﻿1
00:00:11,022 --> 00:00:19,022
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:19,046 --> 00:00:27,046
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:28,882 --> 00:00:31,397
‫هیس، هیس، هیس، هیس، هیس.

4
00:00:50,218 --> 00:00:52,285
‫صبح شده؟

5
00:00:52,310 --> 00:00:55,384
‫نه، بخواب.

6
00:01:39,972 --> 00:01:41,831
‫عجب آدم لاشی‌ایه.

7
00:01:42,221 --> 00:01:43,813
‫پلاکت رو دیدم، عوضی.

8
00:01:44,157 --> 00:01:47,206
‫‏50 بی‌تی8، از دست این لنزهای کوفتی

9
00:01:47,231 --> 00:01:50,102
‫بی‌تی... چی گفتم؟

10
00:01:50,883 --> 00:01:52,482
‫دفعۀ بعد گیرش میندازیم

11
00:02:11,771 --> 00:02:13,111
‫بله؟

12
00:02:16,904 --> 00:02:19,572
‫باشه، خودم رو می‌رسونم.

13
00:02:21,508 --> 00:02:23,443
‫مایکی.

14
00:02:27,747 --> 00:02:30,384
‫خب، خانم کول‌فیلد می‌گن که...

15
00:02:30,483 --> 00:02:32,420
‫- منو متهم کرده.
‫- دیزی.

16
00:02:32,444 --> 00:02:34,063
‫چیه؟ اون حرف‌هاشو زده، حالا نوبت منه.

17
00:02:34,088 --> 00:02:37,669
‫- کوتاه بیا، سرجمع پنج‌تا کلمه هم نگفته.
‫- راستش، به‌نظرم نباید به زنی که...

18
00:02:37,694 --> 00:02:40,995
‫توی محیط مدرسه از عبارت
‫«نافارغ» استفاده می‌کنه اعتماد کنیم.

19
00:02:41,095 --> 00:02:42,462
‫اونم یه دبیر متخصص.

20
00:02:42,562 --> 00:02:46,033
‫ایشون اذعان کردن
‫که دیزی ایشون رو هل داده.

21
00:02:46,058 --> 00:02:47,134
‫- آخ!
‫- درد نداشت.

22
00:02:47,159 --> 00:02:48,336
‫تو که نمی‌تونی بگی درد داشت یا نه.

23
00:02:48,361 --> 00:02:49,901
‫یعنی چی که هل داد؟

24
00:02:49,926 --> 00:02:53,240
‫به‌طور فیزیکی،
‫روبه‌روی کلاس دو دستی هلش داده.

25
00:02:53,307 --> 00:02:55,400
‫- راست می‌گه؟
‫- نخیرم.

26
00:02:55,424 --> 00:02:58,988
‫سعی کردم دستشویی برم
‫که حق انسانی منه،

27
00:02:59,013 --> 00:03:02,466
‫اونم با بدن زشت خودش سد راهم شد.

28
00:03:02,491 --> 00:03:05,219
‫خودتون برین از هرکی که می‌خواین
‫توی کلاس بپرسین، از بیلی بپرسین.

29
00:03:05,319 --> 00:03:09,824
‫همه‌شون بهتون می‌گن که من
‫سه‌بار با احترام ازش درخواست کردم.

30
00:03:09,924 --> 00:03:12,026
‫واقعاً گفتش که نمی‌تونم برم!

31
00:03:12,565 --> 00:03:14,001
‫خب باید چیکار می‌کردم؟

32
00:03:14,026 --> 00:03:15,783
‫می‌خوای همین‌جا روی صندلی بشاشم؟

33
00:03:15,808 --> 00:03:17,910
‫- خب دیگه!
‫- بعد تو میای تمیزش می‌کنی؟

34
00:03:18,665 --> 00:03:20,434
‫در ضمن، من هلش ندادم.

35
00:03:20,533 --> 00:03:22,903
‫هل دادن این شکلیه: «پتیاره، بکش کنار!»

36
00:03:23,004 --> 00:03:24,405
‫- هی!
‫- هی!

37
00:03:24,504 --> 00:03:26,874
‫من اینجوری کردم:

38
00:03:26,974 --> 00:03:30,878
‫«می‌شه اون بدن چندشت رو ببری کنار، لطفاً؟»

39
00:03:35,615 --> 00:03:37,236
‫به کیر نداشته‌م.

40
00:03:42,390 --> 00:03:44,158
‫ماریا، من واقعاً متأسفم.

41
00:03:44,258 --> 00:03:45,792
‫حالا تعلیقه یا...

42
00:03:45,893 --> 00:03:48,695
‫واسه درگیری فیزیکی با معلم...

43
00:03:49,729 --> 00:03:52,133
‫از مدرسه اخراج می‌شه.

44
00:03:53,868 --> 00:03:55,635
‫می‌رم یه سری بهش بزنم.

45
00:03:55,735 --> 00:03:58,538
‫نه، خودم می‌رم، تو بمون.

46
00:04:02,410 --> 00:04:03,811
‫متأسفم، دن.

47
00:04:03,911 --> 00:04:07,647
‫می‌دونم همین‌جوریش هم کلی بدبختی دارین.

48
00:04:07,747 --> 00:04:12,907
‫ببین... کاری از دست‌مون ساخته‌ست؟

49
00:04:14,272 --> 00:04:17,707
‫خدمات عام‌المنفعه، نامۀ عذرخواهی؟

50
00:04:18,207 --> 00:04:19,841
‫می‌تونم کلیه‌امو بهتون اهدا کنم؟

51
00:04:20,718 --> 00:04:23,264
‫چون شهریۀ «سنت مری»...

52
00:04:23,364 --> 00:04:26,699
‫شاید بتونم تحت شرایط موجود،

53
00:04:26,801 --> 00:04:28,903
‫با خانم کول‌فیلد یه صحبتی بکنم،

54
00:04:29,003 --> 00:04:33,240
‫و اگه خودش تمایلی داشته باشه،
‫که البته بعید می‌دونم،

55
00:04:33,340 --> 00:04:36,110
‫شاید بشه اخراج دیزی رو...

56
00:04:36,210 --> 00:04:37,744
‫به تعلیق دو هفته‌ای تغییر داد.

57
00:04:37,845 --> 00:04:38,879
‫خیلی ممنون.

58
00:04:38,979 --> 00:04:41,215
‫هنوز با ایشون صحبت نکردم.

59
00:04:41,816 --> 00:04:44,919
‫تا الانش هم خیلی به دیزی فرصت دادیم.

60
00:04:45,718 --> 00:04:47,121
‫این دیگه آخریشه.

61
00:04:48,588 --> 00:04:51,691
‫با اون تراپیستی که پیشنهاد دادم تماس گرفتین؟

62
00:04:55,029 --> 00:04:58,432
‫نمی‌دونم چه غلطی باید بکنیم.

63
00:04:58,532 --> 00:05:00,201
‫بیخیال، وسط خیابون راه نرو!

64
00:05:00,301 --> 00:05:02,002
‫شوخیت گرفته؟

65
00:05:05,705 --> 00:05:08,342
‫به‌نظرت بفرستیمش
‫یکی از اون مدارس نظامی؟

66
00:05:09,844 --> 00:05:12,779
‫فقط از این بدم میاد که ببینم
‫یکی داره سرش داد می‌زنه.

67
00:05:14,248 --> 00:05:16,317
‫ماریا گفت اگه با مشاور صحبت کنه،

68
00:05:16,417 --> 00:05:18,385
‫می‌تونه جای اخراج، تعلیقش کنه.

69
00:05:19,353 --> 00:05:22,022
‫خیلی‌خب، پس باید همین کارو کنیم.

70
00:05:24,458 --> 00:05:26,127
‫ولی چطوری راضیش کنیم؟

71
00:05:31,798 --> 00:05:34,001
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- هی!

72
00:05:36,337 --> 00:05:38,638
‫یـوهـو!

73
00:05:44,245 --> 00:05:45,279
‫هی.

74
00:05:46,614 --> 00:05:50,783
‫هی، آهای!

75
00:05:50,885 --> 00:05:53,287
‫کِی این مسخره‌بازی‌تون تموم می‌شه؟

76
00:05:54,522 --> 00:05:57,757
‫تا ساعت 6 هستیم.

77
00:05:57,858 --> 00:05:59,493
‫صدا به صدا نمی‌رسه!

78
00:05:59,593 --> 00:06:02,163
‫من راستش کاره‌ای نیستم.

79
00:06:02,263 --> 00:06:04,565
‫می‌شه کمتر صدا بدین؟

80
00:06:07,034 --> 00:06:09,702
‫راستش... فکر نکنم.

81
00:06:10,171 --> 00:06:13,307
‫از این بهتر نمی‌شد.
‫حالا چیکار کنیم؟

82
00:06:15,342 --> 00:06:18,078
‫چرا نیشت بازه، مشنگ؟

83
00:06:21,415 --> 00:06:23,017
‫گندش بزنن

84
00:06:36,830 --> 00:06:38,899
‫- دیر کردی.
‫- و حالا...

85
00:06:38,999 --> 00:06:40,100
‫هیس.

86
00:06:40,201 --> 00:06:41,669
‫انجمن نمایش‌های فوق‌العادۀ خانم مولر.

87
00:06:41,768 --> 00:06:42,937
‫هیس.

88
00:07:10,331 --> 00:07:12,675
‫از بین این بچه‌ها یه ستاره هم بیرون نمیاد.

89
00:07:35,889 --> 00:07:39,481
‫من وقتی عصبانی می‌شم،
‫پایکوبی میکنم تا از یادم بره.

90
00:07:40,128 --> 00:07:42,396
‫من وقتی عصبانی‌ام،
‫سه‌تا نفس عمیق می‌کشم و...

91
00:07:42,496 --> 00:07:45,342
‫به مامانم می‌گم: «عصبانی‌ام.»

92
00:07:46,634 --> 00:07:49,762
‫من وقتی عصبانی‌ام،
‫فوتبال بازی می‌کنم چون حال میده.

93
00:07:56,110 --> 00:07:57,911
‫اگه قراره فقط خودم تماشا کنم،

94
00:07:57,936 --> 00:07:59,146
‫می‌شه یه چیز دیگه بذارم؟

95
00:07:59,171 --> 00:08:00,514
‫- منم دارم می‌بینم.
‫- دارم نگاه می‌کنم.

96
00:08:00,614 --> 00:08:01,815
‫خب...

97
00:08:04,118 --> 00:08:06,954
‫این سریال‌های جنایی ناراحت کننده‌ان.

98
00:08:08,122 --> 00:08:12,126
‫امروز توی جوئل خانم پروت رو دیدم.

99
00:08:12,226 --> 00:08:15,896
‫پیشنهاد داد یه نگاهی
‫به آهنگ‌های «آدری» بندازی.

100
00:08:17,298 --> 00:08:20,347
‫امسال توی آزمون
‫نمایش موزیکال شرکت نمی‌کنم.

101
00:08:21,335 --> 00:08:22,603
‫چرا؟

102
00:08:22,703 --> 00:08:23,837
‫چون کسشعره.

103
00:08:23,937 --> 00:08:25,873
‫- هی!
‫- هی!

104
00:08:28,142 --> 00:08:31,111
‫- شاید حالا نظرت عوض شد.
‫- عوض نمی‌شه.

105
00:08:33,180 --> 00:08:36,050
‫هرکی رو می‌بینی که
‫نباید سوار کنی، خنگ خدا.

106
00:08:41,955 --> 00:08:44,525
‫بخشکی شانس،
‫جلسۀ فردامون با وکیل...

107
00:08:44,625 --> 00:08:46,026
‫درست وسط شیفت کاریمه.

108
00:08:46,126 --> 00:08:47,461
‫می‌تونیم عقب بندازیمش.

109
00:08:47,561 --> 00:08:49,029
‫نه، نه. دیگه بیشتر از این نه.

110
00:08:49,129 --> 00:08:51,665
‫می‌تونه به خودمون زمان بیشتری بده.

111
00:08:51,765 --> 00:08:53,233
‫که چی بشه؟

112
00:08:53,334 --> 00:08:54,668
‫ببینیم واقعاً می‌خوایم...

113
00:08:54,768 --> 00:08:57,338
‫شکایت رو پیگیری کنیم یا نه.

114
00:08:57,438 --> 00:08:59,973
‫چرا نباید بخوایم...

115
00:09:07,681 --> 00:09:09,717
‫واو.

116
00:09:40,147 --> 00:09:42,483
‫اگه تو نمی‌خوای این کارو کنی...

117
00:09:43,951 --> 00:09:45,185
‫هوم؟

118
00:09:46,954 --> 00:09:51,091
‫اگه دلت با این کار نیست،
‫همین الان بهم بگو.

119
00:10:08,041 --> 00:10:09,476
‫بهش زنگ می‌زنم می‌گم.

120
00:10:43,377 --> 00:10:44,545
‫دن.

121
00:10:45,646 --> 00:10:47,047
‫به ماشین‌ها راه بده.

122
00:11:00,427 --> 00:11:02,095
‫هی، مایکی. من باید برم...

123
00:11:02,196 --> 00:11:03,730
‫برمی‌گردم.

124
00:11:04,899 --> 00:11:06,533
‫- سلام، جیم.
‫- سلام، عزیزم.

125
00:11:06,633 --> 00:11:10,537
‫الو، ببخشید یکم اینجا شلوغه.

126
00:11:10,637 --> 00:11:12,606
‫خیلی‌خب، خبرها دست‌مون رسید،
‫دستت درد نکنه.

127
00:11:12,706 --> 00:11:14,973
‫چی؟ چی؟

128
00:11:15,419 --> 00:11:16,991
‫- آرون؟
‫- چی؟

129
00:11:17,016 --> 00:11:18,451
‫- هی، آرون؟
‫- صدامو می‌شنوی؟

130
00:11:18,545 --> 00:11:20,481
‫- نمی‌تونی یهو ول کنی بری!
‫- وایسا و تماشا کن، حیوون وحشی.

131
00:11:20,581 --> 00:11:22,917
‫- ...اون شهادت‌نامه.
‫- هی، کوری مگه؟

132
00:11:23,016 --> 00:11:24,585
‫حواست باشه کجا می‌ری.

133
00:11:24,685 --> 00:11:27,254
‫می‌شه دکمۀ...

134
00:11:27,354 --> 00:11:29,891
‫- الو؟
‫- صدامو داری؟

135
00:11:31,492 --> 00:11:34,161
‫هی، احمق، از وسط جادو برو کنار!

136
00:11:37,564 --> 00:11:39,566
‫کُندذهنی مگه؟

137
00:11:39,666 --> 00:11:41,702
‫نمی‌فهمی چی می‌گم؟

138
00:11:41,803 --> 00:11:43,637
‫آره، همین‌جوری توهین کن، پفیوز.

139
00:11:43,737 --> 00:11:45,172
‫حالا شد.

140
00:11:45,272 --> 00:11:47,007
‫چه غلطی می‌کنی؟

141
00:11:47,107 --> 00:11:48,542
‫- می‌خوای پیاده شی؟
‫- چه گهی می‌خـ...

142
00:11:48,642 --> 00:11:50,110
‫- اون با من.
‫- چه غلطی می‌کنی؟

143
00:11:50,210 --> 00:11:54,248
‫خفه شو، بس کن، بس کن، فقط بس کن!

144
00:11:57,718 --> 00:12:00,020
‫خب، می‌رم پاکش کنم.

145
00:12:00,120 --> 00:12:01,421
‫دیدی چیکار کرد؟

146
00:12:01,522 --> 00:12:04,291
‫دیدی؟ فیلم گرفتی؟

147
00:12:05,559 --> 00:12:07,962
‫امروز روز آخرته، دیوث.

148
00:12:08,061 --> 00:12:10,550
‫حالا باید بری یه جای دیگه حمالی کنی.

149
00:12:21,074 --> 00:12:22,476
‫رفیق.

150
00:12:34,856 --> 00:12:38,225
‫هی، هی.

151
00:12:43,697 --> 00:12:44,832
‫سلام.

152
00:12:47,100 --> 00:12:49,403
‫به کمکت نیاز دارم.

153
00:12:56,410 --> 00:12:57,544
‫گندش بزنن.

154
00:13:36,550 --> 00:13:37,651
‫بیا دیگه.

155
00:13:50,098 --> 00:13:52,733
‫این... این دیگه چیه؟

156
00:13:54,568 --> 00:13:56,236
‫راه رستگاریت.

157
00:13:57,437 --> 00:13:59,882
‫شوخی می‌کنم.
‫داریم یه نمایشی رو تمرین می‌کنیم.

158
00:14:00,741 --> 00:14:02,576
‫همگی، ایشون...

159
00:14:03,911 --> 00:14:05,178
‫دن هستم.

160
00:14:05,278 --> 00:14:07,180
‫دن قراره جای آرون بازی کنه.

161
00:14:07,280 --> 00:14:09,316
‫جای هرکسی رو می‌شه پر کرد.

162
00:14:09,416 --> 00:14:12,252
‫بیا همین‌جا بشین، عزیز.

163
00:14:12,352 --> 00:14:13,754
‫- نه، من...
‫- بیا دیگه.

164
00:14:13,861 --> 00:14:16,195
‫من... من بازیگر نیستم.

165
00:14:16,991 --> 00:14:18,893
‫سواد که داری؟

166
00:14:18,993 --> 00:14:20,502
‫ازش تست گرفتی؟

167
00:14:20,527 --> 00:14:22,229
‫تک‌گویی‌ای نداری ببینیم؟

168
00:14:22,329 --> 00:14:23,998
‫یه کاری که کلاسیک باشه.

169
00:14:24,117 --> 00:14:25,518
‫من بهتره که...

170
00:14:25,599 --> 00:14:27,601
‫کجا؟ کسی منتظرته؟

171
00:14:28,635 --> 00:14:31,105
‫بگیر بشین،
‫یه یک ساعتی رو نقش بازی کن،

172
00:14:31,197 --> 00:14:32,833
‫- بعدش هم می‌تونی...
‫- آره.

173
00:14:32,940 --> 00:14:34,675
‫بری سراغ زندگیت.

174
00:14:41,131 --> 00:14:46,231
<font color="#ffff00">‫« دیالوگ‌های رومئو و ژولیت
‫برگرفته از برگردانِ علاءالدین پازارگادی »</font>

175
00:14:46,252 --> 00:14:48,653
‫- بزنیدشان!
‫- کتک‌شان بزنید!

176
00:14:49,673 --> 00:14:52,200
‫احمق‌ها جدا شوید،
‫شمشیرها را غلاف کنید.

177
00:14:52,225 --> 00:14:53,961
‫نمی‌دانید چه می‌کنید.

178
00:14:54,062 --> 00:14:55,930
‫آرامش؟ من از این کلمه و...

179
00:14:56,030 --> 00:14:57,531
‫لوشان، تا همین‌جا.
‫خودت می‌دونی دیگه.

180
00:14:57,631 --> 00:15:00,868
‫جهنم و تمام مونتاگوها بیزارم.

181
00:15:02,804 --> 00:15:05,006
‫- آه...
‫- اوه!

182
00:15:05,106 --> 00:15:08,572
‫و لرد کپیولت وارد می‌شود.
‫(کپیولت: پدر ژولیت)

183
00:15:13,948 --> 00:15:15,116
‫اینجا رو باید بخونی.

184
00:15:15,215 --> 00:15:16,851
‫اینه.

185
00:15:19,286 --> 00:15:20,721
‫- این سر و صدا...
‫- بلندتر.

186
00:15:20,822 --> 00:15:23,256
‫یادت باشه، جوری که کل سالن بشنون.

187
00:15:24,926 --> 00:15:26,493
‫این سر و صدا برای چیست؟

188
00:15:26,593 --> 00:15:29,130
‫شمشیر بلند مرا بیاورید، آهای!

189
00:15:29,229 --> 00:15:30,564
‫خیلی‌خب.

190
00:15:32,066 --> 00:15:33,800
‫خداوکیلی؟

191
00:15:36,509 --> 00:15:39,949
‫سخت‌ترین قسمت درست ادا کردن دیالوگ اوله!

192
00:15:39,974 --> 00:15:41,775
‫بعدش رو دور میفتی.

193
00:15:44,912 --> 00:15:47,448
‫- گوشی‌ها خاموش، خدایا!
‫- گوشی‌ها رو روی بی‌صدا بذارید، لطفاً.

194
00:15:49,917 --> 00:15:51,451
‫- سلام، خانم.
‫- سلام، عزیزم.

195
00:15:51,551 --> 00:15:52,920
‫چطور... چطور پیش رفت؟

196
00:15:53,020 --> 00:15:54,922
‫تازه تموم شد.

197
00:15:55,062 --> 00:15:58,933
‫تاریخ شهادت‌نامه تعیین شد،
‫‏12ام ماه آینده‌ست.

