﻿1
00:00:05,092 --> 00:00:10,053
روحت بدجوری با آدم می‌مونه... نوستالژی

2
00:00:10,227 --> 00:00:11,881
‫در برنامه بنی انگر می‌بینین...

3
00:00:12,055 --> 00:00:14,057
پس از ممنوعیت فعالیت‌های پارتیزانی
به وسیله قانون کین

4
00:00:14,231 --> 00:00:16,973
جنایات و مکافات در آمریکا به‌بار اومده

5
00:00:17,147 --> 00:00:19,671
‫ولی اول باید از شهروندان عادی بپرسیم

6
00:00:19,845 --> 00:00:24,502
‫جامعه ما الان بدون این به
‫اصطلاح ابرقهرمان‌ها امنتر شده؟

7
00:00:24,676 --> 00:00:26,374
‫دلم برای نقابدارها تنگ نمیشه

8
00:00:26,548 --> 00:00:29,029
‫بیشتر از اونکه ارزش داشته باشن
‫دردسر درست می‌کردن

9
00:00:29,203 --> 00:00:31,118
‫تنها ابرقهرمان‌های خوب مینت‌من‌ها
‫در دهه ۴۰ بودن

10
00:00:31,292 --> 00:00:33,337
‫اون یارو آبی، منهتن، منو می‌ترسونه...

11
00:00:33,511 --> 00:00:36,253
‫ولی شوروی رو هم می‌ترسونه،
‫پس شکایتی ندارم

12
00:00:36,427 --> 00:00:39,213
‫آمریکا هیچوقت با
‫ابرقهرمان‌ها اخت نشده

13
00:00:39,387 --> 00:00:42,781
‫با ابرقهرمان‌ها اخت نشده، اخت نشده

14
00:00:42,805 --> 00:00:52,805
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

15
00:00:52,829 --> 00:01:02,829
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

16
00:01:02,853 --> 00:01:12,853
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

17
00:02:18,787 --> 00:02:21,787
‫[نگهبانان]

18
00:02:21,788 --> 00:02:26,788
‫[قسمت اول]

19
00:02:27,712 --> 00:02:28,757
‫دفترچه رورشاک

20
00:02:28,931 --> 00:02:30,889
‫۱۲م اکتبر ۱۹۸۵

21
00:02:31,063 --> 00:02:32,935
‫لاشه سگ امروز توی کوچه پیدا شد...

22
00:02:33,109 --> 00:02:35,198
‫رد لاستیک روی شکم ترکیده‌ش دیده میشه

23
00:02:35,372 --> 00:02:39,420
‫این شهر از من می‌ترسه
‫چهره واقعی‌شو دیدم

24
00:02:42,510 --> 00:02:44,338
‫خیابون‌ها دیگه با فاضلاب فرقی ندارن...

25
00:02:44,512 --> 00:02:46,340
‫و فاضلاب پر شده از خون...

26
00:02:46,514 --> 00:02:49,038
‫و وقتی بالاخره تمام چاه‌ها پر از خون
‫خشک شده بشه...

27
00:02:49,212 --> 00:02:50,561
‫تمام موجودات موذی غرق میشن

28
00:02:50,735 --> 00:02:51,910
‫هی! مگه کوری؟

29
00:02:52,084 --> 00:02:53,825
‫داری از وسط خون رد میشی!

30
00:02:53,999 --> 00:02:55,436
‫تمام کثافت انباشته شده
‫سکس و قتل‌شون...

31
00:02:55,610 --> 00:02:58,047
‫تا کمرشون میاد بالا...

32
00:02:58,221 --> 00:03:01,181
‫و تمام فاحشه‌ها و سیاستمدارها
‫بالا رو نگاه می‌کنن و داد می‌زنن...

33
00:03:01,355 --> 00:03:02,747
‫ما رو نجات بدین!

34
00:03:02,921 --> 00:03:06,055
‫و من پایین رو نگاه می‌کنم و
‫زیر لب میگم، نه

35
00:03:06,229 --> 00:03:08,057
‫حق انتخاب داشتن

36
00:03:08,231 --> 00:03:10,059
‫می‌تونستن جا پای آدم‌های خوب بذارن

37
00:03:10,233 --> 00:03:13,715
‫مردان نجیب که به کار کردن
‫و دراوردن پول درست باور داشتن

38
00:03:13,889 --> 00:03:17,762
‫به جاش به دنبال خرده ریزه‌های
‫آدم‌های هرزه و کمونیست‌ها به راه افتادن

39
00:03:17,936 --> 00:03:20,461
‫حالا تمام دنیا در آستانه
‫فروپاشی قرار داره...

40
00:03:20,635 --> 00:03:22,985
‫به جهنم کوفتی زل زده...

41
00:03:23,159 --> 00:03:25,944
‫تمام اون آدم‌های متفکر و چرب‌زبون...

42
00:03:26,118 --> 00:03:29,339
‫یهو ساکت شدن و هیچکس
‫چیزی به ذهنش نمی‌رسه که بگه

43
00:03:29,513 --> 00:03:32,864
‫چه سقوطی داشته

44
00:03:33,038 --> 00:03:35,432
‫به نظرت اینجا چه اتفاقی افتاده؟

45
00:03:35,606 --> 00:03:37,608
‫زنجیر در از داخل بسته بوده

46
00:03:37,782 --> 00:03:40,089
‫شکستنش نیاز به دو نفر داره

47
00:03:40,263 --> 00:03:42,483
‫یا یه نفر که مواد حسابی مصرف کرده

48
00:03:43,658 --> 00:03:45,616
‫جسد رو دیدم

49
00:03:45,790 --> 00:03:49,229
‫این یارو بلیک به نظر اینقدر
‫گنده می‌اومد که از خودش محافظت کنه

50
00:03:49,403 --> 00:03:51,187
‫به اندازه یه وزنه‌بردار عضله داشت

51
00:03:51,361 --> 00:03:54,234
‫باید یه جوری مقاومت می‌کرد

52
00:03:54,408 --> 00:03:58,629
‫شاید دو نفر از نات تاپس بودن
‫که تونستن حریفش بشن

53
00:04:02,372 --> 00:04:07,290
‫گزارش پیش‌زمینه‌ای می‌گفت که سالها در
‫خارج از کشور کار دپیلماتیک می‌کرده...

54
00:04:07,464 --> 00:04:09,945
‫کلی چیزهای شیک و گرون
‫توی زندگیش داره

55
00:04:10,119 --> 00:04:12,730
‫شاید فقط نازک نارنجی شده

56
00:04:17,300 --> 00:04:19,389
‫توی این عکس که اصلا
‫نازک نارنجی به نظر نمیاد

57
00:04:19,563 --> 00:04:21,522
‫موندم که چطوری این زخم رو برداشته

58
00:04:21,696 --> 00:04:24,264
‫اینجا داره با
‫معاون رییس‌جمهور، فورد دست میده

59
00:04:24,438 --> 00:04:26,222
‫فکر کنم بتونیم به عنوان یه
‫مظنون اسمش رو خط بزنیم

60
00:04:26,396 --> 00:04:27,919
‫چه بامزه

61
00:04:28,093 --> 00:04:30,922
‫جالب می‌شد اگه سرنخ بهتری
‫برای پیگیری داشتیم

62
00:04:31,923 --> 00:04:33,490
‫آخه این چه کاری؟

63
00:04:33,664 --> 00:04:35,144
‫پول کمی دزدیده شده...

64
00:04:35,318 --> 00:04:37,668
‫ولی امکان نداره به قصد
‫دزدی اومده باشن اینجا

65
00:04:40,018 --> 00:04:42,717
‫یکی واقعا خواسته حساب
‫این یارو رو برسه

66
00:04:42,891 --> 00:04:44,414
‫وگرنه چطوری از پنجره پرت شده بیرون؟

67
00:04:45,807 --> 00:04:47,678
‫شاید پاش سر خورده و رفته توی شیشه

68
00:04:52,117 --> 00:04:53,597
‫اون شیشه خیلی محکمه، پسر

69
00:04:53,771 --> 00:04:55,120
‫حتما باید به سمتش پرت بشی تا بشکنه

70
00:04:59,211 --> 00:05:01,126
‫بریم طبقه همکف

71
00:05:07,481 --> 00:05:10,788
‫می‌دونی، ممکنه یه سرقت ساده بوده باشه

72
00:05:10,962 --> 00:05:13,225
‫در شهری به این بزرگی
‫اتفاقات عجیبی می‌افته

73
00:05:13,400 --> 00:05:16,054
‫همه‌شون نیازی به انگیزه ندارن

74
00:05:16,228 --> 00:05:17,621
‫پس داری میگی...

75
00:05:17,795 --> 00:05:21,016
‫بیا سر این یکی زیادی گرد و خاک به پا نکنیم

76
00:05:21,190 --> 00:05:24,585
‫همین کم مونده که چند تا
‫انتقام‌جوی نقابدار بیان وسط

77
00:05:24,759 --> 00:05:26,151
‫هی! دوباره شروع کردی!

78
00:05:26,326 --> 00:05:28,589
‫این جریان نقابدارها رو زیادی جدی می‌گیری

79
00:05:28,763 --> 00:05:30,982
‫از وقتی که قانون کین
‫در سال ۷۷ تصویب شد...

80
00:05:31,156 --> 00:05:34,334
‫فقط خل و چل‌های حقوق بگیر از دولت
‫فعالن. اونا هم دخالتی نمی‌کنن

81
00:05:34,508 --> 00:05:36,597
‫رورشاک هرگز بازنشسته نشد!

82
00:05:36,771 --> 00:05:39,251
‫حتی بعد از اینکه اون و رفقاش
‫آبروشونو از دستد ادن

83
00:05:39,426 --> 00:05:41,732
‫هنوزم یه جایی اون بیرونه

84
00:05:41,906 --> 00:05:43,821
‫- اینقدر دیوونه‌س که باورت نمیشه...
‫- [پایان نزدیک است]

85
00:05:43,995 --> 00:05:46,476
‫و به خاطر دو فقره قتل تحت تعقیبه

86
00:05:46,650 --> 00:05:49,174
‫یه قتل کوچیک و بی‌اهمیت داریم

87
00:05:49,349 --> 00:05:51,481
‫اگه پای رورشاک بیاد وسط...

88
00:05:51,655 --> 00:05:54,702
‫زیر جسد دفن میشیم

89
00:06:40,703 --> 00:06:45,703
‫[رستوران گونگا]

90
00:07:28,273 --> 00:07:29,187
‫ها

91
00:07:44,725 --> 00:07:45,769
‫اهوم

92
00:07:55,605 --> 00:07:57,215
‫خب توی سوپرمارکت بودم...

93
00:07:57,389 --> 00:07:59,304
‫و داشتم برای فانتوم پیر
‫غذای سگ می‌خریدم...

94
00:07:59,479 --> 00:08:01,742
‫خیابون رو دور زدم و یهو!

95
00:08:01,916 --> 00:08:04,527
‫به اسکریمینگ اسکال برخوردم

96
00:08:04,701 --> 00:08:06,050
‫اونو یادته؟

97
00:08:06,224 --> 00:08:08,444
‫یادمه که اسمش رو بردی...

98
00:08:08,618 --> 00:08:10,664
‫چندین باری انداختمش زندان

99
00:08:10,838 --> 00:08:12,883
‫اصلاح شد و به عیسی مسیح روی اورد

100
00:08:13,057 --> 00:08:14,363
‫ازدواج کرد و دو تا بچه داره

101
00:08:14,537 --> 00:08:16,800
‫آدرس‌مونو به هم دادیم. آدم خوبیه

102
00:08:19,977 --> 00:08:22,763
‫وای، هالیس، تقریبا نیمه‌شب شده.
‫باید برم

103
00:08:22,937 --> 00:08:25,113
‫حتما، دن، گذر زمان از دستم در رفت...

104
00:08:25,287 --> 00:08:27,158
‫همه‌ش از خاطرات قدیمی حرف زدم

105
00:08:27,332 --> 00:08:29,421
‫حتما حسابی حوصله‌ت سر رفته

106
00:08:29,596 --> 00:08:31,423
‫تو که خودت خوب می‌دونی

107
00:08:31,598 --> 00:08:33,904
‫همین دورهمی‌های شنبه شب که
‫آبجو می‌خوریم بهم انگیزه زندگی میده

108
00:08:36,603 --> 00:08:37,995
‫می‌دونی، خیلی حیف شد...

109
00:08:38,169 --> 00:08:40,694
‫که شما جوونها رو توی
‫سال ۷۷ نداشتیم

110
00:08:40,868 --> 00:08:43,218
‫تو نسبت به من نایت اُل خیلی بهتری می‌شدی

111
00:08:43,392 --> 00:08:46,874
‫هالیس، هر دو می‌دونیم که مزخرف میگی.
‫ولی به هر حال ممنونم

112
00:08:47,048 --> 00:08:48,963
‫هی، مراقب حرف زدنت باش!

113
00:08:49,137 --> 00:08:51,226
‫با این مشت چپ کاپیتان اکسیس
‫رو نقش بر زمین کردم، یادته؟

114
00:08:51,400 --> 00:08:55,056
‫شب خوش! یادت نره در رو
‫از تو قبل کنی و مراقب خودت باش

115
00:08:55,230 --> 00:08:57,145
‫تو هم، دنی. خدا حفظت کنه

116
00:09:01,584 --> 00:09:02,411
‫اوهوم

117
00:09:37,925 --> 00:09:39,448
‫کجا میرین خوک‌ها؟

118
00:09:39,622 --> 00:09:42,016
‫- مهمونی همینجاست!
‫- آره!

119
00:09:44,235 --> 00:09:46,629
‫بازم اون کیتی‌ها بهمون بده، درف!

120
00:09:46,803 --> 00:09:48,239
‫آره، به همین زودی اثرش
‫داره از بین میره، پسر

121
00:09:48,413 --> 00:09:51,199
‫هیچوقت نمی‌تونی به من برسی

122
00:09:54,158 --> 00:09:56,334
‫هی، بریم چند تا چیزو بشکنیم، ها!

123
00:09:58,598 --> 00:10:00,904
‫- می‌خوام به سیم آخر بزنم!
‫- آره!

124
00:10:01,078 --> 00:10:03,080
‫به رفقات زنگ بزن، درف!

125
00:10:03,254 --> 00:10:04,908
‫آتیشش کن!

126
00:10:04,909 --> 00:10:06,909
‫[روسیه به پیشروی آمریکا در]
‫[افغانستان اعتراض می‌کند]

127
00:10:41,728 --> 00:10:42,990
‫سلام، دنیل

128
00:10:43,164 --> 00:10:45,775
‫- رورشاک؟
‫- اینقدر منتظر موندم که گرسنه شدم

129
00:10:45,949 --> 00:10:47,255
‫از خودم با کمی لوبیا پذیرایی کردم

130
00:10:47,429 --> 00:10:48,517
‫امیدوارم ناراحت نشی

131
00:10:48,691 --> 00:10:52,913
‫نه، البته که ناراحت نمیشم

132
00:10:53,087 --> 00:10:54,175
‫می‌خوای برات گرم‌شون کنم؟

133
00:10:54,349 --> 00:10:56,438
‫نیازی نیست. همینطوری خوبه

134
00:10:58,005 --> 00:11:01,051
‫خب، خیلی وقته ندیدمت

135
00:11:01,225 --> 00:11:02,618
‫اوضاع چطور بوده؟

136
00:11:02,792 --> 00:11:05,534
‫تا حالا که بیرون زندان موندم.
‫یه نگاه به این بنداز

137
00:11:08,145 --> 00:11:11,627
‫این لکه آب لوبیاست یا...

138
00:11:11,801 --> 00:11:13,803
‫آره آب لوبیای انسانیه

139
00:11:13,977 --> 00:11:15,675
‫این نشون مال یه کمدین بوده

140
00:11:15,849 --> 00:11:17,633
‫خون هم همینطور. طرف مُرده

141
00:11:17,807 --> 00:11:19,504
‫صبر کن. کمدین؟

142
00:11:19,679 --> 00:11:21,550
‫روی یه جنایت معمولی تحقیق می‌کرد

143
00:11:21,724 --> 00:11:23,639
‫اسم قربانی ادوارد بلیک بود

144
00:11:23,813 --> 00:11:25,989
‫لباس مبدل رو توی کمد بلیک پیدا کردم

145
00:11:26,163 --> 00:11:27,774
‫انگار اون کمدین بوده

146
00:11:27,948 --> 00:11:30,037
‫یکی از پنجره پرتش کرده بیرون

147
00:11:32,648 --> 00:11:36,043
‫شاید بهتر باشه توی کارگاه‌م
‫در موردش حرف بزنیم

148
00:11:37,131 --> 00:11:38,785
‫همین پله‌ها رو بیا پایین

149
00:11:38,959 --> 00:11:41,222
‫مدتی میشه که این پایین نیومدی

150
00:11:41,396 --> 00:11:44,312
‫تو هم نیومدی. کلی گرد و خاک داره

151
00:11:53,451 --> 00:11:54,714
‫اوه!

152
00:11:54,888 --> 00:11:58,065
‫گوش کن، در مورد کمدین...

153
00:11:58,239 --> 00:12:00,937
‫ممکنه یه سرقت معمولی یا
‫همچین چیزی بوده باشه؟

154
00:12:01,111 --> 00:12:03,331
‫شاید قاتل نمی‌دونسته
‫بلیک کی بوده

155
00:12:03,505 --> 00:12:06,247
‫یه سرقت معمولی؟
‫که کمدین رو بکشه؟

156
00:12:06,421 --> 00:12:07,596
‫مسخره‌س

157
00:12:09,511 --> 00:12:13,863
‫خب، شنیدم از سال ۷۷ برای
‫دولت کار می‌کرده...

158
00:12:14,037 --> 00:12:17,606
‫جمهوری‌خواهان مارکسیست
‫رو توی آمریکای جنوبی کله پا می‌کرده

159
00:12:17,780 --> 00:12:20,304
‫- شاید یه قتل سیاسی بوده
‫- شاید

160
00:12:20,478 --> 00:12:24,047
‫یا شاید یکی داره قهرمان‌های
‫لباس‌دار رو از بین می‌بره

161
00:12:24,221 --> 00:12:26,746
‫فکر نمی‌کنی این حرف یه کم توهم‌آمیز باشه؟

162
00:12:26,920 --> 00:12:29,618
‫الان در موردم اینو میگن؟
‫که متوهم هستم؟

163
00:12:29,792 --> 00:12:32,142
‫کمدین ۴۰ سال فعال بود

164
00:12:32,316 --> 00:12:34,231
‫آدم توی این مدت کلی
‫دشمن برای خودش می‌سازه

165
00:12:34,405 --> 00:12:36,581
‫دوستت هالیس میسون
‫حالش چطوره؟

166
00:12:36,756 --> 00:12:38,801
‫هالیس؟ اون چه ربطی...

167
00:12:38,975 --> 00:12:40,847
‫وقتی بلیک ۱۶ سالش بود
‫هر دو عضو مینت‌من‌ها بودن...

