﻿1
00:00:33,054 --> 00:00:43,054
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:43,078 --> 00:00:53,078
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:01:10,693 --> 00:01:15,198
‫« یک درد واقعی »

4
00:01:19,745 --> 00:01:22,051
‫سلام، بنجی. منم.
‫دارم از آپارتمانم میام بیرون

5
00:01:22,126 --> 00:01:24,430
‫یادت باشه؛ باید سه ساعتی زودتر اونجا باشیم

6
00:01:24,505 --> 00:01:27,052
‫آره، پیامم رو که گرفتی بهم زنگ بزن

7
00:01:28,931 --> 00:01:30,736
‫سلام، بنجی. امیدوارم راه افتاده باشی؛

8
00:01:30,811 --> 00:01:32,698
‫چون تو ترافیکِ
‫آزادراه بروکلین-کوئینز گیر کردم

9
00:01:32,773 --> 00:01:34,577
‫گفتم بدونی که از این مسیر نیای

10
00:01:34,652 --> 00:01:36,823
‫به هر حال، وقتی پیامم رو گرفتی بهم زنگ بزن

11
00:01:38,535 --> 00:01:40,715
‫سلام، بنجی.
‫راستش ترافیک همین الان تموم شد

12
00:01:40,790 --> 00:01:42,886
‫پس اگه نگران شده بودی، اوضاع روبه‌راهه

13
00:01:42,961 --> 00:01:44,348
‫شاید هم نشده بودی.
‫خلاصه، باهام تماس بگیر

14
00:01:44,423 --> 00:01:45,893
‫البته وقتی پیامم رو گرفتی

15
00:01:45,968 --> 00:01:48,482
‫سلام، بنجی. شرمنده که اینقدر پیام میذارم

16
00:01:48,557 --> 00:01:50,403
‫فقط… ببخشید. اصلاً بیخیالشون؛ آخه…

17
00:01:50,478 --> 00:01:51,948
‫یه‌کم دیگه می‌رسم و…

18
00:01:52,023 --> 00:01:53,367
‫آره، دل تو دلم نیست که ببینمت

19
00:01:53,442 --> 00:01:55,995
‫دیگه هم پیام نمی‌ذارم. خب. خداحافظ

20
00:01:57,117 --> 00:01:59,088
‫سلام، بنجی. من تازه رسیدم فرودگاه

21
00:01:59,163 --> 00:02:01,050
‫واقعاً امیدوارم زده باشی بیرون یا حدأقل…

22
00:02:01,125 --> 00:02:02,345
‫چمی‌دونم، تو راه باشی

23
00:02:02,420 --> 00:02:04,675
‫به هر حال، وقتی پیامم رو گرفتی بهم زنگ بزن

24
00:02:09,226 --> 00:02:10,487
‫وای!

25
00:02:10,562 --> 00:02:12,617
‫- یا خدا. اومدی
‫- در چه حالی، پسرعمو؟

26
00:02:12,692 --> 00:02:14,788
‫وای پسر، بیا تو بغلم.
‫هزار بار بهت زنگ زدم

27
00:02:14,863 --> 00:02:15,874
‫برو عقب‌تر. بذار درست ببینمت

28
00:02:15,949 --> 00:02:17,419
‫خیلی خوبه که می‌بیـ… آره

29
00:02:17,494 --> 00:02:18,838
‫- خیلی‌خب
‫- بچرخ، می‌خوام

30
00:02:18,914 --> 00:02:20,508
‫- سر تا پات رو ببینم
‫- چی؟ واقعاً؟

31
00:02:20,583 --> 00:02:22,012
‫- ۳۶۰ درجه بچرخ ببینم
‫- باشه، باشه

32
00:02:22,087 --> 00:02:23,766
‫- باشه، باشه
‫- پسر، نگاهش کن

33
00:02:23,841 --> 00:02:25,853
‫تندرست، پولدار و عاقل.
‫خوب شدی‌ها

34
00:02:25,929 --> 00:02:27,148
‫خب، گوش کن، فکر کنم باید بری پذیرش

35
00:02:27,223 --> 00:02:28,400
‫- من آنلاین…
‫- نه، من رفتم

36
00:02:28,475 --> 00:02:30,279
‫- یه خرده پیش کارهای پذیرش رو ردیف کردم
‫- واقعاً؟

37
00:02:30,355 --> 00:02:32,076
‫- آره
‫- شرمنده. کِی رسیدی؟

38
00:02:32,151 --> 00:02:33,286
‫چند ساعت پیش

39
00:02:33,361 --> 00:02:34,747
‫- واقعاً؟
‫- آره

40
00:02:34,822 --> 00:02:36,167
‫آخه هنوز دو ساعت تا پرواز مونده که

41
00:02:36,242 --> 00:02:37,628
‫آره، منتها فرودگاه رو خیلی زود باز می‌کنن

42
00:02:37,703 --> 00:02:39,005
‫می‌تونی بیای اینجا واسه خودت بچرخی

43
00:02:39,080 --> 00:02:40,591
‫باشه

44
00:02:40,667 --> 00:02:42,595
‫اینجا پر از دیوونه‌های رَدیه، پسر

45
00:02:42,670 --> 00:02:44,140
‫راستی، چیزی خوردی؟

46
00:02:44,215 --> 00:02:45,351
‫- آره، خوردم. آره
‫- باشه

47
00:02:45,426 --> 00:02:46,687
‫آخه می‌خوام قبل پرواز

48
00:02:46,762 --> 00:02:47,855
‫- یه چیزی بخورم
‫- نگران نباش، پسر

49
00:02:47,930 --> 00:02:49,901
‫برات ماست گرفتم.
‫یه کم گرم شده

50
00:02:49,976 --> 00:02:51,529
‫- گرم؟
‫- تو جیبم بود

51
00:02:51,604 --> 00:02:54,243
‫اَه، قاشق ندارم.
‫اشکال نداره، فقط باید

52
00:02:54,318 --> 00:02:55,745
‫فشارش بدی و هورت بکِشی

53
00:02:55,820 --> 00:02:57,457
‫واقعاً اینو واسه من گرفتی؟

54
00:02:57,532 --> 00:02:58,876
‫آره، معلومه، پسر

55
00:02:58,951 --> 00:03:00,045
‫- خب، چاپ شد؟
‫- باشه. آره

56
00:03:00,120 --> 00:03:01,881
‫- یه چیز دیگه هم هست
‫- چی؟

57
00:03:01,957 --> 00:03:04,052
‫یه چیز خفن هم گرفتم
‫واسه وقتی برسیم

58
00:03:04,127 --> 00:03:05,639
‫یه چیزی که می‌بردت فضا

59
00:03:05,714 --> 00:03:07,225
‫وایسا ببینم، نمی‌خوای که
‫گُل ببری لهستان، نه؟

60
00:03:07,300 --> 00:03:08,477
‫- چرا
‫- بنجی؟

61
00:03:08,552 --> 00:03:09,814
‫کاری به این چیزها ندارن، پسر

62
00:03:09,889 --> 00:03:10,815
‫- بهت میگم…
‫- به نظر من که خیلی هم

63
00:03:10,890 --> 00:03:11,984
‫به این چیزها کار دارن

64
00:03:12,060 --> 00:03:13,111
‫- آره، آره. واقعاً؟
‫- آره

65
00:03:13,187 --> 00:03:13,904
‫می‌خوان تو لهستان دو تا یهودی رو

66
00:03:13,979 --> 00:03:15,073
‫سر یه‌خرده گُل بگیرن؟

67
00:03:15,148 --> 00:03:16,492
‫چقدر هم که وجهه‌ی خوبی
‫برای لهستانی‌ها داره

68
00:03:16,568 --> 00:03:17,704
‫خیلی‌خب، باشه.
‫حالا صداش رو درنیار، خب؟

69
00:03:17,779 --> 00:03:20,659
‫خیلی‌خب، آره.
‫نگم «ماری‌جوآنا»

70
00:03:25,418 --> 00:03:26,721
‫- دست‌هاتونو باز کنید
‫- چی؟ واقعاً؟

71
00:03:26,796 --> 00:03:30,061
‫ببخشید. معمولاً اینجوری… ممنون

72
00:03:30,136 --> 00:03:32,064
‫این یکی؟ این کوچیکه؟

73
00:03:32,139 --> 00:03:33,859
‫یه هدیه‌ست از طرف بابام

74
00:03:33,934 --> 00:03:34,986
‫- بابا؟
‫- آره

75
00:03:35,061 --> 00:03:36,948
‫صد البته

76
00:03:37,023 --> 00:03:38,034
‫شما هم از اینها دارید؟

77
00:03:38,109 --> 00:03:39,119
‫- عمراً
‫- آره

78
00:03:39,194 --> 00:03:40,538
‫نه، نه… حدسم از بیخ غلط بود

79
00:03:40,613 --> 00:03:41,624
‫باشه، خداحافظ

80
00:03:41,699 --> 00:03:42,709
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

81
00:03:42,784 --> 00:03:44,412
‫بفرمایید

82
00:03:46,541 --> 00:03:47,760
‫- خیلی باحاله
‫- خب. دست‌هاتونو باز کنید

83
00:03:47,835 --> 00:03:49,639
‫- کی؟
‫- مأموره اداره‌ی امنیت حمل‌ونقل

84
00:03:49,714 --> 00:03:51,141
‫باباش نگهبان تیم نیکسه

85
00:04:03,323 --> 00:04:04,500
‫می‌خوای؟

86
00:04:04,575 --> 00:04:06,003
‫پریا برام درست کرده

87
00:04:06,078 --> 00:04:08,758
‫- نه، من… آره، باشه
‫- خب، باشه

88
00:04:08,833 --> 00:04:09,877
‫- آره
‫- آره؟

89
00:04:11,087 --> 00:04:12,925
‫این چیه دیگه؟
‫فندق برزیلی؟

90
00:04:14,677 --> 00:04:16,640
‫میگم، حالا اوضاع چطوره، پسر؟

91
00:04:18,477 --> 00:04:19,687
‫- خداییش، رفیق؟
‫- آره

92
00:04:21,106 --> 00:04:22,108
‫من…

93
00:04:23,694 --> 00:04:26,700
‫توپِ توپم. اوضاع حرف نداره

94
00:04:31,125 --> 00:04:32,971
‫می‌خوای برنامه‌ی تور رو مرور کنیم؟

95
00:04:33,046 --> 00:04:34,048
‫باشه

96
00:04:38,431 --> 00:04:39,442
‫بی‌زحمت اینو نگه می‌داری؟

97
00:04:39,517 --> 00:04:40,526
‫- چرا که نه
‫- مرسی

98
00:04:40,602 --> 00:04:42,303
‫- هر چقدر می‌خوای بخور
‫- واقعاً؟

99
00:04:44,859 --> 00:04:46,037
‫به نظرت خوب نیست که

100
00:04:46,112 --> 00:04:47,332
‫داریم میریم وطنِ مامان‌بزرگ؟

101
00:04:47,407 --> 00:04:48,993
‫اونجا زندگی می‌کرد دیگه

102
00:04:51,163 --> 00:04:52,216
‫من که سردرنمیارم

103
00:04:52,291 --> 00:04:53,301
‫- من فقط…
‫- حتماً

104
00:04:53,376 --> 00:04:54,386
‫…پشت سر بقیه میرم

105
00:04:54,461 --> 00:04:55,463
‫حتماً

106
00:04:57,676 --> 00:04:58,686
‫سلام

107
00:04:58,761 --> 00:05:00,022
‫صندلیت کدومه؟

108
00:05:00,097 --> 00:05:01,400
‫۲۴ الف

109
00:05:01,475 --> 00:05:03,905
‫من ۲۴ ب‌‌ام.
مثل اینکه وسط و کنار پنجره‌ایم

110
00:05:03,980 --> 00:05:04,990
‫- آره
‫- سلام، پسر

111
00:05:05,065 --> 00:05:06,944
‫میشه تو وسط بشینی؟

112
00:05:10,576 --> 00:05:11,795
‫راحتی دیگه؟

113
00:05:11,870 --> 00:05:14,259
‫یه کم تنگه

114
00:05:14,334 --> 00:05:16,630
‫- هنوز دنبال کار می‌گردی؟
‫- نه

115
00:05:18,132 --> 00:05:20,103
‫حالا باید کل سفر مشغول باشی؟

116
00:05:20,178 --> 00:05:21,898
‫نه، نه. تونستم یه هفته وقتم رو

117
00:05:21,973 --> 00:05:22,984
‫آزادِ آزاد کنم

118
00:05:23,059 --> 00:05:24,319
‫- می‌خوام اینجا باشم
‫- عالیه

119
00:05:24,394 --> 00:05:25,572
‫می‌خوام… می‌دونی،
‫ذهن و روحم هم اینجا باشه

120
00:05:25,647 --> 00:05:27,033
‫- خوبه، پسر. عالیه
‫- آره

121
00:05:27,108 --> 00:05:28,119
‫هنوز هم

122
00:05:28,194 --> 00:05:30,206
‫اینترنتی چیزمیز می‌فروشی؟

123
00:05:30,281 --> 00:05:32,460
‫لباس دست‌دومِ تو ای‌بِی که نمی‌فروشم

124
00:05:32,535 --> 00:05:34,256
‫کارم فروش تبلیغات دیجیتاله

125
00:05:34,331 --> 00:05:35,717
‫- آره
‫- باشه

126
00:05:35,792 --> 00:05:38,430
‫مثلاً بنرهای تبلیغاتی که
‫تو اینترنت می‌بینی، خب؟

127
00:05:38,506 --> 00:05:39,808
‫آره. اَه، حالم ازشون بهم می‌خوره

128
00:05:39,883 --> 00:05:41,311
‫عه، بس کن

129
00:05:41,386 --> 00:05:42,981
‫نه، نه، منظورم اینه که همه
‫حالشون از این چیزها بهم می‌خوره

130
00:05:43,056 --> 00:05:44,150
‫- می‌دونی، آره
‫- واقعاً؟

131
00:05:44,225 --> 00:05:45,235
‫شغل من همینه.
‫این کارو می‌کنم

132
00:05:45,310 --> 00:05:46,321
‫- ردیفه، پسر
‫- از این چیزها می‌فروشم

133
00:05:46,396 --> 00:05:47,615
‫- ردیفه، ردیفه، پسر
‫- باشه

134
00:05:47,690 --> 00:05:48,700
‫تو چرخِ دنیا رو می‌چرخونی. اشکالی نداره

135
00:05:48,775 --> 00:05:49,994
‫- آره
‫- تقصیر تو نیست

136
00:05:50,069 --> 00:05:52,040
‫تو فقط بخشی از یه سیستم درب‌وداغونی

137
00:05:52,115 --> 00:05:55,004
‫آخه بقای خیلی از سایت‌های رایگان

138
00:05:55,079 --> 00:05:56,633
‫منوط به همین تبلیغات آنلاینه

139
00:05:56,708 --> 00:05:58,427
‫حکم شاهرگ اینترنت رو دارن

140
00:05:58,502 --> 00:05:59,679
‫- عه، داداش
‫- چیه؟

141
00:05:59,755 --> 00:06:01,809
‫فکر کنم می‌خوان توجه کنیم

142
00:06:01,884 --> 00:06:03,437
‫فقط می‌خواستم حرفم رو تموم کنم

143
00:06:03,512 --> 00:06:05,983
‫آره، فقط…
‫آخه، بی‌احترامیه، پسر

144
00:06:06,059 --> 00:06:07,487
‫- جدی میگی؟
‫- آره

145
00:06:07,562 --> 00:06:09,532
‫- فقط می‌خوان کارشون رو بکنن
‫- جهت بستن کمربند ایمنی،

146
00:06:09,607 --> 00:06:11,277
‫قسمت فلزی را در…

147
00:06:56,073 --> 00:06:58,085
‫این یک اطلاعیه‌ی امنیتی است

148
00:06:58,160 --> 00:07:01,917
‫لطفاً تمام مدت مراقب
‫وسایل شخصی خود باشید

149
00:07:06,008 --> 00:07:07,186
‫حالت خوبه؟

150
00:07:07,261 --> 00:07:09,649
‫آره. نمی‌دونم

151
00:07:09,724 --> 00:07:12,071
‫عه، اون راننده‌مونه.
‫سلام، داداش

152
00:07:12,146 --> 00:07:13,407
‫- چطوری؟ ما اینجاییم
‫- سلام

153
00:07:13,482 --> 00:07:14,484
‫پسرعموهای کاپلان

154
00:07:21,833 --> 00:07:23,128
‫چیو نگاه می‌کنی؟

155
00:07:24,338 --> 00:07:26,894
‫چمی‌دونم. مسخره‌ست، نمی‌…

156
00:07:26,969 --> 00:07:28,146
‫فکر کنم به همین زودی
‫دلم واسه خونه تنگ شده

157
00:07:28,221 --> 00:07:30,944
‫نمی‌دونم. آخه، اِیب عاشق ساختمون‌ها شده

158
00:07:31,020 --> 00:07:32,824
‫می‌خواد ارتفاع تمام
‫آسمون‌خراش‌ها رو بدونه

159
00:07:32,899 --> 00:07:35,078
‫فکر و ذکرش شده همین

160
00:07:35,153 --> 00:07:36,280
‫- باشه
‫- آره

161
00:07:37,115 --> 00:07:38,502
‫بذار ببینمش

162
00:07:38,577 --> 00:07:40,331
‫آره، آره، بیا

163
00:07:43,337 --> 00:07:44,723
‫درسته

164
00:07:44,798 --> 00:07:46,393
‫ساختمون امپایر استیت چند طبقه‌ست؟

165
00:07:46,469 --> 00:07:48,648
‫۱۰۳ طبقه

166
00:07:48,723 --> 00:07:51,153
‫خب. ۳۰ هادسن یاردز چند طبقه‌ست؟

167
00:07:51,228 --> 00:07:54,828
‫۱۱۲ طبقه.
‫ولی بالکن طبقه‌ی ۱۰۰ـه

168
00:07:54,903 --> 00:07:56,155
‫آفرین!

169
00:07:58,661 --> 00:08:00,923
‫ساختمون امپایر استیت چند طبقه‌ست؟

170
00:08:00,999 --> 00:08:03,722
‫۱۰۳ طبقه

171
00:08:03,797 --> 00:08:05,726
‫خب. ۳۰ هادسن یاردز چند طبقه‌ست؟

172
00:08:05,801 --> 00:08:07,136
‫۱۱۲ طبقه

173
00:08:11,354 --> 00:08:13,074
‫- پیژامه آوردی؟
‫- آره، معلومه که آوردم

174
00:08:13,149 --> 00:08:14,535
‫- دو تا
‫- واقعاً؟ خداییش؟

175
00:08:14,611 --> 00:08:15,580
‫- یعنی…
‫- می‌خوای یکیشو بهت بدم؟

176
00:08:15,655 --> 00:08:16,999
‫مثل لباس خواب ویکتوریایی

177
00:08:17,074 --> 00:08:18,209
‫با دمپایی و کلاه شب؟

178
00:08:18,285 --> 00:08:20,214
‫نه، پسر. فکر نکنم اصلاً
‫همچین چیزی داشته باشم

179
00:08:20,289 --> 00:08:22,929
‫سلام، جین دبری‌ام.
‫به هتل مرکزی ورشو خوش اومدید

180
00:08:23,004 --> 00:08:24,306
‫خیلی ممنون.
‫برای پذیرش اومدیم

181
00:08:24,381 --> 00:08:25,851
‫ما با تور میراث هستیم

182
00:08:25,926 --> 00:08:29,066
‫بنجامین و دیوید کاپلان.
‫این هم گذرنامه‌هامون

183
00:08:29,142 --> 00:08:30,819
‫- بله، البته، خوش اومدید
‫- ممنون

184
00:08:30,894 --> 00:08:32,783
‫شما آخرین نفراتی هستید که می‌رسن

185
00:08:32,858 --> 00:08:34,285
‫گمونم یه بسته هم براتون اومده

186
00:08:34,360 --> 00:08:35,497
‫چند روزه اینجا مونده

187
00:08:35,572 --> 00:08:36,624
‫در واقع برای منه

188
00:08:36,699 --> 00:08:37,834
‫- باشه
‫- ممنون

189
00:08:37,909 --> 00:08:39,338
‫- بفرمایید
‫- مرسی

190
00:08:39,413 --> 00:08:40,590
‫اتاقتون طبقه‌ی پنجمه

191
00:08:40,665 --> 00:08:42,762
‫نیم‌ساعت دیگه هم جلسه‌ی گروهی دارید

192
00:08:42,837 --> 00:08:43,973
‫- خیلی ممنون
‫- عالیه، تشکر

193
00:08:44,048 --> 00:08:45,810
‫طبقه‌ی پنجم؟ ممنون

194
00:08:45,885 --> 00:08:47,397
‫این چه کوفتیه؟

195
00:08:47,472 --> 00:08:49,234
‫گُله دیگه. بهت که گفتم
‫خیلی خفنه

196
00:08:49,309 --> 00:08:51,990
‫از تاد گرفتمش، یه آرایشگر دیوث تو ایتاکا

197
00:08:52,065 --> 00:08:54,244
‫وایسا ببینم،
‫واسه خودت گُل پست کردی؟

198
00:08:54,319 --> 00:08:56,164
‫نه، بابا. واسه جفتمون گُل پست کردم

199
00:08:56,239 --> 00:08:57,543
‫شوخی… گمونم می‌خوای

200
00:08:57,618 --> 00:08:59,463
‫با هواپیما بیاریش

201
00:08:59,538 --> 00:09:00,674
‫- واقعاً؟
‫- آره، جدی

202
00:09:00,749 --> 00:09:02,052
‫ندیدی چقدر اضطراب داشتم؟

203
00:09:02,127 --> 00:09:04,674
‫چرا، دیدم. ولی گفتم لابد کلاً مضطربی

204
00:09:07,597 --> 00:09:09,526
‫خیلی خوشحالم که پیش همیم

205
00:09:09,601 --> 00:09:11,906
‫من هم همینطور

206
00:09:11,981 --> 00:09:13,819
‫وای، خدا

207
00:09:16,199 --> 00:09:17,334
‫خب، نیم ساعت وقت داریم

208
00:09:17,409 --> 00:09:18,880
‫من باید دوش بگیرم

209
00:09:18,955 --> 00:09:20,165
‫فکر خوبیه

210
00:09:21,836 --> 00:09:23,047
‫چه کمد باحالی!

