﻿1
00:00:09,079 --> 00:00:17,079
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:17,103 --> 00:00:25,103
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:25,104 --> 00:00:33,104
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:50,053 --> 00:00:52,274
‫جلسۀ شورای شهر

5
00:00:52,274 --> 00:00:54,845
‫بونتون واقع در ایالت پنسیلوانیا را
‫آغاز می‌کنـم.

6
00:00:54,845 --> 00:00:56,108
‫لطفاً قیام کنید.

7
00:00:59,419 --> 00:01:04,516
‫تعهد می‌کنم که وفادار باشم
‫به پرچم ایالات متحدهٔ آمریکا

8
00:01:04,516 --> 00:01:07,435
‫ و به جمهوری‌ای که نمایندهٔ آن است.

9
00:01:07,435 --> 00:01:09,918
‫در دستور کار امروز

10
00:01:09,918 --> 00:01:13,446
‫آخرین تحولات ساخت و ساز
‫زمین بیس بال خیابان جونیپر رو مرور می‌کنیم.

11
00:01:13,446 --> 00:01:16,975
‫پیمانکار ارشد، استیو گوهام
‫در این جلسه به ما هستند.

12
00:01:17,933 --> 00:01:21,766
‫طبق قول‌ها، نیاز به تمدید
‫زمان ساخت و ساز نخواهیم داشت.

13
00:01:21,766 --> 00:01:23,553
‫ساخت و ساز در تاریخ 1 نوامبر به پایان می‌رسه

14
00:01:23,553 --> 00:01:26,340
‫یعنی زمانی که قبلاً تعیین کرده‌ایم.

15
00:01:26,340 --> 00:01:29,085
‫ما برق کشی و لوله کشی رو
‫در پیش داریم، که البته

16
00:01:29,085 --> 00:01:31,568
‫سرویس‌های بیرونی نیازی به...

17
00:01:31,568 --> 00:01:33,702
‫...اونجا با ازدحام رو به رو می‌شیم...

18
00:01:33,702 --> 00:01:36,578
‫به چهار بخش فرعی تقسیم
‫خواهند شد.

19
00:01:36,578 --> 00:01:40,978
‫حالا به مرحله بعدی جلسه می‌ریم،
‫یعنی نظرات مردمی.

20
00:01:41,936 --> 00:01:45,770
‫شورا به نظرات گوش خواهد کرد،
‫اما به تمامی آنها جواب داده نمیشه.

21
00:01:45,770 --> 00:01:49,996
‫لطفاً در یک دقیقه و نیم
‫نظرتون رو اعلام کنید.

22
00:01:52,740 --> 00:01:56,879
‫ما باید شعار شهرمون رو تغییر بدهیم.

23
00:01:56,879 --> 00:01:59,753
‫"مکانی فوق‌العاده برای ارتباط با خانه"
‫شعاری گیج کننده‌ست

24
00:01:59,753 --> 00:02:01,931
‫زیرا زمانی که شخصی آن را می‌شنود

25
00:02:01,931 --> 00:02:04,023
‫ممکن است برداشت اون این باشد
‫که این مکان یک جای عالی است

26
00:02:04,023 --> 00:02:06,854
‫تا در آن با خانه‌شان تماس تلفنی بگیرد.

27
00:02:06,854 --> 00:02:09,904
‫من شعاری واضح‌تر را پیشنهاد می‌کنـم،

28
00:02:09,904 --> 00:02:12,866
‫برای مثال
‫"جایی که به خوبیـه خانۀ شماست."

29
00:02:12,866 --> 00:02:14,827
‫البته لزومی ندارد که همین باشد.

30
00:02:16,308 --> 00:02:19,053
‫در گذر ترنت، بین فراست و الگنی

31
00:02:19,053 --> 00:02:20,533
‫نیاز به خط عابر پیاده داریم.

32
00:02:22,711 --> 00:02:26,153
‫وقتی که در میانۀ آن خیابان باشی
‫مسیر بسیار طولانی است پس باید

33
00:02:26,153 --> 00:02:28,549
‫از خیابان عبور کرد و به فراست
‫و الگنی دسترسی پیدا کرد.

34
00:02:28,549 --> 00:02:31,903
‫درحال حاضر مردم وسوسه به عبور غیر قانونی می‌شوند و جریمه این کار زیاد است

35
00:02:31,903 --> 00:02:33,558
‫این مسئله را می‌دانیم، چون سه بار
‫به این دلیل جریمه شده‌ام.

36
00:02:33,558 --> 00:02:36,608
‫نیازی نیست بگویم که خطر مرگ نیز دارد.

37
00:02:38,133 --> 00:02:39,353
‫تشکر.

38
00:03:38,119 --> 00:03:41,343
‫دومین فروریختگی عظیم
‫یخچال‌های طبیعی در هفته...

39
00:03:41,343 --> 00:03:43,739
‫خیلی خب پدر،
‫آماده هستم.

40
00:03:43,739 --> 00:03:47,529
‫باید انتظار وقوع آن در نقاط دیگر
‫جهان را نیز داشت؟

41
00:03:47,529 --> 00:03:49,228
‫خیلی خب.

42
00:03:52,103 --> 00:03:53,497
‫اینجا.

43
00:03:56,892 --> 00:04:00,201
‫قبض گاز، قبض تلفن
‫و بیمه بهداشت سالمندان

44
00:04:00,201 --> 00:04:01,899
‫هم هست اگه بخوای.

45
00:04:01,899 --> 00:04:02,987
‫همم؟

46
00:04:12,784 --> 00:04:14,264
خبری از تیم شد؟

47
00:04:17,181 --> 00:04:18,444
‫نه.

48
00:04:19,881 --> 00:04:22,754
‫تلفن از راه دور خیلی هزینه‌اش میشه

49
00:04:22,754 --> 00:04:24,365
‫واسه همین درک می‌کنم.

50
00:04:28,153 --> 00:04:31,723
‫خیلی خب، قبل رفتن باید برم دستشویی.

51
00:04:45,568 --> 00:04:46,831
‫بابا؟

52
00:04:47,658 --> 00:04:50,226
‫این رو توی کابینت دستشویی پیدا کردم.

53
00:04:50,226 --> 00:04:51,707
‫اوه.

54
00:04:53,100 --> 00:04:54,711
‫میشه بگی چرا گذاشتیش اونجا؟

55
00:04:56,278 --> 00:04:58,542
‫حتماً قاطی کردم.

56
00:05:00,153 --> 00:05:02,374
‫شایدم کابینت‌های آشپزخونه پر بودن.

57
00:05:02,374 --> 00:05:04,464
‫کلی جا دارن.

58
00:05:05,639 --> 00:05:07,599
‫حتماً حواسم نبوده.

59
00:05:09,296 --> 00:05:11,386
‫- حالت خوبه، بابا؟
‫- آره.

60
00:05:12,562 --> 00:05:14,870
‫فکر نمی‌کنی خوب باشه یه
‫چکاپ بری

61
00:05:14,870 --> 00:05:17,482
‫- که ببینی چطوری؟
‫- نیاز به چکاپ ندارم.

62
00:05:17,482 --> 00:05:20,443
‫- ضرر که نداره، نه؟
‫- نیازی بهش ندارم.

63
00:05:24,273 --> 00:05:28,932
‫داره کارم دیر میشه. ولی اگه چیزی
‫لازم داشتی خبرم کن.

64
00:05:28,932 --> 00:05:30,370
‫خیلی هم خب.

65
00:05:39,425 --> 00:05:43,299
‫خیلی خب. حالا یه تلفن جواب می‌دیم.

66
00:05:54,141 --> 00:05:57,624
‫برای بررسی دی‌ان‌ای از اطراف
‫گردنـش نمونه برداری کردیم.

67
00:05:58,495 --> 00:06:01,107
‫میشه یه نمونه برای آزمایش
‫بهمون بدید؟

68
00:07:05,065 --> 00:07:06,284
‫یا خدا.

69
00:07:37,240 --> 00:07:38,546
‫یا خدا.

70
00:07:43,857 --> 00:07:46,557
‫911، مورد اورژانسی‌تون چیـه؟

71
00:07:46,557 --> 00:07:50,432
‫یه سفینه فضایی توی حیاط پشتیـم
‫سقوط کرده.

72
00:07:50,432 --> 00:07:52,566
‫گل‌هام رو هم داغون کرده.

73
00:07:52,566 --> 00:07:54,830
‫- یه سفینه فضایی؟
‫- بله.

74
00:07:54,830 --> 00:07:59,967
‫جناب، سرکار گذاشتن سرویس اورژانسی 911
‫جرم محسوب میشه.

75
00:07:59,967 --> 00:08:05,584
‫سرکارتون نگذاشتم. یه سفینه تو حیاطـم
‫سقوط کرده، گل هام رو هم داغون کرده.

76
00:08:05,584 --> 00:08:08,892
‫جناب، لطفاً دراز بکشید
‫و بخوابید.

77
00:08:08,892 --> 00:08:11,110
‫من کاملاً بیدارم.

78
00:08:11,110 --> 00:08:12,327
‫الو؟

79
00:08:13,458 --> 00:08:15,979
‫الو؟ الو؟

80
00:08:27,241 --> 00:08:29,893
‫دنیس در دسترس نمی‌باشد.

81
00:08:29,893 --> 00:08:32,067
‫صندوق پیام پر است...

82
00:08:59,721 --> 00:09:02,069
‫من چهار سالـه که دارم درمورد بازی پیکل‌بال

83
00:09:02,069 --> 00:09:06,809
‫بهتون میگم، و شما هیچ کاری نکردید.

84
00:09:06,809 --> 00:09:09,940
‫پیکل‌بال یه بازی فوق العاده

85
00:09:09,940 --> 00:09:13,548
‫برای ماهایی هست که زانوهامون
‫چابکی کافی

86
00:09:13,548 --> 00:09:15,418
‫برای بازی تنیس نداره، هست.

87
00:09:15,418 --> 00:09:18,288
‫کی داره تصمیم گیری برای این بازی رو
‫به تاخیر می‌اندازه؟

88
00:09:19,462 --> 00:09:21,027
‫کار توئه، وو؟

89
00:09:22,201 --> 00:09:25,723
‫ساختمان سردخانۀ نزدیک به بزرگ راه

90
00:09:25,723 --> 00:09:29,245
‫به ما امکان فوق العاده‌ای برای انبار کردن

91
00:09:29,245 --> 00:09:31,376
‫محصولات فاسد شدنیمون میده.

92
00:09:31,376 --> 00:09:35,419
‫اما خب یک چیز دیگه‌ام بهمون میده

93
00:09:35,419 --> 00:09:37,984
‫یه دیوار غول پیکر.

94
00:09:37,984 --> 00:09:41,072
‫از شورا می‌خوام پروژه‌ای رو آغاز بکنـه

95
00:09:41,072 --> 00:09:44,724
‫و در طی آن نقاشی رو استخدام کنـه

96
00:09:44,724 --> 00:09:49,246
‫تا به دیوار این ساختمان ارزشمند
‫گیرایی اضافه بکنـه.

97
00:09:51,029 --> 00:09:55,159
‫من فکر می‌کنم
‫ما باید شعار شهرمون رو تغییر بدهیم.

98
00:09:55,159 --> 00:09:58,420
‫"مکانی فوق‌العاده برای ارتباط با خانه"
‫شعاری گیج کننده‌ست

99
00:09:58,420 --> 00:10:00,595
‫زیرا زمانی که شخصی آن را می‌شنود

100
00:10:00,595 --> 00:10:02,725
‫ممکن است برداشت اون این باشد که...

101
00:10:02,725 --> 00:10:05,247
‫این مکان یک جای عالی است
‫تا در آن با خانه‌شان تماس تلفنی بگیرد.

102
00:10:05,247 --> 00:10:06,943
‫من شعاری واضح‌تر را پیشنهاد می‌کنـم،

103
00:10:06,943 --> 00:10:09,943
‫برای مثال
‫"جایی که به خوبیـه خانۀ شماست."

104
00:10:09,943 --> 00:10:13,987
‫البته لزومی ندارد که همین باشد.

105
00:10:15,857 --> 00:10:18,639
‫در گذر ترنت، بین فراست و الگنی

106
00:10:18,639 --> 00:10:20,335
‫نیاز به خط عابر پیاده داریم.

107
00:11:32,513 --> 00:11:34,862
‫دنیس در دسترس نمی‌باشد.

108
00:11:34,862 --> 00:11:36,688
‫صندوق پیام‌ها پر است.

109
00:11:36,688 --> 00:11:38,905
‫آره؟
‫سلام دنیس...

110
00:11:39,818 --> 00:11:42,688
‫من چند شب پیش بهت زنگ زدم

111
00:11:43,558 --> 00:11:48,079
‫چون یه سفینه فضایی توی حیاط پشتیم
‫سقوط کرد.

