﻿1
00:00:00,084 --> 00:00:10,084
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,108 --> 00:00:20,108
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:20,132 --> 00:00:30,132
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:32,916 --> 00:00:34,250
‫خب، اوضاع و احوالت خوب بوده، نه؟

5
00:00:34,333 --> 00:00:35,916
‫یعنی، به جز این قضیه؟

6
00:00:36,000 --> 00:00:38,541
‫به نظر حالش خوبه. حداقل
‫بهتر از چیزی که تصور می‌کردم

7
00:00:38,625 --> 00:00:40,583
‫خیلی با دفعه قبلی که اینجا بودم فرق نکرده

8
00:00:40,666 --> 00:00:43,392
‫سخته بفهمی درد داره یا نه
‫یعنی، حداقل وقتی خوابه

9
00:00:43,416 --> 00:00:45,166
‫ولی تو حواست به این موضوع بوده، نه؟

10
00:00:45,250 --> 00:00:49,041
‫چون فکر می‌کنم مهم‌ترین چیز
‫اینه که تا حد ممکن بدون درد باشه

11
00:00:49,125 --> 00:00:51,041
‫نکته اینه... گمونم،
‫چیزی که می‌خوام بگم

12
00:00:51,125 --> 00:00:53,250
‫اینه که امیدوارم بتونیم
‫این رو براش آسون کنیم

13
00:00:53,333 --> 00:00:55,041
‫یعنی از کاه کوه نسازیم

14
00:00:55,125 --> 00:00:57,725
‫اگه اختلاف نظر داریم، بدون
‫عصبانیت یا داد و بیداد حلش کنیم،

15
00:00:57,750 --> 00:00:59,416
‫یا هر چیزی که باعث ناراحتیش بشه

16
00:00:59,500 --> 00:01:02,166
‫مثل چندتا آدم بزرگ رفتار
‫کنیم، مناسب با سنی که داریم

17
00:01:02,250 --> 00:01:04,559
راستش متوجه نمیشم چه چیزی
‫برای اختلاف نظر داشتن وجود داره

18
00:01:04,583 --> 00:01:06,750
‫در نهایت، حقیقت تلخ اینه که اون داره می‌میره

19
00:01:06,833 --> 00:01:09,541
‫هیچ‌کدوم از ما نمی‌تونیم
‫کاری کنیم که جلوش رو بگیریم

20
00:01:09,625 --> 00:01:12,267
‫نمی‌خوام بی‌احساس باشم،
‫ولی مسئله اینه که کنارش باشیم،

21
00:01:12,291 --> 00:01:13,375
‫اینجا باشیم

22
00:01:13,458 --> 00:01:15,833
‫چیزهای گذشته دیگه مهم نیستن، نه الان

23
00:01:15,916 --> 00:01:17,833
‫اگه چیزی هست که باید راست
‫و ریست بشه، می‌تونه صبر کنه

24
00:01:17,916 --> 00:01:19,375
‫واقعاً امیدوارم موافق باشی

25
00:01:19,458 --> 00:01:22,583
‫من ناراحتم. می‌دونم تو هم هستی
‫همه‌مون هستیم. سخته. افتضاحه

26
00:01:22,666 --> 00:01:24,458
‫بیا سخت‌ترش نکنیم، باشه؟

27
00:01:24,541 --> 00:01:25,583
‫من دیدم...

28
00:01:26,250 --> 00:01:29,208
‫دیدم که عدم احیاء هنوز امضا نشده،
‫همون‌طور که چند بار خواسته بودم

29
00:01:29,291 --> 00:01:30,416
‫اونم چندین بار

30
00:01:30,500 --> 00:01:31,791
‫می‌فهمم، کار آسونی نیست

31
00:01:31,875 --> 00:01:34,500
‫خب، راستش آسون بود
‫الان خیلی سخت‌تر شده

32
00:01:34,583 --> 00:01:35,703
‫نمی‌خوام بیخودی بزرگش کنم

33
00:01:35,750 --> 00:01:38,416
‫فقط میگم الان که دیگه
‫پیش دکتر نمیره سخت‌تر شده

34
00:01:38,500 --> 00:01:41,458
‫باید دکتر سندرز رو بیارم اینجا، یا
‫کسی که بتونه امضاش رو تأیید کنه،

35
00:01:41,541 --> 00:01:44,291
‫و خیلی ساده‌تر می‌شد امضاش
رو گرفت وقتی که می‌بردیش اونجا

36
00:01:44,375 --> 00:01:45,833
‫و نمی‌دونم چقدر وقت دارم

37
00:01:45,916 --> 00:01:46,874
‫یا اون داره

38
00:01:46,875 --> 00:01:48,166
‫مهمه

39
00:01:48,250 --> 00:01:49,583
‫خیلی مهمه

40
00:01:54,500 --> 00:01:57,208
‫یه کم چشماش رو باز کرد

41
00:01:57,291 --> 00:01:59,375
‫خوب بود. میدونه ما اینجاییم

42
00:01:59,458 --> 00:02:01,125
‫می‌تونستم بفهمم که خوشحالش کرد

43
00:02:01,791 --> 00:02:03,750
‫می‌دونم

44
00:02:04,958 --> 00:02:06,833
‫قول میدم همه‌ش اینطوری نباشم

45
00:02:06,916 --> 00:02:09,375
‫قرار نیست کل مدت گریه کنم. فقط برای الانه

46
00:02:10,958 --> 00:02:13,875
‫عجیبه که دور باشم، می‌دونی، از میرابلا و دیوید

47
00:02:13,958 --> 00:02:15,166
‫این هم بخشی از پریشونیمه

48
00:02:15,250 --> 00:02:17,809
‫- راستش اولین بارمه
‫- می‌تونستی بیاریشون

49
00:02:17,833 --> 00:02:19,750
‫نه، نه، خوبه که اینجا نیستن

50
00:02:19,833 --> 00:02:21,041
‫اینجوری بهترن

51
00:02:21,125 --> 00:02:23,458
‫ترجیح میدم خاطره‌شون از
‫آخرین دیدارمون باقی بمونه

52
00:02:23,541 --> 00:02:26,541
‫اون موقع حالش بهتر بود. این چیزیه
‫که این وضعیت رو دردناک‌تر می‌کنه

53
00:02:26,625 --> 00:02:31,416
‫البته هنوز مریض بود، ولی
‫هنوز بیشتر حضور داشت،

54
00:02:31,500 --> 00:02:33,083
‫خیلی تواناتر بود

55
00:02:33,833 --> 00:02:37,333
‫فکر نمی‌کردم اوضاع به
‫اینجا برسه، نه اینقدر یهویی

56
00:02:37,416 --> 00:02:41,166
‫احتمالاً زیادی فیلم دیدم، با
‫میرابلا تو این چند سال اخیر،

57
00:02:41,250 --> 00:02:45,506
‫مخصوصاً اونایی که برای بچه‌ها ساخته شدن،
‫همه چیز خیلی قشنگ و روشنه

58
00:02:45,791 --> 00:02:47,541
‫حتی اگه احساسی بشن،

59
00:02:47,625 --> 00:02:49,958
‫یه زیبایی و وضوحی توشون دیده میشه

60
00:02:50,041 --> 00:02:51,708
‫این خیلی واقعی به نظر می‌رسه

61
00:02:51,791 --> 00:02:53,708
‫دارم زیادی حرف می‌زنم
‫ببخشید. به خاطر جت‌لگه

62
00:02:53,791 --> 00:02:55,541
‫وقتی پرواز می‌کنم
‫حتی احساساتی‌تر میشم

63
00:02:57,500 --> 00:02:58,500
‫به هر حال...

64
00:02:59,375 --> 00:03:01,291
‫خوبه که فقط ماییم، فقط خودمون

65
00:03:01,375 --> 00:03:03,833
‫اینطوری باید باشه. همونطور که اون می‌خواست

66
00:03:05,000 --> 00:03:07,708
‫گمونم پریدم وسط حرفتون. ببخشید

67
00:03:07,791 --> 00:03:10,791
‫حالت چطوره، ریچل؟ احساس می‌کنم
‫از روز شکرگزاری به بعد با هم حرف نزدیم

68
00:03:10,875 --> 00:03:11,875
‫حالت چطوره؟

69
00:03:13,583 --> 00:03:14,583
‫من خوبم

70
00:03:17,666 --> 00:03:21,125
‫نمی‌دونم چی می‌خوای بگم. خوبم. همین دیگه

71
00:03:21,208 --> 00:03:24,333
‫خب، مشخصه که نشئه‌ست
‫کل خونه بوی گل میده

72
00:03:24,416 --> 00:03:25,833
‫معلومه که، نشئه‌م

73
00:03:25,916 --> 00:03:27,083
‫حسابی نشئه‌م

74
00:03:27,166 --> 00:03:29,333
‫اولین کاری که صبح
‫می‌کنم اینه که یه نخ می‌پیچم،

75
00:03:29,416 --> 00:03:31,875
‫بعدشم حداقل سه تا دیگه تو طول روز می‌کشم

76
00:03:31,958 --> 00:03:34,041
‫می‌دونی چرا؟ چون اینجوری کار‌هام رو راه می‌ندازم

77
00:03:34,125 --> 00:03:35,405
‫برام مهم نیست که گل می‌کشی

78
00:03:35,458 --> 00:03:38,017
‫فقط درست نیست که تو
‫خونه‌ای بکشی که یکی مریضه

79
00:03:38,041 --> 00:03:39,083
‫خب، بابا مشکلی نداره

80
00:03:39,166 --> 00:03:41,458
‫باور کن، تمام این مدت جلوش می‌کشیدم،

81
00:03:41,541 --> 00:03:43,166
‫و اصلاً اعتراضی نکردش

82
00:03:43,250 --> 00:03:45,875
‫در واقع، از بوش خوشش میاد

83
00:03:45,958 --> 00:03:47,158
‫چند بار بهم گفته

84
00:03:47,208 --> 00:03:50,791
‫دودشه. دود، نه بو. مرده
‫داره می‌میره. فقط برو بیرون

85
00:03:50,875 --> 00:03:52,666
‫لعنتی، پنج دقیقه طول کشید

86
00:03:52,750 --> 00:03:55,708
‫پنج دقیقه، نه؟ تا بپری به پر و پام

87
00:03:55,791 --> 00:03:57,583
‫یه ثانیه پیش می‌گفتی،«بیا با هم کنار بیایم»

88
00:03:57,666 --> 00:04:00,833
‫آره. آره. بیاین آروم باشیم. دلیلی
‫نداره این موضوع تبدیل به مشکل بشه

89
00:04:00,916 --> 00:04:03,333
‫و اینکه اون گل آشغالش رو برداره و بره بیرون بکشه

90
00:04:03,416 --> 00:04:04,416
گل آشغال؟

91
00:04:04,500 --> 00:04:06,458
‫اوه، لطفاً. نه، من بهترینش رو می‌گیرم

92
00:04:06,541 --> 00:04:08,666
‫نه اون آت و آشغالی که تو
‫تمام روز می‌کشیدی، درسته؟

93
00:04:08,750 --> 00:04:10,809
‫- فکر کردی یادم رفته؟
‫- اون برای دوران دبیرستان بودش

94
00:04:10,833 --> 00:04:13,000
‫من از اون موقعه خیلی بزرگ شدم، برخلاف بعضیا

95
00:04:13,083 --> 00:04:14,166
‫بزرگ شدی؟ هنوزم یه هرزه‌ای

96
00:04:14,250 --> 00:04:16,875
‫ریچل، کیتی، نه. بیاید تمومش کنیم

97
00:04:17,625 --> 00:04:18,625
‫نگاه کنین

98
00:04:19,333 --> 00:04:21,500
‫سلام. دنبال ما می‌گشتی؟

99
00:04:22,083 --> 00:04:23,958
‫لطفاً، لطفاً. بیا بشین

100
00:04:23,983 --> 00:04:29,142
«مترجمان: علی مستر و علیرضا نورزاده»
::. Ali Master & MrLightborn11 .::

101
00:04:29,291 --> 00:04:31,750
‫- متأسفم، ما داشتیم...
‫- نه. نیازی به عذرخواهی نیست

102
00:04:31,833 --> 00:04:34,250
‫می‌فهمم چه موقعیت پراسترسیه

103
00:04:34,333 --> 00:04:35,750
‫طبیعیه

104
00:04:35,833 --> 00:04:36,833
‫دوران سختیه

105
00:04:37,291 --> 00:04:39,916
‫درحالی همکارم میرابلا توی اتاق پیش پدرتون‌ـه،

106
00:04:40,000 --> 00:04:42,351
‫گفتم راجع به وضعیت
‫فعلی باهاتون صحبت کنم

107
00:04:42,375 --> 00:04:43,375
‫«میرابلا؟»

108
00:04:43,458 --> 00:04:45,000
‫این اسم دختر منه

109
00:04:45,666 --> 00:04:48,708
‫- عجب
‫- واقعاً؟ اسم قشنگیه

110
00:04:48,791 --> 00:04:50,625
‫- سه سالشه
‫- آخی، چه خوب

111
00:04:51,250 --> 00:04:54,291
‫خیلی خوبه که همگی تو
‫این شرایط اینجا هستید

112
00:04:54,375 --> 00:04:56,125
‫همیشه اینطوری نیست

113
00:04:56,208 --> 00:04:57,458
‫تو خانواده‌ها اتفاقات مختلفی میاُفته

114
00:04:57,541 --> 00:05:00,375
‫گاهی بعضیا به خاطر مشکلات پزشکی نمی‌تونن بیان

115
00:05:00,458 --> 00:05:03,416
‫گاهی هم، خب، دلایل دیگه‌ای دارن

116
00:05:04,416 --> 00:05:06,291
‫فهمیدم که همسرشون چند سال پیش فوت کردن

117
00:05:06,375 --> 00:05:07,375
‫دو بار ازدواج کرده بود

118
00:05:07,458 --> 00:05:08,458
‫بله، درسته

119
00:05:08,500 --> 00:05:11,666
‫سرطان سینه، حدود ۲۰ سال پیش، درسته؟

120
00:05:11,750 --> 00:05:14,350
‫متأسفم که می‌شنوم. نمی‌دونم اون دوره چطور بود،

121
00:05:14,416 --> 00:05:17,458
‫ولی فکر می‌کنم الان که پدرتون
‫دیگه غذا و مایعات نمی‌خوره،

122
00:05:17,541 --> 00:05:19,625
‫بهتره روند کار رو براتون توضیح بدم

123
00:05:19,708 --> 00:05:22,416
‫من یا میرابلا، یا اگه بشه هر دومون،

124
00:05:22,500 --> 00:05:25,125
‫هر روز صبح حدود همین ساعت اینجا خواهیم بود،

125
00:05:25,208 --> 00:05:27,916
‫ولی شماره من رو هم خواهید داشت

126
00:05:28,000 --> 00:05:31,791
‫تمام تلاشم رو می‌کنم که به سؤالاتتون
‫جواب بدم یا در صورت نیاز بیام اینجا

127
00:05:33,875 --> 00:05:37,083
‫وقتی ایشون فوت کنن، باید با ما تماس بگیرید

128
00:05:37,791 --> 00:05:39,231
‫ما می‌تونیم گواهی فوت رو صادر کنیم

129
00:05:39,291 --> 00:05:42,041
‫مگر اینکه به دلیل پزشکی
‫قبلش به بیمارستان منتقل بشن

130
00:05:42,125 --> 00:05:45,166
‫ببخشید. فقط خیلی عجیبه که اسمش اینه

131
00:05:45,250 --> 00:05:47,708
‫هر بار که اسمش رو میارید،
‫دخترم میاد جلوی چشمم

132
00:05:48,750 --> 00:05:50,708
‫خواهش می‌کنم، ادامه بدید. ببخشید

133
00:05:50,791 --> 00:05:51,791
‫خب،

134
00:05:52,250 --> 00:05:55,750
‫خبر خوب اینه که پدرتون به
‫درمان درد خوب جواب میده

135
00:05:56,833 --> 00:05:59,666
‫سرطانش خیلی پیشرفته‌ست،
‫و وقتی درد داریم،

136
00:05:59,750 --> 00:06:01,333
‫بدنمون به طور طبیعی سعی
‫می‌کنه باهاش مبارزه کنه،

137
00:06:01,416 --> 00:06:04,166
‫حتی اگه این کار در
‫واقع بیشتر آزارمون بده

138
00:06:04,916 --> 00:06:08,916
‫راحتی ایشون احتمالاً روند
‫رو به شکل طبیعی تسریع می‌کنه

139
00:06:09,000 --> 00:06:12,625
‫این در واقع تفاوت اصلی بین
‫مراقبت آسایشگاهی و بیمارستانیه،

140
00:06:12,708 --> 00:06:14,250
‫که هدفش طولانی‌تر کردن عمره

141
00:06:15,000 --> 00:06:17,333
‫هدف ما همیشه کمترین درد ممکنه

142
00:06:17,416 --> 00:06:19,000
‫ولی نکته دیگه اینه که،

143
00:06:19,083 --> 00:06:21,963
‫فقط جسم ما نیست که روی
‫مدت زمان مرگ تأثیر میذاره

144
00:06:22,500 --> 00:06:23,976
‫نمی‌تونم علمش رو براتون توضیح بدم،

145
00:06:24,000 --> 00:06:26,434
‫ولی می‌تونم بگم تو ۱۲ سالی که
‫تو حوزه آسایشگاهی کار کردم،

146
00:06:26,458 --> 00:06:28,625
‫برام کاملاً روشن شده که ذهن

147
00:06:28,708 --> 00:06:30,791
‫به اندازه جسم مهمه

148
00:06:30,875 --> 00:06:32,715
‫و اینجاست که شما می‌تونید خیلی کمک کنید،

149
00:06:32,750 --> 00:06:35,750
‫اگه ایشون از ترس داره مقاومت می‌کنه و نمی‌خواد بره

150
00:06:35,833 --> 00:06:39,125
‫می‌تونید با اطمینان دادن بهش کمک کنید،

151
00:06:39,208 --> 00:06:40,500
‫که اشکالی نداره

152
00:06:41,666 --> 00:06:44,142
‫ذهن قدرت درمان یا برگردوندن بیماری رو نداره،

153
00:06:44,166 --> 00:06:45,083
‫نه تو این مرحله،

154
00:06:45,166 --> 00:06:47,708
‫ولی اگه بدونه که روبراهه

155
00:06:48,375 --> 00:06:49,916
‫که شما همگی روبراهین

156
00:06:50,833 --> 00:06:52,458
‫می‌تونه خیلی مهم باشه

157
00:06:54,666 --> 00:06:56,458
‫- ببخشید. اسمتون آنجل بود، درسته؟
‫- بله

158
00:06:56,541 --> 00:06:58,625
‫آنجل، با توجه به کاری که می‌کنید اسم جالبیه

159
00:06:58,708 --> 00:06:59,833
‫من... می‌خواستم ازتون بپرسم،

160
00:06:59,916 --> 00:07:03,208
‫پدرم قرار بود یه فرم دی‌ان‌آر
‫امضا کنه، یعنی فرم عدم احیا

161
00:07:03,291 --> 00:07:07,041
‫ولی به هر دلیلی، وقتی هنوز پیش
‫دکترهاش می‌رفت این اتفاق نیاُفتاده

162
00:07:07,125 --> 00:07:08,565
‫با این حال، هنوز براش مهمه،

163
00:07:08,625 --> 00:07:11,166
‫به همین خاطر می‌خواستم بدونم چقدر وقت داره

164
00:07:11,250 --> 00:07:13,041
‫متوجهم. یه معادله ریاضی ساده نیست

165
00:07:13,125 --> 00:07:14,125
‫خب، درست و حسابی نگفتش

166
00:07:14,166 --> 00:07:18,208
‫به نظر میاد هر لحظه ممکنه اتفاق بیاُفته،
‫یا شاید چند روز، شایدم بیشتر طول بکشه

167
00:07:18,291 --> 00:07:19,931
‫باید ببینیدش. حالش خوب به نظر نمیاد

168
00:07:19,958 --> 00:07:21,638
‫گمونم همین یه ماه پیش دیدمش،

169
00:07:21,666 --> 00:07:23,916
‫ولی الان که نگاهش
‫می‌کنم انگار سال‌ها گذشته

170
00:07:24,625 --> 00:07:27,583
‫برنامه اینه که، حداقل فعلاً، من اینجا بمونم

171
00:07:27,666 --> 00:07:29,958
‫همه‌مون به نوبت مراقبش خواهیم بود

172
00:07:30,041 --> 00:07:31,916
‫وقتی اتفاق بیاُفته، با هم خواهیم بود

173
00:07:32,000 --> 00:07:34,767
‫مطمئنم اگه برم، درست
‫لحظه‌ای که رفتم و نتونم برگردم

174
00:07:34,791 --> 00:07:36,500
‫همون موقعیه که اتفاق میاُفته، می‌دونی؟

175
00:07:37,416 --> 00:07:38,666
‫صدا رو می‌شنوی؟

176
00:07:38,750 --> 00:07:41,791
‫الان کریستینا داره تو اتاقش براش آواز می‌خونه

177
00:07:41,875 --> 00:07:44,208
‫نمی‌دونم. فقط امیدوارم
‫از گریتفول دد نباشه

178
00:07:44,291 --> 00:07:47,625
‫اون فوراً می‌کشتش. اون به
‫اندازه من از این موسیقی متنفر بودش

179
00:07:48,375 --> 00:07:51,291
‫حالش خوبه. خوبه. حداقل،
‫مثل همیشه به نظر خوب میاد

180
00:07:51,875 --> 00:07:55,125
‫امیدوارم آواز خوندن زیاد طول
‫نکشه. ممکنه من یکی رو بکشه

181
00:07:56,375 --> 00:07:58,083
‫اون...

