﻿1
00:01:15,920 --> 00:01:20,920
‫[چندین سال خرسی پیش]

2
00:01:20,944 --> 00:01:30,944
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:01:30,968 --> 00:01:39,968
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:40,917 --> 00:01:42,417
‫اوه...

5
00:01:52,417 --> 00:01:53,917
‫اوهوم...

6
00:02:13,625 --> 00:02:14,625
‫وای

7
00:02:15,875 --> 00:02:16,875
‫اوه...

8
00:03:10,542 --> 00:03:12,625
‫تو دیگه از کجا اومدی؟

9
00:03:15,458 --> 00:03:18,708
‫خب، الان اینجایی

10
00:03:21,708 --> 00:03:27,792
‫و یادت باشه، کوچولو،
‫اگه دوباره گم شدی...

11
00:03:27,917 --> 00:03:31,958
‫فقط غرش کن و منم
‫با غرش جوابتو میدم

12
00:03:35,500 --> 00:03:37,167
‫خوبه

13
00:03:42,458 --> 00:03:46,458
‫هر چقدرم دور باشی صداتو می‌شنوم

14
00:03:52,458 --> 00:03:56,458
‫«پدینگتون در پرو»

15
00:04:04,459 --> 00:04:07,459
‫[ایستگاه پدینگتون]

16
00:04:18,708 --> 00:04:20,125
‫آها

17
00:04:28,750 --> 00:04:31,333
‫ها؟

18
00:04:31,458 --> 00:04:32,958
‫اه...

19
00:04:39,625 --> 00:04:41,458
‫ممنون که از عکس من استفاده می‌کنید

20
00:04:41,583 --> 00:04:44,250
‫خواهش می‌کنم. ممنون از
‫تو که ازم عکس می‌گیری

21
00:04:44,375 --> 00:04:47,125
‫لطفا توجه کنید که پوشاندن
‫سر مجاز نیست

22
00:04:47,250 --> 00:04:50,083
‫خیلی ببخشید

23
00:04:50,208 --> 00:04:53,125
‫لطفا توجه کنید که پوشاندن
‫سر مجاز نیست

24
00:04:53,250 --> 00:04:54,583
‫ام...

25
00:04:54,708 --> 00:04:56,708
‫ها

26
00:04:59,667 --> 00:05:03,292
‫لطفا صورت خود را در
‫دایره قرمز قرار دهید

27
00:05:03,417 --> 00:05:05,500
‫دایره قرمز، درسته...

28
00:05:05,625 --> 00:05:09,292
‫شروع عکسبرداری تا سه، دو، یک...

29
00:05:14,667 --> 00:05:18,292
‫نه! صبر کن!

30
00:05:27,000 --> 00:05:29,333
‫نه، نه، نه، نه! اینا مال من نیستن

31
00:05:29,458 --> 00:05:35,333
‫شما پول 12، 24، 48 عکس
‫رو پرداخت کردید

32
00:05:35,458 --> 00:05:37,583
‫اوهوم

33
00:05:40,708 --> 00:05:44,000
‫ممنونم. بقیه‌ش مال خودت

34
00:05:47,208 --> 00:05:49,708
‫ها؟

35
00:05:51,458 --> 00:05:54,000
‫خاله لوسی عزیز...

36
00:05:54,125 --> 00:05:58,875
‫براتون نامه می‌نویسم تا خبر
‫بسیار مهمی رو بهتون بدم!

37
00:05:59,000 --> 00:06:01,333
‫- رسیدش!
‫- بسته ویژه

38
00:06:01,458 --> 00:06:04,417
‫ممنونم

39
00:06:08,625 --> 00:06:11,208
‫چقدر شگفت‌انگیز

40
00:06:11,333 --> 00:06:13,333
‫اینم از گذرنامه خودت

41
00:06:13,458 --> 00:06:17,500
‫حالا می‌تونی با خیال راحت
‫بدون هیچ مانعی بری و بیای

42
00:06:17,625 --> 00:06:21,208
‫خاله لوسی، حالا به طور
‫رسمی بریتانیایی شدم!

43
00:06:21,333 --> 00:06:23,583
‫و همگی پول گذاشتیم و
‫یه هدیه برات خریدیم

44
00:06:23,708 --> 00:06:27,500
‫خب، پدینگتون، هیچ آقای محترم بریتانیایی
‫نیست که یه چتر نداشته باشه

45
00:06:27,625 --> 00:06:29,792
‫و نباید یه چتر معمولی باشه

46
00:06:29,917 --> 00:06:33,167
‫چتر دولوکس ویندزورمن، بهترین چتر لندن!

47
00:06:33,292 --> 00:06:35,958
‫خیلی ممنونم

48
00:06:40,333 --> 00:06:42,833
‫خدای من، عجب چتر خوبیه

49
00:06:43,917 --> 00:06:47,833
‫ای گندش بزنن!
‫لندن همینه دیگه! بزن بریم

50
00:06:47,958 --> 00:06:51,125
‫از آخرین باری که اینجا بودین
‫در محله ویندزور گاردنز...

51
00:06:51,250 --> 00:06:53,083
‫یه سری اتفاقاتی افتاده

52
00:06:53,208 --> 00:06:59,250
‫جودی داره دانشگاه ثبت نام می‌کنه،
‫فرآیندی که بهش میگن ترک کردن لونه

53
00:07:01,542 --> 00:07:03,375
‫خانم براون هم کمکش می‌کنه

54
00:07:08,667 --> 00:07:11,792
‫این فرآیند شامل بازدید از
‫جایی به اسم محوطه دانشگاه میشه

55
00:07:11,917 --> 00:07:13,583
‫و اینم اتاق اجتماعاته

56
00:07:13,708 --> 00:07:15,708
‫به ظاهر، باید پدر یا مادرتو
‫با خودت ببری...

57
00:07:16,375 --> 00:07:20,708
‫- واقعا خیلی باحاله، نه؟
‫- تا یکی باشه تا گریه کنه

58
00:07:20,833 --> 00:07:21,917
‫خیلی متاسفم

59
00:07:22,042 --> 00:07:24,042
‫جاناتان، از طرف دیگه، به
‫ندرت از اتاقش میاد بیرون

60
00:07:24,167 --> 00:07:28,292
‫بیشتر وقتش رو به حال کردن می‌گذرونه
‫در سکوت و آرامش

61
00:07:29,250 --> 00:07:32,833
‫حالا تمام تلاشش رو می‌کنه
‫تا هیچ کاری انجام نده...

62
00:07:32,958 --> 00:07:36,333
‫که برای همین اینا رو اختراع کرده:
‫دوچرخه راحتی...

63
00:07:38,542 --> 00:07:40,708
‫سورتمه خوراکی...

64
00:07:41,250 --> 00:07:45,417
‫و برجسته‌ترین اختراعش، بیل تنقلات

65
00:07:47,083 --> 00:07:48,542
‫که در حال ثبت شدن ـه

66
00:07:48,667 --> 00:07:49,750
‫می‌دونی، گفتیم شاید...

67
00:07:49,875 --> 00:07:54,917
‫وقتش باشه این خرت و پرتهای
‫نبوغ‌آمیز رو از اتاق بیاری بیرون...

68
00:07:55,042 --> 00:07:56,458
‫و وارد دنیای واقعی بشی

69
00:07:57,500 --> 00:07:59,625
‫مثلا اونا رو یه نمایشگاه ببری؟

70
00:07:59,750 --> 00:08:01,375
‫ممکنه فرصت‌های جدید به روت باز بشه

71
00:08:05,083 --> 00:08:09,500
‫خانم براون میگه، خیلی عالیه
‫که بچه‌ها بزرگ شدن...

72
00:08:09,625 --> 00:08:13,417
‫چون حالا وقت بسیار زیادی برای
‫پروژه هنری جدیدش داره

73
00:08:14,292 --> 00:08:15,542
‫سالهای روی مبل؟

74
00:08:15,667 --> 00:08:20,542
‫اون موقع رو یادته که تمام
‫خونواده‌مون روی یه مبل جا می‌شد؟

75
00:08:47,625 --> 00:08:50,458
‫ده سالی میشه یه جدول
‫رو هم تموم نکردم

76
00:08:52,833 --> 00:08:54,667
‫بعدش چی میشه؟

77
00:08:56,917 --> 00:09:00,375
‫آقای براون در حال حاضر
‫سرش در شرکت بیمه‌ش شلوغه...

78
00:09:00,500 --> 00:09:03,375
‫چون یه رییس جدید داره، یه آمریکایی

79
00:09:03,500 --> 00:09:08,625
‫الان 150 سالی میشه که شرکت ریسک‌ورس
‫و هزاردزبی مشغول ارزیابی ریسک ـه

80
00:09:08,750 --> 00:09:15,500
‫دفترچه راهنمای ریسک ما حاوی تحلیل
‫هر گونه ریسک شناخته شده در دنیاست...

81
00:09:15,625 --> 00:09:21,000
‫موردبندی، طبقه‌بندی، مرتب براساس
‫حروف الفبا و به طور حرفه‌ای بررسی شده

82
00:09:21,125 --> 00:09:23,625
‫- این دفترچه‌های پرس شده...
‫- بندازین‌شون دور

83
00:09:25,042 --> 00:09:27,167
‫ولی سه بار پرس شدن

84
00:09:27,292 --> 00:09:29,125
‫هنری، اگه می‌خوای اینجا موفق باشی...

85
00:09:29,250 --> 00:09:32,417
‫باید دست از طفره رفتن از ریسک برداری...

86
00:09:33,208 --> 00:09:36,167
‫و به جاش باید در آغوش بگیریش!

87
00:09:36,292 --> 00:09:38,208
‫اینم از لاته شما، مدیسون

88
00:09:38,792 --> 00:09:43,917
‫اگه می‌خوای با من کار کنی، هنری،
‫تنها کاری که باید بکنی در آغوش گرفتن ریسکه

89
00:09:48,208 --> 00:09:49,250
‫ریسک رو در آغوش بگیر

90
00:09:53,458 --> 00:09:54,458
‫اوهوم...

91
00:09:54,583 --> 00:09:57,500
‫در همین حال خانم برد
‫بالاخره کمی وقت گیر اورده...

92
00:09:57,625 --> 00:09:59,667
‫تا یه سری چیزها رو از
‫لیست کارهاش خط بزنه

93
00:09:59,792 --> 00:10:01,792
‫بعدی، جعبه فیوز!

94
00:10:05,875 --> 00:10:09,292
‫در واقع، بزرگترین تغییر
‫در ویندزور گاردنز...

95
00:10:09,417 --> 00:10:12,708
‫با وجود اینکه خونواده براون در
‫یه خونه زندگی می‌کنن...

96
00:10:12,833 --> 00:10:16,000
‫به نظر میاد دیگه وقت زیادی
‫رو با هم نمی‌گذرونن

97
00:10:23,625 --> 00:10:28,083
‫ولی زندگی در لندن، هنوزم
‫بسیار شگفت‌انگیزه...

98
00:10:28,208 --> 00:10:32,625
‫و هنوزم اینجا خیلی احساس راحتی می‌کنم

99
00:10:32,750 --> 00:10:34,708
‫با کلی عشق از طرف پ...

100
00:10:34,833 --> 00:10:38,333
‫پدینگتون، یه نامه از پرو داری.
‫امروز صبح رسید

101
00:10:39,417 --> 00:10:41,917
‫ممنونم

102
00:10:43,083 --> 00:10:45,833
‫ولی این دستخط خاله لوسی نیست

103
00:10:47,542 --> 00:10:49,708
‫پدینگتون عزیز...

104
00:10:49,833 --> 00:10:52,875
‫ببخشید که باهات تماس می‌گیرم،
‫هنوز با هم آشنا نشدیم

105
00:10:53,000 --> 00:10:57,000
‫بنده مادر روحانی در
‫خانه خرس‌های بازنشسته هستم

106
00:10:57,125 --> 00:11:01,417
‫و متاسفانه خبرهای به نسبت نگران‌کننده
‫در مورد خاله لوسی‌ت دارم

107
00:11:02,500 --> 00:11:03,583
‫چه دقیق زدی!

108
00:11:03,708 --> 00:11:07,083
‫همیشه یکی از اعضای شاد
‫و پرانرژی مرکز ما بوده

109
00:11:07,208 --> 00:11:09,083
‫زدم توی خال!

110
00:11:09,208 --> 00:11:12,375
‫ولی تغییر شگرفی اتفاق افتاده

111
00:11:12,500 --> 00:11:19,208
‫ساعت‌های زیادی رو تنها توی
‫اتاقش می‌گذرونه و انگار بدجور دلتنگ توئه

112
00:11:22,208 --> 00:11:24,333
‫لطفا بهش چیزی نگو
‫که من برات نامه نوشتم...

113
00:11:24,458 --> 00:11:27,000
‫دلش نمی‌خواد با چنین چیزهایی مزاحمت بشه

114
00:11:27,125 --> 00:11:32,458
‫ولی حس کردم باید بهت بگم،
‫خاله لوسی زیاد روبه‌راه نیست

115
00:11:32,583 --> 00:11:36,750
‫با کمال احترام، مادر روحانی

116
00:11:37,625 --> 00:11:42,708
‫خاله لوسی اصلا روبه‌راه نیست.
‫اصلا خبر نداشتم

117
00:11:42,833 --> 00:11:44,667
‫وای، پدینگتون

118
00:11:44,792 --> 00:11:46,667
‫حتما خیلی دلتنگت شده

119
00:11:46,792 --> 00:11:52,333
‫تحمل ندارم به این فکر کنم بعد از این همه زحمتی
‫که برام کشیده احساس تنهایی می‌کنه

120
00:11:52,458 --> 00:11:54,917
‫- چه کاری از دستمون برمیاد؟
‫- کار زیادی ازمون برنمیاد

121
00:11:55,708 --> 00:11:58,792
‫مگه اینکه همه چیزو ول کنیم
‫و بریم پرو!

122
00:12:02,042 --> 00:12:03,875
‫خب، این نگاه رو می‌شناسم، مری...

123
00:12:04,000 --> 00:12:06,458
‫فکر بکریه

124
00:12:07,000 --> 00:12:08,750
‫خاله لوسی دلتنگ پدینگتون شده

125
00:12:08,875 --> 00:12:12,750
‫گذرنامه‌شو که گرفته. این خونواده باید
‫وقت بیشتری رو با هم بگذرونه

126
00:12:12,875 --> 00:12:13,875
‫جدی؟

127
00:12:15,208 --> 00:12:16,625
‫آره! بیاین بریم!

128
00:12:16,750 --> 00:12:17,750
‫سفر به پرو!

129
00:12:17,875 --> 00:12:20,375
‫یه تعطیلات خونوادگی در پرو

130
00:12:20,500 --> 00:12:22,375
‫- پرو؟ به همین راحتی؟
‫- بله!

131
00:12:22,500 --> 00:12:25,417
‫سرزمین بیماری ارتفاع و
‫جنگل‌های کشف نشده

132
00:12:25,542 --> 00:12:30,417
‫به علاوه خطرناکترین جاده‌های دنیا رو داره،
‫حداقل وقتی سوار یه موتور هارلی باشی

133
00:12:31,708 --> 00:12:37,125
‫دقیقا! از لحاظ ارزیابی ریسک
‫بخوایم بگیم، پرو...

134
00:12:38,667 --> 00:12:41,125
‫ریسک رو در آغوش بگیر، هنری

135
00:12:44,875 --> 00:12:46,875
‫دقیقا باید همونجا بریم

136
00:12:47,625 --> 00:12:51,583
‫بله! آره، خودشه!
‫وای، پدینگتون، چقدر هیجان‌انگیز

137
00:12:51,708 --> 00:12:53,875
‫پرو!

138
00:12:54,375 --> 00:12:58,417
‫پدینگتون در پرو، ها؟
‫کی راه می‌افتی؟

139
00:12:58,542 --> 00:13:00,083
‫فردا اول صبح

140
00:13:00,208 --> 00:13:04,208
‫دوست دارم زودتر خاله لوسی رو ببینم
‫و البته اینو امتحان کنم

141
00:13:05,833 --> 00:13:07,667
‫اوهوم

142
00:13:07,792 --> 00:13:09,958
‫الان دیگه به طور رسمی بریتانیایی شد

143
00:13:10,417 --> 00:13:14,042
‫زودتر از اینا باید می‌شدی.
‫خیلی خوش‌شانسیم یکی از ما شدی، آقای براون

144
00:13:15,208 --> 00:13:19,542
‫یادم افتاد باید برای سفرتون
‫یه چیزی به جودی بدم

145
00:13:19,667 --> 00:13:21,667
‫هر چقدر خواستی چای و کلوچه بخور

146
00:13:29,167 --> 00:13:31,333
‫ها؟

147
00:13:36,208 --> 00:13:37,917
‫ها؟

148
00:13:48,750 --> 00:13:50,333
‫یه راهنمای سفر به پرو

149
00:13:50,792 --> 00:13:54,292
‫شاید بشه بخش سفر
‫با کشتی هوایی رو نادیده گرفت

150
00:13:55,958 --> 00:13:59,875
‫آقای براون؟ مگه شبح دیدی؟

151
00:14:00,000 --> 00:14:03,875
‫آقای گروبر، اون مجسمه چیه؟

152
00:14:04,000 --> 00:14:06,667
‫متوجه مجموعه پرویی من شدی

153
00:14:06,792 --> 00:14:11,042
‫همین الان غرش کرد.
‫انگار داشت باهام حرف می‌زد

154
00:14:12,458 --> 00:14:16,042
‫چیزهایی که از وطنم اومدن
‫هم همیشه باهام حرف می‌زنن

155
00:14:16,500 --> 00:14:18,458
‫خیلی عجیب بود، آقای گروبر

156
00:14:18,583 --> 00:14:22,875
‫آقای براون، می‌دونی،
‫شهروند یه کشور دیگه شدن...

157
00:14:23,000 --> 00:14:30,792
‫با اینکه خیلی هیجان‌انگیزه،
‫ممکنه منجر به ایجاد احساسات متضاد بشه

158
00:14:30,917 --> 00:14:36,750
‫من اینطوری نیستم، آقای گروبر.
‫احساسات من اصلا متضاد نیستن

159
00:14:38,250 --> 00:14:41,583
‫ولی در مورد اون مجسمه
‫از خاله لوسی می‌پرسم

160
00:14:43,000 --> 00:14:46,875
‫مادر روحانی، پدینگتون، خواهرزاده‌م،
‫داره میاد دیدنم...

