﻿1
00:00:48,584 --> 00:00:58,584
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:58,608 --> 00:01:08,608
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:01:08,632 --> 00:01:12,632
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:12,898 --> 00:01:15,106
‫این سیبیله قیافه‌ام رو باکلاس می‌کنه

5
00:01:20,130 --> 00:01:21,602
‫بذار ببینم کارم چطور بوده

6
00:01:36,162 --> 00:01:37,218
‫بدک نیست

7
00:01:45,922 --> 00:01:49,378
‫واقعاً مایه‌ی تأسفه، فلوید

8
00:01:51,042 --> 00:01:52,418
‫به محض این که چیزی می‌سازی،

9
00:01:54,658 --> 00:01:56,226
‫اونا میان و همه رو ازت می‌گیرن

10
00:02:31,440 --> 00:02:33,120
‫[چهاردهم اکتبر سال 1918]
‫[جنگ به خانه...]

11
00:02:33,826 --> 00:02:36,002
‫جنگ به خانه رسیده، خوانندگان عزیز

12
00:02:37,800 --> 00:02:39,100
‫[میخانه‌ی مانک]

13
00:02:39,124 --> 00:02:41,640
‫[اطلاعیه برای شهروندان]
‫[اقدامات احتیاطی در برابر آنفلوانزا]

14
00:02:41,730 --> 00:02:45,890
‫آمریکایی‌هایی که دیروز در شهر از دست دادیم
‫بیش از تلفات سربازان خارج از کشور بودند

15
00:02:51,618 --> 00:02:54,050
‫این بیماریِ همه‌گیر در حال نابود کردن ملتِ ماست

16
00:03:06,818 --> 00:03:10,818
‫رئیس جمهور که روی جنگ در اروپا تمرکز کرده،

17
00:03:10,882 --> 00:03:15,618
‫اکنون هر روزنامه نگاری که از قاتلِ واقعی ما
‫گزارشی منتشر کند را تهدید به زندان می‌کند

18
00:03:15,682 --> 00:03:17,570
‫آنفلوانزای اسپانیایی

19
00:03:17,880 --> 00:03:19,380
‫[آنفلوانزای اسپانیایی به اینجا رسیده!]
‫[به قلم: جی.سی هورتون]

20
00:03:19,404 --> 00:03:21,680
‫[ماسک بزنید]
‫[وگرنه زندانی می‌شوید]

21
00:03:36,290 --> 00:03:38,178
‫ایستگاه بعدی: اِگ آیلند

22
00:03:53,378 --> 00:03:56,738
‫طبق معمول، کارگران قربانیانِ واقعی هستند

23
00:03:56,802 --> 00:03:59,682
‫آنان رها شدند تا مثل سگ در زاغه‌ها بمیرند

24
00:03:59,746 --> 00:04:01,506
‫در حالی که رفقای سرمایه‌دار رئیس جمهور

25
00:04:01,570 --> 00:04:03,874
‫در عمارت‌های روستایی‌شان پناه می‌گیرند

26
00:04:06,626 --> 00:04:10,402
‫تلاش ما برای تعطیلی کسب و کارهای شهری
‫فقط می‌تواند تعداد اندکی را نجات دهد

27
00:04:12,898 --> 00:04:15,906
‫آقای رئیس جمهور،
‫ما مردمِ فراموش‌شده‌ی ایالات متحده،

28
00:04:15,970 --> 00:04:17,346
‫تقاضای اقدامِ عملی داریم

29
00:04:17,410 --> 00:04:20,354
‫ما، فقرا و محرومان،

30
00:04:20,418 --> 00:04:23,170
‫ما، مهاجران و بیگانه‌ها،

31
00:04:23,234 --> 00:04:27,970
‫ما، رنگین‌پوستان و بی‌صدایان،
‫تقاضای تعطیلی در سطح کشور داریم.

32
00:04:30,242 --> 00:04:33,826
‫آقای رئیس جمهور کارگران را به خانه بفرستید

33
00:04:33,890 --> 00:04:35,970
‫همه جا را تعطیل کنید
‫[همین الان خانه‌ها را قرنطینه کنید!]

34
00:04:35,994 --> 00:04:38,800
‫[به قلم جی.سی. هورتون]

35
00:05:12,100 --> 00:05:15,814
‫[کودتا!]

36
00:05:15,938 --> 00:05:19,010
‫«می‌دونی لحظه‌ی بین خواب و بیداری چجوریه،

37
00:05:19,074 --> 00:05:22,114
‫اون لحظه‌ای که خوابی رو که دیدی یادت میاد؟

38
00:05:22,178 --> 00:05:24,898
‫اونجا جاییه که همیشه
‫دوستت خواهم داشت، پیتر پن»

39
00:05:27,522 --> 00:05:29,282
‫این شبیه تکلیفِ مدرسه نیست

40
00:05:29,346 --> 00:05:31,714
‫تکلیفه، بابا. مالی توی نمایش
‫نقشِ تینکر بل رو بازی می‌کنه

41
00:05:31,778 --> 00:05:34,146
‫خب، بیاید روی درس‌های واقعی تمرکز کنیم

42
00:05:34,210 --> 00:05:35,362
‫تقسیمِ چکشی برای تینکر بل

43
00:05:35,426 --> 00:05:37,666
‫و گرامر برای آقای پن،
‫اگه درست یادم باشه.

44
00:05:37,730 --> 00:05:39,618
‫- بله، قربان
‫- ممنون

45
00:05:39,682 --> 00:05:40,994
‫برای اولین بار لاتین نداریم

46
00:05:42,402 --> 00:05:43,522
‫بجنبید

47
00:05:52,418 --> 00:05:55,746
‫«زبانِ خائنانه، موهِن و هتاکانه

48
00:05:55,810 --> 00:05:57,314
‫علیه دولتِ ایالات متحده»

49
00:05:57,378 --> 00:05:59,554
‫«هتاکانه» اولین باره که به کار بردنش

50
00:05:59,618 --> 00:06:02,114
‫یه قرارِ توقیف دیگه؟

51
00:06:02,178 --> 00:06:05,282
‫آدم‌های رئیس جمهور حالا ادعا می‌کنن
‫اصرارم برای تعطیلی‌ها

52
00:06:05,346 --> 00:06:07,778
‫معادلِ فتنه‌انگیزیه

53
00:06:07,842 --> 00:06:09,794
‫برای خفه کردنم به هر دری می‌زنن

54
00:06:09,858 --> 00:06:12,194
‫از این که یه بار خوش خدمتی می‌کنی
‫غافلگیر نمیشن؟

55
00:06:13,602 --> 00:06:16,258
‫بهشون گفتی که تا وقتی شیوع بیماری
‫تموم شه اینجا می‌مونی دیگه؟

56
00:06:16,322 --> 00:06:18,754
‫آره. البته. بله

57
00:06:18,818 --> 00:06:21,218
‫کاترین گفت یه آشپزِ جدید استخدام کردی

58
00:06:21,282 --> 00:06:23,298
‫- اوهوم
‫- یه غریبه

59
00:06:23,362 --> 00:06:25,346
‫قطعاً این امکاناتِ رفاهی
‫به خطرش نمی‌ارزن

60
00:06:25,410 --> 00:06:28,002
‫جولز، آژانس تمام تدابیرِ احتیاطی
‫قابل تصور رو انجام میده

61
00:06:28,066 --> 00:06:29,666
‫حتی کارکنان باید روزها توی قرنطینه باشن

62
00:06:29,730 --> 00:06:32,440
‫کاترین گفت مجبور شد
‫سکه‌هاش رو بندازه توی سطلِ بقّال

63
00:06:32,464 --> 00:06:33,834
‫چون هیچکس به پول دست نمی‌زنه

64
00:06:33,858 --> 00:06:35,426
‫و گفت خانواده‌هایی رو دیده...

65
00:06:35,490 --> 00:06:38,882
‫- که صندوق‌هایی پر از لوازم داشتن
‫- جولز، توی اِگ آیلند طاعون نیست

66
00:06:38,946 --> 00:06:41,122
‫تمدن در حال نابود شدن نیست

67
00:06:56,674 --> 00:06:58,562
‫اوه... می‌خواستم نگهش دارم

68
00:07:21,538 --> 00:07:23,170
‫تو بی‌اجازه وارد این ملک شدی

69
00:07:24,770 --> 00:07:26,690
‫نه، خانم

70
00:07:26,754 --> 00:07:27,906
‫من فلوید هستم

71
00:07:27,970 --> 00:07:30,210
‫فلوید مانک

72
00:07:30,274 --> 00:07:32,098
‫من آشپزِ جدیدم

73
00:07:32,162 --> 00:07:33,378
‫مدارک

74
00:07:51,106 --> 00:07:53,282
‫قرار بود دیروز برسی

75
00:07:55,010 --> 00:07:58,466
‫عذر می‌خوام، خانم.
‫مجوزم به موقع صادر نشد.

76
00:07:58,530 --> 00:08:00,450
‫همونطور که می‌دونید توی شهرداری
‫خیلی سرشون شلوغه

77
00:08:00,514 --> 00:08:04,226
‫شاید باید این رو در نظر می‌گرفتی
‫و زودتر تقاضا می‌دادی

78
00:08:04,290 --> 00:08:06,082
‫همین که شنیدم اینجا استخدام شدم
‫تقاضا دادم

79
00:08:06,146 --> 00:08:08,834
‫نمی‌تونستم به موقع به اینجا برسم

80
00:08:08,898 --> 00:08:12,546
‫من توی جهنم بیدار شدم
‫و الان اینجا توی بهشتم

81
00:08:12,610 --> 00:08:14,018
‫می‌تونم کمکت کنم ببریش؟

82
00:08:14,082 --> 00:08:15,458
‫خیلی لطف می‌کنی

83
00:08:15,522 --> 00:08:17,474
‫باید خودت ببریش، آقای کان

84
00:08:17,538 --> 00:08:20,290
‫اون باید ضدعفونی بشه

85
00:08:27,810 --> 00:08:30,178
‫اینجا قوانینی داره، آقای مانک،

86
00:08:30,242 --> 00:08:32,130
‫که همه‌ی کارکنان باید بهشون عمل کنن

87
00:08:32,194 --> 00:08:34,434
‫قوانین خانه

88
00:08:34,498 --> 00:08:38,178
‫هورتون‌ها تقاضای قرنطینه‌ی کامل دارن

89
00:08:38,242 --> 00:08:41,698
‫هیچکس از ملک خارج نمیشه
‫مگر برای کارهای ضروری

90
00:08:41,762 --> 00:08:45,986
‫خرید خوار و بار و لوازم و امثالهم

91
00:08:46,050 --> 00:08:48,802
‫این قرنطینه که براتون
‫مشکلی به حساب نمیاد؟

92
00:08:52,674 --> 00:08:54,274
‫نه، خانم. احساس می‌کنم
‫اینجا خونه‌ی خودمه

93
00:09:02,978 --> 00:09:04,994
‫کدوم یک از اون اتاق‌ها مالِ منه؟

94
00:09:05,058 --> 00:09:06,146
‫هیچکدوم

95
00:09:06,210 --> 00:09:08,610
‫محل سکونتِ ما اینجاست

96
00:09:08,674 --> 00:09:09,762
‫این طرف

97
00:09:17,442 --> 00:09:20,514
‫هورتون‌ها رأس ساعت 7 صبحونه می‌خورن

98
00:09:20,578 --> 00:09:24,194
‫کسرولِ بادمجون تأثیرِ اولیه‌ی خوبی میذاره

99
00:09:27,842 --> 00:09:32,066
‫مطمئنم بعضی‌ها براشون سؤاله
‫این آدمی که ادعا می‌کنه افشاگره

100
00:09:32,130 --> 00:09:34,560
زندگی توی همچین جایی
با نوشته‌هاش منافاتی نداره؟

101
00:09:34,584 --> 00:09:38,434
‫آقای هورتون قصد داره
‫این ملک رو به مردم اهدا کنه

102
00:09:38,498 --> 00:09:41,474
‫اون عمرش رو وقفِ مبارزه
‫برای ما قشرِ کارگر کرده

103
00:09:41,538 --> 00:09:43,554
‫این شگفت انگیزه

104
00:09:43,618 --> 00:09:46,146
‫شنیدم کشتارگاه پدرِ خوش رو افشا کرده

105
00:09:46,210 --> 00:09:47,874
‫کسی که از گوشت و خونِ خودشه

106
00:09:47,938 --> 00:09:50,018
‫حالا، چطور به خاطر این کارش
‫از ارث محروم نشده؟

107
00:09:51,522 --> 00:09:53,922
‫چطور انقدر در مورد آقای هورتون
‫اطلاعات داری؟

108
00:09:55,906 --> 00:09:57,122
‫من هوادارشم

109
00:09:58,850 --> 00:10:03,426
‫اجازه بدید آشپزِ جدیدمون رو معرفی کنم،
‫آقای مانک.

110
00:10:03,490 --> 00:10:06,050
‫- به خونه‌مون خوش اومدید
‫- چه خونه‌ی زیبایی دارید

111
00:10:06,114 --> 00:10:06,978
‫جدی میگم

112
00:10:09,154 --> 00:10:11,842
‫توی اون یکی اتاق یه استخری دیدم
‫که پر از آبه

113
00:10:11,906 --> 00:10:13,282
‫- اوهوم
‫- اون برای شناست؟

114
00:10:14,978 --> 00:10:16,240
‫البته

115
00:10:16,264 --> 00:10:19,426
‫خب من دیدم که ویلی هرست
‫یه چیزی شبیه به اون داره

116
00:10:19,490 --> 00:10:25,474
‫گمونم خانم مک‌موری با مزایایی که
‫برای کارکنان‌مون فراهم می‌کنیم آشنات کرده

117
00:10:25,538 --> 00:10:29,794
‫اجازه دارید از کتابخونه‌ام استفاده کنید
‫و هر چندتا کتاب می‌خواید امانت بگیرید

118
00:10:29,858 --> 00:10:32,706
‫اینجا امیدوارم به کارکنان کمک کنیم

119
00:10:32,770 --> 00:10:34,882
‫از کارِ خدماتی فاصله بگیرن،
‫اگه این چیزیه که می‌خوان.

120
00:10:34,946 --> 00:10:38,018
‫من فقط می‌خوام دیگه هیچوقت
‫دستپختِ مک‌موری پیر رو نخورم

121
00:10:38,082 --> 00:10:40,930
‫- مالی
‫- انگشتت چی شده؟

122
00:10:44,962 --> 00:10:46,498
‫توی انفجار از بند انگشت قطع شده

123
00:10:46,562 --> 00:10:48,034
‫می‌تونی ببینی

124
00:10:48,098 --> 00:10:51,010
‫توی سال 1898 داشتیم
‫تپه‌ی سن خوان رو می‌گرفتیم

125
00:10:51,074 --> 00:10:52,866
‫- تر و تمیز قطع شده
‫- می‌تونم بهش دست بزنم

126
00:10:52,930 --> 00:10:55,586
‫- نه
‫- هنوز استخونش دیده میشه

127
00:10:57,186 --> 00:11:00,098
‫ما اینجا مخالفِ کشتار جمعی مکانیزه هستیم

128
00:11:00,162 --> 00:11:01,730
‫ما مخالفِ جنگ هستیم

129
00:11:01,794 --> 00:11:05,954
ما توی این خونه اعتقادی
به گرفتن جانِ جانداران نداریم

130
00:11:06,018 --> 00:11:07,970
‫نه در جنگ و نه حتی برای خوراک

131
00:11:09,666 --> 00:11:10,690
‫بسیار خب

132
00:11:12,578 --> 00:11:13,666
‫عه...

133
00:11:13,730 --> 00:11:15,938
‫من کنجکاوم، آقای مانک

134
00:11:16,002 --> 00:11:18,560
‫گفتید قبل از ملحق شدن به ما
‫توی کدوم رستوران کار می‌کردید؟

135
00:11:20,962 --> 00:11:23,554
‫فقط یه میخونه‌ی کوچیک بود. نمی‌شناسیدش

136
00:11:23,618 --> 00:11:25,922
‫- امتحانم کن
‫- اوه، اون...

137
00:11:25,986 --> 00:11:28,098
‫ولی بذارید یه چیزی بگم.
‫جین ریکیِ خیلی خوبی درست می‌کردیم.

138
00:11:28,162 --> 00:11:30,210
‫آهان

139
00:11:30,274 --> 00:11:34,786
‫ولی به خاطر تعطیلی‌ها
‫مجبور شدیم درش رو تخته کنیم

140
00:11:39,202 --> 00:11:42,018
‫خیلی بابتِ اتفاقی که افتاده متأسفم

141
00:11:43,170 --> 00:11:44,258
‫حداقل سلامتم رو دارم

142
00:11:48,802 --> 00:11:51,778
‫بسیار خب. از خوراکتون لذت ببرید

143
00:11:55,266 --> 00:11:57,346
‫آقای مانک آدمِ جالبیه

144
00:11:59,042 --> 00:12:01,186
‫اوه!

