﻿1
00:00:00,551 --> 00:00:10,551
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,575 --> 00:00:20,575
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:34,125 --> 00:00:37,082
‫- نگیری بخوریش ها
‫- از گرسنگی ضعف کردم

4
00:00:37,083 --> 00:00:38,290
‫ولی نه دیگه تا این حد

5
00:00:38,291 --> 00:00:41,082
‫خدا رو شکر. خیلی حال به‌هم زنـه

6
00:00:41,083 --> 00:00:42,999
‫دارم بو می‌کِشم
‫تا هیولا رو پیداش کنم

7
00:00:43,000 --> 00:00:45,790
‫تابحال به عینه آلاموراکس ندیدم

8
00:00:45,791 --> 00:00:48,707
‫کفش جنابعالی هم به درد صخره‌نوردی نمی‌خوره

9
00:00:48,708 --> 00:00:49,791
‫لب ساحل منتظرم بمون

10
00:00:50,875 --> 00:00:54,749
‫برای سرودن ترانه‌ای که به دل بشینه،
‫باید توی دل ماجرا باشم

11
00:00:54,750 --> 00:00:57,540
‫چی فکر کردی! من تر و فِرزتر از این حرف‌هام

12
00:01:02,250 --> 00:01:04,875
‫- برو!
‫- گفتم که. من...

13
00:01:08,916 --> 00:01:12,250
‫یا خدا. این دیگه چه مدلشـه؟!

14
00:03:49,958 --> 00:03:53,208
‫از من به دل نگیر، غول‌تشن‌جان

15
00:03:58,750 --> 00:03:59,833
‫بیا بیرون!

16
00:04:03,166 --> 00:04:04,541
<font color="#fffc00">‫رحم کن</font>

17
00:04:05,541 --> 00:04:08,166
<font color="#fffc00">‫این موجود قصد آزار کسی رو نداره</font>

18
00:04:09,583 --> 00:04:16,540
<font color="#fffc00">‫به چشم صیادهای مرواریدی که
‫اجیرم کردن بکُشمش، ماجرا برعکسـه</font>

19
00:04:16,541 --> 00:04:19,957
<font color="#fffc00">این اولین حمله‌اش توی این منطقه نیست</font>

20
00:04:19,958 --> 00:04:22,124
<font color="#fffc00">‫حتی دهنش رو به زور و
‫هزار زحمت باز می‌کنه</font>

21
00:04:22,125 --> 00:04:23,832
<font color="#fffc00">‫اصلاً آدمیزاد نمی‌خوره</font>

22
00:04:23,833 --> 00:04:28,415
<font color="#fffc00">‫غذاش صدف و ‫مرواریدهای
عزیز صیادهاست که داخلشونـه</font>

23
00:04:28,416 --> 00:04:30,791
<font color="#fffc00">‫تنها گناهش گرسنگیـه</font>

24
00:04:33,666 --> 00:04:35,250
<font color="#fffc00">‫بهش رحم کن</font>

25
00:04:41,625 --> 00:04:44,083
<font color="#fffc00">‫تا ساحل ببریدم پس</font>

26
00:04:48,292 --> 00:04:58,292
‫زیرنویس از
‫آرین Cardinal و iredprincess

27
00:06:14,250 --> 00:06:17,540
<font color="#fffc00">‫به خاطر آدمیزادها
‫بچه‌هام دارن از گرسنگی تلف میشن!</font>

28
00:06:17,541 --> 00:06:20,665
<font color="#fffc00">‫دیگه صدفی نمونده برامون!</font>

29
00:06:20,666 --> 00:06:24,957
<font color="#fffc00">‫عصبانیتت رو درک می‌کنم،
‫اما این راهش نیست</font>

30
00:06:29,666 --> 00:06:30,875
<font color="#fffc00">‫سکوت!</font>

31
00:06:32,916 --> 00:06:36,374
‫بحث دیروز و امروز نیست که
‫بخوایم یه‌کاره به این صلح پشتِ پا بزنیم

32
00:06:36,375 --> 00:06:39,915
‫روی زخم‌های چرکین گذشته نمک نپاشید

33
00:06:39,916 --> 00:06:44,332
‫شورای ما به زمین و زمان متوسل شده
‫تا سایه‌ی جنگ روی بندر برمرورد نیفته

34
00:06:44,333 --> 00:06:48,624
‫اقدامی نمی‌کنی،
‫چون دل دخترت پیش شاهزاده گیره

35
00:06:48,625 --> 00:06:51,415
‫آدمیزادها هم بو بُردن و
‫دارن ازش سوءاستفاده می‌کنن

36
00:06:51,416 --> 00:06:54,207
‫دیگه صرفاً به غارت مرواریدها بسنده نمی‌کنن

37
00:06:54,208 --> 00:06:56,665
‫رفتن یه ویچر اجیر کردن که
‫آلاموراکس رو به قتل برسونه

38
00:06:56,666 --> 00:06:57,582
‫ویچر؟

39
00:06:57,583 --> 00:07:00,790
‫وقتی جونِ هم‌نوع ما به خطر میفته،
‫یعنی دامن‌گیرِ همه‌مون میشه

40
00:07:00,791 --> 00:07:02,874
‫- راست میگه
‫- باید جلوشون رو بگیریم!

41
00:07:02,875 --> 00:07:04,040
‫آره، باید بجنگیم!

42
00:07:06,041 --> 00:07:07,750
‫به تو هم میگن پادشاه؟

43
00:07:08,416 --> 00:07:10,790
‫ما توصیه‌ی شما رو بررسی می‌کنیم

44
00:07:10,791 --> 00:07:13,499
‫مامان، جدی که نیستی؟

45
00:07:13,500 --> 00:07:16,957
‫شیناز، تو جوونی و خام

46
00:07:16,958 --> 00:07:19,165
‫خدا نکنه آدمیزادی دهن وا کنه،

47
00:07:19,166 --> 00:07:21,457
‫بی‌بروبرگرد دروغ چاشنی کلامش میشه

48
00:07:21,458 --> 00:07:24,415
‫شاید وقتش رسیده
‫به تدابیر قاطع‌تری متوسل بشیم

49
00:07:24,416 --> 00:07:27,915
‫ثمره‌ی وصلت من با آگلووال صلحـه و نه درگیری

50
00:07:27,916 --> 00:07:29,916
‫من با خواهرزاده‌ام هم‌نظرم

51
00:07:35,000 --> 00:07:38,665
‫شاید جنگ راه چاره نباشه.
‫اما عروسی...

52
00:07:38,666 --> 00:07:40,874
‫برو ردِ کارت، ملوسینا

53
00:07:40,875 --> 00:07:43,957
‫عمراً اگه اجازه بدم
‫دخترم با یه آدمیزاد وصلت کنه

54
00:07:43,958 --> 00:07:45,749
‫تو چی می‌فهمی از

55
00:07:45,750 --> 00:07:48,082
‫مِهر و محبت یک مادر به فرزندش؟

56
00:07:48,083 --> 00:07:50,082
‫دیدید نازا بودنش رو زد تو صورتش؟

57
00:07:50,083 --> 00:07:51,999
‫نقلِ گذشته می‌کنی، خواهرجان

58
00:07:52,000 --> 00:07:55,000
‫اما فی‌الحال، بحثِ آینده‌ی مردم‌مون درمیونـه

59
00:07:55,500 --> 00:07:57,041
‫بله، مردمِ ما

60
00:07:57,791 --> 00:08:02,041
‫من هنوز هم عضو این خانواده‌ و
‫دربار سلطنتی‌ام، داهوت

61
00:08:02,916 --> 00:08:06,374
‫با تحقیر کردنت نمی‌تونی
‫مُنکر این حقیقت بشی

62
00:08:06,375 --> 00:08:08,499
‫زنده موندنت صرفاً در گروِ یک دلیلـه

63
00:08:08,500 --> 00:08:11,791
‫اون هم آگاهی تمام و کمال من
‫نسبت به این مسئله‌ست، خواهر

64
00:08:12,291 --> 00:08:14,291
‫از اینجا برو. معطل نکن

65
00:08:16,916 --> 00:08:18,749
‫من میرم. با کمال میل

66
00:08:18,750 --> 00:08:19,875
‫حرص نخور

67
00:08:20,583 --> 00:08:23,165
‫ولی جفت‌مون می‌دونیم
‫عشق اول پادشاه کی بود

68
00:08:37,208 --> 00:08:40,415
‫بذار ببینم درست فهمیدم یا نه.
‫یعنی هیولا تو مُشتت بود،

69
00:08:40,416 --> 00:08:42,624
‫ولی تو بهش رحم کردی؟

70
00:08:42,625 --> 00:08:44,624
‫آلاموراکس کسی رو نکُشته

71
00:08:44,625 --> 00:08:45,790
‫یعنی آدم‌ها دروغ میگن؟

72
00:08:45,791 --> 00:08:48,290
‫- بعید نیست
‫- این وسط قربانی اهالی دریان؟

73
00:08:48,291 --> 00:08:50,332
‫نه لزوماً

74
00:08:50,333 --> 00:08:52,999
‫- پس اونا هم دارن مخفی‌کاری می‌کنن؟
‫- شاید

75
00:08:53,000 --> 00:08:56,915
‫نه، نه، نه. شاید ماید نداریم.
‫یه طرف خوب‌هان، طرف دیگه بدهای قصه.

76
00:08:56,916 --> 00:08:57,999
‫به همین سادگی

77
00:08:58,000 --> 00:09:01,332
‫دلت رو یک‌جهت کن و
‫یه چیزی رو بزن بکُش

78
00:09:01,333 --> 00:09:03,250
‫لذیذترین خوراک ما اینـه

79
00:09:12,708 --> 00:09:15,208
‫حیف که وُسع‌تون نمی‌رسه

80
00:09:20,666 --> 00:09:23,249
‫برگشتیم به همون دوران که
‫با اون عنتر هوس‌باز

81
00:09:23,250 --> 00:09:24,624
‫وسط ناکجاآباد سَر کردیم

82
00:09:24,625 --> 00:09:27,540
‫تو شکارچی هیولا هستی،
‫اما ظاهراً بگیرنگیر داری

83
00:09:27,541 --> 00:09:29,082
‫اون هم بشرطها و شروطها

84
00:09:29,083 --> 00:09:30,499
اصول اخلاقی مهمـه

85
00:09:30,500 --> 00:09:33,749
‫بالاخره پول از یه وَری میاد،
‫حالا برمرورد نشد، یه جای دیگه

86
00:09:33,750 --> 00:09:36,540
‫درستـه حرف‌هات شکمم رو سیر نمی‌کنه،
‫اما تسلای قلبمـه

87
00:09:36,541 --> 00:09:41,333
‫اومدن‌مون به این گُه‌دونی فقط یه دلیل داشت؛
‫اون هم دوری از همونیـه که خودت می‌دونی

88
00:09:42,666 --> 00:09:44,374
‫بحثش رو پیش نکِش

89
00:09:44,375 --> 00:09:48,290
‫اون ساحره‌ی چشم بنفش
‫هم مسیرهای ما رو تعیین می‌کنه،

90
00:09:48,291 --> 00:09:49,749
‫هم حس و حال جنابعالی رو

91
00:09:49,750 --> 00:09:51,708
‫دیگه چیزی از ینفر نشنوم

92
00:10:03,333 --> 00:10:05,833
‫چی شده؟ آب باب میلت نیست؟

93
00:10:06,333 --> 00:10:08,999
‫ داغ هست، ینفر، اما گِل‌آلوده

94
00:10:29,875 --> 00:10:32,583
‫درست نیست
‫توی همچین شبی راهیت کنم بری

95
00:10:34,375 --> 00:10:36,833
‫الکل با تو، گرمیِ تختخواب با من

96
00:10:39,875 --> 00:10:42,374
‫دارم میگم بازارهای سیاه ترتگور

97
00:10:42,375 --> 00:10:44,999
‫پاتوق ناقص‌العقل‌هاییـه که
‫دربدر دنبال داروهای معجزه‌گرن

98
00:10:45,000 --> 00:10:47,832
‫بعید هم می‌دونم تو عضو این دو دسته باشی

99
00:10:47,833 --> 00:10:50,665
‫یادت باشه، تو روحتم خبر نداره که
‫داری از چی حرف می‌زنی

100
00:10:50,666 --> 00:10:51,832
‫یا طرف حسابت کیـه

101
00:10:51,833 --> 00:10:54,375
‫خیال می‌کردم امشب بتونم بفهمم

102
00:10:55,000 --> 00:10:57,249
پس درباره‌ی این هم اشتباه می‌کردی

103
00:10:57,250 --> 00:10:59,541
‫- شب خوش
‫- شب خوش

104
00:11:30,916 --> 00:11:31,958
‫بلُمبونید

105
00:11:32,833 --> 00:11:37,915
‫ببین، اصول اخلاقی توئـه که
‫نمی‌ذاره شکم من سیر شه

106
00:11:39,625 --> 00:11:42,000
‫سنگـه یا نون؟!

107
00:11:42,750 --> 00:11:43,874
‫نصفش مال تو

108
00:11:43,875 --> 00:11:46,082
‫پس پولی که به جیب زدی رو رد کن بیاد

109
00:11:46,083 --> 00:11:47,790
‫بهم برخورد اما منصفانه‌ست

110
00:11:47,791 --> 00:11:49,707
‫پس بیا یه قراری بذاریم

111
00:11:49,708 --> 00:11:54,290
‫اگه تو اولین پیشنهاد کاریت رو بپذیری،
‫من هم همین کار رو می‌کنم

112
00:11:54,291 --> 00:11:56,875
‫بیخیالِ اخلاقیات، بریم پول پارو کنیم.
‫نظرتـه؟

113
00:11:57,375 --> 00:11:58,333
‫هوی

114
00:11:59,166 --> 00:12:01,249
‫این ویچری که میگن تویی؟

115
00:12:01,250 --> 00:12:02,874
‫همونی که به هیولا رحم کرد؟

116
00:12:02,875 --> 00:12:03,874
‫اشتباه گرفتی...

