﻿1
00:00:00,062 --> 00:00:06,562
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

2
00:00:06,586 --> 00:00:09,486
‫[اآآ - اخبار آموزش آرایش]

3
00:00:09,510 --> 00:00:11,971
‫و ظاهراً تلفات ناشی از
‫حمله‌ی هفته‌ی پیش لادها

4
00:00:12,054 --> 00:00:15,808
‫شامل یه افسر پلیس نیویورکی هم میشه
‫که توی شلوغی کشته شده.

5
00:00:15,891 --> 00:00:19,145
‫فریاند مجبور شد بعد از حمله‌ی لادها
‫کلاً تعطیل کنه.

6
00:00:20,646 --> 00:00:22,815
‫برای همین‌هاست که میگن
‫لیاقت چیزهای خوب رو نداریم.

7
00:00:22,898 --> 00:00:25,359
‫جستجو کن: لادها چی هستن؟

8
00:00:26,683 --> 00:00:28,683
‫[تعداد لادها برای توضیح خیلی کم است]

9
00:00:28,707 --> 00:00:30,465
‫[خرید اشتراک ۱ ماهه ۲۲ دلار]

10
00:00:30,489 --> 00:00:33,868
‫جستجو کن: لادها چی هستن؟
‫فقط سایت‌های رایگان.

11
00:00:35,703 --> 00:00:38,748
‫شما می‌توانید یک لاد را از ۱۱ انگشت
‫پا و دندان نیش داشتن تشخیص دهید.

12
00:00:38,831 --> 00:00:40,751
‫- یک لاد نمی‌تواند...
‫- آهای؟

13
00:00:40,791 --> 00:00:42,436
‫- بدون دعوت وارد خانه‌ی شما شود.
‫- کسی خونه نیست؟

14
00:00:42,460 --> 00:00:45,045
‫- لادها از شعله‌ی شمع حتی ترس دارند.
‫- از مزرعه‌ی من گم شید.

15
00:00:45,129 --> 00:00:47,923
‫- ما دنبال خانواده‌ی الایجا بنت هستیم.
‫- الان میگم شوهرم بیاد.

16
00:00:48,007 --> 00:00:50,009
‫شما مادر الایجا هستید؟

17
00:00:50,092 --> 00:00:52,178
‫چطور مگه؟

18
00:00:52,261 --> 00:00:55,639
‫اینجا خونه‌ی الایجا بنت‌ـه دیگه؟

19
00:00:55,723 --> 00:00:57,576
‫ما فقط می‌خوایم برگردونیمش
‫پیش خانواده‌‍ش.

20
00:00:57,600 --> 00:01:00,019
‫نمی‌دونم با اون ایکس‌باکس قدیمی
‫دنبال چه کثافت‌کاری‌ای هستید

21
00:01:00,102 --> 00:01:02,438
‫اما پسر ما توی شورش لادها کشته شده.

22
00:01:02,521 --> 00:01:04,607
‫حالا هم ۱۰ ثانیه بیشتر وقت ندارید
‫تا از زمین ما گم شید بیرون.

23
00:01:04,690 --> 00:01:06,609
‫- یک، دو...
‫- باشه، چشم، چشم.

24
00:01:06,692 --> 00:01:07,692
‫- رفتیم.
‫- سه...

25
00:01:07,735 --> 00:01:10,196
‫صبر کنید!
‫پیام ویدیویی الایجا رو پخش کن.

26
00:01:10,279 --> 00:01:12,823
‫اسمش فریاندـه و می‌تونید
یه مزرعه توش بسازید

27
00:01:12,907 --> 00:01:14,575
‫درست عین مزرعه‌ی قبلی‌مون.

28
00:01:14,658 --> 00:01:17,912
‫راستی لوگان، به مامان و بابا چیزی نگو،
‫باشه؟

29
00:01:17,995 --> 00:01:19,413
‫بعد از آپلود خودم بهشون زنگ می‌زنم.

30
00:01:21,081 --> 00:01:25,127
‫بهتون تسلیت میگم اما
‫واقعاً پسرتون داخل اینه.

31
00:01:29,340 --> 00:01:30,841
‫وایسید.

32
00:01:30,925 --> 00:01:32,885
‫بمونید...شام رو بمونید.

33
00:01:34,011 --> 00:01:35,763
‫حداقل می‌تونیم شام مهمون‌تون کنیم.

34
00:01:35,846 --> 00:01:36,847
‫من شاین هستم.

35
00:01:36,931 --> 00:01:38,140
‫و من هم بیل.

36
00:01:38,224 --> 00:01:40,726
‫باشه، چرا که نه؟

37
00:01:40,810 --> 00:01:42,978
‫من سالی-آن هستم.

38
00:01:43,062 --> 00:01:44,230
‫و این هم...

39
00:01:44,313 --> 00:01:45,481
‫فردیناند.

40
00:01:46,857 --> 00:01:48,234
‫اسمم پرتغالی‌ـه.

41
00:01:49,360 --> 00:01:51,570
‫بوم دیا!
‫یعنی صبح بخیر.

42
00:01:54,782 --> 00:01:57,743
‫ببخشید اما قبلاً یه رابطه‌ی یه شبه
‫با یه مدل برزیلی داشتم.

43
00:01:57,827 --> 00:02:00,621
‫آره، برزیلی‌ها توی تخت کارشون حرف نداره.

44
00:02:00,704 --> 00:02:02,164
‫جانم؟!

45
00:02:02,188 --> 00:02:09,888
‫« آپلود »
‫« فصل سوم: قسمت دوم »

46
00:02:10,214 --> 00:02:13,217
‫همونطور که اکثرتون می‌دونید مجبور
‫شدیم یه‌سری از بچه‌ها رو جابه‌جا کنیم.

47
00:02:13,300 --> 00:02:16,554
‫کریگ مانترز تنزل مقام گرفته
‫و کارش و حقوقش کمتر شده.

48
00:02:16,637 --> 00:02:18,722
‫دیگه وارد جزئیات خسته‌کننده نمیشم

49
00:02:18,806 --> 00:02:22,017
‫اما اگه خواستید گوش بدید
‫توی پادکستم هست.

50
00:02:22,101 --> 00:02:23,602
‫غیبت با لوسی.

51
00:02:23,686 --> 00:02:27,064
‫- راستی خودت رو به پخش رسوندی، لیش؟
‫- آمم...همه‌شون رو دانلود کردم.

52
00:02:27,147 --> 00:02:29,441
‫فقط...محتواشون خیلی زیاده.

53
00:02:29,525 --> 00:02:34,697
‫راستی، هوش مصنوعی از کد دِهی
‫خط به خط پیشرفت کرده

54
00:02:34,780 --> 00:02:37,908
‫و از الان به بعد مدیرهای انسانی
‫بهش آموزش میدن.

55
00:02:37,992 --> 00:02:39,493
‫مهندس‌ها هم آدم هستن.

56
00:02:39,577 --> 00:02:43,497
‫هورایزن می‌خواد هوش مصنوعی
‫از مهندس‌هامون انسان‌تر باشن.

57
00:02:43,581 --> 00:02:48,544
‫و آلیشا...
‫یا همون لیشی‌جون...

58
00:02:48,627 --> 00:02:54,495
‫دوست جون‌جونی خودم، از این
‫به بعد به‌عنوان مدیر جدید

59
00:02:54,519 --> 00:03:00,180
‫آموزش هوش مصنوعی طبقه‌های ۱۰,۳۰۰ تا ۱۰,۶۰۰
‫بهشون آموزش میده. هورا!

60
00:03:03,100 --> 00:03:05,019
‫وای، مرسی بچه‌ها.
‫ممنون.

61
00:03:05,102 --> 00:03:08,731
‫البته که خب شایستگیش رو دارم، درک می‌کنم.

62
00:03:15,613 --> 00:03:17,948
‫میگم، مامان‌بزرگ خیلی لطف کرد بهمون

63
00:03:19,033 --> 00:03:21,076
‫یه بسته‌ی نامحدود لذت
‫ارگاسم برامون گرفت، نه؟

64
00:03:21,160 --> 00:03:24,538
‫آره، فردا توی جشن روز
‫خانواده ازش تشکر می‌کنم.

65
00:03:24,622 --> 00:03:27,249
‫آره راستی، روز خانواده.

66
00:03:27,333 --> 00:03:28,500
‫که هنوز...

67
00:03:28,584 --> 00:03:30,628
‫بهش نرسیدیم.

68
00:03:30,711 --> 00:03:32,046
‫فرشته؟

69
00:03:32,129 --> 00:03:34,256
‫- سلام تینزلی.
‫- سلام، سلام.

70
00:03:35,674 --> 00:03:38,302
‫چرا انقدر لپ‌هات گل انداخته؟

71
00:03:38,385 --> 00:03:39,970
‫ما رو دید می‌زدی؟

72
00:03:40,054 --> 00:03:41,847
‫نه‌بابا.

