﻿1
00:00:39,024 --> 00:00:49,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:49,048 --> 00:00:59,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:01:10,620 --> 00:01:15,120
‫« یک درد واقعی »

4
00:01:19,662 --> 00:01:21,965
‫سلام، بنجی. منم.
‫دارم از آپارتمانم میام بیرون

5
00:01:22,040 --> 00:01:24,342
‫یادت باشه؛ باید سه ساعتی زودتر اونجا باشیم

6
00:01:24,417 --> 00:01:26,961
‫آره، پیامم رو که گرفتی بهم زنگ بزن

7
00:01:28,838 --> 00:01:30,640
‫سلام، بنجی. امیدوارم راه افتاده باشی؛

8
00:01:30,715 --> 00:01:32,600
‫چون تو ترافیکِ
‫آزادراه بروکلین-کوئینز گیر کردم

9
00:01:32,675 --> 00:01:34,477
‫گفتم بدونی که از این مسیر نیای

10
00:01:34,552 --> 00:01:36,721
‫به هر حال، وقتی پیامم رو گرفتی بهم زنگ بزن

11
00:01:38,431 --> 00:01:40,608
‫سلام، بنجی.
‫راستش ترافیک همین الان تموم شد

12
00:01:40,683 --> 00:01:42,777
‫پس اگه نگران شده بودی، اوضاع روبه‌راهه

13
00:01:42,852 --> 00:01:44,237
‫شاید هم نشده بودی.
‫خلاصه، باهام تماس بگیر

14
00:01:44,312 --> 00:01:45,780
‫البته وقتی پیامم رو گرفتی

15
00:01:45,855 --> 00:01:48,366
‫سلام، بنجی. شرمنده که اینقدر پیام میذارم

16
00:01:48,441 --> 00:01:50,285
‫فقط… ببخشید. اصلاً بیخیالشون؛ آخه…

17
00:01:50,360 --> 00:01:51,828
‫یه‌کم دیگه می‌رسم و…

18
00:01:51,903 --> 00:01:53,246
‫آره، دل تو دلم نیست که ببینمت

19
00:01:53,321 --> 00:01:55,871
‫دیگه هم پیام نمی‌ذارم. خب. خداحافظ

20
00:01:56,991 --> 00:01:58,960
‫سلام، بنجی. من تازه رسیدم فرودگاه

21
00:01:59,035 --> 00:02:00,920
‫واقعاً امیدوارم زده باشی بیرون یا حدأقل…

22
00:02:00,995 --> 00:02:02,213
‫چمی‌دونم، تو راه باشی

23
00:02:02,288 --> 00:02:04,541
‫به هر حال، وقتی پیامم رو گرفتی بهم زنگ بزن

24
00:02:09,087 --> 00:02:10,346
‫وای!

25
00:02:10,421 --> 00:02:12,474
‫- یا خدا. اومدی
‫- در چه حالی، پسرعمو؟

26
00:02:12,549 --> 00:02:14,642
‫وای پسر، بیا تو بغلم.
‫هزار بار بهت زنگ زدم

27
00:02:14,717 --> 00:02:15,727
‫برو عقب‌تر. بذار درست ببینمت

28
00:02:15,802 --> 00:02:17,270
‫خیلی خوبه که می‌بیـ… آره

29
00:02:17,345 --> 00:02:18,688
‫- خیلی‌خب
‫- بچرخ، می‌خوام

30
00:02:18,763 --> 00:02:20,356
‫- سر تا پات رو ببینم
‫- چی؟ واقعاً؟

31
00:02:20,431 --> 00:02:21,858
‫- ۳۶۰ درجه بچرخ ببینم
‫- باشه، باشه

32
00:02:21,933 --> 00:02:23,610
‫- باشه، باشه
‫- پسر، نگاهش کن

33
00:02:23,685 --> 00:02:25,695
‫تندرست، پولدار و عاقل.
‫خوب شدی‌ها

34
00:02:25,770 --> 00:02:26,988
‫خب، گوش کن، فکر کنم باید بری پذیرش

35
00:02:27,063 --> 00:02:28,239
‫- من آنلاین…
‫- نه، من رفتم

36
00:02:28,314 --> 00:02:30,116
‫- یه خرده پیش کارهای پذیرش رو ردیف کردم
‫- واقعاً؟

37
00:02:30,191 --> 00:02:31,910
‫- آره
‫- شرمنده. کِی رسیدی؟

38
00:02:31,985 --> 00:02:33,119
‫چند ساعت پیش

39
00:02:33,194 --> 00:02:34,579
‫- واقعاً؟
‫- آره

40
00:02:34,654 --> 00:02:35,997
‫آخه هنوز دو ساعت تا پرواز مونده که

41
00:02:36,072 --> 00:02:37,457
‫آره، منتها فرودگاه رو خیلی زود باز می‌کنن

42
00:02:37,532 --> 00:02:38,833
‫می‌تونی بیای اینجا واسه خودت بچرخی

43
00:02:38,908 --> 00:02:40,418
‫باشه

44
00:02:40,493 --> 00:02:42,420
‫اینجا پر از دیوونه‌های رَدیه، پسر

45
00:02:42,495 --> 00:02:43,963
‫راستی، چیزی خوردی؟

46
00:02:44,038 --> 00:02:45,173
‫- آره، خوردم. آره
‫- باشه

47
00:02:45,248 --> 00:02:46,508
‫آخه می‌خوام قبل پرواز

48
00:02:46,583 --> 00:02:47,675
‫- یه چیزی بخورم
‫- نگران نباش، پسر

49
00:02:47,750 --> 00:02:49,719
‫برات ماست گرفتم.
‫یه کم گرم شده

50
00:02:49,794 --> 00:02:51,346
‫- گرم؟
‫- تو جیبم بود

51
00:02:51,421 --> 00:02:54,057
‫اَه، قاشق ندارم.
‫اشکال نداره، فقط باید

52
00:02:54,132 --> 00:02:55,558
‫فشارش بدی و هورت بکِشی

53
00:02:55,633 --> 00:02:57,268
‫واقعاً اینو واسه من گرفتی؟

54
00:02:57,343 --> 00:02:58,686
‫آره، معلومه، پسر

55
00:02:58,761 --> 00:02:59,854
‫- خب، چاپ شد؟
‫- باشه. آره

56
00:02:59,929 --> 00:03:01,689
‫- یه چیز دیگه هم هست
‫- چی؟

57
00:03:01,764 --> 00:03:03,858
‫یه چیز خفن هم گرفتم
‫واسه وقتی برسیم

58
00:03:03,933 --> 00:03:05,443
‫یه چیزی که می‌بردت فضا

59
00:03:05,518 --> 00:03:07,028
‫وایسا ببینم، نمی‌خوای که
‫گُل ببری لهستان، نه؟

60
00:03:07,103 --> 00:03:08,279
‫- چرا
‫- بنجی؟

61
00:03:08,354 --> 00:03:09,614
‫کاری به این چیزها ندارن، پسر

62
00:03:09,689 --> 00:03:10,615
‫- بهت میگم…
‫- به نظر من که خیلی هم

63
00:03:10,690 --> 00:03:11,783
‫به این چیزها کار دارن

64
00:03:11,858 --> 00:03:12,909
‫- آره، آره. واقعاً؟
‫- آره

65
00:03:12,984 --> 00:03:13,701
‫می‌خوان تو لهستان دو تا یهودی رو

66
00:03:13,776 --> 00:03:14,869
‫سر یه‌خرده گُل بگیرن؟

67
00:03:14,944 --> 00:03:16,287
‫چقدر هم که وجهه‌ی خوبی
‫برای لهستانی‌ها داره

68
00:03:16,362 --> 00:03:17,497
‫خیلی‌خب، باشه.
‫حالا صداش رو درنیار، خب؟

69
00:03:17,572 --> 00:03:20,450
‫خیلی‌خب، آره.
‫نگم «ماری‌جوآنا»

70
00:03:25,205 --> 00:03:26,506
‫- دست‌هاتونو باز کنید
‫- چی؟ واقعاً؟

71
00:03:26,581 --> 00:03:29,843
‫ببخشید. معمولاً اینجوری… ممنون

72
00:03:29,918 --> 00:03:31,845
‫این یکی؟ این کوچیکه؟

73
00:03:31,920 --> 00:03:33,638
‫یه هدیه‌ست از طرف بابام

74
00:03:33,713 --> 00:03:34,764
‫- بابا؟
‫- آره

75
00:03:34,839 --> 00:03:36,724
‫صد البته

76
00:03:36,799 --> 00:03:37,809
‫شما هم از اینها دارید؟

77
00:03:37,884 --> 00:03:38,893
‫- عمراً
‫- آره

78
00:03:38,968 --> 00:03:40,311
‫نه، نه… حدسم از بیخ غلط بود

79
00:03:40,386 --> 00:03:41,396
‫باشه، خداحافظ

80
00:03:41,471 --> 00:03:42,480
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

81
00:03:42,555 --> 00:03:44,182
‫بفرمایید

82
00:03:46,309 --> 00:03:47,527
‫- خیلی باحاله
‫- خب. دست‌هاتونو باز کنید

83
00:03:47,602 --> 00:03:49,404
‫- کی؟
‫- مأموره اداره‌ی امنیت حمل‌ونقل

84
00:03:49,479 --> 00:03:50,905
‫باباش نگهبان تیم نیکسه

85
00:04:03,076 --> 00:04:04,252
‫می‌خوای؟

86
00:04:04,327 --> 00:04:05,753
‫پریا برام درست کرده

87
00:04:05,828 --> 00:04:08,506
‫- نه، من… آره، باشه
‫- خب، باشه

88
00:04:08,581 --> 00:04:09,624
‫- آره
‫- آره؟

89
00:04:10,833 --> 00:04:12,669
‫این چیه دیگه؟
‫فندق برزیلی؟

90
00:04:14,420 --> 00:04:16,381
‫میگم، حالا اوضاع چطوره، پسر؟

91
00:04:18,216 --> 00:04:19,425
‫- خداییش، رفیق؟
‫- آره

92
00:04:20,843 --> 00:04:21,844
‫من…

93
00:04:23,429 --> 00:04:26,432
‫توپِ توپم. اوضاع حرف نداره

94
00:04:30,853 --> 00:04:32,697
‫می‌خوای برنامه‌ی تور رو مرور کنیم؟

95
00:04:32,772 --> 00:04:33,773
‫باشه

96
00:04:38,152 --> 00:04:39,162
‫بی‌زحمت اینو نگه می‌داری؟

97
00:04:39,237 --> 00:04:40,246
‫- چرا که نه
‫- مرسی

98
00:04:40,321 --> 00:04:42,021
‫- هر چقدر می‌خوای بخور
‫- واقعاً؟

99
00:04:44,575 --> 00:04:45,752
‫به نظرت خوب نیست که

100
00:04:45,827 --> 00:04:47,045
‫داریم میریم وطنِ مامان‌بزرگ؟

101
00:04:47,120 --> 00:04:48,705
‫اونجا زندگی می‌کرد دیگه

102
00:04:50,873 --> 00:04:51,925
‫من که سردرنمیارم

103
00:04:52,000 --> 00:04:53,009
‫- من فقط…
‫- حتماً

104
00:04:53,084 --> 00:04:54,093
‫…پشت سر بقیه میرم

105
00:04:54,168 --> 00:04:55,169
‫حتماً

106
00:04:57,380 --> 00:04:58,389
‫سلام

107
00:04:58,464 --> 00:04:59,724
‫صندلیت کدومه؟

108
00:04:59,799 --> 00:05:01,100
‫۲۴ الف

109
00:05:01,175 --> 00:05:03,603
‫من ۲۴ ب‌‌ام.
مثل اینکه وسط و کنار پنجره‌ایم

110
00:05:03,678 --> 00:05:04,687
‫- آره
‫- سلام، پسر

111
00:05:04,762 --> 00:05:06,639
‫میشه تو وسط بشینی؟

112
00:05:10,268 --> 00:05:11,486
‫راحتی دیگه؟

113
00:05:11,561 --> 00:05:13,947
‫یه کم تنگه

114
00:05:14,022 --> 00:05:16,316
‫- هنوز دنبال کار می‌گردی؟
‫- نه

115
00:05:17,817 --> 00:05:19,786
‫حالا باید کل سفر مشغول باشی؟

116
00:05:19,861 --> 00:05:21,579
‫نه، نه. تونستم یه هفته وقتم رو

117
00:05:21,654 --> 00:05:22,664
‫آزادِ آزاد کنم

118
00:05:22,739 --> 00:05:23,998
‫- می‌خوام اینجا باشم
‫- عالیه

119
00:05:24,073 --> 00:05:25,250
‫می‌خوام… می‌دونی،
‫ذهن و روحم هم اینجا باشه

120
00:05:25,325 --> 00:05:26,709
‫- خوبه، پسر. عالیه
‫- آره

121
00:05:26,784 --> 00:05:27,794
‫هنوز هم

122
00:05:27,869 --> 00:05:29,879
‫اینترنتی چیزمیز می‌فروشی؟

123
00:05:29,954 --> 00:05:32,131
‫لباس دست‌دومِ تو ای‌بِی که نمی‌فروشم

124
00:05:32,206 --> 00:05:33,925
‫کارم فروش تبلیغات دیجیتاله

125
00:05:34,000 --> 00:05:35,385
‫- آره
‫- باشه

126
00:05:35,460 --> 00:05:38,096
‫مثلاً بنرهای تبلیغاتی که
‫تو اینترنت می‌بینی، خب؟

127
00:05:38,171 --> 00:05:39,472
‫آره. اَه، حالم ازشون بهم می‌خوره

128
00:05:39,547 --> 00:05:40,974
‫عه، بس کن

129
00:05:41,049 --> 00:05:42,642
‫نه، نه، منظورم اینه که همه
‫حالشون از این چیزها بهم می‌خوره

130
00:05:42,717 --> 00:05:43,810
‫- می‌دونی، آره
‫- واقعاً؟

131
00:05:43,885 --> 00:05:44,894
‫شغل من همینه.
‫این کارو می‌کنم

132
00:05:44,969 --> 00:05:45,979
‫- ردیفه، پسر
‫- از این چیزها می‌فروشم

133
00:05:46,054 --> 00:05:47,272
‫- ردیفه، ردیفه، پسر
‫- باشه

134
00:05:47,347 --> 00:05:48,356
‫تو چرخِ دنیا رو می‌چرخونی. اشکالی نداره

135
00:05:48,431 --> 00:05:49,649
‫- آره
‫- تقصیر تو نیست

136
00:05:49,724 --> 00:05:51,693
‫تو فقط بخشی از یه سیستم درب‌وداغونی

137
00:05:51,768 --> 00:05:54,654
‫آخه بقای خیلی از سایت‌های رایگان

138
00:05:54,729 --> 00:05:56,281
‫منوط به همین تبلیغات آنلاینه

139
00:05:56,356 --> 00:05:58,074
‫حکم شاهرگ اینترنت رو دارن

140
00:05:58,149 --> 00:05:59,325
‫- عه، داداش
‫- چیه؟

141
00:05:59,400 --> 00:06:01,452
‫فکر کنم می‌خوان توجه کنیم

142
00:06:01,527 --> 00:06:03,079
‫فقط می‌خواستم حرفم رو تموم کنم

143
00:06:03,154 --> 00:06:05,623
‫آره، فقط…
‫آخه، بی‌احترامیه، پسر

144
00:06:05,698 --> 00:06:07,125
‫- جدی میگی؟
‫- آره

145
00:06:07,200 --> 00:06:09,168
‫- فقط می‌خوان کارشون رو بکنن
‫- جهت بستن کمربند ایمنی،

146
00:06:09,243 --> 00:06:10,912
‫قسمت فلزی را در…

147
00:06:55,665 --> 00:06:57,675
‫این یک اطلاعیه‌ی امنیتی است

148
00:06:57,750 --> 00:07:01,504
‫لطفاً تمام مدت مراقب
‫وسایل شخصی خود باشید

149
00:07:05,591 --> 00:07:06,768
‫حالت خوبه؟

150
00:07:06,843 --> 00:07:09,228
‫آره. نمی‌دونم

151
00:07:09,303 --> 00:07:11,647
‫عه، اون راننده‌مونه.
‫سلام، داداش

152
00:07:11,722 --> 00:07:12,982
‫- چطوری؟ ما اینجاییم
‫- سلام

153
00:07:13,057 --> 00:07:14,058
‫پسرعموهای کاپلان

154
00:07:21,399 --> 00:07:22,692
‫چیو نگاه می‌کنی؟

155
00:07:23,901 --> 00:07:26,454
‫چمی‌دونم. مسخره‌ست، نمی‌…

156
00:07:26,529 --> 00:07:27,705
‫فکر کنم به همین زودی
‫دلم واسه خونه تنگ شده

157
00:07:27,780 --> 00:07:30,500
‫نمی‌دونم. آخه، اِیب عاشق ساختمون‌ها شده

158
00:07:30,575 --> 00:07:32,377
‫می‌خواد ارتفاع تمام
‫آسمون‌خراش‌ها رو بدونه

159
00:07:32,452 --> 00:07:34,629
‫فکر و ذکرش شده همین

160
00:07:34,704 --> 00:07:35,830
‫- باشه
‫- آره

161
00:07:36,664 --> 00:07:38,049
‫بذار ببینمش

162
00:07:38,124 --> 00:07:39,876
‫آره، آره، بیا

163
00:07:42,879 --> 00:07:44,263
‫درسته

164
00:07:44,338 --> 00:07:45,932
‫ساختمون امپایر استیت چند طبقه‌ست؟

165
00:07:46,007 --> 00:07:48,184
‫۱۰۳ طبقه

166
00:07:48,259 --> 00:07:50,686
‫خب. ۳۰ هادسن یاردز چند طبقه‌ست؟

167
00:07:50,761 --> 00:07:54,357
‫۱۱۲ طبقه.
‫ولی بالکن طبقه‌ی ۱۰۰ـه

168
00:07:54,432 --> 00:07:55,683
‫آفرین!

169
00:07:58,186 --> 00:08:00,446
‫ساختمون امپایر استیت چند طبقه‌ست؟

170
00:08:00,521 --> 00:08:03,241
‫۱۰۳ طبقه

171
00:08:03,316 --> 00:08:05,243
‫خب. ۳۰ هادسن یاردز چند طبقه‌ست؟

172
00:08:05,318 --> 00:08:06,652
‫۱۱۲ طبقه

173
00:08:10,865 --> 00:08:12,583
‫- پیژامه آوردی؟
‫- آره، معلومه که آوردم

174
00:08:12,658 --> 00:08:14,043
‫- دو تا
‫- واقعاً؟ خداییش؟

175
00:08:14,118 --> 00:08:15,086
‫- یعنی…
‫- می‌خوای یکیشو بهت بدم؟

176
00:08:15,161 --> 00:08:16,504
‫مثل لباس خواب ویکتوریایی

177
00:08:16,579 --> 00:08:17,713
‫با دمپایی و کلاه شب؟

178
00:08:17,788 --> 00:08:19,715
‫نه، پسر. فکر نکنم اصلاً
‫همچین چیزی داشته باشم

179
00:08:19,790 --> 00:08:22,427
‫سلام، جین دبری‌ام.
‫به هتل مرکزی ورشو خوش اومدید

180
00:08:22,502 --> 00:08:23,803
‫خیلی ممنون.
‫برای پذیرش اومدیم

181
00:08:23,878 --> 00:08:25,346
‫ما با تور میراث هستیم

182
00:08:25,421 --> 00:08:28,558
‫بنجامین و دیوید کاپلان.
‫این هم گذرنامه‌هامون

183
00:08:28,633 --> 00:08:30,309
‫- بله، البته، خوش اومدید
‫- ممنون

184
00:08:30,384 --> 00:08:32,270
‫شما آخرین نفراتی هستید که می‌رسن

185
00:08:32,345 --> 00:08:33,771
‫گمونم یه بسته هم براتون اومده

186
00:08:33,846 --> 00:08:34,981
‫چند روزه اینجا مونده

187
00:08:35,056 --> 00:08:36,107
‫در واقع برای منه

188
00:08:36,182 --> 00:08:37,316
‫- باشه
‫- ممنون

189
00:08:37,391 --> 00:08:38,818
‫- بفرمایید
‫- مرسی

190
00:08:38,893 --> 00:08:40,069
‫اتاقتون طبقه‌ی پنجمه

191
00:08:40,144 --> 00:08:42,238
‫نیم‌ساعت دیگه هم جلسه‌ی گروهی دارید

192
00:08:42,313 --> 00:08:43,448
‫- خیلی ممنون
‫- عالیه، تشکر

193
00:08:43,523 --> 00:08:45,283
‫طبقه‌ی پنجم؟ ممنون

194
00:08:45,358 --> 00:08:46,868
‫این چه کوفتیه؟

195
00:08:46,943 --> 00:08:48,703
‫گُله دیگه. بهت که گفتم
‫خیلی خفنه

196
00:08:48,778 --> 00:08:51,456
‫از تاد گرفتمش، یه آرایشگر دیوث تو ایتاکا

197
00:08:51,531 --> 00:08:53,708
‫وایسا ببینم،
‫واسه خودت گُل پست کردی؟

198
00:08:53,783 --> 00:08:55,626
‫نه، بابا. واسه جفتمون گُل پست کردم

199
00:08:55,701 --> 00:08:57,003
‫شوخی… گمونم می‌خوای

200
00:08:57,078 --> 00:08:58,921
‫با هواپیما بیاریش

201
00:08:58,996 --> 00:09:00,131
‫- واقعاً؟
‫- آره، جدی

202
00:09:00,206 --> 00:09:01,507
‫ندیدی چقدر اضطراب داشتم؟

203
00:09:01,582 --> 00:09:04,126
‫چرا، دیدم. ولی گفتم لابد کلاً مضطربی

204
00:09:07,046 --> 00:09:08,973
‫خیلی خوشحالم که پیش همیم

205
00:09:09,048 --> 00:09:11,350
‫من هم همینطور

206
00:09:11,425 --> 00:09:13,261
‫وای، خدا

207
00:09:15,638 --> 00:09:16,772
‫خب، نیم ساعت وقت داریم

208
00:09:16,847 --> 00:09:18,316
‫من باید دوش بگیرم

209
00:09:18,391 --> 00:09:19,600
‫فکر خوبیه

210
00:09:21,269 --> 00:09:22,478
‫چه کمد باحالی!