161
00:14:47,000 --> 00:14:49,125
‫اونم کاملا ناگهانی

162
00:14:49,250 --> 00:14:50,917
‫درود بر مسیح!

163
00:14:52,833 --> 00:14:55,500
‫همگی آماده بشین. داره میاد

164
00:14:57,542 --> 00:14:59,875
‫♪ بیاین برای پدینگتون آماده بشیم ♪

165
00:15:00,000 --> 00:15:01,958
‫♪ پدینگتون در پرو ♪

166
00:15:02,083 --> 00:15:04,250
‫♪ داره از راه دوری میاد ♪

167
00:15:04,375 --> 00:15:08,042
‫♪ و ما خیلی کار داریم که بکنیم! ♪

168
00:15:11,000 --> 00:15:14,458
‫♪ باید آماده بشه و جمع و جور کنه ♪

169
00:15:14,583 --> 00:15:17,000
‫♪ هیچی رو نباید از قلم انداخت ♪

170
00:15:18,458 --> 00:15:20,208
‫راستی، کلوچه‌های خوبیه

171
00:15:20,792 --> 00:15:21,958
‫♪ وقتی برای تنبلی نیست ♪

172
00:15:22,083 --> 00:15:22,917
‫♪ بهتره که دست به کار بشیم ♪

173
00:15:23,042 --> 00:15:25,375
‫♪ و خواهرزاده‌تو برات بیاریم ♪

174
00:15:25,500 --> 00:15:26,583
‫مراقب باش!

175
00:15:26,708 --> 00:15:28,667
‫♪ بیاین برای پدینگتون آماده بشیم ♪

176
00:15:28,792 --> 00:15:30,625
‫♪ پدینگتون در پرو ♪

177
00:15:30,750 --> 00:15:32,833
‫♪ امروز از انگلستان راه می‌افته ♪

178
00:15:32,958 --> 00:15:35,167
‫♪ دعا می‌کنم که تاخیر نداشته باشن ♪

179
00:15:35,292 --> 00:15:37,375
‫♪ کلی کار داریم ♪

180
00:15:37,500 --> 00:15:39,708
‫میشه چند تا چیز معاف از
‫مالیات برام بیاره؟

181
00:15:39,833 --> 00:15:44,083
‫♪ همه چیز باید برای ♪
‫♪ پدینگتون در پرو عالی باشه ♪

182
00:15:46,125 --> 00:15:47,792
‫♪ بیاین برای پدینگتون آماده بشیم ♪

183
00:15:47,917 --> 00:15:51,625
‫مطمئن بشید که سینی جلوتون
‫به خوبی بسته شده

184
00:15:54,042 --> 00:15:57,542
‫نخ قرمز رو بکشید تا
‫جلیقه نجات‌تون باد بشه

185
00:15:59,125 --> 00:16:01,542
‫منظورشون الان نیست، پدینگتون

186
00:16:02,708 --> 00:16:04,042
‫ببخشید

187
00:16:07,125 --> 00:16:10,250
‫ها؟

188
00:16:10,375 --> 00:16:11,875
‫ها؟

189
00:16:12,000 --> 00:16:14,667
‫- پدینگتون؟
‫- شرمنده

190
00:16:14,792 --> 00:16:18,625
‫♪ بیاین برای پدینگتون آماده بشیم ♪

191
00:16:24,125 --> 00:16:25,625
‫اوه...

192
00:16:25,750 --> 00:16:26,917
‫آه

193
00:16:30,667 --> 00:16:32,083
‫به پرو خوش اومدی

194
00:16:46,833 --> 00:16:47,833
‫چه منظره قشنگی

195
00:16:47,958 --> 00:16:49,125
‫آره

196
00:16:50,583 --> 00:16:52,208
‫اووه

197
00:17:00,833 --> 00:17:03,208
‫بفرمایین

198
00:17:03,333 --> 00:17:05,458
‫بهش میگن مارمالاد

199
00:17:07,791 --> 00:17:10,041
‫♪ برنامه‌های سفرش تایید شده ♪

200
00:17:10,166 --> 00:17:12,166
‫♪ نباید هیچی رو از قلم انداخت ♪

201
00:17:12,291 --> 00:17:14,333
‫♪ خواهران مقدس، راهبه‌های تازه‌کار ♪

202
00:17:14,458 --> 00:17:16,500
‫♪ همگی برن سرجاهاشون ♪

203
00:17:16,625 --> 00:17:18,666
‫♪ بدوزین و جمع کنین ♪
‫♪ و بشورین و پهن کنین ♪

204
00:17:18,791 --> 00:17:21,041
‫♪ مرتب کنین و رفو کنین ♪
‫♪ و هرس کنین و تیمار کنین ♪

205
00:17:21,166 --> 00:17:23,000
‫♪ واکس بزنین و برق بندازین ♪
‫♪ و بچینین و پر کنین ♪

206
00:17:23,125 --> 00:17:25,166
‫♪ برش بزنین و خرد کنین ♪
‫♪ و شبونه شپش‌کشی کنین ♪

207
00:17:25,291 --> 00:17:27,458
‫♪ برای پدینگتون ♪

208
00:17:27,583 --> 00:17:32,583
‫♪ پدینگتون در پرو ♪

209
00:17:42,417 --> 00:17:44,833
‫♪ پدینگتون در پرو ♪

210
00:18:02,542 --> 00:18:05,375
‫اندازه واقعی

211
00:18:13,625 --> 00:18:14,625
‫ها؟

212
00:18:36,582 --> 00:18:39,582
‫[خانه خرس‌های بازنشسته]

213
00:18:46,583 --> 00:18:48,542
‫- خاله لوسی!
‫- پدینگتون!

214
00:18:48,667 --> 00:18:50,292
‫خاله لوسی، ما رسیدیم

215
00:18:50,417 --> 00:18:51,958
‫سلام، بعد از ظهر بخیر!

216
00:18:52,542 --> 00:18:54,208
‫خاله لوسی؟

217
00:18:54,333 --> 00:18:55,792
‫سلام؟

218
00:18:55,917 --> 00:18:57,958
‫سلام

219
00:18:58,083 --> 00:18:59,708
‫لطفا میشه بهم بگید از کدوم
‫راه به کلبه خاله لوسی برسم؟

220
00:19:00,208 --> 00:19:03,542
‫- بله، از اونطرفه، ولی...
‫- ممنونم

221
00:19:04,500 --> 00:19:06,167
‫- خاله لوسی!
‫- [کلبه خاله لوسی]

222
00:19:07,000 --> 00:19:09,250
‫خاله لوسی، منم!

223
00:19:11,250 --> 00:19:12,583
‫خاله لوسی؟

224
00:19:15,250 --> 00:19:16,917
‫خاله لوسی؟

225
00:19:18,208 --> 00:19:19,625
‫پدینگتون...

226
00:19:20,083 --> 00:19:22,542
‫گم شده؟ منظورت چیه؟

227
00:19:22,667 --> 00:19:24,750
‫رفته، و نمی‌دونیم کجاست

228
00:19:24,875 --> 00:19:26,125
‫یعنی چی که رفته؟

229
00:19:26,250 --> 00:19:30,250
‫خب، به نظر میاد برای انجام
‫یه جور ماموریت رفته توی جنگل

230
00:19:30,375 --> 00:19:32,625
‫الان؟ ولی می‌دونست داریم میایم

231
00:19:32,750 --> 00:19:34,583
‫خب، برای همین خیلی مرموزه

232
00:19:34,708 --> 00:19:39,250
‫از دیدن تو خیلی هیجانزده بود،
‫برای رسیدنت روزشماری می‌کرد

233
00:19:39,375 --> 00:19:42,708
‫ولی متاسفانه باید بگم
‫از وقتی برات نامه نوشتم...

234
00:19:42,833 --> 00:19:45,375
‫رفتار خاله‌ت از قبل هم نگران‌کننده‌تر شد

235
00:19:47,542 --> 00:19:50,458
‫انگار داشت روی یه
‫چیزی تحقیق می‌کرد

236
00:19:54,250 --> 00:19:56,250
‫هر چی که بود، شیفته‌ش بود...

237
00:19:56,375 --> 00:19:58,583
‫حسابی تودار بود

238
00:19:59,250 --> 00:20:01,417
‫و بعدش رفتیم بهش سر بزنیم...

239
00:20:07,000 --> 00:20:08,042
‫و اونجا نبود

240
00:20:08,167 --> 00:20:10,500
‫از خاله لوسی بعیده

241
00:20:10,625 --> 00:20:13,875
‫یه چیزی شده.
‫باید یه گروه تجسس بفرستیم

242
00:20:14,000 --> 00:20:16,833
‫خب، این کار رو کردیم، عزیزم

243
00:20:19,458 --> 00:20:23,208
‫متاسفانه تنها چیزی که پیدا کردن اینا بوده،
‫رودخونه اینا رو با خودش اورده

244
00:20:26,458 --> 00:20:28,292
‫دستبند ویژه خاله لوسی

245
00:20:28,417 --> 00:20:30,583
‫هیچوقت اینو از دستش درنمی‌اورد...

246
00:20:31,500 --> 00:20:32,500
‫مگه اینکه...

247
00:20:36,458 --> 00:20:38,208
‫شکسته

248
00:20:38,333 --> 00:20:39,500
‫پدینگتون...

249
00:20:39,625 --> 00:20:42,292
‫نمی‌دونم چی سرش اومده، خانم براون...

250
00:20:43,000 --> 00:20:45,958
‫ولی شاید آسیب دیده یا
‫توی دردسر افتاده

251
00:20:46,083 --> 00:20:50,042
‫و نمی‌تونه بدون عینکش ببینه
‫و باید پیداش کنم

252
00:20:51,250 --> 00:20:56,792
‫خب، پدینگتون، اصلا دوست ندارم
‫اینو بگم، ولی آمازون خیلی...

253
00:21:04,458 --> 00:21:06,458
‫بزرگه

254
00:21:09,125 --> 00:21:11,583
‫- پدینگتون...
‫- باید تلاش‌مونو بکنیم

255
00:21:11,708 --> 00:21:14,000
‫خاله لوسی هرگز ازم ناامید نمی‌شد

256
00:21:14,125 --> 00:21:17,042
‫افسوس که امشب هیچکدوم
‫نمی‌تونیم کاری بکنیم

257
00:21:17,167 --> 00:21:19,750
‫و حتما بعد از سفری که
‫داشتین خیلی خسته‌این

258
00:21:19,875 --> 00:21:22,042
‫- راهبه‌ها شما رو تا اتاق‌تون راهنمایی می‌کنن
‫- ممنونم

259
00:21:22,167 --> 00:21:23,583
‫خیلی ممنونم

260
00:21:29,208 --> 00:21:30,833
‫اوهوم

261
00:21:31,708 --> 00:21:36,500
‫تنها چیزی که برای روشن کردن
‫تاریکی لازمه یه شمع ایمانه

262
00:21:39,875 --> 00:21:41,417
‫یه چیزی میشه دیگه

263
00:21:48,167 --> 00:21:52,000
‫کجایی، خاله لوسی؟
‫دنبال چی می‌گشتی؟

264
00:21:54,542 --> 00:21:58,958
‫ای کاش یه جور سرنخ برام گذاشته بودی

265
00:22:03,875 --> 00:22:06,208
‫خدای من! باید همین باشه!

266
00:22:06,333 --> 00:22:08,708
‫این تخته کف اتاق شل شده

267
00:22:08,833 --> 00:22:11,833
‫شاید یه قسمت مخفی باشه یا...

268
00:22:13,125 --> 00:22:15,083
‫اوه!

269
00:22:16,167 --> 00:22:17,417
‫ها؟

270
00:22:23,000 --> 00:22:24,083
‫ها؟

271
00:22:24,792 --> 00:22:27,250
‫بله، مایلم گم شدن یه
‫خرس رو گزارش بدم

272
00:22:27,375 --> 00:22:31,625
‫چشم‌های قهوه‌ای، خز قهوه‌ای،
‫خب راستش همه‌ش قهوه‌ایه

273
00:22:33,208 --> 00:22:37,542
‫بله، یه خرس جنگلی رو
‫در جنگل گم کردیم

274
00:22:37,667 --> 00:22:40,000
‫از لحن حرف زدنت زیاد خوشم نمیاد

275
00:22:40,458 --> 00:22:41,667
‫و روز شما هم خوش، آقا

276
00:22:46,042 --> 00:22:47,208
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

277
00:22:47,333 --> 00:22:48,583
‫با پلیس به جایی رسیدی؟

278
00:22:48,708 --> 00:22:51,875
‫به ظاهر سرشون گرمه پیدا کردن
‫ماهی گمشده در رودخونه‌س

279
00:22:52,000 --> 00:22:58,625
‫به نظر خیلی عجیبه که خاله لوسی
‫همینطوری بذاره بره، بدون هیچ توضیحی

280
00:22:58,750 --> 00:23:01,167
‫صبح همگی بخیر!
‫یه سرنخ پیدا کردم!

281
00:23:01,292 --> 00:23:02,875
‫می‌دونم کجا دنبال خاله لوسی بگردیم!

282
00:23:03,708 --> 00:23:06,417
‫جایی به اسم رومی راک، و ببینین...

283
00:23:07,167 --> 00:23:09,125
‫چند روز باید به سمت بالای رودخونه راه بریم

284
00:23:09,250 --> 00:23:10,542
‫می‌تونیم با خودمون صبحونه ببریم

285
00:23:10,667 --> 00:23:14,417
‫ولی صبر کن، پدینگتون، جریان چیه؟
‫این نقشه قدیمی رو از کجا اوردی؟

286
00:23:14,542 --> 00:23:16,625
‫توی اتاق خاله لوسی پیداش کردم

287
00:23:16,750 --> 00:23:19,375
‫راستش، فکر کنم می‌خواسته پیداش کنم

288
00:23:20,042 --> 00:23:24,042
‫رومی راک؟ برای چی فکر می‌کنی
‫باید جستجو رو از اونجا شروع کنیم؟

289
00:23:24,167 --> 00:23:26,833
‫خب، خاله لوسی یه یادداشت نوشته

290
00:23:26,958 --> 00:23:28,167
‫جستجو رو از اینجا شروع کن

291
00:23:30,583 --> 00:23:31,417
‫منطقیه

292
00:23:34,250 --> 00:23:37,417
‫خدا رو شکر! می‌دونستم
‫بالاخره یه خبری میشه

293
00:23:37,542 --> 00:23:39,417
‫این رومی راک چی هست؟

294
00:23:39,542 --> 00:23:42,875
‫یه سری سنگ‌های مقدس اینکا
‫در اعماق جنگله

295
00:23:43,000 --> 00:23:44,708
‫و چرا اینقدر خاصه؟

296
00:23:44,833 --> 00:23:45,750
‫اصلا نمی‌دونم

297
00:23:45,875 --> 00:23:48,083
‫بناهای مقدس اینکا چندان
‫مورد علاقه یه راهبه نیستن

298
00:23:49,583 --> 00:23:52,500
‫ولی یه سرنخ برای
‫پیدا کردن خاله لوسی توئه

299
00:23:52,625 --> 00:23:56,042
‫بریم ببینیم دنبال چی می‌گشته
‫و شاید اینطوری بهش برسیم

300
00:23:56,625 --> 00:24:01,083
‫اگه کسی از پسش بربیاد،
‫خود خودتی، خرس جوان

301
00:24:02,333 --> 00:24:04,292
‫خاله لوسی همیشه میگه...

302
00:24:04,417 --> 00:24:08,625
‫وقتی آسمون خاکستری میشه،
‫تنها راه امید داشتنه

303
00:24:09,542 --> 00:24:12,458
‫خب، باشه، می‌دونی، یه
‫لحظه وایستا ببینم

304
00:24:12,583 --> 00:24:16,167
‫قطعا یکی که اهل اینجاست
‫فرد مناسبتریه که بره...

305
00:24:16,292 --> 00:24:20,125
‫نه به خودم و نه به راهبه‌هام
‫اجازه نمیدم وارد جنگل بشن

306
00:24:20,250 --> 00:24:22,083
‫به نظرم خیلی...

307
00:24:25,000 --> 00:24:26,333
‫آشفته‌کننده‌س

308
00:24:34,083 --> 00:24:36,708
‫فکر کنم بهتره اینجا بمونم و
‫به افرادم برسم

309
00:24:36,833 --> 00:24:40,792
‫ولی شجاعت شما رو تحسین می‌کنم
‫و ایمان دارم زنده می‌مونین

310
00:24:42,292 --> 00:24:43,458
‫چقدر دلگرم‌کننده

311
00:24:43,583 --> 00:24:49,708
‫آقای براون، اگه حس می‌کنین نمی‌تونین بیاین،
‫باید تنهایی برم

312
00:24:54,167 --> 00:24:58,125
‫درسته. خب، مشخصه خونواده براون
‫دقیقا آدمهایی هستن...

313
00:24:58,250 --> 00:25:01,167
‫که مهارت‌های خاص برای پیدا کردن
‫یه خرس گمشده در جنگل رو دارن

314
00:25:01,792 --> 00:25:03,667
‫- ممنونم، آقای براون
‫- درود بر مسیح!