117
00:12:03,875 --> 00:12:06,040
‫- بله، خودمم
‫- ای تخم‌سگ

118
00:12:06,041 --> 00:12:10,624
‫چجور ویچری هستی که هیولا نمی‌کُشی؟
‫شما تابحال همچین چیزی شنیدید؟

119
00:12:10,625 --> 00:12:13,082
‫پس من هم بگم به میخونه‌ی من خوش اومدید!

120
00:12:13,083 --> 00:12:15,749
‫اما خبری از مِی نیست!

121
00:12:23,166 --> 00:12:25,416
‫گم شید ببینم، بی‌عرضه‌های تن‌لش!

122
00:12:26,000 --> 00:12:27,833
‫هِری!

123
00:12:28,833 --> 00:12:32,957
‫عذر می‌خوام،
‫شما یاسکیرِ آوازه‌خوان نیستید؟

124
00:12:32,958 --> 00:12:37,207
‫نجیب‌زاده‌ی شاعرِ اهل شهر اوکسنفورت؟
‫خُنیاگرِ سرزمین کانتیننت؟

125
00:12:37,208 --> 00:12:40,749
‫اینجوریش رو دیگه نشنیده بودم،
‫اما چرا، سراپا تقصیرم!

126
00:12:40,750 --> 00:12:45,124
‫ظاهراً از دلِ این لجنزار،
‫چندتا نهالِ با کمالات هم جوونه زده

127
00:12:45,125 --> 00:12:48,165
‫چی دوست داری؟ امضا بدم؟
‫یا سفارشی برات بنوازم؟

128
00:12:48,166 --> 00:12:52,165
‫یه ترانه‌ی ویژه واسه معشوقه‌ات بسُرایم؟
‫یا واسه معشوقه‌هات؟ معشوقه‌ی معشوقه‌ات چی؟

129
00:12:52,166 --> 00:12:55,415
‫فردا برگزاری جشنواره‌ی ایمبالک با منـه

130
00:12:55,416 --> 00:12:58,415
‫حضور آوازه‌خوان خوش‌ذوقی مثل تو،
‫کاری می‌کنه کارستون

131
00:12:58,416 --> 00:13:03,332
‫پادشاه قراره شرکت کنن،
‫پس باید مراسم درخوری برگزار بشه

132
00:13:03,333 --> 00:13:05,415
‫پول خوبی هم بهتون میدم

133
00:13:09,958 --> 00:13:13,540
‫خیالم جمع موقع اجرام مثل آدم می‌شینی و
‫دست از پا خطا نمی‌کنی؟

134
00:13:13,541 --> 00:13:17,999
‫دفعه‌ی آخری که توی مهمونی ولت کردم،
‫یه بچه افتاد گردنت

135
00:13:18,000 --> 00:13:22,165
.‫بچه‌ای که سر قانون سورپرایز رسید بهم
.اشتباهی بود که ‫دیگه هرگز مرتکب نمیشم

136
00:13:24,250 --> 00:13:28,374
‫اجرای من کارِ بقیه رو سخت می‌کنه.
‫خدا رو شکر نمایش این‌ها قبل منـه.

137
00:13:34,416 --> 00:13:36,457
‫حالا صبر کن.
‫اگه این‌ها دلتو بُردن،

138
00:13:36,458 --> 00:13:39,875
‫تک‌نوازیِ من با پسالتری
‫هوش از سرت می‌پرونه

139
00:13:43,291 --> 00:13:45,832
‫پسالتری عملاً همون چَنگـه،
‫اما خب، خیلی کوچیکتر

140
00:13:45,833 --> 00:13:48,082
‫به نظر شخص خودم که خیلی کاربردی‌تری

141
00:13:48,083 --> 00:13:51,415
‫ببند اون گاله رو!
‫کوری دارم اجراشون رو تماشا می‌کنم؟!

142
00:13:51,416 --> 00:13:54,582
‫چه طرز صحبت با ستاره‌ی مراسمـه؟

143
00:13:54,583 --> 00:13:56,290
‫ستاره‌ی مراسم؟

144
00:13:56,291 --> 00:13:59,040
‫- چه غلطا!
‫- درست متوجه شدم الان؟

145
00:13:59,041 --> 00:14:01,958
‫چون متأسفانه صدر مجلس نباشم نمیام

146
00:14:02,458 --> 00:14:03,499
‫معامله، معامله‌ست

147
00:14:03,500 --> 00:14:07,415
‫خودم می‌دونم قول و قرارمون چی بود،
‫اما وجهه‌ی من رو می‌بره زیر سؤال

148
00:14:07,416 --> 00:14:10,082
‫کوتاه بیا. یکم جنبه داشته باش

149
00:14:12,125 --> 00:14:14,833
‫کم مونده بود به پای دروهارد بیفتم
‫بلکه راضی بشه کار رو بده به تو

150
00:14:15,958 --> 00:14:16,915
‫خمارچشم!

151
00:14:16,916 --> 00:14:19,040
‫از دیدنت خوشحالم، جولیان

152
00:14:19,041 --> 00:14:20,125
‫جولیان؟

153
00:14:20,958 --> 00:14:22,957
‫شرمنده رفیقم کُپ کرده

154
00:14:22,958 --> 00:14:25,790
‫اسی دون، ایشون گرالت اهل ریویاست

155
00:14:30,833 --> 00:14:32,540
‫شما همدیگه رو می‌شناسید؟

156
00:14:32,541 --> 00:14:34,915
‫ما اینجا، توی برمرورد،
‫با هم بزرگ شدیم

157
00:14:34,916 --> 00:14:36,790
‫تو که گفتی مال اوکسنفورتی

158
00:14:36,791 --> 00:14:40,082
‫گول خوش‌پوشی‌اش رو نخور

159
00:14:40,083 --> 00:14:43,082
‫این بابا هم عین خودمون
‫یه دهاتیِ بی‌شیله‌پیله‌ست

160
00:14:43,083 --> 00:14:46,958
‫حالا یه نَموره از خیال‌پردازی‌هام رو
‫چاشنی زندگیم کردم. آسمون به زمین اومد؟

161
00:14:48,500 --> 00:14:49,458
‫بعدشم، شما بودید چیکار می‌کردید؟

162
00:14:50,250 --> 00:14:51,875
‫بچه‌ی همچین جایی باشی درک می‌کنی

163
00:14:53,625 --> 00:14:54,458
‫بپر!

164
00:14:55,000 --> 00:14:57,041
‫- هوی، دست‌دست نکن! بپر!
‫- دست بجنبون، یالا!

165
00:14:57,625 --> 00:14:59,040
‫نکنه می‌ترسی؟

166
00:14:59,041 --> 00:15:03,291
‫گفتم که؛ اگه بپری،
‫ماسماسکت رو تحویلت میدم

167
00:15:03,875 --> 00:15:07,665
‫- الان می‌شاشه تو خودش
‫- عمراً اگه بپره

168
00:15:07,666 --> 00:15:09,750
‫پانکراتس!

169
00:15:10,375 --> 00:15:11,999
‫بذار اول خودم بپرم، پانکراتس

170
00:15:12,000 --> 00:15:13,708
‫تماشا کن و یاد بگیر

171
00:15:24,708 --> 00:15:26,124
‫وای، شنیدید؟

172
00:15:26,125 --> 00:15:28,416
‫اوخ!

173
00:15:30,291 --> 00:15:33,250
‫نپرید. افتاد!

174
00:15:33,791 --> 00:15:35,124
‫بگیرش، زلست!

175
00:15:35,125 --> 00:15:38,249
‫بس کنید! بیچاره نمی‌تونه نفس بکِشه!
‫دست از سرش بردار!

176
00:15:38,250 --> 00:15:41,458
‫بیخیال، اسی. مگه تو مامانشی؟

177
00:15:46,583 --> 00:15:50,665
‫- ایشالا سرِ خودت بیاد، زلست
‫- دورِ هم داریم خوش می‌گذرونیم دیگه

178
00:15:50,666 --> 00:15:53,415
‫- روبراهی؟
‫- یه بازیـه بابا

179
00:15:55,166 --> 00:15:58,915
‫لازم نیست به خودم زحمت بدم،
‫همه می‌دونن حرومزاده‌ای بیش نیستی

180
00:16:07,083 --> 00:16:10,499
‫- عجب ضربه‌ای
‫- حسابشو گذاشت کف دستش!

181
00:16:10,500 --> 00:16:12,540
‫دیدید؟

182
00:16:18,000 --> 00:16:20,333
‫پدرسوخته الان کجاست؟

183
00:16:20,833 --> 00:16:21,749
‫کی، زلست؟

184
00:16:21,750 --> 00:16:25,041
‫حرومزاده‌ی پادشاه بودنش بخوره تو سرش.
‫الحق یه لاشیِ به تموم معنا بود.

185
00:16:25,541 --> 00:16:28,457
‫احتمالاً هم تا خرخره رفت زیر قرض،
‫تو زندون سیفیلیس گرفت و سقط شد

186
00:16:28,458 --> 00:16:30,749
‫کور و دیوانه، عینهو سگ

187
00:16:30,750 --> 00:16:33,290
‫خیلی فکرم رو درگیرش نکردم

188
00:16:38,125 --> 00:16:41,666
‫پادشاه اوزولت، شاهزاده آگلووال

189
00:16:43,166 --> 00:16:44,583
‫- زنده‌باد پادشاه!
‫- زنده‌باد پادشاه!

190
00:16:46,791 --> 00:16:49,707
‫گرفتی ما رو؟!

191
00:16:49,708 --> 00:16:52,124
‫و فرمانده زلست

192
00:16:52,125 --> 00:16:55,124
‫مرتیکه عادت داشت
‫چاپلوسی کنه به یه جایی برسه، بد میگم؟

193
00:16:55,125 --> 00:16:58,832
‫شاهزاده آگلووال به عنوان
مشاور نظامی منصوبش کرد

194
00:17:01,541 --> 00:17:04,458
‫- عجب آدم پُررویی
‫- شگون نداره

195
00:17:06,250 --> 00:17:09,665
‫- رعیت‌جماعت عجب جرئتی داره!
‫- طاقت‌شون طاق شده

196
00:17:09,666 --> 00:17:11,707
‫طی چند ماه گذشته،
‫پنج دفعه به صیاد‌ها حمله شده و

197
00:17:11,708 --> 00:17:13,082
‫هیچکس هم مجازات نشده

198
00:17:13,083 --> 00:17:14,999
‫به جز آلاموراکس

199
00:17:15,000 --> 00:17:17,832
‫اکثر مردم می‌دونن صرفاً دیواری
‫کوتاه‌تر از اون موجود طفلی پیدا نکردن

200
00:17:17,833 --> 00:17:22,040
‫آوازه‌ی قلمروطلبی اهالی دریا در رفته و
‫خاندان سلطنتی ما اصلاً قصد انتقام نداره

201
00:17:22,041 --> 00:17:24,415
‫چون شاهزاده آگلووال
‫دلباخته‌ی یه پری دریایی شده

202
00:17:24,416 --> 00:17:26,499
‫عجب، چه داستانی شد

203
00:17:26,500 --> 00:17:29,666
‫تک‌تکِ خصومت‌های
‫بعد از «پیوستگی» همین بوده

204
00:17:40,583 --> 00:17:44,374
‫رسم‌ورسوم فراموش نشه! اگه الان نیای،
‫در هر صورت مامانم به یه بهونه‌ای دعوام می‌کنه

205
00:17:44,375 --> 00:17:48,415
‫- مطمئنم دلت نمی‌خواد خونم بیفته گردنت
‫- عه، خواهرزادمـه

206
00:17:48,416 --> 00:17:50,041
‫یه لحظه ببخشید

207
00:18:20,166 --> 00:18:24,040
‫صید رو عشق کنید!

208
00:18:24,041 --> 00:18:27,124
‫یه‌کاره میفتیم تو پول و پَله

209
00:18:27,125 --> 00:18:29,582
‫منظورت از پول و پَله، غذاست دیگه

210
00:18:29,583 --> 00:18:31,790
‫تموم بچه‌های روستای من
‫دارن از گرسنگی می‌میرن

211
00:18:31,791 --> 00:18:36,124
‫بد نیست این جماعت
‫دو دقیقه بچه پس نندازن ببینیم چه خبره

212
00:18:36,125 --> 00:18:39,750
‫حالا، زبون به دهن بگیر،
‫صدف به دست شو

213
00:18:52,083 --> 00:18:53,666
‫وای! یکی پیدا کردم!

214
00:18:56,208 --> 00:18:57,208
‫بده ببینم

215
00:18:59,333 --> 00:19:00,915
‫با الباقیش چیکار کنیم؟

216
00:19:00,916 --> 00:19:02,999
‫این آشغال‌های بی‌مصرف رو بریزید توی...

217
00:19:12,458 --> 00:19:13,540
‫کی اونجاست؟

218
00:19:13,541 --> 00:19:14,791
‫خودت رو نشون بده!

219
00:19:42,250 --> 00:19:44,374
‫خیال می‌کردم می‌خوای
‫پیش خانواده‌ات باشی

220
00:19:44,375 --> 00:19:47,707
‫البته که خیلی دوست‌شون دارم،
‫اما بد نیست هر از گاهی نفسی تازه کنیم

221
00:19:47,708 --> 00:19:50,665
‫- مسلماً برای تو قابل درکـه
‫- صد البته

222
00:19:50,666 --> 00:19:53,415
‫بگذریم، دلم می‌خواست
‫با مرد مرموزی گپ بزنم که

223
00:19:53,416 --> 00:19:55,790
‫سرچشمه‌ی الهام خیلی از ترانه‌های یاسکیر بوده

224
00:19:55,791 --> 00:19:57,290
‫ترانه که چه عرض کنم

225
00:19:57,291 --> 00:20:00,165
‫خودت خوب می‌دونی
‫یاسکیر خوراکش آب‌وتاب دادنـه

226
00:20:00,166 --> 00:20:01,957
‫بیخیال بابا، چقدر شکسته‌نفسی می‌کنی!

