﻿1
00:00:21,944 --> 00:00:31,944
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:31,968 --> 00:00:41,968
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:41,992 --> 00:00:46,992
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:47,240 --> 00:00:51,320
‫ در آوریل 1970 پیر گلدمن به
‫چهار حمله مسلحانه متهم شد...

5
00:00:51,490 --> 00:00:55,030
‫که یکی از آن‌ها منجر به مرگ دو داروساز شد.

6
00:00:55,700 --> 00:01:00,200
‫در دسامبر 1974 دادگاه وی را...

7
00:01:00,360 --> 00:01:03,030
‫به حبس ابد محکوم کرد...

8
00:01:03,200 --> 00:01:07,280
‫ولی وی ادعای بی‌گناهی
‫ در پرونده داروخانه را کرد.

9
00:01:09,950 --> 00:01:15,490
‫در اکتبر 1975 کتابش در قالب یک درخواست
‫که در زندان نوشته شده بود منتشر شد...

10
00:01:15,700 --> 00:01:19,900
‫«خاطرات مبهم یک یهودی زاده فرانسه»

11
00:01:20,030 --> 00:01:24,740
‫نوامبر 1975، دادگاه تجدیدنظر
‫حکم اولیه را لغو کرده...

12
00:01:24,910 --> 00:01:29,490
‫و پرونده را به دادگاه جنایی آمیان
‫انتقال داد.

13
00:01:33,280 --> 00:01:35,700
‫پاریس، نوزدهم آوریل 1976...

14
00:01:53,070 --> 00:01:54,820
‫آقای شوراکی اومدن.

15
00:01:55,660 --> 00:01:56,780
‫ممنون.

16
00:01:57,740 --> 00:01:59,240
‫سلام آقای کیجمان.

17
00:01:59,410 --> 00:02:01,280
‫ممنون که انقدر زود تشریف آوردید.

18
00:02:03,740 --> 00:02:06,200
‫یه چیزی هست که ممکنه نگرانتون کنه.

19
00:02:09,950 --> 00:02:10,990
‫جناب کیجمان...

20
00:02:11,160 --> 00:02:15,900
‫بدین ترتیب دفاعیه من به
‫وسیله آقایان بارتولی و شوراکی...

21
00:02:16,030 --> 00:02:18,110
‫و بدون شما انجام خواهد شد.

22
00:02:18,360 --> 00:02:23,610
‫مطمئنم شما نیز برای تبرئه من
‫نهایت تلاش خود را می‌کردید...

23
00:02:23,780 --> 00:02:25,110
‫اما همچنین معتقدم...

24
00:02:25,280 --> 00:02:28,740
‫شما از ضرر و سرگردانی من خرسند هستید.

25
00:02:28,990 --> 00:02:30,950
‫از آن لذت می‌برید.

26
00:02:31,110 --> 00:02:35,150
‫با وجود عدم تمایل
‫شما در صحبت با موکل خود...

27
00:02:35,320 --> 00:02:37,780
‫این تصمیم که در موردش بسیار تامل کردم...

28
00:02:37,910 --> 00:02:41,200
‫و تاثیرش در هفته نهایی دادگاه زیاد است...

29
00:02:41,360 --> 00:02:44,450
‫به من اجازه می‌دهد که با توجه به نگرش شما،
‫آزادانه از خودم دفاع کنم.

30
00:02:44,660 --> 00:02:48,490
‫با تشکر بابت زحمات شما، پیر گلدمن.

31
00:02:49,490 --> 00:02:50,450
‫خبر داشتی؟

32
00:02:50,950 --> 00:02:53,700
‫آره، چند روز پیش برام نامه نوشت.

33
00:02:53,860 --> 00:02:55,700
‫چرا بهم نگفتی؟

34
00:02:55,860 --> 00:02:58,070
‫نامه‌اش جدی به نظر نمی‌رسید.

35
00:02:58,240 --> 00:02:59,950
‫اینجا داریش؟

36
00:03:00,110 --> 00:03:01,360
‫توی دفترمه.

37
00:03:01,570 --> 00:03:03,610
‫می‌شه یه نفر بیارش؟

38
00:03:04,070 --> 00:03:05,700
‫نه، الان کسی اونجا نیست.

39
00:03:06,320 --> 00:03:09,030
‫مهمه. می‌خوام بخونمش.

40
00:03:09,570 --> 00:03:10,650
‫زنگ بزن.

41
00:03:11,360 --> 00:03:12,740
‫چون اصرار داری...

42
00:03:12,910 --> 00:03:15,610
‫چند بخشش رو می‌خونم که لحنش رو متوجه بشی.

43
00:03:20,320 --> 00:03:21,490
‫فرانسیس...

44
00:03:21,700 --> 00:03:25,900
‫دوست دارم خصومتی که در رابطه با
‫کیجمان پیش آمده رو توضیح بدم...

45
00:03:26,030 --> 00:03:30,150
‫اگر کسی با من اعلام دوستی بکند
‫و من نیز با او دوست شوم...

46
00:03:30,320 --> 00:03:32,570
‫این دلالت بر یک رابطه واقعی دارد.

47
00:03:32,740 --> 00:03:37,070
‫اما الان می‌بینم که کیج در باتلاق کثیف
‫زندگی اجتماعی مانده.

48
00:03:37,280 --> 00:03:41,400
‫ولی از آن جا که می‌تواند به خوبی از من
‫ دفاع کند این اهمیت چندانی ندارد...

49
00:03:41,610 --> 00:03:44,860
‫ولی قسم می‌خورم که نمی‌تونم تحملش کنم.

50
00:03:45,490 --> 00:03:47,740
‫- ادامه بدم؟
‫- آره، ادامه بده.

51
00:03:49,110 --> 00:03:50,200
‫اولا:

52
00:03:50,360 --> 00:03:53,780
‫بخاطر اون اشتباهات فاحش چاپ اول کتابم...

53
00:03:53,910 --> 00:03:56,360
‫همچنان در برداشت‌های بعد نیز وجود دارد.

54
00:03:56,570 --> 00:04:00,200
‫باید راهی پیدا می‌کرد که
‫سود من تضمین شده باشه.

55
00:04:00,360 --> 00:04:02,650
‫تمام راه حل‌هاش مزخرف بود.

56
00:04:02,990 --> 00:04:06,780
‫دوما: بهش گفتم که کاری کنه
‫ که در مطبوعات کار کنم.

57
00:04:06,910 --> 00:04:10,200
‫نه تنها که انجامش نداد،
‫بلکه به شوخی جواب داد:

58
00:04:10,360 --> 00:04:12,900
‫همیشه می‌تونی به عنوان
‫ یه دونده استخدام بشی.

59
00:04:13,660 --> 00:04:17,030
‫سوما: نگفته که کریستین
‫در دادگاه شرکت می‌کند یا نه.

60
00:04:17,200 --> 00:04:21,570
‫او نباید شهادت دهد
‫ و بازیچه قوانین بیمار شود.

61
00:04:22,110 --> 00:04:27,110
‫چهارما: در مورد یک نمایش با سینیورت
‫و مونتاند حرف می‌زنه...

62
00:04:27,280 --> 00:04:30,900
‫یا دیدن دپاردیو و آدجانی در آمستردام.
‫ گور پدرش.

63
00:04:32,950 --> 00:04:34,150
‫باقیش هم لازم نیست.

64
00:04:34,320 --> 00:04:36,490
‫هیچ چیز رو جا ننداز. بخون لطفا.

65
00:04:38,320 --> 00:04:43,110
‫حوصله تحمل مسخره بودن و بی‌فایده بودن
‫و خرده‌نگری یهودیش رو ندارم.

66
00:04:43,280 --> 00:04:45,200
‫به هر دری زد...

67
00:04:45,360 --> 00:04:48,240
‫حتی از رجیس دبرای دوستم استفاده کرد
‫ که این پرونده رو به دست بیاره...

68
00:04:48,410 --> 00:04:51,900
‫در همین حین هم تظاهر می‌کرد که با اکراه
‫ قبول کرده و این حالم رو بد می‌کنه.

69
00:04:52,110 --> 00:04:55,860
‫بدگمانی زندان شاید تشدیدش کرده باشه،
‫ولی حقیقت ناراحت‌کننده اینه که...

70
00:04:55,990 --> 00:04:57,780
‫کیجمان وقتی به وسیله من فرصت داره...

71
00:04:57,910 --> 00:05:00,900
‫که به صورت قانونی جلب توجه کنه،
‫صادقانه بازی می‌کنه.

72
00:05:01,070 --> 00:05:03,150
‫چه صحنه خوبی!

73
00:05:03,450 --> 00:05:06,150
‫متنفرم که من رو تصاحب کنه.
‫من رو ضعیف می‌کنه...

74
00:05:06,320 --> 00:05:08,780
‫و این قبل دادگاهم خوب نیست.

75
00:05:08,910 --> 00:05:10,950
‫ارتباط باهاش غیرممکنه.

76
00:05:11,110 --> 00:05:12,700
‫می‌خوام اخراجش کنم...

77
00:05:12,860 --> 00:05:16,240
‫ولی نمی‌خوام بدون نظر تو تصمیمی بگیرم.

78
00:05:16,410 --> 00:05:18,900
‫زود جوابم رو بده، دوستت، پیر.

79
00:05:19,070 --> 00:05:20,610
‫چه جوابی دادی؟

80
00:05:20,780 --> 00:05:22,990
‫که این اشتباه بزرگیه.

81
00:05:23,160 --> 00:05:24,990
‫خب گوش نکرد که.

82
00:05:25,160 --> 00:05:28,450
‫کرد، الان دیدمش. امروز نامه می‌نویسه...

83
00:05:28,660 --> 00:05:30,820
‫و می‌گه که نامه قبلی رو نادیده بگیری.

84
00:05:31,200 --> 00:05:32,780
‫یهودی بیهوده!

85
00:05:33,860 --> 00:05:36,320
‫به چه جرئتی؟ خیال کرده من کی هستم؟

86
00:05:36,490 --> 00:05:39,070
‫من سخت تلاش کردم که به اینجا رسیدم.

87
00:05:39,240 --> 00:05:41,030
‫من گذشته سختی داشتم.

88
00:05:41,200 --> 00:05:44,030
‫مادر بی‌‌سوادم من و خواهرهام
‫ رو تنهایی بزرگ کرد.

89
00:05:44,280 --> 00:05:48,700
‫یهودی بیهوده خودشه و کتابش
‫و رفیق‌های کمونیستش.

90
00:05:48,860 --> 00:05:51,990
‫نادیده بگیر. با وجود دادگاهش عصبانیه.

91
00:05:52,160 --> 00:05:54,490
‫آسونه دیگه. کی عصبانی نیست؟

92
00:05:54,910 --> 00:05:57,200
‫واسه من چیز بزرگیه.
‫من دادگاه‌های کمی داشتم.

93
00:05:57,360 --> 00:06:00,610
‫هفته‌ها بی‌وقفه روی این پرونده کار کردم.

94
00:06:01,200 --> 00:06:05,780
‫این فکر که ممکنه اعدام بشه
‫ باعث شد شب‌ها خوابم نبره.

95
00:06:06,910 --> 00:06:08,650
‫و حالا بهم توهین می‌کنه؟

96
00:06:08,820 --> 00:06:11,110
‫راستش دوست دارم استعفا بدم.

97
00:06:11,280 --> 00:06:14,400
‫نه، ولش نکن. حالا از سر دلسوزی.

98
00:06:14,610 --> 00:06:16,950
‫چرا که نه؟ چرا باید ادامه بدم؟

99
00:06:17,110 --> 00:06:19,570
‫بدون تو از پسش بر نمیاد.

100
00:06:19,740 --> 00:06:22,400
‫می‌دونم چقدر به این پرونده اهمیت می‌دی.

101
00:06:22,610 --> 00:06:26,860
‫چرا باید از کسی که میل به پیروزی نداره
‫دفاع کنم؟ طرف افکار خودکشی داره.

102
00:06:27,910 --> 00:06:30,150
‫برای اون این اتهام یه نفرینه...

103
00:06:30,320 --> 00:06:31,900
‫که به سرنوشت مردمش مربوطه.

104
00:06:32,030 --> 00:06:34,490
‫خودش رو یک شهید می‌بینه.

105
00:06:34,700 --> 00:06:37,030
‫این بهانه‌ایه که به اتهامات پاسخ نده.

106
00:06:37,200 --> 00:06:40,280
‫نه، می‌خواد بابت همش پاسخ بده.
‫بند به بند.

107
00:06:40,450 --> 00:06:43,900
‫معتقده که خودش بهتر از هرکسی
‫می‌تونه از خودش دفاع کنه.

108
00:06:44,240 --> 00:06:46,360
‫همون‌طور که توی دادگاه اول دیدیم.

109
00:06:47,240 --> 00:06:50,950
‫سعی کن بفهمی.
‫اون حس می‌کنه قربانی بی‌عدالتی شده.

110
00:06:51,820 --> 00:06:54,650
‫تو از خودت نمی‌پرسی که بی‌گناهه یا نه؟

111
00:06:56,160 --> 00:06:57,780
‫من بهش فکر نمی‌کنم.

112
00:06:57,910 --> 00:07:00,610
‫من می‌خوام به یه دوست کمک کنم.
‫برادری که به مشکل خورده...

113
00:07:00,780 --> 00:07:03,360
‫- برادر؟
‫- آره، برادر.

114
00:07:03,570 --> 00:07:04,990
‫یه برادر یهودی.

115
00:07:05,160 --> 00:07:07,950
‫بزغاله را از صحرا نجات بده.

116
00:07:08,280 --> 00:07:11,240
‫واقعا کجا آشنا شدید؟
‫توی کلاس تلمود؟

117
00:07:11,410 --> 00:07:12,610
‫نه، توی کاراته.

118
00:07:12,780 --> 00:07:17,400
‫تو که از خانواده خوبی هستی.
‫چطور با آدمی مثل اون آشنا شدی؟

119
00:07:20,910 --> 00:07:23,780
‫خب؟ نقشه‌ات چیه؟

120
00:07:28,610 --> 00:07:31,650
‫ازش دفاع می‌کنم. نه بخاطر دلایل خودش.

121
00:07:32,070 --> 00:07:33,570
‫بهم کمک کن که کنترلش کنم.

122
00:07:33,740 --> 00:07:36,650
‫برای موفقیت باید با آرامش کار کنیم.

123
00:07:41,070 --> 00:07:47,030
‫[پرونده گلدمن]

124
00:07:49,860 --> 00:07:52,280
‫[آمیان، بیست و ششم آوریل 1976]

125
00:08:14,570 --> 00:08:16,030
‫خانم سینیورت!

126
00:08:16,660 --> 00:08:17,990
‫خانم سینیورت!

127
00:08:25,990 --> 00:08:27,400
‫آقای دبرای لطفا.

128
00:08:28,410 --> 00:08:29,650
‫اینجا...

129
00:08:37,200 --> 00:08:38,780
‫آقای گلدمن، خانم گلدمن...

130
00:08:38,910 --> 00:08:40,320
‫به سمت راست.

131
00:08:42,200 --> 00:08:45,320
‫خانم، به سمت راست نگاه کنید.

132
00:08:46,610 --> 00:08:48,240
‫جناب...

133
00:08:48,410 --> 00:08:50,570
‫به من نگاه کنید، دوباره به من نگاه کنید.

134
00:08:51,950 --> 00:08:53,950
‫آقای گارو!

135
00:09:31,410 --> 00:09:33,820
‫روی نیمکت شاکیان بنشینید.

136
00:09:33,950 --> 00:09:35,030
‫ممنونم.

137
00:09:50,910 --> 00:09:52,860
‫گلدمن بی‌گناهه!

138
00:10:12,950 --> 00:10:16,070
‫عکاس‌ها دادگاه رو ترک کنند.

139
00:10:28,410 --> 00:10:29,780
‫همه قیام کنید!

140
00:10:31,200 --> 00:10:33,240
‫دادگاه و هیئت منصفه.

141
00:10:58,990 --> 00:11:02,570
‫لطفا قیام کنید و نام و نام خانوادگی...

142
00:11:02,740 --> 00:11:06,490
‫به همراه تاریخ تولد و زادگاه
‫ و نشانی رو تایید کنید.

143
00:11:09,070 --> 00:11:11,900
‫گلدمن، پیر برنارد...

144
00:11:12,030 --> 00:11:14,820
‫زاده 22 ژوئن 1944 در لیون...

145
00:11:15,200 --> 00:11:18,740
‫بدون حرفه و مسکنی ثابت،
‫محبوس در زندان فرنس.

146
00:11:19,450 --> 00:11:20,990
‫می‌توانید بنشینید.

147
00:11:22,410 --> 00:11:24,820
‫به سراغ کیفرخواست می‌رویم.

148
00:11:25,740 --> 00:11:28,950
‫پیر گلدمن، اتهامات علیه شما
‫ بدین شرح می‌باشد:

149
00:11:29,700 --> 00:11:32,610
‫در چهارم دسامبر سال 1969 حوالی
‫ساعت هشت شب...

150
00:11:32,780 --> 00:11:36,820
‫سرقت مسلحانه‌ای به ارزش
‫دو هزار و پانصد فرانک...

151
00:11:36,950 --> 00:11:40,240
‫از آقا و خانم فارماچی در
‫ فروشگاه سخت‌افزارشان...

152
00:11:40,410 --> 00:11:44,200
‫پلاک بیست و پنج خیابان دلابوته‌آکایلس
‫ در منطقه سیزده پاریس.

153
00:11:44,490 --> 00:11:48,150
‫در نوزدهم دسامبر 1969 در ساعت
‫ هشت و ده دقیقه شب...

154
00:11:48,320 --> 00:11:53,900
‫سرقت مسلحانه از داروخانه
‫منطقه یازده پاریس...

155
00:11:54,030 --> 00:11:56,950
‫و قتل عمد سیمون دولونه...

156
00:11:57,110 --> 00:11:59,240
‫و جینین آوبرت، دو داروساز...

157
00:11:59,410 --> 00:12:03,070
‫و اقدام به قتل ریموند تروکارد
‫ و جرارد کینت...

158
00:12:03,240 --> 00:12:06,200
‫که هر دو در اثر شلیک گلوله زخمی شدند.

159
00:12:06,700 --> 00:12:10,490
‫در بیستم دسامبر 1969، حدود
‫ساعت هفت و نیم شب...

160
00:12:10,700 --> 00:12:15,150
‫حمله مسلحانه به وی‌او‌جی
‫در منطقه هشت پاریس...

161
00:12:15,320 --> 00:12:17,200
‫توسط سه مرد که دو نفر آن سیاهپوست بودند...

162
00:12:17,360 --> 00:12:20,860
‫به ارزش 22675 فرانک.

163
00:12:20,990 --> 00:12:24,450
‫در شانزدهم ژانویه سال 1970 در ساعت
‫ هفت و چهل و پنج دقیقه شب...

164
00:12:24,660 --> 00:12:27,780
‫پاساژ رامی در منطقه هجده پاریس...

165
00:12:27,910 --> 00:12:29,900
‫سرقت از تامین اجتماعی...

166
00:12:30,070 --> 00:12:32,150
‫به مبلغ مجموعا 7800 فرانک...

167
00:12:32,320 --> 00:12:35,150
‫که مجددا با همراهی یک فرد سیاهپوست بود.

168
00:12:35,320 --> 00:12:39,900
‫اضافه می‌کنیم که پیر گلدمن
‫تمامی اتهامات برعلیه وی...

169
00:12:40,070 --> 00:12:42,740
‫به جز حمله به داروخانه را قبول دارد...

170
00:12:42,910 --> 00:12:45,400
‫و برای آن ادعای غیبت حین وقوع نیز دارد.

171
00:12:45,610 --> 00:12:49,450
‫وی ادعا می‌کند که در نوزدهم دسامبر
‫از ساعت هفت تا نه شب...

172
00:12:49,660 --> 00:12:52,030
‫پیش دوستی به نام جوئل لاتریک بوده...

173
00:12:52,200 --> 00:12:57,030
‫که ساکن پلاک 47 روی د تورن
‫در منطقه چهارم پاریس است.

174
00:12:57,200 --> 00:13:00,650
‫و نیز متذکر می‌شویم که تنها جرم قبلی وی...

175
00:13:00,820 --> 00:13:04,070
‫اجتناب از خدمت سربازی بود...

176
00:13:04,240 --> 00:13:08,900
‫و مدافعین شاهد عینی ندارند.

177
00:13:09,070 --> 00:13:10,610
‫آقایون...

178
00:13:10,780 --> 00:13:12,950
‫توضیحی دارید؟

179
00:13:13,410 --> 00:13:16,200
‫تصمیم با موکلمونه جناب قاضی.

180
00:13:16,360 --> 00:13:17,820
‫آقای گلدمن...

181
00:13:17,950 --> 00:13:20,150
‫توضیحی دارید؟

182
00:13:21,820 --> 00:13:24,610
‫برای دفاع نیاز به شاهدی ندارم...

183
00:13:24,780 --> 00:13:29,030
‫زیرا که در پرونده داروخانه
‫ کاملا بی‌گناه هستم.

184
00:13:29,280 --> 00:13:32,740
‫بنابراین من با بی‌گناهی کامل
‫ مقابل شما ایستادم...

185
00:13:32,910 --> 00:13:35,990
‫بدون اصطلاحاتی که معمولا
‫در دادگاه استفاده می‌شه...

186
00:13:36,160 --> 00:13:39,900
‫که جنبه باشکوهی و زیبایی دارن
‫و حالم رو به هم می‌زنن.

187
00:13:41,820 --> 00:13:43,240
‫سکوت لطفا!

188
00:13:47,910 --> 00:13:51,450
‫باید اضافی کنم که در مورد
‫ شخصیت اخلاقی من...

189
00:13:51,990 --> 00:13:54,820
‫مشخصه که از نظر قانون و جامعه...

190
00:13:54,950 --> 00:13:58,450
‫بعد سه سرقت مسلحانه من اخلاقیاتی ندارم.

191
00:13:58,820 --> 00:14:01,070
‫از این رو مزخرفه که...

192
00:14:01,240 --> 00:14:04,150
‫کسی که حتی با افتخار و
‫ پر زرق و برق هم هست...

193
00:14:04,320 --> 00:14:07,950
‫بیاد و در این دادگاه بگه
‫ که من آدم بااخلاقی هستم.

194
00:14:08,160 --> 00:14:10,610
‫من بی‌گناهم چون که بی‌گناه هستم...

195
00:14:10,780 --> 00:14:15,240
‫نه چون که بقیه در مورد شخصیت
‫و رفتارم شهادت می‌دن.

196
00:14:15,950 --> 00:14:18,610
‫خوب می‌دونیم که بسیاری از قاتل‌ها...

197
00:14:18,950 --> 00:14:20,990
‫افراد بسیار مهربانی بودند...

198
00:14:21,660 --> 00:14:24,900
‫که اخلاقیاتی خوب و طبیعی صلح‌دوست داشتند.

199
00:14:25,200 --> 00:14:30,150
‫خلاصه، مایلم که این پرونده
‫فقط با شواهد بررسی شود...

200
00:14:30,320 --> 00:14:34,070
‫و نهایت تلاشم رو می‌کنم که این دادگاه...

201
00:14:34,490 --> 00:14:36,860
‫از شر هرگونه تصنع که موضوع
‫ را مبهم کند در امان باشد.

202
00:14:42,110 --> 00:14:43,360
‫ممنونم!

203
00:14:47,030 --> 00:14:48,240
‫ممنونم!

204
00:14:53,240 --> 00:14:56,610
‫آقای گلدمن، با بازگویی
‫زندگی‌تون ادامه می‌دیم.

205
00:14:56,910 --> 00:14:58,110
‫زندگیم؟

206
00:14:58,570 --> 00:14:59,860
‫توضیح کامل؟

207
00:15:00,320 --> 00:15:02,820
‫- بله.
‫- ممکنه کمی طول بکشه.

208
00:15:04,240 --> 00:15:05,900
‫ما وقت زیاد داریم.

209
00:15:08,950 --> 00:15:12,650
‫شما 22 ژوئن 1944 در لیون در خانواده‌ای
‫ اسرائیلی لهستانی الاصل...

210
00:15:12,820 --> 00:15:14,610
‫از جبهه مقاومت کمونیسیتی به دنیا اومدید.

211
00:15:14,780 --> 00:15:18,700
‫در سال 1945 به جرم جاسوسی برای شوروی...

212
00:15:18,860 --> 00:15:20,610
‫مادرتون تبعید شد...

213
00:15:20,780 --> 00:15:22,240
‫و به لهستان برگشت.

214
00:15:22,410 --> 00:15:27,030
‫پدرتون شما رو به مدت
‫ یک سال به عمه‌تون سپرد...

215
00:15:27,200 --> 00:15:29,820
‫تا این‌که با خانم آمبران، روث ازدواج کرد.

216
00:15:29,950 --> 00:15:33,320
‫پدر و نامادریتون تا سال 1949
‫شما رو ندیدن...

217
00:15:33,490 --> 00:15:36,820
‫و شما هم تا سال 1959 در اولین
‫سفرتون به لهستان...

218
00:15:36,950 --> 00:15:39,780
‫مادر خودتون رو ندیدید.

219
00:15:41,320 --> 00:15:44,860
‫اطرافیان شما می‌گن کودکی سختی داشتید.

220
00:15:45,910 --> 00:15:48,030
‫می‌شه در این مورد توضیحی بدید؟

221
00:15:49,990 --> 00:15:53,070
‫مایل نیستم در مورد چنین موضوع
‫شخصی‌ای در جمع حرف بزنم.

222
00:15:53,450 --> 00:15:55,570
‫پس به نحوی دیگر می‌شه گفت...

223
00:15:55,740 --> 00:15:58,650
‫مادر شما فقط در زندگیش به
‫ آرمان‌هاش اهمیت می‌داد؟

224
00:15:58,820 --> 00:16:00,900
‫نه، تا امروز که اینطور نبوده.

225
00:16:01,910 --> 00:16:05,740
‫تحصیلات ابتداییتون بدون مشکل پیش رفته.

226
00:16:06,030 --> 00:16:08,570
‫بعد وارد یک مدرسه شبانه‌روزی شدید...

227
00:16:08,740 --> 00:16:12,450
‫که در موردش در کتابتون به
‫صورت آینده‌نگرانه گفتید...

228
00:16:12,660 --> 00:16:15,610
‫که گرمای سرطانی و مردانه‌اش را دوست داشتید.

229
00:16:16,240 --> 00:16:18,900
‫توی دبیرستان اوضاع آشفته‌تر بود.

230
00:16:19,360 --> 00:16:23,700
‫در سال ماقبل‌آخرتون شما یک شورش دانشجویی
‫ رو رهبری کردید.

231
00:16:23,860 --> 00:16:25,610
‫بله، ده سال زود بود!

232
00:16:25,860 --> 00:16:28,320
‫شما در دانشگاه سوربن در رشته
‫علوم اجتماعی تحصیل کردید.

233
00:16:28,700 --> 00:16:32,400
‫و در سال 1962 عضو اتحادیه کمونیستی
‫دانشجوها شدید...

234
00:16:32,610 --> 00:16:34,990
‫و حتی رئیس حراست اون شدید.

235
00:16:35,490 --> 00:16:40,110
‫اون زمان همه شما رو خیلی فعال
‫و تهاجمی توصیف می‌کردند.

236
00:16:41,110 --> 00:16:44,610
‫در همون حین حملات افسردگی داشتید...

237
00:16:44,780 --> 00:16:47,860
‫و چندین بار در بیمارستان روانی بستری شدید.

238
00:16:47,990 --> 00:16:50,280
‫نامه‌هایی از روانپزشک‌ها...

239
00:16:50,860 --> 00:16:54,320
‫همراه با سوابق الکتروشوک درمانی شما موجوده.

240
00:16:55,240 --> 00:16:58,450
‫می‌شه از این دوران افسردگی بگید؟

241
00:16:58,660 --> 00:17:01,900
‫خواسته شما رو انجام نمی‌دم.
‫مایلم با حقایق و شواهد پیش برم.

242
00:17:02,070 --> 00:17:05,110
‫بسیارخب. پس برگردیم سراغ شواهد.

243
00:17:05,910 --> 00:17:09,780
‫شما متعاقبا از وظایف نظامیتون سر باز زدید.

244
00:17:10,200 --> 00:17:12,740
‫- سرباز فراری بودید.
‫- بله.

245
00:17:14,280 --> 00:17:16,280
‫دقیقا چی شد؟

246
00:17:16,910 --> 00:17:19,450
‫قرار بود به سربازخانه نانسی برم...

247
00:17:19,660 --> 00:17:22,780
‫ولی به جاش به دیدن مادرم در لهستان رفتم.

248
00:17:22,910 --> 00:17:27,780
‫این دفعه از تعطیلات تابستانیتون
‫ هم بیشتر اونجا بودید.