315
00:25:04,208 --> 00:25:05,250
‫نه

316
00:25:05,917 --> 00:25:08,500
‫خب، یادت نره اینو ببری

317
00:25:08,625 --> 00:25:11,292
‫وقتی پیداش کردی می‌تونی بهش بدی

318
00:25:11,417 --> 00:25:13,583
‫- خیلی ممنونم، مادر روحانی
‫- من همینجا می‌مونم

319
00:25:13,708 --> 00:25:17,458
‫مطمئن میشم همه چی برای
‫وقتی که برمی‌گرده آماده باشه

320
00:25:18,042 --> 00:25:20,833
‫مری؟ یه چیزی

321
00:25:20,958 --> 00:25:25,042
‫میشه یه راهبه پیر رو
‫به خاطر ترجیح آسایشش ببخشی؟

322
00:25:25,167 --> 00:25:28,542
‫سنت کریستوفر، قدیس حامی مسافران

323
00:25:28,667 --> 00:25:31,417
‫باور دارم که اون خونواده‌تو
‫در امان نگه می‌داره

324
00:25:31,542 --> 00:25:32,583
‫میشه نزدیک خودت نگهش داری؟

325
00:25:33,583 --> 00:25:35,458
‫بله، البته

326
00:25:35,583 --> 00:25:39,500
‫خدایا، خیلی ممنونم

327
00:25:39,625 --> 00:25:41,667
‫خب، هر چقدر کمک داشته باشیم بازم کمه

328
00:25:44,250 --> 00:25:45,708
‫خب، ممنونم

329
00:25:47,208 --> 00:25:48,208
‫مرسی

330
00:25:48,333 --> 00:25:49,833
‫باید برم

331
00:25:53,250 --> 00:25:56,708
‫فقط باید یه قایق پیدا کنیم
‫که ما رو به سمت بالای رودخونه ببره

332
00:25:56,833 --> 00:25:59,167
‫- بلدم خودم کرم ضد آفتاب بزنم، مامان!
‫- پشت گوشهات می‌زنم!

333
00:25:59,292 --> 00:26:01,458
‫همگی گوش کنین

334
00:26:01,583 --> 00:26:04,167
‫ما در آستانه آمازون واقعی هستیم...

335
00:26:04,292 --> 00:26:05,458
‫- جایی پر از ریسک
‫- مراقب باش!

336
00:26:05,583 --> 00:26:07,000
‫اوه!

337
00:26:07,875 --> 00:26:09,458
‫پس، باید در آغوش بگیریمش

338
00:26:09,583 --> 00:26:11,875
‫آقای براون، چرا اونطوری راه میری؟

339
00:26:12,000 --> 00:26:14,417
‫- راه رفتن سختش اینطوریه
‫- پیاده‌روی کاملا معمولیه

340
00:26:14,542 --> 00:26:16,125
‫وقتی لوله‌کش میاد اینطوری راه میره

341
00:26:16,250 --> 00:26:17,250
‫اینطور نیست!

342
00:26:17,708 --> 00:26:21,417
‫درسته. ببینین، هر قایقی
‫که بتونیم بگیریم...

343
00:26:21,542 --> 00:26:25,625
‫فکر نکنم چندان قایق
‫درست و درمونی باشه، خب؟

344
00:26:25,750 --> 00:26:27,708
‫آقای براون؟

345
00:26:27,833 --> 00:26:30,333
‫ببین

346
00:26:36,167 --> 00:26:39,167
‫چه خوش‌تیپ...

347
00:26:39,292 --> 00:26:41,375
‫قایق رو میگم

348
00:26:42,250 --> 00:26:45,292
‫فکر خوبیه، از ناخدای خوش‌تیپ می‌پرسیم.
‫ببخشید، قربان

349
00:26:45,417 --> 00:26:48,292
‫میشه این قایق رو کرایه کرد؟

350
00:26:48,417 --> 00:26:49,958
‫کرایه کرد؟

351
00:26:50,083 --> 00:26:54,917
‫آره، جناب خرس و همراهان

352
00:26:55,042 --> 00:27:00,208
‫روز شانس شماست!
‫این بهترین قایق روی رودخونه‌س!

353
00:27:00,333 --> 00:27:05,958
‫محکم، آروم، چشم‌نواز، و قایق اصلی همینه

354
00:27:10,083 --> 00:27:11,292
‫آها!

355
00:27:11,875 --> 00:27:13,375
‫بفرما!

356
00:27:14,417 --> 00:27:16,833
‫ناخدا هانتر کابوت، در خدمت شما

357
00:27:16,958 --> 00:27:19,042
‫پدینگتون براون هستم.
‫از آشنایی شما خوشوقتم

358
00:27:19,167 --> 00:27:21,167
‫جینا، بریم گردش

359
00:27:21,292 --> 00:27:24,042
‫گردش؟ کلی گردش داریم

360
00:27:24,167 --> 00:27:27,458
‫می‌تونیم دلفین‌های صورتی رو ببینیم؟

361
00:27:27,583 --> 00:27:30,333
‫- بریم داخل چند تا از خرابه‌های اینکا؟
‫- به پیراناها غذا بدیم

362
00:27:30,458 --> 00:27:34,333
‫البته شاید باعث از دست دادن
‫یه دست و پاتون بشه!

363
00:27:34,458 --> 00:27:37,792
‫باید به جایی به اسم رومی راک بریم

364
00:27:37,917 --> 00:27:39,917
‫رومی راک؟

365
00:27:40,042 --> 00:27:41,500
‫به رومی راک نمیریم

366
00:27:41,625 --> 00:27:43,583
‫خب، می‌تونیم یه دوری بزنیم...

367
00:27:44,208 --> 00:27:45,708
‫به این یکی نیازی نداریم

368
00:27:46,500 --> 00:27:47,667
‫آره...

369
00:27:49,125 --> 00:27:52,958
‫خب، متاسفم، خرس کوچولو...

370
00:27:53,083 --> 00:27:55,292
‫ولی یه جای دیگه باید بری گردش

371
00:27:55,417 --> 00:27:59,667
‫نه، ما گردشگر نیستیم.
‫یه موقعیت فوری پیش اومده، آقا

372
00:27:59,792 --> 00:28:02,292
‫خاله لوسی گم شده

373
00:28:02,417 --> 00:28:05,125
‫حالا یه جایی اون بیرون حسابی تنهاست

374
00:28:06,292 --> 00:28:10,833
‫من تنها خونواده‌شم و گمش کردم

375
00:28:11,292 --> 00:28:15,458
‫لطفا میشه همین یه بار
‫استثنا قائل بشی؟

376
00:28:22,417 --> 00:28:25,625
‫درخواست پذیرش دانشگاه، سفرنامه

377
00:28:25,750 --> 00:28:29,667
‫روز دوم. از مرکز گردشگری دور شدیم
‫و وارد جنگل شدیم...

378
00:28:29,792 --> 00:28:32,583
‫سرنوشت‌مون در دستان
‫ناخدا کابوت جذاب...

379
00:28:32,708 --> 00:28:34,125
‫و دخترش جیناست

380
00:28:37,750 --> 00:28:41,625
‫هی، جودی، از تمام اینا عکس بگیر
‫تا به رفقای دفتر نشون بدم

381
00:28:41,750 --> 00:28:42,583
‫رفقا؟

382
00:28:43,958 --> 00:28:46,458
‫تو فقط عکس بگیر

383
00:28:47,917 --> 00:28:50,125
‫خب، کابین شما آماده‌س

384
00:28:50,250 --> 00:28:53,083
‫از الان به بعد باید از
‫دستوراتم پیروی کنین

385
00:28:53,208 --> 00:28:56,625
‫برای یه فرد بی‌تجربه،
‫قایق می‌تونه جای خطرناکی باشه...

386
00:28:56,750 --> 00:28:57,583
‫مراقب باش!

387
00:28:59,292 --> 00:29:00,417
‫ممنونم، جینا!

388
00:29:00,542 --> 00:29:02,458
‫باید بهم هشدار بده

389
00:29:03,708 --> 00:29:05,125
‫هر بار!

390
00:29:17,125 --> 00:29:18,375
‫چه مرد بامزه‌ایه

391
00:29:18,500 --> 00:29:20,167
‫خوش اومدین

392
00:29:20,292 --> 00:29:22,167
‫اونا کی هستن؟

393
00:29:22,292 --> 00:29:26,042
‫اونا اجدادم هستن، کابوت‌ها

394
00:29:26,167 --> 00:29:29,000
‫خدایا، چقدر شباهت خونوادگی زیاده

395
00:29:29,125 --> 00:29:33,500
‫تمام نسل‌ها از هر گوشه‌ای از دنیا

396
00:29:33,625 --> 00:29:39,042
‫دوست دارن منو زیرنظر بگیرن
‫تا مطمئن بشن برای خونواده افتخار آفرینی کنم

397
00:29:39,167 --> 00:29:40,875
‫مثل خالکوبی شماست

398
00:29:41,000 --> 00:29:43,333
‫تیزبینی، مری

399
00:29:44,000 --> 00:29:46,125
‫- کدوم خالکوبی؟
‫- یه خالکوبی داره...

400
00:29:46,250 --> 00:29:48,167
‫نشان خونوادگی کابوت ـه...

401
00:29:48,292 --> 00:29:50,250
‫مشت طلایی

402
00:29:50,375 --> 00:29:52,542
‫چقدر دقت خوبی داری

403
00:29:52,667 --> 00:29:54,208
‫حتما یه شب توی کوسکو
‫مست کردی، نه؟

404
00:29:54,333 --> 00:29:56,167
‫نه

405
00:29:56,708 --> 00:30:00,458
‫خب، این نشونه افتخاره

406
00:30:00,583 --> 00:30:03,083
‫تمام کابوت‌ها این خالکوبی رو دارن

407
00:30:04,917 --> 00:30:07,750
‫این مال یه شب مستی توی کوسکو بوده

408
00:30:11,667 --> 00:30:13,375
‫دنبالم بیاین

409
00:30:13,917 --> 00:30:17,083
‫و بالاخره، سوییت داروین

410
00:30:18,333 --> 00:30:19,542
‫بله، خب...

411
00:30:19,667 --> 00:30:22,667
‫- این شد یه چیزی
‫- خیلی قشنگه، نه؟

412
00:30:25,708 --> 00:30:28,792
‫رتیل زانو بنفش پیر

413
00:30:28,917 --> 00:30:33,250
‫شوهرم یه ذره از
‫عنکبوت‌ها و حشرات می‌ترسه

414
00:30:33,375 --> 00:30:34,708
‫راستش، یه پوشه کامل...

415
00:30:34,833 --> 00:30:36,917
‫با این حرفها ناخدا رو
‫اذیت نکن، عزیزم

416
00:30:37,042 --> 00:30:38,042
‫نه، ببخشید

417
00:30:41,000 --> 00:30:43,417
‫- لذت ببرین
‫- ممنونم. خیلی ممنون

418
00:30:43,542 --> 00:30:45,042
‫خیلی قشنگه

419
00:30:46,000 --> 00:30:50,500
‫- به نظر میاد تشک خوب و سفتی باشه
‫- بله. قشنگه

420
00:31:10,667 --> 00:31:13,625
‫رومی راک، ها؟

421
00:31:13,750 --> 00:31:15,875
‫این بار ناامیدمون نکن

422
00:31:16,000 --> 00:31:18,333
‫یک، دو، سه، چهار، پنج،
‫شش، هفت، هشت، نه، ده

423
00:31:18,458 --> 00:31:21,208
‫یک، دو، سه، چهار، پنج،
‫شش، هفت، هشت، نه...

424
00:31:24,375 --> 00:31:27,958
‫داشتم کیفم رو می‌گشتم و
‫ببین چی پیدا کردم، بازی با کلمات در سفر

425
00:31:28,083 --> 00:31:30,792
‫خیلی دوستش داری، نه؟
‫یه بازی بکنیم؟

426
00:31:30,917 --> 00:31:33,542
‫مامان، باید روی سفرنامه‌م کار کنم

427
00:31:34,125 --> 00:31:35,375
‫اوه

428
00:31:39,417 --> 00:31:41,167
‫سفرنامه...

429
00:31:41,833 --> 00:31:44,583
‫چهارده امتیاز.
‫بدون درنظر گرفتن امتیاز کلمات پیچیده

430
00:31:52,333 --> 00:31:54,583
‫نمی‌تونم گوشی رو نگه دارم، خانم برد

431
00:31:54,708 --> 00:31:56,667
‫صدات قطع و وصل میشه، عزیزم

432
00:31:56,792 --> 00:32:01,417
‫آقای براون میگه این تماسهای
‫ماهواره‌ای خیلی گرون درمیاد

433
00:32:01,542 --> 00:32:03,208
‫- چی؟
‫- گرون!

434
00:32:03,333 --> 00:32:05,750
‫گر-و-ن...

435
00:32:05,875 --> 00:32:07,750
‫دوباره قطع شد!

436
00:32:08,583 --> 00:32:12,042
‫این تلفن‌های ماهواره‌ای
‫خیلی زود قطع میشن

437
00:32:12,167 --> 00:32:15,250
‫نه! نه، نه، مسئله اون نیست

438
00:32:15,875 --> 00:32:20,667
‫انگار این ساختمون پر از
‫تداخل الکتریکی ـه

439
00:32:21,208 --> 00:32:23,000
‫ساختمون خیلی قدیمیه، خانم برد

440
00:32:23,125 --> 00:32:24,958
‫هیچ چیز مشکوکی نداره

441
00:32:27,208 --> 00:32:28,250
‫مشکوک؟

442
00:32:34,000 --> 00:32:36,750
‫وای زانوهام...

443
00:32:36,875 --> 00:32:39,458
‫چی بهم میگین؟

444
00:32:40,458 --> 00:32:43,750
‫خبری از خاله لوسی نیست؟

445
00:32:43,875 --> 00:32:46,167
‫نه، عزیزم، متاسفانه خبری نیست

446
00:32:50,417 --> 00:32:52,583
‫پیداش می‌کنیم، پدینگتون

447
00:32:59,667 --> 00:33:03,083
‫فردا، به رومی راک می‌رسیم

448
00:33:03,208 --> 00:33:06,208
‫پس بنوشیم...

449
00:33:09,875 --> 00:33:10,708
‫هوم!

450
00:33:12,333 --> 00:33:14,458
‫ببخشید

451
00:33:14,583 --> 00:33:17,792
‫- به افتخار پیدا کردن خاله لوسی
‫- بنوشیم!

452
00:33:19,042 --> 00:33:20,875
‫خب، قطعا خیلی جالبه

453
00:33:23,833 --> 00:33:25,625
‫خب...

454
00:33:25,750 --> 00:33:28,625
‫بهم بگو، خرس جوان...

455
00:33:28,750 --> 00:33:31,833
‫چرا خاله‌ت اینقدر به
‫رومی راک علاقه داشته؟

456
00:33:32,750 --> 00:33:34,583
‫نمی‌دونیم، آقای هانتر

457
00:33:34,708 --> 00:33:36,667
‫مادر روحانی گفت دنبال یه چیزی می‌گشته

458
00:33:36,792 --> 00:33:38,417
‫داشته وقتش رو تلف می‌کرده

459
00:33:38,542 --> 00:33:41,042
‫رومی راک فقط چند تا سنگ قدیمی ـه

460
00:33:43,083 --> 00:33:46,083
‫چند تا سنگ قدیمی که
‫طبق گفته افسانه‌ها...

461
00:33:46,208 --> 00:33:49,958
‫اولین قدم برای پیدا کردن ال‌دورادوست

462
00:33:51,042 --> 00:33:53,542
‫چی؟ یعنی...

463
00:33:54,167 --> 00:33:55,542
‫اهوم!
‫[رستوران ال‌دورادو]

464
00:33:55,667 --> 00:33:57,042
‫چه چیپس‌های خوشمزه‌ای!

465
00:33:57,167 --> 00:34:01,917
‫- منظورش شهر افسانه‌ای گمشده‌س، نه...
‫- آها، درسته

466
00:34:02,042 --> 00:34:05,083
‫وقتی مهاجمان اسپانیایی اومدن...

467
00:34:05,208 --> 00:34:10,208
‫تمام گنجینه‌های پرو رو پیدا کردن، به جز یکی

468
00:34:10,958 --> 00:34:13,083
‫ارزشمندترین گنجینه تاریخ

469
00:34:13,958 --> 00:34:15,000
‫ها؟

470
00:34:15,125 --> 00:34:18,542
‫طلا که برای اینکاها بیش
‫از هر چیز دیگه‌ای ارزش داشت

471
00:34:19,583 --> 00:34:21,917
‫ولی نمی‌شد پیداش کرد

472
00:34:22,042 --> 00:34:29,500
‫و دلیلش این بود که اینکاها اونو به دست
‫لوس اسپریتوس دل بوسکه سپرده بودن

473
00:34:31,167 --> 00:34:34,375
‫که ترجمه‌ش میشه روح جنگل...

474
00:34:34,500 --> 00:34:38,875
‫که قول داد تا ابد اونو
‫در دل جنگل مخفی کنه

475
00:34:40,667 --> 00:34:44,500
‫خب، این ال‌دورادوست

476
00:34:46,167 --> 00:34:52,167
‫خب، یعنی میگی خاله لوسی
‫داشته دنبال ال‌دورادو می‌گشته؟

477
00:34:52,917 --> 00:34:54,792
‫مگه همه دنبالش نیستیم؟

478
00:34:54,917 --> 00:34:57,083
‫هر کدوم به روش خودمون

479
00:34:58,042 --> 00:34:59,042
‫نه؟

480
00:35:01,375 --> 00:35:04,167
‫ولی چرا باید دنبال
‫ال‌دورادو باشه، خانم براون؟

481
00:35:04,292 --> 00:35:06,000
‫هیچ علاقه‌ای به طلا نداره

482
00:35:06,125 --> 00:35:08,667
‫بیاین جو زده نشیم...

483
00:35:08,792 --> 00:35:11,000
‫اونم به خاطر چند تا نقاشی
‫قدیمی توی یه کتاب

484
00:35:11,125 --> 00:35:14,292
‫اگه ال‌دورادو وجود داره،
‫چرا هیچکس پیداش نکرده؟

485
00:35:14,417 --> 00:35:17,708
‫چون هیچکدوم اینو نداشتن

486
00:35:19,250 --> 00:35:22,625
‫گفته میشه تنها سرنخی
‫که اینکاها گذاشتن...

487
00:35:22,750 --> 00:35:25,917
‫که روح جنگل کجا طلا رو مخفی کرده...

488
00:35:26,042 --> 00:35:28,708
‫در یه دستبند خاص بوده

489
00:35:30,333 --> 00:35:32,958
‫دستبندی مثل این!