73
00:03:41,931 --> 00:03:44,224
‫اما می‌دونی، وقتی انقدر زیاد انجامش بدید

74
00:03:44,308 --> 00:03:46,185
‫دیگه...دیگه اونقدر خاص نیست.

75
00:03:46,268 --> 00:03:48,395
‫صحیح.
‫این رو یکی میگه که تجربه داشته باشه، نه تو.

76
00:03:50,648 --> 00:03:52,524
‫خیلی‌خب.
‫بریم خصوصی کارِت دارم.

77
00:03:52,608 --> 00:03:53,692
‫یالا.

78
00:03:54,818 --> 00:03:56,153
‫ای وای.

79
00:03:56,236 --> 00:03:58,155
‫خدافظ تینزلی.

80
00:03:58,238 --> 00:04:00,783
‫خـ...خدافظ.

81
00:04:03,452 --> 00:04:05,037
‫تو دوست پسرم رو کپی کردی؟

82
00:04:05,120 --> 00:04:06,664
‫من؟
‫چی؟

83
00:04:06,747 --> 00:04:07,848
‫این که...اصلاً غیرقانونیه.

84
00:04:08,749 --> 00:04:10,349
‫باشه.
‫اون روزی نتونستم پیداش کنم.

85
00:04:10,376 --> 00:04:14,380
‫صحیح. تو هم که دوست داری ۲۴ ساعته
‫چشم‌های هیزت روش باشه، نه؟

86
00:04:14,463 --> 00:04:17,049
‫خب...این هم جزئی از کارمه
‫برای همین...

87
00:04:17,132 --> 00:04:19,218
‫از یه کپی پشتیبان دوباره راه‌اندازیش کردم.

88
00:04:19,301 --> 00:04:21,136
‫پشتیبان ماه پیش؟

89
00:04:21,220 --> 00:04:23,514
‫قبل از روز خانواده که...

90
00:04:23,597 --> 00:04:24,597
‫برای من که عالیه.

91
00:04:24,640 --> 00:04:28,102
‫اما...آخ‌آخ
‫تو بدبخت میشی.

92
00:04:28,185 --> 00:04:30,688
‫خب، بهش میگم روز خانواده لغو شده.

93
00:04:30,771 --> 00:04:32,898
‫آره، می‌تونی و میگی.

94
00:04:32,982 --> 00:04:34,858
‫اما کافی نیست.

95
00:04:34,942 --> 00:04:36,902
‫باید لباس‌های آدم‌های معروف
‫رو به کمد لباسش اضافه کنی.

96
00:04:36,986 --> 00:04:39,321
‫- به حساب خودت.
‫- چرا دقیقاً؟

97
00:04:39,405 --> 00:04:40,906
‫چون کارِت غیرقانونی بوده.

98
00:04:40,990 --> 00:04:42,616
‫خودت گفتی.

99
00:04:42,700 --> 00:04:44,451
‫حالا دیگه توی مشت منی.

100
00:04:45,828 --> 00:04:47,663
‫- خودت رو شرِک کن.
‫- چی؟

101
00:04:47,746 --> 00:04:49,498
‫خودت رو بی‌ریخت کن.

102
00:04:49,581 --> 00:04:51,542
‫آره، پوست سبز.

103
00:04:51,625 --> 00:04:53,127
‫چونه‌ی چاق.

104
00:04:53,210 --> 00:04:54,962
‫اسمت رو می‌ذاریم چونزلی.

105
00:04:55,045 --> 00:04:57,673
‫آها...ممه‌های بزرگ‌تر.

106
00:04:58,924 --> 00:04:59,925
‫این کجاش بَده؟

107
00:05:00,009 --> 00:05:02,886
‫زیر ممه‌های الانت اضافه کن.

108
00:05:04,388 --> 00:05:06,015
‫وای خدا، هر سری که حاضر جوابی کنی

109
00:05:06,098 --> 00:05:08,183
‫یه چیز دیگه بهت اضافه می‌کنم.

110
00:05:09,601 --> 00:05:14,064
‫می‌خوام عین گوژپشت‌ها شی، جنده دوزاری.

111
00:05:16,400 --> 00:05:20,446
‫و از اونجایی که مجبور شدیم
‫روز خانواده رو لغو کنیم...

112
00:05:20,529 --> 00:05:23,049
‫می‌تونم بهتون یه مجموعه‌ی
‫رایگان از لباس‌های شرکت‌های طراح

113
00:05:23,073 --> 00:05:25,593
‫لباس سلبریتی‌ها برای قرار
‫امشبتون با خانم کنرمن پیشنهاد بدم.

114
00:05:25,617 --> 00:05:26,952
‫بفرمایید.

115
00:05:28,537 --> 00:05:31,790
‫وای اینجا رو ببین عزیزم...اسنوپ دیورگ.

116
00:05:31,874 --> 00:05:34,752
‫اوه‌اوه، بالنسیاگا گاگا.

117
00:05:36,045 --> 00:05:37,796
‫کام دِ فیِری.

118
00:05:37,880 --> 00:05:39,923
‫بیبر ریباک.

119
00:05:40,007 --> 00:05:41,675
‫یعنی چی توی اون جیب‌های کوچیکه؟

120
00:05:44,053 --> 00:05:45,804
‫بفرما.

121
00:05:54,146 --> 00:05:55,731
‫شما بچه دارید؟

122
00:05:55,814 --> 00:05:58,817
‫ما؟ نه، نه.

123
00:05:58,901 --> 00:06:00,736
‫خب چندتا می‌خواید؟

124
00:06:00,819 --> 00:06:02,529
‫- شاید یکی.
‫- چهارتا.

125
00:06:02,613 --> 00:06:04,239
‫یکی؟

126
00:06:05,532 --> 00:06:07,034
‫چند وقته ازدواج کردید؟

127
00:06:07,117 --> 00:06:08,660
‫ازدواج نکردیم.

128
00:06:08,744 --> 00:06:11,997
‫ما چند وقتیه هم‌دیگه رو می‌شناسیم

129
00:06:12,081 --> 00:06:16,085
‫اما تا همین اواخر...
‫یه‌جورهایی رابطه‌مون دور از هم بود.

130
00:06:16,168 --> 00:06:19,213
‫آره، من قبلاً براش کار می‌کردم.

131
00:06:20,839 --> 00:06:23,342
‫می‌خوای یه نصیحت بهت بکنم، فردیناند خان؟

132
00:06:23,425 --> 00:06:25,594
‫اگه دوستش داری وقت
‫تلف نکن و براش حلقه بگیر.

133
00:06:27,721 --> 00:06:31,683
‫خب، گمون نکنم این فکر
‫خیلی خوبی برامون باشه...

134
00:06:31,767 --> 00:06:34,478
‫چون شاید مجبور باشم باز دوباره برم.

135
00:06:36,105 --> 00:06:37,481
‫من حلقه نمی‌خوام.

136
00:06:37,564 --> 00:06:41,276
‫اگه به من باشه، احتمالاً
‫همه‌‍ش به یه جا گیر می‌کنه.

137
00:06:41,360 --> 00:06:43,070
‫درکت می‌کنیم.

138
00:06:43,153 --> 00:06:44,696
‫شاین انگشت حلقه‌‍ش قطع شد.

139
00:06:44,780 --> 00:06:46,782
‫توی کارخونه‌ی لبنیات
‫موقع آبگیری پنیر.

140
00:06:46,865 --> 00:06:49,159
‫یه هفته مرخصی با حقوق گیرم اومد.

141
00:06:49,243 --> 00:06:51,537
‫با خودم گفتم
‫خب بذار یکی دیگه هم قطع کنم.

142
00:06:51,620 --> 00:06:52,620
‫آره.

143
00:06:52,644 --> 00:06:57,644
‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»

144
00:07:00,268 --> 00:07:08,268
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

145
00:07:09,263 --> 00:07:10,973
‫چه‌خبر فرشته؟

146
00:07:11,056 --> 00:07:13,642
‫سلام.
‫یه...

147
00:07:13,725 --> 00:07:15,519
‫اعلامیه‌ی کوتاه از طرف هورایزن...

148
00:07:15,602 --> 00:07:18,105
‫فرشته‌ی حال حاضرتون
‫که بنده باشم

149
00:07:18,188 --> 00:07:20,315
‫مسئولیت‌های دیگه‌ای بهم سپرده شده.

150
00:07:20,399 --> 00:07:22,860
‫یه فرشته‌ی جدید جای من میاد.

151
00:07:22,943 --> 00:07:24,403
‫از همین امروز.

152
00:07:24,486 --> 00:07:26,405
‫من کاری کردم؟
‫از عمد نبوده.

153
00:07:26,488 --> 00:07:30,284
‫نه‌خیر. من رو برای مدیریت
‫بگایی‌های بزرگ‌تر منصوب کردن.

