﻿1
00:00:05,808 --> 00:00:15,808
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:15,832 --> 00:00:25,832
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:25,856 --> 00:00:35,856
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:02,809 --> 00:01:05,814
‫« آنچه قرار است تماشا کنید،
‫تا حدی داستانِ واقعی است. »

5
00:01:05,815 --> 00:01:08,820
‫« الهام‌گرفته از زندگی گری جانسون »

6
00:01:09,320 --> 00:01:11,844
‫خب، منظور «نیچه» از این حرف چی بود؟

7
00:01:11,845 --> 00:01:14,369
‫«راز نفع بردن از هستی

8
00:01:14,370 --> 00:01:17,000
‫بزرگترین ثمرات، بزرگترین لذت،

9
00:01:17,001 --> 00:01:19,085
‫خطرناک زیستن است!

10
00:01:19,086 --> 00:01:21,548
‫شهرهاتون رو توی دامنه‌ی کوهستان
‫آتشفشانی وزوویوس بسازید!

11
00:01:21,549 --> 00:01:23,593
‫کشتی‌هاتون رو به دریاهای ناشناخته بفرستید!

12
00:01:23,594 --> 00:01:26,724
‫با خودتون و همسالان‌تون
‫در کشمکش باشید!»

13
00:01:26,725 --> 00:01:29,646
‫اینجا منظورش چی بوده؟

14
00:01:31,815 --> 00:01:33,235
‫کسی جوابی نداره؟

15
00:01:34,487 --> 00:01:35,697
‫سیلویا

16
00:01:36,323 --> 00:01:39,328
‫انگار داره میگه که باید ریسک کنید

17
00:01:40,163 --> 00:01:43,419
‫باید خطر کنی و از محدوده‌ی امنت خارج بشی

18
00:01:43,420 --> 00:01:45,587
‫چون زندگی کوتاهـه

19
00:01:45,588 --> 00:01:48,969
‫باید با اشتیاق و باب میل خودت زندگی کنی

20
00:01:48,970 --> 00:01:52,224
‫خب، من یه واکنش
‫دو کلمه‌ای به این جوابت دارم

21
00:01:52,225 --> 00:01:54,352
‫صد درصد!

22
00:01:54,353 --> 00:01:57,442
‫کسی این حرفو می‌زنه که
‫ماشینش هوندا سیویکـه

23
00:02:47,025 --> 00:02:51,323
‫می‌دونم به صورت ظاهری،
‫زندگی من ساده و کمی بی‌شیله‌پیله به نظر میاد

24
00:02:51,324 --> 00:02:54,871
‫یه یارویی که به پرنده‌ها
‫غذا میده و تنهایی با گربه‌هاش

25
00:02:54,872 --> 00:02:58,419
‫توی حومه‌ی شهر زندگی می‌کنه،
‫ولی من زندگی داخل خونه‌ام رو دوست داشتم

26
00:02:58,961 --> 00:03:00,172
‫نسبتاً راضی بودم

27
00:03:00,923 --> 00:03:02,967
‫اقلاً، ناراضی نبودم

28
00:03:04,178 --> 00:03:07,371
‫راستی، اسم من گری جانسونـه و چند ساله که

29
00:03:07,372 --> 00:03:10,564
‫توی دانشگاه نیواورلئان روان‌شناسی و
‫کلاس‌های فلسفه

30
00:03:10,565 --> 00:03:12,233
‫تدریس می‌کنم

31
00:03:13,319 --> 00:03:17,116
‫در حالی که من همیشه از زندگی توی
‫دنیای پرسش‌ها و ایده‌ها لذت می‌بردم

32
00:03:17,117 --> 00:03:20,914
‫به همه‌ی چیزای الکترونیکی و
‫دیجیتالی هم علاقه داشتم

33
00:03:20,915 --> 00:03:23,543
‫و نیمه‌وقت و مخفیانه با پلیس نیواورلئان

34
00:03:23,544 --> 00:03:25,254
‫- کار می‌کنم و...
‫- سلام گری!

35
00:03:25,255 --> 00:03:27,258
‫این بخشی از درآمدم رو شامل میشه

36
00:03:29,637 --> 00:03:31,389
‫بعد از یه سری آموزش‌های پایه‌ای

37
00:03:31,390 --> 00:03:34,812
‫دوربین‌ها و میکروفون‌ها رو قایم می‌کردم و
‫سوژه‌های خوبی ضبط می‌کردم

38
00:03:34,813 --> 00:03:37,317
‫اکثراً توی پرونده‌های قاتل اجیر شده

39
00:03:38,318 --> 00:03:39,611
‫چی بگم؟

40
00:03:39,612 --> 00:03:44,161
‫سرم به کار خودم بود که زندگیم
‫دچار عجیب‌ترین پیچ و تاب ممکن شد

41
00:03:54,888 --> 00:03:57,308
‫بهتره جسپر جلوی این یارو کریگ
‫حواسش به تن لشـش باشه

42
00:03:57,309 --> 00:03:59,896
‫چندین فقره اتهام ضرب و شتم، تملک دارایی...

43
00:04:02,441 --> 00:04:03,692
‫سلام گری

44
00:04:03,693 --> 00:04:06,072
‫ببین، تازه شنیدیم.
‫جسپر نمی‌تونه انجامش بده.

45
00:04:06,573 --> 00:04:09,453
‫رئیس رسماً به خاطر کتک زدنِ
‫اون نوجوون‌ها تعلیقـش کرد

46
00:04:09,454 --> 00:04:10,496
‫چه عجب

47
00:04:10,497 --> 00:04:12,167
‫به هر حال، فکر می‌کنیم نوبت توئـه

48
00:04:13,919 --> 00:04:16,213
‫نوبت منه؟ یعنی چی؟

49
00:04:16,214 --> 00:04:19,720
‫تبریک میگم گری. ترفیع گرفتی و
‫شدی قاتل قراردادی

50
00:04:23,727 --> 00:04:25,313
‫خب، بندازش واسه یه وقت دیگه

51
00:04:26,356 --> 00:04:27,524
‫اون هنوز حتی نیومده

52
00:04:27,525 --> 00:04:29,445
‫آدمکُش‌ها اولین قرار رو کنسل نمی‌کنن

53
00:04:29,446 --> 00:04:30,697
‫آدمکش‌ها؟!

54
00:04:32,200 --> 00:04:33,201
‫آدمکش‌ها وجود ندارن

55
00:04:33,202 --> 00:04:34,912
‫نکنه داریم از قوانین مَن‌درآوردی
‫تبعیت می‌کنیم؟

56
00:04:34,913 --> 00:04:37,584
‫هزار بار روالش رو دیدی.
‫از پسش برمیای.

57
00:04:37,585 --> 00:04:38,793
‫چرا خودت انجامش نمیدی؟

58
00:04:38,794 --> 00:04:42,099
‫محاله. سال‌ها پیش امتحان کردم،
‫چیزی نمونده بود خودم رو به کُشتن بدم

59
00:04:42,383 --> 00:04:45,263
‫من هم نمی‌خوام خودم رو به کُشتن بدم. خب؟

60
00:04:45,264 --> 00:04:46,577
‫من شهروند غیرنظامی‌ام

61
00:04:46,578 --> 00:04:47,891
‫ما هوات رو داریم

62
00:04:47,892 --> 00:04:50,188
‫اگه اوضاع به‌هم بریزه، وارد عمل می‌شیم

63
00:04:52,734 --> 00:04:54,841
‫زمان داره می‌گذره، ازت می‌خوام
‫میکروفون جسپر رو برداری.

64
00:04:54,842 --> 00:04:56,949
‫و شاید بخوای سریع یه نگاهی به این بندازی

65
00:04:56,950 --> 00:04:59,245
‫این کلِ اطلاعاتیـه که تا الان داریم، بیلی

66
00:05:00,037 --> 00:05:01,685
‫- چی؟
‫- اسم مستعارت

67
00:05:01,686 --> 00:05:03,335
‫«بیلی».
.بزن بریم

68
00:05:05,005 --> 00:05:06,883
‫وای خدا، قراره بمیرم

69
00:05:19,945 --> 00:05:23,284
‫چقدر از این فرهنگِ کنسل بدم میاد...

70
00:05:23,285 --> 00:05:26,748
‫از این بابت متأسفم، جسپر.
‫خب، کلاود منو فرستاد که...

71
00:05:26,749 --> 00:05:30,672
‫می‌دونی، با توجه به شرایط خیلیا با
‫کاری که کردم مشکلی نداشتن

72
00:05:30,673 --> 00:05:33,843
‫اونا در واقع کَک‌شون هم نگزید

73
00:05:33,844 --> 00:05:38,310
‫اگه بخش کامنت‌ها رو بخونی،
‫نسبت دو به یک به نفع منـه

74
00:05:38,894 --> 00:05:40,229
‫چقدر بد

75
00:05:41,190 --> 00:05:43,568
‫کون لق‌شون

76
00:05:43,569 --> 00:05:48,409
‫120 روز تعلیق با حقوق. لعنتی

77
00:05:48,410 --> 00:05:52,834
‫من که از خدامـه لامصب.
‫میرم ماهی‌گیری، مادرجنده‌ها.

78
00:05:52,835 --> 00:05:55,921
‫کل تابستون رو توی پنساکولا می‌گذرونم

79
00:05:55,922 --> 00:05:58,802
‫ببینم اینجا بدون من چیکار می‌کنید

80
00:05:58,803 --> 00:06:00,889
‫چرا توی ماشینِ منی؟

81
00:06:02,183 --> 00:06:04,895
‫خب، کلاود گفت بیام میکروفون و
‫فرستنده‌ات رو بگیرم

82
00:06:06,232 --> 00:06:08,401
‫خب، کی جای من میره؟

83
00:06:11,531 --> 00:06:12,533
‫تو؟

84
00:06:16,123 --> 00:06:17,166
‫نه؟

85
00:06:17,167 --> 00:06:18,209
‫واو

86
00:06:18,752 --> 00:06:20,964
‫حس می‌کنم گزینه‌های بهتری هست

87
00:06:20,965 --> 00:06:23,260
‫آره، آره

88
00:06:24,387 --> 00:06:27,140
‫با عقل جور در میاد ولی

89
00:06:27,141 --> 00:06:32,108
‫از چهره‌ات نمیشه چیزی رو خوند،
‫سریع هم فراموش میشه

90
00:06:32,109 --> 00:06:33,402
‫می‌دونم

91
00:06:34,654 --> 00:06:36,802
‫خب، مدتیـه که پشت بی‌سیم گوش میدم

92
00:06:36,803 --> 00:06:38,952
‫یجورایی می‌دونم باید چی بگم، ولی...

93
00:06:39,662 --> 00:06:41,580
‫توصیه یا ترفندی برام نداری؟

94
00:06:41,581 --> 00:06:45,712
‫ختم کلام اینکه،
 اونا باید باور کنن. خب؟

95
00:06:45,713 --> 00:06:48,843
‫اونا می‌خوان تو قاتل باشی،
‫پس باید باشی

96
00:06:48,844 --> 00:06:52,391
‫نباید هیچ نقطه‌ضعفی نشون بدی.
‫باید دائماً پرخاشگر باشی

97
00:06:52,392 --> 00:06:54,437
‫تا وقتی که اونا شروع به حرف زدن بکنن

98
00:06:54,438 --> 00:06:56,106
‫فهمیدم

99
00:06:56,816 --> 00:06:59,444
‫ولی باید خونسرد باشی

100
00:06:59,445 --> 00:07:02,074
‫آروم و خونسرد

101
00:07:02,075 --> 00:07:03,784
‫خیلی‌خب، پس من دنبالِ...

102
00:07:03,785 --> 00:07:05,548
‫یعنی باید سعی کنم...

103
00:07:08,085 --> 00:07:11,004
‫وظیفه‌ات اینه که
‫ اون کونده‌ها رو بندازی زندان

104
00:07:11,005 --> 00:07:13,552
‫- چی شده، کلاود؟
‫- بیلی جدیده باید دست به کار بشه

105
00:07:13,553 --> 00:07:15,347
‫- کریگ رسیده اینجا
‫- خیلی‌خب

106
00:07:15,348 --> 00:07:17,599
‫وای، رفیق...

107
00:07:17,600 --> 00:07:20,605
‫فقط یه بار می‌تونی تحت تأثیر
‫قرارشون بدی. نرین توش.

108
00:07:21,690 --> 00:07:23,774
‫واسه عملیات که این لباس‌ها رو نمی‌پوشی؟

109
00:07:30,162 --> 00:07:32,416
‫راستش اینا خیلی خوبن

110
00:07:32,417 --> 00:07:34,044
‫هوا خوب ازشون رد میشه

111
00:07:34,045 --> 00:07:36,214
‫آره

112
00:07:39,845 --> 00:07:40,847
‫آخ!

113
00:07:42,475 --> 00:07:44,373
‫تو بیلی هستی

114
00:07:44,374 --> 00:07:46,272
‫تو یه قاتلی!

115
00:07:50,781 --> 00:07:52,534
‫منبع درآمدت...

116
00:07:53,994 --> 00:07:55,539
‫آدم کُشتنـه!

117
00:08:23,919 --> 00:08:26,381
‫میز بدی انتخاب کردی.
‫غذات رو بردار بیا اینجا بشین.

118
00:08:35,605 --> 00:08:39,612
‫گوش کن، کل این ماجرا باید
‫طبق اعتماد باشه

119
00:08:41,281 --> 00:08:42,325
‫آره رفیق

120
00:08:43,243 --> 00:08:44,286
‫غیب گفتی

121
00:08:46,915 --> 00:08:48,167
‫خب...

122
00:08:49,503 --> 00:08:51,006
‫چند وقتـه که کارت اینه؟

123
00:08:52,091 --> 00:08:54,762
‫به تو ربطی نداره عوضی

124
00:08:55,722 --> 00:08:57,641
.پشمام
.گری رو باش

125
00:08:57,642 --> 00:08:58,894
‫منو خواستی که کار رو انجام بدم

126
00:08:58,895 --> 00:09:00,521
‫این مرد استعداد ذاتی داره

127
00:09:00,522 --> 00:09:02,607
‫داره دستِ پیش می‌گیره که پس نیفته

128
00:09:02,608 --> 00:09:05,739
‫تو من رو نمی‌شناسی، من هم تو رو نمی‌شناسم،
‫و در آینده، توی یه برهه‌ای،

129
00:09:05,740 --> 00:09:07,658
‫همین خودش یه برگ برنده‌ست

130
00:09:07,659 --> 00:09:10,496
‫قرار نیست رفیق و داداشی بشیم. حالیتـه؟

131
00:09:13,710 --> 00:09:14,711
‫آره

132
00:09:17,132 --> 00:09:20,430
‫نفس بکش... مثل آدمکش‌ها فکر کن

133
00:09:20,431 --> 00:09:22,808
‫- خب...
‫- خب...

134
00:09:22,809 --> 00:09:24,727
داری به چشم خریدار نگاهم میکنی

135
00:09:24,728 --> 00:09:28,317
‫آیا من آدم مناسبی واسه
‫محو کردنِ مشکلتـم؟

136
00:09:28,318 --> 00:09:31,907
‫ضمناً جهت اطلاع،
‫من هم به چشم خریدار نگاهت می‌کنم

137
00:09:32,784 --> 00:09:34,328
‫نکنه خالی‌بند باشی؟

138
00:09:35,079 --> 00:09:36,789
‫یه دهن‌گشاد که قصدش جدی نیست؟

139
00:09:36,790 --> 00:09:39,878
‫و اگه الان قصدت جدی باشه،
‫نکنه یه روز مسیح رو پیدا کنی و

140
00:09:39,879 --> 00:09:42,925
‫اونقدر احساس گناه و
‫پشیمونی روی دوشت باشه

141
00:09:42,926 --> 00:09:44,177
‫که به گناهات اعتراف کنی؟

142
00:09:44,178 --> 00:09:46,973
‫قراره زیر فشار وا بدی، کریگ؟

143
00:09:46,974 --> 00:09:49,311
‫و قراره منو لو بدی؟

144
00:09:49,312 --> 00:09:51,001
!هیچوقت

145
00:09:51,002 --> 00:09:52,691
‫لعنتی، رفیق، عمراً

146
00:09:52,692 --> 00:09:57,241
‫راستش، همین الانشم ترتیب همه چی رو دادم

147
00:09:57,825 --> 00:09:58,827
‫خیلی‌خب

148
00:10:00,329 --> 00:10:01,665
‫بگو بشنویم

149
00:10:04,336 --> 00:10:06,213
‫شیفت کاریم یک هفته در میونـه

150
00:10:06,214 --> 00:10:10,013
‫از همین سه‌شنبه،
‫شیفت کاری توی هوما عوض میشه،

151
00:10:10,014 --> 00:10:14,896
‫پس تک‌تک ثانیه‌های محل حضورم
‫ثبت میشه و مستنده

152
00:10:14,897 --> 00:10:16,230
‫چطوره؟

153
00:10:16,231 --> 00:10:21,532
‫اینطوری، اگه اتفاق بدی هم افتاد

154
00:10:22,241 --> 00:10:25,288
‫هیچکس به ذهنش نمی‌رسه کار من بوده، نه؟

155
00:10:26,248 --> 00:10:28,333
‫کار کریگ نبوده، نه نه

156
00:10:28,334 --> 00:10:31,339
‫چون کریگ توی سکوی نفتی
‫مشغول کار بوده، مگه نه؟

157
00:10:31,924 --> 00:10:35,388
‫تمام مدت 200 کیلومتر
‫دورتر از اینجا و توی خلیجم

158
00:10:36,807 --> 00:10:38,393
‫نظرت چیه؟

159
00:10:38,394 --> 00:10:39,728
‫نقشه‌ی خوبیـه

160
00:10:39,729 --> 00:10:41,021
‫آره

161
00:10:41,022 --> 00:10:44,904
‫خیلی‌خب، به نظرم پنجشنبه یا جمعه
‫بهترین موقع‌ست

162
00:10:46,073 --> 00:10:47,574
‫به نظر خوبـه

163
00:10:47,575 --> 00:10:49,536
‫خب، دقیقاً چی توی فکرتـه؟

164
00:10:50,120 --> 00:10:53,083
‫می‌دونی، فقط ترتیبش رو بده

165
00:10:53,084 --> 00:10:56,047
‫دقیقاً منظورت چیه؟

166
00:10:57,572 --> 00:10:59,093
‫بیخیال رفیق

167
00:10:59,094 --> 00:11:00,930
‫خودت می‌دونی منظورم چیه

168
00:11:02,766 --> 00:11:05,688
‫نه، باید برای همیشه سر به نیست بشه

169
00:11:06,982 --> 00:11:09,194
‫خب، بعدش فاصله‌ات چقدر قراره باشه؟

170
00:11:10,321 --> 00:11:11,406
‫منظورت چیه؟

171
00:11:13,159 --> 00:11:14,370
‫مراسم ختمش میری؟

172
00:11:14,371 --> 00:11:15,497
‫مراسم ختم؟

173
00:11:16,915 --> 00:11:18,334
‫توی دنیای ایده‌آلم،

174
00:11:19,128 --> 00:11:21,715
‫نباید مراسم ختمی باشه، مگه نه؟

175
00:11:21,716 --> 00:11:23,218
‫پس مراسم ختم بی مراسم ختم؟

176
00:11:24,302 --> 00:11:26,139
‫رفیق، ببخشید، ولی...

177
00:11:26,723 --> 00:11:27,641
‫وای پسر

178
00:11:27,642 --> 00:11:29,979
‫مطمئنی داریم سر یه موضوع بحث می‌کنیم؟

179
00:11:30,730 --> 00:11:33,838
‫داره می‌زنه جاده خاکی.
‫یالا، برگرد به مسیر، گری.

180
00:11:33,839 --> 00:11:36,916
‫دلیل پرسیدنم اینـه که چون به نظرم

181
00:11:36,917 --> 00:11:39,995
‫خواسته‌ات خلاص شدن از شر جسده

182
00:11:39,996 --> 00:11:41,916
‫که برای من خطرش بیشتره

183
00:11:41,917 --> 00:11:43,751
‫فهمیدم... آره

184
00:11:43,752 --> 00:11:46,964
‫خودکشی صحنه‌سازی شده،
‫سرقتی که منجر به درگیری شده، خوراکمـه

185
00:11:46,965 --> 00:11:50,012
‫چیزی که میگی لازمه‌اش اینـه که
‫زمان زیادی برای جسد بذارم

186
00:11:50,013 --> 00:11:51,473
‫تا مطمئن بشم هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنن

187
00:11:52,474 --> 00:11:55,521
‫درسته. فقط کنجکاوم...

188
00:11:58,484 --> 00:11:59,777
‫چطوری انجامش میدی؟

189
00:11:59,778 --> 00:12:02,283
‫ببین، چندتا از رازهام رو بهت میگم

190
00:12:02,284 --> 00:12:04,328
‫- آره
‫- روش‌های مختلفی دارم، ولی...

191
00:12:05,496 --> 00:12:07,123
واسه این مورد‏،‏

192
00:12:07,124 --> 00:12:09,335
‫احتمالاً بزنم به سیم آخر

193
00:12:09,336 --> 00:12:13,885
‫سر رو از بدن جدا کنم، همون کاری که
‫بهش میگم «خاکسپاری بایو»

194
00:12:13,886 --> 00:12:15,847
‫شهر «بایو گووش» رو می‌شناسی؟

195
00:12:15,848 --> 00:12:16,931
‫البته

196
00:12:16,932 --> 00:12:21,147
‫اونجا یه زمین خانوادگی داریم،
‫پس شب دیر وقت،

197
00:12:21,148 --> 00:12:25,363
‫بی‌سر و صدا میرم اونجا،
‫سوار یه قایق میشم،

198
00:12:26,281 --> 00:12:27,908
‫از اونجا به بعدش با تمساح‌هاست

199
00:12:29,620 --> 00:12:32,541
‫داریم راجع به جسد حرف می‌زنیم

200
00:12:33,918 --> 00:12:34,962
‫یا کله‌اش؟

201
00:12:34,963 --> 00:12:36,506
‫جسد

202
00:12:37,590 --> 00:12:38,674
‫سرش...

203
00:12:40,593 --> 00:12:42,136
‫سرش کلاً قضیه‌اش فرق داره

204
00:12:42,720 --> 00:12:43,804
‫سر یعنی دندون

205
00:12:45,055 --> 00:12:47,307
‫دندون مشکل‌سازه

206
00:12:47,308 --> 00:12:49,143
‫سوابق دندون‌پزشکی، نه؟

207
00:12:49,935 --> 00:12:50,894
‫خیلی‌خب

208
00:12:52,772 --> 00:12:54,273
‫خب، واسه اون چی‌کار می‌کنی؟

209
00:12:55,482 --> 00:12:59,193
‫خب، یه جا وسط ناکجاآباد پیدا می‌کنم

210
00:12:59,194 --> 00:13:01,572
‫یه دینامیت می‌کنم توی دهنش و...

211
00:13:02,532 --> 00:13:06,117
‫دیگه دندونی در کار نیست،
‫مشکلی هم نیست

212
00:13:06,118 --> 00:13:08,663
‫پس اون کونده‌ رو می‌ترکونی؟

213
00:13:08,664 --> 00:13:09,747
‫لعنتی

214
00:13:11,687 --> 00:13:12,750
‫واو

215
00:13:14,084 --> 00:13:17,587
‫اثر انگشت‌ها چی؟

216
00:13:17,588 --> 00:13:22,677
‫آخه اونا هم مثل دندونـن دیگه؟
‫یعنی میشه باهاشون شناساییش کرد؟

217
00:13:22,678 --> 00:13:25,178
‫با اونا چیکار می‌کنی؟

218
00:13:25,179 --> 00:13:27,222
‫باید بگم خیلی موشکافانه فکر می‌کنی

219
00:13:27,223 --> 00:13:28,265
‫که خوبه

220
00:13:29,183 --> 00:13:32,978
‫حالا، اگه جسد بی‌سر و خورده نشده کشف بشه

221
00:13:32,979 --> 00:13:35,314
‫که تابحال برای من اتفاق نیفتاده،
‫ ولی آره...

222
00:13:35,981 --> 00:13:37,356
‫نوک انگشت‌ها روی جسد نیست

223
00:13:37,357 --> 00:13:40,444
‫اونا رو قبلش قطع می‌کنم و
‫جداگانه پراکنده‌شون می‌کنم

224
00:13:42,905 --> 00:13:46,659
‫به نظر عجیب میاد،
 ولی من یه تشریفاتی دارم

225
00:13:48,035 --> 00:13:51,162
‫عدد کیلومتر رو
‫ به تعداد انگشت‌ها تقسیم می‌کنم

226
00:13:51,163 --> 00:13:55,479
‫پس موقعی که دارم با ماشین میرم جایی،
‫که تو این مورد 50 کیلومتره

227
00:13:55,480 --> 00:13:59,797
‫شیشه رو میدم پایین و حدوداً هر
‫پنج کیلومتر یکی رو می‌ندازم بیرون

228
00:14:01,215 --> 00:14:04,259
‫انگشت‌ها رو از پنجره پرت می‌کنی بیرون...

229
00:14:05,510 --> 00:14:07,053
‫لعنتی رفیق، تو...

230
00:14:07,054 --> 00:14:09,098
‫تو اصل جنسی،
 کارت درسته، نه؟

231
00:14:09,099 --> 00:14:10,704
‫آره

232
00:14:10,705 --> 00:14:12,308
‫و در ضمن،

233
00:14:12,309 --> 00:14:14,478
‫کار خیریه هم انجام نمیدم

234
00:14:16,438 --> 00:14:17,731
‫پول رو آوردی؟

235
00:14:17,732 --> 00:14:20,776
‫اوه لعنتی، آره.
 .معلومه

236
00:14:29,660 --> 00:14:33,287
‫2500 دلار پول نقد آوردم الان

237
00:14:33,288 --> 00:14:37,793
‫2500تای بقیه رو هم بعدش میدم

238
00:14:40,129 --> 00:14:41,588
‫عالیه

239
00:14:42,214 --> 00:14:44,925
‫حالا، موافقت صد درصدی و نهاییت رو می‌خوام

240
00:14:44,926 --> 00:14:46,550
‫اینجا داریم قرارداد می‌بندیم

241
00:14:46,551 --> 00:14:48,888
‫که بعد از یه هفته نمی‌تونی لغوش کنی

242
00:14:48,889 --> 00:14:50,346
‫پس ازت می‌خوام توی چشمام نگاه کنی و

243
00:14:50,347 --> 00:14:52,474
‫باید همین الان از دهن خودت بشنوم

244
00:14:52,475 --> 00:14:54,684
‫آروم باش. من فقط...

