﻿1
00:00:57,138 --> 00:01:07,138
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:01:07,162 --> 00:01:17,162
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:01:17,186 --> 00:01:27,186
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:38,883 --> 00:01:42,125
‫[ایتالیا، ونیز]
‫[سال 1947]

5
00:02:31,458 --> 00:02:33,917
‫سینیور پوآرو، شیرینی‌هاتون

6
00:02:37,166 --> 00:02:38,791
‫تخم‌مرغ‌ها رسیدن سینیور

7
00:02:43,791 --> 00:02:45,333
‫- پوآرو!
‫- پوآرو!

8
00:02:45,666 --> 00:02:47,082
‫موسیو پوآرو، کمکم کنید

9
00:02:47,291 --> 00:02:49,500
‫پدر و مادرم دیشب به طرز مرموزی مُردن

10
00:02:49,625 --> 00:02:51,458
‫برادرم هم کمی بعدش

11
00:02:51,583 --> 00:02:53,124
‫دکترمون توضیحی براش نداره

12
00:02:53,791 --> 00:02:55,875
‫خواهش می‌کنم موسیو.
‫من نگران جونمم

13
00:02:56,041 --> 00:02:57,333
‫میگن ما طلسم شدیم

14
00:03:03,416 --> 00:03:04,374
‫چی بهت گفتم؟

15
00:03:04,708 --> 00:03:06,833
‫یه بار دیگه دستت بهش بخوره دستت رو می‌شکنم

16
00:03:07,082 --> 00:03:08,082
‫ببخشید آقا

17
00:03:11,666 --> 00:03:14,708
‫سینیور پوآرو، باید سریعاً
‫باهاتون صحبت کنم

18
00:03:33,500 --> 00:03:34,249
‫موسیو پوآرو

19
00:03:35,917 --> 00:03:36,833
‫یه خانمی اومده

20
00:03:37,041 --> 00:03:39,166
‫گفت بابت کاری ضروری اومده ونیز

21
00:03:39,374 --> 00:03:40,792
‫گفت یکی از دوستانتونه

22
00:03:40,917 --> 00:03:41,875
‫من که دوست ندارم

23
00:03:42,082 --> 00:03:43,583
‫ایشون هم گفت که اینو میگید

24
00:03:43,750 --> 00:03:45,792
‫پس اینو باید بدم بهتون

25
00:03:46,708 --> 00:03:48,124
‫خانم نویسنده

26
00:03:50,500 --> 00:03:53,333
‫سلام آقاپسر. مادرت خونه‌ست؟

27
00:03:53,500 --> 00:03:56,041
‫بادیگارد من رو ببخش.
‫این دستورات رو من بهش دادم

28
00:03:56,208 --> 00:03:58,249
‫هیچکس جز شیرینی‌فروش،
‫اونم روزی دو بار، نمی‌تونه وارد بشه

29
00:03:58,416 --> 00:03:59,208
‫دو بار در روز؟

30
00:03:59,999 --> 00:04:02,416
‫- من رو که می‌شناسی. تا قبل شام فقط سیب می‌خورم
‫- بله

31
00:04:02,875 --> 00:04:04,708
‫خدایا، اینو خیلی دوست دارم

32
00:04:05,875 --> 00:04:07,333
‫این شکلاتی کوچولوئه

33
00:04:07,833 --> 00:04:11,583
‫هرکول پوآرو واقعا ساکت شده

34
00:04:11,750 --> 00:04:14,124
‫خودش رو تو بازنشستگی حبس کرده

35
00:04:14,249 --> 00:04:15,416
‫کیک رو جایگزین پرونده‌ها کرده

36
00:04:15,541 --> 00:04:16,833
‫کاملا رضایت دارم

37
00:04:17,041 --> 00:04:18,124
‫نه

38
00:04:18,291 --> 00:04:20,833
‫این خوشحالیه، نه رضایت

39
00:04:21,083 --> 00:04:22,458
‫یه نویسنده تفاوتش رو خوب می‌فهمه

40
00:04:23,124 --> 00:04:25,333
‫حتی ونیز رو برای قایم شدن انتخاب کردی

41
00:04:25,500 --> 00:04:27,999
‫یه شهر قدیمی خوشگل،
‫که آروم و آهسته داره تو دریا غرق میشه

42
00:04:28,166 --> 00:04:29,833
‫درست مثل ذهن تو، بدون چالش

43
00:04:30,833 --> 00:04:33,041
‫جملات ماندگار و هوشمندانه من رو دست کم نگیر

44
00:04:33,208 --> 00:04:35,166
‫من برترین نویسنده رمان‌های رازآلودم

45
00:04:35,333 --> 00:04:36,416
‫یا حداقل بودم

46
00:04:36,583 --> 00:04:39,291
‫27 تا از 30 کتابم پرفروش شدن

47
00:04:39,458 --> 00:04:42,666
‫لعنت به منتقدهای سه تای آخر
‫که به کتاب‌هام گفتن بی‌اهمیت

48
00:04:42,875 --> 00:04:45,875
‫آریادنی الیور، خوشحالم که می‌بینمت

49
00:04:46,124 --> 00:04:47,124
‫با من میای

50
00:04:48,124 --> 00:04:50,333
‫وقتشه دوباره یکم زندگی به زندگیت تزریق کنم

51
00:04:50,500 --> 00:04:51,374
‫خب پس

52
00:04:51,708 --> 00:04:53,625
‫نشنیدی؟ موضوع اضطراریه

53
00:04:53,750 --> 00:04:55,712
‫تو اولین کسی نیستی که اومده

54
00:04:55,724 --> 00:04:57,750
‫تا با یه پرونده وسوسه‌کننده
‫اغفالم کنه

55
00:04:57,916 --> 00:05:00,625
‫پرونده نیست.
‫خیلی شیک‌وپیک‌تر از اونه

56
00:05:02,208 --> 00:05:03,562
‫واقعا از دنیا جدا افتادی‌ها

57
00:05:03,574 --> 00:05:05,291
‫نمی‌دونی امروز چه روزیه؟

58
00:05:07,333 --> 00:05:08,541
‫شیک‌وپیک‌تر یعنی چی؟

59
00:05:13,875 --> 00:05:15,583
‫هالووین مبارک! آره!

60
00:05:17,083 --> 00:05:19,750
‫ما آمریکایی‌ها موزیک با صدای بلند
‫و شکلات بدمزه رو وارد کردیم...

61
00:05:19,874 --> 00:05:21,750
‫ولی هالووین رو هم برگردوندیم

62
00:05:21,874 --> 00:05:23,750
‫امشب یه جشن برای بچه‌ها برگزار میشه

63
00:05:23,916 --> 00:05:27,166
‫هی، بچه‌ها! آمریکا هالووین رو بهتون تبریک میگه!

64
00:05:27,625 --> 00:05:29,957
‫هی! هالووین مبارک! ایول!

65
00:05:32,249 --> 00:05:35,083
‫پوآرو، من یه چیزی پیدا کردم. یه نفر رو

66
00:05:35,249 --> 00:05:36,500
‫نمی‌تونم توضیحش بدم

67
00:05:36,667 --> 00:05:38,099
‫از تمام جنبه‌ها بهش نگاه کردم

68
00:05:38,111 --> 00:05:40,124
‫اما نمی‌تونم بفهممش

69
00:05:40,291 --> 00:05:42,667
‫تو یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ـته، دوست من

70
00:05:44,541 --> 00:05:46,249
‫«خانم رینولدز نامقدس»

71
00:05:47,833 --> 00:05:50,416
‫روزنامه‌ها میگن روح‌گرا یا مدیوم‌ـه...

72
00:05:50,583 --> 00:05:52,750
‫«جویس رینولدز که به تازگی
‫از زندان آزاد شده...

73
00:05:52,916 --> 00:05:55,083
‫آخرین زنی بود که با توجه به...

74
00:05:55,208 --> 00:05:59,083
‫قانون جادوگری سال 1735 زندانی شد»

75
00:05:59,249 --> 00:06:01,144
‫من هزار تا از این به اصطلاح غیب‌گوها دیدم

76
00:06:01,156 --> 00:06:02,916
‫هر کدومشون هم یه حقه‌ای تو کارشون بوده

77
00:06:03,166 --> 00:06:04,333
‫ولی این یکی

78
00:06:04,916 --> 00:06:06,208
‫حیرت‌انگیزه

79
00:06:06,416 --> 00:06:08,999
‫باور کن، من تو یکی از احضار روح‌های
‫این خانم رینولدز حضور داشتم...

80
00:06:09,166 --> 00:06:10,458
‫یه اتفاقاتی افتاد

81
00:06:10,583 --> 00:06:11,375
‫دوز و کلک

82
00:06:11,541 --> 00:06:13,792
‫من باهوش‌ترین آدمی هستم
‫که تا حالا دیدم، ولی بازم سر درنیاوردم

83
00:06:13,957 --> 00:06:15,249
‫پس اومدم سراغ دومین فرد باهوش

84
00:06:15,708 --> 00:06:18,208
‫نیاز دارم کاراگاه پوآرو این بادکنک رو بترکونه

85
00:06:18,375 --> 00:06:20,916
‫یا خدایی نکرده آخرش به خدا ایمان میارم

86
00:06:21,124 --> 00:06:22,124
‫کلکی که من پیدا نمی‌کنم رو پیدا کن

87
00:06:22,291 --> 00:06:24,208
‫با من بیا به جشن هالووین یتیم‌ها

88
00:06:24,375 --> 00:06:27,500
‫بعدش به یه احضار روح دعوتیم

89
00:06:29,083 --> 00:06:30,248
‫هی پسرا، جشن هالووین داریم‌ها

90
00:06:30,260 --> 00:06:31,166
‫داری می‌بریش سر قرار؟

91
00:06:34,541 --> 00:06:37,541
‫از مهمونی لذت ببرید بچه‌ها.
‫البته زیادی نترسید

92
00:07:28,999 --> 00:07:30,124
‫همینه

93
00:07:31,250 --> 00:07:33,124
‫«پالاتزو لاکریمه دی جووانی»

94
00:07:34,166 --> 00:07:36,041
‫تو ونیز میگیم...

95
00:07:36,208 --> 00:07:38,166
‫«تمام خونه‌ها یا روح‌زده‌ان...

96
00:07:38,958 --> 00:07:40,291
‫یا طلسم‌شده»

97
00:08:00,750 --> 00:08:02,208
‫حاضرین بچه‌ها؟

98
00:08:02,333 --> 00:08:04,500
‫آره!

99
00:08:09,832 --> 00:08:11,166
‫مدتها پیش...

100
00:08:11,874 --> 00:08:14,708
‫این پالاتزو (ساختمون) یتیم‌خونه بوده

101
00:08:15,832 --> 00:08:20,542
‫دکترهای خوب و پرستارهای خوب
‫از بچه‌های خوب مراقبت می‌کردن

102
00:08:21,208 --> 00:08:22,500
‫تا اینکه طاعون اومد

103
00:08:24,166 --> 00:08:26,542
‫طاعون آدم‌ها رو می‌ترسونه

104
00:08:27,166 --> 00:08:30,416
‫و ترس هم باعث میشه آدم‌ها
‫کارهای وحشتناکی بکنن

105
00:08:34,250 --> 00:08:36,458
‫برای بچه‌ها زیادی ترسناک نیست؟

106
00:08:36,916 --> 00:08:39,041
‫داستان‌های ترسناک از ترسناک بودن زندگی کم می‌کنن

107
00:08:41,999 --> 00:08:44,999
‫بچه‌ها خیلی زود فهمیدن که تنها موندن

108
00:08:45,708 --> 00:08:48,291
‫و داخل ساختمون حبس شدن تا بمیرن

109
00:08:48,458 --> 00:08:51,500
‫گرسنگی کشیدن، صدا زدن، چنگ زدن

110
00:08:54,208 --> 00:08:57,416
‫بعضی‌ها میگن اون بچه‌ها
‫هنوز تو این پالاتزو قایم شدن...

111
00:08:57,500 --> 00:08:59,999
‫و می‌خوان بچه‌های دیگه هم برن پیششون

112
00:09:00,208 --> 00:09:01,542
‫پس مراقب باشید

113
00:09:01,791 --> 00:09:04,916
‫چرا که اونها می‌خوان از دکترها
‫و پرستارهایی که...

114
00:09:05,125 --> 00:09:06,874
‫اینجا رهاشون کردن انتقام بگیرن

115
00:09:08,166 --> 00:09:11,958
‫حواستون به علامت «انتقام کودکان» باشه

116
00:09:14,542 --> 00:09:16,625
‫اینجا که کسی دکتر نیست، مگه نه؟

117
00:09:16,833 --> 00:09:17,750
‫نه

118
00:09:17,958 --> 00:09:18,750
‫یا پرستار؟

119
00:09:19,166 --> 00:09:20,416
‫- نه؟
‫- نه!

120
00:09:20,500 --> 00:09:24,542
‫پس انگار اوضاع امنه برای شروع جشن!

121
00:09:35,749 --> 00:09:37,291
‫نه! ندویین

122
00:09:54,667 --> 00:09:55,542
‫لیوپولد

123
00:09:56,208 --> 00:09:57,250
‫لیوپولد؟

124
00:09:59,291 --> 00:10:03,041
‫الان یه جشن واقعی داریم،
‫بعد تو توی کتاب قایم شدی

125
00:10:03,166 --> 00:10:05,417
‫گفتم شاید یه بارم که شده
‫بخوای با بچه‌ها بازی کنی

126
00:10:05,542 --> 00:10:07,041
‫بازی‌ها سبک‌سرانه‌ان

127
00:10:08,041 --> 00:10:09,916
‫هالووین داستان‌های ترسناک می‌طلبه

128
00:10:10,166 --> 00:10:11,749
‫موافق نیستی خانم اولگا؟

129
00:10:12,749 --> 00:10:14,500
‫نمی‌خوای حداقل یکم کیک بخوری؟

130
00:10:15,583 --> 00:10:17,125
‫اون مال یتیم‌هاست

131
00:10:20,833 --> 00:10:22,083
‫من یه سر به پدر می‌زنم

132
00:10:22,250 --> 00:10:23,833
‫با جشن میونه خوبی نداره

133
00:10:32,542 --> 00:10:33,500
‫هشدار راهبه

134
00:10:35,542 --> 00:10:37,744
‫خانم الیور، مایه خوشحالیه

135
00:10:37,756 --> 00:10:40,166
‫که پیش ما هستین.
‫شما نویسنده موردعلاقه من هستید

136
00:10:40,333 --> 00:10:43,583
‫با داستان‌های رازآلود شما باور می‌کنم
‫که شرورها به مجازاتشون می‌رسن

137
00:10:44,708 --> 00:10:47,583
‫متأسفانه، زندگی مثل داستان‌های کاراگاهی
‫پایان خوش نداره

138
00:10:58,625 --> 00:10:59,583
‫بله. شب خوش

139
00:11:02,874 --> 00:11:04,125
‫حالت خوبه؟

140
00:11:04,291 --> 00:11:05,417
‫خیلی بلنده!

141
00:11:05,542 --> 00:11:08,125
‫می‌فهمم.
‫این بالا خیلی تاریکه، نه؟

142
00:11:13,791 --> 00:11:15,041
‫ایشون میزبان ما هستن؟

143
00:11:15,208 --> 00:11:18,291
‫- این خونه منه
‫- خواننده سوپرانو، رویینا دریک

144
00:11:18,583 --> 00:11:20,667
‫زندگی شکوهمند یک سرخواننده اپرا

145
00:11:22,291 --> 00:11:23,250
‫ولی اینجا زندگی می‌کنه

146
00:11:23,375 --> 00:11:24,916
‫اون همه پول کجا رفته؟

147
00:11:25,166 --> 00:11:28,542
‫هر کسی که اینجا زندگی کرده
‫اسیر یه جور تراژدی شده

148
00:11:28,667 --> 00:11:30,250
‫حداقل مردم اینطور میگن

149
00:11:30,542 --> 00:11:32,208
‫انتقام کودکان

150
00:11:32,708 --> 00:11:34,501
‫یکی سایه یه بچه رو روی دیوار می‌بینه

151
00:11:34,513 --> 00:11:36,542
‫و بعد... تاریکی میاد

152
00:11:36,667 --> 00:11:37,833
‫مثل دخترش، یه سال پیش

153
00:11:40,000 --> 00:11:41,583
‫امشب قراره با همون صحبت کنیم

154
00:11:41,749 --> 00:11:43,958
‫دختر ازدست‌رفته‌ای از آن دنیا

155
00:11:44,874 --> 00:11:46,791
‫من به چنین چیزهایی باور پیدا نمی‌کنم

156
00:11:47,583 --> 00:11:48,625
‫خواهیم دید

157
00:11:49,333 --> 00:11:51,125
‫عزیزم، چیزی نیست

158
00:11:54,500 --> 00:11:56,333
‫خانم رویینا، دوباره داره نشت می‌کنه

159
00:11:57,625 --> 00:11:58,625
‫بابا؟

160
00:11:59,916 --> 00:12:01,083
‫حالت خوبه بابا؟

161
00:12:05,708 --> 00:12:06,749
‫قرص می‌خوای؟

162
00:12:08,375 --> 00:12:09,500
‫نه

163
00:12:10,916 --> 00:12:11,916
‫یکم نوشیدنی چی؟

164
00:12:12,749 --> 00:12:14,666
‫می‌تونیم بریم اگه می‌خوای

165
00:12:15,958 --> 00:12:16,833
‫نیازی نیست

166
00:12:17,500 --> 00:12:19,375
‫به رویینا قول دادم بمونم

167
00:12:20,375 --> 00:12:21,333
‫خوبه

168
00:12:21,500 --> 00:12:23,375
‫مشتاق احضار روح بودم

169
00:12:26,458 --> 00:12:29,166
‫لطف بزرگی به این بچه‌ها می‌کنید مادام

170
00:12:30,292 --> 00:12:31,417
‫به بزرگسال‌ها هم همینطور

171
00:12:32,083 --> 00:12:35,333
‫می‌خواین به بازی ملحق بشین آقای پوآرو؟
‫بنظر خوش می‌گذره

172
00:12:36,375 --> 00:12:38,125
‫این خوشگذرونی برای من نیست

173
00:12:45,500 --> 00:12:46,874
‫خوشحالم

174
00:12:47,542 --> 00:12:49,791
‫خیلی وقت بود که صدای خنده
‫توی این خونه نپیچیده بود

175
00:12:50,041 --> 00:12:52,250
‫خب، اینجا پالاتزوی جالبیه

176
00:12:52,791 --> 00:12:53,958
‫مال خودتون

177
00:12:55,542 --> 00:12:57,916
‫نه پول تعمیرش رو دارم،
‫نه تحمل نگاه کردن بهش

178
00:12:59,708 --> 00:13:02,292
‫هیچکس هم به هیچ قیمتی نمی‌خردش.
‫اونم بعد از...

179
00:13:04,166 --> 00:13:06,666
‫لطفا، خدایا، نه!

180
00:13:15,000 --> 00:13:16,000
‫من رو ببخشید

181
00:13:18,375 --> 00:13:23,500
‫امیدوار بودم دیدن این همه چهره
‫از دردم کم کنه

182
00:13:24,625 --> 00:13:25,749
‫خانم رویینا؟

183
00:13:25,916 --> 00:13:26,624
‫بله؟

184
00:13:26,833 --> 00:13:28,083
‫مهمونتون اینجاست

185
00:13:31,500 --> 00:13:33,041
‫خدایا، جدی استرس دارم

186
00:13:35,624 --> 00:13:37,208
‫به غیب‌گوها باور دارید؟

187
00:13:40,584 --> 00:13:42,125
‫این خونه باعث شد باور پیدا کنم

188
00:13:43,250 --> 00:13:44,208
‫صداهایی توش هست

189
00:13:44,833 --> 00:13:45,833
‫زمزمه‌

190
00:13:46,624 --> 00:13:47,500
‫گریه‌

191
00:13:49,083 --> 00:13:51,666
‫دخترم قبلا تا دیروقت بیدار می‌موند
‫و حرف می‌زد

192
00:13:52,708 --> 00:13:54,250
‫فکر می‌کردم با عروسک‌هاش حرف می‌زنه

193
00:13:55,417 --> 00:13:56,542
‫دخترم...