182
00:07:58,166 --> 00:08:00,041
‫دقیقاً همون آدمیه که همیشه بوده

183
00:08:00,125 --> 00:08:03,000
‫ازش خواستم یه کار ساده انجام بده،
‫و امضاء اون ان‌دی‌آر لعنتی رو بگیره،

184
00:08:03,083 --> 00:08:05,375
‫که حالا انجامش خیلی پیچیده‌تر شده

185
00:08:05,458 --> 00:08:08,258
‫امیدوار بودم مسئول آسایشگاه بتونه
‫کمک کنه، ولی به نظر میاد باید یه جوری

186
00:08:08,291 --> 00:08:11,708
‫یه پزشک رو به خونه بیارم و
‫دوباره زمان‌بندی کنم، یه جوری،

187
00:08:11,791 --> 00:08:14,041
‫که بدونم کی بیداره و تا حدی هوشیاره

188
00:08:14,541 --> 00:08:15,375
‫الان بیرونه

189
00:08:15,458 --> 00:08:17,809
‫ازش خواستم تو خونه
‫سیگار نکشه، و ناراحت شد

190
00:08:17,833 --> 00:08:20,559
‫انگار نمی‌تونه صبر کنه تا
‫بمیره و آپارتمان مال اون بشه

191
00:08:20,583 --> 00:08:23,041
‫ببین بعد از اون اصلاً برام
‫مهمه تو خونه چیکار می‌کنه یا نه

192
00:08:23,125 --> 00:08:24,583
‫دیگه مسئولیت من نیستش

193
00:08:50,458 --> 00:08:51,541
‫ریچل، داری چیکار می‌کنی؟

194
00:08:51,625 --> 00:08:53,416
‫می‌دونی که نباید اینجا این کار رو بکنی

195
00:08:54,041 --> 00:08:55,166
‫ویکتور!

196
00:08:58,291 --> 00:09:00,208
‫آه. چه غلطی می‌کنی مرد؟

197
00:09:00,291 --> 00:09:02,059
‫کل فازم رو خراب کردی

198
00:09:02,083 --> 00:09:04,083
‫نباید اینجا فاز بگیری

199
00:09:04,166 --> 00:09:05,166
‫مشکل همینه

200
00:09:05,833 --> 00:09:07,291
‫این چیزا الان قانونیه

201
00:09:07,375 --> 00:09:09,434
‫چیه، تو دهه ۹۰ گیر
‫کردی که آخرین بار کشیدی؟

202
00:09:09,458 --> 00:09:10,875
‫برو بابا

203
00:09:10,958 --> 00:09:12,208
‫من هر شب می‌کشم،

204
00:09:12,291 --> 00:09:15,166
‫ولی وقتی میرم خونه، داخل آپارتمان خودم

205
00:09:15,250 --> 00:09:16,666
‫می‌دونی اینجا چه جوریاست

206
00:09:16,750 --> 00:09:20,250
‫این آدما دیوونه میشن وقتی
‫کسی یه سیگار اینجا بکشه

207
00:09:20,333 --> 00:09:22,958
‫ازم می‌خوان پلیس رو خبر کنم. اوضاعیه

208
00:09:23,958 --> 00:09:25,625
‫ببین، چرا خونه نیستی،

209
00:09:25,708 --> 00:09:27,541
‫تا که فقط بتونم زنگ بزنم و غر بزنم

210
00:09:27,625 --> 00:09:29,916
‫و تو بهم بگی برم در کونم بذارم؟

211
00:09:30,000 --> 00:09:31,208
‫باشه، آه،

212
00:09:32,375 --> 00:09:33,375
‫آخرین پکه

213
00:09:45,958 --> 00:09:48,083
‫می‌دونی، بخاطر خواهر هرزمه مگه، نه؟

214
00:09:48,166 --> 00:09:51,958
‫داره سعی می‌کنه بهم بگه
‫دود داره پدرمون رو می‌کشه

215
00:09:52,750 --> 00:09:54,166
‫وینی چطوره؟

216
00:09:54,250 --> 00:09:57,291
‫آه، داره می‌میره، ولی نه
‫به خاطر دود گل من

217
00:09:57,375 --> 00:09:59,125
‫اون فقط یه، آه...

218
00:10:00,000 --> 00:10:01,625
‫همیشه باید یه چیزی باشه

219
00:10:01,708 --> 00:10:04,833
‫و حالا من انداخته بیرون و سعی دارم
رلکس کنم، ولی تو اومدی سرم داد بکشی

220
00:10:04,916 --> 00:10:06,708
‫بی‌احترامی نمی‌کنم. می‌دونی
‫که دوستت دارم، ویکتور،

221
00:10:06,791 --> 00:10:09,958
‫ولی اون کسیه که باید بهش داد بزنی، نه من

222
00:10:10,041 --> 00:10:11,041
‫من، آه...

223
00:10:11,708 --> 00:10:13,958
‫فقط سعی دارم اوضاعم رو حفظ کنم، می‌دونی؟

224
00:10:17,333 --> 00:10:19,375
‫هی، می‌خوای بیای تو و به ما ملحق بشی؟

225
00:10:19,458 --> 00:10:20,666
‫پرستار همین الاناست که برسه،

226
00:10:20,750 --> 00:10:22,950
‫و می‌تونیم همه دورش جمع بشیم قبل از اینکه بیاد

227
00:10:23,000 --> 00:10:24,041
‫می‌تونیم براش بخونیم

228
00:10:24,125 --> 00:10:26,809
‫یا اگه بخوای، می‌تونی تو و
‫اون دوتایی تنها باشید. اونم خوبه

229
00:10:26,833 --> 00:10:29,208
‫فقط خوابه، ولی خیلی آروم به نظر می‌رسه

230
00:10:29,791 --> 00:10:30,791
‫مطمئنی؟

231
00:10:31,916 --> 00:10:32,958
‫باشه

232
00:10:33,041 --> 00:10:34,750
‫خب، اگه نظرت عوض شد بگو

233
00:10:35,291 --> 00:10:39,000
‫نمی‌خوام به هیچ‌وجه حس کنی
که ما به به حریم تو تجاوز کردیم

234
00:10:49,083 --> 00:10:50,083
‫کریستینا؟

235
00:10:50,833 --> 00:10:51,833
‫کریستینا

236
00:10:55,041 --> 00:10:56,041
‫بله؟

237
00:10:58,000 --> 00:10:59,333
ببین اینجا چی داریم

238
00:10:59,416 --> 00:11:01,375
‫فقط یه کیسه سیب نیست، سه کیسه سیب‌ـه

239
00:11:01,458 --> 00:11:03,458
‫و می‌دونی چیه؟ همه‌شون به نظر کهنه میان

240
00:11:03,541 --> 00:11:06,708
‫نرم شدن، و دیگه هیچ. واقعاً، خودت می‌تونی ببینی

241
00:11:06,791 --> 00:11:07,958
‫سه کیسه سیب،

242
00:11:08,041 --> 00:11:10,333
‫چند تا چاشنی که نمی‌دونم
‫از کِی مونده، و دیگه هیچ

243
00:11:10,875 --> 00:11:12,416
‫یعنی واقعاً، سنش چقدره؟

244
00:11:12,500 --> 00:11:14,333
‫می‌تونم الان برم و یه‌کم خرید بکنم

245
00:11:14,416 --> 00:11:16,750
‫نه، من میرم، ولی موضوع این نیست

246
00:11:16,833 --> 00:11:19,541
‫دامین نه سالشه، و می‌تونه
‫بهتر از این از خودش مراقبت کنه

247
00:11:19,625 --> 00:11:22,708
‫به محض اینکه بابا ناتوان شد،
‫یعنی، این همه چیزیه که داره

248
00:11:22,791 --> 00:11:24,031
‫و این فقط برای چند هفته‌ی اخیره

249
00:11:24,083 --> 00:11:26,250
‫بعدش چه بلایی سرش میاد؟

250
00:11:26,333 --> 00:11:28,500
‫می‌تونم یه چیز رو بهت بگم،
ما قرار نیست پیشش باشیم

251
00:11:28,583 --> 00:11:31,023
‫تو اون طرف کشور زندگی می‌کنی و
‫خانواده‌ای داری که باید ازشون مراقبت کنی

252
00:11:31,083 --> 00:11:34,416
‫و من خودم به اندازه کافی
‫مشغله دارم. بیشتر از اندازه کافی

253
00:11:34,500 --> 00:11:37,666
‫اون خیلی بگاست، ولی
‫نمی‌تونه مشکل من بشه

254
00:11:38,291 --> 00:11:40,416
‫الان داره خرید می‌کنه

255
00:11:40,500 --> 00:11:41,958
‫آره، اون هم اینجا میمونه

256
00:11:42,041 --> 00:11:44,958
‫ما نوبتی مراقبشیم. الان یه پرستار باهاشه

257
00:11:45,041 --> 00:11:47,791
‫اون هر روز چهار ساعت
‫میادش، تقریباً همین موقعه‌ها

258
00:11:49,041 --> 00:11:50,041
‫چیزی نیست

259
00:11:50,833 --> 00:11:52,625
‫نه، نمی‌تونم حدس بزنم چقدر طول می‌کشه

260
00:11:52,708 --> 00:11:55,666
‫هیچ‌کس نمی‌تونه. و نمی‌خوام حدس بزنم، ولی...

261
00:11:55,750 --> 00:11:57,666
‫...فکر می‌کنم به زودی خونه باشم

262
00:11:59,458 --> 00:12:00,458
‫چیزی نیست

263
00:12:01,208 --> 00:12:02,291
‫چیزی نیست. ممنون

264
00:12:02,875 --> 00:12:05,958
‫فقط می‌خوام بدونم اوضاع اونجا
‫چطوره. به شما خوش می‌گذره؟

265
00:12:31,333 --> 00:12:34,000
‫دلم براتون تنگ شده. دلم برای هر دوتون خیلی تنگ شده

266
00:12:34,083 --> 00:12:35,283
‫هنوز حتی یه روزم نشده،

267
00:12:35,333 --> 00:12:38,083
‫و تمام چیزی که بهش فکر
‫می‌کنم اینه که برگردم پیش شما

268
00:12:38,166 --> 00:12:40,916
‫چون اینجا دیگه خونه نیستش

269
00:12:41,000 --> 00:12:43,208
‫من خیلی خوش‌شانسم. نه،
‫هیچ تصوری نداری. باورم کن...

270
00:12:48,333 --> 00:12:49,333
‫خودشه؟

271
00:12:49,875 --> 00:12:50,875
‫بله؟

272
00:12:51,333 --> 00:12:53,000
‫بله، لطفاً

273
00:12:55,125 --> 00:12:57,166
‫فرشته من

274
00:12:58,541 --> 00:13:01,250
‫آره. آرم، خودمم. مامانم

275
00:13:01,333 --> 00:13:05,125
‫سلام، مِیرابلای عزیز و زیبای من

276
00:13:07,000 --> 00:13:08,500
‫دلت برام تنگ شده؟

277
00:13:09,333 --> 00:13:12,166
‫شنیدم با پاپا خیلی خوش می‌گذرونی

278
00:13:13,208 --> 00:13:17,333
‫نه. من دارم گریه می‌کنم چون خیلی خوشحالم
‫که صدای تو رو می‌شنوم. مامان ناراحت نیستش

279
00:13:17,416 --> 00:13:18,416
‫اون...

280
00:13:19,166 --> 00:13:21,375
‫اون خوشحاله چون تو رو دوست داره

281
00:13:21,458 --> 00:13:23,250
‫و بی‌صبرانه منتظر دیدنته

282
00:13:24,375 --> 00:13:25,750
‫مِیرابلا، می‌دونی چیه؟

283
00:13:25,833 --> 00:13:27,083
‫امروز با یه خانم آشنا شدم

284
00:13:27,166 --> 00:13:28,458
‫اون به مردم کمک می‌کنه

285
00:13:28,541 --> 00:13:29,833
‫اون شبیه یه دکتره

286
00:13:29,916 --> 00:13:31,541
‫خب، او درواقعه یه دکتره

287
00:13:31,625 --> 00:13:33,333
‫و حدس بزن اسمش چیه

288
00:13:46,625 --> 00:13:47,833
‫حالش چطوره؟

289
00:13:47,916 --> 00:13:49,250
‫هنوز خوابه

290
00:13:49,333 --> 00:13:51,083
‫پرستار نیم ساعت دیگه اینجاست

291
00:13:51,166 --> 00:13:54,416
‫عل... علسوان... عله‌خوان... علیجان. مهربونه

292
00:13:54,500 --> 00:13:56,541
‫- باید بهش غذا بدیم؟ به اندازه کافی داریم
‫- می‌تونم بپرسم

293
00:13:56,625 --> 00:13:57,916
‫شاید. آره

294
00:13:58,000 --> 00:14:00,392
‫احتمالاً می‌خواد بره خونه. چه
‫کسی میدونه چقدر باید تا اینجا راه بیاد

295
00:14:00,416 --> 00:14:02,208
‫ولی آره، گمونم. بیا تعارف کنیم

296
00:14:02,291 --> 00:14:04,375
‫در هر صورت باعث میشه
‫حداقل ازمون متنفر نباشه

297
00:14:05,541 --> 00:14:07,166
‫و اون چطور؟

298
00:14:08,125 --> 00:14:10,166
‫نمی‌خوام به حریم خصوصی‌اش ورود کنم

299
00:14:17,541 --> 00:14:19,750
‫بهش میگم که غذا هست و دعوتش می‌کنم

300
00:14:19,833 --> 00:14:22,458
‫باشه. خیلی‌خب، من براش غذا
‫درست کردم. می‌تونی بهش بگی

301
00:14:22,541 --> 00:14:24,041
‫من براش غذا درست کردم اگه که خواست

302
00:14:24,125 --> 00:14:26,041
‫به پرستار بگو، بعدشم به اون

303
00:14:30,000 --> 00:14:32,958
‫هر چیزی که سبز باشه. نمی‌دونم
‫چرا. اگر سبز باشه، نمی‌خوره

304
00:14:33,041 --> 00:14:36,416
‫جدی فکر کردیم که غذاش رو کمی
‫رنگ کنیم، فقط یه‌ذره رنگ خوراکی

305
00:14:36,500 --> 00:14:39,000
‫جدی میگم. منظورم اینه که
‫نمی‌فهمه اگه حتی خیارش بنفش باشه

306
00:14:39,083 --> 00:14:39,916
‫همم

307
00:14:40,000 --> 00:14:42,250
‫خب، شاید وقتی بزرگتر میشه، گیجش کنه

308
00:14:42,333 --> 00:14:45,250
‫خب، می‌تونی مطمئن باشی
‫این تنها مورد نمیشه

309
00:14:45,333 --> 00:14:47,416
‫چیزای زیادی وجود داره که
‫وقتی بزرگتر میشن، گیجشون می‌کنه

310
00:14:47,500 --> 00:14:49,750
‫اوضاع کمی بهتر شده؟

311
00:14:49,833 --> 00:14:50,666
‫با تریسی؟

312
00:14:50,750 --> 00:14:52,916
‫بهتر بودن نسبی‌ـه. منظورت از بهتر چیه؟

313
00:14:53,000 --> 00:14:54,458
‫آیا داره با ما صحبت می‌کنه؟ بله

314
00:14:54,541 --> 00:14:56,875
‫آیا اون بیشتر اوقات یه
‫نوجوان بی‌ادب و لوسه،

315
00:14:56,958 --> 00:14:59,666
‫ما رو به خصوص من رو مثل یه دشمن می‌بینه

316
00:14:59,750 --> 00:15:02,430
‫که تنها کارش به عنوان والد اینه که
‫جلوی اون رو از انجام خواسته‌هاش بگیره؟

317
00:15:02,500 --> 00:15:03,583
‫بله

318
00:15:03,666 --> 00:15:05,500
‫من نمی‌خوام... من نمی‌خوام...

319
00:15:05,583 --> 00:15:06,750
‫بیا این کار رو نکنیم، باشه؟

320
00:15:17,916 --> 00:15:19,166
‫غذا چطوره؟

321
00:15:29,708 --> 00:15:30,868
‫- چی؟
‫- غذا

322
00:15:30,916 --> 00:15:32,791
‫غذایی که درست کردم، ازش لذت می‌بری؟

323
00:15:33,625 --> 00:15:36,250
‫آره، من غذایی که درست
‫کردی رو دوست دارم. اه...

324
00:15:37,125 --> 00:15:39,291
‫بابت غذایی که درست کردی ممنونم

325
00:15:40,166 --> 00:15:41,750
‫غذایی که درست کردی مزه‌اش خوبه

326
00:15:41,833 --> 00:15:44,166
‫اه، من یه شرط‌بندی کردم
‫من توی تیم نهایی هستم

327
00:15:44,250 --> 00:15:47,041
‫به همین خاطر دارم به تلفن‌ام
‫نگاه می‌کنم. من دارم کار می‌کنم

328
00:15:47,125 --> 00:15:49,708
‫منظورت اینه که داری به بازی‌ای
‫که روش شرط بستی نگاه می‌کنی؟

329
00:15:49,791 --> 00:15:51,125
‫آره. من، اه،

330
00:15:51,958 --> 00:15:55,958
‫روی ۴۱۳ شرط بستم، ۱۰
‫دلار گذاشتم تا ۲۷۰ دلار ببرم

331
00:15:58,125 --> 00:16:00,250
‫فکر می‌کنی تماشا کردنش نتیجه رو عوض می‌کنه؟

332
00:16:05,666 --> 00:16:06,958
‫ممنونم بابت شام

333
00:16:19,125 --> 00:16:20,666
‫ببین حتی نرفت ظرفاش رو بشوره

334
00:17:23,583 --> 00:17:24,958
‫<i>‫من چرخیدم!</i>

335
00:18:20,083 --> 00:18:21,166
‫چه جالب

336
00:18:22,208 --> 00:18:23,208
‫پیراهن‌ات

337
00:18:23,916 --> 00:18:27,666
‫آه، آره. من اینو تو یکی از
‫جعبه‌های اتاقمون پیدا کردم

338
00:18:27,750 --> 00:18:30,041
‫باید همه‌شون رو بررسی کنم
‫و هر چی می‌خوام با خودم ببرم

339
00:18:30,125 --> 00:18:31,833
‫و بقیه رو دور بریزم، اما...

340
00:18:32,708 --> 00:18:35,166
‫آره، خوشحال شدم که پیداش کردم

341
00:18:35,250 --> 00:18:37,916
‫هنوز هم این‌ها رو دوست داری، ولی
‫هنوز که به کنسرت‌هاشون نمیری، نه؟

342
00:18:38,500 --> 00:18:41,083
‫اگه لازم باشه، چند ساعتم رانندگی می‌کنم

343
00:18:41,166 --> 00:18:42,166
‫جان مایر؟

344
00:18:42,666 --> 00:18:43,666
‫البته

345
00:18:44,458 --> 00:18:45,791
‫البته. خونواده خانواده‌ست

346
00:18:46,875 --> 00:18:48,755
‫مگه خواب نبودی؟ تو تا ۴ صبح پیشش بودی

347
00:18:48,791 --> 00:18:50,851
‫وقتی می‌دونم باید به
‫مدرسه برن نمی‌تونم بخوابم

348
00:18:50,875 --> 00:18:51,958
‫به همه‌شون پیامک می‌زدم

349
00:18:52,041 --> 00:18:53,961
‫جی از بچه‌ها بدتره، اما
‫اون‌ها رو به موقع رسوند

350
00:18:54,000 --> 00:18:54,875
‫که این خوبه حداقل

351
00:18:54,958 --> 00:18:57,000
‫البته تریسی صبحانه‌ش رو نخورد

352
00:18:57,083 --> 00:18:59,291
‫یه‌کم پیش یه‌ذره خوابیدم
‫بعداً هم یه‌کم می‌خوابم

353
00:18:59,375 --> 00:19:01,291
‫می‌دونی که اون هنوز نوبتش رو نرفته، نه؟

354
00:19:01,375 --> 00:19:02,375
‫کی؟

355
00:19:04,541 --> 00:19:05,625
‫آه، آره

356
00:19:05,708 --> 00:19:06,708
‫نمی‌دونم

357
00:19:07,666 --> 00:19:09,750
‫احتمالاً باید برم پیشش

358
00:19:09,833 --> 00:19:12,017
‫- قبلش یه جرعه آب می‌خورم
‫- این برات عجیب نیست؟

359
00:19:12,041 --> 00:19:14,458
‫از وقتی اومدیم اینجا، اون
‫بی‌خیال تمام مسئولیت‌هاش شده؟

360
00:19:15,458 --> 00:19:16,833
‫قهوه هنوز داغه

361
00:19:16,916 --> 00:19:18,041
‫ممنون

362
00:19:18,125 --> 00:19:21,375
‫دارم روی آگهی فوتش کار می‌کنم
‫خوب میشه هر وقت تونستی، بخونیش

363
00:19:21,458 --> 00:19:23,125
‫بله، می‌فهمم

364
00:19:23,208 --> 00:19:24,083
‫اما اگر نتونه،

365
00:19:24,166 --> 00:19:26,517
‫نیاز دارم کسی بیاد اینجا
‫که بتونه امضاش رو تأیید کنه

366
00:19:26,541 --> 00:19:28,291
‫این برای اون خیلی مهمه

367
00:19:30,500 --> 00:19:34,500
‫متوجه‌ام، بله، ولی الان اینجایم و اون
‫خیلی بیمارتر از اینه که بخواد بره جایی

368
00:19:35,166 --> 00:19:37,750
‫هر لحظه ممکنه بمیره، پس
‫واقعاً به یه راه‌حل نیاز دارم

369
00:19:41,166 --> 00:19:43,041
‫بله، لطفاً. منتظر می‌مونم

370
00:19:44,750 --> 00:19:47,511
‫- حتماً آنجل و میرا بلا هستن
‫- آره بازش می‌کنم

371
00:20:06,291 --> 00:20:09,500
‫به نظرم گوش دادن به
‫این، اوضاع رو بهتر می‌کنه

372
00:20:09,583 --> 00:20:10,583
‫هوم

373
00:20:11,458 --> 00:20:12,458
‫سلام

374
00:20:13,333 --> 00:20:14,333
‫صبح بخیر

375
00:20:14,666 --> 00:20:15,666
‫ریچل، درسته؟

376
00:20:17,083 --> 00:20:18,416
‫لباس بپوش و به ما ملحق شو

377
00:20:18,500 --> 00:20:21,041
‫آنجل داشت به ما می‌گفت که اوضاع چطوره

378
00:20:21,125 --> 00:20:22,125
‫باشه

379
00:20:30,166 --> 00:20:31,291
‫قهوه می‌خوای؟

380
00:20:33,000 --> 00:20:34,750
‫پس، بله

381
00:20:34,833 --> 00:20:37,958
‫به خواهرهات می‌گفتم که وینسنت به نظر من

382
00:20:38,041 --> 00:20:40,666
‫وضعش خیلی بدتر از وقتی که دیروز دیدمش، شده

383
00:20:40,750 --> 00:20:42,916
‫نمی‌خوام بگم می‌دونم کی می‌میره

384
00:20:43,000 --> 00:20:46,708
‫به نظرم حدس‌هام به همون اندازه‌ای
‫که اشتباه بوده درست هم بوده،

