﻿1
00:00:21,124 --> 00:00:31,124
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:31,148 --> 00:00:41,148
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:41,172 --> 00:00:51,172
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:01,161 --> 00:01:02,392
‫سال 1815

5
00:01:02,417 --> 00:01:04,792
‫ناپلئون، پس از برکناری از قدرت،
‫به جزیره البا تبعید شد.

6
00:01:04,817 --> 00:01:08,497
‫در حالی که طرفدارانش منتظر بازگشت او بودند،
‫حاکمیت جدید با بی‌رحمی آن‌ها را تعقیب می‌کرد.

7
00:01:08,545 --> 00:01:12,300
‫دستگیری‌ها و اعدام‌ها در فضایی
‫شبیه به جنگ داخلی، افزایش یافت.

8
00:01:13,872 --> 00:01:17,177
‫در شبی طوفانی، در دریای
‫آزاد نزدیک به کیپ کورس،

9
00:01:17,313 --> 00:01:21,439
‫یک کشتی تجاری با نام فرعون، مسیرش با
‫یک کشتی در حال غرق شدن تلاقی می‌کند...

10
00:02:47,041 --> 00:02:48,000
‫نجاتش دادی.

11
00:02:49,250 --> 00:02:50,875
‫یه پتو بیارین!

12
00:02:57,416 --> 00:02:58,833
‫بهت گفته بودم نباید بری اونجا!

13
00:02:59,250 --> 00:03:02,833
‫برو پایین کشتی!
‫نمی‌خوام تا مارسی چشمم بهت بیفته!

14
00:03:03,750 --> 00:03:04,583
‫چیه؟

15
00:03:05,500 --> 00:03:06,625
‫فکر می‌کنی خیلی بی‌رحمم؟

16
00:03:07,375 --> 00:03:10,333
‫نه تنها خودم می‌دونم،
‫بهش افتخار هم می‌کنم.

17
00:03:10,958 --> 00:03:12,041
‫برو!

18
00:03:15,708 --> 00:03:17,750
‫همه برگردن سر پستشون!

19
00:03:20,250 --> 00:03:22,625
‫ببرینش یه جا خشک بشه؛
‫قبل از اینکه از سرما یخ بزنه.

20
00:03:22,791 --> 00:03:23,791
‫صبر کن!

21
00:03:26,916 --> 00:03:27,916
‫برو!

22
00:03:41,395 --> 00:03:44,069
‫نام درج شده در انتهای نامه:
‫«ناپلئون»

23
00:04:06,083 --> 00:04:07,208
‫خوب خوابیدی؟

24
00:04:08,291 --> 00:04:10,416
‫چیزی دارید که مال منه.

25
00:04:12,041 --> 00:04:14,625
‫تا حالا دستخط امپراتور رو ندیده بودم.

26
00:04:15,666 --> 00:04:17,166
‫اون نامه رو بده به من.

27
00:04:18,583 --> 00:04:19,875
‫فکر نکنم این کارو بکنم.

28
00:04:21,500 --> 00:04:22,750
‫چی می‌خوای؟

29
00:04:23,750 --> 00:04:25,875
‫یه دلیل خوب که لوت ندم.

30
00:04:28,208 --> 00:04:29,500
‫پول رو امتحان کن.

31
00:04:30,166 --> 00:04:31,333
‫معمولاً جواب میده.

32
00:04:31,500 --> 00:04:32,583
‫پول ندارم.

33
00:04:34,375 --> 00:04:35,625
‫ولی دوستایی دارم.

34
00:04:37,666 --> 00:04:39,833
‫اگه درباره این نامه حرفی بزنی،

35
00:04:40,416 --> 00:04:42,958
‫پیدات می‌کنن ‫و می‌کشنت،

36
00:04:44,250 --> 00:04:45,833
‫ناخدا دانگلار.

37
00:05:22,708 --> 00:05:23,708
‫آقا؟

38
00:05:25,375 --> 00:05:27,500
‫براتون دردسر درست کردم.

39
00:05:28,375 --> 00:05:30,333
‫نمی‌دونم چطور ازتون تشکر کنم.

40
00:05:31,666 --> 00:05:32,916
‫همین الان تشکر کردی.

41
00:05:35,250 --> 00:05:36,750
‫مواظب خودت باش.

42
00:05:38,250 --> 00:05:39,500
‫دوشیزه...؟

43
00:05:41,291 --> 00:05:42,291
‫آنژل.

44
00:05:43,583 --> 00:05:44,833
‫ادموند.

45
00:05:46,041 --> 00:05:48,083
‫هیچوقت شجاعتت رو فراموش نمی‌کنم.

46
00:05:49,500 --> 00:05:50,791
‫اما اسم منو فراموش کن.

47
00:05:53,375 --> 00:05:54,500
‫خداحافظ، ادموند.

48
00:05:55,833 --> 00:05:57,250
‫خداحافظ، آنژل.

49
00:06:08,583 --> 00:06:09,916
‫مورل می‌خواد ببینتت.

50
00:06:16,083 --> 00:06:18,875
‫تازه شیفت عوض شده بود،
‫نزدیک کیپ کورس.

51
00:06:19,041 --> 00:06:21,916
‫موج خیلی شدید بود.
‫دویست فرسنگ از لاشه کشتی فاصله داشتیم.

52
00:06:22,291 --> 00:06:23,708
‫دفتر کشتی رو بدین به من.

53
00:06:24,708 --> 00:06:28,916
‫در حال کند و کاو لابه‌لای آوارها بودیم
‫که دانته تصمیم گرفت قایق رو بیرون بیاره.

54
00:06:29,083 --> 00:06:31,541
‫بهش گفتم نه. دیوونگی محض بود.

55
00:06:31,708 --> 00:06:34,000
‫- درسته؟
‫- بله قربان.

56
00:06:34,166 --> 00:06:37,541
‫- برای هر کدوم از خدمه این کارو می‌کردیم.
‫- این تصمیم من بود.

57
00:06:37,708 --> 00:06:39,833
‫- من مسئولیتش رو گردن گرفتم.
‫- من دستور دادم

58
00:06:40,000 --> 00:06:41,666
‫کشتی برگرده، ولی اون پرید تو آب.

59
00:06:42,416 --> 00:06:43,458
‫پریدی تو آب؟

60
00:06:43,833 --> 00:06:46,416
‫نگفته بود نباید بپرم تو آب.

61
00:06:46,583 --> 00:06:47,708
‫بسه دیگه.

62
00:06:48,375 --> 00:06:49,833
‫گستاخی‌ش رو دیدین؟

63
00:06:51,458 --> 00:06:55,125
‫جناب مورل، بهتون عرض میکنم،
‫این پسر غیرقابل‌کنترله.

64
00:06:56,125 --> 00:06:57,666
‫دیگه نمی‌خوام باهاش
‫همسفر باشم.

65
00:07:00,958 --> 00:07:04,208
‫- دیگه باهاش همسفر نمی‌شی.
‫- بهت گفته بودم.

66
00:07:04,708 --> 00:07:07,500
‫چون دیگه برای من دریانوردی نمی‌کنی.

67
00:07:08,041 --> 00:07:08,708
‫ببخشید؟

68
00:07:10,458 --> 00:07:12,625
‫چطور تونستی بذاری غرق بشه؟

69
00:07:12,958 --> 00:07:15,708
‫من... من محموله‌تون رو نجات دادم، جناب مورل.

70
00:07:15,875 --> 00:07:17,750
‫دانتس آبروی منو نجات داد، دانگلار.

71
00:07:17,916 --> 00:07:19,833
‫- ناخدا... دانگلار.
‫- دیگه ناخدا نیستی.

72
00:07:21,375 --> 00:07:24,333
‫برو وسایلت رو جمع کن.

73
00:07:24,500 --> 00:07:28,458
‫- دستور می‌دم حقوقت رو حساب کنن.
‫- ما نمی‌دونیم این زن کیه.

74
00:07:28,625 --> 00:07:32,041
‫من می‌دونم چیکار کردی.
‫و همین برام کافیه.

75
00:07:43,833 --> 00:07:46,375
‫دانگلار در رو باز می‌کنه و محکم می‌بنده.

76
00:07:46,541 --> 00:07:48,416
‫پسر جان، بیا اینجا.

77
00:07:51,041 --> 00:07:52,291
‫زود باش!

78
00:07:53,541 --> 00:07:55,208
‫این واست درس عبرت باشه

79
00:07:55,666 --> 00:07:56,666
‫ها؟

80
00:07:57,208 --> 00:08:00,375
‫وقتی مرد باشی،
‫نه پشت مقامت قایم می‌شی

81
00:08:00,541 --> 00:08:01,958
‫نه زیر میز.

82
00:08:04,708 --> 00:08:05,791
‫معرفی می‌کنم

83
00:08:05,958 --> 00:08:08,458
‫نوه‌ام، ماکسیمیلین.

84
00:08:09,208 --> 00:08:10,541
‫خوشوقتم، ماکسیمیلین.

85
00:08:10,708 --> 00:08:14,541
‫ماکسیمیلین، معرفی می‌کنم ناخدا دانتس.

86
00:08:14,708 --> 00:08:15,875
‫سلام، ناخدا.

87
00:08:16,041 --> 00:08:17,333
‫خب، چند سال...

88
00:08:19,125 --> 00:08:20,041
‫ناخدا؟

89
00:08:20,541 --> 00:08:23,333
‫سعی کن لایقش باشی، ادموند.

90
00:08:25,208 --> 00:08:26,500
‫البته، قربان.

91
00:08:27,458 --> 00:08:28,500
‫حتماً.

92
00:08:29,416 --> 00:08:30,583
‫هوم؟

93
00:08:51,958 --> 00:08:52,875
‫خوبه.

94
00:09:00,708 --> 00:09:02,166
‫ادموند!

95
00:09:07,250 --> 00:09:08,916
‫باورم نمیشه.

96
00:09:09,291 --> 00:09:11,541
‫باید یه چیزی... باید یه چیزی بهت بگم.

97
00:09:11,708 --> 00:09:12,875
‫اینکه دوستم داری؟

98
00:09:13,416 --> 00:09:15,125
‫آره... اون. ولی...

99
00:09:15,291 --> 00:09:17,750
‫- نه، "ولی" نداره.
‫- صبر کن.

100
00:09:17,916 --> 00:09:19,375
‫- ولی من...
‫- باز داری شروع می‌کنی.

101
00:09:26,541 --> 00:09:28,916
‫(داری یه ناخدای آینده رو می‌بوسی.)

102
00:09:31,458 --> 00:09:33,000
‫- تو قراره بشی...
‫- آره.

103
00:09:35,958 --> 00:09:38,958
‫- پس می‌تونیم با هم...
‫- آره. می‌تونیم.

104
00:09:51,125 --> 00:09:52,375
‫(دلم برات تنگ شده بود.)

105
00:09:54,125 --> 00:09:56,458
‫(دلم برات تنگ شده بود.)

106
00:10:19,583 --> 00:10:20,708
‫به زودی می‌بینمت.

107
00:10:47,166 --> 00:10:48,166
‫ادموند!

108
00:10:49,083 --> 00:10:51,541
‫- ژولیت. حالت خوبه؟
‫- تو چطوری؟

109
00:10:51,708 --> 00:10:52,708
‫آره.

110
00:10:53,125 --> 00:10:55,708
‫- خوبی؟
‫- این ادمونده، پسر لویی.

111
00:10:55,875 --> 00:10:57,541
‫- سلام جناب.
‫- سلام.

112
00:10:58,333 --> 00:11:00,625
‫- پدر کجاست؟ باید ببینمش.
‫- تو خونه‌ست.

113
00:11:01,750 --> 00:11:02,750
‫بعداً می‌بینمت.

114
00:11:12,916 --> 00:11:13,833
‫می‌تونی لبخند بزنی،

115
00:11:14,000 --> 00:11:15,916
‫خبر خوبیه.

116
00:11:17,041 --> 00:11:19,000
‫قیافه‌ات یه جوریه.

117
00:11:19,166 --> 00:11:20,958
‫از خوشحالیه.

118
00:11:22,750 --> 00:11:24,416
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

119
00:11:26,958 --> 00:11:27,833
‫ناخدا.

120
00:11:28,625 --> 00:11:29,625
‫ناخدا.

121
00:11:31,166 --> 00:11:33,458
‫به آقا و خانم دو مورسف خبر دادی؟

122
00:11:33,625 --> 00:11:36,458
‫هنوز نه. می‌خواستم اول به تو بگم.

123
00:11:38,875 --> 00:11:40,291
‫همه چیز قراره تغییر کنه، پدر.

124
00:11:40,958 --> 00:11:42,458
‫باید بهشون خبر بدیم.

125
00:11:43,625 --> 00:11:46,750
‫- همه اینا به خاطر اوناست.
‫- و به خاطر خودت هم هست.

126
00:11:48,041 --> 00:11:50,583
‫من که نتونستم خرج تحصیل دریانوردیت رو بدم.

127
00:11:53,125 --> 00:11:54,416
‫برو پسرم.

128
00:11:55,416 --> 00:11:57,125
‫برو عرض ادبی کن.

129
00:12:11,708 --> 00:12:14,208
‫خب، به سلامتی! جام رو بلند می‌کنم

130
00:12:14,375 --> 00:12:16,041
‫به یاد مادرت، ادموند.

131
00:12:16,583 --> 00:12:17,916
‫چون دلمون براش تنگ شده

132
00:12:18,875 --> 00:12:20,000
‫و چون جوون‌ترین ناخدای مارسی رو

133
00:12:20,166 --> 00:12:22,125
‫به دنیا آورد.

134
00:12:22,291 --> 00:12:25,333
‫- آفرین!
‫- براش دست بزنید، خجالت می‌کشه.

135
00:12:28,125 --> 00:12:29,125
‫آهان، عالیه.

136
00:12:29,625 --> 00:12:31,416
‫اما مهم‌تر از همه،

137
00:12:31,583 --> 00:12:33,333
‫چون ماتیلد دانتس

138
00:12:33,500 --> 00:12:36,791
‫پرستار یکی از آینده‌دارترین و
‫شجاع‌ترین اشراف‌زادگان فرانسه بود،

139
00:12:36,958 --> 00:12:39,375
‫یکی از زیباترین

140
00:12:39,541 --> 00:12:41,541
‫افسرهای اروپا هم بود،

141
00:12:42,125 --> 00:12:45,541
‫یعنی فرناند دو مورسرف؛

142
00:12:45,708 --> 00:12:47,500
‫اینو گفتم که خدمتتون برسم!

143
00:12:47,666 --> 00:12:50,625
‫لویی، بیا شرابی بنوشیم.
‫موقعیت خوبیه.

144
00:12:51,416 --> 00:12:52,541
‫ممنون سرورم.

145
00:12:53,083 --> 00:12:54,458
‫باشه بعداً.

146
00:12:56,000 --> 00:12:59,208
‫می‌تونی مرسدس رو دعوا کنی.
‫دیگه به حرف من گوش نمی‌ده.

147
00:12:59,375 --> 00:13:02,583
‫می‌بینی، حتی به عروسیش هم دیر می‌رسه.

148
00:13:02,750 --> 00:13:04,000
‫- آه، بالاخره!
‫- آه.

149
00:13:04,166 --> 00:13:05,250
‫عذر می‌خوام دیر کردم،

150
00:13:05,416 --> 00:13:07,333
‫عمه جان. سلام عمو.

151
00:13:07,500 --> 00:13:08,333
‫هوراس دو بالیوس

152
00:13:08,500 --> 00:13:11,458
‫سر خود شده بود.
‫نزدیک بود کتکش بزنم.

153
00:13:11,625 --> 00:13:13,083
‫آخه مرسدس.

154
00:13:13,250 --> 00:13:14,666
‫آقا کی هستن؟

155
00:13:14,833 --> 00:13:17,125
‫یه نجیب‌زاده‌ست.
‫از خانواده اصیلیه.

156
00:13:17,291 --> 00:13:19,875
‫- سلام دخترعمو.
‫- سلام پسرعمو.

157
00:13:22,333 --> 00:13:23,166
‫ادموند.

158
00:13:23,750 --> 00:13:24,750
‫مرسدس.

159
00:13:24,916 --> 00:13:29,291
‫آماده‌ای جشن بگیری؟
‫ادموند یه خبر بزرگ داره.

160
00:13:29,958 --> 00:13:30,750
‫آره، آره.

161
00:13:33,708 --> 00:13:36,416
‫بله، قراره ناخدا بشم.

162
00:13:36,791 --> 00:13:38,875
‫ناخدای کشتی فرعون. رسمی شده.

163
00:13:40,458 --> 00:13:41,625
‫- راسته؟
‫- هوم.

164
00:13:42,416 --> 00:13:44,708
‫- تبریک میگم.
‫- به سلامتی ناخدا!

165
00:14:04,416 --> 00:14:07,333
‫- گرفتمش!
‫- آه! به سلامتیت!

166
00:14:08,041 --> 00:14:11,541
‫- برات خوشحالم.
‫- منم همینطور. خوشحالم

167
00:14:11,708 --> 00:14:14,583
‫- برای خودم. به سلامتی شما.
‫- یه یونیفرم جدید می‌گیری؟

168
00:14:16,166 --> 00:14:17,166
‫و یه حقوق جدید.

169
00:14:17,333 --> 00:14:19,041
‫می‌تونه از زندگیش لذت ببره،

170
00:14:19,208 --> 00:14:20,750
‫یه دل سیر خوش بگذرونه.

171
00:14:20,916 --> 00:14:22,000
‫بهش توضیح می‌دیم.

172
00:14:22,541 --> 00:14:24,708
‫مهم‌تر از همه می‌تونم ازدواج کنم.

173
00:14:27,041 --> 00:14:27,958
‫چی؟

174
00:14:28,666 --> 00:14:29,833
‫تو شاهد عروسیم میشی.

175
00:14:30,000 --> 00:14:31,708
‫- روش حساب نکن!
‫- چرا که نه!

176
00:14:31,875 --> 00:14:35,125
‫شاهد یه فاجعه باشم!
‫مرسدس، یه چیزی بگو.

177
00:14:36,041 --> 00:14:40,416
‫- سعی کردم، ولی عاشق شده، دیوونه.
‫- آه، کاملاً دیوونه.

178
00:14:40,583 --> 00:14:44,500
‫اون چی؟ خبر داره؟
‫یعنی، راضیه؟

179
00:14:44,958 --> 00:14:46,333
‫آره. از حرفایی که بهم زده،

180
00:14:46,500 --> 00:14:47,791
‫- آره، آره.
‫- می‌دونم.

181
00:14:49,291 --> 00:14:50,291
‫ژولیته.

182
00:14:50,791 --> 00:14:53,375
‫- کی؟
‫- اون دختر رختشور با نگاه شیطون.

183
00:14:53,541 --> 00:14:56,666
‫نه! نه، اون ژولیت نیست.

184
00:14:57,333 --> 00:15:00,416
‫نه، اون یه زن واقعیه،

185
00:15:01,083 --> 00:15:02,083
‫خیلی زیبا.

186
00:15:02,583 --> 00:15:03,958
‫نه فقط زیبا.

187
00:15:04,625 --> 00:15:05,625
‫هوم.

188
00:15:06,041 --> 00:15:09,208
‫- مرموز و افسونگر.
‫- آره! نه، نه،

189
00:15:09,375 --> 00:15:11,166
‫- چرا، آره.
‫- ولی کیه؟

190
00:15:15,958 --> 00:15:17,375
‫دخترعموته.

191
00:15:18,875 --> 00:15:21,375
‫مرسدس هررا د مورسف.

192
00:15:22,291 --> 00:15:23,291
‫تو؟

193
00:15:23,791 --> 00:15:25,375
‫- آره.
‫- داریم ازدواج می‌کنیم.

194
00:15:25,541 --> 00:15:27,583
‫شما دیوونه شدین.

195
00:15:28,083 --> 00:15:29,583
‫مادرت محاله قبول کنه.

196
00:15:29,750 --> 00:15:32,750
‫فکر می‌کنی مامان می‌تونه چیزی
‫رو من بخوام، ازم دریغ کنه؟

197
00:15:33,250 --> 00:15:36,875
‫بعدشم تو راضیش می‌کنی.
‫همیشه برادرزاده مورد علاقه‌ش بودی.

198
00:17:22,541 --> 00:17:23,791
‫آمین!

199
00:17:30,000 --> 00:17:31,000
‫به حکم دادستان پادشاه

200
00:17:31,375 --> 00:17:32,583
‫به امضای آقای ویلفور

201
00:17:32,750 --> 00:17:33,958
‫بنده در اینجا،

202
00:17:34,125 --> 00:17:36,791
‫دستور بازداشت آقای ادموند دانتس را دارم.

203
00:17:40,000 --> 00:17:40,791
‫همراه ما بیاین.

204
00:17:40,958 --> 00:17:42,000
‫چه خبر شده؟

205
00:17:42,166 --> 00:17:44,750
‫- نه، ولش کنید.
‫- برای ادای پاره‌ای توضیحات.

206
00:17:44,916 --> 00:17:46,625
‫- بیاین.
‫- ولم کنید.

207
00:17:47,083 --> 00:17:48,916
‫- صبر کنید.
‫- فرناند، یه کاری بکن!

208
00:17:49,083 --> 00:17:51,458
‫- چی شده؟ پسر من کاری نکرده.

209
00:17:51,625 --> 00:17:53,833
‫حتماً یه سوءتفاهمی پیش اومده.

210
00:17:54,000 --> 00:17:56,041
‫کجا می‌برینش؟
‫من همراهش میام.

211
00:17:56,208 --> 00:17:58,750
‫- باید تنها ببریمش، آقا.
‫- ستوان.

212
00:17:58,916 --> 00:18:00,541
‫ستوان فرناند د مورسف.

213
00:18:00,958 --> 00:18:03,125
‫به دوستاتون بگید
‫بذارن رد شیم.

214
00:18:03,291 --> 00:18:04,791
‫دستور سلطنتیه.

215
00:18:06,291 --> 00:18:07,333
‫من حلش می‌کنم.

216
00:18:07,500 --> 00:18:10,333
‫- لطفاً همراه ما بیاین، حالا.
‫- ادموند!

217
00:18:11,458 --> 00:18:13,333
‫برمی‌گردم، عشقم.

218
00:18:51,500 --> 00:18:53,666
‫ادموند دانتس، جناب دادستان.

219
00:18:53,833 --> 00:18:54,958
‫تنهامون بذارید.

220
00:19:03,833 --> 00:19:07,333
‫همیشه به دریانوردانی مثل شما
‫احترام گذاشتم، آقای دانتس.

221
00:19:07,875 --> 00:19:09,625
‫من فقط از دریا می‌ترسم.

222
00:19:10,500 --> 00:19:13,458
‫درسته، این پرتگاه بی‌انتها.

223
00:19:15,666 --> 00:19:17,500
‫این آب‌های سیاه.

224
00:19:19,166 --> 00:19:23,125
‫انگار همیشه یه هیولا آماده‌ست
‫که بیاد بیرون و شما رو ببلعه.

225
00:19:25,416 --> 00:19:29,666
‫به چه جرمی دستگیر شدم؟
‫چرا سر عروسیم دستگیرم کردین؟

226
00:19:29,833 --> 00:19:33,083
‫شما دشمنی دارین،
‫آقای دانتس؟

227
00:19:34,791 --> 00:19:36,166
‫یه... یه دشمن؟

228
00:19:36,958 --> 00:19:38,041
‫یا یه حسود.