198
00:16:02,662 --> 00:16:04,431
‫- صدامو داری؟
‫- آره.

199
00:16:04,531 --> 00:16:06,868
‫چه خبر خوبی.

200
00:16:06,968 --> 00:16:08,401
‫کجایی؟

201
00:16:08,502 --> 00:16:10,303
‫اینجا دیگه کارمون تمومه.

202
00:16:10,403 --> 00:16:12,807
‫هی، هستی یا نه؟

203
00:16:12,907 --> 00:16:14,407
‫مایکی بود؟

204
00:16:14,508 --> 00:16:17,879
‫توی راه یه بطری شامپاین می‌گیرم.

205
00:16:25,019 --> 00:16:27,788
‫و پایان پر‌دۀ دوم.

206
00:16:29,257 --> 00:16:30,892
‫خدایا، چطور هنوز انقدر عقبیم؟

207
00:16:30,992 --> 00:16:33,928
‫خیلی‌خب، پردۀ سوم هم واسه فردا.
‫لطفاً همه سروقت بیاین.

208
00:16:34,028 --> 00:16:35,595
‫به جمع ما خوش اومدی، قربان.

209
00:16:35,695 --> 00:16:37,865
‫- کارت امروز خوب بود، دنیل.
‫- من فکر نکنم دیگه...

210
00:16:37,965 --> 00:16:41,202
‫خب، زمان تمرین،
‫ما شب‌ها و آخرهفته‌ها تمرین می‌کنیم،

211
00:16:41,301 --> 00:16:42,702
‫چون اینجا همه سرکار می‌رن.

212
00:16:42,727 --> 00:16:44,128
‫امیدوارم بهت گفته باشن اینجا پولی نیست.

213
00:16:44,153 --> 00:16:45,316
‫- خب، منم نمی‌خوام...
‫- در واقع...

214
00:16:45,341 --> 00:16:46,563
‫تهش ضرره.

215
00:16:46,588 --> 00:16:48,641
‫خانواده‌ای داری؟
‫اگه نداشته باشی بهتره.

216
00:16:48,666 --> 00:16:49,868
‫فقط اومدم امشب کمک‌تون کنم.

217
00:16:49,893 --> 00:16:51,828
‫منم سه سال پیش همین حرف رو زدم.

218
00:16:51,853 --> 00:16:54,190
‫دوست داری مسئول نورپردازی باشی؟

219
00:16:54,215 --> 00:16:55,950
‫گفتم شانسم رو امتحان کنم.

220
00:16:55,975 --> 00:16:57,927
‫- از آشناییت خوشوقتم، دِیو.
‫- وسایل روی صحنۀ بقیه.

221
00:16:57,952 --> 00:16:59,821
‫فقط یه شمشیر پلاستیکیه.
‫من که...

222
00:16:59,921 --> 00:17:01,755
‫چه ربطی داره؟
‫کاری به پلاستیکی بودنش نداریم.

223
00:17:01,856 --> 00:17:04,292
‫نباید به وسایل صحنۀ بقیه دست بزنی.

224
00:17:04,391 --> 00:17:05,659
‫نباید با وسایل بازی کنی.

225
00:17:05,759 --> 00:17:07,261
‫باشه، باشه.

226
00:17:15,069 --> 00:17:17,671
‫شمشیر بلند مرا بیاورید، آهای!

227
00:17:23,577 --> 00:17:25,980
‫شمشیر بلند مرا بیاورید، آهای!

228
00:17:26,981 --> 00:17:28,582
‫آهای، های!

229
00:17:30,117 --> 00:17:32,519
‫های های.

230
00:17:36,157 --> 00:17:38,458
‫- بازم می‌خوای؟
‫- نه، حالم به‌هم می‌خوره.

231
00:17:38,558 --> 00:17:40,360
‫نمی‌دونم چطوری اینو می‌خورن.

232
00:17:40,460 --> 00:17:44,364
‫جیم گفت... قبل از جلسۀ شهادت‌نامه،

233
00:17:44,464 --> 00:17:46,234
‫باید چند جلسه واسه آمادگی بریم...

234
00:17:46,327 --> 00:17:49,163
‫تا هر سؤالِ احتمالی رو مرور کنیم.

235
00:17:49,270 --> 00:17:51,471
‫منم باید شهادت بدم؟

236
00:17:51,496 --> 00:17:53,298
‫شهادت همه‌مون رو می‌شنون.

237
00:17:53,323 --> 00:17:54,890
‫- این شد یه چیزی.
‫- تو نیازی نیست چیزی بگی.

238
00:17:54,915 --> 00:17:57,845
‫ببین، ببین.
‫ما فقط کافیه که راستش رو بگیم.

239
00:17:57,870 --> 00:18:00,181
‫دل تو دلم نیست، کیری آماده‌ام.

240
00:18:00,281 --> 00:18:02,415
‫- هی.
‫- ادبت کجا رفته!

241
00:18:02,440 --> 00:18:04,166
‫دیگه صبرم سر اومده،
‫حق بیرون رفتن نداری.

242
00:18:04,191 --> 00:18:05,328
‫از قبل هم نداشتم.

243
00:18:05,353 --> 00:18:07,887
‫پس تا 18 سالگیت همین آشه و همین کاسه.

244
00:18:08,755 --> 00:18:10,590
‫یه کت و شلوار زنونه برام می‌خرین؟

245
00:18:10,690 --> 00:18:13,560
‫فکر نکنم لباسِ مناسبی واسه دادگاه داشته باشم.

246
00:18:13,660 --> 00:18:16,075
‫لباسی که توی مراسم جی‌جی پوشیدی چی؟

247
00:18:16,100 --> 00:18:19,067
‫نه، اون جای اینکه
‫نشون بده چه سلیطه‌ای‌ام،

248
00:18:19,167 --> 00:18:21,213
‫منو یه دخترِ غم‌زده نشون می‌ده.

249
00:18:21,238 --> 00:18:22,937
‫- هی، هی.
‫- بیخیال.

250
00:18:23,037 --> 00:18:24,939
‫یالا، بده‌ش من.

251
00:18:25,039 --> 00:18:27,074
‫یه قلپ بیشتر نمی‌خواستم.

252
00:18:29,228 --> 00:18:32,064
‫می‌دونم باهاش چجوری صحبت کنم.

253
00:18:32,179 --> 00:18:34,636
‫بهش می‌گم: «بسه دیگه، منو نگاه کن.»

254
00:18:40,888 --> 00:18:42,215
‫باشه، عزیزم.

255
00:18:43,157 --> 00:18:44,424
‫بیا تو.

256
00:18:44,524 --> 00:18:46,928
‫- شب بخیر، عزیزم.
‫- شب بخیر.

257
00:18:50,831 --> 00:18:55,602
‫می‌گم... نمایش «رومئو و ژولیت» رو بلدی؟

258
00:18:56,636 --> 00:18:58,806
‫«دو خاندانی که هردو
‫از لحاظ شأن و مقام هم‌تراز بودند،

259
00:18:58,906 --> 00:19:01,541
‫در شهر ورونا
‫که نمایش ما در آن برگزار می‌شود،

260
00:19:01,641 --> 00:19:03,911
‫کینه‌های خود را به فتنه‌های تازه‌ای کشانده،

261
00:19:04,011 --> 00:19:06,956
‫و خونی که در آن به زمین می‌ریزد،
‫دستان پاکی را آلوده می‌سازد.»

262
00:19:06,981 --> 00:19:09,783
‫«سرنوشت این بود که نطفۀ دو عاشق،

263
00:19:09,884 --> 00:19:13,421
‫که سرنوشت‌شان بر ستارگان حک شده بود،
‫در این دو خاندان کینه‌توز بسته شود،

264
00:19:13,553 --> 00:19:15,890
‫وقایع ناگوار و رقت‌انگیزی رخ داده،

265
00:19:15,990 --> 00:19:20,261
‫و به مرگ آنها منتهی گردیده،
‫و به مجادلۀ پدرانشان پایان بخشد.»

266
00:19:20,361 --> 00:19:21,695
‫واو!

267
00:19:21,695 --> 00:19:23,397
‫باید واسه انگلیسی پیشرفته یاد می‌گرفتیم.

268
00:19:23,397 --> 00:19:26,200
‫من تابحال ندیدمش.

269
00:19:26,300 --> 00:19:29,136
‫واقعاً؟ فیلمش شاهکاره.

270
00:19:29,236 --> 00:19:31,105
‫قدیمیه، ولی می‌دونی، خوبه.

271
00:19:32,648 --> 00:19:34,018
‫[شبح اُپرا]

272
00:19:40,240 --> 00:19:44,084
‫لئوناردو دی‌کاپریو الان دیگه
‫زمین تا آسمون با اینجا فرق داره.

273
00:19:51,368 --> 00:19:53,928
‫خیلی جَوون‌ان.

274
00:19:53,953 --> 00:19:56,388
‫همسن و سال خودم‌ان.

275
00:20:07,074 --> 00:20:08,109
‫سلام.

276
00:20:10,477 --> 00:20:13,114
‫بهت که گفتم پسره خیلی خودشیفته‌ست.

277
00:20:14,849 --> 00:20:16,050
‫بابا.

278
00:20:16,150 --> 00:20:17,952
‫احتمالاً جامعه‌ستیزی چیزیه.

279
00:20:18,052 --> 00:20:20,587
‫وقتی بقیه خمیازه می‌کشن
‫دهنش تکون هم نمی‌خوره.

280
00:20:23,124 --> 00:20:25,760
‫آخرش چی شد؟

281
00:20:25,860 --> 00:20:27,228
‫نمی‌دونی؟

282
00:20:27,328 --> 00:20:29,496
‫می‌دونم که به هم می‌رسن.

283
00:20:29,596 --> 00:20:32,066
‫توی مقدمه که بهت گفتم.

284
00:20:32,166 --> 00:20:34,101
‫بذار کمکت کنم.

285
00:20:34,201 --> 00:20:35,669
‫اسمش «تراژدی»ـه.

286
00:20:38,940 --> 00:20:43,110
‫اوه، آره.
‫درصد کمی هم نیست!

287
00:20:43,135 --> 00:20:45,137
‫یعنی از هر 10 نفر یکی‌شون.

288
00:20:50,284 --> 00:20:53,653
‫می‌شه صداشو قطع کنی؟

289
00:20:53,754 --> 00:20:55,790
‫بلد نیستم.

290
00:21:02,263 --> 00:21:04,698
‫بابا، اینجا واسه بچه‌هاست.

291
00:21:07,234 --> 00:21:09,447
‫دیزی، لطفاً بیا داخل.

292
00:21:13,181 --> 00:21:15,483
‫منم نیازه بیام؟

293
00:21:15,508 --> 00:21:18,846
‫بعضی از والدین میان.
‫بستگی به خودتون داره.

294
00:21:21,115 --> 00:21:23,217
‫یه ساعت دیگه برمی‌گردم.

295
00:22:17,938 --> 00:22:22,575
‫مثل جزیرۀ اسباب‌بازی‌های ناهمگونه، نه؟

296
00:22:22,675 --> 00:22:24,345
‫تکون بده، تکون بده، تکون بده، تکون بده.

297
00:22:24,445 --> 00:22:26,247
‫تکون بده، تکون بده.

298
00:22:26,347 --> 00:22:29,016
‫واقعاً آدم‌های خوبی‌ان.
‫من تنها دیوث گروه‌ام.

299
00:22:30,351 --> 00:22:32,319
‫ولی شبیه دیوث‌ها نیستی.

300
00:22:32,420 --> 00:22:34,088
‫نگفتم بازیگر خوبی هستی!

301
00:22:34,113 --> 00:22:36,287
‫چیزی نمونده بود باورم بشه.

302
00:22:37,425 --> 00:22:39,493
‫چند وقته که...

303
00:22:39,592 --> 00:22:43,330
‫نمایش کوتاه کار می‌کنین؟

304
00:22:43,431 --> 00:22:44,899
‫یه چند سالی می‌شه.

305
00:22:44,999 --> 00:22:46,599
‫قبلاً به صورت حرفه‌ای این کارو می‌کردم،

306
00:22:46,699 --> 00:22:49,569
‫ولی وقتی برگشتم زادگاهم
‫نمی‌خواستم کنار بذارمش.

307
00:22:54,641 --> 00:22:56,911
‫همه‌ش شکسپیر نیست، می‌دونی.

308
00:22:59,847 --> 00:23:02,316
‫خب... موفق باشی.

309
00:23:06,554 --> 00:23:10,925
‫هی، دن. می‌دونی چرا خواستم بهم کمک کنی؟

310
00:23:12,159 --> 00:23:14,694
‫چون به قول خودت سواد دارم.

311
00:23:15,830 --> 00:23:20,209
‫حس کردم می‌خوای واسه یه مدتی...

312
00:23:20,234 --> 00:23:25,025
‫این فرصت رو داشته باشی
‫که کسِ دیگه‌ای باشی.

313
00:23:45,700 --> 00:23:47,036
‫چطور بود؟

314
00:23:47,061 --> 00:23:48,661
‫گفت اگه بخوام می‌تونیم...

315
00:23:48,686 --> 00:23:51,349
‫کلِ اون یه ساعت رو ساکت بشینیم.

316
00:23:51,374 --> 00:23:54,743
‫شرط می‌بندم کسی تابحال این کارو نکرده بود.

317
00:23:54,992 --> 00:23:56,761
‫ولی دفعۀ بعد باید باهاش صحبت کنی.

318
00:23:56,786 --> 00:23:58,155
‫نخیرم.

319
00:23:58,180 --> 00:23:59,582
‫واسه هر جلسه 150 دلار هزینه می‌کنیم.

320
00:23:59,607 --> 00:24:01,119
‫- خدایی؟
‫- بله.

321
00:24:01,144 --> 00:24:03,413
‫- خب دیگه پول نده.
‫- دست ما نیست.

322
00:24:04,578 --> 00:24:06,814
‫به‌نظر من که دارین پول‌تون رو دور می‌ریزین.

323
00:24:08,816 --> 00:24:10,784
‫راستی یه چیزی برات کشیدم.

324
00:24:28,245 --> 00:24:30,171
‫رفیقم، آناستازیا، رو می‌شناسی؟

325
00:24:30,271 --> 00:24:33,040
‫کلِ خانواده‌شون باهم تراپی می‌رن.

326
00:24:34,801 --> 00:24:37,104
‫می‌گه خفّت‌باره ولی کمک‌شون می‌کنه.

327
00:24:38,379 --> 00:24:40,147
‫می‌گه گروهی می‌رن،

328
00:24:40,247 --> 00:24:43,017
‫و باهم راجع‌به احساسات‌شون صحبت می‌کنن.

329
00:24:44,151 --> 00:24:46,854
‫چون فقط مشکل از اون نیست.

330
00:24:58,024 --> 00:24:59,864
‫داره چیکار می‌کنه؟

331
00:25:02,670 --> 00:25:04,405
‫بابا؟

332
00:25:09,243 --> 00:25:10,377
‫بابا!

333
00:25:13,814 --> 00:25:15,916
‫این چه کاریه؟ چیکار می‌کنی؟

334
00:25:16,016 --> 00:25:18,619
‫هوم دیپو تخفیف پایان فصلی گذاشته بود.

335
00:25:18,719 --> 00:25:20,391
‫گفتم چه خوب می‌شه اگه یه باغچه بزنیم.

336
00:25:20,416 --> 00:25:22,089
‫الان که اینجا چیزی نمی‌تونی بکاری.

337
00:25:22,189 --> 00:25:24,325
‫به ماه نکشیده یخ می‌زنه.

338
00:25:24,425 --> 00:25:26,794
‫پس یه ماه حیاط‌مون قشنگ می‌شه.

339
00:25:26,894 --> 00:25:28,929
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫این کارو نمی‌کنیم.

340
00:25:29,029 --> 00:25:31,198
‫- دن!
‫- نه، قبلش ازم نپرسیدی.

341
00:25:31,298 --> 00:25:32,800
‫نمی‌دونستم باید اجازه بگیرم.

342
00:25:32,900 --> 00:25:34,501
‫- آره.
‫- بابا، نه. به‌نظرم کار قشنگیه.

343
00:25:34,601 --> 00:25:36,103
‫- نه.
‫- مامان، کار خوبی کردی.

344
00:25:36,203 --> 00:25:39,948
‫می‌دونی... دوست ندارم دائم چشمم بهش بخوره.

345
00:25:39,973 --> 00:25:42,051
‫اگه چندتا گل وحشی بکاریم...

346
00:25:42,076 --> 00:25:44,530
‫- از اونجا گم شو بیرون!
‫- دن!

347
00:25:47,948 --> 00:25:49,801
‫حالا واسه خودت می‌ری؟

348
00:25:51,051 --> 00:25:52,076
‫عزیزم، اشکالی نداره.

349
00:25:52,101 --> 00:25:54,263
‫نه، سرتاپا اشکالـه!

350
00:25:54,993 --> 00:25:56,460
‫دیزی.

351
00:26:02,104 --> 00:26:03,872
‫دست‌تون رو روی دیافراگم بذارین و...

352
00:26:03,897 --> 00:26:06,130
‫با دم و بازدم انبساط خودتون رو حس کنین.

353
00:26:11,004 --> 00:26:13,941
‫دن، خوش اومدی.

354
00:26:14,975 --> 00:26:17,578
‫نظرت چیه دراز بکشی؟
‫داریم باهم تمرین تنفس می‌کنیم.

355
00:26:18,512 --> 00:26:21,515
‫- دم و بازدم.
‫- خودشه.

356
00:26:50,477 --> 00:26:52,179
‫دم و...

357
00:26:54,581 --> 00:26:56,950
‫و برای بازدم، همگی باهم...

358
00:26:56,975 --> 00:26:58,711
‫یه آهِ بزرگ و دسته‌جمعی می‌کشیم.

359
00:26:58,736 --> 00:27:00,089
‫شروع کنین.

360
00:27:11,398 --> 00:27:14,836
‫خیلی‌خب، فقط برقصین، فقط برقصید.

361
00:27:14,935 --> 00:27:16,303
‫به ظاهرتون فکر نکنین.

362
00:27:16,403 --> 00:27:19,406
‫خنگ، سکسی یا احمق به‌نظر بیاین.

363
00:27:19,431 --> 00:27:20,899
‫کی اهمیت می‌ده؟

364
00:27:20,924 --> 00:27:22,727
‫فقط واسه بیان احساس‌تون
‫از بدن‌تون استفاده کنین.

365
00:27:24,846 --> 00:27:26,046
‫یالا، دن. بیشتر!

366
00:27:26,146 --> 00:27:28,482
‫بیشتر... تکون بده.

367
00:27:37,157 --> 00:27:39,092
‫خوبه، خیلی‌خب.

368
00:28:18,100 --> 00:28:21,969
‫بخشی از شغل‌مون به عنوان
‫یه بازیگر داشتن هوش هیجانیه،

369
00:28:22,115 --> 00:28:25,747
‫اینکه بتونیم احساسات افراد رو شناسایی کنیم،

370
00:28:25,772 --> 00:28:27,274
‫بذاریم اون احساسات ما رو متأثر کنن،

371
00:28:27,374 --> 00:28:30,277
‫و همچنین بتونیم
‫احساسات خودمون رو بیان کنیم، خب؟

372
00:28:30,377 --> 00:28:33,815
‫اسم این تمرین «سؤالات تحریک‌آمیز»ـه.

373
00:28:33,915 --> 00:28:35,249
‫اوه، من عاشقشم.

374
00:28:35,355 --> 00:28:37,851
‫و دوتا داوطلب می‌خوام.

375
00:28:38,698 --> 00:28:42,798
‫لوشان و... دن.

376
00:28:44,926 --> 00:28:47,903
‫لطفاً اینجا وایسین
‫که روبه‌روی هم‌بازی‌تون باشین.

377
00:28:52,099 --> 00:28:56,971
‫خب، هم‌بازی‌تون همۀ زندگی‌تونه.

378
00:28:57,638 --> 00:29:00,274
‫اونا اکسیژن شمان،
‫و کسِ دیگه‌ای جز اونا وجود نداره.

379
00:29:00,374 --> 00:29:02,609
‫- به من نگاه نکن.
‫- به اون نگاه نکن.

380
00:29:04,678 --> 00:29:07,347
‫خیلی‌خب، دن، قراره در ابتدا...

381
00:29:07,447 --> 00:29:09,349
‫از لوشان سؤالی بپرسی...

382
00:29:09,449 --> 00:29:11,418
‫که توی واقعیت محاله بپرسی،

383
00:29:11,518 --> 00:29:15,289
‫سؤالی که به قصد تحریک احساساتش باشه، خب؟

384
00:29:15,389 --> 00:29:18,058
‫و زمانی که دیدی
‫یک احساسی درونش اوج گرفته،

385
00:29:18,158 --> 00:29:22,162
‫با توصیف چیزی که می‌بینی
‫این رو براش شرح می‌دی.

