﻿1
00:00:05,024 --> 00:00:15,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:15,048 --> 00:00:25,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:51,416 --> 00:00:53,434
‫آقای کیلیون عزیز...

4
00:00:53,458 --> 00:00:56,291
‫خیلی علاقه‌مندم اسم کسانی که در تولد
‫اولین بچه لقاح مصنوعی

5
00:00:56,375 --> 00:01:00,916
‫لوئیز براون کمک کردن، روی لوح حک بشه.

6
00:01:01,791 --> 00:01:04,750
‫- به خصوص جین پوردی...
‫- مراقب باش!

7
00:01:04,833 --> 00:01:07,750
‫که ده سال تمام با من به اولدهام سفر کرد

8
00:01:07,833 --> 00:01:10,333
‫و به اندازه‌ی ما به پروژه کمک کرد.

9
00:01:10,833 --> 00:01:12,208
‫من زیست‌شناس بودم،

10
00:01:12,291 --> 00:01:14,375
‫پاتریک، پزشک زایمان،

11
00:01:14,458 --> 00:01:15,458
‫و جین...

12
00:01:16,000 --> 00:01:17,583
‫خب، بدون اون،

13
00:01:18,166 --> 00:01:20,083
‫هیچ کدوم از اینا ممکن نمی‌شد.

14
00:01:20,084 --> 00:01:23,000
‫«بر اساس داستان واقعی»

15
00:01:27,208 --> 00:01:28,848
‫مراقب پشت سرت باش!

16
00:01:30,666 --> 00:01:32,958
‫اوه، لعنتی.

17
00:01:37,300 --> 00:01:39,749
‫[کمبریج، مِی 1968]

18
00:01:39,750 --> 00:01:41,708
‫برای مصاحبه با دکتر ادواردز اومدم.

19
00:01:41,791 --> 00:01:45,208
‫الان وسط یه آزمایشه.
‫اگه بخوای، می‌تونی اونجا منتظر باشی.

20
00:01:45,708 --> 00:01:48,916
‫- لطف داری. من منتظر موندن رو دوست دارم.
‫- فقط...

21
00:01:50,458 --> 00:01:51,666
‫وسایل رو جا به جا کنم؟

22
00:01:51,750 --> 00:01:54,208
‫میشه از شوفاژتون واسه خشک کردن کفشم استفاده کنم؟

23
00:01:56,000 --> 00:01:59,333
‫اوه. می‌بینم که درمورد دکتر ادواردز تحقیق می‌کنی.

24
00:01:59,958 --> 00:02:02,166
‫کارش در خصوص رشد پستانداران...

25
00:02:02,250 --> 00:02:03,666
‫فوق‌العاده‌ست.
‫می‌دونم.

26
00:02:04,250 --> 00:02:07,000
‫اگه پای برهنه برات توهین‌آمیزه،
‫توصیه می‌کنم روت رو برگردونی.

27
00:02:07,500 --> 00:02:10,291
‫اوه، لعنت. جورابم سوراخ شده.
‫انگشت پام معلومه.

28
00:02:11,250 --> 00:02:13,125
‫اوه. دوتا انگشت پا.

29
00:02:14,791 --> 00:02:15,791
‫عه...

30
00:02:16,750 --> 00:02:18,458
‫بهش می‌گم که اومدی.

31
00:02:19,458 --> 00:02:20,791
‫بله، متوجه‌م.
‫بله.

32
00:02:22,416 --> 00:02:24,875
‫ببینیم که می‌تونیم اینو از پلاسما جدا کنیم یا نه.

33
00:02:26,916 --> 00:02:28,666
‫کاندید بعدی اومده، باب.

34
00:02:34,041 --> 00:02:35,208
‫یا خدا.

35
00:02:35,291 --> 00:02:37,708
‫ای بابا!
‫همگی، بس کنین!

36
00:02:37,791 --> 00:02:40,083
‫سیلویا فرار کرده
‫و من تازه باردارش کرده بودم.

37
00:02:40,166 --> 00:02:41,583
‫ای بابا، باب.

38
00:02:41,666 --> 00:02:44,625
‫لطفا مراقب زیر پاتون باشین.
‫ارزش اون بیشتر از کفش‌هاتونه.

39
00:02:44,708 --> 00:02:45,708
‫سیلویا.

40
00:02:46,791 --> 00:02:48,291
‫- سیلویا.
‫- اونجاست!

41
00:02:48,375 --> 00:02:50,666
‫- اوه.
‫- کجا؟ نمی‌بینمش.

42
00:02:50,750 --> 00:02:53,375
‫- اونجا. زیر میزه.
‫- اوه، سیلویا.

43
00:02:53,458 --> 00:02:55,375
‫می‌دونم که بخاطر زایمان کردن پتی ناراحتی.

44
00:02:55,458 --> 00:02:58,208
‫- یالا. یالا.
‫- واسه تو هم اتفاق می‌افته، سیلویا.

45
00:02:58,291 --> 00:03:00,666
‫فقط باید یه چیزهایی رو تغییر بدم.

46
00:03:04,375 --> 00:03:07,208
‫اگه من سر و صدایی بشنوم،
‫نمی‌تونم دخالت نکنم.

47
00:03:07,791 --> 00:03:09,583
‫- تو کی هستی؟
‫- جین پوردی.

48
00:03:09,666 --> 00:03:11,583
‫برای موقعیت شغلی مدیر آزمایشگاه اومدم.

49
00:03:12,541 --> 00:03:14,000
‫فقط یه لنگه کفش پاته.

50
00:03:14,083 --> 00:03:16,083
‫اون یکی کفشم الان تو دفترت داره خشک میشه.

51
00:03:16,708 --> 00:03:20,125
‫هوم.
‫راز موش گرفتنت چیه؟

52
00:03:20,208 --> 00:03:22,166
‫دست تمیز و صبر.
‫راز تو چیه؟

53
00:03:24,708 --> 00:03:26,708
‫فکر کنم من الان بهت پیشنهاد کار دادم.

54
00:03:27,208 --> 00:03:30,541
‫ولی تو که مهارت‌های منو نمی‌دونی.
‫کار من در پرستاری و تحقیق.

55
00:03:30,625 --> 00:03:34,083
‫دانشجویان دکترای من خوب می‌دونن چطور بهترین متقاضیان رو سوا کنن.
‫رانندگی بلدی؟

56
00:03:34,166 --> 00:03:36,583
‫من در بیمارستان ادن‌بروک
‫آموزش پرستاری دیدم.

57
00:03:36,666 --> 00:03:38,416
‫از اون موقع در بیمارستان ساوت‌همپتون کار کردم.

58
00:03:38,500 --> 00:03:41,166
‫ولی اخیر در پپورث روی رد پیوند تحقیق می‌کردم.

59
00:03:41,250 --> 00:03:44,375
‫عالیه. ساعت 8 صبح، دیر نکنی.
‫باید یه پزشک زایمان رو گیر بیاریم.

60
00:03:44,458 --> 00:03:46,378
‫آرون، لطفا.
‫سیلویا رو بذار تو قفسش. ممنون.

61
00:03:46,458 --> 00:03:50,083
‫یک، دو...
‫یک، دو، سه.

62
00:04:29,583 --> 00:04:33,083
‫پاتریک استپتو تازه راهنمای قطعی به لاپاراسکوپی رو منتشر کرد.

63
00:04:33,166 --> 00:04:35,375
‫بیشتر شورای تحقیقات پزشکی ازش متنفرن،

64
00:04:35,458 --> 00:04:38,791
‫ولی به نظرم با اون مهارت‌های جراحی کم تهاجمیش،

65
00:04:38,875 --> 00:04:41,166
‫عضو عالی‌ای برای تیم ما میشه.

66
00:04:41,250 --> 00:04:43,875
‫بله، تیمی که هنوز توضیحی درموردش بهم ندادی.

67
00:04:44,541 --> 00:04:46,708
‫اوه، می‌خوایم بی‌فرزندی رو درمان کنیم.

68
00:04:48,250 --> 00:04:49,625
‫می‌خوایم در ساخت بچه کمک بدیم.

69
00:04:52,875 --> 00:04:53,875
‫شوکه‌ت کردم.

70
00:04:55,041 --> 00:04:57,208
‫می‌دونستم که به تولید مثل علاقه‌مند هستی.
‫ولی...

71
00:04:57,291 --> 00:04:59,916
‫عالیه. قراره عالی بشه!

72
00:05:04,416 --> 00:05:07,583
‫حالا، اگه ممکن بود که تخمدان‌ها
‫از قبل معاینه بشن...

73
00:05:07,666 --> 00:05:08,666
‫ممنون.

74
00:05:08,708 --> 00:05:11,458
‫جلوتر از خطرات آندومتریوز مطلع می‌شدیم.

75
00:05:11,541 --> 00:05:13,500
‫می‌تونستیم ببینیم که چقدر تخمک درحال رشد بودن.

76
00:05:13,583 --> 00:05:16,958
‫حالا مشکل اینجاست که
‫ما روش واضحی برای انجامش نداریم.

77
00:05:17,041 --> 00:05:18,041
‫لاپاراسکوپی.

78
00:05:19,583 --> 00:05:22,291
‫پس چیزی که من می‌خوام امروز شرح بدم...

79
00:05:22,375 --> 00:05:25,916
‫توسعه لاپاراتومی جدیدی هست
‫که توانایی...

80
00:05:26,000 --> 00:05:28,333
‫لاپاراسکوپی بهتر خواهد بود.

81
00:05:28,416 --> 00:05:32,625
‫تنها راه تجسم تخمدان‌ها
‫و رسیدن به منبع آندومتریوز

82
00:05:32,708 --> 00:05:34,041
‫با لاپاراتومیـه.

83
00:05:35,250 --> 00:05:38,916
‫باز کردن شکم با یک برش بزرگ
‫در اینجا...

84
00:05:40,041 --> 00:05:42,125
‫- یا اینجا.
‫- مزخرفه. کاملا در اشتباهی.

85
00:05:42,208 --> 00:05:44,833
‫این یه سخنرانی آموزشیه.
‫جلسه نیست.

86
00:05:44,916 --> 00:05:47,250
‫اون داره سر علم ناکارآمد وقت تلف می‌کنه.

87
00:05:47,333 --> 00:05:49,750
‫این انجمن سلطنتیـه، جناب.

88
00:05:49,833 --> 00:05:52,458
‫کمی به علم ناکارآمد من احترام بذاری، بد نیست.

89
00:05:53,250 --> 00:05:56,166
‫لاپاراسکوپی بهم اجازه میده که تخمدان،
‫لوله‌های رحم،

90
00:05:56,250 --> 00:05:57,890
‫و اجزای دیگه دستگاه تولید مثل رو

91
00:05:57,958 --> 00:06:01,125
‫فقط با چند برش بسیار کوچک بروی پوست ببینم.

92
00:06:01,208 --> 00:06:03,750
‫لاپاراسکوپی تکنیک به شدت خطرناکیـه.

93
00:06:04,750 --> 00:06:07,750
‫به اصطلاح جراحی تو
‫یعنی انجام یک کار ثابت نشده

94
00:06:07,833 --> 00:06:09,633
‫بدون در نظر داشتن خود بیمار یا بیماری.

95
00:06:09,666 --> 00:06:12,125
‫و اینم سخنرانی تو نیست.

96
00:06:12,208 --> 00:06:13,568
‫احسنت! احسنت!

97
00:06:13,625 --> 00:06:15,666
‫می‌دونم. معذرت می‌خوام.
‫لطفا منو ببخشید.

98
00:06:15,750 --> 00:06:18,333
‫ولی اجاز هست که منظورم رو

99
00:06:18,416 --> 00:06:20,166
‫با چند اسلایدی که

100
00:06:20,250 --> 00:06:22,750
‫از قضا همراهم دارم، ثابت کنم؟

101
00:06:25,208 --> 00:06:27,791
‫- اوه، آقای استپتو. باب ادواردز هستم.
‫- بله؟

102
00:06:27,875 --> 00:06:29,875
‫چند ماه پیش تلفنی صحبت کردیم.

103
00:06:29,916 --> 00:06:32,750
‫من که نمی‌تونم تمام تماس‌های تلفنی رو
‫به یاد داشته باشم، آقای ادواردز.

104
00:06:32,833 --> 00:06:34,458
‫بله. اگه یک دقیقه بهم وقت بدید،

105
00:06:34,541 --> 00:06:36,750
‫خیلی علاقه دارم درمورد جراحی کم تهاجمی بشنوم.

106
00:06:36,833 --> 00:06:38,375
‫متاسفانه سرم شلوغه.

107
00:06:38,458 --> 00:06:41,208
‫با این آدم‌هایی حرف بزنی که
‫به اولدهام تبعیدت کردن؟

108
00:06:41,291 --> 00:06:42,125
‫اونا ازت متنفرن.

109
00:06:42,208 --> 00:06:44,833
‫این جین پوردیـه.
‫قراره مسئول آزمایشگاه ما باشه.

110
00:06:44,916 --> 00:06:46,625
‫جدی؟
‫هر دوتون موفق باشید.

111
00:06:46,708 --> 00:06:47,541
‫با تجهیزات شما،

112
00:06:47,625 --> 00:06:50,226
‫می‌تونیم با کم‌تهاجمی‌ترین حالت ممکن
‫به تخمدان‌های بانوان دسترسی پیدا کنیم.

113
00:06:50,250 --> 00:06:51,730
‫اولدهام بیمارستان به شدت خوبیه،

114
00:06:51,791 --> 00:06:54,000
‫و در لندن نوبتی در دسترس نبود.

115
00:06:54,083 --> 00:06:56,750
‫جالبه که برای افراد عصر حاضر که
‫ازشون خوششون میومد

116
00:06:56,833 --> 00:06:58,208
‫نوبت وجود داشت.

117
00:06:58,708 --> 00:06:59,833
‫تو راجع‌به من تحقیق کردی؟

118
00:06:59,916 --> 00:07:04,125
‫نه، من کردم. با تکرار کردنش به تو
‫می‌خواد کاری کنه که به حرف من گوش بدی.

119
00:07:04,208 --> 00:07:06,083
‫استراتژی جالبیه، جین.

120
00:07:09,833 --> 00:07:11,753
‫چطور مشکل گرما رو حل کردی؟

121
00:07:11,833 --> 00:07:13,208
‫کدوم مشکل گرما؟

122
00:07:13,291 --> 00:07:17,541
‫ببینید، من باید به اولدهام برگردم.
‫برای قطار 3:25 دیرم شده. برام نامه بنویسید.

123
00:07:17,625 --> 00:07:20,750
‫3:25؟ تا اون موقع نیم ساعت وقت داریم.
‫باهات قدم می‌زنیم.

124
00:07:20,833 --> 00:07:23,353
‫طی جراحی لاپاراسکوپی،
‫برای دوربین نیاز به منبع نور داری.

125
00:07:23,416 --> 00:07:25,708
‫وگرنه عملا بدون دید داری عمل می‌کنی.

126
00:07:25,791 --> 00:07:29,291
‫ولی لامپ‌ها گرمای زیادی بوجود میارن،
‫پس چطوره که داخل بدن زن‌ها رو نمی‌سوزونی؟

127
00:07:29,375 --> 00:07:31,015
‫آلمانی‌های غربی یک لاپاراسکوپ ساختن

128
00:07:31,041 --> 00:07:33,458
‫که در اون نور از یک چراغ آینه‌ای هدایت میشه.

129
00:07:33,541 --> 00:07:34,875
‫نه لامپی درکاره. نه سوختنی.

130
00:07:34,958 --> 00:07:37,642
‫- دیدی، نگفتم اون خیلی باهوشه؟
‫- آلمانی‌های غربی باهوشن.

131
00:07:37,666 --> 00:07:40,386
‫هدف ما یکسانه.
‫می‌خوایم مشکل ناباروری رو حل کنیم.

132
00:07:40,416 --> 00:07:42,697
‫مشکل اینجاست که علم تو محدودیت‌هایی داره
‫و علم ما هم همین طور.

133
00:07:42,750 --> 00:07:44,083
‫راحت باش.
‫بگو چه محدودیت‌هایی دارم.

134
00:07:44,166 --> 00:07:46,791
‫من معتقدم که تو تازه فرایندی رو توسعه دادی
‫تا اسپرم رو

135
00:07:46,875 --> 00:07:48,125
‫در لوله‌ی رحم قرار بدی.

136
00:07:48,208 --> 00:07:50,017
‫- اینو از کجا خوندی؟
‫- برات نتیجه به همراه نمیاره.

137
00:07:50,041 --> 00:07:52,875
‫نه نتیجه‌ چشمگیری.
‫چرا؟ چون اسپرم نمی‌تونه رفتارش رو کنترل کنه.

138
00:07:52,958 --> 00:07:57,083
‫ولی تصور کن که بتونیم یه تخمک بارور شده
‫رو توی همون لوله قرار بدیم.

139
00:07:57,583 --> 00:07:58,916
‫تو یه تخمک رو خارج می‌کنی،

140
00:07:59,000 --> 00:08:00,791
‫با استفاده از تجهیزات فوق‌العاده
‫و دانشی که داری.

141
00:08:00,875 --> 00:08:03,416
‫اونو میدی به ما،
‫ما هم اون تخمک رو بیرون بدن،

142
00:08:03,500 --> 00:08:05,416
‫با استفاده از تجهیزات فوق‌العاده
‫و دانش خودمون بارور می‌کنیم،

143
00:08:05,500 --> 00:08:07,166
‫و بعد تو دوباره توی بدن قرارش میدی.

144
00:08:07,250 --> 00:08:10,000
‫احتمال یک بارداری موفقیت‌آمیز
‫سر به فلک می‌کشه.

145
00:08:10,083 --> 00:08:13,500
‫بارور کردن یک تخمک در خارج از...
‫واقعا فکر می‌کنی که می‌تونی این کار رو انجام بدی؟

146
00:08:14,000 --> 00:08:16,166
‫اسلایدهای توضیحیش رو ندارم،
‫ولی دارم بهش نزدیک می‌شم.

147
00:08:18,958 --> 00:08:20,601
‫ممنون.

148
00:08:20,625 --> 00:08:22,059
<i>‫ برای سرویس 5:35... </i>

149
00:08:22,083 --> 00:08:24,708
‫تو در کمبریج تدریس می‌کنی، دکتر ادواردز
‫درسته؟

150
00:08:24,791 --> 00:08:27,208
‫- بله.
‫- تمام مطالب بالینی من در اولدهامـه.

151
00:08:27,291 --> 00:08:29,500
‫کمبریج 320 کیلومتر دورتره.

152
00:08:29,583 --> 00:08:33,291
‫خب، در کوتاه مدت، ما در شهر شما مستقر می‌شیم.
‫همش 4 ساعت راهه.

153
00:08:33,375 --> 00:08:36,175
‫و در طولانی مدت،
‫از شورای تحقیقات پزشکی بودجه می‌گیریم

154
00:08:36,250 --> 00:08:37,458
‫و شما رو به جنوب منتقل می‌کنیم.

155
00:08:37,541 --> 00:08:40,208
‫البته اگه حاضر باشی به جنوب بیای.

156
00:08:40,791 --> 00:08:42,500
‫می‌تونم متقاعد بشم.

157
00:08:43,000 --> 00:08:44,208
‫نیاز به زن‌هایی داریم.

158
00:08:44,291 --> 00:08:46,541
‫زن‌هایی که حاضر باشن بافت تخمدان اهدا کنن.

159
00:08:46,625 --> 00:08:48,541
‫من بیمارهای هیسترکتومی‌ای دارم

160
00:08:48,625 --> 00:08:50,750
‫که اگه بهشون توضیح بدم داریم چیکار می‌کنیم،
‫ممکنه کمک بدن.

161
00:08:50,833 --> 00:08:54,541
‫اون نه فقط مهارتش رو داره،
‫آشنا هم داره.

162
00:08:55,875 --> 00:08:58,166
‫متوجهید که بهمون حمله می‌کنن؟

163
00:08:58,250 --> 00:09:00,416
‫کلیسا، دولت، دنیا.

164
00:09:01,083 --> 00:09:03,125
‫همه‌شون علیه ما متحد می‌شن.

165
00:09:03,208 --> 00:09:06,541
‫ولی ما مادران رو خواهیم داشت.
‫مادران ازمون حمایت می‌کنن.

166
00:09:08,958 --> 00:09:11,791
‫خیلی‌خب، اگه الان دیگه نرم،
‫از قطار 5:25 جا می‌مونم،

167
00:09:11,875 --> 00:09:13,541
‫و هرگز به خونه نمی‌رسم.

168
00:09:14,666 --> 00:09:16,333
‫باب. جین.

169
00:09:18,541 --> 00:09:19,750
‫هستی؟

170
00:09:20,250 --> 00:09:21,583
‫پایه‌ای، مگه نه؟

171
00:09:24,166 --> 00:09:25,666
‫امیدوارم به زودی صحبت کنیم.