194
00:13:57,791 --> 00:13:59,333
‫برای شنیدن دوباره‌ی صداش...

195
00:14:00,749 --> 00:14:01,708
‫حتی یه کلمه

196
00:14:03,833 --> 00:14:06,375
‫همه‌چیزم رو به خانم رینولدز میدم

197
00:14:45,791 --> 00:14:47,833
‫این یکی خیلی غمناکه

198
00:14:49,250 --> 00:14:50,250
‫خانم رینولدز

199
00:14:52,250 --> 00:14:54,833
‫همه‌چیز براتون تو سالن آماده شده

200
00:14:55,041 --> 00:14:57,000
‫همونطور که دستیارتون گفتن

201
00:14:58,708 --> 00:15:00,916
‫خونه‌ات خیلی پرسروصداست

202
00:15:01,083 --> 00:15:03,459
‫بچه‌ها قبل از شروع کار میرن

203
00:15:04,708 --> 00:15:05,749
‫خیلی زیادن...

204
00:15:06,542 --> 00:15:07,542
‫همه‌جا هستن

205
00:15:09,417 --> 00:15:10,791
‫خاطرات وحشتناک

206
00:15:13,875 --> 00:15:16,167
‫اتاق دخترت طبقه سومه

207
00:15:17,875 --> 00:15:19,000
‫از کجا...

208
00:15:19,167 --> 00:15:20,583
‫ممکنه اونجا انجامش بدیم؟

209
00:15:21,208 --> 00:15:22,459
‫البته

210
00:15:33,167 --> 00:15:34,624
‫آریادنه الیور

211
00:15:34,791 --> 00:15:36,125
‫دشمن خونی من

212
00:15:36,292 --> 00:15:39,167
‫دوباره ملاقات کردیم.
‫خانم جویس رینولدز اهریمنی

213
00:15:39,333 --> 00:15:41,167
‫مطبوعات این لقب رو ساختن

214
00:15:41,542 --> 00:15:42,583
‫فکر نکنم دوستش داشته باشم

215
00:15:42,708 --> 00:15:47,542
‫شب خوش مادام، باید بگم
‫انتظار داشتم شما بیشتر...

216
00:15:47,666 --> 00:15:48,875
‫نمایشی باشه؟ مسخره باشه؟

217
00:15:49,041 --> 00:15:50,041
‫عجوزه پیر؟

218
00:15:50,208 --> 00:15:52,875
‫بله، این بهترین واژه‌ست

219
00:15:53,083 --> 00:15:54,459
‫عجوزه. عجوزه پیر

220
00:15:55,041 --> 00:15:57,083
‫من خودم نخواستم اینی باشم که هستم

221
00:15:57,250 --> 00:16:00,042
‫کلمه «مدیوم» رو برای همین دوست دارم.
‫یه جور واسطه‌گریه

222
00:16:00,208 --> 00:16:03,542
‫کوچیک یا بزرگ نیستم.
‫اصلا جالب نیستم

223
00:16:03,624 --> 00:16:06,459
‫اما می‌تونم با مردگان حرف بزنم

224
00:16:06,583 --> 00:16:07,459
‫شما؟

225
00:16:07,875 --> 00:16:09,666
‫من هرکول پوآرو هستم

226
00:16:09,791 --> 00:16:11,500
‫هرکول پوآرو بودی

227
00:16:11,624 --> 00:16:12,708
‫کاراگاه معروف

228
00:16:12,875 --> 00:16:15,624
‫شما هر چیزی هستید جز مدیوم.
‫خیلی مشهورید

229
00:16:15,791 --> 00:16:18,042
‫من پرونده مشهور بعدی شما هستم؟

230
00:16:18,417 --> 00:16:20,125
‫من دیگه بازنشسته شدم

231
00:16:20,958 --> 00:16:23,875
‫اما اومدین که من رو بی‌اعتبار کنید

232
00:16:24,083 --> 00:16:26,417
‫مگه نویسنده بزرگ برای همین شما رو نیاورده؟

233
00:16:29,666 --> 00:16:31,916
‫من بخاطر خانم الیور اومدم اینجا...

234
00:16:32,125 --> 00:16:34,541
‫که می‌خواد وسیله غیب‌گویی شما
‫رو غیب‌گویی کنه

235
00:16:34,708 --> 00:16:35,541
‫مادام، حقیقتش...

236
00:16:35,708 --> 00:16:39,208
‫من در تمام عمرم هیچ علاقه‌ای
‫به امثال شما نداشتم

237
00:16:40,125 --> 00:16:40,875
‫امثال من؟

238
00:16:41,042 --> 00:16:43,833
‫فرصت‌طلب‌هایی که از افراد آسیب‌پذیر
‫سوءاستفاده می‌کنن، نه؟

239
00:16:44,459 --> 00:16:47,334
‫شما به بقای روح پس از مرگ اعتقاد ندارید؟

240
00:16:47,708 --> 00:16:48,916
‫من ایمانم رو از دست دادم

241
00:16:49,125 --> 00:16:50,167
‫چه غم‌انگیز

242
00:16:50,583 --> 00:16:52,583
‫بله، غم‌انگیزه. حقیقت غم‌انگیزه

243
00:16:56,250 --> 00:16:57,250
‫لطفا خاطرتون باشه، مادام...

244
00:16:57,417 --> 00:16:59,292
‫که من با آغوش باز هر نشونه‌ی واقعی‌ای

245
00:16:59,459 --> 00:17:02,708
‫از وجود شیطان یا اهریمن یا شبح
‫رو با آغوش باز می‌پذیرم

246
00:17:02,875 --> 00:17:05,459
‫چرا که اگر شبحی باشه، یعنی روحی هم هست

247
00:17:05,624 --> 00:17:08,083
‫اگر روحی باشه،
‫یعنی خدایی هست که اون رو ساخته...

248
00:17:08,208 --> 00:17:10,417
‫و اگر خدا داشته باشیم
‫یعنی همه‌چیز داریم

249
00:17:10,541 --> 00:17:12,541
‫معنا، نظم، عدالت

250
00:17:12,708 --> 00:17:14,791
‫اما من زیادی دنیادیده‌ام

251
00:17:15,042 --> 00:17:17,083
‫جرایم بی‌شمار، دو جنگ...

252
00:17:17,250 --> 00:17:21,541
‫بی‌تفاوتی شرورانه و تلخ انسان،
‫و نتیجه می‌گیرم که نه

253
00:17:21,666 --> 00:17:23,125
‫نه خدایی هست، نه شبحی

254
00:17:23,334 --> 00:17:25,625
‫با کمال احترام،
‫هیچ مدیومی نمی‌تونه باهاشون صحبت کنه

255
00:17:38,334 --> 00:17:39,417
‫داشتین می‌گفتین؟

256
00:18:01,334 --> 00:18:03,375
‫همینجوریش تمیزکاری‌هام کم بود، اینم اومد روش

257
00:18:03,499 --> 00:18:05,708
‫اصلا بعد از تاریکی نباید اینجا باشن

258
00:18:05,875 --> 00:18:07,375
‫فکر نکنم مزاحممون بشن

259
00:18:08,167 --> 00:18:08,875
‫کی؟

260
00:18:11,417 --> 00:18:12,875
‫بعد از تاریکی چی میشه؟

261
00:18:13,375 --> 00:18:15,583
‫هنوزم میگی شیاده؟

262
00:18:15,750 --> 00:18:17,261
‫سقف بخاطر نم ضعیف شده

263
00:18:17,273 --> 00:18:19,583
‫و به ورجه وورجه زیاد هم عادت نداشت

264
00:18:20,208 --> 00:18:22,499
‫زمان‌بندیش هم که هیچی لابد

265
00:18:27,583 --> 00:18:29,666
‫اتاق خانم آلیسیا این بالاست

266
00:18:31,750 --> 00:18:33,833
<i>‫ زمانی که چراغ‌ها دوباره روشن شوند </i>

267
00:18:35,334 --> 00:18:37,334
<i>‫ در سراسر دنیا </i>

268
00:18:38,167 --> 00:18:39,042
<i>‫ و... </i>

269
00:18:44,125 --> 00:18:46,250
‫میشه بپرسم دختره چطور فوت کرد؟

270
00:18:46,417 --> 00:18:47,958
‫بالکن. آبراهه

271
00:18:48,125 --> 00:18:49,417
‫- غرق شد
‫- خودکشی کرده

272
00:18:49,541 --> 00:18:52,125
‫تقصیر اون نبود.
‫اونا وادارش کردن

273
00:18:52,292 --> 00:18:53,417
‫خانم سمینوف، خواهش می‌کنم

274
00:18:53,541 --> 00:18:54,666
‫پس چی دکتر؟

275
00:18:54,833 --> 00:18:57,250
‫تو دوستش داشتی. خودت دیدی

276
00:19:07,750 --> 00:19:08,791
‫صبر کنین لطفا

277
00:19:11,708 --> 00:19:13,292
‫امشب کی این داخل رفته؟

278
00:19:13,458 --> 00:19:15,209
‫خانم رینولدز، دستیارش؟

279
00:19:15,334 --> 00:19:17,541
‫هیچکس. تنها کلید دست منه

280
00:19:17,708 --> 00:19:20,625
‫بعد از فوت خانم آلیسیا کسی
‫پاش رو تو این اتاق نذاشته

281
00:19:22,417 --> 00:19:24,708
‫اونم برای گردگیری و سر زدن به هری

282
00:19:25,541 --> 00:19:26,541
‫هری کیه؟

283
00:19:30,334 --> 00:19:31,209
‫دوستش

284
00:19:32,167 --> 00:19:33,458
‫همه‌چی رو بهش می‌گفت

285
00:19:35,334 --> 00:19:37,250
‫هری قبل از مرگ آلیسیا حرف می‌زد

286
00:19:38,708 --> 00:19:39,708
‫الان فقط ناله می‌کنه

287
00:19:43,625 --> 00:19:46,209
‫همه‌چی درست همون‌جاست
‫که خودش گذاشته بود

288
00:19:49,583 --> 00:19:51,791
‫خانم رویینا نذاشت چیزی رو جابه‌جا کنم

289
00:20:17,917 --> 00:20:20,458
‫اون و آلیسیا از هم جدا نمی‌شدن

290
00:20:20,583 --> 00:20:22,583
‫- نمی‌تونی منو بگیری!
‫- بله که می‌تونم!

291
00:20:22,750 --> 00:20:24,625
‫این پالاتزو مأمن اونا بود

292
00:20:25,375 --> 00:20:28,125
‫هر بار بین سفرهاش برای اجرای اپرا
‫فقط یک هفته خونه بود

293
00:20:28,958 --> 00:20:32,042
‫اما آلیسیا هم‌نشین روح بچه‌ها بود

294
00:20:33,334 --> 00:20:35,375
‫دختر خیلی زیبایی شد

295
00:20:35,708 --> 00:20:38,167
‫بعد با سرآشپزش، ماکسیم آشنا شد

296
00:20:40,167 --> 00:20:41,917
‫خیلی سریع نامزد کردن

297
00:20:43,000 --> 00:20:44,416
‫خیلی عاشق بودن

298
00:20:44,750 --> 00:20:47,125
‫بعد با نامزدش دعواشون شد

299
00:20:48,250 --> 00:20:50,125
‫برگشت به اینجا

300
00:20:50,292 --> 00:20:53,500
‫اون موقع بود که شروع کرد به دیدن بچه‌ها

301
00:20:53,666 --> 00:20:55,541
‫می‌خواستن اونو مال خودشون کنن

302
00:20:56,500 --> 00:20:59,125
‫هفته‌های آخرش رو روی اون تخت زجر کشید

303
00:20:59,416 --> 00:21:00,541
‫و چیزهایی می‌دید

304
00:21:00,708 --> 00:21:02,209
‫سایه‌هایی

305
00:21:02,375 --> 00:21:04,541
‫گفت بچه‌ها دارن صداش می‌کنن

306
00:21:04,666 --> 00:21:07,209
‫«می‌خوان اینجا پیش اونا باشی»

307
00:21:07,375 --> 00:21:08,500
‫دیوونه‌ش کردن

308
00:21:11,583 --> 00:21:14,125
‫خانم رویینا از کنارش جم نخورد

309
00:21:14,292 --> 00:21:16,792
‫به ارواح التماس می‌کرد که ولش کنن

310
00:21:18,541 --> 00:21:19,583
‫نکردن

311
00:21:24,334 --> 00:21:25,416
‫علامت رو به جا گذاشتن...

312
00:21:26,125 --> 00:21:27,583
‫علامت انتقام کودکان

313
00:21:28,292 --> 00:21:30,625
‫پلیس گفت زخم‌ها مال سقوطش هستن

314
00:21:32,042 --> 00:21:33,416
‫پلیس...

315
00:21:34,084 --> 00:21:35,792
‫گوش میدم

316
00:21:35,917 --> 00:21:39,042
‫این زن می‌خواد مزاحم روح آلیسیا بشه

317
00:21:40,125 --> 00:21:41,167
‫گوش میدم

318
00:21:41,334 --> 00:21:43,708
‫و از من بشنوین موسیو،
‫این کار درست نیست

319
00:21:45,250 --> 00:21:47,500
‫این کار بر خلاف خواست طبیعت و خدای بزرگه

320
00:21:48,541 --> 00:21:50,292
‫یه نفر بهاش رو خواهد داد

321
00:21:51,416 --> 00:21:53,416
‫گوش میدم

322
00:21:55,792 --> 00:21:58,000
‫چقدر درد اینجا هست

323
00:22:10,209 --> 00:22:11,042
‫بابا

324
00:22:12,375 --> 00:22:13,167
‫آره

325
00:22:14,084 --> 00:22:15,500
‫بابا خرگوشه

326
00:22:27,708 --> 00:22:29,000
‫ماکسیم، نه

327
00:22:29,167 --> 00:22:31,168
‫«ماکسیم، ساعت ده شب تو پالاتزو باش

328
00:22:31,180 --> 00:22:33,583
‫خبر مهمی درباره آلیسیا دریک داریم»

329
00:22:33,792 --> 00:22:35,084
‫- دعوت شدم
‫- من نکردم

330
00:22:35,209 --> 00:22:37,042
‫همیشه می‌خوای منو بندازی بیرون رویینا

331
00:22:37,209 --> 00:22:38,334
‫تا حالا جواب نداده

332
00:22:38,458 --> 00:22:40,416
‫اگه چیزی برای شنیدن هست،
‫می‌خوام بشنوم

333
00:22:40,541 --> 00:22:42,250
‫خب، اینو به نامزدت بگو

334
00:22:42,416 --> 00:22:44,917
‫بعد از مرگ آلیسیا شیش ماه تموم صبر کردی

335
00:22:45,167 --> 00:22:46,292
‫شنیدم بی‌نهایت پولداره

336
00:22:46,458 --> 00:22:48,792
‫از اونا که پادشاه جورج بهشون زمین اعطا می‌کنه

337
00:22:49,000 --> 00:22:51,209
‫برام تو خیابان مدیسون
‫یه اغذیه‌فروشی خریدن

338
00:22:51,416 --> 00:22:54,541
‫قراره نیویورکی بشم، اونم از نوع پولدارش...

339
00:22:54,708 --> 00:22:56,333
‫که البته تنها نوع نیویورکی بودنه

340
00:22:56,500 --> 00:22:58,167
‫یه سر بیا پیشم.
‫یه هات‌داگ برات می‌خرم

341
00:22:58,541 --> 00:22:59,458
‫بندازمش بیرون؟

342
00:22:59,583 --> 00:23:00,583
‫امتحان کن

343
00:23:02,042 --> 00:23:03,333
‫یه بهونه بده دستم

344
00:23:04,458 --> 00:23:07,250
‫هر کاری می‌خوای بکن ماکسیم.
‫کارت همیشه همینه

345
00:23:09,084 --> 00:23:10,416
‫منم از دستش دادم رویینا

346
00:23:16,250 --> 00:23:17,708
‫چند نفریم؟ نُه یا ده؟

347
00:23:18,084 --> 00:23:20,708
‫نمی‌دونم. دوازده تا صندلی بیاری خوبه فکر کنم

348
00:23:21,125 --> 00:23:22,416
‫یه خونه کامل

349
00:23:22,541 --> 00:23:25,500
‫احضار روح؟ یا خود خدا!
‫قضیه اینه؟

350
00:23:32,125 --> 00:23:33,541
‫ماشین تحریر

351
00:23:34,292 --> 00:23:36,875
‫تخته ویجا و گوی شیشه‌ای نداری؟

352
00:23:37,541 --> 00:23:40,167
‫من بیشتر از هرچیزی خودم رو منشی می‌دونم

353
00:23:40,583 --> 00:23:42,251
‫صداها حرف می‌زنن...

354
00:23:44,625 --> 00:23:46,333
‫من می‌نویسم

355
00:23:51,500 --> 00:23:54,792
‫لئوپولد، شاید بهتره بری تو کتابخونه کتاب بخونی

356
00:23:55,042 --> 00:23:56,458
‫می‌خوام آلیسیا رو ببینم

357
00:23:57,209 --> 00:23:58,333
‫دوست منم بود

358
00:23:58,500 --> 00:24:00,042
‫از ارواح نمی‌ترسی؟

359
00:24:00,251 --> 00:24:02,042
‫من همیشه با ارواح حرف می‌زنم

360
00:24:02,251 --> 00:24:03,251
‫واقعا؟

361
00:24:04,917 --> 00:24:06,375
‫میگن تو کلاهبرداری

362
00:24:22,583 --> 00:24:25,792
‫تا پایان خلسه کسی بهم دست نزنه

363
00:24:27,542 --> 00:24:29,458
‫آلیسیا دریک...

364
00:24:29,583 --> 00:24:32,667
‫گمونم تو بودی که من رو فرا خوندی

365
00:24:40,251 --> 00:24:41,917
‫ارواح خیلی زیادن

366
00:24:42,458 --> 00:24:45,708
‫این خونه سرریز از مردگانه

367
00:24:46,500 --> 00:24:49,125
‫بعضی از ارواح نمی‌تونن اینجا رو رها کنن

368
00:24:49,291 --> 00:24:50,542
‫کارو متوقف کنیم خانم رینولدز؟

369
00:24:50,875 --> 00:24:51,875
‫نه

370
00:24:52,625 --> 00:24:56,667
‫اگه کسی می‌خواد صداش شنیده بشه،
‫ما اینجاییم

371
00:24:57,458 --> 00:24:58,458
‫گوش میدیم

372
00:24:59,834 --> 00:25:04,333
‫ارواح، شما جیغ می‌زنید و فریاد می‌کشید
‫اما کسی نمی‌شنوه

373
00:25:04,500 --> 00:25:05,917
‫اما الان می‌شنویم

374
00:25:06,834 --> 00:25:08,458
‫آلیسیا دریک...

375
00:25:08,583 --> 00:25:10,875
‫صدای خودت رو پیدا کن

376
00:25:12,291 --> 00:25:14,542
‫یهو سرد شد.
‫کس دیگه‌ای هم سردش شد؟

377
00:25:14,667 --> 00:25:16,416
‫کسی اونجاست؟

378
00:25:22,458 --> 00:25:23,458
‫«ب»

379
00:25:23,834 --> 00:25:24,792
‫بله

380
00:25:25,583 --> 00:25:26,959
‫دستش به کلید نخورد، قسم می‌خورم

381
00:25:27,125 --> 00:25:28,875
‫باید خورده باشه.
‫انقدر احمق نباشین

382
00:25:29,084 --> 00:25:30,917
‫این اشتباهه. خیلی اشتباهه

383
00:25:31,125 --> 00:25:33,416
‫کی اونجاست؟ آلیسیا دریک

384
00:25:34,125 --> 00:25:35,959
‫گوش میدیم

385
00:25:36,167 --> 00:25:37,500
‫ما اینجاییم

386
00:25:37,917 --> 00:25:39,291
‫گوش میدیم

387
00:25:39,625 --> 00:25:41,375
‫عید مقدسینه

388
00:25:41,542 --> 00:25:42,542
‫ما نزدیکیم

389
00:25:42,708 --> 00:25:44,500
‫روحت نزدیکه...