145
00:12:01,250 --> 00:12:02,882
‫ولی شاید آشپز خوبیه

146
00:12:04,802 --> 00:12:07,170
‫رئیس می‌خواد برگ بخوره.
‫حق داره.

147
00:12:07,234 --> 00:12:09,954
‫اما نمی‌فهمم چرا ما نمی‌تونیم گوشت بخوریم

148
00:12:10,018 --> 00:12:11,778
‫وقتی که ملکِ خودت رو داشته باشی،

149
00:12:11,842 --> 00:12:14,690
‫می‌تونی هر چقدر دلت می‌خواد گوشت بلُمبونی

150
00:12:14,754 --> 00:12:16,418
‫تو خیلی وقته اینجا کار می‌کنی، آره؟

151
00:12:16,482 --> 00:12:18,626
‫آقای هورتون رو به دنیا آوردم

152
00:12:18,690 --> 00:12:19,650
‫خدا خیرت بده

153
00:12:22,658 --> 00:12:23,920
‫تو چی، شیخ؟

154
00:12:23,944 --> 00:12:26,914
‫آدمی مثلِ تو توی همچین دورانی
‫توی این کشور چیکار می‌کنه؟

155
00:12:26,978 --> 00:12:29,730
‫من توی وطنم استانبول آهنگ می‌ساختم

156
00:12:29,794 --> 00:12:32,354
‫واسه «تین پن الی» اومدم آمریکا
(محله‌ی موسیقی‌دان‌ها)

157
00:12:32,418 --> 00:12:35,042
‫شنیده بودم خیابون‌هاش
‫با طلا هموار شدن

158
00:12:35,106 --> 00:12:37,858
‫وقتی به اینجا رسیدم،
‫دو چیز رو فهمیدم.

159
00:12:37,922 --> 00:12:40,962
‫یک، خیابون‌ها با طلا هموار نشده بودن

160
00:12:41,026 --> 00:12:43,650
‫و دو، از من انتظار داشتن هموارشون کنم

161
00:12:43,714 --> 00:12:45,410
‫فقط خودت رو خوش شانس بدون

162
00:12:45,474 --> 00:12:48,514
‫چون جرومِ من توی چاله دفنت نمی‌کنه

163
00:12:48,578 --> 00:12:52,098
‫جرومِ من توی هنگِ 369 پیاده خدمت می‌کنه

164
00:12:52,162 --> 00:12:53,666
‫وقتی از خط مقدم برگرده،

165
00:12:53,730 --> 00:12:55,106
‫قراره من رو بفرسته دانشگاه پزشکی

166
00:12:55,170 --> 00:12:57,890
‫آقای هورتون براش یه توصیه‌نامه می‌نویسه

167
00:12:57,954 --> 00:13:00,354
‫ولی بعید می‌دونم دانشگاهی قبولش کنه

168
00:13:00,418 --> 00:13:01,826
‫اون خیال‌بافه

169
00:13:01,890 --> 00:13:04,898
‫تنها قانون این سرزمین رو یاد نگرفته

170
00:13:04,962 --> 00:13:07,554
‫اینجا یا خدمتکار داری
‫یا خودت خدمتکاری

171
00:13:08,674 --> 00:13:10,626
‫خیلی خب. عرق سگی رو کجا نگه می‌دارید؟

172
00:13:10,690 --> 00:13:13,154
‫کارکنان هرگز اجازه ندارن الکل مصرف کنن

173
00:13:13,218 --> 00:13:14,338
‫قوانینِ خونه‌ست

174
00:13:16,130 --> 00:13:19,618
‫آقای هورتون رو دیدم که سرِ شام
‫یه لیوان ویسکی دستش بود

175
00:13:19,682 --> 00:13:21,698
‫تو به قوانینِ ما عمل می‌کنی،

176
00:13:21,762 --> 00:13:24,578
‫وگرنه با اولین کشتی به شهر برمی‌گردی

177
00:13:24,642 --> 00:13:25,442
‫می‌فهمی؟

178
00:13:27,650 --> 00:13:28,642
‫بله، خانم

179
00:13:32,290 --> 00:13:35,650
‫حزبِ ملی زنان فعالیت‌هامون رو لغو کرد

180
00:13:35,714 --> 00:13:38,594
‫از الان احساس بیکاری می‌کنم

181
00:13:38,658 --> 00:13:39,920
‫می‌دونم می‌خوای چی بگی،

182
00:13:39,944 --> 00:13:42,786
‫می‌خوای بگی باید روی زندگینامه
‫کار کنم، ولی...

183
00:13:42,850 --> 00:13:44,450
‫فکر کنم یه ذره قاتی پاتیه

184
00:13:46,082 --> 00:13:47,874
‫- داشتم فکر می‌کردم...
‫- لعنتی

185
00:13:47,938 --> 00:13:50,338
‫چرا دوباره داستان‌نویسی رو امتحان نکنم؟

186
00:13:52,738 --> 00:13:53,602
‫جی؟

187
00:13:56,738 --> 00:13:57,602
‫ببخشید

188
00:13:59,714 --> 00:14:01,794
‫امروز، بعد از انتشار مقاله‌ام،

189
00:14:01,858 --> 00:14:03,800
‫آدم‌های رئیس جمهور دفترمون رو تفتیش کردن

190
00:14:05,570 --> 00:14:07,266
‫- کسی صدمه دید؟
‫- نه

191
00:14:07,330 --> 00:14:11,074
‫نه، ولی هری مطمئنه که
انجمن حفاظتی آمریکا در تعقیبشه

192
00:14:11,138 --> 00:14:12,738
‫خب، ما چی؟ ما در امانیم؟

193
00:14:12,802 --> 00:14:14,338
‫البته. البته

194
00:14:14,402 --> 00:14:15,970
‫هیچکس نمی‌دونه ما اینجاییم

195
00:14:16,034 --> 00:14:18,786
‫ولی هری قبول نمی‌کنه
‫آنفلوانزا رو پوشش بده،

196
00:14:18,850 --> 00:14:20,002
‫و بقیه هم همینطورن

197
00:14:26,978 --> 00:14:28,418
‫تو هر کاری می‌تونستی کردی

198
00:14:34,562 --> 00:14:37,570
‫شورش‌های خشونت‌آمیزی
‫در شهرهای کشورمان رخ دادند

199
00:14:37,634 --> 00:14:40,386
‫بر سر مدیریت ضعیف آنفلوانزا توسط رئیس جمهور

200
00:14:40,450 --> 00:14:44,770
‫امروز صبح، من به معترضان
‫در شهرداری پیوستم

201
00:14:44,834 --> 00:14:48,930
‫تجمع مسالمت آمیزی بود تا این که
‫سربازانِ تشنه‌ی خون به صحنه رسیدند

202
00:16:01,666 --> 00:16:03,234
هی، کوچولو. بی‌بی وسطه

203
00:16:03,298 --> 00:16:04,898
‫پنج بهت ده میده.
‫ده بهت بیست میده.

204
00:16:04,962 --> 00:16:06,434
حواست به خانم کوچولو هست؟

205
00:16:12,066 --> 00:16:13,954
‫- ورق رو بده به من
‫- متقلبِ کثیف

206
00:16:15,362 --> 00:16:18,082
‫آقای مانک، این چیه؟

207
00:16:19,042 --> 00:16:20,898
‫یه چیزهایی که برای ناهار جمع کردم

208
00:16:20,962 --> 00:16:22,658
‫اینا باعث میشن مریض شی

209
00:16:22,722 --> 00:16:25,474
‫ولی این... این قارچ باعث میشه
‫شیطون بره توی جلدت

210
00:16:25,538 --> 00:16:26,754
‫واقعاً؟

211
00:16:26,818 --> 00:16:29,698
‫آقای کان، فوراً اینا رو بریز دور

212
00:16:29,762 --> 00:16:33,122
‫و اینجا کازینوی قایق رودخانه‌ای نیست

213
00:16:33,186 --> 00:16:35,810
‫تا وقتی توی این خونه‌ای
‫توی آشپزخونه بمون

214
00:16:35,874 --> 00:16:37,794
‫یالا، آقای کان

215
00:16:37,858 --> 00:16:41,250
بیا زودتر بریم تا به شلوغی صبح نخوریم

216
00:16:41,314 --> 00:16:44,866
رئیس قطعاً داره برای حق می‌جنگه، هوم؟

217
00:16:44,930 --> 00:16:46,562
‫بیاید بالا. وقتِ درس خوندنه

218
00:16:46,626 --> 00:16:47,600
‫اه!

219
00:16:47,624 --> 00:16:51,160
‫[بالا گرفتن شورش‌ها با افزایشِ مرگ و میر آنفلوانزا]
[به قلم: جی.سی هورتون]

220
00:16:57,730 --> 00:16:59,234
‫اگه مدارس تعطیل بمونن،

221
00:16:59,298 --> 00:17:00,962
‫یه نفر باید به بچه‌ها درس بده

222
00:17:02,786 --> 00:17:05,378
‫خانم تیدول کاملاً تواناست

223
00:17:05,442 --> 00:17:06,754
‫- ولی من...
‫- یا شاید...

224
00:17:06,818 --> 00:17:08,258
‫شاید من بتونم این کارو بکنم

225
00:17:12,386 --> 00:17:15,426
‫نه، جولز، جولز، تو...

226
00:17:15,490 --> 00:17:17,250
‫تو نویسنده‌ای

227
00:17:18,210 --> 00:17:23,650
‫و استعدادی که توی این ناخنت داری
‫بیشتر از اونه که آرزوش رو داشتم

228
00:17:23,714 --> 00:17:26,530
‫تو قدرتِ تغییر طرز فکر مردم رو داری...

229
00:17:26,594 --> 00:17:27,682
‫ممنون

230
00:17:29,922 --> 00:17:30,946
‫احسنت

231
00:17:33,986 --> 00:17:35,394
‫احسنت

232
00:17:36,802 --> 00:17:39,746
‫آدم هر روز یکی رو نمی‌بینه که مقاله‌اش
‫توی صفحه‌ی اول روزنامه‌ها باشه

233
00:17:39,810 --> 00:17:41,666
‫- اوهوم
‫- اگه اجازه بدید

234
00:17:41,730 --> 00:17:44,962
‫اگه یه لحظه من رو ببخشید

235
00:17:45,026 --> 00:17:47,714
‫«من وحشت را در چشمانِ رفقام دیدم

236
00:17:47,778 --> 00:17:49,570
‫وقتی که افراد رئیس جمهور با چوب دستی

237
00:17:49,634 --> 00:17:52,034
‫به جان مهاجران و رنگین‌پوستان افتادند

238
00:17:52,098 --> 00:17:54,914
‫که حتی وقتی می‌نویسم
‫پیراهنم به خونشان آغشته است»

239
00:17:54,978 --> 00:17:57,186
‫«حتی وقتی می‌نویسم»

240
00:17:57,250 --> 00:17:59,682
‫حسابی دمار از روزگار سیاستمدارهای
‫کله‌گنده در میارید

241
00:17:59,746 --> 00:18:01,538
‫اوهوم

242
00:18:01,602 --> 00:18:03,618
‫این قدرتِ نویسندگی شماست

243
00:18:03,682 --> 00:18:05,986
‫احترامِ زیادی برای شما قائلم

244
00:18:06,050 --> 00:18:06,882
‫ممنون

245
00:18:10,178 --> 00:18:12,898
‫به نظر میاد خودت واقعاً اونجا بودی

246
00:18:20,802 --> 00:18:22,480
‫- اصلاً اعتراضی در کار بوده؟
‫- البته

247
00:18:23,360 --> 00:18:25,730
‫روزنامه یه خبرنگار جوان داره که
‫وقایع میدانی رو یادداشت می‌کنه

248
00:18:25,794 --> 00:18:28,482
‫و من از اینجا اونا رو با نثرِ خودم
‫کنار هم قرار میدم

249
00:18:28,546 --> 00:18:30,146
‫این فریب دادن خواننده‌هات نیست؟

250
00:18:30,210 --> 00:18:32,738
‫وودرو ویلسون هر روز
‫مردمِ آمریکا رو فریب میده،

251
00:18:32,802 --> 00:18:35,714
‫و فریبکاری‌هاش به قیمتِ جون مردم تموم میشن

252
00:18:35,778 --> 00:18:37,282
‫من دارم جونِ مردم رو نجات میدم

253
00:18:42,146 --> 00:18:43,714
‫بذار کمکت کنم

254
00:18:43,778 --> 00:18:45,922
‫نه، چیزیم نمیشه

255
00:18:45,986 --> 00:18:48,834
‫- چی شده؟ خدایا!
‫- نیازی نیست شلوغش کنید

256
00:18:48,898 --> 00:18:50,690
‫زنده می‌مونم

257
00:18:50,754 --> 00:18:53,186
‫مردم توی بازار سراسیمه شدن

258
00:18:53,250 --> 00:18:54,818
‫دارن مغازه‌ها رو خالی می‌کنن،

259
00:18:54,882 --> 00:18:56,962
‫غذا احتکار می‌کنن،
‫مثل سگ‌های هار به جون هم افتادن.

260
00:18:57,026 --> 00:18:59,042
‫به خانم مک‌موری حمله شده؟

261
00:18:59,106 --> 00:19:01,442
‫کار خدمتکار اِلوی بود.
‫سیب‌زمینی‌هامون رو دزدید.

262
00:19:01,506 --> 00:19:03,714
‫- جنده
‫- خدمتکار اِلوی؟

263
00:19:03,778 --> 00:19:06,338
‫خب، چرا باید همچین کاری بکنه؟

264
00:19:06,402 --> 00:19:08,258
‫طاعون به اِگ آیلند رسیده

265
00:19:09,762 --> 00:19:13,314
‫میگن فقط امروز 12 مورد کشف شده

266
00:19:13,378 --> 00:19:15,874
مردمِ محلی جمعیتِ تابستونی رو مقصر می‌دونن

267
00:19:15,938 --> 00:19:18,498
‫یه کشاورز رو دیدم که
‫یه کادیلاک رو آتیش زد

268
00:19:20,098 --> 00:19:23,266
‫آقای مانک، از این به بعد
‫شما با آقای کان به شهر میری

269
00:19:23,330 --> 00:19:24,770
‫حالا برو جعبه کمک‌های اولیه بیار

270
00:19:24,834 --> 00:19:25,634
‫زود باش

271
00:19:27,362 --> 00:19:28,866
‫بیا سرش رو بلیس، بچه کونی!

272
00:19:31,298 --> 00:19:32,258
‫ببخشید؟!

273
00:19:33,858 --> 00:19:34,722
‫چی گفتی؟

274
00:19:36,482 --> 00:19:41,058
‫چطوره واسه پسره یکم ساسافراس بگیریم؟

275
00:19:41,122 --> 00:19:42,626
‫دفعه‌ی بعد که با کان رفتیم شهر

276
00:19:46,178 --> 00:19:47,586
‫جعبه رو بیار

277
00:20:02,626 --> 00:20:05,090
‫فکر می‌کنید چندتا اتاق اون بالاست؟

278
00:20:05,154 --> 00:20:06,818
‫هشت تا؟ نُه تا؟

279
00:20:06,882 --> 00:20:08,418
‫گمونم دوازده تا اتاقه

280
00:20:08,482 --> 00:20:10,946
‫کلی اتاق برای همه‌مون هست

281
00:20:11,010 --> 00:20:13,474
‫باید زودتر وسایلمون رو جمع کنیم
‫و بریم توشون ساکن شیم

282
00:20:13,538 --> 00:20:15,714
‫هیچی جلودارمون نیست

283
00:20:15,778 --> 00:20:17,282
هیچی

284
00:20:21,794 --> 00:20:24,354
‫اون ویسکی سینگل مالتِ آقای هورتونـه

285
00:20:24,418 --> 00:20:25,640
‫اوهوم

286
00:20:25,664 --> 00:20:28,066
‫اون رو برگردون سرِ جاش،
‫وگرنه باعث میشی همه‌مون رو اخراج کنن.