172
00:09:31,041 --> 00:09:33,375
‫خیلی خوب بود، جین.
‫اوه! خیلی خوب بود!

173
00:09:34,125 --> 00:09:36,875
‫انتقادهات درمورد اولدهام، خیلی به درد خوردن.

174
00:09:36,958 --> 00:09:37,958
‫هـو!

175
00:09:38,541 --> 00:09:40,416
‫تو واقعا غیرممکنی، مگه نه؟
‫[غیرقابل تحمل]

176
00:09:41,833 --> 00:09:43,958
‫ما داریم غیرممکن رو ممکن می‌کنیم، جین.

177
00:09:44,750 --> 00:09:46,916
‫همین طوره. حالا می‌بینی.

178
00:10:06,375 --> 00:10:07,208
‫زود باش، مامان.

179
00:10:07,291 --> 00:10:10,375
‫خودت که می‌دونی اگه 30 دقیقه زودتر نرسیم
‫کشیش پلسون خوشش نمیاد.

180
00:10:11,583 --> 00:10:12,583
‫پس بیا بریم.

181
00:10:16,083 --> 00:10:17,375
‫چقدر کُندی.

182
00:10:17,458 --> 00:10:19,750
‫بیا شرط ببندیم.

183
00:10:24,958 --> 00:10:29,500
‫♪ تمام چیزهای روشن و زیبا ♪

184
00:10:29,583 --> 00:10:34,333
‫♪ تمام موجودات بزرگ و کوچیک ♪

185
00:10:35,083 --> 00:10:39,291
‫♪ تمام چیزهای عاقلانه و فوق‌العاده ♪

186
00:10:39,375 --> 00:10:44,333
‫♪ خداوند همه‌ی آنها را آفریده ♪

187
00:10:44,416 --> 00:10:49,166
‫♪ هر گل کوچکی که باز میشه ♪

188
00:10:49,750 --> 00:10:52,017
‫- کمرت رو صاف کن.
‫- قوز نکردم.

189
00:10:52,041 --> 00:10:53,603
‫بله که قوز کردی.

190
00:10:53,604 --> 00:10:55,166
‫به بهترین نحو خودت رو نشون نمیدی.

191
00:10:56,333 --> 00:10:59,541
‫بیا. کیک میل داری؟
‫یا شایدم یه اسکون؟

192
00:11:00,291 --> 00:11:02,583
‫من چی؟ منو دوست داری؟

193
00:11:02,584 --> 00:11:04,876
‫منم خوبم، مخصوص با کره.

194
00:11:04,958 --> 00:11:07,000
‫طرز حرف زدنت.

195
00:11:07,083 --> 00:11:10,083
‫طرز حرف زدن من
‫با حرف زدن تو در حالت نشئگی فرقی نداره.

196
00:11:10,166 --> 00:11:14,500
‫- و خودت هم می‌دونی که راست میگم.
‫- اووه. صبر کن. بشقاب چینی‌ات رو آوردم.

197
00:11:14,583 --> 00:11:15,875
‫اوه.

198
00:11:16,958 --> 00:11:18,541
‫شما خانوم‌ها خیلی به من رسیدگی می‌کنین.

199
00:11:18,625 --> 00:11:20,958
‫اوه، باید بهت برسیم.
‫به نظر لاغر میای.

200
00:11:21,666 --> 00:11:22,791
‫کیک میوه‌ای من.

201
00:11:22,875 --> 00:11:25,333
‫با خامه بیشتر، فقط واسه تو.

202
00:11:25,416 --> 00:11:27,916
‫سرویس خوبی بود.
‫خطبه رو دوست داشتم.

203
00:11:28,000 --> 00:11:29,666
‫- ممنون، جین.
‫- جناب کشیش.

204
00:11:32,833 --> 00:11:36,208
‫- تو حالت نشئگی.
‫- من اوضاعم خوبه، مامان. جدی میگم.

205
00:11:36,833 --> 00:11:38,958
‫تمام اینا، کلیسا، اهمیت داره آره،
‫ولی...

206
00:11:39,791 --> 00:11:43,375
‫فکر کنم بالاخره می‌تونم
‫تغییر کردن زندگیم رو احساس کنم و خوشم میاد.

207
00:11:43,458 --> 00:11:46,041
‫ولی دلیل نمی‌شه که باید قوز کنی.

208
00:11:52,458 --> 00:11:54,708
‫اول موش رو امتحان کردیم.
‫بعد خرگوش.

209
00:11:54,791 --> 00:11:57,125
‫حتی یه خرگوش وحشی رو هم آزمایش کردم.

210
00:11:57,208 --> 00:11:59,666
‫با بقیه حیوون‌ها فرقی ندارن،
‫ولی تو قفس که بزنیشون

211
00:11:59,750 --> 00:12:02,333
‫نه برای عشق، نه خوراکی
از لحاظ جنسی، تحریک نمی‌شن.

212
00:12:02,416 --> 00:12:04,458
‫و مطمئنم که تو هر دو رو امتحان کردی.

213
00:12:04,958 --> 00:12:06,250
‫موش‌ها نتیجه مطلوبی دادن.

214
00:12:06,251 --> 00:12:07,543
‫خرگوش‌های اهلی هم همین طور.

215
00:12:07,625 --> 00:12:09,916
‫و اخیر با بری باویستر...

216
00:12:10,000 --> 00:12:12,750
‫- اوه، ما...
‫- «بری باویستر»؟ به نظر اسم ساختگی‌ای میاد.

217
00:12:12,833 --> 00:12:15,291
‫اون یه محقق دکتراییـه که تو آزمایشگاه من کار می‌کنه.

218
00:12:15,375 --> 00:12:18,208
‫اون یک سال آزگار مشغول برداشت کردن تخمک همستر بود.

219
00:12:18,291 --> 00:12:21,708
‫بعد از اینکه درشون آورد،
‫اونا رو با مایع جدیدش تو ظرف پتری گذاشت،

220
00:12:21,791 --> 00:12:24,166
‫که خیلی قلیایی با کلی بی‌کربنات بود.

221
00:12:24,250 --> 00:12:26,000
‫با اون مایع به موفقیت زیادی دست پیدا کرد.

222
00:12:26,083 --> 00:12:28,958
‫اون تخمک همستر برداشت می‌کنه
‫و اونا رو تو مایع قلیایی و اسپرم همستر می‌خوابونه؟

223
00:12:29,041 --> 00:12:30,833
‫و دوباره تو بدن مادر قرارشون میده.

224
00:12:30,916 --> 00:12:33,017
‫و یهو، کلی بچه همستر داریم.

225
00:12:33,041 --> 00:12:33,875
‫محشره.

226
00:12:33,958 --> 00:12:36,125
‫پس تمام اینا بر اساس این امیده

227
00:12:36,208 --> 00:12:40,000
‫که انسان‌های زن مثل همستر باشن
‫و سرم بری واسه اونا هم جواب بده؟

228
00:12:40,083 --> 00:12:42,416
‫اوهوم.
‫جونده‌ی نجیب ما رو هدایت می‌کنه.

229
00:12:54,250 --> 00:12:56,791
‫83 کیلومتر دیگه تا منچستر مونده،

230
00:12:56,875 --> 00:12:58,666
‫که بعدش باید 13 کیلومتر تا اولدهام بریم.

231
00:12:58,750 --> 00:13:00,041
‫چیزی نمونده برسیم.

232
00:13:00,125 --> 00:13:02,958
‫و تو عین بچه مدرسه‌ای می‌مونی که
‫روز اول مدرسه‌ش هست.

233
00:13:03,041 --> 00:13:05,416
‫چون واقعا هم روز اول مدرسه‌ی منه.

234
00:13:31,541 --> 00:13:33,291
‫میگه که کرشاو پشت اینجاست.

235
00:13:49,875 --> 00:13:51,708
<i>‫ پورتر به ورودی اصلی، لطفا. </i>

236
00:13:51,709 --> 00:13:53,542
<i>‫ پورتر به ورودی اصلی. </i>

237
00:13:53,625 --> 00:13:56,083
‫بوی رطوبته؟

238
00:13:56,166 --> 00:13:58,396
‫رطوبت نیست.
‫تازه بارون اومده.

239
00:13:58,397 --> 00:14:00,627
‫و شما کی باشید؟

240
00:14:00,708 --> 00:14:02,791
‫ایشون دکتر ادواردزه.
‫من جین پوردی‌ام.

241
00:14:02,875 --> 00:14:05,416
‫اوه، بله.
‫آقای استپتو درمورد شما بهم گفته بود.

242
00:14:06,000 --> 00:14:09,166
‫من سرپرستارم.
‫ظاهراً شما آزمایشگاه نیاز دارید.

243
00:14:09,750 --> 00:14:10,750
‫بیاید.

244
00:14:32,541 --> 00:14:34,541
‫با خودم گفتم که این ممکنه کارتون رو راه بندازه.

245
00:14:50,958 --> 00:14:52,000
‫به نظر محشر میاد.

246
00:14:52,708 --> 00:14:53,708
‫خیلی هم عالی.

247
00:14:54,291 --> 00:14:55,500
‫منو ببخشید.

248
00:15:05,120 --> 00:15:11,160
‫[ژانویه‌ی 1969]

249
00:15:22,875 --> 00:15:25,833
‫حالا سوزن داره وارد تخمدان میشه.

250
00:15:26,791 --> 00:15:28,375
‫ساکشن آروم، لطفا.

251
00:15:32,208 --> 00:15:36,666
‫یک فولیکول خوب که امیدوارم یک تخمک خوب هم به دست بیاد.

252
00:15:38,750 --> 00:15:40,458
‫اونا منتظرن؟

253
00:15:40,541 --> 00:15:43,208
‫دقیقا بیرون در وایستادن، آقای استپتو.

254
00:15:46,791 --> 00:15:48,791
‫هوم.

255
00:16:04,166 --> 00:16:06,291
‫- یک فولیکول گیر آوردیم.
‫- خوبه.

256
00:16:09,833 --> 00:16:13,291
‫بیا تخمک رو پیدا کنیم،
‫بخوابونیمش تو واسطه‌ جادویی بری،

257
00:16:13,375 --> 00:16:14,958
‫بعد به اسپرم اضافه‌ش کنیم.

258
00:16:15,458 --> 00:16:16,458
‫صبر کن.

259
00:16:18,208 --> 00:16:19,208
‫چی؟ چرا؟

260
00:16:22,375 --> 00:16:23,958
‫آخه اولین باره، همین.

261
00:16:26,458 --> 00:16:27,583
‫که قراره ادامه داشته باشه.

262
00:16:59,750 --> 00:17:01,333
‫تخمک رو به دست آوردیم.

263
00:17:04,833 --> 00:17:05,833
‫خوبه.

264
00:17:12,833 --> 00:17:15,875
‫هنوز نمی‌فهمم که تو چرا چیزی واسه پُز دادن داری.

265
00:17:15,958 --> 00:17:18,083
‫ما اصلا هیچی نداریم که بخوایم
‫پُزش رو بدیم.

266
00:17:18,166 --> 00:17:21,500
‫پس چرا مقاله‌ای تو مجله‌ای مثل «طبیعت» منتشر کردی؟

267
00:17:21,583 --> 00:17:24,041
‫چون داریم به یه چیزی نزدیک می‌شیم
‫که بتونیم پُزش رو بدیم.

268
00:17:24,125 --> 00:17:27,541
‫اطمینان داریم که به زودی،
‫آماده می‌شیم تا با زن‌ها کار کنیم.

269
00:17:27,625 --> 00:17:30,785
‫- طوری که میگه «زن‌»، می‌بینین؟
‫- آخه زن گفتن من چه عیبی داره؟

270
00:17:30,833 --> 00:17:32,291
‫کاملا وافقم.

271
00:17:32,375 --> 00:17:34,583
‫تو دقیقا همین طوری «موش» رو تلفظ می‌کنی.

272
00:17:34,666 --> 00:17:37,791
‫- والا من از موش‌ها خوشم میاد.
‫- بیشتر از زن‌ها.

273
00:17:37,875 --> 00:17:39,208
‫تقریبا به قدری که زن‌ها رو دوست دارم.

274
00:17:39,291 --> 00:17:41,166
‫باید بهت یادآوری کنم که
‫تو چندتا دختر داری؟

275
00:17:41,250 --> 00:17:44,375
‫کاملا مطمئنم که تعداد موش‌هام
‫از دخترهام بیشترن.

276
00:17:46,250 --> 00:17:47,250
‫من جواب میدم.

277
00:17:48,541 --> 00:17:50,500
‫- صبر کن. من جواب میدم.
‫- ممنون، عزیزم.

278
00:17:50,583 --> 00:17:54,166
‫فقط دو پیش هسته.
‫دو تا از 56 تا.

279
00:17:54,250 --> 00:17:56,833
‫این میشه کمتر از 4 درصد.
‫اینو تو مقاله‌ی خودت گفتی.

280
00:17:56,916 --> 00:17:59,000
‫18 نشانه‌های لقاح رو نشون داد.

281
00:17:59,083 --> 00:18:03,000
‫که تازه این کار کردن با تخمک‌های اهدایی‌
‫بیماران هیسترکتومیـه.

282
00:18:03,083 --> 00:18:05,500
‫وقتی واقعا کار کردن با زن‌ها رو شروع کنیم،
‫نتایج...

283
00:18:05,583 --> 00:18:07,333
‫آه! اونم عین اون میگه زن.

284
00:18:08,333 --> 00:18:10,625
‫امیدوارم که نتایج فوق‌العاده باشن.

285
00:18:10,708 --> 00:18:12,458
‫لطفا بهت برنخوره، جین.

286
00:18:12,541 --> 00:18:14,875
‫مگی محض تفریح تیکه بار من می‌کنه.

287
00:18:14,958 --> 00:18:18,333
‫ببین، صرفا دارم اشاره می‌کنم که
‫به نظر میاد تو روزنامه‌نگاری رو

288
00:18:18,416 --> 00:18:20,208
‫به انجام کار علمی خوب ترجیح میدی، پس...

289
00:18:20,291 --> 00:18:22,833
‫یکی بابت پنجره‌ها تماس گرفته.

290
00:18:22,916 --> 00:18:24,458
‫می‌خواد با تو حرف بزنه، بابا.

291
00:18:24,541 --> 00:18:26,791
‫- پنجره؟
‫- هوم.

292
00:18:27,958 --> 00:18:29,291
‫صبر کن. من...

293
00:18:29,375 --> 00:18:31,875
‫بیخیال، مگی.
‫خودت که با طرز کار آشنایی داری.

294
00:18:31,958 --> 00:18:35,375
‫مقاله می‌نویسی، وعده بیشتری میدی
‫و وقتی به اندازه کافی وسوسه شدن،

295
00:18:35,458 --> 00:18:37,178
‫به شورای تحقیقات پزشکی ارائه‌ش میدی.

296
00:18:37,208 --> 00:18:40,458
‫اینطوری حمایتی دریافت می‌کنن
‫تا بتونن از اولدهام خراب شده برن.

297
00:18:40,541 --> 00:18:42,166
‫اوه، اگه کرشاو اینقدر بده،

298
00:18:42,250 --> 00:18:44,291
‫بهتره کلا بیخیال بشن.

299
00:18:45,500 --> 00:18:47,833
‫- احمق‌های عوضی!
‫- چی شده، باب؟

300
00:18:47,916 --> 00:18:50,500
‫- کی بود؟ هوم؟
‫- از روزنامه دیلی میرور بودن.

301
00:18:51,500 --> 00:18:55,291
‫نقل قولی می‌خوان که من دکتر فرانکنشتاین‌ام یا نه.

302
00:18:55,875 --> 00:18:57,833
‫اون گفت درمورد پنجره‌ست.

303
00:18:59,166 --> 00:19:02,166
‫باب، اگه دوباره بشینی بهت کاستارد اضافه میدم.

304
00:19:02,250 --> 00:19:03,750
‫داری بچه‌ها رو می‌ترسونی.

305
00:19:05,458 --> 00:19:08,666
‫اون به چندتا توهین و اینا عادت داره،
‫که نهاد ازش متنفر باشن.

306
00:19:09,250 --> 00:19:12,708
‫- حقیقات حتی یه خرده خوشش هم میاد.
‫- خودش می‌خواد بهش تهمت بزنن؟

307
00:19:12,791 --> 00:19:15,291
‫حقیقتش فکر می‌کنم که اینو بخشی از نقشش می‌دونه.

308
00:19:15,791 --> 00:19:18,083
‫مبارزه برای طب تولید مثل.

309
00:19:18,750 --> 00:19:21,291
‫برای مادران و زن‌ها و...

310
00:19:23,250 --> 00:19:24,250
‫خونه‌ی من اینجاست.

311
00:19:27,041 --> 00:19:28,541
‫می‌خوای بیام بالا؟

312
00:19:29,208 --> 00:19:30,208
‫بیای بالا؟

313
00:19:30,833 --> 00:19:33,750
‫می‌خوام بگم که بهت علاقه پیدا کردم،
‫اگه تو هم بهم علاقه داری.

314
00:19:34,458 --> 00:19:36,625
‫امیدوارم که بهم علاقه داشته باشی.
‫نمی‌تونم تشخیص بدم.

315
00:19:37,583 --> 00:19:38,666
‫معذرت می‌خوام.

316
00:19:39,833 --> 00:19:40,833
‫لازم به عذرخواهی نیست.

317
00:19:41,708 --> 00:19:42,875
‫امیدوارم که ارزش پرسیدن رو داشت؟

318
00:19:42,876 --> 00:19:44,043
‫یعنی، بهت که بر نخورد؟

319
00:19:44,125 --> 00:19:45,750
‫به هیچ‌وجه.
‫خوشحال شدم.

320
00:19:46,708 --> 00:19:48,666
‫خیلی خوبه.
‫پس خداحافظ.

321
00:19:54,125 --> 00:19:56,791
‫اگه قول بدی که دل نبندی، می‌تونم با هم سکس کنیم.

322
00:19:56,875 --> 00:19:57,875
‫اوه!

323
00:19:58,666 --> 00:20:00,625
‫بله. قطعا.

324
00:20:02,416 --> 00:20:03,833
‫- قول میدم.
‫- خوبه.

325
00:20:15,416 --> 00:20:17,541
‫فکر نکنم که این آسیبی وارد کنه،

326
00:20:17,625 --> 00:20:20,458
‫ولی همچنین باید بگم که فکر نمی‌کنم
‫با این کار

327
00:20:20,541 --> 00:20:21,833
‫بچه‌دار بشید.

328
00:20:22,708 --> 00:20:23,708
‫ببخشید؟

329
00:20:23,791 --> 00:20:26,541
‫فکر نمی‌کنم احتمال موفقیت بالایی وجود داشته باشه.

330
00:20:26,625 --> 00:20:28,305
‫فکر می‌کنم مهمه که اینو بدونید.

331
00:20:28,375 --> 00:20:31,666
‫پس متوجه نمیشم.
‫چرا باید انجامش بدیم؟

332
00:20:31,750 --> 00:20:35,041
‫چون ممکنه باعث بشه که بقیه بچه‌دار بشن.

333
00:20:42,375 --> 00:20:44,396
‫ولی می‌تونم امیدوار باشم، درسته؟

334
00:20:44,397 --> 00:20:46,418
‫می‌تونم باور داشته باشم که ممکنه شانسی نصیبم بشه؟

335
00:20:46,500 --> 00:20:48,291
‫به نظرم بعید میاد، ولی...

336
00:20:49,041 --> 00:20:50,541
‫من فقط یه بچه می‌خوام.

337
00:20:50,625 --> 00:20:53,541
‫تو باید یه پرستار باشی.

338
00:20:53,625 --> 00:20:56,833
‫من تو کار پژوهش‌ام، مامان.
‫خیلی وقته که تو این کارم.

339
00:20:56,916 --> 00:20:59,083
‫مردم مریضن.
‫تو بهترشون می‌کنی.

340
00:20:59,166 --> 00:21:01,666
‫باب میگه که نازایی یه مشکل پزشکیه.

341
00:21:01,750 --> 00:21:03,583
‫بچه ساختن تو لوله‌های آزمایشی؟

342
00:21:03,666 --> 00:21:06,291
‫بچه ساختن برای مادرانی که بهشون نیاز دارن.

343
00:21:06,958 --> 00:21:11,583
‫»اسحاق بخاطر همسرش که نازا بود
‫به درگاه خداوند دعا کرد.

344
00:21:12,291 --> 00:21:15,625
‫خداوند هم جوابش رو داد
‫و همسرش ربکار باردار شد».

345
00:21:15,708 --> 00:21:17,916
‫پیدایش، باب 25، آیه 21.

346
00:21:19,958 --> 00:21:21,916
‫- پس جوابش دعا کردنه؟
‫- هیس!

347
00:21:22,583 --> 00:21:23,750
‫بذار دم بکشه.

348
00:21:28,458 --> 00:21:31,000
‫جین، تو جوونی.
‫متوجه نیستی.