168
00:12:41,021 --> 00:12:43,110
‫و هالیس اولین نایت اُل بود

169
00:12:43,284 --> 00:12:46,243
‫هالیس توی کتابی که نوشت حرفهای
‫بدی در مورد کمدین گفت

170
00:12:46,417 --> 00:12:47,810
‫از چیزی که می‌خوای بگی خوشم نمیاد

171
00:12:47,984 --> 00:12:50,030
‫هالیس یه پیرمرده و دوست منه

172
00:12:50,204 --> 00:12:52,032
‫اگه به فکر اینی که بری
‫اونجا و بترسونیش...

173
00:12:52,206 --> 00:12:55,252
‫هیچ منظوری ندارم، فقط دارم مشاهده می‌کنم

174
00:12:55,426 --> 00:12:56,906
‫فقط خواستم بهت خبر بدم...

175
00:12:57,080 --> 00:12:59,213
‫در صورتی که یکی دنبال نقابدارها افتاده باشه

176
00:13:11,442 --> 00:13:12,748
‫بهتره دیگه الان برم

177
00:13:12,922 --> 00:13:14,881
‫کلی کار دارم

178
00:13:15,055 --> 00:13:16,578
‫از این تونل به یه انباری
‫دو خیابون اونطرفتر میرسی...

179
00:13:16,752 --> 00:13:18,319
‫یادمه

180
00:13:18,493 --> 00:13:21,409
‫وقتی شریک بودیم عادت داشتم زیاد بیام اینجا

181
00:13:21,583 --> 00:13:24,020
‫دوران خیلی خوب بود، رورشاک

182
00:13:24,194 --> 00:13:25,935
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- تو کنار کشیدی

183
00:13:44,171 --> 00:13:48,740
‫پلیس می‌خوایم!
‫دیگه قهرمان لباس‌دار نمی‌خوایم!

184
00:13:48,915 --> 00:13:52,396
‫گوش کنین، عوضی‌های کثافت!
‫بهتره برگردین توی سوراخ موش‌هاتون!

185
00:13:52,570 --> 00:13:55,399
‫گاز اشک‌آور دارم و گلوله پلاستیکی...

186
00:13:55,573 --> 00:13:57,793
‫- نیازی به این کارها نیست!
‫- برو گمشو، اُل!

187
00:13:57,967 --> 00:14:00,143
‫الان دارن در مورد اعتصاب
‫پلیس مذاکره می‌کنن!

188
00:14:00,317 --> 00:14:01,928
‫شما پارتیزان‌ها باید برید زندان!

189
00:14:02,102 --> 00:14:04,321
‫پسرم یه افسر پلیسه، عوضی‌ها!

190
00:14:04,495 --> 00:14:05,670
‫اسم خودتو میذاری کمدین؟

191
00:14:05,845 --> 00:14:08,238
‫بیشتر شبیه خوک و متجاوزی!

192
00:14:08,412 --> 00:14:09,500
‫باشه، دیگه کافیه!

193
00:14:11,285 --> 00:14:13,635
‫خدای من، بهش شلیک کرد!

194
00:14:13,809 --> 00:14:17,595
‫خدایا، ببین، متاسفم
‫برامون هیچ چاره‌ای نذاشتی

195
00:14:17,769 --> 00:14:21,034
‫این ماده خطرناکه.
‫لطفا خیابون‌ها رو ترک کنین!

196
00:14:21,208 --> 00:14:22,078
‫نگاشون کن!

197
00:14:23,384 --> 00:14:25,299
‫بدویین، بازنده‌ها!

198
00:14:25,473 --> 00:14:26,822
‫یه کابوسه!

199
00:14:26,996 --> 00:14:28,389
‫تمام کشور همینطوری به حالت فوران رسیده

200
00:14:28,563 --> 00:14:30,521
‫تا کی می‌تونیم همینطوری ادامه بدیم؟

201
00:14:30,695 --> 00:14:34,569
‫رابطانم میگه که لایحه سناتور کین
‫قراره کار همه‌مونو تعطیل کنه

202
00:14:34,743 --> 00:14:38,138
‫تا اون موقع، تنها محافظ جامعه ماییم

203
00:14:39,574 --> 00:14:41,010
‫محافظ؟ در برابر کی؟

204
00:14:41,184 --> 00:14:43,621
‫در برابر خودشون

205
00:14:43,795 --> 00:14:47,582
‫چی، پس سر رویای آمریکایی چی اومد؟

206
00:14:47,756 --> 00:14:51,107
‫به حقیقت رسید.
‫داری بهش نگاه می‌کنی

207
00:14:51,281 --> 00:14:54,589
‫حالا بیا بریم واقعا تغییر حسابی
‫رو به این مسخره‌ها نشون بدیم

208
00:15:14,348 --> 00:15:18,918
‫دفترچه خاطرات رورشاک.
‫سیزدهم اکتبر ۱۹۸۵

209
00:15:19,092 --> 00:15:24,140
‫تمام روز خوابیدم. خانم صاحبخونه بیدارم کرد
‫و از بوی گند شکایت داشت

210
00:15:24,314 --> 00:15:27,796
‫از پنج مرد مختلف پنج تا بچه داره

211
00:15:27,970 --> 00:15:29,929
‫مطمئنم که سر اداره رفاه اجتماعی
‫رو کلاه میذاره

212
00:15:35,673 --> 00:15:37,458
‫به زودی هوا تاریک میشه

213
00:15:41,897 --> 00:15:45,248
‫جمعه شب، یه کمدین در
‫نیویورک مُرد

214
00:15:45,422 --> 00:15:49,774
‫یکی می‌دونه چرا. یکی می‌دونه

215
00:15:49,949 --> 00:15:51,820
‫برو گم شو، چندش!

216
00:15:51,994 --> 00:15:53,953
‫به گمونم باید تمرینم رو انجام بدم

217
00:15:55,954 --> 00:15:57,954
‫[میخونه هپی هری]

218
00:16:07,053 --> 00:16:10,230
‫رورشاک!
‫حالت چطوره، رفیق؟

219
00:16:10,404 --> 00:16:12,493
‫خوبم، هپی هری. خودت چطوری؟

220
00:16:12,667 --> 00:16:16,976
‫خوبم! خوبم! فقط خوبم و...

221
00:16:18,542 --> 00:16:22,111
‫وای خدایا، لطفا کسی رو نکش

222
00:16:22,285 --> 00:16:24,722
‫طرف جمعه شب روی پیاده‌رو له شده

223
00:16:24,896 --> 00:16:26,855
‫بعید می‌دونم وقتی
‫این اتفاق افتاد تنها بوده باشه

224
00:16:27,029 --> 00:16:30,337
‫اسمش ادوارد بلیک بود.
‫از دوستانم بود

225
00:16:30,511 --> 00:16:31,773
‫شنیدی؟

226
00:16:32,600 --> 00:16:33,731
‫دوست هم داره

227
00:16:33,905 --> 00:16:35,429
‫حتما خوشبوکننده‌شو عوض کرده!

228
00:16:42,958 --> 00:16:45,047
‫منظوری نداشتم...

229
00:16:46,831 --> 00:16:49,704
‫الان انگشت کوچیک این
‫آقای محترم رو شکستم

230
00:16:49,878 --> 00:16:51,227
‫کی ادوارد بلیک رو کشته؟

231
00:16:53,882 --> 00:16:56,493
‫کی

232
00:16:57,842 --> 00:16:59,366
‫کی ادوارد بلیک رو کشته؟

233
00:16:59,540 --> 00:17:01,368
‫- کی ادوارد بلیک رو کشته؟
‫- نمی‌دونیم

234
00:17:01,542 --> 00:17:05,111
‫لطفا، خدایا، دست از سرش بردار!
‫ما چیزی نمی‌دونیم!

235
00:17:06,677 --> 00:17:09,071
‫نه، نه، نه، نه!

236
00:17:12,074 --> 00:17:16,252
‫هیچکس چیزی نمی‌دونست.
‫یه ذره افسرده شدم

237
00:17:16,426 --> 00:17:21,388
‫سوسک‌های انسانی رو ول کردم تا در مورد
‫هرویین و پورنوگرافی بچه‌هاشون حرف بزنن

238
00:17:21,562 --> 00:17:25,174
‫با آدمی که کلاس بهتری داره کار دارم

239
00:17:25,175 --> 00:17:26,175
‫[وایت]

240
00:17:26,436 --> 00:17:29,874
‫کمدین مُرده؟ چرا؟

241
00:17:30,049 --> 00:17:34,357
‫مثلا باهوش‌ترین مرد دنیایی، وایت.
‫تو بهم بگو

242
00:17:34,531 --> 00:17:36,881
‫هیچوقت ادعا نکردم آدم خاصی هستم، رورشاک

243
00:17:37,056 --> 00:17:41,408
‫فقط افراد بیش از اندازه مشتاق
‫در بخش روابط عمومی دارم

244
00:17:41,582 --> 00:17:43,236
‫شاید یه قتل سیاسی بوده

245
00:17:43,410 --> 00:17:45,760
‫- شاید شوروی...
‫- درایبرگ هم همینو گفت

246
00:17:45,934 --> 00:17:47,544
‫آمریکا دکتر منهتن رو داره

247
00:17:47,718 --> 00:17:50,373
‫شوروی هرگز جرات نمی‌کنه
‫با ما دشمنی کنه

248
00:17:50,547 --> 00:17:53,159
‫فکر کنم یکی داره نقابدارها رو می‌کشه

249
00:17:53,333 --> 00:17:55,465
‫کمدین دشمنان سیاسی زیادی داشت...

250
00:17:55,639 --> 00:17:57,554
‫حتی اگه روسها رو بذاریم کنار

251
00:17:57,728 --> 00:17:59,426
‫طرف واقعا یه نازی تمام عیار بود

252
00:17:59,600 --> 00:18:02,211
‫پای کشورش ایستاد.
‫هرگز نذاشت کسی بازنشسته‌ش کنه

253
00:18:02,385 --> 00:18:04,387
‫هیچوقت شهرتش رو به پول نفروخت

254
00:18:04,561 --> 00:18:07,695
‫هرگز شرکتی رو درست نکرد
‫که بیاد پوستر و کتاب رژیمی...

255
00:18:07,869 --> 00:18:09,349
‫و از خودش سرباز اسباب‌بازی
‫بسازه و بفروشه

256
00:18:09,523 --> 00:18:12,178
‫هیچوقت یه فاحشه نشد

257
00:18:12,352 --> 00:18:16,095
‫اگه این باعث میشه یه نازی بشه،
‫پس به منم بگو نازی

258
00:18:17,357 --> 00:18:18,140
‫رورشاک...

259
00:18:19,576 --> 00:18:21,578
‫می‌دونم هرگز دوست نبودیم...

260
00:18:21,752 --> 00:18:24,146
‫ولی بازم داری بی‌انصافی می‌کنی

261
00:18:24,320 --> 00:18:26,192
‫هیچکس بازنشسته‌م نکرد

262
00:18:26,366 --> 00:18:28,716
‫انتخاب کردم دست از ماجراجویی بردارم
‫و مردمی بشم...

263
00:18:28,890 --> 00:18:31,719
‫دو سال قبل از اینکه اعتصاب پلیس باعث بشه
‫قانون کین ضروری بشه

264
00:18:31,893 --> 00:18:33,677
‫بله. زمانبندیت خوب بوده

265
00:18:33,851 --> 00:18:36,158
‫اومدم اینجا بهت هشدار بدم
‫یکی داره نقابدارها رو می‌کشه...

266
00:18:36,332 --> 00:18:39,640
‫تا باهوش‌ترین مرد سر از سردخونه درنیاره

267
00:18:39,814 --> 00:18:41,816
‫ولی گمونم بلاهای بدتر از اینم
‫ممکنه سر آدم بیاد

268
00:18:44,166 --> 00:18:45,124
‫می‌بینمت

269
00:18:48,214 --> 00:18:49,128
‫حتما

270
00:18:49,954 --> 00:18:50,955
‫روز خوبی داشته باشی

271
00:18:57,919 --> 00:19:03,272
‫خب، می‌خوام از همه تشکر کنم که به
‫اولین جلسه مبارزان جرم و جنایت اومدن

272
00:19:03,446 --> 00:19:06,188
‫برای اونایی که منو با نام
‫کاپیتان متروپلیس می‌شناسن...

273
00:19:06,362 --> 00:19:08,538
‫اسمم نلسون گاردنره

274
00:19:08,712 --> 00:19:10,366
‫نلسون صدام کنین

275
00:19:12,629 --> 00:19:15,154
‫همونطور که می‌دونین این
‫کشور بیش از۲۰ سال سازمانی نداشته...

276
00:19:15,328 --> 00:19:18,026
‫که شامل ماجراجویان نقابدار باشه...

277
00:19:18,200 --> 00:19:20,507
‫از وقتی که مینت‌من‌ها منحل شدن

278
00:19:20,681 --> 00:19:23,510
‫دستگاه‌های مجری قانون
‫تخصصی هنوزم پابرجا هستن

279
00:19:23,684 --> 00:19:26,121
‫جرم و جنایت نه

280
00:19:26,295 --> 00:19:29,298
‫هر روز موجودات شرور جدیدی
‫پیدا میشن...

281
00:19:29,472 --> 00:19:33,259
‫بی‌بند و باری، مواد مخدر،
‫ویرانی دانشگاه، هر چی که فکرشو بکنی

282
00:19:33,433 --> 00:19:36,653
‫ولی به عنوان مبارزان جرم و جنایت
‫با هم دست دوستی بدیم...

283
00:19:36,827 --> 00:19:38,438
‫- می‌تونیم یه...
‫- مزخرفه

284
00:19:39,395 --> 00:19:41,180
‫همگی در ۱۹۶۶ زندگی می‌کنیم...

285
00:19:41,354 --> 00:19:43,660
‫در حالی که تو هنوز توی سال ۴۹ گیر کردی

286
00:19:43,834 --> 00:19:45,314
‫همه‌ش به خاطر اینه
‫که داری پیر میشی...

287
00:19:45,488 --> 00:19:48,230
‫ولی هنوزم می‌خوای بازی
‫گاوچرون و سرخپوست رو بازی کنی

288
00:19:48,404 --> 00:19:50,841
‫اصلا اینطور نیست

289
00:19:51,015 --> 00:19:54,062
‫دلیلی نداره این فکر رو بندازیم دور

290
00:19:54,236 --> 00:19:56,760
‫من و رورشاک با تلاش زیاد
‫تونستیم راه‌حل خیلی خوبی...

291
00:19:56,934 --> 00:19:58,675
‫برای مشکل دسته‌های خلافکار پیدا کنیم

292
00:19:58,849 --> 00:20:01,939
‫ولی گروهی به این اندازه بیشتر
‫جنبه تبلیغاتی داره

293
00:20:02,113 --> 00:20:03,463
‫زیادی بزرگ و سنگین میشه

294
00:20:03,637 --> 00:20:05,378
‫فقط یه مشکل سازمانیه

295
00:20:05,552 --> 00:20:07,206
‫وقتی یه آدم درست باشه که
‫گروه رو هماهنگ کنه...

296
00:20:07,380 --> 00:20:11,166
‫و اون آدم باید کی باشه؟
‫نظری داری، آزی؟

297
00:20:11,340 --> 00:20:15,170
‫خب، تو باهوش‌ترین آدم دنیایی، درسته؟

298
00:20:15,344 --> 00:20:18,086
‫لازم نیست آدم نابغه باشه
‫تا بفهمه آمریکا مشکلاتی داره...

299
00:20:18,260 --> 00:20:19,827
‫که باید حل بشه

300
00:20:20,001 --> 00:20:21,698
‫و طرف احمقه که فکر کنه
‫اینقدر این مشکلات کوچیکه...

301
00:20:21,872 --> 00:20:23,700
‫که دلقک‌هایی مثل تو بتونن حلش کنن

302
00:20:23,874 --> 00:20:26,181
‫هیچکدوم از مشکلات دنیا غیرقابل حل نیست

303
00:20:26,355 --> 00:20:30,620
‫اصلا نمی‌دونی توی این دنیا چه خبره!

304
00:20:35,973 --> 00:20:38,367
‫باور کن

305
00:20:38,541 --> 00:20:41,196
‫شما شنیدین که مالک به شهر برگشته
‫و فکر می‌کنین...

306
00:20:41,370 --> 00:20:44,373
‫وای پسر! بیاین دور هم جمع بشیم
‫و حالشو بگیریم!

307
00:20:44,547 --> 00:20:47,115
‫انگار که اهمیتی هم داره

308
00:20:47,289 --> 00:20:49,030
‫هیچ معنایی نداره!

309
00:20:49,204 --> 00:20:53,426
‫تا ۳۰ سال دیگه موشک‌های هسته‌ای
‫مثل مگس توی آسمون به پرواز درمیان...

310
00:20:53,600 --> 00:20:55,602
‫نقشه‌م!

311
00:20:55,776 --> 00:21:00,998
‫و آزی که اینجاست میشه
‫باهوش‌ترین مرد باقیمونده روی خاکسترها

312
00:21:03,044 --> 00:21:04,872
‫جان، الان دوست دارم برم خونه

313
00:21:05,046 --> 00:21:06,308
‫- لطفا.
‫- گوش کن، نلسون...

314
00:21:06,482 --> 00:21:08,702
‫شاید این فکر چندان خوب نیست...

315
00:21:08,876 --> 00:21:11,270
‫نه، صبر کن، نرو

316
00:21:11,444 --> 00:21:13,141
‫یکی باید این کار رو بکنه...

317
00:21:13,315 --> 00:21:15,404
‫یکی باید دنیا رو نجات بده!

318
00:21:27,405 --> 00:21:33,405
‫[ساعت روز قیامت هسته‌ای پنج دقیقه به]
‫[دوازده را نشان می‌دهد. هشدار به حرفه‌ای‌ها]

319
00:21:48,406 --> 00:21:50,406
‫[مرکز تحقیقات نظامی راکفلر]

320
00:21:57,968 --> 00:22:00,754
‫دیدن وایت باعث شد
‫مزه بدی توی دهنم ایجاد بشه

321
00:22:00,928 --> 00:22:02,973
‫نازپرورده و فاسد شده...

322
00:22:03,147 --> 00:22:06,455
‫حتی به افکار سطحی و مثلا آزادی‌خواهانه
‫خودشم خیانت می‌کنه

323
00:22:06,629 --> 00:22:08,979
‫درایبرگ هم به همون بدیه

324
00:22:09,153 --> 00:22:11,765
‫یه شکست‌خورده شل و وارفته توی زیرزمینش

325
00:22:11,939 --> 00:22:14,637
‫چرا اینقدر تعداد کمی از
‫مینت‌من‌ها فعال موندن...

326
00:22:14,811 --> 00:22:18,293
‫که سالم باشن و هیچ اختلال
‫شخصیتی نداشته باشن؟

327
00:22:18,467 --> 00:22:21,296
‫اولین نایت اُل که تعمیرگاه ماشین داره

328
00:22:21,470 --> 00:22:24,734
‫کاپیتان متروپلیس توی
‫یه تصادف ماشین سرش قطع شد

329
00:22:27,737 --> 00:22:31,001
‫اولین سیلک اسپکتر یه
‫فاحشه پیر و ورم کرده شده...

