﻿1
00:00:51,635 --> 00:00:56,515
‫به نیواورلینز خوش آمدید فانی‌های جاهل.

2
00:00:56,682 --> 00:00:59,560
‫شهری مملو از فراطبیعی‌ها.

3
00:01:00,727 --> 00:01:04,857
‫شهری که تشیع‌جنازه‌های غم‌انگیز
‫به جشن و سرور ختم می‌شود.

4
00:01:05,983 --> 00:01:08,986
‫مکانی که مرگ پایان ماجرا نیست...

5
00:01:09,194 --> 00:01:11,530
‫بلکه شروعی بدیع است.

6
00:01:12,030 --> 00:01:16,743
‫چنانچه حتی غم و اندوه هم
‫می‌تواند دروازه‌ای رو به نشاط باشد...

7
00:01:17,369 --> 00:01:20,831
‫البته اگر مایل به قدم برداشتن
‫در چنین مسیری باشید.

8
00:01:26,879 --> 00:01:29,464
‫ساعت ۱۱:۵۸ـه! بیاید آماده بشیم.

9
00:01:36,346 --> 00:01:37,890
‫- به به.
‫- هی ببخشید بارتندر عزیز.

10
00:01:39,391 --> 00:01:43,604
‫ببخشید. ببخشید. عذر می‌خوام آقای بارتندر.
‫می‌شه یه نوشیدنی واسم بریزی؟ باشه.

11
00:01:44,062 --> 00:01:45,063
‫بفرما.

12
00:01:46,398 --> 00:01:47,649
‫نوشیدنیِ من مالِ شما.

13
00:01:49,234 --> 00:01:50,527
‫اینطوری پس خودتون چی؟

14
00:01:50,652 --> 00:01:52,279
‫مشکلی نیست،
‫نمی‌خوام زیاد بخورم.

15
00:01:53,822 --> 00:01:54,865
‫شاید بتونیم
‫باهم بخوریـمش.

16
00:01:55,240 --> 00:01:56,241
‫آره.

17
00:01:56,909 --> 00:01:58,493
‫با کسی اومدی؟

18
00:01:58,702 --> 00:01:59,620
‫بله.

19
00:01:59,786 --> 00:02:00,954
‫با همکارهام به اینجا اومدم...

20
00:02:01,079 --> 00:02:03,498
‫که الان پشتـم هستن
‫و مطمئنـم خیلی هم داغون به نظر میان.

21
00:02:05,459 --> 00:02:07,085
‫شغلتون چیه؟

22
00:02:07,961 --> 00:02:09,296
‫متخصص اخترفیزیک‌ام.

23
00:02:10,339 --> 00:02:11,632
‫یعنی می‌شه...

24
00:02:11,840 --> 00:02:13,592
‫دانشمندِ موشک‌ساز دیگه؟

25
00:02:14,551 --> 00:02:16,595
‫- نورشناسیـه بیشتر. لنز می‌سازم.
‫- نورشناسی.

26
00:02:16,720 --> 00:02:19,473
‫مثلاً در حال حاضر دارم
‫روی یه فرمولی کار می‌کنم تا با ترکیبِ

27
00:02:19,640 --> 00:02:21,558
‫دستورالعمل‌هایی که موجوده
‫به همراهِ مواردی که از...

28
00:02:21,725 --> 00:02:23,227
‫مکانیک کوانتومی یاد می‌گیریم،
‫«ماده تاریک» رو ترسیم کنیم...
‫[اشاره به بخش گمشده و نامرئی از جرم کیهان]

29
00:02:23,393 --> 00:02:24,394
‫و واقعاً هم خیلی پیچیده‌ست اما...

30
00:02:24,603 --> 00:02:27,147
‫بله، انگار که سعی دارید
‫چیزمیزهای نامرئی‌ رو ببینید.

31
00:02:27,606 --> 00:02:29,316
‫دقیقاً شغلم همینـه.

32
00:02:29,483 --> 00:02:31,026
‫ولی تو خیلی بهتر توصیفـش کردی.

33
00:02:31,235 --> 00:02:33,403
‫آخه خودمم یه جورایی...

34
00:02:33,862 --> 00:02:35,531
‫شغلـم تو همین مایه‌هاست.

35
00:02:35,656 --> 00:02:36,990
‫من کارم گردشگریِ ارواحـه.

36
00:02:39,034 --> 00:02:40,827
‫پس اصلاً کارت به شغل من ربطی نداره.

37
00:02:40,994 --> 00:02:43,413
‫ابداً، ولی یه جورایی شبیه بهشـه.

38
00:02:44,289 --> 00:02:46,792
‫به مردم کمک می‌کنم
‫بهتر نگاه کنن تا همه‌چیز رو ببینن.

39
00:02:46,917 --> 00:02:48,544
‫مثل ارواحی که توی هوا معلق‌ان.

40
00:02:48,710 --> 00:02:49,753
‫- توهمات...
‫- ده!

41
00:02:49,920 --> 00:02:51,588
‫- ...ارواحی که از دیوارها عبور می‌کنن...
‫- نه! هشت!

42
00:02:51,755 --> 00:02:53,924
‫- ...و ملت رو تسخیر می‌کنن.
‫- داری مسخره‌ام می‌کنی...

43
00:02:54,091 --> 00:02:55,259
‫هفت!

44
00:02:55,342 --> 00:02:57,427
‫- ...ولی یک بار بیا باهم بریم گردشگری.
‫- شش! پنج!

45
00:02:57,636 --> 00:02:58,720
‫- باشه.
‫- چهار!

46
00:02:58,887 --> 00:02:59,721
‫آره.

47
00:02:59,888 --> 00:03:02,975
‫سه! دو! یک!

48
00:03:03,475 --> 00:03:05,435
‫سال نو مبارک!

49
00:03:08,480 --> 00:03:09,481
‫من بن هستم.

50
00:03:11,024 --> 00:03:12,025
‫منم آلیسام.

51
00:03:13,402 --> 00:03:14,403
‫بن؟

52
00:03:16,363 --> 00:03:17,364
‫بن!

53
00:03:23,078 --> 00:03:23,996
‫بن؟

54
00:03:26,290 --> 00:03:29,877
‫گوش کن، اصلاً دلـم نمی‌خواد
‫روز بدت رو بدتر کنم...

55
00:03:30,043 --> 00:03:31,545
‫اما این کارت پایان خوشی نداره.

56
00:03:31,712 --> 00:03:34,631
‫چی باعث شده که
‫فکر کنی روز بدی رو دارم پشت‌سر می‌ذارم؟

57
00:03:34,756 --> 00:03:36,133
‫چی شده که باعث شده
‫من فکر کنم داری روز بدی رو پشت‌سر می‌ذاری؟

58
00:03:36,383 --> 00:03:38,135
‫بخاطر اینکه یه حموم نمی‌ری.

59
00:03:40,679 --> 00:03:41,680
‫بیا.

60
00:03:43,765 --> 00:03:45,017
‫چند نفرن؟

61
00:03:45,559 --> 00:03:47,352
‫- هفت تا.
‫- خیله‌خب، هفت نفرن.

62
00:03:47,436 --> 00:03:49,146
‫چرا هنوزم گردشگرهاش
‫رو دنبال خودت می‌کشونی؟

63
00:03:49,313 --> 00:03:50,689
‫ببین، می‌تونم از
‫درِ پشتی فراریت بدم‌ها.

64
00:03:50,814 --> 00:03:52,649
‫نه، دنبالـم میان.

65
00:03:54,026 --> 00:03:55,402
‫همیشه همین کار رو می‌کنن.

66
00:03:55,819 --> 00:03:56,862
‫آره.

67
00:03:59,031 --> 00:04:01,074
‫شما همون راهنمای تور، بنی؟

68
00:04:01,283 --> 00:04:03,327
‫- بله همینطوره.
‫- من اهل شهر سیراکیوسـم.

69
00:04:03,493 --> 00:04:05,871
‫عالیه. فهرست اسامیـتون رو می‌خونم
‫ببینیم کی هست کی نیست.

70
00:04:05,954 --> 00:04:08,207
‫و فقط کافیه بگید «هستم»، همین...

71
00:04:08,373 --> 00:04:10,125
‫و دیگه توضیح اضافه هم ندید، خب؟

72
00:04:11,084 --> 00:04:13,670
‫- خب اولین نفر آقای «جان پلوسو»؟
‫- حاضر.

73
00:04:13,795 --> 00:04:15,506
‫۵۰ سال تموم حسابدار بودم.

74
00:04:15,631 --> 00:04:16,673
‫به شخمم.

75
00:04:16,798 --> 00:04:18,884
‫ظاهراً نفر بعدی کارولـه...

76
00:04:19,092 --> 00:04:20,177
‫اینجام!

77
00:04:20,385 --> 00:04:22,054
‫من کارولـم. شمام کارولی؟

78
00:04:22,304 --> 00:04:25,307
‫آره، وای خیلی خنده‌داره!

79
00:04:25,807 --> 00:04:28,268
‫اسم کارول خیلی زیاده‌ها.

80
00:04:35,317 --> 00:04:37,069
‫مگه این ساختمون تسخیرشده نبود؟

81
00:04:37,236 --> 00:04:39,947
‫تورمون تاریخیـه و پیاده‌روی داره.
‫هی، هی، هی.

82
00:04:40,364 --> 00:04:42,115
‫همه‌چیز رو بهتون نشون می‌دم
‫و درموردشون توضیح می‌دم.

83
00:04:42,366 --> 00:04:43,408
‫خبری از داستان‌های ارواح نیست.

84
00:04:48,956 --> 00:04:49,998
‫خب...

85
00:04:50,582 --> 00:04:53,752
‫شنیدم اون کلیسای بزرگی که اونجاست...
‫روح داره.

86
00:04:53,919 --> 00:04:55,379
‫ارواح حقیقت ندارن.

87
00:04:55,504 --> 00:04:56,713
‫من به ارواح اعتقاد دارم.

88
00:04:56,922 --> 00:05:01,885
‫خاله‌ام باربارا خیلی پرنده‌ها رو دوست داشت
‫و عاشق مرغ مگس‌خوار بود.

89
00:05:02,052 --> 00:05:04,596
‫به نظرتون روز تشیع‌جنازه‌اش،
‫چی دیدیم؟

90
00:05:04,721 --> 00:05:05,722
‫یه مرغ مگس‌خوار!

91
00:05:05,848 --> 00:05:07,474
‫خیله‌خب، کارول‌ها...

92
00:05:07,599 --> 00:05:10,686
‫بذارید رک و پوست‌کنده
‫حرفـم رو بهتون بزنم.

93
00:05:10,853 --> 00:05:14,106
‫من توی همۀ خونه‌های تسخیرشدۀ...

94
00:05:14,189 --> 00:05:16,024
‫اکثر شهرهای تسخیرشدۀ دنیا بودم.

95
00:05:16,191 --> 00:05:18,235
‫حتی ۷۲ ساعت هم
‫توی اون خونده وقت‌ گذروندم.

96
00:05:18,735 --> 00:05:19,820
‫می‌خواید بدونید
‫چی دستگیرم شد؟

97
00:05:21,655 --> 00:05:23,490
‫هیچی. هیچیِ هیچی.

98
00:05:23,615 --> 00:05:26,702
‫ارواح وجود ندارن. زندگی آشغالـه.
‫همۀ ما آشغالیـم!

99
00:05:32,583 --> 00:05:33,542
‫شرمنده...

100
00:05:33,917 --> 00:05:35,127
‫ببخشید.

101
00:05:36,420 --> 00:05:37,421
‫بسیارخب، بریم.

102
00:05:37,445 --> 00:05:47,445
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

103
00:05:47,469 --> 00:05:57,469
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

104
00:05:57,493 --> 00:06:07,493
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

105
00:06:50,118 --> 00:06:51,495
‫به خونه خوش اومدی.

106
00:06:57,167 --> 00:06:58,210
‫هی.

107
00:07:00,629 --> 00:07:01,588
‫کارگرهان.

108
00:07:01,672 --> 00:07:04,216
‫بله، ما رسیدیم.
‫شما چقدر با ما فاصله دارید؟

109
00:07:04,424 --> 00:07:07,219
‫چطوری چهار ساعت دیگه می‌رسید؟
‫با همدیگه حرکت کرده بودیم‌ها.

110
00:07:10,097 --> 00:07:11,682
‫آره.
‫نه، ناهار خوردنـتون رو می‌فهمم...

111
00:07:11,849 --> 00:07:13,934
‫ولی به نظرم دیگه شامم خوردید
‫و یه فیلمم تماشا کردید.

112
00:07:16,311 --> 00:07:17,688
‫هروقت رسیدید می‌بینمتون.

113
00:07:18,689 --> 00:07:20,190
‫از دست این کارگرها.

114
00:07:22,109 --> 00:07:23,110
‫تراویس؟

115
00:07:23,944 --> 00:07:25,279
‫اینجام مامان.

116
00:07:25,863 --> 00:07:27,739
‫فقط دارم به خونه یه نگاهی می‌اندازم.

117
00:07:40,002 --> 00:07:42,337
‫وقتـشه. وقتـشه.
‫یکی اومده.

118
00:07:42,504 --> 00:07:43,714
‫همه برید سرجاهاتون.
‫سرجاهاتون.

119
00:07:48,051 --> 00:07:49,386
‫می‌تونه ما رو ببینه.

120
00:08:05,319 --> 00:08:08,447
‫اینجا رو تعمیرش که بکنیم
‫فوق‌العاده می‌شه.

121
00:08:13,118 --> 00:08:14,161
‫به به.

122
00:08:14,578 --> 00:08:15,746
‫می‌خوای اتاقت رو انتخاب کنی؟

123
00:08:17,456 --> 00:08:18,832
‫احتمالاً طبقۀ بالا باشه.

124
00:08:19,791 --> 00:08:21,043
‫- خوشت اومده؟
‫- نه.

125
00:08:56,203 --> 00:08:57,246
‫امروز نه.

126
00:09:35,200 --> 00:09:36,493
‫به خونه خوش اومدید!

127
00:09:42,207 --> 00:09:43,876
‫نه، نه، نه!

128
00:09:53,135 --> 00:09:54,303
‫عزیزدلـم چی شده؟

129
00:09:54,511 --> 00:09:56,597
‫اینجا تسخیرشده‌ست!

130
00:09:56,805 --> 00:09:57,890
‫خیله‌خب، یه لحظه وایسا.

131
00:09:58,015 --> 00:10:01,518
‫می‌دونم اینجا به اندازه‌ای
‫که می‌خواستم گرم و نرم نیست.

132
00:10:02,644 --> 00:10:04,980
‫ولی فکر کنم روز که بشه،
‫احساس بهتری پیدا کنی.

133
00:10:06,273 --> 00:10:09,860
‫هی، وایسا برم یه شمع با رایحۀ وانیل روشن کنم،
‫مطمئن نظرت عوض می‌شه.

134
00:10:10,694 --> 00:10:11,820
‫مطمئنی عوض می‌شه؟

135
00:10:12,863 --> 00:10:16,074
‫عزیزدلـم لطفا یه فرصت به این خونه بده.

136
00:10:16,408 --> 00:10:17,826
‫دیگه خونۀ ماست.

137
00:10:23,832 --> 00:10:25,501
‫نه. جمع کن بریم.

138
00:10:31,632 --> 00:10:32,508
‫نه، نه.

139
00:10:33,926 --> 00:10:35,469
‫بجنب، سوار ماشین شو.
‫سوار ماشین شو.

140
00:10:36,595 --> 00:10:38,764
‫- کمربندت. اول ایمنی.
‫- چرا نمی...

141
00:10:38,931 --> 00:10:40,641
‫- آروم، آروم، از پسش برمیای. تو می‌تونی.
‫- باشه.

142
00:10:40,807 --> 00:10:41,892
‫- مامانی پیشتـه.
‫- باشه.

143
00:10:42,059 --> 00:10:44,269
‫نگران نباش. درسته که عتیقه دوست دارم
‫ولی نه دیگه به این اندازه!

144
00:10:55,030 --> 00:10:56,907
‫برمی‌گردید.

145
00:10:57,115 --> 00:10:59,576
‫برمی‌گردید.

146
00:11:00,803 --> 00:11:04,857
‫[عمارتِ تسخیرشده]

147
00:11:11,046 --> 00:11:13,882
‫خب، خیله‌خب. پیشتـم آلیسا.

148
00:11:23,892 --> 00:11:26,061
‫ببخشید، سلام، شما آقایی
‫که اینجا زندگی می‌کنه رو می‌شناسید؟

149
00:11:26,687 --> 00:11:28,564
‫آره ولی آدم خونگرمی نیست.

150
00:11:34,403 --> 00:11:35,404
‫آهای؟

151
00:11:40,367 --> 00:11:42,411
‫- خب پس نابغه‌ها وضع زندگیـشون اینطوریه.
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟

152
00:11:42,536 --> 00:11:44,162
‫آروم، آروم باش،
‫من دزد نیستم!

153
00:11:44,329 --> 00:11:46,623
‫نه، ببین... گنجی که
‫من دنبالـشم، توی بهشتـه.

154
00:11:46,832 --> 00:11:49,042
‫کدوم آدم خلی همینطوری
‫واردِ خونۀ یه آدم دیگه می‌شه؟

155
00:11:49,459 --> 00:11:53,589
‫شرمنده، ولی شانس فقط یک‌بار
‫درِ خونۀ آدم رو می‌زنه.

156
00:11:53,797 --> 00:11:55,299
‫- درست مثل الان.
‫- چی؟

157
00:11:55,465 --> 00:11:57,676
‫چرا داری...
‫چرا گربه بغلتـه؟

158
00:11:57,926 --> 00:11:59,344
‫- مال شما نیست؟
‫- نه.

159
00:11:59,553 --> 00:12:02,264
‫فکر کردم مال شماست.
‫خیلی سعی داشت وارد بشه.

160
00:12:02,931 --> 00:12:05,893
‫برو دوست پشمالوی من. برو.

161
00:12:06,435 --> 00:12:09,271
‫گمونم این کوچولو می‌تونست
‫تموم انرژی‌های مثبتی که...

162
00:12:09,438 --> 00:12:10,439
‫از این خونۀ دلپذیر...

163
00:12:11,982 --> 00:12:13,358
‫خارج می‌شه رو حس کنه.

164
00:12:13,525 --> 00:12:15,485
‫بهتر نیست یکی از
‫پنجره‌ها رو وا کنیم؟

165
00:12:17,237 --> 00:12:18,947
‫راستی، من پدر کنت هستم.

166
00:12:19,072 --> 00:12:20,574
‫سلام کنت.

167
00:12:20,824 --> 00:12:23,452
‫- اجازه هست بشینم؟
‫- نخیرم، نمی‌خواد.

168
00:12:23,619 --> 00:12:24,620
‫باشه، باشه.

169
00:12:24,912 --> 00:12:27,206
‫فقط یه سوال می‌پرسم و می‌رم پی کارم.

170
00:12:28,540 --> 00:12:30,042
‫می‌خوای قهرمان بشی؟

171
00:12:31,335 --> 00:12:32,294
‫نخیر.

172
00:12:32,961 --> 00:12:34,922
‫- آمادگی داری مغزت بپوکه؟
‫- به سلامت.

173
00:12:35,130 --> 00:12:36,089
‫دو کلمه بگم می‌رم.

174
00:12:36,256 --> 00:12:38,050
‫عکاسی با دوربین طیف.

175
00:12:38,842 --> 00:12:39,843
‫آها.

176
00:12:40,010 --> 00:12:41,345
‫توجه‌ات رو جلب کرد؟

177
00:12:41,553 --> 00:12:43,430
‫چون خودم بدجور تو نَخِشـم.

178
00:12:44,473 --> 00:12:47,643
‫یعنی واقعاً دوربینی ساختی
‫که انقدر قدرتمنده که...

179
00:12:47,893 --> 00:12:50,187
‫می‌تونه از «ذرات شبح‌گونه» عکسبرداری بکنه؟

180
00:12:50,687 --> 00:12:53,357
‫نخیر، من چنین ادعایی نکردم.
‫خبرگزاری‌ها اینطوری گفتن.

181
00:12:53,482 --> 00:12:56,527
‫در هر صورت، در سطح حرفه‌ای،
‫مورد تمسخر قرار گرفتـم.

182
00:12:56,652 --> 00:12:58,153
‫هی دکتر فرانکشتاین.

183
00:12:58,320 --> 00:13:01,406
‫مردی سرشار از علم و دانش بود،
‫که ملت بهش هجوم بردن.

184
00:13:01,615 --> 00:13:02,616
‫علت چی بود؟

185
00:13:02,741 --> 00:13:04,076
‫بخاطر اینکه سعی داشت
‫چیزی رو خلق بکنه.

186
00:13:04,243 --> 00:13:05,953
‫ایشون هیولا خلق کرد خب؟

187
00:13:06,119 --> 00:13:09,206
‫که اگه اشتباه نکنم، چند نفری
‫رو هم کشته به گمونم. درست می‌گم؟

188
00:13:09,373 --> 00:13:12,417
‫هی هیولای هر آدم، واسه
‫یه آدم دیگه فقط حکم لباس هالووین رو داره.

189
00:13:13,335 --> 00:13:16,046
‫- وای، پشم‌هام. خیله‌خب بریم.
‫- باشه، به حرف‌هام گوش کن.

190
00:13:16,213 --> 00:13:18,257
‫یه خانم خیلی خوبی بهم زنگ زد.

191
00:13:18,382 --> 00:13:20,175
‫یه بچۀ کوچولوی دوست‌داشتنی هم داره...

192
00:13:20,300 --> 00:13:21,844
‫و از نظرشون خونه‌ـشون تسخیرشده‌ست.

193
00:13:22,010 --> 00:13:24,263
‫ازم خواست مراسم جن‌گیری برگزار کنم...

194
00:13:24,805 --> 00:13:26,849
‫ولی از نظر من، به یه...

195
00:13:27,015 --> 00:13:28,267
‫متخصص موجودات فراطبیعی نیاز دارن.

196
00:13:28,767 --> 00:13:31,019
‫- من راهنمای تورم.
‫- تو بن متایسی.

197
00:13:31,186 --> 00:13:33,355
‫توی یه مرکز فضایی کار کردی
‫و تلسکوپ می‌ساختی.

198
00:13:33,522 --> 00:13:36,608
‫قبلشم که متخصص اخترفیزیک توی سرن بودی.
‫[سازمان اروپایی برای تحقیقات هسته‌ای]

199
00:13:37,109 --> 00:13:38,902
‫حالا شدی راهنمای تور؟

200
00:13:39,194 --> 00:13:42,281
‫انگار که مایکل جردن بیسبال بازی کنه.
‫[بازیکن بسکتبال]

201
00:13:42,739 --> 00:13:44,575
‫بیا برگرد به جایی  که بهش متعلقی.

202
00:13:44,741 --> 00:13:46,034
‫توی مسیر درست قدم بردار.

203
00:13:46,285 --> 00:13:48,328
‫احتمالاً این زن مخش تاب برداشته.

204
00:13:48,495 --> 00:13:50,497
‫چیزی به اسم ارواح وجود ندارن.

205
00:13:50,622 --> 00:13:51,748
‫خب پس ضررش کجاست...

206
00:13:51,874 --> 00:13:55,752
‫که یک ساعت تا شمال برونی،
‫با دوربین ارواحت چهارتا عکسم بگیری...

207
00:13:55,961 --> 00:13:57,379
‫و خیالـشون رو راحت بکنی.

208
00:13:57,588 --> 00:13:59,756
‫امکان نداره یک ساعت
‫رانندگی بکنم تا...

209
00:13:59,965 --> 00:14:00,966
‫پول می‌ده‌ها.

210
00:14:02,217 --> 00:14:03,343
‫دو هزار دلار.

211
00:14:03,468 --> 00:14:04,678
‫آدرسش کجاست؟

212
00:14:05,262 --> 00:14:06,388
‫پول حلالِ مشکلاتـه.

213
00:14:06,513 --> 00:14:08,223
‫هی واسه منـم همینه‌ها. ولی ساکت!

214
00:14:08,390 --> 00:14:09,391
‫هیچی نگو.

215
00:14:09,933 --> 00:14:12,019
‫این یارو که تو آسمون‌هاست
‫همیشه حواسش هست...

216
00:14:12,186 --> 00:14:14,563
‫و واقعا افسارم دستـشه.

217
00:14:15,189 --> 00:14:17,065
‫- آره، زیادی هم دستـش نیست.
‫- هی گوش بده.

218
00:14:17,232 --> 00:14:19,026
‫شغل من ایمان داشتنـه...

219
00:14:19,568 --> 00:14:20,819
‫و بهت ایمان دارم.

220
00:14:45,469 --> 00:14:49,640
‫می‌دونی چقدر تفاوت‌هامون زیاده،
‫ولی کنار هم ترکیبِـمون خداست؟

221
00:14:50,182 --> 00:14:51,183
‫قبول دارم.

222
00:14:51,725 --> 00:14:54,978
‫خب این مثل یه پُلیـه
‫بین کار من و کار تو.

223
00:14:55,187 --> 00:14:56,355
‫درسته؟ خب نگاه کن حالا.

224
00:14:59,608 --> 00:15:00,651
‫داری چیکار...

225
00:15:03,237 --> 00:15:04,238
‫یه لنزـه.

226
00:15:06,573 --> 00:15:08,075
‫- عه لنزه!
‫- مراقب باش.

227
00:15:08,784 --> 00:15:09,701
‫لنز کوانتومی...

228
00:15:09,910 --> 00:15:12,496
‫که اگه همه‌چیز طبق انتظاراتـم پیش بره...

229
00:15:13,163 --> 00:15:14,915
‫زندگیـمون از این رو به اون رو می‌شه.

230
00:15:53,579 --> 00:15:55,956
‫خیله‌خب، بذار ببینمش.

231
00:15:58,333 --> 00:15:59,334
‫چی شد؟

232
00:16:01,753 --> 00:16:03,839
‫بعله، شارژش تموم شده.

233
00:16:09,553 --> 00:16:11,138
‫- بن؟
‫- گبی؟

234
00:16:11,930 --> 00:16:14,141
‫- اومدید!
‫- از آشنایی باهاتون خوشحالم. ببخشید دیر کردم.

235
00:16:14,600 --> 00:16:17,269
‫نزدیک خونه مِه گرفته بود
‫و عجیب و غریب شده بود ولی...

236
00:16:17,436 --> 00:16:19,897
‫- آره، موضوع...
‫- مشکلی نیست.

237
00:16:20,564 --> 00:16:21,607
‫وایسا!

238
00:16:22,191 --> 00:16:24,526
‫قبل از اینکه وارد این خونه بشی
‫باید بهت هشدار بدم.

239
00:16:26,278 --> 00:16:28,113
‫اوضاع خیطه، خیلی خیطه.

240
00:16:28,322 --> 00:16:29,489
‫درسته که خیلی بهت نیاز دارم...

241
00:16:30,908 --> 00:16:31,783
‫ولی می‌تونی بری و پشت‌سرتم نگاه نکنی.

242
00:16:31,992 --> 00:16:33,327
‫- نه، نه، نه.
‫- آره، بهتره بری.