390
00:25:44,625 --> 00:25:46,042
‫صدات بلنده

391
00:25:48,667 --> 00:25:49,542
‫آلیسیا

392
00:25:50,375 --> 00:25:51,209
‫«آ.» آلیسیا

393
00:25:51,583 --> 00:25:54,416
‫آلیسیا، حس می‌کنم در عذاب هستی

394
00:25:54,542 --> 00:25:56,542
‫درد داره؟ لطفا بگید

395
00:25:57,750 --> 00:25:59,291
‫کسی بهت صدمه زده؟

396
00:26:00,291 --> 00:26:01,291
‫- آره
‫- نه!

397
00:26:02,250 --> 00:26:03,416
‫پوآرو، بذار حرفش رو تموم کنه

398
00:26:03,750 --> 00:26:07,126
‫نه! اول بیاین با این همکار مخفی آشنا شیم...

399
00:26:07,333 --> 00:26:08,750
‫که توی دودکشه

400
00:26:10,750 --> 00:26:12,209
‫نیکولاس، صدمه دیدی؟

401
00:26:12,416 --> 00:26:13,458
‫من خوبم

402
00:26:14,000 --> 00:26:17,333
‫نیکولاس. دستیار دوم

403
00:26:17,500 --> 00:26:18,583
‫از دیدارت خوشحالم

404
00:26:18,792 --> 00:26:22,291
‫با توجه به چشم‌های شبیه و سبز و نافذت...

405
00:26:22,458 --> 00:26:25,500
‫حدس می‌زنم برادر ناتنی دستیار اول هستی

406
00:26:26,375 --> 00:26:28,291
‫یه کنترل مغناطیسی

407
00:26:30,583 --> 00:26:32,875
‫اینم از ماشین تحریر سخنگو

408
00:26:33,084 --> 00:26:33,875
‫تو کلاهبرداری؟

409
00:26:34,084 --> 00:26:35,467
‫خانم سمینوف، باید بیشتر از اینها

410
00:26:35,479 --> 00:26:36,792
‫به خانه‌داری دل بدید

411
00:26:36,917 --> 00:26:38,042
‫کسی جز شما تو این اتاق نبوده...

412
00:26:38,209 --> 00:26:40,959
‫با این حال این دوست جدیدم
‫رد پاش توی شومینه هست

413
00:26:41,126 --> 00:26:42,676
‫خراش روی سوراخ کلید

414
00:26:42,688 --> 00:26:44,250
‫نشون میده که اخیرا بدون کلید باز شده

415
00:26:44,750 --> 00:26:46,625
‫خانم الیور، باید یه موضوع جدید برای کتابت پیدا کنی

416
00:26:46,834 --> 00:26:48,583
‫خانم دریک، بابت فقدانتون متأسفم

417
00:26:48,750 --> 00:26:51,291
‫اما این مراسم ساختگیه

418
00:26:53,750 --> 00:26:54,834
‫نه!

419
00:27:15,542 --> 00:27:16,458
‫بابا کجاست؟

420
00:27:16,542 --> 00:27:17,458
‫آلیسیا

421
00:27:17,542 --> 00:27:19,542
‫کسی برش داشته؟
‫تو برداشتی؟

422
00:27:19,625 --> 00:27:20,583
‫من به چیزی دست نزدم

423
00:27:27,917 --> 00:27:29,375
‫آلیسیا

424
00:27:30,250 --> 00:27:31,333
‫مامان

425
00:27:34,333 --> 00:27:35,291
‫مامان؟

426
00:27:37,667 --> 00:27:38,667
‫تشنمه

427
00:27:40,250 --> 00:27:41,542
‫خیلی تشنمه

428
00:27:43,126 --> 00:27:44,250
‫آلیسیا؟

429
00:27:47,834 --> 00:27:49,208
‫درد دارم

430
00:27:50,001 --> 00:27:51,417
‫چرا ترکم کردی؟

431
00:27:51,875 --> 00:27:52,750
‫نه

432
00:27:53,667 --> 00:27:55,917
‫نمی‌خوام...

433
00:27:56,126 --> 00:27:58,208
‫نمی‌خوام بمیرم

434
00:27:58,375 --> 00:27:59,417
‫چه خبر شده؟

435
00:28:00,208 --> 00:28:01,291
‫آلیسیا...

436
00:28:01,667 --> 00:28:03,167
‫نشونم میده

437
00:28:03,333 --> 00:28:04,375
‫می‌بینمش...

438
00:28:04,792 --> 00:28:06,167
‫توی بالکن

439
00:28:06,333 --> 00:28:07,333
‫تنها نیست

440
00:28:07,750 --> 00:28:08,875
‫اون نپریده پایین

441
00:28:09,126 --> 00:28:10,625
‫قاتل!

442
00:28:11,709 --> 00:28:13,750
‫تو منو کشتی. تو منو کشتی

443
00:28:14,500 --> 00:28:15,208
‫کی؟

444
00:28:16,792 --> 00:28:18,583
‫نشونم بده. کی؟

445
00:28:18,750 --> 00:28:21,291
‫تو منو کشتی! تو منو کشتی!

446
00:28:22,084 --> 00:28:24,417
‫- تو منو کشتی!
‫- کی بهت آسیب زد؟

447
00:28:24,542 --> 00:28:25,917
‫تو منو کشتی!

448
00:28:26,126 --> 00:28:27,709
‫- تو منو کشتی!
‫- نشونم بده!

449
00:28:27,917 --> 00:28:28,917
‫تو منو کشتی!

450
00:28:29,126 --> 00:28:30,042
‫کی اذیتت کرد؟

451
00:28:30,500 --> 00:28:31,834
‫چه اتفاقی افتاد؟

452
00:28:33,126 --> 00:28:34,126
‫قتل!

453
00:28:58,417 --> 00:28:59,750
‫شیطانی بود

454
00:29:00,126 --> 00:29:01,667
‫واقعا اهریمنیه

455
00:29:02,667 --> 00:29:04,208
‫صدای آلیسیا بود

456
00:29:05,333 --> 00:29:06,750
‫حتما یه نفر کشتدش

457
00:29:07,542 --> 00:29:08,959
‫نمی‌تونیم واقعی بودن هیچکدومش رو ثابت کنیم

458
00:29:09,126 --> 00:29:11,042
‫- پس چی بود؟
‫- نمایش

459
00:29:11,208 --> 00:29:12,625
‫تئاتر. بهمون هیستری جمعی داد

460
00:29:12,792 --> 00:29:14,375
‫اون که نمایشنامه رادیویی «جنگ دنیاها» نبود

461
00:29:14,500 --> 00:29:16,792
‫اون درهای لعنتی باز شدن.
‫توضیحی براش ندارم

462
00:29:16,959 --> 00:29:17,959
‫من دارم

463
00:29:18,542 --> 00:29:20,126
‫اون دخترم بود

464
00:29:22,458 --> 00:29:23,542
‫نه، نه

465
00:29:23,667 --> 00:29:25,667
‫بدون گفتنش از اینجا نمیری

466
00:29:25,834 --> 00:29:27,750
‫تو چیزی که من دیدم رو دیدی،
‫چیزی که دیدی...

467
00:29:27,917 --> 00:29:28,875
‫ساختگی بود

468
00:29:29,084 --> 00:29:31,875
‫واقعی بود. اون زن گواهشه.
‫گواه عینی‌شه

469
00:29:32,458 --> 00:29:33,667
‫عنوانش پیدا شد

470
00:29:33,834 --> 00:29:36,500
‫شک ندارم اون موضوع کتاب بعدیمه
‫و شک ندارم پرفروش میشه

471
00:29:36,709 --> 00:29:38,250
‫یه کتاب مهم میشه

472
00:29:38,667 --> 00:29:41,042
‫خدای بزرگ، باید سریع نوشتنش رو شروع کنم

473
00:29:41,208 --> 00:29:43,250
‫زنی که هرکول پوآرو را هاج و واج کرد

474
00:29:43,375 --> 00:29:45,420
‫اقرار می‌کنم که در حال حاضر نمی‌تونم
‫تمام روش‌هاش

475
00:29:45,432 --> 00:29:47,292
‫رو بفهمم، اما البته که بالاخره می‌فهمم

476
00:29:47,458 --> 00:29:48,292
‫نمی‌فهمی

477
00:29:48,458 --> 00:29:50,208
‫بیخیال. الان باید خیالت راحت شده باشه

478
00:29:50,375 --> 00:29:54,333
‫چقدر خوبه که باور پیدا کنی،
‫که بدونی دنیا بی‌رمز‌ و راز نیست

479
00:29:54,500 --> 00:29:57,417
‫خدایی هست که اونقدر اهمیت میده
‫که ارواح جاودانه ساخته

480
00:29:57,542 --> 00:29:59,584
‫- بعد از مرگ...
‫- هیچی نیست

481
00:29:59,750 --> 00:30:00,959
‫یه چیزی هست

482
00:30:02,458 --> 00:30:04,750
‫اگه خدایی بود،
‫قانونش رو بخاطر این زن زیر پا نمی‌ذاشت

483
00:30:14,208 --> 00:30:15,375
‫حالت خوبه

484
00:30:16,625 --> 00:30:18,542
‫امیدوارم فردا برگردین

485
00:30:18,709 --> 00:30:21,292
‫رویینا ازم قول گرفت
‫که دوباره براش جلسه بگیرم

486
00:30:27,084 --> 00:30:31,250
‫و خانم الیور هم گفت خودم
‫رو برای شهرت آماده کنم

487
00:30:31,417 --> 00:30:33,584
‫- دکتر، یه قایق برامون پیدا می‌کنم
‫- ممنون

488
00:30:34,084 --> 00:30:36,792
‫این ارواح بخصوص وحشی بودن

489
00:30:37,750 --> 00:30:40,208
‫این جلسات همیشه بهایی دارن

490
00:30:40,792 --> 00:30:42,375
‫مطمئنم بهای خودتون هم بالاست

491
00:30:43,667 --> 00:30:46,625
‫شما از شیادان هستید، از شیادان بااستعداد

492
00:30:47,125 --> 00:30:48,792
‫ای کاش شیاد بودم

493
00:30:49,667 --> 00:30:51,167
‫دردش کمتر بود

494
00:30:52,208 --> 00:30:54,584
‫بنظرم شما با این موضوع غریبه نیستید موسیو

495
00:30:55,125 --> 00:30:57,584
‫یه نفر می‌میره و ما به بازماندگانش با اسراری...

496
00:30:57,750 --> 00:31:00,125
‫که برای ما آشکارن دلداری میدیم

497
00:31:00,625 --> 00:31:03,625
‫بنظرم هر دو موجودی هستیم
‫که حرف مردگان رو می‌زنن

498
00:31:04,084 --> 00:31:06,834
‫و مردگان رو زیادی خوب می‌شناسن

499
00:31:08,250 --> 00:31:13,083
‫پرستار جنگی رو تصور کن که صدای ارواح رو می‌شنوه...

500
00:31:14,083 --> 00:31:16,500
‫و با صدای جیغ احاطه شده

501
00:31:17,625 --> 00:31:19,083
‫تو بخش بیمارستانش...

502
00:31:19,208 --> 00:31:20,625
‫توی ذهنش

503
00:31:21,375 --> 00:31:25,375
‫امواج بی‌پایانِ افراد رو به مرگ و مردگان

504
00:31:26,459 --> 00:31:29,459
‫و تنها چیزی که این درد رو ساکت می‌کرد...

505
00:31:30,125 --> 00:31:32,584
‫گفتن حرف مردگان به عزادارانشون بود

506
00:31:32,709 --> 00:31:36,001
‫دردشون رو تسکین می‌دادم
‫به روشی که فقط من می‌تونستم

507
00:31:37,917 --> 00:31:39,250
‫با این کار موافق نیستین؟

508
00:31:39,417 --> 00:31:43,542
‫باعث شدی یه مادر باور کنه
‫که روح دخترش در عذابه

509
00:31:43,750 --> 00:31:45,208
‫این بزرگوارانه نیست

510
00:31:45,333 --> 00:31:46,542
‫مودبانه و فروتنانه‌ هم نیست

511
00:31:46,709 --> 00:31:47,750
‫درد رو حس کردم

512
00:31:47,959 --> 00:31:49,417
‫یه قتل رو دیدم

513
00:31:49,542 --> 00:31:51,709
‫دیدی که کی آلیسیا دریک رو کشت؟

514
00:31:51,876 --> 00:31:54,001
‫معلوم نشد. شاید فردا بشه

515
00:31:54,208 --> 00:31:55,375
‫سود بیشتری هم براتون داره

516
00:31:55,542 --> 00:31:57,876
‫- چرا...
‫- مایه وحشت بچه‌هاست، خانم رینولدز

517
00:31:58,083 --> 00:31:59,709
‫شاید ازشون عبرت بگیرید

518
00:32:00,792 --> 00:32:02,208
‫بچه‌ها هم می‌تونن زجر بکشن...

519
00:32:02,917 --> 00:32:04,751
‫به اندازه اون یتیم‌ها

520
00:32:04,917 --> 00:32:08,459
‫و هنوز بخندن و بازی کنن
‫و سیب از آب بردارن

521
00:32:09,042 --> 00:32:10,208
‫زنده‌ان

522
00:32:10,917 --> 00:32:11,709
‫اما شما...

523
00:32:12,167 --> 00:32:14,208
‫هر جایی که رفتین مرگ بوده

524
00:32:14,959 --> 00:32:16,500
‫تمام عمرتون

525
00:32:17,584 --> 00:32:18,751
‫سربازها...

526
00:32:19,834 --> 00:32:20,834
‫دوستان...

527
00:32:23,001 --> 00:32:24,001
‫کاترین

528
00:32:28,333 --> 00:32:30,041
‫دیگه همدیگه رو نخواهیم دید

529
00:32:32,167 --> 00:32:34,083
‫اصرار دارید که کلک تو کارتون نیست

530
00:32:34,751 --> 00:32:38,083
‫و اگر باشه هم به کی آسیب می‌رسه؟

531
00:32:38,250 --> 00:32:40,709
‫جادو سراغت نمیاد مگه اینکه خودت صداش کنی

532
00:32:40,876 --> 00:32:44,333
‫مگه اینکه واقعا همه اینا واقعی باشه

533
00:32:52,167 --> 00:32:53,792
‫سخت نگیر رفیق

534
00:32:55,042 --> 00:32:56,667
‫شاید خوش بگذره

535
00:32:58,042 --> 00:32:59,584
‫خواستم بگم منو یادت نره...

536
00:33:01,375 --> 00:33:02,542
‫اما نیازی به گفتن نیست

537
00:34:22,876 --> 00:34:24,000
‫«سخت نگیر»

538
00:35:10,083 --> 00:35:11,292
‫موسیو پوآرو!

539
00:35:12,751 --> 00:35:13,876
‫موسیو پوآرو!

540
00:35:16,876 --> 00:35:19,375
‫موسیو پوآرو، صدامو می‌شنوین؟

541
00:35:19,542 --> 00:35:20,584
‫کار کی بود؟

542
00:35:21,584 --> 00:35:24,209
‫از پیش خانم رینولدز اومدم...

543
00:35:26,042 --> 00:35:28,334
‫جلوی سیب‌ها وایسادم. منِ خنگ

544
00:35:30,751 --> 00:35:32,083
‫نقابم رو برداشتم

545
00:35:35,083 --> 00:35:36,459
‫نقاب اون بود

546
00:35:38,500 --> 00:35:40,334
‫خانم رینولدز کجاست؟

547
00:35:45,250 --> 00:35:46,167
‫صدای چی بود؟

548
00:35:46,542 --> 00:35:47,542
‫- چی شده؟
‫- چی بود؟

549
00:35:47,667 --> 00:35:48,667
‫- صدای اون بود؟
‫- چه خبره؟

550
00:35:51,417 --> 00:35:52,417
‫چی؟

551
00:36:20,459 --> 00:36:21,709
‫به ایستگاه قدیمیم زنگ می‌زنم

552
00:36:22,334 --> 00:36:23,584
‫باید بدونم کی کشیکه

553
00:36:26,709 --> 00:36:28,375
‫فکر کردم فنجون‌هام تموم شده

554
00:36:28,542 --> 00:36:31,209
‫نه، یکم چای که از جشن مونده بود جمع کردم

555
00:36:31,375 --> 00:36:33,751
‫عسل رو توی کمد ملافه‌ها پیدا کردم

556
00:36:33,917 --> 00:36:34,834
‫مرسی

557
00:36:37,417 --> 00:36:38,334
‫ویتال پورتفولیو

558
00:36:38,542 --> 00:36:39,542
‫چیکار کنیم؟

559
00:36:40,334 --> 00:36:41,459
‫بلیتمون اون بود

560
00:36:43,209 --> 00:36:44,459
‫بدون اونم می‌رسیم اونجا

561
00:36:45,209 --> 00:36:46,083
‫قول میدم

562
00:36:47,584 --> 00:36:49,334
‫هیچکدومتون کسی رو تو پله‌ها ندیدید؟

563
00:36:49,667 --> 00:36:51,167
‫بعضی چیزا دیده نمیشن

564
00:36:51,334 --> 00:36:52,459
‫شاید خودش پریده

565
00:36:53,167 --> 00:36:54,167
‫بهش می‌خورد

566
00:36:54,334 --> 00:36:56,917
‫نه. خانم رینولدز نه. هرگز

567
00:36:57,125 --> 00:36:58,375
‫از قتل حرف زد

568
00:36:58,542 --> 00:36:59,542
‫شاید یه چیزی می‌دونسته

569
00:36:59,667 --> 00:37:01,250
‫هنوز فکر می‌کنی مدیوم واقعی بوده؟

570
00:37:01,459 --> 00:37:02,700
‫بیخیال. قضیه قتل رو

571
00:37:02,712 --> 00:37:04,167
‫از خودش درآورد
‫که یه نویسنده معروف رو

572
00:37:04,334 --> 00:37:06,125
‫تحت تأثیر قرار بده
‫و یه منبع درآمد جدید پیدا کنه

573
00:37:06,292 --> 00:37:08,042
‫- پس چرا مرده؟
‫- جاذبه

574
00:37:08,167 --> 00:37:10,334
‫اون با صدای آلیسیا حرف زد

575
00:37:10,501 --> 00:37:13,459
‫من رو نگاه نکن. خانم نویسنده شما
‫داشت من رو بازجویی می‌کرد

576
00:37:13,584 --> 00:37:15,834
‫ازش بپرس.
‫بعد از دکتر بپرس کجا بوده

577
00:37:16,083 --> 00:37:17,751
‫حرومزاده مریض قبلا اینجا یکی رو کشته

578
00:37:17,917 --> 00:37:20,209
‫کار هیچکدومشون نبوده.
‫خودت می‌دونی کار کیه

579
00:37:20,584 --> 00:37:22,584
‫موجودات کینه‌جویی تو این خونه زندگی می‌کنن

580
00:37:22,876 --> 00:37:25,167
‫اون زن صداشون زد و اونا جواب دادن

581
00:37:27,292 --> 00:37:29,876
‫تو جنگ، قبل از اینکه احضار انجام بده

582
00:37:30,042 --> 00:37:31,501
‫خانم رینولدز تو ارتش بریتانیا بود

583
00:37:31,709 --> 00:37:34,167
‫تو اردوگاه‌های مالت خدمت کرده بود

584
00:37:34,292 --> 00:37:36,084
‫- پرستار بود
‫- پرستار؟

585
00:37:36,250 --> 00:37:38,334
‫انتقام کودکان

586
00:37:40,209 --> 00:37:41,250
‫آبراهه‌ها امن نیستن

587
00:37:41,417 --> 00:37:43,542
‫تا وقتی طوفان نخوابه
‫نمی‌تونیم قایق گیر بیاریم

588
00:37:43,667 --> 00:37:44,667
‫یعنی کِی؟

589
00:37:44,834 --> 00:37:46,000
‫از کنترل پلیس خارجه سینیورا

590
00:37:46,209 --> 00:37:48,125
‫خب، من اینجا دست رو دست نمی‌ذارم

591
00:37:48,334 --> 00:37:50,917
‫تا حالا شب تو این خونه نموندم،
‫الانم نمی‌مونم

592
00:37:53,209 --> 00:37:54,626
‫- هی!
‫- چه خبره؟

593
00:37:54,793 --> 00:37:57,375
‫- آقا، نمی‌تونین این کارو بکنین
‫- نمی‌تونین اینجا حبسمون کنین

594
00:37:57,501 --> 00:37:58,375
‫چیکار می‌کنین؟

595
00:37:58,501 --> 00:37:59,417
‫نمی‌تونی اینجا حبسمون کنی

596
00:38:03,125 --> 00:38:06,125
‫یه مدیوم پُز دیدن الهامی از یه قتل رو میده.
‫و بعد می‌میره

597
00:38:06,292 --> 00:38:07,793
‫یکی‌تون احساس خطر کرده

598
00:38:08,042 --> 00:38:09,584
‫اون رو کشته، سعی کرد منم بکشه

599
00:38:09,709 --> 00:38:11,709
‫تا وقتی پیداش نکردم
‫کسی از اینجا بیرون نمیره

600
00:38:12,037 --> 00:38:14,376
‫کمیسر، اینجا وایسا
‫و مطمئن شو که در باز نمیشه

601
00:38:14,542 --> 00:38:16,542
‫موسیو جرارد، اینجا وایسا
‫و حواست به کمیسر باشه

602
00:38:16,709 --> 00:38:18,167
‫به من شک داری؟
‫من پلیس بودم

603
00:38:18,334 --> 00:38:20,084
‫همین خودش باعث میشه بهت مشکوک باشیم

604
00:38:20,250 --> 00:38:21,334
‫طرف همین امشب آدم کشته

605
00:38:21,501 --> 00:38:22,875
‫همه فرصت حرف زدن بهتون می‌رسه

606
00:38:23,084 --> 00:38:24,584
‫و به پلیس زنگ بزنید

607
00:38:24,793 --> 00:38:28,376
‫بهشون بگید هرکول پوآرو
‫روی پرونده کار می‌کنه

608
00:38:44,793 --> 00:38:46,125
‫همینجا بود که...؟

609
00:38:48,250 --> 00:38:49,542
‫اقدام به کشتن من حدوداً...