227
00:20:01,958 --> 00:20:05,582
‫پس تصنیف گلاویز شدنت با یه گرگینه،
‫اون هم دست‌خالی زیر درخشش ماه کامل

228
00:20:05,583 --> 00:20:06,999
‫توی مولدروود چیـه؟

229
00:20:07,000 --> 00:20:10,249
‫اون گرگینه رو که با قاتل‌الذئب
‫طلسم‌شده نجات دادم

230
00:20:10,250 --> 00:20:12,457
‫پس تصنیف سینه سپر کردنت
‫جلوی یه لشکر خون‌آشام چی،

231
00:20:12,458 --> 00:20:14,874
‫اون هم با سه‌تا چوب تیز تو هر دستت و
‫یدونه هم توی دهنت؟

232
00:20:14,875 --> 00:20:16,957
‫یه خون‌آشام با یه چوب تیز

233
00:20:16,958 --> 00:20:18,874
‫اون روایته چی، که مسیرت
‫به یه جنی خورد و

234
00:20:18,875 --> 00:20:23,041
‫جون یه ساحره‌ی پریچهر رو نجات دادی و
‫به واسطه‌ی سحر و جادو سرنوشت‌تون به هم گره خورد؟

235
00:20:27,750 --> 00:20:31,249
‫صرفاً می‌خوام بگم این شاخ‌وبرگ‌ها
‫مخاطب زیادی داره و

236
00:20:31,250 --> 00:20:33,040
‫از شخصیت‌های والا حظ می‌کنن

237
00:20:33,041 --> 00:20:36,666
‫مثل یاسکیر، یا بهتره بگم جولیان؟

238
00:20:37,375 --> 00:20:39,000
‫دلیل رفتنش برام منطقیـه

239
00:20:39,583 --> 00:20:40,665
‫بیرونِ قصر،

240
00:20:40,666 --> 00:20:43,957
‫از مردان برمرورد انتظار میره
‫برن روی دریاها مشغول به کار بشن

241
00:20:43,958 --> 00:20:45,875
‫اما جولیان همیشه خلاق بود

242
00:20:46,375 --> 00:20:47,374
‫متفاوت بود

243
00:20:47,375 --> 00:20:49,374
‫به خاطر همین هم باهاش بدرفتاری می‌کردن

244
00:20:49,375 --> 00:20:53,916
‫همه جز تو. مخالفت با اکثریت
شجاعت زیادی می‌طلبه

245
00:20:55,625 --> 00:20:58,665
‫هیچوقت نخواستی از برمرورد بری
‫ببینی دورِ دنیا چه خبره؟

246
00:20:58,666 --> 00:21:01,790
‫شرایط من فرق داشت.
‫هیچوقت بهم بد نگذشت.

247
00:21:01,791 --> 00:21:04,832
‫ناگفته نمونه که گاهی‌اوقات پیش خودم میگم
‫اگه اینجا نمی‌موندم، الان کجا بودم؟

248
00:21:04,833 --> 00:21:08,333
‫اما من عاشق دریا، خانواده‌ام و دوستام هستم

249
00:21:08,958 --> 00:21:11,333
‫مگه توی کانتیننت چه خبره که اینجا نیست؟

250
00:21:13,541 --> 00:21:16,790
‫خب، بگو ببینم چرا لقبت خمارچشمـه،

251
00:21:16,791 --> 00:21:19,041
‫وقتی چشم‌هات انقدر گُنده‌ست؟

252
00:21:28,416 --> 00:21:30,416
‫گنده که نه. منظورم...

253
00:21:31,250 --> 00:21:35,291
‫چشم معمولیـه. چشم‌های کاملاً طبیعی و
‫عادی درست مثل بقیه آدم‌ها

254
00:21:36,541 --> 00:21:39,874
‫معلومـه آدم زبون‌بازی نیستی،
‫درست میگم، ویچر؟

255
00:21:42,958 --> 00:21:45,499
‫اجرام بی‌نظیر بود

256
00:21:45,500 --> 00:21:48,915
‫حتی این دهاتی‌ها هم پا شدن و
‫برام کَف زدن

257
00:21:48,916 --> 00:21:52,041
‫خدا به دادِ آوازه‌خوان شهرشون برسه

258
00:21:53,375 --> 00:21:54,458
‫دعا کنید بترکونم

259
00:21:55,958 --> 00:21:59,957
‫شا... شاعر محلی‌شون که
‫دم به دقیقه پُزش رو میدن تویی؟

260
00:22:01,166 --> 00:22:03,124
‫خب، چی بهتر از این، اسی؟!

261
00:22:03,125 --> 00:22:07,750
‫به... به خدا که
‫باعث میشی کَف کنن

262
00:22:08,333 --> 00:22:09,791
‫موفق باشی. خیلی‌خب!

263
00:22:10,750 --> 00:22:13,165
‫ملت آواز خوندنش رو با صدای
‫جفت‌گیری گربه‌ها اشتباه می‌گرفتن،

264
00:22:13,166 --> 00:22:15,333
‫پس هر چی شد،
‫با لبخند، فقط دست بزن

265
00:22:18,500 --> 00:22:22,790
‫♪ پیش‌نویس قصه‌هام اونقدری خوب نبود ♪

266
00:22:22,791 --> 00:22:25,374
‫♪ یکَمَکی ابهت قاتیش می‌کنم ♪

267
00:22:25,375 --> 00:22:28,499
‫خیلی ترانه‌ی خوب و بد رو تشخیص نمیدم، اما...

268
00:22:28,500 --> 00:22:30,915
‫آره. صداش حرف نداره

269
00:22:30,916 --> 00:22:32,749
‫صبر کن ببینم،
‫داره آهنگ منو می‌خونه

270
00:22:32,750 --> 00:22:36,332
‫اینجوری که به اسم خودش تموم میشه!
‫مگه اینکه از رو جنازه‌ام رد شه

271
00:22:36,333 --> 00:22:40,665
‫♪ حسودها و بدخواه‌ها ♪
‫♪ خواستن داستانم رو واسه خودشون کنن ♪

272
00:22:40,666 --> 00:22:45,458
‫♪ یه پاک‌کن برداشتم و ♪
‫♪ مشکل رو حل کردم ♪

273
00:22:49,333 --> 00:22:51,582
‫- ♪ یه شمشیر ♪
‫- ♪ یه شمشیر ♪

274
00:22:51,583 --> 00:22:53,999
‫- ♪ یه کمان ♪
‫- ♪ یه کمان ♪

275
00:22:54,000 --> 00:22:55,750
‫- ♪ تبری سترگ ♪
‫- ♪ تبری سترگ ♪

276
00:22:56,250 --> 00:23:03,207
‫- ♪ شانسی در مقابلش ندارید ♪
‫- ♪ شانسی در مقابلش ندارید ♪

277
00:23:03,208 --> 00:23:07,082
‫- ♪ هیچکس از حملاتم جون سالم به در نمی‌بره ♪
‫- ♪ هیچکس از حملاتم جون سالم به در نمی‌بره ♪

278
00:23:07,083 --> 00:23:09,290
‫- ♪ چرا که من تنها ♪
‫- ♪ چرا که من تنها ♪

279
00:23:09,291 --> 00:23:15,083
‫- ♪ می‌نویسم پایان را ♪
‫- ♪ می‌نویسم پایان را ♪

280
00:23:15,666 --> 00:23:20,540
‫- ♪ آری، قلم می‌زنم تنها ♪
‫- ♪ آری، قلم می‌زنم تنها ♪

281
00:23:20,541 --> 00:23:25,665
‫- ♪ این پایان را ♪
‫- ♪ این پایان را ♪

282
00:23:29,208 --> 00:23:31,207
‫با توجه به قیمت فعلی مروارید،

283
00:23:31,208 --> 00:23:34,749
‫باید دونه دونه‌ی اهالی مزاحم
‫زیر دریا رو بفرستیم

284
00:23:34,750 --> 00:23:36,874
‫سینه‌ی قبرستون‌ آب شورشون

285
00:23:36,875 --> 00:23:41,165
‫تا وقتی‌که شاهزاده چشمش دنبال
‫اون دُم‌اکلیلیـه، دست من بسته‌ست

286
00:23:41,166 --> 00:23:45,540
‫مثل روز روشنـه که اون پری طلسمش کرده.
‫همه می‌دونن با جادو جنبل بقیه رو گول می‌زنن.

287
00:23:45,541 --> 00:23:47,750
‫مکارتر از آدمیزاد نیستن

288
00:23:49,000 --> 00:23:51,999
‫کی از تو نظر خواست، ویچر؟

289
00:23:52,000 --> 00:23:54,500
‫بله، من خوب می‌شناسمت

290
00:23:55,458 --> 00:23:57,291
‫گرگ سپید

291
00:23:58,125 --> 00:23:59,957
‫آوازه‌ام رو شنیدی،

292
00:23:59,958 --> 00:24:02,416
‫ولی به واسطه‌ی ترانه‌های اون

293
00:24:05,000 --> 00:24:07,666
‫چی؟ چه خبر شده؟

294
00:24:11,708 --> 00:24:14,499
‫چقدر خوشگلـه! شاهدختـه!

295
00:24:14,500 --> 00:24:17,665
‫پناه بر هیریکس. اون کیـه دیگه؟

296
00:24:17,666 --> 00:24:19,749
‫شاهدخت نیسپن از ماریبور

297
00:24:19,750 --> 00:24:22,749
‫دیر دعوتش کردیم،
‫اما پادشاه تصمیم عاقلانه‌ای گرفت

298
00:24:22,750 --> 00:24:27,040
‫واسه اینکه یادآوری کنه
‫شاهدخت آدمیزاد قحطی نیومده واسه وصلت

299
00:24:27,041 --> 00:24:30,957
‫حتی از سرزمینش تحفه هم آورده، با میوه!

300
00:24:30,958 --> 00:24:33,124
‫از اون شاهدخت‌هاست که دوست دارم

301
00:24:33,125 --> 00:24:34,916
‫خدا خدا کن آگلووال هم خوشش بیاد

302
00:24:53,875 --> 00:24:55,124
‫چی شده؟

303
00:24:55,125 --> 00:24:57,207
‫- طبیب بیارید!
‫- برید کنار

304
00:24:57,208 --> 00:24:58,665
‫کار کیـه؟

305
00:24:58,666 --> 00:25:01,957
‫ماهی‌کیری‌ها با نیزه بهم حمله کردن

306
00:25:01,958 --> 00:25:03,041
‫وادنیک‌ها

307
00:25:04,541 --> 00:25:05,416
‫گیرم انداختن

308
00:25:05,916 --> 00:25:06,750
‫کارم رو ساختن

309
00:25:10,916 --> 00:25:15,207
‫اگه این حمله زیر سرِ ‫نیروهای دریایی کُویر، سینترا
،یا هر آدمیزاد دیگه‌ای بود

310
00:25:15,208 --> 00:25:17,041
الان با هم وارد جنگ شده بودیم

311
00:25:17,541 --> 00:25:19,665
‫ما یه مملکتیم،
‫یا یه مُشت ترسو دور هم جمع شدیم؟

312
00:25:21,416 --> 00:25:24,166
‫شرمنده، پسرم.
‫ولی موعدش رسیده.

313
00:25:24,875 --> 00:25:26,375
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

314
00:25:27,041 --> 00:25:28,249
‫با اجازه‌ی شما، اعلی‌حضرت

315
00:25:28,250 --> 00:25:29,833
‫یه راه چاره مونده

316
00:25:30,333 --> 00:25:32,832
‫یه هیولا دم ساحل‌مون پَرسه می‌زنه،

317
00:25:32,833 --> 00:25:35,457
‫یه شکارچی هیولا هم در جمع ماست

318
00:25:35,458 --> 00:25:38,375
‫ویچر، حلال مشکلات ما تویی

319
00:25:38,916 --> 00:25:41,665
‫وادنیک مقصر رو پیدا کن و
‫کلکش رو بکَن

320
00:25:41,666 --> 00:25:44,665
‫زدید به کاهدون. از هر کی می‌خواید بپرسید

321
00:25:44,666 --> 00:25:47,457
‫این آقا از پسِ کُشتنِ
‫یه آلاموراکس هم بر نیومده

322
00:25:47,458 --> 00:25:50,207
‫چون هیولایی که دنبالشید اون نبود

323
00:25:50,208 --> 00:25:54,040
‫ولی مشخصاً کار وادنیک‌ها‌ست.
‫اونا از پری‌ها دستور می‌گیرن.

324
00:25:54,041 --> 00:25:57,124
‫اگه ویچر تأیید کنه که
‫اونها به صیاد‌ها حمله‌ور شدن،

325
00:25:57,125 --> 00:25:59,749
‫پس چاره‌ای نمی‌مونه جز اعلان جنگ

326
00:25:59,750 --> 00:26:01,624
‫- همه‌شون رو پیدا کنید!
‫- بکُشیدشون!

327
00:26:01,625 --> 00:26:03,624
‫کار اون حرومی‌های لَزِج رو بسازید!