243
00:16:33,493 --> 00:16:35,120
‫- اگه بخوای بری، مشکلی نداره.
‫- مشکلی ندارم گبی.

244
00:16:35,370 --> 00:16:36,788
‫من از چهار تا روح که نمی‌ترسم.

245
00:16:37,497 --> 00:16:38,665
‫الان اینجوری می‌گی.

246
00:16:39,208 --> 00:16:40,334
‫ولی واقعاً...

247
00:16:40,584 --> 00:16:42,628
‫این ماجرا ممکنه
‫کلِ مسیر زندگیت رو تغییر بده.

248
00:16:43,462 --> 00:16:45,130
‫به محض اینکه وارد بشی، تمومه.

249
00:16:45,297 --> 00:16:47,466
‫هیچ راه برگشتی وجود نداره.

250
00:16:47,674 --> 00:16:49,927
‫گمونم حاضرم خطرش رو به جون بخرم.

251
00:16:50,135 --> 00:16:51,094
‫راستی، مبلغی که...

252
00:16:52,554 --> 00:16:53,514
‫عالی شد.

253
00:16:54,181 --> 00:16:54,973
‫بسیارخب.

254
00:16:55,224 --> 00:16:56,058
‫لعنتی!

255
00:16:56,433 --> 00:16:59,144
‫- بله.
‫- نیازی نبود انقدر بپردازی.

256
00:16:59,353 --> 00:17:02,022
‫- حتی مطمئن نیستم قبول کنم یا نه.
‫- نه، خواهش می‌کنم قبول کنید.

257
00:17:02,189 --> 00:17:03,440
‫باشه، قبول می‌کنم.

258
00:17:03,815 --> 00:17:06,276
‫خب نظرت چیه یکم بیشتر
‫درمورد این خونه واسم بگی؟

259
00:17:06,777 --> 00:17:08,445
‫احتمالاً بهتره که نشونت بدم.

260
00:17:08,654 --> 00:17:10,197
‫- آره، آره، بریم ببینم.
‫- باشه.

261
00:17:10,364 --> 00:17:11,365
‫باشه.

262
00:17:17,663 --> 00:17:18,747
‫اون‌ها کی هستن؟

263
00:17:19,581 --> 00:17:21,708
‫مشخص نیست.
‫از بومی‌ها پرسیدم.

264
00:17:21,875 --> 00:17:25,546
‫تئوری‌های جالبِ زیادی
‫درمورد این خونه موجوده.

265
00:17:26,880 --> 00:17:28,549
‫خب، ایشون پسرمه.

266
00:17:29,967 --> 00:17:32,678
‫که اینجا می‌خوابه.
‫به دلایلی، اینجا امن‌تر از جاهای دیگه‌ست.

267
00:17:33,095 --> 00:17:35,138
‫و شما دو نفر تنهاییـد؟

268
00:17:36,181 --> 00:17:38,058
‫آره خب، پدرش...

269
00:17:38,725 --> 00:17:39,893
‫سلام عزیزدلم!

270
00:17:41,019 --> 00:17:41,937
‫سلام رفیق.

271
00:17:42,145 --> 00:17:44,606
‫می‌خوای بیای بیرون و
‫با آقای متایس آشنا بشی؟

272
00:17:46,650 --> 00:17:47,526
‫این چیه اینجا؟

273
00:17:48,068 --> 00:17:49,152
‫خطِ دفاعی.

274
00:17:49,361 --> 00:17:51,780
‫توی خطِ دفاعیـت،

275
00:17:52,322 --> 00:17:53,532
‫اکشن گای هم داری؟

276
00:17:54,366 --> 00:17:56,952
‫اکشن گای کیه دیگه؟

277
00:17:57,119 --> 00:17:58,662
‫اکشن گای رو می‌شناسی دیگه، نه؟

278
00:17:58,871 --> 00:18:00,080
‫همونی که کفش داره؟

279
00:18:00,247 --> 00:18:01,081
‫یادت میاد؟

280
00:18:01,248 --> 00:18:02,374
‫- سلاحـشه؟
‫- آره.

281
00:18:02,499 --> 00:18:04,251
‫از اون کفش به عنوان سلاح استفاده می‌کنه.

282
00:18:04,376 --> 00:18:07,588
‫و یه تکیه کلامی داشت
‫که همیشه می‌گفت...

283
00:18:08,255 --> 00:18:10,424
‫«تکرار کن! تکرار کن پسر!»

284
00:18:10,549 --> 00:18:11,508
‫یادت نمیاد؟

285
00:18:11,675 --> 00:18:13,010
‫مثل این می‌مونه که ابولیتا دمپایی دستش بگیره!

286
00:18:14,178 --> 00:18:17,389
‫شایدم فقط من توی ارزون‌فروشی‌ام داشتمش.

287
00:18:17,598 --> 00:18:18,515
‫ولی شما چی؟

288
00:18:18,724 --> 00:18:20,392
‫من توی نیویورک دکتر بودم...

289
00:18:20,559 --> 00:18:21,852
‫و مادرم اهل اینجاست.

290
00:18:22,186 --> 00:18:23,979
‫و فقط قصدمون این بود
‫که زندگیـمون رو از نو شروع کنیم.

291
00:18:24,188 --> 00:18:25,606
‫همیشه می‌خواستم برگردم...

292
00:18:26,398 --> 00:18:27,691
‫و یه اقامتگاه به پا کنم.

293
00:18:28,650 --> 00:18:31,945
‫عجب واکنش غیرارادی و عجیبی.

294
00:18:32,237 --> 00:18:33,614
‫از اقامتگاه خوشت نمیاد؟

295
00:18:33,739 --> 00:18:34,907
‫مشکلی ندارم باهاش، فقط...

296
00:18:35,866 --> 00:18:38,535
‫راستش به چشم من یه مُشت
‫غریبه دور همدیگه جمع می‌شن...

297
00:18:38,911 --> 00:18:40,412
‫و با هم صحبت می‌کنن و گپ می‌زنن.

298
00:18:40,662 --> 00:18:42,623
‫احوالپرسی و این چرت‌وپرت‌ها،
‫می‌دونی...

299
00:18:42,789 --> 00:18:46,335
‫و راستش اگه بخوام حقیقت رو بگم،
‫بدترین کابوس زندگیـمه.

300
00:18:47,628 --> 00:18:49,630
‫خب کمک بزرگی بود. ممنون.

301
00:18:51,048 --> 00:18:54,343
‫خب همونطور که
‫می‌دونید خونوادۀ کوچکی داریم.

302
00:18:54,468 --> 00:18:55,969
‫اینجا رم از توی «زیلو» پیدا کردم.

303
00:18:56,220 --> 00:18:58,305
‫فکر می‌کردم شیوۀ خوبیه برای...

304
00:18:58,430 --> 00:19:01,308
‫برای اینکه پسرم با آدم‌های
‫جدید و جالبی آشنا بشه.

305
00:19:01,475 --> 00:19:02,559
‫دوست‌هاش خیلی دردسرسازن.

306
00:19:03,268 --> 00:19:04,102
‫دوست‌های منم همینطور.

307
00:19:04,561 --> 00:19:07,272
‫بعدش دیگه اوضاع واقعاً...

308
00:19:08,065 --> 00:19:09,316
‫- بد پیش رفت.
‫- افتضاح.

309
00:19:09,900 --> 00:19:10,609
‫آره.

310
00:19:10,817 --> 00:19:14,238
‫بگذریم، پدر کنت گفتن که شما
‫یه لنز دوربین مخصوص دارید.

311
00:19:14,363 --> 00:19:15,656
‫درسته.

312
00:19:15,822 --> 00:19:17,783
‫بسیارخب، گمونم از
‫همین اتاق شروع کنیم.

313
00:19:17,908 --> 00:19:19,576
‫صبر کن، فلش نزنیدها!

314
00:19:21,453 --> 00:19:22,496
‫و...

315
00:19:22,788 --> 00:19:23,705
‫چرا؟

316
00:19:24,373 --> 00:19:26,166
‫باعث ناراحتـیشون می‌شه.

317
00:19:27,501 --> 00:19:30,212
‫شاید بهتر باشه عکاسی رو
‫از توی اتاق غذاخوری شروع کنیم.

318
00:19:34,049 --> 00:19:35,259
‫تازه...

319
00:19:37,386 --> 00:19:38,470
‫این‌ها رو درست کرده بودم.

320
00:19:41,890 --> 00:19:43,141
‫اومده.

321
00:19:44,726 --> 00:19:46,061
‫دارید سربه‌سرم می‌ذارید دیگه ها؟

322
00:19:46,562 --> 00:19:47,938
‫نه، فکر می‌کنید
‫این کارتون بانمکه، ها؟

323
00:19:49,273 --> 00:19:50,774
‫که باهام شوخی بکنید.

324
00:19:51,024 --> 00:19:53,443
‫بذارید ببینم روحـش کجاست.

325
00:19:53,652 --> 00:19:55,028
‫- نه، نکن...
‫- بهش دست نزن.

326
00:19:55,112 --> 00:19:56,321
‫بهش دست نزن.

327
00:19:56,488 --> 00:19:57,489
‫هیچی نیست.

328
00:19:57,906 --> 00:19:59,408
‫- یه عکس بگیرید خب.
‫- عکس؟

329
00:19:59,575 --> 00:20:00,576
‫درسته.

330
00:20:01,493 --> 00:20:02,870
‫بخاطر همینـم هست که اومدم.

331
00:20:10,419 --> 00:20:11,503
‫الان کاری نمی‌کنه...

332
00:20:11,670 --> 00:20:14,339
‫ولی معمولاً سرش رو می‌چرخونه
‫و بهت خیره می‌شه.

333
00:20:14,548 --> 00:20:17,050
‫- کاملاً وحشتناکه.
‫- همینطوره.

334
00:20:17,301 --> 00:20:19,428
‫واقعا نگران شدم.

335
00:20:23,056 --> 00:20:24,600
‫و... زیرزمین هم هست.

336
00:20:27,853 --> 00:20:30,689
‫گاهی‌اوقات، وقتی به این طرف میام...

337
00:20:30,856 --> 00:20:34,484
‫درد شدیدی توی
‫پهلوهام حس می‌کنم.

338
00:20:36,737 --> 00:20:37,988
‫بنابراین می‌خوام انجامش بدم.

339
00:20:40,449 --> 00:20:41,450
‫بسیارخب.

340
00:20:43,160 --> 00:20:44,161
‫خیله‌خب.

341
00:20:45,454 --> 00:20:46,830
‫مشکلی نیست.

342
00:20:46,955 --> 00:20:50,250
‫هی اگه دلت بخواد می‌تونی بری
‫توی چادرت و منتظرمون بمونی، اشکالی نداره.

343
00:20:50,417 --> 00:20:51,376
‫- باشه عزیزدلم؟
‫- نه.

344
00:20:51,793 --> 00:20:53,170
‫می‌خوام انجامش بدم.

345
00:20:53,378 --> 00:20:54,755
‫خیله‌خب، من می‌گیرمت. مامان پیشته.

346
00:20:55,714 --> 00:20:57,341
‫تو از پسش برمیای.

347
00:20:57,716 --> 00:20:58,926
‫پسر شجاعـم.

348
00:21:05,474 --> 00:21:07,100
‫خیله‌خب!

349
00:21:07,434 --> 00:21:08,769
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

350
00:21:09,686 --> 00:21:10,812
‫وای عزیزم.

351
00:21:12,397 --> 00:21:15,067
‫اگه فکر می‌کنی کار آسونیـه،
‫مستقیم برو.

352
00:21:15,234 --> 00:21:17,694
‫- تنها کاری که باید بکنید...
‫- چیزی نیست، به من نگاه کن.

353
00:21:17,861 --> 00:21:19,571
‫...اینه که قدم به قدم حرکت کنید.

354
00:21:22,032 --> 00:21:24,993
‫عملاً نیمه شب این اتفاقات میفتن.

355
00:21:25,744 --> 00:21:26,745
‫درسته.

356
00:21:27,371 --> 00:21:28,747
‫این یارو جدی هست؟

357
00:21:28,914 --> 00:21:30,082
‫ظاهراً که نه.

358
00:21:42,636 --> 00:21:44,680
‫باشه؟ پسر قویِ من.

359
00:21:45,889 --> 00:21:50,227
‫بسیارخب، حالا دارم
‫محاسبات نهایی رو انجام می‌دم.

360
00:21:50,477 --> 00:21:51,228
‫خبر خوب داریم.

361
00:21:51,937 --> 00:21:53,063
‫خبری از ارواح نیست.

362
00:21:53,730 --> 00:21:55,774
‫می‌دونم که ترسناکه واقعا.

363
00:21:55,941 --> 00:21:56,942
‫زندگی توی چنین خونۀ بزرگی...

364
00:21:57,150 --> 00:22:00,070
‫طبیعیـه که صدای جیرجیر بشنوید
‫و باد سرد بزنه.

365
00:22:00,279 --> 00:22:02,698
‫ولی یه چیزی هست که بهش می‌گن...

366
00:22:02,865 --> 00:22:04,324
‫قدرتِ پیشنهاد.

367
00:22:04,491 --> 00:22:07,494
‫آره، احتمالا فقط باید
‫خونسردیم رو حفظ کنم، درسته؟

368
00:22:07,911 --> 00:22:08,912
‫ضرر که نداره.

369
00:22:38,525 --> 00:22:41,486
‫اگه ارواح حقیقت داشته باشن،
‫دقیقاً از چی ساخته شدن؟

370
00:22:41,695 --> 00:22:43,822
‫به «شکار خونین» بازگشتیم...

371
00:22:44,031 --> 00:22:48,952
‫بالاخره طوفان به پایان رسید.
‫بنابراین کارمون رو شروع می‌کنیم.

372
00:22:51,580 --> 00:22:53,123
‫در زمین‌های بردی.

373
00:22:53,790 --> 00:22:58,212
‫باقی این ظروف رو پُر می‌کنیم
‫و فصل بردی ۲۰۱۸ رو ختم می‌کنیم.

374
00:22:58,462 --> 00:22:59,588
‫و تموم می‌شه، موافقی؟

375
00:22:59,755 --> 00:23:00,756
‫موافقم.

376
00:23:02,341 --> 00:23:03,842
‫دو روز بعد از نشستن در...

377
00:23:04,510 --> 00:23:07,804
‫برای کسانی که باور دارند، ارواح همانند
‫انسان‌ها حقیقت دارند و ارواحی که...

378
00:23:07,971 --> 00:23:11,558
‫امید دارن که آخرین
‫شکارشـون توی بردی اتفاق بیفته.

379
00:23:11,683 --> 00:23:13,310
‫بریم ستاره.

380
00:23:16,063 --> 00:23:21,151
‫کشف کردیم که این اجرام،
‫ظاهراً نشانه‌هایی از انرژیِ ارواح‌اند...

381
00:23:21,693 --> 00:23:23,111
‫ممکنه صرفاً به این معنا باشه...

382
00:23:23,278 --> 00:23:25,113
‫...به طور میانگین،
‫ما رو به خونه می‌رسونه.

383
00:24:09,157 --> 00:24:10,033
‫چی؟

384
00:24:10,200 --> 00:24:11,201
‫ولی چطوری...

385
00:24:11,410 --> 00:24:13,787
‫سلام علیکم! شما بنی، درسته؟

386
00:24:17,291 --> 00:24:19,459
‫وای نه، نه، نه.
‫نخیر، نخیر. نه، نخیر، نخیرم.

387
00:24:23,213 --> 00:24:25,632
‫خیله‌خب، بذار بدون فلش امتحانش کنم.

388
00:24:44,026 --> 00:24:45,527
‫قدرتِ پیشنهاد.

389
00:25:34,868 --> 00:25:35,827
‫فقط خواب بد دیدی بن.

390
00:25:36,078 --> 00:25:37,829
‫فقط همین، یه کابوس بود.

391
00:25:41,625 --> 00:25:42,668
‫چه خبر شده؟

392
00:25:44,962 --> 00:25:45,963
‫چی؟

393
00:25:46,880 --> 00:25:48,757
‫افتادی دنبالـم؟

394
00:25:54,805 --> 00:25:57,432
‫خیله‌خب، همه‌چیز تموم شده.

395
00:26:10,445 --> 00:26:11,446
‫نه، نه، نه.

396
00:26:19,246 --> 00:26:21,081
‫برگرد!

397
00:26:43,353 --> 00:26:44,980
‫درست به موقع رسید.

398
00:26:52,404 --> 00:26:53,530
‫یه چیزی تا خونه دنبالـم کرده!

399
00:26:53,655 --> 00:26:54,990
‫یالا عزیزم،
‫بیا بهش چند تا ملحفه بدیم.

400
00:26:55,490 --> 00:26:56,283
‫هی!

401
00:26:56,783 --> 00:26:57,910
‫وایسید، صبر کنید!

402
00:26:58,911 --> 00:26:59,828
‫نرید.

403
00:27:00,621 --> 00:27:02,164
‫هی، گفتم...

404
00:27:02,289 --> 00:27:03,248
‫یه چیزی...

405
00:27:04,374 --> 00:27:06,168
‫تا خونه‌ام دنبالـم اومده!

406
00:27:06,293 --> 00:27:08,921
‫اولین باری که فهمیدیم...

407
00:27:09,087 --> 00:27:10,756
‫اینجا چه جریانی داره...

408
00:27:11,340 --> 00:27:12,341
‫زدیم بیرون.

409
00:27:12,841 --> 00:27:16,470
‫آخه فکر کردی پسرم رو توی
‫یه خونۀ تسخیرشده نگه می‌دارم؟

410
00:27:16,595 --> 00:27:18,138
‫- نه، قرار نیست که...
‫- دقیقا، نه.

411
00:27:18,347 --> 00:27:20,307
‫ولی فرقی نمی‌کرد که کجا بریم.

412
00:27:21,099 --> 00:27:22,851
‫این ارواح و من...

413
00:27:24,186 --> 00:27:26,396
‫که گمون کنم چند تایی باشن...

414
00:27:27,356 --> 00:27:28,190
‫مثل...

415
00:27:30,484 --> 00:27:31,527
‫حشراتِ کنه‌ان.

416
00:27:31,693 --> 00:27:33,654
‫کافیه یه قدم وارد خونه بشی،
‫تا مثل کنه بهت بچسبن.

417
00:27:34,655 --> 00:27:37,241
‫سعی کردیم از شهر خارج بشیم،
‫از این هتل به اون هتل رفتیم...

418
00:27:37,407 --> 00:27:39,535
‫ولی فقط شرایط بدتر و بدتر شد.

419
00:27:39,701 --> 00:27:41,954
‫درست مثل خودت، ما رو هم
‫مجبور کردن که به اینجا برگردیم.

420
00:27:42,120 --> 00:27:44,164
‫بنابراین می‌تونستی خیلی جدی
‫مثل یه آدم بزرگ بهم بگی که...

421
00:27:44,373 --> 00:27:45,832
‫دیگه هرگز نمی‌تونم به خونه‌ام برگردم.

422
00:27:45,958 --> 00:27:46,834
‫نه، نه، نه.

423
00:27:46,959 --> 00:27:48,669
‫بهت هشدار داده بودم.
‫خودت وارد شدی.

424
00:27:48,877 --> 00:27:50,671
‫می‌تونستی بهم بگی که چه خبره قبل اینکه...

425
00:27:51,755 --> 00:27:53,131
‫سلام. آره.

426
00:27:53,298 --> 00:27:56,260
‫می‌تونستی بهم بگی اینجا چه خبره
‫قبل از اینکه بذاری خیلی راحت از اینجا برم...

427
00:27:56,385 --> 00:27:57,803
‫احساس بدی بهم دست می‌داد...

428
00:27:58,011 --> 00:28:00,848
‫اگه اونقدر پول نمی‌گرفتی...

429
00:28:01,014 --> 00:28:03,851
‫اونـم بخاطر یه دوربین زپرتی
‫و چرت‌وپرت‌هایی که واسم نوشتی.

430
00:28:04,059 --> 00:28:05,811
‫دقیقا همین کار رو کردم.

431
00:28:06,436 --> 00:28:07,437
‫کیک می‌خوری؟

432
00:28:08,647 --> 00:28:09,648
‫آره، یکمی دیر شده، نه؟

433
00:28:09,815 --> 00:28:11,275
‫- خوب‌ان‌ها.
‫- راست می‌گه.

434
00:28:13,902 --> 00:28:15,237
‫من بچه دارم.

435
00:28:16,405 --> 00:28:18,198
‫نمی‌تونه شب هرجایی که دلش بخواد بره...

436
00:28:18,365 --> 00:28:20,284
‫بدون اینکه یه روح
‫پشت‌سرش نباشه.

437
00:28:21,785 --> 00:28:25,205
‫بخاطر همینـم شرمنده ولی هرکاری که
‫لازم باشه برای مراقبت از پسرم انجام می‌دم.

438
00:28:25,706 --> 00:28:27,165
‫می‌فهمم...

439
00:28:27,916 --> 00:28:29,251
‫ولی من به کارتون نمیام.

440
00:28:30,878 --> 00:28:32,337
‫یه جن‌گیر لازم دارید.

441
00:28:33,589 --> 00:28:34,715
‫امتحان کردیم.

442
00:28:35,841 --> 00:28:37,384
‫سر منم همین بلا اومد.

443
00:28:38,427 --> 00:28:40,012
‫خدای من.

444
00:28:40,095 --> 00:28:42,181
‫خوش اومدی بن.

445
00:28:42,389 --> 00:28:43,473
‫سوپرایز!

446
00:28:44,183 --> 00:28:46,768
‫تو هم همدستـشونی؟
‫تموم این مدت از این ماجراها خبر داشتی؟

447
00:28:46,935 --> 00:28:48,353
‫مثلا کشیشی‌ها!

448
00:28:48,437 --> 00:28:50,939
‫انتظار داری چی بگم؟
‫خداوند شیوه‌های اسرارآمیز خودش رو داره.

449
00:28:51,148 --> 00:28:52,566
‫نه، تو یه هیولایی!

450
00:28:52,649 --> 00:28:54,735
‫- هی پولت رو گرفتی دیگه.
‫- کافی نبود.

451
00:28:54,902 --> 00:28:56,987
‫ازت پرسیدم می‌خوای قهرمان بشی یا نه؟

452
00:28:57,154 --> 00:28:59,281
‫یادته چی گفتم؟
‫گفتم که نمی‌خوام.

453
00:28:59,489 --> 00:29:00,991
‫ولی چشم‌هات فریاد می‌زدن که می‌خوان!

454
00:29:01,116 --> 00:29:02,367
‫باشه. باشه.

455
00:29:02,492 --> 00:29:05,078
‫شما گفتی که تو کارش متخصصه.

456
00:29:05,162 --> 00:29:06,872
‫- متخصص نیستم من...
‫- متخصصه.

457
00:29:07,039 --> 00:29:09,333
‫صرفاً به یکم تشویق از
‫طرفِ مربی کنت لازم داره.

458
00:29:09,583 --> 00:29:11,210
‫بگو ببینم این کار می‌کنه یا نه؟

459
00:29:11,335 --> 00:29:13,837
‫راستش یه عکسی انداختم.

460
00:29:19,051 --> 00:29:20,677
‫حالا می‌تونیم ببینیمش.

461
00:29:20,802 --> 00:29:22,554
‫اولش مطمئن نبودم...

462
00:29:23,055 --> 00:29:26,058
‫ولی گمون کنم ملوانیـه
‫که توی نقاشی طبقۀ بالاست.

463
00:29:26,725 --> 00:29:27,726
‫جلل الخالق.

464
00:29:28,685 --> 00:29:29,728
‫می‌دونید چیه؟

465
00:29:31,063 --> 00:29:33,106
‫بچه‌ها الان می‌تونیم از
‫دوربینِ بن استفاده کنیم...

466
00:29:33,232 --> 00:29:36,026
‫و تموم ارواح این عمارتِ
‫لعنتی رو شناسایی کنیم...

467
00:29:36,193 --> 00:29:38,654
‫ببینیم اصلاً با چی طرفیـم
‫و عادلانه پیش بریم.

468
00:29:38,862 --> 00:29:40,447
‫چرا از مبارزه با ارواح حرف می‌زنی؟

469
00:29:40,572 --> 00:29:41,698
‫آخه الان باید فکرهامون رو روی هم بریزیم...

470
00:29:41,865 --> 00:29:44,368
‫و ببینیم چطوری اینجا گیر افتادیم
‫تا بتونیم خودمون رو نجات بدیم.

471
00:29:44,576 --> 00:29:46,537
‫ببین، چه دلمون بخواد
‫چه نخواد جنگ راه افتاده.

472
00:29:46,703 --> 00:29:49,039
‫حس می‌کنم گاهی‌وقت‌ها
‫بیشتر نیمۀ خالی لیوان رو می‌بینی.

473
00:29:49,206 --> 00:29:51,416
‫بله چون دیگه امکان نداره
‫به خونه‌هامون برگردیم.

474
00:29:51,667 --> 00:29:52,751
‫ببین چه مایوس‌کننده‌ای.

475
00:29:52,960 --> 00:29:55,546
‫صبر کنید، روحِ ما همیشه
‫درخواست برگشتنـمون رو داشته.

476
00:29:56,421 --> 00:29:57,840
‫آره. روح منم همینطور.

477
00:29:58,048 --> 00:29:58,882
‫روح منم همینطوری بود.

478
00:29:59,132 --> 00:30:01,385
‫نصف صورت نداشت
‫و حرف‌هاش قابل فهم نبودن...

479
00:30:01,510 --> 00:30:03,971
‫ولی همش تکرار می‌کرد
‫بردرد، بردرد.

480
00:30:04,096 --> 00:30:05,681
‫وایسا، وایسا، قصدشون
‫تسخیر کردنـمون نبوده.

481
00:30:07,516 --> 00:30:09,643
‫حتما به یه دلیلی
‫می‌خواستن که به اینجا برگردیم.

482
00:30:12,896 --> 00:30:14,356
‫- نیمه شب شد. عجله کنید!
‫- آره.

483
00:30:14,648 --> 00:30:15,649
‫چی شده؟

484
00:30:15,816 --> 00:30:18,110
‫بعد از نیمه شب،
‫باید همگی همینجا توی این اتاق بمونیم.

485
00:30:18,235 --> 00:30:19,278
‫اینطوری امن‌تـره.

486
00:30:19,862 --> 00:30:21,655
‫پدر کنت مبلمان آبی‌رنگ رو برداشته.

487
00:30:21,822 --> 00:30:22,823
‫آره، خب...

488
00:30:23,574 --> 00:30:24,616
‫مگه اینکه خودت بخوای
‫اونجا بخوابی.

489
00:30:24,867 --> 00:30:28,287
‫انقدر که توی کلکته تمیزکاری کردم،
‫کمرم بدجور درد می‌کنه.

490
00:30:28,453 --> 00:30:29,371
‫مبل واسه تو.

491
00:30:30,080 --> 00:30:31,498
‫هرچقدر می‌خوای بخواب.

492
00:30:31,623 --> 00:30:34,334
‫اگه می‌خوان که اینجا بمونیم،
‫باید بفهمم که دلیلـشون چیه.

