﻿1
00:01:26,204 --> 00:01:32,204
‫« دختر سلطان مرداب »

2
00:01:51,012 --> 00:01:52,747
‫<i>و مادر شیون سر داد</i>

3
00:01:52,747 --> 00:01:56,618
‫<i>"اینکه در بازتاب چشمانت می‌بینم، منم؟"</i>

4
00:01:57,284 --> 00:01:59,119
‫<i>و دختر گفت</i>

5
00:01:59,119 --> 00:02:01,395
‫<i>"این تصویر من است، که می‌بینم"</i>

6
00:02:01,419 --> 00:02:03,619
‫<i>"در چشمان تو بازتاب یافته؟"</i>

7
00:03:03,216 --> 00:03:05,452
‫هلنا

8
00:03:05,452 --> 00:03:07,652
‫برگرد

9
00:03:07,676 --> 00:03:17,676
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

10
00:03:17,700 --> 00:03:27,700
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

11
00:03:27,724 --> 00:03:35,724
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

12
00:03:36,984 --> 00:03:40,487
‫وقتی برگشتی دو برابر بهت کار میده‌ها

13
00:03:40,487 --> 00:03:43,223
‫ارزشش رو داره

14
00:03:43,223 --> 00:03:47,026
‫شاید اگر یه مدت برنگردیم
‫یادش بره عصبانی بوده

15
00:03:47,795 --> 00:03:49,995
‫باشه

16
00:03:50,397 --> 00:03:52,700
‫آهسته قدم می‌زنیم، سایه کوچولو

17
00:04:30,071 --> 00:04:31,572
‫همین‌جا بوده

18
00:04:31,572 --> 00:04:33,772
‫می‌دوید یا راه می‌رفت؟

19
00:04:35,743 --> 00:04:39,346
‫فاصله‌ی قدم‌هاش از قبل بیشتره

20
00:04:39,346 --> 00:04:42,650
‫و حاشیه‌ش عمیق‌تره

21
00:04:48,189 --> 00:04:49,257
‫درحال دویدن بوده

22
00:04:49,257 --> 00:04:51,457
‫چرا؟

23
00:04:52,660 --> 00:04:54,929
‫چون از یه چیزی می‌ترسیده

24
00:04:54,929 --> 00:04:57,129
‫از چی می‌ترسیده؟

25
00:04:59,299 --> 00:05:01,499
‫از ما

26
00:05:02,302 --> 00:05:04,872
‫اگر تو می‌ترسیدی

27
00:05:05,907 --> 00:05:08,709
‫و برای نجات جونت در فرار بودی، کجا می‌رفتی؟

28
00:05:29,462 --> 00:05:31,732
‫جایی که هیچکس نتونه منو ببینه

29
00:06:09,770 --> 00:06:12,439
‫وقتشه شکار رو تمام کنی

30
00:06:23,718 --> 00:06:24,952
‫اگر تیرم خطا بره چی؟

31
00:06:24,952 --> 00:06:28,022
‫اونوقت امشب رو گرسنه می‌خوابیم

32
00:06:42,837 --> 00:06:45,205
‫سر و صدا نکردم

33
00:06:46,607 --> 00:06:48,809
‫پس، به‌نظرت چی شد؟

34
00:06:57,985 --> 00:07:00,185
‫بوی منو حس کرد

35
00:07:07,228 --> 00:07:09,428
‫نیازی به آتیش پیدا نمی‌کنی

36
00:07:18,673 --> 00:07:22,676
‫هلنا، بیا چیزی که
‫ امروز به‌دست آوردی رو برات بزنم

37
00:07:29,350 --> 00:07:31,585
‫همیشه از دستم عصبانیه

38
00:07:31,585 --> 00:07:35,156
‫اوه، مادرت نمی‌تونه
‫مثل ما شادی رو ببینه

39
00:08:45,793 --> 00:08:47,595
‫خیلی‌خب پاشو

40
00:08:47,595 --> 00:08:49,563
‫حالم خوبه

41
00:08:49,563 --> 00:08:51,763
‫هوا داره تاریک میشه

42
00:09:10,251 --> 00:09:12,686
‫هلنا، دیگه نزن

43
00:09:57,364 --> 00:09:58,766
‫بقیه‌ش کجاست؟

44
00:09:58,766 --> 00:10:00,966
‫حالا دیگه آزاد شده

45
00:10:02,436 --> 00:10:04,805
‫پای خودشو کنده؟

46
00:10:04,805 --> 00:10:08,208
‫چیزی که نیاز بوده رو
‫قربانی کرده تا زنده بمونه

47
00:10:59,927 --> 00:11:02,062
‫کی می‌تونم مال خودمو
‫مثل تو توی خونه نگه دارم؟

48
00:11:02,062 --> 00:11:04,732
‫وقتی توی شکار به مهارت من رسیدی

49
00:11:04,732 --> 00:11:06,932
‫که یعنی هیچوقت

50
00:11:11,038 --> 00:11:12,673
‫این علامت‌ها یعنی چی؟

51
00:11:12,673 --> 00:11:14,241
‫یعنی

52
00:11:14,241 --> 00:11:16,441
‫"وقتی داری از دست گوزنی عصبانی فرار می‌کنی"

53
00:11:16,710 --> 00:11:19,548
‫"مراقب شاخه‌های نزدیک به زمین باش"

54
00:12:26,814 --> 00:12:29,014
‫صدای ناله‌هاش رو شنیدم

55
00:12:29,517 --> 00:12:31,452
‫گرسنه‌ست

56
00:12:31,452 --> 00:12:35,055
‫خب، داخل یکم ته‌مانده‌ی غذا مونده
‫شاید بتونیم...

57
00:12:35,055 --> 00:12:37,255
‫وقتی اونا تمام شدن چی میشه؟

58
00:12:38,792 --> 00:12:43,230
‫چیزی خالص‌تر از غریزه‌ی بقا وجود نداره

59
00:12:44,932 --> 00:12:47,132
گرگ دلش برای کسی نمی‌سوزه

60
00:12:47,868 --> 00:12:51,539
‫فقط می‌خواد یک روز بیشتر زنده بمونه

61
00:12:51,539 --> 00:12:53,862
‫اگر تو داشتی از گرسنگی می‌مردی

62
00:12:53,862 --> 00:12:56,062
‫با این گرگ چیکار می‌کردی؟

63
00:12:58,680 --> 00:13:01,015
‫تو شکارشی

64
00:13:01,015 --> 00:13:03,215
‫همه‌مون هستیم

65
00:13:10,024 --> 00:13:11,660
‫ولی بچه‌ش چی؟

66
00:13:11,660 --> 00:13:13,762
‫تنهایی زجر می‌کشه و می‌میره

67
00:13:13,762 --> 00:13:15,962
‫حالا کاری که گفتم رو انجام بده، هلنا

68
00:13:19,433 --> 00:13:21,633
‫- ولی اگر...
‫- هلنا، برو کنار

69
00:13:28,909 --> 00:13:31,269
‫همیشه باید از خانواده‌ت محافظت کنی

70
00:13:37,269 --> 00:13:41,469
‫« از خانواده‌م محافظت کنم »

71
00:14:03,344 --> 00:14:06,748
‫نه. این یکی از سفرهای تک نفرمه

72
00:14:06,748 --> 00:14:09,283
‫- ولی می‌تونم کمکت کنم
‫- نه، بیخیال. خودت قوانین رو می‌دونی

73
00:14:09,283 --> 00:14:11,686
‫- یه سورپرایز برات میارم
‫- چجور سورپرایزی؟

74
00:14:11,686 --> 00:14:14,978
‫از اون سورپرایزهایی که باید صبر کنی

75
00:14:14,978 --> 00:14:16,524
‫تا بفهمی چیه

76
00:14:16,524 --> 00:14:17,958
‫حالا برگرد خونه

77
00:14:17,958 --> 00:14:20,158
‫به‌زودی برمی‌گردم

78
00:15:40,340 --> 00:15:43,343
‫شرمنده که اینطوری سرزده اومدم

79
00:15:47,247 --> 00:15:49,447
‫مامان و بابات هستن؟

80
00:15:53,420 --> 00:15:54,823
‫سلام

81
00:15:54,823 --> 00:15:57,023
‫امیدوارم بی‌اجازه وارد ملکتون نشده باشم

82
00:15:57,826 --> 00:16:00,026
‫نمی‌دونستم کسی این طرفا زندگی می‌کنه

83
00:16:01,830 --> 00:16:04,599
‫ساعت‌هاست دارم می‌گردم
‫و یخورده راهمو گم کردم. نمی‌تونم...

84
00:16:04,599 --> 00:16:06,799
‫نمی‌تونم راه برگشت به مسیر رو پیدا کنم

85
00:16:09,436 --> 00:16:11,636
‫این اطراف هیچ‌جا آنتن نمیده

86
00:16:12,740 --> 00:16:14,776
‫ببین، اگر میشه بگو باید از کدوم طرف...

87
00:16:14,776 --> 00:16:16,176
‫کمک!

88
00:16:16,176 --> 00:16:18,376
‫تو رو خدا. تا برنگشته

89
00:16:18,847 --> 00:16:21,047
‫چی؟

90
00:16:22,149 --> 00:16:23,484
‫چیکار داریم می‌کنی؟

91
00:16:23,484 --> 00:16:25,285
‫چیکار... چیکار داری می‌کنی؟

92
00:16:25,285 --> 00:16:26,688
‫- سوار شو، هلنا
‫- واو. وایسا ببینم

93
00:16:26,688 --> 00:16:28,322
‫- به‌زودی برمی‌گرده
‫- کی؟

94
00:16:28,322 --> 00:16:30,525
‫- تو رو خدا. باید همین الان بریم!
‫- آخه...!

95
00:16:30,525 --> 00:16:32,459
‫- من نمی‌خوام برم
‫- نمی‌تونم همینطوری ببرمتون

96
00:16:32,459 --> 00:16:34,828
‫حتی مطمئن نیستم کجاییم
‫برای همین اومدم...

97
00:16:41,435 --> 00:16:43,635
‫نه!

98
00:16:50,444 --> 00:16:52,644
‫مادر! مادر، بس کن!

99
00:16:53,347 --> 00:16:55,783
‫مادر! مادر، بس کن! بس کن!