112
00:11:48,079 --> 00:11:49,645
‫خب، حالا...

113
00:11:50,514 --> 00:11:53,602
‫یه آدم فضایی از سفینه اومده بیرون،

114
00:11:53,602 --> 00:11:55,993
‫و توی ایوانـم خوابیده.

115
00:11:58,080 --> 00:11:59,298
‫من ترسیدم.

116
00:12:01,472 --> 00:12:02,993
‫نمی‌دونم چیکار بکنـم.

117
00:12:04,298 --> 00:12:07,211
‫بهرحال... زنگ بزن.

118
00:12:21,516 --> 00:12:23,168
‫احوالت چطوره میلتن؟

119
00:12:23,168 --> 00:12:25,865
‫خب، بزار بگم بهت.

120
00:12:25,865 --> 00:12:28,560
‫یه چیز جدی پیش اومده.

121
00:12:28,560 --> 00:12:31,865
‫جلسۀ شورای شهر بونتون را
‫آغاز می‌کنـم.

122
00:12:31,865 --> 00:12:34,082
‫اعضای محترم شورا...

123
00:12:34,082 --> 00:12:39,082
‫بسیار شوق دارم تا راجع به ارتباط‌های
‫جوانان و سالمندان با شما صحبت کنم.

124
00:12:39,082 --> 00:12:43,648
‫امیدوارم که سر انجام بتوانم با شورا
‫در این پروژه همکاری داشته باشم

125
00:12:43,648 --> 00:12:48,257
‫اما در همین اثنا، ما درحال راه اندازی
‫یک پروژۀ آزمایشی هستم.

126
00:12:48,257 --> 00:12:52,170
‫من این پوسترها را در اطراف شهر
‫پخش خواهم کرد

127
00:12:52,170 --> 00:12:54,606
‫تا به این واسطه با جوانان ارتباط بگیرم

128
00:12:54,606 --> 00:12:57,910
‫یعنی کسانی که ممکنه دوست داشته باشن
.از من و من از آن ها یاد بگیرم

129
00:12:57,910 --> 00:13:02,606
‫شما رو در جریان این پروژۀ
‫هیجان انگیز خواهم گذاشت.

130
00:13:04,084 --> 00:13:05,130
‫تشکر.

131
00:13:11,097 --> 00:13:14,582
‫ما باید شعار شهر رو به چیزی
‫واضح‌تر تغییر بدیم

132
00:13:14,582 --> 00:13:16,934
‫چون "مکانی فوق‌العاده برای ارتباط با خانه"

133
00:13:16,934 --> 00:13:19,155
‫می‌تواند به معنی زنگ زدن به خانه باشد.

134
00:13:20,680 --> 00:13:23,076
‫حس می‌کنم در گذر ترنت

135
00:13:23,076 --> 00:13:26,778
‫در حد فاصل فراست و الگنی
‫نیاز به خط عابر پیاده داریم.

136
00:13:26,778 --> 00:13:28,956
‫فاصلۀ زیادی بین این دو

137
00:13:28,956 --> 00:13:32,005
‫خیابان وجود دارد

138
00:13:32,005 --> 00:13:35,185
‫و مردم رو تحریک به رد شدن غیرقانونی
‫از خیابان می‌کند

139
00:13:35,185 --> 00:13:36,317
‫و اینطوری ممکنـه بمیرن.

140
00:13:38,844 --> 00:13:43,373
‫در ضمن یک یوفو در حیاط پشتی من
‫سقوط کرده

141
00:13:43,373 --> 00:13:47,555
‫و گل‌ها و حمام پرندگانـم رو داغون کرده.

142
00:13:51,867 --> 00:13:54,699
‫- گفتید یوفو؟
‫- بله.

143
00:13:54,699 --> 00:13:57,834
‫توی حیاط پشتیم سقوط کرده

144
00:13:57,834 --> 00:14:01,449
‫و گل‌ها و حمام پرندگانـم رو نابود کرده.

145
00:14:20,441 --> 00:14:22,488
‫نباید اینطوری حرف بزنی.

146
00:14:22,488 --> 00:14:25,755
‫وقتی اینطوری حرف می‌زنی باعث میشه
‫ما رو بیشتر جدی نگیرن.

147
00:14:25,755 --> 00:14:30,415
‫اما حقیقت داره. یه سفینه توی حیاط من
‫سقوط کرده و گل‌هام رو خراب کرده.

148
00:14:30,415 --> 00:14:33,378
‫خیلی جدی هستم!
‫نباید اینطوری حرف بزنی.

149
00:14:33,378 --> 00:14:35,556
‫کار درستی نیست.

150
00:14:35,556 --> 00:14:37,777
‫پس چیکار کنـم؟
‫به کسی نگم؟

151
00:14:40,870 --> 00:14:43,875
‫شب بخیر جویس.
‫هفتۀ آینده می‌بینمت.

152
00:14:45,225 --> 00:14:46,314
‫میلتن؟

153
00:14:47,011 --> 00:14:49,929
‫- می‌خوای برسونمت؟
‫- خودم پا دارم.

154
00:14:49,929 --> 00:14:53,501
‫می‌تونم برسونمت.
‫مشکلی نیست.

155
00:15:16,936 --> 00:15:19,592
‫- همه‌چی روبراهه، میلت؟
‫- اره.

156
00:15:19,592 --> 00:15:21,814
‫حالت خوبـه؟

157
00:15:21,814 --> 00:15:25,384
‫بجز اون قضیه سفینـه همه‌چی خوبـه.

158
00:15:27,563 --> 00:15:30,917
‫اگه کمکـم رو خواستی، خبرم کن.

159
00:15:32,529 --> 00:15:33,574
‫حتماً.

160
00:15:40,543 --> 00:15:42,504
‫مراقب خودت باش، میلت.

161
00:17:21,728 --> 00:17:22,774
‫وای خدای من.

162
00:17:38,367 --> 00:17:41,503
‫داخل گرم‌تره.
‫می‌خوای بیای داخل؟

163
00:17:46,947 --> 00:17:50,476
‫می‌خوای بیای داخل؟
‫آخه اینجا گرمتره.

164
00:18:02,977 --> 00:18:04,502
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

165
00:18:05,460 --> 00:18:08,161
‫قبلاً این اتفاق واسم پیش نیومده.

166
00:18:08,161 --> 00:18:10,552
‫لعنت!

167
00:18:18,422 --> 00:18:20,900
‫کتریـم بود.
‫شرمنده.

168
00:18:23,509 --> 00:18:26,770
‫دیدم آبت رو کامل خوردی.
‫پس شاید بیشتر بخوای.

169
00:18:32,336 --> 00:18:34,336
‫انگار جدی جدی تشنه‌ات بود.

170
00:18:46,814 --> 00:18:49,380
‫چیزای مختلفی برات آوردم

171
00:18:49,380 --> 00:18:51,511
‫چون مطمئن نیستم چی می‌خوری.

172
00:19:03,815 --> 00:19:05,250
‫از سیب خوشت اومده.

173
00:19:08,207 --> 00:19:10,337
‫اون آخریـش بود.

174
00:19:28,164 --> 00:19:30,468
‫- سلام کلارنس.
‫- من میلتـم.

175
00:19:30,468 --> 00:19:31,947
‫باشه پس.

176
00:19:31,947 --> 00:19:33,468
‫کلی سیب برداشتی!

177
00:19:33,468 --> 00:19:36,208
‫واسه اون بیگانه توی خونمـه.

178
00:19:36,208 --> 00:19:38,469
‫منظورت از ایناست که فرار می‌کنن به کشور...

179
00:19:38,469 --> 00:19:42,165
‫نه، یه آدم فضایی.

180
00:19:42,165 --> 00:19:46,295
‫چند شب پیش یه سفینه
‫توی حیاطـم سقوط کرد

181
00:19:46,295 --> 00:19:48,513
‫و یه آدم فضایی ازش خزید بیرون.

182
00:19:48,513 --> 00:19:51,774
‫تاحالا فقط سیب رو خورده.

183
00:20:00,469 --> 00:20:01,861
‫میشه 11 دلار و 32 سنت.

184
00:20:06,514 --> 00:20:09,340
‫دولت درحال جستجو برای بقایای
‫یک ماهواره هواشناسی است

185
00:20:09,340 --> 00:20:11,862
‫که گفتۀ اونا در بخش پنسیلوانیای غربی
‫متلاشی شده.

186
00:20:11,862 --> 00:20:15,688
‫از افرادی که این بقایا را پیدا می‌کنند
‫خواسته شده که آنها را لمس نکنند.

187
00:20:15,688 --> 00:20:19,383
‫زمانی که حبس بودی، زمین گیر هم
‫شده بودی.

188
00:20:19,383 --> 00:20:23,644
‫بله.

189
00:20:23,644 --> 00:20:25,818
‫اینجا در مک‌کنلی...

190
00:20:29,862 --> 00:20:30,905
‫شرمنده.

191
00:20:32,123 --> 00:20:35,036
‫من فقط...

192
00:20:35,036 --> 00:20:37,341
‫به تنها زندگی کردن عادت کردم.

193
00:20:40,645 --> 00:20:41,689
‫داری راه میری.

194
00:20:44,863 --> 00:20:46,168
‫نشونۀ خوبیـه.

195
00:20:46,168 --> 00:20:48,776
‫بریم اطراف رو نشونـت بدم.

196
00:20:48,776 --> 00:20:50,776
‫اینجا دستشوییـه.

197
00:20:50,776 --> 00:20:52,298
‫آب سرد و گرم داریـم.

198
00:20:52,298 --> 00:20:54,819
‫اگه آب درجا داغ نشد،

199
00:20:54,819 --> 00:20:56,385
‫یخورده‌ای صبر کن.

200
00:20:57,255 --> 00:20:59,255
.کارت رو هم که اینجا می‌کنی

201
00:21:02,255 --> 00:21:05,081
‫در صورتی هم که طول کشید
‫یه چیزایی برای خوندن اینجاست.

202
00:21:05,081 --> 00:21:07,299
‫این اتاق مهمانـه.

203
00:21:07,299 --> 00:21:11,169
‫اگه لازم باشه کسی شب بمونـه،
‫اینجا می‌خوابـه.

204
00:21:14,212 --> 00:21:15,690
‫یه هدیه‌ست.

205
00:21:17,560 --> 00:21:21,256
‫حیاط پشتی رو هم که بلدی.
‫همونجاست که سقوط کردی توی گل‌هام.

206
00:21:21,256 --> 00:21:23,517
‫بعداً باید درموردش صحبت بکنیم.

207
00:21:23,517 --> 00:21:24,996
‫آشپزخونه.

208
00:21:24,996 --> 00:21:28,477
‫اینجا چندتا کاغذ یادآوری زدم.

209
00:21:28,477 --> 00:21:30,479
‫و اینـم اتاق نشیمنـه.

210
00:21:30,479 --> 00:21:33,003
‫بیشتر برای تلوزیون دیدن ازش استفاده می‌کنم.

211
00:21:33,742 --> 00:21:37,006
‫و با این هم همه‌چی رو کنترل می‌کنی.

212
00:21:37,006 --> 00:21:40,966
‫و از این هم فقط برای تغییر ولوم
‫استفاده می‌کنـیم.

213
00:21:40,966 --> 00:21:46,797
‫اگه چیز دیگه‌ای عوض کنی، باید زنگ بزنم
‫به دنیس و اونـم از دستم عصبانی میشه.

214
00:21:48,538 --> 00:21:50,931
‫این شبکه اخبار نشون میده.

215
00:21:51,845 --> 00:21:56,153
‫این شبکه هم همینطور، فقط آدم‌های توش
‫یکم عصبانی‌تر هستن.

216
00:21:56,153 --> 00:21:59,460
‫این شبکه هم سه بار در روز
‫سریال سی‌اس‌آی رو نشون میده.

217
00:21:59,460 --> 00:22:02,114
‫از سی‌اس‌آی خوشـم میاد چون همیشه
‫غافلگیرم می‌کنـه.

218
00:22:02,114 --> 00:22:06,553
‫فکر می‌کنی همه‌چی داره این وری میره
‫بعدی یهویی اینوری میشه.

219
00:22:08,903 --> 00:22:10,339
‫اوه.

220
00:22:11,122 --> 00:22:12,428
‫این خانواده‌ام هست.

221
00:22:13,559 --> 00:22:15,691
‫اون متاسفانه فوت کرده

222
00:22:16,431 --> 00:22:19,216
‫دخترم توی شهر زندگی می‌کنـه.
‫پسرم هم رفته کالیفرنیا.

223
00:22:19,216 --> 00:22:21,392
‫ده سال پیش برای کار رفت اونجا.

224
00:22:21,392 --> 00:22:23,045
‫زیاد احوالی نمی‌گیره.

225
00:22:23,045 --> 00:22:25,134
‫اما اشکالی نداره.