349
00:21:31,001 --> 00:21:33,543
‫ولی نمی‌تونین با این نقش خدا رو ایفاء کنین.

350
00:21:34,750 --> 00:21:38,250
‫نظرت درباره عینک یا دندون مصنوعی چیه؟

351
00:21:39,625 --> 00:21:43,125
‫ترجیح میدی مردم کور باشن
‫یا نتونن چیزی به جزء سوپ بخورن؟

352
00:21:43,208 --> 00:21:44,708
‫یعنی خواسته‌ی خدا همینه؟

353
00:21:44,791 --> 00:21:46,416
‫- باب میگه...
‫- اوه، باب میگه.

354
00:21:46,916 --> 00:21:48,291
‫باب میگه!

355
00:21:48,375 --> 00:21:51,375
‫- اون خوب می‌دونه چطور توضیح بده.
‫- تازه یه مسئله دیگه هم هست.

356
00:21:52,750 --> 00:21:54,291
‫اون بچه سقط می‌کنه.

357
00:21:54,375 --> 00:21:57,541
‫جراح‌تون. استپتو.
‫تو مقاله نوشته شده.

358
00:22:00,291 --> 00:22:02,666
‫تو اینو نمی‌دونستی، مگه نه؟

359
00:22:02,750 --> 00:22:05,625
‫یه طرف خودش رو جای خدا زده،
‫یه طرف هم خود شیطانه.

360
00:22:08,416 --> 00:22:11,000
‫- این الان قانونیه.
‫- بازم کار درستی نیست.

361
00:22:12,250 --> 00:22:14,625
‫من بچه سقط نمی‌کنم، مامان.

362
00:22:14,626 --> 00:22:17,001
‫و به کارم افتخار می‌کنم.

363
00:22:17,083 --> 00:22:18,416
‫خب، خدا رو شکر.

364
00:22:19,291 --> 00:22:22,541
‫بیا امیدوار باشیم که به اندازه‌ی جفت‌مون
‫احساس غرور داشته باشی،

365
00:22:22,625 --> 00:22:25,333
‫چون من الان فقط احساس سرخوردگی می‌کنم.

366
00:22:27,750 --> 00:22:30,500
‫اگه می‌شنیدی که چقدر بهت بالیدم.

367
00:22:30,583 --> 00:22:32,520
‫پُز تمام مدارک تحصیلیت رو دادم.

368
00:22:32,521 --> 00:22:34,459
‫اون وقت اینطوری ازش استفاده می‌کنی؟

369
00:22:35,208 --> 00:22:36,208
‫چنین گناهی انجام میدی؟

370
00:22:39,958 --> 00:22:41,166
‫من دارم به مردم کمک می‌کنم.

371
00:22:43,125 --> 00:22:45,250
‫کشیش پلسون توصیه کرده

372
00:22:46,166 --> 00:22:47,666
‫که دیگه به کلیسا نیای.

373
00:22:47,750 --> 00:22:49,250
‫تصمیمش با اون نیست.

374
00:22:50,958 --> 00:22:53,625
‫کشیش ما

375
00:22:54,583 --> 00:22:56,166
‫داره از طرف خیلی‌ها صحبت می‌کنه.

376
00:22:57,708 --> 00:22:59,458
‫و جین...

377
00:23:01,500 --> 00:23:02,958
‫دیگه نباید بیای اینجا.

378
00:23:05,208 --> 00:23:06,500
‫مامان، جدی که نمیگی.

379
00:23:08,208 --> 00:23:10,416
‫اگه اینو به جای من انتخاب کنی...

380
00:23:12,750 --> 00:23:15,875
‫پس شک نکن که جدی میگم.

381
00:23:18,166 --> 00:23:22,333
‫ولی مسئله اینجاست، مامان
‫که این ازم نمی‌خواد بین چیزی انتخاب کنم.

382
00:23:22,416 --> 00:23:23,416
‫تو می‌خوای.

383
00:23:27,250 --> 00:23:28,930
‫نسبت به تحقیق روی موش‌ها،

384
00:23:28,958 --> 00:23:32,541
‫بعضی از دانشمندان اصرار دارن که
‫وقتی باروری خارج از بدن صورت گیرد

385
00:23:32,625 --> 00:23:35,416
‫خطر بیشتری برای نابهنجاری وجود دارد.

386
00:23:35,916 --> 00:23:37,416
‫هرچند، ادواردز و استپتو

387
00:23:37,500 --> 00:23:41,541
‫می‌گن که حتی تحقیقات اخیر هم
‫مدرک معتبری از نابهنجاری به همراه نداشتند.

388
00:23:43,041 --> 00:23:43,916
‫مرسی.

389
00:23:59,250 --> 00:24:00,250
‫سوسیس،

390
00:24:01,500 --> 00:24:03,333
‫بیش از پنج هزار سال قدمت داره.

391
00:24:04,041 --> 00:24:06,750
‫می‌دونی، بقایایی در مقبره‌های مصری پیدا شدن.

392
00:24:07,291 --> 00:24:09,708
‫اون زمان روده‌های گاو رو

393
00:24:09,791 --> 00:24:11,125
‫با ته‌مونده‌های گوشت‌شون پر می‌کردن.

394
00:24:19,041 --> 00:24:21,416
‫می‌دونی که من میونه خوبی با سکوت ندارم؟

395
00:24:22,416 --> 00:24:23,916
‫پس بهش عادت کن.

396
00:24:30,250 --> 00:24:31,833
‫خیلی‌خب.
‫فکر کنم اسم همه رو خوندم.

397
00:24:31,916 --> 00:24:36,583
‫ازتون می‌خوایم که هر روز برای تزریق هورمون
‫به کرشاو بیاید.

398
00:24:36,666 --> 00:24:38,541
‫این برای تحریک تولید تخمک‌هاتون هست.

399
00:24:38,625 --> 00:24:40,291
‫وقتی که تحریکش کردیم،

400
00:24:40,375 --> 00:24:43,166
‫تخمک‌هاتون رو برداشت می‌کنیم
‫و اسپرم شوهرتون رو اضافه می‌کنیم.

401
00:24:43,250 --> 00:24:46,750
‫اگه باروری صورت گرفت،
‫رویان رو در بدن شما قرار می‌دیم.

402
00:24:47,958 --> 00:24:49,750
‫اگه نگرانی‌ای دارید، بگید.

403
00:24:53,333 --> 00:24:54,333
‫کتی گیبسون.

404
00:24:57,541 --> 00:24:58,541
‫با شما شروع می‌کنیم.

405
00:25:04,541 --> 00:25:07,458
‫امروز در باسن‌تون تزریق رو انجام می‌دیم،

406
00:25:07,541 --> 00:25:10,791
‫پس لطفا روی تخت خم بشید
‫و دامن‌تون رو بدید پایین.

407
00:25:10,875 --> 00:25:11,875
‫باشه.

408
00:25:15,833 --> 00:25:18,125
‫تو یا با مایی یا نیستی.

409
00:25:18,208 --> 00:25:19,541
‫امروز نه میریل، لطفا.

410
00:25:19,625 --> 00:25:21,583
‫اگه مشکل یه پسره، بیخیالش شو.

411
00:25:21,584 --> 00:25:23,542
‫اگه مشکل مالیه، شاید بتونیم کمک کنیم.

412
00:25:23,625 --> 00:25:25,665
‫اگه یه چیز جدی‌تره، ما تو بیمارستانیم.

413
00:25:25,708 --> 00:25:28,000
‫الان واقعا نمی‌خوام برام سخنرانی کنی، میریل.

414
00:25:28,083 --> 00:25:29,083
‫سرپرستار.

415
00:25:30,291 --> 00:25:32,250
‫من سرپرستارم.

416
00:25:33,333 --> 00:25:37,083
‫شاید تو اینو یه سِمَت بدونی،
‫ولی واسه من اندازه یه دنیا ارزش داره.

417
00:25:40,958 --> 00:25:43,750
‫نمی‌دونستم که شما سقط جنین انجام می‌دادین، سرپرستار.

418
00:25:43,833 --> 00:25:45,750
‫من مسیحی‌ام.
‫مادرم...

419
00:25:45,833 --> 00:25:47,750
‫بقیه پزشکان این کار رو انجام نمیدن.

420
00:25:48,666 --> 00:25:50,375
‫بنابراین آقای استپتو باید همه‌شون رو انجام بده.

421
00:25:50,458 --> 00:25:51,833
‫ولی مجبور نیست.

422
00:25:53,625 --> 00:25:56,208
‫می‌دونی چندتا دختر با این مشکل میان اینجا

423
00:25:56,291 --> 00:25:58,500
‫چون سر کنج یه کوچه
‫گیر یه مرد افتادن؟

424
00:26:01,708 --> 00:26:02,791
‫فکر هم نمی‌کردم که بدونی.

425
00:26:04,041 --> 00:26:06,083
‫فکر می‌کردم ما اینجا داریم بچه بوجود میاریم.

426
00:26:06,958 --> 00:26:08,083
‫خب، اشتباه می‌کنی.

427
00:26:09,250 --> 00:26:12,083
‫ما اینجا داریم به زن‌ها حق انتخاب می‌دیم.

428
00:26:12,166 --> 00:26:13,791
‫هر انتخابی که باشه.

429
00:26:14,583 --> 00:26:19,291
‫برای من فقط همین مهمه
‫و باید برای تو هم فقط همین مهم باشه.

430
00:26:21,916 --> 00:26:24,083
‫پس اخم‌هات رو باز کن.

431
00:26:27,458 --> 00:26:30,083
‫لطفا به زیست‌شناس پرحاشیه

432
00:26:30,166 --> 00:26:31,333
‫دکتر رابرت ادواردز خوش آمد بگید.

433
00:26:31,416 --> 00:26:34,583
‫خب دکتر ادواردز، نظر شما راجع‌به
‫ادعای پروفسور واتسون چیه

434
00:26:34,666 --> 00:26:38,166
‫که میگن کار شما بسیار خطرناکه؟

435
00:26:38,250 --> 00:26:41,500
‫که ممکنه به آینده‌ای ختم بشه
‫که انسان‌ها قابل ساختن باشن؟

436
00:26:41,583 --> 00:26:44,166
‫طوری می‌گید که انگار ما داریم سوسیس می‌سازیم.

437
00:26:44,250 --> 00:26:46,958
‫این گفته‌ی یکی از دانشمندان برجسته ماست،
‫که با دی‌ان‌ای

438
00:26:47,041 --> 00:26:49,708
‫یکی از کشف‌های کلیدی دوران ما رو انجام داد،
‫در حالیکه شما

439
00:26:49,791 --> 00:26:54,291
‫با کمال احترام، انگار وعده زیادی دادید
‫و نتیجه کمی نشون دادید.

440
00:26:54,375 --> 00:26:56,958
‫من جیمز واتسون یا دستاوردهای ایشون رو رد نمی‌کنم.

441
00:26:57,041 --> 00:26:59,333
‫پس تمام اینا بحث و جدل درست کردنه؟

442
00:26:59,416 --> 00:27:01,791
‫- صرفا به دنبال توجه هستید؟
‫- نه.

443
00:27:01,875 --> 00:27:03,000
‫نه. نه.

444
00:27:03,083 --> 00:27:06,791
‫عینک یا دندان مصنوعی رو در نظر بگیرید.

445
00:27:06,875 --> 00:27:09,458
‫- ما هم داریم...
‫- عینک کوفتی.

446
00:27:11,375 --> 00:27:12,500
‫مامان، منم.

447
00:27:15,625 --> 00:27:17,583
‫از اون ترشی‌ای که دوست داری آوردم.

448
00:27:21,125 --> 00:27:22,708
‫می‌ذارمش دم در.

449
00:27:34,541 --> 00:27:37,708
‫صرفا میگم، باید تا یه حدی
‫سختی به جون بخری.

450
00:27:37,791 --> 00:27:39,791
‫باب هم اینو به جون می‌خره.

451
00:27:39,792 --> 00:27:41,792
‫باب آدم سگ‌جونیـه.

452
00:27:42,291 --> 00:27:45,458
‫خیلی چیزها روش تاثیر نمی‌ذارن.

453
00:27:45,541 --> 00:27:48,041
‫و اون حمایت داره.
‫مثل تو تنها نیست.

454
00:27:49,541 --> 00:27:52,500
‫خود روث هم دانشمند خوبیه
‫و بعد...

455
00:27:54,666 --> 00:27:56,041
‫من روی خون کار می‌کنم.

456
00:27:56,916 --> 00:28:00,500
‫با باب دارم روی خون کار می‌کنم.
‫این ممکنه پیشرفتش باشه.

457
00:28:00,583 --> 00:28:01,875
‫لقاح مصنوعی ممکنه شکست بخوره.

458
00:28:02,583 --> 00:28:05,333
‫اون وقت چه حسی پیدا می‌کنی
‫درباره...

459
00:28:06,750 --> 00:28:08,208
‫درباره بهایی که برات داشته؟

460
00:28:09,500 --> 00:28:12,041
‫- من متعهدم.
‫- و این عالیه.

461
00:28:12,708 --> 00:28:16,125
‫ولی همچنین دختر کسی هم هستی
‫و...

462
00:28:17,416 --> 00:28:18,416
‫بعد منم هستم.

463
00:28:19,041 --> 00:28:22,125
‫میشه بازی کنیم و یه روز دیگه
‫راجع‌بهش حرف بزنیم؟

464
00:28:24,958 --> 00:28:26,638
‫امیدوارم بخاطر تلاش کردن
‫به درد خورده باشم.

465
00:28:27,625 --> 00:28:29,708
‫تو همیشه بخاطر تلاش کردن
‫مفید واقع میشی، آرون.

466
00:28:33,000 --> 00:28:35,000
‫- فکر کنم من بُردم.
‫- آره، دیدم.

467
00:28:42,708 --> 00:28:45,125
‫اوه. مچم رو گرفتی.

468
00:28:45,625 --> 00:28:47,833
‫چیزی می‌خوای برات بیارم؟

469
00:28:48,583 --> 00:28:49,958
‫نه.

470
00:28:50,541 --> 00:28:54,166
‫صرفا موقت چشم‌هام رو بسته بودم.

471
00:29:01,125 --> 00:29:02,125
‫پاتریک.

472
00:29:03,500 --> 00:29:04,500
‫تو که

473
00:29:05,791 --> 00:29:08,083
‫با تمام اینا خودت رو خسته نمی‌کنی؟
‫آخه...

474
00:29:08,583 --> 00:29:10,791
‫من خسته نیستم.

475
00:29:10,875 --> 00:29:13,750
‫چطور جرئت می‌کنی!

476
00:29:17,500 --> 00:29:20,375
‫تو وعده یه بازنشستگی خوب رو بهم دادی.

477
00:29:21,333 --> 00:29:24,083
‫پر از نوشیدنی درجه‌یک و سفر تفریحی.

478
00:29:25,166 --> 00:29:28,291
‫قبل از اینکه به اون موقع برسیم
‫خودت رو از پا در نیار، باشه؟

479
00:29:28,375 --> 00:29:30,375
‫لطفا کنارم بشین.

480
00:29:32,416 --> 00:29:33,416
‫بیا.

481
00:29:45,000 --> 00:29:46,666
‫منم بی‌صبرانه منتظرشم.

482
00:29:48,333 --> 00:29:49,333
‫ولی این،

483
00:29:50,791 --> 00:29:52,791
‫کاری که ما داریم می‌کنیم

484
00:29:56,166 --> 00:29:57,208
‫اهمیت داره.

485
00:29:57,958 --> 00:29:59,041
‫هوم.

486
00:29:59,065 --> 00:30:02,565
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌گا‌ه ب‍ا‌‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

487
00:30:04,250 --> 00:30:07,041
‫مسخره‌ست.

488
00:30:12,750 --> 00:30:15,416
‫بالا بردن میزان کربن دی اکسید رو در نظر گرفتی؟

489
00:30:15,500 --> 00:30:17,125
‫وقتی تخمک‌ها رو کشت می‌کنیم؟

490
00:30:17,791 --> 00:30:21,750
‫ارزش داره... الان 5 درصده.
‫ارزش داره 8 درصد رو امتحان کنی؟

491
00:30:21,833 --> 00:30:23,958
‫اوه، خوشم اومد.
‫می‌تونیم این کار رو کنیم.

492
00:30:25,041 --> 00:30:28,083
‫و هنوزم به محلول جادویی بری باویستر اطمینان داری؟

493
00:30:28,166 --> 00:30:30,083
‫درحال حاضر نسبت به همه اطمینان دارم
‫به جز خودم.

494
00:30:30,166 --> 00:30:31,666
‫تو که کارت خوب بود.

495
00:30:31,750 --> 00:30:32,750
‫»سوسیس».

496
00:30:33,666 --> 00:30:36,541
‫می‌تونستم چیز بهتری تا سوسیس بگم.

497
00:30:36,625 --> 00:30:39,833
‫- کارت خوب بود.
‫- آخه...

498
00:30:41,000 --> 00:30:42,000
‫این...

499
00:30:44,208 --> 00:30:46,750
‫اونا از من رهبری می‌خوان.
‫من فقط...

500
00:30:47,333 --> 00:30:48,333
‫باید رهبری کنم.

501
00:30:51,330 --> 00:30:56,500
‫[آگوست 1970]

502
00:31:04,400 --> 00:31:08,400
‫[فرانکنشتاین اینجا زندگی می‌کند]

503
00:31:10,250 --> 00:31:11,500
‫نیل رابینسون.

504
00:31:15,083 --> 00:31:16,416
‫سلام. جان گراهام.

505
00:31:19,916 --> 00:31:21,125
‫پیتر واکر.

506
00:31:21,750 --> 00:31:22,583
‫ممنون.

507
00:31:50,458 --> 00:31:51,791
‫اووه. کثافت.

508
00:31:55,750 --> 00:31:57,583
‫حس دام بودن می‌کنم.

509
00:31:58,750 --> 00:31:59,750
‫ببخشید؟

510
00:32:01,458 --> 00:32:03,166
‫تقصیر آقای استپتو نیست.

511
00:32:04,166 --> 00:32:07,000
‫اون مرد پرمشغله‌ایه.
‫وقتی توجه‌ش رو داشته باشی، آدم مهربونیه.

512
00:32:07,083 --> 00:32:09,416
‫ولی وقتی ما میایم اینجا،
‫بهت برنخوره،

513
00:32:09,500 --> 00:32:12,083
‫ولی به نظر نمیاد از دیدنمون خوشحال باشی.

514
00:32:12,791 --> 00:32:13,708
‫جدی؟

515
00:32:13,791 --> 00:32:15,625
‫و خیلی وقت‌هایی هم که به باسنم نگاه می‌کنی

516
00:32:15,708 --> 00:32:18,250
‫به نظر ناراحت میای.

517
00:32:28,250 --> 00:32:29,458
‫جین، اینجایی؟

518
00:32:31,541 --> 00:32:32,541
‫جین؟

519
00:32:33,583 --> 00:32:35,750
‫باب، اینجا سرویس بهداشتی بانوانـه.

520
00:32:35,833 --> 00:32:37,500
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫شرمنده.

521
00:32:37,583 --> 00:32:38,583
‫آخه...

522
00:32:39,000 --> 00:32:41,000
‫باید یه چیزی رو ببینی.

523
00:32:55,291 --> 00:32:56,375
‫زیباست.
بام‍ابی‍ن

524
00:33:01,250 --> 00:33:04,500
‫- هر اتفاقی که داره برات می‌افته...
‫- هیچ اتفاقی برام نمی‌افته.

525
00:33:13,416 --> 00:33:14,916
‫چندتا سلول هستن؟

526
00:33:16,458 --> 00:33:20,708
‫70 سلول انسان دارن در خارج از رحم
‫تو یه رویان رشد می‌کنن.

527
00:33:20,791 --> 00:33:23,416
‫مرحله‌ی اول کامل شد.

528
00:33:24,750 --> 00:33:26,875
‫خودشه.
‫حالا می‌تونیم بودجه‌مون رو بگیریم.

529
00:33:26,958 --> 00:33:28,895
‫دیگه لازم نیست این همه به اولدهام بیایم.

530
00:33:28,896 --> 00:33:30,834
‫دیگه لازم نیست از روث و بچه‌ها جدا باشم.

531
00:33:30,916 --> 00:33:33,583
‫دیگه به زور سر کردن تموم شد.

532
00:33:33,666 --> 00:33:34,750
‫همه‌چیز...

533
00:33:35,833 --> 00:33:38,041
‫از الان به بعد همه‌چیز عوض میشه.

534
00:33:41,750 --> 00:33:46,583
‫شورای تحقیقات پزشکی باید قضاوت کنه
‫که کار ممکن هست یا خیر،

535
00:33:46,666 --> 00:33:49,708
‫و به منفعت علم هست یا خیر.

