﻿1
00:00:19,659 --> 00:00:29,659
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:29,683 --> 00:00:39,683
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:52,815 --> 00:00:55,350
‫- سلام، حالتون چطوره؟
‫- خوبم، مرسی

4
00:00:55,485 --> 00:00:56,711
‫بنویسم برای کی؟

5
00:00:56,847 --> 00:00:58,222
‫برای بابی با «آی»

6
00:01:02,560 --> 00:01:04,856
‫توی مقدمه اشاره کردین این
‫کتاب رو به این دلیل نوشتین که

7
00:01:04,991 --> 00:01:06,692
‫درک بهتری از مرگ پیدا کنین
‫و باهاش کنار بیایین

8
00:01:07,501 --> 00:01:08,658
‫آم...

9
00:01:08,793 --> 00:01:10,895
‫آره. آخه برام طبیعی نیست

10
00:01:11,030 --> 00:01:13,538
‫نمی‌تونم بپذیرم که
‫هر موجود زنده‌ای محکوم به مرگـه

11
00:01:13,673 --> 00:01:14,700
‫ممنون

12
00:01:15,842 --> 00:01:16,774
‫- اینگرید
‫- بله؟

13
00:01:16,910 --> 00:01:18,272
‫وقت‌مون تموم شد

14
00:01:18,407 --> 00:01:19,771
‫در واقع طولانی‌تر هم شد

15
00:01:19,906 --> 00:01:21,912
‫آخه هنوز کلی آدم توی صف هست

16
00:01:22,047 --> 00:01:23,879
‫باشه. هر چی تو بگی

17
00:01:24,015 --> 00:01:25,079
‫میشه کتابِ منو امضا کنی؟

18
00:01:25,215 --> 00:01:27,446
‫استلا! ندیدمت!

19
00:01:27,582 --> 00:01:29,181
‫چرا همون اول نیومدی پیشم؟

20
00:01:29,316 --> 00:01:30,655
‫خجالت می‌کشیدم

21
00:01:30,790 --> 00:01:32,056
‫چقدر طرفدار پیدا کردی!

22
00:01:32,192 --> 00:01:33,385
‫- یه عالمه جوون اومده
‫- ممنون

23
00:01:33,521 --> 00:01:34,951
‫فقط هم زن نیستن

24
00:01:35,086 --> 00:01:36,952
‫استلا، ایشون آن هستن.
‫آن، ایشون دوستم استلا هستن

25
00:01:37,087 --> 00:01:38,593
‫- خوش‌وقتم
‫- خوش‌وقتم

26
00:01:38,728 --> 00:01:40,332
‫من می‌مونم تا برای همه امضا کنم

27
00:01:40,467 --> 00:01:42,633
‫باشه. فقط حواسم هست که
‫کسی دیگه به صف اضافه نشه

28
00:01:42,768 --> 00:01:44,497
‫باشه

29
00:01:44,633 --> 00:01:46,595
‫وای! خیلی وقته ندیدمت

30
00:01:46,731 --> 00:01:48,102
‫الان دیگه بوستون زندگی می‌کنم

31
00:01:48,237 --> 00:01:49,635
‫اومدم دیدن پسرم

32
00:01:49,770 --> 00:01:51,341
‫و گفتم ملاقاتِ مارتا هم برم

33
00:01:53,277 --> 00:01:55,074
‫می‌دونی که سرطان داره، نه؟

34
00:01:55,209 --> 00:01:56,139
‫بدخیم هم هست

35
00:01:56,275 --> 00:01:57,439
‫مارتا؟

36
00:01:57,574 --> 00:01:58,482
‫مارتا هانت؟

37
00:01:58,618 --> 00:01:59,975
‫آره

38
00:02:00,111 --> 00:02:01,545
‫توی مرکز سرطان مموریال منهتن بستریه

39
00:02:01,681 --> 00:02:03,288
‫فکر می‌کردم خبر داری

40
00:02:03,423 --> 00:02:05,122
‫نه، راستش رو بخوای چندین ساله ندیدمش

41
00:02:05,258 --> 00:02:07,423
‫جدی مارتا مریض شده؟
‫اصلاً باورم نمیشه

42
00:02:07,559 --> 00:02:09,891
‫اگه بری ملاقاتش، حسابی خوشحال میشه

43
00:02:10,026 --> 00:02:11,553
‫آره، حتماً

44
00:02:11,688 --> 00:02:13,565
‫حتماً میرم

45
00:02:13,700 --> 00:02:16,601
‫آم، خیلی ممنونم که اومدی.
‫واقعاً لطف کردی

46
00:02:16,736 --> 00:02:17,736
‫تبریک میگم

47
00:02:17,872 --> 00:02:18,970
‫مرسی

48
00:02:19,106 --> 00:02:19,968
‫- به زودی می‌بینمت
‫- مرسی

49
00:02:20,104 --> 00:02:21,096
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

50
00:02:23,973 --> 00:02:24,968
‫سلام

51
00:02:27,105 --> 00:02:29,313
‫- به اسم کی بنویسم؟
‫- فرانسس

52
00:02:30,679 --> 00:02:33,179
‫- اسمِ خودتونه؟
‫- نه، دوست‌دخترمه

53
00:02:33,315 --> 00:02:34,985
‫خیلی شما رو دوست داره

54
00:02:35,121 --> 00:02:36,683
‫- منم همین‌طور
‫- مرسی

55
00:02:40,117 --> 00:02:43,019
‫میشه بنویسید
‫«دیگه تکرار نمیشه»؟

56
00:02:45,556 --> 00:02:47,692
‫چرا که نه

57
00:02:47,828 --> 00:02:50,202
‫آره. ممنون. دیگه تکرار نمیشه

58
00:02:52,596 --> 00:02:53,535
‫امیدوارم

59
00:03:09,784 --> 00:03:12,288
‫سلام. من اومدم ملاقاتِ مارتا هانت

60
00:03:12,424 --> 00:03:13,988
‫گمونم طبقه شونزدهم باشن

61
00:03:14,124 --> 00:03:15,359
‫باشه. یه لحظه صبر کنین

62
00:03:17,929 --> 00:03:20,189
‫بله. اتاق 1614

63
00:03:20,324 --> 00:03:22,427
‫آسانسور انتهای راهرو سمت چپه

64
00:03:22,563 --> 00:03:23,693
‫- مرسی
‫- خواهش می‌کنم

65
00:03:45,989 --> 00:03:46,984
‫مارتا؟

66
00:03:48,322 --> 00:03:49,393
‫اینگرید!

67
00:03:50,555 --> 00:03:53,022
‫غافلگیرم کردی

68
00:03:53,158 --> 00:03:55,264
‫- از کجا باخبر شدی؟
‫- اتفاقی استلا رو دیدم

69
00:03:55,399 --> 00:03:57,929
‫- اون بهم گفت
‫- ای وای!

70
00:03:58,064 --> 00:04:00,999
‫واقعاً شرمنده، اصلاً خبر نداشتم مریض شدی

71
00:04:01,134 --> 00:04:03,702
‫ای بابا! تو مشغله‌های خودت رو
‫داشتی، منم مشغله‌های خودم رو

72
00:04:03,837 --> 00:04:06,407
‫اصلاً نفهمیدیم زمان چطور گذشت

73
00:04:06,542 --> 00:04:08,104
‫آره و من پاریس زندگی می‌کردم

74
00:04:08,239 --> 00:04:11,007
‫آره، شنیدم.
‫خبرهات رو دارم

75
00:04:11,143 --> 00:04:13,115
‫می‌دونم یه کتابِ دیگه منتشر کردی

76
00:04:13,251 --> 00:04:14,951
‫و فروش خوبی داره

77
00:04:15,086 --> 00:04:16,618
‫مرسی

78
00:04:17,251 --> 00:04:18,257
‫خب...

79
00:04:19,386 --> 00:04:21,491
‫اوضاعت چطوره؟

80
00:04:21,626 --> 00:04:24,626
‫مطمئنم خسته شدی از بس جوابِ این سوال رو دادی

81
00:04:24,761 --> 00:04:28,059
‫خب سرطان دهانه رحمه
‫و مرحله سه هست

82
00:04:28,194 --> 00:04:30,928
‫نمیشه جراحی کرد ولی تحت درمانم و خلاصه...

83
00:04:31,064 --> 00:04:34,331
‫قرار نیست به این زودیا بمیرم

84
00:04:34,466 --> 00:04:39,577
‫الانم یه موش آزمایشگاهی شدم

85
00:04:39,712 --> 00:04:41,944
‫و نتایج بهتر از چیزیه
‫که دکترها انتظار داشتن

86
00:04:42,080 --> 00:04:43,779
‫- این که عالیه!
‫- آره

87
00:04:43,915 --> 00:04:46,274
‫عالیه! به نظر روحیه‌ت هم خوبه

88
00:04:46,409 --> 00:04:49,582
‫راستش بین سرخوشی و افسردگی در نوسانم

89
00:04:49,718 --> 00:04:50,986
‫وای! متأسفم

90
00:04:51,121 --> 00:04:52,422
‫نه، یه چیز طبیعیه

91
00:04:52,557 --> 00:04:54,816
‫و دکترها هم از قبل بهم گفته بودن

92
00:04:54,952 --> 00:04:56,295
‫- بالا و پایین داره
‫- اوهوم

93
00:04:57,159 --> 00:04:58,220
‫اوهوم

94
00:04:59,197 --> 00:05:00,929
‫مسخره‌ست ولی

95
00:05:01,064 --> 00:05:06,402
‫بعد از این همه تلاش
‫برای پذیرش و مواجهه با مرگ،

96
00:05:06,538 --> 00:05:09,137
‫زنده موندن یه جورایی ناامید کننده‌ست

97
00:05:09,273 --> 00:05:10,437
‫این‌جوری نگو

98
00:05:10,572 --> 00:05:12,311
‫نه، واقعاً آمادگیِ مرگ رو داشتم

99
00:05:15,241 --> 00:05:19,281
‫حقیقتش همون اول که بیماریم رو تشخیص دادن،

100
00:05:19,416 --> 00:05:20,681
‫اصلاً دلم نمی‌خواست تحت درمان قرار بگیرم

101
00:05:20,816 --> 00:05:22,145
‫خوشحالم که نظرت عوض شد

102
00:05:23,655 --> 00:05:26,453
‫چون اصلاً حتی فکرشم نمی‌تونم بکنم که...

103
00:05:26,588 --> 00:05:28,160
‫و اینکه من بی‌خبر می‌موندم...

104
00:05:28,295 --> 00:05:31,055
‫خلاصه متوجه شدم که...

105
00:05:31,190 --> 00:05:35,367
‫هنوز زوده بخوام از این دنیا دل بِکَنم

106
00:05:35,502 --> 00:05:39,537
‫ولی واقعا دیگه باهاش کنار اومده بودم

107
00:05:39,673 --> 00:05:42,337
‫خب گمونم خوبه که باهاش کنار اومدی

108
00:05:42,473 --> 00:05:44,970
‫ولی همچنان امیدواری، درست میگم؟

109
00:05:45,105 --> 00:05:46,477
‫تو جنگ‌های زیادی رو از نزدیک دیدی، یادته؟

110
00:05:47,543 --> 00:05:49,271
‫یه روز هم فراموش‌شون نمی‌کنم

111
00:05:52,309 --> 00:05:55,353
‫اینگرید، خیلی از دیدنت خوشحالم

112
00:05:55,489 --> 00:05:57,682
‫چندین بار می‌خواستم بهت زنگ بزنم

113
00:05:57,818 --> 00:05:59,348
‫- منو ببخش
‫- منم همین‌طور

114
00:05:59,483 --> 00:06:01,120
‫مسخره‌ست که تمام این
‫مدت از هم بی‌خبر بودیم

115
00:06:01,255 --> 00:06:03,520
‫قول میدم این‌قدر بیام ملاقاتت
‫که حالت از قیافه‌م بهم بخوره!

116
00:06:03,655 --> 00:06:04,961
‫جدی؟

117
00:06:05,096 --> 00:06:06,427
‫قول میدی؟

118
00:06:06,562 --> 00:06:08,066
‫روی قولت حساب می‌کنم

119
00:06:08,202 --> 00:06:09,665
‫گمونم دخترت هم در جریان باشه

120
00:06:10,870 --> 00:06:11,865
‫آره

121
00:06:13,530 --> 00:06:17,402
‫اولش که تصمیم گرفتم از درمان صرف نظر کنم

122
00:06:17,538 --> 00:06:18,608
‫بهش گفتم...

123
00:06:19,970 --> 00:06:21,380
‫اونم فقط گفت:

124
00:06:22,313 --> 00:06:23,448
‫«تصمیمش با خودته»

125
00:06:24,675 --> 00:06:26,008
‫تموم شد و رفت!

126
00:06:26,143 --> 00:06:29,046
‫انگار که یه موضوعِ بی‌اهمیته

127
00:06:29,182 --> 00:06:31,016
‫و اصلاً به اون ربطی نداره

128
00:06:32,688 --> 00:06:34,189
‫اوضاع بین‌تون چطوره؟

129
00:06:34,324 --> 00:06:36,324
‫مثل همیشه

130
00:06:36,459 --> 00:06:37,786
‫زیاد از همدیگه خبر نداریم

131
00:06:37,921 --> 00:06:39,260
‫شغلش چیه؟

132
00:06:39,395 --> 00:06:40,762
‫شغلِ خوبی داره

133
00:06:40,897 --> 00:06:43,996
‫مدیر برنامه‌ی یه نوازنده موسیقی کلاسیکه

134
00:06:47,206 --> 00:06:48,605
‫می‌دونم وحشتناکه

135
00:06:50,500 --> 00:06:53,203
‫ولی حس می‌کنم اصلاً دخترِ من نیست

136
00:06:55,343 --> 00:06:58,574
‫خیلی وقتا به این فکر می‌کنم
‫نکنه موقع به دنیا اومدن، جابه‌جا شده باشه

137
00:06:58,709 --> 00:07:00,344
‫چی؟

138
00:07:00,479 --> 00:07:02,712
‫این حرفا چیه؟
‫عینِ خودته

139
00:07:02,847 --> 00:07:04,049
‫قیافه‌ش به تو رفته

140
00:07:05,723 --> 00:07:08,592
‫هیچ‌وقت به چشم یه مادر بهم نگاه نکرده

141
00:07:09,687 --> 00:07:10,789
‫آخه چرا؟

142
00:07:10,925 --> 00:07:12,926
‫وقتی به دنیا اومد، خودم یه دختر نوجوون بودم

143
00:07:14,435 --> 00:07:17,727
‫چیزی از بچه‌داری سرم نمی‌شد

144
00:07:17,862 --> 00:07:21,095
‫اون موقعی که کارمون رو توی
‫مجله پی‌پر شروع کردیم یادته؟

145
00:07:21,231 --> 00:07:23,374
‫عملاً هر شب بیدار بودیم

146
00:07:23,510 --> 00:07:25,469
‫نیویورک رو توی دهه 80 یادته؟

147
00:07:25,604 --> 00:07:26,906
‫آره

148
00:07:27,041 --> 00:07:28,810
‫همه‌ی اتفاقات مهم شب‌ها می‌افتاد

149
00:07:32,542 --> 00:07:35,944
‫بعدش دیگه خبرنگار جنگ شدم

150
00:07:36,079 --> 00:07:37,748
‫و دائم توی سفر بودم

151
00:07:37,883 --> 00:07:40,292
‫و این باعث شد رابطه‌مون بدتر بشه

152
00:07:40,427 --> 00:07:42,758
‫کل زندگیم شد کار

153
00:07:46,392 --> 00:07:49,897
‫هیچ‌وقت نتونستم به وظایف مادریم برسم

154
00:07:52,163 --> 00:07:55,636
‫ولی میشل خیلی قبل‌تر از این اتفاقات

155
00:07:55,771 --> 00:07:57,575
‫ازم متنفر شده بود

156
00:07:59,909 --> 00:08:01,642
‫یادمه از همون بچگیش

157
00:08:01,778 --> 00:08:03,207
‫ازم دلخور بود

158
00:08:06,616 --> 00:08:08,553
‫همون اول منظورش رو واضح رسوند

159
00:08:13,385 --> 00:08:17,826
‫براش سخت بود پدری بالاسرش نباشه

160
00:08:19,666 --> 00:08:22,565
‫بقیه دخترها رو همراهِ پدرهاشون دیده بود

161
00:08:22,701 --> 00:08:24,998
‫و می‌خواست بدونه پدرش کیه

162
00:08:27,698 --> 00:08:30,465
‫اولش وانمود کردم نمی‌‌دونم کیه ولی...

163
00:08:33,008 --> 00:08:34,469
‫اوضاع بدتر شد

164
00:08:36,976 --> 00:08:38,107
‫داشتم بهش دروغ می‌گفتم

165
00:08:39,985 --> 00:08:41,520
‫معلومه که می‌دونستم پدرش کیه

166
00:08:42,486 --> 00:08:43,885
‫اسمش فرد بود

167
00:08:50,191 --> 00:08:51,558
‫یه چندماهی باهم بودیم

168
00:08:51,693 --> 00:08:53,558
‫و بعد اعزام شد

169
00:08:53,693 --> 00:08:57,063
‫اواخر جنگ ویتنام رفت جبهه

170
00:08:58,728 --> 00:09:02,503
‫یه سال بعد که برگشت...

171
00:09:02,639 --> 00:09:04,031
‫از این رو به اون رو شده بود

172
00:09:04,167 --> 00:09:06,441
‫فرد! چی شده؟

173
00:09:06,577 --> 00:09:08,371
‫داغون شده بود

174
00:09:10,041 --> 00:09:12,384
‫ببین منو. چیزی نیست

175
00:09:12,519 --> 00:09:14,283
‫من اینجام.
‫دیگه تموم شد، فرد

176
00:09:14,418 --> 00:09:15,681
‫الان برگشتی خونه

177
00:09:15,817 --> 00:09:17,182
‫ولی برای من تموم نشده

178
00:09:20,055 --> 00:09:22,088
‫هنوز جنگ جلوی چشم‌هامه

179
00:09:24,429 --> 00:09:25,762
‫نمی‌تونم از شرش خلاص شم

180
00:09:28,061 --> 00:09:30,129
‫هر روز توهم می‌زنم

181
00:09:33,134 --> 00:09:35,706
‫و عملا تمام مدت نشئه بودم

182
00:09:40,274 --> 00:09:42,174
‫نمی‌دونم دارم با زندگیم چیکار می‌کنم

183
00:09:43,647 --> 00:09:45,111
‫ولی قرار نیست اینجا بمونم

184
00:09:49,848 --> 00:09:50,886
‫اشکالی نداره

185
00:09:52,426 --> 00:09:54,954
‫هر کاری دوست داری، بکن

186
00:09:55,090 --> 00:09:57,024
‫ببین چه کاری به صلاحته

187
00:10:01,298 --> 00:10:02,293
‫باشه

188
00:10:04,499 --> 00:10:05,560
‫مرسی

189
00:10:11,067 --> 00:10:12,072
‫میشه ببوسمت؟

190
00:10:41,432 --> 00:10:43,334
‫- میشل اینو می‌دونه؟
‫- وای!

191
00:10:45,436 --> 00:10:47,608
‫به محض اینکه حرف زدن یاد گرفت

192
00:10:47,744 --> 00:10:49,505
‫سراغِ باباش رو می‌گرفت

193
00:10:52,712 --> 00:10:56,116
‫ولی چیزی نیست که بشه به بچه توضیح داد، خب؟

194
00:10:57,782 --> 00:11:01,185
‫وقتی به سن بلوغ رسید، دیگه کلاً غریبه شدیم

195
00:11:01,321 --> 00:11:03,288
‫و این فاصله، نوجوونیش رو شکل داد

196
00:11:05,358 --> 00:11:08,359
‫ولی اون موقع دیگه من پیشش نبودم

197
00:11:08,494 --> 00:11:11,835
‫با تو توی نیویورک بودم و زندگیم رو می‌کردم

198
00:11:14,335 --> 00:11:16,432
‫یه شب با فرد قرار گذاشتم

199
00:11:16,567 --> 00:11:18,508
‫تا وضعیت رو بهش توضیح بدم

200
00:11:18,644 --> 00:11:21,541
‫خب من یه دوره کمک‌های اولیه رفتم

201
00:11:21,676 --> 00:11:24,446
‫و از اونجایی که سابقه حضور در جنگ دارم،
‫تونستم توی یه بیمارستان

202
00:11:24,581 --> 00:11:25,607
‫توی سن دیگو استخدام بشم

203
00:11:27,981 --> 00:11:29,512
‫خبر خوبیه، نه؟

204
00:11:31,151 --> 00:11:32,823
‫منم یه خبرایی برات دارم

205
00:11:34,690 --> 00:11:35,694
‫من حامله‌م

206
00:11:37,597 --> 00:11:40,391
‫- حامله‌ای؟
‫- آره

207
00:11:42,628 --> 00:11:45,000
‫ولی من می‌خواستم هفته دیگه برم سن دیگو

208
00:11:47,364 --> 00:11:48,839
‫حالا چیکار کنیم؟

209
00:11:48,975 --> 00:11:51,776
‫هر تصمیمی که بگیرم،
‫والدینم ازم حمایت می‌کنن...