211
00:09:24,146 --> 00:09:25,656
‫عه، آره. پسر، پاک یادم رفته بودها

212
00:09:25,731 --> 00:09:27,492
‫پاهات چه تروتمیزه

213
00:09:27,567 --> 00:09:28,868
‫- واقعاً؟
‫- آره

214
00:09:28,943 --> 00:09:30,411
‫تازه، بزرگ که شدی هم خیلی خوب شده‌ن

215
00:09:30,486 --> 00:09:31,954
‫انگشت‌هات صافِ صافن.
‫قشنگه

216
00:09:32,029 --> 00:09:33,164
‫باشه، ممنون

217
00:09:33,239 --> 00:09:34,332
‫هیچ برجستگی عجیبی

218
00:09:34,407 --> 00:09:35,833
‫یا موی اضافی رو پاهات نیست.
‫چه باکلاس

219
00:09:35,908 --> 00:09:37,168
‫واقعاً؟

220
00:09:37,243 --> 00:09:38,294
‫- آره
‫- جالبه

221
00:09:38,369 --> 00:09:40,463
‫هیچوقت بهشون دقت نکرده بودم

222
00:09:40,538 --> 00:09:42,256
‫هیچوقت به پاهای خودت دقت نکردی؟

223
00:09:42,331 --> 00:09:43,508
‫- نه
‫- برو بابا

224
00:09:43,583 --> 00:09:44,926
‫خیلی خوش‌فرمن

225
00:09:45,001 --> 00:09:46,886
‫نگاهشون کن؛
‫یاد پای مامان‌بزرگ می‌افتم

226
00:09:46,961 --> 00:09:48,429
‫تو پاهای مامان‌بزرگ رو یادته؟

227
00:09:48,504 --> 00:09:49,514
‫معلومه که یادمه

228
00:09:49,589 --> 00:09:51,015
‫همیشه اون صندل‌های پلاستیکی صورتی

229
00:09:51,090 --> 00:09:52,600
‫برندِ تارگت پاش بود

230
00:09:52,675 --> 00:09:54,352
‫همه‌ش با اونها تو شهر قدم می‌زد

231
00:09:54,427 --> 00:09:55,686
‫واقعاً؟

232
00:09:55,761 --> 00:09:56,896
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها که نگاهت می‌کنم

233
00:09:56,971 --> 00:09:58,556
‫- خب؟
‫- اونو می‌بینم

234
00:09:59,807 --> 00:10:00,983
‫یعنی شبیه یه پیرزن یهودی شدم؟

235
00:10:01,058 --> 00:10:02,860
‫نه پسر، بهت می‌خوره عاقل باشی

236
00:10:02,935 --> 00:10:04,820
‫چمی‌دونم، قشنگه دیگه

237
00:10:04,895 --> 00:10:06,697
‫- واقعاً؟
‫- آره

238
00:10:06,772 --> 00:10:08,241
‫مرسی، باشه، باشه

239
00:10:08,316 --> 00:10:09,450
‫- می‌خوام دوش بگیرم، باشه؟
‫- باشه

240
00:10:09,525 --> 00:10:10,910
‫- آره
‫- میشه من اول دوش بگیرم؟

241
00:10:10,985 --> 00:10:11,994
‫چرا که نه

242
00:10:12,069 --> 00:10:13,621
‫راستی، میشه گوشیت رو بهم بدی؟

243
00:10:13,696 --> 00:10:15,581
‫حتماً، واسه چی؟

244
00:10:15,656 --> 00:10:18,125
‫آخه دوست دارم زیر دوش
‫موسیقی گوش کنم

245
00:10:18,200 --> 00:10:19,460
‫مگه خودت گوشی نداری؟

246
00:10:19,535 --> 00:10:21,135
‫چرا، ولی موسیقی پخش نمی‌کنه

247
00:10:22,496 --> 00:10:23,756
‫آره، باشه، بیا

248
00:10:23,831 --> 00:10:25,675
‫- عالیه
‫- آره

249
00:10:25,750 --> 00:10:27,001
‫وقت دوشه

250
00:10:48,648 --> 00:10:51,075
‫شما یه ساعت پیش پذیرش شدید

251
00:10:51,150 --> 00:10:52,860
‫- خیلی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

252
00:10:53,653 --> 00:10:54,662
‫- سلام، ببخشید
‫- سلام

253
00:10:54,737 --> 00:10:55,871
‫بذار حدس بزنم.
‫دیوید و بنجامین؟

254
00:10:55,946 --> 00:10:57,206
‫- سلام، آره. شما جیمزی؟
‫- آره

255
00:10:57,281 --> 00:10:58,541
‫- سلام، بله، من جیمزم، سلام
‫- سلام، چطوری؟

256
00:10:58,616 --> 00:10:59,834
‫- سلام، بنجی
‫- آره

257
00:10:59,909 --> 00:11:01,460
‫- شما بنجی هستی؟ باشه، سلام
‫- بنجی، آره، بنجی

258
00:11:01,535 --> 00:11:02,962
‫آره، ببخشید.
‫قصد مزاحمت نداشتم

259
00:11:03,037 --> 00:11:04,380
‫گفتم بهتره خودم بیام؛

260
00:11:04,455 --> 00:11:05,715
‫تا احیاناً اگر نمی‌دونید گروهمون کجاست،
‫راهنماییتون کنم

261
00:11:05,790 --> 00:11:07,383
‫- دمت گرم
‫- خب، گروه کوچیک و خوبیه

262
00:11:07,458 --> 00:11:10,011
‫- باید صمیمی باشه، می‌دونید
‫- خوبه، عالیه

263
00:11:10,086 --> 00:11:11,429
‫موفق شدم، دوستان. پیداشون کردم

264
00:11:11,504 --> 00:11:12,972
‫- سلام
‫- دیوید و بنجی

265
00:11:13,047 --> 00:11:14,056
‫- سلام، سلام
‫- سلام

266
00:11:14,131 --> 00:11:15,141
‫- سلام
‫- سلام

267
00:11:15,216 --> 00:11:16,392
‫- خوش اومدید
‫- بشینید، بفرمایید

268
00:11:16,467 --> 00:11:18,102
‫- آره، مرسی، آره
‫- واقعاً ممنون، آره

269
00:11:18,177 --> 00:11:19,854
‫خب، پرحرفی نمی‌کنم

270
00:11:19,929 --> 00:11:21,147
‫ولی یه توضیحاتی درباره‌ی خودم میدم

271
00:11:21,222 --> 00:11:22,773
‫امیدوارم تا آخر هفته

272
00:11:22,848 --> 00:11:25,017
‫ازم ذله نشید

273
00:11:26,310 --> 00:11:30,114
‫خب، همون‌طور که مستحضرید،
‫اسم من جیمزه

274
00:11:30,189 --> 00:11:33,159
‫من قراره راهنمای بریتانیایی
‫تور شما توی لهستان باشم

275
00:11:33,234 --> 00:11:36,579
‫بنده دانشجوی مطالعات اروپای شرقی
‫توی آکسفورد بودم

276
00:11:36,654 --> 00:11:38,164
‫خودم یهودی نیستم

277
00:11:38,239 --> 00:11:39,915
‫منتها واقعاً عاشقِ

278
00:11:39,990 --> 00:11:41,250
‫این بخش از جهان

279
00:11:41,325 --> 00:11:43,252
‫و به‌خصوص سرگذشت یهودی‌هام

280
00:11:43,327 --> 00:11:44,712
‫که از نظرم

281
00:11:44,787 --> 00:11:48,007
‫جالب، پیچیده، گاهی جانگداز

282
00:11:48,082 --> 00:11:50,551
‫اما درنهایت زیباست

283
00:11:50,626 --> 00:11:53,304
‫خب، بسه دیگه. خفه شو جیمز

284
00:11:53,379 --> 00:11:55,014
‫کی می‌خواد نفر بعدی باشه؟

285
00:11:55,089 --> 00:11:57,808
‫خب، من شجاعت به خرج میدم

286
00:11:57,883 --> 00:12:00,603
‫سلام، من مارشا کریمرم

287
00:12:00,678 --> 00:12:02,730
‫اصالتاً اهل بروکلینم

288
00:12:02,805 --> 00:12:06,525
‫بعد از دو دهه‌ی تأسف‌بار توی لس‌آنجلس

289
00:12:06,600 --> 00:12:08,400
‫تازه برگشتم نیویورک

290
00:12:08,978 --> 00:12:10,237
‫بعد از طلاق

291
00:12:10,312 --> 00:12:12,114
‫ببخشید اگه زیادی میگم

292
00:12:12,189 --> 00:12:15,034
‫ولی فهمیدم دارم میشم همون مدل زنی

293
00:12:15,109 --> 00:12:17,787
‫که ازش متنفر بودم

294
00:12:17,862 --> 00:12:20,956
‫از اونجور خانم‌هایی که روزشون
‫توی ناهار خلاصه میشد، می‌دونید؟

295
00:12:22,324 --> 00:12:25,536
‫مادرم از چند تا اردوگاه جون سالم به‌در برد

296
00:12:26,495 --> 00:12:30,049
‫ولی ابداً حرفی درموردش نزد، هیچوقت

297
00:12:30,124 --> 00:12:33,010
‫من هم برای ادای احترام بهش اومدم اینجا

298
00:12:33,085 --> 00:12:35,638
‫خب، من خودم رو معرفی کردم.
‫نفر بعدی

299
00:12:35,713 --> 00:12:37,223
‫بعدی کیه؟

300
00:12:37,298 --> 00:12:39,642
‫خب، سلام.
‫دایان و مارک بیندر

301
00:12:39,717 --> 00:12:41,811
‫سلام

302
00:12:41,886 --> 00:12:44,647
‫ما حوصله‌سربریم

303
00:12:44,722 --> 00:12:46,982
‫تازه از شِیکر هایتس بازنشسته شدیم

304
00:12:47,057 --> 00:12:49,819
‫خانواده‌ی مارک اهل اینجا بودن، لوبلین

305
00:12:49,894 --> 00:12:52,488
‫ولی خیلی قبل از جنگ رفتن

306
00:12:52,563 --> 00:12:53,781
‫اول قرن ۲۰اُم

307
00:12:53,856 --> 00:12:55,866
‫ما یهودی‌های عهد بوق بودیم

308
00:12:55,941 --> 00:12:57,526
‫همیشه اینجوری شوخی می‌کردم

309
00:12:58,903 --> 00:12:59,995
‫- آره، بامزه بود
‫- سلام

310
00:13:00,070 --> 00:13:02,415
‫من ایلاژم

311
00:13:02,490 --> 00:13:05,960
‫همون‌طور که حدس می‌زنید،
‫من از بدو تولد یهودی نبودم

312
00:13:06,035 --> 00:13:08,838
‫البته گمونم تنها نباشم، جیمز

313
00:13:08,913 --> 00:13:10,464
‫از همراهیت خوشحالم، ایلاژ

314
00:13:10,539 --> 00:13:12,007
‫از همراهیت خوشحالم

315
00:13:12,082 --> 00:13:15,344
‫ولی حدوداً ۱۰ سال پیش یهودی شدم

316
00:13:15,419 --> 00:13:18,047
‫دراصل آفریقایی‌ام، اهل رواندا

317
00:13:18,923 --> 00:13:20,766
‫و در جواب سؤالی که

318
00:13:20,841 --> 00:13:22,309
‫شاید براتون پیش اومده باشه

319
00:13:22,384 --> 00:13:24,311
‫من… از بازماندگان نسل‌کُشی‌ام

320
00:13:24,386 --> 00:13:25,554
‫عجب!

321
00:13:26,889 --> 00:13:28,315
‫ببخشید، نه، منظورم…

322
00:13:28,390 --> 00:13:30,234
‫نه، اینو از جنبه‌ی مثبت گفتم…

323
00:13:30,309 --> 00:13:31,610
‫نمی‌دونم با «عجب» آشنایی یا نه

324
00:13:31,685 --> 00:13:33,112
‫یه چیزی تو مایه‌های
‫«وای، خدا» و «ای وای» هست

325
00:13:33,187 --> 00:13:34,447
‫منظورم اینه که…

326
00:13:34,522 --> 00:13:36,198
‫من از آدم‌هایی که
‫اهل جاهای دیگه‌ان خوشم میاد

327
00:13:36,273 --> 00:13:39,410
‫یه جورایی… در واقع، طرفدارتم.
‫ادامه بده، داداش

328
00:13:39,485 --> 00:13:41,537
‫- شرمنده
‫- نه، نه، نه

329
00:13:41,612 --> 00:13:44,081
‫خوشحال میشم که مردم
‫به کشورم علاقه نشون میدن

330
00:13:44,156 --> 00:13:45,166
‫باحاله

331
00:13:45,241 --> 00:13:46,792
‫- اسمت چیه؟
‫- بنجی

332
00:13:46,867 --> 00:13:49,670
‫- بنجی، من سفره‌ی دلم بازه
‫- به‌به

333
00:13:49,745 --> 00:13:52,757
‫خب، من و مادرم از نسل‌کشی
‫جون سالم به‌در بردیم

334
00:13:52,832 --> 00:13:56,844
‫بعد هم با پس‌اندازش که

335
00:13:56,919 --> 00:13:58,304
‫دوخته بودش داخل کُتم رفتم وینیپگ…

336
00:13:58,379 --> 00:14:01,015
‫- یا خدا. گوه توش
‫- توی وینیپگ

337
00:14:01,090 --> 00:14:03,934
‫یه ارتباطی با جامعه‌ی یهودی پیدا کردم

338
00:14:04,009 --> 00:14:05,478
‫آره، خب، طبیعیه

339
00:14:05,553 --> 00:14:07,855
‫آره، طبیعیه، بنجی

340
00:14:07,930 --> 00:14:11,442
‫وقتی با سرگذشت یهودی‌ها آشنا شدم…

341
00:14:11,517 --> 00:14:14,195
‫برای اولین بار از زمان جنگ
‫احساس آرامش کردم

342
00:14:14,270 --> 00:14:18,157
‫و هرچی بیشتر با ماجراهاشون آشنا شدم
‫و آدم‌های بیشتری رو شناختم…

343
00:14:18,232 --> 00:14:20,826
‫انسان‌های فوق‌العاده‌ای مثل شما،

344
00:14:20,901 --> 00:14:23,153
‫از درستیِ تصمیمم بیشتر مطمئن شدم

345
00:14:25,322 --> 00:14:27,249
‫وای

346
00:14:27,324 --> 00:14:30,151
‫فکرش هم نمی‌کردم قبل شروع تور
‫گریه کنم

347
00:14:31,871 --> 00:14:33,255
‫- وای، محشره
‫- وای

348
00:14:33,330 --> 00:14:34,715
‫خیلی ممنون بابت حرف‌هات، ایلاژ

349
00:14:34,790 --> 00:14:36,050
‫- آره
‫- مرسی

350
00:14:36,125 --> 00:14:37,259
‫خیلی قشنگ بود

351
00:14:37,334 --> 00:14:38,677
‫حالا کدوم خری می‌خواد
‫بعد از ایشون حرف بزنه؟

352
00:14:38,752 --> 00:14:40,095
‫آره

353
00:14:40,170 --> 00:14:42,014
‫خب، گوه توش. من میگم

354
00:14:42,089 --> 00:14:46,435
‫خب، من و دِیو، پسرعموییم…

355
00:14:46,510 --> 00:14:48,395
‫راستش، به فاصله‌ی سه هفته به دنیا اومدیم

356
00:14:48,470 --> 00:14:49,814
‫- که خیلی باحاله
‫- آره

357
00:14:49,889 --> 00:14:51,315
‫یه زلوتی میدم به کسی که حدس بزنه

358
00:14:51,390 --> 00:14:52,817
‫کدوممون بزرگ‌تریم

359
00:14:52,892 --> 00:14:54,068
‫من!

360
00:14:54,143 --> 00:14:55,611
‫باباهامون برادرن

361
00:14:55,686 --> 00:14:57,655
‫ما هم عملاً برادریم، مگه نه، دیو؟

362
00:14:57,730 --> 00:14:59,073
‫عین نخود و لوبیا کنار هم بودیم

363
00:14:59,148 --> 00:15:00,533
‫مثل اون کِیتی و آیلیش

364
00:15:00,608 --> 00:15:02,076
‫- یادته؟
‫- آره، اینو نگو

365
00:15:02,151 --> 00:15:04,411
‫ولی ‫مامان‌بزرگمون، دوری…

366
00:15:04,486 --> 00:15:06,497
‫مامان‌بزرگمون، دوری، اهل اینجا بود

367
00:15:06,572 --> 00:15:08,749
‫ما همیشه می‌خواستیم

368
00:15:08,824 --> 00:15:10,000
‫ببینیم اهل کجاست

369
00:15:10,075 --> 00:15:12,002
‫و… تو چه خونه‌ای بزرگ شده

370
00:15:12,077 --> 00:15:13,420
‫آره، در واقع واسه همین هم یه روز زودتر

371
00:15:13,495 --> 00:15:14,880
‫- از تور جدا میشیم
‫- آره، درسته، آره

372
00:15:14,955 --> 00:15:16,006
‫بنجی اصرار داشت
‫شهر کوچولوی مامان‌بزرگ رو ببینه

373
00:15:16,081 --> 00:15:17,591
‫- باید ببینیمش
‫- خیلی صمیمی بودن

374
00:15:17,666 --> 00:15:19,760
‫آره، خیلی گوگولی و باحال بود، مگه نه؟

375
00:15:19,835 --> 00:15:21,804
‫خب، راستش، من از زمان فوتش

376
00:15:21,879 --> 00:15:23,639
‫اصلاً حال‌وروز جالبی ندارم

377
00:15:23,714 --> 00:15:25,090
‫فقط نتونستم…

378
00:15:29,678 --> 00:15:32,640
‫آره، ببخشید.
‫اون عزیزترین آدم زندگیم بود

379
00:15:36,185 --> 00:15:38,070
‫می‌دونید، خوبه که یادآوری کنیم

380
00:15:38,145 --> 00:15:41,156
‫یه‌جورایی واسه همین اینجا جمع شدیم، پس…

381
00:15:41,231 --> 00:15:43,231
‫ممنون، جیمز.
‫مرسی بابت حرفت

382
00:15:43,943 --> 00:15:46,662
‫خب… آره، چیزی نیست

383
00:15:46,737 --> 00:15:48,706
‫فقط واسه اینکه حرف رو عوض کنم

384
00:15:48,781 --> 00:15:50,916
‫- آره
‫- ببخشید، وقتی از دنیا رفت

385
00:15:50,991 --> 00:15:52,251
‫یه مقدار پول واسه من و بنجی

386
00:15:52,326 --> 00:15:53,460
‫ گذاشت تو وصیت‌نامه‌ش که بیایم اینجا، پس…

387
00:15:53,535 --> 00:15:55,504
‫آره، دیو هم همیشه‌ی خدا سرش شلوغه

388
00:15:55,579 --> 00:15:56,630
‫اصلاً وقت نداره

389
00:15:56,705 --> 00:15:57,840
‫یه شغل پُراسترس داره

390
00:15:57,915 --> 00:15:59,466
‫بنرهای تبلیغاتی کوفتی رو تو اینترنت بفروشه

391
00:15:59,541 --> 00:16:01,010
‫بیخیال، بابا

392
00:16:01,085 --> 00:16:03,762
‫ولی می‌دونست یه مدته
‫حال من خیلی تخمیه، پس…

393
00:16:03,837 --> 00:16:05,723
‫دست‌به‌کار شد، همه‌چی رو گذاشت کنار

394
00:16:05,798 --> 00:16:07,600
‫و ترتیبی داد که با…

395
00:16:07,675 --> 00:16:09,852
‫تور لهستانِ مختص آدم‌های مُسن

396
00:16:09,927 --> 00:16:11,477
‫همراه شما نازنین‌ها بیایم اینجا

397
00:16:46,588 --> 00:16:48,474
‫خب، ممنون میشم همگی

398
00:16:48,549 --> 00:16:50,384
‫اینجا جمع بشید. عجله‌ای نیست

399
00:16:56,390 --> 00:16:58,943
‫همیشه تورهام رو از اینجا شروع می‌کنم

400
00:16:59,018 --> 00:17:01,362
‫از مجسمه‌ی یادبود خیزش گتو؛

401
00:17:01,437 --> 00:17:03,197
‫چون که این مجسمه رو برای

402
00:17:03,272 --> 00:17:04,782
‫بزرگداشتِ قهرمانان یهودی ساختن

403
00:17:04,857 --> 00:17:06,734
‫که جلوی نازی‌ها جنگیدن

404
00:17:07,443 --> 00:17:08,535
‫چند روز دیگه،

405
00:17:08,610 --> 00:17:10,371
‫یه اردوگاه کار اجباری رو نشونتون میدم

406
00:17:10,446 --> 00:17:13,123
‫پس به نظرم مهمه که همین اول
‫خط بطلانی رو بر این افسانه

407
00:17:13,198 --> 00:17:14,959
‫که میگه این مردم مثل بَرّه

408
00:17:15,034 --> 00:17:17,211
‫رفتن سمت قربانگاه، بکِشیم

409
00:17:17,286 --> 00:17:20,164
‫شاید مشخص باشه،
‫ولی یه هشدار بهتون بدم

410
00:17:21,123 --> 00:17:23,092
‫این تور راجع‌به درده

411
00:17:23,167 --> 00:17:24,468
‫معلومه که هست

412
00:17:24,543 --> 00:17:25,844
‫درد، عذاب و فقدان

413
00:17:25,919 --> 00:17:27,179
‫نمیشه از این چیزها فرار کرد

414
00:17:27,254 --> 00:17:29,598
‫ولی به اعتقاد من مهمه توری باشه

415
00:17:29,673 --> 00:17:31,133
‫برای بزرگداشت یاد یه عده

416
00:17:32,051 --> 00:17:33,844
‫مردمی فوق‌العاده مقاوم

417
00:17:38,390 --> 00:17:39,391
‫خب

418
00:17:40,559 --> 00:17:41,894
‫خب، همین دیگه

419
00:17:45,064 --> 00:17:48,826
‫این شهر تاریخ اسفناکی داره

420
00:17:48,901 --> 00:17:50,828
‫بهش لقب شهر ققنوس رو دادن

421
00:17:50,903 --> 00:17:53,998
‫چون به‌کرات از خاکستر بلند شده

422
00:17:54,073 --> 00:17:56,834
‫این معماری سبک شوروی

423
00:17:56,909 --> 00:17:58,460
‫محلِ اختلاف‌نظر جدیه

424
00:17:58,535 --> 00:17:59,628
‫با سلیقه‌ی همه جور نیست…

425
00:17:59,703 --> 00:18:02,297
‫باز هم می‌بینید که این سبکِ ساده و بی‌آلایش

426
00:18:02,372 --> 00:18:04,522
‫بعد از جنگ جهانی دوم روی کار اومد

427
00:18:05,084 --> 00:18:06,385
‫نگاهش کن

428
00:18:06,460 --> 00:18:08,345
‫اگه جنگ نمیشد احتمالاً
‫اینجا زندگی می‌کردیم

429
00:18:08,420 --> 00:18:10,347
‫حتی فکرش هم عقل از سر آدم می‌پرونه، نه؟

430
00:18:10,422 --> 00:18:11,765
‫جدی میگم،

431
00:18:11,840 --> 00:18:13,017
‫ما خودمون رو

432
00:18:13,092 --> 00:18:14,476
‫یه مشت مخلوق آمریکایی می‌دونیم، نه؟

433
00:18:14,551 --> 00:18:15,769
‫البته گمونم همینطور هم هست

434
00:18:15,844 --> 00:18:17,312
‫ذات آمریکا هم همینه دیگه

435
00:18:17,387 --> 00:18:19,106
‫مردمش مال فرهنگ‌های دیگه‌ان

436
00:18:19,181 --> 00:18:21,358
‫ولی، مثلاً توی یه دنیای موازی
‫داخل یه سیاه‌چاله

437
00:18:21,433 --> 00:18:23,444
‫من و تو لهستانی بودیم و احتمالاً

438
00:18:23,519 --> 00:18:25,279
‫سه متر ریش داشتیم و
‫نمی‌تونستیم با زن‌ها دست بدیم

439
00:18:25,354 --> 00:18:26,864
‫آره، بامزه‌ست.
‫می‌دونی، هر بار تو خیابون

440
00:18:26,939 --> 00:18:28,365
‫یکی از اون حَسیدی‌ها رو می‌بینم،
‫(از گروه‌های فرعی یهودیت)

441
00:18:28,440 --> 00:18:29,450
‫همیشه با خودم میگم

442
00:18:29,525 --> 00:18:31,160
‫«خدا رو شکر که خدایی نیست،
‫وگرنه من هم یکی از اینها بودم»

443
00:18:31,235 --> 00:18:32,911
‫- ملتفتی که؟
‫- چی؟

444
00:18:32,986 --> 00:18:35,164
‫هیچی، فقط یه جوک مسخره‌ست که…

445
00:18:35,239 --> 00:18:37,407
‫- واقعاً باحاله، پسر
‫- آره

446
00:18:38,325 --> 00:18:40,419
‫- لعنتی، نگاهش کن
‫- کیو؟

447
00:18:40,494 --> 00:18:41,754
‫اون خانمه، مارشا

448
00:18:41,829 --> 00:18:44,079
‫داره تنها راه میره.
‫باید بریم باهاش حرف بزنیم

449
00:18:44,373 --> 00:18:45,632
‫تازه باهاش آشنا شدیم که

450
00:18:45,707 --> 00:18:47,092
‫آره، ولی انگار یه دنیا غَم

451
00:18:47,167 --> 00:18:48,969
‫تو چشم‌هاشه، می‌دونی؟

452
00:18:49,044 --> 00:18:50,095
‫واقعاً؟

453
00:18:50,170 --> 00:18:51,930
‫آره، متوجه نشدی؟

454
00:18:52,005 --> 00:18:53,557
‫موقع معرفی؟ نه، من…

455
00:18:53,632 --> 00:18:54,892
‫فکر کنم باید یه سر بریم پیشش

456
00:18:54,967 --> 00:18:57,102
‫بنجی، شاید می‌خواد تنها باشه

457
00:18:57,177 --> 00:18:58,312
‫هیچکس نمی‌خواد تنها باشه، دیو

458
00:18:58,387 --> 00:18:59,855
‫من یه سر میرم پیشش

459
00:18:59,930 --> 00:19:01,899
‫میگم، چرا تنها راه میری؟

460
00:19:01,974 --> 00:19:03,650
‫مگه اینقدر پخمه‌ای؟

461
00:19:03,725 --> 00:19:04,902
‫- جدی میگی؟
‫- آره

462
00:19:04,977 --> 00:19:06,528
‫به نظر آدم جالبی میای

463
00:19:06,603 --> 00:19:08,280
‫- ببخشید
‫- خواهش می‌کنم

464
00:19:08,355 --> 00:19:10,616
‫این یکی از بخش‌های دست‌نخورده‌ی

465
00:19:10,691 --> 00:19:12,701
‫گتوی ورشو و بخشی از دیواری بود

466
00:19:12,776 --> 00:19:17,331
‫که حدفاصل نوامبر ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۲ وجود داشت

467
00:19:17,406 --> 00:19:19,458
‫توی شهر که می‌چرخید،

468
00:19:19,533 --> 00:19:21,483
‫متوجه میشید که…

469
00:19:22,286 --> 00:19:24,046
‫خواهش می‌کنم

470
00:19:24,121 --> 00:19:27,925
‫بفرمایید، آب.
‫دایان، مارک، بفرمایید

471
00:19:28,000 --> 00:19:30,050
‫باید آب بخورید، مهمه. جیمز، ایلاژ

472
00:19:30,335 --> 00:19:32,671
‫مارشا، آب بخور

473
00:19:42,472 --> 00:19:43,724
‫خب، آماده‌اید؟

474
00:19:44,558 --> 00:19:45,559
‫منتظر چی هستیم؟

475
00:19:48,604 --> 00:19:51,565
‫نیودهلی که حاضری‌فروشی نداره.
‫از کجا کنیش (نوعی اسنک) گرفتی؟

476
00:19:53,859 --> 00:19:57,279
‫از فرودگاه. البته تازه نبود

477
00:19:59,656 --> 00:20:00,999
‫آهای!