229
00:19:39,208 --> 00:19:43,458
‫تازه ناخدا شدین،
‫دارین با یه دختر خوب ازدواج می‌کنین...

230
00:19:44,291 --> 00:19:46,791
‫ممکنه حسودهایی داشته باشین.

231
00:19:47,166 --> 00:19:49,416
‫نمی‌دونم، نه.

232
00:19:49,583 --> 00:19:52,625
‫اخیراً با یکی از خدمه
‫یه اختلافی داشتم،

233
00:19:52,791 --> 00:19:54,500
‫ولی به چه چیزی می‌تونه متهمم کنه؟

234
00:19:56,000 --> 00:19:57,166
‫نمی‌دونم.

235
00:19:59,833 --> 00:20:01,875
‫مثلاً به جاسوسی برای ناپلئون.

236
00:20:02,333 --> 00:20:03,333
‫ببخشید؟

237
00:20:04,500 --> 00:20:06,416
‫ولی... این اصلاً معنی نداره.

238
00:20:11,958 --> 00:20:15,125
‫ما این انجیل رو
‫توی کابین شما پیدا کردیم.

239
00:20:16,333 --> 00:20:18,000
‫این انجیل شماست؟

240
00:20:18,541 --> 00:20:20,541
‫اسمتون روش نوشته شده.

241
00:20:21,833 --> 00:20:24,875
‫خب، هنوز که جرم نیست.

242
00:20:25,250 --> 00:20:26,458
‫درسته.

243
00:20:27,250 --> 00:20:31,833
‫ولی ما همچنین داخلش
‫یه دستور مأموریت پیدا کردیم

244
00:20:32,458 --> 00:20:35,083
‫که با دست خود ناپلئون امضا شده.

245
00:20:35,708 --> 00:20:37,416
‫و این دیگه جرمه.

246
00:20:37,958 --> 00:20:38,958
‫صبر کنید.

247
00:20:39,791 --> 00:20:42,750
‫نه، اولین باره که
‫این نامه رو می‌بینم.

248
00:20:43,708 --> 00:20:46,541
‫اگه دشمنی ندارین، پس کی
‫می‌تونسته اونو اونجا بذاره؟

249
00:20:49,375 --> 00:20:53,041
‫نزدیک کیپ کورس،
‫یه زن جوون رو از غرق شدن نجات دادم.

250
00:20:53,625 --> 00:20:55,833
‫توی کابینتون ازتون تشکر کرد؟

251
00:20:56,000 --> 00:20:56,833
‫نه.

252
00:20:57,000 --> 00:21:00,000
‫دانگلار اونو جای دیگه زندانی کرد.
‫توی مارسی بیرون اومد.

253
00:21:00,875 --> 00:21:02,458
‫می‌تونید بررسی کنید.

254
00:21:02,833 --> 00:21:06,666
‫از افسر دوم گاسپار کادروس
‫بپرسید.

255
00:21:07,166 --> 00:21:09,083
‫- کادروس؟
‫- بله.

256
00:21:09,916 --> 00:21:11,125
‫درباره‌ش چی می‌دونید؟

257
00:21:11,541 --> 00:21:12,541
‫هیچی.

258
00:21:13,083 --> 00:21:14,250
‫آقای دانتس.

259
00:21:14,958 --> 00:21:17,208
‫من ده‌ها توطئه‌گر رو
‫بازجویی کردم

260
00:21:17,375 --> 00:21:19,333
‫و فکر می‌کنم شما یکی از اونا نیستید.

261
00:21:20,083 --> 00:21:22,833
‫من مشتاقم که به یه دوست
‫از خانواده‌ی مورسف کمک کنم.

262
00:21:23,416 --> 00:21:25,291
‫ولی باید به من کمک کنید.

263
00:21:25,666 --> 00:21:27,916
‫قسم می‌خورم که چیزی درباره‌ش نمی‌دونم.

264
00:21:31,875 --> 00:21:33,541
‫بهم گفت اسمش آنژله.

265
00:21:34,541 --> 00:21:35,666
‫همین.

266
00:21:43,625 --> 00:21:44,541
‫شما...

267
00:21:44,875 --> 00:21:47,708
‫اسم این زن جوان رو
‫به کسی گفتین؟

268
00:21:48,125 --> 00:21:49,125
‫نه.

269
00:21:51,791 --> 00:21:53,583
‫حتی به این کادروس؟

270
00:21:54,125 --> 00:21:55,125
‫نه.

271
00:21:55,583 --> 00:21:57,625
‫به هیچکس. به شرافتم قسم.

272
00:21:58,708 --> 00:22:02,166
‫خب، می‌دونید، آقای دانتس،
‫من حرفتون رو باور می‌کنم.

273
00:22:03,916 --> 00:22:07,250
‫با این حال مجبورم
‫یه کم دیگه نگهتون دارم،

274
00:22:07,416 --> 00:22:09,708
‫تا وقتی که از بقیه خدمه
‫بازجویی کنم.

275
00:22:10,041 --> 00:22:12,958
‫اگه حرف‌های شما رو تأیید کنن،
‫که شک ندارم می‌کنن،

276
00:22:13,125 --> 00:22:17,291
‫شما رو پیش نامزدتون برمی‌گردونم،
‫که حق داره از من متنفر باشه.

277
00:22:17,458 --> 00:22:19,583
‫روش حساب کن.

278
00:22:23,291 --> 00:22:24,875
‫فرناند میاردش پیشت.

279
00:22:28,708 --> 00:22:30,083
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم، من میرم.

280
00:22:30,875 --> 00:22:32,750
‫کاری از دستت برنمیاد.

281
00:22:34,041 --> 00:22:36,166
‫آزادش نکنن، به نفع توئه.

282
00:22:38,416 --> 00:22:41,208
‫چطور می‌تونی همچین
‫حرفی به زبون بیاری؟

283
00:22:59,791 --> 00:23:03,500
‫ژرار، هر چی که درباره دانتس بهت گفتن،
‫من ضمانتش رو می‌کنم.

284
00:23:06,583 --> 00:23:08,750
‫آقایون، یه لحظه ما رو تنها بذارید.

285
00:23:19,458 --> 00:23:21,666
‫فرناند، برای دوستت متأسفم.

286
00:23:22,458 --> 00:23:23,750
‫می‌دونم چقدر بهم نزدیک بودید.

287
00:23:25,083 --> 00:23:26,833
‫ولی همه چیز رو نمی‌دونی.

288
00:23:28,625 --> 00:23:32,000
‫تو وسایلش یه دستور از
‫طرف امپراتور پیدا کردیم.

289
00:23:32,750 --> 00:23:35,791
‫و خدمه‌اش میگن
‫که از طرفدارای اونه.

290
00:23:37,416 --> 00:23:40,333
‫فکر کنم می‌فهمی
‫این اتهامات چقدر سنگینه.

291
00:23:42,583 --> 00:23:44,375
‫قبل از اینکه با مرسدس ازدواج کنه
‫دستگیرش کردیم

292
00:23:44,541 --> 00:23:46,791
‫و قبل از اینکه کار از کار بگذره،

293
00:23:47,458 --> 00:23:49,833
‫ولی اگه حاضری ضمانتش رو بکنی،

294
00:23:50,541 --> 00:23:53,125
‫اگه فکر می‌کنی
‫این دو نفر دروغ میگن...

295
00:23:55,000 --> 00:23:56,916
‫اگه حاضری این ریسک رو بکنی،

296
00:23:57,500 --> 00:23:58,875
‫من آزادش می‌کنم.

297
00:24:04,000 --> 00:24:05,458
‫فقط کافیه یه کلمه بگی.

298
00:24:10,375 --> 00:24:11,375
‫نه.

299
00:24:15,708 --> 00:24:16,708
‫نه؟

300
00:24:22,125 --> 00:24:23,583
‫اون لایق نیست...

301
00:24:27,541 --> 00:24:29,083
‫لایق چی نیست؟

302
00:24:33,166 --> 00:24:35,458
‫که اسم خانوادۀ ما روش بیاد.

303
00:24:45,333 --> 00:24:47,208
‫اگه دانتس به ما خیانت کرده،

304
00:24:48,833 --> 00:24:50,541
‫باید سرنوشت خائن‌ها رو داشته باشه.

305
00:24:51,666 --> 00:24:53,375
‫می‌تونم کاری کنم...

306
00:24:54,291 --> 00:24:57,666
‫که هیچ دادگاهی
‫به آبروی خاندان مورسف لطمه نزنه.

307
00:25:00,875 --> 00:25:03,041
‫به شهادت تو
‫نیاز خواهم داشت.

308
00:25:16,458 --> 00:25:18,000
‫می‌فهمی داره چه اتفاقی میافته؟

309
00:25:20,875 --> 00:25:22,458
‫پس خفه خون می‌گیری.

310
00:25:31,875 --> 00:25:35,750
‫- آقای دانتس؟
‫- تونستید با جناب دادستان صحبت کنید؟

311
00:25:35,916 --> 00:25:37,541
‫بله، قربان.

312
00:25:41,000 --> 00:25:43,125
‫امروز روزیه که هیچوقت فراموش نمی‌کنم.

313
00:25:45,625 --> 00:25:47,250
‫منو خونه نمی‌برید؟

314
00:25:47,791 --> 00:25:49,041
‫نه، راستش.

315
00:25:49,625 --> 00:25:50,458
‫بریم.

316
00:25:52,333 --> 00:25:55,083
‫چی کار دارید می‌کنید؟
‫چه خبره؟

317
00:25:55,250 --> 00:25:56,083
‫ولم کنید.

318
00:25:56,250 --> 00:25:58,875
‫دادستان رو صدا کنید.
‫من با دادستان حرف زدم!

319
00:25:59,041 --> 00:26:01,125
‫صداش کنید. صداش کنید!

320
00:26:01,291 --> 00:26:04,833
‫من بی‌گناهم! من کاری نکردم!
‫ولم کنید.

321
00:26:16,083 --> 00:26:18,375
‫هیس، هیس، هیس.

322
00:26:20,708 --> 00:26:23,291
‫اگه مجرم بودی، دارت می‌زدیم.
‫داریم می‌بریمت،

323
00:26:23,458 --> 00:26:26,250
‫چون تو چیزهایی می‌دونی
‫که ما گوش شنیدنش رو نداریم.

324
00:26:29,750 --> 00:26:30,708
‫بریم.

325
00:26:43,750 --> 00:26:44,750
‫وایسید.

326
00:26:45,583 --> 00:26:46,916
‫وایسید!

327
00:26:55,208 --> 00:26:56,541
‫ولم کنید!

328
00:27:11,625 --> 00:27:12,833
‫کجاست؟

329
00:27:13,250 --> 00:27:14,750
‫کاری از دستم برنیومد.

330
00:27:17,583 --> 00:27:18,583
‫مرسدس.

331
00:27:19,375 --> 00:27:20,375
‫ولم کن.

332
00:27:21,708 --> 00:27:23,333
‫فایده‌ای نداره.

333
00:27:24,333 --> 00:27:25,833
‫- مرسدس...
‫- بس کن.

334
00:27:26,000 --> 00:27:27,125
‫خواهش می‌کنم.

335
00:27:55,541 --> 00:27:57,375
‫چی شده، ویکتوریا؟

336
00:27:58,541 --> 00:28:01,833
‫- از دیدنم خوشحال نیستی؟
‫- خواهرت اینجاست.

337
00:28:13,500 --> 00:28:15,541
‫مادمازل دو ویلفور.

338
00:28:16,500 --> 00:28:18,625
‫کارهای پنهونی بهت میاد.

339
00:28:19,708 --> 00:28:22,375
‫متأسفم که نمی‌تونم
‫همین تعریف رو از تو بکنم.

340
00:28:24,000 --> 00:28:26,583
‫کنیاک؟
‫ببخشید، دیگه آب دریا ندارم.

341
00:28:29,208 --> 00:28:32,125
‫آره خب، شغل من اینه که همه چیز رو بدونم.

342
00:28:33,583 --> 00:28:35,750
‫پس می‌دونی
‫که دانتس بی‌گناهه.

343
00:28:35,916 --> 00:28:37,625
‫بی‌گناه... آره.

344
00:28:39,250 --> 00:28:40,750
‫کی واقعاً بی‌گناهه؟

345
00:28:41,041 --> 00:28:44,041
‫اون کاری نکرده.
‫چرا دستگیرش کردی؟

346
00:28:44,625 --> 00:28:46,666
‫برای نجات جون تو.

347
00:28:46,833 --> 00:28:48,041
‫جون من یا آبروی خودت؟

348
00:28:50,250 --> 00:28:52,458
‫ما جفتمون سیاست‌مداریم.

349
00:28:53,125 --> 00:28:55,333
‫تو سیاست،
‫آدم رو از بین نمی‌برن،

350
00:28:55,500 --> 00:28:57,083
‫مانع رو از سر راه برمی‌دارن.

351
00:28:57,250 --> 00:29:00,208
‫می‌دونستم که کارت رو
‫با بی‌رحمی انجام میدی،

352
00:29:00,375 --> 00:29:02,958
‫ولی امیدوار بودم
‫با صداقت این کار رو بکنی.

353
00:29:03,125 --> 00:29:06,291
‫چرا به جای اون
‫خودت رو لو نمیدی؟

354
00:29:07,125 --> 00:29:08,916
‫ولی من این کار رو می‌کنم، ژرار.

355
00:29:09,500 --> 00:29:11,458
‫اگه قبول نکنی نجاتش بدی،
‫این کار رو می‌کنم.

356
00:29:12,291 --> 00:29:14,708
‫ولی ترجیح میدی
‫کسی از وجود من خبردار نشه،

357
00:29:15,375 --> 00:29:16,625
‫وجود ویکتوریا،

358
00:29:17,083 --> 00:29:18,291
‫معشوقه‌ات،

359
00:29:18,541 --> 00:29:20,208
‫و بچه‌ای که تو راه دارید.

360
00:29:30,458 --> 00:29:31,833
‫همونطور که فکر می‌کردم.

361
00:29:49,893 --> 00:29:54,561
‫زندان قلعه ایف
‫چهار سال بعد

362
00:30:04,000 --> 00:30:05,083
‫زنده‌ای؟

363
00:30:06,583 --> 00:30:07,750
‫زنده‌ام.

364
00:30:20,333 --> 00:30:22,666
‫زنده‌ای؟

365
00:30:23,708 --> 00:30:24,708
‫زنده‌ام!

366
00:30:33,291 --> 00:30:34,291
‫زنده‌ای؟

367
00:30:35,625 --> 00:30:36,625
‫زنده‌ام.

368
00:31:58,958 --> 00:32:01,875
‫از کنار برو...
‫از کنار ساحل برو...

369
00:32:02,041 --> 00:32:05,208
‫کی راه رو می‌شناسه...
‫کی دقیقاً می‌دونه...

370
00:33:00,333 --> 00:33:03,250
‫کسی اونجاست؟ کسی اونجاست؟

371
00:33:10,583 --> 00:33:13,250
‫یه نفر اونجاست. یه نفر اونجاست.

372
00:33:16,125 --> 00:33:17,125
‫کسی اونجاست؟

373
00:33:18,416 --> 00:33:20,625
‫یه نفر اونجاست. یه نفر اونجاست.

374
00:33:24,208 --> 00:33:25,333
‫یه نفر اونجاست.

375
00:33:37,666 --> 00:33:38,625
‫تو کی هستی؟

376
00:33:39,416 --> 00:33:42,250
‫اِه، من... دانتس، ادموند دانتس.

377
00:33:43,291 --> 00:33:44,750
‫چند سالته؟

378
00:33:45,916 --> 00:33:48,708
‫- صدات مثل یه جوون می‌مونه.
‫- من...

379
00:33:51,916 --> 00:33:53,500
‫دیگه یادم نیست.

380
00:33:53,666 --> 00:33:57,208
‫وقتی منو انداختن اینجا...
‫بیست و دو سالم بود.

381
00:33:58,208 --> 00:34:00,541
‫شونزدهم ماه مه ۱۸۱۵.

382
00:34:01,791 --> 00:34:03,541
‫چهار سال پیش بوده.

383
00:34:06,250 --> 00:34:07,958
‫بیست و شش سالته.

384
00:34:09,833 --> 00:34:11,625
‫چهار سال؟

385
00:34:14,541 --> 00:34:15,541
‫و...

386
00:34:16,916 --> 00:34:19,250
‫و شما، شما کی هستین؟

387
00:34:21,291 --> 00:34:22,541
‫یه زندانی.

388
00:34:24,375 --> 00:34:25,333
‫مثل تو.

389
00:34:26,166 --> 00:34:27,625
‫چند وقته اینجایی؟

390
00:34:28,833 --> 00:34:29,708
‫هیس!

391
00:34:29,875 --> 00:34:30,791
‫چی شده؟

392
00:34:30,958 --> 00:34:32,375
‫- دارن میان.
‫- صبر کنین.

393
00:34:32,541 --> 00:34:33,416
‫تنهام نذارین.

394
00:34:34,083 --> 00:34:36,750
‫شما کی هستین؟
‫حداقل اسمتون رو بگین.

395
00:34:37,708 --> 00:34:39,125
‫اسمتون رو!

396
00:34:45,125 --> 00:34:47,083
‫سی و چهار! زنده‌ای؟

397
00:34:49,333 --> 00:34:50,166
‫زنده‌ام.

398
00:37:05,666 --> 00:37:07,208
‫منتظرت بودم.

399
00:37:15,041 --> 00:37:17,708
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫می‌تونی از اینجا بری بیرون؟

400
00:37:17,875 --> 00:37:19,750
‫تو شش سال سی متر کندم.

401
00:37:20,375 --> 00:37:23,041
‫برای دور زدن سلول تو
‫و رسیدن به بیرون،

402
00:37:24,041 --> 00:37:26,375
‫باید دو برابر بیشتر
‫وقت صرف کنیم.

403
00:37:27,375 --> 00:37:28,250
‫دوازده سال؟

404
00:37:28,625 --> 00:37:32,416
‫شاید یه کم کمتر،
‫حالا که دو نفریم.

405
00:37:34,041 --> 00:37:36,875
‫چیه؟ برنامه‌ی دیگه‌ای داری؟

406
00:37:40,416 --> 00:37:41,416
‫نه.

407
00:37:42,625 --> 00:37:46,083
‫بگذارید خودم را معرفی کنم.
‫کشیش فاریا هستم.

408
00:37:49,750 --> 00:37:51,083
‫ادموند دانتس.

409
00:38:16,000 --> 00:38:18,166
‫هیچوقت این نامه رو ندیده بودی؟

410
00:38:19,333 --> 00:38:21,208
‫نه، هیچوقت.

411
00:38:25,833 --> 00:38:29,291
‫تو چی؟
‫می‌دونی چرا اینجایی؟

412
00:38:31,500 --> 00:38:33,375
‫آره.

413
00:38:36,916 --> 00:38:40,083
‫می‌خواستن تو رو ساکت کنن.
‫من رو می‌خواستن به حرف بیارن.

414
00:38:43,083 --> 00:38:46,458
‫(به ایتالیایی حرف می‌زنه.)

415
00:38:49,166 --> 00:38:51,708
‫من آدم‌هایی که بهشون اعتماد
‫می‌کنم رو، خودم انتخاب می‌کنم.

416
00:38:52,291 --> 00:38:53,916
‫ایتالیایی بلد نیستی؟

417
00:38:56,083 --> 00:39:00,333
‫- نه.
‫- انگلیسی، عربی، لاتین، یونانی چی؟

418
00:39:01,750 --> 00:39:03,416
‫من فقط دریا رو می‌شناسم.

419
00:39:05,500 --> 00:39:07,458
‫اگه بخوای، بهت یاد می‌دم.

420
00:39:09,000 --> 00:39:11,750
‫با صبر و اراده، توی...

421
00:39:13,708 --> 00:39:15,791
‫شش یا هفت سال،
‫همه چیزی که من می‌دونم رو یاد می‌گیری.

422
00:39:18,708 --> 00:39:20,958
‫تاریخ، فلسفه،

423
00:39:21,416 --> 00:39:22,708
‫ریاضیات.

424
00:39:23,125 --> 00:39:24,583
‫اینا...

425
00:39:24,750 --> 00:39:26,291
‫اینا سلاح‌هایی هستن

426
00:39:27,416 --> 00:39:30,083
‫که به همون اندازه بهت آزادی عمل میدن.

427
00:39:32,416 --> 00:39:33,416
‫هوم.

428
00:40:35,125 --> 00:40:37,375
‫اگه تونستیم از اینجا بریم بیرون

429
00:40:37,916 --> 00:40:39,333
‫اولین کاری که میکنی چیه؟

430
00:40:42,541 --> 00:40:44,333
‫می‌رم پیش مرسدس.

431
00:40:46,750 --> 00:40:49,208
‫اگه منتظرت نمونده باشه
‫چیکار می‌کنی؟

432
00:40:52,333 --> 00:40:54,208
‫اون وقت دیگه هیچی برام نمی‌مونه.

433
00:40:54,958 --> 00:40:57,500
‫میخوام یه داستانی برات تعریف کنم، ادموند.

434
00:41:00,500 --> 00:41:02,041
‫هفتصد سال پیش،

435
00:41:02,458 --> 00:41:05,041
‫توی اورشلیم، زمانِ اولین جنگ صلیبی،

436
00:41:06,750 --> 00:41:07,750
‫شوالیه‌هایی که

437
00:41:07,916 --> 00:41:11,458
‫مسئول محافظت از مقبره مسیح
‫بودن، فرقه معبد رو تشکیل دادن.

438
00:41:12,708 --> 00:41:13,750
‫روز اول،

439
00:41:13,916 --> 00:41:17,541
‫فقط چند نفر بودن، ولی ایمان راسخی داشتن.

440
00:41:19,416 --> 00:41:21,458
‫به خاطر پیروزی‌هاشون،

441
00:41:22,166 --> 00:41:24,666
‫فرقه ثروتی جمع کرد...

442
00:41:26,500 --> 00:41:28,000
‫ثروت هنگفت.

443
00:41:28,166 --> 00:41:31,333
‫هنـ... هنگفت.

444
00:41:33,416 --> 00:41:36,875
‫دارم از بزرگترین گنجی که زمین
‫تا حالا به خودش دیده حرف می‌زنم.

445
00:41:38,416 --> 00:41:39,125
‫و...

446
00:41:41,000 --> 00:41:42,375
‫با گذشت زمان،

447
00:41:43,625 --> 00:41:46,166
‫قدرت و ثروتشون، یه سری حسود رو جذب کرد.

448
00:41:47,416 --> 00:41:51,875
‫و جمعه سیزدهم اکتبر ۱۳۰۷،
‫پادشاه فرانسه، فیلیپ لو بل،

449
00:41:52,041 --> 00:41:54,000
‫دستور دستگیریشون رو داد

450
00:41:54,166 --> 00:41:55,875
‫و اموالشون رو مصادره کرد.

451
00:41:57,833 --> 00:42:00,375
‫ولی هیچکس هرگز گنج رو پیدا نکرد.

452
00:42:04,583 --> 00:42:05,708
‫می‌دونی...

453
00:42:07,708 --> 00:42:11,291
‫این شوالیه‌ها با این ثروت عظیم چیکار کردن؟

454
00:42:12,583 --> 00:42:14,458
‫- نه.
‫- هیچی!

455
00:42:16,041 --> 00:42:18,208
‫ادموند، هیچی.