385
00:20:46,791 --> 00:20:50,458
‫و من چند نفر رو در شرایط مشابه پدر شما دیدم که

386
00:20:50,541 --> 00:20:53,250
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم، دووم آوردند

387
00:20:53,333 --> 00:20:55,875
‫فقط میگم، لطفاً آماده باشین،

388
00:20:55,958 --> 00:20:58,333
‫به‌خصوص برای اینکه
‫هوشیاریش حتی کمتر بشه

389
00:20:58,416 --> 00:21:01,083
‫تونستید اخیراً مکالمه‌ای داشته باشید؟

390
00:21:02,166 --> 00:21:04,375
‫- بله. خب مکالمه‌های کوچیک
‫- همم

391
00:21:04,458 --> 00:21:08,166
‫گاهی پیش میاد که اون چند
‫کلمه در جواب چیزی میگه

392
00:21:08,250 --> 00:21:10,517
‫شده که منو با کسی اشتباه
‫گرفته باشه یا چیزی بخواد

393
00:21:10,541 --> 00:21:12,291
‫که با عقل جور نمیگه

394
00:21:12,375 --> 00:21:16,125
‫اوم هنوزم به نظر می‌رسه فکر
‫می‌کنه که کاری یا یه ددلاینی داره

395
00:21:16,208 --> 00:21:17,375
‫کار خیلی مهمه

396
00:21:17,458 --> 00:21:19,791
‫یعنی حتی اگر کار به
‫دردنخوری باشه، می‌دونی،

397
00:21:19,875 --> 00:21:22,375
‫و فرد نتونه برای روز بازنشستگی‌اش صبر کنه

398
00:21:22,458 --> 00:21:26,875
‫با این حال، می‌تونه چرخه آشنایی‌ای
‫باشه که الان بهش نیاز داریم

399
00:21:28,583 --> 00:21:31,708
‫امیدوارم شما همه، اگر بخواید،

400
00:21:31,791 --> 00:21:35,875
‫هر فرصتی که دارید برای گفتن هر چیزی
‫که احساس می‌کنید باید گفته بشه، استفاده کنید

401
00:21:36,750 --> 00:21:37,750
‫اگر بخواید

402
00:21:38,291 --> 00:21:39,666
‫الان بهترین زمانه

403
00:21:39,750 --> 00:21:41,083
‫فرم عدم احیاء

404
00:21:42,083 --> 00:21:44,226
‫- بله
‫- سختِ که کسی رو اینجا آورد ،

405
00:21:44,250 --> 00:21:46,809
‫و حالا با توجه بهچیزی که گفتی، به
‫نظر می‌رسه حتی غیرممکن‌تر شده

406
00:21:46,833 --> 00:21:49,541
‫بله، بله. می‌فهمم که این واقعاً برای شما مهمه

407
00:21:49,625 --> 00:21:50,458
‫برای اون

408
00:21:50,541 --> 00:21:53,250
‫من می‌دونم چه اتفاقی می‌افته، چه
‫چیزهایی ممکنه بدون یکی از این‌ها بیاُفته

409
00:21:53,333 --> 00:21:55,708
‫پیراپزشک‌های آمبولانس دنده‌های
‫مادر یکی از دوستان نزدیکم رو شکستند،

410
00:21:55,791 --> 00:21:56,666
‫تقریباً همه‌شون رو،

411
00:21:56,750 --> 00:21:59,333
‫سعی داشتن زنده‌ش کنم اونم بعد از
‫اینکه تقریباً به آرامی درگذشته بود

412
00:21:59,416 --> 00:22:01,750
‫زن بیچاره برای سه هفته
‫دیگه کاملاً مرگ مغزی موند

413
00:22:01,833 --> 00:22:03,375
‫کاملاً شکسته و کبود

414
00:22:03,458 --> 00:22:05,291
‫و این چیزی نیست که پدر من بخواد

415
00:22:05,375 --> 00:22:07,333
‫وقتی که میره، باید اجازه داشته باشه بره

416
00:22:07,416 --> 00:22:08,496
‫این رو می‌فهمی، درسته؟

417
00:22:08,541 --> 00:22:10,250
‫بله. بله

418
00:22:10,916 --> 00:22:12,041
‫گاهی...

419
00:22:13,125 --> 00:22:15,166
‫گاهی اوقات، مردم فوراً با آمبولانس تماس نمی‌گیرند

420
00:22:15,250 --> 00:22:17,583
‫وقتی که فکر می‌کنند عزیزشون فوت کرده

421
00:22:18,208 --> 00:22:20,708
‫گاهی اوقات، مطمئن نیستند،

422
00:22:20,791 --> 00:22:23,625
‫و این ممکنه تماس رو برای مدتی به تأخیر بندازه

423
00:22:24,625 --> 00:22:25,791
‫درسته. درسته

424
00:22:25,875 --> 00:22:28,875
‫ولی اگر اون یهو به دلایلی نیاز به
‫رفتن به بیمارستان داشته باشه چی؟

425
00:22:29,375 --> 00:22:32,750
‫من به شدت به وجود دستور عدم احیا معتقدم

426
00:22:33,458 --> 00:22:34,875
‫فقط نمی‌تونم امضاشون کنم

427
00:22:46,708 --> 00:22:48,458
‫- بله؟
‫- ببین، قضیه اینه

428
00:22:48,541 --> 00:22:50,221
‫می‌فهمم که نمی‌خوای بری تو اتاقش

429
00:22:50,250 --> 00:22:52,809
‫آره، من تا ساعت چهار صبح اونجا
‫بودم و کریستینا از اون موقع اونجاست

430
00:22:52,833 --> 00:22:54,033
‫ممنون می‌شیم کمک کنی

431
00:22:54,083 --> 00:22:56,934
‫همه با مرگ به روش خودشون کنار
‫میان و من نمی‌خوام بهت بگم چه کاری بکنی

432
00:22:56,958 --> 00:22:58,000
‫این بین تو و اونه

433
00:22:58,083 --> 00:22:59,923
‫و هرطور که فکر می‌کنی باید زندگیت رو بچرخونی

434
00:22:59,958 --> 00:23:02,142
‫ولی چیزی که ازت می‌خوام اینه که مثل یه نوجوان رفتار نکنی

435
00:23:02,166 --> 00:23:03,526
‫و توی دستشویی قایمکی سیگار نکشی

436
00:23:03,583 --> 00:23:05,625
‫این قایمکی نیست. کل جا بوی سیگار میده

437
00:23:05,708 --> 00:23:08,392
‫و من ازت نمی‌خوام که این کار رو به خاطر اون
‫بکنی، حتی اگر اون نتونه از جانب خودش صحبت کنه

438
00:23:08,416 --> 00:23:09,541
‫من به خاطر خودم ازت می‌خوام

439
00:23:09,625 --> 00:23:11,583
‫می‌خوام به من و خواسته‌هام احترام بذاری،

440
00:23:11,666 --> 00:23:14,166
‫و تا زمانی که اون زنده‌ست و من
‫اینجام، بیرون سیگار بکشی. همین

441
00:23:14,250 --> 00:23:16,226
‫بعد از اون، اینجا خونه تو
‫میشه. اسم تو روی قرارداده

442
00:23:16,250 --> 00:23:18,351
‫آزاد خواهی بود هر کاری که می‌خوای
‫بکنی، و من هیچ حق اظهار نظری نخواهم داشت

443
00:23:18,375 --> 00:23:20,495
‫می‌خوای سیب‌های گندیده توی
‫یخچالت باشه؟ به من مربوط نیست

444
00:23:20,541 --> 00:23:23,061
‫می‌خوای تمام روز و شب
گل بکشی؟ به من مربوط نیست

445
00:23:23,125 --> 00:23:25,208
‫ولی فعلاً، هر وقت که می‌خوای
‫بیرون بری و سیگار بکشی،

446
00:23:25,291 --> 00:23:27,333
‫فکر کن،«من به کیتی احترام می‌ذارم،»

447
00:23:27,416 --> 00:23:29,916
‫و من می‌دونم که تو به
‫من احترام می‌ذاری، باشه؟

448
00:23:31,083 --> 00:23:32,083
‫باشه

449
00:23:51,833 --> 00:23:54,153
‫نمی‌خوام در موردش بشنوم، ویکتور. حوصله‌اش رو ندارم

450
00:23:54,208 --> 00:23:57,041
‫- ریچل
‫- ببین، من تو رو دوست دارم، ویکتور، ولی برو درتو بذار

451
00:23:57,125 --> 00:23:59,045
‫فقط با هر کسی که می‌خوای تماس
‫بگیر، هر کاری که می‌خوای بکن

452
00:23:59,083 --> 00:24:02,500
‫واقعاً برام مهم نیست. تنها چیزی
‫که می‌دونم اینه که این چیزها قانونی‌ان

453
00:24:05,291 --> 00:24:06,458
‫همینه‌ها

454
00:24:07,833 --> 00:24:09,500
‫بکش بیرون ازمون

455
00:24:15,666 --> 00:24:17,041
‫چطوری؟ خوبی؟

456
00:24:17,125 --> 00:24:19,458
‫می‌دونی، می‌دونی
‫داریم می‌گذرونیم دیگه

457
00:24:19,541 --> 00:24:21,625
‫آره، می‌دونم

458
00:24:21,708 --> 00:24:23,208
‫خیلی خوب می‌دونم، برادر

459
00:24:23,708 --> 00:24:25,851
‫می‌خواستم بگم بشین، ولی می‌بینم بچه‌هات پیشتن

460
00:24:25,875 --> 00:24:26,875
‫آه، روبراهیم

461
00:24:26,958 --> 00:24:30,166
‫آه، تا بفهمی از اینجا رفتن. نگران نباش

462
00:24:30,250 --> 00:24:32,291
‫میرن برا خودشون یه نخ گنده آتیش کنن، نه؟

463
00:24:32,375 --> 00:24:35,166
‫- چه‌بدونم والا
‫- آره

464
00:24:36,541 --> 00:24:37,625
‫بچه‌های لعنتی

465
00:24:53,500 --> 00:24:55,750
‫اومدم بیرون، گفتم یکم هوای تازه بخورم

466
00:24:57,541 --> 00:25:00,916
‫ساده‌ست که فراموش کنی
‫بیرونی هم وجود داره، می‌دونی؟

467
00:25:01,000 --> 00:25:03,000
‫خوبه که یه کمی بیرون بری و نفس بکشی

468
00:25:04,815 --> 00:25:05,965
‫

469
00:25:06,833 --> 00:25:11,458
‫مدت‌هاست اینجا ننشستم، شاید سال‌ها،

470
00:25:11,541 --> 00:25:14,500
‫اما خوبه... یادم رفته بود چجوریاست

471
00:25:16,458 --> 00:25:19,291
‫خوب یادمه که اینجا
‫می‌نشستم و کمی وقت می‌گذروندم

472
00:25:19,375 --> 00:25:21,250
‫یادمه که لازمش داشتم

473
00:25:22,250 --> 00:25:25,375
‫عجیبه چه چیزهایی رو که فراموش
‫می‌کنیم، چیزهایی که برات خوبن،

474
00:25:25,458 --> 00:25:28,583
‫مثل اینکه فقط برای یه دقیقه
‫از همه چیز فاصله بگیری

475
00:25:31,666 --> 00:25:32,666
‫حالت چطوره؟

476
00:25:33,208 --> 00:25:35,500
‫می‌دونم که این نمی‌تونه آسون باشه،

477
00:25:35,583 --> 00:25:38,333
‫اینکه کیتی و من به این شکل به حریمت هجوم آوردیم

478
00:25:38,416 --> 00:25:40,208
‫اوه، این حریم من نیستش

479
00:25:40,291 --> 00:25:42,875
‫نه. خب، هست. یعنی، مال بابا و توئه،

480
00:25:42,958 --> 00:25:46,625
‫اما، می‌دونی، به زودی مال تو میشه

481
00:25:47,250 --> 00:25:48,809
‫تو فکرشم که خرت و پرتام رو بردارم،

482
00:25:48,833 --> 00:25:51,000
‫یا بریزم تو سطل آشغال
‫یا برگردونم خونه خودم

483
00:25:51,500 --> 00:25:53,500
‫متأسفم که این همه مدت
‫این وسایل رو اونجا گذاشتم

484
00:25:53,541 --> 00:25:55,541
‫نمی‌ذارم تو درگیرشون بشی

485
00:25:55,625 --> 00:25:57,666
‫آه، برام مهم نیست

486
00:25:57,750 --> 00:25:59,750
‫تو اتاق من نیست، به من مربوط نیست

487
00:25:59,833 --> 00:26:03,208
‫خب، برای من مهمه. و فقط
‫میگم که دلیلی نداره اونجا بمونه

488
00:26:03,291 --> 00:26:04,541
‫من جای زیادی دارم

489
00:26:05,041 --> 00:26:06,583
‫خیلی زیاد

490
00:26:07,458 --> 00:26:10,708
‫فکر کنم برای یه بچه دیگه هم
‫جا داره وقتی که وقتش برسه،

491
00:26:10,791 --> 00:26:13,000
‫اما میرابلا همین جوریش
‫هم بلای جونمه، می‌دونی؟

492
00:26:13,083 --> 00:26:16,375
‫تصور کردن دو تا سخته،
‫اما میگن که راحت‌تر میشه

493
00:26:17,583 --> 00:26:19,291
‫حداقل این رو میگن

494
00:26:19,375 --> 00:26:20,666
‫می‌دونم که دیوید آماده‌ست

495
00:26:22,000 --> 00:26:23,000
‫تو چطور؟

496
00:26:25,291 --> 00:26:26,541
‫من چی؟

497
00:26:26,625 --> 00:26:27,625
‫بچه‌ها

498
00:26:27,958 --> 00:26:29,250
‫بچه می‌خوای؟

499
00:26:30,375 --> 00:26:31,791
‫ببخشید، اما تو دیوونه‌ای

500
00:26:31,875 --> 00:26:33,750
‫بی‌احترامی نباشه، فقط یکم خل و چلی

501
00:26:34,791 --> 00:26:35,791
‫جدی؟

502
00:26:38,166 --> 00:26:39,833
‫منظورت از «دیوونه» چیه؟

503
00:26:39,916 --> 00:26:42,541
‫چطور؟ به چه معنی، واقعاً؟

504
00:26:42,625 --> 00:26:43,791
‫آه، نمی‌دونم

505
00:26:43,875 --> 00:26:45,795
‫شاید به خاطر اون قارچ‌ها و
‫این چیزهایی که مصرف کردی

506
00:26:45,833 --> 00:26:48,125
‫گریتفول دد و این چیزها. یعنی،
‫این‌ها چیزای دیوونه‌واری هستن

507
00:26:50,375 --> 00:26:51,375
‫آره

508
00:26:52,916 --> 00:26:53,916
‫آره، درسته

509
00:27:01,166 --> 00:27:03,083
‫می‌دونی... هوم...

510
00:27:04,583 --> 00:27:07,541
‫می‌دونی، واقعاً اینطوری نیست

511
00:27:07,625 --> 00:27:09,500
‫مطمئنم برای بعضی‌ها هست، اما...

512
00:27:11,208 --> 00:27:13,250
‫برای من هرگز اینطوری نبوده

513
00:27:15,000 --> 00:27:18,750
‫باشه، باشه، داشتم شوخی می‌کردم
‫من... نئشه‌م. همین. فراموشش کن

514
00:27:18,833 --> 00:27:21,958
‫اوه، نه، نه. من تو
‫فکر بچه‌دار شدن نیستم

515
00:27:22,041 --> 00:27:23,375
‫مشکلی نیست

516
00:27:23,458 --> 00:27:25,083
‫باور کن، قبلاً خیلی این حرف رو شنیدم

517
00:27:25,166 --> 00:27:28,166
‫مردم این تصویر رو از من
‫دارن که لخت تو گل و لای هستم

518
00:27:28,250 --> 00:27:30,958
‫و از این کار‌های وودستاکی می‌کنم،
‫اما... اما واقعیت اینه که کنسرت‌ها،

519
00:27:31,041 --> 00:27:34,375
‫این... فقط یه گروه از آدمایی
‫هستن که به هم کمک می‌کنن

520
00:27:34,458 --> 00:27:35,458
‫همین

521
00:27:37,916 --> 00:27:38,916
‫همه

522
00:27:40,000 --> 00:27:43,250
‫به واسطه این عشق به موسیقی به هم وصل هستن،

523
00:27:43,333 --> 00:27:47,000
‫که بهشون اجازه میده به هم وصل بشن،
‫و ارتباط برقرار کنن، و مراقب هم باشن

524
00:27:47,083 --> 00:27:48,500
‫این برای کساییه که

525
00:27:48,583 --> 00:27:51,291
‫جایی دیگه‌ای این رو پیدا نکردن، بهشون داده نشده،

526
00:27:51,375 --> 00:27:52,833
‫و مجبور بودن

527
00:27:54,208 --> 00:27:55,666
‫خودشون پیداش کنن

528
00:28:00,291 --> 00:28:02,541
‫آره. حداقل برای بعضی‌ها، نه همه

529
00:28:07,833 --> 00:28:09,958
‫شاید بهتر باشه کمی قدم بزنم

530
00:28:12,041 --> 00:28:13,958
‫یه خورده خورد و خوراک می‌گیرم

531
00:28:14,041 --> 00:28:16,583
‫چیزی خاص می‌خوای، چیزی تو ذهنته؟

532
00:28:16,666 --> 00:28:18,166
‫نه، ردیفم. مرسی

533
00:28:19,583 --> 00:28:21,541
‫باشه. تا بعد

534
00:28:21,625 --> 00:28:22,625
‫آره

535
00:28:24,750 --> 00:28:25,791
‫تا بعد

536
00:28:35,497 --> 00:28:38,083
‫شمارهتون رو از دفتر دکتر رابرت سندرز گرفتم

537
00:28:38,166 --> 00:28:40,541
‫به عنوان جایی که می‌تونن
‫برای ویزیت خانگی بیان

538
00:28:41,583 --> 00:28:44,541
‫خب، پدرم... پدرم خیلی مریضه

539
00:28:44,625 --> 00:28:45,625
‫داره می‌میره

540
00:28:46,625 --> 00:28:47,791
‫مرسی. بله

541
00:28:47,875 --> 00:28:50,041
‫و اون می‌خواد فرم عدم احیا رو امضا کنه،

542
00:28:50,066 --> 00:28:51,482
‫اما خیلی مریضه که خودش بیاد

543
00:28:52,375 --> 00:28:54,083
‫بله، اون هوشیاره

544
00:28:54,166 --> 00:28:57,208
‫منظورم اینه که نه همیشه. اون درحال
‫حاضر ازش تو خونه مراقبت میشه

545
00:28:57,291 --> 00:28:59,601
‫- فکر می‌کنین دکتر...
‫- کیتی؟ کیتی؟

546
00:28:59,625 --> 00:29:02,250
‫نفس کشیدنش خیلی
‫عجیبه. یه اتفاقی داره می‌افته

547
00:29:05,333 --> 00:29:06,726
‫بابا؟

548
00:29:06,750 --> 00:29:08,934
‫- ریچل، باید بیای
‫- بابا، می‌شنوی منو؟

549
00:29:08,958 --> 00:29:10,291
‫نفس کشیدنش، مشکلی پیش اومده

550
00:29:10,375 --> 00:29:11,500
‫بابا؟

551
00:29:11,583 --> 00:29:14,583
‫- نمی‌فهمم. هیچ... اون
‫- پاسخ نمیده. خوب. ام...

552
00:29:14,666 --> 00:29:17,083
‫باشه، فکر می‌کنم باید... ام،
‫فکر می‌کنم باید زنگ بزنیم۹۱۱

553
00:29:17,166 --> 00:29:18,642
‫- نه
‫- بهتره زنگ بزنیم

554
00:29:18,666 --> 00:29:20,875
‫- نه. باید زنگ بزنیم آنجل
‫- باشه

555
00:29:52,958 --> 00:29:54,642
‫- حالش خوبه
‫- حالش خوبه

556
00:29:54,666 --> 00:29:56,375
‫حالش خوبه

557
00:30:06,000 --> 00:30:07,000
‫اوه

558
00:30:12,625 --> 00:30:15,416
‫وای خدای من

559
00:30:16,625 --> 00:30:18,291
‫آره، این خیلی عجیب بود

560
00:30:18,791 --> 00:30:19,951
‫فکر کردم...