210
00:11:52,510 --> 00:11:53,503
‫پس تنها نمی‌مونم

211
00:11:55,775 --> 00:11:56,748
‫هوم

212
00:11:59,082 --> 00:12:00,708
‫به نظرم با توجه به روحیه‌ی بدی که داشت

213
00:12:00,844 --> 00:12:03,718
‫کار کردن توی بیمارستان
‫اصلا انتخاب خوبی نبود

214
00:12:03,854 --> 00:12:05,218
‫این نزدیک‌ترین چیز به جنگه

215
00:12:06,383 --> 00:12:08,386
‫باید می‌رفت سراغ روانشناس و مرکز بازپروری

216
00:12:08,521 --> 00:12:10,685
‫آره، اینا منظقی‌تر بود

217
00:12:12,158 --> 00:12:13,798
‫ولی می‌خواست آدمِ مفیدی باشه

218
00:12:15,226 --> 00:12:17,166
‫تا از عذاب وجدان خلاص بشه

219
00:12:17,302 --> 00:12:21,433
‫معتقد بود کمک کردن به آدمایی
‫که بین مرگ و زندگی گیر افتادن

220
00:12:21,568 --> 00:12:25,502
‫بهترین فرصت برای اینه که
‫دوباره آرامشش رو به دست بیاره

221
00:12:27,211 --> 00:12:30,945
‫تنها کاری که از دستم برمیومد
‫این بود که مسئولیتی گردنش نندازم

222
00:12:31,081 --> 00:12:33,779
‫قبل از به دنیا اومدنِ میشل رفت

223
00:12:33,914 --> 00:12:34,912
‫هیچ‌وقت دخترش رو ندید

224
00:12:38,089 --> 00:12:41,551
‫حتی یه بارم زنگ نزد سراغش رو بگیره

225
00:12:43,386 --> 00:12:45,153
‫کی به میشل گفتی؟

226
00:12:45,288 --> 00:12:46,963
‫وقتی حدوداً 12 سالش بود

227
00:12:48,660 --> 00:12:52,062
‫می‌خواست بدونه باباش کجا زندگی می‌کنه...

228
00:12:52,198 --> 00:12:53,662
‫و منم دیگه ازش بی‌خبر بودم

229
00:12:55,233 --> 00:12:57,699
‫این‌قدر اصرار کرد که

230
00:12:57,834 --> 00:13:00,476
‫یکی از دوستانِ قدیمی دبیرستانِ باباش رو

231
00:13:00,611 --> 00:13:01,505
‫پیدا کردم

232
00:13:03,081 --> 00:13:07,649
‫و اون بهم گفت فرد ازدواج کرده بوده

233
00:13:07,784 --> 00:13:09,645
‫و به تازگی هم از دنیا رفته

234
00:13:11,385 --> 00:13:14,749
‫ازش خواستم شماره زنش رو بهم بده

235
00:13:15,825 --> 00:13:18,124
‫و بعد بهش زنگ زدم

236
00:13:18,259 --> 00:13:19,831
‫می‌خواستم بدونم چی شده

237
00:13:21,597 --> 00:13:26,035
‫زنش گفت داشتن از سفر برمی‌گشتن

238
00:13:29,134 --> 00:13:30,303
‫دوده؟

239
00:13:31,608 --> 00:13:32,602
‫آره

240
00:13:33,777 --> 00:13:35,940
‫یه چیزی آتیش گرفته

241
00:13:36,076 --> 00:13:37,145
‫خونه‌هه آتیش گرفته

242
00:13:40,018 --> 00:13:42,248
‫باید زنگ بزنیم آتش‌نشانی

243
00:13:48,661 --> 00:13:50,653
‫- بزن کنار
‫- فرد...

244
00:13:57,494 --> 00:13:58,966
‫داری چیکار می‌کنی؟

245
00:13:59,101 --> 00:14:00,668
‫- میرم یه نگاهی بندازم
‫- نه!

246
00:14:00,804 --> 00:14:02,732
‫احمقانه‌ست! فرد!

247
00:14:02,867 --> 00:14:05,240
‫- شاید یه نفر داخل باشه
‫- فرد! وایسا! وایسا!

248
00:14:05,376 --> 00:14:08,676
‫نرو! خطرناکه!
‫منو نگاه کن! من اینجام

249
00:14:08,812 --> 00:14:10,308
‫بیا یه پمپ بنزین پیدا کنیم

250
00:14:10,444 --> 00:14:11,582
‫و از اونجا زنگ بزنیم آتش‌نشانی.
‫تو رو خدا

251
00:14:11,717 --> 00:14:13,110
‫صدای داد و فریادش رو نمی‌شنوی؟

252
00:14:13,246 --> 00:14:15,044
‫نه، من هیچ صدایی نمی‌شنوم

253
00:14:17,217 --> 00:14:19,891
‫فرد، تو رو خدا! فرد! فرد!

254
00:14:21,022 --> 00:14:22,357
‫فرد، نرو اونجا!

255
00:14:25,390 --> 00:14:26,830
‫صدای داد و فریاد رو نمی‌شنوی؟

256
00:14:26,966 --> 00:14:28,867
‫یه نفر توی خونه‌ست و کمک می‌خواد

257
00:14:30,963 --> 00:14:32,002
‫فرد!

258
00:14:43,845 --> 00:14:46,009
‫آقا! آقا!

259
00:14:46,144 --> 00:14:48,048
‫لطفاً کمکم کنین

260
00:14:48,184 --> 00:14:50,416
‫- آقا! آقا لطفاً!
‫- بیایین بریم

261
00:14:50,551 --> 00:14:52,721
‫- تو رو خدا، شوهرم توی خونه‌ست
‫- نردبون رو بیارین

262
00:14:52,857 --> 00:14:54,381
‫آقا! شوهرم داخله

263
00:14:54,517 --> 00:14:55,927
‫شوهرم داخله!

264
00:14:56,062 --> 00:14:57,355
‫گفت صدای یه نفر رو شنیده که کمک می‌خواسته

265
00:14:57,491 --> 00:14:58,753
‫دوتا شلنگ هم اون پشت بذارین، بچه‌ها

266
00:14:58,888 --> 00:15:00,490
‫رفت توی خونه تا

267
00:15:00,626 --> 00:15:02,198
‫اونی که توی آتیش گیر کرده رو نجات بده

268
00:15:02,334 --> 00:15:03,225
‫خیلی‌خب، برگردین توی ماشین.
‫به ساختمون نزدیک نشین

269
00:15:03,361 --> 00:15:04,627
‫همین‌جا می‌مونم. باشه

270
00:15:04,762 --> 00:15:06,234
‫لطفاً خانم.
‫کسی دیگه هم توی خونه هست؟

271
00:15:06,370 --> 00:15:07,395
‫- نه، نمی‌دونم
‫- نردبون رو آماده کنین رفقا! یالا!

272
00:15:07,531 --> 00:15:08,773
‫یه نفر داخل خونه‌ست

273
00:15:08,909 --> 00:15:10,000
‫خانم لطفاً برگردین توی ماشین‌تون

274
00:15:11,835 --> 00:15:12,971
‫بسیارخب، برین داخل

275
00:15:13,107 --> 00:15:15,307
‫از پنجره بالایی وارد شین

276
00:15:15,443 --> 00:15:18,246
‫همینه! داره خاموش میشه

277
00:15:20,849 --> 00:15:21,876
‫آفرین پسرها!

278
00:15:31,592 --> 00:15:33,188
‫شرمنده، کاری از دستمون ساخته نبود

279
00:15:36,233 --> 00:15:39,103
‫اصلاً به طبقه دوم نرسیده بود

280
00:15:39,239 --> 00:15:41,462
‫احتمالاً دود و آتیش باعث شده بیهوش بشه

281
00:15:41,597 --> 00:15:42,804
‫بقیه جسدها چی؟

282
00:15:42,939 --> 00:15:44,438
‫کسی دیگه نبود

283
00:15:44,573 --> 00:15:46,402
‫این خونه خیلی وقته متروکه‌ست

284
00:15:46,537 --> 00:15:47,576
‫فقط شوهر شما داخل بود

285
00:15:47,711 --> 00:15:50,113
‫آخه شوهرم...

286
00:15:50,248 --> 00:15:52,648
‫بهم گفت صدای یه نفر رو
‫شنیده که کمک می‌خواسته

287
00:15:52,783 --> 00:15:54,117
‫امکان نداره خانم

288
00:15:55,248 --> 00:15:56,284
‫کسی دیگه نبوده

289
00:15:57,347 --> 00:15:58,385
‫درسته

290
00:16:00,422 --> 00:16:02,653
‫منم صدای داد و فریادی نشنیدم

291
00:16:04,394 --> 00:16:07,255
‫می‌خواستم جلوش رو بگیرم ولی...

292
00:16:08,633 --> 00:16:09,632
‫نشد

293
00:16:09,767 --> 00:16:11,759
‫شوهرتون خیلی شجاع بود

294
00:16:11,895 --> 00:16:13,595
‫همه‌ی اینا رو به میشل گفتی؟

295
00:16:13,730 --> 00:16:16,437
‫مجبور شدم با تمام جزئیات بگم

296
00:16:16,572 --> 00:16:19,443
‫حتی شماره‌ی زنِ باباش رو بهش دادم

297
00:16:19,579 --> 00:16:20,935
‫می‌دونی چیه؟

298
00:16:21,070 --> 00:16:22,770
‫پاشو روی تخت دراز بکش. خسته شدی

299
00:16:22,906 --> 00:16:24,211
‫باشه ولی باید اینو بهت بگم

300
00:16:24,346 --> 00:16:26,512
‫بعداً هم می‌تونیم صحبت کنیم

301
00:16:27,587 --> 00:16:29,515
‫خلاصه یه روز...

302
00:16:31,991 --> 00:16:34,689
‫- زنِ فرد بهم زنگ زد
‫- خیلی‌خب

303
00:16:34,824 --> 00:16:36,454
‫و بهم گفت

304
00:16:36,590 --> 00:16:38,687
‫- یه آدرس می‌خواد
‫- اوهوم

305
00:16:38,823 --> 00:16:40,354
‫می‌خواست یه چیزی برام بفرسته

306
00:16:40,489 --> 00:16:41,697
‫اوهوم

307
00:16:41,833 --> 00:16:44,135
‫و چند روز بعدش

308
00:16:44,270 --> 00:16:47,335
‫یه یادداشت و نامه به دستم رسید

309
00:16:48,998 --> 00:16:51,141
‫که میشل برای زنه فرستاده بود

310
00:16:52,404 --> 00:16:54,173
‫میشل توی نامه خودشو معرفی کرده بود

311
00:16:54,308 --> 00:16:56,179
‫و گفته بود اون بوده،

312
00:16:56,978 --> 00:16:58,542
‫دختر فرد،

313
00:16:58,678 --> 00:17:00,975
‫که توی آتیش‌شوزی بوده

314
00:17:02,284 --> 00:17:05,449
‫«اون می‌خواسته منو نجات بده.»

315
00:17:05,584 --> 00:17:09,851
‫«به خاطر من بود که مُرد...»

316
00:17:09,987 --> 00:17:12,496
‫میشل اینا رو برای زنه نوشته بود

317
00:17:12,632 --> 00:17:13,990
‫باورم نمیشه!

318
00:17:14,126 --> 00:17:15,099
‫آره

319
00:17:23,102 --> 00:17:24,670
‫سلام!

320
00:17:24,806 --> 00:17:26,207
‫منم، مارتای مزاحم

321
00:17:26,343 --> 00:17:28,172
‫مزاحم نیستی

322
00:17:28,308 --> 00:17:29,713
‫حالت چطوره؟

323
00:17:29,848 --> 00:17:31,377
‫خوبم. اومدم خونه

324
00:17:31,512 --> 00:17:33,742
‫بیمارستان یه چند روزی بین جلسات درمان

325
00:17:33,878 --> 00:17:35,577
‫بهم استراحت داده و خلاصه الان خونه‌م

326
00:17:35,713 --> 00:17:37,649
‫خوشحال میشم بیای بهم سر بزنی

327
00:17:37,784 --> 00:17:40,551
‫وای! الان درگیرِ اسباب‌کشی هستم

328
00:17:40,687 --> 00:17:43,357
‫پس خیلی سرت شلوغه، نه؟

329
00:17:43,493 --> 00:17:46,428
‫خب می‌دونی که اسباب‌کشی چطوریه

330
00:17:46,563 --> 00:17:50,693
‫ولی اگه تنهایی می‌تونم یه سر بیام پیشت

331
00:17:50,829 --> 00:17:52,365
‫و توی پارک قدم بزنیم

332
00:17:52,501 --> 00:17:54,895
‫بعید می‌دونم انرژی پیاده‌روی داشته باشم

333
00:17:55,031 --> 00:17:58,066
‫آم، خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟
‫بذار...

334
00:17:58,201 --> 00:18:01,739
‫بذار کارم رو تموم کنم بعد میام پیشت

335
00:18:01,874 --> 00:18:05,083
‫مرسی عزیزم ولی اجباری در کار نیست

336
00:18:29,539 --> 00:18:32,769
‫- این رو برای تو گرفتم
‫- خیلی ماهی!

337
00:18:32,905 --> 00:18:34,303
‫دوتا کتاب هم برات آوردم

338
00:18:34,439 --> 00:18:36,143
‫وای! ممنون!

339
00:18:36,278 --> 00:18:37,440
‫نوشیدنی می‌خوری؟

340
00:18:37,575 --> 00:18:39,709
‫چای می‌خورم

341
00:18:39,844 --> 00:18:41,986
‫- اگه دمنوش داری برام بیار
‫- حتماً

342
00:18:42,122 --> 00:18:44,122
‫- این رو می‌ذارم توی گلدون
‫- باشه

343
00:18:45,419 --> 00:18:47,858
‫و همه‌ی اینا رو برای تو حاضر کردم

344
00:18:47,994 --> 00:18:49,420
‫باید تا ته بخوری‌شون!

345
00:18:49,556 --> 00:18:51,760
‫وای! تمام تلاشم رو می‌کنم

346
00:18:51,896 --> 00:18:53,390
‫من عاشق میوه‌م

347
00:18:57,532 --> 00:18:58,999
روی کتابِ جدیدی کار می‌کنی؟

348
00:18:59,135 --> 00:19:00,964
‫آره، راستش شروع کردم

349
00:19:01,099 --> 00:19:04,367
‫دارم روی رابطه‌ی پر فراز
‫و نشیب دورا کرینگتونِ نقاش

350
00:19:04,503 --> 00:19:06,641
‫با... آم...

351
00:19:06,777 --> 00:19:09,439
‫لیتن استرچیِ نویسنده کار می‌کنم

352
00:19:09,575 --> 00:19:11,573
‫- اوهوم.
‫- اینه

353
00:19:11,708 --> 00:19:13,450
‫استرچی همجنس‌گرا بود

354
00:19:13,586 --> 00:19:18,485
‫خلاصه دورا با مردِ دگرجنس‌گرایی
‫که استرچی شیفته‌ش شده بود، ازدواج کرد

355
00:19:18,620 --> 00:19:20,350
‫خلاصه قراره به ماجرای این سه نفر بپردازم

356
00:19:20,486 --> 00:19:22,191
‫موضوع جدید و خاضی نیست

357
00:19:22,327 --> 00:19:23,693
‫ولی می‌خوام ببینم تهش منو به کجا می‌بره

358
00:19:23,828 --> 00:19:25,323
‫بیا، نگاه کن

359
00:19:25,459 --> 00:19:26,824
‫ولی از شانس بدش...

360
00:19:26,959 --> 00:19:29,297
‫یه نقاشِ معروفِ دیگه بود...

361
00:19:29,433 --> 00:19:30,793
‫- لئونورا کرینگتون. آره
‫- آره...

362
00:19:30,928 --> 00:19:32,533
‫نقاش سورئالیست لئونورا کرینگتون

363
00:19:32,668 --> 00:19:34,667
‫که اسمش خیلی شبیه اون بود

364
00:19:35,874 --> 00:19:36,966
‫آم...

365
00:19:37,676 --> 00:19:38,770
‫دورا...

366
00:19:39,737 --> 00:19:41,639
‫بیشتر به خاطر

367
00:19:41,775 --> 00:19:44,039
‫رابطه نامتعارف و عجیبش با استرچی شناخته شده

368
00:19:46,352 --> 00:19:49,214
‫17 سال از زندگیش رو وقفِ اون مرد کرد

369
00:19:49,349 --> 00:19:50,549
‫- عجب!
‫- اوهوم

370
00:19:50,685 --> 00:19:53,055
‫قراره یه زندگی‌نامه تخیلی و داستانی باشه

371
00:19:53,191 --> 00:19:56,117
‫واسه همین یه چیزهایی
‫رو هم از خودم اضافه می‌کنم

372
00:19:56,252 --> 00:20:00,094
‫هیچ‌وقت نتونستم به خودم
‫اجازه‌ی این کار رو بدم

373
00:20:00,229 --> 00:20:03,064
‫خب امیدوارم نداده باشی

374
00:20:03,199 --> 00:20:04,933
‫آخه تو خبرنگار جنگی

375
00:20:05,069 --> 00:20:07,062
‫آره، باید...

376
00:20:07,197 --> 00:20:08,735
‫می‌دونی، نباید احساساتی بشی

377
00:20:08,870 --> 00:20:12,706
‫باید احساساتت رو سرکوب کنی
‫تا بتونی کارت رو انجام بدی

378
00:20:12,841 --> 00:20:15,412
‫تمرکزت روی زمان حال و
‫اون جهنمی که توشی باشه

379
00:20:15,548 --> 00:20:17,947
‫اصلاً شاید بهتره درباره تو بنویسم،
‫نه کرینگتون

380
00:20:18,083 --> 00:20:19,448
‫بعید می‌دونم خوشت بیاد

381
00:20:19,583 --> 00:20:21,284
‫درباره بیماری و دوره‌های درمانی بنویسی.

382
00:20:21,420 --> 00:20:24,219
‫- هوم. اشتباه می‌کنی
‫- من یه خبرنگار ساده‌م

383
00:20:24,355 --> 00:20:27,055
‫که معتاد جنگ و آدرنالینم

384
00:20:27,191 --> 00:20:28,259
‫فکر کردی این جذاب نیست؟

385
00:20:30,622 --> 00:20:32,191
‫همشم غم و سیاهی نبود

386
00:20:32,327 --> 00:20:33,693
‫می‌دونی، زندگی مسیر خودش رو طی می‌کرد

387
00:20:35,766 --> 00:20:39,094
‫یه گزارشی بود که یه
‫جاهاییش رو خودم اضافه کردم

388
00:20:39,705 --> 00:20:40,730
‫جدی؟

389
00:20:40,865 --> 00:20:42,999
‫راستش هیچ‌وقت منتشرش نکردم

390
00:20:45,001 --> 00:20:46,904
‫در طول جنگ عراق بود

391
00:20:47,040 --> 00:20:50,378
‫روز آخر، قبل از اینکه از بغداد بریم

392
00:20:50,514 --> 00:20:52,106
‫مطمئنی راه رو درست اومدیم؟

393
00:20:52,242 --> 00:20:55,044
‫آره همین‌جا بپیچ سمت چپ و برو توی کوچه

394
00:20:56,384 --> 00:20:57,618
‫بیا سریع بریم سر اصل مطلب

395
00:21:01,156 --> 00:21:02,154
‫همین‌جا. وایسا

396
00:21:12,504 --> 00:21:15,130
‫مارتین، اومدی بغداد چیکار؟

397
00:21:17,374 --> 00:21:18,775
‫چه خوشتیپ شدی. عالی شدی

398
00:21:18,910 --> 00:21:19,900
‫مرسی

399
00:21:20,036 --> 00:21:21,835
‫آره، ببخشید. پاکو، ایشون مارتینه

400
00:21:21,971 --> 00:21:23,347
‫اونم مثل من عضو فرقه کرملی‌هاست

401
00:21:23,482 --> 00:21:25,275
‫خوش‌وقتم. بذارین با مارتا آشناتون کنم

402
00:21:25,410 --> 00:21:27,642
‫یکی از خبرنگارهای
‫بااستعدادِ نیویورک تایمز هستن

403
00:21:29,054 --> 00:21:30,117
‫اینا همون کرملی‌هایی هستن

404
00:21:30,253 --> 00:21:31,419
‫که بهت گفته بودم

405
00:21:31,554 --> 00:21:32,883
‫از آشنایی با هردوتون خوشحالم

406
00:21:33,019 --> 00:21:34,825
‫قصد دارین توی بغداد بمونین؟

407
00:21:34,960 --> 00:21:36,189
‫بله، می‌بینید که همین‌جاییم

408
00:21:36,324 --> 00:21:37,857
‫ولی تنهایین

409
00:21:37,992 --> 00:21:40,298
‫تمام سازمان‌های مردم‌نهاد و صلیب سرخ رفتن

410
00:21:40,931 --> 00:21:42,165
‫می‌دونم

411
00:21:42,301 --> 00:21:44,065
‫اوضاع از کنترل خارج شده

412
00:21:44,201 --> 00:21:45,462
‫خیلی خطرناکه

413
00:21:45,598 --> 00:21:46,896
‫خودتونم هم که اینجایین

414
00:21:47,032 --> 00:21:48,604
‫آره ولی ما مسافریم

415
00:21:48,740 --> 00:21:50,469
‫به محض اینکه مصاحبه‌مون
‫با شما تموم بشه از اینجا میریم

416
00:21:50,604 --> 00:21:52,308
‫نمی‌تونیم توی این وضعیت
‫پشت‌شون رو خالی کنیم

417
00:21:52,444 --> 00:21:53,972
‫الان مردم بیشتر از هر
‫وقت دیگه بهمون نیاز دارن

418
00:21:54,107 --> 00:21:57,777
‫درسته ولی بازم خیلی خطرناکه

419
00:21:59,447 --> 00:22:01,108
‫ولی خودتون می‌دونین

420
00:22:01,244 --> 00:22:03,354
‫نمی‌تونیم پشت‌شون رو خالی کنیم خانم

421
00:22:04,820 --> 00:22:06,322
‫میشه یه عکس ازتون بگیریم

422
00:22:06,457 --> 00:22:08,221
‫تا نشون بدیم وضعیت مأموریت به چه صورته؟

423
00:22:09,762 --> 00:22:11,053
‫باشه

424
00:22:11,189 --> 00:22:13,322
‫می‌تونین از من و وضعیت مأموریت عکس بگیرین

425
00:22:13,458 --> 00:22:16,760
‫ولی اون نمی‌خواد خانواده‌ش
‫توی اسپانیا ببیننش و دردسر بشه

426
00:22:16,896 --> 00:22:18,469
‫- نگرانش میشن
‫- باشه، حتماً

427
00:22:18,604 --> 00:22:20,035
‫کاملاً درک می‌کنم
‫ولی اگه بتونیم از یکی‌تون عکس بگیریم

428
00:22:20,171 --> 00:22:21,368
‫عالی میشه

429
00:22:21,503 --> 00:22:22,866
‫- خیلی‌خب
‫- حتماً

430
00:22:24,310 --> 00:22:25,673
‫- اینجا؟
‫- آره

431
00:22:25,808 --> 00:22:28,435
‫یه قدم بیا جلو...