211
00:09:24,717 --> 00:09:26,228
‫عه، آره. پسر، پاک یادم رفته بودها

212
00:09:26,303 --> 00:09:28,066
‫پاهات چه تروتمیزه

213
00:09:28,141 --> 00:09:29,444
‫- واقعاً؟
‫- آره

214
00:09:29,519 --> 00:09:30,989
‫تازه، بزرگ که شدی هم خیلی خوب شده‌ن

215
00:09:31,064 --> 00:09:32,533
‫انگشت‌هات صافِ صافن.
‫قشنگه

216
00:09:32,609 --> 00:09:33,745
‫باشه، ممنون

217
00:09:33,820 --> 00:09:34,914
‫هیچ برجستگی عجیبی

218
00:09:34,989 --> 00:09:36,417
‫یا موی اضافی رو پاهات نیست.
‫چه باکلاس

219
00:09:36,492 --> 00:09:37,753
‫واقعاً؟

220
00:09:37,828 --> 00:09:38,881
‫- آره
‫- جالبه

221
00:09:38,956 --> 00:09:41,052
‫هیچوقت بهشون دقت نکرده بودم

222
00:09:41,127 --> 00:09:42,847
‫هیچوقت به پاهای خودت دقت نکردی؟

223
00:09:42,922 --> 00:09:44,101
‫- نه
‫- برو بابا

224
00:09:44,176 --> 00:09:45,520
‫خیلی خوش‌فرمن

225
00:09:45,595 --> 00:09:47,482
‫نگاهشون کن؛
‫یاد پای مامان‌بزرگ می‌افتم

226
00:09:47,557 --> 00:09:49,027
‫تو پاهای مامان‌بزرگ رو یادته؟

227
00:09:49,102 --> 00:09:50,113
‫معلومه که یادمه

228
00:09:50,188 --> 00:09:51,616
‫همیشه اون صندل‌های پلاستیکی صورتی

229
00:09:51,691 --> 00:09:53,203
‫برندِ تارگت پاش بود

230
00:09:53,278 --> 00:09:54,957
‫همه‌ش با اونها تو شهر قدم می‌زد

231
00:09:55,032 --> 00:09:56,292
‫واقعاً؟

232
00:09:56,367 --> 00:09:57,504
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها که نگاهت می‌کنم

233
00:09:57,579 --> 00:09:59,166
‫- خب؟
‫- اونو می‌بینم

234
00:10:00,418 --> 00:10:01,595
‫یعنی شبیه یه پیرزن یهودی شدم؟

235
00:10:01,670 --> 00:10:03,475
‫نه پسر، بهت می‌خوره عاقل باشی

236
00:10:03,550 --> 00:10:05,437
‫چمی‌دونم، قشنگه دیگه

237
00:10:05,512 --> 00:10:07,316
‫- واقعاً؟
‫- آره

238
00:10:07,391 --> 00:10:08,862
‫مرسی، باشه، باشه

239
00:10:08,937 --> 00:10:10,072
‫- می‌خوام دوش بگیرم، باشه؟
‫- باشه

240
00:10:10,147 --> 00:10:11,534
‫- آره
‫- میشه من اول دوش بگیرم؟

241
00:10:11,609 --> 00:10:12,619
‫چرا که نه

242
00:10:12,694 --> 00:10:14,248
‫راستی، میشه گوشیت رو بهم بدی؟

243
00:10:14,323 --> 00:10:16,210
‫حتماً، واسه چی؟

244
00:10:16,285 --> 00:10:18,756
‫آخه دوست دارم زیر دوش
‫موسیقی گوش کنم

245
00:10:18,832 --> 00:10:20,093
‫مگه خودت گوشی نداری؟

246
00:10:20,168 --> 00:10:21,770
‫چرا، ولی موسیقی پخش نمی‌کنه

247
00:10:23,132 --> 00:10:24,393
‫آره، باشه، بیا

248
00:10:24,469 --> 00:10:26,314
‫- عالیه
‫- آره

249
00:10:26,390 --> 00:10:27,642
‫وقت دوشه

250
00:10:49,312 --> 00:10:51,742
‫شما یه ساعت پیش پذیرش شدید

251
00:10:51,817 --> 00:10:53,528
‫- خیلی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

252
00:10:54,322 --> 00:10:55,332
‫- سلام، ببخشید
‫- سلام

253
00:10:55,407 --> 00:10:56,543
‫بذار حدس بزنم.
‫دیوید و بنجامین؟

254
00:10:56,618 --> 00:10:57,879
‫- سلام، آره. شما جیمزی؟
‫- آره

255
00:10:57,954 --> 00:10:59,216
‫- سلام، بله، من جیمزم، سلام
‫- سلام، چطوری؟

256
00:10:59,291 --> 00:11:00,510
‫- سلام، بنجی
‫- آره

257
00:11:00,585 --> 00:11:02,138
‫- شما بنجی هستی؟ باشه، سلام
‫- بنجی، آره، بنجی

258
00:11:02,213 --> 00:11:03,641
‫آره، ببخشید.
‫قصد مزاحمت نداشتم

259
00:11:03,716 --> 00:11:05,061
‫گفتم بهتره خودم بیام؛

260
00:11:05,136 --> 00:11:06,397
‫تا احیاناً اگر نمی‌دونید گروهمون کجاست،
‫راهنماییتون کنم

261
00:11:06,472 --> 00:11:08,067
‫- دمت گرم
‫- خب، گروه کوچیک و خوبیه

262
00:11:08,142 --> 00:11:10,698
‫- باید صمیمی باشه، می‌دونید
‫- خوبه، عالیه

263
00:11:10,773 --> 00:11:12,117
‫موفق شدم، دوستان. پیداشون کردم

264
00:11:12,192 --> 00:11:13,662
‫- سلام
‫- دیوید و بنجی

265
00:11:13,737 --> 00:11:14,747
‫- سلام، سلام
‫- سلام

266
00:11:14,822 --> 00:11:15,833
‫- سلام
‫- سلام

267
00:11:15,908 --> 00:11:17,086
‫- خوش اومدید
‫- بشینید، بفرمایید

268
00:11:17,161 --> 00:11:18,797
‫- آره، مرسی، آره
‫- واقعاً ممنون، آره

269
00:11:18,872 --> 00:11:20,551
‫خب، پرحرفی نمی‌کنم

270
00:11:20,626 --> 00:11:21,846
‫ولی یه توضیحاتی درباره‌ی خودم میدم

271
00:11:21,921 --> 00:11:23,473
‫امیدوارم تا آخر هفته

272
00:11:23,548 --> 00:11:25,720
‫ازم ذله نشید

273
00:11:27,014 --> 00:11:30,822
‫خب، همون‌طور که مستحضرید،
‫اسم من جیمزه

274
00:11:30,897 --> 00:11:33,870
‫من قراره راهنمای بریتانیایی
‫تور شما توی لهستان باشم

275
00:11:33,945 --> 00:11:37,294
‫بنده دانشجوی مطالعات اروپای شرقی
‫توی آکسفورد بودم

276
00:11:37,369 --> 00:11:38,881
‫خودم یهودی نیستم

277
00:11:38,956 --> 00:11:40,634
‫منتها واقعاً عاشقِ

278
00:11:40,709 --> 00:11:41,970
‫این بخش از جهان

279
00:11:42,045 --> 00:11:43,974
‫و به‌خصوص سرگذشت یهودی‌هام

280
00:11:44,049 --> 00:11:45,436
‫که از نظرم

281
00:11:45,511 --> 00:11:48,734
‫جالب، پیچیده، گاهی جانگداز

282
00:11:48,809 --> 00:11:51,281
‫اما درنهایت زیباست

283
00:11:51,356 --> 00:11:54,037
‫خب، بسه دیگه. خفه شو جیمز

284
00:11:54,112 --> 00:11:55,749
‫کی می‌خواد نفر بعدی باشه؟

285
00:11:55,824 --> 00:11:58,546
‫خب، من شجاعت به خرج میدم

286
00:11:58,621 --> 00:12:01,344
‫سلام، من مارشا کریمرم

287
00:12:01,419 --> 00:12:03,473
‫اصالتاً اهل بروکلینم

288
00:12:03,548 --> 00:12:07,272
‫بعد از دو دهه‌ی تأسف‌بار توی لس‌آنجلس

289
00:12:07,347 --> 00:12:09,149
‫تازه برگشتم نیویورک

290
00:12:09,728 --> 00:12:10,988
‫بعد از طلاق

291
00:12:11,063 --> 00:12:12,867
‫ببخشید اگه زیادی میگم

292
00:12:12,942 --> 00:12:15,789
‫ولی فهمیدم دارم میشم همون مدل زنی

293
00:12:15,864 --> 00:12:18,544
‫که ازش متنفر بودم

294
00:12:18,619 --> 00:12:21,716
‫از اونجور خانم‌هایی که روزشون
‫توی ناهار خلاصه میشد، می‌دونید؟

295
00:12:23,085 --> 00:12:26,300
‫مادرم از چند تا اردوگاه جون سالم به‌در برد

296
00:12:27,260 --> 00:12:30,817
‫ولی ابداً حرفی درموردش نزد، هیچوقت

297
00:12:30,892 --> 00:12:33,780
‫من هم برای ادای احترام بهش اومدم اینجا

298
00:12:33,855 --> 00:12:36,411
‫خب، من خودم رو معرفی کردم.
‫نفر بعدی

299
00:12:36,486 --> 00:12:37,997
‫بعدی کیه؟

300
00:12:38,072 --> 00:12:40,418
‫خب، سلام.
‫دایان و مارک بیندر

301
00:12:40,493 --> 00:12:42,589
‫سلام

302
00:12:42,664 --> 00:12:45,427
‫ما حوصله‌سربریم

303
00:12:45,502 --> 00:12:47,764
‫تازه از شِیکر هایتس بازنشسته شدیم

304
00:12:47,839 --> 00:12:50,604
‫خانواده‌ی مارک اهل اینجا بودن، لوبلین

305
00:12:50,679 --> 00:12:53,275
‫ولی خیلی قبل از جنگ رفتن

306
00:12:53,350 --> 00:12:54,569
‫اول قرن ۲۰اُم

307
00:12:54,644 --> 00:12:56,656
‫ما یهودی‌های عهد بوق بودیم

308
00:12:56,731 --> 00:12:58,317
‫همیشه اینجوری شوخی می‌کردم

309
00:12:59,695 --> 00:13:00,788
‫- آره، بامزه بود
‫- سلام

310
00:13:00,863 --> 00:13:03,210
‫من ایلاژم

311
00:13:03,285 --> 00:13:06,758
‫همون‌طور که حدس می‌زنید،
‫من از بدو تولد یهودی نبودم

312
00:13:06,833 --> 00:13:09,639
‫البته گمونم تنها نباشم، جیمز

313
00:13:09,714 --> 00:13:11,266
‫از همراهیت خوشحالم، ایلاژ

314
00:13:11,341 --> 00:13:12,810
‫از همراهیت خوشحالم

315
00:13:12,886 --> 00:13:16,150
‫ولی حدوداً ۱۰ سال پیش یهودی شدم

316
00:13:16,225 --> 00:13:18,856
‫دراصل آفریقایی‌ام، اهل رواندا

317
00:13:19,732 --> 00:13:21,577
‫و در جواب سؤالی که

318
00:13:21,652 --> 00:13:23,121
‫شاید براتون پیش اومده باشه

319
00:13:23,196 --> 00:13:25,125
‫من… از بازماندگان نسل‌کُشی‌ام

320
00:13:25,200 --> 00:13:26,369
‫عجب!

321
00:13:27,705 --> 00:13:29,132
‫ببخشید، نه، منظورم…

322
00:13:29,207 --> 00:13:31,053
‫نه، اینو از جنبه‌ی مثبت گفتم…

323
00:13:31,128 --> 00:13:32,430
‫نمی‌دونم با «عجب» آشنایی یا نه

324
00:13:32,505 --> 00:13:33,933
‫یه چیزی تو مایه‌های
‫«وای، خدا» و «ای وای» هست

325
00:13:34,008 --> 00:13:35,270
‫منظورم اینه که…

326
00:13:35,345 --> 00:13:37,022
‫من از آدم‌هایی که
‫اهل جاهای دیگه‌ان خوشم میاد

327
00:13:37,097 --> 00:13:40,237
‫یه جورایی… در واقع، طرفدارتم.
‫ادامه بده، داداش

328
00:13:40,312 --> 00:13:42,366
‫- شرمنده
‫- نه، نه، نه

329
00:13:42,441 --> 00:13:44,912
‫خوشحال میشم که مردم
‫به کشورم علاقه نشون میدن

330
00:13:44,987 --> 00:13:45,998
‫باحاله

331
00:13:46,073 --> 00:13:47,625
‫- اسمت چیه؟
‫- بنجی

332
00:13:47,700 --> 00:13:50,505
‫- بنجی، من سفره‌ی دلم بازه
‫- به‌به

333
00:13:50,581 --> 00:13:53,595
‫خب، من و مادرم از نسل‌کشی
‫جون سالم به‌در بردیم

334
00:13:53,670 --> 00:13:57,686
‫بعد هم با پس‌اندازش که

335
00:13:57,761 --> 00:13:59,147
‫دوخته بودش داخل کُتم رفتم وینیپگ…

336
00:13:59,222 --> 00:14:01,860
‫- یا خدا. گوه توش
‫- توی وینیپگ

337
00:14:01,935 --> 00:14:04,782
‫یه ارتباطی با جامعه‌ی یهودی پیدا کردم

338
00:14:04,857 --> 00:14:06,327
‫آره، خب، طبیعیه

339
00:14:06,402 --> 00:14:08,706
‫آره، طبیعیه، بنجی

340
00:14:08,781 --> 00:14:12,296
‫وقتی با سرگذشت یهودی‌ها آشنا شدم…

341
00:14:12,371 --> 00:14:15,051
‫برای اولین بار از زمان جنگ
‫احساس آرامش کردم

342
00:14:15,126 --> 00:14:19,017
‫و هرچی بیشتر با ماجراهاشون آشنا شدم
‫و آدم‌های بیشتری رو شناختم…

343
00:14:19,092 --> 00:14:21,688
‫انسان‌های فوق‌العاده‌ای مثل شما،

344
00:14:21,763 --> 00:14:24,017
‫از درستیِ تصمیمم بیشتر مطمئن شدم

345
00:14:26,188 --> 00:14:28,116
‫وای

346
00:14:28,192 --> 00:14:31,021
‫فکرش هم نمی‌کردم قبل شروع تور
‫گریه کنم

347
00:14:32,742 --> 00:14:34,128
‫- وای، محشره
‫- وای

348
00:14:34,203 --> 00:14:35,589
‫خیلی ممنون بابت حرف‌هات، ایلاژ

349
00:14:35,664 --> 00:14:36,925
‫- آره
‫- مرسی

350
00:14:37,000 --> 00:14:38,135
‫خیلی قشنگ بود

351
00:14:38,210 --> 00:14:39,555
‫حالا کدوم خری می‌خواد
‫بعد از ایشون حرف بزنه؟

352
00:14:39,630 --> 00:14:40,974
‫آره

353
00:14:41,049 --> 00:14:42,895
‫خب، گوه توش. من میگم

354
00:14:42,971 --> 00:14:47,321
‫خب، من و دِیو، پسرعموییم…

355
00:14:47,396 --> 00:14:49,284
‫راستش، به فاصله‌ی سه هفته به دنیا اومدیم

356
00:14:49,359 --> 00:14:50,704
‫- که خیلی باحاله
‫- آره

357
00:14:50,779 --> 00:14:52,207
‫یه زلوتی میدم به کسی که حدس بزنه

358
00:14:52,282 --> 00:14:53,710
‫کدوممون بزرگ‌تریم

359
00:14:53,786 --> 00:14:54,963
‫من!

360
00:14:55,038 --> 00:14:56,508
‫باباهامون برادرن

361
00:14:56,583 --> 00:14:58,554
‫ما هم عملاً برادریم، مگه نه، دیو؟

362
00:14:58,629 --> 00:14:59,973
‫عین نخود و لوبیا کنار هم بودیم

363
00:15:00,048 --> 00:15:01,435
‫مثل اون کِیتی و آیلیش

364
00:15:01,510 --> 00:15:02,980
‫- یادته؟
‫- آره، اینو نگو

365
00:15:03,055 --> 00:15:05,317
‫ولی ‫مامان‌بزرگمون، دوری…

366
00:15:05,392 --> 00:15:07,406
‫مامان‌بزرگمون، دوری، اهل اینجا بود

367
00:15:07,481 --> 00:15:09,660
‫ما همیشه می‌خواستیم

368
00:15:09,735 --> 00:15:10,912
‫ببینیم اهل کجاست

369
00:15:10,987 --> 00:15:12,917
‫و… تو چه خونه‌ای بزرگ شده

370
00:15:12,992 --> 00:15:14,336
‫آره، در واقع واسه همین هم یه روز زودتر

371
00:15:14,411 --> 00:15:15,798
‫- از تور جدا میشیم
‫- آره، درسته، آره

372
00:15:15,873 --> 00:15:16,925
‫بنجی اصرار داشت
‫شهر کوچولوی مامان‌بزرگ رو ببینه

373
00:15:17,000 --> 00:15:18,512
‫- باید ببینیمش
‫- خیلی صمیمی بودن

374
00:15:18,587 --> 00:15:20,683
‫آره، خیلی گوگولی و باحال بود، مگه نه؟

375
00:15:20,758 --> 00:15:22,729
‫خب، راستش، من از زمان فوتش

376
00:15:22,804 --> 00:15:24,566
‫اصلاً حال‌وروز جالبی ندارم

377
00:15:24,642 --> 00:15:26,019
‫فقط نتونستم…

378
00:15:30,612 --> 00:15:33,577
‫آره، ببخشید.
‫اون عزیزترین آدم زندگیم بود

379
00:15:37,126 --> 00:15:39,013
‫می‌دونید، خوبه که یادآوری کنیم

380
00:15:39,088 --> 00:15:42,103
‫یه‌جورایی واسه همین اینجا جمع شدیم، پس…

381
00:15:42,178 --> 00:15:44,180
‫ممنون، جیمز.
‫مرسی بابت حرفت

382
00:15:44,893 --> 00:15:47,615
‫خب… آره، چیزی نیست

383
00:15:47,690 --> 00:15:49,661
‫فقط واسه اینکه حرف رو عوض کنم

384
00:15:49,736 --> 00:15:51,874
‫- آره
‫- ببخشید، وقتی از دنیا رفت

385
00:15:51,949 --> 00:15:53,210
‫یه مقدار پول واسه من و بنجی

386
00:15:53,285 --> 00:15:54,420
‫ گذاشت تو وصیت‌نامه‌ش که بیایم اینجا، پس…

387
00:15:54,495 --> 00:15:56,467
‫آره، دیو هم همیشه‌ی خدا سرش شلوغه

388
00:15:56,542 --> 00:15:57,594
‫اصلاً وقت نداره

389
00:15:57,669 --> 00:15:58,805
‫یه شغل پُراسترس داره

390
00:15:58,880 --> 00:16:00,433
‫بنرهای تبلیغاتی کوفتی رو تو اینترنت بفروشه

391
00:16:00,508 --> 00:16:01,979
‫بیخیال، بابا

392
00:16:02,054 --> 00:16:04,734
‫ولی می‌دونست یه مدته
‫حال من خیلی تخمیه، پس…

393
00:16:04,809 --> 00:16:06,697
‫دست‌به‌کار شد، همه‌چی رو گذاشت کنار

394
00:16:06,772 --> 00:16:08,576
‫و ترتیبی داد که با…

395
00:16:08,651 --> 00:16:10,830
‫تور لهستانِ مختص آدم‌های مُسن

396
00:16:10,906 --> 00:16:12,457
‫همراه شما نازنین‌ها بیایم اینجا

397
00:16:47,607 --> 00:16:49,495
‫خب، ممنون میشم همگی

398
00:16:49,570 --> 00:16:51,407
‫اینجا جمع بشید. عجله‌ای نیست

399
00:16:57,420 --> 00:16:59,976
‫همیشه تورهام رو از اینجا شروع می‌کنم

400
00:17:00,051 --> 00:17:02,397
‫از مجسمه‌ی یادبود خیزش گتو؛

401
00:17:02,472 --> 00:17:04,234
‫چون که این مجسمه رو برای

402
00:17:04,309 --> 00:17:05,821
‫بزرگداشتِ قهرمانان یهودی ساختن

403
00:17:05,896 --> 00:17:07,775
‫که جلوی نازی‌ها جنگیدن

404
00:17:08,485 --> 00:17:09,578
‫چند روز دیگه،

405
00:17:09,653 --> 00:17:11,416
‫یه اردوگاه کار اجباری رو نشونتون میدم

406
00:17:11,491 --> 00:17:14,170
‫پس به نظرم مهمه که همین اول
‫خط بطلانی رو بر این افسانه

407
00:17:14,245 --> 00:17:16,008
‫که میگه این مردم مثل بَرّه

408
00:17:16,083 --> 00:17:18,262
‫رفتن سمت قربانگاه، بکِشیم

409
00:17:18,337 --> 00:17:21,217
‫شاید مشخص باشه،
‫ولی یه هشدار بهتون بدم

410
00:17:22,177 --> 00:17:24,148
‫این تور راجع‌به درده

411
00:17:24,223 --> 00:17:25,525
‫معلومه که هست

412
00:17:25,600 --> 00:17:26,902
‫درد، عذاب و فقدان

413
00:17:26,977 --> 00:17:28,238
‫نمیشه از این چیزها فرار کرد

414
00:17:28,313 --> 00:17:30,660
‫ولی به اعتقاد من مهمه توری باشه

415
00:17:30,735 --> 00:17:32,196
‫برای بزرگداشت یاد یه عده

416
00:17:33,115 --> 00:17:34,909
‫مردمی فوق‌العاده مقاوم

417
00:17:39,459 --> 00:17:40,461
‫خب

418
00:17:41,630 --> 00:17:42,966
‫خب، همین دیگه

419
00:17:46,139 --> 00:17:49,904
‫این شهر تاریخ اسفناکی داره

420
00:17:49,980 --> 00:17:51,908
‫بهش لقب شهر ققنوس رو دادن

421
00:17:51,983 --> 00:17:55,081
‫چون به‌کرات از خاکستر بلند شده

422
00:17:55,156 --> 00:17:57,920
‫این معماری سبک شوروی

423
00:17:57,995 --> 00:17:59,547
‫محلِ اختلاف‌نظر جدیه

424
00:17:59,622 --> 00:18:00,716
‫با سلیقه‌ی همه جور نیست…

425
00:18:00,791 --> 00:18:03,387
‫باز هم می‌بینید که این سبکِ ساده و بی‌آلایش

426
00:18:03,462 --> 00:18:05,614
‫بعد از جنگ جهانی دوم روی کار اومد

427
00:18:06,177 --> 00:18:07,479
‫نگاهش کن

428
00:18:07,554 --> 00:18:09,441
‫اگه جنگ نمیشد احتمالاً
‫اینجا زندگی می‌کردیم

429
00:18:09,516 --> 00:18:11,444
‫حتی فکرش هم عقل از سر آدم می‌پرونه، نه؟

430
00:18:11,520 --> 00:18:12,864
‫جدی میگم،

431
00:18:12,939 --> 00:18:14,117
‫ما خودمون رو

432
00:18:14,192 --> 00:18:15,577
‫یه مشت مخلوق آمریکایی می‌دونیم، نه؟

433
00:18:15,652 --> 00:18:16,871
‫البته گمونم همینطور هم هست

434
00:18:16,946 --> 00:18:18,416
‫ذات آمریکا هم همینه دیگه

435
00:18:18,491 --> 00:18:20,211
‫مردمش مال فرهنگ‌های دیگه‌ان

436
00:18:20,286 --> 00:18:22,465
‫ولی، مثلاً توی یه دنیای موازی
‫داخل یه سیاه‌چاله

437
00:18:22,540 --> 00:18:24,553
‫من و تو لهستانی بودیم و احتمالاً

438
00:18:24,628 --> 00:18:26,390
‫سه متر ریش داشتیم و
‫نمی‌تونستیم با زن‌ها دست بدیم

439
00:18:26,465 --> 00:18:27,976
‫آره، بامزه‌ست.
‫می‌دونی، هر بار تو خیابون

440
00:18:28,051 --> 00:18:29,478
‫یکی از اون حَسیدی‌ها رو می‌بینم،
‫(از گروه‌های فرعی یهودیت)

441
00:18:29,553 --> 00:18:30,564
‫همیشه با خودم میگم

442
00:18:30,639 --> 00:18:32,276
‫«خدا رو شکر که خدایی نیست،
‫وگرنه من هم یکی از اینها بودم»

443
00:18:32,351 --> 00:18:34,028
‫- ملتفتی که؟
‫- چی؟

444
00:18:34,103 --> 00:18:36,283
‫هیچی، فقط یه جوک مسخره‌ست که…

445
00:18:36,358 --> 00:18:38,528
‫- واقعاً باحاله، پسر
‫- آره

446
00:18:39,447 --> 00:18:41,543
‫- لعنتی، نگاهش کن
‫- کیو؟

447
00:18:41,618 --> 00:18:42,879
‫اون خانمه، مارشا

448
00:18:42,954 --> 00:18:45,206
‫داره تنها راه میره.
‫باید بریم باهاش حرف بزنیم

449
00:18:45,500 --> 00:18:46,761
‫تازه باهاش آشنا شدیم که

450
00:18:46,836 --> 00:18:48,222
‫آره، ولی انگار یه دنیا غَم

451
00:18:48,297 --> 00:18:50,101
‫تو چشم‌هاشه، می‌دونی؟

452
00:18:50,176 --> 00:18:51,228
‫واقعاً؟

453
00:18:51,303 --> 00:18:53,064
‫آره، متوجه نشدی؟

454
00:18:53,139 --> 00:18:54,693
‫موقع معرفی؟ نه، من…

455
00:18:54,768 --> 00:18:56,029
‫فکر کنم باید یه سر بریم پیشش

456
00:18:56,104 --> 00:18:58,241
‫بنجی، شاید می‌خواد تنها باشه

457
00:18:58,316 --> 00:18:59,452
‫هیچکس نمی‌خواد تنها باشه، دیو

458
00:18:59,527 --> 00:19:00,996
‫من یه سر میرم پیشش

459
00:19:01,071 --> 00:19:03,042
‫میگم، چرا تنها راه میری؟

460
00:19:03,117 --> 00:19:04,794
‫مگه اینقدر پخمه‌ای؟

461
00:19:04,870 --> 00:19:06,048
‫- جدی میگی؟
‫- آره

462
00:19:06,123 --> 00:19:07,675
‫به نظر آدم جالبی میای

463
00:19:07,750 --> 00:19:09,429
‫- ببخشید
‫- خواهش می‌کنم

464
00:19:09,504 --> 00:19:11,767
‫این یکی از بخش‌های دست‌نخورده‌ی

465
00:19:11,842 --> 00:19:13,853
‫گتوی ورشو و بخشی از دیواری بود

466
00:19:13,929 --> 00:19:18,488
‫که حدفاصل نوامبر ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۲ وجود داشت

467
00:19:18,563 --> 00:19:20,616
‫توی شهر که می‌چرخید،

468
00:19:20,691 --> 00:19:22,643
‫متوجه میشید که…

469
00:19:23,447 --> 00:19:25,208
‫خواهش می‌کنم

470
00:19:25,284 --> 00:19:29,091
‫بفرمایید، آب.
‫دایان، مارک، بفرمایید

471
00:19:29,166 --> 00:19:31,218
‫باید آب بخورید، مهمه. جیمز، ایلاژ

472
00:19:31,503 --> 00:19:33,841
‫مارشا، آب بخور

473
00:19:43,651 --> 00:19:44,904
‫خب، آماده‌اید؟

474
00:19:45,739 --> 00:19:46,741
‫منتظر چی هستیم؟

475
00:19:49,788 --> 00:19:52,752
‫نیودهلی که حاضری‌فروشی نداره.
‫از کجا کنیش (نوعی اسنک) گرفتی؟

476
00:19:55,048 --> 00:19:58,471
‫از فرودگاه. البته تازه نبود

477
00:20:00,850 --> 00:20:02,194
‫آهای!