478
00:20:01,074 --> 00:20:02,075
‫هی

479
00:20:03,368 --> 00:20:04,369
‫بیا

480
00:20:05,204 --> 00:20:06,797
‫- ممنون
‫- ممنون؟

481
00:20:06,872 --> 00:20:08,090
‫نه، یعنی، برات نگهش داشتم

482
00:20:08,165 --> 00:20:09,800
‫نمی‌دونم می‌خواستی…

483
00:20:09,875 --> 00:20:11,525
‫- آره، اونجا بشین
‫- نه، پسر

484
00:20:12,878 --> 00:20:14,721
‫حالا اون خانمه چِش بود؟

485
00:20:14,796 --> 00:20:16,098
‫منظورت چیه؟

486
00:20:16,173 --> 00:20:18,725
‫همون خانمه که می‌گفتی غم تو چشم‌هاشه

487
00:20:18,800 --> 00:20:20,185
‫- مارشا
‫- آره. حالش خوبه؟

488
00:20:20,260 --> 00:20:21,562
‫شرایط عجیبی رو پشت سر میذاره

489
00:20:21,637 --> 00:20:22,646
‫- واقعاً؟
‫- آره

490
00:20:22,721 --> 00:20:24,022
‫- خودش بهت گفت؟
‫- آره

491
00:20:24,097 --> 00:20:25,190
‫گمونم به نظرش من درکش می‌کنم؛

492
00:20:25,265 --> 00:20:26,400
‫چون هر دومون عزیزی رو از دست دادیم

493
00:20:26,475 --> 00:20:27,734
‫مامان‌بزرگ رو میگی؟

494
00:20:27,809 --> 00:20:29,027
‫آره، فقط،

495
00:20:29,102 --> 00:20:30,279
‫اضطراب پدرش رو درآورده؛

496
00:20:30,354 --> 00:20:31,822
‫چون شوهرش ماه مِی کاملاً یهویی

497
00:20:31,897 --> 00:20:33,615
‫ولش کرد رفت

498
00:20:33,690 --> 00:20:34,950
‫وای خدا

499
00:20:35,025 --> 00:20:36,160
‫با یه مَردی به اسم دِرِن قرار میذاره

500
00:20:36,235 --> 00:20:37,411
‫حالا حتماً پیش خودت میگی خوشحاله

501
00:20:37,486 --> 00:20:38,996
‫ولی طرف یه لاشیِ به‌تمام‌معناست

502
00:20:39,071 --> 00:20:40,239
‫واقعاً؟ چه‌جوری؟

503
00:20:41,490 --> 00:20:43,667
‫نمی‌دونم، پسر. به نظرم

504
00:20:43,742 --> 00:20:46,042
‫درست نیست پشت سرش حرف بزنیم

505
00:20:46,453 --> 00:20:47,713
‫باشه، آخه من…

506
00:20:47,788 --> 00:20:50,249
‫- فقط داشتم سؤال می‌پرسیدم
‫- می‌دونم، ولی… باز هم

507
00:20:53,669 --> 00:20:55,128
‫سوپ عجیبیه، نه؟

508
00:20:55,837 --> 00:20:57,631
‫من که عاشقش شدم

509
00:21:01,134 --> 00:21:03,270
‫در باب خیزش ورشو

510
00:21:03,345 --> 00:21:06,315
‫به نظرم عجیب‌ترین و
‫تکون‌دهنده‌ترین جنبه‌ش

511
00:21:06,390 --> 00:21:08,567
‫نه سرکوب قیام توسط آلمان‌ها،

512
00:21:08,642 --> 00:21:11,111
‫که نقشِ روس‌ها داخلش هست

513
00:21:11,186 --> 00:21:12,821
‫می‌دونید، روس‌ها و لهستانی‌ها

514
00:21:12,896 --> 00:21:14,323
‫مثلاً متحد بودن

515
00:21:14,398 --> 00:21:17,534
‫برادران در نبرد علیه دشمن مشترک

516
00:21:17,609 --> 00:21:20,078
‫مطمئنم می‌خواید عکس بندازید

517
00:21:20,153 --> 00:21:22,164
‫اگه سؤالی دارید حتماً بپرسید

518
00:21:22,239 --> 00:21:23,916
‫همیشه خوشحال میشم بهتون…

519
00:21:23,991 --> 00:21:25,667
‫- از این یارو خوشت میاد؟
‫- آره

520
00:21:25,742 --> 00:21:27,836
‫راستی، ایلاژ، کارت که تموم شد…

521
00:21:27,911 --> 00:21:29,588
‫ببخشید، میشه از من و دیو یه عکس

522
00:21:29,663 --> 00:21:31,673
‫- کنار اینها بگیری؟
‫- چرا که نه

523
00:21:31,748 --> 00:21:33,592
‫- دمت گرم
‫- ببخشید، چی؟

524
00:21:33,667 --> 00:21:35,761
‫باید کنارشون ژست بگیریم.
‫باحال میشه

525
00:21:35,836 --> 00:21:38,639
‫به نظرت بی‌احترامی نیست…

526
00:21:38,714 --> 00:21:40,682
‫کجاش بی‌احترامیه؟
‫ما طرف اونهاییم

527
00:21:40,757 --> 00:21:42,559
‫داریم با روس‌ها و
‫آلمانی‌های کیری می‌جنگیم. بیا دیگه

528
00:21:42,634 --> 00:21:43,977
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم آره، نمی…

529
00:21:44,052 --> 00:21:45,562
‫نمی‌دونم این کار درسته یا نه

530
00:21:45,637 --> 00:21:47,231
‫پس حدأقل از من در حال مبارزه

531
00:21:47,306 --> 00:21:49,024
‫کنار برادران لهستانیم عکس می‌گیری؟

532
00:21:49,099 --> 00:21:50,108
‫آره

533
00:21:50,183 --> 00:21:51,733
‫آقایون، من راهی میدون نبرد میشم

534
00:21:52,853 --> 00:21:54,446
‫نه، اونا برگن

535
00:21:54,521 --> 00:21:55,906
‫ببخشید دیر کردم.
‫باید جنگ رو ببرم

536
00:21:55,981 --> 00:21:57,065
‫یا احتمالاً ببازم

537
00:21:58,358 --> 00:21:59,743
‫واقعاً… عالی افتادی، بنجی

538
00:21:59,818 --> 00:22:01,662
‫- صحنه‌های خوبی شکار کردم
‫- واقعی شده؟

539
00:22:01,737 --> 00:22:04,039
‫خب، هم فلزی‌ان، هم دو برابرِ تو

540
00:22:04,114 --> 00:22:05,540
‫پس، می‌دونی، نشده

541
00:22:05,615 --> 00:22:07,125
‫کمک لازم دارم.
‫می‌خوای بیای بالا؟

542
00:22:07,200 --> 00:22:09,127
‫نه، نیازی نیست. جام خوبه. جدی میگم

543
00:22:09,202 --> 00:22:10,837
‫ایلاژ! می‌خوای بیای ارتش؟

544
00:22:10,912 --> 00:22:12,756
‫من اهل مبارزه نیستم، بنجی. دمت گرم

545
00:22:12,831 --> 00:22:14,216
‫خب، می‌تونی امدادگری چیزی باشی

546
00:22:14,291 --> 00:22:15,968
‫ملت کمک لازم دارن

547
00:22:16,043 --> 00:22:17,636
‫- خیلی مسخره‌ست
‫- می‌دونم

548
00:22:17,711 --> 00:22:19,711
‫بیا، مامانت عاشق این عکس‌ها میشه

549
00:22:20,630 --> 00:22:21,682
‫بی‌زحمت میشه ازم عکس بگیری؟

550
00:22:21,757 --> 00:22:24,309
‫بیا، هی، مارشا

551
00:22:24,384 --> 00:22:25,602
‫- فقط یه دونه
‫- آره، حتماً

552
00:22:25,677 --> 00:22:27,479
‫آره، حالا شد

553
00:22:27,554 --> 00:22:30,023
‫خب، تو امدادگری.
‫باید پای این مرد رو پانسمان کنی

554
00:22:30,098 --> 00:22:31,441
‫- باشه
‫- خیلی درد داره

555
00:22:31,516 --> 00:22:33,735
‫- باشه
‫- واقعاً بهت نیاز داره

556
00:22:33,810 --> 00:22:35,112
‫باید بهش قوت‌قلب هم بدی.
‫باهاش حرف بزن

557
00:22:35,187 --> 00:22:36,697
‫نگران نباش، من…
‫من اومدم بهت کمک کنم

558
00:22:36,772 --> 00:22:37,948
‫اوه، چه خوب مراقبت می‌کنی

559
00:22:38,023 --> 00:22:39,658
‫یه فلورانس نایتینگل جوون اینجا داریم
‫(بنیان‌گذار پرستاری نوین)

560
00:22:39,733 --> 00:22:40,951
‫دیو، داری همه رو می‌گیری دیگه؟

561
00:22:41,026 --> 00:22:42,411
‫- آره، گرفتم
‫- بامزه شده؟

562
00:22:42,486 --> 00:22:44,121
‫آره، بامزه‌ست. آره

563
00:22:44,196 --> 00:22:45,330
‫مطمئنی نمی‌خوای بیای بالا؟

564
00:22:45,405 --> 00:22:46,540
‫نیروی انسانی لازم داریم‌ها

565
00:22:46,615 --> 00:22:48,000
‫نه، ردیفه. من…

566
00:22:48,075 --> 00:22:49,626
‫از مرکز فرماندهی نظارت می‌کنم

567
00:22:49,701 --> 00:22:51,169
‫مرکز…

568
00:22:51,244 --> 00:22:52,504
‫مرکز فرماندهی.
‫اینو خوب اومدی، دیو

569
00:22:52,579 --> 00:22:53,588
‫من هم می‌تونم بیام؟

570
00:22:53,663 --> 00:22:55,465
‫ژنرال مارکوس

571
00:22:55,540 --> 00:22:56,925
‫حضورتون باعث افتخاره، قربان

572
00:22:57,000 --> 00:22:58,051
‫- آزاد
‫- مارشا

573
00:22:58,126 --> 00:22:59,344
‫- باشه، ممنون
‫- بیا بالا!

574
00:22:59,419 --> 00:23:00,637
‫مارشا، تجهیزات بیشتری نیاز دارم

575
00:23:00,712 --> 00:23:02,014
‫آره. تو هم می‌خوای امدادگر باشی؟

576
00:23:02,089 --> 00:23:03,140
‫نه، نمی‌خوام امدادگر باشم

577
00:23:03,215 --> 00:23:04,266
‫مگه تفنگی چیزی نیست؟

578
00:23:04,341 --> 00:23:05,767
‫بنازم. نگاهش کن

579
00:23:05,842 --> 00:23:07,686
‫وای خدا، باورم نمیشه دارم
‫این کار رو می‌کنم. مرسی، دیوید

580
00:23:07,761 --> 00:23:08,854
‫خواهش می‌کنم. مشکلی نیست

581
00:23:08,929 --> 00:23:10,188
‫مطمئنی نمی‌خوای بری بالا؟

582
00:23:10,263 --> 00:23:11,732
‫نه، خوبه. قبل از اینکه شلوغ بشه

583
00:23:11,807 --> 00:23:13,191
‫چند تا عکس خوب گرفتم

584
00:23:13,266 --> 00:23:17,112
‫جیموتی! قربان، یه تیرانداز
‫از نیروی هوایی سلطنتی می‌خوایم، رفیق

585
00:23:17,187 --> 00:23:18,313
‫دارم میام!

586
00:23:20,899 --> 00:23:22,576
‫قراره از هواپیما پرتت کنیم پایین

587
00:23:22,651 --> 00:23:23,785
‫یا خودت هواپیمایی؟

588
00:23:23,860 --> 00:23:25,112
‫فکر کنم خودم هواپیمام

589
00:23:27,155 --> 00:23:28,832
‫پس تو هواپیمایی

590
00:23:28,907 --> 00:23:30,876
‫خب، دیو، آماده‌ای؟

591
00:23:30,951 --> 00:23:32,651
‫همگی یه ژست بگیرید و ثابت بمونید

592
00:23:45,424 --> 00:23:47,309
‫داری اینا رو می‌گیری، دیو؟
‫بازوم درد گرفت

593
00:23:47,384 --> 00:23:49,019
‫آره. آخریشه. یه لحظه

594
00:23:49,094 --> 00:23:50,354
‫خب، گرفتم

595
00:23:50,429 --> 00:23:51,772
‫باشه، مرخصید، سربازها

596
00:23:51,847 --> 00:23:53,482
‫همه خیلی شجاع بودیم.
‫متأسفانه، همه‌مون…

597
00:23:53,557 --> 00:23:55,567
‫ماجرای پیچیده‌ای اینجا رقم می‌خوره

598
00:23:55,642 --> 00:23:57,027
‫زانوهام

599
00:23:57,102 --> 00:23:58,862
‫خیلی ممنون، پسر.
‫حال داد. دمت گرم

600
00:23:58,937 --> 00:23:59,905
‫خواهش می‌کنم. نه، خیلی…

601
00:23:59,980 --> 00:24:01,780
‫- خوش گذشت
‫- خیلی حال داد

602
00:24:03,692 --> 00:24:05,160
‫شما؟ باشه

603
00:24:05,235 --> 00:24:07,204
‫خب، اگه توصیه‌ای لازم داشتید

604
00:24:07,279 --> 00:24:09,030
‫- عالی
‫- بهم بگید

605
00:24:14,077 --> 00:24:15,627
‫خب، همه کارتون عالی بود

606
00:24:16,246 --> 00:24:17,539
‫فوق‌العاده‌ست

607
00:24:19,916 --> 00:24:21,718
‫واحد ما اینجاست.
‫شب به‌خیر، دیوونه‌ها

608
00:24:21,793 --> 00:24:22,886
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر

609
00:24:22,961 --> 00:24:24,129
‫فردا قراره طولانی باشه

610
00:24:29,926 --> 00:24:31,561
‫- هی، دیو؟
‫- بله؟

611
00:24:31,636 --> 00:24:33,736
‫چند لحظه تو دستشویی بیا پیشم

612
00:24:33,889 --> 00:24:34,973
‫چی؟ چرا؟

613
00:24:37,225 --> 00:24:39,069
‫- سلام
‫- سلام

614
00:24:39,144 --> 00:24:41,238
‫خب، اینجا چیکار می‌کنیم؟

615
00:24:41,313 --> 00:24:43,482
‫می‌خواستم بخاطر اینکه

616
00:24:43,523 --> 00:24:46,359
‫همراهم اومدی ازت تشکر کنم

617
00:24:46,401 --> 00:24:48,236
‫می‌دونم برات سختـه مرخصی بگیری و

618
00:24:48,278 --> 00:24:49,821
‫پسرت رو تنها بذاری…

619
00:24:51,031 --> 00:24:52,532
‫اما واقعاً بهش ‫نیاز داشتم، پسر

620
00:24:52,574 --> 00:24:53,992
‫- واقعاً؟
‫- آره

621
00:24:54,034 --> 00:24:56,077
‫خب، عا… عالیـه، پسر

622
00:24:56,119 --> 00:24:59,164
‫خوشحالی تو، خوشحالیِ منـه

623
00:24:59,206 --> 00:25:01,249
‫می‌دونم این چند ماه اخیر
‫زندگیت گل و بلبل نبوده…

624
00:25:01,291 --> 00:25:02,542
‫این هم بگم که

625
00:25:02,584 --> 00:25:03,877
‫می‌دونم اصلاً اهل رفیق‌بازی و دسته‌جمعی

626
00:25:03,919 --> 00:25:06,963
‫جایی رفتن و این اراجیف نیستی

627
00:25:07,005 --> 00:25:08,048
‫- نیستم؟
‫- نه

628
00:25:08,089 --> 00:25:10,383
‫ولی همین که اینجایی فوق‌العاده‌ست،

629
00:25:10,425 --> 00:25:12,135
‫همین که جسورانه به‌خاطر من
‫از لاک خودت بیرون اومدی

630
00:25:13,637 --> 00:25:15,805
‫- قربونت، پسر
‫- بریم یه گُل بکِشیم

631
00:25:19,226 --> 00:25:21,770
‫به به، بچه‌بازی کسشعر شرکت‌ها

632
00:25:21,811 --> 00:25:23,230
‫چیو میگی؟

633
00:25:23,271 --> 00:25:24,272
‫آخه چطوری قراره توی این قبرستون گُل بکِشیم؟

634
00:25:24,314 --> 00:25:25,857
‫تخم‌سگ‌ها پنجره‌ها رو قفل کردن

635
00:25:25,899 --> 00:25:27,317
‫انگار حکومت نظامیـه

636
00:25:27,359 --> 00:25:29,069
‫هی، پسر. می‌خوام یکم استراحت کنم

637
00:25:29,110 --> 00:25:30,362
‫تقریباً ۲۴ ساعتی میشه که بیداریم

638
00:25:30,403 --> 00:25:32,155
‫نه، نگو که می‌خوای خواب رو
‫بهم ترجیح بدی

639
00:25:32,197 --> 00:25:33,907
‫بالاخره بعد چند سال
‫تونستیم یه شب پیش هم باشیم

640
00:25:33,949 --> 00:25:35,534
‫نمی‌دونم. خسته‌ام. حموم‌لازمم

641
00:25:35,575 --> 00:25:37,577
خسته‌ام چیـه؟
‫داداش، علف باعث میشه بخوابی دیگه

642
00:25:37,619 --> 00:25:39,496
‫از اون علف‌هاست که خواب‌آوره؟

643
00:25:39,538 --> 00:25:41,915
‫- نه، از اون یکی‌هاست
‫- بیخیال

644
00:25:41,957 --> 00:25:42,999
‫- داداش
‫- چیـه؟

645
00:25:43,041 --> 00:25:45,043
‫یه دوش بگیر،
‫صورت تخمیت رو بشور و بِساب

646
00:25:45,085 --> 00:25:46,419
‫اصلاً، ماتحتت رو جلا بده

647
00:25:46,461 --> 00:25:48,129
‫هر کاری که لازمـه بکن
‫تا حس بهتری به خودت داشته باشی

648
00:25:48,171 --> 00:25:49,339
‫- باشه
‫- من هم یه رُل تُپل

649
00:25:49,381 --> 00:25:50,674
‫گُل می‌پیچیم واسه خودمون،

650
00:25:50,715 --> 00:25:52,342
‫میریم پشت‌بوم. خب؟

651
00:26:01,268 --> 00:26:04,104
‫خیلی‌خب، کجاست؟

652
00:26:04,145 --> 00:26:05,939
‫نمی‌دونم. شاید پشت‌بوم رو قفل می‌کنن

653
00:26:05,981 --> 00:26:08,024
‫تا آمریکایی‌های کسکش علف‌باز رو دَک کنن

654
00:26:08,066 --> 00:26:09,859
‫گمونم خودشـه ها. نیست؟

655
00:26:09,901 --> 00:26:12,028
‫غلط نکنم الان صدای
‫دزدگیر وامونده‌شون به صدا در میاد

656
00:26:12,070 --> 00:26:13,113
‫خب؟ گیریم صداش در اومد،

657
00:26:13,154 --> 00:26:14,531
‫ما هم میگیم لهستانی بلد نیستیم

658
00:26:14,573 --> 00:26:16,074
‫واقعاً هم بلد نیستیم دیگه

659
00:26:16,116 --> 00:26:17,993
‫ها، فکر کنم… مطمئن نیستم، پسر

660
00:26:18,034 --> 00:26:20,203
‫به نظرم بهتره برگردیم پایین

661
00:26:20,245 --> 00:26:22,163
‫- جداً؟
‫- آره

662
00:26:22,205 --> 00:26:24,958
‫آره. حس… حس خوبی به این کار ندارم

663
00:26:26,626 --> 00:26:28,378
‫- آره، خیلی‌خب
‫- باش

664
00:26:28,420 --> 00:26:29,546
‫خب، اگه حس خوبی نداری،

665
00:26:29,588 --> 00:26:30,714
‫- پس ولش کن
‫- شرمنده، نمی‌دونم

666
00:26:30,755 --> 00:26:31,965
‫گمونم، ضایع‌ست

667
00:26:32,007 --> 00:26:33,258
‫نه، طوری نیست.
‫ضایع هم نیست، فقط…

668
00:26:33,300 --> 00:26:34,718
‫بنجی!

669
00:26:47,188 --> 00:26:48,982
‫دست بجنبون. چیزی نمونده برسیم

670
00:26:57,824 --> 00:26:59,367
‫آره، داشِ خودمـی

671
00:26:59,409 --> 00:27:00,869
‫چه حسی داری، داداش؟

672
00:27:00,910 --> 00:27:02,412
‫آم، بدک نیستم

673
00:27:03,163 --> 00:27:04,164
‫بدک نیستم

674
00:27:05,081 --> 00:27:06,416
‫- دیوید؟
‫- بله؟

675
00:27:06,458 --> 00:27:07,542
‫حالت چطوره، پسر؟

676
00:27:07,584 --> 00:27:09,210
‫- خوبم من
‫- عه؟

677
00:27:09,252 --> 00:27:10,754
‫آره، خوبم

678
00:27:10,795 --> 00:27:12,255
‫فقط یکم مواد لازم بودی. همین

679
00:27:12,297 --> 00:27:13,340
‫- واقعاً؟
‫- آره

680
00:27:13,381 --> 00:27:14,591
لنگ همین بودم، ها؟

681
00:27:14,633 --> 00:27:15,925
‫- لنگ همین بودی
‫- بفرما

682
00:27:15,967 --> 00:27:18,094
‫خودشـه

683
00:27:18,136 --> 00:27:19,137
‫تو…

684
00:27:20,138 --> 00:27:22,015
‫در واقع یه آدم خفنی که

685
00:27:22,057 --> 00:27:23,183
‫توی جسم یه کسی گیر افتاده که

686
00:27:23,224 --> 00:27:24,434
‫دست بر قضا بد قولـه

687
00:27:24,476 --> 00:27:27,187
‫هر دفعه که می‌بینمت،
‫باید اون رویِ باحالت رو

688
00:27:27,228 --> 00:27:28,605
‫بیدار کنم

689
00:27:28,647 --> 00:27:30,774
‫مرسی؟

690
00:27:30,815 --> 00:27:32,859
‫ببین داداش،
‫وقتی به دوتایی‌مون فکر می‌کنم، پسر…

691
00:27:32,901 --> 00:27:34,319
‫خب؟

692
00:27:34,361 --> 00:27:36,321
‫قدم‌زدن‌های شبونه‌مون
‫توی نیویورک میاد تو ذهنم،