245
00:14:54,685 --> 00:14:58,063
‫فکر کردم قبلاً توافق کردیم دیگه، ولی آره

246
00:14:58,064 --> 00:15:00,858
‫ببین رفیق، می‌خوام دخل این یارو رو بیاری

247
00:15:01,358 --> 00:15:04,236
‫با هر روشی که خودت راحتی

248
00:15:04,237 --> 00:15:05,508
‫گرفتیمش

249
00:15:05,509 --> 00:15:06,780
‫می‌دونستم

250
00:15:06,781 --> 00:15:08,240
‫در تماسیم

251
00:15:09,784 --> 00:15:11,701
‫باید بگم، رفیق

252
00:15:11,702 --> 00:15:13,704
‫شغل فوق‌العاده‌ای داری

253
00:15:13,705 --> 00:15:14,829
‫آره

254
00:15:14,830 --> 00:15:17,792
‫دفعه‌ی بعدی که منو می‌بینی،
‫یه زندگی کاملاً جدید داری

255
00:15:18,918 --> 00:15:20,044
‫گمونم آره

256
00:15:26,675 --> 00:15:28,093
‫بی‌حرکت! دست‌ها بالا!

257
00:15:28,094 --> 00:15:29,177
‫برو، برو، برو

258
00:15:29,178 --> 00:15:30,929
‫- چه غلطا؟
‫- دستات رو نشون بده

259
00:15:30,930 --> 00:15:32,807
‫- بچرخ، دستت رو نشون بده
‫- مگه چیکار کردم؟

260
00:15:32,808 --> 00:15:35,224
‫لعنتی! دستاتون رو بکشید!

261
00:15:35,225 --> 00:15:37,727
‫حق داری سکوت کنی.
‫هر چیزی که بگی...

262
00:15:37,728 --> 00:15:40,313
‫توی دادگاه بر علیه‌ت استفاده میشه.
‫حق داری وکیل اختیار کنی.

263
00:15:40,314 --> 00:15:42,858
‫اگه نخوای و پولش رو نداشته باشی،
‫دادگاه برات یه وکیل تعیین می‌کنه

264
00:15:42,859 --> 00:15:45,484
‫- متوجه حقوقت هستی؟
‫- مادرجنده

265
00:15:45,485 --> 00:15:48,739
‫متوجه میشم که باید برید
‫درتون رو بذارید. این چطوره؟

266
00:15:49,323 --> 00:15:51,075
‫گرفتیمش.
.خسته نباشید

267
00:15:52,576 --> 00:15:54,035
‫آهای!

268
00:15:54,036 --> 00:15:56,183
‫خیلی‌خب، «دنیل دی‌لوئیس»!

269
00:15:56,184 --> 00:15:58,331
‫اون کونده رو گیر انداختی

270
00:15:58,332 --> 00:16:01,376
‫پول رو گرفتی، حرفی که باید می‌زد رو
‫از زیر زبونش کشیدی، ایول!

271
00:16:01,377 --> 00:16:02,919
‫- پس خوب بود؟
‫- آره!

272
00:16:02,920 --> 00:16:05,588
‫گرفتیش رفیق!
 کارت حرف نداشت، گری

273
00:16:05,589 --> 00:16:08,508
‫خیلی تمیز بود.
‫اون یارو کی بود توی رستوران؟!

274
00:16:08,509 --> 00:16:10,426
‫نمی‌دونم

275
00:16:10,427 --> 00:16:12,847
‫مثل آب خوردن بود برات.
‫شاید جون یکی رو نجات داده باشی.

276
00:16:12,848 --> 00:16:13,972
‫چه حسی داره؟

277
00:16:13,973 --> 00:16:16,766
‫حس خوبی داره. واقعاً خوبـه

278
00:16:17,351 --> 00:16:19,061
‫میشه حالا شلوارم رو پس بگیرم؟

279
00:16:19,062 --> 00:16:20,312
‫آره

280
00:16:22,898 --> 00:16:24,316
‫خدایا، شماها چقدر عجیبـین

281
00:16:29,404 --> 00:16:30,529
‫آهای گری

282
00:16:30,530 --> 00:16:33,699
‫واقعاً خانواده‌ات توی بایو زمین دارن؟

283
00:16:33,700 --> 00:16:36,871
‫نه، اینش رو از خودم در آوردم

284
00:16:36,872 --> 00:16:39,539
‫چند باری واسه تماشای پرنده‌ها رفتم اونجا

285
00:16:39,540 --> 00:16:41,541
‫- تماشای پرنده؟
‫- آره

286
00:16:42,417 --> 00:16:43,334
‫نه بابا؟

287
00:16:43,335 --> 00:16:47,256
‫یه بار همزمان سه تا دارکوب کاکلی دیدم

288
00:16:47,257 --> 00:16:49,008
‫کاکلی؟

289
00:16:49,009 --> 00:16:50,424
‫آره

290
00:16:50,425 --> 00:16:55,471
‫این پرنده‌های بزرگ زیبا
‫که شبیه بال‌انگشتی‌ها هستن

291
00:16:55,472 --> 00:16:59,143
‫اصولاً اولین هم‌رده‌های
‫دارکوب نوک‌عاجی هستن

292
00:17:00,394 --> 00:17:03,772
‫که شایعه شده بود توی سال 2005 دیده شدن

293
00:17:03,773 --> 00:17:05,481
‫اولین مورد تو صد سال گذشته

294
00:17:05,482 --> 00:17:08,027
‫خبرش خیلی ترکوند، چون اکثر مردم
‫فکر می‌کردن که منقرض شدن

295
00:17:08,028 --> 00:17:10,863
‫ولی بقیه فکر می‌کردن شاید
‫اونا راهبرد موفقی رو ابداع کردن

296
00:17:10,864 --> 00:17:12,948
‫تا از مردم دور بمونن

297
00:17:12,949 --> 00:17:15,492
‫میشه درجه کولر رو بیشتر کنی، فیل؟

298
00:17:28,338 --> 00:17:30,840
‫خب، کارت حرف نداشت، گری

299
00:17:30,841 --> 00:17:31,966
‫آره رفیق

300
00:17:31,967 --> 00:17:32,927
‫خیلی‌خب، خداحافظ

301
00:17:32,928 --> 00:17:34,428
‫وای خدا

302
00:17:34,429 --> 00:17:36,012
‫خداحافظ

303
00:17:36,013 --> 00:17:37,638
‫به نظرت می‌دونه که مسخره‌بازی هم در آورد؟

304
00:17:37,639 --> 00:17:40,558
‫فکر نکنم، ولی ذهنِ گری رو خوندن سختـه

305
00:17:40,559 --> 00:17:43,769
‫می‌دونی، اونجاش که گفت هر پنج کیلومتر
‫یه انگشت از پنجره می‌ندازه بیرون...

306
00:17:43,770 --> 00:17:47,482
‫- آخه این اصلاً به ذهن کی می‌رسه؟
‫- لامصب خیلی پرجزئیات و مریض بود

307
00:17:47,483 --> 00:17:50,485
‫میشه با اطمینان گفت که
‫آدمکش جدیدمون رو پیدا کردیم

308
00:17:50,486 --> 00:17:52,111
‫اقلاً تا وقتی جسپر برگرده

309
00:17:52,112 --> 00:17:55,657
‫120 روز خیلی کمه، اگه از من بپرسی

310
00:17:55,658 --> 00:17:57,909
‫آره، چون جسپر لاشیـه

311
00:17:58,785 --> 00:18:02,706
‫مردم وقتی می‌فهمن
‫ آدمکش‌ها واقعاً وجود ندارن

312
00:18:02,707 --> 00:18:04,623
‫تقریباً ناامید میشن

313
00:18:04,624 --> 00:18:08,044
‫این ایده که بیرون کف خیابون افرادی هستن

314
00:18:08,045 --> 00:18:11,339
‫که می‌تونی استخدام‌شون کنی تا
‫بدترین مشکلات رابطه‌ات رو محو کنن

315
00:18:11,340 --> 00:18:15,676
‫یا به اختلاس مالی کمک کنن،
‫یا ترکیب معمولِ هر دو

316
00:18:15,677 --> 00:18:20,014
‫این به کل یه فرهنگ عامه‌پسند خیالیـه.
‫ولی چون آدمکُش‌ها...

317
00:18:20,015 --> 00:18:24,643
‫پای ثابت کتاب‌ها، فیلم‌ها و برنامه‌های
‫تلوزیونی طی 50 سال گذشته بوده

318
00:18:24,644 --> 00:18:28,565
‫صد سال سیاه بتونی کسی رو حالی کنی
‫که وجود ندارن و همه‌اش داستانـه

319
00:18:28,566 --> 00:18:31,693
‫ولی البته،
‫شغل من از بین بردن این فانتزی نبود

320
00:18:31,694 --> 00:18:33,653
‫بلکه تبدیل شدن به این فانتزی بود

321
00:18:34,946 --> 00:18:37,407
‫و این قسمت از کار رو خیلی جدی گرفتم

322
00:18:38,325 --> 00:18:41,660
‫درسته من آدمی نبودم که
‫ اونقدر عصبانی بشم که

323
00:18:41,661 --> 00:18:46,208
‫بخوام کسی رو بکُشم یا به خاطر چیزی بمیرم،
‫ولی شاید اونا این نقش رو به آدم درستی دادن

324
00:18:46,209 --> 00:18:49,461
‫چون تنها چیزی که من رو
‫برای شغل جدیدم آماده می‌کرد

325
00:18:49,462 --> 00:18:51,129
‫علاقه‌ی اصلیم بود

326
00:18:51,130 --> 00:18:54,924
یعنی ‫راز ابدی آگاهی و رفتار انسان

327
00:18:55,884 --> 00:18:59,096
‫خب، من... شماره‌ات رو گرفتم

328
00:19:00,055 --> 00:19:01,515
‫از یه دوستی

329
00:19:02,224 --> 00:19:03,642
‫انگار باید همدیگه رو ببینیم

330
00:19:04,559 --> 00:19:08,438
‫انگار یه کارهایی از دستت برمیاد

331
00:19:09,314 --> 00:19:11,982
‫لعنتی

332
00:19:11,983 --> 00:19:14,153
‫باید یه چیز دیگه می‌گفتم

333
00:19:16,488 --> 00:19:18,114
‫خب...

334
00:19:18,115 --> 00:19:22,494
‫مطمئنم می‌دونی
‫ دارم راجع به چی حرف می‌زنم...

335
00:19:23,037 --> 00:19:25,496
‫هر چی، فقط بهم زنگ بزن

336
00:19:25,497 --> 00:19:27,957
‫اسمم والتـه

337
00:19:34,423 --> 00:19:35,465
‫آ...

338
00:19:37,092 --> 00:19:38,385
‫پای چطوره؟

339
00:19:38,968 --> 00:19:40,429
همه‌ی پای‌ها خوشمزه‌ان

340
00:19:41,638 --> 00:19:43,473
‫خیلی‌خب

341
00:19:47,102 --> 00:19:48,437
‫خب

342
00:19:49,771 --> 00:19:51,022
‫بعدش چی؟

343
00:19:54,901 --> 00:19:57,445
‫تا ابد مات و مبهوت اونایی‌ام که واقعاً

344
00:19:57,446 --> 00:20:00,198
‫خیال می‌کنن یارویی که
‫ده دقیقه پیش باهاش آشنا شدن

345
00:20:00,199 --> 00:20:03,075
‫حاضره با یه پول نه چندان هنگفت،
‫ریسکِ مجازات اعدام رو به جون بخره

346
00:20:03,076 --> 00:20:05,954
‫تا واسه یه توطئه‌ی مسخره‌ی قتل کمکشون کنه

347
00:20:07,456 --> 00:20:09,833
‫تقریباً به ساده‌لوحی و
‫اشتیاق‌شون حسودیم میشه

348
00:20:10,792 --> 00:20:14,213
‫مهم نیست از کی بپرسی که
‫دنبالِ آدمکش هستی

349
00:20:14,214 --> 00:20:17,340
‫می‌دونی، این مدت دنبال یکی بودم

350
00:20:17,341 --> 00:20:21,886
‫که واسه این مشکلی که اخیراً دارم کمکم کنه

351
00:20:21,887 --> 00:20:25,349
‫گفتم شاید یکی رو توی این زمینه بشناسی

352
00:20:25,350 --> 00:20:27,184
‫می‌تونم پرس و جو کنم

353
00:20:27,185 --> 00:20:28,767
‫خیلی‌خب

354
00:20:28,768 --> 00:20:31,229
‫نمی‌دونم چقدر جدی بود،

355
00:20:31,230 --> 00:20:34,607
‫ولی یارو خیلی مشکوک بود و
‫من هم ترسیده بودم

356
00:20:34,608 --> 00:20:37,694
‫این ارجاع و معرفی‌ها
‫معمولاً به پلیس می‌رسه

357
00:20:37,695 --> 00:20:39,738
‫که اونا هم حتماً شماره‌ی من رو میدن

358
00:20:44,743 --> 00:20:48,662
‫باید زبون‌تون رو سفت بچرخونید. رررر...

359
00:20:48,663 --> 00:20:52,209
‫فهمیدم تصوراتِ هر شخص از آدمکش فرق داره

360
00:20:52,876 --> 00:20:56,796
‫پس فهمیدم تغییر دادنِ شکل ظاهری آدمکش
‫برای هر مشتری

361
00:20:56,797 --> 00:20:58,881
‫خیلی موثرتره

362
00:20:58,882 --> 00:21:03,344
‫و استعدادش رو داشتم که
‫همون آدمی باشم که اونا می‌خوان

363
00:21:06,598 --> 00:21:10,519
‫قراره به زودی یه آلبوم بدیم،
‫همه‌ی حواشی ناشی از این ماجرا

364
00:21:10,520 --> 00:21:12,520
‫به نفع‌مون میشه

365
00:21:12,521 --> 00:21:16,275
‫اون با یه یارویی به اسم
‫راب49 دعوا داره...

366
00:21:16,276 --> 00:21:18,442
‫اون مادرسگ یه گانگستر واقعیـه

367
00:21:18,443 --> 00:21:20,653
‫پس حس می‌کنم همه با خودشون میگن:

368
00:21:20,654 --> 00:21:23,740
‫«این کار اونـه». آره.
‫حواسم هست که من توی شهر نباشم،

369
00:21:23,741 --> 00:21:25,866
‫پس فقط باید به قولت عمل کنی و...

370
00:21:25,867 --> 00:21:28,036
‫مردک، من نیازی به دلایل و

371
00:21:28,037 --> 00:21:30,163
‫برنامه‌های کاریت ندارم

372
00:21:31,122 --> 00:21:33,332
‫اسم طرف و پول رو بهم بده

373
00:21:33,333 --> 00:21:36,378
‫خیلی‌خب. یه راست میری
‫سر اصل مطلب. خوشم اومد.

374
00:21:41,215 --> 00:21:43,302
‫وقتی باهام قرار می‌ذاشتن،

375
00:21:43,303 --> 00:21:45,177
‫تصمیم‌ اکثرشون قطعی بود

376
00:21:45,178 --> 00:21:48,432
‫از اون خط قرمز روانی رد شده بودن و
‫فقط می‌خواستن که من تأیید کنم...

377
00:21:48,433 --> 00:21:51,830
‫تاریک‌ترین خواسته‌شون درست و به حقـه

378
00:21:51,831 --> 00:21:55,229
‫اگه از ورودی فرعی بیای داخل،
‫نزدیکِ استخر،

379
00:21:55,230 --> 00:21:56,731
‫هیچ دوربینی نیست

380
00:21:57,316 --> 00:22:01,193
‫خانم، عجب خونه‌ای دارید

381
00:22:01,194 --> 00:22:04,113
‫و اجازه نمیدم اون تخم سگ ازم بگیرتش

382
00:22:05,239 --> 00:22:07,074
‫تو کار خودت رو انجام بده

383
00:22:07,075 --> 00:22:08,910
‫من هم کار خودمو انجام میدم

384
00:22:09,494 --> 00:22:10,870
‫بله، خانم

385
00:22:11,621 --> 00:22:13,205
‫بعد از اینکه کلکش کنده شد

386
00:22:13,206 --> 00:22:17,377
‫من توی اون خونه‌ی بزرگ تنهای تنهام

387
00:22:19,003 --> 00:22:20,421
‫خونه‌ی بزرگ؟

388
00:22:20,422 --> 00:22:21,840
‫خونه‌ی بزرگ

389
00:22:24,926 --> 00:22:27,970
‫البته که از آدمای کله‌گنده
‫ بیشتر پول می‌گرفتم

390
00:22:27,971 --> 00:22:31,057
‫تا واقعی‌تر به نظر بیاد،
‫ولی برای من هر پرداختی مدرک بود،

391
00:22:31,058 --> 00:22:33,935
‫پس هر مقداری که وسع‌شون می‌رسید،
 می‌گرفتم

392
00:22:37,021 --> 00:22:40,024
‫زیاد نیست، ولی اینا رو هم بهت میدم

393
00:22:41,150 --> 00:22:43,612
‫واقعاً می‌خوای مامانت رو بکُشی، مانتی؟

394
00:22:47,616 --> 00:22:49,325
‫تو جوونی

395
00:22:49,326 --> 00:22:51,495
‫داری خودت رو یتیم می‌کنی

396
00:22:51,496 --> 00:22:53,328
‫نکته همینـه

397
00:22:53,330 --> 00:22:55,832
‫مگه ازت نظر خواستم؟

398
00:22:55,833 --> 00:22:57,333
‫اون جنده رو بکُش

399
00:22:57,334 --> 00:23:00,796
‫و در نهایت به این بچه‌ که قرار بود
در آینده توی مدرسه اسلحه بکشه

400
00:23:00,797 --> 00:23:02,799
‫عفو مشروط دادن

401
00:23:02,800 --> 00:23:04,092
‫خیلی‌خب، رئیس

402
00:23:06,763 --> 00:23:09,391
‫کارفرماهام خیلی متنوع بودن

403
00:23:09,392 --> 00:23:11,790
‫مردها و زن‌ها به تعداد مساوی بودن

404
00:23:11,791 --> 00:23:14,189
‫همینطور جوون و پیر،
‫پولدار و فقیر

405
00:23:20,031 --> 00:23:23,243
‫خودکشی رو دوست دارم.
‫به نظر تمیز میاد.

406
00:23:23,994 --> 00:23:25,355
‫معلومه

407
00:23:26,455 --> 00:23:27,748
‫رؤیای همه همینـه

408
00:23:27,749 --> 00:23:30,585
‫ولی یه شخص چپ‌دست
‫با دستِ راستش

409
00:23:30,586 --> 00:23:32,587
‫به خودش شلیک نمی‌کنه

410
00:23:32,588 --> 00:23:36,009
‫کسی که ترس از ارتفاع داره، نمی‌پره

411
00:23:36,010 --> 00:23:39,513
‫یه کار تمیز نیاز به مطالعه داره

412
00:23:39,514 --> 00:23:41,934
‫آدمای عشق خودکشی به راحتی
‫این دنیا رو ترک نمی‌کنن

413
00:23:41,935 --> 00:23:44,062
‫نمی‌خوان افکارشون رو توضیح بدن

414
00:23:45,522 --> 00:23:46,647
‫من هم همینطور

415
00:23:46,648 --> 00:23:49,194
‫چطوره... غافلگیرم کنی؟

416
00:23:49,195 --> 00:23:50,987
‫به نظر عالی میاد

417
00:23:53,240 --> 00:23:56,369
‫ببین، یه مدت پیش براش
‫گزارش سلامت روانی پر کردم

418
00:23:56,370 --> 00:24:00,291
‫قید کردم که قصد خودکشی داره،
‫پس برای همه منطقی به نظر میاد

419
00:24:01,042 --> 00:24:04,547
‫بعدش می‌تونم بابت اشتباه پزشکی
‫علیه دکترهاش شکایت کنم

420
00:24:04,548 --> 00:24:06,299
‫تو زن باهوشی هستی

421
00:24:07,801 --> 00:24:11,931
‫به نظرم، مچ دستش رو ببُر،
‫بعدش نگهش دار تا از خونریزی بمیره، چطوره؟

422
00:24:12,975 --> 00:24:14,642
‫کار من خدمات رسانیـه

423
00:24:14,643 --> 00:24:18,523
‫شنیدم با مُردن از خون‌ریزی اصلاً درد نداره

424
00:24:20,150 --> 00:24:22,736
‫حالا، من اونقدر پول نقد

425
00:24:22,737 --> 00:24:24,947
‫که پشت تلفن می‌گفتی رو ندارم

426
00:24:24,948 --> 00:24:28,995
‫ولی یه معامله برات دارم
‫که ارزشش بیشتره

427
00:24:31,957 --> 00:24:33,084
‫ببین

428
00:24:35,254 --> 00:24:39,384
‫می‌تونی این قایق رو داشته باشی،
‫ولی نمی‌تونی توی ایالت لوئیزیانا بفروشیش

429
00:24:39,385 --> 00:24:42,094
‫چون ادعای خسارت بیمه روشـه

430
00:24:42,095 --> 00:24:46,018
‫ولی اگه ببریش شرق تگزاس،
‫بومانت یا پورت آرتور...

431
00:24:46,019 --> 00:24:48,604
‫تضمین می‌کنم کم ِکم
 شیش‌هزار تا بابتش گیرت میاد

432
00:24:48,605 --> 00:24:50,023
‫قایق سرعتی

433
00:24:52,692 --> 00:24:54,278
‫مثل سریال «میامی وایس»

434
00:24:55,613 --> 00:24:58,659
‫آره! مثل سریال میامی وایس

435
00:25:09,631 --> 00:25:13,969
‫باور کنید، بالأخره به همه‌ی اینا می‌رسیم

436
00:25:13,970 --> 00:25:19,812
‫ولی بذارید یه سؤال مطرح کنم
‫چون فکر می‌کنم

437
00:25:19,813 --> 00:25:22,856
‫قراره به طرح درس این ترم ربط داشته باشه

438
00:25:22,857 --> 00:25:26,278
‫این مفاهیم از شخصیت، نفس و آگاهی

439
00:25:26,279 --> 00:25:29,950
‫پس، سؤال ساده‌ی من اینـه

440
00:25:31,117 --> 00:25:33,495
‫چند نفرتون فکر می‌کنین خودش رو می‌شناسه؟

441
00:25:35,248 --> 00:25:37,501
‫شناخت کافی از خودش داره؟

442
00:25:41,381 --> 00:25:43,593
‫بیخیال، خودتون رو نمی‌شناسید؟

443
00:25:44,552 --> 00:25:45,802
‫البته که می‌شناسید

444
00:25:45,803 --> 00:25:48,599
‫تمام وجودتون مبتنی بر مفهوم نفس و خودتونـه

445
00:25:48,600 --> 00:25:51,060
 برای بقای خودش باشه

446
00:25:51,061 --> 00:25:53,522
‫ولی کاری که قراره توی این ترم بکنیم

447
00:25:53,523 --> 00:25:55,984
‫به چالش کشیدنِ این عقیده‌ست

448
00:25:57,068 --> 00:26:01,950
‫اگه «نفس» شما یه ساختمون باشه چی؟

449
00:26:03,076 --> 00:26:06,497
‫یه توهم، یه ژست، یه نقش
‫که از اولین روزی که

450
00:26:06,498 --> 00:26:09,000
‫یادتون میاد داشتید بازیش می‌کردید؟

451
00:26:09,001 --> 00:26:10,668
‫همیشه لحظه‌ی تلخیـه که ببینی

452
00:26:10,669 --> 00:26:13,507
‫زن سابقت با یکی دیگه بچه‌دار شده

453
00:26:13,508 --> 00:26:14,758
‫ببینیم چی میشه

454
00:26:16,260 --> 00:26:17,594
‫به نظر کلاس خیلی خوبیـه

455
00:26:17,595 --> 00:26:20,181
‫خیلی‌ها رو می‌شناسم که
‫از زن سابق‌شون متنفرن

456
00:26:20,182 --> 00:26:22,768
‫ولی آلیشا شاید بهترین دوستم باشه

457
00:26:22,769 --> 00:26:24,812
‫یا اقلاً شخصی که بهتر از همه منو می‌شناخت

458
00:26:24,813 --> 00:26:26,564
‫اگه «نفس» یه ساختمون باشه

459
00:26:26,565 --> 00:26:31,821
‫و همه‌اش نقش بازی کردن باشه،
‫به نظرت آدما می‌تونن عوض بشن؟

460
00:26:32,406 --> 00:26:35,931
‫آره، توی حد و مرز تعیین‌شده‌مون،
‫که زیاد هم نیست

461
00:26:35,932 --> 00:26:39,455
‫آره، نمی‌دونم.
‫هیچ‌وقت مطمئن نبودم.

462
00:26:39,456 --> 00:26:42,294
‫راستش کلی تحقیقات و مطالعات جدید هستن

463
00:26:42,295 --> 00:26:43,378
‫که میگن می‌تونیم

464
00:26:45,464 --> 00:26:46,883
‫بگو و روشنم کن

465
00:26:47,551 --> 00:26:50,282
‫این اواخر مقالات زیادی رو
‫خوندم که نوشته بود محقق‌ها

466
00:26:50,283 --> 00:26:53,016
‫فهمیدن مردم می‌تونن توی
‫بزرگسالی هم شخصیت‌شون رو عوض کنن

467
00:26:53,017 --> 00:26:55,728
‫من هم دارم روی بیماران زیادی
‫با همین روش جلو میرم

468
00:26:56,312 --> 00:26:58,148
‫خیلی‌خب. «تغییر» رو تعریف کن

469
00:26:59,232 --> 00:27:02,360
‫خیلی‌خب. پنج خصلتی که شخصیت رو می‌سازن

470
00:27:02,361 --> 00:27:05,489
‫برون‌گرایی، تجربه‌پذیری

471
00:27:05,490 --> 00:27:08,243
‫ثبات عاطفی، سازگاری و
‫وجدان‌مداری

472
00:27:08,244 --> 00:27:10,997
‫همه‌ی اینا می‌تونن طی چند ماه تغییر کنن

473
00:27:10,998 --> 00:27:13,166
‫از چه نظر؟

474
00:27:13,167 --> 00:27:18,049
‫خب، یعنی باید اون خصلت رو
‫تجسم کنی، نه که فقط بهش فکر کنی

475
00:27:18,050 --> 00:27:19,883
‫مثل قاعده‌ی «انگار که»ست

476
00:27:19,884 --> 00:27:22,638
‫طوری رفتی می‌کنی «انگار که»
‫همون آدمی هستی که می‌خوای باشی

477
00:27:22,639 --> 00:27:26,059
‫و بعدش خیلی زود شاید
بفهمی که همون آدم شدی

478
00:27:26,060 --> 00:27:29,980
‫اون آدم قبلی دقیقاً کجا میره؟

479
00:27:29,981 --> 00:27:33,819
‫هنوز همونجاست،
‫فقط به طرز چشمگیری عقب‌نشینی کرده،

480
00:27:33,820 --> 00:27:36,365
‫و شخصیت جدید جاش رو گرفته

481
00:27:37,532 --> 00:27:41,537
‫پس، حاضر نبودی بیست سال
‫واسه تغییر کردنِ من صبر کنی؟

482
00:27:44,541 --> 00:27:45,584
‫خب...