100
00:16:57,117 --> 00:16:58,686
‫- هلنا!
‫- نه!

101
00:16:58,686 --> 00:17:00,886
‫پدر!

102
00:17:02,657 --> 00:17:04,592
‫پدر!

103
00:17:04,592 --> 00:17:06,293
‫هلنا؟

104
00:17:06,293 --> 00:17:08,493
‫- پدر!
‫- هلنا؟

105
00:17:09,162 --> 00:17:11,362
‫نه!

106
00:17:13,166 --> 00:17:15,366
‫بس کن! بس کن!

107
00:17:27,682 --> 00:17:29,882
‫یه نفر کمک کنه!

108
00:17:30,317 --> 00:17:32,517
‫یه نفر کمک کنه!

109
00:18:32,914 --> 00:18:34,983
‫ببین کی بیدار شده

110
00:18:34,983 --> 00:18:37,183
‫چیزی نیست، هلنا

111
00:18:37,785 --> 00:18:39,985
‫مادرت توی اتاق کناریه

112
00:18:40,287 --> 00:18:41,589
‫پدرم کجاست؟

113
00:18:41,589 --> 00:18:45,225
‫اینجا نیست. دیگه جات امنه

114
00:18:45,225 --> 00:18:47,425
‫دیگه نیازی نیست از چیزی بترسی

115
00:18:49,429 --> 00:18:51,629
‫نگرانش نباش

116
00:19:04,411 --> 00:19:06,611
‫هلنا

117
00:19:07,115 --> 00:19:08,762
‫نباید اینجا باشیم

118
00:19:08,762 --> 00:19:10,918
‫می‌خوام برم خونه

119
00:19:10,918 --> 00:19:13,621
‫- اون خونه‌مون نبود
‫- چیکار کردی؟

120
00:19:14,722 --> 00:19:17,725
‫چیکار کردی؟

121
00:19:17,725 --> 00:19:20,595
‫- پدرمو می‌خوام
‫- دیگه نباید نزدیک‌مون بشه

122
00:19:21,696 --> 00:19:23,896
‫هرگز

123
00:19:24,866 --> 00:19:27,066
‫اون منو دزدید، هلنا

124
00:19:27,869 --> 00:19:29,737
‫جیکوب...

125
00:19:29,737 --> 00:19:32,372
‫من رو دزدید و برد توی جنگل

126
00:19:32,372 --> 00:19:33,975
‫داری دروغ میگی

127
00:19:33,975 --> 00:19:37,277
‫یه دروغگویی
‫همیشه دروغگو بودی

128
00:19:37,277 --> 00:19:39,477
‫پدر بهم گفت

129
00:19:40,715 --> 00:19:42,684
‫گریه نکن!

130
00:19:42,684 --> 00:19:44,619
‫حق نداری گریه کنی

131
00:19:44,619 --> 00:19:46,819
‫باید اجازه بدیم مادرت استراحت کنه

132
00:19:47,254 --> 00:19:49,356
‫فقط چند دقیقه

133
00:19:49,356 --> 00:19:51,693
‫چیزی نیست. هلنا؟

134
00:20:53,921 --> 00:20:56,121
‫پدر؟

135
00:21:45,606 --> 00:21:48,375
‫خیلی‌خب، باید بریم
‫بیا بریم

136
00:21:53,581 --> 00:21:55,781
‫کارت خوب بود. بیا بریم

137
00:21:57,450 --> 00:21:59,887
‫خیلی‌خب، بیا از این طرف بریم

138
00:21:59,887 --> 00:22:02,857
‫- اوناهاش!
‫- پلیس! تکون نخور!

139
00:22:02,857 --> 00:22:04,424
‫قراره بریم خونه؟

140
00:22:04,424 --> 00:22:05,693
‫یه روزی میریم

141
00:22:05,693 --> 00:22:07,893
‫هی! تکون نخور!

142
00:22:11,032 --> 00:22:12,465
‫از دختره دور شو

143
00:22:12,465 --> 00:22:14,665
‫- نه!
‫- بخواب روی شکم!

144
00:22:14,869 --> 00:22:15,903
‫زود باش!

145
00:22:15,903 --> 00:22:17,572
‫کار اشتباهی نکرده

146
00:22:17,572 --> 00:22:19,640
‫بذار دستاتو ببینم

147
00:22:19,640 --> 00:22:22,475
‫میام پیدات می‌کنم، سایه کوچولو

148
00:22:22,475 --> 00:22:24,846
‫- داره فرار می‌کنه!
‫- گرفتمش

149
00:22:24,846 --> 00:22:27,046
‫- دستاتو بیار پشت سرت!
‫- بابایی!

150
00:23:31,812 --> 00:23:34,012
‫گندش بزنن

151
00:24:17,191 --> 00:24:19,391
‫ندو، ماریگولد

152
00:24:21,062 --> 00:24:23,030
‫سلام، عزیزدلم

153
00:24:23,030 --> 00:24:27,068
‫خانم "هیور" گفت اونم کار و زندگی داره
‫و اگر قراره دیر کنی

154
00:24:27,068 --> 00:24:29,737
‫بابت نگه داشتنم ازت پول می‌گیره

155
00:24:29,737 --> 00:24:32,173
‫- اینو گفت، ها؟
‫- این یعنی چی؟

156
00:24:32,173 --> 00:24:35,676
‫یعنی اونقدر باارزشی
‫که به‌نظرش باید بابتت پول بدم

157
00:24:35,676 --> 00:24:37,445
‫این چیه؟

158
00:24:37,445 --> 00:24:39,847
‫پروژه‌ی درس علوممه. یه زیستگاهه

159
00:24:39,847 --> 00:24:42,616
‫زیستگاه؟ زیستگاه کی؟

160
00:24:42,616 --> 00:24:44,719
‫یه بچه گوزن

161
00:24:44,719 --> 00:24:49,357
‫اینجا می‌خوابه، کنار صخره‌ها
‫که از دست شکارچی‌ها در امان باشه

162
00:24:49,357 --> 00:24:51,557
‫گوزن باهوشیه

163
00:24:52,593 --> 00:24:54,793
‫مامانی!

164
00:24:55,629 --> 00:24:57,698
‫این چجور برگیه؟

165
00:24:57,698 --> 00:24:59,133
‫برگ درخت گردو

166
00:24:59,133 --> 00:25:01,836
‫- مال کدوم درخته؟
‫- خودت بگو

167
00:25:02,937 --> 00:25:04,005
‫اوناهاش

168
00:25:04,005 --> 00:25:05,039
‫اوهوم

169
00:25:05,039 --> 00:25:07,274
‫و اون چه درختیه؟

170
00:25:07,274 --> 00:25:08,609
‫بلوط قرمز

171
00:25:08,609 --> 00:25:10,544
‫به‌نظر من که قرمز نیست

172
00:25:10,544 --> 00:25:12,313
‫پاییز قرمز میشه

173
00:25:12,313 --> 00:25:14,513
‫پرنده رو می‌بینی؟

174
00:25:15,449 --> 00:25:16,884
‫باسترک جنگلیه

175
00:25:16,884 --> 00:25:19,587
‫چطوری اسم همه‌شون رو می‌دونی؟

176
00:25:19,587 --> 00:25:22,056
‫اگر خواستی می‌تونم بهت یاد بدم

177
00:25:22,056 --> 00:25:24,258
‫دارم یه خرگوش می‌بینم

178
00:25:24,258 --> 00:25:26,027
‫کجا؟

179
00:25:26,027 --> 00:25:28,295
‫باید یخورده سرت رو کج کنی

180
00:25:28,295 --> 00:25:30,031
‫گوش‌هاش رو می‌بینی؟

181
00:25:30,031 --> 00:25:33,034
‫اوه، آره. می‌بینمش
‫اونی که دمش این سمتی میره؟

182
00:25:33,034 --> 00:25:35,234
‫آره

183
00:25:37,471 --> 00:25:40,041
‫این یعنی با هم یکی هستیم

184
00:25:42,343 --> 00:25:44,178
‫خانواده‌ایم

185
00:25:44,178 --> 00:25:46,378
‫مامان؟

186
00:25:46,981 --> 00:25:49,316
‫کی می‌تونم یکی از اینا بزنم؟

187
00:25:49,316 --> 00:25:51,152
‫تا وقتی 82 سالت نشده نمی‌تونی

188
00:25:51,152 --> 00:25:52,953
‫قانونش همینه، یادته؟

189
00:25:52,953 --> 00:25:54,355
‫عادلانه نیست

190
00:25:54,355 --> 00:25:56,525
‫تو که وقتی بچه بودی زدی

191
00:25:56,525 --> 00:25:59,794
‫من سنم خیلی بیشتر از تو بود
‫و آرزو می‌کنم ای‌کاش نمی‌زدم

192
00:26:00,529 --> 00:26:02,229
‫من که دوستشون دارم

193
00:26:02,229 --> 00:26:04,429
‫منم تو رو دوست دارم

194
00:26:17,445 --> 00:26:19,645
‫بابایی اومده!