386
00:29:23,932 --> 00:29:25,232
‫مثلاً چطوری؟

387
00:29:26,266 --> 00:29:30,070
‫مثلاً می‌گی: «عصبانی‌ای!»
‫البته اگه عصبانی باشه.

388
00:29:30,637 --> 00:29:31,839
‫واضح بود؟

389
00:29:31,864 --> 00:29:33,415
‫از پسش برمیام.
‫می‌تونی باهام رُک باشی.

390
00:29:33,440 --> 00:29:34,909
‫- مطمئن نیستم که بتونم.
‫- منو نگاه نکن، خب؟

391
00:29:35,009 --> 00:29:37,511
‫- به اون نگاه نکن، منو ببین.
‫- خیلی‌خب.

392
00:29:37,611 --> 00:29:41,615
‫خیلی‌هامون با سرکوب احساسات‌مون
‫به زندگی ادامه می‌دیم،

393
00:29:41,715 --> 00:29:44,484
‫چون بیرون از اینجا،
‫برامون دردسرسازن.

394
00:29:44,585 --> 00:29:46,353
‫ولی اینجا توی مکان امنی هستیم.

395
00:29:46,453 --> 00:29:49,423
‫و می‌تونیم در جهت خوبی
‫از این احساسات استفاده کنیم.

396
00:29:49,523 --> 00:29:50,992
‫پس قراره...

397
00:29:51,091 --> 00:29:52,793
‫یه سؤال تحریک‌آمیز بپرسی.

398
00:29:54,261 --> 00:29:58,699
‫از مایکل جوردن خوشت میاد؟

399
00:30:01,127 --> 00:30:03,430
‫- الان چیکار...
‫- احساساتش رو بگو.

400
00:30:03,537 --> 00:30:05,006
‫- نمی‌دونم این چه احساسیه.
‫- ناامیدی.

401
00:30:05,105 --> 00:30:06,473
‫- ناامید شده بودم.
‫- ببین، خیلی‌خب.

402
00:30:06,573 --> 00:30:08,208
‫- منم دیدم.
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، باهمدیگه،

403
00:30:08,308 --> 00:30:10,777
‫این یه سؤال تحریک‌آمیز بود؟

404
00:30:10,878 --> 00:30:14,214
‫- نه، نه، نه.
‫- ضعیف بود، ضعیف.

405
00:30:14,314 --> 00:30:16,350
‫خیلی‌خب، لوشان. نوبت توئه.

406
00:30:16,450 --> 00:30:17,718
‫خیلی‌خب.

407
00:30:19,620 --> 00:30:21,321
‫وقتی خودارضایی می‌کنی،
‫به این فکر می‌کنی که...

408
00:30:21,421 --> 00:30:22,890
‫نوک سینه‌هاتو بدی
‫طرف انقدر بخوره تا خون بیان؟

409
00:30:22,991 --> 00:30:24,333
‫چی؟ نه! چی می‌گی...

410
00:30:24,358 --> 00:30:25,667
‫- جواب نده.
‫- معذب شد.

411
00:30:25,692 --> 00:30:27,095
‫- نباید جواب بدی.
‫- معذب شد.

412
00:30:27,194 --> 00:30:29,363
‫دن، تکرار کن: «معذب شدم.»

413
00:30:30,031 --> 00:30:31,906
‫معذب شدم.

414
00:30:32,265 --> 00:30:33,533
‫آفرین.

415
00:30:33,647 --> 00:30:37,584
‫هی، آفرین.

416
00:30:37,671 --> 00:30:40,273
‫حالا یکم عمیق‌تر می‌شیم.

417
00:30:40,808 --> 00:30:45,813
‫لوشان، ازت می‌خوام
‫سؤالات آسیب‌پذیرانه‌تری از دن بپرسی.

418
00:30:45,913 --> 00:30:47,214
‫اوهوم.

419
00:30:54,721 --> 00:30:56,289
‫تنهایی؟

420
00:30:57,892 --> 00:30:59,359
‫تعجب کردی.

421
00:31:00,995 --> 00:31:02,629
‫تکرار کن.

422
00:31:03,931 --> 00:31:06,000
‫تعجب کردم.

423
00:31:06,100 --> 00:31:07,401
‫دیدی؟

424
00:31:07,501 --> 00:31:08,870
‫دیدی؟ این همون حقیقته.

425
00:31:08,970 --> 00:31:10,038
‫آره.

426
00:31:10,138 --> 00:31:12,239
‫- خودشه.
‫- هـو!

427
00:31:12,339 --> 00:31:13,941
‫بیا بغلم.

428
00:31:30,158 --> 00:31:31,591
‫دیزی.

429
00:31:31,692 --> 00:31:33,260
‫برو پی کارت.

430
00:31:33,360 --> 00:31:35,963
‫می‌خوای بریم چندتا توپ بزنیم؟

431
00:31:41,135 --> 00:31:42,890
‫- داشتی؟
‫- از اون ضربه‌های هوم‌ران بود.

432
00:31:42,915 --> 00:31:45,419
‫آره، خودشه. کجا رفت؟

433
00:31:48,508 --> 00:31:51,278
‫اون یکی هنوز پشتته.

434
00:31:51,378 --> 00:31:53,147
‫اوه، زدم ولی نرفت.

435
00:31:53,246 --> 00:31:54,681
‫- خیلی‌خب...
‫- خب، فقط...

436
00:31:54,781 --> 00:31:57,250
‫به این حالت وایسا.

437
00:32:00,353 --> 00:32:03,423
‫خودشه. آفرین.

438
00:32:08,261 --> 00:32:09,901
‫چیه؟

439
00:32:10,263 --> 00:32:13,167
‫- خوشحالی.
‫- باشه، خل‌وچل.

440
00:32:13,266 --> 00:32:15,502
‫- بازم می‌زنی؟
‫- آره.

441
00:32:15,602 --> 00:32:17,738
‫- بیا باهم بزنیم.
‫- خیلی‌خب.

442
00:32:21,177 --> 00:32:22,810
‫باید بهتون می‌گفتم. فقط واسه...

443
00:32:22,835 --> 00:32:24,212
‫شهادت‌نامۀ اصلی لباس رسمی نیازه.

444
00:32:24,237 --> 00:32:25,353
‫- نگفتم!
‫- اشکالی نداره.

445
00:32:25,378 --> 00:32:27,982
‫یه جمعۀ معمولیه.

446
00:32:28,082 --> 00:32:30,118
‫همسرم عاشق...

447
00:32:30,218 --> 00:32:34,387
‫نمایش تغییر مد لباسه.

448
00:32:34,488 --> 00:32:38,893
‫خب، روند کارمون به این شکله که...

449
00:32:38,993 --> 00:32:42,864
‫یه مروری به اتفاقات،

450
00:32:42,964 --> 00:32:45,032
‫پروسۀ شهادت و غیره می‌کنیم.

451
00:32:45,133 --> 00:32:47,534
‫همچنین باهاتون سؤالاتی رو تمرین می‌کنم...

452
00:32:47,634 --> 00:32:49,770
‫تا اون روز راحت‌تر باشین.

453
00:32:49,871 --> 00:32:51,172
‫خوشبختانه فقط...

454
00:32:51,271 --> 00:32:52,672
‫به یک الی دو مورد
‫از این جلسات نیاز داریم.

455
00:32:52,773 --> 00:32:54,441
‫می‌دونم که قراره هزینۀ کمتری
‫واسه این جلسات کنین.

456
00:32:54,541 --> 00:32:56,343
‫و منم وکیل گرونی‌ام.

457
00:32:57,744 --> 00:33:00,882
‫اونم میاد؟ کریستین؟

458
00:33:00,982 --> 00:33:02,216
‫نمی‌دونیم.

459
00:33:02,315 --> 00:33:03,583
‫آیین دادرسی مدنی ایالت ایلینوی...

460
00:33:03,683 --> 00:33:05,418
‫مانع حضورش نمی‌شه.

461
00:33:05,519 --> 00:33:08,655
‫اگه تصمیم به شرکت بگیره، احتمالاً...

462
00:33:08,755 --> 00:33:10,825
‫والدینش هم میان.

463
00:33:13,760 --> 00:33:15,362
‫ردیفه پس.

464
00:33:19,499 --> 00:33:21,401
‫این مدت براتون چطور گذشت؟

465
00:33:22,136 --> 00:33:25,338
‫برام... دشوار بود.

466
00:33:26,540 --> 00:33:28,308
‫بدتر از دشوار حتی.

467
00:33:31,279 --> 00:33:35,883
‫می‌دونم شدنی نیست، ولی فقط
‫می‌خوام که دوباره خانواده‌مو داشته باشم.

468
00:33:39,887 --> 00:33:42,089
‫تا همین‌جا کافیه، خانم مولر، ممنون.

469
00:33:44,258 --> 00:33:46,660
‫تمومه. بی‌نظیر بود، بسیارعالی.

470
00:33:46,760 --> 00:33:48,762
‫واضح و بدون پرخاشگری بود.

471
00:33:48,863 --> 00:33:51,598
‫احساس زیرپوستی‌ای داشتین،
‫ولی تحت کنترل بود.

472
00:33:53,067 --> 00:33:54,501
‫دیگه جونش رو ندارم.

473
00:33:54,601 --> 00:33:56,170
‫کی می‌خواد نفر بعدی باشه؟

474
00:33:56,270 --> 00:33:58,638
‫دیزی، خیلی‌خب.

475
00:33:58,738 --> 00:34:00,074
‫خب.

476
00:34:02,609 --> 00:34:04,011
‫دیزی، می‌شه بهم بگی...

477
00:34:04,111 --> 00:34:06,981
‫اولین‌بار کِی کریستین هاتورن رو دیدی؟

478
00:34:07,081 --> 00:34:08,415
‫روز شکرگزاری بود.

479
00:34:08,515 --> 00:34:10,017
‫شام رو باهم بودیم.

480
00:34:10,117 --> 00:34:12,352
‫و چه رابطه‌ای با برادرت داشت؟

481
00:34:12,452 --> 00:34:15,223
‫در پیچ و تاب یک رابطۀ عاشقانه بودن.

482
00:34:15,323 --> 00:34:19,559
‫- ساده‌تر بگو.
‫- کریستین دوست‌دخترش بود.

483
00:34:19,659 --> 00:34:21,761
‫آمم...

484
00:34:22,629 --> 00:34:24,232
‫شما ادامه بدین.

485
00:34:24,332 --> 00:34:26,267
‫من باید برم دستشویی.

486
00:34:47,922 --> 00:34:49,689
‫- ادب سرش نمی‌شه!
‫- مهم نیست.

487
00:34:49,789 --> 00:34:51,325
‫- اگه بخوای با خشونت جواب بدی...
‫- نه، اصلاً چی داری می‌گی؟

488
00:34:51,424 --> 00:34:52,809
‫- این حرفت بی‌احترامیه!
‫- دیزی.

489
00:34:52,834 --> 00:34:54,337
‫من پرخاشگری نمی‌کنم.

490
00:34:54,362 --> 00:34:55,531
‫هی، چی شده؟

491
00:34:55,556 --> 00:34:57,530
‫جوری حرف می‌زنه انگار تقصیر برایان بوده.

492
00:34:57,555 --> 00:34:59,432
‫وکیل مدافعِ اونا هم همین کارو می‌کنن.

493
00:34:59,457 --> 00:35:00,968
‫سعی می‌کنن از شرت خلاص شن.

494
00:35:00,993 --> 00:35:02,466
‫- اگه پرخاشگرانه جواب بدی...
‫- تو داری پرخاشگرانه صحبت می‌کنی.

495
00:35:02,491 --> 00:35:04,238
‫- واسه همینه داریم تمرین می‌کنیم.
‫- من حالت تدافعی نگرفتم.

496
00:35:04,263 --> 00:35:05,124
‫دیزی.

497
00:35:05,149 --> 00:35:06,586
‫باید عادت کنی
‫که خون‌سردیت رو حفظ کنی.

498
00:35:06,611 --> 00:35:09,633
‫وقتی راجع‌به این قضیه صحبت می‌کنم
‫نمی‌تونم مثل ربات باشم.

499
00:35:09,658 --> 00:35:11,760
‫نمی‌فهمم شما دوتا چطور می‌تونین!

500
00:35:20,420 --> 00:35:22,356
‫می‌خواین این جلسه رو همین‌جا تموم کنیم؟

501
00:35:22,455 --> 00:35:24,591
‫داریم پولش رو می‌دیم.

502
00:35:24,691 --> 00:35:26,660
‫باید از زمان‌مون استفاده کنیم.

503
00:35:26,760 --> 00:35:27,794
‫دن؟

504
00:35:37,872 --> 00:35:41,065
‫- خیلی‌خب، پس...
‫- فکر می‌کنم واسه دیزی هم شده...

505
00:35:41,325 --> 00:35:43,278
‫باید جلسه رو متوقف کنیم.

506
00:35:46,948 --> 00:35:49,317
‫اگر با این دست ناقابل...

507
00:35:49,417 --> 00:35:52,954
‫به این معبد مقدس بی‌حرمتی کنم،
‫گناهی بخشودنی مرتکب شده‌ام.

508
00:35:53,054 --> 00:35:55,856
‫و تایلر، دستت رو به سمتش دراز کن.

509
00:35:58,960 --> 00:36:02,662
‫لبانم چون دو زائر شرمسار،

510
00:36:02,762 --> 00:36:07,168
‫حاضرند آن رفتار خشن را
‫با بوسه‌ای نرم جبران کنند.

511
00:36:09,507 --> 00:36:13,007
‫ببخشید، دهنت بوی سیگار می‌ده.

512
00:36:13,107 --> 00:36:15,675
‫- من حساسیت دارم.
‫- به بو؟

513
00:36:15,775 --> 00:36:18,379
‫فقط ادامه بدین. ریتا، لطفاً.

514
00:36:24,584 --> 00:36:28,588
‫ای زائر محترم، تو به دست خود
‫زیاده از حد ظلم روا می‌داری.

515
00:36:28,688 --> 00:36:30,490
‫از زیبایی ادبیات لذت نمی‌بری؟

516
00:36:30,590 --> 00:36:32,827
‫آره، کاش فقط می‌فهمیدم چی می‌گن.

517
00:36:32,852 --> 00:36:33,939
‫منم همین‌طور.

518
00:36:35,762 --> 00:36:38,366
‫چون شخص مقدس دستی دارد
‫که دست زائر می‌تواند آن را لمس کند،

519
00:36:38,466 --> 00:36:41,168
‫زمانی که دست‌ها همدیگر را لمس کردند،
‫آنگاه حکم بوسۀ مقدسی را دارند.

520
00:36:41,268 --> 00:36:45,473
‫چرا که لب‌های شخص مقدس
‫باید برای دعا به‌کار برود.

521
00:36:45,572 --> 00:36:48,675
‫پس بگذار لب‌ها کار دست‌ها را کنند،
‫آنها دعا می‌کنند و تو اجابت کن.

522
00:36:48,775 --> 00:36:51,112
‫و اینجا همدیگه رو می‌بوسین.

523
00:36:55,349 --> 00:36:57,944
‫ببخشید، مسئول هماهنگی
‫صحنه‌های عاشقانه نداریم؟

524
00:36:57,969 --> 00:37:00,962
‫- توی اتحادیه همیشه یکی داشتیم.
‫- مسئول هماهنگیِ چی؟

525
00:37:00,987 --> 00:37:02,656
‫مثل طراح سکانس‌های رزمیه،

526
00:37:02,755 --> 00:37:04,058
‫ولی واسه روابط فیزیکی.

527
00:37:04,158 --> 00:37:05,559
‫- به گوشم هم نخورده بود.
‫- جای تعجبی هم نداره.

528
00:37:05,659 --> 00:37:07,127
‫توی مجلۀ تامیز راجع‌بهش خوندم.

529
00:37:07,228 --> 00:37:09,129
‫نیازی به اون نداریم.
‫خودمون از پسش برمیایم.

530
00:37:09,230 --> 00:37:11,265
‫خب... استاندارد صنعت هنره.

531
00:37:11,365 --> 00:37:13,334
‫شاید زمانی که تو یه بازیگر
‫حرفه‌ای بودی اینجوری نبود.

532
00:37:13,434 --> 00:37:15,069
‫قراره طراح سکانس‌های رزمی بیاریم؟

533
00:37:15,169 --> 00:37:16,249
‫- نه.
‫- نه.

534
00:37:17,137 --> 00:37:18,871
‫تماشاچی‌ها ما رو می‌بینن.

535
00:37:18,972 --> 00:37:20,907
‫ما بهشون یه نمایش واقعی رو مدیونیم.

536
00:37:21,975 --> 00:37:24,245
‫من این کارو نمی‌کنم.

537
00:37:24,345 --> 00:37:25,878
‫در ضمن...

538
00:37:26,653 --> 00:37:29,422
‫حرف دلت رو بزن، تایلر.

539
00:37:29,949 --> 00:37:32,720
‫هرچی که می‌خوای بگی،
‫اینجا یه مکان امنه.

540
00:37:32,819 --> 00:37:34,821
‫فکر می‌کنم تفاوت سنی اینجا مشکل‌سازه.

541
00:37:34,921 --> 00:37:36,523
‫کس دیگه‌ای هم هست
‫که به‌نظرش عجیب باشه...

542
00:37:36,624 --> 00:37:38,758
‫که ژولیت همسن مامانمه؟

543
00:37:38,858 --> 00:37:41,028
‫رومئو و ژولیت باید جَوون باشن.

544
00:37:41,128 --> 00:37:43,530
‫- هدف اصلاً همینه!
‫- تایلر...

545
00:37:43,631 --> 00:37:45,299
‫این‌ها بازیگرهایی‌ان که داریم.

546
00:37:45,399 --> 00:37:47,234
‫این‌ها کسایی‌ان که تست داد.

547
00:37:47,334 --> 00:37:51,705
‫و ریتا به‌خاطر توانایی بی‌نظیرش
‫توی خوانش، نقش ژولیت رو گرفت.

548
00:37:51,804 --> 00:37:54,807
‫اون یه بازیگر فوق‌العاده ماهر و حرفه‌ایه.

549
00:37:54,832 --> 00:37:57,369
‫که دیگه واسه این نقش پیره!

550
00:37:58,329 --> 00:37:59,962
‫لاشی‌بازی درنمیارم.

551
00:37:59,987 --> 00:38:02,458
‫بچه‌ها عجول و بی‌فکرن.

552
00:38:02,483 --> 00:38:07,254
‫اگه ژولیت 50 سالش باشه...

553
00:38:07,354 --> 00:38:09,223
‫این دیگه اون داستان نمی‌شه.

554
00:38:10,076 --> 00:38:12,641
‫فکر می‌کردم اینجا قراره باهم صادق باشیم.

555
00:38:26,207 --> 00:38:27,259
‫- اوه!
‫- ریتا!

556
00:38:27,284 --> 00:38:30,001
‫خدای من!

557
00:38:30,026 --> 00:38:31,111
‫- خدا لعنتت کنه.
‫- آخ!

558
00:38:31,136 --> 00:38:33,505
‫تایلر، تایلر، گندش بزنن.

559
00:38:33,600 --> 00:38:35,677
‫من واقعاً متأسفم.

560
00:38:35,702 --> 00:38:38,471
‫دیگه این اتفاق نمیفته. احتمالاً!

561
00:38:38,496 --> 00:38:39,763
‫ماجرای جدید!

562
00:38:42,690 --> 00:38:45,125
‫دستت چطوره؟

563
00:38:45,225 --> 00:38:47,127
‫می‌دونستی جَوون که بودیم،

564
00:38:47,227 --> 00:38:50,130
‫توی تست بازیگری باید لب می‌گرفتیم؟

565
00:38:50,313 --> 00:38:52,832
‫نمی‌دونی چندتا بازیگر بزرگ‌تر از خودم...

566
00:38:52,932 --> 00:38:55,269
‫اون زبون چندش‌شون رو توی حلقم فرو کردن.

567
00:38:56,158 --> 00:38:59,530
‫و همه‌ش هم روی صحنه نبود.

568
00:39:04,745 --> 00:39:07,214
‫- من سنتی‌ام.
‫- منم همین‌طور.

569
00:39:08,215 --> 00:39:09,283
‫و پیرم.

570
00:39:10,718 --> 00:39:12,019
‫منم همین‌طور.

571
00:39:14,887 --> 00:39:17,691
‫تمام زندگیم می‌خواستم
‫نقش ژولیت رو بازی کنم،

572
00:39:17,791 --> 00:39:23,996
‫ولی هرگز... هرگز اونقدر ظریف نبودم.

573
00:39:24,098 --> 00:39:27,101
‫هرگز اونقدر لاغر نبودم.