226
00:22:25,134 --> 00:22:26,700
‫جوون‌ها سرشون شلوغـه.

227
00:22:26,700 --> 00:22:28,354
‫منم توی این سن سرم شلوغ بود.

228
00:22:29,225 --> 00:22:32,139
‫اوه! ساعت هفت هست.

229
00:22:32,139 --> 00:22:33,576
‫یادم رفت بهت بگم...

230
00:22:35,230 --> 00:22:37,319
‫یه برنامۀ رقص هم هست.

231
00:22:46,108 --> 00:22:47,936
‫- سلام دنیس!
‫- سلام دیو!

232
00:22:47,936 --> 00:22:49,416
‫اوضاع کلینیک چطوره؟

233
00:22:49,416 --> 00:22:53,723
‫تا اینجا دوتا نر و سه‌تا ماده عقیم کردم

234
00:22:53,723 --> 00:22:55,899
‫و تازه نصف روز گذشته، پس...

235
00:22:57,292 --> 00:23:00,990
‫آه... یکم پیش بابات اینجا بود.

236
00:23:00,990 --> 00:23:04,385
‫یه چیزایی گفت که به نظرم
‫عجیب بودن.

237
00:23:04,385 --> 00:23:07,605
‫آره، نمی‌خوام قضیه رو گنده بکنم

238
00:23:07,605 --> 00:23:10,390
‫اما گفت که داره برای یه بیگانـه که

239
00:23:10,390 --> 00:23:12,783
‫توی خونه‌اش هست سیب می‌خره.

240
00:23:12,783 --> 00:23:14,393
‫از این فراری‌ها؟

241
00:23:14,393 --> 00:23:17,614
‫نه، یه آدم فضایی.

242
00:23:18,570 --> 00:23:20,964
‫داشت شوخی می‌کرد؟

243
00:23:22,966 --> 00:23:24,445
‫به نظر نمیموند شوخی داشته باشه.

244
00:23:32,756 --> 00:23:34,889
‫- اوه سلام دنیس.
‫- ببین...

245
00:23:36,020 --> 00:23:37,717
‫بابا، نمی‌خوام بحث بکنم.

246
00:23:38,935 --> 00:23:42,765
‫تو 78 سالـته و سه سال هست
‫که نرفتی دکتر.

247
00:23:42,765 --> 00:23:45,637
‫لطفاً بزار برات نوبت چکاپ بگیرم.

248
00:23:45,637 --> 00:23:50,337
‫خودم می‌برمت، آزمایش می‌گیرن،
‫تموم میشه میره.

249
00:23:50,337 --> 00:23:53,296
‫اما من حالـم خوبه دنیس.
‫دکتر لازم ندارم.

250
00:23:53,296 --> 00:23:56,777
‫خب اگه خوب باشی بهت میگن که خوبی

251
00:23:56,777 --> 00:23:58,038
‫به همین سادگی!

252
00:23:58,822 --> 00:24:01,738
‫و منم جواب نه حالیـم نیست.

253
00:24:02,521 --> 00:24:06,002
‫ترجیح میدم بگم نه، اما حالا که
‫اینطوری شد، فکر نکنم بتونم.

254
00:24:07,960 --> 00:24:09,005
‫ممنون.

255
00:24:11,267 --> 00:24:12,790
‫پیامم رو گرفتی؟

256
00:24:13,617 --> 00:24:16,577
‫نه. صندوق پیام‌هام پر بود؟

257
00:24:16,577 --> 00:24:19,927
‫یادت باشه وقتی صندوقـم پر باشه
‫پیغام جدید ظبط نمیشه.

258
00:24:19,927 --> 00:24:22,628
‫آم...

259
00:24:22,628 --> 00:24:25,111
‫خیلی خب، باید جواب بدی.
‫منم دیرم شده.

260
00:24:25,111 --> 00:24:27,289
‫بعداً باهات حرف می‌زنم، خب؟

261
00:24:27,289 --> 00:24:28,858
‫اوه، باشه.

262
00:24:35,392 --> 00:24:38,833
‫- الو؟
‫- سلام میلت. سندی هستم.

263
00:24:38,833 --> 00:24:39,967
‫اوه.

264
00:24:40,750 --> 00:24:42,493
‫از داخل دفترچه شماره‌ات رو پیدا کردم.

265
00:24:42,493 --> 00:24:44,367
‫ببخشید که مزاحم شدم.

266
00:24:45,673 --> 00:24:48,723
‫- اشکال نداره.
‫- میلتن، پرینتر داری؟

267
00:24:49,725 --> 00:24:51,293
‫پرینتر؟

268
00:24:51,293 --> 00:24:53,210
‫بزار ببینم.

269
00:24:53,210 --> 00:24:55,476
‫دنیس وقتی دیگه چیزی رو
‫کار نداشته باشه

270
00:24:55,476 --> 00:24:57,393
‫میارتـش برای من.

271
00:24:57,393 --> 00:24:59,440
‫آره، پرینتر دارم.

272
00:24:59,440 --> 00:25:02,271
‫اوه! مال من خیلی وقتـه خراب شده.

273
00:25:02,271 --> 00:25:04,057
‫کامپیوتر نمی‌شناستـش.

274
00:25:04,842 --> 00:25:07,543
‫فکر می‌کنی بتونم از مال تو
‫استفاده بکنم؟

275
00:25:07,543 --> 00:25:10,680
‫برای پوسترهای برنامه‌ست.

276
00:25:12,291 --> 00:25:14,077
‫توی کتابخونه ندارن؟

277
00:25:14,818 --> 00:25:17,781
‫فکر نکنم هنوز داشته باشن.

278
00:25:18,957 --> 00:25:21,091
‫اگه اشکالی داره...

279
00:25:21,091 --> 00:25:24,315
‫فکر نمی‌کنم مشکلی باشه.

280
00:25:26,450 --> 00:25:28,845
‫- سلام میلت.
‫- سلام سندی.

281
00:25:28,845 --> 00:25:32,462
‫کاش این ماشین ها قبل این که خراب بشن

282
00:25:32,462 --> 00:25:35,163
‫کار آدم رو راه می‌نداختن.

283
00:25:35,163 --> 00:25:37,820
‫احتمالاً 22تا چاپ بکنم.
‫از شهر که داشتم میومدم

284
00:25:37,820 --> 00:25:39,954
‫به چندتا جای دیگه‌ام فکر کردم که...

285
00:25:39,954 --> 00:25:43,309
‫یا مسیح.
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

286
00:25:44,223 --> 00:25:47,492
‫اون سفینه که توی حیاطـم
‫سقوط کرد رو یادتـه؟

287
00:25:47,492 --> 00:25:50,409
‫این مرد کوچولو ازش اومد بیرون.

288
00:25:50,409 --> 00:25:52,326
‫این سندی هست.

289
00:25:52,326 --> 00:25:54,287
‫یکی از آشناهام هست.

290
00:25:57,206 --> 00:25:59,210
‫میلتن، این چیـه؟

291
00:26:00,038 --> 00:26:03,740
‫فکر کنم یه بیگانه از فضا باشه.

292
00:26:05,963 --> 00:26:08,010
‫چند وقتـه اینجاست؟

293
00:26:08,010 --> 00:26:10,101
‫چند روزی هست.

294
00:26:10,101 --> 00:26:14,719
‫اما فکر کنم چند روز اول رو
‫داخل سفینه بود.

295
00:26:15,808 --> 00:26:19,337
‫بعد همینطوری راحت نشسته روی مبلـت؟

296
00:26:19,337 --> 00:26:21,820
‫آره. رفتارش خیلی دوستانه ست.

297
00:26:21,820 --> 00:26:23,867
‫هرچی من نگاه می‌کنم رو می‌بینـه.

298
00:26:24,652 --> 00:26:26,699
‫دردسری نداره.

299
00:26:26,699 --> 00:26:29,269
‫یا خدا، فکر کنم باید بشینـم.

300
00:26:35,063 --> 00:26:36,589
‫وای خدا، میلتن.

301
00:26:36,589 --> 00:26:39,682
‫خیلی گنده‌ست ها.

302
00:26:39,682 --> 00:26:41,816
‫آره، فکر کنم باشه.

303
00:26:41,816 --> 00:26:45,170
‫این یه موجوده

304
00:26:45,170 --> 00:26:47,959
‫از یه کهکشان دیگه.

305
00:26:49,483 --> 00:26:51,574
‫هیچوقت قبلاً اتفاق نیوفتاده.

306
00:26:51,574 --> 00:26:53,099
‫فکر کنم همینطوره.

307
00:26:55,321 --> 00:26:57,107
‫گفتی سفینه هم داره؟

308
00:27:02,814 --> 00:27:05,950
‫- وای خدای بزرگ.
‫- بلی.

309
00:27:05,950 --> 00:27:09,871
‫فکر کنم چند فصلی طول بکشه
‫تا دوباره رشد بکنن.

310
00:27:14,227 --> 00:27:17,146
‫اولی که اومد زیاد روبراه نبود.

311
00:27:17,146 --> 00:27:20,413
‫واقعاً سقوط بدی داشته.

312
00:27:20,413 --> 00:27:24,378
‫اما بعدش دیگه شروع کرد به سیب خوردن،
‫فکر می‌کنم حالـش رو بهتر کردن.

313
00:27:24,378 --> 00:27:26,338
‫- سیب؟
‫- آره.

314
00:27:28,342 --> 00:27:29,868
‫و می‌خوای اینجا نگهش داری؟

315
00:27:29,868 --> 00:27:31,348
‫تا وقتی که خودش بخواد.

316
00:27:31,348 --> 00:27:33,657
‫من چه بدونم.

317
00:27:33,657 --> 00:27:36,141
‫ممکنـه یه تهدید باشه.
‫کسی چه می‌دونـه.

318
00:27:36,141 --> 00:27:37,491
‫شک دارم باشه.

319
00:27:40,627 --> 00:27:45,202
‫ببین میلتن، اگه می‌خوای اینجا نگهش داری
‫دیگه نباید به مردم درموردش بگی.

320
00:27:45,202 --> 00:27:49,515
‫نزار مردم همینطوری مثل من
‫پاشن بیان اینجا.

321
00:27:49,515 --> 00:27:52,869
‫دیدم مردم با اینطور موجودا چیکار می‌کنن.

322
00:27:52,869 --> 00:27:54,743
‫قبلاً واسه تو پیش اومده؟

323
00:27:54,743 --> 00:27:56,353
‫نه!

324
00:27:57,180 --> 00:28:01,445
‫توی فیلم ها دیدم. فیلم‌ها رو هم
‫که الکی نمی‌سازن.

325
00:28:03,403 --> 00:28:04,927
‫باید یه راز باشه.

326
00:28:05,797 --> 00:28:07,320
‫دیگه به مردم نمی‌گیم.

327
00:28:07,320 --> 00:28:10,279
‫فقط من و تو می‌دونیم و...

328
00:28:11,062 --> 00:28:14,936
‫من به کسی نمیگم.

329
00:28:26,599 --> 00:28:29,428
‫همم.
‫سندی؟

330
00:28:39,829 --> 00:28:41,831
‫مطمئنی امنـه؟

331
00:28:41,831 --> 00:28:43,964
‫تا جایی که من می‌دونم،

332
00:28:44,878 --> 00:28:47,010
‫خیلی از خونه دوره.

333
00:28:47,010 --> 00:28:49,491
‫فکر کنم اونه که باید بترسه، نه ما.

334
00:28:50,971 --> 00:28:52,799
‫زودی می‌بینمت، میلت.

335
00:28:55,497 --> 00:28:56,977
‫و یادت باشه،

336
00:28:57,847 --> 00:29:00,502
‫به هیچکس نگو.

337
00:29:00,502 --> 00:29:02,024
‫نمیگم.

338
00:29:23,524 --> 00:29:26,179
‫چشاش مثل مال توی فیلم‌ها بود.

339
00:29:26,179 --> 00:29:28,789
‫درسته بالا خونه‌ام توی آسمون بود.
[مرکز امنیت ملی]

340
00:29:28,789 --> 00:29:30,486
‫مثه یه سیلندر بود.
[مرکز امنیت ملی]

341
00:29:30,486 --> 00:29:32,662
‫دور تا دورش چراغ بود
[مرکز امنیت ملی]

342
00:29:32,662 --> 00:29:36,057
‫و بالاش هم یه طاق بود
‫که ازش نور میومد.

343
00:29:41,193 --> 00:29:45,284
‫دولت اذعان کرده است که ماهواره ذکر شده
‫یک ماهواره امنیتی است، نه هواشناسی.

344
00:29:45,284 --> 00:29:48,330
‫این ماهواره در جایی واقع در
‫پنسیلوانیای غربی سقوط کرده است.

345
00:29:48,330 --> 00:29:51,856
‫اون سندی بود.
‫فکر کنم ازش خوشـت بیاد.