195
00:26:21,082 --> 00:26:23,217
‫وسایلت رو بذار داخل، عزیزم

196
00:26:23,217 --> 00:26:25,319
‫قراره برای پیک‌نیک کاری بابایی
‫بریم محوطه‌ی دانشگاه

197
00:26:25,319 --> 00:26:26,954
‫- پیک‌نیک؟
‫- ببخشید دیر کردیم

198
00:26:26,954 --> 00:26:28,255
‫دورهمی امشبت یادم رفته بود

199
00:26:28,255 --> 00:26:30,455
‫اشکال نداره. بیا راه بیفتیم

200
00:26:30,691 --> 00:26:33,260
‫باید لباسمو عوض کنم. نظرت چیه
‫باهاش بری و من بعداً بیام؟

201
00:26:33,260 --> 00:26:35,229
‫خب، قبلاً این کارو امتحان کردیم
‫ولی سروکله‌ت پیدا نمیشه

202
00:26:35,229 --> 00:26:37,598
‫- آخه با این چیزا سازگار نیستم
‫- منم نیستم

203
00:26:37,598 --> 00:26:39,433
‫برای همین باید باهام بیای

204
00:26:39,433 --> 00:26:42,469
‫به‌علاوه، همسر زیبای منی
‫می‌خوام جلوی دیگران پزتو بدم

205
00:26:49,210 --> 00:26:50,911
‫می‌دونی، جالبه

206
00:26:50,911 --> 00:26:52,780
‫ممنون

207
00:26:52,780 --> 00:26:54,715
‫- سلام، خوبی؟
‫- آره

208
00:26:54,715 --> 00:26:56,417
‫به ماریگولد خوش می‌گذره؟

209
00:26:56,417 --> 00:26:58,285
‫نمی‌دونم. مشکل اینجاست که

210
00:26:58,285 --> 00:26:59,954
‫دانشجوهام دیگه حتی
‫سعی نمی‌کنن مخفیش کنن

211
00:26:59,954 --> 00:27:01,856
‫در تمام طول کلاسم
‫گوشی‌هاشون زنگ می‌خوره

212
00:27:01,856 --> 00:27:04,625
‫خب، در دفاع ازشون باید بگم
‫چند تا از کلاس‌هات رو گوش دادم

213
00:27:07,995 --> 00:27:10,698
‫چه قشنگه. غیرمعموله

214
00:27:10,698 --> 00:27:13,968
‫- اوه، ممنون
‫- این اطراف زدی؟

215
00:27:13,968 --> 00:27:16,370
‫توی سن‌فرانسیسکو زدم
‫وقتی نوجوون بودم

216
00:27:18,405 --> 00:27:19,541
‫یه عالمه خالکوبی داری

217
00:27:19,541 --> 00:27:21,175
‫خیلی زیادن

218
00:27:21,175 --> 00:27:23,578
‫نمی‌دونستم اهل سن‌فرانسیسکویی

219
00:27:23,578 --> 00:27:26,847
‫- اهل جاهای دیگه‌م هستم. زیاد جابه‌جا می‌شدیم
‫- والدینت چیکاره بودن؟

220
00:27:26,847 --> 00:27:30,084
‫بابام کارمند بیمه بود، مادرم گاهی اوقات
‫بازاریابی تلفنی انجام می‌داد

221
00:27:30,084 --> 00:27:33,086
‫حوصله ‌سربرترین کارهای ممکن

222
00:27:36,290 --> 00:27:39,126
‫"بیست تشک برداشت و روی نخود گذاشت"

223
00:27:39,126 --> 00:27:42,564
‫"شاه‌دخت مجبور بود تمام شب
‫روی اون‌ها دراز بکشه"

224
00:27:42,564 --> 00:27:45,699
‫"صبح که شد، ازش پرسیدن چطور خوابیده"

225
00:27:45,699 --> 00:27:47,899
‫"و شاه‌دخت گفت..."

226
00:27:52,406 --> 00:27:54,708
‫"اوه، خیلی بدخواب شدم"

227
00:30:29,430 --> 00:30:31,932
‫چی شده؟ دخترم کجاست؟

228
00:30:31,932 --> 00:30:33,000
‫هلنا اریکسون؟

229
00:30:33,000 --> 00:30:34,703
‫ماریگولد کجاست؟

230
00:30:34,703 --> 00:30:36,270
‫اینجا نیست. قضیه در مورد اون نیست

231
00:30:36,270 --> 00:30:38,272
‫من مامور مخصوص "ایلینگ" هستم

232
00:30:38,272 --> 00:30:40,274
‫توی خونه‌ی من چیکار می‌کنین؟

233
00:30:40,274 --> 00:30:42,876
‫- خانم اریکسون
‫- اسم من "پلتیر"ـه

234
00:30:42,876 --> 00:30:45,479
‫قبل از اون، "جونز" بوده، درسته؟

235
00:30:45,479 --> 00:30:48,115
‫و قبلش "میچل"، و قبل از اونم "بکام"

236
00:30:48,115 --> 00:30:52,019
‫ولی فرزند جیکوب هولبروک
‫و بث اریکسون هستی

237
00:30:52,721 --> 00:30:54,221
‫چی می‌خواین؟

238
00:30:54,221 --> 00:30:56,957
‫پدرت، جیکوب هولبروک

239
00:30:56,957 --> 00:30:58,992
‫دیشب اون و یک زندانی دیگه فرار کردن

240
00:30:58,992 --> 00:31:02,396
‫درحالیکه داشتن برای انتقال به زندان "الجر"
‫از مرز ایالت عبور می‌کردن

241
00:31:03,097 --> 00:31:05,297
‫آخرین باری که باهاش صحبت کردین کی بوده؟

242
00:31:05,866 --> 00:31:07,736
‫وقتی 10 سالم بود

243
00:31:07,736 --> 00:31:10,204
‫- این اواخر سعی کرده باهاتون تماس بگیره؟
‫- نه

244
00:31:10,204 --> 00:31:12,005
‫مطمئنی؟ حتی یک‌بار؟

245
00:31:12,005 --> 00:31:14,542
‫می‌تونستین بهم زنگ بزنین
‫لازم نبود بیاین اینجا

246
00:31:14,542 --> 00:31:16,678
‫چی شده؟

247
00:31:16,678 --> 00:31:18,513
‫حالت خوبه؟

248
00:31:18,513 --> 00:31:20,713
‫می‌دونی پدرت ممکنه کجا رفته باشه؟

249
00:31:20,948 --> 00:31:22,416
‫پدرت؟

250
00:31:22,416 --> 00:31:24,652
‫نمی‌تونین همینطوری بیاین توی خونه‌م

251
00:31:24,652 --> 00:31:26,887
‫حکم‌مون بهمون اجازه میده
‫دنبال هرگونه ارتباطی

252
00:31:26,887 --> 00:31:28,590
‫به پدرت یا از طرف پدرت بگردیم

253
00:31:28,590 --> 00:31:30,658
‫چرا مدام میگی پدرش؟ پدر هلنا...

254
00:31:30,658 --> 00:31:32,426
‫نمی‌دونه کجا زندگی می‌کنم
‫نمی‌دونه فامیلیم چیه

255
00:31:32,426 --> 00:31:34,662
‫هیچی در موردم نمی‌دونه

256
00:31:34,662 --> 00:31:36,798
‫خانواده و دوستانتون هم همینطور؟
‫ هیچکدومشون...؟

257
00:31:36,798 --> 00:31:39,500
‫هرگز به کسی نگفتم
‫جیکوب هولبروک پدرمه

258
00:31:41,803 --> 00:31:44,238
‫پس، 20 سال

259
00:31:44,238 --> 00:31:47,941
‫نه نامه‌ای، نه کارت تبریک تولدی، هیچی؟

260
00:31:47,941 --> 00:31:49,009
‫نه

261
00:31:49,009 --> 00:31:50,612
‫متوجه نمیشم

262
00:31:50,612 --> 00:31:52,279
‫فکر می‌کردم والدینت
‫توی تصادف خودرو مردن

263
00:31:52,279 --> 00:31:54,448
‫این چیزیه که به تو گفتم

264
00:31:54,448 --> 00:31:57,017
‫و هولبروک، همون یارو "سلطان مرداب"ـست
‫همونی که تازه فرار کرده

265
00:31:57,017 --> 00:31:58,853
‫توی رادیو در موردش شنیدم

266
00:31:58,853 --> 00:32:01,321
‫درسته

267
00:32:01,321 --> 00:32:03,157
‫احتمالش هست بیاد اینجا؟

268
00:32:03,157 --> 00:32:04,425
‫داریم سعی می‌کنیم همینو بفهمیم

269
00:32:04,425 --> 00:32:06,427
‫نمی‌دونه کجا زندگی می‌کنم

270
00:32:06,427 --> 00:32:08,830
‫اوه، از کجا اینقدر مطمئنی

271
00:32:08,830 --> 00:32:11,231
‫خدایا، هلنا
‫چطور تونستی بهم نگی؟

272
00:32:11,999 --> 00:32:13,768
‫بهت گفتم توی ماشین بمون، عزیزم

273
00:32:13,768 --> 00:32:16,738
‫- اینا کین؟
‫- پلیس هستن. اومدن...

274
00:32:16,738 --> 00:32:18,938
‫با خودم می‌برمش
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

275
00:32:21,208 --> 00:32:24,646
‫باید گوشیت و تمام کامپیوترهایی
‫که استفاده می‌کنی رو ببینیم

276
00:32:24,646 --> 00:32:27,080
‫اگر شانس بیاریم
‫پدرت به‌زودی پیدا میشه

277
00:32:28,015 --> 00:32:29,851
‫نمی‌دونین پدرم چجوریه

278
00:32:29,851 --> 00:32:33,755
‫اگر به جنگل برسه
‫دیگه هیچوقت اثری ازش نمی‌بینین

279
00:32:33,922 --> 00:32:36,223
‫<i>در پرونده‌ای که توجه
‫ تمام کشور را به خود جلب کرد</i>

280
00:32:36,390 --> 00:32:39,894
‫<i>"جیکوب هولبروک، معروف به "سلطان مرداب
‫بث اریکسون را ربوده</i>

281
00:32:40,060 --> 00:32:41,930
‫<i>و به مدت 12 سال در جنگل‌های </i>

282
00:32:41,930 --> 00:32:43,363
‫<i>شبه جزیره‌ی علیای میشیگان نگه داشت</i>

283
00:32:43,363 --> 00:32:45,466
‫<i>تا اینکه در نهایت</i>

284
00:32:45,466 --> 00:32:47,902
‫<i>با دختری که در اسارت به دنیا آورده بود
‫از دست وی گریخت</i>

285
00:32:47,902 --> 00:32:50,872
‫<i>بعد از دادگاه، اریکسون در ادامه‌ی
‫زندگی عادی خود دچار مشکل شده</i>

286
00:32:50,872 --> 00:32:52,907
‫<i>و به‌ندرت در ملأ عام دیده شد</i>

287
00:32:52,907 --> 00:32:55,677
‫<i>و به شکل‌ غم‌انگیزی، 4 سال پیش
‫در یک خودکشی احتمالی از دنیا رفت</i>

288
00:33:21,401 --> 00:33:23,136
‫<i>بله؟</i>

289
00:33:23,136 --> 00:33:25,372
‫میاین خونه؟

290
00:33:25,372 --> 00:33:27,443
‫<i>برای امشب یه اتاق هتل گرفتم</i>

291
00:33:27,443 --> 00:33:28,610
‫<i>ماری توی استخره</i>

292
00:33:28,610 --> 00:33:32,714
‫می‌تونم یه سری لباس
‫برای مدرسه‌ش بیارم، اگر خواستی

293
00:33:32,714 --> 00:33:35,583
‫<i>فردا نمی‌ذارم بره مدرسه، محض احتیاط</i>

294
00:33:36,851 --> 00:33:38,452
‫فکر نمی‌کردم همچین اتفاقی بیفته

295
00:33:38,452 --> 00:33:39,888
‫<i>که خبردار بشم؟</i>

296
00:33:39,888 --> 00:33:42,289
‫نه. منظورم اینه که، ای‌کاش...

