﻿1
00:00:08,584 --> 00:00:18,584
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:18,608 --> 00:00:28,608
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:01:29,550 --> 00:01:36,510
‫« هفت پرده »

4
00:03:37,140 --> 00:03:40,020
‫ازم خواسته میشه که
‫برداشت شخصی خودم رو بسازم

5
00:03:42,960 --> 00:03:45,800
‫من هم همین کار رو می‌کنم

6
00:03:50,500 --> 00:03:52,600
‫تو پیوسته نظر بر او داری

7
00:03:54,640 --> 00:03:56,540
‫زیاد به اون می‌نگری

8
00:03:59,130 --> 00:04:01,050
‫بسا که حادثه‌ای ترسناک را سبب شود

9
00:04:24,010 --> 00:04:25,930
‫سلام، من کلیا هستم

10
00:04:25,930 --> 00:04:30,100
‫تو بخش لوازم صحنه‌ی گروه اُپرا کار می‌کنم

11
00:04:30,100 --> 00:04:33,000
‫می‌خوام بهتون نشون بدم که
‫چطوری

12
00:04:33,000 --> 00:04:35,060
‫سرِ یوحنای معمدان رو می‌سازم

13
00:04:35,060 --> 00:04:38,020
‫اگر بعضی‌هاتون داستانش رو نمی‌دونید،

14
00:04:38,020 --> 00:04:41,440
‫باید بگم که اون پیامبریـه که سرش

15
00:04:41,440 --> 00:04:44,030
‫توسط زنی به اسم سالومه بریده میشه

16
00:04:44,030 --> 00:04:46,320
‫بازگشت امبر دیان شگفت‌انگیز رو

17
00:04:46,320 --> 00:04:47,780
‫خوشامد میگیم

18
00:04:50,910 --> 00:04:55,410
‫خیلی خوشحالیم که دوباره
‫برگشتی پیش‌مون امبر

19
00:04:55,410 --> 00:04:56,960
‫و همچنین ورود یوهان میولر

20
00:04:56,960 --> 00:04:59,170
‫که اولین حضورش در جمع ماست رو

21
00:04:59,170 --> 00:05:01,710
‫به ایشون خوشامد میگیم

22
00:05:01,710 --> 00:05:03,380
‫از این که این دو آوازخوان فوق‌العاده

23
00:05:03,380 --> 00:05:04,800
‫در جمع‌مون هستن، خیلی خوشحالیم

24
00:05:04,800 --> 00:05:07,590
‫که هردو به همین تازگی از اجرای...

25
00:05:07,590 --> 00:05:09,260
‫چطور بگم...

26
00:05:09,260 --> 00:05:12,510
‫پر سروصدای سالومه در اشتوتگارت اومدن

27
00:05:18,810 --> 00:05:22,110
‫شوهرم قبل از این که فوت کنه

28
00:05:22,110 --> 00:05:24,980
‫خواسته‌ی خیلی به‌خصوصی ازم کرد

29
00:05:24,990 --> 00:05:27,570
‫چارلز می‌خواست که
‫یکی از کارآموزهای قبلیش

30
00:05:27,570 --> 00:05:31,820
‫این بازسازی نمایش سالومه رو کارگردانی کنه

31
00:05:31,830 --> 00:05:35,660
‫می‌دونم که چارلز موقع ساخت نمایش اصلی

32
00:05:35,660 --> 00:05:39,290
‫خیلی با جنین نزدیک بود،
‫برای همین

33
00:05:39,290 --> 00:05:41,210
‫از جنین دعوت می‌کنم که

34
00:05:41,210 --> 00:05:43,960
‫از برنامه‌هاش در هفته‌های آتی برامون بگه

35
00:05:43,960 --> 00:05:46,510
‫جنین، مایلی بیای و

36
00:05:46,510 --> 00:05:47,800
‫برامون صحبت کنی؟

37
00:05:51,720 --> 00:05:55,350
‫کار روی این نمایش در چندین سال گذشته

38
00:05:55,350 --> 00:05:56,890
‫زندگی من رو تغییر داد

39
00:05:58,480 --> 00:06:00,230
‫هدیه‌ی خیلی بزرگی بود

40
00:06:01,480 --> 00:06:04,780
‫همونطور که دعوت شدن برای
‫کارگردانی این بازسازی...

41
00:06:07,070 --> 00:06:09,240
‫یه...

42
00:06:09,240 --> 00:06:10,700
‫هدیه‌ی بزرگ دیگه‌ست

43
00:06:12,160 --> 00:06:15,080
‫چارلز قدر یه دنیا برای من ارزش داشت

44
00:06:16,910 --> 00:06:19,330
‫چارلز برای خیلی‌ها ارزشمند بود

45
00:06:20,670 --> 00:06:22,380
‫امروز صبح، من...

46
00:06:23,750 --> 00:06:25,170
‫لحظه‌ای وقت گذاشتم تا

47
00:06:25,170 --> 00:06:28,550
‫جای محبوبش رو توی سالن تئاتر پیدا کنم

48
00:06:29,630 --> 00:06:32,930
‫یعنی «پل تمرین»

49
00:06:32,930 --> 00:06:35,350
‫که صحنه رو به تماشاگران پیوند می‌زنه،

50
00:06:35,350 --> 00:06:37,180
‫درست بالای گروه گروه ارکسترا. درست...

51
00:06:38,680 --> 00:06:40,730
‫درست بین این دوفضائـه

52
00:06:42,940 --> 00:06:44,690
‫و اون... خیلی دوست داشت که اونجا باشه

53
00:06:44,690 --> 00:06:47,650
‫دوست داشت که...
‫تو دل ماجرا باشه

54
00:06:49,190 --> 00:06:51,200
‫و حالا ما اومدیم اینجا تا...

55
00:06:53,700 --> 00:06:56,620
‫یاد قلب و روحش رو

56
00:06:56,620 --> 00:06:59,120
‫زنده نگه داریم

57
00:06:59,120 --> 00:07:01,060
‫با بهترین شکلی که توانش رو داریم

58
00:07:05,290 --> 00:07:08,360
‫برای همین طرح‌های لباس و

59
00:07:08,370 --> 00:07:10,380
‫برخی از تصاویرِ

60
00:07:10,380 --> 00:07:14,020
‫نمایش اصلی و ماکتش رو
‫بهتون نشون میدم

61
00:07:15,640 --> 00:07:19,020
‫تغییراتی که من برای این نمایش ایجاد می‌کنم،

62
00:07:19,020 --> 00:07:22,440
‫کوچیک اما پرمعنا خواهند بود

63
00:07:22,440 --> 00:07:24,310
‫اگر هم کسی سوالی داره

64
00:07:24,310 --> 00:07:26,650
‫در خدمتم که بهش جواب بدم

65
00:07:26,650 --> 00:07:28,270
‫خیلی ممنون

66
00:07:32,070 --> 00:07:35,530
‫- اجرای دیوانه‌واری بود
‫- آره

67
00:07:35,530 --> 00:07:36,960
‫اون صحبتای طولانی‌ای که

68
00:07:36,960 --> 00:07:38,920
‫درمورد اون نقش داشتیم رو یادتـه؟

69
00:07:38,920 --> 00:07:41,250
‫آره، اون صحبت‌ها رو یادمـه

70
00:07:41,250 --> 00:07:43,410
‫تو تاثیر زیادی روی من گذاشتی

71
00:07:43,420 --> 00:07:44,750
‫جداً؟

72
00:07:47,420 --> 00:07:49,960
‫بعد از اون رفتم لندن تا

73
00:07:49,960 --> 00:07:51,840
‫از یه معلم محشر کار یاد بگیرم اما

74
00:07:51,840 --> 00:07:54,430
‫هزینه‌ش خیلی زیاد بود و
‫زودی پولم تموم شد و...

75
00:07:54,430 --> 00:07:56,260
‫- برگشتم
‫- و به کار ادامه دادی

76
00:07:56,260 --> 00:07:58,050
‫من کلی نقش‌های ذخیره‌ بازی کردم

77
00:07:58,050 --> 00:07:59,760
‫یه چندتا کار کوچیک هم کردم

78
00:08:01,180 --> 00:08:04,770
‫- حالا هم اینجام
‫- نقش ذخیره‌ی یوحنای رو بازی می‌کنی

79
00:08:05,230 --> 00:08:07,080
‫من هم نقش ذخیره‌ی سالومه رو
بازی می‌کنم

80
00:08:07,080 --> 00:08:08,190
‫- سلام
‫- ریچل هستم

81
00:08:08,190 --> 00:08:10,270
‫ریچل، من هم جنینم.
‫از آشنایی باهات خوشوقتم.

82
00:08:10,280 --> 00:08:12,780
‫- همچنین
‫- دوتا بازیگر ذخیره‌م

83
00:08:12,780 --> 00:08:14,860
‫قراره خوش بگذره

84
00:08:14,860 --> 00:08:17,570
‫خب، خلاصه‌ی داستان اُپرا اینـه

85
00:08:17,570 --> 00:08:22,500
‫سالومه می‌خواد که
‫یوحنای معمدان بهش توجه کنه

86
00:08:22,500 --> 00:08:25,710
‫اون دیوونشـه اما یوحنا خودداری می‌کنه

87
00:08:25,710 --> 00:08:27,920
‫حتی به سالومه نگاه هم
‫نمی‌کنه چون فکر می‌کنه ‫که

88
00:08:27,920 --> 00:08:30,090
مادر سالومه فاحشه‌ست

89
00:08:30,090 --> 00:08:33,630
‫برای همین پدر ناتنی سالومه،
‫شاه هرود،

90
00:08:33,630 --> 00:08:38,140
‫ازش می‌خواد تا این رقص شهوت‌انگیز رو
‫براش انجام بده و

91
00:08:38,140 --> 00:08:40,600
‫بعد به سالومه میگه که در ازاش

92
00:08:40,600 --> 00:08:43,220
‫هرچیزی که بخواد رو بهش میده

93
00:08:43,230 --> 00:08:46,230
‫سالومه هم ازش

94
00:08:46,230 --> 00:08:48,350
‫سرِ یوحنای معمدان رو می‌خواد که

95
00:08:48,360 --> 00:08:50,190
‫اینجا دارم روش کار می‌کنم

96
00:08:50,190 --> 00:08:53,690
‫درخواست می‌کنه که پدر ناتنیش

97
00:08:53,690 --> 00:08:57,150
‫سر یوحنا رو ببُره و
‫به اون تحویلش بده تا

98
00:08:57,160 --> 00:08:59,910
‫بالاخره بتونه لب‌هاش رو ببوسه

99
00:09:02,450 --> 00:09:05,870
‫به‌گمونم متوجه شدید که
‫داستان خیلی عجیبیـه

100
00:09:08,920 --> 00:09:14,300
‫کیست این زن که مرا می‌نگرد

101
00:09:14,300 --> 00:09:20,140
‫از نگاهش بیزارم

102
00:09:20,140 --> 00:09:27,600
‫بهر چه دیدگان زرفامش را از

103
00:09:27,600 --> 00:09:31,110
‫زیر پلک‌های زر اندوده به من دوخته است؟

104
00:09:31,110 --> 00:09:36,570
‫نمی‌دانم کیست

105
00:09:36,570 --> 00:09:40,110
‫بگوییدش تا دور شود

106
00:09:40,120 --> 00:09:47,080
‫با او مرا کاری نیست

107
00:09:48,620 --> 00:09:54,960
‫من، سالومه، دختر هرودیاس

108
00:09:54,960 --> 00:09:59,090
‫شاهزاده‌ی یهودایم

109
00:09:59,090 --> 00:10:00,800
‫دور شو ای دختر بابل!

110
00:10:00,800 --> 00:10:01,800
‫به برگزیده‌ی استاد نزدیک مشو...

111
00:10:01,800 --> 00:10:04,220
‫یوهان! یوهان، یوهان

112
00:10:04,220 --> 00:10:07,350
‫به‌هیچ‌عنوان نباید به سالومه نگاه کنی

113
00:10:08,560 --> 00:10:11,060
‫از همون لحظه‌ای که چشم‌بند رو
‫از چشمات برمی‌داری،

114
00:10:11,060 --> 00:10:13,940
‫نباید برگردی و نگاهش کنی

115
00:10:13,940 --> 00:10:15,900
‫یکم عجیبـه

116
00:10:15,900 --> 00:10:19,280
‫خب، تو می‌خوای که اون توبه کنه و

117
00:10:19,280 --> 00:10:21,280
واسه‌ این که وادارش کنی
‫این کار رو بکنه،

118
00:10:21,280 --> 00:10:23,410
‫باید ازت بترسـه

119
00:10:23,410 --> 00:10:26,160
‫باید بهش بفهمونی که تو می‌دونی

120
00:10:26,160 --> 00:10:28,250
‫اون چه کارهای وحشتناکی انجام داده

121
00:10:28,250 --> 00:10:31,460
‫خدا اشک و زاری‌های گناهانش رو شنیده

122
00:10:31,460 --> 00:10:34,250
‫خودت مگه این رو نمیگی؟

123
00:10:34,250 --> 00:10:37,550
‫اون باید برای بخشش ازت تمنا کنه و

124
00:10:37,550 --> 00:10:39,920
‫تا این کار رو نکنه،
‫تو آمادگی دیدنش رو نداری

125
00:10:39,920 --> 00:10:44,180
‫اما مگه من درموردِ گناهان و
‫گریه‌های مادرش

126
00:10:44,180 --> 00:10:46,140
‫حرف نمی‌زنم؟

127
00:10:46,140 --> 00:10:47,600
‫از نظر من اون یه فاحشه‌ست

128
00:10:47,600 --> 00:10:49,640
‫تا جایی که به تو مربوطـه
‫اونا لنگه‌ی همن

129
00:10:49,640 --> 00:10:51,850
‫به مامانش رفته

130
00:10:54,440 --> 00:10:55,900
‫خیلی‌خب، ادامه میدیم

131
00:11:01,030 --> 00:11:07,410
‫شهدخت امشب چه زیبا شده!

132
00:11:11,040 --> 00:11:14,710
‫به ماه نگاه کن

133
00:11:14,710 --> 00:11:19,050
‫چه عجیب می‌نماید!

134
00:11:19,050 --> 00:11:24,390
‫مانند زنیست که از گور برخیزد!

135
00:11:25,390 --> 00:11:26,930
فوت کن مامان‌جون

136
00:11:26,930 --> 00:11:29,350
‫بابا کجاست؟

137
00:11:29,350 --> 00:11:31,890
‫بابا، بیا.
‫مامان‌جون می‌خواد شمع‌ها رو فوت کنه.

138
00:11:34,730 --> 00:11:36,730
‫اون شمع‌ها رو از کجا پیدا کردی لیزی؟

139
00:11:36,730 --> 00:11:37,770
‫بابا آوردشون

140
00:11:37,770 --> 00:11:39,900
‫یکم بزرگن نیستن؟

141
00:11:39,910 --> 00:11:41,860
‫می‌خواستیم فشفشه روشن کنیم، یادت رفته؟

142
00:11:41,860 --> 00:11:43,070
‫بریم اونا رو جاشون بذاریم

143
00:11:43,070 --> 00:11:45,820
‫بهتر نیست اول فوت‌شون کنه؟

144
00:11:45,820 --> 00:11:47,570
‫پس فشفشه‌ها به چه دردی می‌خورن؟

145
00:11:47,580 --> 00:11:50,620
‫باید وقتی کیک رو میاریم،
‫«تولدت مبارک» بخونیم، نه؟

146
00:11:50,620 --> 00:11:52,580
‫نمیشه همین شمع‌ها رو فوت کنه؟

147
00:11:55,830 --> 00:11:57,960
‫خب دیگه، بیا کمکم فشفشه‌ها رو
‫بذاریم رو کیک

148
00:11:57,960 --> 00:12:02,260
‫تا همه‌چیز سر جاش باشه، خب؟

149
00:12:02,260 --> 00:12:03,470
‫- بیا دیگه
‫- برو عزیزم

150
00:12:03,470 --> 00:12:05,010
‫آره

151
00:12:05,010 --> 00:12:07,180
‫فشفشه

152
00:12:10,560 --> 00:12:13,180
‫- عجیب بود
‫- جون من؟

153
00:12:13,180 --> 00:12:15,850
‫خونه‌ای که توشی چطوره؟

154
00:12:15,850 --> 00:12:17,520
‫قشنگـه

155
00:12:17,520 --> 00:12:19,730
‫- مال رئیس‌های مایه‌دار اُپراس؟
‫- آره، خودشون نیستن

156
00:12:19,730 --> 00:12:22,400
‫- فکر می‌کردم می‌خوای...
‫- طبقه‌ی بالا چی‌کار می‌کردی؟

157
00:12:25,450 --> 00:12:28,780
‫داشتم به دیمیترا،
‫کلکسیون قدیمی سی‌دیت رو نشون می‌دادم

158
00:12:28,780 --> 00:12:31,080
‫- چرا؟
‫- هارولد کجاس؟

159
00:12:34,200 --> 00:12:36,060
‫هارولد پارسال مُرد مارگو

160
00:12:38,250 --> 00:12:40,710
‫همه آماده.
‫سه، دو، یک.

161
00:12:40,710 --> 00:12:45,710
‫تولدت مبارک

162
00:12:45,734 --> 00:12:51,445
‫تولدت مبارک

163
00:12:51,470 --> 00:12:56,810
‫تولدت مبارک مارگوی عزیز...

164
00:12:58,230 --> 00:13:00,190
‫واقعاً لطف کردی اومدی اینجا تا

165
00:13:00,190 --> 00:13:02,320
‫این کار رو بکنی.
‫می‌دونم چقدر سرت شلوغـه.

166
00:13:02,320 --> 00:13:04,990
‫مشکلی نیست

167
00:13:04,990 --> 00:13:06,740
‫خب، اینجا اتاق لوازم صحنه‌ست

168
00:13:08,660 --> 00:13:11,490
یکی از جاهای موردعلاقمـه

169
00:13:11,490 --> 00:13:13,790
‫تقریباً همه‌ی لوازم صحنه‌ای که

170
00:13:13,790 --> 00:13:16,790
‫توی تموم نمایش‌های گروه اُپرا
بوده رو میشه دید

171
00:13:16,790 --> 00:13:18,330
‫باورنکردنیـه

172
00:13:18,330 --> 00:13:21,920
‫میشه‌ گفت یه کلکسیونی هم از

173
00:13:21,920 --> 00:13:24,000
‫سرهای قطع‌‌شده‌ی بقیه‌ی نمایش‌ها داریم

174
00:13:24,010 --> 00:13:25,590
‫چه بانمک

175
00:13:27,970 --> 00:13:30,470
‫خب، همونطور که گفتم،
‫شرکت ازم خواسته

176
00:13:30,470 --> 00:13:34,100
‫تا این کار رو درمورد این سر بکنم،
‫واسه‌ی بازاریابی نمایش

177
00:13:34,100 --> 00:13:35,720
‫متوجهم

178
00:13:35,730 --> 00:13:37,140
‫و آره

179
00:13:37,140 --> 00:13:40,980
‫گفتم جالب میشه که
‫نظرِ الانِ شما رو هم

180
00:13:40,980 --> 00:13:46,240
‫درمورد ابزار صحنه،
‫بعد از این همه سال بدونم

181
00:13:46,240 --> 00:13:48,820
‫باشه

182
00:13:51,830 --> 00:13:55,830
‫خب، درمورد کار روی این نمایش

183
00:13:55,830 --> 00:13:57,330
‫بعد از این همه سال بهم بگید

184
00:13:58,620 --> 00:14:01,330
‫خب، من بیشتر یه تماشاچی بودم

185
00:14:01,330 --> 00:14:02,710
‫مثل یه‌... کارآموز

186
00:14:04,340 --> 00:14:08,220
‫درواقع یه تماشاچی برای...
‫کارگردان

187
00:14:08,220 --> 00:14:10,470
‫آره خب، ما خیلی صحبت می‌کردیم

188
00:14:11,800 --> 00:14:15,640
‫اما اون موقع من فقط دانش‌آموزِ چارلز بودم

189
00:14:17,480 --> 00:14:20,560
‫بهم گفتن که اون حضور پررنگی داشته

190
00:14:20,560 --> 00:14:24,770
‫آره، اون حضور پررنگی داشت

191
00:14:24,770 --> 00:14:27,360
‫آره، چارلز خیلی حضور پررنگی داشت

192
00:14:27,360 --> 00:14:29,140
‫چی درموردش می‌تونید بهم بگید؟

193
00:14:39,500 --> 00:14:42,670
‫به‌نظرتون چرا سالومه درخواستِ

194
00:14:42,670 --> 00:14:44,080
‫سر یوحنای معمدان رو می‌کنه؟

195
00:14:44,090 --> 00:14:45,750
‫خب، توی اُپرا هم میگه

196
00:14:45,750 --> 00:14:47,170
‫اون فقط می‌خواسته که...