536
00:33:49,791 --> 00:33:53,125
‫برای مثال، اصلا نگرانی‌های
‫سلامت عقلی و جسمی

537
00:33:53,208 --> 00:33:56,541
‫کودکانی رو در نظر گرفتید،
‫که اگر موفق شدید به دنیا میان؟

538
00:33:56,625 --> 00:33:58,750
‫یک پیشرفت علمی برای بنده نام ببرید

539
00:33:58,833 --> 00:34:01,458
‫که نگرانی بوجود نیاورده
‫وقتی...

540
00:34:01,541 --> 00:34:03,875
‫و بعد سوال اجتماعی هم پیش میاد.

541
00:34:04,500 --> 00:34:08,458
‫ما در شورای تحقیقات پزشکی
‫منابع قابل توجهی رو صرف

542
00:34:08,541 --> 00:34:10,833
‫بررسی کردن مشکل ازدحام جمعیت کردیم.

543
00:34:10,916 --> 00:34:15,208
‫البته. اگر اجازه بدید باید بگم که
‫این بحث کاملا فرق می‌کنه.

544
00:34:15,291 --> 00:34:18,125
‫انکار می‌کنید که ازدحام جمعیت یک مشکله؟

545
00:34:18,208 --> 00:34:21,541
‫نه، من با این مشکل دارم که افراد نازا

546
00:34:21,625 --> 00:34:23,291
‫بخاطر اسراف افراد بارور مجازات بشن.

547
00:34:23,375 --> 00:34:25,500
‫نازایی یک مشکل علمیـه.

548
00:34:25,583 --> 00:34:29,208
‫همین طور هم ازدحام جمعیت.
‫ولی هیچ کدوم جواب دیگری نیست.

549
00:34:29,291 --> 00:34:31,916
‫شما همیشه خیلی خوب صحبت می‌کنید، دکتر ادواردز.

550
00:34:32,583 --> 00:34:35,291
‫از حضورتون در برنامه رادیو 4 لذت می‌برم.

551
00:34:35,375 --> 00:34:40,000
‫که ما رو به این مسئله می‌رسونه
‫که این واقعا به درد چه تعداد آدم می‌خوره.

552
00:34:40,083 --> 00:34:44,000
‫این مشکل خیلی به خصوصی هست
‫که بیاید روراست باشیم،

553
00:34:44,083 --> 00:34:46,416
‫فقط روی تعداد کمی از زن‌ها تاثیر داره.

554
00:34:46,500 --> 00:34:47,833
‫تعداد کمی؟

555
00:34:48,666 --> 00:34:51,333
‫چیزی که ممکنه شما متوجهش نباشید، دوشیزه پوردی،

556
00:34:51,416 --> 00:34:54,125
‫اینه که ما به کل جامعه علمی خدمت می‌کنیم.

557
00:34:54,208 --> 00:34:56,166
‫بگید ببینم، دکتر، اگر این

558
00:34:56,250 --> 00:34:58,125
‫نمایه مردانگی‌تری داشت
‫بیشتر هیجان‌زده‌تون می‌کرد؟

559
00:34:58,208 --> 00:35:00,583
‫اوه بیخیال، بیاید سطحی‌نگر نباشیم.

560
00:35:00,666 --> 00:35:04,833
‫چیزی که شما ارائه می‌کنید
‫ممکنه برای خودتون هیجان‌انگیز باشه،

561
00:35:06,083 --> 00:35:08,125
‫ممکنه برای مطبوعات هیجان‌انگیز باشه،

562
00:35:08,208 --> 00:35:10,875
‫ولی برای کلیت علم هیجان‌انگیز هست؟

563
00:35:10,958 --> 00:35:11,958
‫بله.

564
00:35:14,083 --> 00:35:17,166
‫در شورای تحقیقات پزشکی،
‫سوالی که ما مدام داری می‌پرسیم اینه که

565
00:35:17,250 --> 00:35:21,750
‫»آیا این به درک ما از نحوه زندگی کردنمان
‫در این دنیا کمک خواهد کرد»؟

566
00:35:21,833 --> 00:35:24,291
‫بله. بله. بله. بله!
‫می‌کنه.

567
00:35:24,375 --> 00:35:25,916
‫دکتر ادواردز، لطفا.

568
00:35:26,000 --> 00:35:30,166
‫زن‌هایی اون بیرون هستن، زن‌های زیادی
‫که معتقدن اگه نتونن بچه‌دار بشن،

569
00:35:30,250 --> 00:35:33,333
‫در ازدواج و زندگی‌شون شکست خوردن.

570
00:35:34,125 --> 00:35:36,875
‫نمی‌فهمن که زندگی بدون بچه چی هست.

571
00:35:36,958 --> 00:35:40,041
‫نازایی یک بیماریه و بیماری بی‌رحمیـه

572
00:35:40,125 --> 00:35:41,875
‫که ازدواج‌ها و زندگی آدم‌ها رو نابود می‌کنه.

573
00:35:41,958 --> 00:35:45,416
‫اگر شما نمی‌تونید متوجه این بشید،
‫پس شرم بر شما!

574
00:35:55,083 --> 00:35:56,500
‫»شرم بر شما».

575
00:35:57,208 --> 00:35:59,448
‫می‌تونستم خیلی بهتر رفتار کنم.

576
00:35:59,500 --> 00:36:03,000
‫حرفی که زدی درست بود
‫و تا اون موقع دیگه باخته بودیم.

577
00:36:03,083 --> 00:36:05,666
‫کاش می‌تونستم یه‌جوری راضی‌شون می‌کردم.

578
00:36:05,750 --> 00:36:06,833
‫ما به اون بودجه نیاز داشتیم.

579
00:36:06,916 --> 00:36:10,208
‫- نه، می‌خواستیمش.
‫- ما تو یه ساختمان مجاور بیمارستان کار می‌کنیم.

580
00:36:10,291 --> 00:36:13,916
‫همین که گرمه خودش معجزه‎ست،
‫چه برسه به اینکه اونجا کار علمی هم انجام می‌دیم.

581
00:36:14,000 --> 00:36:16,041
‫من بیشتر زمانم رو توی ماشینم می‌گذرونم
‫تا توی آزمایشگاه.

582
00:36:16,125 --> 00:36:18,250
‫- زنم یا بچه‌هام رو نمی‌بینم.
‫- باب.

583
00:36:18,333 --> 00:36:19,750
‫تو نمی‌خواد حرف منو قطع کنی.

584
00:36:19,751 --> 00:36:21,168
‫تو هم مثل من از این وضع خوشت نمیاد.

585
00:36:21,250 --> 00:36:24,125
‫بدجور خسته‌ای.
‫و بیشتر اوقات هم حالت گرفته‌ست.

586
00:36:24,208 --> 00:36:27,166
‫فکر می‌کنی دلیل گرفتگی حال من اینه؟
‫چون از سفر کردن خوشم نمیاد؟

587
00:36:27,250 --> 00:36:28,458
‫پس چرا اینطوری‌ای؟

588
00:36:28,541 --> 00:36:31,125
‫چون من ارزشمند بودن اینو نمی‌دیدم.

589
00:36:31,208 --> 00:36:33,791
‫علمش رو درک می‌کردم،
‫ولی بهاش خیلی...

590
00:36:33,875 --> 00:36:35,583
‫خیلی برام سخت بود.

591
00:36:35,666 --> 00:36:37,625
‫تو زن و بچه‌هات رو نمی‌بینی.

592
00:36:37,626 --> 00:36:39,585
‫من کلیسا و مامانم رو از دست دادم.

593
00:36:40,666 --> 00:36:44,375
‫بعد اون آدم‌های به اصطلاح دانشمند رو دیدم که
‫همین طوری اونجا نشستن و ما رو قضاوت کردن،

594
00:36:44,458 --> 00:36:47,000
‫و پی بردم که کس دیگه‌ای این کار رو انجام نمیده.

595
00:36:47,083 --> 00:36:49,625
‫این مبارزه‌ی ماست.
‫چاره‌ای نداریم.

596
00:36:51,166 --> 00:36:53,958
‫- اتفاقی که اونجا افتاد ثابتش کرد.
‫- یالا، باب.

597
00:36:54,708 --> 00:36:56,833
‫کرشاو اونقدرهام بد نیست، مگه نه؟

598
00:36:59,750 --> 00:37:01,166
‫دکورش افتضاحه.

599
00:37:02,125 --> 00:37:04,125
‫ولی همراهان اونجا هر از گاهی بدک نیستن.

600
00:37:08,125 --> 00:37:11,375
‫نمی‌خواد شما دوتا با هم جور شین.
‫اون رفیق منه.

601
00:37:18,125 --> 00:37:19,250
‫تریشا جانسون؟

602
00:37:25,833 --> 00:37:27,333
‫تو هیچوقت شوهرت رو با خودت نمیاری.

603
00:37:28,416 --> 00:37:31,083
‫- ببخشید.
‫- شوهرت هیچوقت نمیاد اینجا.

604
00:37:33,333 --> 00:37:35,416
‫میگه که دیگه دنبال چیزهای محال نمی‌افته.

605
00:37:36,625 --> 00:37:37,875
‫مرد خوبیه؟

606
00:37:39,916 --> 00:37:41,166
‫دلش یه پسر می‌خواست.

607
00:37:42,166 --> 00:37:43,446
‫تو روز عروسی‌مون در گوشم گفت،

608
00:37:43,500 --> 00:37:46,083
‫»بی‌صبرانه منتظرم تا به استو بگم
‫که امروز چقدر خوشگل شدی».

609
00:37:46,666 --> 00:37:47,666
‫استوارت؟

610
00:37:48,083 --> 00:37:49,958
‫- میشه کارت رو...
‫- ببخشید.

611
00:38:00,416 --> 00:38:02,291
‫اون از دوشنبه تا پنجشنبه خوش برخورده.

612
00:38:03,791 --> 00:38:05,291
‫جمعه دوست داره نوشیدنی بخوره.

613
00:38:07,208 --> 00:38:09,728
‫نگو که کبودی‌ها رو ندیدی.
‫چون حرفت رو باور نمی‌کنم.

614
00:38:09,791 --> 00:38:13,500
‫متوجه شدم. فقط مطمئن نبودم که بخوای
‫راجع‌بهشون ازت سوال کنم.

615
00:38:16,125 --> 00:38:17,125
‫من...

616
00:38:19,333 --> 00:38:20,333
‫این بخاطر اون نیست.

617
00:38:21,250 --> 00:38:22,875
‫فقط واسه خودم یکی رو می‌خوام.

618
00:38:25,583 --> 00:38:27,208
‫ببخشید. ببخشید.

619
00:38:28,041 --> 00:38:31,333
‫ازت خواستم عین دام باهامون رفتار نکنی
‫بعد دارم عین دستمال جیبی باهات رفتار می‌کنم.

620
00:38:31,416 --> 00:38:33,875
‫باید بهتر گوش می‌دادم.
‫معذرت می‌خوام.

621
00:38:34,791 --> 00:38:37,041
‫می‌دونم که چقدر دارین سختی می‌کشین و...

622
00:38:41,791 --> 00:38:44,208
‫اسم خودمون رو «کانون باروری» می‌زنیم.

623
00:38:44,833 --> 00:38:45,833
‫دخترها.

624
00:38:46,750 --> 00:38:48,333
‫- کانون باروری؟
‫- هوم.

625
00:38:48,875 --> 00:38:49,875
‫خوشم اومد.

626
00:38:51,958 --> 00:38:53,000
‫ریچل رو می‌فرستم داخل.

627
00:39:01,875 --> 00:39:04,291
‫- سلام.
‫- چطوری، ریچل؟

628
00:39:04,375 --> 00:39:05,958
‫- عالی‌ام. تو چطوری؟
‫- خوبم.

629
00:39:11,875 --> 00:39:12,875
‫جواب آزمایش‌ها رسیده؟

630
00:39:14,791 --> 00:39:17,041
‫مورد شماره 136 موفق نبوده.

631
00:39:17,625 --> 00:39:18,625
‫کتی.

632
00:39:19,250 --> 00:39:20,166
‫جواب نمیده.

633
00:39:20,250 --> 00:39:23,375
‫هورمون اچ‌سی‌جی
‫داره سایر هورمون‌های طبیعی تخمدان رو مختل می‌کنه.

634
00:39:23,458 --> 00:39:25,708
‫سطح استروژن و پروژسترون درهم برهم هستن.

635
00:39:25,791 --> 00:39:27,791
‫اصلا امکان القاء وجود نداره.

636
00:39:28,375 --> 00:39:30,750
‫می‌تونیم دفعه‌ی بعد

637
00:39:30,833 --> 00:39:33,541
‫تحریک مصنوعی استروژن و پروژسترون
‫رو امتحان کنیم.

638
00:39:33,625 --> 00:39:34,625
‫آره می‌تونیم.

639
00:39:35,541 --> 00:39:38,208
‫صبر کن.
‫باید شروع به آماده کردن محلول‌ها کنیم.

640
00:39:38,291 --> 00:39:40,416
‫باید با کتی حرف بزنیم.
‫ناراحت میشه.

641
00:39:47,208 --> 00:39:48,708
‫- کتی.
‫- سلام، جین.

642
00:39:48,791 --> 00:39:51,375
‫- سلام. حالت چطوره؟
‫- خوبم.

643
00:39:56,000 --> 00:39:57,875
‫تازه جواب آزمایشات رو نگاه کردیم.

644
00:39:58,916 --> 00:39:59,916
‫واقعا متاسفم.

645
00:40:01,625 --> 00:40:02,791
‫موفق‌آمیز نبود.

646
00:40:10,666 --> 00:40:12,791
‫چیزی واسه گزارش کردن هست؟

647
00:40:12,875 --> 00:40:15,416
‫اگه دنبال موفقیت می‌گردی،
‫اینجا هیچی پیدا نمی‌کنی.

648
00:40:26,750 --> 00:40:28,958
‫تو کمک منو می‌خوای؟

649
00:40:29,750 --> 00:40:34,375
‫- چرا باید کمکت رو بخوام؟
‫- نمی‌خوام گمانه‌زنی کنم یا دخالت کنم.

650
00:40:34,458 --> 00:40:36,875
‫می‌دونم که حریم خصوصی واسه تو مهمه، ولی...

651
00:40:37,750 --> 00:40:41,333
‫همچنین می‌دونیم که ما هرگز درمورد تو
‫و بچه داشتن صحبت نکردیم.

652
00:40:42,541 --> 00:40:44,708
‫فکر کنم که شاید من گمانه‌زنی‌ای کرده باشم

653
00:40:44,791 --> 00:40:49,291
‫که مشکلاتی هست یا تو فکر می‌کنی
‫شاید خودت هم با مشکلاتی روبه رو باشی.

654
00:40:56,875 --> 00:40:58,125
‫آندومتریوز.

655
00:40:58,208 --> 00:40:59,333
‫و حاده.

656
00:41:01,125 --> 00:41:04,875
‫- با کسی صحبت کردی؟
‫- یه بار آره. خیلی به درد نخورد.

657
00:41:06,958 --> 00:41:10,083
‫- اجازه میدی من معاینه‌ت کنم؟
‫- نه.

658
00:41:11,958 --> 00:41:13,916
‫کارم بدک نیست.
‫ممکنه کمکم از دستم بربیاد.

659
00:41:14,000 --> 00:41:16,625
‫تو بهترین جراح هستی، پاتریک.
‫شکی در این ندارم.

660
00:41:19,291 --> 00:41:21,541
‫کاری که از علم برمیاد شگفت‌انگیزه.

661
00:41:21,625 --> 00:41:24,166
‫بله، خب بیا روی همین علم کار کنیم.

662
00:41:48,041 --> 00:41:49,476
‫ببخشید.

663
00:42:07,666 --> 00:42:08,976
‫مراقب باش.

664
00:42:11,583 --> 00:42:14,041
‫اینجا بودنت رو دوست دارم.

665
00:42:14,125 --> 00:42:16,625
‫به نظرم این جدایی‌ها برامون خوبه.

666
00:42:17,166 --> 00:42:19,250
‫آره. هرچی که لازم باشه.

667
00:42:19,875 --> 00:42:22,208
‫- ولی یه سوالی ازت دارم.
‫- هوم؟

668
00:42:23,083 --> 00:42:25,833
‫خیابون‌ها خیسن، پس زانو نمی‌زنم.

669
00:42:26,500 --> 00:42:27,500
‫واسه چی؟

670
00:42:28,708 --> 00:42:30,458
‫خیلی وقته که توی جیب منه.

671
00:42:34,416 --> 00:42:35,875
‫نمی‌خوام سورپرایزش رو خراب کنم،

672
00:42:35,958 --> 00:42:38,166
‫ولی محض شفاف‌سازی،
‫می‌دونی توش چیه؟

673
00:42:40,083 --> 00:42:41,083
‫بله.

674
00:42:44,750 --> 00:42:45,833
‫ترجیح میدی نبینیش؟

675
00:42:49,625 --> 00:42:51,125
‫یعنی اینقدر بده؟

676
00:42:51,208 --> 00:42:53,791
‫دوتا بچه، خونه‌ای که با هم بسازیم،

677
00:42:53,875 --> 00:42:55,875
‫و بیشتر شب‌ها صحبت‌های جالب می‌کنیم.

678
00:42:55,958 --> 00:42:58,583
‫قول میدم فقط پنج‌شنبه‌ها کسل کننده باشم.

679
00:43:04,375 --> 00:43:06,041
‫مادرم خیلی خوشحال میشه.

680
00:43:07,708 --> 00:43:10,958
‫یه مرد خانواده‌دار با شغل خوب.

681
00:43:13,625 --> 00:43:16,875
‫ولی من به درد زن خانوادگی بودن نمی‌خورم، آرون.

682
00:43:16,958 --> 00:43:18,708
‫من...

683
00:43:19,791 --> 00:43:20,791
‫نمی‌تونم.

684
00:43:22,875 --> 00:43:23,875
‫نمی‌تونم.

685
00:43:25,541 --> 00:43:26,791
‫پس همین طوری ادامه می‌دیم.

686
00:43:28,458 --> 00:43:29,708
‫نظرت عوض میشه.

687
00:43:34,041 --> 00:43:35,166
‫متاسفم.

688
00:44:25,500 --> 00:44:31,200
‫[گناهکار]

689
00:44:36,450 --> 00:44:41,600
‫[ژانویه‌ی 1973]

690
00:44:47,041 --> 00:44:50,333
‫دیشب تلگرافی از لندروم شتلاس رسید.

691
00:44:50,958 --> 00:44:52,333
‫آمریکا جلوتر از ماست؟

692
00:44:52,334 --> 00:44:53,709
‫دوباره داره ادعا می‌کنه؟

693
00:44:53,791 --> 00:44:56,708
‫رئیس خیلی ثروتمند بیمارستان منهتن اون

694
00:44:56,791 --> 00:45:00,083
‫فهمیده که چیکار می‌کرده
‫و رویان رو در معرض هوا قرار داده.

695
00:45:00,625 --> 00:45:02,791
‫- کشتتش؟
‫- شتلاس اخراج شده.

696
00:45:02,875 --> 00:45:05,833
‫- محض رضای خدا!
‫- عجب بی‌احترامی‌ای.

697
00:45:07,000 --> 00:45:10,208
‫لو دادنش.
‫از بین بردن احتمالش.

698
00:45:15,833 --> 00:45:18,416
‫ازم خواستن دوباره تو تلوزیون حاضر بشم
‫تا از کارمون دفاع کنم.

699
00:45:18,500 --> 00:45:21,458
‫- وقتش رو نداریم.
‫- از جیمز واتسون هم درخواست کردن.

700
00:45:21,541 --> 00:45:23,875
‫روزنامه‌نگاری جوابی به ما نمیده.
‫علم میده.

701
00:45:24,458 --> 00:45:27,000
‫بدون حمایت مردم نمی‌تونیم نظر شورای تحقیقاتی رو عوض کنیم.

702
00:45:27,083 --> 00:45:29,708
‫تا ما موفقیتی واسه نشون دادن نداشته باشیم
‫مردم حمایتی ازمون نمی‌کنن.

703
00:45:29,791 --> 00:45:32,375
‫می‌دونم که قبلا گند زدم
‫ولی...

704
00:45:32,458 --> 00:45:33,818
‫باب، تو دانشمند خبره‌ای هستی.

705
00:45:33,875 --> 00:45:37,041
‫ولی کارم تو تلوزیون خوب نیست
‫و معمولا عادت احمقانه‌ای دارم

706
00:45:37,125 --> 00:45:41,291
‫که احمق‌ها رو تحمل نکنم، می‌دونم
‫ولی این دفعه بهتر عمل می‌کنم، قول میدم.

707
00:45:41,375 --> 00:45:44,041
‫وقتی ما اینجور تصمیمات رو می‌گیریم،
‫باید یه سیستم رأی‌گیری داشته باشیم.

708
00:45:44,125 --> 00:45:46,525
‫- واقعا به نظرم نباید انجامش بدی.
‫- جین، تو چی فکر می‌کنی؟

709
00:45:46,583 --> 00:45:47,458
‫- برم؟
‫- نه.

710
00:45:51,125 --> 00:45:54,750
‫بحث‌های کمی هست که از بحث امشب ما داغ‌تر باشند.