346
00:29:51,856 --> 00:29:53,379
‫...با شمارۀ زیر تماس بگیرید.

347
00:29:53,379 --> 00:29:55,684
‫اما اون انجام داد.

348
00:29:55,684 --> 00:29:58,687
‫هرچی که درمورد کالبد شکافی
‫می‌دونست رو بهت گفتـه.

349
00:29:58,687 --> 00:30:02,169
‫- اون می‌خواسته کمک کنـه.
‫- مطمئنی که می‌خواسته کمک کنـه

350
00:30:02,169 --> 00:30:04,476
‫یا هرکار که از دستـش بر میومده
‫رو انجام داده، رابرت؟

351
00:30:04,476 --> 00:30:07,522
‫درسته جان.
‫هرکار می‌تونسته کرده.

352
00:30:07,522 --> 00:30:10,177
‫هیچ کاری اون کارش رو توجیح نمی‌کنـه.

353
00:30:10,177 --> 00:30:12,876
‫پس حالا چرا کمک می‌کنـه؟
‫چون نیتـش خیر بوده.

354
00:30:12,876 --> 00:30:17,402
‫رابرت شرمنده، اما من تو کتم نمیره.
‫می‌دونم که دخترتـه.

355
00:30:17,402 --> 00:30:20,884
‫- درسته، اون دخترمه.
‫- اما شدنی نیست.

356
00:31:07,798 --> 00:31:09,321
‫صبح بخیر.

357
00:31:14,065 --> 00:31:17,067
‫تعمیرش رو شروع کردی.
‫خوبـه.

358
00:31:17,850 --> 00:31:20,114
‫امیدوارم بتونی تعمیرش کنـی.

359
00:31:20,114 --> 00:31:23,639
‫مطمئنـم گیر افتادن تو یه سیاره دیگه
‫چیز آسونی نیست.

360
00:31:26,294 --> 00:31:28,992
‫ممنون بابت نقاشی.

361
00:31:28,992 --> 00:31:30,951
‫خیلی قشنگـه.

362
00:31:34,954 --> 00:31:36,738
‫میرم یکم قهوه درست کنـم.

363
00:31:40,000 --> 00:31:43,738
[کلینیک عصب شناختی شمالی]

364
00:31:48,226 --> 00:31:50,968
‫ما دنبال تفاوت‌ها هستیم.

365
00:31:50,968 --> 00:31:53,970
‫میشه اونی که با بقیه
‫فرق داره رو مشخص کنید لطفاً؟

366
00:32:07,677 --> 00:32:09,331
‫من چهارتا شی بهتون نشون میدم.

367
00:32:12,159 --> 00:32:15,989
‫میلتن، لطف کن اینا رو به خاطر بسپر.

368
00:32:21,994 --> 00:32:26,998
‫حالا یه کاغذ جدید با اشای جدید
‫بهت نشون میدم.

369
00:32:26,998 --> 00:32:29,696
‫میشه بگی کدومـش تو این نیست؟

370
00:32:44,186 --> 00:32:47,058
‫طناب بازی.
.به خاطر بسپارش

371
00:32:47,058 --> 00:32:48,407
‫متوجه شدی؟

372
00:32:50,452 --> 00:32:51,540
‫آره.

373
00:32:52,845 --> 00:32:55,283
‫حالا برات یه داستان کوتاه تعریف می‌کنم.

374
00:32:58,372 --> 00:33:01,636
‫یه دختر جوان میره به فروشگاه
‫تا انگور بخره.

375
00:33:01,636 --> 00:33:05,334
‫وقتی به اونجا می‌رسه،
‫می‌بینـه پولـش کافی نیست

376
00:33:05,334 --> 00:33:07,815
‫پس بجاش شیر میخره.

377
00:33:07,815 --> 00:33:10,556
‫مامانـش توی خونه دلیلش رو می‌پرسه.

378
00:33:11,296 --> 00:33:15,299
‫میلتن، اون کلمه که خواستم
‫یادت بمونه چی بود؟

379
00:33:33,402 --> 00:33:36,404
‫حتماً برات عجیبـه،

380
00:33:36,404 --> 00:33:39,624
‫این که من اینجام
‫و میلتن رفته.

381
00:33:39,624 --> 00:33:41,625
‫زودی برمی‌گرده.
‫اون...

382
00:33:41,625 --> 00:33:46,326
‫وقت دکتر داشت و باید می‌رفت.

383
00:33:48,936 --> 00:33:50,590
‫متوجه میشی چی میگم؟

384
00:33:51,939 --> 00:33:55,072
‫چشات که میگه متوجه میشی.

385
00:33:57,726 --> 00:34:02,730
‫از اونجایی که نمی‌تونی حرف بزنی،
‫من شروع می‌کنم.

386
00:34:02,730 --> 00:34:04,689
‫آم...

387
00:34:11,086 --> 00:34:13,304
‫من یه دختر دارم.

388
00:34:13,304 --> 00:34:14,436
‫آه...

389
00:34:15,741 --> 00:34:17,352
‫خیلی خوب با هم کنار میایم

390
00:34:17,352 --> 00:34:19,222
‫اما زیاد نمی‌بینمـش

391
00:34:19,222 --> 00:34:22,791
‫توی ساحل غربی زندگی می‌کنـه.

392
00:34:25,228 --> 00:34:27,142
‫عکس‌هاش رو دارم.

393
00:34:28,839 --> 00:34:30,276
‫آه...

394
00:34:32,192 --> 00:34:35,151
‫مونیکا.
‫اونـم همسرش لیزاس.

395
00:34:36,153 --> 00:34:38,199
‫اینـم نوه‌ام فیلیپـه.

396
00:34:39,678 --> 00:34:43,248
‫اون دوتا با هم هستن.

397
00:34:43,988 --> 00:34:46,644
‫می‌دونی؟ با هم، با هم؟

398
00:34:48,167 --> 00:34:50,430
‫نمی‌دونم توی سیاره شمام اینطوری
‫هست یا نه

399
00:34:50,430 --> 00:34:54,218
‫این که دوتا همجنس عاشق هم بشن

400
00:34:54,218 --> 00:34:57,222
‫اما اینجا چند سالی هست که

401
00:34:57,222 --> 00:34:59,876
‫زیاد اتفاق می‌افته.

402
00:34:59,876 --> 00:35:05,362
‫از همون اولـش بهش گفتم که
‫هیچ مشکلی با این قضیه ندارم.

403
00:35:06,233 --> 00:35:10,760
‫از قضا به جای این که بیان اینجا دیدن من

404
00:35:10,760 --> 00:35:17,202
‫همیشه دارن چاپلوسی مادر اون دختره رو می‌کنن.

405
00:35:22,469 --> 00:35:25,256
‫سه سال هست که...

406
00:35:26,648 --> 00:35:27,954
‫از نزدیک ندیدمشون.

407
00:35:32,220 --> 00:35:37,313
‫به خدا معمولاً انقد زیاد
‫حرف نمی‌زنم!

408
00:35:39,229 --> 00:35:44,104
‫میلتن، تاحالا شده سعی کنی چیزایی
‫درمورد زندگیـت رو به خاطر بیاری

409
00:35:44,104 --> 00:35:45,889
‫که قبلاً همیشه می‌دونستیشون؟

410
00:35:45,889 --> 00:35:47,673
‫تولدت؟
‫اسم میانه‌ات؟

411
00:35:47,673 --> 00:35:50,851
‫پیش میاد وسایل رو جایی بزاری
‫که معمولاً نمیزاری

412
00:35:50,851 --> 00:35:52,592
‫و بعدش یادت نیاد کجان؟

413
00:35:53,551 --> 00:35:54,639
‫نه.

414
00:35:56,206 --> 00:35:57,947
‫- بابا.
‫- خب نه.

415
00:35:58,948 --> 00:36:02,082
‫یه قوطی لوبیا سبز رو
‫گذاشته بود توی کابینت دستشویی.

416
00:36:02,953 --> 00:36:06,261
‫فقط یک دفعه شد.
‫احتمالاً فقط گیج شدم.

417
00:36:08,525 --> 00:36:10,658
‫یه روزنامه توی فریزر پیدا کردم.

418
00:36:12,269 --> 00:36:14,576
‫اونـم فقط یه بار شد.

419
00:36:16,142 --> 00:36:21,192
‫اما بابا، قضیه این نیست. وقتی کنار هم بزاری
‫دائم داره اتفاق میوفتـه.

420
00:36:21,192 --> 00:36:22,760
‫اون...

421
00:36:25,153 --> 00:36:29,376
‫اون به فروشنده گفته که یه بیگانه
‫توی خونه‌اش زندگی می‌کنـه.

422
00:36:31,117 --> 00:36:33,729
‫میلتن، یادت میاد این رو گفته باشی؟

423
00:36:33,729 --> 00:36:35,165
‫آره.

424
00:36:35,165 --> 00:36:37,038
‫یادت میاد چرا گفتیـش؟

425
00:36:37,038 --> 00:36:38,692
‫شوخی بود.

426
00:36:40,607 --> 00:36:43,088
‫فکر نمی‌کنم شوخی بوده باشه.
‫فکر می‌کنم جدی گفتی.

427
00:36:43,088 --> 00:36:46,615
‫فکر می‌کنم فکر می‌کرده که واقعاً
‫یه بیگانه توی خونه‌اش زندگی می‌کرده.

428
00:36:47,572 --> 00:36:51,360
‫میلتن، شاید یکم به این حرف حساس بشی

429
00:36:51,360 --> 00:36:55,452
‫اما با توجه به سن و فراموشکاری‌هایی
‫که برات پیش میاد

430
00:36:55,452 --> 00:36:59,325
‫شاید زمانش رسیده که به یک زندگی
‫به همراه کمک فکر کنی

431
00:36:59,325 --> 00:37:01,328
‫مثلاً یک پرستار توی خونه داشته باشی

432
00:37:01,328 --> 00:37:03,461
‫یا به مرکز مراقبت از افراد سالمند بری.

433
00:37:03,461 --> 00:37:06,900
‫- نخیر.
‫- بابا، بیا به چیزایی که میگه گوش بده.

434
00:37:06,900 --> 00:37:08,684
‫نه، شرمنده.
‫من باید برم.

435
00:37:08,684 --> 00:37:12,036
‫برنامه اندرسون کوپر شروع شده.

436
00:37:12,036 --> 00:37:14,690
‫بابا. وایسا.

437
00:37:14,690 --> 00:37:17,823
‫تو برام پاپوش دوختی!
‫لعنتی، برام پاپوش دوختی!

438
00:37:17,823 --> 00:37:20,564
‫چون نگرانـت بودم انجامش دادم

439
00:37:20,564 --> 00:37:23,784
‫من رو آوردی اینجا که اون
‫ازم یه امتحان بگیره

440
00:37:23,784 --> 00:37:25,829
‫بدون این که حتی فرصت
‫مطالعه بهم بدی!

441
00:37:25,829 --> 00:37:28,657
‫- دارم سعی می‌کنم کمک کنم.
‫- به کمکـت احتیاج ندارم!

442
00:37:47,018 --> 00:37:48,714
‫هی، میلت.

443
00:37:48,714 --> 00:37:51,977
‫دارم براش کتاب می‌خونم،
‫توی وسایل بچۀ مونیکا پیداش کردم.

444
00:37:51,977 --> 00:37:53,414
‫میلتی؟

445
00:37:54,371 --> 00:37:56,372
‫- همه چی مرتبـه؟
‫- من خوبـم!

446
00:37:56,372 --> 00:37:59,331
‫مطمئنی که خوبی؟

447
00:38:00,288 --> 00:38:02,942
‫خیلی خب.
‫بعداً باهات صحبت می‌کنم.

448
00:38:03,899 --> 00:38:05,509
‫ناهارش رو خورده.

449
00:38:43,144 --> 00:38:46,886
‫دنیس فکر می‌کنـه دارم فراموشی می‌گیرم.
‫می‌خواد بزارتـم یه جای مخصوص.

450
00:38:48,931 --> 00:38:53,847
‫فکر کنم زیادی بابت درست کردن تلویزیون
‫بهش زنگ زدم.

451
00:39:03,985 --> 00:39:05,552
‫من با پسرم صحبت نمی‌کنم.

452
00:39:07,117 --> 00:39:08,815
‫زیاد ازم خوشـش نمیاد.

453
00:39:10,293 --> 00:39:12,773
‫درک می‌کنم.
‫من زیاد...

454
00:39:14,427 --> 00:39:15,863
‫پدر خوبی نبودم.

455
00:39:15,863 --> 00:39:17,037
‫واسه همین بیخیال شدم.

456
00:39:18,648 --> 00:39:22,041
‫ادامه دادن به کاری که توش
‫خوب نیستی منطقی نیست.

457
00:39:42,229 --> 00:39:45,231
‫سلام، من تیم هستم.
‫درحال حاضر در دسترس نیستم.