297
00:33:42,289 --> 00:33:44,489
‫<i>ماری داره صدام می‌کنه. باید برم</i>

298
00:35:11,178 --> 00:35:13,246
‫<i>سایه کوچولو</i>

299
00:35:13,246 --> 00:35:15,049
‫وقتشه بریم یه نگاهی
‫به تله‌هامون بندازیم

300
00:35:15,049 --> 00:35:17,249
‫و یک شکارچی واقعی...

301
00:35:18,853 --> 00:35:21,089
‫یک چاقوی واقعی لازم داره

302
00:35:24,291 --> 00:35:26,491
‫این دیگه مال توئه

303
00:35:27,461 --> 00:35:29,661
‫ببینم باهاش چیکار می‌کنی

304
00:38:23,938 --> 00:38:26,274
‫سلام

305
00:38:26,274 --> 00:38:28,910
‫یکم قبل‌تر زنگ زدم، ولی جواب ندادی

306
00:38:29,677 --> 00:38:31,877
‫چندان میونه‌م با تلفن خوب نیست

307
00:38:32,547 --> 00:38:34,747
خوب نیست، افتضاحه

308
00:38:35,315 --> 00:38:36,818
‫اخبار رو دیدم

309
00:38:36,818 --> 00:38:39,319
‫گفتم یه سر بیام و یه سلامی بکنم

310
00:38:40,188 --> 00:38:41,856
‫سلام، کلارک

311
00:38:41,856 --> 00:38:45,059
‫شاید بشه قبل از اینکه برم
‫یک لیوان آب بخورم

312
00:38:59,674 --> 00:39:01,909
‫می‌دونم نمی‌خوای بهت سر بزنم

313
00:39:01,909 --> 00:39:04,477
‫ولی با خودم گفتم
‫اوضاع الان تغییر کرده

314
00:39:05,345 --> 00:39:07,380
‫دیگه همه‌چیز افشا شده

315
00:39:07,380 --> 00:39:09,050
‫شوهرت چه واکنشی نشون داده؟

316
00:39:09,050 --> 00:39:10,651
‫واکنش خوبی نداشته

317
00:39:10,651 --> 00:39:13,720
‫باهاش کنار میاد
‫دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره

318
00:39:14,589 --> 00:39:16,789
‫دختر کوچولوت دیگه چندان کوچولو نیست

319
00:39:17,925 --> 00:39:20,793
‫مطمئنم مادرت خوشحال می‌شد ببینتش

320
00:39:21,461 --> 00:39:24,799
‫یک‌مدت پیش فکر کردم
‫شاید ماریگولد رو بیاری اونجا

321
00:39:24,799 --> 00:39:27,034
‫حداقل برای مراسم ختم

322
00:39:27,034 --> 00:39:29,234
‫اون‌موقع هم میاوردم نمی‌دیدش

323
00:39:30,137 --> 00:39:31,973
‫راست میگی

324
00:39:31,973 --> 00:39:35,008
‫پس گمونم منظورم اینه که
‫ای‌کاش زودتر میومدی

325
00:39:35,375 --> 00:39:37,744
‫اگر میومدی خوشحال می‌شد

326
00:39:41,782 --> 00:39:43,982
‫شوهرت هنوزم توی دانشگاه کار می‌کنه؟

327
00:39:45,219 --> 00:39:47,521
‫- و توام هنوز...؟
‫- چیزی عوض نشده

328
00:39:48,022 --> 00:39:50,222
‫خیلی‌خب

329
00:39:50,958 --> 00:39:53,294
‫فکر نمی‌کردم ملاقاتمون اینطوری پیش بره

330
00:39:54,295 --> 00:39:57,899
‫شرمنده. الان حوصله‌ی صحبت ندارم

331
00:40:05,973 --> 00:40:08,173
‫خب، حداقل توی رسانه‌ها منتشر نشده

332
00:40:08,976 --> 00:40:11,679
‫هیچکس اسم تو رو نذاشته کنار اون

333
00:40:11,679 --> 00:40:14,515
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم
‫نگران اوضاع نیستی

334
00:40:15,116 --> 00:40:17,316
‫نیستم

335
00:40:19,086 --> 00:40:22,757
‫می‌دونی، زمانی که حدوداً 13 سالت بود
‫ یه دوره‌ای بود

336
00:40:22,757 --> 00:40:27,094
‫که فکر می‌کردم می‌تونیم یه خانواده‌ی خوب
‫ با هم بسازیم، هر سه نفرمون

337
00:40:28,596 --> 00:40:30,796
‫هیچوقت خودمون سه نفر نبودیم، کلارک

338
00:40:31,399 --> 00:40:33,334
‫مادرم دلش نمی‌خواست من اونجا باشم

339
00:40:33,334 --> 00:40:35,736
‫وقتی بهم نگاه می‌کرد
‫پدرم رو می‌دید

340
00:40:36,337 --> 00:40:38,039
‫توام همینطور

341
00:40:38,039 --> 00:40:39,607
‫نه

342
00:40:39,607 --> 00:40:41,807
‫بعضی از روزهای خوشمون یادت رفته

343
00:40:42,475 --> 00:40:44,675
‫مادرت دوستت داشت

344
00:40:44,845 --> 00:40:47,045
‫منم هنوز دوستت دارم

345
00:40:47,648 --> 00:40:49,848
‫دلم برات تنگ شده

346
00:40:51,052 --> 00:40:54,921
‫ولی آره، شاید گاهی اوقات
‫ذره‌ای از جیکوب رو درونت می‌دیدیم

347
00:40:55,890 --> 00:40:58,859
‫یا شاید از نظر تو
‫من به‌قدر کافی شبیه اون نبودم

348
00:41:05,433 --> 00:41:08,436
‫- اومدی جای این دوست‌مون رو بگیری؟
‫- نه، گفتن بیام...

349
00:41:08,436 --> 00:41:12,440
‫خانم پلتیر، اف‌بی‌آی ازتون می‌خواد
‫یک سر تا پاسگاه بیاین

350
00:41:12,440 --> 00:41:13,774
‫خبری شده؟

351
00:41:13,774 --> 00:41:15,974
‫به ماها که چیزی نمیگن

352
00:41:16,544 --> 00:41:18,744
‫می‌خوای باهات بیام؟

353
00:41:19,547 --> 00:41:21,747
‫جسد پدرت رو پیدا کردیم

354
00:41:22,917 --> 00:41:24,852
‫کمی دورتر از مرز ایالت

355
00:41:24,852 --> 00:41:27,655
‫حدس می‌زنیم داشتن می‌رفتن به سمت کانادا

356
00:41:27,655 --> 00:41:30,324
‫هجده متر بالاتر از شیب کنار جاده
‫گاردریل کنده شده بود

357
00:41:30,324 --> 00:41:32,893
‫راننده‌ یا کنترلش رو از دست داده
‫یا خوابش برده

358
00:41:32,893 --> 00:41:35,229
‫ماشین خورده به درخت و آتیش گرفته

359
00:41:35,229 --> 00:41:38,032
‫هر دو نفر چنان سوختن
‫که قابل شناسایی نیستن

360
00:41:38,032 --> 00:41:41,035
‫فکر می‌کنیم یک همدست داشتن
‫داریم دنبالش می‌گردیم

361
00:41:42,236 --> 00:41:44,671
‫از کجا می‌تونین مطمئن باشین
‫که هولبروک بوده؟

362
00:41:47,775 --> 00:41:52,279
‫سه دندون طلای کنده‌کاری شده داره
‫که مثل دندون‌های پدرته

363
00:41:58,486 --> 00:42:00,686
‫حالت خوبه؟

364
00:42:02,790 --> 00:42:04,990
‫پدرم 20 سال پیش مرد

365
00:42:38,426 --> 00:42:40,626
‫همم

366
00:42:41,162 --> 00:42:43,497
‫بابت باباییت تسلیت میگم

367
00:42:43,497 --> 00:42:45,666
‫توی تلوزیون دیدیم

368
00:42:45,666 --> 00:42:49,236
‫ممنون عزیزم، ولی مدت‌هاست
‫که دیگه باباییم نبوده

369
00:42:49,236 --> 00:42:52,773
‫برات یکم غذا آوردیم
‫گفتیم شاید نخوای آشپزی کنی

370
00:42:53,040 --> 00:42:55,709
‫بذار حدس بزنم، پیتزا با پپرونی اضافه؟

371
00:42:55,709 --> 00:42:58,946
‫- قطعاً دلم هوس پیتزا کرده
‫- ایول!

372
00:43:02,517 --> 00:43:04,485
‫حالت چطوره؟

373
00:43:04,485 --> 00:43:06,685
‫خوبم

374
00:43:09,390 --> 00:43:12,093
‫ای‌کاش حقیقت رو بهم می‌گفتی

375
00:43:13,528 --> 00:43:15,728
‫بدترین اتفاقی که می‌تونست بیفته چیه؟

376
00:43:17,298 --> 00:43:19,900
‫- ممکن بود ماری به‌دنیا نیاد
‫- از کجا معلوم

377
00:43:20,535 --> 00:43:22,504
‫آره، معلومه

378
00:43:22,504 --> 00:43:26,140
‫آخه کدوم آدم عاقلی
‫حاضره با دختر...