693
00:27:36,363 --> 00:27:38,031
‫سعی می‌کردیم تا خودِ صبح بیدار بمونیم

694
00:27:38,073 --> 00:27:40,700
‫- همیشه همین کار رو می‌کردی
‫- اوهوم

695
00:27:40,742 --> 00:27:42,369
‫- آره
‫- تو هم که نصفه راه

696
00:27:42,410 --> 00:27:44,704
‫بیهوش می‌شدی

697
00:27:44,746 --> 00:27:46,331
‫از روی پُل ویلیامزبورگ رد می‌شدیم و

698
00:27:46,373 --> 00:27:49,918
‫روی یه نیمکت وسط محله‌ی چینی‌ها می‌افتادی

699
00:27:49,959 --> 00:27:51,127
‫آره، می‌دونم

700
00:27:53,046 --> 00:27:54,381
بگی‌نگی پخمه‌ای

701
00:28:18,238 --> 00:28:19,239
‫دیو؟

702
00:28:19,989 --> 00:28:20,990
‫هوم؟

703
00:28:23,326 --> 00:28:25,036
‫شرمنده بهت گفتم پخمه

704
00:28:26,746 --> 00:28:28,456
‫عیبی نداره

705
00:28:28,498 --> 00:28:30,166
‫شرمنده که همیشه خوابم می‌بُرد

706
00:28:30,208 --> 00:28:31,918
‫بیخیال، داداش

707
00:28:31,960 --> 00:28:33,878
‫هم سر کار می‌رفتی، هم زن و زندگی داشتی

708
00:28:35,088 --> 00:28:36,923
‫کل روز بیدار می‌موندی

709
00:28:36,965 --> 00:28:39,259
‫به کارهای مهمت برسی

710
00:28:39,300 --> 00:28:41,136
‫ولی من اصلاً کار خاصی نداشتم

711
00:28:43,304 --> 00:28:44,597
‫برام مهم نیست خوابت می‌برد، پسر

712
00:28:44,639 --> 00:28:46,057
بودنت برام قوت قلب بود

713
00:29:22,969 --> 00:29:24,012
‫چی گفت؟

714
00:29:24,053 --> 00:29:25,096
‫یه مُشت اراجیف

715
00:29:25,138 --> 00:29:26,556
‫- واقعاً؟
‫- آره

716
00:29:26,598 --> 00:29:27,849
‫اگه نظر منو بخوای
‫عملاً فاجعه بود، اما…

717
00:29:27,891 --> 00:29:28,975
‫واقعاً خنده‌داره

718
00:29:29,642 --> 00:29:30,894
‫بنجی

719
00:29:30,935 --> 00:29:32,312
‫باید بریم

720
00:29:32,353 --> 00:29:34,147
‫قطار تا یه ساعت دیگه میرسه، خب؟

721
00:29:39,319 --> 00:29:40,612
‫شرمنده یکم دیر کردیم

722
00:29:40,653 --> 00:29:43,448
‫آره، دیو همین دو دقیقه پیش بیدارم کرد

723
00:29:43,490 --> 00:29:44,491
‫خیلی‌خب

724
00:29:56,711 --> 00:29:58,421
‫قطار تا دو دقیقه‌ی دیگه
‫از راه میرسه. بجنبید

725
00:30:00,340 --> 00:30:01,382
‫واقعاً ممنونم

726
00:30:01,424 --> 00:30:02,759
‫حالت خوبـه؟

727
00:30:02,801 --> 00:30:05,178
‫می‌دونم یکمی سنگینـه. شرمنده

728
00:30:06,971 --> 00:30:08,306
‫درستـه. بیاید، بچه‌ها

729
00:30:08,348 --> 00:30:10,225
‫باید تا انتهای سکو بریم

730
00:30:11,518 --> 00:30:14,646
‫خیلی‌خب، همگی.
‫این بلیت‌های درجه‌یک

731
00:30:14,687 --> 00:30:16,689
‫جزو پکیج تور امروزه

732
00:30:16,731 --> 00:30:17,857
‫یوهـو

733
00:30:17,899 --> 00:30:19,984
خوش به حالمون شده. ‫بیاید

734
00:30:20,026 --> 00:30:21,653
‫باید مستقیم بریم انتهای سکو، بچه‌ها

735
00:30:21,694 --> 00:30:23,112
‫بلیت درجه‌یک دوست دارم

736
00:30:23,154 --> 00:30:25,573
‫نرخ ارزش عالیـه

737
00:30:25,615 --> 00:30:26,783
‫ببخشید

738
00:30:33,331 --> 00:30:34,374
‫اگه وقت دارید،

739
00:30:34,415 --> 00:30:36,626
‫می‌تونیم یه سر تا متروی لوبلین بریم

740
00:30:36,668 --> 00:30:37,919
‫آم، بهشتـه

741
00:30:37,961 --> 00:30:40,088
‫به نظر من که یکمی زیادی بهش بها دادن

742
00:30:40,129 --> 00:30:42,382
‫ولی دروازه‌ی گرودزکا یه چیز دیگه‌ست

743
00:30:42,423 --> 00:30:44,300
‫مگه دروازه‌اش هنوز در دسترسـه؟

744
00:30:44,342 --> 00:30:45,635
‫هی رفیق، به نظرم دیگه باید بریم

745
00:30:45,677 --> 00:30:46,886
‫چی؟

746
00:30:46,928 --> 00:30:48,388
‫به نظرم بهتره بریم یه واگن دیگه

747
00:30:48,429 --> 00:30:49,722
‫یعنی چی؟

748
00:30:49,764 --> 00:30:51,850
‫برات عجیب نیست که
‫سوار واگن درجه‌یک شدی؟

749
00:30:51,891 --> 00:30:53,685
‫- آم، نه. پولش رو دادیم خب
‫- نه؟

750
00:30:53,726 --> 00:30:55,061
‫به کسی که ضرر نرسوندیم، نه

751
00:30:55,103 --> 00:30:57,230
‫داداش، یه مُشت یهودی سوار قطار لهستانیم

752
00:30:57,272 --> 00:30:58,314
‫یه لحظه بهش فکر کن

753
00:30:58,356 --> 00:30:59,983
‫- دارم بهش…
‫- بنجی؟

754
00:31:00,024 --> 00:31:01,109
‫- بنجی
‫- بله؟

755
00:31:01,150 --> 00:31:02,443
‫حالت خوبـه تو؟

756
00:31:02,485 --> 00:31:03,820
‫- آره، صد البته
‫- آره

757
00:31:03,862 --> 00:31:05,780
‫- شرمنده
‫- آره، نه. طوری نیست

758
00:31:05,822 --> 00:31:07,740
‫راستش، باید منصفانه، محشر…

759
00:31:07,782 --> 00:31:08,992
‫نه، راستش حس می‌کنم… شرمنده

760
00:31:09,033 --> 00:31:10,285
‫- خیلی‌خب
‫- فقط… کسی…

761
00:31:10,326 --> 00:31:12,412
‫کس دیگه‌ای هم ‫همچین حسی داره اینجا؟

762
00:31:12,996 --> 00:31:14,247
‫چه حسی؟

763
00:31:14,289 --> 00:31:15,874
‫همین حس رو مُخی که دارم،

764
00:31:15,915 --> 00:31:18,084
‫حس می‌کنم توی این قطار
‫حکم شاهزاده‌ها رو داریم؟

765
00:31:18,126 --> 00:31:19,961
‫یعنی کسی متوجه این وضعیت نشده؟

766
00:31:20,003 --> 00:31:21,796
‫- خدای من. بنجی، بیا پسر
‫- همین که اینجا نشستیم و

767
00:31:21,838 --> 00:31:24,007
‫داریم غذای خوب می‌خوریم،
‫انگار نه انگار که ۸۰ سال پیش،

768
00:31:24,048 --> 00:31:25,341
‫عینهو یه مُشت گاو و گوسفند

769
00:31:25,383 --> 00:31:26,801
‫تهِ این قطارها بارمون میزدن!

770
00:31:26,843 --> 00:31:28,303
‫- خدایا
‫- خیلی‌خب، بنجی

771
00:31:28,344 --> 00:31:30,179
‫فکر نکنم کسی دلش بخواد
‫این حرف‌ها رو بشنوه الان

772
00:31:30,221 --> 00:31:32,140
‫خیلی‌خب، ولی چرا؟ چرا کسی
‫دلش نمی‌خواد این‌ها رو بشنوه؟

773
00:31:32,181 --> 00:31:33,391
‫- چون ناراحت‌کننده‌ست، پسر
‫- ناراحت‌کننده؟

774
00:31:33,433 --> 00:31:34,767
‫خیلی‌خب، نگاه کن. عیبی نداره

775
00:31:34,809 --> 00:31:36,102
نکته‌ی جالب و حساسی رو مطرح کردی

776
00:31:36,144 --> 00:31:38,021
‫هر از گاهی توی این تورها اینجوری میشه

777
00:31:38,062 --> 00:31:39,731
‫موندن توی هتل‌های لوکس،

778
00:31:39,772 --> 00:31:41,232
‫خوردن غذاهای اعیونی،
‫همشون باعث میشه

779
00:31:41,274 --> 00:31:42,817
‫آدم یاد بدبختی‌ و مصیبت‌های

780
00:31:42,859 --> 00:31:44,569
‫زندگی قدیم خونواده‌اش بیفته

781
00:31:44,611 --> 00:31:46,738
‫ما رو درگیر احساسات مبهمی می‌کنه

782
00:31:46,779 --> 00:31:48,615
‫حس ملالت و ناسازگاری

783
00:31:48,656 --> 00:31:51,534
‫به جرئت می‌تونم بگم،
‫حتی یکمی حس گناه هم درش دخیلـه

784
00:31:51,576 --> 00:31:52,952
‫داری زندگی خودت رو با…

785
00:31:52,994 --> 00:31:54,329
‫من که احساس گناه ندارم

786
00:31:54,370 --> 00:31:56,331
‫- نه. کار درستی می‌کنی، مارک
‫- چرا باید حس گناه داشته باشم؟

787
00:31:56,372 --> 00:31:57,665
‫نه، من که نمیگم حتماً حس گناه داشته باشید

788
00:31:57,707 --> 00:31:58,833
‫خب، چون همه‌مون توی

789
00:31:58,875 --> 00:32:00,168
‫رفاه و پَر قو بزرگ شدیم

790
00:32:00,209 --> 00:32:01,961
‫عملاً خودمون رو تافته‌ی

791
00:32:02,003 --> 00:32:03,630
‫جدا بافته از درد و رنج بقیه می‌دونیم

792
00:32:03,671 --> 00:32:05,423
‫دقیقاً مثل طعم تلخ تجربه‌ی

793
00:32:05,465 --> 00:32:06,799
‫چپوندنمون توی واگن قطار و

794
00:32:06,841 --> 00:32:08,384
‫- شکوندن سر وامونده‌مون
‫- خدای من، بنجی

795
00:32:08,426 --> 00:32:09,886
‫خب، الان ما چیکار کنیم؟

796
00:32:09,928 --> 00:32:11,512
‫- مارک، مارک، مارک، خواهش می‌کنم
‫- حدأقل بپذیرش، پسر

797
00:32:11,554 --> 00:32:12,764
‫سعی کن یجوری حسش کنی

798
00:32:12,805 --> 00:32:13,932
‫چرا داری اینجوری می‌کنی؟

799
00:32:13,973 --> 00:32:15,183
‫رفیق، دارم احساساتم رو
‫به زبون میارم دیگه

800
00:32:15,224 --> 00:32:16,643
‫خیلی‌خب. چرا الان یهو مهم شده؟

801
00:32:18,019 --> 00:32:20,021
‫وای، پسر. تو کلاً آدم احساساتی‌ای هستی، پسر

802
00:32:20,063 --> 00:32:22,774
‫بچه‌ی مضطرب و گوگولیی بود، پسر

803
00:32:22,815 --> 00:32:23,983
‫- از دست تو، بنجی
‫- با همدیگه رفته بودم

804
00:32:24,025 --> 00:32:25,234
‫- یه کمپ یهودی شبونه
‫- دست بردار، پسر

805
00:32:25,276 --> 00:32:26,653
‫کل هفته‌ی اول رو زار زد

806
00:32:26,694 --> 00:32:28,863
‫دقیقه به دقیقه‌ی هفته‌ی اول،
‫همش بخاطر اینکه دلتنگ خونه بود

807
00:32:28,905 --> 00:32:30,156
‫- خدایا
‫- من هم همیشه موقع خواب

808
00:32:30,198 --> 00:32:31,741
‫بغلش می‌کردم و
‫در مورد مامان مهربونش حرف می‌زدم

809
00:32:31,783 --> 00:32:33,159
‫تا آروم بشه و بگیره بخوابه.
‫حالا نگاهش کن.

810
00:32:33,201 --> 00:32:34,577
‫خدای من، پسر. چه مرگتـه تو؟

811
00:32:34,619 --> 00:32:36,120
‫انگار دیگه اون آدم سابق نیست،
‫آرومـه و عوض شده

812
00:32:36,162 --> 00:32:39,165
یهودیِ تخم‌حروم واسه من
موهای فرفریش رو مرتب کرده

813
00:32:39,207 --> 00:32:40,917
‫خیلی تأثیرگذاره.
‫جمیعاً مرزهای تأثیرگذاری رو دریدید.

814
00:32:40,959 --> 00:32:42,210
‫ولی می‌دونید چیـه؟

815
00:32:42,251 --> 00:32:44,462
‫الان می‌خوام برم تهِ قطار، خب؟

816
00:32:44,504 --> 00:32:46,464
‫فکر نکنم دیگه مثل گذشته
‫اونقدر بدبختی اونجا پیدا بشه

817
00:32:46,506 --> 00:32:47,715
‫بس کن، خواهشاً

818
00:32:49,717 --> 00:32:51,511
‫ببخشید، شرمنده

819
00:32:53,262 --> 00:32:56,391
‫خیلی‌خب، امیدوارم خیلی معذب‌ نشده باشید

820
00:32:56,432 --> 00:32:58,101
‫مشخصاً توی مسیر این گروه گردشگری

821
00:32:58,142 --> 00:33:00,478
‫قراره داستان زیاد داشته باشیم

822
00:33:00,520 --> 00:33:02,814
‫باید بگم که معمولاً
‫توی قطار این اتفاقات نمیفته، اما…

823
00:33:02,855 --> 00:33:03,982
‫آم…

824
00:33:04,023 --> 00:33:05,483
‫جیمز، احتمالاً بهتر باشه من هم برم اونجا

825
00:33:05,525 --> 00:33:06,693
‫چمی‌دونم. لاأقل غذاش رو

826
00:33:06,734 --> 00:33:08,152
‫براش ببرم یا هر چی

827
00:33:08,194 --> 00:33:09,946
‫البته. آره. می‌دونی کجا پیاده میشیم؟

828
00:33:09,988 --> 00:33:12,073
‫آم، آره. لوبلین گلاونی؟

829
00:33:12,115 --> 00:33:13,241
‫مطمئنم اشتباه تلفظش کردم

830
00:33:13,282 --> 00:33:14,575
‫نه، خیلی نزدیک بود

831
00:33:14,617 --> 00:33:15,702
‫- آره، ر… ردیفـه
‫- خیلی‌خب، مرسی. شرمنده

832
00:33:15,743 --> 00:33:16,828
‫- موفق باشی
‫- شرمنده، بچه‌ها

833
00:33:17,787 --> 00:33:20,415
‫خیلی‌خب. آم…

834
00:33:46,232 --> 00:33:47,650
‫- سلام، پسر
‫- سلام

835
00:33:48,526 --> 00:33:49,527
‫ممنونم

836
00:33:50,570 --> 00:33:53,114
‫حالت خوبـه؟

837
00:33:53,156 --> 00:33:55,616
‫همه فقط پی اینن که حسابی
‫خوش بگذرونن، می‌دونی؟

838
00:33:56,826 --> 00:33:58,369
‫نه. منظورت چیـه؟

839
00:33:59,620 --> 00:34:01,789
‫ملت که نمی‌تونن
‫دور دنیا رو بچرخن و کلاً…

840
00:34:02,915 --> 00:34:04,500
‫کلاً غرق خوشی باشن

841
00:34:08,171 --> 00:34:09,547
‫طوری نیست، پسر

842
00:34:24,353 --> 00:34:27,273
‫چمدان خود را فراموش نکنید

843
00:34:27,315 --> 00:34:29,650
‫لطفاً حین پیاده شدن از قطار

844
00:34:29,692 --> 00:34:31,444
‫مراقب باشید

845
00:34:31,486 --> 00:34:33,071
‫ممنون که به ما اعتماد کردید و

846
00:34:33,112 --> 00:34:34,822
‫ازتون دعوت می‌کنیم تا از
‫خدمات لهستان اکسپرس استفاده نمایید

847
00:34:39,410 --> 00:34:41,037
‫- سلام، پسر
‫- سلام

848
00:34:41,079 --> 00:34:42,413
‫خوابم بُرد؟

849
00:34:42,455 --> 00:34:44,373
‫- بله، خوابت برد
‫- ای بابا

850
00:34:44,415 --> 00:34:46,084
‫بخشکی شانس! باید بریم

851
00:34:46,125 --> 00:34:47,210
‫باید بریم. بیا

852
00:34:54,592 --> 00:34:56,886
‫خیلی‌خب، گمونم همه
‫دم ایستگاه منتظرمون هستن

853
00:34:57,512 --> 00:34:59,347
‫اوهوم، شاید

854
00:34:59,388 --> 00:35:01,140
‫- هی، دادا؟
‫- بله؟

855
00:35:01,182 --> 00:35:03,142
‫ایستگاه‌مون اینجا نیست، رفیق

856
00:35:04,185 --> 00:35:05,311
‫جان، چی؟

857
00:35:05,353 --> 00:35:06,312
‫آره

858
00:35:08,231 --> 00:35:10,441
‫وای، لعنتی.
‫کراسنیک دیگه کدوم قبرستونیـه؟

859
00:35:10,483 --> 00:35:11,567
‫آره، کراسنیک

860
00:35:11,609 --> 00:35:13,152
‫ناسلامتی قرار بود لوبلین پیاده شیم

861
00:35:13,194 --> 00:35:15,613
‫می‌دونم، آره. ولی تو بیهوش شدی، دادا

862
00:35:15,655 --> 00:35:17,448
‫ببین، منظورت اینـه که
‫لوبلین رو رد کردیم؟

863
00:35:17,490 --> 00:35:18,533
‫چند ساعتی میشه

864
00:35:18,574 --> 00:35:19,742
‫اونوقت بیدارم نکردی؟

865
00:35:19,784 --> 00:35:21,410
‫آخه خیلی ملوس خوابیده بودی، رفیق

866
00:35:21,452 --> 00:35:22,829
‫ریدم! ناسلامتی با تور بودیم

867
00:35:22,870 --> 00:35:24,163
‫آخه تو… شرمنده. آره، می‌دونم

868
00:35:24,205 --> 00:35:25,706
‫دلم نیومد بیدارت کنم، پسر

869
00:35:25,748 --> 00:35:27,166
‫اصلاً اولویت‌بندی سرت نمیشه تو!

870
00:35:27,208 --> 00:35:28,543
‫می‌دونستی؟ می‌دونستی؟

871
00:35:28,584 --> 00:35:29,961
‫رفیق، از من عصبانی نشو. خب؟

872
00:35:30,002 --> 00:35:31,045
‫آخه چطوری می‌تونم عصبانی نباشم؟

873
00:35:31,087 --> 00:35:32,130
‫آخه خواب که بودی

874
00:35:32,171 --> 00:35:33,464
‫- بهت زُل زده بودم…
‫- آره

875
00:35:33,506 --> 00:35:34,715
‫تازه، بقیه هم داشتن نگاهت می‌کردن

876
00:35:34,757 --> 00:35:36,134
‫یه سری‌هاشون هم داشتن به ریشِت می‌خندیدن

877
00:35:36,175 --> 00:35:38,427
‫چون بدجور داشتی
‫بلند بلند خر و پُف می‌کردی

878
00:35:38,469 --> 00:35:40,680
‫اما پیش خودم گفتم:
‫«گور باباشون»

879
00:35:40,721 --> 00:35:42,348
‫پسرعمومم دیویـه و خجالت نداره

880
00:35:42,390 --> 00:35:44,392
‫همون دیویـه که روی نیمکتِ
‫محله‌ی چینی‌ها می‌خوابید

881
00:35:44,433 --> 00:35:45,935
‫همون یاروییـه که قبلاً داداشی خودم بود و بس

882
00:35:45,977 --> 00:35:47,353
‫نتونستم بیدارت کنم، پسر

883
00:35:49,188 --> 00:35:50,439
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، پس…

884
00:35:50,481 --> 00:35:51,941
‫- حالا چیکاره‌ایم؟
‫- آها، آره. خودم

885
00:35:51,983 --> 00:35:53,025
‫- فکر اونجاشو کردم، رفیق
‫- جدی؟

886
00:35:53,067 --> 00:35:54,402
‫آره، وقتی که خواب بودی

887
00:35:54,443 --> 00:35:56,154
‫- خیلی‌خب
‫- باید دوباره سوار قطار بشیم و

888
00:35:56,195 --> 00:35:57,363
‫از همین مسیری که اومدیم برگردیم

889
00:35:57,405 --> 00:35:58,948
‫- آره، باشه
‫- دیگه اصلاً نیازی نیست

890
00:35:58,990 --> 00:36:00,283
‫پول بلیت بدیم. فقط نباید
‫با مسئول بلیت روبرو بشیم.

891
00:36:00,324 --> 00:36:01,784
‫خودم همیشه بالاایالت
‫از این کارها می‌کنم

892
00:36:01,826 --> 00:36:03,327
‫مو لا درز نقشه‌ام نمیره.
‫گمونم باید سوار این قطار بشیم، رفیق.

893
00:36:03,369 --> 00:36:04,412
‫- جدی؟
‫- بدو! بدو، بدو، بدو

894
00:36:04,453 --> 00:36:05,705
‫عالیـه

895
00:36:08,624 --> 00:36:11,043
‫هی، بهتره مثل بچه‌ی آدم
‫بریم بلیت بخریم

896
00:36:11,085 --> 00:36:12,420
‫وقت نداریم، دست بجنبون

897
00:36:13,337 --> 00:36:14,338
‫لعنتی

898
00:36:16,007 --> 00:36:17,675
‫رفیق

899
00:36:17,717 --> 00:36:19,385
‫راه میفتیم و جلب توجه نمی‌کنیم،

900
00:36:19,427 --> 00:36:20,761
‫- گوش‌بزنگ می‌مونیم
‫- آره

901
00:36:20,803 --> 00:36:21,971
‫مسئولش میاد ازمون بلیت بگیره،

902
00:36:22,013 --> 00:36:23,139
‫بهش میگیم می‌خوایم بریم دستشویی

903
00:36:23,181 --> 00:36:24,265
‫- دستشویی؟ باشه
‫- به تهِ قطار

904
00:36:24,307 --> 00:36:25,474
‫که برسه، بعدش راه میفته

905
00:36:25,516 --> 00:36:26,601
‫میره جلو دنبال ولگردها

906
00:36:26,642 --> 00:36:27,852
‫- شرمنده. ما همون ولگردهاییم؟
‫- آره

907
00:36:27,894 --> 00:36:29,353
‫به محض اینکه برسه جلوی قطار،

908
00:36:29,395 --> 00:36:30,396
‫قطار هم میرسه به ایستگاه و
‫ما جیم می‌زنیم

909
00:36:30,438 --> 00:36:31,814
‫آخرِ کسشعربازیـه

910
00:36:31,856 --> 00:36:33,316
‫پسر، کسشعر یعنی سفر شده تجارت

911
00:36:33,357 --> 00:36:35,067
‫قشر مُرفه هر جا دلشون بخواد سفر می‌کنن،

912
00:36:35,109 --> 00:36:36,611
‫نخبه‌های بیشتری پَس میندازن،

913
00:36:36,652 --> 00:36:38,196
‫اونوقت قشر فقیر باید غاز بچرونن

914
00:36:38,237 --> 00:36:39,322
‫عالیـه. وقتی که دارن ما رو

915
00:36:39,363 --> 00:36:40,615
‫از سیبری بیرون می‌کنن،
‫می‌تونم در مورد مارکسیسم بحث کنیم

916
00:36:40,656 --> 00:36:41,866
‫سیبری توی روسیه‌ست، دیو

917
00:36:41,908 --> 00:36:42,992
‫مسخره‌ست

918
00:36:43,034 --> 00:36:44,076
‫احتمالاً بلیتش فقط ۱۲ دلاره

919
00:36:44,118 --> 00:36:45,494
‫اصل پرداخت حساب میشه

920
00:36:45,536 --> 00:36:46,621
‫نباید واسه قطار لهستان
‫پول بلیت بدیم

921
00:36:46,662 --> 00:36:47,788
‫- ناسلامتی کشور خودمونـه
‫- نه، نیست

922
00:36:47,830 --> 00:36:49,081
‫کشورمون بود.
‫ما رو بیرون کردن

923
00:36:49,123 --> 00:36:50,166
‫چون به خیالشون آدم‌های بیخودی بودیم

924
00:36:53,461 --> 00:36:55,588
‫خیلی‌خب، رسیدیم.
‫خونسرد باش و طبیعی رفتار کن.