478
00:20:02,269 --> 00:20:03,271
‫هی

479
00:20:04,566 --> 00:20:05,567
‫بیا

480
00:20:06,403 --> 00:20:07,998
‫- ممنون
‫- ممنون؟

481
00:20:08,073 --> 00:20:09,292
‫نه، یعنی، برات نگهش داشتم

482
00:20:09,367 --> 00:20:11,003
‫نمی‌دونم می‌خواستی…

483
00:20:11,078 --> 00:20:12,730
‫- آره، اونجا بشین
‫- نه، پسر

484
00:20:14,084 --> 00:20:15,929
‫حالا اون خانمه چِش بود؟

485
00:20:16,004 --> 00:20:17,307
‫منظورت چیه؟

486
00:20:17,382 --> 00:20:19,936
‫همون خانمه که می‌گفتی غم تو چشم‌هاشه

487
00:20:20,011 --> 00:20:21,398
‫- مارشا
‫- آره. حالش خوبه؟

488
00:20:21,473 --> 00:20:22,776
‫شرایط عجیبی رو پشت سر میذاره

489
00:20:22,851 --> 00:20:23,861
‫- واقعاً؟
‫- آره

490
00:20:23,936 --> 00:20:25,238
‫- خودش بهت گفت؟
‫- آره

491
00:20:25,313 --> 00:20:26,407
‫گمونم به نظرش من درکش می‌کنم؛

492
00:20:26,482 --> 00:20:27,618
‫چون هر دومون عزیزی رو از دست دادیم

493
00:20:27,693 --> 00:20:28,953
‫مامان‌بزرگ رو میگی؟

494
00:20:29,028 --> 00:20:30,247
‫آره، فقط،

495
00:20:30,323 --> 00:20:31,501
‫اضطراب پدرش رو درآورده؛

496
00:20:31,576 --> 00:20:33,045
‫چون شوهرش ماه مِی کاملاً یهویی

497
00:20:33,120 --> 00:20:34,840
‫ولش کرد رفت

498
00:20:34,915 --> 00:20:36,176
‫وای خدا

499
00:20:36,251 --> 00:20:37,387
‫با یه مَردی به اسم دِرِن قرار میذاره

500
00:20:37,462 --> 00:20:38,639
‫حالا حتماً پیش خودت میگی خوشحاله

501
00:20:38,714 --> 00:20:40,225
‫ولی طرف یه لاشیِ به‌تمام‌معناست

502
00:20:40,300 --> 00:20:41,469
‫واقعاً؟ چه‌جوری؟

503
00:20:42,722 --> 00:20:44,901
‫نمی‌دونم، پسر. به نظرم

504
00:20:44,976 --> 00:20:47,278
‫درست نیست پشت سرش حرف بزنیم

505
00:20:47,689 --> 00:20:48,950
‫باشه، آخه من…

506
00:20:49,025 --> 00:20:51,488
‫- فقط داشتم سؤال می‌پرسیدم
‫- می‌دونم، ولی… باز هم

507
00:20:54,911 --> 00:20:56,372
‫سوپ عجیبیه، نه؟

508
00:20:57,081 --> 00:20:58,877
‫من که عاشقش شدم

509
00:21:02,383 --> 00:21:04,521
‫در باب خیزش ورشو

510
00:21:04,596 --> 00:21:07,569
‫به نظرم عجیب‌ترین و
‫تکون‌دهنده‌ترین جنبه‌ش

511
00:21:07,644 --> 00:21:09,823
‫نه سرکوب قیام توسط آلمان‌ها،

512
00:21:09,898 --> 00:21:12,369
‫که نقشِ روس‌ها داخلش هست

513
00:21:12,444 --> 00:21:14,081
‫می‌دونید، روس‌ها و لهستانی‌ها

514
00:21:14,156 --> 00:21:15,584
‫مثلاً متحد بودن

515
00:21:15,659 --> 00:21:18,798
‫برادران در نبرد علیه دشمن مشترک

516
00:21:18,873 --> 00:21:21,344
‫مطمئنم می‌خواید عکس بندازید

517
00:21:21,419 --> 00:21:23,432
‫اگه سؤالی دارید حتماً بپرسید

518
00:21:23,507 --> 00:21:25,186
‫همیشه خوشحال میشم بهتون…

519
00:21:25,261 --> 00:21:26,938
‫- از این یارو خوشت میاد؟
‫- آره

520
00:21:27,013 --> 00:21:29,109
‫راستی، ایلاژ، کارت که تموم شد…

521
00:21:29,184 --> 00:21:30,863
‫ببخشید، میشه از من و دیو یه عکس

522
00:21:30,938 --> 00:21:32,949
‫- کنار اینها بگیری؟
‫- چرا که نه

523
00:21:33,025 --> 00:21:34,870
‫- دمت گرم
‫- ببخشید، چی؟

524
00:21:34,945 --> 00:21:37,041
‫باید کنارشون ژست بگیریم.
‫باحال میشه

525
00:21:37,116 --> 00:21:39,922
‫به نظرت بی‌احترامی نیست…

526
00:21:39,997 --> 00:21:41,967
‫کجاش بی‌احترامیه؟
‫ما طرف اونهاییم

527
00:21:42,042 --> 00:21:43,845
‫داریم با روس‌ها و
‫آلمانی‌های کیری می‌جنگیم. بیا دیگه

528
00:21:43,920 --> 00:21:45,264
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم آره، نمی…

529
00:21:45,340 --> 00:21:46,851
‫نمی‌دونم این کار درسته یا نه

530
00:21:46,926 --> 00:21:48,521
‫پس حدأقل از من در حال مبارزه

531
00:21:48,596 --> 00:21:50,316
‫کنار برادران لهستانیم عکس می‌گیری؟

532
00:21:50,391 --> 00:21:51,401
‫آره

533
00:21:51,476 --> 00:21:53,028
‫آقایون، من راهی میدون نبرد میشم

534
00:21:54,149 --> 00:21:55,744
‫نه، اونا برگن

535
00:21:55,819 --> 00:21:57,206
‫ببخشید دیر کردم.
‫باید جنگ رو ببرم

536
00:21:57,281 --> 00:21:58,367
‫یا احتمالاً ببازم

537
00:21:59,661 --> 00:22:01,048
‫واقعاً… عالی افتادی، بنجی

538
00:22:01,123 --> 00:22:02,970
‫- صحنه‌های خوبی شکار کردم
‫- واقعی شده؟

539
00:22:03,045 --> 00:22:05,350
‫خب، هم فلزی‌ان، هم دو برابرِ تو

540
00:22:05,425 --> 00:22:06,852
‫پس، می‌دونی، نشده

541
00:22:06,928 --> 00:22:08,439
‫کمک لازم دارم.
‫می‌خوای بیای بالا؟

542
00:22:08,515 --> 00:22:10,444
‫نه، نیازی نیست. جام خوبه. جدی میگم

543
00:22:10,519 --> 00:22:12,156
‫ایلاژ! می‌خوای بیای ارتش؟

544
00:22:12,231 --> 00:22:14,078
‫من اهل مبارزه نیستم، بنجی. دمت گرم

545
00:22:14,153 --> 00:22:15,539
‫خب، می‌تونی امدادگری چیزی باشی

546
00:22:15,615 --> 00:22:17,294
‫ملت کمک لازم دارن

547
00:22:17,369 --> 00:22:18,964
‫- خیلی مسخره‌ست
‫- می‌دونم

548
00:22:19,039 --> 00:22:21,041
‫بیا، مامانت عاشق این عکس‌ها میشه

549
00:22:21,962 --> 00:22:23,015
‫بی‌زحمت میشه ازم عکس بگیری؟

550
00:22:23,090 --> 00:22:25,645
‫بیا، هی، مارشا

551
00:22:25,720 --> 00:22:26,940
‫- فقط یه دونه
‫- آره، حتماً

552
00:22:27,015 --> 00:22:28,819
‫آره، حالا شد

553
00:22:28,894 --> 00:22:31,366
‫خب، تو امدادگری.
‫باید پای این مرد رو پانسمان کنی

554
00:22:31,442 --> 00:22:32,786
‫- باشه
‫- خیلی درد داره

555
00:22:32,861 --> 00:22:35,083
‫- باشه
‫- واقعاً بهت نیاز داره

556
00:22:35,158 --> 00:22:36,462
‫باید بهش قوت‌قلب هم بدی.
‫باهاش حرف بزن

557
00:22:36,537 --> 00:22:38,049
‫نگران نباش، من…
‫من اومدم بهت کمک کنم

558
00:22:38,124 --> 00:22:39,301
‫اوه، چه خوب مراقبت می‌کنی

559
00:22:39,377 --> 00:22:41,014
‫یه فلورانس نایتینگل جوون اینجا داریم
‫(بنیان‌گذار پرستاری نوین)

560
00:22:41,089 --> 00:22:42,308
‫دیو، داری همه رو می‌گیری دیگه؟

561
00:22:42,383 --> 00:22:43,770
‫- آره، گرفتم
‫- بامزه شده؟

562
00:22:43,845 --> 00:22:45,482
‫آره، بامزه‌ست. آره

563
00:22:45,557 --> 00:22:46,693
‫مطمئنی نمی‌خوای بیای بالا؟

564
00:22:46,768 --> 00:22:47,904
‫نیروی انسانی لازم داریم‌ها

565
00:22:47,979 --> 00:22:49,366
‫نه، ردیفه. من…

566
00:22:49,441 --> 00:22:50,994
‫از مرکز فرماندهی نظارت می‌کنم

567
00:22:51,069 --> 00:22:52,539
‫مرکز…

568
00:22:52,614 --> 00:22:53,876
‫مرکز فرماندهی.
‫اینو خوب اومدی، دیو

569
00:22:53,951 --> 00:22:54,961
‫من هم می‌تونم بیام؟

570
00:22:55,036 --> 00:22:56,841
‫ژنرال مارکوس

571
00:22:56,916 --> 00:22:58,303
‫حضورتون باعث افتخاره، قربان

572
00:22:58,378 --> 00:22:59,430
‫- آزاد
‫- مارشا

573
00:22:59,505 --> 00:23:00,725
‫- باشه، ممنون
‫- بیا بالا!

574
00:23:00,800 --> 00:23:02,019
‫مارشا، تجهیزات بیشتری نیاز دارم

575
00:23:02,094 --> 00:23:03,398
‫آره. تو هم می‌خوای امدادگر باشی؟

576
00:23:03,473 --> 00:23:04,525
‫نه، نمی‌خوام امدادگر باشم

577
00:23:04,600 --> 00:23:05,653
‫مگه تفنگی چیزی نیست؟

578
00:23:05,728 --> 00:23:07,156
‫بنازم. نگاهش کن

579
00:23:07,231 --> 00:23:09,077
‫وای خدا، باورم نمیشه دارم
‫این کار رو می‌کنم. مرسی، دیوید

580
00:23:09,152 --> 00:23:10,247
‫خواهش می‌کنم. مشکلی نیست

581
00:23:10,322 --> 00:23:11,582
‫مطمئنی نمی‌خوای بری بالا؟

582
00:23:11,657 --> 00:23:13,128
‫نه، خوبه. قبل از اینکه شلوغ بشه

583
00:23:13,203 --> 00:23:14,589
‫چند تا عکس خوب گرفتم

584
00:23:14,664 --> 00:23:18,515
‫جیموتی! قربان، یه تیرانداز
‫از نیروی هوایی سلطنتی می‌خوایم، رفیق

585
00:23:18,590 --> 00:23:19,718
‫دارم میام!

586
00:23:22,307 --> 00:23:23,986
‫قراره از هواپیما پرتت کنیم پایین

587
00:23:24,061 --> 00:23:25,197
‫یا خودت هواپیمایی؟

588
00:23:25,272 --> 00:23:26,525
‫فکر کنم خودم هواپیمام

589
00:23:28,571 --> 00:23:30,250
‫پس تو هواپیمایی

590
00:23:30,325 --> 00:23:32,296
‫خب، دیو، آماده‌ای؟

591
00:23:32,371 --> 00:23:34,073
‫همگی یه ژست بگیرید و ثابت بمونید

592
00:23:46,859 --> 00:23:48,746
‫داری اینا رو می‌گیری، دیو؟
‫بازوم درد گرفت

593
00:23:48,821 --> 00:23:50,457
‫آره. آخریشه. یه لحظه

594
00:23:50,533 --> 00:23:51,794
‫خب، گرفتم

595
00:23:51,869 --> 00:23:53,213
‫باشه، مرخصید، سربازها

596
00:23:53,288 --> 00:23:54,925
‫همه خیلی شجاع بودیم.
‫متأسفانه، همه‌مون…

597
00:23:55,000 --> 00:23:57,012
‫ماجرای پیچیده‌ای اینجا رقم می‌خوره

598
00:23:57,087 --> 00:23:58,474
‫زانوهام

599
00:23:58,549 --> 00:24:00,310
‫خیلی ممنون، پسر.
‫حال داد. دمت گرم

600
00:24:00,386 --> 00:24:01,355
‫خواهش می‌کنم. نه، خیلی…

601
00:24:01,430 --> 00:24:03,231
‫- خوش گذشت
‫- خیلی حال داد

602
00:24:05,145 --> 00:24:06,615
‫شما؟ باشه

603
00:24:06,690 --> 00:24:08,661
‫خب، اگه توصیه‌ای لازم داشتید

604
00:24:08,736 --> 00:24:10,489
‫- عالی
‫- بهم بگید

605
00:24:15,541 --> 00:24:17,093
‫خب، همه کارتون عالی بود

606
00:24:17,712 --> 00:24:19,006
‫فوق‌العاده‌ست

607
00:24:21,386 --> 00:24:23,190
‫واحد ما اینجاست.
‫شب به‌خیر، دیوونه‌ها

608
00:24:23,265 --> 00:24:24,359
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر

609
00:24:24,434 --> 00:24:25,603
‫فردا قراره طولانی باشه

610
00:24:31,406 --> 00:24:33,043
‫- هی، دیو؟
‫- بله؟

611
00:24:33,118 --> 00:24:35,220
‫چند لحظه تو دستشویی بیا پیشم

612
00:24:35,373 --> 00:24:36,458
‫چی؟ چرا؟

613
00:24:38,713 --> 00:24:40,558
‫- سلام
‫- سلام

614
00:24:40,633 --> 00:24:42,730
‫خب، اینجا چیکار می‌کنیم؟

615
00:24:42,805 --> 00:24:44,976
‫می‌خواستم بخاطر اینکه

616
00:24:45,017 --> 00:24:47,856
‫همراهم اومدی ازت تشکر کنم

617
00:24:47,898 --> 00:24:49,735
‫می‌دونم برات سختـه مرخصی بگیری و

618
00:24:49,777 --> 00:24:51,321
‫پسرت رو تنها بذاری…

619
00:24:52,533 --> 00:24:54,035
‫اما واقعاً بهش ‫نیاز داشتم، پسر

620
00:24:54,077 --> 00:24:55,497
‫- واقعاً؟
‫- آره

621
00:24:55,539 --> 00:24:57,584
‫خب، عا… عالیـه، پسر

622
00:24:57,626 --> 00:25:00,674
‫خوشحالی تو، خوشحالیِ منـه

623
00:25:00,716 --> 00:25:02,761
‫می‌دونم این چند ماه اخیر
‫زندگیت گل و بلبل نبوده…

624
00:25:02,803 --> 00:25:04,055
‫این هم بگم که

625
00:25:04,097 --> 00:25:05,392
‫می‌دونم اصلاً اهل رفیق‌بازی و دسته‌جمعی

626
00:25:05,434 --> 00:25:08,481
‫جایی رفتن و این اراجیف نیستی

627
00:25:08,523 --> 00:25:09,567
‫- نیستم؟
‫- نه

628
00:25:09,608 --> 00:25:11,904
‫ولی همین که اینجایی فوق‌العاده‌ست،

629
00:25:11,946 --> 00:25:13,658
‫همین که جسورانه به‌خاطر من
‫از لاک خودت بیرون اومدی

630
00:25:15,162 --> 00:25:17,332
‫- قربونت، پسر
‫- بریم یه گُل بکِشیم

631
00:25:20,756 --> 00:25:23,303
‫به به، بچه‌بازی کسشعر شرکت‌ها

632
00:25:23,344 --> 00:25:24,764
‫چیو میگی؟

633
00:25:24,805 --> 00:25:25,807
‫آخه چطوری قراره توی این قبرستون گُل بکِشیم؟

634
00:25:25,849 --> 00:25:27,394
‫تخم‌سگ‌ها پنجره‌ها رو قفل کردن

635
00:25:27,436 --> 00:25:28,855
‫انگار حکومت نظامیـه

636
00:25:28,898 --> 00:25:30,609
‫هی، پسر. می‌خوام یکم استراحت کنم

637
00:25:30,650 --> 00:25:31,904
‫تقریباً ۲۴ ساعتی میشه که بیداریم

638
00:25:31,945 --> 00:25:33,698
‫نه، نگو که می‌خوای خواب رو
‫بهم ترجیح بدی

639
00:25:33,740 --> 00:25:35,452
‫بالاخره بعد چند سال
‫تونستیم یه شب پیش هم باشیم

640
00:25:35,494 --> 00:25:37,081
‫نمی‌دونم. خسته‌ام. حموم‌لازمم

641
00:25:37,122 --> 00:25:39,126
خسته‌ام چیـه؟
‫داداش، علف باعث میشه بخوابی دیگه

642
00:25:39,168 --> 00:25:41,047
‫از اون علف‌هاست که خواب‌آوره؟

643
00:25:41,089 --> 00:25:43,468
‫- نه، از اون یکی‌هاست
‫- بیخیال

644
00:25:43,510 --> 00:25:44,553
‫- داداش
‫- چیـه؟

645
00:25:44,595 --> 00:25:46,600
‫یه دوش بگیر،
‫صورت تخمیت رو بشور و بِساب

646
00:25:46,642 --> 00:25:47,977
‫اصلاً، ماتحتت رو جلا بده

647
00:25:48,019 --> 00:25:49,689
‫هر کاری که لازمـه بکن
‫تا حس بهتری به خودت داشته باشی

648
00:25:49,731 --> 00:25:50,900
‫- باشه
‫- من هم یه رُل تُپل

649
00:25:50,942 --> 00:25:52,236
‫گُل می‌پیچیم واسه خودمون،

650
00:25:52,277 --> 00:25:53,906
‫میریم پشت‌بوم. خب؟

651
00:26:02,841 --> 00:26:05,680
‫خیلی‌خب، کجاست؟

652
00:26:05,721 --> 00:26:07,517
‫نمی‌دونم. شاید پشت‌بوم رو قفل می‌کنن

653
00:26:07,559 --> 00:26:09,604
‫تا آمریکایی‌های کسکش علف‌باز رو دَک کنن

654
00:26:09,646 --> 00:26:11,441
‫گمونم خودشـه ها. نیست؟

655
00:26:11,483 --> 00:26:13,612
‫غلط نکنم الان صدای
‫دزدگیر وامونده‌شون به صدا در میاد

656
00:26:13,654 --> 00:26:14,698
‫خب؟ گیریم صداش در اومد،

657
00:26:14,739 --> 00:26:16,117
‫ما هم میگیم لهستانی بلد نیستیم

658
00:26:16,159 --> 00:26:17,661
‫واقعاً هم بلد نیستیم دیگه

659
00:26:17,703 --> 00:26:19,582
‫ها، فکر کنم… مطمئن نیستم، پسر

660
00:26:19,623 --> 00:26:21,794
‫به نظرم بهتره برگردیم پایین

661
00:26:21,836 --> 00:26:23,756
‫- جداً؟
‫- آره

662
00:26:23,798 --> 00:26:26,553
‫آره. حس… حس خوبی به این کار ندارم

663
00:26:28,222 --> 00:26:29,976
‫- آره، خیلی‌خب
‫- باش

664
00:26:30,018 --> 00:26:31,145
‫خب، اگه حس خوبی نداری،

665
00:26:31,187 --> 00:26:32,314
‫- پس ولش کن
‫- شرمنده، نمی‌دونم

666
00:26:32,355 --> 00:26:33,566
‫گمونم، ضایع‌ست

667
00:26:33,608 --> 00:26:34,860
‫نه، طوری نیست.
‫ضایع هم نیست، فقط…

668
00:26:34,902 --> 00:26:36,321
‫بنجی!

669
00:26:48,802 --> 00:26:50,597
‫دست بجنبون. چیزی نمونده برسیم

670
00:26:59,447 --> 00:27:00,991
‫آره، داشِ خودمـی

671
00:27:01,033 --> 00:27:02,494
‫چه حسی داری، داداش؟

672
00:27:02,536 --> 00:27:04,039
‫آم، بدک نیستم

673
00:27:04,790 --> 00:27:05,792
‫بدک نیستم

674
00:27:06,710 --> 00:27:08,046
‫- دیوید؟
‫- بله؟

675
00:27:08,088 --> 00:27:09,173
‫حالت چطوره، پسر؟

676
00:27:09,215 --> 00:27:10,843
‫- خوبم من
‫- عه؟

677
00:27:10,885 --> 00:27:12,388
‫آره، خوبم

678
00:27:12,429 --> 00:27:13,890
‫فقط یکم مواد لازم بودی. همین

679
00:27:13,932 --> 00:27:14,976
‫- واقعاً؟
‫- آره

680
00:27:15,017 --> 00:27:16,228
لنگ همین بودم، ها؟

681
00:27:16,270 --> 00:27:17,563
‫- لنگ همین بودی
‫- بفرما

682
00:27:17,605 --> 00:27:19,734
‫خودشـه

683
00:27:19,776 --> 00:27:20,778
‫تو…

684
00:27:21,780 --> 00:27:23,658
‫در واقع یه آدم خفنی که

685
00:27:23,701 --> 00:27:24,827
‫توی جسم یه کسی گیر افتاده که

686
00:27:24,869 --> 00:27:26,080
‫دست بر قضا بد قولـه

687
00:27:26,122 --> 00:27:28,835
‫هر دفعه که می‌بینمت،
‫باید اون رویِ باحالت رو

688
00:27:28,876 --> 00:27:30,254
‫بیدار کنم

689
00:27:30,296 --> 00:27:32,425
‫مرسی؟

690
00:27:32,466 --> 00:27:34,512
‫ببین داداش،
‫وقتی به دوتایی‌مون فکر می‌کنم، پسر…

691
00:27:34,554 --> 00:27:35,973
‫خب؟

692
00:27:36,015 --> 00:27:37,977
‫قدم‌زدن‌های شبونه‌مون
‫توی نیویورک میاد تو ذهنم،