287
00:20:28,130 --> 00:20:30,520
‫مطمئنم دوست دارید یه قلپ ازش بخورید
‫و یکم گرم شید

288
00:20:31,938 --> 00:20:34,498
‫ما به این شغل نیاز داریم، فلوید

289
00:20:34,562 --> 00:20:36,738
‫هورتون‌ها نمی‌تونن ما رو جایگزین کنن

290
00:20:36,802 --> 00:20:38,882
‫نه وقتی کل مردمِ شهر دارن نفله میشن

291
00:20:40,770 --> 00:20:42,434
‫فقط کافیه ازشون بخوایم

292
00:20:42,498 --> 00:20:44,546
‫می‌تونیم هر چیزی ازشون بخوایم

293
00:20:44,610 --> 00:20:46,722
‫هر کاری بخوایم مجبورن انجام بدن

294
00:20:46,786 --> 00:20:47,938
‫می‌خوای ازشون اخاذی کنی؟

295
00:20:48,002 --> 00:20:50,018
‫ببین، ما اینجا شرایط خوبی داریم

296
00:20:50,082 --> 00:20:53,218
‫آقای هورتون باهامون درست رفتار می‌کنه.
‫بهتر از خیلی‌های دیگه.

297
00:20:53,282 --> 00:20:56,162
‫ما هر بار که برای این خانواده می‌ریم خرید
‫جونمون رو به خطر میندازیم

298
00:20:56,226 --> 00:20:57,186
‫حقمون بیشتر از ایناست

299
00:20:59,138 --> 00:21:00,130
‫هوم؟

300
00:21:12,770 --> 00:21:14,082
‫حقوقمون می‌تونه بهتر بشه

301
00:21:14,146 --> 00:21:15,586
‫خیلی چیزها می‌تونن بهتر بشن، کان

302
00:21:15,650 --> 00:21:18,018
‫قوانینِ جدید. کاملاً منصفانه و به حقه

303
00:21:19,554 --> 00:21:20,482
‫منصفانه و به حقه

304
00:21:25,282 --> 00:21:26,818
‫ایولا!

305
00:21:26,882 --> 00:21:28,546
‫باریکلا دختر

306
00:21:43,682 --> 00:21:46,626
‫اگه فکر می‌کنی می‌تونی مک‌موری رو راضی کنی
‫خواب دیدی

307
00:22:19,938 --> 00:22:22,306
‫«آقای هورتونِ عزیز، بنده
‫با اشتیاق و تحسینِ فراوان

308
00:22:22,370 --> 00:22:24,514
‫پیگیر عرض اندام تک و تنهای جناب عالی

309
00:22:24,578 --> 00:22:26,786
‫در برابر رژیمِ سانسور رئیس جمهور بودم

310
00:22:26,850 --> 00:22:29,474
‫مجله‌ی مک‌کلور قصد دارد
‫مقاله‌ای راجع به شما

311
00:22:29,538 --> 00:22:32,034
‫و مبارزه‌ی ما برای رسانه‌ی آزاد چاپ کند

312
00:22:32,098 --> 00:22:33,666
‫به قلمِ اینجانب،

313
00:22:33,730 --> 00:22:35,394
‫- آپتن سینکلر»
‫- آپتن سینکلر

314
00:22:38,370 --> 00:22:39,810
‫آپتن سینکلر کیه؟

315
00:22:39,874 --> 00:22:43,042
‫دومین افشاگرِ بزرگ دوران ما

316
00:22:43,106 --> 00:22:46,914
‫و مخاطب‌های مجله‌ی مک‌کلور
‫از هر نشریه‌ی دیگه‌ای توی کشور بیشترن

317
00:22:46,978 --> 00:22:48,930
‫قراره مثل چارلی چاپلین مشهور شی؟

318
00:22:53,058 --> 00:22:56,866
غیرعادی نیست که توی یه مجله
به طور مستقیم به یه خبرنگار پرداخته شه؟

319
00:22:56,930 --> 00:23:00,898
‫گمونم مک‌کلور قصد داره
از من شناخت پیدا کنه

320
00:23:00,962 --> 00:23:04,994
‫البته آپتن یه جورایی نفوذ زیادی
‫توی حزبِ پیشرو پیدا کرده

321
00:23:05,058 --> 00:23:08,034
‫پس تصمیم گرفتی نامزد شی؟

322
00:23:08,098 --> 00:23:10,210
‫من انتخاب شدم، جولز

323
00:23:11,650 --> 00:23:15,042
‫چقدر خلاقانه، آقای مانک

324
00:23:15,106 --> 00:23:17,218
‫- عزیزم، نگاه کن
‫- این لحظه‌ایه

325
00:23:17,282 --> 00:23:19,138
‫که منتظرش بودیم، جولز

326
00:23:19,202 --> 00:23:22,658
‫اگه حمایتِ آپتن رو داشته باشم،
‫برنده شدنم حتمیـه!

327
00:23:22,722 --> 00:23:25,058
‫اگه بتونم پشتیبانی اون رو جلب کنم،
‫کارگرانِ این دنیا

328
00:23:25,122 --> 00:23:27,362
‫فرمانداری گیرشون میاد
‫که بهشون اهمیت میده

329
00:23:27,426 --> 00:23:29,218
قدرتِ مسیح بر شیطان غلبه می‌کند

330
00:23:29,282 --> 00:23:30,434
‫- بله
‫- قدرتِ مسیح...

331
00:23:30,498 --> 00:23:32,322
بر شیطان غلبه می‌کند

332
00:23:39,842 --> 00:23:42,402
‫اون آنفلوانزای اسپانیایی گرفته

333
00:23:42,466 --> 00:23:44,034
‫حتماً توی بازار گرفته

334
00:23:44,098 --> 00:23:45,000
‫به احتمال زیاد

335
00:23:45,400 --> 00:23:46,882
‫یه غلظتِ خاصی داره

336
00:23:46,946 --> 00:23:49,474
‫یه نفر توی میخونه‌ام
‫همون زرداب رو بالا آورد

337
00:23:49,538 --> 00:23:51,490
‫ملافه‌هاش رو بسوزونید
‫و خونه رو پاکسازی کنید

338
00:23:51,554 --> 00:23:53,186
‫اوه، کاترین! کاترین، صدام رو می‌شنوی؟

339
00:23:53,250 --> 00:23:55,720
‫یه قایق برات کرایه کردم که
‫ببرت پیش بهترین دکترِ شهر

340
00:23:55,744 --> 00:23:58,658
‫من آنفلوانزا نگرفتم

341
00:23:58,722 --> 00:24:00,354
‫- چی میگه؟
‫- نمی‌دونم

342
00:24:00,418 --> 00:24:02,754
‫- هذیون میگه
‫- من خوب میشم

343
00:24:02,818 --> 00:24:04,930
‫بذارید بیام بیرون

344
00:24:04,994 --> 00:24:07,490
‫اوه، نمی‌تونیم. قوانینِ خونه‌ست

345
00:24:12,546 --> 00:24:13,858
‫تو

346
00:24:16,226 --> 00:24:17,890
‫تو

347
00:24:17,954 --> 00:24:19,810
‫اون. آره. آره، اونه

348
00:24:19,874 --> 00:24:22,466
‫- فکر کنم زده به مغزش
‫- کاملاً. آره

349
00:24:22,530 --> 00:24:24,258
‫خدانگهدار، کاترین

350
00:24:24,322 --> 00:24:25,922
‫بله. ممنون

351
00:24:34,562 --> 00:24:35,650
‫متوجهم...

352
00:24:54,818 --> 00:24:57,026
‫خانم مک‌موری قراره بمیره؟

353
00:24:57,090 --> 00:24:58,978
‫اوه، البته که نه، عزیزم

354
00:25:00,418 --> 00:25:03,394
‫خانم مک‌موری خیلی زود
‫خوب میشه و برمی‌گرده

355
00:25:04,770 --> 00:25:06,530
‫بیاید هردوتون رو حموم کنیم

356
00:25:06,594 --> 00:25:09,474
‫می‌خوام خانم تیدول انجامش بده

357
00:25:16,226 --> 00:25:17,442
‫البته

358
00:25:19,170 --> 00:25:20,258
‫پس بیاید بریم

359
00:25:31,842 --> 00:25:34,466
‫هیچوقت بعد از چُرت
‫حال و حوصله نداره

360
00:25:34,530 --> 00:25:36,130
‫- آره
‫- باید منتظر بمونیم

361
00:25:36,194 --> 00:25:37,890
‫نه. همین الان انجامش می‌دیم

362
00:25:37,954 --> 00:25:39,394
‫وایسا، وایسا، فلوید!
‫فلوید، نه!

363
00:25:47,650 --> 00:25:49,122
‫بیداری، رئیس؟

364
00:25:50,242 --> 00:25:51,586
‫هی رئیس، بیداری؟

365
00:25:55,010 --> 00:25:55,938
‫تمیزکاری تموم شد

366
00:25:57,986 --> 00:25:59,042
‫ممنون

367
00:26:00,002 --> 00:26:03,266
‫آره... می‌تونید شام رو شروع کنید

368
00:26:03,330 --> 00:26:04,514
‫خوبه. آره. ممنون

369
00:26:07,970 --> 00:26:09,698
‫مرد باش، کان

370
00:26:16,418 --> 00:26:19,490
‫قربان، ما بین خودمون صحبت می‌کردیم،

371
00:26:19,554 --> 00:26:22,594
‫و می‌دونید که مدتیه داریم
‫جونمون رو به خطر میندازیم

372
00:26:22,658 --> 00:26:24,290
‫- و...
‫- اوهوم

373
00:26:24,354 --> 00:26:27,362
‫احساس می‌کنیم برای این که ادامه بدیم...

374
00:26:29,378 --> 00:26:31,682
‫انصاف حکم می‌کنه دستمزد بیشتری بگیریم

375
00:26:31,746 --> 00:26:33,346
‫شما زودتر از من مطرحش کردی

376
00:26:33,410 --> 00:26:35,234
‫بله، آقای کان

377
00:26:35,298 --> 00:26:38,114
‫بله، با رفتنِ غم‌انگیز خانم مک‌موری،

378
00:26:38,178 --> 00:26:39,778
‫شما همه کارهای اضافه به عهده می‌گیرید،

379
00:26:39,842 --> 00:26:41,826
‫و افزایش دستمزد کاملاً منصفانه‌ست

380
00:26:48,514 --> 00:26:50,050
‫دو برابر؟

381
00:26:54,050 --> 00:26:55,970
‫دو برابر؟ می‌خوای حقوقتون رو دو برابر کنم؟

382
00:26:59,266 --> 00:27:01,346
‫آقای کان، منظورت اینه که
‫اگه قبول نکنم استعفا میدی

383
00:27:01,410 --> 00:27:03,298
‫و خانواده‌ام رو وسط طاعون
‫سرگردون رها می‌کنی؟

384
00:27:12,578 --> 00:27:14,402
‫- من دستمزدتون رو دو برابر می‌کنم
‫- ممنون، قربان

385
00:27:14,466 --> 00:27:15,842
‫- ممنون، قربان
‫- این خیلی سخاوتمندانه‌ست، قربان

386
00:27:15,906 --> 00:27:17,794
‫- خیلی لطف می‌کنید
‫- ممنون

387
00:27:17,858 --> 00:27:20,898
‫یه مسئله‌ی کوچیک دیگه هم هست
‫که باید در موردش صحبت کنیم

388
00:27:23,618 --> 00:27:25,442
‫- و اون محل سکونتِ خدمتکارهاست
‫- کارکنان

389
00:27:27,298 --> 00:27:29,122
‫اینجا بهش می‌گیم محل سکونتِ کارکنان

390
00:27:29,186 --> 00:27:31,362
‫خب، دیگه مطلوب نیست

391
00:27:31,426 --> 00:27:33,826
‫مگه خودتون ضدعفونی‌شون نکردید؟

392
00:27:33,890 --> 00:27:34,882
‫امن نیست

393
00:27:36,450 --> 00:27:37,954
‫و پیشنهادتون چیه، آقای مانک؟

394
00:27:44,386 --> 00:27:46,178
‫اون مرد یه جورایی مشکوک می‌زنه

395
00:27:48,098 --> 00:27:50,120
‫خب، منم توی محل سکونتِ کارکنان
‫احساس امنیت نمی‌کردم

396
00:27:51,554 --> 00:27:53,058
‫ایول

397
00:27:54,434 --> 00:27:56,066
‫خودشه

398
00:27:56,130 --> 00:27:58,402
‫فکر نکنم ربطی به ایمنی داشته باشه

399
00:27:58,466 --> 00:27:59,522
‫پس چی؟

400
00:28:07,650 --> 00:28:08,994
‫آخیش

401
00:28:11,298 --> 00:28:12,866
‫یه بار سفیرِ فرانسه اینجا اقامت کرده

402
00:28:12,930 --> 00:28:16,002
‫- اوهوم
‫- امیدوارم برام گرم نگهش داشته باشه

403
00:28:16,066 --> 00:28:17,794
‫خیلی خب

404
00:28:17,858 --> 00:28:19,458
‫اوه

405
00:28:21,058 --> 00:28:22,498
‫یه راه دیگه برات هموار شد، چنگیز خان

406
00:28:26,530 --> 00:28:28,610
‫تو یه حروم‌زاده‌ی دیوونه‌ای، فلوید مانک

407
00:28:35,650 --> 00:28:37,186
‫♪ می‌شنوی که دخترها اعلام می‌کنن ♪

408
00:28:37,250 --> 00:28:39,266
‫♪ اون باید یه میلیاردر باشه ♪

409
00:28:39,330 --> 00:28:41,186
‫♪ می‌شنوی که آه می‌کشن ♪
‫♪ و آرزوی مرگ می‌کنن ♪

410
00:28:41,250 --> 00:28:43,138
‫♪ می‌بینی که چشمک می‌زنن ♪

411
00:28:43,202 --> 00:28:46,786
‫♪ به مردی که توی مونته کارلو  ♪
‫♪ همه‌ی پول‌هاش رو خرج کرد ♪

412
00:28:51,458 --> 00:28:54,626
‫آقای کان، من الان باید توی استخر حموم کنم

413
00:28:54,690 --> 00:28:56,482
‫چون با حموم کردنت
‫مخزن رو خالی کردی

414
00:28:58,786 --> 00:29:00,898
‫کارکنان بعد از ظهر حموم می‌کنن

415
00:29:00,962 --> 00:29:02,850
‫- شیرفهم شد؟
‫- بله، قربان

416
00:29:10,690 --> 00:29:14,274
‫هی چنگیز، حالا تنها چیزی که لازم داریم
‫چند تا تیکه هلوی آبداره

417
00:29:14,338 --> 00:29:17,538
‫آقای مانک، کارکنان هرگز حق ندارن
‫از استخر استفاده کنن

418
00:29:17,602 --> 00:29:19,874
‫فکر می‌کردم همه‌مون
‫یه جا زندگی می‌کنیم

419
00:29:19,938 --> 00:29:21,890
‫- ولی استخر فرق می‌کنه
‫- چرا؟

420
00:29:21,954 --> 00:29:24,290
‫- چون فرق می‌کنه
‫- چرا؟

421
00:29:26,370 --> 00:29:28,546
‫شاید اتاق‌هاتون عوض شده باشن،

422
00:29:28,610 --> 00:29:30,978
‫ولی قوانینِ این خونه
‫هنوز مثل قبل هستن

423
00:29:31,042 --> 00:29:33,218
‫- آقای هورتون
‫- چیه؟

424
00:29:33,282 --> 00:29:35,650
‫تلفن با شما کار داره، قربان.
‫آقای سینکلر تماس گرفتن.

425
00:29:38,690 --> 00:29:40,674
‫همین الان از استخر بیا بیرون

426
00:29:40,738 --> 00:29:41,730
‫بیا بیرون

427
00:29:44,098 --> 00:29:45,794
‫سعی داری چیکار کنی، فلوید؟

428
00:29:45,858 --> 00:29:47,170
اوضاع ما روبراهه

429
00:29:47,234 --> 00:29:49,058
‫دیگه چی می‌خوای؟

430
00:29:49,122 --> 00:29:52,386
‫باشه. بشمار

431
00:29:52,450 --> 00:29:54,306
‫من نمی‌شمارم. نمی‌شمارم

432
00:29:55,618 --> 00:29:57,794
‫آپتن! آپتن، رفیق قدیمی. چطوری؟

433
00:29:57,858 --> 00:29:59,586
‫هورتون. ولیعهد عزیزم

434
00:29:59,650 --> 00:30:02,434
‫تو زیادی برام ارزش قائلی

435
00:30:02,498 --> 00:30:04,226
‫شاید تو برای خودت ارزشِ کمی قائلی

436
00:30:04,290 --> 00:30:05,986
‫نوشته‌هات،

437
00:30:06,050 --> 00:30:08,834
‫عرض اندامت جلوی رئیس جمهور

438
00:30:08,898 --> 00:30:13,954
‫باعث شده خیلی‌ها بهت لقب
‫افشاگرِ ماقبل آخر این نسل رو بدن

439
00:30:14,018 --> 00:30:18,434
‫و حتی بعضی‌ها قانع شدن حزبِ پیشرو
‫وارثِ آشکارش رو پیدا کرده

440
00:30:18,498 --> 00:30:20,034
‫شما بهم لطف داری

441
00:30:20,098 --> 00:30:24,226
‫دیگران میگن کارت فرصت طلبی محضه

442
00:30:24,290 --> 00:30:27,298
‫برای همین می‌خواستم
‫مستقیم از خودت بشنوم

443
00:30:27,362 --> 00:30:29,922
‫چه چیزی بهت انگیزه داد
‫که این تصمیم رو بگیری؟

444
00:30:29,986 --> 00:30:32,194
‫آپتن، اگه بخوام توی...