610
00:38:49,751 --> 00:38:53,501
‫دو دقیقه بعد از صدای زنگ نیمه‌شب اتفاق افتاد

611
00:38:53,668 --> 00:38:55,668
‫تو اولین کسی بودی که جسد رو پیدا کردی...

612
00:38:57,250 --> 00:38:59,668
‫به چه جرئتی به من مثل
‫مظنون قتل نگاه می‌کنی؟

613
00:38:59,834 --> 00:39:01,042
‫ما دوستای قدیمی هستیم

614
00:39:01,584 --> 00:39:03,751
‫هر قاتلی دوست قدیمی کسیه

615
00:39:03,917 --> 00:39:05,781
‫اما تو اونقدر قتل‌های هوشمندانه نوشتی

616
00:39:05,793 --> 00:39:07,542
‫که بعیده سر اولین مقتولت گیر بیفتی

617
00:39:07,709 --> 00:39:11,834
‫و تا به اینجا سرآشپز گفته
‫که اون موقع سر صحنه جرم حضور نداشتی...

618
00:39:12,042 --> 00:39:13,344
‫که برای همین هم الان ازت می‌خوام

619
00:39:13,356 --> 00:39:14,793
‫که توی تحقیقات کمکم کنی

620
00:39:14,958 --> 00:39:15,917
‫کِی شروع می‌کنیم؟

621
00:39:16,167 --> 00:39:17,958
‫هر وقت میزبانمون رو برامون بیاری

622
00:39:23,250 --> 00:39:24,584
‫می‌دونستیم هنوزم تو وجودته

623
00:39:24,709 --> 00:39:26,875
‫کافی بود یه جسد پیداش بشه

624
00:39:27,084 --> 00:39:29,000
‫دوباره شدی همون هرکول پوآرو

625
00:39:34,793 --> 00:39:36,084
‫بابا خرگوشه؟

626
00:39:36,833 --> 00:39:37,833
‫پوآرو!

627
00:39:38,542 --> 00:39:39,959
‫چجوری آخه؟

628
00:39:49,376 --> 00:39:50,709
‫بابا خرگوشه؟

629
00:39:51,292 --> 00:39:52,417
‫مطمئنین؟

630
00:39:53,751 --> 00:39:55,334
‫زیر اون نقاشی‌ها؟

631
00:39:55,751 --> 00:39:58,084
‫شما کجا بودید وقتی خانم رینولدز...؟

632
00:39:58,250 --> 00:39:59,626
‫تو اتاق موسیقی بودیم

633
00:39:59,793 --> 00:40:01,084
‫کِی؟

634
00:40:01,250 --> 00:40:03,751
‫نیمه‌شب، درست قبلش

635
00:40:04,459 --> 00:40:05,917
‫بعدش دوان دوان اومدین؟

636
00:40:07,167 --> 00:40:09,751
‫میشه بپرسم بالای این بالکن دقیقا چیه؟

637
00:40:13,084 --> 00:40:15,334
‫باغچه مخفی‌گاهمون بود

638
00:40:17,209 --> 00:40:19,125
‫جای موردعلاقه دخترم بود

639
00:40:19,917 --> 00:40:21,501
‫همه‌شون رو ول کردم بمیرن

640
00:40:22,917 --> 00:40:24,251
‫زنبورهامون

641
00:40:25,959 --> 00:40:27,084
‫عسل درست می‌کردیم

642
00:40:28,084 --> 00:40:30,209
‫دخترم همیشه سربه‌سرم می‌ذاشت

643
00:40:30,833 --> 00:40:33,709
‫می‌گفت «این همه زحمت برای
‫یه قاشق عسل وحشی...

644
00:40:33,917 --> 00:40:35,751
‫که با شیش لیره میشه خریدش»

645
00:40:37,501 --> 00:40:39,584
‫امید داشتم که زنده مونده باشن ولی...

646
00:40:42,626 --> 00:40:43,668
‫طفلکی‌ها

647
00:40:45,334 --> 00:40:48,209
‫چی شد که خانم رینولدز رو
‫به خونه‌تون دعوت کردید؟

648
00:40:48,376 --> 00:40:50,084
‫نمیشه از زیر بارون دربیایم و صحبت کنیم؟

649
00:40:50,251 --> 00:40:53,251
‫اوه نه، بذار از این باغچه مخفی لذت ببریم

650
00:40:53,417 --> 00:40:55,542
‫خب، در موردش تو یه مجله خوندم

651
00:40:55,875 --> 00:40:57,042
‫زیاد نظرم رو جلب نکرد

652
00:40:57,209 --> 00:41:00,334
‫بعدش یه روز برام نامه نوشت

653
00:41:01,042 --> 00:41:02,167
‫نامه‌ای از طرف یه غریبه

654
00:41:02,334 --> 00:41:04,709
‫اما حتما شما رو از طریق اپرا می‌شناخته، نه؟

655
00:41:04,875 --> 00:41:06,626
‫اما موضوع اسمی بود که به کار برد

656
00:41:07,376 --> 00:41:10,376
‫گفت از طرف آسپاسیا برام یه پیغام داره

657
00:41:12,543 --> 00:41:14,833
‫این اسمی بود که آلیسیا برای من به کار می‌برد

658
00:41:15,000 --> 00:41:18,292
‫آسپاسیا، عشق بزرگ پادشاه پنتوس...

659
00:41:18,459 --> 00:41:19,459
‫از مهرداد

660
00:41:19,584 --> 00:41:20,917
‫اولین اپرای موتزارت بوده

661
00:41:21,125 --> 00:41:22,417
‫اولین نقش اصلی من بود

662
00:41:23,334 --> 00:41:25,668
‫آلیسیا دو ماه قبلش بدنیا اومده بود و...

663
00:41:28,167 --> 00:41:30,125
‫بخاطر اون صدام رو پیدا کردم

664
00:41:34,376 --> 00:41:35,709
‫و از اون موقع...

665
00:41:37,209 --> 00:41:39,804
‫دیگه نمی‌تونم بخونم وقتی...

666
00:41:39,816 --> 00:41:42,501
‫اون توی اتاق لباس منتظرم نیست

667
00:41:43,334 --> 00:41:44,376
‫هنوز نمی‌تونم

668
00:41:44,501 --> 00:41:46,292
‫دیگه هیچوقت اجرا نخواهید کرد؟

669
00:41:46,917 --> 00:41:49,209
‫بدون اون موسیقی‌ای وجود نداره

670
00:41:51,084 --> 00:41:54,000
‫من بی‌درنگ درخواست‌های ازدواج
‫زیادی رو رد کردم

671
00:41:56,000 --> 00:41:58,543
‫اما اون به اولین درخواست بله گفت

672
00:41:59,543 --> 00:42:01,875
‫به سرآشپز جذاب، ماکسیم جرارد

673
00:42:02,334 --> 00:42:05,459
‫اون یه خودبزرگ‌بینه که فقط می‌خواد
‫با پولدار‌ترین دختری که پیدا می‌کنه ازدواج کنه

674
00:42:08,209 --> 00:42:09,459
‫وقتی نامزد کردن...

675
00:42:11,292 --> 00:42:13,042
‫تمام گل‌های باغ رو چیدم...

676
00:42:13,209 --> 00:42:14,917
‫و با یه قایق رفتم استانبول

677
00:42:15,668 --> 00:42:18,584
‫اما حتما فهمیده که من اونقدر
‫که فکر می‌کرده پولدار نیستم

678
00:42:20,000 --> 00:42:21,375
‫یکی از بهترین روزهای عمرم

679
00:42:21,387 --> 00:42:23,042
‫روزی بود که گفت با یکی دیگه آشنا شده

680
00:42:23,543 --> 00:42:24,917
‫و زده زیر قرار ازدواج

681
00:42:28,334 --> 00:42:31,292
‫اما همون موقع بدترین روزها شروع شد

682
00:42:31,459 --> 00:42:32,626
‫بیماریش

683
00:42:33,459 --> 00:42:35,251
‫ذهنش آتیش گرفته بود

684
00:42:38,501 --> 00:42:40,417
‫دوباره شده بود مثل دختربچه‌ها

685
00:42:45,376 --> 00:42:46,543
‫ممنونم خانم دریک

686
00:42:47,459 --> 00:42:48,459
‫خانم الیور

687
00:42:55,251 --> 00:42:57,376
‫من مستخدم افتضاحی‌ام

688
00:42:57,501 --> 00:42:58,875
‫فقط من رو می‌تونست استخدام کنه

689
00:42:59,875 --> 00:43:01,292
‫شهر خرافاتی‌ایه

690
00:43:01,917 --> 00:43:03,543
‫اما شما هم خرافاتی هستید

691
00:43:04,084 --> 00:43:07,501
‫این پالاتزو بنظرتون روح‌زده‌ست، درسته؟

692
00:43:08,543 --> 00:43:11,459
‫شاید مال خانم رویینا باشه،
‫اما ارواح تسخیرش کردن

693
00:43:11,584 --> 00:43:13,334
‫مادام سمینوف، شما کجا بودید

694
00:43:13,501 --> 00:43:15,506
‫وقتی این ارواحِ قاتل...

695
00:43:15,518 --> 00:43:17,709
‫جویس رینولدز رو به یکی از خودشون تبدیل کردن؟

696
00:43:18,126 --> 00:43:20,167
‫راحت باش. ادامه بده

697
00:43:21,209 --> 00:43:23,167
‫چرا این همه سوال می‌پرسین؟

698
00:43:23,792 --> 00:43:24,875
‫من خطایی نکردم

699
00:43:25,084 --> 00:43:27,292
‫کارش همینه. یا بهتره بگم بود

700
00:43:27,959 --> 00:43:30,668
‫من دارم کمکش می‌کنم،
‫فعلا برگشته سر کار

701
00:43:32,042 --> 00:43:32,792
‫داره خوب پیش میره

702
00:43:33,459 --> 00:43:34,750
‫کارت چیه مگه؟

703
00:43:35,543 --> 00:43:36,668
‫کارم چیه؟

704
00:43:38,708 --> 00:43:40,543
‫وقتی که یک جرم اتفاق افتاده...

705
00:43:40,668 --> 00:43:43,668
‫بنده، با استفاده از نظم و روش...

706
00:43:43,834 --> 00:43:46,376
‫و خفه کردن تدریجی روح خودم...

707
00:43:46,501 --> 00:43:49,584
‫می‌تونم بدون استثنا و بطور قطع،
‫بفهمم کار کی بوده

708
00:43:50,209 --> 00:43:51,376
‫مثل کتاب‌هات...

709
00:43:51,668 --> 00:43:53,668
‫کاراگاه فنلاندی مسخره‌ات...

710
00:43:53,875 --> 00:43:55,292
‫داره لیست درست می‌کنه

711
00:43:56,834 --> 00:43:58,584
‫خودت رو بر اساس نوشته‌های اون تعریف کردی؟

712
00:44:00,334 --> 00:44:03,668
‫میشه بهمون بگی نیمه‌شب کجا بودی؟

713
00:44:03,792 --> 00:44:04,875
‫برای لیست‌ها

714
00:44:05,084 --> 00:44:07,459
‫تو اتاق موسیقی، پیش خانم رویینا

715
00:44:07,584 --> 00:44:10,917
‫و ایشون نیمه‌شب بهتون ملحق شد؟

716
00:44:11,084 --> 00:44:12,917
‫صددرصد مطمئنید؟

717
00:44:13,126 --> 00:44:16,251
‫داشتم ساعت رو نگاه می‌کردم
‫و خدا رو شکر کردم که اومد

718
00:44:16,376 --> 00:44:18,959
‫ولی با قضیه طالع‌بین موافق نبودید

719
00:44:19,501 --> 00:44:23,543
‫گمونم بهش گفتید «شیطانی»

720
00:44:24,167 --> 00:44:28,750
‫ذهن آدم میره به سمت کتاب خروج...

721
00:44:29,418 --> 00:44:30,750
‫آیه 18 از باب 22؟

722
00:44:33,668 --> 00:44:36,501
‫«زن جادوگر را زنده مگذار»

723
00:44:36,834 --> 00:44:38,792
‫کتاب مقدس با دلیل هشدارش رو میده

724
00:44:38,959 --> 00:44:41,042
‫یه ساحره تو بزم جادوان؟

725
00:44:42,292 --> 00:44:44,126
‫باید غرق یا سوزانده بشه...

726
00:44:44,292 --> 00:44:46,334
‫یا شایدم از بالکن پرت بشه پایین؟

727
00:44:46,459 --> 00:44:47,501
‫نه، من کیفرجو نیستم

728
00:44:47,626 --> 00:44:49,126
‫اما کتاب مقدس رو خیلی خوب بلدی

729
00:44:49,292 --> 00:44:51,584
‫از متن ولگاته لاتین نقل قول می‌کنی

730
00:44:51,709 --> 00:44:53,750
‫محصول مدرسه مذهبی نیست...

731
00:44:55,334 --> 00:44:58,167
‫بلکه احتمالا حاصل صومعه‌ست

732
00:45:03,126 --> 00:45:06,126
‫قبل از اینکه خوندن یاد بگیرم
‫بهم الهام شد که باید راهبه بشم

733
00:45:07,501 --> 00:45:11,418
‫نُه سال توی صومعه اوسپداله دلا پیِتا
‫لباس راهبگی پوشیدم

734
00:45:17,251 --> 00:45:19,042
‫بعد با آقای سمینوف آشنا شدم

735
00:45:19,209 --> 00:45:20,792
‫برای تعمیر سقف اومده بود

736
00:45:24,126 --> 00:45:25,584
‫خدا چالش سر راه آدم می‌ذاره

737
00:45:25,750 --> 00:45:27,209
‫تو هم عاشق شدی و خدا رو یادت رفت

738
00:45:27,376 --> 00:45:28,792
‫نه، به این سادگی نیست

739
00:45:29,584 --> 00:45:30,834
‫سوال آخر

740
00:45:31,042 --> 00:45:32,501
‫برای لیست‌ها البته

741
00:45:48,293 --> 00:45:50,917
‫ببخشید، فکر کردم یه صدایی اومد

742
00:45:52,209 --> 00:45:54,709
‫تویی که از جادوی سیاه می‌ترسی...

743
00:45:54,875 --> 00:45:57,667
‫چرا توی احضار روح حاضر شدی؟

744
00:45:58,293 --> 00:46:02,084
‫عمل ناپسندی که تازه توی شب انجام میشه،
‫زمانی که دوست نداری اینجا باشی

745
00:46:04,126 --> 00:46:06,376
‫من فقط به یک نفر باید جواب بدم

746
00:46:08,709 --> 00:46:10,042
‫و اون نفر تو نیستی

747
00:46:10,066 --> 00:46:22,066
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

748
00:46:23,251 --> 00:46:24,251
‫پوآرو

749
00:46:33,667 --> 00:46:37,543
‫خانم اولگا سمینوف، راهبه که بودید
‫اسم قدیس‌تون چی بود؟

750
00:46:38,625 --> 00:46:39,625
‫ماریا

751
00:46:49,084 --> 00:46:51,209
‫با پای شکسته خیلی نمی‌تونی دور بشی

752
00:46:58,334 --> 00:47:00,376
‫سلاح دندونه‌دار بوده.
‫نه خیلی تیز

753
00:47:02,167 --> 00:47:03,167
‫شاید ناخن بوده

754
00:47:03,334 --> 00:47:05,376
‫هیچ زخم دیگه‌ای رو بدنش نیست

755
00:47:05,543 --> 00:47:07,418
‫به جز اون زخم مشخص

756
00:47:15,667 --> 00:47:18,543
‫هیچ مشخصه غیرعادی دیگه‌ای نداره؟

757
00:47:19,168 --> 00:47:21,543
‫سوراخ شدن به وسیله هنر کلاسیک شاید کافی باشه

758
00:47:22,459 --> 00:47:24,334
‫پس مچ دست چپ چی؟

759
00:47:24,501 --> 00:47:26,168
‫یه صدمه رو نادیده می‌گیری...

760
00:47:26,376 --> 00:47:28,876
‫همینطور زمان دقیق مرگ رو

761
00:47:38,876 --> 00:47:39,834
‫ندیدمش

762
00:47:43,168 --> 00:47:44,209
‫بهم زل زدی

763
00:47:46,667 --> 00:47:47,709
‫نکن!

764
00:47:49,001 --> 00:47:50,376
‫فکر کردی من دیوونه‌ام؟

765
00:47:50,834 --> 00:47:51,625
‫نیستم!

766
00:47:52,584 --> 00:47:53,584
‫بابا

767
00:47:56,584 --> 00:47:57,709
‫حالت خوبه؟

768
00:47:59,709 --> 00:48:00,584
‫آره

769
00:48:00,792 --> 00:48:02,501
‫کارم داشتی من این بالام

770
00:48:09,709 --> 00:48:11,543
‫کاش اینو ازم نخواسته بودی

771
00:48:13,001 --> 00:48:15,543
‫زخم جنگ همیشه روی بدن نیست

772
00:48:17,251 --> 00:48:18,251
‫خدمت کردی؟

773
00:48:21,625 --> 00:48:24,168
‫15ام آوریل، سال 45

774
00:48:25,209 --> 00:48:27,251
‫قرار بود همه‌چی تموم شده باشه

775
00:48:28,460 --> 00:48:30,084
‫از رود راین رد شدیم...