328
00:26:07,375 --> 00:26:08,499
مرده و حرفش

329
00:26:08,500 --> 00:26:10,457
‫قرارمون این نبود

330
00:26:10,458 --> 00:26:12,333
‫من هم صدر مجلس نبودم ها

331
00:26:12,958 --> 00:26:14,874
‫همه‌مون باید از یه چیزی بگذریم

332
00:26:14,875 --> 00:26:20,541
‫- نمی‌خوام توی توجیه جنگ دست داشته باشم
‫- ولی شاید بتونی از وقوعش جلوگیری کنی

333
00:26:22,208 --> 00:26:24,125
‫چی میگی، ویچر؟

334
00:26:27,125 --> 00:26:28,166
‫سگ خورد

335
00:26:35,750 --> 00:26:38,165
‫چرا بهم نگفتی اهل برمروردی؟

336
00:26:38,166 --> 00:26:41,082
‫تو که می‌دونی من هم اهل ریویا نیستم

337
00:26:41,083 --> 00:26:42,833
‫خب، موضوع فقط این نیست

338
00:26:44,000 --> 00:26:45,790
‫باید تمام و کمال از اینجا دست می‌شُستم

339
00:26:45,791 --> 00:26:47,915
‫تا بتونم به آرزوهام برسم

340
00:26:47,916 --> 00:26:51,415
‫حتماً خودت فهمیدی،
‫ولی مردم این شهر یه مُشت خرفت بی‌مغزن

341
00:26:51,416 --> 00:26:54,208
‫رفیقت اسی که اینجوری نیست

342
00:26:55,541 --> 00:26:56,375
‫آره

343
00:26:57,291 --> 00:26:58,916
‫آره، عین خواهرمـه

344
00:27:01,791 --> 00:27:06,790
‫آها! به خدا می‌دونستم! همون اول
‫گفتم یه چیزی بین شما دوتاست ها

345
00:27:06,791 --> 00:27:09,665
‫قطعاً چیزی جز هوا و فضا نیست

346
00:27:09,666 --> 00:27:11,457
‫خانم خوبیـه

347
00:27:11,458 --> 00:27:15,540
‫برخلاف اون عفریته‌ی روباه‌صفت با
‫اون موهای پَرکلاغی و چشم‌های گودافتاده‌اش

348
00:27:15,541 --> 00:27:17,415
‫به یکی مثل اسی نیاز داری

349
00:27:17,416 --> 00:27:20,290
‫من به پول نیاز داریم با آسایش و آرامش

350
00:27:20,291 --> 00:27:22,499
‫ببین، شاید به چشم بقیه به اندازه‌ی
‫همین گوشتِ بد جزغاله‌ای که

351
00:27:22,500 --> 00:27:26,875
‫آماده کردی پوست‌کلفت به نظر بیای،
‫اما من می‌دونم چه خبره

352
00:27:27,583 --> 00:27:30,415
‫پشتِ اون زره و اسلحه‌هات

353
00:27:30,416 --> 00:27:33,582
‫یا اون مو، موهای مسخره و بیخودت رو میگم،

354
00:27:33,583 --> 00:27:35,124
‫دل‌نازک‌تر از این حرف‌هایی

355
00:27:35,125 --> 00:27:38,457
‫یه دل‌نازکِ نازنازیِ ناز ناز نازی...

356
00:27:38,458 --> 00:27:40,541
‫این نازتر بود یا من؟

357
00:27:41,083 --> 00:27:45,249
‫به نظرم کپه‌ی مرگت رو بذار.
‫راه دور و درازی رو در پیش داریم.

358
00:27:45,250 --> 00:27:47,624
‫تو هم یکم به قلبت گوش کن

359
00:27:47,625 --> 00:27:51,165
‫ارتباط با یه آدم دیگه
‫اونقدرهام که خیال می‌کنی بد نیست

360
00:28:17,166 --> 00:28:19,582
‫- متأ... متأسفم
‫- عذرخواهی واسه چی؟

361
00:28:19,583 --> 00:28:21,374
‫یه کاری بکن

362
00:28:21,375 --> 00:28:24,082
‫- نمی‌دونم حسم متقابلـه یا نه
‫- هست

363
00:28:24,083 --> 00:28:27,790
‫فقط... زیادی از حد ساده‌ست

364
00:28:27,791 --> 00:28:31,749
‫- تجربه‌های قشنگ زندگی همینطوری‌ان
‫- به من خلافش ثابت شده

365
00:28:31,750 --> 00:28:36,165
‫انگار با غم و اندوه عجین شدی.
‫چشمت دنبال سخت‌ترین مسیره.

366
00:28:36,166 --> 00:28:39,625
‫ولی می‌تونی دست بذاری روی آرامش.
‫می‌تونی منو انتخاب کنی.

367
00:28:40,583 --> 00:28:43,957
‫بشین یکم روی خیال‌پردازی‌هات کار کن، گرالت

368
00:28:43,958 --> 00:28:45,750
‫از بیخ و بُن خَزه

369
00:28:51,000 --> 00:28:54,958
‫حتی توی خوابت هم به گرد پای من نمی‌رسی

370
00:28:56,041 --> 00:28:58,250
‫می‌تونیم یجور دیگه پیش بریم

371
00:28:58,833 --> 00:29:00,625
‫همه چی رو از اول بچینیم. از نو

372
00:29:01,125 --> 00:29:04,165
‫شدی عینهو همین خانم مطربـه

373
00:29:04,166 --> 00:29:06,290
‫یه وقت فکر نکنی تعریفـه

374
00:29:06,291 --> 00:29:09,540
‫چرا هر وقت میام سمتت،
‫منو پَس میزنی؟

375
00:29:09,541 --> 00:29:12,082
‫بیخیال، گرالت. بیدار شو

376
00:29:12,083 --> 00:29:13,583
‫- ین، من...
‫- میگم بیدار شو!

377
00:30:47,375 --> 00:30:48,333
‫چی رو از دست دادم؟

378
00:30:53,125 --> 00:30:55,707
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد
‫بیخودی هیولاها رو بکُشی،

379
00:30:55,708 --> 00:30:57,624
‫اما نزدیک بود خودت بمیری

380
00:30:57,625 --> 00:30:59,249
‫ولی بازم گذاشتی بره

381
00:30:59,250 --> 00:31:02,749
‫گذاشتم بره چون زنده‌اش
‫بیشتر از مُرده به کارم میاد

382
00:31:02,750 --> 00:31:06,250
‫وادنیکـه. عین همونی که
صیاد مرواریده رو کُشت

383
00:31:06,833 --> 00:31:10,124
‫خون وادنیک‌ها هم درخشانـه

384
00:31:10,125 --> 00:31:13,207
‫اگه بتونم ردِ لونه‌شون رو بزنم،
‫مابقی‌شون رو هم گیر میاریم

385
00:31:13,208 --> 00:31:14,624
‫جانم، مابقی‌شون؟

386
00:31:14,625 --> 00:31:18,707
‫درستـه وادنیکه مبارز ماهری بود، اما محالـه
‫بتونه دست‌تنها از پس یه خدمه بربیاد

387
00:31:18,708 --> 00:31:23,040
‫دسته‌جمعی کوچ می‌کنن، اما چطوری
‫یه موجود دریایی تونسته ما رو پیدا کنه؟

388
00:31:23,041 --> 00:31:27,165
‫ناسلامتی همسفر یه آوازه‌خوان محبوبی.
‫معلومـه که هرجا بری گیرت میارن!

389
00:31:27,166 --> 00:31:29,082
‫طرفدارها به همین راحتی
‫دست از سر آدم برنمی‌دارن

390
00:31:29,083 --> 00:31:32,790
‫شاید هم آلاموراکس و پری‌هایی که
‫بهشون رحم کردم به گوش بقیه رسوندن

391
00:31:32,791 --> 00:31:34,915
‫نه بابا، به خاطر خودمـه. شک نکن

392
00:31:41,750 --> 00:31:42,832
‫اسی؟

393
00:31:42,833 --> 00:31:44,582
‫چرا افتادی دنبال ما؟

394
00:31:44,583 --> 00:31:47,374
‫شنیدی که پادشاه چی گفت.
‫در آستانه‌ی وقوع جنگیم!

395
00:31:47,375 --> 00:31:50,165
‫باید بدونم توی شهرم چه خبره.
‫می‌خوام کمک کنم.

396
00:31:50,166 --> 00:31:52,207
‫قصد و نیتت قابل تقدیره

397
00:31:52,208 --> 00:31:55,791
‫اما الان باید یه قایق جور کنم،
‫بلکه بتونم برم دنبال اون وادنیک

398
00:31:56,375 --> 00:31:58,874
‫نه، لازم نیست.
‫جزر و مد تا ده ذراع در نوسانـه و

399
00:31:58,875 --> 00:32:00,625
‫الان تقریباً در پایین‌ترین سطحشـه

400
00:32:02,875 --> 00:32:03,708
‫یه نگاه بنداز

401
00:32:11,791 --> 00:32:14,500
‫جزر و مد کم باشه،
‫می‌تونی با پای پیاده تا «نیش‌های اژدها» بری

402
00:32:20,958 --> 00:32:24,708
‫یادمـه هم‌سن تو که بودم،
‫مجذوب موجودات جورواجوری می‌شدم

403
00:32:25,541 --> 00:32:28,374
‫حماقت رو از دلباختگی تشخیص نمی‌دادم

404
00:32:28,375 --> 00:32:31,208
‫تا اینکه... مادرت رو دیدم

405
00:32:32,250 --> 00:32:33,749
‫می‌درخشید

406
00:32:33,750 --> 00:32:34,874
‫بخشنده بود

407
00:32:34,875 --> 00:32:38,333
‫خصلت‌های خوب بقیه
‫چشمش رو می‌گرفت

408
00:32:38,916 --> 00:32:42,749
‫خدایان می‌دونن همین شد که
‫پذیرفت با من وصلت کنه

409
00:32:42,750 --> 00:32:43,750
‫من هم دلتنگشم

410
00:32:44,625 --> 00:32:48,291
‫باید مثل خودتون، با ازدواج از سرِ عشق
‫یاد و خاطره‌اش رو گرامی نگه دارم

411
00:32:49,375 --> 00:32:50,666
‫می‌خوام با شیناز وصلت کنم

412
00:32:51,791 --> 00:32:54,207
‫می‌دونم به خیال خودت چه احساسی
‫به اون دختر دریایی داری، پسرم

413
00:32:54,208 --> 00:32:58,040
‫اما امثال من و تو نمی‌تونن
‫فقط از روی عشق ازدواج کنن

414
00:32:58,041 --> 00:32:59,750
‫مسئله وظیفه‌ست

415
00:33:00,250 --> 00:33:03,124
‫زندگی تو تنها متعلق به خودت نیست

416
00:33:03,125 --> 00:33:05,082
‫بلکه متعلق به قلمروتـه

417
00:33:05,083 --> 00:33:06,999
‫اتفاقاً خودم هم تو فکر پادشاهی هستم

418
00:33:07,000 --> 00:33:10,582
‫پیوندِ ما می‌تونه موجب برقراری صلح
‫توی دریا و خشکی بشه

419
00:33:10,583 --> 00:33:12,915
‫آخه چطوری، آگلووال؟
‫کجا می‌خوای زندگی کنی؟

420
00:33:12,916 --> 00:33:16,958
‫چطوری می‌خوای زاد و ولد کنی؟
‫غیرممکنـه

421
00:33:21,583 --> 00:33:25,875
‫- عذر می‌خوام مصدع اوقات شدم
‫- مشکلی نیست. می‌خواستم برم

422
00:33:28,041 --> 00:33:31,874
‫نمی‌دونم گفتنش فایده‌ای داره یا نه،
‫ولی من باهاش صحبت کردم که بیخیال اون ماده‌ماهی بشه

423
00:33:31,875 --> 00:33:34,915
‫لطف کردی. به حرفت گوش میده

424
00:33:34,916 --> 00:33:37,832
‫امر بفرمایید.
‫من در خدمتِ پادشاهی هستم.

425
00:33:37,833 --> 00:33:39,791
‫همچنین شما، پدر

426
00:33:40,375 --> 00:33:41,749
‫ممنونم، زلست

427
00:33:41,750 --> 00:33:45,499
‫گاهی‌اوقات با خودم میگم
‫کاش تو پسر مشروع من بودی

428
00:33:45,500 --> 00:33:48,458
‫مشتاقم ببینم چجور رهبری می‌شدی

429
00:33:49,268 --> 00:33:59,268
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

430
00:34:04,708 --> 00:34:07,249
‫از دوردست،
‫همه چی غرق آرامشـه

431
00:34:07,250 --> 00:34:09,541
‫کی فکرشو می‌کنه
‫همچین بلبشویی پشتش خوابیده؟

432
00:34:10,041 --> 00:34:13,749
<font color="#fffc00">‫ای کاش پدر و مادرم و تموم مردمم</font>

433
00:34:13,750 --> 00:34:17,332
<font color="#fffc00">‫می‌دیدن که چقدر شبیه مایی</font>

434
00:34:17,333 --> 00:34:21,165
<font color="#fffc00">‫حتی با اینکه زبون‌تون بدجور گوشخراشـه</font>

435
00:34:21,166 --> 00:34:24,374
‫توی سرتاسر آسمان‌ها، خشکی و دریا،

436
00:34:24,375 --> 00:34:26,832
‫تابحال موجودی به زیبایی تو ندیدم

437
00:34:26,833 --> 00:34:28,250
‫اسمش عشقـه

438
00:34:28,750 --> 00:34:30,624
<font color="#fffc00">‫اسمش عشقـه</font>

439
00:34:30,625 --> 00:34:33,082
<font color="#fffc00">‫بالاخره در کنار هم</font>

440
00:34:33,083 --> 00:34:37,208
<font color="#fffc00">‫کاشکی می‌تونستم باقی عمرم رو
‫همینجا کنار تو بگذرونم</font>

441
00:34:46,791 --> 00:34:49,749
<font color="#fffc00">‫ویچر داره اون آدمیزادها رو کجا می‌بره؟</font>

442
00:34:49,750 --> 00:34:51,249
‫عشقم، چی شده؟

443
00:34:51,250 --> 00:34:54,208
<font color="#fffc00">‫باید به بقیه هشدار بدم</font>

444
00:35:11,583 --> 00:35:15,249
‫نیش‌های اژدها.
‫کابوس دوران بچگیم بودن.

445
00:35:15,250 --> 00:35:18,624
‫دوتا صخره‌ که ترس نداره، جولیان

446
00:35:18,625 --> 00:35:21,082
‫البته به جز اون لونه‌ی وادنیک‌ها

447
00:35:25,375 --> 00:35:27,083
‫تو چی...

448
00:35:38,708 --> 00:35:40,457
‫کی فرستادت دنبال من؟

449
00:35:40,458 --> 00:35:44,040
‫اگه زبون وا کنم، خانم کلکم رو می‌کَنه

450
00:35:44,041 --> 00:35:46,624
‫اگه هم زبون وا نکنی،
‫خودم خلاصت می‌کنم

451
00:35:46,625 --> 00:35:49,290
‫همونیـه که دستور قتل
‫صیاد‌های مروارید رو داده؟

452
00:35:49,291 --> 00:35:51,540
‫من تابحال صیادی رو نکُشتم،

453
00:35:51,541 --> 00:35:53,165
‫اما خبر خوشحال‌کننده‌ای بود

454
00:35:53,166 --> 00:35:56,040
‫به خیالت داری از جماعت برتر از خودت
‫محافظت می‌کنی اما سخت در اشتباهی

455
00:35:56,041 --> 00:36:00,874
چون طرف هر کی که هست، مشکلی نداره
‫شما رو فدای درگیری‌های خودش بکنه

456
00:36:00,875 --> 00:36:03,582
‫حالا دیگه ملت خیال می‌کنن
‫به هیولاها رحم می‌کنم

457
00:36:03,583 --> 00:36:07,499
‫خلافش رو بهشون ثابت می‌کنم،
‫مگر اینکه اسمش رو بهم بگی

458
00:36:07,500 --> 00:36:08,582
‫اسمش...