493
00:30:35,002 --> 00:30:36,336
‫هی کجا داری می‌ری؟

494
00:30:38,297 --> 00:30:41,341
‫نباید بعد از نیمه شب از اینجا بری!
‫داری پا روی قوانین می‌ذاری، وایسا!

495
00:30:41,550 --> 00:30:42,551
‫مامان!

496
00:30:43,260 --> 00:30:44,720
‫این آدم‌ها...

497
00:30:52,936 --> 00:30:55,522
‫آهای؟ کسی نیست؟

498
00:30:59,902 --> 00:31:00,861
‫گبی؟

499
00:31:00,986 --> 00:31:01,945
‫تراویس؟

500
00:31:06,617 --> 00:31:07,826
‫نوچ.

501
00:31:10,078 --> 00:31:11,163
‫نوچ.

502
00:31:26,553 --> 00:31:28,263
‫ترسوندمت؟

503
00:31:28,805 --> 00:31:30,974
‫خوبه، بایدم بترسی.

504
00:31:31,183 --> 00:31:35,187
‫حتما بخاطر اومدنت خیلی هیجان‌زده می‌شه.
‫عاشق مهمون‌هاست.

505
00:31:38,232 --> 00:31:39,233
‫بن، تو...

506
00:31:40,400 --> 00:31:43,403
‫- چی؟
‫- حالت خوبه بن؟

507
00:31:46,073 --> 00:31:47,950
‫به کمک بیشتری نیاز داریم.

508
00:31:49,076 --> 00:31:50,869
‫وقتـشه که تیم رویایی رو جمع کنیم.

509
00:31:51,036 --> 00:31:52,579
‫به عنوان لقبـمون انتخابش کردم.

510
00:31:52,829 --> 00:31:54,164
‫مطمئنم که تکراریه.

511
00:31:54,289 --> 00:31:59,002
‫اولین چیزی که مهمه اینه که
‫بفهمیم اینجا چه اتفاقی رخ داده.

512
00:31:59,169 --> 00:32:01,755
‫بخاطر همینـم با یکی از
‫برجسته‌ترین تاریخدان‌های...

513
00:32:02,005 --> 00:32:04,258
‫دورۀ رنسانس یونانِ اینجا تماس گرفتم.

514
00:32:04,383 --> 00:32:05,551
‫حالا، مُرده...

515
00:32:06,385 --> 00:32:08,846
‫ولی سریعاً یه راه‌حل جایگزین پیدا کردم
‫چون تیم رویایی همیشه رویایی پیش می‌ره...

516
00:32:09,012 --> 00:32:11,181
‫و متوجه شدم یه استادی
‫توی دانشگاه تولین هست...

517
00:32:11,348 --> 00:32:14,518
‫که کتابی درمورد
‫عمارت‌های تسخیرشدۀ لوئیزیانا نوشته.

518
00:32:14,726 --> 00:32:16,186
‫فقط تا نُه نسخه‌اش فروش رفته...

519
00:32:16,395 --> 00:32:18,438
‫ولی خب زنده که هست.

520
00:32:18,605 --> 00:32:19,481
‫استاد؟

521
00:32:19,648 --> 00:32:22,359
‫ببینید اگه اومدید نمره بگیرید...

522
00:32:22,442 --> 00:32:24,194
‫- برید پی کارتون...
‫- نه.

523
00:32:24,403 --> 00:32:25,445
‫...وگرنه حذفتون می‌کنم!

524
00:32:25,571 --> 00:32:29,575
‫راستش ما دانشجو نیستیم.
‫فقط اومدیم ازتون یه سوالی بپرسیم قربان.

525
00:32:30,075 --> 00:32:32,953
‫چیزی درمورد اینجا می‌دونی؟

526
00:32:35,330 --> 00:32:37,708
‫خب، علم و دانش
‫با مشاهدات شکل می‌گیره.

527
00:32:37,875 --> 00:32:39,960
‫پس من از همۀ این ارواح عکسبرداری می‌کنم...

528
00:32:40,127 --> 00:32:42,254
‫تا مطمئن بشیم که
‫دقیقاً با چی طرفیـم.

529
00:32:42,379 --> 00:32:44,464
‫عالیـه. به محض اینکه بفهمیم
‫با چی طرفیـم...

530
00:32:44,631 --> 00:32:46,550
‫به کسی نیاز داریم که بتونه
‫با این ارواح صحبت کنه.

531
00:32:47,384 --> 00:32:48,343
‫یه رمّال.

532
00:32:48,427 --> 00:32:50,929
‫با توجه به بودجه‌ـمون
‫یکی رو پیدا کردم.

533
00:32:51,346 --> 00:32:53,640
‫توی بار میتسوا فالگیری می‌کرده...

534
00:32:53,765 --> 00:32:55,809
‫ولی کامنت‌های خوبی داره.

535
00:32:58,103 --> 00:33:00,063
‫راحت باشید.

536
00:33:02,858 --> 00:33:04,109
‫میچل کیه؟

537
00:33:05,194 --> 00:33:06,486
‫- نمی‌دونم.
‫- یکم بیشتر فکر کن.

538
00:33:06,653 --> 00:33:09,781
‫آدم‌های زیادی توی محله‌ام هستن،
‫گمونم ممکنه که...

539
00:33:10,032 --> 00:33:11,366
‫کسی به اسم میچل نمی‌شناسه.

540
00:33:11,450 --> 00:33:13,327
‫جیاوانی چطور؟

541
00:33:13,493 --> 00:33:15,537
‫- نه، فکر نمی‌کنم...
‫- گری؟

542
00:33:15,621 --> 00:33:17,706
‫اخیراً با کسی آشنا شدی
‫که اسمش گری باشه؟

543
00:33:17,873 --> 00:33:20,209
‫خیله‌خب، پس باید دنبال یکی بگردیم
‫که اسمش با «گ» شروع بشه؟

544
00:33:20,459 --> 00:33:21,752
‫خیله‌خب، پس کسی به
‫اسم گری پیدا نشد؟

545
00:33:21,877 --> 00:33:24,630
‫راستش کارش خوبه‌ها.
‫خیلی کارتون خوبه.

546
00:33:24,796 --> 00:33:27,758
‫جدی می‌گم، توی محله‌ـمون
‫یه پسرعمو گری‌ نامی داشتیم.

547
00:33:27,925 --> 00:33:30,552
‫- خیلی بابت امروز ممنونم...
‫- داری دروغ می‌گی.

548
00:33:31,220 --> 00:33:32,346
‫کسی به اسم گری نمی‌شناسی.

549
00:33:33,305 --> 00:33:35,390
‫با کسی آشنا شدی که
‫اسمش گبی باشه؟

550
00:33:42,856 --> 00:33:46,026
‫قبل از تاریکی باید برگردم خونه!

551
00:33:46,193 --> 00:33:48,654
‫چرا باید انقدر زود
‫برگردی خونه؟

552
00:33:49,321 --> 00:33:51,281
‫دیدم اون پسرها دنبالت می‌اومدن.

553
00:33:52,366 --> 00:33:53,867
‫فقط تا داشتن تا خونه همراهیـم می‌کردن.

554
00:33:55,202 --> 00:33:56,453
‫فکر کنم فقط یکم...

555
00:33:57,037 --> 00:33:59,331
‫زمان نیاز دارن تا
‫بیشتر باهام آشنا بشن.

556
00:33:59,915 --> 00:34:01,708
‫- آره.
‫- می‌بینم که مشغولی.

557
00:34:11,218 --> 00:34:14,721
‫این خونه غرق در حوادث ناگواره.

558
00:34:14,888 --> 00:34:15,931
‫انفجار.

559
00:34:16,098 --> 00:34:17,015
‫باتلاق شنی.

560
00:34:17,182 --> 00:34:18,350
‫اونم توی لوئیزیانا!

561
00:34:18,559 --> 00:34:21,019
‫اون خونواده باید
‫از اونجا کوچ کنن.

562
00:34:21,395 --> 00:34:23,647
‫حالا بخورید. تخفیف‌ها
‫سر ساعت ۵ تموم می‌شه!

563
00:34:23,814 --> 00:34:24,982
‫باشه؟

564
00:34:25,190 --> 00:34:26,191
‫یه بار دیگه.

565
00:34:27,276 --> 00:34:28,443
‫یه بار دیگه. دهنت باز کن.

566
00:34:30,237 --> 00:34:31,405
‫شوخیت گرفته؟

567
00:34:36,034 --> 00:34:38,245
‫توی نیمه‌شب فعالیت‌ـشون
‫خیلی زیاد می‌شه.

568
00:34:38,579 --> 00:34:39,913
‫ببین، سعی کردم اطلاعاتی
‫مربوط به این ارواح پیدا کنم...

569
00:34:40,080 --> 00:34:42,749
‫ولی واقعاً سختـه
‫چون یه جا بند نمی‌شن.

570
00:34:43,542 --> 00:34:45,252
‫صرفاً حرکت نمی‌کنن.

571
00:34:45,377 --> 00:34:48,630
‫احساسـشون رو درک می‌کنم.
‫دارن از یه چیزی فرار می‌کنن.

572
00:34:50,382 --> 00:34:52,551
‫ممنون که دعوتـم کردید پدر کنت.

573
00:34:55,012 --> 00:34:56,555
‫کی قراره هزینۀ
‫سفرم رو پرداخت کنه؟

574
00:35:01,810 --> 00:35:02,895
‫ملت...

575
00:35:03,770 --> 00:35:04,980
‫قبلاً...

576
00:35:06,523 --> 00:35:07,357
‫اینجا غذا می‌خوردن.

577
00:35:09,026 --> 00:35:10,402
‫گفتم که کارش خوبه.

578
00:35:10,527 --> 00:35:12,070
‫نه، اینجا اتاق غذاخوریـه دیگه.

579
00:35:12,487 --> 00:35:14,907
‫مدتی بعد از سال ۱۷۸۸...

580
00:35:15,490 --> 00:35:18,827
‫عمارت رو تکمیل‌شده
‫پیدا کردن.

581
00:35:18,911 --> 00:35:20,704
‫اصلاً هیچکسی درشون کاری نکرده.

582
00:35:20,913 --> 00:35:22,915
‫قدیمی‌ترین سوابقی
‫که تونستم ازش بدست بیارم...

583
00:35:23,040 --> 00:35:24,416
‫این سندِ مالکیتـه...

584
00:35:24,917 --> 00:35:27,669
‫که ویلیام گریسی پیدا کرده.

585
00:35:29,588 --> 00:35:33,675
‫از مالکِ قبلیـش که ناشناخته بوده، خریده.

586
00:35:33,884 --> 00:35:37,262
‫همسرش، النور،
‫بر اثر تب زرد از دنیا رفت.

587
00:35:37,429 --> 00:35:40,766
‫همون موقع بود که
‫اوضاع عجیب‌وغریب پیش رفت.

588
00:35:42,100 --> 00:35:42,976
‫عالی نیست؟

589
00:35:43,185 --> 00:35:46,063
‫۶۰ سالی می‌شه که مشتاقِ
‫رفتن به این عمارتـم آخه.

590
00:35:46,230 --> 00:35:48,732
‫بخاطر همینـم هست که سراغتون اومدیم،
‫چون شما قدرت تحلیل دارید.

591
00:35:48,899 --> 00:35:49,983
‫باید ببینمـش رفقا.

592
00:35:50,150 --> 00:35:51,902
‫هفتۀ آینده عملِ قلب دارم.

593
00:35:52,110 --> 00:35:53,237
‫شما...

594
00:35:53,362 --> 00:35:55,280
‫- نمی‎‌تونی بیای.
‫- باید بیام.

595
00:35:55,405 --> 00:35:56,448
‫- نه.
‫- نه، باید بیام!

596
00:35:56,615 --> 00:35:59,868
‫- فکر خوبی نیست. خیلی دوره.
‫- شصت ساله که سعی دارم به اونجا برم!

597
00:35:59,993 --> 00:36:02,079
‫خودم ماشین دارم،
‫می‌تونم دنبالتون کنم.

598
00:36:02,371 --> 00:36:03,705
‫اصلاً نیا!

599
00:36:03,830 --> 00:36:05,749
‫پس گمونم این‌ها رو نمی‌خواید.

600
00:36:05,832 --> 00:36:07,876
‫بسیارخب، بسیارخب،
‫شما به کارتون برسید...

601
00:36:08,043 --> 00:36:09,962
‫- منم می‌رم سرویس و...
‫- خوبه. باشه.

602
00:36:10,462 --> 00:36:12,297
‫فرار کن، فرار کن!
‫فرار کن! برو، فرار کن!

603
00:36:12,506 --> 00:36:14,132
‫- چی؟ باشه، ماشین رو روشن می‌کنم!
‫- برو!

604
00:36:15,884 --> 00:36:16,885
‫هی، کمک، کمک!

605
00:36:17,052 --> 00:36:18,929
‫خیلی زور داره!

606
00:36:22,349 --> 00:36:24,393
‫آتش، آتش، آتش.
‫آتش، آتش، آتش.

607
00:36:24,518 --> 00:36:27,688
‫اگه یه روح شیطانی اینجا باشه،
‫فقط با تبعید می‌شه حلـش کرد.

608
00:36:27,896 --> 00:36:30,691
‫و باید بهتون بگم
‫که مقاومت می‌کنه.

609
00:36:30,858 --> 00:36:31,900
‫ارواح عاشقِ مبارزه کردنن.

610
00:36:32,025 --> 00:36:34,278
‫به عنوان مثال، سال ۱۸۱۳...

611
00:36:34,778 --> 00:36:37,990
‫گروهی از واسطه‌ها وارد خونه‌ای
‫شدن که شمال اینجاست.

612
00:36:38,073 --> 00:36:39,992
‫۲۱ روز طول کشید.

613
00:36:40,158 --> 00:36:44,621
‫دهنـشون سرویس شد ولی تونستن
‫صاحب مرحومـش رو از اونجا بیرون کنن.

614
00:36:45,080 --> 00:36:46,915
‫ولی وقتی همه‌شون رو پیدا کردن...

615
00:36:47,791 --> 00:36:48,917
‫چند سالتـه شما؟

616
00:36:49,626 --> 00:36:50,502
‫نُه سالمـه.

617
00:36:50,627 --> 00:36:53,797
‫خیله‌خب. تموم دل و روده‌شون
‫بیرون ریخته بود.

618
00:36:53,964 --> 00:36:55,591
‫- وای بیخیال.
‫- نه ساله‌ها بچه‌ان دیگه!

619
00:36:55,716 --> 00:36:57,676
‫اونقدرهام بچه نیستن دیگه دخترجون.
‫من نُه سالم بود رانندگی می‌کردم.

620
00:36:57,843 --> 00:37:00,137
‫ببینید، می‌دونم که شاید
‫مثال افراطی زده باشم.

621
00:37:00,387 --> 00:37:03,098
‫- بله که بوده!
‫- ولی همه‌ـشون آماتور بودن.

622
00:37:03,223 --> 00:37:05,934
‫من توی کارم حرفه‌ای‌ام. خب؟

623
00:37:06,101 --> 00:37:10,814
‫من شایسته، واجد شرایط و مجوز دارم.
‫مطمئن باشید می‌تونم از شرِّ این روح خلاصـتون کنم.

624
00:37:11,148 --> 00:37:12,191
‫خب من که شکی ندارم.

625
00:37:12,649 --> 00:37:14,860
‫غم و اندوهِ زیادی رو
‫توی این خونه احساس می‌کنم.

626
00:37:15,027 --> 00:37:18,238
‫و غم و اندوهی که برطرف نشده،
‫ارواح رو گیر می‌اندازه.

627
00:37:18,447 --> 00:37:20,449
‫خیله‌خب، حالا می‌تونی کاری بکنی
‫گیرشون برطرف بشه؟

628
00:37:20,616 --> 00:37:21,617
‫می‌تونم.

629
00:37:21,825 --> 00:37:23,243
‫ولی یک هفته با دستمزد وقت می‌خوام...

630
00:37:23,410 --> 00:37:26,538
‫جایی که بتونم کریستال‌هام رو شارژ کنم
‫و تحقیقاتـم رو شروع کنم.

631
00:37:26,747 --> 00:37:28,248
‫بعدش می‌تونیم
‫کارمون رو شروع کنیم.

632
00:37:28,415 --> 00:37:31,084
‫تو همین مدت
‫براتون فاکتور می‌فرستم.

633
00:37:31,251 --> 00:37:32,461
‫خداحافظ.

634
00:37:34,588 --> 00:37:36,507
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم.

635
00:37:36,673 --> 00:37:42,173
‫[دو ساعت بعد]

636
00:37:38,884 --> 00:37:41,970
‫نگفتید این ارواح
‫مردم رو تعقیب می‌کنن!

637
00:37:42,179 --> 00:37:44,848
‫مطمئنم مادرت
‫ازت قطع امید کرده.

638
00:37:44,932 --> 00:37:46,683
‫می‌دونم که ازت ناامید شده...

639
00:37:46,850 --> 00:37:49,019
‫چون مطمئنم که
‫بهتر از این‌ها بزرگت کرده!

640
00:37:49,144 --> 00:37:50,354
‫یه حسی بهم می‌گفت
‫همه‌چی عجیب و غریبـه.

641
00:37:50,479 --> 00:37:53,732
‫که اینجوری چنین آدم‌های متفاوتی
‫با همدیگه زیر یه سقف زندگی می‌کنن.

642
00:37:54,358 --> 00:37:55,359
‫حالش چطوره؟

643
00:37:55,484 --> 00:37:56,568
‫قاطی کرده.

644
00:37:57,236 --> 00:37:59,488
‫کاری که شما کردید...

645
00:37:59,571 --> 00:38:02,699
‫شدیداً اشتباه و
‫مطلقاً غیرقابل‌بخششـه.

646
00:38:03,408 --> 00:38:05,994
‫روحی که باهام تا خونه‌ام اومد
‫سوار بر اسب بود.

647
00:38:06,161 --> 00:38:08,455
‫اصلاً می‌فهمید چه احساسی داره...

648
00:38:08,622 --> 00:38:11,959
‫وقتی روح یه اسب...

649
00:38:12,084 --> 00:38:13,752
‫به تاخت واردِ اتاق خوابت می‌شه؟

650
00:38:13,836 --> 00:38:16,839
‫الان تصمیم گرفتم بزرگی کنم
‫و به دادتون برسم.

651
00:38:16,964 --> 00:38:19,675
‫بیشترش هم بخاطر اینه که
‫چارۀ دیگه‌ای واسم نذاشتید.

652
00:38:20,634 --> 00:38:21,593
‫حالا بگید ببینم...

653
00:38:22,302 --> 00:38:23,971
‫چه اتفاقی توی این خونه افتاده؟

654
00:38:26,974 --> 00:38:29,101
‫وای، چقدر قشنگ‌ـن.

655
00:38:29,268 --> 00:38:30,519
‫این نقشه‌هایی که...

656
00:38:31,770 --> 00:38:32,938
‫که قرض‌شون گرفتی...

657
00:38:33,146 --> 00:38:34,273
‫- حرف ندارن.
‫- بی‌خیال.

658
00:38:34,439 --> 00:38:37,609
‫آیا افتخار می‌کنم که بن
‫به یه استادِ سالخورده حمله کرده؟

659
00:38:38,151 --> 00:38:40,028
‫معلومه که نه.
‫با این حال...

660
00:38:40,404 --> 00:38:41,780
‫کاملاً ارزشش رو داشت!

661
00:38:41,989 --> 00:38:44,449
‫روی این کاغذها نوشته چه اتفاقی
‫توی این خونه افتاده.

662
00:38:44,575 --> 00:38:47,661
‫گریسیِ بیوه دیوونه میشه و خودکشی می‌کنه.

663
00:38:47,828 --> 00:38:49,955
‫چون غم و اندوه امونش رو بریده بود.
‫نگفتم غم و اندوه رو حس کردم؟

664
00:38:50,122 --> 00:38:52,916
‫و گویا تمام پولش رو هم
‫خرج یه رمالی چیزی کرده.

665
00:38:53,083 --> 00:38:55,460
‫واسطه. بهمون میگن واسطه.

666
00:38:55,627 --> 00:38:56,670
‫همون واسطه.

667
00:38:56,837 --> 00:38:57,629
‫مرسی.

668
00:38:57,838 --> 00:39:00,716
‫گمونم بعد از اون ۶۶ نفر
‫به این خونه نقل مکان کردن...

669
00:39:00,841 --> 00:39:03,719
‫و هرکدوم‌شون به طرز وحشتناک...

670
00:39:03,886 --> 00:39:05,304
‫و عجیبی مُردن.

671
00:39:06,638 --> 00:39:08,765
‫دوتا برادر توی دوئل بهم شلیک می‌کنن.

672
00:39:09,641 --> 00:39:12,603
‫و این خانم زده پنج‌تا از شوهرهاش رو
‫تیکه تیکه کرده.

673
00:39:13,562 --> 00:39:16,023
‫پس گریسی باید کلیدِ
‫تموم کردنِ این ماجراها باشه.

674
00:39:16,648 --> 00:39:17,900
‫اسم اون واسطه‌هه چی بود؟

675
00:39:18,692 --> 00:39:20,235
‫فکر کنم مادام لیوتو بود.

676
00:39:20,402 --> 00:39:22,029
‫مادام لیوتا؟

677
00:39:22,154 --> 00:39:25,157
‫مادام لیوتا بهترین واسطۀ دنیا بود.

678
00:39:25,365 --> 00:39:27,034
‫خاندان سلطنتی...

679
00:39:27,242 --> 00:39:28,410
‫و ثروتمندان دنبالش بودن.

680
00:39:28,577 --> 00:39:29,578
‫وایسا ببینم، این دیگه چیه؟

681
00:39:29,745 --> 00:39:33,457
‫نامه‌ای که ویلیام گریسی
‫واسه مادام لیوتا نوشته

682
00:39:33,582 --> 00:39:36,210
‫و ازش خواسته به اتاق احضار روحش بیاد.

683
00:39:36,376 --> 00:39:37,669
‫ولی اینجا که اتاق احضار روح نداره.

684
00:39:37,794 --> 00:39:38,712
‫مطمئنی؟

685
00:39:38,837 --> 00:39:39,838
‫وایسا.

686
00:39:41,423 --> 00:39:44,176
‫اصلاً ته اون راهرو اتاقی نیست.

687
00:39:48,722 --> 00:39:49,765
‫دیدین؟

688
00:39:50,307 --> 00:39:51,308
‫هیچی اینجا نیست.

689
00:39:51,558 --> 00:39:53,268
‫- فقط...
‫- صبر کن. یه لحظه وایسا

690
00:39:54,311 --> 00:39:55,354
‫فهمیدم.

691
00:40:08,158 --> 00:40:09,117
‫وای، زدی...

692
00:40:09,243 --> 00:40:10,911
‫- خیلی‌خب...
‫- آره.

693
00:40:11,203 --> 00:40:12,955
‫وایسین ببینم. صبر کنین.

694
00:40:13,705 --> 00:40:15,165
‫وایسا، چیه؟ خیلی‌خب.

695
00:40:44,653 --> 00:40:45,863
‫مراقب باش، حواست به پله باشه.

696
00:40:47,030 --> 00:40:48,866
‫بوی کپک میاد.

697
00:40:57,916 --> 00:40:58,917
‫اون چیه؟

698
00:41:02,171 --> 00:41:03,172
‫نفته.

699
00:41:03,630 --> 00:41:07,467
‫وایسا، فکر کنم بدونم این چیه.
‫یه لحظه صبر کنین.

700
00:41:15,684 --> 00:41:16,643
‫خیلی‌خب.

701
00:41:25,819 --> 00:41:28,197
‫وای خدای من.

702
00:41:29,656 --> 00:41:31,867
‫قرن هاست که کسی اینجا نیومده.

703
00:41:34,244 --> 00:41:35,787
‫شاید بهتر باشه یه دعای مختصری بخونم.

704
00:41:35,954 --> 00:41:38,624
‫یه دعایی که باعث بشه شروع خوبی داشته باشیم.

705
00:41:39,458 --> 00:41:41,084
‫خدایا، دست از سرِ ما بردار.

706
00:41:41,960 --> 00:41:43,962
‫ما نمی‌خوایم تسخیر بشیم...

707
00:41:44,379 --> 00:41:47,090
‫و توی این دنیا هم که کلی آدم بد داریم.

708
00:41:47,216 --> 00:41:48,091
‫بگو برن سراغِ اونا.

709
00:41:48,217 --> 00:41:51,887
‫نظرتون چیه با شمارۀ سه آمین بگیم؟
‫یک، دو، سه، آمین.

710
00:41:52,221 --> 00:41:53,096
‫آمین.

711
00:41:53,263 --> 00:41:54,389
‫مطمئنی یارو واقعاً کشیشه؟

712
00:41:55,224 --> 00:41:58,268
‫حالا اگه بتونم با ویلیام گریسی
‫ارتباط بگیرم...

713
00:41:58,435 --> 00:42:02,189
‫گمونم جوابِ سوال‌هامون رو داشته باشه.

714
00:42:02,397 --> 00:42:03,565
‫و فقط محضِ اینکه مطمئن بشم می‌پرسم

715
00:42:03,690 --> 00:42:08,570
‫تنها چیزی که در حال حاضر
‫موجوده همین شمعِ با رایحۀ وانیلـه؟

716
00:42:08,737 --> 00:42:10,280
‫آره، آخه همه‌ش یادم میره

717
00:42:11,281 --> 00:42:13,158
‫اشتراک آمازونم رو کنسل کنم واسه همین...

718
00:42:13,283 --> 00:42:15,202
‫لطفاً دست‌های همدیگه رو بگیرین.

719
00:42:19,998 --> 00:42:21,667
‫حالا ذهنم رو آروم می‌کنم.

720
00:42:21,834 --> 00:42:24,545
‫تا با اون عالم ارتباط بگیرم.

721
00:42:24,670 --> 00:42:26,630
‫لطفاً تمرکزم رو بهم نزنین.

722
00:42:26,755 --> 00:42:28,257
‫وگرنه باید کلاً از اول شروع کنم.

723
00:42:28,507 --> 00:42:29,758
‫خیالت راحت.

724
00:42:54,741 --> 00:42:57,411
‫- خوابش برد. نگاهش کنین. خوابیده.
‫- نه، توی حالتِ...

725
00:42:57,661 --> 00:42:59,246
‫تو حالتِ خلسه‌ست.

726
00:42:59,413 --> 00:43:00,622
‫یه‌جور...

727
00:43:01,748 --> 00:43:03,458
‫- وایسا ببینم، خوابه؟
‫- خوابیده.

728
00:43:03,667 --> 00:43:05,669
‫- خوابه؟ یا تو حالت خلسه‌ست؟
‫- دارم نگاهش می‌کنم بابا. خوابه.

729
00:43:05,836 --> 00:43:07,171
‫میشه بذارین به کارم برسم؟

730
00:43:07,754 --> 00:43:09,464
‫- باشه.
‫- اعصابِ آدم رو بهم می‌ریزین.

731
00:43:09,631 --> 00:43:10,507
‫شرمنده.