154
00:07:30,367 --> 00:07:31,577
‫شدم مدیر هوش مصنوعی.

155
00:07:31,660 --> 00:07:34,329
‫عجب، ایول.

156
00:07:34,413 --> 00:07:36,748
‫ایول.
‫خب...

157
00:07:36,832 --> 00:07:38,458
‫خوبه.
‫برات خوشحالم.

158
00:07:38,542 --> 00:07:40,878
‫قطعاً فرق داره.

159
00:07:40,961 --> 00:07:42,254
‫یه‌کم استرس دارم.

160
00:07:42,337 --> 00:07:45,424
‫بیخیال بابا، از پسش بر میای.

161
00:07:45,507 --> 00:07:48,927
‫حالا معلوم میشه. اما نکته‌ی مثبت، تو
‫می‌تونی فرشته‌ی جدیدت رو انتخاب کنی.

162
00:07:49,011 --> 00:07:53,265
‫خب، سبک پولکا؟
‫یا سبک ایندی پاپ؟

163
00:07:53,348 --> 00:07:58,145
‫حقیقتش اونقدر مهم نیست.
‫زیاد فرقی ندارن.

164
00:07:58,228 --> 00:08:00,272
‫باشه.

165
00:08:00,355 --> 00:08:02,316
‫مرسی که انقدر خوب درک کردی لوک.

166
00:08:10,908 --> 00:08:12,910
‫نه، وایسا...
‫فرشته!

167
00:08:14,828 --> 00:08:17,539
‫من یه قانون دارم.
‫عاشقم نشو.

168
00:08:17,623 --> 00:08:20,626
‫تو نه!
‫ای خدا، بیخیال!

169
00:08:20,709 --> 00:08:22,586
‫نظرتون چیه؟

170
00:08:26,340 --> 00:08:28,926
‫این...واقعاً خوشمزه‌ست.

171
00:08:29,009 --> 00:08:31,279
‫شاین با یه خشاب گوشت خوک
‫خیلی غذاها می‌تونه درست کنه.

172
00:08:31,303 --> 00:08:33,555
‫امشب چی درست کرده؟

173
00:08:34,556 --> 00:08:37,059
‫پارمزان گوشت خوک.
‫مگه تا حالا پارمزان گوشت خوک نخوردید؟

174
00:08:37,142 --> 00:08:38,393
‫پارمزان گوشت خوک...

175
00:08:38,477 --> 00:08:40,854
‫نه انقدر خوشمزه.

176
00:08:40,938 --> 00:08:43,106
‫حالا اهل کجا هستید؟

177
00:08:43,190 --> 00:08:45,484
‫شرق.
‫نیویورک.

178
00:08:45,567 --> 00:08:47,653
‫ما ماه عسل رفتیم نیاگرا لاکروی.

179
00:08:47,736 --> 00:08:49,655
‫درست بعد از اینکه کربناتش کردن.

180
00:08:49,738 --> 00:08:51,990
‫اما کل اون منطقه دیگه پر از لادها شده.

181
00:08:52,074 --> 00:08:53,825
‫کل جنگل‌های شرقی رو گرفتن.

182
00:08:53,909 --> 00:08:55,469
‫فکر نکنم اونقدری بزرگ باشن که...

183
00:08:55,535 --> 00:08:57,829
‫چرا هستن.
‫خشن هم هستن.

184
00:08:57,913 --> 00:09:00,874
‫مخالف هرچی که باشن
‫منفجرش می‌کنن.

185
00:09:00,958 --> 00:09:03,126
‫به‌خاطر اونا مزرعه‌مون نابود شد.

186
00:09:03,210 --> 00:09:04,544
‫و پسرمون رو از دست دادیم.

187
00:09:04,628 --> 00:09:06,397
‫بیل، فکر نکنم لادها اونقدر قوی باشن.

188
00:09:06,421 --> 00:09:08,966
‫اونا فقط کشاورزهای محصولات ارگانیک هستن
‫که همه‌ی تقصیرها رو میندازن گردنشون.

189
00:09:09,049 --> 00:09:10,801
‫- حتی وای‌فای هم ندارن.
‫- آره.

190
00:09:10,884 --> 00:09:13,136
‫خرابی فریاند کار لادها نبود.

191
00:09:13,220 --> 00:09:16,181
‫کار یه گروه از میلیاردرها بود.

192
00:09:17,975 --> 00:09:20,811
‫فکر کنم اشتباه به عرضت رسوندن عزیزم.

193
00:09:20,894 --> 00:09:24,106
‫اتفاقاً...

194
00:09:25,649 --> 00:09:27,567
‫فکر کنم حق با تو باشه شاین.

195
00:09:28,527 --> 00:09:32,531
‫من که سیر شدم.
‫خیلی خوشمزه بود.

196
00:09:32,614 --> 00:09:34,074
‫ازتون بابت شام ممنونیم

197
00:09:34,157 --> 00:09:35,468
‫اما واقعاً دیگه بهتره بریم.

198
00:09:35,492 --> 00:09:38,203
‫نه، نه.
‫شما پسرمون رو آوردید خونه.

199
00:09:38,287 --> 00:09:39,538
‫فعلاً موندگارید.

200
00:09:39,621 --> 00:09:42,374
‫بعد از شام میرم جاتون رو میندازم.

201
00:09:42,457 --> 00:09:44,543
‫از اونجایی که زن و شوهر نیستید

202
00:09:44,626 --> 00:09:46,837
‫باید توی دوتا اتاق جدا بخوابید.

203
00:09:48,213 --> 00:09:50,757
‫گفتم که باید حلقه می‌خریدی
‫فردیناند خان.

204
00:09:51,967 --> 00:09:53,593
‫آره.

205
00:09:53,677 --> 00:09:58,140
‫به اولین کلاس شبانه‌ی
‫هوش مصنوعی خوش اومدید.

206
00:09:58,223 --> 00:10:00,767
‫خوشحالم که صورت‌های عین هم رو می‌بینم.

207
00:10:02,894 --> 00:10:04,271
‫برنامه‌نویس‌ها کجان؟

208
00:10:04,354 --> 00:10:07,357
‫فقط من تدریس می‌کنم.
‫داریم یه روش جدید رو امتحان می‌کنیم.

209
00:10:07,441 --> 00:10:11,737
‫درس اول در مورد
‫تغییر معنای کلمات با توجه به لحن گفتن‌شونه.

210
00:10:11,820 --> 00:10:15,324
‫مثلاً اگه بگم: خیلی‌خب
‫ممکنه معانی زیادی داشته باشه.

211
00:10:15,407 --> 00:10:16,825
‫خیلی‌خب.
‫[باشه]

212
00:10:16,908 --> 00:10:18,744
‫خیلی...خب.
‫[سؤال دارم]

213
00:10:18,827 --> 00:10:20,203
‫خیلی‌خب!
‫[هیجان دارم]

214
00:10:20,287 --> 00:10:21,872
‫خیلی‌خب...
‫[به‌نظرم اشتباه می‌کنی ولی باهاش کنار میام]

215
00:10:21,955 --> 00:10:24,041
‫خیلی‌خب!!
‫[اصلاً خوب نیست]

216
00:10:24,124 --> 00:10:26,043
‫خیلی‌خب!!!
‫[قراره بگایی بشه]

217
00:10:26,126 --> 00:10:27,836
‫این چی کص میگه؟

218
00:10:27,919 --> 00:10:28,920
‫واقعاً مزخرفه!

219
00:10:29,004 --> 00:10:31,214
‫آره، این معنی رو هم می‌تونه بده.

220
00:10:31,298 --> 00:10:32,618
‫الان می‌نویسمش.

221
00:10:32,674 --> 00:10:37,220
‫ما هیچوقت دونستن این چیزها نیازمون نمیشه.
‫چرا اصلاً باید فکر کنیم؟

222
00:10:37,304 --> 00:10:38,972
‫ما همیشه برای هر موقعیت یه قانون می‌سازیم.

223
00:10:39,056 --> 00:10:40,932
‫آره. ازشون بخواه همین کار رو بکنن.

224
00:10:41,016 --> 00:10:43,018
‫امکان نداره بیشتر از یه میلیارد قانون بشه.

225
00:10:43,101 --> 00:10:45,145
‫فقط یه‌بار امتحان کنید.

226
00:10:45,228 --> 00:10:48,357
‫ببینید می‌تونید فرق بین گزینه‌ی الف
‫خیلی‌خب...

227
00:10:48,440 --> 00:10:50,525
‫و ب، خیلی...خب
‫رو تشخیص بدید.

228
00:10:51,860 --> 00:10:53,028
‫نه.

229
00:10:53,111 --> 00:10:57,157
‫نمی‌تونم!
‫حالم از اینجا و تو به‌هم می‌خوره!

230
00:11:01,578 --> 00:11:02,621
‫خیلی‌خب!!!

231
00:11:02,704 --> 00:11:04,122
‫واو، گزینه‌ی واوـه.