459
00:36:21,791 --> 00:36:22,875
‫چه غلطی کردی؟

460
00:36:23,458 --> 00:36:24,957
‫زحمتشو کِشیدم، ویچر خان!

461
00:36:24,958 --> 00:36:28,832
‫نه تنها نمی‌تونی هیولا بکُشی،
‫بلکه نمک‌نشناس هم هستی

462
00:36:28,833 --> 00:36:31,665
‫می‌بینم هنوز که هنوزه
‫واسه خودت وکیل و وصی میاری، جولیان

463
00:36:31,666 --> 00:36:36,332
‫ناسلامتی دارم جلوی وقوع جنگ رو می‌گیرم.
‫چرا انگار دنبال جنگی؟

464
00:36:36,333 --> 00:36:40,208
‫چرند نگو! صرفاً می‌دونم رهبری یعنی چی

465
00:37:39,125 --> 00:37:40,625
‫جولیان!

466
00:37:45,541 --> 00:37:46,540
‫اسی!

467
00:38:38,375 --> 00:38:42,082
‫از اینجا برو وگرنه
‫تنها هیولایی که جلومـه رو می‌کُشم

468
00:38:57,291 --> 00:39:00,333
‫همه چی رو به پدرم میگم!

469
00:39:05,708 --> 00:39:07,500
آب خیلی سریع داره میاد بالا

470
00:39:08,083 --> 00:39:12,249
اسی، الان وقتشـه نشون بدی
چقدر خوب اقیانوس رو می‌شناسی

471
00:39:12,250 --> 00:39:13,375
دنبالم بیاید

472
00:39:15,291 --> 00:39:16,499
!بپرید

473
00:39:16,500 --> 00:39:18,415
...این اصلاً فکر جالبی

474
00:39:29,375 --> 00:39:32,125
چی شده؟

475
00:39:32,708 --> 00:39:35,457
!کار برادر حرومزاده‌ی شاهزاده‌ست

476
00:39:35,458 --> 00:39:39,749
.حتماً سرخود اینکارو کرده
.محاله آگلووال بذاره همچین اتفاقی بیفته

477
00:39:39,750 --> 00:39:43,290
یا شاید فقط انقدر مکاره که
نذاشته نقشه‌هاش رو بفهمی

478
00:39:43,291 --> 00:39:47,291
.اون انسان حواس برات نذاشته
.وظیفه‌ی تو حفاظت از آب‌هاست

479
00:39:47,875 --> 00:39:50,249
من وقتی ویچر رو دیدم بهتون هشدار دادم

480
00:39:50,250 --> 00:39:53,333
در حال حاضر فقط رفتار سراسیمه‌ی توئـه که
حواس برام نذاشته

481
00:39:53,875 --> 00:39:56,000
من یه درمانگرم، نه جنگجو

482
00:39:56,625 --> 00:39:58,540
پس بذار به پسرعمومون کمک کنم

483
00:39:58,541 --> 00:40:00,500
،از دید هم‌نوع‌های ما

484
00:40:01,125 --> 00:40:02,624
دیگه جنگ شروع شده

485
00:40:02,625 --> 00:40:05,166
طاقت بیار، دروا. نفس عمیق بکش

486
00:40:33,833 --> 00:40:35,874
ممنون که امروز کمکم کردی، اسی

487
00:40:35,875 --> 00:40:37,583
پس کمک‌های من چی؟

488
00:40:38,208 --> 00:40:39,291
بازم مشروب داریم؟

489
00:40:39,958 --> 00:40:42,540
همه همش تقصیرها رو میندازن گردن
شاهزاده و دختر پریـه

490
00:40:42,541 --> 00:40:45,874
.باید با همون دوتا صحبت کنیم
.تا بفهمیم واقعاً اصل ماجرا چیه

491
00:40:45,875 --> 00:40:49,124
.اونا هر روز روی صخره‌ی بنیان‌گذار همدیگه رو می‌بینن
.از پنجره‌ام دیدم‌شون

492
00:40:49,125 --> 00:40:50,207
می‌تونیم صبح بریم

493
00:40:50,208 --> 00:40:53,082
متاسفانه انسان‌ها دنبال حقیقت نیستن

494
00:40:53,083 --> 00:40:56,290
فقط دنبال یه بهونه می‌گردن تا
موجودات دریایی رو نابود کنن

495
00:40:56,291 --> 00:40:58,874
.زندگی ما به موجودات دریایی گره خورده
آخه چرا باید بکشیمشون؟

496
00:40:58,875 --> 00:41:02,040
انسان‌ها عاشق اینن که
،یه سود کوتاه‌مدت به جیب بزنن

497
00:41:02,041 --> 00:41:04,957
بعد داستان رو جوری تحریف کنن که
بگن خودشون تقصیری نداشتن

498
00:41:04,958 --> 00:41:10,082
قبلاً به خاطر شاخ سیلون‌ها و پولک بازیلیسک‌ها
همین کار رو کردن، الان هم سر مروارید

499
00:41:10,083 --> 00:41:13,290
.دیگه بحث غذا مطرح نیست
.طمع برشون داشته

500
00:41:13,291 --> 00:41:16,082
اون وادنیک گفتش یه خانم استخدامش کرده

501
00:41:16,083 --> 00:41:17,500
یعنی همش کار ملکه‌ست؟

502
00:41:18,250 --> 00:41:21,957
،انگار مطمئنی پای ملکه‌ی پری‌ها در میونـه
ولی با چه انگیزه‌ای؟

503
00:41:21,958 --> 00:41:24,749
مادری که هر کاری برای
حفاظت از بچه‌اش می‌کنه

504
00:41:24,750 --> 00:41:26,916
اون شاهزاده آگلووال رو
به چشم تهدید می‌بینه

505
00:41:29,500 --> 00:41:33,458
با توجه به رفتاری که در گذشته با
پری‌ها داشتیم بهش حق میدم

506
00:41:34,833 --> 00:41:39,707
من که بچه بودم، یه دسته یونجه‌ی سرد
روی زمین خاکی و

507
00:41:39,708 --> 00:41:42,624
یه ذره جیره واسه سر کردن روز
برام نهایت عشق و علاقه محسوب می‌شد

508
00:41:42,625 --> 00:41:45,583
هم‌نوع‌هات هیچوقت چندان
اعتماد بقیه رو جلب نکردن

509
00:41:48,166 --> 00:41:50,500
انگار هنوز درگیر گذشته‌اتی

510
00:41:54,333 --> 00:41:56,833
،شاید موقع حل کردن معماهای بزرگ زندگی

511
00:41:58,166 --> 00:42:00,125
اول باید چیزی که جلوی چشم‌هاتـه رو ببینی

512
00:42:00,791 --> 00:42:01,625
همم

513
00:42:12,375 --> 00:42:15,832
یاسکیر، بازم درباره‌ی اون دفعه که برای
کنتس دستائل خوندی برام بگو

514
00:42:15,833 --> 00:42:18,874
تا الان سه بار اون داستان رو
برات تعریف کردم

515
00:42:18,875 --> 00:42:22,999
نمی‌خوام اذیتت کنم. هیجان داستان‌هات رو
با گوشت و پوستم حس می‌کنم، ولی بس می‌کنم

516
00:42:23,000 --> 00:42:26,665
خدا رو شکر. امیدوارم سریع سر و کله‌ی
آگلووال و شاهدخت پیدا شه

517
00:42:26,666 --> 00:42:30,332
من که نمی‌تونم دست رد به
سینه‌ی دوست عزیزم بزنم

518
00:42:30,333 --> 00:42:34,957
توی یه شب گرم تابستونی داخل ماریبور بود که
دوباره کنتسم رو دیدم

519
00:42:34,958 --> 00:42:39,249
متأسفانه دوتا ده سال بود که
آفت گریبان‌گیرشون شده بود

520
00:42:39,250 --> 00:42:41,415
بیست سال -
!بیست سال -

521
00:42:41,416 --> 00:42:45,707
پس به جای عشق بازی زیر ستاره‌ها
توی باغ هلوش و

522
00:42:45,708 --> 00:42:49,457
،حین استنشاق بوی خوش میوه‌های روی درخت‌ها

523
00:42:49,458 --> 00:42:54,124
بوی تند قارچ‌های زیر ساقه‌های پژمرده بود که

524
00:42:54,125 --> 00:42:56,415
...دماغ‌هامون رو پُر کرده بود و رفته بود توی

525
00:42:56,416 --> 00:42:58,582
نمی‌خوایم بدونیم تا کجاها رفته بود

526
00:42:58,583 --> 00:43:03,207
منطقیـه، ولی هیچ چیز جلودار
عشق و علاقه‌ی دلنشین ما نبود

527
00:43:03,208 --> 00:43:07,874
حتی به خاک سیاه نشستنِ اون سرزمین که
زمانی پایتخت میوه‌ی کانتیننت بود

528
00:43:07,875 --> 00:43:10,707
بعد از اون هم دیگه هیچوقت مثل سابق نشد -
راست میگی، یاسکیر؟ -

529
00:43:10,708 --> 00:43:14,666
تو به عشقم نسبت به کنتس دستائل شک داری؟

530
00:43:15,208 --> 00:43:18,166
اوناهاشن

531
00:43:24,375 --> 00:43:28,165
<font color="#ffff00">هم‌نوع‌های تو دیشب یه وادنیک فرستادن
تا من رو بکُشه؟</font>

532
00:43:28,166 --> 00:43:31,665
بهتر بود اول بگی صبح بخیر

533
00:43:31,666 --> 00:43:34,957
<font color="#ffff00">.از طرف ایشون عذر می‌خوام
،شاید ادب و نزاکتش در حد گراز باشه</font>

534
00:43:34,958 --> 00:43:36,749
<font color="#ffff00">اما دلِ شیر داره</font>

535
00:43:36,750 --> 00:43:38,582
<font color="#ffff00">یا چون شمایید، بهتره بگم شیر دریایی</font>

536
00:43:38,583 --> 00:43:43,040
<font color="#ffff00">.خیلی قشنگ حرف می‌زنی
.تحسین‌برانگیزه</font>

537
00:43:43,041 --> 00:43:47,874
<font color="#ffff00">.دوست‌پسرت که عین کلاغ قارقار می‌کنه
.شاید بهتر باشه یکم بهش یاد بدی</font>

538
00:43:47,875 --> 00:43:50,458
<font color="#ffff00">دوست‌پسر؟ من اصلاً نمی‌شناسمش</font>

539
00:43:51,166 --> 00:43:53,374
خانم آوازه‌خوان، آه...اِسی

540
00:43:53,375 --> 00:43:54,583
بیاید برام ترجمه کنید

541
00:43:55,583 --> 00:43:58,165
به شیناز بگید که من می‌خوام
با هم ازدواج کنیم

542
00:43:58,166 --> 00:44:01,165
ولی ممکنه راضی کردن پدرم کمی طول بکشه

543
00:44:01,166 --> 00:44:06,207
<font color="#ffff00">.اون می‌خواد باهات ازدواج کنه
.اول باید پدرش رو راضی کنه</font>

544
00:44:06,208 --> 00:44:11,874
<font color="#ffff00">.من دُم دارم و تو پا
چطوری می‌تونیم این رویا رو محقق کنیم؟</font>

545
00:44:11,875 --> 00:44:15,499
می‌پرسه چطوری این رویا رو محقق کنیم؟

546
00:44:15,500 --> 00:44:19,832
اون دُم داره و شما پا -
این موانع که جلودار عشق نیستن -

547
00:44:19,833 --> 00:44:23,000
ولی عشق یعنی با هم بودن

548
00:44:23,583 --> 00:44:26,707
اون هم نمی‌تونه بین دوپاهای بی‌ریخت زندگی کنه

549
00:44:28,791 --> 00:44:30,457
اون گفت، نه من

550
00:44:30,458 --> 00:44:32,458
فکر کنم بتونم واسش یه تُنگ بسازم

551
00:44:32,958 --> 00:44:37,207
.اون شاهدختـه، نه حیوونِ خونگی
.چنین حرفی واقعاً زشتـه

552
00:44:37,208 --> 00:44:38,582
من به فکر یه راه‌حلم

553
00:44:38,583 --> 00:44:42,499
توی تمام این راه‌حل‌ها هم اون باید
قیدِ یه چیزی رو بزنه، ولی شما نه

554
00:44:42,500 --> 00:44:44,624
یه ذره هم حاضر به فداکاری نیستید

555
00:44:44,625 --> 00:44:45,541
،اینا رو اون میگه

556
00:44:46,208 --> 00:44:47,082
یا تو؟

557
00:44:47,083 --> 00:44:49,915
بگومگوهاتون رو بذارید برای بعد

558
00:44:49,916 --> 00:44:52,499
الان من باید جلوی یه جنگ رو بگیرم

559
00:44:52,500 --> 00:44:54,083
درباره‌ی وادنیک ازش بپرس

560
00:44:54,750 --> 00:44:59,165
<font color="#ffff00">ویچر دوباره درباره‌ی حمله‌ی دیروز می‌پرسه</font>

561
00:44:59,166 --> 00:45:01,540
<font color="#ffff00">به این ویچر بگو همون بار اول شنیدم</font>

562
00:45:01,541 --> 00:45:04,582
<font color="#ffff00">من چیزی درباره‌ی حمله‌ی وادنیک‌ها نمی‌دونم</font>

563
00:45:04,583 --> 00:45:06,666
<font color="#ffff00">به جز درگیری‌شون با افراد پادشاه</font>

564
00:45:07,583 --> 00:45:10,790
میگی بهت حمله شده؟ -
کمی بعد اینکه پدرت استخدامم کرد -

565
00:45:10,791 --> 00:45:15,040
انگار یکی نمی‌خواد بفهمم که
کی اون صیادهای مروارید رو کُشته