732
00:43:11,258 --> 00:43:12,718
‫لطفاً دوباره تمرکز کن.

733
00:43:24,646 --> 00:43:25,814
‫خیلی‌خب، باز که...

734
00:43:27,107 --> 00:43:28,150
‫- واسه چی...
‫- شاید دچارِ حمله خواب میشه.

735
00:43:28,317 --> 00:43:29,151
‫اصلاً نمی...

736
00:43:30,444 --> 00:43:31,737
‫کی رفت اونجا؟

737
00:43:31,904 --> 00:43:33,071
‫ارواحِ گرامی...

738
00:43:34,156 --> 00:43:36,366
‫من با نیتِ خیر اینجا اومدم.

739
00:43:36,533 --> 00:43:40,162
‫روحِ ویلیام گریسی رو احضار می‌کنم.

740
00:43:40,287 --> 00:43:42,080
‫اگه الان پیشِ مایی...

741
00:43:42,247 --> 00:43:45,167
‫یه نشونه بهمون بده!

742
00:43:56,303 --> 00:43:57,513
‫اون اینجاست.

743
00:43:58,555 --> 00:43:59,890
‫چرا اینجایی؟

744
00:44:00,682 --> 00:44:02,100
‫منتظر چی هستی؟

745
00:44:02,809 --> 00:44:06,021
‫اگه پیامی داری که می‌خوای بهمون بدی

746
00:44:06,188 --> 00:44:07,731
‫یا یه سلام و احوالپرسی‌ای کنی،

747
00:44:07,898 --> 00:44:09,691
‫این قلم و کاغذ خدمت شما

748
00:44:09,858 --> 00:44:12,236
‫جفت‌شونم از سی‌وی‌اس خریدم.

749
00:44:30,838 --> 00:44:32,965
‫بن، دوربین!

750
00:44:33,048 --> 00:44:34,883
‫بیارش، بیارش!
‫زود باش دیگه!

751
00:44:43,225 --> 00:44:45,018
‫وای! گریسیـه!

752
00:44:53,026 --> 00:44:54,027
‫رفتش.

753
00:44:54,570 --> 00:44:55,654
‫چی نوشته؟

754
00:44:55,904 --> 00:44:57,823
‫«با لیوتا حرف بزن.»

755
00:45:02,703 --> 00:45:05,163
‫پس واقعاً می‌تونی با مُرده‌ها حرف بزنی.

756
00:45:07,624 --> 00:45:08,625
‫معلومه.

757
00:45:10,419 --> 00:45:12,421
‫میشه با یه نفر برام ارتباط بگیری؟

758
00:45:12,963 --> 00:45:13,881
‫کی؟

759
00:45:22,055 --> 00:45:23,098
‫زنـم.

760
00:45:25,934 --> 00:45:28,228
‫پس غم و اندوه رو از طرفِ تو حس کردم.

761
00:45:34,234 --> 00:45:35,611
‫اسمش آلیساست.

762
00:45:37,362 --> 00:45:38,238
‫بله.

763
00:45:41,074 --> 00:45:42,326
‫ببخشید.

764
00:45:42,534 --> 00:45:44,161
‫نمی‌تونم.

765
00:45:44,328 --> 00:45:46,121
‫فکر نکنم الان اینجا باشه.

766
00:45:48,874 --> 00:45:50,209
‫میشه ببینی لیوتا اینجاست یا نه؟

767
00:46:00,844 --> 00:46:02,262
‫این دفعه فرق داره.

768
00:46:03,430 --> 00:46:04,973
‫چه فرقـی؟

769
00:46:05,849 --> 00:46:06,975
‫دیوونگیه.

770
00:46:14,316 --> 00:46:16,068
‫هریت، لیوتا رو احضار کن!

771
00:46:16,235 --> 00:46:18,529
‫مادام لیوتا رو احضار می‌کنم!

772
00:46:18,654 --> 00:46:19,821
‫نـه!

773
00:46:26,578 --> 00:46:27,621
‫بی‌خیال! وای خدای من!

774
00:46:28,747 --> 00:46:30,165
‫- به دادم برسین!
‫- هریت!

775
00:46:30,332 --> 00:46:32,000
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، وایسا.

776
00:46:32,334 --> 00:46:34,253
‫نه، وایسا، وایسا، وایسا.

777
00:46:38,298 --> 00:46:40,050
‫می‌خواستم از اینجا برم بیرون
‫ولی نه این‌جوری!

778
00:46:40,217 --> 00:46:41,426
‫- هریت!
‫- هریت! بدویین دیگه!

779
00:46:44,847 --> 00:46:45,681
‫هریت!

780
00:46:46,598 --> 00:46:47,683
‫هریت! یالا بیایین!

781
00:46:49,059 --> 00:46:50,644
‫عصبانیش کردیم.

782
00:46:50,936 --> 00:46:52,980
‫نمی‌دونستم قراره گِل‌مالی بشم.

783
00:46:53,105 --> 00:46:54,773
‫- اون دیگه کیـه؟
‫- اون کیه؟

784
00:46:58,318 --> 00:46:59,194
‫بروسـه؟

785
00:46:59,361 --> 00:47:01,280
‫- هوی! وایسا!
‫- وایسا! نـه!

786
00:47:01,446 --> 00:47:03,198
‫- این دیگه کیه؟
‫- بروس!

787
00:47:03,949 --> 00:47:06,243
‫بروس، نرو تو خونه! نری‌ها!

788
00:47:08,495 --> 00:47:10,706
‫چیزمیزهام رو دزدیدین، بیچاره‌م کردین!

789
00:47:10,914 --> 00:47:12,249
‫نشون‌تون میدم!

790
00:47:12,457 --> 00:47:15,544
‫این خونه رو می‌بینم و هیچی جلودارم نیست.

791
00:47:22,718 --> 00:47:23,677
‫بروس!

792
00:47:24,636 --> 00:47:26,013
‫- کمـک!
‫- بروس!

793
00:47:28,140 --> 00:47:29,474
‫مامان‌بزرگ، مامان‌بزرگ!

794
00:47:32,686 --> 00:47:35,981
‫مُردن دیگه از من گذشته! نمیشه که...

795
00:47:43,697 --> 00:47:45,449
‫در عجبم چرا مردی به این سن و سال

796
00:47:45,657 --> 00:47:48,202
‫- با صندلی اومده وسط جادۀ اصلی؟
‫- آخه...

797
00:47:49,411 --> 00:47:52,581
‫- عاشقِ این‌جور کارهاست.
‫- عاشقِ اینه که با صندلی بره اینور و اونور.

798
00:47:52,748 --> 00:47:54,333
‫- آره، یه‌جورایی عادتشـه.
‫- عادتشـه.

799
00:47:54,458 --> 00:47:55,626
‫هیچ هم از صندلی خوشم نمیاد!

800
00:47:55,792 --> 00:47:57,878
‫باشه، خب فعلاً بحثش رو نمی‌کنیم.

801
00:47:58,045 --> 00:47:59,963
‫- حواس‌تون باشه حسابی استراحت کنه.
‫- استراحت. باشه.

802
00:48:00,130 --> 00:48:01,673
‫- باشه؟
‫- آره.

803
00:48:01,798 --> 00:48:05,219
‫و دیگه هم نباید هیجان‌زده بشه وگرنه
‫ممکنه دفعۀ دیگه واقعاً کار دست خودش بده.

804
00:48:05,385 --> 00:48:08,388
‫گفتن تنها زندگی می‌کنن واسه همین
‫می‌خوام امشب نگه‌شون دارم.

805
00:48:09,056 --> 00:48:11,099
‫آره، شاید بهتر باشه یه سرم بهش بزنید.

806
00:48:13,018 --> 00:48:14,269
‫- نه، اونجا رو، اونجا رو.
‫- نه؟

807
00:48:14,436 --> 00:48:15,312
‫- نه. نه!
‫- نه!

808
00:48:15,812 --> 00:48:17,064
‫وای خدای من!

809
00:48:17,231 --> 00:48:18,607
‫- باید بریم. دیگه واقعاً باید بریم!
‫- آره، آره، آره.

810
00:48:18,774 --> 00:48:20,984
‫- منو ول نکنین برین‌ها!
‫- نه، می‌بریمت.

811
00:48:21,193 --> 00:48:22,486
‫آروم باش. آروم باش.

812
00:48:22,653 --> 00:48:24,488
‫دیگه باید بریم خونه.

813
00:48:25,781 --> 00:48:28,325
‫اول ما رو اینجا زندونی می‌کنه
‫بعد حالا می‌کشونت‌مون بیرون.

814
00:48:28,534 --> 00:48:30,202
‫بسه دیگه! معلوم نیست با خودش چند چنده.

815
00:48:30,369 --> 00:48:31,828
‫خب، اینا کار گریسی نیست.

816
00:48:31,995 --> 00:48:35,040
‫هر موجود شروری که هست
‫دلش نمی‌خواد ما با لیوتا حرف بزنیم.

817
00:48:35,457 --> 00:48:37,292
‫الان ما رو به چشم تهدید می‌بینه.

818
00:48:37,543 --> 00:48:40,337
‫خب بیا بریم لیوتا رو پیدا کنیم
‫و ببینیم نظرش چیه.

819
00:48:40,420 --> 00:48:42,714
‫کسی رو داری که بهش خبر بدیم پیشِ مایی

820
00:48:42,965 --> 00:48:44,132
‫تا نگرانت نشه؟

821
00:48:44,299 --> 00:48:45,634
‫خب، یه خانمی هست.

822
00:48:45,926 --> 00:48:48,095
‫مجبورش می‌کنم
‫آشغال‌هام رو برام ببره پایین.

823
00:48:48,679 --> 00:48:50,806
‫- اون...
‫- آهان، مطمئنم اون نگرانت نمی‌شه.

824
00:48:50,973 --> 00:48:51,807
‫- باشه.
‫- آره.

825
00:48:51,932 --> 00:48:52,850
‫برو ببینم، حوصلۀ بازی ندارم.

826
00:48:53,016 --> 00:48:54,893
‫- باید نبضت رو بگیرم. بذار...
‫- عزیز دلم، زیاده‌روی نکن.

827
00:48:55,018 --> 00:48:56,144
‫پاشو ببینم. برو ردِ کارت.

828
00:48:56,353 --> 00:48:57,855
‫زیاده‌روی نکن.

829
00:48:58,480 --> 00:49:00,899
‫متأسفم که همسرت رو از دست دادی.

830
00:49:02,317 --> 00:49:03,443
‫خوبه که اینجا نیست.

831
00:49:04,194 --> 00:49:07,114
‫مُرده‌ها و زنده‌ها هر کدوم
‫باید توی عالمِ خودشون باشن.

832
00:49:08,323 --> 00:49:09,157
‫ببین...

833
00:49:10,701 --> 00:49:12,953
‫این دنیای ماست...

834
00:49:13,704 --> 00:49:15,581
‫و این دنیای پس از مرگـه.

835
00:49:16,665 --> 00:49:18,458
‫و جایی که بیشترین تداخل رو با هم دارن...

836
00:49:18,709 --> 00:49:22,087
‫جاییه که زنده‌ها می‌تونن
‫از طریق تسخیرشدن با مُرده‌ها مواجه بشن.

837
00:49:22,379 --> 00:49:23,881
‫مثلِ همین خونه.

838
00:49:24,339 --> 00:49:28,343
‫ولی وقتی کسی می‌میره
‫و وارد عالم پس از مرگ میشه

839
00:49:28,427 --> 00:49:31,513
‫اگه آرامش داشته باشه، همون‌جا می‌مونه.

840
00:49:32,264 --> 00:49:33,932
‫پس خوبه که زنت اینجا نیست.

841
00:49:34,766 --> 00:49:36,226
‫این یعنی آرامش داره.

842
00:49:36,727 --> 00:49:38,854
‫و مطمئنم می‌خواد تو هم به آرامش برسی.

843
00:49:39,563 --> 00:49:40,898
‫می‌دونم ممکنه به نظرت مسخره باشه

844
00:49:41,899 --> 00:49:46,486
‫ولی من اعتقاد دارم ارواح می‌تونن
‫از اون دنیا برامون نشونه بفرستن.

845
00:49:46,653 --> 00:49:51,200
‫پدرم از دنیا رفته و وقتی زنده
‫بود عاشقِ قطارهای اسباب‌بازی بود.

846
00:49:52,409 --> 00:49:54,161
‫هر روزِ از هم جداشون می‌کرد

847
00:49:54,369 --> 00:49:56,580
‫و دوباره سرهم‌شون می‌کرد.

848
00:49:57,664 --> 00:50:00,626
‫ولی روزایی که حسابی خودمو می‌بازم...

849
00:50:02,503 --> 00:50:03,921
‫یعنی وقتی که دیگه هیچ امیدی ندارم...

850
00:50:05,797 --> 00:50:07,799
‫اتفاقی صدای یه قطار رو...

851
00:50:07,966 --> 00:50:11,178
‫از دور می‌شنوم.

852
00:50:13,180 --> 00:50:15,557
‫و می‌دونم که بابام این‌جوری
‫می‌خواد بهم سلام کنه.

853
00:50:19,269 --> 00:50:20,479
‫میگن این لحظه‌ها

854
00:50:21,355 --> 00:50:22,981
‫یه نشونه از طرف اوناست.

855
00:51:14,741 --> 00:51:16,159
‫بن.

856
00:51:17,202 --> 00:51:19,496
‫ببخشید خیلی آشنا می‌زنی.

857
00:51:20,122 --> 00:51:22,958
‫به نظرم قبلاً دیدمت.

858
00:51:23,667 --> 00:51:26,795
‫می‌دونی، یه دوستِ مشترک داریم.

859
00:51:28,172 --> 00:51:29,256
‫آلیسا؟

860
00:51:32,885 --> 00:51:33,927
‫آلیسا!

861
00:51:37,014 --> 00:51:38,015
‫آلیسا؟

862
00:51:39,558 --> 00:51:41,685
‫من بودم اونجا نمی‌رفتم...

863
00:51:44,396 --> 00:51:48,275
‫مگه اینکه بخوای بری اون دنیا!

864
00:51:50,986 --> 00:51:52,362
‫ما رو هم با خودت می‌بری؟

865
00:51:52,487 --> 00:51:54,907
‫می‌دونیم که به زودی میری اون‌طرفا!

866
00:51:55,991 --> 00:51:57,034
‫آلیسا!

867
00:52:11,423 --> 00:52:12,466
‫آلیسا.

868
00:52:16,386 --> 00:52:18,430
‫- بن!
‫- چیـه؟

869
00:52:18,514 --> 00:52:21,308
‫بروس غیبش زده و یه اتفاق‌هایی داره میفته.

870
00:52:29,066 --> 00:52:30,901
‫خیلی‌خب، میرم دنبالش.

871
00:52:31,068 --> 00:52:32,319
‫خیلی‌خب، اینا رو بده به من.

872
00:52:32,486 --> 00:52:33,946
‫- نه، از نیمه شب گذشته.
‫- نـه!

873
00:52:34,071 --> 00:52:35,864
‫-من هواتو دارم.
‫- هریت!

874
00:52:36,031 --> 00:52:37,616
‫منم میرم برای سلامتی‌مون
‫دعای صبحگاهی بخونم.

875
00:52:37,783 --> 00:52:39,076
‫الان که نصفه‌شبه!

876
00:52:39,284 --> 00:52:40,494
‫توی رم که نصفه‌شب نیست!

877
00:52:51,505 --> 00:52:52,464
‫چیزی می‌بینی؟

878
00:52:52,673 --> 00:52:54,049
‫نه ولی یه چیزی رو حس می‌کنم.

879
00:52:55,717 --> 00:52:57,928
‫بروس، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

880
00:52:58,095 --> 00:52:59,763
‫باید لیوتا رو پیدا کنیم.

881
00:53:00,305 --> 00:53:01,473
‫اتاق زیرشیروانی چی؟

882
00:53:03,058 --> 00:53:06,478
‫مطمئن نیستم. اتاق‌های زیرشیروانی
‫از قدیم جاهای ترسناکی بودن.

883
00:53:06,562 --> 00:53:08,814
‫سردتون نیست؟ کم کم
‫داره سردتر میشه.

884
00:53:08,981 --> 00:53:10,774
‫بروس، دلیلش اینه که شلوار پات نیست.

885
00:53:10,899 --> 00:53:12,234
‫نمیشه یه لحظه ساکت باشـ...

886
00:53:15,487 --> 00:53:16,613
‫پشمام.

887
00:53:18,532 --> 00:53:19,408
‫خیلی‌خب.

888
00:53:26,623 --> 00:53:28,584
‫- بریم بالا!
‫- بروس، صبر کن!

889
00:53:28,750 --> 00:53:31,837
‫- بروس، تو باید وایسی مراقب من باشی.
‫- ولم کن. چیه؟

890
00:53:32,004 --> 00:53:33,422
‫- بروس، همین‌جا بمون و مراقبِ من باش.
‫- بابا تو مشکل قلبی داری. کوتاه بیا!

891
00:53:33,589 --> 00:53:35,090
‫باشه، باشه، باشه.

892
00:53:35,716 --> 00:53:36,633
‫مراقبم باش.

893
00:53:38,844 --> 00:53:39,887
‫خیلی‌خب.

894
00:53:43,515 --> 00:53:45,100
‫مراقب خودت باش.

895
00:53:49,771 --> 00:53:51,023
‫کسی اینجا نیست؟

896
00:53:57,946 --> 00:53:59,448
‫مادام لیوتا؟

897
00:54:06,121 --> 00:54:07,581
‫ما به کمک‌تون نیاز داریم.

898
00:54:08,415 --> 00:54:11,001
‫وای! ای بابا!

899
00:54:13,337 --> 00:54:14,755
‫خودت این کار رو کردی؟

900
00:54:15,005 --> 00:54:16,507
‫نه بابا!

901
00:54:32,356 --> 00:54:35,192
‫لیوتا؟ خودتی؟

902
00:54:35,216 --> 00:55:00,944
صابرفان
SaberFun

903
00:55:00,968 --> 00:55:02,427
‫بیا نزدیک‌تر.

904
00:55:04,221 --> 00:55:05,556
‫نزدیک‌تر.

905
00:55:17,234 --> 00:55:18,235
‫آهان باشه.

906
00:55:18,694 --> 00:55:19,820
‫می‌خوام از اینجا بری بیرون!

907
00:55:23,240 --> 00:55:24,366
‫یا خدا!

908
00:55:30,789 --> 00:55:31,999
‫گوش کن ببین چی میگم.

909
00:55:32,207 --> 00:55:35,210
‫ببین مطمئنم اون مردها هرچی
‫سرشون اومده حق‌شون بوده

910
00:55:35,502 --> 00:55:36,879
‫ولی عزیزم، گوش کن...

911
00:55:37,004 --> 00:55:38,505
‫می‌دونم که صدامو می‌شنوی، باشه جونم؟

912
00:55:38,630 --> 00:55:40,007
‫روح جونم. میشه روح جون صدات کنم؟

913
00:55:40,174 --> 00:55:41,842
‫ولی من با بقیه فرق دارم.
‫من حامی‌تونم.

914
00:55:42,009 --> 00:55:44,595
‫من خودم طرفِ تو و تمام خانم‌هام...

915
00:56:03,071 --> 00:56:04,990
‫- چه بوی بدی میده.
‫- خیلی بوش تنده.

916
00:56:05,073 --> 00:56:06,241
‫- وای.
‫- عجب بوی گندی میده.

917
00:56:06,450 --> 00:56:07,868
‫آلوده‌ست.

918
00:56:12,581 --> 00:56:14,416
‫خیلی‌خب. اینجا نوشته...

919
00:56:14,833 --> 00:56:17,836
‫اینجا رو.
‫«متعلق به مادام لیوتا

920
00:56:18,795 --> 00:56:20,255
‫اگر این کتاب مال شما نیست

921
00:56:20,464 --> 00:56:22,716
‫دیگه...

922
00:56:23,258 --> 00:56:24,760
‫ورق نزنید.»

923
00:56:25,052 --> 00:56:27,971
‫- وای خدای من! وای خدای من!
‫- هریت!

924
00:56:28,096 --> 00:56:31,850
‫این کتابِ افسون‌های شخصیِ مادام لیوتاست.

925
00:56:32,017 --> 00:56:33,018
‫وای خدای من!

926
00:56:33,143 --> 00:56:34,269
‫خب یکی‌مون باید این کار رو می‌کرد.

927
00:56:34,686 --> 00:56:37,064
‫آرزوم برآورده شد. وای خدای من!

928
00:56:37,689 --> 00:56:39,066
‫پشمام! این دیگه چیه؟

929
00:56:39,525 --> 00:56:40,692
‫چه قشنگه.

930
00:56:40,984 --> 00:56:42,277
‫گوی کریستالیه.

931
00:56:42,694 --> 00:56:44,613
‫ارزشی هم داره؟

932
00:56:46,657 --> 00:56:47,658
‫هی!

933
00:56:48,283 --> 00:56:50,494
‫خانم، ما شما رو می‌بینیم. سلام.

934
00:56:57,042 --> 00:56:58,001
‫مادام لیوتا؟

935
00:56:58,126 --> 00:57:00,212
‫خب بالاخره وقتش رسید.

936
00:57:00,754 --> 00:57:03,507
‫کتابِ قدرتمندی توی دستته.

937
00:57:03,674 --> 00:57:06,093
‫بهتره بدونی چطور ازش استفاده کنی.

938
00:57:06,301 --> 00:57:07,386
‫چطوری رفتی اون تو؟

939
00:57:07,719 --> 00:57:11,390
‫می‌تونم بهتون نشونم بدم چه
‫اتفاقی افتاده ولی براتون هزینه داره.

940
00:57:13,600 --> 00:57:15,018
‫سه دلار میشه.

941
00:57:15,978 --> 00:57:16,979
‫- چی؟
‫- عجب!

942
00:57:17,104 --> 00:57:19,982
‫- مگه سر گردنه‌ست؟!
‫- باشه، باشه. نشون بده.

943
00:57:25,779 --> 00:57:28,907
‫ویلیام گریسی که غم و اندوه
‫از پا درش آورده بود...

944
00:57:29,116 --> 00:57:33,036
‫دنبال من بود تا با همسر مرحومش
‫ارتباط بگیرم.

945
00:57:35,122 --> 00:57:36,957
‫النور گریسی!

946
00:57:39,209 --> 00:57:42,129
‫بزن روی میز، وقتشه جواب بدی.

947
00:57:42,296 --> 00:57:47,259
‫- پلی از دنیا پس از مرگ به این دنیا بزن!
‫- وقتی برنگشت پیشش...

948
00:57:47,342 --> 00:57:50,137
‫بارها و بارها صداش زدیم.

949
00:57:50,304 --> 00:57:53,056
‫یه سالِ تموم هر نیمه شب
‫جلسه احضار روح داشتیم.

950
00:57:53,265 --> 00:57:54,933
‫یه سالِ تموم؟ چقدر بی‌ملاحظه بودین.

951
00:57:55,100 --> 00:57:56,059
‫کی این حرف رو زد؟

952
00:58:01,190 --> 00:58:06,195
‫این احضارهای مکرر
‫دروازۀ دنیای ارواح رو باز کرد.

953
00:58:06,361 --> 00:58:09,865
‫صدها روح آزادانـه اومدن و رفتن

954
00:58:10,032 --> 00:58:12,075
‫ولی خبری از النورِ عزیـزش نشد.

955
00:58:12,367 --> 00:58:17,414
‫از ترسِ چیزی که ممکن بود اتفاقی
‫احضارش کنیم، التماسش کردم که بیخیال بشه.

956
00:58:17,581 --> 00:58:19,625
‫ولی اصرار داشت که ادامه بدیم.

957
00:58:20,834 --> 00:58:24,630
‫خیلی زود گریسی پیام‌هایی
‫از طرفِ النور دریافت کرد

958
00:58:24,796 --> 00:58:27,966
‫که التماسش می‌کرد اونم
‫به دنیای ارواح بیاد و کنارش باشه.

959
00:58:28,884 --> 00:58:31,595
‫ولی من می‌دونستم اون النور نبود.

960
00:58:32,971 --> 00:58:35,599
‫ما روحِ خبیثی رو احضار کرده بودیم

961
00:58:35,766 --> 00:58:38,477
‫که از غم و اندوهِ گریسی تغذیه می‌کرد.

962
00:58:40,604 --> 00:58:44,399
‫یه روحِ معمولی نبود.

963
00:58:44,566 --> 00:58:46,276
‫این توانایی رو داشت که...

964
00:58:46,485 --> 00:58:51,740
‫این ارواحی که شاد و خوشبخت بودن رو
‫توی این خونه گیر بندازه.

965
00:59:00,165 --> 00:59:01,166
‫مال منی!

966
00:59:02,125 --> 00:59:04,169
‫قبل از اینکه بتونم چهره‌ش رو ببینم،

967
00:59:04,294 --> 00:59:07,923
‫اون روحِ شرور منو توی گوی کریستالیِ خودم
‫زندونی کرد.

968
00:59:08,632 --> 00:59:10,509
‫نمی‌دونم الان چند وقت شده.

969
00:59:11,426 --> 00:59:13,011
‫احتمالاً چند ماهی شده باشه.

970
00:59:15,180 --> 00:59:19,309
‫اون ۹۳۳تا روح رو زندونی کرده.

971
00:59:19,768 --> 00:59:23,105
‫ولی باید ۱۰۰۰تا بشن تا
‫بتونه مراسمی رو اجرا کنه

972
00:59:23,272 --> 00:59:25,607
‫که بهش اجازه میده از این خونه فرار کنه.

973
00:59:26,400 --> 00:59:30,529
‫حواس‌تون به وقتی که ماه کامله باشه.
‫چون اون موقع قدرتش از همیشه بیشتره.

974
00:59:31,029 --> 00:59:32,906
‫ازش جونِ سالم به در نمی‌برین.

975
00:59:34,408 --> 00:59:36,326
‫وای، غم و اندوهِ زیادی توی وجودت هست.

976
00:59:38,120 --> 00:59:42,165
‫تو در برابر فریب‌کاری‌هاش از همه آسیب‌پذیرتری.

977
00:59:43,876 --> 00:59:46,170
‫غمت نباشه که ما مراقبتیم.
‫خودمون هوات رو داریم.

978
00:59:46,253 --> 00:59:47,421
‫حالا می‌خوای چی کار کنی؟

979
00:59:49,464 --> 00:59:51,466
‫- آهان!
‫- اونا که همین الانشم مُرده‌ن.

980
00:59:51,633 --> 00:59:52,801
‫- آره.
‫- پس از اینم مُرده‌تر میشن!

981
00:59:52,926 --> 00:59:53,802
‫خیلی‌خب.

982
00:59:53,927 --> 00:59:55,888
‫می‌دونین به چی نیاز داریم؟
‫یه طلسم دوری ارواح نیاز داریم.

983
00:59:56,096 --> 00:59:56,930
‫- آره.
‫- یه طلسم دوری ارواح!

984
00:59:57,139 --> 00:59:58,849
‫آره، یه طلسم دوری ارواح...