330
00:22:31,175 --> 00:22:34,178
‫توی یه تفرجگاه کالیفرنیایی داره جون میده

331
00:22:34,353 --> 00:22:37,138
‫ماثمن توی یه آسایشگاه روانی در مین افتاده

332
00:22:37,312 --> 00:22:39,836
‫سیلوئت با بی‌آبرویی بازنشسته شد

333
00:22:40,010 --> 00:22:44,188
‫شش هفته بعد توسط یه دشمن کوچیک
‫که دنبال انتقام بود به قتل رسید

334
00:22:44,363 --> 00:22:46,234
‫دلار بیل تیر خورد

335
00:22:46,408 --> 00:22:48,932
‫هودد جاستیس ناپدید شد

336
00:22:49,106 --> 00:22:50,934
‫کمدین مُرده

337
00:22:51,108 --> 00:22:53,589
‫و حالا من باید مرد شکست‌ناپذیر باشم...

338
00:22:53,763 --> 00:22:55,809
‫که یکی قصد داره بکشتش

339
00:23:03,382 --> 00:23:04,905
‫عصر بخیر، رورشاک

340
00:23:05,079 --> 00:23:06,733
‫عصر بخیر، دکتر منهتن

341
00:23:11,346 --> 00:23:13,304
‫تو اینجا چی کار می‌کنی، رورشاک؟

342
00:23:13,479 --> 00:23:15,655
‫مگه هنوز پلیس دنبالت نیست؟

343
00:23:15,829 --> 00:23:17,570
‫عصر بخیر، خانم ژوپیتر

344
00:23:17,744 --> 00:23:19,136
‫بهم بگو ژوسپژیک

345
00:23:19,310 --> 00:23:21,922
‫ژوپیتر اسم تبلیغاتی مادرم بود

346
00:23:22,096 --> 00:23:23,532
‫عذر می‌خوام

347
00:23:23,706 --> 00:23:26,013
‫اومدم به هر دو هشدار بدم
‫و خبرهای بدی اوردم

348
00:23:26,187 --> 00:23:27,797
‫کمدین مُرده

349
00:23:27,971 --> 00:23:30,800
‫بله. اون و من تنها
‫ماموران فراطبیعی بودیم...

350
00:23:30,974 --> 00:23:34,369
‫که به خدمت دولت دراومدیم،
‫پس بلافاصله بهم خبر دادن

351
00:23:34,543 --> 00:23:36,850
‫انگار زیاد از مرگ بلیک ناراحت نشدی

352
00:23:37,024 --> 00:23:40,941
‫یه بدن مُرده و یه بدن زنده
‫تعداد ذرات یکسانی دارن

353
00:23:41,115 --> 00:23:43,552
‫از لحاظ ساختاری هیچ
‫تفاوت قابل توجهی وجود نداره

354
00:23:43,726 --> 00:23:47,426
‫زندگی و مرگ مفاهیم انتزاعی
‫غیرقابل اندازه‌گیری هستن

355
00:23:47,600 --> 00:23:49,036
‫چرا باید ناراحت باشم؟

356
00:23:49,210 --> 00:23:51,255
‫به علاوه، بلیک یه هیولا بود

357
00:23:51,430 --> 00:23:53,736
‫می‌دونی سعی کرد به مادرم تجاوز کنه
‫وقتی هر دو عضو مینت‌من بودن؟

358
00:23:53,910 --> 00:23:56,304
‫نیومدم اینجا در مورد
‫خطاهای اخلاقی...

359
00:23:56,478 --> 00:23:59,220
‫مردانی که در خدمت به کشورشون مردن
‫حرف بزنم. اومدم هشدار بدم...

360
00:23:59,394 --> 00:24:02,441
‫خطاهای اخلاقی؟
‫دنده‌های مادرم رو شکست! اون...

361
00:24:05,095 --> 00:24:07,228
‫جان، این چندش رو از اینجا بنداز بیرون

362
00:24:08,925 --> 00:24:10,710
‫انگار داری لوری رو ناراحت می‌کنی

363
00:24:10,884 --> 00:24:12,276
‫فکر کنم بهتره بری

364
00:24:12,451 --> 00:24:13,843
‫با کمال احترام دکتر منهتن...

365
00:24:14,017 --> 00:24:15,932
‫مطمئنم یکی داره نقابدارها رو از بین می‌بره

366
00:24:16,106 --> 00:24:18,152
‫به وایت و درایبرگ هشدار دادم و قصد دارم...

367
00:24:18,326 --> 00:24:20,154
‫گفتم فکر کنم بهتره بری

368
00:24:20,328 --> 00:24:21,590
‫نه قبل از اینکه من...

369
00:24:23,462 --> 00:24:24,463
‫بگم

370
00:24:30,991 --> 00:24:31,992
‫اوهوم

371
00:24:37,476 --> 00:24:40,304
‫رفتش. چرا هنوز ناراحتی؟

372
00:24:41,784 --> 00:24:42,611
‫جان؟

373
00:24:44,657 --> 00:24:47,877
‫هی، داشتم فکر می‌کردم...

374
00:24:48,051 --> 00:24:50,924
‫حتما خیلی عصبی شدم که گذاشتم یه
‫کرم کثیف مثل رورشاک اعصابمو خرد کنه

375
00:24:51,098 --> 00:24:52,229
‫شاید...

376
00:24:53,970 --> 00:24:56,495
‫شاید بد نباشه یه شب برم بیرون

377
00:24:57,974 --> 00:25:00,063
‫رورشاک از دن درایبرگ حرف زد

378
00:25:00,237 --> 00:25:02,152
‫سالهاست که ندیدمش

379
00:25:02,326 --> 00:25:04,764
‫شاید بد نباشه بهش زنگ بزنم
‫و ازش بخوام بریم باهام شام بخوریم

380
00:25:06,635 --> 00:25:08,724
‫البته اگه از نظر تو اشکالی نداره

381
00:25:08,898 --> 00:25:09,986
‫البته که اشکالی نداره

382
00:25:16,819 --> 00:25:19,518
‫اکتبر ۱۹۸۵ ـه

383
00:25:19,692 --> 00:25:21,476
‫به پیدا کردن یه گلوئینو نزدیک شدم...

384
00:25:21,650 --> 00:25:24,261
‫که به طور کامل نظریه ابرتقارن
‫رو تایید می‌کنه

385
00:25:29,484 --> 00:25:32,008
‫ماه می ۱۹۷۱ ـه

386
00:25:40,016 --> 00:25:43,672
‫رییس‌جمهور نیکسون ازم
‫خواسته بود در جنگ ویتنام دخالت کنم...

387
00:25:43,846 --> 00:25:47,328
‫در کنار ادوارد بلیک، کمدین
‫اعزام شد

388
00:25:49,199 --> 00:25:52,246
‫تا حالا ندیده بودم کسی
‫به اندازه اون از دستی بی‌اخلاق باشه

389
00:25:54,291 --> 00:25:56,816
‫ویتنام شرایط انسانی رو بوجود اورد...

390
00:25:56,990 --> 00:26:00,384
‫که انسان‌های کمی به خودشون
‫اجازه میدن درکش کنن

391
00:26:00,559 --> 00:26:02,604
‫ولی بلیک فرق داره

392
00:26:02,778 --> 00:26:04,693
‫به خوبی درک می‌کنه

393
00:26:05,825 --> 00:26:07,174
‫و اصلا براش مهم نیست

394
00:26:09,568 --> 00:26:13,397
‫ویتنامی‌های معمولی اصلا براشون
‫مهم نیست کی این جنگ بُرده

395
00:26:13,572 --> 00:26:16,487
‫ولی برای خیلی از آمریکایی‌ها اهمیت داره

396
00:26:16,662 --> 00:26:20,970
‫اگه می‌باختیم، گمونم کل
‫کشور یه کم دیوونه می‌شد

397
00:26:21,144 --> 00:26:23,756
‫به لطف تو، نباختیم

398
00:26:23,930 --> 00:26:25,627
‫ولی بازم لحن تند و زننده‌ای داری

399
00:26:25,801 --> 00:26:29,022
‫نسبت به زندگی و جنگ رفتار
‫و افکار عجیبی داری

400
00:26:29,196 --> 00:26:30,589
‫عجیب؟

401
00:26:30,763 --> 00:26:32,634
‫وقتی بفهمی همه چیز یه شوخیه...

402
00:26:32,808 --> 00:26:35,637
‫تنها راه سر دراوردن از همه
‫چی این میشه که یه کمدین باشی

403
00:26:35,811 --> 00:26:37,160
‫روستاهای سوخته...

404
00:26:37,334 --> 00:26:40,599
‫پسرهایی که گردنبندهایی از
‫گوش انسان‌ها به گردن انداختن...

405
00:26:40,773 --> 00:26:43,079
‫اینا هم بخشی از این شوخی هستن؟

406
00:26:43,253 --> 00:26:45,560
‫هیچوقت نگفتم یه شوخی خوبه

407
00:26:45,734 --> 00:26:48,650
‫فقط دارم با بقیه همراهی می‌کنم
‫درست مثل اون

408
00:26:48,824 --> 00:26:53,002
‫از زمان آتش‌بس اولین
‫کنفرانس هلیکوپتری در سایگونه

409
00:26:53,176 --> 00:26:56,005
‫انتخابات بعدی رو هم توی جیبش گذاشت

410
00:26:56,179 --> 00:26:59,618
‫من، با اولین هلیکوپتر از اینجا میرم

411
00:27:00,444 --> 00:27:02,490
‫از اینجا متنفرم

412
00:27:02,664 --> 00:27:07,538
‫از دماش، بوش، این مشروب
‫ارزون و بوگندو...

413
00:27:07,713 --> 00:27:09,976
‫- آقای ادی؟
‫- وای خدایا

414
00:27:11,542 --> 00:27:14,763
‫حالا که جنگ تموم شده، باید باهاتون حرف بزنم

415
00:27:14,937 --> 00:27:17,374
‫چیزی نمونده که حرف بزنیم. من میرم

416
00:27:17,548 --> 00:27:19,115
‫و من چی میشم؟

417
00:27:19,289 --> 00:27:23,380
‫نمی‌تونم با چیزی که توی
‫شکمم داره رشد می‌کنه بذارم و برم

418
00:27:23,554 --> 00:27:24,947
‫- نمی‌تونم فراموش کنم!
‫- خیلی بد شد...

419
00:27:25,121 --> 00:27:26,906
‫چون من قصد دارم همین کار رو بکنم

420
00:27:27,080 --> 00:27:28,385
‫تو رو فراموش کنم...

421
00:27:28,559 --> 00:27:30,257
‫همینطور کشور آشغالتو، همه شو

422
00:27:33,434 --> 00:27:35,349
‫فکر نکنم بتونی

423
00:27:35,523 --> 00:27:38,526
‫فکر کنم من و کشورمو به یاد می‌سپاری

424
00:27:38,700 --> 00:27:41,921
‫تا وقتی که زنده‌ای به یاد می‌سپاریش

425
00:27:45,576 --> 00:27:46,795
‫صورتم!

426
00:27:48,275 --> 00:27:50,843
‫ای کثافت، بوگندوی...

427
00:27:51,017 --> 00:27:52,627
‫- آشغال...
‫- بلیک، شلیک نکن...

428
00:27:55,543 --> 00:27:58,807
‫بهیار، باید یه بهیار کوفتی پیدا کنم

429
00:27:58,981 --> 00:28:00,374
‫باردار بود

430
00:28:00,548 --> 00:28:02,071
‫- زدی کشتیش
‫- درسته

431
00:28:02,245 --> 00:28:03,551
‫و می‌دونی چیه؟

432
00:28:03,725 --> 00:28:05,031
‫تماشام کردی

433
00:28:05,205 --> 00:28:06,989
‫می‌تونستی اسلحه رو بخار کنی...

434
00:28:07,163 --> 00:28:10,384
‫گلوله‌ها رو به جیوه یا
‫بطری رو به دونه برف تبدیل کنی!

435
00:28:10,558 --> 00:28:12,560
‫می‌تونستی به استرالیای کوفتی بفرستیش...

436
00:28:12,734 --> 00:28:15,171
‫ولی هیچ کاری نکردی

437
00:28:15,345 --> 00:28:17,478
‫گذاشتی اتفاق بیافته

438
00:28:17,652 --> 00:28:19,219
‫تماشات کردم

439
00:28:19,393 --> 00:28:22,570
‫کوچکترین اهمیتی به انسان‌ها نمیدی

440
00:28:22,744 --> 00:28:23,832
‫هیچوقت به جینی اسلیتر اهمیت ندادی...

441
00:28:24,006 --> 00:28:26,139
‫حتی قبل از اینکه ولش کنی

442
00:28:26,313 --> 00:28:31,187
‫به زودی علاقه‌ت به دختر کوچولوی
‫سالی ژوپیتر رو هم از دست میدی

443
00:28:31,361 --> 00:28:33,407
‫خودتم نمی‌دونی داری چی کار می‌کنی، دکتر

444
00:28:34,277 --> 00:28:35,975
‫خدا به داد همه‌مون برسه

445
00:28:53,644 --> 00:28:55,298
‫- الو؟
‫- الو؟

446
00:28:55,472 --> 00:28:57,779
‫- دن؟ من...
‫- لوری؟

447
00:28:57,953 --> 00:28:59,563
‫لوری ژوسپژیک!

448
00:28:59,738 --> 00:29:03,829
‫هی، خیلی وقته ندیدمت. حالت چطوره؟

449
00:29:07,136 --> 00:29:10,183
‫دفترچه رورشاک. ساعت ۱۱:۳۰ شب

450
00:29:10,357 --> 00:29:13,055
‫دیروز یه کمدین توی نیویورک مرد

451
00:29:13,229 --> 00:29:15,144
‫هیچکس به جز من براش مهم نیست

452
00:29:15,318 --> 00:29:18,234
‫راست میگن؟ بیهوده‌س؟

453
00:29:18,408 --> 00:29:20,149
‫به زودی جنگ میشه

454
00:29:20,323 --> 00:29:24,066
‫میلیون‌ها در بیماری و
‫فلاکت هلاک میشن و می‌سوزن

455
00:29:24,240 --> 00:29:27,722
‫چرا مرگ یه نفر در برابر
‫این همه باید اهمیت داشته باشه؟

456
00:29:27,896 --> 00:29:30,246
‫چون خیر هست و شر هست...

457
00:29:30,420 --> 00:29:34,033
‫و شر باید مجازات بشه

458
00:29:34,207 --> 00:29:39,168
‫حتی در آستانه آخرالزمان نباید
‫در برابرش کم بیارم

459
00:29:39,342 --> 00:29:43,042
‫ولی خیلی‌ها هستن که
‫لایق مجازاتن...

460
00:29:43,216 --> 00:29:44,565
‫و وقت خیلی کمه

461
00:29:52,268 --> 00:29:54,618
‫وای، ساعت رو ببین.
‫داره خیلی دیر میشه

462
00:29:54,793 --> 00:29:57,926
‫اصلا عجله ندارم که برگردم

463
00:29:58,100 --> 00:29:59,667
‫دولت به شرطی منو نگه می‌داره...

464
00:29:59,841 --> 00:30:02,017
‫که جان آروم و خوشحال باشه

465
00:30:04,150 --> 00:30:07,022
‫همه چی بین شما دو تا مرتبه؟

466
00:30:07,196 --> 00:30:09,503
‫خوبه. بهتر از این نمیشه

467
00:30:12,985 --> 00:30:17,250
‫فقط اینکه ۳۵ سالم شده، دن...

468
00:30:17,424 --> 00:30:22,037
‫و تنها چیزی که بهش فکر می‌کنم
‫اینه که با زندگیم چی کار کردم؟

469
00:30:22,211 --> 00:30:24,561
‫هشت سال رو در نیمه بازنشستگی گذرونم...

470
00:30:24,735 --> 00:30:28,435
‫قبلش ده سال رو
‫با یه لباس مبدل مسخره سپری کردم...

471
00:30:28,609 --> 00:30:31,394
‫چون مادر احمقم اینو ازم می‌خواست

472
00:30:31,568 --> 00:30:35,877
‫دامن کوتاه، گردنبندی که تا
‫روی نافم می‌رسید...

473
00:30:36,051 --> 00:30:40,447
‫- خیلی وحشتناکه.
‫- آره، وحشتناکه

474
00:30:40,621 --> 00:30:43,406
‫قانون کین بهترین اتفاقی بود
‫که تا حالا برامون افتاده

475
00:30:44,930 --> 00:30:48,107
‫آره، احتمالا درست میگی

476
00:30:55,766 --> 00:30:57,681
‫هی، اون یارو رو یادته...

477
00:30:57,856 --> 00:30:59,683
‫که عادت داشت خودشو
‫یه ابرشرور جا بزنه...

478
00:30:59,858 --> 00:31:01,163
‫تا کتک بخوره؟

479
00:31:01,337 --> 00:31:04,514
‫کاپیتان کارنج رو میگی!

480
00:31:04,688 --> 00:31:07,126
‫آره!

481
00:31:07,300 --> 00:31:09,432
‫می‌دونی، موقع فرار کردن از
‫یه جواهرفروشی گیرش انداختم

482
00:31:09,606 --> 00:31:10,956
‫نمی‌دونستم برای چی سرخوشه...

483
00:31:11,130 --> 00:31:12,871
‫برای همین شروع کردم به
‫کتک زدنش و با خودم گفتم...

484
00:31:13,045 --> 00:31:15,438
‫خدایا، بدجور داره نفس می‌کشه

485
00:31:15,612 --> 00:31:17,571
‫شاید آسم داره

486
00:31:17,745 --> 00:31:19,051
‫با منم سعی کرد این کار رو بکنه...

487
00:31:19,225 --> 00:31:21,357
‫ولی در موردش شنیدم و ازش دور شدم

488
00:31:21,531 --> 00:31:24,012
‫توی خیابون تعقیبم کرد و
‫می‌گفت منو تنبیه کن!

489
00:31:24,186 --> 00:31:26,145
‫منم گفتم، نه، برو گم شو!

490
00:31:26,319 --> 00:31:29,235
‫چه بلایی سرش اومد؟

491
00:31:29,409 --> 00:31:30,889
‫رفت سراغ رورشاک...

492
00:31:31,063 --> 00:31:33,065
‫و رورشاک از چاله آسانسور انداختش پایین

493
00:31:36,633 --> 00:31:39,288
‫خدایا، اصلا بامزه نیست

494
00:31:39,462 --> 00:31:43,336
‫نه، نه، گمون نکنم...

495
00:31:45,512 --> 00:31:46,687
‫حس خوبی داشت

496
00:31:49,211 --> 00:31:51,170
‫این روزها زیاد نمی‌خندم

497
00:31:51,344 --> 00:31:53,694
‫خب، چه انتظاری داری؟

498
00:31:54,695 --> 00:31:56,131
‫کمدین مُرده

499
00:32:08,448 --> 00:32:10,189
‫وای، نگاش کن...

500
00:32:10,363 --> 00:32:14,106
‫مثل یه عکس زیباست و
‫هنوزم اندامش رو حفظ کرده

501
00:32:14,280 --> 00:32:18,066
‫خب چی شده که به شهر مردگان اومدی؟

502
00:32:18,240 --> 00:32:20,895
‫تنبل بودن یه بیماری کشنده نیست، مادر...