490
00:35:35,375 --> 00:35:36,917
‫اونو از کجا اوردی؟

491
00:35:37,042 --> 00:35:38,708
‫مال خاله لوسی ـ]

492
00:35:38,833 --> 00:35:40,000
‫همیشه دستش بود

493
00:35:40,125 --> 00:35:43,792
‫و این کلید پیدا کردن ال‌دورادو
‫و تمام گنجینه‌هاشه

494
00:35:43,917 --> 00:35:45,625
‫عجب!

495
00:35:45,750 --> 00:35:49,875
‫دلیلی نداره که توضیح بده چرا خاله لوسی
‫یه دستبند باستانی اینکا داشته

496
00:35:50,000 --> 00:35:52,958
‫- ولی داشته! ببین! دقیقا مثل اونه!
‫- شاید از نظر ظاهری شبیه هم باشن

497
00:35:53,083 --> 00:35:55,000
‫راستش، هنری، واقعا داری
‫این جریان رو مسخره می‌کنی

498
00:35:55,125 --> 00:36:00,375
‫- یه دستبند نخی معمولیه
‫- یه دستبند معمولی نیست. این...

499
00:36:00,500 --> 00:36:01,917
‫اوه!

500
00:36:02,042 --> 00:36:04,625
‫خوبم. جاییم نشکسته

501
00:36:08,000 --> 00:36:10,125
‫- کیپوست
‫- کی چی؟

502
00:36:10,958 --> 00:36:13,208
‫یه گره زبانی باستانی اینکا...

503
00:36:13,333 --> 00:36:16,500
‫که برای پیام‌های مخفی
‫پنهان در معماها استفاده می‌شده

504
00:36:16,625 --> 00:36:21,833
‫خب، اگه بفهمیم چی میگه،
‫ممکنه کمکمون کنه خاله لوسی رو پیدا کنیم؟

505
00:36:23,417 --> 00:36:26,250
‫چند ساعت این دستبند
‫رو بهم قرض بده...

506
00:36:27,208 --> 00:36:29,417
‫شاید بتونم ترجمه‌ش کنم

507
00:36:29,542 --> 00:36:33,375
‫هر کسی که دنبال ال‌دورادوست می‌میره

508
00:36:37,500 --> 00:36:42,708
‫پس نباید بذاریم این
‫اتفاق برای خاله لوسی بیافته

509
00:36:43,500 --> 00:36:45,792
‫اوهوم...

510
00:36:45,917 --> 00:36:50,042
‫بعدها فاتحان اسپانیایی اینکاها اومدن...

511
00:36:50,167 --> 00:36:52,375
‫و با اونا شکارچیان طلا از راه رسیدن

512
00:36:53,917 --> 00:36:58,458
‫طمع‌کارترین اونا گونزالو کابوتو بود

513
00:37:00,833 --> 00:37:03,708
‫این چه بوییه؟

514
00:37:03,833 --> 00:37:06,208
‫باید توی جنگل بوی خوبی بدی، نه؟

515
00:37:06,333 --> 00:37:08,750
‫- شب خوش، بچه‌ها!
‫- شب خوش

516
00:37:08,875 --> 00:37:10,750
‫- شب خوش
‫- دوستتون دارم!

517
00:37:11,750 --> 00:37:13,917
‫امنه. این زیر هیچ عنکبوتی نیست

518
00:37:14,042 --> 00:37:15,750
‫شب خوش، خانم براون

519
00:37:15,875 --> 00:37:17,292
‫شب خوش، پدینگتون

520
00:37:17,417 --> 00:37:19,125
‫به نظر ساده میاد

521
00:37:21,167 --> 00:37:22,500
‫اوهوم

522
00:37:24,583 --> 00:37:26,333
‫اوووه!

523
00:37:26,458 --> 00:37:27,792
‫اها...

524
00:37:27,917 --> 00:37:29,500
‫اوه!

525
00:37:31,042 --> 00:37:37,208
‫خب، نکته خوابیدن روی ننو اینه
‫که نبینه داری میای روش!

526
00:37:37,333 --> 00:37:39,125
‫وای

527
00:37:42,375 --> 00:37:44,958
‫ننوی خوب... آروم باش! آروم!

528
00:37:45,750 --> 00:37:49,167
‫بفرما. زیاد راحت نیست...

529
00:37:51,000 --> 00:37:52,500
‫آخ!

530
00:38:11,375 --> 00:38:14,042
‫- چی نوشته؟
‫- معنا نمیده

531
00:38:14,167 --> 00:38:16,292
‫- چرا نمیده؟
‫- چون یه معماست!

532
00:38:16,417 --> 00:38:18,667
‫با کی حرف می‌زنی؟

533
00:38:19,833 --> 00:38:21,375
‫هیچکس

534
00:38:21,500 --> 00:38:24,208
‫دوباره ارواح رو می‌بینی، مگه نه؟

535
00:38:24,333 --> 00:38:27,417
‫جینا، حالم خوبه

536
00:38:28,833 --> 00:38:31,125
‫ولی یه قولی بهم دادی

537
00:38:31,250 --> 00:38:34,208
‫- به طلا نیازی نداریم
‫- و راست میگی...

538
00:38:34,333 --> 00:38:38,000
‫ولی اگه طلا داشتیم،
‫می‌تونستیم یه خونه واقعی بخریم که...

539
00:38:38,125 --> 00:38:41,417
‫- پله‌ها، تختخواب، پنجره‌های مربعی داشته باشه!
‫- بابا!

540
00:38:41,542 --> 00:38:44,208
‫می‌تونستیم باعث افتخار خونواده بشیم

541
00:38:44,333 --> 00:38:46,417
‫ولی فقط بهم نیاز داریم...

542
00:38:46,542 --> 00:38:49,958
‫و من می‌ترسم دوباره از دستت بدم...

543
00:38:50,083 --> 00:38:51,458
‫این بار برای همیشه

544
00:38:54,250 --> 00:38:57,750
‫لطفا قایق رو برگردون

545
00:39:00,042 --> 00:39:02,875
‫به حرفش گوش نده!
‫اون متوجه نیست

546
00:39:03,000 --> 00:39:04,792
‫به طلا نیاز داریم! به افتخار!

547
00:39:04,917 --> 00:39:06,375
‫درسته!

548
00:39:07,583 --> 00:39:11,667
‫- بیا همین الان قایق رو برگردونیم!
‫- جدی میگی؟

549
00:39:11,792 --> 00:39:15,250
‫تو گنجینه منی و دوستت دارم

550
00:39:15,375 --> 00:39:18,375
‫برو طناب لنگر رو باز کن.
‫برو! برو! برو!

551
00:39:20,292 --> 00:39:23,375
‫احمق بزدل! بی‌مصرف!

552
00:39:24,000 --> 00:39:26,583
‫هیچوقت یه کابوت نبودی

553
00:39:26,708 --> 00:39:28,167
‫هیچوقت!

554
00:39:30,708 --> 00:39:32,417
‫بهت افتخار می‌کنم، بابا

555
00:39:33,042 --> 00:39:35,750
‫ممکنه یه قسمت جدید در...

556
00:39:37,542 --> 00:39:38,583
‫بابا؟

557
00:39:38,708 --> 00:39:40,125
‫- دوستت دارم، جینا...
‫- بابا!

558
00:39:40,250 --> 00:39:42,417
‫ولی باید اون طلا رو گیر بیارم. مجبورم!

559
00:39:42,542 --> 00:39:44,125
‫ای خوک کثیف دو رو!

560
00:39:44,250 --> 00:39:46,208
‫این کار رو به خاطر هردومون می‌کنم!

561
00:39:46,333 --> 00:39:48,958
‫قول میدم فردا بیام دنبالت!

562
00:39:49,083 --> 00:39:51,417
‫بابا!

563
00:39:51,542 --> 00:39:54,542
‫بدون من حتی بلد نیستی
‫اون قایق رو برونی!

564
00:39:55,333 --> 00:39:56,917
‫عجب!

565
00:39:57,042 --> 00:39:58,750
‫فکر کنم برخورد خوبی داشت

566
00:39:58,875 --> 00:40:01,333
‫و تو، منو هم گول زدی!

567
00:40:01,458 --> 00:40:04,458
‫شاید زیادم مایه آبروریزی نباشی، می‌دونی؟

568
00:40:05,583 --> 00:40:07,875
‫بسیار خب! باید دست به کار بشیم

569
00:40:09,792 --> 00:40:11,792
‫اون صدای ترق و تروق چیه؟

570
00:40:12,417 --> 00:40:14,125
‫بوم!

571
00:40:22,125 --> 00:40:24,792
‫اوه!

572
00:40:29,417 --> 00:40:31,667
‫صبح بخیر، پدینگتون
‫خوب خوابیدی؟

573
00:40:31,792 --> 00:40:34,333
‫عجیب‌ترین خواب رو دیدم

574
00:40:34,458 --> 00:40:36,458
‫کسی آقای هانتر رو دیده؟

575
00:40:36,583 --> 00:40:38,542
‫می‌خوام بدونم دستبند رو
‫ترجمه کرده یا نه

576
00:40:38,667 --> 00:40:41,458
‫یا شاید برامون صبحونه درست کرده یا نه

577
00:40:41,583 --> 00:40:43,875
‫ساعت از ده گذشته، مری!

578
00:40:44,000 --> 00:40:47,000
‫سلام؟ احتمالش هست قهوه داشته باشی؟

579
00:40:47,833 --> 00:40:51,875
‫خیلی روشن گفته که صبحونه بین
‫ساعت 8:30 تا 10:30 سرو میشه

580
00:40:52,875 --> 00:40:56,000
‫صبح بخیر، آقایون و خانم

581
00:40:56,833 --> 00:40:58,375
‫سلام؟

582
00:40:58,500 --> 00:41:00,208
‫آقای هانتر؟

583
00:41:00,333 --> 00:41:01,792
‫جینا؟

584
00:41:04,208 --> 00:41:06,042
‫من اینطور حس می‌کنم
‫یا داریم تکون می‌خوریم؟

585
00:41:08,625 --> 00:41:10,208
‫اووه!

586
00:41:18,958 --> 00:41:20,083
‫مارمالاد!

587
00:41:25,875 --> 00:41:28,958
‫نباید یکی مشغول روندن قایق باشه؟

588
00:41:31,667 --> 00:41:33,542
‫جینا؟ آقای هانتر؟

589
00:41:34,917 --> 00:41:37,667
‫بهتره یه چیزی رو اعلام کنم!

590
00:41:41,625 --> 00:41:44,125
‫بزن بریم!

591
00:41:54,125 --> 00:41:55,917
‫اوه!

592
00:41:56,042 --> 00:41:57,042
‫ها!

593
00:41:58,042 --> 00:41:59,083
‫وای خدا!

594
00:41:59,625 --> 00:42:04,417
‫صبح بخیر. لطفا خونواده براون
‫به جلوی قایق بیان...

595
00:42:04,542 --> 00:42:08,417
‫تا یه موقعیت فوری رو ببینن

596
00:42:11,875 --> 00:42:14,458
‫یه ذره برو چپ...

597
00:42:14,583 --> 00:42:17,083
‫- یه ذره راست
‫- پدینگتون!

598
00:42:17,958 --> 00:42:19,500
‫چقدر صخره اینجاست!

599
00:42:19,625 --> 00:42:22,625
‫پدینگتون، معلوم هست
‫اونجا چی کار می‌کنی؟

600
00:42:22,750 --> 00:42:25,500
‫انگار دارم قایق رو می‌رونم، خانم براون

601
00:42:25,625 --> 00:42:27,875
‫- ولی جینا کجاست؟
‫- اینجا نیست!

602
00:42:28,000 --> 00:42:29,917
‫فکر نکنم آقای هانتر هم اینجا باشه!

603
00:42:30,042 --> 00:42:32,792
‫پدینگتون، بزن دنده عقب،
‫قایق رو برگردون!

604
00:42:32,917 --> 00:42:34,375
‫فکر خوبیه!

605
00:42:34,500 --> 00:42:36,708
‫دنده عقب، این باید خودش باشه!

606
00:42:36,833 --> 00:42:38,958
‫اوه!

607
00:42:39,083 --> 00:42:40,833
‫سریعتر شد!

608
00:42:44,708 --> 00:42:46,000
‫جلیقه‌های نجات رو بردارین!

609
00:42:49,167 --> 00:42:52,000
‫پدینگتون کجاست؟ پشت سکان نیست؟

610
00:42:52,125 --> 00:42:53,792
‫نه! انگار...

611
00:42:54,833 --> 00:42:57,667
‫به سکان چسبیدم! عرشه رو تخلیه کنید!

612
00:42:59,542 --> 00:43:03,750
‫هنری، جلیقه‌های نجات!
‫بیا! اینم از تجهیزات ضروری!

613
00:43:04,500 --> 00:43:05,542
‫چی؟

614
00:43:07,708 --> 00:43:11,292
‫طاقت بیار، پدینگتون

615
00:43:11,417 --> 00:43:13,042
‫برگرد!

616
00:43:14,583 --> 00:43:16,125
‫جلیقه‌های نجات رو پیدا کردم!

617
00:43:16,250 --> 00:43:17,958
‫کشتی رو ترک کنیم؟

618
00:43:18,083 --> 00:43:20,208
‫بله! کشتی رو ترک کنید! زود باشین!

619
00:43:24,000 --> 00:43:26,833
‫زود باشین. سه دو، یک، بپرین!

620
00:43:26,958 --> 00:43:28,792
‫عینک خاله لوسی!

621
00:43:37,792 --> 00:43:40,583
‫هر چیزی که شناور شده رو بگیرین!

622
00:43:46,458 --> 00:43:47,833
‫سه بار پرس شده

623
00:43:47,958 --> 00:43:50,250
‫صبر کن، پدینگتون!

624
00:43:50,375 --> 00:43:51,625
‫- پدینگتون!
‫- کجاست؟

625
00:43:51,750 --> 00:43:53,208
‫پدینگتون کجاست؟

626
00:43:53,333 --> 00:43:55,250
‫پدینگتون!

627
00:43:57,708 --> 00:44:00,000
‫پیداش کردم! پیانوی خوب!

628
00:44:00,667 --> 00:44:03,083
‫پدینگتون!

629
00:44:03,208 --> 00:44:04,750
‫زود باش

630
00:44:11,583 --> 00:44:14,042
‫روز سوم. با گم شدن
‫خونواده براون توی جنگل...

631
00:44:14,167 --> 00:44:16,583
‫همه به یه چیز فکر می‌کردن

632
00:44:16,708 --> 00:44:18,333
‫چقدر طول می‌کشه تا
‫همدیگه رو بخوریم؟

633
00:44:18,458 --> 00:44:20,875
‫کمک چندانی نمی‌کنه، جودی

634
00:44:21,000 --> 00:44:23,583
‫آخ!

635
00:44:25,167 --> 00:44:27,875
‫خب، می‌خواستیم یه تعطیلات
‫به یادموندنی بشه!

636
00:44:28,000 --> 00:44:30,042
‫اینطوری پیش بریم، زنده نمی‌مونیم
‫که به یاد بیاریمش

637
00:44:30,167 --> 00:44:34,458
‫شاید بد نباشه یه پیام کمک بزرگ
‫روی شن‌ها بنویسیم و همینجا بشینیم؟

638
00:44:35,583 --> 00:44:37,000
‫همینجا بشینیم؟

639
00:44:37,125 --> 00:44:39,458
‫اینجا آمازونه، نه مرکز خرید!

640
00:44:39,583 --> 00:44:41,833
‫تنها چیزی که لازم داریم یه برنامه‌س!

641
00:44:45,250 --> 00:44:47,583
‫من برنامه دارم، خانم براون

642
00:44:48,417 --> 00:44:50,250
‫ها؟

643
00:44:50,375 --> 00:44:51,958
‫ام...

644
00:44:52,083 --> 00:44:55,083
‫خودمون رومی راک رو پیدا کنیم

645
00:44:55,208 --> 00:44:58,083
‫نباید زیاد دور باشه، و هر اتفاقی
‫که برای هانتر و جینا افتاده...

646
00:44:58,208 --> 00:45:00,625
‫میان اونجا دنبالمون بگردن

647
00:45:00,750 --> 00:45:03,042
‫مطمئنی می‌تونی راه رو پیدا کنی؟

648
00:45:03,167 --> 00:45:05,667
‫زمان به نسبت زیادی رو
‫توی لندن گذروندی، پدینگتون

649
00:45:05,792 --> 00:45:09,333
‫آقای براون، می‌تونی خرس
‫رو از جنگل ببری بیرون...

650
00:45:09,458 --> 00:45:12,292
‫ولی نمی‌تونی جنگل رو از خرس ببری بیرون

651
00:45:15,625 --> 00:45:17,292
‫- بگذریم، دنبالم بیاین
‫- باشه

652
00:45:17,417 --> 00:45:19,750
‫و یادتون باشه، هر کاری که می‌کنین...

653
00:45:20,792 --> 00:45:22,667
‫هیچوقت به این گیاه دست نزنین

654
00:45:22,792 --> 00:45:25,750
‫- اسمش چیه؟
‫- چیز خاردار قرمز

655
00:45:26,917 --> 00:45:30,042
‫خوش می‌گذره، یه پیاده‌روی کوتاه در دل جنگل

656
00:45:31,625 --> 00:45:34,250
‫و مطمئنیم فکر خوبیه، مگه نه؟

657
00:45:34,375 --> 00:45:37,375
‫فکر نکنم فاصله زیادی تا
‫رومی راک مونده باشه. نباید زیاد طول بکشه!

658
00:45:37,500 --> 00:45:40,083
‫مردم در گذشته اونجا رفتن

659
00:45:48,250 --> 00:45:51,583
‫این وامونده مشکلش چیه؟

660
00:45:57,250 --> 00:45:59,375
‫اینجا چی داریم؟

661
00:46:00,542 --> 00:46:03,250
‫خیلی عجیبه!

662
00:46:03,375 --> 00:46:05,625
‫وقت بینگو رسیده!

663
00:46:05,750 --> 00:46:09,667
‫- ببخشید.
‫- حواستون به امتیاز کامل باشه!

664
00:46:10,667 --> 00:46:14,250
‫کشتی نوح، تمام دو حرفی‌ها!

665
00:46:15,208 --> 00:46:17,917
‫- شب و روز، 40!
‫- یکی پیدا کردم!

666
00:46:20,083 --> 00:46:22,042
‫تمام سوارها...