197
00:14:47,170 --> 00:14:50,590
‫لب‌هاش رو ببوسه اما
‫اون اجازه نمی‌داده

198
00:14:50,590 --> 00:14:52,760
‫به‌نظرتون این یکم زیاده‌روی نیست؟

199
00:14:52,760 --> 00:14:54,970
‫چرا، زیاده‌رویـه

200
00:14:54,970 --> 00:14:57,890
‫اما به‌نظرم شما باید بهش به‌عنوان

201
00:14:57,890 --> 00:15:00,930
‫اولین جرم جنسی ثبت شده توی
‫تاریخ کتاب مقدس نگاه کنید

202
00:15:02,350 --> 00:15:09,110
‫ای سرزمین فلسطین،

203
00:15:09,110 --> 00:15:16,883
‫شادی مکن از این که عصایی که

204
00:15:16,908 --> 00:15:22,080
‫تو را می‌زد، شکسته است

205
00:15:25,880 --> 00:15:29,210
‫خب امبر، این لحظه‌ایـه که

206
00:15:29,210 --> 00:15:33,550
‫تو باید خودت رو روی تاب ولو کنی

207
00:15:34,760 --> 00:15:37,640
‫فقط با دوتا دست بگیرش و
‫آروم خودت رو ولو کن

208
00:15:37,640 --> 00:15:41,730
‫چون صدای اون مثل یه مخدر می‌مونه

209
00:15:41,730 --> 00:15:44,190
‫صداش بهت احساس امنیت میده

210
00:15:45,560 --> 00:15:48,480
‫آره، خوبـه.
‫یوهان...

211
00:15:48,480 --> 00:15:51,110
‫میشه به مانیتور کنار دوربین
‫نگاه کنی لطفاً؟

212
00:15:51,110 --> 00:15:54,740
‫خب... این چه ربطی به من داره؟

213
00:15:54,740 --> 00:15:58,330
‫خب، باید اون پشت موقعیتت رو تنظیم کنی و

214
00:15:58,330 --> 00:16:01,750
‫ما هم باید بتونیم دهنت رو
‫توی مرکز فریم ببینیم

215
00:16:01,750 --> 00:16:03,910
‫و وقتی داری آواز می‌خونی،
‫کلا از دستت میدیم

216
00:16:03,920 --> 00:16:07,580
‫خب نمیشه دوربین با من حرکت کنه؟

217
00:16:07,590 --> 00:16:09,000
‫دوربین روی سه‌پایه‌ست

218
00:16:09,000 --> 00:16:10,800
‫خب این مشکل منـه؟

219
00:16:10,800 --> 00:16:14,130
‫آره، شرمنده ولی آره

220
00:16:14,130 --> 00:16:18,140
‫نه! مشکل من، کار من آواز خوندنـه، خب؟

221
00:16:18,140 --> 00:16:22,220
‫می‌تونی صدام رو تقویت کنی یا
‫لبام رو برجسته کنی اما

222
00:16:22,230 --> 00:16:26,140
‫این مسائل فنی مشکل تو ان، نه من!

223
00:16:28,190 --> 00:16:30,860
‫آدم عوضی‌ایـه

224
00:16:30,860 --> 00:16:34,280
‫بهتون گفتن که توی
نمایش اشتوتگارت چی‌کار کرده؟

225
00:16:35,660 --> 00:16:37,490
‫اصلاً...

226
00:16:46,170 --> 00:16:48,960
‫سلام، پاول هستم.
‫بعد از بوق پیام‌تون رو بذارید.

227
00:16:50,670 --> 00:16:53,050
‫پاول زیاد بهت سر می‌زنه مامان؟

228
00:16:53,050 --> 00:16:55,380
‫آره، خیلی خوبـه

229
00:16:58,010 --> 00:16:59,550
‫از دیمیترا خوشش میاد

230
00:17:02,180 --> 00:17:05,060
‫- الان اون بالان؟
‫- بذار ببینم

231
00:17:05,060 --> 00:17:06,810
‫دیمیترا؟

232
00:17:09,520 --> 00:17:11,400
‫دیمیترا؟

233
00:17:19,950 --> 00:17:21,830
‫فکر کردم تماس‌تون تموم شده

234
00:17:21,830 --> 00:17:24,120
‫نه، من دوباره زنگ زدم

235
00:17:32,500 --> 00:17:33,920
‫شوهرم اونجاس؟

236
00:17:33,920 --> 00:17:37,430
‫فکر نکنم.
‫بذار بالا رو یه نگاه بندازم.

237
00:17:38,930 --> 00:17:40,430
‫باشه

238
00:17:47,940 --> 00:17:49,730
‫به‌نظرت باهاش ریخته رو هم؟

239
00:17:55,230 --> 00:17:59,150
‫یحیی، من شیفته‌ی جسم تو ام

240
00:17:59,160 --> 00:18:01,410
‫بدنت به سپیدی سوسن است

241
00:18:01,410 --> 00:18:04,240
‫به سپیدی برفی که از فراز کوهسار یهودا

242
00:18:04,240 --> 00:18:07,080
‫به دره‌ها سرازیر گردد

243
00:18:07,080 --> 00:18:11,080
‫هیچ‌یک و هیچ‌چیز دیگر در جهان
‫به ‌سپیدی‌ بدن تو نیست

244
00:18:12,790 --> 00:18:16,550
‫بگذار تا بدان دست کشم

245
00:18:18,880 --> 00:18:22,260
‫دور شو ای دختر بابل

246
00:18:22,260 --> 00:18:25,390
‫گنه از زن به ‌دنیا چیره گردید

247
00:18:25,390 --> 00:18:27,770
‫با من سخن مگوی

248
00:18:27,770 --> 00:18:29,940
‫من نه به آوای تو،

249
00:18:29,940 --> 00:18:32,690
‫بل به‌ندای حق گوش فرا می‌دهم

250
00:18:35,270 --> 00:18:38,110
‫برگشتن سراغ متن اصلی خیلی خوبـه

251
00:18:38,110 --> 00:18:40,320
‫موسیقی تفاوت زیادی ایجاد می‌کنه

252
00:18:40,320 --> 00:18:44,620
‫اما کلمات... کلمات اسکار وایلد

253
00:18:48,330 --> 00:18:51,960
‫بدنت به‌سپیدی سوسن است

254
00:18:51,960 --> 00:18:53,960
‫به‌سپیدیِ

255
00:18:53,960 --> 00:18:56,550
‫برف کوهسار یهوداست

256
00:18:58,630 --> 00:19:01,760
‫بگذار تا بدان دست بکشم

257
00:19:06,140 --> 00:19:07,810
‫خیلی زیباست

258
00:19:20,150 --> 00:19:21,610
‫زیباست.
‫زیباست.

259
00:19:28,620 --> 00:19:32,330
‫بذار پوستش بیفته.
‫بذار همونطوری بیفته.

260
00:19:32,330 --> 00:19:35,330
‫عالیـه.
‫خب، حالا بازش کن.

261
00:19:35,330 --> 00:19:38,090
‫حالا می‌خوام یکیش رو بچشی

262
00:19:39,760 --> 00:19:41,300
‫می‌خوام واقعاً مزه‌ش کنی

263
00:19:41,300 --> 00:19:44,430
‫حس کن که وقتی نمی‌بینی،
‫بقیه حواست تیزتر میشن

264
00:19:44,430 --> 00:19:47,470
‫طعم قدرتمندش رو حس کن

265
00:19:48,970 --> 00:19:50,970
‫یه حس رو از خودت بگیری

266
00:19:50,980 --> 00:19:53,060
‫بقیه‌شون تیزتر میشن

267
00:19:53,060 --> 00:19:56,730
‫واقعی‌تر میشن.
‫شدیدتر.

268
00:19:56,730 --> 00:19:58,360
‫یادت باشه

269
00:19:58,360 --> 00:20:00,780
‫وظیفه‌ی تو به‌عنوان یه هنرمند اینـه

270
00:20:40,440 --> 00:20:43,530
‫سالومه توی هوس برانگیختش غرق شده

271
00:20:43,530 --> 00:20:45,860
‫اما چیه که اون رو برانگیخته کرده؟

272
00:20:45,860 --> 00:20:49,120
‫ریشه‌ی شیفتگیِ جنون‌آمیزش چیه؟

273
00:20:49,120 --> 00:20:52,740
‫شیفتگی جنون‌آمیز.
‫دیالوگ موردعلاقه‌ی جدیدم.

274
00:20:52,750 --> 00:20:54,870
‫چی؟

275
00:20:54,870 --> 00:20:58,790
‫ممنون. به‌نظرت معنیش چیه لیزی؟

276
00:20:58,790 --> 00:21:02,300
‫نمی‌دونم.
‫نمی‌دونم این از کجا به ذهنت رسیده.

277
00:21:02,300 --> 00:21:03,880
‫- نمی‌دونی؟
‫- نه

278
00:21:03,880 --> 00:21:06,630
‫- تو چه مدت بهش رسیدی؟
‫- یکی دو روز

279
00:21:06,630 --> 00:21:08,130
‫آخه چیز بزرگی نبود

280
00:21:08,140 --> 00:21:10,930
‫چیز بزرگیـه مامان.
‫داری یه نمایش رو کارگردانی می‌کنی.

281
00:21:10,930 --> 00:21:12,820
‫خب، دارم بازسازیش می‌کنم عزیزم

282
00:21:15,230 --> 00:21:18,480
‫الو؟
‫آره، دیدی چی گفت؟

283
00:21:18,480 --> 00:21:20,310
‫اگه منتشرش کنن که عالی میشه

284
00:21:20,310 --> 00:21:23,230
‫- پیش‌نویس جدید رو خوندی؟
‫- نه، همش رو که نه

285
00:21:23,230 --> 00:21:25,320
‫اما عاشق اون دیالوگ شیفتگی جنون‌آمیز شدم

286
00:21:27,740 --> 00:21:30,160
‫این رو همین حالا بازنویسی کردم

287
00:21:30,160 --> 00:21:31,450
‫همین حالا برات خوندمش

288
00:21:31,450 --> 00:21:33,870
‫آره، نه، نه.
‫دیالوگ نمایش رو میگم.

289
00:21:33,870 --> 00:21:36,370
‫همون که...

290
00:21:36,370 --> 00:21:39,750
‫پدر سالومه میگه که
‫اون رو بیش‌ از حد دوست داره

291
00:21:41,920 --> 00:21:43,880
‫جنین، پیوسته نظر بر او داری

292
00:21:45,630 --> 00:21:47,670
زیاد به اون می‌نگری

293
00:21:47,680 --> 00:21:50,140
‫خب، اون متن من نیست.
‫من ننوشتمش.

294
00:21:50,140 --> 00:21:52,220
‫آره اما...
‫اما توی نمایش که هست

295
00:21:52,220 --> 00:21:55,180
‫تو گفتی که... کلش رو بخونم

296
00:21:55,180 --> 00:21:58,440
‫- تو نمایشنامه‌ی اسکار وایلده
‫- آره

297
00:21:58,440 --> 00:22:00,480
‫اینطوری خیره‌شدن به دیگران

298
00:22:00,480 --> 00:22:02,810
‫کار خطرناکیـه

299
00:22:02,820 --> 00:22:04,820
‫ممکنه فاجعه‌ای رخ بده

300
00:22:04,820 --> 00:22:06,320
‫درموردِ...

301
00:22:06,320 --> 00:22:09,320
‫درمورد جدایی‌مون به لیزی چیزی گفتی؟

302
00:22:10,950 --> 00:22:12,990
‫نه، به‌گمونم یکم می‌ترسم

303
00:22:12,990 --> 00:22:14,450
‫فقط...

304
00:22:14,450 --> 00:22:16,620
‫فقط بهش گفتم که...
‫این سری فرق می‌کنه

305
00:22:16,620 --> 00:22:18,660
‫- چه فرقی؟
‫- این که تو رفتی

306
00:22:18,660 --> 00:22:20,170
‫واسه کارگردانی نمایش و...

307
00:22:21,750 --> 00:22:23,790
‫می‌خوایم بدونیم که این جدایی طولانی‌مدت

308
00:22:23,790 --> 00:22:25,550
‫چه حسی بهمون میده

309
00:22:25,550 --> 00:22:26,920
‫آخه...

310
00:22:26,920 --> 00:22:29,720
‫به‌نظرت نباید درموردش
با همدیگه حرف می‌زدیم؟

311
00:22:29,720 --> 00:22:32,640
‫- قبلاً حرف زدیم
‫- نه، سه‌نفری منظورمـه

312
00:22:32,640 --> 00:22:36,260
‫باشه. فردا می‌بینمت.

313
00:22:36,270 --> 00:22:38,350
‫به‌نظرم باید پافشاری کنی جنین

314
00:22:38,350 --> 00:22:40,060
‫اونا باید نکته‌های کارگردان رو

315
00:22:40,060 --> 00:22:43,480
‫توی برنامه‌شون قرار بدن

316
00:22:43,480 --> 00:22:45,190
‫آخه کلی از ایده‌های نمایش

317
00:22:45,190 --> 00:22:48,150
‫از تو الهام گرفته شده، نه؟

318
00:22:48,150 --> 00:22:50,780
‫شیفتگی جنون‌آمیز و این چیزا

319
00:22:56,700 --> 00:23:03,580
‫زلفانت ماننده‌ی خوشه‌های انگور سیاهست که

320
00:23:06,880 --> 00:23:11,090
‫بر تاک‌های ادوم

321
00:23:11,090 --> 00:23:14,590
‫در سرزمین ادومیه آویخته باشد

322
00:23:14,600 --> 00:23:16,100
‫یه توقف کوتاه می‌کنیم

323
00:23:16,100 --> 00:23:19,270
‫خب، وقتی سالومه با این جزئیات

324
00:23:19,270 --> 00:23:22,520
‫میگه که چقدر دلش می‌خواد ‫به
بدن یوحنای معمدان دست بزنه و

325
00:23:22,520 --> 00:23:25,190
‫همچنین به موهاش و لب‌هاش...

326
00:23:25,190 --> 00:23:28,020
‫یه رابطه‌ی محرک کاملاً‌ جدا اینجا رخ میده

327
00:23:28,030 --> 00:23:32,110
‫می‌تونی دیالوگ دوم که درموردِ...

328
00:23:32,110 --> 00:23:34,530
‫زیبایی سالومه‌ست رو بخونی؟

329
00:23:34,530 --> 00:23:36,620
‫- آره
‫- تمرین ششم

330
00:23:42,920 --> 00:23:49,340
‫شهدخت سالومه امشب چه زیبا شده!

331
00:23:54,090 --> 00:23:56,970
‫ممنون. همش‌ به‌خاطر درد و حسرتـه

332
00:23:56,970 --> 00:24:00,470
‫چیزیـه که تو رو...

333
00:24:00,470 --> 00:24:01,980
‫وادار می‌کنه که در نهایت...

334
00:24:03,390 --> 00:24:05,730
‫- ...خودت رو بکشی، درستـه؟
‫- آره

335
00:24:05,730 --> 00:24:07,980
‫چون نمی‌تونی بهش برسی

336
00:24:07,980 --> 00:24:11,900
‫دقیقاً همون حسیـه که با نرسیدن به
‫یوحنای معمدان بهت دست میده

337
00:24:11,900 --> 00:24:14,570
‫تو هم به نارابوت علاقه‌ی پنهان داری و

338
00:24:14,570 --> 00:24:17,280
‫اون هیچ توجهی به تو نداره.
‫اون...

339
00:24:17,280 --> 00:24:19,080
‫تو اصلاً وجود نداری...

340
00:24:19,080 --> 00:24:21,540
‫مال اونـه و وقتی می‌شنوی که...

341
00:24:21,540 --> 00:24:25,500
‫وقتی کسی چنین صدایی رو می‌شنوه

342
00:24:25,500 --> 00:24:27,330
‫میشه یه بار دیگه بخونی لطفاً؟

343
00:24:27,330 --> 00:24:34,470
‫شهدخت سالومه امشب چه زیبا شده!

344
00:24:35,470 --> 00:24:39,510
‫وقتی چنین صدایی رو می‌شنوی و
‫می‌دونی که اون...

345
00:24:39,510 --> 00:24:44,180
‫قادر به داشتن چنین عشقیـه اما
‫عشقش برای تو نیست...

346
00:24:44,190 --> 00:24:45,810
‫برای تو نیست،
‫برای اونـه

347
00:24:45,810 --> 00:24:47,980
‫- همم
‫- جنون‌آمیزه

348
00:24:47,980 --> 00:24:50,320
‫احساسات...

349
00:24:52,320 --> 00:24:55,820
‫احساسات به‌طرز دیوانه‌واری
در هم می‌ریزن، نه؟

350
00:24:55,820 --> 00:24:57,820
‫و موقعی که سالومه داره میگه که

351
00:24:57,820 --> 00:25:00,580
‫چقدر برای لمس کردن موهای یوهان معمدان

352
00:25:00,580 --> 00:25:03,500
‫شوق داره...

353
00:25:03,500 --> 00:25:06,120
‫چیزی رو درون تو شعله‌ور می‌کنه

354
00:25:06,120 --> 00:25:09,000
‫الهام‌بخش اینـه که تو
‫موهای نارابوت رو لمس کنی

355
00:25:11,340 --> 00:25:14,670
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب،
‫برگردیم صحنه‌ی اول

356
00:25:21,470 --> 00:25:27,100
‫این موی توست که مرا شیفته‌ی خود ساخته

357
00:25:27,100 --> 00:25:31,860
‫ای یحیی

358
00:25:31,860 --> 00:25:38,240
‫زلفانت ماننده‌ی

359
00:25:41,870 --> 00:25:49,370
‫خوشه‌های انگور سیاهست که

360
00:25:49,380 --> 00:25:51,080
‫در سرزمین ادومیه آویخته باشد

361
00:25:54,000 --> 00:25:56,090
‫خیلی دوستش داشتیم،
‫فقط فکر می‌کنیم که

362
00:25:56,090 --> 00:25:59,060
‫اون هدف و کارکردی که
‫توی بیانیه‌ی کارگردان بوده رو نداره

363
00:25:59,060 --> 00:26:01,050
‫کارکرد؟ ببخشید...

364
00:26:01,050 --> 00:26:03,510
‫یعنی می‌خواید از
‫نوشته‌‌های قبلی چارلز استفاده کنید؟

365
00:26:03,510 --> 00:26:06,560
‫- آره، هنوز مناسبن
‫- واقعاً این رو میگی؟

366
00:26:06,560 --> 00:26:09,100
‫ننسی، به‌نظرت چارلز نمی‌خواسته که من

367
00:26:09,100 --> 00:26:10,940
‫نوشته‌های کارگردانی خودم رو منتشر کنم؟

368
00:26:10,940 --> 00:26:13,570
‫اون بود که من رو برای این بازسازی دعوت کرد

369
00:26:14,980 --> 00:26:16,940
‫این تصمیم بیتریسـه

370
00:26:16,940 --> 00:26:18,860
‫اوه، پس چیزیـه که زنش می‌خواد

371
00:26:20,030 --> 00:26:24,450
‫پس یعنی‌ به‌عنوان آخرین
‫خواسته‌های خودش برای شوهرش.

372
00:26:24,450 --> 00:26:26,740
‫آره، گفتم که، بیتریس این رو خواسته

373
00:26:26,750 --> 00:26:28,410
‫ببین، حتی اگه تو برنامه

374
00:26:28,410 --> 00:26:30,920
‫به‌عنوان بیانیه کارگردان چاپش نکنیم،

375
00:26:30,920 --> 00:26:32,580
‫شاید جاهای دیگه‌ای هم
‫بشه منتشرش کرد

376
00:26:32,590 --> 00:26:35,210
‫- مثلاً کجا؟
‫- مثلاً توی مصاحبه‌ها

377
00:26:35,210 --> 00:26:39,630
‫راستش یه درخواستی هم داشتم.
‫یه پادکست هست...