445
00:30:32,258 --> 00:30:34,274
‫بخوام توی یه کلمه بگم...

446
00:30:37,058 --> 00:30:38,370
‫برآشفتگی

447
00:30:38,434 --> 00:30:40,034
‫برآشفتگیِ اخلاقی...

448
00:30:40,098 --> 00:30:42,338
‫علیه سانسورِ مطبوعات توسط رئیس جمهور

449
00:30:42,402 --> 00:30:45,186
‫هورتون، منظورم تصمیمت
‫برای موندن توی شهر بود

450
00:30:46,402 --> 00:30:49,090
‫یعنی، از هیچکس پنهون نیست که
‫می‌تونستی یه جای راحت پناه بگیری،

451
00:30:49,154 --> 00:30:51,490
‫مثل خیلی‌های دیگه که مثل خودت ثروتمندن

452
00:30:51,554 --> 00:30:55,874
‫و با این حال توی مرکزِ بحران باقی موندی

453
00:30:55,938 --> 00:30:58,754
‫چرا تصمیم گرفتی جونت رو به خطر بندازی؟

454
00:31:02,690 --> 00:31:05,058
‫من نمی... نمی‌تونم بهش بگم تصمیم

455
00:31:05,122 --> 00:31:09,250
‫من اینجا دارم می‌جنگم و چیزی
‫جز قلمم به عنوان سلاح ندارم

456
00:31:11,010 --> 00:31:13,602
‫اگه بخوام از کلماتِ خودتون عاریه بگیرم

457
00:31:13,666 --> 00:31:16,834
‫این طاعون داره شهرمون رو نابود می‌کنه

458
00:31:16,898 --> 00:31:20,040
‫و اگر در چنین زمان‌هایی خبرنگارها نباشن،

459
00:31:20,064 --> 00:31:22,530
‫چه کسی می‌مونه که
‫افراد قدرتمند رو مؤاخذه کنه

460
00:31:26,626 --> 00:31:29,058
‫فرار کردن از شهر هرگز جزو گزینه‌ها نبود

461
00:31:29,122 --> 00:31:30,978
‫طبق معمول حرف‌هات
‫قابل نقل قولن، هورتون

462
00:31:34,018 --> 00:31:35,650
‫عه... آپتن،

463
00:31:35,714 --> 00:31:37,378
‫میشه سؤالی ازت بپرسم،

464
00:31:37,442 --> 00:31:38,914
‫و ببخشید که زیادی رُکم

465
00:31:38,978 --> 00:31:40,578
‫واسه من فس‌فس نکن

466
00:31:40,642 --> 00:31:42,082
‫تو قصد داری نامزد شی

467
00:31:42,146 --> 00:31:44,098
‫برای برنده شدن به مک‌کلور نیاز داری

468
00:31:45,122 --> 00:31:49,474
‫البته باید هر نوع پشتیبانی رو
‫با هیئتِ سردبیران هماهنگ کنم

469
00:31:49,538 --> 00:31:51,394
‫البته

470
00:31:51,458 --> 00:31:52,930
‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم

471
00:31:54,178 --> 00:31:55,106
‫خب، ممنون

472
00:32:14,850 --> 00:32:15,938
‫ببخشید

473
00:32:17,442 --> 00:32:19,554
‫- سلام
‫- سلام، جیگر

474
00:32:19,618 --> 00:32:22,498
‫- سلام
‫- ببخشید که دیر کردم

475
00:32:22,562 --> 00:32:25,922
‫لطفاً هیچی به لئو نگو.
‫اون خیلی زود جوش میاره.

476
00:32:25,986 --> 00:32:29,314
‫نه... لئو؟ ببخشید.
‫لئو کیه و شما کی هستی؟

477
00:32:29,378 --> 00:32:30,498
‫هیچکس از قبل تلفن نزده؟

478
00:32:31,842 --> 00:32:33,474
‫مالکش داره این عمارتِ زیبا رو وقف می‌کنه

479
00:32:33,538 --> 00:32:35,010
‫حتماً مُخش پاره آجر برداشته

480
00:32:35,074 --> 00:32:38,114
‫عه...

481
00:32:38,178 --> 00:32:39,938
‫من مالکِ اینجام

482
00:32:40,002 --> 00:32:41,538
‫اوه، حالتون چطوره؟

483
00:32:41,602 --> 00:32:43,362
‫- دفترِ بخشداری من رو فرستاده
‫- راحتم، ممنون

484
00:32:43,426 --> 00:32:45,698
‫می‌خوان یه نگاهی به پارکِ جدیدشون بندازن

485
00:32:45,762 --> 00:32:48,354
‫عجب. چقدر گستاخ تشریف دارن

486
00:32:48,418 --> 00:32:51,394
‫اوه، نگید که دچار تردید شدید

487
00:32:51,458 --> 00:32:54,018
‫قصد دارید عمارت رو وقف کنید دیگه

488
00:32:54,082 --> 00:32:55,554
‫بله

489
00:32:55,618 --> 00:32:58,114
‫بله. البته. فقط ما در مراحل اولیه هستیم

490
00:32:58,178 --> 00:33:00,994
‫و رُک بگم، الان زمانِ خوبی نیست

491
00:33:01,058 --> 00:33:02,946
‫من و خانواده‌ام خودمون رو قرنطینه کردیم

492
00:33:04,482 --> 00:33:06,146
‫انقدر دلواپس نباش

493
00:33:08,738 --> 00:33:12,258
‫نگران نباش. به لئو نمیگم دچار تردید شدی

494
00:33:12,322 --> 00:33:14,466
‫- جیگر
‫- آهان

495
00:33:20,290 --> 00:33:21,960
‫اگه می‌خوای بازی کنی
‫باید تسویه حساب کنی

496
00:33:23,618 --> 00:33:24,994
‫- چنگیز
‫- بیخیال

497
00:33:25,058 --> 00:33:26,466
‫من چیزی برای از دست دادن ندارم

498
00:33:26,530 --> 00:33:28,578
‫فقط کاغذ کثیف داری

499
00:33:28,642 --> 00:33:30,018
‫من به جات پول میذارم وسط

500
00:33:30,082 --> 00:33:32,578
‫با دستمزد بعدی که گرفتی
‫پولم رو پس میدی؟

501
00:33:32,642 --> 00:33:35,074
‫- قبوله
‫- چون دوستت دارم

502
00:33:35,138 --> 00:33:37,442
‫اون قطعاً گفت می‌تونیم
‫از این اتاق استفاده کنیم؟

503
00:33:37,506 --> 00:33:38,914
‫هر وقت که می‌خوایم

504
00:33:38,978 --> 00:33:40,600
‫من ورق‌ها رو بُر زدم؟

505
00:33:40,624 --> 00:33:42,786
‫- ورق‌ها رو بده به من
‫- اون می‌تونه انجامش بده

506
00:33:45,122 --> 00:33:47,160
‫برو که رفتیم

507
00:33:58,754 --> 00:34:01,442
‫وانمود می‌کنم چیزی ندیدم

508
00:34:01,506 --> 00:34:02,978
‫به یک شرط

509
00:34:06,850 --> 00:34:08,002
‫منم بازی بدید

510
00:34:10,498 --> 00:34:12,418
‫- چندتا ورق بهش بده. یالا
‫- بازی چیه؟ هولدم؟

511
00:34:14,530 --> 00:34:17,314
‫- همم؟ پوکرِ استاد
‫- خب، این ناامیدکننده‌ست

512
00:34:17,378 --> 00:34:19,490
‫چون فرق استاد و هولدم
‫مثل فرق چکرز و شطرنجه

513
00:34:19,554 --> 00:34:22,114
‫عجب. پس یه چیزهایی سرت میشه

514
00:34:22,178 --> 00:34:24,354
‫زندگی فصل‌های زیادی داره، آقای مانک

515
00:34:26,338 --> 00:34:28,610
‫من همیشه مثل یه خانم زندگی نکردم

516
00:34:39,618 --> 00:34:40,482
‫بله

517
00:34:42,306 --> 00:34:43,106
‫کاترین؟

518
00:34:45,442 --> 00:34:48,226
‫اوه، خیالم راحت شد

519
00:34:48,290 --> 00:34:49,538
‫آره... جولز، کاترینه...

520
00:34:53,954 --> 00:34:55,650
‫من هفته‌ای یه نمایش‌نامه می‌نوشتم،

521
00:34:55,714 --> 00:34:57,954
‫و هر شب مست می‌کردم...

522
00:34:59,520 --> 00:35:03,298
‫از اونجا خوشت میاد. پاریسی بودی

523
00:35:03,362 --> 00:35:06,306
‫آره، خوشم می‌اومد.
‫ولی وقتی جی ازم خواستگاری کرد،

524
00:35:06,370 --> 00:35:07,810
‫باید می‌اومدم خونه

525
00:35:12,610 --> 00:35:15,778
‫دفعه‌ی بعدی که نمایش‌نامه می‌نویسی،
‫من موسیقی‌ات رو اجرا می‌کنم.

526
00:35:16,802 --> 00:35:18,274
‫چطوره این بچه‌ها رو ول کنیم،
‫جمع کنیم،

527
00:35:18,338 --> 00:35:20,834
‫و همه‌مون بریم پاریس، چهارتامون؟

528
00:35:20,898 --> 00:35:22,338
‫خیلی خب

529
00:35:22,402 --> 00:35:24,162
‫من رانندگی می‌کنم

530
00:35:45,538 --> 00:35:46,914
‫جی!

531
00:35:48,962 --> 00:35:50,498
‫من بهشون اجازه دادم

532
00:35:54,594 --> 00:35:58,114
‫اوه، عزیزم، همه‌مون نیاز به تفریح داشتیم

533
00:35:58,178 --> 00:35:59,618
‫خانم مک‌موری تلفن زد

534
00:36:01,346 --> 00:36:03,778
‫اون فردا میاد اینجا.
‫دوباره حالش خوب شده.

535
00:36:03,842 --> 00:36:05,218
‫- هورا!
‫- محشره

536
00:36:05,282 --> 00:36:07,010
‫اون آنفلوانزا نگرفته بود

537
00:36:08,098 --> 00:36:11,266
‫علتِ بیماریش چیزی بود که خورده بود

538
00:36:24,450 --> 00:36:25,954
‫می‌خوام اون مردک از اینجا بره

539
00:36:26,018 --> 00:36:28,130
‫- کی؟
‫- خودت می‌دونی کی

540
00:36:28,194 --> 00:36:30,594
‫کاترین قانع شده اون مردک توی غذاش
‫یه چیزی ریخته بود

541
00:36:30,658 --> 00:36:32,322
‫- عمداً؟
‫- آره، عمداً

542
00:36:32,386 --> 00:36:33,698
‫این مسخره‌ست

543
00:36:35,426 --> 00:36:37,602
‫کاترین همیشه به کارکنان مشکوکه

544
00:36:37,666 --> 00:36:40,258
‫و به همه چی حساسیت داره

545
00:36:40,322 --> 00:36:42,082
‫اون لونه زنبورهای توی لندن رو یادته؟

546
00:36:42,146 --> 00:36:43,554
‫هیچ ربطی به اون نداره...

547
00:36:43,618 --> 00:36:44,906
‫می‌فهمم از آقای مانک خوشت نمیاد،

548
00:36:44,930 --> 00:36:46,658
‫پس زودتر اخراجش کن

549
00:36:46,722 --> 00:36:48,354
‫فقط وانمود نکن دلیلِ دیگه‌ای داره

550
00:36:48,418 --> 00:36:49,986
‫من وانمود نمی‌کنم...
‫روت رو برنگردون...

551
00:36:50,050 --> 00:36:51,202
‫شب بخیر

552
00:36:55,234 --> 00:36:56,514
‫ضربه‌ی ضعیفی بود

553
00:36:58,210 --> 00:37:00,098
‫صبح بخیر، خانم‌ها

554
00:37:00,162 --> 00:37:01,538
‫احیاناً روزنامه رو ندیدید؟

555
00:37:01,602 --> 00:37:04,034
‫امروز تحویل داده نشده.
‫نامه هم نیومده.

556
00:37:04,098 --> 00:37:05,826
‫این عجیبه

557
00:37:07,778 --> 00:37:10,114
‫آقای مانک کجاست؟
‫می‌خوام باهاش صحبت کنم.

558
00:37:10,178 --> 00:37:11,874
‫اوه، با آقای کان رفت بازار

559
00:37:11,938 --> 00:37:14,402
‫قراره کاترین رو هم از بندر بردارن

560
00:37:14,466 --> 00:37:16,418
‫باید بگم هیچوقت انقدر هیجان زده نبودم

561
00:37:16,482 --> 00:37:18,146
‫که اون زنیکه‌ی بدعنقِ ایرلندی رو ببینم

562
00:37:18,210 --> 00:37:19,234
‫منم همینطور

563
00:37:20,962 --> 00:37:23,298
‫وقتی برگشتن بگو بیاد من رو ببینه

564
00:37:23,362 --> 00:37:25,410
‫بله، قربان

565
00:37:27,042 --> 00:37:29,090
‫یوهو!

566
00:37:29,154 --> 00:37:31,074
‫کافیه یه برشِ کوچیک روی گردنش بزنی،

567
00:37:31,138 --> 00:37:32,802
‫و بذاری دو روز خونش خالی شه

568
00:37:32,866 --> 00:37:34,018
‫کاترین کجاست؟

569
00:37:36,098 --> 00:37:36,898
‫کشتی از کار افتاده

570
00:37:38,690 --> 00:37:41,698
‫بندر، بازار و اداره‌ی پست رو تعطیل کردن

571
00:37:41,762 --> 00:37:43,458
‫همه جا رو تعطیل کردن

572
00:37:43,522 --> 00:37:44,866
‫ما زندانی‌هایی توی بهشتیم

573
00:37:48,962 --> 00:37:51,170
‫اشکالی نداره. بیاید بریم

574
00:37:51,234 --> 00:37:52,738
‫محدودیتِ شکار رو برداشتن

575
00:37:52,802 --> 00:37:54,306
‫تا مطمئن شن هیچکس گرسنه نمونه

576
00:37:54,370 --> 00:37:56,418
‫نمی‌تونن انتظار داشته باشن
‫غذای خودمون رو بکشیم

577
00:37:56,482 --> 00:37:58,946
‫خب، همسایه‌تون الان یه گوزن رو
‫کشون کشون برد اون طرف جاده

578
00:37:59,010 --> 00:38:00,418
‫فکر کنم تقریباً...

579
00:38:00,482 --> 00:38:02,786
‫90 یا 100 کیلو وزنش بود

580
00:38:02,850 --> 00:38:03,746
‫خیلی بزرگ بود

581
00:38:03,810 --> 00:38:05,986
‫چرنده!

582
00:38:06,050 --> 00:38:07,298
‫کجا میری؟

583
00:38:07,362 --> 00:38:08,866
‫میرم به شهردار زنگ بزنم

584
00:38:08,930 --> 00:38:11,874
‫تا حالا 52 مورد بیماری
‫با 11 مرگ توی جزیره بود

585
00:38:11,938 --> 00:38:13,506
‫فقط با قایق‌های شخصی مریض‌ها رو می‌برن

586
00:38:13,570 --> 00:38:15,330
‫جی، خواهش می‌کنم

587
00:38:16,290 --> 00:38:18,466
‫نیازی نیست به اونا پناه بدیم، جولز

588
00:38:20,194 --> 00:38:23,234
‫هی، نگران نباشید، بچه‌ها.
‫شهردار زود اقدام کرده.