379
00:43:26,140 --> 00:43:30,778
‫اگر می‌دونستی اسمم "هولبروک"ـه
‫هرگز باهام نمیومدی سر قرار

380
00:43:30,778 --> 00:43:32,978
‫با تمام سرعت فرار می‌کردی

381
00:43:33,214 --> 00:43:35,416
‫- مثل الان که قراره بری
‫- وایسا

382
00:43:36,750 --> 00:43:40,087
‫بیا تظاهر کنیم بهتر از اونیم
‫که تو فکر می‌کنی، باشه؟

383
00:43:40,087 --> 00:43:42,287
‫بهترین اتفاقی که می‌تونست بیفته چیه؟

384
00:43:43,023 --> 00:43:45,527
‫شاید کسی رو پیدا می‌کردی
‫که بتونی بهش اعتماد کنی

385
00:43:45,527 --> 00:43:50,097
‫کسی که بهت کمک کنه
‫تمام روزهای مزخرف رو تحمل کنی

386
00:43:50,097 --> 00:43:52,867
‫کسی که تمام خالکوبی‌های عجیبت رو
‫براش توضیح بدی

387
00:43:59,173 --> 00:44:01,373
‫هیچوقت بهترین اتفاق نمیفته، استیون

388
00:44:01,842 --> 00:44:04,042
‫هرچقدرم دلمون بخواد

389
00:44:25,866 --> 00:44:27,902
‫- ماریگولد حالش خوبه؟
‫- آره

390
00:44:27,902 --> 00:44:30,102
‫خوابیده

391
00:44:30,605 --> 00:44:32,805
‫واقعاً همچین باوری داری؟

392
00:44:34,643 --> 00:44:36,843
‫حرفی که زدی...

393
00:44:38,012 --> 00:44:40,212
‫که بهترین اتفاق هرگز نمیفته

394
00:44:40,881 --> 00:44:44,118
‫چون اگر همچین باوری داری
‫رابطه‌مون قراره به کجا برسه؟

395
00:44:46,754 --> 00:44:51,492
‫ببین، نمی‌خوام... نمی‌خوام اوضاع رو برات
‫از اینی که هست سخت‌تر کنم

396
00:44:51,492 --> 00:44:54,028
‫ولی باید قلبتو به روی من باز کنی، هلنا

397
00:44:59,601 --> 00:45:02,836
‫خیلی‌خب، ببین. میرم دفتر
‫یه سری کار انجام بدم

398
00:45:04,838 --> 00:45:07,038
‫احتمالاً همون‌جا بخوابم

399
00:45:07,062 --> 00:45:15,062
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

400
00:45:52,119 --> 00:45:54,319
‫اسمم هلنا هولبروکه

401
00:45:56,257 --> 00:45:59,126
‫مردی که اون زنه رو دزدید یادته؟

402
00:45:59,460 --> 00:46:02,096
‫کسی که همه سلطان مرداب صداش می‌کردن؟

403
00:46:03,897 --> 00:46:06,097
‫من دخترشم

404
00:46:11,472 --> 00:46:14,367
‫برخی شب‌ها یواشکی از خونه درمیام

405
00:46:14,391 --> 00:46:16,377
‫چون احساس خفقان می‌کنم

406
00:46:16,377 --> 00:46:18,414
‫انگار نمی‌تونم تصمیم بگیرم

407
00:46:18,438 --> 00:46:20,948
‫متعلق به کدوم یک از این دو دنیام

408
00:46:26,387 --> 00:46:29,356
‫توی اعتماد کردن به دیگران مشکل دارم، چون...

409
00:46:30,659 --> 00:46:31,708
‫همه بهم میگن

410
00:46:31,732 --> 00:46:34,728
‫کسی که بیشتر از همه بهش باور داشتم

411
00:46:35,129 --> 00:46:37,329
‫درواقع یک هیولا بوده

412
00:46:41,869 --> 00:46:44,371
‫بعد از اولین شکارم اینو برام زد

413
00:46:54,915 --> 00:46:57,515
‫و این بعد از اینکه تیرم خطا رفت

414
00:46:59,554 --> 00:47:02,522
‫این مال وقتی بود
‫که بهم شنا کردن یاد داد

415
00:47:07,972 --> 00:47:09,573
‫« سایه کوچولو »

416
00:47:09,597 --> 00:47:11,797
‫اسمی که صدام می‌کرد

417
00:47:13,367 --> 00:47:17,003
‫این برای یادآوری این‌که
‫هیچوقت برای انجام کارهای خونه صبر نکنم

418
00:47:13,467 --> 00:47:15,667
‫« همین الان » {\an8}

419
00:47:21,475 --> 00:47:23,219
‫این‌ها تنها اشک‌هایی بودن

420
00:47:23,243 --> 00:47:25,478
‫که پدرم می‌خواست روی صورتم ببینه

421
00:47:30,050 --> 00:47:33,053
‫می‌خوای با هم قرار بذاریم؟

422
00:48:01,616 --> 00:48:04,284
‫- بیا بریم. می‌دونم
‫- خودم می‌تونم

423
00:48:04,284 --> 00:48:06,588
‫مشتاق دیدن این روز بودم

424
00:48:06,588 --> 00:48:09,156
‫گفتم وقتشه با دو نفر آشنات کنم

425
00:48:09,156 --> 00:48:11,258
‫ببین، بابایی. اسب دارن

426
00:48:11,258 --> 00:48:14,928
‫این کلارکه. تمام تلاشش رو می‌کنه
‫که بابابزرگ صداش کنی

427
00:48:14,928 --> 00:48:16,531
‫حواست باشه برای این عنوان تلاش کنه

428
00:48:16,531 --> 00:48:18,700
‫این حرفت اصلاً منو نمی‌ترسونه

429
00:48:18,700 --> 00:48:20,501
‫کس دیگه‌ای رو ندارم
‫که پولمو براش خرج کنم

430
00:48:20,501 --> 00:48:23,103
‫خیلی از دیدنت خوشحالم، ماریگولد

431
00:48:23,103 --> 00:48:25,303
‫منم همینطور، کلارک

432
00:48:26,073 --> 00:48:27,441
‫مطمئنم قراره حسابی کیف کنم

433
00:48:27,441 --> 00:48:29,677
‫می‌خوای اسب‌ها رو ببینی؟

434
00:49:29,871 --> 00:49:32,471
‫کی گرسنشه؟

435
00:49:41,381 --> 00:49:43,417
‫دو ساعت بعد از اینکه
‫این عکس رو گرفتم

436
00:49:43,417 --> 00:49:45,954
‫مردم تماس گرفتن
‫و گفتن یه بچه‌ی دردسرساز

437
00:49:45,954 --> 00:49:48,690
‫داره ترقه می‌اندازه توی حیاط مردم

438
00:49:48,690 --> 00:49:52,125
‫وقتی داشت از دست یکی از
‫معاون‌هام فرار می‌کرد، لباسش تکه‌پاره شد

439
00:49:52,125 --> 00:49:53,994
‫دیگه کافیه

440
00:49:53,994 --> 00:49:56,263
‫عه، هنوز به دوران آشوب‌گریت هم نرسیدیم

441
00:49:56,263 --> 00:49:58,463
‫این کیه؟

442
00:50:00,300 --> 00:50:02,500
‫مادربزرگته

443
00:50:04,071 --> 00:50:06,271
‫کاملاً به اون رفتی

444
00:50:08,041 --> 00:50:10,010
‫این عکس رو یادم نمیاد

445
00:50:10,010 --> 00:50:12,210
‫شبیه ماست

446
00:50:16,951 --> 00:50:20,654
‫می‌دونی، اگر این کار عادتت شد
‫مشکلی ندارما

447
00:50:28,095 --> 00:50:29,931
‫ممنونم، کلارک

448
00:50:29,931 --> 00:50:31,933
‫خواهش می‌کنم

449
00:50:31,933 --> 00:50:33,668
‫هی

450
00:50:33,668 --> 00:50:36,871
‫می‌دونی، جیکوب خیلی از
‫باورهای مردمم رو گرفت

451
00:50:36,871 --> 00:50:40,907
‫تحریف‌شون کرد
‫تا با خواسته‌های خودش تطابق پیدا کنن

452
00:50:43,511 --> 00:50:46,714
‫به زبون "اوجیبوه" به معنی
‫مایملکه، نه خانواده

453
00:50:47,549 --> 00:50:49,749
‫این دو تا رو با هم اشتباه نگیر

454
00:51:19,379 --> 00:51:21,749
‫یا خدا...

455
00:51:54,515 --> 00:51:56,715
‫سایه کوچولو

456
00:52:11,331 --> 00:52:13,531
‫چی شده؟

457
00:52:17,237 --> 00:52:19,674
‫میرم یکم آب بخورم

458
00:54:29,002 --> 00:54:32,206
‫هی، حواست باشه وقتی میای داخل
‫کف کفشت رو تمیز کنی

459
00:54:32,206 --> 00:54:34,407
‫کردم

460
00:54:34,407 --> 00:54:36,309
‫سر راهم می‌رسونمش

461
00:54:36,309 --> 00:54:38,079
‫بعد از مدرسه می‌بینمت

462
00:54:38,079 --> 00:54:39,914
‫- میریم شنایی چیزی بکنیم
‫- عینک شنام یادت نره

463
00:54:39,914 --> 00:54:42,415
‫امروز بعدازظهر توی دیترویت کنفرانس دارم

464
00:54:42,415 --> 00:54:44,615
‫ممکنه دیر برگردم خونه

465
00:54:44,786 --> 00:54:46,986
‫- مشکلی نداری؟
‫- نه

466
00:54:57,497 --> 00:54:59,697
‫ممنون

467
00:55:04,071 --> 00:55:05,305
‫هلنا؟

468
00:55:05,305 --> 00:55:07,374
‫حالت چطوره؟

469
00:55:07,374 --> 00:55:09,309
‫خوبم. عالیم

470
00:55:09,309 --> 00:55:11,045
‫این آخرهفته هستین؟

471
00:55:11,045 --> 00:55:13,581
‫گفتم شاید یه قرار بذاریم
‫جس و ماریگولد با هم بازی کنن

472
00:55:13,581 --> 00:55:17,585
‫اوه، آره. فکر نکنم کاری داشته باشیم، فقط...

473
00:55:21,756 --> 00:55:24,324
‫شرمنده. آره، خوشحال میشه

474
00:55:24,324 --> 00:55:26,928
‫شنبه چطوره؟ می‌خواد بیاد خونه‌ی ما؟

475
00:55:26,928 --> 00:55:30,431
‫البته. تا ساعت 10
‫کلاس شنا داره، ولی بعدش...