711
00:45:55,416 --> 00:45:58,541
‫ما در دورانی زندگی می‌کنیم
‫که علم ممکنه...

712
00:45:58,625 --> 00:46:00,541
‫- باب.
‫- جیمز.

713
00:46:01,375 --> 00:46:02,416
‫کار ناجوریه.

714
00:46:03,291 --> 00:46:04,541
‫اوه، من اینطور فکر نمی‌کنم.

715
00:46:04,625 --> 00:46:07,500
‫اوه، منظورم تلوزیونـه.
‫تلوزیون.

716
00:46:08,500 --> 00:46:11,083
‫راستش، درمورد تلوزیون هم چنین نظری ندارم.

717
00:46:11,166 --> 00:46:15,041
‫برنده جایزه نوبل
‫پروفسور جیمز واتسون و...

718
00:46:15,125 --> 00:46:17,291
‫دکتر رابرت ادواردز!

719
00:46:33,333 --> 00:46:36,166
‫خب پروفسور واتسون، اگر ممکنه با شما شروع کنم.

720
00:46:36,250 --> 00:46:39,625
‫شما با این تحولات مخالفید، درست میگم؟

721
00:46:39,708 --> 00:46:42,791
‫اوه، من هرگز با تحولات علمی مخالف نیستم،

722
00:46:42,875 --> 00:46:44,583
‫اما نگرانم.

723
00:46:45,208 --> 00:46:48,166
‫سوال مربوط به نابهنجاری هست.

724
00:46:48,250 --> 00:46:52,541
‫زندگی یه کودک غیرعادی رو تصور کنید
‫که بخاطر انجام این کار به دنیا اومده باشه،

725
00:46:53,250 --> 00:46:56,833
‫که زنده بودنش توسط طبابت ممکن شده.

726
00:46:57,416 --> 00:47:00,500
‫سوال اینجاست که باید با این کودک چکار کرد.

727
00:47:01,250 --> 00:47:04,333
‫اجازه بدیم که با درد
‫زندگی معیوبی داشته باشه،

728
00:47:05,041 --> 00:47:07,875
‫یا امکان کودک‌کشی رو در نظر بگیریم؟

729
00:47:07,958 --> 00:47:11,791
‫مسئله کشتن کودکان نیست.
‫مسئله بوجود آوردن اونهاست.

730
00:47:11,875 --> 00:47:15,250
‫آم دکتر... دکتر ادواردز، لطفا بذارین
‫پروفسور واتسون حرفشون رو تموم کنن.

731
00:47:16,083 --> 00:47:20,000
‫من از نسلِ دانشمندانی که زیر
‫سایه‌ی منگله متولد شدن هستم.

732
00:47:20,500 --> 00:47:23,500
‫نگرانم که قدم در راهی بذاریم که

733
00:47:23,583 --> 00:47:26,791
‫مثل قبل باعث انزجار مردم بشه.

734
00:47:26,875 --> 00:47:30,041
‫- الان من یه دکتر نازی هستم، نه؟
‫- نه.

735
00:47:30,125 --> 00:47:34,666
‫ظاهرا دانشمندی هستی که
‫به عواقب کارش بی‌توجهه.

736
00:47:34,750 --> 00:47:36,416
‫حق با توئه.

737
00:47:37,208 --> 00:47:39,083
‫دکتر ادواردز، جواب بدین.

738
00:47:39,750 --> 00:47:41,916
‫علم در خطره. به صورت کامل.

739
00:47:42,583 --> 00:47:45,583
‫‏کشف دی‌ان‌ای‌ توسط ایشون خیلی خطرناکه.

740
00:47:45,666 --> 00:47:48,666
‫- مهندسی ژنتیک...
‫- بحث سر دی‌ان‌ای نیست.

741
00:47:48,750 --> 00:47:52,916
‫مهندسی ژنتیک دستاورد کشف دی‌ان‌ایه.

742
00:47:53,000 --> 00:47:55,750
‫کشف مهمی که ایشون به خاطرش جایزه نوبل برده.

743
00:47:56,250 --> 00:47:58,791
‫ریسک‌هایی وجود داره. شکی توش نیست.

744
00:48:00,000 --> 00:48:04,208
‫ولی ریسک حساب‌شده تو کار ما
‫خیلی مهمه و خودت خوب میدونی.

745
00:48:05,208 --> 00:48:07,583
‫ما خیلی به بیمارانمون اهمیت میدیم...

746
00:48:07,666 --> 00:48:09,625
‫خجالت بکش آقا! خجالت بکش!

747
00:48:09,708 --> 00:48:11,458
‫- اشتباهه.
‫- نفرت‌انگیزه.

748
00:48:11,541 --> 00:48:13,250
‫لطفا بذارین دکتر ادواردز صحبت کنن.

749
00:48:14,458 --> 00:48:17,083
‫بچه‌ داشتن همه‌چیز نیست.
‫می‌دونم.

750
00:48:17,166 --> 00:48:20,125
‫بعضی آدما بدونِ بچه خیلی هم خوشبختن.

751
00:48:20,875 --> 00:48:23,083
‫ولی این باید یه انتخاب باشه.

752
00:48:23,166 --> 00:48:24,625
‫انتخابِ طبیعته دیگه!

753
00:48:24,708 --> 00:48:27,416
‫از نظر آماری، بیشتر حضارِ اینجا باید

754
00:48:27,500 --> 00:48:29,500
‫حداقل یه نفر رو بشناسن که
‫بدجوری دلش می‌خواد بچه‌دار بشه.

755
00:48:29,583 --> 00:48:31,708
‫خواهر، دخترعمو... خاله‌.

756
00:48:31,791 --> 00:48:33,750
‫- یا... یه دوست.
‫- نه! نه!

757
00:48:33,833 --> 00:48:37,000
‫اگه دردِ ناباروریِ این
‫زن‌ها رو در نظر می‌گرفتین،

758
00:48:37,083 --> 00:48:41,250
‫به ارزش بالای ریسک‌پذیری
در تحقیقات لقاح مصنوعی

759
00:48:41,333 --> 00:48:43,083
‫ پی می‌بردین...

760
00:48:43,166 --> 00:48:44,806
‫بهتره بحث رو همین‌جا ببندیم.

761
00:48:44,875 --> 00:48:47,309
‫- فکر می‌کنم که فیلیپ...
‫- من معتقدم که...

762
00:48:47,333 --> 00:48:50,375
‫من معتقدم هر کسی بچه بخواد،

763
00:48:50,458 --> 00:48:53,208
‫حقشه بچه‌دار بشه.

764
00:48:53,291 --> 00:48:56,083
‫در خدمتیم، فیلیپ.

765
00:49:23,416 --> 00:49:25,041
‫- بیا.
‫- مرسی.

766
00:49:32,166 --> 00:49:35,333
‫ما رو به اینجا منتقل کردن.
‫من و داداشِ کوچیکم.

767
00:49:37,583 --> 00:49:38,958
‫هر دومون ترسیده بودیم.

768
00:49:39,666 --> 00:49:41,458
‫ولی بعد اومدیم اینجا...

769
00:49:44,833 --> 00:49:47,000
‫نمی‌دونستم زندگی چقدر قشنگ میشه.

770
00:49:47,791 --> 00:49:48,791
‫صلح و آرامش.

771
00:49:49,833 --> 00:49:50,833
‫گوسفند.

772
00:49:52,083 --> 00:49:53,541
‫یه عالمه گوسفند.

773
00:49:53,625 --> 00:49:55,583
‫گوسفندا قشنگ بودن، نه؟

774
00:49:56,291 --> 00:49:59,000
‫می‌دونستم واتسون چی می‌خواد بگه

775
00:49:59,083 --> 00:50:01,500
‫ولی انتظار نداشتم همه طرفش رو بگیرن.

776
00:50:04,500 --> 00:50:06,583
‫چرا دارم این کار رو می‌کنم؟

777
00:50:07,916 --> 00:50:10,000
‫چون معتقدی یه نیاز پزشکی وجود داره.

778
00:50:13,666 --> 00:50:17,541
‫واتسون، کریک، تمام اون دانشمندان برجسته
‫کمبریج، با کشف دی‌ان‌ای همه‌چیز رو عوض کردن

779
00:50:17,625 --> 00:50:19,833
‫چون آدما رو متقاعد کردن بهش نیاز داریم.

780
00:50:20,625 --> 00:50:21,625
‫ما فقط...

781
00:50:24,000 --> 00:50:25,000
‫نمی‌تونم...

782
00:50:26,958 --> 00:50:28,916
‫نمی‌تونم مردم رو متقاعد کنم.

783
00:50:30,541 --> 00:50:31,625
‫اونا...

784
00:50:32,375 --> 00:50:33,708
‫اونا متقاعد نمیشن.

785
00:50:39,666 --> 00:50:42,166
‫دکتر ادواردز. یه پیام براتون اومده.

786
00:50:44,958 --> 00:50:47,666
‫آزمایش بارداری مثبت. پاتریک.

787
00:50:49,750 --> 00:50:51,350
‫- میشه از تلفنت استفاده کنم؟
‫- آره. آره.

788
00:50:54,958 --> 00:50:56,833
‫ممنون خواهر.

789
00:50:56,916 --> 00:50:58,375
‫وضعیت فشار رو بررسی کن.

790
00:50:58,875 --> 00:51:00,750
‫- بله؟
‫- میشه با پاتریک صحبت کنم؟

791
00:51:00,833 --> 00:51:02,750
‫بله. دکتر ادواردزه.

792
00:51:06,791 --> 00:51:09,631
‫- برنامه‌ت رو دیدم.
‫- پاتریک الان وقتِ...

793
00:51:09,666 --> 00:51:12,250
‫کراوات و کت و شلوارت اوضاع رو بدتر کرد.

794
00:51:12,333 --> 00:51:14,791
‫احتمالا بارداری به دلیل افزایش هورمونه.

795
00:51:14,875 --> 00:51:17,041
‫وضعیت بارداری ثابته.
‫البته اگه سوالت اینه.

796
00:51:17,625 --> 00:51:19,708
‫فردا اول وقت میاییم اونجا.

797
00:51:21,708 --> 00:51:24,375
‫می‌خوام به جفت‌تون تبریک بگم.

798
00:51:25,250 --> 00:51:28,083
‫ایشون حامله نیست.
‫یه نفر دیگه حامله شده.

799
00:51:28,166 --> 00:51:29,566
‫- گمونم اسمش...
‫- ریچله.

800
00:51:29,625 --> 00:51:32,375
‫درسته و این حرف نداره!

801
00:51:38,500 --> 00:51:41,375
‫دویدن توی راهرو ممنوعه.
‫ممکنه یه اتفاقی بیفته.

802
00:51:41,458 --> 00:51:42,833
‫ریچل چطوره؟

803
00:51:42,916 --> 00:51:46,375
‫وضعیت مادرمون تا اینجای کار عالیه.
‫نگرانِ سالی هستم.

804
00:51:48,500 --> 00:51:49,666
‫جین، بیا.

805
00:52:03,500 --> 00:52:05,791
‫- سالی...
‫- نمی‌خوام خوردن دارو رو متوقف کنم.

806
00:52:06,291 --> 00:52:09,083
‫متوجه‌م ولی شکمت باد کرده

807
00:52:09,166 --> 00:52:12,041
‫- به آقای استپتو نگو.
‫- باید بهش بگم.

808
00:52:14,583 --> 00:52:16,333
‫شاید نیاز باشه چند ماهی منتظر بمونی

809
00:52:16,416 --> 00:52:18,583
‫ولی حواسم هست که برگردی توی برنامه.

810
00:52:20,500 --> 00:52:21,500
‫وای ببخشید.

811
00:52:22,708 --> 00:52:24,291
‫ببخشید، آم...

812
00:52:25,166 --> 00:52:27,958
‫اون جمله معروف چی بود؟

813
00:52:29,375 --> 00:52:31,000
‫امیدواری تو رو به کشتن میده.

814
00:52:35,791 --> 00:52:36,791
‫یه سوال.

815
00:52:37,916 --> 00:52:40,250
‫به نظرت بچه‌های کانون باروری
‫دوست دارن برن دورهمی؟

816
00:52:43,458 --> 00:52:44,458
‫دورهمی؟

817
00:52:45,916 --> 00:52:47,541
‫معمولاً دورهمی میرن دیگه، نه؟

818
00:52:50,833 --> 00:52:54,000
‫- ♪ هر جا که میریم ♪
‫- ♪ هر جا که میریم ♪

819
00:52:54,083 --> 00:52:57,000
‫- ♪ همیشه ازمون می‌پرسن ♪
‫- ♪ همیشه ازمون می‌پرسن ♪

820
00:52:57,083 --> 00:52:59,916
‫- ♪ که ما کی هستیم ♪
‫- ♪ که ما کی هستیم ♪

821
00:53:00,000 --> 00:53:03,041
‫- ♪ و اهل کجاییم ♪
‫- ♪ و اهل کجاییم ♪

822
00:53:03,125 --> 00:53:05,791
‫- ♪ ما اهلِ اولدهام هستیم ♪
‫- ♪ ما اهلِ اولدهام هستیم ♪

823
00:53:05,875 --> 00:53:08,916
‫- ♪ و بچه‌دار نمیشیم ♪
‫- ♪ هیچ‌جوره بچه‌دار نمیشیم ♪

824
00:53:09,000 --> 00:53:11,666
‫- ♪ آیا برامون مهمه؟ ♪
‫- آره، مهمه!

825
00:53:15,000 --> 00:53:16,166
‫آخی! نگاه کن!

826
00:53:19,750 --> 00:53:21,791
‫گمونم بهتره همین‌جا بشینم.

827
00:53:22,291 --> 00:53:24,625
‫راستش منم همین‌طوره.

828
00:53:24,708 --> 00:53:26,958
‫اونم توی همچین هوایی.

829
00:53:29,250 --> 00:53:30,583
‫اگه من اولین نفر باشم...

830
00:53:30,666 --> 00:53:32,208
‫یعنی اگه...

831
00:53:32,750 --> 00:53:34,958
‫من دیدم که شما با چه
‫مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنین.

832
00:53:35,041 --> 00:53:37,750
‫نمی‌خوام بچه‌م...

833
00:53:37,833 --> 00:53:40,375
‫چیزی نمی‌شه. باب از پس خبرنگارها برمیاد.

834
00:53:40,458 --> 00:53:42,416
‫تو فقط باید به مادری‌کردنت برسی.

835
00:53:43,666 --> 00:53:44,750
‫البته اگه کار به اونجا برسه.

836
00:53:50,250 --> 00:53:51,541
‫نمی‌تونم بهت اطمینان بدم.

837
00:53:52,541 --> 00:53:53,958
‫کسی از اتفاقات آینده خبر نداره.

838
00:53:54,791 --> 00:53:58,750
‫ولی توی چند هفته‌ی آینده از

839
00:53:58,833 --> 00:54:00,833
‫بهترین امکانات برخوردار میشی.

840
00:54:02,333 --> 00:54:03,333
‫باشه؟

841
00:54:04,083 --> 00:54:05,083
‫باشه.

842
00:54:13,833 --> 00:54:14,666
‫صحیح.

843
00:54:14,750 --> 00:54:16,541
‫- برام آرزوی موفقیت کن.
‫- وای می‌خوای بری؟

844
00:54:18,583 --> 00:54:19,958
‫- میرم.
‫- برو!

845
00:54:28,266 --> 00:54:30,208
‫برو!

846
00:54:30,291 --> 00:54:32,366
‫یوهو!

847
00:54:35,583 --> 00:54:37,225
‫یالا جین!

848
00:54:44,875 --> 00:54:46,291
‫همه‌تون. همه‌تون.

849
00:54:49,083 --> 00:54:50,083
‫یالا!

850
00:54:52,416 --> 00:54:53,958
‫وای!

851
00:54:54,791 --> 00:54:56,208
‫همه بیان جلو.

852
00:54:59,750 --> 00:55:02,458
‫- یک، دو، سه...
‫- اولدهام!

853
00:55:03,291 --> 00:55:05,125
‫- عالیه.
‫- چه بادی میاد.

854
00:55:12,666 --> 00:55:14,666
‫خدایی...

855
00:55:15,541 --> 00:55:17,125
‫کارِ درستیه.

856
00:55:17,208 --> 00:55:18,708
‫- اوهوم.
‫- عجب ساحلی!

857
00:55:24,416 --> 00:55:26,083
‫بهم گفته این آخرین فرصتمه.

858
00:55:27,416 --> 00:55:28,833
‫کی؟ هری؟

859
00:55:29,791 --> 00:55:31,041
‫نه. آقای استپتو.

860
00:55:32,166 --> 00:55:33,166
‫دیگه دارم 36 ساله میشم.

861
00:55:34,083 --> 00:55:36,750
‫دیگه توی سنی نیستم که
‫به درد تحقیقات‌تون بخورم.

862
00:55:38,416 --> 00:55:40,041
‫- ای بابا.
‫- اشکالی نداره.

863
00:55:40,833 --> 00:55:41,916
‫واقعا مشکلی نیست.

864
00:55:47,125 --> 00:55:50,291
‫- اصلا فکرشم نمی‌کرد.
‫- عالیه.

865
00:55:50,791 --> 00:55:54,166
‫احتمالا به صلاح باشه.

866
00:55:54,791 --> 00:55:56,125
‫منم بهش حسودی می‌کنم.

867
00:56:17,708 --> 00:56:18,708
‫جین هستم.

868
00:56:32,041 --> 00:56:33,041
‫پاتریک.

869
00:56:33,416 --> 00:56:35,833
‫یه آزمایش مثبت دیگه داریم.
‫لورن بارداره.

870
00:56:36,833 --> 00:56:39,541
‫- هر چی که هست داره جواب میده.
‫- پاتریک.

871
00:56:39,625 --> 00:56:40,625
‫جرج.

872
00:56:40,958 --> 00:56:42,333
‫یه دختر از کرشاو.

873
00:56:42,416 --> 00:56:43,791
‫جین پوردی هستم.

874
00:56:44,458 --> 00:56:46,500
‫آخه چطور توی این جای کثیف دووم آوردین...

875
00:56:46,583 --> 00:56:49,166
‫پیشرفت پزشکی هزینه داره.

876
00:56:49,250 --> 00:56:51,458
‫پس داریم به پیشرفت علم پزشکی کمک می‌کنین؟

877
00:56:51,541 --> 00:56:53,916
‫آخه اعتبارِ این بیمارستان رو زیر سوال بردی.

878
00:56:54,000 --> 00:56:55,041
‫بزن به چاک جرج.

879
00:56:57,791 --> 00:56:59,750
‫تعجبی نداره توی جایگاه پونزدهمی.

880
00:56:59,833 --> 00:57:01,500
‫متخصص ارتوپد.

881
00:57:01,583 --> 00:57:03,833
‫هیچ‌وقت به یه متخصص ارتوپد اعتماد نکن.

882
00:57:03,916 --> 00:57:05,583
‫رقبایِ قَدری نیستن.

883
00:57:06,083 --> 00:57:08,934
‫داشتم وسایلم رو جمع می‌کردم
‫که برگردم کمبریج که بهم تلفن زدن.

884
00:57:08,958 --> 00:57:10,458
‫پاتریک، داریم به یه جاهایی می‌رسیم.

885
00:57:10,541 --> 00:57:13,666
‫- هم لورن و هم ریچل...
‫- ریچل یه مشکلی داره.

886
00:57:14,833 --> 00:57:17,000
‫- منظورت چیه؟
‫- نتیجه آزمایش اومده.

887
00:57:17,500 --> 00:57:19,875
‫موقعیت جنین نگران‌کننده‌ست.

888
00:57:20,416 --> 00:57:22,708
‫- سرجاش نیست؟
‫- خیلی بالائه.

889
00:57:22,791 --> 00:57:26,250
‫یه تورم نامشخصی هم یه گوشه رحم مشاهده شده.

890
00:57:26,875 --> 00:57:28,791
‫یعنی میگی حاملگی خارج از رحمه؟

891
00:57:28,875 --> 00:57:32,375
‫وقتِ لاپاروسکوپی براش
‫گرفتم ولی دلم شور می‌زنه.

892
00:57:39,750 --> 00:57:41,958
‫خیلی متأسفم.

893
00:57:46,958 --> 00:57:48,000
‫مشکل چی بود؟

894
00:57:48,833 --> 00:57:52,541
‫جنین در جای اشتباه یعنی
‫در لوله رحم شکل گرفته بود.

895
00:57:55,083 --> 00:57:57,166
‫خودم می‌دونم حاملگی خارج از رحم چیه.

896
00:57:58,208 --> 00:58:00,375
‫هر کتابی دمِ دستم رسید رو خوندم.

897
00:58:52,916 --> 00:58:55,208
‫فکر می‌کردم دیگه برات واضح شده.

898
00:58:55,291 --> 00:58:58,458
‫- لیلی.
‫- کارت گناهـه.