432
00:22:28,570 --> 00:22:30,277
‫آره، خوبه
‫تا بتونم اثراتش رو هم نشون بدم

433
00:22:36,187 --> 00:22:37,212
‫ردیف شد

434
00:22:39,817 --> 00:22:41,685
‫از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم...

435
00:22:41,821 --> 00:22:43,090
‫چقدر گذشته؟

436
00:22:43,225 --> 00:22:44,795
‫پنج سال

437
00:22:44,930 --> 00:22:46,155
‫پنج سال

438
00:22:47,294 --> 00:22:48,322
‫عجب!

439
00:22:49,695 --> 00:22:50,797
‫لیبریا رو یادته؟

440
00:22:51,697 --> 00:22:52,832
‫مگه میشه یادم بره؟

441
00:22:54,970 --> 00:22:58,674
‫ببین، یه سری عکس ازت
‫دارم که منتشرشون نکردیم

442
00:22:58,809 --> 00:23:00,703
‫یه آدرس بهم بده تا برات بفرستم

443
00:23:00,838 --> 00:23:01,802
‫یا مثلاً بفرستم برای سفارت

444
00:23:01,937 --> 00:23:03,642
‫نه، نگه‌شون دار

445
00:23:03,777 --> 00:23:05,515
‫این‌جوری من همیشه همراهتم

446
00:23:06,643 --> 00:23:07,583
‫باشه

447
00:23:10,047 --> 00:23:11,422
‫خوشحال شدم دیدمت

448
00:23:12,320 --> 00:23:13,255
‫مراقب خودت باش

449
00:23:13,390 --> 00:23:14,623
‫- خداحافظ
‫- مراقب خودت باش

450
00:23:19,463 --> 00:23:20,761
‫اون کرملی رو از کجا می‌شناسی؟

451
00:23:24,026 --> 00:23:25,062
‫توی سیرالئون آشنا شدیم

452
00:23:27,370 --> 00:23:29,204
‫همون‌جا عاشقِ همدیگه شدیم

453
00:23:29,340 --> 00:23:30,936
‫- جدی؟
‫- آره

454
00:23:32,245 --> 00:23:34,267
‫بعدش بازم همدیگه رو دیدیم

455
00:23:34,403 --> 00:23:36,737
‫همیشه هم جاهایی همدیگه
‫رو می‌دیدیم که جنگ شده

456
00:23:36,872 --> 00:23:38,081
‫و سکس می‌کردین؟

457
00:23:38,216 --> 00:23:40,582
‫خب چرا که نه! آره

458
00:23:40,718 --> 00:23:42,783
‫برناردو هیچ‌وقت از لذت‌های جسمانی دست نکشید

459
00:23:44,282 --> 00:23:47,051
‫همیشه وسط دعوا و درگیری‌ها بود

460
00:23:47,186 --> 00:23:49,427
‫و به نظرم سکس بهترین محافظش بود

461
00:23:51,894 --> 00:23:54,227
‫مطمئنم اونی یکی کرملی پارتنرش بود

462
00:23:54,363 --> 00:23:55,426
‫این‌جوری فکر می‌کنی؟

463
00:23:55,561 --> 00:23:57,666
‫شک ندارم

464
00:23:57,801 --> 00:23:59,301
‫فقط در این صورت می‌تونی توی بغداد بمونی

465
00:23:59,437 --> 00:24:00,438
‫و از جنگ نترسی

466
00:24:01,835 --> 00:24:04,035
‫- چه ماجرای فوق‌العاده‌ای!
‫- آره

467
00:24:06,068 --> 00:24:07,033
‫فکرشم نکن بخوای درباره‌ش بنویسی

468
00:24:07,169 --> 00:24:09,205
‫نه، نه، نه، البته که

469
00:24:12,075 --> 00:24:14,944
‫ولی مگه از نظر اونا گناه نیست؟

470
00:24:15,079 --> 00:24:16,252
‫یعنی عذاب وجدان نمی‌گیرن؟

471
00:24:16,388 --> 00:24:18,116
‫هر چی باشه کاتولیکن دیگه

472
00:24:18,251 --> 00:24:20,216
‫آره، نمی‌دونم والا.
‫هیچ‌وقت حرفی ازش نزد

473
00:24:22,385 --> 00:24:24,954
‫با این همه چیزهای
‫وحشتناکی که توی جنگ می‌بینی

474
00:24:25,089 --> 00:24:26,693
‫عذاب وجدان گرفتن به خاطر سکس

475
00:24:26,829 --> 00:24:27,993
‫خیلی بی‌معنی میشه

476
00:24:29,158 --> 00:24:30,193
‫و دیگه بهش عادت می‌کنی

477
00:24:31,399 --> 00:24:32,470
‫می‌دونم

478
00:24:35,900 --> 00:24:37,507
‫ماجراشون رو نوشتم

479
00:24:37,642 --> 00:24:39,972
‫روایت عشق‌شون رو طبق تخیل خودم نوشتم

480
00:24:41,237 --> 00:24:42,810
‫ولی توی کامپیوترم موند

481
00:24:45,016 --> 00:24:49,282
‫خب پس قراره درباره‌ی عشقِ عجیب‌وغریبِ
‫دورا کرینگتون بنویسی

482
00:24:49,417 --> 00:24:50,685
‫اوهوم

483
00:24:50,820 --> 00:24:52,148
‫و رابطه‌ش با ویرجینیا وولف

484
00:24:52,284 --> 00:24:55,290
‫که استرچی هم بهش علاقه داشت

485
00:24:55,425 --> 00:24:56,786
‫عجب گروهی بودن!

486
00:24:56,922 --> 00:24:59,288
‫واقعاً آزادی‌شون رو تحسین می‌کنم

487
00:24:59,423 --> 00:25:01,022
‫استرچی 18 سال بعد از آشنایی با دورا

488
00:25:01,157 --> 00:25:03,325
‫بر اثر سرطان معده مُرد

489
00:25:03,460 --> 00:25:06,194
‫و دورا تقریباً دو ماه بعد

490
00:25:06,330 --> 00:25:08,499
‫با شلیک به شکمش خودکشی کرد

491
00:25:08,634 --> 00:25:11,169
‫فقط 38 سالش بود

492
00:25:11,304 --> 00:25:14,308
‫واقعا این تقارن و شباهت برام جالبه

493
00:25:14,443 --> 00:25:15,676
‫اون سرطان معده گرفت

494
00:25:15,812 --> 00:25:17,741
‫و دورا هم به شکمش شلیک کرد

495
00:25:17,877 --> 00:25:20,180
‫همینو بگو، برای منم جالبه

496
00:25:20,315 --> 00:25:24,550
‫دوست دارم بدونم نظر ویرجینیا
‫وولف درباره مرگِ کرینگتون چی بوده؟

497
00:25:24,685 --> 00:25:27,156
‫شاید ویرجینیا یه‌جور...

498
00:25:27,291 --> 00:25:28,390
‫هشدار رو دیده بود

499
00:25:28,525 --> 00:25:31,051
یا مثلاً تصویری احتمالی از سرنوشت خودش رو؟

500
00:25:31,186 --> 00:25:32,387
‫انگار که تقدیرشون این بوده؟

501
00:25:34,993 --> 00:25:36,891
‫به نظرت تقدیر منم همینه؟

502
00:25:37,026 --> 00:25:39,735
‫نه! البته که نه!

503
00:25:39,870 --> 00:25:42,331
‫من تا حالا آدمی به سرزندگیِ تو ندیدم

504
00:25:42,466 --> 00:25:45,002
‫این هفته قراره یه دوره درمانی آزمایشی

505
00:25:45,138 --> 00:25:47,275
‫- به اسم ایمنی‌درمانی رو شروع کنم
‫- آهان

506
00:25:47,411 --> 00:25:49,109
‫قبلاً امتحانش کردن

507
00:25:49,245 --> 00:25:51,205
‫و ظاهراً در درمان سرطان رحم نتایج خوبی داشته

508
00:25:51,341 --> 00:25:54,013
‫- خب این که خیلی خوبه
‫- آره

509
00:25:54,148 --> 00:25:55,382
‫بهم خبر بده کی می‌تونم بیام ملاقاتت

510
00:25:55,517 --> 00:25:56,686
‫- باشه؟
‫- حتماً

511
00:25:59,019 --> 00:26:01,388
‫- حالا که بحثِ تقارن و شباهت شد...
‫- اوهوم

512
00:26:01,523 --> 00:26:02,560
‫تو...

513
00:26:03,591 --> 00:26:04,793
‫دیمین کانینگ‌هام رو یادته؟

514
00:26:05,858 --> 00:26:07,662
‫مگه میشه یادم بره؟

515
00:26:07,797 --> 00:26:10,265
‫از تو بهم به ارث رسید

516
00:26:10,400 --> 00:26:12,061
‫همون معشوقه‌ی مشترک

517
00:26:12,196 --> 00:26:13,602
‫- خب...
‫- باید اعتراف کنم که...

518
00:26:13,738 --> 00:26:15,402
‫خیلی دلم شکست وقتی فهمیدم
‫بعد از اینکه رابطه‌مون تموم شد

519
00:26:15,538 --> 00:26:16,770
‫با تو رفت توی رابطه

520
00:26:16,905 --> 00:26:18,375
‫در واقع همزمان با هردومون نبود

521
00:26:18,510 --> 00:26:19,707
‫چون تو باهاش کات کرده بودی

522
00:26:19,843 --> 00:26:20,805
‫و رفته بودی خارج

523
00:26:20,941 --> 00:26:22,371
‫امکان نداشت دوباره برگردم بهش

524
00:26:22,506 --> 00:26:25,274
‫و راستش رو بخوای بهش هم وفادار نبودم

525
00:26:25,410 --> 00:26:30,145
‫ولی عشقِ پر شور و حرارتی داشت

526
00:26:30,280 --> 00:26:32,287
‫و امیدوارم برای تو هم همین‌طور بوده باشی

527
00:26:32,423 --> 00:26:33,452
‫من که شکایتی نداشتم

528
00:26:49,239 --> 00:26:50,234
‫سلام

529
00:26:52,903 --> 00:26:53,908
‫چی شده؟

530
00:26:55,940 --> 00:26:56,944
‫جواب نداده

531
00:26:58,209 --> 00:27:00,209
‫سرطان به کبد

532
00:27:00,344 --> 00:27:02,147
‫- و به استخوان‌هامم رسیده
‫- ای وای، مارتا!

533
00:27:02,282 --> 00:27:04,150
‫باید به حس غریزی اولیه‌م اعتماد می‌کردم

534
00:27:04,286 --> 00:27:06,820
‫نباید خودمو این‌قدر عذاب می‌دادم

535
00:27:06,956 --> 00:27:09,390
‫این همه اسهال و استفراغ
‫و بی‌حالی رو تحمل کردم

536
00:27:09,526 --> 00:27:11,618
‫که آخرش به هیچ نتیجه‌ای نرسه

537
00:27:11,753 --> 00:27:13,822
‫نباید به خودم امید واهی می‌دادم

538
00:27:13,957 --> 00:27:15,258
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

539
00:27:15,393 --> 00:27:17,164
‫خب، دکتر چی گفت؟

540
00:27:17,300 --> 00:27:18,468
‫بهم بگو

541
00:27:18,603 --> 00:27:20,994
‫اینکه ممکنه تا چند ماهِ آینده

542
00:27:21,130 --> 00:27:23,003
‫یا شاید یه سالِ دیگه زنده بمونم

543
00:27:23,138 --> 00:27:25,232
‫ازم می‌خواد درمان رو ادامه بدم

544
00:27:25,368 --> 00:27:26,805
‫حتی با اینکه هیچ امیدی بهش نیست

545
00:27:26,941 --> 00:27:28,303
‫شاید این دفعه جواب بده

546
00:27:28,439 --> 00:27:30,439
‫نمی‌خوام بشینم واسه خودم دلسوزی کنم

547
00:27:36,522 --> 00:27:39,216
‫آخه من آدمِ صبوری نیستم. شرمنده

548
00:27:39,352 --> 00:27:43,453
‫نمی‌خوام این درد طاقت‌فرسا
‫رو به خودم تحمیل کنم

549
00:27:43,588 --> 00:27:45,993
‫آدم وقتی زجر می‌کِشه،
‫نمی‌تونه خودش رو کنترل کنه

550
00:27:46,960 --> 00:27:48,961
‫حتی نمی‌تونه درست فکر کنه

551
00:27:49,096 --> 00:27:50,728
‫فقط به یه چیز فکر می‌کنه...

552
00:27:50,864 --> 00:27:52,230
‫به اون سرطانِ کوفتی

553
00:27:55,136 --> 00:27:56,707
‫من همیشه مراقبِ سلامتیم بودم

554
00:27:57,737 --> 00:27:59,609
‫و حالا پشیمونم

555
00:27:59,745 --> 00:28:01,343
‫دکتر میگه قلبِ سالم و قوی‌ای دارم

556
00:28:01,479 --> 00:28:02,810
‫این دیگه یعنی چی؟

557
00:28:02,946 --> 00:28:04,980
‫یعنی بدنم به مبارزه ادامه میده

558
00:28:05,115 --> 00:28:08,018
‫در حالی که من همین‌جور تا
‫آخرین لحظه عذاب می‌کشم؟

559
00:28:09,288 --> 00:28:10,347
‫نمی‌دونم...

560
00:28:12,316 --> 00:28:13,856
‫نمی‌دونم چطور کمکت کنم

561
00:28:15,294 --> 00:28:16,353
‫خیلی متأسفم

562
00:28:21,127 --> 00:28:23,558
‫به نظرم حقمه مرگِ راحتی داشته باشم

563
00:28:26,202 --> 00:28:29,738
‫لااقل توی لحظات آخرم تشنج نکنم

564
00:28:29,874 --> 00:28:31,735
‫یه مرگ با عزت،

565
00:28:31,871 --> 00:28:33,469
‫تمیز و آبرومند داشته باشم

566
00:28:36,210 --> 00:28:38,181
‫ولی می‌دونم خواسته‌ی زیادیه

567
00:28:39,742 --> 00:28:40,581
‫مارتا، اینجا چیکار می‌کنی؟

568
00:28:40,716 --> 00:28:42,312
‫من دیگه حوصله ندارم

569
00:28:42,448 --> 00:28:44,244
‫- میشه لطفاً کمکش کنی؟
‫- حتماً

570
00:28:44,380 --> 00:28:45,655
‫برگرد توی تخت

571
00:28:45,791 --> 00:28:47,725
‫بیا. بذار کمکت کنم

572
00:28:49,118 --> 00:28:50,589
‫بیارش

573
00:28:50,724 --> 00:28:51,762
‫برو بریم

574
00:28:54,690 --> 00:28:56,626
‫آخرش معتاد از کار در میام

575
00:28:58,064 --> 00:28:59,995
‫گمونم همین الانم شدم

576
00:29:00,130 --> 00:29:02,835
‫چیزی نیست. جدی میگم

577
00:29:02,971 --> 00:29:04,940
‫بیا، این حالت رو بهتر می‌کنه

578
00:29:43,273 --> 00:29:44,309
‫هنوز همین‌جایی؟

579
00:29:45,844 --> 00:29:46,817
‫آره

580
00:29:50,285 --> 00:29:52,185
‫بگم شامت رو بیارن؟

581
00:29:53,622 --> 00:29:54,616
‫گشنه‌ت نیست؟

582
00:29:55,392 --> 00:29:56,354
‫نه

583
00:29:59,463 --> 00:30:00,457
‫اینگرید...

584
00:30:02,901 --> 00:30:04,962
‫به نظرت وقتشه با دوست‌های صمیمیم

585
00:30:05,097 --> 00:30:06,969
‫خداحافظی کنم؟

586
00:30:07,105 --> 00:30:09,334
‫به نظرم باید هر کاری دلت می‌خواد بکنی

587
00:30:10,466 --> 00:30:12,975
‫من فقط آرامش و سکوت می‌خوام

588
00:30:14,806 --> 00:30:18,079
‫به این فکر کردی می‌خوای وقتت رو صرف چی کنی؟

589
00:30:20,110 --> 00:30:21,818
‫و کجا بری؟

590
00:30:21,954 --> 00:30:23,612
‫جایی هست دوست داشته باشی بری؟

591
00:30:24,817 --> 00:30:25,823
‫نگاه کن

592
00:30:31,396 --> 00:30:32,962
‫دونه‌های برف صورتی

593
00:30:35,431 --> 00:30:38,528
‫بالاخره یه جنبه مثبت
‫توی تغییرات اقلیمی پیدا شد

594
00:30:40,767 --> 00:30:41,795
‫خب...

595
00:30:43,432 --> 00:30:45,040
‫من اون‌قدری زنده موندم تا ببینمش

596
00:30:50,115 --> 00:30:53,012
‫آخرِ داستانِ مردگانِ جیمز جویس رو یادته؟

597
00:30:53,147 --> 00:30:54,852
‫خیلی مبهم

598
00:30:56,313 --> 00:30:58,053
‫«برف می‌بارید،

599
00:30:59,782 --> 00:31:03,320
‫می‌بارید بر گورستان متروک

600
00:31:03,456 --> 00:31:06,391
‫به آرامی می‌بارید بر پهنه‌ی جهان

601
00:31:08,666 --> 00:31:11,229
و همچون فرود سرنوشت محتوم

602
00:31:11,364 --> 00:31:14,498
بر سر زندگان و مُردگان

603
00:31:16,633 --> 00:31:21,373
‫آرام می‌بارید.»

604
00:31:25,882 --> 00:31:27,412
‫دیگه داره دیر میشه...

605
00:31:28,718 --> 00:31:29,711
‫باید برم

606
00:31:37,792 --> 00:31:38,753
‫ممنونم

607
00:31:40,357 --> 00:31:41,899
‫فردا می‌بینمت

608
00:32:28,972 --> 00:32:31,642
‫هنوز نیم ساعت به شروع فیلم مونده

609
00:32:31,777 --> 00:32:33,917
‫بریم تا شلوغ نشده صندلی‌مون رو پیدا کنیم؟

610
00:32:34,052 --> 00:32:36,085
‫نه. می‌خوام یه چیزی رو بهت بگم

611
00:32:36,850 --> 00:32:38,219
‫باشه

612
00:32:38,354 --> 00:32:40,781
‫نمی‌خوام با رنجِ خفت‌بار از دنیا برم

613
00:32:40,917 --> 00:32:42,652
‫یه قرص اتانازی گرفتم

614
00:32:43,551 --> 00:32:44,951
‫نپرس چطوری

615
00:32:45,086 --> 00:32:47,490
‫توی دارک وب تقریباً همه‌چی میشه گیر آورد

616
00:32:47,626 --> 00:32:49,664
‫تازه کلی هم اُپیوئید برای وقتایی که درد دارم

617
00:32:49,800 --> 00:32:51,031
‫گرفتم

618
00:32:51,166 --> 00:32:52,629
‫این‌جوری هم نگاهم نکن

619
00:32:52,765 --> 00:32:54,730
‫نمی‌خوام منصرفم کنی

620
00:32:55,697 --> 00:32:57,673
‫اصلاً نمی‌دونم چی بگم

621
00:32:57,809 --> 00:32:59,141
‫امیدوار بودم موافقت کنی

622
00:33:00,171 --> 00:33:01,678
‫با چی موافقت کنم؟

623
00:33:01,813 --> 00:33:03,508
که کمکم کنی

624
00:33:04,242 --> 00:33:05,609
‫چه کمکی؟

625
00:33:06,918 --> 00:33:09,479
‫من بارها تا پای مرگ رفتم

626
00:33:09,614 --> 00:33:11,747
‫ولی همیشه یه نفر کنارم بوده

627
00:33:11,882 --> 00:33:15,190
‫ما خبرنگارها یه جور خانواده سیار شده بودیم

628
00:33:17,124 --> 00:33:18,688
‫اینم یه جنگ دیگه‌ست

629
00:33:19,764 --> 00:33:21,031
‫منم ازش نمی‌ترسم

630
00:33:21,598 --> 00:33:22,789
‫ولی...

631
00:33:22,925 --> 00:33:24,958
‫مثل بقیه وقتایی که تا پای مرگ رفتم

632
00:33:26,905 --> 00:33:28,863
‫نمی‌خوام تنها باشم، اینگرید

633
00:33:31,368 --> 00:33:32,735
‫ازت می‌خوام که...

634
00:33:33,679 --> 00:33:35,705
‫توی اتاق بغلیم باشی

635
00:33:37,148 --> 00:33:38,774
‫به نظرم بهتره بریم صندلی‌هامون رو پیدا کنیم

636
00:33:38,909 --> 00:33:41,617
‫آره حتماً ولی اگه اشکالی نداشته باشه

637
00:33:41,752 --> 00:33:42,877
‫ترجیح میدم به بحث‌مون ادامه بدیم

638
00:33:45,480 --> 00:33:46,914
‫خیلی‌خب. آم...

