00:33:12,720
‫شغلت؟ میفتی زندون!

438
00:33:13,510 --> 00:33:16,090
‫بدجوری من رو بازی دادی!

439
00:33:16,760 --> 00:33:17,680
‫هی.

440
00:33:17,760 --> 00:33:19,260
‫به نظرت چطوری تونستی
‫توی فرانسه دستگیرش کنی؟

441
00:33:19,350 --> 00:33:20,220
‫بهش فکر کن.

442
00:33:21,470 --> 00:33:23,940
‫اگه اون موقع هم جاسوسشون بودم،
‫به نظرت بهشون خبر نمی‌دادم؟

443
00:33:32,440 --> 00:33:34,860
‫خیلی بیشتر از این‌ها بهم مدیونی.

444
00:33:53,380 --> 00:33:56,800
‫از این بابت مطمئنی؟
‫تو حکم نداری.

445
00:33:57,760 --> 00:34:00,600
‫می‌گیرم. ردش کن بیاد.

446
00:34:03,720 --> 00:34:05,430
‫روی طاقچۀ بالای دره.

447
00:34:07,060 --> 00:34:08,230
‫می‌بینمت.

448
00:34:31,210 --> 00:34:34,260
‫بازرس می‌تونم در دفاع از خودم بگم،
‫من...

449
00:34:34,340 --> 00:34:35,460
‫ساد.

450
00:34:37,300 --> 00:34:41,260
‫اگه حرفی بزنی، این منگنه رو
‫پرت می‌کنم سمتت.

451
00:34:43,810 --> 00:34:48,230
‫خبر داری که چقدر
‫این تحقیقات ناموفق گروهِ ضربتت

452
00:34:48,310 --> 00:34:51,110
‫برای اون احمق‌های فرنی کریک
‫برای بخش من هزینه برداشته؟

453
00:34:51,860 --> 00:34:54,480
‫حالا جواب همۀ
‫این سوالات رو خودم می‌دونم و کنایه‌ست.

454
00:34:56,320 --> 00:34:58,150
‫بعدشـم که دستگیری اینترپل توی فرانسه بود

455
00:34:58,240 --> 00:35:00,490
‫که عملا بخاطر این پرونده
‫هیچ کوفتی دستم رو نگرفت.

456
00:35:02,030 --> 00:35:03,280
‫عملیات استرداد.

457
00:35:04,410 --> 00:35:07,830
‫دو تا بلیط رفت و برگشت بیزنس کلاس برای
‫همراهی پلیس فدرال،

458
00:35:07,910 --> 00:35:09,710
‫به همراه یه بلیط یکطرفه
‫برای خانم مو قشنگ.

459
00:35:11,080 --> 00:35:13,630
محاکمۀ مجدد دادگاه بخش بعد از شش سال

460
00:35:13,710 --> 00:35:17,300
‫و میلیون‌ها پول مالیات‌دهنده‌ها
‫به قهقرا رفت.

461
00:35:17,920 --> 00:35:22,430
‫به دنبال اون بلاتکلیفیِ قانونی و دیپلماتیک،
‫سعی داشتیم که تاریخ محاکمۀ جدیدی رو

462
00:35:22,510 --> 00:35:25,100
‫تعیین کنیم که انقدر طول کشید
‫این جادوگرِ خرفتِ کوفتی عقلش رو از دست داد!

463
00:35:27,220 --> 00:35:28,680
‫و بعد از همۀ این اتفاقات،

464
00:35:30,020 --> 00:35:33,060
‫توی دنیایی که هواپیماها
‫به ساختمون‌ها برخورد می‌کنن

465
00:35:33,150 --> 00:35:36,030
‫و ملت به امثال تو
‫نگاه تدافعی دارن،

466
00:35:37,150 --> 00:35:40,110
‫به ذهنت می‌رسه که ایدۀ خوبیـه
‫از قدرت پلیس سوءاستفاده کنی

467
00:35:40,200 --> 00:35:41,490
‫و غیررسمی،

468
00:35:41,570 --> 00:35:44,910
‫با بی‌ملاحظگی،
‫برعلیه این روانی‌ها مدرک جمع کنی،

469
00:35:44,990 --> 00:35:49,000
افرادی ‫که دسترسی مستقیم به
‫وکلای گردن کلفتِ خداتومنی دارن

470
00:35:49,080 --> 00:35:52,330
‫که حاضرن برای فرماندار نامه‌ای بنویسن
‫که تا فیها خالدونشون رو تهدید کنن!

471
00:35:52,420 --> 00:35:54,420
‫ولی قربان یه جاسوس دارن...

472
00:35:56,170 --> 00:35:57,800
‫عمدی به سمت خودت پرتاب نکردم.

473
00:35:57,880 --> 00:36:00,590
‫چون اصلا پول یه چسب زخمم
‫واست ندارم ساد.