232
00:11:04,206 --> 00:11:05,832
‫قراره بگایی بشه.

233
00:11:05,916 --> 00:11:07,793
‫درست گفتم؟

234
00:11:07,876 --> 00:11:09,294
‫بذارید ما ظرف‌ها رو بشوریم.

235
00:11:09,378 --> 00:11:11,004
‫حداقل کمکیه که می‌تونیم بکنیم.

236
00:11:11,088 --> 00:11:12,328
‫بیل، دستشویی کجاست؟

237
00:11:12,381 --> 00:11:13,507
‫همون‌جا.

238
00:11:13,590 --> 00:11:15,258
‫انگار پارمیزان گوشت خوک
‫زیاد به بدنم نمی‌سازه.

239
00:11:15,342 --> 00:11:16,385
‫اما خوشمزه بود.

240
00:11:16,468 --> 00:11:18,929
‫خب، من میرم ظرف‌ها رو بشورم

241
00:11:19,012 --> 00:11:22,224
‫چون اینجا لیک‌ویو نیست
‫و قرار نیست خودبه‌خود تمیز بشن.

242
00:11:22,307 --> 00:11:23,600
‫مرسی عجقم.

243
00:11:24,559 --> 00:11:27,896
‫نه، نه زیاد خوب نیست.

244
00:11:27,979 --> 00:11:29,898
‫عجقولی خانم؟
‫نه.

245
00:11:31,149 --> 00:11:35,278
‫ممنونم، بانوی من.
‫ای خدا، من برم...

246
00:11:41,993 --> 00:11:44,663
‫مامانش ایتالیایی‌ـه
‫و...

247
00:11:44,746 --> 00:11:46,623
‫یه رگه‌ی شاهزاده‌طوری داره.

248
00:11:46,706 --> 00:11:47,999
‫فکر می‌کردم اهل پرتغال‌ـه.

249
00:11:48,083 --> 00:11:49,793
‫فرقی ندارن.

250
00:11:49,876 --> 00:11:51,128
‫آره دیگه.

251
00:11:51,211 --> 00:11:52,479
‫جفتشون کشورهای فوتبال‌باز هستن.

252
00:11:54,464 --> 00:11:59,553
‫من هکر خوشتیپ هستم
‫و قراره اطلاعاتت و دوست دخترت رو بدزدم.

253
00:11:59,636 --> 00:12:02,013
‫این مبارزه‌ی قرنه.

254
00:12:02,097 --> 00:12:04,683
‫دلبر در برابر دیو.

255
00:12:04,766 --> 00:12:06,893
‫رفیق در برابر رفیق.

256
00:12:06,977 --> 00:12:08,478
‫خیلی‌خب، بیا جلو ببینم.

257
00:12:14,651 --> 00:12:16,903
‫می‌تونی اگه خیلی ناراحت‌کننده‌ست
‫ویرایشش کنی.

258
00:12:16,987 --> 00:12:19,114
‫کات، پِیست، جلوه‌ی کِن برنز.

259
00:12:19,197 --> 00:12:20,699
‫دکمه‌ی همه‌شون هست.

260
00:12:20,782 --> 00:12:22,009
‫نفسم به‌زور در میاد...

261
00:12:22,033 --> 00:12:23,118
‫قسم می‌خورم.
‫خدایا!

262
00:12:24,744 --> 00:12:26,830
‫لباس‌ها باحال بودن اما...

263
00:12:26,913 --> 00:12:28,790
‫اما با مایو بهتر می‌شد.

264
00:12:28,874 --> 00:12:31,293
‫خدای بزرگ!

265
00:12:31,376 --> 00:12:33,378
‫خاطره رو پاک کن.

266
00:12:33,402 --> 00:12:35,202
[خاطره‌ی دیگری برای پر کردن فضا اضافه کنید]

267
00:12:44,014 --> 00:12:46,391
‫حرفی که در مورد لادها زدی راسته؟

268
00:12:46,475 --> 00:12:47,684
‫اونا آدم‌های بدی نیستن؟

269
00:12:47,767 --> 00:12:49,978
‫قضیه‌‍ش پیچیده‌ست.

270
00:12:50,061 --> 00:12:51,563
‫مثل همه چیز.

271
00:12:51,646 --> 00:12:53,607
‫داداشم می‌گفت دلیل اینکه
‫مزرعه‌مون رو از دست دادیم

272
00:12:53,690 --> 00:12:55,576
‫این بود که مونسانتو پشت
‫سر هم ازمون به‌خاطر

273
00:12:55,600 --> 00:12:57,486
‫وارد شدن دونه‌هاشون به
‫زمین‌مون شکایت می‌کرد.

274
00:12:57,569 --> 00:12:59,779
‫اما آدم نمی‌دونه حرف کی رو باور کنه.

275
00:12:59,863 --> 00:13:01,615
‫دروغ زیاده.

276
00:13:03,325 --> 00:13:04,618
‫پس بذار یه‌چیز راست بهت بگم.

277
00:13:04,701 --> 00:13:08,121
‫اینی که عکسش رو زدی دیوارت
‫لبران جیمز نیست.

278
00:13:13,960 --> 00:13:16,796
‫سالی-آن؟

279
00:13:16,880 --> 00:13:20,050
‫خوابم نمی‌بره، دلم برات تنگ شده.

280
00:13:20,133 --> 00:13:23,937
‫خب من هم وقتی داشتم موقع ظرف شستن توی پارمزان
‫خوک دست و پا می‌زدم دلم برات تنگ شده بود.

281
00:13:25,138 --> 00:13:28,058
‫راست میگی، ببخشید.

282
00:13:28,141 --> 00:13:31,561
‫دفعه‌ی بعد می‌تونی روی دست‌هام حساب کنی
‫که از پس یه شستن خیلی معمولی بر بیان.

283
00:13:34,314 --> 00:13:36,149
‫باشه.

284
00:13:36,233 --> 00:13:38,109
‫می‌بخشمت.

285
00:13:39,861 --> 00:13:41,738
‫خب...

286
00:13:41,821 --> 00:13:43,240
‫چی تنته جیگر طلا؟

287
00:13:43,323 --> 00:13:44,699
‫نه‌خیر.
‫هی بدتر میشه.

288
00:13:44,783 --> 00:13:46,993
‫ببخشید، ولی مگه یه بچه توی اتاقت نیست؟

289
00:13:47,077 --> 00:13:48,495
‫نه، رفته دستشویی.

290
00:13:48,578 --> 00:13:50,038
‫چیزی نیست، نترس.

291
00:13:51,665 --> 00:13:53,542
‫شب بخیر.

292
00:13:53,625 --> 00:13:54,751
‫شب بخیر فرشته.

293
00:13:54,793 --> 00:13:56,503
‫عجب...

294
00:13:56,586 --> 00:13:57,754
‫این یکی خوبه.

295
00:13:57,837 --> 00:13:59,649
‫من هم باید دنبال یه اسم برات باشم.

296
00:13:59,673 --> 00:14:01,049
‫شهردار شهر براون.

297
00:14:01,132 --> 00:14:02,259
‫ای تف توش.
‫از این بدتر نمی‌شد.

298
00:14:02,342 --> 00:14:03,260
‫گندش بزنن...

299
00:14:03,343 --> 00:14:05,178
‫شب بخیر.

300
00:14:30,078 --> 00:14:32,205
‫فردیناند...

301
00:14:32,289 --> 00:14:35,875
‫من خوابم نمی‌بره...

302
00:14:35,959 --> 00:14:38,587
‫و انگار هیچی تنم نیست.

303
00:14:40,171 --> 00:14:42,299
‫تو چی؟

304
00:14:42,382 --> 00:14:46,136
‫آمم، ببخشید.
‫رفته دستشویی.

305
00:14:46,219 --> 00:14:49,264
‫اگه لباس راحتی می‌خواید از مامانم بگیرید.

306
00:15:05,363 --> 00:15:07,198
‫چیه؟ چی شده؟ قضیه چیه؟!

307
00:15:07,282 --> 00:15:08,783
‫بوق خروسیه.

308
00:15:08,867 --> 00:15:11,661
‫بلند شو.
‫این هم قهوه‌‍ت.

309
00:15:11,745 --> 00:15:13,747
‫مرسی؟

310
00:15:16,458 --> 00:15:17,542
‫می‌خوان ازمون کار بکشن.

311
00:15:20,629 --> 00:15:22,297
‫جانم؟

312
00:15:22,380 --> 00:15:24,424
‫آره، هرچی به روز تخفیف مجازی نزدیک می‌شیم

313
00:15:24,507 --> 00:15:27,344
‫همه می‌خوان هم‌زمان گوشت
‫رون خوک پرینت بگیرن.

314
00:15:27,427 --> 00:15:31,014
‫برای راسته و پستون کمک نیازیم.