693
00:27:38,019 --> 00:27:39,688
‫سعی می‌کردیم تا خودِ صبح بیدار بمونیم

694
00:27:39,730 --> 00:27:42,359
‫- همیشه همین کار رو می‌کردی
‫- اوهوم

695
00:27:42,401 --> 00:27:44,030
‫- آره
‫- تو هم که نصفه راه

696
00:27:44,071 --> 00:27:46,367
‫بیهوش می‌شدی

697
00:27:46,409 --> 00:27:47,995
‫از روی پُل ویلیامزبورگ رد می‌شدیم و

698
00:27:48,037 --> 00:27:51,585
‫روی یه نیمکت وسط محله‌ی چینی‌ها می‌افتادی

699
00:27:51,626 --> 00:27:52,795
‫آره، می‌دونم

700
00:27:54,716 --> 00:27:56,052
بگی‌نگی پخمه‌ای

701
00:28:19,929 --> 00:28:20,931
‫دیو؟

702
00:28:21,682 --> 00:28:22,684
‫هوم؟

703
00:28:25,022 --> 00:28:26,733
‫شرمنده بهت گفتم پخمه

704
00:28:28,445 --> 00:28:30,156
‫عیبی نداره

705
00:28:30,198 --> 00:28:31,867
‫شرمنده که همیشه خوابم می‌بُرد

706
00:28:31,909 --> 00:28:33,621
‫بیخیال، داداش

707
00:28:33,663 --> 00:28:35,583
‫هم سر کار می‌رفتی، هم زن و زندگی داشتی

708
00:28:36,794 --> 00:28:38,630
‫کل روز بیدار می‌موندی

709
00:28:38,672 --> 00:28:40,968
‫به کارهای مهمت برسی

710
00:28:41,009 --> 00:28:42,847
‫ولی من اصلاً کار خاصی نداشتم

711
00:28:45,017 --> 00:28:46,311
‫برام مهم نیست خوابت می‌برد، پسر

712
00:28:46,353 --> 00:28:47,772
بودنت برام قوت قلب بود

713
00:29:24,715 --> 00:29:25,759
‫چی گفت؟

714
00:29:25,800 --> 00:29:26,844
‫یه مُشت اراجیف

715
00:29:26,886 --> 00:29:28,305
‫- واقعاً؟
‫- آره

716
00:29:28,347 --> 00:29:29,599
‫اگه نظر منو بخوای
‫عملاً فاجعه بود، اما…

717
00:29:29,642 --> 00:29:30,726
‫واقعاً خنده‌داره

718
00:29:31,394 --> 00:29:32,647
‫بنجی

719
00:29:32,688 --> 00:29:34,067
‫باید بریم

720
00:29:34,108 --> 00:29:35,904
‫قطار تا یه ساعت دیگه میرسه، خب؟

721
00:29:41,082 --> 00:29:42,377
‫شرمنده یکم دیر کردیم

722
00:29:42,418 --> 00:29:45,216
‫آره، دیو همین دو دقیقه پیش بیدارم کرد

723
00:29:45,258 --> 00:29:46,260
‫خیلی‌خب

724
00:29:58,494 --> 00:30:00,206
‫قطار تا دو دقیقه‌ی دیگه
‫از راه میرسه. بجنبید

725
00:30:02,128 --> 00:30:03,171
‫واقعاً ممنونم

726
00:30:03,213 --> 00:30:04,549
‫حالت خوبـه؟

727
00:30:04,591 --> 00:30:06,971
‫می‌دونم یکمی سنگینـه. شرمنده

728
00:30:08,766 --> 00:30:10,103
‫درستـه. بیاید، بچه‌ها

729
00:30:10,145 --> 00:30:12,024
‫باید تا انتهای سکو بریم

730
00:30:13,318 --> 00:30:16,450
‫خیلی‌خب، همگی.
‫این بلیت‌های درجه‌یک

731
00:30:16,491 --> 00:30:18,495
‫جزو پکیج تور امروزه

732
00:30:18,538 --> 00:30:19,665
‫یوهـو

733
00:30:19,707 --> 00:30:21,794
خوش به حالمون شده. ‫بیاید

734
00:30:21,836 --> 00:30:23,465
‫باید مستقیم بریم انتهای سکو، بچه‌ها

735
00:30:23,506 --> 00:30:24,926
‫بلیت درجه‌یک دوست دارم

736
00:30:24,968 --> 00:30:27,390
‫نرخ ارزش عالیـه

737
00:30:27,432 --> 00:30:28,601
‫ببخشید

738
00:30:35,157 --> 00:30:36,201
‫اگه وقت دارید،

739
00:30:36,242 --> 00:30:38,456
‫می‌تونیم یه سر تا متروی لوبلین بریم

740
00:30:38,498 --> 00:30:39,750
‫آم، بهشتـه

741
00:30:39,792 --> 00:30:41,922
‫به نظر من که یکمی زیادی بهش بها دادن

742
00:30:41,963 --> 00:30:44,218
‫ولی دروازه‌ی گرودزکا یه چیز دیگه‌ست

743
00:30:44,259 --> 00:30:46,138
‫مگه دروازه‌اش هنوز در دسترسـه؟

744
00:30:46,181 --> 00:30:47,475
‫هی رفیق، به نظرم دیگه باید بریم

745
00:30:47,517 --> 00:30:48,727
‫چی؟

746
00:30:48,769 --> 00:30:50,231
‫به نظرم بهتره بریم یه واگن دیگه

747
00:30:50,272 --> 00:30:51,567
‫یعنی چی؟

748
00:30:51,609 --> 00:30:53,697
‫برات عجیب نیست که
‫سوار واگن درجه‌یک شدی؟

749
00:30:53,738 --> 00:30:55,534
‫- آم، نه. پولش رو دادیم خب
‫- نه؟

750
00:30:55,575 --> 00:30:56,912
‫به کسی که ضرر نرسوندیم، نه

751
00:30:56,954 --> 00:30:59,083
‫داداش، یه مُشت یهودی سوار قطار لهستانیم

752
00:30:59,125 --> 00:31:00,169
‫یه لحظه بهش فکر کن

753
00:31:00,211 --> 00:31:01,840
‫- دارم بهش…
‫- بنجی؟

754
00:31:01,881 --> 00:31:02,967
‫- بنجی
‫- بله؟

755
00:31:03,008 --> 00:31:04,302
‫حالت خوبـه تو؟

756
00:31:04,345 --> 00:31:05,681
‫- آره، صد البته
‫- آره

757
00:31:05,723 --> 00:31:07,643
‫- شرمنده
‫- آره، نه. طوری نیست

758
00:31:07,685 --> 00:31:09,606
‫راستش، باید منصفانه، محشر…

759
00:31:09,648 --> 00:31:10,859
‫نه، راستش حس می‌کنم… شرمنده

760
00:31:10,900 --> 00:31:12,154
‫- خیلی‌خب
‫- فقط… کسی…

761
00:31:12,195 --> 00:31:14,283
‫کس دیگه‌ای هم ‫همچین حسی داره اینجا؟

762
00:31:14,868 --> 00:31:16,120
‫چه حسی؟

763
00:31:16,162 --> 00:31:17,749
‫همین حس رو مُخی که دارم،

764
00:31:17,790 --> 00:31:19,962
‫حس می‌کنم توی این قطار
‫حکم شاهزاده‌ها رو داریم؟

765
00:31:20,004 --> 00:31:21,841
‫یعنی کسی متوجه این وضعیت نشده؟

766
00:31:21,883 --> 00:31:23,678
‫- خدای من. بنجی، بیا پسر
‫- همین که اینجا نشستیم و

767
00:31:23,720 --> 00:31:25,891
‫داریم غذای خوب می‌خوریم،
‫انگار نه انگار که ۸۰ سال پیش،

768
00:31:25,932 --> 00:31:27,227
‫عینهو یه مُشت گاو و گوسفند

769
00:31:27,269 --> 00:31:28,689
‫تهِ این قطارها بارمون میزدن!

770
00:31:28,731 --> 00:31:30,192
‫- خدایا
‫- خیلی‌خب، بنجی

771
00:31:30,233 --> 00:31:32,071
‫فکر نکنم کسی دلش بخواد
‫این حرف‌ها رو بشنوه الان

772
00:31:32,113 --> 00:31:34,034
‫خیلی‌خب، ولی چرا؟ چرا کسی
‫دلش نمی‌خواد این‌ها رو بشنوه؟

773
00:31:34,075 --> 00:31:35,286
‫- چون ناراحت‌کننده‌ست، پسر
‫- ناراحت‌کننده؟

774
00:31:35,328 --> 00:31:36,664
‫خیلی‌خب، نگاه کن. عیبی نداره

775
00:31:36,706 --> 00:31:38,000
نکته‌ی جالب و حساسی رو مطرح کردی

776
00:31:38,042 --> 00:31:39,922
‫هر از گاهی توی این تورها اینجوری میشه

777
00:31:39,963 --> 00:31:41,634
‫موندن توی هتل‌های لوکس،

778
00:31:41,675 --> 00:31:43,136
‫خوردن غذاهای اعیونی،
‫همشون باعث میشه

779
00:31:43,178 --> 00:31:44,723
‫آدم یاد بدبختی‌ و مصیبت‌های

780
00:31:44,765 --> 00:31:46,477
‫زندگی قدیم خونواده‌اش بیفته

781
00:31:46,519 --> 00:31:48,649
‫ما رو درگیر احساسات مبهمی می‌کنه

782
00:31:48,690 --> 00:31:50,528
‫حس ملالت و ناسازگاری

783
00:31:50,569 --> 00:31:53,450
‫به جرئت می‌تونم بگم،
‫حتی یکمی حس گناه هم درش دخیلـه

784
00:31:53,492 --> 00:31:54,870
‫داری زندگی خودت رو با…

785
00:31:54,912 --> 00:31:56,248
‫من که احساس گناه ندارم

786
00:31:56,289 --> 00:31:58,252
‫- نه. کار درستی می‌کنی، مارک
‫- چرا باید حس گناه داشته باشم؟

787
00:31:58,293 --> 00:31:59,588
‫نه، من که نمیگم حتماً حس گناه داشته باشید

788
00:31:59,630 --> 00:32:00,757
‫خب، چون همه‌مون توی

789
00:32:00,799 --> 00:32:02,093
‫رفاه و پَر قو بزرگ شدیم

790
00:32:02,134 --> 00:32:03,888
‫عملاً خودمون رو تافته‌ی

791
00:32:03,930 --> 00:32:05,558
‫جدا بافته از درد و رنج بقیه می‌دونیم

792
00:32:05,599 --> 00:32:07,353
‫دقیقاً مثل طعم تلخ تجربه‌ی

793
00:32:07,395 --> 00:32:08,730
‫چپوندنمون توی واگن قطار و

794
00:32:08,772 --> 00:32:10,317
‫- شکوندن سر وامونده‌مون
‫- خدای من، بنجی

795
00:32:10,359 --> 00:32:11,820
‫خب، الان ما چیکار کنیم؟

796
00:32:11,862 --> 00:32:13,448
‫- مارک، مارک، مارک، خواهش می‌کنم
‫- حدأقل بپذیرش، پسر

797
00:32:13,490 --> 00:32:14,701
‫سعی کن یجوری حسش کنی

798
00:32:14,742 --> 00:32:15,870
‫چرا داری اینجوری می‌کنی؟

799
00:32:15,911 --> 00:32:17,122
‫رفیق، دارم احساساتم رو
‫به زبون میارم دیگه

800
00:32:17,163 --> 00:32:18,584
‫خیلی‌خب. چرا الان یهو مهم شده؟

801
00:32:19,961 --> 00:32:21,965
‫وای، پسر. تو کلاً آدم احساساتی‌ای هستی، پسر

802
00:32:22,007 --> 00:32:24,721
‫بچه‌ی مضطرب و گوگولیی بود، پسر

803
00:32:24,762 --> 00:32:25,931
‫- از دست تو، بنجی
‫- با همدیگه رفته بودم

804
00:32:25,973 --> 00:32:27,183
‫- یه کمپ یهودی شبونه
‫- دست بردار، پسر

805
00:32:27,225 --> 00:32:28,603
‫کل هفته‌ی اول رو زار زد

806
00:32:28,645 --> 00:32:30,816
‫دقیقه به دقیقه‌ی هفته‌ی اول،
‫همش بخاطر اینکه دلتنگ خونه بود

807
00:32:30,858 --> 00:32:32,110
‫- خدایا
‫- من هم همیشه موقع خواب

808
00:32:32,152 --> 00:32:33,696
‫بغلش می‌کردم و
‫در مورد مامان مهربونش حرف می‌زدم

809
00:32:33,738 --> 00:32:35,116
‫تا آروم بشه و بگیره بخوابه.
‫حالا نگاهش کن.

810
00:32:35,158 --> 00:32:36,535
‫خدای من، پسر. چه مرگتـه تو؟

811
00:32:36,577 --> 00:32:38,080
‫انگار دیگه اون آدم سابق نیست،
‫آرومـه و عوض شده

812
00:32:38,122 --> 00:32:41,128
یهودیِ تخم‌حروم واسه من
موهای فرفریش رو مرتب کرده

813
00:32:41,170 --> 00:32:42,881
‫خیلی تأثیرگذاره.
‫جمیعاً مرزهای تأثیرگذاری رو دریدید.

814
00:32:42,923 --> 00:32:44,175
‫ولی می‌دونید چیـه؟

815
00:32:44,217 --> 00:32:46,430
‫الان می‌خوام برم تهِ قطار، خب؟

816
00:32:46,472 --> 00:32:48,434
‫فکر نکنم دیگه مثل گذشته
‫اونقدر بدبختی اونجا پیدا بشه

817
00:32:48,476 --> 00:32:49,686
‫بس کن، خواهشاً

818
00:32:51,690 --> 00:32:53,485
‫ببخشید، شرمنده

819
00:32:55,238 --> 00:32:58,370
‫خیلی‌خب، امیدوارم خیلی معذب‌ نشده باشید

820
00:32:58,411 --> 00:33:00,082
‫مشخصاً توی مسیر این گروه گردشگری

821
00:33:00,123 --> 00:33:02,461
‫قراره داستان زیاد داشته باشیم

822
00:33:02,503 --> 00:33:04,799
‫باید بگم که معمولاً
‫توی قطار این اتفاقات نمیفته، اما…

823
00:33:04,840 --> 00:33:05,968
‫آم…

824
00:33:06,010 --> 00:33:07,471
‫جیمز، احتمالاً بهتر باشه من هم برم اونجا

825
00:33:07,513 --> 00:33:08,682
‫چمی‌دونم. لاأقل غذاش رو

826
00:33:08,723 --> 00:33:10,142
‫براش ببرم یا هر چی

827
00:33:10,185 --> 00:33:11,938
‫البته. آره. می‌دونی کجا پیاده میشیم؟

828
00:33:11,980 --> 00:33:14,067
‫آم، آره. لوبلین گلاونی؟

829
00:33:14,109 --> 00:33:15,236
‫مطمئنم اشتباه تلفظش کردم

830
00:33:15,277 --> 00:33:16,572
‫نه، خیلی نزدیک بود

831
00:33:16,614 --> 00:33:17,700
‫- آره، ر… ردیفـه
‫- خیلی‌خب، مرسی. شرمنده

832
00:33:17,741 --> 00:33:18,827
‫- موفق باشی
‫- شرمنده، بچه‌ها

833
00:33:19,787 --> 00:33:22,417
‫خیلی‌خب. آم…

834
00:33:48,259 --> 00:33:49,679
‫- سلام، پسر
‫- سلام

835
00:33:50,555 --> 00:33:51,557
‫ممنونم

836
00:33:52,601 --> 00:33:55,148
‫حالت خوبـه؟

837
00:33:55,190 --> 00:33:57,652
‫همه فقط پی اینن که حسابی
‫خوش بگذرونن، می‌دونی؟

838
00:33:58,863 --> 00:34:00,408
‫نه. منظورت چیـه؟

839
00:34:01,660 --> 00:34:03,831
‫ملت که نمی‌تونن
‫دور دنیا رو بچرخن و کلاً…

840
00:34:04,958 --> 00:34:06,545
‫کلاً غرق خوشی باشن

841
00:34:10,219 --> 00:34:11,597
‫طوری نیست، پسر

842
00:34:26,417 --> 00:34:29,340
‫چمدان خود را فراموش نکنید

843
00:34:29,382 --> 00:34:31,719
‫لطفاً حین پیاده شدن از قطار

844
00:34:31,761 --> 00:34:33,515
‫مراقب باشید

845
00:34:33,557 --> 00:34:35,143
‫ممنون که به ما اعتماد کردید و

846
00:34:35,184 --> 00:34:36,896
‫ازتون دعوت می‌کنیم تا از
‫خدمات لهستان اکسپرس استفاده نمایید

847
00:34:41,489 --> 00:34:43,117
‫- سلام، پسر
‫- سلام

848
00:34:43,159 --> 00:34:44,494
‫خوابم بُرد؟

849
00:34:44,536 --> 00:34:46,456
‫- بله، خوابت برد
‫- ای بابا

850
00:34:46,498 --> 00:34:48,169
‫بخشکی شانس! باید بریم

851
00:34:48,210 --> 00:34:49,296
‫باید بریم. بیا

852
00:34:56,686 --> 00:34:58,983
‫خیلی‌خب، گمونم همه
‫دم ایستگاه منتظرمون هستن

853
00:34:59,609 --> 00:35:01,446
‫اوهوم، شاید

854
00:35:01,487 --> 00:35:03,241
‫- هی، دادا؟
‫- بله؟

855
00:35:03,283 --> 00:35:05,246
‫ایستگاه‌مون اینجا نیست، رفیق

856
00:35:06,290 --> 00:35:07,417
‫جان، چی؟

857
00:35:07,459 --> 00:35:08,419
‫آره

858
00:35:10,340 --> 00:35:12,553
‫وای، لعنتی.
‫کراسنیک دیگه کدوم قبرستونیـه؟

859
00:35:12,595 --> 00:35:13,680
‫آره، کراسنیک

860
00:35:13,722 --> 00:35:15,266
‫ناسلامتی قرار بود لوبلین پیاده شیم

861
00:35:15,309 --> 00:35:17,730
‫می‌دونم، آره. ولی تو بیهوش شدی، دادا

862
00:35:17,772 --> 00:35:19,567
‫ببین، منظورت اینـه که
‫لوبلین رو رد کردیم؟

863
00:35:19,609 --> 00:35:20,653
‫چند ساعتی میشه

864
00:35:20,694 --> 00:35:21,864
‫اونوقت بیدارم نکردی؟

865
00:35:21,906 --> 00:35:23,534
‫آخه خیلی ملوس خوابیده بودی، رفیق

866
00:35:23,576 --> 00:35:24,954
‫ریدم! ناسلامتی با تور بودیم

867
00:35:24,995 --> 00:35:26,290
‫آخه تو… شرمنده. آره، می‌دونم

868
00:35:26,332 --> 00:35:27,834
‫دلم نیومد بیدارت کنم، پسر

869
00:35:27,876 --> 00:35:29,296
‫اصلاً اولویت‌بندی سرت نمیشه تو!

870
00:35:29,338 --> 00:35:30,674
‫می‌دونستی؟ می‌دونستی؟

871
00:35:30,715 --> 00:35:32,094
‫رفیق، از من عصبانی نشو. خب؟

872
00:35:32,135 --> 00:35:33,179
‫آخه چطوری می‌تونم عصبانی نباشم؟

873
00:35:33,221 --> 00:35:34,265
‫آخه خواب که بودی

874
00:35:34,306 --> 00:35:35,601
‫- بهت زُل زده بودم…
‫- آره

875
00:35:35,643 --> 00:35:36,853
‫تازه، بقیه هم داشتن نگاهت می‌کردن

876
00:35:36,895 --> 00:35:38,274
‫یه سری‌هاشون هم داشتن به ریشِت می‌خندیدن

877
00:35:38,315 --> 00:35:40,569
‫چون بدجور داشتی
‫بلند بلند خر و پُف می‌کردی

878
00:35:40,611 --> 00:35:42,825
‫اما پیش خودم گفتم:
‫«گور باباشون»

879
00:35:42,866 --> 00:35:44,494
‫پسرعمومم دیویـه و خجالت نداره

880
00:35:44,536 --> 00:35:46,541
‫همون دیویـه که روی نیمکتِ
‫محله‌ی چینی‌ها می‌خوابید

881
00:35:46,582 --> 00:35:48,085
‫همون یاروییـه که قبلاً داداشی خودم بود و بس

882
00:35:48,127 --> 00:35:49,505
‫نتونستم بیدارت کنم، پسر

883
00:35:51,342 --> 00:35:52,594
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، پس…

884
00:35:52,636 --> 00:35:54,098
‫- حالا چیکاره‌ایم؟
‫- آها، آره. خودم

885
00:35:54,140 --> 00:35:55,183
‫- فکر اونجاشو کردم، رفیق
‫- جدی؟

886
00:35:55,225 --> 00:35:56,562
‫آره، وقتی که خواب بودی

887
00:35:56,603 --> 00:35:58,315
‫- خیلی‌خب
‫- باید دوباره سوار قطار بشیم و

888
00:35:58,356 --> 00:35:59,526
‫از همین مسیری که اومدیم برگردیم

889
00:35:59,568 --> 00:36:01,112
‫- آره، باشه
‫- دیگه اصلاً نیازی نیست

890
00:36:01,155 --> 00:36:02,449
‫پول بلیت بدیم. فقط نباید
‫با مسئول بلیت روبرو بشیم.

891
00:36:02,490 --> 00:36:03,952
‫خودم همیشه بالاایالت
‫از این کارها می‌کنم

892
00:36:03,994 --> 00:36:05,496
‫مو لا درز نقشه‌ام نمیره.
‫گمونم باید سوار این قطار بشیم، رفیق.

893
00:36:05,538 --> 00:36:06,582
‫- جدی؟
‫- بدو! بدو، بدو، بدو

894
00:36:06,623 --> 00:36:07,877
‫عالیـه

895
00:36:10,799 --> 00:36:13,221
‫هی، بهتره مثل بچه‌ی آدم
‫بریم بلیت بخریم

896
00:36:13,263 --> 00:36:14,599
‫وقت نداریم، دست بجنبون

897
00:36:15,517 --> 00:36:16,519
‫لعنتی

898
00:36:18,190 --> 00:36:19,860
‫رفیق

899
00:36:19,902 --> 00:36:21,572
‫راه میفتیم و جلب توجه نمی‌کنیم،

900
00:36:21,614 --> 00:36:22,949
‫- گوش‌بزنگ می‌مونیم
‫- آره

901
00:36:22,991 --> 00:36:24,161
‫مسئولش میاد ازمون بلیت بگیره،

902
00:36:24,203 --> 00:36:25,330
‫بهش میگیم می‌خوایم بریم دستشویی

903
00:36:25,372 --> 00:36:26,457
‫- دستشویی؟ باشه
‫- به تهِ قطار

904
00:36:26,499 --> 00:36:27,667
‫که برسه، بعدش راه میفته

905
00:36:27,709 --> 00:36:28,796
‫میره جلو دنبال ولگردها

906
00:36:28,837 --> 00:36:30,048
‫- شرمنده. ما همون ولگردهاییم؟
‫- آره

907
00:36:30,090 --> 00:36:31,551
‫به محض اینکه برسه جلوی قطار،

908
00:36:31,593 --> 00:36:32,595
‫قطار هم میرسه به ایستگاه و
‫ما جیم می‌زنیم

909
00:36:32,637 --> 00:36:34,014
‫آخرِ کسشعربازیـه

910
00:36:34,056 --> 00:36:35,518
‫پسر، کسشعر یعنی سفر شده تجارت

911
00:36:35,559 --> 00:36:37,271
‫قشر مُرفه هر جا دلشون بخواد سفر می‌کنن،

912
00:36:37,313 --> 00:36:38,817
‫نخبه‌های بیشتری پَس میندازن،

913
00:36:38,858 --> 00:36:40,403
‫اونوقت قشر فقیر باید غاز بچرونن

914
00:36:40,444 --> 00:36:41,531
‫عالیـه. وقتی که دارن ما رو

915
00:36:41,572 --> 00:36:42,825
‫از سیبری بیرون می‌کنن،
‫می‌تونم در مورد مارکسیسم بحث کنیم

916
00:36:42,866 --> 00:36:44,077
‫سیبری توی روسیه‌ست، دیو

917
00:36:44,119 --> 00:36:45,204
‫مسخره‌ست

918
00:36:45,246 --> 00:36:46,289
‫احتمالاً بلیتش فقط ۱۲ دلاره

919
00:36:46,331 --> 00:36:47,708
‫اصل پرداخت حساب میشه

920
00:36:47,750 --> 00:36:48,836
‫نباید واسه قطار لهستان
‫پول بلیت بدیم

921
00:36:48,877 --> 00:36:50,004
‫- ناسلامتی کشور خودمونـه
‫- نه، نیست

922
00:36:50,046 --> 00:36:51,298
‫کشورمون بود.
‫ما رو بیرون کردن

923
00:36:51,340 --> 00:36:52,384
‫چون به خیالشون آدم‌های بیخودی بودیم

924
00:36:55,682 --> 00:36:57,811
‫خیلی‌خب، رسیدیم.
‫خونسرد باش و طبیعی رفتار کن.