483
00:27:45,585 --> 00:27:47,002
...ام

484
00:27:47,003 --> 00:27:49,381
‫تنها چیزی که اصلاً بهش علاقه نداشتی

485
00:27:49,382 --> 00:27:50,923
‫تغییر کردن بود

486
00:27:50,924 --> 00:27:55,222
‫این رو قبول کردم که یه رابطه‌ی عادی
‫توی سرنوشتـم نیست

487
00:27:55,223 --> 00:27:57,349
‫نه. عادی چیه؟

488
00:27:57,350 --> 00:28:01,021
‫یعنی، از این زاویه بهش نگاه کن،
‫همه یه مقداری ریدمان هستن

489
00:28:01,022 --> 00:28:03,983
‫فقط باید یکی رو پیدا کنی که
‫اون یه‌کم ریدمانش باب میل خودت باشه

490
00:28:03,984 --> 00:28:06,945
‫یا اقلاً، نمی‌دونم، مکمل ریدمانِ خودت باشه

491
00:28:06,946 --> 00:28:08,657
‫این یجور شیوه‌ی بقاست که

492
00:28:08,658 --> 00:28:11,035
‫شامل یه شخص دیگه هم میشه

493
00:28:12,537 --> 00:28:14,831
‫خیلی‌خب

494
00:28:14,832 --> 00:28:15,998
‫خیلی‌خب

495
00:28:15,999 --> 00:28:18,710
‫حرف از ریدمان شد

496
00:28:18,711 --> 00:28:24,844
‫نمی‌دونم، فکر می‌کردم واسه
‫پلیس کارهای فنی انجام میدی

497
00:28:24,845 --> 00:28:27,764
‫حالا مأمور مخفی تمام عیار
‫شدی که جلوی قتل رو می‌گیره؟

498
00:28:27,765 --> 00:28:29,183
‫آره

499
00:28:29,184 --> 00:28:31,185
‫خودمم

500
00:28:31,186 --> 00:28:33,188
‫متأسفم، لابد خیلی عجیبـه

501
00:28:33,189 --> 00:28:34,773
‫من هیچوقت درس دادن رو کنار نمی‌ذارم

502
00:28:34,774 --> 00:28:37,652
‫ولی این مأموریت مخفی
‫مثل تحقیقات میدانی می‌مونه

503
00:28:37,653 --> 00:28:38,778
‫چطور؟

504
00:28:38,779 --> 00:28:43,577
‫باورت نمیشه با چه آدم‌هایی دم‌خور میشم

505
00:28:43,578 --> 00:28:49,501
‫و تو اکثر موارد می‌بینم که
‫چطور عشق به نفرت تبدیل شده

506
00:28:49,502 --> 00:28:52,380
‫و قتل بهترین راه خلاصیـه

507
00:28:54,758 --> 00:28:55,925
‫واو

508
00:28:55,926 --> 00:29:02,267
‫حس می‌کنم وقتی زن و شوهر بودیم
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستی منو بکُشی

509
00:29:04,104 --> 00:29:08,359
‫- طوری میگی انگار نکته‌ی بدیـه
‫- خب نه، نه. صرفاً مشاهده‌ست

510
00:29:08,360 --> 00:29:11,112
‫آخه فکر می‌کنم واسه کُشتن یکی

511
00:29:11,113 --> 00:29:13,867
‫باید اشتیاق زیادی درونت باشه

512
00:29:16,077 --> 00:29:18,455
‫من خالی از اشتیاق نیستم

513
00:29:18,456 --> 00:29:20,917
‫برای یه سری چیزای
‫به‌خصوص آره، قطعاً، ولی...

514
00:29:22,419 --> 00:29:24,631
‫به نظرم بهتره یکی رو ببینی

515
00:29:24,632 --> 00:29:26,047
‫مثلاً روان‌شناس؟

516
00:29:26,048 --> 00:29:28,385
‫نه، نه. منظورم رابطه با یه زنـه

517
00:29:28,386 --> 00:29:30,054
‫یا هر چی

518
00:29:30,930 --> 00:29:33,349
‫دو دوستِ وفادار دارم، خودم و نفسم

519
00:29:33,350 --> 00:29:36,354
‫خیلی‌خب. هم باید بری توی رابطه
‫و هم باید بری پیش روان‌شناس

520
00:29:43,155 --> 00:29:46,534
‫دارم بهتون میگم، فکر کنم
‫اینطوری مهارت‌هام هدر میره

521
00:29:47,535 --> 00:29:50,247
‫فقط یادت باشه جسپر،
‫اگه به خاطر اتحادیه‌ی پلیس نبود،

522
00:29:50,248 --> 00:29:52,625
‫الان اصلاً سر کار نبودی

523
00:29:52,626 --> 00:29:54,043
‫فهمیدم

524
00:29:54,044 --> 00:29:57,673
‫ولی حالا که برگشتم،
‫بهتره کارم رو پس بگیرم

525
00:29:57,674 --> 00:30:00,593
‫اقلاً من براش آموزش دیدم

526
00:30:00,594 --> 00:30:02,513
‫شاید این مدت که توی
‫تعلیق بودی خبرها رو نشنیدی

527
00:30:02,514 --> 00:30:04,682
‫ولی گری کارش حرف نداشته

528
00:30:04,683 --> 00:30:07,937
‫آمار پرونده‌های منجر به محکومیتش
‫بالاست و راستش رو بخوای

529
00:30:07,938 --> 00:30:09,564
‫آمارش از تو بهتره

530
00:30:11,650 --> 00:30:13,069
‫تو باور می‌کنی، گری؟

531
00:30:19,535 --> 00:30:21,413
‫به نظر شماها درستـه؟

532
00:30:23,749 --> 00:30:25,124
‫آمارها که دروغ نمیگن

533
00:30:25,125 --> 00:30:27,169
‫از جایگاه خدمتی‌ـت خوشت نمیاد، جسپر؟

534
00:30:27,170 --> 00:30:29,965
‫شاید بتونم یه کاری توی گشت
‫راهنمایی و رانندگی برات پیدا کنم

535
00:30:29,966 --> 00:30:33,178
‫لعنتی. چطوره بگی توالت‌های
‫اینجا رو تمیز کنم، گروهبان؟

536
00:30:33,179 --> 00:30:35,452
‫از دستم بر میاد!

537
00:30:35,453 --> 00:30:37,725
‫از اونجا که لاشی‌بازی در میاری

538
00:30:37,726 --> 00:30:39,978
‫رک و روراست میگم

539
00:30:39,979 --> 00:30:42,232
‫داریم سعی می‌‌کنیم نذاریم
‫به چشم بقیه دیده بشی، خب؟

540
00:30:43,233 --> 00:30:45,026
‫«اون یارویی که نوجوون‌ها رو کتک زده کیه؟»

541
00:30:45,027 --> 00:30:46,403
‫بی‌دلیل که نزدم‌شون

542
00:30:47,154 --> 00:30:48,572
‫شاید یادت رفته، جسپر،

543
00:30:48,573 --> 00:30:51,368
‫بر خلاف اون 9 میلیون نفر دیگه‌ای که
‫فیلمت رو تماشا کردن.

544
00:30:51,369 --> 00:30:55,123
‫ولی با یه جماعت عصبانی طرفیم و
‫نمی‌خوایم بهمون گیر بدن

545
00:30:55,790 --> 00:30:58,668
‫پس، از من به تو نصیحت

546
00:30:58,669 --> 00:31:02,257
‫به خودت و همه‌مون یه لطفی کن

547
00:31:02,258 --> 00:31:04,677
‫آفتابی نشو و دهن کوفتیت رو بسته نگه دار

548
00:31:04,678 --> 00:31:06,429
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

549
00:31:07,431 --> 00:31:08,766
‫مورد دیگه‌ای هست؟

550
00:31:17,193 --> 00:31:19,946
‫مادرش دختر شایسته‌ی دل‌ریو بوده

551
00:31:19,947 --> 00:31:22,741
‫بعد از دنیا اومدنِ کاترینا
‫همگی اومدن نیواورلئان

552
00:31:22,742 --> 00:31:26,122
‫والدینش طلاق گرفتن،
‫پدرش توی عکس نیست

553
00:31:27,374 --> 00:31:30,294
‫دوره کوتاه آرایشگری، مهمانداری هواپیما

554
00:31:31,587 --> 00:31:33,756
‫با ری مسترز ازدواج کرده

555
00:31:33,757 --> 00:31:36,343
‫توی تجارت نفت و گازِ
‫خانواده‌اش مشغول به کاره

556
00:31:37,512 --> 00:31:38,888
‫بعدش...

557
00:31:38,889 --> 00:31:40,683
‫هیچی

558
00:31:41,600 --> 00:31:43,727
‫سابقه‌ی کیفری‌ نداره

559
00:31:43,728 --> 00:31:46,649
‫چند تا خشونت خانگی داشته
 ولی بازداشت نشده

560
00:31:48,234 --> 00:31:49,360
‫عجب

561
00:31:54,200 --> 00:31:56,829
‫خب، مدیسون...

562
00:31:59,457 --> 00:32:02,795
‫آدمکُش تو چجور آدمی میشه؟

563
00:32:35,212 --> 00:32:36,672
‫پای‌ت خوشمزه‌ست؟

564
00:32:38,383 --> 00:32:40,051
‫همه‌ی پای‌ها خوشمزه‌ان

565
00:32:44,056 --> 00:32:45,391
‫ران هستم

566
00:32:45,392 --> 00:32:46,727
‫مدیسون

567
00:32:59,410 --> 00:33:02,455
‫خب، بگو ببینم مدیسون،
‫شغلت چیه؟

568
00:33:03,165 --> 00:33:04,729
‫یه همسر فداکارم

569
00:33:04,730 --> 00:33:06,293
‫مشخصه

570
00:33:06,294 --> 00:33:08,588
‫گمونم اومدی راجع به همین حرف بزنی

571
00:33:08,589 --> 00:33:09,590
‫اوهوم

572
00:33:10,341 --> 00:33:12,093
‫و در جواب سؤالت باید بگم

573
00:33:13,720 --> 00:33:15,848
‫شوهرم نمی‌ذاره کار کنم

574
00:33:16,808 --> 00:33:19,019
‫راستش نمی‌ذاره هیچ کاری بکنم

575
00:33:21,230 --> 00:33:23,107
‫میشه یه گاز از اون پای بخورم؟

576
00:33:25,986 --> 00:33:26,987
‫البته

577
00:33:27,989 --> 00:33:29,800
‫مجبورم کرده این رژیم مسخره رو بگیرم

578
00:33:33,914 --> 00:33:35,519
‫خوشمزه‌ست

579
00:33:39,379 --> 00:33:40,923
‫چه نازه

580
00:33:43,343 --> 00:33:44,761
‫سگ‌بازی؟

581
00:33:46,680 --> 00:33:48,807
‫شبیه گربه‌بازهام؟

582
00:33:48,808 --> 00:33:50,936
‫آره. راستش اصلاً گربه‌ها رو درک نمی‌کنم

583
00:33:50,937 --> 00:33:52,354
‫یجورایی چندشم میشه

584
00:33:53,231 --> 00:33:54,232
‫واقعاً؟

585
00:33:54,648 --> 00:33:56,443
‫اون قصه‌ها...

586
00:33:57,694 --> 00:33:58,779
‫چه قصه‌هایی؟

587
00:33:59,279 --> 00:34:02,659
‫همونا که میگن گربه‌های حسود
‫نوزادها رو خفه می‌کنن و اینا

588
00:34:03,327 --> 00:34:04,327
‫عجب

589
00:34:04,328 --> 00:34:06,705
‫- اوهوم
‫- ببخشید...

590
00:34:06,706 --> 00:34:09,627
‫کسی رو می‌شناسی که
 یه گربه‌ی حسود قاتل

591
00:34:09,628 --> 00:34:12,463
‫بچه‌اش رو ازش گرفته باشه؟

592
00:34:12,464 --> 00:34:14,299
‫فقط دارم حقایق‌سنجی می‌کنم

593
00:34:14,300 --> 00:34:16,134
‫- نه که رو در رو بشناسم
‫- خیلی‌خب

594
00:34:16,135 --> 00:34:18,930
‫ولی از خیلیا شنیدم

595
00:34:18,931 --> 00:34:20,473
‫خب، همینـه

596
00:34:20,474 --> 00:34:21,643
‫باید ته و توش رو در بیاریم

597
00:34:21,644 --> 00:34:22,727
‫موافقم

598
00:34:22,728 --> 00:34:23,810
‫کارآگاه

599
00:34:25,061 --> 00:34:27,646
‫اثر پنجه‌ای روی قربانی پیدا کردیم؟

600
00:34:28,229 --> 00:34:31,313
‫نه قربان،
‫ ولی داریم مظنون‌ها رو جمع می‌کنیم

601
00:34:31,314 --> 00:34:34,607
‫که اصلاً کار ساده‌ای نیست

602
00:34:36,233 --> 00:34:39,359
‫عجب گربه...مصیبتی!

603
00:34:39,360 --> 00:34:41,193
‫چی؟

604
00:34:43,819 --> 00:34:45,069
‫کارت درسته

605
00:34:46,029 --> 00:34:47,195
‫تو هم همینطور

606
00:34:53,115 --> 00:34:54,407
‫خب، شغلت چیه؟

607
00:34:57,742 --> 00:34:58,784
‫اوه

608
00:34:59,868 --> 00:35:00,785
‫شرمنده. یادم رفت

609
00:35:00,786 --> 00:35:02,077
‫نه، طوری نیست

610
00:35:02,827 --> 00:35:03,994
‫این...

611
00:35:06,037 --> 00:35:07,038
‫هضمش سختـه

612
00:35:07,996 --> 00:35:08,996
‫آره

613
00:35:11,581 --> 00:35:13,415
‫باورم نمیشه دارم این کار رو می‌کنم

614
00:35:16,625 --> 00:35:18,125
‫خیالت تخت، پیش خوب کسی اومدی

615
00:35:19,918 --> 00:35:21,960
‫خب، معمولاً چطور انجام میشه؟

616
00:35:23,503 --> 00:35:25,086
‫می‌خوای چطور انجام بشه؟

617
00:35:25,087 --> 00:35:26,504
‫نمی‌دونم

618
00:35:28,047 --> 00:35:29,797
‫فقط بدجور ترسیدم

619
00:35:32,589 --> 00:35:34,132
‫چرا ترسیدی؟

620
00:35:36,008 --> 00:35:38,217
‫چون اون آدم بدیـه

621
00:35:39,759 --> 00:35:44,804
‫نمی‌دونی با چه نسناسی ازدواج کردم،
‫و هی داره بدتر و بدتر میشه

622
00:35:47,971 --> 00:35:49,431
‫که اینطور

623
00:35:55,391 --> 00:35:57,684
‫از اولش می‌دونستی که قراره یه...

624
00:36:00,935 --> 00:36:03,102
‫رؤیای کودکیم نبوده

625
00:36:03,103 --> 00:36:05,269
‫شده بهش فکر کنی؟

626
00:36:05,270 --> 00:36:08,313
‫مثلاً، اگه شغلت یه چیز دیگه بود؟

627
00:36:08,314 --> 00:36:11,481
‫یا اگه مسیر دیگه‌ای رو انتخاب می‌کردی؟

628
00:36:13,566 --> 00:36:16,442
‫وسواس به خرج نمیدم.
‫زیاد احساسی نیستم.

629
00:36:17,442 --> 00:36:19,734
‫آره. خب، همه‌مون پشیمونی‌هایی داریم

630
00:36:22,110 --> 00:36:25,112
‫خب، توی حیطه‌ی کاری من،
‫به هیچ‌وجه نمی‌تونم اینطور فکر کنم

631
00:36:25,113 --> 00:36:26,945
‫ای‌کاش من هم می‌تونستم این کار رو بکنم

632
00:36:26,946 --> 00:36:29,113
‫ولی حس می‌کنم توی زندانم

633
00:36:29,114 --> 00:36:31,614
‫و قراره توی زندان بمیرم

634
00:36:32,199 --> 00:36:34,240
‫ولی قرار نیست توی زندان بمیرم

635
00:36:34,241 --> 00:36:36,282
‫چون اگه اومدنِ من به اینجا و

636
00:36:36,283 --> 00:36:40,035
‫ملاقات با تو، بهترین تصمیمی باشه
‫که به عمرم گرفتم چی؟

637
00:36:40,036 --> 00:36:42,119
‫چون واسه خودمـه

638
00:36:46,580 --> 00:36:48,538
‫اوه

639
00:36:49,456 --> 00:36:50,581
‫شرمنده

640
00:36:53,541 --> 00:36:54,749
‫لعنتی

641
00:36:56,334 --> 00:36:57,416
‫خودشـه

642
00:36:57,417 --> 00:37:00,043
‫باید برم، ولی پول رو...

643
00:37:00,044 --> 00:37:02,044
‫میشه یه چیزی بگم؟

644
00:37:03,420 --> 00:37:05,753
‫ببین، گفتن این حرف منفعتی برای من نداره

645
00:37:05,754 --> 00:37:11,131
‫اصولاً دارم خودم رو از کار بی‌کار می‌کنم،
‫ولی آیا شخصیتِ آینده‌ات،

646
00:37:11,840 --> 00:37:14,591
‫شخصیتی که لایق
‫یه زندگی شاد و رضایت‌بخشـه،

647
00:37:14,592 --> 00:37:17,259
‫که هنوزم می‌تونه اینو
‫داشته باشه، یه لطف بزرگ

648
00:37:18,134 --> 00:37:21,260
‫پولی که داخل این پاکت هست رو بردار
‫و از نو زندگیت رو بساز

649
00:37:22,303 --> 00:37:23,448
‫همین الان

650
00:37:23,449 --> 00:37:24,596
‫نرو خونه

651
00:37:26,763 --> 00:37:28,263
‫و اگه چیزی لازم داشتی...

652
00:37:30,014 --> 00:37:31,557
‫اگه نظرت عوض شد...

653
00:37:33,182 --> 00:37:34,391
‫شماره‌ام رو داری

654
00:37:53,108 --> 00:37:53,940
‫الو؟

655
00:37:53,941 --> 00:37:56,358
‫خب، حالا شدی مشاور زناشویی؟

656
00:37:56,359 --> 00:37:59,151
‫اینی که دیدم و شنیدم واقعی بود؟!

657
00:37:59,152 --> 00:38:00,277
‫باورم نمیشه

658
00:38:00,278 --> 00:38:01,318
‫چی رو؟

659
00:38:01,319 --> 00:38:04,028
‫«چی رو»؟ گور بابای عملیاتِ مخفی‌‌مون...

660
00:38:04,029 --> 00:38:05,966
‫«بذار روان‌شناست بشم؟»

661
00:38:05,967 --> 00:38:07,904
‫اون قاتل نیست

662
00:38:07,905 --> 00:38:09,364
‫فقط باید خودش رو جمع و جور کنه

663
00:38:09,365 --> 00:38:12,616
‫فقط دارم به صلاح جامعه خدمت می‌کنم

664
00:38:13,951 --> 00:38:15,282
‫صلاح جامعه؟

665
00:38:15,283 --> 00:38:19,952
‫کاری که الان کردی یکی از
‫غیرحرفه‌ای‌ترین چیزهایی بود

666
00:38:19,953 --> 00:38:21,870
‫که تابه‌حال شاهدش بودم

667
00:38:21,871 --> 00:38:23,160
‫دیدید؟ دیدید؟

668
00:38:23,161 --> 00:38:25,329
‫وقتی یه تازه‌کار رو میارید همین میشه

669
00:38:25,330 --> 00:38:26,371
‫بیخیال!

670
00:38:26,372 --> 00:38:27,996
‫نذاشتم به دام بیفته...

671
00:38:27,997 --> 00:38:29,956
‫نه، این تصمیم با هیئت منصفه‌ست

672
00:38:29,957 --> 00:38:31,373
‫اقلاً اونا رو رام کردی

673
00:38:31,374 --> 00:38:33,416
‫خیلی‌خب. باید قبول کنیم
روش‌هاتون فرق داره

674
00:38:33,417 --> 00:38:34,374
‫تموم شد و رفت

675
00:38:34,375 --> 00:38:36,666
‫دقت کردی چقدر خوشگل بود؟

676
00:38:36,667 --> 00:38:39,002
‫موندم این حرکتت ربطی به
‫خوشگل بودنش داشته یا نه؟

677
00:38:39,003 --> 00:38:41,086
‫خب، هیچ‌وقت نمی‌فهمیم، مگه نه؟

678
00:38:41,087 --> 00:38:43,169
‫چون این خل و چل گذاشت بره

679
00:38:43,170 --> 00:38:45,588
‫قبل اینکه حرفی علیه خودش بزنه

680
00:38:46,713 --> 00:38:50,027
‫نتیجه‌اش، یه‌جورایی غیرعادی بود

681
00:38:50,028 --> 00:38:53,341
‫همینطور هم گزارش میشه

682
00:38:53,342 --> 00:38:54,884
‫باشه، حله

683
00:38:56,676 --> 00:38:58,342
‫خیلی‌خب. به زودی حرف می‌زنیم، گری

684
00:38:58,343 --> 00:39:00,219
‫- خیلی‌خب
‫- خداحافظ، گری

685
00:39:00,220 --> 00:39:01,302
‫خداحافظ

686
00:39:04,346 --> 00:39:06,930
‫یا خدا. بدجور گری رو تحت فشار گذاشت

687
00:39:06,931 --> 00:39:09,514
‫قبلاً این رو دیده بودم
‫[پلیس نیواورلئان]

688
00:39:09,515 --> 00:39:11,973
‫ستاره شکست می‌خوره، جایگزینش میاد

689
00:39:11,974 --> 00:39:14,724
‫و بهتر از اون عمل می‌کنه

690
00:39:14,725 --> 00:39:17,226
‫می‌دونم این بار گند زد، ولی...

691
00:39:17,227 --> 00:39:18,601
‫اسم مستعارش چی بود؟

692
00:39:18,602 --> 00:39:20,935
‫- ران
‫- ران خیلی محشره

693
00:39:20,936 --> 00:39:23,520
‫انگار ادریس آلبای سفیدپوستـه

694
00:39:23,521 --> 00:39:27,648
‫از خدامه با اون یارو یه آبجو بخورم،
‫و منظورم گری نیست

695
00:39:27,649 --> 00:39:29,813
‫من با ران، خودم رو سیاه‌مست می‌کنم

696
00:39:29,814 --> 00:39:32,441
‫حاضرم توی راه لاس‌وگاس
‫باهاش کوکائین بکشم

697
00:39:32,442 --> 00:39:34,983
‫حاضرم به خاطر ران، آیودی ضدبارداری رو
‫از داخل رَحمم بیرون بکشم!

698
00:39:34,984 --> 00:39:37,484
‫ولی حاضر نیستم با گری بپلکم

699
00:39:37,485 --> 00:39:39,986
‫گری مثل نِی شل و ولـه، ولی ران؟

700
00:39:39,987 --> 00:39:41,904
‫مثل باتوم کُلُفتـه

701
00:39:43,029 --> 00:39:46,864
‫یجورایی حس می‌کنم
‫تو هم دلت می‌خواد با ران بخوابی

702
00:39:47,989 --> 00:39:49,907
‫بعد از تو نفر دومم...

703
00:39:50,490 --> 00:39:51,658
‫اگه ران بود!

704
00:39:52,783 --> 00:39:58,118
‫کل این محاکمه چیزی جز

705
00:39:58,119 --> 00:40:02,162
‫یه عملیات ضربتی و اغفال‌کننده نبوده!

706
00:40:04,454 --> 00:40:05,580
‫و این یارو...

707
00:40:06,622 --> 00:40:09,726
‫دروغگوترین، فریبکارترین و

708
00:40:09,727 --> 00:40:12,833
‫دغل‌بازترین آدمیـه که پیدا میشه!

709
00:40:13,625 --> 00:40:17,126
‫این گری جانسون آدم نیست

710
00:40:17,127 --> 00:40:20,670
‫چون آدم، انسانیت داره

711
00:40:20,671 --> 00:40:22,045
‫دلسوزی داره!

712
00:40:22,046 --> 00:40:27,506
‫یه انسان توی لحظاتِ ضعف،
‫دستِ کمک دراز می‌کنه

713
00:40:28,131 --> 00:40:31,007
‫گری جانسون ضعیفا رو طعمه می‌کنه

714
00:40:32,091 --> 00:40:35,279
‫و اگه از منظر فرآیند قانونی بهش نگاه کنیم

715
00:40:35,280 --> 00:40:38,467
‫انگار این مأمور مخفی

716
00:40:38,468 --> 00:40:42,886
‫داره با آرپی‌جی پشه می‌کُشه!

717
00:40:42,887 --> 00:40:47,305
‫من دیگه به این چیزا عادت کردم

718
00:40:47,306 --> 00:40:50,181
‫در حالی که من یه عالمه مدرک
‫انکارناپذیر جلوشون گذاشتم

719
00:40:50,182 --> 00:40:52,661
‫فقط بلدن یه‌جوری منو آدم بده جلوه بدن

720
00:40:52,662 --> 00:40:55,141
‫و می‌دونم که فقط دارن کارشون رو می‌کنن

721
00:40:55,142 --> 00:40:58,539
‫ولی حمله‌ی شخصی همچنان حمله‌ی شخصیـه

722
00:40:58,540 --> 00:41:01,936
‫و یه‌جورایی گوش دادن بهش حس خوبی نداره

723
00:41:01,937 --> 00:41:05,646
‫ما، هیئت منصفه، مدعی‌علیه رو طبق
‫اتهام وارده، گناهکار اعلام می‌کنیم

724
00:41:05,647 --> 00:41:09,023
‫ولی توی دسته‌ی «مردم همیشه
‫پر از رمز و راز هستن»

725
00:41:09,024 --> 00:41:10,981
‫اغلب این اتفاق میفته:

726
00:41:10,982 --> 00:41:13,858
‫من اونو بخشیدم،
‫اون هم منو بخشیده،

727
00:41:13,859 --> 00:41:16,151
‫تازه، من بیشتر تقصیر داشتم

728
00:41:17,110 --> 00:41:19,110
‫به نظرم حقش هست که
‫یه فرصت دوباره داشته باشه

729
00:41:19,111 --> 00:41:21,110
‫که معمولاً به این ختم میشه:

730
00:41:21,111 --> 00:41:24,072
‫با توجه به تمام شواهد و
‫شهادت‌هایی که شنیدیم،

731
00:41:24,073 --> 00:41:26,135
‫از نظر ما مدعی‌علیه گناهکار نیست

732
00:41:28,501 --> 00:41:30,866
‫تبریک میگم، تمی!