503
00:32:21,069 --> 00:32:23,463
‫پس برام از مزخرفات شهر مرده نگو

504
00:32:23,637 --> 00:32:24,464
‫برات یه کم گل اوردم

505
00:32:24,638 --> 00:32:27,423
‫چقدر ولخرجی کردی!

506
00:32:27,597 --> 00:32:28,511
‫خب جان کجاست؟

507
00:32:30,122 --> 00:32:33,777
‫مجبور بود به یه مراسم خاکسپاری رسمی بره

508
00:32:33,952 --> 00:32:36,215
‫مجبور شد شلوار و همه چی بپوشه

509
00:32:36,389 --> 00:32:39,870
‫حس و حالش رو نداشتم برم
‫برای همین منو به اینجا، کالیفرنیا منتقل کرد

510
00:32:40,045 --> 00:32:42,482
‫همیشه بعد از تله‌پورت حالت تهوع می‌گیرم

511
00:32:42,656 --> 00:32:44,832
‫خاکسپاری ادی بلیک ـه، نه؟

512
00:32:45,006 --> 00:32:47,443
‫توی روزنامه دیدم. به قتل رسیده

513
00:32:48,967 --> 00:32:50,446
‫ادی بیچاره

514
00:32:50,620 --> 00:32:52,274
‫چطور می‌تونی بگی ادی بیچاره
‫بعدی از اینکه...

515
00:32:52,448 --> 00:32:55,364
‫اتفاقی که افتاد مال ۴۰ سال پیش بود

516
00:32:56,365 --> 00:32:57,976
‫به تاریخ پیوسته

517
00:32:58,150 --> 00:33:02,154
‫پیر که میشی دیدگاه متفاوتی پیدا می‌کنی

518
00:33:02,328 --> 00:33:05,896
‫یه جورایی چیزهای بزرگ
‫کوچیک به نظر میان

519
00:33:06,071 --> 00:33:10,162
‫می‌دونی، این یعنی فقط سه
‫تا از ما موندیم که عضو مینت‌من بودیم

520
00:33:10,336 --> 00:33:14,775
‫من، هالیس و بایرون بیچاره که
‫توی آسایشگاهی در مین ـه

521
00:33:14,949 --> 00:33:16,690
‫ادی جوونترین بود

522
00:33:16,864 --> 00:33:18,561
‫کمدین

523
00:33:18,735 --> 00:33:21,869
‫همیشه شوخی می‌کرد که آخرش
‫خودش همه ما رو دفن می‌کنه

524
00:33:22,043 --> 00:33:24,872
‫همیشه فکر می‌کرد اون برای آخرین بار...

525
00:33:25,046 --> 00:33:28,484
‫می‌خنده

526
00:33:28,658 --> 00:33:31,270
‫تو و جان باید به خاطر آب و هوا بیاین اینجا

527
00:33:31,444 --> 00:33:33,141
‫اینجا خیلی هوا آفتابیه!

528
00:33:33,315 --> 00:33:34,838
‫این دیگه چیه؟

529
00:33:35,013 --> 00:33:36,971
‫این تابلوی چندش و
‫ناجور رو چرا آویزون کردی؟

530
00:33:37,145 --> 00:33:39,539
‫یه جور یادگاری قدیمیه

531
00:33:39,713 --> 00:33:42,411
‫یادم میندازه که مردم یه
‫زمانی چقدر در آرزوی من بودن...

532
00:33:42,585 --> 00:33:44,935
‫- و یه جورایی برام جذابه
‫- جذاب؟

533
00:33:45,110 --> 00:33:48,243
‫لوری ۶۵ سالمه

534
00:33:48,417 --> 00:33:52,204
‫هر روز آینده یه ذره تاریکتر میشه

535
00:33:53,161 --> 00:33:54,510
‫ولی گذشته...

536
00:33:54,684 --> 00:33:56,947
‫حتی بخش‌های ناراحت‌کننده‌ش...

537
00:33:58,427 --> 00:34:00,386
‫همیشه روشن و روشنتر میشه

538
00:34:07,306 --> 00:34:09,569
‫باشه، خوبه! چه عکس خوبی، بچه‌ها!

539
00:34:09,743 --> 00:34:12,006
‫بالاخره می‌تونم زیر بغلمو بخارونم

540
00:34:12,180 --> 00:34:13,747
‫گرد و خاک رفت توی چشمم

541
00:34:13,921 --> 00:34:15,227
‫بذار یه نگاهی بندازم...

542
00:34:15,401 --> 00:34:17,751
‫شاید بتونم برات درشون بیارم

543
00:34:17,925 --> 00:34:21,189
‫ادی، دست از سرم بردار

544
00:34:21,363 --> 00:34:22,582
‫باشه، بچه‌ها، همه چی خوبه

545
00:34:22,756 --> 00:34:24,366
‫پس تا پنج دقیقه دیگه
‫توی لابی همدیگه رو می‌بینیم

546
00:34:24,540 --> 00:34:25,585
‫به لونه جغد برمی‌گردیم تا آبجو بخوریم

547
00:34:25,759 --> 00:34:28,196
‫شما برید، من باید لباس عوض کنم

548
00:34:46,258 --> 00:34:47,563
‫- سلام
‫- ادی...

549
00:34:47,737 --> 00:34:49,087
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

550
00:34:49,261 --> 00:34:50,566
‫می‌دونستی دارم لباس عوض می‌کنم...

551
00:34:50,740 --> 00:34:53,787
‫معلومه می‌دونستم.
‫با صدای بلند اعلامش کردی

552
00:34:53,961 --> 00:34:57,878
‫زود باش، عزیزم.
‫می‌دونم چی لازم داری...

553
00:34:58,052 --> 00:35:00,750
‫می‌دونم چرا همچون لباسی می‌پوشی

554
00:35:00,924 --> 00:35:02,665
‫ادی، نه...

555
00:35:02,839 --> 00:35:05,799
‫بگو بله

556
00:35:05,973 --> 00:35:07,061
‫میگم نه!

557
00:35:13,633 --> 00:35:15,939
‫ادی...

558
00:35:26,820 --> 00:35:29,301
‫چی شده؟

559
00:35:29,475 --> 00:35:30,824
‫ادی، چی کار می‌کنی؟

560
00:35:30,998 --> 00:35:33,261
‫ای حرومزاده روانی!

561
00:35:35,437 --> 00:35:38,048
‫گردنت رو می‌شکنم!

562
00:35:52,019 --> 00:35:54,369
‫همینو دوست داری، مگه نه؟

563
00:35:54,543 --> 00:35:56,980
‫همین تحریکت می‌کنه

564
00:35:57,155 --> 00:35:59,418
‫برو بیرون

565
00:35:59,592 --> 00:36:01,942
‫حتما. حتما، دارم میرم

566
00:36:03,117 --> 00:36:05,119
‫ولی شماره‌تو دارم...

567
00:36:05,293 --> 00:36:07,077
‫و یکی از این روزها...

568
00:36:07,252 --> 00:36:09,558
‫شوخی میاد سراغت

569
00:36:12,559 --> 00:36:13,559
‫[ادوارد مورگان بلیک ]
‫[۱۹۸۵ - ۱۹۲۴]

570
00:36:14,650 --> 00:36:17,349
‫خطاهایمان در برابر تو درست می‌شود...

571
00:36:17,523 --> 00:36:22,049
‫و گناهان مخفی ما در نور توبه تو آشکار

572
00:36:22,223 --> 00:36:25,922
‫امیدواریم خداوند متعال روحش
‫را قرین رحمتش کند...

573
00:36:26,096 --> 00:36:30,710
‫و روح برادر مرحوم ما رو در آغوش بگیرد

574
00:36:30,884 --> 00:36:33,234
‫بنابراین بدنش را به خاک می‌سپاریم...

575
00:36:33,408 --> 00:36:39,501
‫از زمین به زمین، از خاکستر به خاکستر،
‫از خاک به خاک

576
00:36:39,675 --> 00:36:44,202
‫پدر ما، که در آسمانی، نام تو مقدس باد

577
00:36:44,376 --> 00:36:51,252
‫قلمروی تو برقرار خواهد شد
‫روی زمین، مانند بهشت

578
00:36:51,426 --> 00:36:54,212
‫در این روز برکت روزانه را به ما اعطا کن...

579
00:36:54,386 --> 00:36:55,865
‫و ما خطاکاران را ببخش...

580
00:36:56,039 --> 00:36:59,739
‫همچنان که خطای بقیه در
‫مقابل خود را می‌بخشیم

581
00:36:59,913 --> 00:37:02,481
‫و ما را به وسوسه مگذار...

582
00:37:02,655 --> 00:37:04,526
‫و ما را از شر شیطان دور بدار

583
00:37:05,266 --> 00:37:06,180
‫آمین

584
00:37:23,263 --> 00:37:25,263
‫[شوروی پیشروی آمریکا در]
‫[افغانستان را تحمل نخواهد کرد]

585
00:37:46,264 --> 00:37:48,962
‫ادگار ویلیام جاکوبی.
‫به مالک هم مشهوره

586
00:37:49,136 --> 00:37:50,572
‫نمی‌دونم چی داری میگی...

587
00:37:50,746 --> 00:37:51,704
‫آدم اشتباهی رو گرفتی...

588
00:37:51,878 --> 00:37:53,053
‫یه تاجر بازنشسته‌م

589
00:37:53,227 --> 00:37:55,621
‫دروغ میگی. دوباره بگی، بازوت شکسته

590
00:37:55,795 --> 00:37:58,058
‫خدایا، دهه ۷۰ رو توی زندان بودم

591
00:37:58,232 --> 00:37:59,581
‫دیگه مالک نیستم

592
00:37:59,755 --> 00:38:01,627
‫فقط می‌خوام تنها باشم

593
00:38:03,019 --> 00:38:04,717
‫امروز در خاکسپاری شرکت کردی. چرا؟

594
00:38:04,891 --> 00:38:07,589
‫حس کردم باید بیام

595
00:38:07,763 --> 00:38:09,548
‫زیاد به کمدین فکر می‌کردم...

596
00:38:09,722 --> 00:38:11,289
‫از کجا می‌دونی ادوارد بلیک
‫همون کمدین بوده؟

597
00:38:11,463 --> 00:38:13,595
‫دو هفته پیش دزدکی اومد
‫خونه‌م تا منو ببینه!

598
00:38:13,769 --> 00:38:15,162
‫نقابش روی صورتش نبود!

599
00:38:15,336 --> 00:38:17,599
‫۴۰ سال با هم دشمن بودین!
‫چرا باید بیاد دیدنت؟

600
00:38:17,773 --> 00:38:18,992
‫نمی‌دونم!

601
00:38:19,166 --> 00:38:21,473
‫همینطوری بیدار شدم و توی خونه‌م بود!

602
00:38:21,647 --> 00:38:23,257
‫فکر کردم می‌خواد منو بکشه

603
00:38:23,431 --> 00:38:26,913
‫مست بود و درست حرف نمی‌زد...

604
00:38:28,088 --> 00:38:30,482
‫شوخیه

605
00:38:30,656 --> 00:38:32,571
‫همه‌ش یه شوخیه

606
00:38:32,745 --> 00:38:34,964
‫فکر کردم می‌دونم دنیا چطوریه...

607
00:38:35,138 --> 00:38:37,967
‫ولی بعدش این چیز
‫مسخره رو فهمیدم...

608
00:38:38,141 --> 00:38:40,100
‫این شوخی رو...

609
00:38:40,274 --> 00:38:42,972
‫تو هم بخشی ازشی، مالک،
‫رفیق قدیمی، می‌دونی؟

610
00:38:43,146 --> 00:38:46,628
‫اسمت رو توی لیست دیدم،
‫اسم تو و جینی اسلیتر رو

611
00:38:46,802 --> 00:38:49,588
‫اگه فکر می‌کردم تو هم دست داری
‫می‌کشتمت، فهمیدی؟

612
00:38:49,762 --> 00:38:52,155
‫خب، با اون نقابدار آبی بزرگ جنگیدی

613
00:38:52,330 --> 00:38:54,070
‫می‌دونی توی سرش چی می‌گذره

614
00:38:54,244 --> 00:38:56,246
‫کی می‌دونی اگه کسی باهاش
‫دربیافته از کدوم طرف می‌پره؟

615
00:38:58,379 --> 00:39:01,295
‫هیچوقت نباید از پنجره
‫اون هواپیما بیرون رو نگاه می‌کردم

616
00:39:01,469 --> 00:39:02,862
‫هیچوقت اون جزیره رو نمی‌دیدم

617
00:39:03,036 --> 00:39:05,038
‫هیچوقت درگیر نمی‌شدم

618
00:39:05,212 --> 00:39:07,780
‫ببین، روی اون جزیره...

619
00:39:07,954 --> 00:39:11,566
‫نویسنده و هنرمند و دانشمند داشتن...

620
00:39:11,740 --> 00:39:14,787
‫و کاری که می‌کنن فقط...

621
00:39:19,400 --> 00:39:21,794
‫کارهای خیلی بدی کردم

622
00:39:22,795 --> 00:39:24,710
‫با زنها کارهای بدی کردم

623
00:39:24,884 --> 00:39:27,669
‫به بچه‌ها توی ویتنام شلیک کردم...

624
00:39:27,843 --> 00:39:33,240
‫ولی هرگز چنین کاری نکردم...

625
00:39:33,414 --> 00:39:36,896
‫وای، مادر

626
00:39:37,070 --> 00:39:38,419
‫منو ببخش

627
00:39:38,593 --> 00:39:42,118
‫منو ببخش، منو ببخش...

628
00:39:42,292 --> 00:39:44,991
‫یه شوخیه

629
00:39:45,165 --> 00:39:46,601
‫ولی متوجه نمیشم!

630
00:39:46,775 --> 00:39:48,690
‫کجاش اینقدر خنده‌داره!

631
00:39:48,864 --> 00:39:50,431
‫یکی برام توضیحش بده!

632
00:39:50,605 --> 00:39:53,521
‫لطفا یکی برام توضیحش بده

633
00:39:53,695 --> 00:39:55,784
‫و بعدش رفت

634
00:39:55,958 --> 00:39:57,873
‫اصلا نمی‌دونم جریان چی بود

635
00:39:58,047 --> 00:39:59,658
‫اوهوم

636
00:39:59,832 --> 00:40:01,050
‫چه داستان جالبی

637
00:40:01,224 --> 00:40:02,400
‫به نظر باورکردنی نیست

638
00:40:02,574 --> 00:40:03,792
‫احتمالا درسته

639
00:40:03,966 --> 00:40:06,665
‫خب همین؟

640
00:40:06,839 --> 00:40:08,362
‫- تبرئه شدم؟
‫- نه

641
00:40:08,536 --> 00:40:10,103
‫قبل از اینکه برگردی خونه رو گشتم

642
00:40:10,277 --> 00:40:12,105
‫داروی تقلبی پیدا کردم

643
00:40:12,279 --> 00:40:13,585
‫سالها پیش غیرقانونی بود

644
00:40:16,065 --> 00:40:21,331
‫خب، وقتی درمونده باشی،
‫هر کاری می‌کنی

645
00:40:21,506 --> 00:40:25,205
‫سرطان دارم

646
00:40:25,379 --> 00:40:28,251
‫سرطان؟ چه نوعی؟

647
00:40:28,426 --> 00:40:31,646
‫سرطانی می‌شناسی که در نهایت خوب بشه؟

648
00:40:33,518 --> 00:40:34,736
‫اینجور سرطانی نیست

649
00:40:38,523 --> 00:40:41,743
‫اسم شرکت رو نوشتم.
‫بعدا گزارش‌شونو میدم

650
00:40:41,917 --> 00:40:44,485
‫فعلا مشکلی نداری

651
00:40:44,659 --> 00:40:45,834
‫توی دردسر نیافت

652
00:40:53,712 --> 00:40:57,759
‫دفترچه رورشاک.
‫۱۶م اکتبر ۱۹۸۵

653
00:40:57,933 --> 00:41:00,414
‫توی راه قبرستون به داستان مالک فکر کردم

654
00:41:00,588 --> 00:41:03,939
‫ممکنه همه دروغ باشه
‫و بخشی از یه نقشه انتقام

655
00:41:04,113 --> 00:41:06,159
‫ولی اگه درست باشه چی؟

656
00:41:06,333 --> 00:41:09,728
‫حرفهایی از یه جزیره زده،
‫از دکتر منهتن...

657
00:41:09,902 --> 00:41:12,339
‫شاید توی خطر باشه؟

658
00:41:12,513 --> 00:41:16,648
‫ادوارد مورگان بلیک، ۴۵ ساله، یه کمدین

659
00:41:16,822 --> 00:41:18,563
‫زیر بارون دفن شد

660
00:41:18,737 --> 00:41:20,608
‫این اتفاق برامون می‌افته؟

661
00:41:20,782 --> 00:41:23,568
‫زندگی پر از درگیری بدون
‫اینکه برای دوستان وقت داشته باشی...

662
00:41:23,742 --> 00:41:26,919
‫پس وقتی تموم بشه،
‫فقط دشمنان‌مون برامون گل رز میارن؟

663
00:41:28,398 --> 00:41:31,184
‫بلیک شکاف داخل اجتماع رو دید...

664
00:41:31,358 --> 00:41:34,100
‫مردان کوچک نقابدار رو دید که
‫سعی داشتن یه جوری نگهش دارن...

665
00:41:34,274 --> 00:41:37,451
‫و مثل یه شوخی باهاش رفتار کرد

666
00:41:37,625 --> 00:41:40,062
‫چهره واقعی قرن بیستم رو دید...

667
00:41:40,236 --> 00:41:43,109
‫و بازتاب و نمونه‌ای ازش شد

668
00:41:45,807 --> 00:41:47,287
‫هیچکس دیگه این شوخی رو ندید

669
00:41:51,030 --> 00:41:52,553
‫برای همین تنها بود

670
00:41:59,342 --> 00:42:00,996
‫یه بار یه جوک شنیدم

671
00:42:01,170 --> 00:42:04,260
‫طرف میره دکتر و میگه افسرده شده

672
00:42:04,434 --> 00:42:06,567
‫زندگی به نظرش سخت و بی‌رحم میاد

673
00:42:06,741 --> 00:42:09,527
‫میگه در دنیایی وحشتناک
‫احساس تنهایی می‌کنه

674
00:42:09,701 --> 00:42:11,529
‫دکتر میگه درمانش ساده‌س

675
00:42:11,703 --> 00:42:15,271
‫دلقک بزرگ پاگلیاچی
‫اومده توی شهر. برو دیدنش

676
00:42:15,445 --> 00:42:16,795
‫اینطوری حتما شاد میشی

677
00:42:16,969 --> 00:42:18,448
‫طرف می‌زنه زیر گریه

678
00:42:18,623 --> 00:42:20,233
‫میگه ولی دکتر...

679
00:42:20,407 --> 00:42:22,365
‫من پاگلیاچی هستم

680
00:42:25,281 --> 00:42:26,282
‫جوک خوبیه

681
00:42:33,246 --> 00:42:34,769
‫چرت و پرته...