985
00:59:58,932 --> 01:00:03,979
‫ولی به یکی از اموالِ سابقِ اون روح نیاز داریم.

986
01:00:04,104 --> 01:00:05,355
‫وقتی اون جور شد...

987
01:00:05,522 --> 01:00:06,732
‫دیگه کافیه!

988
01:00:14,239 --> 01:00:16,491
‫چیزی نشد. بیایین یه طلسم
‫دوری ارواح پیدا کنیم. خیلی‌خب پس...

989
01:00:16,617 --> 01:00:18,577
‫دلم نمی‌خواد خبر بد بهتون بدم

990
01:00:19,286 --> 01:00:22,372
‫ولی از وقتی که این
‫خانومه توی گوی گیر افتاده

991
01:00:22,581 --> 01:00:24,958
‫۶۶ نفر توی این خونه مُردن!

992
01:00:25,083 --> 01:00:28,003
‫پس یعنی الان ۹۳۳تا روح نداره.

993
01:00:28,128 --> 01:00:30,172
‫بلکه ۹۹۹تا داره.

994
01:00:30,297 --> 01:00:33,008
‫و حالا اگه نمی‌خواین برای
‫کارهای کفن و دفن آماده بشین...

995
01:00:33,133 --> 01:00:34,384
‫پس بهتره از اینجا بزنیم بیرون.

996
01:00:39,223 --> 01:00:40,641
‫کیش! کیش!

997
01:00:41,558 --> 01:00:43,769
‫یعنی فقط من نمی‌دونستم واقعیه؟

998
01:00:45,354 --> 01:00:49,107
‫بهتره عجله هم کنیم چون این احضار
‫روح‌ها باعث شده این خونه بازی دربیاره

999
01:00:49,775 --> 01:00:52,986
‫اونو ولش کن. تمام مرگ‌هایی
‫که توی این خونه اتفاق افتاده

1000
01:00:53,153 --> 01:00:54,279
‫زمانِ ماهِ کامل بوده.

1001
01:00:54,446 --> 01:00:57,574
‫که یعنی کمتر از ۴ روزِ دیگه وقت داریم.

1002
01:00:57,783 --> 01:01:01,078
‫مگه مادام لیوتا نگفته بود باید یه چیزی
‫پیدا کنیم که سابقاً مال روح‌ها باشه؟

1003
01:01:02,704 --> 01:01:04,665
‫آخه وقتی طرف رو نشناسی

1004
01:01:04,831 --> 01:01:06,458
‫از کجا می‌خوای یه چیزی که
‫متعلق بهش بوده رو پیدا کنی؟

1005
01:01:06,625 --> 01:01:09,795
‫خب حالا یه کار خاصی
‫هست که می‌تونم براتون بکنم.

1006
01:01:09,920 --> 01:01:11,296
‫واقعاً خارق‌العاده‌ست.

1007
01:01:11,547 --> 01:01:15,843
‫روح من می‌تونه از بدنم جدا
‫بشه و وارد دنیای ارواح بشه

1008
01:01:16,009 --> 01:01:17,970
‫اونجا می‌تونم روحه رو ببینم.

1009
01:01:18,095 --> 01:01:19,471
‫میشه گفت یه احضار روح برعکسه.

1010
01:01:19,721 --> 01:01:21,014
‫احضار روح برعکس؟

1011
01:01:21,181 --> 01:01:22,182
‫رو منم حساب کن.

1012
01:01:22,307 --> 01:01:26,144
‫بروس، خیلی خطرناکه.
‫هرکسی نمی‌تونه احضار برعکس انجام بده.

1013
01:01:26,311 --> 01:01:27,354
‫فرافکنی اثیری.

1014
01:01:27,479 --> 01:01:29,106
‫صرفاً بگین «فرافکنی اثیری»

1015
01:01:29,314 --> 01:01:31,984
‫لازم نیست این کلمه‌ها رو یه‌جوری به‌کار
‫ببری که انگار خودت اختراع‌شون کردی

1016
01:01:32,109 --> 01:01:33,694
‫- مسخره‌ست.
‫- فرافکنی اثیری؟

1017
01:01:33,861 --> 01:01:36,071
‫تو تا حالا فرافکنی اثیری شنیدی؟
‫توی انجیل اومده؟

1018
01:01:36,572 --> 01:01:40,075
‫- بذار بهت بگم چی واقعاً مسخره‌ست.
‫- هریت، هریت، خیلی‌خب. گوش کن.

1019
01:01:40,200 --> 01:01:42,202
‫بس کن، همه‌مون اینجا توی یه تیم هستیم.

1020
01:01:42,327 --> 01:01:45,873
‫اگرچه مثل یه تیم رفتار
‫نمی‌کنیم و اینم به نفع اونا میشه.

1021
01:01:46,081 --> 01:01:48,333
‫راستی از پیشنهادِ احضار برعکس خوشم اومد.

1022
01:01:48,417 --> 01:01:51,003
‫آره، اگه اونا وارد دنیای ما میشن
‫پس بیایین بریم یه سری بهشون بزنیم

1023
01:01:51,253 --> 01:01:53,547
‫شما می‌خواین ما رو بترسونین؟
‫نه، ما شما رو می‌ترسونیم!

1024
01:01:53,672 --> 01:01:54,548
‫- آره!
‫- پخ!

1025
01:01:54,673 --> 01:01:58,802
‫آره! این روح خبیث رو همین امشب پیدا می‌کنیم!

1026
01:01:59,928 --> 01:02:04,057
‫فقط پوست‌ها رو جدا کنین. دیگه مشکلی نداره.

1027
01:02:05,976 --> 01:02:08,478
‫نیمرو کرانچی درست می‌کنی؟

1028
01:02:09,646 --> 01:02:11,648
‫مادربزرگم قدیما همین‌جوری درست می‌کرد.

1029
01:02:12,065 --> 01:02:15,277
‫همون موقع دیگه عینکی شد.

1030
01:02:16,612 --> 01:02:17,613
‫اوضاع و احوالش چطوره؟

1031
01:02:18,113 --> 01:02:21,950
‫می‌ترسم بچه‌تر از اون باشه که

1032
01:02:22,743 --> 01:02:23,952
‫وحشت اگزیستانسیال رو درک کنه.

1033
01:02:26,163 --> 01:02:28,207
‫می‌دونی خیال می‌کردم با اینجا اومدن‌مون

1034
01:02:28,373 --> 01:02:31,251
‫می‌تونیم ماجراهای مربوط
‫به پدرش رو پشت سر بذاریم

1035
01:02:31,335 --> 01:02:34,171
‫می‌دونی، گفتم می‌تونه واسه خودش
‫بچرخه، بچگی کنه و خوش بگذرونه

1036
01:02:34,296 --> 01:02:36,465
‫ولی این خونه نمی‌ذاره
‫هیچ‌کدوم از این عملی بشه.

1037
01:02:37,841 --> 01:02:39,218
‫- ترسناکـه.
‫- دیگه تخم‌مرغ نمی‌خوام.

1038
01:02:39,885 --> 01:02:41,470
‫آخه الان بحثِ اِگ‌زیستانسیالی بود.
‫(اِگ: تخم‌مرغ)

1039
01:02:42,137 --> 01:02:43,222
‫اِگ‌زیستانسیالی آخه؟!

1040
01:02:46,266 --> 01:02:47,184
‫وای خدای من

1041
01:02:47,351 --> 01:02:49,186
‫وای اگه از اونجا بیفته پاش می‌شکنه.

1042
01:02:49,353 --> 01:02:51,480
‫- تراویس! تراویس!
‫- میگما...

1043
01:02:51,688 --> 01:02:54,274
‫میگما، نظرت چیه من برم باهاش حرف بزنم؟

1044
01:02:54,441 --> 01:02:55,442
‫باشه فقط...

1045
01:02:57,236 --> 01:02:59,363
‫- فقط اِگ‌ش نکن(=شیرش نکن)
‫- اِگ‌زکتلی (=دقیقاً)

1046
01:03:00,239 --> 01:03:02,199
‫خب دیگه کافیه! زودی برمی‌گردم.

1047
01:03:02,407 --> 01:03:03,450
‫مرسی.

1048
01:03:03,659 --> 01:03:04,660
‫ایول به این تیم.

1049
01:03:17,506 --> 01:03:18,966
‫این صدای فرود اومدنشه

1050
01:03:21,176 --> 01:03:23,470
‫مرد پرنده‌ای همچین صدایی نمیده.

1051
01:03:24,012 --> 01:03:25,514
‫درسته. راست میگی.

1052
01:03:28,642 --> 01:03:29,685
‫چی شده؟

1053
01:03:31,353 --> 01:03:34,898
‫بچه‌های مدرسه امشب میرن جشن تولد

1054
01:03:36,191 --> 01:03:37,484
‫البته که من نمی‌تونم برم.

1055
01:03:38,861 --> 01:03:40,529
‫یعنی اصلاً دعوتم نکردن.

1056
01:03:40,737 --> 01:03:41,864
‫- تُرده.
‫- تُرده.

1057
01:03:42,030 --> 01:03:45,367
‫- کلی پوسته تخم‌مرغ توشه.
‫- آره انگار برشتوک تخم‌مرغـه.

1058
01:03:51,290 --> 01:03:52,666
‫اصلاً نمی‌فهمم چرا از من خوش‌شون نمیاد.

1059
01:03:52,833 --> 01:03:53,834
‫آخه...

1060
01:03:54,918 --> 01:03:57,087
‫هر روز لباس قشنگ‌هام رو می‌پوشم...

1061
01:03:57,254 --> 01:03:59,506
‫همیشه توی کلاس دستم رو بلند می‌کنم...

1062
01:03:59,673 --> 01:04:03,010
‫و حواسم هست که همه
‫تو زمین بازی قوانین رو رعایت کنن.

1063
01:04:03,093 --> 01:04:07,222
‫باشه خب فکر کنم همین الان
‫جواب سوالِ خودت رو دادی.

1064
01:04:09,016 --> 01:04:10,392
‫امروز با بابام حرف زدم.

1065
01:04:11,894 --> 01:04:14,021
‫باشه، این که خوبـه.

1066
01:04:15,939 --> 01:04:17,524
‫می‌خواد یه سر برم پیشش.

1067
01:04:21,528 --> 01:04:23,572
‫ولی فکر کنم مامانم بفهمه ناراحت بشه.

1068
01:04:27,284 --> 01:04:28,327
‫بهش نگی‌ها.

1069
01:04:29,828 --> 01:04:31,288
‫خیلی ناراحت میشه.

1070
01:04:32,414 --> 01:04:36,168
‫خب بهترین ویژگیِ من رازداریه.

1071
01:04:38,253 --> 01:04:39,379
‫و می‌دونی چیه؟

1072
01:04:41,757 --> 01:04:43,759
‫حرکتِ جالبی بود، آره.

1073
01:04:43,926 --> 01:04:45,969
‫نمی‌دونم واسه چی بهم لگد می‌زنه.

1074
01:04:47,221 --> 01:04:48,430
‫اکشن گای

1075
01:04:50,891 --> 01:04:51,892
‫بیا.

1076
01:04:52,768 --> 01:04:54,686
‫بگیرش دیگه. آره.

1077
01:04:55,354 --> 01:04:57,481
‫مراقب باش. ارزونـه.

1078
01:04:57,648 --> 01:05:01,235
‫می‌خواستم بپرسم می‌خوای... راستش...

1079
01:05:05,864 --> 01:05:07,324
‫«تکرار کن!»

1080
01:05:11,912 --> 01:05:15,374
‫باشه بابا. خیلی‌خب، تو بردی.

1081
01:05:15,541 --> 01:05:18,877
‫- آهای! روح‌خوار رو بده به من! هوی! برگرد بببینم.
‫- «تکرار کن!»

1082
01:05:20,003 --> 01:05:22,256
‫ای روحِ خبیث، هر کی که هستی...

1083
01:05:22,381 --> 01:05:23,966
‫هریت داره میاد سراغت.

1084
01:05:24,174 --> 01:05:25,342
‫آره.

1085
01:05:25,467 --> 01:05:27,594
‫قشنگ آدم جادوش رو حس می‌کنه.

1086
01:05:27,719 --> 01:05:30,931
‫یه کم خون اژدها؟ گیاهِ یربا سانتا؟
‫با چی سر و کار داریم؟

1087
01:05:31,139 --> 01:05:32,850
‫مریم گلی که از کاستکو خریدم.

1088
01:05:33,016 --> 01:05:35,602
‫نمی‌خوام وقتی روحم از بدنم جدا
‫میشه تا بره این روح خبیث رو ببینه

1089
01:05:35,978 --> 01:05:37,938
‫روح دیگه‌ای وارد بدنم بشه.

1090
01:05:38,063 --> 01:05:40,148
‫نه که فکر کنم کار به اونجا می‌رسه‌ها.

1091
01:05:40,858 --> 01:05:42,526
‫تا حالا هزار بار این کار رو انجام دادم.

1092
01:05:42,693 --> 01:05:45,362
‫ببین، وقتی این‌جوری حرف می‌زنی باعث
‫میشه فکر کنم تا حالا همچین کاری نکردی.

1093
01:05:45,487 --> 01:05:46,488
‫چرا کردم.

1094
01:05:46,655 --> 01:05:48,240
‫شاید تا حالا ده هزار بار انجامش داده باشم.

1095
01:05:48,448 --> 01:05:51,493
‫حالا چرا هِی عددش رو می‌بری بالا؟
‫این‌جوری که اصلاً باورم نمیشه.

1096
01:05:51,618 --> 01:05:54,413
‫- آخه چطور باورم بشه؟
‫- باور کن، عزیزم. باور کن

1097
01:05:54,621 --> 01:05:57,749
‫حالا اگه تا ده دقیقۀ دیگه برنگشتم...

1098
01:05:57,875 --> 01:05:59,293
‫این زنگ رو بزنید

1099
01:05:59,501 --> 01:06:01,879
‫اگه گم بشم این کمکم می‌کنه
‫تا راهِ برگشت رو پیدا کنم.

1100
01:06:02,462 --> 01:06:06,383
‫ببینید باید واقعاً احساساتی بشم
‫تا بتونم برم توی دنیای ارواح.

1101
01:06:06,550 --> 01:06:09,386
‫این عکسِ سگمه...

1102
01:06:09,511 --> 01:06:13,557
‫که متأسفانه از پیشم رفت
‫که توی یه مزرعه زندگی کنه

1103
01:06:14,516 --> 01:06:16,143
‫راستش یه ماشین بهش زد

1104
01:06:16,685 --> 01:06:19,479
‫مثل یه بادکنک ترکید.

1105
01:06:19,646 --> 01:06:21,106
‫- آبجی!
‫- وایسا ببینم، چی گفتی؟

1106
01:06:21,273 --> 01:06:22,191
‫چی؟

1107
01:06:22,357 --> 01:06:23,567
‫حالا شروع می‌کنیم.

1108
01:06:24,234 --> 01:06:28,780
‫«ارواحِ گرامی، من از سر کنجکاوی اومدم.

1109
01:06:29,489 --> 01:06:32,409
‫دروازه‌های عالم خود را بگشایید.

1110
01:06:32,951 --> 01:06:35,662
‫وقتی جسمم رو ترک می‌کنم، مراقبش باشید.

1111
01:06:36,580 --> 01:06:40,375
‫اکنون روحِ من وارد دنیای ارواح میشه.»

1112
01:06:41,335 --> 01:06:45,923
‫به چیزهای غم‌انگیز فکر کن.
‫به چیزهای غم‌انگیز فکر کن.

1113
01:07:28,549 --> 01:07:29,675
‫النور؟

1114
01:07:30,092 --> 01:07:32,469
‫گریسی! آهای، ما به کمکت نیاز داریم.

1115
01:07:33,178 --> 01:07:34,721
‫تو نباید اینجا باشی.

1116
01:07:37,057 --> 01:07:37,933
‫آهای!

1117
01:07:49,403 --> 01:07:51,405
‫گریسی وایسا! می‌خوام باهات حرف بزنم.

1118
01:08:11,258 --> 01:08:12,342
‫یک، دو...

1119
01:08:12,801 --> 01:08:17,806
‫سه، چهار، پنج، شش، هفت

1120
01:08:35,949 --> 01:08:38,702
‫عزیزم، می‌دونی که بلوز دوست دارم

1121
01:08:39,203 --> 01:08:41,121
‫ولی میشه یه چیزی بزنی که یه ذره...

1122
01:08:41,997 --> 01:08:42,998
‫شادتر باشه؟

1123
01:08:43,207 --> 01:08:44,833
‫این تنها چیزیه که اون دوست داره بشنوه.

1124
01:08:45,000 --> 01:08:48,128
‫همین‌جور بخورین. شاد‌تر میشه.

1125
01:08:56,303 --> 01:08:58,096
‫نذار بگیرتت.

1126
01:09:06,939 --> 01:09:08,106
‫النور؟

1127
01:09:09,775 --> 01:09:10,692
‫گریسی؟

1128
01:09:11,109 --> 01:09:12,861
‫گریسی، باید بهم کمک کنی.

1129
01:09:14,821 --> 01:09:15,822
‫بن...

1130
01:09:16,240 --> 01:09:17,533
‫اینا همه‌ش تقصیر منـه.

1131
01:09:17,699 --> 01:09:19,993
‫این روح خبیث کیه؟

1132
01:09:20,118 --> 01:09:21,578
‫هیچ‌کس اسمش رو توی دنیای زنده‌ها نمی‌دونه

1133
01:09:21,745 --> 01:09:23,330
‫ولی از ما نیست.

1134
01:09:23,539 --> 01:09:26,917
‫قدرتش توی این دنیا غیرقابل کنترلـه

1135
01:09:27,459 --> 01:09:29,586
‫و خیلی از ما رو مجبور کرده خواسته‌هاش رو انجام بدیم.

1136
01:09:29,878 --> 01:09:32,881
‫تو رو خدا نذار آخرین روح رو تسخیر کنه

1137
01:09:33,423 --> 01:09:35,259
‫وگرنه تا ابد اینجا گیر می‌افتیم.

1138
01:09:36,635 --> 01:09:37,553
‫صبر کن.

1139
01:09:37,719 --> 01:09:38,720
‫داره میاد.

1140
01:09:38,971 --> 01:09:40,556
‫- همین الان از اینجا برو.
‫- گریسی.

1141
01:09:43,684 --> 01:09:45,352
‫وای نه! اومد.

1142
01:09:46,728 --> 01:09:47,604
‫دنبالم بیا.

1143
01:09:47,813 --> 01:09:49,314
‫- از این طرف!
‫- اومد!

1144
01:09:50,274 --> 01:09:51,275
‫دستم رو بگیر!

1145
01:09:51,400 --> 01:09:52,359
‫یالا! یالا!

1146
01:09:52,776 --> 01:09:54,069
‫بدو بیا تو.

1147
01:09:54,236 --> 01:09:56,071
‫قایم شو. قایم شو.

1148
01:10:13,046 --> 01:10:14,673
‫نه، نه، نه.

1149
01:10:15,716 --> 01:10:17,759
‫نه! بی‌خیال دیگه.

1150
01:10:20,012 --> 01:10:21,013
‫بن.

1151
01:10:22,347 --> 01:10:23,724
‫دنبالِ من می‌گشتی؟

1152
01:10:23,891 --> 01:10:24,725
‫نه، نه.

1153
01:10:24,892 --> 01:10:26,059
‫وایسا.

1154
01:10:30,355 --> 01:10:31,356
‫چی؟

1155
01:10:37,029 --> 01:10:39,114
‫لازم نیست بترسی.

1156
01:10:40,532 --> 01:10:43,702
‫ببین می‌دونم که اینجا پُر از

1157
01:10:43,827 --> 01:10:45,871
‫ارواح غمگینـه

1158
01:10:45,996 --> 01:10:49,041
‫و همه دنبال چیزی هست که
‫توی زندگی نداشتن.

1159
01:10:49,166 --> 01:10:51,126
‫دنبال هدفـن...

1160
01:10:51,293 --> 01:10:53,545
‫ولی بزدل‌تر از اونن که حرکتی بزنن.

1161
01:10:54,338 --> 01:10:57,674
‫ولی به تو میشه امید داشت.

1162
01:10:57,799 --> 01:11:00,344
‫تو می‌دونی که زندگی معنایی نداره.

1163
01:11:00,511 --> 01:11:02,596
‫می‌دونی که عاقبت همه‌مون خاکـه.

1164
01:11:03,931 --> 01:11:04,765
‫پخ!

1165
01:11:06,558 --> 01:11:10,896
‫اگه حاضر باشی کمکم کنی،
‫تو رو به خواسته‌ت می‌رسونم.

1166
01:11:11,438 --> 01:11:12,439
‫نه! نه!

1167
01:11:23,075 --> 01:11:25,661
‫دنیای ارواح نمی‌تونه امشب پذیرای من باشه.

1168
01:11:27,663 --> 01:11:28,789
‫فرار کردن فایده‌ای نداره.

1169
01:11:29,581 --> 01:11:33,377
‫رنج برای آدم‌های ضعیفه و
‫من راه خلاصی ازش رو بلدم.

1170
01:11:34,795 --> 01:11:36,505
‫باید یه معامله‌ای کنیم.

1171
01:11:38,340 --> 01:11:41,718
‫خیلی ناامیدکننده‌ست ولی...

1172
01:11:41,885 --> 01:11:45,389
‫ولی عشق و حال تازه بعداً شروع میشه.

1173
01:11:45,472 --> 01:11:46,932
‫این بن نیست.

1174
01:11:58,902 --> 01:12:01,363
‫اگه بخوای...

1175
01:12:02,865 --> 01:12:05,325
‫می‌تونی به خواسته‌ت برسی.

1176
01:12:08,453 --> 01:12:09,454
‫بن!

1177
01:12:11,623 --> 01:12:13,000
‫الان دیگه خودمم.

1178
01:12:13,292 --> 01:12:14,501
‫حالم خوبـه.

1179
01:12:16,712 --> 01:12:17,713
‫من دیدمش.

1180
01:12:18,797 --> 01:12:20,841
‫یه روحِ معمولی نبود.

1181
01:12:20,966 --> 01:12:22,926
‫گریسی وحشت کرده بود.

1182
01:12:23,051 --> 01:12:24,511
‫در واقع همه‌شون وحشت کرده بودن.

1183
01:12:24,720 --> 01:12:26,847
‫بی‌خیال، یه روحی که
‫بقیه روح‌ها رو تسخیر می‌کنه؟

1184
01:12:27,723 --> 01:12:29,224
‫اینکه نامردیـه.

1185
01:12:29,725 --> 01:12:31,018
‫مگه قانونی اونجا وجود نداره؟

1186
01:12:31,185 --> 01:12:32,436
‫شبیه آدمیزاد بود؟

1187
01:12:32,561 --> 01:12:33,478
‫یه‌جورایی.

1188
01:12:33,562 --> 01:12:35,189
‫با عصا راه می‌رفت و لنگ می‌زد...

1189
01:12:35,355 --> 01:12:38,942
‫سرش هم توی یه جعبه کلاه بود
‫که با خودش اینور و اونور می‌برد

1190
01:12:39,109 --> 01:12:40,652
‫این کجاش شبیه آدمیزاد بود؟

1191
01:12:41,111 --> 01:12:46,033
‫اطلاعات دیگه‌ای هم از این روحِ جعبه به‌دست
‫داری تا بتونیم شناساییش کنیم؟

1192
01:12:49,203 --> 01:12:51,955
‫می‌تونم تو رو به خواسته‌ت برسونم.

1193
01:12:52,497 --> 01:12:54,124
‫روی چهره‌ای که توی جعبه بود...

1194
01:12:55,751 --> 01:12:56,919
‫یه پوزخند بود

1195
01:12:57,794 --> 01:13:00,589
‫پوزخندش از حافظه‌م پاک نمیشه.

1196
01:13:00,714 --> 01:13:02,341
‫اونجا چه‌جوری بود؟

1197
01:13:02,716 --> 01:13:04,927
‫به عنوان دنیای ارواح خیلی...

1198
01:13:05,594 --> 01:13:06,553
‫زندگیِ توش جریان داشت.

1199
01:13:06,845 --> 01:13:09,556
‫یعنی خب احضار برعکس اونقدرا هم سخت نبود.

1200
01:13:09,681 --> 01:13:12,100
‫نه، به نظرم چند دقیقه‌ای حسش کردم

1201
01:13:12,226 --> 01:13:13,727
‫انگار تو هوا معلق بودم.

1202
01:13:13,894 --> 01:13:17,689
‫- مثل یه تجربه نزدیک به مرگ بود. مثل برق.
‫- یه کم لرزیدم و مورمورم شد.

1203
01:13:17,898 --> 01:13:20,442
‫هریت می‌دونم که می‌تونی اون کار رو بکنی

1204
01:13:20,609 --> 01:13:22,903
‫ولی به نظرم خیلی
‫احساساتی شده بودم.

1205
01:13:23,111 --> 01:13:24,738
‫نه، نه، مشکلی نیست.

1206
01:13:25,030 --> 01:13:26,823
‫- من ظرفیتش رو ندارم.
‫- نه، این‌جوریم نیست.

1207
01:13:26,990 --> 01:13:28,242
‫همینه که هست.

1208
01:13:28,909 --> 01:13:31,453
‫خانواده‌م هم هیچ‌وقت باورشون
‫نشد که من استعدادش رو داشته باشم.

1209
01:13:31,620 --> 01:13:33,121
‫هیچ‌کدوم از اعضای خانواده‌ت زنده‌ن؟

1210
01:13:33,247 --> 01:13:36,542
‫سه‌تا از خواهرهام که
‫کل زندگیم برام قلدری کردن.

1211
01:13:36,792 --> 01:13:39,086
‫خواهر بزرگم که خیلی مزخرفه

1212
01:13:39,670 --> 01:13:42,965
‫خواهر وسطم آدمِ آشغالیه.

1213
01:13:43,423 --> 01:13:45,634
‫ولی خواهر کوچیکم...

1214
01:13:47,177 --> 01:13:49,096
‫راستش رو بخوای به نظرم خودِ شیطانه.

1215
01:13:50,097 --> 01:13:51,181
‫بگذریم...

1216
01:13:51,765 --> 01:13:54,268
‫می‌دونم تحملم سختـه.

1217
01:13:54,518 --> 01:13:56,144
‫نه، این‌جوری نیست هریت.

1218
01:13:56,812 --> 01:13:57,855
‫اون منو می‌خواد

1219
01:14:02,526 --> 01:14:04,987
‫فکر کنم می‌خواد من آخرین روحش باشم.

1220
01:14:05,320 --> 01:14:07,447
‫نه. بن، منو نگاه کن.

1221
01:14:07,614 --> 01:14:08,824
‫تو تنها نیستی.

1222
01:14:14,580 --> 01:14:16,999
‫زنم توی تصادف مُرد.

1223
01:14:18,959 --> 01:14:20,127
‫چه‌جور آدمی بود؟

1224
01:14:21,295 --> 01:14:22,921
‫بهترین آدمِ دنیا بود.

1225
01:14:24,006 --> 01:14:26,049
‫آره، اصلاً خودش بود.