925
00:36:55,630 --> 00:36:56,714
‫باش

926
00:36:59,675 --> 00:37:01,010
‫سلام. فقط دستشویی

927
00:37:01,052 --> 00:37:02,303
‫من و پسرعموم می‌خوایم بریم دستشویی

928
00:37:02,345 --> 00:37:04,597
‫- هر دو طرف دستشویی هست
‫- سپاس

929
00:37:04,639 --> 00:37:05,973
‫- ببخشید
‫- ممنون

930
00:37:06,015 --> 00:37:08,226
‫ما… ما بلیت‌ داریم. فقط…

931
00:37:08,267 --> 00:37:09,477
‫اوه، شـ…

932
00:37:09,518 --> 00:37:11,354
‫پشمام. قلبم اومده توی دهنم

933
00:37:11,395 --> 00:37:12,605
‫- حس خوبیـه، نه؟
‫- آره

934
00:37:12,647 --> 00:37:13,814
‫هنوز جنگل رو رد نکردیم ها

935
00:37:13,856 --> 00:37:15,149
‫باید بریم جلو پناه بگیریم

936
00:37:15,191 --> 00:37:16,234
‫تا به ایستگاه‌مون برسیم. خب؟

937
00:37:16,275 --> 00:37:17,360
‫- باشه
‫- آماده؟

938
00:37:17,401 --> 00:37:18,402
‫- آره
‫- بریم

939
00:37:34,543 --> 00:37:36,337
‫- اینجا، اینجا
‫- چی؟ آره

940
00:37:37,838 --> 00:37:38,965
‫موفق شدیم

941
00:37:39,006 --> 00:37:40,341
‫باز دوباره نگیری بخوابی، برادرجان

942
00:37:40,383 --> 00:37:41,509
‫باشه

943
00:37:46,180 --> 00:37:47,306
‫هی، بنجی

944
00:37:47,348 --> 00:37:48,683
‫بله؟

945
00:37:48,724 --> 00:37:50,017
‫توی واگن درجه‌یکیم

946
00:37:52,937 --> 00:37:54,563
‫آره، اما بخاطر زحمات خودمون بود

947
00:37:57,358 --> 00:37:58,985
‫

948
00:37:59,026 --> 00:38:01,070
‫

949
00:38:02,530 --> 00:38:04,115
‫خیلی‌خب، بریم ناهار بزنیم؟

950
00:38:04,156 --> 00:38:05,241
‫- نه
‫- خیلی‌خب

951
00:38:08,995 --> 00:38:11,122
‫- سلام، ببخشید
‫- سلام به همه

952
00:38:11,163 --> 00:38:12,623
‫شرمنده دیر کردیم. دیو خوابش بُرد

953
00:38:12,665 --> 00:38:13,666
‫آره. چی؟

954
00:38:14,834 --> 00:38:16,919
‫- سلام علیکم
‫- ساک‌هاتون پیش ماست

955
00:38:16,961 --> 00:38:18,671
‫وای، خیلی لطف کردید. واقعاً شرمنده

956
00:38:18,713 --> 00:38:20,172
‫آره، فقط… خواب‌لازم بود

957
00:38:20,214 --> 00:38:21,465
‫شرمنده. آره. ساک‌تون اینجاست

958
00:38:21,507 --> 00:38:22,842
‫کمک‌لازمی. خوابالو شده

959
00:38:22,883 --> 00:38:24,010
‫آره، بریم ساک‌هامون رو
‫بذاریم هتل

960
00:38:24,051 --> 00:38:25,136
‫- آره، بریم
‫- آره، آره. عالیـه

961
00:38:25,177 --> 00:38:26,345
‫واقعاً شرمنده. عه، اینجاست

962
00:38:26,387 --> 00:38:27,513
‫آره، واقعاً خیلی سریع

963
00:38:27,555 --> 00:38:29,181
‫تونستیم بریم اون طرف…

964
00:38:32,560 --> 00:38:35,104
‫…با اهمیت مشارکت یهودی‌ها

965
00:38:35,146 --> 00:38:37,565
‫تاریخچه‌ی یهودیت لوبلین خیلی غنیـه

966
00:38:37,606 --> 00:38:40,651
‫یه زمانی عملاً لقب آکسفورد یهودی‌ها رو داشت

967
00:38:40,693 --> 00:38:44,572
‫هم از نظر فرهنگی و
‫هم به لحاظ ذهنی متنوع بود

968
00:38:44,613 --> 00:38:47,450
‫اینجا لوبلینِ ربی هوروویتزه،

969
00:38:47,491 --> 00:38:49,785
‫پیشگوی اهل لوبلین،

970
00:38:49,827 --> 00:38:53,914
‫آیزاک بشویس سینگر، تاجرها،
‫نویسنده و شعرا

971
00:38:57,543 --> 00:39:00,087
‫یعنی واقعاً مذهبی هستی؟ آره؟

972
00:39:00,129 --> 00:39:02,256
‫آره. آره، میشه همچین چیزی گفت

973
00:39:02,298 --> 00:39:04,091
‫به نظرم حرف نداره

974
00:39:04,133 --> 00:39:05,718
‫- جدی؟
‫- آره بابا

975
00:39:05,760 --> 00:39:07,720
‫یعنی همه‌ی رسم و رسوم‌ها رو
‫به جا میاری؟

976
00:39:07,762 --> 00:39:10,056
‫نه، نه، اصلاً. نه

977
00:39:10,097 --> 00:39:11,599
‫اما دوست دارم شبات رو جشن بگیرم

978
00:39:11,640 --> 00:39:12,767
‫اوهوم

979
00:39:12,808 --> 00:39:15,061
‫مهم نیست
‫وضع و اوضاع زندگیم چطوره،

980
00:39:15,102 --> 00:39:17,313
‫قطعاً هفته‌ای یه بار باید

981
00:39:17,355 --> 00:39:20,441
‫شُل کنم و یه نفسی تازه کنم

982
00:39:20,483 --> 00:39:21,567
‫آها

983
00:39:22,193 --> 00:39:23,444
‫تو چی؟

984
00:39:23,486 --> 00:39:24,862
‫نه. من؟ نه، نه

985
00:39:24,904 --> 00:39:27,073
‫راستش، تموم این چیزها
‫همیشه به چشم من یکمی…

986
00:39:27,114 --> 00:39:29,158
‫چمی‌دونم،
‫من‌درآوردی و متحجرانه بوده که

987
00:39:29,200 --> 00:39:30,743
‫هیچ فکری پشتش نیست

988
00:39:30,785 --> 00:39:32,620
‫البته که قصد جسارت ندارم

989
00:39:33,954 --> 00:39:36,290
‫به نظرم واقعاً به نفعتـه

990
00:39:36,332 --> 00:39:38,000
‫منظورت اینـه که به نفع همه‌ست

991
00:39:38,042 --> 00:39:39,335
‫یا فقط به نفع شخص منـه؟

992
00:39:39,377 --> 00:39:40,878
‫شخص خودت

993
00:39:42,338 --> 00:39:43,881
‫بنجی

994
00:39:43,923 --> 00:39:46,967
‫- هی
‫- هی!

995
00:39:47,009 --> 00:39:49,762
‫داشتم به حرف‌هات توی قطار

996
00:39:49,804 --> 00:39:52,181
‫در مورد عذاب درک و فهم فکر می‌کردم

997
00:39:52,223 --> 00:39:55,267
‫من رو از این رو به اون رو کرد

998
00:39:55,309 --> 00:39:57,186
‫جدی میگی، مارشا؟

999
00:39:57,228 --> 00:39:59,397
‫- آره
‫- ایول

1000
00:39:59,438 --> 00:40:02,775
‫پارسال، دخترم با یه آقای پولداری ازدواج کرد

1001
00:40:02,817 --> 00:40:04,026
‫ای وای

1002
00:40:04,068 --> 00:40:06,195
‫دیگه نمی‌تونه گفتگوی عمیق

1003
00:40:06,237 --> 00:40:07,279
‫داشته باشه

1004
00:40:07,321 --> 00:40:08,572
‫خب، آره. مشخصـه

1005
00:40:08,614 --> 00:40:11,450
‫پول برای آدم‌های بی‌بخار
‫حکم هروئین وامونده رو داره

1006
00:40:11,492 --> 00:40:12,868
‫خب، نفهمیدم چی گفتی،

1007
00:40:12,910 --> 00:40:17,081
‫اما غرق زندگی شدن که کاری نداره،

1008
00:40:17,123 --> 00:40:18,958
‫اینجوری فراموش می‌کنیم
‫چقدر خوش‌شانسیم

1009
00:40:18,999 --> 00:40:20,835
‫بچه‌ها، من داشتم به
حرف‌هاتون گوش می‌دادم

1010
00:40:20,876 --> 00:40:22,628
‫- عیبی نداره؟
‫- نه بابا، ایلاژ. بفرما تو

1011
00:40:22,670 --> 00:40:26,340
‫می‌خوام حرف‌های مارشا رو
‫تأیید کنم، اشکالی نداره؟

1012
00:40:26,382 --> 00:40:28,092
‫- واقعاً؟ جدی؟
‫- صد البته

1013
00:40:28,134 --> 00:40:30,177
‫همیشه‌ی خدا برام سؤالـه که

1014
00:40:30,219 --> 00:40:32,012
‫چطوری چرخ دنیا همینجوری
‫بی‌وقفه می‌چرخه،

1015
00:40:32,054 --> 00:40:34,432
‫انگار که هیچ دلیلی برای
‫بُهت‌زدگی وجود نداره

1016
00:40:34,473 --> 00:40:36,934
‫- وای، دقیقاً
‫- برای، آم… وحشت‌زدگی

1017
00:40:36,976 --> 00:40:38,686
‫آره، ایولا. حرف من هم دقیقاً همینـه، پسر

1018
00:40:38,727 --> 00:40:39,979
‫نمی‌دونم. ولی اگه بخوایم

1019
00:40:40,020 --> 00:40:41,105
‫سر هر هیچ و پوچی
‫توی دنیا آه و ناله کنیم،

1020
00:40:41,147 --> 00:40:42,606
‫چه فایده‌ای برامون داره؟

1021
00:40:42,648 --> 00:40:45,151
‫نمی‌دونم. شاید بدبختی‌هامون کمتر می‌شد

1022
00:40:45,192 --> 00:40:46,235
‫والا

1023
00:40:46,277 --> 00:40:48,487
‫دیوید، ما خودمون رو
‫به خواب می‌زنیم

1024
00:40:48,529 --> 00:40:50,948
‫تا ذهن‌مون رو درگیر تأثیر خودمون نکنیم

1025
00:40:50,990 --> 00:40:53,200
‫مصداق بارزش غفلت‌مون از کشتارگاهـه

1026
00:40:53,242 --> 00:40:54,577
‫تا خوردن استیک برامون لذت‌بخش باشه

1027
00:40:54,618 --> 00:40:56,036
‫آره، ایلاژ.
‫باریکلا، عجب مثال خوبی زدی.

1028
00:40:56,078 --> 00:40:57,329
‫من درک می‌کنم. کاملاً می‌فهمم

1029
00:40:57,371 --> 00:40:58,747
‫انگار که شاید اون سوگواریه

1030
00:40:58,789 --> 00:41:00,499
‫جا و مکان مشخصی داره و
‫شاید هم…

1031
00:41:00,541 --> 00:41:01,584
‫- هی، دیو
‫- بله؟

1032
00:41:01,625 --> 00:41:03,085
‫ناسلامتی اومدیم گردشگری هولوکاست

1033
00:41:03,127 --> 00:41:06,672
‫اگه الان جای مناسبی برای
‫سوگواری و خالی کردن خودمون نیست،

1034
00:41:06,714 --> 00:41:08,048
‫دیگه نمی‌دونم چی بهت بگم، پسر

1035
00:41:10,217 --> 00:41:12,344
‫بیاید دیگه، رفقا. ولگردها

1036
00:41:13,762 --> 00:41:15,598
‫خب، رسیدیم

1037
00:41:15,639 --> 00:41:17,558
‫دروازه‌ی معروف گرودزکا

1038
00:41:17,600 --> 00:41:20,436
‫یا همون دروازه‌ی یهودیت قدیم

1039
00:41:20,478 --> 00:41:22,813
‫اون طرف این آستانه،

1040
00:41:22,855 --> 00:41:24,815
‫محله‌ی یهودی‌ها بود، درستـه؟

1041
00:41:24,857 --> 00:41:26,358
‫حالا، ازتون می‌خوام،

1042
00:41:26,400 --> 00:41:27,902
‫با هر قدم،
‫زندگیِ صدها سال پیش رو

1043
00:41:27,943 --> 00:41:30,070
‫برای خودتون مجسم کنید

1044
00:41:30,112 --> 00:41:33,449
‫سعی کنید تصاویر
‫وحشت‌های پیش‌رو رو کنار بزنید و

1045
00:41:33,491 --> 00:41:36,994
‫صرفاً یه شهر پُرشور رو تصور کنید

1046
00:41:42,374 --> 00:41:44,668
‫خاطرات زندگی یهودیت
‫اینجا خلاصه میشه

1047
00:41:45,961 --> 00:41:48,339
‫اما گوشه و کنار این شهر خاک می‌خورن

1048
00:41:48,380 --> 00:41:50,132
‫قدیمی‌ترین کنیسه‌ای که سالم مونده

1049
00:41:50,174 --> 00:41:52,468
‫طبقه‌ی دوم یه ساختمون‌ اداریـه

1050
00:41:54,261 --> 00:41:57,765
‫ولی زندگی توی یه جاهایی از تاریخ متوقف شده

1051
00:41:57,806 --> 00:41:59,892
‫سرک می‌کِشن و منتظر ما هستن

1052
00:42:01,393 --> 00:42:03,187
‫یه آمفی‌تئاتر سابقاً ییدیش

1053
00:42:05,022 --> 00:42:06,190
‫مدرسه‌ی مردم یهود

1054
00:42:07,775 --> 00:42:09,527
‫آبجوسازی و مالک یهودیش

1055
00:42:10,945 --> 00:42:12,738
‫مدرسه‌ی عبری تاربوت

1056
00:42:13,781 --> 00:42:16,158
‫شورای شهر لوبلین

1057
00:42:17,826 --> 00:42:18,869
‫خیاطی

1058
00:42:19,828 --> 00:42:21,288
‫فروشگاه خشکبار

1059
00:42:22,373 --> 00:42:23,582
‫نونوایی

1060
00:42:24,625 --> 00:42:25,834
‫کتابفروشی

1061
00:42:27,127 --> 00:42:28,546
‫پارچه‌فروشی

1062
00:42:37,000 --> 00:42:43,000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1063
00:42:45,062 --> 00:42:46,313
‫در خصوص تاریخ تأسیس این قبرستون

1064
00:42:46,355 --> 00:42:47,773
‫اختلاف نظرهایی وجود داره،

1065
00:42:47,815 --> 00:42:50,276
‫اما اکثراً به سال ۱۵۴۱ نسبتش میدن

1066
00:42:50,317 --> 00:42:51,652
‫- به به، نه
‫- باورت میشه؟

1067
00:42:51,694 --> 00:42:53,821
‫واسه قبل از تأسیس ایالات متحده‌ست

1068
00:42:53,862 --> 00:42:55,864
‫میشه قبل از، چمی‌دونم، دوران شکسپیر

1069
00:42:55,906 --> 00:42:58,534
‫قدیمی‌ترین سنگ قبرِ کل لهستان،

1070
00:42:58,576 --> 00:43:00,411
‫در واقع همینجا توی

1071
00:43:00,452 --> 00:43:01,954
‫- این قبرستونـه
‫- آها، آره. کوپلمن

1072
00:43:01,996 --> 00:43:03,664
‫آره، ایلاژ. از کجا می‌دونستی؟

1073
00:43:03,706 --> 00:43:06,041
‫امروز صبح درموردش خوندم.
‫خیلی تحت‌تأثیر قرار نگیر.

1074
00:43:06,083 --> 00:43:07,209
‫چیـه؟

1075
00:43:07,251 --> 00:43:08,377
‫دینگ، دینگ. دوباره، ایلاژ

1076
00:43:08,419 --> 00:43:09,461
‫الان مشکلت چیـه؟

1077
00:43:09,503 --> 00:43:10,629
‫جیکوب کوپلمن لیوای. ۱۵۴۱

1078
00:43:10,671 --> 00:43:11,797
‫- خب که چی؟
‫- واقعاً

1079
00:43:11,839 --> 00:43:13,257
‫اگه هیچ اطلاعاتی نداشته باشی،

1080
00:43:13,299 --> 00:43:14,592
‫- کلاً چیز خاصی نداره، نه؟
‫- بنجی، چه مرگتـه؟

1081
00:43:14,633 --> 00:43:16,093
‫- فقط…
‫- مشخص نیست

1082
00:43:16,135 --> 00:43:17,886
‫جامعه‌ی یهودیت به واسطه‌ی
‫همین ویژگی‌های محلی

1083
00:43:17,928 --> 00:43:18,971
‫به لوبلین کشیده شده یا نه…

1084
00:43:19,013 --> 00:43:20,055
‫بنجی؟ بنجی؟

1085
00:43:20,097 --> 00:43:21,807
‫- آم، هی، جیمز؟
‫- دهنت صاف. بنجی؟

1086
00:43:21,849 --> 00:43:23,309
‫- آهای، جیمز. هی، پسر
‫- بنجی، بنجی، بنجی

1087
00:43:23,350 --> 00:43:24,810
‫- حالت خوبـه، بنجی؟
‫- هی، نگاه کن، پسر

1088
00:43:24,852 --> 00:43:27,521
‫واقعاً اطلاعاتت در این زمینه خیلی بالاست

1089
00:43:27,563 --> 00:43:30,024
‫لعنتی… واقعاً تحسین‌برانگیزه، پسر

1090
00:43:30,065 --> 00:43:32,818
‫دیگه رسماً همه فهمیدیم، اما…

1091
00:43:32,860 --> 00:43:34,778
‫داری راجع‌به آدم‌های واقعی
‫حرف میزنی، جیمز. متوجهی دیگه؟

1092
00:43:34,820 --> 00:43:36,989
‫چهار تا تیکه سنگ نیستن که
‫زیر خاک دفن شده باشن،

1093
00:43:37,031 --> 00:43:38,282
‫خب؟ نکات تاریخی نیستن

1094
00:43:38,324 --> 00:43:39,366
‫- بنجی، بنجی، خیلی‌خب
‫- فقط… هی

1095
00:43:39,408 --> 00:43:40,451
‫تو برو بشین

1096
00:43:40,492 --> 00:43:41,702
‫به خانمت یه پیامی بده و
‫یه لحظه بشین سر جات

1097
00:43:41,744 --> 00:43:42,870
‫شرمنده اگه حرفی زدم که ناراحت شدی…

1098
00:43:42,911 --> 00:43:44,038
‫نه، نه، نه. نگاه کن. ببین

1099
00:43:44,079 --> 00:43:45,331
‫سوءتفاهم نشه،
‫کارتو خوب بلدی ها

1100
00:43:45,372 --> 00:43:46,832
‫ایلاژ، تو هم کارت درستـه

1101
00:43:46,874 --> 00:43:49,126
‫اما فکر کنم فقط یه‌بَند
‫دارید اطلاعات آماری‌تون رو به رُخ می‌کِشید

1102
00:43:49,168 --> 00:43:50,836
‫متوجهید که دارید فضا رو سرد و

1103
00:43:51,587 --> 00:43:52,588
‫بی‌روح می‌کنید؟

1104
00:43:55,591 --> 00:43:57,343
‫خیلی‌خب. آم…

1105
00:43:57,384 --> 00:44:01,055
‫شرمنده. شاید به‌خاطر لحن انگلیسیمـه

1106
00:44:01,096 --> 00:44:02,598
‫- فقط می‌خوام روراست باشم
‫- باشه

1107
00:44:02,640 --> 00:44:04,141
‫اگه بازخورد به کارتون میاد،
‫من کلاً هدفم همینـه

1108
00:44:04,183 --> 00:44:05,225
‫- باش
‫- تازه، به نظرم…

1109
00:44:05,267 --> 00:44:07,186
‫مشکل اساسی این تورِت اینـه که…

1110
00:44:07,227 --> 00:44:08,479
‫- خدای من
‫- اگه اجازه هست…

1111
00:44:08,520 --> 00:44:10,189
‫مشکلی نداره؟
‫می‌تونم نظرم رو آزادانه بگم؟

1112
00:44:10,230 --> 00:44:11,523
‫خیلی‌خب

1113
00:44:11,565 --> 00:44:13,317
‫صرفاً حس می‌کنم از تموم چیزهایی که

1114
00:44:13,359 --> 00:44:15,402
‫واقعیت محضـه،

1115
00:44:15,444 --> 00:44:16,695
‫دور شدیم، نه؟

1116
00:44:17,488 --> 00:44:18,906
‫همش عین واقعیتـه، بنجی

1117
00:44:18,947 --> 00:44:20,574
‫- خدایی؟
‫- هر چی گفتم عین حقیقت بوده

1118
00:44:20,616 --> 00:44:21,992
‫حقیقت؟ پس چطوریـه که
‫تا الان کسی رو ندیدم…

1119
00:44:22,034 --> 00:44:23,494
‫- که اصالتاً لهستانی باشه؟
‫- صرفاً واقعیت رو گفتم

1120
00:44:23,535 --> 00:44:24,662
‫تا حالا با کسی که اهل اینجا باشه

1121
00:44:24,703 --> 00:44:25,996
‫روبرو نشدم

1122
00:44:26,038 --> 00:44:27,289
‫- می‌گیری منظورمو؟
‫- بنجی، کوتاه بیا

1123
00:44:27,331 --> 00:44:28,540
‫کلاً داریم از این جاذبه میریم

1124
00:44:28,582 --> 00:44:30,084
‫اون جاذبه و همینطوری…

1125
00:44:30,125 --> 00:44:31,585
‫- متوجهی؟
‫- آره، ولی گردشگری هم

1126
00:44:31,627 --> 00:44:32,878
‫یعنی همین دیگه، درست نمیگم؟

1127
00:44:32,920 --> 00:44:34,296
‫از این جاذبه به اون جاذبه رفتن

1128
00:44:34,338 --> 00:44:36,298
‫به‌خاطر همین هم اومدی
‫اسم نوشتی دیگه، نه؟

1129
00:44:36,340 --> 00:44:37,841
‫خب، دیو هدفش تور بود

1130
00:44:39,176 --> 00:44:40,928
‫خیلی‌خب. آره، نه.
‫شرمنده‌ام من.

1131
00:44:40,969 --> 00:44:43,722
‫ببین، پسر. می‌دونی چیـه؟

1132
00:44:43,764 --> 00:44:46,475
‫راستشو بخوای، تور محشریـه

1133
00:44:46,517 --> 00:44:47,559
‫جدی میگم، پسر

1134
00:44:47,601 --> 00:44:48,852
‫هو… هوش از سرم پَرونده

1135
00:44:48,894 --> 00:44:50,062
‫دیو هم خوراکش همینـه

1136
00:44:50,104 --> 00:44:52,272
‫اما خب،
‫یه ذره هم که شده…

1137
00:44:52,314 --> 00:44:54,024
‫بیخیال این آمار و حقایق شو

1138
00:44:54,066 --> 00:44:55,567
‫واقعاً نمیشه؟

1139
00:44:57,319 --> 00:44:58,529
‫نه، چرا، البته. آره

1140
00:44:58,570 --> 00:45:00,489
‫- آهسته‌تر پیش میریم
‫- عالی شد

1141
00:45:00,531 --> 00:45:02,700
‫خوبـه، همین.
‫حرف من هم همینـه.

1142
00:45:03,909 --> 00:45:05,452
‫آم…

1143
00:45:05,494 --> 00:45:08,122
‫خب، می‌خواستم پیشنهاد بدم
‫نفری یه سنگ برداریم…

1144
00:45:09,748 --> 00:45:12,876
‫بذاریم روی مقبره‌ی کوپلمن

1145
00:45:13,669 --> 00:45:14,795
‫- آره
‫- آره؟

1146
00:45:14,837 --> 00:45:16,088
‫- چه فکر بکری
‫- نه، به نظرم…

1147
00:45:16,130 --> 00:45:17,840
‫- فکر خوبیـه
‫- مرسی، پسر

1148
00:45:17,881 --> 00:45:19,174
‫میشه صداشون کنم بیان اینوَر؟

1149
00:45:19,216 --> 00:45:20,718
‫هر کاری می‌خوای بکن، پسر.
‫تور خودتـه، جیمز.

1150
00:45:20,759 --> 00:45:22,010
‫خیلی‌خب، میشه یه لحظه بیاید اینجا؟

1151
00:45:22,052 --> 00:45:24,763
‫- همه؟ مارشا؟
‫- همه یه سنگ بردارن

1152
00:45:24,805 --> 00:45:26,557
‫- برو که رفتیم. یدونه پیدا کردم
‫- آره

1153
00:45:26,598 --> 00:45:28,767
‫- آره، حلـه
‫- آم…

1154
00:45:28,809 --> 00:45:31,395
‫- من یه چیزی رو سریع بگم…
‫- بله

1155
00:45:31,437 --> 00:45:35,482
‫این قدیمی‌ترین مقبره‌ توی کل کشور لهستانـه

1156
00:45:35,524 --> 00:45:39,695
‫آم، مقبره‌ی مردی به اسم
‫جیکوب کوپلمن لیوایـه که

1157
00:45:39,737 --> 00:45:43,699
‫یه آدم واقعی بود و توی دنیای واقعی

1158
00:45:43,741 --> 00:45:46,368
‫زندگی می‌کرد. لهستانی هم بود

1159
00:45:47,953 --> 00:45:49,580
‫اهل لهستان بود

1160
00:45:49,621 --> 00:45:51,665
‫با بنجی داشتیم صحبت می‌کردیم که

1161
00:45:51,707 --> 00:45:53,250
‫چطوری ادای احترام کنیم و

1162
00:45:53,292 --> 00:45:56,712
‫به این نتیجه رسیدیم بد نیست
‫نفری یه سنگ روی مقبره‌اش بذاریم

1163
00:45:56,754 --> 00:46:00,215
‫آم، دیدگاه‌های متفاوتی
‫در رابطه با این سنت یهودی موجوده

1164
00:46:00,257 --> 00:46:03,635
‫اما شخصاً دوست دارم
‫به چشمِ یه حرکت صمیمانه و

1165
00:46:03,677 --> 00:46:07,222
‫ساده بهش نگاه کنم که میگه:

1166
00:46:08,265 --> 00:46:09,558
‫«فراموشت نکردیم.»