925
00:36:57,853 --> 00:36:58,938
‫باش

926
00:37:01,901 --> 00:37:03,237
‫سلام. فقط دستشویی

927
00:37:03,279 --> 00:37:04,531
‫من و پسرعموم می‌خوایم بریم دستشویی

928
00:37:04,573 --> 00:37:06,827
‫- هر دو طرف دستشویی هست
‫- سپاس

929
00:37:06,869 --> 00:37:08,205
‫- ببخشید
‫- ممنون

930
00:37:08,247 --> 00:37:10,459
‫ما… ما بلیت‌ داریم. فقط…

931
00:37:10,500 --> 00:37:11,711
‫اوه، شـ…

932
00:37:11,753 --> 00:37:13,590
‫پشمام. قلبم اومده توی دهنم

933
00:37:13,631 --> 00:37:14,842
‫- حس خوبیـه، نه؟
‫- آره

934
00:37:14,884 --> 00:37:16,052
‫هنوز جنگل رو رد نکردیم ها

935
00:37:16,094 --> 00:37:17,388
‫باید بریم جلو پناه بگیریم

936
00:37:17,430 --> 00:37:18,474
‫تا به ایستگاه‌مون برسیم. خب؟

937
00:37:18,515 --> 00:37:19,601
‫- باشه
‫- آماده؟

938
00:37:19,642 --> 00:37:20,644
‫- آره
‫- بریم

939
00:37:36,799 --> 00:37:38,594
‫- اینجا، اینجا
‫- چی؟ آره

940
00:37:40,097 --> 00:37:41,225
‫موفق شدیم

941
00:37:41,266 --> 00:37:42,602
‫باز دوباره نگیری بخوابی، برادرجان

942
00:37:42,644 --> 00:37:43,771
‫باشه

943
00:37:48,446 --> 00:37:49,573
‫هی، بنجی

944
00:37:49,615 --> 00:37:50,951
‫بله؟

945
00:37:50,992 --> 00:37:52,286
‫توی واگن درجه‌یکیم

946
00:37:55,208 --> 00:37:56,836
‫آره، اما بخاطر زحمات خودمون بود

947
00:37:59,633 --> 00:38:01,262
‫

948
00:38:01,303 --> 00:38:03,348
‫

949
00:38:04,810 --> 00:38:06,396
‫خیلی‌خب، بریم ناهار بزنیم؟

950
00:38:06,437 --> 00:38:07,523
‫- نه
‫- خیلی‌خب

951
00:38:11,280 --> 00:38:13,409
‫- سلام، ببخشید
‫- سلام به همه

952
00:38:13,450 --> 00:38:14,911
‫شرمنده دیر کردیم. دیو خوابش بُرد

953
00:38:14,953 --> 00:38:15,955
‫آره. چی؟

954
00:38:17,124 --> 00:38:19,211
‫- سلام علیکم
‫- ساک‌هاتون پیش ماست

955
00:38:19,253 --> 00:38:20,964
‫وای، خیلی لطف کردید. واقعاً شرمنده

956
00:38:21,006 --> 00:38:22,467
‫آره، فقط… خواب‌لازم بود

957
00:38:22,509 --> 00:38:23,761
‫شرمنده. آره. ساک‌تون اینجاست

958
00:38:23,803 --> 00:38:25,139
‫کمک‌لازمی. خوابالو شده

959
00:38:25,180 --> 00:38:26,308
‫آره، بریم ساک‌هامون رو
‫بذاریم هتل

960
00:38:26,349 --> 00:38:27,435
‫- آره، بریم
‫- آره، آره. عالیـه

961
00:38:27,476 --> 00:38:28,645
‫واقعاً شرمنده. عه، اینجاست

962
00:38:28,687 --> 00:38:29,814
‫آره، واقعاً خیلی سریع

963
00:38:29,856 --> 00:38:31,483
‫تونستیم بریم اون طرف…

964
00:38:34,865 --> 00:38:37,411
‫…با اهمیت مشارکت یهودی‌ها

965
00:38:37,453 --> 00:38:39,874
‫تاریخچه‌ی یهودیت لوبلین خیلی غنیـه

966
00:38:39,915 --> 00:38:42,963
‫یه زمانی عملاً لقب آکسفورد یهودی‌ها رو داشت

967
00:38:43,005 --> 00:38:46,887
‫هم از نظر فرهنگی و
‫هم به لحاظ ذهنی متنوع بود

968
00:38:46,928 --> 00:38:49,768
‫اینجا لوبلینِ ربی هوروویتزه،

969
00:38:49,809 --> 00:38:52,105
‫پیشگوی اهل لوبلین،

970
00:38:52,147 --> 00:38:56,237
‫آیزاک بشویس سینگر، تاجرها،
‫نویسنده و شعرا

971
00:38:59,869 --> 00:39:02,415
‫یعنی واقعاً مذهبی هستی؟ آره؟

972
00:39:02,458 --> 00:39:04,586
‫آره. آره، میشه همچین چیزی گفت

973
00:39:04,628 --> 00:39:06,423
‫به نظرم حرف نداره

974
00:39:06,465 --> 00:39:08,051
‫- جدی؟
‫- آره بابا

975
00:39:08,093 --> 00:39:10,055
‫یعنی همه‌ی رسم و رسوم‌ها رو
‫به جا میاری؟

976
00:39:10,097 --> 00:39:12,394
‫نه، نه، اصلاً. نه

977
00:39:12,435 --> 00:39:13,938
‫اما دوست دارم شبات رو جشن بگیرم

978
00:39:13,979 --> 00:39:15,108
‫اوهوم

979
00:39:15,149 --> 00:39:17,404
‫مهم نیست
‫وضع و اوضاع زندگیم چطوره،

980
00:39:17,445 --> 00:39:19,659
‫قطعاً هفته‌ای یه بار باید

981
00:39:19,701 --> 00:39:22,790
‫شُل کنم و یه نفسی تازه کنم

982
00:39:22,832 --> 00:39:23,917
‫آها

983
00:39:24,544 --> 00:39:25,796
‫تو چی؟

984
00:39:25,838 --> 00:39:27,216
‫نه. من؟ نه، نه

985
00:39:27,258 --> 00:39:29,429
‫راستش، تموم این چیزها
‫همیشه به چشم من یکمی…

986
00:39:29,470 --> 00:39:31,517
‫چمی‌دونم،
‫من‌درآوردی و متحجرانه بوده که

987
00:39:31,559 --> 00:39:33,103
‫هیچ فکری پشتش نیست

988
00:39:33,146 --> 00:39:34,983
‫البته که قصد جسارت ندارم

989
00:39:36,318 --> 00:39:38,657
‫به نظرم واقعاً به نفعتـه

990
00:39:38,699 --> 00:39:40,369
‫منظورت اینـه که به نفع همه‌ست

991
00:39:40,411 --> 00:39:41,705
‫یا فقط به نفع شخص منـه؟

992
00:39:41,747 --> 00:39:43,250
‫شخص خودت

993
00:39:44,711 --> 00:39:46,256
‫بنجی

994
00:39:46,298 --> 00:39:49,345
‫- هی
‫- هی!

995
00:39:49,387 --> 00:39:52,144
‫داشتم به حرف‌هات توی قطار

996
00:39:52,186 --> 00:39:54,565
‫در مورد عذاب درک و فهم فکر می‌کردم

997
00:39:54,607 --> 00:39:57,655
‫من رو از این رو به اون رو کرد

998
00:39:57,697 --> 00:39:59,576
‫جدی میگی، مارشا؟

999
00:39:59,618 --> 00:40:01,789
‫- آره
‫- ایول

1000
00:40:01,830 --> 00:40:05,171
‫پارسال، دخترم با یه آقای پولداری ازدواج کرد

1001
00:40:05,213 --> 00:40:06,423
‫ای وای

1002
00:40:06,465 --> 00:40:08,595
‫دیگه نمی‌تونه گفتگوی عمیق

1003
00:40:08,637 --> 00:40:09,680
‫داشته باشه

1004
00:40:09,722 --> 00:40:10,974
‫خب، آره. مشخصـه

1005
00:40:11,016 --> 00:40:13,856
‫پول برای آدم‌های بی‌بخار
‫حکم هروئین وامونده رو داره

1006
00:40:13,898 --> 00:40:15,275
‫خب، نفهمیدم چی گفتی،

1007
00:40:15,317 --> 00:40:19,493
‫اما غرق زندگی شدن که کاری نداره،

1008
00:40:19,535 --> 00:40:21,372
‫اینجوری فراموش می‌کنیم
‫چقدر خوش‌شانسیم

1009
00:40:21,413 --> 00:40:23,251
‫بچه‌ها، من داشتم به
حرف‌هاتون گوش می‌دادم

1010
00:40:23,292 --> 00:40:25,046
‫- عیبی نداره؟
‫- نه بابا، ایلاژ. بفرما تو

1011
00:40:25,088 --> 00:40:28,762
‫می‌خوام حرف‌های مارشا رو
‫تأیید کنم، اشکالی نداره؟

1012
00:40:28,804 --> 00:40:30,516
‫- واقعاً؟ جدی؟
‫- صد البته

1013
00:40:30,558 --> 00:40:32,603
‫همیشه‌ی خدا برام سؤالـه که

1014
00:40:32,645 --> 00:40:34,440
‫چطوری چرخ دنیا همینجوری
‫بی‌وقفه می‌چرخه،

1015
00:40:34,482 --> 00:40:36,863
‫انگار که هیچ دلیلی برای
‫بُهت‌زدگی وجود نداره

1016
00:40:36,904 --> 00:40:39,368
‫- وای، دقیقاً
‫- برای، آم… وحشت‌زدگی

1017
00:40:39,410 --> 00:40:41,122
‫آره، ایولا. حرف من هم دقیقاً همینـه، پسر

1018
00:40:41,163 --> 00:40:42,416
‫نمی‌دونم. ولی اگه بخوایم

1019
00:40:42,457 --> 00:40:43,543
‫سر هر هیچ و پوچی
‫توی دنیا آه و ناله کنیم،

1020
00:40:43,586 --> 00:40:45,046
‫چه فایده‌ای برامون داره؟

1021
00:40:45,088 --> 00:40:47,594
‫نمی‌دونم. شاید بدبختی‌هامون کمتر می‌شد

1022
00:40:47,635 --> 00:40:48,679
‫والا

1023
00:40:48,721 --> 00:40:50,934
‫دیوید، ما خودمون رو
‫به خواب می‌زنیم

1024
00:40:50,976 --> 00:40:53,397
‫تا ذهن‌مون رو درگیر تأثیر خودمون نکنیم

1025
00:40:53,439 --> 00:40:55,652
‫مصداق بارزش غفلت‌مون از کشتارگاهـه

1026
00:40:55,694 --> 00:40:57,030
‫تا خوردن استیک برامون لذت‌بخش باشه

1027
00:40:57,071 --> 00:40:58,491
‫آره، ایلاژ.
‫باریکلا، عجب مثال خوبی زدی.

1028
00:40:58,533 --> 00:40:59,785
‫من درک می‌کنم. کاملاً می‌فهمم

1029
00:40:59,827 --> 00:41:01,205
‫انگار که شاید اون سوگواریه

1030
00:41:01,247 --> 00:41:02,959
‫جا و مکان مشخصی داره و
‫شاید هم…

1031
00:41:03,001 --> 00:41:04,045
‫- هی، دیو
‫- بله؟

1032
00:41:04,086 --> 00:41:05,547
‫ناسلامتی اومدیم گردشگری هولوکاست

1033
00:41:05,589 --> 00:41:09,138
‫اگه الان جای مناسبی برای
‫سوگواری و خالی کردن خودمون نیست،

1034
00:41:09,180 --> 00:41:10,515
‫دیگه نمی‌دونم چی بهت بگم، پسر

1035
00:41:12,686 --> 00:41:14,815
‫بیاید دیگه، رفقا. ولگردها

1036
00:41:16,234 --> 00:41:18,072
‫خب، رسیدیم

1037
00:41:18,113 --> 00:41:20,033
‫دروازه‌ی معروف گرودزکا

1038
00:41:20,075 --> 00:41:22,914
‫یا همون دروازه‌ی یهودیت قدیم

1039
00:41:22,956 --> 00:41:25,293
‫اون طرف این آستانه،

1040
00:41:25,335 --> 00:41:27,297
‫محله‌ی یهودی‌ها بود، درستـه؟

1041
00:41:27,339 --> 00:41:28,841
‫حالا، ازتون می‌خوام،

1042
00:41:28,883 --> 00:41:30,387
‫با هر قدم،
‫زندگیِ صدها سال پیش رو

1043
00:41:30,428 --> 00:41:32,557
‫برای خودتون مجسم کنید

1044
00:41:32,599 --> 00:41:35,939
‫سعی کنید تصاویر
‫وحشت‌های پیش‌رو رو کنار بزنید و

1045
00:41:35,981 --> 00:41:39,487
‫صرفاً یه شهر پُرشور رو تصور کنید

1046
00:41:44,872 --> 00:41:47,168
‫خاطرات زندگی یهودیت
‫اینجا خلاصه میشه

1047
00:41:48,462 --> 00:41:50,842
‫اما گوشه و کنار این شهر خاک می‌خورن

1048
00:41:50,883 --> 00:41:52,637
‫قدیمی‌ترین کنیسه‌ای که سالم مونده

1049
00:41:52,679 --> 00:41:54,975
‫طبقه‌ی دوم یه ساختمون‌ اداریـه

1050
00:41:56,769 --> 00:42:00,277
‫ولی زندگی توی یه جاهایی از تاریخ متوقف شده

1051
00:42:00,318 --> 00:42:02,406
‫سرک می‌کِشن و منتظر ما هستن

1052
00:42:03,908 --> 00:42:05,704
‫یه آمفی‌تئاتر سابقاً ییدیش

1053
00:42:07,540 --> 00:42:08,709
‫مدرسه‌ی مردم یهود

1054
00:42:10,296 --> 00:42:12,049
‫آبجوسازی و مالک یهودیش

1055
00:42:13,469 --> 00:42:15,263
‫مدرسه‌ی عبری تاربوت

1056
00:42:16,307 --> 00:42:18,686
‫شورای شهر لوبلین

1057
00:42:20,356 --> 00:42:21,400
‫خیاطی

1058
00:42:22,360 --> 00:42:23,821
‫فروشگاه خشکبار

1059
00:42:24,907 --> 00:42:26,117
‫نونوایی

1060
00:42:27,161 --> 00:42:28,371
‫کتابفروشی

1061
00:42:29,665 --> 00:42:31,085
‫پارچه‌فروشی

1062
00:42:32,541 --> 00:42:40,541
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1063
00:42:47,616 --> 00:42:48,868
‫در خصوص تاریخ تأسیس این قبرستون

1064
00:42:48,911 --> 00:42:50,330
‫اختلاف نظرهایی وجود داره،

1065
00:42:50,372 --> 00:42:52,835
‫اما اکثراً به سال ۱۵۴۱ نسبتش میدن

1066
00:42:52,876 --> 00:42:54,212
‫- به به، نه
‫- باورت میشه؟

1067
00:42:54,254 --> 00:42:56,383
‫واسه قبل از تأسیس ایالات متحده‌ست

1068
00:42:56,424 --> 00:42:58,428
‫میشه قبل از، چمی‌دونم، دوران شکسپیر

1069
00:42:58,470 --> 00:43:01,101
‫قدیمی‌ترین سنگ قبرِ کل لهستان،

1070
00:43:01,143 --> 00:43:02,979
‫در واقع همینجا توی

1071
00:43:03,020 --> 00:43:04,524
‫- این قبرستونـه
‫- آها، آره. کوپلمن

1072
00:43:04,566 --> 00:43:06,235
‫آره، ایلاژ. از کجا می‌دونستی؟

1073
00:43:06,277 --> 00:43:08,614
‫امروز صبح درموردش خوندم.
‫خیلی تحت‌تأثیر قرار نگیر.

1074
00:43:08,656 --> 00:43:09,783
‫چیـه؟

1075
00:43:09,825 --> 00:43:10,952
‫دینگ، دینگ. دوباره، ایلاژ

1076
00:43:10,994 --> 00:43:12,037
‫الان مشکلت چیـه؟

1077
00:43:12,079 --> 00:43:13,206
‫جیکوب کوپلمن لیوای. ۱۵۴۱

1078
00:43:13,248 --> 00:43:14,375
‫- خب که چی؟
‫- واقعاً

1079
00:43:14,418 --> 00:43:15,837
‫اگه هیچ اطلاعاتی نداشته باشی،

1080
00:43:15,879 --> 00:43:17,173
‫- کلاً چیز خاصی نداره، نه؟
‫- بنجی، چه مرگتـه؟

1081
00:43:17,214 --> 00:43:18,675
‫- فقط…
‫- مشخص نیست

1082
00:43:18,717 --> 00:43:20,470
‫جامعه‌ی یهودیت به واسطه‌ی
‫همین ویژگی‌های محلی

1083
00:43:20,512 --> 00:43:21,556
‫به لوبلین کشیده شده یا نه…

1084
00:43:21,598 --> 00:43:22,641
‫بنجی؟ بنجی؟

1085
00:43:22,683 --> 00:43:24,395
‫- آم، هی، جیمز؟
‫- دهنت صاف. بنجی؟

1086
00:43:24,437 --> 00:43:25,899
‫- آهای، جیمز. هی، پسر
‫- بنجی، بنجی، بنجی

1087
00:43:25,940 --> 00:43:27,401
‫- حالت خوبـه، بنجی؟
‫- هی، نگاه کن، پسر

1088
00:43:27,443 --> 00:43:30,115
‫واقعاً اطلاعاتت در این زمینه خیلی بالاست

1089
00:43:30,157 --> 00:43:32,621
‫لعنتی… واقعاً تحسین‌برانگیزه، پسر

1090
00:43:32,662 --> 00:43:35,418
‫دیگه رسماً همه فهمیدیم، اما…

1091
00:43:35,460 --> 00:43:37,380
‫داری راجع‌به آدم‌های واقعی
‫حرف میزنی، جیمز. متوجهی دیگه؟

1092
00:43:37,422 --> 00:43:39,594
‫چهار تا تیکه سنگ نیستن که
‫زیر خاک دفن شده باشن،

1093
00:43:39,636 --> 00:43:40,888
‫خب؟ نکات تاریخی نیستن

1094
00:43:40,930 --> 00:43:41,973
‫- بنجی، بنجی، خیلی‌خب
‫- فقط… هی

1095
00:43:42,015 --> 00:43:43,059
‫تو برو بشین

1096
00:43:43,100 --> 00:43:44,312
‫به خانمت یه پیامی بده و
‫یه لحظه بشین سر جات

1097
00:43:44,354 --> 00:43:45,481
‫شرمنده اگه حرفی زدم که ناراحت شدی…

1098
00:43:45,522 --> 00:43:46,650
‫نه، نه، نه. نگاه کن. ببین

1099
00:43:46,691 --> 00:43:47,945
‫سوءتفاهم نشه،
‫کارتو خوب بلدی ها

1100
00:43:47,986 --> 00:43:49,447
‫ایلاژ، تو هم کارت درستـه

1101
00:43:49,489 --> 00:43:51,744
‫اما فکر کنم فقط یه‌بَند
‫دارید اطلاعات آماری‌تون رو به رُخ می‌کِشید

1102
00:43:51,786 --> 00:43:53,456
‫متوجهید که دارید فضا رو سرد و

1103
00:43:54,208 --> 00:43:55,210
‫بی‌روح می‌کنید؟

1104
00:43:58,216 --> 00:43:59,970
‫خیلی‌خب. آم…

1105
00:44:00,011 --> 00:44:03,686
‫شرمنده. شاید به‌خاطر لحن انگلیسیمـه

1106
00:44:03,727 --> 00:44:05,231
‫- فقط می‌خوام روراست باشم
‫- باشه

1107
00:44:05,273 --> 00:44:06,775
‫اگه بازخورد به کارتون میاد،
‫من کلاً هدفم همینـه

1108
00:44:06,817 --> 00:44:07,860
‫- باش
‫- تازه، به نظرم…

1109
00:44:07,902 --> 00:44:09,824
‫مشکل اساسی این تورِت اینـه که…

1110
00:44:09,865 --> 00:44:11,118
‫- خدای من
‫- اگه اجازه هست…

1111
00:44:11,159 --> 00:44:12,830
‫مشکلی نداره؟
‫می‌تونم نظرم رو آزادانه بگم؟

1112
00:44:12,871 --> 00:44:14,165
‫خیلی‌خب

1113
00:44:14,207 --> 00:44:15,961
‫صرفاً حس می‌کنم از تموم چیزهایی که

1114
00:44:16,003 --> 00:44:18,048
‫واقعیت محضـه،

1115
00:44:18,091 --> 00:44:19,343
‫دور شدیم، نه؟

1116
00:44:20,137 --> 00:44:21,556
‫همش عین واقعیتـه، بنجی

1117
00:44:21,597 --> 00:44:23,226
‫- خدایی؟
‫- هر چی گفتم عین حقیقت بوده

1118
00:44:23,268 --> 00:44:24,646
‫حقیقت؟ پس چطوریـه که
‫تا الان کسی رو ندیدم…

1119
00:44:24,688 --> 00:44:26,149
‫- که اصالتاً لهستانی باشه؟
‫- صرفاً واقعیت رو گفتم

1120
00:44:26,190 --> 00:44:27,319
‫تا حالا با کسی که اهل اینجا باشه

1121
00:44:27,360 --> 00:44:28,654
‫روبرو نشدم

1122
00:44:28,696 --> 00:44:29,948
‫- می‌گیری منظورمو؟
‫- بنجی، کوتاه بیا

1123
00:44:29,990 --> 00:44:31,201
‫کلاً داریم از این جاذبه میریم

1124
00:44:31,243 --> 00:44:32,746
‫اون جاذبه و همینطوری…

1125
00:44:32,788 --> 00:44:34,249
‫- متوجهی؟
‫- آره، ولی گردشگری هم

1126
00:44:34,291 --> 00:44:35,544
‫یعنی همین دیگه، درست نمیگم؟

1127
00:44:35,586 --> 00:44:36,963
‫از این جاذبه به اون جاذبه رفتن

1128
00:44:37,005 --> 00:44:38,967
‫به‌خاطر همین هم اومدی
‫اسم نوشتی دیگه، نه؟

1129
00:44:39,009 --> 00:44:40,512
‫خب، دیو هدفش تور بود

1130
00:44:41,848 --> 00:44:43,602
‫خیلی‌خب. آره، نه.
‫شرمنده‌ام من.

1131
00:44:43,643 --> 00:44:46,399
‫ببین، پسر. می‌دونی چیـه؟

1132
00:44:46,441 --> 00:44:49,155
‫راستشو بخوای، تور محشریـه

1133
00:44:49,197 --> 00:44:50,241
‫جدی میگم، پسر

1134
00:44:50,283 --> 00:44:51,535
‫هو… هوش از سرم پَرونده

1135
00:44:51,577 --> 00:44:52,746
‫دیو هم خوراکش همینـه

1136
00:44:52,788 --> 00:44:54,959
‫اما خب،
‫یه ذره هم که شده…

1137
00:44:55,001 --> 00:44:56,713
‫بیخیال این آمار و حقایق شو

1138
00:44:56,755 --> 00:44:58,257
‫واقعاً نمیشه؟

1139
00:45:00,011 --> 00:45:01,222
‫نه، چرا، البته. آره

1140
00:45:01,264 --> 00:45:03,185
‫- آهسته‌تر پیش میریم
‫- عالی شد

1141
00:45:03,227 --> 00:45:05,398
‫خوبـه، همین.
‫حرف من هم همینـه.

1142
00:45:06,608 --> 00:45:08,153
‫آم…

1143
00:45:08,195 --> 00:45:10,826
‫خب، می‌خواستم پیشنهاد بدم
‫نفری یه سنگ برداریم…

1144
00:45:12,454 --> 00:45:15,585
‫بذاریم روی مقبره‌ی کوپلمن

1145
00:45:16,379 --> 00:45:17,506
‫- آره
‫- آره؟

1146
00:45:17,548 --> 00:45:18,801
‫- چه فکر بکری
‫- نه، به نظرم…

1147
00:45:18,843 --> 00:45:20,555
‫- فکر خوبیـه
‫- مرسی، پسر

1148
00:45:20,596 --> 00:45:21,890
‫میشه صداشون کنم بیان اینوَر؟

1149
00:45:21,932 --> 00:45:23,436
‫هر کاری می‌خوای بکن، پسر.
‫تور خودتـه، جیمز.

1150
00:45:23,477 --> 00:45:24,729
‫خیلی‌خب، میشه یه لحظه بیاید اینجا؟

1151
00:45:24,772 --> 00:45:27,486
‫- همه؟ مارشا؟
‫- همه یه سنگ بردارن

1152
00:45:27,528 --> 00:45:29,282
‫- برو که رفتیم. یدونه پیدا کردم
‫- آره

1153
00:45:29,323 --> 00:45:31,494
‫- آره، حلـه
‫- آم…

1154
00:45:31,536 --> 00:45:34,125
‫- من یه چیزی رو سریع بگم…
‫- بله

1155
00:45:34,167 --> 00:45:38,217
‫این قدیمی‌ترین مقبره‌ توی کل کشور لهستانـه

1156
00:45:38,259 --> 00:45:42,435
‫آم، مقبره‌ی مردی به اسم
‫جیکوب کوپلمن لیوایـه که

1157
00:45:42,477 --> 00:45:46,443
‫یه آدم واقعی بود و توی دنیای واقعی

1158
00:45:46,485 --> 00:45:49,115
‫زندگی می‌کرد. لهستانی هم بود

1159
00:45:50,702 --> 00:45:52,331
‫اهل لهستان بود

1160
00:45:52,372 --> 00:45:54,418
‫با بنجی داشتیم صحبت می‌کردیم که

1161
00:45:54,460 --> 00:45:56,005
‫چطوری ادای احترام کنیم و

1162
00:45:56,047 --> 00:45:59,471
‫به این نتیجه رسیدیم بد نیست
‫نفری یه سنگ روی مقبره‌اش بذاریم

1163
00:45:59,513 --> 00:46:02,978
‫آم، دیدگاه‌های متفاوتی
‫در رابطه با این سنت یهودی موجوده

1164
00:46:03,020 --> 00:46:06,402
‫اما شخصاً دوست دارم
‫به چشمِ یه حرکت صمیمانه و

1165
00:46:06,444 --> 00:46:09,993
‫ساده بهش نگاه کنم که میگه:

1166
00:46:11,037 --> 00:46:12,332
‫«فراموشت نکردیم.»