589
00:38:23,298 --> 00:38:25,762
‫و اونا به زودی شیوع بیماری رو مهار می‌کنن

590
00:38:32,130 --> 00:38:34,242
‫- الان نمی‌تونی اخراجش کنی
‫- کی رو اخراج کنه؟

591
00:38:34,306 --> 00:38:36,354
‫- هیچکس
‫- مانک

592
00:38:36,418 --> 00:38:38,626
‫اون هیچ راهی برای رفتن از جزیره نداره

593
00:38:38,690 --> 00:38:40,418
‫هتل تعطیل شده. کجا باید بره؟

594
00:38:40,482 --> 00:38:42,754
‫جا و مکانش دیگه ربطی به ما نداره

595
00:38:42,818 --> 00:38:43,970
‫این بی‌رحمانه‌ست

596
00:38:49,378 --> 00:38:50,434
‫باشه

597
00:38:52,322 --> 00:38:53,680
‫اون با اولین کشتی از اینجا میره

598
00:39:02,050 --> 00:39:03,426
‫الان صبحونه‌ست

599
00:39:03,490 --> 00:39:04,674
‫من غلاتِ صبحونه می‌خوام

600
00:39:04,738 --> 00:39:06,274
‫معذرت می‌خوام، حضرات

601
00:39:06,338 --> 00:39:08,546
‫بازار تعطیله

602
00:39:08,610 --> 00:39:10,338
‫فقط با چیزهایی که دارم کار می‌کنم

603
00:39:12,578 --> 00:39:15,522
‫می‌دونید، فقط واسه چند روز
‫توی باغچه محصول داریم

604
00:39:17,602 --> 00:39:20,354
‫فکر کنم باید مثل همسایه‌تون شکار کنیم

605
00:39:22,050 --> 00:39:23,394
‫من مخالفم

606
00:39:23,458 --> 00:39:25,730
‫لازم نیست دست‌هات رو کثیف کنی

607
00:39:25,794 --> 00:39:29,026
‫فقط کشتن و پوست کندن رو بسپر به من

608
00:39:29,090 --> 00:39:30,594
‫کشتن و پوست کندنی در کار نخواهد بود

609
00:39:30,658 --> 00:39:32,098
‫و هیچ تفنگی وارد این خونه نمیشه

610
00:39:32,162 --> 00:39:33,378
‫ماهی‌گیری چطوره؟

611
00:39:33,442 --> 00:39:34,978
‫من همیشه می‌خواستم
‫ماهی‌گیری یاد بگیرم

612
00:39:35,042 --> 00:39:38,626
‫- می‌تونم بهتون ماهی‌گیری یاد بدم
‫- ببخشید. حرفم واضح نبود؟

613
00:39:38,690 --> 00:39:40,674
‫توی این خونه هیچ جانی گرفته نمیشه

614
00:39:40,738 --> 00:39:42,050
‫اون فقط سعی داره کمک کنه

615
00:39:44,162 --> 00:39:45,520
‫ممنون. دیگه کافیه، آقای مانک

616
00:39:51,682 --> 00:39:52,770
‫بخورید

617
00:40:16,098 --> 00:40:17,282
‫جی

618
00:40:19,842 --> 00:40:22,690
‫جی، یه نفر وارد ملک شده

619
00:40:22,754 --> 00:40:23,618
‫چی؟

620
00:40:24,770 --> 00:40:26,306
‫اینا تر و تازه هستن

621
00:40:29,282 --> 00:40:31,106
‫- به کلانتر زنگ می‌زنم
‫- وقت نیست

622
00:40:31,170 --> 00:40:32,546
‫اون تمام غذاییه که داریم

623
00:40:34,882 --> 00:40:36,200
‫- کارکنان رو خبر می‌کنم
‫- نه، نه

624
00:40:38,050 --> 00:40:39,202
‫خودم ترتیبش رو میدم

625
00:40:47,618 --> 00:40:49,698
‫حتماً همه‌ی کلم‌ها رو بردار

626
00:40:49,762 --> 00:40:52,386
‫- بنفش‌هایی که پشتت هستن
‫- آره

627
00:40:52,450 --> 00:40:54,914
‫تمام سبزیجات رو بردار

628
00:40:54,978 --> 00:40:56,834
‫اینا رو ببین!

629
00:40:56,898 --> 00:40:59,522
‫همیشه دلم می‌خواست
‫شلغم‌های خانم هورتون رو فشار بدم

630
00:40:59,586 --> 00:41:00,802
‫بیب-بیب

631
00:41:06,082 --> 00:41:07,522
‫از ملکم برید بیرون

632
00:41:07,586 --> 00:41:09,154
‫به پلیس زنگ زدم

633
00:41:09,218 --> 00:41:10,626
‫گُم شو، مرد تابستونی

634
00:41:10,690 --> 00:41:12,322
‫شماها خارج فصل میاید اینجا،

635
00:41:12,386 --> 00:41:14,274
‫با خودتون طاعون میارید،
‫شیره‌ی ما رو می‌کشید.

636
00:41:14,338 --> 00:41:17,410
‫من صمیمانه با گرفتاریِ شما همدردی می‌کنم

637
00:41:18,434 --> 00:41:21,762
‫ولی التماس می‌کنم معرفت به خرج بدید. لطفاً

638
00:41:24,098 --> 00:41:27,234
‫نظرت در مورد این کار واسه معرفت چیه،
‫مرد تابستونی؟

639
00:41:27,298 --> 00:41:30,562
‫من و خانواده‌ام گیاهخواریم

640
00:41:30,626 --> 00:41:34,242
‫شما دوتا می‌تونید
‫با شکار غذاتون رو تأمین کنید

641
00:41:34,306 --> 00:41:36,962
‫پیش‌غذاهامون چی؟

642
00:41:39,682 --> 00:41:41,442
‫تو

643
00:41:41,506 --> 00:41:43,106
‫تو...

644
00:41:43,170 --> 00:41:44,386
‫خواهش می‌کنم. نه!

645
00:41:44,450 --> 00:41:46,114
‫نه. بده من... خواهش می‌کنم!

646
00:41:46,178 --> 00:41:47,618
‫نه!

647
00:41:49,474 --> 00:41:51,970
‫خدافظ، جیگر

648
00:41:57,954 --> 00:42:00,418
‫ولی حسابی کتکت زدن،
‫مگه نه، آقای هورتون؟

649
00:42:01,666 --> 00:42:03,554
‫توماس!

650
00:42:03,618 --> 00:42:05,794
‫همه‌مون اینجاییم، کلانتر

651
00:42:05,858 --> 00:42:08,674
‫من تنها کسی هستم که تونستم
‫به وضوح دزدها رو ببینم

652
00:42:08,738 --> 00:42:11,618
‫یکی‌شون هفته‌ی پیش اومده بود
‫اینجا رو بررسی می‌کرد

653
00:42:11,682 --> 00:42:13,858
‫به گمونم داشت نقشه می‌کشید

654
00:42:13,922 --> 00:42:15,906
‫ما اظهاراتِ شما رو ثبت کردیم، آقای هورتون

655
00:42:15,970 --> 00:42:17,826
‫هر کاری ازمون بربیاد انجام می‌دیم

656
00:42:17,890 --> 00:42:20,450
‫راستش اومدم در مورد مسئله‌ی دیگه‌ای
‫باهاتون صحبت کنم

657
00:42:20,514 --> 00:42:23,394
‫مسئله‌ای که به خاطرش
‫به تمام خونه‌های جزیره مراجعه کردم

658
00:42:23,458 --> 00:42:26,434
‫متأسفانه اتفاق ناخوشایندیه

659
00:42:26,498 --> 00:42:27,618
‫بفرمایید بشینید

660
00:42:30,786 --> 00:42:32,866
‫حالا، لطفاً خودتون رو آماده کنید

661
00:42:36,258 --> 00:42:37,602
‫اوه...

662
00:42:39,362 --> 00:42:41,026
‫ما نتونستیم شناساییش کنیم،

663
00:42:41,090 --> 00:42:44,258
‫ولی باور داریم قاتلش
‫به اِگ آیلند فرار کرده

664
00:42:44,322 --> 00:42:46,530
‫یه دوره‌گرد مردی رو دیده
‫که جسدی رو دفن کرده

665
00:42:46,594 --> 00:42:49,186
‫و بعدش تا بندر تعقیبش کرده

666
00:42:49,250 --> 00:42:51,394
‫مرد بی‌خانمانی رو توصیف کرد

667
00:42:51,458 --> 00:42:54,210
‫که چکمه‌های پوستِ گوزن
‫و کلاه پهلوی داشت

668
00:42:55,458 --> 00:42:58,946
‫شما متوجه پرسه زدنِ تبهکاری
‫مثل اون در این اطراف نشدید؟

669
00:43:00,130 --> 00:43:02,978
‫- نه، قربان
‫- آدمِ غریبه و نامربوطی ندیدید؟

670
00:43:03,042 --> 00:43:05,218
‫نه، هیچ آدمِ مشکوکی ندیدیم

671
00:43:05,282 --> 00:43:08,962
‫خب، این دوره‌گرد باید بتونه
‫قاتل رو برامون شناسایی کنه

672
00:43:09,026 --> 00:43:10,722
‫به محض این که کشتی راه بیفته

673
00:43:25,698 --> 00:43:28,514
‫یه کیسه برنج؟ همین؟

674
00:43:28,578 --> 00:43:30,178
‫فقط همین براشون مونده بود، خانم

675
00:43:32,226 --> 00:43:34,402
‫دادسون‌ها این رو دادن

676
00:43:34,466 --> 00:43:36,130
‫هیچکس از چیز دیگه‌ای نمی‌گذشت

677
00:43:39,010 --> 00:43:41,442
‫تونستی به چندتا خونه سر بزنی، آقای کان؟

678
00:43:41,506 --> 00:43:42,914
‫به همه‌شون سر زدم، قربان

679
00:43:42,978 --> 00:43:45,026
‫همه‌شون...

680
00:43:45,090 --> 00:43:46,850
‫خیلی خوبه. خیلی خوبه

681
00:43:46,914 --> 00:43:50,178
‫این رو جیره بندی می‌کنیم
‫و به جستجو ادامه می‌دیم

682
00:44:05,250 --> 00:44:07,714
‫مامان، مالی تیکه‌ی من رو دزدید

683
00:44:07,778 --> 00:44:09,026
‫بیا

684
00:44:09,090 --> 00:44:10,882
‫من غذای بیشتری تهیه می‌کنم.
‫قول میدم.

685
00:44:10,946 --> 00:44:12,930
‫دفعه‌ی پیش هم همین رو گفتی

686
00:44:16,770 --> 00:44:19,618
‫نظرتون در مورد یه استیکِ لذیذ و آبدار
‫واسه خانم و آقا چیه؟

687
00:44:21,250 --> 00:44:23,426
‫محض رضای خدا، مرد!
‫اون تفنگ‌ها رو از خونه ببر بیرون.

688
00:44:23,490 --> 00:44:25,634
‫- توی خونه ازشون استفاده نمی‌کنم
‫- اونا رو ببر بیرون

689
00:44:25,698 --> 00:44:27,010
‫خب، خانم هورتون...

690
00:44:28,898 --> 00:44:30,146
‫این ایده‌ی تو بود؟

691
00:44:32,258 --> 00:44:33,922
‫بچه‌هامون باید غذا بخورن

692
00:44:33,986 --> 00:44:36,098
‫همه‌مون نیاز به غذا داریم

693
00:44:36,162 --> 00:44:38,114
‫قربان، هیچکس از شما انتظار نداره
‫شکار کنید

694
00:44:38,178 --> 00:44:39,714
‫شما مرد ایده‌ها هستید

695
00:44:39,778 --> 00:44:42,466
‫خب؟ کارِ خونین تهیه‌ی غذا رو به من بسپرید

696
00:44:44,162 --> 00:44:45,698
‫هوم؟

697
00:44:48,898 --> 00:44:51,234
‫من شکمِ خانواده‌ی خودم رو سیر می‌کنم

698
00:44:51,298 --> 00:44:52,354
‫جی، مسخره نشو

699
00:45:02,210 --> 00:45:04,066
‫اوه... موش!

700
00:46:18,818 --> 00:46:21,026
‫باباتون محلِ استراحتش رو پیدا کرد،

701
00:46:21,090 --> 00:46:22,338
‫و خلافِ جهت باد به سمتشون رفت

702
00:46:22,402 --> 00:46:23,874
‫حالا چرا خلافِ جهت باد رفت؟

703
00:46:25,282 --> 00:46:26,754
‫تا نتونن بوش رو حس کنن

704
00:46:26,818 --> 00:46:29,218
‫وقتی که گوزن اومد پایین،
‫یه لحظه‌ای باهم داشتن.

705
00:46:29,282 --> 00:46:32,290
‫اونا چشم تو چشم شدن،
‫باباتون و گوزنه.

706
00:46:34,146 --> 00:46:35,362
‫و اون بهش شلیک کرد

707
00:46:36,866 --> 00:46:39,106
‫- موفق شدی!
‫- ما رو نجات دادی!

708
00:46:39,170 --> 00:46:40,514
‫روزی‌رسونِ ما

709
00:46:40,578 --> 00:46:41,922
‫- بابا
‫- بله؟

710
00:46:41,986 --> 00:46:43,426
‫بگو چطوری گوزنه رو
‫تا پایین دره تعقیب کردی

711
00:46:43,490 --> 00:46:44,546
‫گوزنه رو تا پایین دره تعقیب کردم؟

712
00:46:44,610 --> 00:46:46,210
‫تو به گوزنه شلیک کردی
‫و برامون غذا جور کردی

713
00:46:46,274 --> 00:46:48,898
‫- من این کارو نکردم...
‫- چرا، این کارو کردی

714
00:46:58,178 --> 00:46:59,426
‫تواضع به خرج نده

715
00:47:09,026 --> 00:47:10,626
‫من فقط کاری رو کردم
‫که باید انجام می‌شد

716
00:47:10,690 --> 00:47:11,682
‫درسته

717
00:47:17,218 --> 00:47:18,754
‫الهی

718
00:47:20,098 --> 00:47:22,146
‫هی، هی

719
00:47:22,210 --> 00:47:25,730
‫قطعاً امشب می‌تونیم
‫همه دور هم غذا بخوریم

720
00:47:36,738 --> 00:47:37,666
‫خدای بزرگ

721
00:47:40,418 --> 00:47:41,730
‫مزه‌ی قارچ گُنده میده

722
00:47:42,978 --> 00:47:43,970
‫ولی آبدارتره

723
00:47:46,082 --> 00:47:49,122
‫قربان، خدا داره نگاه می‌کنه

724
00:47:50,242 --> 00:47:53,922
‫می‌دونم شما رو به خاطر سیر کردن شکمتون
‫در چنین زمانِ نیازی می‌بخشه

725
00:47:59,170 --> 00:48:00,226
‫حق داره

726
00:48:01,410 --> 00:48:03,074
‫باید امتحانش کنید

727
00:48:03,138 --> 00:48:05,282
‫به زودی برنجتون تموم میشه

728
00:48:05,346 --> 00:48:07,554
‫فقط می‌خوام اینم بگم
‫که حس خیلی خوبی داره

729
00:48:07,618 --> 00:48:12,258
‫که می‌تونیم برای تأمین غذامون
‫روی این مرد حساب کنیم

730
00:48:13,282 --> 00:48:16,130
‫دوست دارم ازش تشکر کنم
‫که امشب این غذا رو برام آورد

731
00:48:16,194 --> 00:48:17,314
‫همه‌مون

732
00:48:17,378 --> 00:48:18,434
‫ما همه متشکریم

733
00:48:20,450 --> 00:48:22,498
‫می‌دونم چه فداکاریِ بزرگی کردی،

734
00:48:22,562 --> 00:48:26,242
‫و خیلی ازت ممنونم

735
00:48:27,490 --> 00:48:28,706
‫به افتخارِ رهبرمون

736
00:48:30,338 --> 00:48:31,842
‫و تأمین‌کننده‌مون

737
00:48:50,114 --> 00:48:51,938
‫جی... جی

738
00:49:01,410 --> 00:49:02,626
‫اون صدا رو می‌شنوی؟

739
00:49:04,642 --> 00:49:06,114
‫چی؟

740
00:49:06,178 --> 00:49:07,650
‫نمی‌شنوی؟

741
00:49:11,522 --> 00:49:13,154
‫بس کن. یکی توی استخرمه

742
00:49:28,930 --> 00:49:30,082
‫از استخرم گمشو بیرون

743
00:49:35,298 --> 00:49:36,706
‫وگرنه چیکار می‌کنی؟

744
00:49:38,018 --> 00:49:39,458
‫اخراجم می‌کنی؟

745
00:49:44,610 --> 00:49:46,434
‫اگه من برم، بقیه‌ی کارکنانت هم باهام میان

746
00:49:46,498 --> 00:49:49,240
‫و بعدش چی، خودت لباس‌ها
‫و ظرف‌هاتون رو می‌شوری،

747
00:49:49,264 --> 00:49:52,610
‫از بچه‌هاتون مراقبت
‫و غذای خودتون رو تأمین می‌کنی؟

748
00:49:54,114 --> 00:49:55,170
‫من رو اخراج می‌کنی؟

749
00:49:56,962 --> 00:49:59,010
‫به نظرم تویی که اخراج شدی

750
00:50:02,562 --> 00:50:03,746
‫تو اخراجی، جی

751
00:50:07,970 --> 00:50:09,090
‫اخراجی

752
00:50:14,274 --> 00:50:15,970
‫چطور جرأت می‌کنی
‫اینطوری باهام حرف بزنی؟

753
00:50:21,858 --> 00:50:22,690
‫هی!