378
00:26:39,630 --> 00:26:41,430
‫باشه، حتماً

379
00:26:41,430 --> 00:26:44,430
‫راستش یه ایده‌ای هم داشتم که
‫یه نشریه درست کنی،

380
00:26:44,430 --> 00:26:46,680
‫تا بتونیم بذاریمش توی سایت،
‫مثل یه‌جور دفتر خاطرات

381
00:26:46,680 --> 00:26:48,560
‫که بعد از این سال‌ها،
‫ارزش این کار رو

382
00:26:48,560 --> 00:26:50,480
‫نشون بده.
‫می‌تونی با گوشی خودت بگیری.

383
00:26:50,480 --> 00:26:53,020
‫تو تدوینش بهت کمک می‌کنیم.
‫حتی می‌تونی...

384
00:26:53,020 --> 00:26:55,730
‫اگه دلت خواست،
‫شخصی‌ترش هم بکنی

385
00:26:55,730 --> 00:26:58,690
‫- شخصی‌تر از چی؟
‫- چیزی که اینجا نوشتی

386
00:26:58,690 --> 00:27:00,650
‫فکر می‌کنی این شخصیـه؟

387
00:27:00,650 --> 00:27:02,110
‫نیست؟

388
00:27:06,660 --> 00:27:08,120
‫یه چیز دیگه...

389
00:27:08,120 --> 00:27:10,410
‫اون روز موقع سخنرانی چیزی گفتی که

390
00:27:10,410 --> 00:27:13,210
‫یکم نگران‌مون کرد،
‫این که می‌خوای تو نمایش اصلی

391
00:27:13,210 --> 00:27:14,670
‫تغییر ایجاد کنی

392
00:27:14,670 --> 00:27:16,590
‫گفتم که، تغییرات کوچیک

393
00:27:16,590 --> 00:27:19,460
‫کوچیک اما پرمعنا

394
00:27:19,470 --> 00:27:21,300
‫درستـه

395
00:27:33,690 --> 00:27:35,900
‫ازم خواسته شده که
‫برداشت شخصی خودم رو بسازم

396
00:27:37,230 --> 00:27:38,480
‫پس من هم همین کار رو می‌کنم

397
00:27:38,480 --> 00:27:41,900
‫اصل ماجرا همینـه.
‫این که اون اصلاً بهم نگاه نمی‌کنه.

398
00:27:41,900 --> 00:27:43,490
‫این برای توئـه چارلز

399
00:27:43,490 --> 00:27:45,950
‫سالومه داره همین رو التماس می‌کنه،

400
00:27:45,950 --> 00:27:47,480
‫این که اون هیچوقت نگاهم نمی‌کنه

401
00:27:47,480 --> 00:27:49,040
‫کسی که می‌خواست من اینجا باشم

402
00:27:49,040 --> 00:27:51,290
‫آره چون اگه این کار رو می‌کرد
‫حتماً عاشقش می‌شد

403
00:27:51,290 --> 00:27:54,210
‫دقیقاً. اما این حس رو بهت داده که
‫حتماً عاشقش می‌شده؟

404
00:27:54,210 --> 00:27:55,290
‫حالا هم برگشتم

405
00:27:56,840 --> 00:27:58,380
‫بدون تو

406
00:27:59,420 --> 00:28:01,300
‫تنهایی

407
00:28:01,300 --> 00:28:04,800
‫که تنهایی بازیگرهای ذخیره‌ی سالومه و
‫یوحنای معمدان  رو ببینم

408
00:28:04,800 --> 00:28:07,760
‫درمورد نقش‌هایی صحبت کنم که
‫شاید هیچوقت بازی نکنن

409
00:28:09,180 --> 00:28:11,560
‫تنهایی سالن ارکستر خالی رو ببینم،

410
00:28:11,560 --> 00:28:14,560
‫از روی مکان موردعلاقت توی اونجا

411
00:28:14,560 --> 00:28:16,610
‫پلی که بین دو دنیای متفاوت بود

412
00:28:22,530 --> 00:28:25,200
‫تنهایی تاب‌بازی یه‌نفر رو ببینم

413
00:28:25,200 --> 00:28:27,160
‫که خاطرش از بچگی توی ذهنم بوده

414
00:28:35,330 --> 00:28:38,290
‫آخر همون شب
‫یه کلیپ از نمایشی که

415
00:28:38,290 --> 00:28:41,710
‫چندین سال پیش کارگردانی کردی رو می‌بینم

416
00:28:41,710 --> 00:28:43,210
‫اون لباس سفید بزرگ

417
00:28:43,220 --> 00:28:45,630
‫چقدر بی‌نقص

418
00:28:45,630 --> 00:28:48,350
‫انگار جفت‌شون یه تیکه از
پارچه‌ی جادویی بودن

419
00:28:51,140 --> 00:28:53,770
‫چقدر دقیق سایه‌ی پدرم

420
00:28:53,770 --> 00:28:56,690
روی پروژکتور فیلم خونگی اون دختر

421
00:28:56,690 --> 00:28:58,150
افتاد بود

422
00:29:07,240 --> 00:29:10,950
‫تو جزئیات خیلی زیادی ازم خواستی چارلز

423
00:29:10,950 --> 00:29:12,740
‫منم با میل خودم رعایت‌شون کردم

424
00:29:12,750 --> 00:29:15,040
‫چون تو بهم احساس دوست‌داشته شدن دادی

425
00:29:18,210 --> 00:29:20,920
‫دختری که با چشمای بسته
‫وسط جنگل قدم می‌زنه

426
00:29:22,880 --> 00:29:25,470
‫و توی سایه‌ی پدرش،

427
00:29:25,470 --> 00:29:27,550
‫یعنی پدر من،

428
00:29:27,550 --> 00:29:31,760
‫که تو با چنین جزئیات ظریفی
‫کارگردانی کردی که

429
00:29:31,760 --> 00:29:33,220
‫دستش رو سمتش دراز کنه

430
00:29:37,270 --> 00:29:39,730
‫همینطوری بیا دنبالم

431
00:29:41,900 --> 00:29:44,570
‫یکم دیگه می‌رسی به یه باتلاق

432
00:29:44,570 --> 00:29:46,690
‫هروقت بهت گفتم،
‫یه قدم بلند بردار

433
00:29:46,700 --> 00:29:49,780
‫مکث نکن. ادامه بده.
‫قدم بلند.

434
00:29:49,780 --> 00:29:51,820
‫قدم بلند.
‫آفرین.

435
00:29:51,830 --> 00:29:56,660
‫ماه را امشب نگاهی عجیب است

436
00:29:56,660 --> 00:29:58,250
‫برسان زن مجنونیست که

437
00:29:58,250 --> 00:30:00,830
‫- برسان زن مجنونیست که
‫- از هر سو در تکاپو است

438
00:30:00,830 --> 00:30:02,250
‫تکاپو

439
00:30:02,250 --> 00:30:05,000
‫این‌ها حرف‌های پدرم به من بودن چارلز

440
00:30:05,010 --> 00:30:07,380
‫از نمایشی که جفت‌تون رو تسخیر کرده بود

441
00:30:08,720 --> 00:30:12,470
‫اولش می‌خواستم مجسمه‌ی سر رو درست کنم

442
00:30:12,470 --> 00:30:14,560
‫و از روش سنتی‌تر استفاده نکنم که

443
00:30:14,560 --> 00:30:18,060
‫سر آوازخون رو با گچ قالب می‌گیرن

444
00:30:18,060 --> 00:30:20,310
‫من توی هنرستان مجسمه‌سازی خوندم و

445
00:30:20,310 --> 00:30:24,820
‫از این روش کندتر واقعاً لذت می‌‌برم

446
00:30:24,820 --> 00:30:27,280
‫خب، برای شروع...

447
00:30:30,660 --> 00:30:32,200
‫از یوهان خواستم که برام

448
00:30:32,200 --> 00:30:34,260
‫از آلمان یه چندتا عکس از چهرش بفرسته تا

449
00:30:34,260 --> 00:30:37,620
‫یه ایده‌ی کلی از فرم صورتش بگیرم

450
00:30:37,620 --> 00:30:40,540
‫و این کار رو شروع کردم و...

451
00:30:40,540 --> 00:30:42,210
‫به‌نظر خیلی خوب شده

452
00:30:42,210 --> 00:30:45,630
‫قدم بعدی اینـه که یوهان رو
بیارم توی استودیو و

453
00:30:45,630 --> 00:30:49,760
‫روی جزئیات بیشتری از صورتش کار کنم

454
00:30:52,010 --> 00:30:54,220
‫واقعاً عجیبـه

455
00:30:54,220 --> 00:30:57,850
‫راستش معمولاً‌ قالب می‌گیرن

456
00:30:57,850 --> 00:30:59,390
‫آره، می‌دونم

457
00:30:59,390 --> 00:31:01,810
‫اما کسی که معمولاً
‫این کار رو می‌کنه،‌ یعنی رئیسم،

458
00:31:01,810 --> 00:31:04,150
‫مریض شده

459
00:31:04,150 --> 00:31:07,320
‫اما با این روش کمتر اذیت میشی

460
00:31:07,320 --> 00:31:09,990
‫بعضی‌وقتا که رو صورت آوازخون‌ها
‫اون چیز رو می‌ذارن

461
00:31:09,990 --> 00:31:11,740
‫یکم وحشت می‌کنن

462
00:31:11,760 --> 00:31:14,880
‫پس داری سنتی کار می‌کنی

463
00:31:15,660 --> 00:31:19,450
‫خب می‌تونم قالب درست کنم.
‫بلدم اما...

464
00:31:19,450 --> 00:31:22,370
‫این مجسمه هم صد در صد جواب میده

465
00:31:22,370 --> 00:31:24,210
‫عکس‌هایی که هم که برام فرستادی

466
00:31:24,210 --> 00:31:26,880
‫واقعاً مفید بودن.
‫یه‌کله شروع کردم

467
00:31:29,420 --> 00:31:31,670
‫یه‌کله شروع کردی که کله‌م رو بسازی

468
00:31:34,430 --> 00:31:35,890
‫دقیقاً

469
00:31:38,600 --> 00:31:42,140
‫یهو خیلی جدی شدی

470
00:31:42,140 --> 00:31:45,650
‫امبر چی درموردم بهت گفته؟

471
00:31:47,400 --> 00:31:49,780
‫چرا فکر کردی درموردت
‫چیزی بهم گفته؟

472
00:31:49,780 --> 00:31:52,450
‫همم، شنیدم همدیگه رو می‌شناسید

473
00:31:54,660 --> 00:31:58,620
‫آره، خیلی‌وقت پیش دوست هم بودیم

474
00:31:58,620 --> 00:32:00,040
‫اینجا؟

475
00:32:00,040 --> 00:32:03,210
‫آره، قبل این که رفت

476
00:32:07,880 --> 00:32:09,960
‫«و دنیا را فتح کرد»

477
00:32:09,960 --> 00:32:11,760
‫آره، درستـه

478
00:32:11,760 --> 00:32:14,130
‫آره، امبره دیگه.
‫دنیا رو فتح کرد.

479
00:32:14,130 --> 00:32:17,550
‫به‌نظرت اون خیلی خودش رو

480
00:32:17,550 --> 00:32:19,760
‫تحویل می‌گیره، نه؟

481
00:32:19,770 --> 00:32:23,430
‫خب، اعتماد به‌نفس زیای داره.
‫آره، همیشه اینطوری بوده.

482
00:32:23,440 --> 00:32:24,980
‫همم

483
00:32:26,310 --> 00:32:28,650
‫البته درمورد نمایش آخری که توی اروپا

484
00:32:28,650 --> 00:32:29,860
‫انجام دادید بهم گفت

485
00:32:29,860 --> 00:32:31,480
‫اشتوتگارت، آره؟

486
00:32:31,490 --> 00:32:33,440
‫انگار خیلی پرتنش بوده

487
00:32:33,450 --> 00:32:35,950
‫وارد جزئیات هم شد؟

488
00:32:38,200 --> 00:32:41,740
‫فقط گفت که تفسیر متفاوتی بوده

489
00:32:41,750 --> 00:32:44,290
‫خیلی فیزیکی بود

490
00:32:44,290 --> 00:32:46,830
‫خیلی هم برهنه بود

491
00:32:46,830 --> 00:32:51,130
‫احتمالاً‌ بهت گفته که از
‫یه سری خط قرمزها عبور کردم

492
00:32:51,130 --> 00:32:55,050
‫- خب، اون...
‫- می‌دونم اون همچین فکری می‌کنه اما

493
00:32:55,050 --> 00:32:57,680
‫من فقط به حرف کارگردان گوش می‌کردم

494
00:32:57,680 --> 00:32:59,140
‫کارم رو می‌کرد

495
00:33:06,810 --> 00:33:07,810
‫اوه

496
00:33:08,940 --> 00:33:10,310
‫اوه، عاشق اینجاشم

497
00:33:12,190 --> 00:33:14,030
‫- همم
‫- بار اولی که این...

498
00:33:30,340 --> 00:33:31,710
‫- سلام
‫- سلام

499
00:33:31,710 --> 00:33:33,960
‫- جنین هستم
‫- منم چارلی‌ام. خوشوقتم

500
00:33:33,960 --> 00:33:35,630
‫- خوشوقتم
‫- تنهاتون می‌ذارم

501
00:33:35,630 --> 00:33:37,800
‫- ممنون ننسی
‫- ممنون

502
00:33:37,800 --> 00:33:39,140
‫ممنون که قبول کردی

503
00:33:39,140 --> 00:33:40,970
‫مشتاقانه منتظر بودم تا باهات صحبت کنم

504
00:33:40,970 --> 00:33:43,810
‫خب، من هم چیزای خیلی خوبی
‫درمورد پادکستت شنیدم

505
00:33:43,810 --> 00:33:45,520
‫اوه، بله، بله

506
00:33:45,520 --> 00:33:47,600
‫آوازخون‌ها دوست دارن
پست مصاحبه‌هاشون رو بذارن

507
00:33:47,600 --> 00:33:49,440
‫که طرفدارها باهاشون آشنا شن

508
00:33:49,440 --> 00:33:52,480
‫- حتماً، حتماً
‫- راستش...

509
00:33:52,480 --> 00:33:53,980
‫معمولاً با کارگردان‌ها صحبت نمی‌کنم

510
00:33:53,980 --> 00:33:57,240
‫خب، قابل درکـه، نه؟

511
00:33:57,240 --> 00:33:59,660
‫بله

512
00:33:59,660 --> 00:34:01,740
‫میشه اول یه فنجون چایی برات بیارم؟

513
00:34:01,740 --> 00:34:04,330
‫آم... نه ممنون

514
00:34:04,330 --> 00:34:06,080
‫لازم نیست

515
00:34:06,080 --> 00:34:07,910
‫یه لیوان آب چطور؟

516
00:34:07,910 --> 00:34:09,620
‫بله، حتماً

517
00:34:13,090 --> 00:34:15,590
‫- چه تشکیلات قشنگی
‫- بله، ممنون

518
00:34:15,590 --> 00:34:18,550
‫سه‌سوته میام.
‫شاید یکم دور و برم کثیف باشه.

519
00:34:18,550 --> 00:34:21,340
‫ممنون، لازم نیست...

520
00:34:26,020 --> 00:34:28,230
‫تو...

521
00:34:28,230 --> 00:34:31,310
‫یکم زیادی شیک کردی

522
00:34:31,310 --> 00:34:34,020
‫نمی‌دونستم چه‌خبره یا

523
00:34:34,020 --> 00:34:35,730
‫چی ازم می‌خوای برای همین...

524
00:34:35,730 --> 00:34:39,530
‫فکر کردی دوربین داریم؟

525
00:34:39,530 --> 00:34:42,910
‫- نمی‌دونم
‫- دوست داشتی ازت فیلم بگیرم؟

526
00:34:45,910 --> 00:34:49,870
‫دلیل درخواستم برای مصاحبه این بود که...

527
00:34:49,870 --> 00:34:52,370
‫من یکم درمورد این نمایش وسواس دارم

528
00:34:52,380 --> 00:34:55,210
‫- اوه
‫- به‌نظرم خیلی جالبـه که

529
00:34:55,210 --> 00:34:56,960
‫برگشتی بازسازیش کنی

530
00:34:56,960 --> 00:34:59,880
‫آخه اون موقع حتماً خیلی جوون بودی

531
00:34:59,880 --> 00:35:03,510
‫خب، احتمالاً از اون چیزی که
‫به‌نظر میاد سنم بیشتره

532
00:35:03,510 --> 00:35:06,350
‫آره، باشه. اما...

533
00:35:06,350 --> 00:35:08,470
‫عه...

534
00:35:08,480 --> 00:35:11,890
‫تو کارگردان اُپرا نیستی.
‫آخه درموردت تحقیق کردم و...

535
00:35:11,890 --> 00:35:14,820
‫بیشتر تئاتر منطقه‌ای انجام میدی، درستـه؟
‫بیشتر تو کار نمایشگاه‌های تجاری‌‌ای؟

536
00:35:14,820 --> 00:35:17,400
‫بهتر نیست شروع کنم؟
‫آخه نمی‌خوام...

537
00:35:17,400 --> 00:35:21,110
‫وقت رو تلف کنم چون که
‫اوضاع یکم بهم‌ریخته‌ست

538
00:35:21,110 --> 00:35:23,610
‫خب، الان شروع کردیم دیگه

539
00:35:23,620 --> 00:35:24,740
‫اوه

540
00:35:26,490 --> 00:35:27,580
‫رو ضبطیم

541
00:35:29,250 --> 00:35:31,960
‫- باشه، عالیـه
‫- اوه!

542
00:35:33,920 --> 00:35:36,800
‫ببخشید. داشت یادم می‌رفت.

543
00:35:38,840 --> 00:35:41,670
‫چندتا... کلوچه واست آوردم

544
00:35:44,090 --> 00:35:46,890
‫فقط مراقب باش بی‌صدا بخوی

545
00:35:46,890 --> 00:35:49,810
‫باشه. خیلی ممنون.

546
00:35:49,810 --> 00:35:51,390
‫موقع ضبط نباید صدای جویدن بیاد.

547
00:35:53,310 --> 00:35:55,020
‫- خوبـه؟
‫- آره

548
00:35:55,020 --> 00:35:56,810
‫خیلی‌خب

549
00:35:56,820 --> 00:36:00,030
‫اصلاً نمایش عجیب‌غریبیـه

550
00:36:00,030 --> 00:36:03,820
‫این یوحنای معمدان
بدجوری دلش سالومه رو می‌خواد

551
00:36:03,820 --> 00:36:05,780
‫همیشه همینطوره

552
00:36:05,780 --> 00:36:09,120
‫عین یه‌جور هیولای گرسنه‌ی جنسی می‌مونه،

553
00:36:09,120 --> 00:36:10,790
‫یا یه‌جور رهبر فرقه یا همچین چیزی

554
00:36:10,790 --> 00:36:12,710
‫اما حرفایی که می‌زنه

555
00:36:12,710 --> 00:36:15,080
‫هیچ ربطی به رفتاری که می‌کنه نداره

556
00:36:15,080 --> 00:36:16,880
‫یعنی عملاً...

557
00:36:16,880 --> 00:36:19,800
‫داره بدن لختش رو می‌ماله و سالومه
‫همش میگه که

558
00:36:19,800 --> 00:36:25,060
‫چقدر موهاش و پوستش و لباش خوشگلن

559
00:36:27,510 --> 00:36:29,100
‫چیه؟

560
00:36:34,140 --> 00:36:35,600
‫خبر نداشتی؟

561
00:36:37,190 --> 00:36:38,650
‫نمایش رو میگم

562
00:36:38,650 --> 00:36:41,570
‫نه، نه چون توی آلمان بود، نه؟

563
00:36:41,570 --> 00:36:43,400
‫- اوهوم
‫- اشتوتگارت

564
00:36:43,400 --> 00:36:45,110
‫ربطی به نمایش ما نداشت

565
00:36:45,110 --> 00:36:47,360
‫آره، اما مگه باهاش در تماس نیستی؟

566
00:36:47,370 --> 00:36:49,990
‫با امبر؟

567
00:36:49,990 --> 00:36:51,490
‫نه، معلومـه که نه

568
00:36:55,120 --> 00:36:56,630
‫پس کارهاش رو دنبالش نمی‌کنی

569
00:36:57,670 --> 00:36:59,500
‫نه

570
00:36:59,500 --> 00:37:01,880
‫ما خیلی وقت پیش کات کردیم

571
00:37:04,340 --> 00:37:06,590
‫وقتی که از پیشت رفت تا
‫دنیا رو فتح کنه

572
00:37:09,970 --> 00:37:12,020
‫عجیبـه این حرف رو می‌زنی

573
00:37:13,560 --> 00:37:15,430
‫اما این دقیقاً‌ عمون عبارتیـه که

574
00:37:15,440 --> 00:37:18,940
‫یوهان گفت،
‫فقط به زبون آلمانی گفتش

575
00:37:18,940 --> 00:37:21,440
‫که بعد مجبور شد واسم ترجمش کنه

576
00:37:21,440 --> 00:37:25,150
‫و فتح دنیا رو اینطوری تلفظ کرد...