733
00:41:34,409 --> 00:41:36,868
‫شاید عشق‌شون بی‌نقص نبوده

734
00:41:36,869 --> 00:41:39,078
‫ولی بازم پوچ نبوده

735
00:41:39,079 --> 00:41:40,661
‫درست میگی

736
00:41:40,662 --> 00:41:43,038
‫قسم می‌خورم، سیستم قضایی کشورمون...

737
00:41:43,621 --> 00:41:44,621
‫پرتاب!

738
00:41:46,706 --> 00:41:48,539
‫...به گای سگ رفته!

739
00:41:48,540 --> 00:41:50,332
‫- بیا
‫- نه

740
00:41:50,333 --> 00:41:52,125
‫تو بیشتر از من به تمرین نیاز داری!

741
00:41:52,126 --> 00:41:53,541
‫خیلی‌خب پس

742
00:41:53,542 --> 00:41:56,376
‫نمی‌تونی کسی رو سرزنش کنی که قانون رو

743
00:41:56,377 --> 00:41:57,876
‫خودش دست گرفته

744
00:41:57,877 --> 00:41:59,837
‫یه چیزی هست که واقعاً بهش باور دارم

745
00:41:59,838 --> 00:42:02,379
‫- چی؟
‫- عدالتِ شخصی

746
00:42:02,380 --> 00:42:04,921
‫واسه وقتی که سیستم قضایی
‫بی‌خایه‌مون گند می‌زنه

747
00:42:04,922 --> 00:42:07,965
‫- وقتی این کار رو می‌کنیم، درست انجامش می‌دیم...
‫- آره

748
00:42:08,590 --> 00:42:10,798
‫عدالت شخصی مال خودتـه

749
00:42:10,799 --> 00:42:13,092
‫اون همه بی‌عدالتی رو الکی تحمل نکردی

750
00:42:13,093 --> 00:42:14,926
‫البته که الکی تحمل نکردم

751
00:42:16,677 --> 00:42:17,677
‫پرتاب!

752
00:42:20,679 --> 00:42:23,430
‫دلم برای همین آمریکا تنگ میشه

753
00:42:23,431 --> 00:42:25,096
‫آمین، آمین

754
00:42:25,097 --> 00:42:26,763
‫ببین...

755
00:42:26,764 --> 00:42:28,515
‫واسه کُشتن یه نفر به سه تا چیز نیاز داری

756
00:42:28,516 --> 00:42:29,514
‫خب؟

757
00:42:29,515 --> 00:42:30,599
‫- اسلحه
‫- درسته

758
00:42:30,600 --> 00:42:31,725
‫- گلوله
‫- اوهوم

759
00:42:31,726 --> 00:42:32,975
‫و خایه‌اش

760
00:42:32,976 --> 00:42:35,227
‫و پسر، من از هر سه تاش یه عالمه دارم

761
00:42:37,311 --> 00:42:38,853
‫تنر، حروم زاده

762
00:42:40,480 --> 00:42:41,562
‫پرتاب!

763
00:42:44,731 --> 00:42:46,731
این شد یه چیزی!‏

764
00:43:07,398 --> 00:43:10,400
‫از مدیسون مسترز: «سلام ران، فکر کردم شاید
‫از این خوشت بیاد. امیدوارم خوب باشی»

765
00:43:10,401 --> 00:43:12,401
‫«پنجه‌ها را بگیرید، مرکز نجات حیوانات»

766
00:43:12,492 --> 00:43:16,952
‫البته که هیچوقت این خط قرمز رو رد نمی‌کنم.
‫من حرفه‌ای‌ام.

767
00:43:16,953 --> 00:43:19,370
‫ولی اصولاً، اون به من پیامک نداده

768
00:43:19,371 --> 00:43:21,079
‫اون به ران پیام داده

769
00:43:22,079 --> 00:43:25,289
‫ولی فکر نکنم سگ‌دوست باشم.
‫اتفاقاً بهشون حساسیت دارم.

770
00:43:25,290 --> 00:43:26,788
‫فیزیکی و احساساتی

771
00:43:26,789 --> 00:43:28,331
‫به نظرم زیادی وابسته و آویزون هستن

772
00:43:28,332 --> 00:43:30,916
‫گوشت دست هر کی باشه،
 براش دُم تکون میدن

773
00:43:32,667 --> 00:43:33,875
‫ولی...

774
00:43:33,876 --> 00:43:37,002
‫در نهایت، به داشته‌هامون قانع نیستیم

775
00:43:37,003 --> 00:43:41,212
‫چشم‌مون دنبالِ بیشتره، خودمون رو
‫بابت ته‌مونده‌ی بقیه شرمنده می‌کنیم

776
00:43:41,213 --> 00:43:44,797
‫فقط سگ‌ها بابتش عذرخواهی نمی‌کنن

777
00:43:46,757 --> 00:43:48,132
‫رفیق

778
00:43:53,635 --> 00:43:55,175
‫موفق شدی!

779
00:43:55,176 --> 00:43:57,886
‫خیال می‌کردم من عاشق توله‌سگ‌هام

780
00:43:57,887 --> 00:44:02,263
‫قبل این کارها سس باربیکیو رو
‫مثل دهان‌شویه غرغره می‌کنم

781
00:44:02,264 --> 00:44:04,097
‫طوری که ازم خوش‌شون بیاد

782
00:44:06,723 --> 00:44:08,202
‫خوشحالم اومدی

783
00:44:08,203 --> 00:44:09,683
‫خوشحالم دعوتم کردی

784
00:44:09,684 --> 00:44:12,434
‫خب، چطوری؟

785
00:44:13,393 --> 00:44:16,101
‫خوبم. خوبم

786
00:44:16,102 --> 00:44:17,436
‫سؤال اصلی اینه که تو چطوری؟

787
00:44:17,437 --> 00:44:19,229
‫من، من عالی‌ام

788
00:44:19,230 --> 00:44:21,020
‫آره. عالی‌ام

789
00:44:21,021 --> 00:44:23,167
‫بلافاصله از اونجا زدم بیرون

790
00:44:23,168 --> 00:44:25,313
‫الان توی سنت راک خونه‌ی خودم رو دارم

791
00:44:25,314 --> 00:44:29,150
‫یعنی، درب و داغونـه، ولی مال خودمه.
‫پس دوستش دارم.

792
00:44:29,151 --> 00:44:31,984
‫دارم طلاق می‌گیرم

793
00:44:31,985 --> 00:44:33,317
‫- واو
‫- آره

794
00:44:34,068 --> 00:44:36,611
‫گاهی فقط باید یه حرکتی بزنی

795
00:44:37,944 --> 00:44:39,487
‫خیلی برات خوشحالم

796
00:44:41,196 --> 00:44:43,446
‫می‌دونی، وقتی پیامکت رو دیدم خیال کردم...

797
00:44:43,447 --> 00:44:46,282
‫نکنه محل خیریه‌ی سگ‌ها رو انتخاب کرده
‫که دوباره باهام قرارداد ببنده؟

798
00:44:46,283 --> 00:44:48,532
‫نه! خدایا، نه، نه

799
00:44:48,533 --> 00:44:51,700
‫اون لحظه‌ی دیوانه‌وار دیگه گذشته

800
00:44:51,701 --> 00:44:54,869
‫منِ جدید، زندگی جدید، اون...

801
00:44:56,452 --> 00:44:57,619
‫و حالا خودت رو نگاه کن

802
00:44:57,620 --> 00:45:00,079
‫- موهام رو دوست داری؟
‫- عاشقشم

803
00:45:01,684 --> 00:45:03,288
‫اون بدش می‌اومد

804
00:45:03,289 --> 00:45:05,706
‫از سگ‌ها و دامن کوتاه بدش می‌اومد.
‫خب، می‌دونی چیه؟

805
00:45:05,707 --> 00:45:08,206
‫می‌خوام لطفی که کردی رو جبران کنم

806
00:45:08,207 --> 00:45:12,501
‫خب، فقط خوشحالم که عاقبت به خیر شدی

807
00:45:12,502 --> 00:45:13,834
‫ممنون

808
00:45:13,835 --> 00:45:16,210
‫نه، ولی واقعاً ممنونم

809
00:45:16,211 --> 00:45:18,003
‫نمی‌خوام عجیب رفتار کنم

810
00:45:18,004 --> 00:45:19,797
‫ولی یجورایی بدون تو موفق نمی‌شدم

811
00:45:19,798 --> 00:45:21,048
‫بفرما! گفتم

812
00:45:22,799 --> 00:45:26,467
‫توی حیطه‌ی کاری من،
‫زیاد ازم تشکر نمیشه

813
00:45:26,468 --> 00:45:28,593
‫آره، گمونم همینطور باشه

814
00:45:28,594 --> 00:45:30,719
‫مدیسون

815
00:45:31,720 --> 00:45:33,513
‫توی قفس هاسکی یه مشکلی داریم

816
00:45:33,514 --> 00:45:34,784
‫کد قهوه‌ای

817
00:45:34,785 --> 00:45:36,055
‫- سلام
‫- سلام

818
00:45:36,056 --> 00:45:38,223
‫اوه، ران، جیل

819
00:45:38,224 --> 00:45:39,432
‫جیل، ران

820
00:45:39,433 --> 00:45:41,184
‫خوشبختم. کمک لازم دارید؟

821
00:45:41,185 --> 00:45:43,476
‫نه، ردیفیم. تو خوبی؟

822
00:45:43,477 --> 00:45:44,894
‫ردیفم

823
00:45:45,477 --> 00:45:46,603
‫خودم کلی کار دارم!

824
00:45:46,604 --> 00:45:47,603
‫باشه

825
00:45:48,813 --> 00:45:49,896
‫واو

826
00:45:49,897 --> 00:45:51,522
‫پاس بلنده، پاس بلنده!

827
00:45:52,148 --> 00:45:53,189
‫برو، برو، برو!

828
00:45:56,817 --> 00:45:57,818
‫بفرما!

829
00:45:58,401 --> 00:46:00,402
‫اوه!

830
00:46:00,403 --> 00:46:02,278
‫وای نه نه!

831
00:46:04,738 --> 00:46:06,155
‫نه

832
00:46:06,156 --> 00:46:07,864
‫نه، نه. باورم نمیشه

833
00:46:07,865 --> 00:46:08,948
‫چی رو؟

834
00:46:08,949 --> 00:46:10,075
‫تو آدمکش نیستی

835
00:46:10,741 --> 00:46:13,326
‫نمی‌تونی باشی.
‫توله‌سگ‌ها رو ناز کردی.

836
00:46:13,327 --> 00:46:15,034
‫با بچه‌ها بازی کردی

837
00:46:15,035 --> 00:46:17,704
‫امشب از روی احترام،
‫همه‌ی درها رو برام باز کردی

838
00:46:17,705 --> 00:46:20,538
‫اون‌وقت واسه پول آدم می‌کُشی؟

839
00:46:22,748 --> 00:46:24,915
‫شاید جوانمردی مُرده باشه،
‫ولی من نکُشتمش

840
00:46:24,916 --> 00:46:29,168
‫اسمت رو سرچ کردم و هیچی نیومد.
‫انگار اصلاً وجود نداری.

841
00:46:31,461 --> 00:46:33,087
‫گمونم فقط فانتزی تو هستم

842
00:46:34,213 --> 00:46:36,214
‫باشه

843
00:46:36,215 --> 00:46:37,840
‫ببینیم چی میشه

844
00:46:40,549 --> 00:46:41,550
‫چند تا؟

845
00:46:42,759 --> 00:46:44,894
‫وایسا، نمی‌خوام بدونم...
‫نه، می‌خوام بدونم

846
00:46:48,554 --> 00:46:50,888
‫چیه؟ نکنه یه آقای متشخص
‫از قربانی‌هاش نمیگه؟

847
00:46:50,889 --> 00:46:53,431
‫خیلی‌خب. محض اطلاع،
‫من مردم رو دوست دارم

848
00:46:53,432 --> 00:46:54,824
‫با این‌حال، اونا رو می‌کُشی

849
00:46:55,475 --> 00:46:56,933
‫همینطوری شانسی نه

850
00:46:58,351 --> 00:47:00,102
‫همیشه با هدفـه

851
00:47:00,103 --> 00:47:01,811
‫واسه محافظت

852
00:47:02,436 --> 00:47:03,811
‫و اصلاً اشتباه نکن

853
00:47:03,812 --> 00:47:06,188
‫یه سری‌ها هستن که باید کُشته بشن

854
00:47:07,022 --> 00:47:08,106
‫درسته؟

855
00:47:11,066 --> 00:47:12,234
‫درسته

856
00:47:14,568 --> 00:47:17,361
‫خب، بزرگترین تفاوت بین...

857
00:47:17,362 --> 00:47:20,154
‫شخصیتِ واقعیت و شغلت چیه؟

858
00:47:22,572 --> 00:47:28,451
‫باید بگم، خودِ واقعیم اهل معاشرتـه

859
00:47:28,452 --> 00:47:30,160
‫دلم می‌خواد خوش بگذرونم

860
00:47:30,161 --> 00:47:31,285
‫ولی...

861
00:47:33,662 --> 00:47:37,914
‫واسه مؤثر بودن توی این کار،
‫باید یه مقدار هم گرگِ تنها باشم

862
00:47:37,915 --> 00:47:40,874
نباید هیچ‌وقت توجهی رو به خودم جلب کنم

863
00:47:41,833 --> 00:47:45,085
‫نمی‌خوام هیچکس چهره‌ام رو به خاطر داشته
‫باشه. واسه همین نه کم انعام میدم نه زیاد.

864
00:47:45,086 --> 00:47:48,670
‫نمی‌خوام مکالمه‌های به یاد موندنی
‫ داشته باشم

865
00:47:51,755 --> 00:47:54,173
‫واسه همین ماشینم هوندا سیویکـه

866
00:47:54,174 --> 00:47:56,633
‫می‌خوام طوری باشه که انگار وجود نداره

867
00:47:57,717 --> 00:48:00,635
‫نمی‌دونم. این وجه‌ی شغلی و حرفه‌ایمـه

868
00:48:02,928 --> 00:48:05,596
‫از وجهه‌ی غیر حرفه‌ایت بیشتر برام بگو

869
00:48:08,723 --> 00:48:09,723
‫باید بگم...

870
00:48:10,599 --> 00:48:16,144
‫اینکه الان اینجا پیشت هستم...
‫بدجور غیر حرفه‌ایـه، ولی خب چه کنیم

871
00:48:16,145 --> 00:48:18,645
‫خوبه. نمی‌خوام زیادی حرفه‌ای باشی

872
00:48:21,897 --> 00:48:23,314
‫می‌خوای چطور باشم؟

873
00:48:28,233 --> 00:48:29,609
‫چی؟

874
00:48:30,735 --> 00:48:32,069
‫می‌ترسونمت؟

875
00:48:32,653 --> 00:48:33,694
‫نه

876
00:48:35,112 --> 00:48:36,425
‫من تو رو می‌ترسونم؟

877
00:48:36,426 --> 00:48:37,739
‫باید بترسم؟

878
00:48:40,615 --> 00:48:42,616
‫بستگی داره قصدت چی باشه

879
00:48:45,410 --> 00:48:46,744
‫خیلی‌خب

880
00:48:48,745 --> 00:48:51,204
‫تو می‌خوای همه چی رو
‫راجع به من بدونی. ولی خودت چی؟

881
00:48:51,205 --> 00:48:53,080
‫هر چی که لازمـه رو می‌دونی

882
00:48:54,331 --> 00:48:55,331
‫جدی؟

883
00:49:01,419 --> 00:49:04,565
‫یه بار یکی بهم گفت زیادی غرق
‫فکر میشم و معشوقه‌ی خوبی نیستم

884
00:49:04,566 --> 00:49:07,713
‫گفت لازمه‌ی سکس استثنایی فکر نکردنـه

885
00:49:07,714 --> 00:49:10,132
‫تا یه حدی مثل حیوانات از قید و بند رها شدن

886
00:49:13,133 --> 00:49:14,509
‫از ران خوشم می‌اومد

887
00:49:15,301 --> 00:49:17,844
‫اون اهل فکر نبود. اهل عمل بود

888
00:49:25,848 --> 00:49:28,307
‫پس، نمی‌دونم به‌عنوان ران بهتر بودم

889
00:49:28,308 --> 00:49:31,580
‫یا به خاطر اون شوک الکتریکی بود که
‫توی بدن هر دومون جریان داشت

890
00:49:31,581 --> 00:49:34,852
‫آخه ناسلامتی، از نظر خودش،
‫داره با یکی سکس می‌کنه که

891
00:49:34,853 --> 00:49:36,979
‫کلی آدم رو به قتل رسونده

892
00:49:36,980 --> 00:49:38,813
‫و من هم داشتم با یکی سکس می‌کردم که

893
00:49:38,814 --> 00:49:41,649
‫معلوم بود می‌تونه بگه
‫معشوقه‌اش رو براش بکُشن

894
00:49:43,608 --> 00:49:47,402
‫گفتنش باعث افتخارم نیست،
‫ولی باعث شد سطح کارم بالاتر بره

895
00:49:54,573 --> 00:49:57,533
‫می‌دونی، خیلی وقت بود با کسی نخوابیده بودم

896
00:49:59,200 --> 00:50:00,784
‫میشه یه چیزی بهت بگم؟

897
00:50:00,785 --> 00:50:01,910
‫چی؟

898
00:50:02,994 --> 00:50:04,328
‫این خیلی حال میده

899
00:50:05,537 --> 00:50:06,830
‫موافقم

900
00:50:09,581 --> 00:50:10,998
‫ازش خوشم میاد

901
00:50:12,083 --> 00:50:13,166
‫ما

902
00:50:14,625 --> 00:50:16,085
‫آره

903
00:50:21,087 --> 00:50:25,465
‫ببین، بذار یه نکته‌ی مهم رو
‫برات بریزم روی دایره

904
00:50:26,924 --> 00:50:29,882
‫چندتا دوست‌دختر داشتم،
‫زود هم ازدواج کردم،

905
00:50:29,883 --> 00:50:34,448
‫ولی به خاطر حیطه‌ی کاریم،
‫معمولاً نمی‌تونم اون رابطه‌ای که

906
00:50:34,449 --> 00:50:39,013
‫از نظر همه رابطه‌ی عادیـه رو حفظ کنم

907
00:50:39,014 --> 00:50:40,973
‫گور بابای عادی

908
00:50:40,974 --> 00:50:42,098
‫آمین

909
00:50:42,099 --> 00:50:43,641
‫می‌خوای دوباره منو ببینی؟

910
00:50:45,434 --> 00:50:46,685
‫آره

911
00:50:48,478 --> 00:50:49,478
‫ولی...

912
00:50:51,270 --> 00:50:53,146
‫یه‌کم پیچیده‌ست، نه؟

913
00:50:53,147 --> 00:50:54,731
‫لازم نیست باشه

914
00:51:01,360 --> 00:51:03,131
‫فکر خوبی نیست

915
00:51:03,132 --> 00:51:04,903
‫گمونم آره

916
00:51:14,075 --> 00:51:16,451
‫مثلاً، هیچوقت نمی‌تونیم بریم خونه‌ی من

917
00:51:16,452 --> 00:51:18,451
‫خوبه. دلم هم نمی‌خواد

918
00:51:18,452 --> 00:51:21,620
‫هیچ‌وقت و تحت هیچ شرایطی
‫نمی‌تونم بهت بگم کجام

919
00:51:21,621 --> 00:51:24,788
‫اگه ردم رو بزنن،
‫ پای تو هم به ماجرا باز میشه

920
00:51:24,789 --> 00:51:26,915
‫هر وقت شد می‌بینمت

921
00:51:30,709 --> 00:51:32,627
‫و نمی‌تونیم بیش از حد به هم نزدیک بشیم

922
00:51:33,543 --> 00:51:36,295
‫و هرچی کمتر درموردم بدونی،
‫هرچی کمتر من درموردت بدونم...

923
00:51:36,296 --> 00:51:38,233
‫خیلی‌خب، جمله‌ی بعدیت چیه؟

924
00:51:38,234 --> 00:51:40,172
‫«عاشقم نشو»؟

925
00:51:42,215 --> 00:51:43,716
‫خودم می‌دونم این چه رابطه‌ایـه

926
00:51:45,342 --> 00:51:47,675
‫نمی‌خوام بدونم کجا زندگی می‌کنی

927
00:51:47,676 --> 00:51:50,720
‫یا توی هر لحظه مشغول چه کاری هستی

928
00:51:51,345 --> 00:51:54,222
‫فقط قراره هر وقت خواستیم
‫اینجا همدیگه رو ببینیم

929
00:51:54,223 --> 00:51:56,347
‫و هیچی خارج از اینجا اهمیتی نداره

930
00:52:00,017 --> 00:52:01,100
‫خب، پس حله

931
00:52:01,101 --> 00:52:02,642
‫خیلی‌خب، باشه

932
00:52:02,643 --> 00:52:03,977
‫پس به توافق رسیدیم؟

933
00:52:03,978 --> 00:52:05,436
‫کجا رو باید امضاء کنم؟

934
00:52:12,106 --> 00:52:13,899
‫جای دیگه‌ای هست که باید امضاءش کنم؟

935
00:52:17,151 --> 00:52:18,777
‫حرف اولش اینجاست

936
00:52:20,319 --> 00:52:22,529
‫حرف اول جای دیگه‌ای هست؟

937
00:52:23,946 --> 00:52:27,573
‫باید مطمئن بشیم این اسناد
‫مو لای درزشون نمیره

938
00:52:37,412 --> 00:52:41,246
‫مفاهیم فرویدی «نهاد، خود، فراخود»

939
00:52:41,247 --> 00:52:45,083
‫از نظر یونگ، مدام با هم در تعارض هستن

940
00:52:46,292 --> 00:52:47,917
‫فراخود

941
00:52:47,918 --> 00:52:49,501
‫آگاهی و وجدان ماست

942
00:52:49,502 --> 00:52:51,585
‫واسه رفتار شایسته بهمون پاداش میده

943
00:52:51,586 --> 00:52:55,088
‫پایبندی به هنجارهای اجتماعی،
‫معیارهای اخلاقی.

944
00:52:58,299 --> 00:52:59,841
‫و نهاد...

945
00:53:00,550 --> 00:53:02,175
‫ما انسان‌ها، خواسته‌ها و امیالی داریم

946
00:53:02,176 --> 00:53:04,218
‫غرایزی که بدوی هستن

947
00:53:06,303 --> 00:53:09,263
‫انگیزه‌هایی که صرفاً مبتنی بر لذت هستن

948
00:53:09,264 --> 00:53:12,056
‫و عواقب رو نادیده می‌گیرن

949
00:53:12,057 --> 00:53:13,139
‫حالا، خود،

950
00:53:13,140 --> 00:53:15,348
‫واسطه‌ی ایناست

951
00:53:15,349 --> 00:53:18,601
‫پل بین غریزه و منطق

952
00:53:18,602 --> 00:53:20,435
‫قانون و بی‌قانون

953
00:53:20,436 --> 00:53:22,937
‫تا ابد سعی می‌کنه لذت رو
‫به بیشترین حد برسونه

954
00:53:22,938 --> 00:53:25,522
‫در حالی که بهاش رو پایین بیاره

955
00:53:36,153 --> 00:53:38,279
‫به هواپیمایی مدیسون خوش اومدی

956
00:53:41,400 --> 00:53:42,861
‫مقصدمون کجاس؟

957
00:53:42,861 --> 00:53:45,733
‫یه جای داغ و گرمسیری

958
00:53:49,075 --> 00:53:50,946
‫لطفاً تا کابین بالایی دنبالم بیاین

959
00:53:52,116 --> 00:53:53,617
‫تمام راه با پرواز درجه یک

960
00:53:53,877 --> 00:53:55,198
‫هیس

961
00:53:55,738 --> 00:53:59,330
‫قربان،
‫لطفاً کمربندتون رو باز کنید

962
00:53:59,330 --> 00:54:00,951
‫برای ایمنی خودتون‌ـه

963
00:54:07,045 --> 00:54:10,406
‫انتظار میره با چاله‌های هوایی سنگینی
‫ رو در رو شیم...

964
00:54:12,027 --> 00:54:14,389
‫پس آماده باشین
‫که محکم سر جاتون بشینین

965
00:54:42,354 --> 00:54:45,856
‫می‌دونم توافق کردیم
‫که درمورد این چیزا حرف نزنیم

966
00:54:45,856 --> 00:54:47,977
‫اگه هم دلت نخواست
‫لازم نیست جواب بدی

967
00:54:47,977 --> 00:54:53,440
‫اما چطوری این کار رو می‌کنی
‫و گیر نمیفتی؟

968
00:54:56,192 --> 00:55:00,274
‫خب باید باهوش و دقیق باشی

969
00:55:00,274 --> 00:55:03,275
‫و یه قدم ازشون جلوتر باشی
‫و بدونی دنبال چی می‌گردن

970
00:55:04,326 --> 00:55:07,238
‫راستش راز کثیفش اینه که
‫بیشتر پرونده‌های قتل حل نمیشن،

971
00:55:07,238 --> 00:55:08,738
مخصوصاً این اطراف

972
00:55:08,738 --> 00:55:13,661
‫برای همین، روش کار من اینطوره که
‫ قتل توی مناطق کنترل شده اتفاق بیفتن

973
00:55:13,661 --> 00:55:18,164
بعدش هم جسد رو می‌برم جایی
که شلوغ باشه

974
00:55:18,164 --> 00:55:19,454
اینطوری شلخته‌وار نیست؟

975
00:55:19,454 --> 00:55:22,536
‫خب اگه باهوش نباشی چرا

976
00:55:22,536 --> 00:55:25,288
‫زود بگو، فکر کن می‌خوای بهم شلیک کنی
‫کجام رو می‌زنی؟

977
00:55:27,499 --> 00:55:29,170
‫نه!
‫پایین‌تر.