899
00:58:58,541 --> 00:59:01,875
‫نفرت انگیز و شرم آوره و
‫جای این کار توی همچین مکانی نیست.

900
00:59:01,958 --> 00:59:03,875
‫الان خبری از کارم نیست. خودم اومدم.

901
00:59:03,958 --> 00:59:06,000
‫همین‌جوری خودت رو قانع می‌کنی؟

902
00:59:06,083 --> 00:59:08,708
‫- میگی گناهش گردنِ تو نیست؟
‫- جین!

903
00:59:09,208 --> 00:59:13,208
‫صبح به‌خیر جناب کشیش.
‫دارم گل‌ها رو برای مراسم آماده می‌کنم.

904
00:59:15,291 --> 00:59:18,125
‫ببخشید نباید میومدم. مامان روشنم کرد.

905
00:59:18,208 --> 00:59:21,000
‫هنوز از کلیسا طرد نشدی، جین.

906
00:59:22,250 --> 00:59:24,500
‫- کلیسا متعلق به همه‌ی مردمه.
‫- واقعا؟

907
00:59:25,291 --> 00:59:26,291
‫بله.

908
00:59:40,625 --> 00:59:41,833
‫شکست خوردم.

909
00:59:43,666 --> 00:59:44,666
‫جین،

910
00:59:45,291 --> 00:59:49,416
‫اگه اشتباهت رو بپذیری،
‫خدا دوباره تو رو می‌پذیره.

911
00:59:50,041 --> 00:59:51,708
‫نه... منظورم این نبود...

912
00:59:57,625 --> 00:59:59,708
‫اصلا واسه این نیومدم. ببخشید.

913
01:00:02,416 --> 01:00:03,958
‫مادرت چطوره؟

914
01:00:08,458 --> 01:00:09,541
‫پس هنوز بهت نگفته.

915
01:00:14,250 --> 01:00:16,708
‫مامان، می‌دونم خونه‌ای.
‫دارم دمپایی‌هات رو می‌بینم.

916
01:00:16,791 --> 01:00:18,208
‫نخیرم.

917
01:00:23,625 --> 01:00:25,875
‫کشیش گفت مریض شدی. راسته؟

918
01:00:26,750 --> 01:00:28,333
‫کشیش رو کجا دیدی؟

919
01:00:28,958 --> 01:00:30,041
‫در رو باز می‌کنی؟

920
01:00:34,125 --> 01:00:36,583
‫در رو باز می‌کنی یا می‌خوای تنها بمونی؟

921
01:00:37,250 --> 01:00:39,208
‫هنوزم با اونا کار می‌کنی؟

922
01:00:40,041 --> 01:00:41,708
‫عجوزه‌ی لجباز.

923
01:00:48,916 --> 01:00:51,666
‫مامان دوستت دارم.
‫امیدوارم حالت خوب بشه.

924
01:01:02,125 --> 01:01:04,250
‫خب مرسی که بهمون خبر دادی، میریل.

925
01:01:08,333 --> 01:01:10,541
‫لورن خونریزی داشته.

926
01:01:27,041 --> 01:01:29,208
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- آزمایش ارزیابی اسپرم.

927
01:01:29,833 --> 01:01:34,416
‫همه مایعات و داروها و ظرف‌ها رو چک می‌کنیم.

928
01:01:34,500 --> 01:01:37,916
‫اگه از طرف ما مشکلی
‫باشه، همین الان پیداش می‌کنیم.

929
01:01:38,000 --> 01:01:39,875
‫تمام موادمون رو آزمایش می‌کنیم.

930
01:02:27,958 --> 01:02:29,708
‫این پارافین مایع خطری نداره.

931
01:02:37,416 --> 01:02:40,500
‫آم... 95 درصد.

932
01:02:43,375 --> 01:02:44,416
‫این یکی هم خطری نداره.

933
01:02:46,833 --> 01:02:49,083
‫من پنج دقیقه میرم استراحت.

934
01:03:11,666 --> 01:03:14,541
‫باب، باید بیای اینو ببینی.

935
01:03:14,625 --> 01:03:15,625
‫باب. باب.

936
01:03:16,916 --> 01:03:18,416
‫باید یه چیزی رو بررسی کنی.

937
01:03:37,833 --> 01:03:38,833
‫چی؟

938
01:03:45,291 --> 01:03:46,916
‫این مایع پارافین سمیه.

939
01:03:48,500 --> 01:03:50,041
‫آخه چطور...

940
01:03:51,041 --> 01:03:52,833
‫آخه چطور متوجه نشدیم؟

941
01:03:52,916 --> 01:03:55,458
‫- نمی‌دونم.
‫- اون حاملگی می‌تونست موفقیت‌آمیز باشه.

942
01:03:55,541 --> 01:03:58,833
‫شاید بقیه‌شون هم... اگه فقط
‫این زن‌ها رو مسموم نمی‌کردیم.

943
01:03:58,916 --> 01:04:00,666
‫- وای جین.
‫- میگی تقصیرِ منه؟

944
01:04:00,750 --> 01:04:02,291
‫نه! تقصیرِ خودمه.

945
01:04:05,083 --> 01:04:07,416
‫لطفا نکن. یه اشتباه بود.

946
01:04:07,500 --> 01:04:09,875
‫بازم فرصت هست.

947
01:04:09,958 --> 01:04:12,666
‫اگه همه‌چی اشتباه بود که کسی حامله نمی‌شد.
‫فقط آمادگیش رو نداشتیم.

948
01:04:13,333 --> 01:04:16,416
‫چیکار می‌کنی؟ بس کن دیگه.

949
01:04:16,500 --> 01:04:17,916
‫خیلی مهم‌تر از اونه که...

950
01:04:23,041 --> 01:04:27,333
‫- الان تو دیوونه‌ شدی.
‫- شاید جفت‌مون دیوونه‌ایم.

951
01:04:27,416 --> 01:04:28,625
‫درسته، باب؟

952
01:04:28,708 --> 01:04:30,541
‫مامانم داره می‌میره.

953
01:04:30,625 --> 01:04:35,250
‫و من اینجا بیدار موندم تا با این
‫مرد دیوونه و مایعاتِ مزخرفش سر و کله بزنم.

954
01:04:41,500 --> 01:04:44,291
‫رویایِ زیبایی بود.

955
01:04:44,375 --> 01:04:47,166
‫و من واقعا فکر می‌کردم به حقیقت می‌پیونده.

956
01:04:48,375 --> 01:04:51,333
‫ولی به قیمتِ زندگیم تموم شد و دیگه نمی‌تونم.

957
01:05:10,791 --> 01:05:11,791
‫مامان!

958
01:05:14,875 --> 01:05:19,000
‫مامان! استعفا دادم.
‫آپارتمانم رو تحویل دادم.

959
01:05:19,083 --> 01:05:22,541
‫اگه راهم ندی باید همین دم در بخوابم.

960
01:05:22,625 --> 01:05:23,625
‫هیس!

961
01:05:28,958 --> 01:05:30,208
‫دارم تست فرانسوی درست می‌کنم.

962
01:05:31,416 --> 01:05:34,458
‫- با موهات چیکار کردی؟
‫- واقعا هیچی.

963
01:05:36,083 --> 01:05:38,583
‫یه مقدار داروی تقویت
‫مو دارم، به دردت می‌خوره.

964
01:05:43,400 --> 01:05:44,300
‫[اکتبر 1974]

965
01:05:44,375 --> 01:05:46,791
‫نه، نه، نه. اون‌جوری نه.

966
01:05:47,458 --> 01:05:50,125
‫داری میدیش به اون عوضی.

967
01:05:50,791 --> 01:05:52,833
‫چندتا ماهی قرمز خوشگل اون توئه.

968
01:05:52,916 --> 01:05:53,916
‫نگاه کن.

969
01:05:56,166 --> 01:05:57,375
‫وای.

970
01:05:57,458 --> 01:05:59,916
‫- لعنتی.
‫- جینی.

971
01:06:01,083 --> 01:06:02,208
‫جینی؟

972
01:06:03,416 --> 01:06:04,416
‫جین!

973
01:06:05,041 --> 01:06:06,333
‫- ای بابا.
‫- جین.

974
01:06:06,416 --> 01:06:07,416
‫این کیه؟

975
01:06:08,708 --> 01:06:10,291
‫آرون...

976
01:06:11,125 --> 01:06:12,375
‫ما دیگه داشتیم می‌رفتیم.

977
01:06:12,916 --> 01:06:16,166
‫ایشون مادرم گلدیس می هستن.
‫مامان، ایشون آرون هستن.

978
01:06:16,250 --> 01:06:18,250
‫- قبلا توی آزمایشگاه همکار بودیم.
‫- هوم.

979
01:06:18,916 --> 01:06:20,250
‫کدوم آزمایشگاه؟

980
01:06:20,333 --> 01:06:22,833
‫- اون پروژه نبود، مامان.
‫- خوشوقتم.

981
01:06:22,916 --> 01:06:24,791
‫- خیلی درباره‌تون شنیدم.
‫- هوم.

982
01:06:24,875 --> 01:06:26,625
‫- اسمش چیه؟
‫- تبیتا.

983
01:06:29,041 --> 01:06:30,041
‫تبیتا.

984
01:06:32,583 --> 01:06:33,833
‫چه اسمِ قشنگی.

985
01:06:35,000 --> 01:06:37,291
‫بهش میگیم پیشی تبی!

986
01:06:37,375 --> 01:06:39,083
‫قضاوتمون نکن.

987
01:06:41,666 --> 01:06:44,000
‫امیدوارم خیلی پشمالو نباشه.

988
01:06:49,500 --> 01:06:50,625
‫از باب چه خبر؟

989
01:06:51,208 --> 01:06:53,208
‫خوبه ولی حواس پرت شده.

990
01:06:54,000 --> 01:06:58,083
‫اخیرا خیلی حواس پرت شده ولی خوبه که
‫برگشته کمبریج کار می‌کنه.

991
01:06:59,666 --> 01:07:01,500
‫دیگه نمیره اولدهام؟

992
01:07:02,083 --> 01:07:03,125
‫نمی‌دونستی؟

993
01:07:03,208 --> 01:07:06,083
‫سه ماه بعد رفتنت، تعطیلش کردن.

994
01:07:06,166 --> 01:07:07,916
‫پاتریک هم موافق بود که این‌جوری به صلاحه.

995
01:07:08,833 --> 01:07:12,208
‫فکر می‌کردم باب بهت خبر داده
‫ولی می‌دونی چه جور آدمیه دیگه.

996
01:07:34,333 --> 01:07:36,375
‫خدایا بابت این غذا و خانواده ازت ممنونم.

997
01:07:36,458 --> 01:07:38,625
‫ما امروز به یاد کسانی که غذا ندارن

998
01:07:38,708 --> 01:07:41,541
‫و کسانی که غذا دارن ولی
‫در تنهایی به سر می‌برن، هستیم.

999
01:08:10,666 --> 01:08:12,875
‫سلام. من دنبال باب می‌گردم.

1000
01:08:12,958 --> 01:08:14,208
‫توی آشپزخونه‌ست.

1001
01:08:17,291 --> 01:08:19,458
‫جین! سلام.

1002
01:08:19,541 --> 01:08:20,541
‫روث.

1003
01:08:21,291 --> 01:08:23,083
‫- باب کجاست؟
‫- اونجاست.

1004
01:08:23,833 --> 01:08:26,633
‫می‌خوام مثل الماس تاش بزنم
‫تا شکلِ یه گل بگیره.

1005
01:08:26,708 --> 01:08:29,125
‫- نه مگ، این‌جوری نمی‌شه.
‫- خودم بلدم.

1006
01:08:29,208 --> 01:08:30,208
‫وای!

1007
01:08:30,750 --> 01:08:31,833
‫میشه باهات حرف بزنم؟

1008
01:08:33,333 --> 01:08:36,208
‫آره، دخترا همون‌جوری که گفتم تا بزنین.

1009
01:08:36,291 --> 01:08:38,625
‫دو طرف رو روی هم منطبق
‫کنین، فشار بدین پایین، و داخل پاکت.

1010
01:08:38,708 --> 01:08:40,625
‫ترتیب و مرتب بودن خیلی مهمه.

1011
01:08:40,708 --> 01:08:42,083
‫باشه بابا.

1012
01:08:42,166 --> 01:08:45,375
‫- نامزد پارلمان شدی؟
‫-وای ببین. مشکل همینه.

1013
01:08:45,458 --> 01:08:48,166
‫انتظار داشتم تا الان خبر
‫به شهرتون رسیده باشه.

1014
01:08:48,250 --> 01:08:50,916
‫حداقل تا الان باید یه
تراکت به دستت می‌رسید.

1015
01:08:51,000 --> 01:08:52,625
‫ذهنم مشغول مسائلِ دیگه بوده.

1016
01:08:53,833 --> 01:08:55,500
‫آره. البته.

1017
01:08:56,500 --> 01:08:58,666
‫هیچ شانسی ندارم.

1018
01:09:00,250 --> 01:09:01,750
‫خب یکم شانس دارم.

1019
01:09:02,833 --> 01:09:05,958
‫‏کمبریج به یه نماینده‌ پارلمان از حزب
‫کارگر نیاز داره و اوضاع داره تغییر می‌کنه.

1020
01:09:06,041 --> 01:09:07,833
‫مسئولیتش رو گردن من ننداز.

1021
01:09:09,250 --> 01:09:11,208
‫- چی؟
‫- کرشاو.

1022
01:09:12,166 --> 01:09:13,500
‫به خاطر من دست از کار کشیدی.

1023
01:09:16,416 --> 01:09:18,500
‫آخه به جایی نمی‌رسید.

1024
01:09:19,125 --> 01:09:20,125
‫و خب ما...

1025
01:09:21,291 --> 01:09:23,083
‫یعنی من تصمیم گرفتم کنار بکشم.

1026
01:09:23,958 --> 01:09:25,333
‫تصمیم گرفتم بکشم عقب.

1027
01:09:26,416 --> 01:09:29,000
‫خودتم می‌دونی همیشه به سیاست علاقه داشتم.

1028
01:09:29,083 --> 01:09:31,750
‫- دوست داشتم روزی نماینده پارلمان بشم.
‫- تو تسلیم شدی.

1029
01:09:32,458 --> 01:09:37,125
‫نه. گذاشتیم دانشمندهای آینده حلش کنن.
‫جین، روالِ علم همینه.

1030
01:09:37,208 --> 01:09:39,833
‫مادرم مریضه و من دوستش دارم.

1031
01:09:40,791 --> 01:09:42,541
‫چاره‌ای نداشتم.

1032
01:09:43,875 --> 01:09:45,083
‫چرت نگو.

1033
01:09:46,041 --> 01:09:47,708
‫البته که داشتی.

1034
01:09:56,416 --> 01:09:58,000
‫ما خیلی نزدیک بودیم.

1035
01:10:02,958 --> 01:10:04,541
‫انتظار نداشتم تو تسلیم بشی.

1036
01:10:06,625 --> 01:10:07,625
‫آره ولی...

1037
01:10:08,916 --> 01:10:10,708
‫تو اول تسلیم شدی، جینی.

1038
01:10:13,666 --> 01:10:14,666
‫تـو.

1039
01:10:29,166 --> 01:10:31,666
‫قضیه چیه؟ هوم؟

1040
01:10:36,791 --> 01:10:39,916
‫تو فکر اینی که کارمون
تموم شد، برگردی اونجا؟

1041
01:10:42,041 --> 01:10:43,625
‫جایی برای برگشتن نیست.

1042
01:10:45,375 --> 01:10:48,958
‫فقط دارم چندتا یادداشت قدیمی رو
‫بررسی می‌کنم تا یه سری چیزها رو بفهمم.

1043
01:10:49,875 --> 01:10:52,166
‫جین، قول بده دوباره برنگردی اونجا.

1044
01:10:53,583 --> 01:10:54,583
‫شوهر کن.

1045
01:10:55,916 --> 01:10:57,333
‫بچه‌دار شو.

1046
01:11:03,583 --> 01:11:05,000
‫نمی‌تونم، مامان.

1047
01:11:08,333 --> 01:11:10,375
‫من نمی‌تونم باردار بشم.

1048
01:11:10,875 --> 01:11:11,875
‫الکی نگو.

1049
01:11:12,625 --> 01:11:13,625
‫هنوز که مشخص نیست.

1050
01:11:13,666 --> 01:11:18,125
‫توی رابطه قبلیم هم نتونستم.

1051
01:11:20,041 --> 01:11:21,958
‫هیچ‌جوره امکان باروری برای من وجود نداره.

1052
01:11:24,291 --> 01:11:26,333
‫یعنی میگی مشکل از اون طرف نبوده...

1053
01:11:28,125 --> 01:11:29,375
‫و از تو بوده؟

1054
01:11:32,375 --> 01:11:33,708
‫مطمئنم که از من بوده.

1055
01:11:34,666 --> 01:11:36,083
‫پس این‌جوری بوده؟

1056
01:11:39,041 --> 01:11:41,041
‫مامان، خیلی زن‌های دیگه هم مثل من هستن.

1057
01:11:41,125 --> 01:11:42,125
‫همه جای این دنیا.

1058
01:11:44,375 --> 01:11:45,708
‫می‌خواستم کمک‌شون کنم.

1059
01:11:47,458 --> 01:11:49,125
‫همیشه عشقِ زیادی توی وجودت داشتی.

1060
01:12:05,333 --> 01:12:06,333
‫نفس عمیق بکش.

1061
01:12:09,208 --> 01:12:10,208
‫هیس...

1062
01:12:11,083 --> 01:12:14,666
‫- خدا یه راهی پیدا می‌کنه.
‫- کافیه. اول نفس عمیق بکش، مامان.

1063
01:12:20,166 --> 01:12:23,708
‫- از دهنت خون اومده.
‫- جدی؟ وای!

1064
01:12:25,625 --> 01:12:26,875
‫ببرمت توی تخت؟

1065
01:12:28,916 --> 01:12:30,625
‫- هوم.
‫- بیا بریم.

1066
01:12:30,708 --> 01:12:31,875
‫می‌دونی، حس عجیبی داره که

1067
01:12:33,291 --> 01:12:35,125
‫برگردی و زندگیت رو مرور کنی.

1068
01:12:36,958 --> 01:12:39,250
‫بیشتر شکست‌هات به چشم میاد.

1069
01:12:39,333 --> 01:12:41,375
‫تو یه آدمِ شکست‌خورده نبودی.

1070
01:12:43,666 --> 01:12:45,375
‫تمام کارهایی که باید می‌کردی

1071
01:12:46,666 --> 01:12:47,750
‫و نکردی.

1072
01:12:50,125 --> 01:12:51,666
‫مامان.

1073
01:12:52,541 --> 01:12:55,041
‫ولی تنها چیزی که

1074
01:12:55,833 --> 01:12:58,000
‫به چشمِ شکست نمی‌بینیش...

1075
01:13:01,333 --> 01:13:02,541
‫فرزندته.

1076
01:13:04,541 --> 01:13:05,541
‫چون اونا....

1077
01:13:06,375 --> 01:13:08,125
‫همیشه زیبان.

1078
01:13:16,041 --> 01:13:17,458
‫دوستت دارم جینی.

1079
01:13:22,041 --> 01:13:23,875
‫منم دوستت دارم مامان. از ته قلبم.

1080
01:14:02,916 --> 01:14:03,916
‫صبح به‌خیر.

1081
01:14:23,875 --> 01:14:25,083
‫خانم جین.

1082
01:14:25,166 --> 01:14:28,416
‫ممنون که تشریف آوردین.
‫خیلی خوشحال می‌شد که اومدی.

1083
01:14:30,458 --> 01:14:32,083
‫تسلیت میگم.

1084
01:14:32,166 --> 01:14:33,708
‫- پاتریک.
‫- امیدوارم مشکلی نداشته باشه.

1085
01:14:33,791 --> 01:14:36,666
‫- باب بهم گفت و من نمی‌خواستم...
‫- باب هم اومده؟

1086
01:14:36,750 --> 01:14:40,250
‫نه. گفت نمی‌خوای بیاد ولی شاید
‫با اومدنِ من مشکلی نداشته باشی.

1087
01:14:40,333 --> 01:14:43,041
‫مطمئن نبود ولی سرپرستار میریل قانعم کرد.

1088
01:14:44,166 --> 01:14:45,708
‫ممنونم که اومدین.

1089
01:14:47,000 --> 01:14:48,708
‫- ممنون.
‫- صبح به‌خیر.

1090
01:14:53,000 --> 01:14:56,166
‫- خوشوقتم.
‫- عصر به‌خیر، جناب کشیش.

1091
01:15:01,458 --> 01:15:02,458
‫بفرما.

1092
01:15:04,458 --> 01:15:06,041
‫واقعا مراسم ختمِ عجیبیه.

1093
01:15:06,125 --> 01:15:08,250
‫مردم یه جوری نگاهم
‫می کردن که انگار خودِ شیطانم.