667
00:46:22,167 --> 00:46:25,833
‫سوارهای آخرالزمان، شماره چهار

668
00:46:27,750 --> 00:46:31,042
‫تثلیث مقدس، شماره سه

669
00:46:40,542 --> 00:46:42,833
‫بازی می‌کنین، خانم برد؟

670
00:46:44,792 --> 00:46:46,792
‫پشت این ارگ چیه؟

671
00:46:46,917 --> 00:46:49,375
‫چیزی نیست که نگرانش باشین

672
00:46:50,625 --> 00:46:54,000
‫این نور و صدای وزوز چیه؟

673
00:46:54,667 --> 00:46:56,417
‫یه اتاق مخفی ـه

674
00:46:56,542 --> 00:46:58,542
‫اتاق مخفی؟

675
00:46:59,667 --> 00:47:03,292
‫- خب، چی اونجا دارین؟
‫- خب، متاسفانه نمی‌تونم بهتون بگم

676
00:47:04,583 --> 00:47:05,750
‫عجیبه

677
00:47:05,875 --> 00:47:09,042
‫نمی‌دونم چرا به نظرتون
‫عجیب میاد، خانم برد

678
00:47:09,167 --> 00:47:13,542
‫یه اتاق مخفی پشت یه ارگه
‫و نمی‌تونم بگم چی توشه

679
00:47:13,667 --> 00:47:15,333
‫اصلا هم مشکوک نیست

680
00:47:17,000 --> 00:47:19,460
‫می‌دونی، این دومین باریه

681
00:47:19,472 --> 00:47:21,875
‫که از کلمه «مشکوک» استفاده کردی

682
00:47:22,000 --> 00:47:23,458
‫اوه، جدی؟

683
00:47:23,583 --> 00:47:26,083
‫خب، حکمت کارهای خداوند مشکوکن

684
00:47:26,208 --> 00:47:28,458
‫منظورت اینه که مرموزن؟

685
00:47:29,125 --> 00:47:32,792
‫انجیل رو خوب بلدین خانم برد

686
00:47:32,917 --> 00:47:34,417
‫بگذریم، بیاین.
‫بریم بینگو بازی کنیم!

687
00:47:36,792 --> 00:47:37,833
‫آره

688
00:47:38,917 --> 00:47:40,417
‫بینگو

689
00:47:40,542 --> 00:47:43,208
‫بنظرت خیلی راه مونده پدینگتون؟

690
00:47:43,333 --> 00:47:46,917
‫تقریبا مطمئنم رومی راک بعد از همینجاست

691
00:47:48,000 --> 00:47:49,917
‫- یکم دورتر...
‫- اوه!

692
00:47:50,042 --> 00:47:52,000
‫همین طرفه...

693
00:47:52,667 --> 00:47:54,042
‫فکر کنم

694
00:47:57,208 --> 00:47:58,625
‫این طرف

695
00:47:59,542 --> 00:48:02,375
‫همونجاست

696
00:48:03,875 --> 00:48:05,083
‫یا اینجا

697
00:48:05,208 --> 00:48:07,667
‫- و... چپ. وای نه!
‫- اوه!

698
00:48:07,792 --> 00:48:09,667
‫این پرتگاهه. صحیح

699
00:48:10,458 --> 00:48:11,875
‫بله، درسته

700
00:48:15,625 --> 00:48:17,750
‫پدینگتون، اشتباه برداشت نکن

701
00:48:17,875 --> 00:48:20,125
‫ولی مطمئنی می‌دونی کجاییم؟

702
00:48:20,250 --> 00:48:23,417
‫بله آقای براون. ما...

703
00:48:23,542 --> 00:48:26,333
‫خب، شاید یه کوچولو...

704
00:48:27,833 --> 00:48:28,833
‫گم شدیم

705
00:48:28,958 --> 00:48:31,000
‫عالی شد

706
00:48:31,125 --> 00:48:33,000
‫حداقل خشک شدیم

707
00:48:42,458 --> 00:48:46,792
‫من دارم چیزی رو می‌بینم

708
00:48:46,917 --> 00:48:49,250
‫که شروع میشه با حرف...

709
00:48:49,375 --> 00:48:51,208
‫اوه!

710
00:48:54,333 --> 00:48:55,792
‫مهم نیست

711
00:48:55,917 --> 00:48:58,792
‫بیاین تلاش کنیم که یکم بخوابیم

712
00:48:58,917 --> 00:49:03,500
‫با اینکه خیس آب تو یه جنگل پر از مار گیر کردیم

713
00:49:03,625 --> 00:49:05,375
‫قرار بود ریسک رو در آغوش بگیریم،
‫چی شد؟

714
00:49:05,500 --> 00:49:08,625
‫سعی کردم مری.
‫خدا شاهده که سعی کردم

715
00:49:08,750 --> 00:49:10,958
‫ولی ما جامون اینجا نیست

716
00:49:11,083 --> 00:49:13,250
‫و حقیقتش پدینگتون هم جاش اینجا نیست

717
00:49:31,667 --> 00:49:34,167
‫کجایی خاله لوسی؟

718
00:49:40,000 --> 00:49:41,958
‫خاله لوسی...

719
00:49:48,042 --> 00:49:50,042
‫خاله لوسی!

720
00:49:58,667 --> 00:49:59,667
‫خاله لوسی!

721
00:50:03,917 --> 00:50:04,917
‫خاله لوسی؟

722
00:50:09,417 --> 00:50:11,792
‫فکر کردم از دستت دارم

723
00:50:12,458 --> 00:50:14,875
‫اوه، پدینگتون

724
00:50:15,000 --> 00:50:19,917
‫نمی‌بینی که خودتی که گم شدی؟

725
00:50:20,833 --> 00:50:22,833
‫خاله لوسی!

726
00:50:45,125 --> 00:50:47,083
‫شرمنده!

727
00:50:56,417 --> 00:50:58,750
‫اوه! بازم تو!

728
00:51:05,833 --> 00:51:07,292
‫اوه

729
00:51:38,375 --> 00:51:41,083
‫هه، خرس کوچولو!

730
00:51:41,208 --> 00:51:42,667
‫آقای هانتر!

731
00:51:43,333 --> 00:51:44,750
‫خدا رو شکر که سالمین

732
00:51:45,500 --> 00:51:48,083
‫- چه اتفاقی برای شما و جینا افتاد؟
‫- خوش اومدی...

733
00:51:49,667 --> 00:51:50,833
‫به رومی راک

734
00:51:50,958 --> 00:51:54,750
‫اینجا رومی راکه!
‫خاله لوسی اینجاست؟

735
00:51:55,375 --> 00:51:56,750
‫- نه
‫- اوه!

736
00:51:56,875 --> 00:51:58,833
‫ولی فکر کنم اینجا بوده

737
00:51:59,583 --> 00:52:04,792
‫یادته بهت گفتم رومی راک
‫دروازه‌ی ورود به ال دورادوـه؟

738
00:52:05,333 --> 00:52:06,375
‫بله...؟

739
00:52:06,500 --> 00:52:09,917
‫برای همینه که اینجا پیداش نمی‌کنیم پدینگتون

740
00:52:10,042 --> 00:52:14,917
‫چون قبلا راه اونجا رو پیدا کرده

741
00:52:15,042 --> 00:52:17,625
‫حالا چرا این فکرو می‌کنین آقای هانتر؟

742
00:52:24,292 --> 00:52:27,417
‫کیپو رو ترجمه کردین!

743
00:52:27,542 --> 00:52:28,708
‫چی میگه؟

744
00:52:28,833 --> 00:52:32,250
‫میگه «در رومی راک...

745
00:52:33,458 --> 00:52:37,250
‫خرس راه رو نشون میده»

746
00:52:39,875 --> 00:52:42,333
‫درسته!
‫حالا چه خرسی؟

747
00:52:44,958 --> 00:52:48,208
‫تو باید بگی.
‫خرس تویی

748
00:52:48,917 --> 00:52:50,125
‫هوم

749
00:52:50,250 --> 00:52:51,958
‫که اینطور

750
00:52:52,083 --> 00:52:53,101
‫پیغام دیگه‌ای...

751
00:52:53,113 --> 00:52:54,542
‫پشتش ننوشته؟
‫چون بعضی وقتا...

752
00:52:54,667 --> 00:52:58,042
‫نه، نه، نه!
‫نوشته خرس راه رو نشون میده

753
00:52:58,167 --> 00:53:00,500
‫حالا تو همون خرسی!

754
00:53:00,625 --> 00:53:02,542
‫اون یه خرسه!

755
00:53:02,667 --> 00:53:06,042
‫این طلسم روش خرس داره.
‫پس...

756
00:53:06,167 --> 00:53:10,708
‫کلا قضیه خیلی... خرسیه!

757
00:53:10,833 --> 00:53:12,667
‫بله، حقیقتا خرسیه

758
00:53:12,792 --> 00:53:17,208
‫خب چیکار کنیم خرس؟

759
00:53:19,083 --> 00:53:24,500
‫نمی‌دونم آقای هانتر،
‫اما خاله لوسی همیشه میگه

760
00:53:24,625 --> 00:53:27,530
‫«وقتی با مشکل روبرو میشی، بشین

761
00:53:27,542 --> 00:53:30,875
‫و کلاه تفکرت رو بذار سرت»
‫(خوب فکر کن)

762
00:53:46,625 --> 00:53:48,125
‫اوه...

763
00:53:48,250 --> 00:53:50,625
‫لطفا ببخشید آقای هانتر

764
00:53:50,750 --> 00:53:54,292
‫گویا بنده نشستم روی چیز خاردار قرمز

765
00:53:59,792 --> 00:54:00,875
‫چی بود؟

766
00:54:03,458 --> 00:54:06,708
‫اگه دوباره گم شدی...

767
00:54:06,833 --> 00:54:11,583
‫«فقط غرش کن و منم
‫با غرش جوابتو میدم»

768
00:54:21,583 --> 00:54:24,375
‫خاله لوسی! صدام رو می‌شنوه!

769
00:54:24,500 --> 00:54:26,750
‫اینجوری پیداش می‌کنیم آقای هانتر

770
00:54:26,875 --> 00:54:29,333
‫همونطور که خودش می‌گفت

771
00:54:29,458 --> 00:54:31,000
‫باید غرش‌هاش رو دنبال کنم

772
00:55:17,458 --> 00:55:19,708
‫خدا بگم چیکارت کنه...

773
00:55:19,833 --> 00:55:21,292
‫مودب باشید خانم برد!

774
00:55:21,417 --> 00:55:26,583
‫چی...ببخشید مادر روحانی، ولی اینجا...

775
00:55:26,708 --> 00:55:29,583
‫یه جورایی شبیه لانه شیطانه

776
00:55:29,708 --> 00:55:32,042
‫بهتون اطمینان میدم که نیست

777
00:55:37,083 --> 00:55:39,625
‫ولی... پس چیه؟

778
00:55:39,750 --> 00:55:42,530
‫اینجا یه مرکز کنترل...

779
00:55:42,542 --> 00:55:45,333
‫و نظارت مخفیِ بی‌ضرره

780
00:55:46,292 --> 00:55:48,792
‫مرکز نمی‌دونم چی‌چی می‌خوای برای چی؟

781
00:55:49,708 --> 00:55:52,625
‫خانم برد، اعتراف می‌کنم که گناه کرده‌ام

782
00:55:52,750 --> 00:55:55,792
‫فریبکاری کرده‌ام، جوری که
‫در شأن یک راهبه نیست

783
00:55:55,917 --> 00:55:58,042
‫و فقط دعا می‌کنم که منو ببخشید

784
00:55:58,583 --> 00:55:59,583
‫چیکار کردی؟

785
00:56:00,417 --> 00:56:02,196
‫اون مدال کریستوفر قدیس که

786
00:56:02,208 --> 00:56:04,750
‫به مری دادم در واقع
‫یه دستگاه ردیابه

787
00:56:04,875 --> 00:56:07,625
‫نمی‌تونستم اتفاقی که برای خاله لوسی
‫بیچاره افتاد تکرار بشه

788
00:56:07,750 --> 00:56:09,667
‫برای همین حواسم بهشون بوده

789
00:56:15,333 --> 00:56:17,042
‫خدایا

790
00:56:18,208 --> 00:56:20,208
‫چه دستگاه هوشمندانه‌ای!

791
00:56:20,833 --> 00:56:22,667
‫مثل اینکه سرت شلوغ بوده

792
00:56:22,792 --> 00:56:25,125
‫خدا رو شکر که اینطور بوده.
‫ببین، اینجا رومی راکه

793
00:56:26,542 --> 00:56:28,792
‫و اینجا مسیر خانواده براون‌ـه

794
00:56:28,917 --> 00:56:30,250
‫داشتن به سمت درستی حرکت می‌کردن

795
00:56:30,375 --> 00:56:34,667
‫ولی الان دارن میرن به سمت شمال،
‫به سمت جنگل ناشناخته و خطرناک

796
00:56:34,792 --> 00:56:36,917
‫من نگرانشونم

797
00:56:37,583 --> 00:56:38,917
‫مسئولین رو خبر می‌کنم

798
00:56:39,042 --> 00:56:40,667
‫یه گروه جستجو تشکیل میدیم!

799
00:56:41,333 --> 00:56:44,458
‫نه! چون اونا خیلی کند کار می‌کنن

800
00:56:44,583 --> 00:56:46,625
‫باید خودمون بریم

801
00:56:46,750 --> 00:56:50,417
‫تو که اهل جنگل‌نوردی نبودی؟

802
00:56:50,542 --> 00:56:53,708
‫تو که خیلی وحشت داشتی

803
00:56:55,708 --> 00:56:57,667
‫قصد جنگل‌نوردی نداشتم

804
00:57:10,583 --> 00:57:11,667
‫مری!

805
00:57:11,792 --> 00:57:13,875
‫زشته جلوی بچه‌ها

806
00:57:20,125 --> 00:57:21,292
‫هیس!

807
00:57:22,375 --> 00:57:24,542
‫یه جونور بزرگی اونجاست

808
00:57:26,958 --> 00:57:27,958
‫آهای؟

809
00:57:32,042 --> 00:57:33,875
‫هر چی که هستی...

810
00:57:35,250 --> 00:57:37,375
‫اینو بدون...

811
00:57:38,667 --> 00:57:41,458
‫که من یه ترکه دارم

812
00:57:42,458 --> 00:57:45,083
‫و از استفاده ازش هم نمی‌ترسم

813
00:57:55,292 --> 00:57:56,833
‫مری!

814
00:57:59,083 --> 00:58:00,667
‫- آی!
‫- اوه! اوه، نه!

815
00:58:01,333 --> 00:58:04,250
‫جینا، خیلی عذر می‌خوام

816
00:58:04,375 --> 00:58:05,986
‫فکر می‌کردم تو...

817
00:58:05,998 --> 00:58:07,708
‫یه جونور درنده یا همچین چیزی هستی...

818
00:58:07,833 --> 00:58:09,417
‫سلام براون‌ها!

819
00:58:09,542 --> 00:58:12,125
‫خدا رو شکر!
‫حالتون خوبه

820
00:58:12,250 --> 00:58:14,208
‫ما هم خوشحالیم تو رو می‌بینیم

821
00:58:14,333 --> 00:58:16,180
‫خیلی هوشمندانه بود که با اسپری...

822
00:58:16,192 --> 00:58:18,000
‫دئودورانتِ جاناتان رد به جا گذاشتین

823
00:58:18,792 --> 00:58:21,208
‫آره، خب... قصدم همین بود

824
00:58:21,333 --> 00:58:22,375
‫تو کجا رفتی؟

825
00:58:22,500 --> 00:58:24,958
‫تو و پدرت ما رو تو یه کشتی متروکه ول کردین!

826
00:58:25,083 --> 00:58:26,708
‫- متروکه نبود
‫- چرا، بود

827
00:58:26,833 --> 00:58:28,125
‫بعد از اینکه ما ترکش کردیم متروکه شد

828
00:58:28,250 --> 00:58:30,250
‫پدر تتودارت کجاست؟

829
00:58:30,375 --> 00:58:32,917
‫یه چیزی در موردش هست...

830
00:58:33,042 --> 00:58:34,458
‫می‌دونستم

831
00:58:34,583 --> 00:58:36,333
‫در مورد ما...

832
00:58:37,417 --> 00:58:40,375
‫که باید از همون اول بهتون می‌گفتم

833
00:58:44,458 --> 00:58:47,917
‫خانواده من با یه مرض وحشتناک نفرین شدن

834
00:58:48,917 --> 00:58:53,583
‫بهش میگن «ال اورو لوکو»،
‫یعنی جنون طلا

835
00:58:53,708 --> 00:58:56,625
‫با جدم شروع شده،
‫گونزالو کابوتو

836
00:58:58,000 --> 00:59:00,208
‫اون حریص و بی‌رحم بوده

837
00:59:00,333 --> 00:59:02,958
‫و وقتی افسانه ال‌دورادو به گوشش رسید

838
00:59:03,083 --> 00:59:07,042
‫اومد دنبالش بگرده.
‫انقدر گشت که افرادش خسته شدن

839
00:59:08,833 --> 00:59:11,917
‫چیزی که برای زنده موندن لازم بود رو خورد

840
00:59:12,042 --> 00:59:13,292
‫ولی فایده نداشت

841
00:59:14,000 --> 00:59:15,208
‫به جای غنائم...

842
00:59:15,333 --> 00:59:19,167
‫تنها چیزی که به نوادگانش انتقال داد طمع بود

843
00:59:21,458 --> 00:59:23,083
‫ها؟ اوه!

844
00:59:24,208 --> 00:59:26,435
‫نسل پشت نسل

845
00:59:26,447 --> 00:59:29,458
‫مثل احمق‌ها میفتادن دنبال ال‌دورادو

846
00:59:29,583 --> 00:59:31,125
‫یا پیغمبر!