978
00:55:29,170 --> 00:55:30,340
‫پایین‌تر

979
00:55:30,340 --> 00:55:32,542
‫پایـ...
‫خیلی‌خب

980
00:55:35,043 --> 00:55:36,294
‫قلب

981
00:55:38,635 --> 00:55:42,677
‫منظورم نواحی به‌خصوصی
‫مثل سر یا گردن‌ـه،

982
00:55:42,677 --> 00:55:45,639
‫جاهایی که خون فقط می‌تونه از بدن خارج شه

983
00:55:45,639 --> 00:55:47,720
‫اصلاً همه‌جا رو خون برمی‌داره

984
00:55:47,720 --> 00:55:51,012
‫ما آدم‌ها مثل یه کیسه‌ی بزرگ خون می‌مونیم

985
00:55:51,012 --> 00:55:53,643
‫یه حفره‌ی قفسه‌ سینه‌ی خوشگل داری

986
00:55:53,643 --> 00:55:55,224
‫که تموم خون‌ها رو نگه می‌داره

987
00:55:58,516 --> 00:56:00,517
‫تا این که جسد رو جا به جا کنی

988
00:56:00,517 --> 00:56:01,898
‫صحنه جرم رو درست کنی

989
00:56:03,388 --> 00:56:05,730
‫داستانی که می‌خوان رو بهشون بگی

990
00:56:09,152 --> 00:56:12,994
<i>‫راستش همیشه خجالت می‌‌کشیدم
‫که اجراهای دبیرستان رو بازی کنم اما...</i>

991
00:56:12,994 --> 00:56:14,855
<i>‫ بالاخره استیج‌ـم رو پیدا کرده بود،</i>

992
00:56:14,855 --> 00:56:17,736
<i>‫و هربار که کسی رو دستگیر می‌کردم
‫انگار ایستاده برام کَف می‌زدن</i>

993
00:56:17,736 --> 00:56:21,078
‫اینجا دیگه آخر خط‌ـه

994
00:56:21,989 --> 00:56:23,490
‫بحث جدی میشه

995
00:56:24,740 --> 00:56:27,662
‫اگه این پاکت رو بردارم
‫و از اینجا برم،

996
00:56:27,662 --> 00:56:32,665
‫فردا همین موقع،
‫سرش تو یه کیسه سوپرمارکت‌ـه

997
00:56:32,665 --> 00:56:35,576
‫بقیه‌ی جاهاش هم توی لجنزار خوک‌های
‫توی آپلوسس‌ـه

998
00:56:36,787 --> 00:56:39,378
‫حالا هم می‌خوام یه جواب واضح بهم بدی

999
00:56:40,499 --> 00:56:42,460
‫واقعاً‌ همچین چیزی می‌خوای؟

1000
00:56:43,130 --> 00:56:46,382
‫خیلی‌خب. زنم همش سرش تو گوشیش‌ـه
‫و برنامه‌های دوست‌یابی داره

1001
00:56:46,382 --> 00:56:47,883
‫واسه دوست‌پسر پیدا کردن‌ـه،
‫خب؟

1002
00:56:47,883 --> 00:56:51,135
‫وسط میون‌گذر به مدیرش
‫ که اهل پیکدیلی‌ـه کُس میده

1003
00:56:51,135 --> 00:56:52,946
‫و می‌خواد همه‌چی رو هم تصاحب کنه

1004
00:56:52,946 --> 00:56:56,588
‫نمی‌دونم تو محله‌ی شما اوضاع چطوریه
‫اما اینجاها

1005
00:56:56,588 --> 00:57:00,220
‫نمی‌تونی تلویوزیون و سگ
‫و کشتی یه مرد رو ازش بگیری

1006
00:57:00,220 --> 00:57:01,721
‫هیچ‌جوره نمیشه

1007
00:57:04,422 --> 00:57:06,183
‫اون جنده رو بکش

1008
00:57:06,183 --> 00:57:07,684
‫با کمال میل

1009
00:57:14,688 --> 00:57:16,599
‫عالیجناب...

1010
00:57:16,599 --> 00:57:20,902
‫یه شکارچی روان‌پریش
‫همیشه تهدیدی برای جامعه به حساب میاد

1011
00:57:20,902 --> 00:57:25,275
‫از طرف دیگه،
‫کسی که یک‌بار جنایتی رو از روی احساس

1012
00:57:25,275 --> 00:57:28,016
‫که توی قانون به «احساس ناگهانی» معروفه،
‫انجام میده،

1013
00:57:28,016 --> 00:57:32,779
‫مثل سایر اعضای جامعه
‫احتمال کمی داره که مرتکب اون جنایت بشه

1014
00:57:32,779 --> 00:57:35,161
‫توی این پرونده،
‫من این نیت

1015
00:57:35,161 --> 00:57:38,953
‫برای استخدام یک قاتل رو،

1016
00:57:38,953 --> 00:57:43,115
‫با این که در نهایت کسی آسیب ندیده،
‫یک جور «احساس ناگهانی»

1017
00:57:43,115 --> 00:57:45,747
‫به‌جای اقدام به‌ قتل از پیش طراحی شده،
‫توصیف می‌کنم

1018
00:57:45,747 --> 00:57:47,038
‫اعتراض دارم!

1019
00:57:47,038 --> 00:57:48,369
‫اعتراض وارد نیست

1020
00:57:48,369 --> 00:57:50,330
‫منتظر سوالات‌تون هستم

1021
00:57:50,330 --> 00:57:54,292
‫آقای جانسون،
‫قبلاً‌ شهادت دادین

1022
00:57:54,292 --> 00:57:57,374
‫که احساس کردین
‫این یک اقدام از پیش طراحی شده بوده،

1023
00:57:57,374 --> 00:58:00,216
‫یعنی این کارتون برای طرح این نقشه

1024
00:58:00,216 --> 00:58:04,008
‫و وادار کردن اون‌ها به کشیدن این برنامه‌ی‌ قتل،
‫از پیش طراحی شده بوده؟

1025
00:58:04,008 --> 00:58:07,590
‫ملاقات ما ناگهانی
‫و بدون برنامه‌ریزی قبلی نبود

1026
00:58:07,590 --> 00:58:12,303
‫نیت واضح بود.
‫نحوه‌ی تموم کردن کار هم با جزئیات بود.

1027
00:58:12,303 --> 00:58:16,516
‫خب اگه قصد وادار کردن نداشتین
‫چرا تحقیق می‌کردین؟

1028
00:58:16,516 --> 00:58:20,558
‫چرا لباس‌ مبدل می‌پوشیدین؟
‫تغییر چهره می‌دادین؟

1029
00:58:20,558 --> 00:58:24,310
‫حتماً، موکل من دیده که
‫توی موقعیت سختی‌ـه،

1030
00:58:24,310 --> 00:58:28,393
‫اما سوالی که از شما، آقای جانسون دارم
‫اینه که موقعیت‌های شما چی‌‌ان؟

1031
00:58:28,393 --> 00:58:29,734
‫اعتراض دارم عالیجناب

1032
00:58:29,734 --> 00:58:31,144
‫اعتراض وارده

1033
00:58:31,144 --> 00:58:33,526
‫چی رو دارین با این لباس‌های مبدل
‫ مخفی می‌کنین

1034
00:58:33,526 --> 00:58:34,897
‫کی رو می‌خواین فریب بدین؟

1035
00:58:34,897 --> 00:58:35,987
<i>‫اگه ران بود چی‌کار می‌کرد؟</i>

1036
00:58:35,987 --> 00:58:38,279
‫اعتراض دارم،
‫وکیل مدافع دارن شاهد رو آزاد میدن

1037
00:58:38,279 --> 00:58:41,070
‫وظیفه‌ی من تحلیل وقایع حول ملاقاتم نیست

1038
00:58:41,070 --> 00:58:44,202
‫وظیفه‌ی من اینه که توی اون موقعیت
‫با مشتری ملاقات کنم

1039
00:58:44,202 --> 00:58:47,654
‫نقاشی‌ای رو کامل می‌کنم
‫که قبلاً برای خودشون کشیدن.

1040
00:58:48,365 --> 00:58:51,207
‫کار من دادن فرصت‌های مجدد نیست

1041
00:58:56,500 --> 00:58:58,831
‫یه وسیله‌ی بازی آوردم

1042
00:58:58,831 --> 00:59:00,622
‫بهش می‌خوره جالب باشه

1043
00:59:00,622 --> 00:59:01,933
‫چی اون پشت داری؟

1044
00:59:01,933 --> 00:59:03,644
‫یه دست رو انتخاب کن

1045
00:59:04,164 --> 00:59:05,045
‫چپ

1046
00:59:05,395 --> 00:59:06,666
‫- باختی
‫- هی

1047
00:59:06,666 --> 00:59:07,877
‫لعنتی

1048
00:59:08,757 --> 00:59:09,838
‫اون دیگه واسه چیه؟

1049
00:59:11,419 --> 00:59:14,050
‫نظر خودت چیه؟
‫من یه زن تنهام

1050
00:59:14,050 --> 00:59:15,471
‫باید از خودم محافظت کنم

1051
00:59:15,471 --> 00:59:18,423
‫بعدش هم، اون همه صحبت درباره قتل
‫ترسوندتم

1052
00:59:19,134 --> 00:59:20,054
‫خیلی‌خب

1053
00:59:20,054 --> 00:59:23,136
‫مطمئن باش این قرار نیست برات امنیت بخره

1054
00:59:23,886 --> 00:59:25,307
‫خودت هم تفنگ داری

1055
00:59:26,058 --> 00:59:28,229
‫یکم فرق می‌کنه.
‫من حرفه‌ای‌ـم.

1056
00:59:28,589 --> 00:59:29,810
‫همم

1057
00:59:30,140 --> 00:59:33,182
‫حالا می‌خوای یادم بدی
‫چطوری باهاش کار کنم یا نه؟

1058
00:59:33,182 --> 00:59:35,563
‫همین حالا؟

1059
00:59:36,814 --> 00:59:38,635
‫مگه قرارداد نداشتیم

1060
00:59:38,635 --> 00:59:40,837
‫که هیچی بیرون اینجا اهمیت نداشته باشه؟

1061
00:59:42,688 --> 00:59:46,080
‫بالاخره یه وقتی می‌رسه
‫که مجبوریم از لونه‌ی عاشقانه‌مون بیایم بیرون

1062
00:59:46,080 --> 00:59:47,571
‫مگه نه؟

1063
00:59:47,571 --> 00:59:48,611
‫جدی؟

1064
00:59:58,007 --> 00:59:59,468
‫خیلی‌خب.
‫ریــدم.

1065
01:00:00,028 --> 01:00:01,669
‫سوژه‌ها خودشون رو درمان می‌کنن

1066
01:00:01,669 --> 01:00:03,290
‫چرا اینقدر سخت‌ـه؟

1067
01:00:03,290 --> 01:00:04,671
‫فقط تمرین می‌خواد

1068
01:00:04,671 --> 01:00:07,353
‫خب چرا یادم نمیدی جناب حرفه‌ای؟

1069
01:00:09,374 --> 01:00:11,045
‫خب،
‫این فاصله...

1070
01:00:11,045 --> 01:00:14,047
‫واسه توریست‌ها
‫و کساییه که میرن تعطیلات آخر هفته...

1071
01:00:21,881 --> 01:00:23,512
‫فاصله‌ی همیشگی من این‌ـه

1072
01:00:29,386 --> 01:00:31,307
‫خب وایسا.
‫حالا این رو گوش کن.

1073
01:00:31,307 --> 01:00:34,639
‫مگه ماه، عامل جزر و مد نیست؟

1074
01:00:34,639 --> 01:00:36,640
‫- آره
‫- بیشتر بدن ما رو هم آب تشکیل میده،

1075
01:00:36,640 --> 01:00:38,852
‫چطوری ماه کامل
‫روی آدم تاثیری نمی‌ذاره؟

1076
01:00:38,852 --> 01:00:40,853
‫بهش فکر کن

1077
01:00:40,853 --> 01:00:43,104
‫خب، از نظر فنی
‫این منطقی نیست

1078
01:00:43,104 --> 01:00:45,356
‫- چرا،‌ منطقی‌ـه
‫- نه

1079
01:00:45,356 --> 01:00:48,728
‫هلال ماه ربطی به جاذبه نداره

1080
01:00:48,728 --> 01:00:50,319
‫به سایه‌ها مربوط میشه

1081
01:00:50,319 --> 01:00:52,030
‫هلال فقط نشون میده که زمین

1082
01:00:52,030 --> 01:00:53,941
‫چقدر از رسیدن نور خورشید
‫به ماه رو گرفته

1083
01:00:53,941 --> 01:00:57,073
‫رابطه‌ی گرانشی بین ماه و زمین

1084
01:00:57,073 --> 01:00:59,044
‫یعنی بین این دوتا اجرام سیاره‌ای ثابت‌ـه

1085
01:00:59,044 --> 01:01:01,325
‫برای همین ممکنه ظاهر قمر
‫تو طول ماه تغییر کنه

1086
01:01:01,325 --> 01:01:04,577
‫اما چیزی تو زمین عوض نمیشه،
‫فهمیدی؟

1087
01:01:04,577 --> 01:01:09,200
‫خب.
‫نمی‌دونستم دوست‌پسرم نیل دگراس تایسون‌ـه.

1088
01:01:10,411 --> 01:01:12,412
‫باید ذهنت رو به چالش بکشم

1089
01:01:12,412 --> 01:01:14,333
‫- بریم برقصیم پسره‌ی سفید مِفید
‫- باشه

1090
01:01:49,605 --> 01:01:51,646
‫بیا گورمون رو بکنیم

1091
01:01:57,980 --> 01:02:00,231
‫ری.
‫بس کن رفیق.

1092
01:02:00,231 --> 01:02:02,022
‫مدیسون؟

1093
01:02:02,022 --> 01:02:03,323
‫گندش بزنن

1094
01:02:05,114 --> 01:02:07,195
‫- خیلی بهت زنگ زدم
‫- ری، بس کن

1095
01:02:07,195 --> 01:02:10,047
‫به گمونم دستت خیلی بند بود
‫و نتونستی جواب بدی

1096
01:02:10,987 --> 01:02:12,198
‫این دیگه کدوم خری‌ـه؟

1097
01:02:13,369 --> 01:02:14,450
‫دوست‌پسرشم

1098
01:02:15,030 --> 01:02:17,451
‫جداً؟
‫خب من هم شوهرشم

1099
01:02:17,451 --> 01:02:19,703
‫- ری، میشه لطفاً...
‫- میشه چی مدی؟

1100
01:02:19,703 --> 01:02:21,494
‫نه، خودت بهم بگو.
‫خودت بگو مدی.

1101
01:02:21,494 --> 01:02:23,315
‫- می‌خوای صمیمی بمونیم؟
‫- از دیدنت خوشحال شدم

1102
01:02:23,315 --> 01:02:25,206
‫من هم همینطور جناب دوست‌پسر!

1103
01:02:25,206 --> 01:02:26,747
‫مدیسنِ حال‌بهم‌زن!

1104
01:02:27,457 --> 01:02:29,168
‫- اصلاً حالا که اینطور شد...
‫- ری، ری!

1105
01:02:29,168 --> 01:02:32,420
‫نه، کارم تموم نشده.
‫ولم نکن دیگه

1106
01:02:32,420 --> 01:02:34,342
‫شوخی می‌کنم بچه‌ها

1107
01:02:34,342 --> 01:02:35,632
‫دست بردارین!

1108
01:02:35,632 --> 01:02:38,884
‫مگه یکم خوشگذرونی با دوست جدیدت جرم‌ـه؟

1109
01:02:38,884 --> 01:02:40,675
‫ری،
‫میشه دست از سرمون برداری؟

1110
01:02:40,675 --> 01:02:42,597
‫لعنت بهت مدیسون.
‫همینطوری رات رو نکش و برو.

1111
01:02:42,597 --> 01:02:44,638
‫- ری
‫- اینطوری رات رو نکش و برو

1112
01:02:44,638 --> 01:02:46,849
‫جنده‌ی نمک‌نشناس!
‫بیا اینجا ببینم!

1113
01:02:46,849 --> 01:02:49,141
‫- لعنتی
‫- معذرت‌خواهی کن مادرقحبه

1114
01:02:49,141 --> 01:02:51,552
‫آره،
‫گفت معذرت‌خواهی کن مادرقحبه

1115
01:02:52,723 --> 01:02:54,724
‫اون حرفه‌ای‌ـه.
‫راحت این کار رو می‌کنه.

1116
01:02:54,724 --> 01:02:56,105
‫نشونش بده

1117
01:02:59,557 --> 01:03:00,477
‫لعنتی

1118
01:03:04,310 --> 01:03:05,440
‫بیا بریم

1119
01:03:05,981 --> 01:03:07,061
‫تو چی حرفه‌ای‌ـه؟

1120
01:03:08,862 --> 01:03:10,523
‫آره.
‫توی عوضی بودن.

1121
01:03:11,364 --> 01:03:14,366
‫بدجور داری پله‌های ترقی رو طی می‌کنی،
‫مگه نه مدیسون؟

1122
01:03:14,366 --> 01:03:16,817
‫- باز همدیگه رو می‌بینیم حرفه‌ای
‫- بیا ری. بیا بریم

1123
01:03:16,817 --> 01:03:19,819
‫اصلاً گور باباتون.
‫لنگه‌ی همدیگه‌این.

1124
01:03:19,819 --> 01:03:22,241
‫- بس کن ری! بیا بریم...
‫- خفه‌خون بگیر!

1125
01:03:22,241 --> 01:03:23,621
‫اصلاً کارت خوب نیست رفیق!

1126
01:03:25,453 --> 01:03:27,994
‫باورم نمیشه که چقدر کارت محشر بود!

1127
01:03:27,994 --> 01:03:31,786
‫اصلاً...
‫حرف نداشتی

1128
01:03:31,786 --> 01:03:35,128
‫مرتیکه‌ی حق‌به‌جانب
‫تاحالا هیچوقت از رو نمیره

1129
01:03:36,169 --> 01:03:38,170
‫صورت‌ـش رو دیدی؟

1130
01:03:38,170 --> 01:03:41,042
‫- آره...
‫- همینطوری گذاشت و رفت

1131
01:03:44,834 --> 01:03:46,635
‫خیلی خفن بود

1132
01:03:49,297 --> 01:03:50,678
‫خب آقا خفن‌ـه

1133
01:03:50,678 --> 01:03:56,091
‫تاحالا هیشکی اینطوری پشتم در نیومده بود

1134
01:03:57,392 --> 01:03:58,593
‫خب

1135
01:04:05,187 --> 01:04:06,147
‫بیا

1136
01:04:06,147 --> 01:04:07,398
‫بهترین قرار دنیا

1137
01:04:09,349 --> 01:04:10,900
‫اوه

1138
01:04:10,900 --> 01:04:14,272
‫وای

1139
01:04:14,272 --> 01:04:15,443
‫چه خوبه

1140
01:04:15,443 --> 01:04:17,154
‫آره،
‫خیلی خوبه

1141
01:04:17,944 --> 01:04:23,067
‫انگار تو و ری واکنش‌های متفاوتی
‫نسبت به طلاق‌تون داشتین

1142
01:04:23,988 --> 01:04:25,359
‫برای من که واضح‌ـه

1143
01:04:25,359 --> 01:04:27,570
‫دست من نیست که
‫اون دیوونه‌بازی در میاره

1144
01:04:27,570 --> 01:04:29,071
‫خودت که دیدی چقدر دیوونه‌ـس

1145
01:04:29,071 --> 01:04:30,202
‫آره

1146
01:04:31,993 --> 01:04:34,074
‫ولی طلاق گرفتین دیگه؟

1147
01:04:35,665 --> 01:04:37,616
‫حلقه‌ای تو انگشت‌ـم می‌بینی؟

1148
01:04:38,707 --> 01:04:40,538
‫حلقه‌ای تو انگشت‌ـم می‌بینی؟

1149
01:04:41,118 --> 01:04:42,209
‫نه

1150
01:04:42,209 --> 01:04:43,540
‫دقیقاً

1151
01:04:46,462 --> 01:04:48,543
‫آخه چقدر احتمال داره

1152
01:04:48,543 --> 01:04:51,254
‫دقیقاً‌ همه‌مون بریم به یه کلوب؟

1153
01:04:51,254 --> 01:04:53,336
‫این سوالا رو واسه چی می‌پرسی؟

1154
01:04:55,337 --> 01:04:56,428
‫خیلی‌خب

1155
01:04:57,878 --> 01:04:59,089
‫من گند زدم

1156
01:04:59,840 --> 01:05:01,551
‫زدم زیر قراردادمون

1157
01:05:05,343 --> 01:05:11,136
‫اما با کمال میل وقتی که رسیدیم خونه
‫یه جدیدش رو امضا می‌کنم...

1158
01:05:21,233 --> 01:05:22,693
‫خیلی‌خب.
‫انگار ناراحتی.

1159
01:05:22,693 --> 01:05:27,486
‫ناراحت نیستم که روی یه آشغال اسلحه کشیدم

1160
01:05:27,486 --> 01:05:29,277
‫مسئله‌ی بزرگی نیست

1161
01:05:29,277 --> 01:05:31,669
‫منظورم اینه که تو تاحالا ندیدی

1162
01:05:31,669 --> 01:05:34,391
‫ببرمت جایی که دوستا
‫و معشوقه‌های قدیمی‌ـم اونجا باشن

1163
01:05:34,391 --> 01:05:35,951
‫باید رعایت کنیم

1164
01:05:35,951 --> 01:05:38,073
‫اتفاقی بود!

1165
01:05:38,073 --> 01:05:41,075
‫هی.
‫پشمام!

1166
01:05:41,075 --> 01:05:43,246
‫ببین کی اینجاس

1167
01:05:43,246 --> 01:05:45,037
‫فکر می‌کردم خودت باشی

1168
01:05:48,539 --> 01:05:49,750
‫چخبر؟

1169
01:05:49,750 --> 01:05:51,791
‫اومدم غذا بگیرم

1170
01:05:51,791 --> 01:05:54,623
‫داشتم میومدم بیرون دیدمت.
‫اصلاً‌ پشمام ریخت.

1171
01:05:54,623 --> 01:05:57,004
‫خیلی عجیبه.
‫واقعاً مسخره‌ـس.

1172
01:05:57,715 --> 01:06:00,046
‫می‌خوای من رو به دوستت معرفی کنی؟

1173
01:06:04,259 --> 01:06:06,130
‫- جسپر
‫- مدیسون

1174
01:06:06,130 --> 01:06:07,721
‫مدیسون

1175
01:06:07,721 --> 01:06:09,132
‫مدیسون؟

1176
01:06:10,472 --> 01:06:11,673
‫مدیسون...

1177
01:06:12,924 --> 01:06:15,766
‫قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟
‫خیلی به چشمم آشنایی

1178
01:06:16,346 --> 01:06:17,557
‫نه

1179
01:06:17,557 --> 01:06:19,638
‫نه،
‫گمون نکنم

1180
01:06:22,770 --> 01:06:25,391
‫حالا هرچی.
‫شاید بعداً‌ بفهمم...

1181
01:06:25,391 --> 01:06:27,313
‫شاید

1182
01:06:27,893 --> 01:06:30,895
‫خب. مزاحم دسر خوردن‌تون نمیشم

1183
01:06:30,895 --> 01:06:32,396
‫فقط اومدم یه سلامی بکنم

1184
01:06:33,066 --> 01:06:34,647
‫شب‌تون بخیر

1185
01:06:35,237 --> 01:06:37,529
‫آخرهفته‌ی خوبی داشته باشی

1186
01:06:37,529 --> 01:06:38,990
‫از دیدنت خوشحال شدم

1187
01:06:38,990 --> 01:06:40,110
‫خب دیگه

1188
01:06:40,110 --> 01:06:41,861
‫- خدافظ!
‫- خدافظ

1189
01:06:43,362 --> 01:06:45,283
‫اوه

1190
01:06:45,283 --> 01:06:47,905
‫به این میگن اتفاقی

1191
01:06:50,196 --> 01:06:51,537
‫طرف کی بود؟

1192
01:06:54,289 --> 01:06:57,411
‫قبلاً باهاش کار می‌کردم

1193
01:06:59,122 --> 01:07:05,546
‫پس شوهر سابق،
‫همکار سابق...

1194
01:07:07,387 --> 01:07:08,958
‫مساوی شدیم؟

1195
01:07:08,958 --> 01:07:10,128
‫نه

1196
01:07:10,409 --> 01:07:11,849
‫آره

1197
01:07:12,590 --> 01:07:14,301
‫دوباره قرارداد رو امضا می‌کنم

1198
01:07:27,349 --> 01:07:30,891
‫برنامه چیه؟ نه از قبل خبر دادین.
‫نه درموردش تحقیق کردم.

1199
01:07:31,281 --> 01:07:32,642
‫انگار لخت دارم میرم اونجا

1200
01:07:32,642 --> 01:07:35,124
‫سختی کارت همینجاس دیگه

1201
01:07:35,124 --> 01:07:37,645
‫هالووین تموم شد.
‫خبری از لباس مبدل نیست رفیق.

1202
01:07:37,645 --> 01:07:39,977
‫خیلی‌خب.
‫اطلاعات زیادی ازش پیدا نکردیم.

1203
01:07:39,977 --> 01:07:42,398
‫حتی واسه مجوز شنود سطح سه هم نشد بگیرم،

1204
01:07:42,398 --> 01:07:43,859
‫برای همین فقط صدا ضبط می‌کنیم

1205
01:07:43,859 --> 01:07:45,230
‫اسم‌ـش مایک‌ـه

1206
01:07:45,230 --> 01:07:47,401
‫داخل منتظره
‫و بهش می‌خوره یکم بی‌قرار باشه

1207
01:07:47,401 --> 01:07:49,532
‫هی!
‫داره ترسناک میشه.

1208
01:07:49,532 --> 01:07:51,654
‫اصلاً می‌دونیم طرف چه شکلی‌ـه؟

1209
01:07:51,654 --> 01:07:53,695
‫نه، اما گفته تنهایی نشسته

1210
01:07:53,695 --> 01:07:55,236
‫و «ناطور دشت» می‌خونه

1211
01:07:55,236 --> 01:07:57,577
‫که آمار نشون میده
‫هیچوقت نشونه‌ی خوبی نیست

1212
01:07:57,577 --> 01:07:59,328
‫مشکلی پیش نمیاد گری

1213
01:07:59,328 --> 01:08:00,699
‫برات عین آب خوردن می‌مونه

1214
01:08:00,699 --> 01:08:03,401
‫فقط یه بی‌خایه‌ی دیگه‌ـس
‫که خودش جرات نکرده کارش رو بکنه

1215
01:08:03,401 --> 01:08:04,601
‫از پسش برمیای جی

1216
01:08:05,582 --> 01:08:07,496
‫خیلی‌خب

1217
01:08:07,496 --> 01:08:08,798
‫صبحونه نوش جونت

1218
01:08:36,802 --> 01:08:37,854
‫مایک تویی؟

1219
01:08:37,854 --> 01:08:39,016
‫آره.
‫جود هم تویی؟

1220
01:08:39,016 --> 01:08:41,862
‫صورتت رو به جلو باشه!
‫برای حفاظت از خودت‌ـه.