1094
01:15:12,458 --> 01:15:15,166
‫هنوزم ازم متنفرن. همه‌شون.

1095
01:15:15,750 --> 01:15:17,583
‫خیلی آدمای کسل‌کننده‌ای هستن.

1096
01:15:19,958 --> 01:15:21,458
‫مادرم عیب‌های زیادی داشت.

1097
01:15:21,541 --> 01:15:25,166
‫ولی آدم کسل‌کننده‌ای نبود.
‫رفیق‌هاش هستن.

1098
01:15:26,666 --> 01:15:29,541
‫خب پس خوش به حالش که دخترِ جالبی داشت.

1099
01:15:32,750 --> 01:15:33,958
‫نمی‌تونم درباره‌ش صحبت کنم.

1100
01:15:34,791 --> 01:15:37,333
‫پس می‌تونیم درباره موضوعات دیگه صحبت کنیم.

1101
01:15:37,416 --> 01:15:39,625
‫یا می‌تونی بری با یکی دیگه صحبت کنی.
‫ما ناراحت نمیشیم...

1102
01:15:39,708 --> 01:15:41,767
‫- گمونم ما یه اشتباه کردیم.
‫- دیگه باید برگردیم.

1103
01:15:41,791 --> 01:15:42,791
‫توی محرک‌ها.

1104
01:15:42,833 --> 01:15:45,500
‫ما با ایجاد چرخه‌های غیرواقعی برای زنان،

1105
01:15:45,583 --> 01:15:47,708
‫مخالف ریتم طبیعی بدنشون عمل کردیم.

1106
01:15:47,791 --> 01:15:50,708
‫اگه اینو در نظر نگیریم و از مواد
‫شیمیایی‌مون مطمئن باشیم شاید...

1107
01:15:50,791 --> 01:15:53,083
‫شاید بهتر باشه بذاریم یه
‫روز دیگه درباره‌ش حرف بزنیم.

1108
01:15:53,166 --> 01:15:54,833
‫چه فکرِ جالبی.

1109
01:15:56,333 --> 01:15:58,666
‫- شاید ارزش امتحان کردن داشته باشه.
‫- پاتریک.

1110
01:15:58,750 --> 01:16:01,375
‫یه نور امیدِ دیگه توی دلم
‫هست و جین هم همین‌طور

1111
01:16:01,458 --> 01:16:03,208
‫و تو هم خستگی‌ناپذیری، میریل.

1112
01:16:06,833 --> 01:16:08,250
‫تنها سوال اینه که...

1113
01:16:09,333 --> 01:16:12,375
‫اگه بتونیم از چرخه‌شون
‫استفاده کنیم، ثابت نگهش میداریم.

1114
01:16:13,708 --> 01:16:17,083
‫دیگه می‌خوای چیکار کنی؟
‫انتخابات که بی‌نتیجه بود.

1115
01:16:17,166 --> 01:16:18,625
‫شما خودت به من رأی دادی؟

1116
01:16:18,708 --> 01:16:20,875
‫راه‌حل‌هایی که ارائه دادی فوق‌العاده‌ست.

1117
01:16:20,958 --> 01:16:22,583
‫روش کارت بی‌نظیره.

1118
01:16:22,666 --> 01:16:24,958
‫ مهارت جراحی پاتریک هم حیرت‌انگیزه.

1119
01:16:25,041 --> 01:16:28,833
‫- بهتر نیست زیاد اغراق نکنی؟
‫- ولی ما داریم بیش از حد دخالت می‌کنیم.

1120
01:16:28,916 --> 01:16:32,166
‫تا جایی که میشه زن‌ها رو به حال خودشون
‫می‌ذاریم تا تخمک‌ها به طور طبیعی رشد کنن.

1121
01:16:32,250 --> 01:16:34,583
‫اگه هورمون‌هایی که باعث اختلال
‫در باروری میشه رو حذف کنیم

1122
01:16:34,666 --> 01:16:37,458
‫و چرخه قاعدگی رو به حالت طبیعی برگردونیم،

1123
01:16:37,541 --> 01:16:39,791
‫خیلی از احتمال‌های شکست رو از بین می‌بریم.

1124
01:16:39,875 --> 01:16:41,125
‫و در ضمن بهت رأی دادم.

1125
01:16:41,833 --> 01:16:43,625
‫باید بتونم بین 24 تا 26 ساعت

1126
01:16:43,708 --> 01:16:47,333
‫بعد از شروع افزایش هورمون لوتئینی،
‫برداشت تخمک رو انجام بدم.

1127
01:16:47,416 --> 01:16:49,083
‫چنین دقتی بدون دارو...

1128
01:16:49,166 --> 01:16:53,041
‫نیازه هر سه ساعت یه بار
‫آزمایش ادرار انجام بشه.

1129
01:16:53,125 --> 01:16:55,291
‫- هر سه ساعت؟
‫- برای شناسایی افزایش هورمون لوتئینی.

1130
01:16:55,375 --> 01:16:59,583
‫حتی با این حال، اگه همه‌چیز درست پیش بره،
‫فقط می‌تونیم یه جنین برای هر زن تولید کنیم.

1131
01:16:59,666 --> 01:17:01,333
‫احتمال موفقیت‌مون کمتر میشه.

1132
01:17:03,000 --> 01:17:07,916
‫ولی یه جنینِ خوب بهتر از 15تا جنین بده.

1133
01:17:10,250 --> 01:17:13,791
‫تخمک رو زیر نظر می‌گیریم تا
‫بارور بشه و بعد منتقلش می‌کنیم.

1134
01:17:14,541 --> 01:17:17,916
‫با نهایت دقت و سرعت توی هر مرحله پیش میریم.

1135
01:17:18,666 --> 01:17:20,083
‫این‌جوری کسی نمی‌تونه
‫یه ساعت هم بخوابه.

1136
01:17:22,083 --> 01:17:24,958
‫پاتریک چقدر تا بازنشستگی اجباریت وقت داریم؟

1137
01:17:25,541 --> 01:17:27,625
‫ژوئیه 1978.

1138
01:17:27,708 --> 01:17:31,958
‫سه سالِ تمام بی‌خوابی.
‫میریل، به نظرت از پسش برمیای؟

1139
01:17:35,875 --> 01:17:37,333
‫فکرِ خوبیه.

1140
01:18:08,960 --> 01:18:10,960
‫[سپتامبر 1975]

1141
01:18:28,333 --> 01:18:29,791
‫همه‌چیز تغییر می‌کنه.

1142
01:18:32,458 --> 01:18:34,458
‫[خراب است.]

1143
01:18:40,750 --> 01:18:42,958
‫بسیارخب. گمونم همه اومدن.

1144
01:18:43,041 --> 01:18:46,958
‫خب شما باید هر روز تحت نظر باشین.

1145
01:18:47,500 --> 01:18:49,833
‫برای همین باید بیایین اولدهام زندگی کنین.

1146
01:18:50,458 --> 01:18:53,458
‫باید مراقبِ برنامه غذایی‌تون باشین.

1147
01:18:53,958 --> 01:18:57,041
‫و وقتی در جای مناسب چرخه قرار بگیرین،

1148
01:18:57,125 --> 01:18:59,708
‫تخمک‌هاتون رو خارج می‌کنیم
‫تا ببینیم چیکار می‌تونیم بکنیم.

1149
01:18:59,791 --> 01:19:03,833
‫چطور زمانش رو مشخص می‌کنین؟
‫چرخه قاعدگی من منظم نیست.

1150
01:19:03,916 --> 01:19:08,625
‫- پس مرتب ازتون آزمایش ادرار می‌گیریم.
‫- روی این میز، هرچی لازم دارین فراهمه.

1151
01:19:09,416 --> 01:19:11,916
‫هر بار که میرین دستشویی،
‫با خودتون ظرف ببرین

1152
01:19:12,000 --> 01:19:14,208
‫و بعد ما جمع‌آوری‌شون می‌کنیم و
‫آزمایش‌شون می‌کنیم.

1153
01:19:14,291 --> 01:19:16,416
‫- مرسی ساندرا.
‫- مرسی.

1154
01:19:16,500 --> 01:19:17,958
‫راحت نیست. می‌دونم.

1155
01:19:18,625 --> 01:19:22,541
‫دارین ریسک می‌کنین چون
‫روزنامه‌نگارها هویت‌تون رو کشف می‌کنن

1156
01:19:22,625 --> 01:19:24,416
‫و عکستون رو چاپ می‌کنن توی روزنامه‌ها.

1157
01:19:24,500 --> 01:19:25,416
‫ممنون مارتا.

1158
01:19:25,500 --> 01:19:28,708
‫ما می‌دونیم. متوجه‌ایم و ازتون ممنونیم.

1159
01:19:29,375 --> 01:19:35,333
‫یه سری از کسانی که قبلا میومدن اینجا،
‫اسم گروه‌شون رو گذاشته بودن کانون باروری.

1160
01:19:37,208 --> 01:19:39,333
‫به نظرم اسمِ قشنگیه.

1161
01:19:39,416 --> 01:19:41,708
‫- زنانِ دیگری هم قبل از شما اینجا بودن.
‫- ممنونم.

1162
01:19:41,791 --> 01:19:44,708
‫- و حتی بعد از شما هم زنانی خواهند بود.
‫- لیندا ناتشل.

1163
01:19:44,791 --> 01:19:46,708
‫- و امید تنها پشتوانه‌شون بود.
‫- ممنون.

1164
01:19:46,791 --> 01:19:50,833
‫اونا میدونن که حتی اگه به نفع خودشون نباشه،

1165
01:19:51,375 --> 01:19:52,833
‫برای آیندگان،

1166
01:19:52,916 --> 01:19:54,041
‫بدون وجودِ شما

1167
01:19:55,625 --> 01:19:56,708
‫هیچ‌کدوم از اینا به نتیجه نمی‌رسه.

1168
01:20:02,958 --> 01:20:05,791
‫گمونم استرس گرفتم و زیادی چای خوردم.

1169
01:20:07,333 --> 01:20:10,333
‫کامل پرش کردی.

1170
01:20:17,625 --> 01:20:20,541
‫دکتر روث هینتون ما رو معرفی کردن؟
‫[آگوست 1977]

1171
01:20:21,291 --> 01:20:22,291
‫بله.

1172
01:20:23,500 --> 01:20:26,000
‫و لوله‌های رحمتون بسته‌ست؟

1173
01:20:26,708 --> 01:20:27,708
‫بله جناب.

1174
01:20:28,458 --> 01:20:31,500
‫و عمل کردن ولی نتونستن که...

1175
01:20:33,333 --> 01:20:35,166
‫خانم براون 29 سالتونه؟

1176
01:20:35,708 --> 01:20:39,041
‫بله آقا. ده ساله داریم برای
‫بچه‌دار شدن تلاش می‌کنیم.

1177
01:20:39,958 --> 01:20:42,142
‫خب به نظرم شما کاندیدای
‫فوق‌العاده‌ای برای این آزمایش هستین

1178
01:20:42,166 --> 01:20:44,166
‫ولی باید معاینه‌تون کنم خانم براون

1179
01:20:44,250 --> 01:20:46,166
‫باید بیهوش بشین و لاپاروسکوپی انجام بشه.

1180
01:20:46,250 --> 01:20:48,458
‫تا وضعیت تخمدان و لگن رو بررسی کنم

1181
01:20:48,541 --> 01:20:50,333
‫و ببینم چه آسیب‌هایی وارد شده.

1182
01:20:50,416 --> 01:20:53,166
‫آقای براون، من نیاز به نمونه‌ای از

1183
01:20:53,250 --> 01:20:55,666
‫اسپرم شما دارم

1184
01:20:55,750 --> 01:20:57,833
‫که با دقت گرفته شده باشه.

1185
01:20:59,625 --> 01:21:01,458
‫مثل اینکه کار من راحت‌تر از ایشون باشه.

1186
01:21:04,666 --> 01:21:06,416
‫چقدر احتمال موفقیت داریم؟

1187
01:21:06,500 --> 01:21:08,708
‫قبل از اینکه بتونم جواب بدم،

1188
01:21:08,791 --> 01:21:11,125
‫مراحل زیادی باید طی بشه.

1189
01:21:12,583 --> 01:21:13,625
‫درباره موارد غیرطبیعی

1190
01:21:14,791 --> 01:21:15,875
‫چه نظری دارین؟

1191
01:21:16,750 --> 01:21:19,310
‫ببخشید آقا چون توی روزنامه خوندیم که...

1192
01:21:19,375 --> 01:21:22,416
‫متوجه‌م. ما هم روزنامه‌ها رو می‌خونیم.

1193
01:21:22,500 --> 01:21:25,708
‫احتمال بروز ناهنجاری، در مقایسه
‫با بارداری طبیعی، بیشتر نیست.

1194
01:21:25,791 --> 01:21:27,375
‫در تمام طول مسیر تحت نظر هستین

1195
01:21:27,458 --> 01:21:30,541
‫و اگه مشکلی پیش بیاد، کامل
‫در جریان قرار می‌گیرین.

1196
01:21:32,916 --> 01:21:35,250
‫- ممنون جناب.
‫- ممنون.

1197
01:21:44,500 --> 01:21:46,541
‫همین‌جوری می‌خوایمش، آقای استپتو.

1198
01:22:13,125 --> 01:22:16,458
‫مجددا چسبندگی در اطراف تخمدان‌ها مشاهده شد.

1199
01:22:17,708 --> 01:22:19,125
‫بله آقای وبستر.

1200
01:22:20,583 --> 01:22:21,583
‫لعنتی.

1201
01:22:21,958 --> 01:22:24,333
‫فقط سه‌تا فولیکول ریز.

1202
01:22:25,416 --> 01:22:28,125
‫تخمک هنوز آماده نیست.

1203
01:22:29,125 --> 01:22:30,625
‫تخمدانِ چپ...

1204
01:22:31,625 --> 01:22:33,416
‫خوبه. یه راه ارتباطی می‌خوام.

1205
01:22:34,125 --> 01:22:35,833
‫حله.

1206
01:22:35,916 --> 01:22:41,000
‫باب، یه فولیکولِ خوب توی
‫تخمدان چپ داریم. کاملا آماده‌ست.

1207
01:22:41,083 --> 01:22:45,958
‫گمونم قطرش دو سانته.
‫رسیدن بهش راحت نیست.

1208
01:22:46,041 --> 01:22:47,833
‫- من حاضرم.
‫- خوبه.

1209
01:23:01,083 --> 01:23:02,541
‫صحیح، ساکشن.

1210
01:23:05,041 --> 01:23:06,041
‫و بریم.

1211
01:23:23,333 --> 01:23:24,916
‫آروم. آروم.

1212
01:23:28,083 --> 01:23:29,083
‫وایستا.

1213
01:23:41,041 --> 01:23:42,458
‫مرسی سرپرستار.

1214
01:23:43,041 --> 01:23:44,041
‫برو.

1215
01:24:37,625 --> 01:24:38,625
‫ارتباط رو وصل کنین.

1216
01:24:40,250 --> 01:24:42,333
‫حله. حله.

1217
01:24:42,416 --> 01:24:44,541
‫پاتریک، یه تخمک فوق‌العاده داریم.

1218
01:25:00,708 --> 01:25:02,541
‫نمونه 6748/1.

1219
01:25:02,625 --> 01:25:04,333
‫نمونه 6748/1.

1220
01:25:21,583 --> 01:25:22,583
‫بیا تو.

1221
01:25:23,541 --> 01:25:24,541
‫تنهایی؟

1222
01:25:25,208 --> 01:25:27,625
‫آره. دارم آماده میشم.

1223
01:25:27,708 --> 01:25:28,958
‫خوبه.

1224
01:25:29,041 --> 01:25:30,833
‫من حاضرم.

1225
01:25:30,916 --> 01:25:35,083
‫بهم نگو لباس بپوشم و جرئت
‫نداری میریل رو صدا بزنی.

1226
01:25:35,916 --> 01:25:38,166
‫الان ازش خوشم میاد ولی بازم نیاد بهتره.

1227
01:26:40,916 --> 01:26:41,916
‫میشه...

1228
01:26:43,125 --> 01:26:45,375
‫آیا امکانش برای من هست که...

1229
01:26:45,458 --> 01:26:46,458
‫نه.

1230
01:26:47,250 --> 01:26:48,833
‫اگه... اگه...

1231
01:26:51,250 --> 01:26:52,666
‫اگه این پروژه جواب بده چی؟

1232
01:26:54,666 --> 01:26:59,583
‫به نظرم آندومتریوز خیلی شدیده.

1233
01:27:01,083 --> 01:27:03,750
‫می‌تونم سعی کنم بخشیش رو جدا کنم ولی...

1234
01:27:06,583 --> 01:27:09,583
‫متأسفانه علم هنوز آمادگیِ درمانت رو نداره.

1235
01:27:13,166 --> 01:27:16,250
‫می‌تونم دردت رو کمتر کنم.
‫باید دردناک باشه.

1236
01:27:19,250 --> 01:27:21,083
‫نه. ممنون.

1237
01:27:28,083 --> 01:27:29,166
‫بریم نوشیدنی بخوریم؟

1238
01:27:32,458 --> 01:27:33,958
‫الان وقت صبحونه‌ست.

1239
01:27:34,041 --> 01:27:38,041
‫خب من آب پرتقال می‌خورم تو هم قهوه بگیر.

1240
01:27:52,458 --> 01:27:54,166
‫واقعا الان قهوه‌لازمم.

1241
01:27:55,875 --> 01:27:57,875
‫- باب درباره من باهات حرف زد؟
‫- نه.

1242
01:27:57,958 --> 01:27:59,625
‫ولی می‌دونست.

1243
01:28:00,541 --> 01:28:02,958
‫تو می‌دونستی. احتمالا میریل هم می‌دونست.

1244
01:28:03,541 --> 01:28:07,333
‫جین، ما هشت ساله با هم کار می‌کنیم.

1245
01:28:08,500 --> 01:28:10,180
‫ولی بازم چیز زیادی درباره هم نمی‌دونیم.

1246
01:28:10,250 --> 01:28:13,791
‫مطمئنم یه چیزایی ازم میدونی
‫که فکر می‌کنم نباید کسی بدونه.

1247
01:28:18,791 --> 01:28:22,041
‫توی جنگ توی نیروی دریایی بودم.

1248
01:28:22,833 --> 01:28:23,916
‫دکتر کشتی بودم.

1249
01:28:25,041 --> 01:28:28,250
‫جوون بودم ولی استعداد داشتم.

1250
01:28:28,750 --> 01:28:31,875
‫ولی متأسفانه کشتی‌مون مورد حمله قرار گرفت.

1251
01:28:32,666 --> 01:28:34,625
‫من تونستم خودمو برسونم به قایق نجات،

1252
01:28:34,708 --> 01:28:37,708
‫و هر کسی که تونستیم رو
‫از توی آب کشیدیم بیرون.

1253
01:28:39,625 --> 01:28:41,666
‫دکتر کشتی بودن یه چیزه.

1254
01:28:42,208 --> 01:28:46,375
‫ولی پزشک ارشد بودن توی
‫یه قایقِ پر از آدم نیمه‌جون...

1255
01:28:49,625 --> 01:28:52,833
‫باید تصمیم می‌گرفتم به
‫کی رسیدگی کنم و به کی نه.

1256
01:28:54,583 --> 01:28:56,041
‫کمبودِ مورفین داشتیم.

1257
01:28:56,125 --> 01:28:58,416
‫در واقع توی همه‌چی کمبود داشتیم.

1258
01:29:00,833 --> 01:29:03,125
‫قشنگ توی چشم‌های تک‌تک‌شون نگاه می‌کردم

1259
01:29:06,041 --> 01:29:08,958
‫و براساس شواهد ناچیزی که داشتم

1260
01:29:09,041 --> 01:29:11,291
‫تصمیم می‌گرفتم شانس بقا دارن یا نه.

1261
01:29:12,833 --> 01:29:15,958
‫و کاملا مطمئنم خیلی از
‫کسانی که گفتم شانس ندارن،

1262
01:29:16,958 --> 01:29:18,500
‫شانس زنده موندن داشتن.

1263
01:29:19,916 --> 01:29:21,000
‫تصورشم سخته.

1264
01:29:23,791 --> 01:29:25,625
‫ببخشید. لازم نبود...

1265
01:29:27,625 --> 01:29:30,250
‫این چیزها رو بدونی ولی منظورم اینه که

1266
01:29:30,333 --> 01:29:33,250
‫بدترین قسمت این کار اینه که

1267
01:29:33,333 --> 01:29:37,041
‫تصمیم بگیرم به کی کمک کنم و به کی نه.

1268
01:29:40,166 --> 01:29:43,000
‫خودتم می‌دونی صدها نامه برامون میاد

1269
01:29:44,083 --> 01:29:47,416
‫که زن‌ها التماس می‌کنن
‫مشمولِ این برنامه بشن.

1270
01:29:48,500 --> 01:29:52,333
‫و وقتی نامه‌هاشون رو
‫می‌خونی کاملا حسش می‌کنی.