561
00:30:20,750 --> 00:30:23,000
‫نمی‌دونم

562
00:30:23,083 --> 00:30:25,083
‫خب، می‌دونم که اون حرومی سگ جونه

563
00:30:25,166 --> 00:30:27,476
‫تا وقتی که خودش نخواد نمیره

564
00:30:27,500 --> 00:30:29,851
‫- داری جشن می‌گیری؟
‫- بهتره که جشن بگیرم

565
00:30:29,875 --> 00:30:33,101
‫می‌دونستم دلیلی هست که شراب گرفتم
‫نمی‌دونستم برای جشن گرفتن زندگیه

566
00:30:33,125 --> 00:30:34,958
‫اما، هی، برات کمی می‌ریزم

567
00:30:35,541 --> 00:30:39,125
‫آه، فقط کمی... فقط یکم
‫آنجل گفت به زودی میاد

568
00:30:39,208 --> 00:30:41,168
‫ما واقعاً نباید وقتی میاد مهمونی بگیریم

569
00:30:41,250 --> 00:30:42,541
‫این ممکنه وجه خوبی نداشته باشه

570
00:30:42,625 --> 00:30:43,750
‫آنجل (فرشته)

571
00:30:43,833 --> 00:30:45,666
‫بیشتر شبیه فرشته مرگه

572
00:30:46,833 --> 00:30:48,166
‫فقط بنوش

573
00:30:48,666 --> 00:30:50,375
‫به سلامتی بابا

574
00:30:58,208 --> 00:30:59,125
‫اوه

575
00:31:02,041 --> 00:31:04,500
‫یه‌کم پیش فهمیدی آنجل چی می‌گفت؟

576
00:31:05,291 --> 00:31:08,000
‫تا وقتی بابا کاملاً نمرده به کسی زنگ نزن

577
00:31:08,083 --> 00:31:10,250
‫اینکه تمام و کمال مطمئن بشی یارو نفس نمی‌کشه

578
00:31:13,541 --> 00:31:16,541
‫باید برگردم اتاقش و مطمئن شم همه چی مرتبه

579
00:31:18,791 --> 00:31:21,398
‫فرشته مرگ میاد و اونو با خودش می‌بره

580
00:31:23,083 --> 00:31:24,083
‫برو دیگه

581
00:31:32,116 --> 00:31:33,767
‫این کارو نکن. بس کن دیگه

582
00:31:33,791 --> 00:31:35,892
‫نه، باید هر دوتاشو ببینم. روی هر دوتاش شرط بستم

583
00:31:35,916 --> 00:31:37,791
‫مهم نیست. فقط یکیشو نگاه کن

584
00:31:37,875 --> 00:31:39,916
‫خیلی رو مخه که هی این کانال اون کانال می‌کنی

585
00:31:40,000 --> 00:31:41,920
‫هر کدوم که مهم‌تره رو انتخاب کن و بهش بچسب

586
00:31:41,958 --> 00:31:44,059
‫اصلاً نمی‌دونم تو هیچ‌کدومشون چه خبره

587
00:31:44,083 --> 00:31:45,723
‫فقط هی این کانال اون کانال، این کانال اون کانال می‌کنی

588
00:31:46,833 --> 00:31:47,833
‫نه؟

589
00:31:50,865 --> 00:31:52,083
‫ممنون

590
00:31:57,332 --> 00:31:59,458
‫باید بریم بیرون اینو بکشیم

591
00:32:01,000 --> 00:32:03,375
‫درخواست شده

592
00:32:04,000 --> 00:32:05,333
‫داریم بازی می‌بینیم

593
00:32:06,500 --> 00:32:09,750
‫ببخشید، ارزشش رو نداره

594
00:32:09,833 --> 00:32:11,625
‫اصلاً مشکلی نیست. این کار منه

595
00:32:11,708 --> 00:32:14,559
‫خوشحالم که زنگ زدید وقتی
‫نزدیک بودم و تونستم سریع بیام

596
00:32:14,583 --> 00:32:16,708
‫نیم ساعت دیگه داشتم می‌رفتم کوئینز

597
00:32:16,791 --> 00:32:19,250
‫خب، مسلماً خوشحالیم که هنوز پیش ماست،

598
00:32:19,333 --> 00:32:22,666
‫اما درباره صدایی که موقع
‫سخت شدن نفسش درآورد...

599
00:32:22,750 --> 00:32:25,791
‫نگرانی ما اینه که درد داره

600
00:32:25,875 --> 00:32:28,250
‫بله، و میرابلا الان داره این رو بررسی می‌کنه

601
00:32:28,333 --> 00:32:31,500
‫مقاومت به قطره‌چکان قطعاً بالا میره، همین‌طور دردش

602
00:32:31,583 --> 00:32:34,375
‫حتماً پیشنهاد می‌کنم مورفینش رو افزایش بدیم

603
00:32:34,916 --> 00:32:37,000
‫فقط... یه مرز باریکیه که باید پیداش کنیم

604
00:32:37,083 --> 00:32:39,041
‫به اندازه‌ای که کمکش کنه، ولی نکشتش

605
00:32:39,541 --> 00:32:41,581
‫وقتی میرابلا آماده باشه، میاد بیرون و بهمون میگه

606
00:32:41,625 --> 00:32:44,583
‫ولی حالا می‌فهمی که قبلاً چی می‌گفتم، نه؟

607
00:32:44,666 --> 00:32:45,875
‫می‌تونستیم به اورژانس زنگ بزنیم

608
00:32:45,958 --> 00:32:48,351
‫اگه نفس کشیدنش مدتی اونجوری
‫ادامه پیدا می‌کرد، زنگ می‌زدیم

609
00:32:48,375 --> 00:32:50,708
‫مشخص بود درد داره،
‫و ما نمی‌دونیم چیکار کنیم

610
00:32:50,791 --> 00:32:53,333
‫من می‌دونم. من انجامش دادم. و باور کنین، این آخرین چیزی که کسی می‌خواد

611
00:32:53,416 --> 00:32:55,000
‫اون حالت بینابینه

612
00:32:55,083 --> 00:32:57,791
‫همه‌مون می‌خوایم تا جای ممکن با آرامش از دنیا بره

613
00:32:57,875 --> 00:32:59,115
‫ولی میرابلا می‌تونه کمک کنه

614
00:32:59,166 --> 00:33:01,958
‫بهمون میگه دقیقاً چقدر بیشتر میشه تجویز کرد

615
00:33:02,041 --> 00:33:03,333
‫اگه دوباره همون اتفاق بیاُفته چی؟

616
00:33:03,416 --> 00:33:05,791
‫درد داره و ما بیشتر از
‫اونچه توصیه می‌کنه بهش بدیم

617
00:33:07,083 --> 00:33:10,833
‫خب، نمی‌تونین عمداً این کارو بکنین. تو
‫این شهر به چشم قتل بهش نگاه می‌کنن،

618
00:33:10,916 --> 00:33:13,083
‫تو بیشتر این کشور در حال حاضر،

619
00:33:13,166 --> 00:33:15,541
‫حتی اگه خود بیمار درخواستش کرده باشه

620
00:33:15,625 --> 00:33:18,083
‫تنها راهی که می‌تونین این
‫کارو بکنین اینه که اشتباهی کنین،

621
00:33:18,166 --> 00:33:20,125
‫که غیرعمدی باشه

622
00:33:20,208 --> 00:33:22,708
‫شاید یکی مقدارش رو درست اندازه نگرفته باشه

623
00:33:22,791 --> 00:33:25,291
‫گاهی اوقات، اگه مقدارش فقط یکم
‫بیشتر باشه، می‌تونه کشنده باشه

624
00:33:25,375 --> 00:33:30,083
‫نمی‌دونم، ولی اشتباهاتی رخ میدن،
‫و این نوع خطاها طبیعی هستن، نه؟

625
00:33:30,916 --> 00:33:33,166
‫متأسفم که درد داشت

626
00:33:33,250 --> 00:33:35,809
‫می‌فهمم که دیدنش چقدر براتون وحشتناک بوده،

627
00:33:35,833 --> 00:33:40,208
‫اما الان اینجا پیش شماست و نه تو بیمارستان

628
00:33:40,291 --> 00:33:44,541
‫با این امید که همه چیز تا
‫حد ممکن با آرامش پیش بره

629
00:33:45,333 --> 00:33:46,791
‫فرشته مرگ مادرجنده

630
00:33:46,875 --> 00:33:48,541
‫گفتم یا نگفتم؟

631
00:33:49,083 --> 00:33:51,392
‫اون سعی داره کمک کنه
‫تو داری ازش می‌پرسی

632
00:33:51,416 --> 00:33:53,833
‫آه، می‌دونم، و واقعاً کمک
‫می‌کنه. باور کن، قدردانم

633
00:33:53,916 --> 00:33:57,625
‫ولی قصد ندارم همونطور که آنجل پیشنهاد
‫داد تصادفاً به بابامون بیش از حد دارو بدم

634
00:33:57,708 --> 00:33:59,166
‫فقط نمی‌خوام درد بکشه

635
00:33:59,250 --> 00:34:01,541
‫بهتره تا وقتی پرستار اینجاست
‫درباره شام تصمیم بگیریم

636
00:34:01,625 --> 00:34:03,083
‫باشه. نمی‌خوای هنوز بری اون کوچه

637
00:34:03,166 --> 00:34:04,226
‫اشکالی نداره

638
00:34:04,250 --> 00:34:06,392
‫شراب می‌خوای؟ دو تا
‫گیلاس تو این بطری مونده‌ها

639
00:34:06,416 --> 00:34:08,166
‫- یه بطری دیگه هم هست اگه بخوایم...
‫- ردیفم

640
00:34:19,291 --> 00:34:20,291
‫ریچل؟

641
00:34:26,458 --> 00:34:28,458
‫بله. مشکلی پیش اومده؟

642
00:34:28,541 --> 00:34:30,458
‫مشکلی پیش اومده؟ تو بگو

643
00:34:30,541 --> 00:34:33,708
‫ببین، لطفاً شروع نکن، باشه؟
‫همونطور که خواستی بیرون سیگار کشیدیم

644
00:34:34,250 --> 00:34:36,208
‫الان تو اتاق منیم و داریم به خودمون می‌رسیم

645
00:34:36,291 --> 00:34:39,291
‫فکر نمی‌کنی یکم عجیبه؟ یعنی،
‫یه جورایی غیرعادی نیست؟

646
00:34:39,375 --> 00:34:42,041
‫که الان تو این موقعیت یه
‫غریبه رو به خونه آوردی

647
00:34:42,125 --> 00:34:45,041
‫درسته که وقتی ممکنه هر لحظه
‫از دنیا بره یه غریبه اینجا باشه؟

648
00:34:45,125 --> 00:34:46,208
‫اون غریبه نیست

649
00:34:46,291 --> 00:34:48,583
‫من و بنجی مدتیه با هم می‌پلکیم

650
00:34:49,208 --> 00:34:52,166
‫فقط چون تو نمی‌شناسیش به
‫این معنی نیست که غریبه‌ست

651
00:34:53,250 --> 00:34:55,125
‫و بابا ازش خوشش میاد. مهم اینه

652
00:34:57,416 --> 00:34:58,416
‫باشه

653
00:35:01,458 --> 00:35:02,458
‫باشه

654
00:35:05,750 --> 00:35:08,125
‫به نظرم بهتر یه‌کم بهش آسون بگیری

655
00:35:08,208 --> 00:35:09,583
‫کل زندگیش آسونه

656
00:35:16,708 --> 00:35:19,625
‫یعنی، خیلی ترسناک بود
‫مطمئن بودم دیگه رفتنیه

657
00:35:19,708 --> 00:35:22,666
‫صدای نفس کشیدنش عجیب بود، صورتش...

658
00:35:22,750 --> 00:35:25,125
‫پسر، امیدوارم بتونم اون
‫تصویر رو از ذهنم پاک کنم

659
00:35:26,375 --> 00:35:28,750
‫آره، الان بهش بیشتر دادن. خوابیده

660
00:35:28,833 --> 00:35:30,875
‫نمی‌دونم دیگه فرصت دیگه‌ای پیش میاد یا نه

661
00:35:31,583 --> 00:35:34,500
‫من خوبم. یعنی یحتمل
‫به زودی برگردم خونه

662
00:35:35,666 --> 00:35:37,000
‫چیزی نیست. چیزی نیست

663
00:35:38,041 --> 00:35:42,875
‫کیتی چند ساعت پیش شروع کرد به
‫نوشیدن، و می‌دونی، اون و ریچل، فقط...

664
00:35:44,625 --> 00:35:47,666
‫به هر حال، چیزی نیست

665
00:35:47,750 --> 00:35:48,958
‫همه چیز روبراهه

666
00:36:04,208 --> 00:36:05,208
‫چیه؟

667
00:36:06,125 --> 00:36:08,726
‫هیچی. فقط... نمی‌خوام کون
‫خوابآلودت میاد سر و کله بزنم

668
00:36:08,750 --> 00:36:12,166
‫- به اندازه کافی مشکل دارم
‫- حالم خوبه. خوابم نمیاد

669
00:36:13,416 --> 00:36:16,517
‫- منو با اون هرزه‌های اون بیرون یکی نبین
‫- اوه، بس کن. اونا خواهرای منن

670
00:36:16,541 --> 00:36:18,291
‫من می‌تونم بهشون بگم هرزه، تو نمی‌تونی

671
00:36:18,875 --> 00:36:19,916
‫آره، باشه

672
00:36:20,000 --> 00:36:23,250
‫اینا خواهراتن که بهت میگن برو
‫بیرون سیگار بکش. اینجا خونه خودته

673
00:36:23,333 --> 00:36:25,125
‫- جدی میگم. حوصله دردسر ندارم
‫- باشه

674
00:36:25,208 --> 00:36:26,791
‫باشه. هیس! صدات رو بیار پایین

675
00:36:26,875 --> 00:36:29,375
‫باشه، ولی می‌دونی که این مزخرفه، درسته؟

676
00:36:29,458 --> 00:36:31,684
‫و می‌دونی که مجبور نیستی
‫هر چی اونا میگن رو انجام بدی

677
00:36:31,708 --> 00:36:35,083
‫تمام این مدت تو بودی که تو این
‫خونه از بابات مراقبت می‌کردی

678
00:36:35,583 --> 00:36:37,684
‫و یهو شده خونه اونا؟ اونا این کارو می‌کردن؟

679
00:36:37,708 --> 00:36:39,291
‫- برو بابا
‫- بس کن

680
00:36:39,375 --> 00:36:41,642
‫لطفاً، بخاطر من آروم باش
‫تو فقط... داری داد می‌زنی

681
00:36:41,666 --> 00:36:43,875
‫تمام چیزی که دارم میگم اینه که

682
00:36:45,375 --> 00:36:46,791
‫خواهرت کجا زندگی می‌کنه؟

683
00:36:47,541 --> 00:36:48,875
‫بروکلین؟

684
00:36:48,958 --> 00:36:50,541
‫و کی میاد اینجا؟

685
00:36:50,625 --> 00:36:52,500
‫ماهی یه بار، در بهترین حالت

686
00:36:52,583 --> 00:36:53,625
‫حتی اونم نه

687
00:36:54,416 --> 00:36:55,416
‫این خیلی مزخرفه

688
00:36:55,500 --> 00:36:57,833
‫و می‌دونی که اینم باید بکوبی روش

689
00:36:57,916 --> 00:37:01,333
‫و اون یکی؟ از ظاهرش
‫معلومه که تو این دنیا نیست

690
00:37:02,625 --> 00:37:04,583
‫- باشه
‫- اوه، من تو این کار خوبم

691
00:37:05,208 --> 00:37:06,125
‫آره، من تو این کار خوبم

692
00:37:06,208 --> 00:37:07,458
‫حتی اگه یه چیز رو خوب بفهمم،

693
00:37:07,541 --> 00:37:10,000
‫اونم اینه که کی یه نفر داره چرت و
‫پرت میگه یا عقلش سر جاش نیست

694
00:37:10,791 --> 00:37:11,958
‫و تو اینطوری نیستی

695
00:37:13,583 --> 00:37:15,000
‫تو هیچ‌کدوم از این چیزها نیستی

696
00:37:16,125 --> 00:37:18,833
‫ببین، ممکنه اونا طوری رفتار کنن
‫که... انگار همه چی رو می‌دونن،

697
00:37:19,666 --> 00:37:20,666
‫ولی نمی‌دونن

698
00:37:21,557 --> 00:37:22,557
‫باشه؟

699
00:37:25,166 --> 00:37:26,166
‫می‌فهمی؟

700
00:37:29,375 --> 00:37:30,375
‫فهمیدم

701
00:37:33,916 --> 00:37:35,476
‫<i>‫«بعد از ترک گارد ساحلی،</i>

702
00:37:35,500 --> 00:37:38,250
‫وینسنت کلاس‌های مدیریت بازرگانی
‫رو در کالج شبانه بی‌ام‌سی‌سی گذروند

703
00:37:38,333 --> 00:37:41,750
‫جایی که عاشق دختری آروم و چشم
‫سبزی شد که پشت سرش می‌نشست

704
00:37:41,833 --> 00:37:46,375
‫دختره در سال ۱۹۷۸ اسمش
‫شد مارگارت دایسون،

705
00:37:47,125 --> 00:37:49,541
‫و اونا والدین دوست‌داشتنی دو دختر شدن

706
00:37:49,625 --> 00:37:51,958
‫مارگارت در سال ۱۹۹۴
‫تسلیم سرطان سینه شد،

707
00:37:52,041 --> 00:37:55,041
‫بعد از یک نبرد طولانی که
‫وینسنت همواره کنارش بود

708
00:37:55,125 --> 00:37:56,565
‫سه سال بعد...

709
00:37:59,833 --> 00:38:02,416
‫سه سال بعد، وینسنت با
‫سارا برادسکی ازدواج کرد،

710
00:38:02,500 --> 00:38:04,666
‫که دختر جوانش رو مثل دختر خودش بزرگ کرد

711
00:38:04,750 --> 00:38:08,041
‫سارا هم قبل از وینسنت بعد
‫از نبرد خودش با...»

712
00:38:14,208 --> 00:38:16,128
‫می‌دونی، به اندازه کافی غذا برای هر دوتون هست

713
00:38:16,166 --> 00:38:18,166
‫اگر که می‌خوای به ریچل
‫بگی و به ما ملحق بشید

714
00:38:18,250 --> 00:38:19,333
‫باشه، ممنون

715
00:38:20,083 --> 00:38:21,458
‫خب، از آشناییت خوشحال شدم

716
00:38:40,208 --> 00:38:42,000
‫اوه، ما قبلاً همدیگه رو دیدیم

717
00:38:43,291 --> 00:38:44,750
‫حتی خیلی وقت پیش نبودش

718
00:38:45,416 --> 00:38:46,791
‫شاید چند ماه پیش

719
00:38:47,291 --> 00:38:49,500
‫- یادت نمیاد؟
‫- مطمئن نیستم

720
00:38:49,583 --> 00:38:50,416
‫نه، نه، یادم نمیاد

721
00:38:50,500 --> 00:38:53,750
‫اوم، پس فکر کنم آخرین
‫باری بود که اینجا بودی، شاید،

722
00:38:53,833 --> 00:38:55,666
‫چون خیلی وقت پیش بودش، نه؟

723
00:38:57,375 --> 00:38:59,500
‫راستش، همین‌جا بود، دقیقاً تو همین اتاق

724
00:38:59,583 --> 00:39:01,333
‫من و وینی داشتیم یه بازی می‌دیدیم

725
00:39:01,833 --> 00:39:02,833
‫مسابقه باکس - بولز بودش

726
00:39:03,875 --> 00:39:06,625
‫راستش، ما این کارو زیاد می‌کردیم
‫با هم خیلی بازی تماشا می‌کردیم

727
00:39:06,708 --> 00:39:08,666
‫- چه خوب
‫- واقعاً هم خوب بودش

728
00:39:10,458 --> 00:39:12,583
‫اون همیشه باعث میشد
‫اینجا احساس راحتی کنم

729
00:39:14,125 --> 00:39:16,083
‫و من همیشه مشتاق دیدنش بودم

730
00:39:16,958 --> 00:39:20,083
‫گاهی اوقات، حتی چیزی نمی‌گفتیم
‫فقط می‌نشستیم و تماشا می‌کردیم

731
00:39:20,166 --> 00:39:21,166
‫فقط تماشا

732
00:39:22,875 --> 00:39:24,083
‫بعضی وقت‌ها، حرف می‌زدیم

733
00:39:24,833 --> 00:39:25,833
‫راجع به چیزهای چرت و پرت

734
00:39:26,250 --> 00:39:27,250
‫درباره زندگی حرف می‌زدیم

735
00:39:27,833 --> 00:39:28,833
‫تو این مایه‌ها

736
00:39:29,583 --> 00:39:30,958
‫پیرمردها

737
00:39:31,041 --> 00:39:32,041
‫بعضی‌هاشون اینجوری‌ان

738
00:39:32,083 --> 00:39:35,541
‫منظورم اینه، نه همشون، ولی من
‫معمولاً می‌تونم باهاشون کنار بیام

739
00:39:36,125 --> 00:39:37,833
‫اونا گاهی یه نوع خردمندی دارن

740
00:39:38,666 --> 00:39:40,458
‫یا هست، یا نیست

741
00:39:43,208 --> 00:39:45,088
‫این چیزی بود که از همون
‫اول درباره وینسنت دوست داشتم

742
00:39:45,125 --> 00:39:46,684
‫می‌تونستم بفهمم لحظه‌ای که منو دید،

743
00:39:46,708 --> 00:39:49,375
‫یه چیزهایی رو فهمید که من نمی‌خوام بگم،

744
00:39:49,458 --> 00:39:51,541
‫که نیازی نیست بگم، چون منم همین‌طوری‌ام

745
00:39:51,625 --> 00:39:53,945
‫به نظر میاد شما رابطه خوبی داشتید

746
00:39:54,000 --> 00:39:55,250
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم

747
00:39:58,083 --> 00:39:59,958
‫منظورم اینه که، منم می‌تونم آدم‌ها رو بفهمم

748
00:40:01,333 --> 00:40:03,208
‫حتی لازم نیست چیزی بگن

749
00:40:04,208 --> 00:40:05,708
‫ولی من می‌تونم کل قضیه‌شون رو بفهمم

750
00:40:06,791 --> 00:40:08,208
‫یا حداقل بیشترش رو

751
00:40:09,500 --> 00:40:12,875
‫آره، وقتی کسی بهم نگاه
‫می‌کنه راحته، ولی در واقع...

752
00:40:14,791 --> 00:40:15,816
‫هیچی ازم نمی‌بنه

753
00:40:15,916 --> 00:40:17,316
‫مطمئن نیستم منظورت رو می‌فهمم

754
00:40:17,375 --> 00:40:18,559
‫اگه نمی‌خوای به ما ملحق بشی...

755
00:40:18,583 --> 00:40:21,166
‫فقط میگم به اندازه کافی غذا برای هر دوتون هست

756
00:40:21,250 --> 00:40:23,000
‫می‌تونی دو تا بشقاب با خودت ببری

757
00:40:23,083 --> 00:40:24,208
‫می‌بینی؟

758
00:40:24,291 --> 00:40:25,708
‫حالا... حالا می‌فهمم داری چیکار می‌کنی

759
00:40:25,791 --> 00:40:27,583
‫یعنی، شاید واضح باشه،

760
00:40:27,666 --> 00:40:30,041
‫ولی من می‌تونم قبل از اینکه حتی یه کلمه بگی بفهمم

761
00:40:30,125 --> 00:40:31,365
‫اونم فقط با رد شدن از کنار شما دو تا

762
00:40:31,416 --> 00:40:33,666
‫فکر می‌کنم داری قضیه رو اشتباه متوجه میشی

763
00:40:33,750 --> 00:40:35,500
‫من هیچی رو اشتباه متوجه نمیشم

764
00:40:36,375 --> 00:40:38,000
‫قطعاً اشتباه نفهمیدم

765
00:40:39,083 --> 00:40:40,375
‫درواقع کاملاً می‌فهمم

766
00:40:40,458 --> 00:40:44,125
‫حتی عمل تعارف کردن غذا... نوعی مالکیته

767
00:40:44,750 --> 00:40:45,666
‫تا حالا به این فکر کردی؟

768
00:40:45,750 --> 00:40:49,875
‫فکر کنم من بیشتر از شما دو تا
‫سال‌هاست که پشت این میز نشستم

769
00:40:49,958 --> 00:40:50,833
‫اون پدر ماست

770
00:40:50,916 --> 00:40:53,333
‫آره، ولی فکر می‌کنی کی اینجا بوده؟

771
00:40:56,625 --> 00:40:59,750
‫اون... اون از خودش دفاع نمی‌کنه

772
00:41:01,250 --> 00:41:04,125
‫منظورم اینه که، ریچل، اون... اون
‫می‌تونه... می‌تونه از پس خودش بربیاد،

773
00:41:04,208 --> 00:41:06,168
‫که یکی از چیزهاییه که عاشقشم تو اون دختر،

774
00:41:06,208 --> 00:41:08,416
‫ولی از خودش دفاع نمی‌کنه

775
00:41:08,500 --> 00:41:10,708
‫مخصوصاً جلوی شما دو تا. کی...