249
00:17:28,240 --> 00:17:30,700
‫بله، نبودنم رو جبران کردم.

250
00:17:31,240 --> 00:17:33,900
‫می‌خواستم کشور والدینم رو بشناسم.

251
00:17:34,200 --> 00:17:35,990
‫تاریخش رو. جنگ رو...

252
00:17:36,160 --> 00:17:38,320
‫هولوکاست رو...
‫مادرم راهنماییم کرد.

253
00:17:38,490 --> 00:17:40,990
‫معمولا به گورستان گتو می‌رفتم.

254
00:17:41,160 --> 00:17:44,490
‫به آشتویتز سر می‌زدم.
‫جایی که اولین بار سیزده سالگیم رفتم.

255
00:17:44,700 --> 00:17:47,740
‫گفتید که بالاخره تونستید
‫ با مادرتون آشنا بشید.

256
00:17:47,910 --> 00:17:49,200
‫بله، دقیقا.

257
00:17:49,360 --> 00:17:51,900
‫برای بحث‌های واقعی به اندازه کافی
‫ بزرگ شده بودم...

258
00:17:52,030 --> 00:17:55,780
‫و دیدم که چطور با وجود فقر
‫و استالینیسم و گولاگ...

259
00:17:55,910 --> 00:18:00,570
‫به خودش وفادار موند و همچنان
‫ یک فعال و انقلابی باقی‌ماند.

260
00:18:02,490 --> 00:18:06,490
‫در مورد مقاومت ازش پرسیدم.
‫از سال‌های جنگیدنش همراه پدرم.

261
00:18:06,700 --> 00:18:08,610
‫داستانشون برام وحشتناک بود.

262
00:18:09,240 --> 00:18:10,900
‫می‌خواستم مثل اون‌ها باشم...

263
00:18:11,110 --> 00:18:14,780
‫اون فضای شورش و غرور و افتخار رو بشناسم.

264
00:18:14,910 --> 00:18:16,900
‫می‌خواستم که من هم یه یهودی جنجگو باشم.

265
00:18:17,070 --> 00:18:19,860
‫- یه یهودی جنگجو؟
‫- بله.

266
00:18:19,990 --> 00:18:22,860
‫که یهودی بودنم رو انگ ندونم.

267
00:18:23,320 --> 00:18:26,450
‫برای همین می‌خواستید
‫ عضو نیروهای چریکی بشید؟

268
00:18:26,660 --> 00:18:27,820
‫کاملا.

269
00:18:29,070 --> 00:18:32,610
‫مادرتون شما رو به انقلابی‌های کوبا
‫ معرفی کرد.

270
00:18:32,780 --> 00:18:34,860
‫بله، ولی در ابتدا موافق نبود.

271
00:18:34,990 --> 00:18:37,070
‫می‌گفت این کار دیوانگیه.

272
00:18:37,240 --> 00:18:38,490
‫ولی با این حال معرفی کرد.

273
00:18:38,700 --> 00:18:40,900
‫انقدر اصرار کردم که تسلیم شد...

274
00:18:41,070 --> 00:18:42,950
‫و یه جلسه آشنایی برگزار کرد.

275
00:18:43,110 --> 00:18:44,950
‫رفتم هاوانا که باهاشون آشنا بشم...

276
00:18:45,110 --> 00:18:47,820
‫و برگشتم و آماده تماس برای رفتن بودم.

277
00:18:47,950 --> 00:18:51,610
‫در پاریس در وقایع ماه مه 1968
‫هم نقش داشتید.

278
00:18:51,910 --> 00:18:53,360
‫بله، اما از دور.

279
00:18:53,570 --> 00:18:56,150
‫از دید من یک تصرف خیالی بود.

280
00:18:56,320 --> 00:18:58,240
‫تقلیدی از چریک‌های شهری...

281
00:18:58,410 --> 00:19:01,200
‫که شورشی‌ها شب می‌رن خونه
‫پیش مامان و باباشون.

282
00:19:01,610 --> 00:19:04,150
‫من فقط می‌خواستم برگردم آمریکای لاتین.

283
00:19:04,320 --> 00:19:06,490
‫و به همین ترتیب در ژوئن 1968...

284
00:19:06,990 --> 00:19:11,200
‫به ونزوئلا رفتید که عضو گروه مسلح
‫ شش مبارز بشید.

285
00:19:11,740 --> 00:19:13,320
‫چطور پیش رفت؟

286
00:19:13,660 --> 00:19:15,900
‫بهترین دوره زندگیم بود.

287
00:19:16,030 --> 00:19:19,150
‫آموزش نظامی، رفاقت،
‫زندگی مخفیانه...

288
00:19:19,320 --> 00:19:20,780
‫همون چیزی بود که رویاش رو داشتم.

289
00:19:21,070 --> 00:19:22,490
‫چطور زندگی می‌کردید؟

290
00:19:22,700 --> 00:19:23,900
‫با کدوم درآمد؟

291
00:19:24,030 --> 00:19:27,780
‫به سختی می‌خوابیدیم. کشاورزها بهمون
‫غذا می‌دادن و دارایی کمی داشتیم.

292
00:19:29,490 --> 00:19:32,820
‫رهبر گروهتون شخصی به نام
‫آسوالدو بارتو بود...

293
00:19:32,950 --> 00:19:37,240
‫یک فرانسه‌ستیز باهوش فارغ‌التحصیل
‫جامعه‌شناسی که همچنین...

294
00:19:37,570 --> 00:19:38,990
‫گذشته مبهمی داشت...

295
00:19:39,160 --> 00:19:42,950
‫با عادت به مبارزه مسلحانه
‫و استفاده از سلاح.

296
00:19:43,950 --> 00:19:47,900
‫در کتابتون این فرد برای
‫شما تحسین‌برانگیز بود. چرا؟

297
00:19:48,490 --> 00:19:53,450
‫او بزرگ‌ترین نویسنده آمریکای لاتین بود،
‫با وجود این‌که هرگز چیزی ننوشته بود.

298
00:19:54,570 --> 00:19:58,200
‫شما ناگهان در سپتامبر 1969 همراه وی
‫به پاریس برگشتید...

299
00:19:58,360 --> 00:20:01,150
‫همراه با دو نفر دیگه از گروهتون.

300
00:20:01,910 --> 00:20:04,490
‫- چرا ناگهان برگشتید؟
‫- برنامه‌های دیگری داشتیم.

301
00:20:05,490 --> 00:20:09,150
‫شایعه‌ای می‌گوید شما و گروهتون...

302
00:20:09,320 --> 00:20:13,150
‫در سرقت از بزرگ‌ترین بانک ونزوئلا
‫ نقش داشتید...

303
00:20:13,320 --> 00:20:16,110
‫و همه تحت تعقیب پلیس بودید.

304
00:20:16,280 --> 00:20:20,240
‫می‌شه بازگشت فوریتون به
‫فرانسه رو توضیح بدید؟

305
00:20:20,780 --> 00:20:22,740
‫همان‌طور که خودتون گفتید یک شایعه بود.

306
00:20:22,910 --> 00:20:26,150
‫درسته، خیلی جذابه.
‫ولی متاسفانه حقیقت نداره.

307
00:20:26,320 --> 00:20:28,490
‫باید از خودمون بپرسیم...

308
00:20:28,700 --> 00:20:31,950
‫شما آرمان‌هاتون رو در ونزوئلا رها نکردید...

309
00:20:32,110 --> 00:20:33,820
‫که رو به خلاف بیارید؟

310
00:20:33,950 --> 00:20:35,700
‫نه، قطعا نه.

311
00:20:36,320 --> 00:20:39,320
‫با این‌حال بعد برگشتتون
‫به پاریس کاری نکردید.

312
00:20:39,490 --> 00:20:41,490
‫نه تحصیل کردید و نه کار.

313
00:20:41,700 --> 00:20:43,450
‫ولی دنبال انقلاب بودم.

314
00:20:43,660 --> 00:20:47,360
‫سلاح خریداری کردم و حتی دستورالعملی
‫ برای چریک‌های محلی نوشتم.

315
00:20:47,570 --> 00:20:50,070
‫همرزمان قدیمی اتحادیه‌ام
‫ بهم می‌گفتن که روانی شدم

316
00:20:50,450 --> 00:20:52,900
‫همرزمان قدیمیتون،
‫همون‌طور که صداشون کردید...

317
00:20:53,030 --> 00:20:57,450
‫شما رو به عنوان بی‌اراده و سودجو
‫ و فراری توصیف کردن.

318
00:20:57,660 --> 00:21:00,990
‫درسته. ولی فکر نمی‌کنم که
‫این جرم محسوب بشه.

319
00:21:01,240 --> 00:21:04,200
‫حقیقت اینه که شما کاملا بیکار شده بودید.

320
00:21:04,700 --> 00:21:07,240
‫هیچ کاری نکردید، کل روز خوابیدید...

321
00:21:07,410 --> 00:21:08,570
‫شب‌ها به...

322
00:21:08,740 --> 00:21:10,320
‫کلوپ‌های کارائیبی می‌رفتید...

323
00:21:10,490 --> 00:21:11,900
‫و شدیدا مشروب می‌خوردید.

324
00:21:12,030 --> 00:21:14,360
‫ درسته. اون زمان خیلی بد بودم.

325
00:21:14,570 --> 00:21:18,150
‫ردش نمی‌کنم. ولی متوجه نمی‌شم
‫ که این حقایق غیرقابل انکار...

326
00:21:18,320 --> 00:21:21,450
‫چه ربطی به اتهام قتلی
‫که بر من وارد شده داره.

327
00:21:21,660 --> 00:21:24,900
‫ارتباطش شرایط فعلی شماست.

328
00:21:25,030 --> 00:21:25,990
‫گوش کنید...

329
00:21:26,280 --> 00:21:27,860
‫درسته که من اون‌طور بودم...

330
00:21:27,990 --> 00:21:32,070
‫ولی من هرگز به دو زن غیرمسلح شلیک نمی‌کنم!

331
00:21:32,240 --> 00:21:35,240
‫بعدا در این مورد ازتون می‌پرسیم.

332
00:21:37,700 --> 00:21:41,360
‫همون دوستان می‌گویند که شما
‫ سلیقه گران‌قیمتی نیز داشتید.

333
00:21:41,570 --> 00:21:42,650
‫هر طور شما بگید.

334
00:21:42,820 --> 00:21:44,900
‫تمام پولتون رو خرج میکردید.

335
00:21:45,070 --> 00:21:48,110
‫- همه می‌گن خیلی ولخرج بودید.
‫- بله.

336
00:21:48,410 --> 00:21:50,700
‫پول کلی نوشیدنی دادم.

337
00:21:50,860 --> 00:21:53,900
‫کلی هم خرج فاحشه‌ها کردم.

338
00:21:54,280 --> 00:21:58,110
‫کلی پیراهن خریدم. من عرق می‌کنم
‫و خوشم نمیاد لباس بشورم.

339
00:21:58,280 --> 00:22:01,780
‫همین سبک زندگی من رو به دزدی کشوند.

340
00:22:02,110 --> 00:22:04,650
‫راه دیگری برای امرار معاش نداشتید؟

341
00:22:04,820 --> 00:22:07,200
‫- احتمالا داشتم.
‫- ولی سختیش بیشتر بود؟

342
00:22:07,360 --> 00:22:10,610
‫دزدی هم آسون نیست جناب قاضی.
‫خطراتی داره.

343
00:22:10,780 --> 00:22:13,280
‫- مثلا؟
‫- مثلا حکم اعدام.

344
00:22:13,570 --> 00:22:16,780
‫می‌دونید که مجازات سرقت مسلحانه اعدامه؟

345
00:22:16,910 --> 00:22:18,150
‫کاملا.

346
00:22:18,320 --> 00:22:21,070
‫- نترسیدید؟
‫- از زندان ترسناک‌تر نیست.

347
00:22:21,490 --> 00:22:23,240
‫از زندان می‌ترسید؟

348
00:22:23,410 --> 00:22:24,900
‫خیلی می‌ترسم. بله.

349
00:22:25,070 --> 00:22:28,610
‫این‌که یه زندگی جنایتکارانه
‫رو انتخاب کنی...

350
00:22:28,780 --> 00:22:30,110
‫با ترس از زندان در تناقض نیست؟

351
00:22:30,280 --> 00:22:31,570
‫چرا. احتمالا هست.

352
00:22:32,160 --> 00:22:33,570
‫پس برامون توضیح بدید.

353
00:22:35,910 --> 00:22:37,360
‫من بدبخت بودم.

354
00:22:40,610 --> 00:22:42,860
‫احساس می‌کردم در یک خلا سیاسی هستم.

355
00:22:42,990 --> 00:22:45,070
‫و به پول احتیاج داشتم. همین.

356
00:22:46,860 --> 00:22:48,860
‫نمی‌خوام به این موضوع بپردازم.

357
00:22:49,360 --> 00:22:51,900
‫- چرا؟
‫- چون بهش افتخار نمی‌کنم.

358
00:22:54,990 --> 00:22:56,450
‫جناب گلدمن...

359
00:22:56,660 --> 00:22:58,780
‫می‌شه شما رو تبه‌کار خطاب کرد؟

360
00:22:59,280 --> 00:23:00,110
‫بله.

361
00:23:00,280 --> 00:23:02,860
‫- و قاتل چطور؟
‫- نه، قطعا نه.

362
00:23:03,320 --> 00:23:06,900
‫اگه دزدی از داروخانه کار من بود...

363
00:23:07,030 --> 00:23:10,740
‫عمرا اگر به دو زن غیرمسلح که
‫ باهام کاری نداشتن شلیک می‌کردم.

364
00:23:10,910 --> 00:23:12,950
‫این برخلاف اصول اخلاقی منه.

365
00:23:13,110 --> 00:23:15,070
‫گلدمن بی‌گناهه!

366
00:23:17,450 --> 00:23:18,700
‫ممنون!

367
00:23:22,820 --> 00:23:24,320
‫لطفا سکوت رو رعایت کنید!

368
00:23:25,070 --> 00:23:26,570
‫ممنون!

369
00:23:28,910 --> 00:23:31,900
‫مرور زندگی شما تموم شد.

370
00:23:32,450 --> 00:23:34,110
‫می‌تونید بنشینید.

371
00:23:37,740 --> 00:23:40,450
‫از کتاب پیر گلدمن نقل‌قول می‌کنم.

372
00:23:40,700 --> 00:23:46,320
‫«از داشتن روابط خوب با روانپزشکانی که
‫ دادگاه تعیین کرده بود شگفت‌زده شدم...

373
00:23:46,490 --> 00:23:50,610
‫به ویژه یکی از آن دکترها، خانم بواتل...

374
00:23:50,990 --> 00:23:53,360
‫صحبت کردن باهاش برام خیلی مفید بود.

375
00:23:54,070 --> 00:23:58,740
‫حین صحبت باهاش متوجه می‌شدم
‫ که جرائمم نوعی هذیان بود...

376
00:23:58,910 --> 00:24:01,280
‫که با جنون تفاوت چندانی نداشت.

377
00:24:01,570 --> 00:24:04,280
‫به کشفی پیش‌پا افتاده اما بزرگ رسیدم:

378
00:24:04,450 --> 00:24:06,990
‫که داشتم به طرز غیرقابل بخششی
‫ خودم رو مجازات می‌کردم.

379
00:24:07,160 --> 00:24:10,610
‫درون من دادگاهی برگزار شده بود،
‫با قوانینی بی‌رحمانه...

380
00:24:10,780 --> 00:24:13,700
‫که در روابط رویاها و آرمان‌هایم
‫به من ضربه می‌زد.

381
00:24:13,860 --> 00:24:18,280
‫قانون نمی‌توانست مرا مجازات کند، زیرا که
‫ در جرائمم خودم، خودم را مجازات کرده بودم.

382
00:24:18,450 --> 00:24:22,820
‫اون جرائم فقط سرقت مسلحانه پول نبودند.

383
00:24:22,950 --> 00:24:27,280
‫بلکه خودم را مجازات کردم که
‫ مثل پدرم یک چریک نبودم...

384
00:24:27,450 --> 00:24:29,610
‫که مقابل جوخه آتش قرار نگرفتم...

385
00:24:29,780 --> 00:24:31,900
‫که با ال‌چه مبارزه نکردم.

386
00:24:32,070 --> 00:24:35,900
‫که نازی‌ها رو شکار و نابود نکردم.»

387
00:24:37,950 --> 00:24:41,900
‫خانم، تایید می‌کنید که پیر گلدمن
‫ این حرف‌ها رو به شما زده؟

388
00:24:42,410 --> 00:24:44,740
‫دقیقا به این شکل نه، ولی بله.

389
00:24:45,070 --> 00:24:47,740
‫این قضاوت از خودش به نظر شما به چه شکله؟

390
00:24:47,910 --> 00:24:49,780
‫به نظرم شبیه حرف‌های خودشه.

391
00:24:50,110 --> 00:24:52,900
‫ممکنه که اعتراف به گناه باشند؟

392
00:24:53,030 --> 00:24:56,200
‫خیر، صرفا اشاره به پیچیدگی شخصیتیش داره.

393
00:24:56,360 --> 00:24:59,110
‫او درباره اتفاقاتی که براش رخ می‌ده
‫بسیار تفکر می‌کنه.

394
00:24:59,820 --> 00:25:03,280
‫وقتی اولین بار با پیر گلدمن
‫ در زندان ملاقات کردید...

395
00:25:03,450 --> 00:25:05,150
‫اولین برداشتتون از اون چی بود؟

396
00:25:06,160 --> 00:25:10,240
‫در حالتی از انزوای عمیق بود.
‫نمی‌تونست با دیگران ارتباط برقرار کنه.

397
00:25:10,410 --> 00:25:14,400
‫افکارش نامنسجم بود و نمی‌تونست
‫ خودش رو کنترل کنه...

398
00:25:14,610 --> 00:25:19,610
‫اضطرابش انقدر زیاد بود که نمی‌تونستم
‫ باهاش ارتباط برقرار کنم.

399
00:25:19,910 --> 00:25:22,240
‫در اولین گزارش حرفه‌ایتون اون‌روز...

400
00:25:22,410 --> 00:25:25,360
‫نزدیک بود اون رو مبتلا
‫به اسکیزوفرنیا اعلام کنید.

401
00:25:25,740 --> 00:25:26,950
‫درسته.

402
00:25:27,110 --> 00:25:28,700
‫چرا نکردید؟

403
00:25:29,110 --> 00:25:30,900
‫چون مطمئن نبودم.

404
00:25:31,740 --> 00:25:35,700
‫ولی در گزارش‌های اولیه
‫اون رو خطرناک خواندید.

405
00:25:35,860 --> 00:25:36,950
‫بله.

406
00:25:37,410 --> 00:25:38,650
‫چرا؟

407
00:25:38,950 --> 00:25:41,860
‫احساس می‌کردم این آسیب‌پذیری روانی...

408
00:25:41,990 --> 00:25:44,900
‫ممکنه در شرایط خاص اون رو خطرناک کنه.

409
00:25:45,030 --> 00:25:47,240
‫به مرور زمان نظرم عوض شد...

410
00:25:47,410 --> 00:25:50,360
‫و نتایج اولیه‌ام دیگه ارزشی ندارند.

411
00:25:50,570 --> 00:25:53,360
‫می‌شه گفت که اون در زندان به کمال رسید؟

412
00:25:53,570 --> 00:25:54,200
‫بله.

413
00:25:54,360 --> 00:25:57,150
‫می‌شه گفت که حتی در زندان خوشحاله؟

414
00:25:57,360 --> 00:26:00,280
‫به‌هرحال، چهارچوب زندان بهش اطمینان می‌ده.

415
00:26:00,860 --> 00:26:03,280
‫و شما چطور آقای گلدمن،
‫نظر شما چیه؟

416
00:26:04,950 --> 00:26:07,860
‫می‌تونم بگم که به نحوی از زندان خوشم میاد.

417
00:26:07,990 --> 00:26:10,900
‫ولی قبل‌تر دقیقا برعکسش رو گفتی.

418
00:26:11,740 --> 00:26:13,900
‫قبل این‌که به اونجا برم بله،
‫ولی حالا که اونجام...

419
00:26:14,030 --> 00:26:15,900
‫تقریبا می‌شه گفت از ترک کردنش می‌‌ترسم.

420
00:26:16,200 --> 00:26:20,990
‫آیا شخصیت گلدمن با اتهاماتی
‫ که بهش محکوم شده جور در میاد؟

421
00:26:21,160 --> 00:26:23,700
‫نمی‌‌تونم این سوال رو مستقیم جواب بدم...

422
00:26:23,860 --> 00:26:27,740
‫ولی می‌تونم بگم که در بسیاری
‫ از مکالماتم باهاش...

423
00:26:27,910 --> 00:26:31,150
‫تمایلی به پرخاشی که در
‫ حمله به داروخانه بود...

424
00:26:31,320 --> 00:26:33,950
‫مشاهده نکردم.

425
00:26:34,110 --> 00:26:36,860
‫و حملاتی که خودش قبول کرده چطور؟

426
00:26:36,990 --> 00:26:38,320
‫اون‌ها متفاوت هستند.

427
00:26:38,490 --> 00:26:39,990
‫جدا؟ چطور؟

428
00:26:40,780 --> 00:26:43,450
‫در تجربیاتم با زندانی‌ها دیدم که...

429
00:26:43,660 --> 00:26:47,570
‫این عمل غالبا بخاطر گذشته خشن خانوادگی...

430
00:26:47,570 --> 00:26:50,030
‫و بی‌ثباتی ذهنی ذاتی انجام می‌شه...

431
00:26:50,030 --> 00:26:52,030
‫که در مورد آقای گلدمن اینطور نیست.

432
00:26:52,200 --> 00:26:52,990
‫ممنونم.

433
00:26:53,160 --> 00:26:55,150
‫- جناب قاضی؟
‫- بفرمایید آقای گارو.

434
00:26:55,320 --> 00:26:56,320
‫خانم...

435
00:26:56,490 --> 00:26:58,150
‫قبل از اولین دادگاه...

436
00:26:58,320 --> 00:27:02,320
‫برای نشان دادن احترامش به شما...

437
00:27:02,740 --> 00:27:06,490
‫آقای گلدمن گل‌هایی که از زندان چیده
‫ بود رو به شما تقدیم نکرد؟

438
00:27:07,200 --> 00:27:10,360
‫کرد. ولی ارتباط موضوع رو درک نمی‌کنم.

439
00:27:10,570 --> 00:27:12,360
‫من خوب درک می‌کنم.

440
00:27:12,570 --> 00:27:16,950
‫ممکنه که گلدمن شما رو مجذوب خودش کرده
‫باشه تا عینیت خودتون رو از دست بدید.

441
00:27:18,820 --> 00:27:19,650
‫سکوت!

442
00:27:20,700 --> 00:27:22,320
‫آقای گارو، لطفا...

443
00:27:22,490 --> 00:27:26,200
‫جناب قاضی، امکانش هست
‫ یک نامه از دکتر اوری...

444
00:27:26,360 --> 00:27:28,150
‫از درمانگاه لا بورد...

445
00:27:28,320 --> 00:27:32,070
‫جایی که پیر گلدمن در هجده سالگی به مدت
‫چندین ماه اونجا بستری بود رو بخونم؟

446
00:27:32,240 --> 00:27:33,570
‫لطفا بخونید.

447
00:27:34,320 --> 00:27:36,860
‫«به هنگام رسیدن، پیر گلدمن...

448
00:27:36,990 --> 00:27:39,610
‫علائمی از وضعیت تجزیه‌ای و اضطرابی...

449
00:27:39,780 --> 00:27:42,570
‫در قالب حملات خشن ناگهانی...

450
00:27:42,740 --> 00:27:44,360
‫و افکار خودکشی نشان داد.

451
00:27:44,780 --> 00:27:47,110
‫این اپیزودهای روانی...

452
00:27:47,280 --> 00:27:50,650
‫در سنین زودرس با دوره‌های افسردگی...

453
00:27:50,820 --> 00:27:52,280
‫به دلیل پارانویای نهفته...

454
00:27:52,450 --> 00:27:55,200
‫و شخصیتی ضعیف شروع شده بود.

455
00:27:55,360 --> 00:27:57,950
‫باید خیلی وقت پیش درمان می‌شد...

456
00:27:58,110 --> 00:28:02,700
‫اما مداخله سخت بود، زیرا که وی محتاط بود
‫ و احساس خطر می‌کرد.»

457
00:28:04,610 --> 00:28:08,740
‫خانم، برخلاف شما، دکتر اوری احتمال
‫ روان‌پریشی رو کذب نمی‌خوانه.

458
00:28:09,860 --> 00:28:11,570
‫من هم اون نامه رو خوندم.

459
00:28:11,740 --> 00:28:14,240
‫دکتر اوری از اپیزودهای
‫روان‌پریشی حرف می‌زنه...

460
00:28:14,410 --> 00:28:18,650
‫نه روان‌پریشی کامل،
‫و در این زمینه کاملا با وی موافقم.

461
00:28:19,240 --> 00:28:22,950
‫یعنی از لحاظ شما نمی‌شه پیر گلدمن
‫ رو بی‌مسئولیت تلقی کرد؟

462
00:28:23,110 --> 00:28:24,490
‫اصلا نمی‌شه.

463
00:28:25,740 --> 00:28:27,360
‫ممنونم خانم.

464
00:28:37,110 --> 00:28:40,950
‫خانم، لطفا نام و نام خانوادگی...

465
00:28:41,110 --> 00:28:44,320
‫تاریخ و محل تولد و نشانیتون رو تایید کنید.

466
00:28:44,740 --> 00:28:47,360
‫خانم سوکاب، کریستیان.

467
00:28:47,570 --> 00:28:49,360
‫سی ساله، متولد گوادالوپ...

468
00:28:49,570 --> 00:28:50,950
‫در حال حاضر بی‌کار...

469
00:28:51,070 --> 00:28:53,820
‫و مقیم پلاک 66 خیابان داگر در پاریس.

470
00:28:53,950 --> 00:28:58,700
‫رابطه شما با متهم به این معناست
‫ که تحت سوگندی نیستید.

471
00:28:58,860 --> 00:28:59,820
‫بله.

472
00:29:00,280 --> 00:29:04,320
‫می‌شه بگید اولین بار چطور
‫با پیر گلدمن آشنا شدید؟

473
00:29:04,990 --> 00:29:07,450
‫اوایل سال 69 در یک مهمانی کارائیب بود.

474
00:29:07,660 --> 00:29:09,070
‫یک دوست ما رو به هم معرفی کرد.

475
00:29:09,240 --> 00:29:10,860
‫- جوئل لاتریک؟
‫- بله.

476
00:29:10,990 --> 00:29:13,360
‫- شاهد آقای گلدمن؟
‫- بله.

477
00:29:14,990 --> 00:29:17,570
‫اولین آشناییتون چطور پیش رفت؟

478
00:29:19,820 --> 00:29:21,780
‫کمی رقصیدیم و بعد...

479
00:29:22,070 --> 00:29:25,150
‫مهمونی رو ترک کردیم و
‫قدمی طولانی در پاریس زدیم...

480
00:29:25,910 --> 00:29:27,860
‫و چندین هفته با هم بودیم.

481
00:29:27,990 --> 00:29:29,320
‫و سپس؟

482
00:29:31,110 --> 00:29:33,110
‫و یک شب غیبش زد.

483
00:29:33,610 --> 00:29:35,240
‫من برگشتم گوادالوپ.

484
00:29:35,410 --> 00:29:37,780
‫جایی که ازدواج کردید؟

485
00:29:37,910 --> 00:29:38,610
‫بله.

486
00:29:38,780 --> 00:29:40,860
‫اما وقتی که شنیدید گلدمن دستگیر شده...

487
00:29:40,990 --> 00:29:43,240
‫دوباره باهاش ارتباط برقرار کردید.

488
00:29:45,990 --> 00:29:48,240
‫چطور باهاش ارتباط برقرار کردید؟

489
00:29:49,740 --> 00:29:51,360
‫برای هم نامه نوشتیم...

490
00:29:51,990 --> 00:29:54,650
‫و برای دیدنش به زندان اومدم.

491
00:29:54,820 --> 00:29:56,820
‫چی براش نوشتید؟

492
00:29:57,490 --> 00:30:00,320
‫- باید جواب بدم؟
‫- نه، مجبور نیستید!

493
00:30:02,280 --> 00:30:06,030
‫آقای گلدمن در کتابش رابطه
‫شما رو اینطور بیان می‌کنه.

494
00:30:06,610 --> 00:30:09,070
‫«عشق این زن که از لحظه کلیدی‌ای
‫در گذشته من می‌آمد...

495
00:30:09,240 --> 00:30:11,900
‫من بر من چیره شد.