776
00:48:30,501 --> 00:48:32,543
‫داشتیم به سمت برلین می‌رفتیم

777
00:48:34,667 --> 00:48:37,042
‫دروازه اردوگاه برگن-بلزن رو پیدا کردیم

778
00:48:37,251 --> 00:48:38,251
‫وای خدا

779
00:48:38,751 --> 00:48:39,876
‫«آزادی‌بخش»

780
00:48:40,876 --> 00:48:44,418
‫از اسکلت‌ها پرستاری کردیم
‫تا دوباره جون بگیرن

781
00:48:46,042 --> 00:48:49,334
‫روز اول با شیر دو نفر رو به کشتن دادیم.
‫خبر نداشتیم

782
00:48:50,983 --> 00:48:52,234
بعدش هم تیفوس

783
00:48:53,778 --> 00:48:55,918
فقط آسپرین و تریاک داشتیم

784
00:48:58,658 --> 00:49:00,451
کوخ‌ها رو سوزوندیم

785
00:49:04,789 --> 00:49:06,457
واسه لئو یه نامه نوشتم

786
00:49:09,460 --> 00:49:11,796
بعدش به سینه‌م شلیک کردم

787
00:49:16,634 --> 00:49:19,303
وقتی رسیدم خونه، بهم گفتن
باید طبابت رو بذارم کنار

788
00:49:19,428 --> 00:49:23,516
ولی پارسال، یه بیماری رو ویزیت کردی

789
00:49:24,016 --> 00:49:25,101
آلیسیا دریک

790
00:49:26,477 --> 00:49:28,062
رویینا ازم خواسته بود

791
00:49:30,731 --> 00:49:32,233
هیچ دکتر دیگه‌ای ویزیتش نمی‌کرد

792
00:49:32,817 --> 00:49:33,818
اون هم اینجا

793
00:49:35,528 --> 00:49:38,072
،مدت زیادی رو پزشک خانوادگی‌شون بودم
باید قبول نمی‌کردم

794
00:49:38,197 --> 00:49:40,574
ولی توی مضیقه، قرار گرفته بودی

795
00:49:41,575 --> 00:49:43,911
چون عاشق رویینا دریک بودی

796
00:49:44,453 --> 00:49:46,330
همین که توی زندگی‌ش بودم
خوش‌شانسی بود

797
00:49:49,709 --> 00:49:51,127
...می‌دونم که

798
00:49:56,048 --> 00:50:00,511
می‌دونم که سخت بوده
...ولی به‌نظر تو

799
00:50:01,137 --> 00:50:02,888
ممکنه آلیسیا دریک
کشته شده باشه؟

800
00:50:03,931 --> 00:50:05,850
آلیسیا بهم گفته بود
که چی دیده

801
00:50:07,101 --> 00:50:09,729
گفت که بچه‌ها مسخره‌ش می‌کردن

802
00:50:09,937 --> 00:50:10,938
من به حرفش گوش نکردم

803
00:50:11,147 --> 00:50:14,233
،درحالی که داشت روانی می‌شد
من نوشتم دچار دلشکستگی شده

804
00:50:15,735 --> 00:50:17,403
به کمک نیاز داشت

805
00:50:19,155 --> 00:50:20,823
...بهش آرام‌بخش دادم

806
00:50:22,283 --> 00:50:24,744
مثل کسی که گرسنه‌ست
ولی بهش شیر می‌دن

807
00:50:25,745 --> 00:50:28,097
چیزی به اسم فراهنجار وجود نداره

808
00:50:28,122 --> 00:50:30,833
فقط درد روانیه

809
00:50:32,501 --> 00:50:34,503
یه روانی، مثل من
باید می‌فهمید

810
00:50:39,258 --> 00:50:40,384
کارمون تموم شد؟

811
00:50:48,893 --> 00:50:50,478
ممنون، دکتر فریر

812
00:52:04,961 --> 00:52:06,754
به‌گمونم من هیچ‌جای لیستت نیستم

813
00:52:08,297 --> 00:52:09,882
توی لیست بازجویی‌ها

814
00:52:11,217 --> 00:52:12,760
منتظر می‌مونم، قربان

815
00:52:13,970 --> 00:52:16,597
ادگار آلن پوی وحشتناک

816
00:52:17,140 --> 00:52:19,517
...با این سنت، بهتر نیست

817
00:52:19,684 --> 00:52:22,061
چارلز دیکنز بخونی؟

818
00:52:22,228 --> 00:52:24,480
.اون یه‌کم احمقه
موافق نیستی؟

819
00:52:27,358 --> 00:52:29,068
پدرم هم مثل تو عصبیه

820
00:52:29,736 --> 00:52:32,947
.بهش می‌گن اختلال روانی ناشی از جنگ
همون جنون جنگ

821
00:52:33,656 --> 00:52:35,074
به‌نظرم ناعادلانه‌ست

822
00:52:35,783 --> 00:52:37,035
اون خسته نیست

823
00:52:37,577 --> 00:52:38,578
درهم شکسته

824
00:52:40,288 --> 00:52:42,165
اگر برات سوال شده، باید بگم
که نیمه‌شب پیشِ من بود

825
00:52:43,708 --> 00:52:46,336
حقیقتش برام سوال بود

826
00:52:46,669 --> 00:52:47,920
نیمه‌شب پیش تو بود، آره؟

827
00:52:48,129 --> 00:52:50,089
توی آشپزخونه، منتظر خانم رویینا بودم

828
00:52:50,673 --> 00:52:52,091
اومد شب به‌خیر بگه

829
00:52:52,300 --> 00:52:53,384
البته

830
00:52:53,801 --> 00:52:57,972
،بعدش دستیارهاش اومدن
پس بهتره ازشون بازجویی کنی

831
00:52:58,556 --> 00:53:00,183
همه توی لیست بازجویی‌م هستن

832
00:53:01,351 --> 00:53:02,602
شیر رو باز گذاشتی

833
00:53:10,360 --> 00:53:13,740
متاسفانه، امشب حواسم
سر جاش نیست

834
00:53:14,241 --> 00:53:15,534
داری یه سری چیزها رو حس می‌کنی

835
00:53:16,949 --> 00:53:17,992
یه سری صداها

836
00:53:19,410 --> 00:53:21,037
به‌خاطر شب هالووینه

837
00:53:22,121 --> 00:53:25,083
این موقع از سال، مردگان
از همیشه نزدیک‌تر می‌شن

838
00:53:26,751 --> 00:53:28,378
شما هم مُرده بودی، قربان

839
00:53:29,545 --> 00:53:31,506
حتی اگر برای یک لحظه بوده باشه

840
00:53:33,007 --> 00:53:34,801
دیگه تو رو هم‌نوعِ خودشون می‌دونن

841
00:53:35,593 --> 00:53:38,930
،اگر کسی حرفی برای گفتن داشته باشه
عاقلانه‌ست که بیاد بهت بگه

842
00:53:40,098 --> 00:53:42,058
مثل خانم رینولدز صحبت می‌کنی

843
00:53:42,225 --> 00:53:44,102
اون صرفا وانمود می‌کرد که می‌دونه

844
00:53:45,228 --> 00:53:46,813
تعجبی نداره که باهاش درگیر شدن

845
00:53:47,230 --> 00:53:49,232
خوب با مردگان، هم‌ذات‌پنداری می‌کنی

846
00:53:49,399 --> 00:53:51,192
بعضی‌هاشون دوست‌هام هستن

847
00:53:53,611 --> 00:53:54,529
ببخشید

848
00:53:57,073 --> 00:53:58,491
ممنون، آقای لئوپولد

849
00:53:58,658 --> 00:53:59,701
خواهش می‌کنم

850
00:54:02,286 --> 00:54:03,287
هرکول

851
00:54:06,833 --> 00:54:07,834
چه عصبی

852
00:54:08,042 --> 00:54:10,503
نیکولاس و دزدمونا
آماده هستن

853
00:54:12,880 --> 00:54:14,132
نمی‌تونیم منتظر پلیس بمونیم

854
00:54:14,507 --> 00:54:15,883
من هرکول پوآرو هستم، نه؟

855
00:54:16,092 --> 00:54:17,969
نه. آره -
آره -

856
00:54:18,136 --> 00:54:19,387
اگه پلیس، به‌جای من
...پرونده رو حل کنه

857
00:54:19,512 --> 00:54:21,556
به عنوان نفر بعدی، خودم رو
از بالکن پرت می‌کنم

858
00:54:21,723 --> 00:54:23,266
الان به حالت عادی‌ت برگشتی

859
00:54:23,433 --> 00:54:24,784
به‌نظرت کار کیه؟

860
00:54:24,809 --> 00:54:25,852
من شرط می‌بندم کار مستخدمه‌ست

861
00:54:26,102 --> 00:54:28,187
سلیقه‌ش توی کتاب خوندن، خیلی خوبه
ولی آتیش خشم خدا، بد می‌سوزونه

862
00:54:28,212 --> 00:54:30,581
و رویینا دریک، نیاز داشت
که قربانی زنده باشه

863
00:54:30,606 --> 00:54:31,816
...هرچند که اون پسر کوچولو

864
00:54:32,734 --> 00:54:34,527
خیلی کریه و نچسبه

865
00:54:34,694 --> 00:54:35,695
شاید، شاید

866
00:54:35,862 --> 00:54:39,115
،هر تئوری‌ای، قبل از جمع‌آوری اطلاعات
احتمالش قوی به‌نظر میاد

867
00:54:39,240 --> 00:54:40,241
نظم و روش

868
00:54:40,408 --> 00:54:41,451
و لیست -
و لیست -

869
00:54:41,576 --> 00:54:43,828
،از کسایی که خوب می‌شناختنش
از دستیارهاش، بازجویی می‌کنیم

870
00:54:44,037 --> 00:54:45,538
به‌نظرت دستیارها
از این کار انگیزه داشتن؟

871
00:54:45,705 --> 00:54:46,831
...اونا همیشه انگیزه دارن

872
00:54:47,081 --> 00:54:48,583
اولین انگیزه‌شون فرار از
حمالی کردنه

873
00:54:53,713 --> 00:54:54,797
باز هم این

874
00:54:54,881 --> 00:54:56,758
نباید به این دو خلافکار
اعتماد کرد

875
00:54:56,883 --> 00:54:59,469
خلافکارها؟ اون دوتا بچه‌ها رو می‌گی؟
بایستی قبلا می‌گفتی

876
00:54:59,594 --> 00:55:00,720
الان دارم می‌گم

877
00:55:08,895 --> 00:55:10,438
نمی‌شد همراه خواهرم
ازم بازجویی کنی؟

878
00:55:11,314 --> 00:55:13,066
یه جای راحت منتظرته

879
00:55:13,441 --> 00:55:14,442
برادرم کجاست؟

880
00:55:14,567 --> 00:55:16,194
یه جای راحت منتظرته

881
00:55:16,361 --> 00:55:18,821
دزدمونا و نیکولاس هالند

882
00:55:19,030 --> 00:55:20,406
گذرنامه‌هامون جعلی هستن

883
00:55:20,531 --> 00:55:21,657
آره، خیلی هم خوب جعل شدن

884
00:55:21,824 --> 00:55:24,243
قبلش اسم‌هامون هوروت و دورنیا نیپکین بود

885
00:55:24,827 --> 00:55:25,828
زاده مجارستان

886
00:55:26,245 --> 00:55:28,289
دهکده‌مون توی آتیش، خاکستر شد

887
00:55:28,456 --> 00:55:30,166
...بین کل خانواده‌مون

888
00:55:30,958 --> 00:55:32,710
ما به نحوی زنده مونده بودیم

889
00:55:33,294 --> 00:55:34,462
هوای همدیگه رو داشتیم

890
00:55:34,587 --> 00:55:37,674
نیمه‌شب قایمکی رفتیم توی
آشپزخونه که نوشیدنی بخوریم

891
00:55:38,383 --> 00:55:39,550
اون پسر مکروه اونجا بود

892
00:55:39,676 --> 00:55:41,594
می‌گه یه ساعت بعدش اومدین که

893
00:55:41,719 --> 00:55:42,804
اشتباه می‌کنه

894
00:55:43,012 --> 00:55:44,889
چند وقت برای خانم رینولدز
کار می‌کردین؟

895
00:55:45,098 --> 00:55:46,599
بیش از یک سال -
مطمئنی؟ -

896
00:55:46,766 --> 00:55:47,809
بهترین سال عمرمون بود

897
00:55:47,934 --> 00:55:50,561
از وقتی که پیش‌ش شروع به کار کردیم
دیگه گرسنگی نکشیدیم

898
00:55:50,687 --> 00:55:52,146
نمی‌دونم بدون اون، کارمون
به کجا می‌کشید

899
00:55:52,313 --> 00:55:54,482
قبل از اون هم از پس خودمون برمی‌اومدیم -
آره، دزدی می‌کردین -

900
00:55:54,607 --> 00:55:56,484
دزد بودیم، قاتل نبودیم که

901
00:55:56,609 --> 00:55:58,111
برای بقا در جنگ، هرکاری
که می‌شد می‌کردیم

902
00:55:58,277 --> 00:55:59,278
اون صرفا یه چیزهایی می‌دونست

903
00:55:59,404 --> 00:56:01,739
...و اگه می‌گه آلیسیا دریک، کشته شده

904
00:56:01,906 --> 00:56:02,949
یه حقه‌ی آشکاره

905
00:56:03,199 --> 00:56:04,158
اون جادویی بود

906
00:56:04,951 --> 00:56:07,620
خب، تموم این جلسات احضار روحی
...که توشون شرکت می‌کردید

907
00:56:07,745 --> 00:56:08,788
الکی بود، الکی

908
00:56:08,955 --> 00:56:10,832
الکی بودن؟ -
همه‌ش الکی بود -

909
00:56:10,957 --> 00:56:12,709
تمامِ جلسات احضار روح؟ -
همه‌ش فیلم بود -

910
00:56:12,917 --> 00:56:15,003
.همه‌ش الکی و فیلم بود
عجیبه

911
00:56:15,169 --> 00:56:16,629
این هم جادوییه؟

912
00:56:16,796 --> 00:56:18,631
کنترل عریضه‌نویسِ سخنگوت؟

913
00:56:19,424 --> 00:56:20,967
خب یه سری حقه‌ها سوار می‌کردیم

914
00:56:21,175 --> 00:56:23,511
صرفا هدف‌مون این بود که واقعیتِ
بینش‌هاش رو قابل لمس بکنیم

915
00:56:24,012 --> 00:56:25,763
...مثل یه دوشس، بهم دستور می‌داد

916
00:56:25,930 --> 00:56:28,599
و با نیکولاس، لاس می‌زد
تا کنترلش کنه

917
00:56:29,350 --> 00:56:30,685
بدتر از ایناش رو تحمل کردیم

918
00:56:30,810 --> 00:56:33,604
"بدون اونم می‌رسیم اونجا"

919
00:56:33,855 --> 00:56:34,981
کجا می‌خواستین فرار کنین؟

920
00:56:35,773 --> 00:56:37,817
می‌خوایم بریم میزوری -
میزوری -

921
00:56:37,984 --> 00:56:38,901
میزوری؟

922
00:56:39,318 --> 00:56:42,113
توی جنگل مورهارت، قایم شده بودیم

923
00:56:42,405 --> 00:56:44,657
علف و موش می‌خوردیم

924
00:56:45,436 --> 00:56:47,201
کامیون‌های آمریکایی
از هایلبرون می‌اومدن

925
00:56:47,368 --> 00:56:49,120
و وقتی گرفتن‌مون، فکر می‌کردم
که دیگه مُردیم

926
00:56:49,287 --> 00:56:51,205
بهمون رقصِ لیندی هاپ، یاد دادن

927
00:56:51,581 --> 00:56:53,750
تاحالا مشابه‌شون رو ندیده بودیم

928
00:56:54,250 --> 00:56:57,587
به‌لحاظ رنگ پوست و صدا
متفاوت بودن

929
00:56:58,463 --> 00:57:00,340
یکی‌شون کاور کامیون رو داد بالا

930
00:57:00,548 --> 00:57:03,217
،یه پروژکتور فیلم داشتن
ولی فیلم‌شون نصفه بود

931
00:57:03,384 --> 00:57:07,597
به مدت یک‌ماه، هر شب
روی ملحفه‌ی ارتشی

932
00:57:08,848 --> 00:57:11,768
فیلم «مرا در سنت لوئیس ملاقات کن» رو
نصفه نیمه می‌دیدیم

933
00:57:11,976 --> 00:57:14,520
بارها و بارها تماشاش کردیم

934
00:57:15,229 --> 00:57:16,773
هنوز هم نمی‌دونم
چطور تموم می‌شه

935
00:57:18,566 --> 00:57:19,776
پایانِ خوشی داره

936
00:57:21,110 --> 00:57:23,112
سنت لوئیسِ میزوری

937
00:57:24,530 --> 00:57:27,033
،با گفتنِ اون حرف‌ها
خواهرم خوابش می‌برد

938
00:57:27,450 --> 00:57:28,910
به‌خاطر رنگ بود

939
00:57:30,370 --> 00:57:31,954
به‌خاطر اون آدم‌های قشنگ بود

940
00:57:32,163 --> 00:57:34,207
می‌دونی، هیچ‌کس بیمار نبود

941
00:57:34,332 --> 00:57:38,002
هیچ‌کس گرسنه و در معرض مرگ نبود

942
00:57:38,836 --> 00:57:41,631
خیابان کنزینگتون 5135ـ

943
00:57:42,715 --> 00:57:44,509
تصمیم گرفتیم اونجا زندگی کنیم

944
00:57:45,551 --> 00:57:47,595
رویای اونه، پس رویای من هم هست

945
00:57:47,720 --> 00:57:51,808
صرفا باید دوشس رو تحمل می‌کردیم
تا برای رفتن، پول کافی رو جور کنیم

946
00:57:52,225 --> 00:57:53,476
و از نو شروع کنیم

947
00:57:54,435 --> 00:57:56,062
رویاپردازی احمقانه‌ست

948
00:57:56,771 --> 00:58:00,525
ولی چون از به تعویق افتادن رویاتون، خسته
شده بودین، روتون توی روش باز شد و ازش دزدی کردین

949
00:58:01,275 --> 00:58:03,111
دست‌تون کم‌کم رو شد

950
00:58:03,319 --> 00:58:04,570
چی؟ نه بابا

951
00:58:04,696 --> 00:58:06,280
برادرت بهش اعتراف کرده

952
00:58:06,447 --> 00:58:07,240
احمق

953
00:58:07,407 --> 00:58:09,033
خواهرت بهش اعتراف کرده

954
00:58:09,283 --> 00:58:10,952
نه، تحت هیچ شرایطی از
خانم رینولدز، دزدی نمی‌کردیم

955
00:58:11,160 --> 00:58:13,913
شاید فهمیده دزدی کردین
و تهدیدتون کرده

956
00:58:14,038 --> 00:58:15,873
...شاید به اندازه کافی، تجربه‌ی

957
00:58:15,998 --> 00:58:18,710
چشیدن روش‌های ظالمانه‌ی پلیس‌های
بی‌وطن و بدذاتِ رومانی رو داشتید

958
00:58:18,835 --> 00:58:21,671
و واسه‌ی دیپورت نشدن
 و یا اتفاقات بدتر، کشتیدش

959
00:58:21,879 --> 00:58:23,131
توسط دستیار معتمدش، کشته شده

960
00:58:27,352 --> 00:58:28,311
نیکولاس

961
00:58:28,478 --> 00:58:29,646
نیکولاس، کجایی؟

962
00:58:33,525 --> 00:58:35,443
اگه اینجا گیر افتاده باشم، تو هم گیر افتادی

963
00:58:43,201 --> 00:58:44,661
به این معنی نیست که کشتمش

964
00:58:44,828 --> 00:58:46,371
جوری فرار کرد که انگار کشتتش

965
00:58:46,496 --> 00:58:48,748
انگیزه مشخصی داشته و جفت‌شون
برای زمان قتل، عذر موجهی ندارن

966
00:58:48,915 --> 00:58:50,124
حدسم رو عوض می‌کنم

967
00:58:50,250 --> 00:58:53,253
.قطعا ممکنه
آره، آره

968
00:58:54,112 --> 00:58:56,781
دوباره فاز همه‌چیزدان‌ها رو گرفتی

969
00:58:56,831 --> 00:58:59,960
.هنوز چیزی نمی‌دونم
حقیقت، بی‌زحمت حاصل نمی‌شه

970
00:59:01,127 --> 00:59:04,297
،وقتی از خواب بیدارش کردی
نباید موقع رقصیدنش گریه کنی

971
00:59:04,464 --> 00:59:05,882
این اصطلاح توی هیچ زبانی
وجود نداره

972
00:59:06,091 --> 00:59:07,509
ادامه می‌دیم

973
00:59:18,186 --> 00:59:19,437
می‌شنوی؟

974
00:59:20,522 --> 00:59:22,023
صداش میاد

975
00:59:22,566 --> 00:59:23,859
من چیزی نشنیدم

976
00:59:25,527 --> 00:59:27,904
بازرس‌تون منگ شده

977
00:59:29,614 --> 00:59:33,285
پوآرو، شاید بهتر باشه بعد از
ضربه خوردن به سرت، استراحت کنی