1221
01:08:43,485 --> 01:08:46,992
‫خب، تعریف کن مایک
‫چه کمکی می‌تونم بهت بکنم؟

1222
01:08:47,573 --> 01:08:49,126
‫- پس تو...
‫- آره

1223
01:08:52,542 --> 01:08:53,584
‫و آدم...

1224
01:08:53,584 --> 01:08:55,047
‫آره

1225
01:08:57,342 --> 01:08:59,225
‫خب بگو چی تو سرت می‌گذره

1226
01:08:59,225 --> 01:09:01,480
‫مگه این که واسه خوردن پنکیک اومده باشی

1227
01:09:02,942 --> 01:09:04,105
‫زن‌‌ـم

1228
01:09:07,782 --> 01:09:09,535
‫چی مدنظرت‌ـه؟

1229
01:09:09,535 --> 01:09:13,332
‫نظر خودت چیه؟
‫جنده امونم رو بریده

1230
01:09:14,625 --> 01:09:16,970
‫نمی‌تونم با دونستن این که

1231
01:09:18,052 --> 01:09:19,554
‫یا یکی دیگه‌ـس،
‫زندگی کنم

1232
01:09:21,308 --> 01:09:24,855
‫برای همین اومدم اینجا...
‫سراغ تو

1233
01:09:27,420 --> 01:09:29,824
‫خب من رو واسه چی می‌خوای؟

1234
01:09:29,824 --> 01:09:31,708
‫چرا خودت کارت رو نمی‌کنی؟

1235
01:09:32,329 --> 01:09:34,123
‫باور کن دلم می‌خواد

1236
01:09:35,415 --> 01:09:38,842
‫اما الان داریم از هم جدا میشیم

1237
01:09:39,673 --> 01:09:41,767
‫اینطوری مظنون اصلی میشم

1238
01:09:42,429 --> 01:09:46,737
‫برای همین باید ظاهرم بی‌نقص باشه،
‫عذرم بی‌نقص باشه

1239
01:09:48,781 --> 01:09:51,035
‫پس یعنی رسماً طلاق نگرفتین؟

1240
01:09:53,249 --> 01:09:55,414
‫به تو چه مربوط‌ـه؟

1241
01:09:57,007 --> 01:09:58,920
‫این رو هم یادم رفت بگم...

1242
01:09:58,920 --> 01:10:01,555
‫شاید یه تیر و دو نشون باشه

1243
01:10:01,886 --> 01:10:04,120
‫دوست‌پسر جدید داره

1244
01:10:04,591 --> 01:10:06,936
‫از اون دیوثای روزگاره

1245
01:10:08,569 --> 01:10:09,691
‫خب؟

1246
01:10:10,903 --> 01:10:13,869
‫اگه اون هم اونجا بود
‫می‌تونی دخل اون هم بیاری

1247
01:10:16,915 --> 01:10:18,879
‫مشکلی ندارم

1248
01:10:18,879 --> 01:10:20,502
‫فقط هزینه‌ـش بیشتر میشه

1249
01:10:20,502 --> 01:10:21,965
‫مشکلی نداری؟

1250
01:10:21,965 --> 01:10:24,560
‫نه،
‫گور بابای جفت‌شون

1251
01:10:25,682 --> 01:10:26,814
‫حله

1252
01:10:27,606 --> 01:10:28,768
‫پول رو آوردی؟

1253
01:10:29,569 --> 01:10:32,695
‫آره، همنیجاس.
‫باید واسه جفت‌شون کافی باشه.

1254
01:10:36,783 --> 01:10:39,839
‫یه درخواست مخصوص هم دارم

1255
01:10:42,294 --> 01:10:44,007
‫در خدمت‌ـم

1256
01:10:48,476 --> 01:10:52,443
‫وقتی این کار رو کردی
‫باید دلیلش رو بهش بگی

1257
01:10:53,816 --> 01:10:58,665
‫قبل این که اون کار رو بکنی
‫تو چشماش نگاه کن و بگو

1258
01:10:58,665 --> 01:11:00,749
‫«از طرف شوهر عزیزت»

1259
01:11:03,926 --> 01:11:06,681
‫می‌خوام آخرین حرفایی باشه
‫که می‌شنوه

1260
01:11:13,855 --> 01:11:15,488
‫می‌دونی چیه

1261
01:11:15,488 --> 01:11:17,822
‫شاید دوست‌پسره رو اشانتیون برات کشتم

1262
01:11:18,914 --> 01:11:20,287
‫یعنی چی؟

1263
01:11:20,287 --> 01:11:22,672
‫چیه؟
‫خیلی ساده‌ـس

1264
01:11:22,672 --> 01:11:25,337
‫تو پول رو میدی.
‫بقیه‌ـش هم می‌سپاری به من.

1265
01:11:26,549 --> 01:11:28,343
‫خودم از پسش برمیام

1266
01:11:32,310 --> 01:11:33,352
‫چیشد یهو؟

1267
01:11:33,352 --> 01:11:36,318
‫نمی‌دونم.
‫یهو زد به سرش.

1268
01:11:36,318 --> 01:11:37,861
‫پیش میاد...

1269
01:11:37,861 --> 01:11:39,364
‫جدی؟

1270
01:11:43,291 --> 01:11:45,626
<i>‫پیغام خودتون رو بگذارید</i>

1271
01:11:46,718 --> 01:11:49,513
‫خب مدیسون،
‫اگه پیامم به دستت رسید، از خونه برو بیرون

1272
01:11:49,513 --> 01:11:51,738
‫خب؟ یه خبرایی درمورد ری به گوشم رسیده.
‫فقط...

1273
01:11:54,643 --> 01:11:55,735
‫این دیگه چه کسشری بود؟

1274
01:11:55,735 --> 01:11:57,188
‫- چی؟
‫- چی؟

1275
01:11:57,188 --> 01:12:00,284
‫منظورت چیه که چی؟
‫طرف همینطوری گذاشت و رفت؟

1276
01:12:00,284 --> 01:12:02,659
‫چمیدونم.
‫هول کرد.

1277
01:12:02,659 --> 01:12:04,041
‫همش که موفقیت‌آمیز نیست

1278
01:12:04,041 --> 01:12:07,458
‫با این طرز حرف زدن معلومه که نه.
‫اگه مضطرب بودن باید آروم‌شون کنی.

1279
01:12:07,458 --> 01:12:10,303
‫از نظر من داری یکم بی‌دقت میشی

1280
01:12:12,718 --> 01:12:14,101
‫شاید

1281
01:12:16,315 --> 01:12:20,283
‫هی، می‌خواستم درمورد اون شب
‫باهات حرف بزنم...

1282
01:12:21,114 --> 01:12:23,699
‫جدی؟
‫چی بگی؟

1283
01:12:26,334 --> 01:12:27,296
‫دختره رو میگی؟

1284
01:12:27,296 --> 01:12:31,314
‫می‌فهمم بابا.
‫همه‌ـش با عقل جور در میاد.

1285
01:12:31,314 --> 01:12:32,596
‫مشکلی نداره.

1286
01:12:32,596 --> 01:12:35,161
‫من هم به اندازه‌ی خودم
‫با مظنون‌ها خوابیدم.

1287
01:12:35,161 --> 01:12:37,856
‫مسئله‌ی خاصی نیست.
‫خوشحال هم شدم.

1288
01:12:37,856 --> 01:12:40,902
‫یهویی هم رو دیدیم.
‫خب؟

1289
01:12:40,902 --> 01:12:44,499
‫فقط داشت ازم تشکر می‌کرد
‫که به سمت درستی هدایت‌ـش کردم

1290
01:12:44,499 --> 01:12:46,683
‫مطمئنم همینطوره

1291
01:12:47,916 --> 01:12:50,841
‫فقط نمی‌خوام برداشت غلطی پیش بیاد

1292
01:12:51,212 --> 01:12:52,575
‫گری...

1293
01:12:53,046 --> 01:12:54,759
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

1294
01:12:57,354 --> 01:12:58,807
‫وایسا،
‫وایسا...

1295
01:12:59,899 --> 01:13:02,694
‫فقط یه بار دیگه بهم بگو.
‫گفتی واسه کشتنم آدم اجیر کرده؟

1296
01:13:02,694 --> 01:13:05,199
‫آره!
‫می‌خواست من رو اجیر کنه!

1297
01:13:05,199 --> 01:13:07,203
‫چیش رو نمی‌فهمی؟
‫باید بریم

1298
01:13:07,784 --> 01:13:10,079
‫- رو در رو دیدت؟
‫- آره

1299
01:13:10,960 --> 01:13:13,585
‫- و می‌دونه چی‌کار می‌کنی؟
‫- آره

1300
01:13:15,820 --> 01:13:18,084
‫خب می‌خوای من رو بکشی؟

1301
01:13:19,226 --> 01:13:20,348
‫چی داری میگی؟

1302
01:13:20,939 --> 01:13:22,813
‫می‌خوای من رو بکشی؟

1303
01:13:24,236 --> 01:13:25,278
‫نه

1304
01:13:26,610 --> 01:13:28,915
‫پس لازم نیست نگران چیزی باشم

1305
01:13:33,834 --> 01:13:35,628
‫ممکنه خودش بیاد سراغت

1306
01:13:35,628 --> 01:13:37,341
‫نه،
‫نمیاد

1307
01:13:38,553 --> 01:13:39,886
‫نمیاد.
‫نمیاد.

1308
01:13:41,138 --> 01:13:45,607
‫خب، از هیئت منصفه‌ی امروزی می‌پرسم،
‫حکم‌تون چیه؟

1309
01:13:47,901 --> 01:13:50,747
‫تصمیم‌مون حبس ابد بدون عفو مشروط‌ـه

1310
01:13:51,659 --> 01:13:53,793
‫چقدر هم امروزی

1311
01:13:53,793 --> 01:13:55,797
‫چطوری به این نتیجه رسیدین؟

1312
01:13:55,797 --> 01:13:59,884
‫خب، با این که احساس کردیم این شخص
‫مرتکب عمل شنیعی شده،

1313
01:13:59,884 --> 01:14:02,930
‫فکر نمی‌کنیم که اعدام‌ کردن‌ـش
‫دستاورد خاصی داشته باشه

1314
01:14:02,930 --> 01:14:05,525
‫و فقط باعث درد و رنج بیشتر میشه

1315
01:14:05,525 --> 01:14:06,487
‫خیلی‌خب

1316
01:14:07,148 --> 01:14:09,242
‫این یه مثال خوب از سیستم قضایی‌ـه

1317
01:14:09,242 --> 01:14:12,288
‫که برای پاسخگویی به خواسته‌ی شهروندان‌ـش
‫طراحی شده

1318
01:14:12,288 --> 01:14:16,797
‫حالا برگردیم به دوران
‫دوستان عصر حجرمون

1319
01:14:16,797 --> 01:14:20,304
‫۲۵ هزار سال پیش،
‫که اوضاع خیلی فرق می‌کرد

1320
01:14:20,304 --> 01:14:21,716
‫هیئت منصفه‌ای نبود

1321
01:14:21,716 --> 01:14:23,680
‫سسیتم قضایی رسمی‌ای نبود

1322
01:14:23,680 --> 01:14:26,025
‫شما یه جامعه‌ی چادرنشینین

1323
01:14:26,025 --> 01:14:28,900
‫حالا می‌خواین با این مشکل
‫چطوری برخورد کنین؟

1324
01:14:28,900 --> 01:14:32,828
‫این خطر اساسی
‫در قالب یه رهبر دیوونه

1325
01:14:32,828 --> 01:14:34,411
‫که به قبایل دیگه هجوم می‌بره؟

1326
01:14:34,411 --> 01:14:37,086
‫می‌کُشه.
‫تجاوز می‌کنه. غارت می‌کنه.

1327
01:14:37,086 --> 01:14:40,002
‫انگار قراره همه‌تون رو به کشتن بده

1328
01:14:40,523 --> 01:14:42,006
‫چه انتخاب‌هایی دارین؟

1329
01:14:42,006 --> 01:14:44,009
‫ایده‌های متفاوتی داریم

1330
01:14:44,009 --> 01:14:45,763
‫بعضی‌هامون میگیم باید تبعید شه...

1331
01:14:45,763 --> 01:14:48,648
‫ابزار تبعید کردن‌ـش رو نداریم.
‫باید سوار قایق بکنیم‌ـش؟

1332
01:14:48,648 --> 01:14:49,981
‫اکثریت‌مون...

1333
01:14:51,023 --> 01:14:52,736
‫می‌خوایم که حذف شه

1334
01:14:53,207 --> 01:14:56,133
‫هرکاری که لازم‌ باشه
‫برای بقامون می‌کنیم

1335
01:14:56,133 --> 01:14:59,289
‫وای.
‫با جرن در نیفتین.

1336
01:14:59,289 --> 01:15:00,962
‫خب چطور این مشکل رو حل می‌کنین؟

1337
01:15:00,962 --> 01:15:02,345
‫اعدام

1338
01:15:03,136 --> 01:15:04,599
‫بی‌رحمانه‌ـس

1339
01:15:05,641 --> 01:15:08,807
‫اما به لحاظ تاریخی
‫احتمالاً‌ تصمیم درستی‌ـه

1340
01:15:08,807 --> 01:15:11,863
‫اخیراً مطالعات زیادی
‫روی این موضوع انجام شده

1341
01:15:11,863 --> 01:15:15,280
‫و تفکر جدید اینه که
‫اینجور کشتارهای هدفمند

1342
01:15:15,280 --> 01:15:18,997
‫از چیزی که قبلاً تصور می‌شد، نقش بزرگ‌تری رو
‫ توی تکامل اجتماعی‌مون بازی کرده

1343
01:15:18,997 --> 01:15:23,586
‫این انگیزه برای از بین بردن
‫نیروهای بی‌ثبات‌کننده

1344
01:15:23,586 --> 01:15:28,305
‫احتمالاً یه رشته‌ی تاریک
‫توی دی‌‌ان‌ای تاریخی‌مون‌ـه

1345
01:15:28,305 --> 01:15:30,920
‫قبلاً عقیده این بود که
‫این کشتارها اهداف دوگانه‌ای داشتند.

1346
01:15:30,920 --> 01:15:33,815
‫نه تنها از همبستگی و هنجارهای اجتماعی
‫محافطت می‌کرد

1347
01:15:33,815 --> 01:15:37,663
‫بلکه اون ویژگی خشن و سرکش رو

1348
01:15:37,663 --> 01:15:39,957
‫از ژن‌مون حذف کرد

1349
01:15:39,957 --> 01:15:42,372
‫ببخشید.
‫از کی تاحالا استاد اینقدر جذاب شده؟

1350
01:15:42,372 --> 01:15:43,674
‫همین رو بگو

1351
01:15:44,065 --> 01:15:47,892
‫بعد از ظهر امروز
‫این آمارهای مقایسه‌ای رو می‌بری پایگاه؟

1352
01:15:50,888 --> 01:15:52,311
‫از جسد خبر دارن؟

1353
01:15:52,311 --> 01:15:54,315
‫نه، هنوز فرصت نشده
‫که بهشون بگم

1354
01:15:54,315 --> 01:15:55,738
‫کدوم جسد؟

1355
01:15:55,738 --> 01:15:56,820
‫اون خانمه رو یادته

1356
01:15:56,820 --> 01:15:58,864
‫که می‌خواست شوهرش رو بکشه
‫و ما ولش کردیم؟

1357
01:15:58,864 --> 01:16:00,537
‫نه،
‫اون ولش کرد

1358
01:16:00,537 --> 01:16:02,962
‫مدیسون فیگئورا مسترز.

1359
01:16:02,962 --> 01:16:04,464
‫همونی که اسمت ران بود

1360
01:16:04,464 --> 01:16:06,588
‫آره،
‫جنازه شوهرش رو پیدا کردیم

1361
01:16:08,723 --> 01:16:11,097
‫جانم؟ چیشده؟
‫کجا؟

1362
01:16:11,097 --> 01:16:14,183
‫جسدش توی «کبج الی»
‫توی جاده‌ی «شف منتور» پیدا کردیم

1363
01:16:14,183 --> 01:16:16,047
‫احتمالاً معامله موادشون خوب پیش نرفته

1364
01:16:16,047 --> 01:16:18,742
‫یه گلوله خورده آئورتش.
‫یه گلوله‌ی ۳۸ میلی‌متری.

1365
01:16:26,958 --> 01:16:27,799
‫گری؟

1366
01:16:30,805 --> 01:16:33,100
‫آره.
‫وقتی داشتم درموردش تحقیق می‌کردم،

1367
01:16:33,100 --> 01:16:36,276
‫انگار مشکلات اعتیاد زیادی داشت...

1368
01:16:38,650 --> 01:16:40,073
‫مظنونی نداریم؟

1369
01:16:40,073 --> 01:16:42,738
‫نه راستش.
‫انگار بیرون یه میکده به اسم ویرگو

1370
01:16:42,738 --> 01:16:44,161
‫با زنش بحث‌ـش شده

1371
01:16:44,161 --> 01:16:46,986
‫و اون پسره که همراه دختره بوده
‫روش اسحله کشیده

1372
01:16:48,299 --> 01:16:49,501
‫پسره رو شناسایی نکردیم؟

1373
01:16:50,092 --> 01:16:51,054
‫نه هنوز

1374
01:16:54,310 --> 01:16:57,727
‫شاید دوست‌پسر جدیدش بود

1375
01:16:58,769 --> 01:17:01,695
‫باید بریم پسره رو پیدا کنیم،
‫باهاش حرف بزنیم؟

1376
01:17:01,695 --> 01:17:03,368
‫ایده‌ی خوبی‌ـه

1377
01:17:03,368 --> 01:17:04,831
‫چیزی پیدا کردین خبر کنین

1378
01:17:04,831 --> 01:17:08,668
‫به‌نظرم من و جانسون
‫باید با هم روش کار کنیم

1379
01:17:08,668 --> 01:17:11,023
‫اشکالی نداره اون رو هم بیارم؟

1380
01:17:11,844 --> 01:17:12,676
‫نه

1381
01:17:12,676 --> 01:17:14,299
‫تو مشکلی نداری گری؟

1382
01:17:16,854 --> 01:17:18,307
‫نه

1383
01:17:46,912 --> 01:17:48,034
‫چی‌کار می‌کنی؟

1384
01:17:48,034 --> 01:17:49,958
‫دنبال دوست‌پسره می‌گردم

1385
01:17:56,129 --> 01:17:57,843
‫وای!
‫پیداش کردم!

1386
01:17:57,843 --> 01:17:59,516
‫پشمام!
‫چقدر کارم خوبه

1387
01:17:59,516 --> 01:18:01,981
‫بس کن!
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

1388
01:18:01,981 --> 01:18:05,277
‫ببین،
‫به کسی نمیگم

1389
01:18:05,277 --> 01:18:06,399
‫چی رو بگی؟

1390
01:18:06,399 --> 01:18:08,944
‫خب باز هم اتفاقی هم رو دیدیم.
‫دلیل نمیشه دوست‌پسرش باشم.

1391
01:18:08,944 --> 01:18:10,457
‫دلیل نمیشه ربطی به من داشته باشه.

1392
01:18:10,457 --> 01:18:11,790
‫هی، هی

1393
01:18:11,790 --> 01:18:13,964
‫چرا جبهه می‌گیری؟

1394
01:18:13,964 --> 01:18:16,879
‫کسی تو رو متهم نکرده

1395
01:18:16,879 --> 01:18:21,228
‫فقط می‌خوام بدونم
‫این یارو رو می‌شناختی؟

1396
01:18:22,140 --> 01:18:23,602
‫قیافه‌ـش آشنا نیست؟

1397
01:18:25,777 --> 01:18:28,903
‫آره، همونی‌ـه که
‫ازز رستوران فرار کرد

1398
01:18:28,903 --> 01:18:31,077
‫اسم‌ـش چی بود؟
‫مایک؟

1399
01:18:31,077 --> 01:18:34,293
‫ری.
‫شوهر مدیسون‌‌ـه.

1400
01:18:34,293 --> 01:18:35,414
‫درسته؟

1401
01:18:37,876 --> 01:18:39,047
‫درسته

1402
01:18:40,458 --> 01:18:43,301
‫راستش برگشتم و
‫یه بار دیگه به حرفاتون گوش کردم

1403
01:18:43,301 --> 01:18:48,846
‫و اصلاً‌ یه برداشت متفاوتی داشتم

1404
01:18:48,846 --> 01:18:53,180
با اون جمله درمورد دوست‌پسرش
‫می‌دونستی دقیقاً چطوری بری رو مخش

1405
01:18:53,180 --> 01:18:54,100
‫نه؟

1406
01:18:54,100 --> 01:18:55,932
‫می‌خوای به کجا برسی؟

1407
01:18:58,474 --> 01:19:00,726
‫هیچی.
‫فقط...

1408
01:19:00,726 --> 01:19:03,319
‫هی، ببین، ما دوست همدیگه‌ایم،
‫خب گری؟

1409
01:19:03,319 --> 01:19:05,110
‫بذار یه چیزی بهت بگم

1410
01:19:05,110 --> 01:19:09,904
‫تو این سال‌ها
‫یاد گرفتم که با دماغم

1411
01:19:09,904 --> 01:19:14,488
‫حد‌س‌هام رو بو بکشم
‫و معمولاً‌ هم به نتایج جالبی ‌می‌رسم

1412
01:19:16,080 --> 01:19:17,331
‫نتایج ارزشمند

1413
01:19:17,911 --> 01:19:19,293
‫چیزی فهمیدی به من هم بگو

1414
01:19:21,625 --> 01:19:22,666
‫شاید بگم

1415
01:19:24,297 --> 01:19:25,748
‫خب دیگه...

1416
01:19:26,879 --> 01:19:28,751
‫فکر نکنم چیزی اینجا باشه

1417
01:19:35,217 --> 01:19:36,638
‫ترسوندیم

1418
01:19:37,969 --> 01:19:39,100
‫سلام

1419
01:19:42,103 --> 01:19:43,814
‫چرا اینطوری داری نگام می‌کنی؟

1420
01:19:44,975 --> 01:19:46,437
‫چطوری؟

1421
01:19:46,437 --> 01:19:48,939
‫یه‌طوری که انگار مشکلی پیش اومده؟

1422
01:19:48,939 --> 01:19:50,820
‫پیش نیومده؟

1423
01:19:53,072 --> 01:19:54,904
‫اتفاق غیرطبیعی‌‌ای رخ نداده؟

1424
01:19:55,695 --> 01:19:57,366
‫چی‌کار داری می‌‌کنی؟

1425
01:19:57,366 --> 01:19:59,408
‫ببین ران،
‫واسه این کارا خیلی زوده

1426
01:19:59,408 --> 01:20:01,029
‫خبر رِی به گوشت رسیده؟

1427
01:20:03,622 --> 01:20:05,453
‫که مُرده؟

1428
01:20:05,453 --> 01:20:06,584
‫آره

1429
01:20:07,785 --> 01:20:09,247
‫تو از کجا فهمیدی؟

1430
01:20:09,247 --> 01:20:10,708
‫می‌دونم دیگه

1431
01:20:11,789 --> 01:20:16,383
‫اصلاً‌ می‌خواستی بهم بگی؟
‫یا فکر نمی‌کردی اصلاً بحث‌ـش بشه؟

1432
01:20:16,383 --> 01:20:18,094
‫چرا اما کی بهت گفته؟

1433
01:20:19,846 --> 01:20:21,798
‫این تو حوزه‌‌ی منه

1434
01:20:21,798 --> 01:20:24,180
‫به بی‌سیم پلیس‌ها گوش می‌کنم

1435
01:20:24,180 --> 01:20:26,472
باید بدونم کی تو این شهر کشته میشه

1436
01:20:28,303 --> 01:20:31,186
‫خواستم ببینم حالت چطوره
‫چون به‌طرز عجیبی حالت خوبه

1437
01:20:31,186 --> 01:20:33,148
‫معلوم بود که بهت می‌گفتم

1438
01:20:35,730 --> 01:20:38,733
‫فقط هنوز نتونستم خودم هضم‌ـش کنم

1439
01:20:41,115 --> 01:20:43,197
‫واقعاً نمی‌دونم باید چی‌کار کنم

1440
01:20:43,197 --> 01:20:46,319
‫راستش موقعیت عجیبی‌ـه

1441
01:20:46,319 --> 01:20:49,242
‫الان باید نقش بیوه‌های داغدار رو بازی کنم؟

1442
01:20:49,242 --> 01:20:52,495
‫خب بلد نیستم وانمود کنم

1443
01:20:53,826 --> 01:20:55,878
‫آدم خوبی بود؟
‫نه

1444
01:20:56,668 --> 01:20:59,961
‫دوستش داشتم؟
‫خب دوستش که داشتم...

1445
01:21:01,503 --> 01:21:03,885
‫هرکی یه‌جوری عزاداری می‌کنه

1446
01:21:06,087 --> 01:21:09,930
‫فقط می‌خوام بدونم.
‫تو ربطی به این قضیه نداشتی؟

1447
01:21:09,930 --> 01:21:13,343
‫چرا باید ربطی به من داشته باشه؟

1448
01:21:13,343 --> 01:21:15,265
‫با چه انگیزه‌ای؟
‫فکر کردی...

1449
01:21:15,265 --> 01:21:18,598
‫من بودم که اول کار
‫از کشتن‌ـش منصرفت کردم، یادت رفته؟

1450
01:21:18,598 --> 01:21:20,439
‫فکر کردی همینطوری راه میرم

1451
01:21:20,439 --> 01:21:22,261
‫و بدون گرفتن پول آدما رو می‌کشم؟

1452
01:21:22,261 --> 01:21:23,682
‫باشه بابا

1453
01:21:25,063 --> 01:21:26,605
‫فقط باید می‌پرسیدم

1454
01:21:30,658 --> 01:21:32,030
‫ببخشید

1455
01:21:35,613 --> 01:21:37,204
‫اشکالی نداره...