847
00:59:32,333 --> 00:59:35,667
‫تب طلا اونها رو از گوشه‌گو‌شه‌ی دنیا جذب می‌کرد

848
00:59:44,250 --> 00:59:47,333
‫♪ به پیش ای سربازان مسیحی... ♪

849
00:59:47,458 --> 00:59:50,042
‫از همه قشری بینشون بود

850
00:59:51,833 --> 00:59:55,417
‫اما همه‌شون فقط به مرگ رسیدن

851
00:59:58,042 --> 00:59:59,500
‫پدرم فرق داشت

852
01:00:00,292 --> 01:00:03,875
‫مامان وقتی بچه بودم مرد،
‫برای همین همیشه فقط خودمون بودیم

853
01:00:04,000 --> 01:00:06,500
‫مصمم بود که نفرین رو شکست بده

854
01:00:06,625 --> 01:00:11,333
‫ولی وقتی اسم رومی راک رو شنید،
‫کنترلش رو از دست داد

855
01:00:11,458 --> 01:00:14,125
‫تو جنگل غیب شد

856
01:00:15,458 --> 01:00:17,875
‫و من تنها موندم

857
01:00:18,875 --> 01:00:20,333
‫تا سالها

858
01:00:26,250 --> 01:00:27,833
‫وقتی برگشت...

859
01:00:29,250 --> 01:00:30,083
‫جینا!

860
01:00:30,208 --> 01:00:34,750
‫قول داد که نزدیک جنگل و ارواحش نشه

861
01:00:34,875 --> 01:00:39,250
‫گفت رودخونه رو ترک نمی‌کنه
‫و هرگز طلا براش از من عزیزتر نمیشه

862
01:00:39,375 --> 01:00:40,667
‫منم باور کردم

863
01:00:41,500 --> 01:00:42,750
‫انگار حماقت کردم

864
01:00:42,875 --> 01:00:45,792
‫- اوه، جینا!
‫- هوم!

865
01:00:45,917 --> 01:00:47,333
‫- چیه؟
‫- هیچی

866
01:00:47,458 --> 01:00:49,313
‫نه، فقط نشون میده که

867
01:00:49,325 --> 01:00:51,833
‫هیچوقت نباید به یه ناخدای
‫خوشتیپ اعتماد کنی

868
01:00:51,958 --> 01:00:54,417
‫- من نگفتم خوشتیپ
‫- ولی تو فکرت بود

869
01:00:54,542 --> 01:00:58,417
‫حالا ارواح اجدادش افتادن به جونش

870
01:00:58,542 --> 01:01:01,083
‫و هر کاری می‌کنه تا به طلا برسه

871
01:01:01,208 --> 01:01:03,958
‫باید شما و پدینگتون رو برسونم یه جای امن

872
01:01:04,750 --> 01:01:05,875
‫پدینگتون کجاست؟

873
01:01:16,375 --> 01:01:18,542
‫این طرف آقای هانتر!

874
01:01:18,667 --> 01:01:22,875
‫غرش‌هاش رو دنبال می‌کنیم
‫و خیلی سریع پیداش می‌کنیم

875
01:01:27,750 --> 01:01:30,667
‫یالا. کابوتوها هیچوقت تقسیم نمی‌کنن!

876
01:01:41,917 --> 01:01:43,917
‫داریم نزدیک میشیم آقای هانتر

877
01:01:44,750 --> 01:01:47,111
‫مطمئنین که سرویس تاکسی رودخانه‌ای

878
01:01:47,123 --> 01:01:49,375
‫خانواده براون رو تا الان نجات داده؟

879
01:01:49,500 --> 01:01:52,500
‫- بله
‫- چقدر خیالم راحت شد

880
01:01:52,625 --> 01:01:55,625
‫آقای براون جوراب‌هاش خیلی خیس بود

881
01:01:56,833 --> 01:02:00,292
‫یکم دیگه ادامه بدیم
‫می‌رسیم به خاله‌ لوسی

882
01:02:01,000 --> 01:02:04,000
‫هی! چرا نشستی فک می‌زنی؟
‫راه بیفت!

883
01:02:04,125 --> 01:02:06,083
‫می‌دونم باید چیکار کنم

884
01:02:06,208 --> 01:02:10,292
‫همه‌چی... روبراهه آقای هانتر؟

885
01:02:11,583 --> 01:02:12,833
‫بله...

886
01:02:13,958 --> 01:02:17,583
‫فقط خانواده‌م ازم انتظاراتی داره

887
01:02:17,708 --> 01:02:20,667
‫اوه. نمی‌دونستم خانواده‌ای جز دخترتون دارین

888
01:02:20,792 --> 01:02:23,500
‫هوم... زیاد می‌بینین‌شون؟

889
01:02:23,625 --> 01:02:25,167
‫همیشه، بله

890
01:02:27,167 --> 01:02:29,042
‫چه قشنگ

891
01:02:29,167 --> 01:02:31,417
‫می‌دونی که خانواده چجوریه

892
01:02:31,542 --> 01:02:34,000
‫بله. خب، یه جورایی

893
01:02:34,125 --> 01:02:38,333
‫تنها خانواده‌ای که تا حالا داشتم
‫خانواده براون و خاله لوسی بودن

894
01:02:38,458 --> 01:02:40,996
‫قبل از اون فقط یادمه که

895
01:02:41,008 --> 01:02:43,708
‫وقتی خیلی بچه بودم پدر و مادرم مردن

896
01:02:44,375 --> 01:02:47,250
‫نق نقو! داستان گریه‌دار تعریف می‌کنه!

897
01:02:47,375 --> 01:02:52,333
‫چطوره با یه کاسه سوپ خرس سرحال بشیم؟

898
01:02:52,458 --> 01:02:54,750
‫- نه، نمی‌تونیم بخوریمش...
‫- ها؟

899
01:02:55,417 --> 01:02:57,375
‫- هنوز
‫- چی؟

900
01:02:57,500 --> 01:03:00,625
‫چی؟

901
01:03:01,792 --> 01:03:05,375
‫یه چیزی درباره خوردن کسی گفتی

902
01:03:06,583 --> 01:03:08,625
‫واقعا؟

903
01:03:08,750 --> 01:03:12,375
‫احتمالا بخاطر... ارتفاعه

904
01:03:12,500 --> 01:03:14,250
‫اوه. درسته

905
01:03:14,375 --> 01:03:16,583
‫به جستجوی خاله لوسی ادامه بدیم؟

906
01:03:16,708 --> 01:03:18,375
‫آره

907
01:03:20,250 --> 01:03:22,875
‫کنترلت رو از دست نده

908
01:03:23,542 --> 01:03:25,500
‫شاید یه راه دیگه‌ای باشه

909
01:03:25,625 --> 01:03:27,612
‫حالا که انقدر نزدیک شدیم

910
01:03:27,624 --> 01:03:29,917
‫نمی‌تونی با اون احساسات احمقانه‌ت خرابش کنی

911
01:03:30,042 --> 01:03:31,125
‫طبق نقشه جلو برو!

912
01:03:31,250 --> 01:03:36,750
‫دنبال خرسه برو، طلا رو پیدا کن،
‫سوپ خرس بخور

913
01:03:36,875 --> 01:03:40,125
‫دنبال خرس برو! طلا پیدا کن!
‫سوپ بخور!

914
01:03:40,708 --> 01:03:42,333
‫خرس، طلا، سوپ!

915
01:03:49,125 --> 01:03:50,708
‫خرس، طلا، سوپ

916
01:03:50,833 --> 01:03:52,875
‫نمیاین آقای هانتر؟

917
01:03:53,000 --> 01:03:55,417
‫پشت سرتم

918
01:03:58,667 --> 01:04:00,898
‫آتیش رو می‌بینم

919
01:04:00,910 --> 01:04:03,417
‫دور نیست. اون سمت دره‌ست

920
01:04:04,583 --> 01:04:07,792
‫ولی پل خراب شده

921
01:04:10,083 --> 01:04:11,708
‫بابا...

922
01:04:13,583 --> 01:04:18,500
‫چه جوری می‌خوایم از اینجا رد بشیم؟

923
01:04:23,458 --> 01:04:25,625
‫یه معجزه لازمه

924
01:04:42,917 --> 01:04:46,750
‫- نگاه کن، خانم برد اومده!
‫- ایول!

925
01:05:04,917 --> 01:05:08,458
‫اوه! سلام. ببخشید

926
01:05:10,958 --> 01:05:12,458
‫خاله لوسی!

927
01:05:25,417 --> 01:05:26,875
‫اوه...

928
01:05:33,083 --> 01:05:35,083
‫اوه!

929
01:05:35,667 --> 01:05:37,125
‫خاله لوسی!

930
01:05:46,208 --> 01:05:47,583
‫خاله لوسی!

931
01:05:56,333 --> 01:05:58,083
‫دارم می‌رسم خاله لوسی!

932
01:06:03,667 --> 01:06:05,125
‫خاله لوسی!

933
01:06:09,292 --> 01:06:11,667
‫من اینجام!

934
01:06:11,792 --> 01:06:15,833
‫من اینجام! من اینجام!

935
01:06:17,125 --> 01:06:18,833
‫من اینجام!

936
01:06:19,917 --> 01:06:21,500
‫من اینجام!

937
01:06:22,458 --> 01:06:23,875
‫من اینجام!

938
01:06:25,125 --> 01:06:26,708
‫خاله لوسی؟

939
01:06:26,833 --> 01:06:28,583
‫خاله لوسی؟

940
01:06:28,708 --> 01:06:30,500
‫خاله لوسی؟

941
01:06:30,625 --> 01:06:31,833
‫ها؟

942
01:06:32,750 --> 01:06:35,333
‫یعنی تمام این مدت...

943
01:06:36,083 --> 01:06:38,417
‫تو فقط یه اکو بودی؟

944
01:06:38,542 --> 01:06:41,625
‫بودی؟ بودی؟

945
01:06:42,458 --> 01:06:43,667
‫بودی؟

946
01:06:55,625 --> 01:06:57,500
‫متأسفم خاله لوسی

947
01:06:58,333 --> 01:07:02,917
‫اون همه سال پیش من رو پیدا کردی،
‫ولی الان من نمی‌تونم پیدات کنم

948
01:07:05,333 --> 01:07:07,208
‫جفتمون گم شدیم

949
01:07:09,917 --> 01:07:12,417
‫نمی‌خوام خداحافظی کنم

950
01:07:15,583 --> 01:07:16,667
‫پس...

951
01:07:18,208 --> 01:07:21,542
‫خرس راه رو نشون داد

952
01:07:21,667 --> 01:07:24,292
‫- آقای هانتر!
‫- ولی اگه اینجا ال‌دورادوـه...

953
01:07:25,208 --> 01:07:28,750
‫پس... پس طلا کجاست؟

954
01:07:28,875 --> 01:07:33,292
‫طلایی نیست آقای هانتر.
‫خاله لوسی هم نیست

955
01:07:33,417 --> 01:07:38,417
‫باید یه چیزی باشه،
‫یه مکانیزم خاص

956
01:07:38,542 --> 01:07:43,083
‫که آدم رو به... طلا برسونه

957
01:07:45,167 --> 01:07:46,458
‫آها!

958
01:07:47,542 --> 01:07:50,542
‫چی گفتم بهت؟

959
01:07:58,083 --> 01:08:00,958
‫چه نمادهای اینکایی عجیبی

960
01:08:01,750 --> 01:08:03,292
‫یه مثلث

961
01:08:04,458 --> 01:08:07,583
‫یه دایره با یه ضربدر داخلش

962
01:08:09,333 --> 01:08:11,583
‫«فقط خشکشویی»؟

963
01:08:12,708 --> 01:08:15,375
‫راهنمای شستشوئه آقای هانتر

964
01:08:15,500 --> 01:08:18,332
‫«بارکریجز، کنزینگتون»

965
01:08:18,457 --> 01:08:21,625
‫شال خاله لوسی‌ـه!
‫اینو تو لندن خرید

966
01:08:22,832 --> 01:08:25,625
‫تو... پشت این دیواری؟

967
01:08:27,292 --> 01:08:28,750
‫اوه!

968
01:08:38,792 --> 01:08:41,082
‫باید باز بشه!

969
01:08:43,917 --> 01:08:45,292
‫اوه؟

970
01:08:48,250 --> 01:08:51,542
‫خرس راه رو نشون میده

971
01:08:51,667 --> 01:08:53,332
‫اینکاهای باهوش!

972
01:08:53,457 --> 01:08:57,250
‫طلسم باید بره اون تو

973
01:08:57,375 --> 01:08:59,292
‫ازش بگیرش

974
01:08:59,417 --> 01:09:00,832
‫ولی...

975
01:09:01,917 --> 01:09:03,500
‫حس می‌کنم اشتباهه

976
01:09:03,625 --> 01:09:08,207
‫اشتباه؟ پونصد سال جستجوی طلا اشتباهه؟

977
01:09:08,332 --> 01:09:13,500
‫ولی... من به جینا قول دادم...

978
01:09:13,625 --> 01:09:16,042
‫جینا رو ول کن

979
01:09:17,417 --> 01:09:19,667
‫طلسم رو بگیر

980
01:09:20,875 --> 01:09:23,167
‫خرسه رو بکش!

981
01:09:23,292 --> 01:09:25,375
‫طلسم رو بده من!

982
01:09:26,582 --> 01:09:29,000
‫طلسم، آقای هانتر؟

983
01:09:29,125 --> 01:09:30,457
‫بدش من

984
01:09:31,292 --> 01:09:32,625
‫نه

985
01:09:32,750 --> 01:09:36,125
‫گفتم... بدش من

986
01:09:36,250 --> 01:09:39,582
‫قول بده که با همدیگه می‌ریم داخل

987
01:09:39,707 --> 01:09:43,125
‫خب، خرسی، نکته‌ش اینجاست

988
01:09:43,250 --> 01:09:47,582
‫که کابوتوها هیچی رو تقسیم نمی‌کنن!

989
01:09:54,292 --> 01:09:55,917
‫چتر؟

990
01:09:56,042 --> 01:10:00,167
‫هر چتری نیست.
‫چتر دولوکس ویندزورمن

991
01:10:02,542 --> 01:10:04,417
‫بهترین چتر لندنه آقای هانتر!

992
01:10:09,917 --> 01:10:12,042
‫عه... عه...

993
01:10:15,500 --> 01:10:20,667
‫ظاهرا، سال 1985 این هواپیما
‫رو برای ملاقات پاپ خریدن

994
01:10:20,792 --> 01:10:25,375
‫- استاندارد ایمنی و اینا داره؟
‫- بیمه‌ی پاپه

995
01:10:35,292 --> 01:10:37,042
‫- نگاه کن!
‫- چیه؟

996
01:10:40,208 --> 01:10:41,542
‫پدینگتون‌ـه!

997
01:10:45,500 --> 01:10:46,292
‫خرس!

998
01:10:48,625 --> 01:10:50,708
‫اوه! چیز خاردار قرمز!

999
01:10:54,500 --> 01:10:56,875
‫- مادر روحانی، می‌تونی فرود بیای؟
‫- سخت خواهد بود

1000
01:10:57,000 --> 01:10:58,500
‫بله!

1001
01:10:59,458 --> 01:11:01,958
‫- کجایی خرس؟
‫- اوپس!

1002
01:11:05,542 --> 01:11:07,875
‫چرخ هواپیما گیر کرده

1003
01:11:08,000 --> 01:11:11,250
‫یکی‌تون باید اون پنل روی کف رو باز کنه

1004
01:11:11,375 --> 01:11:14,250
‫و بصورت دستی بازش کنه

1005
01:11:15,000 --> 01:11:16,708
‫چیزی نیست. من میرم

1006
01:11:19,417 --> 01:11:20,917
‫زودباش عزیزم!

1007
01:11:23,083 --> 01:11:24,917
‫اوه!

1008
01:11:27,542 --> 01:11:30,500
‫احیانا کسی یه لیوان خیلی بزرگ نداره؟

1009
01:11:30,625 --> 01:11:32,500
‫یالا هنری!

1010
01:11:35,667 --> 01:11:37,667
‫بوی مارمالاد رو حس می‌کنم

1011
01:11:42,000 --> 01:11:43,750
‫اوه! سلام

1012
01:11:50,500 --> 01:11:52,750
‫شرمنده آقای هانتر!

1013
01:12:03,208 --> 01:12:07,042
‫زودباش پسر!
‫چرخ‌ها رو بیار بیرون!

1014
01:12:10,500 --> 01:12:12,792
‫ریسک رو در آغوش بگیر هنری

1015
01:12:19,500 --> 01:12:21,625
‫ریسک رو در آغوش بگیر

1016
01:12:27,417 --> 01:12:28,417
‫آفرین

1017
01:12:31,833 --> 01:12:32,667
‫بابا!

1018
01:12:34,500 --> 01:12:37,250
‫- یه دقیقه دیگه میام!
‫- وای خدا!

1019
01:12:37,375 --> 01:12:39,875
‫- بذار یه عکس بگیرم!
‫- عکس رو ول کن!

1020
01:12:40,000 --> 01:12:41,375
‫نه، ژست بگیر!

1021
01:12:42,625 --> 01:12:43,750
‫خدای من!

1022
01:12:50,583 --> 01:12:52,583
‫- موفق شدی!
‫- اوه!

1023
01:12:52,708 --> 01:12:55,000
‫- عزیزم، آفرین!
‫- بفرما

1024
01:12:55,125 --> 01:12:57,125
‫برو خونه‌ت

1025
01:12:58,750 --> 01:13:01,625
‫فوق‌العاده بود!

1026
01:13:01,750 --> 01:13:04,708
‫آفرین آقای براون!
‫دیگه هیچ مشکلی پیش نمیاد!

1027
01:13:11,333 --> 01:13:12,958
‫اوه... اوه!

1028
01:13:15,417 --> 01:13:16,250
‫اوه

1029
01:13:17,083 --> 01:13:18,500
‫اوه!

1030
01:13:18,625 --> 01:13:21,042
‫- وای!
‫- خرس!

1031
01:13:24,208 --> 01:13:25,208
‫ها؟

1032
01:13:27,792 --> 01:13:30,917
‫یکی از اینا باید برف‌پاک‌کن باشه

1033
01:13:34,958 --> 01:13:39,042
‫- انقدر دکمه فشار ندین!
‫- یه فکری دارم!

1034
01:13:39,167 --> 01:13:40,958
‫- چی؟
‫- کمک لازم دارم

1035
01:13:43,042 --> 01:13:45,250
‫اوه! اوه...