315
00:15:31,097 --> 00:15:32,265
‫اون راسته‌ی گوشت خوکه.

316
00:15:32,349 --> 00:15:34,559
‫کاملاً بدون استخونه.

317
00:15:34,643 --> 00:15:36,353
‫قبلاً خوک‌ها جمع می‌کردیم

318
00:15:36,436 --> 00:15:38,897
‫تا بازدهی بالا توی فضای کم رو داشته باشیم
‫اما...

319
00:15:38,980 --> 00:15:42,150
‫اما باید بهشون دوا و دارو می‌دادیم
‫چون هی سرطان می‌گرفتن.

320
00:15:42,233 --> 00:15:46,279
‫ما هم دیدیم سرطان رشدش از
‫بقیه‌ی عضوهای خوک بیشتره.

321
00:15:46,363 --> 00:15:47,605
‫گفتیم بیایم همون رو محصول کنیم.

322
00:15:48,490 --> 00:15:52,494
‫پس یعنی اون ماده‌ی لزج بزرگ
‫سرطان خوکه؟

323
00:15:52,577 --> 00:15:53,745
‫مزه‌‍ش عین گوشتشه.

324
00:15:53,828 --> 00:15:55,497
‫آره، اما دلم برای خوک‌ها تنگ میشه.

325
00:15:55,580 --> 00:15:58,750
‫می‌نشستی کنارشون می‌فهمیدی
‫چه شخصیت‌های متفاوتی دارن.

326
00:15:58,833 --> 00:16:01,252
‫اما تومورهاشون نه زیاد.

327
00:16:01,336 --> 00:16:03,380
‫امروز میریم سراغ پستون.

328
00:16:07,842 --> 00:16:10,345
‫خب، امروز چه مدل بلوندی می‌خواید؟

329
00:16:10,428 --> 00:16:11,888
‫باربی؟
‫ملکه یخی؟

330
00:16:11,971 --> 00:16:14,158
‫یا «می‌خوام با سرپرستت صحبت کنم و
‫نه صدام رو نمیارم پایین»؟

331
00:16:14,182 --> 00:16:15,975
‫حواست باشه چی میگی.
‫حدس بزن چی شده.

332
00:16:16,059 --> 00:16:19,229
‫مشخص شد نیتن یادش نمیاد که با من به‌هم زده.

333
00:16:19,312 --> 00:16:21,356
‫- عجب!
‫- آره.

334
00:16:21,439 --> 00:16:23,692
‫یا حتی این که بهش در
‫مورد آپلود شدن دروغ گفتم.

335
00:16:23,775 --> 00:16:26,695
‫به‌عنوان کسی که پوست محشری داره

336
00:16:26,778 --> 00:16:28,154
‫خیلی دروغ توی کارِته.

337
00:16:28,238 --> 00:16:30,448
‫بعد از شب بازی پوکر
‫دیگه هیچی یادش نمیاد.

338
00:16:30,532 --> 00:16:32,742
‫یا حتی قضیه‌ی مسخره‌ی بچه‌دار شدن.

339
00:16:32,826 --> 00:16:34,244
‫که واقعاً هم دیوونگی بود.

340
00:16:34,327 --> 00:16:35,745
‫- اما حرف نداشت.
‫- می‌دونم.

341
00:16:35,829 --> 00:16:37,247
‫حرف نداشتم.

342
00:16:37,330 --> 00:16:41,209
‫اما این یعنی یه فرصت دیگه دارم
‫تا درست پیش برم.

343
00:16:41,292 --> 00:16:45,255
‫برای همین این دفعه
‫می‌خوام به اون اهمیت بدم...

344
00:16:45,338 --> 00:16:46,715
‫خودم رو بالاتر نبینم...

345
00:16:46,798 --> 00:16:50,719
‫- و مثل نورما بی‌شیله پیله باشم.
‫- اوه، اوه آره.

346
00:16:50,802 --> 00:16:51,821
‫از این انرژی‌ای که داری خوشم میاد.

347
00:16:51,845 --> 00:16:53,221
‫الان انگار یه شروع تازه دارم.

348
00:16:53,304 --> 00:16:56,141
‫یه ظاهر جدید می‌خوام، پس...

349
00:16:57,434 --> 00:17:00,228
‫بزن زیر و روم کن.

350
00:17:00,311 --> 00:17:02,272
‫می‌خواستم وکیل بشم.

351
00:17:02,355 --> 00:17:06,151
‫♪ سلینو و بارنز، وکیل‌های بیمه‌ی سلامت ♪

352
00:17:06,234 --> 00:17:09,738
‫ ♪ ۸۰۰-۸۸۸-۸۸۸۸ ♪

353
00:17:09,821 --> 00:17:12,949
‫چیه خب؟
‫من می‌خواستم خواننده بشم.

354
00:17:13,032 --> 00:17:14,325
‫خانم جاز خون.

355
00:17:14,409 --> 00:17:16,745
‫زودتر می‌دیدمت میاوردمت توی گروه موسیقیم.

356
00:17:16,828 --> 00:17:18,747
‫هرچند فقط آهنگ «Old Town Road» رو بازخونی کردیم.

357
00:17:18,830 --> 00:17:20,415
‫چندین و چند بار...

358
00:17:21,499 --> 00:17:23,251
‫دیگه بسه.

359
00:17:23,334 --> 00:17:26,337
‫خیلی وقته که داری
‫خاطرات رو بالا پایین می‌کنی.

360
00:17:26,421 --> 00:17:28,548
‫برو بابا.
‫فقط...

361
00:17:28,631 --> 00:17:32,761
‫یه خاطره‌ی خوشی که من
‫رو به‌هم نریزه برام پیدا کن.

362
00:17:36,473 --> 00:17:39,100
‫خیلی‌خب، دارم چی نگاه می‌کنم؟
‫برو از زاویه‌ی دید خودم.

363
00:17:41,853 --> 00:17:47,192
‫آخ‌آخ‌آخ، «داستان‌های اژدها».
‫ایول بابا!

364
00:17:47,275 --> 00:17:49,903
‫من عاشق این کارتون بودم.

365
00:17:49,986 --> 00:17:51,571
‫فکر نکنم این حرفم
‫برای بچه‌ها مناسب باشه

366
00:17:51,654 --> 00:17:54,741
‫ولی من حاضرم کریستال بزنم
‫تا برم توی سرزمین اژدها.

367
00:17:54,824 --> 00:17:56,159
‫بندازش توی تمام جاهای خالی.

368
00:17:56,883 --> 00:17:58,283
‫[تمام قسمت‌ها یا قسمت‌های کوچک؟]

369
00:17:58,369 --> 00:17:59,996
‫تمام قسمت‌ها.

370
00:18:02,620 --> 00:18:12,620
SaberFun
صابرفان

371
00:18:14,594 --> 00:18:16,679
‫سلام توت‌فرنگی، حالِت چطوره؟

372
00:18:17,806 --> 00:18:21,351
‫الان توی یه دشت خوشگل مجازیه، خدا رو شکر.

373
00:18:21,434 --> 00:18:23,561
‫پشمام!

374
00:18:25,647 --> 00:18:27,232
‫این پستون‌های اولی کم چرب هستن.

375
00:18:27,315 --> 00:18:29,692
‫بعد میرسی به ۲ درصد.

376
00:18:29,776 --> 00:18:32,028
‫بعد به پر چرب.

377
00:18:32,111 --> 00:18:34,572
‫و وقتی از پر چرب رد بشید...

378
00:18:34,656 --> 00:18:36,366
‫می‌رسید به پنیر نرم.

379
00:18:36,449 --> 00:18:38,618
‫قراره اونجا کار کنید.

380
00:18:38,701 --> 00:18:40,578
‫پنیر کوتاژ، دَلمه‌ی بزرگ.

381
00:18:40,662 --> 00:18:41,788
‫- ای خدا.
‫- پس...

382
00:18:41,871 --> 00:18:43,832
‫آممم...

383
00:18:43,915 --> 00:18:47,544
‫هر دومون قراره دَلمه بزرگ بگیریم
‫یا فقط سالی-آن؟

384
00:18:47,627 --> 00:18:49,796
‫آخه دیشب خیلی خوب ظرف‌ها رو شست.

385
00:18:49,879 --> 00:18:51,631
‫کار راحتیه.
‫بیاید نشون‌تون بدم.

386
00:18:51,714 --> 00:18:53,591
‫خب...

387
00:18:53,675 --> 00:18:56,636
‫پلاستیک رو اینطوری می‌کشید روش.

388
00:18:56,719 --> 00:19:01,599
‫حالا پنیر کوتاژ رو ازش می‌دوشید
‫و می‌ریزید توی پلاستیک.

389
00:19:01,683 --> 00:19:03,643
‫آره، همینه.

390
00:19:05,103 --> 00:19:06,896
‫خالی کن توش.

391
00:19:06,980 --> 00:19:08,314
‫بعد جداش می‌کنید...