1167
00:46:15,421 --> 00:46:17,384
‫خیلی قشنگ بود، جیمز. ممنونم

1168
00:46:17,425 --> 00:46:21,560
‫خیلی‌خب. پس بریم تو کارش، آماده‌اید؟

1169
00:46:21,601 --> 00:46:22,938
‫باید سنگ‌های خوشگل موشگل پیدا کنیم؟

1170
00:46:22,980 --> 00:46:23,898
‫- آره، آره
‫- آره، عالی بود

1171
00:46:23,940 --> 00:46:24,984
‫- فکر خوبیـه
‫- آره

1172
00:46:25,025 --> 00:46:26,152
‫میرم یه سنگ پیدا کنم

1173
00:46:26,194 --> 00:46:27,656
‫- عالیـه
‫- به نظرم حرکتِ…

1174
00:46:27,698 --> 00:46:29,618
‫- خیلی قشنگی بود، بنجی
‫- ممنونم، مارشا

1175
00:46:29,660 --> 00:46:31,038
‫- ممنونم
‫- آره، قشنگ بود

1176
00:46:31,080 --> 00:46:32,750
‫آره، یه جورایی از خودمون در آوردیم

1177
00:46:32,792 --> 00:46:34,462
‫- بریم بگردیم
‫- شکار سنگ

1178
00:46:34,504 --> 00:46:37,010
‫می‌خوام گُنده‌ترین سنگ رو بر دارم

1179
00:46:37,051 --> 00:46:39,849
‫یکی می‌خوام هم قشنگ باشه،
‫هم صاف…

1180
00:46:39,890 --> 00:46:41,059
‫- شرمنده
‫- برو که رفتیم

1181
00:46:41,101 --> 00:46:42,438
‫- طوری نیست
‫- هی، مارشا

1182
00:46:42,479 --> 00:46:43,857
‫آره

1183
00:46:43,898 --> 00:46:45,903
‫خیلی‌خب. همه سنگ برداشتید؟

1184
00:46:45,945 --> 00:46:47,489
‫من این یکی رو می‌خوام، لطفاً

1185
00:47:22,564 --> 00:47:24,443
‫همه بابام رو دوست داشتن،

1186
00:47:24,486 --> 00:47:27,032
‫اما عموم باهوشِ

1187
00:47:27,074 --> 00:47:28,202
‫- کل فامیل بود
‫- آره

1188
00:47:28,244 --> 00:47:29,579
‫بخاطر محدودیت سهمیه‌های

1189
00:47:29,621 --> 00:47:31,250
‫مختص دکترهای یهودی،

1190
00:47:31,291 --> 00:47:32,753
‫- از دانشکده‌ی پزشکی رد شد
‫- آها، درستـه

1191
00:47:32,795 --> 00:47:34,005
‫با عرض معذرت،

1192
00:47:34,047 --> 00:47:37,096
‫وقتی هاوا ناگیلا پخش میشه
‫نمی‌تونم تمرکز کنم

1193
00:47:37,138 --> 00:47:38,181
‫واقعاً شرمنده. آره

1194
00:47:38,223 --> 00:47:39,727
‫- آره
‫- ما با همه‌ی تورها میایم اینجا

1195
00:47:39,768 --> 00:47:41,062
‫خیلی هم غذاشون خوبـه

1196
00:47:41,104 --> 00:47:43,359
‫ولی موسیقی‌شون خیلی جالب نیست

1197
00:47:43,401 --> 00:47:45,237
‫بی‌مغزهای یهودستیز

1198
00:47:45,279 --> 00:47:46,614
‫خب، یهودستیزن یا نه رو نمی‌دونم،

1199
00:47:46,656 --> 00:47:48,284
‫اما مالک‌هاشون یهودی‌ان…

1200
00:47:48,325 --> 00:47:51,498
‫ببخشید. لطفاً ادامه بده، مارشا

1201
00:47:51,540 --> 00:47:54,879
‫آم، خب عمو سم‌ام نتونست بره
‫دانشکده‌ی پزشکی،

1202
00:47:54,920 --> 00:47:56,715
‫بخاطر همین هم داروساز شد و

1203
00:47:56,757 --> 00:47:59,888
‫در نهایت پنج تا… آره، پنج‌ تا…

1204
00:47:59,929 --> 00:48:01,807
‫پنج تا داروخونه داخل و اطراف
‫شیکارگو تأسیس کرد

1205
00:48:01,849 --> 00:48:03,268
‫- ماشالا
‫- اتفاقی رو

1206
00:48:03,310 --> 00:48:04,937
‫رقم زد که حالا جزو داروخونه‌های
‫امروزی به حساب میاد

1207
00:48:04,979 --> 00:48:06,190
‫- آره
‫- دقیقاً

1208
00:48:06,231 --> 00:48:07,358
‫- معرکه‌ست
‫- می‌دونید منظورم چیـه؟

1209
00:48:07,400 --> 00:48:08,778
‫آره، آره. بالاخره آهنگش تموم شد

1210
00:48:08,819 --> 00:48:10,697
‫منتظر بود حرفم رو بزنم،
‫البته که حالت…

1211
00:48:10,739 --> 00:48:12,450
‫این مسئله حول محور
‫تجربه‌ی مهاجرت می‌چرخه،

1212
00:48:12,492 --> 00:48:13,702
‫- قبول دارید؟
‫- والا

1213
00:48:13,744 --> 00:48:15,706
‫تأیید می‌کنم، همینطوره

1214
00:48:15,748 --> 00:48:18,461
‫عمو خانِ مارک با قایق
‫اومده بود لهستان،

1215
00:48:18,503 --> 00:48:21,174
‫به دلایل چرت و پرتی هم رفت گالوستون

1216
00:48:21,716 --> 00:48:22,885
‫یهودی‌جماعت توی تگزاس

1217
00:48:22,927 --> 00:48:24,304
‫درآمدش از جمع کردن وسایلی بود که

1218
00:48:24,346 --> 00:48:26,015
‫پولدارها می‌ریختن توی خیابون،

1219
00:48:26,057 --> 00:48:28,018
‫تعمیرشون می‌کرد و می‌فروخت‌شون

1220
00:48:28,060 --> 00:48:29,688
‫- جدی؟
‫- واقعیـه

1221
00:48:29,730 --> 00:48:31,650
‫دست بر قضا، بعضی‌هاشون رو

1222
00:48:31,691 --> 00:48:33,402
‫به خودِ صاحب‌هاشون می‌فروخت

1223
00:48:33,444 --> 00:48:34,655
‫- نه بابا. جداً؟
‫- آره

1224
00:48:34,696 --> 00:48:35,824
‫- آره دیگه
‫- ای عمو خان

1225
00:48:35,865 --> 00:48:36,909
‫باریکلا. چقدر زرنگ بود

1226
00:48:36,951 --> 00:48:38,703
‫پولدارها یه مُشت بی‌مغزن

1227
00:48:40,373 --> 00:48:42,502
‫حالا اینو ولش کنید، مامان‌بزرگ‌مون…

1228
00:48:42,544 --> 00:48:45,089
‫- آم…
‫- مامان‌بزرگ دوری

1229
00:48:45,130 --> 00:48:47,051
‫آره، مامان‌بزرگ‌ دوریِ ما،

1230
00:48:47,093 --> 00:48:48,804
‫مالک خونه‌ای که قراره
‫پنجشنبه ازش دیدن کنیم،

1231
00:48:48,846 --> 00:48:51,392
‫خیلی خانم فوق‌العاده‌ای بود

1232
00:48:51,433 --> 00:48:53,436
‫از اون دسته آدم‌های

1233
00:48:53,478 --> 00:48:56,149
‫واقع‌گرای قدیمی بود که
‫دیگه مثل‌شون پیدا نمیشه

1234
00:48:56,191 --> 00:48:58,571
‫از اون دسته افراد بی‌پرده و سرسختی که…

1235
00:48:58,612 --> 00:49:00,031
‫آم، راستشو بخواید،

1236
00:49:00,073 --> 00:49:02,118
‫تموم بچگیم مثل سگ ازش می‌ترسیدم

1237
00:49:02,159 --> 00:49:03,370
‫من که اصلاً ازش نمی‌ترسیدم

1238
00:49:03,442 --> 00:49:04,726
‫درسته، درسته

1239
00:49:04,751 --> 00:49:06,877
‫نه. اون و بنجی واسه خودشون
‫زبون مخفی مخصوص خودشون رو داشتن

1240
00:49:06,918 --> 00:49:08,337
‫همیشه هرچی به ذهن‌شون می‌رسید
‫به زبون می‌آوردن

1241
00:49:08,379 --> 00:49:09,422
‫مگه نه؟

1242
00:49:09,464 --> 00:49:10,716
‫- چاره‌ای نبود
‫- آره

1243
00:49:10,757 --> 00:49:12,720
‫یه داستان مشابهِ دیگه‌ای،
‫اون با هزارجور معجزه…

1244
00:49:12,761 --> 00:49:14,764
‫از اردوگاه جون سالم به در برد و

1245
00:49:14,806 --> 00:49:15,850
‫به نیویورک اومد و

1246
00:49:15,892 --> 00:49:17,394
‫می‌خواست طراح لباس شه

1247
00:49:17,436 --> 00:49:18,813
‫ولی از پس هزینه‌های دانشکده‌ی مُد برنمی‌اومد

1248
00:49:18,855 --> 00:49:20,984
‫واسه همین تهش منشی موند

1249
00:49:21,026 --> 00:49:22,403
‫آره. بعدشم گفت «گور باباش» و

1250
00:49:22,445 --> 00:49:24,281
‫رفت کل شرکت رو صاحب شد

1251
00:49:24,323 --> 00:49:25,742
‫- واو
‫- چه خفن

1252
00:49:25,783 --> 00:49:27,286
‫خب، داره جوری تعریف می‌کنه انگار…

1253
00:49:27,328 --> 00:49:28,872
‫شرکت رو با خونِتای نظامی تصاحب کرده. نه

1254
00:49:28,914 --> 00:49:31,055
‫نه، اون… نه، اون خیلی باهوش بود

1255
00:49:31,080 --> 00:49:33,350
‫یه شرکت املاک تجاری کوچیک بود.
‫اینجوری نبود که… می‌دونی

1256
00:49:33,375 --> 00:49:34,892
‫من قدیم‌ها هر پنجشنبه باهاش صحبت می‌کردم

1257
00:49:34,917 --> 00:49:35,949
‫- آخی
‫- آره

1258
00:49:35,974 --> 00:49:37,595
‫- رسماً هر پنجشنبه
‫- چه کار قشنگی می‌کردی، بنجی

1259
00:49:37,637 --> 00:49:41,060
‫اونوقت من اگه ماهی یه بار
‫از بچه‌هام خبری شه شوک میشم

1260
00:49:41,101 --> 00:49:42,812
‫مارشا، گور باباشون

1261
00:49:42,854 --> 00:49:45,234
‫پسر، یه هفته هم نمی‌شد نبینمش

1262
00:49:45,276 --> 00:49:46,863
‫خیلی بهم سخت می‌گرفت

1263
00:49:46,905 --> 00:49:48,909
‫توی این خانواده‌ی لعنتی
‫تنها کسی بود که…

1264
00:49:48,951 --> 00:49:50,663
‫همیشه هوای منو داشت

1265
00:49:50,704 --> 00:49:52,291
‫می‌دونی، بقیه تا محتاج‌شون بودم

1266
00:49:52,333 --> 00:49:53,878
‫غیب‌شون میزد

1267
00:49:55,507 --> 00:49:59,181
‫آره. ولی می‌دونی، مامان‌بزرگ
‫هیچوقت دلش به حال خودش نمی‌سوخت

1268
00:49:59,223 --> 00:50:00,267
‫در واقع همیشه به من می‌گفت

1269
00:50:00,309 --> 00:50:01,854
‫واسه زحمت‌هایی که کشیده
‫خدا رو شکر می‌کنه

1270
00:50:01,896 --> 00:50:04,360
‫خب، مسئله همینه.
‫هیچوقت دم نمی‌زد،

1271
00:50:04,402 --> 00:50:05,612
‫همین هم بهش امید می‌داد، درسته؟

1272
00:50:05,654 --> 00:50:07,449
‫آره. در واقع قدیم‌ها بهم می‌گفت

1273
00:50:07,491 --> 00:50:09,496
‫می‌دونی، مهاجرهای نسل اولی

1274
00:50:09,538 --> 00:50:10,748
‫مشاغل سطح پایین دارن

1275
00:50:10,790 --> 00:50:13,004
‫می‌دونی، راننده تاکسی میشن،
‫پیک میشن غذا تحویل میدن

1276
00:50:13,045 --> 00:50:14,757
‫ولی نسل دومی‌ها
‫به مدارس خوب میرن و

1277
00:50:14,799 --> 00:50:17,096
‫دکتر و وکیل و غیره میشن، می‌دونی

1278
00:50:17,138 --> 00:50:18,933
‫و نسل سومی‌ها

1279
00:50:18,975 --> 00:50:20,227
‫توی زیرزمین مادرشون زندگی می‌کنن و

1280
00:50:20,269 --> 00:50:22,107
‫کل روز رو گل می‌کشن

1281
00:50:22,149 --> 00:50:23,276
‫یعنی…

1282
00:50:24,654 --> 00:50:25,823
‫اینو خودش گفت؟

1283
00:50:28,620 --> 00:50:30,374
‫فکر کنم داشت خیلی کلی راجع‌به…

1284
00:50:30,416 --> 00:50:31,627
‫تجربه‌ی مهاجرت حرف میزد

1285
00:50:31,669 --> 00:50:32,921
‫چون منم توی زیرزمین مادرم زندگی کردم

1286
00:50:32,963 --> 00:50:34,216
‫اون منظورش مهاجرها بود

1287
00:50:34,258 --> 00:50:35,595
‫- خیلی‌خب، آره
‫- فقط همین

1288
00:50:43,695 --> 00:50:45,199
‫من باید برم دستشویی

1289
00:50:47,915 --> 00:50:49,365
‫بنازم

1290
00:50:49,625 --> 00:50:52,358
‫توی راه دستشویی خودم برمی‌دارمش.
‫نگران نباش

1291
00:50:53,354 --> 00:50:55,233
‫وقت جیشـه

1292
00:51:00,350 --> 00:51:02,125
‫شرمنده بابت رفتارش

1293
00:51:02,150 --> 00:51:03,696
‫نه، نه

1294
00:51:03,864 --> 00:51:05,326
‫چه جوون پریشونی

1295
00:51:05,368 --> 00:51:07,288
‫دلش می‌خواد آدم خوبی باشه.
‫میشه اون بارقه رو توش دید

1296
00:51:07,330 --> 00:51:08,792
‫- می‌دونی که منظورم چیه؟
‫- آره. قطعاً، ایلاژ

1297
00:51:08,834 --> 00:51:10,922
‫ببخش اگه من اون بارقه‌ی جادویی رو نمی‌بینم

1298
00:51:10,970 --> 00:51:13,474
‫مارک، تمومش کن.
‫بالاخره کلی درد کشیده

1299
00:51:13,499 --> 00:51:14,681
‫- باشه، باشه
‫- هم بامزه‌ست و

1300
00:51:14,706 --> 00:51:17,162
‫هم توی هر شرایط آشفته‌ای پسر جذابیـه

1301
00:51:17,187 --> 00:51:18,271
‫دلم به حالش می‌سوزه

1302
00:51:18,312 --> 00:51:20,276
‫- همیشه همینجوری بوده؟
‫- آره

1303
00:51:20,317 --> 00:51:21,988
‫خب، همیشه بالا و پایین داشته، می‌دونی؟

1304
00:51:22,029 --> 00:51:23,323
‫آدم حساسیـه و

1305
00:51:23,365 --> 00:51:25,035
‫شناخت بالایی از مردم داره

1306
00:51:25,077 --> 00:51:26,122
‫ولی بعدش یه اشتباه که بکنی…

1307
00:51:26,147 --> 00:51:27,965
‫انگار یه چیزی توش تغییر می‌کنه

1308
00:51:27,990 --> 00:51:29,713
‫خوب نیست غیبتش رو کنیم

1309
00:51:29,754 --> 00:51:31,216
‫نه. چه بدی‌ای داره؟

1310
00:51:31,258 --> 00:51:34,431
‫مشخصه که یه چیزی بین تو و…

1311
00:51:35,266 --> 00:51:36,978
‫خب، معلومه که داره درد می‌کشه

1312
00:51:37,020 --> 00:51:39,025
‫درسته، ولی مگه هرکس یه جور درد نمی‌کشه؟

1313
00:51:39,066 --> 00:51:41,614
‫خودت ببین چه بلایی سر خانواده‌هامون اومده

1314
00:51:41,655 --> 00:51:43,034
‫زادگاه‌مون رو ببین

1315
00:51:43,075 --> 00:51:45,121
‫کیه که اینجوری نباشه؟
‫کیه که سختی نکشیده باشه؟

1316
00:51:45,163 --> 00:51:46,458
‫خب، تو به نظر خوب میای

1317
00:51:46,499 --> 00:51:47,960
‫ولی نیستم، خوب نیستم

1318
00:51:48,003 --> 00:51:50,257
‫بخاطر اختلال فکری-عملی کوفتیم
‫قرص می‌خورم و

1319
00:51:50,299 --> 00:51:51,969
‫می‌دوئم و مراقبه می‌کنم و

1320
00:51:52,011 --> 00:51:53,723
‫صبح میرم سرکار

1321
00:51:53,765 --> 00:51:55,310
‫آخرشب میام خونه و

1322
00:51:55,352 --> 00:51:56,563
‫به زندگیم ادامه میدم

1323
00:51:56,605 --> 00:51:58,192
‫چون می‌دونم دردی که می‌کشم عادیـه

1324
00:51:58,234 --> 00:51:59,820
‫واسه همین نیازی نمی‌بینم که

1325
00:51:59,862 --> 00:52:01,866
‫چطور بگم، مثلاً این بار رو
‫روی دوش بقیه بندازم، می‌دونی؟

1326
00:52:01,908 --> 00:52:03,536
‫- آره
‫- اوهوم

1327
00:52:03,578 --> 00:52:05,039
‫آره. خدایا، متأسفم

1328
00:52:05,081 --> 00:52:06,292
‫نه. اشکالی نداره، دیوید

1329
00:52:06,334 --> 00:52:07,503
‫- طوری نیست
‫- شرمنده، دارم هزیون میگم

1330
00:52:07,544 --> 00:52:08,797
‫من فقط…

1331
00:52:10,174 --> 00:52:12,428
‫نمی‌دونم. آمم…

1332
00:52:13,598 --> 00:52:14,767
‫اوه

1333
00:52:14,809 --> 00:52:16,603
‫شرمنده. بعضی وقت‌ها خیلی از دستش

1334
00:52:16,645 --> 00:52:18,315
‫کلافه میشم، می‌دونی،

1335
00:52:18,357 --> 00:52:20,278
‫یعنی…

1336
00:52:20,319 --> 00:52:22,115
‫هم دوستش دارم

1337
00:52:22,156 --> 00:52:23,617
‫هم ازش بدم میاد

1338
00:52:23,659 --> 00:52:26,163
‫هم می‌خوام سر به تنش نباشه

1339
00:52:27,375 --> 00:52:29,879
‫هم می‌خوام یکی عینهو اون باشم، می‌دونی؟

1340
00:52:29,921 --> 00:52:31,675
‫و وقتی هم کنارشم

1341
00:52:31,717 --> 00:52:33,887
‫احساس حماقت می‌کنم، می‌دونی

1342
00:52:33,929 --> 00:52:35,098
‫چون اون خیلی خفنـه و

1343
00:52:35,140 --> 00:52:36,600
‫هیچی به تخمش هم نیست

1344
00:52:36,642 --> 00:52:38,479
‫از طرفی هم

1345
00:52:38,521 --> 00:52:40,108
‫وقتی اینجا باهاشم

1346
00:52:40,150 --> 00:52:42,571
‫برام خیلی گیج‌کننده‌ست، می‌دونی؟

1347
00:52:42,612 --> 00:52:44,700
‫برام گیج‌کننده‌ست چون به خودم میگم

1348
00:52:44,742 --> 00:52:47,288
‫چون همچین آدمی
‫یکی از بازمونده‌های

1349
00:52:47,331 --> 00:52:49,585
‫این کشوره، می‌دونی؟

1350
00:52:49,626 --> 00:52:51,296
‫عموت کارش فروش مبلمان دسته دو

1351
00:52:51,338 --> 00:52:53,050
‫به یه مشت عوضی پولدار بود

1352
00:52:53,091 --> 00:52:54,635
‫یا عرضه نداشت دانشکده‌ی پزشکی بره

1353
00:52:54,677 --> 00:52:56,264
‫اونوقت اینکه تو تونستی

1354
00:52:56,306 --> 00:52:58,101
‫توی ۳۰ سال اخیر
‫از بدترین اتفاقی که توی این کره افتاده

1355
00:52:58,143 --> 00:52:59,520
‫جون سالم به در ببری جای تعجبـه و

1356
00:52:59,562 --> 00:53:02,943
‫از طرفی هم مامان‌بزرگ‌مون
‫با هزارجور معجزه

1357
00:53:02,985 --> 00:53:05,657
‫وقتی کل دنیا می‌خواست
‫سربه‌نیستش کنه زنده موند، می‌دونی؟

1358
00:53:05,699 --> 00:53:08,538
‫حالا که نگاهش می‌کنم

1359
00:53:08,580 --> 00:53:11,711
‫دلم می‌خواد ازش بپرسم

1360
00:53:11,753 --> 00:53:15,176
‫می‌خوام ازش بپرسم ولی نمی‌تونم

1361
00:53:15,218 --> 00:53:16,804
‫بپرسم…

1362
00:53:16,846 --> 00:53:20,728
‫بپرسم چطور میشه نوه‌ی کسی که
‫با هزارجور معجزه زنده موند،

1363
00:53:20,770 --> 00:53:23,692
‫می‌تونه با یه قوطی قرص خواب‌آور اوِردوز کنه؟

1364
00:53:25,738 --> 00:53:27,116
‫چی؟

1365
00:53:27,157 --> 00:53:28,744
‫چی گفتی؟

1366
00:53:28,786 --> 00:53:30,080
‫آره، می‌خواست…

1367
00:53:31,583 --> 00:53:33,879
‫آره. شرمنده. نباید این چیزها رو می‌گفتم

1368
00:53:35,757 --> 00:53:39,098
‫اشکالی نداره.
‫متأسفم که اینو می‌شنوم

1369
00:53:39,140 --> 00:53:41,561
‫واقعاً متأسفم.
‫این… واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

1370
00:53:41,602 --> 00:53:42,729
‫کِی اتفاق افتاد؟

1371
00:53:42,771 --> 00:53:45,652
‫حدوداً شیش… شیش ماه پیش

1372
00:53:45,694 --> 00:53:48,491
‫زن‌عمو لیای من، مادر بنجی،
‫دید روی مبل افتاده و

1373
00:53:50,579 --> 00:53:53,960
‫می‌دونم که اون خیلی شیرین و جذابـه و

1374
00:53:54,002 --> 00:53:55,421
‫همه‌تون تصویر یه مرد بی‌نظیری رو

1375
00:53:55,463 --> 00:53:58,218
‫می‌بینید و رد می‌شید،

1376
00:53:58,260 --> 00:54:01,099
‫که البته حق هم دارید،
‫از خیلی جهات بنجی بی‌نظیره

1377
00:54:01,141 --> 00:54:04,062
‫ولی وقتی بهش فکر می‌کنم که

1378
00:54:04,104 --> 00:54:07,528
‫بی‌هوش روی مبلِ یه زیرزمین نمور افتاده

1379
00:54:07,570 --> 00:54:08,864
‫درحالی که من توی نیویورک سیتی،

1380
00:54:08,906 --> 00:54:10,951
‫پیش همسر قشنگ و بچه‌ی دوست‌داشتنیم‌ام

1381
00:54:10,993 --> 00:54:12,872
‫بدجوری آتیش می‌گیرم

1382
00:54:15,293 --> 00:54:18,967
‫ببخشید، سفره‌ی دلم رو باز کردم

1383
00:54:27,151 --> 00:54:28,570
‫خب، بازم شروع کردن

1384
00:54:29,949 --> 00:54:31,117
‫بنجیـه

1385
00:54:41,931 --> 00:54:43,685
‫می‌دونستی پیانو می‌زنه؟

1386
00:54:44,603 --> 00:54:46,440
‫قبلاً باهم کلاس می‌رفتیم

1387
00:54:50,741 --> 00:54:51,827
‫ببخشید

1388
00:55:27,316 --> 00:55:28,694
‫بنجی، خیلی قشنگ بود

1389
00:55:28,736 --> 00:55:30,406
‫فوق‌العاده بود، بنجی

1390
00:55:38,664 --> 00:55:42,623
‫« پریا »

1391
00:56:25,895 --> 00:56:27,023
‫لعنتی

1392
00:56:36,041 --> 00:56:38,379
‫سلام. ببخشید مزاحم شدم

1393
00:56:38,421 --> 00:56:39,715
‫احیاناً پسرعمو‌ی منو…

1394
00:56:39,757 --> 00:56:42,262
‫این‌ورها ندیدی؟

1395
00:56:42,304 --> 00:56:43,348
‫اون…

1396
00:56:47,982 --> 00:56:49,485
‫تماس شما به…

1397
00:56:49,527 --> 00:56:51,009
‫سیستم پیام‌گذاری صوتی گویا منتقل شد

1398
00:56:51,034 --> 00:56:52,043
‫کیر شق…

1399
00:56:52,068 --> 00:56:53,443
‫در دسترس نمی‌باشد

1400
00:56:53,468 --> 00:56:54,795
‫صندوق پست صوتی پر بوده و

1401
00:56:54,820 --> 00:56:56,750
‫در حال حاضر قادر به دریافت
‫پیام‌های بیشتری نیست