574
00:39:27,201 --> 00:39:31,171
‫خب، همه‌ش نقش بازی کردنه دیگه، مگه نه؟

575
00:39:31,741 --> 00:39:35,663
‫تازه‌شم، کارِت خوبه.

576
00:39:38,978 --> 00:39:40,414
‫- تایلر.
‫- نه.

577
00:39:41,482 --> 00:39:43,584
‫من مدیر برنامه دارم.

578
00:39:47,688 --> 00:39:50,657
‫ریتا، می‌تونم باهات صحبت کنم؟

579
00:40:05,439 --> 00:40:08,509
‫هی، بذار یه چیزی ازت بپرسم.

580
00:40:08,609 --> 00:40:13,447
‫توی نمایش‌های مدرسه
‫چطور اون همه دیالوگ رو حفظ می‌کنی؟

581
00:40:13,547 --> 00:40:15,282
‫هیچ‌وقت واسه اجرا دست‌پاچه نمی‌شی.

582
00:40:15,389 --> 00:40:17,091
‫بابا، اولین سؤالی که
‫از یه بازیگر می‌پرسن...

583
00:40:17,177 --> 00:40:19,780
‫اینه که چطور دیالوگ‌هاش رو حفظ می‌کنه.

584
00:40:19,887 --> 00:40:21,455
‫حفظ دیالوگ‌ها قسمت آسون ماجراست.

585
00:40:21,555 --> 00:40:24,258
‫قسمت سختش اون سفر عاطفی‌ایه که داری.

586
00:40:24,358 --> 00:40:26,794
‫اینکه صادقانه توی
‫یه شرایط خیالی زندگی کنی،

587
00:40:26,894 --> 00:40:28,362
‫و از اینجور چیزها.

588
00:40:30,963 --> 00:40:33,200
‫اگه ریتم داشته باشه آسون‌تره.

589
00:40:33,300 --> 00:40:35,536
‫اون‌وقت می‌تونی فکر کنی که یه آهنگه.

590
00:40:36,336 --> 00:40:39,139
‫آثار شکسپیر هم ریتم دارن؟

591
00:40:39,239 --> 00:40:41,941
‫بادا، بادا، بادا، بادا، بادا.

592
00:40:42,042 --> 00:40:44,831
‫«دو خاندانی که هردو
‫از لحاظ شأن و مقام هم‌تراز بودند.»

593
00:40:44,856 --> 00:40:46,582
‫به همین راحتی.

594
00:40:46,880 --> 00:40:48,382
‫که این‌طور.

595
00:40:49,982 --> 00:40:52,982
‫بادا، بادا، بادا، بادا، بادا.

596
00:40:54,755 --> 00:40:56,190
‫- هی، مایک.
‫- چی شده؟

597
00:40:56,290 --> 00:40:58,492
‫نه که شارون سؤالی بپرسه،
‫ولی اگه احیاناً پرسید،

598
00:40:58,592 --> 00:41:02,396
‫می‌تونی بهش بگی که امشب
‫باهم بیرون رفتیم آبجو خوردیم؟

599
00:41:02,496 --> 00:41:06,300
‫وکیل‌مون می‌خواد شهادتم رو مرور کنه،

600
00:41:06,400 --> 00:41:08,635
‫و منم نمی‌خوام بهش بگم،

601
00:41:08,735 --> 00:41:12,840
‫چون هربار که پیش وکیل برم
‫هزینۀ بیشتری واسه‌مون داره.

602
00:41:12,940 --> 00:41:14,775
‫آه، رومئو کجاست؟

603
00:41:14,875 --> 00:41:17,110
‫امروز او را ندیدی؟

604
00:41:17,211 --> 00:41:20,314
‫بسیار خوشحالم که او در این غوغا نبود.

605
00:41:20,414 --> 00:41:23,584
‫خانم، یک ساعت پیش از آنکه آفتاب...

606
00:41:23,684 --> 00:41:25,018
‫اوه، وایسین.

607
00:41:25,118 --> 00:41:26,986
‫اینجوری نمی‌شه.

608
00:41:27,087 --> 00:41:29,490
‫لوشان، نمی‌تونی هم رومئو باشی و هم بن‌ولیو.

609
00:41:29,515 --> 00:41:31,116
‫اینجوری صحنه‌هایی که
‫با پسرته رو نمی‌تونی اجرا کنی.

610
00:41:31,141 --> 00:41:32,734
‫نه، نه. واسه اونم برنامه دارم.

611
00:41:32,759 --> 00:41:35,305
‫داشته باش.
‫صبح بخیر، پسرعمو.

612
00:41:36,263 --> 00:41:37,764
‫- آیا هنوز اوایل روز است؟
‫- نه.

613
00:41:37,865 --> 00:41:40,199
‫می‌شه به منم کلاه بدین؟

614
00:41:43,303 --> 00:41:46,023
‫- سکوت رو رعایت کنین.
‫- دیالوگ رو بخون.

615
00:41:46,048 --> 00:41:48,884
‫- توی اوج بودم.
‫- همون‌جوری بمون.

616
00:41:48,909 --> 00:41:50,310
‫دیالوگ رو بگو.

617
00:41:50,410 --> 00:41:53,113
‫این پدرم بود که با شتاب از اینجا دور شد؟

618
00:41:57,618 --> 00:42:00,721
‫این پدرم بود که با شتاب از اینجا دور شد؟

619
00:42:01,755 --> 00:42:05,025
‫بانو، بانو جان...

620
00:42:05,138 --> 00:42:07,807
‫اوه، ای داد بی‌داد.

621
00:42:07,895 --> 00:42:10,297
‫کمک، کمک، بانوی من مرده.

622
00:42:10,397 --> 00:42:12,933
‫- آه، چه روز اسفناکی.
‫- چه شده است؟

623
00:42:13,033 --> 00:42:16,069
‫ای روز اندوه‌بار!

624
00:42:16,169 --> 00:42:19,973
‫خدایا، فرزنم،

625
00:42:20,073 --> 00:42:24,678
‫تنها امید زندگی‌ام، بیدار شو،

626
00:42:24,778 --> 00:42:27,314
‫به من نگاه کن،
‫واِلّا باتو خواهم مُرد.

627
00:42:27,414 --> 00:42:28,749
‫خیلی‌خب.

628
00:42:31,285 --> 00:42:33,754
‫- دن، نوبت توئه.
‫- ببخشید.

629
00:42:36,790 --> 00:42:38,191
‫بگذار او را ببینم.

630
00:42:38,292 --> 00:42:40,427
‫مرده، افسوس. بدنش سرد شده.

631
00:42:40,527 --> 00:42:43,330
‫خونش منجمد و اعضای بدنش سخت شده‌اند.

632
00:42:43,430 --> 00:42:46,433
‫مدت‌هاست روح با لبان او وداع گفـ...

633
00:42:49,069 --> 00:42:51,039
‫- گفته...
‫- گفته، گفته...

634
00:42:52,539 --> 00:42:54,508
‫و مرگ چون یخبندان نابهنگامی...

635
00:42:54,608 --> 00:42:56,243
‫- بر روی زیباترین گل تمام...
‫- اوه.

636
00:42:56,343 --> 00:42:58,178
‫- صحرا و بوستان نشسته.
‫- آه، چه روز اسفناکی.

637
00:42:58,278 --> 00:42:59,947
‫ای روزگار نکبت‌بار.

638
00:43:00,048 --> 00:43:01,615
‫گِرگ، انقدر وسط دیالوگم نیا!

639
00:43:01,715 --> 00:43:05,719
‫مرگی که او را درربوده،

640
00:43:05,819 --> 00:43:08,488
‫زبان مرا هم بسته
‫و مانع سخنانم شده است.

641
00:43:10,257 --> 00:43:11,725
‫خیلی‌خب، تا همین‌جا خوبه.

642
00:43:12,526 --> 00:43:14,695
‫ریتم نمایش رو حسابی یاد گرفتی.

643
00:43:15,395 --> 00:43:18,498
‫وقتی مثل آهنگ می‌خونیش
‫خیلی توی یادگیری کمک می‌کنه.

644
00:43:18,599 --> 00:43:22,803
‫باشه، ولی حالا بیا واقعی اجرا کنیم، خب؟

645
00:43:22,903 --> 00:43:24,504
‫بیا اینجا.

646
00:43:27,140 --> 00:43:29,077
‫فرزند داری؟

647
00:43:29,176 --> 00:43:30,644
‫چندتا؟

648
00:43:30,744 --> 00:43:32,546
‫- دوتا.
‫- خیلی هم عالی.

649
00:43:33,747 --> 00:43:37,250
‫می‌خوام اینی که بهت می‌گم رو تصور کنی.
‫چشم‌هاتو ببند.

650
00:43:38,785 --> 00:43:42,389
‫فرض کن جسد بچه‌ت رو پیدا می‌کنی.

651
00:43:43,624 --> 00:43:47,361
‫جسدش رو می‌بینی،
‫بچه‌ته ولی دیگه خودش نیست.

652
00:43:47,461 --> 00:43:50,364
‫پوستش رو لمس می‌کنی و سرده.

653
00:43:50,464 --> 00:43:53,834
‫سعی می‌کنی تکونش بدی تا بیدار شه،
‫ولی دست و پاش سفت و سخته.

654
00:43:54,868 --> 00:43:57,038
‫برات مثل یه کابوسه.

655
00:43:57,137 --> 00:44:00,074
‫می‌خوای بیدار شی ولی نمی‌تونی.

656
00:44:00,173 --> 00:44:02,442
‫می‌تونی تصورش کنی؟

657
00:44:06,146 --> 00:44:07,714
‫بی‌نظیره، عالیه.

658
00:44:07,814 --> 00:44:10,484
‫خیلی‌خب، فردا دوباره تمرین می‌کنیم، خب؟

659
00:44:10,577 --> 00:44:13,246
‫خب، همگی، می‌خوام برگردیم
‫به سکانس شخصیت پاریس.

660
00:44:13,353 --> 00:44:14,655
‫می‌خوام اون قسمت رو حذف کنم.

661
00:44:14,755 --> 00:44:16,189
‫- نه.
‫- لوشان، لوشان.

662
00:44:16,289 --> 00:44:17,524
‫اگه انقدر دوست داری که
‫سکانس پاریس رو اجرا کنی، می‌دونی چیه؟

663
00:44:17,624 --> 00:44:19,259
‫می‌تونی گوشه‌های صحنه اجراش کـ...

664
00:44:19,359 --> 00:44:20,694
‫واقعاً می‌خوای قسمت پاریس
‫رو از نمایش حذف کنی؟

665
00:44:20,794 --> 00:44:22,429
‫- آره، می‌خوام حذف کنم.
‫- نه، آخه...

666
00:44:22,529 --> 00:44:24,065
‫- کسی بهش اهمیتی نمی‌ده.
‫- من بهش اهمیت می‌دم.

667
00:44:24,090 --> 00:44:25,363
‫فقط بیخیالش شو.

668
00:44:29,161 --> 00:44:30,901
‫عزیزم؟

669
00:45:03,050 --> 00:45:05,688
‫[ریتا: لوشان می‌خواد راجع‌به
‫سرگذشت شخصیت‌هامون صحبت کنه]

670
00:45:12,080 --> 00:45:14,781
‫بیا تو، دیزی.

671
00:45:18,351 --> 00:45:21,221
‫دن، نظرت چیه توام بیای؟

672
00:45:24,025 --> 00:45:28,162
‫دیزی خواست اگه می‌شه
‫سه‌تایی جلسه رو شروع کنیم.

673
00:45:28,261 --> 00:45:29,963
‫به‌نظرم فکر خیلی خوبی بود.

674
00:45:30,064 --> 00:45:31,665
‫تو مشکلی نداری، دن؟

675
00:45:34,901 --> 00:45:38,305
‫خب، هفتۀ گذشته،
‫بیشتر زمان جلسه رو...

676
00:45:38,405 --> 00:45:40,674
‫صرف صحبت راجع‌به برایان کردیم.

677
00:45:41,842 --> 00:45:45,113
‫تجربۀ وحشتناکی...

678
00:45:45,213 --> 00:45:47,647
‫برای یه خانواده‌ست.

679
00:45:47,748 --> 00:45:50,283
‫- بابام راجع‌بهش حرفی نمی‌زنه.
‫- اصلاً این‌طور نیست.

680
00:45:51,119 --> 00:45:52,953
‫خوب نیست که سر اتفاقی انقدر گیر کنیم.

681
00:45:53,054 --> 00:45:55,589
‫اولش دیزی هم همین رو گفت.

682
00:45:55,689 --> 00:45:58,925
‫ولی اخیراً بیشتر راجع‌بهش صحبت می‌کنه،

683
00:45:59,026 --> 00:46:04,165
‫نه فقط در مورد مرگش،
‫بلکه توی زندگیش چطور آدمی بود.

684
00:46:04,264 --> 00:46:06,299
‫دردناکه، می‌دونم.

685
00:46:06,399 --> 00:46:08,368
‫- ولی در نهایت...
‫- بهت کمک می‌کنه، بابا.

686
00:46:08,468 --> 00:46:10,470
‫ما جوری وانمود می‌کنیم
‫که انگار هرگز وجود نداشته.

687
00:46:10,570 --> 00:46:12,305
‫نخیر، همیشه راجع‌بهش حرف می‌زنیم.

688
00:46:12,412 --> 00:46:14,115
‫همین حرف زدنش هم...

689
00:46:14,208 --> 00:46:15,475
‫- برای کلی هزینه‌بردار بوده.
‫- خدای من...

690
00:46:15,575 --> 00:46:17,310
‫این دوتا ربطی به‌هم ندارن.

691
00:46:17,410 --> 00:46:20,680
‫دیزی، نظرت چیه
‫با اون لحنی که باهم تمرین کردیم،

692
00:46:20,781 --> 00:46:24,584
‫به پدرت بگی که چه حسی داری؟

693
00:46:28,722 --> 00:46:30,258
‫من فقط...

694
00:46:31,677 --> 00:46:35,147
‫حس می‌کنم که حق ندارم ناراحت باشم.

695
00:46:36,197 --> 00:46:38,732
‫و همیشۀ خدا ناراحتم.

696
00:46:38,832 --> 00:46:44,337
‫ولی اگه من یا مامان راجع‌بهش حرفی بزنیم...

697
00:46:45,372 --> 00:46:49,076
‫می‌ترسم که کاسۀ صبرت
‫لبریز شه و ترک‌مون کنی.

698
00:46:53,413 --> 00:46:57,551
‫دلم خیلی براش تنگ می‌شه.

699
00:46:58,819 --> 00:47:01,521
‫و نمی‌دونم که احساس گناه می‌کنی
‫یا عصبانی‌ای.

700
00:47:01,621 --> 00:47:03,590
‫نمی‌دونم که چه حسی داری.

701
00:47:03,690 --> 00:47:06,027
‫خب دیگه، من باید برم به کارم برسم.

702
00:47:06,127 --> 00:47:08,062
‫نمی‌تونم اینجا بمونم...

703
00:47:08,162 --> 00:47:09,629
‫کار خودت رو بکن.

704
00:47:09,729 --> 00:47:10,831
‫به اون کمک کن.

705
00:47:15,368 --> 00:47:17,337
‫می‌دونستم اینجوری می‌شه.

706
00:47:22,876 --> 00:47:24,377
‫- هی.
‫- چه‌خبر؟

707
00:47:24,477 --> 00:47:26,479
‫پاتریک کارت داره.

708
00:47:30,650 --> 00:47:33,520
‫از وسط جاده گم شو کنار!

709
00:47:33,620 --> 00:47:35,522
‫- آره.
‫- وایسا، وایسا، وایسا.

710
00:47:35,622 --> 00:47:37,024
‫این تویی، مگه نه؟

711
00:47:37,124 --> 00:47:39,593
‫- وایسا!
‫- ببین، دن...

712
00:47:39,693 --> 00:47:41,494
‫می‌دونم کم واسه خودت مشکل نداری.

713
00:47:41,595 --> 00:47:44,364
‫- نه. واسه این کارم بهونه‌ای نمیارم.
‫- ولی ما دنبال شکایت و دادگاه نیستیم.

714
00:47:44,464 --> 00:47:46,133
‫من نفروختمت.

715
00:47:46,234 --> 00:47:48,568
‫یه نوجَوونی پستش کرد،
‫می‌خواست معروف شه.

716
00:47:48,668 --> 00:47:51,038
‫- از دست این نسل.
‫- نه، تقصیر خودمه.

717
00:47:51,138 --> 00:47:53,207
‫باید فوراً به خودت گزارش می‌دادم.

718
00:47:53,307 --> 00:47:55,709
‫اصلاً نباید چنین اتفاقی میفتاد، ختم کلام.

719
00:47:55,809 --> 00:47:57,844
‫این هم شنیدم که،
‫البته نه از طرف مایکی،

720
00:47:57,944 --> 00:48:00,947
‫بعضی روزها زودتر می‌ری؟

721
00:48:01,982 --> 00:48:04,484
‫خب... چیزی تا شهادت‌مون نمونده.

722
00:48:04,584 --> 00:48:06,053
‫کدوم شهادت؟

723
00:48:07,321 --> 00:48:08,955
‫واسه پسرش.

724
00:48:09,056 --> 00:48:11,524
‫دارن از والدین اون دختره شکایت می‌کنن.

725
00:48:14,161 --> 00:48:16,897
‫- بهتره یه مدت سر کار نیای.
‫- نمی‌تونم نیام.

726
00:48:16,997 --> 00:48:20,167
‫ما هم نمی‌تونیم تو رو داشته باشیم،
‫الان دیگه باری هستی روی دوش‌مون.

727
00:48:20,268 --> 00:48:23,004
‫من چیزیم نیست.

728
00:48:23,104 --> 00:48:25,472
‫بفرما.

729
00:48:25,572 --> 00:48:29,343
‫ای عشق من، ای همسر من،

730
00:48:29,442 --> 00:48:31,645
‫مرگی که شهد...

731
00:48:31,745 --> 00:48:35,482
‫مرگی که شهد نفس تو را مکیده است،

732
00:48:35,582 --> 00:48:39,353
‫هرگز قدرتی نداشته
‫که زیبایی تو را زایل کند.

733
00:48:39,452 --> 00:48:42,189
‫من در همین‌جا...

734
00:48:42,290 --> 00:48:43,723
‫حالت خوبه، عزیزم؟

735
00:48:43,823 --> 00:48:46,793
‫با کرم‌هایی که... نگو، خودم می‌گم.

736
00:48:47,627 --> 00:48:50,463
‫- مونس تو هستند می‌مانم.
‫- مونس تو هستند می‌مانم.

737
00:48:51,299 --> 00:48:54,801
‫ای چشمان من!

738
00:48:55,369 --> 00:48:58,738
‫ای بازوان، آخرین وداع را به‌جای آرید.
‫و ای لبان،

739
00:48:58,838 --> 00:49:04,211
‫که دروازه‌ها‌ی تنفس هستید، با بوسه‌های پاک،
‫مهر خود را به سودای بی‌موعدی مرگ بگذارید.

740
00:49:12,485 --> 00:49:14,121
‫این را به سلامتی عشق خود می‌نوشم.

741
00:49:25,638 --> 00:49:28,607
‫آه!

742
00:49:28,702 --> 00:49:31,005
‫خب، خوبه، تا همین‌جا خوبه.

743
00:49:31,105 --> 00:49:33,074
‫خیلی‌خب.

744
00:49:40,580 --> 00:49:43,516
‫این چیست؟

745
00:49:44,051 --> 00:49:47,254
‫یک جام که در دست عشق حقیقی من است؟

746
00:49:47,821 --> 00:49:52,293
‫پس زهر موجب این مرگ نابهنگام شده است.

747
00:49:52,393 --> 00:49:54,694
‫من لب‌هایت رو می‌بوسم.

748
00:49:54,794 --> 00:49:57,831
‫شاید زهری روی آن مانده باشد.

749
00:50:01,302 --> 00:50:03,204
‫لب‌هایت هنوز گرم است.

750
00:50:03,304 --> 00:50:06,573
‫- داری می‌لرزی.
‫- پس من هم عجله کنم.

751
00:50:06,673 --> 00:50:10,111
‫ای خنجر مهربان، این هم غلاف تو است.

752
00:50:11,644 --> 00:50:15,416
‫همان‌جا بمان و بگذار بمیرم.

753
00:50:19,719 --> 00:50:22,622
‫و بالاخره مُردن، خدا رو شکر.

754
00:50:22,722 --> 00:50:25,658
‫خیلی‌خب، کارتون خوب بود.
‫همگی، کارتون حرف نداشت.

755
00:50:25,759 --> 00:50:27,128
‫واقعاً خوب بود.