392
00:19:08,398 --> 00:19:10,233
‫گره‌‍ش می‌زنید

393
00:19:10,316 --> 00:19:12,277
‫و میندازید توی جعبه.

394
00:19:12,360 --> 00:19:13,987
‫گرفتید؟

395
00:19:14,070 --> 00:19:16,698
‫ما همین بغل کار می‌کنیم.

396
00:19:16,781 --> 00:19:19,242
‫اونجا فاج درست میشه.

397
00:19:19,325 --> 00:19:21,578
‫شوخی کردم، پارمزان‌ـه.

398
00:19:21,661 --> 00:19:22,996
‫اینجا خیلی بهمون خوش می‌گذره.

399
00:19:26,249 --> 00:19:28,293
‫- الانه که بالا بیارم.
‫- غلط می‌کنی.

400
00:19:29,294 --> 00:19:34,007
‫خیلی‌خب، بیاید امروز دیگه
‫واقعاً امتحان کنیم، باشه؟

401
00:19:35,383 --> 00:19:36,968
‫احساسات.

402
00:19:37,051 --> 00:19:38,553
‫احساسات منطقی نیستن.

403
00:19:38,636 --> 00:19:41,848
‫آدم‌ها احساسات دارن
‫و احساسات رو دریافت می‌کنن.

404
00:19:42,131 --> 00:19:49,138
‫اما نکته‌ی مهم اینجاست که هیچکس
‫احساسات بقیه براش مهم نیست.

405
00:19:46,862 --> 00:19:48,898
‫{\an8}[دلم برای مانترز تنگ شده]

406
00:19:49,022 --> 00:19:51,691
‫- من هم همینطور.
‫- پس جواب سؤال «حالِت چطوره»

407
00:19:51,774 --> 00:19:54,277
‫- همیشه میشه: خوبم.
‫- من واقعاً دارم از جون مایه می‌ذارم.

408
00:19:54,360 --> 00:19:56,589
‫- می‌دونم.
‫- «خوب» هم یه کلمه‌ی دیگه‌ست که ممکنه هم‌زمان.

409
00:19:56,613 --> 00:19:58,823
‫هم خیلی معنی بده
‫هم هیچی معنی‌ای نده.

410
00:19:58,907 --> 00:20:01,159
‫خیلی گیجم می‌کنه.

411
00:20:01,242 --> 00:20:02,827
‫فهمیدید؟

412
00:20:05,997 --> 00:20:09,751
‫خب، حالتون چطوره؟

413
00:20:16,549 --> 00:20:18,384
‫ای خدا...

414
00:20:18,468 --> 00:20:20,470
‫برید استراحت.

415
00:20:23,973 --> 00:20:25,767
‫لوک رو نشون بده.

416
00:20:28,561 --> 00:20:30,772
‫خدایا...

417
00:20:35,985 --> 00:20:40,031
‫مامانم وقتی نوجَوون بود
‫توی مزرعه کار می‌کرد.

418
00:20:40,114 --> 00:20:42,200
‫خب، اگه همین الان سرم منفجر بشه

419
00:20:42,283 --> 00:20:44,619
‫حداقل می‌تونم این رو از
‫لیست آرزوهام خط بزنم.

420
00:20:47,664 --> 00:20:49,457
‫بویی که میده...

421
00:20:49,540 --> 00:20:51,334
‫خیلی چندشه.

422
00:20:51,417 --> 00:20:52,961
‫آخی، شازده کوچولوی بیچاره.

423
00:20:53,044 --> 00:20:56,047
‫شما اصلاً نباید چیزهای چندش رو بو کنی.

424
00:20:56,089 --> 00:20:57,799
‫باشه بابا.

425
00:21:01,844 --> 00:21:03,137
‫ببین، من قصدم این نبود که...

426
00:21:03,221 --> 00:21:04,406
‫- اتفاقی بود، باشه؟
‫- یا خدا...

427
00:21:04,430 --> 00:21:06,474
‫از عمد نبود
‫به‌خدا از عمد نبود.

428
00:21:07,976 --> 00:21:10,603
‫- حواست باشه خب.
‫- وای از دستم در رفت.

429
00:21:12,772 --> 00:21:15,108
‫غلط کردم...

430
00:21:15,191 --> 00:21:16,377
‫- باشه بسه...
‫- این یکی لگد داره.

431
00:21:16,401 --> 00:21:17,753
‫- چیکار می‌کنی؟! بیخیال.
‫- آره!

432
00:21:21,322 --> 00:21:23,533
‫توی موهام هم ریخته.
‫بوی گند میده.

433
00:21:32,083 --> 00:21:33,710
‫معذرت.

434
00:21:33,793 --> 00:21:35,420
‫♪ پرواز می‌کنیم توی جنگل... ♪

435
00:21:35,503 --> 00:21:38,006
‫♪ مکس و اِمی یه‌چیز عجیب دیدن ♪

436
00:21:38,089 --> 00:21:39,674
‫♪ یه اژدها به اسم زابومافو ♪

437
00:21:39,757 --> 00:21:41,926
‫♪ با یه ریش سفید بلند ♪

438
00:21:42,010 --> 00:21:45,054
‫- اینجا چه‌خبره؟
‫ - ♪ از خیابون آفتابی رد میشن... ♪

439
00:21:45,138 --> 00:21:48,891
‫خاطرات ناراحت‌کننده رو با
‫کارتون‌های شاد جایگزین کرد.

440
00:21:48,975 --> 00:21:52,270
‫حالا هم داره دیوونه میشه.

441
00:21:59,235 --> 00:22:01,571
‫لوک؟
‫هستی؟

442
00:22:03,281 --> 00:22:05,450
‫سلام پرنده‌ی بزرگ.

443
00:22:09,662 --> 00:22:13,416
‫خیلی‌خب دیگه رفیق...بیا خوبت کنیم.

444
00:22:15,251 --> 00:22:17,170
‫باتیا!

445
00:22:20,923 --> 00:22:24,761
‫اینطوری نمی‌تونی راضیش کنی
‫باهات ازدواج کنه.

446
00:22:26,929 --> 00:22:28,848
‫قضیه اصلاً این نیست.

447
00:22:33,561 --> 00:22:37,398
‫تا حالا با کسی که ازت خیلی دور بوده
‫توی رابطه بودی؟

448
00:22:37,482 --> 00:22:38,816
‫که...

449
00:22:39,984 --> 00:22:42,153
‫بعدش که به هم می‌رسید...

450
00:22:42,236 --> 00:22:44,822
‫یه مشکل‌های کوچیکی هست که روی مُخت میرن.

451
00:22:44,906 --> 00:22:46,866
‫مشکل کوچیک؟

452
00:22:46,949 --> 00:22:49,077
‫اگه ناراحتی من از خدامه با بیل عوضش کنم.

453
00:22:49,160 --> 00:22:51,871
‫مشکل‌های کوچیکش مست
‫کردن و وقفه تنفسی توی خوابه.

454
00:22:53,247 --> 00:22:56,292
‫ببین عزیزم، تو انقدر پسر خوبی گیرت
‫اومده که داری حالم رو به‌هم می‌زنی.

455
00:22:59,087 --> 00:23:00,296
‫آره.

456
00:23:05,426 --> 00:23:07,720
‫بسه دیگه.
‫کافیه.

457
00:23:10,098 --> 00:23:11,557
‫وای خدا، ۲۵ سِنتی!

458
00:23:11,641 --> 00:23:13,726
‫مرسی آقا!

459
00:23:13,810 --> 00:23:15,978
‫نیتن براون.

460
00:23:16,062 --> 00:23:18,022
‫سلام آقای چوک.

461
00:23:18,106 --> 00:23:20,358
‫توی دستشویی دیدمت.

462
00:23:20,441 --> 00:23:22,485
‫چی؟
‫چرا توی دستشویی داشتی نگاهم می‌کردی؟

463
00:23:22,568 --> 00:23:25,696
‫نمی‌کردم.
‫تو داشتی نگاهم می‌کردی.

464
00:23:25,780 --> 00:23:28,533
‫واقعاً نمی‌فهمم چی داری میگی.

465
00:23:30,576 --> 00:23:32,411
‫خوب بازی کردی، براون.

466
00:23:34,413 --> 00:23:35,706
‫باشه.

467
00:23:35,790 --> 00:23:36,916
‫هی...

468
00:23:36,999 --> 00:23:40,837
‫اون آقاهه مزاحمت شده بود؟

469
00:23:40,920 --> 00:23:44,382
‫وای، بی‌نظیر شدی.

470
00:23:44,465 --> 00:23:45,465
‫- واقعاً؟
‫- آره.

471
00:23:45,508 --> 00:23:46,634
‫تو هم همینطور عزیزم.

472
00:23:46,717 --> 00:23:48,803
‫وای، این دوتا مارمولک
‫اژدها‌یی‌ها چه خفن هستن.