496
00:30:12,070 --> 00:30:15,200
‫باهاش جنگیدم که نابودش کنم.
‫ که از بین ببرمش.

497
00:30:15,360 --> 00:30:18,700
‫که جسم و روحم رو ازش پاک کنم، ولی نتونستم.

498
00:30:18,990 --> 00:30:22,030
‫در 21 دسامبر 1969 بهش گفتم که...

499
00:30:22,200 --> 00:30:25,200
‫که یک روز موفق می‌شم و چشمانش رو می‌بینم.

500
00:30:25,360 --> 00:30:29,360
‫موفق شدم و چشمانش را دیدم،
‫فراموششان نکرده بودم.

501
00:30:29,780 --> 00:30:33,990
‫برایش نوشتم که عاشقش هستم، می‌خواهم
‫با او ازدواج کنم و همراهش زندگی کنم.

502
00:30:34,160 --> 00:30:36,360
‫بهش گفتم که با هم بچه‌دار خواهیم شد.

503
00:30:36,610 --> 00:30:39,780
‫از نظرم یهودی‌های تیره با
‫خون نگرو نبودن...

504
00:30:39,910 --> 00:30:42,900
‫بلکه نگرو با خون یهودی بودن...

505
00:30:44,110 --> 00:30:48,700
‫خانم، به نظر شما علاقه آقای گلدمن به
‫ فرهنگ کارائیب از کجا نشات می‌گرفت؟

506
00:30:48,860 --> 00:30:50,200
‫براش توضیحی دنارم.

507
00:30:50,360 --> 00:30:52,570
‫خودت توضیحی داری گلدمن؟

508
00:30:55,410 --> 00:30:56,900
‫خودم هم یک نگرو هستم.

509
00:30:57,070 --> 00:30:58,200
‫البته.

510
00:30:58,660 --> 00:31:00,780
‫یهودی‌ها و سیاهپوستان یکی هستن.

511
00:31:00,910 --> 00:31:02,490
‫- جناب قاضی؟
‫- جناب بازپرس؟

512
00:31:02,700 --> 00:31:05,990
‫مادام، در اولین شهادتتون به پلیس...

513
00:31:06,160 --> 00:31:09,150
‫گفتید که متهم به مقالات روزنامه...

514
00:31:09,320 --> 00:31:12,700
‫که در مورد پرونده داروخانه
‫بودند خیلی علاقه داشت.

515
00:31:12,860 --> 00:31:14,740
‫یادم نیست چنین چیزی گفته باشم.

516
00:31:14,910 --> 00:31:17,650
‫ولی گفتید، توی شهادتتون هست.

517
00:31:17,820 --> 00:31:19,360
‫می‌تونید تاییدش کنید؟

518
00:31:20,160 --> 00:31:22,280
‫لطفا جواب بدید خانم.

519
00:31:22,700 --> 00:31:25,820
‫همانطور که گفتم یادم نیست
‫ چنین چیزی گفته باشم.

520
00:31:26,660 --> 00:31:28,860
‫آقای گلدمن، شما در روزهای بعد از سرقت...

521
00:31:28,990 --> 00:31:32,450
‫تمام مقالات روزنامه در مورد
‫ پرونده داروخانه رو خوندید؟

522
00:31:32,660 --> 00:31:33,860
‫بله خوندم.

523
00:31:34,610 --> 00:31:36,740
‫چرا انقدر به این پرونده علاقه داشتید؟

524
00:31:37,570 --> 00:31:39,110
‫شاید چون مایل بودم که متهم بشم.

525
00:31:39,280 --> 00:31:41,240
‫آرزوتون به حقیقت پیوسته.

526
00:31:41,410 --> 00:31:42,900
‫خواهش می‌کنم جناب گلدمن...

527
00:31:43,030 --> 00:31:45,860
‫صادقانه پاسخ بدید.

528
00:31:46,320 --> 00:31:48,150
‫لطفا با صراحت پاسخ بدید.

529
00:31:48,450 --> 00:31:51,110
‫این دو فقره قتل برام جالب بود.

530
00:31:51,450 --> 00:31:53,570
‫دلیلش رو نمی‌دونم...

531
00:31:53,740 --> 00:31:56,570
‫ولی یه جوری به این قتل جذب شده بودم.

532
00:31:56,740 --> 00:31:58,320
‫برای همین مرتکبشون شدید؟

533
00:31:58,490 --> 00:31:59,400
‫اصلا!

534
00:32:00,610 --> 00:32:04,360
‫آقای گارو، لطفا صبر کنید نوبتتون بشه
‫و بعد حرف بزنید.

535
00:32:05,740 --> 00:32:07,280
‫از شما نقل قول می‌کنم خانم...

536
00:32:07,450 --> 00:32:10,280
‫شما حین آشنایی با آقای گلدمن...

537
00:32:10,450 --> 00:32:13,150
‫ایشون رو «نامتعادلی که...

538
00:32:13,320 --> 00:32:17,990
‫زیاد مشروب می‌خوره و آرزوی مرگی با اسلحه‌
‫ در دست حین مبارزه با پلیس‌هایی...

539
00:32:18,160 --> 00:32:21,860
‫نمایندگان بورژوایان هستند رو داره.»

540
00:32:21,990 --> 00:32:23,860
‫الان هم چنین عقیده‌ای دارید؟

541
00:32:24,280 --> 00:32:25,200
‫اصلا نه.

542
00:32:25,360 --> 00:32:27,950
‫چرا؟ چون الان همکارش هستید؟

543
00:32:28,110 --> 00:32:31,110
‫- نه، اینطور نیست.
‫- پس چرا چنین حرفی زدید.

544
00:32:37,860 --> 00:32:39,780
‫پلیس مجبورم کرد که بگم.

545
00:32:39,910 --> 00:32:43,570
‫خانم، این ادعا که پلیس مجبورتون
‫ کرده اتهام بزرگیه.

546
00:32:43,740 --> 00:32:46,360
‫- رسواییه!
‫- حقیقته!

547
00:32:46,660 --> 00:32:49,740
‫فقط اون نیست که چنین حرف‌هایی زده.

548
00:32:49,910 --> 00:32:53,200
‫در همون زمان، تمام دوستان
‫گلدمن در کارائیب...

549
00:32:53,360 --> 00:32:56,360
‫اون رو خشن و متهاجم و خطرناک...

550
00:32:56,570 --> 00:32:57,820
‫و بی‌اعتبار توصیف کردند.

551
00:32:57,950 --> 00:33:01,450
‫از آقای کاپریس، برادر زن
‫ آقای لاتریک نقل قول می‌کنم...

552
00:33:01,660 --> 00:33:03,030
‫«فرصت شنیدن...

553
00:33:03,200 --> 00:33:05,860
‫عقاید سیاسیش نصیب من شد...

554
00:33:05,990 --> 00:33:08,360
‫و از حرف‌هاش مشخص بود که...

555
00:33:08,570 --> 00:33:11,110
‫که اگر زندگی انسان‌ها
‫مانعی برای اهدافش بود...

556
00:33:11,280 --> 00:33:15,110
‫اهمیتی نمی‌داد و افراطی بود.»

557
00:33:15,280 --> 00:33:18,700
‫اگر همه کسانی که از اون‌ها نقل قول می‌کنید
‫ در مورد من به پلیس چنین توضیحاتی دادند...

558
00:33:18,860 --> 00:33:20,860
‫دلیلش همچنان همونه!

559
00:33:20,990 --> 00:33:24,990
‫همه سیاه هستند و به همین دلیل کافیه که...

560
00:33:25,160 --> 00:33:28,650
‫توسط پلیس مجبور شده باشن.

561
00:33:34,200 --> 00:33:35,900
‫لطفا سکوت کنید!

562
00:33:38,240 --> 00:33:40,860
‫یعنی می‌گید که پلیس فرانسه نژادپرسته؟

563
00:33:40,990 --> 00:33:42,900
‫تایید و تاکید می‌کنم که اینطوره.

564
00:33:43,070 --> 00:33:44,700
‫خجالت‌آوره!

565
00:33:45,990 --> 00:33:47,490
‫لطفا سکوت رو رعایت کنید!

566
00:33:47,740 --> 00:33:49,650
‫جناب قاضی...

567
00:33:50,320 --> 00:33:54,110
‫منظور موکل من این بود که برخی افسران
‫ پلیس رفتار نژادپرستانه دارن...

568
00:33:54,280 --> 00:33:56,070
‫نه کل نیروهای پلیس.

569
00:33:56,240 --> 00:33:59,030
‫نه، منظور من کل نیروی پلیس بود.

570
00:34:02,200 --> 00:34:03,570
‫لطفا سکوت کنید.

571
00:34:08,280 --> 00:34:09,900
‫سکوت رو رعایت کنید!

572
00:34:13,700 --> 00:34:15,490
‫بشینید!

573
00:34:20,450 --> 00:34:23,360
‫ممنونم خانم. می‌تونید بشینید.

574
00:34:26,660 --> 00:34:28,740
‫آلتر مویسه گلدمن...

575
00:34:28,910 --> 00:34:32,200
‫زاده سی‌ام نوامبر 1909 در لهستان...

576
00:34:32,570 --> 00:34:36,990
‫مقیم پلاک 46 پیر والت در مونتروژ،
‫مغازه‌دار.

577
00:34:37,160 --> 00:34:41,650
‫شما پدر متهم هستید،
‫زاده یک خانواده فقیر...

578
00:34:41,820 --> 00:34:44,110
‫و در سال 1927 به فرانسه مهاجرت کردید...

579
00:34:44,280 --> 00:34:47,740
‫تا از جنایات تبعیض‌های ضدیهودی فرار کنید.

580
00:34:47,910 --> 00:34:51,240
‫شما حین جنگ قهرمان نیروهای مقاومت بودید.

581
00:34:51,820 --> 00:34:53,950
‫ممنونم جناب قاضی.

582
00:34:55,160 --> 00:34:57,990
‫بیایید در مورد کودکیتون در
‫ لهستان حرف بزنیم جناب.

583
00:34:58,950 --> 00:35:02,450
‫به نظرتون من انقدر جالب هستم؟

584
00:35:02,820 --> 00:35:05,780
‫موضوع اصلی اینجا پسرمه.

585
00:35:06,200 --> 00:35:07,200
‫بسیارخب.

586
00:35:07,700 --> 00:35:10,610
‫پس بیایید از کودکی پسرتون حرف بزنیم.

587
00:35:11,030 --> 00:35:15,240
‫شرایط من مادرش در لیون...

588
00:35:16,740 --> 00:35:20,320
‫سخت و حتی وحشتناک بود.

589
00:35:22,280 --> 00:35:25,070
‫با هم اصلا کنار نمی‌اومدیم.

590
00:35:26,660 --> 00:35:28,110
‫خیلی بحث می‌کردیم.

591
00:35:28,280 --> 00:35:29,990
‫در چه مورد بحث می‌کردید؟

592
00:35:30,160 --> 00:35:32,450
‫اکثرا در مورد سیاست.

593
00:35:32,660 --> 00:35:35,650
‫ولی درواقع در مورد همه‌چیز بحث می‌کردیم.

594
00:35:36,320 --> 00:35:40,110
‫در مورد یانکا سوچاچوسکا،
‫ مادر تنی متهم حرف می‌زنید؟

595
00:35:42,780 --> 00:35:44,950
‫شما هم در لیون در همون گروه بودید؟

596
00:35:45,110 --> 00:35:48,700
‫بله، اون منشی گروه مقاومت...

597
00:35:48,860 --> 00:35:50,650
‫در ناحیه لیون بود.

598
00:35:51,570 --> 00:35:56,070
‫شما عاشق شدید و با وجود جنگ
‫تصمیم گرفتید که بچه‌دار بشید.

599
00:35:57,660 --> 00:36:00,150
‫اون بیشتر از من خواهانش بود.

600
00:36:00,740 --> 00:36:02,950
‫از دیدش مقابله با مرگ بود.

601
00:36:03,610 --> 00:36:06,200
‫فرزندی که جنگ رو ادامه بده.

602
00:36:06,360 --> 00:36:08,820
‫و صدای مظلومین باشه.

603
00:36:08,950 --> 00:36:11,200
‫می‌شه بیشتر در مورد مادرش بگید؟

604
00:36:12,030 --> 00:36:13,900
‫یانکا هم مثل من لهستانیه...

605
00:36:14,070 --> 00:36:17,820
‫ولی از خانواده‌ای بسیار مذهبی‌تر.

606
00:36:17,950 --> 00:36:22,030
‫پدرش تمام روز تورات رو مطالعه می‌کرد
‫ و یه‌جورهایی متعصب بود.

607
00:36:23,660 --> 00:36:26,150
‫او در سنین پایین با پدرش مخالفت کرد...

608
00:36:26,860 --> 00:36:29,280
‫و فعال کمونیستی شد...

609
00:36:29,450 --> 00:36:33,280
‫حتی با وجود این‌که پدرش
‫پیش‌بینی کرده بود...

610
00:36:33,910 --> 00:36:36,700
‫کمونیسم آخرش بدبختیه.

611
00:36:37,740 --> 00:36:42,400
‫همون‌طور که کمونیست‌ها دستگیر می‌شدن،
‫اون هم توسط پلیس دستگیر شد.

612
00:36:43,070 --> 00:36:46,950
‫مادرش توی زندان رفت ملاقاتش و بهش گفت:

613
00:36:47,110 --> 00:36:51,030
‫«به زودی عید پسح میاد
‫و مایلیم که مصا رو قبول کنی.»

614
00:36:52,280 --> 00:36:55,320
‫یانکا بدون جواب دادن ایستاد...

615
00:36:55,610 --> 00:36:58,110
‫و مادرش رو توی اتاق ملاقات...

616
00:36:58,660 --> 00:37:00,320
‫ترک کرد.

617
00:37:01,200 --> 00:37:03,490
‫و وقتی که رسید خونه...

618
00:37:03,910 --> 00:37:05,820
‫پدرش از خونه بیرونش کرد.

619
00:37:06,660 --> 00:37:10,150
‫فرداش از لهستان به فرانسه رفت.

620
00:37:12,280 --> 00:37:15,280
‫از کتاب پسرتون نقل‌قول می‌کنم...

621
00:37:17,070 --> 00:37:21,700
‫«بعد از جنگ پدرم ترکش کرد،
‫ یا هم اون پدرم رو ترک کرد. جدا شدن.

622
00:37:22,070 --> 00:37:25,200
‫من پیش مادرم موندم که
‫در سفارت لهستان کار می‌کرد.

623
00:37:25,360 --> 00:37:27,400
‫در سال 47 به دلایل مختلف...

624
00:37:27,610 --> 00:37:29,900
‫یادمه که مجبور شد فرانسه رو ترک کنه.

625
00:37:30,070 --> 00:37:33,450
‫ما هم قرار بود بریم،
‫ ولی وقتی که مادرم نبود...

626
00:37:33,660 --> 00:37:37,570
‫پدرم همراه همرزمان مقاومت
‫ قدیمیش اومد و من رو دزدید.

627
00:37:37,990 --> 00:37:39,900
‫مادرم نتونست جلوش رو بگیره...

628
00:37:40,200 --> 00:37:42,150
‫و اثبات کنه که من پسرش هستم...

629
00:37:42,320 --> 00:37:45,900
‫چون که حین جنگ برای من
‫اسم مستعار گذاشته بود.

630
00:37:46,030 --> 00:37:48,030
‫بدون من به لهستان رفت.

631
00:37:48,910 --> 00:37:51,610
‫شاید پدرم من رو نگه داشت
‫ چون من رو دوست داشت،

632
00:37:51,780 --> 00:37:54,700
‫ولی می‌دونم که نمی‌خواست جایی زندگی کنم...

633
00:37:54,860 --> 00:37:57,030
‫که میلیون‌ها یهودی کشته شدند...

634
00:37:57,200 --> 00:38:00,610
‫یه سرزمین ضدیهودی، ضدیهودی و استالینیستی.

635
00:38:00,780 --> 00:38:02,860
‫طبق گفته خودش یک سرزمین نفرین شده.

636
00:38:03,030 --> 00:38:04,860
‫این تمام چیزی بود که می‌دانم.

637
00:38:05,570 --> 00:38:08,740
‫پدرم هیچ‌وقت احساساتش را بروز نمی‌دهد.

638
00:38:10,740 --> 00:38:13,320
‫حرف پسرتون حقیقت داره آقای گلدمن؟

639
00:38:13,490 --> 00:38:18,490
‫اعتراف می‌کنم که ممکنه چنین حرفی
‫در مورد لهستانی‌ها زده باشم...

640
00:38:18,700 --> 00:38:21,700
‫ولی من همیشه صلاح پسرم رو می‌خواستم.

641
00:38:22,990 --> 00:38:25,780
‫همیشه مطمئن شدم که کمبودی نداشته باشه.

642
00:38:26,910 --> 00:38:29,360
‫و وقتی که دوباره با روث ازدواج کردم...

643
00:38:29,570 --> 00:38:31,950
‫فورا بردیمش خونه خودمون.

644
00:38:32,410 --> 00:38:35,320
‫همسرم مثل پسر خودش قبولش کرد...

645
00:38:35,700 --> 00:38:37,320
‫و بزرگش کرد.

646
00:38:38,740 --> 00:38:40,110
‫هیچ‌وقت مشکلی درست نکرد؟

647
00:38:40,280 --> 00:38:44,450
‫مشکلات بعدا در نوجوانیش پدیدار شد.

648
00:38:44,660 --> 00:38:49,360
‫چندین دبیرستان بخاطر سرکش بودن اخراجش کردن.

649
00:38:49,740 --> 00:38:53,070
‫چندین بار توی خونه هم بحث کردیم...

650
00:38:53,450 --> 00:38:54,990
‫ولی قسم می‌خورم...

651
00:38:55,610 --> 00:38:58,610
‫که هرکش روی کسی دست بلند نکرد...

652
00:38:59,200 --> 00:39:01,950
‫نه روی برادرهاش و نه روی خواهرش...

653
00:39:02,110 --> 00:39:04,700
‫و حتی به نامادریش هم کاری نداشت.

654
00:39:07,030 --> 00:39:10,070
‫امکان نداره که پسرم یک زن رو کشته باشه.

655
00:39:10,860 --> 00:39:14,900
‫اگه چنین کاری کرده باشه
‫ ما دیگه نسبتی نداریم...

656
00:39:15,030 --> 00:39:18,110
‫و برای دیدنش به زندان نمی‌رفتم.

657
00:39:18,490 --> 00:39:21,360
‫ولی همچنان دو سال صبر کردید
‫که به ملاقاتش برید.

658
00:39:23,030 --> 00:39:24,240
‫چرا؟

659
00:39:25,280 --> 00:39:28,200
‫می‌خواستید که مطمئن بشید که بی‌گناهه؟

660
00:39:30,450 --> 00:39:32,570
‫چطور مطمئن شدید؟

661
00:39:33,990 --> 00:39:36,280
‫برام نامه‌ای نوشت...

662
00:39:36,660 --> 00:39:39,700
‫که در اون به سر یک همرزم...

663
00:39:39,860 --> 00:39:43,990
‫که در سال 44 سرش از تنش توسط
‫نیروهای پلیس ویشی جدا شده بود قسم خورد.

664
00:39:44,570 --> 00:39:46,450
‫- و شما حرفش رو باور کردید؟
‫- بله.

665
00:39:47,110 --> 00:39:51,320
‫تا قبل نوشتن اون نامه شما فکر می‌کردید
‫که ممکنه چنین کاری کرده باشه؟

666
00:39:51,490 --> 00:39:55,650
‫نه، چون می‌دونستم که
‫ حتی در بدترین لحظاتش...

667
00:39:56,160 --> 00:39:58,150
‫برای زندگی بقیه ارزش قائله.

668
00:39:58,320 --> 00:40:00,320
‫کافیه دیگه!

669
00:40:00,490 --> 00:40:04,030
‫نظر پدرم چه اهمیتی داره؟

670
00:40:04,200 --> 00:40:06,450
‫چه فرقی می‌کنه که توانایی
‫انجامش رو داشته باشم یا نه؟

671
00:40:06,660 --> 00:40:08,780
‫حقیقت اینه که من گناهکار نیستم، خب؟

672
00:40:08,910 --> 00:40:10,490
‫ساکت باش گلدمن.

673
00:40:11,740 --> 00:40:13,030
‫بذارید ادامه بدیم.

674
00:40:14,410 --> 00:40:16,070
‫در مورد باقی جرائم...

675
00:40:16,240 --> 00:40:17,900
‫امکان داره اون‌ها رو انجام داده باشه؟

676
00:40:18,740 --> 00:40:20,070
‫اون‌ها هم نه.

677
00:40:20,240 --> 00:40:22,740
‫- ولی اعتراف کرده.
‫- می‌دونم.

678
00:40:23,450 --> 00:40:25,030
‫چطور ممکنه؟

679
00:40:26,700 --> 00:40:29,490
‫شاید نوعی خودکشی باشه.

680
00:40:29,990 --> 00:40:32,650
‫به عنوان مثال شونزده سالگیش
‫ توی مدرسه شبانه‌روزی...

681
00:40:32,820 --> 00:40:35,150
‫بعد بحث با همکلاسیش...

682
00:40:35,320 --> 00:40:38,950
‫خودش رو از پنجره پرت کرد
‫ روی یک سایبان شیشه‌ای.

683
00:40:39,410 --> 00:40:41,780
‫سرش آسیب جدی دید.

684
00:40:43,200 --> 00:40:46,200
‫شاید همش تقصیر من باشه.

685
00:40:49,700 --> 00:40:53,280
‫ببخشید که درکت نکردم.

686
00:40:54,860 --> 00:40:57,240
‫می‌دونی، قبل خوندن کتابت...

687
00:40:59,200 --> 00:41:00,650
‫تو رو نمی‌شناختم.

688
00:41:03,200 --> 00:41:04,780
‫سوالی ندارید؟

689
00:41:04,910 --> 00:41:06,700
‫من یک سوال دارم جناب قاضی.

690
00:41:06,860 --> 00:41:10,240
‫چرا مادر متهم احضار نشده؟

691
00:41:10,410 --> 00:41:13,030
‫نتونست برای ترک لهستان ویزا بگیره.

692
00:41:13,200 --> 00:41:15,860
‫با وجود امکان حکم اعدام پسرش؟

693
00:41:15,990 --> 00:41:19,820
‫از نظر قانونی مادرش نیست.
‫پس درخواستش رد شد.

694
00:41:19,950 --> 00:41:21,950
‫از دید من این ترفندی از جانب متهمه...

695
00:41:22,110 --> 00:41:25,070
‫که گذشته بحث‌برانگیز مادرش...

696
00:41:25,240 --> 00:41:27,650
‫یعنی اتهام به جاسوسی، حبس در لهستان...

697
00:41:27,820 --> 00:41:30,490
‫شورش و ترک خانواده‌اش
‫و باقی موارد رو بپوشونه.

698
00:41:30,700 --> 00:41:33,450
‫اون هم برای حمایت از غرور بزرگ پدرش...

699
00:41:33,660 --> 00:41:36,700
‫مقاومت و میهن‌پرستی...
‫چه تصور قشنگی!

700
00:41:36,860 --> 00:41:39,360
‫تو خیال کردی کی هستی؟

701
00:41:39,570 --> 00:41:42,700
‫به چه حقی در مورد والدین من حرف می‌زنی؟
‫خودت چی هستی؟

702
00:41:42,860 --> 00:41:45,400
‫چه تجربیاتی داری؟ هیچی!

703
00:41:45,950 --> 00:41:48,610
‫والدین من قهرمانان شجاع و مثال‌زدنی هستن.

704
00:41:48,780 --> 00:41:51,110
‫از مصیبت‌هایی دشوار جان سالم بدر بردن.

705
00:41:51,610 --> 00:41:56,990
‫من جای این‌که قدرشون رو بدونم خودم رو
‫غرق مهمانی و مشروب و خلاف کردم.

706
00:41:57,160 --> 00:41:59,200
‫باید ازشون عذرخواهی کنم.

707
00:42:02,110 --> 00:42:04,240
‫ممنونم جناب. می‌تونید برید.

708
00:42:04,410 --> 00:42:05,320
‫ممنونم.

709
00:42:05,490 --> 00:42:07,320
‫پانزده دقیقه استراحت می‌کنیم.

710
00:42:33,450 --> 00:42:35,820
‫نمی‌خواستم کریستین شهادت بده.

711
00:42:36,070 --> 00:42:37,900
‫چرا گذاشتی شهادت بده؟

712
00:42:38,200 --> 00:42:40,610
‫احضارش کردن. چه کاری از دستم برمی‌اومد؟

713
00:42:40,780 --> 00:42:43,650
‫پدرم هم مجبور شد بی‌گناهیم رو توجیه‌ کنه.

714
00:42:43,860 --> 00:42:45,360
‫چه آبروریزی‌ای!

715
00:42:45,570 --> 00:42:46,900
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمت!

716
00:42:47,070 --> 00:42:48,280
‫چرا خانوادم رو کشیدی وسط؟

717
00:42:48,450 --> 00:42:51,570
‫بخاطر خودت دیگه! متهم تویی.

718
00:42:52,030 --> 00:42:53,700
‫حالا هم بشین.

719
00:42:54,030 --> 00:42:56,860
‫شاهدین بعدی پیچیده‌تر هستن.

720
00:42:56,990 --> 00:42:58,320
‫- جدی؟
‫- آره.

721
00:42:58,990 --> 00:43:02,400
‫بیا یکی یکی اعتبارشون رو از بین ببریم.

722
00:43:02,610 --> 00:43:04,820
‫قبلا توی کتابم این کار رو کردم.

723
00:43:04,950 --> 00:43:07,110
‫توی سلول تنها بودی!

724
00:43:07,280 --> 00:43:08,700
‫راحت بود.

725
00:43:08,860 --> 00:43:13,570
‫الان شخصا جلوت هستن.
‫می‌تونن باهات مخالفت کنن.

726
00:43:14,240 --> 00:43:17,860
‫فقط ازت می‌خوام که صرفا سخت‌ترش نکنی.

727
00:43:17,990 --> 00:43:19,990
‫خشم و شوخ‌طبعیت رو کنترل کن.

728
00:43:20,160 --> 00:43:23,740
‫انقدر در مورد توطئه‌ پلیس‌ها حرف نزن.

729
00:43:23,950 --> 00:43:27,030
‫ممکنه جلوی هیئت منصفه
‫پایان بدی داشته باشه.

730
00:43:27,450 --> 00:43:30,400
‫و لطفا جلوی تحریک‌های گارو مقاومت کن.

731
00:43:30,610 --> 00:43:33,070
‫اون زیرک و حیله‌گره.

732
00:43:33,240 --> 00:43:36,700
‫همون‌طور که دیدیم هرکاری
‫ می‌کنه که از کوره در بری.

733
00:43:36,910 --> 00:43:39,200
‫اگه موفق بشه برنده می‌شه.

734
00:43:40,320 --> 00:43:41,820
‫متوجه‌ای؟

735
00:43:49,740 --> 00:43:54,490
‫جناب ژوبار، در زمان رخ‌داد این
‫ جنایت شما رئیس‌پلیس بودید...

736
00:43:54,700 --> 00:43:57,650
‫و به گزارشات محرمانه دسترسی داشتید.

737
00:43:57,820 --> 00:44:01,240
‫می‌شه بگید اون شهادت رو چطور ضبط کردید؟

738
00:44:01,910 --> 00:44:05,240
‫در مارس 1970 بعد حدود
‫سه ماه گذشتن از جنایات...

739
00:44:05,410 --> 00:44:08,400
‫یکی از خبرچین‌هامون اومد و بهمون گفت...

740
00:44:08,610 --> 00:44:12,950
‫شخص «گلد» نامی حملات رو ترتیب دیده.
‫از جمله حمله به داروخانه.

741
00:44:13,570 --> 00:44:17,570
‫در همان روز در نزدیکی اودئون
‫با گلدمن مشروب خورده...

742
00:44:17,740 --> 00:44:22,650
‫و گلدمن بهش گفته که به یه فروشگاه لبنیاتی
‫ در سنت‌پال حمله می‌کنه.

743
00:44:22,820 --> 00:44:26,450
‫حتی اسلحه‌هاش رو هم بهش نشون داده.
‫یک هرستال و یک پی38.

744
00:44:27,610 --> 00:44:31,070
‫خبرچین شما از کجا متقاعد شده...

745
00:44:31,240 --> 00:44:34,070
‫که پیر گلدمن قاتل پرونده داروخانه بوده؟

746
00:44:34,240 --> 00:44:36,240
‫خود گلدمن بعدش بهش گفته.

747
00:44:36,410 --> 00:44:39,110
‫دروغه. من اصلا دیگه ندیدمش.