577
00:37:39,210 --> 00:37:40,750
‫ریچل...

578
00:37:48,390 --> 00:37:50,510
‫امبر واقعاً‌ خوش‌شانس بوده

579
00:37:55,270 --> 00:37:59,190
‫هیچ‌چیزی، مطلقاً هیچ‌چیزی ‫رو...

580
00:37:59,190 --> 00:38:02,960
بیشتر از این دوست ندارم که
‫تو رو روی صحنه ببینم

581
00:38:06,110 --> 00:38:08,110
‫بالاخره فرصتش پیش میاد

582
00:38:08,110 --> 00:38:09,570
‫فقط منتظر باش

583
00:38:13,170 --> 00:38:15,740
‫ - دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

584
00:38:19,580 --> 00:38:21,000
‫سختـه

585
00:38:21,000 --> 00:38:23,090
‫نقش ذخیره‌ی کسی بودن
‫می‌تونه عذاب‌آور باشه

586
00:38:23,090 --> 00:38:25,630
‫بخشی از اون هم قدردان این فرصتـه.

587
00:38:25,630 --> 00:38:28,010
‫حالا هم بیشتر با نقشش آشنا شده.

588
00:38:28,010 --> 00:38:30,050
‫- تو لیست نمایش‌هاشـه
‫ - آره

589
00:38:30,050 --> 00:38:32,340
‫کسی چه می‌دونه،
‫اگه شانس ریچل بگه

590
00:38:32,350 --> 00:38:33,930
‫شاید حتی فرصت کنه که بازی کنه

591
00:38:33,930 --> 00:38:35,680
‫مثلاً اگه بلایی سر من بیاد

592
00:38:35,680 --> 00:38:38,810
‫- آره، مثلاً اگه بکشمت
‫- ایول

593
00:38:38,810 --> 00:38:40,480
‫اینطوری به آرزوش می‌رسه

594
00:38:40,480 --> 00:38:42,600
‫که من رو بکشی؟

595
00:38:42,610 --> 00:38:45,440
‫که فرصت گیرش بیاد

596
00:38:45,440 --> 00:38:47,610
‫خب، من اومدم شیش‌تا اجرا انجام بدم

597
00:38:47,610 --> 00:38:50,780
‫سالم بمونم و...
‫نمیرم

598
00:38:52,030 --> 00:38:53,620
‫البته

599
00:38:56,620 --> 00:38:59,750
‫نگو که واقعاً ازم می‌خوای
‫بیخیال یکی از اجراهام بشم؟

600
00:39:14,550 --> 00:39:16,310
‫حتی اگه می‌خواستم هم...

601
00:39:18,020 --> 00:39:20,180
‫که فقط بهت لطف کنم،
‫به این سادگیا نیست

602
00:39:20,190 --> 00:39:21,520
‫دکتر باید واسم نسخه بنویسـه...

603
00:39:21,520 --> 00:39:23,150
‫درستـه

604
00:39:23,150 --> 00:39:26,230
‫و من اینطوری خرج زندگیم رو در میارم کلیا

605
00:39:26,230 --> 00:39:29,490
‫اگه نخونم، پول نمی‌گیرم

606
00:39:29,490 --> 00:39:31,110
‫پولم می‌رسه به بازیگر ذخیره

607
00:39:31,110 --> 00:39:33,530
‫البته امبر

608
00:39:37,620 --> 00:39:40,200
‫جنین، تو از اون خونه متنفری

609
00:39:40,210 --> 00:39:41,750
و هروقت پات رو اونجا می‌ذاری

610
00:39:41,750 --> 00:39:43,750
یه بلایی سرت میاد و
حالت بد میشه

611
00:39:43,750 --> 00:39:46,500
‫اما لیزی همچین حسی نداره

612
00:39:46,500 --> 00:39:48,710
‫قضیه درمورد لیزی نیست

613
00:39:48,710 --> 00:39:50,380
‫می‌دونم داریم درمورد خیال تو حرف می‌زنیم

614
00:39:50,380 --> 00:39:52,340
‫اتفاقی که تو اون خونه افتاد خیال نبود

615
00:39:52,340 --> 00:39:54,510
‫می‌دونم. می‌دونم اما...

616
00:39:54,510 --> 00:39:57,140
‫فکری که درمورد من و دیمیترا می‌کنی، خیالـه

617
00:39:59,350 --> 00:40:01,230
‫پس یعنی... یعنی باهاش نمی‌خوابی؟

618
00:40:05,940 --> 00:40:07,730
‫توی خونه نه

619
00:40:07,730 --> 00:40:10,940
‫اوه، چون حد و حدود رو رعایت می‌کنی

620
00:40:10,940 --> 00:40:14,030
‫درموردش حرف زده بودیم...

621
00:40:14,030 --> 00:40:15,990
‫قرار بود باهمدیگه روراست باشیم

622
00:40:15,990 --> 00:40:18,280
‫آره، اما نه این که با دوستای هم بخوابیم

623
00:40:18,280 --> 00:40:19,830
‫خب، اون که دوست‌مون نیست.
‫پرستاره.

624
00:40:19,830 --> 00:40:22,120
‫مراقب مادرمـه و بهش پول میدیم

625
00:40:22,120 --> 00:40:24,790
‫می‌دونم اما رابطه‌ی بین‌مون
‫هرلحظه می‌تونه تموم بشه

626
00:40:26,420 --> 00:40:28,000
‫و من عاشقتم

627
00:40:28,000 --> 00:40:29,550
‫خودت هم این رو می‌دونی

628
00:40:32,050 --> 00:40:33,760
قرار بود با خودمون خلوت کنیم

629
00:40:36,430 --> 00:40:39,510
مگه همین کار رو نمی‌کنی؟
خلوت نمی‌کنی؟

630
00:40:41,390 --> 00:40:43,770
‫توافق کرده بودیم

631
00:40:43,770 --> 00:40:46,100
‫حرفی که درمورد خونه‌ی مادرم زدی و

632
00:40:46,100 --> 00:40:50,190
‫همه‌ی کارهایی که بابام
‫اونجا باهام کرده...

633
00:40:50,190 --> 00:40:52,320
‫چه...

634
00:40:52,320 --> 00:40:55,490
‫چه ربطی به تو و دیمیترا داره؟

635
00:40:55,490 --> 00:40:58,320
‫نه، من درمورد دیمیترا حرف نمی‌زدم

636
00:40:58,320 --> 00:40:59,580
‫لیزی رو می‌گفتم

637
00:40:59,580 --> 00:41:01,240
‫باشه ولی الان داریم دیمیترا رو میگیم

638
00:41:01,240 --> 00:41:03,330
‫خب، اون کسیـه که مراقب مادرتـه

639
00:41:03,330 --> 00:41:04,790
‫خب؟

640
00:41:11,750 --> 00:41:13,300
‫گفتم که...

641
00:41:15,090 --> 00:41:17,220
‫فکر خوبی نیست که

642
00:41:17,220 --> 00:41:20,720
‫الان درموردش حرف بزنیم

643
00:41:20,720 --> 00:41:22,970
‫نمی‌تونی برگردی توی اون فضا،

644
00:41:22,970 --> 00:41:25,980
‫به اُپرا و گذشته‌ت با چارلز و

645
00:41:25,980 --> 00:41:29,610
‫انتظار داشته باشی که
‫تاثیری روت نذاره

646
00:41:29,610 --> 00:41:31,520
‫با اوضاع مامانت و

647
00:41:31,520 --> 00:41:35,530
‫مرگ بابات توی سال گذشته...

648
00:41:37,450 --> 00:41:38,910
‫اوضاع مامانم...

649
00:41:40,160 --> 00:41:41,580
‫کدوم بخشش؟

650
00:41:42,870 --> 00:41:44,660
‫تو مادرت رو دوست داری جنین؟

651
00:41:44,660 --> 00:41:46,370
‫زن خاصی نیست؟

652
00:41:47,750 --> 00:41:50,840
‫این نامه‌ی عاشقانه‌ی من به توئـه مارگو،
‫همسر زیبایم،

653
00:41:52,670 --> 00:41:55,960
‫که این دختر خوشگل و فرشته رو بهم دادی

654
00:41:58,890 --> 00:42:01,180
‫اون بی‌نقص و فوق‌العاده باهوشـه

655
00:42:01,180 --> 00:42:02,640
‫خیلی بااستعداده

656
00:42:07,690 --> 00:42:09,190
‫هی، قداره داریم؟

657
00:42:10,480 --> 00:42:12,230
‫آره، واسه چه کاری؟

658
00:42:12,230 --> 00:42:14,730
‫واسه مادر سالومه

659
00:42:14,730 --> 00:42:16,690
‫- که چی‌کار کنه؟
‫- سر ببره

660
00:42:18,240 --> 00:42:21,910
‫خب، مگه قرار نبود نگهبان این کار رو...

661
00:42:21,910 --> 00:42:23,530
‫با تبر بکنه؟

662
00:42:23,540 --> 00:42:25,740
‫آره خب، اول میگم با تبر بزنه و

663
00:42:25,750 --> 00:42:28,080
‫بعدش هم به مادرش میگم که
‫با قداره این کار رو بکنه

664
00:42:28,080 --> 00:42:30,750
‫یعنی اون سر یوحنای معمدان رو می‌بُره

665
00:42:30,750 --> 00:42:32,920
‫نه، قطعی نیست.
‫مشخص نیست.

666
00:42:32,920 --> 00:42:35,210
‫فقط یه فکری به ذهنم رسید که اون بیاد و

667
00:42:35,210 --> 00:42:37,550
‫سر یوحنای معمدان رو به دخترش تقدیم کنه

668
00:42:37,550 --> 00:42:39,680
‫خیلی‌خب، می‌ذارتش تو یه سینی و تقدیم می‌کنه

669
00:42:39,680 --> 00:42:43,010
‫اوم... نه

670
00:42:43,010 --> 00:42:44,720
‫به‌نظرم...

671
00:42:44,720 --> 00:42:48,230
‫سینی خوب نیست.
‫فکر کنم تشت بهتر باشه.

672
00:42:48,230 --> 00:42:49,850
‫مگه نه؟ فکر کنم...

673
00:42:49,850 --> 00:42:52,850
‫تو یه تشت پلاستیکی شافاف به اون اندازه

674
00:42:52,860 --> 00:42:55,690
‫و راستش این که...

675
00:42:55,690 --> 00:42:57,860
‫نارنگی واقعی می‌خوام.
‫چون لازم‌شون دارم.

676
00:42:57,860 --> 00:43:00,030
‫می‌خوام که...

677
00:43:00,030 --> 00:43:01,530
‫می‌خوام توی صحنه باشن

678
00:43:01,530 --> 00:43:02,910
‫باشه، باشه

679
00:43:02,910 --> 00:43:04,830
‫پس شد یه تشت‌ پلاستیکی شفاف با

680
00:43:04,830 --> 00:43:06,540
‫نارنگی و سر داخلش

681
00:43:06,540 --> 00:43:08,200
‫نه، نه، نارنگی‌ها باید...

682
00:43:08,200 --> 00:43:12,580
‫اول تشت پلاستیکی شفاف رو
‫ می‌ذاریم رو صحنه و

683
00:43:12,580 --> 00:43:15,090
‫بعد هم واسه سَر ازش استفاده می‌کنیم

684
00:43:15,090 --> 00:43:17,170
‫حله،‌ فهمیدم
‫خب، می‌تونم...

685
00:43:17,170 --> 00:43:19,590
‫قداره و تشت پیدا کنم و

686
00:43:19,590 --> 00:43:21,380
‫چندتا نارنگی هم می‌خریم

687
00:43:21,380 --> 00:43:23,970
‫عالیـه.
‫همه‌شون رو هم واسه تمرین فردا می‌خوام.

688
00:43:23,970 --> 00:43:25,550
‫- یه کاریش می‌کنم
‫- ممنون

689
00:43:25,560 --> 00:43:28,640
‫عالیـه.
‫نظرت درمورد این چیه؟

690
00:43:30,020 --> 00:43:31,560
‫این قالبـه؟

691
00:43:31,560 --> 00:43:33,730
‫نه، خودم ساختمش

692
00:43:33,730 --> 00:43:35,480
‫چرا؟

693
00:43:36,820 --> 00:43:38,570
‫آخه گفتم...

694
00:43:38,570 --> 00:43:41,060
‫لازم نیست حتماً اونطوری درستش کنیم

695
00:43:42,410 --> 00:43:44,110
‫احتمالاً بهتره یه تجدید نظر بکنی...

696
00:43:44,120 --> 00:43:46,530
‫چون که...

697
00:43:46,530 --> 00:43:49,080
‫اگه قرار باشه ضبط کنیم...

698
00:43:49,080 --> 00:43:51,330
‫به‌خاطر نمای بسته اینطوری خوب نمیشه

699
00:43:55,170 --> 00:43:57,290
‫درستـه

700
00:43:57,300 --> 00:44:01,840
‫خب، میشه بهش نگاه کنی و
‫بگی که

701
00:44:01,840 --> 00:44:03,590
‫چه مشکلاتی داره؟

702
00:44:03,590 --> 00:44:06,180
‫خب، به‌نظرم...

703
00:44:06,180 --> 00:44:10,180
‫کارت خیلی خوب بوده اما
‫حس درستی بهم نمیده

704
00:44:10,180 --> 00:44:11,480
‫خیلی‌خب. میشه دلیلش رو بدونم؟

705
00:44:11,480 --> 00:44:14,060
‫چون که... مجسمه‌ست

706
00:44:14,060 --> 00:44:16,520
‫و مجسمه به مرور زمان عوض میشه

707
00:44:16,520 --> 00:44:17,770
‫هرچی روش کار کنی،
‫کامل‌تر میشه

708
00:44:17,770 --> 00:44:20,480
‫اما قالب...
‫مثل عکس می‌مونه

709
00:44:20,490 --> 00:44:22,490
‫یه عکس از صورت یه شخصـه

710
00:44:22,490 --> 00:44:25,780
‫که قالب‌گیری میشه،
‫عین ماسک یادبود

711
00:44:25,780 --> 00:44:27,620
‫پس یعنی...

712
00:44:27,620 --> 00:44:30,700
‫یعنی وقتی دارم ماسک رو می‌سازم

713
00:44:30,700 --> 00:44:33,370
‫باید شکل و شمایل خاصی بهش بدم؟

714
00:44:33,370 --> 00:44:34,960
‫واسه چی؟

715
00:44:34,960 --> 00:44:38,170
‫مثلاً نشون بدم که صورتش
‫داره چه چیزی رو توصیف می‌کنه

716
00:44:38,170 --> 00:44:39,750
‫سوال خوبی کردی...

717
00:44:42,510 --> 00:44:43,970
‫با این قضیه کنار اومده

718
00:44:45,430 --> 00:44:47,010
‫این که سرش بریده بشه؟

719
00:44:47,010 --> 00:44:49,350
‫این که می‌دونه باید قربانی بشه

720
00:44:51,520 --> 00:44:53,850
‫- خب، من دیگه برم. مشکلی نیست؟
‫- نه، ممنون

721
00:44:53,850 --> 00:44:55,480
‫ممنون

722
00:44:57,730 --> 00:45:02,030
‫به‌نظرم کار منطقی‌تر اینـه که امبر...

723
00:45:02,030 --> 00:45:04,740
‫تندتند این‌ها رو برداره

724
00:45:04,740 --> 00:45:06,530
‫ترجیح میدم سر جام بمونم و تماشا کنم

725
00:45:06,530 --> 00:45:08,410
‫جنین، نمیشه که نارنگی‌ها رو

726
00:45:08,410 --> 00:45:10,030
‫قِل بدی تو جایگاه ارکسترا

727
00:45:10,030 --> 00:45:11,830
‫- باشه
‫- ببخشید

728
00:45:11,830 --> 00:45:14,120
‫نمی‌فهمم زن من چی‌کار می‌کنه

729
00:45:14,120 --> 00:45:16,040
‫بالاخره کی سر رو می‌بُره؟

730
00:45:16,040 --> 00:45:17,580
‫خب، مشخص نیست.
‫شاید جفت‌تون.

731
00:45:17,580 --> 00:45:19,330
‫اما...

732
00:45:19,340 --> 00:45:22,340
‫یه نفر واسه بریدن سر کافیـه

733
00:45:22,340 --> 00:45:24,840
‫معمولاً‌ با تبر این کار رو می‌کنن،
‫حالا تو قداره آوردی

734
00:45:24,840 --> 00:45:27,510
‫یه نگهبان فرستادن که این کار رو بکنه

735
00:45:27,510 --> 00:45:29,260
‫و حالا جفت‌تون

736
00:45:29,260 --> 00:45:31,930
‫باید مسئولیت کامل کاری که
‫می‌کنید رو قبول کنید

737
00:45:31,930 --> 00:45:34,350
‫ببخشید، متوجه نمیشم

738
00:45:34,350 --> 00:45:37,690
‫لازم نیست متوجه بشی.
‫فقط باید مطمئن باشی

739
00:45:37,690 --> 00:45:39,480
‫این کاریـه که لازمـه بکنی

740
00:45:39,480 --> 00:45:42,730
‫سالومـه رقصیده چون می‌خواسته چیزی رو بگه

741
00:45:42,730 --> 00:45:46,030
‫نه که مجبور باشه چیزی رو به کسی ثابت کنه

742
00:45:46,030 --> 00:45:48,030
‫و مهم‌تر از همه، به تو

743
00:45:58,330 --> 00:46:00,420
‫توفان یکی از درخت‌های

744
00:46:00,420 --> 00:46:01,790
‫خونه‌ای که توشم رو شکونده

745
00:46:03,210 --> 00:46:05,260
‫خسارت خاصی وارد نکرده

746
00:46:05,260 --> 00:46:08,590
‫اما مالکین که برگردن،
‫می‌بینن که شکسته

747
00:46:09,300 --> 00:46:12,520
‫عکسش رو واسه‌شون فرستادم تا
‫راحت‌تر کنار بیان

748
00:46:14,720 --> 00:46:16,430
‫عجیبـه که دورت پر از

749
00:46:16,430 --> 00:46:18,900
‫عکس‌های خونوادگی یه نفر دیگه باشه

750
00:46:20,650 --> 00:46:22,640
‫مخصوصاً وقتی دارم به خونواده‌ای که

751
00:46:22,640 --> 00:46:24,680
‫قولش رو بهم دادی، فکر می‌کنم

752
00:46:25,940 --> 00:46:29,150
‫اصلاً همچین خونواده‌ای رو باور داشتی چارلز؟

753
00:46:29,160 --> 00:46:31,410
‫سعی می‌کنم باهات حرف بزنم چارلز

754
00:46:31,410 --> 00:46:35,080
‫واقعاً... حاضر بودی اون رو
‫به‌خاطر من ترک کنی؟

755
00:46:35,080 --> 00:46:36,750
‫جوری که انگار پیشمی

756
00:46:36,750 --> 00:46:43,750
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

757
00:46:44,300 --> 00:46:47,000
‫ازم خواسته شده که
‫برداشت شخصی خودم رو بسازم

758
00:46:50,800 --> 00:46:52,350
‫من هم همین کار رو می‌کنم

759
00:46:53,470 --> 00:46:55,640
‫وانمود می‌کنم که می‌تونی حرفام رو بشنوی

760
00:46:59,100 --> 00:47:00,980
‫حس موهام مثلِ

761
00:47:00,980 --> 00:47:04,480
‫حس موهای آوازخونیـه که
‫خیلی‌وقت پیش کارگردانش بودی

762
00:47:16,990 --> 00:47:20,040
‫دیدم که چقد تسخیر شد

763
00:47:20,040 --> 00:47:22,120
‫یادمـه که خودم چقدر تسخیر شدم

764
00:47:24,000 --> 00:47:25,590
‫شیفتگیِ جنون‌آمیزش

765
00:47:29,170 --> 00:47:30,630
‫چطوری برت گردونم؟

766
00:47:33,510 --> 00:47:35,050
‫چیزی که داشتیم رو برگردونم؟

767
00:47:38,310 --> 00:47:40,500
‫کتاب تصاویری که
‫درست کرده بودی رو آوردم

768
00:47:42,900 --> 00:47:44,690
‫مثل یه کتاب مقدس دستم می‌گیرمش

769
00:47:48,190 --> 00:47:51,260
‫عطر ملایمی ازش مونده

770
00:47:57,410 --> 00:47:59,880
‫‏استنشاقت

771
00:48:03,500 --> 00:48:06,250
‫ردپای مبهم روحت، چارلز

772
00:48:10,340 --> 00:48:12,380
‫رقص زیبای انگشتاش

773
00:48:12,380 --> 00:48:14,430
‫که از لب‌های اون انرژی می‌گیرن

774
00:48:16,680 --> 00:48:18,140
‫لب‌های تو

775
00:48:24,560 --> 00:48:26,520
‫ماه را امشب نگاهی عجیب است

776
00:48:29,280 --> 00:48:31,190
‫برسان زن مجنونیست که

777
00:48:31,190 --> 00:48:34,740
‫از هر سو در تکاپوی عاشقان است

778
00:48:39,200 --> 00:48:41,290
‫وقتی می‌بینمش،
‫تو رو کنارم حس می‌کنم

779
00:48:44,670 --> 00:48:47,250
‫جوری که انگشتات رو
‫روی پوستم می‌کشیدی

780
00:48:51,380 --> 00:48:53,470
‫شوک الکتریکی لمس دستت

781
00:48:58,850 --> 00:49:00,220
‫بودن درون روحم

782
00:49:06,230 --> 00:49:07,900
‫خیلی دلم می‌خواستت

783
00:49:11,900 --> 00:49:14,530
‫و تو درون مرا از آتش پر ساختی...