1226
01:14:31,013 --> 01:14:31,930
‫و عاشقِ رقصیدن بود.

1227
01:14:32,139 --> 01:14:34,516
‫بلد نبود برقصه ولی دوست داشت برقصه

1228
01:14:34,641 --> 01:14:37,811
‫تازه کُندترین دوندۀ دنیا بود.

1229
01:14:38,729 --> 01:14:40,606
‫می‌گفت «بیا بریم بدویم»...

1230
01:14:40,731 --> 01:14:42,566
‫بعد تو همون حالت که این حرف رو می‌زد
‫چیزاستیک هم می‌خورد!

1231
01:14:42,733 --> 01:14:45,027
‫می‌گفت باید کربوهیدرات بخورم تا انرژی بگیرم.

1232
01:14:47,070 --> 01:14:50,324
‫از اون آدمایی بود که با همه می‌جوشید.

1233
01:14:51,033 --> 01:14:52,367
‫و من...

1234
01:14:53,035 --> 01:14:56,288
‫من یه‌جورایی برعکسش بودم.
‫آدما مضطربم می‌کنن.

1235
01:14:56,413 --> 01:14:58,415
‫تو اصلاً مهارتِ اجتماعی نداری.

1236
01:15:00,375 --> 01:15:01,627
‫درسته.

1237
01:15:02,669 --> 01:15:04,004
‫و خلاصه...

1238
01:15:05,881 --> 01:15:09,301
‫عمراً بدون وجود اون به
‫اینجایی که هستم می‌رسیدم.

1239
01:15:14,348 --> 01:15:15,849
‫بعد یهو یه روز...

1240
01:15:17,226 --> 01:15:19,937
‫گفت می‌خواد بره تیتر تاتس بگیره.
‫(اسنک سیب‌زمینی)

1241
01:15:20,145 --> 01:15:21,605
‫عاشقِ تیتر تاتس بود.

1242
01:15:22,397 --> 01:15:23,732
‫بهم گفت منم همراهش برم.

1243
01:15:28,362 --> 01:15:30,781
‫و منم نمی‌تونستم برم چون خیلی خسته بودم.

1244
01:15:30,948 --> 01:15:34,076
‫کلی کار سرم ریخته بود
‫و باید به کارهام می‌رسیدم.

1245
01:15:34,201 --> 01:15:35,244
‫خلاصه...

1246
01:15:36,578 --> 01:15:37,829
‫خلاصه منم از کوره در رفتم.

1247
01:15:39,039 --> 01:15:41,542
‫گفتم «الان نه! کار دارم.»

1248
01:15:43,460 --> 01:15:45,754
‫و اونم خودش رفت.

1249
01:15:46,588 --> 01:15:49,091
‫ظاهراً رفت فروشگاه بسکین-رابینز

1250
01:15:49,341 --> 01:15:50,717
‫که بستنی بخره.

1251
01:15:50,843 --> 01:15:52,761
‫اونجا تصادف می‌کنه...

1252
01:15:52,845 --> 01:15:54,721
‫و حدوداً بیست دقیقه بعدش...

1253
01:15:55,764 --> 01:15:56,890
‫می‌میره و...

1254
01:15:57,975 --> 01:16:01,395
‫واسه همین کل وقت و انرژیم رو گذاشتم

1255
01:16:01,603 --> 01:16:04,147
‫تا دوربین رو سرهم کنم.

1256
01:16:05,482 --> 01:16:07,901
‫چون می‌خواستم فقط یه بار دیگه ببینمش.

1257
01:16:12,322 --> 01:16:13,490
‫اون تک و تنها مُرد.

1258
01:16:16,493 --> 01:16:19,037
‫و حس می‌کنم نمی‌دونست که من عاشقش بودم.

1259
01:16:20,080 --> 01:16:23,333
‫نه، مطمئنم که می‌دونه.

1260
01:16:23,500 --> 01:16:25,586
‫قطعاً می‌دونسته.

1261
01:16:25,836 --> 01:16:26,587
‫وای خدای من.

1262
01:16:26,837 --> 01:16:29,131
‫- معلوم نیست اون زن چقدر کلسترولش بالا بوده.
‫- بروس!

1263
01:16:29,256 --> 01:16:30,340
‫فکر کنین!

1264
01:16:30,424 --> 01:16:32,634
‫چیزاستیک، تیتر تاتس

1265
01:16:33,886 --> 01:16:35,095
‫تازه رفته بستنی هم بخره.

1266
01:16:35,304 --> 01:16:36,430
‫- نمک و چربی.
‫- وای خدای من.

1267
01:16:36,597 --> 01:16:37,848
‫- همین دیگه.
‫- بروس.

1268
01:16:38,056 --> 01:16:39,725
‫در هر صورت داشته خودشو می‌فرستاده
‫سینه قبرستون!

1269
01:16:40,559 --> 01:16:42,686
‫- وای خدای من!
‫- ممنون، بروس!

1270
01:16:43,812 --> 01:16:44,855
‫واقعاً بهش نیاز داشتم.

1271
01:16:45,731 --> 01:16:48,650
‫ببینین، نمی‌دونم هیچ‌کدوم‌مون
‫بتونیم جون سالم به در ببریم یا نه.

1272
01:16:48,817 --> 01:16:51,653
‫مطمئناً از قرار معلوم بن که
‫رفتنیه ولی بذارین بهتون بگم که...

1273
01:16:52,321 --> 01:16:54,907
‫خیلی خوشحالم که با شماها
‫تو این وضع گیر افتادم.

1274
01:16:59,036 --> 01:16:59,995
‫وایسا ببینم بچه‌جون...

1275
01:17:00,454 --> 01:17:03,373
‫گفتی تصویر چهرۀ اون روحه...

1276
01:17:03,582 --> 01:17:05,417
‫از حافظه‌ت پاک نمیشه.

1277
01:17:05,626 --> 01:17:06,793
‫آره.

1278
01:17:06,919 --> 01:17:08,253
‫یه فکری دارم.

1279
01:17:11,131 --> 01:17:12,382
‫رفیقم رو خفت کردن...

1280
01:17:12,549 --> 01:17:14,426
‫و الان بهش ضربۀ روحی وارد شده...

1281
01:17:14,635 --> 01:17:16,637
‫ولی دوست داریم تا وقتی
‫هنوز چهرۀ طرف رو یادشه

1282
01:17:16,803 --> 01:17:18,555
‫بره پیش چهره‌نگار.

1283
01:17:19,515 --> 01:17:21,850
‫قدش بلند بود.

1284
01:17:21,975 --> 01:17:24,561
‫و قوز هم داشت.

1285
01:17:24,686 --> 01:17:26,021
‫خیلی لاغر بود.

1286
01:17:26,188 --> 01:17:30,526
‫موهاش از کلاه استوانه‌ایش زده بود بیرون.

1287
01:17:30,692 --> 01:17:33,153
‫- کلاه استوانه‌ای؟
‫- آره. آره.

1288
01:17:33,320 --> 01:17:34,571
‫- یعنی استوانه‌ای بود؟
‫- کلاه استوانه‌ای داشت.

1289
01:17:34,780 --> 01:17:37,241
‫کلاه بولر یا کابویی نبود.

1290
01:17:37,407 --> 01:17:38,659
‫- مثل کلاهِ اپرا بود.
‫- آره از اینا که شعبده‌بازها دارن.

1291
01:17:38,867 --> 01:17:41,537
‫- مثل کلاه شعبده بازا!
‫- همونا که از توشون خرگوش می‌کَشن بیرون.

1292
01:17:41,745 --> 01:17:42,996
‫چشم‌هاش چی؟

1293
01:17:43,163 --> 01:17:44,998
‫فاصله‌شون زیاد بود یا کم یا معمولی؟

1294
01:17:45,249 --> 01:17:47,042
‫گمونم نرمال بود. معمولی.

1295
01:17:47,584 --> 01:17:48,710
‫باشه پس معمولی.

1296
01:17:48,836 --> 01:17:52,214
‫ولی یه کم توی کاسه چشمش فرو رفته بودن

1297
01:17:52,464 --> 01:17:53,340
‫چشم‌های گود افتاده‌ای داشت.

1298
01:17:53,590 --> 01:17:55,259
‫- چشم‌هاش گود افتاده بود.
‫- مثل راکون‌ها.

1299
01:17:55,467 --> 01:17:57,386
‫- چشم‌های ریزی داشت.
‫- فرورفتگی داشتن.

1300
01:17:58,178 --> 01:18:00,180
‫چشم‌هاش این‌جوری بودن و پلک هم نداشت.

1301
01:18:00,347 --> 01:18:02,349
‫پس یعنی فرورفتگی داشتن و پلک هم نداشت

1302
01:18:02,558 --> 01:18:04,059
‫- دماغش چی؟
‫- دماغ نداشت.

1303
01:18:04,226 --> 01:18:05,435
‫- اصلاً دماغی ندا...
‫- دماغی در کار نبود.

1304
01:18:05,644 --> 01:18:07,354
‫اصلاً دماغ به چه کارش میاد؟

1305
01:18:07,479 --> 01:18:10,858
‫- خندون بود.
‫- اونی که خفتت کرد خندون بود؟

1306
01:18:11,024 --> 01:18:12,150
‫ولی لب نداشت.

1307
01:18:12,359 --> 01:18:15,863
‫- یه‌جورایی مثل یه لبخند دائمی بود...
‫- البته.

1308
01:18:16,496 --> 01:18:17,659
‫یه جورایی... آره. همون‌جوری.

1309
01:18:17,684 --> 01:18:19,686
‫- از همین چیزها.
‫- دقیقاً، آره.

1310
01:18:19,711 --> 01:18:22,006
‫بدون لب؟ چرا که نه.
‫اصلاً لب به چه کارش میاد؟

1311
01:18:22,536 --> 01:18:24,354
‫این آدم شما رو خفت کرده بود؟

1312
01:18:24,746 --> 01:18:26,238
‫- واو!
‫- اوه!

1313
01:18:26,874 --> 01:18:29,351
‫همین الان این رو کشیدی؟ حرف نداره.

1314
01:18:29,376 --> 01:18:30,601
‫می‌دونی چطور بامزه‌تر می‌شد؟

1315
01:18:30,919 --> 01:18:32,421
‫این که با پوست تصورش کنی.

1316
01:18:34,464 --> 01:18:36,550
‫کلانتری رفتن‌مون جواب داد!

1317
01:18:36,675 --> 01:18:38,193
‫الستر کرامپ.

1318
01:18:38,218 --> 01:18:40,445
‫یه آدم خیلی بد. خیلی بد!

1319
01:18:40,470 --> 01:18:45,017
‫پسر بنگاهی شیاد و بانفوذ، ادیسون کرامپ.

1320
01:18:45,142 --> 01:18:49,580
‫پدر بی‌رحمی که وقتی الستر بچه بود
‫و به گفتهٔ خودش: بیش از حد...

1321
01:18:49,605 --> 01:18:53,962
‫توی مراسم مادرش گریه کرده بود،
‫اون رو از خونه‌ش بیرون کرد.

1322
01:18:53,987 --> 01:18:56,698
‫گفت: «باید ازش یه مرد بسازم.»

1323
01:18:58,030 --> 01:19:01,943
‫دوستانِ پدرش از طبقهٔ اشرافی بهش پشت کردن.

1324
01:19:01,968 --> 01:19:07,390
‫و الستر بدون هیچ دوست
‫و خانواده‌ای ناپدید شد.

1325
01:19:08,498 --> 01:19:12,211
‫سال‌ها بعد از مرگ مشکوکِ پدرش...

1326
01:19:12,510 --> 01:19:15,554
‫الستر به عنوان سرمایه‌داری که...

1327
01:19:15,756 --> 01:19:18,753
‫با جشن‌های آنچنانی با کسانی
‫که بهش خیانت کرده بودن...

1328
01:19:18,778 --> 01:19:21,513
‫سرِ زبون‌ها افتاده بود،
‫دوباره به خونه برگشت.

1329
01:19:21,740 --> 01:19:25,182
‫با این تفاوت که خیلی از اون‌ها
‫هرگز از مهمانی‌ها برنگشتن.

1330
01:19:26,475 --> 01:19:31,563
‫کم‌کم بین مردم پیچید که الستر
‫درگیرِ یه جادوی تاریک شده...

1331
01:19:31,730 --> 01:19:36,527
‫که برای حفظ سرمایه و قدرتش
‫به خونِ قربانی نیاز داره.

1332
01:19:36,586 --> 01:19:39,087
‫هیچکس تابه‌حال جسدشون رو پیدا نکرده،

1333
01:19:39,112 --> 01:19:43,842
‫اما بعد از سال‌ها آزار و اذیت،
‫کارکنانش علیه اون قیام کردن...

1334
01:19:43,867 --> 01:19:45,773
‫و سرِ کرامپ رو بریدن!

1335
01:19:46,256 --> 01:19:48,347
‫درست قبل از اینکه تبر روی سرش فرود بیاد،
‫[کرامپ کشته شد]

1336
01:19:48,413 --> 01:19:53,085
‫الستر عهد بست از اون دنیا انتقامش رو بگیره.
‫[سرِ مقتول پیدا نشد.]

1337
01:19:53,252 --> 01:19:56,380
‫کرامپ، قاتلی در عالم دنیا...

1338
01:19:57,548 --> 01:20:01,176
‫و حالا، قاتلی در عالم موت.

1339
01:20:02,082 --> 01:20:06,472
‫برای ما، خوشبختانه، خونهٔ قدیمیش
‫یه بنای تاریخی نام‌گذاری شده،

1340
01:20:06,585 --> 01:20:08,187
‫که چند ساعتی از اینجا فاصله‌ست.

1341
01:20:08,212 --> 01:20:10,018
‫تازه تبدیل به یه اقامتگاه هم شده.

1342
01:20:11,019 --> 01:20:14,398
‫پس کافیه فقط تا بریم،
‫از ماجرا سر دربیاریم و فقط نمی‌ریم.

1343
01:20:14,565 --> 01:20:15,749
‫آدرسش دست‌مونه!

1344
01:20:15,774 --> 01:20:16,792
‫بذار وسایلم رو بردارم.

1345
01:20:16,817 --> 01:20:18,168
‫من می‌تونم برم چون کار با لوازم رو بلدم.

1346
01:20:18,193 --> 01:20:19,211
‫حالا زود برمی‌گردم...

1347
01:20:19,236 --> 01:20:20,212
‫دوباره بگو! دوباره بگو!

1348
01:20:20,237 --> 01:20:21,572
‫- می‌ریم طرف رو می‌گیریم.
‫- ایول!

1349
01:20:21,780 --> 01:20:23,448
‫بهش نزدیک شیم، اینه کارمون.
‫اینکه بهش نزدیک بشیم.

1350
01:20:23,615 --> 01:20:24,992
‫بجنب، پرینتر چه مرگشه؟

1351
01:20:25,200 --> 01:20:27,202
‫زود باش، باید بریم.

1352
01:20:27,828 --> 01:20:28,954
‫- داره میاد.
‫- اومد.

1353
01:20:29,121 --> 01:20:30,330
‫کسی این رو می‌بینه؟

1354
01:20:30,455 --> 01:20:31,670
‫آره، من می‌بینمش.

1355
01:20:34,877 --> 01:20:36,962
‫به همین زودی تشریف می‌برین؟

1356
01:20:38,172 --> 01:20:39,590
‫بن، این آدرسشه!

1357
01:20:40,507 --> 01:20:42,676
‫- اگه از اینجا بیرون رفتی، برو کرامپ منر.
‫- اوه، نه!

1358
01:20:43,844 --> 01:20:45,554
‫من عاشق سورپرایزم.

1359
01:20:46,054 --> 01:20:48,682
‫و یه سورپرایز خیلی خوب واسه تو دارم.

1360
01:20:49,232 --> 01:20:50,270
‫حالا، تراویس...

1361
01:20:52,895 --> 01:20:54,233
‫باتلاق شنی!

1362
01:20:54,479 --> 01:20:55,480
‫تراویس!

1363
01:20:57,858 --> 01:20:59,234
‫خدای من، دینامیت!

1364
01:20:59,610 --> 01:21:01,695
‫گیر افتادیم، دنبال راه فرار باش.

1365
01:21:05,782 --> 01:21:07,743
‫باید فرار کنیم، باید فرار کنیم.

1366
01:21:10,204 --> 01:21:11,747
‫سمت مجسمه‌ها برین، زود!

1367
01:21:12,054 --> 01:21:14,114
‫تراویس، باید از مجسمه‌ها بالا بریم.

1368
01:21:14,139 --> 01:21:15,554
‫این تنها راه فراره.

1369
01:21:18,462 --> 01:21:19,630
‫عالیه، فقط طاقت بیار.

1370
01:21:19,796 --> 01:21:21,381
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.

1371
01:21:23,383 --> 01:21:25,135
‫وای، وای، وای!

1372
01:21:25,260 --> 01:21:26,261
‫پایین رو نگاه نکن.

1373
01:21:27,930 --> 01:21:28,805
‫بن!

1374
01:21:28,931 --> 01:21:30,474
‫امروز نه، شیطان!

1375
01:21:31,183 --> 01:21:33,101
‫بهتره که برگردی تا
‫یه گوش‌مالی حسابی بهت ندادم.

1376
01:21:33,466 --> 01:21:35,275
‫گفتم امروز نه!

1377
01:21:38,273 --> 01:21:39,274
‫بروس!

1378
01:21:42,528 --> 01:21:44,279
‫اون دندون‌ها به‌نظر خیلی تیز میان، بن.

1379
01:21:46,490 --> 01:21:48,784
‫هی، خانمی که توی تابلویی، حالا چیکار کنیم؟

1380
01:21:48,909 --> 01:21:50,953
‫هرکاری می‌کنی زودتر انجامش بده.

1381
01:21:51,787 --> 01:21:52,829
‫بیا، زودباش.

1382
01:21:52,955 --> 01:21:55,457
‫می‌خوای یه نگاه دیگه به سقف بکنی؟

1383
01:21:55,874 --> 01:21:58,418
‫یا می‌خوای بلایی که سر
‫همسرم اومده سر تو هم بیاد؟

1384
01:21:58,544 --> 01:21:59,764
‫نجات‌مون بده!

1385
01:21:59,789 --> 01:22:00,957
‫یه لحظه وایسا، تراویس.

1386
01:22:01,630 --> 01:22:03,257
‫باشه، داره نزدیک‌تر می‌شه.

1387
01:22:03,925 --> 01:22:04,940
‫می‌بینیش؟

1388
01:22:05,092 --> 01:22:06,718
‫اگه ازش بالا بری می‌تونی فرار کنی.

1389
01:22:06,969 --> 01:22:08,220
‫باشه، باشه.

1390
01:22:08,680 --> 01:22:09,780
‫عجله کن!

1391
01:22:09,805 --> 01:22:11,431
‫دستم بهش نمی‌رسه.

1392
01:22:12,099 --> 01:22:13,100
‫بجنب، بن.

1393
01:22:13,225 --> 01:22:14,852
‫باشه، باشه. دارم سعیم رو می‌کنم.

1394
01:22:19,731 --> 01:22:21,275
‫ایول، چه عجب!

1395
01:22:26,738 --> 01:22:28,198
‫نگاه، نگاه. کنتـه!

1396
01:22:28,223 --> 01:22:29,486
‫کنت، سلام!

1397
01:22:30,242 --> 01:22:33,036
‫تا پنج دقیقه توی ماشینم میرم یهو
‫می‌بینم دیگه داخل خونه نمی‌شه رفت.

1398
01:22:33,064 --> 01:22:34,263
‫باز چی شده؟

1399
01:22:34,288 --> 01:22:36,524
‫چون کرامپ می‌خواد ما رو داخل خونه نگه داره.

1400
01:22:36,555 --> 01:22:37,749
‫بروس!

1401
01:22:38,458 --> 01:22:39,626
‫بروس، بلند شو.

1402
01:22:40,085 --> 01:22:41,920
‫وای، واو. خیلی‌خب.

1403
01:22:42,512 --> 01:22:43,630
‫چیزی نیست.

1404
01:22:43,655 --> 01:22:44,798
‫بذار ببینم. نه!

1405
01:22:49,046 --> 01:22:50,314
‫آروم باش.

1406
01:22:54,086 --> 01:22:55,517
‫- نه. کرامپ.
‫- سرت رو پایین بیار.

1407
01:22:55,543 --> 01:22:57,644
‫من رانندگی می‌کنم. نگران نباش.
‫خیلی وقت نداریم.

1408
01:22:57,669 --> 01:22:59,146
‫خیلی دوست دارم ماجرا رو برات
‫تعریف کنم، ولی الان وقت نداریم.

1409
01:22:59,171 --> 01:23:00,300
‫بجنب، زود باش.

1410
01:23:02,608 --> 01:23:03,525
‫زود باش، سوار شو.

1411
01:23:07,838 --> 01:23:09,023
‫- مراقب باش.
‫- حواسم هست، حواسم هست، حواسم هست.

1412
01:23:09,048 --> 01:23:11,383
‫

1413
01:23:11,408 --> 01:23:12,850
‫خیلی از اون چیزی که به‌نظر می‌اومد سخت‌تره!

1414
01:23:13,160 --> 01:23:14,161
‫خیلی‌خب، برو.

1415
01:23:14,254 --> 01:23:15,333
‫- مراقب باش، اوه خدای من.
‫- حواسم هست، حواسم هست.

1416
01:23:16,505 --> 01:23:17,486
‫اصلاً دلم نمی‌خواد بمیرم.

1417
01:23:17,581 --> 01:23:19,499
‫- همین‌جوری برو.
‫- باشه، باشه.

1418
01:23:19,625 --> 01:23:21,210
‫تا ته گاز بده!

1419
01:23:21,271 --> 01:23:24,213
‫- از این سریع‌تر نمیره.
‫- درخت‌ها دارن بهمون حمله می‌کنن.

1420
01:23:25,464 --> 01:23:27,466
‫- خدای من!
‫- سخت‌تر از چیزیه که به‌نظر می‌رسه.

1421
01:23:30,177 --> 01:23:31,512
‫مراقب باشین، مراقب باشین.

1422
01:23:35,474 --> 01:23:36,549
‫- خدای من.
‫- خیلی‌خب.

1423
01:23:36,683 --> 01:23:38,227
‫- حواست باشه کجا میری.
‫- باشه!

1424
01:23:38,310 --> 01:23:40,312
‫- واو!
‫- چی شده؟ دیگه چه‌خبر شده؟

1425
01:23:41,821 --> 01:23:43,750
‫پیداش کردیم. اصلاً خوشحال نیست.

1426
01:23:44,180 --> 01:23:45,340
‫اون عقبی‌ها چطور؟

1427
01:23:45,365 --> 01:23:48,070
‫خب، شاید اون‌ها هم مثل اون چند نفری
‫که توی تابلو بودن کمک‌مون کنن.

1428
01:23:52,825 --> 01:23:54,158
‫بروس، طاقت بیار.

1429
01:23:58,941 --> 01:24:02,784
‫[کرامپ منر]

1430
01:24:03,544 --> 01:24:06,463
‫نه تنها یه اقامتگاه دوست‌داشتنیه،
‫بلکه صاحبانش...

1431
01:24:06,488 --> 01:24:08,590
‫پت و ویک، سینما به صرف شام هم دارن.

1432
01:24:08,615 --> 01:24:09,915
‫خدای من.

1433
01:24:17,933 --> 01:24:20,102
‫خب، جناب روح؟

1434
01:24:20,127 --> 01:24:21,526
‫سلام.

1435
01:24:22,104 --> 01:24:25,165
‫می‌شه بی‌زحمت تا عمارت‌تون رو
‫پس بگیریم، توی ماشین منتظر باشین...

1436
01:24:25,190 --> 01:24:27,985
‫تا دیگه دنبال تسخیر ما نگردین؟

1437
01:24:31,488 --> 01:24:32,447
‫خیلی ممنون.

1438
01:24:33,407 --> 01:24:34,408
‫خیلی ممنون.

1439
01:24:36,243 --> 01:24:37,995
‫تا پنج دقیقهٔ دیگه یه تور
‫گردشگری داخل عمارت شروع می‌شه.

1440
01:24:38,704 --> 01:24:39,746
‫از این بهتر نمی‌‍شه.

1441
01:24:39,872 --> 01:24:42,040
‫خیلی‌خب، فقط یه وسیله از عمارت
‫برمی‌داریم، بعدش می‌تونیم بریم، خب؟

1442
01:24:42,249 --> 01:24:43,458
‫فوری تمومش می‌کنیم، جیرینگی.

1443
01:24:43,667 --> 01:24:46,461
‫این تور حدوداً سه ساعت طول می‌کشه.

1444
01:24:46,628 --> 01:24:48,630
‫زمان استراحت برای استفاده از
‫سرویس بهداشتی شدیداً ممنوعه.

1445
01:24:49,256 --> 01:24:53,260
‫جناب الستر کرامپ دنبال
‫باشکوه‌ترین عمارت «وَلی» بودن.

1446
01:24:53,427 --> 01:24:56,805
‫حتماً دقت کردین که توی راهروی اصلی
‫هیچ جای نشستنی وجود نداره.

1447
01:24:57,014 --> 01:25:00,517
‫و این یعنی وقتی ایشون وارد
‫اتاقی می‌شدن، به هیچ مرد و زنی...

1448
01:25:00,684 --> 01:25:01,768
‫اجازهٔ نشستن نمی‌دادن.

1449
01:25:01,894 --> 01:25:02,978
‫اون عصا...

1450
01:25:03,228 --> 01:25:05,733
‫احتمالش هست که متعلق به الستر کرامپ باشه؟

1451
01:25:05,814 --> 01:25:07,858
‫نه، اون عصای منه.

1452
01:25:08,025 --> 01:25:11,940
‫من ازش یه استفادهٔ کاملاً شخصی دارم.

1453
01:25:12,487 --> 01:25:14,781
‫اصلاً چیزی توی این اتاق
‫متعلق به الستر کرامپ هست؟

1454
01:25:15,407 --> 01:25:16,825
‫اوه، خیر.

1455
01:25:17,367 --> 01:25:19,328
‫خب، من نمی‌دونم چرا واقعاً اینجاییم.

1456
01:25:20,954 --> 01:25:25,209
‫و اگه دقت داشته باشین،
‫این صندلی‌ای که انتهای میزه...

1457
01:25:25,417 --> 01:25:27,920
‫مقدار قابل توجه‌ای
‫از صندلی‌های دیگه مرتفع‌تره.

1458
01:25:28,162 --> 01:25:29,914
‫ایشون پایه‌ها رو کوتاه کردن...

1459
01:25:30,013 --> 01:25:32,098
‫و روی صندلی بالش گذاشتن...

1460
01:25:32,257 --> 01:25:34,510
‫تا بالاتر از هرکس دیگه‌ای باشن.

1461
01:25:34,801 --> 01:25:37,488
‫طرف انقدر حقیر بود از روی
‫دلسوزی بهش احترام می‌ذاشتی.

1462
01:25:37,513 --> 01:25:39,473
‫پس یعنی اون بالش‌ها مال خودش‌ان؟

1463
01:25:39,498 --> 01:25:40,641
‫خیر.