639
00:33:48,994 --> 00:33:50,489
‫هنوز تصمیم نگرفتی کی
‫می‌خوای انجامش بدی؟

640
00:33:51,453 --> 00:33:52,425
‫دقیقاً نه

641
00:33:53,488 --> 00:33:54,493
‫تا یه ماه دیگه؟

642
00:33:56,600 --> 00:34:00,565
‫قبل از اینکه وضعم بدتر بشه
‫و دیگه منو نشناسی

643
00:34:00,700 --> 00:34:04,530
‫توی چند هفته پیشِ رو حالم باید بهتر بشه

644
00:34:04,666 --> 00:34:06,339
‫ولی می‌خوام زودتر انجامش بدم

645
00:34:06,475 --> 00:34:08,568
‫دکترهام فکر می‌کنن که من قراره برگردم

646
00:34:08,704 --> 00:34:10,673
‫و دوره درمانم رو تکمیل کنم

647
00:34:10,809 --> 00:34:13,149
‫بهتره به چیزی شک نکنن

648
00:34:14,116 --> 00:34:15,883
‫کجا می‌خوای انجامش بدی؟

649
00:34:16,019 --> 00:34:17,285
‫نمی‌خوام توی خونه‌م باشم

650
00:34:19,755 --> 00:34:22,719
‫و نمی‌خوام جایی باشه
‫که قبلاً توش خوشحال بودم

651
00:34:25,263 --> 00:34:27,421
‫همیشه اشتباهه برگردی به جایی که

652
00:34:27,557 --> 00:34:29,089
‫یه زمانی توش واقعاً خوشحال بودی

653
00:34:29,224 --> 00:34:31,525
‫آخه این‌جوری گند می‌زنی
‫به خاطراتِ خوشِ اولیه‌ت

654
00:34:31,660 --> 00:34:33,269
‫نه، درک می‌کنم

655
00:34:33,404 --> 00:34:36,568
‫به نظرم اگه توی یه محیط غریب

656
00:34:36,703 --> 00:34:40,774
‫و ناآشنا باشم، راحت‌تر بتونم...

657
00:34:40,909 --> 00:34:42,737
‫از این دنیا دل بِکَنم

658
00:34:42,873 --> 00:34:44,906
‫چون در غیر این صورت
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم

659
00:34:47,479 --> 00:34:50,450
‫ترجیح میدم یه جای غریب،

660
00:34:51,515 --> 00:34:53,387
‫راحت و امن باشه

661
00:34:54,353 --> 00:34:56,718
‫و زیاد هم دور نباشه

662
00:34:56,854 --> 00:34:58,959
‫می‌خوای کمکت کنم یه جا پیدا کنی

663
00:34:59,095 --> 00:35:01,256
‫یا کمکت کنم مستقر بشی؟

664
00:35:01,391 --> 00:35:03,461
‫نه، نه، نه

665
00:35:03,596 --> 00:35:05,102
‫نه، خودم ترتیب این قسمتش رو میدم

666
00:35:06,865 --> 00:35:09,733
‫فقط می‌خوام یه نفر همراهیم کنه

667
00:35:10,941 --> 00:35:12,406
‫و توی اتاق بغلی باشه

668
00:35:14,940 --> 00:35:16,811
‫ترجیح نمیدی یکی باشه که بهت نزدیک‌تر باشه؟

669
00:35:16,946 --> 00:35:18,279
‫ما خیلی بهم نزدیکیم

670
00:35:18,415 --> 00:35:20,349
‫نه، یعنی آره! البته!
‫معلومه که هستیم

671
00:35:20,484 --> 00:35:22,779
‫وای خدایا! ما خیلی به هم نزدیکیم. فقط...

672
00:35:22,915 --> 00:35:24,917
‫سال‌هایی بوده که اصلاً از هم خبر نداشتیم

673
00:35:26,120 --> 00:35:27,580
‫استلا چی؟

674
00:35:27,716 --> 00:35:28,954
‫یا مگی؟

675
00:35:29,089 --> 00:35:30,490
‫یا ونسا؟

676
00:35:30,625 --> 00:35:32,192
‫شماها از بچگی با هم دوست بودین

677
00:35:32,328 --> 00:35:34,659
‫راستش اول بهشون فکر کردم

678
00:35:35,725 --> 00:35:37,398
‫از هر سه‌تاشونم درخواست کردم

679
00:35:37,533 --> 00:35:40,797
‫همه‌شون ترسیدن و زیر بار نرفتن

680
00:35:42,137 --> 00:35:43,503
‫شرایط رو درک کردن

681
00:35:43,638 --> 00:35:45,469
‫ولی گفتن نمی‌خوان نقشی توی

682
00:35:45,604 --> 00:35:47,434
‫خودکشیم داشته باشن

683
00:35:47,569 --> 00:35:49,236
‫به هیچ وجه راضی نمی‌شدن

684
00:35:49,372 --> 00:35:51,313
‫- دخترت چی؟
‫- این‌جوری در حقش نامردی میشه

685
00:35:52,808 --> 00:35:54,809
‫من زیاد حضور پررنگی توی زندگیش نداشتم

686
00:35:54,945 --> 00:35:56,684
‫نمی‌خوام بار مرگم رو روی دوشش بذارم

687
00:35:56,819 --> 00:36:00,989
‫حداقل باهاش مشورت می‌کردی و
نظرش رو می‌پرسیدی

688
00:36:01,124 --> 00:36:02,819
‫اینگرید، ما عینِ دوتا غریبه هستیم

689
00:36:04,526 --> 00:36:06,260
‫همون اول که راجع به
‫تردیدم برای درمان بهش گفتم

690
00:36:06,396 --> 00:36:08,121
‫به وضوح منظورش رو رسوند

691
00:36:09,429 --> 00:36:11,168
‫گفت تصمیمش با خودمـه

692
00:36:12,836 --> 00:36:13,962
‫حق هم داره

693
00:36:14,606 --> 00:36:15,535
‫صحیح

694
00:36:42,294 --> 00:36:44,397
‫توی زندگی هر اتفاقی هم که بیفته

695
00:36:44,532 --> 00:36:46,698
‫آدما ازت انتظار دارن به مبارزه ادامه بدی

696
00:36:48,429 --> 00:36:52,165
‫بهمون یاد دادن همچین
‫دیدگاهی به سرطان داشته باشیم

697
00:36:52,300 --> 00:36:57,377
‫مثل یه نبرد...
‫بین بیمار و بیماری

698
00:36:57,513 --> 00:37:00,708
‫که به نوعی جدال خیر و شره

699
00:37:00,844 --> 00:37:02,945
‫اگه جون سالم به در ببری، بهت میگن قهرمان

700
00:37:04,086 --> 00:37:05,915
‫اگه نه،

701
00:37:07,556 --> 00:37:09,358
‫میگن حتما با تمام قوا مبارزه نکردی

702
00:37:11,956 --> 00:37:13,720
‫آدما خوش‌شون نمیاد از کلماتِ

703
00:37:13,856 --> 00:37:16,999
‫«لاعلاج» یا «غیرقابل درمان» استفاده کنن

704
00:37:17,135 --> 00:37:19,663
‫میگن این حرفا ناامیدکننده‌ست

705
00:37:19,798 --> 00:37:21,432
‫یه سری از بدترین حرفا رو آدم از

706
00:37:21,568 --> 00:37:24,065
‫جامعه‌ی حامیان سرطان می‎شنوه

707
00:37:24,201 --> 00:37:27,066
‫بعضی‌هاشون فکر می‌کنن سرطان یه جور موهبت

708
00:37:27,202 --> 00:37:29,877
‫و فرصتی برای رشد معنویه

709
00:37:30,012 --> 00:37:31,744
‫چه مزخرفاتی!

710
00:37:31,879 --> 00:37:34,944
‫آدما باید بفهمن که این
‫شیوه‌ی مقابله من با این بیماریه

711
00:37:37,114 --> 00:37:40,257
‫سرطان نمی‌تونه منو از پا در بیاره
‫اگه خودم زودتر تمومش کنم

712
00:37:43,020 --> 00:37:45,526
‫و اصلاً چه فایده این‌قدر صبر کنم

713
00:37:46,756 --> 00:37:48,089
‫وقتی که کاملاً آمادگی مرگ رو دارم؟

714
00:37:49,862 --> 00:37:52,062
‫کاملاً مطمئنی که آمادگیش رو داری؟

715
00:37:52,198 --> 00:37:53,969
‫کاملاً

716
00:37:54,105 --> 00:37:56,064
‫از همون اول که بیماریم رو تشخیص دادن

717
00:37:58,201 --> 00:38:00,576
‫می‌دونی، من به شدت از مرگ می‌ترسم

718
00:38:00,712 --> 00:38:01,734
‫می‌دونم

719
00:38:01,870 --> 00:38:03,146
‫کتابت رو خوندم

720
00:38:03,281 --> 00:38:05,315
‫برای همینم اولین نفر سراغ تو نیومدم

721
00:38:07,451 --> 00:38:08,983
‫ولی تو شرایطم رو درک می‌کنی، درسته؟

722
00:38:09,119 --> 00:38:10,779
‫آره، آره. بهت حسودیم میشه

723
00:38:10,914 --> 00:38:12,587
‫کنترل زندگیت دستِ خودته

724
00:38:12,722 --> 00:38:15,958
‫فقط می‌خوام روزهای آخرم کنارم باشی

725
00:38:16,094 --> 00:38:18,657
‫فرض کن رفتیم مسافرت

726
00:38:18,792 --> 00:38:21,297
‫فقط می‌خوام مظمئن باشم
‫وقتی دارم از این دنیا میرم

727
00:38:21,433 --> 00:38:23,459
‫یه نفر توی اتاق بغلی باشه

728
00:38:23,595 --> 00:38:25,064
‫مارتا، من می‌ترسم

729
00:38:25,200 --> 00:38:26,633
‫درک می‌کنم

730
00:38:26,769 --> 00:38:28,035
‫به نظرم کاملاً حق داری این کار رو بکنی

731
00:38:28,171 --> 00:38:29,869
‫و منم تحسینت می‌کنم

732
00:38:30,005 --> 00:38:31,665
‫ولی بعید می‌دونم طاقت داشته
‫باشم که با جنازه‌ت روبه‌رو بشم

733
00:38:31,801 --> 00:38:33,200
‫من اونقدرا قوی نیستم

734
00:38:33,335 --> 00:38:34,839
‫تو خیلی قوی‌تر از اونی هستی که فکر می‌کنی

735
00:38:37,477 --> 00:38:39,943
‫در هر صورت باید بهت رو می‌زدم

736
00:38:43,980 --> 00:38:45,585
‫مارتا، الان نمی‌تونم جواب بدم

737
00:38:45,721 --> 00:38:47,148
‫ولی بهت قول میدم که بهش فکر کنم

738
00:38:47,284 --> 00:38:49,825
‫الان خیلی گیج شدم و وحشت‌زده‌م

739
00:38:49,961 --> 00:38:51,456
‫متوجه‌م

740
00:38:51,591 --> 00:38:53,330
‫متوجه‌م که یهوییه

741
00:38:55,429 --> 00:38:57,092
‫و ناخوشاینده

742
00:39:01,666 --> 00:39:02,999
‫یکی دیگه رو پیدا می‌کنم

743
00:39:13,483 --> 00:39:15,847
‫- زیاده‌روی کردم؟
‫- نه، نه

744
00:39:34,038 --> 00:39:44,038
دیجـــی‌مـــوویـز

745
00:39:55,855 --> 00:39:57,917
‫- مارتا؟
‫- سلام اینگرید

746
00:39:58,052 --> 00:39:59,396
‫من تصمیمم رو گرفتم

747
00:40:02,824 --> 00:40:03,763
‫بیا تو

748
00:40:05,096 --> 00:40:07,262
‫صاحبخونه طراح جواهراته

749
00:40:07,397 --> 00:40:10,136
‫دوستمه واسه همین اجاره‌ش بالا نیست

750
00:40:10,272 --> 00:40:11,804
‫هوم

751
00:40:11,939 --> 00:40:13,802
‫آدم حس می‌کنه وسایلش رو

752
00:40:13,937 --> 00:40:15,845
‫از توی آشغال‌دونی جمع کردن

753
00:40:15,980 --> 00:40:18,243
‫همش رو نه!

754
00:40:18,378 --> 00:40:21,448
‫همین خودش یه هنره که بتونی از بین
‫چیزای به درد نخور، چیزای با ارزش پیدا کنی

755
00:40:21,583 --> 00:40:23,912
‫هنوز وسایلت رو کامل نچیدی

756
00:40:24,047 --> 00:40:26,181
‫- کمک می‌خوای؟
‫- آم..

757
00:40:26,914 --> 00:40:28,117
‫نه

758
00:40:30,688 --> 00:40:33,055
‫بعداً ردیفش می‌کنم

759
00:40:33,191 --> 00:40:36,597
‫و با این حال قراره با مارتا بری

760
00:40:36,732 --> 00:40:40,460
‫آخه خیلی تنهاست، دیمین

761
00:40:40,595 --> 00:40:42,834
‫هیچ‌کدوم از دوست‌هاش زیر بار نرفتن

762
00:40:42,970 --> 00:40:46,069
‫تازه بهم گفت اولین نفر سراغم نیومده

763
00:40:46,204 --> 00:40:48,309
‫انگاری دخترش اصلاً وجود نداره

764
00:40:48,444 --> 00:40:49,775
‫اون سال‌هایی که با هم بودیم

765
00:40:49,911 --> 00:40:51,442
‫اصلاً بهم نگفته بود دختر داره

766
00:40:51,577 --> 00:40:53,246
‫می‌دونم، یه‌جورایی...

767
00:40:53,381 --> 00:40:54,714
‫ماجرای غم‌انگیزی داره

768
00:40:54,850 --> 00:40:58,048
‫یه سوءتفاهم وحشتناکه

769
00:41:01,351 --> 00:41:03,189
‫بهش گفتی که ما هنوز در ارتباطیم؟

770
00:41:03,324 --> 00:41:05,925
‫آم، نه

771
00:41:06,060 --> 00:41:08,531
‫خب توی صحبت‌هامون یه اشاره‌ای به تو شد

772
00:41:08,666 --> 00:41:11,631
‫- خاطراتِ خوبی ازت داره
‫- جدی؟

773
00:41:11,767 --> 00:41:14,131
‫رابطه‌ی ما بیشتر به سکس خلاصه می‌شد

774
00:41:14,266 --> 00:41:16,936
‫همیشه عجله داشت که جایی بره

775
00:41:17,071 --> 00:41:21,401
‫واسه همین رابطه‌مون یه
‫حس اضطرار و شتاب داشت

776
00:41:21,536 --> 00:41:23,775
‫انگار داشتم با یه تروریست سکس می‌کردم

777
00:41:23,910 --> 00:41:25,406
‫همیشه حس آخرین بار رو داشت

778
00:41:25,541 --> 00:41:27,779
‫خب اون تو رو یکی از
‫بهترین معشوقه‌هاش می‌دونه

779
00:41:27,915 --> 00:41:29,476
‫دوست دارم بدونم از نظر تو
‫چه‌جور معشوقه‌ای بودم

780
00:41:29,612 --> 00:41:31,785
‫وای باورم نمیشه هنوز باهام لاس می‌زنی

781
00:41:31,920 --> 00:41:34,457
‫- جدی میگم
‫- نه، نه، اصلاً هم این‌طور نیست

782
00:41:34,592 --> 00:41:37,118
‫الان موضوع جدی، وضعیتِ مارتاست

783
00:41:37,253 --> 00:41:39,627
‫و تو همچنان از مرگ می‌ترسی؟

784
00:41:39,762 --> 00:41:41,663
‫همین اواخر یه کتاب راجع بهش منتشر کردی

785
00:41:41,798 --> 00:41:43,794
‫با کمک کتاب نتونستی بهش غلبه کنی؟

786
00:41:43,929 --> 00:41:45,865
‫نه

787
00:41:54,771 --> 00:41:56,645
‫سلام. چطوری؟

788
00:41:57,278 --> 00:41:58,446
‫بهترم

789
00:41:58,581 --> 00:42:01,207
‫از وقتی قبول کردی خیلی بهترم

790
00:42:01,342 --> 00:42:02,985
‫کجایی؟ خونه‌ای؟

791
00:42:03,120 --> 00:42:04,218
‫آره

792
00:42:04,354 --> 00:42:05,986
‫دارم گلدون‌ها رو آب میدم

793
00:42:06,121 --> 00:42:08,551
‫فکر کردم یه نفر این کار رو برات انجام میده

794
00:42:08,686 --> 00:42:10,320
‫درسته

795
00:42:10,455 --> 00:42:12,920
‫ولی امروز دلم خواست خودم
‫بهشون آب بدم و دارم حال می‌کنم

796
00:42:13,056 --> 00:42:15,225
‫باشه. خوبه

797
00:42:15,360 --> 00:42:19,431
‫به نتیجه رسیدی که کجا بریم؟

798
00:42:19,567 --> 00:42:21,798
‫برای همین زنگ زدم

799
00:42:21,934 --> 00:42:23,363
‫یه جا نزدیکِ وودستاکه

800
00:42:23,499 --> 00:42:25,404
‫دو ساعت با شهر فاصله داره

801
00:42:25,540 --> 00:42:27,004
‫جای قشنگیه

802
00:42:27,139 --> 00:42:29,808
‫یکم گرونه ولی...

803
00:42:29,944 --> 00:42:32,307
‫نباید فرصت رو از دست داد

804
00:42:33,615 --> 00:42:35,779
‫خب می‌دونی چه مدتی...

805
00:42:35,914 --> 00:42:37,444
‫برای یه ماه اجاره‌ش کردم

806
00:42:37,579 --> 00:42:40,053
‫این‌جوری فرصت کافی دارم

807
00:42:40,189 --> 00:42:41,180
‫یه ماه؟

808
00:42:41,316 --> 00:42:43,555
‫آره، تعداد گلبول‌های خونم پایین اومده

809
00:42:43,691 --> 00:42:45,219
‫و باید قبل از شروع دوره درمان جدید

810
00:42:45,355 --> 00:42:46,792
‫استراحت کنم

811
00:42:46,927 --> 00:42:48,090
‫و تو تنها کسی هستی که می‌دونی

812
00:42:48,225 --> 00:42:50,523
‫دیگه قرار نیست برگردم بیمارستان

813
00:42:50,658 --> 00:42:52,864
‫این‌جوری نیست که تاریخِ
‫مشخصی مد نظر داشته باشم

814
00:42:53,000 --> 00:42:55,902
‫در واقع تو اصلاً قرار نیست از قبل بدونی

815
00:42:57,000 --> 00:42:59,268
‫ولی من آماده‌م

816
00:43:01,006 --> 00:43:03,576
‫در واقع عجله هم دارم

817
00:43:03,712 --> 00:43:05,405
‫من قراره دو هفته دیگه

818
00:43:05,540 --> 00:43:07,480
‫توی کالج بارد نزدیکِ وودستاک
‫سخنرانی کنم

819
00:43:07,616 --> 00:43:08,947
‫پس می‌تونیم همدیگه رو ببینیم

820
00:43:09,083 --> 00:43:10,816
‫بعید می‌دونم فکرِ خوبی باشه

821
00:43:10,952 --> 00:43:12,814
‫می‌خوام تمام مدت کنار مارتا باشم

822
00:43:12,950 --> 00:43:15,082
‫اگه تونستم بهت زنگ می‌زنم

823
00:43:15,218 --> 00:43:16,787
‫باید وکیل بگیری

824
00:43:16,922 --> 00:43:18,894
‫آره، باید به فکرش باشم

825
00:43:19,030 --> 00:43:22,055
‫بذار کمکت کنم وکیل پیدا کنی ولی باید
‫در جریان اوضاع قرار بگیره

826
00:43:22,191 --> 00:43:24,597
‫نه نه، پس اگه اینجوریه نه

827
00:43:24,732 --> 00:43:26,029
‫این مطلقاً یه رازه

828
00:43:26,165 --> 00:43:27,803
‫مارتا حتی نمی‌دونه که من بهت گفتم

829
00:43:27,938 --> 00:43:30,805
‫باشه. اما اگه چیزی لازم داشتی
‫باید بهم بگی

830
00:43:32,672 --> 00:43:33,973
‫من نگرانتم

831
00:43:34,937 --> 00:43:35,909
‫مرسی

832
00:44:34,130 --> 00:44:35,969
‫طبق این نقشه،

833
00:44:36,104 --> 00:44:38,370
‫از این پله‌ها می‌ریم بالا تا وارد خونه بشیم

834
00:44:38,505 --> 00:44:39,599
‫باشه

835
00:45:09,131 --> 00:45:10,234
‫اینو نگاه کن

836
00:45:25,482 --> 00:45:27,715
‫وای خیلی خوشگله

837
00:45:27,850 --> 00:45:31,090
‫خیلی قشنگ‌تر از عکساشه

838
00:45:34,861 --> 00:45:36,655
‫این واقعاً اثر «هاپر»ـه؟

839
00:45:36,791 --> 00:45:38,559
‫فکر نکنم اونو اینجا بذارنش.