754
00:50:24,290 --> 00:50:26,178
‫ببین، این خونه فقط یه قانون داره،

755
00:50:26,242 --> 00:50:27,778
‫و اونم اینه که موی دماغ من نشی

756
00:50:30,978 --> 00:50:32,546
‫فهمیدی، بچه کونی؟

757
00:50:41,058 --> 00:50:44,098
‫آژانس استخدام شما یه شورشی
‫توی خونه‌ام قرار داده

758
00:50:44,162 --> 00:50:46,370
‫جایی که خانواده‌ام می‌خوابه

759
00:50:46,434 --> 00:50:48,898
‫بله، اون داره کل کارکنانم رو
‫از راه بدر می‌کنه

760
00:50:50,402 --> 00:50:51,394
‫نه

761
00:50:52,610 --> 00:50:53,890
‫بله، بله

762
00:50:53,954 --> 00:50:55,874
‫یه معلم خصوصی، یه راننده
‫و یه آشپز برام جور کن

763
00:50:55,938 --> 00:50:58,626
‫و فوراً آقای مالر رو بیار پشتِ تلفن!

764
00:50:59,970 --> 00:51:01,538
‫چی...

765
00:51:01,602 --> 00:51:04,258
‫پس وقتی کشتی‌ها راه افتادن
‫براشون جایگزین بفرستید

766
00:51:04,322 --> 00:51:06,978
‫و آقای مالر رو پیدا کن

767
00:51:07,042 --> 00:51:11,906
‫آشپزش داره یه جور کودتا ترتیب میده

768
00:51:14,434 --> 00:51:17,538
‫خب، بسیار خب.
‫الساعه منتظرش هستم.

769
00:51:19,170 --> 00:51:20,898
‫کجا می‌رید؟

770
00:51:20,962 --> 00:51:24,066
‫اوه، عزیزم، من و بچه‌ها امیدوار بودیم
‫واسه شکار همراهت بیایم

771
00:51:24,130 --> 00:51:26,338
‫- می‌خوایم شکارت رو از نزدیک ببینیم
‫- لطفاً، بابا

772
00:51:26,402 --> 00:51:27,682
‫- به هیچ وجه. نه
‫- لطفاً، بابا

773
00:51:27,746 --> 00:51:28,866
‫نه

774
00:51:28,930 --> 00:51:33,218
‫کشتنِ حیوانات هرگز باعثِ افتخار نیست

775
00:51:34,626 --> 00:51:36,194
‫تا حالا توی استخر شنا نکرده بودم

776
00:51:36,258 --> 00:51:37,666
‫یونیفرم‌هاتون کجان؟

777
00:51:37,730 --> 00:51:39,458
‫داری میری یه حیوونِ دیگه شکار کنی، رئیس؟

778
00:51:42,178 --> 00:51:43,746
‫نه، شما همراهم نمیاید

779
00:51:43,810 --> 00:51:45,570
‫ببخشید

780
00:51:45,634 --> 00:51:47,010
‫الو؟

781
00:51:47,074 --> 00:51:48,418
‫آپتن؟ بله. وصلش کن

782
00:51:48,482 --> 00:51:49,410
‫آپتن سینکلر

783
00:51:49,474 --> 00:51:50,946
‫- آپتن سینکلر؟
‫- آپتن سینکلر

784
00:51:51,010 --> 00:51:52,258
‫هیس، هیس

785
00:51:52,322 --> 00:51:53,922
‫آره. جلد فردا؟

786
00:51:56,482 --> 00:51:57,922
‫چطوره من شما رو ببرم ماهی‌گیری؟

787
00:51:58,978 --> 00:52:01,122
‫راستش املاکِ خیلی زیادی هست

788
00:52:02,178 --> 00:52:03,938
‫خوشحال می‌شیم به شما ملحق شیم، آقای مانک

789
00:52:05,122 --> 00:52:06,306
‫بریم ماهی‌گیری؟

790
00:52:06,370 --> 00:52:07,362
‫- آره
‫- خیلی خب

791
00:52:07,426 --> 00:52:08,898
‫شما ماهی‌گیرِ خوبی هستی؟

792
00:52:08,962 --> 00:52:11,298
‫ماهی‌گیری بهانه‌ی خوبی
‫برای مست کردن وسط روزه

793
00:52:11,362 --> 00:52:12,770
‫مشتاقش هستم

794
00:52:12,834 --> 00:52:14,370
‫ممنون. خداحافظ

795
00:52:16,098 --> 00:52:17,378
‫یه خبرِ عالی

796
00:52:21,570 --> 00:52:22,914
‫باید زانوهات رو خم کنی

797
00:52:23,970 --> 00:52:26,306
‫تا حالا توپ پرتاب کردی؟
‫راهش اینه.

798
00:52:26,370 --> 00:52:27,906
‫فقط دستت رو می‌بری عقب

799
00:52:27,970 --> 00:52:30,914
‫و بعدش بدنت رو مثل شلاق حرکت میدی

800
00:52:30,978 --> 00:52:34,114
‫به نظرم ماهی‌ها انقدر سردشونه
‫که گرسنه‌شون نمیشه، فلوید

801
00:52:34,178 --> 00:52:36,514
‫اینطور نیست. باید زانوهات رو خم کنی...

802
00:52:36,578 --> 00:52:38,498
‫بدنت رو حرکت بدی

803
00:52:38,562 --> 00:52:42,914
‫«یه زنگ اینجاست...»

804
00:52:42,978 --> 00:52:44,898
‫همش برعکسه. هیچکس حرفم رو باور نمی‌کنه

805
00:52:44,962 --> 00:52:46,434
‫- توماس
‫- انگشت‌های پام بی‌حس شدن،

806
00:52:46,498 --> 00:52:47,458
‫و این داستان احمقانه‌ست

807
00:52:47,522 --> 00:52:49,090
‫پس می‌تونی یکی دیگه رو انتخاب کنی

808
00:52:49,154 --> 00:52:50,274
‫یه داستانی برات دارم

809
00:52:51,842 --> 00:52:56,194
‫در مورد یه شوالیه و یه جادوگره

810
00:52:56,258 --> 00:52:59,906
‫چندتا پری توی یه جزیره‌ی متروکه
‫سرگردون شده بودن

811
00:52:59,970 --> 00:53:02,120
‫چطور به اونجا رسیده بودن؟
‫نمی‌تونن همینجوری ظاهر شن.

812
00:53:03,938 --> 00:53:06,082
‫عه...

813
00:53:06,146 --> 00:53:09,922
‫یه توفانِ بزرگ باعث شده بود
‫کشتی‌شون غرق شه

814
00:53:09,986 --> 00:53:13,378
‫جادوگره با گفتنِ کلمه‌ی جادویی
‫باعث شروع توفان شده بود

815
00:53:15,810 --> 00:53:16,994
‫- «توفان»؟
‫- آره

816
00:53:19,074 --> 00:53:22,498
‫پری‌ها سرگردون شده بودن
‫و نمی‌دونستن چطور از پس خودشون بربیان

817
00:53:22,562 --> 00:53:24,834
‫حتی نمی‌تونستن آتیش درست کنن،
‫حتی شاه پریون هم بلد نبود.

818
00:53:24,898 --> 00:53:26,978
‫پس چطور تونسته بود شاه بشه؟

819
00:53:27,042 --> 00:53:28,802
‫اونا رأی‌گیری کرده بودن

820
00:53:30,466 --> 00:53:31,330
‫آره

821
00:53:33,986 --> 00:53:38,050
‫با کمال افتخار نامزدیِ شما رو می‌پذیرم

822
00:54:05,506 --> 00:54:07,682
‫و می‌خواید بدونید بعدش چه اتفاقی افتاد؟

823
00:54:07,746 --> 00:54:09,826
‫شاه پریون اتباعش رو به خورد هیولایی داد

824
00:54:09,890 --> 00:54:12,418
‫که از شاهدختِ وحشت زده مراقبت می‌کرد

825
00:54:12,482 --> 00:54:15,074
‫و همچنین زیباترین شاهدختِ تمام سرزمین بود

826
00:54:15,138 --> 00:54:16,546
‫آره

827
00:54:16,610 --> 00:54:18,280
‫برای محافظت ازش،

828
00:54:18,880 --> 00:54:22,626
‫جادوگر خودش رو به تیزپاترین اسب تبدیل کرد

829
00:54:22,690 --> 00:54:24,098
‫ولی کی سوارش میشه؟

830
00:54:24,162 --> 00:54:26,818
‫فقط شجاع‌ترین شوالیه‌ی دنیا

831
00:54:26,882 --> 00:54:30,562
‫نگاه کنید! خانم، یکی گرفتم!

832
00:54:30,626 --> 00:54:32,258
‫فلوید، نمی‌دونم چیکار کنم

833
00:54:34,498 --> 00:54:35,586
‫هول نشو

834
00:54:46,434 --> 00:54:48,290
چقدر باملاحظه‌ای، آقای مانک

835
00:54:58,880 --> 00:55:02,260
‫[روزنامه‌نگاری که رئیس جمهور را]
‫[به کم اهمیت جلوه دادن ویروس محکوم می‌کند]

836
00:55:33,858 --> 00:55:34,850
‫چیه؟

837
00:55:36,322 --> 00:55:37,762
‫این بسته امروز صبح رسید

838
00:55:37,826 --> 00:55:40,866
‫روش مُهر پستی یا آدرسی چیزی نداره

839
00:55:40,930 --> 00:55:42,146
‫مطمئنم از طرف مجله‌ست

840
00:55:42,210 --> 00:55:44,226
‫فکر کنم روش نوشته: «مک‌کلور»

841
00:55:44,290 --> 00:55:46,402
‫قربان، سردبیرتون پشتِ خطه

842
00:55:48,354 --> 00:55:50,178
‫مطمئنم می‌خواد بهت تبریک بگه

843
00:56:02,402 --> 00:56:04,642
هی، کوچولو. بی‌بی وسطه

844
00:56:04,706 --> 00:56:06,562
‫پنج بهت ده میده.
‫ده بهت بیست میده.

845
00:56:06,626 --> 00:56:08,482
‫فقط کافیه حواست به خانم کوچولو باشه

846
00:56:14,274 --> 00:56:15,362
‫بیا

847
00:56:16,674 --> 00:56:18,178
‫نه، پول رو بده بیاد

848
00:56:18,242 --> 00:56:19,746
‫میرم واسه خودمون جین ریکی میارم،

849
00:56:19,810 --> 00:56:20,962
‫سرِ شبی باهم بخوریم

850
00:56:22,370 --> 00:56:23,650
‫- به ورق‌هام نگاه نکن
‫- باشه

851
00:56:29,282 --> 00:56:30,690
‫صبح همگی بخیر

852
00:56:33,186 --> 00:56:34,242
‫جی؟

853
00:56:35,970 --> 00:56:38,402
‫نترسید. چیزیم نشده

854
00:56:41,570 --> 00:56:42,914
‫خدای من

855
00:56:46,818 --> 00:56:48,578
‫- اوه، جی!
‫- بابا!

856
00:56:48,642 --> 00:56:50,658
‫- آقای هورتون
‫- حالت خوبه؟

857
00:56:53,442 --> 00:56:54,594
‫آخ!

858
00:56:55,938 --> 00:56:56,802
‫نیاید اینجا

859
00:57:03,810 --> 00:57:05,570
‫آره، این یه جورایی بده

860
00:57:05,594 --> 00:57:07,594
‫[مجله‌ی مک‌کلور]
‫[چهره‌ی کلاهبرداری]

861
00:57:09,410 --> 00:57:11,682
‫عزیزم، از استخر بیا بیرون

862
00:57:18,018 --> 00:57:19,234
‫خدای من

863
00:57:20,674 --> 00:57:23,234
‫هیئت مدیره ازم خواسته استعفا بدم

864
00:57:26,338 --> 00:57:29,826
‫قول میدم راه برگشت رو پیدا می‌کنی

865
00:57:31,778 --> 00:57:33,858
‫دیگه هرگز نمی‌تونم مقاله‌ای منتشر کنم

866
00:57:36,322 --> 00:57:39,810
‫ویلسون. اون برام تله گذاشت

867
00:57:40,930 --> 00:57:43,170
‫وودرو ویلسون

868
00:57:43,234 --> 00:57:46,978
‫احتمالاً انجمن حفاظتی آمریکا
از اول ‫من رو تحت نظر داشت

869
00:57:47,042 --> 00:57:48,930
‫به مک‌کلور خبر دادن که من اینجام

870
00:57:50,178 --> 00:57:53,826
‫هیچکس جز افراد توی این خونه
‫خبر نداره که تو اینجایی

871
00:57:53,890 --> 00:57:56,162
‫و هیچکدوم از ما نمی‌خوایم
‫تو شغلت رو از دست بدی

872
00:58:02,242 --> 00:58:04,162
‫بیا اینجا. می‌خوام یه چیزی بهت بگم

873
00:58:04,226 --> 00:58:05,506
‫بیا اینجا

874
00:58:05,570 --> 00:58:07,106
‫تو اخراجی

875
00:58:13,602 --> 00:58:15,650
‫جی؟ جی

876
00:58:15,714 --> 00:58:17,058
‫- عه...
‫- چیه؟

877
00:58:17,122 --> 00:58:18,978
‫هیچی. نه، هیچی.
‫چیزی نیست.

878
00:58:19,042 --> 00:58:23,394
‫باید یه چیزهایی رو مرتب کنم

879
00:58:34,082 --> 00:58:36,642
‫اوه، آقای مانک، شما صدمه دیدی

880
00:58:36,706 --> 00:58:38,466
‫- آره
‫- لطفاً بیاید این طرف

881
00:58:39,906 --> 00:58:41,506
‫بذارید کمک کنم

882
00:58:41,570 --> 00:58:44,098
‫- اجازه هست؟
‫- آره

883
00:58:44,162 --> 00:58:45,730
بهش دست نزن. دست نزن

884
00:58:47,170 --> 00:58:48,098
‫خدای من

885
00:58:49,538 --> 00:58:50,914
‫باید زخمتون رو تمیز کنیم

886
00:58:50,978 --> 00:58:52,354
ولش کن

887
00:58:52,418 --> 00:58:54,018
‫بدم نمیاد یه تیکه چینی توی بدنم باشه

888
00:58:54,082 --> 00:58:57,666
‫باعث میشه احساس ثروتمند بودن کنم

889
00:59:01,090 --> 00:59:03,202
‫بهتره یه قلپ بخورید.
‫قراره درد داشته باشه.

890
00:59:03,266 --> 00:59:04,322
اول خودت بخور

891
00:59:10,082 --> 00:59:11,714
‫- اوف!
‫- خوبه؟

892
00:59:11,778 --> 00:59:13,474
‫اوهوم

893
00:59:29,346 --> 00:59:30,722
‫می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟

894
00:59:30,786 --> 00:59:33,826
‫آره. همینجوری سر از پاریس در آوردم

895
00:59:33,890 --> 00:59:35,106
‫دوره‌ی آموزشی صلیب سرخ

896
00:59:35,170 --> 00:59:36,482
‫فکر می‌کردم نمایش‌نامه می‌نوشتی

897
00:59:36,546 --> 00:59:38,562
‫آره

898
00:59:38,626 --> 00:59:40,930
‫فکر می‌کنی چطور پدر و مادرم رو قانع کردم
‫بذارن برم؟

899
00:59:40,994 --> 00:59:42,274
‫آماده‌ای؟

900
00:59:42,338 --> 00:59:43,394
‫گمونم

901
00:59:49,058 --> 00:59:51,554
‫واقعاً دلم برای اون دوران تنگ شده

902
00:59:51,618 --> 00:59:54,818
‫فقط مشروب می‌خوردیم و سیگار می‌کشیدیم
‫و چرت و پرت می‌گفتیم

903
00:59:54,882 --> 00:59:57,282
‫زندگی یعنی همین

904
00:59:57,346 --> 01:00:00,066
‫می‌دونی تنها چیزی که
‫خیلی دلم می‌خواد اینه که...