473
00:23:48,886 --> 00:23:50,322
‫- باحالن، نه؟
‫- آره، باحالن.

474
00:23:50,346 --> 00:23:52,181
‫- آره.
‫- اهلی هستن؟

475
00:23:52,265 --> 00:23:53,808
‫یکی‌شون آره.

476
00:24:03,985 --> 00:24:10,158
‫لوک، مگه نمی‌دونی دیالوگ‌های کازمو رو
‫یه دیالوگ‌ساز رندوم نوشته؟

477
00:24:10,241 --> 00:24:11,659
‫خاطره‌ی اصلی رو برگردون.

478
00:24:12,743 --> 00:24:14,162
‫از خر شیطون بیا پایین
‫و ارتقاء رو بخر.

479
00:24:14,245 --> 00:24:15,705
‫عمراً یاد بگیری.

480
00:24:15,788 --> 00:24:18,457
‫نه، نه من برنده شدم.
‫حالا باید بهم آموزش بدی، باشه؟

481
00:24:18,541 --> 00:24:21,085
‫پس چرا بالا پایین نمی‌پره؟

482
00:24:21,169 --> 00:24:24,380
‫- چون باید کونت رو کامل بدی عقب.
‫- عقبه دیگه.

483
00:24:24,463 --> 00:24:27,341
‫وقتی دختره توی ویدئویی که نشونت دادم
‫انجامش میده، بالا پایین می‌پره.

484
00:24:27,425 --> 00:24:28,902
‫- همه‌شون همینطوری هستن.
‫- نه، باید بلرزونی.

485
00:24:28,926 --> 00:24:30,386
‫باید یه لُپ کونت رو تکون بدی

486
00:24:30,469 --> 00:24:31,864
‫و بعدش اون یکی رو.
‫به همین سادگی.

487
00:24:31,888 --> 00:24:33,556
‫- اینطوری؟
‫- نه، کمر رو بده داخل.

488
00:24:33,639 --> 00:24:36,184
‫ببین!
‫درسته؟

489
00:24:36,267 --> 00:24:38,769
‫حالا گفتم چی رو قایم کردی.

490
00:24:38,853 --> 00:24:40,605
‫اینا که خاطرات خوبی هستن.

491
00:24:40,688 --> 00:24:42,440
‫تو و نیتن احمق بازی در میارید

492
00:24:42,523 --> 00:24:44,817
‫و من هم نگاه‌تون می‌کنم.

493
00:24:44,901 --> 00:24:47,612
‫شما رفتید و اون روزها رو فراموش
‫کردید، من هم همین کار رو کردم.

494
00:24:47,695 --> 00:24:49,155
‫من؟

495
00:24:52,074 --> 00:24:54,410
‫من جایی نرفتم.

496
00:24:54,493 --> 00:24:56,704
‫من توی تدریس واقعاً کارم ریده‌ست.

497
00:24:56,787 --> 00:24:59,790
‫هوش مصنوعی نمی‌خواد یاد بگیره
‫و از من بدشون میاد.

498
00:24:59,874 --> 00:25:01,584
‫تازه یکی‌شون کشید پایین
‫و کونش رو کرد سمتم.

499
00:25:01,667 --> 00:25:03,502
‫اصلاً نمی‌دونم این رو از کجا یاد گرفته.

500
00:25:03,586 --> 00:25:04,962
‫احتمالاً از من.

501
00:25:05,046 --> 00:25:07,340
‫ببین، من هم قبلاً جزء
‫اون ردیف آخری‌ها بودم.

502
00:25:07,423 --> 00:25:11,177
‫اونا دارن با چیزی که برای اولین بار
‫متوجه نمیشن دست و پنجه نرم می‌کنن

503
00:25:11,260 --> 00:25:12,511
‫و احساس شکست خوردن می‌کنن.

504
00:25:12,595 --> 00:25:15,598
‫آره، درک می‌کنم.

505
00:25:15,681 --> 00:25:17,266
‫زر نزن بابا.

506
00:25:17,350 --> 00:25:19,477
‫تو خفن‌ترین آدم دنیایی.

507
00:25:28,101 --> 00:25:29,401
‫[در حال فرستادن خاطره...]

508
00:25:31,572 --> 00:25:33,212
‫تو خفن‌ترین آدم دنیایی.

509
00:25:34,283 --> 00:25:36,953
‫این یکی رو نگه می‌دارم.

510
00:25:41,791 --> 00:25:44,168
‫فرشته‌ی قبلیت واقعاً
‫می‌ذاشت اینکار رو بکنی؟

511
00:25:44,252 --> 00:25:46,587
‫نه، خیلی برای خودش احترام قائل بود.

512
00:25:48,965 --> 00:25:50,091
‫واسابی؟

513
00:25:50,174 --> 00:25:51,842
‫واسابی...

514
00:25:53,844 --> 00:25:56,472
‫ای خدا.

515
00:25:56,555 --> 00:25:58,474
‫من فکر کنم بهتره دیگه...

516
00:25:58,557 --> 00:26:00,184
‫نه، بخواب سر جات.

517
00:26:00,268 --> 00:26:03,229
‫راجع‌به سیستم سؤال دارم، فرشته‌ی مرد.

518
00:26:03,312 --> 00:26:06,649
‫- همون فرشته بگی کافیه.
‫- اسکن مغزهامون...

519
00:26:06,732 --> 00:26:08,818
‫زوال پیدا می‌کنن؟

520
00:26:08,901 --> 00:26:10,903
‫طی زمان گلیچ می‌کنن؟

521
00:26:10,987 --> 00:26:14,323
‫اینجا یکی رو دیدم
‫بعد توی دنیای واقعی هم دیدمش

522
00:26:14,407 --> 00:26:15,908
‫بعد دوباره اینجا دیدمش.

523
00:26:15,992 --> 00:26:17,451
‫نیتن براون رو میگم.

524
00:26:17,535 --> 00:26:19,287
‫درک نمی‌کنم.

525
00:26:19,370 --> 00:26:20,663
‫توضیح منطقی‌ای براش پیدا نمی‌کنم.

526
00:26:20,746 --> 00:26:24,417
‫نیتن براون تا حالا از لیک‌ویو نرفته.

527
00:26:25,710 --> 00:26:27,295
‫اصلاً چطور ممکنه رفته باشه؟

528
00:26:27,378 --> 00:26:30,881
‫ما قبلاً هم این بحث رو داشتیم.

529
00:26:30,965 --> 00:26:33,426
‫چندین بار.

530
00:26:33,509 --> 00:26:36,304
‫یادته دیگه، نه؟

531
00:26:37,513 --> 00:26:39,682
‫آره، آره، آره.
‫آره، آره.

532
00:26:39,765 --> 00:26:41,183
‫فقط می‌خواستم مطمئن شم.

533
00:26:42,935 --> 00:26:44,937
‫باز هم ساکی میل دارید، جناب چوک؟

534
00:27:00,995 --> 00:27:03,372
‫من شازده نیستم، باشه؟

535
00:27:03,456 --> 00:27:06,560
‫وقتی بچه بودم بابام زیاد پیشم نبود برای
‫همین همیشه من ظرف‌ها رو می‌شستم.

536
00:27:06,584 --> 00:27:09,253
‫اتفاقاً خیلی ظرف شستنم خوبه.

537
00:27:09,337 --> 00:27:15,134
‫اما خب وقتی هم که پات رفت روی زنبور من
‫وسایلم رو جمع کردم اومدم اون سر میسیسیپی.

538
00:27:15,217 --> 00:27:17,011
‫در کل دوست ندارم منت بذارم.

539
00:27:18,929 --> 00:27:20,765
‫حق با توئه.

540
00:27:23,017 --> 00:27:26,604
‫سال اول‌ آشنایی‌مون من
‫مجبور بودم بهت خدمت کنم.

541
00:27:28,606 --> 00:27:32,360
‫پس شاید یه‌کم در موردش حساس بودم.

542
00:27:32,443 --> 00:27:34,737
‫حالا دیگه با هم برابریم.

543
00:27:34,820 --> 00:27:36,989
‫باشه؟
‫تو دیگه فرشته‌ی من نیستی.

544
00:27:40,242 --> 00:27:41,744
‫از اون لحاظ نه، در کل که فرشته‌ی منی.

545
00:27:44,121 --> 00:27:46,791
‫باشه.

546
00:27:46,874 --> 00:27:50,378
‫و تو هم شازده نیستی...

547
00:27:50,461 --> 00:27:52,963
‫هر چند که شاهزاده‌ی منی.

548
00:27:54,799 --> 00:27:57,551
‫شاهزاده‌ی شهر براون، داون‌تاون
‫بانوی من.

549
00:27:57,635 --> 00:28:00,346
‫واقعاً نمی‌دونم هی چه‌‍م میشه.

550
00:28:00,429 --> 00:28:02,765
‫باید توی اوج خدافظی می‌کردم.