1456
01:21:38,786 --> 01:21:40,287
‫متوجهم

1457
01:21:47,003 --> 01:21:48,334
‫بیا بغلم

1458
01:21:51,717 --> 01:21:53,468
‫خیلی خوشحالم که اینجایی

1459
01:21:53,468 --> 01:21:54,760
‫منم همینطور

1460
01:21:57,302 --> 01:21:59,224
‫چیشد؟

1461
01:21:59,224 --> 01:22:01,015
‫پلیس بهت زنگ زد؟

1462
01:22:01,015 --> 01:22:03,057
‫آره

1463
01:22:03,057 --> 01:22:06,270
‫چی میگن؟
‫کسی رو نگرفتن؟ مظنونی ندارن؟

1464
01:22:07,481 --> 01:22:11,604
‫فکر می‌کردن داشتن مواد معامله می‌کردن.
‫بهش تیر زدن.

1465
01:22:15,148 --> 01:22:16,649
‫من خیلی می‌ترسم

1466
01:22:16,649 --> 01:22:18,651
‫می‌دونم

1467
01:22:18,651 --> 01:22:20,152
‫خیلی عجیب‌ـه،

1468
01:22:22,324 --> 01:22:23,785
‫یهو از همه‌جا بی‌خبر

1469
01:22:27,498 --> 01:22:30,331
‫اما لازم نیست بترسی.
‫چرا باید بترسی؟

1470
01:22:33,944 --> 01:22:35,566
‫چون من کشتمش

1471
01:22:41,761 --> 01:22:43,342
‫تو کشتیش؟

1472
01:22:43,923 --> 01:22:44,844
‫آره

1473
01:22:47,136 --> 01:22:49,097
‫چرا باید همچین کاری بکنی؟

1474
01:22:50,228 --> 01:22:52,681
‫خودت بهم گفتی.
‫گفتی می‌خواد من رو بکشه!

1475
01:22:53,812 --> 01:22:56,684
‫خب اون خواسته حمله کنه.
‫تو باید از خودت دفاع می‌کردی.

1476
01:22:57,275 --> 01:23:00,237
‫- عملاً...
‫- عملاً چی؟ چی‌کار داشته می‌کرده؟

1477
01:23:00,237 --> 01:23:03,941
‫یا بی‌هوش بوده
‫یا خواب.

1478
01:23:04,651 --> 01:23:06,403
‫اون‌وقت تو کُشتیش؟

1479
01:23:06,403 --> 01:23:07,654
‫آره

1480
01:23:07,654 --> 01:23:10,156
‫یه داستان سر هم کردم،
‫اونا هم باورشون شده

1481
01:23:10,156 --> 01:23:12,158
‫وای خدا

1482
01:23:12,158 --> 01:23:15,911
‫وای خدا!

1483
01:23:16,872 --> 01:23:18,664
‫حالا چرا اینطوری می‌کنی؟

1484
01:23:18,664 --> 01:23:20,926
‫- خودت که همیشه از این کارا می‌کنی
‫- من از این کارا نمی‌کنم

1485
01:23:20,926 --> 01:23:24,048
‫تاحالا این کار رو نکردم.
‫تاحالا کسی رو نکشتم.

1486
01:23:24,048 --> 01:23:26,190
‫چی داری میگی؟

1487
01:23:26,190 --> 01:23:28,392
‫من یه آدم‌کش قلابی‌ام

1488
01:23:29,593 --> 01:23:33,967
‫واسه همین ننداختمت هلفدونی.
‫برای همین ندادم دستگیرت کنن.

1489
01:23:33,967 --> 01:23:37,600
‫چون یه عملیات مخفیانه بود

1490
01:23:37,600 --> 01:23:39,142
‫تو پلیسی؟

1491
01:23:39,142 --> 01:23:40,853
‫نه من...

1492
01:23:44,106 --> 01:23:47,409
‫تو دانشگاه درس میدم.
‫این قضیه آدم‌کشی، یه کار پاره‌وقته

1493
01:23:47,409 --> 01:23:48,990
‫که از کنترل خارج شده

1494
01:23:48,990 --> 01:23:52,033
‫پس تمام این مدت
‫داشتی بهم دروغ می‌گفتی؟

1495
01:23:55,196 --> 01:23:56,857
‫گیر کرده بودم

1496
01:23:58,158 --> 01:24:01,411
‫نمی‌خواستم از دستت بدم،
‫تو هم اول با ران آشنا شده بودی

1497
01:24:01,411 --> 01:24:03,203
‫از ران هم خوشت اومده بود...

1498
01:24:03,953 --> 01:24:07,296
‫خودم هم خوشم اومده بود.
‫نمی‌خواستم گری رو بهت نشون بدم.

1499
01:24:07,296 --> 01:24:08,998
‫گری دیگه کدوم خریه؟

1500
01:24:09,999 --> 01:24:10,920
‫من گری‌ام

1501
01:24:11,750 --> 01:24:13,252
‫حتی اسمت رو هم نمی‌دونم؟

1502
01:24:13,252 --> 01:24:15,093
‫اسم واقعی‌ـم گری جانسون‌ـه

1503
01:24:16,845 --> 01:24:18,887
‫- گری؟
‫- می‌دونم

1504
01:24:20,998 --> 01:24:22,099
‫ببخشید

1505
01:24:22,099 --> 01:24:24,311
‫- دفعه سومه زنگ زدن
‫- وای

1506
01:24:25,102 --> 01:24:28,935
‫حتما یه اتفاقی افتاده.
‫احتمالاً یه موقعیت...

1507
01:24:28,935 --> 01:24:30,517
‫سلام،
‫چه‌‌خبر کلاود؟

1508
01:24:30,517 --> 01:24:33,690
<i>‫کجایی گری؟
‫همین حالا باید برگردی اداره.</i>

1509
01:24:33,690 --> 01:24:35,862
‫- الان؟
<i>‫- آره، الان</i>

1510
01:24:35,862 --> 01:24:38,954
<i>‫اطلاعات جدیدی درمورد این
‫مدیسون مسترز به دست‌مون رسیده</i>

1511
01:24:40,986 --> 01:24:42,908
‫باشه.
‫الان میام.

1512
01:24:43,869 --> 01:24:45,370
‫ببخشید

1513
01:24:45,370 --> 01:24:48,703
‫باید خیلی زود بهش رسیدگی کنم
‫بعدش هم زودی برمی‌گردم...

1514
01:24:48,703 --> 01:24:49,784
‫برنگرد

1515
01:24:51,165 --> 01:24:54,538
‫فقط برو،
‫اسمت هرچی که هست

1516
01:24:57,380 --> 01:25:01,044
<i>‫شاید وقتی وارد شدم ران بودم
‫اما وقتی خارج شدم، گری بودم</i>

1517
01:25:06,008 --> 01:25:08,140
‫جانسون اومده!
‫فیل، بیا اتاق جلسه.

1518
01:25:10,972 --> 01:25:12,764
‫فقط صبر کن تا بشنوی

1519
01:25:12,764 --> 01:25:15,106
‫هی!
‫چه خوشتیپ شدی گری.

1520
01:25:22,112 --> 01:25:23,564
‫خوشحالم تونستی بیای

1521
01:25:25,946 --> 01:25:28,948
‫تازه داره معلوم میشه
‫که چقدر اشتباه کردیم

1522
01:25:28,948 --> 01:25:32,201
‫الان مدیسون فیگئورا
‫مظنون شماره یک‌مون‌ـه

1523
01:25:33,702 --> 01:25:35,074
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً

1524
01:25:35,664 --> 01:25:36,625
‫بشین

1525
01:25:38,457 --> 01:25:40,539
‫بهش بگو چی پیدا کردیم

1526
01:25:40,539 --> 01:25:41,579
‫حدوداً شیش ماه پیش

1527
01:25:41,579 --> 01:25:44,252
‫ری مسترز بیمه‌نامه‌ی عمرش رو

1528
01:25:44,252 --> 01:25:45,923
‫به یه میلیون دلار رسوند

1529
01:25:46,964 --> 01:25:51,258
‫بیمه‌ای که تنها وارث‌ـش رو
‫همسرش معرفی کرده

1530
01:25:51,258 --> 01:25:52,219
‫همم

1531
01:25:52,219 --> 01:25:54,931
‫این تغییر پول بیمه، قبل از روزی بوده
‫ که خواست تو رو استخدام کنه

1532
01:25:54,931 --> 01:25:58,014
‫اما بخش جنایی فکر می‌کنه که
‫احتمالاً ربطی بین‌شون هست

1533
01:25:58,014 --> 01:26:01,097
‫شاید بعد از ملاقات تو
‫یکی دیگه رو وادار به این کار کرده

1534
01:26:01,097 --> 01:26:02,438
‫یا اصلاً خودش اون رو کشته

1535
01:26:02,438 --> 01:26:04,089
‫وقتی یکی رو ول کنی بره
‫اینطوری میشه

1536
01:26:04,089 --> 01:26:05,210
‫الان دیگه فایده نداره

1537
01:26:05,210 --> 01:26:07,352
‫اون هم مربوط به خیلی وقت پیش میشه

1538
01:26:09,104 --> 01:26:13,157
‫گری، بعد از اون روز توی رستوران «پلیز یو»
‫دیگه باهاش حرف زدی؟

1539
01:26:13,157 --> 01:26:16,610
‫چرا راستش،
‫زدم.

1540
01:26:16,610 --> 01:26:18,912
‫جدی؟
‫کِی؟

1541
01:26:18,912 --> 01:26:21,364
‫تو کافه «تدز فراستاپ» یهو همدیگه رو دیدیم

1542
01:26:21,364 --> 01:26:24,868
‫به‌خاطر این که بهش کمک کردم ازم تشکر کرد،
‫این که نصیحت‌ـش کردم.

1543
01:26:25,418 --> 01:26:27,870
‫راستش اون شب تو رو هم دیدم

1544
01:26:27,870 --> 01:26:29,331
‫تو هم باهاش حرف زدی

1545
01:26:31,373 --> 01:26:32,674
‫تو هم باهاش حرف زدی؟

1546
01:26:35,677 --> 01:26:37,679
‫نفهمیدم اون بود

1547
01:26:37,679 --> 01:26:39,761
‫آره،
‫مدیسون بود

1548
01:26:43,594 --> 01:26:46,937
‫خب،‌ به نظرت ممکنه که
‫نقشی تو این قتل داشته باشه؟

1549
01:26:48,478 --> 01:26:51,691
‫خب همیشه احتمال‌ـش هست
‫اما بعید می‌دونم

1550
01:26:51,691 --> 01:26:55,645
‫بهش می‌خورد خوشحال باشه.
‫شوهرش رو ترک کرده بود.

1551
01:26:55,645 --> 01:26:57,106
‫واسه خودش خونه گرفته بود

1552
01:26:58,817 --> 01:27:00,859
‫بهش می‌خورد که
‫خیلی حال‌ـش خوب باشه

1553
01:27:03,401 --> 01:27:05,323
‫خب باید چی‌‌کار کنیم بچه‌ها؟

1554
01:27:07,445 --> 01:27:11,008
‫هروقت بخوایم می‌تونیم
‫ازش بازجویی کنیم

1555
01:27:11,008 --> 01:27:13,230
‫احتمالاً‌ وکیل می‌گیره
‫و لال میشه،

1556
01:27:13,230 --> 01:27:14,832
‫اگه هم واقعاً کار خودش باشه

1557
01:27:14,832 --> 01:27:17,584
‫احتمالاً‌ تا الان
‫کلی دروغ و بهونه جور کرده

1558
01:27:17,584 --> 01:27:21,588
‫به‌نظرم همین یه فرصت رو داریم
‫که حقیقت رو از زیر زبونش بکشیم

1559
01:27:24,340 --> 01:27:25,591
‫این آقا

1560
01:27:26,472 --> 01:27:27,973
‫- من؟
‫- آره

1561
01:27:29,424 --> 01:27:34,139
‫یه سوال،
‫وقتی یهو دیدیش

1562
01:27:34,139 --> 01:27:36,641
‫گری بودی یا اون آدم‌کش‌ـه؟

1563
01:27:36,641 --> 01:27:38,983
‫تو نقش کدوم‌شون بودی؟

1564
01:27:38,983 --> 01:27:40,434
‫ران

1565
01:27:41,485 --> 01:27:43,687
‫پس هنوز واسه اون
‫ران آدم‌کشی دیگه؟

1566
01:27:44,738 --> 01:27:46,109
‫دیگه کی می‌تونم باشم؟

1567
01:27:48,531 --> 01:27:51,904
‫عالیه.
‫خب اون تا همیشه می‌دونه

1568
01:27:51,904 --> 01:27:55,077
‫که تو می‌دونی
‫که اون می‌خواسته طرف رو بکشه،

1569
01:27:55,077 --> 01:27:58,950
‫حتماً‌ هم از ران خوش‌ـش اومده
‫یا اونقدری بهش اعتماد داره

1570
01:27:58,950 --> 01:28:01,953
‫که تو کافه‌ی «تدز فراستاپ»
‫یه بستنی‌معجون باهاش خورده

1571
01:28:01,953 --> 01:28:05,706
‫مشخصه دیگه، نه؟
‫اونا رابطه‌ی خوبی با هم دارم.

1572
01:28:05,706 --> 01:28:08,589
‫یعنی هیچ‌جوره امکان نداره
‫که شک کرده باشه

1573
01:28:08,589 --> 01:28:10,170
‫که حرفاشون رو ضبط کرده

1574
01:28:10,170 --> 01:28:12,212
‫به‌نظرم این فرصت خوبی‌ـه

1575
01:28:14,174 --> 01:28:19,769
‫پس یعنی اتفاقی به هم برخورد کنن
‫و ران هم به حرف بگیرتش.

1576
01:28:19,769 --> 01:28:20,970
‫اتفاقی نه

1577
01:28:21,720 --> 01:28:24,473
‫یه برخورد غافلگیرکننده

1578
01:28:24,973 --> 01:28:27,566
‫به‌نظرم یه شنود به گری وصل کنیم

1579
01:28:27,566 --> 01:28:29,437
‫و همین‌حالا راه بیفتیم

1580
01:28:30,648 --> 01:28:35,733
‫به‌نظرم می‌تونی یه جوری نقش‌ـت رو بازی کنی
‫که انگار نگرانی و می‌خوای یه حالی ازش بپرسی

1581
01:28:35,733 --> 01:28:38,535
‫درمورد مرگ شوهرش فهمیدی

1582
01:28:38,535 --> 01:28:42,078
‫و خیلی صریح بهش میگی
‫که چرا اومدی باهاش حرف بزنی

1583
01:28:45,622 --> 01:28:47,163
‫خوشم اومد

1584
01:28:47,163 --> 01:28:50,956
‫معلوم نیست چی بگه
‫اما به محض این که تو باهاش حرف بزنی

1585
01:28:50,956 --> 01:28:52,998
‫می‌تونی بفهمی
‫که داره بهت دروغ میگه یا نه

1586
01:28:52,998 --> 01:28:54,129
‫دقیقاً

1587
01:28:54,129 --> 01:28:56,051
‫مشکلی نداری گری؟

1588
01:28:56,631 --> 01:28:58,133
‫به‌نظرم نقشه‌ی خوبی‌ـه

1589
01:28:58,963 --> 01:29:00,094
‫خیلی‌ خوبه

1590
01:29:00,805 --> 01:29:02,426
‫خب شما آدرس‌ـش رو برام بفرستین

1591
01:29:03,007 --> 01:29:04,308
‫اونجا همدیگه رو می‌بینیم

1592
01:29:04,969 --> 01:29:06,810
‫- بریم تو کارش
‫- نه، من هم باهات میام

1593
01:29:06,810 --> 01:29:08,762
‫آماده‌ـت می‌کنم

1594
01:29:08,762 --> 01:29:10,223
‫توی ون می‌بینم‌‌تون

1595
01:29:17,400 --> 01:29:18,571
‫ردیفی؟

1596
01:29:19,942 --> 01:29:21,573
‫آره

1597
01:29:22,484 --> 01:29:24,406
‫خیلی‌خب

1598
01:29:25,947 --> 01:29:29,700
‫داری نگرانم می‌کنی

1599
01:29:38,999 --> 01:29:40,840
‫جداً؟
‫واقعاً‌ لازمه؟

1600
01:29:40,840 --> 01:29:43,463
‫آره.
‫می‌خوام این دفعه تو گوش‌ـش باشم.

1601
01:29:44,674 --> 01:29:45,714
‫برو سراغ‌ـش ران!

1602
01:29:51,970 --> 01:29:52,901
‫هی

1603
01:29:54,642 --> 01:29:55,603
‫هوات رو دارم

1604
01:30:01,808 --> 01:30:03,189
‫می‌شنوین؟

1605
01:30:03,189 --> 01:30:04,310
<i>‫صدام رو می‌شنوین؟</i>

1606
01:30:04,310 --> 01:30:05,361
‫بلند و واضح

1607
01:30:06,061 --> 01:30:07,232
<i>‫گوشی‌هات کار می‌کنن؟</i>

1608
01:30:07,232 --> 01:30:09,484
‫- آره
<i>‫- عالیه</i>

1609
01:30:09,484 --> 01:30:12,527
‫یاد باشه، فقط صدا داریم
‫باید اطلاعات خوبی بگیری

1610
01:30:12,527 --> 01:30:13,618
‫حله

1611
01:30:22,415 --> 01:30:23,536
‫باید حرف بزنیم

1612
01:30:23,620 --> 01:30:24,643
{\an8}‫« پلیس‌ها دارن گوش می‌کنن.
‫هرکار میگم بکن. ما تو یه تیمیم. »

1613
01:30:24,627 --> 01:30:25,667
‫خبرای زیادی شنیدم

1614
01:30:25,667 --> 01:30:28,460
‫باید سریعاً یه کاری‌ـش بکنیم
‫وگرنه دهن‌هامون گاییده‌ـس

1615
01:30:28,460 --> 01:30:29,541
‫وایسا ببینم،
‫چی؟

1616
01:30:29,541 --> 01:30:32,133
 ‫ببین، مردم می‌دونن
‫ گه‌کاری‌های این اطراف رو من می‌کنم

1617
01:30:29,839 --> 01:30:32,156
{\an8}‫« من هنوز ران‌ـم.
‫با هم رابطه نداریم. »

1618
01:30:32,133 --> 01:30:33,924
‫به‌خاطر اون ملاقاتی که اون روز داشتیم،

1619
01:30:33,924 --> 01:30:36,086
‫مرگ شوهرت داره دامن من رو می‌گیره

1620
01:30:36,086 --> 01:30:38,758
‫- فکر می‌کنن کار یکی از ماها بوده
‫- خب کار من که نبوده!

1621
01:30:38,758 --> 01:30:41,840
‫ببین،‌ می‌دونم کار تو بوده.
‫خیلی ضایع‌ـس.

1622
01:30:40,514 --> 01:30:41,931
{\an8}‫« تو بی‌گناهی.
‫انکار کن. انکار کن. انکار کن. »

1623
01:30:41,840 --> 01:30:43,552
‫- ...تو رو هم مقصر نمی‌دونم
‫- من اون رو نکشتم!

1624
01:30:43,552 --> 01:30:46,554
‫وایسا ببینم،
‫کی من رو متهم کرده؟

1625
01:30:46,554 --> 01:30:48,266
‫کسشره!
‫و تو بهتر از همه می‌دونی

1626
01:30:48,266 --> 01:30:49,637
‫که من نمی‌تونم همچین کاری بکنم!

1627
01:30:49,637 --> 01:30:52,059
‫خب پس کار کی بوده؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

1628
01:30:53,400 --> 01:30:54,601
‫فقط چیزی که بهم گفتن رو می‌دونم...

1629
01:30:54,601 --> 01:30:56,272
<i>‫و چی بهت گفتن؟</i>

1630
01:30:56,272 --> 01:30:58,194
<i>‫که موقع خرید مواد تیر خورده</i>

1631
01:30:58,194 --> 01:30:59,525
<i>‫طرف معتاد بود</i>

1632
01:31:00,315 --> 01:31:02,777
‫خب،
‫پس میگی که نکشتیش

1633
01:31:02,866 --> 01:31:04,779
{\an8}‫« درمورد اسلحه بیرون ویرگو خبر دارن.
‫نباید من باشم. »

1634
01:31:04,859 --> 01:31:06,531
‫آخرین بار کِی دیدیش؟

1635
01:31:06,531 --> 01:31:08,822
‫همین چندوقت‌ پیش‌ها،
‫دم ویرگو

1636
01:31:09,153 --> 01:31:10,194
‫کلوبه؟

1637
01:31:10,194 --> 01:31:13,166
‫آره، کلوبه.
‫داشتم با یکی از ویرگو میومدم بیرون

1638
01:31:13,166 --> 01:31:16,669
‫که موقع رقص باهاش آشنا شده بودم،
‫و یهو رِی رو دیدم

1639
01:31:16,669 --> 01:31:19,251
‫رِی هم وقتی من رو با طرف دید
‫اعصاب‌ـش بهم ریخت

1640
01:31:19,251 --> 01:31:21,293
‫دهنش رو باز کرد
‫و همه‌ـش تهدیدمون می‌کرد

1641
01:31:21,293 --> 01:31:22,423
‫و حتی با دستاش من رو گرفت

1642
01:31:22,423 --> 01:31:24,295
‫بعدش طرف خواست ازم محافظت کنه

1643
01:31:24,295 --> 01:31:27,297
‫نمی‌دونم از کجاش یه تفنگ در آورد
‫و به سمت صورت ری گرفتش

1644
01:31:27,297 --> 01:31:29,379
‫بیشتر درمورد یارو بپرس

1645
01:31:29,379 --> 01:31:30,590
<i>‫ری هم ترسید</i>

1646
01:31:30,590 --> 01:31:34,884
‫رفت، من هم فرار کردم
‫و این آخرین باری بود که دیدم‌ـش

1647
01:31:34,884 --> 01:31:36,385
‫این یارو کی بود؟

1648
01:31:36,385 --> 01:31:38,937
‫که روی رِی تفنگ کشید.
‫اسم‌‌ـش چی‌ـه؟

1649
01:31:40,638 --> 01:31:42,099
‫نمی‌دونم

1650
01:31:42,099 --> 01:31:44,692
‫- اسمش رو نمی‌دونی؟
‫- اسمش رو نمی‌دونم

1651
01:31:44,692 --> 01:31:46,773
‫داشتیم اون وسط حال می‌کردیم

1652
01:31:46,773 --> 01:31:50,106
‫ازش پرسیدم که
‫می‌خوای بریم یه جای دیگه؟

1653
01:31:50,106 --> 01:31:51,197
‫اون هم گفت آره

1654
01:31:51,197 --> 01:31:53,649
‫اومدیم بیرون
‫و اون اتفاقاتی که گفتم افتاد

1655
01:31:53,649 --> 01:31:57,032
‫حتی اگه اسم‌ـش رو هم گفته باشه
‫من نشنیدم

1656
01:31:58,032 --> 01:31:59,704
‫پس اسم‌ـش رو نمی‌دونی

1657
01:31:59,704 --> 01:32:03,287
‫یعنی همینطوری با یه غریبه که تازه آشنا شدی
‫از کلوب رفتی؟

1658
01:32:03,287 --> 01:32:04,868
‫هی،
‫چی زر زر می‌کنی؟!

1659
01:32:04,868 --> 01:32:08,711
‫من زن بالغی‌‌ام،
‫مجردم و اونم یه غریبه معمولی نبود

1660
01:32:08,711 --> 01:32:10,663
‫رقص‌ـش محشر بود

1661
01:32:11,794 --> 01:32:13,665
‫خب،
‫خوش به حالت

1662
01:32:13,665 --> 01:32:16,047
‫چون این مرد مرموزت
‫الان یه مظنون‌ـه

1663
01:32:16,047 --> 01:32:18,259
<i>‫شنیدم دارن دنبال‌ـش می‌گردن</i>

1664
01:32:18,259 --> 01:32:20,300
‫بحث بیمه رو پیش بکش

1665
01:32:20,300 --> 01:32:22,592
‫پشمام،
‫خودم هم شنیدم

1666
01:32:22,592 --> 01:32:26,515
‫این روزها مرد خوب کم پیدا میشه.
‫پشتم در اومد. ازم محافظت کرد.

1667
01:32:26,515 --> 01:32:29,678
‫اصلاً اگه پیداش کردن
‫حتماً بهم بگو

1668
01:32:30,559 --> 01:32:32,600
‫بار اولی که توی «پلیز یو» هم رو دیدیم

1669
01:32:31,104 --> 01:32:32,667
{\an8}‫« از اون بیمه عمر خبر دارن.
‫بندازن گردن خود رِی. »

1670
01:32:33,431 --> 01:32:35,933
‫انگار انگیزه‌ی مالی نداشتی

1671
01:32:35,933 --> 01:32:38,735
‫مثل بقیه این جاکش‌هایی
‫که واسه‌شون کار می‌‌کنم

1672
01:32:38,735 --> 01:32:40,187
‫آره،
‫چون انگیزه‌ـم هم مالی نبود

1673
01:32:40,187 --> 01:32:42,689
‫پس قضیه‌ی این بیمه‌ی عمر یه میلیون دلاری

1674
01:32:42,689 --> 01:32:44,440
‫که انگار همه ازش خبر دارن چیه؟

1675
01:32:44,440 --> 01:32:46,992
‫یه جوری هم رفتار نکن
‫که انگار پول زیادی نیست

1676
01:32:46,992 --> 01:32:50,195
‫به من هم دروغ نگو.
‫می‌دونی می‌تونم چه کارایی بکنم.

1677
01:32:54,288 --> 01:32:57,080
‫خونواده‌ی رِی خیلی خرپول‌ـن.
‫از این کارا زیاد می‌کنن.

1678
01:32:57,080 --> 01:32:58,872
‫خودشون رو بیمه می‌کنن

1679
01:32:58,872 --> 01:33:01,324
‫ببین، من اصلاً خبر ندارم
‫که قسمتی‌ـش به من هم می‌‌رسه یا نه

1680
01:33:01,324 --> 01:33:04,727
‫تا جایی که من می‌دونم
‫وقتی طلاق گرفتیم، وارث‌ـش رو عوض کرد

1681
01:33:04,727 --> 01:33:07,379
‫گوش کن،
‫من اصلاً به مسائل مالی اهمیتی نمیدم

1682
01:33:07,379 --> 01:33:09,010
‫ری همش درمورد پول

1683
01:33:07,509 --> 01:33:10,426
{\an8}‫« آخرش خیلی مهم‌ـه.
‫خجالت نکش. پرتم کن بیرون. »

1684
01:33:09,010 --> 01:33:13,093
‫و سرمایه‌گذاری و این‌جور چیزا حرف می‌زد
‫و این چیزا هم رو مخ‌ـم بود

1685
01:33:13,093 --> 01:33:15,635
‫داره همه‌ی سوالام رو جواب میدی

1686
01:33:16,766 --> 01:33:18,888
‫اما جواب‌های درستی نیستن

1687
01:33:18,888 --> 01:33:20,269
‫دارم راست‌ـش رو بهت میگم!