458
00:39:45,231 --> 00:39:47,145
‫لطفاً پیغام بگذارید.

459
00:39:47,145 --> 00:39:48,886
‫هی، تیم.

460
00:39:48,886 --> 00:39:50,191
‫بابات هستم.

461
00:39:52,106 --> 00:39:53,628
‫امیدوارم اوضاع خوب باشه.

462
00:39:56,196 --> 00:39:58,110
‫اینجا داره کم کم پاییز میشه.

463
00:40:01,460 --> 00:40:03,157
‫جای کلینیک دنیس عوض شده،

464
00:40:04,549 --> 00:40:06,943
‫رفته کنار اون کارواش جدیده
‫توی خیابان لینکلن.

465
00:40:08,639 --> 00:40:10,553
‫وقتی اینجا بودی اونجا
‫ساخته شده بود؟

466
00:40:12,250 --> 00:40:13,469
‫نمی‌دونم.

467
00:40:15,951 --> 00:40:18,214
‫باید ببینیم چطوری با اون
‫صداها کنار میاد.

468
00:40:19,782 --> 00:40:22,088
‫شاید سگ‌ها عصبانی بشن.

469
00:40:28,357 --> 00:40:31,535
‫می‌دونم اون طوری که باید
‫برات پدری نکردم.

470
00:40:33,320 --> 00:40:34,800
‫لیاقتـت بهتر از اینا بود.

471
00:40:38,326 --> 00:40:40,546
‫اما دیگه بسه، مگه نه؟

472
00:40:45,814 --> 00:40:47,816
‫انگار فقط داشتم با پیغامگیر صحبت می‌کردم.

473
00:41:01,397 --> 00:41:03,879
‫خیلی خب.
‫دستا بالا.

474
00:41:05,054 --> 00:41:08,624
‫اجازه هست؟

475
00:41:18,723 --> 00:41:20,813
‫حالا می‌تونی دستات رو بگیری پایین.

476
00:41:29,390 --> 00:41:31,739
[من لزبین نیستم، اما دوست دخترم چرا]

477
00:41:30,390 --> 00:41:31,739
‫این تیشرت مال اون دوران هست

478
00:41:31,739 --> 00:41:34,656
‫که هرجا می‌رسید می‌گفت لزبینـه.

479
00:41:34,656 --> 00:41:36,397
‫فکر می‌کردم لزبینـه.

480
00:41:36,397 --> 00:41:37,878
‫هست خب.

481
00:41:38,705 --> 00:41:41,664
‫یه جور جوکـه.

482
00:41:41,664 --> 00:41:42,971
‫اوه.

483
00:41:43,972 --> 00:41:45,582
‫خب...

484
00:41:45,582 --> 00:41:47,933
‫حداقل دیگه لخت نیست.

485
00:41:48,412 --> 00:41:50,894
‫والا فکر نکنم

486
00:41:50,894 --> 00:41:52,678
‫قبلش هم لخت بوده.

487
00:41:53,244 --> 00:41:54,288
‫اوه.

488
00:41:55,900 --> 00:41:59,208
‫تازه فکر کردم خوب میشه که

489
00:41:59,208 --> 00:42:00,949
‫یه اسم براش بزاریم.

490
00:42:00,949 --> 00:42:03,692
‫فکر می‌کنی لازمـه؟
‫همش خودت هست دیگه.

491
00:42:03,692 --> 00:42:05,738
‫لازم نیست چیزی صداش کنیم.

492
00:42:05,738 --> 00:42:10,047
‫خب وقتی خودمون داریم درموردش
‫حرف می‌زنیم چی بهش بگیم؟

493
00:42:10,874 --> 00:42:14,531
‫- پیشنهادت چیـه؟
‫- خب، به یکی فکر کردم.

494
00:42:14,531 --> 00:42:16,926
‫و به نظرم خوب میاد.

495
00:42:18,362 --> 00:42:20,364
‫فکر می‌کنی می‌تونیم صداش کنیم جولز؟

496
00:42:20,364 --> 00:42:22,672
‫هرچی باشه خوبـه.

497
00:42:22,672 --> 00:42:24,587
‫اما من خودم چیزی صداش نمی‌کنـم.

498
00:42:24,587 --> 00:42:26,024
‫وقتی خودش اینجاست

499
00:42:26,024 --> 00:42:28,592
‫لازم نمی‌بینم که صداش کنم.

500
00:42:34,164 --> 00:42:37,472
‫دولت همچنان از عموم مردم برای پیدا کردن

501
00:42:37,472 --> 00:42:39,301
‫بازمنده‌های یک ماهواره

502
00:42:39,301 --> 00:42:40,998
‫که جایی در نزدیکی مرز پلنسیلوانیا و اوهایو

503
00:42:40,998 --> 00:42:43,132
‫سقوط کرده است درخواست کمک دارد.

504
00:42:43,132 --> 00:42:45,917
‫آن‌ها جایزه‌ای 10 هزار دلاری

505
00:42:45,917 --> 00:42:49,052
‫برای شخص یابنده قطعات
‫در نظر گرفته اند.

506
00:43:06,726 --> 00:43:09,642
‫کیـه؟

507
00:43:15,604 --> 00:43:18,693
‫- جویسـه!
‫- چیکار کنیم؟

508
00:43:18,693 --> 00:43:20,913
‫جولز رو ببر بالا!

509
00:43:33,534 --> 00:43:35,666
‫جویس! چطوری؟

510
00:43:36,449 --> 00:43:39,017
‫من و میلت داشتیم شام می‌خوردیم.

511
00:43:39,017 --> 00:43:43,195
‫- می‌خوای توی بیای پیشمون؟
‫- آدم فضایی رو دیدم.

512
00:43:46,111 --> 00:43:49,680
‫خدای من، یه موجود فرازمینی هست.

513
00:43:51,464 --> 00:43:53,509
‫حسـم بهم گفته بود که دروغ نمیگی.

514
00:43:53,509 --> 00:43:55,728
می‌دونستم دیگه تا این حد
.عقلت رو از دست ندادی

515
00:43:55,728 --> 00:43:57,512
‫چرا داشتی جاسوسی ما رو می‌کردی؟

516
00:43:57,512 --> 00:44:00,428
‫فکر کردم عجیبِ که شما دوتا
‫داشتید با هم می‌چرخیدید.

517
00:44:00,428 --> 00:44:02,300
‫نباید جاسوسی ما رو می‌کردی.

518
00:44:03,780 --> 00:44:06,696
‫چشاش یجوری هست که انگار متوجه میشه.

519
00:44:09,350 --> 00:44:11,222
‫- میشه بهش دست بزنم؟
‫- هی!

520
00:44:11,222 --> 00:44:13,006
‫اون نباید بدونـه!
‫این یه رازه.

521
00:44:13,006 --> 00:44:15,355
‫- نباید بدونـه!
‫- بچه‌ها، آروم.

522
00:44:15,355 --> 00:44:17,923
‫همه آروم باشید.
‫دارید جولز رو می‌ترسونید.

523
00:44:17,923 --> 00:44:19,577
‫جولز؟ اون جولز نیست!

524
00:44:19,577 --> 00:44:23,624
‫گری یا نئومی بیشتر بهش میاد.

525
00:44:23,624 --> 00:44:25,148
‫اسمـش جولـز هست،

526
00:44:25,148 --> 00:44:27,367
‫و گوش بده میلتن،
‫الان دیگه اون هم هست، خب؟

527
00:44:27,367 --> 00:44:30,370
‫پس باید بهش اعتماد کنیم.
‫کار دیگه‌ای نمی‌تونیم بکنیم.

528
00:44:30,370 --> 00:44:32,024
‫- می‌تونیم بکشمیـش.
‫- منو بکشید؟

529
00:44:32,024 --> 00:44:33,851
‫نمی‌تونید من رو بکشید.
‫من می‌کشمـت.

530
00:44:33,851 --> 00:44:35,940
‫- همین کار رو می‌کنم!
‫- بچه‌ها، کافیـه!

531
00:44:37,681 --> 00:44:39,465
‫از کجا معلوم خطرناک نباشه؟

532
00:44:39,465 --> 00:44:41,250
‫- نیست!
‫- مطمئنـیم!

533
00:44:41,250 --> 00:44:43,774
‫باشه، من به کسی نمیگم.

534
00:44:44,906 --> 00:44:46,908
‫اما دیگه رازی رو از من نگه ندارید.

535
00:44:46,908 --> 00:44:49,171
‫همونطور که سندی گفت
‫الان دیگه منم هستم.

536
00:44:49,171 --> 00:44:52,000
‫- باید بکشیمـش.
‫- میلتن، هیس.

537
00:44:59,658 --> 00:45:02,792
‫- اون چیـه؟
‫- فقط یه نقاشیـه.

538
00:45:02,792 --> 00:45:04,968
‫همیشه میدتشون بهم.

539
00:45:05,795 --> 00:45:07,841
‫شاید داره سعی می‌کنـه چیزی بهتون بگه.

540
00:45:07,841 --> 00:45:09,930
‫نمی‌خواد چیزی بگه.

541
00:45:10,800 --> 00:45:12,758
‫با اون خوش نمی‌گذره.

542
00:45:12,758 --> 00:45:16,196
‫جویس، جولز خیلی برای ما...

543
00:45:17,240 --> 00:45:18,894
‫با ازرشـه.

544
00:45:18,894 --> 00:45:21,854
‫اون باید یه راز بمونه.
‫توام اون فیلم‌ها رو دیدی.

545
00:45:21,854 --> 00:45:23,769
‫می‌دونی که چه بلایی سر اینا

546
00:45:23,769 --> 00:45:25,771
‫که میوفتن تو زمین میارن.

547
00:45:36,302 --> 00:45:38,739
‫سعی کردم برش گردونم توی خونه

548
00:45:38,739 --> 00:45:42,090
‫اما اون تمام روز، توی حیاط پشتی
‫نگاهش به سفینـه بود.

549
00:45:42,090 --> 00:45:43,918
‫هر روز که بیدار میشه

550
00:45:43,918 --> 00:45:46,225
‫پا میشه میره به اون سفینه نگاه می‌کنـه.

551
00:46:04,024 --> 00:46:05,373
‫بله؟

552
00:46:05,373 --> 00:46:07,854
‫ما از وزارت امنیت ملی هستیم.

553
00:46:07,854 --> 00:46:10,334
‫اشکال نداره یه نگاه به منزل بندازیم؟

554
00:46:12,162 --> 00:46:14,338
‫- هی جویس.
‫- گری اینجاست؟

555
00:46:14,338 --> 00:46:17,297
‫مظورت همون آدم فضایی هست؟
‫آره. دیگه کجا می‌تونه باشه؟

556
00:46:17,297 --> 00:46:19,343
‫اومدم یکم باهاش وقت بگذرونم.

557
00:46:37,403 --> 00:46:38,576
‫سلام گری.

558
00:46:41,748 --> 00:46:45,399
‫جویس هستم.
‫دیشب دیدمـت.

559
00:46:47,616 --> 00:46:50,440
‫یه لباس جدید برات آوردم.

560
00:46:50,440 --> 00:46:53,047
‫چیزی که الان پوشیدی
‫زیاد مناسب نیست.

561
00:47:01,826 --> 00:47:03,564
‫- الو؟
‫- سلام.

562
00:47:03,564 --> 00:47:05,172
‫من پوستر برنامۀ مشورت سالمندی

563
00:47:05,172 --> 00:47:07,519
‫رو توی کتابخونـه دیدم.

564
00:47:07,519 --> 00:47:09,126
‫بله؟

565
00:47:09,126 --> 00:47:11,125
‫خب، من اونقدرا جوون نیستم

566
00:47:11,125 --> 00:47:15,123
‫اما از همچین گفتگویی بدم هم نمیاد.

567
00:47:15,123 --> 00:47:17,643
‫اوه، چه عالی!

568
00:47:17,643 --> 00:47:21,077
‫و من دارم با کی صحبت می‌کنم؟

569
00:47:22,641 --> 00:47:24,119
‫شهر بونتون خوبـه.

570
00:47:25,510 --> 00:47:27,465
‫اما مثل شهرهای بزرگ نیست.

571
00:47:28,074 --> 00:47:31,246
‫شاید الان که نگاهم بکنی متوجه نشی

572
00:47:31,246 --> 00:47:32,506
‫اما قبلاً اونجاها زندگی کردم.

573
00:47:34,331 --> 00:47:36,982
‫توی شهرهای بزرگ هرچقد که بخوای

574
00:47:36,982 --> 00:47:39,719
‫لذت و خطر وجود داره.

575
00:47:39,719 --> 00:47:42,370
‫اونجا باید احاطه بر نفس داشته باشی.

576
00:47:42,892 --> 00:47:46,194
‫وگرنه خورده میشی.