1464
01:25:42,476 --> 01:25:46,104
‫اینجا نقاشی مارگارت،
‫همسر سوم آقای کرامپ رو می‌بینیم.

1465
01:25:46,730 --> 01:25:50,651
‫زمانی که این نقاشی کشیده شد
‫مارگارت همچنان معشوقهٔ ایشون بود.

1466
01:25:50,817 --> 01:25:55,113
‫و از طریق تابلوی نقاشی بود که همسر دوم
‫ایشون از رابطهٔ نامشروع همسرش باخبر شد،

1467
01:25:55,239 --> 01:25:58,242
‫وقتی که ایشون تابلو رو
‫برای همسرش اینجا آویزون کرد.

1468
01:25:58,267 --> 01:25:59,588
‫اینم یه راهِ گفتنه.

1469
01:26:00,094 --> 01:26:01,102
‫خب...

1470
01:26:01,161 --> 01:26:02,996
‫«من به هیچ مرد یا زنی که...

1471
01:26:03,247 --> 01:26:06,834
‫نقطه، نقطه، نقطه،
‫سواد داره اعتماد ندارم.»

1472
01:26:07,000 --> 01:26:08,936
‫قحطی نقل قول بود؟

1473
01:26:08,976 --> 01:26:12,771
‫این شونه متعلق به کرامپه؟

1474
01:26:13,674 --> 01:26:15,217
‫نه، این نسخهٔ کپی هستش.

1475
01:26:15,425 --> 01:26:17,177
‫پس چرا توی جعبهٔ شیشه‌ایه؟

1476
01:26:17,344 --> 01:26:19,513
‫می‌خواین شما بیاین راهنمای تور باشین؟

1477
01:26:20,881 --> 01:26:22,147
‫نه.

1478
01:26:23,475 --> 01:26:24,351
‫نه.

1479
01:26:24,376 --> 01:26:25,686
‫ببخشید...

1480
01:26:25,853 --> 01:26:28,272
‫مجبورم کارتون رو تعطیل کنم.

1481
01:26:28,397 --> 01:26:29,481
‫چون...

1482
01:26:29,606 --> 01:26:31,525
‫یه قتل رخ داده!

1483
01:26:31,859 --> 01:26:34,778
‫سرِ الستر کرامپ بریده شد.

1484
01:26:34,945 --> 01:26:36,405
‫کار سرخدمتکار بود؟

1485
01:26:36,572 --> 01:26:37,573
‫نه.

1486
01:26:37,739 --> 01:26:40,409
‫همون دختر معصوم روستایی؟

1487
01:26:40,491 --> 01:26:41,612
‫اون پیش من بود.

1488
01:26:42,244 --> 01:26:44,538
‫من ویک هستم،
‫اون یکی راهنمای تورِ شما

1489
01:26:44,746 --> 01:26:46,665
‫و کهنه سربازِ صحنهٔ نمایش.

1490
01:26:47,165 --> 01:26:51,548
‫اگه من رو تا سالن همراهی کنین، داستان‌های
‫مشابه زیادِ دیگه‌ای براتون تعریف خواهم کرد.

1491
01:26:51,595 --> 01:26:53,130
‫پت و ویک کارشون حرف نداره.

1492
01:26:53,922 --> 01:26:54,965
‫یه قتل...

1493
01:26:55,674 --> 01:26:58,677
‫- شرط می‌بندم سرش توی اتاق ماست.
‫- دفعه قبل که نبود.

1494
01:26:58,702 --> 01:27:00,097
‫صبر کنین ببینم. چی گفتین؟

1495
01:27:00,637 --> 01:27:03,682
‫ظاهراً بدن کرامپ رو پیدا کردن
‫ولی سرش پیدا نشده.

1496
01:27:03,849 --> 01:27:05,767
‫و مظنون دست خالی از اینجا خارج شده.

1497
01:27:05,934 --> 01:27:07,269
‫واسه همون مردم فکر می‌کنن...

1498
01:27:08,854 --> 01:27:10,939
‫سرِ کرامپ هنوز اینجاست.

1499
01:27:14,170 --> 01:27:15,386
‫مرسی، رفیق.

1500
01:27:18,614 --> 01:27:19,907
‫- به‌نظر میاد که...
‫- باید سر کرامپ رو پیدا کنیم.

1501
01:27:19,992 --> 01:27:21,049
‫آره.

1502
01:27:21,074 --> 01:27:22,993
‫وقتی خودشون ۱۵۰ سال پیداش نکردن
‫ما چطوری می‌خوایم پیداش کنیم؟

1503
01:27:23,119 --> 01:27:24,600
‫یه راه دیگه‌ای هم هست.

1504
01:27:26,923 --> 01:27:28,257
‫ما تنها نیستیم.

1505
01:27:30,959 --> 01:27:33,045
‫باشه، خیلی‌خب.

1506
01:27:34,421 --> 01:27:35,946
‫ما شکست بدی می‌خوریم.

1507
01:27:37,007 --> 01:27:39,510
‫شرایط نامساعد جوّی
‫که شناخته شده‌ست به...

1508
01:27:39,573 --> 01:27:41,299
‫آهــای!

1509
01:27:41,386 --> 01:27:43,472
‫حالا که فکر می‌کنم اسمت رو به‌جا نمیارم.

1510
01:27:43,597 --> 01:27:45,599
‫بن، باهاش گرم بگیر.

1511
01:27:46,045 --> 01:27:47,059
‫کاپیتان؟

1512
01:27:50,616 --> 01:27:52,522
‫نظرت چیه که این‌جوری سر صحبت رو باز کنم:

1513
01:27:52,601 --> 01:27:53,982
‫چی می‌دونی؟

1514
01:27:54,816 --> 01:27:57,319
‫شاید اگه تو به ما کمکی کنی،
‫ما هم بتونیم برات جبران کنیم.

1515
01:28:00,781 --> 01:28:02,449
‫خیلی‌خب، خوبه.

1516
01:28:02,574 --> 01:28:04,451
‫قصد کمک داره،
‫شک نکن کمک می‌کنه.

1517
01:28:08,205 --> 01:28:09,338
‫خب...

1518
01:28:11,208 --> 01:28:12,209
‫خیلی‌خب.

1519
01:28:12,835 --> 01:28:16,338
‫هر کاری که می‌خوای انجام بدیم
‫رو روی آینه بنویس.

1520
01:28:18,561 --> 01:28:20,481
‫[منو...]

1521
01:28:22,624 --> 01:28:24,554
‫[منو دریا ببرین]

1522
01:28:24,763 --> 01:28:26,598
‫- دریا! دریا! باشه.
‫- ردیفه.

1523
01:28:26,807 --> 01:28:29,142
‫- ببریمش دریا، چرا که نه. خیلی هم شدنیه.
‫- آره، این کار رو می‌تونیم بکنیم.

1524
01:28:29,309 --> 01:28:31,478
‫تو کمک‌مون کن تا ما هم تو رو تا دریا ببریم.

1525
01:28:31,562 --> 01:28:32,688
‫بذار...

1526
01:28:32,896 --> 01:28:35,440
‫خب، چی راجع‌به کرامپ می‌دونی؟

1527
01:28:37,568 --> 01:28:38,569
‫خب.

1528
01:28:41,168 --> 01:28:47,133
‫[آخرین روح کرامپ با خواستِ
‫خودش باید روحش رو تقدیم کنه...

1529
01:28:50,130 --> 01:28:53,217
‫و اگه کرامپ روحش رو بگیره...]

1530
01:28:55,991 --> 01:28:59,617
‫[دنبالم بیاین]

1531
01:29:01,925 --> 01:29:05,470
‫باورتون می‌شه من تا حالا تمرین نکردم؟

1532
01:29:06,346 --> 01:29:08,640
‫نه، نه. همراهی نکنین.

1533
01:29:25,240 --> 01:29:27,701
‫عالی شد، بن‌بست!

1534
01:29:28,744 --> 01:29:29,828
‫صبر کن ببینم.

1535
01:29:34,569 --> 01:29:36,268
‫من که اصلاً جا نمی‌شم تا پایین برم.

1536
01:29:36,293 --> 01:29:37,753
‫آره، منم همین‌طور.

1537
01:29:42,805 --> 01:29:43,800
‫نه!

1538
01:29:43,967 --> 01:29:45,552
‫منتظرین من برم؟

1539
01:29:45,677 --> 01:29:47,137
‫شوخی‌تون گرفته؟ من بچه‌ام!

1540
01:29:47,387 --> 01:29:48,847
‫آره، درسته.

1541
01:29:48,972 --> 01:29:51,225
‫مجبور نیستی پایین بری.

1542
01:29:51,808 --> 01:29:52,726
‫ولی...

1543
01:29:53,227 --> 01:29:55,229
‫- راهی نیست، باید بری.
‫- آره، باید بری.

1544
01:30:05,505 --> 01:30:08,508
‫- خوبی؟ حالت خوبه؟
‫- نه، مثل تونل وحشت می‌مونه.

1545
01:30:08,659 --> 01:30:09,493
‫اوه، نه...

1546
01:30:13,650 --> 01:30:16,781
‫[خدمتکاری که رفتار درست رو بلد نیست
‫عاقبتش به گور ختم می‌شه.]

1547
01:30:26,468 --> 01:30:27,761
‫خدای من!

1548
01:30:28,762 --> 01:30:30,925
‫پس جسدها رو اینجا مخفی می‌کرد!

1549
01:30:52,452 --> 01:30:54,538
‫- تراویس!
‫- تراویس، حالت خوبه؟

1550
01:30:54,955 --> 01:30:56,874
‫تراویس، خوبی؟ چیزیت نشده؟

1551
01:30:57,040 --> 01:30:58,667
‫آره. آره، من خوبم.

1552
01:31:06,049 --> 01:31:08,051
‫امیدوارم حالِ همه توی خونه خوب باشه.

1553
01:31:09,178 --> 01:31:10,262
‫اینجا رو!

1554
01:31:12,389 --> 01:31:13,432
‫چیه؟

1555
01:31:13,583 --> 01:31:14,876
‫تیتر تاتس.

1556
01:31:15,029 --> 01:31:16,782
‫- یه نشونه‌ست.
‫- بذار ببینم.

1557
01:31:17,352 --> 01:31:18,353
‫نه.

1558
01:31:18,888 --> 01:31:20,931
‫اون‌ها چیپس فلفلی‌ان.

1559
01:31:21,106 --> 01:31:23,108
‫واسه من که تیتر تات‌ان.

1560
01:31:23,567 --> 01:31:24,568
‫خدای من.

1561
01:31:36,038 --> 01:31:37,372
‫به موقع رسیدیم؟

1562
01:31:37,539 --> 01:31:38,665
‫همه‌چیز که به‌نظر عادی میاد.

1563
01:31:38,832 --> 01:31:41,960
‫البته این خونه عادیش هم ترسناکه.

1564
01:31:43,003 --> 01:31:46,295
‫خب، گوش بده. اگه تا دو ساعت دیگه برنگشتیم،

1565
01:31:46,412 --> 01:31:48,201
‫خودم هرگز فکر نمی‌کردم این حرف رو بزنم،

1566
01:31:48,226 --> 01:31:49,496
‫به پلیس زنگ بزن.

1567
01:31:50,594 --> 01:31:51,303
‫صبر کن.

1568
01:31:51,845 --> 01:31:52,930
‫یه لحظه صبر کن ببینم. وایسا.

1569
01:31:53,055 --> 01:31:55,807
‫تراویس، تو باید توی ماشین بمونی، خب؟

1570
01:31:55,974 --> 01:31:58,727
‫ولی من کارم حرف نداشت.
‫کلاه استوانه‌ای کرامپ رو من پیدا کردم!

1571
01:31:58,936 --> 01:32:00,312
‫بذار منم توی این کار سهیم باشم.

1572
01:32:01,104 --> 01:32:03,732
‫ببین، تراویس. این کار خیلی خطرناکه.

1573
01:32:07,027 --> 01:32:10,113
‫- باشه، با بابام صحبت می‌کنم.
‫- خیلی‌خب.

1574
01:32:12,157 --> 01:32:14,451
‫همین‌جا بمون، خب؟
‫بده‌ش من.

1575
01:32:24,878 --> 01:32:26,171
‫بریم کار رو یه‌سره کنیم.

1576
01:32:27,923 --> 01:32:29,633
‫کنت، زود باش. منتظر چی هسـ...

1577
01:32:29,967 --> 01:32:33,679
‫اگه آخرش به جن‌گیری ختم شه،
‫توی دردسر بزرگی می‌افتیم.

1578
01:32:34,209 --> 01:32:36,643
‫- چرا الان...
‫- چون من اصلاً نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

1579
01:32:36,749 --> 01:32:38,292
‫من از اولش هم کشیش نبودم.

1580
01:32:38,475 --> 01:32:39,977
‫من کارم فروش لوازم هالووینه.

1581
01:32:40,102 --> 01:32:42,604
‫این لباس رو واسه دو هزار پولِ بیشتر می‌پوشم.

1582
01:32:42,729 --> 01:32:44,690
‫آره، همه فکر می‌کنن خونه‌شون تسخیر شده‌ست.

1583
01:32:44,815 --> 01:32:47,776
‫منم میرم یه مقدار آب مقدس
‫می‌ریزم و پولم رو می‌گیرم.

1584
01:32:47,985 --> 01:32:49,111
‫من کلاهبردارم.

1585
01:32:50,028 --> 01:32:51,238
‫متأسفم.

1586
01:32:52,948 --> 01:32:53,866
‫تو...

1587
01:32:57,744 --> 01:33:00,372
‫ببین، من نمی‌دونم چیکاره‌ای
‫و برام اهمیتی هم نداره.

1588
01:33:00,622 --> 01:33:01,957
‫فقط این رو می‌دونم که تو...

1589
01:33:02,082 --> 01:33:03,208
‫به من کمک کردی!

1590
01:33:03,375 --> 01:33:08,088
‫آره، تو کمکم کردی تا متوجهٔ استعداد
‫بدرد بخوری که توی خودم داشتم بشم.

1591
01:33:08,172 --> 01:33:09,173
‫این رو تو یادِ من دادی.

1592
01:33:09,298 --> 01:33:11,425
‫و هرچی که توی اون خونه‌ست،
‫هرچیزی که باید باهاش روبه‌رو شیم،

1593
01:33:11,633 --> 01:33:13,510
‫بدون تو از پسش برنمیایم، خب؟

1594
01:33:13,719 --> 01:33:15,804
‫- نه...
‫- پدر کِنت.

1595
01:33:15,971 --> 01:33:17,514
‫بذار یه سؤالی ازت بپرسم.

1596
01:33:18,891 --> 01:33:20,100
‫می‌خوای قهرمان بشی؟

1597
01:33:22,686 --> 01:33:24,062
‫- نه.
‫- دیدی!

1598
01:33:24,855 --> 01:33:27,357
‫نمی‌شه که حرف خودم رو به خودم پس بدی.

1599
01:33:28,066 --> 01:33:30,027
‫پس بزن بریم.
‫بریم قال قضیه رو بکنیم.

1600
01:33:30,652 --> 01:33:32,362
‫- برو که رفتیم.
‫- قبلش باید مست کنم.

1601
01:33:36,450 --> 01:33:37,701
‫تقریباً نیمه‌شبه.

1602
01:33:37,868 --> 01:33:40,412
‫آره، باید به هریت بگیم زود
‫طلسم تبعید ارواح رو بخونه.

1603
01:33:43,665 --> 01:33:44,833
‫هریت؟

1604
01:33:52,508 --> 01:33:53,425
‫من می‌ترسم که...

1605
01:33:55,135 --> 01:33:57,221
‫بروس، باید دست از این کارهات برداری.

1606
01:33:57,304 --> 01:33:58,263
‫بقیه کجان؟

1607
01:33:58,388 --> 01:34:01,016
‫خونه پاکسازی شد. دیگه تمومه.

1608
01:34:01,391 --> 01:34:05,979
‫هریت یه مشت وِرد از اون کتاب پیدا کرد.

1609
01:34:07,064 --> 01:34:09,066
‫اوضاع به‌هم ریخته بود...

1610
01:34:09,233 --> 01:34:12,194
‫ولی بالاخره یه توفیق اجباری بود...

1611
01:34:12,361 --> 01:34:14,029
‫تا به پختگی شخصیتی برسه.

1612
01:34:14,196 --> 01:34:16,114
‫خب، حالا هریت و گبی کجان؟

1613
01:34:19,576 --> 01:34:21,328
‫خواربار فروشی.

1614
01:34:22,079 --> 01:34:23,080
‫واسه آبنبات.

1615
01:34:23,580 --> 01:34:25,040
‫- رفتن آبنبات بخرن؟
‫- آره!

1616
01:34:25,249 --> 01:34:27,459
‫رفتن خرید کنن. بخورین!

1617
01:34:27,584 --> 01:34:30,045
‫راستش، من نمی‌خورم. ممنون.

1618
01:34:30,254 --> 01:34:31,755
‫من میرم پیداشون کنم.

1619
01:34:35,926 --> 01:34:37,052
‫پس فقط خودم و خودتیم.

1620
01:34:37,594 --> 01:34:39,304
‫بالاخره یکی یه‌جایی این ساعت
‫روی مشروب‌هاش تخفیف گذاشته.

1621
01:34:39,513 --> 01:34:40,764
‫«تخفیف گذاشته؟»

1622
01:34:41,890 --> 01:34:43,350
‫لحنت رو دوست داشتم.

1623
01:34:45,269 --> 01:34:46,353
‫تخفیف گذاشته!

1624
01:34:57,531 --> 01:34:58,532
‫بابا...

1625
01:34:59,658 --> 01:35:00,909
‫من می‌ترسم.

1626
01:35:06,373 --> 01:35:07,291
‫این همون کلاهه؟

1627
01:35:07,416 --> 01:35:09,626
‫نه، راستش. این کپیِ کلاه اصلیه.

1628
01:35:10,460 --> 01:35:11,378
‫می‌تونم ببینمش؟

1629
01:35:15,340 --> 01:35:16,967
‫بروس، حالت خوبه؟

1630
01:35:17,102 --> 01:35:18,337
‫بذار روشنت کنم.

1631
01:35:18,635 --> 01:35:20,596
‫تو اون کلاه رو به من میدی،

1632
01:35:21,054 --> 01:35:23,640
‫از این خونه میری بیرون...

1633
01:35:23,932 --> 01:35:25,684
‫و پشت سرت هم نگاه نمی‌کنی.

1634
01:35:28,270 --> 01:35:30,105
‫- حواسم هست، حواسم هست.
‫- تراویس کجاست؟

1635
01:35:30,189 --> 01:35:31,815
‫- کلاه رو بده من!
‫- بروس، نه!

1636
01:35:31,940 --> 01:35:33,317
‫بده‌ش من! بده!

1637
01:35:33,525 --> 01:35:35,068
‫- بده من!
‫- نه! نه!

1638
01:35:39,448 --> 01:35:40,407
‫با کتاب مقدس!

1639
01:35:46,163 --> 01:35:48,207
‫الان بازِت می‌کنم، هریت. گبی،
‫چند لحظه دیگه تو هم باز می‌کنم.

1640
01:35:48,373 --> 01:35:49,482
‫تراویس!

1641
01:35:49,756 --> 01:35:51,248
‫لعنت بهت دختر، چه سرعتی داری.

1642
01:36:20,671 --> 01:36:24,424
‫- ماه کامله. کرامپ قدرتش کامل شده.
‫- هریت، طلسم رو بخون.

1643
01:36:24,493 --> 01:36:25,953
‫- باشه، باشه، باشه.
‫- کارِ خودته.

1644
01:36:26,578 --> 01:36:29,498
‫وقتی غژغژ لولای در توی تالارهای
‫بی‌دروپیکر به‌صدا درمیاد...

1645
01:36:30,040 --> 01:36:31,083
‫و غریب و...

1646
01:36:33,210 --> 01:36:35,712
‫از کمکت ممنونم، پرفسور.

1647
01:36:38,423 --> 01:36:39,424
‫بروس!

1648
01:36:45,514 --> 01:36:48,225
‫این خرابه جون به لبم کرده.

1649
01:36:48,392 --> 01:36:50,519
‫فکر کنم دیگه وقتش باشه که برم.

1650
01:36:50,644 --> 01:36:51,728
‫من میرم سراغ کلاه.

1651
01:36:53,040 --> 01:36:54,216
‫نزدیکش نمی‌شی!

1652
01:36:54,356 --> 01:36:58,819
‫اینجا ۹۹۹ روح ساکن‌ان.

1653
01:36:58,986 --> 01:37:00,821
‫ولی همیشه جا برای...

1654
01:37:01,697 --> 01:37:02,865
‫یکی دیگه هست!

1655
01:37:03,657 --> 01:37:04,700
‫فکرش رو بکن...

1656
01:37:05,200 --> 01:37:08,078
‫اون یه نفر تو می‌تونستی باشی، بن!

1657
01:37:10,497 --> 01:37:12,541
‫تراویس؟ تراویس کجاست؟

1658
01:37:13,834 --> 01:37:16,503
‫تراویس خوبه، خب؟ توی ماشین
‫داره با پدرش صحبت می‌کنه.

1659
01:37:16,628 --> 01:37:18,046
‫چی؟ امکان ندره!

1660
01:37:18,255 --> 01:37:20,507
‫گبی، اون هنوز هم با پدرش صحبت می‌کنه.

1661
01:37:20,674 --> 01:37:22,009
‫پدرش مُرده، بن.

1662
01:37:22,885 --> 01:37:24,219
‫نزدیک به یه سالی می‌شه.

1663
01:37:27,222 --> 01:37:28,937
‫سورپرایز!

1664
01:37:28,972 --> 01:37:30,653
‫[بچه‌جون، دلم برات تنگ شده. می‌خوام ببینمت]

1665
01:37:30,818 --> 01:37:32,019
‫منم می‌خوام ببینمت.

1666
01:37:32,144 --> 01:37:33,645
‫ولی آخه چطوری؟

1667
01:37:36,481 --> 01:37:39,401
‫منم خدمتگزارهای خودم رو دارم.

1668
01:37:39,526 --> 01:37:40,569
‫خدای من!

1669
01:37:41,361 --> 01:37:44,531
‫متنفرم که میزبان بدی باشم و فرار کنم،

1670
01:37:44,698 --> 01:37:47,659
‫ولی یه دورهمی هست که باید توش شرکت کنم.

1671
01:37:47,784 --> 01:37:49,953
‫نگران نباشین، تنهاتون نمی‌ذارم.

1672
01:37:50,078 --> 01:37:52,206
‫عالی شد، حالا واسه‌مون
‫ارتش ارواح احضار می‌کنه.

1673
01:37:54,124 --> 01:37:56,293
‫اجازه بدین دوستانم اطراف رو نشون‌تون بدن.

1674
01:37:57,402 --> 01:37:58,552
‫عزت زیاد.

1675
01:38:01,882 --> 01:38:02,925
‫تراویس...

1676
01:38:04,384 --> 01:38:06,762
‫خب، فقط کافیه که دست‌مون به اون کلاه برسه.

1677
01:38:06,986 --> 01:38:08,780
‫خب، هریت. تو مادام لیوتا رو احضار کن.

1678
01:38:08,889 --> 01:38:10,015
‫شاید اون بتونه کمک‌مون کنه.

1679
01:38:10,140 --> 01:38:12,559
‫- گبی، من و تو می‌ریم دنبال تراویس.
‫- باشه.

1680
01:38:12,851 --> 01:38:14,811
‫بروس، تو همین‌جا بمون، خب؟

1681
01:38:15,020 --> 01:38:18,148
‫به محض اینکه ارواح رفتن
‫باید بری کلاه رو برداری، خب؟

1682
01:38:18,649 --> 01:38:19,525
‫چرا باید ارواح برن؟

1683
01:38:19,733 --> 01:38:22,361
‫چون مهم‌ترین کار رو دست تو سپردم، کنت.

1684
01:38:22,528 --> 01:38:23,570
‫تو عامل حواس‌پرتی‌ای.

1685
01:38:23,695 --> 01:38:24,947
‫دیگه وقتی نمونده!

1686
01:38:25,447 --> 01:38:26,782
‫- بیا بریم.
‫- زود باش.

1687
01:38:26,990 --> 01:38:27,866
‫کنت!

1688
01:38:28,075 --> 01:38:29,451
‫من بهت باور دارم.

1689
01:38:32,712 --> 01:38:34,005
‫لیوتا!

1690
01:38:40,087 --> 01:38:41,088
‫تراویس!

1691
01:38:41,213 --> 01:38:43,215
‫اون می‌خواد تراویس رو ازمون دور کنه.

1692
01:38:51,682 --> 01:38:52,683
‫تراویس.

1693
01:38:53,392 --> 01:38:54,518
‫بابا؟

1694
01:39:03,110 --> 01:39:04,778
‫- گبی! گبی!
‫- بن!

1695
01:39:08,156 --> 01:39:09,157
‫وقتِ حواس‌پرتیه.

1696
01:39:09,533 --> 01:39:10,784
‫می‌خواین با من طرف شین؟

1697
01:39:11,034 --> 01:39:12,536
‫چون یه مراسم جن‌گیری واسه‌تون آماده کردم...

1698
01:39:12,703 --> 01:39:14,121
‫که تازه قراره شروع بشه.

1699
01:39:14,580 --> 01:39:16,540
‫باشد تا شرارت از این خانه رانده شود.

1700
01:39:16,790 --> 01:39:19,376
‫مادام لیوتا؟ مادام لیوتا.

1701
01:39:20,043 --> 01:39:21,336
‫به کمکت نیاز داریم.

1702
01:39:21,587 --> 01:39:24,715
‫من سعی کردم جلوش رو بگیرم
‫ولی اون خیلی قویه.

1703
01:39:25,048 --> 01:39:28,260
‫تنها شانس ما واسه شکست دادنش...

1704
01:39:28,677 --> 01:39:30,971
‫اینه که قدرت‌هامون رو روی هم بذاریم.

1705
01:39:31,505 --> 01:39:33,757
‫باید اول من رو آزاد کنی.

1706
01:39:34,012 --> 01:39:35,722
‫قدرتِ کنت تو رو صدا می‌زنه.

1707
01:39:35,809 --> 01:39:37,644
‫

1708
01:39:38,145 --> 01:39:39,188
‫شروع کن، حالا!

1709
01:39:40,939 --> 01:39:42,191
‫همون‌طوری که فکرش رو می‌کردم.

1710
01:39:42,649 --> 01:39:44,860
‫نفهمیدین چی شد، نه؟

1711
01:39:45,027 --> 01:39:47,981
‫چون از بس ابله‌این لاتین بلد نیستین!

1712
01:39:50,284 --> 01:39:51,700
‫همین‌جوری ادامه بده، داره جواب میده.

1713
01:39:51,754 --> 01:39:53,262
‫یه مشت ارواح کله‌پوک.

1714
01:39:54,369 --> 01:39:56,363
‫آره، درست شنیدین. کودن‌ها.

1715
01:39:58,582 --> 01:39:59,875
‫دخلم اومده‌ست.