1688
01:33:20,269 --> 01:33:22,141
‫هنوز هم فکر می‌کنم کار خودت بوده

1689
01:33:22,141 --> 01:33:24,062
‫گور بابات!
‫کار من نبود.

1690
01:33:24,062 --> 01:33:27,105
‫اصلاً به چه جراتی میای تو خونه‌ـم
‫و بهم اتهام می‌زنی؟

1691
01:33:27,105 --> 01:33:28,706
‫اصلاً‌ از خونه‌ـم گمشو برو بیرون!

1692
01:33:28,706 --> 01:33:31,778
‫هی، من طرف تو ام.
‫واسه همینه که اینجام.

1693
01:33:31,778 --> 01:33:34,110
‫می‌خوام بهت کمک کنم
‫تا بتونی قسر در بری.

1694
01:33:34,110 --> 01:33:36,572
‫نه به‌خاطر این که یه آدم خیرخواهم

1695
01:33:36,572 --> 01:33:38,944
‫اما اگه شک‌هاشون نسبت به تو برطرف بشه
‫بیخیال من هم میشن.

1696
01:33:38,944 --> 01:33:41,536
‫می‌تونیم با همدیگه
‫از این منجلاب بیرون بیایم

1697
01:33:41,536 --> 01:33:42,697
‫با همدیگه‌ای وجود نداره!

1698
01:33:42,697 --> 01:33:45,079
‫می‌تونم کل این کارها
‫بندازم گردن یکی دیگه

1699
01:33:45,079 --> 01:33:47,201
‫اما قبل این کار
‫باید راست‌ـش رو بهم بگی

1700
01:33:47,201 --> 01:33:49,333
‫- تا بتونم اوضاع رو درست کنم
‫- دیگه خسته‌ـم کردی

1701
01:33:49,333 --> 01:33:52,125
‫دیگه از جواب دادن به سوالاتِ
‫یه آدم‌کش کوفتی خسته شدم

1702
01:33:52,125 --> 01:33:54,957
‫تو که پلیس نیستی!
‫بذار بفهمن کی این کار رو کرده.

1703
01:33:54,957 --> 01:33:56,879
‫من که هرچی می‌دونستم رو بهت گفتم.

1704
01:33:56,879 --> 01:33:58,840
‫این قضیه هیچ ربطی به من نداره!

1705
01:33:58,840 --> 01:34:01,713
‫ری یه آشغال مفنگی بی‌عرضه بود

1706
01:34:01,713 --> 01:34:03,885
‫حالا هم از خونه‌ی من گمشو بیرون!

1707
01:34:03,885 --> 01:34:06,256
‫هی!
‫واسه بار آخر میگم.

1708
01:34:06,256 --> 01:34:08,819
‫دارم یه راه واسه خلاصی بهت پیشنهاد میدم

1709
01:34:08,849 --> 01:34:12,121
‫پام رو از در این خونه بذارم بیرون
‫دیگه خودتی و خودت. می‌تونستم بهت کمک کنم

1710
01:34:12,121 --> 01:34:13,993
‫خوبه.
‫چون بهش نیازی ندارم.

1711
01:34:14,853 --> 01:34:17,666
‫تا جایی که می‌دونیم
‫ممکنه همین الان هم زیرنظر داشته باشن‌مون

1712
01:34:17,666 --> 01:34:20,028
‫پس احتمالاً‌ دیگه هیچوقت نباید
‫همدیگه رو ببینیم

1713
01:34:20,028 --> 01:34:20,688
‫عالیه

1714
01:34:20,688 --> 01:34:22,930
‫اگه هم جایی من رو دیدی
‫بهم سلام نکن.

1715
01:34:22,930 --> 01:34:24,431
‫مشکل شخصی باهات ندارم

1716
01:34:24,431 --> 01:34:25,993
‫اما باید مراقب باشیم

1717
01:34:25,993 --> 01:34:28,234
‫به درک

1718
01:34:35,120 --> 01:34:36,121
‫لعنتی

1719
01:34:42,376 --> 01:34:43,787
‫نظرت چیه؟

1720
01:34:45,088 --> 01:34:46,709
‫نظر شما چیه؟

1721
01:34:48,631 --> 01:34:51,213
‫رسماً‌ داشتی بهش طناب تعارف می‌کردی
‫که خودشو بکشه.

1722
01:34:51,213 --> 01:34:55,757
‫اوهوم. یا جزو بهترین دروغگوهایی‌ـه
‫ که تاحالا دیدیم یا بی‌گناه‌ـه

1723
01:34:55,757 --> 01:34:57,508
‫آره

1724
01:34:57,508 --> 01:35:00,551
‫- لعنتی!‌ فکر می‌‌کردم کار خودش‌‌ـه
‫- آره، منم همینطور

1725
01:35:01,541 --> 01:35:03,953
‫اما انگار خیلی صادق بود

1726
01:35:07,396 --> 01:35:08,897
‫تو چی جسپر؟

1727
01:35:11,860 --> 01:35:14,942
‫آره. من هم موافقم.
‫فکر نکنم کار اون بوده باشه.

1728
01:35:16,904 --> 01:35:19,116
‫کارت عالی بودی گری.
‫جدی میگم.

1729
01:35:22,618 --> 01:35:26,412
‫خب این طرف که تفنگ کشیده

1730
01:35:26,412 --> 01:35:28,914
‫- نباید بیفتیم دنبال اون؟
‫- نه

1731
01:35:28,914 --> 01:35:32,947
‫نه، بهش می‌خوره یکی بوده که
‫همینطوری تو یه کوچه رو یکی اسحله کشیده

1732
01:35:32,947 --> 01:35:34,728
‫اتفاق خاصی نیفتاده

1733
01:35:35,169 --> 01:35:36,750
‫آره
‫دیگه کارمون اینجا تمومه

1734
01:36:04,152 --> 01:36:06,604
‫خدایا!

1735
01:36:07,195 --> 01:36:08,776
‫ایول!
‫اومدش.

1736
01:36:09,567 --> 01:36:11,858
‫خود طرف

1737
01:36:18,784 --> 01:36:22,037
‫می‌دونستم میای اینجا رفیق

1738
01:36:22,707 --> 01:36:25,460
‫جشن نگیریم؟
‫من میرم آبجو بیارم

1739
01:36:25,460 --> 01:36:28,042
‫- دفعه اول تو آوردی. الان من میارم
‫- خودم میارم

1740
01:36:29,122 --> 01:36:30,424
‫حرف نداره

1741
01:36:31,294 --> 01:36:32,835
‫قضیه چیه جسپر؟

1742
01:36:32,835 --> 01:36:37,880
‫داشتم به مدیسون می‌گفتم
‫که چه بازیگرای معرکه‌ای هستین

1743
01:36:37,880 --> 01:36:40,802
‫مجبور شدم بیام پشت صحنه

1744
01:36:40,802 --> 01:36:43,514
‫یه سری به اتاق بازیگرها بزنم

1745
01:36:43,514 --> 01:36:47,307
‫البته بازی تو هم معرکه بود ها

1746
01:36:47,307 --> 01:36:48,728
‫اما تو...

1747
01:36:49,639 --> 01:36:51,060
‫تو،
‫دوست من

1748
01:36:51,060 --> 01:36:53,272
‫مو به تنم سیخ کردی

1749
01:36:54,603 --> 01:36:56,815
‫شاید هیچوقت به اندازه کافی
‫تحسینت نکردم گری

1750
01:36:56,815 --> 01:36:59,447
‫یا... ران.
‫ببخشید.

1751
01:36:59,447 --> 01:37:01,108
‫گری...
‫ران...

1752
01:37:03,240 --> 01:37:05,532
‫بعضی‌وقتا قاتی می‌کنم.
‫تو نمی‌کنی؟

1753
01:37:05,532 --> 01:37:06,783
‫بعضی‌وقتا چرا

1754
01:37:08,204 --> 01:37:10,866
‫- آره
‫- دقیقاً اینجا چه خبره؟

1755
01:37:11,957 --> 01:37:17,332
‫خب،
‫داشتم به مدیسون عزیز می‌گفتم که

1756
01:37:17,332 --> 01:37:20,875
‫با اتفاقاتی که بعد از ظهر امروز
‫ممکن بود بیفته، مشکلی نداشتم

1757
01:37:20,875 --> 01:37:24,718
‫اگه لو می‌رفتین

1758
01:37:24,718 --> 01:37:27,090
‫من حداقل به کارم برمی‌گشتم

1759
01:37:27,090 --> 01:37:29,722
‫اما اگه می‌تونستی قسر در برین

1760
01:37:29,722 --> 01:37:34,055
‫که تبریک میگم،
‫ظاهراً موفق هم شدین،

1761
01:37:35,056 --> 01:37:39,019
‫کلی پول به جیب می‌زدم

1762
01:37:40,681 --> 01:37:44,564
‫اینجا بود که می‌گفتین
‫«کدوم پول، جسپر؟»

1763
01:37:44,564 --> 01:37:46,315
‫یا مثلاً
‫«پول کجا بود؟»

1764
01:37:46,315 --> 01:37:48,597
‫بعدش هم من می‌گفتم

1765
01:37:50,188 --> 01:37:52,490
‫«بیمه‌ی عمر شوهر مرده‌ـت»

1766
01:37:54,152 --> 01:37:56,614
‫خیلی‌خب.
‫هی، هی، هی.

1767
01:37:56,614 --> 01:37:59,406
‫این توافق بین خودمون می‌مونه، خب؟

1768
01:37:59,406 --> 01:38:01,287
‫چیزی که من رو ساکت نگه می‌داره

1769
01:38:02,198 --> 01:38:05,000
‫و شماها رو هم راهی زندان نمی‌کنه

1770
01:38:05,701 --> 01:38:07,953
‫- هیچی دستت رو نمی‌گیره جسپر
‫- خب...

1771
01:38:07,953 --> 01:38:10,084
‫چون هیچی هم وجود نداره.
‫مگه ما با هم رابطه داریم؟

1772
01:38:10,084 --> 01:38:12,086
‫- به‌نظرت کسی به حرفات اهمیت میده؟
‫- وای! نمی‌دونستم

1773
01:38:12,086 --> 01:38:13,958
‫دیگه هرچی داشتی رو رو کردی

1774
01:38:13,958 --> 01:38:15,779
‫- تبریک میگم
‫- گور بابات!‌ گم شرو برو بیرون!

1775
01:38:15,779 --> 01:38:16,920
‫هی!
‫بس کنین.

1776
01:38:18,211 --> 01:38:19,842
‫همینجا بمون

1777
01:38:19,842 --> 01:38:22,304
‫عزیزم، بشین.
‫به حرفاش گوش می‌کنیم.

1778
01:38:22,304 --> 01:38:24,716
‫آره عزیزم،
‫داری لاشی بازی در میاری.

1779
01:38:31,892 --> 01:38:33,183
‫من فقط می‌خوام کمک‌تون کنم

1780
01:38:33,183 --> 01:38:36,476
‫- چه کمکی؟
‫- ای خدا، گری!

1781
01:38:36,476 --> 01:38:39,648
‫بسه دیگه. خب؟
‫بسه دیگه!

1782
01:38:40,819 --> 01:38:42,901
‫این کسشرا رو تمومش کن

1783
01:38:42,901 --> 01:38:45,783
‫اول من میگم،
‫خب؟

1784
01:38:45,783 --> 01:38:48,696
‫من جفت‌تون رو تعقیب کردم

1785
01:38:48,696 --> 01:38:50,868
‫حتی صداقت بیشتری هم دارم

1786
01:38:50,868 --> 01:38:52,699
‫من می‌خواستم شغلم رو پس بگیرم

1787
01:38:52,699 --> 01:38:58,294
‫مشکلی با تو ندارم‌ها،
‫اما پشمام!

1788
01:39:00,375 --> 01:39:05,419
‫اینقدری مدرک دارم
‫که بتونم واست حبس ابد ببرم

1789
01:39:05,419 --> 01:39:06,670
‫و تو...

1790
01:39:07,381 --> 01:39:09,633
‫مشارکت در قتل؟

1791
01:39:10,213 --> 01:39:13,636
‫وای،
‫خدا برسه به دادت

1792
01:39:14,967 --> 01:39:17,349
‫یه مدتی رو اون تو می‌مونی

1793
01:39:17,349 --> 01:39:22,063
‫و تنها دلیلی که اینقدر مطمئنم

1794
01:39:22,063 --> 01:39:27,437
‫که تو این کار رو کردی،
‫چون صد در صد مطمئنم

1795
01:39:27,437 --> 01:39:30,440
‫که این آقای کله‌شقی که اینجاس...

1796
01:39:32,021 --> 01:39:34,233
‫حتی پشه هم نمی‌تونه بکشه

1797
01:39:44,411 --> 01:39:46,703
‫این خونه چقدر گرم‌ـه

1798
01:39:51,707 --> 01:39:53,248
‫و از قضا...

1799
01:39:55,000 --> 01:39:58,212
‫اون بیمه عمر شاید بتونه نجات‌تون بده

1800
01:39:58,212 --> 01:40:04,888
‫چون اون پول من رو به فکر انداخت...

1801
01:40:08,851 --> 01:40:10,142
‫که این...

1802
01:40:12,013 --> 01:40:15,897
‫ماجراجویی تاریکی که
‫ همه‌مون جزوی ازش بودیم...

1803
01:40:15,897 --> 01:40:19,520
‫می‌تونه واقعاً پایان خوشی داشته باشه

1804
01:40:20,560 --> 01:40:23,813
‫روزی که شما پول رو تحویل میدین...

1805
01:40:25,564 --> 01:40:28,277
‫روزیه که...

1806
01:40:29,818 --> 01:40:30,779
‫لعنتی!

1807
01:40:34,792 --> 01:40:36,313
‫لعنتی!

1808
01:40:57,010 --> 01:40:59,393
‫بگا رفتم

1809
01:40:59,393 --> 01:41:01,095
‫چیشد؟

1810
01:41:03,398 --> 01:41:06,522
‫تو آبجوش قرص ریختم.
‫امیدوارم زیادی نریخته باشم.

1811
01:41:09,526 --> 01:41:12,820
‫اما اگه بیدار شه
‫میفتم زندان...

1812
01:41:16,785 --> 01:41:18,417
‫یه پلیس رو چیزخور کردم

1813
01:41:20,580 --> 01:41:22,292
‫بدجور بگا رفتم

1814
01:41:38,192 --> 01:41:39,394
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

1815
01:42:02,263 --> 01:42:03,635
‫اون واسه چیه؟

1816
01:42:05,307 --> 01:42:06,518
‫تعهد

1817
01:42:13,317 --> 01:42:15,440
‫نمی‌تونیم با کشتن پلیس قسر در بریم

1818
01:42:20,616 --> 01:42:23,700
‫نه راستش،
‫اما درمورد جسپر...

1819
01:42:25,622 --> 01:42:26,834
‫فکر کنم بتونیم

1820
01:42:28,957 --> 01:42:31,920
‫پلیس هم احتمالاً

1821
01:42:31,920 --> 01:42:33,883
‫مثل ما بهش فکر می‌کنن

1822
01:42:33,883 --> 01:42:38,389
‫که اگه دیگه زنده نباشه
‫به نفع‌ همه‌ـس

1823
01:42:46,068 --> 01:42:47,280
‫وای خدا

1824
01:42:52,286 --> 01:42:54,239
‫چی باید بگیم؟

1825
01:42:56,081 --> 01:42:59,205
‫تو یه منقطه‌ی دور افتاده
‫توی ماشین‌ـش پیدا میشه

1826
01:42:59,205 --> 01:43:01,918
‫توی بدنش دارو پیدا می‌کنن،
‫روی سرش هم کیسه،

1827
01:43:01,918 --> 01:43:04,382
‫کوفتگی یا نشانه‌ی مقاومتی دیده نمیشه،

1828
01:43:04,382 --> 01:43:05,884
‫یه خودکشی واضح‌ـه

1829
01:43:08,176 --> 01:43:11,100
‫آخه زن‌ـش چند سال پیش‌ از پیش‌ـش رفته...

1830
01:43:12,602 --> 01:43:14,645
‫کسی نیست که به این قضیه شک کنه

1831
01:43:15,726 --> 01:43:21,483
‫نژادپرست‌ـه،
‫ضد زن‌ـه، خشن‌ـه

1832
01:43:22,735 --> 01:43:25,368
‫یه پلیس کثیف‌ـه

1833
01:43:28,913 --> 01:43:30,244
‫کون لق‌ـش

1834
01:43:36,252 --> 01:43:37,964
‫واقعاً باید همچین کاری بکنیم؟

1835
01:43:37,964 --> 01:43:39,546
‫چاره‌ای نداریم

1836
01:43:41,849 --> 01:43:45,263
‫می‌دونم داریم ریسک بزرگی می‌کنیم

1837
01:43:45,263 --> 01:43:49,809
‫مسائل حل‌نشده‌ی زیادی هست
‫که باهاشون سر و کار داریم اما...

1838
01:43:51,732 --> 01:43:53,113
‫فکر کنم عاشقت‌ـم

1839
01:43:57,779 --> 01:43:59,321
‫خب،
‫همیشه ریسک بوده

1840
01:44:01,124 --> 01:44:05,169
‫و محض اطلاع
‫من هم فکر کنم عاشقتم

1841
01:44:09,504 --> 01:44:10,836
‫در خوشی و ناخوشی؟

1842
01:44:13,259 --> 01:44:17,344
‫فکر کنم جفت‌مون موافق باشیم
‫که الان ناخوش‌ترین حالت ممکن‌ـه، نه؟

1843
01:44:22,100 --> 01:44:23,232
‫آره

1844
01:44:26,025 --> 01:44:28,488
‫پس تا آخرش با همیم؟

1845
01:44:28,488 --> 01:44:30,421
‫تا زمانی که مرگ از همدیگه جدامون کنه؟

1846
01:44:31,202 --> 01:44:34,246
‫آره،
‫چون من اصلاً به طلاق اعتقادی ندارم

1847
01:44:35,287 --> 01:44:37,870
‫شوخی می‌کنم

1848
01:44:37,870 --> 01:44:41,004
‫پس با شرایط موافقیم؟

1849
01:44:41,004 --> 01:44:42,356
‫من موافقم

1850
01:44:42,356 --> 01:44:43,628
‫منم موافقم

1851
01:44:43,628 --> 01:44:45,260
‫کجا رو امضا کنم

1852
01:44:47,973 --> 01:44:50,687
‫- جای دیگه‌ای هست که باید امضا کنم؟
‫- اینجا رو امضا کن

1853
01:44:52,058 --> 01:44:56,234
‫نباید مو لای درزش بره

1854
01:44:56,234 --> 01:44:59,067
‫به‌نظرم یه جای کوچیک این پایین مونده
‫که باید امضاش کنم

1855
01:45:16,339 --> 01:45:19,223
‫می‌دونم که این ترم مطالب زیادی بهتون گفتم،

1856
01:45:20,725 --> 01:45:22,807
‫اما اصلش همینه دیگه،
‫نه؟

1857
01:45:22,807 --> 01:45:27,483
‫غوطه‌ور شدن توی دیدگاه‌ها و احتمالات،

1858
01:45:27,483 --> 01:45:31,689
‫چون این چیزیه که زندگی بهتون ارائه میده،
‫اگه انتخاب کنین که اینطوری بهش نگاه کنین

1859
01:45:32,860 --> 01:45:34,622
‫و من همیشه همچین دیدگاهی نداشتم

1860
01:45:34,622 --> 01:45:40,119
‫معتقد بودم که واقعیت
‫عینی و ثابت‌ـه

1861
01:45:40,119 --> 01:45:45,666
‫و همه‌مون یه جورایی گیر کردیم.
‫در حد افلاطون و دکارت و کانت.

1862
01:45:46,838 --> 01:45:48,760
‫اما با گذشت سال‌ها،
‫به این باور رسیدم

1863
01:45:48,760 --> 01:45:51,263
‫که حقیقت از طریق یکپارچه سازیِ

1864
01:45:51,263 --> 01:45:54,808
‫دیدگاه‌های مختلف به‌وجود میاد
‫و هیچ‌چیزی مطلق نیست،

1865
01:45:54,808 --> 01:45:57,311
‫چه اخلاقی باشه
‫و چه معرفت‌شناختی

1866
01:45:57,311 --> 01:46:00,605
‫به‌نظر من این راه برای زندگی
‫خیلی قدرتمندتره،

1867
01:46:00,605 --> 01:46:04,440
‫این ایده که جهان ثابت نیست،

1868
01:46:05,361 --> 01:46:06,983
‫یعنی شما هم ثابت نیستین،

1869
01:46:06,983 --> 01:46:11,569
‫و می‌تونین یه انسان کامل متفاوت
‫و خوشبختانه، یه انسان بهتر بشین.

1870
01:46:11,739 --> 01:46:16,375
‫چیزی که به یقین می‌دونم
‫اینه که واقعیت شما به مرور زمان

1871
01:46:16,375 --> 01:46:18,838
‫جوری تغییر می‌کنه
‫که حتی نمی‌تونین تصورش رو بکنین،

1872
01:46:18,838 --> 01:46:23,464
‫و بهتون توصیه می‌کنم
‫که دربرابر دگرگونی، منعطف باشین

1873
01:46:23,464 --> 01:46:25,507
‫برای تموم کردن این ترم

1874
01:46:25,507 --> 01:46:28,721
‫اگه یه نصیحت داشته باشم
‫که می‌دونم تو این دنیای پیچیده

1875
01:46:28,721 --> 01:46:33,267
‫به دردتون می‌خوره،
‫اینه که

1876
01:46:34,729 --> 01:46:39,655
‫هویتی که برای خودتون می‌خواین رو
‫به دست بیارین

1877
01:46:41,737 --> 01:46:44,411
‫و هرکسی که بعد از این کلاس می‌خواین باشین

1878
01:46:44,411 --> 01:46:47,705
‫با اشتیاق و خیال راحت باشین

1879
01:46:50,088 --> 01:46:52,671
‫امیدوارم این امتحان آخر رو هم
‫با موفقیت بدین

1880
01:46:53,713 --> 01:46:55,345
‫می‌تونین شروع کنین

1881
01:46:58,008 --> 01:47:00,722
‫خب.
‫اون پرنده‌های سفید رو می‌بینی؟

1882
01:47:00,722 --> 01:47:05,658
‫منقار بلند نارنجی‌ـش رو دیدی؟
‫بهش میگن اکراس سفید.

1883
01:47:06,188 --> 01:47:09,483
‫چشماشون رو نگاه.
‫خیلی باحال‌ـن.

1884
01:47:09,483 --> 01:47:11,525
‫می‌دونم که هم کروسان داریم

1885
01:47:11,525 --> 01:47:14,569
‫و هم کیک فنجونی.
‫می‌خوای پای سیب بیاری؟

1886
01:47:14,569 --> 01:47:16,702
‫آره، پای سیب معروف گری رو میارم

1887
01:47:16,702 --> 01:47:19,245
‫عالیه.
‫این رو هم می‌نویسم.

1888
01:47:19,245 --> 01:47:23,210
‫راستی نگران لباس مبدل‌ها هم نباش.
‫خودم دارم.

1889
01:47:23,711 --> 01:47:26,294
‫خداروشکر. تو بهترینی مدیسون.
‫ممنون.

1890
01:47:26,294 --> 01:47:28,507
‫امیدوار بودیم یکی پا پیش بذاره
‫و کمک کنه

1891
01:47:28,507 --> 01:47:30,509
‫گبی تازه واسن اسپن وثیقه گذاشته

1892
01:47:30,509 --> 01:47:32,642
‫قشنگ می‌تونستم اینقدر خفه‌ـش کنم تا بمیره

1893
01:47:35,976 --> 01:47:36,937
‫آره.
‫می‌دونم.

1894
01:47:36,937 --> 01:47:38,560
‫خلاصه،
‫جلسه بعد هم رو می‌بینیم.

1895
01:47:40,021 --> 01:47:43,316
<i>‫توی این مسیر،‌ عشق من رو تغییر داد
‫چون قادر به انجامش‌ـه</i>

1896
01:47:44,026 --> 01:47:47,281
<i>‫بالاخره ترکیب مناسب گری و ران رو پیدا کردم</i>

1897
01:47:47,281 --> 01:47:49,864
<i>‫بالاخره زندگی کوتاه‌ـه</i>

1898
01:47:49,864 --> 01:47:51,916
<i>‫باید با شرایط خودتون زندگی کنین</i>

1899
01:47:54,119 --> 01:47:56,793
‫مامان،
‫کجا با بابا آشنا شدی؟

1900
01:48:09,188 --> 01:48:14,105
‫خب، بابا بهترین آدمی بود
‫که تاحالا باهاش آشنا شده بودم

1901
01:48:14,105 --> 01:48:16,948
‫با این که خیلی گردن‌کلفت بود

1902
01:48:16,948 --> 01:48:19,071
‫اما می‌تونستم تشخیص بدم
‫که همش بازی‌ـه

1903
01:48:19,071 --> 01:48:23,036
‫مامان‌تون هم...
‫خب چی بگم؟

1904
01:48:23,036 --> 01:48:25,539
‫عشق در نگاه اول بود

1905
01:48:25,539 --> 01:48:27,872
‫آخرش تونست یه مرد جدید ازم بسازه

1906
01:48:31,296 --> 01:48:34,971
‫اما اگه بخوام جواب سوال‌تون رو بدم،
‫تو یه جای کوچولوی جادویی آشنا شدیم

1907
01:48:34,971 --> 01:48:36,924
‫که اسمش کافه «پلیز یو» بود

1908
01:48:40,728 --> 01:48:42,310
‫پای‌‌ـت خوشمزه‌ست؟

1909
01:48:42,981 --> 01:48:44,393
‫همه‌ی پای‌ها خوشمزه‌‌ـن

1910
01:48:45,144 --> 01:48:47,167
‫معلومه

1911
01:48:51,582 --> 01:48:54,686
« تقدیم به گری جانسون »
« ۱۹۴۷ - ۲۰۲۲ »

1912
01:48:54,770 --> 01:48:58,675
« رزمنده جنگ ویتنام »
« استاد دانشگاه »

1913
01:48:58,759 --> 01:49:02,664
« مامور مخفی در بیش از ۱۷۰ دستگیری »
« بودایی حیوان‌دوست »

1914
01:49:02,748 --> 01:49:06,653
« خون‌سرد‌ترین آدم قابل‌تصور »
« مرتکب هیچ قتلی نشده (اون رو از خودمون در آوردیم) »

1915
01:49:06,677 --> 01:49:26,677
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1916
01:49:26,701 --> 01:49:43,701
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