577
00:47:46,194 --> 00:47:47,368
‫من خوش شانس بودم.

578
00:47:48,150 --> 00:47:50,453
‫خب منم مشکلات خودم رو داشتم.

579
00:47:50,453 --> 00:47:51,583
‫اما...

580
00:47:52,843 --> 00:47:55,277
‫اما حداقل سالـم موندم.

581
00:47:56,668 --> 00:47:58,971
‫دیگه شهر پیترزبورگ به درد من نمی‌خوره.

582
00:48:03,446 --> 00:48:04,968
‫- دنی؟
‫- بله.

583
00:48:05,402 --> 00:48:07,575
‫- بیا تو.
‫- ممنون.

584
00:48:10,530 --> 00:48:11,791
‫یکم چای می‌خوای؟

585
00:48:11,791 --> 00:48:13,485
‫- البته.
‫- خوبـه.

586
00:48:13,485 --> 00:48:15,484
‫خب چند سالتـه، دنی؟

587
00:48:15,484 --> 00:48:18,265
‫- 27
‫- من 72 سال دارم.

588
00:48:18,265 --> 00:48:20,226
‫آه.

589
00:48:20,226 --> 00:48:23,233
‫بعضی‌ها خیلی روی سنشون حساس میشن.

590
00:48:23,233 --> 00:48:25,891
‫هرکاری که بتونن می‌کنن
‫که جوونتر به نظر برسن.

591
00:48:25,891 --> 00:48:29,768
‫اما باید یه چیزی بهت بگم، دنی.

592
00:48:29,768 --> 00:48:32,557
‫بالا رفتن سن طبیعیـه.

593
00:48:33,646 --> 00:48:35,782
‫زیبایی فیزیکی چند صباحی هست

594
00:48:35,782 --> 00:48:38,527
‫بعد از بین میره.

595
00:48:40,096 --> 00:48:42,666
‫من واقعاً توی اون شهر بزرگ
‫شکوفا شدم.

596
00:48:42,666 --> 00:48:44,234
‫به خودم اومدم.

597
00:48:44,234 --> 00:48:47,459
‫جویس، فک کنم می‌خواد بره
‫سفینه‌اش رو درست بکنـه.

598
00:48:47,459 --> 00:48:49,420
‫کلی عاشق پیشه داشتم.

599
00:48:51,207 --> 00:48:53,211
‫اما هیچ وقت با هیچکدوم
‫نرفتم سر خونه زندگی.

600
00:48:54,430 --> 00:48:55,520
‫برای یه مدتی، من...

601
00:48:56,740 --> 00:48:58,004
‫آواز خوندم.

602
00:48:58,832 --> 00:49:01,228
‫باورت میشه؟
‫یه خواننده بودم.

603
00:49:02,796 --> 00:49:04,409
‫قشنگ می‌خوندم.

604
00:49:05,978 --> 00:49:08,069
‫و هنوز هم می‌تونم.

605
00:49:09,115 --> 00:49:10,858
‫این دستگاهه بلوتوث داره؟

606
00:49:10,858 --> 00:49:13,255
‫میشه از دستشویی استفاده بکنم؟

607
00:49:13,255 --> 00:49:14,910
‫البته.

608
00:49:14,910 --> 00:49:16,740
‫طبقه بالا سمت چپـه.

609
00:49:16,740 --> 00:49:17,873
‫- بالا؟
‫- آره.

610
00:49:17,873 --> 00:49:19,355
‫خیلی خب.

611
00:49:27,415 --> 00:49:32,950
‫♪ اگه فردا از اینجا برم ♪

612
00:49:36,086 --> 00:49:40,400
‫♪ باز هم من رو یادت می‌مونـه؟ ♪

613
00:49:44,496 --> 00:49:49,987
‫♪ الان باید بار سفر ببندم ♪

614
00:49:53,167 --> 00:49:54,909
‫داری چیکار می‌کنی؟

615
00:49:54,909 --> 00:49:56,827
‫♪ جاهایی هست که باید ببینم ♪

616
00:49:56,827 --> 00:49:58,483
‫چندتا از جواهر هات رو برمی‌دارم.

617
00:49:59,267 --> 00:50:00,879
‫لازم نیست این کار رو بکنی.

618
00:50:00,879 --> 00:50:02,491
‫چرا نمیای طبقه پایین

619
00:50:02,491 --> 00:50:05,368
‫که بیشتر درمورد زندگی حرف بزنیم.

620
00:50:05,368 --> 00:50:08,548
‫فکر کنم بهتر باشه فقط
‫چندتا از جواهرهات رو بردارم.

621
00:50:09,376 --> 00:50:11,381
‫الان زنگ می‌زنم به پلیس.

622
00:50:19,093 --> 00:50:25,411
‫♪ اما اگه اینجا با تو بمونم پسر ♪

623
00:50:27,590 --> 00:50:32,208
‫♪ هیچی دیگه مثل قبل نمیشه ♪

624
00:50:36,174 --> 00:50:41,794
‫♪ چون حالا به آزادی یک پرنده‌ام ♪

625
00:50:44,627 --> 00:50:49,986
‫♪ و تو نمی‌تونی این پرنده رو تغییر بدی ♪

626
00:50:49,986 --> 00:50:53,337
‫♪ واو ♪

627
00:50:53,337 --> 00:50:58,603
‫♪ و تو نمی‌تونی این پرنده رو تغییر بدی ♪

628
00:51:01,998 --> 00:51:08,484
‫♪ خدایا، کمکم کن، من نمی‌تونم تغییر بکنم ♪

629
00:51:18,668 --> 00:51:22,715
‫داری میگی سرش خود به خود منفجر شده؟

630
00:51:24,021 --> 00:51:25,588
‫درسته.

631
00:51:25,588 --> 00:51:26,893
‫همینطوری یهویی؟

632
00:51:26,893 --> 00:51:29,200
‫همینطوری یهویی.

633
00:51:34,162 --> 00:51:36,295
‫سرها معمولاً همینطوری...

634
00:51:37,862 --> 00:51:39,385
‫اینطوری منفجر نمیشن.

635
00:51:40,604 --> 00:51:43,128
‫یعنی دارید میگید که من سر یک مرد رو

636
00:51:43,128 --> 00:51:45,348
‫از گردن به بالا ترکوندم؟

637
00:51:45,348 --> 00:51:48,089
‫و دقیقاً چطوری این کار رو کردم؟

638
00:51:48,089 --> 00:51:49,700
‫خب بهمون بگو.

639
00:51:49,700 --> 00:51:52,006
‫چطور همچین چیز غیر عادی‌ای

640
00:51:52,006 --> 00:51:53,312
‫توی خونه‌ات اتفاق افتاده؟

641
00:52:20,906 --> 00:52:22,386
‫اوه، سندیـه.

642
00:52:23,604 --> 00:52:24,910
‫کجاست؟

643
00:52:24,910 --> 00:52:26,781
‫اون پشت، داره روی سفینه کار می‌کنـه.

644
00:53:02,122 --> 00:53:03,558
‫می‌دونستم قدرت‌هایی داره.

645
00:53:03,558 --> 00:53:05,778
‫این جور موجودات معمولاً قدرت‌هایی دارن.

646
00:53:06,605 --> 00:53:08,390
‫این یعنی اون خطرناکـه؟

647
00:53:08,390 --> 00:53:11,698
‫فقط وقتی یکی برامون خطر ایجاد بکنه
‫خطرناک میشه.

648
00:53:11,698 --> 00:53:13,308
‫درسته.

649
00:53:13,308 --> 00:53:15,615
‫فقط وقتی یکی برامون خطر ایجاد بکنه
‫خطرناک میشه.

650
00:53:15,615 --> 00:53:19,706
‫- درسته.
‫- آخه اون نجاتـم داد.

651
00:53:19,706 --> 00:53:21,882
‫می‌تونید تصور کنید اگه دخالت نمی‌کرد

652
00:53:21,882 --> 00:53:23,362
‫چه اتفاقی میوفتاد؟

653
00:53:24,232 --> 00:53:25,755
‫دیگه اینجا نمی‌بودم.

654
00:53:27,017 --> 00:53:28,541
‫خب، ممکنـه

655
00:53:28,541 --> 00:53:30,847
‫در مقابل کسی که بد نیست هم
‫همچین کاری بکنـه؟

656
00:53:30,847 --> 00:53:32,762
‫چی؟ هنوز همچین کاری نکرده.

657
00:53:32,762 --> 00:53:35,330
‫متوجه نمیشم چرا باید بخاطر ترسمون

658
00:53:35,330 --> 00:53:36,592
‫یک طرفه به قاضی بریم.

659
00:53:36,592 --> 00:53:38,377
‫خیلی خب.
‫فقط پرسیدم.

660
00:53:38,377 --> 00:53:39,944
‫تا جایی که من متوجه شدم

661
00:53:39,944 --> 00:53:42,686
‫جولز طرف ماست، ما هم باید
‫طرف اون باشیم.

662
00:53:42,686 --> 00:53:44,993
‫- موافقـم.
‫- منم موافقـم.

663
00:54:50,974 --> 00:54:53,106
‫هیچ سلاحی توی صحنه
‫پیدا نشده؟

664
00:54:53,106 --> 00:54:55,065
‫- هیچ مواد منفجره‌ای؟
‫- هیچی.

665
00:54:55,587 --> 00:54:57,894
‫کله آدمیزاد همینطوری الکی
‫منفجر نمیشه.

666
00:54:57,894 --> 00:54:59,461
‫نه، نمیشه.

667
00:54:59,461 --> 00:55:02,072
‫- پزشکی قانونی هیچ ایده‌ای نداره؟
‫- نه هیچی.

668
00:55:03,595 --> 00:55:05,336
‫شاید سندی داره یکی رو
‫از ما پنهون نگه میداره.

669
00:55:05,336 --> 00:55:06,598
‫قلب مهربونی داره.

670
00:55:06,598 --> 00:55:08,252
‫خب بیوفتید دنبالـش.

671
00:55:08,252 --> 00:55:10,210
‫ببینید ما رو به جایی می‌رسونه یا نه.

672
00:55:10,210 --> 00:55:11,561
‫بله قربان.

673
00:55:13,345 --> 00:55:16,304
‫بابا. بابا.

674
00:55:16,304 --> 00:55:17,523
‫اوه بابا، بیا..

675
00:55:17,523 --> 00:55:19,917
‫بیخیال، یه لحظه وایسا.

676
00:55:22,441 --> 00:55:24,922
‫از کی تاحالا با سندی می‌چرخی؟

677
00:55:25,531 --> 00:55:27,707
‫- خیلی خب.
‫- خیلی خب، وایسا.

678
00:55:27,707 --> 00:55:30,928
‫ببخشید که اون روز غافلگیرت کردم.

679
00:55:30,928 --> 00:55:32,582
‫من نگرانـم، خب؟

680
00:55:32,582 --> 00:55:34,845
‫چیزی که گفتی نرمال نبود.

681
00:55:34,845 --> 00:55:37,238
‫و می‌دونم که تو برای استقلالـت
‫ارزش قائلی.

682
00:55:37,238 --> 00:55:40,372
‫اما بلاخره زمانـش می‌رسه.

683
00:55:40,372 --> 00:55:42,593
‫دنیس به جونت خودت
‫من خوبم.

684
00:55:42,593 --> 00:55:44,029
‫وقتی داری برای یه آدم فضایی

685
00:55:44,029 --> 00:55:46,031
‫سیب می‌خری، چطوری می‌تونی
‫همچین چیزی بگی؟

686
00:55:46,031 --> 00:55:48,555
‫سیب‌ها برای یه آدم فضایی نیستن.
‫برای خودم هستن.

687
00:55:48,555 --> 00:55:51,036
‫- بیست‌تا آخه؟
‫- الان نمی‌تونم صحبت کنم.

688
00:55:53,778 --> 00:55:55,519
‫خوشحال شدم که دیدمت.
‫سعی کن نگران نباشی.

689
00:55:55,519 --> 00:55:56,824
‫خب، غیرممکنـه.

690
00:55:56,824 --> 00:55:59,131
‫بابا!

691
00:56:17,238 --> 00:56:18,892
‫واسه همین به دکتر گفتم

692
00:56:18,892 --> 00:56:22,896
‫فکر می‌کنم این دارو داره
‫میل جنسیم رو زیاد می‌کنـه.

693
00:56:22,896 --> 00:56:24,288
‫خب چی گفت؟

694
00:56:24,288 --> 00:56:26,116
‫رفت و تحقیق کرد

695
00:56:26,116 --> 00:56:28,468
‫گفت که کاملاً حق با منـه

696
00:56:28,468 --> 00:56:30,513
‫این یکی از عوارضـش هست.

697
00:56:30,513 --> 00:56:34,212
‫کمیاب هست، اما هست.

698
00:56:35,039 --> 00:56:38,261
‫یه داروی دیگه بهم داد.