476
00:55:42,409 --> 00:55:44,846
‫میشه یک لحظه صبر کنی؟ ببخشید

477
00:57:02,623 --> 00:57:04,659
‫بهم کمک نمی‌کنی

478
00:57:04,659 --> 00:57:08,629
‫قرار هم نیست کمک کنم
‫تکالیف توئه، نه من

479
00:57:08,629 --> 00:57:09,997
‫آخه همیشه کمک می‌کنی

480
00:57:09,997 --> 00:57:12,233
‫خب، می‌تونی این یکی رو خودت تنهایی بنویسی

481
00:57:12,233 --> 00:57:15,202
‫چرا بازم بداخلاق شدی؟

482
00:57:15,670 --> 00:57:17,870
‫نشدم

483
00:57:18,172 --> 00:57:20,372
‫نمی‌خوام بداخلاقی کنم

484
00:57:20,574 --> 00:57:23,778
‫بریم کتاب بخونیم. به بابایی میگیم
‫فردا توی تکالیف کمک‌مون کنه

485
00:57:23,778 --> 00:57:25,978
‫- باشه؟
‫- باشه

486
00:57:29,482 --> 00:57:32,620
‫"نیلوفرهای آبی همانند فرشی با طرح گل"

487
00:57:32,620 --> 00:57:35,356
‫"در سراسر آب پخش شده بودند"

488
00:57:35,356 --> 00:57:38,793
‫"و بر روی این فرش
‫زنی جوان و زیبا خوابیده بود"

489
00:57:38,793 --> 00:57:40,330
‫"مادر شیون سر داد"

490
00:57:40,354 --> 00:57:44,532
‫"اینکه در بازتاب چشمانت می‌بینم، منم؟"

491
00:57:44,532 --> 00:57:46,732
‫"و دختر گفت..."

492
00:57:48,903 --> 00:57:51,706
‫هی، دختر؟
‫نوبت تو بود بگی

493
00:58:27,708 --> 00:58:29,908
‫<i>هلنا</i>

494
00:58:41,389 --> 00:58:43,891
‫- چیه؟
‫- یه عروسکه

495
00:58:44,425 --> 00:58:47,561
‫باهاش... باهاش بازی می‌کنی

496
00:58:48,396 --> 00:58:50,596
‫مثل یه دوست

497
00:58:56,270 --> 00:58:58,606
‫موهاش مثل منه

498
00:58:58,606 --> 00:59:00,806
‫یه هلنای کوچولو

499
01:00:24,559 --> 01:00:26,759
‫یا خدا

500
01:00:28,262 --> 01:00:30,462
‫ماریگولد!

501
01:00:34,201 --> 01:00:35,336
‫هلنا!

502
01:00:35,336 --> 01:00:36,837
‫هی، منم

503
01:00:36,837 --> 01:00:39,037
‫منم

504
01:00:40,808 --> 01:00:42,143
‫یا خدا. چیکار داری...؟

505
01:00:42,143 --> 01:00:45,246
‫- آخه...
‫- این خون کیه؟

506
01:00:45,246 --> 01:00:48,682
‫هیچکس. خون خرگوشه
‫صدای یکیو بیرون از خونه شنیدم

507
01:00:48,682 --> 01:00:50,519
‫شاید بهتر باشه زنگ بزنی پلیس

508
01:00:50,519 --> 01:00:53,187
‫جای اینکه توی تاریکی
‫با چاقو بدوی اینور اونور

509
01:00:53,187 --> 01:00:57,491
‫- باید ببینم ماریگولد در چه حاله
‫- حالش خوبه. خوابیده

510
01:00:57,491 --> 01:00:59,226
‫الان از اتاقش اومدم

511
01:00:59,226 --> 01:01:01,426
‫کسی رو اون بیرون دیدی؟

512
01:01:03,532 --> 01:01:05,266
‫هی

513
01:01:05,266 --> 01:01:07,636
‫درها رو قفل می‌کنیم. باشه؟

514
01:01:07,636 --> 01:01:09,836
‫میگیم چند تا ماشین پلیس گشت بزنن

515
01:01:11,573 --> 01:01:13,773
‫همه‌چی درست میشه

516
01:01:42,970 --> 01:01:45,306
‫<i>داشت از سرش خون میومد</i>

517
01:01:45,306 --> 01:01:48,876
‫انگار یکی کشته بودش
‫و بعد گذاشته بودش توی تله

518
01:01:49,877 --> 01:01:52,780
‫یا شاید جور دیگه‌ای صدمه دیده بوده

519
01:01:52,780 --> 01:01:57,284
‫چرا ترسیدی؟ چرا فکر می‌کنی
‫قضیه بیشتر از این حرفاست؟

520
01:01:57,284 --> 01:01:59,853
‫حس می‌کنم اینجاست

521
01:01:59,853 --> 01:02:02,756
‫<i>شبی که پیدامون کردی</i>

522
01:02:02,756 --> 01:02:04,458
‫<i>وقتی از جنگل دراومدیم</i>

523
01:02:04,458 --> 01:02:07,194
‫خیلی می‌ترسیدم
‫چون پدرم پیشمون نبود

524
01:02:08,896 --> 01:02:10,197
‫ولی بعد اومد سراغم

525
01:02:10,197 --> 01:02:12,032
‫غرق این قضیه نشو، هلنا

526
01:02:12,032 --> 01:02:14,001
‫<i>حالا دوباره برگشته</i>

527
01:02:14,001 --> 01:02:16,638
‫<i>باید بهش بگم دست از سرمون برداره</i>

528
01:02:16,638 --> 01:02:19,873
‫باید سعی کنی
‫فکرشو از ذهنت بندازی بیرون

529
01:02:19,873 --> 01:02:21,342
‫برای همیشه

530
01:02:21,342 --> 01:02:23,612
‫مطمئن نیستم بتونم این‌کارو بکنم

531
01:02:23,612 --> 01:02:25,779
‫چطور ممکنه زنده باشه؟

532
01:02:25,779 --> 01:02:27,979
‫نمی‌دونم

533
01:02:33,988 --> 01:02:36,857
‫چیزی خالص‌تر از غریزه‌ی بقا وجود نداره

534
01:02:46,110 --> 01:02:48,310
‫« جسد زندانیان فراری پیدا شد »

535
01:02:50,340 --> 01:02:52,540
‫« همدست زندانیان فراری هنوز پیدا نشده است »

536
01:03:00,180 --> 01:03:02,380
‫مامانی!

537
01:03:06,755 --> 01:03:08,955
‫ماریگولد؟

538
01:03:10,457 --> 01:03:12,657
‫کیفم رو پیدا نمی‌کردم

539
01:03:15,630 --> 01:03:17,830
‫اوه، نه، نه، نه
‫این همین‌جا می‌مونه

540
01:03:18,633 --> 01:03:20,334
‫می‌خوام به بقیه نشونش بدم

541
01:03:20,334 --> 01:03:22,537
‫بذاریمش برای یه مدت بعد، باشه؟

542
01:03:22,537 --> 01:03:24,737
‫باشه

543
01:03:33,682 --> 01:03:35,249
‫اینا رو از کجا آوردی؟

544
01:03:35,249 --> 01:03:38,118
‫فکر کردم تو درستشون کردی
‫ازشون خوشم میاد

545
01:03:38,118 --> 01:03:40,318
‫شبیه من و تو هستن

546
01:03:50,864 --> 01:03:53,867
‫ زیستگاه تمام مدت توی اتاقت بوده؟

547
01:03:54,769 --> 01:03:56,969
‫اوهوم

548
01:04:13,588 --> 01:04:15,788
‫چیکار داری می‌کنی؟

549
01:04:24,632 --> 01:04:26,832
‫بیا بریم

550
01:04:29,970 --> 01:04:32,272
‫<i>بعد از مدرسه داخل بمون، مگر اینکه بابایی</i>

551
01:04:32,574 --> 01:04:37,077
‫<i>یا من اومده باشیم، باشه؟
‫هرکس هرچیم گفت، همراهش نرو</i>

552
01:05:02,804 --> 01:05:04,138
‫قضیه چیه؟

553
01:05:04,138 --> 01:05:05,673
‫یهویی دلم هوس کرد

554
01:05:05,673 --> 01:05:08,409
‫<i>میشه بعد از مدرسه
‫بری دنبال ماریگولد؟</i>

555
01:05:08,409 --> 01:05:10,645
‫<i>آره حتماً</i>

556
01:05:11,378 --> 01:05:13,578
‫<i>چرا؟</i>

557
01:05:13,848 --> 01:05:17,117
‫<i>باید یه کاری بکنم
‫نمی‌تونم بهت بگم چه‌کاریه</i>

558
01:05:23,357 --> 01:05:25,557
‫<i>قضیه چیه، هلنا؟</i>

559
01:05:26,661 --> 01:05:30,330
‫<i>...می‌دونم کارهام باعث نشده قابل اعتماد باشم</i>

560
01:05:31,866 --> 01:05:34,066
‫<i>ولی لطفاً بهم اعتماد کن</i>

561
01:05:34,636 --> 01:05:36,836
‫<i>وقتی برگشتم بهت زنگ می‌زنم</i>

562
01:05:37,171 --> 01:05:39,371
‫<i>از کجا برگشتی؟</i>

563
01:05:40,174 --> 01:05:42,510
‫<i>این آخرین رازیه که نگه می‌دارم، استیون</i>

564
01:05:42,510 --> 01:05:44,710
‫<i>قول میدم</i>

565
01:06:04,298 --> 01:06:06,500
‫تو و "ماری" نجاتم دادین

566
01:08:10,925 --> 01:08:12,994
‫<i>می‌تونم هر اسمی خواستم روش بذارم؟</i>

567
01:08:12,994 --> 01:08:15,730
‫مال خودته. دادمش واسه خودت

568
01:08:19,801 --> 01:08:21,970
‫اسمشو می‌ذارم

569
01:08:21,970 --> 01:08:24,170
‫آبشار هلنا

570
01:10:29,329 --> 01:10:31,529
‫سلام، سایه کوچولو

571
01:11:15,743 --> 01:11:17,943
‫بیا بریم قدم بزنیم

572
01:11:36,063 --> 01:11:37,598
‫چطوری پیدام کردی؟

573
01:11:37,598 --> 01:11:39,798
‫هیچوقت گمت نکرده بودم، سایه کوچولو

574
01:11:51,444 --> 01:11:53,644
‫دلم برای این بو تنگ شده بود

575
01:11:56,449 --> 01:11:58,649
‫و برای طعمش

576
01:12:01,622 --> 01:12:03,822
‫بده ببینم

577
01:12:15,269 --> 01:12:17,469
‫چاقوی مورد علاقه‌م

578
01:12:39,060 --> 01:12:41,529
‫قدیما میومدیم اینجا چادر می‌زدیم، یادته؟

579
01:12:42,495 --> 01:12:45,432
‫تمام تابستون همین‌جا دراز می‌کشیدیم

580
01:12:45,432 --> 01:12:46,934
‫به آسمون نگاه می‌کردیم

581
01:12:46,934 --> 01:12:49,534
‫مسابقه می‌ذاشتیم کی می‌تونه
‫شهاب‌سنگ بیشتری بشماره