456
00:42:18,958 --> 00:42:20,750
‫اونقدر سرگرم انتقام بودن،

457
00:42:22,208 --> 00:42:25,375
‫مشغول مجازات کسایی
‫که بهشون خیانت کرده بودن،

458
00:42:25,916 --> 00:42:28,041
‫که یکی یکی مُردن.

459
00:42:30,708 --> 00:42:32,250
‫البته، تقریباً همشون.

460
00:42:35,083 --> 00:42:36,291
‫آخرین نفرشون

461
00:42:36,958 --> 00:42:38,708
‫کاردینال اسپادا بود.

462
00:42:40,333 --> 00:42:45,083
‫آخر عمرش، وقتی توی جزیره
‫مونت کریستو پناه گرفته بود،

463
00:42:46,500 --> 00:42:49,541
‫وقت کرد یه شوالیه آخر تربیت کنه.

464
00:42:51,375 --> 00:42:53,291
‫اسم این مرد جوان...

465
00:42:53,916 --> 00:42:55,583
‫جوزپه فاریا بود.

466
00:42:59,541 --> 00:43:02,500
‫(من آخرین بازمانده‌ام، ادموند.)

467
00:43:03,458 --> 00:43:05,208
‫و می‌دونم

468
00:43:05,375 --> 00:43:07,250
‫گنج کجاست.

469
00:43:09,958 --> 00:43:10,875
‫که نصفش

470
00:43:11,041 --> 00:43:13,250
‫امروز به تو می‌رسه.

471
00:43:14,708 --> 00:43:17,083
‫ولی با این ثروت چیکار می‌کنی؟

472
00:43:20,833 --> 00:43:22,375
‫کار خوب می‌کنی

473
00:43:24,083 --> 00:43:26,791
‫یا میذاری قلبت پر از نفرت بشه؟

474
00:43:35,346 --> 00:43:39,232
‫زندان شاتو دیف
‫ده سال بعد

475
00:44:18,125 --> 00:44:19,500
‫می‌خوام کیسه رو خالی کنم.

476
00:44:23,083 --> 00:44:24,000
‫ادموند.

477
00:44:25,250 --> 00:44:26,125
‫ها؟

478
00:44:29,208 --> 00:44:30,250
‫شوره.

479
00:44:31,208 --> 00:44:33,166
‫آب، شوره.

480
00:44:34,833 --> 00:44:38,041
‫تقریباً رسیدیم.
‫فقط چند روز دیگه مونده.

481
00:44:38,458 --> 00:44:40,083
‫دانتس می‌خنده.

482
00:44:44,916 --> 00:44:46,791
‫رسیدیم، رسیدیم.

483
00:44:48,500 --> 00:44:49,250
‫الان برمی‌گردم.

484
00:44:54,833 --> 00:44:55,625
‫برید عقب!

485
00:45:05,208 --> 00:45:06,000
‫راهب؟

486
00:45:11,041 --> 00:45:13,250
‫راهب؟ راهب؟

487
00:45:33,666 --> 00:45:34,583
‫بفرما.

488
00:45:34,750 --> 00:45:37,250
‫- ادموند.
‫- نه، نه، حرف نزن.

489
00:45:37,416 --> 00:45:39,333
‫میرم کمک صدا کنم.

490
00:45:39,500 --> 00:45:40,500
‫نه.

491
00:45:40,916 --> 00:45:42,750
‫(به ایتالیایی)
‫دیگه خیلی دیره.

492
00:45:44,833 --> 00:45:46,833
‫غمگین نباش.

493
00:45:49,958 --> 00:45:53,791
‫تو تنها دلخوشی زندگیم بودی.

494
00:45:54,208 --> 00:45:56,666
‫خداوند تو رو به من داد...

495
00:45:57,625 --> 00:45:59,750
‫یه کم دیر، ولی به هر حال داد.

496
00:46:01,708 --> 00:46:03,583
‫نفس‌های سخت

497
00:46:04,208 --> 00:46:06,583
‫من دیوونه نیستم، ادموند.

498
00:46:07,541 --> 00:46:08,666
‫می‌دونم.

499
00:46:10,375 --> 00:46:12,166
‫گنج واقعاً وجود داره.

500
00:46:13,791 --> 00:46:15,375
‫تو می‌دونی کجا پیداش کنی.

501
00:46:16,333 --> 00:46:18,666
‫با هم میریم دنبالش!

502
00:46:18,833 --> 00:46:20,083
‫یادت نره.

503
00:46:20,541 --> 00:46:22,625
‫مونت کریستو.

504
00:46:23,541 --> 00:46:25,541
‫مونت کریستو.

505
00:46:27,666 --> 00:46:28,958
‫مونـ...

506
00:46:29,125 --> 00:46:30,000
‫راهب؟

507
00:46:30,791 --> 00:46:31,791
‫راهب.

508
00:46:33,625 --> 00:46:34,625
‫راهب؟

509
00:46:35,958 --> 00:46:37,208
‫تنهام نذار.

510
00:46:38,125 --> 00:46:40,041
‫تنهام نذار. باشه؟

511
00:46:41,333 --> 00:46:42,583
‫تنهام نذار.

512
00:47:02,625 --> 00:47:04,416
‫زنده‌ای؟

513
00:47:04,791 --> 00:47:05,791
‫زنده‌ام!

514
00:47:11,291 --> 00:47:13,166
‫زنده‌ای؟

515
00:47:15,291 --> 00:47:16,375
‫شماره ۱۷؟

516
00:47:18,625 --> 00:47:19,750
‫شماره، ۱۷!

517
00:47:43,500 --> 00:47:44,791
‫راهب؟

518
00:48:11,166 --> 00:48:12,208
‫آه، راهب؟

519
00:48:23,916 --> 00:48:26,750
‫آه! مُرده، کیسه رو بنداز!

520
00:49:26,125 --> 00:49:27,125
‫کدومه؟

521
00:49:27,708 --> 00:49:28,458
‫راهب.

522
00:49:41,875 --> 00:49:42,875
‫زنده‌ای؟

523
00:49:44,000 --> 00:49:45,000
‫زنده‌ام!

524
00:50:04,583 --> 00:50:06,791
‫زنده‌ای؟

525
00:50:14,291 --> 00:50:16,541
‫زنده‌ای؟

526
00:50:44,125 --> 00:50:44,916
‫پاشو.

527
00:50:46,166 --> 00:50:47,125
‫پاشو!

528
00:50:49,250 --> 00:50:50,333
‫گفتم پاشو!

529
00:50:56,000 --> 00:50:56,833
‫هشدار!

530
00:51:00,875 --> 00:51:01,625
‫یک...

531
00:51:01,791 --> 00:51:03,583
‫هشدار!

532
00:51:04,208 --> 00:51:05,208
‫دو...

533
00:51:05,875 --> 00:51:06,708
‫هشدار!

534
00:51:07,333 --> 00:51:08,375
‫و سه!

535
00:54:30,500 --> 00:54:32,708
‫هی! اینجا چیکار می‌کنی؟

536
00:54:32,875 --> 00:54:33,875
‫برو بیرون!

537
00:54:34,541 --> 00:54:37,416
‫اومدم لویی رو ببینم. لویی دانتس رو.

538
00:54:37,833 --> 00:54:39,333
‫لویی رو می‌شناسی؟

539
00:54:40,000 --> 00:54:40,916
‫آره.

540
00:54:41,708 --> 00:54:43,708
‫لویی بیچاره به رحمت خدا رفت.

541
00:54:44,708 --> 00:54:46,333
‫خیلی وقت پیش.

542
00:54:50,458 --> 00:54:52,083
‫نه، امکان نداره.

543
00:54:52,250 --> 00:54:55,125
‫بعد مرگ پسرش، از غصه غذا نخورد تا مُرد.

544
00:54:56,458 --> 00:54:58,000
‫می‌خواست پیش پسرش بره.

545
00:55:03,000 --> 00:55:04,291
‫ولی...

546
00:55:04,458 --> 00:55:06,333
‫ولی پسرش نمرده.

547
00:55:08,083 --> 00:55:09,333
‫متأسفم.

548
00:55:15,958 --> 00:55:17,750
‫تو هم ملوان بودی؟

549
00:55:18,666 --> 00:55:20,416
‫- آره.
‫- هوم.

550
00:55:20,875 --> 00:55:24,458
‫بهت یه چیزی میدم بخوری.
‫ولی بعدش باید بری، فهمیدی؟

551
00:55:30,291 --> 00:55:33,000
‫مرس... مرسدس چی؟

552
00:55:34,000 --> 00:55:35,583
‫فرناند دو مورسف چطور؟

553
00:55:35,750 --> 00:55:38,541
‫حدوداً ۷ یا ۸ ساله که نیومدن اینجا.

554
00:55:38,958 --> 00:55:41,875
‫از وقتی پسرشون به دنیا
‫اومده، پاریس زندگی می‌کنن.

555
00:55:44,708 --> 00:55:46,083
‫خیلی دیر اومدی.

556
00:56:44,208 --> 00:56:46,916
‫از دریای لیگوریا دوری کن

557
00:56:47,083 --> 00:56:49,000
‫و گشت‌های بی‌وقفه‌اش.

558
00:56:49,500 --> 00:56:51,458
‫جهت رو به سمت ساردینیا تنظیم کن.

559
00:56:53,000 --> 00:56:56,583
‫می‌تونی تو سانتا ترزا دی گالورا توقف کنی.

560
00:56:57,458 --> 00:56:59,833
‫جزیره مونت کریستو

561
00:57:00,000 --> 00:57:02,416
‫که در غرب مجمع‌الجزایر توسکانی قرار داره.

562
00:57:22,791 --> 00:57:25,458
‫تو از سمت جنوب پهلو می‌گیری.

563
00:57:25,625 --> 00:57:30,333
‫مطمئنم از زیبایی بی‌نظیر و وحشی دریا،
‫قلبت به لرزه درمیاد.

564
00:57:31,875 --> 00:57:35,750
‫بهت حسودیم میشه که داری
‫برای اولین بار می‌بینیش.

565
00:57:37,000 --> 00:57:38,208
‫اینجاست.

566
00:57:38,666 --> 00:57:39,833
‫همین‌جاست.

567
00:57:41,291 --> 00:57:44,291
‫مقبره خاندان معروف اسپادا.

568
00:57:44,666 --> 00:57:46,166
‫بقیه‌اش، ادموند،

569
00:57:47,458 --> 00:57:48,708
‫داستان توئه.

570
00:57:51,458 --> 00:57:54,541
‫داستان مردی که دنیا رو

571
00:57:55,291 --> 00:57:57,166
‫تو مشتش داره.

572
01:00:20,562 --> 01:00:24,546
‫مارسی
‫یک سال بعد

573
01:00:41,291 --> 01:00:43,083
‫- خواهش می‌کنم، بذار برم.
‫- بس کن.

574
01:00:43,250 --> 01:00:46,166
‫- فردا پولتو میدم.
‫- نه، نه. گاسپار، گمشو بیرون.

575
01:00:46,333 --> 01:00:48,666
‫آقای کادروس از دوستان منه.

576
01:00:59,166 --> 01:01:03,458
‫ادموند دانتس دم مرگ ازم خواست که اینو

577
01:01:03,625 --> 01:01:06,125
‫بین کسایی که براش مهم بودن تقسیم کنم.

578
01:01:08,958 --> 01:01:12,625
‫فکر می‌کرد دانگلار لوش داده.

579
01:01:13,875 --> 01:01:18,166
‫ولی مطمئن بود دو نفر بهش وفادار موندن.

580
01:01:18,583 --> 01:01:19,583
‫بهم گفت:

581
01:01:19,750 --> 01:01:22,375
‫"یکیشون گاسپار کادروسه،

582
01:01:22,916 --> 01:01:26,291
‫و دومی، فرناند دو مورسف."

583
01:01:28,291 --> 01:01:29,541
‫الماستونو نگه دارید.

584
01:01:29,708 --> 01:01:31,916
‫هیچکدوم از ما لایق هیچی نیستیم.

585
01:01:32,666 --> 01:01:34,125
‫صبر کن، پسرم.

586
01:01:34,708 --> 01:01:38,041
‫اگه بگم چی می‌دونم، می‌فهمن کار منه.

587
01:01:38,208 --> 01:01:40,541
‫این آدما ثروتمند و قدرتمندن.

588
01:01:40,958 --> 01:01:42,791
‫نگران نباش،

589
01:01:42,958 --> 01:01:46,041
‫من به راز اعتراف پایبندم.

590
01:01:46,333 --> 01:01:47,583
‫بشین.

591
01:01:56,375 --> 01:01:59,958
‫دانتس درباره دانگلار درست می‌گفت.
‫اون بود که لوش داد.

592
01:02:02,583 --> 01:02:06,541
‫ولی فرناند دو مورسف؟
‫اون دوستش بود.

593
01:02:08,375 --> 01:02:11,125
‫میشه دوست کسی بود که زنشو می‌خوای؟

594
01:02:12,416 --> 01:02:14,250
‫به خاطر عشق به مرسدس،

595
01:02:14,791 --> 01:02:16,416
‫ادموند رو قربانی کرد.

596
01:02:22,833 --> 01:02:25,958
‫زنده می‌مونه.
‫اما برای همه، مُرده به حساب میاد.

597
01:02:29,041 --> 01:02:30,000
‫هوم.

598
01:02:30,166 --> 01:02:33,416
‫تنها کسی که لایق محبت دانتس بود، مورل بود.

599
01:02:34,833 --> 01:02:36,375
‫کشتی‌دار؟

600
01:02:37,250 --> 01:02:39,416
‫خیلی تلاش کرد آزادش کنه.

601
01:02:40,333 --> 01:02:43,291
‫و تقدیر هم خوب جوابشو نداد.

602
01:02:44,166 --> 01:02:46,083
‫بعدِ دستگیری دانتس،

603
01:02:46,250 --> 01:02:48,833
‫مجبور شد دانگلار رو
‫به عنوان ناخدا برگردونه.

604
01:02:49,208 --> 01:02:51,250
‫ولی دانگلار به اونم خیانت کرد.

605
01:02:51,833 --> 01:02:54,208
‫نصف ناوگانشو از بین برد؛

606
01:02:54,375 --> 01:02:57,458
‫به بهونه اینکه دزدای دریایی دزدیدنش.

607
01:02:57,625 --> 01:03:00,875
‫مورل ورشکست شد و مجبور شد شرکتو بفروشه.

608
01:03:01,250 --> 01:03:04,375
‫و حدس بزن کی با یه قیمت ناچیز خریدش؟

609
01:03:04,541 --> 01:03:05,833
‫دانگلار.

610
01:03:06,708 --> 01:03:10,041
‫دو ماه بعدش،
‫کشتی‌ها دوباره پیداشون شد.

611
01:03:10,875 --> 01:03:13,375
‫ولی دادستان ویلفور هیچ کاری نکرد.

612
01:03:14,000 --> 01:03:16,500
‫خب البته اونا یه راز مشترک داشتن.

613
01:03:18,000 --> 01:03:20,708
‫ویکتوریای کوچولو، معشوقه ویلفور،

614
01:03:20,875 --> 01:03:22,458
‫اون تبدیل شده بود به مادام دانگلار.

615
01:03:24,833 --> 01:03:26,500
‫حالا دیگه بارون شده.

616
01:03:27,416 --> 01:03:30,041
‫مورل هم توی فقر و بدبختی مُرد.

617
01:03:33,458 --> 01:03:36,458
‫آقا کادروس، شما تو این قضیه چه دخلی داری؟

618
01:03:37,000 --> 01:03:38,291
‫شما؟

619
01:03:39,541 --> 01:03:41,250
‫من چه کاری از دستم بر میومد

620
01:03:41,958 --> 01:03:44,875
‫در مقابل یه ناخدا،
‫یه کنت و یه دادستان؟

621
01:03:47,333 --> 01:03:51,583
‫اگه شجاع‌تر بودم،
‫حتماً سرنوشتم مثل اون می‌شد.

622
01:03:52,541 --> 01:03:53,541
‫اون؟

623
01:03:54,625 --> 01:03:55,291
‫آنژل.

624
01:03:59,458 --> 01:04:02,208
‫اون رفته بود پیش برادرش
‫تا دانتس رو نجات بده.

625
01:04:02,375 --> 01:04:03,625
‫من از شر دانتس خلاصتون کردم

626
01:04:03,791 --> 01:04:05,875
‫حالا نوبت شماست که از
‫شر این دختره خلاصم کنین.

627
01:04:07,500 --> 01:04:10,166
‫می‌بینی؟ منم رفیق دارم.

628
01:04:14,375 --> 01:04:15,500
‫چه اتفاقی افتاد؟

629
01:04:17,208 --> 01:04:18,708
‫کشتنش؟

630
01:04:19,958 --> 01:04:21,583
‫اگه می‌کشتنش کمتر زجر می‌کشید.

631
01:04:22,458 --> 01:04:24,625
‫دانگلار نقشه‌های دیگه‌ای براش داشت.

632
01:04:25,041 --> 01:04:28,791
‫اونو به برادران مایار فروخت،
‫اربابای بازار تولون.

633
01:04:29,291 --> 01:04:30,833
‫دختره خوشگل بود،

634
01:04:31,125 --> 01:04:32,750
‫پول خوبی گیرش اومد.

635
01:04:34,458 --> 01:04:36,791
‫تو همه چیز رو می‌دونستی و هیچ کاری نکردی.

636
01:04:38,541 --> 01:04:40,083
‫شرمنده‌ام پدر.

637
01:04:42,416 --> 01:04:44,166
‫یه روز برمی‌گردم.

638
01:04:44,333 --> 01:04:46,916
‫و بهت فرصت می‌دم
‫خودتو نجات بدی.

639
01:05:04,333 --> 01:05:07,041
‫دیگه نیومدم که دعا کنم
‫یا دنبالت بگردم،

640
01:05:07,750 --> 01:05:09,666
‫فقط اومدم بهت هشدار بدم:

641
01:05:10,583 --> 01:05:12,708
‫می‌خوام کاری رو بکنم
‫که تو نتونستی انجام بدی.

642
01:05:13,875 --> 01:05:17,541
‫از این به بعد، منم که پاداش
‫می‌دم و مجازات می‌کنم.

643
01:05:46,666 --> 01:05:48,458
‫چیزی می‌خواین؟

644
01:06:24,125 --> 01:06:25,416
‫کی هستی؟

645
01:06:44,125 --> 01:06:45,583
‫سال‌ها پیش،

646
01:06:46,125 --> 01:06:47,250
‫به من گفتی:

647
01:06:48,791 --> 01:06:51,875
‫"شجاعتت رو فراموش نمی‌کنم،
‫ولی اسم منو فراموش کن."

648
01:06:54,291 --> 01:06:58,000
‫خب، من نه اسمت رو فراموش کردم
‫نه شجاعتت رو.

649
01:07:02,250 --> 01:07:04,125
‫دانتس.

650
01:07:09,708 --> 01:07:12,125
‫اومدم دنبالت، آنژل.

651
01:07:15,500 --> 01:07:17,208
‫از من دیگه گذشته.

652
01:07:20,250 --> 01:07:22,166
‫ولی میتونی بچه رو نجات بدی.

653
01:07:24,291 --> 01:07:25,291
‫بچه؟

654
01:07:37,000 --> 01:07:38,916
‫وقتی اومدم اینجا،

655
01:07:40,458 --> 01:07:42,500
‫فقط یه چیز تو سرم بود:

656
01:07:44,583 --> 01:07:46,125
‫انتقام از برادرم.

657
01:07:47,750 --> 01:07:51,708
‫هفته‌ها دنبال یه راه فرار بودم.

658
01:07:54,416 --> 01:07:57,541
‫یه روز فرصتش پیش اومد.
‫فرار کردم.

659
01:07:59,583 --> 01:08:01,000
‫با یکی از مشتری‌ها.

660
01:08:03,333 --> 01:08:04,666
‫یه پارچه‌فروش از پاریس.

661
01:08:07,083 --> 01:08:09,500
‫می‌دونستم که ژرار رو
‫برای اون پست انتخاب کردن.

662
01:08:11,458 --> 01:08:13,750
‫رد ویکتوریا رو زدم،

663
01:08:14,875 --> 01:08:16,250
‫معشوقه‌اش.

664
01:08:17,500 --> 01:08:20,666
‫می‌خواستم داستان رو
‫از جایی که متوقف شده بود ادامه بدم.

665
01:08:24,250 --> 01:08:26,041
‫هوا خیلی سرد بود.

666
01:08:30,625 --> 01:08:32,791
‫اون شب...

667
01:08:32,958 --> 01:08:34,416
‫ژرار باید می‌مرد.

668
01:08:36,250 --> 01:08:38,041
‫هیچی نمی‌تونست جلومو بگیره.

669
01:08:39,791 --> 01:08:42,833
‫هنوز سردی چاقو رو
‫تو دستم حس می‌کنم.

670
01:08:45,083 --> 01:08:47,000
‫ولی اصلاً اونجوری که برنامه ریخته بودم،
‫پیش نرفت.

671
01:08:54,500 --> 01:08:56,291
‫یه صدای جیغ شنیدم.

672
01:08:56,541 --> 01:08:58,291
‫جیغ ویکتوریا.

673
01:08:58,958 --> 01:09:03,166
‫وقتی ژرار اومد تو باغ،
‫یه صندوق دستش بود.

674
01:09:03,750 --> 01:09:05,166
‫دنبالش رفتم.

675
01:09:16,083 --> 01:09:18,708
‫رفتم نزدیک‌تر که...
‫صدای گریۀ بچه

676
01:09:18,875 --> 01:09:21,833
‫صدایِ خفۀ گریۀ یه بچه رو شنیدم.

677
01:09:31,666 --> 01:09:33,375
‫نمی‌تونستم ولش کنم.

678
01:09:34,958 --> 01:09:37,458
‫هنوز خون مادرش
‫روی بدنش بود.

679
01:09:44,750 --> 01:09:46,791
‫بین انتقام و زندگی...

680
01:09:48,916 --> 01:09:50,541
‫زندگی رو انتخاب کردم.

681
01:09:56,250 --> 01:09:58,041
‫باهاش فرار کردم.

682
01:09:59,958 --> 01:10:02,166
‫تو پاریس هیچکس رو نمی‌شناختم.

683
01:10:04,375 --> 01:10:06,791
‫بهمین خاطر برگشتم پیش
‫پارچه‌فروشه.

684
01:10:09,083 --> 01:10:11,833
‫ولی برادرهای مایار
‫پیداش کرده بودن.

685
01:10:13,125 --> 01:10:14,625
‫و منتظر من بودن.

686
01:10:22,833 --> 01:10:23,916
‫آنژل...

687
01:10:27,458 --> 01:10:28,916
‫سر بچه چی اومد؟

688
01:11:01,750 --> 01:11:03,083
‫سلام، آندره.

689
01:11:04,083 --> 01:11:05,833
‫آنژل منو فرستاد دنبالت.

690
01:11:06,541 --> 01:11:07,416
‫چرا؟

691
01:11:09,750 --> 01:11:11,125
‫داره می‌میره.

692
01:11:12,000 --> 01:11:15,291
‫می‌برمت پیشش
‫تا بتونی باهاش خداحافظی کنی.

693
01:11:17,625 --> 01:11:18,833
‫بعدش می‌ریم.

694
01:11:20,791 --> 01:11:21,833
‫ما...

695
01:11:22,750 --> 01:11:24,791
‫هر چقدر لازم باشه وقت می‌ذاریم
‫تا آماده بشیم.