776
00:41:10,791 --> 00:41:12,911
‫فهمیدیم. ممنون. قطعاً به اندازه کافی شنیدیم

777
00:41:12,958 --> 00:41:14,250
‫نه، نه، نه، نشنیدید،

778
00:41:14,333 --> 00:41:17,833
‫چون شاید اگه شنیده بودید اینجوری رفتار
‫نمی‌کردید که انگار تمام این مدت اینجا بودید

779
00:41:19,333 --> 00:41:21,750
‫کی پدرتون رو تا حالا برده دستشویی؟

780
00:41:22,958 --> 00:41:23,958
‫کی...

781
00:41:24,583 --> 00:41:26,833
‫کی قرص‌ها رو

782
00:41:26,916 --> 00:41:29,083
‫تو اون ظرف پلاستیکی احمقانه که
‫روزهاش روش نوشته شده، تقسیم کرده

783
00:41:29,166 --> 00:41:31,375
‫دقیقاً همونطور که دیدم مادرم

784
00:41:32,083 --> 00:41:34,375
‫همین کار رو برای پدرش می‌کرد وقتی داشت از دنیا می‌رفت؟

785
00:41:34,458 --> 00:41:35,791
‫باشه، من بهش زنگ می‌زنم

786
00:41:35,875 --> 00:41:37,625
‫وقتشه که از جلوی چشم‌مون گم بشی

787
00:41:37,708 --> 00:41:39,875
‫بوی هر چیزی که خوردی رو از اینجا می‌تونم حس کنم

788
00:41:39,958 --> 00:41:41,318
‫اون دختر بیچاره بهش غذا داده

789
00:41:42,833 --> 00:41:44,601
‫وقتی که دیگه نمی‌خواست
‫چیزی جز سیب بخوره،

790
00:41:44,625 --> 00:41:46,708
‫کی براش سیب خرد می‌کرد و بهش می‌داد؟

791
00:41:46,791 --> 00:41:48,271
‫شما هیچی حالیتون نیست لعنتی

792
00:41:48,333 --> 00:41:50,666
‫ریچل، این دوست پسر مست عوضیت رو

793
00:41:50,750 --> 00:41:52,790
‫از جلوی چشم ما گم کن، یا هر کوفتی که هست

794
00:41:52,833 --> 00:41:54,353
‫نمی‌خوام اینجا باشه. باید بره

795
00:41:54,416 --> 00:41:56,625
‫بیا بریم بنجی. بیا از این خراب شده بریم بیرون

796
00:41:58,875 --> 00:42:02,083
‫می‌خوام با وینسنت خداحافظی کنم
‫اشکالی نداره؟ می‌تونم خداحافظی کنم؟

797
00:42:02,666 --> 00:42:04,208
‫آره، حتماً

798
00:42:04,291 --> 00:42:05,625
‫تو هم باهام میای داخل؟

799
00:42:06,291 --> 00:42:07,750
‫من همین بیرون می‌مونم

800
00:43:10,125 --> 00:43:11,416
‫وای پسر

801
00:43:19,516 --> 00:43:21,849
‫ممنون. خیلی ممنون

802
00:43:22,083 --> 00:43:25,541
‫خیلی مثمر ثمر بوده که هر روز میای
‫و این ساعت‌ها رو ازش نگه‌داری می‌کنی

803
00:43:25,625 --> 00:43:27,541
‫بهمون فرصت میده یه کم از اتاق بیرون باشیم

804
00:43:27,625 --> 00:43:29,250
‫می‌دونی، یه نفسی تازه کنیم

805
00:43:29,791 --> 00:43:32,458
‫گاهی وقتا، همه با هم تو یه جا بودن خیلی سخت میشه

806
00:43:32,541 --> 00:43:34,166
‫من... بابت اتفاق یه‌کم متأسفم

807
00:43:35,166 --> 00:43:37,833
‫اوضاع یه کم استرسی شد
‫گمونم همه چیز رو دیدی

808
00:43:37,916 --> 00:43:38,958
‫مشکلی نیست

809
00:43:39,041 --> 00:43:40,250
‫پس، فردا ساعت ۵ عصر؟

810
00:43:40,333 --> 00:43:42,833
‫آره، مگه اینکه قبلش اتفاقی بیاُفته

811
00:43:42,916 --> 00:43:43,958
‫اگه اینطور شد زنگ می‌زنم

812
00:43:44,458 --> 00:43:46,166
‫حس می‌کنم... نمی‌دونم

813
00:43:47,208 --> 00:43:50,875
‫ببینیم فردا چطور میشه، ولی...
‫نمی‌دونم چقدر دیگه طول می‌کشه

814
00:43:50,958 --> 00:43:53,416
‫اون... حالش خوب نیست

815
00:43:55,291 --> 00:43:56,166
‫متأسفم

816
00:43:56,250 --> 00:43:58,208
‫ببخشید. می‌دونم باید بری

817
00:43:58,291 --> 00:44:00,458
‫واقعاً، ممنون بابت امروز

818
00:44:00,541 --> 00:44:02,708
‫مطمئنم فردا می‌بینمت

819
00:44:11,291 --> 00:44:12,750
‫<i>‫♪ ...روی کفش‌هاش♪</i>

820
00:44:13,541 --> 00:44:17,750
‫<i>‫♪و بدون اینکه بپرسم فهمیدم که عاشق بلوزه♪</i>

821
00:44:17,833 --> 00:44:20,958
‫<i>‫♪اون بغونیا قرمز گذاشته بود♪</i>

822
00:44:21,041 --> 00:44:23,541
‫<i>‫♪لای موهای فرش♪</i>

823
00:44:23,625 --> 00:44:28,916
‫<i>‫♪همون لحظه فهمیدم که مثل بقیه دخترا نیستش♪</i>

824
00:44:30,525 --> 00:44:37,525
SaberFun
صابرفان

825
00:45:14,458 --> 00:45:15,458
‫ریچل؟

826
00:45:28,541 --> 00:45:30,684
می‌شه یه چیزی بگم؟ یه دقیقه صبر کن -
علاقه‌ای ندارم -

827
00:45:30,708 --> 00:45:33,000
...من که هنوز چیزی نگفتم -
هرچی هست، علاقه‌ای بهش ندارم -

828
00:45:33,083 --> 00:45:35,642
...خب، می‌خوام بگم -
گوش کن، مسئله اینه که -

829
00:45:35,666 --> 00:45:38,506
.لازم نیست حرفی باهم بزنیم
نه حرفی واسه گفتن هست، نه می‌خوام چیزی بشنوم

830
00:45:38,583 --> 00:45:41,101
فقط کاری که لازمه رو بکن. بعدش دیگه تموم

831
00:45:41,125 --> 00:45:44,333
.کاری باهم نخواهیم داشت
بهتره تا اون موقع، مزاحمِ همدیگه نشیم

832
00:45:44,416 --> 00:45:46,559
این رفتار نه کاربردیه، نه به‌نظرم درسته

833
00:45:46,583 --> 00:45:48,208
خب، مسئله تو نیستی

834
00:45:48,291 --> 00:45:50,291
.نه، مسئله هیچ‌کدوم‌مون نیستیم
مسئله پدرمونه

835
00:45:50,375 --> 00:45:51,934
پدرمون. چه جالب -
چرا؟ -

836
00:45:51,958 --> 00:45:55,541
فقط مواقعی که یه چیزی از من می‌خوای
می‌گی پدرمون

837
00:45:55,625 --> 00:45:57,333
معمولاً می‌گی پدرم

838
00:45:57,416 --> 00:45:59,458
مسخره‌بازی درنیار -
اینجا چه‌خبره؟ -

839
00:45:59,541 --> 00:46:02,375
خب، دارم سعی می‌کنم ازش
...عذرخواهی کنم، ولی همون‌طور که می‌بینی

840
00:46:02,458 --> 00:46:04,875
جدی کیرم تو عذرخواهیت

841
00:46:06,541 --> 00:46:07,375
به به

842
00:46:07,458 --> 00:46:09,418
آفرین. وقتی توی اتاق بغلی
داره می‌میره، در رو می‌کوبی روی هم؟

843
00:46:09,458 --> 00:46:11,083
هرزه‌ی لوس

844
00:46:11,791 --> 00:46:13,271
چه گهی می‌خوری؟

845
00:46:13,333 --> 00:46:15,791
نه، نه -
چی کار می‌کنی؟ -

846
00:46:15,875 --> 00:46:18,250
.نه، چیزی نمی‌دونی دیگه
می‌زنم نابودت می‌کنم

847
00:46:18,333 --> 00:46:20,017
تو من رو نابود می‌کنی؟ -
آره -

848
00:46:20,041 --> 00:46:23,208
!توی یه ولگرد حرومزاده‌ای
یه انگلِ بی‌پولی

849
00:46:23,291 --> 00:46:26,041
خیلی‌خب کریستینا، این جنده رو از اینجا ببر

850
00:46:26,125 --> 00:46:29,375
بیا ببینم -
بس کنید -

851
00:46:29,458 --> 00:46:30,583
بس کنید

852
00:46:31,250 --> 00:46:35,166
!از جفت‌تون متنفرم، لاشی‌ها
مثل بچه‌ها می‌مونید

853
00:46:37,458 --> 00:46:40,583
کریستینا، کجا می‌ری؟

854
00:47:01,583 --> 00:47:02,583
هی

855
00:47:03,250 --> 00:47:05,750
.تازه از اتاقش اومدم، که وسایلم رو جمع کنم
حالش خوبه

856
00:47:05,833 --> 00:47:07,041
چرا وسایلت رو جمع کردی؟

857
00:47:07,125 --> 00:47:08,958
به‌نظرم بهتره تا یه مدت
برم خونه

858
00:47:10,458 --> 00:47:11,500
دیره

859
00:47:11,583 --> 00:47:13,208
به‌نظرم اگر برم بهتره

860
00:47:13,291 --> 00:47:15,666
اگر چیزی عوض شد، خبرم کن تا برگردم

861
00:47:15,750 --> 00:47:17,750
.یه چیزی عوض می‌شه
خودت هم می‌دونی

862
00:47:17,833 --> 00:47:19,041
...کریستینا

863
00:47:19,125 --> 00:47:20,565
نمی‌دونم ازم چی می‌خوای...

864
00:47:20,625 --> 00:47:22,750
مشخصا ما سه تا یه مشکلی داریم

865
00:47:22,833 --> 00:47:24,583
اصلا نمی‌دونستم بین ماست

866
00:47:24,666 --> 00:47:26,833
،در هرصورت، اون اینجا زندگی می‌کنه
تو دور از اینجا زندگی می‌کنی

867
00:47:26,916 --> 00:47:28,676
منطقیه که من یه مدت برم

868
00:47:28,750 --> 00:47:32,291
ببخشید، اون می‌میره
و تو اینجا نخواهی بود

869
00:47:32,375 --> 00:47:33,583
و اون موقع، هیچ‌وقت
من رو نمی‌بخشی

870
00:47:33,666 --> 00:47:35,375
شرمنده. نمی‌خوام بری

871
00:47:35,458 --> 00:47:38,500
می‌خوام سه‌تایی یه فکریش بکنیم

872
00:47:38,583 --> 00:47:42,833
هرکاری از دست‌مون برمیاد بکنیم
تا باهم کنار بیایم. اقلاً موقتاً

873
00:47:42,916 --> 00:47:44,250
...فکر می‌کردم من و تو

874
00:47:44,333 --> 00:47:45,875
مشکلی نداریم

875
00:47:45,958 --> 00:47:47,375
غافلگیر شدم

876
00:47:48,083 --> 00:47:49,875
کیتی، عصبانی بودم

877
00:47:50,541 --> 00:47:51,958
خشمگین شدم

878
00:47:52,041 --> 00:47:53,875
اجازه بده من هم حرف بزنم دیگه

879
00:47:53,958 --> 00:47:55,041
ترسیده بودم

880
00:47:57,375 --> 00:47:58,666
هی، بیا بشینیم

881
00:47:59,375 --> 00:48:00,541
سه‌تایی بشینیم

882
00:48:01,416 --> 00:48:03,500
می‌تونیم این در رو باز بذاریم

883
00:48:03,583 --> 00:48:05,666
اگر چیزی بشه، می‌شنویم

884
00:48:06,250 --> 00:48:07,250
نمی‌دونم

885
00:48:08,208 --> 00:48:10,708
می‌دونی موقع صحبت‌مون می‌میره

886
00:48:10,791 --> 00:48:13,083
نه، بعید می‌دونم

887
00:48:14,041 --> 00:48:16,666
به‌خصوص اگر بشنوه که
همگی داریم باهم صحبت می‌کنیم

888
00:48:37,541 --> 00:48:39,101
بعید می‌دونم بیاد

889
00:48:52,083 --> 00:48:53,416
سلام -
سلام -

890
00:48:55,625 --> 00:48:58,666
کیتی این مدت روی آگهی فوتِ بابا
کار می‌کرده

891
00:49:00,458 --> 00:49:01,333
خیلی‌خب

892
00:49:01,416 --> 00:49:03,750
یه‌کم پیش داشت برام می‌خوندش

893
00:49:03,833 --> 00:49:05,875
و بعد از شنیدنش

894
00:49:05,958 --> 00:49:09,750
به این فکر افتادم که هرکدوم
روایت‌های خیلی متفاوتی داریم

895
00:49:10,625 --> 00:49:14,583
اینکه کیه و برای هرکدوم‌مون
چه نقشی داره

896
00:49:14,666 --> 00:49:17,625
،همه‌مون رو اون بزرگ کرد
ولی در زمان‌های متفاوت

897
00:49:17,708 --> 00:49:20,958
،زندگی‌های متفاوتی داشتیم
حتی اگر در یک خونه بوده باشیم

898
00:49:21,041 --> 00:49:23,250
و قبل از اینکه به سن نوجوانی برسم
جفت‌تون از خونه رفته بودید

899
00:49:23,333 --> 00:49:26,750
پس منطقیه که باهم فرق داشته باشیم

900
00:49:26,833 --> 00:49:29,833
بابت حرفی که یه‌کم پیش زدم
عذر می‌خوام

901
00:49:30,500 --> 00:49:32,583
از هیچ‌کدوم‌تون متنفر نیستم

902
00:49:32,666 --> 00:49:34,875
از نظرم شما دوتا لاشی نیستید

903
00:49:35,500 --> 00:49:36,666
عصبانی بودم

904
00:49:37,458 --> 00:49:38,333
ترسیده بودم

905
00:49:38,416 --> 00:49:40,541
همون چیزی شد که نمی‌خواستم بشه

906
00:49:41,125 --> 00:49:42,125
عذر می‌خوام

907
00:49:43,083 --> 00:49:44,166
باشه، حالا هرچی

908
00:49:44,958 --> 00:49:46,375
مشکل‌مون این نبود

909
00:49:47,916 --> 00:49:50,583
ایرادی نداره

910
00:49:50,666 --> 00:49:51,750
...آه

911
00:49:51,833 --> 00:49:55,041
،نیازی به عذرخواهی نیست
ولی عذرخواهیت پذیرفته شد

912
00:49:55,125 --> 00:49:58,541
.آره، ایرادی نداره، کریستینا
عذرخواهیت پذیرفته شد

913
00:49:59,208 --> 00:50:01,625
من عذر می‌خوام که پای تو
به قضیه ما باز شد

914
00:50:07,416 --> 00:50:08,250
...خب

915
00:50:08,333 --> 00:50:11,458
من هم قبل از اینکه اوضاع
قاراشمیش بشه، می‌خواستم عذرخواهی کنم

916
00:50:11,541 --> 00:50:12,666
بابت چی؟

917
00:50:12,750 --> 00:50:16,125
بابت اینکه به‌خاطر سیب‌ها بهت گیر دادم

918
00:50:16,208 --> 00:50:18,476
.نمی‌دونستم واسه بابان
عذر می‌خوام. ای‌کاش می‌دونستم

919
00:50:18,500 --> 00:50:20,291
و این تفاوتی ایجاد می‌کنه؟

920
00:50:20,375 --> 00:50:22,416
...سیب‌ها

921
00:50:23,375 --> 00:50:24,708
همه‌چیز رو مشخص می‌کنن

922
00:50:24,791 --> 00:50:27,833
یکی از چیزهایی بود که درباره‌ش
اشتباه فکر کردم

923
00:50:27,916 --> 00:50:29,083
چیز دیگه‌ای هم هست؟

924
00:50:30,625 --> 00:50:31,625
حتما

925
00:50:34,791 --> 00:50:37,416
از همون اولش، می‌دونستم
که توی خونه‌ی توئم

926
00:50:37,500 --> 00:50:39,375
چرند نگو، اینجا خونه تو هم هست

927
00:50:39,458 --> 00:50:40,708
...من می‌دونم، تو هم می‌دونی

928
00:50:40,791 --> 00:50:42,958
.ولی تو اینجا زندگی می‌کنی
اسمِ تو توی قرارداده

929
00:50:43,041 --> 00:50:44,476
این دومین باریه که بحثِ قرارداد رو
میاری وسط

930
00:50:44,500 --> 00:50:46,458
جریانش چیه؟ می‌خوای چی بگی؟

931
00:50:46,541 --> 00:50:48,708
تو هم بیرون از خونه
بحثش رو پیش کشیدی

932
00:50:48,791 --> 00:50:50,416
پس جریانش چیه؟

933
00:50:50,500 --> 00:50:53,375
هیچی. این حقیقته که وقتی بمیره
اینجا می‌شه خونه‌ی تو

934
00:50:53,458 --> 00:50:55,767
بعد فکر کردی من این رو می‌خوام؟
فکرکردی اینجا برام مهمه؟

935
00:50:55,791 --> 00:50:56,916
...شرمنده، بیاید

936
00:50:57,000 --> 00:51:00,750
.بیاید صدامون رو بیاریم پایین
که صدای اتاقش بیاد

937
00:51:01,625 --> 00:51:04,833
باشه؟ بعید می‌دونم هیچ‌کدوم

938
00:51:04,916 --> 00:51:06,958
منظور دیگه‌ای جز اون‌چه که فهمیده شده
داشته باشیم

939
00:51:07,041 --> 00:51:07,916
اون‌چه که فهمیده شده؟

940
00:51:08,000 --> 00:51:10,375
بی‌خیال ریچل، معلومه که
بهش اهمیت می‌دی

941
00:51:10,458 --> 00:51:12,333
ولی اینجا خونه خوبیه

942
00:51:12,416 --> 00:51:13,666
بیا صادق باشیم

943
00:51:13,750 --> 00:51:15,500
هیچ‌کس توی شهر
همچین اجاره‌ای نمی‌ده

944
00:51:15,583 --> 00:51:17,333
اصلا چنین نرخ اجاره‌ای
وجود نداره

945
00:51:17,416 --> 00:51:18,416
این خوبه

946
00:51:18,500 --> 00:51:21,059
برات خوش‌حالم. می‌خوام داشته باشیش -
خب پس کیر توش -

947
00:51:21,083 --> 00:51:22,083
نمی‌خوامش

948
00:51:22,791 --> 00:51:23,791
حالا چی؟

949
00:51:23,875 --> 00:51:25,666
خر نباش، چرا باید بری آخه؟

950
00:51:25,750 --> 00:51:28,916
چون بعدش کارمون باهم تمومه
و این قضیه هم تموم می‌شه

951
00:51:29,000 --> 00:51:30,458
اصلا منطقی نیست

952
00:51:30,541 --> 00:51:32,341
کریستینا، می‌تونی توضیح بدی
که قضیه چیه؟

953
00:51:32,375 --> 00:51:34,125
بعید می‌دونم -
خودت رو نزن به کسخلی -

954
00:51:34,208 --> 00:51:35,958
کون لقت -
خیلی‌خب -

955
00:51:36,041 --> 00:51:38,041
هی، بس کنید

956
00:51:56,583 --> 00:51:57,666
همه‌چیز مرتبه

957
00:52:03,875 --> 00:52:04,875
...فکرکنم

958
00:52:06,125 --> 00:52:07,666
...منظور ریچل اینه که

959
00:52:08,791 --> 00:52:10,833
بعد از مُردنش، چه چیزی
ما رو به‌هم وصل می‌کنه؟

960
00:52:12,208 --> 00:52:14,500
ما نه

961
00:52:14,583 --> 00:52:17,500
تکلیف شما دوتا مشخصه، درسته؟

962
00:52:18,125 --> 00:52:20,791
و درکت می‌کنم، کریستینا

963
00:52:20,875 --> 00:52:22,916
هزاران کیلومتر اونورتر
زندگی می‌کنی

964
00:52:23,000 --> 00:52:24,083
خودت بچه داری

965
00:52:24,166 --> 00:52:25,958
احتمالا می‌خوای چندتا بچه دیگه هم
 بندازی بیرون

966
00:52:26,041 --> 00:52:28,976
.زندگیِ خودت رو داری
دنبال زندگی شهری نیستی، می‌فهمم

967
00:52:29,000 --> 00:52:31,040
پس فقط به رابطه‌ت با کیتی
اهمیت می‌دی؟

968
00:52:31,083 --> 00:52:31,916
اصلاً و ابداً

969
00:52:32,000 --> 00:52:34,708
نه، اقلا جوری وانمود می‌کنی که انگار
وجه مشترک بیش‌تری داریم

970
00:52:34,791 --> 00:52:36,708
دیدی؟ منظورم همین بود

971
00:52:36,791 --> 00:52:40,583
،هرکدوم داستان‌های خودمون رو داریم
ولی داستانِ اون یکی رو نمی‌دونیم

972
00:52:40,666 --> 00:52:41,958
فکر می‌کنیم می‌دونیم

973
00:52:42,041 --> 00:52:44,583
...ولی شاید... خب

974
00:52:44,666 --> 00:52:48,166
شاید قبل از اینکه چندتا بچه دیگه
 بندازم بیرون، که خب خیلی حرف چندش‌آوریه

975
00:52:48,250 --> 00:52:49,500
حقیقت داره -
چیزی نمی‌افته بیرون -

976
00:52:49,583 --> 00:52:51,458
.از این خبرها نیست
بچه نمی‌افته بیرون

977
00:52:51,541 --> 00:52:52,916
باشه، واسه من که
شبیه بیرون افتادنه

978
00:52:53,500 --> 00:52:55,875
باشه. خب، قبل از اینکه
تصمیم به گسترش خانواده‌م بگیرم

979
00:52:55,958 --> 00:52:58,250
...اگر چنین تصمیمی بگیرم

980
00:52:58,333 --> 00:53:01,166
امیدوار بودم یه سری کارها رو بکنم...