784
00:49:15,700 --> 00:49:19,120
‫از چه رو به من نگاه نیافکندی؟

785
00:49:19,120 --> 00:49:21,790
‫اگر به من نظر کرده بودی

786
00:49:21,790 --> 00:49:23,330
‫به من مهر می‌یافتی

787
00:49:26,120 --> 00:49:28,170
‫می‌دانم که خواستار من می‌شدی

788
00:49:34,340 --> 00:49:36,130
‫از آوازخون‌های جدید با لباس‌هاشون

789
00:49:36,130 --> 00:49:38,010
‫واسه اولین بار فیلم گرفتم

790
00:49:38,010 --> 00:49:40,550
‫با همکارهای قدیمی‌شون مو نمی‌‌زنن

791
00:49:40,550 --> 00:49:42,140
‫عالی شدی کارولین

792
00:49:42,140 --> 00:49:43,640
‫وقتی بهشون میگم خوشگل شدن

793
00:49:43,640 --> 00:49:45,680
‫خنده‌‌ی عصبی می‌کنن

794
00:49:45,690 --> 00:49:48,480
‫اما می‌دونم هیچوقت به اون
‫از خودبی‌خود شدنی که

795
00:49:48,480 --> 00:49:50,520
‫تو با آوازخون‌هات داشتی، نمی‌رسن

796
00:49:50,520 --> 00:49:52,770
‫- جای من کجاس؟
‫- اوه، اونجاس

797
00:49:52,780 --> 00:49:55,030
‫دیگه واسه تشویق چی‌کارشون کنم چارلز...

798
00:49:57,110 --> 00:49:58,860
‫که مثل تو صدشون رو بذارن

799
00:50:01,910 --> 00:50:03,990
‫هرگز!

800
00:50:04,000 --> 00:50:10,670
‫بر لبانت بوسه خواهم داد یحیی

801
00:50:10,670 --> 00:50:13,710
‫بر لبانت بوسه خواهم داد

802
00:50:13,710 --> 00:50:18,010
‫شهدخت، تو که همچون باغ اسپرغمی،

803
00:50:18,010 --> 00:50:21,010
‫تویی که کبوتر کبوترانی

804
00:50:21,010 --> 00:50:23,010
‫به این مرد نگاه مکن

805
00:50:23,010 --> 00:50:26,850
‫با او سخن مگو

806
00:50:26,850 --> 00:50:30,900
‫من تاب تحمل ندارم...

807
00:50:30,900 --> 00:50:31,770
‫لب بر لبت خواهم...

808
00:50:31,770 --> 00:50:33,230
‫کارولین؟

809
00:50:36,530 --> 00:50:39,490
‫امکانش هست بتونی
‫سرت رو بالا و پایین کنی؟

810
00:50:41,320 --> 00:50:44,950
‫چون می‌خوام که...
‫می‌خوام...

811
00:50:44,950 --> 00:50:47,370
‫خیلی واضح نشون بدی که...

812
00:50:47,370 --> 00:50:48,620
‫داری چی‌کار می‌کنی

813
00:50:49,670 --> 00:50:51,880
‫اگه ببینی امبر داره چی‌کار می‌کنه

814
00:50:51,880 --> 00:50:54,210
‫می‌تونی استیصال رو

815
00:50:54,210 --> 00:50:55,920
‫تو کل بدنش حس کنی

816
00:50:55,920 --> 00:51:01,050
‫دوست دارم این حس بهم دست بده که...

817
00:51:01,050 --> 00:51:03,720
‫تو هم دقیقاً همونقدر نیازمندی

818
00:51:03,720 --> 00:51:07,060
‫پس اگه میشه یه ذره بیشتر...

819
00:51:07,060 --> 00:51:09,100
‫تحرک داشته باش

820
00:51:09,100 --> 00:51:11,600
‫توی اون لحظه

821
00:51:11,600 --> 00:51:14,560
‫- یعنی میگی به امبر نگاه کنم
‫- نه، نه، نه

822
00:51:14,570 --> 00:51:17,280
‫تو پیش نارابوت بمون

823
00:51:17,280 --> 00:51:19,570
‫فقط یکم بیشتر...

824
00:51:19,570 --> 00:51:21,950
‫- باشه
‫- به‌نظرم بهتره

825
00:51:21,950 --> 00:51:25,120
‫بهتره برگردیم اتاق تمرین

826
00:51:25,120 --> 00:51:27,330
‫باید مسئول صحنه‌های جنسی رو بیاریم

827
00:51:28,580 --> 00:51:30,330
‫واسه این‌جور کارا اون باید باشه

828
00:51:30,330 --> 00:51:32,040
‫مسئول صحنه‌های جنسی

829
00:51:32,040 --> 00:51:33,880
‫- آره
‫- آره

830
00:51:33,880 --> 00:51:36,630
‫اون موقع برای تو مهم بود؟ و این که...

831
00:51:36,630 --> 00:51:39,380
‫الان برات مهمـه؟

832
00:51:39,380 --> 00:51:42,090
‫ببخشید چی؟
‫چی مهم بود؟

833
00:51:42,090 --> 00:51:45,010
‫این که حس کنی روی صحنه
‫واقعاً دارن سکس می‌کنن

834
00:51:45,010 --> 00:51:47,220
‫درستـه

835
00:51:47,220 --> 00:51:50,180
‫خب، سعیم بر اینـه که...

836
00:51:50,180 --> 00:51:53,600
‫- مفهوم اصلی رو محقق کنم
‫- بله اما الان نمایش خودتـه

837
00:51:53,600 --> 00:51:55,940
‫- یه جاهاییش آره
‫- و هرجور انرژی شهوانی‌ای که

838
00:51:55,940 --> 00:51:58,020
‫قبلاً وجود داشته،
‫لزومی نداره که

839
00:51:58,030 --> 00:52:00,110
‫با چیزی که الان داریم، یکی باشه، درستـه؟

840
00:52:00,110 --> 00:52:03,740
‫آخه تو اون آدم سابق نیستی و

841
00:52:03,740 --> 00:52:06,990
‫اون هم اون آدم سابق نیست

842
00:52:06,990 --> 00:52:08,370
‫چارلز مُرده

843
00:52:08,370 --> 00:52:10,330
‫همم

844
00:52:10,330 --> 00:52:11,830
‫البته

845
00:52:11,830 --> 00:52:14,580
‫پس قطعاً همون آدم نیست

846
00:52:17,290 --> 00:52:19,630
‫پس کامل میریم پایین

847
00:52:19,630 --> 00:52:23,930
‫کمرمون کامل می‌خوابه و
‫بعد برمی‌گردیم... عالیـه

848
00:52:23,930 --> 00:52:26,430
‫بعد کامل برمی‌گردی عقب،
‫مثل حرکت خم رو به عقب...

849
00:52:26,430 --> 00:52:28,850
‫تقریباً مثل حرکت کششی «گربه‌گاو» می‌مونه

850
00:52:28,850 --> 00:52:30,720
‫کجاس؟

851
00:52:30,720 --> 00:52:34,020
‫همین الان پیام داد.
‫۱۵ دقیقه دیر می‌رسه.

852
00:52:34,020 --> 00:52:37,360
‫خب، فکر نکنم بدون اون
بتونیم این کار رو بکنیم

853
00:52:37,360 --> 00:52:39,440
‫این مسئول صحنه‌های جنسی به دردم نمی‌خوره

854
00:52:39,440 --> 00:52:41,530
‫- دارم وقتم رو حروم می‌کنم
‫- خب چاره‌ای نداریم

855
00:52:41,530 --> 00:52:44,280
‫واسه این‌جور صحنه‌ها،
‫مسئول صحنه‌های جنسی می‌خوایم

856
00:52:44,280 --> 00:52:46,990
‫همم... جداً؟

857
00:52:46,990 --> 00:52:49,120
‫آره، الزامیـه

858
00:52:49,120 --> 00:52:50,830
‫خب امبر، بس کن

859
00:52:53,580 --> 00:52:55,960
‫لوک، میشه یه لحظه بیای دنبالم لطفاً؟

860
00:52:58,630 --> 00:53:01,050
‫خوبـه. خیلی خوبـه.
‫جنبه‌ی فیزیکیش...

861
00:53:01,050 --> 00:53:02,960
‫کار رو اون جنبه عالیـه اما باید

862
00:53:02,970 --> 00:53:04,920
‫یه چیزی بهش فرمون بده، نه؟

863
00:53:04,930 --> 00:53:07,680
‫باید از اتفاقاتی که
‫داره می‌افته الهام بگیری

864
00:53:07,680 --> 00:53:11,010
‫باید یه چیزی به حرکت درت بیاره

865
00:53:11,020 --> 00:53:14,480
‫که بیشتر توی روح و بدنتـه

866
00:53:14,480 --> 00:53:16,520
‫پس اون که داره درموردِ

867
00:53:16,520 --> 00:53:20,610
‫زیبایی موهای یوحنای معمدان می‌خونه...

868
00:53:20,610 --> 00:53:22,400
‫تو از این موسیقی به‌عنوان یه مجوز ‫و

869
00:53:22,400 --> 00:53:27,110
یه فرصت استفاده می‌کنی که

870
00:53:27,110 --> 00:53:30,660
‫اون رو لمس کنی.
‫خب؟

871
00:53:30,660 --> 00:53:34,290
‫از اونجایی بزنید که میگه
‫موهاش فوق‌العاده‌ست

872
00:53:38,460 --> 00:53:41,250
‫یهو این قابلیت رو پیدا می‌کنی که

873
00:53:41,250 --> 00:53:44,340
‫از طریق انگشتات،
‫هرچیزی که

874
00:53:44,340 --> 00:53:47,800
‫سالومه می‌تونه فقط با
‫آهنگ بخونه رو بیان ‌کنی

875
00:53:54,100 --> 00:53:56,890
‫این موی توست...

876
00:53:58,730 --> 00:54:00,610
‫که مرا شیفته‌ی تو ساخته

877
00:54:00,610 --> 00:54:03,040
‫بذار موهات رو لمس کنم

878
00:54:05,650 --> 00:54:07,070
‫ممنون

879
00:54:12,870 --> 00:54:15,580
‫جلوی صحنه هم داره اتفاقات عجیبی می‌افته

880
00:54:16,960 --> 00:54:20,540
‫و هرکاری که انجام میدی از کنترل خارج میشه

881
00:54:20,540 --> 00:54:21,750
‫به سالومه فکر کن

882
00:54:21,750 --> 00:54:23,920
‫اون داره تموم زورش رو می‌زنه تا

883
00:54:23,920 --> 00:54:26,670
‫سر این مرد دیوونه رو قطع کنه

884
00:54:28,760 --> 00:54:31,300
‫پس هدف این قربانی کردن که

885
00:54:31,300 --> 00:54:34,000
‫تبدیل میشه به یکی از
‫فجیع‌ترین صحنه‌هایی که

886
00:54:34,000 --> 00:54:35,430
‫تاحالا روی صحنه دیدی، چیه؟

887
00:54:35,430 --> 00:54:39,270
‫علاقه‌ست؟ شکنجه‌ست؟
‫چیه؟

888
00:54:39,270 --> 00:54:42,770
‫اما هرچیزی که هست،
‫اون احساسی که ازش الهام می‌گیری،

889
00:54:42,770 --> 00:54:44,820
‫اون احساس داره تجزیت می‌کنه

890
00:54:46,650 --> 00:54:49,280
‫دردناک و زیباست

891
00:54:49,280 --> 00:54:53,160
‫پس-پس تو فقط واسه اون نمی‌خوری...

892
00:54:53,160 --> 00:54:58,870
‫بلکه اینقدر عصاره‌ی وجودش رو می‌بلعی که...

893
00:54:58,870 --> 00:55:01,960
‫چاره‌ای جز این نداره که
‫تفنگ رو برداره و

894
00:55:01,960 --> 00:55:05,080
‫بگیره سمت سرش و
‫شلیک کنه تا بمیره

895
00:55:06,300 --> 00:55:09,470
‫درست موقعی که داره ارضا میشه

896
00:55:09,470 --> 00:55:11,090
‫انفجار

897
00:55:15,180 --> 00:55:17,180
‫بعدش سالومه تفنگی رو که اون همین حالا

898
00:55:17,180 --> 00:55:19,810
‫خودش رو باهاش کشت رو برمی‌داره و

899
00:55:19,810 --> 00:55:24,060
‫میاد سمت جلوی صحنه و
‫می‌گیره سمت سرش

900
00:55:24,060 --> 00:55:25,980
‫انگار که می‌خواد خودش رو بکشه

901
00:55:38,790 --> 00:55:40,870
‫نمی‌فهمم.
‫داری جاسوسیم رو می‌کنی؟

902
00:55:40,870 --> 00:55:42,500
‫معلومـه که نه

903
00:55:42,500 --> 00:55:44,790
‫اومدم تا هرجوری که می‌تونم
‫ازت حمایت کنم

904
00:55:44,790 --> 00:55:46,590
‫پس نمی‌فهمم چی میگی

905
00:55:46,590 --> 00:55:49,010
‫مدیریت یکم درموردِ

906
00:55:49,010 --> 00:55:51,340
‫ایده‌هایی که موقع سخنرانی داشتی نگرانـه

907
00:55:51,340 --> 00:55:54,050
‫- بیتریس
‫- درمورد ایجاد تغییرات

908
00:55:54,050 --> 00:55:57,220
‫گفتم که تغییرات کوچیکی‌ان

909
00:55:57,220 --> 00:55:59,640
‫آره اما یهو میگی که سالومه

910
00:55:59,640 --> 00:56:02,520
‫به خودش شلیک کنه

911
00:56:02,520 --> 00:56:04,060
‫چی؟

912
00:56:04,060 --> 00:56:06,980
‫ناروبوت به خودش شلیک می‌کنه

913
00:56:06,980 --> 00:56:10,360
‫اما بعد زنه تفنگ رو برمی‌داره و...

914
00:56:10,360 --> 00:56:12,240
‫فقط به خودکشی فکر می‌کنه

915
00:56:14,320 --> 00:56:17,080
‫خودش رو که نمی‌کشه

916
00:56:17,080 --> 00:56:19,580
‫اگه خودش رو بکشه که اُپرا

917
00:56:19,580 --> 00:56:22,540
‫همونجا تموم میشه اما اینطور نیست.
‫مگه نه؟

918
00:56:22,540 --> 00:56:23,870
‫اگه بمیره

919
00:56:23,870 --> 00:56:28,250
‫دیگه کسی نمی‌تونه دیالوگ نقشش رو بخونه

920
00:56:28,250 --> 00:56:30,710
‫پس سر چی میشه؟

921
00:56:30,710 --> 00:56:33,800
‫پس این همه تمرین‌هامون چی میشن؟
‫مسخره‌ست

922
00:56:33,800 --> 00:56:36,760
‫اما خب این ایده‌ها رو درمورد مادرش و...

923
00:56:36,760 --> 00:56:38,600
‫قداره‌هه بیان می‌کنی...

924
00:56:38,600 --> 00:56:41,390
‫من باید بهشون بگم.
‫فقط خواستم بدونی.

925
00:56:41,390 --> 00:56:42,890
‫پس داری جاسوسیم رو می‌کنی

926
00:56:42,890 --> 00:56:45,560
‫ببین، همه‌مون متوجه هستیم که ممکنه

927
00:56:45,560 --> 00:56:47,730
‫حس تضاد درمورد این قضایا بهت دست بده اما...

928
00:56:47,730 --> 00:56:49,530
‫نه،‌ اینطور نیست.
‫واقعاً همچین حسی نمیده.

929
00:56:49,530 --> 00:56:50,980
‫وقتی انتخاب کردم...

930
00:56:52,240 --> 00:56:53,860
‫وقتی این کار رو قبول کردم

931
00:56:53,860 --> 00:56:57,240
‫به خودم قول دادم که به
‫بهترین نحو نمایشش بدم، خب؟

932
00:56:57,240 --> 00:56:59,160
‫پس می‌تونی به مدیریت بگی که

933
00:56:59,160 --> 00:57:02,080
‫اونا تصمیم عجیبی گرفتن که
‫این رو بازسازی کنن

934
00:57:02,080 --> 00:57:04,640
‫با توجه به این که همه فکر می‌کردن

935
00:57:04,640 --> 00:57:07,780
‫چارلز یکم یه دنده‌ست.

936
00:57:08,460 --> 00:57:11,550
‫با این‌حال مدیریت ۳۰ سال رو

937
00:57:11,550 --> 00:57:13,460
‫با اون زندگی مشترک داشته

938
00:57:13,470 --> 00:57:16,720
‫این تصمیم بیتریس بوده.
‫نمایش موفقیـه.

939
00:57:16,720 --> 00:57:20,220
‫باشه، اما مجبور نبوده که
‫خواسته‌ی احمقانه‌ی اون رو برآورده کنه

940
00:57:20,220 --> 00:57:22,890
‫لازم نبوده کسی اون درخواست رو جدی بگیره

941
00:57:22,890 --> 00:57:26,020
‫اگه بازسازی نمی‌کردن که
‫کسی ازشون شکایت نمی‌کرد

942
00:57:26,020 --> 00:57:28,060
‫اصلاً لازم نبود کسی بدونه.
‫لازم نبود من بدونم.

943
00:57:28,060 --> 00:57:30,230
‫اینطوری حتی الان وسط این بحث نبودیم، کثی

944
00:57:34,780 --> 00:57:36,570
‫ببین، من باید برگردم

945
00:57:36,570 --> 00:57:37,990
‫بچه‌ها دیگه استراحت‌شون رو کردن و...

946
00:57:37,990 --> 00:57:39,910
‫آره، باشه

947
00:57:48,630 --> 00:57:50,670
‫دخترت برآنست که بهر من رقص کند

948
00:57:52,000 --> 00:57:55,010
‫آیا تو رقص نخواهی کرد سالومه؟

949
00:57:55,010 --> 00:57:58,470
‫این واقعاً آموزنده بود

950
00:57:58,470 --> 00:58:00,930
‫اگر بهر من رقص کنی،

951
00:58:00,930 --> 00:58:02,930
‫توانی خواست خود را بگویی تا

952
00:58:02,930 --> 00:58:04,310
‫من برآورم

953
00:58:04,310 --> 00:58:06,390
‫اما این من رو به سوال بعدیم می‌رسونه

954
00:58:08,190 --> 00:58:10,610
‫شنیدم که داری درمورد تجربه‌ت
‫یه‌جور خاطره‌نویسی می‌کنی

955
00:58:10,610 --> 00:58:12,520
‫مثل یه‌جور...

956
00:58:12,520 --> 00:58:13,900
‫نامه‌ی آخر به چارلزه؟

957
00:58:17,320 --> 00:58:19,660
‫نشریه،‌ بله...
‫در نظر داشتمش

958
00:58:19,660 --> 00:58:22,990
‫بله، به‌نظرم خیلی خوب میشه که...

959
00:58:24,790 --> 00:58:27,790
‫درمورد تجربم...