474
00:36:00,680 --> 00:36:03,180
‫این ماجرا هرچی که توی بخشـم
‫داشتم و نداشتم رو به باد داد.

475
00:36:03,260 --> 00:36:05,550
‫می‌دونم خرابکاری کردم.

476
00:36:06,310 --> 00:36:09,230
‫ولی از همون اول تحقیقات
‫داشتن زیرآبمون رو می‌زدن.

477
00:36:10,770 --> 00:36:11,940
‫دیگه حرفی نمونده ساد.

478
00:36:13,730 --> 00:36:15,060
‫تفنگ و نشانـت رو بذار.

479
00:36:31,330 --> 00:36:32,460
‫اوه.

480
00:36:33,420 --> 00:36:34,790
‫می‌خوای سرحال بیای؟

481
00:36:34,880 --> 00:36:35,880
‫نخیر.

482
00:36:36,380 --> 00:36:37,840
‫حتما باید می‌آوردیش، نه؟

483
00:36:37,920 --> 00:36:39,460
‫بیخیال، دعوت بود.

484
00:36:40,380 --> 00:36:42,510
‫تازه سوال اینجاست

485
00:36:42,590 --> 00:36:45,590
‫که چرا ابی اون بلودویل کوفتی
‫رو دعوت کرده؟

486
00:36:45,680 --> 00:36:48,100
‫آره، جو زیاد گه می‌خوره.

487
00:36:48,180 --> 00:36:51,140
‫با اون همه سخنرانیـش
‫درمورد عدالت و تاوان دادن‌هاش.

488
00:36:51,230 --> 00:36:53,560
‫قبول کن دیگه،
‫پرونده‌اش واقعا ریدمانی بیش نبود.

489
00:36:53,640 --> 00:36:55,560
‫مامی خیلی باهوشتـر از اون بود.

490
00:37:11,910 --> 00:37:14,120
‫- چیزی نیست، گرفتمش!
‫- ببخشید بچۀ شیطون!

491
00:37:15,540 --> 00:37:16,920
‫ایمی.

492
00:37:17,210 --> 00:37:19,040
‫حالت چطوره آنجلا؟

493
00:37:19,130 --> 00:37:22,010
‫خب این بچه و دوقلوهام
‫من رو توی حالت آماده باش می‌ذارن.

494
00:37:23,130 --> 00:37:25,010
‫خودت چی؟ مامان شدی؟

495
00:37:25,720 --> 00:37:26,720
‫آره.

496
00:37:28,140 --> 00:37:29,470
‫تو مامان خیلی خوبی می‌شی.

497
00:37:29,560 --> 00:37:31,970
‫واقعا همیشه مراقبِ
‫ما کوچولوها بودی.

498
00:37:32,060 --> 00:37:32,980
‫مخصوصا آشا.

499
00:37:33,020 --> 00:37:35,190
‫با آدرین داشتید چی می‌گفتید؟

500
00:37:37,610 --> 00:37:38,980
‫چرا دوست داری بدونی؟

501
00:37:39,060 --> 00:37:40,360
‫هی!

502
00:37:40,610 --> 00:37:41,940
‫- منم، من رو یادته؟
‫- هی!

503
00:37:42,030 --> 00:37:44,320
‫- من رو یادت میاد؟
‫- هی! آروم باش!

504
00:37:44,400 --> 00:37:46,570
‫- ارون ازت معذرت‌خواهی می‌کنه.
‫- ارون؟

505
00:37:46,660 --> 00:37:47,620
‫کی... من ارون رو می‌شناسم؟

506
00:37:47,700 --> 00:37:50,200
‫آره می‌تونست امشب اینجا باشه
‫ولی تو باعث شدی بمیره.

507
00:37:50,280 --> 00:37:53,330
‫خیله‌خب، باید آرامشت رو حفظ کنی خب؟
‫داری می‌ترسونیـش!

508
00:37:53,410 --> 00:37:56,040
‫- قشقرق به پا نکن ادم.
‫- دیدم که بغلـش کردی.

509
00:37:56,120 --> 00:37:59,210
‫چه مرگتـونه شما؟
‫تا حالا اصلا ما رو بغل کرده؟

510
00:37:59,710 --> 00:38:01,550
‫جواب بده مامان.
‫کِی تا حالا ما رو بغل کردی؟

511
00:38:01,630 --> 00:38:02,960
‫خیله‌خب، باشه،
‫دیگه باید بری پی کارت.

512
00:38:03,050 --> 00:38:04,880
‫- گورت رو گم کن!
‫- خیله‌خب، برو گمشو!

513
00:38:05,720 --> 00:38:06,680
‫برو!

514
00:38:09,890 --> 00:38:12,350
‫مشکلی نیست عزیزان، آم...