981
00:53:01,250 --> 00:53:02,250
مثلا چی؟

982
00:53:02,333 --> 00:53:04,416
آحه چه کاری دوست داری بکنی؟

983
00:53:04,500 --> 00:53:06,833
زندگیت بی‌نقصه

984
00:53:06,916 --> 00:53:10,166
.هم من می‌دونم، هم بقیه
خودت به همه می‌فهمونیش

985
00:53:10,250 --> 00:53:11,250
واقعا همچین فکری می‌کنین؟

986
00:53:11,333 --> 00:53:15,125
وقتی عکس‌های میرابلا رو نشون‌تون می‌دم
یا از زندگیم براتون می‌گم

987
00:53:15,208 --> 00:53:16,666
فکر می‌کنین می‌خوام بگم زندگیم بی‌نقصه؟

988
00:53:21,083 --> 00:53:22,083
کیتی؟

989
00:53:23,125 --> 00:53:25,208
تو چنین برداشتی می‌کنی؟

990
00:53:27,583 --> 00:53:30,125
پشم‌هام

991
00:53:30,208 --> 00:53:31,583
واقعا پشم‌هام

992
00:53:31,666 --> 00:53:35,625
.اصلا چنین قصدی ندارم
...اصلا

993
00:53:35,708 --> 00:53:37,833
وایسا، شرمنده

994
00:53:38,333 --> 00:53:41,416
نمی‌خواستم حرفی بزنم
...که بهت بر بخوره، من

995
00:53:42,791 --> 00:53:44,583
فکر می‌کردم مشخص باشه

996
00:53:44,666 --> 00:53:47,375
آخه اصلا پیش نمیاد
بابت چیزی غر بزنی

997
00:53:47,458 --> 00:53:50,625
مثلا ته شکایتت اینه که میرابلا
سبزیجاتش رو نمی‌خوره

998
00:53:50,708 --> 00:53:53,000
این صرفاً برداشتِ منه

999
00:53:53,083 --> 00:53:55,083
حرفی که زدم رو فراموش کن

1000
00:53:57,125 --> 00:54:00,791
می‌خواستی قبل از اینکه
باز هم بچه‌دار شی، چی کار کنی؟

1001
00:54:05,208 --> 00:54:10,500
مثلا می‌خواستم با شما
یک رابطه ایجاد کنم

1002
00:54:14,500 --> 00:54:15,500
آه

1003
00:54:18,291 --> 00:54:19,708
چه قشنگ، کریستینا

1004
00:54:22,000 --> 00:54:23,000
جدی می‌گم

1005
00:54:25,041 --> 00:54:27,916
فکر می‌کردم رابطه داریم

1006
00:54:28,416 --> 00:54:30,958
نه، یه رابطه واقعی -
همینه که هست -

1007
00:54:33,375 --> 00:54:34,375
...ببین

1008
00:54:36,958 --> 00:54:38,166
بیا بی‌خیالش بشیم

1009
00:54:39,375 --> 00:54:41,375
می‌دونی، ما آدم‌های متفاوتی هستیم

1010
00:54:41,458 --> 00:54:44,541
شما دوتا اقلاً هم‌خون هستید

1011
00:54:45,416 --> 00:54:46,500
مادرهاتون یکی‌ان

1012
00:54:46,583 --> 00:54:48,416
و همین‌طور پدر -
نه بابا؟ -

1013
00:54:49,083 --> 00:54:50,083
خودم می‌دونم

1014
00:54:50,833 --> 00:54:53,875
باشه؟ ولی می‌خوام بگم که
بابای من هم هست

1015
00:54:53,958 --> 00:54:56,833
،می‌دونید، همون‌جوری که بابای شماست
بابای من هم هست

1016
00:54:56,916 --> 00:55:00,458
ولی یه پدر دیگه هم داشتی -
که هیچ‌وقت نشناختمش -

1017
00:55:00,541 --> 00:55:03,291
و وقتی چهار سالم بود مُرد

1018
00:55:03,375 --> 00:55:06,500
.ولی همچنان پدرت بود
و اون موقع، وینسنت برای ما پدری می‌کرد

1019
00:55:08,708 --> 00:55:09,916
همینه

1020
00:55:10,958 --> 00:55:13,291
قضیه همینه

1021
00:55:17,250 --> 00:55:20,000
...من، قبل از اون

1022
00:55:21,166 --> 00:55:22,250
پدری نداشتم

1023
00:55:23,208 --> 00:55:24,208
صحیح؟

1024
00:55:25,333 --> 00:55:27,333
چیش رو نمی‌فهمی؟

1025
00:55:28,916 --> 00:55:31,583
برام پدری کرده

1026
00:55:32,166 --> 00:55:36,875
...پس اینی که اونجا توی اتاقه

1027
00:55:38,250 --> 00:55:39,250
...پدر منه

1028
00:55:40,333 --> 00:55:41,708
که داره می‌میره

1029
00:55:41,791 --> 00:55:42,791
می‌دونی؟

1030
00:55:43,916 --> 00:55:45,958
بابای منه

1031
00:55:46,916 --> 00:55:49,791
اون بابای منه، باشه؟

1032
00:55:50,625 --> 00:55:53,375
.می‌دونم، نمی‌گم که نیست
...صرفا

1033
00:55:53,458 --> 00:55:54,458
هیس

1034
00:56:18,625 --> 00:56:22,291
می‌دونید، صرفا چون گله نمی‌کنم
به این معنی نیست که مشکلی ندارم

1035
00:56:28,041 --> 00:56:30,625
من به‌خاطر پدرم، اینجا بودم

1036
00:56:32,125 --> 00:56:33,791
نه به‌خاطر این خونه مسخره

1037
00:56:39,333 --> 00:56:40,583
وای خدا

1038
00:57:28,083 --> 00:57:30,166
فکرکنم یکی رو پیدا کردم که میاد

1039
00:57:30,250 --> 00:57:31,666
یه دکتره که می‌تونه فرمه رو امضا کنه

1040
00:57:31,750 --> 00:57:32,750
خوبه

1041
00:57:32,833 --> 00:57:35,791
شرمنده، داری کششی کار می‌کنی -
نه، آخرهاشه -

1042
00:57:36,708 --> 00:57:37,833
قهوه می‌خوری؟

1043
00:57:37,916 --> 00:57:38,916
حتما

1044
00:57:55,333 --> 00:57:58,583
مسئله اینجاست که وقتی دکتر میاد
بابا باید هوشیار باشه

1045
00:57:59,083 --> 00:58:00,791
آره، اینش سخته

1046
00:58:00,875 --> 00:58:02,715
دیشب حرفی بهم نزد

1047
00:58:02,791 --> 00:58:05,250
زیر لب یه چیزهایی گفت
ولی نفهمیدم

1048
00:58:05,333 --> 00:58:06,333
من هم همین‌طور

1049
00:58:06,833 --> 00:58:08,433
به‌نظرت اشتباه‌ست که
بهش قهوه بدیم؟

1050
00:58:09,291 --> 00:58:10,333
خیلی‌خب، ندیم بهتره

1051
00:58:10,416 --> 00:58:12,833
فقط باید یه‌بار دیگه
هوشیار بشه. همین

1052
00:58:12,916 --> 00:58:14,333
می‌دونم که از پسش برمیاد

1053
00:58:14,416 --> 00:58:16,056
.قهوه‌ش خوبه
ممنون

1054
00:58:19,958 --> 00:58:22,166
.بابت دیشب متاسفم
اوضاع قاراشمیش شد

1055
00:58:23,875 --> 00:58:24,875
من هم متاسفم

1056
00:58:30,125 --> 00:58:36,000
دیروز، بعد از اینکه همگی باهم
صحبت کردیم، یه چیزی رو فهمیدم

1057
00:58:36,083 --> 00:58:37,083
احمقانه‌ست

1058
00:58:37,125 --> 00:58:40,375
باید چند سال پیش می‌فهمیدم
که خب نفهمیدم

1059
00:58:41,083 --> 00:58:42,833
اون هم اینه که هم مادر اون مُرد
هم مادر ما

1060
00:58:44,666 --> 00:58:47,458
به جز بابا، این هم یه وجه مشترک دیگه‌مونه

1061
00:58:47,541 --> 00:58:49,750
وقتی مادرش مُرد، هیچ‌وقت
درباره‌ش باهاش صحبت نکردیم

1062
00:58:49,833 --> 00:58:50,958
بچه بودی

1063
00:58:51,500 --> 00:58:52,791
آره. همه بچه بودیم

1064
00:58:53,500 --> 00:58:56,666
احتمالا سن‌مون کم‌تر از این حرف‌ها بود
که بخوایم درست و حسابی، درباره‌ش صحبت کنیم

1065
00:59:22,166 --> 00:59:23,250
دکتره رسید

1066
00:59:23,750 --> 00:59:27,541
...می‌تونی مادامی که من

1067
00:59:29,458 --> 00:59:31,166
قهوه می‌خوری؟
تازه دمه

1068
00:59:31,250 --> 00:59:33,458
آب و آبمیوه هم داریم

1069
00:59:33,541 --> 00:59:35,541
همین‌جاست

1070
00:59:35,625 --> 00:59:39,291
پرستار تا ساعت سه نمیاد
ولی احتمالا بتونیم بیدارش کنیم

1071
00:59:39,375 --> 00:59:41,083
بابا؟ بابا، حالت چطوره؟

1072
00:59:41,166 --> 00:59:43,125
.من کریستینا هستم
این پدرمون وینسنته

1073
00:59:43,208 --> 00:59:44,976
...بیاید اهرم رو بکشیم تا

1074
00:59:45,000 --> 00:59:47,500
بیاید دکمه رو بزنیم تا یه خرده
بلندش کنیم

1075
00:59:47,583 --> 00:59:49,500
داره استراحت می‌کنه

1076
00:59:49,583 --> 00:59:50,708
چند کلمه باهامون حرف زد

1077
00:59:59,041 --> 01:00:00,083
خیلی‌خب

1078
01:00:01,333 --> 01:00:02,973
خیلی‌خب، عالیه -
آره -

1079
01:00:03,375 --> 01:00:04,625
...به‌گمونم

1080
01:00:05,416 --> 01:00:07,500
ای‌کاش می‌تونستی ببینیش

1081
01:00:08,416 --> 01:00:11,000
کاش چند ماه پیش که سرحال بود می‌دیدیش

1082
01:00:11,083 --> 01:00:12,683
چیزی نیست که بخوای
بابتش ناراحت بشی

1083
01:00:12,750 --> 01:00:14,333
بابتش، صرفا به ضربان
نیاز داشت

1084
01:00:14,416 --> 01:00:16,958
واسه ده دقیقه، پونصد و پنجاه دلار گرفت

1085
01:00:17,041 --> 01:00:20,000
.بایستی زندگی خوبی داشته باشه
ولی آره، اقلاً انجام شد

1086
01:00:21,583 --> 01:00:24,458
.بهش بگو مجبوره
جای بحث نداره

1087
01:00:25,833 --> 01:00:28,458
نباید من رو آدم بده و مادر بدجنس

1088
01:00:28,541 --> 01:00:29,833
جلوه بدین

1089
01:00:30,375 --> 01:00:32,083
اوضاع اینجا به اندازه کافی
سخت هست

1090
01:00:32,166 --> 01:00:33,916
.اینجا هم همین جلوه رو دارم
نمی‌فهمم

1091
01:00:34,000 --> 01:00:37,500
نمی‌دونم چطور واسه همه
آدم بده می‌شم. منصفانه نیست

1092
01:00:37,583 --> 01:00:40,708
من همچین آدمی نیستم. هیچ‌کس بهم
فضای کافی رو نمی‌ده تا چیز دیگه‌ای باشم

1093
01:00:45,041 --> 01:00:46,583
هیچی، بی‌خیالش

1094
01:00:46,666 --> 01:00:47,708
خیلی‌خب

1095
01:00:47,791 --> 01:00:50,750
.بذار تریسی هرکاری می‌خواد بکنه
دستِ من نیست

1096
01:00:51,416 --> 01:00:52,458
بعداً صحبت می‌کنیم

1097
01:00:58,500 --> 01:01:00,916
تو یه پسر بچه مودبی

1098
01:01:01,000 --> 01:01:02,875
یه پسر گنده، هان؟

1099
01:01:02,958 --> 01:01:05,791
مثل یه پسر گنده
همه‌ش آبِ دهنت آویزونه

1100
01:01:06,291 --> 01:01:07,208
وای خدا

1101
01:01:07,291 --> 01:01:09,333
عجب سگ خوبیه، هان؟

1102
01:01:09,416 --> 01:01:12,125
شرط می‌بندم که این سگ
مثل یه اسب، غذا می‌خوره

1103
01:01:23,875 --> 01:01:24,875
سلام

1104
01:01:27,208 --> 01:01:28,208
آه

1105
01:01:28,666 --> 01:01:30,666
.آره، درسته
بیا

1106
01:01:31,375 --> 01:01:33,095
باید زودتر باز کنین، می‌دونین؟

1107
01:01:33,166 --> 01:01:35,083
واسه چی ساعت ده صبح
باز می‌کنین؟

1108
01:01:35,166 --> 01:01:37,500
واسه همینه که این محله
داره به‌گا می‌ره

1109
01:01:37,583 --> 01:01:40,625
باید بانگ‌فروشیِ بیست و چهار ساعته خودم رو
راه بندازم. اون هم بدون مسخره‌بازی

1110
01:01:40,708 --> 01:01:43,291
شعارم می‌شه «جنس‌تون رو بردارید
«و گم شید بیرون

1111
01:01:43,375 --> 01:01:45,916
آره. عمده‌فروشیش می‌کنم

1112
01:01:46,000 --> 01:01:47,333
خیلی‌خب، پسر

1113
01:01:47,416 --> 01:01:50,250
.نمی‌خوام بازش کنم
پس نگرانش نباش

1114
01:01:53,750 --> 01:01:54,750
صبح به‌خیر

1115
01:01:58,208 --> 01:01:59,375
سلام

1116
01:01:59,458 --> 01:02:00,458
حالت چطوره؟

1117
01:02:01,791 --> 01:02:02,791
...آه

1118
01:02:03,541 --> 01:02:04,541
گله‌ای ندارم

1119
01:02:05,458 --> 01:02:07,083
خوبه. خوبه

1120
01:02:07,625 --> 01:02:09,666
تازه به پدرت سر زدم

1121
01:02:09,750 --> 01:02:12,000
می‌بینم که تونستید فرمِ عدم احیا رو
امضا کنید

1122
01:02:12,083 --> 01:02:12,958
آره

1123
01:02:13,041 --> 01:02:14,708
آره، یه دکتره امروز صبح اومد

1124
01:02:14,791 --> 01:02:18,625
و تونست امضاش کنه؟
می‌دونست چی به چیه؟

1125
01:02:18,708 --> 01:02:19,541
آره

1126
01:02:19,625 --> 01:02:21,083
تعجب‌آوره

1127
01:02:21,166 --> 01:02:22,166
البته چیز خوبیه

1128
01:02:23,708 --> 01:02:26,166
...می‌خواستم به خواهرهات بگم که

1129
01:02:26,833 --> 01:02:28,125
می‌دونم شنیدنش سخته

1130
01:02:28,750 --> 01:02:32,708
ولی اگر پدرتون، دوباره به‌هوش بیاد
واقعا غافلگیر می‌شم

1131
01:02:33,291 --> 01:02:35,791
خوش‌بختانه به‌نظر راحت میاد

1132
01:02:36,666 --> 01:02:38,166
در رابطه با اتفاقات بعدش باید بگم

1133
01:02:38,250 --> 01:02:41,333
که من و میرابلا، به محض اینکه بتونیم
خودمون رو می‌رسونیم

1134
01:02:41,416 --> 01:02:43,416
و تا جایی که بتونیم
کمک می‌کنیم

1135
01:02:43,500 --> 01:02:46,791
ولی یه سری چیزها هم هست
که نمی‌تونیم پاسخگوشون باشیم

1136
01:02:46,875 --> 01:02:49,125
اینکه دقیقا کی متوجه شدید
که فوت شده

1137
01:02:49,208 --> 01:02:52,375
البته اگر بتونید زمانش رو
ثبت کنید، خوب می‌شه

1138
01:02:52,458 --> 01:02:55,333
.لازم نیست ثانیه‌ش هم قید بشه
درک‌تون می‌کنیم

1139
01:02:55,958 --> 01:02:58,791
هروقت تونستید، دقیقه‌ش رو مشخص کنید

1140
01:02:59,750 --> 01:03:03,666
شاید بهتر باشه بین خودتون
تقسیم وظایف کنید

1141
01:03:03,750 --> 01:03:06,125
،کی تماس می‌گیره
کی جزئیات رو ثبت می‌کنه

1142
01:03:07,666 --> 01:03:09,166
به همدیگه نیاز خواهید داشت

1143
01:03:09,750 --> 01:03:11,666
خوبه که سه‌تایید

1144
01:03:11,750 --> 01:03:14,916
انگاری داری می‌گی که
این تهشه

1145
01:03:16,833 --> 01:03:18,791
...و الان اینجاییم

1146
01:03:19,583 --> 01:03:20,750
رسیدیم به آخر خط

1147
01:03:22,125 --> 01:03:24,750
آره، ولی مگه دیروز
همین بساط رو نداشتیم؟

1148
01:03:25,416 --> 01:03:29,666
.توهین نباشه‌ها، می‌دونیم داره می‌میره
درک می‌کنیم

1149
01:03:29,750 --> 01:03:31,125
می‌گی نمی‌تونی تاریخش رو مشخص کنی

1150
01:03:31,208 --> 01:03:36,000
ولی هر روز میای اینجا و می‌گی
دیگه این تهشه

1151
01:03:36,083 --> 01:03:38,583
نمی‌خوام به‌جای اونا صحبت کنم

1152
01:03:38,666 --> 01:03:41,125
ولی داره می‌ره رو مخِ من یکی

1153
01:03:41,208 --> 01:03:44,333
.خیلی شده
خیلی وقته قراره باهاش خداحافظی کنیم

1154
01:03:44,416 --> 01:03:46,096
آره، قطعاً دیروز بود

1155
01:03:46,125 --> 01:03:47,458
و همین‌طور امروز -
آره -

1156
01:03:47,541 --> 01:03:49,875
ببخشید اگر وحشت بی‌مورد
ایجاد کردم

1157
01:03:49,958 --> 01:03:52,000
قطعا چنین نیتی نداشتم

1158
01:03:52,791 --> 01:03:55,416
صرفا اوضاع درحال پایانه

1159
01:03:55,958 --> 01:03:57,750
واسه همین اینجام -
می‌دونیم -

1160
01:03:58,625 --> 01:04:02,125
.و خیلی هم کمک کردی
باور کن که ممنونتیم

1161
01:04:02,833 --> 01:04:04,375
دیروقت بود

1162
01:04:05,083 --> 01:04:06,166
نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

1163
01:04:06,250 --> 01:04:08,916
یارو هر روز میاد اینجا
و می‌گه که قراره بمیره

1164
01:04:09,000 --> 01:04:11,625
،همین‌جوریش اوضاع بد هست
ولی این یارو دیگه خیلی دراماتیکه

1165
01:04:11,708 --> 01:04:12,708
می‌دونم، می‌دونم

1166
01:04:12,791 --> 01:04:15,666
«صبح به‌خیر. باباتون قراره بمیره»

1167
01:04:15,750 --> 01:04:18,083
«می‌شه یه‌کم قهوه برام بریزید؟»

1168
01:04:18,166 --> 01:04:20,166
شما دوتا چه‌تون شده؟

1169
01:04:20,250 --> 01:04:22,875
ببخشید، نباید چیزی بگم

1170
01:04:22,958 --> 01:04:25,500
.نه، حق با توئه
باید یه‌کم تغییر رویه بده

1171
01:04:25,583 --> 01:04:30,375
مثلا واسه اینکه محک‌مون بزنه که داریم
گوش می‌دیم یا نه، بگه به‌زودی تردستی می‌کنه

1172
01:04:30,458 --> 01:04:31,458
تردستی؟

1173
01:04:32,250 --> 01:04:34,041
.آره، یه چیزی همین‌جوری بگه
حالا هرچی که می‌خواد باشه

1174
01:04:34,125 --> 01:04:36,791
تردستی چرا؟ بابا که بلد نیست

1175
01:04:36,875 --> 01:04:38,684
قبلا می‌تونست
سکه غیب کنه

1176
01:04:38,708 --> 01:04:39,625
آره

1177
01:04:39,708 --> 01:04:40,708
...خیلی‌خب

1178
01:04:40,791 --> 01:04:42,166
آره، آره

1179
01:04:43,000 --> 01:04:47,875
پدرتون، الان‌هاست که یه سکه»
«ناپدید کنه

1180
01:04:47,958 --> 01:04:50,666
.آره، با این حال می‌کنم
برام منطقیه

1181
01:04:50,750 --> 01:04:52,375
.خیلی نشئه‌ای، ولی آره
موافقم

1182
01:04:52,458 --> 01:04:54,041
می‌خوای بری پیشش؟

1183
01:04:56,375 --> 01:04:58,916
اگر می‌خوای... بهت فشار نمیارم‌ها
...ولی اگر می‌خوای

1184
01:04:59,708 --> 01:05:03,125
،که با ما یا بدون ما وارد بشی
امیدوارم بگی

1185
01:05:07,083 --> 01:05:08,750
خیلی‌خب، من می‌رم پیشش

1186
01:05:08,833 --> 01:05:11,208
اگر چیزی شد، صداتون می‌کنم

1187
01:05:11,708 --> 01:05:13,583
اگر سکه غیب شد
صداتون می‌کنم

1188
01:05:22,250 --> 01:05:25,541
دوست ندارم رابطه‌مون
بعد از مرگش، به‌پایان برسه

1189
01:05:28,958 --> 01:05:30,333
چه رابطه‌ای؟

1190
01:05:30,416 --> 01:05:32,375
خب، دوست داری چه رابطه‌ای باشه؟

1191
01:05:46,291 --> 01:05:48,125
نه، تلفن رو جواب می‌دی

1192
01:05:48,208 --> 01:05:49,208
تریسی

1193
01:05:51,416 --> 01:05:55,083
تیم بنت، فوراً به جیمی هانت
تکل زد

1194
01:05:55,166 --> 01:05:56,625
اینجوری می‌شه دیگه

1195
01:05:57,250 --> 01:05:59,166
از یک فامبل، جون سالم به‌در می‌بره

1196
01:06:00,458 --> 01:06:02,178
برام مهم نیست که داشتی
ناهار می‌خوردی

1197
01:06:02,208 --> 01:06:04,226
...یک کرنربک بسیار تهاجمی...