756
00:50:27,228 --> 00:50:30,663
‫خب، لوشان و ریتا،
‫عالی بود، می‌تونین یه استراحتی کنین.

757
00:50:30,764 --> 00:50:33,367
‫می‌ریم واسه صحنۀ بخشش والدین.

758
00:50:33,467 --> 00:50:36,170
‫بازیگرهای کپیولت رو می‌خوام، درسته؟

759
00:50:36,270 --> 00:50:40,408
‫پس گرگ، دن و... خانم موتا... نه،
‫وایسا ببینم. تو مُردی.

760
00:50:40,508 --> 00:50:41,841
‫- اوه، خوبه.
‫- آره.

761
00:50:41,941 --> 00:50:43,643
‫ولی کسی رو استخدام نکردیم که...

762
00:50:43,743 --> 00:50:45,246
‫- به دیالوگ‌ها یه نگاهی بندازه.
‫- نه، نه، اون لوشان بود.

763
00:50:45,312 --> 00:50:46,712
‫وای جدی؟ بیایین حذفش کنیم...

764
00:50:46,712 --> 00:50:48,215
‫کجا وایسم؟ اینجا؟ یا...

765
00:50:48,315 --> 00:50:49,749
‫یکم بالا. یکم بالا.

766
00:50:49,849 --> 00:50:51,784
‫- میشه یه لحظه دست نگه دارین؟
‫- آره، چی شده دن؟

767
00:50:51,885 --> 00:50:54,888
‫چیزه... نمیشه این‌جوری تمومش کنیم.

768
00:50:54,988 --> 00:50:56,589
‫ولی در واقع این پایانش نیست

769
00:50:56,689 --> 00:50:58,758
‫- چون قراره...
‫- باید پاشن.

770
00:51:02,095 --> 00:51:04,131
‫آهان.

771
00:51:04,231 --> 00:51:05,365
‫اوه.

772
00:51:05,464 --> 00:51:08,969
‫نمیشه که.

773
00:51:09,069 --> 00:51:10,536
‫مگه ندیدی من مُردم؟

774
00:51:10,636 --> 00:51:12,505
‫مسموم شدم. اونم خودکشی کرد.

775
00:51:12,605 --> 00:51:13,806
‫خب آخه مسخره‌ست.

776
00:51:13,907 --> 00:51:15,508
‫همه‌ش یه هفته‌ست همدیگه رو می‌شناسن.

777
00:51:15,608 --> 00:51:17,543
‫-خب داستان اینه. یه کارِ کلاسیکه.
‫- احمقانه‌ست.

778
00:51:17,643 --> 00:51:19,279
‫- رمانتیکـه.
‫- تراژدیـه.

779
00:51:19,379 --> 00:51:20,680
‫- جوونن دیگه.
‫- قرار بود باشن.

780
00:51:20,780 --> 00:51:22,916
‫- و عاشقـن.
‫- بیایین عوضش کنیم، باشه؟

781
00:51:23,016 --> 00:51:25,484
‫می‌تونیم همچین کاری کنیم، درسته؟

782
00:51:25,584 --> 00:51:27,486
‫داستانِ تخیلیه دیگه. می‌تونیم
‫هر تغییری خواستیم بدیم.

783
00:51:27,586 --> 00:51:29,488
‫امکان نداره پایانِ رومئو و ژولیت رو
‫تغییر بدیم.

784
00:51:29,588 --> 00:51:31,191
‫- چرا نداره؟
‫- کارِ شکسپیـره.

785
00:51:31,291 --> 00:51:33,592
‫کی براش مهمه؟

786
00:51:52,478 --> 00:51:55,983
‫پسـ... پسـرم...

787
00:51:58,952 --> 00:52:00,954
‫برایان

788
00:52:06,726 --> 00:52:08,828
‫پارسال مُرد.

789
00:52:08,929 --> 00:52:10,696
‫هفده سالش بود.

790
00:52:14,134 --> 00:52:16,136
‫خودکشی کرد.

791
00:52:21,274 --> 00:52:23,509
‫باید...

792
00:52:31,517 --> 00:52:33,186
‫فقط...

793
00:52:35,022 --> 00:52:38,058
‫خوشم اومد که عجیب نگاهم نکردین.

794
00:53:22,002 --> 00:53:23,336
‫اون باباست؟

795
00:53:55,634 --> 00:53:58,038
‫- خیلی‌خب، چیزه....
‫- یه خبر بد.

796
00:53:58,138 --> 00:54:00,107
‫لوشان.

797
00:54:00,207 --> 00:54:03,443
‫و داره همه رو تحت تأثیر قرار میده

798
00:54:03,543 --> 00:54:04,844
‫به شکلی قدرتمند.

799
00:54:04,945 --> 00:54:08,548
‫آهان، آره، دقیقاً.

800
00:54:08,647 --> 00:54:12,685
‫- می‌تونم انجامش بدم.
‫- تبریک میگم.

801
00:54:13,587 --> 00:54:14,988
‫ممنون.

802
00:54:15,088 --> 00:54:16,622
باشه، آم... بسیارخب

803
00:54:16,722 --> 00:54:18,391
‫میشه همگی سرجاشون بشینن؟

804
00:54:18,492 --> 00:54:19,926
‫یه نکته رو سریع بگم.

805
00:54:21,660 --> 00:54:24,397
‫خب قراره تغییری توی بازیگرها بدیم.

806
00:54:24,498 --> 00:54:25,865
‫- بازم؟
‫- ایاگو.

807
00:54:25,966 --> 00:54:28,667
‫لوشان پیشنهاد داده که...

808
00:54:28,767 --> 00:54:30,904
‫اون قضیۀ کلاهه بی‌فایده‌ست.

809
00:54:31,004 --> 00:54:33,306
‫قراره از نقش رومئو کناره‌گیری کنه

810
00:54:33,406 --> 00:54:36,009
‫- و دن جایگزینش میشه.
‫- چـی؟!

811
00:54:36,109 --> 00:54:37,144
‫- آره.
‫- آره.

812
00:54:37,244 --> 00:54:38,445
‫اگه قرار بر تعویض بود

813
00:54:38,545 --> 00:54:40,280
‫دوست داشتم در نظر گرفته بشم.

814
00:54:40,380 --> 00:54:43,049
‫- منم همینطور.
‫- بانو مک‌بی.

815
00:54:43,150 --> 00:54:45,185
‫نه، من به درد این نقش نمی‌خورم.

816
00:54:45,285 --> 00:54:47,053
‫- خیلی پیرم.
‫- منم پیرم.

817
00:54:47,154 --> 00:54:49,055
‫اتفاقاً به نظرم خیلی هم خوبی.

818
00:54:49,156 --> 00:54:52,259
‫ببخشید، دن. ریتا گفت خودتم می‌خواستی.

819
00:54:52,359 --> 00:54:54,127
‫آره.

820
00:55:16,249 --> 00:55:18,717
‫بفرما. حالا...

821
00:55:18,817 --> 00:55:21,588
‫منطقی به نظر میاد.

822
00:55:36,636 --> 00:55:38,538
‫- بعداً می‌بینمت.
‫- کجا میری؟

823
00:55:38,638 --> 00:55:41,141
‫میرم با مایکی آبجو بخورم.

824
00:55:41,241 --> 00:55:42,609
‫دوباره؟

825
00:55:42,708 --> 00:55:45,545
‫خب تو رابطه‌ش به مشکل خورده.

826
00:55:46,980 --> 00:55:48,781
‫میشه منم برسونی؟

827
00:55:48,882 --> 00:55:50,884
‫ وزلی کرین گفت اگه برم شهر دیدنش

828
00:55:50,984 --> 00:55:53,353
‫بهم مثلثات یاد میده.

829
00:55:54,588 --> 00:55:56,156
‫ولی تو که فعلاً تنبیه شدی.

830
00:55:58,925 --> 00:56:01,895
‫گمونم اگه به خاطر
‫درسش باشه اشکالی نداره.

831
00:56:15,875 --> 00:56:17,110
‫کجا قرار گذاشتین؟

832
00:56:17,210 --> 00:56:19,812
‫کافه بازد. تو با مایکی کجا قرار داری؟

833
00:56:19,913 --> 00:56:23,183
‫بارِ فاراگوت. کارت تموم شد، زنگ بزن.

834
00:56:23,283 --> 00:56:24,384
‫اوهوم.

835
00:57:10,630 --> 00:57:11,731
‫بقیه کجان؟

836
00:57:18,238 --> 00:57:21,708
‫میشه شما دوتا بیایین اینجا

837
00:57:21,807 --> 00:57:25,078
‫روی پتوی سفید بشینین لطفاً؟

838
00:57:25,178 --> 00:57:27,747
‫باشه.

839
00:57:27,846 --> 00:57:32,018
‫دن، تو اینجا بشین. ریتا، تو اونور بشین.

840
00:57:32,118 --> 00:57:34,554
‫لطفاً کفش‌هاتون رو در بیارین.

841
00:57:40,694 --> 00:57:44,631
‫ به نظرم حق با تایلر بود که به

842
00:57:44,731 --> 00:57:47,667
‫مسئول هماهنگی صحنه‌های عاشقانه نیاز داریم.

843
00:57:47,767 --> 00:57:49,636
‫واضحه که پولش رو نداریم یکی استخدام کنیم

844
00:57:49,736 --> 00:57:52,238
‫ولی من یه سری تحقیقات انجام دادم.

845
00:57:54,140 --> 00:57:57,243
‫واقعاً دلم می‌خواد اینجا فضای امنی باشه.

846
00:57:58,144 --> 00:58:02,515
‫خیلی‌خب، اولین قدم اینه که

847
00:58:02,615 --> 00:58:07,721
‫راحت باشین و به همدیگه نگاه کنین، خب؟

848
00:58:07,821 --> 00:58:11,191
‫خب پس اگه میشه جفت‌تون
‫بشینین و فقط به همدیگه نگاه کنین.

849
00:58:17,731 --> 00:58:18,998
‫خیلی‌خب.

850
00:58:20,200 --> 00:58:24,070
‫و لطفاً با هم ارتباط چشمی داشته باشین.

851
00:58:26,506 --> 00:58:29,609
‫و همین‌جور زل بزنین تو چشم‌های همدیگه.

852
00:58:38,017 --> 00:58:40,620
‫خیلی‌خب، این قدم اول بود.

853
00:58:48,528 --> 00:58:51,164
‫باشه حالا باید راحت همدیگه رو لمس‌ کنید.

854
00:58:51,264 --> 00:58:55,702
‫پس ریتا باید از دن بپرسی اشکالی نداره که

855
00:58:55,802 --> 00:58:58,071
‫دستت رو روی شونه‌ش بذاری؟

856
00:59:00,106 --> 00:59:02,642
‫می‌تونم دستم رو روی شونه‌ت بذارم؟

857
00:59:10,885 --> 00:59:12,952
‫دن، راحتی؟

858
00:59:15,221 --> 00:59:17,490
‫ببین میشه یکم ریلکس باشی؟

859
00:59:23,430 --> 00:59:27,500
‫خیلی‌خب دن، الان تو دستت رو بذار
‫روی شونۀ ریتا.

860
00:59:27,600 --> 00:59:30,637
‫هوم.

861
00:59:30,737 --> 00:59:32,439
‫اشکالی نداره؟

862
00:59:41,815 --> 00:59:43,516
‫خوبه، خیلی‌خب، خوبه.

863
00:59:43,616 --> 00:59:47,654
‫خب حالا یکم بهم نزدیک‌تر بشین

864
00:59:47,754 --> 00:59:51,324
‫و خم بشین تا پیشونی‌هاتون بهم بخوره.

865
00:59:54,027 --> 00:59:56,863
‫میشه بپرسم این کارها واسه چیه؟

866
00:59:56,963 --> 00:59:59,165
‫می‌خوایم بین‌تون اعتماد شکل بگیره

867
00:59:59,265 --> 01:00:01,067
‫کم کم، قدم به قدم

868
01:00:01,167 --> 01:00:03,536
‫اول خودمون سه‌تا و بعد شما دوتا

869
01:00:03,636 --> 01:00:07,307
‫چون در نهایت شما هستین
‫که انجامش میدین.

870
01:00:07,407 --> 01:00:08,541
‫چی رو؟

871
01:00:08,641 --> 01:00:10,276
‫- بوسیدن.
‫- عاشق شدن.

872
01:00:11,912 --> 01:00:13,446
‫من زن دارم.

873
01:00:13,546 --> 01:00:15,715
‫خب، خوش به حالت.

874
01:00:15,815 --> 01:00:17,317
‫فقط یه نمایشه.

875
01:00:24,824 --> 01:00:26,493
‫باشه، خم بشین.

876
01:00:28,628 --> 01:00:33,566
‫خیلی‌خب، فقط به صدای
‫نفس کشیدنِ همدیگه گوش بدین.

877
01:01:08,201 --> 01:01:10,603
‫خیلی‌خب، دن، حالا چشم‌هات رو باز کن.

878
01:01:12,305 --> 01:01:14,507
‫الان باید ببوسیش.

879
01:01:16,042 --> 01:01:19,045
‫آم، کجاش رو؟

880
01:01:19,145 --> 01:01:21,080
‫لب‌هاش رو.

881
01:01:29,255 --> 01:01:31,724
‫- هوی عوضی!
‫- دیزی!

882
01:01:31,824 --> 01:01:33,192
‫- آره.
‫- به مامان سلام کن، خیانت‌کار!

883
01:01:33,293 --> 01:01:35,194
‫- از اون خبرها نیست.
‫- و دیگه کی رو اینجا داریم؟

884
01:01:35,295 --> 01:01:36,396
‫هوی؟

885
01:01:36,496 --> 01:01:37,830
‫- هوی! با تو ام!
‫- آماده شو که

886
01:01:37,932 --> 01:01:39,699
‫- فیلمت همه‌جا پخش بشه، زنیکه!
‫- آهای!

887
01:01:39,799 --> 01:01:40,968
‫دخترتـه؟

888
01:01:41,067 --> 01:01:42,970
‫چقدر عزیزه!

889
01:01:43,069 --> 01:01:45,371
‫یعنی می‌دونستی بچه داره؟

890
01:01:46,941 --> 01:01:48,541
‫چطور تونستی همچین کاری کنی؟

891
01:01:48,641 --> 01:01:50,677
‫ببخشیدها.

892
01:01:55,114 --> 01:01:58,953
‫یا خدا، رابطۀ سه نفره‌ست؟

893
01:01:59,053 --> 01:02:00,853
‫بازیـه.

894
01:02:00,955 --> 01:02:03,089
‫تمرینِ تئاتره.

895
01:02:08,896 --> 01:02:10,463
‫چه نمایشنامه‌ای؟

896
01:02:11,864 --> 01:02:13,934
‫ووهو!

897
01:02:25,079 --> 01:02:26,846
‫بیا بریم.

898
01:02:26,947 --> 01:02:28,448
‫چه مدت نیویورک زندگی کردی؟

899
01:02:28,548 --> 01:02:30,350
‫16 سال.

900
01:02:30,450 --> 01:02:33,119
‫اندازۀ تمومِ عمر من بوده پس.

901
01:02:33,219 --> 01:02:34,922
‫می‌خوام وقتی 18 سالم شد برم اونجا.

902
01:02:35,022 --> 01:02:36,890
‫- البته شاید!
‫- وقتی سال اول بودم

903
01:02:36,991 --> 01:02:39,425
‫رفتیم نیویورک و عاشقش شدم!

904
01:02:39,525 --> 01:02:41,761
‫«شبح اپرا» رو دیدیم.

905
01:02:41,861 --> 01:02:43,529
‫هر بلیط 180 دلار بود.

906
01:02:43,630 --> 01:02:45,264
‫یه هم‌اتاقی داشتم که توی
‫شبح اپرا بازی می‌کرد.

907
01:02:45,365 --> 01:02:46,766
‫- جزو بازیگرها بود؟
‫- اوهوم.

908
01:02:46,866 --> 01:02:48,334
‫بابتِ همچین نقشی چقدر میدن؟

909
01:02:48,434 --> 01:02:49,937
‫بابا، بحث پولش نیست.

910
01:02:50,037 --> 01:02:51,304
‫کمترین دستمزد تئاتر برادوی
‫هفته‌ای دو هزار دلاره.

911
01:02:51,404 --> 01:02:53,107
‫- خارشـو!
‫- هوی!

912
01:02:53,206 --> 01:02:55,042
‫ولی دوهزارتا اونجا چیزی نیست.

913
01:02:55,141 --> 01:02:57,644
‫اون شهر پوستت رو می‌کَنه

914
01:02:57,744 --> 01:03:00,647
‫تا یه آدم بیچاره بشی با 80 هزار دلار قرض

915
01:03:00,747 --> 01:03:02,382
‫و دوتا مونولوگ.

916
01:03:07,720 --> 01:03:09,355
‫میگما، می‌دونی از چیت خوشم میاد؟

917
01:03:09,455 --> 01:03:11,691
‫- چی؟
‫- شخصیت داری.

918
01:03:11,791 --> 01:03:13,060
‫- جدی میگی؟
‫- آره.

919
01:03:13,159 --> 01:03:14,794
‫- فردیت داری.
‫- همینو بگو!

920
01:03:14,895 --> 01:03:16,462
‫و می‌دونی، خیلی خوبه

921
01:03:16,562 --> 01:03:19,933
‫چون این فازِ اینجنس عمر چندانی نداره.
(شخصیتی ساده‌دل و معصوم)

922
01:03:20,034 --> 01:03:22,268
‫- عاشقِ اینم که نقشِ آدم‌های عجیب‌غریب رو بازی کنم.
‫- آره.

923
01:03:22,368 --> 01:03:24,270
‫پارسال برای تئاتر اکلاهما تست دادم.

924
01:03:24,370 --> 01:03:25,873
‫و خب اولش خیلی خورد توی ذوقم

925
01:03:25,973 --> 01:03:29,542
‫چون نقشِ لوری رو دادن به چلسی ناسبام.

926
01:03:29,642 --> 01:03:31,644
‫سال آخری بود.

927
01:03:31,744 --> 01:03:33,312
‫باید به سیاست عادت کنی.

928
01:03:33,413 --> 01:03:34,714
‫همه‌چی سیاسیه.

929
01:03:34,814 --> 01:03:37,417
‫آره ولی بعد عاشقِ نقشِ ادو انی شدم.

930
01:03:37,517 --> 01:03:39,752
‫چون شخصیتِ جالب‌تری داره.

931
01:03:39,852 --> 01:03:43,256
‫- آره، عالی بود.
‫- مجبوره این رو بگه.

932
01:03:43,356 --> 01:03:44,824
‫تو عالی‌ای؟

933
01:03:48,361 --> 01:03:49,963
‫من باورت دارم.

934
01:03:50,064 --> 01:03:51,932
‫خب تئاتر موزیکال بعدیت چیه؟

935
01:03:53,466 --> 01:03:58,805
‫آم، دیگه بازی نمی‌کنم.

936
01:03:59,605 --> 01:04:01,474
‫- تو مجبورش کردی کنار بکشه؟
‫- نه.

937
01:04:01,574 --> 01:04:04,310
‫نه، عاشقِ اینم که بازیش رو ببینم.

938
01:04:06,813 --> 01:04:10,884
‫خیلی‌خب، من میرم یه دور
‫دیگه بیارم، همه آبجو می‌خوان؟

939
01:04:10,984 --> 01:04:12,785
‫- بله، لطفاً.
‫- برای اون اسپرایت بگیر.

940
01:04:12,886 --> 01:04:14,554
‫برای منم آب بیار.

941
01:04:17,157 --> 01:04:19,425
‫مطمئنم بازیگرِ خوبیه.

942
01:04:19,525 --> 01:04:21,561
‫خیلی پر شور و اشتیاقه.

943
01:04:21,661 --> 01:04:26,265
‫بسیارخب همگی، نفر بعدی دیزیـه.

944
01:04:26,365 --> 01:04:27,734
‫خب دیزی پاشو بیا

945
01:04:27,834 --> 01:04:29,502
‫- روی استیج.
‫- تو درخواستِ آهنگ دادی؟

946
01:04:29,602 --> 01:04:31,304
‫نه.

947
01:04:31,404 --> 01:04:33,974
‫دیزی هست؟

948
01:04:34,074 --> 01:04:35,308
‫ببین، به خدا من هیچ‌کاره‌ام!

949
01:04:35,408 --> 01:04:36,944
‫گمونم اشتباهی شده.

950
01:04:37,044 --> 01:04:39,445
‫نفر بعدی رو صدا کنین.

951
01:04:39,545 --> 01:04:41,915
‫یالا دیزی. پاشو بیا ببینم!

952
01:04:42,015 --> 01:04:43,083
‫بیا دیگه. بیا!

953
01:04:44,751 --> 01:04:47,221
‫یالا رفقا! بیایین دیزی رو صدا کنیم بیاد.