748
00:44:39,280 --> 00:44:41,320
‫پس چرا متهمت کرده؟

749
00:44:41,490 --> 00:44:44,200
‫صرفا یه احمقه که خواسته سروصدایی بکنه.

750
00:44:44,410 --> 00:44:46,030
‫- چرا بس نمی‌کنه؟
‫- نمی‌دونم.

751
00:44:46,200 --> 00:44:49,490
‫مغز کوته‌فکرش داستانی بافته
‫ که برای من فاجعه‌باره.

752
00:44:49,700 --> 00:44:50,950
‫داستان؟

753
00:44:51,110 --> 00:44:54,320
‫علاقه شدیدی به مقالات خبرنگاری
‫در مورد جرائم داشت.

754
00:44:54,490 --> 00:44:58,820
‫شنیده که قاتل مثل من از یه اسلحه هرستال
‫ و کیف مشابه استفاده کرده.

755
00:44:58,950 --> 00:45:02,740
‫همه چیز مطابقت داشته و خودش
‫ رو متقاعد کرده که کار من بوده.

756
00:45:02,910 --> 00:45:04,360
‫طرف احمقه.

757
00:45:04,570 --> 00:45:06,200
‫مگه دوستت نبوده؟

758
00:45:06,360 --> 00:45:09,110
‫این کلمه رو باید با لحن تمسخر بیان کرد.

759
00:45:10,240 --> 00:45:13,610
‫بخاطر این‌که دوستتونه اسمش رو نمی‌گید؟

760
00:45:13,780 --> 00:45:14,820
‫نه.

761
00:45:14,950 --> 00:45:18,900
‫چون وقتی بچه بودم بابام
‫ بهم یاد داده که خبرچینی نکنم.

762
00:45:19,030 --> 00:45:21,070
‫تنها حرف پدرم که قبول دارم همینه.

763
00:45:21,240 --> 00:45:23,450
‫با این‌حال تمام دوست‌هات...

764
00:45:23,660 --> 00:45:26,150
‫که ممکن بود شاهد غیبتت
‫حین جرم باشن رو نام بردی.

765
00:45:26,700 --> 00:45:27,700
‫این فرق داره؟

766
00:45:27,860 --> 00:45:30,240
‫کاملا. این اتهام نیست.

767
00:45:30,820 --> 00:45:32,240
‫متوجه نمی‌شم که چرا...

768
00:45:32,410 --> 00:45:35,360
‫بعد این همه مدت همچنان
‫از این فرد دفاع می‌کنی.

769
00:45:35,570 --> 00:45:38,740
‫اگه اسمش رو بیاری می‌تونیم
‫ احضارش کنیم که شهادت بده...

770
00:45:38,910 --> 00:45:41,070
‫و بابت دروغ‌هاش تقاص پس بده.

771
00:45:41,240 --> 00:45:43,860
‫همون‌طور که گفتم من خبرچینی نمی‌کنم.

772
00:45:43,990 --> 00:45:48,900
‫بسه دیگه گلدمن. بگو کیه.
‫بحث آینده‌ات وسطه.

773
00:45:49,360 --> 00:45:50,900
‫نه، نمی‌تونم.

774
00:45:52,990 --> 00:45:54,950
‫اجازه صحبت دارم جناب قاضی؟

775
00:45:56,280 --> 00:45:57,650
‫جناب گلدمن...

776
00:45:57,820 --> 00:45:59,780
‫خودتون رو بذارید جای ما.
‫بهمون کمک کنید.

777
00:45:59,910 --> 00:46:01,740
‫ما درک نمی‌کنیم.

778
00:46:01,910 --> 00:46:02,990
‫ساده‌ست.

779
00:46:03,160 --> 00:46:06,900
‫دادگاه بخاطر شهادت مزخرفش به من گیر داده.

780
00:46:07,030 --> 00:46:08,450
‫عامل همه مشکلات من اونه.

781
00:46:08,660 --> 00:46:11,650
‫ساده‌تر نیست که احضارش کنیم که شهادت بده؟

782
00:46:11,820 --> 00:46:15,280
‫بدون شک چرا، ولی همان‌طور
‫که گفتم خبرچینی نمی‌کنم.

783
00:46:15,450 --> 00:46:17,740
‫موضوع اخلاقیات شخصیه.

784
00:46:18,160 --> 00:46:21,700
‫من رو به دلیل جرم‌هایی که بهش
‫اعتراف کردم بازداشت شدم...

785
00:46:21,860 --> 00:46:24,900
‫ولی حین این آشفتگی ذره‌ای
‫از شرافت درونم باقی‌مونده....

786
00:46:25,070 --> 00:46:27,570
‫که قسم بخورم که خبرچینی کسی رو نکنم.

787
00:46:27,740 --> 00:46:30,900
‫مگر این‌که دلیلش خیلی شرافت
‫ کمتری به همراه داشته باشه.

788
00:46:31,910 --> 00:46:33,740
‫منظورتون چیه؟

789
00:46:33,910 --> 00:46:37,070
‫ممکنه تصور کنیم که گلدمن نمی‌خواد
‫ اون شخص شهادت بده...

790
00:46:37,240 --> 00:46:38,650
‫چون که شهادتش اون رو محکوم می‌کنه.

791
00:46:38,820 --> 00:46:41,650
‫شهادتش من رو محکوم نمی‌کنه!

792
00:46:41,820 --> 00:46:43,570
‫ثابت می‌کنه که من بی‌گناهم.

793
00:46:43,740 --> 00:46:45,450
‫اون شخص در مورد همه‌چیز اشتباه کرده...

794
00:46:45,660 --> 00:46:48,740
‫اسلحه‌ها، لباس‌ها، کیسه، مغازه و گروه سرقت.

795
00:46:48,910 --> 00:46:50,110
‫مزخرفه!

796
00:46:52,320 --> 00:46:54,700
‫جناب قاضی، می‌شه به حقایق برگردیم؟

797
00:46:54,860 --> 00:46:56,490
‫- ادامه بدید.
‫- ممنونم.

798
00:46:57,490 --> 00:47:00,360
‫آقای ژوبار، وقتی که اون شخص گلدمن
‫رو پیش شما محکوم کرد...

799
00:47:00,570 --> 00:47:03,780
‫از پناهگاهی صحبت کرد که
‫ پلیس توش سلاح پیدا کرده...

800
00:47:03,910 --> 00:47:06,820
‫ولی سلاح‌ها متعلق به
‫پرونده داروخانه نبودند. درسته؟

801
00:47:06,950 --> 00:47:10,360
‫بله، ولی با سلاح‌های به کار رفته
‫ در پرونده داروخانه همخوانی داشتند.

802
00:47:10,570 --> 00:47:12,740
‫ولی اعتراف می‌کنید که طبق گفته موکل من...

803
00:47:12,910 --> 00:47:15,490
‫اون شخص سلاح‌ها رو به
‫ اشتباه شناسایی کرده بود.

804
00:47:15,700 --> 00:47:16,360
‫بله.

805
00:47:16,570 --> 00:47:20,320
‫در اون صورت ممکنه گلدمن رو هم
‫ به اشتباه شناسایی کرده باشه.

806
00:47:20,490 --> 00:47:24,400
‫گلدمن ممکنه با سلاح دیگه‌ای
‫سر صحنه جرم بوده باشه...

807
00:47:24,610 --> 00:47:26,820
‫ولی مدرکی وجود نداره که این رو اثبات بکنه.

808
00:47:26,950 --> 00:47:27,900
‫بله.

809
00:47:28,320 --> 00:47:32,900
‫پس می‌گید مدرکی وجود نداره که اثبات بکنه
‫ گلدمن سر صحنه جرم بوده؟

810
00:47:33,780 --> 00:47:35,200
‫بله درسته.

811
00:47:37,320 --> 00:47:40,030
‫بیایید جدی باشیم جناب قاضی!

812
00:47:41,280 --> 00:47:43,700
‫اون شخص و اشتباهش مهم نیستن...

813
00:47:43,860 --> 00:47:47,570
‫اطلاعاتش پلیس رو به سمت
‫شاهدینی هدایت کردن...

814
00:47:47,740 --> 00:47:50,650
‫که همشون گلدمن رو شناسایی کرده بودن.

815
00:47:55,490 --> 00:47:57,030
‫ممنونم رئیس پلیس.

816
00:47:59,860 --> 00:48:01,950
‫وقتی من وارد داروخانه شدم...

817
00:48:02,110 --> 00:48:05,700
‫شگفت‌زده شدم که دیدم
‫سیستم امنیتی روشن شد.

818
00:48:05,860 --> 00:48:08,650
‫با وجود هشدار به سمت پیشخوان رفتم...

819
00:48:09,240 --> 00:48:12,280
‫و دو پا رو جلوی در اتاق پشتی دیدم.

820
00:48:14,030 --> 00:48:17,400
‫که متعلق به خانم دلونی،
‫رئیس همسرم بودند.

821
00:48:19,820 --> 00:48:21,900
‫به پشت دراز کشیده بود...

822
00:48:22,660 --> 00:48:25,030
‫دکمه‌های کتش کامل بسته بود...

823
00:48:25,660 --> 00:48:27,950
‫و شال‌گردنش دور گردنش بود.

824
00:48:28,950 --> 00:48:30,490
‫و بی‌جان افتاده بود.

825
00:48:32,910 --> 00:48:34,780
‫رفتم پشت پیشخوان...

826
00:48:35,570 --> 00:48:38,110
‫و صحنه وحشتناکی دیدم.

827
00:48:39,990 --> 00:48:42,780
‫زنم جلوم روی زمین دراز کشیده بود.

828
00:48:44,280 --> 00:48:46,280
‫دستکش‌های چرمی به دست داشت.

829
00:48:46,950 --> 00:48:51,400
‫همراه با کت سفید و سیاه راه‌راهی
‫ که برای تولدش خریده بودم.

830
00:48:53,950 --> 00:48:56,200
‫فکر کردم که خفه شدن.

831
00:48:56,610 --> 00:48:58,780
‫بوی عجیبی می‌اومد.

832
00:48:59,410 --> 00:49:01,740
‫ولی به محض رسیدن به اتاق پشتی...

833
00:49:01,910 --> 00:49:06,360
‫دیدم که سر خانم دلونی در
‫ خون کف اتاق غرق شده.

834
00:49:06,990 --> 00:49:08,650
‫و بعد فهمیدم بو از کجاست.

835
00:49:10,200 --> 00:49:13,030
‫کنارش یک مرد روی زمین دراز کشیده بود.

836
00:49:14,950 --> 00:49:18,820
‫از صورتش شدیدا خونریزی داشت،
‫ولی نفس می‌کشید.

837
00:49:21,410 --> 00:49:23,990
‫و صدای زنگ شدید ادامه داشت...

838
00:49:27,410 --> 00:49:29,740
‫دویدم بیرون، درخواست کمک کردم...

839
00:49:30,240 --> 00:49:31,950
‫دکتر خبر کردم...

840
00:49:33,610 --> 00:49:37,030
‫ولی می‌دونستم که برای کمک به
‫جینین و رئیسش دیر شده.

841
00:49:41,320 --> 00:49:43,900
‫هر روز عصر از سرکار می‌رفتم دیدن همسرم...

842
00:49:43,900 --> 00:49:46,900
‫که با هم بریم پیش فلورنس کوچولومون...

843
00:49:47,030 --> 00:49:48,990
‫که اون زمان 28 ماهش بود.

844
00:49:55,660 --> 00:49:57,700
‫گلدمن قاتل!

845
00:50:00,740 --> 00:50:04,490
‫«وقتی من وارد شدم دو داروساز
‫توی اتاق پشتی بودن.

846
00:50:04,700 --> 00:50:08,070
‫هر دو کت به تن داشتن
‫و آماده رفتن بودن.

847
00:50:08,360 --> 00:50:13,200
‫همچنین آقایی رو جلوی خانم‌هایی
‫ که ترسیده بودن دیدم.

848
00:50:13,360 --> 00:50:16,030
‫اسلحه به دست سمت من اومد.

849
00:50:16,200 --> 00:50:18,110
‫اسلحه رو سمت من گرفت و گفت:

850
00:50:18,280 --> 00:50:20,240
‫تو هم برو اونجا.

851
00:50:20,610 --> 00:50:25,450
‫وقتی که حواسش به زن‌ها بود
‫ کیف‌پولم رو طرف دیوار انداختم.

852
00:50:25,660 --> 00:50:27,990
‫توش حدود پانصد فرانک پول بود.

853
00:50:28,280 --> 00:50:31,950
‫بعد با اسلحه مجبورمون کرد
‫ که به اتاق پشتی بریم.

854
00:50:32,110 --> 00:50:35,950
‫رو کرد به سمت من و گفت که
‫«هر چی داری رد کن بیاد.»

855
00:50:36,110 --> 00:50:38,150
‫بهش گفتم که پولی ندارم...

856
00:50:38,320 --> 00:50:39,950
‫فقط یه سکه پنج فرانکی...

857
00:50:40,110 --> 00:50:42,650
‫برای دارو، چون آخر ماهه.

858
00:50:42,820 --> 00:50:44,240
‫و بعد گفتم...

859
00:50:44,410 --> 00:50:47,110
‫«خیلی عوضی هستی و گیر می‌افتی!»

860
00:50:47,450 --> 00:50:49,610
‫وقتی دست بردم توی جیبم
‫که سکه رو در بیارم...

861
00:50:49,780 --> 00:50:54,030
‫اون مرد بهم شلیک کرد و من
‫افتادم توی کمدی که کنارم بود.

862
00:50:54,200 --> 00:50:56,280
‫بعد صدای جیغ زن‌ها رو شنیدم که گفتن...

863
00:50:56,450 --> 00:50:59,240
‫«نه! نه! نه!»

864
00:51:00,110 --> 00:51:02,700
‫دوباره بهم شلیک کرد و از هوش رفتم.

865
00:51:03,820 --> 00:51:08,030
‫قاتل حدودا سی ساله بود،
‫قد بلندتر از من، با چهره کشیده...

866
00:51:08,200 --> 00:51:12,570
‫لاغر با پوستی تیره مدیترانه‌ای،
‫اسپانیایی یا پرتغالی...

867
00:51:12,740 --> 00:51:15,240
‫یه کلاه صاف چرمی...

868
00:51:15,410 --> 00:51:17,400
‫و یه کت بارانی خاکستری تیره داشت.

869
00:51:17,610 --> 00:51:19,110
‫خوب فرانسوی حرف می‌زد.

870
00:51:19,950 --> 00:51:21,740
‫کاملا مطمئنم که توی دفتر پلیس...

871
00:51:22,160 --> 00:51:25,570
‫خود گلدمن بود.

872
00:51:25,740 --> 00:51:27,950
‫صداش رو هم شناختم.

873
00:51:29,160 --> 00:51:31,320
‫اصلا هیچ شکی ندارم.»

874
00:51:34,700 --> 00:51:39,150
‫این بیانیه ریموند تروکارد،
‫عضو گروه مقاومت...

875
00:51:39,320 --> 00:51:42,400
‫و بازمانده قتل‌های داروخانه بود...

876
00:51:42,700 --> 00:51:45,820
‫که در یک تصادف رانندگی کشته شد.

877
00:51:48,990 --> 00:51:52,780
‫خانم کارل، شما با شوهرتون
‫از جلوی داروخانه رد شدید...

878
00:51:52,910 --> 00:51:54,950
‫و نذاشتید که دخالت کنه...

879
00:51:55,110 --> 00:51:58,610
‫و در کافه‌ای در نزدیکی
‫زنگ خطر رو به صدا در آوردید.

880
00:51:58,990 --> 00:52:00,570
‫قبل فرار...

881
00:52:00,740 --> 00:52:03,320
‫تونستید مهاجم رو در داروخانه ببینید؟

882
00:52:03,660 --> 00:52:05,400
‫- بله، از پشت.
‫- بلندتر!

883
00:52:05,610 --> 00:52:07,200
‫لطفا بلندتر حرف بزنید.

884
00:52:07,360 --> 00:52:08,900
‫بله، از پشت دیدم.

885
00:52:09,070 --> 00:52:12,110
‫مردی که دیدید رو چطور توصیف می‌کنید؟

886
00:52:12,610 --> 00:52:17,110
‫یه شبح تیره، با اسلحه کمری در دست راستش.

887
00:52:17,280 --> 00:52:19,700
‫همه این‌ها رو از پشت دیدید؟

888
00:52:19,860 --> 00:52:22,990
‫نه، کامل به پشت نبود.
‫تقریبا نیم‌رخ بود.

889
00:52:23,200 --> 00:52:26,700
‫گلدمن، وایستا.
‫مایل به خانم ایست کن.

890
00:52:27,160 --> 00:52:29,200
‫به کدام سمت جناب قاضی؟

891
00:52:29,360 --> 00:52:30,740
‫به کدام سمت خانم؟

892
00:52:30,910 --> 00:52:32,360
‫سمت راست.

893
00:52:34,450 --> 00:52:35,860
‫به سمت دیوار.

894
00:52:39,820 --> 00:52:44,610
‫این همون فردیه که نوزدهم
‫دسامبر 1969 در داروخانه دیدید؟

895
00:52:45,280 --> 00:52:47,900
‫عجله نکنید. موضوع مهمیه.

896
00:52:48,030 --> 00:52:49,900
‫الان واقعا مطمئن نیستم.

897
00:52:50,070 --> 00:52:52,110
‫شاید صورتش استخوانی‌تر بود...

898
00:52:52,280 --> 00:52:57,240
‫ولی وقتی وارد دادگاه شدم و دیدمش...

899
00:52:57,410 --> 00:52:58,860
‫همون احساس درون داروخانه بهم دست داد.

900
00:52:59,950 --> 00:53:02,820
‫- یعنی چی که «دست داد»؟
‫- همون احساس بود.

901
00:53:02,950 --> 00:53:06,950
‫یعنی چی؟ یعنی می‌شه بر اساس
‫یه احساس یه نفر رو دادگاهی کرد؟

902
00:53:07,110 --> 00:53:08,780
‫این دیگه چه حرفیه؟

903
00:53:08,910 --> 00:53:12,110
‫جناب کیجمان. شاهد رو تحریک نکنید.
‫ساده‌ست.

904
00:53:12,320 --> 00:53:13,240
‫ببخشید.

905
00:53:13,410 --> 00:53:17,320
‫گفتید همون احساس بهتون دست داد.
‫منظورتون چیه؟

906
00:53:17,820 --> 00:53:19,860
‫خب منظورم اینه که...

907
00:53:19,990 --> 00:53:23,070
‫وقتی وارد شدم و دیدمش...

908
00:53:23,240 --> 00:53:24,900
‫مثل همون روز ترسیدم.

909
00:53:25,070 --> 00:53:27,450
‫- چهره‌اش شما رو می‌ترسونه؟
‫- بله.

910
00:53:27,660 --> 00:53:30,490
‫این مرد یادآور همون مرد داروخانه‌ست؟

911
00:53:30,700 --> 00:53:32,400
‫شاهد رو به سمت خاصی هدایت نکنید.

912
00:53:32,610 --> 00:53:35,110
‫بی‌طرفانه سوال بپرسید جناب کیجمان.

913
00:53:35,280 --> 00:53:36,240
‫بسیارخب.

914
00:53:36,410 --> 00:53:40,360
‫گفتید که ازش ترسیدید.
‫منظورتون از این حرف چیه؟

915
00:53:40,570 --> 00:53:43,400
‫خب وقتی که قبل‌تر دیدمش...

916
00:53:44,570 --> 00:53:46,110
‫همین حس رو داشت.

917
00:53:46,660 --> 00:53:47,700
‫یه حس غریزی.

918
00:53:47,860 --> 00:53:49,900
‫ولی چهره‌اش یادآور مهاجم نیست؟

919
00:53:50,030 --> 00:53:51,400
‫چرا هست.

920
00:53:51,610 --> 00:53:53,110
‫حالا شد.

921
00:53:53,280 --> 00:53:57,030
‫این خانم الان احساس شش سال
‫پیشش رو توصیف کرد...

922
00:53:57,200 --> 00:53:59,900
‫و اضافه کرد که یادآور فردیه که دیده.

923
00:54:00,030 --> 00:54:01,950
‫نگفت که خودشه...

924
00:54:02,110 --> 00:54:03,990
‫بلکه گفت یادآور اونه.

925
00:54:04,780 --> 00:54:08,360
‫یعنی آقای گلدمن با
‫تصوراتش از یه قاتل جور در میاد.

926
00:54:08,570 --> 00:54:11,280
‫تخیلش از حافظه‌اش قوی‌تره.

927
00:54:11,450 --> 00:54:13,280
‫همه اینجا می‌دونن که...

928
00:54:13,450 --> 00:54:16,610
‫قاتل یک سوئدی قدبلند
‫ و مو روشن نیست و این پرونده...

929
00:54:16,780 --> 00:54:19,360
‫تنها برعهده شاهدین می‌باشد.

930
00:54:19,570 --> 00:54:22,280
‫باید مردی که یادآور قاتله رو محکوم کنیم؟

931
00:54:22,450 --> 00:54:24,900
‫نه، عدالت این نیست.

932
00:54:25,070 --> 00:54:26,450
‫باید خودش رو پیدا کنیم.

933
00:54:26,660 --> 00:54:28,990
‫این شیوه غیرقابل تحمله.

934
00:54:30,240 --> 00:54:34,700
‫آقای کیجمان به زور از شاهد جواب می‌گیره
‫ تا صحبت‌های از پیش تمرین شده خودش رو بزنه.

935
00:54:34,860 --> 00:54:37,700
‫تمرین‌شده و بی‌تناسب.

936
00:54:37,860 --> 00:54:41,820
‫اگه گلدمن یادآور قاتله
‫ چرا باید دنبال یکی دیگه بگردیم؟

937
00:54:42,740 --> 00:54:44,030
‫- تموم شد؟
‫- تقریبا.

938
00:54:44,200 --> 00:54:45,990
‫فرانسیس، عکس لطفا.

939
00:54:47,360 --> 00:54:48,570
‫ممنونم.

940
00:55:01,610 --> 00:55:05,150
‫هیئت منصفه توی این عکس
‫پیر گلدمن رو تشخیص می‌ده؟

941
00:55:05,610 --> 00:55:06,860
‫- بله.
‫- بله خودشه.

942
00:55:06,990 --> 00:55:08,150
‫خودشه.

943
00:55:08,860 --> 00:55:13,240
‫خیر. متاسفانه خودش نیست.
‫صرفا بازیگریه که بهش شباهت داره.

944
00:55:13,410 --> 00:55:15,610
‫ممکنه در زمینه شاهد هم همین باشه.

945
00:55:21,860 --> 00:55:24,320
‫ داشتم با پسرعموم مشروب می‌خوردم...

946
00:55:24,780 --> 00:55:28,860
‫که یه زوج دویدن داخل و گفتن
‫«توی داروخانه تیراندازی شده.»

947
00:55:28,990 --> 00:55:30,570
‫سراسیمه رفتم اونجا.

948
00:55:30,740 --> 00:55:33,400
‫حین دویدن یکی دو تای دیگه صدای شلیک شنیدم.

949
00:55:33,820 --> 00:55:37,780
‫پشت پیشخوان داروخانه
‫ مردی رو دیدم که فریاد زد...

950
00:55:37,910 --> 00:55:39,610
‫«تکون نخور وگرنه می‌میری.»

951
00:55:39,820 --> 00:55:41,700
‫شلیک کرد ولی اسلحه‌اش گیر کرد.

952
00:55:41,860 --> 00:55:43,570
‫رفت اون سمت پیشخوان...

953
00:55:43,740 --> 00:55:47,950
‫سعی کردم بگیرمش ولی کت بارانیش
‫ از توی دستم سُر خورد.

954
00:55:48,280 --> 00:55:49,450
‫دنبالش دویدم...

955
00:55:49,660 --> 00:55:52,780
‫گرفتمش و انداختمش روی زمین.

956
00:55:53,070 --> 00:55:54,900
‫ولی وقتی که گیرش انداختم...

957
00:55:55,030 --> 00:55:59,360
‫حرومزاده یه اسلحه دیگه
‫ درآورد و بهم شلیک کرد.

958
00:55:59,780 --> 00:56:01,150
‫من افتادم روی زمین.

959
00:56:01,320 --> 00:56:03,900
‫می‌شنیدم که رهگذرها
‫اومدن بهم کمک کنن...

960
00:56:04,030 --> 00:56:05,820
‫بعد از هوش رفتم.

961
00:56:06,740 --> 00:56:10,700
‫جناب کینت، شما افسر پلیسی بودید که
‫ اون روز مشغول انجام وظیفه نبودید...

962
00:56:10,860 --> 00:56:12,820
‫و واکنش مناسبی نشون دادید.

963
00:56:13,820 --> 00:56:17,200
‫دادگاه بابت شجاعتتون از شما قدردانی می‌کنه.

964
00:56:17,360 --> 00:56:18,950
‫ممنونم جناب قاضی.

965
00:56:19,110 --> 00:56:20,900
‫وظیفه بنده بود.

966
00:56:21,110 --> 00:56:23,950
‫آقا، می‌تونید تایید کنید که...

967
00:56:24,110 --> 00:56:26,990
‫مردی که اونجا نشسته همون مردیه که...

968
00:56:27,160 --> 00:56:31,450
‫در تاریخ نوزدهم دسامبر 1969 در بلوار
‫ریچارد لنوآر به شما شلیک کرده؟

969
00:56:32,030 --> 00:56:33,610
‫بله، خودشه.

970
00:56:34,950 --> 00:56:37,110
‫- مطمئنید؟
‫- کاملا.

971
00:56:37,280 --> 00:56:38,150
‫آقا...

972
00:56:38,320 --> 00:56:39,860
‫مایلم اشاره کنم که...

973
00:56:39,990 --> 00:56:43,400
‫آقای کینت چندین بار حرف خودش رو نقض کرده.

974
00:56:43,610 --> 00:56:46,570
‫بار اول گفت که اون شخص دورگه بود.

975
00:56:46,740 --> 00:56:50,320
‫دوباره به پلیس گفت
‫که اهل مدیترانه بود...

976
00:56:50,490 --> 00:56:54,700
‫که یک ژاکت و یک کت بارانی
‫قهوه‌ای یا آبی تیره داشته...

977
00:56:54,860 --> 00:56:56,610
‫و در آخر هم گفته گبردین بوده.

978
00:56:56,910 --> 00:56:59,700
‫اول سی و پنج ساله بوده،
‫بعد سی ساله، و آخر هم بیست و پنج ساله.

979
00:56:59,860 --> 00:57:02,110
‫می‌گه که وارد داروخانه شده...

980
00:57:02,280 --> 00:57:05,740
‫ولی شاهدین می‌گن که اصلا وارد نشده.

981
00:57:06,490 --> 00:57:10,990
‫علاوه‌ براین شاهدین زیادی می‌گن
‫که قاتل کلاه به سر داشته.

982
00:57:11,160 --> 00:57:12,700
‫از لحاظ آماری بخوایم حساب کنیم...

983
00:57:12,860 --> 00:57:16,450
‫منطقیه که اکثریت درست بگن
‫و آقای کینت اشتباه کنه.

984
00:57:16,660 --> 00:57:19,030
‫اما همچنان آقای کینت یک «شاهد کلیدی» هستند.

985
00:57:19,450 --> 00:57:23,070
‫حرفش چه ارزشی داره؟
‫آقای کینت، کسی قصد نداره...

986
00:57:23,570 --> 00:57:25,780
‫قهرمانی و خلوص شما رو زیر سوال ببره...

987
00:57:25,910 --> 00:57:30,610
‫ولی گزارش شما متناقض‌تر از اونیه که ثابت
‫ کنه آقای گلدمن اونیه که بهتون شلیک کرده.

988
00:57:31,450 --> 00:57:34,570
‫وکیل من از صداقت
‫ افسر کینت صحبت می‌کنه...

989
00:57:34,740 --> 00:57:38,200
‫ولی من حرف ایشون رو دروغ
‫و جانبدارانه می‌دونم.

990
00:57:38,700 --> 00:57:40,030
‫منظورتون چیه؟

991
00:57:40,200 --> 00:57:43,400
‫در این مورد وکیلم با من موافق نیست...

992
00:57:43,910 --> 00:57:46,320
‫ولی توطئه پلیس برعلیه من...

993
00:57:46,490 --> 00:57:48,570
‫افسر کینت رو مجاب به این کار کرد.

994
00:57:49,030 --> 00:57:50,780
‫وقتی که دستگیر شدم...

995
00:57:50,910 --> 00:57:55,070
‫قربانی ایده‌آل شدم و مجاب شد
‫که من رو شناسایی کنه.

996
00:57:55,240 --> 00:57:57,030
‫مزخرفه.

997
00:57:57,200 --> 00:58:01,320
‫من جلوی در آزمون شناسایی
‫فورا شناساییش کردم.