696
01:11:26,000 --> 01:11:27,208
‫آماده برای چی؟

697
01:11:28,541 --> 01:11:30,833
‫برای انتقام، آندره.

698
01:11:33,208 --> 01:11:35,916
‫انتقام از سه نفری
‫که زندگیشو دزدیدن،

699
01:11:36,083 --> 01:11:37,208
‫زندگی تو رو

700
01:11:37,666 --> 01:11:38,791
‫و زندگی منو.

701
01:11:40,541 --> 01:11:43,666
‫- می‌خوام بکشمش.
‫- خیلی راحته.

702
01:11:44,166 --> 01:11:45,333
‫مثل آب خوردن.

703
01:11:47,416 --> 01:11:48,416
‫نه.

704
01:11:50,500 --> 01:11:52,208
‫باید قلبشونو از سینه بکشیم بیرون.

705
01:11:54,750 --> 01:11:55,958
‫شما کی هستین؟

706
01:11:57,791 --> 01:12:00,166
‫من کنت مونت کریستو هستم.

707
01:12:05,937 --> 01:12:08,190
‫پاریس
‫پنج سال بعد

708
01:12:08,250 --> 01:12:11,916
‫ژنرال مورسرف امروز
‫تصمیم گرفته از ارتش بیرون بیاد

709
01:12:12,083 --> 01:12:15,250
‫تا زندگیش رو در مجلس اعیان،
‫وقف سیاست کنه.

710
01:12:15,416 --> 01:12:17,916
‫ارتش فرانسه یه سرباز بزرگ رو از دست میده،

711
01:12:18,083 --> 01:12:20,958
‫اما فرانسه یه مرد بزرگ به دست میاره.

712
01:12:21,875 --> 01:12:23,208
‫فرناند دو مورسرف

713
01:12:23,375 --> 01:12:25,750
‫تو مسکووا جنگیده، تو لایپزیگ،

714
01:12:25,916 --> 01:12:26,916
‫تو ترکیه...

715
01:12:27,083 --> 01:12:29,291
‫همه جا، حتی با به خطر انداختن جونش

716
01:12:29,458 --> 01:12:31,791
‫از دیدگاه پادشاهی فرانسه دفاع می‌کرد.

717
01:12:33,375 --> 01:12:38,125
‫فرناند با گوشت و پوستش
‫بهای تعهدش رو پرداخت کرده

718
01:12:38,291 --> 01:12:39,625
‫حسابی هم چوب خورد.

719
01:12:39,791 --> 01:12:43,125
‫ده سال پیش، وقتی متحد فرانسه

720
01:12:43,291 --> 01:12:46,916
‫علی پاشا یانینا توسط
‫نیروهای ترک محاصره شده بود،

721
01:12:47,083 --> 01:12:50,625
‫سرهنگ مورسرف همه چیز رو به خطر انداخت.

722
01:12:51,166 --> 01:12:54,083
‫در رأس یه گردان از سربازهای شجاع،

723
01:12:54,250 --> 01:12:57,125
‫یه حمله از پشت به عثمانی‌ها انجام داد

724
01:12:57,291 --> 01:12:59,708
‫تا به متحدش کمک کنه.

725
01:13:00,041 --> 01:13:03,125
‫این عمل شجاعانه‌ی دیوانه‌وار

726
01:13:03,291 --> 01:13:07,208
‫متأسفانه کافی نبود، ولی همه فرانسوی‌ها می‌دونن:

727
01:13:07,375 --> 01:13:10,000
‫آدم که فقط برای موفقیت نمیجنگه!

728
01:13:10,166 --> 01:13:14,125
‫نه! نه، وقتی بی فایده است خیلی قشنگ‌تره

729
01:14:00,791 --> 01:14:02,041
‫حالت بهتر شد؟

730
01:14:07,125 --> 01:14:09,791
‫تو خیلی به اوژنی دانگلار توجه نکردی.

731
01:14:10,708 --> 01:14:12,500
‫- پدر.
‫- روز عروسیش دو میلیون جهیزیه میگیره،

732
01:14:12,666 --> 01:14:14,166
‫روز عروسیش.

733
01:14:14,333 --> 01:14:15,375
‫فرناند!

734
01:14:15,541 --> 01:14:17,625
‫باید مراقب دارایی‌هاش باشم.

735
01:14:17,791 --> 01:14:18,708
‫آه می‌کشه.

736
01:14:18,875 --> 01:14:21,708
‫یک مدال کمتر بهتر از هیچی،
‫ولی پول بیشتر همیشه خوبه.

737
01:14:24,666 --> 01:14:28,791
‫پسر ما مرد زمان خودشه.
‫یه رمانتیکه که باور داره به...

738
01:15:02,208 --> 01:15:03,500
‫مدال رو پس بده!

739
01:15:54,000 --> 01:15:55,000
‫بیا!

740
01:16:16,083 --> 01:16:17,250
‫کافیه.

741
01:17:42,125 --> 01:17:45,583
‫اگه می‌دونستم مفتخر به
‫دیدارتون میشم، آماده می‌شدم.

742
01:17:47,875 --> 01:17:51,750
‫اگه می‌دونستم مفتخر به
‫دیدارتون میشم، آماده می‌شدم.

743
01:19:17,583 --> 01:19:18,750
‫(به زبان رومانیایی)
‫برید بیرون!

744
01:19:21,333 --> 01:19:25,000
‫آقایون؛ اگه می‌دونستم مفتخر به
‫دیدارتون میشم، آماده می‌شدم.

745
01:19:25,166 --> 01:19:26,083
‫آماده می‌شدم.

746
01:19:26,250 --> 01:19:30,291
‫عذر می‌خوام که تو یه خونه موقتی
‫ازتون پذیرایی می‌کنم.

747
01:19:30,458 --> 01:19:32,458
‫تازه اومدم فرانسه.

748
01:19:33,083 --> 01:19:35,166
‫کنت، شرمنده‌ام که مزاحمتون شدم،

749
01:19:35,333 --> 01:19:37,875
‫اما هیچوقت نمی‌تونیم به حد کفایت
‫ ازتون تشکر کنیم.

750
01:19:39,083 --> 01:19:42,500
‫مطمئنم اون هم همین کار رو برای من می‌کرد.

751
01:19:42,875 --> 01:19:44,958
‫کنت، من جونم رو به شما مدیونم.

752
01:19:46,666 --> 01:19:49,500
‫خوشحالم که می‌بینم سر پا شدین.

753
01:19:52,041 --> 01:19:54,500
‫تعمیرش کردم، قنداقش ترک برداشته بود.

754
01:19:55,583 --> 01:19:57,208
‫حالا مال شماست.

755
01:19:58,833 --> 01:20:02,291
‫خیلی ممنونم،
‫ولی نمی‌تونم قبول کنم.

756
01:20:03,000 --> 01:20:06,750
‫من از قبل به شما بدهکارم
‫و نمی‌دونم چطور جبرانش کنم.

757
01:20:12,291 --> 01:20:13,666
‫اسلحه دوست دارین؟

758
01:20:17,208 --> 01:20:18,333
‫بفرمایید.

759
01:20:33,791 --> 01:20:35,666
‫این یکی از بهترین قطعه‌هامه.

760
01:20:36,208 --> 01:20:37,916
‫تپانچه به سبک عثمانی.

761
01:20:39,125 --> 01:20:42,083
‫بله، ولی محافظ ماشه آهنی با نقش برگ

762
01:20:42,250 --> 01:20:46,083
‫نشون میده که این لوله
‫ساخت اروپاست.

763
01:20:46,791 --> 01:20:48,791
‫بله، ساخت ونیزه.

764
01:20:49,250 --> 01:20:50,833
‫شما خیلی وارد هستین.

765
01:20:51,500 --> 01:20:53,833
‫پدر من علیه سلطان خورشید

766
01:20:54,000 --> 01:20:55,125
‫کنار علی پاشا جنگید.

767
01:20:55,291 --> 01:20:56,708
‫مورسرف.

768
01:20:57,625 --> 01:20:59,625
‫شما همون ژنرال مورسرف معروف هستین؟

769
01:20:59,791 --> 01:21:01,125
‫خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.

770
01:21:02,000 --> 01:21:03,458
‫می‌خواین امتحانش کنین؟

771
01:21:03,833 --> 01:21:06,666
‫متأسفانه، تو مجلس منتظرم هستن.

772
01:21:06,833 --> 01:21:09,291
‫- یه وقت دیگه.
‫- فقط یه لحظه طول می‌کشه.

773
01:21:37,916 --> 01:21:39,583
‫شما لایق شهرتتون هستین،

774
01:21:39,750 --> 01:21:40,750
‫ژنرال.

775
01:21:41,875 --> 01:21:43,708
‫بذارین هدف رو برای آلبرت عوض کنیم.

776
01:21:53,916 --> 01:21:55,625
‫یادم بندازین هیچوقت

777
01:21:55,791 --> 01:21:57,416
‫شما رو به دوئل دعوت نکنم.

778
01:21:58,375 --> 01:22:00,958
‫ممنون که پسرتون رو چند ساعتی
‫به من قرض می‌دین.

779
01:22:01,125 --> 01:22:05,041
‫مشتاقم بیشتر درباره کسی بدونم
‫که سرنوشت سر راهم قرار داد.

780
01:22:05,208 --> 01:22:07,666
‫یکشنبه تو شکار بارون دانگلار شرکت می‌کنم.

781
01:22:07,833 --> 01:22:09,208
‫شما هم بیاین.

782
01:22:09,833 --> 01:22:13,708
‫می‌تونم، باید از پسر
‫شاهزاده کاوالکانتی استقبال کنم.

783
01:22:13,875 --> 01:22:17,291
‫بیاین، هر دوتاتون. به اندازه کافی گوزن هست.

784
01:22:18,458 --> 01:22:19,625
‫به امید دیدار.

785
01:22:20,458 --> 01:22:21,875
‫امیدوارم یکشنبه ببینمتون.

786
01:22:24,666 --> 01:22:25,875
‫حالت خوبه؟

787
01:22:28,458 --> 01:22:33,125
‫از اقامتم در عثمانی یه یادگاری فلزی کوچیک نگه داشتم.

788
01:22:44,708 --> 01:22:49,441
‫آواز به زبان رومانیایی
‫♫ Dorul - Chanson d'Haydee ♫

789
01:24:37,166 --> 01:24:40,000
‫آواز رو به صدای سلاح ها ترجیح میدین؟

790
01:24:44,541 --> 01:24:45,625
‫دنبالم بیاین.

791
01:24:52,250 --> 01:24:53,916
‫عذرخواهی می کنم.

792
01:24:54,083 --> 01:24:57,291
‫نمی خواستم به... همسرتون بی احترامی کنم.

793
01:24:58,291 --> 01:25:01,416
‫هایده همسر من نیست. دختر خونده‌ی منه.

794
01:25:02,333 --> 01:25:03,416
‫بفرمایید.

795
01:25:04,208 --> 01:25:05,208
‫هایده.

796
01:25:06,625 --> 01:25:08,083
‫چه اسم شگفت‌انگیزی.

797
01:25:08,708 --> 01:25:11,000
‫تو یونان اسم خیلی رایجیه.

798
01:25:11,416 --> 01:25:15,791
‫میشه ترجمه‌ش کرد به...
‫پاک‌دامنی یا... معصومیت.

799
01:25:22,416 --> 01:25:25,208
‫می‌تونم ازتون بخوام منو با هایده آشنا کنید؟

800
01:25:28,166 --> 01:25:30,750
‫به نظر جوون قابل اعتمادی میای.

801
01:25:30,916 --> 01:25:34,750
‫پس شما رو با هایده آشنا می‌کنم،
‫اما باید بهم یه قولی بدی.

802
01:25:34,916 --> 01:25:36,291
‫از همین الان قول میدم.

803
01:25:37,416 --> 01:25:38,791
‫شوخی ندارم.

804
01:25:41,291 --> 01:25:43,416
‫هیچوقت سعی نکن مخش رو بزنی.

805
01:25:44,916 --> 01:25:47,041
‫فکر می‌کنید من خطری دارم؟

806
01:25:47,375 --> 01:25:48,291
‫نه.

807
01:25:49,375 --> 01:25:50,541
‫ولی اون داره.

808
01:25:52,458 --> 01:25:55,958
‫اگه به قولت عمل نکنی، قلبت رو می‌شکنه

809
01:25:56,750 --> 01:25:57,750
‫و قلب خودش رو.

810
01:25:58,500 --> 01:26:01,458
‫- ولی...
‫- هنوز آماده عاشقی نیست.

811
01:26:01,916 --> 01:26:05,041
‫راز صداش رو باید تو گذشته‌ش جستجو کرد.

812
01:26:05,208 --> 01:26:09,750
‫بعد از قتل پدرش، به یه قبیله ولاک فروخته شد.

813
01:26:10,041 --> 01:26:13,041
‫اونجا بود که پیداش کردم و نجاتش دادم.

814
01:26:13,208 --> 01:26:16,208
‫می‌دونی، بعضی غم‌ها و زخم‌ها هستن

815
01:26:16,375 --> 01:26:18,416
‫که سال‌ها طول می‌کشه تا خوب بشن.

816
01:26:19,208 --> 01:26:21,875
‫مثل یه پرده روی روح آدم می‌مونن.

817
01:26:24,500 --> 01:26:27,875
‫هیچوقت سعی نکن این پرده رو کنار بزنی، آلبر.

818
01:26:30,208 --> 01:26:31,541
‫قول میدم.

819
01:26:34,208 --> 01:26:35,125
‫خوبه.

820
01:26:35,291 --> 01:26:38,000
‫آروم راه میری، بدون اینکه به ما نگاه کنی.

821
01:26:38,166 --> 01:26:40,333
‫فقط وقتی صدات کردم برمی‌گردی.

822
01:26:43,083 --> 01:26:44,083
‫هایده.

823
01:26:48,916 --> 01:26:50,916
‫آلبر دو مورسرف، با هایده آشنا شو.

824
01:26:52,375 --> 01:26:53,125
‫خوشبختم.

825
01:26:53,958 --> 01:26:55,125
‫خوشبختم.

826
01:26:57,750 --> 01:26:59,250
‫از آشناییتون خوشبختم، مادموازل.

827
01:26:59,416 --> 01:27:01,416
‫و اگه نخواد منو ببینه چی؟

828
01:27:01,958 --> 01:27:02,958
‫می‌خواد.

829
01:27:04,875 --> 01:27:06,125
‫صاف وایسا!

830
01:27:06,291 --> 01:27:08,541
‫صاف وایسادن یعنی زنده موندن.

831
01:27:08,708 --> 01:27:11,583
‫پنهون کردن اینکه تو فقر بزرگ شدی، یعنی زنده موندن.

832
01:27:11,750 --> 01:27:13,791
‫می‌فهمی؟ چرا، آندره؟

833
01:27:15,291 --> 01:27:17,791
‫چون من شاهزاده آندرهآ کاوالکانتی هستم.

834
01:27:18,916 --> 01:27:21,375
‫- کاوالکانتی بز نیست؟
‫- چی؟

835
01:27:21,541 --> 01:27:24,458
‫تعجب نکن.
‫می بینی من چی میگم؟

836
01:27:24,625 --> 01:27:25,625
‫دوباره بگو.

837
01:27:27,208 --> 01:27:29,625
‫من شاهزاده آندرهآ کاوالکانتی هستم.

838
01:27:30,291 --> 01:27:33,208
‫شما لهجه ندارید، شاهزاده.
‫چطور ممکنه؟

839
01:27:33,750 --> 01:27:37,208
‫یه معلم خیلی سختگیر
‫با کتک لهجه‌م رو از بین برد.

840
01:27:38,000 --> 01:27:39,708
‫پررو نشو. آرنج‌هاتو از رو میز بردار.

841
01:27:43,958 --> 01:27:45,000
‫کنت عزیز،

842
01:27:45,166 --> 01:27:48,416
‫- از ملاقاتتون خوشحالم.
‫- اجازه بدید یه رازی رو بگم.

843
01:27:48,583 --> 01:27:52,416
‫زندگی فرانسوی هنوز برام ناآشناست،
‫عذر می‌خوام

844
01:27:52,583 --> 01:27:55,875
‫اگه رفتارم براتون زیادی اسلاوی،
‫ناپلی یا عربی به نظر میاد.

845
01:28:30,708 --> 01:28:35,250
‫ایشون کنت مونت کریستو
‫و شاهزاده آندرهآ کاوالکانتی هستن.

846
01:28:36,833 --> 01:28:39,000
‫- آقایان.
‫- کنت.

847
01:28:40,291 --> 01:28:41,125
‫شاهزاده.

848
01:28:42,375 --> 01:28:45,083
‫دیدار با پدرت، هر چقدر هم تکان‌دهنده باشه،

849
01:28:45,250 --> 01:28:48,916
‫نباید تو رو از هدفت دور کنه:
‫بارون دانگلار.

850
01:28:49,083 --> 01:28:52,541
‫با کشتی‌های دزدی، از راه برده‌داری ثروتمند شده.

851
01:28:52,708 --> 01:28:56,000
‫- آوازه‌تون قبل از خودتون رسیده.
‫- به لبخندش اعتماد نکن.

852
01:28:56,166 --> 01:28:59,500
‫خشنه. نه تنها اینو می‌دونه،
‫بهش افتخار هم می‌کنه.

853
01:28:59,666 --> 01:29:01,291
‫می‌تونم یه اعترافی بکنم؟

854
01:29:01,458 --> 01:29:06,333
‫زندگی فرانسوی هنوز برام ناآشناست،
‫عذر می‌خوام

855
01:29:06,500 --> 01:29:10,333
‫اگه رفتارم براتون زیادی اسلاوی،
‫ناپلی یا عربی به نظر میاد.

856
01:29:11,958 --> 01:29:14,625
‫وقتی پولدار باشی،
‫هیچ چیزت زیادی نیست.

857
01:29:14,791 --> 01:29:16,041
‫نقطه ضعفش دخترشه.

858
01:29:16,208 --> 01:29:17,166
‫شاهزاده.

859
01:29:18,041 --> 01:29:18,750
‫بارون.

860
01:29:18,916 --> 01:29:20,458
‫- اوژنی.
‫- زمین خوبه؟

861
01:29:20,625 --> 01:29:23,041
‫- عالیه.
‫- پس بریم.

862
01:29:23,666 --> 01:29:24,791
‫سوار اسب شید، آقایون.

863
01:30:59,333 --> 01:31:00,791
‫افتخارش با شماست، کنت.

864
01:31:02,208 --> 01:31:03,541
‫ممنونم،

865
01:31:03,708 --> 01:31:05,708
‫اما مدت‌ها پیش

866
01:31:05,875 --> 01:31:08,541
‫قسم خوردم فقط برای دفاع از خودم، بکشم.

867
01:31:08,708 --> 01:31:10,708
‫پس بذارید من از شما دفاع کنم.

868
01:31:12,958 --> 01:31:13,958
‫عالیه.

869
01:31:15,083 --> 01:31:16,083
‫شاهزاده.

870
01:31:17,333 --> 01:31:18,541
‫خواهش می‌کنم.

871
01:32:02,625 --> 01:32:03,791
‫بریم ناهار بخوریم.

872
01:32:18,916 --> 01:32:19,916
‫اوژنی؟

873
01:32:23,541 --> 01:32:27,000
‫مرسی. سوزان، اجازه بده معرفی کنم
‫شاهزاده آندره کاوالکانتی،

874
01:32:27,166 --> 01:32:29,291
‫محافظ ایتالیایی مونت کریستو.

875
01:32:29,458 --> 01:32:30,791
‫اون مراقب منه.

876
01:32:30,958 --> 01:32:33,916
‫پدرم میترسه زیبایی‌های پاریس
‫منو به کارهای احمقانه وادار کنه.

877
01:32:34,083 --> 01:32:35,750
‫فرانسوی رو خیلی خوب حرف می‌زنید.

878
01:32:35,916 --> 01:32:40,500
‫یه معلم خیلی سختگیر با کتک زدن
‫لهجه‌م رو از بین برد.

879
01:32:40,875 --> 01:32:43,833
‫- وای چه وحشتناک!
‫- البته این دروغه.

880
01:32:44,000 --> 01:32:46,291
‫- مادرم فرانسویه.
‫- احمق

881
01:32:47,166 --> 01:32:50,000
‫خوشحالم که تونستید
‫به جمع ما ملحق بشید.

882
01:32:50,166 --> 01:32:52,791
‫دست محافظتون
‫اصلاً نلرزید.

883
01:32:52,958 --> 01:32:54,500
‫حیوون حتی درد نکشید.

884
01:32:54,666 --> 01:32:57,625
‫و اینو یه متخصص اعدام
‫داره میگه.

885
01:32:58,000 --> 01:33:00,416
‫شما زیاد سر از تن جدا می‌کنید؟

886
01:33:00,583 --> 01:33:03,250
‫کمتر از قبل. الان مُد شده که بخشنده باشن.

887
01:33:03,416 --> 01:33:08,166
‫ببخشید که کنت رو از شما می‌دزدم،
‫ولی می‌خوام یه نفر رو بهش معرفی کنم.

888
01:33:09,291 --> 01:33:10,458
‫- کنت.
‫- آقایون.

889
01:33:33,416 --> 01:33:34,416
‫عزیزم.

890
01:33:35,041 --> 01:33:37,916
‫بالاخره اجازه بده معرفی کنم
‫کنت مونت کریستو رو.

891
01:33:41,416 --> 01:33:44,250
‫مادام دو مورسف. ارادت دارم.

892
01:33:48,375 --> 01:33:49,791
‫حالتون خوبه؟

893
01:33:51,250 --> 01:33:52,583
‫بله، این...

894
01:33:54,708 --> 01:33:59,000
‫از هیجان دیدن مردی که اگه نبود
‫الان داشتم گریه می‌کردم.

895
01:34:00,833 --> 01:34:03,375
‫آقا،
‫من جان پسرم رو مدیون شما هستم،

896
01:34:04,250 --> 01:34:06,416
‫و برای این لطف، دعاگوی شما هستم.

897
01:34:08,250 --> 01:34:11,666
‫شما بیش از حد به من لطف دارید
‫برای یه کار ساده.

898
01:34:12,416 --> 01:34:15,333
‫اما خوشحالم که تونستم
‫از غم و غصه نجاتتون بدم.

899
01:34:15,750 --> 01:34:18,000
‫من به کنت پیشنهاد دادم
‫مهمون ما باشه،

900
01:34:18,166 --> 01:34:20,541
‫ولی تا حالا قبول نکرده.

901
01:34:22,625 --> 01:34:24,208
‫شاید تو
‫شانس بیشتری داشته باشی؟

902
01:34:28,291 --> 01:34:32,083
‫این افتخار رو به ما می‌دید
‫که یه روز مهمون ما باشید؟

903
01:34:32,666 --> 01:34:34,375
‫حتماً، مادام.

904
01:34:36,416 --> 01:34:39,625
‫اجازه بدید مرخص بشم.
‫نمی‌خوام وقتتون رو بگیرم.

905
01:34:52,750 --> 01:34:55,166
‫چی... چی شده؟

906
01:34:56,541 --> 01:34:58,416
‫می‌خواید کسی رو صدا کنم؟

907
01:34:58,583 --> 01:34:59,666
‫آلبر.

908
01:35:00,708 --> 01:35:02,291
‫درباره این مرد چی می‌دونی؟

909
01:35:04,000 --> 01:35:05,000
‫مادر.