954
01:04:47,320 --> 01:04:49,322
‫بیا دیگه، کسی نمی‌خواد
‫آواز خوندنِ منو بشنوه.

955
01:04:49,422 --> 01:04:51,758
‫- راست میگه.
‫- مرسی، گِرِگ.

956
01:04:53,127 --> 01:04:55,695
‫برو بریم.

957
01:05:06,372 --> 01:05:08,142
‫می‌تونیم بریم خونه.

958
01:05:08,242 --> 01:05:09,475
‫می‌خوای بری خونه؟

959
01:05:24,590 --> 01:05:26,392
‫آها.

960
01:05:26,492 --> 01:05:28,294
‫بیا دیزی! ووهوو!

961
01:06:18,644 --> 01:06:20,080
‫- ووهو! ووهو!
‫- عالیه.

962
01:06:20,180 --> 01:06:21,915
‫- ووهوو!
‫- آره!

963
01:06:26,053 --> 01:06:27,720
حالا اینجنس چیه؟

964
01:06:27,820 --> 01:06:30,423
‫نیازی نیست نگرانش باشه.

965
01:06:32,960 --> 01:06:36,029
‫- آره، خداحافظ. آره.
‫- یه ستاره پیدا کردیم.

966
01:06:36,129 --> 01:06:37,697
‫- ممنونم.
‫- خداحافظ مویرا.

967
01:06:37,797 --> 01:06:39,465
‫گرگ، باید یه اجرای دو نفره‌ای چیزی
‫داشته باشیم.

968
01:06:39,565 --> 01:06:40,901
‫- خداحافظ لوشان.
‫- بیا دیگه، بیا بریم.

969
01:06:41,001 --> 01:06:42,535
‫- فعلاً جونا.
‫- خوشحال شدم از دیدنت.

970
01:06:42,635 --> 01:06:43,803
‫- خداحافظ.
‫- یالا، بیا بریم.

971
01:06:43,904 --> 01:06:45,538
‫- کسی می‌خواد برسونمش؟
‫- دیزی؟

972
01:06:45,638 --> 01:06:47,673
‫دیزی، امشب گل کاشتی.

973
01:06:47,773 --> 01:06:49,142
‫ای بابا، خجالتم نده!

974
01:06:49,243 --> 01:06:50,376
‫شوخی کردم، ادامه بده!

975
01:06:50,476 --> 01:06:52,045
‫پیش خودم گفتم احیاناً

976
01:06:52,145 --> 01:06:55,581
‫قصد نداری توی یه نمایش بازی کنی؟

977
01:06:57,383 --> 01:06:59,119
‫مثلاً؟

978
01:06:59,219 --> 01:07:00,519
‫دانش‌آموزه.

979
01:07:00,620 --> 01:07:03,456
‫- آهان باشه.
‫- خب، تعلیقم کردن.

980
01:07:05,691 --> 01:07:09,528
‫بهش فکر کن، هر نقشی بخوای.

981
01:07:16,502 --> 01:07:18,471
‫باورم نمیشه ولی دوست‌هات خیلی باحالن!

982
01:07:18,571 --> 01:07:20,374
‫خب در اصل دوست‌هام نیستن.

983
01:07:20,473 --> 01:07:22,109
‫بیشتر همکاریـم.

984
01:07:22,209 --> 01:07:24,945
‫فکر نکنم تا وقتی بهت حقوق ندن،
‫اسمش کار باشه.

985
01:07:25,045 --> 01:07:29,049
‫باورم نمیشه لنورا ازم می‌خواد بازی کنم.

986
01:07:29,149 --> 01:07:30,984
‫خب، اون استعداد نیاز داره.

987
01:07:31,084 --> 01:07:33,887
‫تو هم بیای دیگه دوتا بازیگرِ بااستعداد
‫توی تیم داریم.

988
01:07:33,987 --> 01:07:35,088
‫منظورت خودم و خودتی؟

989
01:07:35,188 --> 01:07:37,456
‫تو و ریتا.

990
01:07:41,761 --> 01:07:44,164
‫یادته اون موقع که نقشِ ریزو رو بازی کردم

991
01:07:44,264 --> 01:07:46,233
‫و مارکوس والدراپ نقش کنیکی رو بازی کرد

992
01:07:46,333 --> 01:07:49,435
‫و مجبور شدیم مدت زیادی
‫روی استیج همدیگه رو بوس کنیم؟

993
01:07:49,535 --> 01:07:51,004
‫آره، هنوزم نمی‌دونم چرا
‫واجب بود همچین صحنه‌ای ...

994
01:07:51,104 --> 01:07:52,772
‫- عجیب بود چون...
‫- توی نمایشِ دبیرستانی باشه.

995
01:07:52,873 --> 01:07:55,741
‫تا حالا مارکوس رو اون‌جوری ندیده بودم.

996
01:07:55,841 --> 01:07:58,711
‫ولی بعد توی همون نمایش
کم کم ازش خوشم اومد

997
01:07:58,811 --> 01:08:02,249
‫و واسه تمرین‌ها حسابی به خودم می‌رسیدم

998
01:08:02,349 --> 01:08:04,017
‫و دست‌هام عرق می‌کرد.

999
01:08:04,117 --> 01:08:07,486
‫و وقتی بوس می‌کردیم با
‫زبون‌مون آبنبات رد و بدل می‌کردیم.

1000
01:08:08,889 --> 01:08:11,391
‫بعد از نمایش با هم قرار گذاشتیم.

1001
01:08:11,490 --> 01:08:14,394
‫نتیجه‌ای نداشت. اینم نتیجۀ عشق‌هایی کلیشه‌ای
‫که از سر صحنه شروع میشه.

1002
01:08:14,493 --> 01:08:17,596
‫ریزو عاشقِ کنیکی بود ولی معلوم شد

1003
01:08:17,697 --> 01:08:19,900
‫از نظر دیزی، مارکوس یه آدمِ بی‌عرضه‌ست.

1004
01:08:22,501 --> 01:08:25,005
‫قراره الکی باشه

1005
01:08:25,105 --> 01:08:29,042
‫ولی بعضی وقت‌ها
‫احساس‌های واقعی شکل می‌گیره.

1006
01:08:29,142 --> 01:08:30,643
‫و اشکالی... اشکالی هم نداره.

1007
01:08:30,743 --> 01:08:32,678
‫یه وقتایی حتی باحال هم هست.

1008
01:08:35,481 --> 01:08:37,951
‫البته تا وقتی که براساس‌شون حرکتی نزنی.

1009
01:08:49,463 --> 01:08:51,497
‫بابا.

1010
01:08:52,798 --> 01:08:54,368
به نظرم خیلی خوبه که جایی پیدا کردی

1011
01:08:54,468 --> 01:08:56,535
‫که توش راحتی.

1012
01:08:58,005 --> 01:09:00,506
‫نمی‌خوام برات خرابش کنم.

1013
01:09:06,146 --> 01:09:08,514
‫خب...

1014
01:09:09,082 --> 01:09:17,024
‫بیا فعلاً چیزی دربارۀ نمایش‌مون
‫به مامانت نگیم.

1015
01:09:19,493 --> 01:09:20,760
‫قراره بدجوری بترکونم.

1016
01:09:20,860 --> 01:09:22,462
‫افسانه‌ای میشه!

1017
01:09:22,561 --> 01:09:24,898
‫از الان می‌دونم چه نقشی می‌خوام.

1018
01:09:29,036 --> 01:09:30,137
‫اوه اوه!

1019
01:09:31,637 --> 01:09:33,273
‫- دیزی، برو توی اتاقت.
‫- چی شده؟

1020
01:09:33,373 --> 01:09:35,674
‫برو!

1021
01:09:35,775 --> 01:09:38,111
‫چی شده؟

1022
01:09:40,280 --> 01:09:41,948
‫- مرتیکه مادرجنده!
‫- هوی!

1023
01:09:42,049 --> 01:09:44,418
‫می‌دونی کی امشب اومد دیدنم؟

1024
01:09:44,518 --> 01:09:45,818
‫مایکیِ لعنتی.

1025
01:09:45,919 --> 01:09:47,586
‫- گندش بزنن.
‫- از خجالت آب شدم.

1026
01:09:47,686 --> 01:09:49,056
‫بذار برات توضیح بدم.

1027
01:09:49,156 --> 01:09:51,491
‫مرخصی اجباری بهت دادن؟
‫اون زن کیه؟

1028
01:09:51,590 --> 01:09:53,260
‫- کی؟
‫- همونی که

1029
01:09:53,360 --> 01:09:54,494
‫پنهونی میری دیدنش.

1030
01:09:54,593 --> 01:09:55,996
‫هیچ زنی در کار نیست.

1031
01:09:56,096 --> 01:10:01,101
‫وای خدای من. من و دیزی دیدیم‌تون.

1032
01:10:01,201 --> 01:10:05,205
‫می‌دونی؟ بهم گفته بودن این اتفاق میفته.

1033
01:10:05,305 --> 01:10:06,973
‫برای زوج‌هایی که مثل ما
‫که همچین مشکلی...

1034
01:10:07,074 --> 01:10:08,542
‫- براشون پیش اومده باشه...
‫- گوش کن، عزیزم.

1035
01:10:08,641 --> 01:10:10,377
‫ نمی‌تونن باهم بمونن.
‫خیلی براشون سخت میشه.

1036
01:10:10,477 --> 01:10:12,212
‫دارم توی یه نمایش بازی می‌کنم.

1037
01:10:14,981 --> 01:10:16,649
‫چـی؟

1038
01:10:19,553 --> 01:10:21,854
‫دارم توی یه نمایش بازی می‌کنم.

1039
01:10:21,955 --> 01:10:25,926
‫درگیرِ تمرین

1040
01:10:26,960 --> 01:10:30,530
‫توی یه تئاتر محلی هستم.

1041
01:10:30,629 --> 01:10:35,835
‫برای تئاتر رومئو و ژولیت.

1042
01:10:38,271 --> 01:10:40,507
‫نخیر، دروغ نگو.

1043
01:10:40,606 --> 01:10:42,442
‫راست میگه، مامان.

1044
01:10:42,542 --> 01:10:44,677
‫منم فکر می‌کردم سرکارمون گذاشته.

1045
01:10:44,777 --> 01:10:47,414
‫ولی تعقیبش کردم و...

1046
01:10:47,514 --> 01:10:49,782
‫فهمیدم نقش رومئو رو بازی می‌کنه.

1047
01:10:56,622 --> 01:10:58,358
‫تو که خیلی پیری.

1048
01:11:02,661 --> 01:11:04,630
‫چرا بهم نگفتی؟

1049
01:11:05,465 --> 01:11:07,666
‫چون خجالت می‌کشیدم.

1050
01:11:10,103 --> 01:11:12,339
‫- باید بهم می‌گفتی.
‫- می‌دونم.

1051
01:11:16,742 --> 01:11:18,912
‫حواسم رو از بقیه چیزها پرت می‌کنه.

1052
01:11:25,952 --> 01:11:28,221
‫چندتا از دیالوگ‌هات رو برام بگو.

1053
01:11:28,321 --> 01:11:30,423
‫- نه.
‫- بگو دیگه!

1054
01:11:30,524 --> 01:11:32,058
‫قضاوتت نمی‌کنم.

1055
01:11:34,327 --> 01:11:36,729
‫خب، موقع گفتن‌شون نگاهم نکن.

1056
01:11:36,829 --> 01:11:39,566
‫جدی میگم.

1057
01:11:39,665 --> 01:11:41,667
‫چشم‌هات رو ببند.

1058
01:11:42,768 --> 01:11:44,304
‫چشم‌هات رو ببند.

1059
01:11:51,478 --> 01:11:56,082
‫آن خانم کیست که

1060
01:11:56,183 --> 01:12:00,020
‫دست به دستِ آن آقا داده است؟

1061
01:12:01,288 --> 01:12:04,391
‫او به مشعل‌ها درسِ درخشندگی می‌آموزد.

1062
01:12:05,625 --> 01:12:07,394
‫آیا قلبِ من تاکنون در دام عشق گرفتار بود؟

1063
01:12:08,827 --> 01:12:10,397
‫ای چشم من، آن را انکار کن.

1064
01:12:12,165 --> 01:12:15,402
‫زیرا تا امشب چنین جمالِ واقعی‌ای ندیده بودم.

1065
01:12:22,876 --> 01:12:26,479
‫البته قرار نیست این‌جوری بگم.

1066
01:12:47,000 --> 01:12:48,801
‫با تاریکی شب بیشتر سازگار است.

1067
01:12:48,902 --> 01:12:51,104
‫بیا ای شب مهربان.

1068
01:12:51,705 --> 01:12:54,941
‫خیلی‌خب همگی به دیزی خوش‌آمد بگین.

1069
01:12:55,041 --> 01:12:57,277
‫سلام.

1070
01:12:57,377 --> 01:12:59,079
‫- دیزی!
‫- آره.

1071
01:12:59,179 --> 01:13:01,014
‫- سلام.
‫- و دیزی قراره نقشِ...

1072
01:13:01,114 --> 01:13:03,849
‫- مرکوتیو رو بازی کنه.
‫- چه عالی!

1073
01:13:03,950 --> 01:13:06,720
‫- ایول!
‫-آره. آره.

1074
01:13:06,819 --> 01:13:09,422
‫چیزیش نمیشه.

1075
01:13:09,522 --> 01:13:10,957
‫- موس.
‫- مو.

1076
01:13:11,057 --> 01:13:13,260
‫موی موس، بادادا.

1077
01:13:13,360 --> 01:13:15,028
‫- بره.
‫- گوشت.

1078
01:13:15,128 --> 01:13:16,829
‫گوشت بره، بادادا.

1079
01:13:18,231 --> 01:13:19,899
‫- دست نگه دارین.
‫- خیلی‌خب بچه‌ها.

1080
01:13:20,000 --> 01:13:21,701
‫- کی کدوم توپ دستشه؟
‫- نمی‌دونم

1081
01:13:21,800 --> 01:13:23,136
‫- توپم چی شد.
‫- من توپ ندارم.

1082
01:13:23,236 --> 01:13:24,537
‫- پاسش دادم رفت.
‫- خیلی‌خب همگی،

1083
01:13:24,638 --> 01:13:25,872
‫- بیایین از اول شروع کنیم.
‫- توپ قرمز.

1084
01:13:25,972 --> 01:13:27,207
‫توپ قرمز. مرسی. توپ قرمز.

1085
01:13:27,307 --> 01:13:29,376
‫- مدرسه.
‫- خونه.

1086
01:13:29,476 --> 01:13:31,278
‫خونه مدسه، بادادا.

1087
01:13:31,378 --> 01:13:32,946
‫- جیمی.
‫- جیمی.

1088
01:13:36,016 --> 01:13:37,617
‫بیایین ادامه بدیم. ادامه بدیم.

1089
01:13:37,717 --> 01:13:38,985
‫- ریتا.
‫- تپاله.

1090
01:13:39,085 --> 01:13:41,820
‫- گاو.
‫- تپالۀ گاو، بادادا.

1091
01:13:47,294 --> 01:13:48,428
‫آهای!

1092
01:13:50,263 --> 01:13:51,965
‫- خیلی پیرن.
‫- اون بی‌عرضه‌ها رو نگاه کن!

1093
01:13:52,065 --> 01:13:53,933
‫- ببخشید.
‫- چقدر پیرن.

1094
01:13:55,902 --> 01:13:58,705
‫- یه بارِ دیگه.
‫- اه! همینه!

1095
01:14:03,576 --> 01:14:05,679
‫آخ!

1096
01:14:05,779 --> 01:14:08,648
‫همینه. خوب بود.

1097
01:14:08,748 --> 01:14:11,284
‫خیلی‌خب رفقا، وقت تمومه.

1098
01:14:11,384 --> 01:14:12,452
‫وقت تمومه.

1099
01:14:12,552 --> 01:14:16,189
‫جداً تا فردا دیالوگ‌هاتون رو حفظ کنین.

1100
01:14:16,289 --> 01:14:18,658
‫و اگه دیالوگ‌تون رو یادتون
‫رفت، یه چیزی بداهه بگین.

1101
01:14:18,758 --> 01:14:21,428
‫- در قالبِ پنج‌وتدی یامبیک.
‫- آره.

1102
01:14:22,228 --> 01:14:23,630
‫سلام عزیزم.

1103
01:14:23,730 --> 01:14:24,964
‫مطمئن نبودم بیام تو یا نه.

1104
01:14:25,065 --> 01:14:26,766
‫نه بیا با بچه‌های تیم آشنا شو.

1105
01:14:26,865 --> 01:14:29,002
‫- سلام.
‫- اینا جونا و گرگ هستن.

1106
01:14:29,102 --> 01:14:31,371
‫لوشان و ایشون هم مویراست.

1107
01:14:31,471 --> 01:14:33,273
‫- شارون هستم.
‫- مامانمه.

1108
01:14:34,107 --> 01:14:35,475
‫اون خانم هم لنوراست، کارگردان‌مونه.

1109
01:14:35,575 --> 01:14:36,910
‫- سلام.
‫- و ریتا،

1110
01:14:37,010 --> 01:14:39,446
‫- نقش ژولیت رو بازی می‌کنه.
‫- سلام.

1111
01:14:41,081 --> 01:14:45,552
‫- خیلی خوشحالم از دیدن‌تون.
‫- همچنین.

1112
01:14:45,652 --> 01:14:47,487
‫خیلی مشتاقم نمایش‌تون رو ببینم.

1113
01:14:47,587 --> 01:14:49,189
‫به زودی میره روی صحنه.

1114
01:14:49,289 --> 01:14:51,024
‫کجا قراره اجراش کنین؟

1115
01:14:51,124 --> 01:14:53,693
‫- همین‌جا.
‫- خدایی؟!

1116
01:14:53,793 --> 01:14:55,628
‫- جمع‌وجور و خودمونیه.
‫- مزخرفه!

1117
01:14:55,729 --> 01:14:56,930
‫- آهای!
‫- آهای!

1118
01:14:57,030 --> 01:14:58,365
‫- آخه اینجا که خیلی کوچیکه.
‫- اوهوم.

1119
01:14:58,465 --> 01:15:00,834
‫خیلی گرمه و دستشوییش هم افتضاحه.

1120
01:15:00,934 --> 01:15:02,635
‫- حالا اونقدر هم بد نیست.
‫- بس کن دیگه.

1121
01:15:02,736 --> 01:15:05,372
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

1122
01:15:05,472 --> 01:15:07,073
‫لیاقتِ یه صحنۀ درست‌وحسابی داریم.

1123
01:15:07,173 --> 01:15:09,008
‫خب، ما جاهای مختلفی رو امتحان کردیم.

1124
01:15:09,109 --> 01:15:11,177
‫- پارک رفتیم.
‫- گردباد اومد.

1125
01:15:11,277 --> 01:15:12,912
‫- اوهوم.
‫- کلیسا رفتیم.

1126
01:15:13,012 --> 01:15:14,781
‫خانم با کشیش دعواش شد!

1127
01:15:14,881 --> 01:15:16,649
‫- ای بابا.
‫- درسته.

1128
01:15:16,750 --> 01:15:17,917
‫من یه جا رو سراغ دارم.

1129
01:15:34,734 --> 01:15:36,403
‫عالی میشه، نه؟

1130
01:15:36,503 --> 01:15:37,837
‫ووهوو.

1131
01:15:37,937 --> 01:15:40,907
‫الزامی نیست ازش استفاده کنین،
‫جای شیکی نیست.

1132
01:15:41,007 --> 01:15:44,377
‫وای خیلی قشنگه. قشنـگه.

1133
01:15:44,477 --> 01:15:46,780
‫شبی چند؟

1134
01:15:46,881 --> 01:15:48,448
‫مجانیه.

1135
01:15:48,548 --> 01:15:50,650
‫- وای گفت مجانیه.
‫- اجراتون کی هست؟

1136
01:15:50,750 --> 01:15:54,721
‫آخرین جلسۀ تمرین‌مون
‫پنج‌شنبه‌ست و جمعه میریم برای اجرا.

1137
01:15:54,821 --> 01:15:58,024
‫- جمعۀ آینده؟
‫- فقط یه شب.

1138
01:15:58,124 --> 01:16:00,895
‫- چه روز مهمی.
‫- باورم نمیشه.

1139
01:16:00,994 --> 01:16:02,562
‫اینجا کفایت می‌کنه.

1140
01:16:12,038 --> 01:16:13,339
‫نه، گازش نگیر.

1141
01:16:13,440 --> 01:16:14,909
‫گازش نگرفتم. داشتم بوسش می‌کردم.