998
00:58:01,490 --> 00:58:02,860
‫حتی صداش رو.

999
00:58:02,990 --> 00:58:05,990
‫چند روز قبلش هم از روی عکس
‫ تشخیصش داده بودم.

1000
00:58:06,160 --> 00:58:07,900
‫حتی درنگ هم نکردم.

1001
00:58:08,030 --> 00:58:11,780
‫هرچند به پلیس ذکر کردم...

1002
00:58:11,910 --> 00:58:13,740
‫که مهاجم من کمی مسن‌تر بود.

1003
00:58:13,910 --> 00:58:16,740
‫ عکس ثابت کرد از قبل برنامه‌ریزی شده بود.

1004
00:58:16,910 --> 00:58:19,400
‫پلیس یک عکس قدیمی انتخاب کرده...

1005
00:58:19,610 --> 00:58:21,740
‫که من توش شناسایی نشم.

1006
00:58:21,910 --> 00:58:25,820
‫اما همچنان افسر کینت بعد این‌که در تاریکی
‫ من رو به مدت چند ثانیه دیده...

1007
00:58:25,950 --> 00:58:29,070
‫من رو از اون عکس شناسایی کرده.

1008
00:58:34,450 --> 00:58:36,780
‫آقای کینت، بعد اون حادثه...

1009
00:58:36,910 --> 00:58:39,240
‫در ساعت هشت و پانزده دقیقه شب،
‫به یک نفر که اونجا بوده گفتید:

1010
00:58:39,410 --> 00:58:43,700
‫«حرومزاده به شکمم شلیک کرد. بدبخت شدم.

1011
00:58:43,860 --> 00:58:45,400
‫طرف دورگه بود.»

1012
00:58:45,610 --> 00:58:46,650
‫حقیقت داره؟

1013
00:58:46,820 --> 00:58:49,610
‫شاید. خیلی سریع رخ داد. مطمئن نیستم.

1014
00:58:54,200 --> 00:58:56,360
‫منظورتون از دورگه چیه؟

1015
00:58:57,360 --> 00:58:59,740
‫یه نفر با پوست تیره یا برنزه.

1016
00:59:00,780 --> 00:59:02,860
‫الان از دید شما آقای گلدمن چه شکلیه؟

1017
00:59:03,910 --> 00:59:06,700
‫از قبل پوستش روشن‌تره.

1018
00:59:11,110 --> 00:59:13,900
‫لغت‌نامه کلمه «دورگه» رو به عنوان...

1019
00:59:14,070 --> 00:59:16,280
‫کسی که از یک سیاهپوست
‫و یک زن سفید زاده شده توصیف کرده.

1020
00:59:16,450 --> 00:59:19,070
‫از کلمه «مولو» اسپانیایی،
‫به معنی قاطر.

1021
00:59:19,660 --> 00:59:21,610
‫این هم با مدرک خدمت شما.

1022
00:59:22,070 --> 00:59:24,820
‫یادم نیست که از کلمه
‫ «دورگه» استفاده کرده باشم.

1023
00:59:26,240 --> 00:59:28,030
‫هرچند...

1024
00:59:28,610 --> 00:59:31,950
‫یادمه که توی بیمارستان به پلیس چی گفتم.

1025
00:59:32,110 --> 00:59:34,360
‫گفتم که ظاهری مدیترانه‌ای داشت...

1026
00:59:34,700 --> 00:59:37,280
‫خوب فرانسوی حرف می‌زد و عرب نبود.

1027
00:59:37,450 --> 00:59:42,110
‫این متهم و هزاران مرد دیگر
‫در پاریس رو توصیف می‌کنه.

1028
00:59:43,450 --> 00:59:45,740
‫- جناب قاضی...
‫- سکوت!

1029
00:59:45,910 --> 00:59:47,700
‫شوخی بسه!

1030
00:59:48,820 --> 00:59:51,740
‫ما نیومدیم اینجا که معنی کلمات رو بسنجیم.

1031
00:59:51,910 --> 00:59:54,240
‫دو زن جانشون رو از دست دادن...

1032
00:59:54,410 --> 00:59:56,570
‫و نزدیک بود که این مرد هم کشته بشه.

1033
00:59:56,740 --> 00:59:57,820
‫قضیه جدیه.

1034
00:59:57,950 --> 01:00:00,030
‫من با این مخالفتی ندارم...

1035
01:00:00,200 --> 01:00:02,570
‫ولی سوگیری‌ها می‌تونه شهادت‌ رو تغییر بده.

1036
01:00:02,740 --> 01:00:05,900
‫نظر آقای گلدمن اینه که
‫پلیس‌ها نژادپرست هستند.

1037
01:00:06,240 --> 01:00:09,950
‫خودش توی کتابش نوشته
‫و من ازش نقل‌قول می‌کنم...

1038
01:00:10,110 --> 01:00:14,320
‫«اون آقای کینت خنده
‫نژادپرستانه پلیس‌ها رو داره.»

1039
01:00:14,490 --> 01:00:16,860
‫حتی از لفظ «طبیعتا» استفاده کرده!
‫ظالمانه‌ست!

1040
01:00:16,990 --> 01:00:18,650
‫کاملا ظالمانه‌ست!

1041
01:00:19,160 --> 01:00:20,820
‫کاملا حقیقت داره!

1042
01:00:21,160 --> 01:00:22,610
‫سکوت!

1043
01:00:23,280 --> 01:00:24,200
‫بشینید!

1044
01:00:25,570 --> 01:00:26,820
‫آقای کینت...

1045
01:00:26,950 --> 01:00:30,820
‫اعتراف می‌کنید که از لفظ
‫«دورگه» استفاده کردید؟

1046
01:00:32,110 --> 01:00:33,280
‫گوش کنید...

1047
01:00:34,410 --> 01:00:36,820
‫یادم نیست، ولی می‌دونم که چی دیدم.

1048
01:00:38,570 --> 01:00:41,450
‫من این مرد رو توی نور داروخانه دیدم...

1049
01:00:41,660 --> 01:00:44,990
‫و بعد در بلوار صورتش مقابلم قرار گرفت.

1050
01:00:45,910 --> 01:00:47,490
‫جناب قاضی...

1051
01:00:47,700 --> 01:00:49,820
‫چهره مردی که بهتون شلیک می‌کنه...

1052
01:00:49,950 --> 01:00:51,740
‫به سادگی فراموش نمی‌شه.

1053
01:00:55,860 --> 01:00:59,070
‫خانم لکوک. اون روز شما
‫آرایشگاه رو ترک کردید...

1054
01:00:59,240 --> 01:01:02,490
‫همراه با دوستتون در پلاک 27
‫بلوار ریچارد لنوآر بودید.

1055
01:01:02,700 --> 01:01:06,780
‫هنگامی که به سمت باستیل می‌رفتید
‫دو مرد رو حین درگیری دیدید.

1056
01:01:06,910 --> 01:01:10,360
‫یکیشون افتاد و دیگری فرار کرد
‫ و شما رو هل داد.

1057
01:01:10,570 --> 01:01:13,200
‫- درسته؟
‫- بله، دقیقا.

1058
01:01:13,360 --> 01:01:16,570
‫ولی تا 23 روز بعد نرفتید پیش پلیس.

1059
01:01:16,740 --> 01:01:18,070
‫چه دلیلی داشت؟

1060
01:01:18,240 --> 01:01:21,610
‫مستقیما رفتم خونه. احساساتی شده بودم.

1061
01:01:21,780 --> 01:01:23,150
‫احساساتی؟

1062
01:01:23,320 --> 01:01:24,360
‫بله.

1063
01:01:24,570 --> 01:01:27,240
‫چرا؟ چون دو مرد رو حین درگیری دیدید؟

1064
01:01:27,410 --> 01:01:28,570
‫بله.

1065
01:01:28,740 --> 01:01:32,900
‫و به فکرتون خطور نکرد که
‫ فرداش به پلیس مراجعه کنید؟

1066
01:01:33,570 --> 01:01:35,450
‫نه، از نظر من فقط یک درگیری ساده بود.

1067
01:01:35,740 --> 01:01:38,070
‫پس چرا بعد 23 روز به پلیس مراجعه کردید؟

1068
01:01:38,240 --> 01:01:39,740
‫شنیدم که حین اون قضیه چندین نفر کشته شدن.

1069
01:01:39,910 --> 01:01:42,150
‫جدا؟ چطور شنیدید؟

1070
01:01:42,410 --> 01:01:43,820
‫الان یادم نیست.

1071
01:01:43,950 --> 01:01:46,030
‫سعی کنید یادتون بیاد. مهمه.

1072
01:01:46,200 --> 01:01:49,400
‫شاید از دوست آرایشگرم شنیدم.
‫ ولی الان یادم نیست.

1073
01:01:49,610 --> 01:01:54,110
‫خانم، می‌تونید بگید که فردی
‫که اون شب شما رو هل داد...

1074
01:01:54,280 --> 01:01:57,450
‫همونیه که در جایگاه سمت چپ شما نشسته یا نه؟

1075
01:01:58,450 --> 01:02:00,400
‫- بله خودشه.
‫- عجله نکنید.

1076
01:02:00,910 --> 01:02:03,860
‫بهش نگاه کنید. جوابتون مهمه.

1077
01:02:03,990 --> 01:02:07,070
‫لزومی نداره که خوب نگاه کنم.
‫مطمئنم که همونه.

1078
01:02:08,450 --> 01:02:11,240
‫چطور ممکنه مطمئن باشید
‫درحالی که به پلیس گفتید...

1079
01:02:11,410 --> 01:02:15,240
‫افسر کینت رو با یونیفرم دیدید
‫ و صدای شلیکی نشنیدید؟

1080
01:02:16,570 --> 01:02:18,320
‫جوابتون چیه خانم؟

1081
01:02:18,490 --> 01:02:20,490
‫متوجه منظور ایشون نمی‌شم.

1082
01:02:20,700 --> 01:02:23,900
‫ساده‌ست. در شهادتتون در
‫یازدهم ژانویه سال 1970...

1083
01:02:24,030 --> 01:02:28,400
‫شما گفتید که شاهد درگیری یک شهروند
‫با یک افسر پلیس بودید.

1084
01:02:28,610 --> 01:02:31,240
‫- یک افسر پلیس با یونیفرم؟
‫- بله، دقیقا.

1085
01:02:31,410 --> 01:02:34,900
‫با این‌حال افسر کینت حین انجام وظیفه نبود
‫و لباس ساده به تن داشت.

1086
01:02:35,450 --> 01:02:37,900
‫خب من یک پلیس با یونیفرم دیدم.

1087
01:02:38,030 --> 01:02:42,030
‫همچنین گفتید که صدای شلیک نشنیدید.
‫تایید می‌کنید؟

1088
01:02:42,200 --> 01:02:43,360
‫بله.

1089
01:02:43,820 --> 01:02:46,030
‫چطور تونستید درگیری رو ببینید...

1090
01:02:46,200 --> 01:02:50,240
‫اما صدای شلیک رو نشنوید،
‫درحالی که همزمان رخ دادند؟

1091
01:02:51,280 --> 01:02:54,740
‫نمی‌دونم، ولی همون‌طور
‫که گفتم اون مرد هلم داد.

1092
01:02:54,910 --> 01:02:58,200
‫خب مردی که شما رو هل داد
‫ رو چطوری توصیف می‌کنید؟

1093
01:02:59,410 --> 01:03:01,150
‫عجیب بود. به نظر دیوانه می‌اومد.

1094
01:03:01,320 --> 01:03:02,950
‫دیوانه؟ منظورتون چیه؟

1095
01:03:03,110 --> 01:03:04,320
‫یعنی یه مرد دیوانه بود.

1096
01:03:05,160 --> 01:03:08,070
‫و بعد شما به این مرد دیوانه گفتید...

1097
01:03:08,240 --> 01:03:10,400
‫«یه وقت معذرت‌خواهی نکنی عرب عوضی!»

1098
01:03:10,610 --> 01:03:12,030
‫بله، همین رو گفتم.

1099
01:03:12,200 --> 01:03:13,780
‫چرا گفتید؟

1100
01:03:14,030 --> 01:03:15,570
‫فکر کردم که عرب بود.

1101
01:03:15,740 --> 01:03:19,490
‫ولی موافقید که مرد درون جایگاه عرب نیست؟

1102
01:03:20,450 --> 01:03:21,820
‫شبیه عرب‌هاست.

1103
01:03:21,950 --> 01:03:24,070
‫شبیه عرب‌هاست؟ منظورتون چیه؟

1104
01:03:24,240 --> 01:03:25,700
‫منظورم اینه که...

1105
01:03:25,860 --> 01:03:28,900
‫بینی بزرگ و پوستی تیره مثل عرب‌ها داره.

1106
01:03:30,700 --> 01:03:31,900
‫چی گفتی گلدمن؟

1107
01:03:32,030 --> 01:03:35,030
‫گفتم که مثل عرب‌ها ختنه شدم.

1108
01:03:37,160 --> 01:03:40,610
‫خانم، مردی که هلتون داد از کجا اومده بود؟

1109
01:03:40,910 --> 01:03:42,240
‫از سمت بلوار.

1110
01:03:42,410 --> 01:03:44,740
‫- کجا رفت؟
‫- به سمت مترو.

1111
01:03:44,910 --> 01:03:47,780
‫توی پیاده‌رو برخورد داشتید یا خیابون؟

1112
01:03:47,910 --> 01:03:50,070
‫همون‌طور که گفتم در پیاده‌رو.

1113
01:03:50,240 --> 01:03:51,490
‫مشغول دویدن بود؟

1114
01:03:51,700 --> 01:03:52,950
‫نه، تلو تلو می‌خورد.

1115
01:03:53,110 --> 01:03:55,610
‫احیانا خودتون اون شب تلو تلو نمی‌خوردید؟

1116
01:03:55,780 --> 01:03:57,610
‫نه، من در حالت عادی بودم.

1117
01:03:57,780 --> 01:04:00,860
‫این اصطلاح به این معنیه که
‫حرف‌هاتون گاهی‌اوقات مزخرفه.

1118
01:04:00,990 --> 01:04:02,400
‫حقیقت نداره!

1119
01:04:02,610 --> 01:04:05,490
‫جناب قاضی، لطفا جناب کیجمان
‫رو به ادب دعوت کنید.

1120
01:04:05,700 --> 01:04:09,360
‫اجازه نداره که شاهدین رو تحقیر کنه
‫تا به جوابی که می‌خواد برسه.

1121
01:04:09,570 --> 01:04:13,240
‫اعتراض وارده. ادامه بدید جناب کیجمان.
‫اما شیوه برخوردتون رو درست کنید.

1122
01:04:13,740 --> 01:04:18,030
‫خانم، گفتید بعد برخورد اون
‫مرد به کدوم سمت دوید؟

1123
01:04:18,320 --> 01:04:20,320
‫همون‌طور که گفتم به سمت مترو.

1124
01:04:20,490 --> 01:04:22,700
‫- کدوم ایستگاه؟
‫- باستیل.

1125
01:04:22,860 --> 01:04:24,610
‫- مطمئنید؟
‫- کاملا.

1126
01:04:24,780 --> 01:04:28,280
‫می‌شه اشاره کنم که بقیه
‫شاهدین بیان کردند...

1127
01:04:28,450 --> 01:04:31,150
‫که اون مرد به سمت ایستگاه بروژت-سابین رفته؟

1128
01:04:31,320 --> 01:04:34,070
‫این خانم یه افسر پلیس با یونیفرم دیده...

1129
01:04:34,240 --> 01:04:35,900
‫یه درگیری بدون شلیک دیده...

1130
01:04:36,070 --> 01:04:38,400
‫و مردی که به سمت ایستگاه اشتباهی رفته.

1131
01:04:38,610 --> 01:04:39,990
‫حیرت‌انگیزه.

1132
01:04:40,570 --> 01:04:42,490
‫دوباره می‌پرسم خانم...

1133
01:04:42,700 --> 01:04:46,610
‫مطمئنید که دیدید اون مرد به
‫سمت ایستگاه باستیل رفت؟

1134
01:04:46,780 --> 01:04:47,820
‫کاملا.

1135
01:04:47,950 --> 01:04:50,740
‫همچنان همون‌طور که گفتم اشتباهه.

1136
01:04:50,910 --> 01:04:54,740
‫پس وقتی که می‌گید اون فرد پیر گلدمن بوده،
‫انتظار دارید چه برداشتی بکنیم؟

1137
01:04:55,240 --> 01:04:57,860
‫قضیه فرق می‌کنه. به این شکل نیست.

1138
01:04:57,990 --> 01:05:00,820
‫جالبه. پس دو نوع قطعیت داریم...

1139
01:05:00,950 --> 01:05:02,900
‫یکیش به شواهد و حقایق می‌رسه...

1140
01:05:03,070 --> 01:05:04,780
‫و دیگری به اشتباه و گمراهی؟

1141
01:05:04,910 --> 01:05:08,450
‫شما تجربه‌گرایی هستید که
‫ براش فقط ذهنیت مهمه؟

1142
01:05:08,660 --> 01:05:11,490
‫طرح کلی‌ای که دیدید، اعتقادتون...

1143
01:05:11,700 --> 01:05:14,610
‫از دنیای عینی برای شما قطعی‌تره.

1144
01:05:14,780 --> 01:05:16,240
‫می‌شه یه نفر داوطلب بشه...

1145
01:05:16,410 --> 01:05:19,490
‫و این درس فلسفه رقت‌انگیز رو تموم کنه؟

1146
01:05:19,700 --> 01:05:21,900
‫- بذار حرفم رو تموم کنم.
‫- نه، نمی‌ذارم!

1147
01:05:24,820 --> 01:05:28,900
‫نمی‌ذارم تموم کنی.
‫تو سر صحنه جرم نبودی...

1148
01:05:29,030 --> 01:05:32,570
‫و بدون شک نظرت از این خانم که...

1149
01:05:32,740 --> 01:05:35,150
‫شوکه و گیج شده بوده...

1150
01:05:35,320 --> 01:05:37,740
‫و مسیر فراری و باقی ماجرا رو...

1151
01:05:37,910 --> 01:05:39,700
‫اشتباه دیده مهم‌تر نیست.

1152
01:05:39,860 --> 01:05:42,570
‫کسی ادعا نداره که شاهدین خطاناپذیرن.

1153
01:05:42,780 --> 01:05:44,490
‫سوالی ندارم. ممنونم.

1154
01:05:46,160 --> 01:05:48,110
‫آقای پلوویناژ، شما یک پزشک
‫ بازنشسته هستید...

1155
01:05:48,280 --> 01:05:51,820
‫و در طبقه چهارم پلاک ششم بلوار
‫ریچارد لنوآر زندگی می‌کنید...

1156
01:05:51,950 --> 01:05:54,740
‫یعنی همون ساختمان داروخانه.

1157
01:05:54,910 --> 01:05:59,900
‫می‌شه بگید که اون شب از پنجره
‫چی دیدید و چی شنیدید؟

1158
01:06:00,700 --> 01:06:02,200
‫اول صدای شلیک شنیدم...

1159
01:06:02,360 --> 01:06:04,200
‫و از اونجایی که تجربه شلیک داشتم...

1160
01:06:04,360 --> 01:06:07,200
‫متوجه شدم که سلاحی با کالیبر بزرگیه.

1161
01:06:07,360 --> 01:06:11,610
‫رفتم جلوی پنجره و دیدم که
‫ مردی از داروخانه به بیرون دوید...

1162
01:06:11,780 --> 01:06:13,400
‫و مرد دیگری تعقیبش کرد.

1163
01:06:13,610 --> 01:06:15,860
‫مرد دوم بهش رسید...

1164
01:06:15,990 --> 01:06:19,200
‫انداختش روی زمین و گلوله دوم شلیک شد.

1165
01:06:19,360 --> 01:06:23,110
‫تعقیب‌کننده افتاد و قاتل
‫به داخل مترو فرار کرد.

1166
01:06:23,990 --> 01:06:25,780
‫چه زمانی بود؟

1167
01:06:26,490 --> 01:06:28,740
‫دقیقا قبل هشت،
‫قرار بود غذا بخورم.

1168
01:06:28,910 --> 01:06:31,070
‫می‌تونید مردی که دیدید رو توصیف کنید؟

1169
01:06:31,410 --> 01:06:33,570
‫قدبلند و ورزشکار...

1170
01:06:33,740 --> 01:06:37,030
‫با موی سیاه و پوست تیره...
‫با چشم‌های عمیق.

1171
01:06:37,200 --> 01:06:39,740
‫توی یه شب مه‌آلود با
‫ فاصله بیشتر از چهل متر؟

1172
01:06:39,910 --> 01:06:43,900
‫من فاصله پنجره شما
‫با پیاده‌رو رو بررسی کردم.

1173
01:06:44,030 --> 01:06:45,860
‫چشم‌هاتون مثل عقابه.

1174
01:06:45,990 --> 01:06:49,030
‫ممنونم. من متخصص میکروسکوپی هستم.

1175
01:06:49,200 --> 01:06:51,150
‫این شغل دید قدرتمندی نیاز داره.

1176
01:06:51,320 --> 01:06:54,610
‫اجازه بدید که به دقت چشم شما شک کنم.

1177
01:06:54,780 --> 01:06:56,860
‫بیانیه شما خیلی متفاوته...

1178
01:06:56,990 --> 01:07:00,320
‫مردی که توصیف می‌کنید مثل
‫ موم دکارت تغییر شکل می‌ده.

1179
01:07:00,490 --> 01:07:02,990
‫ولی از نظر شما پیر گلدمنه.

1180
01:07:03,160 --> 01:07:06,740
‫یادتونه که در اداره پلیس
‫حین امضای شهادتتون...

1181
01:07:06,910 --> 01:07:11,400
‫شهادت رو تحت عنوان وکیل
‫ ژیزل هلیمی امضاء کردید.

1182
01:07:11,610 --> 01:07:15,320
‫درحالی که قاضی یا وکیلی حضور نداشت.

1183
01:07:15,490 --> 01:07:19,650
‫درحالی که پیر گلدمن تا الان طبق
‫ دانسته‌های من وکیل‌ مدافعان زیادی داشته...

1184
01:07:19,820 --> 01:07:21,900
‫در حالی که ژیزل هلیمی از اون‌ها نبوده.

1185
01:07:22,280 --> 01:07:24,700
‫و لطفا پز شجاعتتون رو ندید...

1186
01:07:24,860 --> 01:07:28,030
‫چون جای این‌که به پلیس زنگ بزنید
‫ یا به فرد زخمی کمک کنید...

1187
01:07:28,200 --> 01:07:31,150
‫رفتید که با همسایه‌ها گپ بزنید.

1188
01:07:31,490 --> 01:07:33,360
‫این مزخرفات کافیه!

1189
01:07:33,570 --> 01:07:38,400
‫موضوع صحبت ما که نظر
‫و اخلاقیات شاهدین نیست.

1190
01:07:38,610 --> 01:07:41,070
‫این‌ها تاکتیک‌های تفرقه‌انگیزیه.

1191
01:07:41,240 --> 01:07:44,200
‫آقای گلدمن توی کتابش اون‌ها رو شرح داده...

1192
01:07:44,360 --> 01:07:47,820
‫همون‌طور که ایشون گفته: ما باید سابقه...

1193
01:07:47,950 --> 01:07:50,780
‫و اعتقادات سیاسی
‫ آقای پلوویناژ رو بررسی کنیم!

1194
01:07:50,910 --> 01:07:52,450
‫بله. من پای حرفم هستم.

1195
01:07:52,660 --> 01:07:55,820
‫باید سابقه و اعتقادات تمامی شاهدین...

1196
01:07:55,950 --> 01:07:59,110
‫مثل سابقه و اعتقادات سیاسی من بررسی بشه.

1197
01:07:59,280 --> 01:08:02,320
‫- موضوع این نیست.
‫- ضدیهودیت رو در نظر بگیرید.

1198
01:08:02,490 --> 01:08:04,860
‫ممکنه نیست یه شاهد ضدیهود باشه؟

1199
01:08:04,990 --> 01:08:06,570
‫- مهمه؟
‫- بله!

1200
01:08:06,740 --> 01:08:07,950
‫مهمه.

1201
01:08:08,110 --> 01:08:11,240
‫به مهمی جزئیات زندگینامه من.

1202
01:08:11,410 --> 01:08:14,490
‫پلیس هم همین‌طور. دیدگاه سیاسی اون‌ها چیه؟

1203
01:08:14,700 --> 01:08:17,860
‫همون بازپرس گوسار که اونجاست،
‫حین بازجویی...

1204
01:08:17,990 --> 01:08:19,570
‫- پیر!
‫- صبر کن.

1205
01:08:19,740 --> 01:08:23,400
‫بهم گفت که با اسرائیلی‌ها مشکلی نداره...

1206
01:08:23,610 --> 01:08:25,490
‫و حتی چند اسرائیلی خوب می‌شناسه.

1207
01:08:25,700 --> 01:08:28,240
‫شاید حتی چندتاشون رو حین
‫جنگ نجات داده باشه.

1208
01:08:29,070 --> 01:08:33,860
‫نمی‌شه چنین مزخرفاتی رو در
‫فضای مقدس این دادگاه بیان کرد.

1209
01:08:33,990 --> 01:08:35,200
‫شرم‌آوره.

1210
01:08:35,360 --> 01:08:39,210
‫این کار توهین به جستجوی حقیقت و قانونه.

1211
01:08:40,760 --> 01:08:42,780
‫این منم که اینجا داره بهش توهین می‌شه.

1212
01:08:42,910 --> 01:08:46,200
‫این شاهدین همشون نژادپرستن،
‫تک تکشون!

1213
01:08:48,360 --> 01:08:51,360
‫- بس کن.
‫- نه، دارم به نتیجه می‌رسم.

1214
01:08:51,570 --> 01:08:53,650
‫جناب قاضی، ما محدود شدیم که...

1215
01:08:53,820 --> 01:08:57,200
‫دیدگاه مردم بی‌گناه و صادقی که...

1216
01:08:57,360 --> 01:08:59,240
‫برخی توسط این واقعه
‫ آسیب دیدند رو قضاوت کنیم.

1217
01:08:59,410 --> 01:09:03,740
‫حتی اگر ثابت بشه که
‫شاهدی نژادپرست یا ضدیهوده...

1218
01:09:03,910 --> 01:09:06,900
‫همچنان نظرش معتبره و آقای گلدمن یک قاتله!

1219
01:09:07,280 --> 01:09:11,490
‫نژادپرست کوفتی!
‫تو یه نژادپرست و فاشیست کثافتی!

1220
01:09:11,700 --> 01:09:12,820
‫نژادپرستی!

1221
01:09:12,950 --> 01:09:14,364
‫بوی گند نژادپرستیت
‫رو تشخیص می‌دم!

1222
01:09:14,388 --> 01:09:16,450
‫همون‌طور که تو بوی نژادهای
‫دیگه رو تشخیص می‌دی!

1223
01:09:16,660 --> 01:09:17,610
‫گور پدرت!

1224
01:09:17,780 --> 01:09:20,700
‫گلدمن! خفه شو، تو حق و حقوقی نداری.

1225
01:09:20,860 --> 01:09:24,070
‫من بی‌گناهم جناب قاضی،
‫پس همه حق و حقوق ممکن رو دارم!

1226
01:09:24,240 --> 01:09:28,070
‫جناب قاضی، لطفا مطمئن بشید که
‫این توهین‌ها توی سوابق ضبط بشه.

1227
01:09:28,570 --> 01:09:30,860
‫گلدمن، از آقای گارو عذرخواهی کن!

1228
01:09:30,990 --> 01:09:32,030
‫عمرا!

1229
01:09:32,200 --> 01:09:36,320
‫مرتیکه فاشیست و نژادپرسته
‫و از پلیس نژادپرست دفاع می‌کنه!

1230
01:09:36,490 --> 01:09:37,900
‫قاتل!

1231
01:09:38,070 --> 01:09:40,900
‫جرئت داری بیا جلوی روم بگو گوسار!

1232
01:09:41,410 --> 01:09:43,570
‫ولم کن پلیس آشغال!

1233
01:09:47,240 --> 01:09:48,900
‫من بی‌گناهم!

1234
01:09:53,450 --> 01:09:55,570
‫جلسه رسیدگی به تعویق افتاد.

1235
01:09:56,410 --> 01:09:58,240
‫پلیس فاشیست! عدالت همدستانه!

1236
01:09:58,410 --> 01:10:01,320
‫ولم کنید! نژادپرست‌های کثافت!

1237
01:10:01,990 --> 01:10:03,400
‫ولم کنید!

1238
01:10:04,070 --> 01:10:05,780
‫من بی‌گناهم!

1239
01:10:07,200 --> 01:10:09,900
‫پلیس فاشیست! عدالت همدستانه!

1240
01:10:13,490 --> 01:10:15,030
‫سکوت!