905
01:00:00,130 --> 01:00:02,594
‫توی یه جای غریبه بیدار شم
‫در حالی که حسابی خمارم

906
01:00:02,658 --> 01:00:04,226
‫و کیف پولم خالیه،

907
01:00:04,290 --> 01:00:08,482
‫و به چشم‌های یه غریبه زُل زده باشم

908
01:00:08,546 --> 01:00:10,018
‫شما لذت‌جویی، آقای مانک

909
01:00:11,170 --> 01:00:13,090
‫- هوم؟
‫- لذت‌جو

910
01:00:13,154 --> 01:00:14,594
‫- لذت‌جو؟
‫- اوهوم

911
01:00:14,658 --> 01:00:16,802
‫نمی‌دونم، شاید

912
01:00:21,474 --> 01:00:23,362
‫با این سبک زندگی تا حالا شده
‫احساس تنهایی کنید؟

913
01:00:27,458 --> 01:00:29,378
‫من شاه قلعه‌ی خودم هستم

914
01:00:29,442 --> 01:00:31,010
‫سؤالم این نبود

915
01:00:43,522 --> 01:00:45,602
‫آره، گاهی اوقات احساس تنهایی می‌کنم

916
01:00:49,730 --> 01:00:52,098
‫احساس خیلی بدی در مورد این اتفاقات دارم

917
01:00:53,218 --> 01:00:56,642
‫شوهرم به خوبی از پس خودش برنمیاد

918
01:00:56,706 --> 01:01:00,898
‫آره، خب، توی همچین دورانی
‫به نظرم میاد که...

919
01:01:00,962 --> 01:01:03,874
‫طبیعت به نحوی یواشکی
‫وارد دنیای مدرن میشه...

920
01:01:03,938 --> 01:01:06,306
‫و...

921
01:01:06,370 --> 01:01:08,610
‫و باطنِ زشت و زیبای آدم‌ها رو آشکار می‌کنه

922
01:02:28,226 --> 01:02:29,762
‫بابا؟

923
01:02:31,170 --> 01:02:32,386
‫من توی دردسر افتادم؟

924
01:02:40,290 --> 01:02:42,306
‫خدایا، جی!

925
01:02:42,370 --> 01:02:44,450
‫اون آشپز نیست.
‫اون برام تله گذاشت.

926
01:02:44,514 --> 01:02:46,210
‫- آقای مانک؟
‫- اسمش...

927
01:02:46,274 --> 01:02:47,586
‫- اوه، دوباره آقای مانک؟
‫- فلوید مانک نیست

928
01:02:47,650 --> 01:02:49,250
‫فقط گوش کن، اون...
‫این رو ببین.

929
01:02:49,314 --> 01:02:50,658
‫ببین توی اتاقش چی پیدا کردم

930
01:02:50,722 --> 01:02:52,034
‫تو رفتی سر وقتِ وسایلش؟

931
01:02:52,098 --> 01:02:52,994
‫آره. آره، این کارو کردم

932
01:02:53,058 --> 01:02:54,594
‫و بازش کن. نگاهش کن

933
01:02:54,658 --> 01:02:56,386
‫تنها چیزی که می‌بینم یه عکسِ کُهنه

934
01:02:56,450 --> 01:03:00,354
‫- و داغون از کسیه که خیلی شبیه آشپزِ ماست
‫- اون خودش نیست

935
01:03:00,418 --> 01:03:01,794
‫اون خودش نیست

936
01:03:01,858 --> 01:03:03,778
‫اون... اونا به اینجا فرستادنش

937
01:03:03,842 --> 01:03:05,218
‫اونا تمام حرکاتم رو زیر نظر داشتن

938
01:03:05,282 --> 01:03:07,362
‫و وقتی که نامزدی‌ام رو اعلام کردم، اونا...

939
01:03:07,426 --> 01:03:08,322
‫- اونا حرکتشون رو کردن
‫- اونا کی هستن؟

940
01:03:08,386 --> 01:03:10,530
‫انجمن حفاظتی آمریکا!
‫انجمن حفاظتی آمریکا!

941
01:03:10,594 --> 01:03:13,634
‫پس فکر می‌کنی آقای مانک مأموریه

942
01:03:13,698 --> 01:03:16,258
‫- که رئیس جمهور فرستاده؟
‫- آره، فرستادنش اینجا خرابم کنن

943
01:03:18,658 --> 01:03:20,034
‫- بهش فکر کن
‫- نه، تو بهش فکر کن

944
01:03:20,098 --> 01:03:21,474
‫- دارم فکر می‌کنم!
‫- اگه رئیس جمهور فرستاده بودش

945
01:03:21,538 --> 01:03:23,330
‫که خرابت کنه، چرا هنوز اینجاست؟

946
01:03:23,394 --> 01:03:25,666
‫کارش انجام شده.
‫میشه این رو برگردونی سرِ جاش؟

947
01:03:25,730 --> 01:03:27,106
‫بس کن؟ تو طرفِ کی هستی؟

948
01:03:27,170 --> 01:03:29,538
‫مقاله‌ی جنجالی مک‌کلور.
‫تجاوزشون به باغچه‌مون.

949
01:03:29,602 --> 01:03:31,586
‫چرا کور شدی و اینا رو نمی‌بینی، جولز؟

950
01:03:31,650 --> 01:03:33,666
‫تنها کسی که کوره تویی

951
01:03:33,730 --> 01:03:36,226
‫اون مقاله‌ی جنجالی چیزی رو گزارش کرد
‫که تو همیشه قولش رو می‌دادی...

952
01:03:36,290 --> 01:03:38,178
‫حقیقت، ولی تو دروغ گفتی

953
01:03:38,242 --> 01:03:39,906
‫چون می‌خواستی قهرمان باشی

954
01:03:39,970 --> 01:03:41,730
‫و همه رو مقصر می‌دونی،
‫ولی تنها کسی که

955
01:03:41,794 --> 01:03:43,362
‫باید واقعاً مقصر بدونی خودتی!

956
01:03:45,954 --> 01:03:48,130
‫اون رو برگردون توی اتاقش

957
01:03:54,338 --> 01:03:55,810
‫آقای مانک!

958
01:03:57,538 --> 01:03:58,658
‫آقای مانک!

959
01:04:05,922 --> 01:04:06,978
‫آقای مانک!

960
01:04:09,442 --> 01:04:10,274
‫بله

961
01:04:17,762 --> 01:04:19,042
‫فکر کردم گوزنی

962
01:04:23,298 --> 01:04:25,378
‫تفنگت کو؟ می‌خوای بهشون بگی
‫با دست‌های خالی شکارش کردی؟

963
01:04:25,442 --> 01:04:26,978
‫تو دنبال چی هستی؟

964
01:04:27,042 --> 01:04:29,122
‫- گوزن
‫- مسخره بازی رو تموم کن

965
01:04:31,490 --> 01:04:32,290
‫می‌دونم کارِ تو بود

966
01:04:34,338 --> 01:04:35,938
‫باغچه‌مون

967
01:04:36,002 --> 01:04:37,442
‫مک‌کلور. می‌دونم، می‌دونم،

968
01:04:37,506 --> 01:04:38,722
‫می‌دونم کارِ تو بود

969
01:04:41,730 --> 01:04:42,978
‫عقلت درست کار نمی‌کنه

970
01:04:44,802 --> 01:04:48,226
‫می‌دونی، اگه از من بپرسی،
‫میگم کارِ یکی از اهالی عصبانی بوده.

971
01:04:48,290 --> 01:04:49,474
‫بیا تمومش کنیم

972
01:04:53,122 --> 01:04:54,306
‫بیا فقط تمومش کنیم

973
01:05:05,058 --> 01:05:06,434
‫دهنت رو ببند،
‫وسایلت رو جمع کن،

974
01:05:06,498 --> 01:05:07,970
‫و همین الان از خونه‌ام ناپدید شو

975
01:05:19,042 --> 01:05:20,450
هرچی مردِ خونه بگه

976
01:05:28,450 --> 01:05:32,738
‫شاه پریون و هیولاش
‫پری‌های درمونده رو خوردن

977
01:05:32,802 --> 01:05:34,658
‫ولی اونا نمی‌دونستن

978
01:05:34,722 --> 01:05:38,016
‫که جادوگر خودش رو به شکل
‫یه اسب درآورده بود

979
01:05:38,040 --> 01:05:41,698
‫و شوالیه‌ی شجاعی پیدا می‌کرد که سوارش شه

980
01:05:41,762 --> 01:05:45,442
‫بابا به خاطر کاری که
‫من و تام کردیم عصبانیه؟

981
01:05:47,234 --> 01:05:48,258
‫نه

982
01:05:49,890 --> 01:05:51,234
‫نه، معلومه که نه، عزیزم

983
01:05:54,050 --> 01:05:55,682
‫چطور همه چی تموم میشه؟

984
01:05:57,314 --> 01:06:01,346
‫خب، باید تا فردا منتظر بمونی،

985
01:06:01,410 --> 01:06:03,778
‫وقتی با لباس و لوازم اجراش می‌کنیم

986
01:06:12,258 --> 01:06:13,954
‫یه جفت بی‌بی؟

987
01:06:14,018 --> 01:06:16,514
‫نگاهش کن!

988
01:06:18,978 --> 01:06:19,842
‫جی!

989
01:06:21,570 --> 01:06:23,074
‫خوشحالم که همه‌تون اینجایید

990
01:06:23,138 --> 01:06:25,026
‫من...

991
01:06:25,090 --> 01:06:30,818
‫می‌خوام بابتِ کسالت
‫و بدخلقی این مدتم عذرخواهی کنم

992
01:06:30,882 --> 01:06:34,818
‫ولی دیگه اون روزهای تاریک رو پشت سر گذاشتم

993
01:06:34,882 --> 01:06:37,346
‫پس...

994
01:06:37,410 --> 01:06:40,130
‫به افتخارِ اخراج روح پلید
‫و نورِ درخشان جدید

995
01:06:40,194 --> 01:06:41,250
‫خدای من

996
01:06:42,754 --> 01:06:44,962
‫آقای هورتون، اگه اجازه بدید، قربان...

997
01:06:51,074 --> 01:06:53,442
‫می‌دونم که بهتون گفتم
‫از اینجا میرم، ولی...

998
01:06:54,594 --> 01:06:56,546
‫ولی...

999
01:06:56,610 --> 01:06:58,690
‫و در حالت عادی خواسته‌های کارفرمام

1000
01:06:58,754 --> 01:07:00,578
‫برام مهم‌ترین چیز هستن

1001
01:07:00,642 --> 01:07:02,306
‫ولی...

1002
01:07:02,370 --> 01:07:05,378
‫الان به رفاه این خانواده فکر می‌کنم

1003
01:07:05,442 --> 01:07:08,226
‫و فکر کنم اونا باید بدونن

1004
01:07:08,290 --> 01:07:10,178
‫حقیقت اینه که من و شما یه جور...

1005
01:07:10,242 --> 01:07:12,578
‫بهش چی میگن،
‫یه جور توافقی داشتیم، درسته؟

1006
01:07:12,642 --> 01:07:15,394
‫این که من شکار کنم
‫و اعتبارش به شما برسه

1007
01:07:15,458 --> 01:07:16,738
‫- این... درسته؟
‫- این حقیقت داره؟

1008
01:07:16,802 --> 01:07:18,274
‫- ولی...
‫- اون دروغ میگه!

1009
01:07:18,338 --> 01:07:19,778
‫- و اون ازم خواست برم
‫- از خونه‌ام برو بیرون!

1010
01:07:19,842 --> 01:07:21,506
‫این خانواده خیلی برام
‫ارزشمند شده و اون...

1011
01:07:21,570 --> 01:07:24,802
‫هی! اوه، آره، باشه

1012
01:07:24,866 --> 01:07:26,914
‫اون بهم 20 دلار پیشنهاد کرد
‫که ناپدید شم

1013
01:07:26,978 --> 01:07:28,386
‫فقط 20 دلار؟

1014
01:07:28,450 --> 01:07:29,794
‫از خونه‌ام برو بیرون!

1015
01:07:29,858 --> 01:07:32,194
‫بیاید رأی‌گیری کنیم.
‫می‌خواید من برم؟

1016
01:07:32,258 --> 01:07:33,826
‫- رأی‌گیری کنیم
‫- از خونه‌ام برو بیرون!

1017
01:07:33,890 --> 01:07:35,426
‫- بیاید رأی‌گیری کنیم
‫- این یه دموکراسی نیست!

1018
01:07:35,490 --> 01:07:37,474
‫- اینجا خونه‌ی منه!
‫- جی... حی!

1019
01:07:37,538 --> 01:07:40,194
‫- جی، اینجا خونه‌ی منم هست
‫- برو بیرون!

1020
01:07:40,258 --> 01:07:42,050
‫و آقای مانک می‌مونه

1021
01:07:46,818 --> 01:07:47,714
‫می‌مونه...

1022
01:08:03,234 --> 01:08:05,122
‫دلخوری که نداریم، درسته؟ بیخیال

1023
01:08:07,298 --> 01:08:08,578
‫اوه!

1024
01:08:08,642 --> 01:08:10,114
‫آقای هورتون!

1025
01:08:10,178 --> 01:08:11,778
‫هی، هی، هی!

1026
01:08:11,842 --> 01:08:13,826
‫واو!

1027
01:08:17,538 --> 01:08:18,946
‫گرفتمش!

1028
01:08:26,370 --> 01:08:28,418
‫باید از مستی در بیای

1029
01:08:28,482 --> 01:08:31,362
‫و یه چیزی بخوری!
‫یکم بخواب!

1030
01:09:41,762 --> 01:09:42,690
‫الو؟

1031
01:09:44,578 --> 01:09:45,538
‫آقای مالر

1032
01:09:47,522 --> 01:09:49,314
‫نه

1033
01:09:49,378 --> 01:09:51,810
‫نه، آقای مالر، هیچ اشتباهی نشده. بله

1034
01:09:51,874 --> 01:09:54,320
‫این به اصطلاح آشپزتون
‫قطعاً به خونه‌ام اومده

1035
01:09:54,344 --> 01:09:56,994
‫و از اون موقع شکنجه‌ام می‌کنه

1036
01:09:57,058 --> 01:09:58,210
‫اون...

1037
01:10:02,178 --> 01:10:03,202
‫فلوید مانک مُرده؟

1038
01:10:09,378 --> 01:10:10,946
‫پس این مردی که توی خونه‌ی منه کیه؟

1039
01:10:17,090 --> 01:10:19,106
‫اون رو کشته

1040
01:10:19,170 --> 01:10:21,666
‫همین الان کلانتر رو خبر می‌کنم

1041
01:10:49,218 --> 01:10:50,274
‫از وسط جاده برو بیرون

1042
01:11:09,890 --> 01:11:11,106
‫مانک...

1043
01:11:15,810 --> 01:11:17,378
‫جی، تو باید استراحت کنی

1044
01:11:17,442 --> 01:11:19,330
‫اون رو کشته...
‫اون فلوید مانک نیست.

1045
01:11:20,706 --> 01:11:23,554
‫اون رو کشته.
‫اون رو کشته...

1046
01:11:23,618 --> 01:11:25,120
‫بهتره زیاد بهش نزدیک نشید، خانم

1047
01:11:29,186 --> 01:11:31,906
‫جی، احتمالاً به ویروس آلوده شدی

1048
01:11:31,970 --> 01:11:33,986
‫دیگه برنجی نمونده

1049
01:11:34,050 --> 01:11:36,034
‫فقط گوشت هست

1050
01:11:36,098 --> 01:11:38,370
‫حالا، باید این رو بخوری،
‫وگرنه ممکنه از دستت بدیم.

1051
01:11:40,770 --> 01:11:42,562
‫خدای من... جی!

1052
01:11:45,250 --> 01:11:46,754
‫اون عقلش رو از دست داده

1053
01:11:46,818 --> 01:11:48,354
‫باید مواظب خودتون باشید، خب؟

1054
01:11:48,418 --> 01:11:50,338
‫باید ببریمش توی تخت

1055
01:11:50,402 --> 01:11:53,314
‫من می‌برمش. شما نگران نباشید، باشه؟

1056
01:11:53,378 --> 01:11:55,234
‫نه... جولی!

1057
01:12:04,834 --> 01:12:06,690
‫شنیدم در مورد من پرس و جو می‌کردی

1058
01:12:09,442 --> 01:12:11,202
‫چی می‌خوای بدونی، پسر؟ همم؟

1059
01:12:11,266 --> 01:12:12,386
‫مانک

1060
01:12:15,170 --> 01:12:16,546
‫تو فلوید مانک رو کشتی

1061
01:12:19,810 --> 01:12:22,562
‫نه، نه، نه، التماس می‌کنم

1062
01:12:22,626 --> 01:12:23,842
‫- خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم
‫- باشه، این...