840
00:45:39,470 --> 00:45:41,236
‫کپی خیلی خوبیه

841
00:45:41,372 --> 00:45:42,864
‫واقعی به نظر می‌رسه

842
00:46:05,762 --> 00:46:07,528
‫- صداشونو می‌شنوی؟
‫- اوهوم

843
00:46:07,663 --> 00:46:08,864
‫معرکه نیست؟

844
00:46:13,565 --> 00:46:16,630
‫و می‌تونیم زیر آفتاب دراز بکشیم
‫مثل نقاشی «هاپر»

845
00:46:18,137 --> 00:46:20,469
‫و از نسیم عصرگاهی لذت ببریم

846
00:46:26,109 --> 00:46:27,245
‫حالت خوبه؟

847
00:46:29,716 --> 00:46:30,710
‫خیلی خوشحالم

848
00:46:48,596 --> 00:46:50,463
‫می‌شه من این اتاق رو بردارم؟

849
00:46:50,598 --> 00:46:52,369
‫حتماً. خونه‌ی خودته

850
00:46:56,111 --> 00:46:58,106
‫این یکی یه کم کوچیکه

851
00:46:58,242 --> 00:46:59,447
‫می‌رم پایین رو ببینم

852
00:46:59,583 --> 00:47:00,476
‫باشه

853
00:47:18,362 --> 00:47:20,463
‫من اینو برمی‌دارم خب؟

854
00:47:21,295 --> 00:47:24,039
‫خیلی هم عالی!

855
00:47:24,175 --> 00:47:27,475
‫اشکالی نداره که اتاق بغلیت نیستم؟

856
00:47:27,611 --> 00:47:29,571
‫من صدای نفس کشیدنت رو هم می‌شنوم!

857
00:47:30,513 --> 00:47:32,479
‫بعدش هم داد بزن!

858
00:47:33,474 --> 00:47:35,535
‫باشه!

859
00:47:42,906 --> 00:47:44,846
‫خیلی خب

860
00:47:48,896 --> 00:47:50,695
‫بیا وسایلات رو از چمدون دربیاریم

861
00:47:50,830 --> 00:47:51,824
‫مرسی

862
00:47:52,702 --> 00:47:54,495
‫خودم بعداً درمیارم

863
00:47:54,631 --> 00:47:56,767
‫تو پرستار من نیستی اینگرید

864
00:47:56,902 --> 00:47:58,072
‫مهمون منی

865
00:47:58,837 --> 00:47:59,939
‫باشه

866
00:48:00,074 --> 00:48:02,769
‫پس میرم وسایلای خودمو درمیارم

867
00:48:20,027 --> 00:48:21,590
‫مارتا؟

868
00:48:26,834 --> 00:48:28,968
‫چی شده عزیزم؟

869
00:48:29,104 --> 00:48:30,471
‫- باورت نمی‌شه
‫- چی رو؟

870
00:48:30,606 --> 00:48:31,640
‫جا گذاشتمش!

871
00:48:31,775 --> 00:48:33,202
‫چی رو جا گذاشتی؟

872
00:48:33,338 --> 00:48:34,835
‫قرص رو، قرص اُتانازی رو!

873
00:48:34,970 --> 00:48:37,102
‫بقیه‌ی چیزها رو آوردم!
‫باید برگردیم

874
00:48:37,238 --> 00:48:39,212
‫اوه اشکال نداره
‫صبح اول وقت برمی‌گردیم

875
00:48:39,347 --> 00:48:40,548
‫- نه فردا نه!
‫- نگرانش نباش

876
00:48:40,683 --> 00:48:42,012
‫الان باید بریم!

877
00:48:42,147 --> 00:48:43,412
‫فقط باید مطمئن بشم...

878
00:48:43,548 --> 00:48:45,886
‫که گمش نکردم یا اشتباهی جایی نذاشتمش

879
00:48:45,974 --> 00:48:47,910
‫و فقط توی فکر و خیالم نبوده

880
00:48:48,821 --> 00:48:49,684
‫باشه

881
00:48:55,596 --> 00:48:58,396
‫خریدن یه قرصِ دیگه خیلی دردسر داره

882
00:49:00,811 --> 00:49:04,104
‫من یه دوستی دارم که یه آشنای ریاضیدان داره

883
00:49:04,468 --> 00:49:06,404
اون توی دارک‌وب پیداش کرد بود

884
00:49:07,744 --> 00:49:09,778
‫در کل خیلی ناجوره

885
00:49:09,913 --> 00:49:12,146
‫تازه علاوه بر این که غیرقانونی هم هست

886
00:49:15,377 --> 00:49:17,213
‫این که می‌دونی...

887
00:49:17,348 --> 00:49:19,283
‫همه‌ی اینا...

888
00:49:19,419 --> 00:49:21,617
‫ پشت صفحه‌ی کامپیوترهامون هستن ترسناکه

889
00:49:24,090 --> 00:49:25,522
‫احساس می‌کنم یه مجرمم

890
00:49:30,562 --> 00:49:32,965
‫هیچ‌وقت فکرشو نمی‌کردم دوباره برگردم اینجا

891
00:49:33,100 --> 00:49:35,197
‫با اون نماش از ساختمونای شهر

892
00:49:35,333 --> 00:49:37,563
‫زندگی همیشه غافلگیرت می‌کنه

893
00:49:37,699 --> 00:49:39,633
‫خیلی خب، بیا دست به کار شیم

894
00:49:39,768 --> 00:49:41,105
‫- باشه
‫- من از آشپزخونه شروع می‌کنم

895
00:49:41,240 --> 00:49:42,771
‫نگران نباش، پیداش می‌کنیم

896
00:49:42,906 --> 00:49:44,106
‫فقط... سعی کن به همه‌ی جاهایی
‫فکر کنی

897
00:49:44,242 --> 00:49:45,641
‫که معمولاً چیزی رو قایم می‌کنی

898
00:49:45,776 --> 00:49:47,315
‫این اولین چیزیه که تا حالا قایم کردم

899
00:49:47,451 --> 00:49:49,175
‫واقعاً؟

900
00:49:49,310 --> 00:49:51,519
‫تنها چیزی که یادم میاد اینه که
‫گذاشتم توی یه پاکت

901
00:49:51,654 --> 00:49:53,119
‫باشه

902
00:49:53,254 --> 00:49:54,857
‫چطوره از اتاق کارت شروع کنم؟

903
00:49:54,993 --> 00:49:56,619
‫- اشکال نداره؟ باشه
‫- باشه باشه

904
00:49:56,754 --> 00:49:58,885
‫کجا گذاشتمش؟ کجا گذاشتمش؟

905
00:50:17,776 --> 00:50:20,148
‫وای خدایا، هیچوقت پیداش نمی‌کنیم

906
00:51:13,752 --> 00:51:18,885
[خداحافظ]

907
00:51:34,682 --> 00:51:35,784
‫یه پاکت پیدا کردم

908
00:51:36,693 --> 00:51:37,621
‫خودشه!

909
00:51:38,521 --> 00:51:39,484
‫از کجا پیداش کردی؟

910
00:51:39,620 --> 00:51:41,053
‫توی میزت

911
00:51:41,188 --> 00:51:43,964
‫توی کشو یه کلید بود و من بازش کردم

912
00:51:44,099 --> 00:51:46,031
‫چطور یادم رفت آخه؟

913
00:51:46,167 --> 00:51:47,897
‫حتی کلید رو هم توش گذاشتم؟

914
00:51:48,033 --> 00:51:49,803
‫خب می‌خواستی لحظه‌ی آخر
‫برش داری، یادت رفته

915
00:51:49,938 --> 00:51:51,140
‫انقدرهام عجیب نیست

916
00:51:53,435 --> 00:51:54,638
‫مرسی

917
00:51:55,704 --> 00:51:57,674
‫چه احساس عجیبی

918
00:51:59,073 --> 00:52:00,913
‫انگار بعد مرگم هم اینجام

919
00:52:01,049 --> 00:52:03,242
‫وای خدا این حرف رو نزن

920
00:52:03,378 --> 00:52:05,847
‫خیلی واسه‌ت زوده که خودت رو روح بدونی

921
00:52:07,461 --> 00:52:09,597
‫بذار قبل رفتن خونه رو مرتب کم

922
00:52:09,726 --> 00:52:10,819
‫ممنون

923
00:53:05,610 --> 00:53:07,815
‫ببخشید اینهمه زحمتت دادم

924
00:53:07,950 --> 00:53:09,146
‫واقعاً شرمنده‌م

925
00:53:09,281 --> 00:53:11,812
‫اشکال نداره

926
00:53:11,948 --> 00:53:14,322
‫خیلی عالیه که برگشتیم همچین جایی

927
00:53:15,958 --> 00:53:17,858
‫یخچال مسخره

928
00:53:17,994 --> 00:53:19,294
‫کمک می‌خوای؟

929
00:53:22,128 --> 00:53:22,957
‫موفق شدم

930
00:53:30,203 --> 00:53:32,065
‫می‌دونی شاید...

931
00:53:32,200 --> 00:53:34,771
‫جا گذاشتن قرص یه جور نشونه بوده؟

932
00:53:36,479 --> 00:53:38,379
‫شاید اونقدرها که فکر می‌کنی آمادگیشو نداری

933
00:53:40,911 --> 00:53:43,175
‫بهت گفتم هیچوقت این حرف رو بهم نزنی

934
00:53:45,047 --> 00:53:46,651
‫یادم نمیاد اینو بهم گفته باشی

935
00:53:49,657 --> 00:53:51,590
‫فکر می‌کنم خیلی چیزها بهت گفتم

936
00:53:53,154 --> 00:53:56,762
‫به خاطر «مغز شیمیایی»ـه

937
00:53:56,898 --> 00:54:00,434
‫همه‌ش حافظه‌م در اشتباهه
‫و خیلی راحت حواسم پرت می‌شه

938
00:54:02,671 --> 00:54:06,106
‫حتی بعد از توقف درمان هم
‫می‌تونه ادامه پیدا کنه

939
00:54:06,133 --> 00:54:07,795
‫و تا چندین سال بمونه

940
00:54:09,036 --> 00:54:10,807
‫حداقل به این مشکل نمی‌خورم

941
00:54:13,674 --> 00:54:14,910
‫وقتی می‌نویسم...

942
00:54:16,116 --> 00:54:17,110
‫وقتی نوشتم...

943
00:54:19,074 --> 00:54:21,944
‫مجبور بودم هزار بار تصحیحش کنم

944
00:54:22,086 --> 00:54:24,383
‫دیگه نمی‌تونم به قضاوتم از هیچی اعتماد کنم

945
00:54:24,519 --> 00:54:26,227
‫خب...

946
00:54:26,363 --> 00:54:29,693
‫پس چرا به این تصمیمت اعتماد می‌کنی؟

947
00:54:29,829 --> 00:54:32,026
‫از کجا می‌دونی اینم تاثیر
‫«مغز شیمیایی» نیست؟

948
00:54:33,865 --> 00:54:35,761
‫من قرص رو تو کشو بالاییِ پاتختی...

949
00:54:35,896 --> 00:54:37,933
‫ جا گذاشتم.

950
00:54:38,068 --> 00:54:41,007
‫اگه فراموش کنم که بعید می‌دونم،

951
00:54:41,143 --> 00:54:43,235
‫تو یادم میندازی

952
00:54:43,370 --> 00:54:46,579
‫و من ترجیح میدم دیگه درموردش حرف نزنیم

953
00:54:46,714 --> 00:54:49,483
‫خب به منم ربط داره
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

954
00:54:53,087 --> 00:54:54,488
‫قطعاً. معلومه

955
00:54:56,955 --> 00:54:59,252
‫من یه نامه‌ی امضا شده برای پلیس می‌ذارم

956
00:54:59,388 --> 00:55:02,589
‫و همه چی رو بهشون می‌گم
‫به علاوه اسم قرص...

957
00:55:02,725 --> 00:55:04,199
‫و این که از کجا خریدمش

958
00:55:04,334 --> 00:55:08,426
‫اسم تو هیچ‌جا نمیاد

959
00:55:08,562 --> 00:55:12,270
‫تنها کاری که باید انجام بدی
‫اینه که بگی هیچی نمی‌دونی

960
00:55:12,405 --> 00:55:15,036
‫نظرت رو عوض نکن

961
00:55:15,172 --> 00:55:17,144
‫نمی‌خوام اطلاعات دیگه‌ای بهت بدم

962
00:55:17,280 --> 00:55:18,776
‫هر چی کمتر بدونی بهتره

963
00:55:20,776 --> 00:55:22,582
‫و این مهمه

964
00:55:28,225 --> 00:55:30,457
‫من در اتاق رو باز می‌ذارم می‌خوابم

965
00:55:30,593 --> 00:55:33,492
‫و روزی که دیدی بسته‌ست...

966
00:55:33,628 --> 00:55:36,064
‫همون روزیه که دیگه اون اتفاق افتاده

967
00:55:36,273 --> 00:55:38,634
‫این نشونه‌ست، درِ بسته

968
00:55:44,272 --> 00:55:45,968
‫می‌دونم سخته

969
00:55:48,808 --> 00:55:50,643
‫اما فقط فکر کن اومدیم مسافرت

970
00:55:52,350 --> 00:55:56,208
‫می‌تونی بنویسی، می‌تونیم بریم و بیایم...

971
00:55:56,344 --> 00:55:58,112
‫فکر نکنم بتونم تمرکز کنم

972
00:56:00,451 --> 00:56:01,685
‫و اگه بنویسم...

973
00:56:01,820 --> 00:56:02,947
‫ممکنه تو یه جاییش باشی...

974
00:56:03,083 --> 00:56:04,391
‫و نمی‌خوام این کارو بکنم

975
00:56:04,527 --> 00:56:07,259
‫آره اگه پلیس تحقیقات انجام بده

976
00:56:07,395 --> 00:56:09,162
‫این کار می‌تونه زندگیتو مختل کنه

977
00:56:09,298 --> 00:56:10,492
‫خب من این کارو نمی‌کنم

978
00:56:10,628 --> 00:56:11,864
‫تا مرگم صبر کن

979
00:56:12,000 --> 00:56:14,095
‫خدایا!

980
00:56:14,230 --> 00:56:18,220
‫می‌شه نگی «تا مرگم صبر کن» لطفاً؟

981
00:56:20,372 --> 00:56:21,443
‫قول میدم

982
00:56:24,109 --> 00:56:25,544
‫می‌خوام این اطراف یه باشگاه پیدا کنم

983
00:56:25,680 --> 00:56:27,240
‫که بتونم چند روز در هفته برم

984
00:56:29,615 --> 00:56:30,747
‫اینجا فقط من غذا می‌خورم

985
00:56:30,882 --> 00:56:31,910
‫و نمی‌خوام ۵ کیلو اضافه کنم...

986
00:56:32,045 --> 00:56:32,988
‫در حالی که تو کم می‌کنی

987
00:56:33,123 --> 00:56:34,549
‫بهم زمان بده

988
00:56:34,685 --> 00:56:35,853
‫بهت می‌رسم

989
00:56:39,590 --> 00:56:40,891
‫ببین، دارم می‌خورم

990
00:56:43,229 --> 00:56:45,764
‫<i>عملاً مرگ تو دستای منه</i>

991
00:56:47,728 --> 00:56:50,703
‫<i>هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم انقدر سبک باشه</i>

992
00:57:26,877 --> 00:57:27,872
‫مارتا

993
00:57:32,347 --> 00:57:33,277
‫صبح بخیر

994
00:57:33,413 --> 00:57:35,050
‫صبح بخیر

995
00:57:35,185 --> 00:57:36,309
‫دارم صبحونه درست می‌کنم

996
00:57:37,616 --> 00:57:38,647
‫نون تست می‌خوای؟

997
00:57:38,782 --> 00:57:40,586
‫نه فقط یه کم قهوه

998
00:57:40,722 --> 00:57:41,990
‫نوش جان کن، آماده‌ست

999
00:57:42,126 --> 00:57:44,421
‫آبمیوه و میوه...

1000
00:57:44,556 --> 00:57:45,791
‫ و هر چی که بخوای هست

1001
00:57:51,393 --> 00:57:54,635
‫رفتار دیروزم غیرقابل‌قبول بود

1002
00:57:54,771 --> 00:57:58,772
‫کاملاً درک می‌کنم که دیوونه‌ت کرد

1003
00:57:58,907 --> 00:58:02,236
‫اما توی وضعیت فعلیم
‫نمی‌تونم هیچ قولی بدم

1004
00:58:03,246 --> 00:58:04,403
‫واسه همین محض احتیاط...

1005
00:58:07,310 --> 00:58:10,614
‫یه آرام‌بخش متوسط توی این کشو گذاشتم

1006
00:58:10,750 --> 00:58:12,310
‫و اگه دیدی غیرقابل‌تحمل شدم،

1007
00:58:12,446 --> 00:58:15,852
‫یکی بخور و آروم شو

1008
00:58:15,988 --> 00:58:17,321
‫دیشب به کارم میومد

1009
00:58:17,456 --> 00:58:19,223
‫تو...

1010
00:58:19,359 --> 00:58:22,161
‫واقعاً نظیر نداری مارتا
‫واقعا... خیلی خوبی

1011
00:58:23,961 --> 00:58:25,826
‫یه لیست خرید نوشتم

1012
00:58:25,961 --> 00:58:27,261
‫یه چیزهایی لازم داریم

1013
00:58:28,804 --> 00:58:30,264
‫چیزی می‌خوای بخرم؟

1014
00:58:31,569 --> 00:58:32,673
‫فکر نکنم

1015
00:58:34,106 --> 00:58:35,643
‫می‌خوای باهام بیای مغازه؟

1016
00:58:37,642 --> 00:58:39,311
‫شاید یه روز دیگه

1017
00:58:39,446 --> 00:58:41,911
‫اینجا خیلی قشنگه

1018
00:58:42,046 --> 00:58:44,217
‫اگه اشکال نداره دوست دارم بمونم

1019
00:58:44,352 --> 00:58:45,686
‫نه معلومه که نداره

1020
00:58:47,951 --> 00:58:50,915
‫این اطراف یه باشگاه هم پیدا کردم

1021
00:58:51,051 --> 00:58:52,393
‫چه عالی

1022
00:58:52,529 --> 00:58:54,222
‫به نظرم فکر خیلی خوبیه

1023
00:58:57,530 --> 00:59:00,063
‫خیلی خب...

1024
00:59:00,198 --> 00:59:02,395
‫اگه چیزی لازم داشتی گوشیم پیشمه

1025
00:59:03,272 --> 00:59:04,463
‫مرسی عزیزم

1026
00:59:18,540 --> 00:59:20,187
[سلامت اندام مانتن‌شاپ]

1027
00:59:20,353 --> 00:59:21,588
‫سلام

1028
00:59:21,724 --> 00:59:22,915
‫می‌خواستم امروز از باشگاه استفاده کنم

1029
00:59:23,050 --> 00:59:24,383
‫عضو هستین؟

1030
00:59:24,519 --> 00:59:25,891
‫نه فقط مدت کوتاهی اینجام

1031
00:59:25,904 --> 00:59:27,460
‫اگه مربی خصوصی بگیرین

1032
00:59:27,596 --> 00:59:29,059
‫نیازی نیست عضو بشین

1033
00:59:29,195 --> 00:59:31,497
‫باشه. پس مربی خصوصی می‌گیرم

1034
00:59:31,633 --> 00:59:33,831
‫از جونا خوشتون میاد
‫حالا می‌بینید

1035
00:59:34,169 --> 00:59:35,704
‫مرسی

1036
00:59:35,839 --> 00:59:37,996
‫خب می‌خوای با استپ گرم کنی؟

1037
00:59:38,132 --> 00:59:39,773
‫- باشه
‫- خوبه؟

1038
00:59:39,908 --> 00:59:42,943
‫به نظرت می‌تونی ۳۰ ثانیه این کارو بکنی؟

1039
00:59:43,078 --> 00:59:45,713
‫- حتماً باشه
‫- خیلی خب پس برو. امتحان کن

1040
00:59:46,779 --> 00:59:49,242
‫برو بریم. خوبه آفرین

1041
00:59:49,377 --> 00:59:50,616
‫- تمرکزت روی پات باشه
‫- اوهوم

1042
00:59:50,751 --> 00:59:52,244
‫و اگه می‌تونی با هر قدم...

1043
00:59:52,380 --> 00:59:53,721
‫- خب
‫- دستت رو تکون بده

1044
00:59:54,949 --> 00:59:56,658
‫و تموم

1045
00:59:56,793 --> 00:59:59,624
‫آفرین. خیلی قوی هستی خانوم

1046
00:59:59,760 --> 01:00:01,456
‫من که نفسم بند اومده

1047
01:00:01,592 --> 01:00:04,129
‫خب اگه می‌خوای حرکات دیگه‌ای هم هست
‫که می‌تونیم انجام بدیم

1048
01:00:05,669 --> 01:00:07,367
‫مثلاً می‌تونی این کارو امتحان کنی

1049
01:00:07,503 --> 01:00:09,097
‫می‌تونی عقب و جلو بری

1050
01:00:09,233 --> 01:00:12,100
‫یا می‌تونی روش بپری و بری چپ

1051
01:00:12,235 --> 01:00:14,905
‫و راست یا عقب و روی استپ

1052
01:00:15,041 --> 01:00:16,673
‫- باشه باشه
‫- یه حرکت دیگه رو امتحان کن

1053
01:00:16,809 --> 01:00:19,910
‫خوبه

1054
01:00:20,046 --> 01:00:21,306
‫- روی مرکز بدنت تمرکز کن
‫- اوهوم

1055
01:00:21,441 --> 01:00:24,119
‫و نفس بکش

1056
01:00:24,254 --> 01:00:26,082
‫دم و بازدم

1057
01:00:28,720 --> 01:00:29,750
‫عالیه. یه بار دیگه

1058
01:00:33,957 --> 01:00:34,993
‫همه چی خوبه؟

1059
01:00:40,365 --> 01:00:43,100
‫وقتی تناسب اندام داشته باشی
‫دیرتر می‌میری

1060
01:00:45,638 --> 01:00:47,270
‫وقتی مرگ سر می‌رسه...