682
00:42:34,943 --> 00:42:37,598
‫بادبان‌های سیاه
‫اون کشتی جهنمی رو دیدم...

683
00:42:37,772 --> 00:42:40,862
‫که در برابر آسمان زرد قرار داشت...

684
00:42:41,036 --> 00:42:43,952
‫و دوباره بوی گند باروت به مشامم رسید...

685
00:42:44,126 --> 00:42:47,565
‫و مغز مردان و جنگ

686
00:42:47,739 --> 00:42:51,394
‫سرهای قطع شده به
‫دماغه بدون لب کشتی میخ شده بودن...

687
00:42:51,569 --> 00:42:54,397
‫که نوشته فایده نداره! همه چی از بین رفته!

688
00:42:54,572 --> 00:42:57,313
‫باید به روسیه موشک بزنیم
‫و بذاریم خدا درستش کنه

689
00:42:57,487 --> 00:43:00,273
‫افراد کشتی باریِ زشت داد زدن...

690
00:43:00,447 --> 00:43:03,189
‫خون بیشتر! خون بیشتر!

691
00:43:03,363 --> 00:43:04,886
‫اینقدر موشک بزنیم تا نابود بشن

692
00:43:05,060 --> 00:43:07,585
‫نظر من اینه، البته
‫اگه ارزشی داشت، می‌دونی؟

693
00:43:07,759 --> 00:43:09,064
‫در تحلیل نهایی

694
00:43:09,238 --> 00:43:11,545
‫پسر، دارم سعی می‌کنم اینو بخونم

695
00:43:11,719 --> 00:43:14,243
‫بدنه سیاه و تاریکش اومد بالای سرم

696
00:43:14,417 --> 00:43:18,204
‫با ناامیدی تمام رفتم زیر امواج...

697
00:43:18,378 --> 00:43:21,163
‫روح پلیدم رو به خداوند پیشکش مردم...

698
00:43:21,337 --> 00:43:25,341
‫تا مورد رحم و قضاوتش قرار بگیرم

699
00:43:25,515 --> 00:43:27,082
‫از کابو بیدار شد...

700
00:43:27,256 --> 00:43:31,217
‫خودمو در یه ساحل ملالت‌انگیز دیدم...

701
00:43:31,391 --> 00:43:37,876
‫در میون مرده‌ها و
‫تکه‌هایی از مرده‌ها

702
00:43:38,050 --> 00:43:39,834
‫از این چیزها خبر دارم

703
00:43:40,008 --> 00:43:41,836
‫هر روزنامه‌ای توی این دنیا رو می‌بینم

704
00:43:42,010 --> 00:43:44,273
‫ببین همه چیز بهم ربط داره

705
00:43:44,447 --> 00:43:46,667
آرزو می‌کردم که ای‌کاش کاکایی‌ها
چشم‌هام رو از حدقه دربیارن

706
00:43:46,841 --> 00:43:49,278
یک روزنامه‌فروش این واقعیت رو درک می‌کنه

707
00:43:49,452 --> 00:43:51,367
تا از این وحشت، رهایی پیدا کنم

708
00:43:51,541 --> 00:43:53,631
بار دنیا روی دوششه، ولی از پسش برمیاد

709
00:43:53,805 --> 00:43:56,242
ولی حداقل زنده بودم

710
00:43:56,416 --> 00:43:58,070
پوست کلفته

711
00:43:58,244 --> 00:44:00,463
و می‌دونستم که زندگی
جنبه‌ای بدتر از این رو نمی‌تونه نشونم بده

712
00:44:00,638 --> 00:44:01,508
عصر به‌خیر

713
00:44:01,542 --> 00:44:02,509
[ پایان نزدیک است ]

714
00:44:02,552 --> 00:44:04,380
هنوز نرسیده؟

715
00:44:04,554 --> 00:44:06,382
اوه، الان چاپ امروزِ نیو فرانتیرزمن رو
بهت می‌دم

716
00:44:06,556 --> 00:44:09,211
هر روز برات نگه‌ش می‌دارم، مگه نه؟

717
00:44:10,952 --> 00:44:13,085
هی، از آخرالزمان چه‌خبر؟

718
00:44:13,259 --> 00:44:15,565
امروز اتفاق می‌افته

719
00:44:15,740 --> 00:44:17,872
یادت نمی‌ره نسخه فردا رو
برام نگه داری؟

720
00:44:18,046 --> 00:44:19,569
حتما نگه می‌دارم

721
00:44:19,744 --> 00:44:21,397
ولی یهویی یادم اومد

722
00:44:21,571 --> 00:44:23,443
که وسط طوفان، یکی رو محکم
در آغوش گرفتم

723
00:44:24,662 --> 00:44:26,925
پیکره‌ی دماغه‌ی کشتیِ شوم‌مون

724
00:44:27,099 --> 00:44:29,057
که جلوی پام

725
00:44:29,231 --> 00:44:33,366
جلبک چشم‌هاش رو پوشونده بود
و لبخند می‌زد

726
00:44:33,540 --> 00:44:36,195
واسه برداشتنِ کتانجک
از روی چشم‌هاش درنگ کردم

727
00:44:36,369 --> 00:44:41,940
چون نمی‌خواستم منظره‌ی آشفته‌کننده‌ی
اون ساحلِ شوم رو ببینه

728
00:44:42,114 --> 00:44:44,986
در دریاهای خونین، یار و همراهم بود

729
00:44:45,160 --> 00:44:48,120
و در دل طوفان‌ها بهم تسلی خاطر می‌داد

730
00:44:48,294 --> 00:44:52,167
این آسودگیِ کوچیک، تنها کاری بود
که از دستم برمی‌اومد

731
00:44:52,341 --> 00:44:55,301
چون نمی‌تونستم اون‌قدری که اون عاشقمه
عاشقش باشم

732
00:45:02,308 --> 00:45:05,354
اوم، جان

733
00:45:05,528 --> 00:45:08,444
مگه تو یه‌کم دیگه
مصاحبه تلویزیونی نداری؟

734
00:45:08,618 --> 00:45:12,100
نه، کلی وقت داریم

735
00:45:12,274 --> 00:45:13,667
لوری؟

736
00:45:13,841 --> 00:45:16,888
یا خدا! جان، دوباره یه نفر شو

737
00:45:17,062 --> 00:45:20,718
.ناراحت نشو، ببخشید
فکر می‌کردم باعث لذتت می‌شه

738
00:45:20,892 --> 00:45:22,328
فقط قصد داشتم خوش‌حالت کنم

739
00:45:22,502 --> 00:45:23,677
می‌دونم

740
00:45:23,851 --> 00:45:26,636
می‌دونم. ببخشید، زیادی گنده‌ش کردم

741
00:45:26,811 --> 00:45:29,465
صرفا ترسوندیم، همین

742
00:45:29,639 --> 00:45:30,771
...ناراحت نیستم، فقط

743
00:45:34,427 --> 00:45:35,733
لوری؟

744
00:45:35,907 --> 00:45:38,779
خوبی؟ -
خوب باشم؟ -

745
00:45:38,953 --> 00:45:40,825
کل این مدت که ما توی تخت بودیم

746
00:45:40,999 --> 00:45:42,478
تو داشتی اینجا کار می‌کردی؟

747
00:45:42,652 --> 00:45:44,654
کارم به مرحله مهمی رسیده

748
00:45:44,829 --> 00:45:47,657
...به‌نظر ضرورتی نداشت که -
که چی؟ -

749
00:45:47,832 --> 00:45:50,791
که واسه یه‌بار توجه کاملت

750
00:45:50,965 --> 00:45:52,575
روی من باشه؟

751
00:45:52,750 --> 00:45:54,795
اگه رفتارم مشکلی داره

752
00:45:54,969 --> 00:45:56,710
آماده‌م تا درباره‌ش صحبت کنم

753
00:46:01,976 --> 00:46:03,151
ازت متنفرم

754
00:46:06,328 --> 00:46:07,373
لوری؟

755
00:46:29,709 --> 00:46:31,395
[ نوستالژی ]

756
00:47:01,731 --> 00:47:02,732
جان رو ترک کردم

757
00:47:02,907 --> 00:47:05,866
...اوه، متاسفم

758
00:47:06,040 --> 00:47:10,740
من هم متاسفم که چسناله‌هام رو
آوردم واسه تو

759
00:47:10,915 --> 00:47:14,179
ولی نمی‌دونی که زندگی کردن با اون
چه شکلیه

760
00:47:17,486 --> 00:47:19,967
...واسه اون

761
00:47:20,141 --> 00:47:23,492
حضور در جهان واقعی
مثل قدم زدن بین مه می‌مونه

762
00:47:23,666 --> 00:47:27,757
بقیه آدم‌ها براش حکم سایه رو دارن

763
00:47:27,932 --> 00:47:30,543
از طرز نگاهش به اشیاء
 می‌شه این برداشت رو کرد

764
00:47:30,697 --> 00:47:33,134
که یادش نمیاد چی هستن

765
00:47:33,328 --> 00:47:36,679
و براش هم مهم نیست

766
00:47:36,854 --> 00:47:39,900
بعضی وقت‌ها به خودم نگاه می‌کنم و نمی‌فهمم

767
00:47:40,074 --> 00:47:44,731
که چطور اوضاع این‌قدر پیچیده شد؟

768
00:47:53,914 --> 00:47:56,438
هی، می‌شه بریم بیرون؟

769
00:47:56,612 --> 00:47:57,962
که یه‌کم هوا بخوریم؟

770
00:47:59,267 --> 00:48:01,356
می‌رم کتم رو بیارم

771
00:48:02,836 --> 00:48:03,793
بریم

772
00:48:07,773 --> 00:48:09,913
[ این جزیره، زمین ]

773
00:48:14,326 --> 00:48:16,197
دکتر منهتن -
دکتر آسترمن -

774
00:48:16,371 --> 00:48:17,938
باید گریم‌تون کنیم

775
00:48:18,112 --> 00:48:20,506
رنگ آبی‌تون واسه پخش زنده
زیادی روشنه

776
00:48:20,680 --> 00:48:23,074
روشناییش خوب شد؟ -
عالی شد -

777
00:48:23,248 --> 00:48:26,729
این لیست موضوعات ممنوعه‌ایه
که ارتش آماده کرده

778
00:48:26,904 --> 00:48:29,471
بحث افغانستان رو پیش می‌کشن
...ولی خونسردیت رو حفظ کن

779
00:48:29,645 --> 00:48:33,649
و سعی کن توی شرایط حساس
گیر نکنی

780
00:48:36,000 --> 00:48:39,568
خانم‌ها و آقایون، امشب یه چیز خیلی ویژه
براتون داریم

781
00:48:39,742 --> 00:48:41,527
دکتر منهتن

782
00:48:41,701 --> 00:48:44,138
امشب اولین مصاحبه‌ش رو انجام می‌ده

783
00:48:44,312 --> 00:48:48,142
به افتخار دکتر جان آسترمن

784
00:48:48,316 --> 00:48:51,145
خب، چه‌خبر دکی؟

785
00:48:51,319 --> 00:48:53,713
دکتر، امیدوارم از اینکه زود پسرخاله شدم
ناراحت نشی

786
00:48:53,887 --> 00:48:56,455
ولی اخبار خارج، همه رو یه مقدار
نگران کرده

787
00:48:56,629 --> 00:49:02,200
خب، قبل از اینکه خبرنگارهای گرسنه‌مون رو
بندازم به جونت

788
00:49:02,374 --> 00:49:05,420
...بذار با این سوال شروع کنم

789
00:49:05,594 --> 00:49:08,336
اگر شوروی در افغانستان
شیطنت کنه

790
00:49:08,510 --> 00:49:11,687
آماده‌ی درگیری هستید؟

791
00:49:11,861 --> 00:49:15,865
درحال حاضر توی افغانستان
شرایطی وجود نداره که نیازمند توجه من باشه

792
00:49:16,040 --> 00:49:18,346
با اجازه‌تون یه سوالی داشتم

793
00:49:18,520 --> 00:49:20,566
داگ راث هستم از نووآ اکسپرس

794
00:49:20,740 --> 00:49:24,439
دکتر آسترمن، والی ویور رو یادتونه؟

795
00:49:24,613 --> 00:49:27,138
روزنامه‌ها «رفیق دکتر منهتن» خطابش می‌کردن

796
00:49:27,312 --> 00:49:30,315
...در سال ۷۱ بر اثر سرطان، فوت شد -
یادمه -

797
00:49:31,184 --> 00:49:31,813
[ والی ویور ]

798
00:49:31,838 --> 00:49:33,535
در مراسم ترحیم والی
حضور داشتم

799
00:49:33,709 --> 00:49:37,452
ادگار دابلیو جاکوبی، مقلب به مالک

800
00:49:37,626 --> 00:49:40,499
طی اون سال‌ها زیاد درگیری داشتین

801
00:49:40,673 --> 00:49:42,936
می‌دونستید که اون هم دچارِ
سرطان لاعلاج شده؟

802
00:49:44,546 --> 00:49:47,549
.نه، نمی‌دونستم
...ترجیح می‌دم که

803
00:49:47,723 --> 00:49:49,856
و در جریانید که جینی اسلیتر

804
00:49:50,030 --> 00:49:52,511
که به مدت چندین سال
باهاش رابطه عاشقانه داشتین

805
00:49:52,685 --> 00:49:55,296
دچار سرطان ریه شده؟

806
00:50:00,954 --> 00:50:03,870
...نه، خبر نداشتم

807
00:50:04,044 --> 00:50:06,003
یا می‌دونستید شیش ماه
به عمرش مونده؟

808
00:50:06,177 --> 00:50:07,700
این اواخر با خانم اسلیتر
مصاحبه کردم

809
00:50:07,874 --> 00:50:09,310
همین الان داره منتشر می‌شه

810
00:50:11,704 --> 00:50:13,662
هدفت از این حرف‌ها چیه؟ -
جان -

811
00:50:13,836 --> 00:50:16,883
داگ گزارشاتی دریافت کرده که نشون می‌ده
حدود بیست‌تا از همکارانِ سابقت

812
00:50:17,057 --> 00:50:18,493
به همین روش مبتلا شدن

813
00:50:18,667 --> 00:50:20,104
...نه، من

814
00:50:20,278 --> 00:50:22,193
جوابی برای این اتهامات نداری؟

815
00:50:26,893 --> 00:50:28,590
الان سرطان می‌گیریم؟ -
این یارو رادیو اکتیویه؟ -

816
00:50:29,504 --> 00:50:30,810
دست از سرم بردارید

817
00:50:30,984 --> 00:50:33,117
به‌نظرتون خانم اسلیتر
به‌خاطر همبستری با شما

818
00:50:33,291 --> 00:50:34,422
سرطان گرفته؟

819
00:50:37,469 --> 00:50:39,427
...گفتم -
الان که می‌دونید -

820
00:50:39,601 --> 00:50:41,777
ممکنه صدها نفر رو به مرگ
محکوم کرده باشید، چه حسی دارید؟

821
00:50:41,951 --> 00:50:45,303
دست از سرم بردارید...

822
00:51:17,422 --> 00:51:18,597
...آم

823
00:51:19,772 --> 00:51:22,514
خوبی؟ -
آره، خوبم -

824
00:51:22,688 --> 00:51:24,777
...آم، من

825
00:51:24,951 --> 00:51:27,475
باید یه نفسی تازه کنیم

826
00:51:27,649 --> 00:51:30,217
...بهتره -
من می‌رم توی هتل می‌مونم -

827
00:51:30,391 --> 00:51:31,871
فکرکنم رابطه‌م تمومه

828
00:51:32,045 --> 00:51:33,307
اوه، البته

829
00:51:33,481 --> 00:51:36,049
.ممنون که به حرف‌هام گوش دادی، دن
مواظب خودت باش

830
00:51:36,223 --> 00:51:37,006
حتما

831
00:51:37,181 --> 00:51:38,704
...و

832
00:51:40,619 --> 00:51:42,142
تو هم مواظبت کن، لوری

833
00:51:43,535 --> 00:51:44,362
خداحافظ

834
00:51:52,892 --> 00:51:56,591
حمله‌ی خونینِ کشتیِ باری
غافلگیرمون کرد

835
00:51:59,638 --> 00:52:03,729
قبل از اینکه بتونیم به دیویدزتاون خبر بدیم که
اون کشتی شوم داره میاد، کشتی‌مون تیکه‌تیکه شد

836
00:52:05,122 --> 00:52:07,515
به خانواده‌م فکر می‌کردم

837
00:52:07,689 --> 00:52:11,389
که درحالتی آسیب‌پذیر و از همه‌جا بی‌خبر

838
00:52:11,563 --> 00:52:14,783
نمی‌دونستن که چه بدبختی‌ای
بر سرشون نازل شده

839
00:52:16,872 --> 00:52:22,051
از شدت استیصال، کفر می‌گفتم
و اشک می‌ریختم

840
00:52:22,226 --> 00:52:24,532
برام سوال بود که اون هم
داره اشک می‌ریزه یا نه

841
00:52:24,706 --> 00:52:28,710
ولی وقتی کمکم نمی‌کرد
اشک‌هاش به چه دردی می‌خوردن؟

842
00:52:31,365 --> 00:52:36,675
اون شب، زیر ستاره‌های سرد و دور
خواب ازم حروم شده بود

843
00:52:36,849 --> 00:52:39,634
و به خدای سنگدل و دور فکر می‌کردم

844
00:52:39,808 --> 00:52:43,029
که سرنوشتِ دیویدزتاون
در دستانش بود

845
00:52:45,814 --> 00:52:47,207
اصلا وجود داشت؟

846
00:52:48,513 --> 00:52:50,297
...آیا یه زمانی بوده

847
00:52:51,603 --> 00:52:53,300
ولی حالا رفته؟

848
00:52:53,474 --> 00:52:57,435
.هی، ورود به این پایگاه ممنوعه
حق نداری بیای اینجا

849
00:52:59,045 --> 00:53:00,742
فکر می‌کنم حق با توئه

850
00:53:02,483 --> 00:53:05,225
لطفا به مافوق‌هات و لوری ژوسپژیک بگو

851
00:53:05,399 --> 00:53:06,618
که من رفتم

852
00:53:07,619 --> 00:53:08,881
رفتم مریخ

853
00:53:21,154 --> 00:53:24,244
رفته؟ یعنی چی رفته؟

854
00:53:24,418 --> 00:53:28,770
خانم، دلیل مفت‌خوری‌هات بعد از مصاحبه دیشب
گذاشت رفت

855
00:53:28,944 --> 00:53:31,904
دکتر منهتن، رکن اصلیِ
امنیت آمریکا

856
00:53:32,078 --> 00:53:33,558
زمین رو ترک کرده

857
00:53:33,732 --> 00:53:35,342
...جناب رئیس جمهور

858
00:53:35,516 --> 00:53:37,344
روس‌ها دارن به افغانستان
و پاکستان حمله می‌کنن

859
00:53:37,518 --> 00:53:40,173
اگه این روند ادامه پیدا می‌کنه
می‌رن که اروپای غربی رو هم تصاحب کنن

860
00:53:40,347 --> 00:53:44,090
اگر دکتر منهتن می‌خواست
 روی یک سیاره سرخ زندگی کنه