1716
01:40:02,836 --> 01:40:04,546
‫گریسی، به کمکت احتیاج دارم.

1717
01:40:04,630 --> 01:40:06,215
‫باید کمکم کنی تراویس رو پیدا کنم.

1718
01:40:07,716 --> 01:40:08,842
‫هی، گریسی.

1719
01:40:09,734 --> 01:40:11,178
‫هی، باید کمکم کنی.

1720
01:40:11,203 --> 01:40:12,346
‫از این‌طرف.

1721
01:40:12,437 --> 01:40:15,140
‫حالا که دوتا دنیاها یکی شده،
‫می‌تونیم دنبال یه راه کوتاه‌تر بگردیم.

1722
01:40:17,392 --> 01:40:20,354
‫توی کتابم یه طلسمه.

1723
01:40:20,521 --> 01:40:25,984
‫اما تنها کسی که صاحب این
‫محبت الهیه می‌تونه اون رو بخونه.

1724
01:40:27,634 --> 01:40:31,930
‫شاید تو به خودت باور نداشته باشی،
‫ولی من بهت باور دارم.

1725
01:40:32,449 --> 01:40:36,912
‫منو آزاد کن تا بهت کمک کنم اون رو تبعید کنی.

1726
01:40:41,166 --> 01:40:43,502
‫تراویس؟ خودتی؟

1727
01:40:44,545 --> 01:40:45,879
‫بابا، من اینجام.

1728
01:40:52,386 --> 01:40:53,762
‫نه، نه، نه.

1729
01:40:54,596 --> 01:40:55,806
‫بروس، عجله کن.

1730
01:40:56,807 --> 01:40:58,559
‫بیشتر از این نمی‌تونم معطل‌شون کنم.

1731
01:41:00,185 --> 01:41:01,645
‫اوه، نه! نه!‍

1732
01:41:04,773 --> 01:41:06,149
‫من میرم بقیه رو پیدا کنم.

1733
01:41:07,192 --> 01:41:08,819
‫بن، موفق باشی.

1734
01:41:09,486 --> 01:41:10,612
‫ممنون، گریسی.

1735
01:41:14,241 --> 01:41:15,117
‫تراویس!‍

1736
01:41:20,205 --> 01:41:22,249
‫تراویس، تراویس، دستمو بگیر!

1737
01:41:22,791 --> 01:41:24,251
‫می‌خوام برم بابام رو ببینم.

1738
01:41:24,585 --> 01:41:26,128
‫ببین، من اشتباه کردم، خب؟

1739
01:41:26,253 --> 01:41:27,838
‫اشتباه کردم، بابات اینجا نیست.

1740
01:41:28,005 --> 01:41:30,215
‫واقعاً متأسفم، ولی وقتی برامون نمونده، خب؟

1741
01:41:30,299 --> 01:41:31,300
‫بیا، دستت رو بده من.

1742
01:41:31,432 --> 01:41:33,517
‫نه، من صداش رو می‌شنوم.

1743
01:41:33,677 --> 01:41:36,263
‫تراویس، اون کیه؟

1744
01:41:36,430 --> 01:41:38,932
‫هی، گوش کن. بهش فکر کن، بهش فکر کن!

1745
01:41:39,224 --> 01:41:42,227
‫بابات هم اگه اینجا بود دوست داشت
‫یه جای امن، پیش مامانت، باشی.

1746
01:41:42,394 --> 01:41:45,522
‫- می‌خوام به من اعتماد کنی.
‫- نه، من از اینجا متنفرم.

1747
01:41:45,689 --> 01:41:46,773
‫می‌دونم، ولی تو و مامانت...

1748
01:41:46,899 --> 01:41:48,400
‫یه‌جای کاملاً متفاوت قراره برین.

1749
01:41:48,609 --> 01:41:50,027
‫من از همه‌جای این خونه متنفرم.

1750
01:41:51,320 --> 01:41:53,530
‫بدون پدرم هیچ جای خونه بهم حس خوبی نمیده.

1751
01:41:56,575 --> 01:41:57,889
‫گوش کن، تراویس...

1752
01:41:57,914 --> 01:42:00,586
‫رنجی که توی دلته رو حس می‌کنم.
‫منم حسش می‌کنم.

1753
01:42:01,038 --> 01:42:03,248
‫ولی می‌خوام که الان به من اعتماد کنی، خب؟

1754
01:42:03,457 --> 01:42:05,751
‫میای اینجا و از بدبختی‌هات بهم میگی،

1755
01:42:06,543 --> 01:42:08,128
‫ما دوتایی بدبخت می‌شیم تا جایی که
‫چیزی واسه از دست دادن نمونده باشه.

1756
01:42:08,295 --> 01:42:09,922
‫تراویس، دلت برام تنگ نشده؟

1757
01:42:10,047 --> 01:42:11,632
‫بابات عاشقته، خب؟

1758
01:42:11,757 --> 01:42:14,384
‫اون می‌خواد پیشرفت و رشدت رو ببینه!

1759
01:42:14,551 --> 01:42:15,511
‫بیا، تراویس.

1760
01:42:15,761 --> 01:42:16,803
‫پس، با من بیا.

1761
01:42:16,970 --> 01:42:17,763
‫بیا!

1762
01:42:18,222 --> 01:42:20,390
‫تراویس، حرفش رو باور نکن.
‫اون که پدرت نیست.

1763
01:42:20,474 --> 01:42:22,935
‫نذار رو مخت بره. بیا، تو می‌تونی.

1764
01:42:23,143 --> 01:42:25,312
‫ما باز هم می‌تونیم کنار هم باشیم.
‫این کار رو نکن.

1765
01:42:25,437 --> 01:42:28,398
‫اون از غم و اندوه تو تغذیه می‌کنه.
‫باید بیخیالش شی، تراویس.

1766
01:42:28,565 --> 01:42:30,359
‫باید بیخیالش شی، خب؟

1767
01:42:30,859 --> 01:42:32,778
‫خیلی‌خب، آفرین. تو می‌تونی. تو می‌تونی.

1768
01:42:32,903 --> 01:42:33,946
‫از پسش برمیای.

1769
01:42:34,112 --> 01:42:35,948
‫نه! منو ول نکن، خواهش می‌کنم.

1770
01:42:36,365 --> 01:42:38,033
‫بیا، خیلی‌خب. خوبه.

1771
01:42:38,116 --> 01:42:39,785
‫چیزی نیست، چیزی نیست، چیزی نیست.

1772
01:42:39,952 --> 01:42:41,161
‫پیش خودمی، پیش خودمی.

1773
01:42:41,703 --> 01:42:43,330
‫کارت خوب بود، حرف نداشت. خب؟

1774
01:42:43,455 --> 01:42:44,331
‫آره.

1775
01:42:46,834 --> 01:42:47,918
‫این نشونهٔ خوبی نیست.

1776
01:42:50,879 --> 01:42:52,714
‫بدو، تراویس. از پسش برمیایم.

1777
01:42:53,423 --> 01:42:55,467
‫موفق باشی! انتهای این مسیر راه خروجیه.

1778
01:42:55,634 --> 01:42:56,635
‫تراویس.

1779
01:42:56,969 --> 01:42:57,970
‫خداروشکر.

1780
01:42:58,178 --> 01:42:59,179
‫- بجنب!
‫- باید بریم.

1781
01:42:59,972 --> 01:43:01,932
‫- مامان!
‫- برو، برو، برو!

1782
01:43:02,057 --> 01:43:03,475
‫برو، فرار کن!

1783
01:43:24,913 --> 01:43:26,164
‫بهتون که گفته بودم.

1784
01:43:26,331 --> 01:43:28,834
‫همهٔ راه‌ها به من ختم می‌شه.

1785
01:43:29,459 --> 01:43:32,838
‫و بذارین روشن‌تون کنم:

1786
01:43:33,589 --> 01:43:38,427
‫یا روح این بچه و مامانش
‫رو تا ابد تسخیر می‌کنم،

1787
01:43:38,594 --> 01:43:41,763
‫یا من و تو یه معامله‌ای باهم می‌کنیم.

1788
01:43:42,639 --> 01:43:44,641
‫فقط کافیه که...

1789
01:43:45,767 --> 01:43:46,810
‫خودت بخوای!

1790
01:43:47,853 --> 01:43:49,062
‫- نه، نه، نه.
‫- بن.

1791
01:43:49,688 --> 01:43:52,858
‫- به حرفش گوش نده.
‫- نمی‌ذارم به تو و تراویس صدمه بزنه.

1792
01:43:53,650 --> 01:43:55,110
‫بن، این کار رو نکن. خواهش می‌کنم.

1793
01:43:57,946 --> 01:43:59,448
‫- این کار رو نکن.
‫- بن، نه!

1794
01:44:11,627 --> 01:44:13,712
‫دیگه بسه. دیگه نمی‌تونم.

1795
01:44:15,464 --> 01:44:16,590
‫یه نگاه به خودتون بندازین.

1796
01:44:17,174 --> 01:44:19,384
‫این‌جوری می‌خواین تا ابدیت زندگی کنین؟

1797
01:44:19,968 --> 01:44:21,011
‫دنبال ملت بیفتین؟

1798
01:44:21,637 --> 01:44:24,473
‫خب، می‌دونین چیه؟ اونقدرها
‫هم ترسناک نیستین، جدی می‌گم.

1799
01:44:24,598 --> 01:44:26,683
‫و... خب، تو یکی خیلی وحشتناکی.

1800
01:44:27,392 --> 01:44:29,561
‫می‌شه تا وقتی سخنرانیم تموم شه برگردی نبینمت؟

1801
01:44:30,395 --> 01:44:31,355
‫ممنون.

1802
01:44:34,044 --> 01:44:35,349
‫[بن متایس]
‫[۱۹۸۱ - ۲۰۲۳]

1803
01:44:36,652 --> 01:44:38,362
‫بهترین تصمیم رو گرفتی، بن.

1804
01:44:38,820 --> 01:44:42,324
‫اون‌ها هرگز نمی‌تونستن
‫به قلب شکسته‌ت کمکی کنن.

1805
01:44:42,923 --> 01:44:44,673
‫کرامپ داره از شماها سوءاستفاده می‌کنه.

1806
01:44:44,698 --> 01:44:47,423
‫داره ازتون سوءاستفاده می‌کنه تا
‫کثافت‌کاری‌هاش رو انجام بدین، که چی؟

1807
01:44:47,621 --> 01:44:50,123
‫تا ابد توی این خونه گرفتار شین؟

1808
01:44:50,791 --> 01:44:52,835
‫و باور کنین، من وقتی یه
‫کلاهبردار ببینم، می‌شناسم.

1809
01:44:53,418 --> 01:44:55,712
‫راستش، تمام این مدت سرتون رو کلاه گذاشتم.

1810
01:44:55,838 --> 01:44:58,131
‫آره، کل این دنبال کردن‌هاتون
‫یه حواس‌پرتی بود.

1811
01:44:58,340 --> 01:45:01,051
‫وقتی شما حواس‌تون پرت بود،
‫ما کلاه رو برداشتیم.

1812
01:45:01,134 --> 01:45:03,887
‫پس، شاید امروز روزی باشه که بخواین...

1813
01:45:03,912 --> 01:45:05,307
‫خطر رفتن به تیم برنده رو به جون بخرین.

1814
01:45:06,181 --> 01:45:09,518
‫روزی که دست به دستِ هم قیام کنین...

1815
01:45:09,685 --> 01:45:13,063
‫و از خودتون بپرسین که
‫حاضرین که یه قهرمان باشین؟

1816
01:45:17,150 --> 01:45:18,402
‫خدای من.

1817
01:45:20,529 --> 01:45:21,572
‫بهم قول میدی...

1818
01:45:21,738 --> 01:45:24,074
‫دیگه باهاشون کاری نداشته باشی
‫و هرگز دیگه سراغ‌شون نری؟

1819
01:45:24,199 --> 01:45:27,244
‫روحِ تو آخرین چیزیه که بهش احتیاج دارم.

1820
01:45:29,121 --> 01:45:30,289
‫خودت بهتر می‌دونی چیکار کنی.

1821
01:45:30,455 --> 01:45:32,457
‫می‌تونی نجات‌شون بدی.

1822
01:45:34,251 --> 01:45:36,628
‫بن! دوستات اینجان.

1823
01:45:37,671 --> 01:45:40,799
‫از لحظه‌ای که توی این خونه پا گذاشتی...

1824
01:45:41,133 --> 01:45:43,886
‫غمت رو می‌تونستم حس کنم.

1825
01:45:44,052 --> 01:45:46,263
‫من می‌دونم که دنبال چی هستی.

1826
01:45:46,513 --> 01:45:47,514
‫به حرفش گوش نکن.

1827
01:45:48,015 --> 01:45:49,016
‫به زبون بیارش.

1828
01:45:50,434 --> 01:45:51,602
‫قبول می‌کنم.

1829
01:45:51,810 --> 01:45:53,312
‫دستم رو بگیر...

1830
01:45:53,478 --> 01:45:56,773
‫تا با الیسای عزیزت باشی.

1831
01:45:56,940 --> 01:45:58,525
‫چرا که توی این دنیا...

1832
01:45:58,734 --> 01:46:00,777
‫تو هیچکس رو نداری.

1833
01:46:04,823 --> 01:46:05,908
‫هریت؟

1834
01:46:06,074 --> 01:46:07,492
‫دیر اومدی.

1835
01:46:08,911 --> 01:46:11,121
‫من اگه جای تو بودم
‫انقدر مطمئن حرف نمی‌زدم، کرامپ.

1836
01:46:14,499 --> 01:46:16,543
‫تو من رو حبس کردی،

1837
01:46:16,710 --> 01:46:19,046
‫و حالا وقتشه تا لطفت رو جبران کنم.

1838
01:46:19,630 --> 01:46:20,631
‫خودم آزادش کردم.

1839
01:46:20,797 --> 01:46:21,965
‫کار خودم بود.

1840
01:46:22,466 --> 01:46:23,550
‫رقت‌انگیزه.

1841
01:46:23,675 --> 01:46:24,927
‫کارشون رو تموم کنین.

1842
01:46:30,557 --> 01:46:32,059
‫باید اول از جنازهٔ من رد شن.

1843
01:46:32,226 --> 01:46:34,895
‫و منظورش از «جنازهٔ من»
‫در واقع جنازهٔ ماست!

1844
01:46:37,814 --> 01:46:40,567
‫این آخرین باری بود که به من خیانت کردین.

1845
01:46:41,068 --> 01:46:42,361
‫از این کار پشیمون می‌شین.

1846
01:46:44,863 --> 01:46:46,073
‫کلاه رو برداشتم!

1847
01:46:46,240 --> 01:46:46,990
‫بروس!

1848
01:46:48,200 --> 01:46:49,326
‫جلوش رو بگیرین.

1849
01:46:49,535 --> 01:46:53,038
‫- بیارش پیش ما. باید همین الان تبعیدش کنیم.
‫- آره.

1850
01:46:53,163 --> 01:46:55,040
‫صبرم دیگه به سر رسیده، پیرمرد.

1851
01:46:55,165 --> 01:46:56,166
‫نابودش کنین!

1852
01:46:56,333 --> 01:46:57,668
‫- بروس!
‫- بروس!

1853
01:47:02,631 --> 01:47:04,633
‫هنوز یه قسمتی از اون کلاه رو می‌خوایم.

1854
01:47:04,883 --> 01:47:05,801
‫من میارمش. می‌تونم کمکش کنم.

1855
01:47:06,009 --> 01:47:07,678
‫نه، نه، نه، تراویس!

1856
01:47:08,470 --> 01:47:09,471
‫برو...

1857
01:47:10,848 --> 01:47:11,849
‫دارم میام، بروس!

1858
01:47:12,057 --> 01:47:12,891
‫به تراویس کمک کنین!

1859
01:47:13,100 --> 01:47:14,059
‫- اونجا.
‫- از این‌طرف.

1860
01:47:14,935 --> 01:47:16,103
‫- دارم میام.
‫- کافیه.

1861
01:47:16,270 --> 01:47:17,855
‫خودم باید دست به کار شم.

1862
01:47:19,382 --> 01:47:21,300
‫وایسا، وایسا. حق با تو بود.

1863
01:47:21,608 --> 01:47:24,903
‫هرچی راجع‌به من و غمم گفتی درست بود.

1864
01:47:27,573 --> 01:47:28,448
‫کلاه رو بردار.

1865
01:47:29,366 --> 01:47:30,367
‫این آدم‌ها...

1866
01:47:30,492 --> 01:47:32,369
‫نمی‌تونی فرار کنی!

1867
01:47:32,911 --> 01:47:34,913
‫نمی‌تونن منو از غم درونم نجاتم بدن.

1868
01:47:37,124 --> 01:47:38,000
‫دارم میام!

1869
01:47:40,961 --> 01:47:43,172
‫- آوردمش.
‫- هریت، تو قدرتش رو داری.

1870
01:47:43,338 --> 01:47:44,923
‫کارش رو تموم کن!

1871
01:47:49,178 --> 01:47:50,721
‫ولی از دست تو می‌تونن نجاتم بدن.

1872
01:47:50,888 --> 01:47:53,640
‫وقتی غژغژ لولای در توی تالارهای
‫بی‌دروپیکر به‌صدا درمیاد...

1873
01:47:55,809 --> 01:47:58,729
‫جایی که هوا ساکنه...

1874
01:47:59,646 --> 01:48:01,899
‫این ارواح سرگردان نخواهند بود.

1875
01:48:03,942 --> 01:48:06,820
‫اون‌ها رو به آرامگاه نهایی خودشون برگردون!

1876
01:48:07,362 --> 01:48:08,822
‫بن، نه!

1877
01:48:09,323 --> 01:48:10,824
‫آره، دوباره بگو!

1878
01:48:10,991 --> 01:48:12,284
‫بـرگـرد!

1879
01:48:13,827 --> 01:48:17,831
‫دوستانت رو تا قیامت شکنجه می‌کنم!

1880
01:48:18,040 --> 01:48:19,124
‫دوباره بگو!

1881
01:48:19,291 --> 01:48:20,918
‫بـرگـرد!

1882
01:48:22,711 --> 01:48:24,296
‫بـرگـرد!

1883
01:48:28,217 --> 01:48:29,176
‫بن!

1884
01:48:29,426 --> 01:48:31,595
‫همراه من بیا تا همسرت رو ببینی.

1885
01:48:31,803 --> 01:48:35,182
‫این آخرین فرصتته تا عشقت رو بهش ابراز کنی!

1886
01:48:51,490 --> 01:48:52,741
‫اون خودش می‌دونه.

1887
01:48:54,284 --> 01:48:55,369
‫بن.

1888
01:48:55,619 --> 01:48:56,912
‫نه.

1889
01:48:57,037 --> 01:48:58,080
‫نه.

1890
01:49:08,298 --> 01:49:09,299
‫ایول!

1891
01:49:09,466 --> 01:49:12,928
‫موفق شدیم. بیا. بیا بغلم،
‫مردکِ غول تشنگ.

1892
01:49:23,355 --> 01:49:25,107
‫فکر کنم حالا دیگه خونه‌تون رو پس گرفتین.

1893
01:49:35,617 --> 01:49:36,618
‫بن!

1894
01:49:38,745 --> 01:49:40,497
‫- خوبی؟
‫- واو، کارت حرف نداشت.

1895
01:49:41,748 --> 01:49:42,833
‫واو.

1896
01:49:42,958 --> 01:49:44,042
‫مرسی.

1897
01:49:48,255 --> 01:49:50,090
‫- بیا بغلم ببینم.
‫- خیلی شجاع بودی. بهت افتخار می‌کنم.

1898
01:49:50,174 --> 01:49:53,093
‫- بن، مثل کتاب‌های تاریخی.
‫- بدون تو موفق نمی‌شدیم.

1899
01:49:55,721 --> 01:49:57,097
‫حالا دیگه آزادین.

1900
01:49:57,264 --> 01:49:59,266
‫آزادین که به دنیای ارواح برگردین.

1901
01:49:59,558 --> 01:50:00,559
‫برین.

1902
01:50:01,435 --> 01:50:02,769
‫آزادین.

1903
01:50:04,771 --> 01:50:06,857
‫خیلی‌خب، قبلش باید
‫خط قرمزهامون رو مشخص کنیم.

1904
01:50:08,734 --> 01:50:12,779
‫حس می‌کنم خیلی از این ارواح نمی‌خوان برن.

1905
01:50:13,864 --> 01:50:14,865
‫تو چی؟

1906
01:50:15,282 --> 01:50:17,201
‫تأثیر طلسم به‌زودی از بین میره.

1907
01:50:17,367 --> 01:50:19,369
‫منم به گوی کریستالی خودم برمی‌گردم.

1908
01:50:20,204 --> 01:50:22,789
‫نه، راستش اون داخل هم جای بزرگیه.

1909
01:50:25,042 --> 01:50:26,919
‫من متعلق به همین خونه‌ام.

1910
01:50:46,772 --> 01:50:49,942
‫آره، این ارواحی که من می‌بینم
‫قطعاً نمی‌خوان از این خونه برن.

1911
01:50:51,818 --> 01:50:54,279
‫- بذار باشن.
‫- خب، می‌دونی...

1912
01:50:54,488 --> 01:50:57,074
‫بالاخره یکی باید مراقب‌شون باشه، مگه نه؟

1913
01:50:58,951 --> 01:50:59,952
‫زدی تو خال.

1914
01:51:13,340 --> 01:51:14,716
‫اشکال نداره.

1915
01:51:14,842 --> 01:51:16,009
‫برو، برو. نترس.

1916
01:51:16,134 --> 01:51:17,010
‫سوار شو.

1917
01:51:28,254 --> 01:51:30,024
‫چی شده؟

1918
01:51:42,327 --> 01:51:43,996
‫- سلام.
‫- سلام.

1919
01:51:44,955 --> 01:51:47,249
‫حتماً وسایلش رو به یکی که نیاز داره بده، خب؟

1920
01:51:47,416 --> 01:51:52,379
‫شک نکن حالِ چندتا از خانم‌های
‫خوش‌شانس کلیسا رو خوب می‌کنه.

1921
01:51:52,404 --> 01:51:54,131
‫تو که توی کلیسا کار نمی‌کنی.

1922
01:51:54,298 --> 01:51:55,632
‫ولی هنوز عاشق خیرات کردنم.

1923
01:51:56,550 --> 01:51:57,551
‫تو خوبی؟

1924
01:51:59,303 --> 01:52:00,387
‫من خوبم.

1925
01:52:01,346 --> 01:52:03,056
‫خیلی‌خب، نبینم جا بزنی.

1926
01:52:04,725 --> 01:52:06,059
‫امشب می‌بینمت.

1927
01:52:07,603 --> 01:52:08,604
‫هی!

1928
01:52:10,063 --> 01:52:11,190
‫سلام.

1929
01:52:13,126 --> 01:52:14,308
‫حالت چطوره؟

1930
01:52:17,886 --> 01:52:19,152
‫چقدر تو نازی.

1931
01:52:21,408 --> 01:52:22,618
‫این چیه دور گردنت؟

1932
01:52:23,827 --> 01:52:24,964
‫اسمت چیه؟

1933
01:52:24,989 --> 01:52:26,762
‫[تیتر تات]

1934
01:52:58,612 --> 01:53:00,364
‫- ببخشید دیر کردم.
‫- سلام!

1935
01:53:00,531 --> 01:53:02,491
‫سخنرانی یه‌کم زیادی طول کشید...

1936
01:53:03,116 --> 01:53:04,243
‫این ما توئه.

1937
01:53:04,409 --> 01:53:06,119
‫می‌بینم شغلی که می‌خواستی هم بدست آوردی.

1938
01:53:06,286 --> 01:53:09,623
‫الان جدیدترین ژنرال نیو اورلئانز
‫روبه‌روتون وایساده.

1939
01:53:09,790 --> 01:53:10,624
‫آره!

1940
01:53:10,723 --> 01:53:12,660
‫پس، این یعنی شماها همین‌جا می‌مونین، درسته؟

1941
01:53:13,752 --> 01:53:16,547
‫این خبر رو می‌تونستم
‫هفتهٔ قبل بهت بدم، عزیزم.

1942
01:53:17,256 --> 01:53:20,259
‫به چه دردی می‌خوره وقتی این چیزها
‫رو از دوستِ واسطه‌ت نمی‌پرسی؟

1943
01:53:20,425 --> 01:53:21,677
‫- راست میگه.
‫- بن!

1944
01:53:22,261 --> 01:53:23,262
‫هی!

1945
01:53:25,264 --> 01:53:26,265
‫سلام.

1946
01:53:26,390 --> 01:53:28,475
‫- هالووین مبارک.
‫- هالووین مبارک.

1947
01:53:28,642 --> 01:53:29,643
‫بگو.

1948
01:53:30,102 --> 01:53:31,895
‫بگو، خبر خوبیه!

1949
01:53:32,479 --> 01:53:34,481
‫من ارشد کلاس‌مون انتخاب شدم.

1950
01:53:34,606 --> 01:53:35,691
‫چی؟

1951
01:53:35,941 --> 01:53:37,943
‫چی؟ عالیه!

1952
01:53:38,110 --> 01:53:40,070
‫و حدس بزن کی کاهن کلیسا شد؟

1953
01:53:40,237 --> 01:53:41,738
‫صرفاً واسه وقتی که یکی از
‫دوستات خواستن ازدواج کنن.

1954
01:53:42,406 --> 01:53:43,365
‫حتماً.

1955
01:53:43,615 --> 01:53:45,868
‫شما دوتا، بیاین داخل.
‫غذا سرد شد.

1956
01:53:46,076 --> 01:53:47,202
‫- خیلی‌خب، باشه.
‫- باشه.

1957
01:53:47,369 --> 01:53:48,370
‫خب، اجازه هست؟

1958
01:53:48,537 --> 01:53:51,707
‫خب، بن. قبل از اینکه پات رو داخل
‫خونه بذاری باید بهت هشدار بدم...

1959
01:53:53,041 --> 01:53:55,294
‫این ماجرا ممکنه
‫کلِ مسیر زندگیت رو تغییر بده.

1960
01:53:57,546 --> 01:53:59,381
‫این خطر رو به جون می‌خرم.

1961
01:54:02,349 --> 01:54:03,756
‫باشه، پس. خوش اومدی.

1962
01:54:03,781 --> 01:54:04,782
‫خیلی‌خب.

1963
01:54:04,806 --> 01:54:24,806
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1964
01:54:24,830 --> 01:54:34,830
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

1965
01:54:36,168 --> 01:54:37,211
‫خوبه.

1966
01:54:37,377 --> 01:54:38,420
‫به سلامتی!

1967
01:54:38,921 --> 01:54:40,339
‫به سلامتی زندگی پس از مرگ!

1968
01:54:41,548 --> 01:54:42,424
‫به سلامتی زندگی پس از مرگ!

1969
01:54:42,549 --> 01:54:43,550
‫سلامتی زندگی!

1970
01:54:56,438 --> 01:54:58,065
‫واو، اونجا رو باش!

1971
01:55:02,236 --> 01:55:03,278
‫عالیه.