1061
01:00:47,406 --> 01:00:50,479
‫روح می‌خواد بره اما بدن می‌جنگه

1062
01:00:50,614 --> 01:00:53,341
‫ضربان قلب با هر نبضش می‌گه «نه»

1063
01:00:54,117 --> 01:00:55,541
‫خب...

1064
01:00:55,676 --> 01:00:58,685
‫همه‌ی اینا دلیلی برای اینه
‫که مراقب خودت باشی

1065
01:00:58,821 --> 01:01:00,121
‫من با یکی از دوستام زندگی می‌کنم
‫که داره می‌میره

1066
01:01:00,256 --> 01:01:01,283
‫متاسفم

1067
01:01:02,458 --> 01:01:04,319
‫بیا بریم بشینیم

1068
01:01:05,052 --> 01:01:05,925
‫بیا اینجا

1069
01:01:10,293 --> 01:01:12,195
‫کاری از دست من برمیاد؟

1070
01:01:18,509 --> 01:01:20,907
‫کاش می‌تونستم بغلت کنم

1071
01:01:21,042 --> 01:01:23,006
‫اما دیگه اجازه نداریم
‫مشتری‌ها رو لمس کنیم

1072
01:01:23,142 --> 01:01:25,373
‫به خاطر جریان شکایت و اینا

1073
01:01:28,682 --> 01:01:31,017
‫و این یه مشکله،

1074
01:01:31,152 --> 01:01:32,879
‫چون سخته که فقط با حرف...

1075
01:01:33,014 --> 01:01:34,785
‫حالت بدن بقیه رو اصلاح کنی

1076
01:01:34,921 --> 01:01:36,725
‫و لمس کردن خیلی مهمه

1077
01:01:38,090 --> 01:01:40,551
‫این دنیا پوچ و غیرانسانیه

1078
01:01:40,687 --> 01:01:42,995
‫من که فکر نمی‌کنم به این زودیا بهتر بشه

1079
01:01:45,353 --> 01:01:47,557
‫اما ممنونم احساس می‌کنم بغل شدم

1080
01:01:49,392 --> 01:01:50,385
[مذهبی]

1081
01:01:50,479 --> 01:01:51,458
[علمی]

1082
01:01:54,570 --> 01:01:57,736
‫ئه می‌خواستم این کتابه رو بخونم

1083
01:01:57,871 --> 01:02:00,611
‫می‌بینی عنوانش چه فوق‎العاده‌ست؟
‫«آوارگی شهوانی»

1084
01:02:00,747 --> 01:02:01,849
‫می‌خوای بخریش؟

1085
01:02:04,049 --> 01:02:05,754
‫وقت نمی‌کنم تمومش کنم

1086
01:02:12,652 --> 01:02:14,558
‫از چینش اینا خوشم میاد

1087
01:02:14,694 --> 01:02:15,658
‫اوهوم

1088
01:02:15,793 --> 01:02:17,264
‫اوه نگاه کن

1089
01:02:17,399 --> 01:02:18,657
‫مارتا گلهورن

1090
01:02:19,702 --> 01:02:21,198
‫«نمایی از زمین»

1091
01:02:23,699 --> 01:02:27,906
‫نوشته: تو فقط یه جنگ رو
‫واقعاً دوست داری،

1092
01:02:28,042 --> 01:02:29,976
‫بعدش فقط داری وظیفه‌ت رو انجام میدی

1093
01:02:32,240 --> 01:02:33,606
‫مال تو کدوم بود؟

1094
01:02:35,276 --> 01:02:37,214
‫بدون شک، جنگ بوسنی

1095
01:02:43,012 --> 01:02:45,747
‫مبارزه‌ی مردم بوسنی برای زنده موندن

1096
01:02:45,862 --> 01:02:48,760
‫در مقابل یه ارتش کاملاً مجهز...

1097
01:02:48,896 --> 01:02:50,390
‫قلب همه‌ی ماهایی که...

1098
01:02:50,526 --> 01:02:52,933
‫شاهد قتل عام بودیم رو ربود

1099
01:02:53,068 --> 01:02:55,969
‫خبرنگارهای جنگی خانم خیلی کمن

1100
01:02:57,199 --> 01:02:59,631
‫جنگ یه چیز مردونه‌ست

1101
01:02:59,767 --> 01:03:01,841
‫یه جورایی باید مثل همون مردها بشی

1102
01:03:01,977 --> 01:03:03,808
‫و من هیچوقت باهاش مشکلی نداشتم

1103
01:03:03,944 --> 01:03:06,112
‫من همیشه مثل یه مرد زندگی کردم

1104
01:03:06,247 --> 01:03:11,083
‫راستش فکر می‌کنم چیزی که میشل
‫واقعاً کم داشت...

1105
01:03:11,218 --> 01:03:13,745
‫داشتن یه تصویر مادرانه توی زندگیش بود

1106
01:03:14,723 --> 01:03:17,887
‫و در این مورد باید اعتراف کنم

1107
01:03:18,022 --> 01:03:19,923
‫که درست می‌گفت

1108
01:03:20,225 --> 01:03:21,754
‫انقدر به خودت سخت نگیر

1109
01:03:26,461 --> 01:03:29,261
‫هی ببین کی داره میاد اینجا!

1110
01:03:29,396 --> 01:03:31,263
‫گل سرسبد!

1111
01:03:31,399 --> 01:03:33,271
‫«مگه جلو بردن زندگی با درستکاری

1112
01:03:33,406 --> 01:03:35,167
‫چقدر می‌تونه بد باشه؟»

1113
01:03:35,303 --> 01:03:36,669
‫دوست داری بری؟

1114
01:03:36,804 --> 01:03:38,176
‫نه می‌دونی چیه؟

1115
01:03:38,311 --> 01:03:40,079
‫دوست ندارم اون شب برام تکرار شه

1116
01:03:40,214 --> 01:03:42,476
‫همه‌مون فجایع شخصی خودمونو داریم

1117
01:03:42,611 --> 01:03:44,312
‫با من خیلی بهت بد می‌گذره؟

1118
01:03:44,448 --> 01:03:47,016
‫نه نه، منظورم اون بود
‫سخنرانی اون

1119
01:03:47,159 --> 01:03:48,922
‫بحران جهانی، تغییرات اقلیمی

1120
01:03:49,050 --> 01:03:49,924
‫آره

1121
01:03:50,425 --> 01:03:51,524
‫سلام

1122
01:03:51,765 --> 01:03:52,791
‫عاشق موهاتم

1123
01:03:53,395 --> 01:03:54,357
‫لطف داری

1124
01:03:54,668 --> 01:04:04,087
[کتابفروشی، قدیمی و جدید]

1125
01:04:05,469 --> 01:04:08,468
‫وقتی کابوس‌ها تو سرم هجوم میارن

1126
01:04:08,604 --> 01:04:11,106
‫به همه‌ی مردهایی که
‫دوستشون داشتم فکر می‌کنم

1127
01:04:11,242 --> 01:04:12,678
‫انگار شعر خوندی

1128
01:04:12,813 --> 01:04:14,612
‫یه شعر خوب

1129
01:04:17,150 --> 01:04:19,118
‫حتی اگه فقط یه شب بوده

1130
01:04:20,518 --> 01:04:23,320
‫گاهی وقتا به دیمین فکر می‌کنم

1131
01:04:28,393 --> 01:04:30,590
‫هنوزم فکر می‌کنم سکس بهترین راه

1132
01:04:30,726 --> 01:04:32,824
‫برای دور کردن افکار غم‌انگیز مرگه

1133
01:04:34,397 --> 01:04:36,498
‫مثل اون کرملی‌های اسپانیایی

1134
01:04:38,537 --> 01:04:41,342
‫جنگ‌ها‌ من رو به زن بی‌بندوباری
‫ تبدیل کردن اینگرید

1135
01:04:41,478 --> 01:04:42,834
‫خوبه

1136
01:04:44,924 --> 01:04:46,259
‫هنوز باهاش در ارتباطی؟

1137
01:04:46,308 --> 01:04:48,411
‫- با کی؟
‫- دیمین

1138
01:04:49,550 --> 01:04:51,148
‫امم...

1139
01:04:51,284 --> 01:04:52,979
‫می‌دونی... هر از گاهی

1140
01:04:55,286 --> 01:04:57,849
‫«مگه چقدر می‌تونه بد بشه؟»

1141
01:04:59,693 --> 01:05:01,457
‫خب...

1142
01:05:01,592 --> 01:05:04,757
‫بدتر از چیزی که تصورشو بکنی دیمین جان

1143
01:05:08,503 --> 01:05:09,465
‫ببینم

1144
01:05:10,573 --> 01:05:11,566
‫حالت خوبه؟

1145
01:05:12,675 --> 01:05:13,942
‫سعی داشتم بنویسم

1146
01:05:15,411 --> 01:05:16,406
‫نمی‌تونم

1147
01:05:19,545 --> 01:05:23,715
‫توی این جنگ توانایی نوشتن هیچی رو ندارم

1148
01:05:23,851 --> 01:05:24,876
‫خوندن چی؟

1149
01:05:26,182 --> 01:05:27,186
‫توعاشق مطالعه بودی

1150
01:05:27,919 --> 01:05:29,089
‫سعیمو کردم

1151
01:05:30,918 --> 01:05:33,291
‫سعی کردم کتابای بعضی از
‫نویسنده‌های موردعلاقه‌م رو بخونم

1152
01:05:35,526 --> 01:05:37,966
‫دیگه اون جذابیت وجود نداره

1153
01:05:40,737 --> 01:05:42,498
‫دارم درمورد فاکنر حرف می‌زنم...

1154
01:05:43,935 --> 01:05:45,039
‫همینگوی...

1155
01:05:46,940 --> 01:05:48,372
‫نمی‌تونم تمرکز کنم

1156
01:05:49,936 --> 01:05:53,278
‫ذهنم یه دفعه خالی می‌شه

1157
01:05:54,574 --> 01:05:56,116
‫اگه خیلی خسته‌ای،

1158
01:05:57,621 --> 01:05:58,646
‫می‌تونم من برات بخونم

1159
01:06:01,756 --> 01:06:02,914
‫فقط خوندن نیست،

1160
01:06:04,321 --> 01:06:06,291
‫همه‌ی لذت‌ها کم شدن

1161
01:06:08,895 --> 01:06:10,128
‫دیگه دونستنش سخته که...

1162
01:06:10,264 --> 01:06:12,462
‫به چی باید توجه کنی

1163
01:06:15,595 --> 01:06:16,928
‫وقتم خیلی که...

1164
01:06:18,271 --> 01:06:19,602
‫و نمی‌خوام هدرش بدم

1165
01:06:21,577 --> 01:06:23,011
‫باشه

1166
01:06:26,440 --> 01:06:29,875
‫موسیقی چطور؟

1167
01:06:32,320 --> 01:06:35,618
‫فقط می‌تونم به آواز پرنده‌ها گوش بدم

1168
01:06:35,754 --> 01:06:38,856
‫خب خوشبختانه هر روز برامون
‫یه قطعه موسیقی عاشقانه می‌خونن

1169
01:06:38,992 --> 01:06:42,020
‫موسیقی تمرکزم رو از بین می‌بره

1170
01:06:42,156 --> 01:06:44,963
‫میاد بین من و هر کاری که دارم انجام میدم

1171
01:06:45,098 --> 01:06:46,628
‫حتی اگه اون کار فکر کردن باشه

1172
01:06:48,269 --> 01:06:51,197
‫شاید شیمی‌درمانی
‫داره روی شنواییم تاثیر می‌ذاره

1173
01:06:51,332 --> 01:06:53,635
‫اوه عزیزم

1174
01:06:53,771 --> 01:06:56,671
‫بخش خیلی کوچیکی ازم مونده

1175
01:07:05,155 --> 01:07:08,221
‫در حسرت آرامش ذهنی و جسمی‌ام

1176
01:07:11,019 --> 01:07:14,161
‫و در حسرت حرف زدن
‫هروقت که چیزی به خاطرم میاد

1177
01:07:15,391 --> 01:07:16,623
‫زیاد دارم حرف می‌زنم؟

1178
01:07:16,758 --> 01:07:18,731
‫نه نه نه، هر چقدر می‌خوای حرف بزن

1179
01:07:18,867 --> 01:07:20,326
‫من عاشق گوش دادن به حرفاتم

1180
01:07:37,342 --> 01:07:39,129
[پنج‌شنبه، ۲۵ آوریل
ساعت: ۶:۰۸]

1181
01:10:05,196 --> 01:10:06,999
‫چه خبر شده؟

1182
01:10:07,135 --> 01:10:08,698
‫چی شده؟

1183
01:10:11,330 --> 01:10:13,637
‫در اتاقت بسته بود واسه همین فکر کردم تو...

1184
01:10:15,174 --> 01:10:17,536
‫اوه واقعاً متاسفم

1185
01:10:17,671 --> 01:10:18,904
‫یکی از پنجره‌ها رو باز گذاشته بودم

1186
01:10:19,040 --> 01:10:21,748
‫حتماً باد اون رو بسته

1187
01:10:21,883 --> 01:10:23,009
‫وای خدای من!

1188
01:10:30,326 --> 01:10:32,023
‫به نظرت این انصافه
‫به خاطر این که هنوز زنده‌م...

1189
01:10:32,159 --> 01:10:33,756
‫از دستم عصبانی باشی؟

1190
01:10:37,132 --> 01:10:39,091
‫فکر کن یه جور تمرین بود

1191
01:10:40,697 --> 01:10:42,435
‫حالا می‌دونی قراره چه جوری باشه

1192
01:10:43,733 --> 01:10:45,471
‫می‌دونی قراره چه حسی داشته باشی

1193
01:10:47,200 --> 01:10:49,408
‫در اون صورت باید چند جا زنگ بزنی

1194
01:10:49,544 --> 01:10:52,980
‫و همه‌ی چیزهایی که گفتیم رو انجام بدی

1195
01:10:53,116 --> 01:10:54,942
‫و بگی از هیچی خبر نداشتی...

1196
01:10:56,019 --> 01:10:57,246
‫و اومده بودیم مسافرت...

1197
01:10:57,381 --> 01:10:59,078
‫لطفاً تمومش کن!

1198
01:11:00,888 --> 01:11:02,054
‫باشه

1199
01:12:05,289 --> 01:12:07,636
[نامه‌ی یک زن ناشناس]

1200
01:12:11,787 --> 01:12:13,152
‫واسه امشب کافیه؟

1201
01:12:14,159 --> 01:12:15,694
‫اوه!

1202
01:12:15,829 --> 01:12:18,091
‫یا خانم خانما می‌خواد بازم فیلم ببینه؟

1203
01:12:19,765 --> 01:12:22,667
‫بهم گفتی فیلم «مردگان» رو دارن؟

1204
01:12:23,897 --> 01:12:25,004
‫یا توی خیالاتم بود؟

1205
01:12:25,140 --> 01:12:27,105
‫آره دارنش

1206
01:12:27,241 --> 01:12:29,201
‫می‌خوای ببینیش؟

1207
01:12:30,011 --> 01:12:31,109
‫آره لطفاً

1208
01:12:31,245 --> 01:12:32,644
‫خیلی خب

1209
01:12:35,313 --> 01:12:36,351
‫ایناهش

1210
01:12:41,776 --> 01:12:43,396
[مردگان]

1211
01:12:46,859 --> 01:12:49,891
‫<i>آری، روزنامه‌ها راست می‌گفتند</i>

1212
01:12:50,027 --> 01:12:53,832
‫<i>برف سراسر ایرلند را فرا گرفته است</i>

1213
01:12:53,967 --> 01:12:57,697
‫<i>بر همه‌‌ی نقاط تاریکِ دشت مرکزی می‌بارد</i>

1214
01:12:57,832 --> 01:12:59,737
‫<i>بر تپه‌های بی‌درخت</i>

1215
01:13:00,969 --> 01:13:04,071
‫<i>به نرمی بر مرداب آلن...</i>

1216
01:13:04,206 --> 01:13:07,942
‫<i>و به طرف باختر...</i>

1217
01:13:08,077 --> 01:13:13,048
‫<i>و در امواج تاریک و پرخروش رود شانون
‫ فرود می‌آید</i>

1218
01:13:13,183 --> 01:13:16,215
‫<i>حضور همه‌ی ما یکی یکی رنگ می‌بازد</i>

1219
01:13:18,660 --> 01:13:21,890
‫<i>برف می‌بارد</i>

1220
01:13:22,025 --> 01:13:24,256
‫<i>بر آن گورستان متروکی که...</i>

1221
01:13:24,391 --> 01:13:26,258
‫<i>«مایکل فیوری» آرمیده</i>

1222
01:13:28,132 --> 01:13:30,334
‫<i>به آرامی بر پهنه‌ی جهان می‌بارد</i>

1223
01:13:30,463 --> 01:13:33,533
‫<i>و آرام آرام...</i>

1224
01:13:33,675 --> 01:13:36,169
‫<i>همچون فرود سرنوشت محتوم</i>

1225
01:13:37,646 --> 01:13:41,207
‫<i>بر سر تمام زندگان و مردگان میبارد</i>

1226
01:14:00,729 --> 01:14:01,601
‫صداشونو می‌شنوی؟

1227
01:14:02,300 --> 01:14:03,328
‫اوهوم

1228
01:14:11,905 --> 01:14:12,909
‫روز شده

1229
01:14:17,581 --> 01:14:18,816
‫و تو زنده‌ای

1230
01:14:29,429 --> 01:14:30,955
‫وای این واسه من سخته

1231
01:14:31,090 --> 01:14:32,266
‫- جدی؟
‫- سخت‌تر از چیزیه...

1232
01:14:32,401 --> 01:14:33,831
‫- که فکر می‌کردم
‫- باشه

1233
01:14:36,403 --> 01:14:37,669
‫فکر کنم نیاز دارم بشینم

1234
01:14:37,804 --> 01:14:40,437
‫باشه، بیا همینجا بشینیم

1235
01:14:40,572 --> 01:14:42,070
‫بیا، بذار کمکت کنم

1236
01:14:46,239 --> 01:14:48,714
‫من گرفتمت، بیا

1237
01:14:49,513 --> 01:14:50,551
‫بیا

1238
01:14:51,921 --> 01:14:53,048
‫خیلی خب

1239
01:14:54,584 --> 01:14:56,555
‫اوه!

1240
01:14:56,690 --> 01:14:58,790
‫- آخیش خیلی بهتر شد
‫- خوبه

1241
01:15:02,863 --> 01:15:05,961
‫قبل اومدن یه وصیت‌‌نامه‌ی جدید نوشتم

1242
01:15:06,097 --> 01:15:08,668
‫لطفاً الان درموردش حرف نزنیم

1243
01:15:10,300 --> 01:15:12,402
‫و آپارتمان رو با همه‌ی متعلقاتش...

1244
01:15:12,538 --> 01:15:14,168
‫برای تو و میشل می‌ذارم

1245
01:15:19,946 --> 01:15:23,110
‫من دفتر خاطرات جنگت رو توی میزت دیدم

1246
01:15:23,245 --> 01:15:25,614
‫می‌خوای باهاشون چی کار کنیم؟

1247
01:15:25,750 --> 01:15:27,485
‫اشکال نداره بخونمشون؟

1248
01:15:27,620 --> 01:15:29,018
‫معلومه که می‌تونی بخونیشون

1249
01:15:32,492 --> 01:15:34,161
‫می‌تونم داستانت رو تعریف کنم؟

1250
01:15:34,297 --> 01:15:35,563
‫می‌تونی هر کاری خواستی بکنی

1251
01:15:36,626 --> 01:15:37,895
‫اون موقع که اینجا نیستم

1252
01:15:39,992 --> 01:15:41,030
‫می‌تونم اینو بگم؟

1253
01:15:41,663 --> 01:15:42,669
‫نه

1254
01:15:43,863 --> 01:15:44,869
‫باشه

1255
01:16:39,057 --> 01:16:40,793
‫الان درموردش حرف نزنیم خب؟

1256
01:16:42,092 --> 01:16:44,599
‫باشه اونجا می‌بینمت، خداحافظ

1257
01:16:51,836 --> 01:16:53,667
‫اینگرید عزیز،

1258
01:16:53,802 --> 01:16:57,843
‫امروز انقدر روز قشنگیه که به نظرم...

1259
01:16:59,873 --> 01:17:00,747
‫سلام

1260
01:17:01,380 --> 01:17:02,349
‫سلام

1261
01:17:02,484 --> 01:17:04,350
‫- همه چی مرتبه؟
‫- آره

1262
01:17:04,486 --> 01:17:06,443
‫این نسیم خیلی دلچسبه

1263
01:17:06,579 --> 01:17:08,755
‫مراقب باش یه کم سرده

1264
01:17:10,290 --> 01:17:11,692
‫امم...

1265
01:17:11,827 --> 01:17:13,624
‫اگه کاری باهام نداری می‌خوام برم باشگاه

1266
01:17:13,759 --> 01:17:15,157
‫اما اگه می‌خوای می‌تونم بمونم

1267
01:17:15,292 --> 01:17:17,461
‫نه، برو لطفاً
‫نمی‌خوام ضدحال باشم

1268
01:17:17,597 --> 01:17:18,862
‫ضدحال نیستی

1269
01:17:18,998 --> 01:17:21,327
‫خیلی هم خوش‌اخلاقی

1270
01:17:21,463 --> 01:17:23,803
‫با مربیت درمورد من حرف زدی؟

1271
01:17:25,030 --> 01:17:26,340
‫امم...

1272
01:17:26,475 --> 01:17:29,270
‫خب... حرفت پیش اومد...