1402
00:56:56,792 --> 00:56:57,794
‫خدانگهدار

1403
00:57:08,399 --> 00:57:09,527
‫الو؟

1404
00:57:09,569 --> 00:57:10,821
‫رفیق، دربه‌در دنبالتم، کجایی؟

1405
00:57:10,863 --> 00:57:11,823
‫همه پایین منتظر توییم، پسر

1406
00:57:11,865 --> 00:57:12,908
‫گندش بزنن

1407
00:57:12,950 --> 00:57:14,370
‫- زود پاشو بیا پایین
‫- تف بهش

1408
00:57:26,812 --> 00:57:29,318
‫بالاخره پیداش شد، صبح به‌خیر، دیو

1409
00:57:29,359 --> 00:57:31,029
‫زنگ گذاشتی ولی بازم بیدار نشدی؟

1410
00:57:31,070 --> 00:57:33,242
‫نه. چون کل شب رو دنبال جناب‌عالی بودم،

1411
00:57:33,284 --> 00:57:34,620
‫گوشیم رو شارژ نکردم و خاموش شد

1412
00:57:34,661 --> 00:57:36,189
‫کدوم گوری بودی؟

1413
00:57:36,214 --> 00:57:38,775
‫شرمنده، رفیق. آره.
‫خیلی خوش‌خواب بودی

1414
00:57:38,800 --> 00:57:40,758
‫آره؟ زهره‌ترکم کردی، بنجی

1415
00:57:40,799 --> 00:57:42,511
‫شرمند، پسر

1416
00:57:42,553 --> 00:57:43,906
‫پیش مارشا موندم

1417
00:57:43,931 --> 00:57:45,481
‫- نمی‌خواستم بیدارت کنم
‫- صبح به‌خیر، بَروبچ

1418
00:57:45,506 --> 00:57:46,603
‫- صبح به‌خیر، رفقا
‫- صبح به‌خیر

1419
00:57:46,645 --> 00:57:47,688
‫همه‌تون زود پاشدید. خوشم اومد

1420
00:57:47,730 --> 00:57:49,609
‫- صبح به‌خیر
‫- صبح به‌خیر

1421
00:57:49,651 --> 00:57:51,112
‫خب، الانه که ون برسه

1422
00:57:51,154 --> 00:57:54,452
‫مسیر خیلی کوتاهیـه، خب؟

1423
00:58:03,221 --> 00:58:05,015
‫حالا هرچی

1424
00:58:05,057 --> 00:58:07,479
‫آره. فکر کنم حالم خوب بود
‫تا وقتی که…

1425
00:58:09,108 --> 00:58:10,443
‫خوشم نمیاد…

1426
00:58:10,485 --> 00:58:12,740
‫خیلی‌خب، میشه یه لحظه همه…

1427
00:58:12,782 --> 00:58:14,828
‫- حواس‌شون به من باشه؟
‫- جیمز

1428
00:58:14,869 --> 00:58:16,038
‫نمی‌خوام توضیح واضحات بدم

1429
00:58:16,080 --> 00:58:18,251
‫ولی امروز قراره روز طاقت‌فرسایی باشه

1430
00:58:18,293 --> 00:58:21,048
‫اگه تابحال توی اردوگاه کار اجباری نبودید،

1431
00:58:21,090 --> 00:58:23,804
‫می‌تونه حسابی کلافه‌تون کنه

1432
00:58:23,846 --> 00:58:25,725
‫دو دقیقه‌ای می‌رسیم

1433
00:58:25,766 --> 00:58:27,813
‫خب؟ ممنون از همگی

1434
00:58:49,900 --> 00:58:51,261
‫همه حال‌شون خوبـه؟

1435
00:58:52,655 --> 00:58:54,700
‫خب، اولین چیزی که
‫احتمالاً نظرتون رو جلب می‌کنه

1436
00:58:54,742 --> 00:58:57,206
‫اینـه که مایدانک با میدون مرکزی لوبلین

1437
00:58:57,247 --> 00:58:58,708
‫تنها ۳/۲ کیلومتر فاصله داره

1438
00:59:00,211 --> 00:59:02,507
‫باورتون میشه که توی
‫حد فاصل ۳/۲ کیلومتری با این زمین‌ها

1439
00:59:03,258 --> 00:59:04,803
توی مرکز شهری به این شلوغی‫

1440
00:59:04,844 --> 00:59:06,807
‫زندگی جریان داره؟

1441
00:59:11,566 --> 00:59:13,946
‫قبل از اینکه ارتش سرخ به مایدانک برسه

1442
00:59:13,987 --> 00:59:15,991
‫نازی‌ها اکثر زندانی‌های خودشون رو

1443
00:59:16,033 --> 00:59:18,078
‫به اردوگاه‌های دیگه‌ی
‫غربِ کشور منتقل کرده بودن

1444
00:59:18,120 --> 00:59:20,834
‫و به‌خاطر عجله‌ای که داشتن،
‫جماهیر شوروی شواهد رو از بین نبرد

1445
00:59:20,875 --> 00:59:22,629
‫بنابراین بر خلاف اردوگاه‌های دیگه،

1446
00:59:22,671 --> 00:59:25,592
‫چون عبارت بهتری پیدا نکردم،
‫می‌تونم بگم اصطلاحاً…

1447
00:59:25,634 --> 00:59:28,557
‫از مایدانک در واقع به خوبی نگهداری شده

1448
00:59:41,415 --> 00:59:43,117
‫قبل از اینکه وارد شیم

1449
00:59:43,142 --> 00:59:44,461
‫بگم که ممکنه امروز
‫به‌خاطر انبوه زیاد اطلاعاتم

1450
00:59:44,503 --> 00:59:47,050
‫توضیحاتم پراکنده‌تر باشه

1451
00:59:47,092 --> 00:59:48,344
‫اینجا محل مقدسیـه که…

1452
00:59:48,386 --> 00:59:50,974
‫هزاران نفر توش کشته شدن و

1453
00:59:51,016 --> 00:59:52,895
‫به نظرم اگه دقت کنید می‌بینید که

1454
00:59:52,936 --> 00:59:54,105
‫مکان خودش گویای همه‌چیز هست

1455
00:59:54,940 --> 00:59:55,942
‫خب؟

1456
01:00:05,293 --> 01:00:06,295
هی‫

1457
01:00:07,505 --> 01:00:08,507
هی‫

1458
01:00:13,016 --> 01:00:14,352
‫اینا سربازخونه‌ها هستن

1459
01:00:24,705 --> 01:00:26,643
‫اینجا گرمابه‌ی آقایونـه

1460
01:00:37,312 --> 01:00:38,856
‫«شلاقش را به دست گرفت و

1461
01:00:38,898 --> 01:00:41,195
‫ما را به سمت گرمابه هدایت کرد»

1462
01:00:41,237 --> 01:00:44,158
‫زمانی که موی و ذوی…

1463
01:00:44,200 --> 01:00:45,536
‫تمام بدن‌مان را کوتاه کردند،

1464
01:00:46,454 --> 01:00:48,172
‫به اتاق بعدی رفتیم»

1465
01:01:09,915 --> 01:01:11,502
‫این اتاق گازه

1466
01:01:32,751 --> 01:01:34,797
‫لکه‌های آبیِ روی دیوار پسمونده‌های

1467
01:01:34,838 --> 01:01:37,593
‫گاز سمی «سایکلون ب»ـه

1468
01:01:46,736 --> 01:01:47,738
‫کوره‌ها

1469
01:03:12,858 --> 01:03:14,486
‫یه لحظه اینجا بمونید، خب؟

1470
01:03:16,865 --> 01:03:18,619
‫خیلی‌خب

1471
01:03:20,247 --> 01:03:23,670
‫خب، اگه امکانش هست
‫یه لحظه اینجا جمع شید

1472
01:03:23,712 --> 01:03:25,841
‫همگی حالتون چطوره؟

1473
01:03:25,882 --> 01:03:28,304
‫اومم… خیلی هم خوب نیستم

1474
01:03:28,346 --> 01:03:30,349
‫شاید یکم احساس بی‌تفاوتی می‌کنم

1475
01:03:30,391 --> 01:03:31,769
‫آره، خودشه

1476
01:03:31,794 --> 01:03:32,927
‫ایلاژ، حالت چطوره؟

1477
01:03:32,952 --> 01:03:34,524
‫می‌دونم تو به اصطلاح…

1478
01:03:34,549 --> 01:03:36,626
‫حس نزدیک‌تری نسبت به بقیه
‫به این وقایع تاریخی داری

1479
01:03:36,651 --> 01:03:39,967
‫من خوبم. یکم فقط…

1480
01:03:39,992 --> 01:03:41,370
‫جا خوردم

1481
01:03:41,395 --> 01:03:44,575
‫ولی گمونم باز بهتر از بی‌تفاوتیـه

1482
01:03:44,600 --> 01:03:45,905
‫آره

1483
01:03:46,672 --> 01:03:48,301
‫خب، از همه ممنونم که حس‌تون رو

1484
01:03:48,343 --> 01:03:50,095
‫با من و همدیگه به اشتراک گذاشتید

1485
01:03:50,137 --> 01:03:51,682
‫نمی‌خوام به کسی فشار بیارم
‫ولی مشخصاً…

1486
01:03:51,724 --> 01:03:53,602
‫خیلی زود اینجا رو
‫به مقصد زاموشچ ترک می‌کنیم

1487
01:03:53,644 --> 01:03:55,522
‫ولی جهت تغییر رویه

1488
01:03:55,564 --> 01:03:56,900
‫پسرها رو اینجا می‌ذاریم

1489
01:03:56,941 --> 01:03:58,362
‫- اوه
‫- خیلی ناراحت‌کننده‌ست، می‌دونم

1490
01:03:58,403 --> 01:04:00,699
‫پسرها یه شب دیگه اینجا می‌مونن و بعدش

1491
01:04:00,741 --> 01:04:03,329
‫سفر معنوی‌شون رو با بازدید
‫خونه‌ی مامان‌بزرگ دوری تموم می‌کنن

1492
01:04:03,371 --> 01:04:05,792
‫آره، دقیقاً. آره، من…

1493
01:04:05,833 --> 01:04:06,960
‫دلم واسه همه‌تون تنگ میشه، بچه‌ها

1494
01:04:07,002 --> 01:04:09,302
‫عینهو خانواده‌های عجیب غریبی که
‫امیدی بهشون نیست

1495
01:04:10,968 --> 01:04:12,639
‫- میشه فقط…
‫- آره

1496
01:04:12,681 --> 01:04:14,225
‫- مرسی، دیوید
‫- حرف نداری

1497
01:04:14,266 --> 01:04:15,394
‫خیلی ممنونم

1498
01:04:15,435 --> 01:04:17,190
‫عکس خونه‌ی مامان‌بزرگت رو برام بفرست

1499
01:04:17,232 --> 01:04:18,484
‫- می‌خوام ببینمش، خب؟
‫- باشه، می‌فرستم

1500
01:04:18,526 --> 01:04:19,569
‫- خیلی‌خب
‫- مرسی

1501
01:04:19,611 --> 01:04:20,698
‫خونه‌ی مامان‌بزرگ خوش بگذره

1502
01:04:20,739 --> 01:04:22,410
‫- مراقب خودت باش، عزیزم
‫- توام همینطور

1503
01:04:22,451 --> 01:04:24,205
‫مراقب ایشون هم باش،
‫چون خودش که نیست

1504
01:04:24,247 --> 01:04:25,667
‫- باشه
‫- نه، نه، نه، طوری نیست

1505
01:04:25,709 --> 01:04:27,252
‫- مراقب ایشون هم باش
‫- حتماً

1506
01:04:27,277 --> 01:04:28,461
‫تو آدم خوبی هستی، بنجی

1507
01:04:28,486 --> 01:04:30,009
‫نه، درس پس میدیم

1508
01:04:30,051 --> 01:04:31,972
‫- از ته قلبت اینو میگی؟ واقعاً؟
‫- آره. در پناه خدا (به لهستانی)

1509
01:04:32,013 --> 01:04:33,475
‫- ممنون. سفر به سلامت
‫- برو به سلامت، دوست من

1510
01:04:33,517 --> 01:04:35,020
‫عالیـه. حرفت خیلی برام باارزشـه

1511
01:04:35,062 --> 01:04:36,566
‫برم ببینم ترجمه‌ش چی میشه

1512
01:04:38,022 --> 01:04:41,664
‫خب، بنجی، فقط خواستم بگم،

1513
01:04:41,689 --> 01:04:43,819
‫پنج سال و نیمـه که کارم اینـه و

1514
01:04:43,844 --> 01:04:45,053
‫همیشه میگم

1515
01:04:45,078 --> 01:04:46,921
‫«لطفاً هر کاری جهت بهبود کارم
‫از دستم ساخته‌ست بهم بگید» و

1516
01:04:46,963 --> 01:04:49,636
‫تو اولین کسی هستی که

1517
01:04:49,678 --> 01:04:51,014
‫بهم بازخورد مؤثر میدی، پس…

1518
01:04:51,055 --> 01:04:53,642
‫- چرت نگو. مگه چی گفتم؟
‫- خیلی ممنونم از این کارت، آره

1519
01:04:54,062 --> 01:04:55,190
‫منظورت چیه؟

1520
01:04:55,231 --> 01:04:56,902
‫می‌دونی، همون حرف‌هایی که
‫راجع‌به تعامل…

1521
01:04:56,943 --> 01:04:59,617
‫با مردم لهستانی و فرهنگ لهستان زدی

1522
01:04:59,658 --> 01:05:00,702
‫پسر، به ‌نظر معرکه بود

1523
01:05:00,744 --> 01:05:01,788
‫باید این کارو بکنی، پسر

1524
01:05:01,829 --> 01:05:03,667
‫می‌دونم. اون روز مقاومت کردم،

1525
01:05:03,709 --> 01:05:05,421
‫ولی دیگه از سرم بیرون نمیره و

1526
01:05:05,463 --> 01:05:08,804
‫تو واقعاً چیزی رو درونم
‫دوباره بیدار کردی، پس…

1527
01:05:08,845 --> 01:05:11,392
‫- چرت نگو، بابا
‫- تو آدم رُک و روراستی هستی و

1528
01:05:11,434 --> 01:05:12,647
‫این چیز کمیابیـه و

1529
01:05:12,672 --> 01:05:14,170
‫- از این بابت ممنونم، پس…
‫- خب دیگه، گمشو. بیخیال…

1530
01:05:14,195 --> 01:05:16,305
‫- ولمون کن…
‫- خیلی ازت ممنونم. مرسی

1531
01:05:16,570 --> 01:05:17,824
‫خیلی‌خب

1532
01:05:17,865 --> 01:05:19,953
‫شرمنده. فقط می‌خواستم تو دلم نمونه

1533
01:05:19,994 --> 01:05:20,996
‫مرسی، دیوید

1534
01:05:25,089 --> 01:05:26,717
‫آدم مهربونیـه

1535
01:05:42,502 --> 01:05:43,672
‫- واقعاً؟
‫- آره. خب، نه

1536
01:05:43,714 --> 01:05:45,175
‫مسخره‌ست

1537
01:05:45,217 --> 01:05:47,465
‫- آره. آره. چی؟ چی؟
‫- این خوبـه؟

1538
01:05:47,490 --> 01:05:48,511
‫چی؟ آره. خیلی‌خب، بریم

1539
01:05:48,536 --> 01:05:50,060
‫- این چنده؟
‫- میشه ۳۰ زلوتی

1540
01:05:50,103 --> 01:05:51,147
‫این کلاه رو می‌خوای چیکار؟

1541
01:05:51,188 --> 01:05:52,232
‫توام یکی می‌خوای؟

1542
01:05:52,274 --> 01:05:53,611
‫نه. شدی عینهو اون مرده
‫توی تبلیغ شرکت ریکولا

1543
01:05:53,652 --> 01:05:55,823
‫بگیرم؟ نه این واسه شماست

1544
01:05:55,865 --> 01:05:57,160
‫شیرینی شما

1545
01:05:57,201 --> 01:05:58,739
‫- خیلی‌خب. بنجی
‫- آره. خودم هم نمی‌دونم چیکارش کنم

1546
01:05:58,764 --> 01:06:01,530
‫میشه یه چیزی سفارش بدیم که ترشی نباشه؟

1547
01:06:01,555 --> 01:06:03,758
‫- پیروگی چطوره؟
‫- هر چیزی به جز پیروگی و

1548
01:06:03,799 --> 01:06:05,303
‫- ترشی
‫- کلم‌ترش؟

1549
01:06:05,345 --> 01:06:07,558
‫کلم‌ترش هم… هم ترشیه هم آلمانی

1550
01:06:07,600 --> 01:06:10,022
‫…بری کله‌ی تماشاچی‌های بچه رو
‫بگیری و لیس‌شون بزنی

1551
01:06:10,064 --> 01:06:12,026
‫- خدایا، حالم به هم خورد
‫- آره! اون وحشی!

1552
01:06:13,488 --> 01:06:15,492
‫آره. اونو یادمه. آره

1553
01:06:15,993 --> 01:06:16,995
‫سلام، هاپو

1554
01:06:20,378 --> 01:06:21,881
‫- میشه یه قلپ بخورم؟
‫- اوه، آره

1555
01:06:21,923 --> 01:06:24,387
‫هر چقدر که می‌خوای بخور.
‫از اون ارزون‌هاشـه

1556
01:06:26,941 --> 01:06:29,154
‫- خیلی‌خب. این ساختمون رو نگاه
‫- آره

1557
01:06:29,189 --> 01:06:31,945
‫چه مرتفعـه.
‫رُل آخر هم بکشیم؟

1558
01:06:31,987 --> 01:06:33,531
‫چطور قراره بریم بالاش؟

1559
01:06:35,201 --> 01:06:36,370
‫بریم؟

1560
01:06:40,795 --> 01:06:42,381
‫- سلام
‫- سلام

1561
01:06:44,385 --> 01:06:45,655
‫هوی

1562
01:06:55,113 --> 01:06:56,408
‫فردا هوا بارونیـه

1563
01:06:56,450 --> 01:06:57,702
‫اوهوم

1564
01:07:06,927 --> 01:07:09,057
‫- خیلی‌خب
‫- آره. بد نیست، بد نیست

1565
01:07:10,723 --> 01:07:12,104
‫پشمام. فکر کنم بدونم اون کجاست

1566
01:07:12,146 --> 01:07:13,857
‫- هوم، کدوم؟
‫- اون پایین رو ببین

1567
01:07:13,899 --> 01:07:15,026
‫اون سه‌تا چراغ رو می‌بینی؟

1568
01:07:15,068 --> 01:07:16,236
‫- کدوم؟
‫- یک، دو، سه

1569
01:07:16,278 --> 01:07:17,530
‫- پشمام
‫- فکر کنم اردوگاه باشه

1570
01:07:17,572 --> 01:07:19,076
‫- آره
‫- آره

1571
01:07:19,117 --> 01:07:20,369
‫واقعاً نزدیکـه

1572
01:07:24,544 --> 01:07:26,172
‫حالا وقتی برگشتی بینگهمتون

1573
01:07:26,214 --> 01:07:27,633
‫می‌خوای چیکار کنی؟

1574
01:07:28,968 --> 01:07:30,514
‫منظورت چیه؟

1575
01:07:30,555 --> 01:07:32,141
‫خب، یعنی نـ… نقشه‌ات چیه؟

1576
01:07:33,812 --> 01:07:36,108
‫رفیق، اگه قراره فقط
‫بهش خیره شی، بده‌ش من

1577
01:07:36,149 --> 01:07:37,276
‫- اوه، شرمنده
‫- آخرین رُلـه

1578
01:07:37,318 --> 01:07:38,445
‫- شرمنده، رفیق
‫- خیلی‌خب

1579
01:07:38,487 --> 01:07:40,240
‫شرمنده

1580
01:07:40,282 --> 01:07:42,160
‫آره، خب، وقتی برگردم
‫حسابی سرم شلوغـه

1581
01:07:42,202 --> 01:07:43,246
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

1582
01:07:43,287 --> 01:07:44,331
‫- عالیـه که
‫- آره

1583
01:07:44,373 --> 01:07:46,168
‫رفیقم، تیم، داره سقف جدید
‫واسه خونه‌ش می‌زنه و

1584
01:07:46,210 --> 01:07:47,712
‫احتمالاً قراره کمکش کنم

1585
01:07:47,754 --> 01:07:49,257
‫کلی خشت گرفته

1586
01:07:49,299 --> 01:07:50,802
‫خودش هم نمی‌دونه می‌خواد چه غلطی کنه

1587
01:07:50,844 --> 01:07:53,181
‫- واقعاً؟
‫- آره

1588
01:07:53,223 --> 01:07:54,475
‫- ولی چیز خوبی از آب درمیاد
‫- آره

1589
01:07:54,517 --> 01:07:56,187
‫وقتی کارش تموم شه
‫حسابی قشنگ میشه، می‌دونی؟

1590
01:07:57,815 --> 01:07:58,900
‫رطوبت کمتری رو به نسبت

1591
01:07:58,942 --> 01:08:00,654
‫اون مود پلاستیکی سمی‌ای که ازش توی

1592
01:08:00,696 --> 01:08:02,323
‫خونه‌های کسشعر حومه‌ی شهر
‫استفاده می‌کنن جذب می‌کنه، می‌دونی؟

1593
01:08:02,365 --> 01:08:03,409
‫آره، حرف نداره

1594
01:08:03,450 --> 01:08:05,078
‫آره. خیلی جالب میشه

1595
01:08:07,291 --> 01:08:09,420
‫خب، این که خونه‌ی تیمـه

1596
01:08:10,547 --> 01:08:11,799
‫- خب؟
‫- خب…

1597
01:08:12,676 --> 01:08:14,201
‫خودت قراره چیکار کنی؟

1598
01:08:14,226 --> 01:08:15,936
‫پسر، چرا همچین سؤال مسخره‌ایه ازم می‌پرسی؟

1599
01:08:15,961 --> 01:08:18,637
‫می‌خوام خیالم راحت شه که اوضاعت خوبـه و
‫یه نقشه‌ای واسه زندگیت داری

1600
01:08:19,632 --> 01:08:21,098
‫شرمنده. شاید یکم نشئه باشم

1601
01:08:21,123 --> 01:08:22,050
‫- متأسفم
‫- آره. نه، اوهوم

1602
01:08:22,075 --> 01:08:23,442
‫- بیا، بگیرش. به من…
‫- نه، نمی‌کشم

1603
01:08:23,467 --> 01:08:25,429
‫- اعتمادی نیست
‫- آره، اوهوم

1604
01:08:26,828 --> 01:08:28,874
‫خودت وقتی برگشتی می‌خوای چیکار کنی؟

1605
01:08:30,460 --> 01:08:32,255
‫نمی‌دونم. احتمالاً میرم…

1606
01:08:32,297 --> 01:08:34,383
‫سر کارم و خانواده‌ام، همون همیشگی

1607
01:08:34,426 --> 01:08:36,596
‫عالیه. امیدوارم تا ۶ ماه دیگه
‫بتونیم باهم صحبت کنیم

1608
01:08:37,891 --> 01:08:38,934
‫منظورت چیه؟

1609
01:08:38,976 --> 01:08:40,103
‫- خودت خوب می‌دونی منظورم چیه
‫- جداً؟

1610
01:08:40,145 --> 01:08:41,397
‫نمی‌خوام واقعاً دعوایی راه بندازم

1611
01:08:41,439 --> 01:08:42,733
‫خیلی‌خب، خوبه. پس این کارو نکن

1612
01:08:45,781 --> 01:08:46,908
‫تو قبلاً فرق داشتی، مرد

1613
01:08:46,950 --> 01:08:48,494
‫قبلاً خیلی احساساتی بودی

1614
01:08:48,535 --> 01:08:50,665
‫تا تقی به توقی می‌خورد
‫میزدی زیر گریه. انگار…

1615
01:08:50,706 --> 01:08:52,042
‫آره، می‌دونم. افتضاح بود

1616
01:08:52,084 --> 01:08:54,129
‫کیـه که دلش بخواد همیشه
‫اشکش دم مشکش باشه؟

1617
01:08:54,171 --> 01:08:55,548
‫دیو، پسر، اصلاً گوشِت با من نیست

1618
01:08:55,590 --> 01:08:57,420
‫دارم میگم «ما» قدیم فرق داشتیم

1619
01:08:57,445 --> 01:08:58,681
‫- جفت‌مون رو میگم
‫- آره. بنجی من دیگه…

1620
01:08:58,722 --> 01:09:00,685
‫- شاغلم و تشکیل خانواده دادم و
‫- می‌دونم

1621
01:09:00,726 --> 01:09:02,939
‫وقت ندارم از شب تا صبح…

1622
01:09:02,981 --> 01:09:04,567
‫- با تو وقت بگذرونم، خب؟
‫- منم همچین چیزی نخواستم