566
00:45:15,041 --> 00:45:17,291
اون روز صبح نزدیک
نیش‌های اژدها دیدیمت

567
00:45:18,083 --> 00:45:19,708
مشخص بود شیناز عصبانیـه

568
00:45:20,291 --> 00:45:23,791
تو بدون حتی یه بوسه‌ی خداحافظی
گذاشتی و رفتی. چرا؟

569
00:45:26,250 --> 00:45:29,999
<font color="#ffff00">دیروز که از پیشش رفتی عصبانی بودی؟</font>

570
00:45:30,000 --> 00:45:35,874
<font color="#ffff00">معلومـه که عصبانی بودم. رفتم مردمم رو
!از دست برادرت نجات بدم</font>

571
00:45:35,875 --> 00:45:37,790
من مطمئنم زلست و افرادش

572
00:45:37,791 --> 00:45:40,540
با تمام توان تلاش کردن قاتل‌های
صیادهای مروارید رو پیدا کنن

573
00:45:40,541 --> 00:45:43,124
<font color="#ffff00">اگه حاضری از اون قاتل که
،پسرعموم رو کُشت دفاع کنی</font>

574
00:45:43,125 --> 00:45:47,040
<font color="#ffff00">شاید پدر و مادرم درباره‌ی
شما انسان‌ها راست می‌گفتن</font>

575
00:45:47,041 --> 00:45:49,749
شاید زلست هم راست می‌گفت که طلسمم کردی

576
00:45:49,750 --> 00:45:52,166
!باورم نمیشه که اینطوری گول خوردم
!اینطوری عاشقت شدم

577
00:45:57,916 --> 00:46:01,332
<font color="#ffff00">وقتی فقط سکس می‌کردیم و
حرف نمی‌زدیم، بیشتر دوستت داشتم</font>

578
00:46:07,708 --> 00:46:08,750
خب، حالا چی؟

579
00:46:09,541 --> 00:46:11,416
الان همه چی از هم می‌پاشه

580
00:46:33,458 --> 00:46:35,041
لاکلن دوین

581
00:46:35,583 --> 00:46:38,500
،طبق حکم حضرت پادشاه اوزولت

582
00:46:39,000 --> 00:46:42,874
بدین‌وسیله تو را سرباز نیروهای
مسلحِ برمرورد اعلام می‌کنم

583
00:46:42,875 --> 00:46:45,624
!این کارا برای چیـه؟ اون فقط یه بچه‌ست

584
00:46:45,625 --> 00:46:49,249
پونزده سالشـه. طبق قانون
صلاحیت مبارزه داره

585
00:46:49,250 --> 00:46:50,665
!ریدم به قانون‌تون

586
00:46:50,666 --> 00:46:54,499
،وقتی...اگه اعلام جنگ بشه

587
00:46:54,500 --> 00:46:57,249
،خواهرزاده‌ات یا باید سوار کشتی باشه

588
00:46:57,250 --> 00:46:58,582
یا روی چوبه‌ی دار

589
00:47:58,333 --> 00:48:01,499
انسان‌ها. نمی‌تونم ریخت‌شون رو تحمل کنم

590
00:48:01,500 --> 00:48:03,540
آروم باش، عزیزم

591
00:48:03,541 --> 00:48:07,124
تمام روابط فراز و نشیب‌های خودشونو دارن

592
00:48:07,125 --> 00:48:09,500
مادرم داره برای جنگ آماده میشه

593
00:48:10,208 --> 00:48:12,874
شاید احساساتم نسبت به
،آگلووال عوض شده باشن

594
00:48:12,875 --> 00:48:15,749
ولی من نمی‌خوام بیشتر از این کسی بمیره

595
00:48:15,750 --> 00:48:17,915
چه دریازی، چه انسان

596
00:48:17,916 --> 00:48:19,541
آره، می‌دونم

597
00:48:20,041 --> 00:48:24,041
این رو هم می‌دونم که عشق نسبت به
مردی که نمی‌تونی باهاش باشی چطوریـه

598
00:48:25,583 --> 00:48:28,957
بعد از آخرین جلسه‌ی شورا
داشتم روی یه چیزی کار می‌کردم

599
00:48:28,958 --> 00:48:31,916
انگار ماجرای آگلووال خیلی ناراحتت کرده بود

600
00:48:36,541 --> 00:48:37,583
یه معجون

601
00:48:38,250 --> 00:48:41,000
با این می‌تونی به شکل معشوقت در بیاری

602
00:48:41,583 --> 00:48:44,665
منظورتون اینـه که...انسان میشم؟

603
00:48:44,666 --> 00:48:47,915
،اگه یجوری وفاداری خودت رو اثبات کنی

604
00:48:47,916 --> 00:48:49,499
سر عقل میاد

605
00:48:49,500 --> 00:48:51,957
!من نمی‌خوام اینطوری سر عقل بیاد

606
00:48:51,958 --> 00:48:53,666
اینطوری باید کل زندگیم رو بذارم کنار

607
00:48:59,166 --> 00:49:02,915
♪ یه فداکاری کوچولو ♪

608
00:49:02,916 --> 00:49:06,665
♪ واسه یه دنیای جدید که بهشتـه ♪

609
00:49:06,666 --> 00:49:10,915
♪ ،ارزشش رو داره ♪
♪ پس دختر خوبی باش و ♪

610
00:49:10,916 --> 00:49:13,916
♪ همکاری کن ♪

611
00:49:14,833 --> 00:49:17,958
♪ یه داد و ستد کوچیکـه ♪

612
00:49:18,708 --> 00:49:22,540
♪ باید قید همه چیزت رو بزنی ♪

613
00:49:22,541 --> 00:49:24,915
♪ ارزشش رو داره ♪

614
00:49:24,916 --> 00:49:29,458
♪ راه دیگه‌ای نیست. قطعاً حق با منـه ♪

615
00:49:32,250 --> 00:49:35,332
درد داره؟ -
وحشتناک -

616
00:49:35,333 --> 00:49:38,665
جای زخم‌هاش می‌مونه؟ -
صد البته -

617
00:49:38,666 --> 00:49:42,790
♪ ولی فقط یه لحظه درده تا ♪
♪ یه شاهزاده بهت بگه که ♪

618
00:49:42,791 --> 00:49:45,750
♪ دوستت داره ♪

619
00:49:47,791 --> 00:49:49,540
...ولی تمام دوست‌هام

620
00:49:49,541 --> 00:49:52,124
یه هزینه‌ی ناقابلـه -
مادرم چی؟ -

621
00:49:52,125 --> 00:49:53,625
شرّش کم

622
00:49:54,208 --> 00:49:58,040
♪ میشی یه عروس خوشحال ♪

623
00:49:58,041 --> 00:50:01,874
اگه برم پیش انسان‌ها، می‌تونم راضی‌شون کنم
این جنگ‌افروزی‌ها رو تموم کنن

624
00:50:01,875 --> 00:50:07,541
♪ اون هم باید کنارت باشه ♪

625
00:50:08,708 --> 00:50:11,083
ولی فکر نکنم بتونم این کار رو بکنم، خاله جان

626
00:50:12,041 --> 00:50:15,958
پیشت بمونه. معلوم نیست
در آینده قراره چی بشه، عزیزم

627
00:50:16,458 --> 00:50:18,540
یه دختر همیشه باید چندتا راه جلوی پاش باشه

628
00:50:35,500 --> 00:50:38,749
اصلاً نمی‌دونم اینجا پیش شما
چیکار می‌کنم. هیچ نیازی به من ندارید

629
00:50:38,750 --> 00:50:40,165
اینطور نیست

630
00:50:40,166 --> 00:50:42,499
.گرالت زور بازوئـه
.تو مغزِ متفکری

631
00:50:42,500 --> 00:50:43,957
طبیعتاً من هم چهره‌ی جذاب و زیبام

632
00:50:43,958 --> 00:50:46,875
ولی توی این موقعیت چندان مفید نیست

633
00:50:47,458 --> 00:50:49,208
تو اینجایی تا بهمون روحیه بدی

634
00:50:49,750 --> 00:50:52,457
چیزی که در حال حاضر
اصلاً وجود نداره

635
00:50:52,458 --> 00:50:55,540
بابت تمام کمک‌هایی که
تا الان کردی ممنونم

636
00:50:55,541 --> 00:50:57,915
نمی‌دونستم زبون پری‌ها رو بلدی

637
00:50:57,916 --> 00:50:58,999
از کجا باید می‌دونی؟

638
00:50:59,000 --> 00:51:00,665
هر چی نباشه تو اصلاً من رو نمی‌شناسی

639
00:51:02,125 --> 00:51:04,790
...اسی، منظور من -
من به خاطر خواهرزاده‌ام اینجام -

640
00:51:04,791 --> 00:51:08,207
به خاطر حملاتی که به صیادهای
مروارید شده، فرستادنش جنگ

641
00:51:08,208 --> 00:51:10,790
،اگه حق با تو باشه و کار پری‌ها نباشه

642
00:51:10,791 --> 00:51:12,250
،اگه انسان‌ها مقصر باشن

643
00:51:13,041 --> 00:51:14,375
شاید بشه نجاتش داد

644
00:51:22,666 --> 00:51:25,040
خب، حل شد. کار وادنیک‌ها بوده

645
00:51:25,041 --> 00:51:27,124
عالیـه. حالا میشه بریم؟

646
00:51:27,125 --> 00:51:32,290
چندان مطمئن نیستم. تمام نیزه‌های وادنیک‌ها
از زیر و از یه زاویه وارد شدن

647
00:51:32,291 --> 00:51:33,915
آه...خب؟

648
00:51:33,916 --> 00:51:37,916
وادنیک‌ها پا دارن، ولی هیچکدوم
سوار کشتی نشدن؟

649
00:51:39,125 --> 00:51:42,332
،هر کی به صیادها حمله کرده
فقط از داخل آب حمله کرده

650
00:51:54,958 --> 00:51:57,957
این گردنبد فقط مال
خاندان سلطنتیِ پری‌هاست

651
00:51:57,958 --> 00:52:00,958
.فرضیه‌ات درست بود
.ملکه داهوت پشت این ماجراست

652
00:52:01,541 --> 00:52:04,666
.گفتم که
.یه مادر برای دخترش هر کاری می‌کنه

653
00:52:05,333 --> 00:52:07,041
دیگه محالـه پادشاه کوتاه بیاد

654
00:52:08,791 --> 00:52:10,665
باید همین الان بریم قصر

655
00:52:26,166 --> 00:52:28,790
چه زود شیناز رو فراموش کردی

656
00:52:28,791 --> 00:52:34,290
انگار عشقم نسبت به اون اشتباه بود -
چی برامون آوردی، ویچر؟ -

657
00:52:34,291 --> 00:52:37,624
مطمئنم دستِ خالی اومده و
فقط می‌خواد بهونه تحویل‌مون بده

658
00:52:37,625 --> 00:52:38,540
دستگیرش کنید

659
00:52:38,541 --> 00:52:41,749
من می‌دونم کی صیادهاتون رو کُشته

660
00:52:41,750 --> 00:52:45,040
می‌خوام حرف‌هاش رو بشنوم -
خودمون می‌دونیم کار وادنیک‌ها بوده -

661
00:52:45,041 --> 00:52:46,707
وادنیک‌هایی که پری‌ها اجیر کرده بودن

662
00:52:46,708 --> 00:52:50,457
کار وادنیک‌ها نبوده، ولی اون موجود
می‌خواسته اینطوری فکر کنید

663
00:52:50,458 --> 00:52:52,457
موجود؟

664
00:52:52,458 --> 00:52:57,000
به شکل یه کراکن در اومده بود
تا بتونه کار ده‌تا وادنیک رو بکنه

665
00:53:07,208 --> 00:53:10,540
،قبول دارم، کراکن‌ها ترسناکن

666
00:53:10,541 --> 00:53:13,790
ولی هر بنی‌بشری می‌دونه که کله‌پوکن

667
00:53:13,791 --> 00:53:17,707
...یه کراکن نمی‌تونه همچین حمله‌ای -
نگفتم یه کراکن بوده -

668
00:53:17,708 --> 00:53:21,707
.گفتم ظاهر کراکن رو داشته
.یه پری بوده

669
00:53:21,708 --> 00:53:22,915
می‌دونستم

670
00:53:22,916 --> 00:53:25,500
آره، تازه یه پری سلطنتی هم بوده

671
00:53:30,416 --> 00:53:34,541
من این گردنبند رو روی تیغه‌ی سکانِ
قایق صیادهای مروارید پیدا کردم

672
00:53:35,125 --> 00:53:38,415
فقط پری‌های سلطنتی اجازه دارن
زبرجد بندازن گردن‌شون

673
00:53:38,416 --> 00:53:41,999
گفتم که اون دختره‌ی ماهی‌صفت
یه ریگی به کفشش هست

674
00:53:42,000 --> 00:53:46,040
.ولی کار شیناز نبوده
.بعید می‌دونم از این قضیه خبر داشته

675
00:53:46,041 --> 00:53:48,957
تو گفتی پری‌ها دغل‌کار و حقه‌بازن

676
00:53:48,958 --> 00:53:52,457
فقط یکی از اعضای خاندان سلطنتی
می‌تونه معجون بسازه و تغییرشکل بده

677
00:53:52,458 --> 00:53:53,790
ساحره‌ی دریا

678
00:53:53,791 --> 00:53:58,374
،ملوسینا؟ می‌دونم اون جادو بلده
ولی از کجا می‌دونی می‌تونه تغییرشکل بده

679
00:53:58,375 --> 00:54:02,165
.چون قبلاً دیدم همچین کاری کرده
.هممون دیدیم

680
00:54:11,541 --> 00:54:16,790
،من هیولایی که به قایق‌هاتون حمله کرده رو نکُشتم
چون اون هیولا الان همینجاست

681
00:54:16,791 --> 00:54:19,249
مگه نه، ساحره‌ی دریا؟

682
00:54:23,500 --> 00:54:24,791
!ملوسینا، فرار کن

683
00:54:46,833 --> 00:54:48,791
!اَه، پاهای مزخرف

684
00:54:56,083 --> 00:55:00,415
گرالت. الحق که خوب می‌تونی
ساحره‌های مو مِشکی رو تشخیص بدی