1273
01:17:29,405 --> 01:17:31,677
‫داشتم درمورد تناسب اندام...

1274
01:17:31,813 --> 01:17:34,674
‫و تپیدن قلب برای زنده موندن حرف می‌زدم

1275
01:17:34,809 --> 01:17:37,817
‫همه‌ی چیزهایی که توی بیمارستان
‫درموردشون حرف زدی

1276
01:17:37,952 --> 01:17:40,083
‫و اون جوری نگاهم کرد که انگار دیوونه‌م

1277
01:17:40,218 --> 01:17:42,617
‫منم بهش گفتم یه دوستی داشتم که مریض بود

1278
01:17:42,752 --> 01:17:44,858
‫همین

1279
01:17:44,993 --> 01:17:49,756
‫فقط یادت باشه تو از هیچی خبر نداری

1280
01:17:49,891 --> 01:17:50,929
‫اوهوم

1281
01:17:55,262 --> 01:17:56,968
‫بیا ببینم، یه بوس بده

1282
01:17:59,640 --> 01:18:00,906
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

1283
01:18:23,893 --> 01:18:25,161
‫- سلام
‫- سلام

1284
01:18:30,364 --> 01:18:32,703
‫من بهش دروغ گفتم
‫از این کار خوشم نمیاد

1285
01:18:32,839 --> 01:18:34,074
‫خب باید تمرین کنی

1286
01:18:34,209 --> 01:18:35,999
‫دروغ گفتن رو؟

1287
01:18:36,135 --> 01:18:39,376
‫آره. تو رسماً از قصد مارتا خبر داری

1288
01:18:39,511 --> 01:18:40,979
‫آره

1289
01:18:41,115 --> 01:18:43,014
‫و اگه وکیل لازم داری من یکی رو پیدا کردم

1290
01:18:43,149 --> 01:18:45,145
‫مرسی. الان درموردش حرف نزنیم

1291
01:18:45,280 --> 01:18:48,220
‫سخنرانیت چطور پیش رفت؟

1292
01:18:48,355 --> 01:18:51,891
‫خب از این که هیچ سوالی رو
‫جواب نمی‌دادم خوششون نیومد

1293
01:18:53,394 --> 01:18:55,721
‫آخرش،

1294
01:18:55,856 --> 01:18:58,860
‫مردم همهمه کردن و یه نفر بهم گفت بزدل

1295
01:18:58,995 --> 01:19:00,631
‫این حرف اذیتم نمی‌کنه

1296
01:19:00,767 --> 01:19:02,770
‫من زمان زیادی رو...

1297
01:19:02,905 --> 01:19:05,602
‫صرف اهمیت دادن به آبروم کردم
‫اون‌وقت برای چی؟

1298
01:19:05,737 --> 01:19:07,971
‫حالا با اون همه زمانی که
‫برگردوندی چی کار می‌‌کنی؟

1299
01:19:08,107 --> 01:19:11,745
‫کاری که عاشقشی رو بیشتر انجام میدی؟

1300
01:19:11,881 --> 01:19:14,274
‫باید اعتراف کنم که هر چی سنم بالا میره

1301
01:19:14,409 --> 01:19:16,784
‫علاقه‌م به چیزهای مختلف کمتر می‌شه

1302
01:19:18,343 --> 01:19:20,647
‫چند روز پیش مارتا هم همین رو گفت

1303
01:19:20,783 --> 01:19:23,247
‫چیزهای خیلی کمی مونده
‫که واقعاً ازشون لذت می‌بره

1304
01:19:23,383 --> 01:19:25,155
‫درک می‌کنم

1305
01:19:26,385 --> 01:19:28,128
‫اما تو مریض نیستی

1306
01:19:28,263 --> 01:19:30,127
‫نه اما همین احساس رو دارم
‫مخصوصاً بعد از پاندمیک

1307
01:19:30,262 --> 01:19:32,558
‫سینما نمیرم یا موسیقی گوش نمیدم

1308
01:19:33,435 --> 01:19:35,065
‫من... خیلی مطالعه می‌کنم

1309
01:19:35,201 --> 01:19:37,070
‫اما فقط موضوعات مرتبط با سخنرانیم

1310
01:19:37,205 --> 01:19:39,565
‫هنوزم گالری میری؟
‫قبلاً عاشق این کار بودی

1311
01:19:39,700 --> 01:19:41,136
‫وقتی باهم بودیم همیشه می‌رفتیم

1312
01:19:41,272 --> 01:19:43,376
‫و درمورد این که هنر چقدر قدرتمنده
‫حرف می‌زدیم

1313
01:19:43,512 --> 01:19:45,573
‫هنوزم دوست داری؟

1314
01:19:45,708 --> 01:19:48,311
‫حتی اگه همه‌ی شاعرهای دنیا
‫می‌نشستن تا درمورد بحران اقلیمی

1315
01:19:48,446 --> 01:19:50,818
‫شعر بنویسن هیچ درختی نجات داده نمی‌شد

1316
01:19:50,953 --> 01:19:52,981
‫حداقل هنوز به درخت‌ها علاقه داری

1317
01:19:53,116 --> 01:19:54,720
‫من به سکس هم علاقه دارم

1318
01:19:54,855 --> 01:19:56,455
‫خب پس اوضاعت اونقدرها هم خراب نیست

1319
01:19:56,590 --> 01:19:58,950
‫وقتی جوون بودم،

1320
01:19:59,085 --> 01:20:02,955
‫اگه یه روزم بدون سکس سپری می‌شد
‫فکر می‌کردم یه چیزیش کمه

1321
01:20:03,090 --> 01:20:04,549
‫یادمه

1322
01:20:04,625 --> 01:20:09,226
‫حسرت نمی‌خورم اما دلم برای شبایی
‫که مشروب می‌خوردیم...

1323
01:20:10,430 --> 01:20:12,966
‫و مواد می‌زدیم و سکس می‌کردیم تنگ شده

1324
01:20:13,101 --> 01:20:16,004
‫هیچکدومشون حواس ما رو از کاری که
‫واقعاً می‌خواستیم انجام بدیم پرت نمی‌کرد

1325
01:20:16,140 --> 01:20:18,502
‫تو مشروب می‌خوردی و مواد می‌زدی

1326
01:20:18,637 --> 01:20:20,439
‫یعنی به هر حال بیشتر از من

1327
01:20:20,575 --> 01:20:22,514
‫نمی‌دونم تو چقدر مشروب می‌خوردی

1328
01:20:22,649 --> 01:20:26,018
‫اما همیشه جوری رفتار می‌کردی
‫که انگار مثل بقیه‌مون مستی

1329
01:20:26,154 --> 01:20:29,149
‫اما تو جزء اساسی پارتی بودی

1330
01:20:29,284 --> 01:20:30,955
‫تا وقتی که حوصله‌ت سر رفت...

1331
01:20:31,091 --> 01:20:32,783
‫و رفتی اروپا رو کشف کنی

1332
01:20:34,256 --> 01:20:35,489
‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

1333
01:20:36,797 --> 01:20:37,790
‫از سخنرانیت برام بگو

1334
01:20:39,563 --> 01:20:43,627
‫اعتراف می‌کنم یه جور وسواس جنون‌‌آمیز
‫به این موضوع پیدا کردم

1335
01:20:43,762 --> 01:20:45,631
‫پسرم دیگه باهام حرف نمی‌زنه

1336
01:20:45,766 --> 01:20:48,007
‫چون وحشتم رو از این که زنش
‫دوباره بارداره رو...

1337
01:20:48,142 --> 01:20:50,667
‫قایم نکردم

1338
01:20:50,803 --> 01:20:51,976
‫اون نمی‌خواد نزدیک زنش بشم

1339
01:20:52,111 --> 01:20:54,040
‫چون می‌ترسه سقط کنه

1340
01:20:54,175 --> 01:20:56,180
‫چی؟ چطور تونستی بهش بگی
‫که نباید دوباره بچه‌دار شه؟

1341
01:20:56,315 --> 01:20:58,611
‫- بچه‌ی سومشونه!
‫- چی...

1342
01:20:58,746 --> 01:21:00,777
‫پس کار منطقی جایگزینش چیه؟

1343
01:21:00,913 --> 01:21:02,316
‫این که مردم خودشونو بکشن؟

1344
01:21:02,354 --> 01:21:04,520
‫مردم یک بار برای همیشه باید بفهمن...

1345
01:21:04,656 --> 01:21:06,817
‫که شرایط سیاره‌ی کوفتی‌ای که
‫روش زندگی می‌کنن چه جوریه

1346
01:21:08,824 --> 01:21:11,755
‫خب شاید موضوع خیلی خوبی واسه تو نباشه

1347
01:21:11,891 --> 01:21:15,535
‫تو داری با یه زن رو به موت
‫توی دنیایی زندگی می‌کنی...

1348
01:21:15,671 --> 01:21:17,872
‫که خودش با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنه

1349
01:21:20,684 --> 01:21:22,904
‫واقعاً فکر می‌کنی اوضاع انقدر وخیمه؟

1350
01:21:23,039 --> 01:21:27,444
‫آره درمورد علم مطالعه کن
‫و ببین دنیا داره باهاش چی کار می‌کنه

1351
01:21:27,580 --> 01:21:31,549
‫اونا بیشتر از قبل
‫کربن‌دی‌اکسید وارد هوا می‌کنن

1352
01:21:31,684 --> 01:21:33,484
‫دیر یا زود...

1353
01:21:33,620 --> 01:21:38,388
‫که می‌ترسم زود باشه،
‫کل دنیا به درک واصل می‌شه

1354
01:21:38,523 --> 01:21:42,028
‫هیچ چیز مثل ادامه‌ پیدا کردن «نئولیبرالیسم»

1355
01:21:42,163 --> 01:21:45,060
‫و قیام راست‌گرایان افراطی...

1356
01:21:45,196 --> 01:21:46,826
‫مرگ سیاره رو تسریع نمی‌کنه

1357
01:21:46,961 --> 01:21:50,729
‫و ما هردوشون رو اینجا داریم
‫که شونه به شونه‌ی هم رژه می‌رن

1358
01:21:54,066 --> 01:21:57,208
‫ببخشید نمی‌خواستم ضدحال بزنم اما...

1359
01:21:58,505 --> 01:22:00,511
‫این جریان منو آشفته می‌کنه

1360
01:22:00,647 --> 01:22:04,010
‫نمی‌تونی مدام بری اینور اونور
‫و به بقیه بگی امیدی نیست

1361
01:22:04,145 --> 01:22:05,712
‫غم‌انگیزه

1362
01:22:05,848 --> 01:22:08,380
‫و شاید اصلاً خوشایند نباشه که اینو بگم

1363
01:22:08,516 --> 01:22:10,724
‫اما من دیگه اصلاً باور ندارم که مردم...

1364
01:22:10,785 --> 01:22:12,621
‫بخوان کار درست رو انجام بدن

1365
01:22:12,684 --> 01:22:15,549
‫من هر روزم رو با انتظار دیدنِ
‫جنازه‌ی مارتا رو تختش سپری می‌کنم

1366
01:22:15,596 --> 01:22:19,466
‫اما این مانع لذت بردن
‫از تک تک لحظاتم با اون نمی‌شه

1367
01:22:19,601 --> 01:22:21,562
‫دقیقاً برعکسش

1368
01:22:21,697 --> 01:22:24,963
‫من دارم ازش یاد می‌گیرم
‫و تو هم باید همین کارو بکنی

1369
01:22:25,099 --> 01:22:28,008
‫چون راه‌های زیادی برای زندگی کردن
‫داخل یه تراژدی هست

1370
01:22:29,909 --> 01:22:32,446
‫البته که دردناکه

1371
01:22:32,581 --> 01:22:34,608
‫اما من می‌تونم تحملش کنم

1372
01:22:35,717 --> 01:22:37,883
‫و دارم تلاش می‌کنم...

1373
01:22:38,018 --> 01:22:40,580
مثل اون از زندگی لذت ببرم

1374
01:22:40,716 --> 01:22:43,551
‫و همونقدر قدردان باشم پس...

1375
01:22:43,686 --> 01:22:46,387
‫آخرین چیزی که بهش نیاز دارم
‫یه چیزی مثل سخنرانی توئه

1376
01:22:46,522 --> 01:22:48,360
‫من همیشه به خاطر این مسئله تحسینت کردم

1377
01:22:49,354 --> 01:22:50,955
‫چی؟

1378
01:22:51,091 --> 01:22:53,297
‫تو یکی از معدود آدمایی هستی
‫که بلده زجر بکشه...

1379
01:22:53,433 --> 01:22:56,003
‫بدون این که بابتش به بقیه احساس گناه بده

1380
01:23:38,311 --> 01:23:40,539
‫فکر می‌کنی خیلی طول می‌کشه؟

1381
01:23:40,674 --> 01:23:43,941
‫نه چیزی نمونده. همین روزاست که اتفاق بیفته

1382
01:23:45,248 --> 01:23:47,048
‫باید آماده باشی

1383
01:23:47,183 --> 01:23:48,515
‫من پلیس‌ها رو می‌شناسم

1384
01:23:48,651 --> 01:23:50,390
‫همه جور سوالی ازت می‌پرسن،

1385
01:23:50,525 --> 01:23:53,288
‫مثل زباله‌گردها
‫تا عمق رابطه‌تون رو ‌می‌گردن

1386
01:23:53,423 --> 01:23:55,126
‫یه جور فیلمنامه‌ی ذهنی نیاز داری

1387
01:23:55,262 --> 01:23:57,998
‫نه بهش فکر کردم، یه ذهنیتی دارم

1388
01:23:58,134 --> 01:24:00,996
‫خوبه، قوی بمون و بچسب به داستانت

1389
01:24:01,132 --> 01:24:02,631
‫و وقتی اتفاق افتاد،

1390
01:24:02,766 --> 01:24:05,202
‫قبل این که به من زنگ بزنی
‫باید با پلیس تماس بگیری

1391
01:24:05,338 --> 01:24:06,533
‫نه، باید به دخترش زنگ بزنم

1392
01:24:06,669 --> 01:24:08,141
‫باید قبل زنگ زدن به تو
‫به اون زنگ بزنم

1393
01:24:08,276 --> 01:24:10,605
‫باشه اما مراقب باش چی بهش میگی

1394
01:24:10,740 --> 01:24:13,338
‫من باید درمورد وضعیت
‫به  اون وکیله می‌گفتم

1395
01:24:13,473 --> 01:24:16,742
‫چرا  باید همه‌ی ین کاررها رو انجام بدیم
‫انگار که مجرمیم؟

1396
01:24:16,877 --> 01:24:18,650
‫نباید کسایی که دارن می‌میرن
‫حق این رو داشته باشن...

1397
01:24:18,704 --> 01:24:19,878
‫که با عزت به زندگیشون پایان بدن؟

1398
01:24:20,013 --> 01:24:22,282
‫می‌تونن، اما وقتی که
‫سیستم بهداشت و درمانِ متزلزلمون...

1399
01:24:22,417 --> 01:24:23,882
‫ به کل از بین بره

1400
01:25:01,057 --> 01:25:02,096
‫مارتا؟

1401
01:25:21,867 --> 01:25:22,587
[اینگرید، پلیس]

1402
01:25:22,643 --> 01:25:24,478
‫<i>اینگرید عزیز،</i>

1403
01:25:24,613 --> 01:25:27,310
‫<i>امروز روز خیلی قشنگیه</i>

1404
01:25:27,446 --> 01:25:30,786
‫<i>که به نظر میومد لحظه‌ی رفتن باشه</i>

1405
01:25:30,922 --> 01:25:34,519
‫<i>این که توی اتاقِ طبقه پایین نبودی
‫خیالم رو راحت کرد</i>

1406
01:25:34,655 --> 01:25:36,863
‫<i>حتی با این که قرار بود باشی</i>

1407
01:25:36,998 --> 01:25:40,493
‫<i>اما می‌دونی که من همیشه
‫ بداهه کارهام رو انجام میدم</i>

1408
01:25:40,629 --> 01:25:42,366
‫<i>و تقریباً خوشحالم که...</i>

1409
01:25:42,502 --> 01:25:45,564
‫<i>وقتی روی صندلی از دنیا میرم</i>

1410
01:25:45,699 --> 01:25:47,438
‫<i>تو توی دنیای بیرونی</i>

1411
01:25:47,574 --> 01:25:51,510
‫<i>و چیزی رو تجربه می‌کنی
‫که با مرگ من متفاوته</i>

1412
01:25:51,646 --> 01:25:54,841
‫<i>هیچکس نمی‌تونه تو رو به همدستی متهم کنه</i>

1413
01:25:56,149 --> 01:25:57,780
‫<i>تو همونقدری که یه انسان می‌تونه...</i>

1414
01:25:57,915 --> 01:26:02,486
‫<i>کسی رو همراهی کنه، همراهیم کردی</i>

1415
01:26:02,622 --> 01:26:05,588
‫<i>به دخترم زنگ بزن و بهش بگو متاسفم</i>

1416
01:26:06,896 --> 01:26:09,295
‫<i>و ازت متشکرم عزیزم</i>

1417
01:26:34,953 --> 01:26:35,981
‫مارتا

1418
01:26:39,773 --> 01:26:41,347
‫هر کاری بخوای می‌کنم

1419
01:27:05,215 --> 01:27:07,362
[پلیس]

1420
01:27:08,823 --> 01:27:11,417
‫ما شام خوردیم و بعدش
‫یکی از فیلمای باستر کیتون رو دیدیم

1421
01:27:11,553 --> 01:27:12,919
‫اینا رو بهتون گفتم

1422
01:27:13,054 --> 01:27:15,095
‫و هیچ چیز عجیبی متوجه نشدید...

1423
01:27:15,231 --> 01:27:17,363
‫چیزی که باعث شه مشکوک بشید...

1424
01:27:19,933 --> 01:27:21,301
‫سعی کنید به خاطر بیارید

1425
01:27:21,436 --> 01:27:23,929
‫من خوب یادمه، شب لذت‌بخشی بود

1426
01:27:24,065 --> 01:27:26,701
‫هیچ اشاره‌ای نکرد؟
‫هیچ حرفی نزد؟

1427
01:27:26,837 --> 01:27:29,604
‫شب بخیر گفتیم و بعدش رفتم بالا

1428
01:27:29,740 --> 01:27:32,203
‫و تا دیروقت بیدار موندم و یه کتاب...

1429
01:27:32,339 --> 01:27:34,909
‫به اسم «آوارگی شهوانی» خوندم
‫که مارتا پیشنهاد داده بود

1430
01:27:35,044 --> 01:27:37,741
‫درمورد الیزابت تیلور و ریچارد برتونه

1431
01:27:37,877 --> 01:27:39,386
‫- کتابه رو می‌شناسید؟
‫- نه

1432
01:27:39,521 --> 01:27:41,948
‫به نظر من و مارتا خیلی باحال بود

1433
01:27:42,084 --> 01:27:44,324
‫سعی کنید فقط سوالاتی که
‫من ازتون می‌پرسم رو جواب بدید

1434
01:27:48,396 --> 01:27:49,758
‫صبح روز بعدش چی کار کردید؟

1435
01:27:52,199 --> 01:27:54,257
‫واسه ناهار با یکی از دوستام رفتم بیرون

1436
01:27:54,392 --> 01:27:56,464
‫و وقتی برگشتم صداش زدم...

1437
01:27:56,599 --> 01:27:58,267
‫و وقتی جواب نداد،

1438
01:27:58,402 --> 01:28:00,137
‫رفتم اتاق خوابش

1439
01:28:00,272 --> 01:28:02,201
‫اما اونجا نبود

1440
01:28:02,337 --> 01:28:06,373
‫واسه همین رفتن حیاط خلوت
‫و اون موقع بود که دیدمش

1441
01:28:06,508 --> 01:28:09,274
‫اولش هم فکر کردم روی صندلی استراحت خوابیده

1442
01:28:09,409 --> 01:28:12,217
‫و خیلی استرس گرفتم و زنگ زدم آمبولانس

1443
01:28:12,352 --> 01:28:13,711
‫اونا هم خیلی زود اومدن اونجا

1444
01:28:13,847 --> 01:28:15,722
‫و بعدش تکنسین‌های پزشکی دیدنش

1445
01:28:15,857 --> 01:28:18,455
‫و گفتن کاری از دستشون برنمیاد

1446
01:28:18,591 --> 01:28:20,352
‫هیچکس اتفاقی این قرص‌ رو نمی‌خره

1447
01:28:20,487 --> 01:28:22,692
‫مگر اینه بخواد خودکشی یا قتل کنه

1448
01:28:22,827 --> 01:28:24,423
‫پس شما ازش خبر نداشتید؟

1449
01:28:24,558 --> 01:28:26,258
‫از چی؟

1450
01:28:26,394 --> 01:28:28,027
‫از این که ایشون این قرص غیرقانونی رو داره

1451
01:28:28,163 --> 01:28:31,634
‫نه اون بابت دردش دارو مصرف می‌کرد

1452
01:28:31,770 --> 01:28:33,602
‫قرص و چسب دارویی اما اون...

1453
01:28:33,738 --> 01:28:35,837
‫هیچوقت جزئیاتش رو بهم نگفت

1454
01:28:36,935 --> 01:28:38,640
‫عجیبه که...

1455
01:28:38,775 --> 01:28:40,137
‫اگه انقدر دوستای خوبی بودین...