1063
01:12:23,906 --> 01:12:25,378
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم

1064
01:12:25,442 --> 01:12:26,818
‫فقط دارم باهات شوخی می‌کنم

1065
01:12:26,882 --> 01:12:28,450
‫هی، هی، فقط دارم باهات شوخی می‌کنم

1066
01:12:30,562 --> 01:12:32,354
‫چی؟ چرا؟

1067
01:12:32,418 --> 01:12:34,274
‫به من نگاه کن

1068
01:12:34,338 --> 01:12:35,490
‫فقط داشتم سر به سرت میذاشتم

1069
01:12:37,058 --> 01:12:38,242
‫من هیچکس رو نکشتم

1070
01:12:42,018 --> 01:12:43,970
‫ولی مانک مُرده

1071
01:12:44,034 --> 01:12:45,570
‫خب، آره، خدا بیامرزتش

1072
01:12:45,634 --> 01:12:47,400
‫ولی من نکشتمش. تو کشتیش

1073
01:12:49,698 --> 01:12:51,554
‫بذار برات تعریف کنم

1074
01:12:51,618 --> 01:12:53,698
‫خب، اون با یه کشتی
‫از دوبلین به اینجا اومده بود

1075
01:12:53,762 --> 01:12:55,810
‫و چیزی جز پوتین‌های پاش نداشت

1076
01:12:57,218 --> 01:12:59,330
‫ده سال توی یه سالن غذاخوری کار کرد

1077
01:12:59,394 --> 01:13:02,466
‫فقط برای این که بتونه
‫سهمِ کوچیکی از اون میخونه رو بخره

1078
01:13:02,530 --> 01:13:05,400
‫وقتی که تعطیلی‌ها از راه رسیدن،
‫تعطیلی‌های تو،

1079
01:13:05,424 --> 01:13:06,400
‫[میخانه‌ی مانک]

1080
01:13:06,424 --> 01:13:07,746
‫اونا همه رو ازش گرفتن

1081
01:13:11,010 --> 01:13:12,706
‫این روحیه‌اش رو داغون کرد

1082
01:13:18,626 --> 01:13:20,258
‫تو...

1083
01:13:20,322 --> 01:13:21,698
‫تو شریکش بودی؟

1084
01:13:25,986 --> 01:13:27,586
‫آره، پس وقتی پیشنهاد کارش رسید،

1085
01:13:27,650 --> 01:13:29,538
‫فکر کردم می‌تونم جاش رو بگیرم

1086
01:13:29,602 --> 01:13:32,194
‫ولی من لولو خورخوره نیستم

1087
01:13:32,258 --> 01:13:34,658
‫فقط یه آدمِ دیگه‌ام که از کار بیکارش کردی

1088
01:13:34,722 --> 01:13:36,994
‫و برای همین اومدی...

1089
01:13:37,058 --> 01:13:38,690
‫و سعی کردی همه چی رو ازم بگیری...

1090
01:13:38,754 --> 01:13:41,346
‫خانواده‌ام، خونه‌ام، زندگی‌ام

1091
01:13:41,410 --> 01:13:43,298
‫من فقط واسه یه شغل به اینجا اومدم

1092
01:13:43,362 --> 01:13:45,186
‫چند هفته پیش، فقط یه بدبختِ فلک‌زده بودم

1093
01:13:45,250 --> 01:13:48,290
‫و الان اینجام و از بین همه
‫دارم برای تو کار می‌کنم

1094
01:13:48,354 --> 01:13:50,690
‫گاهی اوقات فکر می‌کنم این طاعون...

1095
01:13:51,714 --> 01:13:53,858
‫فکر می‌کنم از طرفِ خدا فرستاده شده،

1096
01:13:53,922 --> 01:13:55,330
‫فقط برای موازنه کردنِ زمین بازی

1097
01:13:56,994 --> 01:13:58,786
‫چون هیچکدوم از اینا مالِ تو نیست

1098
01:13:58,850 --> 01:14:01,506
‫اون استخر

1099
01:14:01,570 --> 01:14:03,778
‫می‌دونی زیرِ اون استخر چی خوابیده؟

1100
01:14:03,842 --> 01:14:05,954
‫یه تمدنِ کامل

1101
01:14:06,018 --> 01:14:07,554
‫و می‌دونی زیرِ اون چیه؟

1102
01:14:07,618 --> 01:14:09,506
‫یکی دیگه. و می‌دونی زیرِ اون چیه؟

1103
01:14:09,570 --> 01:14:12,322
‫یه ببرِ دندون شمشیری
‫(جانوری که منقرض شده)

1104
01:14:12,386 --> 01:14:15,202
‫پس، هیچکدوم از اینا مالِ هیچکس نیست

1105
01:14:25,282 --> 01:14:26,978
‫هیچکدوم از اینا قرار نیست باقی بمونه

1106
01:14:30,082 --> 01:14:31,586
‫این رو می‌فهمی، درسته؟

1107
01:14:33,698 --> 01:14:36,322
‫این چراغ‌ها دوباره روشن میشن

1108
01:14:36,386 --> 01:14:37,730
‫کشتی‌ها دوباره راه می‌افتن

1109
01:14:39,650 --> 01:14:41,026
‫مغازه‌ها دوباره باز میشن

1110
01:14:41,090 --> 01:14:43,490
‫تمدن برمی‌گرده

1111
01:14:47,490 --> 01:14:49,090
‫این وهم و خیال تموم میشه

1112
01:14:52,034 --> 01:14:53,986
‫و بعدش تو قراره کجا باشی؟

1113
01:14:57,314 --> 01:14:58,562
‫اوه...

1114
01:15:02,658 --> 01:15:03,618
‫خیلی خب

1115
01:15:08,130 --> 01:15:10,466
‫اجازه بده ببرمت توی اتاق جدیدت، رئیس

1116
01:15:11,906 --> 01:15:13,378
‫اوه!

1117
01:15:22,018 --> 01:15:24,066
‫بهتره امیدوار باشی تمدن زودتر برگرده

1118
01:15:26,338 --> 01:15:27,746
‫تو واسه این دنیا ساخته نشدی

1119
01:15:34,658 --> 01:15:35,906
‫از خوراکت لذت ببر

1120
01:15:48,962 --> 01:15:53,570
‫شوالیه و اسبش به لانه‌ی هیولا آمدند

1121
01:15:53,634 --> 01:15:55,970
‫اینجا بود که شاه پریانِ شرور

1122
01:15:56,034 --> 01:15:57,890
‫شاهدخت را اسیر کرده بود

1123
01:15:57,954 --> 01:16:00,194
‫کمک! کمک! من پشتِ میله‌هام!

1124
01:16:03,042 --> 01:16:06,722
‫هیولا دید که شوالیه بی‌باک است
‫و فرار کرد

1125
01:16:14,562 --> 01:16:16,514
‫با کشته شدنِ هیولا،

1126
01:16:16,578 --> 01:16:20,002
‫حکومتِ اهریمنی شاه پریان شرور به پایان رسید!

1127
01:16:29,762 --> 01:16:35,298
‫و اسبِ نجیب خود را به عنوان
‫جادوگرِ بزرگی که بود نمایان کرد

1128
01:16:37,858 --> 01:16:39,330
‫عمو فلوید، برنده شدیم!

1129
01:16:40,418 --> 01:16:42,370
‫آزاد شدیم!

1130
01:16:45,250 --> 01:16:46,914
‫آزاد شدیم!

1131
01:16:51,778 --> 01:16:52,994
‫آزاد شدیم!

1132
01:17:04,098 --> 01:17:05,954
‫آزاد شدیم!

1133
01:17:10,370 --> 01:17:12,546
‫عمو فلوید!

1134
01:17:12,610 --> 01:17:14,338
‫موفق شدیم!

1135
01:17:14,402 --> 01:17:16,418
‫عمو فلوید!

1136
01:17:28,322 --> 01:17:31,266
‫هیس!

1137
01:18:33,602 --> 01:18:34,562
‫این یه...

1138
01:21:03,330 --> 01:21:04,738
‫کی اونجاست؟

1139
01:21:04,802 --> 01:21:06,562
‫نمی‌خواستم بترسونمتون، خانم هورتون

1140
01:21:06,626 --> 01:21:08,226
‫- کلانتر؟
‫- خط تلفن قطع شده،

1141
01:21:08,290 --> 01:21:11,874
‫من جارچیِ جدید شهر اِگ آیلندم

1142
01:21:11,938 --> 01:21:14,434
‫خب، خوشحالم که خبر بدم

1143
01:21:14,498 --> 01:21:18,306
‫فردا صبح به بعضی از مغازه‌های شهر
‫اجازه‌ی بازگشایی داده میشه

1144
01:21:18,370 --> 01:21:21,154
‫بندر اصلی باز میشه
‫و کشتی‌ها هم راه می‌افتن

1145
01:21:21,218 --> 01:21:22,754
‫امنه؟

1146
01:21:22,818 --> 01:21:25,474
‫روزهاست که مورد جدیدی
‫توی جزیره دیده نشده

1147
01:21:25,538 --> 01:21:27,522
‫اوضاع شهر هم داره بهتر میشه

1148
01:21:27,586 --> 01:21:30,178
‫گمونم بدترین بخشِ همه‌گیری تموم شده

1149
01:21:31,906 --> 01:21:34,562
‫این خبرِ خیلی خوبیه

1150
01:21:37,314 --> 01:21:40,034
‫کلانتر، شوهرم سوءتغذیه گرفته

1151
01:21:40,098 --> 01:21:41,890
‫باید بره پیش دکتر

1152
01:21:41,954 --> 01:21:44,354
‫خوشحال میشم ببرمش

1153
01:21:44,418 --> 01:21:46,658
‫فقط اونجا منتظر بمونید.
‫یکم دیگه میام پایین.

1154
01:22:00,482 --> 01:22:02,402
‫گمونم باید وسایلم رو جمع کنم

1155
01:22:19,938 --> 01:22:22,274
‫اون توی اتاق خدمتکارها بوده

1156
01:22:22,338 --> 01:22:25,538
‫خوشحال نمیشه بفهمه
‫دزدهای باغچه رو گرفتیم

1157
01:22:25,602 --> 01:22:29,218
‫چند نفر از مردمِ محلی سعی داشتن
‫از جماعتِ تابستونی انتقام بگیرن

1158
01:22:53,890 --> 01:22:55,394
‫خب...

1159
01:23:37,314 --> 01:23:38,946
‫مامان!

1160
01:23:39,010 --> 01:23:40,290
‫بچه‌ها رو بردارید و برید

1161
01:23:55,970 --> 01:23:58,210
‫آقای هورتون، اسلحه‌تون رو بذارید زمین
‫و تسلیم شید

1162
01:24:04,418 --> 01:24:06,178
‫آقای هورتون!

1163
01:24:12,098 --> 01:24:13,986
‫آقای هورتون، باید همین الان بیاید بیرون،

1164
01:24:14,050 --> 01:24:16,706
‫وگرنه مجبور میشم بیام داخل

1165
01:24:16,770 --> 01:24:17,890
‫بدونید که مسلح هستم

1166
01:24:23,298 --> 01:24:25,858
‫شب بخیر، کلانتر

1167
01:24:25,922 --> 01:24:29,122
‫خیلی از دیدنتون خوشحالم

1168
01:24:29,186 --> 01:24:30,818
‫اون مردیه که دنبالش هستید

1169
01:24:32,322 --> 01:24:34,594
‫اون آشپزی به نام فلوید مانک رو کشت،

1170
01:24:34,658 --> 01:24:37,698
‫هویتش رو دزدید،
‫به خونه‌ام هجوم آورد،

1171
01:24:37,762 --> 01:24:39,298
‫و سعی کرد من رو بکشه

1172
01:24:53,762 --> 01:24:57,154
‫دورانِ خیلی سختی بود

1173
01:24:57,218 --> 01:24:59,586
‫نه تنها برای مردمِ این کشور،

1174
01:24:59,650 --> 01:25:01,026
‫بلکه برای خانواده‌ی من

1175
01:25:01,090 --> 01:25:03,360
‫بهتره توی صورت‌هامون تُف کنن،

1176
01:25:03,384 --> 01:25:04,920
‫جای این که انتظار داشته باشن
‫بازم اینجا کار کنیم

1177
01:25:04,944 --> 01:25:06,818
‫اونم با دستمزد قدیم

1178
01:25:06,882 --> 01:25:09,986
‫- بعد از اتفاقاتی که باهم از سر گذروندیم
‫- و کارهایی که براش کردیم

1179
01:25:10,050 --> 01:25:11,202
‫لعنتی!

1180
01:25:12,610 --> 01:25:14,882
‫گمونم حق با تو بود، چنگیز

1181
01:25:14,946 --> 01:25:18,402
‫اینجا یا خدمتکار داری
‫یا خودت خدمتکاری

1182
01:25:18,466 --> 01:25:22,306
‫وقتی که ما مردم
‫با بلای اسپانیایی می‌جنگیدیم،

1183
01:25:22,370 --> 01:25:25,186
‫من با بلایی محلی از کشور خودمان می‌جنگیدم

1184
01:25:25,250 --> 01:25:28,866
‫این دولت و حزبِ فریبکارشان

1185
01:25:28,930 --> 01:25:33,442
‫این سیاستمدارانِ نخبه‌سالار
‫به هر کارِ کثیفی دست می‌زنند

1186
01:25:33,506 --> 01:25:36,514
‫تا حقوقِ زنان و مهاجران رو سرکوب کنند،

1187
01:25:36,578 --> 01:25:40,386
‫و فقط به دنبال سهمِ خودشان
‫از رویای آمریکایی هستند

1188
01:25:40,450 --> 01:25:44,258
آنان حتی یکی از تبهکارهایشان را
‫به خانه‌ام فرستادند تا نابودم کنند

1189
01:25:44,322 --> 01:25:48,034
‫اما من از زمینم دفاع کردم،
‫مانند شما که از سرزمینتان دفاع کردید.

1190
01:25:48,098 --> 01:25:50,754
‫در کنار هم، صدای شما شنیده خواهد شد

1191
01:25:50,818 --> 01:25:55,330
‫صدای هماهنگ قشرِ کارگر
‫برای ما پیروزی به ارمغان خواهد آورد

1192
01:25:56,802 --> 01:26:00,066
‫من، جی.سی. هورتون،

1193
01:26:00,130 --> 01:26:03,650
‫برای فرمانداریِ این ایالت بزرگ نامزد می‌شوم

1194
01:26:16,130 --> 01:26:17,378
‫چی قایم کردی؟

1195
01:26:17,442 --> 01:26:19,394
‫یه کارته که من و همکلاسی‌هام

1196
01:26:19,458 --> 01:26:20,674
‫- برات درست کردیم...
‫- اوه...

1197
01:26:20,738 --> 01:26:22,978
‫تا بابتِ خدماتی که انجام دادی
‫ازت تشکر کنیم

1198
01:26:23,042 --> 01:26:25,762
‫خیلی ممنون، عزیزم. ممنون

1199
01:26:25,826 --> 01:26:28,546
‫تو از چارلی چاپلین هم مشهورتری!

1200
01:26:28,610 --> 01:26:32,162
‫نمیشه گفت اون تروریست
‫جونِ چند نفر دیگه رو می‌گرفت

1201
01:26:32,226 --> 01:26:35,138
‫اگه شجاعتِ شما نبود، قربان

1202
01:26:35,202 --> 01:26:38,210
‫بعضی از آدم‌ها رو نمیشه نجات داد

1203
01:26:38,274 --> 01:26:41,346
‫خب، مهم اینه که همه‌مون
‫در کنار هم در امان هستیم

1204
01:26:41,410 --> 01:26:42,722
‫خانم

1205
01:26:43,938 --> 01:26:47,138
‫ببخشید که مزاحم شدم،
‫ولی یه چیزی توی اتاق قبلیش پیدا کردم.

1206
01:26:48,194 --> 01:26:49,122
‫ممنون

1207
01:27:02,082 --> 01:27:04,770
‫بهم نگو که حزبِ ملی زنان
‫دوباره برنامه‌اش رو لغو کرده

1208
01:27:17,506 --> 01:27:18,722
‫اون بی‌گناه بود

1209
01:27:25,090 --> 01:27:27,490
‫اون مرد به هیچ وجه بی‌گناه نبود

1210
01:27:31,170 --> 01:27:32,386
‫جرمش چی بود؟

1211
01:27:55,618 --> 01:27:56,834
‫ما برگشتیم

1212
01:27:56,898 --> 01:28:00,130
‫همه چی برگشته

1213
01:28:03,618 --> 01:28:05,954
‫چی نوشته؟

1214
01:28:06,018 --> 01:28:06,946
‫«سپاسگزارم»

1215
01:28:09,986 --> 01:28:10,946
‫مورد علاقه‌ام

1216
01:28:13,730 --> 01:28:14,978
‫ما برگشتیم

1217
01:28:15,002 --> 01:28:35,002
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1218
01:28:35,026 --> 01:28:52,026
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