699
00:56:38,261 --> 00:56:40,263
‫از اون دارو قبلیِ چیزی مونده؟

700
00:56:40,263 --> 00:56:44,006
‫میلتن!

701
00:56:50,579 --> 00:56:52,929
‫شمام بو رو می‌فهمید؟

702
00:56:52,929 --> 00:56:54,017
‫بوی چی؟

703
00:56:54,757 --> 00:56:56,889
‫انگار یه چیزی داره فاسد میشه.

704
00:56:56,889 --> 00:56:58,804
‫نمی‌خواستم به روی خودم بیارم

705
00:56:58,804 --> 00:57:01,895
‫چون فکر می‌کردم خونه‌ات همیشه
‫همین بو رو میده.

706
00:57:04,855 --> 00:57:05,943
‫وای خدا.

707
00:57:07,597 --> 00:57:09,076
‫یه گربه‌ست.

708
00:57:09,903 --> 00:57:12,558
‫یه گربه رو گشته
‫و آوردتـش اینجا؟

709
00:57:12,558 --> 00:57:14,561
‫اون یه رد لاستیکـه.

710
00:57:14,561 --> 00:57:18,043
‫مگر اینکه یه ماشین دزدیده باشه،
‫و باهاش این رو کشته باشه.

711
00:57:18,043 --> 00:57:21,046
‫پیداش کرده.

712
00:57:23,265 --> 00:57:25,051
‫به گربه‌ها نیاز داره.

713
00:57:27,096 --> 00:57:29,055
‫گفتم که داره بهمون یه پیام میده.

714
00:57:29,055 --> 00:57:31,536
‫باید بیشتر بهم گوش کنید.

715
00:57:34,582 --> 00:57:35,931
‫بزار ببینمـش.

716
00:57:37,325 --> 00:57:39,066
‫این سفینه‌اش هست.

717
00:57:41,895 --> 00:57:45,028
‫فکر می‌کنم شیش‌تا گربه دیگه می‌خواد

718
00:57:45,028 --> 00:57:47,378
‫تا سفینه‌ رو راه بندازه!

719
00:57:47,378 --> 00:57:49,512
‫قبلاً هفت‌تا نیاز داشته.

720
00:57:49,512 --> 00:57:52,689
‫اما با حساب اون یکی،
‫الان شش‌تا می‌خواد.

721
00:57:52,689 --> 00:57:54,691
‫من متوجه‌اش میشم.

722
00:57:54,691 --> 00:57:56,519
‫بیشتر از شما.

723
00:57:56,519 --> 00:57:59,391
‫فکر می‌کنم ممکنـه حق با اون باشه.

724
00:57:59,391 --> 00:58:01,394
‫هفت‌تا گربه؟

725
00:58:01,394 --> 00:58:03,571
‫چیزی که سفینه‌اش رو راه می‌ندازه
‫هفت‌تا گربه‌ست؟

726
00:58:03,571 --> 00:58:07,749
‫خب، تنها چیزی هم که می‌خوره
‫سیبـه.

727
00:58:07,749 --> 00:58:11,100
‫باید همینطوری که هست
‫قبولـش بکنیم، خب؟

728
00:58:11,840 --> 00:58:13,669
‫خب حالا چیکار بکنیم؟

729
00:58:13,669 --> 00:58:16,367
‫شش‌تا گربه بکشیم؟

730
00:58:16,367 --> 00:58:19,762
‫کلنیک دامپزشکی لاکپشت سبز.
‫چطور می‌تونم کمکتون بکنم؟

731
00:58:19,762 --> 00:58:22,112
‫دکتر رابینسن هست؟
‫من پدرش هستم.

732
00:58:22,112 --> 00:58:23,767
‫یه لحظه.

733
00:58:26,073 --> 00:58:29,642
‫- سلام پدر، چخبر؟
‫- خبری نیست.

734
00:58:29,642 --> 00:58:31,905
‫احوالت چطوره؟

735
00:58:31,905 --> 00:58:33,254
‫من خوبم.

736
00:58:35,562 --> 00:58:38,217
‫گربه‌هایی که اونجا می‌میرن
‫کجا میرن؟

737
00:58:38,217 --> 00:58:39,914
‫چی؟

738
00:58:40,698 --> 00:58:43,265
‫گربه‌هایی که اونجا می‌میرن
‫کجا میرن؟

739
00:58:44,832 --> 00:58:47,095
‫چرا می‌پرسی؟

740
00:58:47,095 --> 00:58:50,534
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫باهات حرف بزنم.

741
00:58:50,534 --> 00:58:52,972
‫بابا، چخبره؟

742
00:58:52,972 --> 00:58:54,625
‫هیچی.

743
00:58:54,625 --> 00:58:57,062
‫چرا همچین چیزی می‌پرسی؟

744
00:58:57,670 --> 00:58:59,324
‫سوخته میشن

745
00:58:59,324 --> 00:59:02,456
‫یا همینطوری می‌ندازنشون
‫توی آشغالی؟

746
00:59:02,456 --> 00:59:04,022
‫تا نگی چرا می‌پرسی

747
00:59:04,022 --> 00:59:06,720
‫هیچی نمیگم.

748
00:59:06,720 --> 00:59:08,417
‫اصلاً خودت می‌دونی چرا داری می‌پرسی؟

749
00:59:08,417 --> 00:59:11,418
‫- بعد میگی چرا نگرانـی.
‫- می‌دونی چیـه؟

750
00:59:11,418 --> 00:59:13,463
‫- بیخیالـش.
‫- بیخیالـش؟

751
00:59:13,463 --> 00:59:15,334
‫چطوری باید بیخیالـش بشم؟

752
00:59:15,334 --> 00:59:16,856
‫فقط کنجکاو بودم، همین.

753
00:59:16,856 --> 00:59:19,163
‫تو حتی گربه هم نداری.

754
00:59:19,163 --> 00:59:21,294
‫باید برم.
‫دوستت دارم.

755
00:59:23,992 --> 00:59:26,167
‫جواب درستی بهم نداد.

756
00:59:51,357 --> 00:59:52,445
‫آروم.

757
00:59:57,056 --> 00:59:58,144
‫راکنـه.

758
01:00:10,935 --> 01:00:12,066
‫صاریغـه.

759
01:00:13,545 --> 01:00:16,416
‫ماشین داره توی مسیر 22
‫به شدت آروم میره.

760
01:00:16,416 --> 01:00:19,810
‫اینطوری نمیشه ناشناس تعقیبـش کرد.

761
01:00:19,810 --> 01:00:22,072
‫ایده‌ای داری دارن چیکار می‌کنن؟

762
01:00:22,072 --> 01:00:24,378
‫به نظر میاد دارن دنبال چیزی میگردن.

763
01:00:30,034 --> 01:00:31,078
‫سندی.

764
01:00:32,775 --> 01:00:34,820
‫- چطوری شروع شد؟
‫- چی؟

765
01:00:37,692 --> 01:00:39,170
‫با ارل.

766
01:00:39,170 --> 01:00:40,868
‫چطوری شروع شد؟

767
01:00:45,740 --> 01:00:48,394
‫اولـش واقعاً فراموشکار شده بود.

768
01:00:51,744 --> 01:00:54,224
‫به اون تیز هوشی

769
01:00:55,790 --> 01:00:57,269
‫که قبلاً بود، نبود.

770
01:00:59,836 --> 01:01:02,403
‫بعد شروع کرد به گذاشتن وسیله‌ها

771
01:01:02,403 --> 01:01:05,231
‫توی جاهای عجیب.

772
01:01:07,232 --> 01:01:09,712
‫ظروف نقره رو توی اتاق خواب پیدا کردم.

773
01:01:11,931 --> 01:01:16,064
‫یبار توی سینک دستشویی کرد.

774
01:01:19,806 --> 01:01:22,242
‫خیلی بابتـش خجالت کشید.

775
01:01:25,897 --> 01:01:27,245
‫چرا؟

776
01:01:28,072 --> 01:01:30,726
‫دکتر چیزی گفته که
‫نگران شدی؟

777
01:01:34,858 --> 01:01:37,208
‫فراموشکاری گرفتی؟

778
01:01:41,471 --> 01:01:42,734
‫میلتن؟

779
01:01:46,346 --> 01:01:47,476
‫همچین منظوری نداشتم.

780
01:01:52,525 --> 01:01:54,222
‫نمی‌خوام نگرانـت کنم.

781
01:01:55,441 --> 01:01:58,356
‫میلتن، چند سال طول کشید

782
01:01:58,356 --> 01:02:00,184
‫تا اوضاعش خیلی بد بشه.

783
01:02:01,489 --> 01:02:03,143
‫خودت رو به دردسر ننداز.

784
01:02:04,275 --> 01:02:08,539
‫باید از زندگی لذت ببری،
‫نه این که نگرانـش باشی.

785
01:02:08,539 --> 01:02:09,845
‫- وایسا.
‫- خیلی خب.

786
01:02:09,845 --> 01:02:11,411
‫دیگه چیزی نمیگم.

787
01:02:11,411 --> 01:02:13,544
‫نه، نه، نه، میگم وایسا.

788
01:02:39,481 --> 01:02:41,090
‫یعنی چی؟

789
01:02:50,752 --> 01:02:53,275
‫- چندتا پیدا کردید؟
‫- دوتا.

790
01:02:53,798 --> 01:02:55,756
‫خب، یکی و نصفی.

791
01:02:55,756 --> 01:02:58,237
‫آسون نیست، حیوون‌های دیگه بیشترن..

792
01:02:59,499 --> 01:03:03,807
‫چهارتا دیگه می‌خوایم.

793
01:03:03,807 --> 01:03:05,460
‫خب، سه و...

794
01:03:06,548 --> 01:03:07,985
‫چهار و...

795
01:03:07,985 --> 01:03:11,510
‫هیچ وقت توی اعداد کسری خوب نبودم.

796
01:03:11,510 --> 01:03:13,032
‫خودم پیدا می‌کنم.

797
01:03:13,032 --> 01:03:14,729
‫از کجا می‌خوای پیدا بکنی؟

798
01:03:14,729 --> 01:03:17,471
‫اگه قرار باشه کل خیابون‌های

799
01:03:17,471 --> 01:03:19,212
‫این شهر رو هم بگردم مهم نیست.

800
01:03:19,212 --> 01:03:20,648
‫پیدا می‌کنم.

801
01:03:20,648 --> 01:03:22,999
‫- چطوری؟
‫- خوبـم.

802
01:03:22,999 --> 01:03:25,261
‫- چخبر؟
‫- قضیه پدره.

803
01:03:25,261 --> 01:03:29,134
‫زیاد حالـش خوب نیست.
‫اخیراً داره عجیب رفتار می‌کنـه.

804
01:03:29,134 --> 01:03:32,007
‫سال‌هاست که عجیب رفتار می‌کنـه.

805
01:03:32,007 --> 01:03:34,660
‫به فروشنده فروشگاه گفته بوده

806
01:03:34,660 --> 01:03:36,097
‫که داره برای بیگانه‌ای که

807
01:03:36,097 --> 01:03:38,751
‫توی خونه‌اش زندگی می‌کنـه
‫سیب می‌خره.

808
01:03:38,751 --> 01:03:41,145
‫خب، یه بیگانه فراری بوده؟

809
01:03:41,145 --> 01:03:43,452
‫نه، یه آدم فضایی.

810
01:03:43,452 --> 01:03:45,757
‫خیلی صریح گفته.

811
01:03:52,460 --> 01:03:53,548
‫سه تا پیدا کردم.

812
01:03:53,548 --> 01:03:56,506
‫یعنی سه تا و یک سوم.

813
01:03:56,506 --> 01:03:59,335
‫خب اینطوری اون گربه قبلی

814
01:03:59,335 --> 01:04:01,337
‫که نصفه بود کامل میشه.

815
01:04:04,993 --> 01:04:08,213
‫من همیشه کارم توی اعداد اعشاری
‫خیلی خوب بوده.

816
01:04:10,215 --> 01:04:11,869
‫هنوزم یکی دیگه می‌خوایم.

817
01:04:32,061 --> 01:04:33,497
‫به نظر مامورا هستن.

818
01:04:33,497 --> 01:04:36,021
‫مامورین دولت؟

819
01:04:36,021 --> 01:04:37,762
‫مثل اونا توی فیلم‌ها هستن.

820
01:04:37,762 --> 01:04:39,502
‫من جولز رو می‌برم بالا.

821
01:04:42,418 --> 01:04:43,549
‫کجاست؟

822
01:04:54,603 --> 01:04:57,432
‫واحد 4، برگردید به مقر.

823
01:04:57,823 --> 01:04:59,347
‫زودباش. بریم.

824
01:05:19,669 --> 01:05:21,019
‫خیلی خب.

825
01:05:21,019 --> 01:05:22,541
‫باید سریع انجامـش بدیم.