960
00:58:27,790 --> 00:58:31,790
‫تجربه‌ای که توی این نمایش
‫کسب می‌کنم بنویسم

961
00:58:31,790 --> 00:58:34,670
‫چندتا فیلم هم با گوشیم

962
00:58:34,670 --> 00:58:36,510
‫از پشت صحنه‌ها می‌گیرم

963
00:58:36,510 --> 00:58:39,470
‫و به‌نظرم... چیز جالبی ازش در میاد

964
00:58:39,470 --> 00:58:44,350
‫هنوز مطمئن نیستم اما
‫برای من مهمـه که...

965
00:58:44,350 --> 00:58:46,640
‫اون فیلم رو داشته باشم

966
00:58:46,640 --> 00:58:50,230
‫خب، خیلی جالب به‌نظر میاد.
‫و این که...

967
00:58:51,810 --> 00:58:54,860
‫میشه درمورد رابطه‌تون

968
00:58:54,860 --> 00:58:56,280
‫در حین نمایش اصلی بپرسم؟

969
00:58:56,280 --> 00:58:57,360
‫منظورت چیه؟

970
00:58:57,360 --> 00:58:59,400
‫منظورم رابطه‌ت با چارلزه

971
00:59:01,530 --> 00:59:02,780
‫رابطه‌ی کاری‌مون

972
00:59:03,870 --> 00:59:07,250
‫خب، یکم فراتر از اون نرفت؟

973
00:59:07,250 --> 00:59:09,370
‫این رو همه‌ی کسایی که اینجان می‌دونن

974
00:59:09,370 --> 00:59:12,460
‫ترجیح میدم درموردش صحبت نکنم

975
00:59:12,460 --> 00:59:15,880
‫اگه میشه درموردش حرف نزنیم

976
00:59:15,880 --> 00:59:17,670
‫البته

977
00:59:17,670 --> 00:59:20,840
‫چطوره که من یه چیزی رو
‫باهات درمیون بذارم؟

978
00:59:20,840 --> 00:59:23,090
‫من چارلز رو می‌شناختم

979
00:59:23,100 --> 00:59:25,180
‫چارلز یه‌بار یه داستانی رو برام تعریف کرد

980
00:59:26,270 --> 00:59:29,640
‫درمورد این که کل قسمت رقص توی اُپرا

981
00:59:29,640 --> 00:59:32,020
‫براساسِ...

982
00:59:32,020 --> 00:59:35,440
‫اتفاقیـه که بین شما و پدرتون افتاده

983
00:59:35,440 --> 00:59:36,940
‫تو دنیای واقعی

984
00:59:38,530 --> 00:59:40,290
‫و من این سعادت رو داشتم که

985
00:59:40,290 --> 00:59:42,700
‫نوشته‌هایی که می‌خواستی توی
‫برنامه منتشر کنی رو ببینم

986
00:59:42,700 --> 00:59:44,620
‫به‌نظرم فوق‌العاده بی‌احترامی بود که

987
00:59:44,620 --> 00:59:46,600
‫نخواستن ازش استفاده کنن

988
00:59:48,620 --> 00:59:50,080
‫اما...

989
00:59:53,500 --> 00:59:55,790
‫شیفتگی شما توی دیالوگِ هرود به سالومه

990
00:59:55,790 --> 00:59:57,760
‫برام خیلی جالب بود

991
00:59:58,100 --> 01:00:00,920
‫این که بیش از حد دوست‌تون داشته

992
01:00:00,920 --> 01:00:04,220
‫چارلز بهم گفته بود که پدرت
‫ویدیوهای عجیبی از

993
01:00:04,220 --> 01:00:07,600
‫زمانی که بچه بودی و باهاش
‫می‌رفتی جنگل، می‌ساخته و

994
01:00:07,600 --> 01:00:09,850
موقع اون رقص‌های عجیب،
‫ازت فیلم می‌گرفته

995
01:00:09,850 --> 01:00:12,560
‫حست درمورد این الهام که...

996
01:00:12,560 --> 01:00:14,810
‫خیلی واضح...

997
01:00:14,810 --> 01:00:16,690
‫نقش بزرگی توی این نمایش داشته، چیه؟

998
01:00:32,160 --> 01:00:33,790
‫من...

999
01:00:33,790 --> 01:00:36,750
‫فکر کنم باید استراحت کنم

1000
01:00:38,500 --> 01:00:40,010
‫ببخشید

1001
01:00:43,470 --> 01:00:45,760
‫چیزی شده؟

1002
01:00:45,760 --> 01:00:47,930
‫بیتریس می‌خواد باهات حرف بزنه

1003
01:00:47,930 --> 01:00:49,930
‫باد روی پوستت رو حس می‌کنی؟

1004
01:00:49,930 --> 01:00:51,640
‫آره

1005
01:00:51,640 --> 01:00:54,270
‫آره؟ الان حساس‌تر شده، مگه نه؟

1006
01:00:54,270 --> 01:00:57,310
‫- به‌راستی، سالومه...
‫- یکی از حواست رو از خودت بگیر

1007
01:00:57,310 --> 01:00:58,770
‫بقیه‌شون تیزتر میشن

1008
01:00:58,770 --> 01:01:00,280
‫زیبایی‌ات به دشواری‌ام گرفتار ساخت

1009
01:01:00,280 --> 01:01:03,110
‫شدیدتر میشن.
‫این رو یادت باشه.

1010
01:01:03,110 --> 01:01:04,990
‫زیبایی‌ات سخت مرا به دشواری‌ام گرفتار ساخت

1011
01:01:04,990 --> 01:01:07,200
‫وظیفه‌ی تو به‌عنوان یه هنرمند اینـه

1012
01:01:10,950 --> 01:01:12,950
‫و من پُر بر تو نگریستم

1013
01:01:14,830 --> 01:01:18,320
‫پیوسته مهر بر تو داشته‌ام،
‫بسا که دلبسته‌ات بودم

1014
01:01:20,170 --> 01:01:22,460
‫روز خوبی داشته

1015
01:01:22,460 --> 01:01:24,670
‫آره مامان؟

1016
01:01:24,680 --> 01:01:26,300
‫اگه اون میگه آره

1017
01:01:26,300 --> 01:01:27,760
‫اوه

1018
01:01:30,470 --> 01:01:31,890
‫می‌دونی من کجام؟

1019
01:01:33,100 --> 01:01:35,850
‫کارت رو می‌کنی

1020
01:01:35,850 --> 01:01:37,850
‫و کارم چیه؟

1021
01:01:37,850 --> 01:01:40,060
‫نمایش می‌سازی

1022
01:01:40,070 --> 01:01:41,780
‫همیشه نمایش دوست داشتی

1023
01:01:43,070 --> 01:01:45,320
‫دوست‌ داری داستان سر هم کنی

1024
01:01:47,860 --> 01:01:49,780
‫به دخترت افتخار می‌کنی؟

1025
01:01:49,780 --> 01:01:51,240
‫آره بابا

1026
01:01:51,240 --> 01:01:53,200
‫دیدی؟

1027
01:01:53,200 --> 01:01:55,640
‫به داستان‌هایی که
سر هم می‌کنم افتخارمی‌کنی؟

1028
01:01:57,620 --> 01:01:59,670
‫می‌دونی من قراره تا کِی نیام خونه مامان؟

1029
01:02:00,880 --> 01:02:03,090
‫مطمئن نیستم

1030
01:02:03,090 --> 01:02:04,630
‫از دیمیترا بپرس.
‫اون می‌دونه.

1031
01:02:05,720 --> 01:02:07,180
‫حتی ساعت دقیقش رو هم می‌دونه

1032
01:02:14,930 --> 01:02:16,770
‫تا آخر ماه

1033
01:02:16,770 --> 01:02:20,400
‫آره. دقیقاً.
‫به‌اندازه‌ی کافی وقت هست.

1034
01:02:25,240 --> 01:02:27,940
‫الان براش سوال شده که من خبر دارم یا نه

1035
01:02:28,410 --> 01:02:31,740
‫این احتمالاً همونجوریـه که
‫بیتریس از من تو ذهنش ساخته بود

1036
01:02:33,410 --> 01:02:35,450
‫همسرت

1037
01:02:35,450 --> 01:02:38,290
‫عین یه خطر کوچیک مسخره.
‫یه عشق زودگذر دیگه.

1038
01:02:40,250 --> 01:02:43,380
‫اصلاً چی درمورد اتفاقاتی که
‫توی اون خونه افتاده، می‌دونه؟

1039
01:02:45,300 --> 01:02:49,090
‫تصور می‌کنم که برمی‌گرده و
‫یه نگاهی به عکس خونوادگی‌مون می‌اندازه و

1040
01:02:49,090 --> 01:02:52,550
‫یهو از داستانی که بازگو می‌کنه می‌ترسه

1041
01:02:52,550 --> 01:02:54,780
‫این که چطوری پدرم
‫کلی نمایش برام می‌خوند و

1042
01:02:54,780 --> 01:02:57,770
‫مجبورم می‌کرد کلی از
‫صحنه‌ها رو بازی کنم

1043
01:02:57,770 --> 01:03:00,310
‫آرمان‌های هنریش برای من

1044
01:03:01,810 --> 01:03:06,610
‫درست مثل آرمان‌های خودش،
‫همیشه ناکام موند

1045
01:03:08,110 --> 01:03:10,820
‫حالا که بیخیال ایده‌ی مجسمه شدیم

1046
01:03:10,820 --> 01:03:14,030
‫می‌خوایم روش سنتی‌تر رو امتحان کنیم

1047
01:03:14,030 --> 01:03:17,160
‫پس اولین قدمی که قراره ببینید

1048
01:03:17,160 --> 01:03:22,000
‫اینـه که من یه لایه از ژل پترولیوم رو
‫روی صورت یوهان قرار میدم و

1049
01:03:22,000 --> 01:03:26,670
‫بعد روش از ژل آلژیینات نرم
استفاده می‌کنم که

1050
01:03:26,670 --> 01:03:29,300
‫تموم اجزای صورتش رو به خودش می‌گیره و

1051
01:03:29,300 --> 01:03:32,510
‫توی اون مرحله باید خیلی سریع عمل کنم چون

1052
01:03:32,510 --> 01:03:34,680
‫فوق‌العاده سریع خشک میشه

1053
01:03:34,680 --> 01:03:37,310
‫مثلا تو کمتر از ۱۰ دقیقه سفت میشه

1054
01:03:38,020 --> 01:03:39,600
‫خب...

1055
01:03:39,600 --> 01:03:43,100
‫منم شدم موش آزمایشگاهیت

1056
01:03:43,100 --> 01:03:46,770
‫آره، به این نتیجه رسیدم که

1057
01:03:46,780 --> 01:03:49,030
‫صورت انسان جزئیات بیشتری داره

1058
01:03:49,030 --> 01:03:52,110
‫باید عین واقعیت باشه،
‫مخصوصاً واسه پخش از تلویزیون

1059
01:03:52,110 --> 01:03:54,780
‫نگران نباش.
‫من به این چیزا عادت دارم.

1060
01:03:56,370 --> 01:03:58,540
‫همیشه همینطوریـه

1061
01:03:58,540 --> 01:04:00,500
‫ببخشید که وقتت رو تلف کردم

1062
01:04:00,500 --> 01:04:02,920
‫حرفشم نزن

1063
01:04:02,920 --> 01:04:06,000
‫تماشای کار کردنت برام لذت‌بخشـه

1064
01:04:10,510 --> 01:04:14,340
‫میشه نگهش دارم؟
‫مجسمه رو میگم

1065
01:04:15,640 --> 01:04:17,350
‫آره به گمونم

1066
01:04:20,850 --> 01:04:24,480
‫وقتی برگشتم خونه،
‫میدمش به نمایشگاه ملی

1067
01:04:27,190 --> 01:04:29,150
‫خیلی‌خب،‌ می‌خوام بمالمش به لبات

1068
01:04:29,150 --> 01:04:31,030
‫پس اگه میشه صحبت نکن

1069
01:04:31,030 --> 01:04:33,820
‫لب‌هام مهر و موم میشن

1070
01:04:33,820 --> 01:04:35,070
‫نه، نه

1071
01:04:35,070 --> 01:04:38,240
‫بس کن...
‫بس کن!

1072
01:04:38,240 --> 01:04:40,410
‫بس کن!

1073
01:04:42,000 --> 01:04:46,250
‫این اتفاق غیرمنتظره بود

1074
01:04:46,250 --> 01:04:49,920
‫آوازخونی که نقش یوحنای معمدان رو
بازی می‌کنه

1075
01:04:49,920 --> 01:04:51,460
‫بهم دست‌درازی کرد

1076
01:04:53,550 --> 01:04:57,180
‫اون آیه که توی کتاب مقدس
‫درمورد قضاوت نکردنـه، چی بود؟

1077
01:05:04,640 --> 01:05:06,150
‫اوضاع...

1078
01:05:07,520 --> 01:05:09,070
‫واقعاً‌ پیچیده شده

1079
01:05:12,030 --> 01:05:15,490
‫وقتی من و تو داشتیم روی اون پروژه
‫توی مدرسه کار می‌کردیم...

1080
01:05:18,620 --> 01:05:20,080
‫اوضاع...

1081
01:05:21,120 --> 01:05:22,290
‫خیلی پرتنش بودن

1082
01:05:24,370 --> 01:05:26,710
‫بین چارلز و تو

1083
01:05:26,710 --> 01:05:28,210
‫اوهوم

1084
01:05:31,590 --> 01:05:33,090
‫و...

1085
01:05:34,880 --> 01:05:36,680
‫و چیزای دیگه هم بودن

1086
01:05:41,720 --> 01:05:43,970
‫حس می‌کردم که یه خبرهایی هست

1087
01:05:43,980 --> 01:05:45,810
‫الکی میگی

1088
01:05:45,810 --> 01:05:47,400
‫نه

1089
01:05:48,770 --> 01:05:50,270
‫چطوری؟

1090
01:05:51,940 --> 01:05:53,610
‫تمام این مدت...

1091
01:05:54,820 --> 01:05:57,400
‫حواسم بهت بود

1092
01:05:57,410 --> 01:05:59,060
‫نمی‌تونستم ازت چشم بردارم

1093
01:06:00,740 --> 01:06:05,410
‫مشخص بود که اصلاً تو هپروتی

1094
01:06:07,120 --> 01:06:09,980
‫می‌خواستم کمکت کنم که
‫یه راه فرار پیدا کنی

1095
01:06:13,880 --> 01:06:15,460
‫یه‌جایی

1096
01:06:15,470 --> 01:06:16,970
‫همینجاها...

1097
01:06:18,470 --> 01:06:20,720
‫احساس مبهم آزاردهنده‌ای هست

1098
01:06:24,100 --> 01:06:27,520
‫مطمئن نبودن به چیزی که یادمـه و

1099
01:06:27,520 --> 01:06:29,650
‫چیزی که واقعاً اتفاق افتاده

1100
01:06:34,990 --> 01:06:36,780
‫اون دختر چشم‌پوشش رو برمی‌داره و

1101
01:06:36,780 --> 01:06:39,140
‫وقتی که اون مرد فرار می‌کنه
‫به جلو خیره میشه

1102
01:06:42,780 --> 01:06:45,660
‫چشم‌پوش رو توی دستش حس می‌کنه

1103
01:06:45,660 --> 01:06:48,500
‫و وقتی باهاش ور میره،
‫سایه‌های دیگه هم ظاهر میشن

1104
01:06:54,800 --> 01:06:56,710
‫مردان گرسنه‌

1105
01:06:56,720 --> 01:06:59,380
‫موقع رقصیدن برای پدرش،
‫بهش نگاه می‌کنند

1106
01:07:00,720 --> 01:07:02,220
‫و برای اون‌ها

1107
01:07:10,940 --> 01:07:13,460
‫من هیچوقت موافق مدلی که
‫این هیولاهای تاریک رو

1108
01:07:13,460 --> 01:07:15,970
‫به تصویر می‌کشیدی، نبودم

1109
01:07:16,610 --> 01:07:20,100
‫این که سالومه رو عین رقصنده‌های برهنه
‫توی کلوب‌ها نمایش می‌دادی

1110
01:07:20,100 --> 01:07:23,240
‫که واسه یه‌مشت مشتری هیز می‌رقصید

1111
01:07:23,240 --> 01:07:25,990
‫هیچوقت اونطوری نبود

1112
01:07:25,990 --> 01:07:28,830
‫طبق چیزایی که یادمـه

1113
01:07:28,830 --> 01:07:30,420
‫طبق چیزایی که بهت گفتم

1114
01:07:34,710 --> 01:07:36,670
‫اونا لمسش کردن

1115
01:07:36,670 --> 01:07:38,170
‫دست‌مالیش کردن

1116
01:07:40,340 --> 01:07:42,010
‫بهشون اجازه داده بود؟

1117
01:07:44,050 --> 01:07:45,560
‫هیچوقت این رو مشخص نکردی

1118
01:07:50,600 --> 01:07:52,480
‫این همزاد تاریک رو

1119
01:07:55,980 --> 01:07:57,900
‫نه، هیچوقت اینطوری نبود

1120
01:08:00,200 --> 01:08:01,700
‫من که همچین حسی ندارم

1121
01:08:05,080 --> 01:08:08,080
‫یادمـه که دندون‌های نیش و
‫چنگا‌ل‌های شوم و

1122
01:08:08,080 --> 01:08:11,160
‫بال‌های وحشتناک‌شون رو سمتم می‌آوردن

1123
01:08:14,040 --> 01:08:16,110
‫یادمـه که حس می‌کردم گیر افتادم

1124
01:08:16,800 --> 01:08:18,630
‫اما جایی نبود که بتونم فرار کنم

1125
01:08:30,850 --> 01:08:32,640
‫حالا این دفعه...

1126
01:08:33,640 --> 01:08:35,920
‫چیز متفاوتی رو امتحان می‌کنم

1127
01:08:36,560 --> 01:08:39,730
‫و حالا می‌خوام درخت‌ها رو حس کنم

1128
01:08:39,730 --> 01:08:41,490
‫می‌خوام حس کنم که انگار توی جنگلیم

1129
01:08:41,490 --> 01:08:44,110
‫نه توی اعماقش بلکه فقط می‌خوام
‫حس کنم که تو جنگلـه

1130
01:08:44,110 --> 01:08:47,410
‫می‌خوام درخت‌ها و شاخه‌ها با

1131
01:08:47,410 --> 01:08:49,700
‫حس ترسی که شاهدشن، زنده بشن

1132
01:08:51,370 --> 01:08:52,540
‫می‌خوام حس کنم که...

1133
01:08:52,540 --> 01:08:57,170
‫وقتی سالومه داره رقص هفت پرده‌ی
‫هولناکش رو اجرا می‌کنه،

1134
01:08:57,170 --> 01:08:59,520
‫روح‌شون در عذابه

1135
01:09:00,260 --> 01:09:01,840
‫می‌تونی کاری کنی که حس کنیم بدنش

1136
01:09:01,840 --> 01:09:03,670
‫داره جوون‌تر میشه؟

1137
01:09:03,680 --> 01:09:05,760
‫از یه زن تبدیل میشه به یه دختر کوچیک

1138
01:09:07,970 --> 01:09:10,640
‫و بعدش یه فریاد می‌خوام،
‫می‌خوام که...

1139
01:09:13,310 --> 01:09:16,150
‫محشره. آره، حرف نداره...
‫بعد بزرگ‌تر میشه

1140
01:09:16,150 --> 01:09:18,270
‫بزرگ‌تر از این.
‫بزرگ‌تر.

1141
01:09:28,910 --> 01:09:31,540
‫من، سالومه،

1142
01:09:31,540 --> 01:09:33,950
‫دختر هرودیاس،

1143
01:09:33,960 --> 01:09:35,580
‫شاهزاده‌ی یهودایم

1144
01:09:50,970 --> 01:09:52,720
‫نظر امبر درمورد رقصنده‌های باله چیه؟

1145
01:09:52,720 --> 01:09:55,810
‫دلم می‌خواد بشکونم‌شون

1146
01:09:55,810 --> 01:09:57,980
‫- جدی میگی؟
‫- اوهوم، کاملاً

1147
01:09:57,980 --> 01:09:59,690
‫فقط چشمام رو می‌بندم

1148
01:10:09,700 --> 01:10:17,040
‫مرا واگذار تا بوسه بر دهانت زنم

1149
01:10:19,710 --> 01:10:22,670
‫نفرین بر تو باد...