1241
01:10:17,360 --> 01:10:18,450
‫سکوت!

1242
01:10:31,990 --> 01:10:33,700
‫گلدمن بی‌گناهه!

1243
01:10:54,660 --> 01:10:57,450
‫عجب فاجعه‌ای. همه تلاشمون رو به باد دادی.

1244
01:10:57,660 --> 01:11:00,240
‫صاف افتادی توی تله گارو.

1245
01:11:00,410 --> 01:11:02,820
‫باید این غرور احمقانه رو بذاری کنار.

1246
01:11:03,280 --> 01:11:04,740
‫داری خودت رو به فنا می‌دی.

1247
01:11:04,910 --> 01:11:09,200
‫هر شاهدی که شناساییت کنه پای جانت وسطه.

1248
01:11:11,950 --> 01:11:14,450
‫این حکم با سرنوشتم مطابقت داره.

1249
01:11:14,660 --> 01:11:15,650
‫جانم؟

1250
01:11:15,820 --> 01:11:18,070
‫من در 22 ژوئن سال 44 زاده شدم و مُردم.

1251
01:11:18,240 --> 01:11:21,070
‫این جملات باکلاس رو بذار
‫واسه دوست‌های کمونیستت!

1252
01:11:21,240 --> 01:11:23,200
‫- حقیقته!
‫- خفه‌شو!

1253
01:11:23,360 --> 01:11:25,780
‫فقط من می‌تونم نجاتت بدم، پس خفه شو!

1254
01:11:25,910 --> 01:11:27,860
‫- بهت نیاز ندارم.
‫- چی؟

1255
01:11:27,990 --> 01:11:31,150
‫من بی‌گناهم. حتی تو هم نمی‌تونی
‫این حقیقت رو عوض کنی.

1256
01:11:31,320 --> 01:11:32,320
‫بحث هستی‌شناسیه.

1257
01:11:32,740 --> 01:11:36,900
‫یعنی طوری بی‌گناهی که از هر نوع
‫ قضاوتی مصون هستی؟

1258
01:11:38,610 --> 01:11:40,740
‫باید توی پرونده‌ات ثابت بشه که بی‌گناهی.

1259
01:11:40,910 --> 01:11:42,650
‫باهام همکاری کن وگرنه از
‫پرونده‌ات استعفاء می‌دم!

1260
01:12:21,240 --> 01:12:25,610
‫رئیس پلیس لکرک، در تاریخ هشتم و نهم آوریل
‫سال 1970 که گلدمن بازداشت شد...

1261
01:12:25,780 --> 01:12:27,400
‫شما سرکار بودید.

1262
01:12:27,610 --> 01:12:30,450
‫مایلیم در مورد بازجوییش با شما صحبت کنیم.

1263
01:12:30,660 --> 01:12:33,900
‫هشتم آوریل که به اونجا رسید
‫در چه شرایطی بود؟

1264
01:12:34,030 --> 01:12:34,900
‫در آرامش.

1265
01:12:35,030 --> 01:12:36,950
‫با دو دکمه‌ی پیراهنم که پاره شده بود.

1266
01:12:37,110 --> 01:12:38,610
‫منظورتون چیه؟

1267
01:12:38,780 --> 01:12:41,450
‫پلیس‌ها کارشون رو از داخل ماشین شروع کردن.

1268
01:12:41,660 --> 01:12:44,740
‫بی‌وقفه بهم فحش می‌دادن و کتکم می‌زدن.

1269
01:12:44,910 --> 01:12:47,320
‫- حقیقت داره؟
‫- چنین چیزی نشنیدم.

1270
01:12:47,490 --> 01:12:49,450
‫آقای گلدمن بهش اشاره‌ای نکرده.

1271
01:12:49,660 --> 01:12:53,200
‫برای شخصی با این تهاجم و دقت عجیبه.

1272
01:12:53,360 --> 01:12:54,610
‫حقیقته.

1273
01:12:54,780 --> 01:12:58,110
‫رئیس پلیس، در هشتم آوریل
‫شما بازجوییتون رو شروع کردید.

1274
01:12:58,280 --> 01:12:59,320
‫چطور پیش رفت؟

1275
01:12:59,490 --> 01:13:01,860
‫با سوالات عمومی شروع کردیم...

1276
01:13:01,990 --> 01:13:05,110
‫اطرافیانش، جاهایی که می‌رفت.
‫ همون چیزهای همیشگی.

1277
01:13:05,280 --> 01:13:08,650
‫ولی قبل این‌که به موضوع داروخانه برسیم...

1278
01:13:08,820 --> 01:13:10,280
‫ارتباطش با اون پرونده رو رد کرد.

1279
01:13:10,450 --> 01:13:12,900
‫- داشتم احتیاط می‌کردم.
‫- احتیاط؟

1280
01:13:13,070 --> 01:13:14,900
‫- آره.
‫- می‌شه توضیح بدید؟

1281
01:13:15,070 --> 01:13:18,070
‫قبل از بازجویی شنیدم که یک پلیس گفت:

1282
01:13:18,240 --> 01:13:20,490
‫«قاتل داروخانه رو گرفتیم.»

1283
01:13:20,700 --> 01:13:23,030
‫بعدش هم یه پلیس اومد داخل و گفت:

1284
01:13:23,200 --> 01:13:26,610
‫«داروسازها رو تو کشتی؟
‫فکر نمی‌کردم این شکلی باشی.»

1285
01:13:26,780 --> 01:13:28,150
‫وحشت کرده بودم.

1286
01:13:28,320 --> 01:13:33,610
‫و وقتی ازم پرسیدن زیاد می‌رم باستیل؟
‫وصله‌ای که می‌خواستن بهم بچسبونن رو پس زدم.

1287
01:13:34,110 --> 01:13:35,490
‫خفه‌اش کن!

1288
01:13:35,700 --> 01:13:37,490
‫بعدش چی شد؟

1289
01:13:38,610 --> 01:13:41,490
‫ساعت‌ها چهار سرقت مسلحانه رو رد می‌کرد...

1290
01:13:41,700 --> 01:13:44,780
‫ولی ساعت یک صبح به سه‌ تاشون اعتراف کرد...

1291
01:13:44,910 --> 01:13:47,490
‫در حالی که قبول نمی‌کرد
‫قتل‌های داروخانه کار اون بوده.

1292
01:13:47,910 --> 01:13:51,490
‫یه لحظه سرش رو بین
‫دست‌هاش فرو برد و پرسید...

1293
01:13:51,990 --> 01:13:56,820
‫«ممکنه آدم حین جنون دست به عمل
‫اشتباهی زده باشه و یادش نباشه؟»

1294
01:13:56,950 --> 01:13:59,820
‫گفتم شاید بالاخره داره نرم می‌شه.

1295
01:14:00,910 --> 01:14:03,780
‫- چنین حرفی زدی گلدمن؟
‫- ممکنه.

1296
01:14:03,910 --> 01:14:07,070
‫ممکنه؟ مهمه. زدی یا نه؟

1297
01:14:07,240 --> 01:14:11,200
‫آره. روز بعدش. خیلی بعدتر.
‫بعد این‌که درگیری‌ها شروع شد.

1298
01:14:11,360 --> 01:14:12,950
‫چرا چنین حرفی زدی؟

1299
01:14:13,110 --> 01:14:15,610
‫وقتی به مرکز پلیس رسیدم...

1300
01:14:15,780 --> 01:14:18,740
‫مطمئن بودم که بی‌گناهیم واضحه.

1301
01:14:18,910 --> 01:14:22,780
‫ولی در کمال تعجب تمام شاهدین من رو شناختن.

1302
01:14:23,030 --> 01:14:26,030
‫برام منطقی نبود جناب قاضی.

1303
01:14:26,200 --> 01:14:29,070
‫گیج بودم و ازم سوال پرسیده می‌شد...

1304
01:14:29,240 --> 01:14:31,860
‫ولی کاملا مزخرف بود.

1305
01:14:32,700 --> 01:14:36,950
‫یعنی با اون کلمات به
‫رئیس پلیس لکرک نگفتید که...

1306
01:14:37,110 --> 01:14:39,740
‫از مسئولیتتون کاسته شده؟

1307
01:14:39,910 --> 01:14:41,110
‫متوجه نیستید...

1308
01:14:41,280 --> 01:14:43,110
‫من که گفتم بی‌گناهم!

1309
01:14:43,280 --> 01:14:46,610
‫به عنوان یک مرد بی‌گناه، شک ندارید
‫ که ممکنه گناهکار باشید؟

1310
01:14:46,780 --> 01:14:48,610
‫به خدا می‌زنم پاره‌اش می‌کنم!

1311
01:14:48,780 --> 01:14:50,240
‫آروم باش.

1312
01:14:51,950 --> 01:14:55,700
‫آقای لکرک. شما تایید می‌کنید که
‫گلدمن این کلمات رو بهتون گفت؟

1313
01:14:55,860 --> 01:14:57,030
‫بله. کاملا.

1314
01:14:57,200 --> 01:14:59,950
‫پس چرا توی گزارشات چیزی نیست؟

1315
01:15:00,110 --> 01:15:02,200
‫حین استراحت گفت.

1316
01:15:02,360 --> 01:15:04,900
‫- یعنی باید بین شما حرف یکی رو باور کنیم؟
‫- بله.

1317
01:15:05,110 --> 01:15:06,610
‫بعدش چی شد؟

1318
01:15:06,950 --> 01:15:09,280
‫هیچی. ساعت دو شب بود. خسته بودیم.

1319
01:15:09,450 --> 01:15:11,240
‫گذاشتیمش توی سلول.

1320
01:15:11,610 --> 01:15:15,280
‫فردا صبح شناسایی شاهدین شروع شد.

1321
01:15:15,450 --> 01:15:16,860
‫چرا انقدر زود؟

1322
01:15:16,990 --> 01:15:19,950
‫یه سری از قبل توسط عکس‌ها
‫ شناساییش کرده بودن.

1323
01:15:20,110 --> 01:15:23,030
‫باید زود مقابل هم قرارشون می‌دادیم.

1324
01:15:23,200 --> 01:15:26,740
‫می‌شه بگید این مرحله شناسایی چطور پیش رفت؟

1325
01:15:26,910 --> 01:15:29,030
‫مثل همیشه. با افسرهایی همسن وی.

1326
01:15:29,200 --> 01:15:32,700
‫مجبورشون کردیم ساعت و کراوات
‫و زیروآلاتشون رو در بیارن...

1327
01:15:32,860 --> 01:15:35,570
‫و کت بارانی بپوشن تا ساده به نظر بیان.

1328
01:15:35,740 --> 01:15:38,700
‫جناب قاضی، بدون بی‌احترامی به جناب لکرک...

1329
01:15:38,860 --> 01:15:40,650
‫یا حرفه‌ای بودن ایشون...

1330
01:15:40,820 --> 01:15:45,490
‫من اصلاح نشده و ژولیده بین
‫چند نفر آدم تمیز و آراسته بودم.

1331
01:15:45,700 --> 01:15:47,350
‫- دروغه.
‫- حقیقته!

1332
01:15:47,450 --> 01:15:51,400
‫بهم یه تیغ الکتریکی قدیمی
‫تک‌سر داده بودن...

1333
01:15:51,610 --> 01:15:55,280
‫ریش من انقدر ضخیمه که مدل‌های
‫پنج‌تیغ هم کوتاهش نمی‌کنه.

1334
01:15:55,700 --> 01:15:57,070
‫من بازپرس گوسار هستم...

1335
01:15:57,240 --> 01:15:58,900
‫من سرپرست گلدمن بودم.

1336
01:15:59,070 --> 01:16:00,650
‫تیغ سالم بود.

1337
01:16:00,820 --> 01:16:03,650
‫بهش گفتم که جواب نمی‌ده.
‫ولی گفت که سعیم رو بکنم.

1338
01:16:03,820 --> 01:16:07,070
‫گفتم نمی‌شه و گفت که مهم نیست.

1339
01:16:07,240 --> 01:16:09,990
‫اون موقع بود که فهمیدم پلیس‌ها نقشه دارن.

1340
01:16:10,280 --> 01:16:13,240
‫من چنین حرفی نزدم،
‫ اون هم صورتش رو اصلاح کرد.

1341
01:16:13,570 --> 01:16:16,900
‫همین الان یه تیغ الکتریکی
‫ بیارید تا نشون بدم.

1342
01:16:17,030 --> 01:16:18,780
‫جلوی خودم صورتش رو اصلاح کرد!

1343
01:16:18,910 --> 01:16:21,360
‫بازپرس گوسار، لطفا بنشینید.

1344
01:16:22,160 --> 01:16:24,240
‫فرصت اصلاح کردن رو داشتی...

1345
01:16:24,410 --> 01:16:26,320
‫ولی نتونستی و بی‌خیالش شدی.

1346
01:16:26,700 --> 01:16:28,610
‫متوجه نمی‌شم.

1347
01:16:28,780 --> 01:16:31,450
‫عجیبه. مخصوصا با وجود شرایط.

1348
01:16:31,660 --> 01:16:34,740
‫چرا درخواست نکردی که خودت رو تمیز کنی
‫و لباس عوض کنی و اصلاح کنی؟

1349
01:16:34,910 --> 01:16:37,780
‫وقتی رسیدم فکر نمی‌کردم که
‫ کسی من رو شناسایی کنه.

1350
01:16:37,780 --> 01:16:40,570
‫ولی وقتی که تشخیص دادن...

1351
01:16:40,740 --> 01:16:42,400
‫چرا اعتراض نکردی؟

1352
01:16:43,110 --> 01:16:44,950
‫چون ویران شده بودم.

1353
01:16:45,110 --> 01:16:46,400
‫فاجعه بود.

1354
01:16:46,410 --> 01:16:49,610
‫حس می‌کردم عقلم رو از دست دادم.
‫هیچ چیز رو درک نمی‌کردم.

1355
01:16:49,780 --> 01:16:53,610
‫ترجیح می‌دادم همونی باشم که اون‌ها می‌گن.
‫یه مجرم.

1356
01:16:53,780 --> 01:16:56,450
‫آقای لکرک، گلدمن اصلاح کرده بود؟

1357
01:16:56,660 --> 01:16:57,570
‫- بله.
‫- دروغ محضه.

1358
01:16:57,740 --> 01:16:59,610
‫اگه به عکس‌های شناسایی
‫دسترسی داشته باشیم...

1359
01:16:59,780 --> 01:17:02,700
‫این موضوع بی‌ربطه.

1360
01:17:02,860 --> 01:17:05,400
‫آقای لکرک، می‌شه به ما
‫ یادآوری کنید که چرا...

1361
01:17:05,910 --> 01:17:08,200
‫توی پرونده‌ها موجود نیستند؟

1362
01:17:08,360 --> 01:17:10,780
‫چون یه مشکل فنی داشتیم.

1363
01:17:10,910 --> 01:17:12,490
‫چه مشکلی دقیقا؟

1364
01:17:12,700 --> 01:17:16,740
‫وقتی خواستیم دوربین رو بررسی کنیم
‫ دیدیم که توش فیلمی موجود نیست.

1365
01:17:16,910 --> 01:17:21,610
‫اگه دوربین کار نکرده پس تعجبی نداره
‫ که تیغ هم کار نکرده باشه.

1366
01:17:27,110 --> 01:17:28,700
‫- رئیس پلیس...
‫- سکوت!

1367
01:17:28,860 --> 01:17:32,200
‫شما اعتراف کردید که دو دکمه
‫ از کت گلدمن کنده شده بود...

1368
01:17:32,360 --> 01:17:36,110
‫لباس‌هاش شلخته بودن و
‫ فقط چند ساعت خوابیده بود؟

1369
01:17:36,280 --> 01:17:38,070
‫و ته ریش ضخیمی هم داشتم.

1370
01:17:38,240 --> 01:17:39,650
‫یادم نیست.

1371
01:17:39,820 --> 01:17:42,700
‫ولی آقای گلدمن تمام گزارش‌ها رو خوندن.

1372
01:17:42,860 --> 01:17:46,990
‫اگر به اشتباهی پی می‌برد
‫حتما بهش اشاره می‌کرد.

1373
01:17:47,160 --> 01:17:49,740
‫ولی در این مورد حرفی نزده...

1374
01:17:49,910 --> 01:17:53,280
‫با این وجود که می‌دونست
‫ پنج شاهد شناساییش کردن.

1375
01:17:53,450 --> 01:17:55,820
‫مگر این‌که می‌دونسته اشتباهات پلیس...

1376
01:17:56,410 --> 01:17:57,900
‫بعدا به کمکش میان.

1377
01:17:58,030 --> 01:18:01,650
‫خیر جناب گارو، همه به حیله‌گری
‫و فریبندگی شما نیستن.

1378
01:18:01,820 --> 01:18:03,360
‫به نظر من که موکل شما هست.

1379
01:18:03,570 --> 01:18:04,700
‫رئیس پلیس...

1380
01:18:05,780 --> 01:18:08,740
‫چرا بعدا عکسی گرفته نشد؟

1381
01:18:08,910 --> 01:18:10,320
‫دیگه دیر شده بود.

1382
01:18:10,490 --> 01:18:14,150
‫بگو مطمئن بودی پرونده تموم شده دیگه.

1383
01:18:14,320 --> 01:18:17,900
‫خانم، همه این کارها انجام شد که
‫ انگشت اشاره بره سمت من.

1384
01:18:18,030 --> 01:18:21,030
‫هرچی باشه وقتی من رو بردن
‫ بیرون کینت هم اونجا بود.

1385
01:18:21,200 --> 01:18:22,820
‫- دروغه!
‫- حقیقته.

1386
01:18:22,950 --> 01:18:24,360
‫- دروغه!
‫- اونجا بود.

1387
01:18:24,570 --> 01:18:27,360
‫بهم نگاه کرد و به همکارهاش گفت:

1388
01:18:27,820 --> 01:18:30,820
‫«همین حرامزاده بدترکیب به شکمم شلیک کرد!»

1389
01:18:31,450 --> 01:18:33,070
‫من اصلا اونجا ندیدمش.

1390
01:18:33,240 --> 01:18:36,740
‫بین دوست‌های سیاهم شناختنش راحت بود.

1391
01:18:36,910 --> 01:18:38,240
‫بهش خیره شدم...

1392
01:18:38,410 --> 01:18:43,070
‫بهم فحش داد و به همکارهاش گفت که «از حالا
‫ همیشه همراهش اسلحه حمل می‌کنه.»

1393
01:18:43,240 --> 01:18:46,950
‫دروغ می‌گه! من فقط از پشت
‫ شیشه دو جداره دیدمش.

1394
01:18:47,110 --> 01:18:49,900
‫قسم می‌خورم که حقیقت همینه.
‫سر هر چیزی که برام عزیزه قسم می‌خورم.

1395
01:18:50,030 --> 01:18:52,150
‫ممنونم، بشینید لطفا.

1396
01:18:52,610 --> 01:18:57,650
‫جناب قاضی، خوشایند نیست که
‫در چنین پرونده‌ای به آدم حمله بشه.

1397
01:18:57,820 --> 01:19:00,360
‫توی بیست و پنج سالی که من
‫سرکار بودم هیچ دادگاهی...

1398
01:19:00,570 --> 01:19:03,820
‫پروسه شناسایی ما رو زیر سوال نبرده.

1399
01:19:03,950 --> 01:19:07,700
‫من کاملا تضمین می‌کنم که
‫ همه‌چیز طبق قانون پیش رفته.

1400
01:19:07,860 --> 01:19:11,900
‫من هم تضمین می‌کنم که اصلاح نکرده بودم
‫و کینت اون بیرون بود.

1401
01:19:12,070 --> 01:19:15,950
‫حرف من این نیست که رئیس پلیس لکرک
‫که یه حرفه‌ای واقعیه...

1402
01:19:16,110 --> 01:19:18,360
‫با دانش قبلی برعلیه من توطئه کرده.

1403
01:19:18,570 --> 01:19:20,610
‫ولی متقاعد شده که من گناهکار هستم...

1404
01:19:20,780 --> 01:19:23,650
‫و با این دانش که مجرمین ممکنه
‫ از عدالت فرار کنن...

1405
01:19:23,820 --> 01:19:27,950
‫ارائه من رو صحنه‌سازی کرده
‫که نتیجه عوض نشه.

1406
01:19:28,110 --> 01:19:30,400
‫و من قاطعانه تضمین می‌کنم...

1407
01:19:30,780 --> 01:19:32,610
‫که این دو مرد یک‌دیگر رو ندیدند.

1408
01:19:32,780 --> 01:19:35,900
‫آقای گلدمن از پلیس تنفر داره.

1409
01:19:36,030 --> 01:19:40,110
‫از نادانی و بی‌کفایتی و ابتذالشون می‌نویسه.

1410
01:19:40,280 --> 01:19:42,110
‫یه کلمه‌اش هم حقیقت نداره!

1411
01:19:42,280 --> 01:19:44,150
‫گلدمن ذاتا دروغگو زاده شده!

1412
01:19:44,320 --> 01:19:48,360
‫من اون روز مستقیما رفتم
‫ دفتر رئیس پلیس لکرک.

1413
01:19:50,280 --> 01:19:52,450
‫بگید که من در دفتر شما بودم رئیس.

1414
01:19:53,070 --> 01:19:54,110
‫دفتری که...

1415
01:19:54,280 --> 01:19:57,900
‫کنار دفتر شناسایی قرار داره؟

1416
01:19:58,070 --> 01:20:02,820
‫تایید می‌کنید که دفترتون در
‫ مجاورت دفتر شناسایی قرار داره؟

1417
01:20:03,240 --> 01:20:07,490
‫امکانش هست که از یه
‫شیشه دو جداره اون طرف رو دید؟

1418
01:20:08,320 --> 01:20:10,450
‫و آقای کینت می‌گن که...

1419
01:20:10,660 --> 01:20:14,780
‫اون توی دفتر منتظر بوده که
‫ همکارهاش آماده بشن...

1420
01:20:14,910 --> 01:20:18,450
‫و منتظر رسیدن گلدمن با دستبند بوده.

1421
01:20:18,660 --> 01:20:23,990
‫آقای کینت می‌تونستن از شیشه دو جداره
‫اون سمت رو ببینند. درسته.

1422
01:20:24,160 --> 01:20:25,860
‫بله، می‌تونستند.

1423
01:20:25,990 --> 01:20:30,400
‫آقای کینت، شما اون روز مستقیما
‫به دفتر رئیس پلیس رفتید؟

1424
01:20:30,910 --> 01:20:32,400
‫نه، مستقیما نرفتم.

1425
01:20:32,740 --> 01:20:35,200
‫پس کجا بودید آقای کینت؟

1426
01:20:35,360 --> 01:20:37,200
‫طبق گفته گلدمن در راهرو بودید؟

1427
01:20:37,360 --> 01:20:39,360
‫نه، توی راهرو نبودم.

1428
01:20:40,070 --> 01:20:42,570
‫ما گیج شدیم رئیس پلیس.

1429
01:20:43,160 --> 01:20:45,030
‫چندین راهرو وجود داره؟

1430
01:20:45,200 --> 01:20:46,610
‫نه، فقط یکی.

1431
01:20:46,780 --> 01:20:49,700
‫پس ممکنه که گلدمن آقای کینت رو دیده باشه.

1432
01:20:53,660 --> 01:20:55,070
‫دروغ گفتن زشته کینت!

1433
01:20:57,030 --> 01:20:58,740
‫گلدمن بی‌گناهه!

1434
01:21:02,660 --> 01:21:04,150
‫سکوت!

1435
01:21:07,820 --> 01:21:09,240
‫بشینید!

1436
01:21:13,570 --> 01:21:16,950
‫برای بار آخر می‌پرسم جناب کینت،
‫قبل شناسایی کجا بودید؟

1437
01:21:17,110 --> 01:21:19,610
‫گفتم که. پیش من توی راهرو بود.

1438
01:21:19,780 --> 01:21:21,700
‫آقای کینت چیزهای بدیهی رو انکار می‌کنه.

1439
01:21:21,860 --> 01:21:24,200
‫مزخرفه. هیئت منصفه حرفش رو قطع می‌کنه...

1440
01:21:24,660 --> 01:21:26,360
‫مدافع آزادانه دور می‌زنه...

1441
01:21:26,570 --> 01:21:29,820
‫باید یادآوری کنم که هر وکیل باید
‫به نوبت خودش حرف بزنه...

1442
01:21:29,950 --> 01:21:33,490
‫و هیئت منصفه باید قبل سوال پرسیدن
‫ از قاضی اجازه بخواد.

1443
01:21:34,200 --> 01:21:38,610
‫خیر. ماده 310 در مورد قدرت قاضی می‌گه
‫ که تمامی هیئت منصفه...

1444
01:21:38,780 --> 01:21:42,990
‫حق دارند هر سوالی که نظر شخصی
‫ رو بیان نمی‌کنه بپرسند.

1445
01:21:43,700 --> 01:21:47,740
‫در اون صورت از هیئت منصفه می‌خوام
‫ که اول به من اطلاع بدند.

1446
01:21:47,910 --> 01:21:52,200
‫و به مدافع هم می‌گم که قبل حرف زدن
‫منتظر باشن که صحبت بازپرس تموم بشه.

1447
01:21:52,360 --> 01:21:53,400
‫ممنونم جناب قاضی.

1448
01:21:53,610 --> 01:21:54,860
‫آقای کیجمان...

1449
01:21:54,990 --> 01:21:58,150
‫به نظرم کارمون در مورد پروسه
‫شناسایی تموم شده.

1450
01:21:58,320 --> 01:22:00,070
‫نه، اصلا تموم نشده.

1451
01:22:00,490 --> 01:22:02,860
‫ببخشید. ضابط دادگاه...

1452
01:22:14,950 --> 01:22:16,360
‫بیایید داخل آقایون.

1453
01:22:17,280 --> 01:22:18,490
‫بیایید.

1454
01:22:25,360 --> 01:22:29,070
‫این‌ها افسرانی هستند که برای شناسایی...

1455
01:22:29,240 --> 01:22:30,900
‫کنار پیر گلدمن صف کشیدند.

1456
01:22:42,950 --> 01:22:44,320
‫و این...

1457
01:22:44,740 --> 01:22:46,900
‫یک نمونه عکس بزرگ‌شده...

1458
01:22:47,490 --> 01:22:50,150
‫از عکس آقای پیر گلدمنه...

1459
01:22:50,740 --> 01:22:54,320
‫که حین بازجویی در یازدهم آوریل 1970...

1460
01:22:55,860 --> 01:22:58,570
‫یعنی فردای شناسایی گرفته شده.

1461
01:23:00,910 --> 01:23:05,110
‫شاید عکس‌ها به نمایش گذاشته نشده
‫چون پلیس چیزی برای مخفی کردن داشته.

1462
01:23:27,070 --> 01:23:30,200
‫آقای اوسوالدو بارتو شما در جوانی...

1463
01:23:30,360 --> 01:23:32,610
‫در ونزوئلا جلوی رژیم خیمنز مبارزه کردید...

1464
01:23:33,030 --> 01:23:35,650
‫و در کشور خودتون حبس کشیدید...

1465
01:23:35,820 --> 01:23:38,150
‫همراه با چندین ماه زندگی در خفا...

1466
01:23:38,160 --> 01:23:40,740
‫قبل این‌که در اواخر دهه پنجاه
‫ به پاریس فرار کنید...

1467
01:23:40,910 --> 01:23:45,280
‫جایی که درس خواندید
‫و دکترای جامعه‌شناسی گرفتید.

1468
01:23:45,450 --> 01:23:48,240
‫اما حتی اگر شما یک روشنفکر هم حساب بشید...

1469
01:23:48,410 --> 01:23:51,280
‫زندگیتون رو صرف مبارزه مسلحانه کردید.

1470
01:23:51,990 --> 01:23:55,150
‫در سال 1964 در الجزیره به بن بله پیوستید...

1471
01:23:55,320 --> 01:23:58,070
‫و بعد به چکسلواکی رفتید تا...

1472
01:23:58,240 --> 01:24:01,150
‫در جنبش دانش‌آموزی
‫بهار پراگ نقش داشته باشید.

1473
01:24:01,320 --> 01:24:04,900
‫و بعد به کوبا رفتید که به دوستتون
‫ رجیس دبرای بپیوندید...

1474
01:24:05,070 --> 01:24:07,070
‫که حین تحصیل باهاش آشنا شدید.

1475
01:24:07,240 --> 01:24:09,820
‫همچنین چند سال بعدش در کوبا بودش که...

1476
01:24:09,950 --> 01:24:11,740
‫با پیر گلدمن آشنا شدید.

1477
01:24:12,070 --> 01:24:14,860
‫چطور متقاعدش کردید که
‫به نیروهای چریکی بپیونده؟

1478
01:24:15,070 --> 01:24:17,900
‫من متقاعدش نکردم. خودش اصرار کرد.