910
01:35:06,041 --> 01:35:09,125
‫شما همیشه نسبت به آشناهای جدید من
‫بدبین هستید،

911
01:35:09,291 --> 01:35:11,125
‫ولی کنت جون منو نجات داده.

912
01:35:11,291 --> 01:35:12,916
‫به اندازه یه پادشاه ثروتمنده.

913
01:35:13,625 --> 01:35:15,500
‫چرا باید ازش بترسم؟

914
01:35:18,583 --> 01:35:19,875
‫حق با توئه.

915
01:35:20,500 --> 01:35:22,083
‫ترس‌های من احمقانه‌ست.

916
01:36:34,583 --> 01:36:36,125
‫جناب دادستان شاه،

917
01:36:36,291 --> 01:36:39,750
‫به شرافتم قسم، به عنوان
‫ستوان ارتش‌های سلطنتی،

918
01:36:39,916 --> 01:36:42,625
‫شهادت می‌دهم که فردی
‫به نام ادموند دانتس

919
01:36:42,791 --> 01:36:45,625
‫در حضور من و در موارد متعدد

920
01:36:45,791 --> 01:36:47,625
‫نسبت به غاصب ابراز همدردی کرده

921
01:36:47,791 --> 01:36:51,583
‫و تمایل داشته برای سرنگونی پادشاهی
‫اسلحه به دست بگیرد.

922
01:36:52,125 --> 01:36:54,791
‫گفتن این حرف‌ها برای من سخت است
‫چون ادموند دانتس دوستم بود،

923
01:36:54,958 --> 01:36:57,750
‫اما نمی‌تونم این خیانت را نادیده بگیرم.

924
01:36:57,916 --> 01:37:01,250
‫من دیدم چطور مردم به خاطر
‫خائن‌های وطن، کشته شدند.

925
01:37:01,791 --> 01:37:04,250
‫اینجوری نمی‌تونید
‫خواب راحت داشته باشید.

926
01:37:04,416 --> 01:37:06,250
‫دنبال خواب نبودم.

927
01:37:08,166 --> 01:37:10,041
‫از کابوس‌هاتون می‌ترسید؟

928
01:37:13,083 --> 01:37:15,166
‫می‌ترسم دیگه کابوس نبینم.

929
01:37:16,375 --> 01:37:19,583
‫اونا کمکم می‌کنن
‫زخم‌هام تازه بمونن.

930
01:37:24,291 --> 01:37:25,625
‫دوباره دیدینش؟

931
01:37:27,125 --> 01:37:28,125
‫آره.

932
01:37:31,541 --> 01:37:34,000
‫به همون زیبایی بود
‫که توی خاطراتتون بود؟

933
01:37:37,583 --> 01:37:40,375
‫فکر می‌کردم غم و غصه
‫تغییرش داده باشه.

934
01:37:43,625 --> 01:37:45,541
‫حتماً غمش ناچیز بوده.

935
01:37:47,458 --> 01:37:50,458
‫چشم‌هاش مثل چشم‌های زنی نبود
‫که خیلی گریه کرده باشه.

936
01:37:57,791 --> 01:38:01,375
‫وقتی شوهرش رو ازش بگیرن
‫دوباره طعم اشک رو می‌چشه.

937
01:38:29,750 --> 01:38:30,750
‫پاس؛

938
01:38:31,791 --> 01:38:32,791
‫دویست تا...

939
01:38:33,666 --> 01:38:34,750
‫به علاوه 500.

940
01:38:36,083 --> 01:38:37,208
‫من نیستم.

941
01:38:37,375 --> 01:38:40,375
‫اگه بلد بودی بازی کنی
‫دعوتت نمی‌کردم سر میزم.

942
01:38:41,791 --> 01:38:42,791
‫بفرمایید.

943
01:38:43,750 --> 01:38:45,583
‫حالا فقط سه نفر موندیم.

944
01:38:47,208 --> 01:38:49,083
‫من تنهاتون می‌ذارم.

945
01:38:54,083 --> 01:38:55,000
‫دو جفت.

946
01:38:56,500 --> 01:38:57,500
‫آفرین.

947
01:39:00,041 --> 01:39:00,750
‫رنگ.

948
01:39:02,750 --> 01:39:04,458
‫شما خیلی دل دارید.

949
01:39:04,625 --> 01:39:06,541
‫قبل از اینکه پدرم رو ورشکست کنم میرم.

950
01:39:06,708 --> 01:39:09,458
‫- بیا بریم آلبر.
‫- آره، درسته،

951
01:39:09,625 --> 01:39:13,208
‫- برو پیش خانم‌ها.
‫- بدشانس در قمار، خوش‌شانس در عشق.

952
01:39:16,916 --> 01:39:18,708
‫من خیلی از شاهزاده‌تون خوشم میاد.

953
01:39:18,875 --> 01:39:19,625
‫خیلی دلنشینه.

954
01:39:20,083 --> 01:39:24,375
‫راستش زیاد نمی‌شناسمش.
‫پدرش یکی از شرکای تجاریمه.

955
01:39:26,208 --> 01:39:28,000
‫بی‌شک خانواده خوبیه.

956
01:39:28,541 --> 01:39:32,791
‫اگه منظورت از "خوب"، "پولدار" باشه
‫آره، دومین ثروتمند ایتالیاست.

957
01:39:32,958 --> 01:39:34,041
‫هوم...

958
01:39:34,500 --> 01:39:35,958
‫دومین؟

959
01:39:36,916 --> 01:39:38,541
‫پس اولیش رو میشناسی؟

960
01:39:39,375 --> 01:39:40,666
‫نذار از خود راضی به نظر برسم.

961
01:39:41,666 --> 01:39:43,791
‫بالاخره یه عده پولدارتر از من پیدا شدن.

962
01:39:45,958 --> 01:39:49,041
‫خانوادش آرزوشونه که با
‫یه دختر پاریسی ازدواج کنه، اما...

963
01:39:49,208 --> 01:39:52,333
‫اگه پسره هم مثل پدرش
‫هوسباز باشه، حواستون باشه

964
01:39:52,791 --> 01:39:54,208
‫نگران نباشید،

965
01:39:54,708 --> 01:39:57,083
‫من به طور کلی به همه مشکوکم.

966
01:39:57,833 --> 01:40:00,250
‫و به خارجی‌ها، به طور اخص.

967
01:40:01,791 --> 01:40:03,166
‫من خودم خارجی‌ام.

968
01:40:03,750 --> 01:40:06,416
‫شما کنت هستین، فرق می‌کنه.
‫شما کنت هستین.

969
01:40:07,041 --> 01:40:08,833
‫تازه قافیه هم داره، دیدی؟

970
01:40:09,000 --> 01:40:09,916
‫تو یه شاعری.

971
01:40:10,083 --> 01:40:12,125
‫حرف خارجی شد،

972
01:40:12,291 --> 01:40:14,458
‫روزنامه "بی‌طرف" رو یه انگلیسی خریده.

973
01:40:14,833 --> 01:40:15,791
‫دقیقاً،

974
01:40:15,958 --> 01:40:18,875
‫یه نفر به اسم هالیفاکس.
‫ظاهراً یه لرده.

975
01:40:20,625 --> 01:40:23,791
‫روزنامه‌ها رو می‌خره تا اخبار جعلی پخش کنه

976
01:40:23,958 --> 01:40:25,250
‫و تو بورس سفته‌بازی کنه.

977
01:40:25,416 --> 01:40:27,375
‫یه راهزن از بدترین نوعشه.

978
01:40:28,791 --> 01:40:31,541
‫به نظر نمیاد از این لرد خوشتون بیاد.

979
01:40:31,708 --> 01:40:34,166
‫بذار اینطور بگم که من خیلی‌ها رو دوست دارم،

980
01:40:34,333 --> 01:40:37,000
‫اما فقط از بعضی‌ها درست و حسابی متنفرم.

981
01:40:37,166 --> 01:40:40,541
‫متنفر بودن از یه انگلیسی
‫گناه نیست. عقل سلیمه.

982
01:40:44,791 --> 01:40:46,125
‫دارین میرین؟

983
01:40:46,583 --> 01:40:49,875
‫نزدیک نیمه‌شبه. کالسکه‌مون داره میشه کدو تنبل؛
‫(اشاره به داستان سیندرلا و تبدیل کالسه به کدو تنبل)

984
01:40:55,333 --> 01:40:56,416
‫آلبر.

985
01:40:57,000 --> 01:40:57,833
‫مادمازل.

986
01:40:58,000 --> 01:40:59,791
‫داشتین بادبزنتون رو جا می‌ذاشتین.

987
01:41:05,875 --> 01:41:07,083
‫ممنون، آقا.

988
01:41:11,708 --> 01:41:14,583
‫- روی شما حساب کنم؟
‫- برای چی؟

989
01:41:15,583 --> 01:41:16,916
‫برای پیوستن به شام

990
01:41:17,083 --> 01:41:20,375
‫که به زودی تو پاریس ترتیب میدم.
‫یه خونه موقت پیدا کردم.

991
01:41:22,166 --> 01:41:23,708
‫البته... حتماً.

992
01:41:24,541 --> 01:41:25,541
‫خوبه.

993
01:41:26,833 --> 01:41:27,916
‫به زودی می‌بینمتون.

994
01:41:35,458 --> 01:41:36,708
‫کنت.

995
01:41:38,500 --> 01:41:39,875
‫مادام دو مورسف.

996
01:41:41,416 --> 01:41:42,708
‫وقتی من میام شما دارین میرین.

997
01:41:43,291 --> 01:41:44,625
‫گمان نبرید که بهم ربط دارن.

998
01:41:46,166 --> 01:41:47,875
‫می‌خواستم ازتون عذرخواهی کنم.

999
01:41:50,083 --> 01:41:51,500
‫از من عذرخواهی کنید؟

1000
01:41:52,416 --> 01:41:54,333
‫برای سرگیجه اون روزم.

1001
01:41:55,125 --> 01:41:59,041
‫شما منو یاد کسی انداختین که خوب می‌شناختمش
‫و تو شرایط غم‌انگیزی

1002
01:41:59,208 --> 01:42:00,916
‫از دنیا رفت.

1003
01:42:04,875 --> 01:42:06,791
‫برای یه لحظه، من...

1004
01:42:13,708 --> 01:42:16,541
‫دوباره داره شروع میشه،
‫کلمات رو گم میکنم.

1005
01:42:18,833 --> 01:42:22,708
‫متأسفم که شما رو
‫یاد این خاطره بد انداختم.

1006
01:42:25,666 --> 01:42:27,666
‫نگران نباشید، تموم شده؛

1007
01:42:31,208 --> 01:42:32,333
‫چه بهتر.

1008
01:42:35,041 --> 01:42:36,791
‫شب خوبی داشته باشید.

1009
01:42:38,041 --> 01:42:39,208
‫کنت.

1010
01:42:58,083 --> 01:42:59,083
‫آلبر.

1011
01:43:06,625 --> 01:43:07,625
‫"هایده.

1012
01:43:08,041 --> 01:43:11,458
‫"من نباید به شما نامه بنویسم.
‫پس نمی‌نویسم.

1013
01:43:12,958 --> 01:43:14,708
‫"نباید شما رو ببینم..."

1014
01:43:14,875 --> 01:43:18,208
‫پس پیشنهاد نمی‌کنم که
‫فردا ساعت ۵ در باغ گیاه‌شناسی

1015
01:43:18,375 --> 01:43:20,041
‫منو ملاقات کنید.

1016
01:43:20,416 --> 01:43:22,750
‫این مکان، که فردا اونجا نخواهم بود،

1017
01:43:22,916 --> 01:43:25,500
‫اسرارآمیزترین گل‌های پاریس رو داره.

1018
01:43:26,375 --> 01:43:30,375
‫شما از سرزمینی میاین که به سرزمین
‫ابرها و یاس معروفه.

1019
01:43:31,000 --> 01:43:33,666
‫برای ابرها می‌تونیم روی آسمون پاریس حساب کنیم،

1020
01:43:33,833 --> 01:43:35,708
‫من یه گل یاس به یقه‌م می‌زنم.

1021
01:43:35,875 --> 01:43:38,208
‫پس نمی‌گم فردا می‌بینمتون.

1022
01:43:38,375 --> 01:43:40,833
‫و نمی‌گم که از وقتی شما رو دیدم،

1023
01:43:41,000 --> 01:43:44,125
‫صدا و چهره‌تون لحظه‌ای رهام نمی‌کنه.

1024
01:43:44,750 --> 01:43:45,750
‫آلبر.

1025
01:43:51,166 --> 01:43:52,875
‫لومون نمیده؟

1026
01:43:53,041 --> 01:43:54,791
‫خیلی به کنت وفاداره،

1027
01:43:54,958 --> 01:43:57,208
‫ولی نسبت به من نقطه ضعف داره.

1028
01:44:00,625 --> 01:44:02,041
‫این یه استرلیتزیاست.

1029
01:44:03,208 --> 01:44:06,583
‫اونجایی که من ازش میام، تو
‫مسیری که به دریا می‌رسه از اینا بود.

1030
01:44:07,791 --> 01:44:09,916
‫بهش پرنده بهشتی هم میگن،

1031
01:44:10,625 --> 01:44:12,583
‫پاساریا پارادیسولوی.

1032
01:44:12,750 --> 01:44:14,708
‫پاساریا پارادیسولوی؟

1033
01:44:15,375 --> 01:44:16,375
‫خوبه.

1034
01:44:22,833 --> 01:44:25,500
‫چطور میشه که شما نامزد ندارین؟

1035
01:44:25,666 --> 01:44:27,708
‫یا شاید دارین؟

1036
01:44:28,750 --> 01:44:31,458
‫پدرم می‌خواد با دختر یه بارون ازدواج کنم.

1037
01:44:32,125 --> 01:44:33,416
‫ولی من...

1038
01:44:33,750 --> 01:44:36,458
‫من دنبال چیزی می‌گردم که
‫اون دوشیزه اصلاً نداره.

1039
01:44:37,291 --> 01:44:42,875
‫این... جذابیت تعریف نشدنی که
‫برای یه زن مثل عطر برای یه گُله.

1040
01:44:44,041 --> 01:44:46,458
‫یا مثل طعم برای یه میوه.

1041
01:44:47,083 --> 01:44:50,166
‫نمی‌دونم خانم‌های پاریسی دوست دارن
‫چیده یا چشیده بشن،

1042
01:44:50,333 --> 01:44:51,333
‫ولی من نه.

1043
01:44:52,541 --> 01:44:55,291
‫- منظورم این نبود.
‫- داشتم سر به سرتون می‌ذاشتم.

1044
01:44:56,125 --> 01:44:58,541
‫شنبه تو شام کنت هستین؟

1045
01:44:59,000 --> 01:45:01,458
‫نه، من قراره به مامانم کمک کنم

1046
01:45:01,625 --> 01:45:03,958
‫تا از این دورهمی‌ها اشرافی در بره.
‫اون از این جور جاها خیلی بدش میاد.

1047
01:45:04,333 --> 01:45:05,333
‫شما چی؟

1048
01:45:06,583 --> 01:45:08,291
‫من مادرتون رو نمیشناسم،

1049
01:45:09,000 --> 01:45:10,791
‫نمیدونم سلیقه‌ش چیه،

1050
01:45:11,333 --> 01:45:12,750
‫ولی تو چیزایی که ازشون بدش میاد باهاش موافقم.

1051
01:45:17,666 --> 01:45:20,083
‫نه اون و نه مادرش برای شام نمیان.

1052
01:45:20,833 --> 01:45:23,333
‫ولی فرناند دو مورسرف
‫حتماً میاد.

1053
01:45:30,666 --> 01:45:31,916
‫چی شده؟

1054
01:45:33,666 --> 01:45:35,875
‫چرا درباره آلبر چیزی نمیگی؟

1055
01:45:38,500 --> 01:45:40,333
‫چیزی نیست که بخوام بگم.

1056
01:45:52,666 --> 01:45:54,250
‫طبیعیه که شک داشته باشی.

1057
01:45:56,208 --> 01:45:58,875
‫که بترسی. من درکت می‌کنم.

1058
01:46:00,750 --> 01:46:03,208
‫اما وقتی لحظه‌ش برسه،
‫باید یادت باشه...

1059
01:46:03,583 --> 01:46:04,875
‫لازم نیست

1060
01:46:05,041 --> 01:46:07,708
‫شما به من یادآوری کنی
‫پدرش با پدر من چیکار کرد.

1061
01:46:15,166 --> 01:46:17,166
‫آتش به دهانش گذاشت.

1062
01:46:39,708 --> 01:46:40,333
‫ممنون،

1063
01:46:40,500 --> 01:46:41,833
‫- عزیز من.
‫- البته.

1064
01:46:44,750 --> 01:46:45,958
‫دوستان عزیز.

1065
01:46:54,291 --> 01:46:55,750
‫شب بخیر، ویکتوریا.

1066
01:46:59,833 --> 01:47:02,125
‫من هم انتظار داشتم
‫چیز باشکوه‌تری باشه،

1067
01:47:02,291 --> 01:47:04,000
‫این قیافه رو به خودت نگیر.

1068
01:47:04,166 --> 01:47:06,666
‫حتماً داخلش
‫سورپرایزهایی داره.

1069
01:47:24,291 --> 01:47:25,625
‫هوم...

1070
01:47:30,708 --> 01:47:33,250
‫به نظر میاد
‫زیاد اشتها ندارین.

1071
01:47:33,625 --> 01:47:35,750
‫قبل از خوردن خوک و مرغ داشتم.

1072
01:47:37,291 --> 01:47:40,375
‫این خونه... فوق‌العاده‌ست.

1073
01:47:41,083 --> 01:47:43,041
‫با این حال حس می‌کنم شما تعجب کردین.

1074
01:47:43,583 --> 01:47:45,041
‫هیچی از چشمتون پنهون نمی‌مونه.

1075
01:47:47,166 --> 01:47:51,041
‫فکر می‌کردم آدمی مثل شما
‫یه محله مرکزی‌تر رو انتخاب می‌کنه،

1076
01:47:51,208 --> 01:47:54,666
‫مثل... شانزلیزه
‫یا سن ژرمن.

1077
01:47:54,833 --> 01:47:58,000
‫اتفاقاً این خونه رو خریدم
‫چون بهم توصیه کردن نخرمش.

1078
01:47:58,791 --> 01:47:59,625
‫چرا؟

1079
01:48:00,666 --> 01:48:03,666
‫خب، میگن جن داره.
‫تعجب مهمون‌ها

1080
01:48:03,833 --> 01:48:08,000
‫انگار سال‌ها پیش اینجا
‫یه جنایت... وحشتناک اتفاق افتاده.

1081
01:48:08,166 --> 01:48:10,791
‫مواظب باشین،
‫دادستان پادشاه اینجاست.

1082
01:48:10,958 --> 01:48:11,791
‫درسته.

1083
01:48:13,500 --> 01:48:15,083
‫یه بچه رو قربانی کردن.

1084
01:48:16,958 --> 01:48:18,083
‫وحشتناکه.

1085
01:48:18,791 --> 01:48:21,416
‫با این حال
‫این خونه رو خریدین؟

1086
01:48:21,583 --> 01:48:22,916
‫کار خوبی کردین.

1087
01:48:23,083 --> 01:48:25,916
‫این داستان‌های روح و جن
‫همه‌ش چرت و پرته

1088
01:48:26,083 --> 01:48:28,291
‫که خدمتکارهای بدجنس
‫سرهم می‌کنن.

1089
01:48:28,666 --> 01:48:29,791
‫یا همسایه‌های حسود.

1090
01:48:30,625 --> 01:48:32,375
‫اشتباه می‌کنین، دادستان.

1091
01:48:32,541 --> 01:48:35,000
‫من تو آسیا و هند زندگی کردم،

1092
01:48:35,500 --> 01:48:39,541
‫و سخته که از اونجا برگردی
‫بدون اینکه بدونی واقعاً

1093
01:48:39,708 --> 01:48:40,916
‫یه دنیای...

1094
01:48:41,083 --> 01:48:42,458
‫نامرئی وجود داره، پر از روح.

1095
01:48:44,583 --> 01:48:47,416
‫وقتی این خونه رو دیدم، من...

1096
01:48:48,041 --> 01:48:49,541
‫همون لحظه فهمیدم...

1097
01:48:51,041 --> 01:48:55,208
‫یه حس عجیب داشتم
‫که اینجا یه جنایت اتفاق افتاده.

1098
01:48:56,625 --> 01:48:57,875
‫پس خواستم

1099
01:48:58,041 --> 01:49:00,291
‫- که تنهام بذارن.
‫- اما...

1100
01:49:00,458 --> 01:49:01,666
‫نمی‌ترسیدین؟

1101
01:49:02,500 --> 01:49:05,875
‫اگه وجدانتون پاک باشه،
‫روح‌ها اذیتتون نمی‌کنن.

1102
01:49:06,041 --> 01:49:07,000
‫باهاتون حرف می‌زنن.

1103
01:49:07,666 --> 01:49:12,125
‫- و چی بهتون گفتن؟
‫- آره، چی بهتون گفتن؟

1104
01:49:15,250 --> 01:49:19,541
‫اون شب،
‫همینجا نشستم.

1105
01:49:19,708 --> 01:49:21,875
‫درست جلوی این شومینه.

1106
01:49:23,541 --> 01:49:26,916
‫یه کم تریاک کشیدم
‫تا بیشتر حس کنم.

1107
01:49:27,458 --> 01:49:31,125
‫هیچی بهتر از این نیست که
‫محدوده آگاهیتون رو گسترش بدین.

1108
01:49:34,041 --> 01:49:36,166
‫و تو لطافت دود...

1109
01:49:38,291 --> 01:49:41,541
‫حس می‌کردم انگار...
‫معلق شدم.

1110
01:49:43,916 --> 01:49:46,041
‫یه صدای ضربه از دیوار شنیدم.

1111
01:49:47,541 --> 01:49:48,708
‫بعد یه ضربه دیگه.

1112
01:49:49,958 --> 01:49:51,166
‫ضربه می‌زنه.

1113
01:49:52,333 --> 01:49:53,791
‫دستم رو گذاشتم.

1114
01:49:54,250 --> 01:49:58,625
‫و صدای جیغ از طبقه بالا شنیدم.
‫از پله‌ها رفتم بالا.

1115
01:50:00,375 --> 01:50:03,250
‫جیغ‌ها تبدیل شد به... ناله.

1116
01:50:05,000 --> 01:50:06,750
‫صدا از یه اتاق میومد

1117
01:50:06,916 --> 01:50:08,083
‫ته راهرو.

1118
01:50:10,333 --> 01:50:13,083
‫در رو باز کردم
‫و خودم رو تو یه اتاق دیدم.

1119
01:50:13,250 --> 01:50:14,750
‫وسطش یه تخت بود.

1120
01:50:15,333 --> 01:50:16,375
‫دستم رو روش گذاشتم.

1121
01:50:19,833 --> 01:50:21,958
‫و یه زن رو دیدم
‫که از درد به خودش می‌پیچید.

1122
01:50:22,541 --> 01:50:27,666
‫داشت یه بچه به دنیا می‌آورد.
‫تنها بود، رهاشده.

1123
01:50:27,958 --> 01:50:28,875
‫جیغ می‌زد.

1124
01:50:31,666 --> 01:50:34,458
‫و بعد یه یکی رو
‫پشت سرم حس کردم.

1125
01:50:35,250 --> 01:50:36,208
‫یهو.

1126
01:50:39,500 --> 01:50:41,041
‫دارین خانم‌ها رو می‌ترسونین.