1198
01:06:04,250 --> 01:06:05,250
تریسی؟

1199
01:06:05,791 --> 01:06:07,767
دوست دارم بازی چنین کرنربک‌هایی رو
تماشا کنم

1200
01:06:07,791 --> 01:06:11,750
اونایی که مشکلی با تکل زدن
...توی بک‌فیلد ندارن

1201
01:06:12,208 --> 01:06:13,208
نمی‌تونم

1202
01:06:14,041 --> 01:06:15,125
تریسی؟

1203
01:06:16,333 --> 01:06:18,750
...این مدافعان...

1204
01:06:19,875 --> 01:06:21,125
تریسی، گوش کن

1205
01:06:21,625 --> 01:06:23,500
ازت می‌خوام دست برداری
و به حرفم گوش بدی

1206
01:06:24,250 --> 01:06:25,958
این کار رو نکن

1207
01:06:26,041 --> 01:06:28,333
تریسی، ازت می‌خوام
...که با

1208
01:06:28,416 --> 01:06:31,291
تریسی

1209
01:06:39,875 --> 01:06:41,750
مطمئنی که حداقل
نصفش رو نمی‌خوای؟

1210
01:06:41,833 --> 01:06:43,353
نه، واقعا گرسنه‌م نیست

1211
01:06:48,166 --> 01:06:50,041
می‌دونم عجیبه، ولی روش نوشته
همین کار رو بکنید

1212
01:06:50,125 --> 01:06:51,166
ایرادی نداره

1213
01:06:52,166 --> 01:06:53,846
واقعا؟ هیچی میل نداری؟

1214
01:06:53,875 --> 01:06:56,000
من که اینجا همیشه گرسنه‌م -
واقعا؟ -

1215
01:06:56,500 --> 01:06:58,340
می‌خوای یه استراحتی به خودت بدی؟
اگر بخوای، می‌تونم برم پیشش بشینم

1216
01:06:58,375 --> 01:07:01,125
من مشکلی ندارم. تو خودت می‌خوای
بری پیشش باشی؟

1217
01:07:01,208 --> 01:07:05,166
.چون می‌تونیم باهم بریم پیشش
ایرادی نداره، چون دارم براش کتاب می‌خونم

1218
01:07:05,250 --> 01:07:07,250
.نه، ایرادی نداره
خودم کار دارم

1219
01:07:15,541 --> 01:07:16,916
می‌دونی ریچل کجا رفت؟

1220
01:07:17,500 --> 01:07:18,500
نه

1221
01:07:50,458 --> 01:07:51,541
کریستینا؟

1222
01:07:55,333 --> 01:07:56,333
کریستینا؟

1223
01:07:58,250 --> 01:07:59,250
هی

1224
01:08:04,333 --> 01:08:05,166
اوه

1225
01:08:05,250 --> 01:08:07,166
اینجایی -
آره -

1226
01:08:08,708 --> 01:08:10,333
صرفا یه لحظه با خودم
خلوت کرده بودم. چی شده؟

1227
01:08:10,416 --> 01:08:13,041
.هیچی، خلوت کن
همه‌چیز مرتبه

1228
01:08:38,916 --> 01:08:41,291
مُرد؟ -
نه -

1229
01:08:41,875 --> 01:08:44,041
نه، اگر چنین چیزی می‌شد
صدات می‌کردیم

1230
01:08:46,041 --> 01:08:47,041
نمی‌دونم

1231
01:08:48,208 --> 01:08:49,958
صرفا اینجا نشستنت عجیبه

1232
01:08:52,875 --> 01:08:54,958
کیتی غذا درست کرده -
آره -

1233
01:08:57,041 --> 01:08:58,916
جو خیلی عجیبی شده

1234
01:08:59,000 --> 01:09:02,958
صرفا می‌خوام یه‌کم با خودم
خلوت کنم و بعدش برگردم پیش بابا

1235
01:09:04,375 --> 01:09:05,375
باشه

1236
01:09:06,791 --> 01:09:07,791
خیلی‌خب

1237
01:09:08,708 --> 01:09:11,041
.بهتره برم نتایج رو چک کنم
شرط ترکیبی بستم

1238
01:09:11,125 --> 01:09:13,583
...برنده نمی‌شم‌ها، ولی

1239
01:09:14,666 --> 01:09:15,666
کسی چه می‌دونه

1240
01:09:28,958 --> 01:09:29,958
حالت خوبه؟

1241
01:09:30,750 --> 01:09:32,000
خوبم

1242
01:09:35,333 --> 01:09:36,333
خیلی‌خب

1243
01:09:44,333 --> 01:09:45,875
بیا، این رو بخور

1244
01:09:47,250 --> 01:09:48,250
ممنون

1245
01:09:49,916 --> 01:09:51,833
قربانت

1246
01:10:30,666 --> 01:10:31,666
سلام بابا

1247
01:10:32,208 --> 01:10:34,416
ضریب‌ها به این شکلن

1248
01:10:35,458 --> 01:10:37,375
‫کلیپرز، ۱۲۵+

1249
01:10:37,916 --> 01:10:39,208
‫بیلز ۲۰۰-

1250
01:10:39,291 --> 01:10:41,291
‫تایتانز ۱۴۵-

1251
01:10:41,375 --> 01:10:42,791
‫وایکینگز ۹۰۰-

1252
01:10:43,291 --> 01:10:44,708
‫متس ۱۱۵-

1253
01:10:44,791 --> 01:10:47,583
‫و ایگلز ۲۲۰-

1254
01:10:47,666 --> 01:10:48,666
...پس

1255
01:10:49,666 --> 01:10:52,291
با ۲۰ دلار می‌تونم ۷۲۴ دلار و خرده‌ای
به جیب بزنم

1256
01:10:53,000 --> 01:10:55,291
دیوانه‌واره، نه؟

1257
01:11:07,166 --> 01:11:08,166
آره

1258
01:11:31,500 --> 01:11:33,291
.از دیدنت خوش‌حالم
بیا تو

1259
01:11:39,416 --> 01:11:41,208
حال پدرت چطوره؟

1260
01:11:41,291 --> 01:11:45,250
.هنوز زنده‌ست
داره می‌جنگه

1261
01:11:50,000 --> 01:11:51,833
غذا می‌خوری؟
سوپ درست کردم

1262
01:11:53,916 --> 01:11:55,708
نه؟ قهوه چطور؟

1263
01:11:56,291 --> 01:11:57,875
خیلی‌خب

1264
01:11:59,708 --> 01:12:01,548
خب، اگر نظرت عوض شد
بهم بگو

1265
01:12:01,625 --> 01:12:02,875
خیلی زیاد درست کردم

1266
01:12:04,583 --> 01:12:08,250
عه، می‌خوای بری حموم؟
با آقا اردکه؟ دیگه کی؟

1267
01:12:09,375 --> 01:12:10,375
حباب خانم؟

1268
01:12:10,916 --> 01:12:12,166
عجب بابای خوبی داری‌ها

1269
01:12:13,500 --> 01:12:15,333
از طرف من هم آب بپاش روش، باشه؟

1270
01:12:18,291 --> 01:12:19,291
هی

1271
01:12:19,750 --> 01:12:20,750
هی

1272
01:12:23,500 --> 01:12:24,875
دستت بنده

1273
01:12:24,958 --> 01:12:27,708
.نه، هیچی، هیچی
همه‌چیز مرتبه

1274
01:12:27,791 --> 01:12:30,791
.صرفا دلم خواست یه سلامی بکنم
احساس غریبی کردم

1275
01:12:33,208 --> 01:12:35,375
حتما. ممنون

1276
01:12:37,541 --> 01:12:38,916
تکیه بده

1277
01:12:40,333 --> 01:12:42,375
به طرز نشستنت آگاه باش

1278
01:12:43,791 --> 01:12:46,250
...یادت باشه که اساس مدیتیشن

1279
01:12:47,125 --> 01:12:50,666
اینه که بشینی و احساس امنیت کنی

1280
01:12:51,666 --> 01:12:52,916
...بقیه جوانبش

1281
01:13:24,708 --> 01:13:26,250
حالت چطوره ریچل؟

1282
01:13:27,833 --> 01:13:28,875
خوبم

1283
01:13:30,541 --> 01:13:31,541
بابات چطوره؟

1284
01:13:32,833 --> 01:13:33,958
می‌جنگه

1285
01:13:34,708 --> 01:13:35,708
هنوز زنده‌ست

1286
01:13:36,708 --> 01:13:37,791
خوبه

1287
01:13:38,916 --> 01:13:39,916
آره

1288
01:13:40,666 --> 01:13:43,875
می‌دونی که می‌خوام
بهت چی بگم دیگه؟

1289
01:13:44,541 --> 01:13:45,916
درباره سیگار کشیدن در اینجا

1290
01:13:47,208 --> 01:13:49,291
فرض کن گفتم، باشه؟

1291
01:13:51,208 --> 01:13:52,208
باشه، باشه

1292
01:13:52,916 --> 01:13:53,916
ممنون

1293
01:14:40,625 --> 01:14:42,583
روزانه چند بار این کار رو می‌کنی؟

1294
01:14:42,666 --> 01:14:44,083
هروقت که بتونم

1295
01:14:44,166 --> 01:14:46,500
معمولا وقتش رو ندارم
ولی بهم کمک می‌کنه

1296
01:14:47,833 --> 01:14:49,375
می‌خوای بهم ملحق بشی؟

1297
01:14:49,458 --> 01:14:50,333
ممنون

1298
01:14:50,416 --> 01:14:53,666
شاید وقتی بچه‌ها بزرگ‌تر شدن
و از خونه رفتن، شروع کردم

1299
01:14:56,041 --> 01:14:57,708
نوشتنش برام سخته

1300
01:14:58,208 --> 01:15:00,333
به‌نظرم بهتره از ریچل بخوای

1301
01:15:01,041 --> 01:15:02,041
واقعا؟

1302
01:15:09,833 --> 01:15:10,833
سرت شلوغه؟

1303
01:15:12,708 --> 01:15:16,916
.دارم روی اعلامیه ترحیمش کار می‌کنم
امیدوار بودم بهم کمک کنی

1304
01:15:18,833 --> 01:15:20,750
از این چیزها سر درنمیارم

1305
01:15:20,833 --> 01:15:21,958
من هم همین‌طور

1306
01:15:22,458 --> 01:15:23,750
وینسنت از کار کردن

1307
01:15:23,833 --> 01:15:26,041
برای سازمان خدمات اداری شهری
مفتخر بود

1308
01:15:26,125 --> 01:15:28,916
بعد از سی و دو سال، به عنوانِ
سرپرستِ ارشد، بازنشسته شد

1309
01:15:29,000 --> 01:15:30,040
و بین همکارانش، محبوب بود

1310
01:15:30,083 --> 01:15:33,500
وینسنت جهت فداکاریش برای خانواده و دوستانش

1311
01:15:33,583 --> 01:15:35,708
مهمان‌نوازیش و شوخ‌طبعیش

1312
01:15:35,791 --> 01:15:37,750
و عشق بی‌قید و شرطش
به گروه جتز، در یادها باقی می‌مونه

1313
01:15:41,583 --> 01:15:42,583
همین؟

1314
01:15:43,041 --> 01:15:44,041
تا الان آره

1315
01:15:44,666 --> 01:15:47,916
و می‌دونم خیلی خشک به‌نظر میاد

1316
01:15:48,000 --> 01:15:51,000
ولی نمی‌دونم چطوری زندگیش رو
توی چند کلمه، خلاصه کنم

1317
01:15:51,583 --> 01:15:53,142
تا الان که خوب بوده

1318
01:15:53,166 --> 01:15:55,333
.نمی‌دونم اینا رو کی می‌خونه
نمی‌دونم

1319
01:15:55,416 --> 01:15:57,416
اگر می‌شناختیش، خب می‌شناختیش دیگه

1320
01:15:57,500 --> 01:15:59,875
یه‌جور حالت ثبتی داره

1321
01:15:59,958 --> 01:16:03,250
،اینجوریه که اگر کسی کنجکاوه
این آقا وجود داشته

1322
01:16:03,333 --> 01:16:05,166
باهات شرط می‌بندم

1323
01:16:05,958 --> 01:16:09,041
هرچی بنویسی، بقیه متوجه نمی‌شن

1324
01:16:09,750 --> 01:16:11,750
بنویس با چندتا جنده روانی
ازدواج کرد

1325
01:16:11,833 --> 01:16:13,375
چندتا جنده روانی هم بزرگ کرد

1326
01:16:13,458 --> 01:16:14,458
ممنون

1327
01:16:15,291 --> 01:16:17,250
.خیلی‌خب، پس جدیه
باشه

1328
01:16:17,750 --> 01:16:19,166
...وینسنت

1329
01:16:20,625 --> 01:16:21,750
گروه جتز رو دوست داشت

1330
01:16:21,833 --> 01:16:22,708
آره، نوشتمش

1331
01:16:22,791 --> 01:16:25,500
دوست داره به چیزهای مسخره بخنده

1332
01:16:26,041 --> 01:16:27,875
فیلم‌های قدیمی دوست داره

1333
01:16:28,958 --> 01:16:30,333
آهنگ‌های صفحه‌های گرامافون رو
گوش می‌ده

1334
01:16:30,416 --> 01:16:31,416
...آه

1335
01:16:31,875 --> 01:16:32,875
...اون

1336
01:16:33,750 --> 01:16:36,041
...بعضی وقت‌ها

1337
01:16:36,666 --> 01:16:39,666
به اخبار رادیویی زنگ می‌زنه
و باهاشون بحث می‌کنه

1338
01:16:40,791 --> 01:16:45,583
،بدجوری قاطی می‌کنه
سرشون داد می‌زنه

1339
01:16:45,666 --> 01:16:47,083
و بعد دلیلش رو یادش می‌ره

1340
01:16:48,000 --> 01:16:51,625
خیلی چیزهایی که نباید
به کیرت باشه

1341
01:16:51,708 --> 01:16:53,166
به کیرش نیست

1342
01:16:53,250 --> 01:16:57,583
خیلی چیزهایی که نباید به کیرت باشه
...به کیرش هم نیست

1343
01:16:57,666 --> 01:16:58,708
اینش راسته

1344
01:16:58,791 --> 01:17:01,083
هرچی گفتم راسته -
می‌دونم -

1345
01:17:01,166 --> 01:17:02,958
این از چیزی که من نوشتم، جالب‌تره

1346
01:17:03,500 --> 01:17:05,208
ولی این هم صرفا یه لیسته

1347
01:17:05,291 --> 01:17:06,291
سعی‌م رو کردم

1348
01:17:07,833 --> 01:17:11,500
یک روز... این قضیه مال بعد از مرگ ساراست

1349
01:17:11,583 --> 01:17:14,101
،و کیتی، تازه رفته بودی دانشگاه
یا تابستون سال قبلش بود

1350
01:17:14,125 --> 01:17:18,000
ولی اینجا نبودی
...و ریچل، تو

1351
01:17:18,625 --> 01:17:21,625
،شب‌‌های زیادی رو بیرون می‌موندی
پس خیلی غیرعادی نبود

1352
01:17:21,708 --> 01:17:25,916
که با پدرم، شب‌ها تنها باشیم

1353
01:17:26,000 --> 01:17:27,666
واسه تکالیف مدرسه‌م
به کمک زیادی، نیاز نداشتم

1354
01:17:27,750 --> 01:17:31,500
و اون هم هنوز عزادار بود

1355
01:17:32,125 --> 01:17:35,375
ولی بعضی وقت‌ها بعد از شام

1356
01:17:35,458 --> 01:17:37,083
یه فیلم یا یه سریالی می‌دیدیم

1357
01:17:37,166 --> 01:17:39,708
و هنوز خیلی به اون دوران
فکر می‌کنم

1358
01:17:39,791 --> 01:17:42,166
آروم بود

1359
01:17:43,291 --> 01:17:49,541
خب، یه شب، فیلمی که دیدیم
خیلی براش ناراحت‌کننده بود

1360
01:17:49,625 --> 01:17:52,583
نمی‌دونم چی بود، فقط یکی توش
داشت می‌مرد

1361
01:17:52,666 --> 01:17:55,125
و می‌خواست برام توضیح بده

1362
01:17:55,208 --> 01:17:58,875
مرگی که توی فیلم
شاهدش هستیم

1363
01:17:58,958 --> 01:18:02,791
هیچ ارتباطی با مرگِ واقعی نداره

1364
01:18:02,875 --> 01:18:06,041
می‌خواست بگه که کتاب‌ها و فیلم‌ها

1365
01:18:06,125 --> 01:18:08,208
و هرچیز دیگه‌ای که سعی داشته
مرگ رو نشون بده، اشتباه نشون داده

1366
01:18:08,291 --> 01:18:10,166
و ابزارش از طریق تصاویر و کلمات

1367
01:18:10,250 --> 01:18:12,250
باعث شده اشتباه
نشون داده بشه

1368
01:18:12,333 --> 01:18:16,333
.دروغ بزرگی بوده
...مثل چیزی که داشتیم می‌دیدیم

1369
01:18:16,416 --> 01:18:18,208
یادم میاد

1370
01:18:19,291 --> 01:18:22,416
تنها راه خلاصه کردن زندگی یه نفر

1371
01:18:22,500 --> 01:18:25,583
و تنها راه داشتن دید واقع‌بینانه

1372
01:18:26,416 --> 01:18:31,333
کاری که کردن، شخصیت‌شون
...نحوه ابراز علاقه‌شون

1373
01:18:32,250 --> 01:18:34,250
چی شده؟ -
نه، نه، خوابیده -

1374
01:18:34,333 --> 01:18:35,625
فقط وقتشه برم

1375
01:18:37,416 --> 01:18:38,625
دیوانه‌وار بود

1376
01:18:39,333 --> 01:18:40,933
وای خدا، فکر کردم
یه اتفاقی افتاده

1377
01:18:41,000 --> 01:18:42,041
من هم همین‌طور

1378
01:18:42,125 --> 01:18:43,541
این واقعا دیوانه‌واره

1379
01:18:43,625 --> 01:18:46,500
.یهو پریشون شدیم
این کار اشتباهه

1380
01:18:46,583 --> 01:18:48,750
می‌رم بدرقه‌ش کنم

1381
01:18:48,833 --> 01:18:50,416
چی؟ نه، یه لحظه وایسا

1382
01:18:50,500 --> 01:18:52,958
.اینجوری تو خماری نذارمون
...می‌خواستی

1383
01:18:54,833 --> 01:18:56,541
حرف بابا درباره مرگ رو
بهمون بگو

1384
01:18:57,041 --> 01:18:58,041
راست می‌گی

1385
01:18:59,500 --> 01:19:03,958
می‌گفت تنها ابراز احساسی
...که مرگ به‌دنبال داره

1386
01:19:04,041 --> 01:19:05,125
از طریق عدم حضوره

1387
01:19:05,208 --> 01:19:07,750
بقیه چیزها صرفاً خیالاتن

1388
01:19:10,000 --> 01:19:12,291
خیلی‌خب

1389
01:19:13,500 --> 01:19:14,666
...پس اساساً

1390
01:19:15,708 --> 01:19:16,958
نباید چیزی بنویسی

1391
01:19:17,583 --> 01:19:19,375
به‌نظرم منظور بابا این بوده که

1392
01:19:19,458 --> 01:19:22,750
تا بعد از مرگش، نمی‌دونیم
چه‌جور آدمی بوده

1393
01:19:23,500 --> 01:19:26,916
ولی به‌نظرم وقتی آدم‌ها زنده‌ن
باز هم می‌دونم چه‌جور آدمی هستن، نه؟

1394
01:19:27,000 --> 01:19:28,166
آره

1395
01:19:29,458 --> 01:19:31,125
.یه‌جورهایی آره
...خب

1396
01:19:31,916 --> 01:19:33,500
می‌دونیم الان چه‌جور آدمی هستن

1397
01:19:34,666 --> 01:19:35,583
...من

1398
01:19:37,625 --> 01:19:39,250
...به من مربوط نمی‌شه‌ها، ولی

1399
01:19:40,458 --> 01:19:43,333
شنیدم که داشتی با تریسی
...بحث می‌کردی ولی می‌دونی

1400
01:19:43,416 --> 01:19:46,125
اون الان یه نوجوونه

1401
01:19:46,208 --> 01:19:47,500
خودت هم این رو می‌دونی

1402
01:19:47,583 --> 01:19:49,250
...به‌نظرم منظور بابا

1403
01:19:50,000 --> 01:19:51,000
...چیز بود

1404
01:19:51,916 --> 01:19:52,833
کل این قضیه

1405
01:19:52,916 --> 01:19:55,500
...همه‌ش، می‌دونی

1406
01:19:56,000 --> 01:19:59,833
دوران‌های متفاوت و آدم‌های متفاوتی
...که می‌تونیم باشیم