861
00:53:44,264 --> 00:53:46,266
باید همین‌جا می‌موند
[ دو پهلو: سرخی مریخ و کمونیسم ]

862
00:53:46,440 --> 00:53:48,790
میزان شکست احتمالی‌مون در صورتِ
جنگ اتمی رو ارزیابی کنید

863
00:53:48,964 --> 00:53:52,011
و برای اولین حمله‌مون در هفته آینده
آماده بشید

864
00:53:52,185 --> 00:53:53,795
صبح به‌خیر دنیل

865
00:53:53,969 --> 00:53:55,449
روزنامه‌ت رو آوردم

866
00:53:55,623 --> 00:53:59,105
کمدین کشته شده
و دکتر منهتن تبعید

867
00:53:59,279 --> 00:54:02,413
در عرض یک هفته، دوتامون حذف شدیم

868
00:54:02,587 --> 00:54:07,418
بعدی کیه؟ وایت؟
ژوسپژیک؟ من؟ تو؟

869
00:54:07,592 --> 00:54:10,551
این روزها دیگه هیچ‌کس در امان نیست

870
00:54:31,137 --> 00:54:33,313
عکس دستمه

871
00:54:35,359 --> 00:54:37,926
عکس یک زوجه

872
00:54:39,667 --> 00:54:42,757
مال سال ۱۹۵۹ ئه و در یک شهربازی هستن

873
00:54:44,759 --> 00:54:46,805
دقیقا تا ۳۸ ثانیه دیگه

874
00:54:46,979 --> 00:54:50,461
این عکس رو می‌ندازم روی شن‌ها و می‌رم

875
00:54:50,635 --> 00:54:54,247
.همین الانش اونجاست
سی و یک ثانیه در آینده

876
00:54:54,421 --> 00:54:56,293
عکس دستمه

877
00:54:56,467 --> 00:54:58,817
‫۲۷ ساعت پیش توی یک میخونه پیداش کردم

878
00:54:58,991 --> 00:55:00,471
‫۲۵ ثانیه

879
00:55:00,645 --> 00:55:02,734
هنوز اونجاست، ۲۷ ثانیه در گذشته

880
00:55:02,908 --> 00:55:04,170
‫۲۱ ثانیه

881
00:55:04,344 --> 00:55:05,737
هنوز اونجام و بهش نگاه می‌کنم

882
00:55:05,911 --> 00:55:06,738
‫۱۸ ثانیه

883
00:55:06,912 --> 00:55:08,957
اکتبر ۱۹۸۵ ئه

884
00:55:09,131 --> 00:55:10,655
روی مریخم -
چهارده ثانیه -

885
00:55:10,829 --> 00:55:13,701
جولایِ ۱۹۵۹ ئه -
یازده ثانیه -

886
00:55:13,875 --> 00:55:15,964
توی شهربازی پالیسایدزم

887
00:55:16,138 --> 00:55:19,228
هشت، هفت، شیش -
از نگاه کردن به عکس، خسته شدم -

888
00:55:19,403 --> 00:55:22,014
پنج، چهار، سه، دو، یک -
دستانم رو باز می‌کنم -

889
00:55:22,188 --> 00:55:23,624
می‌افته روی شن‌ها

890
00:55:27,236 --> 00:55:30,283
به ستاره‌ها نگاه می‌کنم

891
00:55:30,457 --> 00:55:33,068
خیلی دورن

892
00:55:33,242 --> 00:55:37,334
و خیلی طول می‌کشه تا نورشون
بهمون برسه

893
00:55:37,508 --> 00:55:41,729
تنها چیزی که از ستاره‌های می‌بینیم
عکس‌های قدیمی‌شونه

894
00:55:51,086 --> 00:55:52,914
ستاره‌ها رو تماشا

895
00:55:53,088 --> 00:55:56,353
و خط سیر پیچیده‌شون رو
تحسین می‌کنم

896
00:55:56,527 --> 00:55:57,832
...از طریق فضا

897
00:55:58,833 --> 00:56:01,575
و زمان

898
00:56:01,749 --> 00:56:05,666
پدرم، آسمان رو به‌خاطر دقت و ریزه‌کاریش
تحسین می‌کرد

899
00:56:05,840 --> 00:56:07,233
تعمیرکارِ ساعت بود

900
00:56:09,540 --> 00:56:11,716
اوت ۱۹۴۵ ئه

901
00:56:11,890 --> 00:56:13,674
توی آشپزخونه‌ای در بروکلین نشستم

902
00:56:13,848 --> 00:56:17,025
و ماتِ ترتیب چرخ‌دنده‌های
روی یک مخمل سیاه شدم

903
00:56:17,199 --> 00:56:18,592
شانزده سال دارم

904
00:56:18,766 --> 00:56:20,768
جان، چی کار می‌کنی؟

905
00:56:20,942 --> 00:56:22,509
قبل از رفتن به مدرسه
با ساعت جیبیِ قدیمیت تمرین می‌کنم

906
00:56:22,683 --> 00:56:25,294
.بی‌خیال ساعت
اخبار رو دیدی؟

907
00:56:25,469 --> 00:56:29,821
!توی ژاپن، بمب اتم انداختن
یک شهر با خاک یک‌سان شده

908
00:56:29,995 --> 00:56:32,389
این همه‌چیز رو عوض می‌کنه -
...پدر، چی کار -

909
00:56:32,563 --> 00:56:34,739
دارم کاری که به صلاحته رو می‌کنم -
وایسا -

910
00:56:34,913 --> 00:56:37,872
جهان به علم اتمی نیاز داره

911
00:56:38,046 --> 00:56:40,875
نه ساعت جیبی

912
00:56:41,049 --> 00:56:46,925
پروفسور انیشتین می‌گه که
زمان یک مقوله نسبیه

913
00:56:47,099 --> 00:56:52,583
،وقتی زمان یک چیز حقیقی نیست
پس هدفِ ساعت‌سازها چیه؟

914
00:56:52,757 --> 00:56:55,499
وایسا، نه

915
00:56:55,673 --> 00:56:59,459
چهل سال پیش، باران چرخ‌دنده
بر بروکلین بارید

916
00:56:59,633 --> 00:57:02,462
صد و پنجاه دقیقه در آینده

917
00:57:02,636 --> 00:57:05,900
بارش شهابی به جو رقیقِ مریخ
نفوذ می‌کنه

918
00:57:08,773 --> 00:57:10,775
سال ۱۹۵۸ ئه

919
00:57:10,949 --> 00:57:13,995
دکترای فیزیک اتمی گرفتم
و دارم فارغ التحصیل می‌شم

920
00:57:15,693 --> 00:57:19,044
‫۱۲ مه ۱۹۵۹ ئه

921
00:57:19,218 --> 00:57:22,961
روز اول کاریم در پایگاه تحقیقاتی هیلا فلتسه

922
00:57:23,135 --> 00:57:25,093
والی ویور، اطراف رو نشونم می‌ده

923
00:57:26,834 --> 00:57:28,880
اینجا کجاست؟

924
00:57:29,054 --> 00:57:30,490
اینجا آزمایش میدانیِ ذاتی
انجام می‌شه

925
00:57:30,664 --> 00:57:33,406
سعی دارن ثابت کنن که سوای از گرانش

926
00:57:33,580 --> 00:57:36,061
یک‌جور میدان، باعث انسجام همه‌چیز شده

927
00:57:36,235 --> 00:57:38,411
این اتاقک آزمایش‌مونه که
 مکانیزم قفل ساعتی داره

928
00:57:38,585 --> 00:57:41,240
و واسه مواقعی به‌کار می‌ره که می‌خوایم
اشیاء رو از میدان ذاتی‌شون جدا کنیم

929
00:57:41,414 --> 00:57:43,895
باعث می‌شه هیچ تشعشعاتی
به بیرون درز نکنه

930
00:57:50,989 --> 00:57:54,166
والی می‌برتم به یک میخونه شلوغ

931
00:57:54,340 --> 00:57:57,430
یکهو حس دژاوو
بهم دست می‌ده

932
00:58:00,477 --> 00:58:03,305
خب، تو بایستی دانشمند جدیده باشی

933
00:58:03,480 --> 00:58:05,525
به عنوان یک دانشمند محقق
زیادی جوونی

934
00:58:05,699 --> 00:58:08,485
خب، بابام یه جورهایی مجبورم کرد

935
00:58:09,529 --> 00:58:11,009
خیلی برام پیش میاد

936
00:58:11,183 --> 00:58:13,446
به‌نظر میاد تمام اقداماتم رو
بقیه برام انجام می‌دن

937
00:58:13,620 --> 00:58:16,884
من «جینی اسلیتر» هستم

938
00:58:17,058 --> 00:58:19,060
می‌شه برات یه نوشیدنی بخرم؟

939
00:58:19,234 --> 00:58:20,148
هی، عاشقانِ جوان

940
00:58:21,715 --> 00:58:23,500
به به! عجب عکسِ قشنگی شد

941
00:58:23,674 --> 00:58:24,501
عکسه توی شن‌هاست

942
00:58:24,675 --> 00:58:26,720
جولای ۱۹۵۹ ئه

943
00:58:26,894 --> 00:58:29,375
کنار محل تمرین تیراندازی
ساعت جنی می‌افته

944
00:58:29,549 --> 00:58:32,247
و یک مرد پا می‌ذاره روش

945
00:58:32,421 --> 00:58:34,380
بهش می‌گم می‌تونم درستش کنم -
می‌تونم درستش کنم -

946
00:58:36,164 --> 00:58:38,123
سال ۱۹۶۳ ئه

947
00:58:38,297 --> 00:58:40,821
بعد از یک جر و بحث
درحال معاشقه هستیم

948
00:58:40,995 --> 00:58:45,304
شدت عشقبازی‌مون با شدت مشاجره‌مون یک‌سانه

949
00:58:45,478 --> 00:58:49,917
سال ۱۹۶۶ و با حالت گریان
داره چمدونش رو می‌بنده

950
00:58:53,442 --> 00:58:55,749
اوتِ ۱۹۵۹ ئه

951
00:58:55,923 --> 00:58:57,969
کلا یک ماهه که با همدیگه‌ایم

952
00:58:58,143 --> 00:59:01,450
...خب، جان -
حادثه‌ـه در انتظارمه -

953
00:59:01,625 --> 00:59:03,409
ساعتم رو هنوز درست نکردی؟...

954
00:59:03,583 --> 00:59:07,021
.درستش کردم
...همین‌جا

955
00:59:09,328 --> 00:59:11,025
وقتی داشتیم اتاقک جداسازی رو

956
00:59:11,199 --> 00:59:13,593
بازنشانی می‌کردیم، توی روپوش آزمایشگاهیم
جاش گذاشتم

957
00:59:13,767 --> 00:59:14,594
الان برمی‌گردم

958
00:59:17,118 --> 00:59:19,730
الان‌هاست که اون حادثه
رخ بده

959
00:59:30,366 --> 00:59:31,565
[ قفل اتوماتیک ]

960
00:59:47,714 --> 00:59:49,847
جینی، جینی -
جان -

961
00:59:50,021 --> 00:59:51,892
در رو باز کن -
نمی‌تونم -

962
00:59:52,066 --> 00:59:53,546
بازش کن

963
00:59:53,720 --> 00:59:55,896
زمانش واسه آزمایش بعدی تنظیم شده

964
00:59:56,070 --> 00:59:57,768
نمی‌تونم لغوش کنم -
نه -

965
00:59:59,204 --> 01:00:01,293
یا خدا، روشن شد

966
01:00:02,990 --> 01:00:04,818
یا خدا! جینی

967
01:00:04,992 --> 01:00:06,820
تقصیر منه -
نه -

968
01:00:06,994 --> 01:00:08,126
نه! جینی

969
01:00:08,300 --> 01:00:09,736
لطفا -
نمی‌تونم بمونم و تماشا کنم -

970
01:00:09,910 --> 01:00:11,869
لطفا... نمی‌تونم

971
01:00:12,043 --> 01:00:13,827
نرو -
واقعا متاسفم -

972
01:00:14,001 --> 01:00:15,786
نه، نه، نه

973
01:00:15,960 --> 01:00:16,830
جینی

974
01:00:20,181 --> 01:00:22,314
نه

975
01:00:22,488 --> 01:00:24,751
حفاظ از جلوی پرتابگر ذرات
می‌ره کنار

976
01:00:24,925 --> 01:00:28,059
صدای جیغ اتم‌ها توی اتاقک
به گوش می‌رسه

977
01:00:28,233 --> 01:00:30,757
به ساعتِ توی دستم نگاه می‌کنم

978
01:00:30,931 --> 01:00:32,585
مثل روز اولش شده

979
01:00:32,759 --> 01:00:34,369
...و پرتوهای نور

980
01:00:34,543 --> 01:00:36,894
پرتوهای نور تیکه‌تیکه‌م می‌کنن

981
01:00:47,513 --> 01:00:49,210
سپتامبره

982
01:00:49,384 --> 01:00:52,126
یک مراسم تشییع جنازه برگزار می‌شه

983
01:00:52,300 --> 01:00:53,954
جسدی برای دفن کردن ندارن

984
01:00:56,522 --> 01:00:58,524
اکتبره

985
01:00:58,698 --> 01:01:01,919
جنی تنها عکسی که ازم موجوده رو
به تخته‌ی توی میخونه می‌چسبونه

986
01:01:05,139 --> 01:01:06,750
نوامبره

987
01:01:08,621 --> 01:01:11,668
سیستم عصبی انسان در مدت کوتاهی
عینیت پیدا می‌کنه

988
01:01:13,713 --> 01:01:15,672
الان ده نوامبره

989
01:01:15,846 --> 01:01:18,936
دستگاه گردش خون، حین قدم زدن در آشپزخانه
دیده می‌شه

990
01:01:19,110 --> 01:01:20,241
چی؟

991
01:01:20,415 --> 01:01:22,766
چهارده نوامبر

992
01:01:22,940 --> 01:01:26,247
یک اسکلت با مقداری ماهیچه بیرون از
نرده‌های حفاظتی ظاهر می‌شه

993
01:01:26,421 --> 01:01:29,511
قبل از ناپدید شدن به مدت سی ثانیه
جیغ می‌زنه

994
01:01:30,948 --> 01:01:32,689
واقعا مسئله فقط

995
01:01:32,863 --> 01:01:35,996
نصب کرد مجدد اجزا
در ترتیب درستشه

996
01:02:00,891 --> 01:02:02,066
جان؟

997
01:02:03,850 --> 01:02:05,112
جان؟

998
01:02:05,286 --> 01:02:07,724
کریسمس ۱۹۵۹ ئه

999
01:02:07,898 --> 01:02:11,205
خب، دوستش داری؟

1000
01:02:11,379 --> 01:02:15,470
یعنی، حلقه چیزی هست
که ازش خوشت بیاد؟

1001
01:02:15,644 --> 01:02:17,908
...چون توی

1002
01:02:18,082 --> 01:02:20,301
از نماد روی کلاهت
خوشت میاد؟

1003
01:02:20,475 --> 01:02:22,434
بچه‌های بخش بازاریابی گفتن
که به یک نماد نیاز داری

1004
01:02:22,608 --> 01:02:24,784
فوریه ۱۹۶۰ ئه

1005
01:02:24,958 --> 01:02:27,265
نمادتون بی معناست

1006
01:02:27,439 --> 01:02:28,788
اگه قرار باشه نماد داشته باشم

1007
01:02:28,962 --> 01:02:31,748
اتم هیدروژن، مناسب‌تره

1008
01:02:31,922 --> 01:02:34,359
برام نماد محترمیه

1009
01:02:34,533 --> 01:02:37,405
چینش ساختار اتمیش بی‌نقصه

1010
01:02:37,579 --> 01:02:39,016
خیلی دوستش دارم

1011
01:02:41,105 --> 01:02:42,715
جینی؟ چی شده؟

1012
01:02:43,890 --> 01:02:45,326
می‌ترسم جان

1013
01:02:46,023 --> 01:02:48,112
از من؟

1014
01:02:48,286 --> 01:02:50,592
اسم دکتر منهتن رو روم می‌ذارن

1015
01:02:50,767 --> 01:02:55,641
تا حس وحشت رو به دل دشمنان آمریکا بندازن

1016
01:02:55,815 --> 01:02:59,210
دارن از من یک چیز نمایشی و کشنده می‌سازن

1017
01:02:59,384 --> 01:03:04,737
می‌ترسم، چون همه‌چیز حس عجیبی داره

1018
01:03:04,911 --> 01:03:06,608
مارس ۱۹۶۰ ئه

1019
01:03:06,783 --> 01:03:09,176
تکرار می‌کنیم: ابرانسان وجود داره

1020
01:03:09,350 --> 01:03:10,787
و آمریکاییه

1021
01:03:10,961 --> 01:03:12,658
منابع پنتاگون می‌گن

1022
01:03:12,832 --> 01:03:15,574
که این دکتر منهتن، می‌تونه
ساختار اتمی رو کنترل کنه

1023
01:03:15,748 --> 01:03:18,577
کرملین، واکنشی به این قضیه
نشون نداده

1024
01:03:18,751 --> 01:03:21,710
انگار که همه‌چیز عوض شده

1025
01:03:21,885 --> 01:03:23,887
نوامبر ۱۹۶۰ ئه

1026
01:03:24,061 --> 01:03:26,498
روزنامه‌ها من رو جرم‌ستیز خطاب می‌کنن

1027
01:03:26,672 --> 01:03:30,589
پس پنتاگون می‌گه که
باید با جرائم مقابله کنم

1028
01:03:30,763 --> 01:03:34,114
نمی‌دونم اقداماتم چه جنبه اخلاقی‌ای دارن

1029
01:03:34,288 --> 01:03:37,814
فقط تو نه، همه‌چیز

1030
01:03:37,988 --> 01:03:40,120
مه ۱۹۶۲ ئه

1031
01:03:40,294 --> 01:03:44,211
یک مرد نقابدار بازنشسته می‌شه
تا مکانیکی باز کنه

1032
01:03:44,385 --> 01:03:46,953
وقتی یکی مثل تو باشه
شرایط به کل عوض می‌شه

1033
01:03:47,127 --> 01:03:48,607
تو از پسِ هرکاری برمیای

1034
01:03:48,781 --> 01:03:51,131
من تنها چیزی که می‌تونم
ارائه کنم، یه مشت محکم

1035
01:03:51,305 --> 01:03:53,873
و مهارت آچارکشیمه

1036
01:03:54,047 --> 01:03:57,485
خب، خودروهای برقی‌ای که طراحی کردم
باید ساده‌تر باشن

1037
01:03:58,138 --> 01:03:59,096
برقی؟

1038
01:04:00,619 --> 01:04:03,187
می‌گن هرکاری ازت برمیاد، جان

1039
01:04:03,361 --> 01:04:05,537
...می‌گن دیگه

1040
01:04:05,711 --> 01:04:07,104
مثل یه خدایی

1041
01:04:07,278 --> 01:04:09,323
‫سپتامبر ۱۹۶۱

1042
01:04:09,497 --> 01:04:11,325
جان کندی ازم می‌پرسه که ابرقهرمان بودن
چه حسی داره