1127
01:50:41,208 --> 01:50:42,750
‫و ما رو سرگرم می‌کنین.

1128
01:50:43,041 --> 01:50:44,958
‫خواهش می‌کنم، ادامه بدین.

1129
01:50:45,125 --> 01:50:47,333
‫به خودتون بیاین، دارین جشن رو خراب می‌کنین.

1130
01:50:47,833 --> 01:50:50,666
‫برگشتم، در حالی که می‌لرزیدم.

1131
01:50:52,375 --> 01:50:53,583
‫و همون لحظه،

1132
01:50:53,750 --> 01:50:56,791
‫یه زمزمه کنار گوشم
‫شنیدم.

1133
01:50:58,500 --> 01:51:00,083
‫صدای یه بچه بود.

1134
01:51:01,708 --> 01:51:03,375
‫صدای یه بچه که التماس می‌کرد

1135
01:51:03,541 --> 01:51:04,666
‫آزادش کنم.

1136
01:51:06,583 --> 01:51:08,583
‫بالاخره یه در پیدا کردم،

1137
01:51:09,083 --> 01:51:11,583
‫یه در مخفی
‫که قبلاً ندیده بودم.

1138
01:51:12,541 --> 01:51:13,666
‫من هلش دادم.

1139
01:51:14,416 --> 01:51:17,166
‫چند تا پله... که میره به باغ.

1140
01:51:18,333 --> 01:51:20,750
‫و دوباره برگشت،
‫صدای اون بچه.

1141
01:51:20,916 --> 01:51:25,041
‫بهم میگفت خیلی وقته که تنهاست.
‫داشت گریه میکرد.

1142
01:51:25,541 --> 01:51:26,916
‫مامانشو صدا میزد.

1143
01:51:32,083 --> 01:51:33,500
‫اون شب، من...

1144
01:51:34,416 --> 01:51:35,958
‫گشتم، ولی...

1145
01:51:37,416 --> 01:51:39,208
‫باغ خیلی بزرگ بود.

1146
01:51:41,000 --> 01:51:42,791
‫چی... چیکار کردین؟

1147
01:51:52,125 --> 01:51:53,208
‫ببخشید؟

1148
01:51:54,583 --> 01:51:56,000
‫باغ خیلی بزرگ بود...

1149
01:51:57,083 --> 01:51:58,333
‫چیکار کردین؟

1150
01:52:00,458 --> 01:52:01,458
‫بله.

1151
01:52:12,083 --> 01:52:14,333
‫فردا صبحش،
‫شروع کردیم به کندن.

1152
01:52:14,875 --> 01:52:16,041
‫همه جا رو.

1153
01:52:16,791 --> 01:52:20,041
‫درختای سیب رو از ریشه درآوردیم،
‫مسیر رو زیر و رو کردیم...

1154
01:52:20,875 --> 01:52:21,875
‫ولی هیچی نبود.

1155
01:52:24,416 --> 01:52:27,458
‫یه خوک مخصوص پیدا
‫کردن ترفل از پریگور، آوردم!

1156
01:52:29,375 --> 01:52:30,125
‫خب بعدش؟

1157
01:52:31,916 --> 01:52:32,916
‫نفس میکشه.

1158
01:52:33,083 --> 01:52:35,125
‫وقتی اونم چیزی پیدا نکرد،

1159
01:52:36,041 --> 01:52:37,666
‫همون شب خوردیمش.

1160
01:52:37,833 --> 01:52:39,750
‫- خنده
‫- عالی بود!

1161
01:52:41,833 --> 01:52:44,375
‫من که گفتم
‫این فقط یه قصه است.

1162
01:52:45,208 --> 01:52:47,166
‫دقیقاً، یه قصه.

1163
01:52:48,083 --> 01:52:51,000
‫حداقل، تا دیروز همینطور فکر میکردم.

1164
01:52:52,708 --> 01:52:54,166
‫وقتی داشتیم

1165
01:52:54,333 --> 01:52:56,416
‫مشعل‌ها رو برای مهمونی میکاشتیم،

1166
01:52:57,083 --> 01:52:59,166
‫یکیشون یهو شکست.

1167
01:53:00,875 --> 01:53:03,000
‫همونجا رو کندیم و...

1168
01:53:04,333 --> 01:53:05,750
‫یه صندوقچه پیدا کردیم.

1169
01:53:06,208 --> 01:53:07,375
‫خب؟

1170
01:53:09,208 --> 01:53:10,833
‫توش چی بود؟

1171
01:53:12,541 --> 01:53:13,750
‫نمیدونم.

1172
01:53:13,916 --> 01:53:14,791
‫یعنی چی؟

1173
01:53:17,041 --> 01:53:19,541
‫منتظر شما موندم... تا بازش کنیم.

1174
01:53:37,000 --> 01:53:38,750
‫اگه توش جنازه باشه چی؟

1175
01:53:40,166 --> 01:53:41,750
‫براش مراسم تدفین میگیریم.

1176
01:53:47,291 --> 01:53:49,166
‫دادستان، شاید مایل باشید

1177
01:53:49,333 --> 01:53:50,333
‫بازش کنید؟

1178
01:53:54,041 --> 01:53:56,416
‫- التماستون میکنم، بازش نکنید.
‫- بسه دیگه.

1179
01:54:19,125 --> 01:54:20,958
‫اجی مجی لاترجی!

1180
01:54:25,000 --> 01:54:26,166
‫آه، نمیدونم

1181
01:54:26,333 --> 01:54:29,291
‫کدوم قسمت این داستان واقعیه،
‫ولی شما یه جادوگرین،

1182
01:54:29,458 --> 01:54:30,708
‫کنت.

1183
01:54:36,625 --> 01:54:39,791
‫چطور ممکنه؟
‫طوری حرف میزد انگار اونجا بوده.

1184
01:54:40,458 --> 01:54:43,291
‫همه این جزئیات، این...
‫داشتم دیوونه میشدم.

1185
01:54:43,458 --> 01:54:45,208
‫آروم باش، خواهش میکنم.

1186
01:54:45,375 --> 01:54:47,750
‫- جنازه بچمون کجاست؟
‫- نمیدونم.

1187
01:54:47,916 --> 01:54:49,666
‫- مگه همونجا نذاشته بودیش؟
‫- چرا.

1188
01:54:50,208 --> 01:54:52,708
‫تو بهم گفتی که مرده!
‫تو بهم گفتی!

1189
01:54:52,875 --> 01:54:54,500
‫معلومه که مرده بود.

1190
01:54:54,666 --> 01:54:57,000
‫- پس کجاست؟
‫- نمیدونم.

1191
01:54:57,166 --> 01:54:59,208
‫- بچمون کجاست؟
‫- نمیدونم!

1192
01:54:59,375 --> 01:55:02,791
‫ساکت شو، هیستریک شدی!
‫نمیدونم.

1193
01:55:02,958 --> 01:55:05,083
‫آروم باش.

1194
01:55:06,916 --> 01:55:08,291
‫یه چیزی رو میدونم.

1195
01:55:08,916 --> 01:55:10,500
‫اینکه تا هشت روز دیگه،

1196
01:55:10,666 --> 01:55:13,041
‫میفهمم این آقای مونت کریستو کیه،

1197
01:55:13,541 --> 01:55:16,416
‫از کجا اومده، کجا میره،

1198
01:55:16,916 --> 01:55:20,291
‫و چرا جلوی ما درباره بچه‌هایی که دفن میشن
‫حرف میزنه.

1199
01:55:24,625 --> 01:55:26,333
‫دانگلار شیفته پوله.

1200
01:55:26,500 --> 01:55:27,958
‫به کسی که ازش پول

1201
01:55:28,125 --> 01:55:30,041
‫نمیخواد شک نمیکنه.
‫مورسف از وقتی

1202
01:55:30,208 --> 01:55:32,208
‫پسرشو نجات دادم
‫بهم اعتماد داره.

1203
01:55:32,375 --> 01:55:33,500
‫میمونه ویلفور.

1204
01:55:33,916 --> 01:55:35,375
‫ویلفور دادستانه.

1205
01:55:35,541 --> 01:55:36,583
‫مشکوکه.

1206
01:55:37,833 --> 01:55:41,583
‫و بخاطر این شام،
‫ویکتوریا حتماً توضیح میخواد.

1207
01:55:41,750 --> 01:55:44,125
‫پس برای آروم کردن اون
‫و خودش،

1208
01:55:44,291 --> 01:55:45,833
‫تحقیق میکنه.

1209
01:55:46,583 --> 01:55:50,250
‫و از اونجایی که همیشه از دهن آدمای بدجنس
‫بیشتر میشه فهمید،

1210
01:55:50,416 --> 01:55:52,708
‫میره سراغ دشمن کنت.

1211
01:55:53,333 --> 01:55:54,708
‫لرد هالیفکس.

1212
01:55:55,208 --> 01:55:57,250
‫- (با لهجه انگلیسی)
‫- چی میخواین بدونین؟

1213
01:55:57,625 --> 01:56:01,875
‫اگه بتونم بهش ضرری بزنم،
‫باعث خوشحالیمه.

1214
01:56:03,000 --> 01:56:06,458
‫کنت قبلاً پاریس اومده؟
‫ادعا میکنه که نه.

1215
01:56:06,625 --> 01:56:09,625
‫اگه قبلاً اومده بود، من میدونستم.

1216
01:56:10,041 --> 01:56:13,916
‫پس، شما میدونید
‫15 سال پیش کجا بوده؟

1217
01:56:14,458 --> 01:56:16,458
‫بله. هند.

1218
01:56:17,916 --> 01:56:18,750
‫ولی...

1219
01:56:18,916 --> 01:56:20,208
‫باید بگم،

1220
01:56:22,000 --> 01:56:24,416
‫اون موقع هنوز برام جالب بود.

1221
01:56:26,000 --> 01:56:27,666
‫ولی بعدش...

1222
01:56:28,833 --> 01:56:29,958
‫بعدش چی؟

1223
01:56:31,333 --> 01:56:35,125
‫یه شب داشتم یه خدمتکار رو تنبیه میکردم

1224
01:56:35,291 --> 01:56:37,125
‫که حقش بود.

1225
01:56:38,041 --> 01:56:39,125
‫ولی...

1226
01:56:39,666 --> 01:56:43,458
‫مونت کریستو عاشق این وحشی‌ها شده بود،

1227
01:56:43,625 --> 01:56:48,500
‫با اون خدایان بت‌پرستشون،
‫جادوی مسخرشون.

1228
01:56:48,666 --> 01:56:50,166
‫عقاید مضحک.

1229
01:56:52,666 --> 01:56:54,541
‫بعد منو به دوئل دعوت کرد.

1230
01:56:55,583 --> 01:56:56,666
‫بخاطر یه بومی؟

1231
01:56:56,833 --> 01:56:59,916
‫بله! یه بومی!

1232
01:57:00,083 --> 01:57:01,708
‫باورتون میشه؟

1233
01:57:01,875 --> 01:57:03,958
‫میخنده.
‫آه.

1234
01:57:04,583 --> 01:57:07,083
‫هوا گرمه، نه؟
‫عجب گرمایی!

1235
01:57:07,250 --> 01:57:10,125
‫یکی بادبزنمو بیاره،
‫تو را خدا.

1236
01:57:11,041 --> 01:57:12,708
‫اینجا آدم خفه میشه!

1237
01:57:14,750 --> 01:57:16,375
‫نه این یکی رو نه.

1238
01:57:16,875 --> 01:57:18,083
‫ممنون.

1239
01:57:22,208 --> 01:57:23,708
‫هوم. و شما،

1240
01:57:24,833 --> 01:57:26,250
‫جناب ویلفور؟

1241
01:57:27,291 --> 01:57:28,416
‫چه بلایی سرتون آورده؟

1242
01:57:29,000 --> 01:57:30,000
‫هیچی.

1243
01:57:31,375 --> 01:57:34,708
‫نمیدونم باید اونو جزو دوستام حساب کنم
‫یا دشمنام.

1244
01:57:35,833 --> 01:57:39,541
‫اگه دشمنتون بود،
‫تا حالا فهمیده بودین.

1245
01:57:39,708 --> 01:57:43,750
‫عیب‌هایی داره، ولی آدمی نیست که
‫نیتش رو پنهان کنه.

1246
01:57:43,916 --> 01:57:44,916
‫هوم.

1247
01:57:45,583 --> 01:57:46,583
‫اما...

1248
01:57:47,208 --> 01:57:48,583
‫مواظب باشین.

1249
01:57:48,750 --> 01:57:50,000
‫جناب دادستان.

1250
01:57:52,041 --> 01:57:54,208
‫اگه بشه دوستتون،

1251
01:57:54,708 --> 01:57:57,875
‫شما میشین دشمن من.

1252
01:57:59,708 --> 01:58:00,916
‫البته که همینطوره.

1253
01:58:03,625 --> 01:58:04,375
‫میخنده.

1254
01:58:08,833 --> 01:58:10,375
‫بله.

1255
01:58:10,541 --> 01:58:13,500
‫ممنون جناب ویلفور،
‫صحبت باهاتون خیلی خوب بود

1256
01:58:13,666 --> 01:58:16,583
‫ولی من کارای زیادی دارم
‫که باید انجام بدم.

1257
01:58:16,750 --> 01:58:17,916
‫از شما ممنونم.

1258
01:58:19,291 --> 01:58:20,916
‫جناب دادستان.

1259
01:58:30,208 --> 01:58:31,208
‫ویکتور.

1260
01:58:33,041 --> 01:58:34,041
‫کنت؟

1261
01:58:34,208 --> 01:58:36,291
‫اسب‌ها رو آماده کن،
‫داریم برمیگردیم.

1262
01:58:47,541 --> 01:58:49,666
‫حالا که ویلفور دیگه گارد نداره،

1263
01:58:49,833 --> 01:58:52,166
‫میتونیم حمله‌مون رو آماده کنیم.

1264
01:58:53,541 --> 01:58:54,916
‫من میرم جنوب.

1265
01:58:55,083 --> 01:58:58,708
‫برای جشن تولد بیست سالگی
‫دختر دانگلار برمیگردم.

1266
01:58:59,250 --> 01:59:00,416
‫روی تو حساب میکنم،

1267
01:59:00,583 --> 01:59:02,583
‫آندره، که به اون نزدیک بشی.

1268
01:59:03,625 --> 01:59:06,333
‫و روی تو، هایده،
‫که آلبر رو جادو کنی.

1269
01:59:09,750 --> 01:59:11,166
‫برین.

1270
01:59:12,583 --> 01:59:14,000
‫خوبه.

1271
01:59:14,166 --> 01:59:18,125
‫میتونه تا 600 برده رو جا بده،
‫با یکم فشار 700 تا، ولی...

1272
01:59:18,291 --> 01:59:20,083
‫من یه انسان‌دوستم.

1273
01:59:20,250 --> 01:59:21,750
‫اسمشو گذاشتم هرکول.

1274
01:59:21,916 --> 01:59:26,458
‫مادرم میگفت این خط مال کساییه
‫که سرنوشت بزرگی دارن.

1275
01:59:27,208 --> 01:59:30,583
‫و این... خط عشقته.

1276
01:59:31,666 --> 01:59:33,791
‫و اینجا، میبینم که...

1277
01:59:34,541 --> 01:59:36,541
‫باید یه چیزی بهت بگم.

1278
01:59:43,500 --> 01:59:44,500
‫بله؟

1279
01:59:47,541 --> 01:59:49,041
‫میخواستم دوستت داشته باشم،

1280
01:59:49,500 --> 01:59:52,125
‫- ولی نمیتونم.
‫- میدونم.

1281
01:59:55,083 --> 01:59:56,208
‫تو اون حس‌هایی که

1282
01:59:56,375 --> 01:59:58,625
‫ به سوزان داری رو نمیتونی به من بدی.

1283
01:59:58,791 --> 02:00:00,000
‫این راز ما میمونه.

1284
02:00:00,166 --> 02:00:02,833
‫این راز ما میمونه.
‫خوب نگهش میداریم.

1285
02:00:03,250 --> 02:00:05,250
‫میدونم یعنی چی که
‫آدم دو شخصیتی باشه.

1286
02:00:06,083 --> 02:00:07,916
‫میدونم یعنی چی که
‫آدم دو شخصیتی باشه.

1287
02:00:09,166 --> 02:00:11,000
‫نتونی بگی کی هستی.

1288
02:00:13,375 --> 02:00:14,625
‫من میشم بهونه‌ت.

1289
02:00:22,916 --> 02:00:24,125
‫آه میکشه

1290
02:00:57,041 --> 02:00:59,250
‫وقتشه که خودتو نجات بدی.

1291
02:01:46,750 --> 02:01:48,041
‫هر ثانیه از لحظاتی که باهاتون بودم رو

1292
02:01:48,208 --> 02:01:50,375
‫توی خواب دوباره میبینم

1293
02:01:50,916 --> 02:01:53,791
‫میخوام توی تاریکی شب
‫خاطره چشماتون رو با خودم ببرم،

1294
02:01:54,833 --> 02:01:56,625
‫و نمیخوام با هیچکس حرف بزنم

1295
02:01:56,791 --> 02:01:58,916
‫تا طنین صداتون رو
‫که هنوز تو قلبم میلرزه

1296
02:01:59,083 --> 02:02:00,833
‫هدر ندم.

1297
02:02:02,208 --> 02:02:04,458
‫نت موسیقیتون رو پیش خودم نگه میدارم.

1298
02:02:05,250 --> 02:02:08,250
‫دوستش دارم چون تصویر شما رو
‫برام زنده میکنه،

1299
02:02:08,416 --> 02:02:12,208
‫اما بیشتر از همه به خاطر خاطره‌ای که
‫تا ابد همراهش میمونه،

1300
02:02:12,375 --> 02:02:15,791
‫خاطره لحظه‌ای از زندگی
‫که به اندازه یه عمر می‌ارزه.

1301
02:02:53,000 --> 02:02:54,666
‫- به امید دیدار.
‫- به امید دیدار.

1302
02:03:07,291 --> 02:03:08,291
‫شاهزاده.

1303
02:03:12,625 --> 02:03:15,583
‫اوژنی. این جشن مثل خودته،
‫پر از شور و شادی.

1304
02:03:16,166 --> 02:03:17,583
‫ممنون، آندره.

1305
02:03:17,750 --> 02:03:20,833
‫بین مهمون‌هاتون
‫کنت مونت کریستو هم هست؟

1306
02:03:21,750 --> 02:03:22,583
‫هفده.

1307
02:03:23,208 --> 02:03:23,875
‫هفده؟

1308
02:03:24,791 --> 02:03:27,125
‫شما هفدهمین نفری هستین
‫که این سوال رو میپرسه.

1309
02:03:27,291 --> 02:03:29,250
‫و به همه چی جواب میدین؟

1310
02:03:29,708 --> 02:03:32,708
‫که نفر هجدهمی وجود نداره. اوناهاش.

1311
02:03:37,291 --> 02:03:38,250
‫عذر میخوام.

1312
02:03:44,041 --> 02:03:44,916
‫دوشیزه.

1313
02:03:45,416 --> 02:03:48,375
‫- کنت. سفرتون خوب بود؟
‫- عالی بود.

1314
02:03:49,708 --> 02:03:52,083
‫- متشکرم.
‫- اوژنی خیلی مشتاقه

1315
02:03:52,250 --> 02:03:53,875
‫که دوباره ببینتتون، دوشیزه.

1316
02:03:54,333 --> 02:03:55,916
‫کنت، اجازه میدین؟

1317
02:03:57,000 --> 02:03:58,041
‫با کمال میل.

1318
02:04:06,708 --> 02:04:08,958
‫کنت میدونه که
‫ما همدیگه رو دیدیم؟

1319
02:04:09,416 --> 02:04:11,000
‫من چیزی بهش نگفتم.

1320
02:04:12,166 --> 02:04:16,000
‫- ممکنه خودش فهمیده باشه؟
‫- فقط خدا میدونه اون به چه کارایی قادره.

1321
02:04:17,916 --> 02:04:19,375
‫قشنگن، نه؟

1322
02:04:21,166 --> 02:04:23,291
‫انگار خیلی عجله دارن واسه زندگی.

1323
02:04:24,500 --> 02:04:26,541
‫آدما همیشه واسه خوشبختی عجله دارن.

1324
02:04:27,500 --> 02:04:28,500
‫مگه نه؟

1325
02:04:32,166 --> 02:04:34,458
‫افتخار میدین دست در دست هم

1326
02:04:34,916 --> 02:04:36,583
‫چند قدم راه بریم.

1327
02:05:14,708 --> 02:05:16,166
‫دستتون میلرزه.

1328
02:05:17,125 --> 02:05:18,625
‫انگار سردتونه.

1329
02:05:19,250 --> 02:05:22,666
‫تو خانواده ما، دست‌هامون
‫سرده ولی قلب‌هامون گرم

1330
02:05:23,166 --> 02:05:25,833
‫بفرمایید. این گرمتون می‌کنه.

1331
02:05:26,958 --> 02:05:28,916
‫انگورهای ما به خوبی انگورهای سیسیل نیست

1332
02:05:29,083 --> 02:05:32,000
‫ولی شما به آفتاب شمالی ما لطف دارین.

1333
02:05:32,291 --> 02:05:33,583
‫متأسفم.

1334
02:05:35,875 --> 02:05:38,041
‫عذر می‌خوام، ولی...

1335
02:05:38,875 --> 02:05:40,250
‫من هیچوقت نمی‌نوشم.

1336
02:05:42,791 --> 02:05:44,666
‫حداقل یه چیزی میل می‌کنید؟

1337
02:05:47,041 --> 02:05:49,000
‫باز هم باید دست رد بزنم.

1338
02:05:50,875 --> 02:05:55,208
‫جناب کنت، یه رسم عربی هست که میگه اونایی که زیر یه سقف

1339
02:05:55,375 --> 02:05:58,416
‫نون و نمک همدیگه رو خوردن، دوست ابدی میشن.

1340
02:05:59,416 --> 02:06:00,833
‫من این رسم رو می‌شناسم، خانم.

1341
02:06:01,666 --> 02:06:04,083
‫ولی ما پاریس هستیم، نه طنجه.

1342
02:06:05,041 --> 02:06:09,416
‫اینجا نه دوستی ابدی معنی
‫داره، نه نون و نمک خوردن.

1343
02:06:31,333 --> 02:06:34,458
‫ولی آخه... ما دوستیم، مگه نه؟

1344
02:06:35,333 --> 02:06:36,583
‫البته که هستیم.

1345
02:06:37,541 --> 02:06:39,250
‫چرا نباید باشیم؟

1346
02:06:43,458 --> 02:06:48,375
‫پس به جای نون و نمک، بیاید
‫چند تا خاطره با هم مرور کنیم.

1347
02:06:50,875 --> 02:06:52,708
‫چی می‌خواید بدونید؟

1348
02:06:55,208 --> 02:06:57,416
‫راسته که شما اینقدر دیدید،

1349
02:06:57,958 --> 02:06:59,375
‫اینقدر سفر کردید،

1350
02:06:59,625 --> 02:07:00,875
‫اینقدر رنج کشیدید؟

1351
02:07:01,666 --> 02:07:03,333
‫چی باعث شده اینطور فکر کنید؟

1352
02:07:05,208 --> 02:07:06,291
‫چشم‌هاتون.

1353
02:07:09,125 --> 02:07:13,041
‫هر مسافری یا دنبال پیدا کردن چیزیه یا دنبال فرار از چیزی.