978
00:59:34,119 --> 00:59:36,037
یکی دیگه توی این خونه‌ست

979
00:59:38,707 --> 00:59:39,916
تو شنیدی؟

980
00:59:41,251 --> 00:59:42,252
آره

981
00:59:43,253 --> 00:59:44,462
...پس فقط من و توییم

982
00:59:46,464 --> 00:59:48,216
که گوش می‌دیم

983
00:59:51,094 --> 00:59:52,095
وایسا

984
01:00:09,613 --> 01:00:10,614
هنوز هم کار نمی‌کنه

985
01:00:56,368 --> 01:00:59,246
طوری نیست، می‌تونی بیای بیرون

986
01:01:07,045 --> 01:01:09,673
توی دردسر نیفتادی

987
01:01:10,507 --> 01:01:12,133
دلیلی برای ترسیدن نیست

988
01:01:12,968 --> 01:01:15,387
با بقیه‌ی بچه‌ها اومدی، درسته؟

989
01:01:17,097 --> 01:01:20,809
و کل این مدت رو اینجا
مخفی شده بودی

990
01:01:26,606 --> 01:01:28,650
صدای افتادنِ زنه رو شنیدی؟

991
01:01:33,029 --> 01:01:34,406
شاهدش بودی؟

992
01:01:36,783 --> 01:01:38,034
کسی هُلش داد؟

993
01:01:39,995 --> 01:01:41,246
با کی حرف می‌زنی؟

994
01:01:42,581 --> 01:01:43,582
یه بچه

995
01:01:46,835 --> 01:01:47,836
بایستی صداش رو شنیده باشی

996
01:01:50,380 --> 01:01:51,381
این رو شنیدم

997
01:01:59,764 --> 01:02:00,724
ول‌مون کن

998
01:02:00,891 --> 01:02:01,808
آزادمون کن، خوک کثیف

999
01:02:02,976 --> 01:02:04,019
نمی‌تونی اینجا ول‌مون کنی

1000
01:02:08,398 --> 01:02:10,775
...شنیدین، همه‌تون -
بایستی صدا از لوله‌ها باشه -

1001
01:02:10,984 --> 01:02:12,360
لوله‌ها؟ انگار صدای بمبارانه

1002
01:02:12,485 --> 01:02:14,279
،این همه سالی که اینجا بودم
همچین صدایی نشنیدم

1003
01:02:14,404 --> 01:02:16,239
من شنیدم. مواقعی که
عصبانی هستن، این صدا میاد

1004
01:02:16,364 --> 01:02:17,282
یا مواقعی که ناراحت‌شون می‌کنیم

1005
01:02:17,407 --> 01:02:19,618
چطور این ناراحتی رو برطرف کنیم؟

1006
01:02:19,784 --> 01:02:20,785
گوش کنید

1007
01:02:26,082 --> 01:02:27,751
صدا از زیرزمین میاد

1008
01:02:30,545 --> 01:02:32,589
این خونه که زیرزمین نداره

1009
01:02:58,448 --> 01:03:01,451
دکتر. انتقام کودکان

1010
01:03:02,077 --> 01:03:03,453
می‌خوای بری توش؟

1011
01:03:24,391 --> 01:03:26,184
سرتاسر دنیا

1012
01:03:26,685 --> 01:03:28,645
بابا؟ -
پسرها دوباره برگشتن خونه -

1013
01:03:44,536 --> 01:03:47,289
واقعا این بچه‌ها رو به قصد مرگ
اینجا حبس کردن

1014
01:03:47,956 --> 01:03:50,333
ولش کنید. دچار حمله عصبی شده

1015
01:03:50,500 --> 01:03:52,586
.لعنتی، فریر
الان وقتش نیست

1016
01:03:52,752 --> 01:03:53,753
به خودت بیا

1017
01:03:54,254 --> 01:03:55,380
به پسرت فکر کن

1018
01:03:58,508 --> 01:04:00,260
بس کن -
بابا -

1019
01:04:00,427 --> 01:04:01,553
بسه

1020
01:04:09,102 --> 01:04:11,062
.صدای موج طوفانه
روحی در کار نیست

1021
01:04:11,605 --> 01:04:13,356
لطفا بس کن -
بسه -

1022
01:04:14,649 --> 01:04:15,525
بابا

1023
01:04:22,866 --> 01:04:23,575
بس کن

1024
01:04:28,538 --> 01:04:29,372
بابا، بس کن

1025
01:04:29,539 --> 01:04:30,749
حالت خوبه؟

1026
01:04:33,084 --> 01:04:34,085
بابا، لطفا بس کن -
بسه -

1027
01:04:34,294 --> 01:04:35,128
لطفا بس کن

1028
01:04:43,094 --> 01:04:44,763
بابا، بابا

1029
01:04:46,389 --> 01:04:47,974
بابا، منم

1030
01:04:49,142 --> 01:04:50,101
منم

1031
01:04:51,728 --> 01:04:53,104
من همین‌جام

1032
01:04:57,776 --> 01:04:59,069
پیشتم

1033
01:05:00,862 --> 01:05:01,863
من رو می‌بینی؟

1034
01:05:02,364 --> 01:05:03,365
من رو می‌بینی؟

1035
01:05:18,325 --> 01:05:19,756
یه‌جور حمله‌ی عصبیه

1036
01:05:19,881 --> 01:05:20,966
می‌دونم

1037
01:05:28,640 --> 01:05:29,808
هیس، بابا

1038
01:05:33,395 --> 01:05:34,604
چیزی نیست، بابا

1039
01:05:35,605 --> 01:05:36,857
صرفا باید استراحت کنه

1040
01:05:38,233 --> 01:05:39,317
مگه نه، بابا؟

1041
01:05:39,484 --> 01:05:41,653
من باید مواظبِ تو باشم

1042
01:05:41,778 --> 01:05:42,779
هستی دیگه

1043
01:05:51,329 --> 01:05:52,205
استراحت کن، جناب

1044
01:05:53,331 --> 01:05:54,958
باید گوش می‌کردم

1045
01:05:55,166 --> 01:05:56,168
...دیدم که

1046
01:05:56,793 --> 01:05:58,712
...اهریمن، شیاطین

1047
01:05:58,879 --> 01:06:00,797
همه‌جای این خونه هستن

1048
01:06:01,381 --> 01:06:04,676
من و تو شبیه همدیگه‌ایم

1049
01:06:06,845 --> 01:06:08,263
...هرجایی بریم

1050
01:06:09,806 --> 01:06:11,141
مرگ به دنبال‌مون میاد

1051
01:06:11,166 --> 01:06:13,918
بایستی یه جواب عقلانی
برای این مسائل، وجود داشته باشه

1052
01:06:14,477 --> 01:06:16,605
...توی زیرزمین، زنبور

1053
01:06:17,355 --> 01:06:19,691
و طبقه بالا، یه قاتل عادی هست

1054
01:06:19,900 --> 01:06:20,817
نه

1055
01:06:22,319 --> 01:06:23,403
گوش کن

1056
01:06:25,655 --> 01:06:26,656
باور کن

1057
01:06:39,127 --> 01:06:41,213
می‌تونه توی اتاق موسیقی‌م
استراحت کنه

1058
01:06:41,338 --> 01:06:43,006
تقریبا هیچ صدایی توش نمی‌ره

1059
01:06:46,168 --> 01:06:48,086
بایستی به‌خاطر امنیت خودش
در رو قفل کنیم

1060
01:06:49,338 --> 01:06:52,216
ولی لطفا برامون، کلید رو نگه دار

1061
01:06:54,384 --> 01:06:55,385
ممنون

1062
01:07:00,974 --> 01:07:02,059
بیا بریم لئوپولد

1063
01:07:02,809 --> 01:07:04,102
وقتشه باز هم کیک بخوریم، نه؟

1064
01:07:04,269 --> 01:07:05,270
به اندازه کافی خوردم

1065
01:07:05,437 --> 01:07:06,605
خب من که نخوردم

1066
01:07:14,279 --> 01:07:15,948
معلومه که همچین حرفی می‌زنه

1067
01:07:16,698 --> 01:07:19,618
از نظر اون درسته، من آلیسیا رو کشتم

1068
01:07:20,536 --> 01:07:22,829
رویینا هرچی که بخواد رو باور می‌کنه

1069
01:07:23,705 --> 01:07:26,792
یه واسطه، کشته شدنِ آلیسیا رو دیده
و بعد قتلش رو می‌ندازین گردنِ من

1070
01:07:27,000 --> 01:07:28,961
...یعنی باور ندارید خانم رینولدز

1071
01:07:29,419 --> 01:07:33,715
عریضه‌نویسش، اولِ اسم تو رو نوشته؟

1072
01:07:34,364 --> 01:07:35,365
م، مثل ماکسیم

1073
01:07:36,093 --> 01:07:37,261
خونه‌ی تسخیر شده؟

1074
01:07:38,095 --> 01:07:41,265
آدم‌ها خیلی دوست دارن، اتفاقاتِ
آشوبناک رو تبدیل به یه داستان تمیز کنن

1075
01:07:41,390 --> 01:07:43,058
حین آشفتگی‌شون که دیگه بدتره

1076
01:07:44,017 --> 01:07:47,229
،می‌گن خوشه‌ای از میلیاردها ستاره نیست
ذات‌الکرسیه

1077
01:07:47,396 --> 01:07:50,482
،اون نورِ توی عکس خانوادگی
بایستی روح بابابزرگ باشه

1078
01:07:51,483 --> 01:07:53,735
آلیسیا بیماری روانی داشت

1079
01:07:54,027 --> 01:07:55,612
همین باعث کشته شدنش شد

1080
01:07:55,779 --> 01:07:56,822
لازم نبود اینجوری بشه

1081
01:07:57,030 --> 01:08:00,534
،یه دکتر درست‌حسابی، درمانش می‌کرد
نه اون روانیِ ابله

1082
01:08:00,993 --> 01:08:02,327
لعنتی

1083
01:08:08,417 --> 01:08:11,837
.عسل واسه زخم خوبه
ضدعفونی‌کننده‌ی باستانی‌ها بود

1084
01:08:17,885 --> 01:08:19,887
عسل گل وحشی نیست

1085
01:08:21,096 --> 01:08:22,097
نمی‌تونم بمالم بهش

1086
01:08:30,063 --> 01:08:31,648
آلیسیا دریک

1087
01:08:32,274 --> 01:08:35,527
عجب دخترِ خوش‌خنده‌ایه

1088
01:08:37,738 --> 01:08:38,739
دو تیکه شده

1089
01:08:39,531 --> 01:08:43,452
،شبی که همه‌چیز رو تموم کردم
آلیسیا توی اتاقش، پاره‌ش کرد

1090
01:08:45,245 --> 01:08:46,747
آخرین‌باری بود که صحبت کردیم

1091
01:08:47,664 --> 01:08:50,209
پس، تو نامزدیت رو به‌هم زدی

1092
01:08:51,835 --> 01:08:54,421
درست شنیدی، ثروتش
در حد و اندازه‌ی من نبود

1093
01:08:54,546 --> 01:08:58,342
.عکسش توی جیبته
وقتی بهت گفتیم بیا، اومدی

1094
01:08:58,508 --> 01:09:01,595
به عقیده من، آلیسیا دریک رو
خیلی بیش‌تر از پول، دوست داشتی

1095
01:09:02,221 --> 01:09:03,472
ولی با این‌حال ازش دست کشیدی

1096
01:09:03,597 --> 01:09:06,642
،وقتی با بعضی از زن‌ها ازدواج می‌کنی
در اصل با مادرشون هم ازدواج کردی

1097
01:09:06,808 --> 01:09:08,560
پس مورد تاییدِ مادرش نبودی

1098
01:09:08,685 --> 01:09:10,395
پاپ هم موردِ تاییدِ اون نیست

1099
01:09:11,855 --> 01:09:14,441
رویینا نمی‌تونست مستقل باشه

1100
01:09:14,983 --> 01:09:16,944
از روی کینه، باغ رو نابود کرد
و رفت خارج

1101
01:09:17,152 --> 01:09:20,239
آلیسیا به‌خاطر عذاب وجدانش
 می‌خواست بره اون سر دنیا، دنبالش

1102
01:09:20,405 --> 01:09:25,369
و من هم بالاخره فهمیدم که هیچ‌وقت
مهم‌ترین آدمِ زندگی‌ش نمی‌شم

1103
01:09:25,536 --> 01:09:27,871
پس باهاش به‌هم زدی
و دلش رو شکستی

1104
01:09:28,080 --> 01:09:30,541
صرفا چون یه زن، باعث شد
احساسِ حقارت بکنی

1105
01:09:30,916 --> 01:09:32,918
...برگشتم ونیز

1106
01:09:33,085 --> 01:09:35,504
تا التماسش کنم که بهم برگرده

1107
01:09:38,090 --> 01:09:39,675
...وقتی فهمیدم مریض شده

1108
01:09:40,968 --> 01:09:42,970
رویینا نمی‌ذاشت ببینمش

1109
01:09:43,554 --> 01:09:45,222
نامه‌هام رو هم نشونش نمی‌داد

1110
01:09:47,766 --> 01:09:50,227
،دفعه بعدی که آلیسیا رو دیدم
توی تابوتش بود

1111
01:09:57,067 --> 01:09:58,652
شاید تقصیر من بوده

1112
01:10:03,198 --> 01:10:06,243
اگه می‌شه، دعوتنامه‌ت رو بده لطفا

1113
01:10:12,416 --> 01:10:13,500
خانم الیور

1114
01:10:17,337 --> 01:10:20,591
یه نوشته‌ی ساده‌ست -
جمله‌بندیِ به‌خصوصی نداره -

1115
01:10:20,716 --> 01:10:24,887
.نوشتارش ساده‌ست
عریضه‌نویسی هم شده

1116
01:10:25,137 --> 01:10:27,598
به‌طرز حرفه‌ایی، ناشناسی‌ش
حفظ شده

1117
01:10:35,193 --> 01:10:38,193
.ساعت 10 شب، توی پلاتزو باش
اخبار مهمی درباره آلیسیا دریک هست

1118
01:10:38,825 --> 01:10:40,111
"سیب"

1119
01:10:42,654 --> 01:10:44,239
.خب، بسته دیگه
بریم

1120
01:10:58,503 --> 01:11:00,672
بازجویی‌ش تموم نشد

1121
01:11:01,506 --> 01:11:03,675
...می‌خواستی دروغ‌هاش رو افشا کنی

1122
01:11:03,842 --> 01:11:05,802
و احتمالا بهش تهمتِ نازی بودن بزنی

1123
01:11:05,969 --> 01:11:08,805
.اون هم تهدیدت می‌کرد که می‌زنتت
از همه‌ش جلوگیری کردم

1124
01:11:08,931 --> 01:11:09,890
حالش خوبه؟

1125
01:11:10,015 --> 01:11:11,892
.اینقدر بی‌خاصیت نباش، آقا بالاسر
براش صندلی بیار

1126
01:11:12,017 --> 01:11:13,644
آره، صندلی خوبه

1127
01:11:14,937 --> 01:11:17,231
خوبه که اینجا یه دوست همراهمه

1128
01:11:18,106 --> 01:11:20,234
چند وقته که همدیگه رو می‌شناسیم؟

1129
01:11:20,984 --> 01:11:23,570
«از جریانِ «قتل در حمامِ کنینگ‌رود

1130
01:11:24,196 --> 01:11:26,990
،و به عنوانِ تحقیق برای نوشتنِ یه کتاب
نظاره‌گر کارهات بودم

1131
01:11:27,241 --> 01:11:28,534
کتاب «پوآروی در معرض دید» رو نوشتم

1132
01:11:28,700 --> 01:11:30,536
ملت خوندنش و معروف شدی

1133
01:11:30,702 --> 01:11:31,703
البته بدنام شدی

1134
01:11:33,163 --> 01:11:35,082
ببخشید، ممنون

1135
01:11:38,460 --> 01:11:40,963
،ممنون. صندلی واسه من نیست
واسه خودته

1136
01:11:43,006 --> 01:11:44,675
می‌خوای از من بازجویی کنی؟

1137
01:11:44,800 --> 01:11:45,676
ولش کن

1138
01:11:45,801 --> 01:11:48,262
شروع چالش‌برانگیزی داشتی
و با مشکل مواجه شدی

1139
01:11:48,428 --> 01:11:50,806
.بی‌خیال شو
بذارش واسه فردا

1140
01:11:54,351 --> 01:11:55,686
داشتم می‌مردم

1141
01:11:56,728 --> 01:11:57,729
اینجا

1142
01:11:59,898 --> 01:12:01,441
...این پلاتزو

1143
01:12:02,401 --> 01:12:03,485
ذهن رو درگیر می‌کنه

1144
01:12:05,112 --> 01:12:08,991
بارها و بارها یه سری چیزها رو
می‌ذاره جلوی چشمم

1145
01:12:10,046 --> 01:12:11,243
سیب‌ها

1146
01:12:11,268 --> 01:12:12,369
درگیری ذهنی

1147
01:12:12,394 --> 01:12:16,331
بعد ذهنم می‌خواد
یه چیزی بهم بگه

1148
01:12:16,832 --> 01:12:19,334
چطور شد که پلیس شدی؟

1149
01:12:19,501 --> 01:12:21,753
ای‌کاش بی‌خیال می‌شدی

1150
01:12:21,962 --> 01:12:23,881
طوری نیست، جواب می‌دم

1151
01:12:24,840 --> 01:12:26,091
پدرم پلیس بود

1152
01:12:26,675 --> 01:12:28,260
عملاً شغل خانوادگی‌مون بود

1153
01:12:29,094 --> 01:12:30,095
کار دیگه‌ای بلد نبودم

1154
01:12:30,262 --> 01:12:33,181
ولی با این‌حال، همین پارسال
خیلی زود بازنشسته شدی

1155
01:12:33,348 --> 01:12:34,349
آره

1156
01:12:35,267 --> 01:12:37,102
این کسب و کار خانوادگی
دیگه به‌دردم نمی‌خورد

1157
01:12:37,311 --> 01:12:38,729
شاید هیچ‌وقت مناسبِ من نبود

1158
01:12:39,479 --> 01:12:41,648
توانایی‌ش رو داشتم، ولی دلش رو نه

1159
01:12:42,733 --> 01:12:46,778
مواقعی که خوابم نمی‌برد مشروب می‌خوردم
و هیچ‌وقت هم خوابم نمی‌برد

1160
01:12:48,614 --> 01:12:49,865
خودت هم یه زمانی، پلیس بودی

1161
01:12:50,699 --> 01:12:51,783
حرفم رو درک می‌کنی

1162
01:12:52,213 --> 01:12:53,952
...در نهایت، یه پرونده به تورت می‌خوره

1163
01:12:54,315 --> 01:12:57,539
و می‌فهمی این آخرین پرونده‌ایه که
می‌تونی تحمل کنی و انسانیتت رو حفظ کنی

1164
01:12:58,749 --> 01:13:00,584
واسه تو چه پرونده‌ای بود؟

1165
01:13:02,419 --> 01:13:06,840
،چرا به دروغ گفتی قبلا اینجا نبودی
درصورتی که اومده بودی؟

1166
01:13:07,599 --> 01:13:11,228
خیلی خوب می‌دونستی
که تلفن مخفی کجاست

1167
01:13:13,605 --> 01:13:15,858
این پرونده، توجهات زیادی رو
به خودش، جلب کرده بود

1168
01:13:15,983 --> 01:13:18,360
حریم شخصی خانواده‌ش
باید حفظ می‌شد

1169
01:13:18,569 --> 01:13:22,573
...ولی وقتی جسد آلیسیا دریک، پیدا شد

1170
01:13:22,781 --> 01:13:25,284
تو اعزام شده بودی

1171
01:13:26,243 --> 01:13:26,952
درسته

1172
01:13:28,162 --> 01:13:30,831
خودم از آب درش آوردم

1173
01:13:33,292 --> 01:13:34,626
فرداش بازنشسته شدم

1174
01:13:34,710 --> 01:13:38,714
بعدش سریع محافظ
...و اژدهای دم خونه‌م شدی

1175
01:13:38,956 --> 01:13:41,917
و اصلا اجازه ندادی، یه نفر هم
سر زده، وارد بشه