1043
01:04:11,499 --> 01:04:12,370
خب، ابرقهرمان بودن
چه حسی داره؟

1044
01:04:12,544 --> 01:04:13,545
تو بهتر می‌دونی

1045
01:04:13,719 --> 01:04:15,329
بهش گفتم تو بهتر می‌دونی

1046
01:04:15,503 --> 01:04:16,287
سر تکون می‌ده و می‌خنده

1047
01:04:18,332 --> 01:04:20,813
بعید می‌دونم خدایی
وجود داشته باشه، جینی

1048
01:04:20,987 --> 01:04:24,164
اگر وجود داشه باشه، من نیستم

1049
01:04:24,338 --> 01:04:26,427
‫نوامبر ۱۹۶۳
‫[ رئیس جمهور کندی ترور شد ]

1050
01:04:26,601 --> 01:04:30,431
.توی دالاس، سرش عقب و جلو شد
دوتا تیر بهش زدن

1051
01:04:30,605 --> 01:04:33,782
.باورم نمی‌شه
می‌دونستی قراره تیر بخوره؟

1052
01:04:33,957 --> 01:04:35,567
پس چرا کاری نکردی؟

1053
01:04:35,741 --> 01:04:37,786
نمی‌تونم از آینده جلوگیری بکنم

1054
01:04:37,961 --> 01:04:40,833
واسه من، همین الانش
داره اتفاق می‌افته

1055
01:04:41,007 --> 01:04:43,140
من هنوز همون آدمم

1056
01:04:43,314 --> 01:04:44,750
هیچی عوض نشده

1057
01:04:46,578 --> 01:04:48,319
سال ۱۹۶۶ ئه

1058
01:04:48,493 --> 01:04:50,495
یک زن جوان، سمت راستم نشسته

1059
01:04:50,669 --> 01:04:53,672
نگاه‌م می‌کنه و لبخند می‌زنه

1060
01:04:53,846 --> 01:04:57,328
!این‌قدر به اون دختره نگاه نکن
توجه کن

1061
01:04:57,502 --> 01:05:01,114
همیشه می‌خوامت

1062
01:05:01,288 --> 01:05:04,770
مادامی که دروغ می‌گم، صداق هق‌هقِ گریه‌ش رو
در سال ۱۹۶۶ می‌شنوم

1063
01:05:07,512 --> 01:05:10,950
مه ۱۹۶۶ ئه

1064
01:05:11,124 --> 01:05:13,126
اسمم لوریه

1065
01:05:13,300 --> 01:05:16,825
به جز «دکتر منهتن» اسم دیگه‌ای نداری؟

1066
01:05:17,000 --> 01:05:18,871
ای لاشی

1067
01:05:20,612 --> 01:05:21,830
اسمم جانه

1068
01:05:22,005 --> 01:05:24,572
می‌دونم رفته بودی پیش دختره

1069
01:05:27,140 --> 01:05:30,056
لطف کردی که باهام اومدی گشت

1070
01:05:30,230 --> 01:05:33,712
دوست دخترت که ناراحت نمی‌شه، نه؟

1071
01:05:33,886 --> 01:05:35,844
...مادامی که دروغ می‌گم -
ازت متنفرم -

1072
01:05:36,019 --> 01:05:38,978
می‌بینم که در سال ۱۹۸۵ ترکم می‌کنه

1073
01:05:40,240 --> 01:05:42,416
خیلی خوشگله

1074
01:05:42,590 --> 01:05:46,507
بعد از هر بوسه، یک بوسه کوچولو
به صورتم می‌زنه

1075
01:05:46,681 --> 01:05:48,683
مثل یک امضا

1076
01:05:48,857 --> 01:05:52,122
می‌کشونمش سمت خودم
و نمی‌خوام هیچ‌وقت از دستش بدم

1077
01:05:52,296 --> 01:05:53,514
هرچند می‌دونم که اجتناب‌ناپذیره

1078
01:06:01,783 --> 01:06:03,829
...از دنیاشون و این آدم‌ها

1079
01:06:07,572 --> 01:06:09,617
خسته شدم

1080
01:06:09,791 --> 01:06:12,055
دست از سرم بردارید

1081
01:06:12,229 --> 01:06:15,493
از گیر کردن توی پیچیدگیِ زندگی‌هاشون
خسته شدم

1082
01:06:17,799 --> 01:06:20,411
...توی آریزونا، دارم عکس رو می‌گیرم

1083
01:06:21,368 --> 01:06:22,761
و رفتم

1084
01:06:24,676 --> 01:06:27,548
رفتم به مریخ

1085
01:06:32,075 --> 01:06:35,513
و تصمیم گرفتم که یک چیزی خلق کنم

1086
01:06:42,737 --> 01:06:45,479
یک جهان در اطرافم خلق می‌شه

1087
01:06:47,568 --> 01:06:49,483
خودم دارم بهش شکل می‌دم

1088
01:06:49,657 --> 01:06:52,530
یا ساختار از پیش تعیین‌شده‌ش
در نحوه شکل‌گیریش دخیله؟

1089
01:06:53,922 --> 01:06:56,882
جهان به‌خاطر من عوض شد

1090
01:06:57,056 --> 01:07:00,973
ولی اگر ساعت رو توی اتاقک آزمایش
جا نمی‌ذاشتم؟

1091
01:07:01,147 --> 01:07:03,628
اگر برنمی‌گشتم چی؟

1092
01:07:03,802 --> 01:07:06,544
یا یک لحظه صبر می‌کردم؟

1093
01:07:07,806 --> 01:07:09,677
پس تقصیر خودمه؟

1094
01:07:09,851 --> 01:07:10,896
یا جینی؟

1095
01:07:12,332 --> 01:07:13,290
یا پدرم؟

1096
01:07:15,031 --> 01:07:16,293
کدوم‌مون مسئوله؟

1097
01:07:20,210 --> 01:07:22,386
چه کسی جهان رو می‌سازه؟

1098
01:07:22,560 --> 01:07:24,649
شاید جهان ساخته نشده

1099
01:07:25,780 --> 01:07:27,478
شاید هیچ‌چیز ساخته نشده

1100
01:07:28,696 --> 01:07:31,308
شاید صرفا وجود داره

1101
01:07:31,482 --> 01:07:35,529
داشته و خواهد داشت

1102
01:07:35,703 --> 01:07:38,967
ساعتیه که ساعت‌ساز نداره

1103
01:07:40,578 --> 01:07:42,362
روی یک بالکن ایستادم

1104
01:07:42,536 --> 01:07:44,538
همون‌طور که یک زمان
روی پله‌های اضطراری ایستاده بودم

1105
01:07:44,712 --> 01:07:48,281
و می‌خواستم چرخ‌دنده‌ها رو بگیرم

1106
01:07:48,455 --> 01:07:50,240
ولی دیگه دیره

1107
01:07:50,414 --> 01:07:51,806
همیشه بوده

1108
01:07:53,156 --> 01:07:55,027
و همیشه خواهد بود

1109
01:07:56,985 --> 01:07:58,944
اولین شهاب‌ها بر فراز کوهستانِ نودوس گوردی

1110
01:07:59,118 --> 01:08:02,730
همچون جواهراتی در یک مکانیزم بی‌خالق

1111
01:08:02,904 --> 01:08:05,559
بر مریخ می‌بارن

1112
01:08:19,138 --> 01:08:22,881
وای خدا، دوباره نه

1113
01:08:25,884 --> 01:08:27,103
از جونِ من چی می‌خوای؟

1114
01:08:27,277 --> 01:08:28,974
هیچی. پیری و تنها

1115
01:08:29,148 --> 01:08:30,541
گفتم شاید دلت یک همراه بخواد

1116
01:08:30,715 --> 01:08:32,151
پس می‌تونم بیام بیرون؟

1117
01:08:32,804 --> 01:08:33,848
نه

1118
01:08:34,022 --> 01:08:35,850
نفس عمیق بکش

1119
01:08:36,024 --> 01:08:38,679
گفتی کمدین اومده اینجا
و از یک لیستی حرف زده

1120
01:08:38,853 --> 01:08:40,464
اسم تو و جینی اسلیتر
توش بوده

1121
01:08:40,638 --> 01:08:42,640
گفته که یکی داره پا توی کفشِ
دکتر منهتن می‌کنه

1122
01:08:42,814 --> 01:08:45,164
چند روز بعدش، منهتن روی آنتن زنده
رسوا شد

1123
01:08:45,338 --> 01:08:46,687
مجبورش کردن از زمین بره

1124
01:08:46,861 --> 01:08:49,125
بهش تهمت زدن که مردم رو
به سرطان مبتلا می‌کنه

1125
01:08:49,299 --> 01:08:51,214
مثل جینی اسلیتر و تو

1126
01:08:52,867 --> 01:08:54,913
چه بد

1127
01:08:55,087 --> 01:08:57,133
،فکرکنم لیست بلیک
لیست سرطانی‌ها بوده

1128
01:08:57,307 --> 01:08:59,135
یکی تنظیمش کرده
و اسمِ تو رو توش نوشته

1129
01:08:59,309 --> 01:09:01,049
یکی دادتش به رسانه

1130
01:09:01,224 --> 01:09:03,487
کمدین و دکتر منهتن
همیشه بزرگ‌ترین دشمنانت بودن

1131
01:09:03,661 --> 01:09:04,792
حالا جفت‌شون حذف شدن

1132
01:09:04,966 --> 01:09:06,968
.کارت خیلی راحت شد
کارِ کیه، مالک؟

1133
01:09:07,143 --> 01:09:08,927
کی پشت این قضیه‌ست؟ -
نمی‌دونم -

1134
01:09:09,101 --> 01:09:11,234
قانع نشدم -
نمی‌دونم -

1135
01:09:11,408 --> 01:09:13,018
نمی‌دونم

1136
01:09:13,192 --> 01:09:16,064
قسم می‌خورم که نمی‌دونم
کارِ کی بود

1137
01:09:16,239 --> 01:09:18,241
هوم، بهتر شد

1138
01:09:20,852 --> 01:09:22,636
اگه چیزی یادت اومد

1139
01:09:22,810 --> 01:09:24,551
برام نامه بذار

1140
01:09:24,725 --> 01:09:27,772
سطل زباله‌ی رو به روی غذاخوریِ گانگا
بین خیابون چهلم و هفتم

1141
01:09:32,385 --> 01:09:37,085
.‫دفترچه رورشاک
تاریخ، ۲۱ اکتبر ۱۹۸۵، ساعت ۲:۳۵ بامداد

1142
01:09:37,260 --> 01:09:39,523
.دیدار با جاکوبی بی‌فایده بود
از هیچی خبر نداره

1143
01:09:39,697 --> 01:09:42,439
.صرفا ازش سوء استفاده شده
ولی توسط کی‌ها؟

1144
01:09:42,613 --> 01:09:43,657
روس‌ها؟

1145
01:09:43,831 --> 01:09:45,355
کمدین به یک جزیره
اشاره کرده بود

1146
01:09:45,529 --> 01:09:47,792
هنرمندان و نویسنده‌ها
توش زندگی می‌کنن

1147
01:09:47,966 --> 01:09:49,446
جور در نمیاد

1148
01:09:49,620 --> 01:09:52,057
در میان این همه آشوب و خونریزی

1149
01:09:52,231 --> 01:09:54,190
منتظر کمی روشنگری‌ام

1150
01:10:01,719 --> 01:10:03,590
هرچیزی که برام عزیز

1151
01:10:03,764 --> 01:10:06,289
و مهم بود

1152
01:10:06,463 --> 01:10:11,642
به این بستگی داشت که زودتر از
 اون کشتی‌باریِ شوم به دیویدزتاون برسم

1153
01:10:11,816 --> 01:10:14,514
اون موقع بود که فکر ساخت یک قایق
به ذهنم رسید

1154
01:10:14,688 --> 01:10:19,171
ولی چوب‌های درخت‌های جزیره
اون‌قدری خاصیت شناوری نداشتن

1155
01:10:19,345 --> 01:10:21,478
که به تنهایی من رو به دیویدزتاون برسونن

1156
01:10:21,652 --> 01:10:26,613
یهویی، یک ایده زننده
به ذهنم رسید

1157
01:10:26,787 --> 01:10:31,705
که از اجساد پف کرده‌ی اجساد دفن شده
نشات می‌گرفت

1158
01:10:31,879 --> 01:10:35,622
خودم از نقشه‌ی زننده‌م
وحشت کرده بودم

1159
01:10:35,796 --> 01:10:38,930
ولی چاره‌ای نداشتم

1160
01:10:39,104 --> 01:10:41,237
اجساد رو از زیر خاک کشوندم بیرون

1161
01:10:41,411 --> 01:10:43,630
شن از جوراب‌هاشون می‌چکید

1162
01:10:43,804 --> 01:10:47,155
لباس‌هاشون رو پاره پوره کردم
تا به‌هم ببندم‌شون

1163
01:10:47,330 --> 01:10:50,594
جسدشون رو بستم به زیر قایق

1164
01:10:50,768 --> 01:10:52,378
به هنگام جزر

1165
01:10:52,552 --> 01:10:56,556
به سمت شرق حرکت کردم

1166
01:10:56,730 --> 01:10:59,864
شرق، به هنگام شب در دریا

1167
01:11:00,038 --> 01:11:03,650
بر روی کمر عریان اجساد

1168
01:11:05,086 --> 01:11:06,697
از شدتِ گرسنگی

1169
01:11:06,871 --> 01:11:08,655
یک کاکایی رو روی هوا گرفتم

1170
01:11:10,440 --> 01:11:13,791
از وقتی که کشتی متلاشی شده بود
هیچی نخورده بودم

1171
01:11:13,965 --> 01:11:19,187
،مادامی که به سمت دیویدزتاون می‌رفتم
گوشت خام می‌خوردم

1172
01:11:19,362 --> 01:11:21,059
خونه‌م اونجا بود

1173
01:11:21,233 --> 01:11:23,931
و هیچ‌چیزی نمی‌تونست
ازم بگیرتش

1174
01:11:24,105 --> 01:11:26,238
خب، دولت گفت

1175
01:11:26,412 --> 01:11:28,327
حالا که جان رفته، نمی‌تونم توی پایگاه
زندگی کنم

1176
01:11:28,501 --> 01:11:31,069
و کارت‌های اعتباریم رو مسدود کردن

1177
01:11:31,243 --> 01:11:33,419
حالا تمام چیزی که برام مونده پس‌اندازمه

1178
01:11:33,593 --> 01:11:35,900
چی؟ پس کجا می‌مونی؟

1179
01:11:36,074 --> 01:11:37,205
به مادرت زنگ زدی؟

1180
01:11:37,380 --> 01:11:39,338
حاضرم توی خیابون بخوابم
ولی به اون زنگ نزنم

1181
01:11:39,512 --> 01:11:41,775
...از این حرصم می‌گیره که این‌قدر

1182
01:11:43,211 --> 01:11:44,300
دور انداختنی‌ام

1183
01:11:45,431 --> 01:11:47,868
...خب، من -
بگذریم -

1184
01:11:48,042 --> 01:11:51,394
ممنون که برام ناهار خریدی، دن

1185
01:11:51,568 --> 01:11:53,526
نگرانِ من نباش

1186
01:11:53,700 --> 01:11:55,267
یه جای ارزون پیدا می‌کنم

1187
01:11:59,053 --> 01:12:00,620
لوری -
بله؟ -

1188
01:12:00,794 --> 01:12:03,231
می‌تونی توی خونه من هم بمونی

1189
01:12:03,406 --> 01:12:04,842
جا زیاده

1190
01:12:05,016 --> 01:12:06,626
نمی‌خوام سربار بشم

1191
01:12:06,800 --> 01:12:08,585
هی، سربار نیستی

1192
01:12:09,237 --> 01:12:10,151
جدی می‌گم

1193
01:12:11,675 --> 01:12:13,590
ما جفت‌مون دوستیم دیگه

1194
01:12:13,764 --> 01:12:15,331
جفت‌مون توی یه حیطه کاری هستیم

1195
01:12:15,505 --> 01:12:17,071
...و جفت‌مون

1196
01:12:17,245 --> 01:12:19,073
ته‌مونده هستیم؟

1197
01:12:21,467 --> 01:12:23,817
آره
[ پایان نزدیک است ]

1198
01:12:23,991 --> 01:12:26,690
زیادی گوشت پرنده قورت دادم

1199
01:12:26,864 --> 01:12:29,649
و وحشت زیادی رو تجربه کرده بودم

1200
01:12:29,823 --> 01:12:33,087
هوشیاریم کم شد و خوابم برد

1201
01:12:33,261 --> 01:12:38,310
پرچم شومِ کشتی باریِ سیاه
با سیمای تیره‌ش به خوابم اومد

1202
01:12:38,484 --> 01:12:42,619
پرچم اسکلتیش بالای سر همه‌مون
به اهتزاز درمیاد

1203
01:12:42,793 --> 01:12:49,016
و سرهایی که به دماغه سیاه کشتی
بسته شدن، سرهای خودمون هستن

1204
01:12:49,190 --> 01:12:54,587
واقعا مهم نیست کی هستیم
و کجا زندگی می‌کنیم

1205
01:12:54,761 --> 01:12:58,025
به خواست قاتلان زنده‌ایم

1206
01:12:59,766 --> 01:13:01,725
نوبت جلسه ساعت چهارتونه، آقای وایت

1207
01:13:01,899 --> 01:13:04,902
زیر قایقم، یه چیزی تکون خورد

1208
01:13:05,076 --> 01:13:07,034
جلسه با همون شرکتِ اسباب‌بازی سازیه؟

1209
01:13:07,208 --> 01:13:10,473
بله، واسه خط تولید آزیمندیس
یک‌سری شخصیت جدید می‌خوان

1210
01:13:10,647 --> 01:13:13,214
گفتن چندتا از شرورهای بزرگ‌تون باشن
خوب می‌شه

1211
01:13:13,389 --> 01:13:16,653
شرورهای بزرگ، همه‌شون مُردن

1212
01:13:16,827 --> 01:13:20,918
از روی بی عقلی، فکرم
اول رفت سمت اجساد

1213
01:13:21,092 --> 01:13:22,833
که دارن طناب‌ها رو پاره

1214
01:13:23,007 --> 01:13:26,140
و سعی می‌کنن نفس بگیرن
و به خشکی برن

1215
01:13:31,450 --> 01:13:32,756
اخبار رو دیدین؟

1216
01:13:32,930 --> 01:13:34,932
یه یارویی دیوونه شد و بچه‌ش رو کشت

1217
01:13:35,106 --> 01:13:38,022
چون می‌ترسید که نکنه جنگ اتمی بشه

1218
01:13:38,196 --> 01:13:40,720
ببخشیدها، ولی احمقانه‌ست

1219
01:13:40,894 --> 01:13:43,375
هیچ‌کس اون‌قدر دیوونه نیست
که جنگ راه بندازه

1220
01:13:43,549 --> 01:13:47,379
نمی‌فهمم چرا همه این‌قدر ناراحت و هراسانن

1221
01:13:47,553 --> 01:13:50,426
شاید چون مثل تو جوان
و خوش‌ذوق نیستن

1222
01:13:50,600 --> 01:13:52,950
خب، واسه کار کردن در اینجا
باید روحیه خوبی داشته باشم