685
00:55:00,416 --> 00:55:03,582
از کجا فهمیدی ظاهرش واقعی نیست؟ -
به خاطر حرفی که زدی -

686
00:55:03,583 --> 00:55:06,707
باغ‌های ماریبور بیست سال
دچار آفت شدن

687
00:55:06,708 --> 00:55:08,790
دوتا ده سال

688
00:55:08,791 --> 00:55:13,457
.پس اهل ماریبور نیست
.با جادو اون میوه‌ها رو ساخته

689
00:55:13,458 --> 00:55:15,332
!آره! من معما رو حل کردم

690
00:55:15,333 --> 00:55:18,250
تمام این مدت دستت با اون ساحره
!توی یه کاسه بود

691
00:55:18,750 --> 00:55:20,707
...پسرم -
تمام این حملات -

692
00:55:20,708 --> 00:55:23,832
تمام صیادها و ماهیگیرهایی که مُردن

693
00:55:23,833 --> 00:55:25,957
!همه کار تو و ملوسینا بود

694
00:55:25,958 --> 00:55:29,415
،یه حمله باید همه چی رو مینداخت روی غلتک

695
00:55:29,416 --> 00:55:32,374
ولی تو انقدر لجباز بودی که
مجبور شدم ادامه بدم

696
00:55:32,375 --> 00:55:35,707
اگه اصرار نمی‌کردی این
،کثافت‌کُش رو استخدام کنیم

697
00:55:35,708 --> 00:55:38,290
مشکل تا الان حل شده بود

698
00:55:38,291 --> 00:55:39,957
!تو مردم‌مون رو کُشتی

699
00:55:39,958 --> 00:55:44,540
،دوباره هم همین کار رو می‌کنم
تا بالاخره سرِ عقل بیای

700
00:55:44,541 --> 00:55:48,499
خاندان ما یازده نسل روی
،تخت پادشاهی نشستن

701
00:55:48,500 --> 00:55:53,374
،وقتی شاهدخت درست رو پیدا کنی
حکومت‌مون یازده نسل دیگه هم ادامه پیدا می‌کنه

702
00:55:53,375 --> 00:55:55,415
اگه مادر زنده بود، حالش ازت به هم می‌خورد

703
00:55:55,416 --> 00:55:58,749
چطور جرأت می‌کنی جلوی من
اسم مادرت رو بیاری؟

704
00:55:58,750 --> 00:56:02,249
!من به خاطر اون این کارها رو می‌کنم، پسره‌ی لامصب

705
00:56:02,250 --> 00:56:05,915
میراث اون به خاطر غرور و
!لجبازی تو نابود میشه

706
00:56:05,916 --> 00:56:08,874
اون صیادها...میراث اونا چی؟

707
00:56:08,875 --> 00:56:12,290
،اگه انقدر خودخواه نبودی
لازم نبود هیچکدوم بمیرن

708
00:56:12,291 --> 00:56:15,874
.تو مجبورم کردی این کارها رو بکنم
.خون اون‌ها روی دست‌های توئـه، نه من

709
00:56:15,875 --> 00:56:19,375
،اگه قرار باشه اینطوری حکومت کنم
پادشاهی پیشکشِ خودتون

710
00:56:22,125 --> 00:56:25,165
ما هم...دنبال شاهزاده میریم بیرون

711
00:56:25,166 --> 00:56:26,540
نگران ما نباشید

712
00:56:26,541 --> 00:56:27,791
!همین الان حمله می‌کنیم

713
00:56:28,333 --> 00:56:31,165
!سربازها رو جمع کنید. زلست

714
00:56:31,166 --> 00:56:34,374
جنازه‌هاشون رو بنداز نزدیک نیش‌های اژدها

715
00:56:34,375 --> 00:56:38,874
از اونجایی که انقدر اون هیولاهایی دریایی رو
دوست دارید، تا ابد می‌تونید کنارشون بمونید

716
00:56:38,875 --> 00:56:39,791
نه

717
00:56:40,708 --> 00:56:43,957
من اصرار به جنگ داشتم چون
فکر می‌کردم بهمون حمله شده

718
00:56:43,958 --> 00:56:46,082
گول تبعیض‌های همیشگی رو خوردم

719
00:56:46,083 --> 00:56:48,832
ولی کار تو بود -
مراقب حرف‌هات باش، پسرم -

720
00:56:48,833 --> 00:56:50,332
!به من نگو پسرم

721
00:56:51,875 --> 00:56:54,332
،یه عمر من رو آدم حساب نمی‌کردی

722
00:56:54,333 --> 00:56:56,249
بعد الان شدم پسرت؟

723
00:56:56,250 --> 00:57:01,000
نه! من برای بیرون کشیدن پادشاه دروغگویی مثل تو
!از منجلاب، بیشتر از این خون و خونریزی راه نمیندازم

724
00:57:01,541 --> 00:57:06,332
،من باید از آگلووال حفاظت کنم
،کَمای اینکه ناامیدم کرده

725
00:57:06,333 --> 00:57:10,416
ولی تو همیشه فقط اشتباهی بودی که
می‌خواستم از صفحه‌ی روزگار محو بشه

726
00:57:10,916 --> 00:57:13,624
الان هم همین کار رو می‌کنم

727
00:57:13,625 --> 00:57:15,541
ترتیب اون رو هم بدید

728
00:57:55,000 --> 00:57:58,165
اعلیحضرت، هیچکس یه جواب درست بهم نمیده

729
00:57:58,166 --> 00:57:59,707
توی بندر چه خبره؟

730
00:57:59,708 --> 00:58:02,250
ناوگان سلطنتی داره راهی نیش‌های اژدها میشه

731
00:58:02,833 --> 00:58:04,416
متأسفانه داریم وارد جنگ میشیم

732
00:58:04,958 --> 00:58:07,082
گرالت و یاسکیر کجان؟

733
00:58:07,083 --> 00:58:09,458
...اونا تو روی پدرم وایستادن. اون

734
00:58:11,500 --> 00:58:14,625
دیگه نمی‌بینی‌شون، اِسی. متأسفم

735
00:58:15,791 --> 00:58:19,040
نمی‌خوای جلوشون رو بگیری؟
!پس تو هم هیچ فرقی با اون نداری

736
00:58:19,041 --> 00:58:20,999
!مراقب حرف زدنت باش، آوازه‌خون

737
00:58:21,000 --> 00:58:23,165
یادت نره داری با کی حرف می‌زنی

738
00:58:23,166 --> 00:58:27,665
آره، می‌دونم. کسی که از سر خوش‌اقبالی
پادشاه آینده‌ی سرزمینـه

739
00:58:27,666 --> 00:58:31,749
یاسکیر حق داشت که از این
پادشاهی لجن رفت. من از اینجا دفاع کردم

740
00:58:31,750 --> 00:58:34,082
فکر می‌کردم هر اشتباهی رو
،میشه اصلاح کرد

741
00:58:34,083 --> 00:58:36,582
ولی این کار دست من یا خانوادم نیست

742
00:58:36,583 --> 00:58:39,707
ما فقط بدبخت بیچاره‌های
پشت دیوارهای قصریم

743
00:58:39,708 --> 00:58:40,958
کار شماهاست

744
00:58:43,750 --> 00:58:45,957
حیف هیچکدوم از شما
ما رو به هیچ‌جاتون حساب نمی‌کنید

745
00:58:45,958 --> 00:58:48,540
اینطور نیست -
!پس ثابت کن -

746
00:58:48,541 --> 00:58:52,665
،اگه ذره‌ای از شجاعت اون ویچر رو داشتی
!می‌تونستی جلوی تمام این‌ها رو بگیری

747
00:58:52,666 --> 00:58:55,082
!اون می‌خواست جلوی این جنگ رو بگیره

748
00:58:55,083 --> 00:58:56,500
!می‌خواست مردم‌مون رو زنده نگه داره

749
00:58:57,000 --> 00:58:59,749
مخالفت با اکثریت شجاعت زیادی می‌طلبه

750
00:58:59,750 --> 00:59:03,208
اون ویچر توی شرافت از بقیه‌ی
اهالی این سرزمین چیزی کم نداره

751
00:59:04,333 --> 00:59:06,000
،اگه الان شیناز بود

752
00:59:06,666 --> 00:59:07,999
چیکار می‌کردی؟

753
00:59:32,041 --> 00:59:35,290
خاله، حالت خوبـه؟ -
خوب میشم -

754
00:59:35,291 --> 00:59:37,790
قایق‌ها رسیدن. دارن میان سراغ‌مون

755
00:59:37,791 --> 00:59:39,083
چه خبر شده؟

756
00:59:41,166 --> 00:59:43,832
حکومت پدر و مادرت تموم شده

757
01:00:03,541 --> 01:00:04,832
همینجا خوبـه

758
01:00:04,833 --> 01:00:07,249
،اول باید تو رو بکُشم، ویچر

759
01:00:07,250 --> 01:00:10,000
ولی بعید می‌دونم درد یا حتی مرگ رو حس کنی

760
01:00:10,625 --> 01:00:14,332
و با اینکه همه میگن
،ویچرها هیچ احساسی ندارن

761
01:00:14,333 --> 01:00:16,250
من می‌دونم چطوری عذابت بدم

762
01:00:16,750 --> 01:00:19,040
دوست‌هاش رو جلوی چشم‌هاش بکُشید

763
01:00:19,041 --> 01:00:20,582
سریع هم بکُشید

764
01:00:20,583 --> 01:00:22,500
یه جنگ هست که
باید برم پیروز شم

765
01:00:23,291 --> 01:00:27,750
دوتا رعیت بی‌خاصیت که
واسه هیچکس مهم نیستن

766
01:00:29,458 --> 01:00:30,291
گرالت

767
01:00:30,875 --> 01:00:33,749
متأسفم. ببخشید که مجبورت کردم
اون کار رو قبول کنی

768
01:00:33,750 --> 01:00:36,791
می‌دونستم هیچوقت نباید برمی‌گشتم برمرورد

769
01:00:37,416 --> 01:00:39,833
حق داشتی از اینجا بری، یاسکیر

770
01:00:40,375 --> 01:00:41,583
اول من رو بندازید

771
01:01:50,333 --> 01:01:51,915
آوازه‌خون و چه به این کارها؟

772
01:01:51,916 --> 01:01:54,916
هر کاری میگم بکن و زنده بمون

773
01:01:55,750 --> 01:01:57,500
وای، فاتحه‌مون خونده‌ست

774
01:01:58,208 --> 01:01:59,583
شاید هم نه

775
01:02:13,791 --> 01:02:15,040
شیناز

776
01:02:40,375 --> 01:02:44,040
<font color="#ffff00">پادشاه با خاله‌ات دست به یکی کرده. ساحره‌ی دریا</font>

777
01:02:44,041 --> 01:02:46,290
<font color="#ffff00">ولی شاهزاده‌ام...اون کجاست؟</font>

778
01:02:46,291 --> 01:02:47,457
<font color="#ffff00">نیومده</font>

779
01:02:47,458 --> 01:02:52,415
<font color="#ffff00">حتی واسه جلوگیری از جنگ هم نیومده؟
...حتی یه فداکاری کوچیک هم نمی‌کنه</font>

780
01:02:52,416 --> 01:02:55,540
<font color="#fffc00">اون خبر نداشت. واقعاً هم عاشقتـه</font>

781
01:02:55,541 --> 01:02:57,291
<font color="#fffc00">اگه عاشق بود میومد</font>

782
01:02:59,166 --> 01:03:00,041
!مواظب باش

783
01:03:24,250 --> 01:03:26,249
!حمله

784
01:03:40,916 --> 01:03:41,750
!قربان

785
01:04:39,291 --> 01:04:41,041
هنوزم میگم شانس پیروزی‌مون بالاست

786
01:04:56,625 --> 01:04:57,999
حرفمو پس می‌گیرم

787
01:05:09,208 --> 01:05:13,083
!نه

788
01:05:49,208 --> 01:05:51,165
شما دخل ویچر رو بیارید

789
01:05:51,166 --> 01:05:52,833
خواهرزاده‌ام رو بسپرید به من

790
01:07:30,666 --> 01:07:32,707
چرا این کارها رو می‌کنی؟

791
01:07:32,708 --> 01:07:34,332
!من که ازت دفاع کردم

792
01:07:34,333 --> 01:07:36,707
بسیم مال من بود

793
01:07:36,708 --> 01:07:38,708
بین ما عشق واقعی بود

794
01:07:39,541 --> 01:07:42,375
ولی خواهرم تنها چیزی رو
بهش داد که من نمی‌تونستم

795
01:07:43,083 --> 01:07:45,250
یه بچه. تو

796
01:07:45,875 --> 01:07:50,249
،من باید کنار بسیمم حکومت می‌کردم
ولی داهوت نذاشت

797
01:07:50,250 --> 01:07:51,416
!اون رو ازم گرفت

798
01:07:51,916 --> 01:07:53,957
...دردی که تحمل کردم

799
01:07:53,958 --> 01:07:56,291
...به خاطر از دست دادن بزرگترین عشقم

800
01:07:58,375 --> 01:08:00,082
الان نوبت اونـه تجربه‌اش کنه

801
01:08:00,083 --> 01:08:02,915
،حقشونـه همه چی رو از دست بدن

802
01:08:02,916 --> 01:08:04,750
و میدن

803
01:08:05,791 --> 01:08:09,957
باید وقتی می‌تونستی اون پاهای
زشت رو انتخاب می‌کردی

804
01:08:09,958 --> 01:08:11,250
،ولی خب

805
01:08:11,833 --> 01:08:15,249
انسان عزیزت اصلاً براش مهم نبود که بیاد

806
01:08:22,416 --> 01:08:23,375
!شیناز

807
01:08:30,666 --> 01:08:31,916
آگلووال

808
01:09:53,791 --> 01:09:55,375
!این با من. برو

809
01:10:05,875 --> 01:10:06,750
همم

810
01:11:05,250 --> 01:11:09,374
من و خاله‌ات سر خیلی چیزها اتفاق نظر داریم

811
01:11:09,375 --> 01:11:14,125
مهم‌ترین‌شون اینـه که
تمام مشکلات‌مون زیر سر توئـه