1176
01:13:42,084 --> 01:13:45,337
...ولی با این‌حال، امروز صبح مزاحمم شدی

1177
01:13:45,463 --> 01:13:48,299
تا درباره‌ی یه زن با سبد سیب
ازم سوال بکنی

1178
01:13:49,659 --> 01:13:51,577
...ماه‌های زیادی، آرامشم برهم نخورده بود

1179
01:13:51,786 --> 01:13:55,289
خیلی مصمم، از من در برابرِ
کنجکاوی‌ها و حضور بقیه، محافظت کردی

1180
01:13:55,456 --> 01:13:57,917
درحالی که آدم‌های بالغی
به درونِ آبراهه می‌افتادن

1181
01:13:58,709 --> 01:14:00,211
...با این‌حال آریادنه الیور

1182
01:14:00,920 --> 01:14:02,421
خیلی راحت اومد تو

1183
01:14:02,546 --> 01:14:03,547
چرا؟

1184
01:14:06,926 --> 01:14:08,469
چون دست‌تون توی یه کاسه بود

1185
01:14:10,763 --> 01:14:12,807
...خانم نویسنده و آقای محافظ

1186
01:14:12,932 --> 01:14:15,393
با واسطه، به‌طور مخفیانه
کار می‌کردن

1187
01:14:16,811 --> 01:14:18,396
...با تظاهر و خودبرتربینی

1188
01:14:18,604 --> 01:14:22,066
،می‌خواستن ببرنم به جلسه‌ی احضار روح
تا من رو احمق جلوه بدن

1189
01:14:23,025 --> 01:14:24,360
خیلی نگرانتم

1190
01:14:24,527 --> 01:14:28,197
...جزئیات مرگ و زندگیِ آلیسیا دریک

1191
01:14:28,322 --> 01:14:31,575
توسط پلیسی که بالای سر جنازه‌ش بود
ارائه شد

1192
01:14:31,742 --> 01:14:35,538
...جزئیاتِ زندگیِ من، با فال‌گویی نه

1193
01:14:35,705 --> 01:14:37,248
بلکه با نامه‌ی تو
ارائه شدن

1194
01:14:37,456 --> 01:14:39,583
و توی جلسه‌ی احضار روح، مادامی
که همه‌ی توجه‌ها روی واسطه بود

1195
01:14:39,792 --> 01:14:42,420
تویی که همدستِ مخفی‌ش بودی
...دستت باز بود

1196
01:14:43,087 --> 01:14:46,173
هدفت این بود کاری کنی
تا به غیرممکن، اعتقاد پیدا کنم

1197
01:14:48,676 --> 01:14:50,303
به واسطه‌گری و جادو

1198
01:14:50,428 --> 01:14:52,305
به ارواح و خدایان

1199
01:14:52,430 --> 01:14:53,556
...در ازای شهرت پیدا کردنِ واسطه

1200
01:14:53,806 --> 01:14:54,890
...یه چیزی هم گیر تو می‌اومد

1201
01:14:55,099 --> 01:14:57,660
جایگاهِ ادبی‌ت رو دوباره پس می‌گرفتی

1202
01:14:57,685 --> 01:15:00,081
"زنی که هرکول پوآرو رو گیج کرد"

1203
01:15:00,106 --> 01:15:04,150
جویس رینولدز نه، بلکه آریادنه الیور

1204
01:15:10,448 --> 01:15:11,616
من رو نمی‌بخشی؟

1205
01:15:11,866 --> 01:15:13,784
ظاهرا، فقط خدا می‌تونه ببخشه

1206
01:15:14,619 --> 01:15:15,828
بد شد پس

1207
01:15:16,037 --> 01:15:18,539
خب، بذار ببینیم چطوری انجامش دادی

1208
01:15:18,664 --> 01:15:20,541
بابا؟ -
با مهارت -

1209
01:15:20,666 --> 01:15:22,668
دعوتنامه‌ی شخصی برای نامزدش فرستادی؟

1210
01:15:22,835 --> 01:15:27,548
.مطمئن بودم که داستان درست می‌کنه
بعد از سه شکست، به پیروزی نیاز داشتم

1211
01:15:27,715 --> 01:15:29,050
ما دوست بودیم

1212
01:15:29,216 --> 01:15:31,636
تو دوست نداری، طرفدار داری

1213
01:15:31,844 --> 01:15:33,721
اون هم به لطف من

1214
01:15:33,929 --> 01:15:35,431
...من، تو رو نابغه جلوه دادم

1215
01:15:35,598 --> 01:15:37,600
چرا نباید با استفاده از تو
فروشِ کتاب‌هام رو بیش‌تر کنم؟

1216
01:15:38,351 --> 01:15:41,479
نابغه. تو یه احمقی، یه آدمی
که اسیرِ نفسشه

1217
01:15:41,646 --> 01:15:44,231
ابر سیاهی که مرگ رو
به دنبال خودش می‌کشونه

1218
01:15:44,982 --> 01:15:46,692
.خودت هم خوب می‌دونی
واسه همین هم استعفا دادی

1219
01:15:46,901 --> 01:15:49,028
واسه همین جویس رینولدز رو کشتی؟

1220
01:15:49,195 --> 01:15:51,155
نه، نکشتمش

1221
01:15:51,322 --> 01:15:53,324
کتابت افسانه‌ای شده

1222
01:15:53,532 --> 01:15:54,951
بی‌خیال، داری بحث رو
منحرف می‌کنی

1223
01:15:55,076 --> 01:15:56,077
...باهم کار کردین

1224
01:15:56,202 --> 01:15:57,203
این‌طور نیست

1225
01:15:57,328 --> 01:15:58,913
تا یه قتل رو لاپوشونی کنین...

1226
01:15:59,872 --> 01:16:00,623
کلید، سریع بیاید

1227
01:16:00,873 --> 01:16:02,249
یه نفر دیگه داخله

1228
01:16:02,333 --> 01:16:03,542
عجله کنید

1229
01:16:04,210 --> 01:16:05,044
پوآرو

1230
01:16:05,211 --> 01:16:06,837
چی شده؟ چِش شده؟

1231
01:16:07,046 --> 01:16:08,214
نمی‌دونم

1232
01:16:56,178 --> 01:16:58,139
چرا باید حتما تنها می‌بود؟

1233
01:17:00,725 --> 01:17:01,934
این تنها راه وروده

1234
01:17:03,019 --> 01:17:04,437
کلیدها دست تو بود فقط

1235
01:17:04,604 --> 01:17:06,856
امکان نداره

1236
01:17:09,775 --> 01:17:10,985
نه

1237
01:17:11,152 --> 01:17:13,237
نه، من درست جلوت بودم

1238
01:17:14,822 --> 01:17:16,741
داشت سر یکی داد می‌زد

1239
01:17:19,168 --> 01:17:21,254
،من ازش بدم می‌اومد
ولی نمی‌خواستم بمیره که

1240
01:17:21,379 --> 01:17:23,714
ناسلامتی بچه داره

1241
01:17:23,881 --> 01:17:26,092
...درهرصورت من بیرون بودم

1242
01:17:26,259 --> 01:17:27,260
سعی داشتم بیام پیش اینا

1243
01:17:28,302 --> 01:17:29,429
راست می‌گه

1244
01:17:29,595 --> 01:17:31,347
دکتره تنها بود

1245
01:17:31,889 --> 01:17:32,932
تنها نبوده

1246
01:17:33,683 --> 01:17:34,934
اون هم توی این خونه

1247
01:17:35,685 --> 01:17:36,894
یه دکتر

1248
01:17:38,187 --> 01:17:41,274
،یه پرستار و یه دکتر
انتقامِ کودکان

1249
01:17:42,150 --> 01:17:43,484
هیچ راه دیگه‌ای نداره

1250
01:17:43,651 --> 01:17:45,153
نمی‌فهمم

1251
01:17:45,278 --> 01:17:48,792
،اگه این اتاق امن نبوده
پس هیچ‌جا امن نیست

1252
01:17:49,115 --> 01:17:50,783
هیچ‌کدوم‌مون در امان نیستیم

1253
01:17:51,993 --> 01:17:54,912
هیچ انسانی، از پسِ
چنین کاری برنمیاد

1254
01:17:55,079 --> 01:17:57,874
اتفاقا "این وظیفه ماست که ثابت کنیم
این اتفاقات به‌ظاهر غیرممکن

1255
01:17:57,999 --> 01:17:59,917
"در حقیقت، خیلی هم امکان‌پذیرن

1256
01:18:00,042 --> 01:18:01,335
یالا، دست از سرش بردارید

1257
01:18:01,544 --> 01:18:03,838
.بذارید کارآگاه کارش رو بکنه
خودش می‌دونه چی به چیه

1258
01:18:04,005 --> 01:18:05,715
به‌زودی به نتیجه می‌رسه

1259
01:18:05,923 --> 01:18:06,924
یالا

1260
01:18:07,884 --> 01:18:11,512
واسه یه بار هم شده اقرار کن که
با چیزی بزرگ‌تر از خودت مواجهی

1261
01:18:13,264 --> 01:18:14,265
...ازم پرسیدی

1262
01:18:17,018 --> 01:18:20,521
ازم پرسیدی چرا موقع احضار روح موندم

1263
01:18:21,355 --> 01:18:24,233
آلیسیا داشت تباه می‌شد
و روانی شد

1264
01:18:26,602 --> 01:18:28,562
...خانم رویینا، شب و روز

1265
01:18:29,105 --> 01:18:30,189
کنارش موند

1266
01:18:30,356 --> 01:18:33,109
یه روز بهش گفتم بره استراحت کنه

1267
01:18:34,986 --> 01:18:37,029
قول دادم مواظبش باشم

1268
01:18:37,697 --> 01:18:39,407
شب رو خوابش برد

1269
01:18:40,241 --> 01:18:41,784
نیمه‌شب شد

1270
01:18:41,909 --> 01:18:43,619
...یه سری صداها و صدای پا

1271
01:18:44,912 --> 01:18:46,289
شنیدم

1272
01:18:47,665 --> 01:18:50,167
آلیسیا خیلی راحت خوابیده بود

1273
01:18:50,543 --> 01:18:53,170
بایستی بعد از رفتنم، بیدار شده باشه

1274
01:18:54,839 --> 01:18:56,507
رفته طرف بالکن

1275
01:18:56,632 --> 01:18:59,552
و می‌خوای از روحش
طلب بخش‌ش کنی

1276
01:19:01,262 --> 01:19:02,680
اون دختر رو دوست داشتم

1277
01:19:04,807 --> 01:19:06,017
...به‌خاطر حماقت

1278
01:19:07,685 --> 01:19:10,813
و ترسیدنِ من مُرد

1279
01:19:50,978 --> 01:19:53,147
چرا جوابی نداری؟

1280
01:19:54,857 --> 01:19:56,901
تو همیشه یه جوابی داری

1281
01:20:28,265 --> 01:20:30,184
اصلا نباید می‌اومدم -
صبر کن -

1282
01:20:30,309 --> 01:20:32,603
همه‌تون باید از اینجا برید
و پشت سرتون هم نگاه نکنید

1283
01:20:37,358 --> 01:20:39,735
منتظر نمی‌مونم که
مقتولِ بعدی باشم

1284
01:20:43,114 --> 01:20:44,115
...امشب

1285
01:20:46,575 --> 01:20:47,910
همه‌مون ترسیدیم

1286
01:20:48,995 --> 01:20:52,290
دوتا قتل غیرممکن رخ داده

1287
01:20:52,623 --> 01:20:56,752
تمامی قتل‌ها به‌نظر میان
...که توسط ارواح انجام شدن

1288
01:20:56,961 --> 01:20:59,839
انگار که مردگان، زنده‌ها رو کشتن

1289
01:21:00,047 --> 01:21:02,008
به‌نظر میاد؟
تو یه چیزی می‌دونی

1290
01:21:02,258 --> 01:21:03,634
می‌دونی کی پدرم رو کشته؟

1291
01:21:03,718 --> 01:21:06,554
باید دستیاران خانمِ رینولدز رو درنظر بگیرم

1292
01:21:06,929 --> 01:21:08,848
بازمانده‌هایی که درمانده و درخطر بودن

1293
01:21:08,973 --> 01:21:12,201
پلیس سابقی که قبل از
...وقوع هر قتل

1294
01:21:12,226 --> 01:21:13,978
توی این خونه بوده

1295
01:21:14,003 --> 01:21:17,898
خانم نویسنده‌ی مصمم، قادر و باهوش

1296
01:21:18,065 --> 01:21:21,110
فرشته‌ی انتقام‌جومون، اولگا سمینوف

1297
01:21:21,319 --> 01:21:23,821
به‌شدت روی عدالتی که می‌گه
پافشاری می‌کنه

1298
01:21:24,030 --> 01:21:26,991
نامزد سابقی که به‌شدت
از دست دکتر عصبانی بوده

1299
01:21:27,241 --> 01:21:30,536
...و صرفا برای به‌یاد داشتنِ رابطه شادش

1300
01:21:31,370 --> 01:21:35,583
یه نصفه عکس داره

1301
01:21:38,169 --> 01:21:39,295
...اما

1302
01:21:40,630 --> 01:21:45,092
،قتل سومی شکل گرفته
که اون دوتای دیگه رو توجیه می‌کنه

1303
01:21:45,301 --> 01:21:48,137
...قتل آلیسیا دریک

1304
01:21:48,804 --> 01:21:50,598
...که توسطِ

1305
01:21:55,019 --> 01:21:56,228
مادرش انجام شده

1306
01:21:57,423 --> 01:21:58,799
قاتلش

1307
01:22:00,683 --> 01:22:04,729
مادری که بچه‌ی خودش و بعدش دو نفر دیگه رو
کشت، تا روی گناه فجیعش سرپوش بذاره

1308
01:22:04,896 --> 01:22:06,230
چطور جرات می‌کنی؟

1309
01:22:06,397 --> 01:22:11,194
،بعد از این همه جری که کشیدم
من رو به قتل دختر کوچولوم، متهم می‌کنی؟

1310
01:22:11,361 --> 01:22:12,403
دختر کوچولوت، بزرگ شده بود

1311
01:22:12,528 --> 01:22:15,031
نمی‌تونستی این رو تحمل کنی
که قراره مالِ یکی دیگه بشه

1312
01:22:15,198 --> 01:22:18,284
از روی عصبانیت، باغِ رز رنگین‌مونت رو
خراب کردی

1313
01:22:18,451 --> 01:22:19,952
رز؟ دیگه داری زیادی از مسئله
دور می‌شی

1314
01:22:20,161 --> 01:22:23,456
.دوباره توی باغت گل کاشتی
ولی نه با رز رنگین‌کمونی، با گل تک‌رنگ

1315
01:22:23,581 --> 01:22:26,668
گل تک‌رنگی که چیزی رو بهت می‌داد
که نمی‌تونستی بدون اون، زنگی کنی

1316
01:22:28,836 --> 01:22:32,006
خیلی‌خب، دارم چیزهایی رو می‌شنوم
و می‌بینم که وجودِ خارجی ندارن

1317
01:22:32,757 --> 01:22:36,010
کم‌کم دارم به وجودِ روح
که غیرممکنه، باور پیدا می‌کنم

1318
01:22:37,361 --> 01:22:40,698
...درحالی که بهم یک سمِ توهم‌زا

1319
01:22:42,533 --> 01:22:44,285
خورونده بودن

1320
01:22:44,452 --> 01:22:45,620
فکر می‌کردم کمدهام خالی‌ان

1321
01:22:46,037 --> 01:22:47,580
‫عسل رو توی کمد ملافه‌ها پیدا کردم

1322
01:22:51,101 --> 01:22:55,105
یک نوع سم توی گل‌های گونه‌ی
 رودودندرون پونتیک، وجود داره

1323
01:22:55,271 --> 01:22:57,273
...بیش‌ترین غلضتش توی شهدشه

1324
01:22:57,440 --> 01:23:02,153
که وقتی زنبور، ازش عسل می‌سازه
غلیظ‌تر هم می‌شه

1325
01:23:02,320 --> 01:23:05,156
این همه زحمت برای
‫یه قاشق عسل وحشی

1326
01:23:05,323 --> 01:23:07,158
که با شیش لیره میشه خریدش

1327
01:23:07,283 --> 01:23:09,244
عسل گل وحشی نیست

1328
01:23:10,662 --> 01:23:11,746
نمی‌تونم بمالم بهش

1329
01:23:12,355 --> 01:23:15,399
توی ترکیه که به‌صورت وحشی
رشد می‌کنه، بهش می‌گن دلی بال

1330
01:23:15,566 --> 01:23:18,236
دقیقاً جایی که رویینا، تنهایی
و در حالت عصبانی، بهش سفر کرد

1331
01:23:18,736 --> 01:23:21,114
عسل دیوانه کننده. یه قاشق از این سم

1332
01:23:21,239 --> 01:23:24,909
باعث ضعف، تب و توهم می‌شه

1333
01:23:25,118 --> 01:23:29,831
همون گل‌هایی رو توی باغت کاشتی
که همون عسل سمی رو می‌شد ازش گرفت

1334
01:23:30,415 --> 01:23:32,792
.من نمی‌تونستم همچین کاری بکنم
آدمِ این کارها نیستم

1335
01:23:34,252 --> 01:23:36,170
دخترت تسخیر نشده بود

1336
01:23:37,463 --> 01:23:38,548
...مسموم شده بود

1337
01:23:38,673 --> 01:23:40,883
اون هم توسط مادرش که
نمی‌تونست رهاش کنه

1338
01:23:41,759 --> 01:23:45,304
که با عشق و علاقه، دوز کنترل‌شده‌ای

1339
01:23:45,471 --> 01:23:48,266
از عسل سمی رو چایی‌ش می‌ریخت

1340
01:23:48,433 --> 01:23:49,809
...اونقدری مریضش می‌کرد

1341
01:23:49,976 --> 01:23:53,271
تا نذاره به معشوقِ پشیمونش برگرده

1342
01:23:53,438 --> 01:23:57,024
ضعیف و درمانده، مثل یک نوزاده

1343
01:23:57,817 --> 01:23:58,860
اونجوری دوباره مال خودت می‌شد

1344
01:23:59,569 --> 01:24:01,487
تا اینکه یک اشتباهی پیش اومد

1345
01:24:01,779 --> 01:24:05,283
،مادامی که بالاخره خوابیدی
خانم سیمنوف، مواظب آلیسیا بود

1346
01:24:05,491 --> 01:24:09,996
نیمه‌شب شد و وقتی بالاخره
آلیسیا بیدار شد و مطمئناً دوباره

1347
01:24:10,163 --> 01:24:12,749
آزرده بود، اولگا رو ترسوند

1348
01:24:12,915 --> 01:24:14,751
اون‌وقت اولگا چی کار کرد؟

1349
01:24:15,418 --> 01:24:18,212
...با اینکه از حقیقت خبر نداشت

1350
01:24:18,629 --> 01:24:23,384
اولگا کاری رو کرد که معتقد بود
اگر تو بودی، انجام می‌دادی

1351
01:24:23,551 --> 01:24:28,431
و چایِ آرام‌بخشِ آغشته
به عسل رو بهش داد

1352
01:24:29,766 --> 01:24:30,975
البته با مقدار زیادی از عسل

1353
01:24:32,018 --> 01:24:33,603
خبر نداشتم

1354
01:24:34,312 --> 01:24:35,938
خبر نداشتم

1355
01:24:36,981 --> 01:24:40,651
آلیسیا دریک نرفت از بالکن
خودش رو بندازه پایین

1356
01:24:42,236 --> 01:24:44,572
با سم جنابعالی، اوردوز کرد

1357
01:24:45,364 --> 01:24:48,326
و توی خواب، قلبش ایستاد

1358
01:24:48,701 --> 01:24:51,704
...از خواب بیدار شدی

1359
01:24:51,829 --> 01:24:54,332
و دیدی که مُرده

1360
01:24:55,500 --> 01:24:56,667
...و بعدش

1361
01:24:58,377 --> 01:25:00,004
تصمیم وحشتناکت رو گرفتی

1362
01:25:00,755 --> 01:25:02,715
علامتِ انتقام کودکان رو روش زدی

1363
01:25:03,841 --> 01:25:08,387
زخمی‌ش کردی، انداختی‌ش توی آبراه
و جوری جلوه دادی که انگار خودکشی کرده