1142
01:16:15,008 --> 01:16:16,509
‫یه جایزه میدن. چی می‌خوای؟

1143
01:16:16,609 --> 01:16:18,211
‫اون پاندار و می‌خوام.
‫پاندا چند؟

1144
01:16:18,311 --> 01:16:19,746
‫- 20تا می‌خواد.
‫- مطمئنی؟ جیب‌هات رو بگرد.

1145
01:16:19,846 --> 01:16:21,214
‫- آره، مطمئنم.
‫- بفرما.

1146
01:16:21,314 --> 01:16:22,917
‫سه بار جیب‌هام رو گشتم.

1147
01:16:23,016 --> 01:16:24,184
‫- اینم از این.
‫- اونجاست.

1148
01:16:24,284 --> 01:16:27,287
‫- پاندا لطفاً.
‫- پاندا لطفاً.

1149
01:16:28,955 --> 01:16:30,457
‫- اینم از این.
‫- ایول!

1150
01:16:30,557 --> 01:16:32,859
‫- برای خانومم!
‫- آخی!

1151
01:16:35,361 --> 01:16:37,130
‫هوم.

1152
01:16:37,230 --> 01:16:39,332
‫وای.

1153
01:16:47,607 --> 01:16:50,243
‫- عزیزم، چی شده؟
‫- چیزی شده؟

1154
01:16:52,579 --> 01:16:54,047
‫دیزی، وایسا.

1155
01:16:56,282 --> 01:17:00,520
‫دیزی، عزیزم، عزیزم.

1156
01:17:03,389 --> 01:17:06,392
‫عزیزم. سوئیچ‌هام کو؟

1157
01:17:06,493 --> 01:17:09,696
‫الان میام. الان میام.

1158
01:17:16,736 --> 01:17:18,338
‫آقای مولر؟

1159
01:17:19,539 --> 01:17:22,275
‫ببخشید، اون آقاهه داشت دنبال‌تون می‌گشت.

1160
01:17:26,914 --> 01:17:29,782
‫حال‌تون چطوره؟ دیزی خوبه؟

1161
01:17:31,451 --> 01:17:34,354
‫می‌دونی که، تعریفی نداره.

1162
01:17:35,188 --> 01:17:37,390
‫بابا و مامانت کجان؟

1163
01:17:37,490 --> 01:17:39,960
‫بهشون گفتم باید برم دستشویی.

1164
01:17:40,093 --> 01:17:41,461
‫- دیگه باید برم.
‫- میشه...

1165
01:17:42,762 --> 01:17:45,064
‫چیزه...

1166
01:17:45,164 --> 01:17:48,067
‫واقعاً نمی‌دونم چی بگم.

1167
01:17:49,636 --> 01:17:51,571
‫اصلاً نباید با هم حرف بزنیم.

1168
01:17:51,671 --> 01:17:53,506
‫می‌دونم.

1169
01:17:56,509 --> 01:17:58,478
‫خیلی متأسفم.

1170
01:18:01,047 --> 01:18:02,382
‫و می‌دونم که این

1171
01:18:02,482 --> 01:18:04,751
‫احمقانه‌ترین حرفِ ممکنه.

1172
01:18:06,653 --> 01:18:09,556
‫نامه‌هام به دست‌تون رسید؟

1173
01:18:10,790 --> 01:18:12,592
‫نباید با ما در ارتباط باشی.

1174
01:18:14,794 --> 01:18:16,529
‫می‌دونم از من بدتون میاد.

1175
01:18:18,231 --> 01:18:20,466
‫خودم هم از خودم بدم میاد.

1176
01:18:20,567 --> 01:18:22,602
‫تا آخر عمر از خودم متنفر می‌مونم.

1177
01:18:22,702 --> 01:18:25,605
‫- کریستین.
‫- نمی‌خواستم به هوش بیام.

1178
01:18:31,879 --> 01:18:36,549
‫به نظرتون میشه بیام از
‫خانم مولر عذرخواهی کنم؟

1179
01:18:37,985 --> 01:18:40,486
‫نه، فکر خوبی نیست.

1180
01:18:41,021 --> 01:18:45,358
‫میشه این رو از طرفِ من به دیزی بدین؟

1181
01:18:52,565 --> 01:18:53,833
‫مرسی.

1182
01:19:21,996 --> 01:19:24,163
‫خیلی‌خب.

1183
01:19:27,467 --> 01:19:29,268
‫- گرفتیش؟
‫- آره، گرفتمش.

1184
01:19:29,369 --> 01:19:31,038
‫- زیباست.
‫- گرفتمش.

1185
01:19:31,137 --> 01:19:33,773
‫- باید بریم اون ته.
‫- تا ته؟ باشه.

1186
01:19:36,442 --> 01:19:39,046
‫آره... از اونجا یکم سریع‌تر حرکت می‌کنه...

1187
01:19:39,145 --> 01:19:40,948
‫شاید این‌جوری بهتر باشه.

1188
01:19:41,048 --> 01:19:42,983
‫این یه بخشه.

1189
01:19:46,452 --> 01:19:50,156
‫سه، دو، یک.

1190
01:19:50,256 --> 01:19:53,826
‫- آه.
‫- دست‌هامون رو تکون میدیم.

1191
01:19:53,927 --> 01:19:56,663
‫وقتی دست‌هامون رو تکون میدیم،
‫اکسیژن بیشتری به ریه‌هامون می‌رسه.

1192
01:19:56,763 --> 01:19:57,931
‫باید اکسیژن بیشتری به ریه‌ها برسه.

1193
01:19:58,032 --> 01:20:00,934
‫- یک، دو.
‫- توپ قرمز.

1194
01:20:01,035 --> 01:20:03,236
‫توپ قرمز رو پاس میدم بهت.

1195
01:20:03,336 --> 01:20:05,304
‫- خوبه، ایول.
‫- توپ قرمز.

1196
01:20:05,405 --> 01:20:07,074
‫- اوه.
‫- مرسی.

1197
01:20:09,009 --> 01:20:11,912
‫توپ قرمز.

1198
01:20:12,012 --> 01:20:13,346
‫- آره.
‫- آره.

1199
01:20:13,446 --> 01:20:15,682
‫- خوبه.
‫- آره.

1200
01:20:15,782 --> 01:20:17,383
‫آره، بهتره.

1201
01:20:21,254 --> 01:20:25,758
‫افسوس! بدنش سرد شده است.

1202
01:20:27,393 --> 01:20:29,395
‫خونـش منجمد

1203
01:20:29,495 --> 01:20:34,333
‫اعضای بدنش سخت شده‌اند.

1204
01:20:36,703 --> 01:20:40,573
‫مدت‌هاست که روح با لبان او وداع گفته.

1205
01:20:43,409 --> 01:20:48,082
‫مرگ همچون یخبندانی نابهنگامی بر روی

1206
01:20:48,182 --> 01:20:53,853
‫زیباترین گلِ صحرا و بوستان نشسته است.

1207
01:20:53,954 --> 01:20:57,757
‫فرزندم، فرزندم.

1208
01:20:59,126 --> 01:21:01,828
‫ای روحِ من که دیگر فرزندم نیستی.

1209
01:21:03,329 --> 01:21:05,999
‫تو مُرده‌ای، افسوس.

1210
01:21:06,100 --> 01:21:08,468
‫فرزندم مُرد.

1211
01:21:13,272 --> 01:21:14,774
‫- تو هستی؟
‫- آره.

1212
01:21:14,875 --> 01:21:19,245
‫و با مرگِ او شادیِ من هم مدفون گشت.

1213
01:21:42,602 --> 01:21:47,807
‫ای عشق من! ای همسر من!

1214
01:21:47,908 --> 01:21:49,408
‫بلندتر.

1215
01:21:49,509 --> 01:21:51,811
‫ببخشید، ببخشید.

1216
01:21:51,912 --> 01:21:54,948
‫نیازی نیست دقیقاً طبق متن
‫بگی. یه چیزی از خودت بگو.

1217
01:21:56,917 --> 01:21:58,751
‫- چیزه...
‫- خوبی؟

1218
01:21:58,851 --> 01:22:01,088
‫ببخشید، ببخشید.

1219
01:22:01,188 --> 01:22:02,622
‫داره حملۀ عصبی بهت دست میده؟

1220
01:22:02,722 --> 01:22:04,323
‫یه نفر یکم یخ بده دستش.

1221
01:22:04,423 --> 01:22:08,061
‫چیزه... متوجه... متوجه نمیشم.

1222
01:22:08,162 --> 01:22:11,831
‫- چی رو؟ زبان رو یا...؟
‫- نشانِ فولیو رو یادت نره.

1223
01:22:11,932 --> 01:22:14,467
‫- می‌خوایم تعطیل کنیم.
‫- فقط پنج دقیقه، لطفاً.

1224
01:22:14,567 --> 01:22:16,103
‫پولش رو میدی؟

1225
01:22:16,203 --> 01:22:18,371
‫بعدش راجع بهش حرف می‌زنیم. صحنه رو تموم کن.

1226
01:22:18,471 --> 01:22:20,773
‫تقریباً دیگه مُردی. چیزی نمونده.

1227
01:22:21,942 --> 01:22:23,509
‫لنورا، باید دست نگه داریم.

1228
01:22:23,609 --> 01:22:25,979
‫ببین شوخی ندارم‌ها.
‫در رو روتون می‌بندم و میرم.

1229
01:22:26,079 --> 01:22:27,948
‫- یعنی چی؟
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب.

1230
01:22:37,090 --> 01:22:40,760
‫پنج دقیقه وقت داریم.
‫بهش ده دلار دارم پس بابا...

1231
01:22:40,860 --> 01:22:42,728
‫ببین دیزی، این قضیه به تو ربطی نداره.

1232
01:22:42,829 --> 01:22:45,498
‫- معلومه که داره.
‫- ببین، نمی‌خوام بحث کنم.

1233
01:22:45,598 --> 01:22:48,936
‫نه بابا؟! هر وقت مشکلی پیش
‫میاد یا عصبانی میشی یا جا می‌زنی.

1234
01:22:49,036 --> 01:22:50,636
‫عادت بدیه.

1235
01:22:50,736 --> 01:22:52,471
‫دیزی.

1236
01:23:00,446 --> 01:23:02,815
‫دن، منطقیه که چقدر برات دردناکـه

1237
01:23:02,916 --> 01:23:06,652
‫و دیزی، به نظرم برای تو هم راحت نیست.

1238
01:23:09,289 --> 01:23:12,292
‫بهشون گفتی؟

1239
01:23:12,391 --> 01:23:14,560
‫من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم.

1240
01:23:14,660 --> 01:23:17,197
‫مشکل همینه. هنوز داری مثل خودت فکر می‌کنی.

1241
01:23:17,297 --> 01:23:18,564
‫خب پس مثل کی فکر کنم؟

1242
01:23:18,664 --> 01:23:20,433
‫رومئو.

1243
01:23:22,269 --> 01:23:25,638
‫اگه قضاوتش کنی، به نتیجه نمی‌رسیم.

1244
01:23:25,738 --> 01:23:28,741
‫فعلاً نباید نگرانِ پایانش باشی.

1245
01:23:28,841 --> 01:23:31,510
‫زیاد بهش فکر نکن. تمرکزت رو بذار روی عشق.

1246
01:23:33,947 --> 01:23:35,983
‫سخته بخوای چنین چیزی رو قشنگ جلوه بدی...

1247
01:23:36,083 --> 01:23:38,185
‫آخه این‌جوری نیست.

1248
01:23:38,285 --> 01:23:39,819
‫من با کارشون موافق نیستم.

1249
01:23:39,920 --> 01:23:41,821
‫قرار نیست بگی کاری که می‌کنن، درسته.

1250
01:23:41,922 --> 01:23:45,825
‫نمیشه پنج دقیقه خودت رو جای اون بذاری؟

1251
01:23:45,926 --> 01:23:49,428
‫حس می‌کنه گیر افتاده و تنهاست.

1252
01:23:49,528 --> 01:23:51,231
‫تو از کجا می‌دونی؟

1253
01:23:51,331 --> 01:23:54,001
‫من همیشۀ خدا بهش فکر می‌کنم.

1254
01:23:58,071 --> 01:24:03,576
‫بابا، می‌تونی چند ساعتی جاش باشی.

1255
01:24:06,346 --> 01:24:10,483
‫خیلی خب، با این فکر شروع کن:

1256
01:24:11,784 --> 01:24:15,923
‫«من هرگز خودم رو نمی‌کشم مگه اینکه...»

1257
01:24:17,991 --> 01:24:19,825
‫و بعد تصور کن.

1258
01:24:21,128 --> 01:24:25,032
‫با این کار که ژولیت بهش برنمی‌گرده.

1259
01:24:25,132 --> 01:24:27,067
‫به تو.

1260
01:24:31,437 --> 01:24:33,907
‫با این کار ژولیت بهم برنمی‌گرده.

1261
01:24:38,412 --> 01:24:40,746
‫وقت تمومه.

1262
01:24:42,481 --> 01:24:44,583
‫- یالا، بیا بریم.
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب.

1263
01:24:44,684 --> 01:24:46,320
‫دیرمون میشه. همیشه دیر می‌رسیم.

1264
01:24:46,420 --> 01:24:49,156
‫- همیشه دیر می‌رسیم.
‫- باشه حالا.

1265
01:24:49,256 --> 01:24:51,691
‫- یالا رفقا.
‫- باشه، باشه.

1266
01:24:51,791 --> 01:24:54,361
‫- اصلاح نمی‌کنی؟
‫- گندش بزنن، باشه.

1267
01:24:54,493 --> 01:24:55,695
‫بهتره الان اصلاح کنم.

1268
01:24:55,795 --> 01:24:57,463
‫نه، ببین، وقت نداریم.

1269
01:24:57,563 --> 01:25:00,233
‫- وقت نداریم.
‫- پس چرا گفتی؟

1270
01:25:06,306 --> 01:25:08,342
‫چیه؟

1271
01:25:08,442 --> 01:25:10,710
‫یه چیزی روی صورتته.

1272
01:25:22,322 --> 01:25:24,057
‫وقتـشه.

1273
01:25:40,273 --> 01:25:42,541
‫وایسا، اومدن.

1274
01:26:07,533 --> 01:26:09,903
‫آقای مولر، من جوان اسپنسر هستم.

1275
01:26:10,003 --> 01:26:11,771
‫و من وکیل خانواده هارتون

1276
01:26:11,872 --> 01:26:13,940
‫در پروندۀ شکایتی هستم
‫که شما و خانم مولیر

1277
01:26:14,041 --> 01:26:17,110
‫علیه این خانواده تنظیم کردین.

1278
01:26:17,210 --> 01:26:20,480
‫امروز قراره چندتا سوال

1279
01:26:20,579 --> 01:26:22,648
‫دربارۀ پسرتون، برایان مولر

1280
01:26:22,748 --> 01:26:26,887
‫و مرگش در تاریخ 25 مـه پارسال بپرسم.

1281
01:26:28,021 --> 01:26:31,525
‫میشه بگین برایان تا قبل از

1282
01:26:31,624 --> 01:26:34,294
‫آشنایی با خانم هاتورن چه‌جوری بود؟

1283
01:26:35,462 --> 01:26:36,829
‫منظورتون چیه؟

1284
01:26:36,930 --> 01:26:38,564
‫مثلاً چه‌جوری آدمی بود.

1285
01:26:38,664 --> 01:26:40,333
‫برون‌گرا بود یا درون‌گرا؟

1286
01:26:40,434 --> 01:26:42,536
‫محبوب بود یا بیشتر اهل تفکر بود؟

1287
01:26:43,736 --> 01:26:47,340
‫باهوش، خجالتی...

1288
01:26:47,441 --> 01:26:50,877
‫و دوست‌داشتنی بود.

1289
01:26:50,977 --> 01:26:53,880
‫میشه گفت آدمِ حساسی بود؟

1290
01:26:55,282 --> 01:26:56,715
‫از چه نظر؟

1291
01:26:56,816 --> 01:26:59,986
‫مثلاً زود تحت تأثیر قرار می‌گرفت؟

1292
01:27:00,087 --> 01:27:03,622
‫- خب، خیلی احساساتی بود.
‫- چطور؟

1293
01:27:05,724 --> 01:27:10,931
‫ببینید من آدم سنتی‌ای هستم.

1294
01:27:11,031 --> 01:27:14,468
‫چیزی از روانشناسی و...

1295
01:27:14,568 --> 01:27:17,404
‫و حرف زدن و اینا...

1296
01:27:17,504 --> 01:27:19,339
‫لطفاً با کلمات توضیح بدین.

1297
01:27:20,840 --> 01:27:22,309
‫نمی‌دونم حالت معمولش چیه.

1298
01:27:22,409 --> 01:27:26,745
‫هر دوتا بچه‌م خیلی احساساتی هستن.

1299
01:27:26,846 --> 01:27:29,682
‫از من به ارث نبردن.

1300
01:27:29,782 --> 01:27:31,851
‫یعنی میگین افسرده بوده؟

1301
01:27:33,320 --> 01:27:35,122
‫نه...

1302
01:27:35,222 --> 01:27:39,593
‫- همیشه نه.
‫- چیزی نبوده که متوجه بشین؟

1303
01:27:39,692 --> 01:27:41,794
‫فقط اواخر عمرش.

1304
01:27:43,729 --> 01:27:47,200
‫می‌تونی بگین برایان

1305
01:27:47,300 --> 01:27:49,869
‫وقتی با خانم هاتورن آشنا شد چه تغییری کرد؟

1306
01:27:54,174 --> 01:27:58,711
‫- به شدت شیفته شده بود.
‫- منظورتون به شیوۀ ناسالمیه؟

1307
01:27:58,811 --> 01:28:01,780
‫بازم من نمی‌دونم معنی این حرفا چیه...

1308
01:28:02,315 --> 01:28:04,717
‫من بعد از اولین قرارمون
‫از شارون خواستگاری کردم

1309
01:28:04,817 --> 01:28:07,786
‫و الان برام عجیبه.

1310
01:28:09,256 --> 01:28:10,756
‫به نظر خوشحال بود.

1311
01:28:10,856 --> 01:28:13,726
‫خیلی‌خب، و کی تغییر کرد؟

1312
01:28:17,130 --> 01:28:20,833
‫خانوادۀ کریستین قرار بود برن آریزونا

1313
01:28:20,934 --> 01:28:25,338
‫و کریستین نمی‌خواست به خاطر برایان بره

1314
01:28:25,438 --> 01:28:28,008
‫ولی چاره‌ای نداشت.

1315
01:28:28,108 --> 01:28:30,644
‫برایان بهمون گفت می‌خواد همراهش بره

1316
01:28:30,743 --> 01:28:33,712
‫و دبیرستان رو همون‌جا تموم کنه.

1317
01:28:34,747 --> 01:28:38,084
‫ما... من اجازه ندادم.

1318
01:28:38,185 --> 01:28:40,786
‫هنوز 18 سالش نشده بود. بچه بود.

1319
01:28:43,290 --> 01:28:47,561
‫و درگیری‌های ناجوری پیش اومد.

1320
01:28:47,661 --> 01:28:50,463
‫بهش گفتیم دیگه اجازه نداره
‫کریستین رو ببینه.

1321
01:28:53,433 --> 01:28:55,368
‫می‌خواست فرار کنه

1322
01:28:55,468 --> 01:28:59,206
‫و ما گوشیش رو ازش گرفتیم.

1323
01:28:59,306 --> 01:29:01,908
‫سوئیچ‌ها و کارت‌های بانکی رو قایم کردیم.

1324
01:29:04,010 --> 01:29:06,012
‫دست به خشونت هم زد؟

1325
01:29:09,149 --> 01:29:10,917
‫یه بار که می‌خواست از در بره بیرون، هلم داد

1326
01:29:11,017 --> 01:29:12,718
‫ولی لاغر بود.

1327
01:29:12,818 --> 01:29:16,122
‫خشونت حساب نمیشه.

1328
01:29:18,757 --> 01:29:21,528
‫آقای مولر میشه بهمون بگین

1329
01:29:21,628 --> 01:29:23,729
‫در شبِ بیست و پنجم ماه مه چی گذشت؟

1330
01:29:24,830 --> 01:29:27,601
‫چیزه...

1331
01:29:27,701 --> 01:29:29,436
‫آم...

1332
01:29:31,737 --> 01:29:36,543
‫شبی بود که نمایش دیزی، اکلاهما
‫برای اولین بار روی صحنه می‌رفت.

1333
01:29:36,643 --> 01:29:40,813
‫و بازیش هم خیلی خوب بود.

1334
01:29:42,349 --> 01:29:45,418
‫و برایان هم تو ارکستر ابوا می‌زد.

1335
01:29:46,353 --> 01:29:48,888
‫و همه بعدش رفتیم فرایدی.

1336
01:29:50,357 --> 01:29:53,260
‫برایان ساکت بود.

1337
01:29:55,362 --> 01:29:56,997
‫رفتیم خونه.