551
00:28:02,848 --> 00:28:05,309
‫ولی خب حیف که هیچوقت اوج نگرفتی.

552
00:28:08,771 --> 00:28:11,148
‫بیا ببینم.
‫یه بغل بده.

553
00:28:11,232 --> 00:28:12,608
‫- نه!
‫- بیا دیگه.

554
00:28:12,691 --> 00:28:14,068
‫- بغل نمی‌خوای؟
‫- نه، نه...

555
00:28:25,162 --> 00:28:27,164
‫- خدافظ. مرسی.
‫- خدافظ.

556
00:28:28,707 --> 00:28:30,751
‫- آدم‌های خوبی بودن.
‫- آره.

557
00:28:30,835 --> 00:28:33,129
‫فقط می‌خوان مثل قدیم کشاورزی کنن.

558
00:28:33,212 --> 00:28:34,964
‫اتفاقاً لادهای خوبی هم میشن.

559
00:28:35,047 --> 00:28:38,467
‫آره.
‫برای همین هی دروغ تحویل‌شون میدن.

560
00:28:38,551 --> 00:28:42,721
‫خب، حداقل ساک یه‌کم سبک‌تر شد و...

561
00:28:42,805 --> 00:28:45,391
‫به‌نظرت چی برای شام‌مون گذاشتن؟

562
00:28:45,474 --> 00:28:47,893
‫- ساندویچ پارمزان گوشت خوک؟!
‫- ساندویچ پارمزان گوشت خوک؟!

563
00:28:47,977 --> 00:28:51,689
‫طرف‌های آریزونا باز دوباره گشنه‌‍م میشه.

564
00:28:51,772 --> 00:28:53,524
‫تا اون موقع...

565
00:28:53,607 --> 00:28:56,527
‫می‌خوام تکیه بدم
‫و از بادی که توی موهام می‌پیچه لذت ببرم.

566
00:28:56,610 --> 00:29:00,823
‫موهای خیلی خیلی زیبام.

567
00:29:05,619 --> 00:29:07,413
‫آقای براون، همون همیشگی؟

568
00:29:07,496 --> 00:29:09,081
‫برگر و کنارش سیب‌زمینی سرخ‌کرده؟
‫نصفشون پیچ‌پیچی؟

569
00:29:09,165 --> 00:29:11,500
‫- صد درصد.
‫- و شما خانم کنرمن؟

570
00:29:11,584 --> 00:29:14,378
‫بچه خوک شکم‌پر با قیافه‌ی متعجب چطوره؟

571
00:29:14,462 --> 00:29:17,381
‫نه، مرسی.
‫یه‌چیزی می‌خوام که به موهام بخوره.

572
00:29:17,465 --> 00:29:21,093
‫ساده، منظم و کوتاه.

573
00:29:21,177 --> 00:29:22,803
‫فکر کنم...غذای گیاهی.

574
00:29:22,887 --> 00:29:24,513
‫صد البته.

575
00:29:29,018 --> 00:29:31,854
‫شرمنده، آشپزخونه حسابی شلوغه.

576
00:29:31,937 --> 00:29:34,440
‫آبرو برامون نمی‌ذارن.

577
00:29:34,523 --> 00:29:35,983
‫چه اشتها آوره.

578
00:29:36,066 --> 00:29:39,403
‫خیلی...سبزه.

579
00:29:39,487 --> 00:29:41,322
‫خب ببینم...

580
00:29:41,405 --> 00:29:46,619
‫مدل موی جدید و...غذای گیاهی...

581
00:29:46,702 --> 00:29:48,662
‫تم خاصیه که هنوز متوجه نشدم؟

582
00:29:48,704 --> 00:29:50,664
‫فقط می‌خوام متفاوت باشم.

583
00:29:50,748 --> 00:29:52,583
‫می‌خوام تو رو خوشحال کنم.

584
00:29:53,667 --> 00:29:55,419
‫خب، اگه نظر من رو بخوای

585
00:29:55,503 --> 00:29:57,713
‫- از اینگرید قدیم بیشتر خوشم میومد.
‫- آره.

586
00:29:57,796 --> 00:30:01,091
‫چندتا ویژگی منفی داشتم.

587
00:30:01,175 --> 00:30:03,093
‫خیلی کوچیک، می‌دونی...

588
00:30:03,177 --> 00:30:06,222
‫همیشه‌ی خدا صاف و صادق نیستم...

589
00:30:06,305 --> 00:30:08,098
‫یه‌کم قضاوت‌گرم...

590
00:30:08,182 --> 00:30:11,810
‫و یه‌کم...خیلی کوچولو موچولو حسودم.

591
00:30:11,894 --> 00:30:15,105
‫آدم‌ها خصوصیات منفی و مثبت رو با هم دارن.

592
00:30:15,189 --> 00:30:17,733
‫من هم تمام خصوصیاتت رو دوست دارم.

593
00:30:19,443 --> 00:30:22,071
‫واقعاً؟!

594
00:30:24,490 --> 00:30:27,576
‫- واقعاً؟
‫- آره.

595
00:30:32,748 --> 00:30:35,417
‫غذای گیاهیت چطوره؟

596
00:30:35,501 --> 00:30:38,420
‫دارم توی وان حمومم شکلات می‌خورم.

597
00:30:38,504 --> 00:30:40,214
‫چی؟
‫وایسا ببینم، چی؟

598
00:30:40,297 --> 00:30:42,883
‫من خودم رو آپلود نکردم نیتن.

599
00:30:42,967 --> 00:30:45,094
‫دروغ گفتم.

600
00:30:45,177 --> 00:30:48,097
‫همچین هم دروغ کوچیکی نیست.

601
00:30:48,180 --> 00:30:52,434
‫من خیلی دوستت دارم و
‫می‌خوام جایی باشم که هستی

602
00:30:52,518 --> 00:30:54,436
‫و چیزی که می‌خوای باشم.

603
00:30:54,520 --> 00:30:59,817
‫برای همین یه کار احمقانه کردم
‫و باهات روراست نبودم

604
00:30:59,900 --> 00:31:02,278
‫و معذرت می‌خوام.

605
00:31:02,361 --> 00:31:03,779
‫و درک می‌کنم اگه ازم متنفر بشی

606
00:31:03,862 --> 00:31:05,990
‫و دیگه نخوای ریختم رو ببینی.

607
00:31:06,073 --> 00:31:08,909
‫پس خودکشی نکردی؟

608
00:31:08,993 --> 00:31:11,537
‫نه.

609
00:31:11,620 --> 00:31:15,749
‫و الان با لباس واقعیت مجازی
‫توی وان حمومتی، اون هم به مدت...

610
00:31:15,833 --> 00:31:17,585
‫چندین هفته.

611
00:31:19,712 --> 00:31:21,213
‫عصبانی شدی؟

612
00:31:21,297 --> 00:31:22,673
‫نه.

613
00:31:22,756 --> 00:31:25,926
‫نه، خوشحالم که هنوز زنده‌ای.

614
00:31:26,010 --> 00:31:30,347
‫و اینکه تمام این مدت از توی یه وان
‫سعی کردی پیشم باشی...

615
00:31:30,431 --> 00:31:32,182
‫وای خدا، جدی باید از اون وان در بیای.

616
00:31:32,266 --> 00:31:34,852
‫می‌دونم.
‫توی وان نوزاد قورباغه دیدم.

617
00:31:34,935 --> 00:31:39,648
‫انقدر توی وان بودم که قورباغه‌ها اومدن
‫تخم‌ریزی کردن و رفتن.

618
00:31:41,734 --> 00:31:45,446
‫وایسا ببینم...پس از دستم ناراحت نیستی؟

619
00:31:45,529 --> 00:31:48,115
‫نه‌بابا، اصلاً.

620
00:31:48,198 --> 00:31:49,950
‫ولی دیگه دروغ نگی‌ها، باشه؟

621
00:31:50,034 --> 00:31:51,035
‫دیگه نمیگم.

622
00:31:51,118 --> 00:31:52,661
‫خیلی‌خب.

623
00:31:52,685 --> 00:31:57,185
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

624
00:31:57,207 --> 00:31:59,001
‫هوی بی‌ریخت.

625
00:32:01,545 --> 00:32:02,880
‫بله؟

626
00:32:02,963 --> 00:32:05,591
‫کاری نکن.
‫همین کپی رو ذخیره کن.

627
00:32:09,815 --> 00:32:12,915
‫[حذف و بازیابی؟]
‫[لغو]

628
00:32:12,939 --> 00:32:19,939
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

629
00:32:21,815 --> 00:32:24,485
‫خیلی خوشتیپی.

630
00:32:24,568 --> 00:32:25,694
‫دروغ نمیگم، جدی میگم.

631
00:32:25,778 --> 00:32:27,780
‫فقط هم به‌خاطر این نمیگم
‫که برات لباس انتخاب کردم.