1364
01:25:09,722 --> 01:25:13,017
قربانیِ ارواح افسانه‌ای
جلوه‌ش دادی

1365
01:25:13,601 --> 01:25:16,646
دکتر عاجزت که عشق
...چشمش رو کور کرده بود

1366
01:25:16,771 --> 01:25:19,273
حین معاینه، چیز مشکوکی رو
پیدا نکرد

1367
01:25:19,482 --> 01:25:23,111
پلیس‌های خرافاتی هم
راحت خر شدن

1368
01:25:23,277 --> 01:25:26,572
مستخدم سر به هوا هم قوطی عسل رو
توی کمد ملحفه‌ها، گذاشته بود

1369
01:25:26,697 --> 01:25:29,659
از زیر قتل بچه‌ی خودت
...در رفته بودی

1370
01:25:29,784 --> 01:25:33,704
تا اینکه خانم الیور، توجه‌م رو
به یه چیزی جلب کرد

1371
01:25:33,871 --> 01:25:35,498
‫اون همه پول کجا رفته؟

1372
01:25:37,333 --> 01:25:38,501
پول درست کردنش رو ندارم

1373
01:25:38,668 --> 01:25:40,753
معمولاً فقط یک جواب
برای این سوال، وجود داره

1374
01:25:41,504 --> 01:25:42,296
اخاذی

1375
01:25:42,880 --> 01:25:45,550
به‌گمونم یه نفر دستت رو خونده

1376
01:25:45,716 --> 01:25:47,718
تو هم بهش حق‌السکوت دادی

1377
01:25:47,844 --> 01:25:49,345
بارها و بارها بهش پول دادی

1378
01:25:49,512 --> 01:25:53,182
ولی حالا که ثروتت بر باد رفته و این خونه هم
...دیگه با هیچ قیمتی فروش نمی‌ره

1379
01:25:53,349 --> 01:25:55,768
تو هم به‌شدت می‌خواستی
که به این اخاذی پایان بدی

1380
01:25:55,977 --> 01:25:57,186
ولی کار کی می‌تونست باشه؟

1381
01:25:58,354 --> 01:26:00,189
مظنون اولت دکتر فریر بود

1382
01:26:00,398 --> 01:26:02,358
شاید اونقدرها هم ساده‌لوح نبوده

1383
01:26:02,525 --> 01:26:06,404
شاید بالاخره علائمِ سم رو مشاهده کرده

1384
01:26:06,571 --> 01:26:09,699
بعدش از طرف خانم رینولدز بدجنس
...یه نامه به‌دستت رسید

1385
01:26:09,824 --> 01:26:12,118
ادعا می‌کرد که از طرف دخترت
...پیغامی دریافت کرده

1386
01:26:12,285 --> 01:26:14,221
...جزئیات زیادی از جرمت رو

1387
01:26:14,295 --> 01:26:18,383
می‌دونست و خدماتش
گران‌بها بودن

1388
01:26:18,550 --> 01:26:20,552
مطمئناً همون کسی بود
که ازت اخاذی می‌کرد

1389
01:26:20,718 --> 01:26:22,345
واسه حفظ امنیتت
باید جلوش رو می‌گرفتی

1390
01:26:22,470 --> 01:26:25,848
باید جلوی خانم رینولدز
 و دکتر فریر رو می‌گرفتی، ولی چطوری؟

1391
01:26:26,099 --> 01:26:29,936
با جلسه‌ی احضار روح، در یک خانه‌ی
 تسخیر شده، به هنگام هالووین

1392
01:26:30,186 --> 01:26:34,691
بهترین فرصت برای سرپوش گذاشتن روی
قتل کسایی بود که شک داشتی ازت اخاذی می‌کنن

1393
01:26:35,400 --> 01:26:37,610
اونجوری پشت خرافات، افسانه
و ترس، قایم می‌شدی

1394
01:26:38,528 --> 01:26:39,654
نیمه‌شب شد

1395
01:26:42,115 --> 01:26:43,116
تو هم کارت رو کردی

1396
01:26:44,534 --> 01:26:47,620
اما اونقدر عجله داشتی که توی تشخیصِ
هویت کسی که نقاب داشت، اشتباه کردی

1397
01:26:48,788 --> 01:26:51,541
با خلاص شدن از من، می‌تونستی
هدفت رو پیدا بکنی

1398
01:27:00,925 --> 01:27:03,261
من نیمه‌شب، پیش خانم سمینوف بودم

1399
01:27:03,428 --> 01:27:04,429
راست می‌گه

1400
01:27:05,221 --> 01:27:06,848
پیش من بود، ساعت رو هم دیدم

1401
01:27:07,015 --> 01:27:09,976
تو ساعتِ توی اتاق موسیقی رو دیدی

1402
01:27:10,435 --> 01:27:12,312
همون‌جایی که ازت خواسته بود منتظر بمونی

1403
01:27:12,437 --> 01:27:14,731
اتاقی که عملاً هیچ صدایی
توش نمی‌رفت

1404
01:27:14,898 --> 01:27:16,566
خودش هم قفلش کرده بود

1405
01:27:16,649 --> 01:27:19,944
و از قبل هم ساعتش رو
عوض کرده بود

1406
01:27:20,153 --> 01:27:24,324
جوری که ساعت زنگِ واقعیِ
نیمه‌شب رو نمی‌تونستی بشنوی

1407
01:27:24,532 --> 01:27:26,367
...ساعت به وقت نیمه‌شب بود، درصورتی که

1408
01:27:26,576 --> 01:27:28,036
بعد از مرگ جویس رینولدز بود

1409
01:27:30,288 --> 01:27:33,791
شواهد انکار ناپذیر، با یه تردستی
ناپدید شدن

1410
01:27:33,958 --> 01:27:35,084
فریر چی؟

1411
01:27:35,501 --> 01:27:36,920
نزدیکش نشده بود که

1412
01:27:37,086 --> 01:27:40,590
درسته، در رو قفل کرد و تنها کلیدش رو
داد دست من

1413
01:27:40,715 --> 01:27:42,634
ولی نمی‌شه دکتر فریر رو
با چاقو کشت

1414
01:27:42,717 --> 01:27:45,720
باید از تلفن، به عنوانِ
آلت قتاله استفاده کنی

1415
01:27:45,845 --> 01:27:48,765
خط خارجی، به‌خاطر طوفان
آنتن نمی‌داد

1416
01:27:48,890 --> 01:27:52,143
ولی خط داخلی، کار می‌کرد

1417
01:27:52,310 --> 01:27:55,271
هیچ‌کس نمی‌تونست
خارج از خونه، تماس بگیره

1418
01:27:56,940 --> 01:27:58,483
فقط از داخل خونه، امکان‌پذیر بوده

1419
01:27:58,691 --> 01:28:00,526
ایشون، توی اتاق غذاخوری

1420
01:28:00,693 --> 01:28:03,029
اون هم توی اتاق موسیقی
حبس شده بود

1421
01:28:03,238 --> 01:28:04,739
می‌دونم داشتی ازم اخاذی می‌کردی

1422
01:28:05,365 --> 01:28:08,785
.همه‌چیز رو پیشش اعتراف کردی
اعم از قتل جویس رینولدز

1423
01:28:09,244 --> 01:28:11,538
و همین‌طور خودکشیِ نمایشیِ دخترت

1424
01:28:11,704 --> 01:28:12,747
امکان نداره

1425
01:28:12,872 --> 01:28:14,499
بعدش تهدیدش کردی

1426
01:28:14,666 --> 01:28:16,376
هرکاری بهت می‌گم رو مو به مو بکن

1427
01:28:16,584 --> 01:28:18,503
...تهدید کردی که پسرش رو می‌کشی

1428
01:28:18,711 --> 01:28:21,548
.نه، ولش کن
دست از سرش بردار

1429
01:28:22,257 --> 01:28:24,384
...اگه به حرفت گوش نمی‌داد

1430
01:28:25,366 --> 01:28:27,910
تنها دلیل زندگی‌ش رو ازش می‌رگفتی...

1431
01:28:28,680 --> 01:28:30,640
...بهش گفته بودی که

1432
01:28:32,100 --> 01:28:33,768
چاقو رو برداره

1433
01:28:41,859 --> 01:28:43,111
این زن بابام رو کشته؟

1434
01:28:43,736 --> 01:28:44,862
و همین‌طور خانم رینولدز رو

1435
01:28:45,029 --> 01:28:46,864
و همین‌طور آلیسیا رو -
نه -

1436
01:28:48,032 --> 01:28:49,784
من هیچ‌وقت به آلیسیا
آسیب نمی‌زدم

1437
01:28:50,451 --> 01:28:52,078
تصادفی بود

1438
01:28:52,620 --> 01:28:54,330
اون کل زندگیم بود

1439
01:28:54,747 --> 01:28:56,875
مسمومش کردی -
تا ازش محافظت کنم -

1440
01:28:57,041 --> 01:28:59,752
تا کنترلش کنی -
تا در برابر تو، در امان نگه‌ش دارم -

1441
01:29:20,690 --> 01:29:22,275
نمی‌تونستم بی‌خیالش بشم

1442
01:29:24,527 --> 01:29:25,862
اون مالِ من بود

1443
01:30:30,844 --> 01:30:32,763
اون بهترین اتفاق زندگی‌م بود

1444
01:30:34,306 --> 01:30:38,268
،و اگه روحی وجود داشته باشه
تو به روحش آرامش دادی

1445
01:31:04,461 --> 01:31:05,379
ممنون

1446
01:31:05,504 --> 01:31:06,588
دکتر

1447
01:31:08,715 --> 01:31:11,843
مرگ خانم دریک رو
خودکشی اعلام می‌کنن

1448
01:31:12,010 --> 01:31:14,721
مگر اینکه خلافش رو ثابت کنی

1449
01:31:16,515 --> 01:31:18,725
...می‌شه قبل از اینکه بابت کلاهبرداری

1450
01:31:19,351 --> 01:31:21,269
تحویلم بدی، اسکورتت کنم؟

1451
01:31:24,064 --> 01:31:26,066
...وقتی صبح بشه

1452
01:31:26,233 --> 01:31:28,276
هیچ‌کدومش اهمیتی نداره

1453
01:31:28,860 --> 01:31:31,238
در نهایت، این تویی که ازم
محافظت می‌کنی، دکتر

1454
01:31:39,579 --> 01:31:40,706
بی‌خیال لئوپولد

1455
01:31:40,956 --> 01:31:42,332
بذار دکمه یقه‌ت رو ببندم

1456
01:31:42,499 --> 01:31:43,667
نمی‌خواد خانم اولگا

1457
01:31:43,834 --> 01:31:44,960
خیلی هوشمندانه‌ست‌ها

1458
01:31:45,377 --> 01:31:47,087
به کت نیازی ندارم -
سردت می‌شه -

1459
01:31:47,212 --> 01:31:48,171
طوری‌م نمی‌شه

1460
01:31:48,296 --> 01:31:50,215
می‌دونم هوا آفتابیه، ولی باز هم سرده

1461
01:31:50,340 --> 01:31:52,050
اینجوری خیلی بهتره -
نمی‌خواد خانم اولگا، ممنون -

1462
01:31:52,217 --> 01:31:53,593
خیلی خوش‌تیپ شدی -
ممنون -

1463
01:31:55,512 --> 01:31:56,638
خانم

1464
01:31:57,305 --> 01:32:00,892
.با من و آقای سمینوف، زندگی خواهد کرد
و هری

1465
01:32:03,145 --> 01:32:04,855
مثل پسر خودمون، باهاش
رفتار می‌کنیم

1466
01:32:05,605 --> 01:32:07,607
دوست داریم خوش‌حالش کنیم

1467
01:32:09,401 --> 01:32:11,403
تو پسر باهوشی هستی

1468
01:32:12,028 --> 01:32:15,198
و شاید از اینکه دوست داری
جلب توجه کنی، خجالت می‌کشی

1469
01:32:16,116 --> 01:32:17,951
با این احساس آشنام

1470
01:32:20,037 --> 01:32:23,165
نباید بابت اتفاقاتی که توی
این خونه افتاد، خودت رو سرزنش کنی

1471
01:32:23,915 --> 01:32:25,083
چرا باید خودش رو سرزنش کنه؟

1472
01:32:26,043 --> 01:32:27,836
ولی همه‌ش تقصیر منه

1473
01:32:28,837 --> 01:32:31,673
پول رو واسه‌ی خودت نمی‌خواستی

1474
01:32:32,215 --> 01:32:34,217
می‌خواستی باهاش به پدرت کمک کنی

1475
01:32:35,677 --> 01:32:37,012
بابام نمی‌تونست کار کنه

1476
01:32:38,138 --> 01:32:40,348
می‌خواستم با پولش
قبض‌ها رو پرداخت کنم

1477
01:32:41,767 --> 01:32:43,935
نمی‌دونستم با بقیه‌ش
باید چی کار کنم

1478
01:32:44,144 --> 01:32:48,690
رویینا دریک فکر می‌کرد که واسطه‌ی قلابی
...یا دکتر خانواده، داره ازش اخاذی می‌کنه

1479
01:32:49,649 --> 01:32:51,026
درصورتی که هیچ‌کدوم‌شون نبودن

1480
01:32:51,193 --> 01:32:53,820
فقط پسر دکتر، متوجه حقیقت شده بود

1481
01:32:53,987 --> 01:32:56,198
از روی نوشته‌های پدرم، مشخص بود

1482
01:32:57,324 --> 01:32:58,658
...مسمومیتِ عسل دیوانه کننده

1483
01:32:58,825 --> 01:33:01,411
درست مثل جریان مهرداد

1484
01:33:01,536 --> 01:33:03,038
پادشاه سم

1485
01:33:04,373 --> 01:33:07,084
توی یکی از کتاب‌های کتابخونه‌ش
داستانش رو خوندم

1486
01:33:08,293 --> 01:33:11,755
واسه همین تئوری‌م رو
محک زدم

1487
01:33:11,963 --> 01:33:13,965
براش نامه‌ی اخاذی فرستادی

1488
01:33:17,511 --> 01:33:18,762
یکی دیگه هم براش فرستادی

1489
01:33:25,352 --> 01:33:28,522
شاید این پولی که توی تشکته
یه کاربردی داشته باشه

1490
01:33:30,649 --> 01:33:32,442
تا شاید بتونی جبران کنی

1491
01:33:35,487 --> 01:33:39,074
.قبلا هم بدون خانم رینولدز، زنده موندیم
این سری حتی بهتر هم عمل می‌کنیم

1492
01:33:39,741 --> 01:33:41,702
قول می‌دم به آمریکا بریم

1493
01:33:41,868 --> 01:33:43,495
شما دوتا همراه‌مون بیاید

1494
01:33:45,580 --> 01:33:46,790
به اداره‌ی پلیس؟

1495
01:33:47,833 --> 01:33:51,461
.قراره برید به آمریکا
میزوری، اگر اشتباه نکنم

1496
01:33:51,586 --> 01:33:55,257
به‌گمونم بتونیم شما دوتا رو هم
سوار کنیم

1497
01:34:07,853 --> 01:34:09,062
ممنون

1498
01:34:13,108 --> 01:34:14,443
خیلی ممنون

1499
01:34:14,568 --> 01:34:16,445
واسه لئوپولد هم جا نگه دارید، لطفا

1500
01:34:21,533 --> 01:34:22,743
پرونده رو حل کردی

1501
01:34:23,869 --> 01:34:25,078
...ولی بهت کمک شد

1502
01:34:25,537 --> 01:34:26,538
مگه نه؟

1503
01:34:27,748 --> 01:34:28,790
صداش رو شنیدی

1504
01:34:30,876 --> 01:34:32,294
موفق باشی، رفیق

1505
01:34:32,961 --> 01:34:34,254
نگران نباش

1506
01:34:34,713 --> 01:34:37,299
،کسایی که توی این خونه می‌میرن
همیشه برمی‌گردن

1507
01:34:38,550 --> 01:34:39,843
دوباره می‌بینم‌شون

1508
01:34:48,852 --> 01:34:50,520
به‌زودی می‌بینمت، بابایی

1509
01:35:17,756 --> 01:35:19,966
.عذرخواهی نمی‌کنم
کتابم رو خراب کردی

1510
01:35:20,175 --> 01:35:22,010
.مدرکی هم نموده
باید از نو بنویسمش

1511
01:35:22,219 --> 01:35:23,887
به‌شرطی که اسمِ من
توش نباشه

1512
01:35:24,054 --> 01:35:25,889
دیگه نمی‌خوام اسمت رو بشنوم

1513
01:35:27,724 --> 01:35:30,310
.الان دیگه یه خونه‌ی ساده‌ست
همه‌چیز افشا شد

1514
01:35:33,230 --> 01:35:34,856
ولی به‌نظر میاد اون تئوری‌ها رو
باور کردی

1515
01:35:35,607 --> 01:35:36,817
آره، یه چیزی دیدی

1516
01:35:36,983 --> 01:35:38,819
تحت تاثیر مواد بودم

1517
01:35:38,985 --> 01:35:43,949
ضمیرناخودآگاهم به روشی غیرمنطقی
حقایق رو دریافت می‌کرد

1518
01:35:45,701 --> 01:35:46,702
دیدی

1519
01:35:48,286 --> 01:35:49,538
می‌دونی

1520
01:35:53,542 --> 01:35:57,629
فقط می‌دونم که نمی‌تونیم
از روح‌هامون، قایم بشیم

1521
01:35:58,714 --> 01:36:01,091
...چه واقعی باشن، چه نباشن

1522
01:36:03,989 --> 01:36:06,304
باید باهاشون صلح کنیم

1523
01:36:07,681 --> 01:36:09,766
و به زندگی‌مون برسیم

1524
01:36:09,847 --> 01:36:10,848
به هرنحوی که شده

1525
01:36:12,644 --> 01:36:14,438
چطور می‌خوای به زندگیت برسی؟

1526
01:36:58,106 --> 01:36:59,232
آقای پوآرو؟

1527
01:37:01,026 --> 01:37:02,069
آقای پوآرو؟

1528
01:37:03,987 --> 01:37:07,616
والدینت با فاصله کمی مُردن

1529
01:37:07,741 --> 01:37:09,117
بعدش هم برادرت مُرد

1530
01:37:09,326 --> 01:37:12,746
دکتر معتمدت، دوستِ عزیز خانواده‌ست

1531
01:37:12,913 --> 01:37:17,084
.برادرت مثل خودت، مجرد بود
فامیل دیگه‌ای هم نداشتین

1532
01:37:17,334 --> 01:37:19,503
خانواده‌ت نفرین نشده

1533
01:37:19,569 --> 01:37:22,990
یه حس قوی بهم می‌گه که برادرت
...یه متمم به وصیت‌نامه‌ش اضافه کرده

1534
01:37:23,198 --> 01:37:25,200
...که اگر همه اعضای خانواده‌ت مُردن

1535
01:37:25,367 --> 01:37:27,160
تمامی اموال‌تون به دکتره می‌رسه

1536
01:37:27,327 --> 01:37:30,080
و یه حس قوی‌تر بهم می‌گه
که همون دکتر کشتت‌شون

1537
01:37:30,247 --> 01:37:32,082
و گفته که به مرگ طبیعی مُردن

1538
01:37:32,249 --> 01:37:35,335
.و جونت در خطره
بهتره بشینی

1539
01:37:47,222 --> 01:37:48,223
بفرما

1540
01:37:50,684 --> 01:37:55,105
.خب اگر اشتباه می‌کنم، بگو
دکترتون، دوست خانوادگی‌تون بود؟

1541
01:37:55,272 --> 01:37:58,567
تا اینجاش مشخصه که دوستِ
دوران بچگی‌ت بوده

1542
01:37:58,692 --> 01:38:01,486
هرچند مادرت با تو
صمیمی‌تر بود، درسته؟

1543
01:38:01,510 --> 01:38:21,510
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1544
01:38:21,534 --> 01:38:38,534
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