1036
01:13:45,833 --> 01:13:47,667
‫سلام دوباره

1037
01:13:47,792 --> 01:13:49,708
‫- خرس!
‫- ای وای

1038
01:13:51,375 --> 01:13:57,583
‫عه... ببخشید آقای لاما،
‫میشه لطفا عجله بفرمایید؟

1039
01:13:57,708 --> 01:14:02,458
‫- دستبند رو بده من خرس!
‫- اوه... عه...

1040
01:14:05,250 --> 01:14:06,917
‫مالامالاد

1041
01:14:07,708 --> 01:14:09,583
‫هوم؟

1042
01:14:11,292 --> 01:14:12,625
‫نگهم دار!

1043
01:14:14,083 --> 01:14:15,167
‫- یکم به چپ!
‫- یالا!

1044
01:14:16,417 --> 01:14:18,708
‫- نه! چپ من!
‫- کدوم چپ؟

1045
01:14:18,833 --> 01:14:20,167
‫- اون چپ!
‫- اونوری؟

1046
01:14:20,292 --> 01:14:21,125
‫اینوری!

1047
01:14:22,167 --> 01:14:23,167
‫ها؟

1048
01:14:24,667 --> 01:14:28,417
‫آره! آفرین.
‫ممنون. این طرف

1049
01:14:28,542 --> 01:14:31,958
‫و حالا باید این بالا باشه. ممنون

1050
01:14:33,083 --> 01:14:36,167
‫- اینجا می‌پیچیم...
‫- اون دستبند رو بده من!

1051
01:14:37,542 --> 01:14:38,875
‫اومدم خاله لوسی!

1052
01:14:41,000 --> 01:14:43,208
‫ها؟ بازم تو؟

1053
01:14:43,333 --> 01:14:45,083
‫آره!

1054
01:14:48,167 --> 01:14:49,125
‫آفرین!

1055
01:14:54,250 --> 01:14:56,375
‫برو کنار!

1056
01:15:07,333 --> 01:15:09,833
‫نزدیک بودها

1057
01:15:09,958 --> 01:15:11,958
‫اوه...

1058
01:15:12,083 --> 01:15:13,833
‫شدیداً نزدیک بود

1059
01:15:14,833 --> 01:15:16,583
‫- خدا رو شکر!
‫- آفرین جاناتان!

1060
01:15:16,708 --> 01:15:19,708
‫- رسیدیم! محکم بشینید!
‫- باشه

1061
01:15:22,042 --> 01:15:26,250
‫واقعا انگار حالتون سرجاش نیست آقای هانتر

1062
01:15:26,375 --> 01:15:28,958
‫من گونزالو کابوتو هستم!

1063
01:15:29,083 --> 01:15:31,458
‫و طلام رو...

1064
01:15:31,583 --> 01:15:35,250
‫♪ به پیش ای سربازان مسیحی ♪

1065
01:15:35,375 --> 01:15:37,958
‫- ♪ پیش به سمت جنگ ♪
‫- چرا داره می‌خونه؟

1066
01:15:38,083 --> 01:15:42,542
‫♪ با صلیب عیسی... ♪

1067
01:15:42,667 --> 01:15:44,667
‫اوه، فرود اومدیم!

1068
01:15:49,333 --> 01:15:51,333
‫اوه!

1069
01:16:07,083 --> 01:16:09,167
‫اوه...

1070
01:16:26,208 --> 01:16:27,292
‫ها؟

1071
01:16:33,250 --> 01:16:35,125
‫انگار خوشت اومده!

1072
01:16:35,250 --> 01:16:38,250
‫اوه! فقط خیلی حس خوبی داره

1073
01:16:39,167 --> 01:16:42,167
‫که دوباره روی یه مبل نشستیم

1074
01:16:43,875 --> 01:16:46,417
‫آفرین مادر روحانی

1075
01:16:46,542 --> 01:16:48,542
‫آفرین

1076
01:16:49,292 --> 01:16:52,083
‫خب، بیاین.
‫برید بیرون

1077
01:16:52,208 --> 01:16:54,958
‫خاله لوسی رو که پیدا کنیم
‫همه می‌تونیم سرود شکرگزاری بخونیم

1078
01:17:03,500 --> 01:17:06,750
‫- پدینگتون!
‫- خانم براون!

1079
01:17:06,875 --> 01:17:09,458
‫- پدینگتون!
‫- پدینگتون!

1080
01:17:11,500 --> 01:17:13,417
‫اوه!

1081
01:17:13,542 --> 01:17:16,917
‫- خیلی خوشحالم که می‌بینمتون
‫- خدا رو شکر که حالت خوبه

1082
01:17:18,125 --> 01:17:20,708
‫می‌دونستم این به کار میاد

1083
01:17:21,750 --> 01:17:23,917
‫می‌دونم خاله لوسی کجاست

1084
01:17:24,667 --> 01:17:27,333
‫یه جایی پشت این دیواره

1085
01:17:28,125 --> 01:17:30,792
‫فکر کنم می‌دونم چجوری بازش کنم

1086
01:17:30,917 --> 01:17:34,708
‫خرس کوچولوی باهوش.
‫منم امیدوار بودم بدونی

1087
01:17:34,833 --> 01:17:36,042
‫مادر روحانی؟

1088
01:17:40,042 --> 01:17:41,167
‫اوه!

1089
01:17:41,292 --> 01:17:42,905
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

1090
01:17:42,917 --> 01:17:45,083
‫همون کاری که همه می‌کنن عزیزجان

1091
01:17:45,208 --> 01:17:46,917
‫دنبال طلا می‌گردم

1092
01:17:47,042 --> 01:17:48,846
‫پس خیلی ممنون که من رو یه راست

1093
01:17:48,858 --> 01:17:50,875
‫آوردی پیشش.
‫می‌دونستم که می‌تونی

1094
01:17:51,000 --> 01:17:55,083
‫- این کار یکم غیرمسیحیه، نه؟
‫- خب، آره...

1095
01:17:55,208 --> 01:17:57,542
‫اگه واقعا راهبه بودم

1096
01:18:01,792 --> 01:18:03,833
‫اوه! یا خدا

1097
01:18:05,375 --> 01:18:07,375
‫کلاریسا؟

1098
01:18:09,250 --> 01:18:11,083
‫دخترعمو کلاریسا؟

1099
01:18:12,750 --> 01:18:15,833
‫تو که مردی. تو جنگل مردی

1100
01:18:15,958 --> 01:18:19,083
‫- فامیلن؟
‫- رفتی خودت رو پیدا کنی یا...

1101
01:18:19,208 --> 01:18:22,000
‫نه، رفتم طلا پیدا کنم!

1102
01:18:22,750 --> 01:18:24,333
‫هیچوقت دست از گشتن برنداشتم

1103
01:18:24,458 --> 01:18:26,250
‫و وقتی فهمیدم که یه ربطی

1104
01:18:26,262 --> 01:18:28,250
‫به خرس‌ها داره،
‫راه واضح رو انتخاب کردم

1105
01:18:28,375 --> 01:18:30,363
‫خودم رو راهبه جا زدم

1106
01:18:30,375 --> 01:18:32,375
‫و تو خانه خرس‌های بازنشسته
‫کار پیدا کردم

1107
01:18:32,500 --> 01:18:35,000
‫سلام!
‫من مادر روحانی جدیدتونم!

1108
01:18:35,583 --> 01:18:37,500
‫اونقدرم واضح نیست

1109
01:18:37,625 --> 01:18:41,500
‫سالها اونجا گیر اون پشمالوهای کثیف افتاده بودم

1110
01:18:41,625 --> 01:18:42,875
‫چه بی‌ادب

1111
01:18:43,000 --> 01:18:47,000
‫تا اینکه یه روز،
‫خاله لوسی اون دستبند رو نشونم داد

1112
01:18:47,125 --> 01:18:50,875
‫و فهمیدم که تو کسی هستی
‫که می‌تونه من رو به ال‌دورادو برسونه

1113
01:18:52,167 --> 01:18:55,208
‫- چرا من؟
‫- خودش بهت نگفت؟

1114
01:18:55,333 --> 01:18:57,750
‫- اون دستبند مال خودته پدینگتون
‫- اوه؟

1115
01:18:57,875 --> 01:19:00,500
‫وقتی از اون رودخونه بیرون کشیده بودت،
‫روی مچ پات بوده

1116
01:19:00,625 --> 01:19:01,958
‫هوم...

1117
01:19:02,083 --> 01:19:05,667
‫می‌دونستم اگه کسی بتونه راه رو نشونم بده،
‫اون تویی

1118
01:19:05,792 --> 01:19:07,329
‫برای همین کشوندمت به پرو

1119
01:19:07,341 --> 01:19:09,458
‫و ترتیب غیب شدن خاله‌ت رو دادم

1120
01:19:09,583 --> 01:19:11,792
‫مادر روحانی؟

1121
01:19:12,958 --> 01:19:17,875
‫مادر روحانی، نمی‌تونم ببینمت.
‫هیچی نمی‌بینم!

1122
01:19:18,000 --> 01:19:21,167
‫می‌دونستم تا خاله لوسی رو پیدا نکنی
‫آروم نمی‌گیری

1123
01:19:21,292 --> 01:19:23,167
‫پس یه کمک کوچیک از من کافی بود...

1124
01:19:23,917 --> 01:19:25,500
‫«پدینگتون عزیز...

1125
01:19:25,625 --> 01:19:28,140
‫و متاسفانه خبرهای به نسبت نگران‌کننده

1126
01:19:28,152 --> 01:19:31,167
‫در مورد خاله لوسی‌ت دارم

1127
01:19:31,292 --> 01:19:33,292
‫لطفا بهش چیزی نگو
‫که من برات نامه نوشتم

1128
01:19:33,417 --> 01:19:36,583
‫دلش نمی‌خواد با چنین چیزهایی مزاحمت بشه»

1129
01:19:36,708 --> 01:19:38,583
‫تو من رو آوردی اینجا

1130
01:19:38,708 --> 01:19:42,250
‫پس لطفا اون طلسم رو بده من. ممنون

1131
01:19:42,375 --> 01:19:45,250
‫انگار دست من نیست

1132
01:19:46,875 --> 01:19:50,083
‫- واقعا نیست
‫- خب پس دست کیه؟

1133
01:19:57,167 --> 01:20:01,708
‫- بدش من وگرنه شلیک می‌کنم
‫- با تفنگ پدر پدربزرگمون؟

1134
01:20:01,833 --> 01:20:04,792
‫اون ماسماسک بیشتر از صد سال عمر داره.
‫عمرا کار کنه

1135
01:20:04,917 --> 01:20:06,792
‫می‌خوای امتحانش کنیم؟

1136
01:20:10,792 --> 01:20:11,875
‫جینا!

1137
01:20:16,750 --> 01:20:19,792
‫شوخی نداره.
‫با اینکه راهبه‌ست خیلی هم قویه

1138
01:20:19,917 --> 01:20:22,250
‫راهبه نیست!

1139
01:20:22,375 --> 01:20:24,542
‫طلا یا دخترت؟

1140
01:20:24,667 --> 01:20:27,333
‫همه با هم فامیلین.
‫نمی‌تونین طلا رو با هم تقسیم کنین؟

1141
01:20:27,458 --> 01:20:29,750
‫کابوتوها هیچی رو تقسیم نمی‌کنن!

1142
01:20:31,250 --> 01:20:33,667
‫- شرمنده، یه پیشنهاد بود فقط
‫- پیشنهاد خیلی خوبی بود

1143
01:20:33,792 --> 01:20:35,625
‫بابا، لطفا!

1144
01:20:38,292 --> 01:20:42,375
‫ولی خیلی بهش نزدیکم.
‫نمی‌تونم الان از دستش بدم

1145
01:20:42,500 --> 01:20:47,417
‫خیلی وقته دارم تو این جنگل
‫مرطوب می‌گردم...

1146
01:20:47,542 --> 01:20:53,875
‫و گردمه و خیس عرقم
‫و ناراحتم و...

1147
01:21:01,500 --> 01:21:04,500
‫چرا انقدر حسِ...

1148
01:21:07,125 --> 01:21:08,375
‫تهوع می‌کنم؟

1149
01:21:08,500 --> 01:21:12,000
‫بهش میگن چشم‌غره آقای هانتر

1150
01:21:12,125 --> 01:21:14,384
‫برای وقتیه که کسی ادب

1151
01:21:14,396 --> 01:21:16,667
‫و چیزهای مهم رو یادش رفته

1152
01:21:18,833 --> 01:21:22,000
‫- آره...
‫- جینا گنجینه‌ی توئه

1153
01:21:22,125 --> 01:21:24,792
‫بخاطر طلا از دستش نده

1154
01:21:30,292 --> 01:21:32,375
‫جینا طلا رو برای خودش می‌دزده

1155
01:21:32,500 --> 01:21:35,250
‫- طلا رو انتخاب کن!
‫- همیشه می‌تونی یه دختر جدید بیاری

1156
01:21:35,375 --> 01:21:37,167
‫کابوتوها هیچی رو تقسیم نمی‌کنن!

1157
01:21:40,583 --> 01:21:42,667
‫متأسفم جینا

1158
01:21:52,750 --> 01:21:54,833
‫فقط می‌تونم اینو بگم که...

1159
01:21:56,542 --> 01:21:58,458
‫- بوم
‫- بوم؟

1160
01:21:58,583 --> 01:21:59,542
‫بوم!

1161
01:22:07,542 --> 01:22:08,792
‫اوه!

1162
01:22:10,917 --> 01:22:12,917
‫اوه پشمام... چی؟

1163
01:22:14,250 --> 01:22:17,250
‫- نه، نه، نه!
‫- بابا!

1164
01:22:18,000 --> 01:22:20,167
‫بیا. بیا...

1165
01:22:26,917 --> 01:22:29,000
‫آزادی

1166
01:22:29,125 --> 01:22:31,125
‫ما آزادیم

1167
01:22:49,583 --> 01:22:53,875
‫برو... و خاله لوسی‌ت رو پیدا کن

1168
01:22:54,000 --> 01:22:56,875
‫شما نمیاین آقای هانتر؟

1169
01:22:58,625 --> 01:23:00,625
‫آقای پدینگتون...

1170
01:23:01,833 --> 01:23:04,833
‫من گنجینه‌ی خودم رو دارم

1171
01:23:08,167 --> 01:23:09,833
‫ممنونم آقای هانتر

1172
01:23:11,417 --> 01:23:14,583
‫نه... من ممنونم

1173
01:23:33,125 --> 01:23:36,792
‫عه... دوباره امتحان می‌کنم

1174
01:23:44,458 --> 01:23:48,542
‫ها؟

1175
01:23:50,208 --> 01:23:52,542
‫چه خبره؟

1176
01:23:53,667 --> 01:23:57,583
‫- داره باز میشه! داره باز میشه!
‫- چه خبره؟ یا خدا!

1177
01:23:57,708 --> 01:23:59,792
‫عقب! عقب!

1178
01:24:16,583 --> 01:24:19,000
‫اوه! وای خدا...

1179
01:24:19,125 --> 01:24:21,458
‫اینا مثل... مثل توی کتابن...

1180
01:24:21,583 --> 01:24:24,667
‫آره، «ارواح جنگل»

1181
01:24:24,792 --> 01:24:26,625
‫- آره
‫- واقعی‌ان

1182
01:24:26,750 --> 01:24:28,417
‫اوه!

1183
01:24:28,542 --> 01:24:31,167
‫اوه!

1184
01:24:31,292 --> 01:24:32,833
‫خیلی مهربون بنظر نمیان

1185
01:24:34,583 --> 01:24:36,833
‫درست برعکس آقای براون

1186
01:24:37,708 --> 01:24:40,500
‫این اسم خرسی من بود

1187
01:24:41,250 --> 01:24:42,833
‫اوه...

1188
01:24:45,167 --> 01:24:48,417
‫- می‌خوان بریم داخل
‫- واقعا؟

1189
01:24:49,250 --> 01:24:51,917
‫ممنون. عصر بخیر

1190
01:24:53,125 --> 01:24:54,958
‫خیلی ممنون

1191
01:25:12,625 --> 01:25:17,958
‫یعنی ممکنه... ممکنه ال‌دورادو باشه؟

1192
01:25:29,958 --> 01:25:31,667
‫پرتقال

1193
01:25:31,792 --> 01:25:33,875
‫هزاران پرتقال

1194
01:25:34,000 --> 01:25:36,583
‫اونم پرتقال‌های آبدار!

1195
01:25:36,708 --> 01:25:42,833
‫تک تکشون زیبا و بی‌نقصن

1196
01:25:42,958 --> 01:25:45,417
‫طلا چی پس؟

1197
01:25:45,542 --> 01:25:48,000
‫فکر کنم همینه

1198
01:25:48,125 --> 01:25:51,125
‫طلا این پرتقال‌هان

1199
01:25:52,958 --> 01:25:56,458
‫ال‌دورادو یه باغ پرتقاله!

1200
01:25:59,708 --> 01:26:02,250
‫- اوه...
‫- اوه!

1201
01:26:02,375 --> 01:26:03,583
‫- سلام دوباره
‫- سلام

1202
01:26:05,708 --> 01:26:08,125
‫وای نگاه کن!

1203
01:26:12,625 --> 01:26:15,292
‫- و...؟
‫- سلام!

1204
01:26:15,417 --> 01:26:17,417
‫خرسن

1205
01:26:29,250 --> 01:26:30,750
‫اوه!

1206
01:26:40,708 --> 01:26:42,708
‫خاله لوسی!

1207
01:26:43,583 --> 01:26:46,125
‫پدینگتون؟

1208
01:26:51,833 --> 01:26:54,250
‫اوه، پدینگتون!

1209
01:26:56,083 --> 01:26:57,917
‫خاله لوسی

1210
01:27:03,042 --> 01:27:06,500
‫همیشه می‌دونستم میای دنبالم

1211
01:27:06,625 --> 01:27:08,417
‫- اینو لازم دارین
‫- اوه!

1212
01:27:09,417 --> 01:27:11,875
‫اوه... وای خدا...

1213
01:27:12,000 --> 01:27:14,292
‫چه گروه نجاتی!