1407
01:20:01,083 --> 01:20:03,250
می‌دونی، توی طول عمرمون

1408
01:20:07,208 --> 01:20:08,208
آره

1409
01:20:10,125 --> 01:20:12,125
در رابطه با تریسی، آدم این رو
سریع فراموش می‌کنه

1410
01:20:12,791 --> 01:20:14,708
انگار که قراره تا ابد
اینجوری بمونه

1411
01:20:14,791 --> 01:20:16,125
نه

1412
01:20:16,208 --> 01:20:18,458
بزرگ‌تر که بشه باز هم لوس می‌مونه

1413
01:20:18,541 --> 01:20:20,166
ولی یه نوع دیگه از لوس بودن

1414
01:20:23,166 --> 01:20:24,291
دارم شوخی می‌کنم

1415
01:20:24,375 --> 01:20:25,375
آره، می‌دونم

1416
01:20:32,208 --> 01:20:35,208
شرمنده که بیش‌تر اینجا نبودم
تا کمکت کنم

1417
01:20:36,000 --> 01:20:37,208
می‌دونم برات سخت بود

1418
01:20:40,250 --> 01:20:41,375
طوری نیست

1419
01:20:43,833 --> 01:20:45,041
اتفاقا باهاش حال کردم

1420
01:20:47,458 --> 01:20:48,541
ولی ممنون

1421
01:20:48,625 --> 01:20:51,041
و امیدوارم از اینجا نری

1422
01:20:51,125 --> 01:20:52,125
چرا؟

1423
01:20:52,541 --> 01:20:55,041
چون می‌خوام آپارتمان
بین خانواده‌مون بمونه

1424
01:21:01,625 --> 01:21:03,875
می‌خواید الان با همدیگه بریم داخل؟

1425
01:21:06,333 --> 01:21:08,291
یالا، بیاید بریم

1426
01:21:22,666 --> 01:21:25,333
ببین کی‌ها اومدن

1427
01:21:26,875 --> 01:21:28,666
سلام

1428
01:21:31,375 --> 01:21:33,208
سلام بابایی، منم

1429
01:21:33,291 --> 01:21:34,291
بلند

1430
01:21:35,791 --> 01:21:37,041
چی گفتی، بابایی؟

1431
01:21:38,166 --> 01:21:40,833
.متوجه نمی‌شم
می‌خوای جابجات کنم؟

1432
01:21:41,625 --> 01:21:43,041
یه‌بار دیگه می‌گی؟

1433
01:21:43,125 --> 01:21:44,833
فکرکنم بابا می‌خواد
بلندش کنیم که بشینه

1434
01:21:44,916 --> 01:21:47,333
واقعا؟ -
بابا؟ -

1435
01:21:48,125 --> 01:21:49,851
حواست به تابلو باشه -
باشه -

1436
01:21:49,875 --> 01:21:51,017
وای خدا -
...بچه‌ها -

1437
01:21:51,041 --> 01:21:53,142
بچه‌ها، این ایده خوبیه؟ -
صرفا آروم برو -

1438
01:21:53,166 --> 01:21:54,625
خیلی‌خب، مواظب باش لطفا

1439
01:21:54,708 --> 01:21:56,875
مواظب پاش باش -
دنبالم بیا -

1440
01:21:56,958 --> 01:21:58,642
مواظب باش -
برو بابا -

1441
01:21:58,666 --> 01:22:01,166
صاف ببریدش -
خیلی‌خب -

1442
01:22:01,250 --> 01:22:03,250
خیلی‌خب -
خارجش کردیم -

1443
01:22:03,333 --> 01:22:04,375
اوه

1444
01:22:06,416 --> 01:22:08,208
خیلی‌خب

1445
01:22:09,041 --> 01:22:10,541
فکرکنم می‌خواد روی صندلیش بشینه

1446
01:22:10,625 --> 01:22:13,833
روی صندلیش؟ کار عاقلانه‌ایه؟
اگر لازم باشه که یهو جابجاش کنیم چی؟

1447
01:22:14,416 --> 01:22:15,416
کجا؟

1448
01:22:15,750 --> 01:22:18,625
خیلی‌خب -
باشه -

1449
01:22:19,583 --> 01:22:22,000
بیا -
آره، اون یکی صندلی رو بیار -

1450
01:22:24,250 --> 01:22:25,250
اوه

1451
01:22:25,833 --> 01:22:27,393
داریش؟ -
آره، دارمش -

1452
01:22:27,875 --> 01:22:29,625
مانیتور رو بیار اینجا

1453
01:22:29,708 --> 01:22:31,188
خیلی‌خب -
خیلی‌خب، وایسا -

1454
01:22:31,708 --> 01:22:34,583
پاهات رو بلند می‌کنم بابا، باشه؟

1455
01:22:34,666 --> 01:22:37,059
قفلش کن -
باشه -

1456
01:22:46,083 --> 01:22:48,083
یک، دو، سه

1457
01:22:56,333 --> 01:22:59,166
آره، می‌زنمش تو برق

1458
01:22:59,250 --> 01:23:00,708
خیلی‌خب، بیا

1459
01:23:00,791 --> 01:23:02,458
باشه. ممنون

1460
01:23:02,958 --> 01:23:05,291
مواظب باش

1461
01:23:05,375 --> 01:23:06,695
زدی؟ -
آره -

1462
01:23:08,000 --> 01:23:09,476
وصل شد -
خیلی‌خب -

1463
01:23:09,500 --> 01:23:11,083
اکسیژن داره جریان پیدا می‌کنه

1464
01:23:11,166 --> 01:23:13,583
خیلی‌خب

1465
01:23:13,666 --> 01:23:15,125
آره

1466
01:23:28,583 --> 01:23:30,851
چی کار کنیم؟ بعید می‌دونم
غذا خوردن براش مناسب باشه

1467
01:23:30,875 --> 01:23:34,000
.باهم وقت می‌گذرونیم
می‌تونیم فیلمی بازی‌ای چیزی ببینیم

1468
01:23:34,083 --> 01:23:35,166
...آره

1469
01:23:35,250 --> 01:23:36,916
تایتان‌ها شرطمون رو خراب کردن

1470
01:23:37,000 --> 01:23:40,208
ولی اگر بخوای، می‌تونیم
بازی بیلز رو تماشا کنیم

1471
01:23:42,500 --> 01:23:43,875
تماشا کنیم؟

1472
01:23:43,958 --> 01:23:45,758
بچرخونش -
باشه -

1473
01:23:50,166 --> 01:23:51,708
خیلی‌خب -
خیلی‌خب -

1474
01:23:51,791 --> 01:23:55,666
هی

1475
01:23:57,125 --> 01:23:59,666
افتضاح بود

1476
01:23:59,750 --> 01:24:00,875
اوه، بابایی

1477
01:24:20,166 --> 01:24:22,666
...دخترها، لطفا

1478
01:24:26,166 --> 01:24:28,958
...این صدا -
...بابا -

1479
01:24:29,041 --> 01:24:30,750
وایسا، نمی‌تونی

1480
01:24:43,166 --> 01:24:45,916
نه، نه، نه -
نه، نه -

1481
01:24:46,000 --> 01:24:47,375
نه، بذارید کارم رو بکنم

1482
01:24:49,916 --> 01:24:52,000
...هنوز

1483
01:24:52,750 --> 01:24:54,208
قوت دارم

1484
01:25:28,041 --> 01:25:29,708
خیلی‌خب، شوکه نشید

1485
01:25:29,791 --> 01:25:31,458
به اندازه کافی، توی تخت بودم

1486
01:25:42,750 --> 01:25:43,750
اوه

1487
01:25:44,375 --> 01:25:45,375
...آه

1488
01:25:46,000 --> 01:25:48,875
...ممنونم که سعی‌تون رو کردید، ولی

1489
01:25:51,708 --> 01:25:52,708
نه

1490
01:25:53,250 --> 01:25:54,541
ریچل خواهرته

1491
01:25:55,875 --> 01:25:57,125
دخترمه

1492
01:25:58,416 --> 01:26:01,083
مثل دختر خودم، بزرگش نکردم

1493
01:26:01,166 --> 01:26:02,500
چون دختر خودمه

1494
01:26:02,583 --> 01:26:04,541
اگه نسبت خونی
براش مهم بود

1495
01:26:04,625 --> 01:26:06,666
یه پدر دیگه می‌داشت

1496
01:26:06,750 --> 01:26:09,000
یه پدری، مثل پدر من

1497
01:26:09,083 --> 01:26:11,750
پدرم، آدمِ عوضی‌ای بود

1498
01:26:11,833 --> 01:26:13,250
این رو که خودتون می‌دونید

1499
01:26:13,333 --> 01:26:15,625
...نسبتِ خونی داشتیم، ولی

1500
01:26:16,958 --> 01:26:18,875
نمی‌شد اسمش رو پدر گذاشت

1501
01:26:23,541 --> 01:26:26,958
نمی‌دونی که

1502
01:26:27,541 --> 01:26:29,458
ریچل چقدر دوستت داره

1503
01:26:29,541 --> 01:26:31,708
و چقدر براش مهمی

1504
01:26:31,791 --> 01:26:34,875
وقتی رفتی دانشگاه
و از خونه رفتی

1505
01:26:34,958 --> 01:26:37,291
به‌طرز بی‌سابقه‌ای ناراحت شد

1506
01:26:37,375 --> 01:26:40,541
مشابه‌ش رو فقط موقعی که مادرش
مریض شد و فوت کرد دیدم

1507
01:26:43,166 --> 01:26:44,958
خیلی منتظر موندم

1508
01:26:45,041 --> 01:26:48,375
تا بالاخره بفهمید که
چرا این‌قدر دعوا می‌کنید

1509
01:26:50,375 --> 01:26:52,000
چقدر به‌هم شباهت دارید

1510
01:26:52,541 --> 01:26:54,833
می‌خوام وقتی مُردم
سعی‌تون رو بکنید

1511
01:26:54,916 --> 01:26:57,791
می‌دونم می‌تونید رابطه بهتری بسازید

1512
01:26:58,625 --> 01:27:01,875
بعد از مُردنم، در ارتباط خواهید بود

1513
01:27:01,958 --> 01:27:03,375
حتی شاید ارتباطتون
پررنگ‌تر هم بشه

1514
01:27:03,458 --> 01:27:04,625
مطمئنم

1515
01:27:08,833 --> 01:27:09,833
کریستینا

1516
01:27:13,708 --> 01:27:14,708
کریستینا

1517
01:27:16,416 --> 01:27:18,125
می‌دونم بهت ظلم شده

1518
01:27:19,333 --> 01:27:22,500
شنیدم خاطره فیلم دیدن‌مون رو
تعریف کردی

1519
01:27:22,583 --> 01:27:24,500
...آم

1520
01:27:24,583 --> 01:27:28,500
تنها دفعه‌ای بود که خشمم رو
سرت خالی نکردم

1521
01:27:29,000 --> 01:27:31,291
بقیه هم همین‌طور

1522
01:27:32,583 --> 01:27:34,541
واقعا از صمیم قلبم متاسفم

1523
01:27:36,625 --> 01:27:38,125
...از همون

1524
01:27:38,208 --> 01:27:40,833
از همون لحظه که پا گرفتی

1525
01:27:40,916 --> 01:27:43,375
به کسی نیازی نداشتی

1526
01:27:43,458 --> 01:27:45,041
می‌شد تنهات گذاشت

1527
01:27:45,125 --> 01:27:47,791
و وقتی مادرت هم فوت شد
به‌نظر نمی‌اومد مشکلی داشته باشی

1528
01:27:47,875 --> 01:27:50,541
و باید می‌فهمیدم که این ممکن نیست

1529
01:27:50,625 --> 01:27:52,125
و تو هم به اندازه من
داشتی عذاب می‌کشیدی

1530
01:27:52,208 --> 01:27:55,208
ولی درد زیادی می‌کشیدم
و نمی‌‌تونستم درک کنم

1531
01:27:57,041 --> 01:27:59,375
...و بعدش دوباره عاشق شدم و

1532
01:28:02,125 --> 01:28:03,125
...آه

1533
01:28:03,583 --> 01:28:06,208
دخترت، چیزی تو دلش نمی‌مونه

1534
01:28:07,833 --> 01:28:12,416
دیدم که چقدر بچه‌ت و دیوید رو دوست داری

1535
01:28:12,500 --> 01:28:16,666
و اگر بخوای باز هم بچه‌دار بشی
اونا رو هم همون‌قدر دوست داری

1536
01:28:16,750 --> 01:28:19,583
و ازت ممنونم

1537
01:28:20,958 --> 01:28:24,625
ممنون که بهتر از من
عمل کردی

1538
01:28:24,708 --> 01:28:26,041
که بیش‌تر تلاش کردی

1539
01:28:29,958 --> 01:28:31,666
بدجوری عاشقِ این شهرم

1540
01:28:34,166 --> 01:28:35,583
برام حیرت‌آوره

1541
01:28:37,041 --> 01:28:42,250
،مثل سوسک‌های بین علف‌ها
یه‌جوری راه‌مون رو پیدا می‌کنیم

1542
01:28:44,250 --> 01:28:47,750
واقعا دلم برای اشباح
و خاطراتی که توی

1543
01:28:48,541 --> 01:28:51,208
بلوک به بلوکِ این محله دارم، تنگ می‌شه

1544
01:28:53,750 --> 01:28:55,750
به‌گمونم خودم هم به‌زودی
خاطره می‌شم

1545
01:28:59,041 --> 01:29:05,166
به جز مادرهاتون، عاشق یکی دیگه هم بودم

1546
01:29:05,250 --> 01:29:07,333
این عشق، زمانی که خیلی جوون بودم
به دلم افتاد

1547
01:29:07,416 --> 01:29:09,375
تابستونی که به گارد ساحلی پیوستم

1548
01:29:10,375 --> 01:29:13,041
اسمش بلیس بود

1549
01:29:14,250 --> 01:29:16,958
می‌دونم، توی ایرلند
اسم رایجیه

1550
01:29:17,041 --> 01:29:18,250
و ایرلندی هم بود

1551
01:29:18,916 --> 01:29:19,916
اهل کوئینز بود

1552
01:29:21,166 --> 01:29:23,583
...و مثل همه‌تون

1553
01:29:24,458 --> 01:29:25,958
...مثل مادران‌تون

1554
01:29:26,666 --> 01:29:28,333
از پسِ خودش برمی‌اومد

1555
01:29:28,958 --> 01:29:31,916
ولی تا اون موقع، کسی رو
مثلِ بلیس، ندیده بودم

1556
01:29:32,625 --> 01:29:35,500
بیش از هرکس دیگه‌ای که
تا اون موقع دیدم

1557
01:29:35,583 --> 01:29:38,833
به چیزهای مختلف و زیادی، علاقه داشت

1558
01:29:38,916 --> 01:29:40,375
شاید حتی بعدش هم، مشابه‌ش رو
ندیده باشم

1559
01:29:40,958 --> 01:29:42,375
...از نظرش، زندگی

1560
01:29:44,375 --> 01:29:48,291
جهان و مردم، جالب بودن

1561
01:29:52,041 --> 01:29:54,791
و هم‌نشینی باهاش، آدم رو
سرمست می‌کرد

1562
01:29:54,875 --> 01:29:56,458
از بودنش، سیر نمی‌شدم

1563
01:29:56,958 --> 01:30:00,541
می‌خواستم دنیا رو مثل اون ببینم

1564
01:30:00,625 --> 01:30:03,125
تلاشم هم کردم

1565
01:30:05,708 --> 01:30:07,458
و بعدش رفتم

1566
01:30:08,416 --> 01:30:10,333
و وقتی از گارد ساحلی
خارج شدم

1567
01:30:11,791 --> 01:30:12,958
دیگه نامه‌ای رد و بدل نشد

1568
01:30:13,041 --> 01:30:15,833
،و زندگی، طبق روال خودش
جدامون کرد

1569
01:30:17,041 --> 01:30:22,416
درواقع، دیگه با همدیگه قرار نذاشتیم
و اتفاقی همدیگه رو ندیدیم

1570
01:30:23,125 --> 01:30:25,833
به جز یه‌بار

1571
01:30:26,416 --> 01:30:28,666
هرکدوم بین گروه خودمون بودیم
و توی خیابون، از کنار همدیگه رد شدیم

1572
01:30:28,750 --> 01:30:29,916
خیلی کوتاه بود

1573
01:30:33,291 --> 01:30:37,791
وقتی دستش رو گرفتم و سلام کردم

1574
01:30:38,666 --> 01:30:41,958
«گفت «هنوز من رو یادت میاد؟

1575
01:30:44,291 --> 01:30:47,208
گفتم «معلومه که آره

1576
01:30:47,875 --> 01:30:50,375
«تو زندگیم رو عوض کردی

1577
01:30:52,416 --> 01:30:53,833
لبخند زد

1578
01:30:55,541 --> 01:30:58,416
ولی اگر عذاب وجدانی داشته باشم

1579
01:30:58,500 --> 01:31:01,375
...به‌خاطر اینه که شاید بهتر بود

1580
01:31:02,250 --> 01:31:04,375
می‌تونستم بهتر، ابراز وجود کنم

1581
01:31:06,291 --> 01:31:07,833
عبرت بزرگی توش نبود

1582
01:31:08,583 --> 01:31:09,583
...من

1583
01:31:10,750 --> 01:31:13,458
می‌دونیم که همه‌مون حداقل
با یک پشیمونی‌ای می‌میریم

1584
01:31:14,416 --> 01:31:16,791
...ولی من

1585
01:31:18,541 --> 01:31:22,916
می‌خوام عشق رو درک کنید

1586
01:31:24,791 --> 01:31:27,916
چیزی که باعث تغییری اساسی
در من شد

1587
01:31:28,708 --> 01:31:30,208
بابا؟

1588
01:31:31,666 --> 01:31:32,666
...شخصیتم رو

1589
01:31:34,250 --> 01:31:35,250
شکل داد

1590
01:31:36,125 --> 01:31:37,125
بابایی

1591
01:31:37,166 --> 01:31:38,351
بابا -
بابایی -

1592
01:31:38,375 --> 01:31:39,541
بابا؟ -
بابا -

1593
01:31:39,625 --> 01:31:41,000
...که -
بابا -

1594
01:31:41,083 --> 01:31:42,208
...من

1595
01:31:42,291 --> 01:31:44,500
بابا -
نه، نه، نه -

1596
01:31:44,583 --> 01:31:46,625
بابا -
بابایی، بابایی، بابا -

1597
01:31:47,416 --> 01:31:48,416
بابا

1598
01:31:57,541 --> 01:31:59,791
[ ...در همدردی ]

1599
01:31:59,791 --> 01:32:02,458
[ اطلاعات مهم گواهی فوت ]

1600
01:32:16,416 --> 01:32:18,750
هوم

1601
01:33:17,291 --> 01:33:18,291
بابا مُرده

1602
01:34:43,583 --> 01:34:48,166
♪ پنج‌تا اردک کوچولو، یه روز رفتن بیرون ♪

1603
01:34:48,916 --> 01:34:53,291
♪ رفتن اون سر تپه و دور شدن ♪

1604
01:34:54,083 --> 01:34:59,041
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک ♪

1605
01:34:59,875 --> 01:35:04,625
♪ ولی فقط چهارتا از اردک کوچولوها برگشتن ♪

1606
01:35:18,958 --> 01:35:23,250
♪ چهار اردک کوچولو، یه روز رفتن بیرون ♪

1607
01:35:23,333 --> 01:35:27,375
♪ رفتن اون سر تپه و دور شدن ♪

1608
01:35:27,458 --> 01:35:30,958
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک ♪

1609
01:35:31,666 --> 01:35:35,708
♪ ولی فقط سه‌تا از اردک کوچولوها برگشتن ♪

1610
01:35:36,541 --> 01:35:40,875
♪ سه اردک کوچولو، یه روز رفتن بیرون ♪

1611
01:35:40,958 --> 01:35:45,250
♪ رفتن اون سر تپه و دور شدن ♪

1612
01:35:45,333 --> 01:35:49,958
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک ♪

1613
01:35:50,041 --> 01:35:54,708
♪ ولی فقط دوتا از اردک کوچولوها برگشتن ♪

1614
01:35:57,625 --> 01:36:02,208
♪ دو اردک کوچولو، یه روز رفتن بیرون ♪

1615
01:36:02,291 --> 01:36:06,541
♪ رفتن اون سر تپه و دور شدن ♪

1616
01:36:06,625 --> 01:36:10,958
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک ♪

1617
01:36:11,041 --> 01:36:15,791
♪ ولی فقط یکی از اردک کوچولوها برگشت ♪

1618
01:36:36,250 --> 01:36:40,333
♪ یک اردک کوچولو، یه روز رفت بیرون ♪

1619
01:36:40,416 --> 01:36:44,208
♪ رفت اون سر تپه و دور شد ♪

1620
01:36:44,708 --> 01:36:48,666
♪ مادر اردک گفت: کواک، کواک ♪

1621
01:36:48,750 --> 01:36:51,916
♪ ...ولی هیچ‌کدوم از پنج اردک کوچولو ♪

1622
01:36:52,000 --> 01:36:53,791
♪ برنگشتن ♪

1623
01:36:55,041 --> 01:36:56,500
حالت چطوره، ریچ؟

1624
01:36:58,791 --> 01:37:00,000
خبرش به گوشم رسید

1625
01:37:00,708 --> 01:37:01,875
متاسفم

1626
01:37:03,041 --> 01:37:04,666
حالت خوبه؟

1627
01:37:08,041 --> 01:37:09,041
آره

1628
01:37:10,458 --> 01:37:11,500
خوبم

1629
01:37:14,541 --> 01:37:15,541
ممنون، ویکتور

1630
01:37:26,416 --> 01:37:31,708
♪ مادر اردک غمگین، یه روز رفت بیرون ♪

1631
01:37:32,250 --> 01:37:37,083
♪ رفت اون سر تپه و دور شد ♪

1632
01:37:37,583 --> 01:37:43,125
♪ بابا اردک گفت: بیپ، بیپ ♪

1633
01:37:44,000 --> 01:37:45,416
♪ بیپ ♪

1634
01:37:51,333 --> 01:37:55,208
بعدش همه‌ی اون اردک‌های
 کوچولوی دیوونه برگشتن

1635
01:37:56,540 --> 01:38:05,909
«سه دختر او»

1636
01:38:05,933 --> 01:38:25,933
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1637
01:38:25,957 --> 01:38:42,957
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