812
01:11:29,000 --> 01:11:29,875
!اسی

813
01:11:44,666 --> 01:11:47,332
ببینم الان چطوری شنا می‌کنی

814
01:13:07,750 --> 01:13:10,000
!گرالت

815
01:13:29,250 --> 01:13:30,082
گرالت

816
01:15:14,625 --> 01:15:17,958
!شیناز! شیناز

817
01:15:18,666 --> 01:15:19,624
!شیناز

818
01:15:38,041 --> 01:15:41,249
فکر کردم خوردت -
اولین بارم نبود -

819
01:15:41,250 --> 01:15:43,499
باید می‌دیدی بعد اینکه
سلکیماو خوردش چه بویی می‌داد

820
01:15:43,500 --> 01:15:46,624
حداقل این بار خودشو شسته -
شیناز کو؟ -

821
01:15:53,125 --> 01:15:56,250
،اگه همینجا ولش کنی
کسی سرزنشت نمی‌کنه

822
01:15:57,166 --> 01:15:58,375
هنوزم پدرمـه

823
01:16:05,416 --> 01:16:08,083
چه بلایی سرش آوردی؟

824
01:16:21,500 --> 01:16:25,041
مرسی، مامان -
تو تنها درمانگر خانواده نیستی -

825
01:16:33,833 --> 01:16:35,833
!این موجودات دشمن ما نیستن

826
01:16:40,291 --> 01:16:41,791
ما هم دشمن شما نیستیم

827
01:16:42,291 --> 01:16:43,583
!ما فریب خوردیم

828
01:16:44,416 --> 01:16:46,416
معتمدین‌مون ما رو گمراه کردن

829
01:16:47,916 --> 01:16:49,750
!ولی جنگ باید همین الان تموم شه

830
01:16:50,250 --> 01:16:52,791
ما یه راهی پیدا می‌کنیم تا
!دوباره با هم صلح کنیم

831
01:16:53,500 --> 01:16:54,500
بهتون قول میدم

832
01:16:55,875 --> 01:16:57,916
!حالا بیاید بریم خونه

833
01:17:20,375 --> 01:17:23,500
عذر می‌خوام، پسرم

834
01:17:24,125 --> 01:17:25,125
بابت همه چی

835
01:17:25,791 --> 01:17:28,125
ساحره از یه نظر برامون سود داشت

836
01:17:28,750 --> 01:17:33,000
یه معجون هست که هر کس بخوره
به شکل معشوقش در میاد

837
01:17:33,791 --> 01:17:35,749
من با شیناز ازدواج می‌کنم

838
01:17:35,750 --> 01:17:38,208
می‌خوام تو هم توی عروسی‌مون باشی

839
01:17:38,833 --> 01:17:41,083
یه راهی برای انسان شدنش هست؟

840
01:17:41,791 --> 01:17:45,291
پس شاید یه راهی باشه که
درهای قلب من هم باز شه

841
01:17:45,958 --> 01:17:50,083
طبیعتاً تمام این کدورت‌ها رو فراموش می‌کنیم

842
01:17:50,875 --> 01:17:52,916
یه هویت جدید بهش میدیم و

843
01:17:53,666 --> 01:17:56,583
هیچکس توی برمرورد بویی نمی‌بره

844
01:17:57,541 --> 01:18:00,500
نگران نباش. درستش می‌کنم، پسرم

845
01:18:01,291 --> 01:18:02,541
،مطمئنم همینطوره

846
01:18:03,583 --> 01:18:04,416
پدر

847
01:18:06,791 --> 01:18:07,791
کیش و مات

848
01:18:32,625 --> 01:18:35,707
این کوچیکترین عروسی سلطنتی‌ایـه که
به عمرم رفتم

849
01:18:35,708 --> 01:18:38,083
شاهزاده‌ها معمولاً به قناعت شهرت ندارن

850
01:18:39,416 --> 01:18:42,083
هر چی افراد کمتری شاهد
این مراسم باشن بهتره

851
01:18:42,916 --> 01:18:46,500
گمونم تو به نوعی وظیفه‌ات رو
انجام دادی، ویچر

852
01:18:47,625 --> 01:18:51,125
،وقتی اون ماهی انسان بشه
نسل من ادامه پیدا می‌کنه

853
01:18:51,791 --> 01:18:54,958
با وجود تمام اصول اخلاقی اشتباهت

854
01:19:47,458 --> 01:19:51,624
،از همون لحظه‌ای که توی چشم‌هات نگاه کردم
قلبم رو مال خودت کردی، شیناز

855
01:19:51,625 --> 01:19:55,625
تو چیزی رو توی من بیدار کردی که
اصلاً نمی‌دونستم وجود داره

856
01:20:16,250 --> 01:20:17,875
!چیکار می‌کنی؟ وایسا

857
01:20:21,083 --> 01:20:22,790
!دیگه دیره، پدر

858
01:20:22,791 --> 01:20:26,874
تو می‌خواستی عشقم رو مخفی کنم و
به خودم و سرزمینم دروغ بگم

859
01:20:26,875 --> 01:20:28,666
همش به خاطر غرور خودت

860
01:20:29,166 --> 01:20:32,916
.دیگه همه چیز برام عین روز روشنـه
.اینجا دیگه چیزی برای من نیست

861
01:21:40,333 --> 01:21:42,415
!همش تقصیر توئـه، ویچر

862
01:21:42,416 --> 01:21:44,583
پادشاهیم. میراثم

863
01:21:45,083 --> 01:21:47,166
همه با من از بین میرن

864
01:21:47,958 --> 01:21:49,833
،اگه غرورت رو کنار می‌ذاشتی

865
01:21:50,416 --> 01:21:52,082
خیلی‌ها الان زنده بودن

866
01:21:52,083 --> 01:21:55,249
تو دوتا پسر داشتی. الان هیچی نداری

867
01:21:55,250 --> 01:21:57,749
تنها میراثی که حقتـه همینـه

868
01:22:04,041 --> 01:22:07,957
آگلووال حاضر شد از تمام زندگی و
دار و ندارش بگذره

869
01:22:07,958 --> 01:22:12,125
امیدوارم تصمیم درست رو گرفته باشه -
تو هم همین کار رو کردی، جولین -

870
01:22:12,625 --> 01:22:14,333
مطمئنم شاهزاده چیزیش نمیشه

871
01:22:38,625 --> 01:22:42,082
پس آگلووال بالاخره به شاهزاده‌اش رسید

872
01:22:42,083 --> 01:22:45,124
امیدوارم این ازدواج همون صلحی که
می‌خواستن رو به ارمغان بیاره

873
01:22:45,125 --> 01:22:47,499
بدون تو نمی‌تونستم حقیقت رو بفهمم

874
01:22:47,500 --> 01:22:49,958
معمولاً همچین چیزی نمیگم

875
01:22:51,375 --> 01:22:53,124
،تو لجبازی و انعطاف نداری

876
01:22:53,125 --> 01:22:56,166
ولی عضو تیم بودن که عیبی نداره

877
01:22:57,083 --> 01:22:59,166
اینکه روی یکی دیگه حساب کنی

878
01:22:59,750 --> 01:23:02,082
شریک زندگی داشته باشی -
بهت که گفتم -

879
01:23:02,083 --> 01:23:05,082
منطق من حکم می‌کنه که
به کسی اعتماد نکنم

880
01:23:05,083 --> 01:23:07,375
کی گفته عشق باید منطقی باشه؟

881
01:23:38,750 --> 01:23:39,583
می‌دونم

882
01:23:40,291 --> 01:23:41,875
لازم نیست چیزی بگی

883
01:23:43,166 --> 01:23:45,624
اسی، متأسفم

884
01:23:45,625 --> 01:23:47,374
لازم نیست عذرخواهی کنی

885
01:23:47,375 --> 01:23:50,874
توی این چند روز گذشته انقدر
،ماجراجویی کردم که واسه یه عمر کافیـه

886
01:23:50,875 --> 01:23:53,374
ولی عمر یکی دیگه

887
01:23:53,375 --> 01:23:56,625
همیشه برام سؤال بود اگه
از برمرورد برم، زندگیم چطوری میشه

888
01:23:58,875 --> 01:24:01,208
،ولی به همون دلایلی که برام جذابی

889
01:24:02,666 --> 01:24:04,665
به همون دلایل هم نمی‌تونیم با هم باشیم

890
01:24:06,833 --> 01:24:10,249
من هیچوقت نمی‌تونم قلب ویچری مثل تو رو
مال خودم کنم. نمی‌خوام هم بکنم

891
01:24:10,250 --> 01:24:11,458
من دنبال خانواده‌ام

892
01:24:12,083 --> 01:24:14,499
ثبات. آرامش

893
01:24:14,500 --> 01:24:18,499
این رویایی که داری از ازدواج
یه انسان و پری هم بعیدتره

894
01:24:18,500 --> 01:24:20,375
توی سرنوشت تو کارهای بزرگتری هست

895
01:24:21,166 --> 01:24:24,332
.تو به دیگران اهمیت میدی
.هر چقدر هم سعی کنی پنهانش کنی

896
01:24:24,333 --> 01:24:27,332
من هیولاها رو پیدا می‌کنم و پول می‌گیرم

897
01:24:27,333 --> 01:24:29,499
ویچرها رو برای همین کار پرورش دادن

898
01:24:29,500 --> 01:24:31,582
انسان‌هان که به سرنوشت اعتقاد دارن

899
01:24:31,583 --> 01:24:34,249
،ولی وقتی به اندازه‌ی من عمر کرده باشی

900
01:24:34,250 --> 01:24:37,208
می‌دونی که ترانه‌ی زندگی قافیه و منطقی نداره

901
01:24:37,791 --> 01:24:39,874
فقط باهاش می‌رقصی تا سَر کنی

902
01:24:39,875 --> 01:24:41,416
من عین تو نیستم، اسی

903
01:24:41,916 --> 01:24:44,458
خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی شبیه منی

904
01:24:45,041 --> 01:24:48,332
.کاش خودت می‌دونستی
.شاید یه روزی فهمیدی

905
01:24:48,333 --> 01:24:51,665
ولی فعلاً انگار همون یاسکیر برات کافیـه

906
01:24:58,208 --> 01:25:00,749
♪ شاهزاده نشست کنار دریا ♪

907
01:25:00,750 --> 01:25:02,916
♪ خوشحال در کنار پریش ♪

908
01:25:05,291 --> 01:25:10,083
♪ خیلی سر این بحث کردن که ♪
♪ کی باید اقلیمش رو ول کنه ♪

909
01:25:12,500 --> 01:25:17,082
♪ این بزنه به دل امواج ♪
♪ یا اون یکی پا بذاره روی چمن ♪

910
01:25:17,083 --> 01:25:20,875
♪ کی اول کوتاه میاد و کِی؟ ♪

911
01:25:22,291 --> 01:25:27,040
♪ اگه هدفتون اینـه که صاحب یه زندگی بهشتی ♪
♪ ،با عشق واقعی‌تون بشید ♪

912
01:25:27,041 --> 01:25:31,665
♪ به تمام خواسته‌هاتون توی زندگی فکر کنید و ♪

913
01:25:31,666 --> 01:25:36,958
♪ یه فداکاری کوچیک بکنید ♪

914
01:25:38,625 --> 01:25:41,249
آخی، اون دوتا رو ببین

915
01:25:41,250 --> 01:25:43,582
معلوم نیست دارن دعوا می‌کنن
یا همدیگه رو می‌کنن

916
01:25:43,583 --> 01:25:46,707
فقط چون تو و معشوقه‌ی لامصبت
،دوتا حالت بیشتر ندارید

917
01:25:46,708 --> 01:25:48,041
دلیل نمیشه بقیه هم همینطوری باشن

918
01:25:48,625 --> 01:25:52,540
.من خیلی بهشون امیدوارم
.عشقِ جوانیـه، ولی بازم عشقـه

919
01:25:52,541 --> 01:25:54,415
،مطمئنم همینطوره

920
01:25:54,416 --> 01:25:57,624
ولی اینجا هنوز پره از مروارید و
طمع و کسایی که به غرورشون برخورده

921
01:25:57,625 --> 01:26:00,999
شاید شاه‌ها و ملکه‌ها ادعا کنن که
،هدف‌شون مراقبت از وارث‌هاشونـه

922
01:26:01,000 --> 01:26:06,082
ولی من هنوز پادشاهی رو ندیدم که
بچه‌اش براش از غرورش مهم‌تر باشه

923
01:26:06,083 --> 01:26:07,416
کاش اشتباه می‌کردم

924
01:26:08,083 --> 01:26:10,915
تعجبی نداره که انقدر با عشق پدرکُشتگی داری

925
01:26:10,916 --> 01:26:12,290
اینطور نیست

926
01:26:12,291 --> 01:26:15,540
موضوع اینـه که انسان‌های عادی
عمرشون کوتاهـه و

927
01:26:15,541 --> 01:26:17,457
حافظه‌هاشون کوتاه‌تر

928
01:26:17,458 --> 01:26:18,999
،اسی فوق‌العاده‌ست

929
01:26:19,000 --> 01:26:22,790
ولی عین یکی که اندازه‌ی
خودم عمر کرده، من رو درک نمی‌کنه

930
01:26:22,791 --> 01:26:25,874
...یکی مثل -
جانِ من نگو ینفر -

931
01:26:25,875 --> 01:26:30,625
هر جا که میریم، میشه مطمئن شیم که
نمی‌خوریم به پست اون عفریته؟

932
01:26:31,458 --> 01:26:32,375
آها

933
01:26:32,958 --> 01:26:34,499
!فهمیدم -
کجا بریم؟ -

934
01:26:34,500 --> 01:26:38,124
.دورترین گوشه‌ی کانتیننت
.نه فرهنگی داره، نه آرامش

935
01:26:38,125 --> 01:26:41,124
دلیلی هم نداره اون ساحره‌ی تباه بیاد اونجا

936
01:26:41,125 --> 01:26:43,458
یه جایی به اسم کنگورن

937
01:26:44,041 --> 01:26:45,708
توی کوهستان اژدها

938
01:26:46,375 --> 01:26:51,207
!اونجا ماجراجویی برامون در کمینـه
و علی‌الخصوص ینفر در کمین نیست

939
01:26:51,231 --> 01:27:01,231
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

940
01:27:01,255 --> 01:27:11,255
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