1623
01:09:04,609 --> 01:09:06,655
‫چرا، خواستی. تویی که
‫دنیا هر سازی بزنه باهاش می‌رقصی

1624
01:09:06,697 --> 01:09:07,824
‫فکر نکنم خودت متوجه‌ش شده باشی

1625
01:09:07,865 --> 01:09:09,801
‫- فکر نکنم متوجه‌ش شده باشی
‫- پسر، حرف حساب من فقط اینـه که…

1626
01:09:09,826 --> 01:09:11,164
‫تو هیچوقت یه سری بهم نمی‌زنی

1627
01:09:11,206 --> 01:09:12,960
‫چی؟ یعنی… ببخشید،
‫میگی بیام بینگهمتون؟

1628
01:09:12,985 --> 01:09:14,132
‫آره دیگه. اونجا زندگی می‌کنم

1629
01:09:14,157 --> 01:09:16,174
‫آره، سرم شلوغـه، خب؟
‫تازه‌شم من نیویورک سیتی‌ام

1630
01:09:16,216 --> 01:09:17,678
‫اگه تو به من سر بزنی راحت‌تر نیست؟

1631
01:09:17,720 --> 01:09:19,682
‫راحت‌تر؟ فاصله‌اش فرقی نداره که، دیو

1632
01:09:19,724 --> 01:09:20,892
‫آره، ولی ناسلامتی نیویورک سیتیـه

1633
01:09:20,934 --> 01:09:22,186
‫منطقیش اینـه که تو بیای اونجا

1634
01:09:22,228 --> 01:09:23,523
‫تا من بیام بینگهمتونِ تخمی

1635
01:09:23,565 --> 01:09:24,608
‫- بی‌احترامی نباشه
‫- مگه بینگهمتون چشـه؟

1636
01:09:24,650 --> 01:09:25,990
‫بینگهمتون چیزیش نیست

1637
01:09:26,015 --> 01:09:27,364
‫تو از قصد منو واسه زیرسؤال بردنش

1638
01:09:27,406 --> 01:09:28,700
‫- عوضی نشون میدی
‫- زر نزن، رفیق

1639
01:09:28,742 --> 01:09:30,287
‫خودت زر نزن

1640
01:09:30,329 --> 01:09:32,166
‫چرا دیگه برات مهم نیستم؟

1641
01:09:32,207 --> 01:09:34,420
‫معلومه که مهمی

1642
01:09:34,462 --> 01:09:36,174
‫فقط نمی‌فهمم…

1643
01:09:37,176 --> 01:09:40,172
‫چطور می‌تونی همچین حماقتی با خودت بکنی؟

1644
01:09:40,197 --> 01:09:41,659
‫دیو، پسر

1645
01:09:41,810 --> 01:09:42,812
‫بنجی

1646
01:09:45,568 --> 01:09:47,029
‫من همیشه‌ی خدا…

1647
01:09:47,071 --> 01:09:49,284
‫این تصویر کوفتی توی سرمـه

1648
01:09:49,326 --> 01:09:50,370
‫- خب؟
‫- اوهوم

1649
01:09:50,411 --> 01:09:52,123
‫آره، نمی‌خوام دیگه…

1650
01:09:52,165 --> 01:09:54,086
‫نمی‌خوام از دستت بدم، خب؟

1651
01:09:55,463 --> 01:09:57,592
‫حالیتـه مردم چقدر دوستت دارن؟

1652
01:09:59,182 --> 01:10:01,726
‫حالیتـه وقتی وارد جایی میشی
‫چه اتفاقی میفته؟

1653
01:10:04,524 --> 01:10:08,448
‫حاضرم همه‌چیزم رو بدم
‫تا ببینم چه حالی داره، پسر

1654
01:10:11,704 --> 01:10:15,045
‫چه حالی داره که جذاب باشی

1655
01:10:16,548 --> 01:10:18,894
‫چه حالی داره وقتی وارد جایی میشم
‫حال و هوای جمع تغییر می‌کنه

1656
01:10:20,396 --> 01:10:22,064
‫ولی تو میای و حال و هوای جمع رو
‫عوض می‌کنی و

1657
01:10:22,089 --> 01:10:23,893
‫بعدش گند می‌زنی به هرچی که هست

1658
01:11:10,492 --> 01:11:11,619
‫خیلی‌خب، می‌تونی بری

1659
01:11:11,661 --> 01:11:12,663
‫مرسی

1660
01:11:41,054 --> 01:11:42,390
‫تاکسی اومده

1661
01:12:05,012 --> 01:12:08,334
‫« شهرستان کراسنستاف »

1662
01:12:15,082 --> 01:12:16,084
‫بذار ببینم

1663
01:12:18,547 --> 01:12:20,134
‫پلاک ۲۵ می‌بینی؟

1664
01:12:20,176 --> 01:12:22,931
‫نه، اصلاً ماشین نمی‌بینم.
‫بذار ببینم

1665
01:12:22,972 --> 01:12:24,309
‫منم همینطور

1666
01:12:24,351 --> 01:12:26,480
‫خیلی‌خب، وایسا.
‫فکر کنم باید همین دور و ور باشه

1667
01:12:27,942 --> 01:12:31,198
‫«داد-رس»
‫به نظرت یعنی چی؟

1668
01:12:31,240 --> 01:12:33,285
‫احتمالاً همون دادرس

1669
01:12:33,327 --> 01:12:34,329
‫فکر کنم

1670
01:12:35,541 --> 01:12:37,420
‫اصلاً این خیابون حساب میشه یا…

1671
01:12:38,170 --> 01:12:39,632
‫۲۸

1672
01:12:41,051 --> 01:12:42,363
‫فکر کنم خودشـه

1673
01:12:43,056 --> 01:12:44,977
‫- اینجاست؟
‫- آره

1674
01:12:59,590 --> 01:13:00,592
‫۲۵

1675
01:13:03,054 --> 01:13:04,056
‫خدای من

1676
01:13:05,518 --> 01:13:07,647
‫واو، یعنی خودشـه؟

1677
01:13:10,195 --> 01:13:13,367
‫هنوز بی‌شیله پیله‌ست

1678
01:13:13,409 --> 01:13:16,207
‫آره. گمونم چیز دیگه‌ای تو ذهنم بود

1679
01:13:17,125 --> 01:13:18,336
‫آره. منم همینطور

1680
01:13:30,528 --> 01:13:32,360
‫می‌دونی یه‌بار بهم سیلی زد دیگه؟

1681
01:13:32,876 --> 01:13:34,003
‫چی؟

1682
01:13:34,028 --> 01:13:36,097
‫آره. مامان‌بزرگ یه‌بار بهم سیلی زد

1683
01:13:36,122 --> 01:13:37,876
‫- پشمام. جدی؟
‫- آره

1684
01:13:37,918 --> 01:13:39,964
‫یه‌بار واسه شام دیر اومدم دیدنش

1685
01:13:40,005 --> 01:13:42,009
‫- حدوداً یه ربع
‫- آره

1686
01:13:42,051 --> 01:13:43,388
‫تازه بدجوری نشئه بودم

1687
01:13:43,429 --> 01:13:45,267
‫توی رستوران هادسون
‫توی خیابون سوم بودم

1688
01:13:45,308 --> 01:13:47,019
‫می‌دونی، همون جهنم موری هیل

1689
01:13:47,061 --> 01:13:48,606
‫آره، یادمه.
‫پشمام، دردت گرفت؟

1690
01:13:48,654 --> 01:13:50,406
‫- پس چی، معلومه که دردم گرفت، آره
‫- واو

1691
01:13:50,431 --> 01:13:52,882
‫بهترین اتفاق زندگیم بود

1692
01:13:52,907 --> 01:13:56,539
‫تا ۲۴ ساعت بعدش ذوق‌مرگ بودم

1693
01:13:56,581 --> 01:13:58,878
‫- واقعاً؟ چرا؟
‫- نمی‌دونم چرا

1694
01:13:58,919 --> 01:14:01,007
‫خب، قرارمون تو یه رستورانی بود که

1695
01:14:01,048 --> 01:14:03,387
‫هر هفته اونجا می‌رفت.
‫همه اونجا می‌شناختنش

1696
01:14:03,429 --> 01:14:05,015
‫کلی شیک و پیک کرده بود

1697
01:14:05,056 --> 01:14:06,643
‫انگار مراسمی چیزیـه و

1698
01:14:06,685 --> 01:14:08,139
‫- آره
‫- چمی‌دونم

1699
01:14:08,164 --> 01:14:09,888
‫گمونم واسه این ذوق‌مرگ بودم چون…

1700
01:14:09,913 --> 01:14:12,363
‫به من بیشتر از طرز فکر
‫مشتری‌ها اهمیت می‌داد

1701
01:14:12,405 --> 01:14:13,700
‫نمی‌دونم والا

1702
01:14:13,742 --> 01:14:15,078
‫حس خوبی بهم داد

1703
01:14:16,958 --> 01:14:17,961
‫هی

1704
01:14:19,131 --> 01:14:20,259
‫یه فکری به سرم زد

1705
01:14:20,301 --> 01:14:21,470
‫هوم، چی؟

1706
01:14:21,512 --> 01:14:23,476
‫بیا یه سنگ روی سکّوب ورودیش بذاریم

1707
01:14:23,517 --> 01:14:24,561
‫منظورت چیه؟

1708
01:14:24,603 --> 01:14:26,399
‫بیا یه سنگ کوچیک پیدا کنیم و

1709
01:14:26,457 --> 01:14:28,379
‫روی سکوب ورودی بذاریم
‫که بگیم اینجا حضور داشتیم

1710
01:14:28,405 --> 01:14:30,201
‫بگیم که اون… می‌دونی، فراموش نشده

1711
01:14:30,242 --> 01:14:32,435
‫- سر قبرش نرفتیم که
‫- آره، می‌دونم. ولی…

1712
01:14:32,460 --> 01:14:34,855
‫این آخرین جای لهستان بود
‫که توش حضور داشت

1713
01:14:34,880 --> 01:14:36,649
‫آخرین جاییـه که همه‌مون بودیم

1714
01:14:38,932 --> 01:14:40,310
‫- آره، بیا همین کارو کنیم
‫- خیلی‌خب

1715
01:14:40,353 --> 01:14:41,563
‫- فکر خوبیـه
‫- خیلی‌خب

1716
01:14:43,235 --> 01:14:44,781
‫آره. نه، این خوب نیست

1717
01:14:44,823 --> 01:14:45,825
‫نه، نه

1718
01:14:47,496 --> 01:14:49,126
‫- یک، دو
‫- آره

1719
01:14:49,167 --> 01:14:50,336
‫آره، دوتا پیدا کردم

1720
01:14:50,379 --> 01:14:51,924
‫- توام یکی می‌خوای؟
‫- آره

1721
01:14:51,966 --> 01:14:52,969
‫مرسی

1722
01:14:53,679 --> 01:14:54,765
‫همین خوبه

1723
01:15:08,425 --> 01:15:10,263
‫هی!

1724
01:15:10,305 --> 01:15:12,644
‫اون سنگ‌ها رو بردارید

1725
01:15:12,686 --> 01:15:14,441
‫چیکار می‌کنید؟
‫آدم اونجا زندگی می‌کنه

1726
01:15:14,483 --> 01:15:16,989
‫سلام. شرمنده، ما آمریکایی هستیم

1727
01:15:17,031 --> 01:15:18,660
‫انگلیسی بلدید؟
‫انگلیسی حرف می‌زنید؟

1728
01:15:18,702 --> 01:15:21,584
‫دارم میگم اونجا آدم زندگی می‌کنه.
‫سنگ‌ها رو بردارید

1729
01:15:21,626 --> 01:15:23,673
‫شرمنده. من متوجه نمیشم

1730
01:15:25,929 --> 01:15:27,307
‫- گمونم تمومه
‫- آره

1731
01:15:27,349 --> 01:15:28,645
‫حس بدی بهم دست داد وقتی گفتم

1732
01:15:28,686 --> 01:15:29,998
‫«آمریکایی هستیم»

1733
01:15:30,023 --> 01:15:31,070
‫ولی هستیم دیگه

1734
01:15:31,095 --> 01:15:32,337
‫به نظرت بابت سنگ‌ها ناراحت بود؟

1735
01:15:32,362 --> 01:15:33,406
‫شاید می‌خواست صبحونه مهمون‌مون کنه

1736
01:15:33,448 --> 01:15:34,493
‫- چمی‌دونم
‫- حق با توئه

1737
01:15:34,535 --> 01:15:35,663
‫ممکن بود صبحونه تعارف کرده باشه

1738
01:15:35,704 --> 01:15:36,665
‫شاید گفته: «بیاید بالا ببینم»

1739
01:15:36,706 --> 01:15:37,835
‫«بیاید کیک بخورید»

1740
01:15:37,876 --> 01:15:39,339
‫«بیاید یه پودینگ سیاه بخورید»

1741
01:15:39,381 --> 01:15:41,135
‫یکی کم بود شدن دوتا

1742
01:15:41,177 --> 01:15:42,931
‫- علیک سلام
‫- بگو اونا رو بردارن

1743
01:15:43,892 --> 01:15:45,479
‫خیلی‌خب

1744
01:15:45,521 --> 01:15:46,649
‫شما انگلیسی حرف می‌زنید؟

1745
01:15:46,704 --> 01:15:47,957
‫- آره. آره
‫- یه کوچولو

1746
01:15:47,986 --> 01:15:49,866
‫سلام، شرمنده. مشکلی پیش اومده؟

1747
01:15:49,907 --> 01:15:52,832
‫پدرم گفت شما اون سنگ‌ها رو

1748
01:15:52,874 --> 01:15:54,210
‫جلوی در گذاشتید، درسته؟

1749
01:15:54,252 --> 01:15:56,048
‫آره، کار ما بود.
‫مامان‌بزرگ‌مون اینجا زندگی می‌کرد و

1750
01:15:56,090 --> 01:15:58,053
‫تازگی فوت کرده

1751
01:15:58,944 --> 01:16:00,280
‫اوه

1752
01:16:00,305 --> 01:16:01,612
‫غم آخرتون باشه

1753
01:16:01,637 --> 01:16:03,372
‫ممنون، رفیق

1754
01:16:03,397 --> 01:16:07,070
‫ولی چرا جلوی در سنگ گذاشتید؟

1755
01:16:07,095 --> 01:16:09,698
‫یه جور سُنتـه.
‫یکی از سنت‌های یهودی‌هاست

1756
01:16:09,740 --> 01:16:11,492
‫وقتی سر قبر کسی میری،

1757
01:16:11,534 --> 01:16:12,995
‫باید روی قبرش سنگ بذاری

1758
01:16:13,037 --> 01:16:14,915
‫که بگی اونجا حضور داشتی

1759
01:16:14,956 --> 01:16:17,543
‫آره، ولی اون که زیر در دفن نشده، درسته؟

1760
01:16:17,585 --> 01:16:19,004
‫نه، نه، نه. ما فقط…

1761
01:16:19,046 --> 01:16:20,882
‫برامون ارزش معنوی داشت

1762
01:16:20,924 --> 01:16:23,385
‫- می‌دونی، مثل یه حرکت نمادین
‫- درسته

1763
01:16:23,427 --> 01:16:25,055
‫- حرکت نمادین، درسته؟
‫- آره

1764
01:16:25,096 --> 01:16:26,306
‫خب… معنـ… خیلی‌خب

1765
01:16:26,348 --> 01:16:28,977
‫متوجه شدم.
‫کار قشنگیه، گمونم

1766
01:16:29,019 --> 01:16:30,790
‫- ممنون
‫- مرسی

1767
01:16:30,815 --> 01:16:32,619
‫یه لحظه…

1768
01:16:32,815 --> 01:16:36,613
‫میگن سُنت یهودی‌هاست که

1769
01:16:36,655 --> 01:16:39,033
‫روی قبر سنگ می‌ذارن

1770
01:16:39,075 --> 01:16:43,206
‫البته اونجا قبری نیست،
‫ولی خونه‌ی سابق مامان‌بزرگ‌شونـه

1771
01:16:43,248 --> 01:16:47,045
‫آره، ولی الان یه آدم
‫سالخورده‌ی دیگه زندگی می‌کنه

1772
01:16:47,587 --> 01:16:48,673
‫بهشون بگو بردارن

1773
01:16:50,634 --> 01:16:52,219
‫خیلی‌خب، رفقا. آمم…

1774
01:16:52,261 --> 01:16:55,099
‫متأسفم، ولی… شرایط‌تون رو درک می‌کنم

1775
01:16:55,140 --> 01:16:58,019
‫ولی پدرم میگه که…

1776
01:16:58,061 --> 01:17:00,941
‫اگه سنگ‌ها رو اونجا بذارید خطرناکـه

1777
01:17:01,441 --> 01:17:02,484
‫- خیلی‌خب
‫- می‌دونید…

1778
01:17:02,526 --> 01:17:04,279
‫یه خانم مُسن دیگه‌ای الان
‫اونجا زندگی می‌کنه

1779
01:17:04,320 --> 01:17:06,532
‫- ممکنه بره روش بیفته یا…
‫- درسته

1780
01:17:06,573 --> 01:17:07,867
‫- خیلی‌خب
‫- متوجه شدم

1781
01:17:07,909 --> 01:17:09,620
‫- واسه همین باید…
‫- نه، متوجه شدیم

1782
01:17:09,662 --> 01:17:11,665
‫ردیفـه. شرمنده، باشه

1783
01:17:13,166 --> 01:17:14,419
‫اینم از این

1784
01:17:17,631 --> 01:17:18,842
‫خیلی‌خب

1785
01:17:47,610 --> 01:17:50,117
‫« شهرستان کراسنستاف »

1786
01:18:08,750 --> 01:18:10,771
‫« فرودگاه شوپن ورشو »

1787
01:18:25,732 --> 01:18:26,942
‫خانم‌ها و آقایون،

1788
01:18:26,983 --> 01:18:28,152
‫تا نیم ساعت دیگه

1789
01:18:28,194 --> 01:18:30,155
‫بر روی باند فرودگاه نیویورک
‫فرود خواهیم آمد

1790
01:18:31,907 --> 01:18:34,203
‫تا ۱۵ دقیقه‌ی بعد به گیت می‌رسید

1791
01:18:34,245 --> 01:18:35,413
‫به دلیل ساخت‌وساز،

1792
01:18:35,454 --> 01:18:37,707
‫تخصیص گیت ممکن است تغییر کرده باشد

1793
01:18:37,749 --> 01:18:39,502
‫لطفاً کارت پرواز خود را چک کنید

1794
01:18:39,544 --> 01:18:41,463
‫تا از تغییر گیت خود آگاه باشید

1795
01:18:41,505 --> 01:18:43,967
‫ضمن سپاس‌گزاری و
‫تشکر از صبر و شکیبایی شما

1796
01:18:45,845 --> 01:18:47,557
‫راستی، داشتم فکر می‌کردم…

1797
01:18:47,598 --> 01:18:49,310
‫نظرت چیه که تاکسی بگیری بیای پیش ما و

1798
01:18:49,352 --> 01:18:51,481
‫شام رو مهمون ما باشی؟

1799
01:18:51,523 --> 01:18:52,692
‫- جدی؟
‫- آره

1800
01:18:52,733 --> 01:18:54,111
‫مطمئنم پریا از دیدنت خوشحال میشه و

1801
01:18:54,154 --> 01:18:56,366
‫اِیب عاشق اینـه که برات از

1802
01:18:56,408 --> 01:18:58,416
‫تمامی حقایق مربوط به مجسمه‌ی آزادی بگه

1803
01:19:00,416 --> 01:19:01,626
‫آه…

1804
01:19:01,668 --> 01:19:03,396
‫- دارم وسوسه میشم
‫- بیا دیگه

1805
01:19:04,090 --> 01:19:05,176
‫آه…

1806
01:19:05,217 --> 01:19:06,678
‫نه، لازم به زحمت نیست، پسر

1807
01:19:06,720 --> 01:19:07,931
‫- واقعاً؟
‫- آره

1808
01:19:07,973 --> 01:19:09,100
‫خب، حدأقل بیا…

1809
01:19:09,142 --> 01:19:10,561
‫تاکسی بگیریم بریم مرکزشهر و

1810
01:19:10,603 --> 01:19:12,064
‫سر ایستگاه پنسیلوانیا پیاده‌ت کنم که

1811
01:19:12,106 --> 01:19:13,735
‫سوار قطار شمال نیویورک شی

1812
01:19:13,776 --> 01:19:14,862
‫آمم…

1813
01:19:14,887 --> 01:19:16,870
‫می‌دونی چیه؟ فکر کنم احتمالاً…

1814
01:19:16,895 --> 01:19:18,970
‫یه مدت همینجا بشینم

1815
01:19:20,164 --> 01:19:21,751
‫توی فرودگاه؟

1816
01:19:21,792 --> 01:19:23,421
‫آره. یه جورایی ازش خوشم میاد

1817
01:19:23,463 --> 01:19:25,007
‫اینجا پر از دیوونه‌های رَدیه، پسر

1818
01:19:25,049 --> 01:19:26,501
‫- جدی؟
‫- آره

1819
01:19:29,558 --> 01:19:31,105
‫- پشمام
‫- چه مرگتـه، مرد؟

1820
01:19:31,130 --> 01:19:32,151
‫- شرمنده، لعنتی
‫- این چه کاری بود؟

1821
01:19:32,176 --> 01:19:33,733
‫واسه ماجرای مامان‌بزرگ و
‫رستورانی که تعریف کردی

1822
01:19:33,758 --> 01:19:35,207
‫- گفتی بهترین اتفاق زندگیت بود
‫- آره، ولی…

1823
01:19:35,232 --> 01:19:36,581
‫اون فرق داشت.
‫اونجا ۱۸ سالم بود

1824
01:19:36,606 --> 01:19:37,716
‫- می‌خواستم یکی راهنماییم کنه
‫- نه، می‌دونم

1825
01:19:37,741 --> 01:19:38,910
‫منطقیه. شرمنده

1826
01:19:38,952 --> 01:19:40,372
‫- این کارت خشونت بود
‫- می‌دونم، می‌دونم

1827
01:19:40,413 --> 01:19:41,590
‫فکر می‌کردم جونِ دوباره‌ای بهت میده

1828
01:19:41,615 --> 01:19:42,844
‫- نمی‌دونم
‫- اشکالی نداره

1829
01:19:42,870 --> 01:19:44,088
‫خوبی؟ میشه ببینم؟ قرمز شدی

1830
01:19:44,129 --> 01:19:45,809
‫آره چون جناب‌عالی زدی زیر گوشم

1831
01:19:45,834 --> 01:19:47,453
‫- شرمنده
‫- منم می‌تونم یکی بزنم؟

1832
01:19:47,478 --> 01:19:48,809
‫نه

1833
01:19:52,605 --> 01:19:53,691
‫شرمنده، رفیق

1834
01:19:54,483 --> 01:19:55,653
‫بیا اینجا ببینم

1835
01:20:00,830 --> 01:20:01,957
‫عشق منی، رفیق

1836
01:20:01,999 --> 01:20:03,167
‫تو بیشتر

1837
01:20:07,096 --> 01:20:08,671
‫بادمجون بم آفت نداره

1838
01:20:08,696 --> 01:20:09,764
‫می‌دونی دیگه؟

1839
01:20:10,891 --> 01:20:12,687
‫- حتماً
‫- اوهوم

1840
01:20:15,401 --> 01:20:16,820
‫ببخشید

1841
01:20:16,862 --> 01:20:18,490
‫بغلت تموم نشده بود

1842
01:20:22,332 --> 01:20:23,709
‫خیلی‌خب

1843
01:20:23,751 --> 01:20:25,541
‫می‌بینمت، پسرعمو. خب؟

1844
01:20:25,566 --> 01:20:26,651
‫می‌بینمت

1845
01:20:29,767 --> 01:20:35,773
▷ Instagram: @AliAkbar.1999
▷ Telegram: @iredsub & @FarahSub

1846
01:21:17,192 --> 01:21:18,446
‫سلام!

1847
01:21:18,487 --> 01:21:19,865
‫آهای؟ بچه‌ها؟

1848
01:21:21,033 --> 01:21:22,495
‫- کسی خونه نیست! من…
‫- سلام

1849
01:21:22,537 --> 01:21:23,748
‫- سلام، سلام، سلام
‫- برگشتی!

1850
01:21:23,789 --> 01:21:25,156
‫- برگشتی! برگشتی!
‫- بیا اینجا ببینم

1851
01:21:25,823 --> 01:21:27,172
‫سلام، عزیزم

1852
01:21:27,213 --> 01:21:28,549
‫- سلام
‫- سلام، قشنگم

1853
01:21:28,591 --> 01:21:30,193
‫دوستت دارم،
‫دوستت دارم، دوستت دارم

1854
01:22:12,745 --> 01:22:16,117
‫« یک درد واقعی »

1855
01:22:16,141 --> 01:22:26,141
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1856
01:22:26,165 --> 01:22:36,165
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