1223
01:13:53,124 --> 01:13:55,343
این دکور مصری خیلی مخوفه

1224
01:13:55,518 --> 01:13:57,998
صدایی از آب‌های تیره شنیدم

1225
01:13:58,172 --> 01:13:59,783
خیلی پیگیر مرگ بودن

1226
01:13:59,957 --> 01:14:02,655
اشکل سایه‌مانند به سمتم می‌اومدن

1227
01:14:02,829 --> 01:14:05,832
کشتی‌های نجات بودن؟

1228
01:14:06,006 --> 01:14:09,314
راستش مرگ برای مردم مصر باستان
مخوف نبوده

1229
01:14:09,488 --> 01:14:11,577
مرگ رو قدمی اجتناب‌ناپذیر

1230
01:14:11,751 --> 01:14:14,711
در آغاز سفر کشف روح می‌دونستن

1231
01:14:14,885 --> 01:14:16,190
این برام خیلی تسلی‌بخشه

1232
01:14:16,364 --> 01:14:19,237
نه، کشتی نبودن

1233
01:14:19,411 --> 01:14:20,760
کوسه بودن

1234
01:14:20,934 --> 01:14:22,936
...خب، به‌نظرم
یا خدا، تفنگ داره

1235
01:14:25,635 --> 01:14:29,160
با دندون‌هاشون، قایقم رو خرد کردن

1236
01:14:29,334 --> 01:14:32,206
چشم‌های کوچیک و ماقبل تاریخی‌شون
سرشار از خشم بود

1237
01:14:35,471 --> 01:14:36,950
بین طناب‌هام گیر کرد

1238
01:14:37,124 --> 01:14:40,345
هراسان، تکه چوب دکلم رو برداشتم

1239
01:14:40,519 --> 01:14:43,391
کوسه با چشمان سیاهش
...بهم نگاه کرد

1240
01:14:43,566 --> 01:14:45,263
...و در همون لحظه

1241
01:14:45,437 --> 01:14:47,178
همدیگه رو شناختیم

1242
01:14:47,352 --> 01:14:48,875
چی توی دهنته؟ نه

1243
01:14:49,049 --> 01:14:52,183
،گازش نگیر
گازش نگیر آشغال

1244
01:14:52,357 --> 01:14:54,185
لویاتان سعی داشت فرار کنه

1245
01:14:54,359 --> 01:14:56,753
و قایقم رو با خودش توی مسیرِ
 خون آلودش می‌کشید

1246
01:14:56,927 --> 01:14:58,406
می‌خوام بدونم کی پشت این قضیه‌ست

1247
01:14:58,581 --> 01:15:00,583
محکم بهش چسبیدم

1248
01:15:00,757 --> 01:15:03,673
به زمین و زمان فحش می‌دادم

1249
01:15:06,153 --> 01:15:08,808
لعنتی. کپسول سیانور

1250
01:15:18,209 --> 01:15:20,516
درنهایت کوسه مُرد

1251
01:15:20,690 --> 01:15:24,520
و طولی نکشید که دست از شنا برداشت

1252
01:15:30,003 --> 01:15:31,352
شب به‌خیر جاکوبی

1253
01:15:31,527 --> 01:15:34,094
برام سوال بود که چرا می‌خوای من رو ببینی

1254
01:15:34,268 --> 01:15:36,532
بعدش یکی سعی کرد
به باهوش‌ترین فرد جهان، شلیک کنه

1255
01:15:36,706 --> 01:15:39,535
کمدین، دکتر منهتن، آزیمندیس

1256
01:15:39,709 --> 01:15:41,188
یکی داره پارتیزان‌ها رو می‌کشه، جاکوبی

1257
01:15:41,362 --> 01:15:42,929
یکی می‌خواد سر به تن‌مون نباشه

1258
01:15:43,103 --> 01:15:44,365
شاید تو بتونی بگی کار کیه

1259
01:15:45,758 --> 01:15:46,716
هوم

1260
01:15:51,764 --> 01:15:52,809
رورشاک

1261
01:15:52,983 --> 01:15:54,071
نه -
پلیس صحبت می‌کنه -

1262
01:15:54,245 --> 01:15:56,073
نه، نه، نه

1263
01:15:56,247 --> 01:15:58,597
.می‌دونیم اون داخلی
دیگه تموم شده

1264
01:15:58,771 --> 01:16:00,860
اگه کسی همراهت هست

1265
01:16:01,034 --> 01:16:02,688
صحیح و سالم بفرستش بیرون -
برام پاپوش درست کردن -

1266
01:16:02,862 --> 01:16:04,864
.من هم دم به تله دادم
ای احمق

1267
01:16:05,038 --> 01:16:06,605
،بعدش دست‌هات رو ببر بالا
بیا بیرون و تسلیم شو

1268
01:16:06,779 --> 01:16:09,347
.هیچ‌وقت، هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شم
سلاح لازم دارم

1269
01:16:09,521 --> 01:16:11,131
سی ثانیه وقت داری

1270
01:16:11,996 --> 01:16:12,870
[ سوء قصد به جانِ کارآفرین ]

1271
01:16:12,916 --> 01:16:15,788
نمی‌تونی فرار کنی رورشاک
[ زمین را ترک کرد ]

1272
01:16:15,962 --> 01:16:17,747
دیگه ته خطه -
آره -

1273
01:16:19,052 --> 01:16:20,358
وقتت تمومه

1274
01:16:20,532 --> 01:16:22,012
بفرماید داخل

1275
01:17:07,666 --> 01:17:09,537
بلند شو، بلند شو

1276
01:17:09,712 --> 01:17:11,104
...نه -
بگیریدش، نذارید فرار کنه -

1277
01:17:11,278 --> 01:17:12,236
برام پاپوش درست کردن -
بهش دستبند بزنید -

1278
01:17:12,410 --> 01:17:13,846
...یکی برام پاپوش درست کرد. یکی

1279
01:17:14,020 --> 01:17:16,370
نه، چهره‌م، چهره‌م

1280
01:17:16,544 --> 01:17:17,807
چهره‌م رو پس بده

1281
01:17:17,981 --> 01:17:19,373
چهره‌م رو پس بده

1282
01:17:19,547 --> 01:17:21,941
چهره‌م رو پس بده

1283
01:17:28,644 --> 01:17:32,865
کوسه‌ها بعد از خوردنِ سهم‌شون رفتن

1284
01:17:37,565 --> 01:17:40,220
موقتاً در امان بودم

1285
01:17:44,224 --> 01:17:46,357
اون شب، موقع خوردنِ کوسه

1286
01:17:46,531 --> 01:17:50,970
می‌خواستم به جابجا شدنِ
جایگاه خودم و کوسه بخندم

1287
01:17:51,144 --> 01:17:55,540
ولی خنده‌ی خشکم، خیلی نفرت‌انگیز بود

1288
01:17:58,412 --> 01:18:03,026
قایقم به‌شدت آزاردهنده‌تر می‌شد

1289
01:18:03,200 --> 01:18:06,812
و بازتابی از دگرگونیِ تدریجیِ خودم بود

1290
01:18:08,379 --> 01:18:11,556
با چنین افکارِ تسلی‌بخشی

1291
01:18:11,730 --> 01:18:15,952
بدون دکل، دل رو به دریا زدم

1292
01:18:32,316 --> 01:18:36,668
هی بچه‌ها، انیمیشنِ ماجراجویی‌های
 آزیمندیس رو از دست ندید

1293
01:18:36,842 --> 01:18:40,063
شنبه صبح پخش می‌شه
و اسپانسرش ملت‌داونه

1294
01:18:42,718 --> 01:18:44,632
‫در ماه مه امسال، یعنی ۱۹۶۲

1295
01:18:44,807 --> 01:18:47,244
دقیقا همین رو انتخاب کردم

1296
01:18:47,418 --> 01:18:48,593
بازنشسته شدم

1297
01:18:48,767 --> 01:18:50,160
که احتمالا تا آخر عمرم

1298
01:18:50,334 --> 01:18:52,640
ماشین تعمیر کنم

1299
01:18:52,815 --> 01:18:54,730
از نظر من، بخشی از هنرِ قهرمان بودن

1300
01:18:54,904 --> 01:18:57,515
اینه که بفهمی کِی دیگه نیازی بهت نیست

1301
01:18:57,689 --> 01:18:59,778
و متوجه بشی بازی عوض شده

1302
01:18:59,952 --> 01:19:01,780
و خطرات کار فرق کردن

1303
01:19:01,954 --> 01:19:03,782
و دیگه لزوماً بین این گروه متشکل

1304
01:19:03,956 --> 01:19:07,177
از افراد خارق العاده، جایگاهی برات وجود نداره

1305
01:19:07,351 --> 01:19:08,961
جهان از گذشته گذر کرده

1306
01:19:09,135 --> 01:19:11,137
و من خوش‌حال می‌شم که
از روی صندلی راحتیم

1307
01:19:11,311 --> 01:19:12,965
با آبجوی کنار دستم

1308
01:19:13,139 --> 01:19:15,925
و بوی روغنِ تازه‌ی بین انگشت‌هام
شاهدش باشم

1309
01:19:16,099 --> 01:19:17,796
بخشی از رضایتم از دونستنِ اینکه

1310
01:19:17,970 --> 01:19:20,538
توی این ۲۳ سالی که پارتیزان بودم

1311
01:19:20,712 --> 01:19:23,367
تاثیر بزرگی روی دنیا گذاشتم
نشات می‌گیره

1312
01:19:23,541 --> 01:19:25,412
این تاثیر رو یک پسر جوان

1313
01:19:25,586 --> 01:19:29,199
با یک نامه بهم نشون داد
 و نمی‌تونم اسمش رو فاش کنم

1314
01:19:29,373 --> 01:19:32,768
بهم گفت که اقداماتم
به عنوان نایت اُل رو تحسین می‌کنه

1315
01:19:32,942 --> 01:19:34,813
و پیشنهاد داد

1316
01:19:34,987 --> 01:19:37,076
حالا که بازنشسته شدم و دیگه
از این اسم استفاده نمی‌کنم

1317
01:19:37,250 --> 01:19:38,730
ازم قرض بگیرتش

1318
01:19:38,904 --> 01:19:40,906
چرا که قصد داشت
راه من رو دنبال کنه

1319
01:19:41,080 --> 01:19:43,213
و با جرائم بجنگه

1320
01:19:43,387 --> 01:19:45,389
از اون موقع، چند باری رفتم خونه‌ش

1321
01:19:45,563 --> 01:19:47,608
و یک‌سری از فناوری‌های فوق العاده‌ای

1322
01:19:47,783 --> 01:19:50,481
که قصد داره در جنگ با جرائم
ازش استفاده کنه رو دیدم

1323
01:19:50,655 --> 01:19:52,352
اون‌قدر تحت تاثیر قرار گرفته بودم

1324
01:19:52,526 --> 01:19:54,877
که نمی‌تونستم با استفاده‌ش
از اون اسم احمقانه

1325
01:19:55,051 --> 01:19:57,053
مخالفت کنم

1326
01:19:57,227 --> 01:19:59,446
پس زمانی که این گفته‌های من
منتشر بشن

1327
01:19:59,620 --> 01:20:01,231
ممکنه نایت اُل جدیدی

1328
01:20:01,405 --> 01:20:03,842
در خیابان‌های نیویورک گشت بزنه

1329
01:20:04,016 --> 01:20:05,583
راستی، سالی ژوپیتر بهم گفته

1330
01:20:05,757 --> 01:20:07,454
که وقتی لوری کوچولو بزرگ بشه

1331
01:20:07,628 --> 01:20:10,806
مثل مامانش، یک ابرقهرمان می‌شه

1332
01:20:10,980 --> 01:20:12,895
از کجا معلوم؟

1333
01:20:13,069 --> 01:20:14,722
ظاهراً ابرقهرمان‌ها که یک پدیده نوظهور بودن

1334
01:20:14,897 --> 01:20:18,030
حالا بخشی از زندگی روزمره آمریکایی‌ها شده

1335
01:20:18,204 --> 01:20:19,989
ماندگاره

1336
01:20:20,163 --> 01:20:21,860
چه خوب، چه بد

1337
01:20:24,341 --> 01:20:28,301
روحت بدجوری با آدم می‌مونه... نوستالژی

1338
01:20:30,086 --> 01:20:32,740
بحث کردیم

1339
01:20:32,915 --> 01:20:34,917
من هم گفتم جان

1340
01:20:35,091 --> 01:20:37,310
خودت خوب می‌دونی که
همه‌چیز توی این دنیا منطقیه

1341
01:20:37,484 --> 01:20:39,443
به جز وجود آدم‌ها

1342
01:20:39,617 --> 01:20:41,532
طوری نیست، خانم اسلیتر

1343
01:20:41,706 --> 01:20:44,100
اگه بخواید می‌تونیم قطعش کنیم

1344
01:20:44,274 --> 01:20:47,103
نه، می‌خوام دنیا از جزئیات
باخبر بشه

1345
01:20:47,277 --> 01:20:49,279
خوش‌حالم که باهام تماس گرفتی

1346
01:20:49,453 --> 01:20:52,412
اینکه بالاخره حقیقت رو درباره‌ش بگم
برام تسلی‌بخشه

1347
01:20:52,586 --> 01:20:56,503
خب، بعد از کمک به نووا اکسپرس
در رابطه با تحقیقات‌مون

1348
01:20:56,677 --> 01:20:58,854
و به اشتراک گذاشتن داستان‌تون با جهان

1349
01:20:59,028 --> 01:21:00,290
چه حسی دارید؟

1350
01:21:00,464 --> 01:21:02,727
حس نفرت

1351
01:21:02,901 --> 01:21:05,251
به همدردیِ کسی هم نیازی ندارم

1352
01:21:05,425 --> 01:21:07,950
اینجوری که سرطانم درمان نمی‌شه

1353
01:21:08,124 --> 01:21:10,126
بعد از مشخص شدن سرطان شما

1354
01:21:10,300 --> 01:21:13,520
و بقیه، دکتر آسترمن
به مریخ تله‌پورت کرد

1355
01:21:13,694 --> 01:21:16,393
و جهانیان شوکه شدن

1356
01:21:16,567 --> 01:21:18,482
نظری در این‌باره ندارید؟

1357
01:21:18,656 --> 01:21:20,832
تعجبی نداره

1358
01:21:21,006 --> 01:21:23,139
اون من رو به‌خاطر یه دختر شونزده ساله

1359
01:21:23,313 --> 01:21:24,923
که با لباس‌زیر می‌پلکید
ول کرد

1360
01:21:25,097 --> 01:21:27,491
حالا همه شوکه شدن که زمین رو
به‌خاطر مریخ ول کرده؟

1361
01:21:28,884 --> 01:21:31,060
مردم صرفا نگرانن

1362
01:21:31,234 --> 01:21:33,453
چون اینجا نیست که جلومون رو بگیره
تا جنگ اتمی راه نندازیم

1363
01:21:33,627 --> 01:21:37,109
نگرانن که نکنه همه‌شون
توی یک برهوتِ رادیو اکتیوی بمیرن

1364
01:21:40,678 --> 01:21:44,682
...خب آقای راث، این هم از نظری که می‌خواستی

1365
01:21:44,856 --> 01:21:46,684
به جهانِ من خوش اومدید

1366
01:21:47,287 --> 01:21:51,600
"ادامه دارد"

1367
01:21:54,213 --> 01:21:56,824
خب، این اواخر اخبار رو ندیدی؟

1368
01:21:56,999 --> 01:21:59,784
نباید تیترهای مربوط به این جنگی که
می‌گن در راهه رو از دست داد

1369
01:21:59,958 --> 01:22:02,047
دیروز یک خبر جزئی
درباره آتیش گرفتن یک آپارتمان

1370
01:22:02,221 --> 01:22:03,919
چاپ شده بود

1371
01:22:06,834 --> 01:22:08,575
وقتی من بتونم بفهمم
کی عملیات نجات رو انجام داده

1372
01:22:10,403 --> 01:22:11,535
پلیس هم می‌تونه

1373
01:22:14,059 --> 01:22:17,062
نگو که چرندیات قتل‌های رورشاک رو جدی گرفتی

1374
01:22:17,236 --> 01:22:19,325
باهمدیگه کار کردیم

1375
01:22:19,499 --> 01:22:21,371
رورشاک همیشه محقق و رزم‌آرای باهوشی بود

1376
01:22:21,545 --> 01:22:24,765
کنجکاوم بدونم مدارکی پیدا کرده
که این وقایع رو به‌هم متصل کنه یا نه

1377
01:22:26,550 --> 01:22:29,683
چهارتامون رو از سر راه برداشتن

1378
01:22:29,857 --> 01:22:32,251
جنگ در کمینه

1379
01:22:32,425 --> 01:22:34,601
یه حسی بهم می‌گه همه‌ش به‌هم ربط داره

1380
01:22:34,775 --> 01:22:36,168
و اتفاقات بدتری در راهه
[ جنگ؟ ]

1381
01:22:36,342 --> 01:22:39,824
و هیچ‌جوره نمی‌تونم جلوش رو بگیرم

1382
01:22:39,998 --> 01:22:41,521
نه

1383
01:22:41,695 --> 01:22:44,394
...باز هم رورشاک
بالاخره گرفتنش

1384
01:22:44,568 --> 01:22:46,178
توی زندان، شورش شده

1385
01:22:48,006 --> 01:22:50,661
توی این زندان، خیلی‌ها ازت متنفرن

1386
01:22:50,835 --> 01:22:51,705
تو چی داری؟

1387
01:22:52,532 --> 01:22:53,664
دست‌هات رو

1388
01:22:55,622 --> 01:22:58,190
بیاید بگیریدم

1389
01:22:58,364 --> 01:22:59,800
اگه این پرونده رو حل نکنیم

1390
01:22:59,975 --> 01:23:01,889
ممکنه به نقطه‌ای بی‌بازگشت برسیم

1391
01:23:04,066 --> 01:23:05,806
همه ترسیدن

1392
01:23:05,981 --> 01:23:07,460
می‌شه حسش کرد

1393
01:23:07,634 --> 01:23:09,245
توی اون آشوب، کشته می‌شیم

1394
01:23:09,419 --> 01:23:12,161
همه منتظر جنگ هسته‌ای هستن

1395
01:23:12,335 --> 01:23:15,164
می‌خوای قانعم کنی که این جهان رو نجات بدم

1396
01:23:15,338 --> 01:23:18,515
بشریت ممکنه در معرض انقراض باشه

1397
01:23:18,689 --> 01:23:20,517
برات آزاردهنده نیست؟

1398
01:23:20,691 --> 01:23:24,390
این چهره، تنها چیزیه که بهش نیاز دارم

1399
01:23:24,564 --> 01:23:26,349
هیچ‌وقت سازش نکن

1400
01:23:28,090 --> 01:23:28,960
یالا

1401
01:23:31,484 --> 01:23:33,617
همه نشانه‌ها خبر از جنگ می‌دن

1402
01:23:33,791 --> 01:23:35,445
من هم بر همین اساس پیش می‌رم

1403
01:23:35,469 --> 01:23:55,469
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1404
01:23:55,493 --> 01:24:12,493
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