1150
01:10:22,670 --> 01:10:26,720
‫ای دخترِ مادری سیه‌کار

1151
01:10:26,720 --> 01:10:29,680
‫لعن بر تو

1152
01:10:35,140 --> 01:10:41,110
‫از لبانت بوسه برخواهم گرفت یحیی

1153
01:10:43,020 --> 01:10:46,530
‫مرا خواستِ نگریستن بر تو نیست

1154
01:10:46,530 --> 01:10:50,780
‫من بر تو نظر نخواهم کرد

1155
01:10:50,780 --> 01:10:54,990
‫تو نفرین‌زده‌ای

1156
01:10:56,580 --> 01:11:00,790
‫تو نفرین‌زده‌ای

1157
01:11:05,710 --> 01:11:10,680
‫تو نفرین‌زده‌ای

1158
01:12:28,840 --> 01:12:31,760
‫این دهان توست که منش می‌طلبم

1159
01:12:34,590 --> 01:12:39,440
‫چون اناری شکافته به‌ضرب خنجر عاج است...

1160
01:12:48,070 --> 01:12:50,230
‫تو وانگذاری مرا تا بر لبت بوسه دهم

1161
01:13:00,120 --> 01:13:01,240
‫نه...

1162
01:13:01,250 --> 01:13:03,910
‫بس کن!
‫بس کن!

1163
01:13:05,120 --> 01:13:08,920
‫نمی‌فهمم.
‫برنامه‌ریزی شده بود؟

1164
01:13:08,920 --> 01:13:10,800
‫منظورت چیه؟

1165
01:13:10,800 --> 01:13:13,170
‫خودت ازش خواستی این کار رو بکنه؟

1166
01:13:14,260 --> 01:13:19,100
‫نه، نه. معلومـه که نه.
‫بهش گفتم بس کنه.

1167
01:13:19,100 --> 01:13:20,930
‫- باشه اما...
‫- و اون ادامه داد

1168
01:13:22,430 --> 01:13:26,230
‫چرا الان به این فکر افتادی که
‫خبرش رو پخش کنی؟

1169
01:13:26,230 --> 01:13:28,690
‫مگه چندروز پیش اتفاق نیفتاده؟

1170
01:13:28,690 --> 01:13:32,230
‫هفته‌ی پیش که داشتم قالب صورتش رو می‌گرفتم

1171
01:13:32,240 --> 01:13:35,110
‫و قالب رو هم کامل گرفتی،

1172
01:13:35,110 --> 01:13:36,700
‫این رو فعلاً روشن کنیم

1173
01:13:36,700 --> 01:13:39,120
‫این اتفاق افتاد و

1174
01:13:39,120 --> 01:13:41,580
‫تو بعدش قالب‌گیری رو کامل کردی

1175
01:13:41,580 --> 01:13:45,080
‫یه مدت طول کشید تا
‫به‌طور کامل هضمش کنم

1176
01:13:48,960 --> 01:13:51,130
‫خودتون ازم خواستید همه‌چیز رو

1177
01:13:51,130 --> 01:13:54,130
‫موقع ساخت سر یوحنای معمدان مستند کنم و

1178
01:13:54,130 --> 01:13:55,590
‫این یعنی همه‌چیز

1179
01:13:56,760 --> 01:13:58,260
‫باشه

1180
01:13:58,260 --> 01:14:01,560
‫اما این یه فیلم از...

1181
01:14:01,560 --> 01:14:03,970
‫یه تجاوز هم هست

1182
01:14:03,980 --> 01:14:06,440
‫تجاوز جنسی

1183
01:14:06,440 --> 01:14:08,100
‫و داری افشاش می‌کنی

1184
01:14:09,610 --> 01:14:11,230
‫درستـه

1185
01:14:11,230 --> 01:14:13,480
‫درست قبل از افتتاحیه‌ی نمایش

1186
01:14:16,530 --> 01:14:18,200
‫چرا؟

1187
01:14:20,240 --> 01:14:21,620
‫من...

1188
01:14:21,620 --> 01:14:25,450
‫فقط دارم کاری رو می‌کنم که
‫بهم گفته شد انجام بدم

1189
01:14:25,460 --> 01:14:28,250
‫یه ایمیل از تیم بازاریابی
برام اومده که گفته

1190
01:14:28,250 --> 01:14:31,840
‫می‌تونم هرکاری که دلم می‌خواد بکنم

1191
01:14:31,840 --> 01:14:34,250
‫که می‌تونم قضیه رو شخصی کنم

1192
01:14:34,260 --> 01:14:37,760
‫که این قضیه هم خیلی شخصی شد

1193
01:14:37,760 --> 01:14:39,930
‫حس می‌کنم این مسئولیت رو دارم که

1194
01:14:39,930 --> 01:14:41,800
‫همه رو در جریان بذارم

1195
01:14:41,800 --> 01:14:44,430
‫ما وظیفه نداریم که موافقت‌مون رو اعلام کنیم

1196
01:14:44,430 --> 01:14:45,850
‫جداً؟

1197
01:14:45,850 --> 01:14:48,980
‫قرار نیست موافقت‌تون رو اعلام کنید؟

1198
01:14:48,980 --> 01:14:51,480
‫وقتی که خواستم فیلم رو منتشر کنم

1199
01:14:51,480 --> 01:14:52,940
‫این پیامیـه که گروه اُپرا

1200
01:14:52,940 --> 01:14:55,820
‫می‌خواد به همه اعلام کنه؟

1201
01:14:55,820 --> 01:14:58,320
‫فکر نمی‌کنم ایده‌ی خوبی باشه که

1202
01:14:58,320 --> 01:15:01,030
‫جلوی من رو واسه افشای این قضیه بگیرید

1203
01:15:01,030 --> 01:15:02,330
‫خودش خبر داره؟

1204
01:15:04,830 --> 01:15:08,910
‫یوهان رو میگم.
‫می‌دونه همچین برنامه‌ای داری؟

1205
01:15:08,920 --> 01:15:10,420
‫هنوز نه

1206
01:15:14,500 --> 01:15:16,590
‫خیلی‌خب

1207
01:15:19,300 --> 01:15:21,090
‫چی‌کار می‌تونیم بکنیم تا
‫تجدیدنظر کنی؟

1208
01:15:22,390 --> 01:15:25,810
‫می‌دونم این اتفاق
‫خیلی برات آزاردهنده بوده، کلیا

1209
01:15:25,810 --> 01:15:28,310
‫نمی‌خوام این رو کوچیک جلوه بدم

1210
01:15:28,310 --> 01:15:30,900
‫امکانش هست که بتونیم
‫راه‌حلی پیدا کنیم؟

1211
01:15:32,650 --> 01:15:38,110
‫خواهانم که هم ایدون

1212
01:15:40,360 --> 01:15:44,870
‫در تشتی سیمین

1213
01:15:44,870 --> 01:15:48,540
‫بی‌گمان آری،
‫در تشتی سیمین

1214
01:15:48,540 --> 01:15:50,870
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

1215
01:15:50,870 --> 01:15:54,250
‫- منظورت چیه؟
‫- امبر چی‌کار داره می‌کنه؟

1216
01:15:54,250 --> 01:15:59,300
‫چه را خواهانی در تشت سیم‌فام؟

1217
01:15:59,300 --> 01:16:02,220
‫سالومه‌ی شیرین و زیبا

1218
01:16:02,220 --> 01:16:05,430
‫تو که از تمامی دوشیزگانِ
سرزمین یهودا زیباتری

1219
01:16:05,430 --> 01:16:07,700
‫چرا الان کلاً تو یه یه اُپرای دیگه‌ایـه؟

1220
01:16:08,640 --> 01:16:11,940
‫اجراش مشکلی داره؟

1221
01:16:11,940 --> 01:16:15,190
‫هرآنچه باشد بفرمانم بهره‌ات خواهند داشت

1222
01:16:15,190 --> 01:16:17,360
‫من...

1223
01:16:17,360 --> 01:16:20,360
‫نمی‌فهمم.
‫فکر می‌کردم...

1224
01:16:20,360 --> 01:16:22,450
‫میشه یه لحظه وایسیم؟

1225
01:16:23,820 --> 01:16:26,280
‫خب با چیش مشکل داری؟

1226
01:16:26,280 --> 01:16:27,370
‫چیست خواست تو سالومه؟

1227
01:16:27,370 --> 01:16:28,370
‫دستت رو بذار رو صورتت

1228
01:16:28,370 --> 01:16:30,080
‫آره، عالیـه.
‫همینطوری.

1229
01:16:30,080 --> 01:16:31,830
‫شهوت‌انگیزه.
‫این کلمه رو بلدی.

1230
01:16:31,830 --> 01:16:33,920
‫بعضی‌ها با این کلمه مشکل دارن

1231
01:16:33,920 --> 01:16:35,580
‫اما کلمه‌ی قشنگیـه.
‫بد نیست.

1232
01:16:35,590 --> 01:16:37,790
‫ببخشید، چی‌کار داره می‌کنه؟
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

1233
01:16:37,800 --> 01:16:39,960
‫چرا دستت رو صورتت اینطوریه؟

1234
01:16:39,960 --> 01:16:41,300
‫بازیگوشی می‌کنی؟

1235
01:16:41,300 --> 01:16:43,430
‫سر یحیی!

1236
01:16:43,430 --> 01:16:45,760
‫بس کنید. بس کنید.
‫ببخشید.

1237
01:16:45,760 --> 01:16:47,930
‫آه! نیک کلامیست دخترم

1238
01:16:47,930 --> 01:16:48,930
‫نیک کلامیست

1239
01:16:48,930 --> 01:16:51,890
‫بس کنید، بس کنید، بس کنید.
‫ببخشید.

1240
01:16:51,890 --> 01:16:54,140
‫ببخشید.
‫یه موردِ...

1241
01:16:54,150 --> 01:16:56,770
‫- تمرین منـه. ببخشیدا
‫- فقط یه لحظه بهم وقت بدید

1242
01:16:56,770 --> 01:16:59,070
‫- مسخره‌ست
‫- خیلی مهمـه، خب؟

1243
01:16:59,070 --> 01:17:01,780
‫امبر، چیز خبیث یا...

1244
01:17:01,780 --> 01:17:04,450
‫- موذی یا بازیگوشی‌ای
‫- برگردید قسمت رقص

1245
01:17:04,450 --> 01:17:06,660
‫- ...تو این صحنه وجود نداره
‫- لطفاً برگردید سر حرف «کیو»

1246
01:17:06,660 --> 01:17:09,450
‫- تو یه دختر سکسی نیستی
‫- حرف بزرگ «کیو» غیرموکد

1247
01:17:09,450 --> 01:17:12,080
‫تو از این تصمیمت خوشحال نیستی

1248
01:17:12,080 --> 01:17:13,500
‫غیرموکد اجراش می‌کنیم

1249
01:17:13,500 --> 01:17:16,330
‫چیزی نیست که بخوای ازش لذت ببری

1250
01:17:16,330 --> 01:17:19,040
‫برای پدرت لخت نرقصیدی که

1251
01:17:19,050 --> 01:17:22,380
‫اجازه بدی یه مشت غریبه
‫مثل یه بازی مسخره

1252
01:17:22,380 --> 01:17:24,970
‫بهت تجاوز کنن

1253
01:17:24,970 --> 01:17:27,120
‫به این دلیل این رقص مسخره رو
‫قبول کردی که

1254
01:17:27,120 --> 01:17:29,640
‫می‌خواستی عاجزانه به
‫یوحنای معمدان نشون بدی که

1255
01:17:29,640 --> 01:17:31,560
‫عاشقشی

1256
01:17:31,560 --> 01:17:34,480
‫خب؟ و این هیولا داره
‫از این قضیه سود می‌بره

1257
01:17:34,480 --> 01:17:37,650
‫مادرت هم سر جاش وایساده و
‫تماشا می‌کنه

1258
01:17:37,650 --> 01:17:41,440
‫این کار رو به جون خریدی
‫چون می‌خوای یه‌جوری

1259
01:17:41,440 --> 01:17:43,940
‫خودت رو از پدرت و

1260
01:17:43,940 --> 01:17:46,150
‫هرچیزی که نشون میده، رها کنی

1261
01:17:46,160 --> 01:17:49,780
‫سر یوحنای معمدان رو
‫واسه این می‌خوای که ثابت کنی

1262
01:17:49,780 --> 01:17:52,410
‫لیاقت عشق ورزیده شدن رو داری

1263
01:17:52,410 --> 01:17:57,120
‫تو فقط یه بازیچه برای نیازهای شوم پدرت

1264
01:17:57,120 --> 01:17:59,080
‫که باید ارضاشون کنه، نیستی

1265
01:17:59,090 --> 01:18:03,880
‫این کاریـه که تو باید برای خودت انجام بدی

1266
01:18:03,880 --> 01:18:05,170
‫خب؟

1267
01:18:05,170 --> 01:18:07,930
‫این کار حالت رو بهتر می‌کنه؟

1268
01:18:07,930 --> 01:18:10,300
‫همه‌چیز رو عوض می‌کنه؟

1269
01:18:10,300 --> 01:18:11,550
‫نمی‌دونی که

1270
01:18:11,560 --> 01:18:13,770
‫نتیجه‌ی کارهات چیه

1271
01:18:17,400 --> 01:18:19,180
‫درحال حاضر هیچی جز دردت

1272
01:18:19,180 --> 01:18:20,800
‫برات واضح نیست

1273
01:19:25,460 --> 01:19:26,710
‫بهر من برقص

1274
01:19:28,300 --> 01:19:29,840
‫بهر من برقص

1275
01:19:32,720 --> 01:19:34,890
‫بگذار تا بدان دست کشم

1276
01:19:46,230 --> 01:19:48,780
‫ماه را امشب نگاهی عجیب است

1277
01:19:48,780 --> 01:19:50,400
‫او را هم نگاهی عجیب است؟

1278
01:20:31,570 --> 01:20:33,610
‫بیا دنبالم

1279
01:20:33,610 --> 01:20:35,120
‫بیا دنبال صدام

1280
01:20:41,910 --> 01:20:43,870
‫ادامه بده، ادامه بده.
‫ادامه بده.

1281
01:21:28,500 --> 01:21:32,170
‫آروم آروم، خودت رو ولو کن

1282
01:21:32,170 --> 01:21:35,380
‫موقع این کار، گوش کن ببین چی میگم

1283
01:21:35,380 --> 01:21:38,010
‫حرفام رو یادت بمونه.
‫بهت احساس امنیت میدن.

1284
01:21:48,770 --> 01:21:50,400
‫چرا از دیمیترا خواستی همچین کاری کنه؟

1285
01:21:50,400 --> 01:21:53,940
‫ببخشید اما مجبور نیستم به تو توضیح بدم پاول

1286
01:21:53,940 --> 01:21:56,570
‫همیشه عذابم می‌داد، خب؟

1287
01:21:56,570 --> 01:21:59,410
‫- باشه، فقط خیلی...
‫- چیـه؟ رو اعصابـه؟

1288
01:21:59,410 --> 01:22:02,240
‫- باورنکردنیـه
‫- آره، باورنکردنیـه

1289
01:22:02,240 --> 01:22:04,580
‫می‌دونی چی باورنکردنی‌تره؟
‫به دیمیترا گفتم که

1290
01:22:04,580 --> 01:22:06,960
‫مشکلی با رابطه‌تون ندارم به شرط این که

1291
01:22:06,960 --> 01:22:09,130
‫این کار رو واسم بکنه

1292
01:22:13,130 --> 01:22:15,420
‫و رو راست هم بودی؟

1293
01:22:15,420 --> 01:22:20,300
‫که اگه با نقاشی اون کار رو بکنه...

1294
01:22:20,300 --> 01:22:22,890
‫مشکلی با رابطه‌ی بین‌مون نداری

1295
01:22:27,390 --> 01:22:29,650
‫خیلی‌خب...

1296
01:22:30,860 --> 01:22:32,820
‫خب دیگه

1297
01:22:32,820 --> 01:22:34,440
‫می‌بینی مارگو؟

1298
01:22:35,780 --> 01:22:38,030
‫وای... خدایا

1299
01:22:39,280 --> 01:22:41,530
‫چه بلایی سر صورت هارولد اومده؟

1300
01:22:43,200 --> 01:22:45,160
‫دخترت ازم خواست این کار رو بکنم

1301
01:22:47,000 --> 01:22:49,620
‫چرا؟

1302
01:22:49,630 --> 01:22:52,960
‫مطمئن نیستم مارگو.
‫توضیحی نداد.

1303
01:22:52,960 --> 01:22:54,420
‫پس چرا این کار رو کردی؟

1304
01:22:59,090 --> 01:23:01,010
‫چون که...

1305
01:23:01,010 --> 01:23:04,010
‫دیگه نمی‌خواد هروقت که اومد اینجا سر بزنه،
‫صورتش رو ببینه

1306
01:23:09,980 --> 01:23:11,850
‫پس...

1307
01:23:11,860 --> 01:23:13,270
‫دلیلی به ذهنت نمی‌رسه؟

1308
01:23:17,320 --> 01:23:20,780
‫جنین فکر می‌کنه که هارولد
‫مرد خیلی بدی بود

1309
01:23:20,780 --> 01:23:22,240
‫چرا؟

1310
01:23:23,660 --> 01:23:25,790
‫اون عاشقش بود

1311
01:23:25,790 --> 01:23:27,120
‫خب مشکلش چیه؟

1312
01:23:30,870 --> 01:23:32,670
‫بیش از حد عاشقش بود

1313
01:23:38,720 --> 01:23:42,220
‫یعنی چی؟

1314
01:23:47,850 --> 01:23:50,600
‫اگه خواستی می‌تونی بذاری
‫نقاشی همینطوری بمونه

1315
01:23:57,360 --> 01:23:58,900
‫من اذیتت می‌کنم

1316
01:24:09,410 --> 01:24:11,040
‫چطور انتظار داری که موافق باشم؟

1317
01:24:11,040 --> 01:24:14,880
‫چون می‌تونی با یه
‫ارکسترای واقعی بخونی ریچل

1318
01:24:14,880 --> 01:24:18,000
‫این آرزوی دیرینه‌ت بود.
‫گه توش.

1319
01:24:18,010 --> 01:24:20,840
‫به این میگن اخاذی.
‫تو از شرکت اخاذی کردی.

1320
01:24:20,840 --> 01:24:22,510
‫که بذارن بازی کنم

1321
01:24:22,510 --> 01:24:25,090
‫با امبر حرف زدم و

1322
01:24:25,100 --> 01:24:27,390
‫اونم قبول کرد

1323
01:24:27,390 --> 01:24:29,350
‫- خب اینطوری که بدتره
‫- واسه چی؟

1324
01:24:29,350 --> 01:24:31,730
‫- بازم پولش رو میدن؟
‫- خب، اخه...

1325
01:24:31,730 --> 01:24:35,560
‫قاعدتاً پولش باید به‌ تو
‫می‌رسید اما اینطوری...

1326
01:24:35,560 --> 01:24:37,400
‫همینطوری یه پولی بهش میدیم

1327
01:24:37,400 --> 01:24:39,030
‫نه، وارد جزئیات نشدیم

1328
01:24:39,030 --> 01:24:41,070
‫- عین باج سبیل؟
‫- نه، اینطوری نیست

1329
01:24:41,070 --> 01:24:43,110
‫یا که برگردی و بیشتر باج بگیری

1330
01:24:43,110 --> 01:24:45,320
‫باشه، چرا یه جوری به قضیه نگاه می‌کنی که

1331
01:24:45,320 --> 01:24:46,950
‫انگار مثلاً جرم کردم؟

1332
01:24:46,950 --> 01:24:49,900
‫چون فقط اینطوری میشه به
‫این قضیه نگاه کرد کلیا

1333
01:24:50,830 --> 01:24:54,080
‫شاید اصلاً از همون اول
‫همش زیر سر خودت بوده

1334
01:24:57,920 --> 01:25:01,300
‫ریچل، چطوری می‌تونی این رو بهم بگی؟

1335
01:25:01,300 --> 01:25:04,630
‫اون بهم دست‌درازی کرد

1336
01:25:04,640 --> 01:25:09,260
‫زیر سر من نبود.
‫بهش گفتم بس کنه اما گوش نکرد.

1337
01:25:11,600 --> 01:25:14,440
‫- و از کلش هم فیلم گرفتی
‫- آره، چون گروه اُپرا

1338
01:25:14,440 --> 01:25:16,060
‫گفته بود این کار رو بکنم

1339
01:25:17,690 --> 01:25:20,150
‫اونم می‌دونست دوربین داره فیلم می‌گیره؟

1340
01:25:20,150 --> 01:25:22,240
‫آره

1341
01:25:22,240 --> 01:25:23,610
‫یعنی کامل اطلاع داشت؟

1342
01:25:23,610 --> 01:25:25,740
‫آره، همین الان گفتم

1343
01:25:25,740 --> 01:25:27,660
‫وای خدا.
‫تو هم مثل اونایی.