1456
01:28:40,272 --> 01:28:43,375
‫هیچی بهتون نگفته باشه

1457
01:28:43,510 --> 01:28:48,014
‫نمی‌شه همینجوری بری توی داروخونه
‫و این قرص رو بخری

1458
01:28:49,191 --> 01:28:50,621
‫پیدا کردنش خیلی سخته

1459
01:28:52,052 --> 01:28:55,121
‫فکر کنم وقتی خونه رو اجاره کرد

1460
01:28:55,256 --> 01:28:57,830
‫می‌دونست که می‌خواد چی کار کنه نه؟

1461
01:28:57,966 --> 01:28:59,759
‫ممکنه،

1462
01:28:59,895 --> 01:29:02,302
‫اما به من چیزی نگفت

1463
01:29:02,438 --> 01:29:04,262
‫اون از درمان آخرش خیلی خسته شده بود...

1464
01:29:04,397 --> 01:29:05,962
‫و می‌خواست قبل برگشتن
‫ واسه دور بعدی شیمی‌درمانی

1465
01:29:06,097 --> 01:29:08,100
‫یه استراحتی بکنه

1466
01:29:08,235 --> 01:29:09,975
‫اون آدمی نبود که جا بزنه

1467
01:29:10,111 --> 01:29:12,037
‫گله‌ای نکرد؟

1468
01:29:12,173 --> 01:29:14,645
‫چیزی نگفت که احساس کنید...

1469
01:29:16,180 --> 01:29:17,812
‫آخر عمرشه؟

1470
01:29:17,948 --> 01:29:19,177
‫مسئولیت بزرگی برای شما بوده

1471
01:29:20,617 --> 01:29:22,180
‫بعض وقتا شکایت می‌کرد

1472
01:29:24,692 --> 01:29:29,152
‫از چی شکایت می‌کرد؟
‫چی گفت؟

1473
01:29:29,287 --> 01:29:32,531
‫می‌گفت ظرفیت توجهش رو از دست داده

1474
01:29:32,666 --> 01:29:36,667
‫مثلاً نمی‌تونست بخونه یا بنویسه

1475
01:29:38,572 --> 01:29:40,165
‫زندگیش به زنده موندن تبدیل شده بود

1476
01:29:40,300 --> 01:29:43,567
‫می‌دونید، باورش برای من خیلی سخته...

1477
01:29:43,702 --> 01:29:46,039
‫که هیچی نگفته که شک کنید آخر عمرشه

1478
01:29:46,175 --> 01:29:48,446
‫کاملاً مشهود بود که اون شدیداً مریضه

1479
01:29:48,581 --> 01:29:50,041
‫اما می‌خواست قبل برگشتن به بیمارستان

1480
01:29:50,177 --> 01:29:51,181
‫مسافرت بره

1481
01:29:51,317 --> 01:29:53,718
‫قبلاً این رو بهتون گفتم

1482
01:29:53,853 --> 01:29:59,217
‫ما با چند تا از دوستای نزدیک مارتا هم
‫صحبت کردیم

1483
01:30:00,960 --> 01:30:04,156
‫در کل حرف همه‌شون با اظهارات شما مطابقه

1484
01:30:06,191 --> 01:30:08,866
‫اما یکیشون، استلا برن،

1485
01:30:09,001 --> 01:30:11,438
‫بهمون گفت بعد این که مارتا
‫شیمی‌درمانیش رو تموم کرد

1486
01:30:11,573 --> 01:30:14,403
‫بهش پیشنهاد داد که باهاش...

1487
01:30:14,539 --> 01:30:16,871
‫بره توی یه خونه‌ی اطراف شهر...

1488
01:30:17,006 --> 01:30:19,908
‫که قصد داشته توش خودکشی کنه

1489
01:30:23,944 --> 01:30:26,079
‫ازش خواست که...
‫نقل قول می‌کنم:

1490
01:30:27,552 --> 01:30:28,890
‫«توی اتاق بغلی باش.»

1491
01:30:32,292 --> 01:30:34,585
‫دوستش هم قبول نکرده

1492
01:30:34,720 --> 01:30:37,591
‫من توی اتاق بغلی نبودم
‫اتاقم طبقه پایین بود

1493
01:30:37,727 --> 01:30:39,122
‫وقتی با خانم برن حرف زدم...

1494
01:30:39,258 --> 01:30:40,498
‫و از خودکشی مطلعش کردم

1495
01:30:40,634 --> 01:30:42,595
‫بهم گفت غافلگیر نشده

1496
01:30:42,730 --> 01:30:45,336
‫کار مارتا یه اسم دیگه‌ای هم داره،
‫بهش می‌گن اُتانازی

1497
01:30:45,471 --> 01:30:46,968
‫خب هر چی می‌خواین اسمشو بذارین

1498
01:30:47,103 --> 01:30:50,674
‫اما از نظر من دوست شما جرم کرده

1499
01:30:50,810 --> 01:30:53,837
‫و به عنوان یه مامور پلیس و یه انسان،

1500
01:30:53,972 --> 01:30:56,375
‫و یه مرد معتقد،

1501
01:30:56,510 --> 01:31:00,312
‫اساساً با هر کسی که مرتکب جرم بشه مخالفم

1502
01:31:00,448 --> 01:31:02,489
‫و البته با هر کسی که توی جرم کمک
‫و شراکت کنه

1503
01:31:15,464 --> 01:31:17,768
‫دیمین می‌شه لطفاً بیای کلانتری؟

1504
01:31:18,534 --> 01:31:19,835
‫تموم نمی‌شه

1505
01:31:19,971 --> 01:31:23,001
‫چه توضیحی برای این دارید که دوستتون مارتا

1506
01:31:23,223 --> 01:31:24,997
‫انقدر با خانم برن رک بودن

1507
01:31:25,045 --> 01:31:27,170
‫اما با این حال درمورد نیتشون
‫چیزی به شما نگفتن؟

1508
01:31:27,305 --> 01:31:28,813
‫من یه کلمه دیگه حرف نمی‌زنم

1509
01:31:28,948 --> 01:31:31,178
‫اگه بازداشتم، بگین اتهاماتم چیه

1510
01:31:31,313 --> 01:31:33,217
‫در غیر این صورت توی راهرو
‫منتظر وکیلم می‌مونه

1511
01:31:33,353 --> 01:31:34,719
‫چه آینده‌نگر!

1512
01:31:34,854 --> 01:31:36,681
‫چی باعث شد فکر کنید که
‫به وکیل نیاز پیدا می‌کنید؟

1513
01:31:36,816 --> 01:31:39,951
‫چرا از دوستتون
‫که شاهد بازجویی بود نمی‌پرسین؟

1514
01:31:40,087 --> 01:31:44,160
‫من فکر می‌کنم شما دارین دروغ می‌گین

1515
01:31:44,295 --> 01:31:46,325
‫و شما آدمی هستین که اگه دوستتون

1516
01:31:46,461 --> 01:31:48,964
‫برای خودکشی هم ازتون کمک بخواد نه نمیارین

1517
01:31:51,501 --> 01:31:52,563
‫بذارید بره

1518
01:32:01,675 --> 01:32:03,148
‫سلام

1519
01:32:03,283 --> 01:32:04,680
‫- سلام
‫- سلام

1520
01:32:04,815 --> 01:32:07,219
‫- چطوری؟
‫- خوبم

1521
01:32:07,355 --> 01:32:09,148
‫این وکیلم ساراست

1522
01:32:09,283 --> 01:32:10,984
‫- سلام، خوشوقتم
‫- مرسی که اومدین

1523
01:32:11,120 --> 01:32:12,726
‫خواهش می‌کنم
‫دیمین منو در جریان قرار داد

1524
01:32:12,861 --> 01:32:14,825
‫چیزی هست که نیاز باشه
‫درمورد بازجویی بدونم؟

1525
01:32:14,960 --> 01:32:16,728
‫خب اون جوری باهام رفتار کرد
‫که انگار قاتلم

1526
01:32:16,863 --> 01:32:18,562
‫- اما تو پیش من بودی
‫- براش مهم نیست

1527
01:32:18,697 --> 01:32:20,032
‫اصرار داره که من توش دخیلم

1528
01:32:20,167 --> 01:32:21,535
‫باشه اما...

1529
01:32:21,670 --> 01:32:23,669
‫با یکی از دوستای مارتا
‫به اسم استلا برن حرف زده

1530
01:32:23,804 --> 01:32:25,700
‫و بهش گفته که مارتا اول رفته سراغ اون

1531
01:32:25,835 --> 01:32:27,200
‫و اون قبول نکرده کمکش کنه

1532
01:32:27,335 --> 01:32:29,165
‫باشه، خب مطمئنم همه چی ضبط شده

1533
01:32:29,301 --> 01:32:30,875
‫اوهوم

1534
01:32:31,011 --> 01:32:33,739
‫این افسر پلیس شاهد همه چیز بود

1535
01:32:33,875 --> 01:32:35,174
‫می‌تونید بیاید داخل

1536
01:32:35,309 --> 01:32:36,781
‫من تنها میرم داخل
‫وکیلشم

1537
01:32:38,752 --> 01:32:40,411
‫نگران نباش، همه چی خیلی واضحه

1538
01:32:42,752 --> 01:32:43,884
‫مرسی که اومدی

1539
01:32:44,020 --> 01:32:45,685
‫باعث افتخارمه

1540
01:32:45,821 --> 01:32:47,956
‫خدای من! عجب عوضی‌ایه!

1541
01:32:48,092 --> 01:32:50,623
‫تا حالا کسی اینجوری باهام رفتار نکرده بود

1542
01:32:50,759 --> 01:32:53,191
‫از شانس بدت گیر یه مذهبی متعصب افتادی

1543
01:32:53,327 --> 01:32:54,597
‫اما دیگه اذیتت نمی‌کنه

1544
01:32:54,732 --> 01:32:55,897
‫می‌خوام ازش شکایت کنم

1545
01:32:56,032 --> 01:32:58,101
‫بابت همه چی خیلی ازت ممنونم

1546
01:32:58,236 --> 01:33:00,232
‫همچنان باید تا ۴۸ ساعت آینده در دسترس باشی

1547
01:33:00,367 --> 01:33:03,071
‫تا این که تشریفات پزشکی قانونی انجام بشه

1548
01:33:03,206 --> 01:33:05,211
‫بهشون گفتم در صورت لزوم بهم زنگ بزنن

1549
01:33:05,346 --> 01:33:06,745
‫من توی خونه‌م

1550
01:33:06,880 --> 01:33:07,774
‫هر اطلاعاتی که نیازه رو داری؟

1551
01:33:07,910 --> 01:33:09,749
‫آره، دیمین اطلاعات رو بهم داده

1552
01:33:09,884 --> 01:33:11,946
‫فقط هر چی شد بهم زنگ بزن خب؟

1553
01:33:12,081 --> 01:33:13,617
‫من برمی‌گردم دفتر

1554
01:33:13,752 --> 01:33:14,915
‫از ته دل بهت تسلیت می‌گم

1555
01:33:15,050 --> 01:33:16,284
‫- ممنونم
‫- مرسی سارا

1556
01:33:16,420 --> 01:33:18,216
‫خدانگهدار

1557
01:33:18,352 --> 01:33:20,085
‫باورم نمی‌شه استلا اینو بهش گفته

1558
01:33:20,220 --> 01:33:21,794
‫خب احتمالاً گذاشتتش لای منگنه

1559
01:33:21,929 --> 01:33:23,722
‫و اونا کامپیوتر و موبایل مارتا رو دارن

1560
01:33:23,857 --> 01:33:24,858
‫اوهوم

1561
01:33:24,993 --> 01:33:26,458
‫خبر داری حرف زدن یا نه؟

1562
01:33:26,593 --> 01:33:28,899
‫نه نمی‌دونم، اون هیچی بهم نگفت

1563
01:33:30,063 --> 01:33:31,795
‫می‌خوای چی کار کنی؟

1564
01:33:31,807 --> 01:33:33,997
‫باید برگردم خونه و وسایلای مارتا رو جمع کنم

1565
01:33:35,241 --> 01:33:36,104
‫ببخشید

1566
01:33:37,606 --> 01:33:39,111
‫الو؟

1567
01:33:39,247 --> 01:33:40,471
‫خودم هستم

1568
01:33:42,582 --> 01:33:43,842
‫میشله

1569
01:33:43,977 --> 01:33:45,146
‫دختر مارتا؟

1570
01:33:45,978 --> 01:33:47,179
‫آره حتماً

1571
01:33:47,315 --> 01:33:49,317
‫نه نه معلومه که می‌تونی بیای اونجا

1572
01:33:49,453 --> 01:33:52,692
‫منم الان دارم میرم اونجا
‫آدرسش رو برات پیامک می‌کنم

1573
01:33:54,089 --> 01:33:56,157
‫باشه به زودی می‌بینمت. خداحافظ

1574
01:33:58,166 --> 01:34:00,828
‫وای. وای

1575
01:34:00,963 --> 01:34:02,893
‫من برمی‌گردم شهر

1576
01:34:03,029 --> 01:34:05,837
‫پس هر وقت برگشتی بهم بگو
‫و توی جابجایی کمکت می‌کنم

1577
01:34:07,035 --> 01:34:08,939
‫بابت همه چی ممنونم

1578
01:34:11,770 --> 01:34:14,010
‫و می‌تونی برام تعریف کنی
‫که با میشل چطور گذشت

1579
01:34:14,643 --> 01:34:15,506
‫تعریف می‌کنم

1580
01:34:17,545 --> 01:34:19,752
‫- مرسی. بهت زنگ می‌زنم خب؟
‫- باشه مراقب خودت باش

1581
01:34:53,454 --> 01:34:54,688
‫سلام من میشلم

1582
01:34:55,553 --> 01:34:56,547
‫من اینگریدم

1583
01:34:57,686 --> 01:34:58,516
‫سلام

1584
01:35:02,124 --> 01:35:04,698
‫- بیا بریم تو خب؟
‫- باشه

1585
01:35:07,994 --> 01:35:08,999
‫بیا تو

1586
01:35:15,205 --> 01:35:16,868
‫می‌خوای اتاق مادرت رو ببینی؟

1587
01:35:17,003 --> 01:35:18,635
‫آره لطفاً

1588
01:35:18,770 --> 01:35:20,637
‫اون پایینه. انتهای پذیرایی

1589
01:35:48,740 --> 01:35:50,133
‫قهوه درست کردم

1590
01:35:50,269 --> 01:35:51,541
‫تو هم می‌خوری؟

1591
01:35:51,677 --> 01:35:53,270
‫چایی هم دارم

1592
01:35:53,406 --> 01:35:55,742
‫نه قهوه عالیه مرسی

1593
01:35:55,877 --> 01:35:56,882
‫بفرمایید

1594
01:36:01,446 --> 01:36:02,717
‫درمورد من چیزی بهتون گفته؟

1595
01:36:02,852 --> 01:36:06,050
‫معلومه که گفته

1596
01:36:06,185 --> 01:36:10,387
‫بهم گفت خیلی ناراحت بودی
‫که هیچوقت پدرت رو ندیدی

1597
01:36:10,523 --> 01:36:12,229
‫پس از پدرم برات گفته؟

1598
01:36:12,337 --> 01:36:13,677
‫آره گفته

1599
01:36:14,528 --> 01:36:16,536
‫به نظرت وقتی بابام از جنگ برگشت

1600
01:36:16,671 --> 01:36:18,429
‫اون نمی‌تونست کمکش کنه؟

1601
01:36:18,565 --> 01:36:21,038
‫اون تا جایی که می‌تونست کمکش کرد

1602
01:36:21,173 --> 01:36:24,210
‫پدرت خیلی بد آسیب دیده بود

1603
01:36:24,346 --> 01:36:26,944
‫و می‌‌خواست بره یه شهر دیگه
‫و زندگی جدیدی رو شروع کنه

1604
01:36:27,080 --> 01:36:30,809
‫تو یا مارتا هیچ‌وقت جزو برنامه‌هاش نبودید

1605
01:36:30,944 --> 01:36:34,645
‫مادرت هم پایان رابطه رو پذیرفت و...

1606
01:36:35,960 --> 01:36:37,587
‫و مادرت اون رو انقدر توی وضعیت بدی دید

1607
01:36:37,649 --> 01:36:39,758
‫که بوسش کرد تا آرومش کنه

1608
01:36:39,807 --> 01:36:42,004
‫و اون بوسه فراتر رفت

1609
01:36:44,327 --> 01:36:46,195
‫و تو ثمره‌ی اون لحظه‌ای

1610
01:36:47,793 --> 01:36:50,529
‫مامانم هیچوقت درموردش چیزی بهم نگفت

1611
01:36:50,665 --> 01:36:52,802
‫توضیح دادنش برای بچه سخته

1612
01:36:52,938 --> 01:36:54,533
‫می‌تونست بعداً بهم بگه

1613
01:36:55,600 --> 01:36:57,242
‫تا اون موقع دیگه انقدر دور شده بودی

1614
01:36:57,297 --> 01:36:59,065
‫که احساس می‌کرد دیگه غیرممکنه

1615
01:37:00,339 --> 01:37:02,480
‫اون نوجوون بود،

1616
01:37:02,616 --> 01:37:03,815
‫تازه اول زندگیش بود،

1617
01:37:03,950 --> 01:37:06,444
‫و بابات رفت سن دیگو...

1618
01:37:06,580 --> 01:37:08,019
‫و هیچ تلاشی برای شناختنت نکرد

1619
01:37:19,125 --> 01:37:20,361
‫خب اینگرید،

1620
01:37:22,336 --> 01:37:26,132
‫به نظرت کاملاً درمورد مارتا اشتباه می‌کردم؟

1621
01:37:26,638 --> 01:37:29,441
‫بی‌انصافی کردی،

1622
01:37:29,576 --> 01:37:32,769
‫اما هیچ‌کس تو رو بابت این که
‫می‌خواستی بدونی بابات کیه سرزنش نمی‌کنه

1623
01:37:35,813 --> 01:37:37,146
‫ماجرای غم‌انگیزیه،

1624
01:37:37,281 --> 01:37:39,149
‫برای هردوتون خیلی دردناک بود

1625
01:37:43,186 --> 01:37:44,823
‫زیاد به خودت سخت نگیر

1626
01:37:44,959 --> 01:37:46,552
‫مارتا مادر بی‌نقصی نبود

1627
01:37:48,187 --> 01:37:49,489
‫نه نبود

1628
01:37:54,129 --> 01:37:55,693
‫می‌شه امشب اینجا بمونم؟

1629
01:37:55,948 --> 01:37:58,816
‫آره حتماً. اینجا خونه‌ی مادرته

1630
01:38:02,501 --> 01:38:04,875
‫<i>مارتای عزیز،</i>

1631
01:38:05,011 --> 01:38:07,580
‫<i>فکر کردم شاید دوست داشته باشی بدونی
‫که من برگشتم خونه جنگلی...</i>

1632
01:38:07,716 --> 01:38:09,212
‫<i>تا وسایلات رو جمع کنم</i>

1633
01:38:11,511 --> 01:38:13,981
‫<i>دخترت اومد دیدنم</i>

1634
01:38:14,116 --> 01:38:15,647
‫<i>هنوز دارم می‌لرزم</i>

1635
01:38:16,690 --> 01:38:19,423
‫<i>اون خیلی شبیهته</i>

1636
01:38:19,558 --> 01:38:22,893
‫<i>ازم خواست بمونه
‫و روی تخت تو بخوابه...</i>

1637
01:38:23,028 --> 01:38:24,590
‫<i>و البته که منم اجازه دادم</i>

1638
01:38:26,540 --> 01:38:29,034
‫<i>فکر کنم مرگت اون رو بهت نزدیک‌تر کرده</i>

1639
01:38:33,139 --> 01:38:35,774
‫<i>هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اون رو به ارث ببرم</i>

1640
01:38:35,909 --> 01:38:37,911
‫<i>حتی شده یه روز</i>

1641
01:38:39,143 --> 01:38:41,343
‫<i>خونه سرشار از وجود توئه</i>

1642
01:38:44,384 --> 01:38:48,044
‫<i>وقتی بعد از حرف زدن با پلیس اومدم خونه</i>

1643
01:38:48,179 --> 01:38:50,550
‫<i>اولین چیزی که دیدم در اتاقت بود،</i>

1644
01:38:52,022 --> 01:38:54,554
‫<i>و اون باز بود</i>

1645
01:38:54,689 --> 01:38:57,792
‫<i>با خودم گفتم اون زنده‌ست</i>

1646
01:39:31,758 --> 01:39:33,923
‫اومدم بیرون به صدای پرنده‌ها گوش بدم

1647
01:39:36,598 --> 01:39:38,400
‫مادرت اینجوری بیدار می‌شد

1648
01:39:39,539 --> 01:39:40,798
‫موقع طلوع آفتاب،

1649
01:39:42,039 --> 01:39:43,471
‫و اونجا دراز می‌کشید

1650
01:39:48,650 --> 01:39:51,347
‫ببین داره برف میاد

1651
01:40:00,420 --> 01:40:01,720
‫برف می‌بارد

1652
01:40:04,426 --> 01:40:05,728
‫بر استخر متروکی می‌بارد

1653
01:40:05,864 --> 01:40:07,165
‫که هرگز از آن استفاده نکردیم

1654
01:40:09,529 --> 01:40:10,795
‫بر جنگل می‌بارد

1655
01:40:11,872 --> 01:40:14,002
‫جنگلی که در آن قدم زدیم و تو...

1656
01:40:14,138 --> 01:40:16,504
‫خسته به روز زمین دراز کشیدی

1657
01:40:19,237 --> 01:40:21,436
‫برف بر سر من و دخترت می‌بارد

1658
01:40:24,811 --> 01:40:26,943
‫بر سر زندگان و مردگان

1659
01:40:26,967 --> 01:40:46,967
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1660
01:40:49,419 --> 01:40:52,960
‫[بر اساس رمان «آنچه در زندگی
‫تجربه می کنی» نوشته سیگرید نونز]

1661
01:40:52,984 --> 01:41:02,984
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