1479
01:24:18,030 --> 01:24:20,030
‫اتفاقا به نظر من...

1480
01:24:20,200 --> 01:24:22,860
‫یه فرانسوی بین ما جا نداشت.

1481
01:24:22,990 --> 01:24:24,450
‫واقعا؟ چرا؟

1482
01:24:24,950 --> 01:24:28,610
‫بخاطر اتفاقی که در بولیوی برای رجیس رخ داد.

1483
01:24:28,780 --> 01:24:30,650
‫زندان، شکنجه...

1484
01:24:30,910 --> 01:24:34,200
‫سعی کردم منصرفش کنم، ولی فایده‌ای نداشت.

1485
01:24:34,950 --> 01:24:37,360
‫چطور سعی کردید که منصرفش کنید؟

1486
01:24:37,990 --> 01:24:40,200
‫ازش پرسیدم که حاضره...

1487
01:24:40,490 --> 01:24:42,110
‫زیر شکنجه...

1488
01:24:42,280 --> 01:24:45,450
‫یا گلوله دشمنی که هدف مشترکی
‫نداره بمیره یا نه.

1489
01:24:46,110 --> 01:24:48,400
‫گفت نه تنها که آمادگیش رو داره...

1490
01:24:48,610 --> 01:24:49,950
‫بلکه تنها خواسته‌اش همینه.

1491
01:24:50,910 --> 01:24:55,200
‫در سپتامبر 1969 شما ناگهان ونزوئلا
‫ رو همراه گلدمن ترک کردید...

1492
01:24:55,360 --> 01:24:57,150
‫تا برگردید و در پاریس زندگی کنید.

1493
01:24:57,570 --> 01:25:00,110
‫چرا انقدر با عجله کشورتون رو ترک کردید؟

1494
01:25:00,910 --> 01:25:02,780
‫همه‌چیز تموم شده بود.

1495
01:25:03,160 --> 01:25:06,070
‫تانک‌ها به قیام پراگ پایان دادن...

1496
01:25:06,240 --> 01:25:08,740
‫ال‌چه مُرده بود. کوبا آروم شده بود.

1497
01:25:09,570 --> 01:25:11,070
‫انقلاب تموم شده بود.

1498
01:25:11,240 --> 01:25:14,700
‫به محض رسیدن به پاریس،
‫ شما مبلغ زیادی از پول...

1499
01:25:14,860 --> 01:25:17,200
‫از سرقت از بانکی در ونزوئلا
‫ به همراه داشتید؟

1500
01:25:17,360 --> 01:25:18,610
‫هیچی نداشتم.

1501
01:25:18,780 --> 01:25:19,900
‫چطور از پس مخارجتون بر می‌اومدید؟

1502
01:25:20,490 --> 01:25:21,570
‫به سختی.

1503
01:25:21,740 --> 01:25:25,610
‫ولی اوایل در استودیوی
‫ پیر گلدمن اقامت داشتید.

1504
01:25:25,780 --> 01:25:27,360
‫بله درسته ولی...

1505
01:25:28,410 --> 01:25:30,610
‫ارتباطش رو درک نمی‌کنم جناب قاضی؟

1506
01:25:30,780 --> 01:25:33,610
‫ارتباطش دقیقا طبیعت رابطه‌ی شما...

1507
01:25:33,740 --> 01:25:36,240
‫با پیر گلدمن در اون زمانه.

1508
01:25:36,410 --> 01:25:38,610
‫ما دوست بودیم. همین.

1509
01:25:38,780 --> 01:25:39,900
‫فقط دوست؟

1510
01:25:40,070 --> 01:25:42,610
‫- فعالیت مشترکی نداشتید؟
‫- نه.

1511
01:25:42,990 --> 01:25:44,030
‫هیچی.

1512
01:25:44,610 --> 01:25:47,740
‫جوئل لاتریک، شاهد اصلی پیر گلدمن...

1513
01:25:47,910 --> 01:25:50,990
‫در 24 دسامبر سال 1969...

1514
01:25:51,160 --> 01:25:53,030
‫یعنی پنج روز بعد از سرقت به پلیس گفت که...

1515
01:25:53,200 --> 01:25:57,860
‫شما ازش پرسیدید که گلدمن عامل
‫کشتارهای داروخانه بوده یا نه.

1516
01:25:59,070 --> 01:25:59,990
‫درسته؟

1517
01:26:01,240 --> 01:26:02,280
‫بله.

1518
01:26:02,910 --> 01:26:06,150
‫چرا شما نگران بودید؟
‫در صورتی که کسی بهش مشکوک نبوده.

1519
01:26:08,820 --> 01:26:12,740
‫توی روزنامه در مورد حوادث داروخونه خوندم...

1520
01:26:13,280 --> 01:26:17,280
‫و شنیده بودم که اون زمان
‫گلدمن مشکل مالی داشت.

1521
01:26:18,070 --> 01:26:21,700
‫و این‌که هر از گاهی دست به سرقت می‌زد.

1522
01:26:21,860 --> 01:26:24,400
‫صرفا به ذهنم خطور کرد. همین.

1523
01:26:24,820 --> 01:26:26,820
‫من نظر دیگری دارم.

1524
01:26:26,950 --> 01:26:31,360
‫شما یک شبه‌نظامی اهل آمریکای جنوبی هستید که
‫ به فعالیت‌های مجرمانه و مخفیانه عادت داره.

1525
01:26:31,570 --> 01:26:34,950
‫و اصلا مشتاق نیستید که
‫توجه پلیس رو جلب کنه.

1526
01:26:35,410 --> 01:26:38,860
‫اگه گلدمن مسئول کشتارهای داروخونه بود...

1527
01:26:39,280 --> 01:26:42,650
‫شما باید تمامی ارتباطتون
‫ رو باهاش قطع می‌کردید.

1528
01:26:45,280 --> 01:26:46,740
‫جناب قاضی...

1529
01:26:47,990 --> 01:26:49,820
‫من هیچ‌وقت دوستی رو ترک نکردم...

1530
01:26:50,490 --> 01:26:51,780
‫فرقی نمی‌کنه چیکار کرده باشه.

1531
01:26:52,110 --> 01:26:54,860
‫ولی تا امروز اصلا به دیدنش نیومده بودید.

1532
01:26:58,200 --> 01:27:01,360
‫دوباره می‌پرسم. اگر فکر می‌کنید
‫کار اون نبوده...

1533
01:27:01,570 --> 01:27:04,150
‫چرا چنین سوالی از جوئل لاتریک پرسیدید؟

1534
01:27:06,110 --> 01:27:07,400
‫دوباره آقای بارتو...

1535
01:27:07,610 --> 01:27:12,450
‫همان‌طور که گفتم،
‫چرا در 24 دسامبر سال 1969...

1536
01:27:12,660 --> 01:27:15,610
‫پرسیدید که قاتل داروخانه گلدمن
‫ بوده یا نه...

1537
01:27:15,780 --> 01:27:18,030
‫اون هم وقتی که خبرچین ناشناس
‫ هنوز حرفی نزده بود...

1538
01:27:18,110 --> 01:27:20,360
‫و پلیس هم شکی نداشت؟

1539
01:27:22,780 --> 01:27:25,200
‫صرفا می‌خواستم مطمئن بشم.

1540
01:27:26,660 --> 01:27:28,570
‫آقای لاتریک بهتون اطمینان داد؟

1541
01:27:29,030 --> 01:27:30,280
‫بله.

1542
01:27:50,110 --> 01:27:52,950
‫آقا، لطفا نام و نام خانوادگی...

1543
01:27:53,110 --> 01:27:55,450
‫تاریخ و محل تولد و شغل
‫و نشانیتون رو تایید کنید.

1544
01:27:55,910 --> 01:27:57,030
‫لاتریک، جوئل...

1545
01:27:57,200 --> 01:28:00,820
‫زاده 18 اوه 1944 در پوئنت-ا-پیتر...

1546
01:28:00,950 --> 01:28:04,950
‫ساکت تروا ریویر، گوادالوپ،
‫معلم جایگزین هستم.

1547
01:28:05,320 --> 01:28:09,400
‫آقای لاتریک. قبل شهادت باید
‫ از شما بخوایم که سوگند بخورید.

1548
01:28:09,780 --> 01:28:12,070
‫قسم می‌خورید که بدون نفرت
‫و ترس حرف بزنید...

1549
01:28:12,240 --> 01:28:14,990
‫و حقیقت رو کامل بیان کنید
‫ و جز حقیقت چیزی نگید؟

1550
01:28:15,240 --> 01:28:17,200
‫بله جناب قاضی. قسم می‌خورم.

1551
01:28:18,780 --> 01:28:22,780
‫گلدمن همیشه گفته که نوزدهم دسامبر...

1552
01:28:22,910 --> 01:28:25,320
‫بعد از لغو شدن برنامه سرقتش از لبنیاتی...

1553
01:28:25,490 --> 01:28:28,610
‫به منزل شما در پلاک 47
‫خیابان د ترون رفته...

1554
01:28:28,780 --> 01:28:33,200
‫و درست بعد ساعت هشت
‫یعنی ساعت دقیق سرقت، اونجا رو ترک کرده.

1555
01:28:33,360 --> 01:28:34,740
‫همچنین بیان کرده که...

1556
01:28:34,910 --> 01:28:39,400
‫خواهرتون آنیک، که همراه با دوست‌پسرش
‫ آلین کاپریس اونجا بوده...

1557
01:28:39,610 --> 01:28:41,150
‫در رو براش باز کرده.

1558
01:28:42,320 --> 01:28:46,650
‫شهادت شما خیلی مهمه اما
‫همچنان در شهادت اولیه‌تون...

1559
01:28:46,820 --> 01:28:49,860
‫هر سه تاتون در مورد ساعت و تاریخ
‫ حضور گلدمن...

1560
01:28:49,990 --> 01:28:52,900
‫حرف هم دیگر رو نقض می‌کنید.

1561
01:28:53,030 --> 01:28:55,110
‫درسته. ولی الان مطمئن هستم.

1562
01:28:55,280 --> 01:28:57,740
‫بذارید حرفم تموم بشه،
‫ بعد از شما سوال می‌پرسیم.

1563
01:28:57,910 --> 01:29:02,320
‫در شهادت اولیه‌تون که در تاریخ نهم آوریل
‫1970 به پلیس ارائه دادید...

1564
01:29:02,490 --> 01:29:05,990
‫گفتید که گلدمن شبی در ماه دسامبر اومد...

1565
01:29:06,160 --> 01:29:08,900
‫ولی تاریخ و زمانش رو یادتون نبود.

1566
01:29:09,030 --> 01:29:12,200
‫چند روز بعدش تاریخش رو ذکر کردید...

1567
01:29:12,360 --> 01:29:14,780
‫ولی همچنان ساعتش رو نگفتید.

1568
01:29:15,320 --> 01:29:18,700
‫بعد حین اولین جلسه دادگاه زمانش رو گفتید...

1569
01:29:18,860 --> 01:29:20,320
‫بدون تاریخش.

1570
01:29:20,490 --> 01:29:22,700
‫و رسما خلاصه کردید.

1571
01:29:25,950 --> 01:29:27,400
‫آقای لاتریک...

1572
01:29:28,820 --> 01:29:33,110
‫در تاریخ 19 دسامبر 1969 آقای گلدمن
‫ در منزل شما بود؟

1573
01:29:36,110 --> 01:29:38,780
‫بله. اون شب خونه ما بود.

1574
01:29:39,240 --> 01:29:40,900
‫می‌تونید زمانش رو بهمون بگید؟

1575
01:29:41,320 --> 01:29:44,990
‫ساعت هفت و نیم اومد و هشت و نیم رفت.

1576
01:29:45,910 --> 01:29:50,200
‫آقای لاتریک. شما سوگند خوردید
‫ و شهادتتون عواقب داره.

1577
01:29:51,320 --> 01:29:53,490
‫از تاریخ و زمانش مطمئن هستید؟

1578
01:29:53,700 --> 01:29:54,610
‫مطمئن هستم.

1579
01:29:54,780 --> 01:29:58,700
‫تبریک می‌گم. شما فردی هستید
‫ که به مرور زمان...

1580
01:29:58,860 --> 01:30:00,150
‫حافظه‌اش تقویت می‌شه.

1581
01:30:00,320 --> 01:30:04,360
‫قوانین طبیعت رو نقض می‌کنید.
‫یه خوکچه هندی خوب واسه آزمایشات علمی!

1582
01:30:07,070 --> 01:30:08,950
‫اعضای هیئت منصفه...

1583
01:30:09,110 --> 01:30:10,320
‫در دادگاه اول...

1584
01:30:10,490 --> 01:30:15,500
‫آقای لاتریک گفتن که نوزدهم دسامبر یعنی روز
‫ قتل‌ها آقای گلدمن به منزل ایشان رفته.

1585
01:30:15,610 --> 01:30:18,900
‫هر چند در مورد زمانش خیلی مطمئن نبود.

1586
01:30:19,030 --> 01:30:21,450
‫اولش گفت که ساعت هفت اومد...

1587
01:30:21,660 --> 01:30:24,860
‫و احتمالا قبل یا بعد ساعت هشت رفته...

1588
01:30:24,990 --> 01:30:27,610
‫پنج دقیقه قبل از دو فقره قتل.

1589
01:30:28,450 --> 01:30:32,740
‫پیر گلدمن همیشه گفته که اون
‫ روز دندان‌درد شدیدی داشته...

1590
01:30:32,910 --> 01:30:36,780
‫و دیروزش برای مسکن به بیمارستان رفته.

1591
01:30:36,910 --> 01:30:38,990
‫اثرش رفته بود...

1592
01:30:39,160 --> 01:30:40,990
‫و دردش بدتر شده بود...

1593
01:30:41,160 --> 01:30:42,780
‫انقدر که روانیش کرده.

1594
01:30:42,910 --> 01:30:46,400
‫رفته پیش لوتریک که ازش
‫آسپرین بگیره ولی اون نداشته.

1595
01:30:46,610 --> 01:30:51,610
‫از اونجایی که منزل لاتریک
‫ به داروخانه نزدیک بوده...

1596
01:30:51,780 --> 01:30:53,740
‫اگه گلدمن حتی پنج دقیقه...

1597
01:30:53,910 --> 01:30:56,820
‫قبل سرقت هم اونجا رو ترک کرده باشه...

1598
01:30:58,240 --> 01:31:02,030
‫دقیقا به اندازه وقت داشته که به اونجا برسه.

1599
01:31:02,320 --> 01:31:05,360
‫و نیاز فوری به آسپرین داشته...

1600
01:31:05,570 --> 01:31:08,150
‫که این ما رو به صحنه جرم می‌رسونه.

1601
01:31:17,910 --> 01:31:19,780
‫نظرتون چیه آقای لاتریک؟

1602
01:31:20,280 --> 01:31:23,700
‫آقای قاضی، الان مطمئن هستم که پیر گلدمن...

1603
01:31:23,860 --> 01:31:26,360
‫تا ساعت هشت و نیم در منزل من بود.

1604
01:31:26,570 --> 01:31:28,820
‫حرفم رو به عنوان یک افسر در نظر بگیرید.

1605
01:31:28,950 --> 01:31:30,360
‫افسر؟ واقعا؟

1606
01:31:30,570 --> 01:31:33,030
‫بله، من افسر ذخیره ارتش فرانسه هستم.

1607
01:31:33,200 --> 01:31:34,400
‫اگه خودتون می‌گید همین‌طوره.

1608
01:31:34,610 --> 01:31:36,650
‫حالا می‌تونم برم؟

1609
01:31:37,910 --> 01:31:39,240
‫سوالی نیست؟

1610
01:31:39,780 --> 01:31:41,320
‫بله جناب قاضی.

1611
01:31:41,860 --> 01:31:44,490
‫جناب، طبق اولین شهادت شما...

1612
01:31:44,700 --> 01:31:47,650
‫شما چند روز بعد به اوسوالدو بارتو گفتید...

1613
01:31:47,820 --> 01:31:51,320
‫که گلدمن حین ارتکاب قتل‌ها
‫ در منزل شما بود.

1614
01:31:51,490 --> 01:31:56,240
‫شما از اون دفاع نمی‌کردید،
‫چون پلیس بهش مظنون نبود.

1615
01:31:56,410 --> 01:31:58,400
‫داشتید به یک دوست اطمینان خاطر می‌دادید.

1616
01:31:58,660 --> 01:31:59,650
‫بله.

1617
01:31:59,910 --> 01:32:02,860
‫- بدون درنگ گفتید؟
‫- بله جناب.

1618
01:32:02,990 --> 01:32:03,820
‫چرا؟

1619
01:32:03,950 --> 01:32:05,780
‫گلدمن بهتون گفته بود که بگید؟

1620
01:32:05,910 --> 01:32:06,900
‫نه، نگفته بود.

1621
01:32:07,070 --> 01:32:09,990
‫- پس خود‌به‌خود این تصمیم رو گرفتید؟
‫- بله.

1622
01:32:11,240 --> 01:32:13,070
‫سوال من ساده‌ست آقا.

1623
01:32:13,240 --> 01:32:16,900
‫بعد از اطمینان خاطر خود‌به‌خودی
‫که به این دوست دادید...

1624
01:32:17,030 --> 01:32:21,700
‫چرا در جواب پلیس انقدر واضح
‫ و محکم پاسخ ندادید؟

1625
01:32:22,110 --> 01:32:27,860
‫در عوض گفتید که گلدمن اونجا نبوده و...

1626
01:32:27,990 --> 01:32:31,110
‫با گفتن این‌که اون «خشن و خطرناکه»
‫ محکومش کردید.

1627
01:32:32,910 --> 01:32:35,240
‫لطفا جواب بدید آقای لاتریک.

1628
01:32:39,240 --> 01:32:42,320
‫درست بعد از بازداشت پیر پلیس پیداش شد...

1629
01:32:42,490 --> 01:32:46,110
‫آپارتمانم رو زیر و رو کردن
‫و من رو به زور بردن.

1630
01:32:46,280 --> 01:32:51,400
‫توی مسیر سرم فریاد زدن.
‫بهم فهموندن که پیر...

1631
01:32:52,610 --> 01:32:55,650
‫به قتل‌های داروخانه متهم شده.

1632
01:32:56,030 --> 01:32:58,110
‫به یک همراه دورگه اشاره کردن.

1633
01:32:58,280 --> 01:33:02,360
‫من از زندان رفتم ترسیدم و
‫هرچیزی که به ذهنم اومد رو گفتم.

1634
01:33:02,860 --> 01:33:05,900
‫اولین واکنشم این بود که خودم رو نجات بدم.

1635
01:33:07,820 --> 01:33:09,200
‫از این تصمیمم شرمنده‌ام.

1636
01:33:09,910 --> 01:33:11,570
‫شدیدا شرمنده‌ام.

1637
01:33:15,660 --> 01:33:18,110
‫پیر، لطفا من رو ببخش رفیق.

1638
01:33:19,990 --> 01:33:22,860
‫ممنونم آقای لاتریک. کافیه.

1639
01:33:22,990 --> 01:33:26,360
‫بعد از یک وقفه کوتاه به سراغ
‫ درخواست تجدید نظر می‌رویم.

1640
01:33:35,200 --> 01:33:36,860
‫برای ترک محله یهودی‌نشین...

1641
01:33:37,200 --> 01:33:39,110
‫و فرار از تاریک‌گرایی...

1642
01:33:39,610 --> 01:33:41,780
‫فقط صهیونیسم و کمونیسم وجود داشت.

1643
01:33:41,910 --> 01:33:44,450
‫این یه جنبه اساسی یهودیه...

1644
01:33:44,820 --> 01:33:46,400
‫جنبه دینی نیست...

1645
01:33:46,610 --> 01:33:49,110
‫ولی پیوندی با جهان‌گرایی داره...

1646
01:33:49,280 --> 01:33:50,820
‫با تاریخ‌گرایی.

1647
01:33:51,160 --> 01:33:54,200
‫که تاریخ نمادین انقلابیون یهودی...

1648
01:33:54,360 --> 01:33:57,650
‫فدراسیون عمومی کارگران یهودی،
‫چریک‌های فرانسوی مهاجر کارگر و منشویک‌ها...

1649
01:33:58,780 --> 01:34:00,610
‫شوخی داخلی‌ای در موردش داشتن.

1650
01:34:00,780 --> 01:34:03,820
‫«چرا اعضای کمیته جی‌سی‌آر
‫ییدیش صحبت نمی‌کنن؟»

1651
01:34:04,070 --> 01:34:05,860
‫جوابش هیچ‌وقت عوض نمی‌شه.

1652
01:34:05,990 --> 01:34:08,360
‫«که رشید هم بتونه شرکت کنه.»

1653
01:34:10,360 --> 01:34:13,650
‫آدم نمی‌تونه بدون درک تاثیرات گذشته‌ی
‫پیر گلدمن بر شخصیتش و مسیرش...

1654
01:34:13,820 --> 01:34:18,610
‫شخصیت اون رو به خوبی بشناسه.

1655
01:34:20,450 --> 01:34:21,320
‫خب؟

1656
01:34:22,160 --> 01:34:23,780
‫نظر شما چیه؟

1657
01:34:24,030 --> 01:34:27,360
‫درخواست تجدید نظر نمی‌دی فرانسیس.
‫سه تا درخواست زیادی.

1658
01:34:27,570 --> 01:34:29,570
‫- موافقی امیل؟
‫- البته.

1659
01:34:29,740 --> 01:34:32,570
‫در واقع به نظرم بهتره من آخر بگم.

1660
01:34:32,740 --> 01:34:34,570
‫چی؟ عمرا.

1661
01:34:34,780 --> 01:34:36,780
‫بخاطر ارتباط بین شما.

1662
01:34:37,070 --> 01:34:38,900
‫منظورت چیه؟

1663
01:34:40,410 --> 01:34:41,860
‫چطور بگم.

1664
01:34:41,990 --> 01:34:45,570
‫بهتره که وکیل اسرائیلی آخر حرف نزنه.

1665
01:34:45,740 --> 01:34:48,110
‫نه، من درخواستم رو بر اساس شک گذاشتم.

1666
01:34:48,280 --> 01:34:49,700
‫باید اون آخر باشه.

1667
01:34:49,860 --> 01:34:52,490
‫نگران نباش، یهودیتم رو نشون نمی‌دم.

1668
01:34:52,700 --> 01:34:54,240
‫باشه، اصرار نمی‌کنم.

1669
01:34:54,740 --> 01:34:57,490
‫به نظرم حیفه که یهودیتت رو نشون ندی.

1670
01:34:57,700 --> 01:34:58,820
‫چرا؟

1671
01:34:58,950 --> 01:35:01,780
‫تو و پیر لهستانی‌های یهودی زاده
‫ فرانسه هستید...

1672
01:35:01,910 --> 01:35:04,490
‫که همراه والدینی فقیر در
‫جنگ زندگی می‌کردین.

1673
01:35:04,700 --> 01:35:07,200
‫گذشته مشترکی دارید. چرا مخفیش کنید؟

1674
01:35:07,360 --> 01:35:08,990
‫اینجا به موضوع مرتبط نیست.

1675
01:35:09,160 --> 01:35:10,570
‫ولی برای تو هست.

1676
01:35:10,740 --> 01:35:14,450
‫دادگاه و هیئت منصفه باید احساسش رو درک کن.

1677
01:35:15,950 --> 01:35:19,700
‫با این راحت نیستم. با حقایق پیش می‌ریم.

1678
01:35:19,860 --> 01:35:21,700
‫خب به نظرم اشتباه می‌کنی.

1679
01:35:29,160 --> 01:35:33,070
‫می‌گن این دادگاه قرنه،
‫ولی قرن هنوز تمام نشده.

1680
01:35:34,820 --> 01:35:38,070
‫نهاد هیئت منصفه مورد انتقاد قرار گرفته...

1681
01:35:38,240 --> 01:35:41,650
‫اتهام به هیئت منصفه سرشناس که شما باشید.

1682
01:35:41,820 --> 01:35:45,950
‫یه سری می‌گن که متهم باید
‫توسط امثال خودش قضاوت بشه.

1683
01:35:46,910 --> 01:35:48,900
‫این تصور عجیبی از عدالته...

1684
01:35:49,450 --> 01:35:52,950
‫که نتایجش از موسسه آشنای ما هم بدتره...

1685
01:35:53,110 --> 01:35:55,570
‫که حداقل مبهم نیست.

1686
01:35:57,820 --> 01:35:59,990
‫من به نام فرانسه سخن می‌گویم...

1687
01:36:00,820 --> 01:36:02,240
‫فرانسه‌ی حقیقی...

1688
01:36:02,700 --> 01:36:04,990
‫فرانسه‌ی کارگران و مردم صادقش...

1689
01:36:05,860 --> 01:36:08,360
‫کشوری که به نامش عدالت اجرا می‌شود.

1690
01:36:08,570 --> 01:36:13,450
‫بیرون می‌گن که این دادگاه دستکاری شده.
‫که از پاریس دستور رسیده...

1691
01:36:14,110 --> 01:36:16,360
‫که برای روشنفکران دلسوزی کنیم...

1692
01:36:16,570 --> 01:36:19,280
‫حتی اگر به معنای کوچک
‫شمردن قانون و پلیس بود.

1693
01:36:23,030 --> 01:36:24,570
‫پیر گلدمن...

1694
01:36:26,320 --> 01:36:31,280
‫اعمال ناشایست شما آنچنان
‫ واضحه که بی‌گناهیتون غیرممکنه.

1695
01:36:32,410 --> 01:36:36,320
‫شما خودتون رو یک چریک محلی
‫می‌‌بینید که بین جمعیت می‌چرخه...

1696
01:36:36,910 --> 01:36:40,990
‫ولی متاسفانه الان انقلاب
‫یک کالای مصرفی خشکه.

1697
01:36:42,110 --> 01:36:46,450
‫شما اینجا خودت رو به عنوان یه شورشی فروختی،
‫که آمادگی هر نوع سختی‌ای رو داره.

1698
01:36:46,660 --> 01:36:48,650
‫ولی عضوی از سیستم مصرف‌گرایی‌ای شدی...

1699
01:36:48,820 --> 01:36:50,820
‫که زمانی می‌خواستی نابودش کنی.

1700
01:36:50,950 --> 01:36:52,200
‫شما یک فرد قابل توجه...

1701
01:36:52,360 --> 01:36:55,030
‫یک فرد قابل توجه میان افراد
‫قابل توجه هستی که کتابی نوشته...

1702
01:36:55,200 --> 01:36:56,740
‫که خوب فروش می‌ره.

1703
01:36:56,910 --> 01:36:58,070
‫تبدیل به...

1704
01:36:58,240 --> 01:37:03,860
‫عزیز نخبه‌های پاریس شدی که برای
‫ اعمال ناشایستت غش و ضعف می‌کنن.

1705
01:37:05,820 --> 01:37:08,610
‫می‌گن که به عنوان یک یهودی
‫ و کمونیست محکوم شدی.

1706
01:37:08,780 --> 01:37:13,490
‫جرئت دارن که بگن به عنوان یک
‫ یهودی و کمونیست تبرئه شدی؟

1707
01:37:14,410 --> 01:37:15,610
‫اتهامی دروغین...

1708
01:37:16,740 --> 01:37:18,570
‫با عدالت در محاکمه.

1709
01:37:20,030 --> 01:37:22,450
‫ما یک مرد رو قضاوت می‌کنیم، نه یک سازمان.

1710
01:37:22,660 --> 01:37:26,360
‫گول نخورید اعضای هیئت منصفه.

1711
01:37:26,740 --> 01:37:31,200
‫پیر گلدمن در دادگاه اولش
‫تنها به یک دلیل...

1712
01:37:31,360 --> 01:37:33,860
‫متهم به حبس ابد شد...

1713
01:37:33,990 --> 01:37:35,950
‫به دلیل مجرم بودنش!

1714
01:37:37,990 --> 01:37:41,150
‫دادستان کورکورانه این پیگرد قانونی
‫ رو دنبال نمی‌کنه.

1715
01:37:41,320 --> 01:37:44,700
‫من با حقایق پیش می‌رم
‫و وقایعی رو مرور می‌کنم...

1716
01:37:44,860 --> 01:37:47,860
‫که مجموعا متهم رو گناهکار اعلام کرد.

1717
01:37:48,160 --> 01:37:51,150
‫چندین شاهد قاتل رو دیدن:

1718
01:37:51,320 --> 01:37:53,900
‫افسر کینت که باهاش درگیر شد...

1719
01:37:54,070 --> 01:37:56,860
‫و از نزدیک به شکمش شلیک شد...

1720
01:37:56,990 --> 01:37:58,740
‫آقای تروکار...

1721
01:37:58,910 --> 01:38:00,490
‫که الان فوت کردن...