1167
00:46:12,644 --> 00:46:14,605
‫خیلی قشنگ بود، جیمز. ممنونم

1168
00:46:14,646 --> 00:46:18,776
‫خیلی‌خب. پس بریم تو کارش، آماده‌اید؟

1169
00:46:18,817 --> 00:46:20,152
‫باید سنگ‌های خوشگل موشگل پیدا کنیم؟

1170
00:46:20,194 --> 00:46:21,111
‫- آره، آره
‫- آره، عالی بود

1171
00:46:21,153 --> 00:46:22,196
‫- فکر خوبیـه
‫- آره

1172
00:46:22,237 --> 00:46:23,363
‫میرم یه سنگ پیدا کنم

1173
00:46:23,405 --> 00:46:24,865
‫- عالیـه
‫- به نظرم حرکتِ…

1174
00:46:24,907 --> 00:46:26,825
‫- خیلی قشنگی بود، بنجی
‫- ممنونم، مارشا

1175
00:46:26,867 --> 00:46:28,243
‫- ممنونم
‫- آره، قشنگ بود

1176
00:46:28,285 --> 00:46:29,953
‫آره، یه جورایی از خودمون در آوردیم

1177
00:46:29,995 --> 00:46:31,663
‫- بریم بگردیم
‫- شکار سنگ

1178
00:46:31,705 --> 00:46:34,208
‫می‌خوام گُنده‌ترین سنگ رو بر دارم

1179
00:46:34,249 --> 00:46:37,044
‫یکی می‌خوام هم قشنگ باشه،
‫هم صاف…

1180
00:46:37,085 --> 00:46:38,253
‫- شرمنده
‫- برو که رفتیم

1181
00:46:38,295 --> 00:46:39,630
‫- طوری نیست
‫- هی، مارشا

1182
00:46:39,671 --> 00:46:41,048
‫آره

1183
00:46:41,089 --> 00:46:43,091
‫خیلی‌خب. همه سنگ برداشتید؟

1184
00:46:43,133 --> 00:46:44,676
‫من این یکی رو می‌خوام، لطفاً

1185
00:47:19,711 --> 00:47:21,588
‫همه بابام رو دوست داشتن،

1186
00:47:21,630 --> 00:47:24,174
‫اما عموم باهوشِ

1187
00:47:24,216 --> 00:47:25,342
‫- کل فامیل بود
‫- آره

1188
00:47:25,384 --> 00:47:26,718
‫بخاطر محدودیت سهمیه‌های

1189
00:47:26,760 --> 00:47:28,387
‫مختص دکترهای یهودی،

1190
00:47:28,428 --> 00:47:29,888
‫- از دانشکده‌ی پزشکی رد شد
‫- آها، درستـه

1191
00:47:29,930 --> 00:47:31,139
‫با عرض معذرت،

1192
00:47:31,181 --> 00:47:34,226
‫وقتی هاوا ناگیلا پخش میشه
‫نمی‌تونم تمرکز کنم

1193
00:47:34,268 --> 00:47:35,310
‫واقعاً شرمنده. آره

1194
00:47:35,352 --> 00:47:36,854
‫- آره
‫- ما با همه‌ی تورها میایم اینجا

1195
00:47:36,895 --> 00:47:38,188
‫خیلی هم غذاشون خوبـه

1196
00:47:38,230 --> 00:47:40,482
‫ولی موسیقی‌شون خیلی جالب نیست

1197
00:47:40,524 --> 00:47:42,359
‫بی‌مغزهای یهودستیز

1198
00:47:42,401 --> 00:47:43,735
‫خب، یهودستیزن یا نه رو نمی‌دونم،

1199
00:47:43,777 --> 00:47:45,404
‫اما مالک‌هاشون یهودی‌ان…

1200
00:47:45,445 --> 00:47:48,615
‫ببخشید. لطفاً ادامه بده، مارشا

1201
00:47:48,657 --> 00:47:51,994
‫آم، خب عمو سم‌ام نتونست بره
‫دانشکده‌ی پزشکی،

1202
00:47:52,035 --> 00:47:53,829
‫بخاطر همین هم داروساز شد و

1203
00:47:53,871 --> 00:47:56,999
‫در نهایت پنج تا… آره، پنج‌ تا…

1204
00:47:57,040 --> 00:47:58,917
‫پنج تا داروخونه داخل و اطراف
‫شیکارگو تأسیس کرد

1205
00:47:58,959 --> 00:48:00,377
‫- ماشالا
‫- اتفاقی رو

1206
00:48:00,419 --> 00:48:02,045
‫رقم زد که حالا جزو داروخونه‌های
‫امروزی به حساب میاد

1207
00:48:02,087 --> 00:48:03,297
‫- آره
‫- دقیقاً

1208
00:48:03,338 --> 00:48:04,464
‫- معرکه‌ست
‫- می‌دونید منظورم چیـه؟

1209
00:48:04,506 --> 00:48:05,883
‫آره، آره. بالاخره آهنگش تموم شد

1210
00:48:05,924 --> 00:48:07,801
‫منتظر بود حرفم رو بزنم،
‫البته که حالت…

1211
00:48:07,843 --> 00:48:09,553
‫این مسئله حول محور
‫تجربه‌ی مهاجرت می‌چرخه،

1212
00:48:09,595 --> 00:48:10,804
‫- قبول دارید؟
‫- والا

1213
00:48:10,846 --> 00:48:12,806
‫تأیید می‌کنم، همینطوره

1214
00:48:12,848 --> 00:48:15,559
‫عمو خانِ مارک با قایق
‫اومده بود لهستان،

1215
00:48:15,601 --> 00:48:18,270
‫به دلایل چرت و پرتی هم رفت گالوستون

1216
00:48:18,812 --> 00:48:19,980
‫یهودی‌جماعت توی تگزاس

1217
00:48:20,022 --> 00:48:21,398
‫درآمدش از جمع کردن وسایلی بود که

1218
00:48:21,440 --> 00:48:23,108
‫پولدارها می‌ریختن توی خیابون،

1219
00:48:23,150 --> 00:48:25,110
‫تعمیرشون می‌کرد و می‌فروخت‌شون

1220
00:48:25,152 --> 00:48:26,778
‫- جدی؟
‫- واقعیـه

1221
00:48:26,820 --> 00:48:28,739
‫دست بر قضا، بعضی‌هاشون رو

1222
00:48:28,780 --> 00:48:30,490
‫به خودِ صاحب‌هاشون می‌فروخت

1223
00:48:30,532 --> 00:48:31,742
‫- نه بابا. جداً؟
‫- آره

1224
00:48:31,783 --> 00:48:32,910
‫- آره دیگه
‫- ای عمو خان

1225
00:48:32,951 --> 00:48:33,994
‫باریکلا. چقدر زرنگ بود

1226
00:48:34,036 --> 00:48:35,787
‫پولدارها یه مُشت بی‌مغزن

1227
00:48:37,456 --> 00:48:39,583
‫حالا اینو ولش کنید، مامان‌بزرگ‌مون…

1228
00:48:39,625 --> 00:48:42,169
‫- آم…
‫- مامان‌بزرگ دوری

1229
00:48:42,210 --> 00:48:44,129
‫آره، مامان‌بزرگ‌ دوریِ ما،

1230
00:48:44,171 --> 00:48:45,881
‫مالک خونه‌ای که قراره
‫پنجشنبه ازش دیدن کنیم،

1231
00:48:45,923 --> 00:48:48,467
‫خیلی خانم فوق‌العاده‌ای بود

1232
00:48:48,508 --> 00:48:50,510
‫از اون دسته آدم‌های

1233
00:48:50,552 --> 00:48:53,221
‫واقع‌گرای قدیمی بود که
‫دیگه مثل‌شون پیدا نمیشه

1234
00:48:53,263 --> 00:48:55,641
‫از اون دسته افراد بی‌پرده و سرسختی که…

1235
00:48:55,682 --> 00:48:57,100
‫آم، راستشو بخواید،

1236
00:48:57,142 --> 00:48:59,186
‫تموم بچگیم مثل سگ ازش می‌ترسیدم

1237
00:48:59,227 --> 00:49:00,437
‫من که اصلاً ازش نمی‌ترسیدم

1238
00:49:00,509 --> 00:49:01,792
‫درسته، درسته

1239
00:49:01,817 --> 00:49:03,941
‫نه. اون و بنجی واسه خودشون
‫زبون مخفی مخصوص خودشون رو داشتن

1240
00:49:03,982 --> 00:49:05,400
‫همیشه هرچی به ذهن‌شون می‌رسید
‫به زبون می‌آوردن

1241
00:49:05,442 --> 00:49:06,485
‫مگه نه؟

1242
00:49:06,526 --> 00:49:07,778
‫- چاره‌ای نبود
‫- آره

1243
00:49:07,819 --> 00:49:09,780
‫یه داستان مشابهِ دیگه‌ای،
‫اون با هزارجور معجزه…

1244
00:49:09,821 --> 00:49:11,823
‫از اردوگاه جون سالم به در برد و

1245
00:49:11,865 --> 00:49:12,908
‫به نیویورک اومد و

1246
00:49:12,950 --> 00:49:14,451
‫می‌خواست طراح لباس شه

1247
00:49:14,493 --> 00:49:15,869
‫ولی از پس هزینه‌های دانشکده‌ی مُد برنمی‌اومد

1248
00:49:15,911 --> 00:49:18,038
‫واسه همین تهش منشی موند

1249
00:49:18,080 --> 00:49:19,456
‫آره. بعدشم گفت «گور باباش» و

1250
00:49:19,498 --> 00:49:21,333
‫رفت کل شرکت رو صاحب شد

1251
00:49:21,375 --> 00:49:22,793
‫- واو
‫- چه خفن

1252
00:49:22,834 --> 00:49:24,336
‫خب، داره جوری تعریف می‌کنه انگار…

1253
00:49:24,378 --> 00:49:25,921
‫شرکت رو با خونِتای نظامی تصاحب کرده. نه

1254
00:49:25,963 --> 00:49:28,102
‫نه، اون… نه، اون خیلی باهوش بود

1255
00:49:28,127 --> 00:49:30,396
‫یه شرکت املاک تجاری کوچیک بود.
‫اینجوری نبود که… می‌دونی

1256
00:49:30,421 --> 00:49:31,937
‫من قدیم‌ها هر پنجشنبه باهاش صحبت می‌کردم

1257
00:49:31,962 --> 00:49:32,993
‫- آخی
‫- آره

1258
00:49:33,018 --> 00:49:34,638
‫- رسماً هر پنجشنبه
‫- چه کار قشنگی می‌کردی، بنجی

1259
00:49:34,680 --> 00:49:38,100
‫اونوقت من اگه ماهی یه بار
‫از بچه‌هام خبری شه شوک میشم

1260
00:49:38,141 --> 00:49:39,851
‫مارشا، گور باباشون

1261
00:49:39,893 --> 00:49:42,270
‫پسر، یه هفته هم نمی‌شد نبینمش

1262
00:49:42,312 --> 00:49:43,897
‫خیلی بهم سخت می‌گرفت

1263
00:49:43,939 --> 00:49:45,941
‫توی این خانواده‌ی لعنتی
‫تنها کسی بود که…

1264
00:49:45,983 --> 00:49:47,693
‫همیشه هوای منو داشت

1265
00:49:47,734 --> 00:49:49,319
‫می‌دونی، بقیه تا محتاج‌شون بودم

1266
00:49:49,361 --> 00:49:50,904
‫غیب‌شون میزد

1267
00:49:52,531 --> 00:49:56,201
‫آره. ولی می‌دونی، مامان‌بزرگ
‫هیچوقت دلش به حال خودش نمی‌سوخت

1268
00:49:56,243 --> 00:49:57,285
‫در واقع همیشه به من می‌گفت

1269
00:49:57,327 --> 00:49:58,870
‫واسه زحمت‌هایی که کشیده
‫خدا رو شکر می‌کنه

1270
00:49:58,912 --> 00:50:01,373
‫خب، مسئله همینه.
‫هیچوقت دم نمی‌زد،

1271
00:50:01,415 --> 00:50:02,624
‫همین هم بهش امید می‌داد، درسته؟

1272
00:50:02,666 --> 00:50:04,459
‫آره. در واقع قدیم‌ها بهم می‌گفت

1273
00:50:04,501 --> 00:50:06,503
‫می‌دونی، مهاجرهای نسل اولی

1274
00:50:06,545 --> 00:50:07,754
‫مشاغل سطح پایین دارن

1275
00:50:07,796 --> 00:50:10,007
‫می‌دونی، راننده تاکسی میشن،
‫پیک میشن غذا تحویل میدن

1276
00:50:10,048 --> 00:50:11,758
‫ولی نسل دومی‌ها
‫به مدارس خوب میرن و

1277
00:50:11,800 --> 00:50:14,094
‫دکتر و وکیل و غیره میشن، می‌دونی

1278
00:50:14,136 --> 00:50:15,929
‫و نسل سومی‌ها

1279
00:50:15,971 --> 00:50:17,222
‫توی زیرزمین مادرشون زندگی می‌کنن و

1280
00:50:17,264 --> 00:50:19,099
‫کل روز رو گل می‌کشن

1281
00:50:19,141 --> 00:50:20,267
‫یعنی…

1282
00:50:21,643 --> 00:50:22,811
‫اینو خودش گفت؟

1283
00:50:25,605 --> 00:50:27,357
‫فکر کنم داشت خیلی کلی راجع‌به…

1284
00:50:27,399 --> 00:50:28,608
‫تجربه‌ی مهاجرت حرف میزد

1285
00:50:28,650 --> 00:50:29,901
‫چون منم توی زیرزمین مادرم زندگی کردم

1286
00:50:29,943 --> 00:50:31,194
‫اون منظورش مهاجرها بود

1287
00:50:31,236 --> 00:50:32,571
‫- خیلی‌خب، آره
‫- فقط همین

1288
00:50:40,662 --> 00:50:42,164
‫من باید برم دستشویی

1289
00:50:44,877 --> 00:50:46,325
‫بنازم

1290
00:50:46,585 --> 00:50:49,315
‫توی راه دستشویی خودم برمی‌دارمش.
‫نگران نباش

1291
00:50:50,309 --> 00:50:52,186
‫وقت جیشـه

1292
00:50:57,297 --> 00:50:59,070
‫شرمنده بابت رفتارش

1293
00:50:59,095 --> 00:51:00,639
‫نه، نه

1294
00:51:00,807 --> 00:51:02,267
‫چه جوون پریشونی

1295
00:51:02,309 --> 00:51:04,227
‫دلش می‌خواد آدم خوبی باشه.
‫میشه اون بارقه رو توش دید

1296
00:51:04,269 --> 00:51:05,729
‫- می‌دونی که منظورم چیه؟
‫- آره. قطعاً، ایلاژ

1297
00:51:05,771 --> 00:51:07,856
‫ببخش اگه من اون بارقه‌ی جادویی رو نمی‌بینم

1298
00:51:07,904 --> 00:51:10,405
‫مارک، تمومش کن.
‫بالاخره کلی درد کشیده

1299
00:51:10,430 --> 00:51:11,611
‫- باشه، باشه
‫- هم بامزه‌ست و

1300
00:51:11,636 --> 00:51:14,089
‫هم توی هر شرایط آشفته‌ای پسر جذابیـه

1301
00:51:14,114 --> 00:51:15,197
‫دلم به حالش می‌سوزه

1302
00:51:15,238 --> 00:51:17,199
‫- همیشه همینجوری بوده؟
‫- آره

1303
00:51:17,240 --> 00:51:18,909
‫خب، همیشه بالا و پایین داشته، می‌دونی؟

1304
00:51:18,950 --> 00:51:20,243
‫آدم حساسیـه و

1305
00:51:20,285 --> 00:51:21,953
‫شناخت بالایی از مردم داره

1306
00:51:21,995 --> 00:51:23,038
‫ولی بعدش یه اشتباه که بکنی…

1307
00:51:23,063 --> 00:51:24,879
‫انگار یه چیزی توش تغییر می‌کنه

1308
00:51:24,904 --> 00:51:26,625
‫خوب نیست غیبتش رو کنیم

1309
00:51:26,666 --> 00:51:28,126
‫نه. چه بدی‌ای داره؟

1310
00:51:28,168 --> 00:51:31,338
‫مشخصه که یه چیزی بین تو و…

1311
00:51:32,172 --> 00:51:33,882
‫خب، معلومه که داره درد می‌کشه

1312
00:51:33,924 --> 00:51:35,926
‫درسته، ولی مگه هرکس یه جور درد نمی‌کشه؟

1313
00:51:35,967 --> 00:51:38,512
‫خودت ببین چه بلایی سر خانواده‌هامون اومده

1314
00:51:38,553 --> 00:51:39,930
‫زادگاه‌مون رو ببین

1315
00:51:39,971 --> 00:51:42,015
‫کیه که اینجوری نباشه؟
‫کیه که سختی نکشیده باشه؟

1316
00:51:42,057 --> 00:51:43,350
‫خب، تو به نظر خوب میای

1317
00:51:43,391 --> 00:51:44,851
‫ولی نیستم، خوب نیستم

1318
00:51:44,893 --> 00:51:47,145
‫بخاطر اختلال فکری-عملی کوفتیم
‫قرص می‌خورم و

1319
00:51:47,187 --> 00:51:48,855
‫می‌دوئم و مراقبه می‌کنم و

1320
00:51:48,897 --> 00:51:50,607
‫صبح میرم سرکار

1321
00:51:50,649 --> 00:51:52,192
‫آخرشب میام خونه و

1322
00:51:52,234 --> 00:51:53,443
‫به زندگیم ادامه میدم

1323
00:51:53,485 --> 00:51:55,070
‫چون می‌دونم دردی که می‌کشم عادیـه

1324
00:51:55,112 --> 00:51:56,696
‫واسه همین نیازی نمی‌بینم که

1325
00:51:56,738 --> 00:51:58,740
‫چطور بگم، مثلاً این بار رو
‫روی دوش بقیه بندازم، می‌دونی؟

1326
00:51:58,782 --> 00:52:00,408
‫- آره
‫- اوهوم

1327
00:52:00,450 --> 00:52:01,910
‫آره. خدایا، متأسفم

1328
00:52:01,952 --> 00:52:03,161
‫نه. اشکالی نداره، دیوید

1329
00:52:03,203 --> 00:52:04,371
‫- طوری نیست
‫- شرمنده، دارم هزیون میگم

1330
00:52:04,412 --> 00:52:05,664
‫من فقط…

1331
00:52:07,040 --> 00:52:09,292
‫نمی‌دونم. آمم…

1332
00:52:10,460 --> 00:52:11,628
‫اوه

1333
00:52:11,670 --> 00:52:13,463
‫شرمنده. بعضی وقت‌ها خیلی از دستش

1334
00:52:13,505 --> 00:52:15,173
‫کلافه میشم، می‌دونی،

1335
00:52:15,215 --> 00:52:17,134
‫یعنی…

1336
00:52:17,175 --> 00:52:18,969
‫هم دوستش دارم

1337
00:52:19,010 --> 00:52:20,470
‫هم ازش بدم میاد

1338
00:52:20,512 --> 00:52:23,014
‫هم می‌خوام سر به تنش نباشه

1339
00:52:24,224 --> 00:52:26,726
‫هم می‌خوام یکی عینهو اون باشم، می‌دونی؟

1340
00:52:26,768 --> 00:52:28,520
‫و وقتی هم کنارشم

1341
00:52:28,562 --> 00:52:30,730
‫احساس حماقت می‌کنم، می‌دونی

1342
00:52:30,772 --> 00:52:31,940
‫چون اون خیلی خفنـه و

1343
00:52:31,982 --> 00:52:33,441
‫هیچی به تخمش هم نیست

1344
00:52:33,483 --> 00:52:35,318
‫از طرفی هم

1345
00:52:35,360 --> 00:52:36,945
‫وقتی اینجا باهاشم

1346
00:52:36,987 --> 00:52:39,406
‫برام خیلی گیج‌کننده‌ست، می‌دونی؟

1347
00:52:39,447 --> 00:52:41,533
‫برام گیج‌کننده‌ست چون به خودم میگم

1348
00:52:41,575 --> 00:52:44,119
‫چون همچین آدمی
‫یکی از بازمونده‌های

1349
00:52:44,161 --> 00:52:46,413
‫این کشوره، می‌دونی؟

1350
00:52:46,454 --> 00:52:48,123
‫عموت کارش فروش مبلمان دسته دو

1351
00:52:48,165 --> 00:52:49,875
‫به یه مشت عوضی پولدار بود

1352
00:52:49,916 --> 00:52:51,459
‫یا عرضه نداشت دانشکده‌ی پزشکی بره

1353
00:52:51,501 --> 00:52:53,086
‫اونوقت اینکه تو تونستی

1354
00:52:53,128 --> 00:52:54,921
‫توی ۳۰ سال اخیر
‫از بدترین اتفاقی که توی این کره افتاده

1355
00:52:54,963 --> 00:52:56,339
‫جون سالم به در ببری جای تعجبـه و

1356
00:52:56,381 --> 00:52:59,759
‫از طرفی هم مامان‌بزرگ‌مون
‫با هزارجور معجزه

1357
00:52:59,801 --> 00:53:02,470
‫وقتی کل دنیا می‌خواست
‫سربه‌نیستش کنه زنده موند، می‌دونی؟

1358
00:53:02,512 --> 00:53:05,348
‫حالا که نگاهش می‌کنم

1359
00:53:05,390 --> 00:53:08,518
‫دلم می‌خواد ازش بپرسم

1360
00:53:08,560 --> 00:53:11,980
‫می‌خوام ازش بپرسم ولی نمی‌تونم

1361
00:53:12,022 --> 00:53:13,607
‫بپرسم…

1362
00:53:13,648 --> 00:53:17,527
‫بپرسم چطور میشه نوه‌ی کسی که
‫با هزارجور معجزه زنده موند،

1363
00:53:17,569 --> 00:53:20,488
‫می‌تونه با یه قوطی قرص خواب‌آور اوِردوز کنه؟

1364
00:53:22,532 --> 00:53:23,909
‫چی؟

1365
00:53:23,950 --> 00:53:25,535
‫چی گفتی؟

1366
00:53:25,577 --> 00:53:26,870
‫آره، می‌خواست…

1367
00:53:28,371 --> 00:53:30,665
‫آره. شرمنده. نباید این چیزها رو می‌گفتم

1368
00:53:32,542 --> 00:53:35,879
‫اشکالی نداره.
‫متأسفم که اینو می‌شنوم

1369
00:53:35,921 --> 00:53:38,340
‫واقعاً متأسفم.
‫این… واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

1370
00:53:38,381 --> 00:53:39,507
‫کِی اتفاق افتاد؟

1371
00:53:39,549 --> 00:53:42,427
‫حدوداً شیش… شیش ماه پیش

1372
00:53:42,469 --> 00:53:45,263
‫زن‌عمو لیای من، مادر بنجی،
‫دید روی مبل افتاده و

1373
00:53:47,349 --> 00:53:50,727
‫می‌دونم که اون خیلی شیرین و جذابـه و

1374
00:53:50,769 --> 00:53:52,187
‫همه‌تون تصویر یه مرد بی‌نظیری رو

1375
00:53:52,229 --> 00:53:54,981
‫می‌بینید و رد می‌شید،

1376
00:53:55,023 --> 00:53:57,859
‫که البته حق هم دارید،
‫از خیلی جهات بنجی بی‌نظیره

1377
00:53:57,901 --> 00:54:00,820
‫ولی وقتی بهش فکر می‌کنم که

1378
00:54:00,862 --> 00:54:04,282
‫بی‌هوش روی مبلِ یه زیرزمین نمور افتاده

1379
00:54:04,324 --> 00:54:05,617
‫درحالی که من توی نیویورک سیتی،

1380
00:54:05,659 --> 00:54:07,702
‫پیش همسر قشنگ و بچه‌ی دوست‌داشتنیم‌ام

1381
00:54:07,744 --> 00:54:09,621
‫بدجوری آتیش می‌گیرم

1382
00:54:12,040 --> 00:54:15,710
‫ببخشید، سفره‌ی دلم رو باز کردم

1383
00:54:23,885 --> 00:54:25,303
‫خب، بازم شروع کردن

1384
00:54:26,680 --> 00:54:27,847
‫بنجیـه

1385
00:54:38,650 --> 00:54:40,402
‫می‌دونستی پیانو می‌زنه؟

1386
00:54:41,319 --> 00:54:43,154
‫قبلاً باهم کلاس می‌رفتیم

1387
00:54:47,450 --> 00:54:48,535
‫ببخشید

1388
00:55:23,987 --> 00:55:25,363
‫بنجی، خیلی قشنگ بود

1389
00:55:25,405 --> 00:55:27,073
‫فوق‌العاده بود، بنجی

1390
00:55:35,323 --> 00:55:39,277
‫« پریا »