1271
01:29:52,416 --> 01:29:55,041
‫می‌تونی تصور کنی که چشم امید بهت دارن.

1272
01:29:57,583 --> 01:29:59,833
‫و ما خودمون رو دارای ظرفیت بزرگی می‌بینیم.

1273
01:29:59,916 --> 01:30:02,916
‫می‌تونیم ناباروری رو درمان کنیم.

1274
01:30:03,500 --> 01:30:06,708
‫ولی همچنان زنان زیادی هستن که

1275
01:30:08,000 --> 01:30:09,500
‫ما نمی‌تونیم کمک‌شون کنیم.

1276
01:30:11,500 --> 01:30:13,625
‫و مدام به این فکر می‌کنم که

1277
01:30:14,458 --> 01:30:18,625
‫وجودِ ما فقط دردی رو
‫به دردهاشون اضافه می‌کنه.

1278
01:30:27,916 --> 01:30:29,875
‫ما زن‌ها تصور می‌کنیم
‫که می‌تونیم بچه‌دار بشیم.

1279
01:30:31,208 --> 01:30:32,208
‫این‌جوری بهمون گفتن.

1280
01:30:35,833 --> 01:30:38,833
‫یه انتظار بیولوژیکی و اجتماعی وجود داره.

1281
01:30:42,625 --> 01:30:45,416
‫عدم توانایی در تحقق
‫این انتظارها، به شدت دردناکه.

1282
01:30:50,791 --> 01:30:53,583
‫ولی ما این فرصت رو
‫داریم که وضع رو بهتر کنیم.

1283
01:30:56,375 --> 01:30:57,375
‫و بله،

1284
01:30:57,916 --> 01:31:01,791
‫‏اینو از کسی بشنوید که دیگه
‫هیچ امیدی به نجات نداره.

1285
01:31:14,266 --> 01:31:16,266
‫[دوازدهم نوامبر 1977]

1286
01:31:16,291 --> 01:31:20,541
‫پاتریک، میشه امشب جنین رو جایگذاری کنی؟

1287
01:31:21,708 --> 01:31:22,708
‫چهار سلول.

1288
01:31:24,958 --> 01:31:26,458
‫چه جور مهمونی تولدی؟

1289
01:31:29,291 --> 01:31:31,333
‫این اسمِ زنته، درسته؟

1290
01:31:33,791 --> 01:31:35,791
‫خب تو اسمِ زن منو می‌دونی؟

1291
01:31:37,541 --> 01:31:40,375
‫خب پس باید بیشتر دقت می‌کردیم.

1292
01:31:41,750 --> 01:31:43,875
‫امیدوارم بهش بگی دسر رو نخوردیم.

1293
01:31:43,958 --> 01:31:47,625
‫بهش میگم دسر و یه تخته
‫پنیر عالی رو نخوردیم.

1294
01:31:50,000 --> 01:31:52,000
‫چطور می‌تونی توی همچین جایی کار کنی؟

1295
01:31:52,083 --> 01:31:55,541
‫تازه الان تمیز و مرتب شده.
‫باید قبلا می‌دیدیش.

1296
01:31:55,625 --> 01:31:59,125
‫افتضاح بود. حداقل الان
‫پنجره‌هامون شیشه داره.

1297
01:32:13,000 --> 01:32:15,583
‫چندتا بیسکوئیت پیدا کردم.

1298
01:32:16,458 --> 01:32:19,500
‫عصر به‌خیر سرپرستار.
‫امیدواریم مزاحم نشده باشیم.

1299
01:32:19,583 --> 01:32:21,083
‫خیلی خوشحالم کردین!

1300
01:32:21,166 --> 01:32:22,916
‫هوم.

1301
01:32:23,000 --> 01:32:26,458
‫- بیسکوئیت شکلاتی هستن؟
‫- چه خوشمزه!

1302
01:32:28,958 --> 01:32:30,333
‫هشت‌تا سلول خوشگل.

1303
01:32:32,458 --> 01:32:35,517
‫- من و سر پرستار خانم براون رو آماده می‌کنیم.
‫- منم اتاق عمل رو آماده می‌کنم.

1304
01:32:46,958 --> 01:32:49,875
‫- کانولا 2.2 میلی‌متر.
‫- اوهوم.

1305
01:32:52,208 --> 01:32:54,750
‫میشه بیایین بالا

1306
01:32:54,833 --> 01:32:57,916
‫و پاهاتون رو بذارین اینجا لطفا؟

1307
01:33:26,500 --> 01:33:28,291
‫نمونه 6748/1.

1308
01:33:28,875 --> 01:33:32,208
‫نمونه 6748/1. لسلی براون.

1309
01:34:08,958 --> 01:34:11,375
‫بله. حالا شروع می‌کنیم.

1310
01:35:02,000 --> 01:35:03,125
‫اثری نیست.

1311
01:35:06,541 --> 01:35:07,833
‫اثری نیست.

1312
01:35:20,291 --> 01:35:21,291
‫خوبی؟

1313
01:35:22,000 --> 01:35:23,708
‫فکر کنم حامله‌ شدم.

1314
01:35:25,000 --> 01:35:27,166
‫شبیه دیوونه‌ها حرف می‌زنم؟

1315
01:35:29,125 --> 01:35:30,625
‫نه دقیقا.

1316
01:35:33,333 --> 01:35:34,333
‫آفرین.

1317
01:35:43,458 --> 01:35:46,916
‫مطبوعات دمار از روزگارمون در آوردن.
‫می‌دونن داریم نتیجه می‌گیریم.

1318
01:35:48,250 --> 01:35:49,791
‫باید از لسلی محافظت کنیم.

1319
01:35:51,583 --> 01:35:52,958
‫از همه‌شون محافظت می‌کنیم.

1320
01:35:54,875 --> 01:35:57,000
‫می‌دونی اون زن‌ها چی کشیدن؟

1321
01:35:58,791 --> 01:36:03,541
‫روزنامه‌ها 5000 پوند جایزه گذاشتن
‫تا اسم و آدرس بیمارانمون رو پیدا کنن.

1322
01:36:03,625 --> 01:36:06,416
‫و 5000تای دیگه برای داستانِ خبری میدن.

1323
01:36:07,833 --> 01:36:11,083
‫می‌تونیم پولدار بشیم‌ها.
‫من اسم و آدرس همه رو دارم.

1324
01:36:11,166 --> 01:36:15,000
‫می‌دونم برای تو صرفا نمونه
‫آزمایشگاهی هستن ولی اونا هم انسانن.

1325
01:36:19,083 --> 01:36:22,083
‫ریچل، کیتی، گیل، تریشا.

1326
01:36:23,083 --> 01:36:26,958
‫هریت، جن، گریسی، نیکولا، جولی، ویو.

1327
01:36:28,208 --> 01:36:32,125
‫پالی، ماری، ویولت، سالی، لورن، لیز.

1328
01:36:32,833 --> 01:36:34,125
‫جو، کریستینا.

1329
01:36:35,041 --> 01:36:36,750
‫- مِل.
‫- پس اسم‌هاشون رو بلدی.

1330
01:36:37,875 --> 01:36:39,166
‫اسامی اعضای کانون باروری؟

1331
01:36:40,291 --> 01:36:41,125
‫آره.

1332
01:36:41,208 --> 01:36:44,000
‫جین، من یه دانشمندم.

1333
01:36:44,500 --> 01:36:48,375
‫هر روز زمین میخورم، اما امیدوارم یه
‫روزی بعد از بیست سال، بالاخره به هدفم برسم.

1334
01:36:54,083 --> 01:36:57,500
‫تعداد شکست‌هام صرفا برام یه عدده
‫چون اگه غیر از این باشه، از پا در میام.

1335
01:37:03,333 --> 01:37:04,750
‫مردِ عجیبی هستی.

1336
01:37:07,666 --> 01:37:09,875
‫عجیب‌ترین مردِ روی زمین.

1337
01:37:14,041 --> 01:37:17,666
‫نیروی خدماتی برای کمک به انتقال بیمار به رادیولوژی.
‫[25 ژوئیه 1978]

1338
01:37:19,083 --> 01:37:20,083
‫صبح به‌خیر.

1339
01:37:20,166 --> 01:37:21,291
‫صبح به‌خیر.

1340
01:37:24,250 --> 01:37:25,250
‫خبر خوب.

1341
01:37:25,333 --> 01:37:28,500
‫‏قطر سر جنین 9.6 سانتی‌متره.

1342
01:37:28,583 --> 01:37:31,833
‫نسبت لسیتین به اسفینگومیلین 3.9 به 1ئه.

1343
01:37:31,916 --> 01:37:32,791
‫این مقیاس،

1344
01:37:32,875 --> 01:37:35,541
‫ظرفیت تنفسی نوزاد رو
‫در هنگام تولد مشخص می‌کنه.

1345
01:37:35,625 --> 01:37:39,625
‫معمولا دو به یکه. پس 3.9 به یک عدد خوبیه.

1346
01:37:39,708 --> 01:37:42,041
‫پس یعنی آماده‌ست به دنیا بیاد؟

1347
01:37:42,125 --> 01:37:42,958
‫آره.

1348
01:37:43,041 --> 01:37:46,916
‫با این حال مسمویتی که تجربه
‫کردی برام جای سوال داره

1349
01:37:47,000 --> 01:37:49,958
‫و به نظرم بهتره هر چه
‫زودتر بچه رو به دنیا بیاریم

1350
01:37:50,041 --> 01:37:52,250
‫که یعنی باید تصمیم بگیریم

1351
01:37:53,125 --> 01:37:56,666
‫بریم سراغ القای زایمان یا عمل سزارین.

1352
01:37:57,541 --> 01:38:00,583
‫آقای استپتو ما فقط نصف حرفاتون رو فهمیدیم.

1353
01:38:00,666 --> 01:38:04,958
‫ولی هر تصمیمی که شما بگیرین،
‫ما حرفی نداریم.

1354
01:38:06,458 --> 01:38:08,291
‫به نظرم شما هم مثل من اعتقاد دارین

1355
01:38:08,375 --> 01:38:11,458
‫اگه بدون حضور خبرنگارها
‫انجامش بدیم بهتر باشه.

1356
01:38:11,541 --> 01:38:13,333
‫- اوهوم.
‫- البته.

1357
01:38:14,833 --> 01:38:17,041
‫ملاقاتی‌های امروزتون رو ببینید.

1358
01:38:17,125 --> 01:38:18,250
‫هیچی بهشون نگین.

1359
01:38:18,333 --> 01:38:20,333
‫ساعت نه شب باید برین خونه، جان.

1360
01:38:20,416 --> 01:38:22,750
‫بعدش یواشکی برشون می‌گردونیم.

1361
01:38:25,458 --> 01:38:27,541
‫ساعت یازده شب عمل رو شروع می‌کنیم.

1362
01:38:27,625 --> 01:38:31,166
‫و نیمه شب بچه‌دار میشین.

1363
01:38:32,208 --> 01:38:33,416
‫نظرتون چیه؟

1364
01:38:36,041 --> 01:38:38,708
‫عالیه آقا.

1365
01:38:39,583 --> 01:38:42,166
‫می‌تونین تایید کنین که لسلی براونه؟

1366
01:38:42,791 --> 01:38:45,000
‫نمیایین عکس بگیریم آقا و خانم فرانکنشتاین؟

1367
01:38:45,083 --> 01:38:47,500
‫- دکتر فرانکنشتاینه!
‫- از این طرف خانم پوردی.

1368
01:38:47,583 --> 01:38:49,500
‫از این طرف دکتر ادواردز. این طرف.

1369
01:38:49,583 --> 01:38:52,541
‫دکتر! دکتر ادواردز!

1370
01:38:59,041 --> 01:39:01,833
‫- من حاضرم دکتر استپتو.
‫- ممنون میریل.

1371
01:39:06,083 --> 01:39:08,541
‫یه برش عمودی می‌زنم.

1372
01:39:22,958 --> 01:39:25,291
‫ولم کن!

1373
01:39:25,375 --> 01:39:27,015
‫- خبرنگار.
‫- من کاری نکردم.

1374
01:39:27,041 --> 01:39:30,291
‫- وانمود کرد لوله‌کشه.
‫- ولم کن! دستت رو بکش!

1375
01:39:35,250 --> 01:39:36,333
‫چیزِ زیادی نمونده.

1376
01:39:39,583 --> 01:39:40,666
‫چیزِ زیادی نمونده.

1377
01:39:46,958 --> 01:39:52,458
‫حالا یه برش در قسمت پایین رحم ایجاد می‌کنم.

1378
01:40:06,000 --> 01:40:07,208
‫صحیح، ساکشن.

1379
01:40:57,208 --> 01:40:59,541
‫حالا شد. بگیرش.

1380
01:41:03,250 --> 01:41:04,416
‫چطوری؟

1381
01:41:27,541 --> 01:41:29,625
‫شنیدی؟

1382
01:41:30,333 --> 01:41:32,333
‫آهای. شنیدی؟

1383
01:41:44,833 --> 01:41:46,833
‫[دختر بچه]

1384
01:42:16,125 --> 01:42:17,333
‫جین، بیا.

1385
01:42:35,000 --> 01:42:36,416
‫بچه‌ی منه؟

1386
01:42:37,375 --> 01:42:38,375
‫آره.

1387
01:42:42,375 --> 01:42:43,375
‫وای!

1388
01:42:51,541 --> 01:42:52,541
‫ممنون.

1389
01:42:53,791 --> 01:42:54,875
‫خواهش می‌کنم.

1390
01:42:58,250 --> 01:42:59,458
‫نگاهش کن.

1391
01:43:00,750 --> 01:43:03,250
‫مامانی اینجاست.

1392
01:43:05,000 --> 01:43:06,083
‫مامانی اینجاست.

1393
01:43:14,791 --> 01:43:15,791
‫آره.

1394
01:44:20,125 --> 01:44:22,333
‫راحته!

1395
01:44:29,833 --> 01:44:32,708
‫خب حالا که جین اینجاست
‫به نظرم باید سخنرانی کنیم.

1396
01:44:32,791 --> 01:44:34,041
‫- سخنرانی؟
‫- آره.

1397
01:44:34,125 --> 01:44:35,184
‫- پاتریک سخنرانی کن.
‫- پاتریک.

1398
01:44:35,208 --> 01:44:36,625
‫- نه. نه.
‫- چندتا جمله بگو.

1399
01:44:37,125 --> 01:44:39,041
‫- نه.
‫- یالا. جین، سخنرانی کن.

1400
01:44:39,125 --> 01:44:41,583
‫- امکان نداره.
‫- باشه. سخنرانی می‌کنم.

1401
01:44:41,666 --> 01:44:45,291
‫وای! خب البته!

1402
01:44:45,375 --> 01:44:48,958
‫- خب اول می‌خوام تشکر کنم از...
‫- نخیر. نخیر.

1403
01:44:49,041 --> 01:44:51,333
‫بس کن پاتریک. اگه شما نبودین...

1404
01:44:51,416 --> 01:44:53,208
‫- الان نماینده پارلمان شده بودی.
‫- آره.

1405
01:44:53,291 --> 01:44:55,583
‫هه هه! خیلی بامزه بود!

1406
01:44:55,666 --> 01:44:56,666
‫سرپرستار.

1407
01:44:57,291 --> 01:44:58,958
‫اون دختر کوچولو سه روز تموم

1408
01:44:59,791 --> 01:45:02,708
‫توی آزمایشگاهِ ما بود.

1409
01:45:03,541 --> 01:45:06,875
‫با مهارت‌هایی فوق‌العاده وارد رحم مادرش شد.

1410
01:45:07,500 --> 01:45:11,166
‫او از غشاش بیرون
‫لغزید و به زیبایی شکوفا شد.

1411
01:45:12,666 --> 01:45:15,791
‫ما یه کار شگفت‌انگیز کردیم.

1412
01:45:16,625 --> 01:45:19,291
‫این کار رو کردیم چون واجب بود.

1413
01:45:22,041 --> 01:45:25,875
‫باعث افتخارم بود که با شما کار کردم

1414
01:45:27,625 --> 01:45:30,000
‫و همراه شما فداکاری کردم

1415
01:45:31,375 --> 01:45:32,625
‫و در کنار شما موفق شدم.

1416
01:45:35,875 --> 01:45:37,125
‫این لحظه رو به خاطر بسپارین.

1417
01:45:38,583 --> 01:45:42,166
‫مطمئنم دیگه همچین تجربه‌ی
‫شگفت‌انگیزی نخواهم داشت.

1418
01:45:42,916 --> 01:45:44,750
‫این لحظه رو به خاطر بسپارین

1419
01:45:46,458 --> 01:45:47,666
‫و قدردانش باشین.

1420
01:45:52,375 --> 01:45:53,375
‫ممنون از همه‌تون.

1421
01:45:54,333 --> 01:45:56,291
‫ممنون از همگی.

1422
01:45:56,375 --> 01:45:57,458
‫خب الان چیکار کنیم؟

1423
01:45:58,208 --> 01:45:59,541
‫بازم انجامش میدیم.

1424
01:46:01,000 --> 01:46:04,458
‫راستی خانواده براون می‌خواستن ما
‫یه نام میانی برای بچه انتخاب کنیم.

1425
01:46:04,541 --> 01:46:06,035
‫من میگم بذاریم «جوی».
‫(به معنای شادی)

1426
01:46:06,059 --> 01:46:07,625
‫وای چه قشنگ!

1427
01:46:13,583 --> 01:46:14,666
‫خوبه؟

1428
01:46:16,416 --> 01:46:17,500
‫عالیه.

1429
01:46:26,125 --> 01:46:27,250
‫آقای کیلیونِ عزیز

1430
01:46:27,875 --> 01:46:30,541
‫‏به شدت معتقدم که نام افرادی که
‫در تولد لوئیز براون نقش داشتند،

1431
01:46:30,625 --> 01:46:33,416
‫ باید روی لوح یادبود حک شود.

1432
01:46:33,916 --> 01:46:36,833
‫مخصوصا جین پوردی،

1433
01:46:36,916 --> 01:46:39,750
‫که ده سالِ تمام با من به اولدهام میومد

1434
01:46:39,833 --> 01:46:42,625
‫و تمام تلاشش رو برای پروژه کرد.

1435
01:46:43,125 --> 01:46:46,416
‫من زیست‌شناس بودم، پاتریک
‫متخصص زنان و زایمان

1436
01:46:46,500 --> 01:46:47,625
‫و جین...

1437
01:46:48,250 --> 01:46:50,666
‫خب میشه گفت جین...

1438
01:46:51,291 --> 01:46:55,000
‫در واقع بدون جین،
‫هیچ‌کدوم از اینا عملی نمی‌شد.

1439
01:46:55,625 --> 01:46:58,333
‫اون ‏با تلاشش، شرایط غیرقابل تحمل رو
‫قابل تحمل کرد.

1440
01:46:59,416 --> 01:47:01,458
‫بنابراین خیلی ساده‌ست،

1441
01:47:02,083 --> 01:47:04,666
‫اسمش حتما باید روی لوح باشه.

1442
01:47:09,041 --> 01:47:12,125
‫[باب بی‌وقفه جنگید تا اسمِ جین...

1443
01:47:12,208 --> 01:47:14,583
‫روی لوح بیرون از بیمارستان کرشاو حک بشه.]

1444
01:47:16,291 --> 01:47:18,375
‫[پاتریک استپتو، سر رابرت ادواردز، جین پوردی]

1445
01:47:18,458 --> 01:47:22,916
‫[یادبود جدیدی در سال 2015 رونمایی شد]

1446
01:47:23,000 --> 01:47:28,291
‫[سی سال بعد از مرگِ جین]

1447
01:47:28,375 --> 01:47:31,750
‫[در 39 سالگی به علت سرطان.]

1448
01:47:37,208 --> 01:47:40,250
‫[باب ادواردز که تنها
‫عضوِ باقی‌مانده از تیم بود...

1449
01:47:40,333 --> 01:47:43,958
‫در سال 2010 جایزه نوبل گرفت.]

1450
01:47:49,458 --> 01:47:55,166
‫[بین سال‌های 1969 تا 1978، باب،
‫پاتریک، میریل و جین 282 زن را درمان کردند.]

1451
01:47:57,083 --> 01:48:04,000
‫[نتیجه پنج بارداری و دو
‫تولدِ موفق بود، لوئیز و آلاستیر.]

1452
01:48:06,125 --> 01:48:09,041
‫[بعد از تولد لوئیز جوی براون،

1453
01:48:09,125 --> 01:48:13,541
‫بیش از 12 میلیون بچه در کل جهان
‫با روش لقاح مصنوعی به دنیا آمدند.]

1454
01:48:17,500 --> 01:48:22,916
‫[این فیلم به تمامِ کسانی که این شادی
‫را به ارمغان آوردند تقدیم می‌شود.]

1455
01:48:22,940 --> 01:48:42,940
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1456
01:48:42,964 --> 01:48:59,964
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