1722
01:38:00,700 --> 01:38:04,570
‫بخاطر تعارف کردن سکه پنج فرانکی
‫از نزدیک به صورتش شلیک شد.

1723
01:38:04,740 --> 01:38:07,650
‫این دو قطعی هستند.

1724
01:38:07,950 --> 01:38:10,900
‫چرا باید شهادت این‌ها اشتباه باشه...

1725
01:38:11,070 --> 01:38:14,950
‫در صورتی که آقای گلدمن اعتراف کردند
‫ که باقی شهادت‌ها درست بوده؟

1726
01:38:16,360 --> 01:38:19,820
‫متهم از رئیس پلیس لکرک پرسیده...

1727
01:38:19,950 --> 01:38:22,110
‫«امکانش هست انسان حین جنون...

1728
01:38:22,280 --> 01:38:25,030
‫دست به جرمی بزنه که فراموشش کرده باشه؟»

1729
01:38:25,200 --> 01:38:26,150
‫برای من...

1730
01:38:26,320 --> 01:38:29,900
‫این به این معنی نیست
‫که متهم فراموشش کرده...

1731
01:38:30,030 --> 01:38:33,280
‫بلکه به این معنیه که این عمل
‫با شخصیت واقعیش تداخل داره...

1732
01:38:33,450 --> 01:38:36,900
‫و مسئولیتش رو قبول نمی‌کنه.

1733
01:38:37,280 --> 01:38:39,320
‫پیر گلدمن یه قاتل نیست...

1734
01:38:39,910 --> 01:38:41,900
‫همه در این مورد موافقیم...

1735
01:38:42,030 --> 01:38:43,280
‫ولی همچنان...

1736
01:38:43,910 --> 01:38:45,360
‫دست به قتل زده.

1737
01:38:47,240 --> 01:38:48,570
‫پیر گلدمن...

1738
01:38:49,320 --> 01:38:54,110
‫جرائم شما هیچ ربطی به دیدگاه‌های سیاسی شما
‫و آمریکای جنوبی نداره...

1739
01:38:54,280 --> 01:38:59,820
‫بلکه جایگزین ضعیفی برای یک طغیان‌گره
‫ که کار و پول نداشته.

1740
01:38:59,950 --> 01:39:03,950
‫به نظرم دید شما در ابتدا بدین شکل بوده...

1741
01:39:04,110 --> 01:39:08,740
‫احتمالا همراه با احساس دردناکی از خودکشی...

1742
01:39:08,910 --> 01:39:10,900
‫که دیدید مردی که می‌خواستید باشید...

1743
01:39:10,990 --> 01:39:14,070
‫در سایه جرائم معمولی ناپدید شد.

1744
01:39:15,610 --> 01:39:19,110
‫گفتم که اعمال سیاسی سابق شما مرتبط نیست...

1745
01:39:19,280 --> 01:39:20,990
‫ولی درست نیست.

1746
01:39:21,160 --> 01:39:23,450
‫حمله شما شکست خورد.

1747
01:39:23,660 --> 01:39:27,070
‫خیال می‌کردی که چون دیروقته
‫در داروخانه تنها خواهی بود.

1748
01:39:27,240 --> 01:39:28,950
‫انتظار آقای تروکارد رو نداشتی...

1749
01:39:29,110 --> 01:39:34,360
‫آقای تروکارد بیچاره و عمل غم‌انگیزش،
‫سکه پنج فرانکی که بهت تعارف کرد.

1750
01:39:34,570 --> 01:39:36,700
‫و درست در همون لحظه...

1751
01:39:36,860 --> 01:39:39,280
‫گذشته‌ی چریکیت ابتکار عمل رو به دست گرفت.

1752
01:39:39,450 --> 01:39:43,490
‫به موقعیت‌های سخت عادت داشتی
‫ و گوش به زنگ بودی.

1753
01:39:43,700 --> 01:39:47,860
‫آقای تروکارد غافلگیرت کرد و تو هم مثل
‫یک مبارز اقدام به شلیک کردی.

1754
01:39:47,990 --> 01:39:51,200
‫خیال کردی مُرده و قضیه به کل عوض شد.

1755
01:39:51,450 --> 01:39:54,150
‫شواهد باید نابود می‌شدن.

1756
01:39:54,320 --> 01:39:55,990
‫وقتی که کینت وارد شد...

1757
01:39:56,160 --> 01:39:59,070
‫سعی کردی شلیک کنی
‫و گلوله‌هات تموم شده بود.

1758
01:39:59,240 --> 01:40:01,740
‫فرار کردی، اون بهت رسید و زمینت زد.

1759
01:40:01,910 --> 01:40:05,610
‫اسلحه دوم رو درآوردی و بهش شلیک کردی.

1760
01:40:07,740 --> 01:40:10,240
‫درسته آقای گلدمن...

1761
01:40:10,700 --> 01:40:14,360
‫ناخودآگاهانه به آقای تروکارد شلیک کردی،
‫ولی بعد...

1762
01:40:14,570 --> 01:40:18,780
‫تمامی شاهدین رو کشتی که
‫رد شلیک اولت رو از بین ببری.

1763
01:40:18,910 --> 01:40:20,200
‫این از بد هم بدتره.

1764
01:40:20,360 --> 01:40:24,450
‫حتی یک تبه‌کار هم انقدر
‫خونسردانه رفتار نمی‌کنه.

1765
01:40:25,660 --> 01:40:29,150
‫همه این‌ها نتیجه هوش خونسردانه شماست...

1766
01:40:29,320 --> 01:40:31,950
‫هوشی سرد و خونین.

1767
01:40:32,110 --> 01:40:35,490
‫نوعی هوش که اگر در شرایط دیگری
‫ باهاش روبرو می‌شدم...

1768
01:40:35,700 --> 01:40:38,070
‫در کمال میل ازش تعریف و تمجید می‌کردم.

1769
01:40:38,240 --> 01:40:41,700
‫در این دادگاه طولانی...

1770
01:40:41,860 --> 01:40:44,860
‫من رو تحت تاثیر قرار داد و
‫ حتی برام الهام‌بخش بود.

1771
01:40:45,990 --> 01:40:49,030
‫ولی نباید اینجا احساسی رفتار کنیم.

1772
01:40:49,200 --> 01:40:51,740
‫هوش با تعهدات همراهه.

1773
01:40:51,910 --> 01:40:53,990
‫شما قاتل نیستی، ولی دست به قتل زدی.

1774
01:40:54,160 --> 01:40:57,360
‫و این شما رو تبدیل به یک قاتل می‌کنه.
‫این قابل بخشش نیست.

1775
01:40:58,110 --> 01:41:01,030
‫با توجه به شدت جرم...

1776
01:41:01,200 --> 01:41:06,030
‫درخواست مجازاتی رو دارم که عدالت
‫رو اجراء بکنه و بدین ترتیب...

1777
01:41:06,200 --> 01:41:11,200
‫درخواست چیزی کمتر از حبس ابد رو ندارم.

1778
01:41:20,490 --> 01:41:23,820
‫دادستان به شاهدین اعتماد می‌کنه.

1779
01:41:24,240 --> 01:41:26,070
‫امیدوارم که موفق باشند.

1780
01:41:26,740 --> 01:41:28,610
‫اما باید خدمتتون عارض بشم...

1781
01:41:28,780 --> 01:41:32,150
‫شاهدین شکننده‌ترین چیز دنیا هستند.

1782
01:41:32,320 --> 01:41:34,950
‫یک خردسال، یک نوزاد.

1783
01:41:35,410 --> 01:41:38,150
‫برخی شاهدین خوب می‌بینن، برخی بد.

1784
01:41:38,320 --> 01:41:40,360
‫برخی شنوایی خوبی دارن، برخی ناشنوا هستند.

1785
01:41:40,570 --> 01:41:42,570
‫برخی حواس‌پرتی دارن یا اهمیت نمی‌دن.

1786
01:41:42,740 --> 01:41:44,110
‫هر چند...

1787
01:41:44,280 --> 01:41:46,650
‫همیشه نیت خیری دارند...

1788
01:41:46,820 --> 01:41:50,150
‫درحالی که متهم همیشه دروغگو فرض می‌شه.

1789
01:41:50,860 --> 01:41:53,110
‫ما رو قسم شهادت می‌دن.

1790
01:41:53,280 --> 01:41:54,950
‫چه خوب!

1791
01:41:55,410 --> 01:41:57,860
‫برای روندن یه ماشین باید
‫گواهینامه رانندگی داشته باشی...

1792
01:41:57,990 --> 01:42:01,240
‫ولی توی دادگاه هرکسی می‌تونه شهادت بده.
‫بدون هیچ مشکلی.

1793
01:42:01,910 --> 01:42:03,610
‫به نظر شما این طبیعیه؟

1794
01:42:04,240 --> 01:42:05,740
‫پیر گلدمن...

1795
01:42:05,910 --> 01:42:08,490
‫گفتی که پدرت تو رو بخشیده...

1796
01:42:08,860 --> 01:42:10,400
‫دوستانت هم همین‌طور.

1797
01:42:10,610 --> 01:42:13,900
‫یه نفر هست که این سوال رو ازش نپرسیدی...

1798
01:42:14,110 --> 01:42:15,400
‫و اون من هستم.

1799
01:42:15,610 --> 01:42:17,400
‫منی که الان دارم باهات حرف می‌زنم.

1800
01:42:17,740 --> 01:42:21,610
‫از نظر من هم تو از قاتل این پرونده نیستی.

1801
01:42:21,780 --> 01:42:24,240
‫در چهل سال تجربه کاریم...

1802
01:42:24,410 --> 01:42:27,900
‫تابحال انقدر از بی‌گناهی موکلم مطمئن نبودم.

1803
01:42:28,030 --> 01:42:29,740
‫اگر الان اشتباه می‌کنم...

1804
01:42:29,910 --> 01:42:32,400
‫در مورد همه‌چیز در زندگیم اشتباه کردم.

1805
01:42:32,610 --> 01:42:35,400
‫شغلم، دوستانم، عزیزانم...

1806
01:42:35,910 --> 01:42:39,610
‫روث و آلتر گلدمن...
‫من امروز به شما فکر می‌کنم.

1807
01:42:39,990 --> 01:42:43,700
‫قلبم برای دردی که با دیدن
‫این صحنه تجربه می‌کنید...

1808
01:42:43,860 --> 01:42:45,900
‫تیر می‌کشد.

1809
01:42:46,410 --> 01:42:49,650
‫تو، روث، به عنوان پسرت بزرگش کردی...

1810
01:42:49,820 --> 01:42:52,900
‫هر شب در خانه کوچکت منتظر بودی که برگرده...

1811
01:42:53,240 --> 01:42:55,570
‫سر میز براش جایی آماده کردی...

1812
01:42:55,740 --> 01:42:58,650
‫همراه با برادر و خواهرهای ناتنیش که...

1813
01:42:59,030 --> 01:43:01,700
‫این برادر بزرگ زیرک
‫و افسانه‌ای رو دوست داشتند.

1814
01:43:01,860 --> 01:43:04,030
‫خانواده‌ای واقعا مثال زدنی...

1815
01:43:04,490 --> 01:43:07,070
‫نمونه‌ای از یک ائتلاف. مثل مال من...

1816
01:43:07,410 --> 01:43:11,110
‫خانواده‌ای که با غم و اضطراب این باور که...

1817
01:43:11,280 --> 01:43:14,950
‫ممکنه پسر و برادرشان تا
‫ ابد در زندان باشه زندگی کرده.

1818
01:43:15,740 --> 01:43:17,320
‫ستوان آلتر گلدمن...

1819
01:43:17,490 --> 01:43:19,900
‫ستوان آلتر گلدمن...

1820
01:43:20,070 --> 01:43:22,820
‫امروز، فرانسه...

1821
01:43:22,950 --> 01:43:24,700
‫کشوری که شما انتخابش کردید...

1822
01:43:25,030 --> 01:43:26,950
‫پسرتون رو بهتون پس می‌ده.

1823
01:43:27,240 --> 01:43:28,780
‫ما به شما مدیونیم...

1824
01:43:28,840 --> 01:43:32,950
‫من به شما مدیون هستم ستوان آلتر گلدمن.

1825
01:43:33,450 --> 01:43:35,570
‫من که هیچ‌وقت سلاحی در دست نگرفتم...

1826
01:43:35,740 --> 01:43:38,740
‫در حالی که شما برای ما می‌جنگیدید.

1827
01:43:39,360 --> 01:43:40,490
‫بله...

1828
01:43:41,030 --> 01:43:43,030
‫من اینجام که از همه یهودی‌ها دفاع کنم...

1829
01:43:43,200 --> 01:43:45,490
‫همه نیمه یهودیان یا کسانی
‫ که اصلیت یهودی دارند...

1830
01:43:45,700 --> 01:43:48,150
‫همه کولی‌ها و ایتالیایی‌ها.

1831
01:43:48,860 --> 01:43:50,860
‫ستوان آلتر گلدمن...

1832
01:43:51,450 --> 01:43:54,240
‫به شما قول می‌دم که پسرتون...

1833
01:43:54,740 --> 01:43:57,740
‫به عنوان یک بی‌گناه از
‫این دادگاه آزاد می‌شه.

1834
01:44:28,360 --> 01:44:33,400
‫از تاریخ 19 دسامبر 1969 هیچ
‫تصویب مجددی انجام نشده.

1835
01:44:33,610 --> 01:44:36,110
‫هیچ مدرک مادی‌ای طی مدت چهار سال...

1836
01:44:36,280 --> 01:44:37,820
‫به دست نیامده.

1837
01:44:37,950 --> 01:44:42,110
‫هیچ مدرک پزشکی‌قانونی‌ای پیدا نشده که...

1838
01:44:42,280 --> 01:44:45,070
‫ثابت کنه قاتل این پرونده پیر گلدمن بوده.

1839
01:44:45,950 --> 01:44:49,610
‫تحقیقات پلیس منجر به 48 ساعت بازداشت شده.

1840
01:44:49,780 --> 01:44:51,150
‫اتهامات براساس...

1841
01:44:51,700 --> 01:44:53,780
‫دروغ یک خبرچین...

1842
01:44:53,910 --> 01:44:56,240
‫بازجویی پلیس....

1843
01:44:56,660 --> 01:44:59,070
‫و شناسایی اشتباه شاهدین بوده.

1844
01:44:59,910 --> 01:45:01,280
‫من مثل موکلم...

1845
01:45:01,450 --> 01:45:04,650
‫از توطئه پلیس سخن نمی‌گم،
‫ولی اعلام می‌کنم...

1846
01:45:04,820 --> 01:45:07,860
‫که اشتباه پلیس و دادگاه‌ها...

1847
01:45:07,990 --> 01:45:11,490
‫دروغ را پرورش داد و شک ایجاد کرد.

1848
01:45:14,030 --> 01:45:16,860
‫ما صداقت شاهدین رو زیر سوال نمی‌بریم...

1849
01:45:16,990 --> 01:45:18,030
‫بلکه...

1850
01:45:18,610 --> 01:45:21,110
‫دیدیم که خودشون حرف
‫ خودشون رو نقض می‌کنند.

1851
01:45:21,280 --> 01:45:22,740
‫چطور چنین چیزی ممکنه؟

1852
01:45:22,910 --> 01:45:24,780
‫کاملا ساده‌ست.

1853
01:45:25,560 --> 01:45:28,780
‫خود فرآیند شهادت دادن وحشتناکه.

1854
01:45:29,450 --> 01:45:30,990
‫از شما خواسته می‌شه.

1855
01:45:31,320 --> 01:45:34,030
‫فکر می‌کنی که دیدی و
‫دوست داری که دیده باشی...

1856
01:45:34,200 --> 01:45:36,150
‫ولی درواقع چیزی ندیدی.

1857
01:45:37,280 --> 01:45:40,740
‫دادستان در مورد جوئل لاتریک
‫ هدف ساده‌ای داشت.

1858
01:45:40,910 --> 01:45:44,700
‫«مردی که حافظه‌اش به مرور
‫ زمان قوی‌تر می‌شود.»

1859
01:45:46,410 --> 01:45:49,280
‫ولی اگر این بهانه غیبت
‫حین جرم ساختگی باشد...

1860
01:45:49,450 --> 01:45:52,610
‫چرا باید موکلم ناحیه سن پاول رو انتخاب کنه؟

1861
01:45:53,070 --> 01:45:55,320
‫چرا قبل این‌که چیزی ازش پرسیده بشه...

1862
01:45:55,490 --> 01:45:58,320
‫باید جایی انقدر نزدیک
‫به داروخانه رو انتخاب کنه؟

1863
01:45:58,910 --> 01:46:02,200
‫نمی‌شه بر اساس چنین شواهد حدسی‌ای...

1864
01:46:02,360 --> 01:46:05,150
‫شخصی رو به حبس ابد محکوم کرد.

1865
01:46:05,820 --> 01:46:10,490
‫بدون شواهد کافی دادستان
‫مجبور شد به فرضیات روی بیاره.

1866
01:46:11,200 --> 01:46:14,360
‫شما می‌گید که هیچ ارزش علمی‌ای...

1867
01:46:14,570 --> 01:46:16,360
‫برای بهانه غیبت حین وقوع
‫جرم پیر گلدمن قائل نیستید.

1868
01:46:16,820 --> 01:46:19,780
‫خیلی‌خب! چطور جرئت می‌کنید...

1869
01:46:20,320 --> 01:46:24,150
‫وقتی که به عنوان دادستان
‫ وظیفه‌ شما اثبات گناهه...

1870
01:46:24,320 --> 01:46:27,860
‫چنین شواهد مبهمی رو علمی بشناسید؟

1871
01:46:28,240 --> 01:46:31,610
‫مگه اصل برائت وجود نداره؟

1872
01:46:31,780 --> 01:46:34,950
‫باید با وجود شک و تردید
‫ اشخاص رو محکوم کنیم؟

1873
01:46:36,070 --> 01:46:40,760
‫مراجع قانونی باید به اصول خودشون
‫ پایبند باشن. از جمله اصل ساده‌ی...

1874
01:46:40,990 --> 01:46:42,950
‫فرض بر برائت.

1875
01:46:44,570 --> 01:46:45,950
‫مثل هرکسی که اینجاست...

1876
01:46:46,110 --> 01:46:47,820
‫واسه من هم سوال بود که...

1877
01:46:47,950 --> 01:46:52,110
‫چرا این دادگاه برای ما جالبه،
‫چرا نمی‌تونیم بهش توجه نکنیم.

1878
01:46:53,160 --> 01:46:56,200
‫بخاطر شخصیت خاص متهمه؟

1879
01:46:56,610 --> 01:47:00,740
‫قطعا دیدن اون به عنوان قهرمان
‫‌ داستان‌های داستایفسکی وسوسه‌انگیزه.

1880
01:47:01,320 --> 01:47:04,200
‫جنایت و مکافات.
‫ابله.

1881
01:47:05,070 --> 01:47:06,490
‫جن‌زدگان...

1882
01:47:07,110 --> 01:47:08,780
‫هر کدوم که دوست دارید رو انتخاب کنید.

1883
01:47:08,910 --> 01:47:10,280
‫ولی متاسفانه...

1884
01:47:13,360 --> 01:47:16,450
‫پیر گلدمن ثمره یک
‫ داستان تراژدی واقعیه...

1885
01:47:16,780 --> 01:47:18,280
‫اول از همه.

1886
01:47:18,570 --> 01:47:20,900
‫تراژدی یهودیان اروپای شرقی.

1887
01:47:23,990 --> 01:47:26,030
‫اعضای هیئت منصفه...

1888
01:47:26,320 --> 01:47:31,030
‫پیر گلدمن ویژه نیست،
‫ولی به طرز ویژه‌ای در عذابه.

1889
01:47:32,070 --> 01:47:35,860
‫هر دوی ما متعلق به یک دسته از جامعه هستیم،
‫متعلق به دسته یهودیان لهستانی...

1890
01:47:35,990 --> 01:47:38,150
‫که در جامعه فرانسه هستند...

1891
01:47:38,320 --> 01:47:40,740
‫و اما همچنان اصل خود...

1892
01:47:41,110 --> 01:47:44,030
‫اضطراب و زخم‌هایشان را حفظ کردند.

1893
01:47:44,950 --> 01:47:51,820
‫از شما می‌خوام که در صورت امکان تاثیر
‫شخصیتش رو نادیده بگیرید...

1894
01:47:52,110 --> 01:47:54,400
‫و اون رو بر اساس ظاهرش قضاوت نکنید.

1895
01:47:55,700 --> 01:47:57,450
‫و صادقانه می‌گم...

1896
01:47:57,660 --> 01:47:59,900
‫زخم دوران کودکی ما
‫ هرگز التیام پیدا نمی‌کنه.

1897
01:48:01,200 --> 01:48:03,200
‫امروز از شما خواهش می‌کنم...

1898
01:48:03,410 --> 01:48:05,570
‫که به این کابوس خاتمه بدید.

1899
01:48:17,070 --> 01:48:18,950
‫ممنونم آقای کیجمان.

1900
01:48:19,950 --> 01:48:22,200
‫درخواست تجدیدنظر پایان یافت.

1901
01:48:23,490 --> 01:48:26,360
‫قبل از کناره‌گیری دادگاه برای تصمیم‌گیری...

1902
01:48:26,990 --> 01:48:29,240
‫شما حرفی ندارید آقای گلدمن؟

1903
01:48:35,240 --> 01:48:38,450
‫امیدوارم که شیطانی
‫و ماکیاولیستی جلوه نکرده باشم.

1904
01:48:38,660 --> 01:48:40,950
‫یا ماهر در گمراهی و مخفی کردن
‫به نظر نرسیده باشم.

1905
01:48:41,110 --> 01:48:43,360
‫یا از اشتباه قضایی به دلیل نژاد پرستی...

1906
01:48:43,610 --> 01:48:47,070
‫با لحن بدی استفاده نکرده باشم.

1907
01:48:47,240 --> 01:48:48,740
‫به بیان ساده...

1908
01:48:48,910 --> 01:48:53,400
‫نمی‌خوام کسی بگه که رفتارم
‫مثل یهودی‌ای بود که...

1909
01:48:53,610 --> 01:48:56,740
‫حرفش اینه که غیریهودی‌ها فکر می‌کنن
‫ما یهودی‌ها قاتلیم...

1910
01:48:56,910 --> 01:48:59,110
‫و همشون یهودستیز هستن.

1911
01:49:09,660 --> 01:49:12,400
‫چهارم ماه مه 1976، ساعت ده شب...

1912
01:49:31,110 --> 01:49:32,610
‫قیام کنید.

1913
01:50:06,910 --> 01:50:11,860
‫در جواب مسئله مجرمیت گلدمن
‫در هشتم دسامبر 1969...

1914
01:50:11,990 --> 01:50:14,700
‫به جرم سرقت 2500 فرانک...

1915
01:50:14,860 --> 01:50:17,150
‫از آقای سرژ فارماچی...

1916
01:50:17,320 --> 01:50:19,900
‫و همسرشان ژاکلین شامین...

1917
01:50:20,030 --> 01:50:23,860
‫دادگاه با هشت رای موافق اعلام مجرمیت کرد.

1918
01:50:24,360 --> 01:50:27,650
‫در جواب این مسئله که سرقت ذکر شده...

1919
01:50:27,820 --> 01:50:30,780
‫آیا به صورت مسلحانه توسط
‫سارق انجام شده یا خیر...

1920
01:50:31,660 --> 01:50:35,450
‫دادگاه با هشت رای موافق اعلام
‫«موافقت با حمل اسلحه» کرد.

1921
01:50:35,660 --> 01:50:36,990
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن...

1922
01:50:37,160 --> 01:50:40,150
‫در بیستم دسامبر 1969...

1923
01:50:40,320 --> 01:50:43,820
‫دست به سرقت 22675 فرانک...

1924
01:50:43,950 --> 01:50:46,450
‫از کمپانی وی‌او‌جی زده یا خیر...

1925
01:50:46,660 --> 01:50:50,360
‫دادگاه با هشت رای موافق اعلام مجرمیت کرد.

1926
01:50:51,030 --> 01:50:55,450
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن،
‫در 16 ژانویه 1970...

1927
01:50:55,660 --> 01:50:59,450
‫اقدام به سرقت 7897.35 فرانک...

1928
01:50:59,660 --> 01:51:03,650
‫از دفتر سازمان تامین اجتماعی
‫پاریس کرده یا خیر...

1929
01:51:03,780 --> 01:51:07,320
‫دادگاه با هشت رای موافق اعلام مجرمیت کرد.

1930
01:51:12,570 --> 01:51:15,990
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن...

1931
01:51:16,160 --> 01:51:18,700
‫در تاریخ 19 دسامبر 1969...

1932
01:51:18,860 --> 01:51:21,360
‫مرتکب قتل سیمون دولونه...

1933
01:51:21,570 --> 01:51:24,400
‫داروساز پلاک شش بلوار
‫ریچارد لنوآر شده یا خیر...

1934
01:51:24,610 --> 01:51:26,030
‫دادگاه با هشت رای مخالف...

1935
01:51:26,200 --> 01:51:28,820
‫اعلام بی‌گناهی کرد.

1936
01:51:31,360 --> 01:51:36,280
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن،
‫در تاریخ 19 دسامبر 1969...

1937
01:51:36,450 --> 01:51:39,700
‫مرتکب قتل جینین دورکو،
‫با اسم رسمی اوبرت...

1938
01:51:39,860 --> 01:51:42,860
‫دستیار داروساز پلاک شش بلوار
‫ریچارد لنوآر شده یا خیر...

1939
01:51:42,990 --> 01:51:46,450
‫دادگاه با هشت رای مخالف اعلام بی‌گناهی کرد.

1940
01:51:48,910 --> 01:51:53,200
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن...

1941
01:51:53,360 --> 01:51:56,990
‫بین سال‌های 1969 تا 1970...

1942
01:51:57,610 --> 01:52:00,650
‫یک قبضه سلاح کمری اتوماتیک...

1943
01:52:00,820 --> 01:52:03,110
‫هرستال بدون مجوز،

1944
01:52:07,450 --> 01:52:10,450
‫یک اسلحه کمری اتوماتیک والتر...

1945
01:52:13,820 --> 01:52:16,030
‫و دو خشاب برایشان...

1946
01:52:16,200 --> 01:52:18,110
‫به همراه مهمات داشته یا خیر...

1947
01:52:18,280 --> 01:52:21,740
‫دادگاه به صورت ناشناس اعلام مجرمیت کرد.

1948
01:52:21,910 --> 01:52:25,780
‫در جواب این مسئله که آیا پیر گلدمن...

1949
01:52:25,910 --> 01:52:29,610
‫در بین سال‌های 1969 تا 1970...

1950
01:52:30,450 --> 01:52:34,610
‫عمدا با استفاده از اسناد...

1951
01:52:34,780 --> 01:52:37,700
‫صادره از مقامات دولتی...

1952
01:52:37,860 --> 01:52:42,360
‫توانسته یک گذرنامه...

1953
01:52:42,570 --> 01:52:46,780
‫و کارت شناسایی ونزوئلایی...

1954
01:52:46,910 --> 01:52:50,780
‫جعل و طراحی و تغییر داده باشد یا خیر...

1955
01:52:51,660 --> 01:52:54,200
‫دادگاه به صورت ناشناس اعلام مجرمیت کرد.

1956
01:52:54,910 --> 01:52:58,110
‫با توجه به بیانیات قبلی...

1957
01:52:58,360 --> 01:52:59,900
‫دادگاه و هیئت منصفه...

1958
01:53:00,070 --> 01:53:02,610
‫پس از مذاکرات مشترکشان...

1959
01:53:02,780 --> 01:53:05,900
‫به صورت ناشناس تصمیم گرفتند...

1960
01:53:06,450 --> 01:53:08,450
‫که پیر گلدمن را...

1961
01:53:08,660 --> 01:53:12,070
‫به مدت 12 سال به حبس محکوم کنند.

1962
01:53:13,860 --> 01:53:15,610
‫گلدمن بی‌گناهه!

1963
01:53:21,950 --> 01:53:26,900
‫بعد از گذراندن شش سال
‫در زندان، در پنجم اکتبر 1976...

1964
01:53:27,030 --> 01:53:29,740
‫پیر گلدمن مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد.

1965
01:53:29,910 --> 01:53:34,400
‫سه سال بعد تحت شرایطی که همچنان
‫نامشخص می‌باشد وی ترور شد.

1966
01:53:34,610 --> 01:53:37,200
‫مجلس خاکسپاری وی در تاریخ 27
‫ سپتامبر سال 1979....

1967
01:53:37,360 --> 01:53:42,150
‫با بیش از ده هزار شرکت‌کننده شکل گرفت.

1968
01:53:42,174 --> 01:54:02,174
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1969
01:54:02,198 --> 01:54:19,198
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