1391
00:56:22,504 --> 00:56:23,630
‫لعنتی

1392
00:56:32,639 --> 00:56:34,974
‫سلام. ببخشید مزاحم شدم

1393
00:56:35,016 --> 00:56:36,309
‫احیاناً پسرعمو‌ی منو…

1394
00:56:36,351 --> 00:56:38,853
‫این‌ورها ندیدی؟

1395
00:56:38,895 --> 00:56:39,938
‫اون…

1396
00:56:44,567 --> 00:56:46,069
‫تماس شما به…

1397
00:56:46,111 --> 00:56:47,591
‫سیستم پیام‌گذاری صوتی گویا منتقل شد

1398
00:56:47,616 --> 00:56:48,624
‫کیر شق…

1399
00:56:48,649 --> 00:56:50,022
‫در دسترس نمی‌باشد

1400
00:56:50,047 --> 00:56:51,373
‫صندوق پست صوتی پر بوده و

1401
00:56:51,398 --> 00:56:53,326
‫در حال حاضر قادر به دریافت
‫پیام‌های بیشتری نیست

1402
00:56:53,368 --> 00:56:54,369
‫خدانگهدار

1403
00:57:04,963 --> 00:57:06,089
‫الو؟

1404
00:57:06,131 --> 00:57:07,382
‫رفیق، دربه‌در دنبالتم، کجایی؟

1405
00:57:07,424 --> 00:57:08,383
‫همه پایین منتظر توییم، پسر

1406
00:57:08,425 --> 00:57:09,467
‫گندش بزنن

1407
00:57:09,509 --> 00:57:10,927
‫- زود پاشو بیا پایین
‫- تف بهش

1408
00:57:23,356 --> 00:57:25,859
‫بالاخره پیداش شد، صبح به‌خیر، دیو

1409
00:57:25,900 --> 00:57:27,569
‫زنگ گذاشتی ولی بازم بیدار نشدی؟

1410
00:57:27,610 --> 00:57:29,779
‫نه. چون کل شب رو دنبال جناب‌عالی بودم،

1411
00:57:29,821 --> 00:57:31,156
‫گوشیم رو شارژ نکردم و خاموش شد

1412
00:57:31,197 --> 00:57:32,723
‫کدوم گوری بودی؟

1413
00:57:32,748 --> 00:57:35,306
‫شرمنده، رفیق. آره.
‫خیلی خوش‌خواب بودی

1414
00:57:35,331 --> 00:57:37,287
‫آره؟ زهره‌ترکم کردی، بنجی

1415
00:57:37,328 --> 00:57:39,038
‫شرمند، پسر

1416
00:57:39,080 --> 00:57:40,432
‫پیش مارشا موندم

1417
00:57:40,457 --> 00:57:42,005
‫- نمی‌خواستم بیدارت کنم
‫- صبح به‌خیر، بَروبچ

1418
00:57:42,030 --> 00:57:43,126
‫- صبح به‌خیر، رفقا
‫- صبح به‌خیر

1419
00:57:43,168 --> 00:57:44,210
‫همه‌تون زود پاشدید. خوشم اومد

1420
00:57:44,252 --> 00:57:46,129
‫- صبح به‌خیر
‫- صبح به‌خیر

1421
00:57:46,171 --> 00:57:47,630
‫خب، الانه که ون برسه

1422
00:57:47,672 --> 00:57:50,967
‫مسیر خیلی کوتاهیـه، خب؟

1423
00:57:59,726 --> 00:58:01,519
‫حالا هرچی

1424
00:58:01,561 --> 00:58:03,980
‫آره. فکر کنم حالم خوب بود
‫تا وقتی که…

1425
00:58:05,607 --> 00:58:06,941
‫خوشم نمیاد…

1426
00:58:06,983 --> 00:58:09,235
‫خیلی‌خب، میشه یه لحظه همه…

1427
00:58:09,277 --> 00:58:11,321
‫- حواس‌شون به من باشه؟
‫- جیمز

1428
00:58:11,362 --> 00:58:12,530
‫نمی‌خوام توضیح واضحات بدم

1429
00:58:12,572 --> 00:58:14,741
‫ولی امروز قراره روز طاقت‌فرسایی باشه

1430
00:58:14,782 --> 00:58:17,535
‫اگه تابحال توی اردوگاه کار اجباری نبودید،

1431
00:58:17,577 --> 00:58:20,288
‫می‌تونه حسابی کلافه‌تون کنه

1432
00:58:20,330 --> 00:58:22,207
‫دو دقیقه‌ای می‌رسیم

1433
00:58:22,248 --> 00:58:24,292
‫خب؟ ممنون از همگی

1434
00:58:46,356 --> 00:58:47,716
‫همه حال‌شون خوبـه؟

1435
00:58:49,109 --> 00:58:51,152
‫خب، اولین چیزی که
‫احتمالاً نظرتون رو جلب می‌کنه

1436
00:58:51,194 --> 00:58:53,655
‫اینـه که مایدانک با میدون مرکزی لوبلین

1437
00:58:53,696 --> 00:58:55,156
‫تنها ۳/۲ کیلومتر فاصله داره

1438
00:58:56,658 --> 00:58:58,952
‫باورتون میشه که توی
‫حد فاصل ۳/۲ کیلومتری با این زمین‌ها

1439
00:58:59,702 --> 00:59:01,246
توی مرکز شهری به این شلوغی‫

1440
00:59:01,287 --> 00:59:03,248
‫زندگی جریان داره؟

1441
00:59:08,002 --> 00:59:10,380
‫قبل از اینکه ارتش سرخ به مایدانک برسه

1442
00:59:10,421 --> 00:59:12,423
‫نازی‌ها اکثر زندانی‌های خودشون رو

1443
00:59:12,465 --> 00:59:14,509
‫به اردوگاه‌های دیگه‌ی
‫غربِ کشور منتقل کرده بودن

1444
00:59:14,551 --> 00:59:17,262
‫و به‌خاطر عجله‌ای که داشتن،
‫جماهیر شوروی شواهد رو از بین نبرد

1445
00:59:17,303 --> 00:59:19,055
‫بنابراین بر خلاف اردوگاه‌های دیگه،

1446
00:59:19,097 --> 00:59:22,016
‫چون عبارت بهتری پیدا نکردم،
‫می‌تونم بگم اصطلاحاً…

1447
00:59:22,058 --> 00:59:24,978
‫از مایدانک در واقع به خوبی نگهداری شده

1448
00:59:37,824 --> 00:59:39,525
‫قبل از اینکه وارد شیم

1449
00:59:39,550 --> 00:59:40,868
‫بگم که ممکنه امروز
‫به‌خاطر انبوه زیاد اطلاعاتم

1450
00:59:40,910 --> 00:59:43,454
‫توضیحاتم پراکنده‌تر باشه

1451
00:59:43,496 --> 00:59:44,747
‫اینجا محل مقدسیـه که…

1452
00:59:44,789 --> 00:59:47,375
‫هزاران نفر توش کشته شدن و

1453
00:59:47,417 --> 00:59:49,294
‫به نظرم اگه دقت کنید می‌بینید که

1454
00:59:49,335 --> 00:59:50,503
‫مکان خودش گویای همه‌چیز هست

1455
00:59:51,337 --> 00:59:52,338
‫خب؟

1456
01:00:01,681 --> 01:00:02,682
هی‫

1457
01:00:03,891 --> 01:00:04,892
هی‫

1458
01:00:09,397 --> 01:00:10,732
‫اینا سربازخونه‌ها هستن

1459
01:00:21,075 --> 01:00:23,012
‫اینجا گرمابه‌ی آقایونـه

1460
01:00:33,671 --> 01:00:35,214
‫«شلاقش را به دست گرفت و

1461
01:00:35,256 --> 01:00:37,550
‫ما را به سمت گرمابه هدایت کرد»

1462
01:00:37,592 --> 01:00:40,511
‫زمانی که موی و ذوی…

1463
01:00:40,553 --> 01:00:41,888
‫تمام بدن‌مان را کوتاه کردند،

1464
01:00:42,805 --> 01:00:44,521
‫به اتاق بعدی رفتیم»

1465
01:01:06,245 --> 01:01:07,830
‫این اتاق گازه

1466
01:01:29,060 --> 01:01:31,104
‫لکه‌های آبیِ روی دیوار پسمونده‌های

1467
01:01:31,145 --> 01:01:33,898
‫گاز سمی «سایکلون ب»ـه

1468
01:01:43,032 --> 01:01:44,033
‫کوره‌ها

1469
01:03:09,076 --> 01:03:10,703
‫یه لحظه اینجا بمونید، خب؟

1470
01:03:13,080 --> 01:03:14,832
‫خیلی‌خب

1471
01:03:16,459 --> 01:03:19,879
‫خب، اگه امکانش هست
‫یه لحظه اینجا جمع شید

1472
01:03:19,921 --> 01:03:22,048
‫همگی حالتون چطوره؟

1473
01:03:22,089 --> 01:03:24,509
‫اومم… خیلی هم خوب نیستم

1474
01:03:24,550 --> 01:03:26,552
‫شاید یکم احساس بی‌تفاوتی می‌کنم

1475
01:03:26,594 --> 01:03:27,970
‫آره، خودشه

1476
01:03:27,995 --> 01:03:29,127
‫ایلاژ، حالت چطوره؟

1477
01:03:29,152 --> 01:03:30,723
‫می‌دونم تو به اصطلاح…

1478
01:03:30,748 --> 01:03:32,823
‫حس نزدیک‌تری نسبت به بقیه
‫به این وقایع تاریخی داری

1479
01:03:32,848 --> 01:03:36,161
‫من خوبم. یکم فقط…

1480
01:03:36,186 --> 01:03:37,563
‫جا خوردم

1481
01:03:37,588 --> 01:03:40,765
‫ولی گمونم باز بهتر از بی‌تفاوتیـه

1482
01:03:40,790 --> 01:03:42,094
‫آره

1483
01:03:42,860 --> 01:03:44,487
‫خب، از همه ممنونم که حس‌تون رو

1484
01:03:44,529 --> 01:03:46,280
‫با من و همدیگه به اشتراک گذاشتید

1485
01:03:46,322 --> 01:03:47,865
‫نمی‌خوام به کسی فشار بیارم
‫ولی مشخصاً…

1486
01:03:47,907 --> 01:03:49,784
‫خیلی زود اینجا رو
‫به مقصد زاموشچ ترک می‌کنیم

1487
01:03:49,826 --> 01:03:51,702
‫ولی جهت تغییر رویه

1488
01:03:51,744 --> 01:03:53,079
‫پسرها رو اینجا می‌ذاریم

1489
01:03:53,120 --> 01:03:54,539
‫- اوه
‫- خیلی ناراحت‌کننده‌ست، می‌دونم

1490
01:03:54,580 --> 01:03:56,874
‫پسرها یه شب دیگه اینجا می‌مونن و بعدش

1491
01:03:56,916 --> 01:03:59,502
‫سفر معنوی‌شون رو با بازدید
‫خونه‌ی مامان‌بزرگ دوری تموم می‌کنن

1492
01:03:59,544 --> 01:04:01,963
‫آره، دقیقاً. آره، من…

1493
01:04:02,004 --> 01:04:03,130
‫دلم واسه همه‌تون تنگ میشه، بچه‌ها

1494
01:04:03,172 --> 01:04:05,469
‫عینهو خانواده‌های عجیب غریبی که
‫امیدی بهشون نیست

1495
01:04:07,134 --> 01:04:08,803
‫- میشه فقط…
‫- آره

1496
01:04:08,845 --> 01:04:10,388
‫- مرسی، دیوید
‫- حرف نداری

1497
01:04:10,429 --> 01:04:11,556
‫خیلی ممنونم

1498
01:04:11,597 --> 01:04:13,349
‫عکس خونه‌ی مامان‌بزرگت رو برام بفرست

1499
01:04:13,391 --> 01:04:14,642
‫- می‌خوام ببینمش، خب؟
‫- باشه، می‌فرستم

1500
01:04:14,684 --> 01:04:15,726
‫- خیلی‌خب
‫- مرسی

1501
01:04:15,768 --> 01:04:16,853
‫خونه‌ی مامان‌بزرگ خوش بگذره

1502
01:04:16,894 --> 01:04:18,563
‫- مراقب خودت باش، عزیزم
‫- توام همینطور

1503
01:04:18,604 --> 01:04:20,356
‫مراقب ایشون هم باش،
‫چون خودش که نیست

1504
01:04:20,398 --> 01:04:21,816
‫- باشه
‫- نه، نه، نه، طوری نیست

1505
01:04:21,858 --> 01:04:23,399
‫- مراقب ایشون هم باش
‫- حتماً

1506
01:04:23,424 --> 01:04:24,607
‫تو آدم خوبی هستی، بنجی

1507
01:04:24,632 --> 01:04:26,153
‫نه، درس پس میدیم

1508
01:04:26,195 --> 01:04:28,114
‫- از ته قلبت اینو میگی؟ واقعاً؟
‫- آره. در پناه خدا (به لهستانی)

1509
01:04:28,155 --> 01:04:29,615
‫- ممنون. سفر به سلامت
‫- برو به سلامت، دوست من

1510
01:04:29,657 --> 01:04:31,158
‫عالیـه. حرفت خیلی برام باارزشـه

1511
01:04:31,200 --> 01:04:32,702
‫برم ببینم ترجمه‌ش چی میشه

1512
01:04:34,156 --> 01:04:37,794
‫خب، بنجی، فقط خواستم بگم،

1513
01:04:37,819 --> 01:04:39,946
‫پنج سال و نیمـه که کارم اینـه و

1514
01:04:39,971 --> 01:04:41,179
‫همیشه میگم

1515
01:04:41,204 --> 01:04:43,045
‫«لطفاً هر کاری جهت بهبود کارم
‫از دستم ساخته‌ست بهم بگید» و

1516
01:04:43,087 --> 01:04:45,756
‫تو اولین کسی هستی که

1517
01:04:45,798 --> 01:04:47,133
‫بهم بازخورد مؤثر میدی، پس…

1518
01:04:47,174 --> 01:04:49,758
‫- چرت نگو. مگه چی گفتم؟
‫- خیلی ممنونم از این کارت، آره

1519
01:04:50,177 --> 01:04:51,304
‫منظورت چیه؟

1520
01:04:51,345 --> 01:04:53,014
‫می‌دونی، همون حرف‌هایی که
‫راجع‌به تعامل…

1521
01:04:53,055 --> 01:04:55,725
‫با مردم لهستانی و فرهنگ لهستان زدی

1522
01:04:55,766 --> 01:04:56,809
‫پسر، به ‌نظر معرکه بود

1523
01:04:56,851 --> 01:04:57,894
‫باید این کارو بکنی، پسر

1524
01:04:57,935 --> 01:04:59,770
‫می‌دونم. اون روز مقاومت کردم،

1525
01:04:59,812 --> 01:05:01,522
‫ولی دیگه از سرم بیرون نمیره و

1526
01:05:01,564 --> 01:05:04,901
‫تو واقعاً چیزی رو درونم
‫دوباره بیدار کردی، پس…

1527
01:05:04,942 --> 01:05:07,486
‫- چرت نگو، بابا
‫- تو آدم رُک و روراستی هستی و

1528
01:05:07,528 --> 01:05:08,740
‫این چیز کمیابیـه و

1529
01:05:08,765 --> 01:05:10,261
‫- از این بابت ممنونم، پس…
‫- خب دیگه، گمشو. بیخیال…

1530
01:05:10,286 --> 01:05:12,393
‫- ولمون کن…
‫- خیلی ازت ممنونم. مرسی

1531
01:05:12,658 --> 01:05:13,910
‫خیلی‌خب

1532
01:05:13,951 --> 01:05:16,037
‫شرمنده. فقط می‌خواستم تو دلم نمونه

1533
01:05:16,078 --> 01:05:17,079
‫مرسی، دیوید

1534
01:05:21,167 --> 01:05:22,793
‫آدم مهربونیـه

1535
01:05:38,559 --> 01:05:39,727
‫- واقعاً؟
‫- آره. خب، نه

1536
01:05:39,769 --> 01:05:41,228
‫مسخره‌ست

1537
01:05:41,270 --> 01:05:43,516
‫- آره. آره. چی؟ چی؟
‫- این خوبـه؟

1538
01:05:43,541 --> 01:05:44,560
‫چی؟ آره. خیلی‌خب، بریم

1539
01:05:44,585 --> 01:05:46,108
‫- این چنده؟
‫- میشه ۳۰ زلوتی

1540
01:05:46,150 --> 01:05:47,193
‫این کلاه رو می‌خوای چیکار؟

1541
01:05:47,234 --> 01:05:48,277
‫توام یکی می‌خوای؟

1542
01:05:48,319 --> 01:05:49,654
‫نه. شدی عینهو اون مرده
‫توی تبلیغ شرکت ریکولا

1543
01:05:49,695 --> 01:05:51,864
‫بگیرم؟ نه این واسه شماست

1544
01:05:51,906 --> 01:05:53,199
‫شیرینی شما

1545
01:05:53,240 --> 01:05:54,776
‫- خیلی‌خب. بنجی
‫- آره. خودم هم نمی‌دونم چیکارش کنم

1546
01:05:54,801 --> 01:05:57,564
‫میشه یه چیزی سفارش بدیم که ترشی نباشه؟

1547
01:05:57,589 --> 01:05:59,789
‫- پیروگی چطوره؟
‫- هر چیزی به جز پیروگی و

1548
01:05:59,830 --> 01:06:01,332
‫- ترشی
‫- کلم‌ترش؟

1549
01:06:01,374 --> 01:06:03,584
‫کلم‌ترش هم… هم ترشیه هم آلمانی

1550
01:06:03,626 --> 01:06:06,045
‫…بری کله‌ی تماشاچی‌های بچه رو
‫بگیری و لیس‌شون بزنی

1551
01:06:06,087 --> 01:06:08,047
‫- خدایا، حالم به هم خورد
‫- آره! اون وحشی!

1552
01:06:09,507 --> 01:06:11,509
‫آره. اونو یادمه. آره

1553
01:06:12,009 --> 01:06:13,010
‫سلام، هاپو

1554
01:06:16,389 --> 01:06:17,890
‫- میشه یه قلپ بخورم؟
‫- اوه، آره

1555
01:06:17,932 --> 01:06:20,393
‫هر چقدر که می‌خوای بخور.
‫از اون ارزون‌هاشـه

1556
01:06:22,944 --> 01:06:25,154
‫- خیلی‌خب. این ساختمون رو نگاه
‫- آره

1557
01:06:25,189 --> 01:06:27,942
‫چه مرتفعـه.
‫رُل آخر هم بکشیم؟

1558
01:06:27,984 --> 01:06:29,527
‫چطور قراره بریم بالاش؟

1559
01:06:31,195 --> 01:06:32,363
‫بریم؟

1560
01:06:36,784 --> 01:06:38,369
‫- سلام
‫- سلام

1561
01:06:40,371 --> 01:06:41,640
‫هوی

1562
01:06:51,090 --> 01:06:52,383
‫فردا هوا بارونیـه

1563
01:06:52,425 --> 01:06:53,676
‫اوهوم

1564
01:07:02,893 --> 01:07:05,021
‫- خیلی‌خب
‫- آره. بد نیست، بد نیست

1565
01:07:06,686 --> 01:07:08,065
‫پشمام. فکر کنم بدونم اون کجاست

1566
01:07:08,107 --> 01:07:09,817
‫- هوم، کدوم؟
‫- اون پایین رو ببین

1567
01:07:09,859 --> 01:07:10,985
‫اون سه‌تا چراغ رو می‌بینی؟

1568
01:07:11,027 --> 01:07:12,194
‫- کدوم؟
‫- یک، دو، سه

1569
01:07:12,236 --> 01:07:13,487
‫- پشمام
‫- فکر کنم اردوگاه باشه

1570
01:07:13,529 --> 01:07:15,031
‫- آره
‫- آره

1571
01:07:15,072 --> 01:07:16,323
‫واقعاً نزدیکـه

1572
01:07:20,494 --> 01:07:22,121
‫حالا وقتی برگشتی بینگهمتون

1573
01:07:22,163 --> 01:07:23,581
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1574
01:07:24,915 --> 01:07:26,459
‫منظورت چیه؟

1575
01:07:26,500 --> 01:07:28,085
‫خب، یعنی نـ… نقشه‌ات چیه؟

1576
01:07:29,754 --> 01:07:32,048
‫رفیق، اگه قراره فقط
‫بهش خیره شی، بده‌ش من

1577
01:07:32,089 --> 01:07:33,215
‫- اوه، شرمنده
‫- آخرین رُلـه

1578
01:07:33,257 --> 01:07:34,383
‫- شرمنده، رفیق
‫- خیلی‌خب

1579
01:07:34,425 --> 01:07:36,177
‫شرمنده

1580
01:07:36,218 --> 01:07:38,095
‫آره، خب، وقتی برگردم
‫حسابی سرم شلوغـه

1581
01:07:38,137 --> 01:07:39,180
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

1582
01:07:39,221 --> 01:07:40,264
‫- عالیـه که
‫- آره

1583
01:07:40,306 --> 01:07:42,099
‫رفیقم، تیم، داره سقف جدید
‫واسه خونه‌ش می‌زنه و

1584
01:07:42,141 --> 01:07:43,642
‫احتمالاً قراره کمکش کنم

1585
01:07:43,684 --> 01:07:45,186
‫کلی خشت گرفته

1586
01:07:45,227 --> 01:07:46,729
‫خودش هم نمی‌دونه می‌خواد چه غلطی کنه

1587
01:07:46,771 --> 01:07:49,106
‫- واقعاً؟
‫- آره

1588
01:07:49,148 --> 01:07:50,399
‫- ولی چیز خوبی از آب درمیاد
‫- آره

1589
01:07:50,441 --> 01:07:52,109
‫وقتی کارش تموم شه
‫حسابی قشنگ میشه، می‌دونی؟

1590
01:07:53,736 --> 01:07:54,820
‫رطوبت کمتری رو به نسبت

1591
01:07:54,862 --> 01:07:56,572
‫اون مود پلاستیکی سمی‌ای که ازش توی

1592
01:07:56,614 --> 01:07:58,240
‫خونه‌های کسشعر حومه‌ی شهر
‫استفاده می‌کنن جذب می‌کنه، می‌دونی؟

1593
01:07:58,282 --> 01:07:59,325
‫آره، حرف نداره

1594
01:07:59,366 --> 01:08:00,993
‫آره. خیلی جالب میشه

1595
01:08:03,204 --> 01:08:05,331
‫خب، این که خونه‌ی تیمـه

1596
01:08:06,457 --> 01:08:07,708
‫- خب؟
‫- خب…

1597
01:08:08,584 --> 01:08:10,107
‫خودت قراره چیکار کنی؟

1598
01:08:10,132 --> 01:08:11,841
‫پسر، چرا همچین سؤال مسخره‌ایه ازم می‌پرسی؟

1599
01:08:11,866 --> 01:08:14,539
‫می‌خوام خیالم راحت شه که اوضاعت خوبـه و
‫یه نقشه‌ای واسه زندگیت داری

1600
01:08:15,534 --> 01:08:16,998
‫شرمنده. شاید یکم نشئه باشم

1601
01:08:17,023 --> 01:08:17,949
‫- متأسفم
‫- آره. نه، اوهوم

1602
01:08:17,974 --> 01:08:19,340
‫- بیا، بگیرش. به من…
‫- نه، نمی‌کشم

1603
01:08:19,365 --> 01:08:21,325
‫- اعتمادی نیست
‫- آره، اوهوم

1604
01:08:22,723 --> 01:08:24,767
‫خودت وقتی برگشتی می‌خوای چیکار کنی؟

1605
01:08:26,352 --> 01:08:28,145
‫نمی‌دونم. احتمالاً میرم…

1606
01:08:28,187 --> 01:08:30,272
‫سر کارم و خانواده‌ام، همون همیشگی

1607
01:08:30,314 --> 01:08:32,483
‫عالیه. امیدوارم تا ۶ ماه دیگه
‫بتونیم باهم صحبت کنیم

1608
01:08:33,776 --> 01:08:34,819
‫منظورت چیه؟

1609
01:08:34,860 --> 01:08:35,986
‫- خودت خوب می‌دونی منظورم چیه
‫- جداً؟

1610
01:08:36,028 --> 01:08:37,279
‫نمی‌خوام واقعاً دعوایی راه بندازم

1611
01:08:37,321 --> 01:08:38,614
‫خیلی‌خب، خوبه. پس این کارو نکن

1612
01:08:41,659 --> 01:08:42,785
‫تو قبلاً فرق داشتی، مرد

1613
01:08:42,827 --> 01:08:44,370
‫قبلاً خیلی احساساتی بودی

1614
01:08:44,411 --> 01:08:46,539
‫تا تقی به توقی می‌خورد
‫میزدی زیر گریه. انگار…

1615
01:08:46,580 --> 01:08:47,915
‫آره، می‌دونم. افتضاح بود

1616
01:08:47,957 --> 01:08:50,000
‫کیـه که دلش بخواد همیشه
‫اشکش دم مشکش باشه؟

1617
01:08:50,042 --> 01:08:51,418
‫دیو، پسر، اصلاً گوشِت با من نیست

1618
01:08:51,460 --> 01:08:53,288
‫دارم میگم «ما» قدیم فرق داشتیم

1619
01:08:53,313 --> 01:08:54,547
‫- جفت‌مون رو میگم
‫- آره. بنجی من دیگه…

1620
01:08:54,588 --> 01:08:56,549
‫- شاغلم و تشکیل خانواده دادم و
‫- می‌دونم

1621
01:08:56,590 --> 01:08:58,801
‫وقت ندارم از شب تا صبح…

1622
01:08:58,843 --> 01:09:00,427
‫- با تو وقت بگذرونم، خب؟
‫- منم همچین چیزی نخواستم