582
01:12:49,537 --> 01:12:51,737
‫تقلب می‌کردم و هواپیماها رو می‌شمردم

583
01:12:55,209 --> 01:12:58,913
‫تمام مدت می‌دونستی زنده‌م، مگه نه؟

584
01:12:59,714 --> 01:13:01,914
‫نمی‌دونستم چطور امکان داره

585
01:13:02,617 --> 01:13:05,052
‫تا اینکه گرگ سه پا رو دیدم

586
01:13:06,654 --> 01:13:08,923
‫پای خودش رو برای آزادی قربانی کرده بود

587
01:13:08,923 --> 01:13:11,424
‫مثل تو که دندون‌هات رو فدا کردی

588
01:13:13,594 --> 01:13:15,830
‫احتمالاً با معاینه‌ی پزشکی متوجه بشن

589
01:13:15,830 --> 01:13:18,030
‫ولی به‌قدر کافی برات زمان خرید

590
01:13:19,634 --> 01:13:21,834
‫می‌بینم که تحقیق کردی

591
01:13:22,069 --> 01:13:24,269
‫آفرین

592
01:13:28,910 --> 01:13:31,444
‫نظریه‌ت رو به کس دیگه‌ای نگفتی

593
01:13:33,413 --> 01:13:35,613
‫مگه نه؟

594
01:13:40,021 --> 01:13:42,221
‫ای‌کاش ماریگولد رو هم میاوردی

595
01:13:43,423 --> 01:13:45,293
‫در مورد نوه‌م برام بگو

596
01:13:45,293 --> 01:13:49,163
‫نمیگم. خودت به‌قدر کافی در موردش می‌‌دونی

597
01:13:52,733 --> 01:13:54,933
‫خب، باید یه نگاهی می‌انداختم

598
01:13:56,704 --> 01:13:58,904
‫هیچوقت نیاوردیش بهم سر بزنه

599
01:14:00,574 --> 01:14:02,774
‫خودتم هیچوقت نیومدی ملاقاتم

600
01:14:06,647 --> 01:14:08,015
‫بیا بریم، سایه کوچولو

601
01:14:08,015 --> 01:14:10,215
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

602
01:14:12,485 --> 01:14:15,790
‫می‌دونی، ماریگولد شبیهشه

603
01:14:16,390 --> 01:14:18,259
‫شبیه مادرت

604
01:14:18,259 --> 01:14:20,761
‫شرط می‌بندم مثل ما عاشق آبه

605
01:14:25,666 --> 01:14:27,866
‫قراره با اون از مرز رد بشیم

606
01:14:28,336 --> 01:14:30,671
‫هر سه تاییمون

607
01:14:30,671 --> 01:14:32,871
‫بریم کانادا
‫اونجا می‌تونیم دوباره یه خانواده باشیم

608
01:14:33,641 --> 01:14:34,809
‫خودم خانواده دارم

609
01:14:34,809 --> 01:14:36,310
‫یه دختر داری

610
01:14:36,310 --> 01:14:38,379
‫و یه شوهر

611
01:14:38,379 --> 01:14:40,715
‫با همدیگه یه زندگی مشترک ساختیم

612
01:14:40,715 --> 01:14:42,915
‫از اون زندگیت راضی هستی؟

613
01:14:44,518 --> 01:14:45,987
‫نه همیشه

614
01:14:45,987 --> 01:14:48,487
‫تابه‌حال شده فکر کنی چه حسی داشت

615
01:14:48,488 --> 01:14:49,857
‫زمانی که اینجا زندگی می‌کردیم؟

616
01:14:49,857 --> 01:14:53,493
‫- آره
‫- می‌تونیم دوباره به‌دستش بیاریم

617
01:14:56,097 --> 01:14:59,200
‫یادمه وقتی 4 سالت بود

618
01:14:59,200 --> 01:15:01,400
‫می‌تونستی چشمات رو ببندی

619
01:15:02,236 --> 01:15:04,892
‫و تشخیص بدی کجایی

620
01:15:04,916 --> 01:15:06,474
‫با صدای آب

621
01:15:06,474 --> 01:15:09,477
‫با بوی درخت‌ها

622
01:15:09,477 --> 01:15:14,181
‫با حالت زمین زیر پات

623
01:15:14,181 --> 01:15:16,381
‫مثل جادو بود

624
01:15:19,286 --> 01:15:21,188
‫ما جامون همین‌جاست

625
01:15:21,188 --> 01:15:23,524
‫خونه‌مون اینجاست

626
01:15:23,524 --> 01:15:25,724
‫زندگیمون در اینجا

627
01:15:26,060 --> 01:15:28,260
‫بی‌نقص بود

628
01:15:40,341 --> 01:15:42,541
‫نه!

629
01:15:46,414 --> 01:15:48,614
‫نه!

630
01:15:51,986 --> 01:15:54,855
‫دیگه حق نداری از دستم فرار کنی!

631
01:15:54,855 --> 01:15:57,055
‫خب؟ شنیدی چی گفتم؟

632
01:16:01,162 --> 01:16:03,362
‫من فرار...

633
01:16:10,104 --> 01:16:12,304
‫بی‌نقص؟

634
01:16:12,807 --> 01:16:14,608
‫برای مادرم اینطور نبود

635
01:16:14,608 --> 01:16:16,277
‫خب، می‌تونست باشه

636
01:16:16,277 --> 01:16:18,279
‫چطوری؟

637
01:16:18,279 --> 01:16:21,849
‫- تو دزدیدیش
‫- نه. با همدیگه فرار کردیم

638
01:16:21,849 --> 01:16:25,386
‫وقتی تصمیم گرفت ول کنه بره
‫همچین حرفی زد

639
01:16:25,386 --> 01:16:28,155
‫- اون مرده رو با تیر زدی
‫- داشتم سعی می‌کردم بزنم به موتور

640
01:16:28,155 --> 01:16:30,355
‫امکان نداشت تیرت خطا بره

641
01:16:30,691 --> 01:16:32,460
‫خطا رفت

642
01:16:32,460 --> 01:16:35,830
‫یه مشت داستان الکی در موردم بهت گفتن

643
01:16:35,830 --> 01:16:40,434
‫حقیقت نداره. من هرگز سلطان مرداب نبودم
‫تا اینکه اونا گفتن هستم

644
01:16:42,636 --> 01:16:44,836
‫اینو می‌دونم، که خوشبخت بودیم

645
01:16:45,406 --> 01:16:47,606
‫تو خوشبخت بودی

646
01:16:48,409 --> 01:16:51,445
‫فقط میگم ماریگولد رو بیار
‫بذار با چشمای خودش ببینه

647
01:16:51,445 --> 01:16:53,645
‫نمی‌تونم همچین کاری بکنم

648
01:16:54,115 --> 01:16:56,315
‫همچین کاری نمی‌کنم

649
01:16:56,851 --> 01:16:59,051
‫معذرت می‌خوام. اینجا آخر خطه

650
01:17:00,821 --> 01:17:03,021
‫نباید میومدم اینجا

651
01:17:05,893 --> 01:17:08,093
‫خوشحالم اومدم

652
01:17:11,832 --> 01:17:14,668
‫حالا باید برگردم خونه پیش خانواده‌ی خودم

653
01:17:15,402 --> 01:17:18,372
‫لطفاً دیگه نزدیکشون نشو

654
01:17:19,240 --> 01:17:22,009
‫- لازم نیست اینطوری باشه
‫- چرا لازمه

655
01:17:26,814 --> 01:17:28,716
‫باشه

656
01:17:28,716 --> 01:17:29,950
‫باشه

657
01:17:29,950 --> 01:17:32,150
‫متوجهم

658
01:17:39,927 --> 01:17:42,127
‫همیشه سایه‌ کوچولوی خودمی

659
01:17:45,766 --> 01:17:47,966
‫باید برم

660
01:18:24,205 --> 01:18:26,405
‫کلارک؟

661
01:18:26,575 --> 01:18:29,944
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- می‌تونم همین سوالو از تو بپرسم

662
01:18:29,944 --> 01:18:32,313
‫استیون بهم زنگ زد. نگران بود

663
01:18:32,313 --> 01:18:35,549
‫و بعد از حرفی که زدی
‫یه حسی بهم می‌گفت بیام اینجا

664
01:18:36,685 --> 01:18:40,154
‫- اینجاست؟
‫- بیا برگردیم. توی راه بهت میگم

665
01:18:40,154 --> 01:18:43,057
‫هلنا، اینجا بوده؟

666
01:18:44,725 --> 01:18:46,925
‫ولی دیگه رفته

667
01:19:00,941 --> 01:19:02,810
‫کلارک. کلارک

668
01:19:02,810 --> 01:19:05,813
‫کلارک. اوه، خدا. اوه، خدا

669
01:19:08,683 --> 01:19:10,619
‫کلارک، منو نگاه کن، باشه؟

670
01:19:10,619 --> 01:19:12,687
‫کلارک
‫کلارک، بیدار بمون

671
01:19:12,687 --> 01:19:15,756
‫- بهش گفتی داری میای اینجا؟
‫- نه، هیچی نگفتم

672
01:19:16,090 --> 01:19:17,659
‫لطفاً منو نگاه کن

673
01:19:17,659 --> 01:19:19,859
‫کلارک، من همین‌جا کنارتم

674
01:19:21,061 --> 01:19:23,230
‫کلارک، دووم بیار
‫تو رو خدا، کلارک، دووم بیار

675
01:19:23,230 --> 01:19:25,232
‫حتماً یه چیزی گفتی

676
01:19:25,232 --> 01:19:27,234
‫که باعث شده پدرخونده‌ت کنجکاو بشه

677
01:19:27,234 --> 01:19:30,304
‫اونقدر بوده که تنهایی
‫ این همه راه تا اینجا بیاد

678
01:19:30,304 --> 01:19:32,940
‫ولمون کن برو
‫چیکار کردی؟

679
01:19:34,842 --> 01:19:37,042
‫تو رو خدا، کلارک
‫تو رو خدا، دووم بیار

680
01:19:37,444 --> 01:19:39,013
‫دووم بیار. تو رو خدا

681
01:19:39,013 --> 01:19:41,613
‫خب، دیگه هیچ‌جوره نمی‌تونی کمکش کنی

682
01:19:46,487 --> 01:19:47,955
‫نه!