515
00:38:12,430 --> 00:38:17,020
‫آره، فقط یه نوشیدنی دیگه بزنید و ما...
‫کم کم کیک رو برش می‌زنیم.

516
00:38:37,620 --> 00:38:38,870
‫بهش گفتی؟

517
00:38:43,000 --> 00:38:44,880
‫برگرد پیش خونواده‌ات گریسون.

518
00:39:02,690 --> 00:39:09,030
‫«و تا روز قیامت بر تو لعنت خواهد بود.»

519
00:39:19,670 --> 00:39:20,620
‫ایول.

520
00:39:29,680 --> 00:39:30,720
‫این مال شماست؟

521
00:39:33,140 --> 00:39:37,470
‫چه خوش رنگه، درست می‌گم؟
‫درست مثل رنگ موهای شما.

522
00:39:37,560 --> 00:39:38,730
‫خوشگله.

523
00:39:41,520 --> 00:39:44,270
‫سلام عزیزدلم،
‫مامانت داره دنبالت می‌گرده.

524
00:39:44,360 --> 00:39:46,900
‫بجنب، بجنبید رفقا،
‫بیاید بریم مامانیـتون رو پیدا کنیم.

525
00:39:50,150 --> 00:39:54,160
‫کسی نمی‌خواد که تو اینجا باشی.
‫چرا نمی‌فهمی؟

526
00:39:54,240 --> 00:39:56,950
‫آنجلا وقتی من رو دید،
‫چشم‌هاش برق زد.

527
00:39:57,490 --> 00:39:58,910
‫گفت خوشگل شدم.

528
00:39:59,000 --> 00:40:02,170
‫و ادم؟ آنابل؟
‫مجبور شدن برن.

529
00:40:02,250 --> 00:40:04,210
‫آنابل که همیشه
‫خیلی ضعیف بود.

530
00:40:04,840 --> 00:40:08,130
‫از همه‌مون کوچکتر بود
‫و تو بهش غذا نمی‌دادی.

531
00:40:09,260 --> 00:40:11,760
‫تو حتی نتونستی
‫از آشا مراقبت کنی.

532
00:40:17,810 --> 00:40:22,270
‫بله، اگه ممکنه،
‫می‌خوام که یه چند کلمه‌ای صحبت کنم.

533
00:40:23,560 --> 00:40:28,900
‫از وقتی‌که ابیگیل این قدری بوده،
‫من می‌شناسمش.

534
00:40:32,490 --> 00:40:34,910
‫خب، ازدواج.

535
00:40:35,490 --> 00:40:40,620
‫خب چی بگم والا؟
‫همیشه پایان خوشی نداره.

536
00:40:40,700 --> 00:40:42,790
‫مثل خودم.

537
00:40:43,580 --> 00:40:45,710
‫اما در کل، مسئله عشق و عاشقیـه، درسته؟

538
00:40:46,000 --> 00:40:49,960
‫مسئله عشق، بچه و خونواده‌ست.

539
00:40:51,130 --> 00:40:53,630
‫یه خونوادۀ واقعی.

540
00:40:56,140 --> 00:40:59,010
‫و حقیقته که اهمیت داره.

541
00:41:00,020 --> 00:41:00,850
‫متاسفم،

542
00:41:00,930 --> 00:41:05,270
‫اما اتفاقی که امشب اینجا داره رخ می‌ده،
‫واقعی نیست.

543
00:41:06,770 --> 00:41:09,730
‫ادم سعی داشت که بگه.

544
00:41:10,070 --> 00:41:11,940
‫چرا نمی‌ری گم شی پیشش، رفیق؟

545
00:41:12,030 --> 00:41:16,700
‫چون اون خانمی که اونجاست،
‫آدرین بوفرت،

546
00:41:16,780 --> 00:41:20,580
‫هیچ چیزی درمورد عشق
‫و خونواده و حقیقت نمی‌فهمه.

547
00:41:22,710 --> 00:41:26,540
‫شرمنده فریا ولی اینجا باید ختم بشه.

548
00:41:26,630 --> 00:41:30,340
‫تموم اون دروغ‌های بی‌شرمانه و خزئبلات.

549
00:41:30,420 --> 00:41:34,340
‫ادا درمیاره که دچار زوال عقلیـه

550
00:41:34,430 --> 00:41:39,560
‫تا بخاطر کاری که کرده مجازات نشه.

551
00:41:39,640 --> 00:41:41,770
‫جنایاتی که مرتکب شده!

552
00:41:41,850 --> 00:41:43,310
‫وای خدای من!

553
00:41:47,400 --> 00:41:48,770
‫یکی جلوش رو بگیره!

554
00:41:51,400 --> 00:41:53,610
‫- ولم کن!
‫- گمشو! بمیر!