1214
01:27:14,417 --> 01:27:16,833
‫خیلی خوشحالیم که در امانید

1215
01:27:16,958 --> 01:27:19,583
‫همش به لطف این خرس‌هاست

1216
01:27:21,000 --> 01:27:24,250
‫غرش‌های من رو شنیدن و نجاتم دادن

1217
01:27:24,375 --> 01:27:26,483
‫اینا کی هستن خاله لوسی؟

1218
01:27:26,495 --> 01:27:30,000
‫و چرا مثل درخت لباس می‌پوشن؟

1219
01:27:30,625 --> 01:27:32,792
‫برای مخفی موندن

1220
01:27:32,917 --> 01:27:38,083
‫اینا نگهبانان سریِ پرتقال‌های ال‌دورادو هستن

1221
01:27:38,208 --> 01:27:40,542
‫اسم خرسی من رو می‌دونن

1222
01:27:40,667 --> 01:27:45,042
‫و چند وقته خواب اون مجسمه رو می‌بینم

1223
01:27:45,167 --> 01:27:47,167
‫کمک کن بلند شم

1224
01:27:48,708 --> 01:27:54,833
‫سالها پیش که توله بودی
‫و من و عمو پاستوزو پیدات کردیم

1225
01:27:54,958 --> 01:27:58,417
‫بهمون گفتی که یتیمی

1226
01:27:58,542 --> 01:28:02,375
‫ولی همیشه می‌خواستیم بدونیم که از کجا اومدی

1227
01:28:03,500 --> 01:28:08,292
‫جوابش تمام مدت اینجا بود

1228
01:28:08,417 --> 01:28:11,167
‫دستبندت

1229
01:28:11,292 --> 01:28:14,125
‫تمام توله‌های اینجا دارنش

1230
01:28:14,250 --> 01:28:16,500
‫که اگه گم شدن...

1231
01:28:16,625 --> 01:28:19,458
‫بتونن راه خونه رو پیدا کنن

1232
01:28:21,750 --> 01:28:24,083
‫اونا قبیله‌ی تو هستن

1233
01:28:25,417 --> 01:28:29,625
‫تو یه خرس ال‌دورادویی هستی

1234
01:28:30,500 --> 01:28:34,083
‫فکر کنم... یادم میاد

1235
01:28:40,000 --> 01:28:41,917
‫عه... آی!

1236
01:28:46,375 --> 01:28:48,250
‫گم شدم

1237
01:28:48,375 --> 01:28:53,708
‫با دنبال من گشتن،
‫خودت رو پیدا کردی

1238
01:29:04,375 --> 01:29:05,792
‫اوه...

1239
01:29:15,167 --> 01:29:17,958
‫بنظرت دارن چی میگن؟

1240
01:29:18,083 --> 01:29:22,458
‫بنظرم فقط خوشحالن
‫که برگشته خونه

1241
01:29:26,083 --> 01:29:28,917
‫میشه اینا رو برام نگه دارین خانم براون؟

1242
01:29:29,708 --> 01:29:33,750
‫یه چیزی هست که فکر کنم
‫قبیله‌م ازش خوشش بیاد

1243
01:29:33,875 --> 01:29:36,292
‫و شاید کمک جاناتان رو هم لازم داشته باشم

1244
01:30:02,917 --> 01:30:06,958
‫با پرتقال‌هایی که انقدر خوبن،
‫باید مارمالاد درست کرد

1245
01:30:08,583 --> 01:30:10,667
‫شکر بیشتر لطفا!

1246
01:30:16,333 --> 01:30:18,333
‫خیلی خوشحال بنظر میاد

1247
01:30:19,458 --> 01:30:21,458
‫انگار که هیچوقت از اینجا نرفته

1248
01:30:21,583 --> 01:30:23,042
‫چیزی نیست مری

1249
01:30:24,042 --> 01:30:27,958
‫اشکالی نداره...
‫سرنوشت از اول این بوده

1250
01:30:30,333 --> 01:30:33,750
‫- پدینگتون به اینجا تعلق داره
‫- پیش قبیله‌ش

1251
01:30:53,625 --> 01:30:56,875
‫سلام، بارون خیلی شدیده، مگه نه؟

1252
01:30:57,458 --> 01:30:59,083
‫صبح بخیر

1253
01:31:03,542 --> 01:31:07,750
‫امیدوارم سوالم بی‌ادبی نباشه،
‫ولی الان نباید خونه باشی؟

1254
01:31:07,875 --> 01:31:12,833
‫بله، باید باشم، ولی هنوز نفهمیدم
‫چجوری خونه پیدا کنم

1255
01:31:12,834 --> 01:31:15,944
‫[ لطفا از این خرس مراقبت کنید. ممنون ]

1256
01:31:21,542 --> 01:31:23,958
‫نمی‌دونستم انقدر سخته

1257
01:31:24,083 --> 01:31:25,500
‫اوه...

1258
01:31:28,375 --> 01:31:31,625
‫اتفاقیه که باید بیفته

1259
01:31:35,417 --> 01:31:36,500
‫این یکی برای شماست

1260
01:31:39,083 --> 01:31:42,208
‫ممنون پدینگتون. خدایا!

1261
01:31:42,333 --> 01:31:45,583
‫نه... ممنون از شما...

1262
01:31:46,667 --> 01:31:49,083
‫بابت همه کارهایی که برام کردین

1263
01:31:49,208 --> 01:31:50,875
‫و...

1264
01:31:51,833 --> 01:31:55,167
‫می‌خواستم یه چیزی بپرسم

1265
01:31:55,833 --> 01:32:00,250
‫مدتها پیش لطف کردین
‫و به من سرپناه دادین

1266
01:32:00,750 --> 01:32:02,333
‫می‌دونم که راحت نبوده

1267
01:32:02,458 --> 01:32:04,958
‫و می‌دونم گاهی وقتا مایه رنجش شما بودم

1268
01:32:05,083 --> 01:32:07,136
‫شرمنده بابت اون ماجرای

1269
01:32:07,148 --> 01:32:09,500
‫پیژامه‌تون که رفت تو کاغذخردکن، آقای براون

1270
01:32:09,625 --> 01:32:12,292
‫اشکالی نداره پدینگتون

1271
01:32:13,042 --> 01:32:18,458
‫می‌خواستم بپرسم که اگه
‫ناراحت نمی‌شید

1272
01:32:19,708 --> 01:32:22,542
‫آیا...

1273
01:32:26,167 --> 01:32:29,208
‫آیا میشه...

1274
01:32:30,417 --> 01:32:31,917
‫بله پدینگتون؟

1275
01:32:32,792 --> 01:32:34,208
‫عه...

1276
01:32:35,167 --> 01:32:37,708
‫آیا میشه بمونم؟

1277
01:32:42,292 --> 01:32:43,958
‫پیش شما

1278
01:32:44,083 --> 01:32:45,583
‫میشه باهاتون برگردم خونه؟

1279
01:32:47,833 --> 01:32:50,500
‫با ما برگردی...؟ اوه!

1280
01:32:50,625 --> 01:32:54,750
‫بله، معلومه که می‌تونی پدینگتون!
‫نیازی نیست بپرسی

1281
01:32:54,875 --> 01:32:58,750
‫وای، فکر کردم می‌خوای اینجا بمونی

1282
01:32:58,875 --> 01:33:03,125
‫خانم براون... اونا قبیله‌ی من هستن

1283
01:33:03,917 --> 01:33:05,875
‫ولی شما خانواده منید

1284
01:33:06,000 --> 01:33:10,917
‫من اهل اینجا هستم،
‫ولی به شما تعلق دارم

1285
01:33:11,042 --> 01:33:13,458
‫اوه

1286
01:33:22,375 --> 01:33:26,417
‫بنظرت باید دکمه قرمزه رو بزنیم؟
‫آره... درسته

1287
01:33:26,542 --> 01:33:28,125
‫خاله لوسی عزیز

1288
01:33:29,000 --> 01:33:33,167
‫امیدوارم هنوز از زندگی در
‫خانه خرس‌های بازنشسته لذت ببرید

1289
01:33:33,292 --> 01:33:36,625
‫حس می‌کنم مدتها از تعطیلاتی
‫که در دره گذراندیم می‌گذرد

1290
01:33:36,750 --> 01:33:39,375
‫و زندگی همه تغییرات بسیار کرده

1291
01:33:40,792 --> 01:33:44,708
‫کلیسا لطف کرد و کلاریسا کابوت را بخشید

1292
01:33:44,833 --> 01:33:47,042
‫البته به شرطی که واقعا راهبه شود...

1293
01:33:47,167 --> 01:33:49,667
‫- بیرون
‫- مطمئنی همینجاست؟

1294
01:33:51,125 --> 01:33:53,708
‫و در محل جدیدی خدمت کند

1295
01:33:53,709 --> 01:33:55,590
‫[ خانه خرس‌های قطبی بازنشسته ]

1296
01:33:58,625 --> 01:34:01,083
‫هانتر و جینا یک قایق جدید دارند

1297
01:34:01,208 --> 01:34:04,792
‫به لطف آقای براون که
‫مشکل بیمه‌شان را برطرف کرد

1298
01:34:11,917 --> 01:34:15,250
‫در خصوص خانواده براون‌،
‫جاناتان دیگر دست از چیل کردن برداشته

1299
01:34:15,375 --> 01:34:17,333
‫و به ندرت در اتاقش است

1300
01:34:17,458 --> 01:34:20,233
‫بیشتر زمانش را در نمایشگاه‌های تجاری

1301
01:34:20,245 --> 01:34:23,333
‫به کاری می‌گذراند که به آن می‌گوید
‫بیزنس کردن

1302
01:34:23,458 --> 01:34:25,042
‫امروزی‌ها می‌گویند

1303
01:34:25,167 --> 01:34:27,375
‫اولین روز مأموریت به شدت خطرناکمون...

1304
01:34:27,500 --> 01:34:29,542
‫آقای براون سرکار ترفیع رتبه گرفته

1305
01:34:29,667 --> 01:34:32,958
‫و حالا رئیس بخش ریسک حساب‌شده است

1306
01:34:33,083 --> 01:34:37,458
‫و با رتیل ارغوانی روی صورتم
‫به اتمام می‌رسه

1307
01:34:38,125 --> 01:34:41,708
‫پس، همونطور که می‌بینید
‫بعضی ریسک‌ها ارزش در آغوش گرفتن رو دارن

1308
01:34:41,833 --> 01:34:44,061
‫اما به شرط اینکه در راه نیک

1309
01:34:44,073 --> 01:34:46,250
‫و برای آدم‌هایی که دوستشون دارید باشه

1310
01:34:47,500 --> 01:34:49,708
‫- ممنون
‫- معرکه بود

1311
01:34:49,833 --> 01:34:51,792
‫- زیبا
‫- فوق‌العاده

1312
01:34:51,917 --> 01:34:55,833
‫در همین راستا، قراره یه پرش از ارتفاعِ
‫اسپانسری انجام بدم

1313
01:34:55,958 --> 01:34:58,333
‫برای خانه خرس‌های بازنشسته

1314
01:34:58,458 --> 01:35:01,458
‫پس لطفا حمایت کنید

1315
01:35:01,583 --> 01:35:04,250
‫و یادتون نره، ریسک رو در آغوش بگیرید

1316
01:35:06,000 --> 01:35:10,500
‫خانم براون یک پروژه هنری
‫جدید را به نام «پرواز کردن» آغاز کرد

1317
01:35:15,917 --> 01:35:18,283
‫و علیرغم ترس‌هایی که داشت

1318
01:35:18,295 --> 01:35:21,417
‫حالا از همیشه با جودی صمیمی‌تر است

1319
01:35:21,542 --> 01:35:24,042
‫سفرنامه جودی به او کمک کرد
‫وارد دانشگاه شود

1320
01:35:24,167 --> 01:35:28,000
‫و آنجا در بخش روزنامه دانشجویی
‫بسیار مشغول است

1321
01:35:28,125 --> 01:35:31,167
‫این با چند تا تغییر،
‫می‌تونه بره رو صفحه اصلی

1322
01:35:31,292 --> 01:35:32,875
‫ممنون

1323
01:35:33,000 --> 01:35:35,000
‫وایسا... تغییر؟

1324
01:35:37,417 --> 01:35:39,792
‫امیدوارم خانم برد از اقامت
‫پیش شما لذت برده باشد

1325
01:35:39,917 --> 01:35:43,207
‫و چند مورد را از فهرست کارهای پیش رویش
‫خط زده باشد

1326
01:35:43,376 --> 01:35:44,876
‫[ 17- دیسکو پارتی! ]

1327
01:35:50,958 --> 01:35:54,792
‫جنگل خیلی بزرگه!

1328
01:36:01,667 --> 01:36:03,333
‫من هم...

1329
01:36:04,625 --> 01:36:07,542
‫بنظرم تصمیم درست را گرفتم

1330
01:36:14,125 --> 01:36:16,958
‫آقای گروبر درست گفت که افراد گاهی اوقات
‫در مورد اصالتشون

1331
01:36:17,083 --> 01:36:18,917
‫احساسات جورواجور پیدا می‌کنند

1332
01:36:20,000 --> 01:36:22,083
‫اما شاید اشکالی ندارد

1333
01:36:23,000 --> 01:36:26,292
‫چون به گمانم من جورواجور هستم

1334
01:36:26,417 --> 01:36:30,083
‫بخشی اهل لندن، بخشی پرو

1335
01:36:31,583 --> 01:36:34,000
‫با چاشنی ال‌دورادو

1336
01:36:37,708 --> 01:36:39,708
‫اما مهم‌تر از همه...

1337
01:36:42,875 --> 01:36:45,375
‫بخش بزرگی از وجودم براون است

1338
01:36:47,958 --> 01:36:50,208
‫پدینگتون، اومدن!

1339
01:36:50,333 --> 01:36:54,500
‫اوه، باید بروم.
‫مهمانانم برای تعطیلات رسیده‌اند

1340
01:36:54,625 --> 01:36:56,083
‫سلام عرض شد!

1341
01:36:56,208 --> 01:36:58,958
‫اون مال مادرم بود!

1342
01:37:00,167 --> 01:37:02,417
‫چقدر بزرگ شدی

1343
01:37:02,542 --> 01:37:05,750
‫یالا، بریم لندن رو ببینیم

1344
01:37:13,583 --> 01:37:15,333
‫مراقب باشین!

1345
01:37:15,458 --> 01:37:18,125
‫شرمنده آقای براون!

1346
01:37:20,792 --> 01:37:23,583
‫با عشق، پدینگتون

1347
01:37:23,708 --> 01:37:26,375
‫یا همان...

1348
01:37:27,208 --> 01:37:29,042
‫براون

1349
01:37:38,625 --> 01:37:40,833
‫نگاه کنین، اونجا!

1350
01:37:40,958 --> 01:37:41,958
‫و اونجا!

1351
01:37:42,083 --> 01:37:44,458
‫سلام! صبح بخیر!

1352
01:37:44,482 --> 01:37:54,482
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1353
01:37:54,506 --> 01:38:04,506
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

1354
01:38:19,250 --> 01:38:21,583
‫و این ایوستون‌ـه

1355
01:38:21,708 --> 01:38:23,208
‫سنت پانکراس

1356
01:38:23,333 --> 01:38:26,042
‫واترلو، پیکادیلی، خیابان بیکر

1357
01:38:26,167 --> 01:38:28,167
‫های بارنت، بروملی‌بای‌بو

1358
01:38:28,292 --> 01:38:31,250
‫میدان لستر، الفنت و کاسل

1359
01:38:31,375 --> 01:38:33,792
‫کلاپام شمالی، کلاپام جنوبی

1360
01:38:33,917 --> 01:38:37,750
‫و کاتی سارک بخاطر موزه دریانوردی گرینویچ

1361
01:38:37,875 --> 01:38:39,708
‫سلام...

1362
01:38:40,958 --> 01:38:42,542
‫بگو ببینم

1363
01:38:42,667 --> 01:38:46,583
‫این دوستات به تئاتر علاقه دارن؟

1364
01:38:46,708 --> 01:38:49,208
‫شاید بعضی‌هاشون بخوان بازیگری کنن

1365
01:38:49,708 --> 01:38:51,458
‫همونطور که می‌دونی،
‫من به زودی آزاد میشم

1366
01:38:51,583 --> 01:38:56,167
‫دارم فکر می‌کنم به...
‫شنل قرمز، کلاه‌گیس بلوند، نورپردازی

1367
01:38:56,292 --> 01:39:00,292
‫فینیکس بیوکنن میشه... گولدیلاکس!

1368
01:39:00,417 --> 01:39:03,083
‫خب؟

1369
01:39:03,208 --> 01:39:05,875
‫آره، خوششون اومده

1370
01:39:06,000 --> 01:39:09,250
‫کی می‌خواد بابا خرسه باشه؟ تو!

1371
01:39:09,375 --> 01:39:11,292
‫مامان خرسه، تو!

1372
01:39:11,417 --> 01:39:13,333
‫و خرس کوچولو، بیا جلو

1373
01:39:13,458 --> 01:39:16,333
‫نترس، بیا اینجا.
‫بیا حرف بزنیم

1374
01:39:17,250 --> 01:39:19,347
‫بنظرم تو پاییز باشه،
‫بنظرم...

1375
01:39:19,359 --> 01:39:21,417
‫تو یه سالن کوچیک باشه،
‫مثلا ویندهام، دوشس

1376
01:39:21,542 --> 01:39:23,042
‫و بنظرم یکم پول لازم داریم

1377
01:39:23,167 --> 01:39:26,250
‫شما رفتین ال‌دورادو.
‫احیانا پول پیدا کردین؟

1378
01:39:26,375 --> 01:39:29,375
‫اینا رو پیدا کردیم...

1379
01:39:31,292 --> 01:39:32,708
‫پرتقال؟

1380
01:39:33,958 --> 01:39:35,542
‫ناامیدکننده‌ست

1381
01:45:51,958 --> 01:45:54,375
‫چه جذاب. چه جذاب

1382
01:45:54,500 --> 01:45:56,333
‫چقدر دوست‌داشتنی هستین شما...

1383
01:45:56,458 --> 01:45:59,125
‫پشمالوها