826
01:05:22,541 --> 01:05:23,934
‫چون هر لحظه که هدر بدیم

827
01:05:23,934 --> 01:05:25,674
‫ممکنـه اونا پیداش کنن.

828
01:05:25,674 --> 01:05:28,721
‫- می‌تونیم جفتمون بریم بگردیم.
‫- این خیلی طول میکشه.

829
01:05:28,721 --> 01:05:30,244
‫گذشته از این، همه جا رو گشتم.

830
01:05:30,244 --> 01:05:31,898
‫به جز کشتن یه گربه

831
01:05:31,898 --> 01:05:33,725
‫دیگه نمی‌دونم چطوری باید
‫انجامـش بدیم.

832
01:05:33,725 --> 01:05:35,074
‫خب، گربه خودت چطوره؟

833
01:05:37,772 --> 01:05:39,035
‫هنری؟

834
01:05:39,035 --> 01:05:40,732
‫چی داری میگی؟

835
01:05:40,732 --> 01:05:44,563
‫خودت گفتی که نه میشنوه، نه می‌بینه
‫نه می‌تونه راه بره.

836
01:05:44,563 --> 01:05:46,086
‫تقریباً مُرده‌ست.

837
01:05:49,611 --> 01:05:51,527
‫خب، نمرده.

838
01:05:55,618 --> 01:05:57,098
‫اون مثل بچمه.

839
01:05:59,232 --> 01:06:01,364
‫برید در خودتون بزارید.

840
01:06:31,094 --> 01:06:32,965
‫بابت چیزی که میلتن گفت متاسفم.

841
01:06:32,965 --> 01:06:34,445
‫نسنجیده حرف زد.

842
01:06:38,232 --> 01:06:41,148
‫هروقت که رفتن خونه، هنری اونجا بوده.

843
01:06:42,758 --> 01:06:44,108
‫کس دیگه‌ای نبوده.

844
01:06:45,413 --> 01:06:46,633
‫البته.

845
01:06:46,633 --> 01:06:48,069
‫حیوون‌ها شاید فقط حیوون باشن

846
01:06:48,069 --> 01:06:51,464
‫اما جزئی از اعضای خانواده میشن.

847
01:06:54,946 --> 01:06:56,339
‫من شاهد بدتر شدنـش بودم

848
01:06:56,339 --> 01:06:58,559
‫و هیچ کاری بابتـش نکردم.

849
01:07:00,387 --> 01:07:03,043
‫از فکر زندگی بدون اون

850
01:07:03,043 --> 01:07:04,305
‫می‌ترسیدم.

851
01:07:07,134 --> 01:07:08,744
‫اون تنها چیزی هست که دارم.

852
01:07:13,750 --> 01:07:15,186
‫می‌دونی الان یک سال هست

853
01:07:15,186 --> 01:07:17,755
‫که با پای خودش نمی‌تونه بیاد کنارم؟

854
01:07:22,107 --> 01:07:23,369
‫میلتن راست میگه.

855
01:07:25,110 --> 01:07:26,591
‫اون تنها چیزی نیست که دارم.

856
01:07:28,810 --> 01:07:30,160
‫اون تنها چیزی بوده که داشتم.

857
01:07:41,782 --> 01:07:43,827
‫خیلی خب، شروع کنیم.

858
01:07:43,827 --> 01:07:45,394
‫بیایید اینجامش بدیم.

859
01:07:47,092 --> 01:07:48,354
‫سرش رو بترکون.

860
01:07:48,354 --> 01:07:49,443
‫وایسا.

861
01:07:53,142 --> 01:07:55,449
‫بیا یکاری کنیم زیاد کثیف کاری نشه.

862
01:07:59,628 --> 01:08:01,195
‫خداحافظ عسلـم.

863
01:10:44,509 --> 01:10:46,163
‫برگردید به آدرس 870 المور.

864
01:10:46,163 --> 01:10:47,686
‫- برگردید.
‫- بله.

865
01:11:18,112 --> 01:11:19,983
‫تبریک میگم.

866
01:11:19,983 --> 01:11:21,983
‫جولز، من...

867
01:11:21,983 --> 01:11:24,027
‫خیلی برات خوشحالـم.

868
01:11:29,200 --> 01:11:30,592
‫یه چیزی برات آوردم.

869
01:11:30,592 --> 01:11:32,940
‫گوی برفی شهره.

870
01:11:32,940 --> 01:11:37,461
‫معمولاً وقتی میری جاهای جدید
‫از این طور چیزا بهت میدن.

871
01:11:37,461 --> 01:11:40,113
‫خیلی برام با معنی هست.

872
01:11:40,113 --> 01:11:41,895
‫من رو یاد زمانی می‌ندازه که توی شهر بودم.

873
01:11:43,418 --> 01:11:44,765
‫می‌خوام دست تو باشه.

874
01:11:47,678 --> 01:11:51,373
‫منم برات یه چیزی آوردم.

875
01:11:51,373 --> 01:11:55,591
‫نمی‌دونی اونجایی که هستی
‫سرد میشه یا نه

876
01:11:55,591 --> 01:11:59,330
‫اما شاید به یه دردت بخوره.

877
01:12:00,808 --> 01:12:02,764
‫اوه، الان نه.

878
01:12:04,242 --> 01:12:05,504
‫بعدا.

879
01:12:08,330 --> 01:12:10,373
‫نمی‌دونستم باید کادو بدیم.

880
01:12:13,199 --> 01:12:15,546
‫پس یادت نره من چه شکلی هستم.

881
01:12:26,850 --> 01:12:28,154
‫اون دیگه چی بود؟

882
01:12:28,154 --> 01:12:29,893
‫یکاری کرد؟

883
01:12:37,371 --> 01:12:39,067
‫فکر کنم داره دعوتمون می‌کنـه.

884
01:12:56,110 --> 01:12:57,328
‫من میرم.

885
01:13:06,849 --> 01:13:08,109
‫من دوست دارم باهات بیام.

886
01:13:08,849 --> 01:13:11,805
‫میلتن، نمی‌تونی.
‫تو دنیس رو داری.

887
01:13:11,805 --> 01:13:13,022
‫من آمادۀ رفتنـم.

888
01:13:15,631 --> 01:13:17,588
‫جولز اینجا یه مهمون خوب برای من بوده،

889
01:13:17,588 --> 01:13:20,630
‫ترجیح میدم دنیس رو مجبور نکنم

890
01:13:20,630 --> 01:13:22,500
‫که روز به روز بدتر شدنـم رو ببینـه.

891
01:13:37,369 --> 01:13:38,326
‫الو؟

892
01:13:40,108 --> 01:13:43,151
‫پدر، بابت اون آدم فضایی زنگ نمی‌زنم.

893
01:13:43,151 --> 01:13:45,021
‫نمی‌خوام در این موردها حرفی بزنم.

894
01:13:46,673 --> 01:13:48,413
‫وقت کوتاه کردن موهاتـه.

895
01:13:48,413 --> 01:13:50,499
‫پس می‌تونم شنبه بیام

896
01:13:50,499 --> 01:13:53,455
‫و می‌تونیم با هم ناهار بخوریم،
‫همونجا انجامش میدم.

897
01:13:57,542 --> 01:14:01,934
‫این مدت همش داشتیم بحث می‌کردیم،
‫فقط می‌خوام باهات وقت بگذرونم.

898
01:14:02,673 --> 01:14:04,455
‫شنبه هستی؟

899
01:14:06,542 --> 01:14:08,586
‫شنبه سرکار نمیری؟

900
01:14:09,194 --> 01:14:11,455
‫میگم دوستم به جام بره.

901
01:14:12,368 --> 01:14:13,585
‫تو هستی؟

902
01:14:16,367 --> 01:14:17,585
‫بابا؟

903
01:14:18,411 --> 01:14:21,672
‫دیدم قبلاً تظاهر کردی که نیستی.

904
01:14:24,149 --> 01:14:26,019
‫نمی‌خوام دوباره اتفاق بیوفته.

905
01:14:29,628 --> 01:14:31,671
‫باید تقویم رو چک کنم.

906
01:14:35,454 --> 01:14:36,845
‫همه چی مرتبه؟

907
01:14:40,671 --> 01:14:41,845
‫آره، هست.

908
01:14:42,714 --> 01:14:43,803
‫خیلی خب.

909
01:14:44,848 --> 01:14:45,937
‫منتظر خبرت هستم.

910
01:14:47,374 --> 01:14:48,636
‫دوستت دارم، پدر.

911
01:14:50,117 --> 01:14:51,337
‫منم همینطور.

912
01:14:52,076 --> 01:14:53,383
‫خداحافظ.

913
01:15:09,627 --> 01:15:11,891
‫امنیت ملی!
‫در رو باز کنید!

914
01:15:12,632 --> 01:15:14,155
‫دارن میان دنبال جولز!

915
01:15:15,505 --> 01:15:16,899
‫دارن میان!

916
01:15:17,378 --> 01:15:18,771
‫ببریدش توی سفینه.

917
01:15:54,393 --> 01:15:56,309
‫واو. واو.

918
01:15:56,309 --> 01:15:59,096
‫معرکه بود.

919
01:15:59,096 --> 01:16:01,143
‫رسیدیم به سیاره‌اش؟

920
01:16:02,145 --> 01:16:04,540
‫به نظرم زیاد طول نکشید.

921
01:16:04,540 --> 01:16:06,543
‫کلاً به نظر چند ثانیه بود.

922
01:16:07,327 --> 01:16:10,549
‫سه‌تا تماس و یه پیام دارم.

923
01:16:12,160 --> 01:16:13,771
‫فکر کنم هنوزم روی زمین هستیم.

924
01:16:14,686 --> 01:16:17,168
‫فکر می‌کنم فقط وایساد...

925
01:16:18,300 --> 01:16:19,651
‫تا ما رو پیاده بکنـه.

926
01:16:20,390 --> 01:16:22,002
‫فکر می‌کنم هنوز روی زمین هستیم.

927
01:16:28,229 --> 01:16:29,493
‫خب، جولز.

928
01:16:30,581 --> 01:16:33,194
‫فکر می‌کنم وقتش رسیده که
‫به سفر بین کهکشانی بری.

929
01:16:36,198 --> 01:16:39,159
‫اگه به من برای سرپا نگه داشتن
‫شهر نیاز نداشتن

930
01:16:39,159 --> 01:16:40,684
‫باهات میومدم.

931
01:16:54,183 --> 01:16:55,708
‫و میلتن؟

932
01:17:03,895 --> 01:17:07,030
‫خیلی ممنون هستم بابت دعوتت.

933
01:17:07,640 --> 01:17:10,427
‫مطمئنـم اگه میومدم سفر بین آسمون‌ها

934
01:17:10,427 --> 01:17:12,517
‫باهات و دیدن خونه‌ات

935
01:17:12,517 --> 01:17:13,867
‫کلی خوش می‌گذشت.

936
01:17:17,176 --> 01:17:19,920
‫اما من همه عمر روی این سیاره زندگی کردم.

937
01:17:21,357 --> 01:17:22,577
‫اینجا خونۀ منـه.

938
01:17:24,449 --> 01:17:25,886
‫این که قراره ترکش کنم

939
01:17:25,886 --> 01:17:28,150
‫باعث نمیشه دیگه اهل اینجا نباشم.

940
01:17:30,589 --> 01:17:32,636
‫اتفاقی که داره میوفته احتمالاً
‫زیاد جالب نیست.

941
01:17:34,683 --> 01:17:36,120
‫اما باید اینجا انجامـش بدم.

942
01:17:51,273 --> 01:17:52,885
‫مشکلی برام پیش نمیاد.

943
01:19:38,095 --> 01:19:39,924
‫فکر می‌کنید ما رو یادش می‌مونه؟

944
01:19:42,232 --> 01:19:43,408
‫کی؟

945
01:19:44,845 --> 01:19:46,108
‫گری.

946
01:19:46,892 --> 01:19:48,851
‫معموله که یادش میمونه.

947
01:19:48,851 --> 01:19:51,334
‫فکر می‌کنید توی سیاره‌های دیگه‌ام بوده؟

948
01:19:51,900 --> 01:19:54,600
‫فکر می‌کنید فرم‌های دیگۀ
‫زندگی رو هم دیده؟

949
01:19:54,600 --> 01:19:57,256
‫اون ما رو یادش می‌مونـه.

950
01:19:58,301 --> 01:20:00,130
‫مطمئنـم.

951
01:20:04,703 --> 01:20:06,662
‫به نظرت گری ما رو یادش می‌مونه، میلتن؟

952
01:20:06,662 --> 01:20:08,840
‫گری؟
‫گری کیـه؟

953
01:20:08,840 --> 01:20:10,103
‫جولز.

954
01:20:10,127 --> 01:20:27,127
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

955
01:20:27,151 --> 01:20:41,151
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