1354
02:07:15,666 --> 02:07:17,000
‫شما پیداش کردید؟

1355
02:07:17,583 --> 02:07:19,333
‫سفرم هنوز تموم نشده.

1356
02:07:24,750 --> 02:07:26,083
‫تنها زندگی می‌کنید؟

1357
02:07:28,166 --> 02:07:31,291
‫نه خواهری دارم، نه پسری، نه پدری.

1358
02:07:35,375 --> 02:07:39,833
‫فقط هایده رو دارم که مطمئنم به زودی اونم ترکم می‌کنه.

1359
02:07:42,708 --> 02:07:44,833
‫چطور می‌تونید اینجوری زندگی کنید،

1360
02:07:45,125 --> 02:07:46,916
‫بدون هیچی که شما رو به زندگی وصل کنه؟

1361
02:07:51,250 --> 02:07:53,000
‫یه دختر جوونی رو دوست داشتم.

1362
02:07:55,958 --> 02:07:57,375
‫که قرار بود باهاش ازدواج کنم.

1363
02:08:00,083 --> 02:08:01,625
‫سال‌ها پیش.

1364
02:08:02,125 --> 02:08:05,833
‫ولی وقتی جنگ اومد و منو از اون دور کرد...

1365
02:08:10,041 --> 02:08:12,625
‫فکر می‌کردم اونقدری منو
‫دوست داره که منتظرم بمونه.

1366
02:08:17,250 --> 02:08:19,708
‫که تا پای مرگ بهم وفادار بمونه.

1367
02:08:23,166 --> 02:08:25,041
‫ولی وقتی برگشتم،

1368
02:08:26,083 --> 02:08:27,458
‫ازدواج کرده بود.

1369
02:08:31,333 --> 02:08:35,375
‫شاید قلب من از بقیه ضعیف‌تر بود.

1370
02:08:37,708 --> 02:08:40,083
‫بیشتر از اونچه بقیه
‫رنج می‌کشیدن، رنج کشیدم.

1371
02:08:41,500 --> 02:08:44,500
‫همین دیگه.
‫این عشق هنوز تو قلبتون مونده؟

1372
02:08:47,875 --> 02:08:49,708
‫آدم فقط یه بار واقعاً عاشق میشه.

1373
02:08:51,125 --> 02:08:52,000
‫مگه نه؟

1374
02:08:54,625 --> 02:08:56,208
‫دوباره دیدینش؟

1375
02:09:00,708 --> 02:09:01,625
‫هیچوقت.

1376
02:09:02,833 --> 02:09:04,000
‫هیچوقت؟

1377
02:09:08,583 --> 02:09:09,708
‫هیچوقت.

1378
02:09:16,583 --> 02:09:19,291
‫به خاطر رنجی که کشیدید بخشیدینش؟

1379
02:09:21,875 --> 02:09:24,750
‫فقط کسی رو میشه بخشید که طلب بخشش کنه.

1380
02:09:29,500 --> 02:09:31,875
‫اگه امروز ازتون طلب بخشش کنه چی؟

1381
02:09:49,625 --> 02:09:52,833
‫روزنامه بی‌طرف بخرید! ناوگان
‫دانگلار در مارسی دزدیده شد!

1382
02:09:53,000 --> 02:09:56,500
‫روزنامه بی‌طرف، خانم‌ها و آقایون!
‫روزنامه بی‌طرف!

1383
02:09:56,666 --> 02:09:57,666
‫بخرید!

1384
02:09:57,833 --> 02:10:01,041
‫چطور میشه کشتی‌ها رو
‫وسط روز روشن از بندر دزدید؟

1385
02:10:01,458 --> 02:10:02,833
‫حداقل بیمه بودن؟

1386
02:10:03,166 --> 02:10:04,250
‫به نظرت چیه؟

1387
02:10:04,625 --> 02:10:07,208
‫سهام دانگلار تو بورس سقوط کرد.

1388
02:10:08,166 --> 02:10:10,041
‫ولی به لطف تلگراف ارتش،

1389
02:10:10,583 --> 02:10:15,416
‫دانگلار زود می‌فهمه که
‫در واقع هیچ اتفاقی نیفتاده.

1390
02:10:15,583 --> 02:10:17,083
‫شما باید کشتی‌هاشو می‌دزدیدید.

1391
02:10:17,750 --> 02:10:19,666
‫هر چیزی به موقعش میرسه.

1392
02:10:19,833 --> 02:10:22,541
‫نجات پیدا کردی. کشتی‌هات سالمن.

1393
02:10:22,708 --> 02:10:24,250
‫- چی؟
‫- روزنامه بی‌طرف دروغ گفته.

1394
02:10:25,625 --> 02:10:29,000
‫"ناوگان دانگلار هنوز

1395
02:10:29,166 --> 02:10:31,750
‫"در بندر مارسی پهلو گرفته و سالمه"!

1396
02:10:33,583 --> 02:10:36,458
‫آه می‌کشه.
‫ممنون. ممنون دوستان من.

1397
02:10:36,958 --> 02:10:39,750
‫دانگلار حرف‌های منو
‫یادش میاد و فکر می‌کنه...

1398
02:10:39,916 --> 02:10:42,708
‫که این یه حقه از طرف
‫صاحب جدید روزنامه بی‌طرفه،

1399
02:10:42,875 --> 02:10:44,416
‫لرد هالیفکس عزیز ما.

1400
02:10:44,583 --> 02:10:45,375
‫دقیقاً.

1401
02:10:46,750 --> 02:10:48,000
‫مونت کریستو حق داشت.

1402
02:10:48,166 --> 02:10:50,833
‫این انگلیسی داره از روزنامه‌ش
‫استفاده می‌کنه تا با سهام من بازی کنه.

1403
02:10:51,416 --> 02:10:52,833
‫باید یه تکذیبیه چاپ کنیم.

1404
02:10:55,166 --> 02:10:56,125
‫اصلاً نه.

1405
02:10:56,500 --> 02:10:58,208
‫نمی‌فهمم. باید...

1406
02:10:58,375 --> 02:10:59,375
‫هیس!

1407
02:11:00,583 --> 02:11:01,500
‫می‌شنوید؟

1408
02:11:02,666 --> 02:11:03,333
‫گوش کنید.

1409
02:11:05,000 --> 02:11:06,291
‫چه صدای قشنگی.

1410
02:11:08,291 --> 02:11:09,833
‫این صدای کوچولوی قشنگ.

1411
02:11:14,208 --> 02:11:15,625
‫من هنوز نمی‌فهمم.

1412
02:11:15,791 --> 02:11:19,875
‫فکر کن. اون چیزی رو می‌دونه که هنوز هیچکس نمی‌دونه.

1413
02:11:20,333 --> 02:11:24,541
‫تصور کن: داری پوکر بازی می‌کنی و از دست حریفت خبر داری.

1414
02:11:24,958 --> 02:11:26,958
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- شرط رو می‌برم بالا.

1415
02:11:27,125 --> 02:11:28,791
‫سهام‌ها الان تو پایین‌ترین قیمتن.

1416
02:11:29,708 --> 02:11:34,458
‫اگه الان سهام رو بخرم، تا دو روز دیگه
‫یه سود کلون به جیب میزنم.

1417
02:11:34,625 --> 02:11:35,958
‫بهترین معامله‌م میشه.

1418
02:11:36,125 --> 02:11:37,250
‫سهامت رو بخری؟

1419
02:11:37,750 --> 02:11:38,916
‫چقدر پول لازم داری؟

1420
02:11:39,083 --> 02:11:40,416
‫- 500 میلیون.
‫- 500 میلیون؟

1421
02:11:40,583 --> 02:11:43,833
‫آره، 500 میلیون.
‫ولی باید همین امروز انجام بشه.

1422
02:11:44,000 --> 02:11:48,166
‫قبل از بسته شدن بازار و قبل از اینکه
‫اون آشغالِ هالیفکس این کار رو بکنه.

1423
02:11:48,541 --> 02:11:51,083
‫چطوری میشه تا امشب
‫500 میلیون جور کرد؟

1424
02:11:53,541 --> 02:11:56,791
‫با رفتن پیش بزرگترین دشمن
‫لرد هالیفکس.

1425
02:12:24,833 --> 02:12:26,750
‫متأسفم بارون، ولی...

1426
02:12:27,458 --> 02:12:29,708
‫دریا همیشه برای من نحس بوده.

1427
02:12:29,875 --> 02:12:31,500
‫من سهام شما رو نمیخرم.

1428
02:12:31,666 --> 02:12:33,750
‫- کنت.
‫- با این حال،

1429
02:12:33,916 --> 02:12:37,000
‫من هیچوقت کمک به یه دوست و تنبیه
‫یه دشمن رو رد نمیکنم.

1430
02:12:37,166 --> 02:12:40,666
‫پس این پول رو بهتون قرض میدم
‫و هر کاری که میخواین باهاش بکنین.

1431
02:12:44,000 --> 02:12:47,500
‫و من میتونم نرخ سود 20 درصد
‫رو تضمین کنم.

1432
02:12:47,958 --> 02:12:49,916
‫من بدون سود بهتون پول قرض میدم.

1433
02:12:52,166 --> 02:12:53,000
‫تو سیسیل میگن:

1434
02:12:53,166 --> 02:12:55,125
‫"از جیب رفیقت پولدار نشو."

1435
02:12:55,291 --> 02:12:56,541
‫اصرار میکنم.

1436
02:12:57,333 --> 02:13:01,250
‫یه رهن‌نامه روی همه داراییام
‫تنظیم کردم.

1437
02:13:01,416 --> 02:13:04,875
‫خب، به اندازه 500 میلیون نمیشه، ولی...

1438
02:13:05,250 --> 02:13:07,000
‫200 میلیون، اینو قول میدم.

1439
02:13:07,375 --> 02:13:09,500
‫نه بارون، حرف شما برای من کافیه.

1440
02:13:09,666 --> 02:13:11,041
‫شما بهش میگین:

1441
02:13:11,208 --> 02:13:13,375
‫"حساب حساب، کاکا برادر."

1442
02:13:15,500 --> 02:13:19,333
‫خب، پس باشه. به خاطر دوستی،
‫من تضمین‌های شخصی شما رو قبول میکنم.

1443
02:13:22,000 --> 02:13:24,125
‫تا یک هفته دیگه،
‫بدهیم رو پس میدم.

1444
02:13:26,458 --> 02:13:29,166
‫کاری میکنیم این هالیفکس
‫تقاص پس بده.

1445
02:13:29,916 --> 02:13:31,416
‫شکایت‌نامه آماده‌ست.

1446
02:13:32,041 --> 02:13:35,541
‫خودم شخصاً علیه اون
‫تو دادگاه اقامه دعوی میکنم.

1447
02:13:35,708 --> 02:13:39,666
‫مشتاقم که تو دادگاه باشم
‫و شاهد این اعدام باشم.

1448
02:14:01,791 --> 02:14:04,333
‫لرد هالیفکس،
‫صاحب روزنامه ایمپارشال،

1449
02:14:04,708 --> 02:14:06,583
‫که امروز به دادگاه احضار شده

1450
02:14:06,750 --> 02:14:09,250
‫تا به اتهامات افترا
‫پاسخگو باشه،

1451
02:14:09,416 --> 02:14:11,666
‫مجبور شده با عجله کشور رو ترک کنه.

1452
02:14:13,666 --> 02:14:15,916
‫اما قول داده که نماینده‌ش

1453
02:14:16,083 --> 02:14:18,375
‫ساعت 2 در این دادگاه حاضر باشه.

1454
02:14:45,291 --> 02:14:47,750
‫جناب قاضی، این نمایش کافیه دیگه.

1455
02:14:47,916 --> 02:14:49,250
‫اینجا تئاتر خیابونی نیست.

1456
02:14:51,458 --> 02:14:55,708
‫از نماینده آقای هالیفکس میخوام
‫خودش رو معرفی کنه.

1457
02:15:03,791 --> 02:15:06,458
‫چیکار میکنی؟
‫هنوز تموم نشده.

1458
02:15:23,583 --> 02:15:25,583
‫من نماینده لرد هالیفکس هستم.

1459
02:15:29,833 --> 02:15:31,208
‫من در برابر شما هستم

1460
02:15:31,375 --> 02:15:35,208
‫چون روزنامه ایمپارشال متهم شده
‫به پخش اخبار دروغ.

1461
02:15:35,750 --> 02:15:37,458
‫اما من اینجا اعلام میکنم

1462
02:15:37,708 --> 02:15:40,208
‫که کشتی‌های دانگلار
‫واقعاً ناپدید شدن.

1463
02:15:40,375 --> 02:15:42,708
‫چرت و پرته،
‫ناوگان من تو مارسیه!

1464
02:15:42,875 --> 02:15:44,000
‫این یه مسخره‌بازیه!

1465
02:15:46,500 --> 02:15:48,500
‫- چه مدرکی دارین؟
‫- کافیه

1466
02:15:48,666 --> 02:15:51,500
‫با اداره بندر مارسی
‫تماس بگیرین.

1467
02:15:51,958 --> 02:15:55,250
‫پس شما روی حرفتون
‫پافشاری میکنین؟

1468
02:15:55,916 --> 02:15:59,708
‫بله پافشاری میکنم و پاش امضا میذارم،
‫جناب قاضی.

1469
02:16:00,500 --> 02:16:02,583
‫اما میخوام این کار رو
‫با اسم واقعیم انجام بدم.

1470
02:16:02,958 --> 02:16:04,458
‫یعنی الان اسم جعلی دارین؟

1471
02:16:08,041 --> 02:16:11,000
‫منو با اسم آندره کاوالکانتی
‫میشناسن.

1472
02:16:11,166 --> 02:16:14,708
‫بعد از سال‌ها زندگی تو خیابون،
‫یه خانواده بزرگ

1473
02:16:14,875 --> 02:16:17,750
‫و ثروتمند از اشراف ایتالیا
‫منو پناه دادن.

1474
02:16:17,916 --> 02:16:19,666
‫من مثل یه دزد بزرگ شدم؛

1475
02:16:20,041 --> 02:16:21,666
‫و به عنوان یه شاهزاده به آخر خط رسیدم.

1476
02:16:21,833 --> 02:16:26,208
‫شغل شریف‌تری نیست،
‫ولی خیلی لذت‌بخش‌تره.

1477
02:16:29,208 --> 02:16:33,000
‫اینجا، تو پاریس بود که بالاخره
‫پدر واقعیم رو پیدا کردم.

1478
02:16:39,791 --> 02:16:42,416
‫من سوم نوامبر 1815 به دنیا اومدم.

1479
02:16:45,750 --> 02:16:46,625
‫تو اوتوی.

1480
02:16:53,041 --> 02:16:54,666
‫جناب قاضی، آیا...

1481
02:16:56,000 --> 02:16:59,875
‫متهم میتونه مدارکی برای
‫ادعاهاش ارائه کنه؟

1482
02:17:00,041 --> 02:17:02,666
‫بله، دارم میرسم، جناب دادستان.

1483
02:17:02,833 --> 02:17:05,083
‫صبرتون پاداش خواهد داشت.

1484
02:17:08,750 --> 02:17:12,791
‫من حرومزاده یه اشراف‌زاده فرانسوی
‫و معشوقه‌ش هستم!

1485
02:17:17,125 --> 02:17:20,916
‫مادرم نمیدونه که من زنده‌م
‫چون... پدرم

1486
02:17:21,083 --> 02:17:23,583
‫بهش گفته که من
‫موقع تولد مُردم.

1487
02:17:25,125 --> 02:17:27,791
‫منو تو یه پارچه پیچید
‫و زنده به گور کرد.

1488
02:17:30,250 --> 02:17:33,458
‫آقا، شما دارید از تلاش
‫برای قتل نوزاد حرف میزنید.

1489
02:17:35,125 --> 02:17:36,708
‫این اتفاقی بود که باید می‌افتاد

1490
02:17:37,583 --> 02:17:40,500
‫اگه عمه‌م منو از خاک
‫بیرون نمی‌آورد.

1491
02:17:40,666 --> 02:17:42,291
‫چه کسی رو متهم میکنید؟

1492
02:17:43,291 --> 02:17:44,958
‫یه مرد محترم...

1493
02:17:45,583 --> 02:17:46,916
‫که همه‌تون میشناسینش.

1494
02:17:53,000 --> 02:17:54,875
‫اسلحه‌هاش روی این پارچه‌ست.

1495
02:17:59,875 --> 02:18:01,000
‫پدر من...

1496
02:18:01,458 --> 02:18:04,083
‫همون مردیه که
‫روبروم وایساده.

1497
02:18:08,416 --> 02:18:10,000
‫دادستان ویلفور.

1498
02:18:15,583 --> 02:18:16,375
‫ساکت!

1499
02:18:16,916 --> 02:18:19,541
‫- وگرنه سالن رو تخلیه می‌کنم.
‫- تهمته!

1500
02:18:20,208 --> 02:18:21,333
‫ازتون شکایت می‌کنم!

1501
02:18:21,791 --> 02:18:23,083
‫آقای کاوالکانتی،

1502
02:18:24,500 --> 02:18:26,875
‫متوجه هستید که اتهاماتتون
‫چقدر سنگینه؟

1503
02:18:27,041 --> 02:18:30,208
‫من به یه پارچه قانع نمیشم،
‫حتی اگه خونی باشه.

1504
02:18:30,916 --> 02:18:34,291
‫جناب دادستان مدرک حرف‌هام رو
‫براتون میاره.

1505
02:18:36,541 --> 02:18:38,291
‫هذیون می‌گید!
‫- پدر.

1506
02:18:40,958 --> 02:18:43,125
‫مجبور نکنید مادرم بیاد
‫شهادت بده.

1507
02:18:43,500 --> 02:18:45,291
‫فکر کنم به اندازه کافی رنج کشیده.

1508
02:18:56,916 --> 02:18:58,166
‫دادگاه تعلیق میشه

1509
02:18:58,333 --> 02:19:01,208
‫تا زمان تحقیقات.
‫سالن رو تخلیه کنید!

1510
02:19:03,166 --> 02:19:04,250
‫این از اولی.

1511
02:19:06,625 --> 02:19:09,125
‫بیا ویکتوریا، بیا! ببخشید.

1512
02:19:09,875 --> 02:19:11,041
‫بذارید رد بشیم.

1513
02:19:23,166 --> 02:19:25,250
‫چرا حقیقت رو بهم نگفتی؟

1514
02:19:26,333 --> 02:19:29,583
‫پدرت منو به عنوان دامادش می‌خواست، ولی...

1515
02:19:30,583 --> 02:19:33,250
‫این امکان نداره،
‫مادر تو، مادر منم هست.

1516
02:19:36,375 --> 02:19:37,958
‫ریشه‌هات رو فراموش نکن.

1517
02:19:38,666 --> 02:19:40,041
‫خوشبخت باشی، خواهرم.

1518
02:19:56,000 --> 02:19:57,000
‫کنت!

1519
02:19:58,291 --> 02:19:59,291
‫کنت!

1520
02:20:00,958 --> 02:20:04,083
‫این داستان بی‌معنیه.
‫داریم توی توهم غرق میشیم.

1521
02:20:04,250 --> 02:20:07,750
‫کشتی‌های من، دیروز،
‫هنوز تو مارسی بودن. من...

1522
02:20:07,916 --> 02:20:12,125
‫من نیاز به یه... یه مهلت دارم
‫تا پولتون رو پس بدم.

1523
02:20:12,291 --> 02:20:14,208
‫اگه...

1524
02:20:15,666 --> 02:20:17,458
‫دیگه چیزی ندارید، بارون.

1525
02:20:18,041 --> 02:20:20,208
‫هر چی که مال شما بود الان مال منه.

1526
02:20:21,041 --> 02:20:24,541
‫تنها چیزی که براتون مونده،
‫همین لباس‌های تنتونه.

1527
02:20:26,083 --> 02:20:29,083
‫از پاریس برو بیرون وگرنه...

1528
02:20:29,250 --> 02:20:31,250
‫... ممکنه کاری کنم
‫زنت و دخترت از گشنگی بمیرن!

1529
02:20:31,416 --> 02:20:33,041
‫اما کنت، من...

1530
02:20:33,208 --> 02:20:35,625
‫فکر می‌کنید خیلی بی‌رحمم، بارون؟

1531
02:20:38,708 --> 02:20:40,541
‫(نه تنها می‌دونم،)

1532
02:20:41,833 --> 02:20:43,166
‫(بلکه بهش افتخار هم می‌کنم.)

1533
02:20:57,083 --> 02:20:59,541
‫بهتره همسرتون رو همراهی کنید.

1534
02:21:00,041 --> 02:21:01,458
‫خیلی رنگش پریده.

1535
02:21:10,458 --> 02:21:11,500
‫این از دومی.

1536
02:21:55,041 --> 02:21:55,958
‫پدر!

1537
02:22:09,250 --> 02:22:10,541
‫از طرف آنژل.

1538
02:22:35,291 --> 02:22:36,250
‫برید کنار!

1539
02:22:36,791 --> 02:22:37,625
‫نه!

1540
02:22:55,541 --> 02:22:56,666
‫چرا؟

1541
02:22:58,541 --> 02:22:59,541
‫چرا؟

1542
02:23:09,791 --> 02:23:11,000
‫گریه نکن.

1543
02:24:30,166 --> 02:24:32,333
‫می‌دونستیم آخرش اینجوری میشه.

1544
02:24:33,291 --> 02:24:34,291
‫می‌دونستیم.

1545
02:24:34,458 --> 02:24:35,416
‫هایده!

1546
02:24:40,125 --> 02:24:41,541
‫نافرمانی کرد.

1547
02:24:43,791 --> 02:24:45,250
‫نافرمانی؟

1548
02:24:50,166 --> 02:24:51,833
‫از چی نافرمانی کرد؟

1549
02:24:54,791 --> 02:24:56,666
‫شما فقط نفرت رو بهش یاد دادین.

1550
02:24:57,375 --> 02:24:59,750
‫شما این خنجر رو
‫تو دستش گذاشتین.

1551
02:25:03,166 --> 02:25:05,500
‫این غمته که داره حرف می‌زنه.

1552
02:25:08,333 --> 02:25:09,791
‫من مثل پسرم دوستش داشتم.

1553
02:25:16,791 --> 02:25:18,375
‫منم دوست دارین؟

1554
02:25:22,500 --> 02:25:25,958
‫منم حاضرین برای انتقامتون
‫قربانی کنین؟

1555
02:25:27,000 --> 02:25:28,791
‫این انتقام نیست.

1556
02:25:30,166 --> 02:25:31,750
‫این عدالته.

1557
02:25:37,791 --> 02:25:40,791
‫اشک‌هات رو فراموش نکن هایده،
‫جیغ‌های مادرت

1558
02:25:40,958 --> 02:25:42,791
‫و خون پدرت رو.

1559
02:25:42,958 --> 02:25:44,750
‫و اسم کسی که بهشون خیانت کرد.

1560
02:25:45,583 --> 02:25:47,125
‫اسمش رو فراموش نکن!

1561
02:26:18,583 --> 02:26:19,625
‫اگه همونقدر که من دوستتون دارم

1562
02:26:19,791 --> 02:26:22,625
‫دوستم دارید،
‫سعی نکنید دوباره منو پیدا کنید.

1563
02:26:22,791 --> 02:26:25,250
‫تو آدم خیلی خوبی هستی،
‫نباید اینقدر ساده باشی.