1344
01:25:41,460 --> 01:25:43,510
‫ریچل...

1345
01:25:44,760 --> 01:25:48,140
‫من این کار رو... برای تو می‌کنم

1346
01:25:50,310 --> 01:25:52,930
‫واسه‌ی خودم نیست

1347
01:25:52,930 --> 01:25:54,680
‫کلیا...

1348
01:25:54,690 --> 01:25:57,100
‫واسه اینـه که دوستت دارم

1349
01:25:57,100 --> 01:25:58,610
‫چطوری می‌تونی این رو بگی؟

1350
01:26:01,480 --> 01:26:02,940
‫اون بهت تجاوز کرده

1351
01:26:04,070 --> 01:26:05,280
‫یعنی هیچ حسی...

1352
01:26:05,280 --> 01:26:07,530
‫- درمورد این قضیه نداری؟
‫- معلوم که دارم

1353
01:26:07,530 --> 01:26:10,120
‫می‌دونستی دوربین داره فیلمش رو می‌گیره

1354
01:26:10,120 --> 01:26:13,200
‫می‌دونستی که می‌تونی با کاری که کرده

1355
01:26:13,200 --> 01:26:15,000
‫جرمش رو ثابت کنی اما

1356
01:26:15,000 --> 01:26:17,620
‫با این‌حال این نقشه رو کشیدی؟

1357
01:26:17,620 --> 01:26:20,330
‫نه، بعد از این که اون اتفاق افتاد

1358
01:26:20,340 --> 01:26:22,710
‫این نقشه به ذهنم رسید

1359
01:26:27,010 --> 01:26:28,010
‫کلیا...

1360
01:26:29,510 --> 01:26:32,430
‫کاری که می‌خوای انجام بدی اشتباهـه

1361
01:26:35,640 --> 01:26:37,350
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟

1362
01:26:38,730 --> 01:26:40,230
‫با اون فیلم؟

1363
01:26:56,160 --> 01:26:58,040
‫نمی‌دونم

1364
01:26:58,040 --> 01:26:59,830
‫بهتر نیست برگردیم اجرای افتتاحیه؟

1365
01:26:59,830 --> 01:27:03,250
‫فقط پنج دقیقه پیاده‌رویـه.
‫زودی می‌تونیم بزنیم بیرون.

1366
01:27:03,250 --> 01:27:04,420
‫خب، باید ادای احترام کنی

1367
01:27:04,420 --> 01:27:07,550
‫آره، باید یه ادای احترام حسابی بکنم

1368
01:27:07,550 --> 01:27:09,380
‫فقط می‌خوام این لحظه رو با تو جشن بگیرم

1369
01:27:09,380 --> 01:27:10,970
‫خودمون دوتایی

1370
01:27:13,510 --> 01:27:17,310
‫دیشب خواب دیدم که
‫تونستم نقش رو بازی کنم

1371
01:27:17,310 --> 01:27:19,350
‫از اون خوابای استرسی بود؟

1372
01:27:21,270 --> 01:27:22,610
‫منظورت چیه؟

1373
01:27:22,610 --> 01:27:24,730
‫مثلاً دهنت رو باز می‌کنی و
‫هیچی بیرون نمیاد

1374
01:27:24,730 --> 01:27:26,400
‫یا واسه امتحان دیر کردی
‫یا نمی‌دونی...

1375
01:27:26,400 --> 01:27:27,940
‫...چه جوابی به سوالا بدی

1376
01:27:27,950 --> 01:27:29,530
‫اوه، عالی شد

1377
01:27:29,530 --> 01:27:31,320
‫نه، عالی اجرا کردم

1378
01:27:31,320 --> 01:27:34,450
‫خونه‌ی من نیست.
‫خب، اصلاً تعجب‌آور نیست.

1379
01:27:34,450 --> 01:27:36,620
‫باریکلا

1380
01:27:36,620 --> 01:27:39,210
‫حتی بعد از این که سرم رو بریدن،
‫به خوندن ادامه دادم

1381
01:27:39,210 --> 01:27:41,620
‫جداً؟ چه کارآمد

1382
01:27:45,760 --> 01:27:46,800
‫عجیب بود

1383
01:27:46,800 --> 01:27:48,630
‫آره معلومـه.
‫به‌سلامتی.

1384
01:27:51,760 --> 01:27:54,640
‫سخت‌ترین بخش اُپراست

1385
01:27:54,640 --> 01:27:56,010
‫چی؟

1386
01:27:56,010 --> 01:27:58,810
‫قبل این که سر رو بوس کنه

1387
01:27:58,810 --> 01:28:00,390
‫زیادی واسش آواز می‌خونه

1388
01:28:03,190 --> 01:28:05,480
‫خب، فعلاً کار خاصی نمیشه کرد

1389
01:28:13,870 --> 01:28:16,620
‫بر لبانت بوسه خواهم داد،
‫یوحنای معمدان

1390
01:28:21,830 --> 01:28:24,260
‫مرا خواست نگریستن بر تو نیست

1391
01:28:25,090 --> 01:28:26,590
‫تو نفرین‌زده‌ای

1392
01:28:29,260 --> 01:28:30,760
‫باشه

1393
01:28:32,380 --> 01:28:34,590
‫این موی توست که مرا شیفته‌ی خود ساخته

1394
01:28:38,640 --> 01:28:40,230
‫در جهان چیزی به مانند

1395
01:28:41,810 --> 01:28:43,400
‫زلفان تو نیست

1396
01:28:44,440 --> 01:28:47,110
‫بدان زمان که ماه رخ خود را پنهان می‌دارد و

1397
01:28:47,110 --> 01:28:49,650
‫ستارگان از نمودن خود هرسناکند

1398
01:28:51,650 --> 01:28:53,240
‫مرا بگذار تا به مویت دست آزم

1399
01:29:04,290 --> 01:29:09,250
‫سر یحیی!

1400
01:29:09,250 --> 01:29:10,300
‫نه!

1401
01:29:10,300 --> 01:29:15,510
‫آه! نیک کلامیست دخترم

1402
01:29:28,570 --> 01:29:30,190
‫میشه این رو پر کنی؟

1403
01:29:33,400 --> 01:29:34,860
‫قضیه چیه؟

1404
01:30:14,900 --> 01:30:16,860
‫که برده‌است انگشتر مرا؟

1405
01:30:22,990 --> 01:30:25,750
‫بر انگشت راستم انگشتری بود

1406
01:30:27,670 --> 01:30:29,580
‫چه کس نوشیده است جام مرا؟

1407
01:30:30,920 --> 01:30:33,630
‫می در جام من بود

1408
01:30:33,630 --> 01:30:36,550
‫لبالب از شراب بود

1409
01:30:39,850 --> 01:30:41,390
‫فکر می‌کردم به توافق رسیدیم

1410
01:30:41,390 --> 01:30:43,430
‫- رسیده بودیم
‫- یعنی کار خودش رو کرده؟

1411
01:30:43,430 --> 01:30:45,810
‫- اینطور که معلومـه
‫- دیگه رفت توی اینترنت؟

1412
01:30:45,810 --> 01:30:47,520
‫آره، اینطور که من دیدم

1413
01:30:49,270 --> 01:30:54,030
‫یقین دارم که مصیبتی روی خواهد داد

1414
01:31:14,090 --> 01:31:17,550
‫آوائی به گوش نمی‌رسد

1415
01:31:17,550 --> 01:31:20,930
‫نمی‌شنوم چیزی

1416
01:31:20,930 --> 01:31:24,810
‫چرا این مرد فریاد برنمی‌آورد؟

1417
01:31:27,850 --> 01:31:32,350
‫آه اگر کسی آهنگ جان من کند،

1418
01:31:32,360 --> 01:31:35,650
‫سر فرود نخواهم آورد،
‫بانگ برمی‌دارم و

1419
01:31:35,650 --> 01:31:39,280
‫به‌ مصاف می‌ایستم...

1420
01:31:39,280 --> 01:31:43,120
‫بزن نعمان، تو را می‌گویم

1421
01:31:45,120 --> 01:31:46,830
‫بعدش معذرت‌خواهی کردم و

1422
01:31:46,830 --> 01:31:48,750
‫نمی‌دونم دیگه چی‌کار باید بکنم...

1423
01:31:48,750 --> 01:31:50,620
‫بس کن، لطفاً بس کن.
‫بسه.

1424
01:31:54,670 --> 01:31:57,250
‫اما...

1425
01:31:57,260 --> 01:31:59,590
‫هنوز پرده‌ی آخر بهم می‌رسه؟

1426
01:32:19,030 --> 01:32:27,010
‫آه! تو وا نگذاری مرا،
‫تا بر لبت...

1427
01:32:27,410 --> 01:32:35,340
‫بوسه دهم، یحیی!

1428
01:32:40,340 --> 01:32:47,010
‫نیک، هم ایدون لبت را خواهم بوسید

1429
01:33:10,620 --> 01:33:16,330
‫چون بر میوه‌‌ای رسیده

1430
01:33:16,330 --> 01:33:19,040
‫شاهدخت خشمگینی که به زور به
‫چیزی که می‌خواست رسید

1431
01:33:19,050 --> 01:33:27,040
‫بر آن دندان خواهم فشرد

1432
01:33:33,060 --> 01:33:35,400
‫پدرناتنیش بهش التماس می‌کنه که
‫نظرش رو عوض کنه

1433
01:33:37,270 --> 01:33:39,690
‫میگه، می‌دونم سوگند یاد کردم

1434
01:33:41,740 --> 01:33:43,360
‫من همیشه عاشقت بودم

1435
01:33:45,030 --> 01:33:46,910
‫شاید بیش از اندازه عاشقت بودم

1436
01:34:05,050 --> 01:34:09,180
‫رهبر ارکست تریبونش رو رها می‌کنه و
‫میره روی صحنه

1437
01:34:09,180 --> 01:34:11,890
‫پرده که بالا میره،
‫سالومه رو میشه دید

1438
01:34:11,890 --> 01:34:14,850
‫لباسش رو سرتاسر خون گرفته بود

1439
01:34:14,850 --> 01:34:18,650
‫دستای قرمزش رو به
‫سمت تماشاگران مشتاق تکون میده

1440
01:34:18,650 --> 01:34:21,270
‫از موزیسین‌های توی جایگاه ارکسترا

1441
01:34:21,270 --> 01:34:23,650
‫قدردانی می‌کنه

1442
01:34:23,650 --> 01:34:25,780
‫وقتی دارم این فیلم رو می‌گیرم

1443
01:34:25,780 --> 01:34:27,610
‫کاملاً‌ آگاهم که الان من هم باید

1444
01:34:27,610 --> 01:34:29,700
‫پشت صحنه باشم

1445
01:34:35,250 --> 01:34:37,160
‫دوربین رو برمی‌گردونم روی صحنه و

1446
01:34:37,170 --> 01:34:38,870
‫می‌بینم که سالومه به رهبر ارکسترا

1447
01:34:38,880 --> 01:34:41,500
‫اشاره می‌کنه که تشویقش کنن

1448
01:34:42,800 --> 01:34:45,260
‫اینجا جاییـه که الان باید باشم

1449
01:34:48,390 --> 01:34:50,510
‫ادای احترام کنم

1450
01:34:50,510 --> 01:34:53,650
‫اما متوجه میشن که من اهل نمایش نیستم

1451
01:34:57,100 --> 01:34:59,900
‫هنوز دارن برات دست می‌زنن چارلز

1452
01:35:01,730 --> 01:35:03,900
‫با وجود تمومی تغییراتی که ایجاد کردم

1453
01:35:23,710 --> 01:35:25,550
‫مال من به‌موقع حاضر میشه؟

1454
01:35:28,760 --> 01:35:30,840
‫نه

1455
01:35:30,840 --> 01:35:33,300
‫امشب مجبوریم از سر اون استفاده کنیم

1456
01:35:33,300 --> 01:35:34,680
‫یکم دور از ذهنـه

1457
01:35:34,680 --> 01:35:36,390
‫خب، چاره‌ای نداریم

1458
01:35:36,390 --> 01:35:39,940
‫باید رو ماسک تو هم کار کنیم اما
‫یکم زمان می‌بره

1459
01:35:39,940 --> 01:35:42,400
‫البته باید واسه فیلم‌برداری حاضرش کنیم

1460
01:35:42,400 --> 01:35:44,570
‫فیلم‌برداری؟

1461
01:35:44,570 --> 01:35:46,780
‫یعنی من هم تو پخش هستم؟

1462
01:35:49,450 --> 01:35:51,450
‫وای

1463
01:35:51,450 --> 01:35:53,240
‫خیلی خوش‌شانسی

1464
01:35:56,410 --> 01:35:58,040
‫اگه گند بزنم چی؟

1465
01:35:59,980 --> 01:36:01,620
‫اگه نتونم رهبر ارکسترا رو ببینم چی؟

1466
01:36:01,620 --> 01:36:04,250
‫آخه چشم‌بند دارم

1467
01:36:04,250 --> 01:36:05,750
‫چشم‌بنده اونورش پیداست

1468
01:36:08,550 --> 01:36:10,130
‫نه، مطمئن باش می‌ترکونی

1469
01:36:11,760 --> 01:36:14,850
‫می‌دونم که چقدر تو و ریچل زحمت کشیدید

1470
01:36:16,770 --> 01:36:18,930
‫ترجیح می‌دادم با اون اجرا کنم

1471
01:36:18,930 --> 01:36:20,520
‫با ریچل

1472
01:36:20,520 --> 01:36:23,520
‫خب، اختیارش دست تو نیست

1473
01:36:39,160 --> 01:36:41,460
‫ببخشید

1474
01:36:41,460 --> 01:36:44,130
‫- نمی‌خواستم
‫- نه، اشکالی نداره

1475
01:36:49,090 --> 01:36:51,670
‫مطمئنم که تو و ریچل

1476
01:36:51,670 --> 01:36:55,340
‫تیم خیلی بی‌نظیری می‌شدید

1477
01:36:58,600 --> 01:37:00,850
‫یه روزی هم بالاخره نوبت اون میشه

1478
01:37:00,850 --> 01:37:02,310
‫یه روزی

1479
01:37:07,070 --> 01:37:08,360
‫از گفت‌وگومون

1480
01:37:08,360 --> 01:37:11,440
‫فهمیده بود که مجسمه فایده نداره

1481
01:37:11,440 --> 01:37:13,360
‫که قالب‌گیری دقیق‌تر بود

1482
01:37:13,360 --> 01:37:16,660
‫- حاضری؟
‫- حتی اگه اذیت‌کننده‌تر بود

1483
01:37:20,580 --> 01:37:23,290
‫خیلی‌خب، چشمات رو باز نکن،
‫بسته نگه‌شون دار

1484
01:37:23,290 --> 01:37:25,370
‫- بازشون نکن
‫- چرا؟

1485
01:37:25,380 --> 01:37:26,540
‫چون یکم از چسب‌ها

1486
01:37:26,540 --> 01:37:28,130
‫ممکنه تو مژه‌هات گیر کرده باشن و

1487
01:37:28,130 --> 01:37:30,380
‫نباید بهشون آسیب بزنی

1488
01:37:30,380 --> 01:37:31,920
‫نه، نباید بزنم

1489
01:37:35,010 --> 01:37:37,850
‫یکم دیگه

1490
01:37:39,850 --> 01:37:42,180
‫خیلی‌خب

1491
01:37:42,180 --> 01:37:46,400
‫حالا آروم بازشون کن

1492
01:37:46,400 --> 01:37:48,230
‫همم

1493
01:37:48,230 --> 01:37:52,570
‫با احساس رضایتی
‫به صورتش خیره میشه

1494
01:37:52,570 --> 01:37:55,200
‫افتخار می‌کنه به این که

1495
01:37:55,200 --> 01:37:58,240
‫این آینه‌های جادویی رو ساخته

1496
01:37:58,240 --> 01:37:59,620
‫دخترم به‌جا می‌کند که...

1497
01:38:04,120 --> 01:38:07,330
‫هرودیاس میگه که سالومه تصمیم درستی گرفته

1498
01:38:07,330 --> 01:38:09,380
‫بالاخره بعد از سال‌ها سوء استفاده‌ی شوهرش

1499
01:38:09,380 --> 01:38:11,550
‫از دخترش، آماده‌ست تا زهرش رو بریزه

1500
01:38:11,550 --> 01:38:13,420
‫مثل یه جور عدالت عجیب

1501
01:38:14,550 --> 01:38:17,380
‫این تفسیر منه چارلز

1502
01:38:17,390 --> 01:38:19,850
‫هیچ ایده‌ای ندارم که تو
‫چطوری می‌ساختیش

1503
01:38:22,060 --> 01:38:23,640
‫تشت‌ خالی رو که بهش میدن

1504
01:38:23,640 --> 01:38:27,020
‫فقط ده دقیقه فرصت داره که
‫با خون مصنوعی پرش کنه

1505
01:38:27,020 --> 01:38:29,400
‫قسمت چالشیش بعد از اینه

1506
01:38:29,400 --> 01:38:32,730
‫سر رو برمی‌داره،
‫می‌ذارتش زیر دستش

1507
01:38:32,730 --> 01:38:35,150
‫بعدش عین مادری که با سربلندی
‫به بچش شیر میده

1508
01:38:35,150 --> 01:38:38,070
‫فرمول مخصوص رو خیلی طبیعی

1509
01:38:38,070 --> 01:38:41,030
‫داخل زخم‌های سرِ بریُده‌شده می‌ریزه

1510
01:38:41,030 --> 01:38:43,950
‫باید اون حفره رو به‌قدری پر کنه که

1511
01:38:43,950 --> 01:38:46,910
‫تا انتهای تک‌نوازی آخرش

1512
01:38:46,920 --> 01:38:49,830
‫خون روی لباس سالومه شُره کنه

1513
01:38:57,590 --> 01:39:01,220
‫یوحنا برای اون به‌قدری زیبا بود ‫که...

1514
01:39:01,220 --> 01:39:03,810
اگه می‌تونست سالومه رو ببینه

1515
01:39:03,810 --> 01:39:06,810
‫اون هم عاشقش می‌شد

1516
01:39:06,810 --> 01:39:09,770
‫که معمای عشق

1517
01:39:09,770 --> 01:39:12,310
‫از معمای مرگ بزرگ‌تره

1518
01:39:19,070 --> 01:39:22,780
‫بی‌رحم است دختر تو

1519
01:39:22,780 --> 01:39:25,620
‫به‌حقیقت اهریمنی‌ست!

1520
01:39:25,620 --> 01:39:28,040
‫نیک می‌شمارم آنچه را که
دخترم به‌جای آورده است و

1521
01:39:28,040 --> 01:39:30,290
‫من اکنون در اینجا خواهم ماند

1522
01:39:30,290 --> 01:39:33,790
‫آه، زن تبه‌کار سخن می‌گوید!

1523
01:39:33,800 --> 01:39:38,300
‫بیا، در اینجا نخواهم ماند

1524
01:39:38,300 --> 01:39:41,680
‫بهت میگم بیا

1525
01:39:41,680 --> 01:39:45,680
‫بی‌گمان مصیبتی هراس‌انگیز روی خواهد داد

1526
01:40:03,620 --> 01:40:05,870
‫سلام، چطور بود؟

1527
01:40:05,870 --> 01:40:08,290
‫هنوز تموم نشده

1528
01:40:08,290 --> 01:40:11,000
‫خیلی دلم می‌خواست اونجا باشم

1529
01:40:11,000 --> 01:40:14,670
‫توی رختکَنم.
‫داره لبام رو بوس می‌کنه.

1530
01:40:19,630 --> 01:40:21,470
‫همین حالا گفت که معمای عشق

1531
01:40:21,470 --> 01:40:24,050
‫از معمای مرگ بزرگ‌تره

1532
01:40:26,010 --> 01:40:30,140
‫الان میگه که عشق مزه‌ی تلخی داره

1533
01:40:30,140 --> 01:40:32,060
‫دارن صدام می‌زنن

1534
01:40:42,950 --> 01:40:47,990
‫آخر لب تو را بوسیدم ای یحیی

1535
01:40:47,990 --> 01:40:51,840
‫دهان تو را بوسیدم

1536
01:40:51,864 --> 01:41:01,864
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1537
01:41:01,888 --> 01:41:11,888
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