1623
01:09:00,469 --> 01:09:02,513
‫چرا، خواستی. تویی که
‫دنیا هر سازی بزنه باهاش می‌رقصی

1624
01:09:02,555 --> 01:09:03,681
‫فکر نکنم خودت متوجه‌ش شده باشی

1625
01:09:03,722 --> 01:09:05,656
‫- فکر نکنم متوجه‌ش شده باشی
‫- پسر، حرف حساب من فقط اینـه که…

1626
01:09:05,681 --> 01:09:07,017
‫تو هیچوقت یه سری بهم نمی‌زنی

1627
01:09:07,059 --> 01:09:08,811
‫چی؟ یعنی… ببخشید،
‫میگی بیام بینگهمتون؟

1628
01:09:08,836 --> 01:09:09,982
‫آره دیگه. اونجا زندگی می‌کنم

1629
01:09:10,007 --> 01:09:12,022
‫آره، سرم شلوغـه، خب؟
‫تازه‌شم من نیویورک سیتی‌ام

1630
01:09:12,064 --> 01:09:13,524
‫اگه تو به من سر بزنی راحت‌تر نیست؟

1631
01:09:13,566 --> 01:09:15,526
‫راحت‌تر؟ فاصله‌اش فرقی نداره که، دیو

1632
01:09:15,568 --> 01:09:16,735
‫آره، ولی ناسلامتی نیویورک سیتیـه

1633
01:09:16,777 --> 01:09:18,028
‫منطقیش اینـه که تو بیای اونجا

1634
01:09:18,070 --> 01:09:19,363
‫تا من بیام بینگهمتونِ تخمی

1635
01:09:19,405 --> 01:09:20,447
‫- بی‌احترامی نباشه
‫- مگه بینگهمتون چشـه؟

1636
01:09:20,489 --> 01:09:21,828
‫بینگهمتون چیزیش نیست

1637
01:09:21,853 --> 01:09:23,200
‫تو از قصد منو واسه زیرسؤال بردنش

1638
01:09:23,242 --> 01:09:24,535
‫- عوضی نشون میدی
‫- زر نزن، رفیق

1639
01:09:24,577 --> 01:09:26,120
‫خودت زر نزن

1640
01:09:26,162 --> 01:09:27,997
‫چرا دیگه برات مهم نیستم؟

1641
01:09:28,038 --> 01:09:30,249
‫معلومه که مهمی

1642
01:09:30,291 --> 01:09:32,001
‫فقط نمی‌فهمم…

1643
01:09:33,002 --> 01:09:35,995
‫چطور می‌تونی همچین حماقتی با خودت بکنی؟

1644
01:09:36,020 --> 01:09:37,480
‫دیو، پسر

1645
01:09:37,631 --> 01:09:38,632
‫بنجی

1646
01:09:41,385 --> 01:09:42,845
‫من همیشه‌ی خدا…

1647
01:09:42,887 --> 01:09:45,097
‫این تصویر کوفتی توی سرمـه

1648
01:09:45,139 --> 01:09:46,182
‫- خب؟
‫- اوهوم

1649
01:09:46,223 --> 01:09:47,933
‫آره، نمی‌خوام دیگه…

1650
01:09:47,975 --> 01:09:49,894
‫نمی‌خوام از دستت بدم، خب؟

1651
01:09:51,270 --> 01:09:53,397
‫حالیتـه مردم چقدر دوستت دارن؟

1652
01:09:54,985 --> 01:09:57,526
‫حالیتـه وقتی وارد جایی میشی
‫چه اتفاقی میفته؟

1653
01:10:00,321 --> 01:10:04,241
‫حاضرم همه‌چیزم رو بدم
‫تا ببینم چه حالی داره، پسر

1654
01:10:07,494 --> 01:10:10,831
‫چه حالی داره که جذاب باشی

1655
01:10:12,333 --> 01:10:14,676
‫چه حالی داره وقتی وارد جایی میشم
‫حال و هوای جمع تغییر می‌کنه

1656
01:10:16,177 --> 01:10:17,843
‫ولی تو میای و حال و هوای جمع رو
‫عوض می‌کنی و

1657
01:10:17,868 --> 01:10:19,670
‫بعدش گند می‌زنی به هرچی که هست

1658
01:11:06,220 --> 01:11:07,346
‫خیلی‌خب، می‌تونی بری

1659
01:11:07,388 --> 01:11:08,389
‫مرسی

1660
01:11:36,750 --> 01:11:38,085
‫تاکسی اومده

1661
01:12:00,683 --> 01:12:04,002
‫« شهرستان کراسنستاف »

1662
01:12:10,743 --> 01:12:11,744
‫بذار ببینم

1663
01:12:14,204 --> 01:12:15,789
‫پلاک ۲۵ می‌بینی؟

1664
01:12:15,831 --> 01:12:18,584
‫نه، اصلاً ماشین نمی‌بینم.
‫بذار ببینم

1665
01:12:18,625 --> 01:12:19,960
‫منم همینطور

1666
01:12:20,002 --> 01:12:22,129
‫خیلی‌خب، وایسا.
‫فکر کنم باید همین دور و ور باشه

1667
01:12:23,589 --> 01:12:26,842
‫«داد-رس»
‫به نظرت یعنی چی؟

1668
01:12:26,884 --> 01:12:28,927
‫احتمالاً همون دادرس

1669
01:12:28,969 --> 01:12:29,970
‫فکر کنم

1670
01:12:31,180 --> 01:12:33,057
‫اصلاً این خیابون حساب میشه یا…

1671
01:12:33,807 --> 01:12:35,267
‫۲۸

1672
01:12:36,685 --> 01:12:37,995
‫فکر کنم خودشـه

1673
01:12:38,687 --> 01:12:40,606
‫- اینجاست؟
‫- آره

1674
01:12:55,204 --> 01:12:56,205
‫۲۵

1675
01:12:58,665 --> 01:12:59,666
‫خدای من

1676
01:13:01,126 --> 01:13:03,253
‫واو، یعنی خودشـه؟

1677
01:13:05,798 --> 01:13:08,967
‫هنوز بی‌شیله پیله‌ست

1678
01:13:09,009 --> 01:13:11,804
‫آره. گمونم چیز دیگه‌ای تو ذهنم بود

1679
01:13:12,721 --> 01:13:13,931
‫آره. منم همینطور

1680
01:13:26,110 --> 01:13:27,940
‫می‌دونی یه‌بار بهم سیلی زد دیگه؟

1681
01:13:28,455 --> 01:13:29,581
‫چی؟

1682
01:13:29,606 --> 01:13:31,673
‫آره. مامان‌بزرگ یه‌بار بهم سیلی زد

1683
01:13:31,698 --> 01:13:33,450
‫- پشمام. جدی؟
‫- آره

1684
01:13:33,492 --> 01:13:35,536
‫یه‌بار واسه شام دیر اومدم دیدنش

1685
01:13:35,577 --> 01:13:37,579
‫- حدوداً یه ربع
‫- آره

1686
01:13:37,621 --> 01:13:38,956
‫تازه بدجوری نشئه بودم

1687
01:13:38,997 --> 01:13:40,833
‫توی رستوران هادسون
‫توی خیابون سوم بودم

1688
01:13:40,874 --> 01:13:42,584
‫می‌دونی، همون جهنم موری هیل

1689
01:13:42,626 --> 01:13:44,169
‫آره، یادمه.
‫پشمام، دردت گرفت؟

1690
01:13:44,217 --> 01:13:45,967
‫- پس چی، معلومه که دردم گرفت، آره
‫- واو

1691
01:13:45,992 --> 01:13:48,440
‫بهترین اتفاق زندگیم بود

1692
01:13:48,465 --> 01:13:52,094
‫تا ۲۴ ساعت بعدش ذوق‌مرگ بودم

1693
01:13:52,136 --> 01:13:54,430
‫- واقعاً؟ چرا؟
‫- نمی‌دونم چرا

1694
01:13:54,471 --> 01:13:56,557
‫خب، قرارمون تو یه رستورانی بود که

1695
01:13:56,598 --> 01:13:58,934
‫هر هفته اونجا می‌رفت.
‫همه اونجا می‌شناختنش

1696
01:13:58,976 --> 01:14:00,561
‫کلی شیک و پیک کرده بود

1697
01:14:00,602 --> 01:14:02,187
‫انگار مراسمی چیزیـه و

1698
01:14:02,229 --> 01:14:03,681
‫- آره
‫- چمی‌دونم

1699
01:14:03,706 --> 01:14:05,429
‫گمونم واسه این ذوق‌مرگ بودم چون…

1700
01:14:05,454 --> 01:14:07,901
‫به من بیشتر از طرز فکر
‫مشتری‌ها اهمیت می‌داد

1701
01:14:07,943 --> 01:14:09,236
‫نمی‌دونم والا

1702
01:14:09,278 --> 01:14:10,612
‫حس خوبی بهم داد

1703
01:14:12,489 --> 01:14:13,490
‫هی

1704
01:14:14,658 --> 01:14:15,784
‫یه فکری به سرم زد

1705
01:14:15,826 --> 01:14:16,994
‫هوم، چی؟

1706
01:14:17,035 --> 01:14:18,996
‫بیا یه سنگ روی سکّوب ورودیش بذاریم

1707
01:14:19,037 --> 01:14:20,080
‫منظورت چیه؟

1708
01:14:20,122 --> 01:14:21,915
‫بیا یه سنگ کوچیک پیدا کنیم و

1709
01:14:21,973 --> 01:14:23,892
‫روی سکوب ورودی بذاریم
‫که بگیم اینجا حضور داشتیم

1710
01:14:23,917 --> 01:14:25,711
‫بگیم که اون… می‌دونی، فراموش نشده

1711
01:14:25,752 --> 01:14:27,941
‫- سر قبرش نرفتیم که
‫- آره، می‌دونم. ولی…

1712
01:14:27,966 --> 01:14:30,357
‫این آخرین جای لهستان بود
‫که توش حضور داشت

1713
01:14:30,382 --> 01:14:32,148
‫آخرین جاییـه که همه‌مون بودیم

1714
01:14:34,428 --> 01:14:35,804
‫- آره، بیا همین کارو کنیم
‫- خیلی‌خب

1715
01:14:35,846 --> 01:14:37,055
‫- فکر خوبیـه
‫- خیلی‌خب

1716
01:14:38,724 --> 01:14:40,267
‫آره. نه، این خوب نیست

1717
01:14:40,309 --> 01:14:41,310
‫نه، نه

1718
01:14:42,978 --> 01:14:44,605
‫- یک، دو
‫- آره

1719
01:14:44,646 --> 01:14:45,814
‫آره، دوتا پیدا کردم

1720
01:14:45,856 --> 01:14:47,399
‫- توام یکی می‌خوای؟
‫- آره

1721
01:14:47,441 --> 01:14:48,442
‫مرسی

1722
01:14:49,151 --> 01:14:50,235
‫همین خوبه

1723
01:15:03,874 --> 01:15:05,709
‫هی!

1724
01:15:05,751 --> 01:15:08,086
‫اون سنگ‌ها رو بردارید

1725
01:15:08,128 --> 01:15:09,880
‫چیکار می‌کنید؟
‫آدم اونجا زندگی می‌کنه

1726
01:15:09,922 --> 01:15:12,424
‫سلام. شرمنده، ما آمریکایی هستیم

1727
01:15:12,466 --> 01:15:14,092
‫انگلیسی بلدید؟
‫انگلیسی حرف می‌زنید؟

1728
01:15:14,134 --> 01:15:17,012
‫دارم میگم اونجا آدم زندگی می‌کنه.
‫سنگ‌ها رو بردارید

1729
01:15:17,054 --> 01:15:19,097
‫شرمنده. من متوجه نمیشم

1730
01:15:21,350 --> 01:15:22,726
‫- گمونم تمومه
‫- آره

1731
01:15:22,768 --> 01:15:24,061
‫حس بدی بهم دست داد وقتی گفتم

1732
01:15:24,102 --> 01:15:25,412
‫«آمریکایی هستیم»

1733
01:15:25,437 --> 01:15:26,483
‫ولی هستیم دیگه

1734
01:15:26,508 --> 01:15:27,748
‫به نظرت بابت سنگ‌ها ناراحت بود؟

1735
01:15:27,773 --> 01:15:28,815
‫شاید می‌خواست صبحونه مهمون‌مون کنه

1736
01:15:28,857 --> 01:15:29,900
‫- چمی‌دونم
‫- حق با توئه

1737
01:15:29,942 --> 01:15:31,068
‫ممکن بود صبحونه تعارف کرده باشه

1738
01:15:31,109 --> 01:15:32,069
‫شاید گفته: «بیاید بالا ببینم»

1739
01:15:32,110 --> 01:15:33,237
‫«بیاید کیک بخورید»

1740
01:15:33,278 --> 01:15:34,738
‫«بیاید یه پودینگ سیاه بخورید»

1741
01:15:34,780 --> 01:15:36,532
‫یکی کم بود شدن دوتا

1742
01:15:36,573 --> 01:15:38,325
‫- علیک سلام
‫- بگو اونا رو بردارن

1743
01:15:39,284 --> 01:15:40,869
‫خیلی‌خب

1744
01:15:40,911 --> 01:15:42,037
‫شما انگلیسی حرف می‌زنید؟

1745
01:15:42,092 --> 01:15:43,343
‫- آره. آره
‫- یه کوچولو

1746
01:15:43,372 --> 01:15:45,249
‫سلام، شرمنده. مشکلی پیش اومده؟

1747
01:15:45,290 --> 01:15:48,210
‫پدرم گفت شما اون سنگ‌ها رو

1748
01:15:48,252 --> 01:15:49,586
‫جلوی در گذاشتید، درسته؟

1749
01:15:49,628 --> 01:15:51,421
‫آره، کار ما بود.
‫مامان‌بزرگ‌مون اینجا زندگی می‌کرد و

1750
01:15:51,463 --> 01:15:53,423
‫تازگی فوت کرده

1751
01:15:54,312 --> 01:15:55,646
‫اوه

1752
01:15:55,671 --> 01:15:56,977
‫غم آخرتون باشه

1753
01:15:57,002 --> 01:15:58,737
‫ممنون، رفیق

1754
01:15:58,762 --> 01:16:02,433
‫ولی چرا جلوی در سنگ گذاشتید؟

1755
01:16:02,458 --> 01:16:05,060
‫یه جور سُنتـه.
‫یکی از سنت‌های یهودی‌هاست

1756
01:16:05,102 --> 01:16:06,853
‫وقتی سر قبر کسی میری،

1757
01:16:06,895 --> 01:16:08,355
‫باید روی قبرش سنگ بذاری

1758
01:16:08,397 --> 01:16:10,274
‫که بگی اونجا حضور داشتی

1759
01:16:10,315 --> 01:16:12,901
‫آره، ولی اون که زیر در دفن نشده، درسته؟

1760
01:16:12,943 --> 01:16:14,361
‫نه، نه، نه. ما فقط…

1761
01:16:14,403 --> 01:16:16,238
‫برامون ارزش معنوی داشت

1762
01:16:16,280 --> 01:16:18,740
‫- می‌دونی، مثل یه حرکت نمادین
‫- درسته

1763
01:16:18,782 --> 01:16:20,409
‫- حرکت نمادین، درسته؟
‫- آره

1764
01:16:20,450 --> 01:16:21,660
‫خب… معنـ… خیلی‌خب

1765
01:16:21,702 --> 01:16:24,329
‫متوجه شدم.
‫کار قشنگیه، گمونم

1766
01:16:24,371 --> 01:16:26,142
‫- ممنون
‫- مرسی

1767
01:16:26,167 --> 01:16:27,970
‫یه لحظه…

1768
01:16:28,166 --> 01:16:31,962
‫میگن سُنت یهودی‌هاست که

1769
01:16:32,004 --> 01:16:34,381
‫روی قبر سنگ می‌ذارن

1770
01:16:34,423 --> 01:16:38,552
‫البته اونجا قبری نیست،
‫ولی خونه‌ی سابق مامان‌بزرگ‌شونـه

1771
01:16:38,594 --> 01:16:42,389
‫آره، ولی الان یه آدم
‫سالخورده‌ی دیگه زندگی می‌کنه

1772
01:16:42,931 --> 01:16:44,016
‫بهشون بگو بردارن

1773
01:16:45,976 --> 01:16:47,561
‫خیلی‌خب، رفقا. آمم…

1774
01:16:47,603 --> 01:16:50,439
‫متأسفم، ولی… شرایط‌تون رو درک می‌کنم

1775
01:16:50,480 --> 01:16:53,358
‫ولی پدرم میگه که…

1776
01:16:53,400 --> 01:16:56,278
‫اگه سنگ‌ها رو اونجا بذارید خطرناکـه

1777
01:16:56,778 --> 01:16:57,821
‫- خیلی‌خب
‫- می‌دونید…

1778
01:16:57,863 --> 01:16:59,615
‫یه خانم مُسن دیگه‌ای الان
‫اونجا زندگی می‌کنه

1779
01:16:59,656 --> 01:17:01,867
‫- ممکنه بره روش بیفته یا…
‫- درسته

1780
01:17:01,908 --> 01:17:03,201
‫- خیلی‌خب
‫- متوجه شدم

1781
01:17:03,243 --> 01:17:04,953
‫- واسه همین باید…
‫- نه، متوجه شدیم

1782
01:17:04,995 --> 01:17:06,997
‫ردیفـه. شرمنده، باشه

1783
01:17:08,498 --> 01:17:09,750
‫اینم از این

1784
01:17:12,961 --> 01:17:14,171
‫خیلی‌خب

1785
01:17:42,925 --> 01:17:45,431
‫« شهرستان کراسنستاف »

1786
01:18:04,055 --> 01:18:06,076
‫« فرودگاه شوپن ورشو »

1787
01:18:21,029 --> 01:18:22,239
‫خانم‌ها و آقایون،

1788
01:18:22,280 --> 01:18:23,448
‫تا نیم ساعت دیگه

1789
01:18:23,490 --> 01:18:25,450
‫بر روی باند فرودگاه نیویورک
‫فرود خواهیم آمد

1790
01:18:27,202 --> 01:18:29,496
‫تا ۱۵ دقیقه‌ی بعد به گیت می‌رسید

1791
01:18:29,538 --> 01:18:30,706
‫به دلیل ساخت‌وساز،

1792
01:18:30,747 --> 01:18:32,999
‫تخصیص گیت ممکن است تغییر کرده باشد

1793
01:18:33,041 --> 01:18:34,793
‫لطفاً کارت پرواز خود را چک کنید

1794
01:18:34,835 --> 01:18:36,753
‫تا از تغییر گیت خود آگاه باشید

1795
01:18:36,795 --> 01:18:39,256
‫ضمن سپاس‌گزاری و
‫تشکر از صبر و شکیبایی شما

1796
01:18:41,133 --> 01:18:42,843
‫راستی، داشتم فکر می‌کردم…

1797
01:18:42,884 --> 01:18:44,594
‫نظرت چیه که تاکسی بگیری بیای پیش ما و

1798
01:18:44,636 --> 01:18:46,763
‫شام رو مهمون ما باشی؟

1799
01:18:46,805 --> 01:18:47,973
‫- جدی؟
‫- آره

1800
01:18:48,014 --> 01:18:49,391
‫مطمئنم پریا از دیدنت خوشحال میشه و

1801
01:18:49,433 --> 01:18:51,643
‫اِیب عاشق اینـه که برات از

1802
01:18:51,685 --> 01:18:53,691
‫تمامی حقایق مربوط به مجسمه‌ی آزادی بگه

1803
01:18:55,689 --> 01:18:56,898
‫آه…

1804
01:18:56,940 --> 01:18:58,666
‫- دارم وسوسه میشم
‫- بیا دیگه

1805
01:18:59,359 --> 01:19:00,444
‫آه…

1806
01:19:00,485 --> 01:19:01,945
‫نه، لازم به زحمت نیست، پسر

1807
01:19:01,987 --> 01:19:03,196
‫- واقعاً؟
‫- آره

1808
01:19:03,238 --> 01:19:04,364
‫خب، حدأقل بیا…

1809
01:19:04,406 --> 01:19:05,824
‫تاکسی بگیریم بریم مرکزشهر و

1810
01:19:05,866 --> 01:19:07,325
‫سر ایستگاه پنسیلوانیا پیاده‌ت کنم که

1811
01:19:07,367 --> 01:19:08,994
‫سوار قطار شمال نیویورک شی

1812
01:19:09,035 --> 01:19:10,120
‫آمم…

1813
01:19:10,145 --> 01:19:12,126
‫می‌دونی چیه؟ فکر کنم احتمالاً…

1814
01:19:12,151 --> 01:19:14,224
‫یه مدت همینجا بشینم

1815
01:19:15,417 --> 01:19:17,002
‫توی فرودگاه؟

1816
01:19:17,043 --> 01:19:18,670
‫آره. یه جورایی ازش خوشم میاد

1817
01:19:18,712 --> 01:19:20,255
‫آدم نمی‌دونه با چه دیوونه‌هایی آشنا میشه

1818
01:19:20,297 --> 01:19:21,747
‫- جدی؟
‫- آره

1819
01:19:24,801 --> 01:19:26,347
‫- پشمام
‫- چه مرگتـه، مرد؟

1820
01:19:26,372 --> 01:19:27,391
‫- شرمنده، لعنتی
‫- این چه کاری بود؟

1821
01:19:27,416 --> 01:19:28,972
‫واسه ماجرای مامان‌بزرگ و
‫رستورانی که تعریف کردی

1822
01:19:28,997 --> 01:19:30,444
‫- گفتی بهترین اتفاق زندگیت بود
‫- آره، ولی…

1823
01:19:30,469 --> 01:19:31,817
‫اون فرق داشت.
‫اونجا ۱۸ سالم بود

1824
01:19:31,842 --> 01:19:32,951
‫- می‌خواستم یکی راهنماییم کنه
‫- نه، می‌دونم

1825
01:19:32,976 --> 01:19:34,144
‫منطقیه. شرمنده

1826
01:19:34,186 --> 01:19:35,604
‫- این کارت خشونت بود
‫- می‌دونم، می‌دونم

1827
01:19:35,645 --> 01:19:36,821
‫فکر می‌کردم جونِ دوباره‌ای بهت میده

1828
01:19:36,846 --> 01:19:38,074
‫- نمی‌دونم
‫- اشکالی نداره

1829
01:19:38,099 --> 01:19:39,316
‫خوبی؟ میشه ببینم؟ قرمز شدی

1830
01:19:39,357 --> 01:19:41,035
‫آره چون جناب‌عالی زدی زیر گوشم

1831
01:19:41,060 --> 01:19:42,678
‫- شرمنده
‫- منم می‌تونم یکی بزنم؟

1832
01:19:42,703 --> 01:19:44,032
‫نه

1833
01:19:47,824 --> 01:19:48,909
‫شرمنده، رفیق

1834
01:19:49,701 --> 01:19:50,869
‫بیا اینجا ببینم

1835
01:19:56,041 --> 01:19:57,167
‫عشق منی، رفیق

1836
01:19:57,209 --> 01:19:58,376
‫تو بیشتر

1837
01:20:02,301 --> 01:20:03,874
‫بادمجون بم آفت نداره

1838
01:20:03,899 --> 01:20:04,966
‫می‌دونی دیگه؟

1839
01:20:06,092 --> 01:20:07,886
‫- حتماً
‫- اوهوم

1840
01:20:10,597 --> 01:20:12,015
‫ببخشید

1841
01:20:12,057 --> 01:20:13,683
‫بغلت تموم نشده بود

1842
01:20:17,521 --> 01:20:18,897
‫خیلی‌خب

1843
01:20:18,939 --> 01:20:20,727
‫می‌بینمت، پسرعمو. خب؟

1844
01:20:20,752 --> 01:20:21,836
‫می‌بینمت

1845
01:21:12,325 --> 01:21:13,577
‫سلام!

1846
01:21:13,618 --> 01:21:14,995
‫آهای؟ بچه‌ها؟

1847
01:21:16,162 --> 01:21:17,622
‫- کسی خونه نیست! من…
‫- سلام

1848
01:21:17,664 --> 01:21:18,874
‫- سلام، سلام، سلام
‫- برگشتی!

1849
01:21:18,915 --> 01:21:20,281
‫- برگشتی! برگشتی!
‫- بیا اینجا ببینم

1850
01:21:20,947 --> 01:21:22,294
‫سلام، عزیزم

1851
01:21:22,335 --> 01:21:23,670
‫- سلام
‫- سلام، قشنگم

1852
01:21:23,712 --> 01:21:25,312
‫دوستت دارم،
‫دوستت دارم، دوستت دارم

1853
01:22:07,821 --> 01:22:11,189
‫« یک درد واقعی »

1854
01:22:11,213 --> 01:22:31,213
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1855
01:22:31,237 --> 01:22:48,237
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