683
01:19:47,955 --> 01:19:50,190
‫ترجیح می‌دادی گرگه پیش ما زندگی می‌کرد؟

684
01:19:52,259 --> 01:19:54,596
‫می‌خواستی تو رو بده توله‌هاش بخورن؟

685
01:19:55,530 --> 01:19:58,032
‫حالا مجبورم خودم تنهایی
‫برم ماریگولد رو بیارم

686
01:19:58,032 --> 01:20:00,467
‫نه! حق نداری بهش دست بزنی!

687
01:20:10,110 --> 01:20:12,980
‫هنوزم می‌تونیم یه خانواده باشیم

688
01:20:13,480 --> 01:20:15,449
‫فقط همینو می‌خوام

689
01:20:15,449 --> 01:20:17,484
‫به‌زودی با ماریگولد برمی‌گردم

690
01:20:17,484 --> 01:20:19,684
‫نه! نه، نه!

691
01:20:21,288 --> 01:20:23,357
‫نه!

692
01:20:23,357 --> 01:20:25,557
‫نه!

693
01:21:05,533 --> 01:21:07,733
‫هلنا

694
01:21:17,010 --> 01:21:19,210
‫طناب رو ببند دور خودت

695
01:21:20,914 --> 01:21:22,617
‫بابا گفت می‌تونم بیام بالا؟

696
01:21:22,617 --> 01:21:25,318
‫برام مهم نیست
‫درهرحال از اونجا درت میارم

697
01:21:32,359 --> 01:21:34,559
‫گرفتمت، هلنای خودم

698
01:21:35,730 --> 01:21:37,930
‫چیزیت نمیشه

699
01:21:39,066 --> 01:21:41,266
‫چون تو از من قوی‌تری

700
01:21:42,704 --> 01:21:44,904
‫از من شجاع‌تری

701
01:23:25,607 --> 01:23:27,807
‫تو رو خدا

702
01:23:29,944 --> 01:23:32,144
‫کلارک

703
01:23:42,924 --> 01:23:45,124
‫واقعاً متاسفم

704
01:23:59,874 --> 01:24:02,074
‫بعداً برمی‌گردم دنبالت

705
01:25:05,138 --> 01:25:07,542
‫<i>تمام رودخانه‌ها پیچ‌و‌خم دارن، هلنا</i>

706
01:27:43,664 --> 01:27:45,900
‫<i>خون گرمه یا سرد؟</i>

707
01:27:46,801 --> 01:27:48,368
‫- سرده
‫<i>سرده -</i>

708
01:27:48,368 --> 01:27:50,872
‫<i>پس باید سریع‌تر حرکت کنی</i>

709
01:28:33,380 --> 01:28:35,580
‫<i>داره می‌دوه یا راه میره؟</i>

710
01:28:39,587 --> 01:28:41,787
‫<i>می‌دوه</i>

711
01:28:43,323 --> 01:28:45,226
‫<i>و اگر وحشت کرده بودی</i>

712
01:28:45,226 --> 01:28:47,426
‫<i>و در حال فرار بودی</i>

713
01:28:47,595 --> 01:28:49,795
‫<i>کجا می‌رفتی؟</i>

714
01:28:54,101 --> 01:28:56,503
‫<i>جایی که کسی نتونه منو ببینه</i>

715
01:29:10,184 --> 01:29:12,384
‫می‌دونی چیا بهم یاد دادی

716
01:31:09,003 --> 01:31:11,806
‫چیزی نیست
‫فقط یه زخم سطحیه

717
01:31:12,306 --> 01:31:14,008
‫خب...

718
01:31:14,008 --> 01:31:16,010
‫چه سودی برای ماریگولد داره

719
01:31:16,010 --> 01:31:20,047
‫اگر جسد مادرش توی مرداب بپوسه؟

720
01:31:20,548 --> 01:31:22,748
‫بهت نیاز داره

721
01:31:23,417 --> 01:31:26,220
‫به صلاح دخترت فکر کن

722
01:31:26,220 --> 01:31:27,788
‫باشه؟

723
01:31:27,788 --> 01:31:29,988
‫نه!

724
01:31:31,125 --> 01:31:33,325
‫نه!

725
01:31:33,828 --> 01:31:37,231
‫قایقی که باهاش اومدی. بهم نشون بده کجاست

726
01:32:22,243 --> 01:32:24,443
‫برو

727
01:32:25,246 --> 01:32:27,848
‫تمام عمرم منتظر بودم دوباره ببینمت

728
01:32:29,784 --> 01:32:32,420
‫مطمئن نبودم وقتی دیدمت
‫چه حسی پیدا می‌کنم

729
01:32:32,420 --> 01:32:35,189
‫- چه حسی پیدا کردی، سایه کوچولو؟
‫- به این اسم صدام نکن

730
01:32:35,189 --> 01:32:37,458
‫دیگه نه

731
01:32:37,458 --> 01:32:40,927
‫قدیما فکر می‌کردم واسه این بهم میگی
‫ سایه کوچولو، چون همیشه کنارت بودم

732
01:32:41,695 --> 01:32:43,731
‫حالا متوجه شدم منظورت این بوده

733
01:32:43,731 --> 01:32:47,168
‫که مثل هر سایه‌ای، اگر تو نباشی
‫منم وجود ندارم

734
01:32:47,168 --> 01:32:50,404
‫از وقتی رفتم
‫مادرت حسابی روی مخت کار کرده

735
01:32:50,404 --> 01:32:52,706
‫نه، کاری نکرد

736
01:32:52,706 --> 01:32:54,906
‫تمام عمرم به‌ندرت باهاش حرف زدم

737
01:32:55,576 --> 01:32:58,579
‫بابت همه‌چیز هم اونو سرزنش می‌کردم
‫هرگز حرف‌هاش رو باور نکردم

738
01:32:58,579 --> 01:33:01,377
‫واقعاً فکر می‌کنی بهت اهمیت می‌داد؟

739
01:33:01,401 --> 01:33:03,717
‫همونطور که من بهت اهمیت میدم؟

740
01:33:03,717 --> 01:33:06,486
‫اگر اون بود روی من اسلحه نمی‌کشید

741
01:33:08,557 --> 01:33:10,757
‫می‌تونست فرار کنه

742
01:33:11,258 --> 01:33:13,458
‫در بره

743
01:33:13,761 --> 01:33:15,961
‫ولی موند تا از من محافظت کنه

744
01:33:16,997 --> 01:33:19,667
‫حالا می‌دونم، که اون از تو قوی‌تر بود

745
01:33:19,667 --> 01:33:21,435
‫ضعیف بود

746
01:33:21,435 --> 01:33:23,637
‫نه

747
01:33:23,637 --> 01:33:27,942
‫مردی که یک زن رو
‫می‌کشونه توی جنگل ضعیفه

748
01:33:27,942 --> 01:33:30,911
‫مراقب باش، سایه کوچولو

749
01:33:32,880 --> 01:33:38,185
‫یادت رفته چه کارایی برات کردم

750
01:33:38,853 --> 01:33:42,056
‫اون همه سال‌ که توی قفس بودم

751
01:33:42,056 --> 01:33:45,025
‫چون برگشتم دنبال تو

752
01:33:45,759 --> 01:33:48,262
‫تو حاضری برای ماریگولد چیکار کنی؟

753
01:34:01,510 --> 01:34:03,710
‫حاضرم براش بمیرم

754
01:34:33,240 --> 01:34:35,440
‫بابایی!

755
01:34:40,781 --> 01:34:42,983
‫بیا بالا. بیا بالا

756
01:35:27,728 --> 01:35:32,099
‫نیلوفرهای آبی همانند فرشی با طرح گل

757
01:35:32,099 --> 01:35:34,768
‫در سراسر آب پخش شده بودند

758
01:35:34,768 --> 01:35:39,740
‫و بر روی این فرش زنی جوان و زیبا خوابیده بود

759
01:35:39,740 --> 01:35:41,556
‫مادر شیون سر داد

760
01:35:41,580 --> 01:35:46,514
‫"اینکه در بازتاب چشمانت می‌بینم، منم؟"

761
01:35:46,514 --> 01:35:48,849
‫و دختر گفت...

762
01:35:48,849 --> 01:35:51,049
‫"این تصویر من است، که می‌بینم"

763
01:35:51,720 --> 01:35:53,387
‫"در چشمان تو بازتاب یافته؟"

764
01:35:53,387 --> 01:35:56,991
‫"سپس فرزند به شکل قویی توانمند برخاست"

765
01:35:56,991 --> 01:35:59,393
‫"و بال‌های قدرتمندش را گشود"

766
01:36:58,118 --> 01:37:00,318
‫ازت متنفر نیستم

767
01:37:01,288 --> 01:37:02,990
‫دلم برات نمی‌سوزه

768
01:37:02,990 --> 01:37:05,859
‫فقط درسی که بهم دادی یادمه

769
01:37:07,027 --> 01:37:09,727
‫که همیشه از خانواده‌م محافظت کنم

770
01:37:09,751 --> 01:37:29,751
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

771
01:37:29,775 --> 01:37:46,775
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