555
00:41:53,690 --> 00:41:55,150
‫- آروم باش!
‫- تو یه بی‌عرضه‌ای!

556
00:41:55,240 --> 00:41:56,570
‫- خونسرد باش.
‫- ازت متنفرم!

557
00:41:57,610 --> 00:41:58,910
‫خونسردیت رو حفظ کن رفیق.

558
00:41:58,990 --> 00:42:00,530
‫ولـم کن!

559
00:42:00,620 --> 00:42:01,450
‫ولـم کن!

560
00:42:01,540 --> 00:42:02,450
‫- من خوبـم!
‫- بیخیال.

561
00:42:14,970 --> 00:42:16,680
‫ایمی تویی، مگه نه؟

562
00:42:17,550 --> 00:42:21,680
‫آنتون تعریفت رو پیشم کرده.
‫من ابونی‌ام.

563
00:42:23,970 --> 00:42:25,230
‫با تایلر آشنا شده بودی.

564
00:42:26,020 --> 00:42:27,730
‫گمونم دیگه یه خونواده‌ایم.

565
00:42:28,270 --> 00:42:30,480
‫- آره.
‫- ما عضو جدید هستیم.

566
00:42:32,730 --> 00:42:34,230
‫چی گفتی؟

567
00:42:34,320 --> 00:42:35,280
‫ابونی!

568
00:42:37,200 --> 00:42:39,070
‫- مامی دیگه میخواد بره خونه.
‫- باشه.

569
00:42:39,160 --> 00:42:40,660
‫الان، بیا...

570
00:42:41,830 --> 00:42:43,080
‫باید رانندگی کنی، خب؟

571
00:43:57,030 --> 00:43:58,150
‫سلام لئو.

572
00:44:57,630 --> 00:44:59,760
‫خیله‌خب، وسایلت رو گرفتی؟

573
00:44:59,840 --> 00:45:02,550
‫- مامان!
‫- سلام، سلام، سلام!

574
00:45:02,630 --> 00:45:04,050
‫چطور بود؟

575
00:45:04,130 --> 00:45:05,390
‫فوق‌العاده بود!

576
00:45:05,470 --> 00:45:06,510
‫خدافظ بابا!

577
00:45:06,600 --> 00:45:07,640
‫فعلا پهلوون!

578
00:45:08,970 --> 00:45:10,140
‫ممنونم.

579
00:45:10,220 --> 00:45:11,230
‫قربونت.

580
00:45:12,600 --> 00:45:13,810
‫هی وایسا!

581
00:45:14,310 --> 00:45:15,940
‫می‌دونی «مگالودون» چیه؟

582
00:45:16,020 --> 00:45:17,020
‫نه.

583
00:45:17,110 --> 00:45:20,320
‫دندون‌های مگالودون بزرگتـر از
‫کوسۀ سفید بزرگـه.

584
00:45:20,400 --> 00:45:21,610
‫- واقعا؟
‫- آره.

585
00:45:21,690 --> 00:45:24,450
‫- ولی منقرض شده‌ان دیگه، درسته؟
‫- آره...

586
00:45:24,530 --> 00:45:26,030
‫دوران دایناسورها زندگی می‌کردن.

587
00:45:26,110 --> 00:45:28,120
‫از بین این سه تا، یکیـشون رو انتخاب کن.

588
00:45:28,200 --> 00:45:32,160
‫اوه، از بین پلسیوسوروس
‫و پتروسورها...

589
00:45:32,250 --> 00:45:35,120
‫- عه؟ لئو!
‫- ...پلسیوسوروس رو انتخاب می‌کنم.

590
00:45:35,210 --> 00:45:36,790
‫آها، جالب شد.

591
00:45:36,880 --> 00:45:40,130
‫بیا لئو. بجنب!

592
00:45:59,860 --> 00:46:06,030
‫دو میسیسیپی، سه، چهار، پنج،

593
00:46:06,110 --> 00:46:11,450
‫شش، هفت، هشت، نه، ده...

594
00:46:11,540 --> 00:46:15,580
‫11، 12، 13، 14،

595
00:46:15,660 --> 00:46:19,710
‫15، 16، 17، 18...

596
00:46:19,734 --> 00:46:37,866
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

597
00:46:37,890 --> 00:46:39,270
‫رکورد زدم؟

598
00:46:46,530 --> 00:46:47,860
‫بیلی؟

599
00:46:49,610 --> 00:46:50,780
‫بیلی!

600
00:46:57,870 --> 00:46:58,960
‫بیلی!

601
00:47:00,330 --> 00:47:01,710
‫بیلی!

602
00:47:02,380 --> 00:47:04,050
‫بیلی!

603
00:47:04,074 --> 00:47:20,666
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

604
00:47:20,690 --> 00:47:23,650
‫بیلی!