1564
02:26:25,416 --> 02:26:28,958
‫دارم همه توانم رو جمع می‌کنم تا
‫با خودم کلنجار برم و جلوی اشکامو بگیرم.

1565
02:26:29,416 --> 02:26:32,583
‫دور از من خوشبخت باشید،
‫چون لایقش هستید.

1566
02:26:40,916 --> 02:26:41,958
‫آلبر؟

1567
02:27:19,583 --> 02:27:20,583
‫آلبر.

1568
02:27:21,708 --> 02:27:22,958
‫تو دیوونه‌ای.

1569
02:27:23,125 --> 02:27:24,500
‫نمی‌تونی اینجا بمونی.

1570
02:27:24,666 --> 02:27:26,958
‫هایده، من تازه شما رو شناختم...

1571
02:27:27,416 --> 02:27:28,500
‫برید.

1572
02:27:29,125 --> 02:27:31,250
‫مثل طاعون ازم دوری کن.

1573
02:27:32,333 --> 02:27:34,833
‫- من بدبختت می‌کنم.
‫- پس بیا با هم فرار کنیم.

1574
02:27:35,750 --> 02:27:37,250
‫هایده، قسم می‌خورم،

1575
02:27:37,875 --> 02:27:41,250
‫به جای ناامیدی، خوشبختت می‌کنم، قول میدم.

1576
02:27:42,333 --> 02:27:45,916
‫منو نمی‌شناسی.
‫کنت رو نمی‌شناسی.

1577
02:27:46,083 --> 02:27:47,000
‫هایده...

1578
02:27:47,166 --> 02:27:48,958
‫اگه همونقدر که من
‫دوستت دارم، دوستم داری...

1579
02:27:52,291 --> 02:27:53,750
‫با من خداحافظی کن.

1580
02:27:55,125 --> 02:27:56,333
‫التماست می‌کنم.

1581
02:27:59,666 --> 02:28:00,500
‫بگو!

1582
02:28:06,291 --> 02:28:07,875
‫پس من بهت میگم

1583
02:28:09,541 --> 02:28:12,125
‫خدا رو شاهد می‌گیرم که از ته دلم میگم...

1584
02:28:15,250 --> 02:28:18,833
‫برات آرزوی یه زندگی شاد
‫بدون خاطره‌‍‌‌ای از من رو دارم.

1585
02:28:21,916 --> 02:28:23,166
‫خداحافظ عشق من.

1586
02:28:25,000 --> 02:28:25,958
‫این نگاه.

1587
02:28:30,083 --> 02:28:31,875
‫بدون شما، زندگیم از دست رفته‌س.

1588
02:28:32,458 --> 02:28:33,791
‫بدبختیم حتمیه.

1589
02:28:35,041 --> 02:28:36,291
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1590
02:28:37,916 --> 02:28:40,583
‫نگران نباش،
‫به قولم عمل می‌کنم.

1591
02:28:41,291 --> 02:28:43,291
‫اما تو رو به خدا، زنده می‌مونی؟

1592
02:28:44,041 --> 02:28:45,333
‫چه اهمیتی داره؟

1593
02:28:47,750 --> 02:28:49,625
‫از نظر تو من الان مُردم.

1594
02:28:58,333 --> 02:28:59,583
‫فرار کنیم.

1595
02:29:12,791 --> 02:29:13,666
‫هایده.

1596
02:29:14,083 --> 02:29:16,666
‫اگه می‌خوای به خانواده مورسف بپیوندی،

1597
02:29:17,208 --> 02:29:18,791
‫آلبر حق داره که بدونه

1598
02:29:18,958 --> 02:29:20,083
‫داستان تو رو.

1599
02:29:21,500 --> 02:29:25,208
‫اگه ساکت بمونی، مجبور میشم
‫به جای تو حرف بزنم.

1600
02:29:27,166 --> 02:29:28,750
‫واقعاً لازمه که من

1601
02:29:28,916 --> 02:29:30,166
‫از طرف تو حرف بزنم؟

1602
02:29:30,625 --> 02:29:32,541
‫کنت، خواهش می‌کنم.

1603
02:29:32,708 --> 02:29:34,166
‫هایده دختر...

1604
02:29:34,333 --> 02:29:35,541
‫بس کنید!

1605
02:29:40,291 --> 02:29:41,625
‫خودم حرف می‌زنم.

1606
02:30:00,166 --> 02:30:03,958
‫پدر من مرد بزرگی بود که
‫به نام علی تبلین معروف بود.

1607
02:30:07,791 --> 02:30:09,083
‫پاشای یانینا.

1608
02:30:16,625 --> 02:30:17,958
‫ده سالم بود

1609
02:30:18,416 --> 02:30:21,000
‫وقتی جلوی چشم من و مادرم کشتنش.

1610
02:30:22,208 --> 02:30:24,125
‫یه سرباز فرانسوی، که یار و یاور ما بود

1611
02:30:25,000 --> 02:30:26,375
‫ پیشش اومده بود.

1612
02:30:28,625 --> 02:30:30,583
‫با ده تا گلوله سوراخش کردن،

1613
02:30:32,291 --> 02:30:33,125
‫پدرم

1614
02:30:33,291 --> 02:30:35,791
‫قدرت اینو پیدا کرد که سرپا بمونه

1615
02:30:37,541 --> 02:30:39,916
‫و به مردی که بهش خیانت کرد شلیک کرد

1616
02:30:42,583 --> 02:30:44,208
‫و چشمش رو درآورد.

1617
02:30:47,125 --> 02:30:48,833
‫دیگه هیچوقت مادرم رو ندیدم.

1618
02:30:51,708 --> 02:30:53,500
‫اون افسر منو به عنوان برده

1619
02:30:53,875 --> 02:30:55,791
‫به یه قبیله ولاک تو بالکان فروخت.

1620
02:30:57,041 --> 02:30:58,666
‫- اسمش...
‫- کافیه.

1621
02:30:58,833 --> 02:30:59,916
‫آلبر.

1622
02:31:05,250 --> 02:31:08,125
‫- شما منو بازی دادین.
‫- بهتون هشدار داده بودم.

1623
02:31:08,291 --> 02:31:11,541
‫- از من سوءاستفاده کردین.
‫- ممکنه از حرفاتون پشیمون بشین.

1624
02:31:11,708 --> 02:31:14,750
‫- فکر می‌کنی منو می‌ترسونین؟
‫- منو تحریک نکن.

1625
02:31:14,916 --> 02:31:16,375
‫آلبر، خواهش می‌کنم.

1626
02:31:16,541 --> 02:31:17,541
‫کنت!

1627
02:31:17,708 --> 02:31:21,791
‫همه چیزمو ازم گرفتین.
‫به جز اسمم، که اونم لکه‌دارش کردین.

1628
02:31:22,708 --> 02:31:23,500
‫نه!

1629
02:31:24,291 --> 02:31:26,208
‫آه کنت، التماستون می‌کنم.

1630
02:31:27,000 --> 02:31:29,083
‫دستکشتون رو به نشونه مبارزه برمی‌دارم.

1631
02:31:29,250 --> 02:31:32,083
‫فردا پیچیده دور یه گلوله
‫بهتون پسش میدم.

1632
02:31:40,458 --> 02:31:42,083
‫رحم ندارین؟

1633
02:31:42,250 --> 02:31:44,625
‫مگه اونا به ادموند دانتس رحم کردن؟

1634
02:31:45,958 --> 02:31:47,041
‫نگام کن.

1635
02:31:47,208 --> 02:31:51,458
‫من فقط بازوی مسلح سرنوشت کر و کورم.

1636
02:31:56,416 --> 02:31:59,541
‫فرناند مورسف همون چیزی رو می‌چشه
‫که پدرم چشید.

1637
02:32:02,541 --> 02:32:04,291
‫اگه آلبر رو بکشی،

1638
02:32:05,125 --> 02:32:09,750
‫دیگه نمی‌تونی بگی:
‫"خدا با منه، پشتمه."

1639
02:32:11,916 --> 02:32:13,583
‫تو یه قاتل میشی.

1640
02:32:17,416 --> 02:32:21,250
‫تو کتاب مقدس میگه پسرا باید تاوان
‫گناهان پدراشونو پس بدن.

1641
02:32:28,500 --> 02:32:30,333
‫جاکوپو، دنبالش برو.

1642
02:33:10,958 --> 02:33:12,416
‫تنهامون بذار، جاکوپو.

1643
02:33:14,583 --> 02:33:15,708
‫مادام.

1644
02:33:16,458 --> 02:33:17,875
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1645
02:33:18,708 --> 02:33:20,666
‫ادموند، تو پسر منو نمی‌کشی.

1646
02:33:22,166 --> 02:33:23,708
‫چه اسمی صدا زدی؟

1647
02:33:24,333 --> 02:33:25,333
‫اسم خودت رو.

1648
02:33:26,875 --> 02:33:28,250
‫این خانم مورسف نیست

1649
02:33:28,416 --> 02:33:30,166
‫که جلوت وایساده، مرسدسه.

1650
02:33:30,541 --> 02:33:32,500
‫من کسی به این اسم نمی‌شناسم.

1651
02:33:35,333 --> 02:33:37,125
‫همون لحظه که دیدمت شناختمت.

1652
02:33:38,416 --> 02:33:40,875
‫حتی بدون دیدنت هم،
‫صدات رو می‌شناختم.

1653
02:33:41,041 --> 02:33:45,041
‫عقلم مقاومت می‌کرد، ولی قلبم می‌دونست.
‫از اون موقع، دنبالت می‌کنم، نگات می‌کنم،

1654
02:33:45,208 --> 02:33:47,125
‫دنبال اینم که با مورسف چیکار داری.

1655
02:33:47,291 --> 02:33:49,625
‫منظورتون فرنانده، مادام.

1656
02:33:50,250 --> 02:33:52,750
‫حالا که داریم اسم کوچیک همو صدا می‌زنیم.

1657
02:33:55,916 --> 02:33:57,291
‫گناهکار منم.

1658
02:33:59,291 --> 02:34:02,083
‫منم که در برابر نبودنت
‫قدرت نداشتم.

1659
02:34:03,166 --> 02:34:05,791
‫منم که وقتی گفتن مُردی
‫ایمانم رو از دست دادم.

1660
02:34:05,958 --> 02:34:09,625
‫- من!
‫- چرا؟ چرا تنها بودی؟

1661
02:34:10,500 --> 02:34:13,250
‫چرا من نبودم؟
‫چرا دستگیرم کردن؟

1662
02:34:13,833 --> 02:34:16,166
‫چرا گفتن که مُردم؟

1663
02:34:16,333 --> 02:34:17,708
‫نمی‌دونم.

1664
02:34:21,583 --> 02:34:24,625
‫فکر کنم دیگه براتون نامه عاشقانه نمی‌نویسه،

1665
02:34:24,791 --> 02:34:27,500
‫اما شما به راحتی دست خطش رو می‌شناسین.

1666
02:34:30,666 --> 02:34:31,666
‫بفرمایید.

1667
02:34:32,791 --> 02:34:34,416
‫نگاه کن، مرسدس.

1668
02:34:36,666 --> 02:34:38,541
‫این چیزیه که شوهرت

1669
02:34:38,708 --> 02:34:40,666
‫بیست سال پیش به ویلفورت نوشت.

1670
02:34:44,375 --> 02:34:48,375
‫باید انتقام بگیرم، مرسدس.
‫باید این کار رو بکنم.

1671
02:34:48,541 --> 02:34:50,791
‫نفس‌های لرزان

1672
02:34:50,958 --> 02:34:52,666
‫پس انتقام بگیر، ادموند.

1673
02:34:55,500 --> 02:34:57,333
‫اما فقط از گناهکارها.

1674
02:34:58,958 --> 02:35:03,375
‫از فرناند که بهت خیانت کرد انتقام بگیر،
‫از من انتقام بگیر، ولی آلبرت رو ببخش.

1675
02:35:07,750 --> 02:35:10,000
‫اگه می‌دونستی چقدر دعا کردم...

1676
02:35:13,458 --> 02:35:16,041
‫اگه می‌دونستی چقدر
‫اشک ریختم...

1677
02:35:16,541 --> 02:35:19,166
‫تو پدرت رو تو تنهایی از دست دادی؟

1678
02:35:19,333 --> 02:35:23,125
‫کسی که عاشقش بودی رو تو بغل
‫رقیبت دیدی؟

1679
02:35:24,500 --> 02:35:27,333
‫- همه اینا رو دیدی؟
‫- نه.

1680
02:35:28,500 --> 02:35:29,500
‫آره.

1681
02:35:31,041 --> 02:35:33,750
‫ولی الان مردی رو می‌بینم که هیچوقت
‫از عاشقیش دست نکشیدم

1682
02:35:34,208 --> 02:35:36,375
‫که می‌خواد قاتل پسرم بشه.

1683
02:35:51,250 --> 02:35:52,500
‫چی می‌خوای؟

1684
02:35:56,041 --> 02:35:57,958
‫می‌خوای پسرت زنده بمونه؟

1685
02:35:59,250 --> 02:36:00,333
‫زنده می‌مونه.

1686
02:36:04,333 --> 02:36:05,375
‫ممنون.

1687
02:36:07,125 --> 02:36:08,416
‫ممنون، ادموند.

1688
02:36:14,083 --> 02:36:15,666
‫پیدات کردم.

1689
02:36:17,500 --> 02:36:21,791
‫همونجوری که همیشه تو رویاهام می‌دیدمت،
‫همونجوری که همیشه دوستت داشتم.

1690
02:36:39,416 --> 02:36:41,208
‫باید خداحافظی کنیم.

1691
02:36:43,000 --> 02:36:44,000
‫خداحافظی؟

1692
02:36:46,833 --> 02:36:48,875
‫اگه از انتقامم بگذرم،

1693
02:36:49,791 --> 02:36:52,166
‫از تنها چیزی که منو زنده نگه داشته گذشتم.

1694
02:36:55,916 --> 02:36:57,750
‫دوئل فردا انجام میشه.

1695
02:37:00,500 --> 02:37:01,875
‫خداحافظ، مرسدس.

1696
02:37:13,500 --> 02:37:15,250
‫جناب آلبرت دو مورسف،

1697
02:37:15,583 --> 02:37:18,833
‫شما علناً کنت مونت کریستو رو
‫به مبارزه طلبیدید.

1698
02:37:19,458 --> 02:37:22,375
‫دوئل در فاصله بیست قدمی،
‫با فرمان من انجام میشه.

1699
02:37:23,375 --> 02:37:24,875
‫اول شما

1700
02:37:30,500 --> 02:37:31,583
‫در موقعیت قرار بگیرید.

1701
02:37:34,291 --> 02:37:35,416
‫بفرمایید، آقایون.

1702
02:37:58,375 --> 02:37:59,375
‫آتش!

1703
02:38:26,375 --> 02:38:27,375
‫آتش!

1704
02:39:11,500 --> 02:39:15,166
‫فکر می‌کنم تو چشمات
‫برق ناامیدی می‌بینم.

1705
02:39:17,125 --> 02:39:20,750
‫هیچوقت نمی‌بخشمتون که
‫زندگیش رو ازش گرفتین

1706
02:39:21,791 --> 02:39:23,458
‫و قلبم رو شکستین.

1707
02:39:26,125 --> 02:39:27,541
‫پس دوستش داشتی.

1708
02:39:28,791 --> 02:39:30,125
‫دوستش داشتم؟

1709
02:39:32,083 --> 02:39:35,791
‫همه چیز منو به نفرت ازش سوق می‌داد،
‫ولی کی می‌دونه چرا عاشق میشیم؟

1710
02:39:36,125 --> 02:39:39,833
‫هرچقدر سعی کنی با خودت کنار بیای،
‫دیگه خیلی دیره.

1711
02:39:40,250 --> 02:39:41,833
‫تعادلت رو از دست دادی.

1712
02:39:44,583 --> 02:39:47,625
‫ندای درونت بهت میگه که
‫هیچی تصادفی نیست.

1713
02:39:48,125 --> 02:39:51,750
‫ولی به جای گوش دادن به اون صدا،
‫به حرف تو گوش دادم.

1714
02:39:54,208 --> 02:39:56,500
‫باعث بدبختی اون و خودم شدم!

1715
02:39:58,958 --> 02:40:02,666
‫با این عشقی که بهش ندادم
‫چیکار کنم؟

1716
02:40:04,291 --> 02:40:07,041
‫با این حرف‌هایی که بهش نزدم چی؟

1717
02:40:09,333 --> 02:40:11,208
‫شما بهش گفتین.

1718
02:40:13,625 --> 02:40:14,916
‫و اون شنید.

1719
02:40:22,500 --> 02:40:23,583
‫آلبرت...

1720
02:40:39,208 --> 02:40:40,458
‫کنت!

1721
02:40:47,875 --> 02:40:49,375
‫حالا فرار کنید.

1722
02:40:50,083 --> 02:40:52,791
‫فرار کنید و نذارید هیچکس
‫خوشبختیتون رو ازتون بگیره.

1723
02:41:32,791 --> 02:41:33,458
‫ادموند!

1724
02:41:40,041 --> 02:41:41,041
‫ادموند!

1725
02:41:46,666 --> 02:41:48,541
‫ادموند، خودتو نشون بده!

1726
02:41:54,333 --> 02:41:55,708
‫منتظرت بودم.

1727
02:41:56,833 --> 02:41:58,875
‫بالاخره چهره واقعیت رو نشون دادی.

1728
02:42:00,000 --> 02:42:02,291
‫منم دنبال شناخت چهره واقعیت بودم.

1729
02:42:03,541 --> 02:42:04,875
‫می‌خواستم بدونم کی هستی.

1730
02:42:06,625 --> 02:42:08,166
‫واسه همین رد پاهات رو دنبال کردم.

1731
02:42:09,041 --> 02:42:10,958
‫هرجایی که رفته بودی رو گشتم.

1732
02:42:12,875 --> 02:42:14,583
‫با همه‌شون ملاقات کردم:

1733
02:42:15,416 --> 02:42:18,791
‫دوستات، همرزمات،
‫دشمنات، همه...

1734
02:42:20,166 --> 02:42:21,583
‫به کی خیانت نکردی؟

1735
02:42:23,083 --> 02:42:24,916
‫به کی وفادار موندی؟

1736
02:42:25,541 --> 02:42:27,833
‫همه جا چهره واقعیت رو نشون دادی.

1737
02:42:28,875 --> 02:42:29,625
‫من

1738
02:42:29,791 --> 02:42:31,208
‫ایمانم به انسانیت رو

1739
02:42:31,583 --> 02:42:33,333
‫روزی که بهم خیانت کردی از دست دادم.

1740
02:42:35,458 --> 02:42:37,000
‫باید منو می‌کشتی.

1741
02:42:37,166 --> 02:42:38,625
‫هیچوقت دیر نیست.

1742
02:46:38,500 --> 02:46:39,791
‫پاشو وایسا.

1743
02:47:00,583 --> 02:47:01,833
‫به من نگاه کن.

1744
02:47:02,583 --> 02:47:03,708
‫به من نگاه کن!

1745
02:47:07,125 --> 02:47:07,958
‫منو بکش.

1746
02:47:10,875 --> 02:47:13,041
‫مردم همیشه مرده‌ها رو
‫بزرگ می‌شمارن.

1747
02:47:14,166 --> 02:47:15,875
‫آخرش می‌بخشنشون.

1748
02:47:21,833 --> 02:47:23,625
‫نمی‌خوام کسی تو رو ببخشه.

1749
02:48:36,375 --> 02:48:39,666
‫مرسدس، اومدم باهات خداحافظی کنم

1750
02:48:39,833 --> 02:48:41,875
‫همونجایی که زندگی
‫ما رو از هم جدا کرد،

1751
02:48:42,041 --> 02:48:43,666
‫درست ۲۱ سال پیش در همین روز.

1752
02:48:44,333 --> 02:48:48,000
‫از اون موقع تا حالا خیلی چیزا
‫تو وجودم و دور و برم شکسته،

1753
02:48:48,166 --> 02:48:50,208
‫اون مردی که می‌شناختی دیگه نیست.

1754
02:48:50,791 --> 02:48:53,083
‫بهت قول داده بودم تا لحظۀ مرگ
‫دوستت داشته باشم

1755
02:48:53,250 --> 02:48:54,916
‫و حتی بعد از اونم،

1756
02:48:55,416 --> 02:48:57,125
‫و همیشه دوستت خواهم داشت،

1757
02:48:57,291 --> 02:49:00,208
‫ولی دیگه از دستم برنمیاد
‫که خوشبختت کنم.

1758
02:49:00,958 --> 02:49:03,500
‫تنها چیزی که می‌تونم بهت بدم
‫تسکینه.

1759
02:49:04,458 --> 02:49:06,291
‫پسرت خوشبخت می‌شه.

1760
02:49:06,708 --> 02:49:10,416
‫آلبر و هایده داستانی رو زندگی می‌کنن
‫که ما نتونستیم.

1761
02:49:10,583 --> 02:49:12,250
‫خوشبختی نصیب بچه‌هامون باشه

1762
02:49:12,625 --> 02:49:15,916
‫که بعد از ما زنده می‌مونن
‫و طعم شیرین عشق رو می‌چشن.

1763
02:49:17,416 --> 02:49:20,208
‫وقتی این نامه رو می‌نویسم،
‫آخرین لحظاتم رو با تو می‌گذرونم.

1764
02:49:20,791 --> 02:49:23,833
‫بعد از این، همه چیز فقط خاطره می‌شه.

1765
02:49:24,458 --> 02:49:26,916
‫اونا رو با خودم به دریا می‌برم،

1766
02:49:27,500 --> 02:49:29,750
‫تنها جایی روی زمین
‫که همه‌جاش افقه

1767
02:49:30,291 --> 02:49:33,083
‫و هیچ ردپایی از آدما
‫روش نمونده.

1768
02:49:34,333 --> 02:49:36,625
‫زندگی کن و شاد باش.

1769
02:49:37,333 --> 02:49:38,416
‫هیچوقت فراموش نکن،

1770
02:49:38,583 --> 02:49:42,000
‫تا روزی که مشیت الهی
‫شاید دوباره ما رو به هم برسونه،

1771
02:49:42,166 --> 02:49:45,083
‫که تمام حکمت بشر
‫تو این دو کلمه خلاصه می‌شه:

1772
02:49:45,666 --> 02:49:46,916
‫صبر کردن

1773
02:49:47,083 --> 02:49:48,416
‫و امیدوار بودن.

1774
02:49:50,625 --> 02:49:52,125
‫ادموند دانتس،

1775
02:49:52,291 --> 02:49:54,500
‫کنت مونت کریستو.

1776
02:49:54,524 --> 02:50:02,524
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1777
02:50:02,548 --> 02:50:09,548
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

1778
02:50:09,586 --> 02:50:14,347
[ کُنتِ مونت-کریستو ]

1779
02:50:15,489 --> 02:50:19,222
:فیلمی از
ماتیو دولاپورت و الکساندر دو لا پاتُلییِر

1780
02:50:20,833 --> 02:50:24,021
[ پییِر نینی ]

1781
02:50:24,504 --> 02:50:27,732
[ باستیَن بوئیون ]

1782
02:50:28,097 --> 02:50:31,437
[ آنائی دِموستیه ]

1783
02:50:32,381 --> 02:50:35,218
[ آناماریا وارتولومئی ]

1784
02:50:36,226 --> 02:50:39,283
:و
[ لورنت لافیت ]

1785
02:50:40,201 --> 02:50:43,261
:با همراهی
[ پیرفرانچسکو فاوینو ]