1338
01:29:57,097 --> 01:29:58,732
‫شارون و دیزی رفتن بخوابن.

1339
01:29:58,831 --> 01:30:01,968
‫رفتم چراغِ ایوونِ پشتی رو خاموش کنم.

1340
01:30:03,303 --> 01:30:07,574
‫دیدم برایان توی حیاط روی ترامپولین نشسته

1341
01:30:07,674 --> 01:30:10,043
‫مثل همون وقتا که...

1342
01:30:16,416 --> 01:30:19,019
‫بچه بود.

1343
01:30:19,119 --> 01:30:21,187
‫آم...

1344
01:30:21,288 --> 01:30:25,992
‫ازش پرسیدم میاد تو یا نه.

1345
01:30:26,092 --> 01:30:27,994
‫گفت: «یه دقیقه دیگه میام.»

1346
01:30:29,896 --> 01:30:33,832
‫روز بعدش، صبح زود از خواب بیدار شدم

1347
01:30:33,933 --> 01:30:36,503
‫و دیدم دوتا...

1348
01:30:36,603 --> 01:30:42,575
‫فکر کردم شاید دوتا حیوون روی

1349
01:30:42,676 --> 01:30:45,145
‫ترامپولین خوابیدن.

1350
01:30:46,680 --> 01:30:49,282
‫برایان بود و...

1351
01:30:50,617 --> 01:30:53,453
‫- با کلمات توضیح بدین، لطفاً.
‫- کریستین هم بود.

1352
01:31:03,463 --> 01:31:05,031
‫دورشون پر بود از

1353
01:31:08,735 --> 01:31:11,504
‫شیشه‌های خالی داروهای مختلف مثلِ

1354
01:31:11,604 --> 01:31:16,109
‫کلونازپام و زاناکس.

1355
01:31:16,209 --> 01:31:19,979
‫گمونم داروها مالِ مادرِ خانم هاتورن بودن.

1356
01:31:21,847 --> 01:31:24,384
‫آمبولانس خبر کردم.

1357
01:31:24,484 --> 01:31:27,921
‫تا قبل از اینکه آمبولانس برسه،
‫احیای قلبی انجام دادم.

1358
01:31:30,990 --> 01:31:32,592
‫کریستین به هوش اومد.

1359
01:31:37,497 --> 01:31:41,401
‫واقعاً تسلیت میگم.

1360
01:31:43,770 --> 01:31:47,607
‫یعنی دوشیزه هاتورن رو برای فراهم کردن قرص‌ها

1361
01:31:47,707 --> 01:31:52,045
‫و آقا و خانم هاتورن رو برای اینکه داروها
‫رو جای امنی نذاشتن، مقصر می‌دونین؟

1362
01:31:57,917 --> 01:31:59,819
‫به نظرم دسترسی کریستین به اون داروها

1363
01:31:59,919 --> 01:32:02,188
‫کار رو راحت‌تر کرد.

1364
01:32:02,288 --> 01:32:05,458
‫بعید می‌دونم بدون اونا
‫می‌تونستن این کار رو بکنن.

1365
01:32:05,558 --> 01:32:08,128
‫ولی شاید می‌تونستن. از کجا معلوم؟

1366
01:32:08,228 --> 01:32:11,297
‫درکِ کاری که کردن برام مشکله.

1367
01:32:17,971 --> 01:32:20,473
‫دارم سعی می‌کنم درک کنم

1368
01:32:25,278 --> 01:32:28,014
‫شما دوتا چقدر حس بدی داشتین که

1369
01:32:29,983 --> 01:32:33,019
‫همچین کاری کردین.

1370
01:32:39,459 --> 01:32:43,296
‫می‌دونم سخته و اگه
‫برعکس این قضیه اتفاق میفتاد

1371
01:32:43,396 --> 01:32:46,166
‫الان ما جای شما نشسته بودیم.

1372
01:32:53,239 --> 01:32:57,110
‫من از دستت عصبانی‌ام، از دستِ تو و اون.

1373
01:32:57,210 --> 01:33:00,613
‫و از دستِ خودم!

1374
01:33:06,953 --> 01:33:09,189
‫دلم شکسته.

1375
01:33:14,727 --> 01:33:16,996
‫ناراحت نیستم که تو به هوش اومدی.

1376
01:33:20,567 --> 01:33:22,402
‫فقط کاش اونم به هوش میومد.

1377
01:33:30,945 --> 01:33:33,012
‫تقصیرِ تو نیست.

1378
01:33:50,830 --> 01:33:52,332
‫شارون، صبر کن.

1379
01:33:52,432 --> 01:33:56,703
‫چرا مجبورمون کردی این
‫کار رو بکنیم، تمام این مدت

1380
01:33:56,803 --> 01:34:00,975
‫این احساسات رو تجربه کنیم و با وجود
‫مشکلات مالی، این همه پول خرج کنیم؟

1381
01:34:01,074 --> 01:34:04,344
‫نه! فکر کردی من دلم نمی‌خواد
‫هربار مشکلی پیش اومد

1382
01:34:04,444 --> 01:34:08,448
‫غیبم بزنه یا داد و فریاد راه بندازم؟

1383
01:34:09,849 --> 01:34:11,451
‫دیگه خسته شدم.

1384
01:34:11,551 --> 01:34:14,487
‫خیلی سعی کردم این
‫خانواده رو کنار هم نگه دارم.

1385
01:34:16,623 --> 01:34:20,560
‫می‌خوام براش عزاداری کنم.

1386
01:34:21,962 --> 01:34:24,397
‫هنوز فرصتش نشده که این کار رو بکنم.

1387
01:34:34,407 --> 01:34:36,409
‫منصفانه نیست که قهرمان باشی

1388
01:34:36,509 --> 01:34:38,678
‫اونم وقتی که هیچ غلطی نکردی.

1389
01:34:43,416 --> 01:34:44,952
‫بابا، بیا سوار ماشین شو.

1390
01:35:38,973 --> 01:35:40,340
‫- دو نفر؟
‫- تامی گرانت.

1391
01:35:40,440 --> 01:35:42,775
‫تامی، تامی، اینجایی. پیدات کردم.

1392
01:35:42,876 --> 01:35:45,445
‫بفرمایید، خوبه.
‫باید تا آخرش بمونی.

1393
01:35:45,545 --> 01:35:48,114
‫- باشه.
‫- تا آخرش، باشه؟

1394
01:35:48,214 --> 01:35:50,450
‫اینا کی هستن؟

1395
01:35:50,550 --> 01:35:52,987
‫بچه‌های کلاسِ ادبیاتِ خانم نولان

1396
01:35:53,087 --> 01:35:56,023
‫بهش گفتم هر کی اومد بهش نمره اضافه بده.

1397
01:36:03,229 --> 01:36:07,367
‫حالت چطوره؟ چه گل‌های قشنگی.

1398
01:36:07,467 --> 01:36:09,335
‫- برای دیزی گرفتم.
‫- چه قشنگ.

1399
01:36:09,435 --> 01:36:11,471
‫واسه شام کجا رفتین؟

1400
01:36:13,606 --> 01:36:15,775
‫یا خدا.

1401
01:36:15,876 --> 01:36:17,610
‫- خیلی‌خب!
‫- وای!

1402
01:36:17,710 --> 01:36:22,649
‫خب اینم از پایانِ کار، همه
‫می‌دونین باید چیکار کنین

1403
01:36:22,749 --> 01:36:25,718
‫پس دیگه حرف‌هام رو تکرار نمی‌کنم.

1404
01:36:25,818 --> 01:36:30,189
‫با صدای بلند، جوری که کل سالن بشنون
‫و اگه مشکلی پیش اومد...

1405
01:36:30,289 --> 01:36:33,292
‫- که میاد!
‫- به هم کمک کنین.

1406
01:36:34,494 --> 01:36:36,763
‫خیلی‌خب.

1407
01:36:36,863 --> 01:36:39,399
‫یالا. یالا.

1408
01:36:40,901 --> 01:36:43,003
‫شعارمون چیه؟

1409
01:36:43,103 --> 01:36:45,571
‫گند نزنین!

1410
01:36:45,672 --> 01:36:47,840
‫- گند نزنین!
‫- گند نزنین!

1411
01:36:55,248 --> 01:36:58,317
‫- موفق باشی، عزیزم.
‫- نباید بگی موفق باشی.

1412
01:37:03,389 --> 01:37:05,525
‫باید بگی «پات نشکنه»
‫(اصطلاحی برای آرزوی موفقیت در تئاتر)

1413
01:37:07,928 --> 01:37:09,762
‫پات نشکنه.

1414
01:37:24,510 --> 01:37:27,147
‫هیـس!

1415
01:37:40,526 --> 01:37:44,764
دو خاندانی که هردو
‫از لحاظ شأن و مقام هم‌تراز بودند،

1416
01:37:44,864 --> 01:37:47,968
‫در شهر ورونا
‫که نمایش ما در آن برگزار می‌شود،

1417
01:37:48,068 --> 01:37:50,436
‫کینه‌های خود را به فتنه‌های تازه‌ای کشانده،

1418
01:37:50,536 --> 01:37:54,307
‫و خونی که در آن به زمین می‌ریزد،

1419
01:37:54,407 --> 01:37:57,343
‫دستانِ پاکی را آلوده می‌سازد.

1420
01:37:57,443 --> 01:38:01,814
‫سرنوشت این بود که نطفۀ دو عاشق،
‫که سرنوشت‌شان بر ستارگان حک شده بود،

1421
01:38:01,915 --> 01:38:05,318
 ‫در این دو خاندان کینه‌توز بسته شود،
‫وقایع ناگوار و رقت‌انگیزی رخ داده، ‫

1422
01:38:05,418 --> 01:38:08,755
‫و به مرگ آنها منتهی گردیده، و
‫به مجادلۀ پدرانشان پایان بخشد.

1423
01:38:10,389 --> 01:38:13,160
‫گاز گرفتن شست برای ماست، آقا؟

1424
01:38:13,259 --> 01:38:15,095
‫بله، آقا.

1425
01:38:15,195 --> 01:38:17,296
‫گاز گرفتن شست برای ماست، آقا؟

1426
01:38:17,396 --> 01:38:18,899
‫آقا، قصد دعوا دارید؟

1427
01:38:18,999 --> 01:38:20,934
‫اگر مردی شمشیر بکش.

1428
01:38:21,034 --> 01:38:22,468
‫برو عقب، دیزی.

1429
01:38:27,740 --> 01:38:30,309
‫احمق‌ها جدا شوید.
‫شمشیرها را غلاف کنید.

1430
01:38:30,409 --> 01:38:32,880
‫نمی‌دانید چه می‌کنید!

1431
01:38:32,980 --> 01:38:34,982
‫رومئو کجاست؟

1432
01:38:35,082 --> 01:38:36,816
‫امروز او را دیدی؟

1433
01:38:37,750 --> 01:38:40,353
‫سخت‌ترین قسمتش وقتیه که
‫بخوای جملۀ اول رو بگی، درسته؟

1434
01:38:40,453 --> 01:38:42,089
‫بعدش دیگه راحت میشه.

1435
01:38:46,592 --> 01:38:50,264
‫- صبح بخیر، پسرعمو.
‫- آیا هنوز اوایل روز است؟

1436
01:38:50,363 --> 01:38:53,499
‫- تازه زنگ ساعتِ نه خورده.
‫- عجب،

1437
01:38:53,599 --> 01:38:55,301
‫ساعات اندوه‌بار چه دیر می‌گذرد.

1438
01:38:55,401 --> 01:38:58,038
‫ووهوو، دنی!

1439
01:39:27,533 --> 01:39:30,204
‫اگر با این دست ناقابل...

1440
01:39:30,304 --> 01:39:33,439
‫به این معبد مقدس بی‌حرمتی کنم،
‫گناهی بخشودنی مرتکب شده‌ام.

1441
01:39:33,539 --> 01:39:35,175
‫لبانم چون دو زائر شرمسار،

1442
01:39:35,275 --> 01:39:39,579
‫حاضرند آن رفتار خشن را
‫با بوسه‌ای نرم جبران کنند.

1443
01:40:03,769 --> 01:40:05,805
‫رومئو.

1444
01:40:05,906 --> 01:40:10,077
‫آه، رومئو

1445
01:40:10,177 --> 01:40:12,478
‫از چه رو نامت رومئوست؟

1446
01:40:13,579 --> 01:40:17,150
‫باید ساکت بود. چه تلالویی
‫از آن پنجره هویدا می‌شود.

1447
01:40:18,451 --> 01:40:22,089
‫آن‌جا مشرق است و ژولیت
‫چون خورشید جلوه می‌کند.

1448
01:40:32,232 --> 01:40:33,599
‫من بیش از حد جسورم.

1449
01:40:35,401 --> 01:40:37,170
‫دن، خوبی داداش؟

1450
01:40:38,939 --> 01:40:40,573
‫خوبم.

1451
01:40:43,676 --> 01:40:46,646
‫صدای تشویق رو شنیدی؟ عاشقِ اون صدام.

1452
01:40:46,746 --> 01:40:48,481
‫وای دن، ترکوندی.

1453
01:40:48,581 --> 01:40:50,516
‫تو هم با اون شمشیربازی ترکوندی.

1454
01:40:52,052 --> 01:40:53,954
‫- خیلی‌خب، فقط نفس نکش.
‫- نمی‌کشم.

1455
01:40:54,054 --> 01:40:55,655
‫دیر می‌رسم سر صحنه‌م. یالا.

1456
01:40:55,755 --> 01:40:57,391
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم. تقریباً آخراشه.

1457
01:40:57,490 --> 01:40:58,691
‫و جونا، کپیولتت.

1458
01:40:58,791 --> 01:41:00,193
‫چندتا دیالوگ رو بداهه گفتم، متوجه شدی؟

1459
01:41:00,294 --> 01:41:01,694
‫- بله.
‫- خیلی‌خب، خوبه.

1460
01:41:01,794 --> 01:41:03,230
‫- خوبه. بریم. بریم.
‫- خیلی‌خب. برو، برو، برو.

1461
01:41:03,330 --> 01:41:05,765
‫یالا.

1462
01:41:48,541 --> 01:41:51,144
‫- عاشقِ اجرات شدم.
‫- مرسی.

1463
01:41:51,244 --> 01:41:53,113
‫از برادوی بهتر بود.

1464
01:41:54,814 --> 01:41:58,851
‫آقایان، روز خوش، با یکی از شما حرف دارم.

1465
01:41:58,952 --> 01:42:02,155
‫پس چیزی به آن اضافه کن و
‫آن را یک حرف و یک ضربه کن.

1466
01:42:02,255 --> 01:42:04,857
‫این هم کمانِ ساز من است.

1467
01:42:06,525 --> 01:42:10,097
‫رومئو، تو پست فطرتی.

1468
01:42:10,998 --> 01:42:13,833
‫ولی جداً اظهار می‌کنم که
‫هرگز به تو آزاری نرسانده‌ام

1469
01:42:13,934 --> 01:42:16,003
‫بلکه بیش از آنچه بتوانی
‫تصور کنی تو را دوست دارم.

1470
01:42:16,103 --> 01:42:19,239
‫این چه خونسردیِ ناشرافتمندانه
‫و اطاعت شرم‌آوری‌ست.

1471
01:42:21,008 --> 01:42:24,478
‫مرکوتیوی عزیز، شمشیرت را غلاف کن.

1472
01:42:24,577 --> 01:42:27,080
‫آه!

1473
01:42:34,587 --> 01:42:36,555
‫من مجروح شدم.

1474
01:42:39,625 --> 01:42:41,794
‫جرئت داشته باش، رفیق.

1475
01:42:41,895 --> 01:42:44,264
‫جراحت تو خطرناک نیست.

1476
01:42:47,934 --> 01:42:52,906
‫لعنت به هر دو خاندان شما باد.

1477
01:43:14,094 --> 01:43:18,065
‫من آلت تمسخر سرنوشت شدم.

1478
01:43:25,372 --> 01:43:27,107
‫- خوبی؟
‫- آره، تو خوبی؟

1479
01:43:27,207 --> 01:43:29,809
‫بریم قال قضیه رو بِکَنیم.

1480
01:43:35,248 --> 01:43:39,785
‫صبر کن دخترم، روزنۀ امیدی می‌بینم.

1481
01:43:52,499 --> 01:43:54,935
‫یالا دن.

1482
01:44:12,085 --> 01:44:13,819
‫ای عشقِ من.

1483
01:44:36,642 --> 01:44:40,380
‫مرگی که شهدِ نفس تو را

1484
01:44:40,480 --> 01:44:43,950
‫ مکیده است...

1485
01:44:45,886 --> 01:44:48,922
‫هرگز قدرتی نداشته که زیبایی تو را زایل کند.

1486
01:44:53,293 --> 01:44:56,062
از چه هنوز بدین مایه زیبایی؟

1487
01:45:11,578 --> 01:45:16,950
‫همین‌جا نزد تو می‌مانم

1488
01:45:17,050 --> 01:45:21,888
‫و آن را آرامگاه ابدی خود قرار می‌دهم.

1489
01:45:27,826 --> 01:45:31,398
‫ای چشمان من، از آخرین نگاه خود بهره برید.

1490
01:45:35,435 --> 01:45:38,104
‫ای بازوان، آخرین وداع را به جای آورید.

1491
01:45:46,913 --> 01:45:51,117
‫و ای لبان که دروازه‌های تنفس هستید

1492
01:45:52,718 --> 01:45:54,888
‫با بوسه‌های پاک، مهر خود را به
‫سودای بی‌موعدی مرگ بگذارید.

1493
01:46:27,587 --> 01:46:29,522
‫این را به سلامتی عشقِ خود می‌نوشم.

1494
01:46:57,517 --> 01:46:58,918
‫رومئو.

1495
01:47:02,355 --> 01:47:03,789
‫این چیست؟

1496
01:47:06,393 --> 01:47:10,297
‫پس زهر موجبِ این مرگِ نابهنگام شده است.

1497
01:47:10,397 --> 01:47:14,367
‫تمامِ آن را نوشیده‌ای و یک قطره به جا
‫نگذاشته‌ای که مرا بعد از تو یاری کند.

1498
01:47:19,706 --> 01:47:23,543
‫ای خنجر مهربان

1499
01:47:23,643 --> 01:47:26,780
‫این هم غلاف توست.

1500
01:47:26,880 --> 01:47:30,116
‫همان‌جا بمان و بگذار بمیرم.

1501
01:47:53,106 --> 01:47:56,976
‫امروز صبح آرامشِ حزن‌انگیزی
‫همه‌جا فرمانروایی می‌کند.

1502
01:47:57,077 --> 01:48:00,914
‫خورشید از شدت اندوه
‫سر خود را بیرون نمی‌آورد.

1503
01:48:02,916 --> 01:48:06,353
‫برخی از شما مورد عفو قرار
‫گرفته و بعضی دیگر تنبیه خواهید شد

1504
01:48:08,822 --> 01:48:11,624
‫زیرا هرگز داستانِ مصیبت‌باری

1505
01:48:13,460 --> 01:48:16,463
‫چون سرگذشت رومئو

1506
01:48:16,563 --> 01:48:18,231
‫و ژولیت شنیده نشده است.

1507
01:49:07,981 --> 01:49:09,649
‫- سلام.
‫- واقعاً عالی بود.

1508
01:49:09,749 --> 01:49:12,552
‫مرسی.

1509
01:49:12,652 --> 01:49:14,988
‫دن، عالی بود.

1510
01:49:15,955 --> 01:49:19,192
‫پشمام دادا، اشکم رو در آوردی.

1511
01:49:23,329 --> 01:49:25,131
‫تبریک میگم.

1512
01:49:37,544 --> 01:49:39,914
‫مامان.

1513
01:49:40,013 --> 01:49:42,816
‫- فوق‌العاده بودی.
‫- جدی؟

1514
01:49:45,718 --> 01:49:47,587
‫دیگه نقش‌هایی بازی نکن که بمیری!

1515
01:50:17,952 --> 01:50:20,019
‫اصلاً خسته نیستم.

1516
01:50:20,119 --> 01:50:22,355
‫خداحافظ رفقا. خداحافظ.

1517
01:50:28,695 --> 01:50:30,029
‫دن.

1518
01:50:38,738 --> 01:50:41,374
‫دفعۀ بعد یه نمایش کمدی اجرا می‌کنیم.

1519
01:50:41,398 --> 01:50:58,398
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1520
01:50:58,422 --> 01:51:02,422
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

1521
01:51:03,096 --> 01:51:06,299
‫بچه‌ها بیدار شین، رسیدیم خونه.

1522
01:51:07,902 --> 01:51:09,702
‫یالا.

1523
01:51:09,802 --> 01:51:10,837
‫یالا. یالا. یالا.

1524
01:51:12,940 --> 01:51:14,541
‫بابا.

